<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های آکادمی هوراز</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@hooraz.academy</link>
        <description>آکادمی هوراز، آکادمی خودراهبری - شماره واتس اپ 09220157670</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 13:10:03</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1142662/avatar/JPK9J9.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>آکادمی هوراز</title>
            <link>https://virgool.io/@hooraz.academy</link>
        </image>

                    <item>
                <title>رهبری شجاعانه</title>
                <link>https://virgool.io/@hooraz.academy/%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D8%B4%D8%AC%D8%A7%D8%B9%D8%A7%D9%86%D9%87-ij4zhvijcmb8</link>
                <description>شجاعت. این کلمه شاید یادآور افسانه های پریان و اساطیر باشد.لیکن شجاعت یکی از ویژگی های اصلی رهبری است و ما بایستی این خصوصیت را داشته باشیم.همانطور که پیتر دراکر نیز گفته است:&quot;در هر داستان موفقیت، شخصی را خواهید یافت که تصمیم شجاعانه ای گرفته است&quot;آیا لازم است ابرقهرمان باشیم؟ خیر، صرفاً سعی کنید که شجاعانه با حقیقت روبرو شوید. در ادامه، چند حیطه کلیدی از شجاعت را برای تمرین پیشنهاد می کنم.شجاعت به معنی پذیرش واقعیت استرهبران بایستی حقیقت را همانطور که هست بپذیرند و در دنیایی خیالی یا در دنیایی که ده سال پیش شرکت با آن روبرو بوده غرق نشوند. بسیار ساده می توان رویای کاخ هایی را در آسمان در سرپروراند و با خود خیال کرد که واقعیت، همان است.تنها رهبرانی که به درستی حقیقت را می پذیرند می توانند دست به تغییر بزنند. این کار بعضاً دشوار بوده و نیاز به داشتن جسارت، تحمل شوک، رویارویی با واقعیت یا به اشتراک گذاشتن حقیقت دارد. با این وجود، تنها با داشتن یک باور مستحکم از واقعیت است که می توان دست به عمل و بهبود زد.شجاعت تصحیح دیدگاه خودوینستون چرچیل در جایی گفته است:&quot;شجاعت به معنی توانایی بیان باورهای خود است؛ البته شجاعت به معنی توانایی آرام گرفتن و گوش دادن به سخن دیگران نیز می باشد.&quot;برخی اوقات به جای اینکه بر دیدگاه و ارزیابی خود اصرار کنیم، ما باید بدانیم که در چه مواردی نقش مان را به عنوان رهبر بد ایفا کرده ایم. خود من نیز مانند بسیاری دیگر بایستی دیدگاه خود را نسبت به بحران های پیش رویم تغییر می دادم. داشتن شجاعت تصحیح دیدگاه یک شخص و کسب داده ها و پیشرفت های جدید، یکی از کارهای کلیدی هر رهبر است.شجاعت حفظ مسیربا وجود گفته های فوق، گاهی اوقات بایستی مقابل انتقادات ایستاد و به مسیر خود ادامه داد. مسلماً نمی توانیم هر دفعه که شخصی به ما موردی منفی را گوشزد می کند، مسیرمان را تغییر دهیم.به این منظور، لازم است بدانیم از چه کسی انتقاد و بازخورد را پذیرا باشیم. به طور کلی، به این نتیجه رسیده ام که گوش سپردن به انتقادات و بازخوردهای اشخاصی که خود من برای مشاوره انتخاب می کنم، تاثیر بسیار زیادی در حذف انتقادات و بازخوردهای بیهوده سایرین دارد (البته انجام این کار از گفتنش بسیار دشوارتر است، بخصوص در مورد رسانه های اجتماعی).شجاعت داشتن تفکری متفاوتزمانی که رهبران بزرگ با واقعیت روبرو می شوند و آن را می پذیرند، ایشان بایستی به اندازه کافی شجاعت دستکاری این واقعیت را داشته باشند، تا بتوانند به با یک بینش جسورانه که نمی تواند و نبایستی تغییر کند پا به جلو بگذارند و واقعیت فعلی را نپذیرفته و با ایجاد تغییر، دست به پیشرفت بزنند.این کار نیاز به داشتن یک درک مستحکم از فرآیندها و ابزارآلات تفکر دارد. دو عنصر کلیدی در این رابطه تعریف می شود: داشتن یک فرآیند تولید دیدگاه مناسب و داشتن توانایی تفکر بر پایه اصول به اصطلاح اولیه.شجاعت داشتن اختلاف نظرات سازندهزمانی که دست به رهبری بزنید، با اختلاف نظرات زیادی روبرو خواهید شد. هرگاه اشخاص در کنار یکدیگر کار می کنند، احتمال بروز اختلاف همیشه وجود دارد. این رهبر است که بایستی مداخله کرده و سعی کند در کنار حل کردن مساله، اندکی پیشرفت نیز حاصل نماید. بدترین چیزی که شما می توانید به عنوان یک رهبر انجام دهید این است که سعی کنید همه را راضی نگه داشته و از اختلاف نظر دوری کنید. همانطور که جمبه ای معروف نیز می گوید &quot;اگر می خواهید همه را راضی نگه دارید، لطفاً رهبر نشوید، بروید بستنی فروشی باز کنید.&quot;شجاعت مخالفت و امتناعدر کنار موارد فوق، بسیار مهم است که برخی اوقات بگوییم &quot;نه&quot;. می توانیم با ایده ها مخالفت یا از برخی درخواست ها و قرارهای ملاقات امتناع کنیم. همانطور که [درک سیورز] گفته است &quot;هر کاری که می کنیم یا باید در حد موافقت صد در صد، یا مخالفت با آن باشد، بهتر است از بله گفتن های نصفه و نیمه خودداری کنیم.&quot;با این وجود، در ادامه داشتن این جسارت، با مسئولیت توضیح دلیل مخالفت روبرو می شویم. بایستی مستقیماً پس از هر مخالفتی یا امتناعی که از خود نشان می دهیم، به دلیل آن اشاره کنیم. این امر برای پیشرفت اعضای تیم بسیار مهم است، چرا که ایشان از این طریق با شیوه رهبری و فرآیند تصمیم گیری شما آشنا می شوند.شجاعت بیان خواسته هااشخاص زیادی تنها منتظر این هستند که فرصت ها به سراغشان بیاید. لیکن ما بایستی شجاعت بیان خواسته هایمان را داشته باشیم. به طور عادی همه با نظر ما مخالفت می کنند، بنابراین اگر خواسته های خود را برای سایرین مطرح نماییم، یا با همان مخالفت سابق روبرو می شویم ویا شاید بتوانیم تغییری ایجاد کنیم. شنیدن &quot;نه&quot; می تواند از نظر شخصی دردناک باشد، ولی در واقع، این کلمه تغییر خاصی در موقعیت سابق ایجاد نمی کند.شجاعت پیشرفت دادن خودجهت عملی کردن تمامی موارد فوق، یک فرد بایستی از مهارت سلف لیدرشیپ بسیار قدرتمندی برخوردار باشد. حصول این امر نیازمند داشتن شجاعت سلف لیدرشیپ است که بعضاً می تواند دشوارترین کاری باشد که هر رهبر انجام می دهد.یکی از ابزار تمرین من در این زمینه، تصویرسازی ذهنی است. یک سناریو از موقعیت چالش برانگیز مدنظرتان در ذهن بسازید. سعی کنید عکس العمل های خود و اینکه چطور بایستی شجاعت داشته باشید را تصور و به آنها فکر کنید، تصور کنید چه چیزهایی ممکن است بگویید؟ چه عکس العملی ممکن است نسبت به دیگران نشان دهید؟ هرچه بیشتر این تمرین را انجام دهید، بیشتر قادر به حفظ شجاعت در دنیای واقعی خواهید بود.موقعیت های بخصوص نیاز به شجاعت دارند: دلیر باشیدبرخی از موارد فوق با یکدیگر تناقض دارند. بعضی از آنها نیاز به حفظ تعادل میان دیدگاه های مختلف به طور همزمان دارد. علت این امر به پیچیدگی و بعضاً دوگانگی و تناقض زندگی باز می گردد. وظیفه کلیدی رهبر، پذیرش دلیرانه این حقیقت و رویارویی با موقعیت ها در زمان بروزشان است.شجاعت، خصوصیتی است که می توان آن را آموخت و توسعه داد. به شما پیشنهاد می کنم برای تمرین ماهیچه شجاعت خود، هر روز سعی کنید در بخش کوچکی از زندگی روزمره خود شجاع و جسور باشید.زمان لازم را به رهبری دلیرانه اختصاص دهید، چرا که دنیا به رهبران شجاع نیاز دارد.</description>
                <category>آکادمی هوراز</category>
                <author>آکادمی هوراز</author>
                <pubDate>Sat, 11 Dec 2021 23:36:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سلف لیدرشیپ به چه معنی است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@hooraz.academy/%D8%B3%D9%84%D9%81-%D9%84%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D9%BE-%D8%A8%D9%87-%DA%86%D9%87-%D9%85%D8%B9%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-mbkclyzjc8ai</link>
                <description>سلف لیدرشیپ به معنی توانایی هدایت خود برای رسیدن به اهداف شخصی و حرفه ای در کنار کمک به موفقیت شرکت یا سازمانی که در آن مشغول به کار هستید است. سلف لیدرشیپ شامل داشتن درکی مناسب از کسی که هستید، مقصدی که می خواهید به آن برسید، چیزهایی که توانایی کسب آن را دارید، و همینطور توانایی مدیریت احساسات و افکار به صورتی است که شما را به سوی موفقیت هدایت کند، می باشد.علت اهمیت سلف لیدرشیپ چیست؟سلف لیدرشیپ از آنجایی اهمیت و ضرورت دارد که به شما کمک می کند به اهداف حرفه ای خود رسیده و رهبر خوبی برای سایرین باشید. رهبران خوب الزاماً بایستی قادر باشند در رهبری خود، الگویی برای سایرین باشند. سلف لیدرشیپ در زمینه های کاری مزایای بسیار زیادی برای یک شرکت و همینطور برای خود شخص دارد. سلف لیدرشیپ به رهبران اجازه می دهد تا با عملکرد خود بر سایرین تاثیر گذاشته و به این وسیله، اهداف سازمان حاصل شوند.جدا از کمک هایی که سلف لیدرشیپ به شما برای رسیدن به اهداف زندگی و حرفه ای خود می کند، مزایای رهبری خود شامل موارد زیر نیز می شود:شما را کارآمدتر و سازنده تر می کندباعث می شود انگیزه و مسئولیت پذیری داشته باشیدباعث تشکیل روابط قدرتمندتری با همکارانتان می شوددیگران را ترغیب می کند تا از شما پیروی کنندشما را کارآمدتر و سازنده تر می کندکارکنان غالباً به دنبال افرادی هستند که از مهارت های سلف لیدرشیپ قدرتمندی برخوردارند، چرا که ایشان می دانند که این مهارت ها نقش مهمی در افزایش کارآمدی و سازندگی شرکت و رسیدن به اهداف سازمانی ایفا می کنند. کارکنانی که از مهارت های سلف لیدرشیپ مطلوبی برخوردارند نیز قادر به مدیریت موثر زمان و حفظ نظم در کارشان هستند. این کار معمولاً منجر به افزایش تولید و سازندگی شرکت و همینطور بالاتر رفتن کیفیت کار انجام شده در شرکت می شود.باعث می شود انگیزه داشته و مسئولیت پذیری داشته باشیدیکی از بیشترین مزایای سلف لیدرشیپ این است که برای انجام آن نیاز به حفظ انگیزه و مسئولیت پذیر بودن در قبال کارهایتان دارید. داشتن انگیزه ای قوی باعث می شود از پس چالش هایی که جلوی راهتان بوجود می آید بر بیایید، که در نهایت منجر به کسب چیزهایی بسیار بیشتر از آنچه انتظار داشتید می شود. جهت مسئولیت پذیر بودن در قبال اعمال، بایستی در حین پاسخ دادن به سوالات خودشناسی روراست باشیم، چرا که این سوالات برایمان موقعیت یادگیری و توسعه مهارت های جدید را به ارمغان می آورد.باعث تشکیل روابط قدرتمندتری با همکارانتان می شودداشتن مهارت های خود رهبری قدرتمند باعث می شود بتوانید روابط مستحکمی با همکاران، سرپرست و مدیران خود بسازید، چرا که در این صورت، ایشان به اهمیتی که به نقش و حفظ اخلاقیات کاری خود می دهید احترام خواهند گذاشت. در این صورت، به احتمال بسیار زیادی، همکارانتان شما را بعنوان فردی قابل اعتماد در تکمیل کارها و پروژه های گروهی خواهند شناخت، و سرپرست و مدیران شما از توانایی شما برای سازندگی بدون نیاز به مدیریت لحظه ای ایشان بسیار لذت خواهند برد.دیگران را ترغیب می کند تا از شما پیروی کنندهر رهبر خوبی بایستی الگویی برای تیم خود باشد. این به این معن است که رهبری عالی با مهارت های سلف لیدرشیپ آغاز می شود. چرا که هر سرپرست و مدیر به طور معمول دارای یک سطح حداقلی از نظارت هستند، و اگر شما در پست رهبری قرار دارید، لازم است تا در اولویت اول، برنامه ها و کارهای خودتان را اولویت بندی کرده و به دنبال تکمیل کارهایتان باشید. حتی اگر در پست رهبری نیستید، زمانی که مهارت های سلف لیدرشیپ قوی از خود نشان دهید، می توانید برای ترغیب همکارانتان برای کنشگر و سازنده تر بودن، اثر مثبتی داشته باشید.مهارت های خود رهبریدر اینجا به مهمترین مهارت های خود رهبری اشاره می کنیم:خودآگاهیانگیزشتصمیم گیریتعهدنفوذهمدلیمهارت های اجتماعیخود تنظیمیمسئولیت پذیریخودآگاهیمهمترین مهارت برای توسعه سلف لیدرشیپ، داشتن خودآگاهی است. این خودآگاهی به درکی که از خود، اهداف، نقاط قوت، و جاهایی که می توانیم در خود بهبود بخشیم اشاره می کند. کسانی که خود را به خوبی رهبری می کنند، از درک جامعی از خود بعنوان یک شخص برخوردارند و می توانند هدفشان را به خوبی تشخیص دهند. بعلاوه، خودآگاهی شامل هوش هیجانی و عاطفی نیز می شود که به معنی توانایی درک احساس، عواطف، افکار، انگیزه های شخصی و تاثیری که بر شما می گذارند است. اشخاصی که از خودآگاهی برخوردارند می توانند آزمون های سنجش شخصی را به درستی و با دقت تکمیل کنند، که این امر منجر به افزایش اعتماد به نفس و توسعه فردی بیشتری می شود.اشتیاقویژگی اصلی دیگری که برای سلف لیدرشیپ می توان نام برد، داشتن سطح اشتیاق بالا است. اشتیاق به معنی هدفی است که به شما انرژی لازم برای گذشتن از محدودیت های شخصی و پیشروی در هنگام بروز چالش ها است. اشخاصی که دارای مهارت سلف لیدرشیپ قدرتمندی هستند، علاقه وافری برای فائق آمدن بر هر محدودیتی که با آن مواجه می شوند دارند.تصمیم گیریبرای توسعه مناسب مهارت سلف لیدرشیپ، داشتن مهارت های تصمیم گیری قوی بسیار ضروری است. شما بایستی قادر به تشخیص نقاط قوت و ضعف خود و کاری که می خواهید انجام دهید باشید، و همینطور بتوانید برنامه ای برای موفقیت خود داشته باشید. بعلاوه، این امر نیاز به توانایی پیش بینی نیازها و چالش ها و سپس ارائه ی عکس العمل مناسب در هنگام مواجهه با آنها را دارد.تعهدتعهد به معنی پایبندی به یک کار و هدف خاص است. تعهد برای توسعه مهارت های سلف لیدرشیپ بسیار مهم است، چرا که به شما کمک می کند انگیزه ی خود را برای تکمیل یک کار حفظ کرده و به مسیر خود برای فائق آمدن بر چالش ها در هنگام بروزشان ادامه دهید.نفوذنفوذ، یکی دیگر از ویژگی های اصلی سلف لیدرشیپ است، چرا که سلف لیدرشیپ باعث می شود نظرات و اعمال شما، الگوی سایرین شود تا سخت تر کار کنند و به همان موفقیتی که شما رسیده اید، برسند. نفوذی که شما بر سایرین دارید باعث می شود ترغیب شوند تا رفتاری کنشگرایانه و مفید داشته باشند. اگر بتوانید هیجان ها، عواطف، افکار و رفتار خود را مدیریت کنید تا به اهداف شخصی خود برسید، سایرین تاثیر مثبتی از این رفتار شما خواهند گرفت.همدلیهمدلی به معنی قابلیت درک عواطف، احساسات و افکار سایرین و بروز عکس العمل نسبت به آنها به شیوه ای است که نشان می دهد شما به نقطه نظر ایشان احترام گذاشته و آن را درک می کنید. داشتن همدلی نیازمند داشتن درکی عمیق از عواطف، احساسات و افکار خودتان است، که این امر باعث می شود ارتباط نزدیکی با احساسات سایرین داشته باشید و عکس العمل مناسبی نسبت به آنها از خود بروز دهید. همدلی غالباً مهارتی است که رهبران به آن نیاز دارند، چرا که این مهارت به آنها اجازه می دهد با افراد تحت رهبری خود ارتباطات واقعی و مطلوبی داشته باشند.مهارت های اجتماعیمهارت های اجتماعی به معنی توانایی تشکیل روابط دوستانه و قوی با سایرین و حفظ این روابط است. داشتن روابط اجتماعی قوی به شما اجازه می دهد ارتباطاتی مملو از احترام و اعتماد داشته باشید. همه رهبران برای تشویق تیم خود برای پیروی از وی و کار کردن در کنار یکدیگر، نیاز مبرمی به مهارت های اجتماعی دارند. روابط اجتماعی قدرتمند، یکی از عناصر کلیدی تشکیل تیم های با عملکرد بالاست.خود تنظیمیخود تنظیمی به معنی توانایی تنظیم احساسات، افکار و رفتارهای خود به گونه ای قابل قبول و بدون مداخله خارجی است. مهارت های خود تنظیمی به شما کمک می کند به جای بروز عکس العمل نسبت به چالش ها، برایشان پاسخ مناسبی ارائه دهید. یک پاسخ، به معنی روشی است که شما بعد از تفکر و دقت زیاد آن را برای رفع یک چالش یا رویارویی با شرایطی پیش بینی نشده انتخاب می کنید، و در خلاف آن، عکس العمل به معنی یک پاسخ تکانشی و ناگهانی است. یک عکس العمل به طور معمول از احساسات نشات می گیرد، در حالی که یک پاسخ، بر پایه منطق و استدلال بنا می شود. تقویت مهارت های خود تنظیمی به شما کمک می کند تا با اطمینان بیشتری نسبت به چالش ها پاسخی مثبت ارائه دهید.مسئولیت پذیریمسئولیت پذیری به معنی پذیرش مسئولیت افکار، تصمیمات، عواطف، حساسات و عملکردمان است. مسئولیت پذیری یک مهارت مهم در سلف لیدرشیپ محسوب می شود که از ارتباط مستقیمی با بسیاری از سایر مهارت های سلف لیدرشیپ برخوردار است. مسئولیت پذیری به این معنی است که در هنگام رویارویی با یک مشکل، تقصیر را به گردن فردی دیگر نیانداخته و در عوض کارهای لازم برای رفع مساله را انجام دهیم. یک رهبر مسئولیت پذیر، در قبال اعمال و رفتار خود و تیم خود پاسخگو است. یک رهبر با خصوصیت مسئولیت پذیری قوی می تواند تیم های کارآمدتر و سازنده تری تشکیل دهد.</description>
                <category>آکادمی هوراز</category>
                <author>آکادمی هوراز</author>
                <pubDate>Sat, 04 Dec 2021 14:18:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>با این سه دروغ خداحافظی کنید تا شاهد موفقیت خود باشید</title>
                <link>https://virgool.io/@hooraz.academy/%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D8%AA%D8%A7-%D8%B4%D8%A7%D9%87%D8%AF-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D8%AF-gihtzfyra7gu</link>
