<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Hossein Mortazavi</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@hossein.mortazavi</link>
        <description>دیتاساینتیستی که دوست داره تو عمل کار یاد بگیره نه صرفا کتاب و مقاله هر چند کتاب،مقاله و کورس از منابع مهم یادگیریشه و آخر اینکه کمک میکنه بزینس ها تصمیمات بهتری مبتنی بر داده بگیرن</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 11:12:59</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/8711/avatar/AYcX2K.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Hossein Mortazavi</title>
            <link>https://virgool.io/@hossein.mortazavi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>سال جدید تجربه های جدید</title>
                <link>https://virgool.io/@hossein.mortazavi/%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-nyaymypzsxrm</link>
                <description>سال 1401 با وجود مشکلاتی که برا کشور عزیزمون بوجود اومد ولی تقریبا میشه گفت سال خوبی برا من بوده، اتفاقات مختلفی افتاد سفرهای زیادی رفتم از ایتالیا،فنلاند،سوئد بگیر تا مالتا،ترکیه و ... ولی بهترین تجربم ارمنستان برای کنفرانس Pydata بود، نه بخاطر اسپیچی(لینک یوتیوب) که اونجا داشتم ،نه حتی نتورکی که اونجا تشکیل شد بلکه موقعیتی که پیش اومد بعد یکسال پدرو مادر مسنم رو اونجا ببینم چهار روز با هم بودیم،بای فار بهترین لحظات عمرم بود! چه دستاوری بالاتر از این میتونه باشه که بتونی تجربه ای رو برای عزیزترینهای زندگیت بالفعل کنی که در شریط جاری ایران احتمالش صفره؟!قبل اون تجربه همیشه هدفهای من حول خودم میگشت مثل رسیدن به فلان مقدار درآمد یا گرفتن کدام پوزیشن شغلی، ولی این سفر هدفهای زندگیم رو یه مقدار جابجا کرد و آنلاک کردن تجربه هایی برای پدر و مادرم قبل اینکه خدای نکرده براشون اتفاقی بیفته یا حتی برای من(کی میدونه تا کی زندس؟!) شد با اولویت بالا برام. هیچ وقت لحظه دیدار در فرودگاه و جاهایی که رفتیم رو یادم نمیره و مرور عکسها بهم انرژی خاصی میدهبرای همین هدفهای خودخواهانه تبدیل شدن به یه دایره بزرگتر که در درجه اول خانوادم و سپس افرادی که میدونم کمک من میتونه زندگیشون رو عوض کنه حتی در حد این راهنمایی که دنیا بزرگتر از اینه که فکرش رو میکنید و نا امید نشید همیشه یه دری هست کافیه در رو بزنید من خودم رو در جایگاه نصیحت یا بالاتر از کسی نمیبینم ولی اگه بخام به افراد کوچکتر از خودم پیشنهاداتی برا سال جدید بدم سعی کنید سفر زیاد برید و با ادمهای مختلف کانکت شید بزرگ فک کنید و اگه الان راهی جلوتون نمیبینید دلیل نمیشه همیشه اینطوری باشه اگه حرکت کنید اگه پدر و مادر مسنی دارید یا اونارو مقصر مشکلات خودتون میدونید اینو در نظر بگیرید که اونا هم انسان هستن و خطا میکنن و تو جامعه متشنج ایران اونا سیبل مشکلات بودن و هستن پس بهتره نه تنها ببخشیدشون بلکه تو این مدت باقی عمر سعی کنید بهشون خدمت کنید چون اگه خدای نکرده بدون رفع کردن این مشکل از دنیا برن اون تنهایی شمارو از درون میپوکونه بعداً آهنگ گوش بدین برقصین و خوش باشید افسردگی ادم رو از پا درمیاره تو هر سنی امیدوارم سال جدی بهترینها براتون و برا کشور عزیزمون رقم بخوره و استعدادهایی که کشورمون داره بتونه بالفعل بشه بزودی اگه خواستین برید ارمنستان که حتما برا مسافرت پیشنهادش میکنم بهم پیام بدید بگم کجاها برید :)</description>
                <category>Hossein Mortazavi</category>
                <author>Hossein Mortazavi</author>
                <pubDate>Mon, 20 Mar 2023 16:25:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اپلی با درد و خونریزی کمتر (قسمت دو)</title>
                <link>https://virgool.io/@hossein.mortazavi/%D8%A7%D9%BE%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D8%AF-%D9%88-%D8%AE%D9%88%D9%86%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D9%85%D8%AA%D8%B1-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88-ort1ms27b0i3</link>
                <description>این قسمت دوم از سری تجربه مهاجرت هستش و اگه قسمت اول (اپلی با درد و خونریزی کمتر ) رو نخوندین بهتره که اونو در کمتر از پنج دقیقه بخونید بعد بیاید قسمت دوم.سری قبل این موارد رو قرار شد بگم و اینم بگم که اینا تجربه شخصی هستن ممکنه برا همه جواب نده ولی خب اگه به درد یک نفر هم بخوره و از هزینه مالی و روانی بکاهه به هدف نوشته رسیدم و خوشحال خواهم بود.زبان زباننتورکرزومهکاور لتراسکیلفالوشانسدو مورد اول رو توی قسمت اول گفتم بقیه موارد رو سعی میکنم توی این پست بگم رزومه:کارکردی که من از رزومه میفهمم اینکه تو فرصت داری تو دو صفحه خودتو پرزنت کنی مثل یه کارآفرین که میخاد تو جلسه pitch جلو چند سرمایه گذار که برگ برنده دستشه (پول) خودش و محصولش رو معرفی کنه ولی اینجا باز شرایط بدتره چون خودت نمیتونی تو جلسه معرفی حضور داشته باشی و طرفی هم که رزومه رو میخونه آدم خبره ای نیست(یه کارشناس توی منابع انسانی در اکثر مواقع) و حتی بدتر تو بعضی مواقع یه ماشین داره رزومه ها رو میخونه میدونم Fair نیست ولی متاسفانه دنیا اصلا جای Fair ی نیست.