<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Hossein Azadpour</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@hossein.azadpour</link>
        <description>معجونی از ناپختگی و تجربه با چاشنی احساسات، یادگیری و چالش و ... که شاید گفت برنامه نویس هستم اما برنامه نویسی خسته</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 09:19:36</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/42602/avatar/1xtxrm.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Hossein Azadpour</title>
            <link>https://virgool.io/@hossein.azadpour</link>
        </image>

                    <item>
                <title>در  سمت سرور هم می تونیم از فایل استفاده کنیم!!!</title>
                <link>https://virgool.io/@hossein.azadpour/%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%B3%D8%B1%D9%88%D8%B1-%D9%87%D9%85-%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-fiulcdv6axbw</link>
                <description>بسیار پروژه و برنامه نویس دیدم که برای چک کردن یک flag هر چند ثانیه یک query به سمت پایگاه داده می فرستند با تصور اینکه چون این درخواست ها به صورت Ajax فرستاده می شه و یک query ساده هست فشاری به سرور نمیاد.فرقی نمیکنه که از چه زبان و پایگاه داده ای استفاده می شه، وظیفه ذاتی هر برنامه نویسی هست تا جایی که می تونه از منابع سیستم کمتر استفاده کنه.هر چقدر بتونیم استفاده از وب سرویس رو کمتر کنیم سرور می تونه خدمات بیشتری ارائه کنیم.این نکته به این معنی نیست که هرجا که خواستیم بیاییم از فایل استفاده کنیم، استفاده از این مورد باید به دقت بررسی بشه.مثلا اگر مشخصات یک مورد خاص که بین تمام کاربران مشترک هست و به ندرت قراره تغییر پیدا کنه و ما نیاز داریم هر چند ثانیه بر اساس محتوای اون کاری رو انجام بدیم بهتره از فایل استفاده بشه.صرفا خواستم تجربه شخصیم رو مطرح کنم.</description>
                <category>Hossein Azadpour</category>
                <author>Hossein Azadpour</author>
                <pubDate>Sun, 28 Jun 2020 18:00:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه من از طراحی سیستم Redundancy (قسمت 1)</title>
                <link>https://virgool.io/@hossein.azadpour/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-redundancy-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-1-kdw8dqwrvdyn</link>
                <description>در HA یا همان High Availability یکی از مباحث مهم Redundancy می باشد.سیستم Redundancy چیست؟س Redundancy به معنای افزونگی می باشد که برای اطمینان از عدم قطعی از آن استفاده می شود. در واقع با وجود افزونگی یا همان redundancy با قطع شدن و از دسترس خارج شدن یک دستگاه در شبکه سازمانی شما می توانید این اطمینان را داشته باشید که خدمات رسانی شما به کاربرانتان قطع نخواهد شد!این خلاصه ای بود از مفهموم Redundancy.مدیر محصول شرکت از من موارد زیر رو می خواست و من با لیست موارد درخواستی کاملا به وجد اومده بودم یکسان بودن فایل ها و بانک اطلاعاتی با سیستم Master.با قطع سیستم Master سیستم Slave در سریعترین زمان ممکن در مدار قرار گیرد.با بالا آمدن Master، این سیستم به عنوان Slave شروع به فعالیت کند، یعنی به عنوان سیستم جایگزین قرار بگیرد.چک کردن سرور ها در صورت قطع بودن وب سرویس.چک کردن سرور ها که در دسترس یکدیگر باشند.(اصصلاحا همدیگرو ببینن)در صورتی که یک سرور وقتی به عنوان Slave انتخاب می شود ابتدا تمام داده های Master را بگیرد و بعد فعال شود.زبان برنامه نویسی : PHPپایگاه داده : MYSQLسیستم عامل: Linuxاما نکته ای که بود من هیچ تجربه در خصوص Redundancy نداشتم و این موضوع باعث نگرانیم شده بود، با توجه با اینکه داده های سرور ها از اهمیت زیادی برخوردار بود و باید کاملا سرور Slave داده هاش با سرور Master یکسان می بود.در قسمت بعد توضیحاتی از نحوه اجرا و پیاده سازی می نویسم</description>
                <category>Hossein Azadpour</category>
                <author>Hossein Azadpour</author>
                <pubDate>Sun, 28 Jun 2020 16:31:15 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مصائب اولین روز در محل کار جدید</title>
                <link>https://virgool.io/@hossein.azadpour/%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%A6%D8%A8-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D9%84-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-r1ovkk4jxr4m</link>
