<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Hosein Nematolahi</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@hosein.nematola</link>
        <description>Research GeeK</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-15 13:17:23</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4016/avatar/RJIH7d.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Hosein Nematolahi</title>
            <link>https://virgool.io/@hosein.nematola</link>
        </image>

                    <item>
                <title>استفاده از هوش مصنوعی در تحقیقات بازار (تحقیقات کیفی مقدماتی- front-end)</title>
                <link>https://virgool.io/ircgroup/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%DB%8C%D9%81%DB%8C-%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85%D8%A7%D8%AA%DB%8C-front-end-tfs67r69vgsq</link>
                <description>در دنیای پرسرعت تحقیق و نوآوری، پیشتاز بودن امری ضروری است. به عنوان محقق، نقش ما در شکل دادن به مسیر یک پروژه بسیار مهم است. با این حال، با افزایش پیچیدگی و تقاضا برای دسترسی سریعتر به نتایج، هوش مصنوعی (AI) می تواند برای آسانتر و بهتر کردن فرآیند استفاده شود.  ما بررسی خواهیم کرد که چگونه AI می تواند در طراحی تحقیقات مقدماتی کیفی front-end به عنوان یک دستیار مفید عمل کند.تحقیقات مقدماتی (front-end): این تحقیق بسیار اکتشافی (کیفی) که در مراحل اولیه یک پروژه انجام می شود، بر جمع آوری بازخورد از بازدیدکنندگان قبل از اتخاذ تصمیمات اساسی در مورد یک پروژه متمرکز است.فعالیت های تحقیقاتی Front-end یک راه مهم برای بوجود آوردن و شنیدن صداهای جدید است که اجازه می دهد دیدگاه های بیشتری شنیده و در برنامه ریزی گنجانده شوند. این روش می تواند با بررسی جنبه هایی که برای موفقیت یک پروژه حیاتی است، در زمان و منابع صرفه جویی کند.تحقیقات Front-end همچنین می تواند یک ابزار عالی برای استفاده با ابتکارات استراتژیک گسترده تر مانند کمپین های بازاریابی جدید باشد.ابتدا نگاهی به فرآیند طراحی تحقیقات front-end سنتی (بدون کمک AI) می اندازیم. این مرحله پایه و اساس هر مطالعه کیفی است. در اینجا، محققان اهداف تجاری را تعیین می کنند، مخاطب هدف خود را جذب می کنند، سؤالات کلیدی را شناسایی می کنند و روش جمع آوری داده های خود را تعیین می کنند.طراحی تحقیقات مقدماتی (front-end) سنتیفرایند سنتی طراحی تحقیقدر طول این فرآیند، هوش مصنوعی (AI) یک گنجینه ای از امکانات را برای ساده سازی وظایف و بهبود دقت ارائه می دهد. بیایید شیرجه بزنیم و کشف کنیم که چگونه AI می تواند متحد مورد اعتماد ما در تبدیل هر مرحله از تحقیقات مقدماتی (front-end) به یک تلاش کارآمدتر و آموزنده تر باشد.درک اهداف تجاری: با استفاده از ابزارهای Generat AI مانند ChatGPT، محققان می توانند تحقیقات زمینه ای انجام شده را در مرحله پیش تحقیق خلاصه کرده و فرضیه ها را تأیید یا رد کنند. این دستیار مجازی به پاسخگویی به سؤالات مهمی مانند اینکه آیا آنها در مسیر درست هستند یا خیر کمک می کند.جذب مخاطب: با وارد کردن مشخصات مخاطب به ابزارهای AI، محققان می توانند یک پیش نویس از سؤالات صفحه نمایش را برای شروع کار ایجاد کنند، که باعث صرفه جویی قابل توجهی در وقت و تلاش می شود. این فرآیند یک نقطه شروع برای یک سند و ساده سازی فرآیند انتخاب مخاطب را فراهم می کند. هوش مصنوعی (AI) همچنین می تواند در تعیین اندازه مناسب مخاطب (نمونه) برای مطالعه کمک کند. به جای جستجوی دستی در داده های سرشماری یا سایر منابع، محققان می توانند برنامه های AI را با سؤالات مرتبط تحریک کنند تا اندازه مخاطب ایده آل را تخمین بزنند.طراحی تحقیقات: یک جنبه ضروری از طراحی تحقیقات، ساختاربندی سؤالات واضح و موثر است که اساس راهنمای بحث شما را تشکیل می دهد. ابزارهای مبتنی بر AI می توانند قبل از اشتراک گذاری سوالات تحقیق با تیم، مشتری و ذینفعان، آنها را بررسی کنند. همچنین می تواند در پایان فرآیند به شما کمک کند تا بررسی نهایی را انجام دهید. می خواهید بدانید که این چگونه کار می کند؟ جمع آوری داده ها: در طی بررسی کیفیت داده ها، جایی که ما داده های بد یا ربات ها یا شرکت کنندگان جعلی را از بین می بریم. تکنیک های مبتنی بر AI، از جمله استراتژی های یادگیری ماشین (ML)، می توانند مقادیر زیادی از داده ها را بررسی کرده و روندها و ناسازگاری هایی را که ممکن است نشانه ای از شرکت کنندگان جعلی باشد، شناسایی کنند.همانطور که می بینید، AI می تواند بر روی فرآیندی که قبلاً دنبال می کنید قرار گیرد تا همه چیز بهتر و آسانتر شود. در اینجا نگاهی به همان فرآیند با استفاده از ابزارهای AI می اندازیم.استفاده از فرایند هوش مصنوعی در طراحی تحقیقطراحی تحقیق مقدماتی (front-end) با استفاده از Generat AIاین ابزارها می توانند به اکثر ما کمک کنند، اما می توانند به ویژه برای محققان junior، تیم های کوچکتر، زمان هایی که پشتیبانی شما ممکن است کم باشد یا برای هر کسی که به دنبال یک دستیار مجازی AI یا یک جفت چشم مجازی برای بررسی کار خود است، مفید باشند. ادغام این ابزارهای قدرتمند در زرادخانه تحقیقاتی شما قول می دهد بهره وری را افزایش دهد و اطمینان حاصل کند که سفر شما به سمت کشف بینش های ارزشمند بدون دردسر است.مثال واقعی: چگونه محققان از AI برای نوشتن سؤالات بهتر استفاده می کنند؟در دنیای تحقیقات، تحقیقات کیفی اغلب نیاز به سؤالات سفارشی دارد که متناسب و منحصر به هر پروژه باشد. با این حال، نوشتن سوالات موثر و دقیق می تواند بخشی از نگرانی های محقق، مشتری و ذینفعان باشد. یک سوال فرموله شده بد ممکن است منجر به جمع آوری داده های نا مفهوم شده و نتایج تحقیقاتی مختل شود. اما اما ابزارهایی وجود دارد که می تواند به عنوان بازوی تحقیقاتی شما عمل کند و شما را به سمت فرمول بندی سوالات بهینه برای راهنمای بحث جلسات/مصاحبه ها هدایت کند.در اینجا مثالی از قابلیت های هوش مصنوعی آورده شده است:محققان در حال انجام یک تحقیق برای تعیین اینکه مردم در مورد اقتصاد چه احساسی دارند می باشد.آنها این سوال باز را می پرسند:&quot;آیا در مورد اقتصاد احساس خوبی دارید؟&quot;پاسخ های دریافتی در همه جا پراکنده هستند و پاسخ های ساده &quot;بله/خیر&quot; زیادی وجود دارد. ارزش استخراج دشوار است. این سوال نه تنها وقت ارزشمندی را برای محقق و شرکت کنندگان صرف کرد، بلکه منابع برند را نیز بدون نتیجه ی قابل توجهی تخلیه کرد.این جایی است که هوش مصنوعی مولد می تواند وارد عمل شود و دستیار توانمندی باشد که همه ما می خواهیم در تیم های خود داشته باشیم.  به عنوان یک بازرس عمل می کند و سوالات را برای موارد زیر ارزیابی می کند:شفافیتمنسجم و مرتبطاثربخشدر این مثال، ابزار هوش مصنوعی یک گزینه جایگزین را پیشنهاد می کند:&quot;شما احساس خود را نسبت به اقتصاد فعلی چگونه توصیف می کنید؟&quot;همچنین شما می توانید منطق پشت آن را بررسی و انتخاب کنید که پیشنهاد را بپذیرید یا رد کنید. از پرسیدن سوالات با کیفیت پایین دوری می کند تا از اتلاف وقت شرکت کنندگان و ایجاد شکاف در داده های شما پس از جمع آوری جلوگیری نماید. اگر با ابزار محبوب Grammarly آشنا هستید، شبیه آن است - ابزار Grammarly چیزی برای شما نمی نویسد؛ راه هایی را برای بهبود بر اساس خروجی خود به شما پیشنهاد می دهد. سپس ابزار به شما این امکان را می دهد که تصمیم بگیرید آیا پیشنهاد را می پذیرید یا نه.هوش مصنوعی مولد قبلاً در تجزیه و تحلیل تحقیقات، خود را نشان داده است، اما پتانسیل آن فراتر از این است و ما فقط در حال خراشیدن سطح آن هستیم. با استفاده از هوش مصنوعی در طراحی تحقیقات مقدماتی (front-end)، محققان می توانند بیشتر بر تولید بینش ارزشمند و کمتر بر فرآیند زمان بر تمرکز کنند.ما همواره در موسسه تحقیقات بازار آگاه رویکرد و ابزارهای نوین و خلاقانه را دنبال کرده و با بکارگیری آنها در پروژه های تحقیقات بازار بدنبال خلق ارزش بیشتر و هوشمندانه تری برای مشتریان و ذینفعان  می باشیم.</description>
                <category>Hosein Nematolahi</category>
                <author>Hosein Nematolahi</author>
                <pubDate>Mon, 14 Aug 2023 12:01:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقش انجام تحقیقات بازار در زمان تورم بالا</title>
                <link>https://virgool.io/ircgroup/%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D8%AA%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D9%88%D8%B1%D9%85-%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%A7-bci4vmvju74m</link>
                <description>وقتی می شنویم که تورم بالا است، یا نرخ ارز پایین است، یا بیکاری افزایش یافته است، شروع به فکر کردن در مورد وضعیت اقتصادی عمومی می کنیم. و بررس یمی کنیم که به طور خاص چگونه بر کسب و کار ماتاثیر می گذارد.چشم انداز بازار با سرعت زیادی در حال تغییر است. تحقیقات بازار برای حفظ نبض بازار امروز حیاتی است. با توجه به شرایط اقتصادی فعلی، تغییرات سریع رفتار مصرف کننده غیرقابل چشم پوشی است. در زمان تغییر، ذهنیت مصرف کننده اغلب پویا است. همانطور که نیازها، ادراکات و اولویت های افراد تغییر می کند، می تواند نوسانات گسترده ای در رفتار وجود داشته باشد.ممکن است شما برنامه های بازاریابی بر اساس قاعده های سنتی داشته باشید، همچنین باید در نظر داشته باشید که محرک های عاطفی که به عنوان عناصر بنیادی استفاده می شوند ممکن است دیگر معتبر نباشند.  در محصولات زودمصرفی (FMCG) در مناطق خاص، ما متوجه شدیم که اکثر مصرف کنندگان محصولات ارزان تر را انتخاب می کنند، اما نه در هر دسته محصولی را. در حالی که قیمت های پایین تر ممکن است استراتژی مناسب برای بازاریابی برخی از محصولات باشد، می تواند در برخی محصولات اشتباه باشد.هنگامی که تحت تاثیر افزایش قیمت های تامین کنندگان قرار می گیریم که خدمات یا محصولات خود را با قیمت های بالاتری ارائه می کنند، سودآوری ما کاهش می یابد. حتی اگر حجم فروش و قیمت خود را حفظ کرده باشیم. در این شرایط ما باید تصمیم بگیریم که آیا قیمت هایی را که از مشتریان خود دریافت می کنیم باید حفظ کنیم یا آنها را افزایش دهیم.فراموش نکنیم که تورم کلان استتورم یک شاخص اقتصاد کلان است. این یک اندازه گیری بسیار کلی از وضعیت اقتصاد است. ما باید در مدیریت شاخص هایی مانند تورم مراقب باشیم که در کسب و کار خودمان و زنجیره مستقیم ما، شاخص های سطح کلان دیگری وجود نداشته باشد که بتوانیم تجزیه و تحلیل کنیم.