<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های حسین حاجی زاده</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@hosseinhajizadeh74</link>
        <description>فعال اکوسیستم استارتاپی جنوب</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 12:33:26</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/31404/avatar/k4uvf4.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>حسین حاجی زاده</title>
            <link>https://virgool.io/@hosseinhajizadeh74</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آینده هوش مصنوعی چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@hosseinhajizadeh74/%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-gumj4qstljjx</link>
                <description>هوش مصنوعی به سرعت وارد شده است چنان سریع که ادامه دادن به آن سخت است. در اینجا برداشتی سریع از مقالات و گزارش های برتر در مورد این موضوع میخوانیم.در 15 نمودار به سؤالاتی از این قبیل را بررسی می‌کنیم:فناوری در چه چیزی خوب خواهد بود و چقدر سریع؟هوش مصنوعی چه نوع مشاغلی را بیشتر تحت تأثیر قرار می دهد؟کدام صنایع بیشترین سود را دارند؟چه فعالیت هایی بیشترین ارزش را برای سازمان ها خواهد داشت؟کارگران در مورد این فناوری چه احساسی دارند و چه خواهند کرد؟چه تدابیری برای اطمینان از استفاده مسئولانه از نسل هوش مصنوعی مورد نیاز است؟در پست های بعدی میتونید جواب این سوالات رو پیدا کنید.</description>
                <category>حسین حاجی زاده</category>
                <author>حسین حاجی زاده</author>
                <pubDate>Sat, 02 Sep 2023 01:42:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیر عامل حرفه ای شدن چه نیاز هایی رو لازم داره...</title>
                <link>https://virgool.io/@hosseinhajizadeh74/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%AD%D8%B1%D9%81%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%DA%86%D9%87-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B1%D9%88-%D9%84%D8%A7%D8%B2%D9%85-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%87-bilboa7qxomy</link>
                <description>نهایت آرزوی هر فعالی در حوزه کسب‌وکار در مدیرعامل حرفه‌ای خلاصه می‌شود. این عنوان قدرتمندترین و تاثیرگذار‌ترین عنوان در دنیای کسب‌وکار است. اما آیا بدست آوردن این عنوان قرار است هرچه انتظار داشتید را به شما بدهد؟تحقیقات نشان می‌دهد فقط سه نفر از هر پنج مدیرعامل توانسته در ۱۸ ماه اولیه فعالیت خود در سمت مدیرعاملی، انتظارات را برآورده کند. پس همه ‌چیز به سادگیِ عنوانِ مدیرعاملی نخواهد بود، شما چقدر برای نشستن بر این صندلی آماده‌اید؟ در این مقاله بدنبال آن هستیم که نیازهای مدیران‌عامل و راه‌های برطرف کردن آن را دریابیم.الگویی برای پیشرفت یک مدیرعامل حرفه ایذهنیت و شیوه‌های مدیران اجرایی عالی چیست؟ پاسخ به این سوال در برگیرنده‌ی شش کلیدواژه اصلی مدیرعاملی است، تنظیم استراتژی، همسویی سازمان با اهداف، مدیریت تیم برتر، مشارکت با هیئت مدیره، وجهه شرکت در برابر ذینفعان و مدیریت زمان و انرژی خود.ما با شش عنصر شروع کردیم و اکنون آن را به ۱۸ مسئولیت تقسیم کردیم، این مسئولیت‌ها به طور خاص با شخص مدیرعامل است. برای مثال، تعیین یک استراتژی برای شرکت، مسلزم آن است که مدیرعامل، آخرین اطلاعات را تحلیل کرده و با توجه به چشم‌انداز کلی سازمان، مجموعه‌ای از حرکات استراتژیک سازمان را طراحی کند.با تمرکز بر این ۱۸ مسئولیت، تحقیقات گسترده‌ای انجام شده تا مشخص شود که چه طرز تفکر و شیوه‌هایی مدیران اجرایی عالی را متمایز می‌کنند. نتیجه این تلاش‌ها خلق مدلی برای تعالی مدیران‌عامل است تا بتوانند از پس وظایف خود بربیایند.استراتژی شرکت: شانس را شکست دهید!چشم انداز :برنده شدن در فرهنگ‌لغت شما چه معنایی دارد؟ به سراغ این معنا بروید و دوباره آن را چارچوب‌بندی کنید. سپس ببینید در پنج، ده، یا پانزده سال آینده می‌خواهید کجا  قرار بگیرید؟ مدیران‌عامل خوب، این کار را با در نظر گرفتن وظایف و انتظارات خود (از هیئت مدیره، سرمایه گذاران، کارمندان و سایر ذینفعان)، نقاط قوت و اهداف شرکت انجام می‌دهند.مدیران‌عامل حتی یک قدم جلوتر رفته و نقطه مرجع موفقیت را تغییر می‌دهند. برای مثال، بجای آنکه بخواهید در صنعت خودتان شماره یک و بهترین باشید، مدیرعامل می‌تواند تصمیم بگیرد که سازمان در چارک اول تمام صنایع قرار بگیرد. ترسیم چنین چارچوبی، تایید می‌کند که شرکت‌ها برای استعداد، سرمایه و نفوذشان در صحنه‌ای بزرگتر از صنعت خودشان فعالیت می‌کنند.استراتژی:اقدام جسورانه را زودتر انجام دهید! پنج حرکت استراتژیک جسورانه وجود دارد که می‌تواند مسیر شما تا موفقیت را کوتاه‌تر کند: تخصیص مجدد منابع، ادغام ها، تملک ها و واگذاری های برنامه ای، مخارج سرمایه ای، بهبود بهره‌وری و بهبود تمایز. با انتخاب این حرکات استراتژیک، سازمان شما به سودهای ۲ تا ۶ برابری خواهد رسید چراکه هر مدیری ریسک انتخاب راه‌حل جسورانه را نخواهد پذیرفت.