<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های علی هنرمند</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@honarmandali</link>
        <description>من علی هنرمند هستم. کارم برنامه نویسی و مهندسی نرم افزار هست. به کارهای تیمی و کمک به تیمها برای بیشینه کردن بهره وریشون علاقمندم و از این رو به روانشناسی و تحلیل رفتارها هم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 21:27:06</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/5821/avatar/1NYtgA.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>علی هنرمند</title>
            <link>https://virgool.io/@honarmandali</link>
        </image>

                    <item>
                <title>کسی به فکر تجربه (UX) برنامه نویسها هست؟</title>
                <link>https://virgool.io/uxshiraz/%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1-ux-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%87%D8%A7-%D9%87%D8%B3%D8%AA-ttrqthfx9kff</link>
                <description>از سالهای نه چندان دور دانشگاه تا محافل مختلف تخصصی و گپ و گفتهای جمع های دوستانه بحث چرایی وجود روشهای مختلف تعریف پارامترها در پرس و جوهایی که در جاوا فراخوانی میکنیم وجود داشته. اما امروز که یک روز به یلدای سال 1397 مانده و تقریبا یک هفته ای از سومین کنفرانس تجربه کاربر شیراز میگذره و طبق معمول این روزها مشغول کمک به ساختن دنیایی بهتر از طریق کدنویسی هستم ذهنم جرقه ای زد.آیا توی طراحی CallableStatement جاوا تجربه کاربر در نظر گرفته شده؟ چرا من میتونم در پرس و جو یا کوئری که به CallableStatement جاوا پاس میدم پارامترهارو هم با ایندکس و هم با نام پارامتر استفاده کنم؟ و چرا من از مدل ایندکس گذاری شده اون استفاده نمیکنم.مکالمه درونی ای برای من شکل گرفت که به مساله مدل یادگیری و رفتار حافظه آدمهای مختلف برمیگرده. همکاری داشتیم که نمیتونست ارتباط سریعی بین ایندکس و مقدار برقرار کنه. یعنی اگر میگفتی 3 تا عنصر داریم که با ایندکسهای 1 تا 3 شماره گذاری شدن و مقدار هر کدوم به ترتیب جاری، عمرانی و طرح هست و بعد ازش میپرسیدی ایندکس 1 مقدارش چی بود معمولا برای یادآوری به مشکل بر میخورد. بنابراین باید همیشه نیم نگاهی به متنها و نکته برداریهاش میکرد. اما وقتی با نامگذاری روبرو بود، مثلا میگفتی پارامتر &quot;دفتر&quot; اسمش &quot;p_book_type&quot; هست به یاد میاورد و با مشکلی روبرو نمیشد. حالا توی جاوا این راه حل برای این نوع فرد با این مدل حافظه طراحی و پیش بینی شده. بنابراین به تجربه این کاربر اهمیت داده شده. حالا این طراحی برنامه ریزی شده بوده یا نه باید بررسی کرد اما وجودش رو میشه اثبات کرد.داستان بالا رو میشه نمونه ای از طراحی نامحسوس (Invisible Design) هم در نظر گرفت. بدون اینکه بهش فکر کنیم ازش استفاده میکنیم و کارمون رو راحتتر میکنه.</description>
                <category>علی هنرمند</category>
                <author>علی هنرمند</author>
                <pubDate>Thu, 20 Dec 2018 12:17:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دکمه هارو امتحان کن</title>
                <link>https://virgool.io/@honarmandali/%D8%AF%DA%A9%D9%85%D9%87-%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%88-%D8%A7%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%86-cvbfjlgiqvwm</link>
                <description>سال 81-82 بود که کلاس زبان میرفتم. همکلاسی و دوستی داشتم که مهندس برق بود و به تازگی در یکی از واحدهای پتروشیمی مشغول به کار شده بود. دوستم رو به کنجکاوی و خوشفکری میشناسم. از اون دسته آدمهایی که دائم در حال آزمودن راههای جدید هستن. دائم در حال سرک کشیدن توی هر سوراخی هستن. و آگاهانه یا ناآگاهانه مرزها رو جابجا میکنن. داستانی رو تعریف میکرد در مورد یکی از همین جابجاییهای عظیم.میگفت پایان یه شیفت کاری، در اوج خستگی حس کنجکاوی کودکانه سراغم اومد. فکر کن یه کودک کنجکاو تو یه اتاق باشه پر از لامپهایی که خاموش و روشن میشن و تو هنوز نمیدونی معنی نصفشون چیه. اطرافت پر باشه از دکمه هایی که نمیدونی با زدن هر کدوم کجای کارخونه میره رو هوا. و بدتر از اون به آرزوی کودکیت یعنی خلبانی هم رسیده باشی. خلبانی که چیزی نیست. یه پنجره که ازش بیرون نگاه میکنی. یه دسته که چیزی بیشتر از دسته بازی آتاری نداره و کلی دکمه که با زدن هر کدوم موتورای سمت چپ یا خاموش میشن یا روشن. خلبان اوتوماتیک یا خاموش میشه یا روشن!!! و حالا این کودک کنجکاو توی کاکپیت هواپیما نشسته روی صندلی کمک خلبان.دکمه های زیادی هستن که ما هنوز تستشون نکردیم. نمیدونیم چه اتفاقی با زدن هر کدوم میفته. درسته کارهایی هستن که عواقب جبران ناپذیری دارن اما اطراف ما پر از دکمه های تست نکرده ای هستن که میتونیم عواقبشو بپذیریم. میدونیم با یه حساب دو دو تا چارتایی منافع زیادی برای ما داره. تست کردن دکمه های جدید با خارج شدن از ناحیه راحتی همراه خواهد بود. این یعنی استرس که زیادش خوب نیست. اما تجربه های به دست اومده خارج از ناحیه راحتی واقعا قابل تامل و چشم پوشی نیستن.تجربه من توی نوشتن این پست و استفاده اولم از ویرگول هم همین بود. با زدن هر دکمه با خودم میگفتم یعنی چی میشه؟ به قول ست گادین و البته روانشناسها در تصمیم گیریها مهم تر از عوامل بیرونی، گفتگوهای درونی ما خواهد بود. آیا مجموعه گفتگوهای درونی ما نتیجه اش میشه زدن یه دکمه و کسب یه تجربه جدید یا بیخیال شدن و دوری کردن از استرس و عواقبش.</description>
                <category>علی هنرمند</category>
                <author>علی هنرمند</author>
                <pubDate>Tue, 20 Mar 2018 11:42:10 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>