برگردیم سر داستان رزومه بهتره رزومه فرمت درستی داشته باشه  از لحاظ ظاهر که برا خواننده جذاب باشه تا نهایتاً بتونید خودتون رو بهتر پرزنت کنین نکته خیلی مهمی که تو اغلب رزومه دوستان میبینم نوشته مثلا دیتاساینتیست شرکت دیوار خب بابا خودتو جای اون فرد خارجی که اولین باره دیوار رو میشنوه بزار و اینقدر هم رزومه جلوشه که اصلا حوصله نداره بره سرچ کنه تازه این در صورتیه که ادم داره رزومه رو بررسی میکنه! نه یه ماشین خب دوست عزیز، یه جمله بنویس که اقا دیوار کارش چیه و مشابهش رو یه سایت معروف بنویس یا اگه برا یه کشور خاص داری اقدام میکنی برو بزینسی که توشی مشابهش رو تو اون کشور پیدا کن و بگو من تو همچین شرکتیم یعنی کمک خواننده کن که گیج نشه و خواندن رو ادامه بده شاید فرجی شد بهت تماس گرفتن!اگه بیشتر از پنج جا سابقه کار دارین سه تارو بیارید ولی روی کاری که الان دارین انجام میدین مانور بدین و سعی کنین با جاب دسکریپشن منطبقش بدین و در حد دو خط بولت پوینت توضیح بدین که چه پروژه هایی داشتین و دستاوردتون چی بودهمن خودم به این ترتیب مینویسیم رزومه رو :     اطلاعات تماس/تحصیلات و موضوع پایان نامه / سابقه کار / کورسهایی که پاس کردم با لینکشون / وضعیت زبان و علایقم برا رزومه و فرمت مناسب گوگل کنید و یه مورد خوب و ساده رو انتخاب کنید خیلی هم وسواس به خرج ندید کاور لتر این لعنتی کاور لتر رو کارکردش من خودم بعد یه مدت خوبی که داشتم اپلی میکردم فهمیدم و اصولا اگه شرکتی تو سایتش یا لینکدین جایی داشت که کاور لتر آپلود کنین یعنی بدونید جز اون دسته شغلهای جدی هستش یعنی نشونه خوبیه خیلیا کاور لتر رو تکرار اراجیفی( بااحترام به اساتید!) که توی رزومه اوردن میدونن در صورتی که برادر من خواهر گلم شما که داری کاور لتر مینویسی باید اینو بدونی که طرف 5 دقیقه پیش این حرفا رو تو رزومت دیده و از فیلتر اول رد شدی مثل این میشه که باز بیای حرف قبلیتو تکرار کنی یعنی چی اخه ؟ اونم میفهمه که تو اصلا تو باغ نیستی!من خودم اوایل یه کاور لتر داشتم و مثلا زرنگی میکردم و اسم شرکتها رو عوض میکردم ولی خب نتیجش میشد که اینباکس ایمیلم همیشه خالی بود و من منتظر جوابشون بودم !خیلیا میان همینطوری کیلویی برا هر جا رسید یه فرمت رزومه و کاور لتر میفرستن میگن خب یکیش میگیره ولی زهی خیال باطل! اگه واقعا جدی هستین باید فیلتر کنین مشاغلی که توی لینکدین یا جاهای دیگه گذاشته شده بر اساس پوزیشن و کشوری که دارین اقدام میکنین (برا ایرانی ها هلند آلمان و کلا کشورهای اروپایی گزینه مناسبتریه فعلا) و بعد بیاید کاور لتر و رزومه کاستومایز شده بنویسید برا اون شرکت. بزارید با مثالهایی که خودم موفق شدم به مصاحبه برسم بگم (ولی بگم رد شدم تو مصاحبه! ولی حداقل از فیلتر اول رد شدم)من برا یه شرکت که کارش فروش ماشین دست دو بود برا دیتاانالیست اقدام کردم و خلاصه نوشتم که من میتونم بیام از دیتابیستون کویری بزنم و به مدیریت نشون بدم که کدوم یکی از ماشین ها حاشیه سود بیشتری دارن و اونارو بزاریم توی پیچ اول و یا اینکه میتونم دشبوردی درست کنم که مدیرا هر روز بتونن KPI های مهم بزینس رو ترک کنن در اخر هم گفتم میتونم توانایی هامو توی مصاحبه نشون بدم وقتی رویکردمو گذاشتم کاور لتری که کاستومایز شده بود و اینم بگم واقعا ازم وقت میگرفت و بجای مثلا 20 مورد تو هفته دو مورد اقدام میکردم ولی برا هر کدومش سه روز وقت میزاشتم و سایتشون رو زیر و رو میکردم و فک میکردم چی بنویسم اتفاقا این هم یه یادگیری برام داشت که میتونستم به اون هدف  T-shaped شدن نزدیک تر بشم و نتیجش واقعا معجزه میکرد و از فیلتر بعدی هم رد میشدم و میرسیدم به مصاحبه. در مورد مصاحبه خیلی سریع بگم که تمرین زیاد میخاد و به سطح زبانتون خیلی بستگی داره و این کانال یوتیوب خیلی کمکم کرد  اسکیل:همونطور که قبلا گفتم تو این مسیر سختی زیادی میکشید ولی خوبیهایی داره و اسکیلهای جدیدی رو یاد میگیرید مثلا چجوری توی روز مصاحبه بتونید خودتون رو پرزنت کنید ، زبانتون قطعا بهتر میشه و خیلی فرصت های دیگه ولی خب انتظار معجزه تو کوتاه مدت نداشته باشید و اینم بگم اگه مثل من برا دیتاآنالسیت اقدام میکنین و اسکیل های دیتاساینس رو نسبت به رقبا کمتر دارین خب قبول کنید که تو اینا ضعیف تر هستین و انتظار نداشته باشید که به مصاحبه برسید پس بهتره برید همون پوزیشن های مرتبط با اسکیلهایی که دارین رو اپلی کنین ولی وحی منزل نیست اگه میخاین امتحان کنید!فالو:منظورم Followتوی انگلیسی هستش. یادمه یه مدیری داشتم توی یه شرکت شلوغ پلوغ خصوصی (ولی یکم با رویکرد دولتی طور) این یه حرف همیشه تو دهنش بود که میگفت ایمیل که میزنی باید بعدش بدوی دنبالش و فالو کنی یعنی باید خودت پیگیر کارت باشی ما تو ایران بدنیا اومدیم و از لحاظ فرهنگی توی کشوری هستیم که برای خیلی چیزا باید بجنگی اینو برا این گفتم که بدونی اقا اگه میخای موفق شی باید پیگیر کارت باشی اگه تو این پروسه یکی دیر بهت ایمیل زد باید محترمانه پیگیر شی و اصول حرفه ای رو بلد شی و همیشه بعد مصاحبه ایمیل تشکر بفرست یا حتی اگه ایمیل گرفتی که نمیتونیم باهات همکاری کنیم یه تشکر کن و بهشون نشون بده که چه فرد محترمی رو از دست دادن! و نگن خوب شد نگرفتیمش چون غیر حرفه ای بود شانس: متاسفانه دنیا الان بیش از یکسالی هست که درگیر کرونا این ویروس لعنتی شده و کی دست از سرمون برداره خدا میدونه ( امیدوارم به 2022 نرسه) و این ویروس خیلی از معادلات اقتصادی دنیا و شرکتها رو عوض کرده. واقعیتش اینه خیلی از شرکتها دارن نیروهاشون رو اخراج میکنن بخاطر شرایط بد اقتصادی دنیا و این وسط شانس برا اپلی طبیعتاً کم شده ولی دلیل نمیشه که نیروی حرفه ای رو نگیرن و طبق چیزهایی که گفتم توی قسمت قبلی شانستون زیاد میشه یه جمله معروفی که بازم یادم نمیاد کجا خودندم این بود که میگفت من به شانس اعتقاد دارم چون میدونم هر چی بیشتر تلاش کنم شانسم بیشتر میشه امیدوارم که تجربه های بالا بدردتون بخوره و اگه موردی بنظرتون رسید که نگفتم یا نیاز به توضیح داره توی کامنت بنویسیداگه دوست داشتین پست های دیگه منو بخونید این لینکها رو کلیک کنید کگل چیست 1 و 2 ، زندگی با آمار و پوکر ، زندگی با دیتا و تحلیلش ، زندگی با مصائب و مشکلاتش و در ستایش بی پلاس موفق باشید </description>
