<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های حسین وجدانی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@hossein-vojdani</link>
        <description>بازاریاب محتوایی  بودم تا سال‌ها
اما الان کپی‌رایتینگ و نوشتن برای برندها رو تجربه می‌کنم.
اطلاعات بیشتر  و محتواهای دست اول در کانالم: t.me/content_lif</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 23:46:10</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/10548/avatar/d4Afg9.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>حسین وجدانی</title>
            <link>https://virgool.io/@hossein-vojdani</link>
        </image>

                    <item>
                <title>دو چیز طیرهٔ عقل است: دم‌فروبستن به‌وقت گفتن و گفتن به‌وقت خاموشی</title>
                <link>https://virgool.io/@hossein-vojdani/%D8%AF%D9%88-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%B7%DB%8C%D8%B1%D9%87%D9%94-%D8%B9%D9%82%D9%84-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D9%85-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D9%88%D9%82%D8%AA-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%86-%D9%88-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D9%88%D9%82%D8%AA-%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4%DB%8C-m6upuhouvmgf</link>
                <description>به‌خدا که «دو چیز طیرهٔ عقل است:دم‌فروبستن به‌وقت گفتن و گفتن به‌وقت خاموشی.»آقای سعدی روحت شاد ولی این سخنت رو هنوزم که هنوزه خیلیامون آویزهٔ گوش نکردیم.طرف میره خواستگاری، از طرف مقابل خوشش نمیادولی به هیچ جنبنده‌ای اطلاع نمیده.همه معلق بین ارض و سماء، چشم‌انتظار، مثل سیبِ چارقاچ تو پیش‌دستی.خب نکنین این رفتارو!یا این کیس:مشتری میاد با شور و شوق توی PV:«جناب فلانی سلاموقت‌تون بخیرشماره شما رو دکتر بهمانی دادن.ما می‌خوایم یه همکاری با شما داشته باشیم.اگه ممکنه یه جلسه داشته باشیم.»بعد از جلسه، یه هفته می‌گذره و بازخوردی نمیاد، پیگیری می‌کنی و در باکلاس‌ترین حالت اینو می‌شنوی:«سلامبله ببخشیددرگیر یک سری تغییرات هستیم، اطلاع می‌دیم.ممنون از پیگیری شما»اما تغییراتشون تموم نمیشه و بزرگوار هیچ‌موقع اطلاع نمیده...باری...سعدی‌جان در روز بزرگداشتت، «طیرهٔ عقل» رو گوگل کردم، میشه سبک‌مغزی، پریدن عقل و هوش.و این ناسزای ادبی رو با اجازه‌تون یه‌ جا یادداشت می‌کنم:دم‌فروبندِ طایرعقل!در خاتمه، یادی هم از هوشنگ ابتهاج روان‌شاد کنم.هوشنگ‌خان شاید تو هم زخم‌خوردهٔ همین خنجر بودی که گفتی:نشسته‌ام به در نگاه می‌کنم، دریچه آه می‌کشد...می‌خواسم بگم منم همین‌طور آقای «سایه»منم همین‌طور...</description>
                <category>حسین وجدانی</category>
                <author>حسین وجدانی</author>
                <pubDate>Mon, 21 Apr 2025 11:32:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کپی رایتینگ یا تبلیغ نویسی چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@hossein-vojdani/%DA%A9%D9%BE%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-%DB%8C%D8%A7-%D8%AA%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%BA-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-x2wczy3vkx1d</link>
                <description>graphiciran.net-عکس فرشید شهیدی درباره اینکه کپی رایتینگ چیست بسیار نوشته‌اند اما کمتر به پیشینهٔ آن در بازار ایران پرداخته‌اند. کپی رایتینگ (copywriting) واژه‌ای است که از دههٔ ۷۰ شمسی در بین تبلیغات‌چی‌ها رواج یافت. گرچه در دههٔ ۵۰ شمسی آژانس‌ تبلیغاتی شاخصی مثل «آوانگارد» را در تاریخ تبلیغات‌مان داشته‌ایم اما در همان‌سال‌های دههٔ ۷۰ بود که فرشید شهیدی و پیام بهتاش از اولین کپی رایترهای رسمی ایران در آژانس داروگ مشغول فعالیت شدند و این عنوان شغلی رفته‌رفته ورد زبان‌ها شد.این روزها کپی‌ رایتینگ در دنیا یک تخصص تمام‌عیار است و کپی رایتر به یکی از عناوین شغلی جدی تبدیل شده و کسب‌وکارهای بسیاری به‌دنبال جذب یک کپی رایتر خلاق هستند.کپی رایتینگ یعنی چه؟ آیا همان تبلیغ نویسی است؟کپی رایتینگ از دو واژهٔ copy+writing (copy یعنی نوشته، رونوشت، نسخه) تشکیل شده و هرگز نباید با copyright که به‌معنی حق تألیف و مربوط به حقوق آثار معنوی است اشتباه شود. در ابتدا واژهٔ کپی رایتینگ که به معنی نوشتن متن‌های تجاری، فروش یا تبلیغات بود تنها در معنای تبلیغ نویسی به‌کار می‌رفت.اما خوب است اینجا کمی عمیق‌تر شویم و از اثربخش نویسی هم بگوییم. در انگلیسی اصطلاحی داریم به‌نام persuasive writing که تقریبا همین اثربخش‌نویسی خودمان است. اثربخش‌نویسی یا به‌قول سجاد بهجتی، «نوشتن متن‌های ترغیباتی» نگارش کلمات و جملاتی است که مخاطبی مشخص را ترغیب یا مشتاق به انجام کاری مشخص کند. البته من این ادعا را که کپی رایتر فقط به‌دنبال گرفتن عمل (action) خاصی از مخاطب هدف است (Call to action=CTA) کامل نمی‌دانم و می‌خواهم دو چیز دیگر را هم بیافزایم:چه فکری؟چه احساسی؟در علوم ارتباطات (communications) برای طراحی پیام می‌گویند: «وقتی پیامی را می‌خواهی طراحی کنی ببین می‌خواهی چه فکری در ذهن مخاطبت شکل بگیرد (چه بداند؟)؛ همچنین به این توجه کن که مخاطب پس از مواجه شدن با پیامت، چه احساسی باید بکند.»به‌نظر می‌رسد علوم ارتباطات تأثیر بسیار زیادی روی تبلیغات داشته و رابطهٔ خونی با کپی‌رایتینگ دارد. اساتید ارتباطات و رسانه خیلی روی انتقال دقیق و مؤثر پیام بررسی و تأمل می‌کنند. مطالعه در حوزهٔ ارتباطات و طراحی پیام برای کپی رایترها به‌شدت مفید است.تعریف کپی رایتینگگلچین‌ تعریف‌ها دربارهٔ کپی رایتینگ را از زبان دو نفر مطرح می‌کنم.۱- فرشید شهیدی که می‌گوید:کپی رایتینگ یعنی کشف «پیام اثرگذار» و سپس ایده‌پردازی برای رسیدن به «زبان و بیانی» که این اثرگذاری را به حداکثر برساند.۲- «مارک شاو» که در کتاب کپی رایتینگ، ترجمه و چاپ «انتشارات سیته» می‌گوید:کپی رایتینگ، هنر طراحی محتواست.به نقل از کتاب «کپی رایتینگ»در تعریف ظریف مارک شاو به‌زیبایی از واژهٔ «طراحی» استفاده شده است. طراحی یعنی حل مسأله (problem solving) و کپی رایتر باید با واژه‌هایی که در کنار هم می‌چیند مسأله یا مشکلی را از مشتری حل کند؛ مثلا مشکل ناشناخته بودن منافع یک محصول را چاره کند.کپی رایتینگ به چه دردی می‌خورد؟کپی رایتینگ ابزار تبلیغات و روابط عمومی است و همان‌طور که گفتم تبلیغات هم یک راه‌کار حل مسئله است. کسب‌وکار، سازمان یا حتی افراد وقتی مشکلی یا مسئله‌ای دارند می‌توانند با کمک نوشتن واژه‌ها معانی و مفاهیمی که می‌خواهند را در قالب پیام‌های موردنظرشان به گوش مخاطب هدف یا مشتری برسانند و مشکل ناشناخته بودن محصول یا خدمت، نبود اعتماد، کم‌بودن فروش یا… را تا حدودی حل کنند یا در روابط عمومی با قدرت واژه‌ها از ایجاد ابهام یا بحران جلوگیری کنند.  