<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های حسین محمدعلی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@hoseinmohammadali</link>
        <description>Business consultant</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 11:28:14</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/936572/avatar/eItqp3.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>حسین محمدعلی</title>
            <link>https://virgool.io/@hoseinmohammadali</link>
        </image>

                    <item>
                <title>انقلاب صنعتی آینده</title>
                <link>https://virgool.io/@hoseinmohammadali/%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-sip7rjd57yrp</link>
                <description>در چند سال اخیر، انقلاب صنعتی چهارم تبدیل به یکی از پرتکرارترین عبارات و کلمات در صحبت‌های افراد موثر و مهم جهان شده است.از کلاس شواب، بنیانگذار مجمع جهانی اقتصاد تا روسای جمهور کشورها و رهبران تکنولوژیک جهان، همگی بر آینده‌ای که اکنون در آن هستیم و رو به توسعه خواهد بود، تاکید داشته‌اند.به عقیده بنده، انقلاب صنعتی چهارم یا به اصطلاح دقیق‌تر تحول دیجیتال، بیش از آنکه تحولی غیرقابل انتظار در فناوری باشد، تحولی غیرقابل پیش‌بینی در سبک زندگی خواهد بود و پیش از آنکه نیاز به بررسی تکنولوژیک داشته باشد به مطالعات عمیق فلسفه علم نیاز خواهد داشت.ما در ابتدای چیزی هستیم که احتمالا آنقدر سریع به دوران بلوغش خواهیم رسید که سرگذشت‌نویسان از آن، جا خواهند ماند.هرچند که پیش‌گیری مقدم بر درمان است اما متاسفانه بشر امروز بیش از آنکه به فکر پیشگیری باشد به فکر درمان است و این از خودخواهی رهبران جهان نشات میگیرد؛وقت برای فقط صحبت کردن خیلی کم است، من دم روباه را باور میکنم!</description>
                <category>حسین محمدعلی</category>
                <author>حسین محمدعلی</author>
                <pubDate>Wed, 02 Mar 2022 16:00:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک ماتریس و چند نکته</title>
                <link>https://virgool.io/@hoseinmohammadali/%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%A7%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%B3-%D9%88-%DA%86%D9%86%D8%AF-%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87-bundvz1styaw</link>
                <description>ماتریس تصمیم‌گیری و افزایش بهره‌وری که به نام آیزنهاور، 34امین رئیس جمهور ایالات متحده نام گذاری شده است، روشی برای حذف فعالیت‌هایی است که باعث اتلاف ارزشمندترین سرمایه شما یعنی وقت شما خواهند شد.این ماتریس از چهار قسمت کاملا مشخص تشکیل شده است:1- فعالیت‌های فوری و مهم : همین حالا انجام بده: مثل تماس تلفنی-مهلت پرداخت اجاره-نگارش گزارشی برای امروز-مراجعه ضروری به دندان‎پزشک-خرید کالای ضروری خراب شده و ...2- فعالیت‌های مهم و غیر فوری: برای انجامش برنامه‌ریزی کن: مثل ورزش کردن-رشد و توسعه فردی-سرزدن به خانواده و دوستان-برنامه‌ریزی برای ارتقای شغل-سرمایه‌گذاری و ...3- فعالیت‌های فوری اما کم اهمیت: برون سپاری یا به تعویق انداختن: مثل جلسات غیرضروری-بسیاری از مهمانی‌ها و ...4- فعالیت‌هایی که نه مهم هستند و نه فوری: حذف‌شان کن: مثل پیگیری همه خبرها-همیشه آنلاین بودن-ارتباطات مجازی زیاد و ...ماتریس آیزنهاوراکنون بیایید تا گذری به این مسئله بزنیم که اساسا چه کارهایی مهم و چه کارهایی فوری است؟کارهای مهم می‌تواند برای هر فرد متناسب با ارزش‌ها، باورها و چشم‌اندازش متفاوت باشد. ولی به صورت کلی کارهای مهم، فعالیت‌هایی است که قرار است ما را به اهداف‌مان نزدیک کند و این اهداف غالبا بلند مدت است.کارهای فوری اموری است که زمانی قطعی و محدود برای انجام آن وجود دارد و اگر زمانش از دست برود، احتمالا پیامدهای دردسرسازی برایمان خواهد داشت.