                <category>Hossein Mortazavi</category>
                <author>Hossein Mortazavi</author>
                <pubDate>Mon, 19 Apr 2021 00:25:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اپلی با درد و خونریزی کمتر (قسمت یک)</title>
                <link>https://virgool.io/@hossein.mortazavi/%D8%A7%D9%BE%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D8%AF-%D9%88-%D8%AE%D9%88%D9%86%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D9%85%D8%AA%D8%B1-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%DB%8C%DA%A9-bmqnk5ceti7s</link>
                <description>این نوشته هدفش ترغیب خواننده به اپلی نیست بلکه مهاجرت همونطور که همه جا دیدین و و شنیدین یه تصمیم شخصیه و ممکنه برا یکی مثل عسل باشه و برا یکی مثل زهر! پس اگه هنوز تو این قضیه به نتیجه نرسیدین خوندن ادامه پست خیلی به دردتون نمیخوره و بهتره اول کلاهتون رو قاضی کنید بعد.....خب نقطه های بالا بیشتر برا تامل بود و بس و اگه پستهای قبلی( کگل چیست 1 و 2 ، زندگی با آمار و پوکر ، زندگی با دیتا و تحلیلش ، زندگی با مصائب و مشکلاتش و در ستایش بی پلاس ) منو نخوندید بهتره بدونید سبک نوشتن من همینطوریه و دوست دارم در قالب طنز تجربم رو منتقل کنم اول از همه مواردی که برا اپلی نیاز دارید رو میگم و بعد به جزییات میگم حالا اگه تو یه پست نشد بقیش رو میزارم پستهای بعد!زبان زبان نتورکرزومه کاور لتر اسکیلفالوشانسزبانشاید به جرات بتونم بگم که مهمترین فاکتوریه که میتونه روی آیندتون تاثیر بزاره اگه از بچگی با زبان بزرگ شدید که فبها اگه نه مثل من تازه بعد لیسانس به فکرش افتادین که کارتون سختتره ولی خب من کیس خودم رو میگم شما روش خودتون رو برید من خودم زبان رو بعد لیسانس و توی سربازی فک کنین توی پادگان و با پوتین شروع کردم و کتاب 504 رو راحت بهتون بگم جر دادم و فک کنین با لباس مقدس! نظام میرفتم کلاس زبان توی شهری با امکانات کم بنام کرمان! بعد سربازی هم شش ماه کلاس فشرده میرفتم و بعدشم کلاس پری ایلتس و بعدش هیچ! چون به لطف آقای احمدی نژاد دلار شد سه برابر و نقشه های خارج رفتن قشر متوسط جامعه نقش بر آب شد و موندگار شدیم توی کشور عزیز و مثل خیلیا چون کار درستی نداشتم رفتم ارشد اینجا بجای اونجا! حالا تو این مدتی که کلاس فشرده زبان میرفتم مثل بچه دبیرستانیا از صبح تا ظهر کلاس زبان و عصر تمرین تقریبا روزی 15 ساعت کارم زبان بود و سعی میکردم همه جا زبان کار کنم و هدفون همیشه تو گوشم بود و زبان گوش میکردم که بعد شش ماه متوجه شدم واقعا سطح زبانم فرق کرده البته اگه با این شدت تلاش عوض نمیشد تعجب داشت! بعدشم توی ارشد کل منابعی که میخوندم انگلیسی بود و خیلی کمکم کرد توی حوزه دیتا که علاقه داشتم پیشرفت کنم و روزی که رفتم مصاحبه استخدامی وقتی مدیر منابع انسانی گفت که مصاحبت انگلیسیه اصلا جا نخوردم چون یک ماه قبلش داشتم برا یه جا خارج از کشور اقدام میکردم و بعد کلی امید شب عید ایمیل ریجکتی رو دریافت کرده بودم اره دیگه واقعا عیدی بود !  سرکار هم چون مدیرم غیر فارسی زبان بود خیلی کمکم کرد که زبانم رو تقویت کنم ولی اینو بهتون بگم تمرین بدون فیدبک فایده نداره من هر وقت مصاحبه داشتم یا توی فرصتهای مختلف سعی میکردم صدامو رکورد کنم و بعد گوش میدادم و الانم دارمشون و گوش میدم میبینم چقدر مصاحبه کننده تحمل داشته صدای ضمخت و مکالمه پر غلط و غلوط منو بشنوه و بعد یکماه ریجکتم کنه بگذریم!خب این چند خط هدفش خودستایی نبود بلکه این بود که اگه سطح زبانتون مثل اون زمان من خوب نیست یه مقدار کارتون سختتره ولی شدنیه من سلف استادی بعد اون شش ماه فشرده و پری ایلیتس زبان کار کردم ولی اگه امکانش رو دارید معلم زبان بگیرید که پیشنهاد میکنم استادای اتیچر رو امتحان کنید و یه معلم که فک میکنین اوکی هست رو با کلاس آزمایشی چک کنید و باهاش برید جلونتورک قطعا منظورم گلدکویست نیست :) ولی خب یه جورایی باید این اسکیل(میگم اسکیل چون یادگرفتنیه) رو خوب بلد باشید تو دنیا مهم نیست که چی میدونید بلکه مهم اینکه کی رو میشناسید! نمیدونم جملش رو کجا خوندم ولی خب به اهمیت نتورک اشاره داره. سعی کنید هر جا هستید ادمای کلیدی رو پیدا کنید و باهاشون رابطه داشته باشید منظورم از رابطه دو طرفه هستش و نه فقط براشون کار کنید! یه جوری بهشون بگید هدفتون چی هست و اگه که طرف سرش به تنش میرزه! (اینو دیگه باید خودتون تشخیص بدین! و تو تجربه میفهمید کی هستش) بگید براتون رکامندیشن انگلیسی!(فارسی دیدم نوشتن که میگم) توی لینکدین بنویسه .اگه دوستی خارج از کشور دارین که میتونه شمارو ریفر کنه که خیلی خوبه چون شرکتها معمولا یه مبلغی هم به اون ریفر کننده میدن که واقعا جذابه ولی خب طبیعتا هر کی رو ریفر نمیکنن دیگه و شرایط دوستتون رو هم درک کنید و سریش نشید اگه جواب نداد! برید راههای دیگه یه نکته خیلی کمک کننده میتونه تو لینکدین کمکتون کنه حتما حتما  open to work باشه اکاننتون و اینکه چیزی که بنظرم منطقی میاد ،الگوریتم لینکدین افرادی رو که بدنبال کار هستن به کارفرما معرفی میکنه و رنک شمارو بالاتر میبره احتمالا( این فقط یه حدسه چون هیچکی جز خودشون از سازوکارش خبر ندارن )و افراد با پوزیش مسئول استخدام رو توی لینکدین فالو کنید (طبیعتا شرکتهای خارجی :) ) که پستهای که میزارن اغلب مربوط به اگهی های استخدام شرکتشون هست!   اینم یه مثال عینی       بقیه موارد رو توی پستهای بعدی میگم</description>