                <description>در نوشته قبلی از تجربیات مصاحبه استخدام گفتم، امروز می خوام از تجربیات اولین روز کاری بنویستم.به نظرم اولین روز در محل کار جدید همیشه سخت هست، هرقدر هم که تجربه و سابقه داشتی باشی هم فرق نمی کنه.شاید این سوال برای خیلی ها پیش بیاد که در اولین روز خودمو چطور آدمی نشان بدم:کاری و پیگیرزرنگگیگبی خیالجذابخود شیرین...هرمدیر یا صاحب کسب و کاری آرزوی داشتن کارمندی با مشخصات بالا دارد، اما آیا همکار یا همکاران این چنین شخصیتی را دوست دارند؟ هرکدام از این تیپ شخصیت ها می توانند در مواجه با افراد جدید باعث نگرش متضاد و ارسال پالس منفی شوند.به نظر خودم ترکیبی از موارد بالا با دوز کم شاید بهترین راهکار برای اولین روز کار جدید باشه.شب قبل به خوبی استراحت کنید تا در روز اول به میزان کافی شاداب و سرحال باشید.وقت خود را تنظیم کنید تا در ساعت معین در محل کار حاظر شوید.من خودم یک روز قبل مسیر مورد نظر را با وسایل نقلیه عمومی می روم که مدت زمان مسیر به دستم بیاد که بتوانم وقتم را به خوبی تنظیم کنم.لبخند بزنید، شما مسیر سختی را برای رسیدن به این شغل طی کرده اید، قطعا لیاقت لحظه ای شاد بودن و لذت بردن را دارید.معمولا برنامه نویس ها وقتی به یک پروژه جدید اضافه می شوند ناخودآگاه شروع می کنن از پروژه ایراد گرفتن، از سبک طراحی، کد نویسی تا مدیریت و ابزارهای پروژه که در اکثر مواقع سایر گروه از این موضوع دلگیر می شوند.خودم جهت رعایت این موضوع خیلی تلاش کردم، اما باز جاهایی نمی تونستم جلوی خودمو بگیرم.معمولا در روز اول شما را به سایر همکارانتان معرفی می کنند، اسم ها را سعی کنید به خاطر بسپارید، قطعا در طول روز نیاز خواهید داشت با همکارانتان صحبت کنید.متاسفانه حافظه اسمی من به شدت ضعیف هست و امکان نداره با یکبار شنیدن، یک اسم به خاطرم بمونه به همین دلیل وقتی می خواستم با همکاران صحبت کن به جای گفتن اسم از واژه مهندس استفاده کردم.اگر شما را معرفی نکردند، خجالتی نباشید، سلام بگویید و خودتان را معرفی کنید.اگر در زمان نهار متوجه شدید که نهار بر عهده خودتان هست و شما هم چیزی به همراه ندارید مهم نیست، معمولا یکی از همکاران از شما دعوت می کند که باهم نهار صرف کنید.از نوع پوشش محل کار جدید خود آگاه شوید، ممکن است شرکت دارای لباس رسمی باشد، اگر شرکت پوشش رسمی ندارد از قبل در مورد پوشش خود تصمیم بگیرید.قبل از پرسیدن هر سوالی اول در مورد آن سوال به این فکر کنید که آیا واقعا من پاسخ این سوال را نمی دانم اگر واقعا برای سوال پاسخی نیافتید سپس از همکارتان سوال کنید.مطمئن باشید شما در روز های آتی پاسخ خیلی از سوالات خود را خواهید یافت.به دلیل آشنا نبودن به محیط و شرایط جدید شاید بعضی موضاعات کاری در آن لحظه قابل فهم نباشند، اما معمولا به کمی تامل بیشتر به موضوع مسلط می شوید.روز اول بیشتر سعی کنید گوش کنید و فرا بگیرید، اما می توانید در صورت لزوم سوال سوال کنید، این فطرت ذاتی شما است که تمایل دارد تلاش، کنجکاوی و تمایل به انجام کارتان را نشان دهد.ممکن است همکارانتان جواب سوال شما را خیلی خلاصه بگویند از خلاصه گویی و رفتار همکارنتان اصلا دلخور نشوید، برای آنها سوالی که شما پرسیده اید جوابی واضح دارد و آنها از سوال شما بیشتر متعجب هستند.اگر پاسخ همکار خود را متوجه نشدید بعد از چند دقیقه از وی بخواهید که برایتان بهتر توضیح دهد.با همکاران خود ارتباط برقرار کنید حتی شده چند دقیقه در خصوص موضوعی گپ و گفت انجام دهید این کار می تواند از استرس شما کم کند.با تلفن همراه خود بسیار کم و با صدای آروم صحبت کنید. (داد نزنید)قهوه یا نوشیدنی کافئین دار زیاد ننوشید، ممکن است باعث هیچان مضاعف در شما شود.شرایط و قوانین و سلسله مراتب را درک کنید و اگر با بعضی از قوانین مخالفید بعد از گذشت مدتی ابراز مخالفت کنید.قطعا مخالفت شما شنیده می شود اما دلیلی ندارد که به میل شما مشکل حل شود، آمادگی مواجه با چنین شرایطی را داشته باشید.دو مورد از مهمترین عوامل موفقیت در کار این است که نه تنها با مدیر و مدیران شرکت همراه شوید بلکه با افراد مناسب در شرکت هم گروه شوید، در هر شرکتی قطعا می توانید افرادی پیدا کنید که از شرایط راضی نمی باشند اگر می خواهید با کارفرمای جدید رابطه خوبی داشته باشید با افراد مناسب ارتباط بگیرید و در راستای اهداف شرکت قدم بردارید. این آمادگی را داشته باشید که بتوانید که خلاصه در 30ثانیه از سابقه کاری خود صحبت کنید وارد جزئیات نشوید و همچنین کاری که قرار است در شرکت انجام دهید را توضیح دهید، ممکن است همکاران جدیدتان به دلیل درک مبهمی که از شما دارند سوالاتی بپرسند.به زبان بدن خود توجه کنید، اولین برداشت ها و شکل گیری شما در ذهن دیگران ابتدا از طریق زبان بدن شما منتقل می شود.پر انرژی و مشتاق باشید، همه دوست دارند با افراد مشتاق و خوش بین کار کنند.در دسترس باشید، در روز اول ممکن است درگیر کارهای مختلف شوید.سعی کنید خودتان باشید هرچه بیشتر سعی کنید فرد دیگری باشید با استرس و دردسر بیشتری مواجه می شوید.مثبت فکر کنید، در حالی که روز اول و دوم کار جدید بسیار مهم است اما اگر خوب پیش نرفت خودتان را آزار ندهید، سعی کنید در روز های آتی پیشرفت خود را بسنجید.تجربه اولین روز کاری جدید من :با اینکه تجربه سالها کار دارم اما اولین روز در محل کار جدیدم با سوتی ها و سوال های احمقانه تمام شد. ?پی نوشت : صرفا سعی کردم مواردی که تجربه کردم را بنویسم، ممکنه برخی از آنها برخلاف نظر شما باشد.</description>