داده‌ها نشان می‌دهند زمانی که شما مدیرعامل از افراد خارج از سازمان انتخاب می‌کنید، جسارت و سرعت این مدیر بیشتر از مدیرعاملی خواهد بود که در درون سازمان ارتقاء یافته و به سمت مدیرعاملی رسیده است. افرادی که در درون سازمان رشد می‌کنند باید صراحتا این سوال را از خودشان بکنند که فردی که از خارج سازمان به مدیرعاملی رسیده چه کار می‌کند؟ تا در مسیر بهتری حرکات استراتژیک خود را تدوین کنند.تخصیص منابع:پویا باشید! تخصصیص مجدد منابع، یک عامل اساسی برای حرکات استراتژی است اما دقت کنید که تخصیص مجدد منابع به تنهایی حرکت استراتژیک جسورانه‌ای محسوب نمی‌شود. انجام این اقدام باتوجه به اطلاعات موجود درباره‌ی شرکت‌هایی با اعمال و عدم اعمال این روش، ارزش شرکت شما را بیشتر خواهد کرد.آنچه فعالیت شما را جسورانه می‌کند، ایجاد یک فرایند مستمر و چندمرحله‌ای برای تخصیص منابع شرکت است. چنین فرایندی دیدگاهی جزئی دارد، با استفاده از معیارهای کمی فعالیت‌ها را با یکدیگر مقایسه می‌کند، زمان توقف تأمین مالی و زمان ادامه آن را نشان می‌دهد، و با پیگیری مدیرعامل برای بهینه‌سازی مستمر تخصیص منابع شرکت، پشتیبانی می‌شود.همسویی سازمانی با اهداف: عملکرد و سلامت سازمان را با دقت یکسان مدیریت کنید.پرسیدن این سوال از سرمایه‌گذاران موفق درباره‌ی اینکه شرکت‌های پرتفوی به دنبال چه چیزی هستند، شما را به سمت این پاسخ سوق خواهد داد که آن‌ها ترجیح می‌دهند که سرمایه‌شان را در یک استراتژی متوسط در دست استعدادهای بزرگ بگذارند تا استراتژی عالی را در دست استعدادهای متوسط قرار دهند.بهترین مدیران‌عامل سختگیری فراوانی را برای دستیابی به بهترین استراتژی‌ها بکار می‎گیرند و زمانی که صحبت از بکارگیری استعدادها می‌شود، تقریبا نیمی از رهبران ارشد بزرگترین پشیمانی خود را مدت زمان طولانی‌ای می‌دانند که برای خارج کردن افرادی با توانایی کم در موقعیت‌های شغلی بسیار مهم صرف کردند.بهترین مدیران اجرایی به طور سیستماتیک در مورد افراد خود فکر می‌کنند: چه نقش هایی را می‌توانند ایفا کنند، چه چیزی می توانند به دست آورند، و چگونه شرکت باید برای افزایش تأثیر افراد عمل کند.استعداد:کدام استعدادها مناسب شما هستند؟ برای پاسخ به این سوال باید ارزش‌هایتان روشن باشد تا براساس آن استعداد موردنظرتان را پیدا کنید. اولین قدم برای ورود به این پروژه، این است که بفهمید کدام نقش‌ها بیشترین اهمیت را دارند. زمانی که این نقش‌ها مشخص شد، مدیرعامل می‌تواند به طور مستقیم با مدیراجرایی کار کند تا بر وضعیت پیشروی این نقش‌ها نظارت کند و آن را توسط افراد مناسب پر کند.فرهنگ:از مشارکت و کار تیمی فراتر بروید. معتقدان به نظرسنجی‌های نیروی کار دوست دارند شما باور کنید که مشارکت کارکنان بهترین معیار کیفی و نرم برای سنجش کارمندانتان است. اما اینطور نیست، مشارکت کارکنان درواقع با عملکرد مالی سازمان شما مرتبط است.مدیران عاملی که بر اندازه‌گیری و مدیریت دقیق همه عناصر فرهنگی که عملکرد را بیش از دو برابر می‌کنند، اصرار دارند، احتمال اجرای استراتژی‌هایشان را دو برابر می‌کنند.و در درازمدت، آنها سه برابر کل بازدهی‌ای که سایر شرکت‌ها ارائه می‌دهند را به سهامداران ارائه می‌کنند. انجام این کار به خوبی شامل رویکردهای متفکرانه برای الگوسازی، داستان سرایی، همسویی تقویت‌های رسمی (مانند مشوق‌ها) و سرمایه‌گذاری در ایجاد مهارت است.طراحی سازمانی :همزمان که با سرعت می‌رانید، ثباتتان را حفظ کنید. در این مسیر پرکاربردترین و اشتباه‌ترین واژه‌های مدیریتی دهه گذشته، چابکی است. چابکی برای مدیران تداعی کننده‌ی سرعت در تصمیم گیری و اجرا است و برخلاف سرعتی که در روال ثابت سازمان بزرگ دیکته می‌شود حرکت می‌کند.پایداری و ثبات در سازمان چقدر مهم است؟ شرکت‌هایی که سرعت و پایداری را توام باهم دارند، سه برابر بیش‌تر از شرکت‌هایی که سریع‌اند اما رشد عملیاتی باثبات ندارند، در مسیر پیشرفت سازمانی قرار دارندمدیریت تیم برتر: اولویت داشتن پویایی سیستم بر ساختار :پویایی‌ای که در یک تیم برتر اتفاق می‌افتد، به شدت توانایی تاثیرگذاری بر وضعیت شرکت را خواهد داشت. با این حال بیش از نیمی از مدیران ارشد گزارش می دهند که تیم برتر عملکرد ضعیفی دارد و چنین گزارشی را به تیم خود تحویل نمی‌دهند، در مقابل کارمندان هم گزارش می‌دهند که فرآیندهای مدیریتی سازمان آن‌ها صرفا از اهداف تجاری پشتیبانی می‌کند. چرا این اتفاق می‌افتد؟چرا کارمندان با مدیرانشان قطع ارتباط کرده‌اند؟ این یک مشکل اجتماعی-سازمانی است، سوگیری‌های نهادی و فردی و همچنین وجود پویایی‌های گروهی غیرمنسجم باعث می‌شود که اثربخشی تیم کاهش بیابد. مدیران اجرایی عالی این واقعیت را تایید می‌کنند و تلاش خود را می‌کنند تا با آن مقابله کنند.کار تیمی :اراده خود را نشان دهید. بهترین مدیران عامل تمام تلاش خود را می‌کنند تا مطمئن شوند که تیم آن‌ها بعنوان یک واحد قوی عمل می‌کند. در حقیقت تیم‌هایی که با هم برروی یک هدف مشترک کار می‌کنند، بسیار بیشتر احتمال دارد که عملکرد مالی بالاتر از حد متوسط داشته باشد.