                <category>Hossein Mortazavi</category>
                <author>Hossein Mortazavi</author>
                <pubDate>Sun, 18 Apr 2021 22:24:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در ستایش بی پلاس</title>
                <link>https://virgool.io/@hossein.mortazavi/%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%A8%DB%8C-%D9%BE%D9%84%D8%A7%D8%B3-jtnp56dcjv21</link>
                <description>اسکرین شات ویرایش شده از اپلیکیشن podcast addict هر کی به تناوب سلیقه دوست داره توی وقتهای مرده مثل زمان پشت فرمون یا مترو و اتوبوس یه جوری خودشو سرگرم کنه و این ذات ذهن ما آدماس که باید با یه چیزی درگیر(engage) باشیم  از زمانی که داشتم زبان یاد میگرفتم سعی میکردم از تایم های رفت امدم برا یادگیری از فایلهای صوتی استفاده کنم هم راحتتر بود نسبت به کتاب خودندن هم سریعتر، اگرم تو اتوبوس یا مترو بودم دیگه میشد غرغر و فحشهای ملت به مسیولین رو فاکتور گرفت (برام جای تعجب داشت چرا فک میکردن مسیولینی که با ماشین شخصی و  بادیگارد از خط ویژه میرن باید صدای ناله ملت رو از چند ده متر زیر زمین تو یه کابین بدون هوا بشنون!). بگذریم بعدش دیگه شیفت شد سمت پادکستهای مربوط به دیتا که چند تاشو تو عکس بالا میبینید  اوردمشون شاید بدردتون بخوره ولی کلا هدفم از این پست یه جورایی تقدیر از علی بندری تو پادکست بی پلاس هستش علی صدای گرم و گیرایی داره و باعث شده که جذابیت پادکست دوچندان بشه.اگه اشتباه نکنم دو سال پیش اولین پادکست بی پلاس اومد بیرون و همون زمان تو لیست اپلیکیشن پادکستم بود(Podcast Addict) و دنبالش میکردم ولی راستش اوایل خود علی بندری هم میگفت که سورس پادکست از Blinkist هستش، کیفیتشون خوب بود ولی خب یه جورایی خلاقیت توشون کمتر دیده میشد و کم کم بین پادکستهای انگلیسی گم شد برام ولی دو سه هفته ای میشه که بر حسب اتفاق چند تا از پادکستهای جدید بی پلاس رو گوش کردم و واقعا کیفیتش زیاد شده بود و بقول خود علی بندری مغز کتاب رو میاره تو پادکست و عالی شده یه دستمریزاد باید به بچه های بی پلاس بگیم! ممکنه علی و تیمش رو من هرگز از نزدیک نبینم ولی باید بگم از اون ادمهای خلاق هستش که باعث شده یه چند درصدی به جامعه کتابخونمون زیاد شه و این خودش یعنی بهتر شدن زندگی چند تا ادم.   این اپیزودها رو من تو چند روز پیش گوش دادم و کتاب فرضیه خوشبخی رو که فک میکنم برام از اولویت بیشتری برخودار بود دارم میخونم اگه وقت شد یه پست راجبش خواهم نوشت.فرضیه خوشبختیذهن حواس‌جمعذهن درستکاراگه شما هم پادکست خوب میشناسید معرفی کنید یا اگه بی پلاس گوش میکنید کدوم اپیزودش رو خوشتون اومده؟ در اخر بد نیست به پستهای قبلی که نوشتم هم سر بزنید کگل چیست 1 و 2 ، زندگی با آمار و پوکر ، زندگی با دیتا و تحلیلش و زندگی با مصائب و مشکلاتش</description>
                <category>Hossein Mortazavi</category>
                <author>Hossein Mortazavi</author>
                <pubDate>Thu, 17 Dec 2020 21:10:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زندگی با مصائب و مشکلاتش</title>
                <link>https://virgool.io/@hossein.mortazavi/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%A6%D8%A8-%D9%88-%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%AA%D8%B4-jjaeucrhcw2n</link>
                <description>اول از همه اینو بگم که در پستهای قبلی (کگل چیست 1 و 2 و زندگی با آمار و پوکر و زندگی با دیتا و تحلیلش) که خوندین مطالب بر اساس تجربه و منابعی که مطالعه کردم و میکنم هستن و سعیم بر اینکه تجربیاتم رو در قالب مطالب گاه طنز و گاه خشن منتقل کنم و نهایتا هدف هم سطح دونستن با خوانندس از خیلی وقته که امین کاکاوند و مطالب بخش مدل ذهنی رو دنبال میکنم طی یه ایمیلی که باهاش داشتم پادکست The Knowledge Project رو بهم معرفی کرد و از اون طریق با Naval Ravikant (کوفاندر AngelList) آشنا شدم و کلا بحث مدلهای فکری از اونجا نشات گرفت تا رسید به کتاب The Great Mental Models که قراره 4 جلد باشه ولی تا الان ظاهرا دو جلدش اومده بیرون و خودتون دیگه میدونن چجوری بگیرن اگه نمیدونن دیگه واویلا!بگذریم کتاب مدلهای فکری که تو سایت بالا گفتم مطالب جالبی داره و رویکرد فکری آدمهای بزرگی مثل چارلی مانگر(تو سایت امین یه مطلب راجبش  هست)، وارن بافت، ادیسون و .... رو بحث میکنه یه بخشی از جلد اول کتاب رو واقعا حیفم اومد راجبش مطلب ننویسم بحثی که میکنه حول و حوش عکس زیرهعکس رو با گوشی از رو تبلت گرفتم و یه ادم تنبل هم اپلودش کرده دیگه سر کیفیتش غر نزنید همینی که هست دی:)اگه تعجب میکنید که ربط این عکس به عنوان متن چیه بهتره مثل همیشه صبر کنین!این دو تا نره غول که تو عکس میبنید الهه یونانی هستن برا خودشون اون یکی بالا اسمش Antaeus هستش و پایینی هم جناب Heracles. اولی که معرفی کردم خدای دریا،زمین و الی آخر هستش! دومی هم بعهده خواننده که سرچ کنه! Antaeus عادت داشته که با ملت کشتی میگرفته و هر کی رو که زمین میزده جمجمه سرش رو برای معبد باباش استفاده میکرده(خب افسانس دیگه کنتور نداره دیگه تخیلاتشون!) اینقدم خر زور بوده که همه رو شکست میداده  تا اینکه نوبت به Heracles رسیده. Heracles نمیتونسته با تکنیکهای معمولی کشتی شکستش بده پس میاد بقول معروف پاشنه آشیل جناب Antaeus رو پیدا میکنه و اونم این بوده که چون Antaeus خدای زمین بوده قدرتش رو از زمین میگرفته و وقتی Heracles اونو از زمین(طبق عکس) جدا میکنه تونسته شکستش بده و ملت رو از شرش خلاص کنه!