                <description>با این سه دروغ خداحافظی کنید تا شاهد موفقیت خود باشید:گاهی اوقات تنها چند دروغ ساده می‌تواند سبک زندگی شما را تحت تاثیر قرار داده و مانع از رسیدن شما به موفقیت شود. در حقیقت، بیشتر اوقات آنچه که ما را از رسیدن به چشم اندازمان دور می‌کند همان دروغ‌هایی است که به خودمان می‌گوییم. ترس از رسیدن به موفقیت، احساس شایسته نبودن برای دستیابی به موفقیت یا غیرممکن دانستن اهداف‌مان نمونه‌هایی از دروغ‌هایی است که بر مدل ذهنی ما موثر بوده و مانع از تحقق همان چیزی می‌شود که همیشه آرزوی آن را داشته‌ایم. شما می‌توانید با رها شدن از این دروغ‌ها در جهت ارتقاء مهارت‌های زندگی خود گام برداشته، تحولی عظیم در سبک زندگی خود ایجاد کنید و به این ترتیب تجسم اهداف‌تان را در دنیای واقعی مشاهده خواهید‌کرد.3 دروغی که مانع رسیدن به موفقیت است:در ادامه این مطلب شما را با 3 دروغی آشنا می‌کنیم که مدل ذهنی شما را تحت تاثیر قرار داده و مانع از تحقق موفقیت‌های شما خواهد شد.1. من نمی‌دانم از کجا شروع کنمبگذارید رازی را به شما بگویم: هیچ کسی”نمی‌داند” از کجا شروع کند.استیو جابز کسی را نداشت که به او بگوید قدم اول چیست.دونالد ترامپ اولین بار نمی‌دانست کدام ملک را خریداری کند.افراد موفق ابتدا با جمله ” نمی‌دانم از کجا شروع کنم” خداحافظی کرده، مدل ذهنی خود را تغییر می‌دهند و به جای آن تصمیم می‌گیرندحتما این جمله معروف را شنیده‌اید که می‌گوید&quot; کمال گرایی مانع از رسیدن به پیروزی است &quot;. مقصود ما هم دقیقا همین است. اگر بخواهید زمان زیادی را منتظر بمانید تا کامل‌ترین برنامه برای رسیدن به هدف خود را طراحی کنید بدون شک صدها برنامه خوبی که می‌تواند به شما در راه رسیدن به مقصود و خواسته‌تان کمک کند را از دست خواهید داد.اگر می‌خواهید به خواسته ها و اهداف خود برسید باید با جمله ” من نمی‌دانم از کجا شروع کنم” برای همیشه خداحافظی کنید.2.من هیچ پولی ندارملطفا با دقت به این جمله توجه کنید: &quot; شما برای میلیونر شدن نیازی به پول ندارید &quot; . حتی نیازی هم نیست که استعدادهای درخشانی داشته باشید. تنها چیزی که نیاز دارید تغییر در مدل ذهنی، ارتقاء مهارت های زندگی متناسب با قصد و نیت خودتان و ایجاد یک سبک زندگی جدید است. آیا نام ریچارد برنسون را شنیده‌اید؟ او شرکت ویرجین رکوردز را در دوران نوجوانی زمانیکه هیچ سرمایه‌ای نداشت تاسیس کرد و اکنون ثروت او به 4.9 میلیارد دلار می‌رسد. نکته جالب و شگفت انگیز اینجاست که برانسون دچار بیماری خوانش‌پریشی است و در مدرسه و دوران دانش آموزی هم عملکرد مناسبی نداشته است. اما بعدها او دریافت که از توانایی خوبی در برقراری ارتباط با دیگران برخوردار است.اگر یک نوجوانی مبتلا به بیماری خوانش‌پریشی می‌تواند به یک بیلیونر تبدیل شود، پس مدل ذهنی خود را تغییر دهید؛  مانع بی پولی می‌تواند تنها بهانه‌ای باشد که شما باید با آن خداحافظی کنید.به این ترتیب، دیگر حتی مجبور نخواهید بود درباره هزینه‌هایتان دوبار فکر کنید؛ سریعتر از آنچه تصور می‌کنید پول کافی برای تجربه کردن یک زندگی باکیفیت و مطلوب را بدست خواهید آورد.3.من نمی‌توانم به تنهایی این کار را انجام دهمشاید شما هم درباره رهبران برجسته و خبرهایی که زندگی بعضی از مردم را تغییر داده‌اند چیزهایی شنیده‌اید و سپس به اطراف خود نگاه می‌کنید و از خود می‌پرسید که مربی و راهنمای من کجاست. حقیقت ناراحت کننده این است که همه انسان‌ها نمی‌توانند راهنما و رهبر شخصی برای خود داشته باشند. اما خبر خوب هم این است که افراد زیادی هر روز بدون راهنما و مربی و تنها با مهارت‌های خودآگاهی، سلف لیدرشیپ (خود رهبری) و  لیدرشیپ (رهبری) مشترک در میان رهبران موفق  به اهداف و آرزوهای خود دست می‌یابند.در این مورد فکر کنید: هدف شما هر چه که باشد، اولین شخصی که به آن هدف دست یافته‌است هیچ راهنما و رهبری نداشته‌است.راز رسیدن به موفقیت چیست؟استیو جابز را مربی بیزینس کوچینگ خود بدانید. ریچارد برنسون هم همینطور. آلبرت انیشتین هم  مهارت‌های رهبری خوبی دارد. اگر بفهمید که این افراد برای رسیدن به موفقیت چه کارهایی انجام دادند، خواهید دید که حتی سریعتر از آنچه فکر می‌کردید، مدل ذهنی شما تغییر و مشخص ترین و روشن ترین اهداف‌تان تحقق یافته است.کارشناسان حوزه موفقیت به تازگی برخی از شباهت‌های خارق العاده و شگفت انگیزی را کشف کرده‌اند که در موفق ساختن افرادی مثل استیو جابز و … بسیار موثر بوده است.به نظر می‌رسد، بیشتر بیلیونرها، هنرمندان موفق، و افرادی که آرزوها و اهداف خود را تجربه و آنها را زندگی می‌کنند، در یک چیز مشترک هستند...و آن نقطه اشتراک &quot; کار سخت&quot; نیست...آنها یک راز شناخته شده کوچک اما مشترک دارند: ایجاد یک سبک زندگی جدید در نتیجه خداحافظی با این سه دروغ در تمامی جنبه های زندگی</description>
                <category>آکادمی هوراز</category>
                <author>آکادمی هوراز</author>
                <pubDate>Sat, 27 Nov 2021 11:35:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رفتاری صادقانه داشته باشید: قدرت تمجید صادقانه</title>
                <link>https://virgool.io/@hooraz.academy/%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA-%D8%AA%D9%85%D8%AC%DB%8C%D8%AF-%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-dnkbkuqh342q</link>
                <description>مراقبت از داشتن رفتاری صادقانه چه تفاوت‌هایی به همراه دارد؟داستان زیر را در نظر بگیرید:چندین ماه‌ است که درگیر یک پروژه بزرگ و مهم هستید. مشتری شما هم، فردی بسیار سخت‌گیر و ناسپاس است. در این پروژه شما سخت کار کرده‌اید، اما نتایجی که پیش‌بینی کرده بودید را بدست نیاوردید.  فقط می‌خواهید هر چه زودتر این پروژه تمام شود و کار دیگری را آغاز کنید.هر کار دیگری که باشد، مهم نیست.ناگهان، رئیس، شما را به جلسه‌ای دعوت می کند. با خود می‌گویید،&quot;عالیه، دیگه بدتر از این نمی‌شد که بشه!&quot;درحالیکه در مقابل رئیس خود می‌نشینید، او صحبت کردن را آغاز می‌کند:&quot; ببین، چیزی که می خوام بگم، صادقانه می‌گم، البته میدونم خیلی پیش نمیاد که چنین چیزی رو از من بشنوی اما واقعاً میدونم که داری اینجا زحمت میکشی و برام باارزش هستی. رفتارت با این مشتری قابل ستایش هست. کار و رفتار فوق‌العاده‌ای در برابر اونها از خودت نشون دادی . . . قبلا با مشتریان این‌چنینی برخورد داشتم و کارکرده‌ام؛ صادقانه میگم که نمیدونم تو چطور در برابر خواسته‌ها و رفتار اونها طاقت آوردی! اما چگونگی و پیشرفت این پروژه رضایت اونها رو بیشتر از پروژه‌هایی که قبلا براشون انجام داده بودیم، فراهم کرده. میدونی چی بیشتر از همه‌چیز برام ارزش داره؟ اینکه واقعاً رفتاری حرفه‌ای با اونها داشتی . . . با تمام انرژی به کارت ادامه بده &quot;.به نظر شما پس از چنین ماجرایی چه احساسی را تجربه خواهید کرد؟پس از سال‌ها همکاری و مشاوره با چندین و چند شرکت مختلف، به‌خوبی آموخته‌ام که موارد بسیار معدودی هستند که قدرت انگیزشی آن‌ها با تمجید و ستایش صادقانه برابری می‌کند. در این رابطه توجه شما را به سه نمونه از نظرات افراد شاغل در این سازمان‌ها جلب می‌کنم که در طی مصاحبه‌های مختلف از آن‌ها شنیده‌ام:– هیچ‌چیزی مأیوس‌کننده ‌تر از این نیست که هر روز بهترین کار را ارائه دهی و تنها زمانی با تو صحبت کنند و اسمت را به زبان بیاورند که کاری را به‌اشتباه انجام داده‌ای.– واقعاً نمی‌توانم درک کنم که چرا مدیریت ارشد اغلب شرکت‌ها این موضوع را متوجه نمی‌شوند. البته که پول یک عامل انگیزاننده بسیار قوی است، اما احساس باارزش بودن و مورد ستایش و قدردانی قرار گرفتن هم همین تاثیر را دارد. هرکسی در هر جنبه از زندگی خودش، دوست دارد که بداند و بشنود که برای مجموعه‌ای ارزش و اهمیت دارد و مورد قدردانی دیگران قرار می‌گیرد.– موضوعی بسیار بدیهی است، اما بسیاری از رهبران حتی گفتن عبارت ساده &quot; آفرین، احسنت &quot; را از اعضای تیم خودشان دریغ می‌کنند.در تمجید و ستایش‌ها همواره باید صادقانه رفتار کنیدستایش و قدردانی تنها زمانی اثرگذار است که واقعی، صادقانه و اصیل باشد.این روش نه حقه و تمهید برای جلب‌توجه است و نه یک کار ساده روزانه که باید انجام و از لیست کارهای روزانه حذف شود. این روش یک نوع نگرش و طرز فکر است. همیشه باید در کارکنان، شرکا و همکاران خودتان به دنبال پیدا کردن ویژگی‌های مثبت باشید. البته گاهی اوقات هر کسی نیاز به دریافت انتقاد سازنده هم دارد که بسیار طبیعی است و اگر شاهد آن بودید و احساس کردید که توجه نکردن به آن می‌تواند موجب خسارت به کار دیگران شود، حتماً باید آن را تذکر دهید.اما چرا نباید چنین دیدگاهی نسبت به ستایش و تمجید هم داشته باشید؟ اگر شاهد نکته مثبتی در رفتار شخصی هستید که مورد پسند شما هم هست، در اولین فرصت ممکن این مطلب را به آن  فرد  بگویید. اگر نمی‌توانید این کار را بلافاصله و فورا انجام دهید، یادداشتی تهیه کنید یا یک ابزاری برای یادآوری آن در نظر بگیرید تا آن را از یاد نبرده و در اولین فرصت ممکن انجام دهید.فراموش نکنید که کلید این کار در صادقانه و خالصانه بودن آن است و در غیر این صورت نتیجه‌ای عکس حاصل می‌شود. چاپلوسی و تملق پوشالی خلاف انتظار شما عمل می‌کند. مردم عدم خلوص و صداقت را از فاصله چند کیلومتری تشخیص می‌دهند. باید به خودتان یاد دهید تا به‌خوبی بتوانید بهترین ویژگی ها، موارد واقعاً باارزش و قابل ستایش را در دیگران ببینید.روش درست تمجید و ستایش صادقانه کدام است؟حتماً و حتماً توجه داشته باشید که موارد زیر را رعایت کنید:1. همیشه به دنبال پیدا کردن یک‌ امتیاز یا ویژگی خوب در دیگران باشید.برخی از رهبرانی که با آن‌ها همکاری داشته‌ام، دربرابر ستایش و تشویق دیگران مبارزه می‌کنند. چنانچه یکی از آنها به من گفته بود:&quot; شما اشاره به اصالت و واقعی بودن داشتید، اما از همه که نمیشه تمجید و ستایش کرد، میشه؟&quot;این طرز فکر اشتباه است.هرکسی مستحق تمجید و ستایش برای چیزی است و شاید این همان حقیقتی است که آن‌ها را سالیان متمادی نسبت به شرکت و سازمان وفادار نگه داشته است یا اینکه مثلاً  علی رغم مشکلات شخصی، به‌طور کامل از یک پروژه منصرف نشده و از آن دست نکشیده‌اند. اگر شما رهبر یک تیم و در حال هدایت آن هستید، وظیفه شما آن است که  قدردانی و بااهمیت بودن تک‌به‌تک افراد حاضر در تیم را به آنها نشان بدهید.برخی اوقات این بدان معناست که پتانسیل‌های افراد را در آن ها جستجو کنید. اگر موردی را درافراد تیم خودتان می‌بینید که آن‌ها حتی خودشان هم شاهد آن نیستند، می‌توانید در شکل‌گیری یک رسالت و به انجام رسیدن آن کمک کنید. مطمئنا شرایط آن‌ها تغییر می‌کند و شاهد دستاوردهای بهتری در آنها خواهید بود ، چراکه شما نشان داده‌اید که توانایی آن‌ها را باور دارید.2.  در ستایش و تمجید از دیگران شفاف و مشخص سخن بگوییدبه مردم به‌طور دقیق و مشخص بگوئید که چه موردی از کار آن‌ها را ستایش می‌کنید و آن را ارزشمند می‌دانید. زمانی که دلیلی را برای توجه کردن به تلاش‌های اعضای تیم خود ارائه می‌کنید، احساس خوشایندی را به آن‌ها انتقال می‌دهید. این نگاه از نزدیک به کارها و تلاش‌های آن‌ها به افرادتان کمک می‌کند تا این حقیقت را ببینند که تلاش‌های آن‌ها بیهوده نبوده است.زمانی برای فکر کردن به کار هریک از افراد زیر مجموعه خود و ویژگی‌های مثبت آنها اختصاص دهید، سپس به‌طور دقیق به آن‌ها بگویید که چه چیزی در کار آن‌ها برای شما ارزشمند است.نتیجه‌گیریبه شیوه رهبری خود فکر کنید. آخرین باری که به اعضای تیم خود گفتید که برای شما ارزش و اهمیت دارند، چه زمانی بوده است؟ یا آخرین باری که به‌طور مشخص و شفاف به آن‌ها گفته بودید که چه‌کار آن‌ها برای شما مورد تقدیر و ستایش است؟ یا حتی آخرین باری که به آنها اجازه دادید که بدانند چقدر از کار کردن با آن‌ها لذت برده‌اید؟چند لحظه ستایش و قدردانی صادقانه تأثیرات شگفت‌آوری بر روحیه کارکنان شما دارد. این کار موجب شکل‌گیری بهترین نتایج و حتی بهترین منابع انسانی در تیم شما می‌شود. شاید در موارد بسیاری حتی شاهد باشید که بلافاصله آن‌ها هم از شما بدلیل این تمجید و قدردانی و زمانی که صرف کرده اید، سپاسگزاری می‌کنند.این است قدرت ستایش و قدردانی صادقانه.</description>
                <category>آکادمی هوراز</category>
                <author>آکادمی هوراز</author>
                <pubDate>Mon, 15 Nov 2021 20:25:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فروتنی خصوصیت کلیدی رهبری موفق است</title>
                <link>https://virgool.io/@hooraz.academy/%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%AA%D9%86%DB%8C-%D8%AE%D8%B5%D9%88%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-wwpesosfpxqk</link>
                <description>این خصوصیت کلید رهبری موفق استبسیاری از افراد این خصوصیت را یک نقطه ضعف می‌دانند، اما در واقع همین خصوصیت می‌تواند بزرگترین نقطه قوت شما باشد.در حوزه کسب و کار، اغلب افرادی که شایسته توجه هستند، افرادی خودپروموتر(خود پیش‌برنده) هستند. به این معنا که خودشان موجب انگیزش و رشد خودشان می‌شوند، خودشان را به عنوان داستان یک موفقیت خود ساخته در نظر می‌گیرند و همواره به دستاوردهای خود افتخار می‌کنند.برای همه ما یک نفر وجود داشته که از او چیزهایی را یاد گرفته‌ایم و همه ما هم گاهی به کمک نیاز داریم. بزرگترین رهبران آنهایی هستند که به یادگیری از دیگران و همچنین به یاد دادن به دیگران ادامه می‌دهند.به همین دلیل است که کلید اصلی در رهبری موفق، تواضع و فروتنی است.این واژه در فرهنگ لغت وِبستِر به این صورت تعریف شده‌است:&quot; کیفیت یا حالتی که در آن شما خود را برتر یا بهتر از دیگران تصور نمی‌کنید&quot;.چرا فروتنی مهم است؟اولین روزهایی که مشغول به کار شدید را به یاد بیاورید. در آغاز، احتمالاً احترام ویژه‌ای برای رئیس جدید قائل بودید، چرا که شنیده بودید او از یک مدرسه کسب و کار بسیار خوب و معتبر فارغ‌التحصیل شده است. کسب این دستاورد، کار ساده و آسانی نیست و مطمئناً این امر موجب شده تا برخی از خصوصیات رهبری در وی شکل بگیرد.اما پس از چند ماه، این موضوع چقدر برای شما اهمیت داشت؟حالا به مدیری فکر کنید که علی‌رغم برنامه بسیار فشرده خودش، زمانی را برای پرداختن و کمک کردن به شما در رابطه با مشکلی که با آن درگیر بودید، اختصاص داد یا رئیسی که علی‌رغم تاکید دیگر همکاران مبنی بر بی‌تجربه بودن شما، مایل به امتحان کردن ایده‌های شما بود.شاید بر خلاف بسیاری، این مدیران حتی مدرک MBA هم نداشتند، اما از شما حمایت کردند.یک رهبر فروتن همیشه اثربخش‌ترین فرد در بین اعضای یک تیم نیست، گاهی اوقات او حتی با مهارت‌ترین فرد آن تیم هم نیست.اما به خوبی می‌داند که چطور باید در واقعیت بخشیدن به بهترین نقطه قوت و توانایی یک فرد کمک کند تا او بتواند بهترین تصویر خود را به نمایش بگذارد.رهبران فروتن:–  سوال می‌پرسند–  از تغییر نمی‌ترسند–  فرصت‌هایی را برای درخشش دیگران فراهم می‌آورند–  خیلی خود را جدی نمی‌گیرند–  اشتباهات خود را می‌پذیرند–  یک ذهنیت یادگیرنده دارندفروتن بودن به معنای این نیست که اعتماد به نفس ندارید، یا از دفاع کردن از اصول خودتان ترس و واهمه دارید. بلکه به این معناست که شما به این شناخت رسیده‌اید که همه چیز را بلد نیستید. با پذیرفتن اینکه تجربه بهترین معلم است، افراد فروتن فقط و فقط از اتفاقات پیش آمده در زندگی خودشان نمی‌آموزند، بلکه از شرایط پیش آمده در زندگی همه درس می‌گیرند.بنابراین شما از چه کسی می‌توانید یاد بگیرید؟از دیگر رهبران یاد بگیرید.از مردمی یاد بگیرید که هدایت آنها را بر عهده دارید.از همکاران خود یاد بگیرید.از رقبای خود یاد بگیرید.از نوآوران یاد بگیرید.از سنت‌گرایان یاد یگیرید.از دوستان و اعضای خانواده خود یاد بگیرید.از مردمی یاد بگیرید که آنها را دوست دارید.و همچنین از مردمی یاد بگیرید که آنها را دوست ندارید.هر روز از هر کسی که می‌بینید یاد بگیرید.چرا که برای تبدیل شدن به یک رهبر عالی و موفق اول باید یاد بگیرید که چگونه از دیگران پیروی کنید.</description>
                <category>آکادمی هوراز</category>
                <author>آکادمی هوراز</author>
                <pubDate>Sun, 07 Nov 2021 14:08:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تعریفی از رهبری در عصر بحرانی و انتقادی حاضر</title>
                <link>https://virgool.io/@hooraz.academy/%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AD%D8%A7%D8%B6%D8%B1-ltpd9xopj7dy</link>