فرصت خوبی برای شناخت مشتریان ما (opportunity)ما عادت کرده ایم که فکر کنیم اگر قیمت محصول خود را افزایش دهیم، مشتریان خود را از دست خواهیم داد. به خصوص اگر ما یک تصور منفی از چشم انداز اقتصادی عمومی داشته باشیم. این ممکن است واضح باشد اگر ما در بخش هایی هستیم که کالاهای اساسی مانند مواد غذایی را تولید نمی کنند. اما حتی در این دسته، تفاوت های ظریف وجود دارد.اولین سوالی که باید از خودمان بپرسیم این است که آیا محصولات شرکت ما مصرفی هستند و مهمتر از همه، محصولات ما از چه چیزی ساخته شده اند، نه از لحاظ فنی، بلکه از نظر ارزش. این باعث می شود که ما از خودمان بپرسیم: چه عناصری در محصولات ما بیشتر سایر عناصر مصرف می شوند؟این لزوما به معنای حذف آن عنصر از محصولمان نیست. اما ممکن است بتوان با مواد ارزان تر جایگزین کنیم.اهمیت تقسیم بندی (segmentation)جایگزینی برخی از عناصر محصولات ما با معادل های ارزان تر می تواند خطرناک باشد. به خصوص اگر ارزان بودن آنها مشهود باشد. اگر ما در بازارهایی هستیم که خریدار قدرت بیشتری نسبت به فروشنده دارد، این بدان معنی است که ترجیحات محصول می تواند تغییر کند.تقسیم بندی به این معنی است که بدانیم همه مشتریان ما نگرش یکسانی نسبت به نام تجاری ما ندارند. آنها همچنین  اثرات تورم را با شدت یکسانی متحمل نمی شوند ممکن است انتظارات مشابهی در آینده از  وضعیت اقتصادی نداشته باشند. دومی به ویژه مهم است اگر در حال حاضر مشتریانی وجود دارند که از نظر سن، درامد و غیره متفاوت هستند.از این تفاوت ها است که ما می توانیم استراتژی هایی را برای بقا یا حتی بهبود سودآوری خود در طول دوره های با تورم بالا طراحی کنیم.زمان خوبی برای کشف بازارهای جدیدممکن است شنیده باشید که در زبان چینی از کلمه بحران برای تعیین فرصت استفاده می شود. این فرضیه ممکنه درست باشد یا نباشد.  تورم معیاری برای سنجش قدرت خرید در طول زمان است. با این حال، معیاری برای کیفیت زندگی نیست. واضح است که 30 یا 40 سال پیش، گرفتن خانه و ماشین راحت تر بود. اما برعکس، دستیابی به کمیت و کیفیت اطلاعاتی که اکنون در اختیار داریم، چندان آسان نبود. چه چیزی مهمتر است؟ خانه، ماشین یا اطلاعات بیشتر؟ گفتنش سخته و هیچ پاسخ درستی وجود ندارد اما این سوال نشان می دهد که چگونه اولویت ها تغییر می کنند. اگر در بحران هستیم، به این دلیل است که چیزی باید تغییر کند و این بدان معناست که ما ممکن است فرصتی عظیم برای پر کردن خلاء ناشی از ساختار اقتصادی داشته باشیم. مهم است که به یاد داشته باشید نیازهای انسان در طول زمان به طرز قابل توجهی مشابه بوده است. این نیازها همیشه به یک شکل برآورده نشده اند. بسته به زمان، برخی از نیازهای (غیر اساسی) مهمتر از سایرین خواهند بود، پایان یک چرخه اقتصادی نشان دهنده پایان یک دوره و در نتیجه ساختار نیازهای مصرف کننده است.گذشته همیشه نشانه ای از آینده نیستچرخه تورمی امروز برای یک نسل کامل از مصرف کنندگان جدید است. مردم و شرکت ها چندین دهه است که این نوع آشفتگی اقتصادی را تجربه نکرده اند و اثرات طولانی مدت COVID-19 همچنان در نحوه تفکر و عمل مردم نقش دارد.در حالی که ما ممکن است به طور کلی فرض کنیم که یک اقتصاد نامشخص باعث کاهش هزینه های اختیاری می شود، ممکن است در همه بخش ها درست نباشد. در عین حال، پاندمی باعث تغییرات اساسی در رفتار مصرف کننده شد که ممکن است چرخه های تورمی قبلی را به یک شاخص ضعیف از تصمیم آینده تبدیل کند. به عبارت دیگر، این بار واقعا متفاوت است. بنابراین، درس های آموخته شده در طول رکود قبلی ممکن است در حال حاضر قابل اجرا باشد یا نباشد. سازمان ها نیاز به یک استراتژی برای ارزیابی رفتار مصرف کننده در محیط امروز دارند. برندها باید به دنبال روندها و الگوها باشند و ممکن است نیاز به ارزیابی مجدد معیارهای کلیدی داشته باشند.شرکت های تحقیقات یازار می تواند به شما در جمع آوری داده ها با سرعت و مقیاس (بدون قربانی کردن کیفیت) کمک کنند. دسترسی به کارشناسان ما برای کسب اطلاعات بیشتر.لاین های تحقیقاتیجالب است بپرسیم که چه تعداد از SME ها تکامل چرخه اقتصادی را دنبال می کنند. و از کسانی که این کار را انجام می دهند، چند نفر راضی هستند که بر این اساس عمل کنند، احتمالا کسانی که در مواجهه با تغییرات اقتصادی فعالانه عمل می کنند، نتایج بهتری نسبت به همتایان خود در اندازه و سایر بخش های مشابه که این کار را انجام نداده اند، داشته باشند.</description>
                <category>Hosein Nematolahi</category>
                <author>Hosein Nematolahi</author>
                <pubDate>Sat, 05 Aug 2023 20:23:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیریت دسته بندی محصول (Category Management) چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/ircgroup/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C-category-management-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-ykuedxxrdfhj</link>
                <description>مدیریت دسته یک رویکرد سیستماتیک برای مدیریت یک دسته محصول به عنوان یک واحد تجاری استراتژیک است. این یک فرآیند متقابل عملکردی است که شامل تیمی از افراد از بازاریابی، فروش، تجارت، امور مالی و زنجیره تامین است. هدف مدیریت دسته، به حداکثر رساندن فروش و سود یک دسته محصول با همسو کردن منافع همه ذینفعان است.مدیریت دسته‌بندی معمولاً یک فرآیند چهار مرحله‌ای را دنبال می‌کند:دسته بندی را تعریف کنید. این شامل شناسایی مشتری هدف، چشم انداز رقابتی و عوامل کلیدی موفقیت برای این دسته است.اهداف دسته بندی را تعیین کنید این اهداف باید با اهداف تجاری کلی شرکت همسو باشد.یک استراتژی دسته بندی ایجاد کنید. این استراتژی باید به عوامل کلیدی موفقیت برای دسته و نحوه دستیابی به اهداف تعیین شده بپردازد.استراتژی دسته بندی را اجرا کنید. این شامل اجرای برنامه و نظارت بر نتایج برای اطمینان از تحقق اهداف است.مدیریت دسته‌بندی فرآیند پیچیده‌ای است، اما می‌تواند راهی بسیار موثر برای بهبود عملکرد یک دسته محصول باشد. با همسو کردن منافع همه ذینفعان و توسعه یک برنامه استراتژیک، مدیریت دسته می تواند به حداکثر رساندن فروش، سود و رضایت مشتری کمک کند.در اینجا برخی از مزایای مدیریت دسته بندی آورده شده است:افزایش فروش و سودبهبود رضایت مشتریکاهش هزینه هابهبود روابط تامین کنندهافزایش تصمیم گیریافزایش همکارینوآوری بهبود یافتهتصویر برند قوی ترمدیریت دسته‌بندی ابزاری ارزشمند برای کسب‌وکارها در هر اندازه است. اگر به دنبال بهبود عملکرد دسته بندی محصولات خود هستید، مدیریت دسته ها مکانی عالی برای شروع است.</description>
                <category>Hosein Nematolahi</category>
                <author>Hosein Nematolahi</author>
                <pubDate>Thu, 11 May 2023 15:07:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیر دسته محصول (Category Manager) کیست و چه کاری انجام میدهد؟</title>
                <link>https://virgool.io/ircgroup/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%87-category-manager-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%AF-evrd3ksmiars</link>
                <description>در دنیای تجاری پرشتاب امروزی، شرکت ها دائماً به دنبال راه هایی برای ساده سازی عملیات خود و به حداکثر رساندن سود هستند. یکی از مؤثرترین راه‌ها برای دستیابی به این هدف، استفاده از مدیریت دسته‌بندی است. مدیریت دسته (Category Managment) یک رویکرد استراتژیک برای تدارکات است که شامل مدیریت دسته بندی محصولات به عنوان واحدهای تجاری استراتژیک با هدف بهینه سازی ارزش هزینه های شرکت می شود. در قلب مدیریت دسته، مدیر دسته (Category Manager) قرار دارد، یک بازیگر کلیدی در فرآیند. در این مقاله، بررسی خواهیم کرد که یک مدیر دسته چیست، چه کاری انجام می دهد و چرا اینقدر مهم است.مدیر دسته (Category Manager) کیست؟ مدیر دسته یک متخصص خرده فروشی است که گروه خاصی از محصولات را برای یک شرکت مدیریت، قیمت گذاری و تبلیغ می کند. آنها استراتژی کلی را برای دسته بندی محصول که با اهداف کلی کسب و کار شرکت هماهنگ باشد توسعه می دهند و در مورد محصول جدید بمنظور افزایش فروش و دستیابی به اهداف، تحقیق می کنند. آنها همچنین داده های بازار و مشتری را تجزیه و تحلیل می کنند، شرایط بازار را زیر نظر دارند و با فروشندگان و تامین کنندگان برای افزایش فرصت های فروش همکاری می کنند.مدیر دسته (Category Manager) چه کاری انجام می دهد؟ نقش مدیر دسته (Category Manager) چند وجهی است و طیف وسیعی از مسئولیت ها را در بر می گیرد. برخی از وظایف کلیدی که مدیر دسته ممکن است مسئول آنها باشد عبارتند از: توسعه استراتژی‌های دسته‌بندی: مدیران دسته‌ها مسئول توسعه و اجرای استراتژی‌های دسته‌بندی هستند که با اهداف کلی کسب‌وکار شرکت همسو باشد. این شامل انجام تحقیقات بازار، تجزیه و تحلیل داده ها، و شناسایی فرصت ها برای صرفه جویی در هزینه و بهبود فرآیند است. مدیریت تامین کننده: مدیران دسته با تامین کنندگان همکاری نزدیک دارند تا اطمینان حاصل کنند که شرکت بهترین ارزش را برای هزینه های خود دریافت می کند. این شامل مذاکره در مورد قراردادها، مدیریت روابط تامین کننده و نظارت بر عملکرد تامین کننده است.  با ایجاد روابط قوی با تامین کنندگان، آنها می توانند به تضمین یک زنجیره تامین قابل اعتماد کمک کنند. مدیریت ذینفعان: مدیران دسته با ذینفعان همکاری نزدیک دارند تا اطمینان حاصل کنند که نیازهای آنها برآورده شده است. این شامل درک الزامات آنها، برقراری ارتباط با استراتژی های دسته بندی و مدیریت انتظارات و خواسته ها است. مدیریت ریسک: مدیران دسته مسئول شناسایی و کاهش خطرات مرتبط با دسته محصول خود هستند.  با نظارت بر روندهای بازار و توسعه برنامه های اضطراری، آنها می توانند به حداقل رساندن تأثیر اختلالات کمک کنند. مدیریت عملکرد: مدیران دسته مسئول نظارت بر عملکرد دسته محصول خود هستند. این شامل دنبال کردن شاخص های کلیدی عملکرد، شناسایی زمینه های بهبود و اجرای اقدامات اصلاحی است.مدیریت هزینه: مدیران دسته مسئول شناسایی فرصت ها برای صرفه جویی در هزینه در دسته محصول خود هستند. با مذاکره برای قراردادهای بهتر و بهینه سازی فرآیندها، آنها می توانند به شرکت در صرفه جویی در هزینه کمک کنند. هدف یک مدیر دسته چیست؟ هدف نهایی هر مدیر دسته‌بندی خوب، جلب رضایت مشتری/خریدار است و با انجام این کار، فروش یا سود دسته‌بندی را افزایش می‌دهد، به دو کلمه مهم «دسته» و «خریدار» توجه کنید نه برند یا محصول.مدیر دسته‌ همیشه این سوال هارا می پرسد:1- چه نیازها یا رفتارهایی باعث فروش دسته بندی می شوند؟2- آیا با اجرای این تغییر می توانیم رضایت مشتری/خریدار را بهبود بخشیم و به نوبه خود رشد دسته بندی را افزایش دهیم؟چه مهارت هایی برای یک مدیر دسته نیاز است؟ مدیران دسته‌ها به مجموعه‌ای از مهارت‌ها و قابلیت‌ها نیاز دارند که شامل:تحلیلی برای درک آنچه که داده‌ها به شما می‌گویند برای تبدیل کردن آنها به بینش،آگاهی تجاری برای درک آنچه در تجارت اتفاق می‌افتد، متقاعدسازی برای فروش ایده،ارتباط برای اطمینان از پیام‌رسانی، دیده و شنیده شدن!، انگیزه و اشتیاق برای الهام بخشیدن،و مدیریت پروژه برای اطمینان از مدیریت اجرا و ارتباط همه بخش های فرآیند.مدیران دسته‌ها نیاز به تسلط بر بازاریابی، فروش و مدیریت زنجیره تامین دارند و باید هنگام تصمیم‌گیری، خلاق و تحلیلگر باشند.</description>