                <category>Hossein Azadpour</category>
                <author>Hossein Azadpour</author>
                <pubDate>Wed, 18 Sep 2019 15:03:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربیات من از مصاحبه برنامه نویسی جهت استخدام</title>
                <link>https://virgool.io/@hossein.azadpour/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%AC%D9%87%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%85-oay6t1igadbw</link>
                <description>این نوشته صرفا یک تجربه شخصی می باشد.در واقع تا حالا جایی برای مصاحبه نرفته بودم طی این سالها یا برای خودم کار کردم یا در هر شرکت و پروژه ای که مشغول شدم با توجه به شناختی که قبلا از من داشتن مستقیم رفتم سرکار.بعد از پایان کارم در پروژه اخیری که مشغول بودم تصمیم گرفتم تجربه ای جدید کسب کنم، از طریق سایت های کاریابی برای حدود 10 شرکت رزومه فرستادم.در روزمه چند عنوان مختلف با میزان سطحی که در هر زمینه دارم نوشتم:Yii  Framework پیشرفتهReact Native متوسط+React Js متوسط +Unity 2D متوسط +Android (java) متوسط +Django Framework مبتدی+همینجا ذکر کنم تمرکز اصلی من Yii هست.به چند دلیل نگران بودم:1- شخصا معتقدم که آدمی که زیاد بلده در واقع خیلی بلد نیست، نوشتن همه موارد بالا بار منفی بیشتری دارد.2-در React رزومه قابل قبولی نداشتم، هرچی که یاد گرفتم و انجام دادم به صورت تفریحی بود.3- برای اندروید با جاوا زیاد برنامه نوشتم و رزومه نسبتا قابل قبولی بود، اما بیشتر از 1 سال بود که کار جدیدی انجام نداده بود و بیشتر از طریق اخبار و مقالات موارد تکنیکی رو دنبال می کردم.4- عاشق بازی سازی هستم و به صورت پاره وقت روی یک بازی برای خودم کار می کنم، تجربه کار سنگین باهاش نداشتم.5- علاقه خاصی به python دارم و شروعش با Django بود و اصلا نمی دونم چرا Django رو نوشتم؟؟؟6- و مهم ترین دلیل نگرانیم: همه برنامه نویس های حتما این تجربه رو دارند که متاسفانه هرچی یاد بگیری، بازم چیزی برای یادگیری وجود داره و همیشه به این فکر میکنی که هیچی یاد نداری و یک چیزی کمه!!!5شرکت باهام تماس گرفتن و4 تا از اونها رفتم برای مصاحبه.مصاحبه ها معمولاً به 4 بخش مختلف تقسیم میشه:بخش 1 : به نظرم بدترین بخش این قسمت هست، یک فرم کاغذی میدن دستت که تمام اونایی که ایمیل کردی رو دوباره بنویسی: نام، نام خانوادگی، چی بلدی، کجا کار کردی، مامانت کیه بابات کیه، چند تا بچه هستین تو خانواده، چرا ازدواج نکردی و از اینجور چیزای مزخرف!!!بخش 2: سوالای روانشناسی و شخصیتی ازت می پرسند: چطور آدمی هستی، دستور پذیری، نقد پذیری، خوش برخوردی، اگر با مشکلی در کار مواجه بشی چه کاری می کنی، چقدر آدم پیگیری هستی، وقت شناسی.در یکی از شرکت های بیشتر از 500 سوال روانشناسی به صورت 4گزینه ای جواب دادم و خوشبتختانه این سوالات آنلاین بود که باید طی مدت حداکثر 3 ساعت جواب می دادم.برای برنامه نویس ها سوالات بخش 2، بشدت براشون اهمیت داره، متاسفانه اینطوری جا افتاده برنامه نویس ها آدم های بدقولی هستند، دیر میان و زود میرن، ممکنه وسط کار ول کنن و دیگه با شرکت همکاری نکنندبخش 3: بخش شیرین و دلنشین فنی : این بخش به 3 قسمت تقسیم میشه:1- در مورد کارایی که انجام دادی می پرسن، چالش ها و مشکلاتی که در کار داشتی و اینکه چطوری مشکل رو حل کردی، تجربیات کار تیمی.2- سوالات عمومی برنامه نویسی پرسیده میشه، سوالات تخصصی در زمینه ای که روزمه دادی، سوالات مربوط به Git و هرچی که ذهنشون برسه!همونطور که گفتم به دلیل اینکه تو رزومم موارد مختلفی نوشتم سطح سوالات خیلی نوسان داشت، چیزهای که یادم میاد از من پرسیدند:تفاوت بین public، private و protected در کلاس ها چیست؟چرا از static method استفاده می کنیم؟منظور از redux چیست؟جهت پایداری بیشتر برنامه در اندروید چه کارهایی می تونیم انجام بدیم؟با Design patterns آشنا هستی؟ اگر بله، از چه دیزاین هایی استفاده کردی کردی؟منظور از observer چیه؟منظور از devops چیست؟منظور از agile چیست؟چقدر با اسکرام آشنای هستی؟ توضیح بده؟منظور از sprint چیست؟منظور از trunk based development چیست؟درباره معماری اندروید توضیح بده؟فایربیس چیست؟ چه بخش هایی داره و کجا استفاده کردی؟نحوه کار با Firebase Crash Reporting توضیح بده؟دستور add چیست؟ منظورش git بود.منظور از pull request چیست؟م memory leak توضیح بده؟فرق functional component و class component چیه؟منظور از props drilling چیست؟در مورد useState ، useEffect ، useContext ، useReducer توضیح بده؟با لینوکس کار کردی؟در stackoverflow تا حالا سوال پرسیدی؟ اگر پرسیدی در مورد چی بوده؟ به پاسخ مورد نظر رسیدی؟ اگر تا حالا نپرسیدی چرا؟تا حالا سرچ عمیق انجام دادی؟ و در مورد چی بود؟اخبار و موارد جدید تکنیکی رو ا ز کجا دنبال می کنی؟ مثلا اگر بگید سایت ویرگول ممکنه بپرسند اسم چند نفر از اشخاصی که دنبال می کنی بگو؟ ممکنه بره اون شخص رو پیدا کنه و بگه در خصوص فلان نوشته برداشتت چی بود؟