                <description>رهبریامروزه شنیدن گله و شکایت افراد از عدم وجود رهبری(لیدرشیپ)، رهبری ضعیف و ناامیدی از آنهایی که در نقش‌های رهبری فعالیت دارند، موضوعی بسیار عادی به‌حساب می‌آید. در یک نظرسنجی که اخیراً توسط مجمع جهانی اقتصاد انجام‌شده است، 86% از پاسخ‌دهندگان اعلام کرده‌اند که آن‌ها اعتقاد دارند در حال حاضر گونه‌ای از بحران رهبری در دنیا مشاهده می‌شود.اما باوجود تمامی این صحبت‌ها در رابطه با رهبری، آیا همه ما در رابطه با یک موضوع واحد صحبت می‌کنیم؟ هریک از ما فرض و گمان‌های زیادی را در رابطه با معمای رهبری داریم. بدون داشتن یک تعریف واحد و مشخص از رهبری، همه ما در حین گفتگوهای مهم و ضروری که باید باهم داشته باشیم، در معرض خطر گفتگو با اهداف متضاد با یکدیگر قرار گرفته‌ایم.تعریف شما از رهبری چیست؟شما به‌راحتی می‌توانید توصیفات مختلفی را برای رهبری پیدا کنید: رهبری خدمتگزار، رهبری رؤیایی، رهبری موقعیتی، رهبری تحول‌گرا، رهبری کاریزماتیک، رهبری معتبر، خود رهبری یا سلف لیدرشیپ و ،بیزینس کوچینگ. اما حالا اگر این صفات را حذف کنید، یافتن تعریفی واضح و روشن از رهبری کار ساده‌ای نخواهد بود.اغلب فرهنگ‌های لغت می‌گویند: &quot; رهبری همان عمل هدایت کردن است &quot;. تعریف ساده و معمول از هدایت هم برابر است با: &quot; پیشرو بودن و نشان دادن راه رسیدن به یک مقصد؛ داشتن مسئولیت یا قدرت فرمان دادن&quot;. اما این تعاریف ریشه در این فرض اساسی دارد که رهبری مبتنی بر اقتدار و سلسله‌مراتب است و هرکسی چنین دیدگاه و چشم‌اندازی ندارد.مترادف‌های معمول برای کلمه رهبری عبارت‌اند از: راهنما، طلیعه‌دار، هدایت‌گر، چوپان، مقدم، دلیل، پیشرو، تأثیرگذاردن، موجب شدن، فرمان دادن، حکم دادن، کنترل کردن و هدایت کردن. اما مسئله این است که هر یک از کلمات دارای معانی کاملاً متفاوتی از یکدیگر هستند.تعریف علمی و دانشگاهی این واژه هم نمی‌تواند تاثیر چندانی داشته باشد. کتب مدیریت رهبری به این صورت تعریف می‌کنند: &quot; فرایند تأثیرگذاری بر دیگران به‌منظور پشتیبانی از به انجام رساندن یک هدف مشترک &quot;. اما این تعریف هم سؤالاتی بدون پاسخ را برای ما باقی می‌گذارد.رابطه بین یک رهبر و رهبری چیست؟اگر یک درخت در جنگلی بیافتد و کسی صدای آن را نشنود، آیا صدایی وجود دارد؟ اگر شما سعی در هدایت داشته باشید و کسی از شما پیروی نکند، آیا شما واقعاً یک رهبر هستید؟شما می‌توانید راهنمایی برای راه و مسیری باشید که پیش از شما کسی آن را طی نکرده باشد. اما اگر کسی دنبال شما حرکت نکند، آیا واقعاً در حال هدایت کردن هستید . . . یا اینکه فقط در حال کاوش و جستجو هستید؟فرهنگ لغت می‌گوید: &quot; رهبری عبارت است از عمل هدایت کردن&quot;. اما آیا رهبری واقعاً یک فعل است یا اینکه در نتیجه پاسخ دادن دنبال کنندگان پدیدار می‌شود؟جیمز دوم- پادشاه انگلستان- پس از برادر خودش چارلز دوم به سلطنت رسید. در ابتدا جلوس وی بر تخت پادشاهی مورد حمایت‌های بسیار زیادی قرار گرفت. با این ‌وجود، احکام وی  که به طرفداری از کاتولیک صادر می‌شد در کشوری به‌شدت پروتستان همواره مورد مخالفت قرار می‌گرفت و به همین دلیل پس از سه سال از این مقام عزل شد. جیمز اول به عنوان “رهبر” نامیده شده بود و تاریخ هم از او به‌عنوان یک رهبر یاد می‌کند؛ اما پیروان وی از او به‌عنوان یک رهبر پیروی نمی‌کردند و او خود نیز هرگز رهبری مردم خویش را بر عهده نداشت.آیا می‌توان رهبری را تنها تأثیرگذاری بر پیروان تعریف کرد؟مطالعه‌ای که اخیراً توسط شرکت خدمات منابع انسانی و مدیریت ریسک Towers Watson انجام شد به این نتیجه رسیده است که 75% طرح‌های تغییر به دلیل عدم برخورداری رهبران از حمایت و پشتیبانی آن‌هایی که باید این تغییرات را اجرا می‌کردند، با شکست مواجه شده‌اند. رهبران ممکن است پیروان خود را تحت تأثیر قرار داده باشند تا تغییر را بپذیرند و به‌طور فعالانه با آن مخالفت نکنند، اما تلاش‌ها و فعالیت‌های آن‌ها در رابطه با رهبری با موفقیت روبرو نشده است، چراکه آن‌ها حمایت فعالانه از تغییر را در مردم تحریک نکرده بودند.رهبری صرفا به معنای تأثیرگذاری نیست، بلکه به‌طور خاص و ویژه به معنای تأثیری است که پیروان را براساس اهداف مشترک متحد ساخته و تلاش آن‌ها را بر دستیابی به آن‌ اهداف متمرکز می‌سازد.این تعریف رهبری چه تفاوتی با تعریف مدیریت دارد؟آیا این همان مفهوم مدیریت نیست؟ تأثیرگذاری بر افراد برای انجام یک کار خوب و مناسب در راه دستیابی به اهداف؟ رهبری چه تفاوتی دارد؟سرنخ در ریشه واژه &quot;Lead&quot; است که از شکل اولیه آن در زبان آلمانی به معنای &quot;رفتن&quot; گرفته‌شده است.اگر تلاش‌ها و فعالیت‌های شما مبنی بر رهبری تنها بر تحقق وظیفه و نه بر مقصدی که به سمت آن درحرکت هستید، متمرکز شده است، درواقع هیچ جایی برای وجود پیروان دیده نمی‌شود. بنابراین ما می‌توانیم این نکته را هم اضافه کنیم که رهبری در رابطه با موضوع رفتن و رسیدن به‌جایی یا چشم اندازی است، نه‌فقط دستیابی به یک هدف مشترک.رهبری شامل تأثیرگذاری بر جهتی است که افراد به سمت آن رهنمون هستند و از آنجایی‌که تلاش‌ها و فعالیت‌های رهبری موجب تحریک و متحد شدن افراد می‌شود، می‌توانیم آن تعریف را به این شکل گسترش دهیم: &quot; رهبری یا لیدرشیپ عبارت است از تحت تاثیر قرار دادن دیگران برای رفتن به ‌جایی یا رسیدن به چشم اندازی همراه با یکدیگر&quot;.تعریف رهبری یا لیدرشیپ از نظر من:با کنار هم گذاشتن نکات فوق، من به این تعریف رسیده‌ام که:&quot; پدیده‌ رهبری یا لیدرشیپ زمانی رخ می‌دهد که یک نفر مسیر حرکت عده‌ای از افراد را تحت تأثیر قرار داده و آن‌ها را برای محقق ساختن یک هدف متحد می‌سازد &quot;.بجای آنکه رهبری را  یک نقش یا یک فعل بدانیم، با این تعریف ما رهبری را به‌عنوان پدیده‌ای مشاهده می‌کنیم که پدیدار می‌شود.این تعریف بطور ضمنی رهبری را دستاوردی از یک قرارداد اجتماعی و نه یک رابطه علت و معلولی ساده می‌داند و باین ترتیب آن را از حوزه قدرت و کنترل خارج می‌سازد. رهبری متعلق به نخبگان نیست. هر لحظه دربردارنده فرصتی برای رهبری است. این نشان می‌دهد رهبرانی که مقاصد آن‌ها به‌جای متحد ساختن مبتنی بر تفرقه‌اندازی است، موفق به اجرای رهبری نمی‌شوند و این موضوع فضا را برای درک و شناسایی رهبری از این دیدگاه متمایز می‌سازد که این دیدگاه:– به‌طور مشخص پدیده رهبری را از نقش رهبر جدا می‌کند– افراد با ایده‌های خوب و سازنده را تشویق به صحبت و تعامل می‌کند تا زمینه رهبری را فراهم کنند.– به ما در بررسی ساختارهای سازمانی جایگزین کمک می‌کنند تا خود را از حراست و پاسداری از ساختارهایی که از مدل‌های قدیمی و کنترل محور حمایت می‌نمایند برهانیم.</description>
                <category>آکادمی هوراز</category>
                <author>آکادمی هوراز</author>
                <pubDate>Sat, 30 Oct 2021 18:27:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شیوه های تعامل با ویژگی احساساتی بودن</title>
                <link>https://virgool.io/@hooraz.academy/%D8%B4%DB%8C%D9%88%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%A8%D8%A7-%D9%88%DB%8C%DA%98%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-analangfxgkb</link>
                <description>احساسات افراد احساساتی بخوانند: شیوه های تعامل با ویژگی احساساتی بودن شما کدام است؟اگرشما خود را فردی می‌دانید که از نظر عاطفی بسیارحساس است، پس این احتمال وجود دارد که تصویر ذهنی شما از جهان هستی جهانی بی‌رحم و ظالم باشد.حساس بودن ازلحاظ عاطفی اغلب به‌عنوان یک نقطه ضعف یا ویژگی منفی در نظر گرفته می‌شود، و از دیدگاه برخی احساساتی بودن بیش از آنکه منطقی به نظر برسد، رویکردی غیرعقلانی است. حقیقت این است که به‌عنوان یک فرد احساساتی گزینه ای برای انتخاب پیش‌رو ندارید جز خودآگاهی. دکتر اِلِن آرون، روان‌درمانگر و محقق، پیش‌بینی می‌کند که 15 تا 20 درصد  مردم احساسات و محرک‌ها را در سطحی عمیق‌تر از مردم عادی تجربه می‌کنند. البته هیچ اشکالی در تجربه کردن احساسات در سطحی عمیق‌تر نسبت به دیگران وجود ندارد. همواره زمانی که خودم به جنبه عاطفی بودن خودم در جریان زندگی توجه می‌کنم، به یاد خطی از کتاب &quot; تصویر دوریَن گِرِی&quot; از اسکار وایلد می‌افتم که در آن می‌گوید: &quot; نمی‌خواهم تحت تسلط احساسات خودم قرار داشته باشم. می‌خواهم از آن‌ها استفاده کنم، از آن‌ها لذت ببرم، و خودم بر آن‌ها مدیریت داشته باشم&quot;. در این دنیای مملو از تعاملات انسانی بدون احساس و دیجیتالی که با سرعت فوق‌العاده زیاد در حال حرکت است، اگر شما نیز ازنظر عاطفی خودتان را فردی احساساتی می‌دانید باید نکاتی را مورد توجه قرار دهید. در ادامه این مطلب با ما همراه باشید تا این نکات را برای شما مشخص کنیم.1.برای خود مرز داشته باشید، نه دیوارضرب‌المثل قدیمی &quot; نابرده رنج – گنج میسر نمی‌شود&quot; توصیف‌کننده چگونگی کنار آمدن و درگیری‌های کنونی مردم با موقعیت‌های احساسی است. به‌عنوان یک فرد احساساتی، ساختن دیوارهای غیرقابل نفوذ به دور خودتان برای حفاظت از خودتان دربرابر آسیب‌های احتمالی ناشی از احساساتی بودن شما کار بسیار ساده ای است. اما آیا می توانید این کار را موجودیت و زندگی بدانید؟ قطع ارتباط با دیگران درنهایت پوچی بیشتری را برای شما به دنبال دارد. ایجاد یک ناحیه امن برای خودتان و اجازه ورود دیگران به دنیای شما بر اساس بایدها و نبایدها یا همان ارزش‌های خودتان می‌تواند حداقل امکان ارتباط با دنیای بیرون بر اساس شرایط خاص شمارا فراهم ‌آورد.2.  دست از جستجو برای یک‌راه حل رها کننده برداریداحساساتی بودن به‌خودی‌خود اشکالی ندارد. احساساتی بودن حالتی نیست که برای رفع آن نیاز به دارو و درمان داشته باشید، یا یک بیماری روانی به‌حساب نمی‌آید که نیاز به مراقبت و درمان داشته باشد. در زبان علمی، حساسیت پردازش اطلاعات حسی فقط و فقط به این معناست که در درون خود فکر می‌کنید، احساس می‌کنید و به‌راحتی تحت تأثیر تحریک بیش‌ازحد قرار می‌گیرید و هیچ مشکلی هم در این رابطه وجود ندارد.3.  به دنبال افراد دیگری با روحیه مشابه باشیدآرامش دادن به خودتان از طریق یک دوست یا همراه دیگر که حساسیت عاطفی یکسانی با شما دارد، همانند داشتن یک هم‌تیمی است. به دنبال پیدا کردن افرادی باشید که شرایط و تلاش‌های شما را درک کرده و دیدگاه‌های مشابهی با شما دارند. داشتن شخصی در زندگی که همواره همراه و یاور شما باشد، اغلب بهترین راه برای کنار آمدن با شرایط زندگی است.4. دست از سرکوب روحیه احساساتی خود برداریدمواقع بسیاری پیش می‌آید که افراد احساساتی به دلیل ناامیدی اقدام به سرکوب روحیه احساساتی خود می‌کنند. زندگی کردن همانند یک انسان مرده و بی‌عاطفه در عمل نابودکننده روح و روان است. خودتان باشید و تنها به خاطر اینکه بیشتر و در سطحی عمیق‌تر از دیگران دارای احساس و عاطفه هستید، اجازه ندهید که دیگران به‌گونه‌ای با شما رفتار کنند که احساسی عجیب ‌وغریب را درونتان تجربه کنید.5. الگوهای سالمی داشته باشیدیکی از راه‌ها برای داشتن یک ذهن سالم داشتن یک بدن سالم است. من خودم زمانی که ازلحاظ احساسی دچار حالت سردرگمی می‌شوم، به عادت هایی ناسالم برای تسکین و آرامش ذهن خودم متوسل می شوم؛ الگوهایی مثل خوردن و بلعیدن غذا، تمرینات شدید ورزشی، مصرف الکل یا دیگر رفتارهای صدمه زننده به خود. اجازه ندهید سنگینی این بار احساسی به حدی زیاد شود که برای شما قابل‌تحمل نباشد، چراکه این وضعیت تنها موجب شکل‌گیری یک چرخه معیوب در زندگی شما می‌شود. انجام دادن کارهایی مثل مراقبه یا نوشتن افکار خودتان اغلب بهتر و مؤثرتر از سرکوب کردن و در عمل از بین بردن بار احساسی واردشده به شماست.</description>
                <category>آکادمی هوراز</category>
                <author>آکادمی هوراز</author>
                <pubDate>Wed, 27 Oct 2021 11:50:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هفت راهکار کاربردی: چگونه بهتر گوش بدهیم و بیشتر بیاموزیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@hooraz.academy/%D9%87%D9%81%D8%AA-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%DA%AF%D9%88%D8%B4-%D8%A8%D8%AF%D9%87%DB%8C%D9%85-%D9%88-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B2%DB%8C%D9%85-h3ercwtwvvpk</link>
                <description>همه مردم‌ دوست دارند که شنونده خوبی باشند و بهتر و بهتر گوش بدهند، اما چگونه؟ در این مطلب با 7 راهکار کاربردی و مفید آشنا می‌شویم که با استفاده از آن‌ها می‌توانید در ارتباطات روزمره خود دستاوردهای بهتری را کسب کنید.برنارد مانس باروک- یکی از سیاست‌مداران برتر آمریکایی- می‌گوید:&quot; اغلب انسان‌های موفقی که من می‌شناسم افرادی هستند که بیش‌تر از آنکه حرف بزنند، گوش کرده‌اند&quot;.گوش دادن یک هنر است. هر روزه شرکت‌ها با مشکلاتی دست ‌به‌ گریبان می‌شوند، مدیران شرکت‌ها عالی‌ترین ایده‌ها را از دست می‌دهند و همین مشکلات در سازمان‌ها نیز عموماً تکرار می‌شود و همه این نتایج ناشی از عدم توانایی و مهارت افراد در گوش کردن است.حتماً برای‌تان جالب است زیرا گوش کردن مهارتی است که خیلی زود و حتی زودتر از مهارت‌های دیگر آن را یاد می‌گیریم. با مهارت گوش کردن است که یک‌زبان دیگر را یاد می‌گیریم – درواقع گوش می‌کنیم و یاد می‌گیریم. پس خطا و اشتباه ما کجاست؟شاید اشتباه ما ناشی از تفاوت در سبک‌های ارتباطی ما باشد یا عدم تمرکز در حین برقراری ارتباط یا حتی اولویت‌های نادرست.فرقی نمی‌کند که در چه موقعیتی قرار گرفته‌ایم و باید در آن موقعیت مهارت گوش را در خود فعال کنیم: آیا در شرایطی هستیم که باید همزمان با یک طوفان مغزی به موضوع دیگری هم توجه کنیم یا در تلاش هستیم که به شخص دیگری در حل یک مشکل سخت کمک کنیم؛ تقویت مهارت گوش کردن- در هر وضعیتی که باشیم- دنیایی از تفاوت و تغییر را برای ما به ارمغان می‌آورد.خوب، چطور باید تبدیل به یک شنونده بهتر شویم؟ شنونده‌های خوب حتماً و حتماً توجه می‌کنند که کارهای زیر را انجام بدهند (یا انجام ندهند):1.  حرف دیگری را قطع نکنیدمخاطب‌تان را تشویق کنید تا آزادانه در رابطه با هر چیزی که در ذهن دارد، صحبت کند. اگر صحبت‌های وی دارای تعارضی بود، حتماً و حتماً بدون هیچ تعصب، پیش‌داوری یا قضاوتی به صحبت‌های او گوش کنید.این کار همیشه ساده نیست، خصوصاً زمانی که مخاطب شما ناراحت و عصبانی یا فردی احساسی باشد. حتی ممکن است مخاطب‌تان به شما حمله کند: &quot; اصلاً نمیدونی چطوری است! &quot;، &quot; با این درخواست‌هات دیگه داری ما رو می‌کشی!&quot;در چنین مواقعی، به هنگام پدیدار شدن احساس درونی مقابله‌ به‌مثل و مخالفت کردن، صبور باشید و تاب بیاورید. به یاد داشته باشید: لحظه‌ای که آن‌ها را متوقف کنید بطوری‌که دست از سخن گفتن بردارند، فرایند یادگیری شما هم متوقف‌ خواهد شد و این کار اطلاعاتی که شما برای بهتر کردن شرایط و اوضاع دارید را محدود می‌کند.استثناء: اگر پرسش مهمی در ذهن دارید که نمی‌توانید برای مطرح کردن آن صبر کنید، آن را بپرسید. در غیر این صورت، آن را جایی یادداشت کنید و پس ‌از آنکه صحبت وی تمام شد، آن را مطرح کنید. (همچنین می‌توانید نکات دیگری که نمی‌خواهید فراموش کنید را نیز یادداشت کنید).2. سوالاتی سنجیده و آگاهانه بپرسیدرفتار، حرکات و زبان بدن مخاطب خود را مشاهده کنید. به توقف‌ها و درنگ‌های مهم و قابل‌ملاحظه یا تغییر تن و ریتم صدای او توجه کنید. آیا آنچه که مشاهده می‌کنید تمام ماجرا را بازگو می‌کند یا برخی از جزئیات مهم را مخفی کرده و مطرح نمی‌کنند؟شاید مخاطب شما تهدید شده باشد و به همین علت از بیان برخی نکات اجتناب می‌کند، یا اینکه می‌ترسد با گفته‌های خود یک همکار دیگر را دچار مشکل کند یا مسئله دیگری را موجب شود. فقط حقایق را جمع‌آوری نکنید، به عمق ماجرا بروید و ریشه هر یک از مسائل و موضوعات را هم درآورید. (چه زمانی این احساس در تو آغاز شد؟ آیا فرد دیگری هم ‌چنین احساسی داشت؟) به جزئیات بیشتری بپردازید و عمیق‌تر شوید.3. توجه خود را بر روی موضوع متمرکز کنیدآیا تاکنون سعی کرده‌اید با کسی صحبت کنید که به شدت آشفته و پریشان است و اصلاً حواسش به شما نیست؟  در جریان این گفتگو چه احساسی را تجربه کرده بودید؟به یاد می‌آورم زمانی یک همکاری داشتم که عادت ناخوشایند و زننده‌ای داشت و هر زمانی که سعی داشتم تا چیزی را به او بگویم، به اطرافش نگاه می‌کرد. در این‌باره خیلی با هم ‌صحبت کردیم، اما او هرگز موفق به اصلاح این عادت خود نشد، تا اینکه ازدواج کرد. (حتما شما هم می‌توانید حدس بزنید که این عادت برای همسر او نیز ناخوشایند بود).بدون شک، وقتی قرار است جلسه بعدی شما نیم ساعت دیگر آغاز شود و سه تماس تلفنی انجام‌نشده دارید که باید قبل از آن جلسه انجام دهید، مطمئناً با چالشی بزرگی روبرو شده‌اید. اگر می‌دانید و آگاهی دارید که آشفته و پریشان هستید، این موضوع را برای فرد مقابل خود توضیح دهید و درخواست تعویق جلسه به زمانی دیگر- زمانی که بتوانید تمرکز و توجهی کامل بر جلسه داشته باشید- را با او در میان بگذارید. زمانی که نوبت به این جلسه می‌رسد، فراموش نکنید که تمام تماس‌های تلفنی را به زمان دیگری موکول کنید و صدای کامپیوتر و تلفن خود را هم قطع کنید.4.  حرکات مکانیک‌وار را کنار بگذاریدبرخی از مردم بطور اتوماتیک موافقت خود را در حین صحبت کردن دیگران با تکان دادن سر خود به فردی که صحبت می‌کند نشان می‌دهند. اما زیاده‌روی در این کار اثری عکس خواهد داشت و موجب می‌شود تا مخاطب شما در صحبت کردن عجله کند. خیلی ساده و راحت بر درک و فهم‌ آنچه می‌شنوید، تمرکز کنید. صداقت و صمیمیت شما بطور طبیعی پدیدار خواهد شد.5.  فقط به این منظور که مخاطب‌تان احساس بهتری را تجربه کند با او موافقت نکنیدشاید طرف مقابل شما کاملا در این‌ مورد اشتباه می‌کند. اگر دقت نکنید، ممکن است براساس الگوی گفتاری همیشگی خود از عبارت‌هایی مثل &quot;بله، درست است، درست است&quot; یا &quot; آره، این درسته&quot; در بازخوردهای خود استفاده کنید و به عبارت دیگر نکاتی را تائید کنید که اصلاً با آن‌ها موافق نیستید.در عوض، بازخورد خود را با استفاده از عباراتی مانند، “متوجه هستم” یا “می‌توانم متوجه شوم که چرا چنین احساسی دارید” انتقال دهید. این روش به‌خوبی نشان می‌دهد که شما در حال گوش کردن هستید، اما از هیچ ایده و نظری طرفداری نمی‌کنید.6. در برابر وسوسه ارائه یک‌ راه‌حل فوری مقاومت کنیدکاملاً متوجه هستم، که مقابله با این وسوسه چالش بسیار بزرگی است، اما رفتاری غیر از این می‌تواند پیام اشتباهی را به فرد مقابل شما مخابره کند، مثلاً:&quot; حل کردن این مسئله بسیار ساده است، فقط باید . . . کنید.&quot; فرد مقابل ممکن است تصور کند که شما مسائل را بیش ‌از حد ساده کرده‌اید. یعنی درواقع تمام زحمت‌هایی را که برای گوش کردن صرف کرده بودید، به هدر داده‌اید.اگر واقعاً تصور می‌کنید که راه‌حل مناسبی دارید و واقعاً می‌توانید کمک کنید، سعی کنید مثلاً بگویید: “من یک‌بار با مشکل مشابهی برخورد کرده‌بودم (و سپس توضیح دهید). البته شاید این روش در این حالت مفید نباشد و کمک نکند، اما می‌تواند یک آغاز باشد. یا بگویید:&quot; اجازه دهید کمی بیشتر فکر کنم و سپس اگر نکته‌ای به نظرم رسید با شما مطرح می‌کنم.&quot;همچنین باید به این نکته هم توجه داشته باشید که شاید در این مرحله کسی نیاز به راه ‌حلی نداشته باشد، و فرد مقابل شما تنها قصد دارد  با مطرح کردن چالش و مشکل خود با شما تنها نوعی همدلی از سمت شما دریافت کند.7.  واقع‌گرا باشیدبرخی از مشکلات و مسائل نیازمند دریافت کمک فوری از طرف یک متخصص یا یک بخش و سازمان خاص هستند. اگر چنین است باید هرگونه کمکی برای ایجاد ارتباط با فرد یا مرکز مناسب را برای فرد مقابل‌تان مهیا کنید.خوب گوش دادن مزایا و منافع بسیاری را برای همه فراهم می‌آورد:کسی که با شما صحبت می‌کند به شما این فرصت را می‌دهد تا نگرانی‌ها و مسائل خودش را با شما به اشتراک‌ بگذارد و احساس می‌کند که شما به صحبت‌های وی علاقه‌مند هستید.شما ارتباط خود را با اعضای تیم خود بهبود می‌بخشید و با مسائل و مشکلات روزمره سازمان و کارکنان خود در ارتباط قرار می‌گیرید و هنگامیکه -در صورت نیاز- نکته یا راهنمایی لازم از جانب شما ارائه می‌شود، ارزشمندتر خواهد بود، چراکه مبتنی بر واقعیت است.پس فرصت بعدی خود را از دست ندهید: با دقت گوش کنید!و ببینید امروز چقدر می‌توانید یاد بگیرید.</description>