برای اینکه تیم بتواند به درستی کار کند، مدیران‌عامل باید بتوانند روابط فردی را تنظیم کنند و اعتماد و وفاداری آن‌ها را جذب کنند. علاوه بر این، آنها با تعهد به بررسی منظم و بهبود ریتم عملکرد، پروتکل‌های جلسه، کیفیت تعامل و پویایی مسئولیت سازندگی تیم را بعهده دارند.تصمیم‌گیری :در برابر تعصبات بایستید، سوگیری‌های شناختی سازمان را دچار بحران‌های جدی می‌کند. چنین سوگیری‌هایی عملکرد مشترک را به شدت تضعیف می‌کند و هزینه قابل توجهی را به سازمان تحمیل می‌کند. مدیران اجرایی عالی برای حل این مشکل چه می‌کنند؟آن‌ها با ایجاد فرایندهایی مانند حل پیشگیرانه حالت‌های احتمالی شکست، انتصاب رسمی یک تیم مخالف و نادیده گرفتن اطلاعات گذشته تلاش می‌کنند تا تأثیر سوگیری‌ها را به حداقل برسانند. آن‌ها همچنین اطمینان  حاصل می‌کنند که تیم متنوعی دارند که نشان می‌دهد، کیفیت تصمیم‌گیری بهبود خواهد یافت.فرایندهای مدیریت:مطمئن شوید سازمانتان منسجم شده است. مدیر عامل معمولاً فرآیندهای مدیریتی را به مدیران اجرایی دیگر تفویض می کند: مدیر مالی به بودجه ریزی و گاهی اوقات استراتژی رسیدگی می کند.مدیر ارشد منابع انسانی (CHRO) از مدیریت استعداد و برنامه ریزی نیروی کار مراقبت می‌کند. مدیر ارشد فناوری اطلاعات از سرمایه گذاری در فناوری مراقبت می‌کند. مدیران تحت فشار قرار می‌گیرند، تا با افزایش اهداف موافقت کنند و آن‌ها در انتهای سال متوجه می‌شوند که چقدر باید برای تحویل کامل پاسخگو باشند.در سازمان استراتژی‌ بلندمدت تنظیم می‌شود اما ارتقای استعدادها تنها براساس نتایج کوتاه‌مدت رخ می‌دهند و چنین اتفاقی تنها باعث کاهش سرعت حرکت سازمان به سمت اهداف بلندمدت می‌شود.مدیران عالی کسب و کار برای جلوگیری از بروز چنین اتفاقی، مدیران را ملزم می‌کنند که تصمیم‌گیری و تخصیص منابع خود را هماهنگ کنند تا اطمینان حاصل شود که فرایندهای مدیریتی اولویت‌های سازمان را مشخص می‌کند و برای پیشبرد اجرا و اصلاح مستمر استراتژی با یکدیگر همکاری می‌کنند.مشارکت با هیئت مدیره: کمک کردن به مدیر، کمک کردن به کسب‌وکارهیئت مدیره به نمایندگی از سهامداران چه ماموریتی دارد؟ ماموریت هیئت‌مدیره، هدایت و نظارت بر تلاش‌های مدیریت برای ایجاد ارزش‌های بلندمدت است. یک هیئت‌مدیره موثر می‌تواند، با سرمایه‌گذارانی که در فعالیت‌های شرکت دخالت می‌کنند مقابله کند.اما همانطور که یک مدیر اجرایی هیئت مدیره‌ی خود را توصیف می‌کند: یک شر ضروری است. گام های مفیدی که مدیران عامل برای افزایش کیفیت توصیه‌های هیئت‌مدیره به مدیریت می‌توانند بردارند، شامل موارد زیر است:اثربخشی:برنامه‎‌ها را در پرتو آینده ارتقا دهید. مدیران عامل برای استفاده بهینه از زمان خود در هیئت‌مدیره، با روسای هیئت‌مدیره برای ایجاد یک دستور کار آینده‌نگر در در هیئت‌مدیره همکاری می‌کنند.چنین دستور جلسه ای از هیئت مدیره فراتر از مسئولیت های سنتی (قانونی، نظارتی، حسابرسی، انطباق، ریسک و گزارش عملکرد) رفته و درمورد طیف وسیعی از موضوعات مانند استراتژی، M&amp;A، فناوری، فرهنگ، استعدادها اطلاعات ارائه می‌دهد.دیدگاه و بازخورد اعضای هیئت‌مدیره در مورد چنین موضوعاتی می‌تواند بدون به خطر انداختن اختیارات مدیران به آن‌ها کمک کند.روابط:فراتر از جلسه فکر کنید! مدیران عامل عالی، هرروز در تلاش برای تقویت رابطه خود با مدیران دیگر هستند. آن‌ها برای حفظ این رابطه تلاش می‌کنند و جلسات هدفمندی را برای اعضای هیئت‌مدیره به صورت جداگانه برگزار کنند.ایجاد چنین فضایی به مدیران‌عامل این امکان را می‌دهد تا اعتماد ایجاد کرده و مسئولیت‌ها را به وضوح بین مدیریت و هیئت مدیره تقسیم کنند. برقراری رابطه با تک تک اعضای هیئت‌مدیره، مدیرعامل را از دیدگاه‌های مختلف و توانایی‌های متنوع کارمندان آگاه می‌کند.مدیران عالی همچنین ارتباطات بین هیئت مدیره و مدیران ارشد را ارتقا می دهند، که این مسئله هیئت مدیره را در شرایط مختلف در مورد کسب‌وکار آگاه نگه می دارد.توانمندی‌ها:در جستجوی تعادل و توسعه. مدیران عامل عالی با ارائه اطلاعات درمورد ترکیب هیئت مدیره به هیئت‌مدیره کمک می‌کنند تا سازمان را رشد دهند و آن را بهتر ارزیابی و پشتیبانی نمایند. مدیران عامل با یادگیری موضوعاتی مانند تغییر فناوری، خطرات نوظهور، افزایش رقبا و تغییر سناریوهای اقتصاد کلان، به بهبود اثربخشی هیئت‌مدیره کمک کنند.منبع: .mckinseyمترجم: فاطمه هدایتی</description>
                <category>حسین حاجی زاده</category>
                <author>حسین حاجی زاده</author>
                <pubDate>Sat, 02 Sep 2023 01:27:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اگر قصد سرمایه گذاری داری حتما این کتاب هارو بخون</title>
                <link>https://virgool.io/@hosseinhajizadeh74/%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%D9%82%D8%B5%D8%AF-%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AD%D8%AA%D9%85%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%88-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D9%86-xuyywb1n9rqo</link>
