<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های hoseinghoshooni</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@hoseinghoshooni</link>
        <description>جوانی مشتاق کار و علم، با نیرویی شگفت انگیز و با قدرت بسیار در حال طی مسیر موفقیت....</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 22:14:12</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/63418/avatar/VH87tg.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>hoseinghoshooni</title>
            <link>https://virgool.io/@hoseinghoshooni</link>
        </image>

                    <item>
                <title>کوکداما چیست؟؟</title>
                <link>https://virgool.io/@hoseinghoshooni/%DA%A9%D9%88%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85%D8%A7-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-uywxf2n3obos</link>
                <description>کوکداما نوعی هنر باغبانی ژاپنی است که قدمت چند صد ساله دارد و با عمل بونسای گره خورده است. در آن ریشه های یک گیاه در خزه پیچیده می شوند و با نخ یا کنف بسته می شود. اصطلاح کوکدما ، از koke به معنی خزه و damas  که به معنی توپ یا توپک است. مواد ساخت کوکداما به شکل سنتی هنر، متکی به خاکی بود که با دقت ترکیب شده و دارای پایه رسی سنگین بوده و به خود بچسبد. این خاک آکاداما نام دارد و همچنین شامل پیت ماس ​​به عنوان نگهدارنده رطوبت است.کوکداما (Kokedama) یا توپ خزه‌ در واقع نوعی بونسای تغییرشکل یافته است و ساخت آن به قرن هفدهم میلادی و کشور ژاپن برمی گردد. ظاهر این گلدان طبیعی، جالب و متفاوت است و می توانید با استفاده از آن، جلوه ی تازه ای به منزل‌تان بدهید. همچنین می توانید با آویزان کردن چند کوکداما در گوشه ای از خانه یک باغ معلق ژاپنی برای خودتان درست کنید. کوکداما را می توانید در صفحات تخت سنگی (مانند بشقاب) یا کاسه هایی با ارتفاع کم، ظرف‌های تزیینی یا یک بشقاب کوچک زیبا بگذارید یا اگر جایی برای گذاشتن آن ندارید، می توانید آن را به راحتی آویزان کنید. که زیبایی خاصی را ایجاد می کند.بهترین گیاهان برای کوکداما کدامند ؟!گیاهانی که به فضای کمی برای ریشه نیاز دارند بهترین گزینه برای کوکداما هستند. قبل از اینکه انتخاب کنید، تحقیق کنید ببینید کدام گیاهان در عناصر موجود در محل مورد نظر شما شاداب و سرزنده خواهند ماند . گیاهانی که به آب زیادی نیاز ندارند نیز برای این روش مناسبند .مراقبت های روش کوکداماآبیاریباید کوکدامای خود را به طور منظم، بیش از سه تا پنج بار در هفته آبیاری کنید. وزن توپ نشانه ی خوبی برای تعیین زمان آبیاری است. وقتی وزن توپ سبک شود، این یعنی اینکه گیاه تشنه است.نوع آبیاری و تعداد آبیاری به زمانی از سال که در آن قرار داریم، نوع گیاه و حتی خاکی که در ساخت آن استفاده شده است بستگی دارد . آبیاری می تواند به دو روش صورت بگیرد:غوطه وری در آباسپری کردنغوطه وری یعنی، فرو بردن توپ خزه در آب تا کاملا از آب اشباع شود. بعد از اتمام تایم آبیاری از داخل آب خارج کرده و اجازه دهید تا آب اضافی تخلیه شود .هوا و گرماکوکداما نباید در مجاورت گرما، تهویه و جریان بادهای شدید باشد. این عوامل باعث خشک شدن توپ می‌شود و گیاه از آن  رنج می برد. برای حفظ رطوبت محیط ،رطوبت اطراف گیاه رو با اسپری کردن آب بالا ببرید و تا حد امکان روی گیاه آب اسپری نکنید.تعویض کوکدامامانند هر روش دیگری گیاهان داخل کوکداما نیز رشد میکنند و ریشه های بزرگتری ایجاد میکنند در این مورد شما باید کوکدامای خود را تعویض کنید و یک کوکدامای بزرگتر و جدید درست کنید. برای اکثر گیاهان این مورد 1 یا 2 بار در سال لازم است .خب دوستان عزیز ما یه پیج اینستاگرامی هم داریم به ادرس پایین instagram.com/plantihaلطفا با ما همراه باشید و از بهترین مطالب در زمینه گل ها و گیاهان استفاده کنید و لذت ببرید</description>
                <category>hoseinghoshooni</category>
                <author>hoseinghoshooni</author>
                <pubDate>Thu, 05 Nov 2020 20:19:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>علم کشاورزی</title>
                <link>https://virgool.io/@hoseinghoshooni/%D8%B9%D9%84%D9%85-%DA%A9%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%B2%DB%8C-lzujrqs7sou7</link>
                <description>علم کشاورزی، علمی است که با تولید و فرآوری مواد غذایی و فیبر سروکار دارد. شامل فن آوری های کشت در خاک، زراعت و برداشت محصولات زراعی ، تولید حیوانات و فرآوری محصولات گیاهی و دامی برای مصارف انسانی و استفاده های دیگر می باشد.غذا اساسی ترین نیاز بشر است. اهلی کردن و پرورش گیاهان و حیوانات که از بیش از 11 هزار و 500 سال پیش آغاز شده است با هدف تأمین این نیاز صورت گرفته است، و اکنون نیز این فعالیت ها با محرک انسانی بی امان برای درک و کنترل بیوسفر کره زمین همخوانی دارد. در طول یک قرن و نیم گذشته ، بسیاری از رهبران سیاسی جهان آنچه را که جواهرلال نهرو هندی انجام داد شناسایی کردند، و آن این جمله است که: ( اکثر چیزها به جز کشاورزی می توانند متوقف شوند). روش های علمی به طور گسترده ای به کار گرفته شده است و نتایج باعث انقلابی در تولید محصولات کشاورزی شده اند. در شرایط کشاورزی پیشگویی ، در یک سال با برداشت خوب، شش نفر می توانند به سختی برای خود و چهار نفر دیگر غذای کافی تولید کنند. فناوری های پیشرفته باعث شده است که یک کشاورز در ایالات متحده برای مثال بتواند برای بیش از 100 نفر غذا تولید کند. کشاورز امکان افزایش بازده در هر هکتار و در هر حیوان را فراهم کرده است. تلفات ناشی از بیماری ها، آفات و فساد را کاهش دهد و تولید خالص را با روش های بهبود یافته افزایش دهد.تا دهه 1930 ، مزایای تحقیقات کشاورزی بیشتر ناشی از اختراعات صرفه جویی در نیروی کار، مانند جین(پاک کردن) پنبه بود. هنگامی که پتانسیل عملکرد عمده محصولات اقتصادی کشاورزی از طریق تحقیقات کشاورزی بالا رفت، در همین حال، تولید محصول در هکتار به طرز چشمگیری افزایش یافت. به عنوان مثال، بین سالهای 1940 و 1980 در ایالات متحده، عملکرد هر هکتار ذرت به سه برابر افزایش یافت، تولید گندم و سویا دو برابر شد و تولید مزرعه در هر ساعت کار مزرعه تقریبا 10 برابر افزایش یافت زیرا سرمایه جایگزین کارگر شد. تکنیک های جدید حفظ مواد غذایی امکان حمل و نقل آن ها را در مسافت های بیشتر امکان پذیر کرد.  به نوبه خود تسهیل تجارت بین مکان های تولید و مصرف همراه با مزایای بیشتر در بهره وری تولید می باشد.از منظر جهانی، جریان بین المللی فناوری کشاورزی امکان افزایش بهره وری محصولات کشاورزی را در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه فراهم می کند. به عنوان مثال از سال 1965 تا 1985 تجارت جهانی غلات با صادرات خالص از ایالات متحده به سه برابر افزایش یافت. در سال 1995 ، ارزش کل صادرات محصولات کشاورزی ایالات متحده از 56 میلیارد دلار فراتر رفت و تا سال 2017 به بیش از 138 میلیارد دلار افزایش یافت و این امر باعث شد که بازارهای بین المللی به شدت به کشاورزی ایالات متحده وابسته باشد. به همین ترتیب، چین هم وارد کننده و هم صادر کننده عمده محصولات کشاورزی است و یک عامل اصلی تولید جهانی محصولات زراعی است.کشاورزی ، علوم کشاورزی و زراعتاین سه اصطلاح غالباً اشتباه گرفته می شوند. با این حال، آن ها مفاهیم متفاوتی را پوشش می دهند. کشاورزی مجموعه فعالیت هایی است که جهت تولید حیوانات و گیاهان برای مصارف انسانی، محیط را تغییر می دهد. کشاورزی مربوط به فنون ، شامل کاربرد تحقیقات زراعی است.زراعت، تحقیق و توسعه مربوط به مطالعه و بهبود محصولات گیاهی- گیاهان پایه ای است.علوم كشاورزي شامل تحقيق و توسعه در موارد زیر است :· اصلاح نباتات و ژنتیک· گیاه پزشکی· باغبانی· خاک شناسی· حشره شناسی· تکنیک های تولید (به عنوان مثال، مدیریت آبیاری، توصیه ورودی های نیتروژن )· بهبود بهره وری کشاورزی از نظر کمیت و کیفیت (به عنوان مثال، انتخاب محصولات مقاوم به خشکی و حیوانات، تولید سموم جدید دفع آفات، فن آوری های سنجش عملکرد، مدل های شبیه سازی رشد محصول، تکنیک های کشت سلولی آزمایشگاهی)· به حداقل رساندن تأثیر آفات (علفهای هرز، حشرات، عوامل بیماری زا، نماتد) بر روی سیستم های تولید محصولات زراعی یا حیوانات.· تبدیل محصولات اولیه به کالاهای مصرفی نهایی (به عنوان مثال، تولید، حفظ و بسته بندی محصولات لبنی)· پیشگیری و تصحیح اثرات نامطلوب محیطی (به عنوان مثال، تخریب خاک، مدیریت پسماند، زیست بتن)· اکولوژی تولید نظری ، مربوط به مدل سازی تولید محصولعلوم مختلفی به منابع كشاورزي و محيط زيست مربوط می شوند (به عنوان مثال علوم خاك، اگروکلیماتولوژی یا اقلیم شناسی کشاورزی). زیست شناسی محصولات کشاورزی و حیوانات (به عنوان مثال علوم زراعی، علوم حیوانی و علوم مربوط به آن ها، مانند تغذیه نشخوارکنندگان، رفاه حیوانات مزرعه). زمینه هایی مانند اقتصاد کشاورزی و جامعه شناسی روستایی؛ رشته های مختلفی هستند که در مهندسی کشاورزی وجود دارد.بیوتکنولوژی کشاورزیبیوتکنولوژی کشاورزی منطقه خاصی از علوم کشاورزی است که شامل استفاده از ابزارها و تکنیک های علمی، از جمله مهندسی ژنتیک، نشانگرهای مولکولی، تشخیص مولکولی، واکسن ها و کشت بافت، برای اصلاح موجودات زنده مثل گیاهان، حیوانات و میکروارگانیسم ها است.تاریختاريخ علم كشاورزي يك زمينه فرعي از تاريخ كشاورزي است كه به پيشرفت علمي فنون و فهم كشاورزي مي پردازد. مطالعات اولیه در تولید محصولات ارگانیک در باغ های گیاه شناسی به همراه آزمایشگاه های کشاورزی در چندین کشور در حال اجرا بود.دانش اولیه کشاورزی مجموعه ای از تجربیات بود که به صورت شفاهی از کشاورز به کشاورز منتقل می شد. برخی از این آداب باستانی در احکام شرعی حفظ شده بود ، اما علوم سنتی به ندرت به موضوعی می پرداختند که به نظر می رسید بسیار رایج است. اگرچه در دوران قرون وسطی چیزهای زیادی در مورد کشاورزی نوشته شده بود، اما علوم کشاورزی در ساختار دانشگاهی جایگاهی کسب نکردند. سرانجام ، جنبشی در اروپای مرکزی برای آموزش كشاورزان در آكادمی های ویژه آغاز شد كه در اوایل سال 1796 در Keszthely ، مجارستان تأسیس شد. گرچه به دانش آموزان فقط تجارب كشاورزان آموزش داده می شد.در قرن 18، یوهان فردریش مایر آزمایشاتی را در مورد استفاده از گچ (سولفات کلسیم هیدراته) به عنوان کود انجام داد. در سال 1843 ، جان لویس و جوزف هنری گیلبرت مجموعه ای از آزمایش های میدانی طولانی مدت را در ایستگاه تحقیقاتی روتامستد در انگلستان آغاز کردند. برخی از آنها هنوز در حال اجرا هستند.در آمریكا، انقلاب علمی در كشاورزی با قانون هچ( Hatch Act) در 1887 انجام شد كه از اصطلاح علم كشاورزی استفاده كرد. قانون هچ به وسیله کشاورزان علاقمند به دانستن ترکیبات کودهای مصنوعی اولیه هدایت می شد. قانون اسمیت- هیوز در سال 1917 آموزش کشاورزی را به پایه های حرفه ای خود بازگرداند ، اما بنیاد علمی ساخته شده بود. پس از سال 1906، هزینه های عمومی برای تحقیقات کشاورزی در ایالات متحده بیش از هزینه های خصوصی برای 44 سال آینده بود.</description>
                <category>hoseinghoshooni</category>
                <author>hoseinghoshooni</author>
                <pubDate>Wed, 15 Apr 2020 23:33:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گیاهان آپارتمانی(Houseplant)</title>
                <link>https://virgool.io/@hoseinghoshooni/houseplant-krzeoegp8jyk</link>
                <description>گیاه آپارتمانی گیاهی است که در مکان هایی مانند اقامتگاه ها و دفاتر  برای اهداف تزئینی، پرورش می یابد. اما مطالعات نشان داده است که آن ها از نظر روانی دارای اثرات روانی مثبت هستند و همچنین به تصفیه هوای داخل خانه نیز کمک می کنند. زیرا برخی از گونه ها و میکروب های خاکزی مرتبط با آن ها، با جذب ترکیبات آلی فرار از جمله بنزن، فرمالدئید و تری کلر اتیلن، آلودگی هوا در محیط داخلی را کاهش می دهد. چنین آلاینده هایی گرچه به طور کلی برای انسان سمی هستند، اما توسط گیاه و میکروب های ساکن خاک بدون هیچ ضرری جذب می شوند.گیاهان آپارتمانی متداول معمولاً گونه های گرمسیری یا نیمه گرمسیری، ساکولنت ها یا کاکتوس هستند. گیاهان آپارتمانی به رطوبت صحیح ، نور مناسب، خاک مخصوص، دما و رطوبت هوا نیاز دارند. همچنین گیاهان آپارتمانی به کود مناسب و گلدان های مناسب نیاز دارند.نیازهای گیاهانفاکتورهای عمده ای که هنگام مراقبت از گیاهان خانگی باید در نظر گرفته شود رطوبت، نور، ترکیب خاک، دما، رطوبت هوا، کودها، گلدان ها و کنترل آفات است. در زیر مواردی از دستورالعمل های کلی برای مراقبت از سلامت در مورد گیاهان آپارتمانی وجود دارد. اطلاعات دقیق در مورد مراقبت از گیاه را می توان در بسیاری از منابع مانند اینترنت و کتاب ها یافت.آبیاریآبیاری کم و همچنین آب بیش از حد می تواند برای گیاه مضر باشد. گونه های مختلف گیاهان آپارتمانی نیاز به میزان رطوبت خاک متفاوتی دارند. لکه های کوچک قهوه ای روی برگ های گیاه نشانه کمبود آب گیاه است. زرد شدن برگ ها می تواند نشان دهد که گیاه زیاد آبیاری شده است. گیاهان آپارتمانی نیاز به زهکشی در گلدان دارند زیرا اگر آب در زیر گلدان جمع شود، ممکن است باعث کپک و پوسیدگی ریشه شود.نورگیاهان مختلف مدت زمان متفاوتی به نور احتیاج دارند. فوتوپریودیسم (دوره نوری) مورد توجه است ، زیرا بعضی از گیاهان مانند بنت قنسول و Schlumbergera (کاکتوس عید پاک) تحت تأثیر کاهش یا افزایش ساعات روز قرار دارند. لذا برای حل مشکلات نوری گیاهان می توان نور طبیعی را با نور مصنوعی با طول موج های مناسب تکمیل کرد.خاکگیاهان آپارتمانی معمولاً در خاک های مخصوصی به نام کمپوست یا خاک گلدان، رشد خوبی دارند و خاک های طبیعی محلی برای این کار مناسب نیستند. یک مخلوط مناسب کمپوست شامل تهویه خاک برای تأمین مواد مغذی، حمایت، زهکشی مناسب و هوادهی مناسب گیاه است. بیشتر کمپوست های گلدان حاوی ترکیبی از پیت و ورمیکولیت یا پرلیت است. نگرانی هایی در مورد آسیب های زیست محیطی به خاطر محل های تولید پیت هست، که به سوی جایگزینی آن با کوکوپیت حرکت شده است. همچنین می توان از خاک استریل با استفاده ار منابع پایدار نیز استفاده کرد.درجه حرارتبیشتر گیاهان آپارتمانی گونه های گرمسیری همیشه سبز هستند که برای زنده ماندن در یک آب و هوای گرمسیری که از 15 تا 25 درجه سانتیگراد (60 درجه فارنهایت تا 80 درجه فارنهایت) در طول سال متغیر است سازگار هستند. این شبیه به دمای اکثر خانه ها است.رطوبتکنترل رطوبت کمی دشوارتر از دما است. با این حال، بیشتر گونه های گیاهان آپارتمانی در صورتی که منظم آبیاری شوند، محیط با رطوبت کم را تحمل می کند. خانه ها اغلب در حدود 20٪ تا 60٪ رطوبت نسبی دارند. چنین دامنه ای قابل قبول است ، اگرچه بیشتر گونه ها نزدیک به 80٪ رطوبت نسبی شکوفا می شوند. گیاهان داخل خانه همچنین در هوا رطوبت آزاد می کنند و رطوبت نسبی موجود در خانه را بالا می برند. برای افزایش رطوبت می توان روی گیاهان را با آب مقطر اسپری کنید یا از دستگاه های بخارساز استفاده کنید.کودگیاهان به مواد معدنی خاک احتیاج دارند که بطور عمده می توان نیترات، فسفات و پتاسیم را نام برد. نیتروژن برای رشد سبزینه و برگ بسیار مهم است. گیاهان آپارتمانی از تغذیه مداوم مواد مغذی برخوردار نیستند، مگر اینکه مرتباً کودهی شوند. پتاسیم برای  گل و میوه گیاهان ضروری است. فسفر برای ریشه های قوی و افزایش جذب مواد مغذی ضروری است. عناصر جزئی و کم مصرف مانند کلسیم، منیزیم، آهن و ... نیز لازم هستند. هنگام استفاده از کود به عنوان منبع غذایی به شما توصیه می كنیم از کودهای آلی در داخل گلدان استفاده كنید زیرا كودهای مصنوعی خطر سوزاندن یا آسیب رساندن به گیاه شما را دارند.انواع و اندازه گلدانگلدان با اندازه مناسب عامل مهمی است که باید در نظر بگیرید. گلدان بسیار بزرگ به دلیل رطوبت بیش از حد در خاک ، باعث ایجاد بیماری های ریشه می شود، در حالی که گلدان بسیار کوچک باعث محدود کردن رشد گیاه می شود. بطور کلی، یک گیاه می تواند دو یا چند سال در همان گلدان بماند. گلدان ها نیز انواع مختلفی دارند، اما معمولاً به دو گروه متخلخل و غیر متخلخل تقسیم می شوند. گلدان های متخلخل معمولاً رسی هستند و بسیار توصیه می شوند، زیرا گردش هوای بهتری را فراهم می کند و هوا به طور جانبی در طرفین گلدان عبور می کند. گلدان های غیر متخلخل مانند گلدان های لعاب دار یا پلاستیک می توانند رطوبت را طولانی تر نگه دارند و جریان هوا را محدود کنند. یکی دیگر از ویژگی های مورد نیاز گلدان، سوراخ های زهکشی است. معمولاً گلدان ها دارای سوراخ هایی در قسمت زیرین هستند تا آب اضافی از خاک بیرون بیاید که به جلوگیری از پوسیدگی ریشه کمک می کند. اگر یک گلدان سوراخ زهکش ندارد ، بهتر است برای آن سوراخ تعبیه کنید تا آب اضافی از آن خارج شود. گلدان های قدیمی را به طور کامل در محلول یک قسمت سفید کننده با ده قسمت آب خیس کنید تا باکتری هایی که ممکن است باقی بمانند را از بین ببرید.تأثیر بر آلودگی هوا در محیط داخلیگیاهان آپارتمانی اجزای آلودگی هوای داخل خانه، به ویژه ترکیبات آلی فرار (VOC) مانند بنزن، تولوئن و زایلن را کاهش می دهد. گزارش شده است که این VOC ها با حضور یک گیاه آپارتمانی حدود 50-75٪ کاهش می یابند. این ترکیبات در درجه اول توسط میکروارگانیسم های خاک حذف می شوند. بعضی از آزمایشات مربوط به تصفیه بنزن توسط گیاهان آپارتمانی ، متوجه شدند گیاهان می توانند بنزن را تجزیه کرده، و سپس آن را به یک کربن برای استفاده های بعدی تبدیل کنند. گیاهان همچنین می توانند دی اکسید کربن را، که با عملکرد پایین کار در ارتباط است، از مناطق داخلی حذف کنند. این اثر توسط ناسا برای استفاده در فضاپیماها مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین ثابت شده که گیاهان میکروب های موجود در هوا را کاهش داده و رطوبت را افزایش می دهند.(VOC) در فضاهای داخلی بیش از بیرون از خانه متداول است. دلیل این است که هوا و VOC در فضاهای داخلی به دام می افتند و گردش هوا کمتر است. بیش از 350 نوع ترکیب آلی فرار شناخته شده وجود دارد. آن ها عوامل ایجاد کننده بیماری های مرتبط با ساختمان یا سندرم بیماری سازی هستند. علائم این بیماری عبارتند از: چشم، بینی یا گلوی تحریک شده، سردرد، خواب آلودگی و مشکلات تنفسی. این علائم ممکن است همیشه وجود نداشته باشد، و مزمن قرار گرفتن ممکن است منجر به عدم تمرکز و سایر مشکلات بهداشتی مانند آسم و بیماری های قلبی شود. ساکنان شهر ها حداکثر 90٪ از وقت خود را در داخل خانه می گذرانند، بنابراین در معرض خطر بیشتری هستند که عوارض جانبی آلودگی هوای داخل خانه را تجربه کنند.د.گیاهان متداول که برای اصلاح آلاینده های هوا در محیط داخلی مورد استفاده قرار می گیرند عبارتند از: پیچک انگلیسی(Hedera helix)، اسپاتی فیلوم یا نیلوفر صلح(Spathiphyllum &#x27;Mauna Loa&#x27;)، آگلونما یا همیشه سبز چینی(Aglaonema modestum)، نخل شامادورا (Chamaedorea seifrizii)  و کریزانتموم Chrysanthemum (Chrysanthemum 1 morol). مطالعات متعددی وجود دارد که بیان می کنند میکروسکوپ گیاه حاوی مکانیسم های کاهش VOC های داخلی است. ثابت شده است ریشه گیاهان آپارتمانی نیز VOC ها را از بین می برند. به طور کلی، گیاهان برای از بین بردن VOC ها باید آلاینده ها را با روزنه های خود مکش کنند. نقش گیاهان ایجاد و نگهداری گونه های خاص اجتماعات میکروبی در منطقه ریشه است. این مکانیسم برای اولین بار در سال 1985 توسط Wolverton و همکاران پیشنهاد شد. گیاهان آپارتمانی همچنین به رطوبت، دما و کنترل سر و صدا کمک می کنند.ناسا در سال 1989 مطالعه ای دو ساله را برای آزمایش توانایی گیاهان خانگی یا گلدان های خاک برای از بین بردن چندین VOC از هوا انجام داد. این آزمایش شامل مواد شیمیایی بنزن، TCE و فرمالدئید بود. این مطالعه در اتاق های آزمایشی هوایی انجام شد. آن ها دریافتند که تعداد باکتری ها با افزایش حذف شیمیایی در ارتباط است. یافته دیگر این بود که وقتی همان گیاهان و خاک به طور مداوم در معرض ماده شیمیایی مانند بنزن قرار می گرفتند ، ظرفیت آن ها برای تمیز کردن هوا با گذشت زمان افزایش می یافت. این امر به این دلیل است که میکروارگانیسم ها توانایی سازگاری ژنتیکی را دارند. بنابراین، آن ها با گذشت زمان تغییر می کنند تا از مواد شیمیایی سمی به عنوان منبع غذایی با کارآیی بیشتری استفاده کنند. این پدیده به عنوان یک استراتژی برای تصفیه فاضلاب استفاده می شود.اثرات روانشناختییک مطالعه در سال 2015 نشان داد كه تعامل فعال با گیاهان آپارتمانی می تواند استرس فیزیولوژیك و روانشناختی در رابطه با كارهای ذهنی را كاهش دهد. مطالعات بررسی شده نشان می دهد که گیاهان آپارتمانی می توانند مزایای روانشناختی از جمله کاهش استرس و افزایش تحمل درد را ارائه دهند. با این حال، آن ها همچنین ناهمگونی قابل توجهی در روش ها و نتایج نشان داده اند. به نظر می رسد که مزایای آن به ویژگی های زمینه و ویژگی های افرادی که با آن ها روبرو می شوند بستگی دارد.پدیده بیوفیلی( فرضیه بیوفیلی نشان می دهد که انسان تمایل ذاتی به دنبال پیوند با طبیعت و سایر اشکال زندگی را دارد.) توضیح می دهد که چرا گیاهان آپارتمانی اثرات روانی مثبت دارند. بیوفیلی نیاز ناخودآگاه انسان برای ایجاد ارتباط با طبیعت را توصیف می کند.  به همین دلیل است که انسان ها مجذوب مناظر طبیعی مانند امواج یا آتش می شوند. همچنین توضیح می دهد که چرا باغبانی و گذراندن زمان در خارج از منزل می تواند دارای اثرات درمانی باشد. داشتن گیاهان در اتاق نشیمن می تواند اثرات مثبتی بر سلامت فیزیولوژیکی ، روانشناختی و شناختی داشته باشد. یک رویکرد طراحی معماری وجود دارد که به پیچیدگی و نظم معروف است و منطبق با طراحی بیوفیلیک است. این استراتژی طراحی مبتنی بر طبیعت و پاسخ انسان به طرح ها در طبیعت است.  وجود گیاهان و طرح های الهام بخش از طبیعت ، ترمیم کننده است و مانند طرح های برش کوکی(نوعی شیرینی) مدرن کسل کننده نیست.</description>
                <category>hoseinghoshooni</category>
                <author>hoseinghoshooni</author>
                <pubDate>Wed, 08 Apr 2020 00:55:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تراریوم چیست؟؟؟</title>
                <link>https://virgool.io/@hoseinghoshooni/%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%88%D9%85-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-q9tzclmnbpx8</link>
                <description>یک تراریوم معمولاً یک ظرف شیشه ای قابل حمل است که شامل خاک و گیاهان است. با این حال ، تراریوم به جای اینکه بسته شود ، می تواند در فضای باز نیز وجود داشته باشد. تراریوم بسته ، محیط بی نظیری را برای رشد گیاهان ایجاد می کند، زیرا دیوارهای شفاف امکان ورود گرما و نور را به داخل تراریوم می دهند. ظرف بسته شده همراه با گرمای ورودی به داخل تراریوم امکان ایجاد چرخه آب در مقیاس کوچک را فراهم می آورد. این امر به این دلیل رخ می دهد که رطوبت خاک و گیاهان در دمای بالا در داخل تراریوم تبخیر می شود. این بخار آب سپس بر روی دیواره های ظرف متراکم می شود و درنهایت به گیاهان و خاک فرو می رود. این امر به دلیل تأمین آب مداوم، در ایجاد محیطی ایده آل برای رشد گیاهان کمک می کند و از این طریق از خشک شدن گیاهان جلوگیری می کند. علاوه بر این، نوری که از ظرف شفاف تراریوم عبور می کند باعث می شود گیاهان فتوسنتز کنند، که جنبه بسیار مهمی در رشد گیاهان است.تاریخچهاولین تراریوم توسط گیاه شناس ناتانیل بگشا ( Nathaniel Bagshaw Ward) در سال 1842 ساخته شد. او به مشاهده رفتار حشرات علاقه داشت و به طور تصادفی یکی از ظروف را بدون مراقبت رها کرد. اسپور سرخس در شیشه جوانه زد، به یک گیاه تبدیل شد و این شیشه منجر به تولید اولین تراریوم شد. این روند به سرعت در دوره ویکتوریا در میان انگلیسی ها گسترش یافت. به جای تراریوم، به عنوان جعبه واردیان شناخته می شد.طبق یک داستان ، Ward نجاران را برای ساختن جعبه های واردیان خود برای صادرات گیاهان بومی انگلیس به سیدنی استرالیا استخدام كرد. پس از ماه ها مسافرت ، گیاهان خوب و سرحال به مقصد رسیدند. به همین ترتیب، گیاهان استرالیا با همان روش به لندن فرستاده شدند و وارد گیاهان استرالیایی خود را در شرایط عالی دریافت کرد. آزمایش وی نشان داد كه گیاهان را می توان بدون تهویه بسته بندی كرد.انواع تراریومبه دلیل شرایط مختلف، تراریوم ها را می توان به دو دسته باز و بسته تقسیم بندی کرد:تراریوم بستهگونه های گیاهی گرمسیری مانند خزه ها ، ارکیده ها و سرخس ها به دلیل شرایطی که به محیط مرطوب و پایدار مناطق استوایی شباهت دارد ، عموماً در تراریوم بسته نگهداری می شوند. بسته نگه داشتن تراریوم باعث گردش آب می شود. تراریوم ممکن است هفته ای یک بار باز شود تا رطوبت اضافی از هوا و دیواره های ظرف خارج شود. این کار برای جلوگیری از رشد مخمر یا جلبک هایی که می توانند به گیاهان آسیب برساند و دیواره ظرف را کثیف کنند ، انجام می شود. تراریوم ه باید گاهی اوقات آبیاری شود ، فقدان رطوبت در دیواره های تراریوم یا هرگونه پژمردگی گیاهان نشانه ای از این امر است که تراریوم به آب نیاز دارد.تراریوم بسته همچنین به یک ترکیب مخصوص خاک نیاز دارد تا هم از رشد مناسب و هم برای کاهش خطر آسیب های میکروبی جلوگیری کند. یک ماده معمولی مورد استفاده ذغال سنگ نارس است ، ترکیبی از پیت ماس ، ورمیکولیت و پرلیت. این مخلوط باید استریل باشد تا از رشد میکروب های خطرناک و مضر جلوگیری شود.تراریوم بازتراریوم باز از گیاهانی که رطوبت هوا و رطوبت خاک کمتری را ترجیح می دهند مانند گیاهان معتدل مناسب تر هستند. همه گیاهان به محیط مرطوب تراریوم بسته نیاز ندارند. برای گیاهانی که با آب و هوای خشک سازگار هستند ، از تراریوم های باز  استفاده می شود تا فضای خاک از رطوبت بیش از حد حفظ شود. تراریوم باز همچنین برای گیاهانی که به نور مستقیم آفتاب نیاز دارند ، به خوبی کار می کند، زیرا تراریوم بسته می تواند گرمای زیادی را به دام بیندازد که به طور بالقوه باعث از بین رفتن هر گیاه در داخل آن می شود.توجه داشته باشید که ساکولنت ها ، با وجود اینکه یک گزینه محبوب هستند، گزینه های ضعیفی برای تراریوم هستند چه باز یا بسته. عدم وجود زهکشی ذاتی در یک تراریوم باعث پوسیدگی ریشه شده و یا نیاز به زهکش دارد.راهنمای جامع برای تراریوم هاتراریوم برای افرادی که در فضاهای کوچک زندگی می کنند و یا برای کسانی که به باغ علاقه دارند عالی است. آن ها با هزینه کم، صرفه جویی در فضا و با سادگی زیبا هستند، و اضافه کردن آن ها به هر خانه و شغلی آنجا را عالی می کند. مراقبت آسان یکی از بزرگترین محاسن داشتن تراریوم است ، اما ممکن است در مورد ضروریات تراریوم سؤالاتی ایجاد شود.