از عمد سوالات رو به صورت درهم نوشتم چون در مصاحبه های من به همین صورت پراکنده سوال شد و باید تشخیص می دادم که مربوط به چه مبحثی هست. سوالات دیگری هم پرسیده شد که یادم نیست.یکی از شرکت ها در این بخش هم 2 برگه سوال بهم داد که جواب بدم؟ سوالات به 3 بخش هوش، الگوریتم و ترجمه انگلیسی به فارسی و برعکس تقسیم شده بود.3- اگر سوالات فنی رو مناسب جواب بدی ازت دعوت می کنن یک روز برای تست بری، یک پروژه تعریف می کنن و باید این پروژه رو در مدت زمان معینی انجام بدی.معمولا کلیت و ساختار پروژه تست رو به صورت انگلیسی برات همون لحظه ایمیل میکنن و می گن شروع کنکه بعد از اینجام پروژه تست، ازت در موردن نحوه کدنویسی سوالاتی می پرسند و اینکه چکار کردی و چرا مثلا به این روش این کارو انجام دادی.4- مصاحبه با مدیرعامل یا رئیس رئیستون، که ترکیبی از سوالات بخش 1 و 2 هست و موارد تکمیلی در خصوص شیوه کار و چارت سازمانی، حقوق، بیمه و ...تجربیات من و کارآیی که قبل از مصاحبه باید انجام دادم:در کل مصاحبه ها زیاد سخت نبودنبا اعتماد بنفس باشید و حتی اگر به سوالی اشتباه جواب دادید اعتماد به نفس خودتون رو از دست ندید من اشتباه هم زیاد داشتم، مثلا اون برگه سوالات که بهم دادن مطمئنم 80درصدشو اشتباه زدم، observer اشتباه جواب دادم و کلی چیز دیگه...معمولا اگر اشتباه جواب بدید هیچی نمی گن میرن سوالای بعدی.در برخی موارد توضیح زیاد می دادم که باعث گیج شدن طرف میشد.نقات قوت خودم رو شناسایی کردم و به بهشون اعتماد کردم.مقالات فنی زیادی مطالعه کردمتجربیات دیگران از مصاحبه خوندمتمرینات ذهنی انجام دادم به این دلیل که متاسفانه مقداری آدم خجالتی و کم رویی هستم، برام سخته از اول گرم بگیرم.صادقانه پاسخ می دادم و سوالاتی که بلد نبودم راحت می گفتم بلد نیستم.در مواردی که بلد بودم اصلا بزرگنمایی نکردم.سعی کردم در کلیه موارد خودم باشم.در توضیحات در خصوص خودم اغراق نکردم.از رفتار های بعضا تند مصاحبه کننده جا نخورید.از قبل در خصوص شرکت مصاحبه کننده تحقیق می کردم؟اگر در github پروژه ای کار کرده باشید خیلی مثبت هست.در پایان مصاحبه ها معمولا می گن اگر سوالی دارید بپرسید، من سوالات زیر پرسیدم:ساعات کاری به چه صورت است؟ آیا شناور دارند؟ و امکان انجام دورکاری؟دقیقا قرار است که چه کاری به من محول بشه؟چه انتظاراتی از من دارند؟اضافه کاری محاسبه می شود؟سیستم پاداش وجود دارد؟تشویق و تنبیه چگونه است؟بیمه و سایر اضافات قانونی پرداخت می شود؟تیم های کاری معمولا چند نفره هستند؟نوع سیستم کاری و چارت سازمانی شرکت چیه؟...در خصوص مسائل مالی با صراحت صحبت کنید.نتیجه مصاحبه ها:کل این فرآیند ها برای من 1 هفته طول کشید و یکی از شرکت ها از من دعوت کرد برای تست که پذیرفته شدم و چندروز بعد رسما شروع به کار کردم، بقیه شرکت ها هم خبر ندادند.امیدوارم این تجربه برای شما مفید باشه</description>
                <category>Hossein Azadpour</category>
                <author>Hossein Azadpour</author>
                <pubDate>Mon, 16 Sep 2019 12:22:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>افزودن اپلیکیشن های بیشتر به فریمورک Yii 2</title>
                <link>https://virgool.io/coderlife/%D8%A7%D9%81%D8%B2%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%A7%D9%BE%D9%84%DB%8C%DA%A9%DB%8C%D8%B4%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%85%D9%88%D8%B1%DA%A9-yii-2-drinsi3vcbxv</link>
                <description>Yii Frameworkفریمورک Yii به صورت پیشفرض backend و frontend را به صورت مجزا دارد، اما در برخی اوقات این 2 حالت کافی نیست، مثلا نیاز  blog یا api  هم داریم.به عنوان مثال برای ایجاد اپلیکیشن blog بدین صورت انجام می دهیم:یک کپی از پوشه frontend با نام blog می گیریم.وارد پوشه environments و سپس پوشه dev می شویم، یک کپی از فولدر frontend با نام blog می گیریم.تمام namespace های فولدر blog را از frontend به blog تغییر می دهیم.مثلا فایل های AppAsset.php، SiteController.php و ...4. فایل bootstrap.php را از مسیر common\config باز و در آن عبارت زیر را اضافه می کنیمYii::setAlias(&#039;blog&#039;, dirname(dirname(__DIR__)) . &#039;/blog&#039;);به همین سادگی یک اپلیکیشن yii اضافه شد.لازم به توضیح هست تنظیماتی پیشرفته تر هم وجود دارد که می توان از طریق main.php در فولدر config انجام داد که اگر فرصتی شد در پست دیگری توضیح خواهم داد.امیدوارم مفید و کاربردی باشد.</description>
                <category>Hossein Azadpour</category>
                <author>Hossein Azadpour</author>
                <pubDate>Sun, 18 Aug 2019 15:47:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لینک به فولدر Font در react native &gt; 0.60</title>
                <link>https://virgool.io/iran-react-community/%D9%84%DB%8C%D9%86%DA%A9-%D8%A8%D9%87-%D9%81%D9%88%D9%84%D8%AF%D8%B1-font-%D8%AF%D8%B1-react-native-060-hhkzuuzthsnb</link>