                <description>با وجود اینکه سرمایه‌گذاران جوان می‌تواند باعث رشد اقتصادی و جهش قابل  توجه تجاری افراد شود، اما به دست‌آوردن یک دید عمیق نسبت به فعالیت‌های  تجاری اهمیت بیشتری دارد؛ یعنی هر اندازه سرمایه‌گذاری زودهنگام برای افراد  جوان مفید باشد، اما سرمایه‌گذاری عاقلانه مهم‌تر است.بر همین اساس نیز خواندن برخی کتاب‌ها و مقالات می‌تواند در  به‌دست‌آوردن یک دیدگاه منطقی در فرایندهای سرمایه‌گذاری و فعالیت‌های  تجاری بسیار مفید واقع شود. ۵ کتابی که در ادامه معرفی می‌شوند، جزو  کتاب‌های کلاسیک سرمایه‌گذاری به شمار می‌روند که می‌توانند بینش مالی و  اقتصادی مهمی را به سرمایه‌گذاران جوان ببخشند.پدر پولدار، پدر بی‌پولاین کتاب که در سال ۱۹۹۷ توسط رابرت کیوساکی نوشته شده است، از جمله  کتاب‌های کلاسیکی به شمار می‌رود که هر سرمایه‌گذار جوانی باید آن را  مطالعه کند. به‌زعم کیوساکی، هر دو طبقه ضعیف و متوسط برای پول کار  می‌کنند، اما این طبقه ثروتمند است که برای یاد‌گرفتن کار می‌کند.بر همین اساس نیز آن چیزی که در این کتاب تأکید زیادی روی آن می‌شود،  اهمیت سواد مالی و رسیدن به استقلال مالی است. کیوساکی در کتاب خود از  سرمایه‌گذاری‌هایی حمایت می‌کند که بتوانند گردش مالی دوره‌ای برای  سرمایه‌گذار ایجاد کرده و همزمان از نظر ارزش سهام نیز رشد کنند.بر همین اساس نیز سرمایه‌گذاری در املاک و مستغلات و همچنین سهام، از موارد مطلوب سرمایه‌گذاری محسوب می‌شوند.مقاله‌های وارن بافت: درس‌هایی برای شرکت‌های آمریکاییاین کتاب در سال ۱۹۹۷ توسط وارن بافت نوشته شده است. وارن بافت که به  عنوان موفق‌ترین سرمایه‌گذار تاریخ مدرن شناخته می‌شود، در این مقالات،  نظریات خود را درباره موضوعات مختلف مربوط به شرکت‌های آمریکایی و  سهامداران ارائه می‌دهد.این کتاب از این نظر برای سرمایه‌گذاران جوان می‌تواند حائز اهمیت باشد  که یک نگاه اجمالی در رابطه بین مدیران یک شرکت و سهامداران به آنها ارائه  می‌دهد؛ ضمن اینکه فرایندها و دیدگاه‌های تفکری دیگری را نیز در زمینه  افزایش ارزش یک شرکت به دست خواهند آورد.مقاله‌های بافت شامل بحث در مورد حاکمیت شرکت‌ها، امور مالی، سرمایه‌گذاری، ادغام، حسابداری، امور مالیاتی و‌… می‌شود.ضرب‌وشتم در خیابانکتاب «ضر‌ب‌و‌شتم در خیابان» که در سال‌۱۹۹۳ توسط پیتر لینچ نوشته شده  است که خواندن آن برای سرمایه‌گذاران خالی از لطف نخواهد بود. نویسنده این  کتاب، پیتر لینچ یکی از موفق‌ترین سرمایه‌گذاران بورس و مدیران صندوق  سرمایه‌گذاری در سال‌های اخیر به شمار می‌رود.کتاب «ضرب‌وشتم در خیابان»، خواننده را با نوع دیدگاه لینچ درباره خرید و  فروش سهام آشنا می‌کند. لینچ معتقد است که یک سرمایه‌گذار فردی حتی  می‌تواند بهتر از کارگزاری‌های وال‌استریت از فرصت‌های موجود در بازار  بهره‌مند شده و استفاده کند.سرمایه‌گذار هوشمندبنجامین گراهام در سال ۱۹۴۹ کتاب «سرمایه‌گذار هوشمند» را نوشته است.  جالب است بدانید که این کتاب از سوی وارن بافت به عنوان «بهترین کتاب  سرمایه‌گذاری» که تا‌کنون به نگارش در آمده، معرفی شده است.ضمن اینکه بنجامین گراهام نیز به عنوان «پدر سرمایه‌گذاری ارزشی» شناخته  می‌شود. این نوع سرمایه‌گذاری یک الگوی خرید سهام محسوب می‌شود که از طریق  تجزیه و تحلیل بنیادی، سهام را در کمتر از ارزش ذاتی آن معامله می‌کند.گراهام در این کتاب به تاریخچه بازار سهام پرداخته و خواننده را نسبت به  تحلیل‌های اساسی در بورس آگاه می‌کند. او درباره روش‌های مختلف مدیریت  بورس بحث کرده و در ادامه نیز برای نشان دادن نکات مد نظر خود، سهام چندین  شرکت را به صورت مقایسه‌ای بررسی می‌کند.فکر کن و پولدار شوکتاب «فکر کن و پولدار شو» که با نام «بیندیشید و ثروتمند شوید» نیز  شناخته می‌شود، در سال ۱۹۳۷ توسط ناپلئون هیل نوشته شده است. این کتاب که  در دوران رکود بزرگ نوشته شده است، تا‌کنون بیش از ۱۰۰میلیون نسخه از آن در  سراسر جهان به فروش رفته است.هیل که در طول زندگی خود تحقیقات گسترده‌ای را بر اساس ارتباط با افراد  ثروتمند انجام داده بود، ۱۳ اصل موفقیت را که حاصل مشاهدات و دستاوردهای او  بودند، منتشر کرد که این اصول شامل مواردی مثل اشتیاق، دانش، برنامه‌ریزی  سازمان‌یافته، پایداری و حس ششم می‌شوند.از آنجایی که این کتاب بینش ارزشمندی را به مخاطب خود در زمینه  روانشناسی موفقیت ارائه می‌دهد، می‌تواند یک گزینه قابل توجه برای مطالعه  در دوره‌ای باشد که اخبار منفی ما را احاطه کرده‌اند.</description>
                <category>حسین حاجی زاده</category>
                <author>حسین حاجی زاده</author>
                <pubDate>Sat, 04 Apr 2020 17:18:05 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>صفر تا صد تولید محتوا – ۴</title>
                <link>https://virgool.io/@hosseinhajizadeh74/%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-%DB%B4-dqkut5opma7k</link>