در مثالی که مشاهده می‌کنید کپی‌ رایتر این‌گونه نوشته است: «۳۰ دقیقه، همهٔ آن چیزی است که برای حفظ یک زندگی صرف می‌شود»بنابراین بهتر است که کپی رایتینگ را معادل تبلیغ نویسی ندانیم بلکه کارکرد آن‌را فراتر از تبلیغات و بازاریابی درنظر بگیریم. کپی رایتینگ، ابزاری ارتباطی است نه صرفا تبلیغاتی.کپی رایتینگ چه چیزی نیست؟ما به هر آدم خلاقی که بلد است بنویسد، بذله‌گو یا حاضرجواب است و بداهه‌گوی ماهری است کپی‌رایتر نمی‌گوییم. بنابراین هر شوخی‌ای با نام و هویت برند که گاهی در شبکه‌های اجتماعی، مشهور و دست‌به‌دست می‌شود، کپی رایتینگ نیست. کپی رایتینگ، اثربخش نویسی است؛ ترغیب به کار یا فکر یا احساسی یا هر سهٔ آن‌ها باهم!چینش بهینهٔ واژه‌هاست با لحن و صدای درست و در راستای هدفی مشخص.تفاوت جذابیت و اثربخشی در کپی رایتینگچشم را که در گوشی و لپ‌تاپ یا در بالا و پایین خیابان‌های شهر بچرخانید، ممکن است نوشته‌های جذابی ببینید که توجه را برای لحظاتی جلب می‌کند ولی اثربخش نیست چون اتفاقی در شما رخ نمی‌دهد! اثربخشی یعنی کاری مثل کلیک کردن انجام دهید یا همان‌که بالاتر گفتم جرقه‌ای به فکر یا احساسات مخاطب بزنید! برخی ماندگاری یک متن در ذهن را هم مصداق اثربخشی می‌دانند به‌ویژه وقتی صحبت از طراحی شعار باشد. مثل بعضی شعارهای ماندگار ایرانی یا خارجی که همه کار یک یا چند کپی رایتر یا مدیر خلاقیت هستند:آزمایش، سربلند از هر آزمایش (شعار برند محصولات خانگی آزمایش)پاک یادت نره! (اسلوگان کمپین ویدیویی شیر پاک)Just do it (شعار برند نایکی)نقش فراموش‌شدهٔ زبان در کپی رایتینگکیست که منکر این باشد که زبان، سلاح هر کپی رایتر و در حقیقت، هر نویسنده‌ای است؟ اما جایگاه بلند ادبیات و زبان‌ در تبلیغات متنی و حتی کلاس‌ها و دوره‌های کپی رایتینگ ما کمرنگ است و خلاقیت و دلبری جای همه‌چیز را گرفته است. خروجی این کمبود را در کپی‌های تبلیغاتی تکراری و کلیشه‌ای و غلط‌های املایی و ویراستاری که به‌صورت این هنر و مهارت چنگ انداخته می‌توان دید. کپی رایتینگ و برندینگکپی رایتر برای آنکه بتواند متنی که می‌نویسد را برای یک برند، متمایز و شخصی‌سازی کند باید هویت برند را خوب بشناسد. درواقع کپی رایتینگ اصولی حاصل شفافیت عناصر و هویت برند و انتخاب واژه‌ها، لحن و ساختار گفتاری ویژهٔ هر برند (هویت کلامی) است.برخی از برندها علاوه بر هویت بصری که آن‌را در برندبوک سازمان خود مشخص و شفاف می‌کنند به طراحی و انتخاب زبان متناسب با برند خود نیز می‌پردازند و آن‌را در سند هویت کلامی برند ثبت می‌کنند. این کار سبب می‌شود هم کپی رایتر بهتر بتواند بنویسد و هم نیروهای تولید محتوای سازمان، همسو و هم‌لحن شوند.کپی رایتر کیست و چه مهارت‌هایی دارد؟خوب است وظیفه کپی رایتر را هم از زبان فرشید شهیدی بشنویم:وظیفه‌ی کپی‌رایتر، جستجوی بهترین پاسخ برای این دو سؤال اساسی است: در تبلیغات‌مان چه بگوییم؟ چگونه بگوییم؟ به نقل از farshidshahidi.comدر آژانس‌های تبلیغاتی که کار تبلیغات را اصولی‌تر انجام می‌دهند واحد تحقیقات و استراتژی از واحد خلاقیت جداست، واحد استراتژی به قسمت اول پرسش بالا می‌پردازد؛ اینکه در هر کمپین باید به چه مخاطبی چه بگوییم تا در او اثر کند و سپس از واحد خلاقیت که شامل کپی رایتر(ها)، گرافیست‌(ها) و مدیر خلاقیت است می‌خواهند تا کپی مناسب (چگونه بگوییم) و تصویرسازی همسو با این پیام را خلق و طراحی کنند.اما دربارهٔ کپی رایترهایی که در آژانس کار نمی‌کنند و خودشان هم استراتژیست پیام هستند و هم نویسنده باید به‌خوبی با بازاریابی و فروش آشنا باشند. بسیار بخوانند و بنویسند و تیزبین و ریزبین باشند. اگر داستان‌سرایی و روایت‌گری در کسب‌وکار را هم بلد باشند که دیگر کپی‌ رایتر رؤیایی هستند! همچنین داشتن دانش یا تجربهٔ خوبی در برندینگ هم لازم است.کپی رایتر نوشته‌هایی می‌آفریند که درنهایت باید به سودآوری سازمان یا کسب‌وکار کمک کند.مهارت‌های نویسندگی یک کپی رایتردر بخش نویسندگی هم آشنایی با امکانات زبانی مثل واژه‌سازی و داشتن دایرهٔ واژگان وسیع از گوشی هوشمند برای کپی رایتر واجب‌تر است! استفاده از ضرب‌المثل‌ها، آرایه‌های ادبی به‌ویژه استعاره، ایهام، آشنایی‌زدایی و نقیضه‌گویی از ابزارهای کارراه‌انداز یک کپی رایتر فارسی‌شناس است.کمپین تپ‌سی لاین و استفاده از یک ضرب المثلدانستن اصول ویراستاری دست‌کم ویرایش شکلی متن‌ها و درست‌نویسی هم از واجبات کار کپی رایتر است.دیگر چه؟!آشنایی با ارتباطات و روانشاسی مشتری و روش‌های اثرگذاری روی روان و فرآیند تصمیم‌گیری انسان‌ها هم برای کپی رایتر لازم است. اگر این روزها از علوم رفتاری چیزکی خوانده باشد هم یک‌قدم از بقیه جلوتر است.نقش فراموش‌شدهٔ زبان در کپی رایتینگکیست که منکر این باشد که زبان، سلاح هر کپی رایتر و هر نویسنده‌ای است؟ اما جایگاه والای ادبیات و زبان‌ در تبلیغات متنی و حتی کلاس‌ها و دوره‌های کپی رایتینگ ما کمرنگ است و خلاقیت و دلبری جای همه‌چیز را گرفته است. خروجی این کمبود را در کپی‌های تبلیغاتی تکراری و کلیشه‌ای و غلط‌های املایی و ویراستاری که به‌صورت این هنر و مهارت چنگ انداخته می‌توان دید. کپی رایتینگ و برندینگکپی رایتر برای آنکه بتواند متنی که می‌نویسد را برای یک برند، متمایز و شخصی‌سازی کند باید هویت برند را خوب بشناسد. درواقع کپی رایتینگ اصولی حاصل شفافیت عناصر و هویت برند و انتخاب واژه‌ها، لحن و ساختار گفتاری ویژهٔ هر برند (هویت کلامی) است.برخی از برندها علاوه بر هویت بصری که آن‌را در برندبوک سازمان خود مشخص و شفاف می‌کنند به طراحی و انتخاب زبان متناسب با برند خود نیز می‌پردازند و آن‌را در سند هویت کلامی برند ثبت می‌کنند. این کار سبب می‌شود هم کپی رایتر بهتر بتواند بنویسد و هم نیروهای تولید محتوای سازمان، همسو و هم‌لحن شوند.منابع کپی رایتینگپیشتر در نوشته‌‌ای به معرفی منابع کپی رایتینگ پرداخته‌ام. منابع را بخوانید ولی کپی‌رایترهای کارکشته باورشان این است که هیچ چیز جای تمرین و دیدن نمونه‌های خوب را نمی‌گیرد! پس همین الان یک تب جدید باز کنید و سایت adsoftheworld.com را در آن ورق بزنید، معرکه است! پر از کارهای تبلیغاتی شناسنامه‌دار و دسته‌بندی‌شده براساس قالب و موضوع و صنعت. پینترست هم منبع جذابی از تبلیغات چاپی و دیجیتال است. کپی رایتینگ مثل هر مهارت دیگری نیاز به تمرین مداوم دارد؛ باید هرروز خواند و نوشت. پرسش‌های پرتکرار دربارهٔ کپی رایتینگتفاوت کپی رایتینگ و تولید محتوا چیست؟