اگر مطمئن نیستید که هدف انجام کارهایتان چیست، حذف کارهای اتلاف‌کننده وقت، کار آسانی نمی‌باشد.در ابتدا باید برای خود مشخص کنید که هدف زندگی و کار شما چیست و چگونه به سمت این اهداف درحال حرکت هستید.و اما چند نکته پیرامون این ماتریس ساده ولی مهم!_ این ماتریس هم برای فعالیت‌های بلند مدت چندین ساله و هم کوتاه مدت در حد 1 روز استفاده می‌شود._ آیزنهاور معتقد بود، چیزهایی که مهم هستند به ندرت فوری‌اند و چیزهایی که فوری هستند به ندرت مهم‌اند._ تعداد زیادی از کارهایی که در قسمت مهم و فوری قرار گرفته‌اند، به علت برنامه‌ریزی، پیش‌بینی‌ها و یا نظم شخصی و کاری ضعیف و غلط و نادرست، در این بخش هستند و می‌توانستند در بخش مهم اما غیرفوری باشند._ مداومت بر اولویت‌بندی و قرار دادن کارها در این نمودار، خیلی مهم‌تر از شروع کار با آن است._ افراد موفق کسانی بوده‌اند که بیشترین منابع مادی و غیرمادی خودشان را برای انجام کارهای مهمِ غیرفوری صرف کرده‌اند._ در هر زمانی، کارهای «غیر فوری کم اهمیت» مصادیق خاص خودش را داشته است، به نظر می‌رسد در زمانه اقتصاد دیجیتال، حضور همیشگی در شبکه‌های اجتماعی و اتلاف وقت آنلاین، بیشترین سهم این بخش را داراست.</description>
                <category>حسین محمدعلی</category>
                <author>حسین محمدعلی</author>
                <pubDate>Mon, 30 Aug 2021 16:57:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هیچ جوجه اردکی، زشت نیست!</title>
                <link>https://virgool.io/@hoseinmohammadali/%D9%87%DB%8C%DA%86-%D8%AC%D9%88%D8%AC%D9%87-%D8%A7%D8%B1%D8%AF%DA%A9%DB%8C-%D8%B2%D8%B4%D8%AA-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-mbf33varmshv</link>
                <description>یکی از بعداز ظهرهای آخر پاییز بود. نزدیک یک کلبه قدیمی در دهکده، خانم اردکه لانه‌ای در کنار دریاچه ساخته بود.او مدت زیادی بود که روی تخم‌هایش خوابیده بود.کم کم تخم‌ها شروع به حرکت کردند و با نوک‌های قشنگ کوچکشان پوسته تخم‌شان را شکستند.خانم اردکه نگاهش به تخم بزرگی افتاد که هنوز باقی مانده بود.اردک پیری کنار خانم اردک آمد و وقتی تخم را دید، گفت: شاید این تخم یک بوقلمون باشد.بعد از مدتی صداهای ضعیفی از داخل تخم شنید و جوجه کوچولو از تخم بیرون آمد. مادر مدتی به پرهای خاکستری و ظاهر کمی عجیب جوجه نگاه کرد و داشت و نگران شد اما وقتی که به پاهایش نگاه کرد خیالش جمع شد که این جوجه بوقلمون نیست.روز بعد مادر جوجه هایش را به کنار دریاچه برد. بوقلمونی که در نزدیکی آن‌ها راه می‌رفت سرش را بالا آورد و گفت : تا به حال چنین جوجه اردک زشت و بزرگی ندیده بودم.این شروع مشکلات جوجه اردک بود، اکثر حیوانات با او رفتار دوستانه‌ای نداشتند چون به نظر آن‌ها، او خیلی زشت بود.جوجه اردک‌های دیگر با او بازی نمی‌کردند و او را اذیت می‌کردند. مرغ‌ها به او نوک می‌زدند و همه حیوانات به او می‌خندیدند.جوجه اردک بیچاره خیلی غمگین و تنها بود و با گذشت زمان بیشتر ناراحت می شد؛ احساس می کرد کسی او را دوست ندارد و فکر می‌کرد چرا با بقیه فرق دارد؟!یک شب که جوجه اردک زشت دیگر نمی‌توانست این همه ناراحتی را تحمل کند از حیاط طویله خارج شد و تا جایی که می‌توانست دوید تا به یک جنگل و سپس به نزدیکی مردابی رسید که اردک‌های وحشی در آنجا زندگی می‌کردند.فردا صبح هنگامیکه تعدادی از اردک‌ها پرواز می‌کردند متوجه جوجه تازه وارد شدند ایستادند به او سلام کردند و از او پرسیدند: تو کی هستی؟جوجه اردک زشت گفت: من اردک مزرعه هستم. آیا تا حالا جوجه اردکی مثل من دیده‌اید که پرهای خاکستری داشته باشد. او مدت طولانی به اردک‌های وحشی که با اردک‌های مزرعه خیلی فرق داشتند نگاه کرد.آن‌ها گفتند: یک اردک؟ ولی ما تا حالا جوجه اردکی مثل تو ندیده ایم. اما مهم نیست. تو میتوانی اینجا بمانی چون این مرداب به اندازه کافی برای همه ما جا دارد.جوجه اردک زشت خوشحال بود که می‌توانست در کنار مرداب استراحت کند و از حیوانات بی‌رحم مزرعه دور باشد.