تا اینجا که افسانه بود و طنز، ولی جای تلخ داستان اینکه متاسفانه واقعیته و هر روز داره اتفاق میفته. بیشتر اوقات نسبت به مشکلات زندگی مون سطحی برخورد میکنیم و سعی نمیکنیم ریشه مشکلات رو پیدا کنیم و اونو از ریشش جدا کنیم که دیگه اذیتمون نکنن.     دانشجویی که نمیتونه رو درسی که دوست نداره تمرکز کنه فک میکنه خنگه ولی فک نمیکنه شاید این رشته مناسب توانایی هاش نیس. زن و شوهری که مشکل ارتباطی دارن ولی میخان با یه رستوران و یه قربون صدقه رفتن حلش کنن کشوری که از درون پوسیدس اما فک میکنه بیرون مشکل داره و با دنیا سرجنگ داره و میخاد همه دنیارو اصلاح کنه بجز خودش و ... یه لیست بی انتها رو در نظر بگیرید دیگه یه مثال هم از خودم بگم که همگام بشیم : مدتی پیش درگیر مشکلات گوارشی بودم و معدم رو اذیت میکرد یکم فک کردم و بعضی چیزهارو از زندگیم حذف کردم به مدت یه ماه مثلا چون چایی خور خفنی بودم رفتم روزه چایی. فلفل طبیعتا حذف شد و از این دست مواردی که همه توصیه میکنن ولی مشکل هنوز وجود داشت و اینجور کارهای سطحی موثر نبود تا اینکه بعد یه مدت فهمیدم که مشکل لایف استایل هستش و با تغییرات کوچیک تونستم در جهت بهبودی حرکت کنم. شما چه مشکلاتی بوده که باهاش سطحی برخورد کردین و یا دنبال ریشش هستین؟</description>
                <category>Hossein Mortazavi</category>
                <author>Hossein Mortazavi</author>
                <pubDate>Wed, 25 Nov 2020 23:50:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زندگی با دیتا و تحلیلش</title>
                <link>https://virgool.io/@hossein.mortazavi/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%AF%DB%8C%D8%AA%D8%A7-%D9%88-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%D8%B4-w0rkm8vql30r</link>
                <description>این پست و پست قبلی( زندگی با آمار و پوکر)  به معرفی فصلهایی از کتاب ...Smarter Faster Better مربوط میشه و سعی میکنم همچون رویکرد خود کتاب قضیه رو با یه داستان شروع کنم و بعدش برم سر اصل مطلب.سالها پیش برا یه پوزیشنی اقدام کردم و جلسه مصاحبه خیلی تند و سریع تشکیل شد و بعد دو روز خودم رو تو شرکت پشت میز مصاحبه دیدم، مصاحبه کننده (غیر فارسی زبان) آدم جالبی بود یکی از سوالاش این بود اکسل چقدر بلدی و من هم تنها چیزی که به ذهنم رسید که بتونم قانعش کنم این بود که تو کار الانم بهم میگن Excel man و واقعا هم همینطور بود، بواسطه پروژه های عملی که با استادم داشتم و  زیرو رو کردن کانال MR Excel در یوتیوب و پروژه های شخصی، اکسل رو در حد خوبی بلد بودم بگذریم رشته صنایع هم میطلبید که اکسل رو قوی باشم.سوال دومش رو خوب متوجه نشدم و بعد چند بار تکرار فهمیدم که KPI  چیست و یه KPIی که تو شرکتتون track میکنی چیه، خلاصه منم یه چیزایی رسوندم. بین سوالهای بعدی که میپرسید دیگه دست به دامن سرچ شدم که هنوز بلد نیستم ولی میتونم پیدا کنم! بقیه مصاحبه به گپ و گفت گذشت که چند ساله ایرانی، چشمتون روز بد نبینه گفت دیروز اومدم! و چند سوال دیگه ازش کردم که من چندمین نفرم توی تیم و اونم باز گفت تو اولینی و هر چی من سعی میکردم یه وجه اشتراک با این اجنبی! پیدا کنم همش میخورد تو دیوار!دیگه دید خیلی دارم حرف میزنم گفت من یه مصاحبه دیگه دارم! از رک بودنش خوشم اومد ولی خب من آس رو اخر رو کردم و گفتم  Ok see you! اینقد حجم از اعتماد به نفس با وجود مصاحبه به ظاهر داغون رو نمیدونم از کجا اورده بودم که اینو گفتم ولی خب یه جورایی میدونستم قبولم و بعد دو روز دیدم حسه درست بوده!روز اولی که رفتم سر کار متوجه شدم که واقعا سوال KPI و اکسل رو برا چی پرسیده بود یکی از ویژگی هاش این بود که به شدت به سادگی و شفافیت تو کار اعتقاد داشت و کل کاری که میکرد تو اکسل بود و با چند فرمول ساده اکشن بزینسی بر اساس همین تحلیل های ساده میرفت و تو مدتی که با هم کار میکردیم انصافا خطا تو پیش بینیاش ندیدم. کم کم تفاوتها رو فهمیدم که مایندست این بشر کلا یه چیز دیگس و گرنه از اونور دنیا چرا اینجاس.اینم بگم اوایل با کلی زحمت تحلیل های بقول خودم خفن میزاشتم جلوش و با یه نگاه به دیتا کافی بود با همون شخصیت رُکش بگه man this is a shit! خلاصه با یه مدت سرو کله زدن فهمیدم که داستان یه چیز دیگس اون بر عکس من به دیتا نگاه میکنه یعنی یه فرضی تو ذهنشه و میره اونو از دیتا میکشه بیرون ولی من دیتارو میدیدم و دنبال تحلیل بودم ازش و این یکی از درسهایی بود که ازش یاد گرفتمفصل اخر کتاب به خوبی فصل شش که در پست زندگی با آمار و پوکر گفتم بنظرم نبود ولی خب موضوعش چون مرتبط با کارمه دنبالش کردم و خوشبختانه راضی کننده بودداستانی که بالا گفتم رو نویسنده با یه روایت دیگه میگه که آقا مهم اینه از دیتا استفاده کنیم وگرنه دیتا همه جا هست خوبشم هست! مثالی که میزنه یه شرکتیه که کانسپت کارشون رو خوب متوجه نشدم ولی بخشی که تمرکز داشت تیمی بود که کارشون این بود که زنگ بزنن ملت بدهکار (حالا یا به شرکت یا به بانک رو اینشو خوب نفهمیدم) که خونه دار بچه دار بیا قسط وامت رو بده خب طبیعیه اونور هم نمیگه چشم فردا میارم بلکه یه فحشی نثار تماس گیرنده میکنه و تامام!شرکت هم برا اینکه بقول خودش بیاد عملکرد نیروهاشو ببره بالا و پول بیشتری رو در ماه نقد کنه(KPIتیم) اومده بود دشبوردهایی جلوتماس گیرنده ها گذاشته بود که سن بدهکار چقده،مجرده یا متاهل و کدوم منطقه میشینه و از این دست متادیتاها ولی دریغ از افزایش عملکرد با وجود این دیتاهای بقول خودشون ناب!.