تراریوم چیست؟آن ها یک محیط کوچک و محصور برای گیاهان خاص هستند. به یک گلخانه کوچک فکر کنید. ظروف مخصوص باغ های تریاریوم معمولاً شفاف مانند شیشه یا پلاستیک است.دو نوع تراریوم وجود دارد که شامل بسته و باز هستند و تراریوم های بسته دارای درب هستند.تراریوم چگونه کار می کند؟آن ها باغ های سرپوشیده در یک ظرف بسته شده هستند. گیاهان و خاک موجود در تراریوم بخار آب را آزاد می کنند (چرخه آب). سپس بخارها بر روی دیواره های ظرف جمع می شوند و به خاک می ریزند. تراریوم ها خود را تغذیه می کنند، به همین دلیل در صورت بسته شدن به نگهداری کمی احتیاج دارند.برای تهیه یک تراریوم به چه چیزهایی نیاز دارید؟یک ظرف شیشه ای یا پلاستیکیسنگخزهخاکگیاهانی که زیاد بزرگ نمی شوند (بطور کلی گیاهان مینیاتوری یا کوتوله)قاشق برای ریختن خاکانبر بلند برای قرار دادن مواد در ظرفچگونه تراریوم درست می کنند؟1. برای ایجاد تراریوم خود می بایست یک ظرف انتخاب کنید که می تواند یک بطری نوشابه ، تنگ ماهی، کاسه یا گلدان باشد.2. سپس قسمت پایین ظرف خود را با نصف مقدار از خاک مورد نظر خود برای استفاده پر کنید. می توانید سنگ ها را به عنوان اولین لایه خود در ظرف قرار دهید، اما این یک سلیقه شخصی است.3. هر تکه سنگ بزرگ یا تکه ای از چوب که مایلید در باغ خود قرار دهید اضافه کنید.4. در خاک، یک سوراخ به اندازه کافی ایجاد کنید تا ریشه های گیاهان راحت باشد.5. گیاه را از ظرف آن خارج کنید. ممکن است لازم باشد ریشه ها را به آرامی تکان دهید تا خاک قدیمی از ریشه ها جدا شود.6. گیاهان را در لایه نازک خاک قرار دهید و لایه دوم خاک اطراف گیاهان را اضافه کنید. تا حدودی فشار دهید. سطح خاک جدید باید تقریباً به اندازه همان سطح قبلی گیاه باشد.7. خلاق شوید و گیاهان، رنگ ها و اندازه ها را با هم مخلوط کنید.چه گیاهانی برای تراریوم ها بهتر هستند؟به طور معمول گیاهانی که شاخ و برگشان به آرامی رشد می کنند بهتر هستند. از گیاهان سریع رشد استفاده نکنید.رشد سرخس ها و گیاهان گوشتخوار بدون تراریوم بسیار دشوار است. بنابراین، اگر دوست دارید این گیاهان را در خانه خود داشته باشید ، توصیه می کنیم یک تراریوم خریداری یا تهیه کنید.فواید تراریوم ها چیست؟آن ها به رشد گیاهانی که هوای خشک را دوست ندارند، کمک می کنند.آن ها فضای کوچک را برای یک باغ فراهم می کنند، یک باغ کوچک.می توانید از نور مصنوعی مانند LED یا فلورسنت که بسیار کارآمد است استفاده کنید.تراریوم ها معمولا به آبیاری نیاز ندارند.شما چطور از تراریوم مراقبت می کنید؟تراریوم در اکثر موارد نگهداری کمی نیاز دارد، اما ما پیشنهادهایی برای ماندگاری و سالم ماندن تراریوم شما داریم.اگر تصمیم به پرورش سرخس دارید،برگ های آنرا اصلاح کنید تا از بزرگ شدن آن ها جلوگیری کنید.حتما برگ های زرد و قهوه ای را از هر گونه گیاه در تراریوم خود جدا کنید. این ها به طور معمول نشانه بیماری یا آفات است.اگر یک تراریوم باز دارید، تراریوم را برای حشراتی مانند پشه یا خسارت های تغذیه حشره بازدید کنید.اگر تراریوم شما بسته است، خوب است که هر بار درب را بردارید و اجازه دهید هوای تازه به درون آن جریان یابد.چه اتفاقی می افتد اگر تراریوم من دچار آفت شود؟توصیه می کنیم از فروشگاه باغبانی صابون حشره کش خریداری کرده و آن را روی گیاهان آلوده بمالید. اما اگر بیماری از بین نرفت و گیاه هنوز آلوده بود، بهتر است کل گیاه را از بین ببرید.گیاهان تراریوم معمولاً ارزان هستند و نگه داشتن گیاه مریض در یک تراریوم به راحتی می تواند به سایر گیاهان نزدیک آسیب برساند. در هنگام خرید گیاهان برای تراریوم خود، قبل از خرید آن را بررسی کنید تا در وقت و هزینه خود صرفه جویی کنید.آیا شما مجبور به آب دادن به تراریوم هستید؟بله ، اما نه به اندازه گیاهان معمولی. انواع گیاهان کشت شده در تراریوم گیاهانی مقاوم هستند که نیازی به آبیاری مکرر ندارند. همچنین، ساختار گلخانه ای مانند تراریوم ها به جای تبخیر آب در هوای محیط، آب را بازیافت می کند.دوره آبیاری هر چند وقت یکبار باشد؟در صورت بسته بودن، ممکن است در ماه یک بار نیاز به آبیاری داشته باشد اما بسته به عوامل مختلفی متفاوت است. تراریوم های باز هر 3-6 هفته آبیاری می شوند. به جای برنامه ریزی برای آبیاری، خاک را بررسی کنید تا ببینید که گیاهان شما به آب احتیاج دارند یا خیر.آیا تراریوم ها به نور خورشید احتیاج دارند؟بیشتر آن ها به نور مستقیم یا غیرمستقیم احتیاج دارند اما ممکن است از نور مصنوعی نیز استفاده شود. سه نوع نور وجود دارد که می توانید برای تراریوم خود استفاده کنید.نور مستقیم خورشیدنور غیر مستقیم خورشیدنور مصنوعیتوصیه می شود از لامپ های فلورسنت یا LEDاستفاده کنید. از لامپ های رشته ای استفاده نکنید.اگر تصمیم دارید که تراریوم خود را در معرض تابش مستقیم آفتاب قرار دهید، بهتر است درب آن را در تراریوم بسته بردارید زیرا ممکن است برای گیاهان با درپوش دما بسیار بالا برود.آیا تراریوم ها باید هوای آزاد داشته باشند؟خوب است که تراریوم ها هوای آزاد داشته باشند، اما ما پیشنهاد می کنیم درب را به صورت دوره ای (حدوداً یک بار در هفته یا حتی روزانه) بردارید تا هوای تازه به باغ شما وارد شود.آیا می توان تراریوم ها را از پلاستیک ساخت؟مطمئنا! ظروف پلاستیکی ، مانند ظروف ساخته شده از آکریلیک ، بسیار خوب کار می کنند. همچنین می توانید ظروف پلاستیکی ضد مه را بخرید ، که از ایجاد تراکم جلوگیری می کند و باعث می شود دید بهتری انجام شود که این ها معمولاً گران هستند.تراریوم چه مدت دوام می آورد؟اگر خوب نگهداری شود ، تراریوم ها می توانند در هر جایی از چندین سال یا حتی طولانی تر باقی بمانند.آیا تراریوم ها به هوا احتیاج دارند؟بله ، اما گیاهان در هوای آزاد، یا تراریوم بسته ، هوا را بازیافت می کنند. در طول روز ، نور خورشید باعث تولید قندها در طی فرآیند فتوسنتز می شود. فتوسنتز دی اکسید کربن را به اکسیژن تبدیل کرده و آن را به داخل تراریوم رها می کند.در یک تراریوم بسته ، ممکن است بخواهید درب آن را بردارید تا هوای تازه به داخل تراریوم بیاید اما یک تراریوم بسته به گیاهان آسیب نمی رساند.کدام نوع ظروف برای تراریوم ها بهترین کاربرد را دارند؟شیشه های مرباآکواریوم ماهی با لامپ های سبکتنگ ماهی قرمزشیشه های قهوهحتی ممکن است استفاده از بطری شیشه ای را انتخاب کنید ، اما کاشت به دلیل دریچه باریک دشوار خواهد بود.آیا می توانید در تراریوم ها درختکاری کنید؟با درختان بونسای یا درختان کوچک می توان ایم کار را کرد اما به هم مرابط نیستند.تفاوت بین گیاهان معمولی و تراریوم ها چیست؟گیاهان سرپوشیده (گیاهان خانگی) معمولاً در تراریوم ها مورد استفاده قرار می گیرند. با این حال ، اکثر گیاهانی که برای تراریوم ها انتخاب شده اند دارای رشد آهسته هستند و بسیاری از آن ها گیاهانی هستند که بدون رطوبت زیاد و یا نور زیاد قابل رشد هستند.کدام نوع خاک در تراریوم ها به بهترین شکل کار می کند؟کوکو-ذغال سنگ نارس، ذغال فعال، پیت ماس یا خاک گلخانه همراه با یک ماده معدنی خوب و زهکش مناسب را ترجیح می دهند. برخی از مردم تصمیم می گیرند خاک خود را بسازند اما برای صرفه جویی در وقت، بهتر است خاک مناسب را از فروشگاه های کشاورزی تهیه کنید. برای ساکولنت ها ، به خاک با مخلوط شن یا ماسه نیاز دارید.آیا تراریوم ها هدایای خوبی هستند؟البته، آن ها به خوبی جواب می دهند! آن ها نه تنها از نگهداری کم برخوردارند بلکه بر زیبایی در هر خانه، آپارتمان یا شرکت اضاغه می کنند.فواید یک تراریوم کوچک چیست؟اگر فقط یک فضای کوچک دارید، یک تراریوم کوچک واقعاً می تواند کمی سرزندگی را به محیط شما بیفزاید. تراریوم های کوچک را می توان در اتاق های هتل ، میز شما و قفسه های کتاب استفاده کرد و یا در ویترین ها آویزان کرد. ساکولنت ها، گیاهان، فیتونیا و خزه های اتاله شده همه در تراریوم های کوچک قابل استفاده هستند.آیا ایجاد یک تراریوم ارکیده امکان پذیر است؟بله ، می توانید یک ارکیده را در یک تراریوم قرار دهید. ارکیده ها در تراریوم ها جذاب هستند زیرا از نظر رنگی روشن هستند. تراریوم ها با طراحی محصور شده خود ، برای ارکیده ها نیز مناسب هستند زیرا گل ها معمولاً رطوبت را ترجیح می دهند. ارکیده به خوبی با ساکولنت ها ، گیاهان و خزه های اتاله شده جفت می شود.</description>
                <category>hoseinghoshooni</category>
                <author>hoseinghoshooni</author>
                <pubDate>Sun, 19 Jan 2020 01:23:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خوب،بد،تراریخته...!!!</title>
                <link>https://virgool.io/@hoseinghoshooni/%D8%AE%D9%88%D8%A8%D8%A8%D8%AF%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%D8%AA%D9%87-dfaqb9amkqv5</link>
                <description>چکیدهانسان ها مستقیماً در ترکیب ژنتیکی گیاهان تأثیر گذاشته اند تا از طریق اهلی کردن، ارزش آن را به عنوان محصول افزایش دهند. اولین مدرک اهلی شدن گیاهان از گندم و گندم سیاه است که در روستاهای پیش از سفال نوسنگی در جنوب غربی آسیا با قدمتی حدود 10 هزار و 500 تا 10 هزار و 100 سال قبل از میلاد یافت می شود. غرب آسیا ، مصر و هند مکان هایی از اولین کاشت و برداشت محصولاتی بود که قبلاً در مناطق وحشی جمع آوری شده بود. توسعه مستقل کشاورزی در شمال و جنوب چین ، ساحل آفریقا ، گینه نو و مناطق مختلف قاره آمریکا رخ داده است.تغییر محصولات زراعی برای بهبود تولید آن ها از طریق نظریه انتخاب قبل از ایجاد تراریخته انجام شد. این انتخاب هزاران سال ادامه دارد. تا سال 2050 ، جمعیت جهان ممکن است به 9 میلیارد برسد. برای تأمین نیازهای این تعداد عظیم از مردم در سده های قدیمی ، تولید مواد غذایی باید به همان میزان یا بیشتر افزایش یابد. بنابراین ، در دهه های اخیر نیاز به استفاده از تکنیک های ژنتیکی برای بهبود محصولات زراعی وجود دارد. با استفاده از تراریخت ها می توان گیاهانی با صفات مورد نظر و حتی افزایش بازده تولید کرد. تراریخته ها باعث می شوند که محصولات بیشتر عمر کنند و در برابر آفات و بیماری ها مقاومت می کنند. تولید گیاهان تراریخته به ما این امکان را می دهد تا جمعیت رو به رشد را تغذیه کنیم و محصولات مطلوب تری تولید کنیم. آینده محصولات زراعی GMهمچنان یک بحث اساسی است ، زیرا کاربرد های آن مزایا و معایب مختلفی دارد. معرفیگیاهان تراریخته آن هایی هستند که DNA شان با استفاده از تکنیک های مهندسی ژنتیک اصلاح می شود. هدف معرفی ویژگی جدیدی به گیاه است که به طور طبیعی در گونه ها مشاهده نمی شود. یک گیاه تراریخته حاوی ژن یا ژن هایی است که به طور مصنوعی داخل آن قرار داده شده اند. توالی ژن وارد شده به عنوان transgen شناخته شده است ، ممکن است از یک گیاه نامربوط یا از گونه های کاملاً متفاوت آمده باشد. هدف از قرار دادن ترکیبی از ژن ها در یک گیاه ، استفاده مفید و سازنده از آن تا حد امکان است. این فرآیند مزایایی از قبیل بهبود ماندگاری ، عملکرد بالاتر ، بهبود کیفیت ، مقاومت در برابر آفات ، تحمل گرما ، مقاومت در برابر سرما و خشکی و انواع استرس های زنده و غیر زنده را ارائه می دهد. گیاهان تراریخته نیز می توانند به گونه ای تولید شوند که پروتئین های خارجی را با ارزش صنعتی و دارویی عرضه کنند. گیاهانی که از واکسن ها یا آنتی بادی ها ساخته شده اند (Plantibodies) بسیار مهم هستند ، زیرا گیاهان عاری از بیماری های انسانی هستند ، بنابراین هزینه های غربالگری ویروس ها و سموم باکتریایی را کاهش می دهند.اولین گیاهان تراریخته در سال 1983 گزارش شدند. از آن زمان ، بسیاری از پروتئین های نوترکیب در چندین گونه مهم گیاه زراعی از جمله تنباکو ، ذرت ، گوجه فرنگی ، سیب زمینی ، موز ، یونجه و کلزا استخراج شده است. معمولا گیاه تنباکو مورد استفاده می شد، هرچند گوجه و موز نیز به منظور واکسن برای انسان در نظر گرفته می شوند.اولین آزمایشات میدانی از گیاهان مهندسی ژنتیک در فرانسه و ایالات متحده در 1986 انجام شد ، گیاهان توتون و تنباکو طراحی شده اند تا در برابر علف کش ها مقاوم باشند.  در سال 1987 سیستم های ژنتیکی گیاهی ، توسط مارک ون مونتاگو و جف شل تأسیس شد. جمهوری خلق چین اولین کشوری بود که گیاهان تراریخته را تجاری کرد و در سال 1992 یک تنباکو مقاوم در برابر ویروس معرفی کرد. در سال 1994 ، اتحادیه اروپا تصویب کرد که تنباکو مهندسی شده در برابر علف کش برموکسینیل مقاوم می باشد و آن را به عنوان اولین محصول تولید ژنتیکی در اروپا تجاری کرد. در سال 1995 ، سیب زمینی Bt پس از تصویب FDA توسط آژانس حفاظت از محیط زیست به تصویب رسید و آن را به عنوان اولین محصول تولید سموم دفع آفات در ایالات متحده تصویب کرد. در سال 1996 ، در مجموع 35 مصوبات به منظور رشد تجاری 8 محصول تراریخته و یک محصول گل (میخک) با 8 صفت مختلف در 6 کشور به علاوه اتحادیه اروپا اعطا شده بودند. تا سال 2010، 29 کشور محصول اصلاح شده ژنتیکی را کاشته و 31 کشور دیگر تصویب نظارتی برای واردات محصولات تراریخته را صادر کرده بودند. اولین حیوان اصلاح شده ژنتیکی که مورد تجارت قرار گرفت، GloFish بود، یک ماهی گورخر با یک ژن فلورسنت اضافه شده که به آن اجازه می دهد تا در تاریکی در زیر نور ماوراء بنفش تابش کند. اولین حیوان اصلاح شده ژنتیکی که برای استفاده در مواد غذایی مورد تأیید قرار گرفت، ماهی قزل آلا AquAdvantage در سال 2015 بود. ماهی قزل آلا با یک ژن تنظیم کننده هورمون رشد این امکان را فراهم می کرد تا به جای فقط در بهار و تابستان در طول سال رشد کند.توسعه محصولات تراریختهگیاهان مهندسی شده ژنتیکی با تغییر ژنتیک ، معمولاً با اضافه کردن یک یا چند ژنوم از ژنوم گیاهان در آزمایشگاه تولید می شوند. هسته سلول های گیاهی هدف اصلی DNA جدید تراریخته است. بیشتر گیاهان اصلاح شده ژنتیکی با روش بیولوژیکی (روش تفنگ ذره ای) و یا با روش تبدیل واسطه Agrobacterium tumefaciens تولید می شوند.روش (Gene Gun) تفنگ ژنی، همچنین به عنوان بمباران میکرو پرتابه ای یا بیولوژیک شناخته می شود که بیشتر در گونه هایی مانند ذرت و برنج مورد استفاده قرار می گیرد. در این روش، DNA به ذرات ریز طلا یا تنگستن متصل می شود که متعاقباً تحت فشار زیاد با استفاده از اسلحه به بافت گیاهی یا سلول های یک گیاه شلیک می شود. شتاب ذرات باعث می شود هم در دیواره سلولی و هم غشاها نفوذ کنند. DNA از فلز پوشیده روکش دار جدا می شود و در درون هسته با ژنوم گیاه ادغام می شود. این روش برای بسیاری از محصولات زراعی ، به ویژه مونوكوت ها ، مانند گندم یا ذرت با موفقیت به كار رفته است، برای هر انتقال با استفاده از Agrobacterium tumefaciens موفقیت كمتری حاصل شده است. این روش تمیز و بی خطر است. تنها نقطه ضعف این فرآیند این است که می توان آسیب جدی به بافت سلولی وارد کرد.روش بعدی، که برای توسعه گیاهان با روش مهندسی ژنتیک استفاده می شود، روش آگروباکتریوم است. این روش شامل استفاده از باکتری های ساکن خاک، معروف به Agrobacterium tumefaciens است.آن ها این توانایی را دارد که سلول های گیاهی را با تکه ای از DNA خود آلوده کند. قطعه DNA ، که یک گیاه را آلوده می کند ، از طریق تومور القاکننده پلاسمید (Ti plasmid) در یک کروموزوم گیاهی ادغام می شود. پلاسمید Ti می تواند ماشین آلات سلولی گیاه را کنترل کرده و از آن برای ساخت کپی های بسیاری از DNA باکتریایی خود استفاده کند. پلاسمید Ti یک DNA دایره ای بزرگ است که به طور مستقل از کروموزوم باکتریایی ایجاد می شود. اهمیت این پلاسمید در این است که ، حاوی مناطقی از انتقال DNA (T DNA) است، جایی که یک محقق می تواند یک ژن را وارد کند، که می تواند از طریق فرایندی موسوم به floral dip به سلول گیاهی منتقل شود. یک f.d شامل، نفوذ بهگیاهان گلدار، درون یک محلول آگروباکتریوم حامل ژن مورد علاقه و به دنبال آن بذور تراریخته ، مستقیماً از گیاه جمع می کند. این فرآیند مفید است، در واقع، این یک روش طبیعی برای انتقال و بنابراین به عنوان یک روش قابل قبول تر بیان می شود. علاوه بر این، آگروباکتریوم قادر به انتقال بخش های بزرگتری از DNA به صورت بسیار کارآمد است. یکی از بزرگترین محدودیت های آگروباکتریوم این است که ، همه محصولات مهم غذایی نمی توانند به این باکتری آلوده شوند. این روش به ویژه برای گیاهان دو لپه مانند سیب زمینی ، گوجه فرنگی و گیاهان تنباکو بسیار مفید است.در تحقیقات، تنباکو و Arabidopsis thaliana(گوش موشی) بیشترین گیاهان اصلاح شده ژنتیکی هستند، زیرا به خوبی با روش های انتقال توسعه یافته، تکثیر آسان و ژنوم های آن ها خوب مورد مطالعه واقع شده اند. آن ها به عنوان الگویی از ارگانیسم ها برای سایر گونه های گیاهی استفاده می شوند. از گیاهان تراریخته نیز برای ترمیم زیستی خاک های آلوده استفاده شده است. جیوه ، سلنیوم و آلاینده های آلی ، مانند بیفنیل های پلی کلرینات (PCBs)، توسط گیاهان تراریخته از خاک حذف شده و حاوی ژن هایی برای آنزیم های باکتریایی هستند.انواعگیاهان تراریخته ژن هایی از سایر گونه ها دارند که درون آن ها قرار داده شده اند. ژن های وارد شده می توانند از گونه هایی در همان سلسله (گیاه به گیاه) یا بین سلسله ای (باکتری به گیاه) حاصل شوند. در بسیاری از موارد ، DNA قرارداده شده باید اندکی اصلاح شود تا به صورت صحیح و کارآمد در ارگان های میزبان بیان شود. گیاهان تراریخته برای بیان پروتئین ها استفاده می شوند ، مانند سموم cry از باسیلوس تورینجنسیس، ژن های مقاومت در برابر علف کش و آنتی ژن ها برای واکسیناسیون.گیاهان Cisgenic با استفاده از ژن هایی ساخته شده اند،که در همان گونه یا یک گونه نزدیک به هم یافت می شوند، جایی که پرورش گیاه معمولی می تواند انجام شود. برخی از پرورش دهندگان و دانشمندان معتقدند که اصلاح گیاه cingenic برای گیاهانی که عبور از آن ها با راه های معمولی (مانند سیب زمینی) دشوار است ، مفید است. آن دسته از گیاهان در گروه cisgenic نباید به همان میزان از مقررات قانونی مانند سایر ارگانیسم های اصلاح شده ژنتیکی نیاز داشته باشند.مزایای گیاهان تراریختهاز تکنولوژی GM برای تولید انواع گیاهان زراعی تا به امروز استفاده شده است. با افزایش جمعیت جهانی ، مواد غذایی همچنان منبع ترسناکی هستند. غذاهای مهندسی شده با بهبود عملکرد تولید ، کاهش هزینه حمل و نقل و افزایش محتوای تغذیه ای ، مزایای قابل توجهی را ارائه می دهند. پیشرفت، و در نتیجه تولید گونه های تجاری در کشورهایی مانند ایالات متحده و کانادا ، محور تأثیر مقاومت در برابر حشرات ، آفات یا ویروس ها و ایجاد تحمل نسبت به علف کش های خاص است. در حالی که این صفات مزایایی برای کشاورزان داشت، برای مصرف کنندگان ندیدن هیچ سودی غیر از این ها دشوار بود. در موارد محدود، کاهش قیمت به دلیل کاهش هزینه و افزایش سهولت در تولید اتفاق افتاد. انتظار می رود چندین محصول GM برای سوء تغذیه در پنج تا ده سال آینده برای کشت آشکار شود. گیاهان مقاوم در برابر علف کش هاگیاهانی که می توانند علف کش ها را تحمل کنند به گیاهان مقاوم در برابر علف کش نامیده می شوند. گلایفوزیت یک ماده فعال برای بسیاری از علف کش های طیف گسترده است. گوجه فرنگی، سیب زمینی، توتون، تنباکو، پنبه و دیگر گیاهان مقاوم به گلایفوزیت با انتقال ژن aro A به یک سنتراز گلیفوزات EPSP از Salmonella typhimurium و E. coli Sulphonylurea گیاهان توتون و تنباکو مقاوم تولید شدند، با انتقال ژن جهش یافته ALS (استولاکتات سنتتاز) از Arabidopsis تولید می شوند. پروتئین QB  از فوتوسیستم II از هیبریدهای جهش یافته Amaranthus به توتون و سایر محصولات کشاورزی منتقل می شود تا گیاهان تراریخته مقاوم به آترازین تولید کند.گیاهان مقاوم در برابر حشراتباسیلوس thuringiensis یک باکتری است که برای تعدادی از حشرات آفت بیماری زا است. اثر کشنده آن به واسطه سم پروتئین تولید شده می باشد. از طریق روش های DNA نوترکیب ، ژن سم می تواند مستقیماً در ژنوم گیاه وارد شود، جایی که بیان می شود و پروتئین تولید شده از گیاه در برابر حشرات آفت محافظت می کند.گیاهان مقاوم به ویروسگیاهان توتون و تنباکو مقاوم در برابر TMV با معرفی پروتئین های ویروسی coat تولید می شوند. سایر گیاهان تراریخته مقاوم در برابر ویروسی عبارتند از: الف) گیاهان سیب زمینی مقاوم به ویروس سیب زمینی (ب) برنج مقاوم در برابر RSV، (ج) ماش سیاه مقاوم در برابر YMV و (د) ماش سبز مقاوم در برابر YMV و غیره.گیاهان مقاوم به آفاتاگر گیاهان تراریخته در برابر آفت خاص مقاوم باشند ،به وضوح برای کشاورزان فوایدی دارد. به عنوان مثال، پاپایا مقاوم در برابر ویروس لکه حلقوی پاپایا، از سال 1996 در هاوایی تجاری شده و رشد یافته است. در صورت کاهش استفاده از سموم دفع آفات، فایده های بسیاری نیز برای محیط زیست دارد. محصولات تراریخته، حاوی ژن های مقاومت به حشرات از Bacillus thuringiensis ، باعث شده است که به میزان قابل توجهی میزان حشره کش مورد استفاده در پنبه در ایالات متحده کاهش یابد. با این حال ، جمعیت آفات و بیماری ها ، با وجود ارگانیسم ها ، به راحتی سازگار می شوند و در برابر سموم دفع آفات مقاوم می شوند.فواید تغذیه ایکمبود ویتامین A باعث می شود که نیم میلیون کودک هر ساله به طور جزئی یا کاملاً نابینا شوند. برنج غذای اصلی بخش بزرگی از جمعیت جهان بشر است. روش های تولید سنتی در تولید محصولات زراعی ناموفق بوده و حاوی غلظت بالایی از ویتامین A است. محققان سه ژن را به برنج وارد کردند: دو مورد از گیاهان دارویی و دیگری از میکروارگانیسم ها. برنج تراریخته باعث افزایش تولید بتاکاروتن به عنوان ماده اولیه ویتامین A شد و دانه آن به رنگ زرد درامد. این برنج زرد یا طلایی ممکن است ابزار مفیدی برای درمان مشکل کمبود ویتامین A در کودکان خردسال مناطق استوایی باشد.مضرات محصولات تراریختهاستفاده از محصولات تراریخته برای سال ها یک مسئله بود. نگرانی های زیادی مطرح شده و این ها در دو دسته قرار می گیرند.الف) نگرانی درباره تأثیر مواد اصلاح شده ژنتیکی بر سلامتی انسان است. به عنوان مثال، گفته می شود محصولات تراریخته باعث ایجاد آلرژی در برخی از افراد می شود، اگرچه مشخص نیست که آیا محصولات تراریخته منبع این واکنش هستند. علاوه بر این، ژن های مقاومت به آنتی بیوتیک، که پیشنهاد شده در اینمحصولات قرار گیرد، منجر به بروز اشکالات فوق العاده می شود، چون با درمان آنتی بیوتیکی نمی توانند کشته شوند. مردم از خوردن DNA ای که ناشی از منابع دیگر مانند ویروس یا باکتری اند ناراحت هستند.ب) نگرانی در مورد اینکه آیا محصولات تراریخته باعث آسیب به محیط طبیعی می شوند. نمونه ای که شامل گرده ذرت تراریخته است، که توانایی کشتن لارو پروانه ی مونارک را دارد. همچنین نشان داده شده است که ذرت هیبرید سم باکتریایی را در گرده خود ایجاد می کند ، که سپس با استفاده از باد بیش از 60 متر پراکنده می شود. در این محدوده ، گرده ذرت روی گیاهان دیگر در نزدیکی مزارع ذرت قرار می گیرد، در آنجا توسط ارگانیسم های غیر هدف از جمله پروانه مونارک خورده می شود که آن ها را به سمت مرگ می برد.با این حال موارد زیر، موضوعات بالقوه نگرانی در مورد تولید پروتئین گیاهی است.1) واکنش های آلرژیک به پروتئین گیاهی گلیکان و سایر آنتی ژن های گیاهی.2) آلودگی گیاه و محصول توسط مایکوتوکسین ها ، سموم دفع آفات ، علف کش ها و متابولیت های درونساز.3) عدم قطعیت مقررات ، به ویژه در مورد پروتئین هایی که نیاز به تأیید برای مصرف داروهای انسانی دارند.15) قوانین گیاهان تراریختهدر ایالات متحده ، چارچوب هماهنگ تنظیم مقررات بیوتکنولوژی بر قوانین موجودات تراریخته ، از جمله گیاهان نظارت می کند. دیدگاه دولت ،که ما آن را به اشتراک می گذاریم ، این است که ، این کار غیر عملی است و روش هایی که توسط سازمان بهداشت جهانی توصیه می شود، کافی است تا اطمینان حاصل شود که هرگونه احتمال تأثیر منفی بر سلامت انسان از یک ماده غذایی GM قابل تشخیص است. سه سازمان درگیر در این زمینه عبارتند از :1) خدمات تنظیم مقررات بیوتکنولوژی (BRS) سرویس بازرسی سلامت حیوانات و گیاهان(APHIS) برنامه وزارت کشاورزی ایالات متحده (USDA) وظیفه تنظیم مقدمه (واردات ، حرکت بین شهری و انتشار میدانی) برای ارگانیسم های مهندسی ژنتیکی (GE) که ممکن است خطر آفات گیاهی را ایجاد کنند بر عهده دارد.APHIS با اطمینان از توسعه بیوتکنولوژی به روش ایمن از کشاورزی و محیط زیست محافظت می کند. از طریق یک چارچوب نظارتی قوی ، BRS از معرفی ایمن و محدود گیاهان جدید GE با محافظت قابل توجهی مطمئن می شود، تا از انتشار تصادفی هر ماده GE جلوگیری کند.2) EPA سازمان حفاظت از محیط زیست : اثرات بالقوه زیست محیطی ، به ویژه برای ژن های تولید کننده آفت کش ها را ارزیابی می کند.3) DHHS-  و (FDA)(سازمان غذا و دارو) اگر این گیاه برای مصرف انسان در نظر گرفته شده است، خطر سلامت انسان را ارزیابی می کند.16) آیا باید از محصولات تراریخته استفاده کنیم؟برای درک مزایا و مضرات محصولات تراریخته باید با هرکدام از آن ها ازدواج کرده باشید، تا بتوانید محصولاتی را تهیه کند که از نظر محیطی سالم و بدون خطر باشد. تولیدکنندگان محصولات تراریخته و آژانس هایی که اثرات آن ها را مطالعه می کنند از این نکته آگاه هستند. با این حال، تا به امروز، شواهد کمی برای حمایت از هر دو پرونده وجود دارد. برای تعیین ایمنی واقعی این گیاهان و تصمیم گیری ، چه از نظر محیط زیست و چه برای کسانی که این محصولات را در سنین بالا مصرف می کنند ، تحقیقات بیشتری در این زمینه لازم است. حداقل ، بیشتر موافق این هستند که ، مزیت بالقوه تولید محصولات زراعی ، که غذای بیشتر و ارزان تری را در اختیار انسان قرار می دهد ، تکنولوژی تراریخته را به یک اختراع مفید تبدیل می کند.</description>
                <category>hoseinghoshooni</category>
                <author>hoseinghoshooni</author>
                <pubDate>Thu, 16 Jan 2020 02:25:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قارچ چیست؟ (بخش اول)</title>
                <link>https://virgool.io/@hoseinghoshooni/%D9%82%D8%A7%D8%B1%DA%86-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%88%D9%84-gzktqqhnmizb</link>