فردای آن روز، جوجه اردک زشت که لای نیزار خوابش برده بود، با گرمای خورشید بیدار شد. کش و قوسی به بالهایش داد و به آسمان پرواز کرد. او به سمت یک باغ که یک حوض بزرگ در وسطش داشت پرواز کرد.در آنجا، سه پرنده سفید زیبا را بر روی آب دید که خیلی نرم و زیبا شنا می‌کردند. آن‌ها قو بودند، ولی او این موضوع را نمی‌دانست.جوجه اردک قصه ما هم خیلی نرم بدون آنکه بال بزند بالای سر قوها پرواز کرد و سرش را برای احترام خم کرد. ناگهان در انعکاس آب قوی زیبای دیگری را دید.دو بچه که به سمت باغ می‌دویدند فریاد زدند: نگاه کن یکی دیگه... این یکی از بقیه هم زیباتر است!قلب او پر از عشق به قوهای دیگر بود و فهمید که چه حقیقتی رخ داده است.بله، آن جوجه اردک زشت، در حقیقت یک قوی زیبا بود...احتمالا دلیلِ خیلی از موقعیت‌هایی که ما در رشته تحصیلی دبیرستان یا دانشگاه یا حرفه کاری که به آن مشغولیم و یا مهارتی که کسب می‌کنیم، آنچنان که باید و شاید موفق نیستیم و طبق انتظارمان احساس رضایت نمی‌کنیم و حتی با تلاش و کوشش زیاد در نفرات برتر لیست آن حوزه، قرار نمی‌گیریم، می‌تواند عدم شناخت صحیح خودمان، عدم استعدادیابی درست، اشتباه در دستگاه تصمیم‌گیری ذهن‌مان و غفلت نسبت به رشد فردی باشد.بعضی وقت‌ها مشاوران خوبی در کنارمان نبوده‌اند تا به ما بگویند که به محض ترندشدن یک موضوع کاری یا عنوان مهارتی یا ایجاد جریانی مقطعی در جامعه، ابتدا باید نسبتِ خودمان را با آن موضوع مشخص کنیم و سپس وارد آن حوزه خاص شویم؛ شاید آن موضوع برایمان چاهی باشد که فقط به اتلاف وقت و انرژی و هزینه ما منجر شود.هیچ جوجه اردک زشتی وجود ندارد!نقص آنجا به نظر می‌رسد که یک «قو» قرار است به اشتباه، «اردک» تلقی شود... همه ما قوی زیبایی هستیم که باید خودمان را بشناسیم و به سمت جایگاه حقیقی‌مان پرواز کنیم و آنگاه شاید این صدا را بشنویم که &quot; نگاه کن یکی دیگه... این یکی از بقیه هم زیباتر است!&quot;</description>
                <category>حسین محمدعلی</category>
                <author>حسین محمدعلی</author>
                <pubDate>Mon, 09 Aug 2021 19:14:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شایعه پراکنی...</title>
                <link>https://virgool.io/@hoseinmohammadali/%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B9%D9%87-%D9%BE%D8%B1%D8%A7%DA%A9%D9%86%DB%8C-prxrfdf4xhna</link>
                <description>روزی از روزها زنی در میان دوستانش در حال صحبت پشتِ سر مردی بود که به تازگی به همان محله زندگی آن زن، نقل مکان کرده بود.زن شناخت کاملی از مرد همسایه نداشت ولی با آب و تاب فراوانی به بیان جزئیاتی از آن مرد می‌پرداخت.فردای آن روز، زن به دلیل خواب ترسناکی که شب گذشته دیده بود، دچار ترس و هیجان شدیدی شد و ریشه این خواب را در صحبتِ پشت سر آن مرد می‌دید.عذاب وجدان آن زن به حدی بود که برای رهایی از این حالت، مجبور شد پیش روانشناسِ حاذق محله‌شان برود.زن ماجرا را برای روانشناس تعریف کرد و روانشناس به او گفت: وقتی به خانه برگشتی، یک بالش پَر بزرگ و یک چاقوی تیز بردار، سپس به پشت بام منزل خودت برو و بالش را تکه تکه کن و بعد از انجام این کار، به دفتر من بازگرد.زن این کار را انجام داد و چند ساعت بعد، مجدد به دفتر روانشناس برگشت.روانشناس به وی گفت: اکنون برو و تمامی پرها را به داخل بالش برگردان و برای من بیاور؛ زن با تعجب گفت: باد پرها را به نقاط دوردست و نامعلومی برده، انجام دادن این کار غیر ممکن است.روانشناس گفت:بله؛ دقیقا تو همین کار را با آن مرد کردی! حرکت زشتی که شایعه‌پراکنی نام دارد.** گاهی شایعه پراکنی باعث تضعیف شدید و ضربه سنگین به برند شخصی یک فرد و یا برندِ سازمانی یک شرکت می‌شود. این عمل، دور باطلی است که از عدم سواد دیجیتالی، عدم توانایی در تحقیق و بررسی و این قبیل موضوعات نشات می‌گیرد. شایعه پراکنی ممکن است روزی من و شمایی را هدف بگیرد که برای رشد فردی یا توسعه کسب و کار خودمان، سال‌ها تلاش کرده‌ایم و البته در این میان، بسیار بد به حال کسانی که حتی عذاب وجدان زنِ قصه ما را هم ندارند!</description>