این وسط یه مدیری پیدا میشه که تو یکی از مناطق به شدت عملکرد نیروهاش در نقدشوندگی یا همون KPI تیم بالاتر از مناطق دیگه بود دیتاها همون دیتا بدهکارا شبیه مناطق دیگه ولی عملکرد بالاتر! خلاصه ته توش رو که در میارن راز پیشرفت این مدیر این بود که مثل مدیر من بر عکس به دیتا نگاه میکرد یعنی میومد یه فرضی رو که با توجه به تجربش تو ذهنش بود و یا بعد جلسه brainstorming  با تیمش  هر چند در ابتدا احمقانه میساخت و اونارو تو دیتای لاگ تماسها بررسی میکرد و به یه رولهای ساده رسیده بود که مثلا بین ساعت 9-11 چون خانمهای خونه دار خونه هستن به افراد متاهل زنگ بزنیم تو این ساعت و اونا نسبت به همسراشون راحتتر قانع میشن بدهکاری رو پاس کنن و مثلا بین ساعت 8-9 شب به مجردها زنگ میزدن چون تو این ساعت تنهان و دوست دارن با یکی حرف بزنن و بقول معروف زود خر میشن بیان پولو بدن! و الی آخر کاری به درستی تحلیلایی که مثال زده ندارم ولی اشتباهی که خیلی دیدم افرادی که کار مرتبط با دیتا انجام میدن اینکه سریع میرن سر دیتا در صورتی که درستش اینه که فرضهای منطقی (شایدم غیر منطقی) اول بسازی و تستشون کنی(بقول آماریا آزمون فرض انجام بدی) و طبق اونا تصمیم بگیری. امیدوارم این پست براتون مفید باشه خوشحال میشم نظرتون رو در مورد تحیلی دیتا و تجربه کار باهاش رو در کامنت با بقیه در میون بزارید و یه خبر خوش بدم که  ضمیمه اول کتاب کل 8 فصل رو گفته که چجوری کتاب رو با این رویکرد فصلها نوشته و میشه به عنوان یه خلاصه ببینینش اگه وقت نمیکنین کامل بخونین.</description>
                <category>Hossein Mortazavi</category>
                <author>Hossein Mortazavi</author>
                <pubDate>Mon, 16 Nov 2020 21:19:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زندگی با آمار و پوکر</title>
                <link>https://virgool.io/@hossein.mortazavi/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D9%BE%D9%88%DA%A9%D8%B1-zxcte4gorhdd</link>
                <description>همه ما از دوران دبیرستان  به این ور درس آمار رو داشتیم، تمرین ها همش با تاس بود و سکه بگذریم که معلما از ترس اخراج تاس سر کلاس نمیاوردن که عملی به دانش آموزا درس بدن :) خلاصه نمیدونم چرا تمرین کتابا این نبود که با چه احتمالی یه خانواده از هم میپاشه یا اینکه با چه احتمالی بری دانشگاه تحویل خیل عظیم بیکارای جامعه میشی درسته سوالای خشنی بنظر میرسن ولی به هر حال واقعیتن چون به هر حال مگه چند بار تو عمر ادم قراره تاس بندازی ولی تجربه های بالا رو هر روز قراره زندگی کنیم.وقتی ایلان ماسک میاد جلو دوربین و همه سیستم دانشگاهی امریکا(ایران نه ها!) با اون کیفیت رو میبره زیر سوال (اینجا) حتما یه خبری تو این سیستم فشل هستش که نتیجش شده اینخب طبق معمول قورهای اینتروداکشن تموم شدن میریم سر بادی متن :)این روزا دارم یه کتاب میخونم بنام Smarter Faster Better: The Secrets of Being Productive in Life and Business  نمیدونم کی و کجا بهم معرفی شد ولی تو لیست کتابام بود. کتاب خیلی خوبیه از اون دست کتابایی که احتمالا برگردم یبار دیگه بخونم معمولا اخر کتابا میام نظر میدم تو گودریدز یا اگه خیلی خوب باشه پستی میزارم ولی این کتاب و مخصوصا فصل شیشش باعث شد دست به پست شم پس بدونید خیلی خوب بوده که اینو دارم مینویسم! سبک کتاب رو دوست دارم چون نمیاد مثل کتابای self help فقط توصیه کنه که اینکارو کن اونکارو نکن بلکه معمولا دو داستان بی ربط مثلا جنگ مصر و اعراب با اسراییل و یا ادم ربایی یه فلک زده ای رو میگه و بعد تهش میاد اینارو بهم ربط میده و کل اون فصل میشه یه موضوع حول و حوش مثلا هدف گذاری. انصافا هم اینکارو خوب انجام میده و یه حسی رو بهت میده که واقعا اینا چه ربطی به موضوع فصل دارن ولی تهش میبینی چقدر نکته ریزی تو این داستانا بودنفصل 6 کتاب راجب تصمیم گیری هستش که چطوری شخصیت اصلی فصل Annie به همراه برادرش قهرمان بازی پوکر میشن و 2 میلیون دلار رو به جیب میزنن نمیخایم بقیه فصل رو اسپویل کنم ولی همینقدر بگم که توصیه های اخر این فصل دید ادم رو نسبت به اینده عوض میکنه و اینکه چرا یه جاهایی تصمیمای احمقانه ای گرفتیم و هنوز داریم اینکارو میکنیم چطور Annie از بیز استفاده میکرد که حریفهاشو ناکوت کنه چطور probabilistic thinking کمک میکنه که اینده رو بهتر تخمین بزنیم در ادامه چند جمله اخر این فصل رو تیتر وار میارم امیدوارم که بدردتون بخوره و تصمیمایی که میگریم بهتر و بهتر شن.you have to be comfortable not knowing exactly where life is going. That&#x27;s how I&#x27;ve learned to keep the anxiety away. All we can do is learn how to make the best decisions that are in front of us, and trust that, over time, the odds will be in our favor.How do we learn to make better decisions? In partوby training ourselves to think probabilistically. To do that, we must force ourselves to envision various futures—to hold contradictory scenarios in our minds simultaneously—and then expose ourselves to a wide spectrum of successes and failures to develop an intuition about which forecasts are more or less likely to come true. we can develop this intuition by studying statistics, playing games like poker, thinking through life&#x27;s potential pitfalls and successes, or helping our kids work through their anxieties by writing them down and patiently calculating the odds.“If you&#x27;re trying to decide what job to take, or whether you can afford a vacation, or how much you need to save for retirement, those are all predictions. The same basic rules apply. The people who make the best choices are the ones who work hardest to envision various futures, to write them down and think them through, and then ask themselves, which ones do I think are most likely and why?اگه از این پست خوشتون اومد شاید کگل چیست 1 و  2 رو هم بپسندید</description>