                <description>قارچ ها عضوی از گروه موجودات یوکاریوت که شامل میکروارگانیسم هایی مثل مخمر ها و  یا قالب قارچی که به شکل رشته های چند سلولی به نام هیف رشد می کند و همچنین به صورت واژه بیشتر آشنای قارچ ها هستند. این ارگانیسم ها به عنوان سلسله  قارچ ها طبقه بندی می شوند که جدا از سایر سلسله های زندگی یوکاریوتی گیاهان و حیوانات است. ویژگی ای که قارچ ها را در سلسله ای متفاوت از گیاهان ، باکتری ها و برخی از پروتئین ها قرار می دهد ، دیواره های سلولی کیتینی آن ها است. قارچ ها مانند حیوانات هتروتروف هستند. آنها مواد غذایی خود را با جذب مولکول های محلول ، به طور معمول با ترشح آنزیم های گوارشی به محیط خود به دست می آورند. قارچ ها فتوسنتز نمی کنند. رشد وسیله تحرک آن هاست ، بجز اسپورها (که تعداد معدودی از آنها غیرمتحرک اند) که ممکن است از طریق هوا یا آب حرکت کنند. قارچ ها تجزیه کننده اصلی سیستم های زیست محیطی هستند. این ها و تفاوت های دیگر قارچ ها را در یک گروه از موجودات مرتبط با نام Eumycota  (قارچ های واقعی یا Eumycetes) قرار می دهند که دارای یک جد مشترک (تشکیل یک گروه تک رنگ) هستند ، تعبیری که توسط فیلوژنتیک مولکولی نیز به شدت پشتیبانی می شود. این گروه قارچی از نظر ساختاری مشابه myxomycetes  (فرم های لجن) و از اُاُمیست ها (فرم های آبی) متمایز است. رشته زیست شناسی  به مطالعه قارچ ها با عنوان قارچ شناسی شناخته و اختصاص داده شده است (از یونانیμύκης mykes ، قارچ). در گذشته قارچ شناسی به عنوان شاخه ای از گیاه شناسی در نظر گرفته می شد ، اگرچه اکنون شناخته شده است که قارچ ها از نظر طبقه بندی ژنتیکی با حیوانات نزدیکتر از گیاهان هستند.در سراسر دنیا ، بیشتر قارچ ها به دلیل کوچک بودن ساختار آن ها و سبک زندگی رمزنگاری(در اکولوژی ، رمزنگاری توانایی حیوان برای جلوگیری از مشاهده یا کشف توسط سایر موجودات است) آن ها در خاک یا ماده مرده ، ناخوشایند هستند. قارچ ها شامل سمبل گیاهان ، حیوانات یا سایر قارچ ها و همچنین انگل ها هستند. آن ها ممکن است هنگام باردهی(در قارچ ها ، اسپوروکارپ ساختاری چند سلولی است که بر روی آن سازه های تولید کننده اسپور ، مانند بازیدیوم یا آسک متولد می شوند. بدن میوه ای ثمره بخشی از مرحله جنسی یک چرخه زندگی قارچ است ، در حالی که بقیه چرخه زندگی با رشد میسلیومی و تولید اسپور غیر جنسی مشخص می شود.) ، به صورت قارچ یا به عنوان کپک ، مورد توجه قرار بگیرند. قارچ ها نقش اساسی در تجزیه مواد آلی دارند و نقش مهمی در چرخه عناصر و تبادل مواد در محیط بازی می کند. از دیرباز به عنوان منبع مستقیم مواد غذایی انسان به شکل قارچ و ترافل مورد استفاده قرار می گرفتند. به عنوان یک عامل تخمیر خمیر نان و در تخمیر محصولات غذایی مختلف ، از جمله شراب ، آبجو و سس سویا نقش دارند. از دهه 1940 قارچ برای تولید آنتی بیوتیک ها مورد استفاده قرار می گرفت و اخیراً آنزیم های مختلف تولید شده توسط قارچ ها بصورت صنعتی و در شوینده ها مورد استفاده قرار می گیرند. از قارچ ها همچنین به عنوان سموم دفع آفات برای کنترل علف های هرز ، بیماری های گیاهی و آفات استفاده می شود. بسیاری از گونه ها ترکیبات فعال زیستی به نام مایکوتوکسین ها ، مانند آلکالوئیدها و پلی کتیدها تولید می کنند که برای حیوانات از جمله انسان سمی است. ساختارهای میوه مانند چند گونه حاوی ترکیبات روانگردان هستند و به صورت تفریحی یا در مراسم معنوی سنتی مصرف می شوند. قارچ ها می توانند مواد و ساختار های ساخته شده را تجزیه كنند و به پاتوژن های قابل توجه انسان و حیوانات تبدیل شوند. از دست دادن محصولات زراعی به دلیل بیماری های قارچی (به عنوان مثال بیماری بلاست برنج) یا فساد مواد غذایی می تواند تأثیر زیادی در منابع غذایی انسان و اقتصاد های محلی داشته باشد.سلسله قارچ ها تنوع بسیار زیادی از گونه ها را با اکولوژی متنوع ، استراتژی های چرخه زندگی و مورفولوژی های مختلف از کیترید های آبی تک سلولی گرفته تا قارچ های بزرگ را در بر می گیرد. با این حال ، از تنوع زیستی واقعی سلسه قارچ ها ، که حدود 2.2 میلیون تا 3.8 میلیون گونه تخمین زده می شود ، اطلاعات کمی وجود دارد. از این تعداد ، فقط در 120000 مورد توصیف شده ، با بیش از 8000 گونه شناخته شده است که برای گیاهان مضر هستند و حداقل 300 مورد ممکن است برای انسان بیماری زا باشد. از زمان کارهای پیشگامان طبقه بندی قرن 18 و 19، Carl Linnaeus ، Christian Hendrik Persoon و Elias Magnus Fries ، قارچ ها طبق مورفولوژی آن ها طبقه بندی شده اند (بعنوان مثال ، خصوصیاتی مانند رنگ اسپور یا ویژگی های میکروسکوپی) یا فیزیولوژی. پیشرفت های ژنتیک مولکولی راه را برای تجزیه و تحلیل DNA در طبقه بندی باز کرده است ، که بعضی اوقات گروه بندی های تاریخی را بر اساس مورفولوژی و سایر صفات به چالش کشیده است. مطالعات فیلوژنتیک منتشر شده در دهه گذشته به تغییر شکل طبقه بندی درون سلسله قارچ ها کمک کرده است ، که به یک زیر شاخه ، هفت راسته و ده زیر راسته تقسیم شده است.ریشه لغتکلمه انگلیسی قارچ به طور مستقیم از قارچ لاتین گرفته شده است ، که در نوشته های هوراس و پلینی استفاده می شد. این به نوبه خود از کلمه یونانی{ (σφόγγος) sphongos یا اسفنج }گرفته شده است، که به ساختارهای ماکروسکوپی و مورفولوژی قارچ و کپک اشاره دارد ؛ این ریشه در زبان های دیگر نیز استفاده می شود ، مانند آلمانی.کلمه قارچ شناسی از کلمه یونانی mykes ( μύκηςقارچ) و عقل ( λόγος گفتمان) گرفته شده است. این بیانگر مطالعه علمی قارچ ها است. شکل وصفی لاتین قارچ شناسی در اوایل سال 1796 در کتابی توسط کریستینان هندریک پرسون ظاهر شد. این کلمه در انگلیسی در اوایل سال 1824 در کتابی از رابرت کای گرویل ظاهر شد. در سال 1836 زیست شناس انگلیسی  مایلز جوزف برکلی ، فلور انگلیسی سر جیمز ادوارد اسمیت ، جلد 5،  را منتشر کرد. همچنین از قارچ شناسی به عنوان مطالعه قارچ یاد می کند.گروهی از کلیه قارچ های موجود در یک منطقه یا منطقه جغرافیایی خاص به عنوان میکوبیوتا، شناخته می شود.مشخصاتپیش از معرفی روش های مولکولی برای تجزیه و تحلیل فیلوژنتیک ، تاکسون شناسان قارچ ها را به دلیل شباهت در سبک زندگی عضو قلمرو گیاهان می دانستند. هم قارچ ها و هم گیاهان عمدتاً بی حرکت هستند و در مورفولوژی عمومی و زیستگاه رشد شباهت هایی دارند. مانند گیاهان ، قارچ ها غالباً در خاک رشد می کنند و در مورد قارچ ها ، ساختار های میوه ای آشکار تشکیل می دهند ، که بعضی اوقات شبیه گیاهانی مانند خزه ها هستند. قارچ ها اکنون در یک سلسله جداگانه در نظر گرفته می شوند ، که از نظر گیاهان و حیوانات متمایز است ، و به نظر می رسد که حدود یک میلیارد سال قبل از آن ها جدا شده اند (حدود آغاز دوران نئوپروتروزوییک). در برخی خصوصیات مورفولوژیکی ، بیوشیمیایی و ژنتیکی با ارگانیسم های دیگر مشترک هستند ، در حالی که این خصوصیات در برخی دیگر از قارچ ها منحصر به فرد هستند و آن ها را از سایر سلسله ها جدا می کنند.ویژگی های مشترکبا سایر یوکاریوت ها : سلول های قارچی دارای هسته های غشایی با کروموزوم هایی هستند که حاوی DNA دارای نواحی بدون کدگذاری به نام اینترون ها و مناطق کدگذاری کننده به نام اگزون هستند. قارچ ها دارای اندامک های سیتوپلاسمی متصل به غشاء مانند میتوکندری ، غشاهای حاوی استرول و ریبوزوم ها از نوع 80S هستند. آن ها یک طیف مشخص از کربوهیدرات های محلول و ترکیبات ذخیره سازی ، از جمله الکل های قندی (به عنوان مثال مانیتول) ، دی ساکاریدها، (به عنوان مثال ترهالوز) و پلی ساکاریدها (به عنوان مثال گلیکوژن) دارند، که در حیوانات نیز یافت می شود.با حیوانات : قارچ ها فاقد کلروپلاست و ارگانیسم های هتروتروفیک هستند و بنابراین به عنوان منبع انرژی نیاز به ترکیبات آلی از پیش ساخته دارند.با گیاهان : قارچ ها دارای دیواره سلولی و واکوئل ها هستند. آن ها به دو روش جنسی و غیر جنسی تولید مثل می کنند و مانند گروه های گیاهان پایه (مانند سرخس و خزه) اسپور تولید می کنند. مشابه قارچ ها و جلبك ها ، قارچ ها معمولاً هسته هاپلوئيد دارند.(قارچ ها بدون دیواره سلولی عرضی هستند.)با باکتری ها: قارچ های برتر و برخی باکتری ها، اسید آمینه L-lysine را در مراحل خاص بیوسنتز تولید می کنند ، به نام مسیر α-aminoadipate. سلول های بیشتر قارچ ها با ساختارهای لوله‌ای ، کشیده و نخی مانند (رشته) به نام هیف رشد می کنند که ممکن است دارای چندین هسته باشد و با رشد در ابتدای آن ها گسترش یابد. هر نوک حاوی مجموعه ای از وزیکول های متراکم شده است (ساختارهای سلولی متشکل از پروتئین ها ، لیپیدها و سایر مولکول های آلی) به نام Spitzenkörper . هم قارچ ها و هم اُاُمیست ها به عنوان سلول های هیف رشته ای رشد می کنند. در مقابل ، ارگانیسم های مشابه ، مانند جلبک های سبز رشته ای ، با تقسیم سلول های مکرر در یک زنجیره سلول رشد می کنند. قارچ های تک سلولی (مخمرها) نیز وجود دارند که به صورت هیف تشکیل نمی شوند و برخی از قارچ ها دارای هردو شکل هیفی و مخمر هستند.در اشتراک با برخی از گونه های گیاهی و جانوری ، بیش از 70 گونه قارچی می توانند از خود نور تابش کنند.ویژگی های منحصر به فرد :بعضی از گونه ها به عنوان مخمرهای تک سلولی رشد می کنند که با جوانه زدن یا شکافت تولید می شوند. قارچ های دیمورفیک در پاسخ به شرایط محیطی می توانند بین فاز مخمر و یک مرحله هیفی جابجا شوند.دیواره سلولی قارچی از گلوکان و کیتین تشکیل شده است. در حالی که گلوکان ها نیز در گیاهان و کیتین موجود در اسکلت استخوان بندپایان یافت می شوند ، قارچ ها تنها ارگانیسم هایی هستند که این دو مولکول ساختاری را در دیواره سلولی خود ترکیب می کنند. بر خلاف گیاهان و اُاُمیست ها ، دیواره های سلولهای قارچی حاوی سلولز نیستند.بیشتر قارچ ها فاقد سیستم کارآمد برای حمل و نقل آب و مواد مغذی در مسافت های طولانی مانند آوند چوبی و آوند آبکش در بسیاری از گیاهان هستند. برای غلبه بر این محدودیت ، برخی از قارچ ها ، مانند آرمیلاریا ، ریزومورف تشکیل می دهند، که شبیه به عملکردی مشابه ریشه گیاهان است. به عنوان یوکاریوت ها ، قارچ ها مسیر بیوسنتزیکی را برای تولید ترپن ها دارند (دسته‌ای از مواد آلی است که در طبیعت گستردگی فراوانی دارند. اکثراً در گیاهان به عنوان جز اصلی اسانس‌ها می‌باشند. بسیاری از ترپن‌ها هیدروکربن هستند اما ترکیباتی نیز وجود دارند که جز هیدروکربن نیستند و در ساختمان مولکولی آنها اکسیژن وجود دارد) که از مِوالونیک اسید و پیروفسفات به عنوان بلوک های ساختمان شیمیایی استفاده می کنند. گیاهان و برخی ارگانیسم های دیگر مسیر بیوسنتز ترپن اضافی را در کلروپلاست خود دارند ،که یک ساختار قارچی و حیوانات ار آن بی بهره اند. قارچ ها چندین متابولیت ثانویه تولید می کنند که از نظر ساختاری با آنچه گیاهان میسازند مشابه یا یکسان هستند. بسیاری از آنزیم های گیاهی و قارچی که این ترکیبات را ایجاد می کنند با توالی و سایر خصوصیات از یکدیگر متفاوتند که این نشان دهنده منشاء جداگانه و تکامل همگرا این آنزیم ها در قارچ ها و گیاهان است.تنوعقارچ ها توزیع جهانی دارند و در طیف وسیعی از زیستگاه ها ، از جمله محیط های سخت مانند بیابان ها یا مناطقی با غلظت نمک زیاد یا پرتوهای یونیزه کننده و همچنین در رسوبات دریای عمیق رشد می کنند. برخی می توانند از اشعه ماوراء بنفش شدید و تابش کیهانی که هنگام سفر به فضا با آن روبرو هستند ، زنده بمانند. بیشتر آنها در محیط های زمینی رشد می کنند ، اگرچه چندین گونه تا حدی یا صرفاً در زیستگاه های آبی زندگی می کنند ، مانند قارچ های کیترید Batrachochytrium dendrobatidis ، یک انگل که مسئول کاهش جهانی جمعیت دوزیستان است. این ارگانیسم بخشی از چرخه زندگی خود را به عنوان یک زئوسپور متحرک می گذراند ، و این توانایی را دارد تا از طریق حرکت در آب خود را وارد میزبان دوزیستش کند. نمونه های دیگر قارچ های آبی شامل آن هایی است که در مناطق گرمسیری اقیانوس زندگی می کنند.در حدود 120000 گونه قارچ توسط تاکسون شناسان توصیف شده است، اما تنوع زیستی جهانی سلسله قارچ ها کاملاً کشف نشده است. برآورد سال 2017 نشان می دهد که ممکن است بین 2.2 تا 3.8 میلیون گونه وجود داشته باشد. در قارچ شناسی، گونه ها از لحاظ تاریخی با روش ها و مفاهیم متنوعی متمایز شده اند. طبقه بندی بر اساس ویژگی های مورفولوژیکی، مانند اندازه و شکل اسپورها یا ساختارهای میوه دهی ، به طور سنتی بر طبقه بندی قارچ حکم فرما بوده است. همچنين ممكن است گونه ها از نظر ويژگي هاي بيوشيميايي و فيزيولوژيكي آن ها از جمله توانايي آن ها در متابوليت بيوشيميايي هاي خاص و يا واكنش آن ها در آزمايش هاي شيميايي مشخص شود. مفهوم بیولوژیکی گونه ها را بر اساس توانایی جفت گیری آنها تفکیک می کند. استفاده از ابزارهای مولکولی ، مانند توالی سازی DNA و تجزیه و تحلیل فیلوژنتیک ، برای مطالعه تنوع ، وضوح را افزایش داده و استحکام را به برآوردهای تنوع ژنتیکی در گروههای مختلف طبقه بندی افزوده است.</description>
                <category>hoseinghoshooni</category>
                <author>hoseinghoshooni</author>
                <pubDate>Thu, 02 Jan 2020 02:32:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اثر بیمارگر ها بر فعالیت های فیزیولوژیک گیاهان(2)</title>
                <link>https://virgool.io/@hoseinghoshooni/%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B1-%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%84%D9%88%DA%98%DB%8C%DA%A9-%DA%AF%DB%8C%D8%A7%D9%87%D8%A7%D9%862-mrj1i1vfuuwb</link>
                <description>اثر بر انتقال آب از راه آوند چوبیبیمارگرهای قارچی و باکتریایی عامل گیاهچه میری، پوسیدگی ساقه و شانکر، ممکن است در سطوح آلوده به لوله های آوند چوبی برسند و اگر گیاهان آلوده جوان باشند، این امکان هست که موجب خشکیدگی و مرگ آنها شوند. شانکر ها در گیاهان مسن تر، به ویژه درختان سالمند، امکان دارد موجب مقداری کاهش در انتقال آب گردند، ولی عموما، گیاه را نمی کشند. در بسیاری از موارد لوله های آوندی ممکن است از سلول های بیمارگر یا مواد ترشح شده به وسیله آن و یا توسط گیاه در پاسخ به بیمارگر انباشته شده و آوندهای مبتلا مسدود شوند. لوله های آوندی مبتلا، چه تخریب شده و چه مسدود شده باشند، قادر به انجام وظیفه طبیعی نبوده و آب کمی را هدایت کرده و یا حرکت آب در آنها متوقف می شود. برخی از بیمارگرها، مانند باکتری عامل سرطان طوقه ، پروتوزوئر ریشه گرزی، و نماتود ریشه گرهی ، ایجاد غده یا گال در ساقه، ریشه و یا هر دو می کنند. سلول های حجیم شده و در حال تکثیر سریع در اطراف آوند چوبی به لوله های آوندی فشار آورده و موجب تخریب و جابه جا شدن آنها می گردند و درنتیجه از کارائی آوندها در انتقال آب کاسته می شود.معهذا، شاخص ترین ناتوانی کامل آوند چوبی در انتقال آب در پژمردگی های آوندی ناشی از قارچ های Fusarium ، Ophtostoma، Ceratocystis و Verticillium و باکتری هایی همچون Ralstonia ، Pseudomonas و Erwinia دیده می شود. این بیمارگرها به آوندهای چوبی ساقه ها و ریشه ها هجوم برده و عمدتا بر اثر اختلال در حرکت آب به سوی بالای گیاه از طريق آوند چوبی باعث بیماری می شوند. در بسیاری از گیاهان آلوده به این بیمارگرها، شدت جریان آب از آوند چوبی ساقه به ۲ تا ۴٪ میزان آن در گیاهان سالم کاهش می یابد.به طور کلی، میزان جریان آب در ساقه های آلوده رابطه معکوس با تعداد لوله های آوندی بسته شده با بیمارگر و مواد حاصل از دارد. ظاهرا بیش از یک عامل در اختلال فعالیت آوندی در بیماری های پژمردگی، دخالت دارد. اگرچه، بیمارگر تنها عامل ایجاد بیماری است، برخی از عوامل دخیل در مجموعه نشانه های بیماری مستقیما از بیمارگر منشا گرفته، در حالی که برخی دیگر از میزبان، ولی بر اثر تحریک بیمارگر سرچشمه می گیرد. بیمارگر با حضور فیزیکی خود به صورت ریسه، اسپور یا سلول های باکتریایی و با تولید مولکول های درشت (پلی ساکاریدها) در آوندهای چوبی باعث کاهش سرعت جریان آب می شود. در بسیاری از ترکیب های میزبان - بیمارگر، تخریب لوله های آوند چوبی توسط قارچ ها یا باکتری ها منجر به فروپاشی و مرگ گیاه می شود. همین وضعیت ممکن است در نتیجه تهاجم قارچ ها یا باکتری ها رخ دهد. در میزبان های آلوده به باکتری سخت کشت Xylella fastidiosa ، رشد، تکثیر و پخش شدن باکتری در لوله های آوند چوبی کندتر بوده و به جای پژمردگی و مرگ سریع گیاه، نوعی سوختگی وسیع حاشیه برگ ها و چند نوع نشانه دیگر بروز کرده ولی به ندرت گیاه آلوده به سرعت می میرد. معهذا، در تمام موارد، بر اثر کاسته شدن اندازه یا فروپاشی لوله های آوندی به علت آلودگی، به وجود آمدن تایلوزها در لوله ها، آزاد شدن ترکیبات مولکولی بزرگ حاصل از تخریب دیواره سلولی به وسیله آنزیم های بیمارگرها، و کاهش فشار منفی آب در لوله های آوند چوبی به سبب تغییر سرعت تبخیر و تعرق برگ ها که بیمارگر موجب آن شده است، سرعت جریان آب در گیاه آلوده، کاهش می یابد.تأثیر بر تبخیردر آن دسته از بیماری های گیاهان که بیمارگر برگ را آلوده می کند، تبخیر معمولا افزایش می یابد. این فرایند براثر تخریب دست کم بخشی از خاصیت حفاظت کنندگی کوتیکول از برگ، افزایش تراوایی سلول های برگ و مختل شدن فعالیت روزنه هاست. در بیماری هایی که تعداد زیادی جوش ایجاد شده و منجر به پارگی اپیدرم می شود، در اغلب لکه برگی ها، که در آنها کوتیکول، اپیدرم، و تمام بافت های دیگر از جمله آوند چوبی نیز ممکن است در ناحیه آلوده از بین رفته باشند، در سفیدک های پودری، که تعداد زیادی از سلول های اپیدرم مورد تهاجم قارچ قرار گرفته و در لکه سیاه سیب که در آن قارچ بین کوتیکول و اپیدرم رشد می کند. در تمام این موارد، تخریب بخش گسترده ای از کوتیکول و اپیدرم منجر به از دست رفتن خارج از کنترل آب از بخش های آلوده می شود. اگر میزان جذب و انتقال آب جوابگوی آن مقدار هدر رفته آب نباشد، از بین رفتن شادابی و در پی آن، پژمردگی برگ ها رخ خواهد داد. نیروی مکش برگ هایی که در حال تبخیر شدید هستند به شکل غیرعادی افزایش یافته و ممکن است منجر به فروپاشی یا مختل شدن فعالیت لوله های آوندی زیر آن ها شود که معلول تولید تایلوز و صمغ است. لکه سیاه سیب با عامل Venturia inaeqalisاختلال در انتقال مواد غذایی آلی از طریق آوند آبکشیمواد غذایی آلی که در سلول های برگ از طریق فتوسنتز ساخته می شوند، از راه مجاری پلاسمودسما به سلول های آوند آبکشی مجاور منتقل می گردند. از آنجا مواد در لوله های آبکشی به سمت پائین گیاه حرکت کرده و در پایان، دوباره از طریق پلاسمودسماها وارد پروتوپلاسم سلول های زنده ای که فتوسنتز کننده نیستند شده و به مصرف می رسند و یا وارد اندام های ذخیره ای گردیده و در آنجا انباشته می شوند. بنابراین، در هردو مورد، مواد غذایی از چرخه خارج می شوند. بیمارگرهای گیاهی ممکن است در حرکت مواد غذایی آلى از سلول های برگ به آوند آبکشی، در انتقال آنها از طریق آوند آبکشی یا احتمالا در حرکت از آوند آبکشی به داخل سلول های مصرف کننده آن مواد، اختلال ایجاد کنند.قارچ های انگل اجباری، مانند زنگ ها و سفیدک ها، موجب تجمع مواد فتوسنتز شده و نیز مواد غذایی معدنی در مناطقی که آلوده کرده اند می شوند. در این بیماری ها، مناطق آلوده به طور شاخصی کاهش در فتوسنتز و افزایش در تنفس را نشان می دهند. معهذا، در این نواحی آلوده سنتز نشاسته و دیگر مواد و نیز وزن خشک به صورت موقتی افزایش می یابد که می تواند ناشی از حمل مواد غذایی آلی از نواحی غیرآلوده برگ ها و یا از برگ های سالم به سوی بخش های آلوده باشد.در بیماری های ساقه گیاهان چوبی که در آنها شانکر تشکیل می شود، بیمارگر بخش پوست ساقه را آلوده کرده و برای یک دوره زمانی قابل توجهی به آن بخش محدود می ماند. در خلال این دوره بیمارگر به آوند آبکشی حمله کرده و ممکن است باعث تخریب آن در چنین ناحیه ای شود و بدین ترتیب، موجب اختلال در انتقال مواد غذایی به سمت پائین گیاه می شود. در بیماری های ناشی از فیتوپلاسماها و نیز در بیماری ایجاد شده توسط باکتری های سخت کشت محدود به آوند آبکشی، باکتری ها در لوله های غربالی آوند آبکشی زندگی و تکثیر کرده و بدین ترتیب باعث اختلال در حمل مواد غذایی به سوی بخش های پایینی گیاه می گردند. در چندین گیاه که به وسیله پیوند یک رقم بر روی پایه ای تکثیر می شوند، آلودگی این ترکیب پایه - پیوند به یک ویروس (برای مثال آلوده شدن پایه سیب یا درخت میوه هسته دار با ویروس لکه حلقوی گوجه فرنگی) منجر به تشکیل یک صفحه بافت مرده در محل های تماس رقم پیوندی فوق حساس به ویروس با پایه و منتهی به مرگ پیوند می شود. معهذا، آلوده شدن گلابی پیوند شده بر روی پایه های شرقی (با منشأ خاور دور) با فیتوپلاسمای زوال گلابی، یا آلوده شدن یک رقم مرکبات پیوند شده بر پایه نارنج با ویروس تریستزای مرکبات، در هر دو مورد، منجر به مردن (نکروز) فقط چند لایه سلول بخش پایه در محل تماس با پیوند (رقم متحمل) می شود. در این موارد، قسمت پایه، بخش فوق العاده حساس از ترکیب پایه / پیوندک به بیمارگر مربوط بوده و از بین می رود.در برخی از بیماری های ویروسی، به ویژه انواعی که موجب پیچیدگی برگ می شوند و نیز در بعضی از بیماری های زردی، تجمع نشاسته در برگ ها عمدتا نتیجه تخریب (مرگ یا نکروز) آوند آبکشی، و یکی از اولین نشانه های آلودگی گیاه است. ولی این احتمال نیز وجود دارد که دست کم در بعضی از بیماری های ویروسی، اختلال در حمل نشاسته ناشی از بازداری ویروس از آنزیم هایی است که موجب تجزیه نشاسته به مولکول های ریزتر قابل حمل می گردند. این پیشنهاد از آنجا منشأ گرفته که در بعضی از بیماری های موزائیک که در آنها آثاری از میرش آوند آبکشی وجود ندارد، مناطق رنگ پریده آلوده برگ حاوی نشاسته کمتری از مناطق به ظاهر «سالم تر»، و سبزتر در اواخر روز (یعنی دوره ای که شرایط برای فتوسنتز مناسب تر، است) هستند. ولی همان سطوح برگ بعد از یک دوره تاریکی که مساعد هیدرولیز و نقل و انتقال نشاسته است نسبت به نواحی سالم، حاوی نشاسته بیشتری هستند. این فرایند، نشان می دهد می کند که نه تنها بخش های آلوده به ویروس نشاسته کمتری می سازند، بلکه با وجودی که صدماتی در آوند آبکشی وجود ندارد، در سطوح آلوده، تجزیه و حمل نشاسته نیز به آسانی صورت نمی پذیرد.اثر بیمارگرها بر تنفس گیاه میزبانتنفس جریانی (پدیده ای) است که با آن، سلول ها از طریق اکسیداسیون (سوزاندن) کنترل شده آنزیمی کربوهیدرات ها و چربی های پر انرژی، انرژی را به شکلی که قابل مصرف برای انجام فعالیت های مختلف سلولی است، آزاد می کند. سلول های گیاهی تنفس را اساسا در دو مرحله انجام می دهند. مرحله نخست، شامل تجزیه گلوکوز به پیروات است که در حضور یا غياب اکسیژن و به وساطت آنزیم های موجود در مایع سیتوپلاسمی سلول ها، صورت می گیرد. تولید پیروات از گلوکوز یا از طریق چرخه گلیکولیتیک، که گلیکولیز نیز خوانده می شود، صورت گرفته و یا در موارد کمتری از راه چرخه پنتوز. مرحله دوم، شامل تجزیه پیروات تولید شده با یکی از دوچرخه، به گاز کربنیک و آب است. این تجزیه به وسیله یک سلسله از واکنش هایی که به چرخه کربس معروف است و همراه با، به اصطلاح، اکسیداسیون نهایی است، در میتوکندری ها و در حضور اکسیژن صورت می گیرد. تحت شرایط عادی (هوازی)، یعنی در حضور اکسیژن، هردو مرحله انجام شده و یک مولکول گلوکوز تولید۶مولکول دی اکسید کربن و۶مولکول آب، به عنوان محصول های نهایی می کند، در حین این مراحل انرژی (۶۷۸٫۰۰۰کالری) آزاد می شود. مقداری از این انرژی تلف می گردد ولی حدود نصف آن تبدیل به ۲۰ تا ۳۰ پیوند پر انرژی آدنوزین تری فسفات (ATP)  قابل مصرف می شود. در اولین مرحله تنفس دو مولکول ATP به ازای هر مول گلوکوز و در مرحله دوم بقیه آن تولید می شود. ولی در شرایط بی هوازی (یعنی در غياب اکسیژن)، پیروات تولید شده قابل اکسید شدن نبوده و در عوض این ترکیب تخمیر گردیده و تولید اسید لاکتیک یا الكل می شود. چون جریان اصلی تولید انرژی در شرایط بی هوازی قطع می گردد، برای اینکه سلول ها به انرژی مورد نیاز دست یابند، نیاز به مصرف میزان بسیار بیشتری گلوکوز در چرخه گلیکولیز در شرایط نبود اکسیژن، در مقایسه با شرایط وجود اکسیژن می باشد.پیوندهای ذخیره کننده انرژی ATP با اتصال یک گروه فسفات (PO4) به مولکول آدنوزین دی فسفات (ADP) با به کارگیری انرژی آزاد شده از اکسیداسیون قندها، به دست می آید. همراه شدن (كوپل شدن) اکسیداسیون گلوكوز با واکنش اضافه شدن فسفات به ADP برای تولید ATP فسفرافزایی همراه با اکسیداسیون خوانده می شود. هر واکنش سلولی که نیاز به انرژی داشته باشد، از انرژی ذخیره شده در ATP ، با شکستن همزمان ATP و تبدیل آن به ADP و فسفات معدنیاستفاده می کند. حضور ADP و فسفات در سلول به نوبه خود، موجب تحریک تنفس می شود. چنانچه به هر دلیل، ATP چندانی به وسیله سلول مصرف نشود، تولیدADP کاهش یافته یا قطع و تنفس کند می شود. بنابراین، میزان ADP (و فسفات) در سلول وابسته به میزان مصرف انرژی در آنست و این امر به نوبه خود، تعیین کننده شدت تنفس در بافت های گیاه است.انرژی تولید شده از راه تنفس، برای انجام تمام انواع فعالیت های سلولی مانند ذخیره سازی و انتقال ترکیبات، سنتز پروتئین ها، فعال سازی آنزیم ها، رشد و تقسیم سلولی، واکنش های دفاعی و مجموعه ای دیگر از فعالیت ها، توسط گیاه به کار می رود. پیچیدگی تنفس، تعداد آنزیم های دخیل در آن، وقوع آن در تک تک سلول ها و اثرهای فراگیر آن در فعالیت ها و زندگی سلول ها، درک اینکه چرا تنفس بافت های گیاهی یکی از اولین فعالیت هایی است که در گیاهان آلوده شده به بیمارگرها دستخوش تغییر قرار می گیرد را آسان می سازد.</description>
                <category>hoseinghoshooni</category>
                <author>hoseinghoshooni</author>
                <pubDate>Fri, 27 Dec 2019 02:12:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اثر بیمارگرها بر فعالیت های فیزیولوژیک گیاهان(1)</title>
                <link>https://virgool.io/@hoseinghoshooni/%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B1-%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%84%D9%88%DA%98%DB%8C%DA%A9-%DA%AF%DB%8C%D8%A7%D9%87%D8%A7%D9%861-vxadn5nshyyb</link>