                <category>Hosein Nematolahi</category>
                <author>Hosein Nematolahi</author>
                <pubDate>Fri, 05 May 2023 14:46:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بینش محصول چیست؟ (نمونه ها و اهمیت)</title>
                <link>https://virgool.io/ircgroup/%D8%A8%DB%8C%D9%86%D8%B4-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D9%85%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-xd9txaxw0q40</link>
                <description>این مقاله شامل:بینش محصول چیست؟اهمیت بینش محصول چیست؟نمونه های بینش محصولگردآوری بینش محصول و مشتریتحلیلگر بینش محصولایجاد یک محصول نیازمند کار است. برندها میلیون‌ها دلار و سال‌ها مطالعه صرف می‌کنند تا اقلامی را بسازند که مشتریان از آن لذت ببرند. شهرت یک شرکت بر اساس محصولاتی است که ایجاد می کند. در نتیجه، محصولات شهرت و اعتماد یک شرکت در بازار را تعیین می کنند. مدیران محصول هنگام توسعه محصولات آینده نگر با موانع متعددی روبرو می شوند.بینش محصول برای تشخیص مشکلات، حل مشکلات، پیش‌بینی روندها، تعیین اینکه چه چیزی برای مصرف‌کنندگان بهتر عمل می‌کند، و ارائه تخصصی که یک محصول بتا را به محصول مورد علاقه مصرف‌کننده تبدیل می‌کند، حیاتی است.از سوی دیگر، بینش مصرف کننده به تعیین احساس مشتریان در مورد یک محصول یا خدمات کمک می کند. کسب‌وکارها می‌توانند تلاش‌های لازم را برای شناسایی و رسیدگی به مسائلی که در طول سفر کاربر به وجود می‌آیند انجام دهند تا تجربه محصول برتر را ارائه دهند. این مقاله بینش محصول یک راهنمای سریع برای مدیران محصول و استراتژیست ها است که به اصول بینش محصول و مصرف کننده می پردازد تا بتوانید محصولی ایجاد کنید که مصرف کنندگان شما برای سال های آینده قدردان آن باشند.بینش محصول چیست؟بینش محصول، تمام داده‌های جمع‌آوری‌شده از تعامل کاربر با محصول و خدمات شما است که می‌توانید برای الهام بخشیدن به طراحی، تجربه کاربر و بهبود عملکرد در بازار B2B SaaS خلاصه کنید.مشتریان خواستار نتایج، خدمات و ارزش هستند. بنابراین محصولات برای رفع این نیازها ساخته می شوند.از سوی دیگر، مدیران محصول و فرآیندهای عملیاتی محصول، مسئول تعیین این نیازها و بهترین روش برای برآوردن آنها در طول توسعه و بهبود مستمر کیفیت هستند. پرسوناها، نقشه های سفر و تقسیم بندی ابزارهایی هستند که توسط کارشناسان مدیریت محصول در مراحل اولیه توسعه برای طراحی محصول مورد استفاده قرار می گیرند. این کارشناسان می توانند از تجزیه و تحلیل مشتری، داده های فعالیت و نظرسنجی ها برای اصلاح پیشنهادات خود پس از معرفی محصول یا خدمات استفاده کنند. این کسب‌وکارها می‌توانند تصویری دقیق و در زمان واقعی از نحوه استفاده مشتریان از خدماتشان و آنچه که به عنوان یک تیم می‌توانند با کمک نرم‌افزار تجربه محصول تغییر دهند، به دست آورند. در مجموع، این بینش ها بینش محصول هستند.اهمیت بینش محصول چیست؟کاربران این فرصت و آزادی را دارند که راه‌حل‌های موجود خود را زمانی که با خواسته‌هایشان در این «عصر کاربر» مطابقت ندارند، جایگزین کنند. در نتیجه، مدیران محصول باید کاملاً از تعاملات مشتریان خود با محصولات خود آگاه باشند، همانطور که توسط داده های تولید شده توسط کاربران و بازخورد ارائه شده توسط آنها مشهود است.تجزیه و تحلیل محصول و نرم افزاری که آن را اجرا می کند، هر مجموعه داده را به بینش محصول تبدیل می کند.انجام این کار می تواند به عنوان یک نقشه راه برای آنچه که مصرف کنندگان با محصول شما انجام می دهند، تعداد دفعات آن و چه مشکلاتی را تجربه می کنند باشد. درک پاسخ به این نگرانی‌ها می‌تواند به سازمان شما بینش متمایز و عمیق‌تری بدهد که استراتژی‌های بازاریابی و فروش به تنهایی می‌توانند ارائه دهند، و در درجه اول به عنوان یک توپ کریستالی عمل می‌کنند که در آن حرکت‌ها در مسیر درست هستند و چه چیزی نیستند.در اینجا چند نمونه از بینش محصول آورده شده است:شایع ترین دلیل رها شدن کاربر چیست؟آیا کاربران از ویژگی های جدید در دسترس استفاده می کنند؟کدام یک از ابزارها یا خدمات محصول بیشتر به درآمد مکرر پلت فرم اضافه می کند؟چگونه بینش محصول را بنویسیم؟بینش محصول با بینش مصرف‌کننده متفاوت است، زیرا هدف آن‌ها توسعه نظرات و بینش‌ها در یک راه‌حل ابداعی است نه اجرای مستقیم آنها در محصول شما. به عنوان مثال، اگر شخصی شکایت دارد که استفاده از محصول شما مشکل است، می توانید به جای افزودن دستورالعمل ها (بینش مصرف کننده) قطعات سخت (بینش محصول) را خودکار کنید.با توصیف موقعیتی که در آن کاربر از محصول شما استفاده می کند، شروع کنید.  («از این ویژگی را دوست دارم/از آن متنفرم» استفاده کنید. در آخر توضیح دهید که مشتری دوست دارد چه چیزی را به عنوان راه حل یا توسعه این ویژگی تجربه کند.نمونه های بینش محصولدر اینجا تعدادی از بینش های برتر محصول از برخی از مشهورترین شرکت های جهان آورده شده است:نتفلیکس: نتفلیکس تصمیم گرفت محتوای تعاملی برای کودکان ایجاد کند. تیم بینش محصول نتفلیکس زمان زیادی را در آزمایشگاه با کودکان گذراند و محصول را به آنها نشان داد.هدف این بود که بفهمیم کاربران در دنیای واقعی هنگام استفاده از محصول چه واکنشی نشان خواهند داد. تیم توضیح داد که محصول چه عملکردی دارد و با تغییرات پیچیده آن بازی کرد.آزمایش‌هایی مانند این به نتفلیکس کمک کرد تا قبل از راه‌اندازی Puss in Book، رابط محصول ایده‌آل را پیدا کند که مصرف‌کننده می‌خواهد به عنوان یک راه‌حل ببیند یا این ویژگی را گسترش دهد.بررسی Envelopes: یک فروشگاه اینترنتی محبوب است که در آن می توانید انواع پاکت ها را خریداری کنید. آنها به دنبال راه هایی برای بهبود استراتژی بازاریابی خود و افزایش نرخ تبدیل بودند.آنها در نظر گرفتند که ایمیل های بعدی را برای همه مشتریانی که در سایت خود ثبت نام کرده اند و مواردی را به سبد خرید خود اضافه کرده اند ارسال کنند اما همچنان نیاز به تکمیل خرید داشتند. نیاز به تیم هایی برای متقاعد کردن مشتریان برای خرید محصول بود.آنها برای تعیین زمان ایده آل برای ارسال ایمیل برای فروش محصولات خود به اطلاعات نیاز داشتند. در نتیجه آنها آزمایش کردند و دو ایمیل ارسال کردند، یکی در ساعت 11 صبح و دیگری 48 ساعت پس از اینکه مشتریان سبد خرید را رها کردند.آنها دریافتند که ارسال یک ایمیل 48 ساعت پس از رها شدن سبد خرید منجر به نرخ تبدیل 40٪ می شود در حالی که ارسال یک ایمیل در صبح منجر به نرخ تبدیل 28٪ می شود. آنها راه حلی را برای فروش سریعتر کالاهای خود کشف کردند.گردآوری بینش محصول و مشتریبینش ها به شما کمک می کند تا تصمیم درستی برای شرکت خود بگیرید. فرض کنید شما همه چیز را در مورد مصرف کننده خود می دانید. در این شرایط، می‌توانید استراتژی محصول خود را تغییر دهید، ویژگی‌های جدیدی را به محصول فعلی خود اضافه کنید، رویکرد بازاریابی خود را بهبود بخشید و ترکیبی از ابزارهای خودکار را برای هدف قرار دادن مشتریان در آسیب‌پذیرترین لحظاتشان به کار بگیرید.به طور مداوم بر ترکیبی از داده های جمع آوری شده از طریق بینش محصول و بینش مشتری تکیه کنید. این به شما امکان می دهد اولویت ها و انگیزه های مهم در متقاعد کردن مشتریان برای خرید محصول خود را کشف کنید.از نظر درک مشتریان امروزی، روش‌های جمع‌آوری داده‌ها مانند نظرسنجی و گروه‌های متمرکز ناکافی هستند.شما به ابزارهای نسل بعدی نیاز دارید که به طور خودکار بازخورد را از منابع مختلف جمع آوری می کنند. این منابع نظرات و نظرات کاربران در وب سایت های مختلف است. سپس می‌توانند داشبوردی بی‌درنگ را به شما معرفی کنند که موارد زیر را به شما نشان می‌دهد:مشتریان کدام محصولات را بیشتر دوست دارند؟از چه ویژگی هایی بیشتر از همه قدردانی می شود و چرا؟ محصول فاقد چه ویژگی هایی است؟کدام جنبه ها محصول محبوب ترین هستند؟کدام برندها در آن بخش بازار پذیرفته شده اند و سؤالات مختلفی.تحلیلگر بینش محصولبینش محصول یک سرویس جهانی است که تجارب مشتریان یک شرکت را بررسی، تجزیه و تحلیل و بهبود می بخشد، سپس به مقامات ارشد توصیه می کند تا به آنها در ایجاد تغییرات و رفع نگرانی ها کمک کنند.فردی که در این موقعیت قرار دارد به مالکیت طرح خدمات شرکت و ایجاد تکنیک ها و محصولات بهتر برای تکرار و ارتقای کیفیت خدمات اختصاص داده شده به مشتریان کمک می کند.تحلیلگران بینش محصول دارای مهارت های تحلیلی قوی، درک کامل استراتژی های مدیریت محصول، پیشینه مدیریت پروژه و سابقه اثبات شده تکمیل پروژه ها در تنظیمات پیچیده و گیج کننده هستند.همکاری با رهبران ارشد کسب و کار برای انجام مطالعات و انجام تحقیقات عملی، توصیه هایی را در بخش های مختلف محصول ایجاد می کند.یک تحلیلگر بینش محصول به شرکت شما در بالا بردن سطح و دستیابی به چشم انداز سازمان کمک می کند.</description>
                <category>Hosein Nematolahi</category>
                <author>Hosein Nematolahi</author>
                <pubDate>Fri, 09 Dec 2022 16:47:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تعاریف و اصطلاحات ریتیل ادیت (Retail Audit) | بررسی بازار خرده فروشی</title>
                <link>https://virgool.io/ircgroup/%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D9%88-%D8%A7%D8%B5%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C-%D8%B1%DB%8C%D8%AA%DB%8C%D9%84-%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA-retail-audit-yvn5prs6kswc</link>