کپی رایتینگ را معمولا به نوشته‌های کوتاه و اثربخش اطلاق می‌کنیم اما تولید محتوا اصطلاح فراگیرتری است که انواع محتواها را فارغ از حجم و قالب آن در برمی‌گیرد. ما نوشتن مقاله یا بلاگ‌پست برای سایت را کپی رایتینگ محسوب نمی‌کنیم ولی نمونه‌ای از تولید محتوا می‌دانیم گرچه از کپی رایتینگ در تولید محتوا می‌توانیم استفاده کنیم مثلا در نوشتن تیتر و میان‌تیترهای مقاله، انتخاب نام یک پادکست، مستند ویدئویی و…فرق کپی رایتینگ و یوایکس رایتینگ چیست؟یوایکس رایتر یا نویسنده تجربهٔ کاربری باید با کمترین واژه‌ها به رفع ابهام و تعیین تکلیف کاربر بپردازد تا او کاری انجام دهد یا اطلاعی پیدا کند اما کپی رایتر باید مخاطب را ترغیب یا اقناع کند یا گاهی فقط کنجکاوش کند. کپی رایتینگ بیشتر به هنر نزدیک است اما یوایکس رایتینگ همیشه با لحنی واضح، مختصر و مفید صحبت می‌کند.کپی رایتینگ در کجاها استفاده می‌شود؟هنر کپی رایترها در انواع رسانه‌های آنلاین، دیجیتال و چاپی دیده می‌شود. روی بیلبورد، استرابورد، کپشن شبکه‌های اجتماعی، بایو، پروفایل معرفی شرکت، کاتالوگ، پوستر، بنر، جلد مجله، متن ایمیل، پوش نوتیفیکیشن، پیامک تبلیغاتی، لندینگ پیج (صفحات) سایت و در حین طراحی نام برند/ محصول/ خدمت، شعار برند (تگ‌لاین)، شعار کمپین (اسلوگان)، هشتگ کمپین، سناریوی ویدیوی تبلیغاتی، متن تبلیغات رادیویی و…درآمد کپی رایتینگ چقدر است؟درآمد کپی رایترها اگر باتجربه و شناخته‌شده باشند معمولا از سایر قلم‌پیشه‌ها مثل مترجم‌ها و نویسندگان مقاله و کپشن‌نویس‌های شبکه‌های اجتماعی بیشتر است. اگر پروژه‌ای کار کنید می‌توانید عدد دلخواه و مطلوب خود را اعلام کنید اما باید نمونه‌کارهای درخشان داشته باشید و روی شهرت برند شخصی‌تان کار کرده باشید.سفارش کپی رایتینگاگر نیاز به خدمات یک کپی رایتر و نوشتن متن‌های اثربخش بازاریابی یا کمپین‌های فروش داشتید به صفحهٔ همکاری با من سری بزنید.</description>
                <category>حسین وجدانی</category>
                <author>حسین وجدانی</author>
                <pubDate>Fri, 20 Jan 2023 21:45:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لحن و صدا، روح هویت کلامی برند</title>
                <link>https://virgool.io/@hossein-vojdani/%D9%84%D8%AD%D9%86-%D9%88-%D8%B5%D8%AF%D8%A7-%D8%B1%D9%88%D8%AD-%D9%87%D9%88%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-fnxqdawvwjsy</link>
                <description>همایون شجریان، بلبل خوش‌الحان!هرچی دوس داری بنویس اما با لحن درست! فردریک نیچه فیلسوف آلمانی می‌گه:«ما اغلب به‌این‌خاطر ایده‌ای (فکری) رو نمی‌پذیریم که لحن بیانش به‌دلمون نمی‌شینه»این نکتهٔ خیلی مهمی از یه فیلسوف سخت‌گیر آلمانیه که دربارهٔ اهمیت لحن میگه! قدرت لحن رو باید جدی گرفت چون می‌تونه به‌راحتی ذهن مخاطب و دریافتش از محتوا رو زیرورو کنه. شکی نیست که لحن می‌تونه به‌شدت روی اثربخشی پیام‌های ما تأثیر بذاره و ما رو از هدف‌مون دور یا بهش نزدیک کنه. پس اگر به این موضوع علاقه‌مندید همراه این نوشته پرنکته بشید.صدا و لحن فقط مخصوص آدم‌ها نیست!بله درست خوندید، این فقط آدم‌ها نیستن که صدا و لحن دارن، برندها هم از اینا دارن. برند یعنی هویتی شبه‌انسانی که ارزش‌ها و علائمی منحصربه‌فرد داره و کاملا متمایز از سایرینه؛ بنابراین صدا و لحنش هم ویژهٔ خودشه. همون‌طور که شما دوست یا فامیلی رو که سال‌هاست ندیدید و صداشو نشنیدید از پشت تلفن و به‌واسطه صدای آشنا یا اصطلاحات یا لحنی که ویژهٔ خودشه می‌شناسید، یک برند با هویت مشخص رو هم باید همین‌طور بشناسید.اگر دقت کنید ما نایکی و آدیداس رو از دور هم که ببینیم می‌شناسیم! یا ممکنه دیدن علائم یا دکوراسیون زرد، ذهنمون رو سریع ببره سمت ایرانسل خودمون، اما برندی رو می‌شناسید که ما بدون دیدن اسم و لوگو و فقط با خوندن کلمات یا نوع صحبت‌کردنش بشناسیمش؟ (اگه هست لطفا توی کامنت‌ها برام بنویسید)صدا و لحن دو تا چیز مجزا هستنصدای (Voice) برند مثل صدای آدم‌ها ثبات داره. ما بعد از سن بلوغ، تا پیری تقریبا صدامون ثابته و به‌مرور، سرعت بیان‌مون کاهش پیدا می‌کنه یا صدامون می‌لرزه یا خش‌دار میشه، اما کلیتش تغییر آنچنانی نمی‌کنه. برند هم همین‌طوره و صدای برندی که فرض بفرمایید قراره اعتمادآفرین یا علمی باشه، همیشه و همه‌جا باید همین‌طوری بمونه؛ اما لحن!لحن (Tone) براساس موقعیت احساسی، مکانی، رسانه، مخاطب و... متغیر و در نوسانه.لحن می‌تونه گاهی رسمی باشه و گاهی غیررسمی و محاوره‌ای، خیلی مبتنی بر منطق و استدلال باشه یا احساسی و پرانرژی مثل کوکاکولا و مک‌دونالد و...یه کوکا وا کن/شادی رو وا کنسند هویت کلامی برای سازمان یا کسب‌وکاروقتی شما سندی مکتوب داشته باشید که درباره لحن و صدای برندتون گفته باشه می‌تونید شفافیت ایجاد کنید و خیلی جاها ازجمله در مواقع زیر، صرفه‌جویی زمانی و مالی هم بکنید:استخدام نیروی محتواوقتی نویسندهٔ جدیدی به تیم اضافه میشه باید بدونه که با چه لحنی برای شما بنویسه که هم متمایز از رقبا باشه و هم کاملا مطابق با ادبیات و ویژگی‌های برند شما باشه. داشتن این سند می‌تونه توی onboarding نیروهای جدید نویسنده یا حتی فریلنس‌ها به کمک‌تون بیاد.بریف آژانس‌های تبلیغاتی یا مشاورین برندینگ و بازاریابیآژانس‌های تبلیغاتی برای اینکه بتونن برای کسب‌وکار شما تبلیغات هدفمند و اثربخشی بسازن لازمه که با لحن برند شما خیلی آشنا باشن. برای این آشنایی میان و یک بریف از شما می‌گیرن که عمیق‌تر بشناسن‌تون. حالا که سر درددلم باز شد بگم که اصولا طراحی پیام و کپی‌رایتینگ (آگهی‌نگاری) در تبلیغات، بدون دونستن لحن و صدای برند، به زمین گرم می‌خوره! و خروجیش میشه تبلیغاتی پرتکراری که توی کشور می‌بینیم که از نظر لحنی باهم مو نمی‌زنن و هیچ تمایزی بین‌شون پیدا نمی‌کنید.جای سند هویت کلامی کجاست؟در سندهای برند بوک که احتمالا باهاش آشنایید کم‌کم داره بخش هویت‌ کلامی (Verbal identity) هم اضافه میشه و برندها علاوه بر گاید‌لاین‌ها یا شیوه‌نامه‌های بصری، دارن به نحوهٔ بیان‌شون هم توجه می‌کنن تا در نهایت، کاربر و مخاطب با تجربه‌ای یک‌دست از برند مواجه بشه و بهتر و عمیق‌تر باهاش ارتباط بگیره. (یادمون نره که جوهرهٔ بازاریابی و برندینگ، ارتباط با مخاطب و ارسال و دریافت مکرر و مستمر پیام با اونه.)در برخی وب‌سایت‌ها مثل mailchimp یا attlasian یا ادوبی دوست‌داشتنی هم بخشی به‌نام «راهنمای قالب‌های محتوایی»، content style guide یا writing style وجود داره.خوشبختانه از برندهای ایرانی، دیجیکالا هم سند هویت کلامی‌ش رو مکتوب کرده اما نمی‌دونم چرا به‌شکل همگانی منتشرس نکرده.حواستون باشه! لحن یک متغیر طیفیهدربارهٔ لحن سخن بسیاره اما بدانید که ما طیف لحن داریم یعنی این‌طوری نیست که حین صحبت یا نوشتن، صدردرصد جدی یا صددرصد شوخ و غیرجدی باشیم. معمولا یک جایی بین صفر و صدِ این طیف قرار می‌گیریم.