                <category>آکادمی هوراز</category>
                <author>آکادمی هوراز</author>
                <pubDate>Sat, 23 Oct 2021 19:20:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک ویژگی کلیدی مشترک در میان تمام رهبران بزرگ</title>
                <link>https://virgool.io/@hooraz.academy/%DB%8C%DA%A9-%D9%88%DB%8C%DA%98%DA%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-efufzx4wrn5t</link>
                <description>رهبردر این مطلب کارشناس حوزه رهبری سازمانی، نایجل گرین، رویکردی منحصر به‌ فرد و تعیین‌کننده را مطرح می‌کند که رهبران خوب را از رهبران بزرگ متمایز می‌کند.فرقی نمی‌کند که شما مدیر و مالک یک کسب‌وکار انفرادی باشید یا مدیر یکی از 500 شرکت برتر فهرست مجله فورچون؛ رهبری مهارتی است که شما بدون آن قادر به ادامه کار نیستید.اگر می‌خواهید حرفه تخصصی و شرکت خود را پیش ببرید و شاهد پیشرفت آن باشید، باید به‌خوبی بدانید که چطور باید خودتان و اطرافیانتان را رهبری کنید.نایجل گرین مشاور و مربی درزمینهٔ رشد کسب‌وکار، مدیرعامل سابق مجموعه StoryBrand است که درواقع به مشتریان مختلفی از قبیل برند  Pantene، Intel  و Berkshire مشاوره‌های زیادی را درزمینهٔ توسعه و رشد کسب‌وکار خودشان ارائه داده است و البته قبل از همکاری در این شرکت، مشاور یک شرکت بهداشتی بوده که موفق به افزایش درآمد آن از 94 میلیون دلار به 350 میلیون دلار در طی 36 ماه شده است.ازنظر وی آن چیزی که تعیین‌کننده یک رهبر خوب و تاثیرگذار است، درواقع چیزی نیست که شما آن را تحت عنوان ویژگی اثرگذار می‌دانید. وی می‌گوید:&quot; رهبران لزوماً  انسان‌هایی کاریزماتیک، شگفت انگیز یا فریبنده نیستند. آن‌ها لزوماً افرادی ساکت نیستند. یک ویژگی و خصوصیت شخصیتی ثابت وجود ندارد که به یک رهبر شانس بهتری در رهبری کردن دیگران بدهد. رهبران به‌طور متمایز و خاصی برونگرا یا درون‌گرا نیستند. به‌طور کل می‌توان گفت از بین تمام خصوصیات و ویژگی‌های یک رهبر، نمی‌توان یک ویژگی شخصیتی ثابت را به‌عنوان مهم‌ترین ویژگی معرفی کرد.و این می‌تواند خبر بسیار خوبی باشد و نشان می‌دهد که رهبری مهارتی قابل یادگیری است.با این ‌وجود، نایجل گرین معتقد است که یک ویژگی متمایز و منحصربفرد مشخص در تمام رهبران بزرگ وجود دارد و آن‌هم چیزی نیست جز &quot; الگوها، سبک زندگی، خودآگاهی و مدل ذهنی&quot;.او می گوید:&quot; شما می توانید به راحتی به تشریح و بررسی مختصر عادات و کارهای روزمره هر رهبری که قصد مطالعه و بررسی وی را دارید، بپردازید و به سرعت او را شناخته و به خصوصیاتش پی ببرید. رهبران عمدتا موجوداتی قابل پیش‌بینی هستند. به قول تونی رابینز، شما همان کاری هستید که پیوسته انجام می‌دهید. این جمله کاملا درست است. رهبران، استوار و ثابت قدم و قابل پیش‌بینی هستند&quot;.الگوهای رفتاری، عادات و رفتار روزانه شما که آن‌ها را همواره تکرار می‌کنید و برنامه‌هایی که تعیین می‌کنید؛ همه و همه دارای اهمیت هستند. فرقی نمی‌کند که فردی هستید که هر روز صبح زود از خواب بیدار می‌شوید یا تا دیر وقت به انجام کارهای خود مشغول هستید؛ این استمرار و ثابت قدم بودن شما از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است – خصوصا زمانی که نوبت به ایجاد الگویی مبنی بر کنشگر بودن (فعال بودن) درزمینهٔ کسب‌وکار خودتان می‌شود.گرین در این رابطه می‌گوید:&quot; رهبران عمدتا اولویت خاصی برای بخشی از زمان خود که خارج از حوزه کسب‌وکار آن ها قرار دارد، در نظر می‌گیرند. آن‌ها تمام روز خود را صرف رسیدگی کردن و پاسخ دادن به مشکلاتی که به‌سوی آن‌ها سرازیر می‌شود، نمی‌کنند. آن‌ها نسبت به مسائل بسیار فعال و کنش‌گر هستند. بنابراین، آنها زمانی را با خود خلوت می‌کنند و به این می اندیشند که چطور می‌توانم بهتر شوم؟ چگونه باید فکر خودم را از کسب‌وکار و فعالیت‌های کاری خارج کنم&quot;؟موفقیت یک عادت استنایجل گرین 5 اولویت نخست زندگی شخصی خودش را تعیین کرده است: خودآگاهی، خانواده، یادگیرنده بودن، تناسب‌اندام و امور مالی.وی تمرین رشد روزانه خود در هر یک از حوزه های کلیدی مشخص‌شده در بالا را برای خودش به یک عادت تبدیل کرده است و سپس در پایان هر هفته جلسه‌ای را با خودش برگزار می‌کند تا میزان پیشرفت خود در هر یک از این زمینه‌ها را بررسی کند.&quot; باین ترتیب، در روز جمعه جلسه‌ای خصوصی با خودم دارم . . . و به بازبینی عملکرد شخصی خودم می‌پردازم. در روز جمعه مشخص می‌کنم که در هفته آینده چه مقدار زمان باید برای هر یک از این حوزه‌های کلیدی صرف کنم، برنامه زمان بندی خود را طراحی می‌کنم و هر یک از آن‌ها را بر روی تقویم خودم به‌صورت رنگی مشخص می‌کنم&quot;.&quot; سپس در روز جمعه بعدی که مجددا با خودم جلسه‌ای دارم، به بررسی این موارد پرداخته و با خودم می‌گویم، آیا این کارها را انجام دادم؟ آیا زمان کافی به خانواده خودم اختصاص دادم؟ آیا به تعداد دفعاتی که مشخص کرده بودم به تمرین و ورزش پرداختم؟ آیا مطالعه مشخص‌شده را انجام دادم؟ آیا اصلا زمانی را برای پروژه بزرگ خودم در شرکت صرف کردم؟ سپس اقدام به یک ارزیابی کامل می‌کنم. این عادتی است که به شدت برای من مفید و تاثیرگذار واقع ‌شده است&quot;.فرقی نمی‌کند که این روش خوشایند شما هست یا نیست! در این مورد حق با نایجل گرین است: این عادات و رویه‌های سالم ما هستند که منجر به موفقیت حرفه‌ای و شخصی ما می‌شوند.</description>
                <category>آکادمی هوراز</category>
                <author>آکادمی هوراز</author>
                <pubDate>Sat, 23 Oct 2021 19:12:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اطرافیان شما از شیوه نشان دادن بازخوردهای‌تان متنفرند!</title>
                <link>https://virgool.io/@hooraz.academy/%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%DB%8C%D9%88%D9%87-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AA%D9%86%D9%81%D8%B1%D9%86%D8%AF-i7b0rsxyofae</link>
                <description>بازخورداطرافیان شما از شیوه نشان دادن بازخوردهای‌تان متنفرند! شیوه درست آن کدام است؟در منابع علمی اغلب شیوه‌ای تحت عنوان بازخورد ساندویچی برای نشان دادن بازخورد( فیدبک) معرفی می‌شودکه البته اکثر مردم از آن متنفرند. پس چرا افراد بسیار زیادی همچنان بدون توجه از آن استفاده می‌کنند؟سؤال: از نظر شما بهترین روش برای نشان دادن بازخورد کدام است؟اندی مولینسکی، استاد دانشگاه برندایس مقاله‌ای جالب را تحت عنوان&quot; 5 شیوه متفاوت برای استفاده از تکنیک بازخورد ساندویچی&quot; منتشر کرده و شیوه مورد علاقه ما در دریافت و نشان دادن تحسین و انتقاد را به چالش می‌کشد. باوجوداینکه شخصاً با برخی از نکات ارائه‌شده در این مقاله برای نشان دادن بازخورد موافق هستم، اما با کمال احترام باید عنوان کنم که به‌طور کل با ایده بازخورد ساندویچی مخالف هستم.مثلاً اندی در این مقاله اشاره می‌کند که شیوه سنتی و اصولی رویکرد ساندویچی در نشان دادن بازخورد این‌گونه است:&quot; تکنیک بازخورد ساندویچی روشی تکراری است و بسیاری از ما با آن آشنا هستیم: دو بازخورد مثبت داریم (یعنی همان نان ساندویچی) و یک بازخورد انتقادی یا منفی را درون آن قرار می‌دهیم (گوشتی که در درون ساندویچ قرار داده ‌شده‌ است).بر اساس این روش، با یک پیام مثبت نوازش دهنده نفس وجودی یک فرد ابتدا آنها را آرام کرده و پس از آن، آن‌ها آماده گوش دادن به بازخورد انتقادی شما می‌شوند و به‌نوعی با این کار مانع از نادیده گرفته‌ شدن بازخورد انتقادی یا دریافت واکنشی تدافعی در برابر رویکرد خود می‌شوید.... سپس، پس‌ازاینکه بازخورد انتقادی و دردناک را ارائه کردید، اصلاح کردن فوری و بی وقفه آن نیز از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است – – یعنی نشان دادن یک بازخورد کمی مثبت‌تر از قبل برای ایجاد احساسی خوشایند در آن‌ها.&quot;این روش شیوه‌ای است که اغلب به مدیران آمریکایی برای نشان دادن بازخورد آموزش‌ داده می‌شود و اغلب از آن تحت عنوان روشی فوق‌العاده اثربخش یاد می‌شود. اما در واقعیت، این روش بسیار قدیمی‌تر و بی‌ارزش‌تر از چیزی است که بتوان به آن فکر کرد و از آن استفاده کرد.چرا روش قدیمی بازخورد ساندویچی در دنیای واقعی موثر نیست؟قدری در مورد آن فکر کنید: اگر تاکنون مدیر یا سرپرستی داشته‌اید که به این شیوه به شما بازخوردی نشان داده باشد، عموماً به بازخوردهای مثبت ابتدایی و انتهایی اصلاً توجهی نمی‌کنید و آن‌ها را مصنوعی می‌دانید. در واقعیت، شما احتمالا فقط انتقاد مطرح شده را به یاد می‌آورید و تمام موارد مثبت دراین ‌بین رنگ می‌بازند . . . حتی اگر صادقانه به شما گفته ‌شده باشند.ازآنجایی‌که به‌طور غریزی بازخورد مثبت دریافت شده را نادیده می‌گیرید، ممکن است با خود فکر کنید که این فرد بیش‌ازحد رویکرد انتقادی دارد . . . و درنهایت کل فرایند بازخورد و پیام های موجود در آن را فراموش می کنید. از طرفی نباید فراموش کرد که بسیاری از افراد هم به‌طور کامل با این شیوه انتقاد و بازخورد آشنایی داشته، فرمول آن را می‌دانند و هنگامی که شما نکته مثبتی را بیان می‌کنید، به‌طور کامل با بی‌توجهی از آن عبور می‌کنند.اما باید به این نکته هم توجه داشت که بدون انتقاد سازنده، چگونه می‌توان رشد کرد؟ چگونه می‌توان بهتر از قبل شد؟چگونه می‌توانیم به دیگران کمک کنیم که بیشترین بهره را از بازخورد ما دریافت کنند؟کمکبازخوردهای مثبت و منفی را از یکدیگر جدا کنیدراه حل این مساله آن است که بازخورد منفی و مثبت را جدا از یکدیگر نشان دهید و اینکه همیشه اول باید به تمجید و ستایش از کارهای فرد مورد نظر بپردازید تا باب گفتگو باز شود.به اعتقاد دیل کارنگی اشتیاقی بسیار عمیق و البته مبرم- همانند نیاز غذا و خواب- در بدن انسان وجود دارد که به‌ندرت ارضاء می‌شود و آن میل درونی فرد برای مورد قدردانی قرار گرفتن است. این همان چیزی است که فروید آن را میل به برتر بودن و دوی آن را میل به مهم بودن می‌نامند.همواره باید توجه داشته باشید که وقتی به تائید و ستایش اعضای تیم خود می‌پردازید، درواقع این عطش و ولع را ارضاء کرده‌اید و به‌طور طبیعی یک رابطه دوسویه مبتنی بر دوستی و وفاداری را برقرار می‌کنید. شما همواره باید به‌صورت فعالانه در پی یافتن مواردی جهت تائید و ستایش در این افراد باشید، حتی اگر موردی در آن‌ها وجود نداشته باشد که در نظر اول به ذهن شما خطور کند. چرا؟ چون مردم وقتی‌که مورد تشویق قرار می‌گیرند، عموماً عملکرد بهتری از خود نشان می‌دهند.البته کلید موفقیت در این رابطه هم صادقانه و معتبر بودن آن تائید و ستایش است. اگر کسی در انجام وظایف خود از سطح انتظار شما بالاتر رفت، حتماً این موضوع را به وی یادآوری کنید. اگر وفاداری یک کارمند طی سال‌های متوالی برای شما مهم و باارزش بوده است، حتماً آن را به وی یادآوری کنید. هر شخصی مهارت های مخصوص به خود و عملکردی بالاتر از انتظار دارد، آن ویژگی های مثبت را پیدا کنید و اجازه دهید احساس شما نسبت به آنها را بدانند.اما تکلیف بازخورد منفی چه می‌شود؟برای بازخورد منفی، اصلاً به نیازی به تحمیل کردن یک تمجید و تحسین غیرضروری نیست. شما مطمئناً بر اساس رویکرد بالا حمایت های مثبت دیگری در زمان‌های مناسب را به این فرد نشان داده‌اید. دقیقاً همچنان که به دنبال تحسین موارد مثبت در زمان‌های مناسب بوده‌اید و آن را انجام داده‌اید، انتقاد سازنده را هم خیلی سریع اما سنجیده و با دقت و مهارت یادآوری کنید.زمانی که موضوعی را از باب نگرانی یادآوری می‌کنید، به آنها نیز فرصت بدهید تا پاسخ بدهند. همواره به این نکته هم توجه داشته باشید که ممکن است چیزی از چشم افتاده باشد یا حتی اینکه شما هم سهمی در آن موقعیت خطرناک داشته اید. اما اگر در پایان به نتیجه رسیدید که حق با شماست، تنها گفتن این مساله کافی نیست؛ متوقف نشوید و به آن‌ها کمک کنید تا چگونه اصلاح کردن وضعیت را مورد مشاهده قرار دهند.به‌کارگیری این روش به‌صورت عملیاما چگونه می توان این روش را در زندگی واقعی به کار برد؟ مثال زیر را در نظر بگیرید:&quot; سخنرانی جنی- علی رغم تمام تلاش های زیادش برای آماده کردن آن- نقص هایی جدی و اصلی داشت. هنگامی که جنی را می‌بینید می‌توانید گفتگوی خود را به این شکل شروع کنید:جنی، می‌خواستم با تو در مورد سخنرانی که داشتی گفتگو کنم. در جریان سخنرانی چه احساسی را تجربه می‌کردی؟ آیا چیز خاصی وجود داشت که برای تو سخت و مشکل بود؟به پاسخ جنی به دقت گوش دهید تا بتوانید بازخورد خود را با نیازهای مشخص و بخصوص او مطابقت دهید. سپس می‌توانید سوالی شبیه به این را از او بپرسید: آیا دوست داری که انتقادی سازنده را بشنوی؟پس از آنکه مشاهدات و نظرات سنجیده خود را با دقت با او مطرح کردید، برای اینکه وقتی را برای دیدار و گفتگو با شما اختصاص داده و علاقمند به گوش دادن به نظرات شما بوده است از او قدردانی کنید. بعلاوه به جنی بگویید که امیدوار هستید که انتقاد و نظراتتان برای او موثر واقع شود&quot;.البته به یاد داشته باشید که این روش یک فرمول خاص و قطعی نیست و تنها یک مثال است که برای شما مطرح کرده‌ام. صداقت و اعتبار یک مهارت کلیدی است، پس بعنوان نقطه شروع از آن استفاده کنید و همواره به آن توجه کنید.مزایای مهم و تاثیرگذارهر شخصی نیاز به بازخورد دارد، هم منفی و هم مثبت. زمانی که می‌توانید آن بازخورد را به صورتی ارائه دهید که دریافت‌کننده آن را براحتی درک و دریافت کند، وی مطمئناً از آن سود هم می‌برد.علاوه بر این، شما از این طریق فضایی را ایجاد می‌کنید که در آن ارتباط مؤثر، مبتنی بر احترام و آزاد و باز شکل می‌گیرد و باین ترتیب همه احساس خوشایندتری را تجربه می‌کنند.</description>
                <category>آکادمی هوراز</category>
                <author>آکادمی هوراز</author>
                <pubDate>Sat, 23 Oct 2021 18:56:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تکرار مهارت‌ها و تاثیر آن در ارتقا سطح بهره هوشی</title>
                <link>https://virgool.io/@hooraz.academy/%D8%AA%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D9%82%D8%A7-%D8%B3%D8%B7%D8%AD-%D8%A8%D9%87%D8%B1%D9%87-%D9%87%D9%88%D8%B4%DB%8C-yr1z4htz87e8</link>