                <description>در حالی که بیمارگر ها، در جریان تهیه غذا برای خود، گیاهان را آلوده می کنند، بسته به نوع بیمارگر و نوع اندام یا بافتی که آلوده می کنند، ناهنجاری هایی در فعالیت های گوناگون فیزیولوژیک گیاه ایجاد کرده و موجب بروز نشانه های مختلفی می گردند. بنابراین، بیمارگری که گل ها را آلوده کرده و می کشد، به قابلیت گیاه در تولید بذر و در نتیجه تکثیر آن گیاه، آسیب می زند. بیمارگری که بخشی یا تمام ریشه یک گیاه را از بین می برد، توانایی گیاه را در جذب آب و مواد غذایی کاهش داده و باعث پژمردگی و مرگ آن می شود. همچنین، بیمارگری که بخش هایی از برگ های گیاه را از بین برده و یا کلروفیل را تخریب می کند، باعث کاهش فتوسنتز، رشد و تولید محصول می گردد و زیان های بسیاری دیگر از این دست به وجود می آورد. در بیشتر موارد رابطه ای بین نشانه های گیاه و نوع فعالیت فیزیولوژیک متأثر شده از حمله بیمارگر روشن و قابل درک است. معهذا در موارد دیگر، رابطه این دو پیچیده تر بوده و توجیه مناسب یا چندان آشکاری برای آن وجود ندارد.اثر بیمارگرها بر فتوسنتزفتوسنتز وظیفه پایه ای گیاهان سبز است. این فعالیت آن ها را قادر می سازد که انرژی نور را به انرژی شیمیایی که برای تمام فعالیت های سلولی قابل استفاده است تبدیل کنند. فتوسنتز منبع اصلی و اولیه تقریبا تمام انرژی های مصرفی همه سلول های زنده اعم از گیاه و جانور است، چون تمام فعالیت های سلول های زنده، به استثنای فتوسنتز، با مصرف انرژی حاصل از فتوسنتز پیش می رود. در فتوسنتز، دی اکسیدکربن اتمسفر با آب جذب شده از خاک در کلروپلاست بخش های سبز گیاهان در کنار هم قرار داده شده و در حضور نور با هم ترکیب گردیده، گلوکوز ساخته می شود و همزمان اکسیژن آزاد می گردد.براساس موقعیت اساسی فتوسنتز در زندگی گیاهان، واضح است که هر نوع مزاحمتی از سوی بیمارگرها در امر فتوسنتز منجر به بیماری در گیاه می شود. نشانه های اختلال بیمارگرها در فتوسنتز از رنگ پریدگی (سبزردی) ایجاد شده در بسیاری از گیاهان آلوده، لکه های خشک (بافت مرده) یا سطوح وسیع خشک شده قسمت های مختلف گیاه و از کاهش رشد و میزان محصول در بسیاری از گیاهان آشکارا مشخص می شود.در لکه برگی، سوختگی (بلايت)، و انواع دیگری از بیماری ها که در آنها تخریبِ بافت برگ وجود دارد، مثلا در زنگ های غلات و لکه برگی های قارچی، لکه برگی های باکتریایی، موزائیک های ویروسی و بیماری های زردی و کوتولگی و یا در ریزش برگ ها، فتوسنتز به علت کاسته شدن سطح سبزینه ای گیاه، کاهش می یابد. حتی در بیماری های دیگر هم، بیمارگرهای گیاه، با تأثیر بر روی کلروپلاست ها و تخریب آن ها به ویژه در مراحل پیشرفته بیماری باعث کاهش فتوسنتز، می گردند. در بسیاری از بیماری های قارچی و باکتریایی از کل محتوای کلروفیل برگ ها کاسته می شود ولی به می رسد فعالیت فتوسنتزی مقدار کلروفیل باقیمانده تحت تأثیر قرار نگیرد. در برخی از بیماری های قارچی و باکتریایی، توکسین ها، مانند تنتوکسین و تابتوکسین، که به وسیله این بیمارگرها تولید می شوند با بازداری از فعالیت بعضی از آنزیم هایی که مستقیم یا غیرمستقیم در فتوسنتز نقش ایفا می کنند، فتوسنتز را کاهش می دهند. در گیاهان آلوده شده توسط بسیاری از بیمارگرهای اوندی، روزنه ها به صورت نیمه بسته باقیمانده، کلروفیل کاهش یافته و حتی قبل از پژمردگی نهایی گیاه، فتوسنتز متوقف می شود. اکثر بیماری های ویروسی، میکوپلاسمایی، فایتوپلاسمایی و نماتودی نیز موجب ایجاد درجات مختلف سبززردی و کوتولگی می شوند. در اغلب چنین بیماری هایی، فتوسنتز گیاهان بیمار به شدت کاهش می یابد. در مراحل پیشرفته بیماری، میزان فتوسنتز بیشتر از یک چهارم میزان عادی گیاه نیست.اثر بیمارگرها بر انتقال آب و مواد غذایی در گیاه میزبانتمام سلول های زنده گیاهان برای ادامه زندگی و انجام فعالیت های فیزیولوژیک به میزان فراوان آب، مقدار کافی مواد غذایی آلی وكانی نیاز دارند. گیاهان آب و مواد غذایی کانی (عناصر) را توسط مجموعه ریشه های خود از خاک جذب می کنند. این مواد عموما از راه لوله های آوند چوبی به سمت بالا حرکت کرده و وارد دسته های آوندی دمبرگ و رگبرگ ها و از آنجا وارد سلول های برگ می شوند. مواد معدنی و بخشی از آب توسط سلول های برگ و دیگر سلول ها برای ساختن مواد مختلف گیاهی مصرف می شوند، ولی بیشتر آب از سلول های برگ تبخیر شده و وارد فضاهای بین سلولی و از آنجا، از طریق روزنه های وارد اتمسفر می شود. ولی تقریبا تمام مواد غذایی آلی گیاهان در سلول های برگ و متعاقب فتوسنتز تولید و از آنجا به سمت پائین و به سوی سلول های دیگر گیاه، عمدتا با انتقال و عبور از اوندهای آبکشی، توزیع می گردد.وقتی یک بیمارگر اختلالی در حرکت آب و مواد کانی به سمت بالا یا حرکت مواد آلی ساخته شده به سمت پائین گیاه ایجاد می کند، موجب ایجاد بیماری در بخش هایی از گیاه که این مواد به آن ها نمی رسد، می شود. قسمت های مبتلا به بیماری نیز به نوبه خود، قادر به انجام وظایف محوله خود نبوده و از ارائه خدمات و محصولات خود به بقیه قسمت های گیاه بازمانده و بدین ترتیب، موجب بیمار شدن کل گیاه می گردند. به عنوان مثال، اگر از حرکت آب به سوی برگ ها جلوگیری شود، برگ ها قادر به انجام وظیفه به صورت مطلوب نبوده، فتوسنتز کمتر یا متوقف شده و مقدار کمی (یا هیچ) مواد غذایی برای حمل به ریشه ها در دسترس است که ریشه ها نیز به نوبه خود از تغذیه محروم و بیمار شده و ممکن است بمیرند.اختلال در انتقال آب و مواد کانی به سوی بالاتعداد زیادی از بیمارگرهای گیاهی به یک یا چند شکل در انتقال آب و مواد معدنی در گیاه اختلال به وجود می آورند. بعضی از بیمارگرها ساختار یا فعالیت ریشه ها را تحت تأثیر قرار داده و موجب می شوند آن ها آب کمتری جذب کنند؛ بیمارگرهای دیگر با رشد در لوله های آوند چوبی یا به روش دیگر در حرکت آب در ساقه اختلال ایجاد می کنند؛ و در برخی بیماری ها، بیمارگرها از طریق تأثیر بر روی روزنه ها و برگ ها، موجب تعرق بیش از حد گردیده و در اقتصاد آب در گیاه اختلال ایجاد می کنند.اثر بر جذب آب توسط ریشه هابسیاری از بیمارگرها، مانند قارچ های عامل گیاهچه میری و قارچ ها و باکتری های مولد پوسیدگی ریشه، بیشتر نماتودها و بعضی ویروس ها موجب تخریب وسیع ریشه ها قبل از ظهور هرگونه نشانه هایی در قسمت های هوائی گیاه می گردند. برخی از باکتری ها و نماتودها ایجاد گره یا غده در ریشه می کنند که موجب اختلال در جذب متعارف آب و مواد معدنی به وسیله ریشه ها می گردد. صدمه به ریشه به طور مستقیم باعث کاهش سطح ریشه های فعال و به تناسب آن منجر به کاهش میزان آب جذب شده توسط ریشه می شود. برخی از انگل های آوندی، به موازات اثرهای دیگر خود، به نظر می رسد که از فعالیت ریشه های مویین نیز جلوگیری کرده و بدین وسیله موجب کاهش جذب آن می گردند. این ها و بیمارگرهای دیگر همچنین قابلیت نفوذ سلول های ریشه را تغییر داده و چنین اثری باعث اختلال بیشتر در جذب آب توسط ریشه ها می شود.ادامه دارد...لطفا با اشتراک این مطلب از ما حمایت کنید.</description>
                <category>hoseinghoshooni</category>
                <author>hoseinghoshooni</author>
                <pubDate>Fri, 20 Dec 2019 00:21:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انتشار بیمارگرها</title>
                <link>https://virgool.io/@hoseinghoshooni/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D9%87%D8%A7-xqmhszqeh7lu</link>
                <description>انتشار بیمارگرهاتعداد کمی از بیمارگرها از قبیل نماتودها، زئوسپور اُاُمیست ها، قارچ های با هاگ متحرک (زئوسپور) و باکتری ها قادرند مسافت های کوتاهی را به کمک نیروی خود پیموده و از یک میزبان به میزبان دیگریدر نزدیکی آن انتقال یابند، ریسه قارچ ها نیز می تواند بین بافت های مجاور هم و گاهی از درون خاک به سمت ریشه هایی که در فاصل پرند سانتی متری قرار دارند. حرکت کند. معهذا هود و روش انتشار باد شد و به خصوص در مورد زئوسپورها و باکتری ها کاملا محدود هستند.اسپور بعضی قارچ ها با فشار از داخل اسپوروفور یا اسپورو کارپ با یک عمل پف مانند یا جهشی به خارج پرتاب می شوند که منجر به خروج همزمان با مرحله به مرحله اسپورها تا ارتفاع یک سانتی متری فضای بالای اسپوروفور می گردد. بذر بعضی گیاهان انگلی نیز با فشار به بیرون پرتاب شده و ممکن است مسافت یک قوس چندین متری را طی کند.تقریبا همه عمل انتشار بیمارگرها که مسبب شیوع گسترده بیماری های گیاهان هستند و حتی بیماری هایی که وقوع آنها اهمیت اقتصادی کمتری دارد، به وسيله عواملی همچون باد، حشرات و خود به خودی صورت می گیرد، و به میزان کمتری توسط آب، برخی حیوانات دیگر و انسان انجام می شود.انتشار توسط هوااسپور بیشتر اُاُمیست ها، قارچ ها و بذر بیشتر گیاهان انگل به وسیله جریانات هوا منتشر شده و همچون ذرات خنثی یا بی اثر، تا فاصله های متفاوتی انتقال می یابند. جریانات هوا هاگ ها و بذرها را هنگام پرتاپ یا هنگام بلوغشان از روی هاگ بر، جدا کرده و بسته به تلاطم و شدت جریان، به طرف بالا یا به طور افقی و مشابه ذرات موجود در دود، آنها را حمل می کند. بخشی از اسپورهای هوابرد ممکن است با سطوح مرطوب تماس پیدا کرده و به آنها بچسبند. بقیه اسپورها هنگامی که جریان هوا متوقف شود، فرود می آیند یا موقع بارندگی از هوا شسته شده و با قطرات باران به پائین آورده می شوند. البته بخش عمده این اسپورها بر روی زمین و هر چیز دیگری فرود می آیند و به گیاه میزبان حساس نمی رسند. اسپور خیلی از قارچ ها آنقدر ظریف هستند که تاب تحمل سفر طولانی در هوا را نداشته و بنابراین، انتشار موفق آنها با جریان هوا، فقط تا فواصل چندصدمتر یا چند کیلومتر است.اسپور قارچ های دیگر به خصوص زنگ های غلات خیلی سخت جان و پرطاقت بوده و معمولا در سطوح مختلف و ارتفاعات خیلی زیاد (چندین هزار متری) بالای مزارع آلوده دیده می شوند. اسپور این قارچ ها بیشتر مواقع مسافت های چند کیلومتری و حتی چند صد کیلومتری را طی کرده و در هوای مساعد ممکن است سبب همه گیری گسترده بیماری شوند. بعضی قارچ ها قادرند سریعا در مناطق جدید پراکنده شده و در مدت چند سال اپیدمی های شدید در مناطق وسیعی، حتی در کل یک قاره ایجاد کنند. چنین وضعیتی در مورد بیمارگرهای هوابرد مثل سیاهک نیشکر در قاره آمریکا و همچنین در بیماری زنگ زرد جو در آمریکای جنوبی اتفاق افتاد.انتشار بیمارگرهای دیگر توسط هوا کمتر رخ می دهد و فقط تحت شرایط خاصی و به طور غیرمستقیم انجام می شود. به عنوان مثال، در بیماری سوختگی آتشی سیب و گلابی، باکتری های مترشحه به شکل رشته های ظریف و خشک شده ای در می آیند که ممکن است خرد شده و با جریان هوا انتشار یابند. نماتودها و باکتری های موجود در خاک هم ممکن است همراه با بقایای گیاهی یا ذرات گرد و خاک در هوا پخش شوند. جریان باد هم چنین با حمل و پخش کردن قطرات آب حاصل از برخورد باران با خاک و گیاه باکتری ها، اسپورهای قارچ و نماتودها را انتشار می دهد. به علاوه، جریان باد حشراتی را که احتمالا حامل ویروس ها، باکتری ها، مولیکوت ها، پروتوزوئرها یا اسپور قارچ ها هستند جابه جا می کند. بالاخره باد باعث مالیده شدن شاخه های گیاهان مجاور به یکدیگر شده و ممکن است به انتقال و انتشار باکتری ها، قارچ ها، بعضی ویروس ها و ویروئیدها و احيانا بعضی نماتودها کمک کند.انتشار توسط آبآب به سه طریق در انتشار بیمارگرها اهمیت دارد: (۱) باکتری ها، نماتودها، هاگ ها و قطعات ریسه قارچ های خاک به وسیله باران یا آب آبیاری که بر سطح خاک جاری است یا آبی که به داخل خاک نفوذ می کند، پخش می شوند؛ (۲) همه باکتری ها و اسپور بسیاری از قارچ ها درون یک مایع چسبنده تراوش می شوند و برای پراکنش، متکی به باران یا آبیاری بارانی هستند که آنها را یا به طرف پائین می شوید یا همراه با قطرات ریز آب آنها را در هر جهتی پخش می کند؛ (۳) قطرات باران یا آبیاری بارانی، هاگ قارچ ها و باکتری های موجود در هوا را با خود به سمت پائین می شویند و بعضی از اینها ممکن است بر روی گیاهان حساس فرود آیند. اگرچه، در انتقال بیمارگرها به نقاط دور دست، آب کم اهمیت تر از باد است ولی برای ایجاد آلودگی در نواحی نزدیک به هم، پراکنش بیمارگرها به وسیله آب راندمان بیشتری دارد چون بیمارگر بر روی سطح مرطوب قرار می گیرد و قادر است بلافاصله حرکت کرده یا جوانه بزند.انتشار توسط حشرات، کنه ها، نماتودها و ناقلان دیگرحشرات به ویژه شته ها، زنجرک ها و سفیدبالک ها، مهم ترین ناقلان انواع ویروس به شمار می روند، در حالی که زنجرک ها ناقلان اصلی مولیکوت ها، باکتری های سخت کشت و پروتوزوئرها هستند. هرکدام از این بیمارگر ها در داخل بدن یک یا چند گونه حشره در حین تغذیه و حرکت حشره از گیاهی به گیاه دیگر منتقل می شود. برخی حشرات خاص نیز می توانند بعضی بیمارگر های قارچی، باکتریایی یا نماتود های انگل را منتقل می کنند، مانند قارچ عامل بیماری هلندی نارون،باکتری عامل پژمردگی کدوئیان و نماتود پژمردگی درخت کاج. در همه بیماری هایی که پاتوژن در درون یا بر سطح بدن یک یا چند ناقل خاص حمل می شود، انتشار بیماری به مقدار زیاد یا به طور کامل به ناقل بستگی دارد. ولی، در بسیاری از بیماری ها مانند پوسیدگی های نرم باکتریایی، پوسیدگی های قارچی میوه ها، آنتراکنوزها و ارگوت یا ناخنک غلات، حشرات ضمن حرکت در میان گیاهان، سطح بدنشان از هاگ چسبناک این قارچ ها و باکتری ها پوشیده شده و این بیمارگرها را بر روی سطح گیاه یا در زخم هایی که ضمن تغذیه از گیاه به وجود می آورند، باقی می گذارند. در این قبیل بیماری ها انتشار بیمارگرها به وسیله ناقل تسهیل می شود ولی متکی به آن نیست. حشرات می توانند بیمارگرها را تا فواصل کم یا زیاد انتقال دهند و البته این بستگی به نوع حشره، ارتباط بین حشره بیمارگر و شرایط جوی به ویژه جریانات باد دارد.تعدادی از ویروس های گیاهی به وسیله چند گونه از کنه ها و نماتودها به صورت داخلی از گیاهی به گیاه دیگر منتقل می شوند. به علاوه، کنه ها و نماتودها احيانا قادرند باکتری ها وهاگ چسبناک قارچ ها را که ضمن حرکت بر روی گیاهان آلوده به سطح بدنشان می چسبند، از گیاهی به گیاه دیگر به طور سطحی منتقل کنند. تقریبا تمام حیوانات، چه کوچک و چه بزرگ، که در میان گیاهان حرکت میکنند و در مسیر خود با آنها در تماس هستند، می توانند سبب انتشار بیمارگرهایی مانند اسپور قارچ ها، باکتری ها، بذر گیاهان عالی انگل، نماتودها و شاید بعضی ویروس ها و ویروئیدها بشوند. بیشتر این بیمارگرها به پاها یا بدن حیوانات می چسبند ولی برخی ممکن است در قطعات دهانی آلوده حمل بشوند.بالاخره، بعضی بیمارگرهای گیاهی مانند زئوسپور بعضی قارچ ها و پارهای گیاهان انگل ضمن حرکت از گیاهی به گیاه دیگر یا به وسیله ایجاد پل ارتباطی بین دو گیاه (مثلا در مورد سس) می توانند ویروس ها را منتقل نمایند.پراکنش به وسیله دانه گرده، بذر، نشاء، قلمه و نهالبعضی ویروس ها، درون دانه گرده گیاهان آلوده حمل می شوند. تلقيح یک گیاه سالم به وسیله دانه گرده حامل ویروس ممکن است نه تنها منجر به آلودگی بذر حاصل از این گرده افشانی بشود که از این گونه بذور بعد گیاه آلوده به ویروس رشد خواهد کرد بلکه امکان دارد خود گیاه تلقیح شده را نیز آلوده به ویروس سازد.بسیاری از بیمارگرها بر روی یا درون بذور، نشاء ها، قلمه یا نهال موجود در خزانه ها وجود دارند. هنگامی که این اندام های تکی آلوده به فروش رسیده و به مناطق و مزارع دور و نزدیک دیگر حمل شوند، بیمارگرها را هم با خود منتشر می کنند. انتشار بیمارگرها از راه بذر، نشاء (دان نهال)، و سایر اندام های تکثیری از اهمیت کاربردی فوق العاده ای برخوردار است. چون از این راه بیمارگر از ابتدای فصل رویش گیاه وارد مزرعه شده و این فرصت را می یابد تا از همان ابتدا تکثیر یافته و با کمک سایر وسایل پراکنش، در مزرعه و منطقه منتشر شود. این روش انتقال بیماری به لحاظ انکه بیمارگر را وارد مناطق جدیدی می کند که قبلا هیچگاه وجود نداشته، درخور اهمیت است.انتشار توسط انسانانسان به روش های گوناگونی سبب انتشار بیمارگرها به مناطق دور و نزدیک می شود. انسان در داخل یک قطعه مزرعه، بعضی بیمارگرها مانند ویروس موزائیک توتون را با دست زدن پی در پی به گیاهان بیمار و سالم، انتشار می دهد. بیمارگرهای دیگر مثل باکتری عامل بیماری سوختگی آتشی گلابی به وسیله ابزار کار مانند قیچی هرس آلوده، به گیاهان سالم انتقال داده می شوند. انسان ها همچنین با حمل خاک آلوده ای که به پاها یا ابزار، وسایل و جعبه ها چسبیده، همچنین با استفاده از نشاء، بذر، نهال و قلمه های آلوده چنانکه در پیش ذکر شد، سبب انتشار بیمارگرها می شوند. بالاخره، انسان با واردکردن ارقام جدید گیاهی به ظاهر سالم که ممکن است حامل انواع بیمارگرهای نهفته و ناآشکار باشند، با مسافرت به سرتاسر جهان، یا با وارد کردن مواد غذایی یا اقلام دیگر می تواند انواع بیمارگرهای زیان آور گیاهی را انتشار دهد. مثال هایی از نقش انسان به عنوان ناقل بیمارگرها را می توان در مورد انتقال و ورود قارچ های عامل بیماری هلندي نارون و زنگ تاولی کاج سفید و باکتری عامل شانکر مرکبات به ایالات متحده، سفیدک های پودری و کرکی مو به اروپا و اخیرا پراکنش سریع و فراگیر ارگوت سورگوم (ناخنک ذرت خوشه ای) تقریبا در سراسر جهان را نام برد.</description>
                <category>hoseinghoshooni</category>
                <author>hoseinghoshooni</author>
                <pubDate>Fri, 15 Nov 2019 01:15:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آلودگی (عفونت)</title>
                <link>https://virgool.io/@hoseinghoshooni/%D8%A2%D9%84%D9%88%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B9%D9%81%D9%88%D9%86%D8%AA-qtkrkhevg4hd</link>
                <description>عفونت رویدادی است که به وسیله آن بیمارگرها با سلول ها یا بافت های حساس گیاه میزبان تماس برقرار کرده و از آنها مواد غذایی دریافت می کنند. پس از ایجاد عفونت بیمارگرها درون بافت ها رشد و یا تکثیر یافته و با پیشروی در گیاه، بافت ها را کم و بیش تسخیر می کنند. لذا رشد و یا تکثیر بیمارگر (کلنیزاسیون) در داخل یا در بافت های آلوده، دو جزء یا زیر مرحله از سیر مراحل ایجاد بیمار هستند که به طور همزمان (یا به موازات یکدیگر) اتفاق می افتد.آلودگی های موفق منجر به ظهور تغییر رنگ، بد شکلی و نواحی مرده در گیاه میزبان گشته که نشانه های بیماری خوانده می شوند. بعضی عفونت ها به صورت نهفته باقی مانده یعنی بلافاصله نشانه های بیماری را ظاهر نمی کنند، بلکه پس از مدتی و در شرایط محیطی مناسب یا مرحله دیگری از رشد گیاه، نشانه های بیماری بروز می کند.همه تغییرات ظاهری قابل رویت یا کنش و واکنش های دیگری که در گیاه آلوده قابل ردیابی هستند، نشانه های بیماری را تشکیل می دهند. نشانه های بیماری ممکن است از بدو ظهورشان تا زمان مرگ گیاه پیوسته در حال تغییر باشند، یا ممکن است نشانه ها تا مرحله ای توسعه یافته و بعد از آن تا آخر فصل رویش ثابت بمانند. نشانه های بیماری ممکن است ۲ تا ۴ روز پس از مایه زنی، به گونه ای که در بعضی بیماری های ویروسی موضعی گیاهان علفی اتفاق می افتد، یا ۲ تا ۳ سال بعد از تلقيح (چنانکه در بعضی بیماری های ویروسی، مولیکوتی و سایر بیماری های درختان دیده شده است) ظاهر شوند. ولی، در بیشتر بیماری های گیاهان نشانه ها چند روز تا چند هفته پس از تلقيح ظاهر می شوند.فاصله زمانی بین تلقیح و ظهور نشانه های بیماری دوره نهفتگی (انکوباسیون) نامیده شده است. طول دوره نهفتگی در بیماری های مختلف متفاوت است و به ترکیب بیمارگر- میزبان، مرحله رشدی گیاه و دمای محیط اطراف گیاه مبتلا بستگی دارد.در مرحله الودگی، بعضی بیمارگرها اغلب بدون اینکه سلول های گیاه را بکشند یا دست کم تا مدت طولانی، مواد مغذی خود را از سلول های زنده دریافت می کنند. عده ای دیگر از بیمارگرها ضمن رخنه، سلول ها را کشته و از محتویات آنها استفاده می برند. اما، گروهی دیگر قبل از پیشروی، سلول ها را کشته و بافت های اطراف خود را متلاشی می کنند. در حین ایجاد عفونت، بیمارگرها تعدادی مواد فعال زیستی (مثل آنزیم ها، توکسین ها و مواد تنظیم کننده رشد) ترشح می کنند که تمامیت ساختمان یا فرآیندهای فیزیولوژیکی سلول ها را مختل می کنند. در مقابله با این مواد، گیاه میزبان هم با انواع مکانیسم های دفاعی واکنش نشان می دهد که منجر به درجات مختلف حفاظت گیاه در برابر بیمارگر می شود.برای اینکه مرحله آلودگی موفقیت آمیز باشد، فقط تماس بیمارگر با میزبان کافی نیست، بلکه چندین شرط دیگر نیز باید برآورده شود.1) از همه مهمتر آنکه رقم گیاه باید در برابر آن بیمارگر خاص حساس باشد یا گیاه در مرحله حساس رویشی باشد.2) بیمارگر باید در مرحله ای از بیمارگری باشد که بلافاصله و بدون نیاز به مرحله استراحتی (دوره خواب) برای ایجاد عفونت آماده باشد، یعنی به صورت ریسه قارچ، هاگ، بذر گیاه انگل آماده جوانه زنی، مرحله لاروی یا بالغ مهاجم نماتودها و سرانجام، شرایط جوی (حرارت و رطوبت) محیط رشد گیاه باید برای رشد و تکثیر بیمارگر مناسب باشد.وقتی این شرایط بهینه باشد، بیمارگر با تمام توان بالقوه خود میزبان را مورد تهاجم قرار می دهد و حتی در حضور ساز و کارهای دفاعی گیاه باعث بیماری آن می شود.تهاجمروش ها و وسعت پیشروی بیمارگرهای مختلف در میزبانشان تفاوت می کند. بعضی قارچ ها مانند عوامل لکه سیاه سیب و نقطه سیاه رز میسلیومی تولید می کند که فقط در ناحیه بین کوتیکول و اپیدرم (زیرکوتیکولی) رشد می کند. قارچ های دیگر مانند عوامل سفیدک های پودری، میسلیوم شان فقط بر روی سطح گیاه تولید می شود، ولی مکینه هایی به داخل سلول های اپیدرم می فرستند. اکثر قارچ ها درون همه نسوج اندام های آلوده گیاهان (برگ، ساقه و ریشه) پخش می شوند و این آلودگی ممکن است به صورت رشد درون یاخته ای یا رشد بین یاخته ای میسلیوم باشد. قارچ های عامل پژمردگی آوندی به آوندهای چوبی نفوذ می کنند.پیشروی باکتری ها در بافت ها به طور بین سلولی است، اما پس از حل شدن قسمت هایی از دیواره سلولی، باکتری ها به صورت درون سلولی هم رشد می کنند. باکتری های عامل پژمردگی آوندی همانند قارچ های مولد پژمردگی آوندی در آوندهای چوبی پیشروی می کنند. بیشتر نماتودها به صورت بین سلولی در بافت ها پیشروی می کنند ولی بعضی به صورت درون سلولی هم پیشروی دارند. خیلی از نماتودها اصولا در داخل سلول یا بافت گیاه پیشروی نکرده اما به کمک استایلت خود سلول های اپیدرم را سوراخ و از آنها تغذیه می نمایند.پیشروی ویروس ها، ویروئیدها، مولیکوت ها، باکتری های سخت کشت آوندی و پروتوزوئرها در بافت های گیاه به صورت درون سلولی و از یک سلول به سلول دیگر است. ویروس ها و ویروئیدها در داخل همه انواع سلول های زنده گیاه پیشروی دارند. مولیکوت ها و پروتوزوئرها در آوندهای آبکشی و سلول های پارانشیم مجاور آنها حرکت می کنند. پیشروی بیشتر باکتری های سخت کشت در آوندهای چوبی است و تعدادی از آنها فقط در آوندهای آبکشی پیشروی دارند.بسیاری از آلودگی های حاصل از قارچ ها، باکتری ها، نماتودها، ویروس ها و گیاهان عالی انگل به صورت موضعی هستند، یعنی یک یا چند سلول یا ناحیه کوچکی از گیاه را در بر می گیرند. این آلودگی ها ممکن است در تمام فصل رویش گیاه به حالت موضعی باقیمانده یا امکان دارد اندکی یا به آهستگی توسعه یابند. آلودگی های دیگر ممکن است کم و بیش به سرعت توسعه یافته و کل یک اندام گیاه (گل، میوه، برگ) یا قسمت بزرگی از گیاه (شاخه) یا تمام گیاه را شامل شود.تمام آلودگی های ناشی از باکتری های سخت کشت آوندی، مولیکوت ها و پروتوزوئرها و آلودگی های طبیعی به وسیله ویروس ها و ویروئیدها عفونت های سیستمیک هستند، یعنی بیمارگر از یک نقطه اولیه پخش شده و بیشتر یا همه سلول های بافت های حساس در تمام گیاه را فرا می گیرد. باکتری ها و قارچ های عامل پژمردگی آوندی، در داخل آوندهای چوبی پیشروی کرده ولی معمولا فقط محدود به چند آوند در ریشه، ساقه یا قسمت های فوقانی گیاه هستند. تنها در مراحل نهایی بیماری، این بیمارگرها می توانند در درون بیشتر یا همه آوندهای چوبی گیاه به صورت فراگیر پیشروی کنند. بعضی بیمارگرهای سفیدک کرکی و پاره ای قارچ ها به ویژه از میان سیاهک ها و زنگ ها هم در میزبان هایشان به طور سیستمیک پیشروی دارند، اگرچه در بیشتر این موارد، میسلیوم قدیمی پیوسته نابود و ناپدید می شود و فقط ریسه های جوان تر در بافت های فعال و در حال رشد گیاه پیشروی می کنند.رشد و تکثیر بیمارگر (کلنیزاسیون)تهاجم و ایجاد عفونت به وسیله قارچ ها و گیاهان عالی انگل معمولا از یک نقطه اولیه تلقیح شروع شده و بر روی یا درون بافت ها رشد و پیشروی می کند. بیشتر این بیمارگرهاخواه باعث ایجاد لکه کوچک و خواه بزرگ و یا ناحیه مرده ای شوند، به رشد و انشعاب خود در میزبان آلوده به طور نامحدود ادامه می دهند به طوری که همان بیمارگر منفرد به بافت های بیشتر و بیشتری سرایت می کند تا این که نهایتا گسترش عفونت متوقف شود یا گیاه بمیرد. ولی در بعضی آلودگی های قارچی در حالی که ریسه های جوان پیوسته درون بافت های جدید سالم به رشد خود ادامه می دهند، ریسه های مسن تر در بافت های آلوده قبلی متلاشی شده و محو می شوند به گونه ای که در یک گیاه بیمار ریسه های فعال ممکن است در چندین محل جدا از هم وجود داشته باشند. همچنین، پیشروی قارچ های عامل پژمردگی آوندی، معمولا با تولید و رهاسازی هاگ ها در داخل آوندهاست که همراه با جریان شیره آوندی به مناطق دورتر حمل شده و در آنجا جوانه زده و با تولید ریسه، به آوندهای بیشتری گسترش می یابد.تمامی بیمارگرهای دیگر، یعنی باکتری ها، مولیکوت ها، ویروس ها، ویروئیدها، نماتودها و پروتوزوئرها با گذشت زمان از نظر اندازه رشد چندانی نمی کنند یا اصلا رشد نمی کنند، چون شکل و اندازه آن ها در تمام طول زندگیشان تقریبا تغییری نمی کند. پیشروی و ایجاد عفونت به وسیله این بیمارگرها با تکثیر سریع و افزایش فوق العاده تعدادشان در بافت های جدید آلوده است. نتاج بعضی از این بیمارگرها به طور غیرفعال از طریق پلاسمودسماها (فقط ویروس ها و ویروئیدها) وارد سلول یا بافت های جدید می شوند، یا از طریق آوندهای آبکشی (ویروس ها، ویروئیدها، مولیکوتها، بعضی باکتریهای سخت کشت و پروتوزوئرها)، یا از راه آوند چوبی (بعضی باکتری ها) به بافت های جدید می رسند، یا آن طور که در مورد پروتوزوئرها، نماتودها و تا حدودی باکتری ها اتفاق می افتد، این موجودات با استفاده از قدرت خود با شنا و حرکت از بین سلول ها عبور می کنند.بیمارگرهای گیاهی، به روش هایی متنوع تکثیر می یابند. تولید مثل قارچ ها با ایجاد هاگ بوده که ممکن است به صورت غیرجنسی (میتوسپور حاصل از میتوز که تقریبا معادل است با جوانه های یک شاخه، یا غده سیب زمینی)، یا به صورت جنسی (میوسپور  حاصل از تقسیم میوز، تقریبا معادل بذر در گیاهان عالی) باشد. تولید مثل گیاهان عالی انگل درست مثل همه گیاهان با تولید بذر است. تکثیر باکتری ها و مولیکوت ها با تقسیم دوتایی است که طی آن یک موجود بالغ به دو موجود کوچکتر و مساوی تقسیم می شود. تکثیر ویروس ها و ویروئیدها از راه همانندسازی آنها در داخل سلول انجام می گیرد، همانطور که نسخه برداری از یک یادداشت بر روی دستگاه فتوکپی تا وقتی که دستگاه کار می کند و کاغذ دارد، ادامه می یابد. تکثیر نماتودها نیز با تولید تخم است.اکثر قارچ ها و اُاُمیست های بیمارگر، میسلیوم خود را فقط درون گیاه آلوده تولید می کنند. تعداد نسبتا کمی از آنها در سطح گیاه میزبانی ولی بیشتر قارچ های عامل سفیدک پودری میسلیوم خود را فقط در سطح میزبان تولید می کنند. قسمت اعظم قارچ ها و میست ها هاگ های خود را در سطح محل های آلوده یا درست نزدیک به سطح بافت آلوده تولید کرده و اسپورها به محیط بیرون رها می شوند. اما پلاسمودیوفورومیست های بیمارگر گیاه مانند پاتوژن مولد بیماری ریشه گرزی و قارچ های عامل پژمردگی های آوندی، هاگ های خود را درون بافت های گیاه تولید می کنند و تا زمان مرگ میزبان و تجزیه بافت های آلوده، این اسپورها به بیرون رها نمی شوند. گیاهان عالی انگل، بذر خود را بر روی شاخه های هوایی تولید می کنند و بعضی نماتودها، تخم های خود را بر سطح یا نزدیک به سطح گیاه میزبان قرار می دهند. اما تکثیر باکتری ها به صورت بین سلولی و یا درون سلولی (در مورد باکتری های ساکن آوندهای چوبی و آبکشی) انجام می شود و عموما در داخل گیاه بوده و تنها از طریق زخم ها، ترک خوردگی ها، روزنه ها و غیره به سطح گیاه می رسند. تکثیر ویروس ها، ویروئیدها، مولیکوت ها، پروتوزوئرها و باکتری های سخت کشت فقط در داخل سلول ها انجام می شود و ظاهرا به سطح گیاه میزبان نمی رسند، و در سطح گیاه وجود ندارند.انتقال ویروس توسط شتهسرعت تکثیر انواع مختلف بیمارگرها خیلی متفاوت است ولی در تمام انواع یک یا تعداد اندکی بیمارگر می توانند در طی یک فصل رویش، به مقدار فوق العاده زیادی افزایش پیدا کنند. تولید هاگ در بعضی قارچ ها کم و بیش به طور پیوسته صورت می گیرد، ولی در برخی این عمل مرحله به مرحله یا به صورت اوج هایی با فاصله زمانی از یکدیگر انجام می شود. در هر حال، ممکن است چندین هزار تا صدها هزار هاگ در هر سانتی متر مربع از بافت آلوده به وجود آید. حتی هاگ برهای تخصصی کوچک، قادرند میلیون ها هاگ تولید کنند. تعداد هاگ های تولید شده در یک گیاه بیمار اغلب از مرز بیلیون و تریلیون هم میگذرد. بنابراین، تعداد های تولید شده در کمتر از نیم هکتار مزرعه به شدت آلوده معمولا یک رقم نجومی بوده و هنگامی که این اسپورها پخش می شوند تعدادشان در حدی است که می توانند تمام سطوح قابل تصور در مزرعه و نواحی اطراف آن را با توده متراکمی از هاگ بپوشانند و همه گیاهان مزرعه را آلوده سازند.باکتری ها در داخل بافت های آلوده سریعا تکثیر می یابند. در شرایط محیطی و تغذیه ای بهینه (مثلا در محیط کشت) باکتری ها هر ۲۰ تا ۳۰ دقیقه یک بار تقسیم می شوند و جمعیت دو برابر می شود. احتمالا در شرایط دمایی مطلوب، تا زمانی که مواد غذایی و فضای کافی موجود باشد، سرعت تکثیر باکتری ها در بافت های آلوده میزبان حساس نیز در همین حدود است. تعداد باکتری های موجود در یک قطره عصاره گیاه آلوده، چند میلیون است. بنابراین، تعداد سلول های باکتری در یک گیاه آلوده رقمی نجومی است. به نظر می رسد که باکتری های سخت کشت و مولیکوت ها آهسته تر از باکتری های معمولی ازدیاد می یابند. اگرچه این ها به طور فراگیر در سیستم آوندی گیاه پخش می شوند ولی در تعداد نسبتا کمی از آوندهای چوبی و آبکشی حضور داشته و تعداد کل این بیمارگرها در گیاهان آلوده نسبتا اندک است. این مطلب در مورد پروتوزوئرها نیز صدق می کند.ویروس ها و ویروئیدها در سلول های زنده گیاه تکثیر می یابند و اولین ذرات تازه تشکیل شده ویروس چند ساعت بعد از آلودگی قابل ردیابی هستند. اما پس از مدتی کوتاه، تکثیر ویروس در داخل سلول های زنده آلوده به سرعت انجام می شود و در یک سلول از ۱۰۰ هزار تا ۱۰ میلیون پیکره ویروسی به وجود می آید. ویروس ها و ویروئیدها در بیشتر سلول های میزبان خود تکثیر می شوند و روشن است که هر گیاه می تواند ذرات بیشماری از این بیمارگرها را در خود داشته باشد.نماتودهای ماده، حدود ۳۰۰ تا ۵۰۰ عدد تخم می گذارند که نیمی از آنها تولید نماتود ماده کرده و هر کدام دوباره بین ۳۰۰ تا ۶۰۰ تخم می گذارد. یک گونه نماتود ممکن است از دو تا بیش از ۱۲ نسل در سال داشته باشد که بستگی به شرایط محیطی، فراوانی میزبان و طول چرخه زندگی هر نماتود دارد. حتی اگر فقط نیمی از نماتودهای ماده زنده مانده و زادآوری کنند، جمعیت نماتود درون خاک در مدت زمان یک نسل بیش از ۱۰۰ برابر افزایش می یابد. | به این ترتیب، افزایش جمعیت نماتود در یک فصل زراعی و طی سال های پیاپی غیرقابل تصور خواهد بود.</description>