                <description>چند وقت پیش بنا به دلایلی تصمیم گرفتم که پروژه فعلی که با react native کار می کردم ارتقا بدم به نگارش جدید با مشکلات مختلفی مواجه شدم که با جستجوی ساده حل کردم، بعد از اجرای برنامه متوجه شدم فونت های متون درست نیست که بعد از خواندن مستندات  فهمیدم در نگارش های 0.60 به بالای react native فونت ها به صورت rnpm لود نمی شوند.شیوه لود کردن فونت ها در نگارش بالاتر از 0.60در فولدر روت برنامه یک فایل با نام react-native.config.js ایجاد کنیددرون فایل به صورت زیر مسیر فولدر font را مشخص می کنیمmodule.exports = {
  project: {
    ios: {},
    android: {},
  },
  assets: [&#039;./assets/fonts&#039;], 
};دستور react-native link اجرا کنیدمراحل و شیوه کار آسان و قابل فهم است، فکر نمی کنم که توضیح بیشتر نیاز باشه.پی نوشت : می خواستم خیلی زودتر این مطلب رو بنویسم به دلیل مشغله فرصت نشد.</description>
                <category>Hossein Azadpour</category>
                <author>Hossein Azadpour</author>
                <pubDate>Sun, 04 Aug 2019 10:59:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>با بیماران دیستروفی (Dystrophy) مهربان باشیم</title>
                <link>https://virgool.io/@hossein.azadpour/%D8%A8%D8%A7-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D9%88%D9%81%DB%8C-dystrophy-%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-uy0lhank0gni</link>
                <description>دیستروفی عضلانی چیست؟ دیستروفی عضلانی یکی از شایع‌ترین بیماری‌های ژنتیکی است که در اثر نقص در تولید پروتئین در بدن به وجود می‌آید و منجر به معلولیت فرد مبتلا می‌گردد. یعنی به مرور زمان بافت چربی جایگزین بافت ماهیچه می‌شود و فرد توانایی جسمی و حرکتی خودش را از دست می‌دهد.فارغ از بحث تخصصی در خصوص دیستروفی و انواع آن به عنوان یک بیمار از خانواده دیستروفی لازم می دونم از این بیماری گمنام و کمتر شناخته شده صحبت کنم.این نوشته تجربیات شخصی من از این بیماری هست.از علائم مشهود دیستروفی می شه گفت: ضعف‌راه‌ رفتن‌ شبيه‌ اُردك‌افتادن‌ همراه‌ با دشواري‌ در برخاستن‌مشکل در بالا رفتن از پلهعدم حفظ تعادل در حرکت های سریعبیماری دیستروفی بیشتر از 40 نوع مختلف دارد، من بسیار خوش شانس بودم که به نوع ملایم آن دچار شدم، کاملا شبیه یک انسان عادی اما با نشانه هایی از مواردی که گفتم.مهمترین مشکل بیماران دیستروفی عدم شناخت و آگاهی خانواده یا جامعه از این بیماری هست.شخصا برای من به این شکل اتفاق افتاد:من به میوتونیک غیر دیستروفی مبتلا هستم. دیستروفی میوتونیک بیماری ارثی است که با اختلال در عملکرد عضلات همراه است. مشخصه اصلی این بیماری ضعف عضلانی و میوتونی است. میوتونی به این معنی است که عضلات پس از هر انقباض به آرامی به وضعیت استراحت بر می‌گردند. اگر هنوز متوجه نشدید ضعف عضلانی چیست یک مثال براتون می زنمحتما تا حالا براتون پیش اومده که بعد از یک ورزش حسابی، دچار گرفتگی ماهیچه بشید و برای چند ساعت نتونید به خوبی حرکت کنید و هر حرکتی با درد همراه هست.حالا تصور کنید که در تمام طول عمر با این مشکل به شدت بیشتری مواجه باشید که این نشانه ای از دیستروفی هست.از اواخر دوم راهنمایی شروع شد، کم کم متوجه شدم در حرکت دچار مشکل هستم اما به دلیل عدم آگاهی و خجالت سعی می کردم به نوعی مخفیش کنم، خانوادم هم چیزهایی متوجه شده بودند اما اون ها هم مثل من کاملا گیج شده بودند.در دبیرستان شدت گرفت، هر حرکت یکدفعه ای مخصوصا دویدن یا بالا رفتن از پله واقعا برام عذاب آور بود این عذاب همراه بود با سوال های پی در پی دوستان و همکلاسی ها که من هیچ جوابی براشون نداشتم و خجالت می کشیدم و متاسفانه اون ها هم بعضا با تمسخر حسابی از خجالتم در میومدن.مدارس اکثر دوطبقه هست و کلاس من هم همیشه طبقه دوم بود، زنگ ورزش همیشه باعث استرش و اضطراب من می شد چون عادی نبودم و هیچ کس درکم نمی کرد و معلم ورزش هم فکر می کردم من عمدا تنبل بازی در میارم.چهار سال عذاب آور طول کشید که از این دکتر به اون دکتر فهمیدم که مشکل چی هست.متاسفانه همونطور که گفتم این بیماری به شدت در جامعه ناشناخته هست و کسی آگاهی درستی ازش نداره و هر کس به تعبیر خودش در مواجهه با افراد مبتلا به انواع دیستروفی برخورد می کند.تجربیات تلخ من:دوستی عزیزی که در ایستگاه مترو به شدت عجله داری تا به قطار بعدی برسی و متاسفانه پله برقی یا وجود نداره یا کار نمی کنه و از شانس روزگار پشت سر من قرار می گیری، لطفا کمتر متلک یا فحش بده، والا منم بی تقصیرم که کارشناسان و مهندسان عزیز زمانی که پلان ایستگاه مترو رو طراحی می کردن هیچ فکر نکردن شاید کسی همچین بیماری داشته باشه.راننده تاکسی عزیز وقتی یکی داره از ماشین پیاده می شه لطفا تا زمانی که پاهاش درست روی زمین قرار نگرفته و در حالی که هنوز دستگیره در تو دستش هست گاز ماشین رو نگیر بروووو.عزیزانی که در صف تاکسی منتظر ایستادید اگر دیدید که کسی اصرار داره در صندلی جلو بشینه ممکنه آدم متکبر و مغروری نباشه و به دلیل بیماری می خواد صندلی جلو بشینه که راحت تر بتونه پیاده بشه تا وقت شما هم گرفته نشه.