                <description>Based on Applied Training and Work Experience at IRC Iran (Agah) Market Research Agency در مقاله قبل بررسی بازار خرده فروشان (Retail Audit) چیست و چرا باید انجام شود را توضیح دادیم و در این مقاله بنا داریم به معرفی و تعریف اصطلاحات کاربردی ریتیل آدیت (Retail Audit) بپردازیم.SOM (Share Of Market)سهم از بازارP-x (Period x)به معنای (زمان) دوره xYTD (Year-To-Date)یک دوره است که از ابتدای سال جاری (سال تقویمی یا مالی) شروع می شود و تا امروز ادامه دارد..OSA (On-Shelf Availability)موجودی قابل مشاهده – در دسترس مشتریOOS (Out-Of-Stock)عدم موجودی محصول – تمام شدهMAT (Moving Annual Total)ارزش کل یک متغیر، مانند مقدار فروش یک محصول، طی 12 ماه گذشته.Chg (Change)نمایش میزان تغییراتSPLY (Same Period Last Year)دوره مشابه در سال قبلWHD (Weighted Handling Distribution)میزان حضور وزنی شما در فروشگاه ها - گردش مالی کل فروشگاه ها برابر 100 و گردش مالی فروشگاه هایی که محصول شما در آن توزیع کرده اید 60 باشد.  در این صورت WHD=60%NHD (Numeric Handling Distribution)تعداد فروشگاه هایی که محصول شما در آن حضور دارد- کالای شما از کل 10 فروشگاه در 4 فروشگاه حضور دارد. در این صورت NHD=40%RRP (Recommended Retail Price)قیمت توصیه شده برای فروش در خرده فروشیSKU (Stock-Keeping Unit)شناسه کالا – شناسه یکتا شده یک محصول در یک فروشگاهUPC (Universal Product Code) شناسه UPC توسط تولیدکننده روی محصول قرار می گیرد. اگر دو فروشگاه کالای یکسانی را بفروشند، آن کالا ممکن است SKU متفاوت اما UPC یکسانی داشته باشد. (SKU ها معمولا فقط به یک  خرده فروشی منحصر به فرد هستند)POG (Planogram)نقشه ها تصویری که نشان می دهد، محصولات دقیقا کجا قرار گیرند تا فروش بیشتر شود.پلانوگرام نوعی برنامه‌ی بصری است که چیدمان محصولات در قفسه‌ها و وسایل تجاری را در خرده فروشی‌ها تعیین می‌کند.منبع:این مقاله با مطالعه و استفاده از منابع کتابخانه تحقیقات بازار موسسه پژوهشگران بین المللی آگاه | IRC Iran تهیه شده است. (دپارتمان ریتیل آدیت | Retail Audit)</description>
                <category>Hosein Nematolahi</category>
                <author>Hosein Nematolahi</author>
                <pubDate>Thu, 15 Apr 2021 18:49:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آمار بازدید پست‌های من در سال ۹۹</title>
                <link>https://virgool.io/@hosein.nematola/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B9%DB%B9-hs3b64uitv6g</link>
                <description>در طول تاریخ از اعداد استفاده کردیم تا اغلب داد و ستد کنیم و آن‌چیزی که شمردنی است را بشماریم. برای هر عدد واحد درست کردیم تا عددهای زندگی قاطی نشوند و از اعداد، شفاف‌تر استفاده کنیم؛ مثلا وقتی می‌گوییم ده هزار تومان به پول اشاره داریم و وقتی می‌گوییم ده هزار بلیط به بلیط!روز به روز که در زندگی جلو‌تر رفتیم عددها فرقی نکردند ولی این واحدها بودند که زیاد شدند. واحد کریپتو، واحد اصله درخت، واحد فاصله و …«واحد» یک توافق عمومی است برای شمردن؛ تا همانطور که گفتم شمردن‌ها قاطی نشود. مشاهده افراد دارای ثروت (اجتماعی یا مالی) به من ثابت کرده اینکه چه چیزی را بشماریم از اینکه چطور بشماریم مهم‌تر است. هرکس با واحد خاصی مسائل زندگی را می‌شمارد. اینطور به نظرم آمده که مشخص کردن واحد یعنی مشخص کردن اینکه من در زندگی برای چه چیزهایی ارزش قائلم و می‌خواهم چه چیزهایی را در زندگی بشمارم. https://cdn.virgool.io/annual-report/1399/scx4imkdjqpk-hDqyT.mp4 اعدادی که بدون واحد ثبت کردمبه ویدیویی که ویرگول برایم ساخته که نگاه می‌کنم میبینم که در سال ۹۹، من در مجموع ۱,۶۵۵ کلمه در ویرگول نوشتم و منتشر کردم و مخاطبین، پست‌های من را ۶ مرتبه پسندیدند و  ۰ بار هم نظر خود را روی پست‌های من به اشتراک گذاشتند. در سال ۹۹، ۲۲ نفر در ویرگول من را دنبال کردند تا پست‌های بعدیم را بخوانند. این اعداد نشان میدهند من کاری کرده‌ام. هرکدام به واحدی وصل هستند. از خودم می‌پرسم من کدام واحد را شمارش کرده‌ام؟ کدامیک از واحدهای بالا از همه برای من مهم‌تر است؟ ادامه ویدیو را می‌بینم.آمار از اثر بیرونی می‌گویندطبق آمار پست‌های من ۱,۰۶۸ بار خوانده شدند و ۱۱۲,۲۵۳ ثانیه صرف مطالعه آنها شده است، که با توجه به جمعیتی که در ایران به اینترنت دسترسی دارند، ویرگول به من می‌گوید که توانستم  ۰/۰۰۱۵۳۸۹۷۷ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را بالا ببرم.از طرف دیگر ویرگول به من می‌گوید که اگر قرار بود پست‌هایم را چاپ و به دست تک تک خوانندگان برسانم باید ۴,۳۵۲ کاغذ مصرف می‌کردم.آن عددهای کوچک ابتدای ویدیو حالا تبدیل شده‌اند به عددهای بزرگ به اینکه من جلوی مصرف این تعداد کاغذ را گرفتم یا به اینکه من  ۰/۰۰۱۵۳۸۹۷۷ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را جابه جا کرده‌ام. واحد این عددها برای من ملموس‌تر است.واحد نوشتن چیست؟همه عددهای بالا و همینطور اثر بیرونی که روی خوانندگان و همینطور در مقیاس بزرگتر طبیعت و جامعه اطرافم گذاشتم اعدادی هستند که من دوستشان دارم و به آنها افتخار می‌کنم. اگر چنین ویدیویی دست شما نیز رسید به شما بابت تک تک اعداد تبریک می‌گویم.اثر هر نوشته تا حدودی معلوم است، اگر بنویسید جلوی قطع درخت را می‌گیرید، به سرانه مطالعه کشور اضافه می‌کنید و خوانندگانی جذب می‌کنید که شما را از طریق نوشته‌هایتان می‌شناسند و …به نظرم می‌رسد که نوشته‌های من و شما واحد ندارند ولی اثر بیرونی دارند.</description>
                <category>Hosein Nematolahi</category>
                <author>Hosein Nematolahi</author>
                <pubDate>Fri, 26 Mar 2021 11:45:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>5 سوال که قبل از ارائه محصول جدید باید به آن پاسخ داد</title>
                <link>https://virgool.io/@hosein.nematola/5-%D8%B3%D9%88%D8%A7%D9%84-%DA%A9%D9%87-%D9%82%D8%A8%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%A6%D9%87-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%A2%D9%86-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D8%AF%D8%A7%D8%AF-niftgh1fsfa0</link>
                <description>نرخ شکست (عدم موفقیت) محصول جدید معمولاً بین 80 تا 90 درصد تخمین زده می شود، البته باید توجه داشت که نرخ شکست بین صنایع مختلف متفاوت است،  پاسخ دادن به این پنج سؤال اساسی می تواند به شرکت ها کمک کند تا از خطرات رایج در راه اندازی محصول جدید جلوگیری کنند.1- آیا محصول نیاز واقعی مشتری را برآورده می کند - یا شما سعی در ایجاد نیازهایی دارید که ممکن است وجود نداشته باشد؟تحقیقات بازار به ساده ترین شکل ممکن به آن پاسخ می دهد: آیا بازاری برای این محصول وجود دارد؟ اگر محصول جدید هیچ ارتباطی با زندگی مردم نداشته باشد، از ابتدا محکوم می باشد. ممکنه بنظرتان این تصمیم محتاطانه باشد، اما مدیران شرکت غالباً با آنچه نیاز اساسی مشتری می باشد موافق نیستند، چه رسد به اینکه بخواهند محصول جدید برای آن نیاز ایجاد کنند. شناسایی نقاط درد و رنج مشاغل و نیازهای برآورده نشده افراد، پایه و اساس نوآوری و راه اندازی محصول موفق است. گوش دادن به مصرف کنندگان به خودی خود موثرترین روش برای کشف نیاز واقعی آنها است.2- آیا محصول شما واقعاً کاری را که ادعا می کنید انجام می دهد؟تحقیقات بازار می توانند مشکلات، موانع و چالش های بالقوه را که ممکن است با محصول جدید همراه باشد را آشکار  و به شما کمک کند درک عمیق و واقعی از چگونگی تأثیر محصول بر زندگی افراد داشته باشید.تحقیقات به شما کمک می کند تا موقعیت ها و مشکلات پیش بینی نشده را کشف و فرصت های جدیدی برای شما ایجاد کند.3- آیا در مورد اینکه مشتریان درباره محصول چه احساسی دارند، فرضیاتی ایجاد می کنید؟یک اشتباه مکرر در بین کارآفرینان این است که فرض کنند دیگران مانند آنها فکر می کنند.  بعضی اوقات تحقیقات فرضیات را تأیید اما برخی اوقات اینگونه نیست. تحقیقات به شرکت ها کمک می کند تا نیاز مردم، طرز فکر آنها و نحوه بیان و احساس نیازهای احتمالی و موارد استفاده از محصول را درک کنند. داستان ها و زبانی که مصرف کنندگان برای گفتن از آن استفاده می کنند، تنها راه درک واقعی آنچه در زندگی مردم اتفاق می افتد است.جمع آوری بازخورد در رابطه با کانسپت تست محصول (Concept Test)، یک عنصر جیاتی و تاثیر گذار برای بقای محصول می باشد. (در باره کانسپت محصولتان از مصرف کننده بازخورد بگیرید)4- آیا ویژگی و مزایای محصول خود را به شکلی بیان کردید که با مخاطب هدف ارتباط برقرار کند؟برای ارتباط عمیق تر با مخاطبان هدف، شکل بازریابی از پیام رسانی سنتی با محوریت بیان مزیت های محصول، به ارسال پیام های عاطفی و داستان سرایی در رابطه با محصول تغییر کرده است. تحقیقات تجربه های واقعی زندگی افراد، طرز فکر، ایده ها و کلمات کلیدی مصرف کنندگان را استخراج کرده و  با استفاده از این کشفیات می توان رویکرد خلاقانه و پیام طنین انداز برای محصول ارسال کرد.5- آیا ارزش دریافت شده از محصول با قیمت گذاری هماهنگ است؟شرکت ها زمان زیادی را صرف تجزیه و تحلیل قیمت گذاری می کنند تا محصول جدید سودآور شود و بازاریابان با استفاده از محرک های عاطفی و فرصت های موجود، چشم انداز های رقابتی و آنچه مشتریان حاضر به پرداخت آن می باشند قیمت را تعیین می کنند.در آخر، کانسپت تست/تست ایده اگر درست انجام شود می تواند از اشتباهات شرکت ها پرهیز و احتمال موفقیت محصول جدید را به طرز چشمگیری افزایش دهند. همچنین با آشکار ساختن طرز فکر و نیاز مصرف کنندگان به تکامل محصول و برنامه ریزی آینده شرکت کمک می کنند.</description>
                <category>Hosein Nematolahi</category>
                <author>Hosein Nematolahi</author>
                <pubDate>Thu, 09 Jul 2020 16:51:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>متداول ترین چالش های نوشتن یک طرح تجاری (Business Plan)</title>
                <link>https://virgool.io/ircgroup/%D9%85%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%84-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1%DB%8C-business-plan-tmj4d0thdt4b</link>