                <category>hoseinghoshooni</category>
                <author>hoseinghoshooni</author>
                <pubDate>Wed, 13 Nov 2019 23:53:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رخنه</title>
                <link>https://virgool.io/@hoseinghoshooni/%D8%B1%D8%AE%D9%86%D9%87-tok90l7tehpg</link>
                <description>نفوذ بیمارگرها به گیاه مستقیما از سطح سالم گیاه، از راه منافذ طبیعی و یا زخم ها صورت می گیرد. بعضی قارچ ها فقط به وسیله یکی از روش های یاد شده بالا و بعضی دیگر با چند روش به داخل بافت های گیاه نفوذ می کنند. باکتری ها بیشتر از راه زخم ها و کمتر از منافذ طبیعی به گیاه وارد شده ولی هیچگاه مستقیما از سطح سالم دیواره سلول وارد نمی شوند. ویروس ها، ویروئیدها، مولیکوت ها، باکتری های سخت کشت و پروتوزوئرها از طریق زخم هایی که ناقلان آنها ایجاد می کنند، به گیاه وارد می شوند. اگرچه، بعضی ویروس ها و ویروئیدها ممکن است از راه زخم های ایجاد شده به وسیله چاقو و ابزار دیگر وارد گیاه شوند. گیاهان عالی انگل مستقیم به داخل میزبان خود رخنه می کنند. نماتودها به طور مستقیم و گاهی از راه منافذ طبیعی وارد گیاهان می شوند.رخنه میکروارگانیسم ها به درون گیاه همیشه منجر به ابتلا و ایجاد بیماری نمی شود. در واقع بسیاری از موجودات به سلول های گیاهانی نفوذ می کنند، که به آن موجودات حساسیت نداشته و بیمار نمی شوند. این موجودات فقط تا مرحله رخنه پیشروی کرده و بدون اینکه بیماری ایجاد کنند، می میرند.رخنه مستقیم از طریق سطح سالم گیاهرخنه مستقيم احتمالا متداول ترین روش نفوذ قارچ ها، اُاُمیست ها، نماتدها و تنها شیوه رخنه گیاهان عالی انگل است. بیمارگرهای دیگر هیچکدام قادر به رخنه مستقیم نیستند.از بین قارچ هایی که به طور مستقیم به میزبان رخنه می کنند، قارچ های همی بیوتروف یا آن هایی که انگل های غیراجباری هستند، این عمل را با یک ریسه ظریف که از هاگ یا میسلیوم به وجود می آید انجام می دهند. در حالی که قارچ های انگل اجباری به کمک میخ رخنه که از چنگک به وجود می آید، به گیاه نفوذ می کنند. این ریسه های ظریف با چنگک ها در نقطه تماس لوله تندش یا میسلیوم با سطح گیاه تشکیل می شوند. ریسه ظریف به سوی سطح گیاه حرکت کرده و کوتیکول و دیواره سلولی را با کمک نیروی مکانیکی و ترشحات آنزیمی (که باعث نرم شدن دیواره سلول می شود) سوراخ می کند. ولی بیشتر قارچ ها در انتهای لوله تندش، چنگک تولید می کنند که معمولا حبابی یا استوانه ای شکل بوده و سطح تماس آن با گیاه پخ (صاف) است. سپس، ریسه نازکی که میخ رخنه نامیده می شود، از سطح صاف چنگک به سوی میزبان رشد کرده، کوتیکول و دیواره سلولی را سوراخ می کند. قطر میخ رخنه عموما خیلی باریکتر از قطر ریسه معمولی قارچ است، ولی وقتی که به درون سلول می رسد، دوباره قطرش عادی می شود. در اکثر بیماری های قارچی، قارچ به داخل کوتیکول و دیواره سلولی نفوذ می کند. ولی در بعضی از قبیل لکه سیاه سیب، نفوذ قارچ فقط تا زیرکوتیکول است و قارچ بین کوتیکول و دیواره سلولی اپیدرم گیاه باقی می ماند.گیاهان عالی انگل هم در نقطه تماس ریشه چه با گیاه میزبان تولید چنگک و میخ رخنه می کنند و نفوذ آنها شبیه قارچ ها است. در نماتودها، رخنه مستقیم با وارد کردن ضربات پی در پی استایلت انجام می شود. این ضربه ها معمولا منفذ کوچکی در دیواره سلولی به وجود می آورند، سپس نماتود استایلت خود را به داخل سلول وارد کرده یا خود تماما وارد سلول می شود.رخنه از راه زخم هاهمه باکتری ها، اکثر قارچ ها، بعضی ویروس ها و تمام ویروئیدها، می توانند از طریق انواع زخم ها وارد گیاه شوند. بعضی ویروس ها و همه مولیکوت ها، باکتری های سخت کشت آوندی و پروتوزوئرها از راه زخم هایی که به وسیله ناقلانشان به وجود می آیند، وارد گیاه می شوند. زخم هایی که باکتری ها و قارچ ها از آنها برای ورود استفاده می کنند، ممکن است تازه یا کهنه بوده و بافت آنها مرده یا لهیده باشد. له شدگی یا مرگ بافت ها، ممکن است ناشی از عوامل محیطی مانند شکستگی و سائیدگی بر اثر وزش باد؛ برخورد تگرگ؛ تغذیه جانوران مانند حشرات و حیوانات بزرگ؛ عملیات زراعی توسط انسان مانند هرس، نشاء کاری، برداشت؛ صدماتی که در خود گیاه به وجود می آیند مثل خراشیدگی برگ یا زخم محل ریزش برگ ها و سرانجام، زخم ها یا لکه هایی که به وسیله بیمارگرهای دیگر ایجاد می شوند، باشد. باکتری ها و قارچ هایی که نفوذشان از راه زخم هاست، ابتدا درون شیرابه زخم یا در لایه نازکی از آب باران یا شبنم موجود در محل زخم، جوانه زده و تکثیر می شوند. سپس، بیمارگر به سلول های مجاور حمله می کند یا آنزیم ها و توکسین هایی ترشح می کند که سلول های مجاور را له کرده و می کشد.رخنه ویروس ها، مولیکوت ها، باکتری های سخت کشت و پروتوزوئرها از راه زخم، منوط به قرار دادن آنها، به هنگام تلقیح توسط ناقلانشان، در زخم های تازه ایجاد شده است. هر چهار نوع این بیمارگرها توسط انواع خاصی از حشرات انتقال می یابند. تعدادی از ویروس ها به وسيله بعضی نماتودها، کنه ها و قارچ ها هم منتقل می شوند. تعدادی از ویروس ها و ویروئیدها به وسیله زخم های ایجاد شده با دست انسان و ابزار کشاورزی منتقل می شوند. با وجود این در بیشتر موارد این بیمارگرها به وسیله یک یا تعدادی ناقل اختصاصی حمل شده و تلقیح موفقیت آمیز آنها به داخل گیاه تنها به وسیله این انتقال دهندگان ویژه امکان پذیر است.رخنه از راه منافذ طبیعیبسیاری از قارچ ها و باکتری ها از راه روزنه ها و تعدادی از راه روزنه های آبی، کیسه های شهد و عدسک ها وارد گیاه می شوند. روزنه ها در سطح زیری برگ خیلی فراوان تر و اندازه آنها در حدود 20-10 * 8-5 میکرون است و در طول روز باز و در شب کم و بیش بسته هستند. باکتری ها در یک لایه آب در بالای روزنه موجودند و اگر روزنه ها خیسانده شوند باکتری به حالت شناور از راه روزنه به اتاقک زیر روزنه رفته، در آنجا تکثیر یافته و عفونت شروع می شود. هاگ قارچ ها معمولا در سطح گیاه جوانه زده و سپس لوله تندش ممکن است رشد کرده و از درون روزنه بگذرد. ولی اغلب لوله تندشی، تولید چنگک می کند که محکم بر روی روزنه قرار می گیرد و معمولا یک ریسه ظریف از زیر چنگک روئیده و به درون روزنه می رود. در اتاقک زیر روزنه ، ریسه ظریف رشد نموده و از آن یک یا چند ریسه کوچک منشعب می شود که مستقیم یا به وسیله مكينه (هوستوريوم) هایی به سلول های گیاه میزبان رخنه می کنند. اگرچه ظاهرا بعضی قارچ ها می توانند حتی به داخل روزنه های بسته نفوذ کنند، ولی بعضی دیگر فقط به روزنه های باز نفوذ می کنند. قارچ های دیگری مانند سفیدک های پودری روی روزنه های باز رشد می کنند بدون آنکه وارد آنها شوند.guttation dropروزنه های آبی که منافذی کم و بیش دائما باز هستند، در لبه ها و نوک برگ ها قرار دارند. اینها به رگبرگ ها پیوسته بوده و قطرات مایعی به نام guttation drop از آنها تراوش می شود که حاوی مواد غذایی مختلف است. بعضی باکتری ها از این منافذ وارد برگ ها می شوند ولی به نظر می رسد که قارچ ها قادر به این کار نیستند. بعضی باکتری ها از راه نكتارتود ها و کیسه شهد، که شبیه روزنه های آبی هستند نیز به درون بافت شکوفه ها می رسند.عدسک ها منافذی بر روی میوه، ساقه و غده گیاهان هستند که با سلول هایی که اتصال سستی به هم دارند، پر شده اند و عبور هوا به داخل بافت ها را ممکن می سازند. عدسک ها در فصل رویش گیاه باز هستند، ولی با وجود این، تعداد نسبتا کمی قارچ و باکتری از این راه، و با رشد و پیشروی بین سلول ها، به درون بافتها می رسند. بیشتر بیمارگرهایی که از راه عدسک ها وارد می شوند، می توانند از راه زخم هم رخنه کنند و ظاهرا ورود از راه عدسک ها یک مسیر ثانوی و کم اهمیت تر است.</description>
                <category>hoseinghoshooni</category>
                <author>hoseinghoshooni</author>
                <pubDate>Wed, 13 Nov 2019 00:57:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>2) پدیده های قبل از رخنه</title>
                <link>https://virgool.io/@hoseinghoshooni/2-%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%82%D8%A8%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D8%AE%D9%86%D9%87-ecwacdn3qqp4</link>
                <description>چسبیدن بیمارگر به میزبانبیمارگرهایی از قبیل مولیکوت ها، باکتری های سخت کشت، پروتوزوئرها و بیشتر ویروس ها مستقیما توسط ناقلان در داخل سلول های میزبان قرار داده می شوند و احتمالا بلافاصله توسط سیتوپلاسم، غشاهای سیتوپلاسمی و دیواره های سلولی در بر گرفته می شوند. در حالی که تقریبا همه قارچ ها، باکتری ها و گیاهان عالی انگل در ابتدا با سطح خارجی اندام های گیاهی تماس پیدا می کنند. این عوامل قبل از اینکه به داخل گیاه رخنه کنند، ابتدا باید به سطح میزبان متصل شوند. اتصال اسپور قارچ ها، باکتری ها و بذر گیاهان انگل به وسیله مواد چسبنده ای صورت می گیرد که هم از نظر ترکیب شیمیایی و هم از لحاظ تأثیر فاکتورهای محیطی ضروری برای بروز خاصیت چسبندگی تفاوت فاحش دارند. جلوگیری از چسبیدن مایه تلقیح به وسیله ترکیبات مصنوعی غیرسمی منجر به جلوگیری از آلودگی برگ ها توسط هاگ ها می شود.مایه تکثیر این بیمارگرها بر سطح یا در نوک خود، مواد لعاب زایی دارد که شامل مخلوطی از پلی ساکاریدها، گلیکوپروتئین ها، لیپیدها و مواد فیبریلی غیرمحلول در آب است و هرگاه مرطوب شود، حالتی چسبناک پیدا کرده و به بیمارگر کمک می کند تا به سطح گیاه بچسبد. هاگ بعضی قارچ ها در هوای مرطوب یا در مجاورت شبنم مقداری آب جذب می کند که سبب تراوش مادۂ لعابی پیش ساخته در نوک اسپور گشته و به چسبیدن فوری آن به سطح آب گریز گیاه و مقاومت آن در جابه جایی بر اثر آب جاری کمک می کند. اما در مورد قارچ های مولد سفیدک پودری که برای ایجاد عفونت به آب ازاد نیاز ندارند، چسبیدن اسپور به گیاه از طریق تولید آنزیم کوتیناز به وسیله هاگ قارچ است که منجر به آب دوست تر شدن محل تماس قارچ با گیاه چسبیدن اسپور به سطح گیاه می شود. در موارد دیگری چسبیدن مایه تلقیح به گیاه منوط به سنتز گلیکوپروتئین در محل است و امکان دارد که تا 30 دقیقه بعد از تماس هاگ با میزبان به طول انجامد. در برخی قارچ های عامل پژمردگی آوندی هاگ ها پس از آمیختگی با آب، به سطح میزبان نمی چسبند بلکه نیاز به تنفس و تولید پروتئین های جدید دارند تا اینکه حالت چسبندگی پیدا کنند.چگونگی دقیق نحوه چسبیدن هاگ ها به سطوح گیاه ناشناخته مانده است، ولی به نظر می رسد که بایستی نوعی تعامل خیلی اختصاصی بین هاگ و سطح گیاه از طریق لکتین ها، واکنش های یونی، یا تماس هیدروفوبیک با کوتیکول گیاه باشد، یا اینکه بر اثر نوعی تحریک فیزیکی هاگ باشد و نه بر اثر تعامل شیمیایی. در بسیاری از بیمارگرها سطح بیرونی زاد مایه حاوی چندین آنزیم از جمله کوتینازهاست که انتظار می رود نقش مهمی در چسبیدن اسپور به سطح میزبان داشته باشند. در هر حال، به نظر می رسد که دریافت نشانه ها به وسیله زادمایه برای رشد طولی لوله تندش و تولید اندام های مولد عفونت منوط به چسبیدن زاد مایه بر سطح میزبان باشد. امروزه مشخص شده که خیلی از پروتئین های دیواره سلولی قارچ ها علاوه بر نقشی که در ساختمان دیواره سلولی دارند، در شناسایی سطح میزبان و چسبیدن قارچ به آن هم نقش مهمی ایفا می کنند.تندش هاگ ها و شناسایی سطح میزبانهنوز چگونگی شروع جوانه زنی هاگ دقیقا مشخص نشده، اما عواملی چون تحریک بر اثر تماس با سطح میزبان، آب گیری و جذب مواد یونی با وزن مولکولی کم از سطح میزبان و فراهم بودن مواد غذایی نقش مهمی در این امر دارند. هاگ ها ضمنا مکانیسم هایی دارند که سبب می شود تا هنگامی که این تحریکات را احساس نکرده اند یا تا موقعی که اسپورها متراكم و به تعداد خیلی زیاد در مجاور هم قرار دارند، از جوانه زنی آنها جلوگیری به عمل اید. به محض آنکه اسپورها محرک جوانه زنی را دریافت نمایند، تجزیه می شوند و تغییرات شیمیایی در ذخیره غذایی آنها مثل لیپیدها، پلیول ها (الکل های چند عاملی) و کربوهیدرات ها ایجاد می شود و این مواد تغییر یافته برای سنتز غشا و دیواره سلولی لوله تندش و دراز شدن آن به مصرف می رسند. لوله تندش، اندامی تخصص یافته و متمایز از میسلیوم قارچ است. این لوله قبل از اینکه به شکل ساختار خاص چنگک درآید، مقدار خیلی کمی رشد طولی می کند. لوله تندش ضمنا، ساختار و جایگاهی است که سطح میزبان را شناسایی یا حس می کند و چنانچه تحریکات مناسب خارجی را دریافت و شناسایی نکند، بدون تمایز باقیمانده و زمانی که مواد غذایی آن تمام شود، از رشد باز می ماند. وقتی که سیگنال های مساعد فیزیکی و شیمیایی مانند سختی سطح میزبان، خاصیت آبگریزی، توپوگرافی مکان تماس بیمارگر با گیاه و سایر نشانه ها موجود باشد، رشد طولی لوله تندش و تمایز آن انجام می شود.دریافت یا احساس سیگنال از سطوح گیاهی به وسیله قارچ های بیمارگر به نظر می رسد که بر اثر مسیرهای ایجاد نشانه های حاصل از مداخله آدنوزین مونوفسفات حلقوی(cAMP)  و آنزیم پروتئین کیناز فعال شده توسط میتوژن (ماده عامل ایجاد میتوز) (MAPK) باشد که در تنظیم پدیده های مرتبط با ایجاد آلودگی در بسیاری از قارچ ها به طور غیرمستقیم نشان داده شده است. در واکنش به یک سیگنال از سوی گیاه میزبان، مانند وجود سطح آب گریز اندام گیاه (که به قارچ بیمارگر علامتی برای تشکیل چنگک می فرستد) قارچ، سیگنال برون سلولی را حس می کند و آن را از راه غشای پلاسمایی انتقال میدهد. به عنوان گام اول، مولکول های علامت دهنده درون سلولی، انباشته شده و هاگ را به یکسری فسفریلاسیون پیاپی وا می دارد. در برخی قارچ ها گیرنده علامت پروتئینی در غشای پلاسمایی هاگ قارچ است. انتقال پیام cAMP از طریق فعالیت پروتئین کینازA (=PKA) که خود وابسته به (cAMP) است و به دنبال آن پلی فسفریلاسیون پروتئین های هدف، به مرحله اجرا درمی آید. در هنگام رشد و تکامل لوله تندش فعالیت اصلی PKA  انتقال کربوهیدرات ها و لیپیدها به سایت چنگک است. بنابراین، PKA نقش اساسی در تولید چنگک آماده عمل دارد. در برخی قارچ ها، ارسال پیام به وسیله cAMP برای آغاز ایجاد چنگک ضرورت دارد. به هنگام تشکیل کنیدیوم و رشد لوله تندش و در ابتدای تشکیل چنگک، غلظت cAMP درون سلولی بالا می رود. متعاقبا و با ادامه رشد طولی لوله تندش، غلظت cAMP افت می کند. در این مرحله، اگر cAMP بیشتری افزوده شود منجر به جلوگیری از ادامه رشد لوله تندش می گردد.مسیرهای ارسال پیام برای ایجاد و توسعه عفونت از طریق کینازهای MAPK و همچنین کینازهای تنظیم کننده بالادستی آنها حاصل می شود. همه اینها مجموعا یک واحد کاری تشکیل می دهند که از پیرامون سلول علامت های وارد شده را به هسته سلول منتقل می کند تا فعالیت ژن های مناسب را به کار اندازد. همچنین، نوعی کیناز MAP به نام K1 یا P1  در واکنش به یک علامت از سطح میزبان، تشکیل چنگک را تنظیم می کند. ضمنا، وجود این میتوژن برای رشد نفوذی یا زنده ماندن لوله تندش (میخ رخنه) در درون گیاه میزبان ضروری است.پس از اتصال زاد مایه (پروپاگول) به سطح میزبان و به هنگام جوانه زنی هاگ قارچ یا بذر گیاه انگل، لوله های تندش مواد لعابی تولید می کنند که سبب چسبیدن آنها از نوک یا در تمام طول به سطوح کوتیکولی میزبان می شود. در محل های تماس با لوله تندش، ساختمان کوتیکول یا دیواره سلولی اغلب تغییر می کند که به نظر می رسد نتیجه عمل آنزیم های تجزیه کننده موجود در غلاف لعابی باشد.شکل گیری و کامل شدن چنگکچنگک ها به محض تشکیل شدن، محکم به سطح برگ می چسبند. متعاقبا چنگک با ترشح آنزیم های برون سلولی و ایجاد فشار، موجب رخنه قارچ به درون کوتیکول می شود. چنگک باید محکم به سطح گیاه میزبان چسبیده باشد تا در مقابل نیروی فیزیکی نفوذی قارچ و واکنش های شیمیایی آنزیم های مترشحه توسط قارچ دوام بیاورد. در بعضی قارچ ها چنگک حاوی چربی ها، پلی ساکاریدها و پروتئین هاست. قارچ های دارای چنگک حاوی ماده رنگی ملانین معمولا تولید یک ریسه رخنه نازک در قاعدہ چنگک کرده و عمدتا کوتیکول گیاه را با نیروی فیزیکی سوراخ می کنند.مقدار فشار آماس درون چنگک اندازه گیری و معلوم شده که 40 برابر فشار باد لاستیک یک اتومبیل معمولی است. فشار آماس چنگک به علت تجمع خیلی زیاد گلیسرول در آن است که به خاطر فشار اسمزی بالایش مقدار زیادی آب به داخل سلول جذب کرده و فشار هیدروستاتیک تولید می کند. فشار ایجاد شده در ریسه نازک (میخ رخنه) سبب نفوذ آن به کوتیکول می شود. انتقال مواد ذخیره شده در هاگ به چنگک در حال تشکیل و بیوسنتز گلیسرول در چنگک از طریق مسیرهای ارسال پیام cAMP تنظیم می شود. در صورتی که مشخص شده که حرکت اولیه ذخایر چربی و گلیکوژن به درون چنگک در حال تشکیل به وسیله آنزیم ماپ K1 هم انجام می شود. این مطلب بیانگر آن است که کامل شدن چنگک و فعالیت های بیوشیمیایی آن، با کنترل ژنتیکی رشد اولیه آن ارتباط تنگاتنگ دارد. اساس ژنتیکی تولید ریسه رخنه از چنگک یا مستقیما از لوله تندش به خوبی شناخته نشده است.تولید میخ رخنه و رشد ریسه قارچ از درون کوتیکول و دیواره سلولی یاخته های اپیدرمی مستلزم تجمع اکتین (actin) در نوک ریسه و زیست ساخت سریع دیواره سلولی ریسه قارچ است. به نظر می رسد که تولید ریسه های نفوذ توسط واکنش های مرتبط با مسیر کیناز ماپ تنظیم می شود.شناسایی بین بیمارگر و میزباناینکه چگونه بیمارگرها میزبان های خود را شناسایی می کنند و برعکس هنوز ناشناخته مانده است. فرض بر آن است که وقت بیمارگر با سلول گیاه میزبان تماس حاصل می کند، رخداد اولیه ای صورت می گیرد که واکنش نسبتا سریعی در هرکدام از این دو موجود را به جریان می اندازد. که یا اجازه رشد بیمارگر و ایجاد بیماری را می دهد و یا مانع آن می شود. ماهیت این رویداد اولیه در هیچ کدام از ترکیب های میزبان - انگل به طور قطع شناخته نشده است. ولی ممکن است یکی از چندین ماده بیوشیمیایی، ساختمانی و یا مسیرهای شیمیایی در آن دخیل باشد. اینها می توانند شامل ساختمان ها یا ترکیبات اختصاصی علامت دهنده میزبان یا مولكول های محركة (الیسیتور) ویژه بیمارگر باشند و هرکدام از دو موجود ممکن است دیگری را به کنش های اختصاصی با تولید مواد شیمیایی خاص وادار سازد.ترکیبات فراوانی در میزبان وجود دارند که به عنوان علامت فعال کننده بیمارگر و شناسایی میزبان توسط بیمارگر عمل می کنند. اینها شامل اسیدهای چرب موجود در کوتیکول گیاه هستند که فعال کننده بیمارگر برای تولید آنزيم کوتیناز (تجزیه کننده کوتین) به شمار می آیند. مولکول های گالاکتورونان تشکیل دهنده پکتین در میزبان باعث تحریک قارچ یا باکتری به تولید آنزیم پکتین لیاز می شوند؛ برخی ترکیبات فنولی مثل استریگول که واحدهای عفونی(پروپاگول) بعضی بیمارگرها را به فعالیت و جوانه زنی تحریک می کنند؛ ایزوفلاوون ها و ترکیبات فنولی دیگر، اسیدهای آمینه و قندهای آزاد شده از زخم های گیاهی سبب فعال شدن یک سری ژن ها در برخی بیمارگرها می شوند که به عفونت منتهی می شود. یک گیاه میزبان همچنین ممکن است علامت هایی بفرستد که موجب شناسایی آن توسط پاتوژن بشود. این علامت ها امکان دارد به واسطه بعضی ویژگی ها مانند برجستگی ها، شیارها، سختی سطح میزبان یا آزادسازی بعضی یون ها مانند کلسیم باشد.اجزای بیمارگر که مانند محرک برای شناسایی بیمارگر توسط زبان عمل کرده و به دنبال آن سیستم دفاعی گیاه در مقابله با آن فعال می شود، هنوز به خوبی روشن نشده اند. بیمارگرهای مهاجم پیش از رخنه یا در اثنای ورود به میزبان، ممکن است مولکول های حرک (الیسیتور) تولید کنند که امکان دارد دامنه میزبانی محدودی داشته باشند، مانند الیسیتین ها. بعضی محرک ها ممکن است اجزای تشکیل دهنده سطح سلول بیمارگر باشند (مثلا بتاگلوکان ها، کیتین یا کیتوزان) که درنتیجه فعالیت آنزیم های میزبان (مانند بتاگلوکاناز و کیتیناز ) تولید و رهاسازی می شوند. این قبیل الیسیتورها دامنه میزبانی گسترده ای دارند. برخی ممکن است پس از رخنه بیمارگر به داخل میزبان و در پاسخ به علامت های داده شده توسط میزبان، ساخته و رهاسازی شوند. الیسیتورهای اخیر، شامل هارپین های باکتری ها، بعضی هیدروکسی لیپیدها و برخی پپتیدها و کربوهیدرات ها هستند که هارپین ها واکنش فوق حساسیت و بقیه واکنش های دفاعی ویژه گیاه میزبان همچون تولید فیتو الکسین را بر می انگیزند. الیسیتورها به عنوان تعیین کننده ناپرآزاری بیمارگرها تلقی می شوند، زیرا حضور آنها سبب ایجاد واکنش فوق حساسیت (مقاومت) و شروع به نسخه  برداری از آن عده ژن های گیاهی می شود که اجزای مختلف تشکیل دهنده واکنش دفاعی گیاه را کد می کنند. این اقدامات دفاعی توسط گیاه میزبان به نوبه خود به ناپرآزار شدن بیمارگر منتهی می شود.وقتی که علامت شناسایی اولیه دریافت شده توسط بیمارگر مناسب رشد و گسترش آن باشد، بیماری ایجاد می شود. اگر علامت داده شده فعالیت و رشد بیمارگر را سرکوب کند، بیماری متوقف می شود. ولی چنانچه علامت شناسایی اولیه دریافت شده توسط میزبان یک واکنش دفاعی را در گیاه برانگیزد، فعالیت و رشد بیمارگر ممکن است کند یا متوقف شده و بیماری پیشرفت نکند. در صورتی که الیسیتور سبب سرکوب یا منحرف شدن واکنش های دفاعی گیاه شود، بیماری اتفاق می افتد.جوانه زنی هاگ ها و بذورتقریبا همه بیمارگرها این توانایی را دارند که در مرحله رویشی رشدشان بلافاصله آلودگی را شروع کنند. اسپور قارچ ها و بذر گیاهان عالی انگل ابتدا باید جوانه بزنند. هاگ ها جوانه زده و میسلیومی تولید می کنند که گیاه را آلوده کرده و به داخل میزبان رشد می کنند، یا اینکه لوله تندش کوتاهی تولید میکنند که در نوک آن ساختار عفونی ویژه ای به نام هوستوریوم یا مکینه به وجود می آید. هاگ ها برای جوانه زدن به دمای مناسب و نیز رطوبت به شکل باران، شبنم یا لایه نازکی از آب در سطح گیاه یا دست کم رطوبت نسبی بالا نیاز دارند. شرایط رطوبی باید به مدت کافی برای رخنه بیمارگر به درون میزبان ادامه یابد. در غیر این صورت بیمارگر آب خود را از دست داده و می میرد. بیشتر هاگ ها قادرند بعد از بلوغ و رها شدن، بی درنگ تندش کنند ولی برخی دیگر (که هاگ استراحتی نامیده می شوند) قبل از تندش، به یک دوره خواب که طول آن متغیر است، نیاز دارند. وقتی که یک هاگ جوانه می زند، ابتدا یک لوله تندش یعنی قسمت اول میسلیوم را تولید می کند که می تواند به داخل گیاه میزبان رخنه کند. هاگ های برخی قارچ ها هنگام تندش، انواع دیگری از هاگ ها را تولید می کنند، مثل اسپورانژیوم ها که زئوسپور و تلیوسپورها که بازیدیوسپور تولید می کنند.تراوش مواد غذایی از سطح گیاه اغلب به جوانه زنی هاگ ها کمک می کند. هرچه مقدار مواد غذایی مترشحه (قندها و اسیدهای آمینه) از گیاه بیشتر باشد، تعداد زیادتری از هاگ ها و با سرعت بیشتری جوانه می زنند. در بعضی موارد، جوانه زنی های برخی بیمارگرهای ویژه فقط با تراوش های گیاه میزبان حساس به آن بیمارگر خاص تحریک و انجام می شود. در موارد دیگری ممکن است از جوانه زنی هاگ توسط موادی که از گیاه به داخل آب موجود بر سطح گیاه و پیرامون هاگ رها می شود، و یا توسط موادی که در درون خود هاگ ها یافت می شود، مخصوصا هنگامی که هاگ ها به شدت متراکم باشند (حس کردن حد نصاب)، یا توسط میکروفلور پوده رست موجود در مجاورت هاگ یا بر سطح گیاه ممانعت به عمل آید. انواع میکروارگانیسم های آنتاگونیست که سبب نوعی فقر محیطی از نظر مواد مغذی و ایجاد متابولیت های سمی می شوند، به طور همزمان با قارچ ها در خاک زندگی می کنند. به همین جهت، هاگ بسیاری از قارچ های خاکبرد قادر به جوانه زنی در برخی خاک ها نیستند یا لوله تندش آنها به سرعت متلاشی می شود که این پدیده را قارچ ایستایی یا fungistasis می نامند. خاک هایی که در آنها چنین پدیده ای اتفاق می افتد، خاک های بازدارنده یا سرکوبگر نامیده شده اند. اما معمولا ترشح مواد به وسیله ریشه گیاهان میزبان سبب خنثی سازی پدیده قارچ ایستایی شده و بنابراین، هاگ ها قادر به جوانه زنی و تولید آلودگی خواهند شد.پس از جوانه زنی هاگ، لوله تندش تولید شده می بایست به سمت نقطه حساس گیاه رشد کرده و یا اسپور ثانوی متحرک (زئوسپور) باید به طرف جایگاهی در سطح گیاه حرکت کند که بتواند در آن رخنه ایجاد شود. تعداد، طول و سرعت رشد لوله های تندشی، شمار زئوسپورها و توان جنبشی آنها ممکن است تحت تأثیر شرایط محیطی مثل حرارت و رطوبت، همچنین نوع و مقدار تراوش های موجود بر سط گیاه و میکروفلور پودہ رست قرار داشته باشد.رشد لوله تندش به سمت جایگاه های مناسب برای رخنه موفق به وسیله چند عامل کنترل می شود که مهم ترین آنها عبارتند از رطوبت یا محرک های شیمیایی بیشتر مرتبط با منافذی چون زخم های روزنه ها و عدسک ها؛ واکنش های تماسی نسبت به توپوگرافی سطح برگ که منجر به رشد عمودی لوله تندش در محل برجستگی های کوتیکولی پیرامون روزنه ها و نهایتا رسیدن لوله تندش به روزنه می شود؛ و عکس العمل تغذیه ای لوله تندش به تغییرات غلظت قندها و اسیدهای آمینه موجود در طول ریشه.جهت حرکت اسپورهای متحرک (زئوسپورها) هم به وسیله عوامل مشابهی تنظیم (کنترل) می شود که عبارتند از: مواد شیمیایی محرک تراویده از روزنه ها، زخم ها یا ناحیه دراز شدن ریشه، محرک های فیزیکی مرتبط با ساختمان روزنه های باز، و شیب مواد غذایی موجود در زخم ها و تراوش های ریشه.بذور گیاهان انگل با تولید یک ریشه چه جوانه می زنند که یا مستقیما در گیاه میزبان رخنه کرده، یا اینکه ابتدا تولید گیاهچه ای می کند که متعاقبا به وسیله اندام های تغذیه ای ویژه ای به نام مکینه (هوستوريوم) به گیاه میزبان نفوذ می کند. اکثر شرایط شرح داده شده که بر روی جوانه زنی هاگ ها و جهت رشدی لوله تندشی آنها تأثیر دارند، در مورد ریشه چه بذور هم صدق می کنند. بسیاری از قارچ ها نیز هوستوریوم تولید میکنند.</description>