                <description>موضوع:سئوی درون وب‌سایتتولید محتوا یکی از مهم‌ترین عوامل رشد و بهبود رتبه وب‌سایت شما در  موتور‌های جست‌وجو بوده و به دیده‌شدن برند شما در صدر نتایج جست‌وجو شده،  کمک شایانی خواهد کرد. اما آیا حقیقتا صرف آنکه محتوایی تولید کرده و آن را  در سایت خود بارگذاری کنیم، مخاطب آن را خواهد دید، خواهد خواند؟ گوگل  بهترین ابزار برای رساندن پیام به گوش مخاطب خواهد بود و رسیدن به  استانداردی که گوگل، محتوای شما را پیشنهاد دهد، دقیقا تعریف بهینه‌‌سازی  برای موتورهای جست‌وجو یا همان سئوی درون وب‌سایت است.در حقیقت محتوای سئو محور، محتوایی هستند که متناسب با سلیقه و  استانداردهای گوگل تولید شده و به نوعی پاسخی برای نیازها و سوالات مخاطبان  شما را پوشش خواهد داد. البته برای سئوی درون وب‌سایت تنها تولید محتوا  کافی نیست و بخشی از آن به بیرون از سایت ما مربوط می‌شود که در این بخش سه  مورد از رایج‌ترین استانداردهای سئوی درون وب‌سایت را به شما معرفی  می‌کنیم و در مطالب بعدی روش‌های برای سئوی بیرون سایت معرفی خواهیم کرد:تگ عنوان (Title-tag)تگ عنوان، یکی از اساسی‌ترین و مهم‌ترین عوامل برای سئوی درون وب‌سایت  است. چرا اهمیت دارد؟ به این دلیل که به موتور جست‌وجوگر و کاربران کمک  می‌کند موضوع محتوای شما را تشخیص دهند. بنابراین کلمه‌ کلیدی که می‌خواهید  در رتبه‌بندی آن جایگاه مناسبی به دست آورید، باید درون تگ عنوان باشد و  حتی بهتر است تگ عنوان با آن آغاز می‌شد. براساس گزارش وب‌سایت Moz، تگ عنوان‌های با کلمات کلیدی در آغاز بهتر از تگ عنوان‌هایی که کلمات کلیدی را در پایان خود داشتند برای تولید محتوا، مفید بودند.توضیحات متا(‌Meta-Description)توضیحات متا، همچون یک دروازه بین موتور جست‌وجوگر و مخاطبان شما عمل  می‌کنند. اگر به‌خوبی تهیه شده باشند، می‌توانند روی تعداد کلیک‌ها تأثیر  بگذارند که یکی دیگر از نشانه‌های مثبت برای موتور جست‌وجوگر است. فقط از  استفاده‌نکردن توضیحات متای یکسان برای دو مطلب غیرهمسان در وب‌سایت‌تان  اطمینان حاصل کنید.این موضوع می‌تواند باعث کاهش رتبه‌ شما در موتور جست‌وجوگر شود. موضوع  دیگری که هنگام تولید محتوا باید به آن توجه کنید، آن است که حتما از  کلیدواژه‌تان در توضیحات متا استفاده کنید.تگ متن جایگزین تصویر(Alt tag)زمانی که موتورهای جست‌وجوگر وب‌سایت شما را بررسی می‌کنند، امکان دیدن  تصویری که شما برای مخاطبانتان به نمایش می‌گذارید، برای آنها ممکن نیست.  چیزی که Alt tag انجام می‌دهد، افزودن متنی به جای عکس است که به موتور  جست‌وجوگر  امکان فهمیدن محتوای عکس شما و دادن ارزش در سئوی درون وب‌سایت  را به آن می‌دهد.موضوعی که در این باره باید به آن توجه کنید، آن است که اگر عکس فقط  جنبه‌ زینتی و زیبایی دارد، نیازی به داشتن متن جایگزین تصویر نیست؛ چراکه  این کار به بهبود سئو وب‌سایت کمکی نمی‌کند.</description>
                <category>حسین حاجی زاده</category>
                <author>حسین حاجی زاده</author>
                <pubDate>Sat, 04 Apr 2020 16:50:49 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۱۰ سریال مفید در حوزه کارآفرینی و استارتاپ</title>
                <link>https://virgool.io/@hosseinhajizadeh74/%DB%B1%DB%B0-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D9%85%D9%81%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-wws7lvmfdwoq</link>
                <description>با وجود درگیری و مشغولیت ذهنی و کاری بسیاری از کارآفرینان، آن‌ها  همواره به دنبال فرصت‌ها و منابع عالی و جدید برای یادگیری هستند تا  بتوانند با کمک آموزه‌های خود گام‌های مؤثری در مسیر رشد و توسعه  کسب‌وکارشان بردارند.یکی از مهم‌ترین محتوای آموزشی جذاب و سرگرم‌کننده، تماشای سریال‌های  عالی در حوزه کارآفرینی و استارتاپ است. این منابع با محتوای الهام بخش و  آموزنده خود می‌توانند به کارآفرینان در رشد فردی و توسعه کسب‌وکارشان کمک  بسیار زیادی کنند.۱) Silicon Valleyدره سیلیکون (Silicon Valley) یک مجموعه تلویزیونی در گونه کمدی موقعیت  است. مایک جاج (Mike Judge)، جان السچلر (John Altschuler) و دیو کرینسکی  (Dave Krinsky) سازندگان این مجموعه تلویزیونی هستند.این سریال داستان ۶ جوانی را روایت می‌کند که در خانه‌ای واقع در دره  سیلیکون زندگی می‌کنند و در زمینه‌های تکنولوژی فعالیت دارند. در فضایی که  افراد و شرکت‌های مختلف، رقابت تنگاتنگی در زمینه فناوری و کسب و کار  دارند؛ این چند جوان با اتفاقات جالبی که برایشان می‌اُفتد، سعی می‌کنند  جایگاهی برای خود کسب کنند.۲) Shark Tankشارک تنک (Shark Tank) یک برنامه تلویزیون واقع نما است. در این برنامه  افراد عادی که می‌خواهند تجارت خود را شروع کنند، ایده خود را در مقابل ۵  سرمایه‌دار موفق که به شارک معروف هستند، معرفی می‌کنند. سرمایه‌داران با  سؤالات گوناگون ایده آن‌ها را بررسی می‌کنند و در انتها یا ایده را برای  سرمایه‌گذاری مناسب تشخیص داده و معامله می‌کنند یا آن را رد می‌کنند. گاهی  بین سرمایه‌داران رقابت شدید برای ربودن ایده ایجاد می‌شود و سعی می‌کنند  با پیشنهاد بهتر در اجرای ایده و عرضه آن به بازار از سایر سرمایه‌داران  پیشی بگیرند.۳) TVF PitchersTVF Pitchers مجموعه تلویزیونی در گونه درام و کمدی محصول سال ۲۰۱۵ کشور هند که توسط آروناب کومار (Arunabh Kumar) ساخته شده است.