                <description>همان‌طور که پیش ‌از این در منابع مختلفی خوانده‌اید ، بخش زیادی از بهره هوشی درنتیجه مسائل و تغییرات ژنتیکی در بدن شما شکل می‌گیرد. اما این موضوع به معنای ثابت و بدون تغییر بودن بهره هوشی شما در طول دوران زندگی نیست و اخیرا راه‌های زیادی برای ارتقا سطح بهره هوشی شناخته شده است. یکی از شیوه های موثر در ارتقا سطح استفاده از مهارت‌هایی است که پیش ‌از این در زندگی خودمان کسب کرده‌ایم. مهارت‌هایی مثل مطالعه، انواع بازی‌ها و . . . که در ادامه این مطلب به برخی از آنها می‌پردازیم:1. بیشتر مطالعه کنید: گذشته از موضوع ژنتیک، آموزش هم یکی از عوامل مهمی است که بر میزان بهره هوشی شما اثرگذار است. به مطالعه علوم مختلف از جمله ریاضیات و فیزیک بپردازید و میزان یادگیری را در خود افزایش دهید. مطالعه علوم مختلف فهم شما از دنیای پیرامون را افزایش می‌دهد و درنتیجه قوه ادراک، دامنه لغات، توانایی‌های فضایی و ریاضی، و منطق را در شما بهبود می‌بخشد.از بازی‌هایی با محوریت حل مسئله و جدول کلمات استفاده کنید: برای مدیریت آشفتگی‌های ذهنی خود و حفظ فعالیت مطلوب مغز به ‌طور منظم از جدول و بازی‌های مختلف استفاده کنید- چنین راهکاری در دنیای فعلی  می‌تواند به معنای صرف زمان بیشتر بر روی گوشی موبایل و اینترنت باشد!2. آزمون‌ها را به‌ طور مکرر تکرار کنید: آزمون‌های بهره هوشی هم دقیقاً مثل آزمون شیمی هستند که برای قبول شدن و به‌اصطلاح پاس کردن آن باید 4 بار در سال آن را تکرار می‌کردید. آن‌ها هم دربردارنده همان ساختار پایه و شکل سؤالات تکراری هستند. بنابراین، هرقدر بیشتر این آزمون‌ها را تکرار کنید، عملکرد بهتری در آن‌ها خواهید داشت.آزمون‌هایی که می‌توانید به‌صورت آنلاین در آن‌ها شرکت کنید چیزی شبیه به آزمون‌های اصلی یک سامانه استخدامی یا تستهای روان‌پزشکان نیستند. اگر می‌خواهید از بهره هوشی واقعی خودتان مطلع شوید، باید در آزمون واقعی شرکت کنید. این آزمونها معمولا رایگان نبوده و لازم است که نهایت سعی و تلاش خود را بکار ببرید.3. تجربیات جدید به دست آورید: وقتی‌که هر روز، کاری را به‌صورت مرتب انجام می‌دهید، مغز به‌ نوعی وارد حالت خودکار یا اتوماتیک شده- چیزی شبیه به خلبان ماهری که کارهای خود را بصورت اتوماتیک و خودکار در هواپیما انجام می‌دهد- و نسبت به شرایط محیط اطراف در حالت آرامش و سکون قرار می‌گیرد و هیچ محرکی را دریافت نمی‌کند. با این ‌وجود، زمانی که تجربیات جدیدی کسب می‌کنید، مغز بیدار شده و تمامی آن موارد را دریافت می‌کند و برای تجربه یک تغییر جدید فعالیت بیشتری انجام می‌دهد. بنابراین امشب به ‌جای روشن کردن آن دستگاه دی‌وی‌دی، یک موزه، نمایشگاه یا مکان جدیدی برای بازدید و حفظ فعالیت کامل مغزی خود پیدا کنید.حتی فقط بازدید کردن از یک مکان جدید یا امتحان یک غذای جدید هم یک تجربه خوب به‌حساب می‌آید. از این طریق شما در حال بسط و گسترش دانش خود هستید و اطلاعات خود را به‌منظور اتخاذ تصمیمات آینده بیشتر می‌کنید. با این ‌وجود، هرقدر این تجربیات متفاوت‌تر از یکدیگر باشند، بهتر است. حتی می‌توانید آن را به‌عنوان بهانه‌ای برای داشتن یک تعطیلات عجیب ‌و غریب قرار دهید!4. به خودتان چیز جدیدی آموزش دهید: یادگیری فعالانه موضوعات جدید، مهارت یادگیری را در مغز شما شکل می‌دهد و می‌تواند به شما در ایجاد ارتباط بین موضوعات مختلف کمک کند درحالیکه چنین چیزی پیش ‌از این برای‌تان امکان‌پذیر نبوده‌ است. یادگیری یک مهارت جدید از قبیل چگونگی یادگیری بازی شطرنج یا لاکروس (یک بازی شبیه به چوگان)، چگونگی انجام تردستی یا هر آنچه پیش ‌از این انجام نداده‌اید، می‌تواند به شکلی به مغز شما کمک کند که حتی پیش از آن را تصور نمی‌کردید.یادگیری یک ‌زبان دیگر راه بسیار خوب و مناسبی است که مغز را به شیوه‌ای جدید به کار و فعالیت وادار می‌کند. این کار نه‌تنها موجب فعال شدن بخش‌هایی از مغز می‌شود که تاکنون مورداستفاده قرار نمی‌گرفتند، بلکه در دنیای واقعی کاربرد داشته و برانگیزاننده و مؤثر خواهد بود.</description>
                <category>آکادمی هوراز</category>
                <author>آکادمی هوراز</author>
                <pubDate>Sat, 23 Oct 2021 18:48:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاثیر کلمات بر حفظ روابط شما</title>
                <link>https://virgool.io/@hooraz.academy/%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%DA%A9%D9%84%D9%85%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B1-%D8%AD%D9%81%D8%B8-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%B4%D9%85%D8%A7-e5unvdsn8ukv</link>
                <description>روابط چگونه دو کلمه ساده می‌تواند بسیاری از روابط شما را نجات داده و آن ها را حفظ کند. باور کنید به زبان آوردن این دو کلمه بسیار ساده است – و البته از نگاهی دیگر، به زبان آوردن آن ها بسیار سخت و دشوار است.اگر به‌عنوان یک بیمار در بیمارستانی بستری می‌شدید و جراح به‌اشتباه یکی از اعضای بدن شما را خارج می‌کرد، چه عکس‌العملی از خود نشان می‌دادید؟این دقیقاً همان چیزی است که برای شخصی به نام  دِبورا کِرِیوِن اتفاق افتاده است و سعی دارم  آن را به عنوان یک مطالعه موردی در حوزه هوش هیجانی برای شما تحلیل کنم.  بر اساس بیانیه‌ای که بیمارستان ارائه داده است، قرار شده بود که جراحان توده‌ای را از روی دنده هشتم دِبورا بردارند.اما، بر اساس اظهارات این بیانیه، آن‌ها ‌دنده دیگری را به‌ اشتباه از بدن وی خارج کرده‌اند.موارد معالجه غلط به‌طورکلی چیز جدیدی در علم پزشکی نیست، تا جایی که در سال 2014 در ایالات‌متحده مجموع پرداخت‌ها برای جبران معالجات اشتباه در حدود 3.9 میلیارد دلار برآورده شده است. اما بر اساس مصاحبه‌ای که شبکه سی ان ان از دِبورا کِرِیوِن منتشر کرده است، مسئله‌ای که در این رابطه خیلی جالب است، این است که این خانم به دلیل آنچه که به اشتباه در این بیمارستان رخ داده شکایت نکرده است.بلکه بخش مهمی از دلیل وی برای شکایت کردن این است که او هرگز این دو کلمه را از عوامل این بیمارستان نشنید:&quot; متاسف هستیم&quot;.گزارش منتشر شده توسط شبکه سی ان ان اظهار می‌دارد که:جوئل فاکسون، وکیل دِبورا کِرِیوِن، گفت: &quot; هیچ‌کس عذرخواهی نکرد و البته آن‌ها هرگز هیچ توضیحی از چگونگی رخداد این اشتباه را هم به او ارائه نکردند &quot;.علاوه بر این، کِرِیوِن می‌گوید که یکی از پزشکان به‌منظور سرپوش گذاشتن بر این مسئله و مخفی نگاه‌داشتن اشتباه رخ‌داده به وی دروغ هم گفته است.وکیل این خانم افزوده است که این بیمارستان در صورت انجام دادن دو کار می‌توانست از متحمل شدن هزینه‌ای برای جبران این خسارت جلوگیری کند: اول اینکه باید به‌طور کامل از کِرِیوِن عذرخواهی به عمل می‌آورند و به‌طور کامل توضیح می‌دادند که این اشتباه چگونه رخ‌داده است و اینکه درخواست کِرِیوِن مبنی بر حضور نداشتن پزشکی که منجر به رخداد این اشتباه شده است در جراحی دوم را جدی گرفته و رعایت می‌کردند.این وکیل عنوان کرده که اگر این بیمارستان این دو کار را انجام می‌داد، موکل وی هرگز شکایتی را علیه این بیمارستان طرح نمی‌کرد.اما بر اساس گزارش سی ان ان، این بیمارستان در بیانیه خود از بیمار عذرخواهی به عمل‌آورده است. با این‌ وجود، این بیمارستان از بیان اینکه این عذرخواهی دقیقاً در کجا و به چه صورت انجام‌شده و در متن این عذرخواهی چه چیزهایی مطرح‌شده است، همواره طفره رفته است.شما طرفدار انتقام و خون‌خواهی هستید یا وظیفه شناسی و وفاداری؟این نکته قابل‌توجه است که در بسیاری از موارد همدردی، عذرخواهی و اظهار تأسف‌ها در دادگاه‌ها علیه پزشکان به‌عنوان سندی مبنی بر بروز یک کار اشتباه و معالجه غلط مورداستفاده قرارگرفته است. با این وجود، قوانین مبتنی بر اظهار تاسف رسمی که در اغلب ایالات آمریکا (ازجمله ایالت کانکتیکات که این اتفاق در آن روی‌داده) به تصویب رسیده است حاکی از آن است که عذرخواهی علیه متخصصان علم پزشکی در دادگاه کاربردی ندارد.موارد خطا در معالجه بیماران تنها یک نمونه از اشتباه‌های بزرگی است که به‌صورت روزانه اتفاق می‌افتد. گاهی اوقات، مردم بر اساس یک باور یا اصل شخصی در پی چنین اشتباهاتی تصمیم به گرفتن انتقام از پزشک مربوطه می‌کنند، چراکه تصور می‌کنند مورد بی‌احترامی واقع‌شده‌اند. یعنی به‌نوعی می‌خواهند به هر شیوه ممکن این مسئله را برای فرد خاطی تلافی کنند . . . یا اینکه از ارتکاب چنین چیزی توسط وی در آینده جلوگیری کنند.اما باید به یاد داشت که یک عذرخواهی ساده قدرت و تأثیر به‌مراتب بیشتری نسبت به هر رفتار دیگر دارد.فقط برای یک‌لحظه تصور کنید که شما ترجیح می‌دهید با چه کسی کار یا معامله کنید؟فرد اول:  زمانی که اشتباهی از وی سر می‌زند، آن اشتباه را مخفی می‌کند، آن را کوچک می‌شمارد یا اینکه سعی می‌کند آن را به تقصیر دیگری بیندازد.فرد دوم: عیب و نقص موجود را می‌پذیرد و از آن اتفاق احساس تهدید و خطر نمی‌کند. پس شناسایی اشتباه رخ‌داده، اشتباه را می‌پذیرد، عذرخواهی می‌کند و به دنبال یافتن راه‌هایی برمی‌آید که در رابطه با آن اشتباه یاد بگیرد و نتیجه را بهبود ببخشد.پاسخ به این سؤال واضح و روشن است، درست است؟حتی بهترین‌ها هم در کار خودشان دچار اشتباه می‌شوند. اما زمانی که اشتباهات‌تان را می‌پذیرید، در عمل اعلام کرده‌اید که خودتان (یا شرکت خودتان) را در برابر افراد دیگر در چه جایگاه و موقعیتی می‌بینید. این کار در عمل موجب نزدیکتر شدن دیگران به سمت شما و ایجاد وفاداری نسبت به شما می‌شود.نتیجه‌گیریمسلماً، به کار بردن عبارت &quot; من عذرخواهی می‌کنم&quot; درواقع سخت‌ترین کلماتی است که در هر زبانی می‌توان به کار برد.اما رشد و بهبود ویژگی‌هایی از قبیل تواضع و فروتنی و اصالت و اعتبار موجب جذب و کشیده شدن دیگران به سمت شما می‌شود و درنهایت منجر به شکل گرفتن روابطی سالم با دیگران برای شما می‌شود.ممکن است این را شنیده باشید که فکر همواره بر عمل مقدم است. بنابراین، زمانی که در تلاش برای تغییر الگوها، عادات و رفتارهای‌مان هستیم، اندیشیدن به &quot; علت &quot; آن می‌تواند خیلی مفید و کارساز باشد.&quot; چرا باید زمانی که یک اشتباه بزرگ را مرتکب می‌شوم، عذرخواهی کنم &quot;؟–  هرکسی دچار اشتباه و خطا می‌شود. مخفی کردن اشتباه‌های خودتان موجب بزرگ‌تر جلوه کردن شما در نظر دیگران نمی‌شود؛ در حقیقت، این کار اثری معکوس و وارونه بر وضعیت می‌گذارد.–  به این ترتیب شما مسئولیت‌پذیری و شهامت خود را نشان می‌دهید و به شخصیت خود شکل می‌دهید.– احساسات جریحه‌دار شده را قدری آرام می‌کنید، از انگیزه دیگران برای خشم و انتقام کم می‌کنید و حتی به دیگران نیز انگیزه می‌دهید که خطا و اشتباهات خود را بپذیرند.درنهایت، فراموش نکنید که عذرخواهی صادقانه و خالصانه موجب بهتر شدن و توسعه روابط شما با دیگران می‌شود و همچنین موجب می‌شود که خودتان هم در ارتباط با دیگران رشد کرده و وضعیت و شخصیتی بهتر از پیش داشته باشید.</description>
                <category>آکادمی هوراز</category>
                <author>آکادمی هوراز</author>
                <pubDate>Sat, 23 Oct 2021 18:30:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهای سنگین ممانعت از بخشش </title>
                <link>https://virgool.io/@hooraz.academy/%D8%A8%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D9%86%DA%AF%DB%8C%D9%86-%D9%85%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B9%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%B4-x6srzqtrvxzo</link>
                <description>قدرت بخشش
-رها کردن مسائل آزاردهنده، بخشیدن کسانی که آسیب‌هایی را به ما وارد کرده‌اند و عدم تلاش برای قدرت بخشیدن به آن موضوعات ، دستاوردهایی بیشتر از آنچه متصور می‌شوید برایتان به همراه دارد.همه ما ممکن است گاه و بی‌گاه از فرد یا کسی ناراحت شویم – اما زمانی که می‌بخشیم، اغلب احساس بسیار بهتری نسبت به خودمان تجربه می‌کنیم. چنان‌که حتی تحقیقات بسیار زیادی هم در این زمینه انجام‌شده و نشان می‌دهد که بخشش به‌شدت بر بهبود سلامت فیزیکی ما هم موثر است.در مطالعه ای که اخیرا در مجله روانشناسی سلامت منتشر شده‌است، پژوهشگران به تحلیل و بررسی سلامت ذهنی و جسمی 148 انسان بالغ پرداخته‌اند. همانطور که پیش‌بینی می‌شد، رابطه قابل‌توجهی بین سطوح بالای استرس و مشکلات جسمی متعددی دیده‌شد. اما این مطالعه همچنین نشان داده‌است در مواردی که افراد از خود بخشش نشان دادند – بخشش خودشان و دیگران – ارتباط موجود بین استرس و بیماری ذهنی در عمل حذف ‌شده‌است.این تحقیق توسط لورِن توسِنت، دانشیار روانشناسی در دانشگاه آیووا انجام‌شد. وی اخیراً در مصاحبه‌ای با مجله تایم بیان کرده‌است:&quot; این رابطه تقریباً به‌طور کامل حذف می‌شود – ازنظر آماری به صفر رسیده و دیگر هیچ اثری از آن مشاهده نمی‌شود. اگر هیچ تمایلی به بخشش نداشته باشید، اثرات اولیه استرس را به شکل کاملی تجربه خواهید‌کرد و هیچ‌گونه حائل و سپری در برابر آن ندارید.بخشش آن ارتباط بد موجود میان استرس و بیماری و ناراحتی ذهنی را گرفته و آن را به صفر می‌رساند. من فکر می‌کنم که همه مردم‌ دوست دارند که احساس خوب و خوشایندی داشته باشند و تمرین بخشش فرصتی برای تجربه این احساس خوشایند را در اختیار شما قرار می‌دهد.&quot;خوب، حالا ببینیم چرا عمل بخشش چنان تأثیر قابل‌توجهی از خود بر جای می‌گذارد؟ دانشمندان در این رابطه کاملاً مطمئن نیستند، اما دلیل اصلی آن می‌تواند موضوعی باشد که در ادامه از قول کارِن سوارتز از بیمارستان جان هاپکینز به آن اشاره می‌کنم:&quot; با ناراحت شدن و مأیوس شدن از دست شخصی، در عمل سنگینی و بار جسمی بسیار زیادی بر شما تحمیل می‌شود و باور کلی بر این مبنا است که این خشم مزمن موجب قرار گرفتن شما در وضعیت جنگ ‌و گریز شده و درنتیجه تغییرات بسیار زیادی در ضربان قلب، فشارخون و سیستم ایمنی را در بدن شما به همراه دارد &quot;.به همین ترتیب، ریسک ابتلا به مواردی مانند افسردگی، بیماری قلبی و دیابت ناشی از این تغییرات در افراد افزایش پیدا می‌کند. اما به نظر می‌رسد که بخشش می‌تواند موجب کاهش یافتن این سطح از استرس در بدن افراد شود.بخشش چه چیزی هست و چه چیزی نیست؟کارِن سوارتز اعتقاد دارد که &quot; بخشش درواقع چیزی فراتر از یک حرکت زبانی یا گونه ای از تملق است. بخشش درواقع یک فرایند فعالانه است که طی آن شما بطور آگاهانه انتخاب می‌کنید که احساسات منفی درونی خود را رها و ترک کنید؛ صرف نظر از اینکه فردی که مورد بخشش شما قرار می‌گیرد سزاوار بخشش از جانب شما هست یا نیست &quot;.&quot; عملی که موجب ناراحتی شما شده یا صدمه‌ای را به شما وارد کرده‌است، ممکن است برای همیشه بخشی از زندگی شما باقی بماند، اما بخشش می‌توانند قدرت و تسلط آن موضوع  بر شما را کاهش دهد و به شما کمک کند تا بر روی موضوعات مثبت دیگری از زندگی خودتان تمرکز بکنید. اما باید توجه داشته باشید که بخشش به معنای انکار کردن مسئولیت شخص مقابل در صدمه زدن به شما نیست و هیچ تأثیری بر به حداقل رساندن یا توجیه کردن کار اشتباه ندارد. شما می‌توانید فرد موردنظر را بدون تبرئه کردن عملی که انجام شده‌است مورد بخشش خود قرار دهید&quot;.زمانی که نوبت به بخشش خودتان می‌رسد، توجه به این نکته مهم است: &quot; به یاد داشته باشید که اصلاً نباید اشتباه مرتکب شده را به‌طور کامل فراموش کنید یا از درس گرفتن از اشتباه خودتان امتناع کنید. اما همواره نیز نباید آن اشتباه را در خود زنده نگاه دارد یا همواره خود را برای آن اشتباه مورد ملامت قرار دهید &quot;. اگر توجه کرده باشید، این موضوع در ارتباط کامل با افزایش هوش هیجانی شما قرار دارد.چگونه ببخشیم؟البته بخشیدن، می‌تواند کار بسیار سختی باشد – خصوصاً اینکه احساس کنیم فرد مقابل صدمه‌ای غیرقابل ‌جبران و حتی شاید از روی قصد و عمد به ما وارد کرده ‌است.برای مثال می‌توانید موارد زیر را در تمرین بخشش مورد نظر قرار دهید:– به موقعیت و وضعیت پیش‌آمده از نقطه‌نظر و دیدگاه فرد مقابل نگاه کنید.– از خودتان بپرسید که چرا وی باید چنین رفتاری از خود نشان دهد. شاید اگر شما هم در چنین وضعیتی قرار می‌گرفتید، چنین رفتار مشابهی از خود نشان می‌دادید.– به مواردی فکر کنید که خودتان به دیگران صدمه زده‌اید و آن‌ها شما را به ‌راحتی بخشیده‌اند.– آگاه باشید که بخشش یک فرایند است و حتی موارد و آسیب های بسیار کوچک هم ممکن است نیاز به بازبینی مجدد و مورد بخشش قرار گرفتن دوباره و دوباره داشته باشند.جمع‌بندی و نتیجه‌گیریسماجت و پافشاری بر خشم و عصبانیت همانند نگاه‌‌داشتن یک چاقو در زخمی عمیق است – با انجام این کار، درواقع فرصت خوب شدن و بهبود یافتن را از خودمان دریغ کرده‌ایم. درنتیجه بیشترین ضربه را به خودمان می‌زنیم و درد و رنج بیشتری را متحمل می‌شویم، درحالی‌که طرف مقابل از این موضوع می‌گذرد و به زندگی عادی و روزمره خودش ادامه می‌دهد.در مقابل، بخشش به ما هم این فرصت را می‌دهد تا آنچه که پیش آمده است را پشت سر بگذاریم و ما هم به زندگی عادی خودمان بپردازیم.</description>
                <category>آکادمی هوراز</category>
                <author>آکادمی هوراز</author>
                <pubDate>Mon, 04 Oct 2021 12:39:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>این ۵ کار را انجام دهید تا هوش هیجانی را در فرزندان‌تان افزایش دهید</title>
                <link>https://virgool.io/@hooraz.academy/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%DB%B5-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%AA%D8%A7-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%87%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AF%D9%87%DB%8C%D8%AF-vreju4pj3n6r</link>