                <description>نوشتن یک طرح تجاری (Business Plan) چالش های متفاوت دارد. برنامه تجاری شما اساساً نقشه موفقیت کسب و کار شماست. اگر به دنبال تأمین بودجه هستید، داشتن یک برنامه تجاری بسیار مهم است. با این حال، فقط به دلیل اینکه یک سند مهم است، چالش برانگیز نیست. ریک کوترل، مدیرعامل و مالک BizResults.com گفت: دشواری استراتژی برنامه تجاری شما بستگی به نوع کسب و کار شما، اندازه تجارت و پیچیدگی نتیجه دلخواه شما دارد.برنامه های كسب و كار بايد موضوعات زير را شامل شود:وضعیت فعلی شرکت شمابه طور کلی چشم انداز صنعت شما (به عنوان مثال در حال رشد، راکد یا کاهش)با رقبا چه تفاوتی دارید؟پیش بینی شما برای فروش و درآمد سال آینده، پنج سال و غیره چیست.برا رسیدن به اهداف پیش بینی شده چه کار می خواهید انجام دهید.برای کمک به کسب و کارها در آماده سازی برخی از موضوعات مشترکی که ممکن است با آن روبرو شوند، از صاحبان مشاغل، استراتژیست ها و متخصصان سؤال شده که سخت ترین قسمت برای نوشتن یک طرح تجاری و چگونگی غلبه بر آن چیست. در اینجا 10 مورد از رایج ترین چالش هایی که هنگام نوشتن برنامه تجاری خود ممکن است با آنها روبرو شوید بیان شده است:1- شروع به نوشتن طرح تجاری (Getting started)جان گاویگان، مدیر عامل Endeavor، معتقد است سخت ترین قسمت در مورد نوشتن یک برنامه تجاری شروع به نوشتن آن است. از شما خواسته که خودتان را در یک اتاق حبس و روی موضوع تمرکز کنید.2- شناسایی جریان پول و پیش بینی های مالی (cash flow and financial projections)در این تحقیق رزماری اوبراین، مالک  انتشارات Pocket Parks Publishing بیان کرده که دشوارترین بخش برای نوشتن یک طرح تجاری بخش مالی است. پیاده سازی ارقام مربوط به یک تجارت کاملاً جدید با احتمالاً یک مفهوم کاملاً جدید دشوار است.زمانی که هیچ نقشه راه یا کسی وجود ندارد که از آن پیروی کنید، بهترین کار این است که یک شرکت مشابه را پیدا کنید و سعی کنید آنچه را که ساخته اند ارزیابی کنید.3- شناختن بازار هدف خود (Knowing your target market)دیوید باتچلور، بنیانگذار DialMyCalls  گفته که مهمترین چیزی که صاحبان کسب و کار باید بدانند محصول/ سرویس خود را برای چه افراد یا سازمان هایی می خواهند تولید می کنند و بازار آن چقدر بزرگ و رقابتی می باشد، تا با کمی دقت بتوانند میزان فروش و سهم بازار را تخمین بزنند.4- مختصر بودن (Being concise)یکی از مهمترین چالش های موجود کوتاه و جذاب نوشتن طرح تجاری می باشد. هرچه برنامه مختصر و متمرکزتر باشد، احتمال دستیابی صاحبان مشاغل به اهدافی که برای خود و تجارت خود تعیین کرده اند بیشتر است.ریک فاولک ، مدیرعامل Locus Robotics and Quiet Logistics5- بیان جالب (Making it interesting)سخت ترین چیز در مورد نوشتن یک برنامه تجاری این است که بتوانید داستان ایده کسب و کارتان را به گونه ای بیان کنید که مردم ایده شما بخرند. داستانی که فریبنده نباشد و سرمایه گذار را جذب کند. ام جی پدون، بنیانگذار Indra Public Relations6- تعیین اهداف عملی- قابل اجرا (Establishing workable goals)تعیین اهداف واضح، مختصر و قابل فهم، این اهداف همچنین باید واقع بینانه باشند. هنگامی که مردم نمی نتوانند چشم انداز برنامه را تجسم کنند، برای پیگیری برنامه اقدامی نخواهند کرد. علاوه بر این، با تعیین اهداف مطابق با برنامه خود، می توانید میزان پیشرفت اهداف را اندازه گیری نمایید. مایک رودریگز ، مربی و مشاور کسب و کار7- در مورد رشد کسب و کار واقع بینانه باشید (Being realistic about business growth)با خودتان صادق باشید. کارآفرینان، به طور طبیعی، رویای و خوش بین هستند. در برنامه های تجاری از آنها بخواهید که فرضیات خود را در مورد فرصت بازار، رقابت، ارزش محصول و پیش بینی های رشد به چالش بکشند. Vikram Aggarwal, CEO and founder, EnergySage8- اثبات اینکه ایده شما ارزشمند است (Proving that your idea is worth it)یک چالش مشترک این است که بتوانید ایده و چشم انداز رشد خود را با اعداد و ارقام اثبات شده بیان کنید نه تخمین و پیشبینی ها.اگر به دنبال سرمایه هستید، اعداد از اهمیت بالایی برخوردار هستند. سرمایه گذاران و وام دهندگان به پیش بینی های معتبر نگاه می کنند و چشم انداز مشاغل برای سودآوری را تعیین می کنند. آنها خواهان بازگشت سرمایه گذاری در طول زمان هستند، خواه یک سال، پنج سال یا هر آنچه طرفین در مورد آن توافق کنند.9-  یافتن میزان انعطاف پذیری - سازش رضایت بخش (Finding the right amount of flexibility)دشوارترین کار در مورد نوشتن یک طرح تجاری، انعطاف پذیری کافی برای ایجاد تغییر است. منظور کنترل افراط و تفریط در ایجاد تغییر می باشد.مالک و بنیان گذار،  911 Restoration10-  تعیین استراتژی قابل پیاده سازی (Creating a strategy that you can implement)بزرگترین چالش های مدیران عامل، ایجاد یک برنامه تجاری است، که در واقعیت بتواند با موفقیت اجرا شود. بسیاری از شرکت ها استراتژی های تعیین می کنند که در اغلب اوقات اهداف را برآورده نمی کنند. Renee Fellman, turnaround expert and change agent CEOچگونه می توان بر چالش های نوشتن یک برنامه تجاری غلبه کردکاملا روشن است که شما نمی توانید همه چیز را برای کسب و کار خود، دقیق پیش بینی کنید اما برای کاهش تعداد عوارضی که ممکن است بوجود بیاید باید اقدامات پیشگیرانه ای انجام دهید. به عنوان مثال، در مورد برنامه تجاری و نحوه اجرای آن در کسب و کارهای مختلف تحقیق کنید. البته كوترل توصیه می کند که یک قدم دیگر بردارید: با صاحبان مشاغل کوچک و سایر افرادی که تجربه دارند صحبت کنید.كوترل گفت:صاحب مشاغل باید روزانه با حسابداران، بانكداران و كسانی كه با  برنامه های کسب وکار سر و كار دارند صحبت كند و یاد بگیرد كه دیگران چگونه این كار را انجام داده اند. آنها می توانند به گروه های نوپا و سرمایه گذاری بپیوندند و با همسالان و سایر افرادی که برای راه اندازی یک کسب و کار آماده می شوند، صحبت کنند و نگرش و بینش عمیق تری کسب کنند.اگر در مورد چگونگی نوشتن یک طرح تجاری تحقیق می کنید و هنوز احساس راحتی در نوشتن آن ندارید، از یک مشاور بخواهید تا در این فرآیند به شما کمک کند. نوشتن طرح کسب و کار یک فرایند وقت گیر است و نباید در نوشتن آن عجله کرد. در بسیاری موارد نیاز به تخصص بالایی دارد که یا باید آموخته شود و یا اینکه از یک یک مشاور تجاری با تجربه بهره ببرید.منبع:https://www.businessnewsdaily.com/7983-business-plan-challenges.html</description>
                <category>Hosein Nematolahi</category>
                <author>Hosein Nematolahi</author>
                <pubDate>Mon, 18 May 2020 11:44:42 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همخوانی یا تناسب محصول با بازار (Product-Market Fit) چیست و چگونه آن را اندازه بگیریم؟</title>
                <link>https://virgool.io/theproductmanager/product-market-fit-fd3q13bs3pmv</link>
                <description>اگر شما در حال خواندن این مطلب هستید  ممکن است در تلاش باشید تا بفهمید که استارتاپ شما در مسیر صحیح است یا خیر. درک شما از تناسب بازار هدف با محصول شما می تواند پاسخ­های مفیدی به شما بدهد. اما سخت ترین نکته اینجاست که کمتر کسی ایده ای در مورد این موضوع داشته باشند و بتوانند معیارهای مناسبی برای اندازه گیری همخوانی یا تناسب محصول با بازار هدف ارائه دهند. بنابراین، در این مقاله، سعی می شود که حداقل برخی از بینش­ها راجع به تناسب محصول در بازار هدف بیان شود.بیایید با تعریف شروع کنیم. تعریف مارک آندرسن از Product Market Fit:&quot; همخوانی بازار با محصول، به معنای حضور محصول در بازاریست که بتواند رضایتمندی آن بازار را به همراه داشته باشد&quot;با وجود گستردگی مفهوم این تعریف؛ همچنان به عنوان یکی از بهترین تعاریف در گردش است.اما بازار خوب چه بازاری است؟بازارها می توانند متفاوت باشند و طبقه بندی آنها به عنوان بازار خوب یا بد لزوماً بهترین استراتژی نیست.اندرو چن مقاله جالبی در این زمینه دارد. او در این مقاله بحث می کند که بازار خوب یا عالی چه بازاری و چگونه متوجه بازارهای واقعی بشویم؟در حقیقت ، طبق گفته چن (Chen)، سه ویژگی برای یک بازار عالی وجود دارد:وجود تعداد زیاد کاربر بالقوهرشد زیاد و سریع در تعداد کاربران بالقوهسهولت کسب کاربربر این اساس، شما می توانید تصمیم بگیرید که چه موقع بازار محصول شما مناسب است یا برعکس. بیایید دو سناریو را بصورت جداگانه بررسی کنیم:سناریو شماره 1مشتریان درباره محصول شما به دوستان / اعضای خانواده خود چیزی نمی گویند: تبلیغات دهان به دهان انجام نمی شود، آنها از محصول شما ارزش زیادی کسب نمی کنند.  از این بدتر، نظرات مشتریان نسبت به محصول مثبت نمی باشد، استفاده از محصول شما در حال رشد نیست و چرخه فروش طولانی تر از زمان آغاز است. علاوه بر این، بسیاری از معاملات هرگز به مراحل پایانی نمی رسند یا تکرار نمی شوند.نتیجه: اگر این مورد باشد، احتمالاً بازار محصول مناسب نیست.سناریو شماره 2مشتریان شما هر چه سریعتر محصول / ویژگی های جدید را خریداری می کنند، استفاده از محصول به سرعت در حال رشد است، نظرات مشتری کاملاً مثبت است، احتمالاً خبرنگاران برای گرفتن مصاحبه با شما، در تمام در و دیوار میزنند، مشتریان / کاربران شما سفیران واقعی برای برند شما هستند و آنها در حال فروش محصول برای شما از طریق تبلیغ دهان به دهان می باشند.نتیجه: اگر این مورد باشد، احتمالاً بازار محصول مناسب است.چجوری میشه همخوانی محصول با بازار را ارزیابی کرد؟چند تاکتیک وجود دارد که می توانید از آنها استفاده کنید تا ببینید آیا به PMF رسیده اید یا نه. PMF:  Product Market Fitبه طور دقیق تر، اگر می خواهید به همخوانی محصول با بازار برسید، باید اهداف مناسبی را تعیین کنید. در زیر به چند معیار که نشان می دهد که چقدر به هدف خود نزدیک شده اید و میزان پیشرفت خودتان را درک کنید اشاره شده است:محاسبه شاخص خالص ترویج کنندگان: (Net Promote Score) شاخص NPS یک شاخصه عملکرد هست که می‌توان با استفاده از آن نظرات و فیدبک‌های مشتریان خود را جمع آوری و بصورت غیر مستقیم رضایت و وفاداری مشتریان را  سنجید. شما می توانید اندازه گیری کنید که احتمالاً کاربران شما محصول شما را به یک دوست چگونه توصیه می کنند.تصویر زیر خلاصه ای از مفهوم NPS می باشد.نحوه محاسبه شاخص خالص ترویج کنندگان (NPS)تعامل مداوم و پایدار با محصول:&quot;تعامل مداوم و پایدار&quot;  متریکی است که نشان می دهد کاربر در یک بازه زمانی مشخص با محصول شما چقدر ارتباط داشته و وفادار است. اگر کاربران جدیدی که شروع به استفاده از محصول شما کرده اند، درگیر محصول شما می شوند، شما به هدف زده اید.کاربران کسب شده بصورت طبیعی (Organic user)آیا کاربران خود را از طریق تبلیغات پولی یا فعالیت­ های افزایش فروش بدست می آورید؟ یا آنها را از طریق تبلیغات دهان به دهان؟ اگر کاربران حال حاضر شما، از داشتن یا استفاده کردن محصول شما خوشحال هستند و به دیگران آن را معرفی میکنند،  رشد ارگانیک تضمین می شود.پرداخت هزینه توسط کاربرانهمواره باید توجه داشته باشید که اگر مشکل بزرگی را برای مشتریان حل کنید، مطمئناً آنها به شما پول می پردازند. علاوه بر این، اگر یک مشکل بزرگ را به اندازه کافی حل نکنید، به شما پرداختی انجام نمی گردد.توجه داشته باشید که &quot;به اندازه کافی خوب بودن&quot; محصول شما،  صرفاً مربوط به یک طراحی عالی نمی باشد..یه نگاهی به  Reddit بندازید، آیا طراحی بسیار زیبایی دارد؟ نه،  اما مشکل به اشتراک گذاری دانش را برای کاربران خود حل می کند.اکنون شما حداقل ایده ای در مورد چگونگی دستیابی به همخوانی محصول در بازار دارید. قطعا دستیابی به همخوانی یا تناسب محصول با بازار مسیری آسانی نمی باشد اما ارزش امتحان کردن را دارد!منبع: https://uxplanet.org/what-is-the-product-market-fit-and-how-to-measure-it-b5bb3db07dae </description>