داستان سریال در مورد چهار جوان کارآفرین است که کار روزمره‌شان را برای  انجام کارهای با ریسک زیاد و مخاطره آمیز رها می ‌کنند و می‌خواهند با  راه‌اندازی استارتاپ خودشان وارد دنیای کسب‌وکار شوند.۴) Halt and Catch FireHalt and Catch Fire یک مجموعه تلویزیونی آمریکایی در گونه درام است که  توسط کریستوفر کانتول (Christopher Cantwell)  و کریستفر سی. راجرز  (Christopher C. Rogers) در سال ۲۰۱۴ ساخته شده است.این سریال انقلاب کامپیوترهای شخصی و رشد شبکه جهانی وب در دهه ۱۹۹۰ را  به تصویر می‌کشد. در این سریال، مدیری جاه طلب و جوان به نام جو مک‌میلن،  تیم نرم‌افزاری و سخت‌افزاری یک شرکت دسته چندم کامپیوتری را در راستای  تحقق اهدافش بکار می‌گیرد. یک نفر مهندس سخت‌افزار که افسرده است؛ اما با  تحریک مک‌میلن گام در راه طراحی نوعی از کامپیوترهای قابل حمل می‌گذارد. یک  نفر دیگر که یک استعداد برنامه‌نویسی هرز شده است.انتخاب نام عجیب «Halt and Catch Fire» برای این سریال، اشاره به یک  دستور معروف برنامه‌نویسی دارد که منجر به از کار افتادن موقت واحد پردازش  مرکزی (CPU) شده و به تبع آن سیستم نیاز به راه‌اندازی مجدد پیدا می‌کند.۵) Dragons’ Denدِراگون دِن (Dragons’ Den) یک مجموعه تلویزیونی الهام گرفته از یک  برنامه ژاپنی به نام ببرهای پول  (Tigers of Money) است. نسخه محلی این  برنامه در بیش از ۳۰ کشور تولید شده است؛ اما نسخه بریتانیایی این مجموعه  به نام «دراگون دن» شناخته می‌شود.در این مجموعه تلویزیونی همانند برنامه شارک تنک، کارآفرینان جوان  ایده‌های خودشان را به پنج سرمایه‌گذار با نام اژدها (Dragons) ارائه  می‌دهند. سپس این پنج نفر درباره سرمایه‌گذاری روی محصول یا خدمات آن‌ها  تصمیم‌گیری می‌نمایند. داوران این برنامه معمولاً از کارآفرینان موفق از  جمله دبرا میدن (Deborah Meaden)، پیتر جونز (Peter Jones)، دانکن باناتین  (Duncan Bannatyne) و تئو پافیتیس (Theo Paphitis) هستند.۶) Billionsمیلیاردها (Billions) با نقش‌آفرینی پل جیاماتی (Paul Giamatti) و دیمین  لوئیس (Damian Lewis) یک مجموعه تلویزیونی درام درباره سیاست‌های قدرت در  دنیای مالی نیویورک است. این سریال داستان قدرت میان دو شخص بانفوذ و  پرقدرت نیویورک از دو قطب قانون‌گذاران و سرمایه‌گذاران در دنیای امروز را  به تصویر می‌کشد.گذشته از سرگرم کننده و تحسین برانگیز بودن سریال، این مجموعه سرشار از  آموزه‌ها و نقل‌قول‌های ارزشمند درباره کسب‌وکار، استارتاپ و رهبری است. به  طور قطع دیدن این سریال به کارآفرینان توصیه می‌شود.۷) House of Liesخانه دروغ‌ها (House of Lies) با نقش آفرینی دان چیدل (Don Cheadle) و  کریستن بل (Kristen Bell) یک نگاه تمسخرآمیز به دنیای مشاوران در حوزه  مدیریت و راه‌های مختلف آن‌ها دارد.تماشای این فیلم به کارآفرینان توصیه می‌شود زیرا به این موضوع پی  خواهند برد که چگونه تصمیم به برون‌سپاری خدمات در مقابل انجام آن‌ها در  درون مجموعه می‌تواند باعث موفقیت و یا شکست کسب‌وکارشان شود. همچنین چگونه  یک شرکت عالی رتبه که قرار است سودآوری شرکتشان را افزایش دهد، می‌تواند  به راحتی آن‌ها را به بازی بگیرد.۸) Suitsدادخواست‌ها (Suits) یک مجموعه تلویزیونی آمریکایی در ۱۳۴ قسمت است که  حول یک مؤسسه حقوقی در نیویورک و وکلای شاغل در آن است. داستان این سریال  درباره دانشجوی اخراجی با استعداد دانشگاه هاروارد است که با وجود اینکه  هیچ‌گاه در دانشکده حقوق تحصیل نکرده است؛ اما به عنوان همکار حقوقی در یک  شرکت کار می‌کند. دو شخصیت اصلی نمایش، یعنی هاروی و مایک، درس‌هایی درباره  اعتماد به نفس و شجاعت به بینندگان می‌دهند. همچنین نشان می‌دهد که تا چه  اندازه باور کردن شما توسط دیگران می‌تواند باعث رشد و پیشرفت شما شود.تماشای این فیلم این پیام مهم را برای شما دارد که گاهی اوقات حرکت کردن  در خارج از چارچوب کتاب و دانشگاه و گرفتن تصمیم‌های دیوانه‌وار و هیجانی  می‌تواند باعث پیشرفت شغلی شما شود.۹) Boardwalk Empireامپراتوری بوردواک (Boardwalk Empire) یک مجموعه تلویزیونی آمریکایی  مربوط به دوره ممنوعیت الکل در دهه ۱۹۲۰ است. این سریال درباره یک  سیاستمدار اهل نیوجرسی است که در هر دو طرف قانون به عنوان فعال تهیه و  فروش الکل ایفای نقش می‌کند. این سریال درس‌هایی را در زمینه مهارت‌های  مذاکره، تأثیر و قدرت روشن فکری در زمان رویارویی با گروه‌های مختلف مردم  به شما می‌دهد.این سریال ثابت می‌کند که اگر شما همواره حضور فعالانه در فضای کسب‌وکار  داشته باشید، حتی شرایط سیاسی که می‌تواند دشمنی برای کسب‌وکار شما باشد،  به بهترین فرصت برای شما تبدیل خواهد شد.۱۰) Mad Menمردان دیوانه (Mad Men)، سریال آمریکایی با سبک درام، درباره یک آژانس  تبلیغاتی واقع در شهر نیویورک در دهه ۱۹۶۰ است. این سریال تمرکز خود را بر  روی زندگی افراد شاغل در آژانس و نحوه رفتار و عکس‌العمل آن‌ها به حوادث  آشفته و متغیر دهه ۱۹۶۰ قرار داده است.داستان اصلی سریال درباره ی فردی به نام دان دریپر است که در شرکتی  تبلیغاتی به نام استرلینگ کوپر در سمت رئیس بخش طراحی کار می‌کند. در این  سریال شما با حواشی زندگی او آشنا خواهید شد و درمی‌یابید که زندگی او  چگونه از یک زندگی عالی به جایی کشیده می‌شود که او حتی فکرش را هم  نمی‌کرد.</description>