                <description>تربیت فرزندانیادگیری شناسایی و مدیریت هیجانات خودمان یک تلاش مادام‌العمر است، تلاشی که می‌تواند دستاوردهای بسیار زیادی را برای ما به همراه داشته باشد. من سالیان متمادی است که سعی کرده‌ام همواره در حوزه آن چیزی که اکنون تحت عنوان هوش هیجانی از آن نام برده می شود دانش خود را ارتقا دهم.اما به عنوان پدر دو فرزند همیشه سوالی در ذهنم بوده و آن اینکه:&quot; چگونه می‌توانم به فرزندانم کمک کنم تا هوش هیجانی را در خود ایجاد و توسعه دهند &quot;؟در این رابطه از مطالب و آموزش‌های یکی از کارشناسان خبره در این زمینه، به نام دِنیس دَنیلز -نویسنده و کارشناس برجسته حوزه رشد کودک- استفاده بسیار زیادی برده‌ام و در این مطلب سعی می‌کنم راهکارهایی تربیتی را در این رابطه با شما در میان بگذارم:1. کودک را به انجام بازی‌های خودآموز تشویق کنیدمنظور از بازی خودآموز به این معناست که کودک خودش انتخاب می‌کند که چه بازی را انجام دهد و چگونه آن بازی را پیش ببرد، و همچنان که بازی را پیش می‌برد، قوانین آن را هم تعیین کند. یعنی هیچ فرد بزرگتر و بالغی در جریان این بازی وجود ندارد که بگوید: “اِ، بیا این کار رو بکنیم،” و اینگونه جریان هدایت بازی را از وی بگیرد.این نوع بازی‌ها فوق‌العاده هستند زیرا به کودک اجازه می‌دهد تا از قدرت خلاقیت و تصویرسازی خود استفاده کند و در رشد سالم مغز هم موثر است. علاوه بر این، فواید بسیار زیاد دیگری هم به همراه دارد:کودکانی که مدت زمان زیادی را صرف بازی‌های این چنینی می‌کنند، مهارت‌های رهبری را در خود توسعه داده، قادر به اتخاذ تصمیم‌های بهتر هستند و از مهارت‌های بهتری برای حل مسئله برخوردار می‌شوند.با وجود اینکه من از والدین می‌خواهم که در این فرایند دخالتی نداشته باشند، باید در صورت درخواست کودکان برای کمک یا همکاری با روی باز با آن‌ها برخورد کنید. اما به جای آنکه پاسخ همه سوالات‌شان را در اختیارشان قرار بدهید، سعی کنید با طرح پرسش‌هایی از قبیل: &quot; تو چطور فکر می‌کنی؟&quot; یا &quot;چطور می‌تونیم جواب این سوال رو پیدا کنیم؟&quot; شرایط را به گونه‌ای تغییر دهید که آنها در جستجوی پاسخ قرار بگیرند.این نکته مهم را به خاطر داشته باشید این فعالیتی برای کودک شماست، و حس کنجکاوی وی باید نیروی پیش برنده و تحریک کننده باشد.آموزش کودک2. احساسات آنها را تائید کنیدزمانی که کودکان آزادنه در رابطه با ترس‌ها، ناراحتی یا خشم خود سخن می‌گویند، خیلی مهم و حیاتی است که با هم حسی و همدردی صحبت‌های آنها شنیده شود و متوجه شوند که احساسات آنها درست و صحیح است.گفتن عباراتی از قبیل &quot; آ …، نه این حرف چرته! &quot; یا &quot; تو نباید اینجوری فکر کنی و این احساس رو داشته باشی&quot; نه تنها منجر به متوقف شدن گفتگو می‌شود، بلکه در اولین حالت ممکن است کودک این احساس را تجربه کند که داشتن چنین احساساتی خطا و اشتباه است. دست کم گرفتن احساسات آنها ممکن است باعث شود که کودک از شما فاصله بگیرد، چرا که دیگر احساس نمی‌کنند که صدای آنها شنیده می‌شود یا احساس آنها درک می‌شود.البته، این کار همیشه هم ساده نیست. در فرایند فرزند پروری، احساس نا امیدی گاهی بر ما چیره می‌شود.به همین دلیل است که این روش  از اهمیت زیادی برخوردار است.3. توقف، تأمل و درنگ را فراموش نکنیدالبته این موضوع قابل درک است که یک پدر یا مادر ممکن است گاهی بدون فکر کردن رفتاری کند یا حرفی بزند. اما پاسخ‌های به ظاهر بی ضرر از قبیل &quot; مگه تو چی فکر می‌کردی؟ &quot; یا &quot; این چیزی نیست که بخوای ازش بترسی&quot; می‌تواند احساس کوچک بودن، بی‌اهمیت بودن و بی‌ارزش بودن را در کودک بوجود آورد.در صورتیکه کودک مکررا چنین واکنشی را از سمت شما تجربه کند، تاثیراتی منفی در بلند مدت در او ایجاد می‌شود: او ممکن است در بروز احساسات خود در جریان رشد همواره نوعی احساس ترس یا نا امنی درونی را تجربه کند ، یا اینکه حتی احساس افسردگی یا خشم فروخورده‌ای را تجربه کند که موجب می‌شود تا بطور نامناسب عکس العمل نشان دهد.پس هرگاه کودک شما کاری را انجام می‌دهد که می‌داند اشتباه کرده، هرگز نسبت به آن عکس العمل نشان ندهید. همه چیز را به حالت توقف درآورید، نفسی عمیق بکشید و خونسردی خود را حفظ کنید.سپس فراموش نکنید که:4.  با دقت گوش کنیداز کودک خود بپرسید که چرا چنین رفتاری داشته و آن کار را انجام داده است. برخی از کودکان از روی قصد و عمد رفتاری موذیانه از خود نشان می‌دهند، چرا که مثلا حوصله آنها سر رفته یا اینکه قصد جلب توجه دارند یا شاید اصلا موضوع دیگری در جریان است.از طریق کنکاش و گوش دادن همراه با هم‌حسی است که یک کودک ممکن است شروع به صحبت کرده و در واقع دلیل رفتار خودش را برای شما آشکار کند. ممکن است همچنان عواقب دیگری در پی این مسئله وجود داشته باشد، اما این مسائل بسیار متفاوت با تنبیه کردن احساسی کودک خواهد بود.درواقع، گوش کردن تنها یکی از کارهایی است که شما باید انجام دهید . . .5.  با کودک خود با احترام برخورد کنیدچند روز پیش پدری را همراه با کودک کوچکش در یک فروشگاه دیدم. چشمان او به گوشی تلفن همراهش دوخته شده بود و کودکش هم در تلاش برای جلب توجه وی بود: &quot; بابا، بابا، بابا، بابا . . .&quot;اما در واقع هیچ پاسخی از پدرش دریافت نمی‌کرد. ناگهان، کودک یکباره شروع به داد و بیداد کرد.والدین اغلب اگر احساس کنند که کودکانشان بی‌احترامی یا بی‌ادبی می‌کنند، خیلی راحت عصبانی می‌شوند. اما رفتار شما چگونه باید باشد؟ آیا پیش از ورود به اتاق کودک خودتان، در می‌زنید؟ آیا حریم خصوصی آنها را رعایت می‌کنید؟ کودکان اغلب رفتار اطرافیان‌شان را الگو رفتاری خود قرار می‌دهند.اگر نسبت به افرادی که در خانواده و زندگی شما حضور دارند، با احترام برخورد کنید، کودک شما یاد می‌گیرد که چنین رفتاری داشته باشد.نتیجه گیریهمچنان که دِنیس دَنیلز هم اشاره می‌کند، هیچ وقت برای شروع به آموزش کودکان برای شناخت، درک و مدیریت احساسات آنها زود نیست.چرا همین حالا شروع نکنیم؟</description>
                <category>آکادمی هوراز</category>
                <author>آکادمی هوراز</author>
                <pubDate>Sun, 19 Sep 2021 00:14:46 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونگی تبدیل هوش هیجانی به مهارتی کلیدی در رهبری</title>
                <link>https://virgool.io/@hooraz.academy/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%AA%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%84-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%87%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C-am3qa6pawlri</link>
                <description>رهبری و مدیریتمفهوم هوش هیجانی به‌طور قابل ‌ملاحظه‌ یک مقوله جدید به حساب می‌آید و استفاده از آن در امور تجاری و حرفه ای نیز به تازگی مطرح شده است. بنابراین، تلاش هر فرد برای بالا بردن هوش احساسی و استفاده از آن نیازمند زمان زیادی خواهد بود. این واژه برای اولین بار در سال 1990 در یک مقاله تحقیقاتی توسط دو پروفسور روانشناسی به نام‌های جان‌دی‌مایر از دانشگاه UNH و پیتر سالووِی از دانشگاه Yale مورد استفاده قرار گرفت و به مخاطبین معرفی شد. چند سال بعد مایر تعریفی از هوش هیجانی را به صورت زیر ارائه کرد:&quot; از دیدگاه علمی، هوش هیجانی عبارت است از (1) توانایی شناسایی و درک دقیق احساسات خودتان و دیگران، (2) شناخت نشانه‌های احساسی در روابط دو جانبه و(3) مدیریت احساسات خودتان و دیگران. این هوش لزوما شامل خصوصیاتی از قبیل مثبت‌نگری، نوآوری و اعتمادبه‌نفس- که در برخی از تعاریف به آن‌ها اشاره می‌شود- نیست&quot;.تقریبا 10 سال پس از آنکه این واژه مطرح شد و مورد پذیرش قرار گرفت، دانیل گُولمن- روانشناس دانشگاه راچرز- اهمیت هوش هیجانی را در مقوله رهبری کسب‌وکار تصدیق کرد. در سال ،1998 وی در یکی از معتبرترین مقالات این حوزه با عنوان&quot;چه عاملی شما را به یک رهبر تبدیل می‌کند؟&quot; به‌صراحت اشاره می‌کند که:&quot; همه تأثیر گذارترین رهبران جهان در یک نقطه مشابه با یکدیگر اشتراک دارند: همه آنها بالاترین سطح از مهارتی را دارا هستند که از آن تحت عنوان هوش هیجانی نام‌برده می‌شود. این مهم به این معنا نیست که بهره هوشی و مهارت‌های فنی در تبدیل‌شدن یک فرد به رهبر اهمیتی ندارد. این موارد هم حائز اهمیت است . . . اما آن‌ها نیازهای ابتدایی برای وارد شدن به یک جایگاه اجرایی هستند. این پژوهش، در کنار تحقیقات دیگر دوره معاصر، به وضوح نشان می دهد که هوش هیجانی امری لازم و ناگزیر در حوزه رهبری است بطوری‌که هر فردی می‌تواند آموزش‌های زیادی را پشت سر گذاشته باشد، ذهنی تحلیلی، نافذ و قاطع داشته باشد و همچنین از منبعی نامتناهی از ایده‌های هوشمندانه برخوردار باشد اما به دلیل برخوردار نبودن از هوش هیجانی، همچنان رهبر خوب و قابلی نباشد&quot;.لیدرشیپ و رهبریاین مقاله سپس به معرفی پنج جزء از هوش هیجانی می‌پردازد که به هر فردی اجازه می‌دهد تا وضعیت ذهنی خود و دیگر افراد موجود در اطراف خودش را بشناسد، با آن‌ها ارتباط برقرار کند و از آن‌ها یاد بگیرد:– خودآگاهی– خود انضباطی (سلف کوچینگ)– انگیزش (اشتیاق و علاقه‌ به کار که فراتر از پول و موقعیت است)– همدردی با دیگران– مهارت‌های اجتماعی، از قبیل مهارت و تخصص در مدیریت روابط و ساخت و توسعه شبکه‌های ارتباطیدرک این مطلب که دقیقا چه چیزی موجب شکل‌گیری هوش هیجانی می‌شود از اهمیت بسیار بالایی برخوردار بوده زیرا چنین مهارتی در موضوع رهبری لازم و ضروری است. از طرف دیگر، عموما افرادی که در برخی از جنبه‌های آن بسیار قوی هستند، به طور قابل توجهی در برخی جنبه‌های دیگر آن بسیار ضعیف عمل می‌کنند.در مطالعه دیگری، گُولمن بر اجزا دیگری از هوش هیجانی به‌طور دقیق‌تر متمرکز شده است. در سال 2001، وی با همکاری دو تن از اساتیدش به نام‌های ریچارد بویاتزیس و اَنی مک کی، به بررسی ماهیت قابل انتقال بودن احساسات در موارد کاری و ارتباط بین حالات احساسی رهبران و موفقیت مالی شرکت‌های آن‌ها پرداخت. در سال 2008 گُولمن و بویاتزیس در مقاله‌ای با عنوان هوش اجتماعی و بیولوژی رهبری نگاهی دقیق‌تر به مکانیزم های هوش اجتماعی (سرچشمه‌های همدردی و مهارت‌های اجتماعی) داشتند. به تازگی نیز گُولمن به بررسی پیشرفت‌های اخیر در زمینه علوم عصبی پرداخته و نتایج این مطالعات را در مقاله‌ای با عنوان رهبر متمرکز بیان کرده است. گولمن در این مقاله اظهار می‌دارد که رهبران می‌توانند با یادگیری و بهبود روش‌های مختلف متمرکز کردن توجه خود موفق به ارتقاء مهارت‌های‌شان در هر یک از ابعاد هوش احساسی بشوند.بعنوان مثال، این پژوهشگران در مقاله‌ای با عنوان هوش فرهنگی- توانایی منطبق شدن با شرایط مختلف- یکی از مهارت‌های مهم اجتماعی را به دقت مورد بررسی قرار می‌دهند. آن ها در این مقاله با ارائه یک فرایند شش مرحله ای به شما کمک می‌کنند تا با استفاده از آن توانایی‌های خود را شناسایی و سطح هر یک را اندازه گیری کنید.پس از اختراع و معرفی اف‌ام‌آرآی( fMRI) یا تصویرسازی تشدید مغناطیسی کارکردی(Functional Magnetic Resonance Imaging) ، مایر و سالووِی برای اولین بار واژه هوش احساسی را مطرح کردند. در روشfMRI تصاویری متناوب از مغز در حال فعالیت و سپس در حال استراحت گرفته می‌شود و از یکدیگر بطور دیجیتالی (بکمک نرم‌افزارهایی همانند اف اس ال) تفریق می‌گردند، که حاصل این پردازش عملکرد مغزی در اثر تغییرات جریان خونی در مغز را از لحاظ فیزیولوژیکی نشان می‌دهد.پژوهش ها و فعالیت‌های پروفسور گُولمن- بویژه در طی 5 سال گذشته- دربردارنده موضوعات زیر می‌شود:مکانیزم کاریزماجریان‌ها و فرایندهای فیزیکی درون مغز ما به هنگام درک آنچیزی که می‌شنویمپیشی گرفتن استدلال احساسی و هیجانی از بهره هوشیتاثیر عصبانیت بر فرایند تصمیم‌گیریتاثیرگذاری یا عدم تاثیرگذاری تملق و چاپلوسی در شرایط گوناگونتاثیرات و کارکردهای شایعات بی اساس در پیش‌بینی تعاملات اجتماعی</description>
                <category>آکادمی هوراز</category>
                <author>آکادمی هوراز</author>
                <pubDate>Sun, 19 Sep 2021 00:10:15 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۸ نشانه‌ی بالا بودن مهارت هوش هیجانی در شما</title>
                <link>https://virgool.io/@hooraz.academy/%DB%B8-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%A7-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%87%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D9%85%D8%A7-e1qwgywyz4ak</link>
                <description>ذهن و مغزآیا شما در هنگام بروز خشم و هیجان، مدیریت ذهن خود را به راحتی از دست می‌دهید یا از آن دسته افرادی هستید که در هر شرایط و موقعیتی از افکار، احساسات و جریانات درونی خود آگاه و در مدیریت ذهن خود از مهارت بالایی برخوردار هستند؟توانایی شناخت و تشخیص هیجانات (در خود و دیگران)، به‌منظور درک تأثیر قدرتمند آن‌ها و استفاده از اطلاعات به‌دست‌آمده جهت هدایت الگوهای فکری و رفتاری جهت انتخاب آگاهانه، به‌شدت می‌تواند شما را در رسیدن به چشم انداز خود یاری کند.همانند هر توانایی دیگر، مهارت‌های خودآگاهی و هوش هیجانی نیز با تمرین افزایش پیدا می‌کند. اما آیا احتمال این وجود دارد که خودتان پیش‌تر از سطح بالایی از خودآگاهی و هوش هیجانی برخوردار بوده باشید و از آن اطلاع نداشته باشید؟به نشانه های زیر توجه کنید و ببینید آیا آن‌ها درواقع توصیف‌کننده الگوهای رفتاری شما هستند یا خیر:1. عذرخواهی کردنشما می‌دانید که گفتن جمله &quot; متأسفم &quot; ممکن است یکی از سخت‌ترین کلماتی باشد که در زبان فارسی از آن استفاده می‌کنیم، اما در عین حال هم می‌دانید که استفاده از این کلمه از قدرت و تاثیر بسیار زیادی برخوردار است.با پذیرفتن اشتباه‌ها و خطاهای خودتان و عذرخواهی کردن در زمان لازم درواقع فرصت ایجاد ویژگی‌هایی از قبیل انسانیت، اصالت و اعتبار را برای خود فراهم کرده و به‌طور طبیعی دیگران را متوجه خود می‌کنید.2. بخششدرحالی‌که به‌خوبی می‌دانید که هیچ‌کس عاری از عیب و نقص نبوده و کامل نیست، آموخته‌اید که خودداری از بخشش همانند نگه داشتن چاقویی در زخمی عمیق است و باین ترتیب هرگز فرصت بهبود و درمان را بدست نخواهید آورد .بجای ادامه دادن به خشم و عصبانیت، درحالی‌که طرف مقابل به زندگی عادی خودش ادامه می‌دهد، شما می‌بخشید و بنابراین، به خودتان هم فرصتی برای ادامه جریان عادی زندگی را می‌دهید.3.  مجموعه گسترده‌ای از واژگان احساسیبا یادگیری مهارت بیان احساسات خودتان، توانایی درک آن‌ها را در خود افزایش می‌دهید. زمانی که غمگین و ناراحت هستید، بیشتر و بیشتر تلاش می‌کنید تا دلیل این ناراحتی را پیدا کنید: چه احساسی را تجربه می‌کنم؟ ناراحت و غمگین هستم؟ نا امید شده‌ام؟ آسیب دیده‌ام؟از طریق توسعه دایره لغات فعالی که با استفاده از آنها به توصیف احساسات خود می‌پردازید، به‌خوبی یاد می‌گیرید که در زمان و موقعیت مناسب رفتار مناسب از خودتان نشان دهید.4. ستایش و تمجید شفاف و صادقانهشما می‌توانید پیوسته ویژگی‌های خوب و مثبت را در دیگران جستجو کنید و سپس به آن‌ها بگویید که کدام ویژگی خاص و مشخص در آنها برای شما ارزشمند و مورد پسند است و باین ترتیب به آن ها انگیزه بخشیده و آن ها را تحت تاثیر قرار دهید. در نتیجه چنین فرایندی، این افراد از کار کردن با شما لذت ببرند و برای ارائه دادن بهترین تصویر از خودشان انگیزه لازم را بدست خواهند آورد.مدیریت ذهن مدیریت احساسات5. تلاش مداوم برای مدیریت ذهنشاید شنیده‌اید که می گویند:&quot; اگرچه نمی‌توانی مانع از نشستن یک پرنده روی سر خودت بشوی، اما مطمئناً می‌توانی مانع از ساختن یک لانه توسط آن پرنده روی سر خودت بشوی&quot;.زمانی که ماجرایی بد و منفی را تجربه می‌کنید، شاید در عمل نتوانید پاسخ هیجانی و البته طبیعی خود را مدیریت کنید. اما به‌خوبی می‌توانید تجربه های پس‌ازآن اتفاق را مدیریت کنید: شما آگاهانه انتخاب می‌کنید که جریان افکار خود را در کجا متمرکز کنید.بجای آنکه بر آن احساسات متمرکز و در آن‌ها غرق شوید یا دراین‌باره فکر کنید که چقدر این شرایط سخت و ناعادلانه است، شما آن را تبدیل به یک فکر مثبت کرده و از آن فرصت برای توسعه یک طرح جدید و حرکتی روبه‌جلو استفاده می‌کنید.6. عدم قضاوت افراد در یک برهه زمانی خاصقضاوت کردن سریع دیگران، بدون در نظر گرفتن موقعیت و شرایط ناخوشایندی که آن‌ها در آن قرارگرفته‌اند، یک الگوی رفتاری بسیار مخرب است.در مقابل، شما این آگاهی را دارید که هرکسی ممکن است در شرایطی یک روز بد، یا حتی یک سال بد را تجربه کرده باشد. با خودداری کردن از برچسب زدن به دیگران، نظر شما درباره آن‌ها تغییری نکرده و بیشترین منافع را از رابطه با آن‌ها کسب می‌کنید.7. تحلیل نقاط ضعف خودتانلازمه این کار خود اندیشی، تفکر و تأمل، بینش، بصیرت، درون‌نگری و شهامت شناسایی نقاط ضعف است. اما تا زمانی که روی آن‌ها کار نکنید، شرایط بهتری را برای خودتان رقم نمی‌زنید.شما می‌توانید با تجزیه ‌و تحلیل موقعیت‌ها و شرایطی که در آن‌ها مدیریت هیجانات خود را از دست ‌داده‌اید، استراتژی جدیدی برای روبرو شدن با آن شرایط و لحظه‌ها در تجربه‌های بعدی خود را طراحی کنید.8. آگاهی از تاثیر معکوس هیجاناتدقیقاً همانند هر مهارت و توانایی دیگر، هوش هیجانی هم می‌تواند هم در راه خیر و هم در راه شر مورد استفاده قرار بگیرد. زمانی که دیگران مهارت‌های خودشان را ارتقا می‌بخشند، می‌توانند از این قدرت کسب‌شده به‌منظور سوءاستفاده از دیگران و نفوذ قدرت خود بهره ببرند.و به همین دلیل است که شما هم حتماً باید هوش هیجانی را در خود ارتقا دهید تا در چنین شرایطی قادر به حفظ و مراقبت از خودتان باشید.</description>
                <category>آکادمی هوراز</category>
                <author>آکادمی هوراز</author>
                <pubDate>Sun, 19 Sep 2021 00:06:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تمرین‌های روزانه برای ارتقاء هوش هیجانی (احساسی )</title>