                <category>حسین محمدعلی</category>
                <author>حسین محمدعلی</author>
                <pubDate>Tue, 27 Jul 2021 18:34:39 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کارآفرینی،کرونا و تحولِ دیجیتال</title>
                <link>https://virgool.io/@hoseinmohammadali/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-%D9%88-%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84%D9%90-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-dddamrglt0a5</link>
                <description>کارآفرینان موفق، تحول دیجیتال را به عنوان فرصتی برای توسعه و افزایش سهم کسب و کار خود از بازار می‌بینند.تحول دیجیتال(DX) به معنای ادغام فناوری‌های دیجیتال در همه زمینه‌های یک کسب و کار، بهبود جریان و ایجاد فرآیندهای عملیاتی جدید و همچنین ارائه ارزش بیشتر به مشتریان است.تحول دیجیتالدر ابتدای همه‌گیری کرونا، فقط ۲۷٪ از شرکت‌ها، آمادگی پذیرش شرایط جدید را داشتند.در این موقعیت، رشد اولیه #تحول_دیجیتال (digital transformation) تا ۶۲٪ بالا رفت.در مدت کوتاهی سرمایه گذاری بر روی تحول دیجیتال ۵۶٪ رشد داشته و سرعت این رشد تا ۵۸٪ افزایش یافته است.این نشان دهنده یک تغییر فرهنگی به سمت چابک‌تر و هوشمندانه‌تر شدن مسیرهای تجارت است که از فناوری‌هایی مانند تجزیه و تحلیل پیشرفته داده‌ها و هوش‌مصنوعی(AI) پشتیبانی می‌کند.در حال حاضر اهمیت سرمایه‌گذاری بر روی آنالیز و تصمیم‌گیری بر مبنای #هوش_مصنوعی تا ۳۷٪ افزایش یافته است.۷۴٪ از کسب‌وکارها معتقدند بر مبنای درس‌هایی که از همه‌گیری ویروس #کرونا گرفته‌اند، تغییرات دائمی عملکردی خواهند داشت.</description>
                <category>حسین محمدعلی</category>
                <author>حسین محمدعلی</author>
                <pubDate>Tue, 13 Jul 2021 18:35:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چند مدل کارآفرین داریم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@hoseinmohammadali/%DA%86%D9%86%D8%AF-%D9%85%D8%AF%D9%84-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85-f3qa3zyi3k9i</link>
                <description>همه کارآفرینان یکسان نیستند و همه آن‌ها اهداف مشابهی ندارند. در اینجا به چند نوع متداول‌تر از کارآفرینان پرداخته‌ایم:1- سازنده«سازندگان» به دنبال ایجاد کسب و کارهای مقیاس پذیر در یک بازه زمانی کوتاه هستند.سازندگان به طور معمول در دو تا چهار سال اول 5 میلیون دلار درآمد کسب خواهند کرد و به ایجاد درآمد بیشتر تا 100 میلیون دلار یا بالاتر از آن، ادامه خواهند داد.این افراد با استخدام بهترین افراد مستعد و جستجوی بهترین سرمایه گذاران، به دنبال ایجاد زیرساختی قوی هستند.آن‌ها شخصیت‌های مزاجی(دمدمی) دارند که مناسب رشد سریع باب میلشان است. اما می توانند باعث دشواری روابط شخصی و کاری شوند.2- فرصت‌طلب«فرصت‌طلبان» افراد خوش‌بینی هستند که توانایی گزینش فرصت‌های مالی، ورود در موقع مناسب، ماندن در هیئت مدیره در زمان رشد، و خروج از کسب و کار در زمان اوج شرکت را دارا می‌باشند.این نوع از کارآفرینان به فکر سود و ثروتی هستند که ایجاد خواهند کرد، بنابراین جذب ایده‌هایی می‌شوند که بتوانند درآمد باقیمانده یا تجدیدی ایجاد کنند.از آنجایی که کارآفرینانِ فرصت‌طلب به دنبال یافتن فرصت‌های مناسب هستند، امکان رفتار عجولانه و بی احتیاط از آن‌ها وجود دارد.3- نوآور و مبتکر«نوآوران» از معدود افرادی هستند که با یک ایده یا محصول عالی می‌آیند که قبلاً هیچ کسی به آن فکر نکرده است.به توماس ادیسون، استیو جابز و مارک زاکربرگ فکر کنید. این افراد روی آنچه دوست داشته‌اند کار کرده و از این طریق به فرصت‌های شغلی دست یافتند.