سایت nngroup که از سلاطین عرصهٔ یوایکسه محتواهای خوبی دربارهٔ لحن داره و تحقیقات جالبی روش کرده و به این نتیجه رسیده که همهٔ الحان (لحن‌ها) در ۴ نمودار طیفی زیر قابل دسته‌بندی‌ان. این نمودار رو حسام الدین مطهری در سایت خوبش uxwritinghome ترجمه و منتشر کرده:از سایت خانه‌ٔ تجربه‌نویسی شما می‌تونید ضمن حفظ ثبات صداتون با لحن‌تون کمی بازی کنید و برای هر رسانه‌تون نمودار بالا رو طراحی کنید که یه همچین چیزی میشه:از سایت nngroupتوضیحات کاملش رو اینجا بخونید. اگر دقت کرده باشید خیلی از برندهای ایرانی مثل دیجی‌کالا سعی می‌کنن در توئیتر و اینستاگرام با لحن محاوره‌ای بنویسن و در لینکدین‌شون رسمی و اتوکشیده.استخراج یا طراحی صدا و لحنبرای طراحی صدا می‌تونید از مقالهٔ جالب مرجع آنلاین بازاریاب‌های محتوایی یعنی content marketing institute استفاده کنید. در این نوشته گفته شده که سعی کنید برندتون رو در سه کلمه تعریف کنید و بعدش باید‌ها و نبایدهای هر کدوم از این سه مفهوم رو در جدولی بنویسید.چون لحن و صدای برند باید در همه نقاط تماس (touch points) برند با مخاطب و مشتری یک‌دست باشه در حوزهٔ یوایکس رایتینگ (نوشتن متن‌های راهبرانه جهت بهبود تجربه کاربری سایت و اپلیکیشن و ...) هم این بحث رو داریم.برای طراحی tone of voice ابزاری داریم به‌نام voice chart. این نمودار صدا مدلیه برای آسوده‌کردن کار طراحی لحن که درعین‌حال یه ساختار منطقی هم داره. برای آشنایی بیشتر با این ابزار -که توی یکی از مصاحبه‌های استخدامی کارشناس یوایکس رایتینگ دربارش ازم پرسیدن- می‌تونید این لینکو ببینید:Voice Chart | VTEX UX Writing Guidelinesو در پایانلحن برند جزو ویژگی‌های جدایی ناپذیر برنده و هویتی انسانی‌تر بهش می‌بخشه. لازمه که همهٔ برندها به سمت مستند کردن هویت خودشون حرکت کنن و برند‌بوک‌ها یا دست‌کم، شیوه‌نامه‌های نگارش خودشون رو کامل و یک‌پارچه کنن.اگر سؤال، تجربه‌ یا نکته‌ای دربارهٔ اهمیت و فواید داشتن لحن و صدای برند یا سند هویت کلامی دارید در کامنت‌ها بنویسید تا بیشتر یاد بگیریم.</description>
                <category>حسین وجدانی</category>
                <author>حسین وجدانی</author>
                <pubDate>Sat, 30 Jul 2022 20:48:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازگشت سفر هوایی به سبد خانوار؟!</title>
                <link>https://virgool.io/Rocket/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%AA-%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D9%87%D9%88%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%A8%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1-rn1dsqrxz30c</link>
                <description>شاید لازم نباشد از گرانی‌های مسلسل‌وار این سالیان و کوچک‌تر شدن سبد مصرفی خانوار بگویم، اما بحث سفر که می‌شود دیگر نمی‌شود سکوت کرد! ما ایرانی‌ها مخصوصا ساکنان کلان‌شهرها به هر وسیله و مقصدی هم که شده باید گاهی از شهر بیرون بزنیم. این حرکت ما به‌عنوان مکانیسم کاهنده فشارها و اضطراب‌های زندگی کلان‌شهری ناگزیر است، اما گرانی حمل‌ونقل در سفر، مسأله آزاردهنده‌ای شده طوری که برای مثال سفر هوایی از دسترس قشر متوسط، کم‌کم دارد خارج می‌شود یا برای بعضی هم شده و حتی در حین نگارش این مطلب، قیمت بلیط اتوبوس هم دیگر مثل دهه پیش نیست که یک دانشجو با پول‌توجیبی‌اش بتواند بی‌دغدغه بین محل زندگی و محل تحصیلش تردد بین‌شهری کند.سفر برای همه، مرهمی بر درد کم‌سفریمستر بلیط که یکی از بازیگران خوش‌فکر فروش آنلاین بلیط سفر است و چندی پیش هم امکان خرید بلیط لحظه آخری را رونمایی کرده بود، طی کمپین خلاقانه‌ای به‌نام «دو رقمی سفر کن» که در اسفند  ۱۴۰۰ تا فروردین ۱۴۰۱ برگزار کرد سعی کرد آرزوی دور از دسترسی را محقق کند؛ اقدامی هم‌راستا با شعار این برند که «سفر برای همه» است. هر ۲ ساعت یک پرواز لحظه‌آخری با قیمت ۲رقمی!در این کمپین که‌ مطابق گزارش منتشرشده آن به اهداف خود رسیده، هر دو ساعت یک بلیط پرواز با قیمت دو رقمی ارائه می‌شد. قیمت این بلیط‌ها از هر کجای ایران به مقصد تهران، فقط ۹۰هزار تومان، به مقصد کیش، ۹۸هزار تومان و به مقصد مشهد ۹۵هزار تومان بود! قیمت‌هایی وسوسه‌کننده که همین الان هم نسبت به قیمت اتوبوس و سواری بین‌شهری، زیاد نیستند!کمپینی که دستش به کم نمی‌رود!«دورقمی سفر کن» که به‌قول مدیر مارکتینگ مستر بلیط، یک کمپین ۳۶۰درجه TTL (همه‌جانبه و ازنظرهزینه‌ای، میانه)‌ محسوب می‌شود در کانال‌ها و رسانه‌‌های زیر منتشر و ترویج شده است:•	اینستاگرام و توئیتر (اینفلوئنسر مارکتینگ)•	گوگل ادز (ریتارگتینگ، اینمارکتینگ و عمومی)•	تبلیغات اددنتورک (همسان، بنری، ریتارگتینگ)•	بنر ثابت در سایت‌های پرمخاطب•	تبلیغات نصب اپلیکیشن در کافه بازار•	تبلیغات پیامکی•	همکاری با شرکای بزرگ•	حضور در وب‌سایت‌های تخفیفیهمچنین علاوه بر امکان خرید بلیط ارزان هوایی، یک قرعه‌کشی ۵۰٫۰۰۰٫۰۰۰ تومانی هم برای ترغیب بیشتر شرکت‌کنندگان داشته است. شعار یا اسلوگان کمپین هم این بود: «دو رقمی سفر کن، هشت رقمی جایزه ببر!»به‌اضافه اینکه با هر خرید از مستربلیط ۵ شانس و با معرفی کمپین به دوستان و هر خرید آن‌ها نیز ۱۰ شانس اضافه برای برنده شدن در قرعه‌کشی جایزه ۵۰میلیون تومان پول نقد، نصیب شرکت‌کنندگان می‌شد.برای همین است که عرض کردم این کمپین، دستش به کم نمی‌رود!کمی درباره شعار و کمی‌کمتر درباره تصویرسازی کمپین اگر بخواهم به‌عنوان یک کپی‌رایتر به نقد شعار کمپین بپردازم، مهمترین نکته‌‌ام این است: شفافیت، کوتاه بودن و روانی شعار در نگاه اول به‌چشم می‌آید. از نظر خلاقیت هم می‌توانم به استفاده از تضادی که سعی شده بین ۲رقمی و ۸رقمی در ذهن مخاطب ایجاد کند اشاره کنم. تضاد، آرایه‌ای ادبی و از امکانات زبانی است و این شعار در یک کلام، شسته‌رفته و استاندارد است.استفاده از کاراکترهای مشهور در کمپین مستر بلیط درباره تصویرسازی کمپین هم نظر تخصصی نمی‌توانم بدهم اما بیشترین چیزی که می‌توانم بگویم استفاده خوب از رنگ سازمانی مستربلیط است ولی اینکه آیا تصاویر در راستای تقویت شعار کمپین هستند یا نه را دقیق نمی‌دانم و به‌نظرم جای پردازش و خلاقیت هدف‌مندتری داشت. در واقع در هر محتوایی، انتقال پیام درست،  نباید فدای جذابیت بصری کمپین شود.دستاوردهای کمپین مستربلیططبق گزارش منتشرشده، کمپین «دو رقمی سفر کن» با انتشار در کانال‌های تبلیغاتی و رسانه‌های مختلف توانسته ۴۰۷ هزار بازدید روی لندینگ‌پیج کمپین به‌دست آورد که به بیان مدیر بازاریابی مستربلیط، عددی فراتر از پیش‌بینی‌های ابتدایی‌شان بوده است.رشد ترافیک وبسایت مستربلیط در برهه فعالیت کمپینجذا‌ب‌تر از آن، تحقق ۱۹۲ میلیون ایمپرشن! (نمایش تبلیغات) در رسانه‌های مختلف است که عمده آن در شبکه‌های اجتماعی و تبلیغات اددنتورک ایجاد شده بود. در کنار اینها، ۳۷٫۴۰۰ نصب اپلیکیشن، ۴۶٫۸۰۰ سرنخ فروش و ۲۰۶٫۰۰۰ کاربر جدید، جزء نتایج و دستاوردهای قابل توجه این کمپین بوده است.دستاوردهای کمپین ۳۶۰درجه مستربلیط، چشم‌گیر بوده و می‌توان آن‌را کمپینی موفق و حساب‌شده به‌حساب آورد البته این گزارش از بودجه کمپین صحبتی نکرده که با وجودش قطعا شاهد گزارشی ملموس‌تر و کاربردی‌تر بودیم. گرچه بیان اعداد و ارقام ریالی در گزارش‌های ما هنوز متداول نشده اما امیدوارم در آینده نزدیک شاهد بیان جزئیات بیشتری از کمپین‌های موفق و حتی ناموفق دیجیتال مارکتینگ در کشور باشیم.</description>