                <link>https://virgool.io/@hooraz.academy/%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%A1-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%87%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C-i4292um4mxuz</link>
                <description>عادت روزانهمهارت شما در مدیریت سطح بالایی از استرس می‌تواند نشان‌دهنده تفاوت بین دو حالت باشد: آیا شما در این وضعیت شجاعت اعتماد به نفس دارید و از آمادگی لازم برای مدیریت اوضاع برخوردار هستید یا احساساتی منفی و ناخوشایند را تجربه می‌کنید و از شرایط موجود ناراضی هستید.شاید پیش‌ازاین هم شنیده باشید که هوش احساسی جدیدترین ابزار برای پیش بینی افراد فوق‌العاده موفق است. این افراد همواره از نظر احساسی در تعادل قرار دارند، از نیرو و انرژی کافی برخوردار هستند و توان و انگیزه کافی برای گوش دادن، همدردی کردن، حل خلاقانه مسائل و مشکلات را دارند و به‌طور کلی مدیریت ذهن، زندگی و دنیای اطراف خود را در دست دارند.آن گروهی از ما که نظم و انضباط کافی برای مدیریت مؤثر استرس را نداریم، از شخصیتی رضایت‌مند، شاد و مثبت اندیش برخوردار نیستیم و در شرایط پراسترس و ناخوشایند از خویشتن‌داری کافی برای تأمل و درنگ کردن پیش از سخن گفتن بی بهره هستیم، در نهایت به کجا خواهیم رسید؟ به‌هرحال، خبر خوب اینکه، هوش احساسی هم- همچون بهره هوشی- می‌تواند در طی زمان و با تمرین روزانه افزایش پیدا کند.و اینکه در نهایت ما از انجمن کارآفرینان جوان این سؤال را مطرح کردیم که: &quot; یک تمرین روزانه که بتوان با استفاده از آن ارتقاء هوش احساسی را فراهم کرد، چیست؟ &quot; در ادامه این مطلب تعدادی از این روش ها را با هم مرور می کنیم. پیشنهاد می‌کنم حتما به این 8 کار روزانه، توجه و هر روز آنها را تمرین کنید تا شاهد رشد و ارتقاء هوش احساسی خود باشیدبا خودتان صادق باشیدهوش احساسی عبارت است از توانایی شناسایی دقیق احساسات و عواطف و سپس استفاده بهینه و کاربردی از آن‌ها. زمانی که در حال برقراری تعامل با شخصی هستید، از خودتان بپرسید، “همین حالا چه احساسی دارم؟”، “این فرد چه احساساتی را نشان می‌دهد و به من منتقل می‌کند؟”. این تمرین را با رصد کردن هر روز یکی از مکالمات روزانه خودتان با فرد دیگر آغاز کنید و برای تبدیل آن به یک عادت در خودتان، پاسخ‌های حاصل از این پرسش را منظم در دفتری ثبت کرده و بنویسید.برایان اسمیث Brian Smithپیش از سخن گفتن نفسی تازه کنیداین درس شماره 55 در کتاب ریچارد کارلسون با عنوان، &quot;برای موضوعات بی‌اهمیت هیجان‌زده نشوید&quot;. کارلسون به خوانندگان این کتاب آموزش می‌دهد تا قبل از پاسخ دادن به کسی همواره قدری توقف کنند و حداقل یک ‌نفس عمیق بکشند. این توقف ساده و کوتاه به شما اجازه می‌دهد تا چیزی را که قصد گفتن آن را دارید به درستی مورد مشاهده و پردازش قرار دهید و به فرد مقابل نشان دهید که در حال گوش دادن به او هستید. این کار همچنین موجب تغییر سرعت گفتگوی بین شما دو نفر شده و به هر دو شما اجازه میدهد تا با یکدیگر ارتباط برقرار کنید.نِیل ثانِدارNeil Thanedarعادت ورزش کردنهرروز ورزش کنیدمن دوست دارم روز خودم را با ورزش صبحگاهی شروع کنم. پس هرروز 30 دقیقه را به انجام تمرینات هوازی، یوگا، دویدن، وزنه زدن و . . . اختصاص دهید. برای اغلب مردم، این بخش از روز سخت‌ترین بخش از هرروز آن‌ها به‌حساب می‌آید، بنابراین، قدرت گرفتن از طریق یک ورزش خوب و مناسب موجب آزاد شدن اندورفین در خون شما شده، حس و حال شمارا بهبود می‌دهد و وضعیت ذهنی عاطفی شما را بگونه ای تنظیم می‌کند تا قادر باشید با هر چالش ممکن در طی روز روبرو شوید.داستین کاوانو Dustin Cavanaughبهترین را تجسم کنیدبِرِنِ براون اخیراً در مصاحبه ای گفت: &quot;چه میشد اگر می‌دانستید که هرکسی در جهان در انجام کارهای خودش بهترین سعی و تلاش خودش را انجام می‌دهد؟&quot; چنین رویکرد تغییر فوری و قدرتمند را در مدل ذهنی شما در رابطه با همدردی و هم احساسی با دیگران ایجاد می‌کند. در این حالت زمانی که فرض را بر این بگذارید که همه در انجام کارهای خود نهایت سعی و تلاش و خودشان را می‌کنند، بیشتر و بیشتر گوش ‌داده و بیشتر با آنها ارتباط برقرار می‌کنید.کارتر توماس Carter Thomasمراقبه کنیداختصاص دادن زمانی به سکون و آرامش دارای قدرتی فوق‌العاده است. من با این تمرین به انسانی کاملاً همدل، همدرد و شهودی تبدیل‌ شده‌ام، به‌گونه‌ای که اکنون دیگر هرگز شبیه به تصویر ذهنی که 10 سال پیش از خودم داشتم، نیستم. درنتیجه خودم را بسیار هماهنگ با دنیای اطراف خودم می‌بینم و احساس می‌کنم.داراه بروستِینDarrah Brusteinدر جستجوی معنا باشیدمشاهده و بررسی تجربه های روزانه در پایان هر روز اهمیت بسیار زیادی دارد و به ما در درک بهتر رویدادها و مسائل و پی بردن به شیوه هایی بهتر برای مدیریت آنها کمک می‌کند. در عکس‌العمل مردم در شرایط مختلف به دنبال معنا باشید. در این مشاهده نتایج بسیار زیادی در رابطه با الگوهای فکری آنها بدست می‌آورید. گاهی اوقات تحلیل این مسائل و نتیجه گرفتن از آن‌ها در لحظه کار سخت و دشواری است، اما اگر کمی بعد از وقوع ماجرا، بر آن تمرکز کرده و آن را مورد بررسی قرار دهید، می‌توانید بهتر و راحت‌تر به پاسخ دست پیدا کنید.اَندی کاروزاAndy Karuzaمحترمانه مخالفت کنیداگر با تصمیمی موافق نیستید و نیاز دارید که انتخاب دیگری را جایگزین کنید، اول ‌ازهمه سعی کنید خودتان را در جای فرد مقابل قرار دهید و فکر کنید که در این شرایط دوست دارید طرف مقابل چگونه با شما رفتار کند؟ آیا تمایل به مطرح‌شدن مسئله و بحث کردن در مورد آن به‌صورت خصوصی و دوبه‌دو دارید یا اینکه ترجیح می‌دهید مسئله در طی یک جلسه و در برابر دیگران مطرح شود؟ آیا راه‌حل محور هستید یا اینکه تنها قصد مطرح کردن یک نقطه‌ضعف و ایراد از سیستم و رویه کار را دارید؟ همیشه در چنین موقعیت‌هایی، شرایط فرد مقابل را هم در نظر بگیرید.شارِم فولادگر Sharam Fouladgar-Mercerمانترایی را انتخاب کنید که همواره به شما قدرت می دهدمن مبنای مانترای خودم را براساس این حقیقت قرار می‌دهم که شما همواره قادر به کنترل رفتار دیگران نیستید، شما فقط قادر به مدیریت رفتار خودتان هستید. در زندگی، اغلب با افراد و موقعیت‌های چالش‌برانگیزی روبرو می‌شویم. در واقع می‌توان گفت شیوه عکس‌العمل نشان دادن، احساس کردن، فکر کردن و رفتار کردن ما در برابر این چالش‌ها است که نتیجه ای متفاوت را موجب می شود.اِستنلی مِیتین Stanley Meytin</description>
                <category>آکادمی هوراز</category>
                <author>آکادمی هوراز</author>
                <pubDate>Sat, 11 Sep 2021 09:17:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>3 نکته کاربردی در استفاده عملی از هوش هیجانی</title>
                <link>https://virgool.io/@hooraz.academy/3-%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%87%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86%DB%8C-uv8gwdpztwsk</link>
                <description>هوش هیجانیهمانطور که می‌دانیم ارتقاء هوش هیجانی در نتیجه ارتباط با دیگران و همچنین از طریق مدیریت احساسات حاصل می‌شود. در ادامه این مطلب به ارائه نکاتی در رابطه با استفاده عملی و کاربردی از هوش هیجانی می‌پردازیم:1. زمینه‌های رشد خود را شناسایی کنید: توانا بودن در زندگی از لحاظ فکری بسیار مهم است، اما از نظر احساسی باهوش بودن هم به همین مقدار لازم و حیاتی است. داشتن هوش هیجانی بالا می‌تواند منجر به روابط بهتر و فرصت‌های شغلی بهتری شود. هوش هیجانی دارای 4 عنصر اصلی است که به شما برای دست یافتن به یک سبک زندگی متعادل کمک می‌کند. با مطالعه بخش بعدی می‌توانید ببینید که در کدام زمینه‌ها نیاز به کسب مهارت و رشد دارید. پس از آن میتوانید قدمهای لازم برای تمرین و بهبود مهارت‌های خود در آن زمینه‌ها را بردارید:توسعه فردی و رشد شخصی· خودآگاهی: شناخت مدل ذهنی خود. توانایی شناسایی و تشخیص احساسات درونی، درک و شناخت عوامل بوجود آورنده آنها و دلیل شکل‌گیری آن‌ها. خودآگاهی به معنای آگاهی از نقاط قوت و ضعف خودتان است.· سلف لیدرشیپ: توانایی به تأخیر انداختن خوشحالی، ایجاد تعادل بین نیازهای خودتان و نیازهای دیگران، ابتکار عمل داشتن و عقب کشیدن در زمان تکانشگری، به طور خلاصه مدیریت ذهن.· آگاهی اجتماعی: توانایی ایجاد هماهنگی با احساسات و نگرانی‌های دیگران و همچنین توانایی توجه و پذیرش نشانه‌های اجتماعی. آگاه بودن از نظر اجتماعی به معنای توانایی دیدن و درک اثر ساختار قدرت در هر گروه یا یک بافت سازمانی است.· مدیریت رابطه: توانایی به‌ خوبی کنار آمدن با دیگران؛ مدیریت تضاد؛ الهام‌بخش بودن و تأثیر گذاشتن بر افراد و به‌روشنی ارتباط برقرار کردن با آن‌ها.2. با افزایش هوش هیجانی، سطح استرس خودتان را کاهش دهید: &quot;استرس&quot; یک عبارت کلی و جامع بوده که دربردارنده احساس سردرگمی و گیجی در نتیجه مجموعه‌ای از احساسات و عواطف گوناگون است. زندگی سراسر دربردارنده موقعیت‌های سخت و دشوار است؛ از جمله قطع ارتباط با دیگران، از دست دادن شغل و . . . . در این ‌بین تعداد بی‌شماری از عوامل استرس زا وجود دارد که هر مسئله روزمره‌ را در نظر ما به یک چالش تبدیل می‌کند. اگر فردی پریشان و پراسترس هستید، پس رفتار کردن مطابق با الگوها و ارزش های همیشگی شما کار خیلی سختی است. داشتن یک طرح و برنامه خوب برای کاهش دادن استرس موجب بهبود تمامی جنبه‌های هوش هیجانی شما می‌شود:· تحریک کننده‌ها و کاهش‌دهنده های استرس را در خود شناسایی کنید. فهرستی از گونه‌های مختلف کاهش‌دهنده استرس، از قبیل قدم زدن با یک دوست یا قدم زدن در یک جنگل را تهیه کنید و از آن در مواقع نیاز استفاده کنید.· اگر نیاز به کمک دارید، کمک بگیرید. اگر احساس می‌کنید کنار آمدن با شرایط و سطح استرس شما خیلی سخت و سردرگم کننده است، از خدمات یک درمانگر یا روانشناس که می‌تواند ابزاری برای مقابله با این شرایط در اختیار شما قرار دهد (و همچنین به بهبود سطح هوش احساسی شما کمک کند) استفاده کنید.هوش هیجانی و مدیریت احساسات3. در منزل و محل کار بانشاط و پرانرژی باشید: زمانی که خوش‌بین هستید، دیدن زیبایی‌های زندگی و مسائل و موضوعات روزمره و همچنین انتقال آن‌ها به اطرافیانتان آسان‌تر است. خوش‌بینی منجر به ‌خوبی و بهزیستی عاطفی و فرصت‌های بیشتر می‌شود – مردم معمولا ترجیح می‌دهند با یک فرد خوش‌بین در ارتباط باشند و این موضوع باعث می‌شود که آن‌ها به سمت شما کشیده شوند و باین ترتیب زمینه شکل‌گیری ارتباطات بیشتر و بهتر برایتان فراهم می‌شود:· منفی نگر بودن موجب می‌شود تا افراد بجای ارتجاعی بودن، بیشتر بر روی چیزی تمرکز داشته باشند که احتمال به خطا رفتن و اشتباه شدن در آن وجود دارد.· افرادی با هوش هیجانی بالا تمایل دارند تا مهارت چگونگی استفاده از طنز و سرگرمی را در خود تقویت کنند تا به این ترتیب احساس شادی و امنیت را در خود و دیگران بوجود آورند. از خنده و شادی برای فائق آمدن بر لحظات سخت و مشکل زندگی استفاده کنید.انرژی مثبتپرسش‌های متداول:اگر از تکنیک‌ها و راهکارهایی که در اینجا شرح داده ‌شده استفاده کنم، چقدر زمان می‌برد تا هوش هیجانی خودم را افزایش دهم؟پاسخ به این سؤال وابسته به این است که شما به چه میزان از خودآگاهی رسیده اید و استفاده و بکار بردن صحیح تمامی راهکارهای مطرح‌شده در بالا را در تمام فعالیت‌های روزانه و تعاملات روزمره خود با دیگران چگونه مدیریت می‌کنید. هوش هیجانی می‌تواند در طی زمان در نتیجه تجربیات شخصی یا ایجاد و تقویت الگوهای سازنده که به‌طور هم‌زمان به رشد و بهبود سلامت بدنی و ذهنی شما منجر می‌شود، ارتقاء پیدا کند. کتاب‌های روانشناسی مثبت مطالعه کنید، به موسیقی‌های خوب گوش کنید، ورزش کنید، رژیم غذایی سلامت داشته و خوشحال باشید. اگر بخواهید در طی مدت‌زمان یک هفته می‌توانید هوش هیجانی خود را بهبود ببخشید. خوب و سالم باشید، مثبت بیندیشید و افراد خوب و مثبتی را در اطراف خود جمع کنید که احساس خوب و خاص بودن به شما بدهند.راهکارها· هوش هیجانی بسیار فراتر از کنترل کردن احساسات خود و در واقع به معنای مدیریت خودتان هم هست.· یاس و ناامیدی به خود راه ندهید. همیشه به یاد داشته باشید که هوش هیجانی می‌تواند از طریق تلاش مداوم و هماهنگ و همچنین تمایل به پذیرا بودن شما در برابر تغییر روش‌ها بهبود یافته و افزایش پیدا کند- صرف نظر از اینکه در حال حاضر سطح هوش هیجانی در شما کم یا زیاد است.· اگر از هوش هیجانی بالایی برخوردار هستید، به دنبال مشاغلی باشید که نیازمند ارتباط و تعامل منظم و مرتب با دیگران است.هشدارها· داشتن بهره هوشی بالا لزوماً به معنای داشتن هوش هیجانی بالا نیست.· روشن‌ فکر بودن یا داشتن یک ذهن باز لزوماً به معنای ارزش گذاری یکسان و مساوی برای ایده‌هایی از قبیل تعصب، آزار و اذیت و قتل‌عام نسبت به ایده‌های سلامت‌ تر نیست؛ بلکه به معنای شناسایی و درک دلیل ترس یک شخص از مجموعه‌ای از افراد دیگر است؛ ترسی که فرد در نتیجه آن احساس نیاز به از بین بردن و دوری از آن‌ افراد را در درون خود تجربه می‌کند.هوش منطقی-هوش هیجانی</description>
                <category>آکادمی هوراز</category>
                <author>آکادمی هوراز</author>
                <pubDate>Sat, 04 Sep 2021 16:19:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بزرگترین ضعف‌تان برای تبدیل شدن به یک رهبر موفق چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@hooraz.academy/%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B6%D8%B9%D9%81-%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%84-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-txoxvjzccyi8</link>
                <description>رهبر موفقبه این پرسش پاسخ دهید تا فورا به رهبری موفق تر تبدیل شویدیک سوال وجود دارد که اغلب مردم آن را دوست ندارند یا حتی از آن متنفر هستند. این احساس دلیلی دارد اما احتمالاً آنچه شما فکر می‌کنید، نیست. سوال این است:[بزرگ‌ترین ضعف شما چیست؟]برخلاف این حقیقت که پاسخ دادن به این پرسش یک تجربه یادگیری بسیار ارزشمند و منحصر بفردی را برای شما فراهم می‌کند، اما افراد نسبتا کمی هستند که به این پرسش به‌طور مؤثر پاسخ می‌دهد.ممکن است این پرسش را در موقعیتی مثل یک مصاحبه استخدامی تصور کنید، که در این شرایط بسیاری از مصاحبه شوندگان آن را بدترین سوال می دانند. علت چیست؟ بسیاری تصور می‌کنند که این بخشی از بازی بی‌نتیجه موش و گربه در مصاحبه‌ها است که برخی از مصاحبه‌کنندگان آغاز می‌کنند و در عمل نیز اطلاعات موثق و قابل قبولی هم از داوطلب استخدام به دست نمی‌آورند.اما درواقع این حرف اصلاً درست نیست.دلیل واقعی که بسیاری از طرح این پرسش و پاسخ دادن به آن متنفر هستند این است که آن‌ها تاکنون هیچ زمانی را به تجزیه‌ وتحلیل خودشان اختصاص نداده و راههای عملی برای ارتقاء و بهبود خود پیدا نکرده‌اند. هر کس ضعف‌هایی دارد، اما تا زمانی که این ضعف‌ها را پیدا نکرده و نشناسیم، قادر به بهبود وضعیت خودمان نیستیم.برای اینکه بتوانیم صادقانه به بزرگ‌ترین ضعف خودمان اعتراف کنیم، نیاز به مهارت های خودآگاهی دارید. خودآگاهی شامل توانایی خودکاوی، خود اندیشی و بازنگری در عملکرد خود می باشد؛ باید بتوانیم تفکر انتقادی را در خود ایجاد کنیم. این کار نیازمند بینش، بصیرت، درون‌بینی و شهامت است و فرقی هم نمی‌کند که در حال حاضر شما یک کارجو هستید که در جلسه محاسبه استخدام شرکت رؤیایی خودتان قرارگرفته‌اید، یا شاید هم کارآفرینی هستید که در حال اداره و مدیریت کسب‌وکار خودش است؛ خودآگاهی در زندگی تان بسیار اثرگذار است.مسیر موفقیتچگونه می‌توانیم به شیوه ای مطلوب و مؤثر به این سوال پاسخ دهیم؟هیچ پاسخ خلاصه و آماده‌ای برای این پرسش وجود ندارد؛ کلید اصلی در اندیشیدن و تعمق در پاسخ دادن به این پرسش است.از خودتان بپرسید:- مشکلات اصلی من در گذشته چه بوده‌ است و چه درس‌هایی از آن‌ها آموخته‌ام؟- چطور موجب بهتر شدن و رشد و ارتقاء خودم شده‌ام؟- چطور می‌توانم بر این ضعف خودم فائق بیایم؟دیده شده است که کمک خواستن از دیگران برای ارائه بازخورد صادقانه به شما نیز در مواردی مؤثر واقع‌شده است؛ البته باید توجه کرد که انجام هریک این موارد نیازمند ‌صرف زمان و تعمق و بررسی است.در این رابطه مثالی از خودم برای شما می‌آورم. چندی پیش به این نتیجه رسیدم که یکی از بزرگ‌ترین نقاط ضعف من علاقه بیش‌ازحد من به آشتی دادن و حافظ صلح بودن است. من سعی میکنم که همیشه بیش ‌از حد مهربان و خوب باشم. این در واقع یک ضعف بزرگ برای فردی در جایگاه رهبر یک تیم به‌ حساب می‌آید، خصوصاً رهبری که باید اغلب به دیگران چیزی را گوشزد کند که نیاز به شنیدن آن دارند نه تنها چیزی که خواستار شنیدن آن هستند. این خصوصیت از جنبه‌های دیگری هم به من ضربه زده است – از اتاق مذاکره گرفته تا الگوی پذیرفتن مسئولیت های بیش ‌از حد.اما از زمان پی‌بردن و شناسایی این مکانیزم در درون خودم، تغییراتی را در رفتارم ایجاد کرده‌ام. به‌عنوان‌مثال، اغلب پیش از ارائه هرگونه انتقاد سازنده به‌طور کامل تمرین کرده و خودم را آماده می‌کنم. گاهی اوقات حتی ارائه خودم را با صدای بلند تمرین می‌کنم تا بتوانم به‌راحتی و با صدای بلند صحبت کنم (این کاری است که پیش از وارد شدن به یک مذاکره مهم هم انجام می‌دهم).البته با وجود اینکه هنوز از کمک کردن به دیگران لذت می‌برم و خودم را از این لذت محروم نکرده‌ام، اما یاد گرفته‌ام که در موارد ضروری نیز به راحتی &quot; نه&quot; بگویم.این کار به خودآگاهی و بازخوردهای بسیار زیادی از سمت دیگران نیاز داشت تا انگیزه رشد و بهبود پیدا کنم و البته خودم هم تمایل بسیار زیادی به مبارزه در این راه داشتم، اما دستاوردهای بدست آمده ارزش این زحمت‌ها و سختی‌ها را داشت.جمع‌بندی و نتیجه‌گیریبه یاد داشته باشید که تنها شخصی که از شناسایی بزرگ‌ترین ضعف شما می‌تواند بیشترین دستاورد را بدست آورد فقط و فقط خودتان هستید.حتی اگر به این پرسش برای هیچ‌کس پاسخ ندهید، حتماً و حتماً برای بهبود و کمک به خودتان به آن پاسخ دهید.خوب، حالا بزرگ‌ترین نقطه‌ضعف شما چیست؟</description>