اقوام و خویشاوندان گرامی، با چهره متعجب و سوال های تلخ و تکراری باعث شرمندگی بیمار نشید.معلم ورزش عزیز تو که می بینی دانش آموزت در هر حرکت مشکل داره بجای فشار و تنبیه این مشکل رو با خانوادش مطرح کن.اساتید محترم و دانشجوی های عزیز پزشکی والا ما موجود عجیب الخلقه یا وسیله آموزشی شما نیستیم که بخواهید مثل موش آزمایشگاهی باهامون برخورد کنید....از این موارد تا دلتون بخواد می تونم بگم.سالها پیش با شخصی صحبت می کردم که خودش و مادرش به این بیماری مبتلا بودن، از مصائبی برام گفت که طی سالیان دراز مادرش تحمل کرده بود و چون هیچ شناختی از بیماری نداشتن، ایشون به سربازی هم رفتن که بعد از 3 ماه آموزشی دکتر پادگان ایشون رو می فرستن به بیمارستان که اونجا تشخیص دادن که به دیستروفی مبتلا هست.متاسفانه دیستروفی درمان قطعی ندارد، در برخی موارد می شه با مصرف دارو مقداری وضعیت بیمار رو بهبود بخشید. اما مصرف دارو هایی که عوارض جانبی دارند در تمام طول عمر بسیار سخت و دردناک هست.افرادی که به یکی از انواع دیستروفی مبتلا هستن عموما به خاطر خجالت و ترس از قضاوت شدن به آدم های خجالتی و گوشه گیر تبدیل می شند که بعضا باعث بروز مشکلاتی در زندگی اجتماعی اونها میشود.برای من بیشتر از 20 سال طول کشید تا با  این بیماری کنار بیام و بپذیرم که جزئی از وجودم هست اما کماکان در جامعه دچار مشکلاتی هستم.جهت کسب اطلاعات بیتشر به انجمن حمایت از بیماران دیستروفی مراجعه نمایید.با بیماران دیستروفی مهربان باشیم.</description>
                <category>Hossein Azadpour</category>
                <author>Hossein Azadpour</author>
                <pubDate>Mon, 03 Jun 2019 10:54:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حکایت Restart کردن سیستم</title>
                <link>https://virgool.io/@hossein.azadpour/%D8%AD%DA%A9%D8%A7%DB%8C%D8%AA-restart-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-jeo8zia7xowh</link>
                <description>میگن روزی چهار مهندس از رشته های فیزیک، شیمی، مکانیک و کامپیوتر سوار یک ماشین از جاده ای گذر میکردند که ماشین خراب میشه، هر کس بر اساس رشته تحصیلیش ایده ای ارائه و کاری انجام می ده اما ماشین روشن نمیشه، آخرین نفر مهندس کامپیوتر بود میگه درهای ماشین رو یک بار باز و بسته کنیم، همه در حالی که می خندیدند این ایده رو امتحان می کنند و در کمال تعجب ماشین روشن می شه.از مهندس کامپیوتر می پرسن چی شدددد؟ میگه باید یکبار Restart می کردیم.سال ها پیش در یک اداره دولتی کار می کردم، تازه شبکه داخلی در ادارات باب شده بود، یک بنده خدایی که لیسانس حسابداری بود اما شده بود مسئول شبکه و سرور کل اداره و اداره های زیر مجموعه، اکثر موارد دسترسی به سرور قطع بود می گفتیم فلانی باز به سرور دسترسی نداریم می گفت الان بررسی می کنم، بعد از چند دقیقه همه چی عادی میشد تا چند روز بعد دوباره مشکل  پیش میومد و این چرخه همچنان ادامه داشت.یک روز ازش پرسیدم فلانی چرا هروقت سرور قطع میشه میری تو اتاق سرور، بیا اینطرف ریموت کن که ماهم یاد بگیریم، من رو برد اتاق سرور گفت هر وقت سرور خراب شد دکمه Restart سیستم رو فشار بده.یعنی تو اون لحظه قیافه من دیدنی بود.چند روز پیش یکی از دوستام تماس گرفت گفت سیستمم مشکل داره، بهش گفتم سیستم رو Restart کن و مشکلش حل شد یاد اون بنده خدا افتادم و کلی خندیدم.</description>
                <category>Hossein Azadpour</category>
                <author>Hossein Azadpour</author>
                <pubDate>Mon, 03 Jun 2019 10:38:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گلدبرگ های دوست داشتنی</title>
                <link>https://virgool.io/@hossein.azadpour/%DA%AF%D9%84%D8%AF%D8%A8%D8%B1%DA%AF-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86%DB%8C-iuczbsnimvgn</link>
                <description>نمی دونم سریال The Goldbergs رو دید یا نه؟ اگر ندید پیشنهاد می دم حتما ببنید.اونایی دهه 50 و 60 هستن با دیدین این سریال کلی خاطره براشون زنده می شه که قطعا لذت خواهند برد.داستان سریال در خصوص یک خانواده دوست داشتنی در دهه 80 میلادی هست که از زبان کوچکترین عضو خانواده به نام Adam روایت میشه. عمده روایت سریال از مشکلات خانواده، مسایل روز دهه 80 میلادی و خیلی چیزهای دیگه اون دوران هست که در قالب طنز بیان میشه.نکته جالب و لذت بخش این سریال این هست که تمام اپیزود های سریال نشئت گرفته از واقعیات و خاطرات Adams واقعی هست که در واقع ایشون سازنده این سریال هست و شخصیت های سریال در واقعیت در خانواده خودش وجود داشتند.گلدبرگ های واقعی و گلدبرگ های سریال تا زمان نگارش این نوشته 6 فصل تقریبا 24 قسمتی از این سریال دوست داشتنی ساخته شدهامیدوارم از دیدن این سریال لذت ببرید.آدامز واقعیامتیاز IMDB این سریال 8.1 هست</description>