                <category>حسین وجدانی</category>
                <author>حسین وجدانی</author>
                <pubDate>Tue, 10 May 2022 13:04:04 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مسیر کپی رایتر شدن + معرفی منابع کپی رایتینگ</title>
                <link>https://virgool.io/fboard/%D8%B1%D8%A7%D9%87-%DA%A9%D9%BE%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%B1-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2-%DA%A9%D9%BE%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-hagwlg7mwqq4</link>
                <description>کتابهای کپی رایتینگ انتشارات سیته پیش از هر نکته‌ای تَکرار می‌کنم که: کپی رایتینگ با کپی رایت فرق دارد!Copy writing is not Copy right + ing!اما بعد... خیلی از دانشجوهای رشته‌های روزنامه‌نگاری و ادبیات، نویسنده‌های آزاد (freelance) یا دوستانی که وارد دیجیتال مارکتینگ و به طور خاص، تولید محتوای متنی و بازاریابی محتوایی شده و نام این تخصص به گوششان خورده دوست دارند با این شغل و مسیر شغلی یا‌ (Career path) کپی رایتینگ آشنا شوند. کپی‌رایتینگ (copy-writing) مورد نظر ما با کپی‌رایت (copy right) خیلی فرق دارد و ترکیبی از نویسندگی، بازاریابی، روانشناسی و فروش است. هدف کپی رایتر خلق متن‌هایی کوتاه و ترغیب‌کننده و اثربخش است؛ اثربخشی که در نهایت خواننده را به خرید یا تکرار خرید یا عملی سودده به نفع یک کسب‌وکار یا سازمان مشتاق کند.جالب اینکه در ایران، شاعران و مترجمانی مثل مرحوم محمدعلی سپانلو را هم داشته‌ایم که در کنار کار اصلی، نوشتن متن‌های تبلیغاتی  را هم برای گذران زندگی انجام می‌دادند.برای کپی رایتر شدن چه کار کنیم؟اولا مثل هر کاری کپی‌رایتینگ هم به ترکیب یادگیری و تجربه عملی و خاک‌خوری نیاز دارد؛ چون اصولا ما در این دنیای خاکی کار آسان نداریم. با توجه به سابقه کپی‌رایتینگ در دنیا که از تبلیغ و شعارنویسی روزنامه‌ای و مجله‌ای و دیواری به بیلبوردی و رادیویی و تلویزیونی وبعد از اینترنت به وب‌سایت‌ها و گوشی‌های موبایل و اپلیکیشن‌ها و ایمیل‌ها و… رسیده، شما هم دو مسیر حرفه‌ای در پیش رو دارید:۱. کپی رایتینگ تبلیغاتی (آفلاین)منظور من در اینجا آن کپی‌رایتری است که در یک آژانس تبلیغاتی یا آژانس خلاقیت مشغول به کار می‌شود و از سطح مبتدی تا پیشرفته را در کنار تیم خلاقیت و زیر نظر یک مدیر خلاقیت یا مدیر هنری -که فرق‌هایی هم با همدیگر دارند- کار را به مرور یاد می‌گیرد و ذهن و دستش تقویت می‌شود.۲. کپی رایتینگ آنلاینشاید نتوان به‌شکل دقیق، کپی‌رایتر آنلاین را از کپی‌رایتر آفلاین و چاپی جدا کرد. فرق این دو بیشتر در بستر ارائه محتواست. مخصوصا که این روزها بسیاری از آژانس‌های به اصطلاح آفلاین، تمام خدمت شده‌اند و دپارتمان خود را در بخش آنلاین هم گسترش داده‌اند و خدماتی نظیر طراحی و برگزاری کمپین‌های اینستاگرامی و توییتری، طراحی کپشن شبکه‌های اجتماعی، طراحی لندینگ پیج و طراحی سایت و اپ را هم انجام می‌دهند.برای کپی رایتینگ چه منابعی را بخوانیم؟به به چه سوال خوبی! من عاشق معرفی منابعم و دوست دارم شادی حاصل از شناختن و خواندن این منابع را با شما قسمت کنم. کتاب برای خواندن، زیاد است. ما خوشبختانه انتشاراتی مثل سیته را داریم که در انتخاب و نشر کتاب‌های درجه یک بازاریابی، کپی رایتینیگ و برندینگ، سنگ تمام می‌گذارد، من حداقل‌ کتاب‌هایی که باید بخوانید را در اینجا معرفی می‌کنم.البته منابع کپی رایتینگ و خلاقیت را به طور کامل‌تر در وبلاگم معرفی کرده‌ام؛اما اولین کتابی که می‌خواهم معرفی کنم این کتاب از انتشارات سیته است:۱. ادبیات تبلیغ نوشته رابرت دابلیو بلایاین کتاب از آن‌هایی است که هم در شروع کپی رایتینگ و فعالیت‌های تبلیغاتی باید خواند هم چند سال بعد دوباره باید مرورش کرد. نام انگلیسی کتاب ادبیات تبلیغ این است:The copywriter’s handbook: a step-by-step guide to writing copy that sellsروی جلدش هم از قول اگلیوی بزرگ نوشته:«من هیچ نویسنده تبلیغاتی را سراغ ندارم که با خواندن این کتاب پیشرفتی در کارش حاصل نشود، از جمله خود من»در بخش اول کتاب ادبیات تبلیغ به تفصیل درباره تیترنویسی صحبت شده و نویسنده درباره روش‌های نوشتن عنوان ترغیب‌کننده یا همان تیترنویسی، حسابی تعیین تکلیف کرده است.شما می‌توانید نسخه PDF آن را هم از اپلیکیشن فیدیبو مطالعه کنید.چگونه تیتر اثربخش بنویسیم؟۲. کپی رایتینگ به قلم مارک شاوکتاب کپی رایتینگ مارک شاو هم از کتاب‌های اصلی و مرجع کپی‌رایترهاست.این کتاب با ترجمه خوب خانم مقدم توسط انتشارات سیته چاپ شده و در فصل اول نکات مهمی درباره تاثیر برند و مخاطب بر لحن نویسنده متن بیان می‌کند. در ۷ فصل بعدی، ضمن آوردن مصاحبه‌هایی از کپی‌رایترها و تبلیغات‌چی‌های تراز اول، انواع متون تبلیغاتی در رسانه‌های مختلف را زیر ذره‌بین گذاشته و نکات لازم برای نوشتن هریک را به خوبی بیان کرده است. مثلا درباره متن پشت جعبه خوراکی مثل بیسکویت نوشته: این نوع متن (به بیان دقیق‌تر، کپی) برای ایجاد وفاداری در خریدار و تکرار خرید است (نه ایجاد میل به اولین خرید.)از کجا بفهمم استعداد کپی رایتینگ را دارم؟اگر منظور شما از این سوال، خلاقیت باشد که خب جواب آن ساده است! هر انسانی خلاقیت دارد و این را از خداوند به عاریت دارد فقط باید جنبه‌های خلاقیتش را کشف و تقویت کند. برای تقویت خلاقیت هم هزاران راه وجود دارد. بعضی روش‌های خلاقیت را می‌توانید از ادوارد دبونو یاد بگیرید که عمرش را در این راه گذاشته و کتاب‌های بسیاری درباره خلاقیت و تفکر خلاقانه نوشته است.</description>
                <category>حسین وجدانی</category>
                <author>حسین وجدانی</author>
                <pubDate>Sat, 21 Nov 2020 14:06:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شوالیه‌های دوچرخه سوار؛ فرهنگ‌سازان بی‌ادعا!</title>
                <link>https://virgool.io/@hossein-vojdani/%D8%AF%D9%88%DA%86%D8%B1%D8%AE%D9%87-%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%DA%A9%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%86-%D8%B1%DA%A9%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D9%81%DB%8C%D8%AF-jspaaufxvwhg</link>