                <category>hoseinghoshooni</category>
                <author>hoseinghoshooni</author>
                <pubDate>Sun, 10 Nov 2019 01:37:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مراحل پیشرفت بیماری(چرخه بیماری)</title>
                <link>https://virgool.io/@hoseinghoshooni/%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D9%84-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D8%B1%D9%81%D8%AA-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C%DA%86%D8%B1%D8%AE%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-y9uvylmfslmm</link>
                <description>در هر بیماری واگیردار، یک رشته رخدادهای مشخص پیاپی به وقوع می پیوندد که به ایجاد بیماری و تداوم حیات بیمارگر منجر می گردد. این تسلسل رخدادها چرخه یا دوره بیماری نامیده می شود. گاهی چرخه یک بیماری تطابق خیلی نزدیک با چرخه (دوره) زندگی بیمارگر دارد. اما دوره بیماری قبل از اینکه به زندگی بیمارگر مرتبط باشد،بیشتر به ظهور، توسعه و تداوم بیماری بر اثر بیمارگر مربوط می شود. دوره بیماری شامل تغییرات ایجاد شده در گیاه، نشانه های بیماری، نیز تغییرات بیمارگر و تکرار بیماری در طول یک فصل زراعی تا فصل بعدی می شود. رخدادهای اصلی در یک دوره بیماری عبارتند از: تماس مایه تلقیح با گیاه (مایه زنی)، رخنه، استقرار عفونت، کلنیزه کردن (گسترش)، رشد و تکثیر بیمارگر، انتشار و بقاء یا زنده مانی بیمارگر، یعنی زمستان گذرانی یا تابستان گذرانی عامل بیماری. در برخی بیماری ها در یک دوره بیماری ممکن است چندین چرخه عفونی تکرار شود.1) تلقيحتلقیح یا مایه زنی ، برقراری تماس اولیه بیمارگر با یک گیاه در محلی است که امکان آلودگی وجود داشته باشد. بیمارگر، یا بیمارگرهایی که بر روی گیاه فرود می آیند و یا به هر صورت دیگر با گیاه تماس حاصل می کنند، مایه تلقیح یا زاد مایه خوانده می شوند. مایه تلقيح بخشی از یک بیمارگر است که بتواند آغازگر عفونت یا آلودگی باشد، لذا در قارچ ها مایه تلقیح ممکن است قطعات ریسه، هاگ ها و سختینه یا اسکلروت (توده فشرده ای از ریسه) باشد. در بیماری های ناشی از باکتری ها، مولیکوت ها، پروتوزوئرها، ویروس ها و ویروئید ها، مایه تلقیح همیشه واحد های کاملی از هرکدام از این بیمارگرها  است. در نماتودها ممکن است مایه تلقیح به صورت نماتودهای بالغ، لارو و یا تخم نماتود باشد. در گیاهان عالی انگل مایه می تواند به صورت قطعات گیاهی یا بذر آنها باشد، زاد مایه ممکن است از یک بیمارگر منفرد مانند یک هاگ و یا یک اسکلروت پر سلولی و یا از میلیون ها عدد بیمارگر، مانند باکتری های موجود در قطره آب تشکیل شده باشد. یک واحد مایه تلقیح از هر بیمارگری را زاد مایه می نامند.انواع مایه تلقيحزادمایه ای که زمستان یا تابستان را به حالت نهفته زنده مانده و باعث شروع بیماری در بهار یا اوایل پائیز می شود، مایه تلقيح اولیه و بیماری یا عفونت حاصله را آلودگی اولیه&quot; می نامند. مایه تلقیح حاصل از عفونت های اولیه را مایه تلقيح ثانویه می نامند که آن نیز به نوبه خود عفونت ثانویه را باعث می شود. معمولا، هر قدر که میزان مایه اولیه بیشتر و به گیاه نزدیکتر باشد، بیماری و خسارت ناشی از آن شدیدتر خواهد بود.منابع مایه تلقيحدر بعضی بیماری های قارچی و باکتریایی گیاهان چند ساله مثل درختان و بوته ها، مایه تلقیح بر روی شاخه ها، تنه یا ریشه درختان تولید می شود. گاهی اوقات مایه تلقیح در پسماند گیاهی و یا خاک مزرعه ای که گیاه در آن کاشته شده وجود دارد و گاهی نیز مایه همراه بذر، نشاء، غده یا سایر اندام های تکثیری وارد مزرعه می شود. سرانجام، گاهی هم بیمارگر از خارج مزرعه وارد می شود. منابع خارجی مایه تلقیح ممکن است گیاهان یا مزارع مجاور و یا مزارع خیلی دور باشد. در بسیاری از بیماری ها، به خصوص بیماری های گیاهان یکساله، مایه تلقیح بر روی علفهای هرز چند ساله یا میزبان های متناوب، زنده مانده و هر ساله از این گیاهان به گیاه زراعی یکساله یا سایر گیاهان منتقل می شود. قارچ ها، باکتری ها، گیاهان عالی انگل و نماتودها، مایه تلقیح خود را یا بر سطح گیاه بیمار تولید می کنند و یا اینکه بعد از مرگ و متلاشی شدن بافت های گیاه بیمار به سطح میزبان می رسند. ویروس ها، ویروئیدها، مولیکوت ها، باکتری های سخت کشت آوندی و پروتوزوئرها مایه تلقیح خود را در درون گیاهان تولید کرده و مایه آنها تقریبا هیچگاه به طور طبیعی به سطح گیاه نمی رسد. و لذا این گونه مایه تلقیح به وسیله نوعی ناقل، مثل یک حشره، از گیاهی به گیاه دیگر منتقل می شود.فرود یا ورود مایه تلقيحمایه تلقيح اکثر بیمارگرها توسط جریان باد، آب و حشرات و به صورت غیرفعال به گیاهان میزبان منتقل می شود. مایه تلقیح هوابرد، نه تنها توسط نیروی ثقل بلکه با شسته شدن توسط باران از هوا به سطح گیاهان می رسد. تنها بخش بسیار کوچکی از مایه تلقیح تولید شده،عملا بر روی گیاه حساس قرار می گیرد؛ بخش عمده آن روی اشیائی فرود می آید که نمی توانند آلوده شوند. برخی از انواع مایه تلقیح در خاک مانند زئوسپورها و نماتودها ممکن است بر اثر مواد تراوش شده از ریشه ها مانند قندها و اسیدهای آمینه به سمت ریشه جذب شوند. بیمارگرهای که ناقل دارند، با راندمان بسیار بالایی به گیاه میزبان منتقل می شوند.</description>
                <category>hoseinghoshooni</category>
                <author>hoseinghoshooni</author>
                <pubDate>Sat, 09 Nov 2019 00:05:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پارازیتیسم و ایجاد بیماری</title>
                <link>https://virgool.io/@hoseinghoshooni/%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D8%AA%DB%8C%D8%B3%D9%85-%D9%88-%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-wraheqqeanrv</link>
                <description>بیمارگرهای گیاهی در زمره همان موجوداتی هستند که بیماری های انسان و حیوانات را سبب می شوند. افزون بر این، گیاهان ممکن است به وسیله تعدادی گیاه انگل هم مورد حمله قرار گیرند. به استثنای برخی بیمارگرهای گیاهی که توسط حشرات منتقل می شوند و بعضی از آنها هم در گیاه و هم در حشره ناقل بیماریزا هستند، هیچ کدام از گونه های بیمارگر گیاهان، انسان یا جانوران را آلوده نمی کنند.بیماری های واگیردار آنهایی هستند که بر اثر آلودگی به وسیله نوعی بیمارگر به وجود می آیند. در این قبیل بیماری ها، عامل بیماری به سرعت در میزبان آلوده رشد و تکثیر یافته، از گیاهان مبتلا به گیاهان سالم بیشتری سرایت کرده و منجر به بروز همه گیری در مقیاس کوچک یا بزرگ می شود.پارازیتیسم و بیمارگریموجودی که روی موجود دیگر یا درون آن زندگی و غذای مورد نیاز خود را از میزبان دریافت می کند، پارازیت یا انگل نامیده می شود. بنابراین، به کسب غذا از میزبان به وسیله انگل، پارازیتیسم یا زندگی انگلی گفته می شود. انگل گیاهی، موجودی است که رابطه زیستی نزدیک با گیاه داشته و ماده غذایی لازم برای ادامه زندگی خود را از گیاه دریافت می کند. کسب آب و مواد غذایی از گیاه توسط انگل، باعث کاهش راندمان رشد طبیعی گیاه شده و برای ادامه رشد و تولید مثل آن زیان آور می شود. بنابراین، در موارد بسیاری زندگی انگلی با پیدایش بیماری یا توانایی بیمارگر در ایجاد بیماری ارتباط نزدیک دارد. همان گونه که توانایی در رخنه و استقرار انگل در گیاه میزبان، معمولا به بروز حالت بیماری منجر می شود .در برخی از حالات انگلی، مانند موارد باکتری غده ریشه حبوب یا آلوده شدن ریشه بیشتر گیاهان گلدار به قارچ های تولیدکننده میکوریز، هردو موجود یعنی گیاه میزبان و میکروارگانیسم به رشد یکدیگر کمک می کنند و این پدیده ها را همزیستی یا سیمبیوز می نامند.در بیشتر بیماری های گیاهی میزان خسارت حاصل از بیماری بسیار بیش از آن است که صرفا بر اثر کسب مواد غذایی توسط انگل به وجود می آید. این صدمه اضافی درنتیجه ترشح مواد توسط انگل یا ترشح موادی به وسیله خود میزبان در پاسخ به تحریکات بیمارگر حاصل می شود. در بافت هایی که تحت تأثیر این ترشحات قرار دارند، ممکن است تنفس افزایش یابد، سلول ها تجزیه شوند، گیاه پژمرده شده، برگ ها بریزند، سلول ها رشد و تکثیر غیرعادی نمایند یا برخی اجزای سلولی از قبیل کلروفيل منهدم شوند. به نظر نمی رسد که این شرایط به خودی خود مناسب حال انگل باشند. بنابراین، میزان یا شدت خسارت یک انگل همیشه متناسب با مقدار کسب مواد غذایی از میزبان نیست. به عبارت دیگر، توان نسبی یک بیمارگر در بیمارگری را می توان به عنوان توانایی بیمارگر در ایجاد اختلال در یک یا چند عمل عمده گیاه دانست. در اغلب موارد انگل بودن (پارازیتیسم) نقش مهمی در بیمارگری (بیماریزایی) دارد ولی همیشه عمده ترین نقش را ندارد.انگل گیاهی دارواش، زیبا اما خطرناکاز میان گروه های متعدد موجودات زنده، فقط اعضای معدودی از بعضی گروه ها می توانند انگل گیاهان بشوند. این گروه ها شامل قارچ ها، باکتری ها، مولیکوت ها، گیاهان عالی انگل، جلبک های سبز انگل، نماتودها، پروتوزوئرها، ویروس ها و ویروئیدها هستند. این موجودات، انگل های موفقی هستند زیرا می توانند به گیاه میزبان حمله و از آن تغذیه کرده، در آن تکثیر شوند و شرایط طبیعی محیط زیست گیاه را تحمل کنند. بعضی انگل ها، شامل ویروس ها، ویروئیدها، مولیکوت ها، برخی باکتری های سخت کشت، نماتودها، پروتوزوئرها و قارچ های عامل سفیدک های پودری و کرکی و زنگ ها موجودات زیواپرور هستند. اینها در طبیعت فقط بر روی میزبان های زنده رشد و تولید مثل میکنند و به این دلیل آنها را انگل اجباری می نامند. انگل های دیگر (بیشتر قارچها و باکتری ها) قادرند برروی میزبان زنده، غیرزنده و انواع محیط های کشت زندگی کنند و انگل های غیر اجباری نامیده می شوند. در برخی انگل های غیر اجباری بخش عمده دوره زندگی به حالت انگلی است ولی تحت شرایط خاصی ممکن است بر روی مواد آلی بی جان و به حالت پوده رست زندگی کنند. این امگل ها نیمه زیواپرور یا پوده رست اختیاری نامیده می شوند. گروه دیگری از انگل های غیر اجباری بیشتر اوقات بر روی مواد آلی غیر زنده زندگی و نشونما کرده و مرده پرور نامیده می شوند ولی تحت شرایط خاصی ممکن است به گیاهان زنده حمله کرده و حالت انگلی پبدا کنند که در آن صورت انگل های اختیاری نامیده می شوند. میزان انگلی بودن یک بیمارگر معمولا متناسب با شدت بیماری ایجاد شده به وسیله آن نیست. همچنان که بسیاری از بیماری های ناشی از بیمارگرهای با قدرت انگلی اندک، خساراتی بیشتر از بیماری های ناشی از برخی انگل های اجباری وارد می کنند. علاوه بر این، بعضی از بیمارگرها مانند کپک های لعابی و عوامل کیک دوده ای بدون اینکه انگل باشند، صرفا با پوشاندن سطح گیاهان سبب بیماری در آنها می شوند.عموما انگل های اجباری و غیر اجباری از نظر چگونگی حمله به گیاه میزبان و تغذیه از آن با هم تفاوت دارند. بسیاری از انگل های غیر اجباری با ترشح آنزیم هایی سبب متلاشی شدن اجزای سلول گیاهان شده و به تنهایی یا به کمک توکسین های تولید شده، باعث تجزیه و مرگ سلول ها می شوند. سپس، بیمارگر مهاجم از محتویات این سلول ها برای رشد خود استفاده می کند. روند عمل بسیاری از قارچ ها و باکتری ها به این شیوه است و نتیجتا به شکل مرده پرور بر روی مواد غیرزنده در درون گیاه زنده به سر می برند. این روش تغذیه، مانند شیوه تغذیه موجودات پوده رست است. از سوی دیگر، تمام انگل های اجباری و (برخی غیر اجباری ها) از همان ابتدا سلول های میزبان را نمی کشند، بلکه مواد غذایی مورد نیاز خود را با رخنه به سلول های زنده یا برقراری تماس نزدیک با آنها کسب می کنند. ارتباط این بیمارگرها با میزبانانشان بسیار نزدیک است و درنتیجه، مواد غذایی که باید معمولا به مصرف رشد میزبان برسد، به طور مداوم جذب این بیمارگرها می شود. مصرف مواد غذایی به وسیله انگل گرچه رشد میزبان را محدود می کند و سبب بروز نشانه بیماری می شود، ولی همیشه میزبان را نمی کشد. در مورد انگل های اجباری، مرگ سلول های میزبان ادامه رشد انگل را محدود کرده و ممکن است باعث مرگ آن نیز بشود.پارازیته شدن گیاهان اهلی پدیده ای متداول است. برای مثال در آمریکای شمالی، بیش از ۸۰۰۰ گونه قارچ سبب تولید نزدیک به 1000 نوع بیماری و حداقل ۲۰۰ باکتری، حدود ۷۵ مولیکوت، بیش از هزار ویروس مختلف و ۴۰ ویروئید، و بیش از ۵۰۰ گونه نماتد به گیاهان حمله ور می شوند. اگر چه حدود ۲۵۰۰گونه گیاه انگل وجود دارد که بر روی گیاهان دیگر حالت انگلی دارند ولی تعداد اندکی از آن ها انگل های خطرناک گیاهان زراعی هستند. گیاه گوجه فرنگی به تنهایی مورد حمله ۴۰ گونه قارچ، 7 باکتری، ۱۶ ویروس، چندین مولیکوت و چندین گونه نماتد قرار می گیرد. این تعداد بیماری برای یک گیاه مزروعی تعداد متوسطی است، چرا که ذرت 100، گندم 80 ، سیب درختی و سیب زمینی هرکدام 80 تا 100 بیماری دارند. خوشبختانه فقط برخی از مجموعه بیماری های هر گیاه در یک منطقه خاص وجود دارد و در هر سال فقط تعداد کمی از این بیماری ها شدت پیدا می کنند.دامنه میزبانی بیمارگرهابیمارگرها از لحاظ انواع گیاهانی که مورد حمله قرار می دهند، نوع بافت و اندام هایی که آلوده می کنند و از نظر سن اندام های بافت های گیاهی که بر روی آنها رشد می کنند، از یکدیگر متفاوتند. برخی بیمارگرها فقط به یک گونه، عده ای به یک جنس و شماری هم به تیره های بسیاری از گیاهان حمله می کنند. بعضی بیمارگرها اختصاصا روی ریشه گیاه میزبان رشد می کنند، عده ای روی ساقه و بعضی عمدتا روی برگ ها و میوه ها یا سبزی های گوشتی رشد می کنند. بعضی بیمارگرها مانند انگل های آوندی ممکن است فقط به بافت های خاص مثل آوندهای چوبی و آبکشی حمله کنند. عده ای دیگر بر روی بخش های مختلف یک گیاه اثرهای گوناگونی ایجاد می کنند. از نظر سن گیاه هم برخی بیمارگرها به گیاهچه ها یا بخش های جوان و ترد گیاه حمله می کنند در حالی که عده ای دیگر فقط بافت های مسن و بالغ را مورد حمله قرار می دهند.بسیاری از انگل های اجباری از نظر نوع میزبان کاملا اختصاصی عمل می کنند، شاید به این علت که به موازات میزبانانشان تکامل یافته اند و مواد غذایی مورد نیازشان فقط به وسیله این میزبان های خاص تأمین می شود. با وجود این بسیاری از ویروس ها و نماتود ها هر چند انگل های اجباری اند، ولی به گیاهان میزبان گوناگونی حمله می کنند. انگل های غیر اجباری به خصوص قارچ هایی که به ریشه، ساقه یا میوه گیاهان حمله می کنند، می توانند به انواع زیادی از گیاهان و در سنین مختلف حمله ور شوند به این علت که این انگل ها مواد سمی یا آنزیم های غیراختصاصی تولید می کنند که بر روی فرایندهای عادی و مشترک در بین گیاهان اثر می گذارند. بنابراین برخی انگل های غیر اجباری فقط یک یا چند گونه گیاه را بیمار می کند. به هر حال، تعداد گونه های گیاهی حساس به یک بیمارگر که تا کنون شناسایی شده است، کمتر از شمار واقعی آن در طبیعت است. زیرا از میان هزاران گونه گیاه تنها حساسیت چند گونه معدود در برابر هر بیمارگر مطالعه شده است. به علاوه، به علت بروز تغییرات ژنتیکی، یک بیمارگر ممکن است میزبان هایی را که قبلا در برابر آن مصون بوده اند، مورد حمله قرار دهد. در هر صورت، باید توجه داشت که هرگونه گیاهی فقط می تواند مورد حمله تعداد نسبتا اندکی از کلیه بیمارگرهای شناسایی شده قرار گیرد.ایجاد بیماری در گیاهانهرگاه گیاه مورد حمله یک بیمارگر قرار گیرد یا عامل غیرزنده ای بر آن تأثیر بگذارد، در اکثر موارد گیاه دچار بیماری می شود. بنابراین، در مورد اول برای بروز بیماری دست کم دو عامل (گیاه و بیمارگر) باید با یکدیگر در تماس و تعامل باشند. اگر در موقع ارتباط این دو عامل با یکدیگر و یا برای مدتی پس از آن شرایط جوی نامناسب باشد، مثلا خیلی سرد، گرم و یا خشک شده و یا تغییرات شدید دیگری اتفاق افتد، بیمارگر ممکن است توانایی حمله به گیاه را نداشته باشد یا اینکه گیاه ممکن است در مقابل حمله بیمارگر مقاومت کند. بنابراین به رغم تماس گیاه و بیمارگر، بیماری ایجاد نخواهد شد. بنابراین، به نظر می رسد که برای بروز بیماری، یک جزء سومی (مجموعه شرایط محیطی در یک دامنه مساعد) هم باید وجود داشته باشد. هریک از این سه جزء (یا عوامل) قابلیت تغییرات زیادی دارند و اگر یکی از آنها تغییر کند، این دگرگونی برروی شدت بیماری در تک تک گیاهان و نهایتا بر روی یک جمعیت گیاهی تأثیر می گذارد. برای مثال، گونه یا رقم خاصی از یک گیاه ممکن است کم و بیش به یک بیمارگر مقاوم بوده یا خیلی جوان تر و یا خیلی مسن تر از آن باشد که بیمارگر ترجیح می دهد. یا اینکه گیاهان در منطقه وسیعی از نظر ژنتیکی یکدست باشند. همه این فاکتورها عواملی هستند که سبب کاهش یا افزایش سرعت ایجاد بیماری توسط یک بیمارگر به خصوص می شوند. به همین ترتیب، بیمارگر ممکن است از یک نژاد پرآزار بوده و جمعیت آن کم یا خیلی زیاد باشد. از نظر دوره زندگی نیز ممکن است در مرحله جنگی بوده یا نیاز به لایه نازکی از آب با یک ناقل اختصاصی داشته باشد. سرانجام، محیط هم بر روی رشد و مقاومت گیاه میزبان ، سرعت رشد، ازدیاد و پر آزاری بیمارگر و پراکنش آن به وسیله عواملی مانند باد، آب، ناقلان و غیره مؤثر است.مثلث بیماریاغلب برهمکنش این سه جزء بیماری به شکل یک مثلث، که مثلث بیماری نامیده می شود، نشان داده شده است.هر ضلع این مثلث، نمایانگر یکی از سه جزء بیماری است. طول هر ضلع متناسب است با مجموع ویژگی های آن جزء که سبب افزایش بیماری می شود. برای مثال، اگر گیاهان مقاوم باشند، در سنین نامناسب برای بیماری، یا با فاصله زیاد از یکدیگر کاشته شده باشند طول ضلع مربوط به میزبان کوچک و میزان بیماری خیلی کم یا صفر خواهد بود. برعکس، اگر گیاهان حساس بوده، در مرحله رشدی حساس به بیماری و متراکم کاشته شده باشند، طول ضلع مربوط به میزبان نیز بلند و مقدار بالقوه بیماری زیاد خواهد بود. به همین ترتیب، هراندازه بیمارگر پرآزارتر، فراوان تر و فعال تر باشد، ضلع مربوط به بیمارگر بلندتر و ظرفیت میزان بیماری بیشتر خواهد بود. همچنین، هر اندازه شرایط محیطی (دما، رطوبت و باد) برای بیمارگر مساعدتر بوده یا سبب کاهش مقاومت گیاه شود، باعث افزایش مقدار بیماری و بلندتر شدن ضلع مربوط به محیط می شود. اگر سه جزء مثلث بیماری قابل اندازه گیری شوند، آنگاه مساحت مثلث نمایانگر مقدار بیماری در یک گیاه یا یک جمعیت گیاهی خواهد بود. اگر کمیت هرکدام از این سه جزء صفر باشد، بیماری به وجود نمی آید. گاه در مثلث بیماری عناوین سه جزء بیماری (گیاه میزبان، بیمارگر و محیط) به جای اینکه در کنار ضلع های مثلث نوشته شوند در راس های آن نوشته می شوند.</description>
                <category>hoseinghoshooni</category>
                <author>hoseinghoshooni</author>
                <pubDate>Wed, 06 Nov 2019 00:19:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گیاهان و بیماری ( آیا گیاهان نیز درد می کشند؟)</title>
                <link>https://virgool.io/@hoseinghoshooni/%DA%AF%DB%8C%D8%A7%D9%87%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%DA%AF%DB%8C%D8%A7%D9%87%D8%A7%D9%86-%D9%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%AF-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D8%B4%D9%86%D8%AF-rxuxtknjonwg</link>
                <description>گیاهان به صورت درختان، علف ها، گل ها و غیره، عمده محیط زنده زمین را تشکیل می دهند. گیاهان همچنین به طور مستقیم یا غير - مستقیم تمام غذای انسان و حیوانات را تأمین می کنند. حتی گوشت، شیر و تخم مرغ که انسان ها و دیگر گوشتخواران مصرف می کنند، از حیواناتی به دست می آیند که خود برای غذا به گیاهان وابسته اند. گیاهان تنها موجودات عالی هستند که می توانند انرژی خورشیدی را به صورت انرژی قابل استفاده شیمیایی در کربوهیدرات ها، پروتئین ها و چربی ها ذخیره کنند. تمام حیوانات از جمله انسان برای ادامه حیات به این مواد گیاهی وابسته اند. گیاهان اعم از مزروعی و غیر مزروعی، تا زمانی که خاک مواد غذایی و رطوبت کافی برای آنها فراهم کند، نور کافی به برگ های آنها برسد و دما در دامنه (عادی) باقی بماند، می توانند به خوبی رشد کرده و محصول بدهند. اما گیاهان، بیمار هم می شوند. گیاهان بیمار قادر به رشد و نمو و تولید محصول مناسب نیستند، انواع نشانه ها را از خود بروز می دهند و اغلب بخش هایی از گیاه و گاه تمام آن می میرند. اما آیا گیاهان احساس درد و ناراحتی می کنند یا خیر؟عواملی که در گیاهان تولید بیماری می کنند، آن ها یا شبیه همان هایی هستند که در انسان و حیوانات نیز تولید بیماری می کنند. این عوامل شامل میکروارگانیسم های بیمارگر مانند ویروس ها، باکتری ها، قارچ ها، جانوران تک یاخته ای، نماتودها و نیز شرایط نامساعد محیط همچون کمبود یا فزونی مواد غذایی، رطوبت، نور و وجود مواد سمی در هوا و خاک است. گیاهان همچنین تحت فشار رقابت گیاهان ناخواسته (علف های هرز) قرار دارند و اغلب از حمله حشرات آسیب می بینند. با وجود این، خسارات وارده به گیاهان توسط حشرات، انسان ها یا حیوانات دیگر، معمولا در زمره مطالعات بیماری شناسی گیاهی قرار نمی گیرند.بیماری شناسی گیاهی، مطالعه موجودات زنده و عوامل محیطی است که موجب بیماری در گیاهان می شوند، بررسی مکانیسم های برانگیختن بیماری در گیاه توسط این عوامل است و مطالعه روش های کنترل یا جلوگیری از بیماری ها و یا کاهش خسارت وارده توسط آنهاست. بیماری شناسی گیاهی برای گیاهان عمدتا همان چیزی است که پزشکی برای انسان و دامپزشکی برای دام هاست. هرکدام از این رشته ها شامل مطالعه عوامل، مکانیسم ها و کنترل بیماری ها در موجوداتی که با آن سر و کار دارد ( به ترتیب گیاهان، انسان ها و حیوانات) می باشد.بیماری های گیاهی کنترل نشده، ممکن است به کاهش غذا و افزایش قیمت مواد غذایی و یا افت کیفیت مواد غذایی منتج شوند. محصول به دست آمده از گیاه بیمار، گاه ممکن است زهر آلود و برای مصرف نامناسب باشد. برخی بیماری های گیاهی ممکن است یک گونه گیاهی را به طور کامل نابود کنند و زیبایی و چشم انداز محیط را نیز تحت تأثیر قرار دهند. کنترل بیماری های گیاهی منجر به تولید غذای بیشتر با کیفیت بهتر و محیطی از نظر زیباشناسی خوش تر می گردد. اما هزینه مواد، وسایل و نیروی کاری که در کنترل بیماری ها به کار می رود و گاه هزینه های نه چندان آشکار دیگر مانند آلودگی محیط بر دوش مصرف کنندگان است.مفهوم بیماری در گیاهانگیاهان احساس &quot;لامسه&quot; دارند و زمانیکه برگ آن‌ها آسیب می‌بیند و یا جراحت برمی‌دارد، درد را احساس می‌کنند و از خود پاسخ دفاعی نشان می‌دهند. تحقیقات جدید نشان می‌دهد، در برگ‌های گیاهان، سیگنال‌های درد وجود دارد. این سیگنال‌ها مشابه با سیگنال‌های درد موجود در بدن انسان است.سیگنال‌ها، گیاه را از وجود خطر آگاه می‌سازند و به برگ‌ها هشدار می‌دهند. دانشمندان معتقدند، این پاسخ گیاه، دفاعی در برابر حشرات گرسنه محسوب می‌شود. سیگنال‌های دفاعی گیاهان به اندازه‌ای حساس است که حتی ردپاهای کوچک یک هزارپا را نیز متوجه می‌شوند. محققان دانشگاه ویسکانسین (Wisconsin) این تحقیق را انجام دادند. از آنجا که گیاهان نمی توانند با ما سخن بگویند یا به طریق دیگر با ما ارتباط برقرار سازند، مشکل است که ما دقیق تعیین کنیم که کی یک گیاه بیمار است. این اصل پذیرفته شده که اگر گیاهی بتواند وظایف فیزیولوژیکی خود را تا آنجا که ظرفیت ژنتیکی آن اجازه می دهد به نحو احسن انجام دهد، چنین گیاهی سالم یا عادی است. در یک گیاه سالم، یاخته های مریستمی (كامبيوم) برحسب نیاز تقسیم می شوند و تمایز می یابند. انواع مختلفی از یاخته های تخصص یافته، آب و مواد غذایی را از خاک جذب و به تمام بخش های گیاهی منتقل می سازند، فتوسنتز انجام می دهند و حاصل آن را منتقل و متابولیزه یا ذخیره سازی می کنند و بذر یا اندام های باروری دیگر به منظور ادامه حیات و تکثیر تولید می نمایند. هرگاه در قابلیت سلول های گیاه یا اندام گیاهی برای انجام یک یا چند وظیفه اساسی، توسط میکروارگانیسم های بیمارگر یا عوامل نامساعد محیطی، اختلالی ایجاد شود که فعالیت عادی یاخته ها برهم بخورد، تغییر کند و یا از انجام آن جلوگیری به عمل آید، یاخته ها بد عمل می کنند یا می میرند و گیاه بیمار می شود. در آغاز، ابتلا به بیماری موضعی و محدود به یک یا چند یاخته و ناپیدا است. ولی به زودی، واکنش گسترش می یابد و در قسمت های مبتلای گیاه تغییراتی ایجاد می شود که با چشم غیر مسلح نیز قابل تشخیص است. این تغییرات قابل دید، نشانه های بیماری نامیده می شوند. تغییرات زیان بار قابل دید یا درخور سنجش به طرق دیگر که در واکنش به آلودگی یک میکروارگانیسم یا عامل نامساعد محیطی در گیاه به وجود می آید، برآوردی از میزان بیماری است. بنابراین ما می توانیم تعریف زیر را ارائه دهیم:بیماری گیاهی عبارت است از یک سری واکنش های قابل دید یا غیرقابل دید یاخته ها و بافت های گیاه به میکروارگانیسم بیمارگر یا عامل محیطی است که منجر به تغییرات زیان بار در شکل، آنها را با این گیاه می شود و ممکن است به ناتوانی یا مرگ تمام گیاه یا بخشی از آن منجر گردد.