                <category>Hosein Nematolahi</category>
                <author>Hosein Nematolahi</author>
                <pubDate>Thu, 12 Dec 2019 16:15:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه مشتری برای خرید متقاعد می شود؟</title>
                <link>https://virgool.io/ircgroup/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF-b1rj1wqifukz</link>
                <description>شما تصمیم به ایجاد یک محصول جدید گرفتید و بسیار هیجان زده هستید. شک ندارید که به وضوح بهترین نوع در کلاس و دسته بندی خود است. در دنیای ایده آل، شما به راحتی سزاوار این هستید که لیدر بازار باشید.سوال اینجاست که آیا ما در دنیای ایده آل زندگی می کنیم؟فرض کنیم که شما در حال تولید یک دئودورانت هستید و می دانید که بیشتر محصولات موجود در قفسه ها حاوی یک ماده آلومینیومی هستند که خطر ابتلا به سرطان را افزایش می دهند.گزینه های بدون آلومینیوم  موجود در بازار، از نظر قیمتی بسیار گران و از نظر عملکردی، کم کارآمد هستند. در چنین شرایطی محصولی دارید ضمن اینکه حاوی آلومینیوم نیست، دارای یک فرمول قوی و منحصر بفرد برای از بین بردن بو می باشد و به هیچ وجه گران نیست.  نوآوری شما در همان سالی است که مصرف کننده منتظر آن بوده است.شما آنقدر به محصول خود اعتماد دارید که حتی به هویت برند یا طراحی بسته بندی اهمیتی نمی دهید. با خودتان گفتید: &quot;آنچه مهم است خود محصول است&quot;محصول شما در قفسه ظاهر می ­شود، از یک طرف بیش از 30 الی 40 نوع دئودرانت مختلف در قفسه وجود دارد که حاوی آلومینیوم است و تولیدکننده آن از غول های چند ملیتی می باشد و از طرف دیگر، گزینه های عاری از آلومینیوم وجود دارند که هزینه های بسیار بیشتری در بر می گیرند و محصول شما در بین آنها می باشد....به مصرف کننده ای که قصد تصمیم گیری در مورد خرید دارد، چه خواهید گفت؟ چگونه آن شخص را متقاعد می کند که یکی را خریداری و امتحان کند؟بدون داشتن پاسخی محکم به این سؤالات، محصول شما می تواند فارغ از کیفیت، از چرخه رقابت حذف شود.در 20 سال گذشته برندها اینقدر وجه تمایز برای خودشان ایجاد کرده اند که در بازر فعلی وجه تمایز (خلق ارزش) کار بسیار دشوار است و نیاز به دانش عمیقی دارد.سالها پیش، 10 نوع مختلف دئودورانت در قفسه ها وجود داشت، اکنون 100 نوع وجود دارد.  چگونه می توانید محصول خود را در چنین شرایطی متمایز کنید؟ پاسخ چیزی جز داشتن استراتژی و طراحی برند نمی باشد.این کار را در بازدید بعدی خود از فروشگاه تجربه کنید. یک دسته از محصول­ هایی را که تاکنون به آن توجه نکرده اید پیدا کنید و چند دقیقه با آنها وقت بگذرانید. متوجه خواهید شد که هر محصول با داستان خاص خود با شما صحبت می کند:یکی خواهد گفت &quot;بله ، من گرانترین هستم، اما یک دلیل معتبر برای آن وجود دارد: چون من بهترین کیفیت را در بین همه دارم&quot;،در حالی که محصول دیگری سعی می کند شما را با گفتن &quot;سلام، من دقیقاً همان محصول هستم، اما قیمت من خیلی بهتر است، پس من انتخاب مناسبتری هستم.&quot;متقاعد کند.برخی محصولات دیگری وجود دارند که احتمالاً شما حتی متوجه آنها نمی شوید. سلام ، من هم اینجا هستم ، من هم اینجا هستم.......اگر خوش شانس باشید، محصولی را پیدا می­ کنید که به هیچ عنوان شبیه آنها نیست. به شما ملتمسانه نگاه نمیکنه و شما با علاقه و میل بسیار به آن جذب می شوید و در ذهنتان &quot;متفاوت&quot; بودن منسجم می شود.در چنین بازار شلوغ و پر سر و صدا، احتمالاً این &quot;تفاوت&quot; بر تصمیم خرید شما تأثیر می گذارد. این قدرت طراحی و تمایز است.اکنون ، بیایید از فروشگاه خارج شوید، و به یک نمونه دیگر فکر کنیم.در تصویر زیر، دو لپ تاپ با امکانت دقیق یکسان مشاهده می کنید. هر دو پردازنده یکسان، همان مقدار حافظه، همان حافظه SSD و اندازه صفحه نمایش یکسان دارند.یکی در سمت چپ 1.149 دلار قیمت دارد و دیگری در سمت راست 1799 دلار است. 650 دلار اختلاف وجود دارد. (به هر حال ، با 650 دلار، می توانید لپ تاپ دیگری را از مارک دیگری خریداری کنید که نسبت به نمونه های فوق دارای قدرت کمتری باشد)اگر می توانستیم عواطف خود را کاملاً نادیده بگیریم و فقط با منطق خود فکر کنیم، شکی نیست که لپ تاپ سمت چپ را انتخاب می کردیم و حتی با افرادی که سمت راست را خریداری می کنند، شوخی می کردیم!اما امروز، ما احساس غرور و افتخار می کنیم از اینکه سمت راستی را می خریم، یا از اینکه نمی توانیم آن یخریم، احساس بدی داریم و به افرادی که توانایی خرید آن را دارند حسادت می کنیم. اینگونه است که مارکتینگ ادراکات ما را مدیریت و احساسات ما را دستکاری می کند.اما واقعاً چرا وقتی سمت راستی را می خریم، احساس بهتری داریم؟لپ تاپ سمت چپ باهامون حرف نمی زنه، ارزش، ایده یا یک حس به ما انتقال نمیده و فقط یک کالای ملموس را می خریم.اما در سمت راست، ما وارد یک دنیای جدید می شویم و یک موقعیت اجتماعی برای ما شکل می دهد. ما به فردی هوشمند تبدیل می شویم که قادر است &quot;متفاوت فکر کند&quot; . ما یک دیدگاه، ایدئولوژی و مهمتر از همه یک &quot;حس&quot; را با آن برند به اشتراک می گذاریم و به طور داوطلبانه سفیران آنها می شویم.بسیاری از ما در صف های طولانی منتظر می شویم تا جزء اولین افرادی باشیم که جدیدترین گوشی موبایل خود را بدست می آورد. این کار را صرفا برای نشان دادن به افراد دیگر انجام نمی دهیم. دلیل اصلی آن خودمان می باشیم که داشتن یک حس خوب برای ما ارزش می شود.استراتژی مناسب برند و طراحی منحصربفرد است که اپل را به ارزشمندترین برند جهان تبدیل می کند. برندهایی مانند HP، دل یا سونی حتی نمی توانند با اپل رقابت کنند و مهم نیست که چقدر پول برای بازاریابی خرج می کند.به دنیای کسب و کار خودمان برگردیم، شاید ما هنوز بودجه زیادی برای تبلیغات نداشته باشیم و یا فروشگاهای غول پیکر در سراسر جهان ایجاد نکرده باشیم، اما هنوز هم ما میتوانیم با یک استراتژی مناسب برند و طراحی منحصربفرد مشتریان را جذب کنیم.نتیجهراه ایده آل برای داشتن یک استراتژی حرفه ای برند، استفاده از خدمات حرفه ای ومنحصربفرد طراحی و در نظر گرفتن بودجه بازاریابی قابل توجه، جهت ورود به بازار با یک مزیت رقابتی می باشد.استراتژی خوب شما را راهنمایی می کند که چگونه با مخاطب خود به بهترین وجه کار کنید و طراحی خوب به شما کمک می کند تا بتوانید پتانسیل واقعی برند خود را به آنها نشان دهید. هر دو حتی بدون انجام بازاریابی واقعی قادر به برآورده کردن بخشی از نیاز بازاریابی هستند.داستان برند خود را بسازید و آن را با قدرت طراحی به افرادی بگویید، خواهید فهمید که این بهترین حرکتی است که برای نام تجاری خود انجام داده اید و در درازمدت به شما اثبات خواهد شد.ممنون که وقت گذاشتین</description>
                <category>Hosein Nematolahi</category>
                <author>Hosein Nematolahi</author>
                <pubDate>Thu, 14 Nov 2019 15:58:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هفت اصل توسعه مهارت ارتباط با دیگران (Improve Your People Skills)</title>
                <link>https://virgool.io/@hosein.nematola/%D9%87%D9%81%D8%AA-%D8%A7%D8%B5%D9%84-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7-%D8%A8%D8%A7-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-improve-your-people-skills-ibkgig5jxaxx</link>
                <description>سرمایه گذاران بر روی مردم سرمایه گذاری می کنند، نه ایده ها، مشتریان از مردم خرید می کنند نه از شرکت ها، کارمندان از یک رهبر قوی حمایت می کنند و شما به عنوان یک کارآفرین یا توسعه دهنده کسب و کار نیازمند روابط قوی می باشید. منظور روابط با اعضای تیم، سرمایه گذاران، مشتریان، فروشندگان و تامین کنندگان می باشد. یکی از بهترین راهها، برای ایجاد یک رابطه خوب و بلند مدت فهم اهمیت و دلیل آن رابطه می باشد.شما باید بعنوان یک کارآفرین یا رهبر نشان دهید که افراد و احساسات آنها برای شما اهمیت بسیار دارند.برایان تریسی،  هفت تکنیک برای کارآفرینان و رهبری موفقیت آمیز در تجارت بیان کرده که بسیار مرتبط هستند:1- مردم رو همان جوری که هستند بپذیریداکثر مردم منتقد و قضاوت کننده می باشند، اینکه شما یک نفر را بدون قید و شرط بپذیرید باعث می شود عزت نفس آن فرد افزایش یافته و یک تصویر ذهنی خوب از شما برای شخص شکل بگیرد. انتقال چنین حسی باعث می شود که فرد از شما پیروی کرده و شخصیت شما برای او قابل قبول باشد.2- قدردانی از دیگران را نشان بدهید و به زبان بیاوریدوقتی از شخصی بخاطر هر کاری که انجام می دهد یا بیان می کند، قدردانی کنید، شما بین خود و آن شخص یک پیوند دوستی ایجاد خواهید کرد و ساده ترین راه برای ابراز قدردانی، گفتن ساده &quot;متشکرم&quot;  برای  یک ایده، بازخورد خوب، زمان سپری شده در کنار هم یا حتی یک سفارش است.3- مثبت باشیدبطور کلی مردم بیشتر دنبال افراد مثبت، موافق و دارای رفتار دوستانه می باشند. کارآفرینانی که تمایل دارند بحث برانگیز یا مخالف باشند، سرمایه گذاری یا فروش سختی دارند.4- دیگران را تحسین کنیدهمه افراد دارای نکات مثبت می باشند و شما وظیفه دارید که آنها را شناسایی کرده و فرد را تحسین کنید. این باعث می شود حس بهتری نسبت به خودش و شما داشته باشد و روی دارایی های مثبت خود سرمایه گذاری بیشتری نماید.5- به دیگران توجه کنیدقبل از اینکه از دیگران چیزی بپرسید، با دقت و حوصله حرفشان را گوش داده و بطور صریح و شفاف به سوالاتشان پاسخ دهید. باور کنید یا نه، در نگاه آنها فردی جذاب و باهوش تر خواهید بود.6- هرگز کسی را مورد نکوهش و تخریب قرار ندهیددر تجارت و همچنین روابط شخصی، مخرب ترین عامل نکوهش و انتقاد تخریبی است.