                <description>داری سربالایی خیابان را نفس‌نفس زنان و ۱۰ سانت - ۱۰ سانت پا می‌زنی که ناگهان اژدهایی زوزه‌کشان از پشتت نزدیک و از یک‌قدمی‌ات رد می‌شود، لرزه بر اندامت می‌افتد اما به خودت نمی‌آوری و ادامه می‌دهی...این حکایت یک لحظه از یک روز معمولی شوالیه دوچرخه سوار در مسیر اتوبوس‌های BRT‌ تهران و بین فیل‌های سپاه ابرهه است! البته بی‌انصافی نکنیم، همه رانندگان اتوبوس هم این قدر بی‌رحم نیستند. بعضی با فاصله مطمئن و با همان بوقی که قبل از رسیدن می‌زنند آگاهت می‌کنند که هی داداش، نفتی نشوی!شاید بگویید خب آدم حسابی! مگر خط ویژه، ویژه توست؟ اینجا ویژه ماشین‌های دولتی و کمی هم اتوبوس‌های تندرو است؛ من هم در جواب عرض خواهم کرد که: من که از خیابان و اتوبان رانده و از پیاده‌روها مانده‌ام (به‌خاطر سنگینی نگاه سالمندان و سربه‌هوایی کودکان)، جز خط ویژه از کجا طی طریق کنم آن‌هم بی هم‌رهی خضر؟تازه مسیر ویژه دوچرخه‌سواری هم تنها در بعضی خیابان‌ها کار شده و آن‌جا هم شده پارکینگ موتور و گاهی پیاده رو. خداسرشاهده راه بی‌خار و سرپناهی نمانده برای مارقصی چنان کناره خیابانت آرزوست؟در ادامه معرفی مخاطرات ارضی و سماوی باید بگویم که فقط اتوبوس‌ها هم نیستند، خطر دومی که همیشه یک دوچرخه سوار را تهدید می‌کند چه در خط‌ BRT، چه خط ویژه دوچرخه و چه خیابان یا پیاده‌رو، موتورسیکلت‌ها هستند. راکبانی که فقط گاز دارند و ترمز، به‌ندرت!  اغلب آنان، حق تقدم دائمی دارند و قانون را خودشان تعیین می‌کنند. در هر جهت جغرافیایی و محور مختصاتی هم ممکن است موشک‌آسا به سمتت روانه شوند.شوالیه موتوری در جدال با اژدر ۱۸ متریتازه جدیدا موتورهای برقی هم به مصائب دوچرخه‌سوار بی‌پناه اضافه شده‌اند که مثل روحی مهربان و به ‌شکلی حیرت‌انگیز، ناگهان در کنارت سبز و زرد می‌شوند. این طایفه اخیر برای خود و عابران پیاده‌ هم خطرات جدی محسوب می‌شوند چون صدایی هم‌طیف باد دارند و تمایل به استفاده از بوق در آنان، شدیدا کم دیده شده‌است.دیگر از تاکسی‌ها و رانندگان عجول نگویم که سرتان درد نگیرد اما این قماش هم گاهی جان به لب‌تان می‌کنند.از این‌ها بگذریم ...  جانم برایتان بگوید که من بیش از ۲۰ سال است هم‌دم دوچرخه‌ام، از خرید نان و میوه و هر چیز دیگری که برای خانه لازم بوده، مهمانی رفتن با دوچرخه، مدرسه رفتن و سرکار رفتن بگیرید تا ترافیک را پیچاندن و ترشح آدرنالین در سرپایینی‌های کوه و خیابان را چشیده‌ام.چه بسیار دوچرخه‌ها که سارقان خوش‌سلیقه از من به امانت گرفته! و آه‌ها و صبرها تا خرید مرکب بعدی به جان خریده‌ام. تصادف هم کرده‌ام. چرخ جلویم بین چاک‌های پل‌های آهنی سرکوچه گیر کرده، از موتوری ضربه خوردم و ... ولیلذت ورزش سالم و ترویج ورزش در بین هم‌شهریانم و -تا همین چند وقت پیش- ارزانی دوچرخه سواری را نمی‌توانم ناگفته بگذارم.اگر مسیرِ خلوت و بادِ موافق و یار همراه هم یک‌جا جمع شوند که دیگر نورعلی‌نور است و دوچرخه‌سواری را به اعلی درجات لذت می‌رساند؛ گرچه تنهایی ورزش کردن هم مجال اندیشه می‌دهد و تاحدودی شبیه کوه‌نوردی در تنهایی، گاهِ مراقبه و کشف‌وشهود و تمرین تاب‌آوری است (دیده‌ام که می‌گویم!)چرخ‌نوردی هم عالمی دارد!از دیگر برکات دوچرخه سواری، صرفه‌جویی در هزینه رفت‌وآمد درون‌شهری است. تازه خبر خوب این است که مترو هم اجازه ورود دوچرخه را با شرایطی می‌دهد و این خبر فرهنگی امیدوارکننده‌ای است.دوچرخه و مترو سواری با هماگر مشتاق دوچرخه‌سواری شدید یا از قبل بودید و پایی در رکاب زده‌اید، نکاتی برای سلامت و کیفیت بیشتر دوچرخه‌سواری‌تان آماده کرده‌ام که تقدیم می‌کنم:نکاتی از تجارب دوچرخه‌سواری که به‌رنج، حاصلم آمدهاگر از زنجیر دوچرخه، صدای شنی تانک شنیدید بدانید که موعد روغن‌کاری‌اش گذشته! و اگر کاری نکنید ممکن است در فشار، زنجیر پاره کنید! پس روغن چرخی به آن بزنید در حدی که صدایش بخوابد نه آن‌قدر که از زیرش بچکد.زین دوچرخه را آن‌قدر بالا بیاورید که زانوهای مبارک در حین پا زدن تا ۸۰-۹۰درصد باز شود وگرنه در سربالایی‌ها پدر کشکک‌های زانوان‌تان در می‌آید.هوا که گرگ‌ومیش شد از چراغ‌های پرنور بر دوچرخه و بدن خود به سواره و پیاده نور پرتاب کنید تا ناخواسته فاصله اجتماعی‌تان با آنان کم نشود. شبرنگ روی لباس و چرخ‌‌ها هم از توصیه‌های بزرگان است.شوالیه‌های عزیز بی‌نیزه و سپر، کلاه‌خود شما که همان کلاه ایمنی یا به‌ فرنگی، هلمت نام گرفته را همیشه بر سر باصلابت‌تان بگذارید.شما آقایان معزز از زین ژله‌ای یا شلوار/شرت لایه‌دار استفاده کنید که ضربات دوچرخه در دست‌اندازهای نامتناهی شهر، به پروستات‌ آسیب نزند.شما بانوان محترم بهتر است مادامی که فرهنگ و تابوهای جامعه ما نرمال نشده، انفرادی دوچرخه سواری نکنید یا اگر چاره‌ای ندارید، خیلی جلب توجه نکنید که مریض در مسیر، بسیار است.قفل و زنجیر ضدبرش، کشک است! دوچرخه‌جان خود را جایی پارک کنید که نزدیک یا دست‌کم در دیدرس مداوم‌تان باشد، البته مثل دوچرخه‌های بی‌دود، GPS هم می‌توانید به آن الصاق کنید، ولی هزینه و دنگ‌وفنگ دارد.بیدودا! اگر سبک‌تر و ارگونومیک‌تر و دنده‌دار بودی، برای سواری در تهران چه عالی بودیدوچرخه سواری سخت است اما لذیذاز سختی‌ها و خطرات دوچرخه‌سواری سخنم به درازا کشید اما انصافا هر ورزشی تلخ و شیرینی خودش را دارد. خوبی دوچرخه‌سواری به راحتی و دم‌دست بودنش است. زمانش هم دست خودتان است، گرچه صبح زود خصوصا در کلان‌شهرهایی چون تهران، قبل از  6AM مستحب موکد است!عرضم را به تصدیق شعری از صائب تبریزی غنی‌تر می‌کنم که می‌فرماید:دم جان‌بخشِ نسیم سحری را دریاب   /   پیش از آن کز نفس خلق مکدر گرددراستی از دوچرخه‌سواری گروهی و خانوادگی هم غافل نشوید که هم صله‌رحم است، هم ورزش و شادی دسته‌جمعی. تازه این حرکت در این وانفسای اقتصادی و سلامتی، مفرح ذات و ممد حیات است به قول سعدی علیه الرحمه.عضلات عالی منبسط!-----------------------------------------پ.ن: از حسین حمیدیای دوست‌داشتنی که قلم روانش در پویش رکاب‌سفید، نوشتنم برافروخت و سرخطم داد، متشکرم. </description>
                <category>حسین وجدانی</category>
                <author>حسین وجدانی</author>
                <pubDate>Thu, 01 Oct 2020 09:14:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کوله پشتی ۹۹ سنگین بود!</title>
                <link>https://virgool.io/@hossein-vojdani/%DA%A9%D9%88%D9%84%D9%87-%D9%BE%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%DB%B9%DB%B9-%D8%B3%D9%86%DA%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D9%88%D8%AF-ulsvu4ckqtoy</link>