نوآوران به جای تمرکز بر پول، بیشتر بر تأثیر محصولات و خدمات‌شان بر جامعه، اهمیت می‌دهند.این افراد از آنجا که افراد ایده پردازی هستند، بهترین افراد برای «راه‌‌اندازی» یک کسب و کار نخواهند بود.به همین منظور، اغلب آن‌ها کارهای روزمره را به کسانی که از این نظر توانایی بیشتری دارند، می‌سپارند.4- متخصصاین افراد، انسان‌هایی تحلیلی و ریسک گریز هستند.آن‌ها دارای مجموعه مهارت‌‌های مهمی در زمینه‌ای خاص هستند که از طریق آموزش یا کارآموزی به دست آمده است.یک کارآفرین «متخصص» کسب و کار خود را از طریق شبکه‌سازی و مراجعات می‌سازد، که در نتیجه رشد آهسته‌تری نسبت به یک کارآفرین «سازنده» دارد.*منبع خبر: https://www.investopedia.com/terms/e/entrepreneur.asp#questions-for-entrepreneurs </description>
                <category>حسین محمدعلی</category>
                <author>حسین محمدعلی</author>
                <pubDate>Wed, 23 Jun 2021 14:27:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دولت آینده و کسب و کارهای کوچک(SME)</title>
                <link>https://virgool.io/@hoseinmohammadali/%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%88-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%88%DA%86%DA%A9sme-nbgvu4wfbtns</link>
                <description>ایران در سالیان آینده در سه لایه با معضلات و مشکلات زیادی روبرو خواهد شد:?در لایه اول، بحران آب، بحران جمعیت، بحران صندوق‌های بازنشستگی و بحران پایان عصر صادرات نفتی را خواهیم داشت.?در لایه دوم، چالش نظام بانکی به چشم می‌خورد.?در لایه سوم، چالش‌هایی مثل بیکاری، فضای نامناسب کسب و کار، نابرابری، چالش آلاینده‌ها و دیگر چالش‌های اقتصادی پیش روست.? بررسی‌ها نشان می‌دهد، در حال حاضر 8 شاخص مهم در مدیریت اقتصاد ایران باید توسط نامزدها در اولویت قرار بگیرد.این شاخص‌ها شامل «رفاه و رشد اقتصادی»، «تورم»، «نرخ ارز»، «اشتغال»، «فقر و نابرابری»، «تجارت خارجی»، «بازار مالی» و «نقش دولت در اقتصاد» هستند.یکی از موارد مهمی که به شکل مستقیم و غیر مستقیم می‌تواند شاخص‌های گفته شده را به نسبت بهبود بخشد، لزوم توسعه کسب و کارهای کوچک و متوسط  (SME) است.مشاغل خانگی و کسب و کارهای کوچک و متوسط با توجه به اینکه بخش زیادی از جامعه را در بر گرفته‌اند و نقش مهمی در ایجاد اشتغال و اقتصاد خانواده‌ها دارند، باید در دولت آینده مورد توجه جدی قرار گیرند.1️⃣اولین پیش‌نیاز برای توسعه کسب و کارهای کوچک و متوسط «تعیین یک برنامه جامع در حوزه استراتژی توسعه صنعتی و آمایش سرزمین» است. باید مشخص شود، بر اساس ظرفیت‌های طبیعی و صنعتی هر استان، چه نوع کسب و کاری در آن‌جا راه‌اندازی خواهد شد.2️⃣دومین پیش‌نیاز مهم برای کسب و کارهای کوچک و متوسط «امنیت سرمایه‌گذاری» است. باید این فضا به وجود بیاید که هر سرمایه‌گذاری که با مشکلات قضایی، کلاه‌برداری و ورشکستگی مواجه شد، اطمینان خاطر داشته باشد، مشکلش به شکل عادلانه و کارآمد حل می‌شود.3️⃣سومین پیش‌نیاز «ساماندهی شیوه تامین مالی و اعطاء تسهیلات» به کسب و کارهای کوچک است. در حال حاضر بسیاری از وام‌ها به شکل غیر شفاف و سفارشی به افراد داده می‌شود در حالی که باید وام‌ها به شکل هدفمند و شفاف به کارآفرینان موفق و کسب و کارهای مولد اعطا شود.دولت بعدی باید باور داشته باشد که با فراگیری کسب و کارهای کوچک و متوسط، به راحتی می‌توان به توسعه اقتصادی دست یافت.?نظریات علمی اقتصادی بیان می‌دارد که عامل اصلی رشد اقتصادی مناطق یک کشور، توسعه کسب و کارهای کوچک و متوسط بر اساس مزیت نسبی هر منطقه است.هر منطقه‌ای در ایران حتی مناطق کویری یک فرصت اقتصادی و یک مزیت رقابتی منحصر به فرد دارند. موقعیت گردشگری در مناطق کویری ایران فرصتی برای توسعه و اشتغال ایجاد کرده، اما ما نتوانسته‌ایم از آنها به خوبی بهره‌برداری کنیم.هیچ کدام از شرکت‌های بزرگ دنیا نتواسته‌اند اثر توسعه منطقه‌ای ایجاد کنند، اما کسب و کارهای کوچک به عنوان عامل اصلی توسعه یک منطقه شناخته می‌شوند. نگاه دولت سیزدهم باید توسعه فراگیر کسب و کارهای کوچک و متوسط باشد، یعنی با نگاه توسعه‌ای سطوح پایین به بالا، سرمایه‌گذاری در مشاغل خرد شهرستان‌ها تقویت شود تا به تبع آن شاهد رشد در سطح ملی باشیم.?منبع خبر: https://tn.ai/2519594</description>