                <category>Hossein Mortazavi</category>
                <author>Hossein Mortazavi</author>
                <pubDate>Mon, 09 Nov 2020 22:14:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کگل(Kaggle) چیست(قسمت دوم )</title>
                <link>https://virgool.io/dataio/%DA%A9%DA%AF%D9%84-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-bzaxsa34vxdb</link>
                <description>توصیم اینکه اگه پست اول کگل چیست رو از اینجا نخوندید بهتره اونو اول بخونید (کلا ۴ دقیقه طول میکشه) که با فلسفه سایت کگل اشنا شید بعد این متن رو بخونید مارک منسون (Mark Manson) نویسنده اثر معروف  The Subtle Art of Not Giving a Fu*k یا همون هنز ظریف بی خیالی (اینجا میتونید از متمم راجبش بخونید) یه جایی تو کتاب میگه سوال کلیشه ای که وجود داره  اینکه از هر کی بپرسی از زندگی چی میخای قطعا میگه که خونه،ماشین، خانواده خوب و ... .ولی اینا رو که همه میخان سوالی که مطرح میکنه و واقعا زندگی رو دچار تغییر میکنه اینکه حاضری برا چی درد بکشی؟ عایا حاضری برای رسیدن به هدفت ساعتها پشت میز باشی و کار کنی و کد بزنی؟ حاضری برا یه ارتباط خوب جوابهای رد زیادی بشنوی؟ حاضری .... تا ...... این لیست واقعا ته ندارهمارک منسون از اون وبلاگ نویسهای بقول خودش از نظر بقیه احمق هستش ولی واقعا ادمیه که پای صحبتاش و کتاباش (here) بشینی یه تکون واقعیت بهت میده که زندگیتو متحول میکنه به شخصه کتاب بالا رو دوبار فارسی و انگلیسشو خوندم برا منی که کلی کتاب نصفه نیمه هست که ولشون کردم بخاطر اینکه حال نکردم با متن یا نویسنده! خب اگه میگین اینا چه ربطی داره به کگل باید بگم نکتش همینه که عایا حاضری برای پیشرفتت درد بکشی؟ حاضری با افرادی رقابت کنی که واقعا بقول مهدی علیپور در دکتر استارتاپ مثل موتور گازی هستی در لاین سرعت چون وقتی میای میبینی برادرای و بعضا خواهرای هندی و پاکستانی اینجا رو ترکوندن! صرفا خواستم بگم واقعیت اینه ولی دلیل نمیشه که تلاش نکنیم (اینم بگم گرند مستر ایرانی هم داریم اینم یه نمونش) یعنی شدنیهخب بریم سر اصل مطلب راجب کگل،اول از بخشاش بگم و بعد برم سر جزییات هر بخش تقریبا همه کارهای مرتبط با دیتاساینس رو میتونید تو سایت ببینید از مسابقه گرفته تا مشاغل فعال و آموزش ولی بخش مهمش همون مسابقه هستش.توی بخش مسابقه میتونید مسابقات مختلف رو ببینید و اونیکه دوست دارید رو شرکت کنید کافیه که دکمه join  رو بزنید و اراجیف ترمزاندکاندیشن رو تایید کنیدحتما میپرسید مسابقات جایزه  هم داره؟ آره عاقا خوبم دارن! فک کن اگه اول بشی تو یه مسابقه بالای ۱۰ هزار دلار گیرت میاد که الانی که من این متنو مینویسم میشه تقریبا 230  میلیون تومن!! البته تا شما بخونی متنو ممکنه شده باشه ۵۰۰ میلیون یا شایدم ۶۰۰ خدا میدونه یعنی پول چند سال کارمندی! ولی اینطوریام نیست همونیکه گفتم رقابت شدیده.تبهای زیر عکس که مشخصه برا چی هستن ولی بخش مهمش  notebook و discussion  هستش که فلسفه اصلی یادگیری اینجاس چون یه عده برا اینکه رتبه بیارن میان کدهاشونو شییر میکنن و با امتیاز گرفتن رتبشون ارتقا پیدا میکنه( کلا بحث اینستیو هستش که کامیونیتی ها رو میچرخونه اگه نه ملت بیکار نیستن که وقت صرف کنن ولی خب اینستیو هر فرد فرق میکنه یکی رتبه هستش یکی پول یکی فقط نشون داده شدن).یه نمونه مثال بزنم خودم یه بار یه دیتایی رو لود کردم و روش مدل زدم ولی مموری ارور گرفتم حتی رو خود کرنل کگل(کگل یه سری امکانات سروری بهت میده که لازم نیست دیتارو دانلود کنی و مستقیم میتونی مثل کولب کداتو ران کنی GPU &amp; TPUهم میتونی استفاده کنی اما باید بری فعال کنی ولی محدودیت هفتگی داره) خلاصه با یکم سرچ توی نوتبوکها یه فانکشن یه بنده خدایی گذاشته بود که حجم دیتارو کم میکرد و منم زحمت کپی پیست رو کشیدم! و کارمو راه انداخت. اینجاست که اون کامیونیتیه بدرد میخوره. بخش دیسکاسشن هم معمولا اگه سوالی از اون سازمانی که دیتارو گذاشته (مثلا در عکس بالا lyft) و یا با بقیه گفتگو کنی هستش و میتونی هم تیمی پیدا کنی که یافتن یه ادم که باهات مچ باشه سخته ولی ارزش تست داره من خودم با خیلیا از دیار کفر تیم تشکیل دادم از هند و چین و امریکا بگیر تا اوکراین ولی پیگیر نبودن بجز یکی دو مورد که واقعا وقت میزاشتن.بعد اینکه به مسابقه جوین شدین میتونید یه کرنل یا همون نوتبوک جدید برا خودتون بسازید و کداتون رو بسته به زبانی که میخاین کار کنید(R &amp; Python) انتخاب کنید و بسم الله شروع کنید به کد زدن. وقتی هم کارتون  تموم شد بخاین ببینید چقدر مدلی که زدین با توجه به متریکی که توی مسابقه گفته شده (قسمت  overview میتونین پیداش کنین) خوبه و نسبت به سایرین چه رتبه ای دارین میتونید مراحل زیر رو برید و خروجی مدلتون رو سابمیت کنید (مراحلش توی عکسای زیر هست) بعد دکمه آبی بالا سمت راست رو بزنید و مثل عکس زیر دکمه  save &amp;Run ....  رو انتخاب و save رو بزنید  یکم صبر کنید تا done رو ببینید پایین سمت چپ و بعد عدد کنار دکمه ورژن رو انتخاب کنید تا به صفحه ورژن های مختلف هدایت شید بعد دکمه  go to viewer  بازم بالا سمت راست رو بزنید و به صفحه جدیدی که وارد میشید برید قسمت output و از اونجا میتونید دکمه  submit  رو بزنید و نهایتا میتونید رتبتون رو ببینید در اخر راجب سطوح مختلف یوزرها بگم که بدونید بد نیست بخام ساده شده براتون بگم سیستم امتیاز بندی کگل بر اساس سطح و حوزه فعالیت(مسابقه/دیتاست/فعالیت در کامیونیتی کگل شامل نوتبوک و دیسکاسشن) مثل شکل زیره مثلا این یوزر لوول مستر داره توی مسابقه ولی فعالیت آنچنانی در کامیونیتی کگل نداشته یا بقول معروف همون بچه سرتقی که تو فوتبال دوست داشته فقط خودش گل بزنه(اینم گفتم که بدونید بجز شنا توی پست اول، فوتبال هم بلدم!)</description>