                <description>کوله‌پشتی۹۹سلام.به قول دولتی‌ها: «بنا به فرموده»، قرار شد تجربیات سال ۹۸ رو خدمت شما عرض کنم. این سال برای من سال پر درسی بود. اولش با یه انتخاب جسورانه شروع شد و آخرشم که حادثه پشت سر فاجعه بود که می‌بارید... حتی یه روز بادمجونم از آسمون بارید! البته بعدا اونی که بادمجونا رو نازل کرده بود تو اینستاگرامش ابراز ندامت کرد. از تمام تجربیاتی که کسب کردم و درس‌هایی که گرفتم، پنج‌تاشو  از کوله‌ام میارم بیرون و تقدیم می‌کنم.درس اولانتخاب دقیق‌تر مسیر کاری در عنفوان ۳۲ سالگیشاید به نظر شما ۳۲ سالگی سن زیادی باشه اما برای من نبود، اگرم بود باهاش کنار اومدم چون ارزششو داشت. اول سال ۱۳۹۸ منِ درون‌گرا با اینکه همیشه از کار در محیط‌های شلوغ ابا داشتم وارد یه آژانس بازاریابی دیجیتال شدم. مدیر آژانس که مثل برادر بزرگترم بود و هست خیلی با من نشست و بهم مشاوره داد. مهمترین سؤال ایشون که مثل برق منو لرزوند این بود:خب حسین، بگو دقیقا تخصصت چیه؟من تو اون لحظه جواب متقنی برای این سؤال نداشتم! چون تو جاهایی که قبل از آژانس راتین، به عنوان دیجیتال مارکتر کار کرده بودم طبیعتاً همه کاری کرده بودم. اینو دیجیتال مارکترا خوب می‌دونن! اما دیگه اینجا پیش قاضی بود و نمی‌شد معلق بازی کرد :)برای همین به کاری که تو این سال‌ها بیشترین تمرکز رو روش داشتم (و مدیرمونم نظرش همین بود) چسبیدم و تصمیم گرفتم به عنوان نیروی تولید محتوا مشغول شم که الحمدلله شدم و خیلی چیزا یاد گرفتم. حالا برای ادامه مسیرمم راحت‌تر می‌تونم تصمیم بگیرم.درس دومبرنامه بلندمدت نریز! مخصوصا تو ایران ؛)سال ۹۸ انقدر برامون بالا پایین داشت که بفهمم برنامه بلندمدت ریختن خیلی مفید نیست! بلکه، داشتن هدف شفاف مهمه و برنامه ریزی کوتاه مدت مثلا ۱ تا ۳ ماهه برای رسیدن به اون هدف‌ها. البته حضور در آژانس و دیدن بیزینس‌های مختلف به آدم وسعت دید می‌ده و این موضوعو از نزدیک لمس می‌کنه  (حتی ممکنه بصیرت آدمم زیاد کنه، چی فکر کردید؟!). البته اضافه کنم که نداشتن برنامه بلندمدت مساوی با نداشتن استراتژی نیست‌ها! خلط مبحث نشه. استراتژی به قول کتاب «استراتژی خوب، استراتژی بد» یعنی پلی که اهداف بلندمدت و کوتاه مدت رو به هم وصل می‌کنه؛ در واقع روشیه که باهاش فرصت‌ها و چالش‌ها رو به موقع دریابید و بین objectiveها تا رسیدن به goalها به درستی حرکت کنید.درس سومکیفیت رو که فدای کمیت نمی‌کنی، کمیت رو هم فدای کیفیت نکن!این بحث یکم فلسفیه! خیلی از خودم انرژی گرفته همیشه و می‌تونم بگم بیشتر به شخصیت آدم‌ها بر می‌گرده. راستش ما تولیدکننده‌های محتوا و گرافیست‌ها و کلا روحیه هنری‌دارها معمولاً آدم‌های ریزبین و اهل تأمل و آیده‌الیستی هستیم، تعریف از خود نباشه، -اینو از روی قیاس نفس و استقراء! میگم و ممکنه غلط باشه؛)- یا پتانسیلش رو داریم که این‌طوری بشیم. این می‌تونه خیلی جاها کمکمون کنه و روایت‌هایی خلق کنیم که دیگران به‌راحتی نمی‌ببینن ولییییییی ازون ور بوم هم اگه زیادی بهش بها بدیم تبدیل به افراط می‌شه و حوصله مدیر و کارفرما سر می‌ره.کار کردن در شرایط سخت آژانس! در مراحل اجرای کمپین چریکیدر مورد کار توی آژانس هم که سرعت یکی از ویژگی‌هاشه، چست و چابکی در تولید هر نوع محتوایی باید باشه. بنابراین سعی کنید با تمرین و کمک فکری گرفتن از قدیمیای این حوزه به یه تعادلی برسید که نه سیخ بسوزه نه کباب یعنی هم محتوای خوبی تولید کنی هم زیاد طول نکشه و به ددلاین‌ها برسید.درس چهارمخودتو دست کم نگیر! (لطفا اینو فقط کم‌روها بخونن)اگر شما هم فکر می‌کنید اعتماد به نفس خوبی ندارید، اگر تو دلتون خیلی کارای خودتون رو نقد می‌کنید و بیشتر، اشکالاتشو می‌بینید؛اگر نمی‌تونید از کارهای خوبتون خوب دفاع کنید یا حتی ابرازشون کنید؛اگر احساس می‌کنید لیاقت و شایستگی کاری‌تون بیشتر از کسانیه که بیش از اینکه کار خوب کرده باشن، بلدن خوب حرف بزنن و خودی نشون بدن به احتمال ۸۹٪ کم‌رو هستید. نگفتم ۹۰٪ که یادتون بمونه وگرنه که عدد دقیقش رو نمی‌دونم ؛)اما برای این مشکل، دوا زیاد وجود داره البته من دکتر نیستم منتهی کتاب‌های خوبی هست که می‌تونه کمک کنه ازین بلای خانمان‌سوز رهایی پیدا کنید. البته کار کردن توی یه آژانس دیجیتال مارکتینگ هم خیلی می‌تونه به تقویت روحیه‌تون کمک کنه! نپرسید چطور باید در عمل لمسش کنید.درس پنجمدورکاری اجباری، قرنطینه یا حصر خانگی!امتحان نهایی سال ۹۸، بلای ویروس پلشت کرونا بود. البته صدمات زیادی زد و شوربختانه هنوزم داره می‌زنه ولی تلنگر خیلی محکمی هم برای خیلی چیزا بود:نزدیکی مرگ!دونستن قدر نعمتایی که نمی‌بینمشوناحترام به قوانیناحترام به سلامتی و جان دیگرانرعایت بهداشت فردی و عمومیمدیریت ریسک مهارت دورکاریو ...بقیه موارد رو توضیح نمی‌دم، فقط در مورد دورکاری که من آمادگیشو نداشتم و دو هفته‌ای طول کشید تا باهاش کنار بیام بگم که این وضعیت برای خیلی‌ها اولش جذابه اما به مرور تبدیل به کم‌حوصلگی و کم‌بازدهی می‌شه مخصوصا در این ایام که همه نگران سلامتی خودمون و اطرافیانمون هستیم.واقعیتش رو بخوام بگم، دنبال جملات الهام‌بخش نباشید، بلاخره مقداری از این تشویش و دلهره، طبیعیه و اقتضای زمینی بودنه! تغییر عادت کار سختیه ولی اگر خودمون به اوضاع مسلط نشیم نمی‌تونیم باهاش کنار بیایم. ریش و قیچی دست خودمونه و باید سعی کنیم به همدیگه امید بدیم و تاب‌آوری کنیم تا شرایط خانواده‌هامون و جامعه‌مون دوباره به حالت روتین قبل برگرده.ولی اینم بگم که توفیق اجباری خانه‌نشینی و دورکاری برای خیلی‌ها مثل من که ریسک تست کردن این مدل کار کردن رو نداشتن فرصت امتحان خیلی خیلی خوبی بود خداروشکر.حرف آخر اینکهسال ۹۹ رو با یاد خدا و امید به آینده و نوشتن خاطره شروع کنیم! من خیلی وقته این مورد آخر رو انجام می‌دم و مخصوصاً به هم صنف‌های خودم پیشنهاد می‌کنم امتحانش کنن. سالم و موفق باشید.</description>
                <category>حسین وجدانی</category>
                <author>حسین وجدانی</author>
                <pubDate>Wed, 18 Mar 2020 01:21:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دعوا داری بیا توییتر!</title>
                <link>https://virgool.io/@hossein-vojdani/%D8%AF%D8%B9%D9%88%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%88-%D8%AA%D9%88%DB%8C%DB%8C%D8%AA%D8%B1-zldyw23pthfn</link>