                <category>حسین محمدعلی</category>
                <author>حسین محمدعلی</author>
                <pubDate>Wed, 16 Jun 2021 17:00:46 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدل‌های ذهنی: راهنمای نهایی (قسمت اول)</title>
                <link>https://virgool.io/@hoseinmohammadali/%D9%85%D8%AF%D9%84-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B0%D9%87%D9%86%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-gp4yt18krnlo</link>
                <description>در ادامه بیان اهمیت و توضیحات لازم درباره مدل ذهنی، به ترجمه یکی از مقالات سایت hubspot پرداخته‌ام:تا به حال به این فکر کرده‌اید که چرا دو فکر بهتر از یکی و چهار فکر بهتر از دو فکر است؟دلیل آن این است که همه ما محدود به تجربیات، تعصبات و حوزه‌های تخصص خود هستیم.این حوزه‌های تخصص منجر به &quot;مدل‌های ذهنی&quot; می‌شوند، تفکراتی که ما همیشه از آن‌ها استفاده می‌کنیم اما ممکن است متوجه آن نشویم. ​همکار شما در بخش فروش سابقه ذهنی متفاوتی نسبت به شما دارد، و این یعنی که او می‌تواند ایده‌های متفاوتی را مطرح کند. شما ممکن است بیشتر وقت خود را صرف خلق محتوای روزانه کنید و این درک منحصر به فردی از صدای برند و موقعیت برند در صنعت به شما بدهد. در همین حال ، همکار شما ممکن است بیشتر وقت خود را صرف صحبت با مشتریان کند و دید خود را نسبت به آنچه که صنعت شما در حال حاضر به آن نیاز دارد نشان دهد.در کنار هم قرار گرفتن شما و همكارتان که ذهنیت فروش دارد در یک اتاق، می‌تواند یک مشکل چالش برانگیز را حل کند.اما هر زمان که بخواهید تصمیم مهمی بگیرید، میزبانی یک میزگرد (گفتگو) کاملاً امکان پذیر نیست. به صورت فردی، ما باید قادر باشیم هر بار که با مشکل جدیدی مواجه می‌شویم، به طور متفاوت در مورد مشکلات کسب‌وکارمان فکر کنیم. ​خوشبختانه، راهی برای شکل دادن فرآیند تصمیم‌گیری و بدست آوردن تاثیر &quot;دو تفکر&quot; توسط خودتان وجود دارد: مدل‌های ذهنیمدل ذهنی چیست؟مدل ذهنی یک فرآیند فکری خاصی است که برای بررسی یک مشکل از آن استفاده می‌شود.انواع زیادی از مدل‌های ذهنی شناخته‌شده وجود دارند، و هر یک از آن‌ها یک دیدگاه منحصر به فردی از یک مفهوم خارجی را به منظور کاهش پیچیدگی خود ایجاد می‌کنند. به طور خلاصه، این روش تفکری برای معنی بخشیدن به هر چیزی است. ​یک مدل ذهنی راهی برای بررسی یک مشکل است. همانطور که جیمز کلیر، توضیح می‌دهد: &quot;هر مدل ذهنی چارچوب متفاوتی ارائه می‌دهد که برای نگاه کردن به زندگی از آن استفاده می‌شود... اگر یک جعبه‌ابزار بزرگ‌تر از مدل‌های ذهنی ایجاد کنید، توانایی خود برای حل مشکلات را بهبود خواهید بخشید زیرا گزینه‌های بیشتری برای رسیدن به پاسخ درست خواهید داشت. این یکی از روش‌های اصلی است که مردم واقعا عالی، خودشان را از توده‌های افراد باهوش جدا می‌کنند.&quot;مونگر، دوست نزدیک و همکار وارن بافت، به دلیل علاقه‌اش به روانشناسی، شناخته شده است.او در مورد موضوع تصمیم‌گیری و به صورت خاص در کسب‌وکار، پیشنهاد می‌کند که مدل‌های ذهنی متعددی وجود دارند که می‌توانند به ما کمک کنند تا مشکلات دشوار را کنار گذاشته و حل کنیم.  مونگر می‌گوید:&quot; اگر فقط حقایق مجزا را به یاد داشته باشید و سعی کنید آن‌ها را به عقب برگردانید، واقعا چیزی نمی‌دانید؛ اگر حقایق با یک «تئوری مشبک» به هم نپیوندند، شما آن‌ها را به شکل قابل‌استفاده نخواهید داشت.&quot;این شبکه مشبک، مدل‌های ذهنی است که به ما اجازه می‌دهد در صورت نیاز، دیدگاه خود را درباره یک چالش تنظیم کنیم. از این گذشته، هر مساله‌ای به یک شکل به ما ارائه نمی‌شود یا نمی‌توان از همان نقطه نظر درباره آن تصمیم گرفت. هرچه مدل‌های ذهنی بیشتری را تجربه کنید، با چالش‌هایی که سر راهتان قرار می‌گیرند، سازگارتر خواهید شد. ​بنابراین، شما از کجا شروع به ساخت &quot;شبکه مشبک&quot; مدل‌های ذهنی خود می‌کنید؟ در ادامه به برخی از رایج ترین مدل‌های ذهنی خواهیم پرداخت.</description>