علاوه بر کاهش عزت نفس شخص، یک حس تدافعی و عصبی بوجود می آورد و شخص از شما بیزار می گردد.. حتی اگر شخص مورد نظر حضور نداشته باشد، باز هم اعتماد به شما از دست می رود، زیرا شنونده ها می ترسند که هدف بعدی نکوهش ها و سرزنش های شما باشند.7- با هر کسی که ملاقات می کنید، مودب، محترم و با ملاحظه باشیدوقتی با شخصی با احترام و مودبانه برخورد می کنید، خودتان بیشتر مورد احترام قرار خواهید گرفت. شما با احساسات افراد در ارتباط هستید و باید به مواردی که برای اشخاص مهم و اصولی می باشند توجه داشته باشید.و در آخر..به تجربه های اخیر خود در نقش مشتری یا فروشنده فکر کنید. قطعا برایتان مهم خواهد بود که رابطه­ ی خوبی با اشخاص داشته باشید و به شما بعنوان مشتری اهمیت بدهند.اگر می خواهید یک کارآفرین یا رهبر موفق باشید، راهی بجز گوش دادن به افرادی که از شما پیروی می کنند ندارید. یک رهبر موفق با افرادی که از آنها الهام می گیرد ارتباط مستقیم برقرار کرده و به دیگران انگیزه می دهد که در کارها مشارکت داشته باشند.رعایت هفت اصل بالا ارزانترین و ماندگارترین تبلیغات و روابط عمومی است که می توانید خریداری کنید.اهمیت به احساسات دیگران، یکی از اصل های مهم تجارت می باشد.</description>
                <category>Hosein Nematolahi</category>
                <author>Hosein Nematolahi</author>
                <pubDate>Thu, 07 Nov 2019 16:40:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استراتژی های قیمت گذاری برای محصول یا خدمات (Pricing Strategies)</title>
                <link>https://virgool.io/@hosein.nematola/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%82%DB%8C%D9%85%D8%AA-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%DB%8C%D8%A7-%D8%AE%D8%AF%D9%85%D8%A7%D8%AA-pricing-strategies-mxpuce8qpunp</link>
                <description>بسیار از بازاریابان معتقد هستند تغییر قیمت کمترین جذابیت را برای مشتریان دارد و شرکت ها قبل از تغییر قیمت، باید بر روی خود محصول، محل توزیع و تبلیغ محصول تغییر ایجاد کنند و در نهایت به سراغ تغییر قیمت بروند. کسب و کارها باید تمرکز کاملا جدی بر روی تولید بیشتر به همراه حاشیه سود بالا داشته باشند.بسیاری از کسب کارها در گذشته و حال حاضر مبنای قیمت گذاری خود را روش زیر قرار می دهند.هزینه تمام شده + درصد سودی که تمایل داریم = قیمت کالاامروزه بازر پیچیدگی های بسیاری دارد و باید با توجه به نوع کسب و کار، وضعیت بازار، مخاطب و عوامل تاثیر گذار دیگر از استراتژی های متنوع قیمت گذاری استفاده نمود. در ادامه خواهیم دید قیمت و قیمت گذاری یک عنصر تاثیرگذار برای یک کسب و کار می باشد:1- استراتژی قیمت گذاری نفوذ در بازار (Penetration Pricing)شرکت ها برای به دست آوردن سهم در بازار، قیمت محصولات و خدمات به صورت مصنوعی پایین آورده و پس از رسیدن به هدف تعیین شده به قیمت سیر صعودی می دهند. این گونه شرکت ها نیاز دارند که در ابتدا تعداد زیادی مصرف کننده جذب کرد تا بتوانند ارزش خود را افزایش دهند.در ابتدا هزینه های بسیار کم و تخفیفات جذابی برای مشتریان در نظر گرفته و پس از جذب آنها، قیمت محصولات یا خدمات سیر صعودی می گیرند و درادامه مسیر از رویکرد نفوذ به سمت یک روش قیمت گذاری ارزان قیمت یا پریمیوم حرکت می کنند.مثال قابل درک شرکت های تلکلام، خصوصا ایرانسل-MTN است.2- استراتژی قیمت گذاری اقتصادی (Economy Pricing)قیمت گذاری اقتصادی روشی است که با کاهش هزینه های تولید، تبلیغات و هزینه های ناگهانی محقق می شود.کسانی که به دنبال فروش کالا یا خدمات با قیمت گذاری اقتصادی هستند، می دانند که آنها سود کمی خواهند داشت. حجم فروش بالا به مراتب مهمتر از هر چیز دیگری برای فروش کالا یا خدمات اقتصادی است.مهترین بخش استراتژی قیمت گذاری اقتصادی این است که شما بتوانید محصولات یا خدمات را درست جلوی مشتریان قرار دهید.خطوط هوایی از سرآمدن استفاده کنده از این نوع استراتژی می باشند. در زمان رکود این استراتژی می تواند فروش بیشتری به همراه داشته باشد. با این حال این یک رویکرد قیمت گذاری ارزشمند نیست و ادامه به آن خواهیم رسید.3- استراتژی قیمت گذاری کاهشی (عصاره گیری- غیر نفوذی و گران) (Price Skimming)یک استراتژی قیمت گذاری محصول است که توسط آن یک شرکت بالاترین قیمت اولیه را به یک لایه از مشتریان پیشنهاد می دهد (کسانی که دوست دارند اولین باشند)  و سپس با گذشت زمان قیمت را  پایین آورده و  بازار را شارژ می کند. هدف این است در ابتدا که هنوز رقیبی وارد بازار نشده است و تقاضای مصرف کننده زیاد می باشد درآمد بیشتری کسب گردد.از آنجا که تقاضای مشتریان اول برآورده می شود و وارد بازار رقابتی می شوند، این شرکت ها برای جذب بخش دیگری از بازار قیمت را پایین می آورد و این روند کاهش قیمتی برای لایه های بعدی ادامه می یبابد. با گذشت زمان قیمت ها کاهش بیشتری می یابند.در ابتدا جامعه به لایه های متفاوتی (با یکسری ویژگی یکسان) بخش ­بندی شده و در هر لایه رویکرد قیمتی مناسب آن را ارائه می دهند و با گذشت زمان قیمت کاهش می یابد. این رویکرد با مدل قیمت گذاری نفوذ در بازار تضاد دارد. قیمت بالا به عنوان نشانه ای از کیفیت بالا تفسیر می شود.وقتی کالای جدید وارد بازار شود، قیمت می تواند بر روی درک خریدار تأثیر بگذارد. غالباً، در مواردی که قیمت سطح بالاتری دارد، نشان دهنده کیفیت و انحصاری بودن است. به طور کلی، این استراتژی برای یک دوره کوتاه مدت و قبل از اشباع بازار قابل اسفاده است و اگر کاهش قیمت خیلی دیر انجام شود، خریداران می توانند به رقبای ارزانتر روی آورند و منجر به از دست رفتن فروش و درآمد می شوند.4-  استراتژی قیمت گذاری روان شناختی (Psychological Pricing)این رویكرد زمانی مورد استفاده قرار می گیرد كه بازاریاب بخواهد از مصرف كننده براساس احساساتی و نه بر مبنای منطقی پاسخ دهد.مثلاً هنگام خرید قهوه، کدام را بیشتر ترجیح می دهید:  قهوه با قیمت 5 دلار ، 6 دلار یا 9 دلار؟انتخاب باشماست. شاید شما وارد یک بازار کاملاً جدید شوید و اولین بار می باشد که می خواهید از این مغازه خرید کنید. آیا شما ارزانترین را می خرید؟ یا گرانترین؟ یا میانه را؟ (decopy pricing را در یک مقاله جداگانه بررسی خواهیم کرد.)Decopy pricingهمچنین قیمت گذاری روانشناختی عملی برای تعیین قیمت کمی پایین تر از اعداد گرد است و به همین ترتیب با آنها با قیمت پایین تر از قیمت واقعی رفتار می کنند. این عمل مبتنی بر این عقیده است که مشتریان تمایل به پردازش قیمت از رقم سمت چپ به راست دارند و بنابراین تمایل به نادیده گرفتن چند رقم آخر یک قیمت دارند. نمونه ای از قیمت گذاری روانشناختی تعیین قیمت یک کلای مصرفی با قیمت 19،999 تومان است و نه 20،000 تومان. این نوع قیمت گذاری برای کالاهای مصرفی بسیار متداول است.5- استراتژی قیمت گذاری بر اساس ارائه امکانات اضافی (Optional Product Pricing)زمانی است که یک شرکت محصول پایه را با قیمت نسبتاً اقتصادی بفروشد، اما برای ارائه امکانات اضافی مکمل هزینه های جدید تعریف نموده و مشتری را بابت آن شارژ کند. نمونه قیمت گذاری بلیط هواپیما با هزینه های حمل، هزینه چمدان و هزینه های غذا و نوشیدنی.قیمت گذاری محصول بر اساس ارائه امکانات اضافی روشی برای قیمت گذاری است که به طور فزاینده ای در صنعت هواپیمایی مشهور شده است. بلیط هواپیما به طور کلی قیمت نسبتاً کمی دارند اما پس از آن شرکت­های هواپیمایی برای سایر نیازهای مسافرتی مشتریان را شارژ می کنند. با وجود پرواز اولیه 100 دلاری ، یک فروند متوسط ​​می تواند 25 دلار برای بررسی کیف ، 5 تا 10 دلار برای تنقلات ، 2 دلار برای هدفون و 2 دلار دیگر در صورت تمایل به اتاق اضافی برای پاکت پرداخت کند.6- استراتژی قیمت گذاری بر اساس زنجیره تکمیل محصول (Product Line Pricing)کسب و کارها بدنبال افزایش فروش خود با ارائه امکانات اضافی می باشند. با استفاده از این روش قیمت‌گذاری، به مشتری نشان می دهند که هر جزء از محصول مزیت خاص خود را دارد. مثلاً یک کارواش را در نظر بگیرید که خدمات گوناگونی ارائه می‌دهد:1- روشویی ماشین 10 هزار تومان2- روشویی + واکس 15 هزار تومان3- شستشوی کامل 25 هزار تومان4- شستشوی کامل + واکس 30 هزار تومانبه این‌ ترتیب مشتری با توجه به نرخ، ارزش و اهمیت هر بخش از خدمات را متوجه و می‌تواند بر اساس نیاز و پول خود، بسته‌ی خدماتی خود را انتخاب کند.7- استراتژی قیمت گذاری انحصاری- لوازم جانبی (Captive Product Pricing)یک روش جالب و پرکاربرد می باشد، شما یک محصول با قیمت ارزان یا مناسب می فروشید و پس از آن امکانات جانبی را که بصورت انحصاری می باشد با قیمت بالا به مشتری می فروشید. (زیرساخت ارزان و نگهداری پرهزینه)شیوه‌ی قیمت‌گذاری برای محصولاتی مناسب است که مشتری پس از مدتی استفاده از محصول، باید یک بخش مکمل از محصول را تهیه کند (یا تهیه‌ی مجدد کند). پرینتری که نیازمند تهیه‌ی مجدد کارتریج است، یا ماشین ریش‌تراشی‌ای که بعد از مدتی به تیغ جدید نیاز پیدا می‌کند، از این دست محصولات هستند. در این روش قیمت‌گذاری، تولیدکننده با توجه به اینکه می‌داند مشتری به زودی به بخش مکمل محصولی که خریداری شده  نیاز پیدا خواهد کرد، قیمت بخش اصلی را کم‌تر تعیین می‌کند تا سهم بیش‌تری از بازار را جذب، ولی با تعیین قیمت بالاتر برای بخش مکمل محصول، سود خود را افزایش می‌‌دهد.8- استراتژی قیمت گذاری بصورت پکیجی -گروهی از محصولات (Product Bundle Pricing)این استراتژی با عنوان قیمت گذاری پکیجی یا مجموعه محصول نیز شناخته می شود.که طی آن محصولات مختلف یا همسان به صورت یک بسته به مشتری فروخته می شوند، به طوری که قیمت کل بسته از جمع بهای تک‌تک محصولات کمتر می باشد.از این استراتژی برای محصولات دارای چرخه عمر کوتاه یا کم فروش استفاده می شود.9- استراتژی قیمت گذاری به منظورپیشبرد فروش (Promotional Pricing)قیمت گذاری برای تبلیغ یک محصول یک کاربرد بسیار متداول است. از این نوع استراتژی برای ترغیب هرچه بیشتر مشتریان برای خرید استفاده می کنند.10- استراتژی قیمت گذاری بر اساس شرایط جغرافیایی (Geographical Pricing)این قیمت گذاری تحت تاثیر شرایط جغرافیایِ محلِ ارائه محصول می باشد. تصور داشته باشید که یک نوع محصول خاص در یک محدوده جغرافیایی کمیاب می باشد یا هزینه لجستیک بسیار بالایی برای محصول وجود دارد یا قوانین مالیات سنگین تر برای محصول یا گروه محصولی وجود دارد حتی ممکن است وضع قانونی که باعث محدود شدن  محصولات در بازار شود باعث افزایش قیمت گردد.11- استراتژی قیمت گذاری بر مبانی ارزش دریافتی (Value Pricing)این رویکرد در جایی مورد استفاده قرار می گیرد که عوامل خارجی مانند رکود اقتصادی یا افزایش رقابت، شرکت ها را مجبور به ارائه محصولات و خدمات با ارزش برای حفظ فروش نماید. در این استراتژی بدون در نظر گرفتن هزینه و بر اساس ارزشی که محصول در ذهن مشتری ایجاد می کند، سیستم قیمت گذاری اجرا می شود. یعنی قیمتی که پرداخت می کنید باعث می شود احساس کنید محصول بیشتری نسبت به پول پرداختی دریافت می کنید.12- استراتژی قیمت گذاری محصولات پرمیوم - منحصربفرد (Premium Pricing)این رویکرد در جایی مورد استفاده قرار می گیرد که یک مزیت رقابتی قابل توجه وجود داشته باشد و بازاریاب با آگاهی از آن می تواند مطمئن باشد که محصول خود را با قیمت بالاتری (حتی بالاتر از ارزش محصول) ارائه دهد. ای نوع روش حس منحصر بفرد بودن به مشتری انتقال میدهد. مثال: آیفون، مازراتی، خدمات مسافرتی و هواپیمای، برند های ساعت.</description>