                <category>Hossein Azadpour</category>
                <author>Hossein Azadpour</author>
                <pubDate>Mon, 20 May 2019 12:50:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>امنیت برنامه های موبایلی با دستور پخت owasp</title>
                <link>https://virgool.io/fboard/%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%88%D8%B1-%D9%BE%D8%AE%D8%AA-owasp-z4z1cxrtruz4</link>
                <description>در پروژه بازی با مفهوم Gamification به عنوان مشاور و رابط فنی مشغول به کار شدم، بیشتر نقشم این بود که پروژه از لحاظ فنی مسیر درستی طی کنه و توصیه ها و خواسته های کارفرما و تیم فنی را به زبان قابل درک برای طرفین مطرح کنم.در این پروژه قرار شد یکی از بانک های دولتی به عنوان حامی معنوی با ما همکاری کنه و یکسری زیرساخت برای Gamification که نیاز داشتیم را در اختیار ما قرار بدهبازی باید مسائل بانکی رو در قالب بازی و سرگرمی به بازیکن ارائه بده که هم بازی باز لذت ببره و هم مواردی رو یاد بگیرد، پروژه با موتور Unity و برای نسخه اندروید شروع شد.پروژه با تمام سختی هاش و موارد مورد نظر تقریبا تمام شد که بانک گفت چون اسم ما در بازی قرار دارد باید بازی طبق استانداردهای بانک نهایی سازی بشه موارد درخواستی بانک خیلی زیاد بود اما مهمترین تاکیدی که داشتن بحث امنیت در بازی بود.قرار شد بانک نسخه بازی رو بده به یک شرکت ثالث برای تست امنیت برنامه های اندرویدی، هرچند ما با این موضوع مخالف بودیم که برنامه و بازی دو مقوله جداست و ماهیت آنها با هم متفاوت است اما به ناچار قبول کردیم.شرکت ثالث تست های خودش رو انجام داد و خروجی آنرا برایمان ارسال کرد یک گزارش مفصل و طولانی، اما موارد ذیل خروجی اصلی گزارش بودبه دلایل امنیتی مواردی از لیست  حذف شده استاولین سوالی که پیش اومد این تست براساس چه استانداردی انجام شده است؟پاسخ owasp بوداینجا بود که اولین بار واژه owasp آشنا شدم.قرار شد تیم فنی ضعف های مورد نظر رو برطرف کنه و دوباره بازی بره برای تست.بعد از چند روز نسخه جدید برای تست ارسال شد، حدس بزنید چی شد؟؟؟ بازم ریجکت شد با همون ضعف های امنیتیکلی با تیم فنی بحث کردیم و یکجورایی درست می گفتن unity ذاتاً نمی تونه موارد این چنینی رو پوشش بده، به عنوان مشاور و رابط فنی با مشکل بزرگی مواجه شدم.شروع کردم تحقیق کردن به هر سایتی که در خصوص امنیت و بازی سازی بود سر زدم انجمن های اختصاص یونیتی را گشتم، افرادی راهکارهایی ارایه داده بودن اما یا خیلی ابتدایی یا ناقص بودن، مونده بودم که چکار کنم، واقعا مشکل داشت حاد می شد.با هرکسی که صحبت کردم در این خصوص اطلاعی نداشت، اشخاصی هم که در زمینه امنیت بودن اطلاعی از ساختار بازی سازی و موتور unity نداشتند.به سایت owasp مراجعه کردم راهکارهاش همه برای برنامه موبایل بود، تازه می خواستن در زمینه بازی کارایی انجام بدن.بعد از کلی مطالعه و مشورت به این نتیجه رسیدم که بهترین گزینه ساخت .... هست.به دلایل امنیتی و حق معنوی کارفرما از توضیح راه حل معذورم.وقت برای اینکه شخص جدید به تیم اضافه بشه نبود (مشکلاتی در این راه بود).خودم شروع به کدنویسی کردم، برای اینکه مطمئن بشم که دارم درست پیش می روم مستندات owasp رو زیرو کردم، از stackoverflow استفاده کردم، مقالات امنیتی زیادی خوندم.مهمترین چالشی که باهاش روبرو بودم بحث Bypass بود که سعی کردم به هر راهکاری که به ذهنم میرسه یا دیگران پیشنهاد کرده بودن رو پیاده کنم.تا دلتون بخواد با چالش روبرو شدم تا به نتیجه برسم، واقعا برای خودش پروژه بود.از معدود کدنویسی هایی بود که واقعا از انجامش لذت بردم.صحبت هام طولانی شد، اگر فرصت بود از چالش های این پروژه امنیت براتون می نویسم.</description>
                <category>Hossein Azadpour</category>
                <author>Hossein Azadpour</author>
                <pubDate>Mon, 20 May 2019 10:45:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اولین بازی های کامپیوتری که انجام دادم</title>
                <link>https://virgool.io/cafegame/%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%88%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%85-q1czkodufog6</link>
                <description>تقریبا 13 ساله بودم (حدود 23 سال پیش) که متوجه شدم پدرم مرتب در خونه صحبت از کامپیوتر می کنه و میگه می خواد یکی بگیره، بچه بودم و چیز زیادی حالیم نبود در تصورات من کامپیوتر به دستگاه بازی سگا می گفتن، یکی از اینها خونه داشتیم و عاشقش بودم.در تصورات کودکی همش با خودم می گفتم که پدرم با این سن و سال چرا می خواد بازی کنه و اینکه ما یکی از اینا که داریم، گذشت و چند هفته بعد وقتی عصر از کلاس زبان اومدم خونه با صحنه عجیبی مواجه شدمعکس تزیینی هستبله اونجا بود که تازه فهمیدم کامپیوتر یعنی چه، یک کامپیوتر 286mhz با هارد 10 مگابایت و رم 2 مگابایت.وقتی برای اولین بار پشت کامپیوتر نشستم عین فیلم ها علمی تخیلی وارد دنیایی شدم که هنوز در اون سیر می کنم، خیلی جذاب بود.