                <category>حسین محمدعلی</category>
                <author>حسین محمدعلی</author>
                <pubDate>Sat, 12 Jun 2021 15:02:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مُدل خود را بسازید!</title>
                <link>https://virgool.io/@hoseinmohammadali/%D9%85%D9%8F%D8%AF%D9%84-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D8%AF-wzjqtzy9i8wp</link>
                <description>از وقوع انقلاب‌های بزرگ در جهان و انجام اختراعات و اکتشافاتی که تاریخ بشر را متحول کرده است تا تصمیم برای ادامه تحصیل در رشته‌ای خاص و یا مهاجرت به شهر یا کشوری دیگر و حتی خرید ساده یک گوشی موبایل، همگی در هر سطحی، تغییراتی هستند که نقطه شروع آن‌ها از «ذهن» انسان بوده است.در ابتدا و پیش از وقوع تغییر در دنیای بیرون، بذری در ذهن ما _در پاسخ به یک نیاز_ رشد می‌کند که موتور محرک برای تغییراتِ ملموس است.همواره تغییر و حرکت از موقعیت فعلی به سمت جایگاهی که پیشتر در آن نبوده‌ایم، برایمان با «ترس» و «سختی» همراه است. شدت و میزان دو عاملِ استرس و دشواری، در انسان‌های مختلف، بسته به توسعه مهارت‌های فردی هر شخص، متفاوت است.هرچه که، یک فرد قواعد و مهارت‌های مدیریت ذهن خود را بهتر آموخته باشد، به این معنی که آمادگی لازم برای تغییر و شروع یک روند و توانایی سنجش صحیح تدابیر مورد نیاز را پیدا کرده باشد، در مسیرِ گذار و تغییر، موفق‌تر خواهد بود. یکی از عواملی که باعث می‌شود بتوانیم شروع یک روند جدید را بهتر مدیریت کنیم، دارا بودن یک مدلِ ذهنی (mental model) بهتر است.مفهوم «مدل ذهنی» بحث بسیار مهم و شاید بتوان گفت پیچیده‌ای است که البته از الزامات فهم بهتر دنیای اطراف است. در نگاه مدیریت کسب و کار، این فهمیدن دنیای اطراف، به معنای درک بهتر جامعه مخاطبان و مشتریان و درنهایت گامی به سوی موفقیت کسب و کارمان خواهد بود. کارآفرینان نیز به عنوان افرادی که به دنبال ایجاد یک کسب و کار _با همه ریسک‌ها و سختی‌های خاص آن_ هستند، باید با تعاریف، قواعد و ابزارهای «مدل ذهنی» آشنا شوند و بتوانند از آن‌ها استفاده کنند.  </description>
                <category>حسین محمدعلی</category>
                <author>حسین محمدعلی</author>
                <pubDate>Mon, 07 Jun 2021 20:22:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کلید موفقیت</title>
                <link>https://virgool.io/@hoseinmohammadali/%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-j03ifhqbsrki</link>
                <description>هدف اصلی کسانی که به دنبال کارآفرینی می‌روند، در یک دلیل اصلی به نام رسیدن به «آزادی» خلاصه می‌شود.کارآفرینان در ابتدا به دنبال آزادی مالی، آزادی زمانی، آزادی مکانی و آزادی عملکردی هستند.بقیه موارد مثل ارزش‌ آفرینی، رشد استعداد درونی، منفعت‌رسانی به جامعه‌ای بزرگتر، خلق ثروت و سایر موارد از خروجی‌ها و دلایل جانبی این هدف است.ذهنیتِ رسیدن به آزادی، معمولا از مدت‌ها پیش در ذهن شخص کارآفرین شکل گرفته است.در حقیقت همه چیز از شکل‌گیری یک مدل ذهنی جدید شروع می‌شود. هرچه بتوانید این مدل ذهنی را اصولی‌تر و دقیق‌تر قرار دهید، مراحل کارآفرینی برای شما لذت بخش‌تر و با تحمل ریسکِ کمتر خواهد بود.??کلید این موفقیت، در کسب مهارت، دانش و استفاده از تجربیات افراد موفق است.</description>
                <category>حسین محمدعلی</category>
                <author>حسین محمدعلی</author>