نوع یاخته ها و بافت هایی که مبتلا می شوند تعیین کننده نوع فعالیت فیزیولوژیکی است که زودتر مختل می شود. به عنوان مثال، آلودگی ریشه ها ممکن است سبب پوسیدن و در نتیجه ناتوانی آنها در جذب آب و مواد غذایی از خاک شود؛ آلودگی آوند های چوبی انتقال آب و املاح به تاج گیاه را مختل می سازد؛ آلودگی برگ ها آنچنان که در لکه برگی ها، سوختگی ها، زنگ ها، سفیدک ها، موزائیک ها و غیره متداول است، فتوسنتز را مختل می کند؛ آلودگی یاخته های آبکشی در رگبرگ و در پوست ساقه و شاخه، همانند آنچه در شانكرها و بیماری های ناشی از ویروس ها، مولیکوت ها و پروتوزوئرها متداول است، انتقال محصول فتوسنتز (شیره پرورده) به سمت پائین را مختل می نماید؛ و آلودگی گل ها و میوه ها در تولید مثل گیاه اختلال ایجاد می کند. گرچه در اکثر بیماری ها سلول های آلوده ضعیف شده یا می میرند، در برخی بیماری ها، مثلا در گال طوقه، یاخته های آلوده در مقایسه با یاخته های عادی، وادار به تقسیم سریع تر (هیپرپلازيا) با رشد خیلی بیشتر (هیپرتروفی) و تولید برآمدگی (غده) یا اندام های غیرعادی می شوند.میکروارگانیسم های بیمارگر یعنی عوامل زنده قابل انتقال مولد بیماری که عموما بیمارگر (پاتوژن) نامیده می شوند، معمولا با برهم زدن متابولیسم یاخته های گیاه از راه تولید آنزیم ها، توکسین ها (زهرابه ها)، هورمون ها و یا مواد دیگر و نیز از طریق جذب مواد غذایی یاخته ها برای مصرف خود، در گیاه تولید بیماری می کنند. برخی بیمارگرها نیز ممکن است با رشد و تکثیر در آوندهای چوبی و یا آوندهای آبکشی گیاه، راه حرکت آب به سمت بالا و یا حرکت قندها به سمت پائین را سد کنند. عوامل محیطی زمانی ممکن است در گیاه تولید بیماری کنند که عوامل غیرزنده ای مانند دما، رطوبت، مواد غذایی معدنی و آلوده کننده های محیط در سطوحی بالاتر یا پائین تر از حد قابل تحمل گیاه وجود داشته باشند.انواع بیماری های گیاهیده ها هزار بیماری، گیاهان مزروعی و غیر مزروعی را مبتلا می سازند به طور متوسط تعداد بیماری هایی که هر نوع گیاه زراعی را مبتلا می سازند، درحدود یکصد و یا بیشتر است. برخی بیمارگرها تنها یک واریته از یک گیاه را مبتلا می سازند. پارهای دیگر در ده ها و حتی صدها گونه گیاه تولید بیماری می کنند. بیماری های گیاهی گاه بر حسب نشانه هایی که ایجاد می کنند، گروه بندی می شوند (مثلا پوسیدگی های ریشه، پژمردگی ها، لکه برگی ها، سوختگی ها، زنگ ها، سیاهکها)، گاه برحسب اندامی از گیاه که مبتلا می شود (بیماری های ریشه، بیماری های ساقه، بیماری های شاخ و برگ)، یا برحسب نوع گیاهانی که مبتلا می شوند (بیماری های گیاهان زراعی، بیماری های سبزی ها، بیماری های چمن و غیره). یکی از ملاک های مفید برای گروه بندی بیماری ها، نوع بیمارگری است که تولید بیماری می کند. حسن این نوع گروه بندی این است که با مشخص شدن عامل بیماری، بلافاصله توسعه و گسترش احتمالی بیماری و نحوه مبارزه با آن تداعی می شود. بر این اساس می توان بیماری های گیاهی را به نحو زیر طبقه بندی کرد:الف – بیماری های گیاهی عفونی ( ناشی از عوامل زنده)1) بیماری های ناشی ار قارچ ها2) بیماری های ناشی از پروکاریوت ها ( باکتری ها و مولیکوت ها )3) بیماری های ناشی از انگل های گلدار و جلبک های سبز4) بیماری های ناشی از ویروس ها و ویرویید ها5) بیماری های ناشی از نماتد ها6) بیماری های ناشی از پروتوزوئر هاب – بیماری های گیاهی غیر عفونی1) بیماری های ناشی از دمای پایین یا بالا2) بیماری های ناشی از کمبود یا زیادی رطوبت خاک3) بیماری های ناشی از کمبود یا زیادی نور4) بیماری های ناشی از فقدان اکسیژن5) بیماری های ناشی از آلودگی هوا6) بیماری های ناشی از کمبود غذایی7) بیماری های ناشی از سمیت مواد معدنی8) بیماری های ناشی از اسیدی یا قلیایی بودن خاک9) بیماری های ناشی از سمیت آفت کش ها10) بیماری هایی که در اثر عملیات زراعی نامناسب تولید می شوند.</description>
                <category>hoseinghoshooni</category>
                <author>hoseinghoshooni</author>
                <pubDate>Fri, 01 Nov 2019 00:59:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>د.د.ت (D.D.T)</title>
                <link>https://virgool.io/@hoseinghoshooni/%D8%AF%D8%AF%D8%AA-ddt-ey5jhex8ty63</link>
                <description>د.د.ت با نام شیمیایی دی کلرو دی فنیل تری کلرو اتان (Dichloro Diphenyl Trichloro Ethan) و با فرمول بسته C14H9Cl5، یکی از ترکیبات مهم و اساسی دسته اول از ترکیبات کلره سنتتیک است که با جایگزینی دو گروه کلرو فنیل در مولکول تری کلرو اتان به دست می آید. د.د.ت به دلایل سادگی تهیه، ثبات زیاد و طیف وسیع حشره کشی، بسیار مورد توجه شیمیدان ها و متخصصین کنترل آفات قرار گرفت و اولین ترکیبی بود که جایگزین ترکیبات معدنی آفت کش و ترکیبات گیاهی شد.خواص فیزیکی د.د.ت١- د.دت معمولا به صورت پودر سفید یا کرم رنگ است اما نوع خالص آن به صورت کریستالمی باشد.۲- درجه جوش نوع تکنیکال آن در 109 درجه سانتی گراد و نوع صنعتی آن در 89 درجهسانتی گراد است.۳- در آب غیر محلول است اما در اغلب حلالهای آلی حل می شود.۴- اثر د.د.ت با کاهش درجه حرارت افزایش می یابد (Negative Temperature Effect) و بر اساس نظر Matsumura، این امر بیانگر این حقیقت است که واکنش و اثر د.د.ت از نوع شیمیایی نبوده بلکه فیزیولوژیک است، اگرچه د.د.ت خود یک ماده شیمیایی می باشد.5 - نوع صنعتی د.د.ت، از ایزومرهای مختلفی تشکیل شده است که درجه سميت آنها نیز متفاوت می باشد. تاکنون 14 ایزومر مختلف از د.د.ت شناخته شده است و بر اساس نظر دانشمندان این احتمال وجود دارد که تعدادی از ایزومرها نیز ناشناخته باقی مانده باشد. مهم ترین ایزومرهای د.د.ت شاملPP D.D.T،OP D.D.T،OO D.D.T،PP D.D.D،OP D.D.D، حدود %70 دارای ایزومر PP D.D.T می باشد و مهم ترین ناخالصی آن OP D.D.T و به میزان %20 است. نکته حائز اهمیت در رابطه با سنتز د.د.ت اینکه کوچکترین تغییرات در مراحل تهیه د.د.ت موجب به وجود آمدن ایزومرهای مختلف آن می شود که از نظر خواص حشره کشی تا حدودی با یکدیگر فرق دارند. بر اساس نظریه Otto، در مؤثرترین ایزومر د.د.ت، اتم های کلر در موقعیت پارا روی حلقه فنيل قرار گرفته اند و علت آن امکان چرخش مولکول د.د.ت و پیدا کردن حالت درفش یا گوه مانند است .که باعث باز نگه داشته شدن کانالهای سدیم و پتاسیم سلول های عصبی میشود و به این ترتیب بیشترین سمیت را ایجاد می کند.سنتز د.د.ت در اواخر دهه ۱۹۳۰ با موفقیت انجام شد و طی آن سال ها حجم قابل ملاحظه ای از این ترکیب در شرکتهای ساخت سموم ساخته و عرضه شد. به منظور سنتز د.د.ت می توان به روش زیر عمل کرد:کلرال هیدراته + کلروبنزن                     PP D.D.T 70%+OP D.D.T 20%+ 10 other isomeres of D.D.Tاین فرمول، هرچه میزان کلرال هیدراته بیشتر باشد، خلوص د.د.ت نیز بیشتر خواهد بود. د.د.ت در شرایط معمولی دوام زیادی دارد اما در محیطهای قلیایی مقداری از کلر خود را از دست داده و تبدیل به DDE می شود که ترکیب اخیر سمیت زیادی برای حشرات ندارد. د.د.ت در مقابل نور تجزیه نمی شود اما پودر آن در شرایطی که حداکثر تماس را با نور پیدا کند، به تدریج تجزیه می شود. رطوبت زیاد نیز به شدن د.د.ت کمک می کند. د.د.ت حرارت معمولی را به خوبی تحمل می کند، به طوری که د.د.ت خالص تا دمای 195 درجه سانتی گراد نیز تجزیه نمی شود. فشار بخار د.د.ت در دمای 20 درجه سانتی گراد معادل 1.5   میلی متر جیوه است که به این ترتیب خیلی کم بخار میشود. از لحاظ سمیت د.د.ت برای انسان و دام، نتایج تحقیقات نشان میدهد که مقدار 10 mg/kgد.د.ت در انسان موجب پیدایش عوارض مربوطه می گردد و مقدار 16 mg/kg باعث فلج ماهیچه ای می شود. بدیهی است که هرچه دز آن بیشتر گردد، علائم بیماری نیز شدیدتر می شود تا اینکه در دز 285 mg/kg موجب مرگ جانور می شود زیرا LD50 آن برای موش، 250 mg/kg است. د.د.ت اگر در روغن حل شود، از طریق پوست بدن جذب می شود و خطرناک است، اما پودر آن از طریق تماس قابل جذب نیست. حتی تنفس کردن پودر د.د.ت اگر به مقدار زیاد نباشد، خطر چندانی ندارد. د.د.ت سمی است که از جلد عده بسیار زیادی از حشرات عبور می کند (بخصوص نقاطی از بدن که دارای غشای نازکی است) که علت آن مربوط به کیتین حشرات می شود که د.د.ت را به خوبی در خود حل می کند. در پشه ها و مگسها د.د.ت از محل بندهای پنجه پاها وارد بدن می شود و به علاوه در انتهای پای مگس خانگی سلولهای غدهای شکلی وجود دارند که به اعصاب پا مربوط می شوند. سلولهای غدهای مزبور مایعی ترشح می کنند که باعث حل شدن د.دت می شود. تحقیقات نشان داده است که در بعضی از موارد مسمومیت در حشرات، گلیکوژن و گلوکز بدن نابود می گردد و در عین حال مقدار ترکیبات به دست آمده از متابولیسم مانند کتونها، إستون و اسید استواستیک بالا می رود. این ترکیبات در اثر اختلالات حاصله در متابولیسم قندها و اختلال در چرخه گلیکولیز به وجود می آیند. علائم مسمومیت در جانوران خونگرم مانند موش عبارت است از :١- هیجان و حساسیت ۲- سرد شدن پوست بدن ٣- کاهش اشتها ۴- ضعف شدید ماهیچهای ۵- لرزش دست و پا ۶- ضعف عمومی و کاهش وزن ۷- فلج و مرگمسمومیت حاد در انسان به ندرت اتفاق می افتد مگر اینکه محلول های روغنی آن مورد تغذیه قرار گیرند. در هر حال علائم مسمومیت در انسان عبارتند از:١- سردرد ۲- گلودرد ٣- تهوع ۴- درد مفاصل ۵- عصبانیت ۶- لرزشهای خفیف و تشنج های Clonic  ( انقباض و انبساط غیرارادی ماهیچه های اندام ها در یک توالی سریع) ۷- یرقانپادزهر سموم کلره و بخصوص د.د.ت، نمکهای باربیتورات (Barbiturates) هستند، مانند Pheno Barbital و Dilantin. همچنین املاح منیزیم مانند سولفات منیزیم و نیز شستشوی معده و ایجاد تهوع در رابطه با درمان توصیه شده است. در مورد این گونه مسمومیت ها باید از خوردن مواد چربی اکیدا خودداری شود و خوردن چای و آب نمک توصیه می شود.د.د.ت و محیط زیستاینکه تمام سموم مورد استفاده در دفع آفات روی محیط زیست بی تأثیر نیستند، امری بدیهی می باشد و پرداختن به این موضوع در اینجا نمی گنجد، اما به دلیل اینکه استفاده گسترده از د.د.ت طی سالیان متمادی اثرات بسیار زیانباری بر محیط زیست بر جای گذاشته است، لذا بی مناسبت نخواهد بود که به دلیل اهمیت موضوع اشاره ای هر چند کوتاه به این موضوع داشته باشیم. لازم به توضیح می باشد که امروزه کاربرد د.د.ت در اغلب ممالک دنیا منسوخ شده است، اما در گذشته برای کنترل بسیاری از آفات گیاهی به فراوانی مورد استفاده قرار می گرفتند و حتی امروزه در معدودی از کشورهای جهان سوم کم و بیش مصرف میشود. به طور کلی در بررسی سرنوشت و اثرات سموم شیمیایی در اکوسیستم ها، جنبه های اصلی زیر باید مورد توجه اساسی قرار گیرد:1- دوام و پایداری ماده شیمیایی در طبیعت و نیز در محیط های مختلف ۲- قابلیت انحلال آن در محیط های مختلف ٣- مکانیسم توزیع و انتشار ۴- خواص سمی و اثرات بیولوژیکیترکیبات حلقوی کلردار به عنوان سموم بسیار باثبات شناخته شده اند زیرا به کندی تجزیه می شوند. در مورد د.د.ت نیمه عمر تجزیه آن 10 إلى 15 سال محاسبه شده است. در اولین مرحله تجزیه، د.د.ت به د.د.د (D.D.D یا دی کلرودی فنیل دی کلرواتان) و در مرحله بعد به د.د.ی (D.D.E) تجزیه می شود که هر دو ترکیب مزبور خاصیت سمی و بیولوژیکی قابل ملاحظه ای دارند. بنابراین شکستن ساختمان د.د.ت حداقل در مراحل اول تجزیه به مفهوم از بین رفتن کامل خاصیت سمی آن نیست.قابلیت انحلال د.د.ت در آب به شدت کم بوده و ppm 2.1 است اما در چربی ها به سهولت حل می شود و پس از ورود به بدن موجودات زنده در محل تجمع چربی ها انباشته می گردد. د.د.ت ماده فراری نیست به همین دلیل میزان تبخیر آن در طبیعت بسیار ناچیز است و این مسأله نیز به ثبات و پایداری آن در محیط کمک می کند. با وجود آنکه د.د.ت به مقدار بسیار اندک در آب حل می شود اما پس از مصرف در مزارع، باتلاقها و غیره، در تمام مناطق کره زمین پراکنده می گردد. تحقیقات دانشمندان نشان داد که د.د.ت در بین تمام ساکنین کره زمین و حتی در بدن اسکیموها که منطقه زندگی آنها هرگز با د.د.ت سمپاشی نشده است، در مقادیر مختلف وجود داشته و مقدار آن در بافت های چربی به مرور زمان بالا می رفت، دلیل اساسی گسترش د.د.ت در تمام مناطق زمین این بود که هنگام سمپاشی بخصوص در شرایط استفاده از هواپیماهای سمپاش، قسمت اعظم ذرات ریز د.د.ت در اتمسفر باقی مانده و توسط باد به فواصل دور برده می شد. به علاوه ذرات د.د.ت، پس از نشستن روی گیاهان و خاک مجدد، می توانند به اتمسفر بازگردند و به وسیله جریان هوا انتقال یابند. همچنین ذرات د.د.ت در آب بدون آنکه به حالت محلول در آیند می توانند به فواصل بسیار دور منتقل شوند. به عنوان مثال، بعد از سمپاشی باتلاق هاو مزارع کنار رودخانه ها مقدار د.د.ت معلق در آب می تواند تا یک میلیون برابر افزایش یابد. به طور کلی اثرات مضر د.د.ت را در مرحله اول می توان به دو دسته زیر تقسیم کرد:الف - زیان های مستقیم: وقتی د.د.ت را برای کشتن آفات گیاهی و نیز آفات بهداشتی به کار می برند، علاوه بر از بین بردن آفات مزبور، بسیاری از پارازیت ها و پرداتورها و نیز سایر حشرات مفید را نیز از بین می برد. از طرف دیگر تعداد قابل ملاحظه ای از گونه های مختلف حشرات و کنه ها مانند شته های شپشکهای نباتی، سنها، زنجره ها، پسیل ها، عده ای از سخت بالپوشان و راست بالان و نیز کنه های تار عنکبوتی (Tetranychidae) نسبت به آن مقاوم شده اند. حتی مقاومت کنه های تار عنکبوتی به این ترکیب به حدی افزایش یافته است که د.د.ت برای کنه دو نقطه ای یا تار عنکبوتی(Tetranychus urticae) به عنوان یک رژیم غذایی مطلوب محسوب می شود و تحقیقات نشان داده است که کنه های ماده تغذیه شده با د.د.ت، پتانسیل زیستی (باروری و طول عمر) بیشتری نسبت به سایر کنه ها دارند. نکته جالب توجه دیگر در رابطه با د.د.ت و کنه مزبور اینکه ذرات د.د.ت پس از ورود به داخل بدن کنه های ماده، با تحریک کردن تخمدان باعث تولید مثل بیشتر می شوند که این پدیده جالب توجه به Hormolygosis موسوم است. زیان مستقیم دیگر اینکه د.د.ت در گیاهان خانواده کدوئیان (Cucurbitaceae) ایجاد سوختگی شدید می کند.ب - زیان های غیرمستقیم: علاوه بر مناطقی که با د.د.ت سمپاشی می شوند، نواحی دور که هرگز به طور مستقیم د.د.ت در آنها پاشیده نشده است، مقادیر متفاوت د.د.ت را دریافت می کنند. به علاوه ورود د.د.ت در زنجیره های غذایی و بخصوص انباشته شدن آن در طبقات بالاتر اکوسیستم، زیانهای دیگری ایجاد می کند که مجموع آنها را می توان زیان های غیرمستقیم نامید. به عنوان مثال برخی بیماری های قارچی جنگلی مانند بیماری مرگ نارون (Dutch Elm Disease) که توسط قارچ Ceratocystis ulmi ایجاد می شود توسط سوسکهای خانواده Scolytidae گونه های Scolytus multistriatus و Hylorgopinus rufipes از درختی به درخت دیگر منتقل می شود. بررسی ها نشان داد که پاشیدن ذرات د.د.ت برای مبارزه با حشرات ناقل موجب ورود د.دت به خاک و جذب آن به وسیله کرم های خاکی شده و در نتیجه نسل پرندگانی که از کرم های خاکی تغذیه می کردند، کاهش یافت و حتی در معرض خطر انقراض قرار گرفتند. چگونگی تأثیر تدریجی د.د.ت بر پرندگان به این ترتیب است که د.د.ت در بافت های چربی بدن پرندگان گوشت خوار که در طبقات بالای زنجیره های غذایی قرار دارند، انباشته می شود. پرندگان مزبور هنگامی که در شرایط کمبود مواد غذایی (بخصوص در فصل زمستان) قرار می گیرند، شروع به استفاده از ذخایر چربی بدن خود می کنند که در این شرایط، ورود د.د.ت در متابولیسم بدن و در نتیجه تأثیر روی سیستم عصبی موجب مرگ آنها می شود. د.د.ت و نیز سایر ترکیبات حلقوی کلردار موجب ترشح برخی آنزیم های کبدی می شوند. این آنزیم ها روی هورمون هایی که از نظر ترکیب شیمیایی به گروه استروئیدها تعلق دارند، اثر کرده و موجب تجزیه و شکسته شدن آنها میشوند و در نتیجه فعالیت هایی که توسط هورمون های استروئید هدایت و کنترل می شوند، مختل می گردند. فعالیت غدد جنسی و مکانیسم های تولید مثلی به شدت از این اختلالات آسیب می بینند. آنزیم کربنیک آنهیدراز (Carbonic Anhydrase) نقش فعالی در تثبیت کلسیم در پوسته تخم پرندگان ایفا می کند. ورود د.د.ت به بدن پرندگان باعث تجزیه این آنزیم می شود و در نتیجه تخمهای پرندگان آلوده به د.د.ت محتوی مقادیر کافی کلسیم نبوده و در نتیجه داخل لانه به سهولت میشکنند. نمونه بارز این مسأله در مورد پلیکان قهوه ای (Plecanus occidentalis)، باز (Falco peregrinus) و عقاب طلایی (Aquila chrysaetus) مشاهده شد که در برخی موارد تاحد نابودی نسل پرندگان فوق پیش رفته است. البته از زمان ممنوعیت کاربرد د.د.ت در بسیاری از کشورهای دنیا، جمعیت بسیاری از پرندگان متأثر از سم مزبور به طور قابل ملاحظه ای رو به فزونی گذاشته است.متابولیسم د.د.تتحقیقات و بررسی های انجام شده روی د.د.ت نشان داده است که این ترکیب در بدن موجودات زنده تحت تأثیر واکنش های مختلف قرار گرفته و به صورت زیر متابولیزه می شود.1- در بدن مگس سرکه، اکسید شده و به کلتان (Keltan) یا دایکوفل (Dicofol) تبدیل می شود.۲- در سوسریها و لاروهای مگسهای میوه، اکسید شده و به د.ب.پ (D.B.P) دی کلروبنزوفنون (Dichlorobenzofenon) تبدیل می شود.۳- در بدن اغلب حشرات و بی مهرگان و نیز میکروارگانیسم ها، اسید کلریدریک از دست داده و به D.D.E تبدیل می شود.۴- در بدن اغلب مهره داران، اکسید شده و به D.D.A ( دی کلرودی فنیل استیک اسید) تبدیلمی شود.۵- در گیاهان، کلر از دست داده و به D.D.Dتبدیل می شود.در حشرات و انسان مهم ترین متابولیت حاصل از د.د.ت، D.D.E است که از لحاظ سم شناسی ماده ای بی اثر می باشد. بر اساس بررسی های به عمل آمده در بدن افرادی از مگس خانگی که در مقابل D.D.T مقاوم شده اند، مقدار زیادی D.D.E یافت می شود. آنزیمی که در بدن مگس های مقاوم به د.د.ت وظیفه تبدیل آن به D.D.E را به عهده دارد، آنزيم د.د.ت دی هیدروکلریناز (D.D.T Dihydro Chlorinase) است. برای شکستن مقاومت مگس و از بین بردن آنزیم مزبور ترکیبی به نام Warf سنتز شده است که باعث افزایش حساسیت مگس ها به د.د.ت میشود. یکی از مسائلی که در سالهای بعد از جنگ جهانی پیش آمد، بروز یکسری طغیانهای آفات و پیدایش برخی آفات ثانویه به عنوان آفات درجه یک و مهم تر از همه پیدایش کنه های گیاهی به عنوان آفت بود. علت این امر مصرف د.د.ت و آنالوگ های آن بود که باعث از بین رفتن بسیاری از دشمنان طبیعی کنه های گیاهی شد و در نتیجه کنه ها به حالت طغیانی در آمدند. به این ترتیب کارخانجات سازنده سموم کلره سریعا به فکر فرموله کردن ترکیبات عمومی و خصوصی از گروه د.د.ت افتادند و یکی از اولین ترکیبات عرضه شده کلتان (Keltan) یا دایکوفول (Dicofol) بود که از  آنالوگ های د.د.ت است و ماده اصلی آن روغنی و به رنگ قهوه ای می باشد. کلتان اگرچه جزء سموم اولیه بود اما هنوز یکی از سموم بسیار پرمصرف برای مبارزه با کنه های نباتی می باشد و معمولا روی لاروها، پوره ها و بالغين مؤثر است اما روی تخم ها تأثیر مطلوبی ندارد. بنابراین در استفاده از این ترکیب ضرورت دارد تا سمپاشی به طور منظم تکرار شود (دوبار سمپاشی با فاصله ده تا پانزده روز) تا تخم هایی که به تدریج تفريخ می شوند، تحت کنترل در آیند. این ترکیب برای حشرات مفید، مضر نیست و ضمنا با اغلب حشره کش ها و قارچ کش ها هم سازگار و قابل ترکیب است اما با ترکیبات گوگردی و پلی سولفورها ناسازگار است. سمیت دایکوفول نسبتا پایین است.  ( LD50=575 mg/kg) ترکیب دیگری که در سالهای بعد معرفی گردید، Dimite بود که با اسامی مختلفی مانند DMC و DCPC به بازار عرضه شده است. Dimite جسم جامد و بی رنگی است که در دمای 70 درجه سانتی گراد ذوب می شود و در محیطهای اسیدی زود تجزیه می شود اما در محیطهای قلیایی پایدار است و در اغلب حلال های آلی حل می شود. با توجه به اینکه سنتز آن مشکل است، لذا نسبتا گران می باشد. این کنه کش روی تمام مراحل زیستی کنه ها از تخم تا کنه بالغ مؤثر است و با اغلب حشره کش ها و قارچ کش ها هم قابل ترکیب می باشد. تأثير Dimite عموما به این صورت است که باعث فلج ماهیچه ای جانور شده و در نهایت منجر به مرگ آن می شود. در مورد تخم، پوسته جنینی را از بین می برد که این امر به مرگ جنین منجر خواهد شد.</description>
                <category>hoseinghoshooni</category>
                <author>hoseinghoshooni</author>
                <pubDate>Mon, 30 Sep 2019 22:27:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نحوه مصرف روغن ها</title>
                <link>https://virgool.io/@hoseinghoshooni/%D9%86%D8%AD%D9%88%D9%87-%D9%85%D8%B5%D8%B1%D9%81-%D8%B1%D9%88%D8%BA%D9%86-%D9%87%D8%A7-guhwvzx4hhgk</link>
                <description>روغن ها از مواد بسیار پرکاربرد در کشاورزی هستند که همین مسئله باعث به وجود آوردن مشکلات زیادی می شود. از نحوه اختلاط آن ها با سموم و یا زمان و چگونگی مصرف آن ها. پس داشتن دانش لازم در این ضمینه کمک شایانی به استفاده صحیح و بدون زیان از روغن ها می کند.روغن ها در آب حل نمی شوند در حالی که برای مصرف لازم است از آب به عنوان حامل استفاده شود. برای رفع این مشکل از امولسیون کننده ها (Emulsifying Agents) استفاده می کنند که قادر هستند روغن ها را در آب به صورت قطرات ریز و به حال معلق در آورند. روغنهای امروزی به صورت امولسیون های غلیظ و خمیری شکل هستند که در هنگام مصرف آنها را مستقیما در آب ریخته و به هم می زنند و سپس به کار می برند، زیرا در این حالت خود روغن دارای مواد امولسیون کننده بوده و فقط باید به نسبت توصیه شده مصرف شوند. دوام امولسیون روغن ها مهم است زیرا بعد از مدتی امولسیون شکسته می شود. مواد امولسیون کننده هم در آب و هم در روغن حل می شوند و قادر هستند روغن را به صورت ذراتی معلق در آب در آورند. چنین محلولی « امولسیون روغنی» نامیده می شود که گاهی اوقات به چنین محلول هایی بعضی از انواع سموم نیز اضافه می شود تا قدرت حشره کشی را بیشتر کند. امولسیون کننده ها از ترکیبات متفاوتی ساخته شده اند، اما اغلب آنها ترکیبات سولفونهAryles ، Cetylesو Alkyles هستند و ممکن است دارای الکل، استر و امید نیز باشند (سولفونه کردن به مفهوم جانشین کردن ریشه اسیدی با اسید سولفوریک است). ساده ترین امولسیون کننده ها، صابونها هستند، اما صابون به واسطه ترکیب با مواد آهکی آب نمیتواند امولسیون کننده خوبی باشد.مکانیسم عمل روغن هاهمان طوری که گفته شد، روغن ها ترکیباتی هستند که بر حسب منبع ممکن است درجه خلوص متفاوتی داشته باشند. به عنوان مثال، نفتهای جنوب غربی ایران دارای مقدار زیادی هیدروکربن های زنجیری اشباع نشده هستند که به آنها روغن های پارافین گفته می شود، در حالی که بسیاری از منابع نفتی در سایر نقاط دنیا دارای ترکیبات آروماتیک هستند. بعضی حشرات توسط هیدروکربنهای آروماتیک بهتر کنترل  می شوند و این استنتاج در مورد تخم کشی (Ovicide) نیز صادق است. در مورد نحوه تأثیر روغن ها، فرضیه های متعددی توسط دانشمندان ارائه شده است که هر کدام مورد انتقاد گروه دیگری از دانشمندان واقع شده است. به عنوان مثال و بر اساس توصیه عده ای از دانشمندان، هنگامی که روغن با نقطه جوش پایین مصرف می شود، به این مفهوم است که معمولا بخار روغن از طریق روزنه های تنفسی وارد سیستم تراشه ای حشرات شده و باعث خفگی و مرگ آنها میشود. اما امروزه اغلب روغن ها در جه جوش بالایی داشته و به صورت بخار عمل نمی کنند. عده ای از متخصصین معتقد هستند که روغن، منافذ تنفسی حشرات (Spiracle) را مسدود می کند و مانع رسیدن اکسیژن به بافتها می شود. در حالی که عده ای دیگر معتقد هستند که صرفا بسته شدن اسپیراکل ها نمی تواند باعث خفگی حشرات شود و این گروه معتقد می باشند که روغن وارد سیستم تراشه ای شده و خسارات موضعی نیز به بافت های داخلی حشره وارد کرده و به این ترتیب باعث مرگ آنها می شود. نظریه دیگر این است که وقتی امولسیون های روغنی مصرف می شوند، آب موجود در آنها تبخیر شده و در نتیجه روغن به صورت یک لایه نازک روی سطح بدن حشره هدف خشک می شود که به این ترتیب با مسدود کردن منافذ تنفسی و دیگر منافذ بدن باعث خفگی می شود. در هر حال آنچه که از تمام نظریات فوق است می شود. این است که عامل اصلی در مکانیسم تأثیر روغنها، ایجاد اختلالات تنفسی است که خفگی حشرات هدف را به دنبال دارد. در مورد نحوه اثر روغنها در محیطهای آبی نیز نظریه های مختلف شده است. به نظر عده ای از محققین، روغن کشش سطحی آب را کم کرده و در نتیجه این عمل باعث می شود که لاروها قادر به آویزان کردن خود به سطح زیر آب نباشند و به این ترتیب امکان تنفس از سطح آب را از دست می دهند. بر اساس نظریه دیگر، لایه روغن روی سطح آب به عنوان یک مانع برای دستیابی سيفون لاروها به هواست. بر طبق نظریه دیگر، مواد سمی توسط آب از روغن گرفته شده و با الوده کردن محیط زیست لاروها، موجب مسمومیت لاروها می شود. عده ای دیگر از دانشمندان معتقد هستند که خود روغن مستقیما وارد سیفون تنفسی حشره شده و با مسدود کردن تراشه ها باعث خفگی می شود. بعضی نیز معتقد هستند که وقتی روغن وارد سیستم تراشهای حشره شد، به عنوان یک سم تماسی عمل می کند. نکته جالب توجه اینکه در محیطهای نفتی مختلف گونه های بسیار معدودی از حشرات یافت شده اند که داخل نفت فعالیت و زندگی می کنند و از موجودات ریز تغذیه می نمایند. تنفس در این حشرات از طریق سیفون تنفسی که به سهولت آن را از سطح نفت خارج می کنند، صورت می گیرد. با توجه به توضیحات فوق، روغنها دارای سه مقوله کاربرد هستند:1- به عنوان آفت کش که از طریق فیزیکی (مسدود کردن منافذ تنفسی) موجب مرگ آفات  می شوند. ۲- به عنوان سینرژیست یا تشدید کننده سموم و نیز جلوگیری کننده از تبخیر شدید سموم٣- به عنوان حلال سموم زیرا تعداد زیادی از سموم در آب نامحلول هستند؛ لذا به صورت محلول های روغنی به بازار عرضه می شوند.مکانیسم گیاه سوزی روغن هاعامل اصلی گیاه سوزی در روغنها، هیدروکربن های اشباع نشده موجود در آنها هستند. روغن از طریق روزنه های تنفسی وارد گیاه شده و از بافت های پوششی عبور کرده و فضای بین سلول ها را پر می کند و در نتیجه فتوسنتز، تعریق و سایر فعالیتهای حیاتی گیاه دچار اختلال می شود. خاصیت گیاه سوزی  روغن ها اساسا به دلیل اکسید شدن هیدروکربن های اشباع نشده روغن است که تحت تاثیر اشعه ماوراء بنفش و در حضور اکسیژن انجام می گیرد. بنابراین هرچه مقدار هیدروکربن های اشباع نشده دریک روغن بیشتر باشد، گیاه سوزی نیز بیشتر خواهد بود. روغن های رقیق تر سریع تر وارد روزنه های گیاهان می شوند، اما در مورد روزنه های تنفسی حشرات وضعیت برعکس می باشد. از طرف دیگر هرچه یک روغن بهتر بتواند نفوذ کند، تأثیر بیشتری نیز دارد. در مورد گیاه سوزی سه عامل حائز اهمیت است: نوع روغن مناسب، غلظت روغن و زمان صحیح کاربرد روغن. بعضی از گیاهان مانند درخت زردآلو حساسیت بیشتری نسبت به روغنها دارند. در رابطه با مسمومیت گیاهان چند حالت زیر دیده می شود:١- سوختگی و ریزش شدید برگها و میوه ها به صورت سریع (طی مدت دو تا سه روز).۲- حساسیت مزمن که در این مورد حالات مختلفی در طول زمان مشاهده می شود، به طوری کهبرگها زرد شده، جوانه ها از بین رفته یا دیرتر باز می شوند و کاهش محصول و نیز خشک شدن شاخه های جوان و سرشاخه ها را در بر خواهد داشت. در استفاده از روغن ها باید مواردی را رعایت کرد که عبارتند از:۱- در بهار و تابستان باید قبل از سمپاشی با روغن، درختان را آبیاری کرد تا تشنه نباشند.۲- اگر سم با روغن همراه است، باید احتیاط مربوط به سم رعایت شود زیرا روغن درجه سمیت سم را افزایش میدهد.٣- سه هفته قبل و بعد از سمپاشی با استفاده از روغن ها، از کاربرد ترکیبات گوگردی روی گیاهانباید اجتناب کرد، زیرا وجود موادی مانند گوگرد و فنل ها باعث ایجاد گیاه سوزی می شوند.</description>
