<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های hossayn.heydari</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@hossayn.heydari</link>
        <description>هم‌بنیان‌گذار در arsh.co</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-06 17:57:52</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/44885/avatar/ne4eai.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>hossayn.heydari</title>
            <link>https://virgool.io/@hossayn.heydari</link>
        </image>

                    <item>
                <title>غضنفرِ سازمانی</title>
                <link>https://virgool.io/@hossayn.heydari/%D8%BA%D8%B6%D9%86%D9%81%D8%B1%D9%90-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-zrmhvpnyqyls</link>
                <description>تشبیه سازمان به یک کشتی، یکی از بهترین مثال‌هاست که در خیلی موارد قابل تعمیمه.بعضی وقت‌ها در سازمان افرادی هستند که بدون اینکه قصد کرده باشند دارند خلاف بقیه پارو می‌زنند. صرفاً برای اینکه خودشون رو به اطرافیان اثبات کنند دارند ناخدا یا آدم‌های کلیدی کشتی رو می‌زنند. برای اینکه بیشتر دیده بشن دارند یه جایی از این کشتی رو سوراخ می‌کنند.اما فقط این دسته از آدم‌ها غضنفر‌های سازمانی نیستند. به نظرم حتی اون‌هایی که دارن تماشا می‌کنند سوراخ شدن کشتی رو و واکنشی ندارند؛ یا حتی لبخند می‌زنند که آدم پایه و باحالی به نظر بیان. اون‌هایی که برای کوسه‌های اطراف کشتی گوشت پرتاب می‌کنند؛ به خیال اینکه اگه کشتی غرق شد، کوسه قدر من رو خواهد دونست و با من کاری نخواهد داشت هم غضنفرهای سازمانی هستند.بعضی وقت‌ها باید بیشتر دقت کنیم که خودمون هم سوار این کشتی هستیم. حتی اگر قصد پیاده شدن از کشتی رو هم کردیم؛ بهتره که پیاده شدن از یک کشتی سالم در سابقه‌ی کاری‌مون باشه تا بتونیم بعدش توقع موقعیت بهتری رو داشته باشیم. چون اگه از یک کشتیِ در حال غرق پیاده بشیم، موقعیتی که صرفاً امکان زنده موندن رو هم بهمون بده غنیمت خواهد بود. احتمالاً کشتی‌های دیگه هم بیش از زنده موندن برامون پیشنهادی نخواهند داشت.غضنفر سازمانی نباشیم.</description>
                <category>hossayn.heydari</category>
                <author>hossayn.heydari</author>
                <pubDate>Sat, 14 Dec 2019 07:15:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کاری که انجام می‌دیم؛ ارزشی که خلق می‌کنیم!</title>
                <link>https://virgool.io/@hossayn.heydari/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D9%85%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%85%D8%9B-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AE%D9%84%D9%82-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-oqcpbeause8s</link>
                <description>هر جایی که مشغول به کار هستیم؛ یک‌سری از کارها رو بر مبنای شرح وظایف و مسئولیت‌هامون انجام می‌دیم. در بیشتر محیط‌های کاری، خروجی این کارها مورد ارزیابی قرار می‌گیرند. اما معمولاً در ارزیابی‌های فرمولی، «ارزش»ی که هر فرد در سازمان ایجاد می‌کنه لحاظ نمی‌شه.یکی از جاهایی که این تفاوت ممکنه خودش رو نشون بده وقتی هست که طبق آمارها و فرمول‌ها، یک نفر ارزیابیِ خوبی داره؛ ولی مجموعه مدیریتی احساس می‌کنه که در واقع این‌طور نیست یا برعکس، فرمول‌ها نشون میدن یک نفر وضعیت خوبی نداره؛ اما مدیران سازمان اصلاً‌ حاضر نیستند اون فرد رو از دست بدن.البته راه حل اصلی این موضوع، در اصلاح شیوه‌ی ارزیابی هست. اما در این مطلب روی سخنم مدیران سازمان نیستند؛ بلکه خودمون به عنوان فرد ارزیابی شونده هستیم.به این توجه کنیم که ارزشی که در محیط کاری‌مون خلق می‌کنیم ممکنه لزوماً منطبق بر شرح وظایف‌مون نباشه. مثلاً آبدارچی‌ای رو در یک مجموعه‌ای دیدم که تقریباً معتمد اعضای سازمان بود. هرکی می‌خواست یه چیز مهمی رو امانت بسپره یا به صورت مطمئن به دست کسی برسونه از ایشون کمک می‌گرفت. از اون طرف مدیری رو در مجموعه‌ای دیدم که شاید شرح شغلیش رو خوب انجام می‌داد. ولی همیشه غر می‌زد. طبق ارزیابی‌ها نقش مهمی داشت و کارش رو درست انجام می‌داد. اما همکارانش از کار کردن باهاش انگیزه نمی‌گرفتن. مدیران مجموعه حس خوبی نسبت بهش نداشتن.معمولاً ماها همکاران‌مون رو در ناخودآگاه بر اساس ارزشی که در محیط کاری‌مون خلق می‌کنم می‌شناسیم و ارزیابی می‌کنیم و بدیهیه که خودمون هم همین‌طوری در ناخودآگاه‌ها ارزیابی می‌شیم. چون این ارزیابی معمولاً در ناخودآگاه اتفاق میفته و خروجیش به صورت یه حس به خودآگاه میاد، اصلاحش در فرد و سازمان کار سختی می‌شه.