                <pubDate>Sat, 05 Jun 2021 15:49:06 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مرد یا زنِ میدان!</title>
                <link>https://virgool.io/@hoseinmohammadali/%D9%85%D8%B1%D8%AF-%DB%8C%D8%A7-%D8%B2%D9%86%D9%90-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86-mubigw2ivxft</link>
                <description>همانطور که رنگِ پوست و چشم آدم‌ها با هم فرق داره و این تفاوت لزوما نشان دهنده هیچ موضوع مثبت یا منفی نمی‌باشد؛ استعداد، علاقه و توانمندی آدم‌ها هم با یکدیگه فرق داره.معمولا ما به چند دلیلِ نارضایتی از محیط کار، حقوق پایین، دوری مسافت، افسردگی شغلی، نداشتن حس پیشرفت و هدف روشن و ... به فکر تغییر شغل خود می‌افتیم؛ و احتمالا به دلیل پیدا نکردن شغل جایگزین مناسب و حال و هوای نسبتا داغِ اکوسیستم استارتاپی امروزِ کشور، به دنبال کارآفرینی در حوزه‌ی مورد علاقه یا شاید، بیشتر جلویِ چشم، خواهیم رفت.بحث لزوم آموزش گسترده دانش و مهارت‌های کارآفرینی، و این واقعیت که در صورت آموزش هم، شکست مقطعی جزیی از بازی است! در جای خود بسیار مهم است؛اما، اگر استعدادیابی تحصیلی و کاری، برای افراد به درستی انجام شود و فرد در راستای استعداد خودش به فعالیت‌های شغلی بپردازد، احتمالا آمار کسب و کارهای شکست خورده یا با درصد موفقیت بسیار پایین، خیلی کم خواهد شد!ارزشمندترین دارایی ما انسان‌ها، «زمان» است و به دلیل جای خالی آموزش‌ «مهارت‌های فردی» در دوران مدرسه و دانشگاه، ما متاسفانه چیزهای دیگری مثل «پول» را ارزشمندتر می‌دانیم. اولین گام برای شروع کارآفرینی این است که از خود بپرسیم: آیا واقعا من مناسب راه اندازی یک کسب و کار خلاقانه یا ارزش آفرین هستم؟! چون اگر مرد یا زنِ این میدان نباشیم، فقط ارزشمندترین دارایی‌مان را از دست داده‌ایم.</description>
                <category>حسین محمدعلی</category>
                <author>حسین محمدعلی</author>
                <pubDate>Sun, 30 May 2021 20:31:04 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حل کن!</title>
                <link>https://virgool.io/@hoseinmohammadali/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C%DA%A9-hqhtx26vgxwf</link>
                <description>دنیای شلوغ و پلوغ امروز، به خاطر ارتباطاتِ راحت، سریع، گسترده و خیلی چیزهای دیگه که شما بهتر میدونید، هم به آدم ها کلی ایده نو و خلاقانه میده، و هم رقابت و تلاش برای متمایز بودن رو سخت میکنه.سخت بودن برای آدم‌هایی که از یادگرفتن یک چیز جدید، هیجان زده میشن، نه تنها معنای ترسناک و ناامیده کننده‌ای نداره، بلکه یک جور انگیزه برای کشف و جلو رفتنه.انگیزه‌ی پیدا کردن راه حل‌ برای مشکلاتی که قراره هم برای شما حس خوبِ پیشرفت و ارزش آفرینی رو ایجاد کنه و هم برای مخاطب شما، دردی رو دوا کنه یا گره‌ای رو باز کنه.سفرِ ما از یک واژه شروع میشه: کارآفرینی!یک واژه با کلی پس و پیش از جنسِ دانش و مهارت.دانشی که از علم مدیریت شروع میشه و تا اقتصاد، روان‌شناسی، جامعه شناسی، صنعت، تجارت و رسانه ادامه پیدا میکنه.و مهارت‌هایی که ریشه در «توسعه فردی» دارن و کم کم باعث تغییر سبک زندگی شما میشن. مهارت‌هایی که هم باعث رشد زندگی شخصی‌تون میشه و هم زندگی حرفه‌ای و کسب و کار شما رو به پرواز در میاره.باید هر چه سریع‌تر شروع کرد، ولی نه با «چشمان کاملا بسته» بلکه با «چراغی در تاریکی»!به اعتقاد من، کارآفرینی که علمی میان رشته‌ای هم محسوب میشه، وقتی احتمال شکست کسب و کار شما رو خیلی پایین میاره که اصولی و با قاعده یاد گرفته شود.ترکیبی از موضوعات آکادمیک و تجربی، برگفته از تجربیات شخصی و مطالعات گسترده خودم رو با شما دوستان در میان خواهم گذاشت.  </description>
                <category>حسین محمدعلی</category>
                <author>حسین محمدعلی</author>
                <pubDate>Sat, 29 May 2021 16:51:55 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>