                <category>Hossein Mortazavi</category>
                <author>Hossein Mortazavi</author>
                <pubDate>Mon, 07 Sep 2020 20:33:15 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کگل( Kaggle) چیست؟_ قسمت اول</title>
                <link>https://virgool.io/dataio/httpsvirgooliohosseinmortazaviwhatiskaggle-fucdiscbdzn4</link>
                <description>قبل از اینکه از مباحث فنی سایت کگل بگم میخام یه داستان بگم که بی ربط به موضوع نیست. یادمه چند سال پیش که میخاستم شنا یادبگیرم خیلی از اونایی که مثل خودم بودن و تو قسمت کم عمق بقول خودشون شنا میکردن (90 درصدشون راه میرفتن و میگفتن دکتر گفته برا زانو خوبه!!) خودشون هم متخصص شنا بودن و به همدیگه شنا یاد میدادن و میگفتن که تا نتونی رو آب خودتو نگه داری نمیتونی شنا یاد بگیری (اخه ادم کنده است که بتونه رو آب خودشو بدون حرکت نگه داره؟؟!!) خلاصه دیدم روش اینا جواب نمیده و استخری که همیشه میرفتم و یه عده پایه ثابت داشت با غریق نجاتش صحبت کردم و اولش یه هندونه گذاشتم زیر بغلش که آقا خوشبحالت کار شما تفریح هم هستش و من خیلی دوست دارم همچین کاری داشته باشم اونم آقا چشمتون روز بد نبینه شروع کرد به غر زدن از حقوق کم و تکراری بودن و ... منم دیدم داره پرت میره گفتم داداش بیا به من شنا یاد بده گفت ببین یا باید بری کلاس شنا قبلشم یه نگاهی بهم انداخت گفت فقط یه مشکلی هست کلاس شنا برا بچه های زیر ده ساله تو نره غول تو آخر دهه بیست زندگیت اومدی میگی من شنا بلد نیستم!! نهایتا گفت بیا کلاس خصوصی بهت یاد میدم گفتم دمت گرم تا هزینه رو گفت کرک و پرم ریخت اون زمان (دانشجو بودم و فریلنسر و کلا اوضاع داغون) گفتم خوبه میام چه روزایی و اونم روزا رو گفت و من خودتون میدونین که دقیقا همون ساعتا کلاس داشتم.!.خلاصه گفتم راه دیگه ای نیست گفت اره روش خودم گفتم چیه گفت میری تو آب و از ملت یاد میگیری هر کاری کردن همون کارو کن گفتم همین گفت آره. انصافا ادم اهل ریسکی بود که یه چلمن رو میفرستاد تو استخری که خودش غریق نجاتش بود یا شایدم به این نکتش توجه نکرده بود بگذریم.خلاصه منم اولش سعی میکردم از بقیه کپی کنم ولی دیدم آقا به تعداد ادما راه برا شنا یاد گرفتن بود! چند بار آب خوردم یادم نیست ولی زیاد بود. دیدم اینطوری نمیشه یه نفر رو باید پیدا کنم و از همون فقط تقلید کنم با یکم سرچ دیدم یه نفر هست که بازنشسته میخورد باشه و میاد فقط دور استخر رو شنا میکنه همیشه و به کس دیگه هم کار نداره یکم زیر نظر گرفتمش و گفتم همین کیس خوبیه و رفتم زیر آب و با عینک شنا نگاه میکردم چکار میکنه و گوشه استخر همون کارو کردم جلسه دوم یا سوم بود که دیدم وسط آب دارم شنا میکنم و غریق نجات هم که عوض شده بود اصلا تذکری نمیده چون خیلی سخت گیر بودن و کسی به اندازه کافی بلد نبود میگفتن بره کم عمق. آها یادم رفت بگم یه دوستی بود که اونم مثل من بلد نبود ولی خب راه اولو انتخاب کرد و رفت کلاس خصوصی الان که می بینمش هنوز گوشه استخر داره بقول خودش شنا میکنه و هر بار بهش میگم چرا نمیای وسط میگه من باید اول نفس گرفتن رو یاد بگیرم بعد دیگه همه چی حله (فک کن بعد چند سال همینو میگه)این عکس رو گوگل کردم و فک نکنین من اینطوری شنا میکنم نه باور کنین!این داستان رو گفتم که بگم آقا شمایی که میخای بیای دیتا ساینس یا اومدی و فقط مقاله و کتاب خوندی یا  کورس گذروندی داری راه دوست منو میری و بعد سالها هم نمیتونی ادعا کنی دیتا کار حرفه ای هستی. خب چکار کنیم ؟ راه حلش کگل هست اره Kaggle یه سایت خارجی که طبق معمول تحریمه برا ایرانیا(به فلسفه پشتش کار ندارم که چرا تحریممون کردن چون با منطق من اصلا جور در نمیاد چرا آدمی که میخاد مساله حل کنه رو بهش مساله ندی و فرصت پیشرفت رو ازش بگیری بخاطر ملیتش ولی خب اینو باید بدونیم که فردی که تو خاورمیانه مخصوصا تو ایران بدنیا میاد مقصر نیست ولی وظیفه داره برا زنده موندنش یه کارایی بکنه مثل کرک/فی لتر شکن و ... که خودتون اوستایین توش!) .عکس رو گوگل کردم و اون آقای Ben Hammer خودش کوفاندره کگلهکگل یه بستره برا دیتاساینتیستها که مسایل رو از سازمانهای مختلف میگیره و دیتاشون رو مرتب میکنه(که خودش بهش نقد هست تو پست بعدی میگم چرا. البته برا اینکه بزینسشون بره جلو مجبورن چون دیتای خام رو نمیتونن در اختیار همه بزارن و تو خیلی از مسایل از این جینگولک بازی ها در میارن مثل نرمال سازی یا حتی عوض کردن ستون با یه شماره که نمیدونی اصلا چی هست ولی بنظرم بازم مهم نیست چون هدف ما دیتاساینتیستها یه چیز دیگس) تو پست بعدی بیشتر راجب جزییات کگل میگم و چه فرصتهایی برای اونایی که دیتاساینس کار میکنن تو این سایت هست و از تجربه خودم میگم .</description>
                <category>Hossein Mortazavi</category>
                <author>Hossein Mortazavi</author>
                <pubDate>Fri, 20 Dec 2019 12:51:41 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>