به این دقت کنیم که ارزشی که در مجموعه‌مون خلق می‌کنیم. مثل انگیزه دادن به همکارامون، ایجاد فضای صادقانه و یک‌رویی، کمک قلبی برای پیشرفت‌شون و نمونه‌هایی مثل این معمولاً در شرح شغلی و ارزیابی شغلی نمی‌گنجند. ولی شناختی که سازمان(مدیران و بدنه) از ما دارن و برمبنای اون رابطه‌شون رو با ما تنظیم می‌کنند خیلی وابسته به این ارزش‌هاست.در مورد اینکه سازمان‌، چه کاری در راستای حل این مساله می‌تونه بکنه؛ بعداً‌ می‌نویسم.پی‌نوشت ۱: این مطلب می‌تونه در مورد هر گروه(Group) یا کارگروه(Team)ی که روابط انسانی درش حکم‌فرماست صادق باشه. حتی خانواده.پی‌نوشت ۲: یه نکته ریزی رو باید بیشتر دقت کنیم. بیشتر اوقات، ارزش خلق شده در مرحله‌ بعد از اینکه وظایف و مسئولیت‌ها، به صورت نسبتاً خوبی انجام شده باشه؛ دیده میشه و موثر‌تر نمود پیدا می‌کنه. اما ضد ارزش، قبل از اون اثر می‌ذاره. یعنی اگر وظایف‌مون رو خوب انجام بدیم؛ ولی ضد ارزشی(رفتار یا ارزشی متناقض یا مخالف با ارزش‌های گروه‌مون) ایجاد کرده باشیم. انجام اون وظایف هم به خوبی دیده نمیشه.</description>
                <category>hossayn.heydari</category>
                <author>hossayn.heydari</author>
                <pubDate>Sat, 30 Nov 2019 23:38:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور بهتر باشم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@hossayn.heydari/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%85-znlrsi8xtlxi</link>
                <description>بهتر از کی؟ یا بهتر نسبت به چی؟شاید بهترین پاسخ اینه که بهتر نسبت به خودمون.اگر قبل از انجام یه کاری فکر کنیم که چطور می‌تونم در انجام این کار بهتر از قبل باشم. حتماً نتیجه شگفت‌انگیزش رو در طول زمان می‌بینیم. فقط کافیه که برای همین بهتر بودن یه کارهای بدیهی‌ای رو مرتب انجام بدیم. یه جورایی به یه روش برای خودمون تبدیلش کنیم و به انجامش پایبند باشیم.غیر از روش‌ها معروف (برنامه‌ریزی، اجرا و ارزیابی) یکی از این روش‌های خیلی ساده می‌تونه این باشه: درست جستجو(search) کنیم:با احتمال زیادی هر کاری که می‌خواهیم انجام بدیم قبلاً بارها و بارها توسط افراد مختلف انجام شده و میشه نتایجش رو دید. باید سعی کنیم برای دونستن این تجربه‌ها درست جستجو کنیم. غیر از استفاده از منوی استفاده از تنظیمات(settings) و ابزارها(tools)یی که معمولاً موتور جستجوها در اختیار میذارن.از کلید واژه‌های مرتبطِ بیشتری برای جستجو استفاده کنیم که نتیجه‌های نزدیک‌تری به مطلبی که دنبالش هستیم بگیریم. اگر دنبال روش انجام کاری هستیم، ابتدای جستجو «How to» بیاریم.از بین نتایج جستجو، خوب انتخاب کنیم:- اگر از کلید واژه‌های خوبی برای جستجوی استفاده کرده باشیم؛ حداکثر ۷ لینک از نتایج جستجو که نزدیک‌تر به مطلب مورد نظر ما هست و از طریق سایت معتبرتری معرفی شده رو باز کنیم.- یه نگاه کلی به لینک‌های معرفی شده داشته باشیم و حداکثر ۳تایی که خوندنش رو مفید‌تر ارزیابی کردیم باز نگه داریم.دقت کنید اگر تعداد زیادی صفحه باز کرده باشیم؛ هیچ‌کدومش رو نمی‌خونیم. قرار نیست مقاله علمی بدیم که همه مطالب رو بررسی کنیم. قراره یک گام نسبت به خودمون بهتر باشیم. گام‌های بعدی رو برای دفعات بعد بذارید و در انبوه مطالب غرق نشید. اما حتماً اون (حداکثر) سه لینکی که انتخاب کردیم رو با جزئیات بخونیم (باید به کم حوصلگی، عادت به سطحی خوندن و مطلبِ کامل نخوندنمون غلبه کنیم)ارزیابی کنیم و بهبود بدیم:فرض کنید قرار هست خروجی کارمون رو به کافرما، مدیر یا استادمون تحویل بدیم. بعد از انجام کار، یه بار از نگاه اون فرد (با در نظر گرفتن حساسیت‌های به جاش) به خروجی کارمون نگاه کنیم. حتماً نکاتی به ذهنمون می‌رسه که بهبود بدیم.تجربیاتمون رو به اشتراک بذاریم:وقتی تجربه‌ای رو می‌نویسیم و تصمیم داریم منتشرش کنیم؛ بیشتر بهش فکر می‌کنیم؛ مرتبش می‌کنیم. این‌طوری جای خودش رو در حافظه بلند مدتمون پیدا می‌کنه و در ذهن خودمون تثبت یا اصطلاحاً ملکه میشه.از طرفی غیر از اینکه به بقیه کمک کردیم؛ بازخوردهایی که می‌گیریم هم به خودمون کمک خواهد کرد.</description>
                <category>hossayn.heydari</category>
                <author>hossayn.heydari</author>
                <pubDate>Sat, 18 May 2019 05:40:02 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>