                <category>hoseinghoshooni</category>
                <author>hoseinghoshooni</author>
                <pubDate>Fri, 06 Sep 2019 23:43:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آفت کش های آلی(بخش دوم)</title>
                <link>https://virgool.io/@hoseinghoshooni/%D8%A2%D9%81%D8%AA-%DA%A9%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%84%DB%8C%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85-bgemosth9znl</link>
                <description>ترکیبات جانوریحشرات و عنکبوت ها می توانند به عنوان منشأ برخی سموم با نقش آفت کشی باشند، به طوری که از غدد سمی عنکبوت ها، حشرات راسته سن ها و نیز غده های سمی برخی زنبورها جهت به دست آوردن سموم حشره کش می توان استفاده کرد. تحقیقات نشان داده است که بزاق سمی سن Platymeris sp. باعث از کار افتادن قلب سوسریها می شود. همچنین ترکیبات ترشحی مورچه ها، زنبورهای عسل و زنبورهای خانواده Vespidae به اندازه د.د.ت برای حشراتی مانند مگس خانگی، موریانه ها و شپشه برنج سمی هستند. ترکیبات استخراج شده از خون و نیز غدد ضمیمه دستگاه تناسلی سوسک های خانواده Cantharidaeدارای ماده سمی Cantharidin می باشد که با توجه به آزمایشات انجام شده باعث مرگ تعدادی از آفات شامل سوسک سرخس (Phyllopertha horticola)،کرم ابریشم (Bombyx mori) و سوسک های Carasurus spp.  می شود. از شاخه کرم ها نیز برخی گونه ها دارای ترکیباتی هستند که دارای خواص حشره کشی می باشند، مانند سم Nereistoxin که از کرم حلقوی Lumbrinereis heteropoda استخراج می شود. البته تعداد این گروه از ترکیبات بسیار معدود بوده و امروزه با توجه به وجود صدها ترکیب شیمیایی و غیر شیمیایی مؤثر در دفع آفات، نقشی در حشره کشی ندارند.Platymerisروغن هاروغن ها مخلوطی از ترکیبات گازی، مایع و جامد هستند. در روغن ها صدها هیدروکربن مختلف حاوی اتم های کربن، هیدروژن، نیتروژن، اکسیژن، فسفر و گوگرد وجود دارد که تولید کننده مواد مختلفی مانند نفت، بنزین، روغن موتور، گازوئیل، گازهای طبیعی و غیره هستند. این ترکیبات به حدی پیچیده هستند که تصفیه کامل و %100 آنها بسیار مشکل است و علاوه بر آن بسته به منابع مختلف ترکیب آنها نیز کم و بیش متفاوت است. این ترکیبات از گذشته های نسبتا دور در دفع آفات کاربرد داشتند که سال ۱۸۷۷ زمان مصرف حقیقی روغن هاست. البته مصرف روغن ها علیه شپشکهای نباتی از سال ۱۸۶۵ معمول بوده است اما کاربرد آنها تا اوایل قرن بیستم به سبب مشکل گیاه سوزی چندان فراگیر نشد. بنابراین دانشمندان به فکر تصفیه و پالایش کامل روغن ها افتادند و در دهه ۱۹۲۰ کارهای تحقیقاتی قابل ملاحظه ای در رابطه با آنها انجام شد و از آن زمان به بعد مقدار مصرف آنها در کشاورزی افزایش یافت. روغن ها علاوه بر خاصیت حشره کشی، خاصیت کنه کشی و حتی علف کشی نیز دارند. موارد عمده مصرف آنها در کشاورزی به صورت سمپاشی زمستانه جهت مبارزه با شپشکهای نباتی و نیز لارو و پوره برخی حشرات، به صورت سمپاشی تابستانه علیه شپشکهای نباتی و شته ها، جهت سمپاشی سطح آبهای راکد به منظور مبارزه با لارو پشه ها، به عنوان حلال سموم دیگر جهت افزایش خاصیت حشره کشی و دوام بیشتر سایر ترکیبات آفت کش به کار می روند. در سال های گذشته روغن های حیوانی و گیاهی نیز علاوه بر روغن های معدنی در دفع آفات کاربرد داشتند، اما امروزه به سبب محدودیت های مختلف بخصوص قیمت بالا کاربرد چندانی ندارند. روغن های معدنی مخلوطی از هیدروکربن های پارافینی و حلقوی هستند که حاوی صدها هیدروکربن و مواد مختلف دیگر می باشند و انواع محصولات نفتی را تولید می کنند که توسط تقطیر و واکنش های اسیدی از روغن خام تهیه می شوند. اگرچه این مواد مصارف متعددی دارند اما مصرف آنها در کشاورزی و دفع آفات در شرایط بخصوصی امکان پذیر است. به عنوان مثال، محصولات نفتی عمدتا برای محلول پاشی در سطح آبهای راکد عليه لارو پشه ها مورد استفاده قرار می گیرند، در حالی که روغن های تصفیه شده روی گیاهان هم کاربرد دارند. به طور کلی مصرف روغن ها روی گیاهان در صورتی مجاز است که هیدروکربن های اشباع شده آنها حتی الامکان خارج شده باشند زیرا این هیدروکربنها موجب گیاه سوزی می شوند. به عنوان مثال، اگر نفت که دارای هیدروکربن های اشباع نشده است روی گیاه پاشیده شود، در مقایسه با پارافین نتیجه سوء آن بخوبی دیده می شود. برای شناخت و کاربرد روغن ها باید به خواص فیزیکی و شیمیایی آنها توجه کرد که تعدادی از خواص مهم روغنها در زیر مورد بررسی قرار می گیرند.سرعت تبخیر (Volatility) : روغنها در درجه حرارت های متفاوتی به نقطه جوش می رسند و به تدریج به صورت بخار در می آیند. به طور کلی روغن هایی که در درجه حرارت های بالا به جوش  می آیند (یعنی سرعت تبخیر کمتری دارند)، دارای خاصیت حشره کشی بیشتری بوده و به روغن های سنگین موسوم هستند. البته لازم به توضیح است که این ویژگی دارای حدی می باشد و تا موقعی مثبت است که پس از رسیدن به نقطه جوش به راحتی بخار شود، در غیر این صورت قدرت نفوذ به داخل منافذ تنفسی حشرات را نداشته و نه تنها حشره کش مناسبی نیست بلکه حتی باعث گیاه سوزی نیز می شود زیرا مدت زمان بیشتری روی گیاه باقی می ماند. برای سمپاشی های زمستانه که معمولا از روغن های سنگین استفاده میشود، سرعت تبخیر باید به گونه ای باشد که در درجه حرارت بین 590 تا 700 درجه فارنهایت (310 تا 371 درجه سانتیگراد)  %90 روغن به طور منظم تبخیر شود.غلظت (Viscosity) : نفوذ روغنهای غلیظ تر به داخل دستگاه تنفسی حشرات بیشتر است و به این ترتیب تأثیر آنها نیز بیشتر می باشد، اما این روغن ها موجب سوختگی در گیاهان می شوند. غلظت روغن ها با واحدهای مختلفی بیان می شود، از جمله Engler، Sayboltو Redwood . به طور کلی برای اندازه گیری غلظت، حجم مشخصی از روغن را از سوراخ دستگاه غلظت سنج در درجه حرارت های مختلف عبور داده و زمان را تعیین می کنند. سپس از روی جداول همبستگی که بر مبنای زمان و درجه حرارت تنظیم شده است، غلظت را تشخیص میدهند. غلظت روغن های مصرفی باید در حدود 50 تا 300 saybolt  باشد که در این رابطه برای سمپاشی های زمستانه غلظت 150 تا 200  و برای سمپاشی های تابستانه غلظت 50 تا 100 Saybolt توصیه می شود.درجه سولفوناسیون (Sulfunation Index) : درجه سولفوناسیون عبارت است از درصدی از هیدروکربن های اشباع نشده است که از یک روغن استخراج می شود. اصولا در داخل روغنها یکسری هیدروکربن های اشباع نشده وجود دارد که بر مبنای این هیدورکربنها، درجه سولفوناسیون را تعیین  می کنند. این هیدروکربنها ممکن است زنجیری اشباع نشده یا حلقوی اشباع نشده باشند. مثلا سیکلوهگزان که یک هیدروکربن اشباع شده است هیچ پیوند دوگانه ای نداشته و به این ترتیب خطری نیز برای گیاه ندارد. اما بنزن یک هیدروکربن اشباع نشده است، یعنی دارای پیوندهای دوگانه بوده و برای گیاه زیان بار می باشد. برای اندازه گیری درجه سولفوناسیون، هیدروکربن را تحت تأثیر اسید سولفوریک قرار میدهند و آن مقدار را که با اسید واکنش می دهد (اشباع نشده) به عنوان در جه سولفوناسیون در نظر می گیرند. درجه سولفوناسیون مناسب برای روغن های زمستانه بین %65 تا %85 است زیرا در این زمان خطر گیاه سوزی توسط روغن های غیراشباع وجود ندارد، اما برای روغن های تابستانه %90 تا %98 می باشد. هنگامی که گفته می شود روغنی دارای درجه سولفوناسیون %95 است، یعنی فقط 5 % از کل هیدروکربن های اشباع نشده در آن باقی مانده است. روغن زمستانه را نمی توان در تابستان به کار برد زیرا باعث گیاه سوزی می شود اما عکس آن (کاربرد روغنهای تابستانه در زمستان) امکان پذیر است.۴- درجه تقطیر (Distilation Index) : درجه تقطیر نیز عامل مهمی در تشخیص روغنهاست. روغن ها در پالایشگاه بر حسب درجه تقطیر از نفت سفید به دست می آیند، لذا روغن هابر حسب درجه تقطیر به دو گروه روغن های سبک و روغن های سنگین تقسیم می شوند. در کشاورزی آنچه مهم است اینکه روغن های نیمه سنگین و سنگین (مانند روغن های پارافین) کاربرد بیشتری در دفع آفات دارند، اما گروه های سبک مانند نفت معمولی نیز اغلب جهت مبارزه با لارو حشرات در آبهای راکد به کار می روند. البته بعضی از انواع خالص تر روغن ها به عنوان حلال سموم نیز حائز اهمیت هستند. امروزه از سری روغن های پارافینی، ترکیباتی تحت عنوان ولک ( Volk)، سیترول (Citrol)، فيتول (Fitol) و اليوسين(Eliocin) در بازار وجود دارند که دارای کاربرد عمده ای در دفع آفات هستند.۵- نقطه اشتعال (Inflammation Point) : نقطه اشتعال یک روغن عبارت از درجه حرارتی است که در آن درجه حرارت، بخار روغن مشتعل میشود. نقطه اشتعال روغن های رقیق حدود 135 درجه سانتی گراد و در رابطه با روغن های غلیظ حدود 227 درجه سانتی گراد است. با توجه به خصوصیات مذکور، روغن های مورد مصرف در کشاورزی عمدتأ نفتهای معمولی هستند که برای سمپاشی سطح آبهای راکد جهت مبارزه با لارو پشه ها به کار می روند، اما به خاطر بوی نامطبوع، به عنوان حلال مورد استفاده قرار  نمی گیرند. نفت تصفیه شده که فاقد بو است اغلب به عنوان حلال یا حامل استفاده می شود. روغن های موتور به علت تأثیر سوء روی گیاهان، کاربرد زیادی ندارند اما کاربرد آنها در زمستان امکان پذیر می باشد. گازوییل نیز مانند نفت معمولی است و نمی توان آن را به مقدار زیاد روی گیاهان مصرف کرد. بعضی از روغن های حاصل در پالایشگاه را برای مصارف کشاورزی خالص می کنند. همچنین یکسری روغنها به نام روغن سفید (White Oil) وجود دارند که از تصفیه کامل روغنهای تابستانه به دست می آیند و درجه سولفوناسیون آنها %100 است، مانند پارافین مایع. با توجه به اینکه نفت معمولی دارای بوی نامطبوعی است، لذا به عنوان حلال مورد استفاده قرار نمی گیرد و برای این منظور نفت تصفیه شده که فاقد بو است (نفت بی بو)، به عنوان حلال بخصوص در اسپری ها به کار می رود.</description>
                <category>hoseinghoshooni</category>
                <author>hoseinghoshooni</author>
                <pubDate>Thu, 05 Sep 2019 21:13:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آفت کشهای آلی طبیعی</title>
                <link>https://virgool.io/@hoseinghoshooni/%D8%A2%D9%81%D8%AA-%DA%A9%D8%B4%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%84%DB%8C-%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D8%B9%DB%8C-wgiayebsnitz</link>
                <description>سموم آلى طبیعی به سه گروه ترکیبات گیاهی، ترکیبات جانوری و روغن ها تقسیم می شوند که هر یک از گروه ها در زیر مورد بررسی قرار می گیرند.ترکیبات گیاهیاین ترکیبات، آلكالوئيدها و گلوکوزیدهای مؤثر بر آفات هستند که از قسمتهای مختلف گیاهان استخراج می شوند و خواص مختلفی دارند. تعداد این ترکیبات و گیاهان مربوط به آنها بسیار زیاد است، مانند کواسیا، هله بور، کامفور، ساباديلا، ریانیا، استریکنین، تربانتین و غیره. اما مهم ترین ترکیبات گیاهی که تاکنون به بازار عرضه شده و به کار گرفته شده اند، شامل نیکوتین، روتنون، آزادیراکتین و پیرترین هستند که در زیر مورد بررسی قرار می گیرند.1.نیکوتین (C10H14N2) :نیکوتین آلکالوئیدی هتروسیکلیک و حاوی ازت است که از برگ گیاه توتون استخراج می شود (مولکول های هتروسیکلیک، (Heterocyclic) به موادی اطلاق می شود که بجز اتم های کربن، اتمهای چند ظرفیتی دیگری مانند S ، O و N نیز در تشکیل حلقه شرکت داشته باشند). نیکوتین از طرق مختلف گوارشی، تنفسی و تدخینی مؤثر است. بیشترین مصرف نیکوتین به صورت سولفات نیکوتین است که به اسامی مختلف (مانند 40Black leaf که دارای %40 سولفات نیکوتین است) به بازار عرضه می شود و علیه بسیاری از آفات مانند مینوز، تریپس و غیره مؤثر است و از راه پوست جذب می شود.(LD50=50-60 mg/kg)نیکوتین بهترین سم برای شپشک خیار است زیرا بعد از 6 ساعت اثر آن از بین می رود. نیکوتین ماده ای است بی رنگ و تقریبا بی بو و نقطه جوش آن 247 درجه سانتی گراد می باشد. این ماده در مجاورت هوا اکسید شده و سیاه می شود اما قدرت حشره کشی در آن تغییر  نمی کند. نیکوتین آلكالوئيد به خوبی بخار می شود و لذا به عنوان ضدعفونی کننده اماکن سربسته و حشره کش مؤثر در گلخانه ها مصرف می شود، این ماده هم با آب قابل ترکیب است و در حلالهای آلی نیز به خوبی حل می شود. همچنین با اسیدها و بازهای مختلف ترکیب شده و املاح مختلفی تولید  می کند. مهم ترین گونه های گیاهی که نیکوتین از آنها استخراج می شود؛ شامل Nicotiana tabacum و Nicotiana rustica می باشد. مقدار نیکوتین در برگهای گونه اول  (N.tabacum) در حدود %2 تا %5 و در گونه دوم ( N.rustica) % 5 تا %14 است. البته در سایر قسمتهای گیاه نیز مقادیر کمتری نیکوتین وجود دارد. استخراج نیکوتین به کمک مواد قلیایی و معمولا بر اساس عمل تقطیر صورت می گیرد یا با استفاده از حلال هایی مانند بنزن، تری کلروانیلن، اتر و غیره انجام میشود. نحوه اثر نیکوتین روی پستانداران به این صورت است که مانند استیل کولین (Acetylecholine) در محل اتصال عصب و ماهیچه (سیناپس) پستانداران تأثیر گذاشته و سبب انقباض، تشنج و مرگ می شود.نیکوتینوئیدها (شبه نیکوتین ها): سایر آلكالوئیدهای توتون نیز خاصیت حشره کشی دارند و کم و بیش مورد استفاده قرار می گیرند. مهم ترین ایزومرهای نیکوتین شامل آنابازین (Anabasin) و نور نیکوتین (Nornicotine) است.2. روتنون (C23H22O6) :روتنون ماده ای حشره کش است که در ریشه عده ای از گیاهان خانواده لگومینوز وجود دارد و خاصیت حشره کشی آن از اواسط قرن نوزدهم مشخص شد و در سال ۱۸۹۲ ماده خالص روتنون از ریشه گیاهان مربوطه استخراج گردید. تاکنون بیش از 60 گونه از گیاهان این خانواده دارای روتنون تشخیص داده شده اند که اکثرا بومی آفریقا، هندوستان و آمریکای جنوبی هستند و از گذشته های دور به عنوان مرگ ماهی (Piscicide) توسط صیادان مصرف می شدند و امروزه نیز در استخرهای پرورش ماهی برای پاکیزه کردن استخرها از وجود ماهی های نامرغوب از آن استفاده می کنند که در این شرایط غلظت ppm  از آن کافی می باشد. از بین این 60 گونه، چند گونه هستند که از لحاظ مقدار روتنون در رتبه بالاتری قرار دارند، ، مانند گونه هایL.uruca. Loncho corpus utilities و D.mallacensis Derris ellipticaروتنون را معمولا از ریشه و بذر این گیاهان استخراج  می کنند. روتنون سمیت شدیدی برای حشرات دارد اما برای انسان و دام سمیت آن متفاوت است و باعث گیاه سوزی نیز نمی شود. روتنون ماده ای زرد رنگ تا زرد مایل به سفید و به صورت کریستال است که در 163 درجه سانتی گراد ذوب می شود. در آب نامحلول اما در حلالهای آلی قابل حل است. در مجاورت هوا اکسید شده و تا حدودی خواص حشره کشی خود را از دست می دهد، زیرا تبدیل به دو ماده Rotenonone و Dihydrorotenone می شود. معمولا به صورت پودر به بازار عرضه  می شود که پودر تهیه شده از ریشه Derrisگیاه %4 تا %5 روتنون دارد. امروزه برای تهیه روتنون، با استفاده از حلال های آلی، این آلكالوئيد را از ریشه گیاه جدا کرده و به صورت امولسیون غلیظ در آورده و به بازار عرضه می کنند. روتنون، هم از طریق گوارشی و هم از طریق تماسی مؤثر است اما سمیت آن برای انسان بر خلاف جانوران خونسرد از طریق گوارشی ناچیز است. دوام و پایداری آن کم است و حداکثر بعد از یک هفته از بین می رود و لذا می توان از آن در مزارع سبزی و صیفی استفاده کرد. محلول مورد مصرف باید %0.005 تا % 0.025 ماده خالص داشته باشد.روتنوئیدها: روتنوئیدها جزء ایزومرهای روتنون هستند که خاصیت حشره کشی آنها از روتنون کمتر است. مهمترین روتنوئیدهای شناسایی شده شامل Malaccol Toxicarol Tephrosine Degueline Elipton و Sumatrol هستند. این ترکیبات و نیز روتنون می توانند عليه آفاتی مانند سفید بالک ها (Aleyrodidae)، تریپس ها، پروانه ها، شته ها، کنه های تار عنکبوتی و سخت بالپوشان به کار روند. از نظر نحوه عمل، روتنون و روتنوئیدها مهار کننده آنزیم های تنفسی هستند و باعث اختلال در حمل الكترون در چرخه حمل الكترون می شوند و در نتیجه تنفس و تولید انرژی مختل می شود که در نهایت مرگ جانور را به دنبال خواهد داشت.3.آزادیراکتین (Azadirachtin)یکسری از سموم گیاهی وجود دارند که از درخت چریش (Neem Tree) بانام علمی Azadiracta indica و از خانواده Meliaceae که بومی مناطق جنوب آسیا بوده و در جنوب ایران نیز به صورت طبیعی می روید، استخراج می شوند. گیاه دیگری نیز با نام یاس ایرانی (Melia azadirach) یا زیتون تلخ و از خانواده Meliaceae وجود دارد که آزادیراکتین از آن استخراج می گردد. آزادیراکتین دارای یکسری ترکیبات مشابه مانند Salanin و Meliantriol نیز می باشد که این ترکیبات نیز خاصیت حشره کش دارند. قسمت اعظم آزادیراکتین و ترکیبات مشابه از دانه های داخل میوه به دست می آیند و به علت پتانسیل بالایی که در کنترل آفات دارند، در سال های اخیر تحقیقات زیادی درباره خاصیت سمی این مواد روی گونه های مختلف آفات از جمله آفات انباری، آفات خانگی و آفات بهداشتی انجام شده است تحقیقات نشان داده است که تعدادی از نماتدهای بیماریزای گیاهی نیز تحت تأثیر ترکیبات سمی به دست آمده از درخت چریش قرار می گیرند و از بین می روند.نحوه اثر آزادیراکتین به این ترتیب است که روی سیستم هورمونی، رفتار (اثر عمده رفتاری آن بر تغذیه است و بسیاری منابع آن را یک ضد تغذیه معرفی می کنند) و مکانیسم تغییر جلد حشرات هدف تأثیر می گذارد. بیشترین کاربرد آن علیه لارو پشه های Anophel و Culex و نیز لارو بسیاری از بال پولکداران است. در برخی از کشورهای دنیا این سموم را فرموله کرده و با نام های تجاری مختلف شامل Margosan-O، Azt-VR-k، Neem-Azol، Neem-Ark عرضه می کنند. استفاده از درخت چریش از گذشته های دور رایج بوده است و امروزه نیز کاربرد آن زیادتر شده است و بخصوص عليه آفاتی مانند سرخرطومی یونجه، برگخوار چغندر قند(Spodoptera exigua) و لمبه گندم (Trogoderma granarium) کاربرد فراوان دارد. با توجه به اینکه سمیت این ترکیبات اندک است و تاثیر نامطلوبی روی محیط زیست ندارند؛ لذا امروزه جایگاه ویژه ای در کنترل تلفیقی آفات (IPM) پیدا کرده اند. از پوست درخت چریش نیز نان تهیه می کنند که پس از مصرف تمام انگل های داخل دستگاه گوارش مصرف کننده را از بین می برد.4. پیرترینها Pyrethrine :این ترکیب از گلهای گل داوودی استخراج می شود که مهمترین گونه های گل داوودی شامل Chrysanthemum coccineum و Chrysanthemum cineriaefoliumهستند. مبدا این گیاهان کشور یوگسلاوی است و گونه گیاه پیرترین که در ایران وجود دارد، roseum. C  می باشد که در کوه های شمال تا ارتفاع 2000 متری از سطح دریا می روید. امروزه در کشورهای بسیار زیادی کشت شده و ماده خالص آن به صورت تجاری عرضه می شود که کشورهای کنیا، اوگاندا، تانزانیا، فرانسه و ژاپن از مهم ترین کشورهای تولید کننده پیرترین هستند. خاصیت حشره کشی پیرترین اولین بار در سال ۱۱۷۸ شمسی در ایران کشف شد و به تدریج گسترش پیدا کرد. قیمت پیرترین نسبتا بالاست زیرا گیاه Chrysanthemum spp.  زمین حاصلخیزی را جهت رشد و نمو می طلبد و سیستم مکانیزه ای نیز جهت کشت آن وجود ندارد. گیاه Chrysanthemum spp.  اگرچه خود دارای ترکیبات سمی است، اما با این حال دارای دو آفت مهم از راسته بال ریشکداران (Thysanoptera) به نامهای Thrips tabaci وT.nigripilosusمی باشد. پیرترین اصولا به صورت شش استر وجود دارد که شامل پیرترین 1و2 (Pyrethrin I &amp;II )، سینرین 1 و 2 (Cinerin I &amp; II) و جاسمولين 1 و 2 (Jasmolin I &amp; II) هستند. دوام سینرینها بیشتر از سایر استرهاست.پودر پیرترین را پس از چند مرتبه تصفیه به درجه خلوص %90 تا %100 میرسانند. پیرترین برای پستانداران سمیت ندارد اما برای حشرات، سمی بسیار قوی است و باعث فلج شدید می شود و بخصوص عليه مگس خانگی استفاده می شود. از مشکلات پیرترین این است که مسمومیت حشرات قابل برگشت است، بنابراین برای رفع این مشکل، پیرترین ها را با ترکیبات دیگری مانند ترکیبات فسفره و کلره ترکیب می کنند. دوام پیرترین ها در مقابل نور و حرارت و نیز اشعهV . U (ماوراء بنفش) کم است و پس از یک سال ممکن است تا %20 از خاصیت حشره کشی خود را از دست بدهد، لذا باید در مکان های خشک، خنک و دور از نور نگهداری شوند. همچنین گاهی از مواد ممانعت کننده از تأثیر اشعه V. U مانند Benzyl Cynnamate استفاده می شود. در گلخانه ها نیازی به استفاده از ماده محافظ مزبور نیست زیرا بخش عمده اشعه توسط شیشه های گلخانه جذب می شود. از طرف دیگر در برخی موارد به منظور افزایش دوام پایرتروئیدهای طبیعی از مواد آنتی اکسیدان (Antioxidane) مانند Hydroquinone و Rosorcinol استفاده می شود. ترکیبات پیرترین به صورت محلول های غليظ تهیه می شوند. پیرترین ها از طریق تماسی نفوذ می کنند، در آب هیدرولیز شده و خاصیت حشره کشی خود را از دست میدهند. تأثیر پیرترینها روی سیستم عصبی حشرات است و موجب فلج آنی آنها می شوند. پایرتروئیدهای طبیعی در سیستم زنده (در داخل بدن حشرات) نیز دوام چندانی نداشته و به وسیله سیستم  ( Mixed Function Oxidase ) MFO اکسید شده و به مواد غیر سمی تبدیل می شوند. بیشترین کاربرد پیرترینها برای مبارزه با حشرات خانگی و بهداشتی است. نکته جالب توجه اینکه حشراتی که در معرض این سم قرار می گیرند، خیلی سریع به زمین افتاده و بیهوش می شوند که این پدیده به اثر  ضربه ای (Knock Down Effect) موسوم است. اثر ضربه ای پیرترین مربوط به ماده ای ماده ای به نام پروپان کربوکسیلات (Propan Carboxilate) است که هسته اصلی سموم پیرترینی محسوب می شود و روی سیستم عصبی و ماهیچهای حشرات اثر می کند و باعث فلج ماهیچه ای و در نتیجه سقوط سریع حشرات هدف می شود. وقتی که پیرترین به تنهایی علیه حشرات به کار می رود، ممکن است حشرات بر زمین افتاده مجددا به هوش آمده و پرواز کنند به همین دلیل سینرژیستها (Synergist) یا «مواد – تشدیدکننده اثر» را به ترکیبات پیرترین اضافه می نمایند. سینرژیستها از تجزیه پیرترین و بهبودی حشرات بر زمین افتاده جلوگیری می کنند. از طرف دیگر امروزه در اسپری های حشره کش، علاوه بر پیرترین و سینرژیست، از یک حشره کش نسبتا بادوام نیز استفاده می شود تا حشرات بر زمین افتاده را به طور قاطع بکشد.پی نوشت : در هر گروه زیرشاخه های بسیار زیادی وجود دارند که بیان آن ها مطالب را سنگین و پیچیده می کنند. سعی ما بر این است که ضمن کوتاه بودن مطالب، کارایی نیز داشته باشند. در ادامه سعی خواهد شد که مهمترین این زیرشاخه ها به اختصار آورده شوند.</description>
                <category>hoseinghoshooni</category>
                <author>hoseinghoshooni</author>
                <pubDate>Wed, 04 Sep 2019 18:40:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>طبقه بندی آفت کشها(بخش دوم)</title>
                <link>https://virgool.io/@hoseinghoshooni/%D8%B7%D8%A8%D9%82%D9%87-%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D8%A2%D9%81%D8%AA-%DA%A9%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85-rclsmkqbyc7p</link>
                <description>طبقه بندی آفت کش ها بر اساس نحوه ورود به داخل بافت های گیاهیالف - سموم تماسی : این گروه از ترکیبات شیمیایی در سطح گیاه باقیمانده و وارد بافت گیاه نمی شوند.ب - سموم تماسی – نفوذی : این گروه از سموم علاوه بر اینکه در سطح گیاه باقی می مانند، مقدار کمی نیز وارد بافتهای گیاهی میشوند که گاهی به سموم نیمه سیستمیک Semisystemic materials نیز موسوم هستند.ج- سموم سیستمیک : این گروه از آفت کش ها وارد بافتهای گیاهی می شوند و از طریق شیره گیاهی به بافت ها و اندام های دیگر منتقل می شوند. آفت کش های سیستمیک خود به دو گروه زیر تقسیم می شوند:1- آپوپلاست (Apoplast): تعدادی از سموم از طریق آوندهای چوبی یعنی از پایین به بالا منتقل می شوند، مانند آلدیکارب (Aldicarb) این نوع سموم به سموم آپوپلاست Apoplastic Materials و این نوع حرکت و جابه جایی به حرکت آپوپلاستیک Apoplastic Movementموسوم هستند.۲- سیم پلاست (Symplast): سیم پلاست به سیستم آبکشی گیاهان گفته میشود که در حقیقت سیستم گردش شیره پرورده گیاهان است. تعدادی از سموم به این طریق منتقل می شوند، مانند اکسی دیمتون متیل (یا Metasystox - R ) سمومی که به این طریق منتقل می شوند به Symplastic Materials موسوم بوده و به این نوع جابه جایی سموم، Symplastic Movement گفته می شود. البته لازم به توضیح است که تعدادی از سموم به هر دو شکل اپوپلاست و سیم پلاست منتقل می شوند که این نوع ترکیبات به سموم سیستمیک کامل (Perfect systemic Materials) مشهور هستند.سموم سیستمیک دارای مزایایی به شرح زیر می باشند:1- بر اثر بارندگی شسته نمی شوند. ۲- آفات را دور از محل تماس سم کنترل می کنند زیرا وارد شیره گیاه شده و به اندام های مختلف منتقل می شوند. ٣- از آنجایی که اغلب این سموم اثر تماسی ضعیفی دارند (به طریق گوارشی مؤثر هستند)، بنابراین دشمنان طبیعی آفات که از شیره گیاهی تغذیه نمی کنند از اثرات مخرب سم مصون می مانند.طبقه بندی سموم براساس ترکیبات شیمیاییطبقه بندی بر اساس ترکیب شیمیایی، علمی ترین روش طبقه بندی سموم است که در ادامه مورد بررسی قرار داده می شود.1) آفت کش های معدنی : الف) طبیعی مثل گوگردب) مصنوعی مثل مواد آرسنیکی، جیوه، بر، تالیوم و غیره... .2) آفت کش های آلی : الف) طبیعی مانند ترکیبات گیاهی، ترکیبات جانوری و روغن هاب) مصنوعی مانند نیترفنل ها، ارگانوفلورین ها، دور کننده ها، جلب کننده ها، تشدید کننده ها، عقیم کننده ها، هورمون ها، ارگانوکلره ها، ارگانوفسفره ها، کاربامات ها و پیرتروئید ها.</description>
                <category>hoseinghoshooni</category>
                <author>hoseinghoshooni</author>
                <pubDate>Tue, 27 Aug 2019 14:21:17 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>