همون شب اولین بازی کامپیوتری رو انجام دادم، بازی خاطره انگیز Golden Axeیادمه وقتی هر مرحله از بازی رو تموم می کردی یک چیت کد میداد که وقتی می سوختی می تونست با اون چیت کد به همون مرحله پرش کنی، که هیچ وقت یاد نگرفتم چطور ازش استفاده کنم.از اون شب به بعد سرنوشت من با کامپیوتر و بازی به شدت گره خورد، خدا پدرم رو رحمت کنه بهترین کاری که می تونست برام انجام بده با خرید کامپیوتر انجام داد.یادمه به دوستام کلی پز می دادم که ما کامپیوتر داریم، تازه توضیح هم می دادم که نه از اونایی که بازی می کنن از اونایی که خودش تلویزیون داره.بعضی از بازی های خاطره انگیزی که بازی کردم Hocus PocusJackrabbitHugo&#039;s House of HorrorsCommander KeenLotus</description>
                <category>Hossein Azadpour</category>
                <author>Hossein Azadpour</author>
                <pubDate>Mon, 20 May 2019 10:10:52 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در باب Professional wrestling یا همون کشتی کج خودمان</title>
                <link>https://virgool.io/@hossein.azadpour/%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%A8-professional-wrestling-%DB%8C%D8%A7-%D9%87%D9%85%D9%88%D9%86-%DA%A9%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D8%AC-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86-wxi1dktua0oi</link>
                <description>از بچگی عاشق کشتی کج بودم، با شور و هیجان خاصی مسابقات کشتی کج رو که با کیفیت پایین روی نوارهای کاست ویدئو ضبط شده بود می دیدمکلی با ضربه های کاراکتر های محبوبم حال می کردم و وقتی می دیدم که داره روی حریف یک submission اجرا میکنه کلی ذوق می کردم و با یک finisher کاملا به وجد میومدماما روزی که فهمیدم اکثر این حرکات نمایشی هست و نتیجه مسابقات و Main Event ها از قبل مشخص میشه و کمپانی بر اساس فروش بیشتر و اندکی از تمایلات تماشاچیان صاحبان کمربندها رو مشخص می کنه انگار آب سردی روم ریختن.از حس و حالی که در خصوص کشتی کج داشتم به شدت کم شد و همش به این فکر می کردم یعنی این همه سال بازیچه بودم اما بعد از مدتی به این نتیجه رسیدم که این فقط یک شو هست با چاشنی ورزش که برای سرگرمی هست و اینکه ساعتی در هفته احساس شادی داشته باشیو از اون به بعد با علم به اینکه همه اینها فیک هست، مسابقات رو نگاه می کنم و ازش هم لذت می برماین شور و هیجان همچنان با من هست تا جایی که الان بیشتر از 5 ساله هر هفته مسابقات Raw و SmackDown رو نگاه می کنم و لذت می برم.</description>
                <category>Hossein Azadpour</category>
                <author>Hossein Azadpour</author>
                <pubDate>Sun, 19 May 2019 12:39:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مواظب قندشکن ها باشید!!!</title>
                <link>https://virgool.io/@hossein.azadpour/%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%B8%D8%A8-%D9%82%D9%86%D8%AF%D8%B4%DA%A9%D9%86-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D8%AF-suvrjm1uds73</link>
                <description>یکی از مشکلات بزرگ جامعه علمی و دانشگاهی و مخصوصا برنامه نویس ها تحریم و خود تحریمی ای هست که همیشه و همیشه با اون درگیر بودیم و هستیم.خیلی از سایت ها و شبکه های اجتماعی یا مارو تحریم کردن یا ما در حرکتی عظیم آنها را تحریم کرده ایم تا به اونچه که من نمی دانم برسیم.راه حلی که همه ما ایرانیان از کوچک و بزرگ از اون در روز به مراتب استفاده می کنیم استفاده از قندشکن ها هست، در این بین بعضی ها هم از قند شکن های وطنی و پولی استفاده می کنیم که مثلا راحت تر باشیم.اما همیشه بحث امنیت در قندشکن ها در هاله ای از ابهام هست که واقعان در پشت آنها چه اتفاقی می افتد.تجربه شخصی ام را بیان می کنم حدود 2ماه پیش از یک سایت وطنی اکانت قندشکن خریدم، هر زمان که از آن استفاده می کردم آنتی ویروس پیام هشدار می داد که یک کانکشن نامرتبط باز شده زیاد بهش توجه نمی کردم چون محتاج استفاده از Google Developer بودم.اما این آنتی ویروس دوست داشتی به خواسته و نیاز من توجه ای نداشت و هر از گاهی هشدار میداد و یادآوری می کرد تو در خطر هست.چند روز پیش که آنتی ویروس رو آپدیت کردم پیام هشدارش متفاوت شد به محض اینکه قندشکن رو وصل کردم تصویر زیر ظاهر شد.هشدار آنتی ویروس منبله همانطور که از تصویر هم قابل مشاهده هست این قندشکن وطنی داشته از سیستم من برای استخراج ارز مجازی استفاده می کرده و خدا می دونه چندتا کاربر داره که به این هشدارها توجه نمی کنن یا نمی تونن آنتی ویروس خود را آپدیت کنند.ممنون قندشکن وطنی و هزاران سپاس آنتی ویروس محبوب من  ESET NOD32مواظب قندشکن ها باشید!</description>
                <category>Hossein Azadpour</category>
                <author>Hossein Azadpour</author>
                <pubDate>Sun, 19 May 2019 10:42:14 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>