                <category>حسین حاجی زاده</category>
                <author>حسین حاجی زاده</author>
                <pubDate>Thu, 02 Apr 2020 14:50:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هیچگاه ناامید نمی‌شوم</title>
                <link>https://virgool.io/@hosseinhajizadeh74/%D9%87%DB%8C%DA%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%86%D8%A7%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF-%D9%86%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%88%D9%85-vezfkurxlvzm</link>
                <description>گفت‌وگوی «شنبه» با هاله حامدی‌فر، مدیرعامل شرکت دانش‌بنیان سیناژنهاله حامدی‌فر مدیرعامل سیناژنهاله حامدی‌فر،  مدیرعامل شرکت داروسازی سیناژن که در حوزه استارت‌آپی نیز سرمایه‌گذاری  کرده است، ضمن بیان جملاتی بالا معتقد است که بچه‌های استارت‌آپی به دلیل  سرعت عمل و دانشی که دارند، می‌توانند با استفاده از تجربه، زیرساخت‌ها،  خدمات منتورینگ و… که در شرکت‌های های‌تکی مانند سیناژن وجود دارد، تغییرات  مثبتی و سریعی ایجاد کنند.هاله معتقد است که بنیان یک استارت‌آپ باید براین اساس باشد که یک محصول  باکیفیت بسازد و آن را با قیمت خوبی بفروشد. حامدی‌فر ۱۸ سال پیش پست  مدیرعاملی سیناژن را در اختیار گرفته است.آنزمان شرکت تنها ۱۲ نفر نیروی انسانی داشته و الان سه هزار و ۵۰۰ نیروی  کار دارد و به هلدینگ با هشت شرکت تبدیل شده است. سالانه تا ۱۰۰میلیون  دلار صادرات دارویی دارد و ۵۰درصد از صادرات دارویی ایران سهم دارد.این هلدینگ طی سال‌های اخیر با راه‌اندازی شتابدهنده و حمایت از  استارت‌آپ‌ها، روندی قابل توجه در بحث دارو ایجاد کرده است. شرکت  دانش‌بنیان سیناژن داروهای بیماران ام‌اس، سرطان، نارباروری، تالاسمی،  نارسایی‌های کلیوی، پوکی استخوان، داروهای بیماران خودایمنی و… را تولید  می‌کند و تاکنون ۶۵۰ هزار بیمار خاص، از داروهای این گروه دارویی استفاده  کرده‌اند.از دیگر آمار مربوط به این شرکت می‌توان اشاره کرد که در سال ۹۷ بابت  تولید داروی ام‌اس در کشور، یک میلیارد دلار صرفه‌جویی ارزی کرده‌اند.در گفت‌وگویی که «شنبه» با  مدیرعامل سیناژن یعنی هاله حامدی‌فر داشته است، از روند حضورش در سیناژن،  سختی‌ها و مشکلات کار، حواشی موجود در بازار که شرکت او را انحصارگرا  می‌خواند، اهمیت کار با بچه‌های استارت‌آپی، شیوه اداره شرکت، اهمیت  شرکت‌های های‌تک و دانش‌بنیانی در بازار دارویی ایران و… گفته است که در  ادامه می‌خوانید.۱۸ سال پیش به‌عنوان مدیرعامل شرکت سیناژن انتخاب شدی با اینکه تجربه  مدیریت زیادی نداشتی؛ فکر می‌کنی چرا برای اینکه در پست قرار بگیری از تو  حمایت شد؟من در انستیتو پاستور با دکتر فریدون مهبودی که از بنیان‌گذاران سیناژن  است، همکاری می‌کردم. در آن زمان برای گذراندن یک دوره آموزشی به کوبا رفته  بودم و برگشتن من از کوبا هم‌زمان شد با اینکه سازمان بهداشت جهانی گرنت  داده بود برای تولید واکسن سالک.آن زمان گزارشی که از ایران به سازمان بهداشت جهانی رفته بود، این  سازمان به لحاظ علمی از پیشرفت پروژه راضی بود اما به لحاظ کیفی به شدت  ابراز نگرانی کرده بود. رشته تخصصی من تضمین کیفیت GMP (استاندارد تولید  فرآورده‌های دارویی) بود. این پروژه دکتر مهبودی بود.من به ایشان گفتم که چقدر تا گزارش بعدی وقت داریم؟ من تیرماه سال ۱۳۷۷  رسیده بودم ایران و دکتر گفت که تا آبان ماه برای ارائه گزارش بعدی وقت  داریم.یکی از چیزهایی که فکر می‌کنم در انتخاب و حمایت از من برای پست  مدیرعاملی موثر بود، برمی‌گردد به شیوه حضور من در انستیتو پاستور و  عملکردی که داشتم.آن زمان در انستیتو حدود ۴۰ نفر پرسنل حضور داشت و حداکثر سه کامپیوتر  داشتیم. من حدود ساعت شش و سی دقیقه صبح به انستیتو می‌رفتم و گزارش‌ها را  تایپ و صفحه‌بندی می‌کردم و پرینت می‌گرفتم و صفحه به صفحه به دکتر تحویل  می‌دادم که بخواند و اگر نیاز است، اصلاح بکند.در نهایت اوایل آبان‌ماه، فایلی را به ایشان تحویل دادم که موجب شد رییس  بخش واکسن سازمان بهداشت جهانی به ایران بیاید. چون از عملکرد و روند کار  راضی شده بود.در پروژه‌های دیگر هم کارهایی انجام دادیم و سه چهار سال در این حوزه  کار کردیم. این تجارب موجب شد که اعتماد و اطمینان نسبت به عملکرد من ایجاد  شود.جایی گفته بودید که در آن زمان ارز ۱۷۵ تومانی اختصاص می‌دادند و شما  روی آن حساب باز کرده بودید ولی به شما تعلق نگرفت. من همیشه می‌گویم که  ارز سوبسید مایه فساد است. اما در آن زمان برای پوشش بخشی از هزینه‌های‌مان  روی آن حساب باز کرده بودیم ولی به ما ندادند.نو بودن حوزه کاری و تکنولوژی جدیدی که استفاده می‌کردید، قائدتا جاهایی  در تضاد با ساختارهای سنتی قرار می‌گرفت؛ چه تجربیاتی از آن روزها و  تقابل‌های احتمالی در آن زمان داری؟یکی از بهترین اتفاقاتی که در آن زمان برای ما رخ داد این بود که وزارت  صنایع مرکزی را تشکیل داد به نام مرکز صنایع نوین. این مرکز مدیرانش  استثنائا در آن زمان ذات استارت‌آپی و صنایع های‌تک را می‌شناختند.