                <category>Hosein Nematolahi</category>
                <author>Hosein Nematolahi</author>
                <pubDate>Sat, 02 Nov 2019 19:00:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بررسی بازار خرده فروشان (Retail Audit) چیست و چرا باید انجام شود؟</title>
                <link>https://virgool.io/@hosein.nematola/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%D8%A7%D9%86-retail-audit-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D9%88%D8%AF-qjmmkyg46vrz</link>
                <description>بررسی /  ممیزی بازار خرده فروشان (Retail Audit): مطالعات مربوط به فروشگاه­های خرده فروشی است که توسط نمایندگان شرکت های تجاری، کارمندان فروشگاه های خرده فروشی یا آژانس های تحقیقات بازاریابی به منظور جمع آوری داده های مربوط به محصولات برندها (SKU) می باشد.شاید با یک مثال ساده بتونم اهمیت بررسی /ممیزی بازار خرده فروشان را بهتر توضیح بدهم.فرض کنید اطلاعات داخلی شرکتی نشان می هد که میزان فروش محصولات شرکت بصورت ماهیانه در حال رشد می باشد و نسبت به  سال گذشته 10 درصد فروش بیشتر محقق شده است. در نگاه اول برای افراد معمولی موفقیت بزرگی می باشد اما بعنوان مدیر بازاریابی شرکت،  شما سراغ اطلاعات دیگری خواهید رفت.بعنوان مدیر بازاریابی از خود باید بپرسید که میزان رشد کلی بازار محصول مورد نظر در جامعه هدف به چه میزان می باشد و برای انجام این مقایسه نیاز به اطلاعات مربوط به خود و رقبا دارید که از طریق مطالعات مربوط به بررسی/ ممیزی بازار خرده فروشی ها (Retail Audit) محقق می گردد.در شرایط پایدار:- اگر درصد رشد شما بیشتر از درصد رشد کلی بازار هدف باشد یعنی شما سهم بازار جدیدی گرفتید که بسیار عالی می باشد.- اگر درصد رشد شما کمتر از درصد رشد کلی بازار هدف باشد یعنی شما سهم بازار از دست داده اید و نتیجه نامطلوب می باشد.- اگر درصد رشد شما برابر با درصد رشد کلی بازار هدف باشد یعنی سهم بازار شما ثابت می باشد.دنیا:در دنیا عموما مطالعات مربوط به بررسی / ممیزی بازار خرده فروشان بدلیل هزینه اجرایی بالا بصورت سندیکای (اتحادیه ای) انجام و در اختیار تولید و توزیع کنندگان قرار می گیرد. البته موارد استثنا وجود دارد.ایران:بدلیل نداشتن قدرت اجرایی لازم توسط سندیکاها و عدم مشارکت شرکت های تحاری با یکدیگر، این نوع مطالعات عموماً توسط شرکت های تجاری بزرگ بصورت سفارشی به آژانس های تحقیقات بازاریابی سپرده می شود. یکی از آژانس های تحقیقات بازاریابی فعال در زمینه بررسی / ممیزی بازار خرده فروشان می توان  موسسه پژوهشگران بین المللی آگاه | IRC Iran می باشد.اطلاعاتی که در پروژه های تحقیقاتی بررسی بازار خرده فروشان جمع آوری می شود عبارتند از:1- ثبت و دسته بندی اطلاعات محصول (برند، سایز، رنگ، طعم و....)2- قیمت محصولات (SKU Price)3- میزان حضور در شلف (موجودی قابل مشاهده)4- محل قرار گرفتن شلف5- موجودی انبار شده6- بررسی کانال خرید (تامین کنندگان محصول)7- میزان نمایش درون فروشگاهی8- بررسی فعالیت های تبلیغاتی9- بررسی فعالیت رقبامزیت بررسی بازار خرده فروشان (Retail Audit) از دو بعد قابل بررسی می باشد:به عنوان ابزاری برای تأمین/توزیع کنندگان عمل می کنند تا اطمینان حاصل شود که خرده فروشان از توافق نامه های از پیش تعیین شده در مورد نحوه قرار دادن محصول، قیمت گذاری و ارتقاء محصول تبعیت می کنند. (مانیتور کردن اقدامات اجرایی) به برندها این امکان را می دهند تا میزان موفقیت خود را در محیط خرده فروشی با دقت ارزیابی کنند. (ارزیابی خود و رقبا)نحوه طراحی و پیاده سازی:جامعه هدف Universe)):زیرساخت اصلی پروژه های بررسی بازار خرده فروشان (Retail Audit) سرشماری می باشد و لازم است که شما بعنوان طراح پروژه، به بانک اطلاعاتی دقیق و دسته بندی شده ( وزنی، عددی، کانال های فروش و...) مطابق با جامعه هدف دسترسی داشته باشید.نمونه گیری:با استفاده از روشهای آماری و بر اساس اطلاعات وزنی، عددی و.... باید ماتریس نمونه گیری شکل گردیده و نحوه جایگزینی مشخص شود.طراحی پرسشنامه:پرسشنامه یا چک لیست جمع آوری اطلاعات عموماً دارای ساختار یکسانی می باشند و برای محصولات مختلف تغییرات جزئی دارند. امروزه جمع آوری اطلاعات بصورت آنلاین انجام می­گردد.زمان بندی مراجعه دوره ای (جدول زمانی):جمع آوری اطلاعات در پروژه ریتیل بصورت دوره ای و در یک بازه زمانی ثابت و مشخص انجام می گردد.ادامه دارد ......</description>
                <category>Hosein Nematolahi</category>
                <author>Hosein Nematolahi</author>
                <pubDate>Mon, 28 Oct 2019 18:50:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استفاده از بینش مشتریان برای رشد کسب و کار</title>
                <link>https://virgool.io/@hosein.nematola/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%DB%8C%D9%86%D8%B4-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-boz5iaf5zajn</link>
                <description>با رشد کسب و کار، ریسک های جدیدی به سمت شما می آیند و باید از روند رشد خود در مقابل ریسک ها محافظت کنید. رقبای جدیدی که حداقل انتظار را از آنها داشتید براحتی می توانند جوانه بزنند، همچنین انتخاب یک استراتژی رشد، متناسب با مدل درآمدی شما دارای ریسک های بسیاری باشد.تنها راه واقعی برای ثبات کسب و کار در آینده، به میزان تسلط کسب و کار بر  مشتریان خود برمی گردد و قبل از اینکه بتوانید رشد کنید لازم است نبض خود را بر روی مشتریان نگه دارید.برای تعیین استراتژی رشد یک کسب و کار هیچ چیز حیاتی تر از &quot;صدای مشتری&quot; نمی باشد. در دنیایی که با داده ها و شفافیت های بیشتر هنوز عدم قطعیت وجود دارد برای اتخاذ تصمیم های تجاری نیاز به بینش/نگرش مشتریان یک امر حیاتی است.اگر بتوانید که بینش مشتریان را با استراتژی های رشد اثبات شده ادغام کنید، شما به یک فرمول ارزشمند برای رونق کسب و کار رسیده اید.در ادامه به 4 استراتژی برگرفته شده از کتاب Growth IQ اشاره شده است:1- استراتژی بهبود تجربه مشتری:&quot;منبع واقعی مزیت رقابتی در قرن بیست و یکم تجربه مشتری است&quot;تیفانی (Tiffani) در کتاب خود توصیه می کند: شرکت هایی که مسیر تجربه مشتری را در پیش گرفته اند، باید با پاسخ به سؤال،&quot; مشتری کیست؟ &quot;کار خو د را شروع کنند.به دلیل عدم درک درباره سفر مشتری، بیشتر ابتکارات عمل مربوط به تجربه مشتری شکست می خورد. اگر می خواهید تجربه مشتری شما موفقیت آمیز باشد، باید به صدای مشتری گوش دهید، مثبت یا منفی. اگر آنها خوشحال هستند، می توانید همین روند را با سرعت بیشتری ادامه دهید. در غیر اینصورت باید به سرعت به صدای آنها رسیدگی کنید. بینش مشتری به دقیق نگه داشتن نقشه های سفر کمک می کند تا بتوانید تجربیات عالی را در هر مرحله از رشد ارائه دهید.2- استراتژی فروش بیشتر به مشتریان فعلی&quot;باید مشتریان را از نزدیک بشناسید و نیاز های آنها را درک کنید. باید بدانید که چه چیزی دوست دارند و انتظارشون از شما چیست&quot;بدست آوردن یک مشتری جدید 5 برابر بیشتر از فروش به مشتری فعلی هزینه دارد. اگر تصمیم گرفتید که با فروش بیشتر به مشتریان فعلی رشد کنید در گام اول باید آگاه باشید که به چه دلیلی تصمیم گرفتند از شما خرید کنند.3- با محصولات موجود وارد بازارهای جدید شوید&quot;سرعت بازار، مسیر ورود کالای موجود یک برند به بازارهای جدید است&quot;اگر می خواهید این استراتژی را پیش ببرید، برای هدایت و معرفی محصول خود به بازارهای جدید باید در بازاریابی سرمایه گذاری کنید.بازار خود را کاملا رصد کرده، اطلاعات کافی را جمع آوری و بهترین راه برقراری ارتباط با مشتریان را بدانید.برای اطمینان از اینکه سرمایه گذاری بازاریابی شما ROI مورد نظر خود را به شما می دهد، باید بازخورد اولیه از مشتریان را دریافت کنید تا اطمینان حاصل کنید که پیام شما با آنها طنین انداز است و سبب از دست رفتن فرصت ها نشود.4- نگه داشت مشتریانبرای فهمیدن دلیل از دست دادن مشتریان از فناوری کمک بگیرید و راه هایی برای متوقف کردن و حتی معکوس کردن آن بیابید.بازاریابان و مشتریان تعریف های مختلفی در مورد معنای وفاداری دارند. به همین دلیل مهم است که گوش فرا دهید و درگیر مشتری شوید تا بتوانید بهتر بشناسید و روابط طولانی مدت، که به وفاداری مشتریان کمک می کند ایجاد کنید.و در آخر:تیفانی (Tiffani)  در کتاب خود تأکید می کند که هیچ روش بهتری برای توسعه کسب و کار شما وجود ندارد. راه حل این است که ترکیبی از استراتژی هایی را انتخاب کنید که به بهترین وجه متناسب با مدل و اهداف کسب و کار شما باشد. این کار را با درک کاملی از مشتریان خود ترکیب کنید و خواهید دید که کسب و کارتان سریعتر از آنچه مدل شده است، رشد می کند.</description>
                <category>Hosein Nematolahi</category>
                <author>Hosein Nematolahi</author>
                <pubDate>Sun, 27 Oct 2019 19:19:02 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>