                <category>آکادمی هوراز</category>
                <author>آکادمی هوراز</author>
                <pubDate>Mon, 30 Aug 2021 19:39:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>11 علامت که نشان می‌دهد شما در حال تجربه خودآگاهی هستید</title>
                <link>https://virgool.io/@hooraz.academy/11-%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%AA-%DA%A9%D9%87-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%87%D8%AF-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%AF-r4rcdvjrdwe8</link>
                <description>خودآگاهیدر سطح فیزیکی، زمین بیداری معنوی خود را آغاز کرده است، فرآیند حرکت از یک فضای مبتنی بر وحشت به سمت یک فضای مبتنی بر عشق. اگرچه همین الان، همه چیز ممکن است تا اندازه‌ای آشفته و نابسامان به نظر برسد، اما این خاصیت چنین فرآیندی است و همه چیز پیش از اینکه بهتر شود، بدتر می‌شود. همین حالا یک آگاهی در اطراف ما و در درون ما در حال رخ دادن است!آیا شما پذیرای &quot;آگاهی&quot; هستید؟ یا انتخاب کرده‌اید که به خواب غفلت ادامه دهید؟همواره تعداد افرادی که انتخاب کرده اند تا به مهارت خودآگاهی دست یابند در حال افزایش بوده است! هر فردی تجربه ای کاملا متفاوت در خودآگاهی دارد. این فرآیند در برخی از افراد می‌تواند تدریجی و یکنواخت باشد، در حالیکه در افراد دیگر یک بیداری خودبخودی است.سینسیا اکسلی می‌گوید:&quot; دانه یک گیاه برای دستیابی به بهترین تجلی و حالت خود، باید کاملا خام و نارس( بی تجربه) باشد. پوسته ترک برمی‌دارد، درون آن بیرون می‌آید و همه چیز تغییر می‌کند. از نگاه کسی که معنای رشد را درک نمی‌کند، این فرایند همچون ویرانی کامل خواهد بود&quot;.همانطور که گفته شد، آگاهی واقعی فقط تابش آفتاب و رنگین کمان‌ ها نیست. این آگاهی می‌تواند دربردارنده پاک کردن برخی عواطف و انرژی‌های دردناک و ناخوشایند از گذشته‌مان باشد. با خودآگاهی، به این انرژی های کارمایی قدیمی اجازه دهید تا آزاد شوند و با نور و روشنی جایگزین شوند. مقاومت در برابر حرکت به سمت جلو موجب افسردگی یا درد می‌شود- نمودِ فیزیکی مقاومت شدید.در نتیجه قرار گرفتن در چنین جریانی است که ما یک بیداری معنوی زیبا را در درون خود پذیرا می‌شویم و درنهایت اندوخته ای را به ارتعاشات جمعی مثبت جهان هستی اضافه می‌کنیم. این فرآیند به ما امکان می دهد تا بهترین حالت زندگی‌مان را تجربه کنیم و انرژی مثبت درون خود که در همه زمان‌ها از طریق نیروی الهی برایمان قابل دسترس است را دربر گیریم.جان او دونوهو:&quot; هنگامی که روح بیدار شد، جستجو آغاز می‌شود و شما هرگز نمی‌توانید به عقب برگردید. از آن به بعد، اشتیاق خاصی در درونتان برانگیخته شده است که هرگز دوباره به شما اجازه نخواهد داد که در ارتعاشات پایین خودپسندی و رشد جزئی درنگ کرده و متوقف شوید. جاودانگی شما را می‌طلبد و به شما سرعت می‌بخشد. در این زمان است که شما دیگر از تهدید خطری که شما را از تلاش برای رسیدن به قله رشد باز می‌دارد یا سازش با آن همسو نیستید&quot;.سالهاست که من در حال تجربه خودآگاهی مداوم و بسیار شدیدی بوده و هستم. زندگی من کاملا در هر حوزه ای تغییر کرده است! زندگی واقعا شگفت انگیز است! من با ماهیت خود واقعی‌ام ارتباط برقرار کرده‌ام. هنگامی که تحقیق می‌کنم و با دیگران درباره خودآگاهی آنها به گفتگو می‌پردازم، درمی‌یابم که ما همگی در ویژگی ها و رویدادهای مشابهی مشترک هستیم.با این وجود، برخی افراد هستند که نوعی بیداری را تجربه می کنند و حتی به آن آگاه نیستند. من تصمیم گرفتم تا با اشتیاق فراوان، فهرستی کلی از رایج ترین علائمی که نشان می‌دهد شاید شما هم در حال تجربه خودآگاهی هستید را تهیه کنم تا شما هم بتوانید به طور آگاهانه‌تر و هدفمندتر نیروی خود را در جهت رشد و توسعه آن هدایت کنید. در صورتی که نظری دارید، لطفا در نظرات پایین به بحث اضافه نمایید.فهرست نشانه های خودآگاهی:1. سیستم های اعتقادی جدیدی را ایجاد می کنید.جهان درونآیا باورهای امروز شما مشابه باورهای 5 یا 10 سال گذشته تان است؟هر کسی که خودآگاهی را تجربه می‌کند سیستم باورها و سبک زندگی قدیمی را رها می‌کند. به این ترتیب است که از واقعیت فیزیکی‌مان که زمانی از نظر ما طبیعی و عادی بود فاصله گرفته و آن را مورد سوال قرار می‌دهیم.در چنین شرایطی است که با نقض هنجارهای اجتماعی و پذیرش آزادی احساس راحت‌تری را تجربه می‌کنیم. ما همگی دارای اراده آزاد هستیم و هنگامی که خودآگاهی در ما آغاز می‌شود، بیشتر و بیشتر می‌فهمیم که شاید تا کنون آنچنان که می‌توانستیم از چنین حقی آزادانه استفاده نکرده‌ایم.برخی از ما گویی از زندان ذهن فرار کرده‌ایم. اما همان طور که در سفر معنوی خود به تکامل می‌رسیم، متوجه این حقیقت می‌شویم که زندان ذهن همواره در تمامی زمان‌ها کاملا باز بوده است.کریستی بومن:&quot; هنگامی که نسبت به حقیقت خود آگاه می‌شویم، در می‌یابیم که آزاد هستیم&quot;.2.خواستار آزادی بیشتر و مادیات کمتر می‌شوید.شما آرامش را در ساده زیستن می‌یابید. بجای خرید بیشتر و پر کردن هر گوشه خانه‌تان با دارایی‌ها و دلبستگی‌های مادی، شما خودتان را می‌بینید که اشیاء قدیمی را تمیز می‌کنید و آنها را می‌فروشید یا هدیه می‌دهید‌.شما انتخاب کرده‌اید که کمتر داشتن بیشترین چیزی است که می‌خواهید. این باعث می‌شود که بار سنگین وسایل و اشیاء مادی از زندگی فیزیکی شما حذف شود. انجام این کار، همچنین موجب رهایی انرژی اشیاء قدیمی می‌شود. احساس نور و روشنی پس از آن چنان عمیق است که ما (بصورت خودآگاه یا ناخودآگاه) اغلب این کار را انجام می‌دهیم تا این که در می‌یابیم که تمایل کمتر و کمتری به بیشتر خرید کردن داریم.عشق و شادی واقعی را نمی‌توان در اشیاء یا دارایی بیشتر پیدا کرد. شادی و رضایت همیشگی از درون ما بلند می‌شود.اوشو:&quot; عشق درباره دارایی‌های ما نیست. موضوع عشق قدردانی و سپاسگزاری است&quot;.3. تمایل یا تغییر ناگهانی در شغل یا حرفهشما فراخوانده شده‌اید که همین حالا هدف زندگی‌تان را تحقق ببخشید. آیا می‌شنوید؟بیشتر افرادی که خودآگاهی را تجربه می‌کنند، تغییری را در شغل یا حرفه خود تجربه کرده‌اند. اگر تاکنون چنین تجربه‌ای نداشته‌اید، احتمالا تمایلی آتشین و عمیق برای این کار دارید. آیا به ترس‌هایتان اجازه می‌دهید تا مانع شما شوند؟از هر مقاومتی خود را رها کنید و با ایمان و اطمینان گام بردارید و فقط آن را انجام دهید. مجبور نیستید که همه جزئیات را همین الان بدانید. این راز زندگی است! همیشه قرار نیست ما تمام جزئیات و کوچکترین موارد را بدانیم. جهان هستی و نیروی الهی آن را برای ما محافظت می‌کنند.اگر قبلا این کار را انجام داده‌اید، احتمالا همین لحظه به زندگی عشق می‌ورزید! تحول جدید شما احتمالا آسان نبود اما ارزش آن را دارد. ادامه دهید، از شما خواسته می‌شود که ادامه دهید و بیشتر و بیشتر پیش بروید. جهان هستی رشد سالم را دوست دارد!4.خود را مجذوب الهامات و توسعه فردی می‌یابیدشما در طول مسیر خودآگاهی به سوی بهترین خودتان هدایت می‌شوید. اینکه ما چه کسی هستیم و چه کسی که می‌خواهیم باشیم را می‌توان در الگوهای روزانه ما مشاهده کرد. همچنانکه ما به سمت نور و روشنایی در حرکت هستیم، به اطرافمان با الهام، نگرش مثبت (یقین) و فعالیت‌های رشد فردی نگاه می‌کنیم. این تجربه می‌تواند به شکل فیزیکی یا معنوی باشد. برای مثال، ممکن است شما کششی به خواندن کتاب‌های خودآگاهي، تمرین یوگا، مدیتیشن (مراقبه)، دعا کردن، سمینارهای رشد فردی، دو، پیاده روی، رفتن به عبادتگاه، گوش دادن به کتاب های صوتی و غیره پیدا کرده باشید.ریکو داشیم:&quot; زندگی کن تا عشق ورزیدن را یاد بگیری. یاد بگیر که به زندگی کردن عشق بورزی. عشق بورز که برای یادگرفتن زندگی کنی. به این ترتیب است که می‌توانید آن سبک زندگی را تجربه کنید که آرزوی آن را دارید&quot;.5. تمایلی عمیق به ارتباط بیشتر با طبیعت داریدارتباط با طبیعتما به طبیعت کشیده و جذب می‌شویم زیرا طبیعت بخشی از ماست. طبیعت به ما امکان می‌دهد تا از جهان مادی که ساخته‌ایم فاصله گرفته و به درستی با نیروی الهی، نیروی برتر خودمان، خدا، منبع، جهان هستی ارتباط برقرار‌کنیم.اگر ما به دقت گوش دهیم، خواهیم دید که طبیعت نیز با ما صحبت می‌کند و با ما ارتباط برقرار می‌کند. این رابطه‌ای است که هر کسی می‌تواند ایجاد نماید و افرادی که به بیداری معنوی رسیده‌اند آن را انجام می‌دهند. ما در واقع فقط آغاز به درک ارتباط عمیق مان با طبیعت کرده‌ایم. سال‌های سال، بیل مویرز با بسیاری از مولفان، فیلسوفان و متخصصین الهیات برجسته جهان درباره ارتباط روحی‌شان با طبیعت و هرآنچه که در آن وجود دارد، گفتگو کرده‌است.6. الگوهای خواب غیرعادی را تجربه می‌کنیدبرخی از افراد که آگاهی را تجربه می‌کنند در خوابیدن مشکل دارند. آنچه که در درونتان در جریان است شما را بیدار نگه می‌دارد. این یک میل هیجانی و آتشین است و برخی از افراد می‌دانند که چگونه آن انرژی را هدایت نمایند درحالیکه افراد دیگر مطمئن نیستند و این همان چیزی است که اصولا شما را در شب بیدار نگه می‌دارد. بیشتر افراد می‌گویند که آنها یا در به خواب رفتن مشکلاتی دارند یا در ساعت 2 و 4 صبح از خواب بیدار می‌شوند.اشکالی ندارد اگر شما هم الگوهای خواب غیر عادی را تجربه می‌کنید. فقط دراز نکشید و نگران نباشید. اتفاقات زیادی درون شما در حال روی دادن است و این یک فرآیند طبیعی است. بهترین کاری که باید انجام دهید این است که بلند شوید و همان کاری را انجام دهید که شما را فرا می خواند– این کار برای برخی افراد نوشتن است.روی هم رفته، بهترین کار این است که دوباره بخوابید. اگر نمی‌توانید بخوابید، سعی کنید موسیقی بنوازید. من یک برنامه روی گوشی ام نصب کرده‌ام که انواع مراقبه‌ها و ضربان‌های دوگوشی دارد؛ این برنامه معجزه می‌کند و فورا به خواب می‌روم. عطر سنبل، ملاتونین یا حتی یک لیوان نوشیدنی نیز به خواب شما کمک می‌کند (توصیه‌هایی از مادربزرگ 82 ساله‌ام).7. حرف زدن با خودتان یا خالق‌تان بیشتر شده استاگرچه ما همگی آن را نمی‌پذیریم اما همه ما تا اندازه ای با خود حرف می‌زنیم. این کار به ما کمک می‌کند تا آنچه که در حال وقوع است را درک کنیم. برخی اوقات ما می توانیم درمانگر خودمان باشیم. این کار بسیار مفیدی است زیرا واقعا فقط شما می‌دانید که به چه چیزی نیاز دارید. اینکه ما فکر می‌کنیم نیاز داریم از کسی بیرون از خودمان بپرسیم تنها یک توهم است.اگر شما در مسیر خودآگاهی قرار داشته باشید، متوجه خواهید شد که با خودتان بیشتر حرف می‌زنید. هنگامی که تنها هستید، ممکن است دقایقی یا حتی بیشتر را با خودتان تند تند حرف بزنید. مشکلی وجود ندارد – شما دیوانه نیستید! سطح جدیدی از ارتباطات در درون شما در حال رخ دادن است.در واقع شما دارید به خودتان اجازه می‌دهید که به خودِ برترتان دست یابید – آن بخشی از شما که همه پاسخ‌های شما دربرابر مسیرتان را می‌داند. بهترین کار این است که به پذیرش آن ادامه دهید. گفتگوها افزایش می‌یابد و روان‌تر، منسجم‌تر و شهودی‌تر می‌شوند. اگر می‌بینید که آرامش بیشتری پیدا کرده‌اید، چرا که نه، آن را بنویسید یا ضبط کنید و بعدا به آن گوش دهید. این یک درمان کاملا شهودی، ادراکی و رایگان و در نوع خودش بهترین درمان است.8. همزمانی را تجربه می‌کنیددرحالیکه آنچه که ما آن را همزمانی می‌نامیم چیزی بیش از رخ دادن اتفاقات همزمان است که همیشه در حال روی دادن هستند، اخیرا نیز خودآگاهی، شما را از ارتباط آن چیزهایی که در اطراف شما اتفاق می‌افتد، آگاه ساخته است.همزمانی تجربه رویدادهای معنادار و مرتبطی است که تصادف محض بودن آنها نیز بعید است. مفهوم همزمانی نخست توسط کارل یونگ، یک روانشناس سوئیسی در سال 1920 توصیف شد.این همزمانی ها معنادار هستند؛ آنچه که آنها معمولا ما را به آن سمت هدایت می‌کنند بهترین مسیر است، اما گاهی اوقات آنها فقط به ما یادآوری می‌کنند که ما در مسیر درست هستیم؛ &quot; سلام موجود شگفت انگیز! تو داری کارت را فوق العاده انجام می‌دهی&quot;!عموما همزمانی خودش را به شکل توالی اعداد در اطراف ما نمایان می‌سازد، زیرا مبحث‌ معاني‌ رمزي‌ اعداد اساسا با خلقت و آفرینش پیوند یافته است. شما ممکن است الگوهای عددی مانند 11:11، 111، 333، 555 و غیره را ببینید. هر یک از آنها برحسب مسیر و شرایط ما تعبیری منحصر بفرد و متفاوت دارند.هنگامی که معنا و اهمیت قدرتمند همزمانی را در زندگیمان به درستی درک می‌کنیم، می‌توانیم آن را بکار ببریم تا ما را در مسیرمان رو به جلو هدایت کند و تصمیمات بهتری گرفته شود. همزمانی همیشه ما را هدایت می‌کند و ما هستیم که باید انتخاب کنیم که به آن توجه کنیم!9. احساسی سرشار از وحدت و یگانگی را تجربه می‌کنیدوحدت و یگانگیما همگی با هم مرتبط هستیم! همانطور که خودآگاهی را تجربه می‌کنیم، این حقیقت را درک می‌کنیم که ما با جسم و کالبد فیزیکی مان تعریف نمی‌شویم. ما چیزی بسیار بیشتر و والاتر از آن هستیم و انرژی ما به بیرون از ما گسترده و پراکنده می‌شود. هر فرد، مکان و شیء به دلیلی در زندگی ما وجود دارد- این ما هستیم که آن را به گونه‌ای به سمت خود جلب کرده‌ایم.این ارتباط درک عمیقی در درون ایجاد می‌کند که ما بخشی از هر چیزی هستیم و هر چیز بخشی از ما است. ما بخشی از جامعه و کشورمان و به همین شکل نیز بخشی از جهان هستی هستیم.10. تمایل به خوردن غذای سالم تر و مراقبت بیشتر از بدن خود داریدبدن ما پرستشگاه روح ماست. اگر بخواهیم سبک شویم باید کم غذا بخوریم. غذاهای کم انرژی و مغذی، مواد غذایی خامی هستند که از زمین می‌رویند. هر چه بیشتر این غذاها را به بدنتان وارد کنید، سالم تر خواهید بود.کشش ما به سمت خوردن غذای سالم طبیعی است. در ابتدای تولدمان خوراک سالمی داشتیم و تاثیر فرهنگی که در آن متولد شدیم ما را به سمت تغذیه ناسالم هدایت می‌کند. غذاهای ناسالم سود بسیار زیادی را برای شرکت ها و سازنده‌های آن فراهم می‌کنند.اکثریت افرادی که خودآگاهی واقعی را تجربه می‌کنند به سمت شیوه‌های تغذیه سالم تمایل پیدا می‌کنند. همه ما در مورد بهترین خوراک نظر خودمان را داریم، اما هیچ کسی نمی‌تواند مخالفت کند که میوه‌ها و سبزیجات خام، دست نخورده و نپخته، میوه ها و سبزیجات روییده از زمین- مادرِ ما- همیشه بهترین انتخاب است.جیم ران:&quot; مراقب بدن خود باشید، آنجا تنها مکانی است که شما باید در آن زندگی کنید&quot;.11. احساس غم یا احساسات ناخوشایند پرقدرتی را مشاهده می‌کنیددر مسیر این سفر شما شکل‌های متناوب و گوناگون احساس غم درونی و عمیقی را تجربه می‌کنید. گاهی ممکن است به خوبی بدانید که چرا آن احساس را تجربه می‌کنید و باین ترتیب می‌توانید آن را رها کرده و با عشق جایگزین سازید؛ برخی اوقات هم ممکن است هیچ نظری در مورد آن نداشته باشید.همه ما گاها چنین حالتی را تجربه می‌کنیم. اگرچه ممکن است همیشه دلیل آن را ندانید، اما مطمئن باشید که دلیلی دارد. شما در حال آزاد کردن گذشته خود و انرژی منفی لنگر انداخته درون خود هستید. هنگامی که به اصطلاح احساسات‌تان بالا می‌زند، بگذارید آنها بروند و اجازه دهید نور الهی همه فضایی که آن احساسات پر کرده بود را فرا گیرد. تک تک احساسات ناخوشایندتان را در این حالت قرار دهید! اجازه ندهید حتی ذره‌ای از آنها در درون‌تان باقی بماند زیرا شما شایسته آزادی عاطفی هستید که در سمت دیگر در انتظارتان است.اگرچه این فرآیند می‌تواند سخت و طاقت فرسا باشد، اما آن را بپذیرید، برای همیشه با این احساسات بدرود بگویید و برای آزاد و رها شدن آنها سپاسگزار باشید. پس از آن، روح شما سبک و روشن خواهد شد و شما سرشار از عشق بیشتر و نیروی الهی مثبت خواهید شد.از نظر من، اینها 11 برترین نشانه هستند که خبر از بیداری شما می‌دهند. نشانه‌های شما کدام هستند؟ از اینکه این مطلب را خواندید، سپاسگزارم. آرزوی من برای شما: سفری پیوسته و همیشگی ، سفری به سوی عشقی عمیق به هر آنچه که پیرامون شما وجود دارد، آرامش بیشتر در اعماق قلب‌تان، ذهنی باز و پذیرا و شوق به تداوم در آموختن. زیرا هنگامی که فکر می‌کنید که می‌دانیم، در واقع هیچ چیز نمی‌دانیم.جینا چارلز: هوشیاری شما تا به اندازه شناخت شما از خود و از جهان هستی گسترش پیدا می‌کند.</description>
                <category>آکادمی هوراز</category>
                <author>آکادمی هوراز</author>
                <pubDate>Wed, 25 Aug 2021 13:45:48 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>