                <description>دعوا داری بیا توییتر!همیشه از توییتر فاصله داشتم چون تا درشو باز می کنم یه باد سردی میزنه تو صورتم که لرزه به تنم میندازهمی دونم جامعه ما مشکلات ارتباطی و آزادی و دیالوگ و رسانه داره... می دونم که همه چی فیلتره... ولی حتی خیلی از آدمایی که از نزدیک می شناسمشون توی توییتر با اون روی توییتری‌شون حضور دارن نه حالت پیش‌فرض‌شون!اون روی توییتری‌مو بالا نیارا!ما توی توییتر خیلی ایراد گیر و نکته یابیم. حالا بماند که توییتر هدفش همینه که شما هی یه چیزی بگی و محدودیت کاراکترم گذاشته که با نوشتن طولانی اذیت نشی و بقیه رم اذیت نکنی اما خودش داره سودشو از حضور بیشتر و بیشتر کاربرا می بره و فقط ما رو از هم دورتر می‌کنه.توی توییتر آدما فقط نکته بین نیستن! عصبی تر هم هستن و همه انگار آماده‌ان یکی بگه بالا چشت ابروئه و شروع حملات... :(توییتر تونسته واقعا موفق باشه از جهت اینگیجمنت و مارکتینگ و نمره بالایی توی این KPI هاش می گیره ولی به چه هزینه ای؟هزینه ایجاد درگیری به جای مفاهمه، شاید بگین تقصیر کاربراست نه پلتفرم. تا حدودی قبول دارم اما توییترم هیچ سیاستی نداره برای جلوگیری از این داستان، اگه داشته بگین تا همین جا اصلاح کنم.توییت، افاضه یا اظهار فضلبه نظرم برای خیلی‌ها که به هر دلیلی عرصه‌ای برای ظهور نداشتن و مشکل اعتمادبه‌نفس دارن به‌علاوه کسایی که دوست دارن بیشتر و بیشتر دیده شن، توییتر یه فرصت عالی اظهار وجود و فضله! (عذر میخوام اما واقعا همین طوره!)توی همایشام که وضع اصلا جالب نیست! ینی حضار همایش، بیشتر توی توییتر دارن با هم بحث می‌کنن تا در محل فیزیکی همون همایش! مخصوصا توی همایش‌های دیجیتال مارکتینگی که خودم حضور داشتمینی حتی وقتی دور هم جمع میشیم هم دوست داریم توی فضای مجازی با هم اختلاط کنیم. البته اگه بهش بشه گفت اختلاط، بیشتر دعواست.بیشتر ازین مزاحم اوقاتتون نمیشمبیشتر با هم دوست باشیم، دل شکستن هنر نمی باشد و ازین حرفاکمتر توییت کنیم. بیشتر و بهتر با هم حرف بزنیم و از هم یاد بگیریم، حیفه ... عمر ما کوتاه و دستان بر توییت! </description>
                <category>حسین وجدانی</category>
                <author>حسین وجدانی</author>
                <pubDate>Thu, 01 Aug 2019 19:12:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زیاد بنویس تا برکاتشو ببینی</title>
                <link>https://virgool.io/@hossein-vojdani/%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D8%AA%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%DA%A9%D8%A7%D8%AA%D8%B4%D9%88-%D8%A8%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C-ir0rtuzwimzs</link>
                <description>از کانال و سایت خوب شاهین کلانتری که واقعا یه آدم خوش نویسه! یعنی نوشتن رو خیلی خوب بلده یاد گرفتم که زیاد بنویسم تا کامروا بشم. اگرچه هنوز شروع نکردم به اون معنا ولی اثراتش رو دیدم.البته ایشون هم از اساتید دیگه ای مثل جناب رضا بابایی نویسنده کتاب بهتر بنویسیم و سایر بزرگان نویسنده، این آموزه رو به ما منتقل کردن. در هر صورت میگن که بسیار خواندن و بسیار نوشتن به بهتر نوشتن ختم می شود. اضافه کنم که استاد رضا بابایی روی خواندن شعر هم تأکید زیادی دارن...اولین اثر نوشتن برای خیلی‌ها، حس خالی شدن ذهن و آرامشهبرای خیلی‌ها مخصوصا کم حرف‌ها و درون‌گراها نوشتن یا انجام کارهای هنری بهترین التیام فکریه. این تجربه شخصی خودمم هست البته.دومین اثر نوشتن به زعم من افزایش اعتماد به نفسهالبته اعتماد به نفس یک تیغ دو لبه است باید مواظبش هم بود که به توهم برتری و غرور و تفاخر نرسهمیتونم بگم اثر سوم،  خوب حرف زدنهقطعا افزایش دایره لغاتی که ضمن نوشتن‌های بسیار براتون حاصل میشه به راحت‌تر حرف زدن و تپق نزدن کمک شایانی می‌کنهبرای دیدن سایر آثار نوشتن، خودتون دست به قلم شید!</description>
                <category>حسین وجدانی</category>
                <author>حسین وجدانی</author>
                <pubDate>Mon, 29 Oct 2018 11:07:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان انتخاب بستر مناسب تجربه نگاری در اینترنت</title>
                <link>https://virgool.io/@hossein-vojdani/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-ohtxw2sk8ryt</link>
                <description>پس از مدتها بالا و پایین کردن بسترهای مناسب برای نوشتن در فضای مجازی، بالاخره نتونستم به نتیجه قطعی برسم که بهترین رسانه کدومه! بیم‌هاگزینه‌های زیاد و فکر کردن در مورد آینده هر کدوم از این رسانه آدم رو سردرگم می‌کنه.وبلاگ شخصی دیگه شور و هیجان (بخونید ترافیک و مشارکت مخاطبین) قدیم رو نداره  فیسبوک و توئیترم برای متن‌های طولانی مناسب نیستناز طرفی لینکدین هم که البته برای برند شخصی خیلی بستر مناسبیه اما برای اینکه از فارسی و راست به چپ نویسی پشتیبانی نکنه همه تلاشش رو کرده و باید بهش یه خدا قوت گفت!ترند و تمایل انسان‌ها به سمت دیدن ویدئو و شنیدن پادکسته تا خوندن متن‌های طولانیدامنه‌های ir هم که هر روز با محدودیت‌های بیشتری در عرصه بین‌الملل مواجه میشن و آدم رو می‌ترسونن از اینکه نکنه پس فردا یه بلای جدید سرشون بیاد و بلاگ ما هم بپره یا فیلتر شه یا اصن خودمونو بگیرن :)سرویس‌های ایرانی هم متاسفانه اکثراً مشکل عدم ثبات دارن حالا یا در کیفیت یا در اصل سرویس و آدم نمی‌تونه معمولاً روشون سرمایه‌گذاری بلندمدت کنه (با احترام به ویرگول و ویرگولی‌های عزیز!)اینه که بنده هم مثل خیلی از اهالی ویرگول به این نتیجه رسیدم که مطالب رو هم در اینجا و هم در لینکدین و هم در بلاگ شخصی منتشر کنم. شما هم اگر پیشنهادی دارید حتما در کامنت‌ها بفرمایید.امیدهابیم‌ها خیلی زیادن اما اونقدرها مهم نیستن! همون طور که مطلعید ما در وب فارسی در حوزه‌های بسیاری دچار فقر محتوایی هستیم. به ویژه در موضوعات نیمه تخصصی و تخصصی تر و  انتشار مطالعات موردی (case study). انتقال تجاربمون به همدیگه خیلی ضعیف بوده تا حالا و این هم تهدیده و هم فرصت! اما با وجود رسانه‌های اجتماعی تخصصی تر مثل لینکدین و همین ویرگول می‌تونیم کارای خوبی بکنیم و زکات دانشمون رو بدیم و حتی اگه مایلیم سری تو سرها دربیاریم! چون این محتواست که می‌ماند!به قول قدیمیا: از هر دست بدی از همون دست هم می‌گیرییعنی اگر دانسته هامون رو به اشتراک بذاریم یا همرسان کنیم بقیه هم همین کارو برای ما خواهند کرد و اینجوری سرعت و کیفیت رشد جامعه مون بالا میره و همه خوشحال تر خواهیم بود.به بعضی از دوستان هم که نگرانند که فوت کوزه گری‌شون یا اطلاعات محرمانه کارفرما یا استارتاپ یا کسب و کارشون در این فرایند لو بره هم باید اطمینان خاطر بدم که نه نگران نباشید لازم نیست اطلاعات محرمانه رو لو بدید! (البته مرز محرمانگی هم  باید درست تعریف بشه، ما تو فرهنگمون یکم افراطی نگاه می‌کنیم به اطلاعات دادن و می‌ترسیم از رقیب در حالی‌که این رقابته که رشد رو به همراه داره نه یکه تازی و کاکرو بازی!)اطلاعات عمومی هم کفایت می‌کنه. مهم انتقال تجربه بومی من حقیر و شمای بزرگواره و وظیفه اجتماعی که ما نسبت به هم داریم (خدا دکتر شریعتی رو رحمت کنه که همیشه درد مسئولیت پذیری داشت...)تجربه نگاری رو جدی بگیریم...</description>
                <category>حسین وجدانی</category>
                <author>حسین وجدانی</author>
                <pubDate>Mon, 02 Jul 2018 12:35:49 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>