در آن زمان به بانک برای گرفتن وام مراجعه کردم. قرار هم شد که وامی به  ما اختصاص پیدا کند. اما گفتند برای دستگاه و ماشین‌آلاتی که می‌خرید، این  وام به شما تعلق می‌گیرد. در حالی که ما آن وام را برای دانش فنی نیاز  داشتیم.به‌طور کلی اصطلاح «دانش فنی» یک اصطلاح جدید بود و کسی درک درستی از آن  نداشت. من توضیح می‌دادم که یک پروژه مشترک با انستیتو بزرگ آلمانی دارم و  این همکاری هزینه دارد.اما مسئولان بانکی متوجه این توضیح نمی‌شدند. تا اینکه به آنها گفتم  قضیه به این صورت است که یک نفر با یک نفر دیگر حرف می‌زند و ما باید بابت  این حرف زدن، به آن فرد پول بدهیم.به من جواب دادند که نمی‌توانند بابت اینکه یک نفر بنشیند و با یک نفر  یگر حرف بزند، به تو وام بدهیم. یعنی وام را صرفا در ازای خرید ماشین‌آلات و  دستگاه و ابزارهای فیزیکی پرداخت می‌کردند.ولی مرکز صنایع نوین در آن زمان کاری استثنایی می‌کرد و برای پروژه‌هایی  از آن دست که ما انجام می‌دادیم، بودجه‌هایی را تخصیص می‌داد. بودجه را هم  براساس پیشرفت پروژه، پرداخت می‌کرد.آنها فقط پروژه را پایش کرده، روند کار را رصد می‌کردند و براساس آن  پرداخت‌ها انجام می‌شد. با این رویکرد مرکز صنایع نوین، وامی که توانستیم  بگیریم، کمک زیادی به رشد و پیشرفت پروژه ما کرد.مبلغ آن وام چقدر بود؟ما ریسک بزرگی کردیم؛ در آن زمان، درآمد شرکت سالی ۳۰۰میلیون تومان بود  اما وامی گرفتیم که از سه سال بعد، بازپرداختش ماهی ۱۰۰میلیون تومان برآورد  می‌شد.مبلغ آن وام هم یک میلیارد و ۳۰۰میلیون تومان بود. در نهایت و با اینکه  به ثمرنشاندن تولید داروی ام‌اس و آوردنش به بازار مانند یک کابوس بود، اما  انجامش دادیم.هر چند تجربه تلخی که ما از سال ۸۹ -۹۰ درگیرش هستیم، این است که  دغدغه‌های بیزنسی یک گروهی بر دغدغه‌های ملی کشور غالب می‌شود. در بازار  دارو هم شاهد هستیم که داروهایی بی‌کیفیت با فشار و حمایت‌های عجیب و غریبی  به بازار می‌آیند در حالی که نمونه ایرانی دارو در بازار وجود دارد.به این دغدغه و چالش شما دوباره برمی‌گردم اما در اینجا می‌خواهم  برگردیم به زمانی که شما به‌عنوان مدیرعامل سیناژن انتخاب شدی؛ آن زمان این  شرکتچند نفر نیروی کار داشت؟۱۲ نفر.الان چه تعداد نیروی کار دارد و به‌طور کلی چه تغییراتی کرده است؟شرکت سیناژن ۷۲۰ نفر اما گروه دارویی سیناژن سه هزار و ۵۰۰ نفر نیروی  کار دارد. به‌طور کلی هلدینگ ما از ۸ شرکت تشکیل شده و من مدیرعامل هلدینگ  هم هستم؛ چهار شرکت تولیدی، یک شرکت بازاریابی، یک شرکت پخش و یک شرکت  مهندسی. در شهر استانبول هم یک شرکت داریم و در آنجا برای تولید داروهای  بیوتکنولوژیک سرمایه‌گذاری کرده‌ایم.سیناژن یک شرکت خصوصی و با مالیکت فردی است؟بله. ولی حرف و حدیث‌هایی هم وجود دارد که این شرکت به نهاد و ارگان‌هایی وصل است یا مالکیت آن را به عهده دارند.خیر. طی ۱۸ سال اخیر بارها این صحبت‌ها مطرح شده اما سیناژن همواره یک شرکت خصوصی بوده و به هیچ نهاد و ارگانی مربوط نیست.در مورد محصولات‌تان بیشتر صحبت کنید؛ چقدر و چه تعداد دارو تولید کرده‌اید؟ به یکی دو نمونه البته اشاره کردید.داروهای بیماران ام‌اس، سرطان، نارباروری، تالاسمی، نارسایی‌های کلیوی،  پوکی استخوان، داروهای بیماران خودایمنی و… در گروه دارویی سیناژن تولید  می‌شود.به چه تعداد بیمار تاکنون خدمات ارائه کرده‌اید یا از خدمات دارویی خاص شما استفاد کرده‌اند؟تاکنون ۶۵۰ هزار بیمار خاص، از داروهای گروه ما استفاده کرده‌اند.اوایل صحبت‌مان به ارزبری داروی ام‌اس اشاره کردید. تولدی دارو توسط شرکت شما چه میزان به صرفه‌جویی ارزی کمک کرده است؟به‌عنوان مثال تنها در سال ۹۷، یک میلیارد دلار صرفه‌جویی ارزی ایجاد  کردیم. همچنین ۱۴هزار میلیارد ریال صرفه‌جویی بیمه‌ای داشته‌ایم. چون  داروهایی که ما تولید کرده‌ایم، همگی وارداتی و با قیمت‌های بالا بودند و  اینکه در لیست بیمه قرار داشتند.داروهای ما قیمت پایین‌تری دارند و در نتیجه بیمه لازم نبود که قیمت‌های  بالا را پوشش بدهد. داروهای ما قیمت‌شان ماکسیمم ۶۰درصد قیمت برند بوده  اما طی این مدت به دلیل افزایش نرخ ارز، قیمت برند نیز همپای قیمت ارز  تغییر پیدا کرده ولی قیمت داروهای ایرانی، تغییری نداشته است.خیلی از بیمارانی که قبلا نمی‌توانستند از این داروها استفاده کنند،  الان امکان استفاده از این داروها برای‌شان فراهم شده است. شما یک هلدینگ  دارید با هشت شرکت. چقدر تاکنون در این مجموعه و برای رسیدن به اهداف و  ساخت داروها برای ارائه در بازار ایران و خارج از کشور،سرمایه‌گذاری صورت گرفته است؟آمار دقیقی نداریم؛ دلیلش هم این است که ما یک شرکت هلدینگ نداریم که  سهام‌دار همه این هشت شرکت باشد. ما گروهی از سهامداران هستیم که در این  هشت شرکت سهام داریم اما هر شرکتی مستقل است.سرمایه‌گذاری در این مجموعه‌ها از حدود سال ۸۲ شروع شده و در قالب  شرکت‌های مختلف سرمایه‌گذاری‌های متعددی صورت گرفته است. اما حقیقتا تاکنون  حجم سرمایه‌های انجام شده را جمع‌بندی نکرده‌ایم.اما مثلا جدیدترین سرمایه‌گذاری انجام شده در گروه طی دو سال اخیر، ساخت  همین ساختمانی است که الان در آن حضور داریم. در حالی که بسیاری از  ساخت‌و‌سازها و تولیدی‌ها و شرکت‌ها کارشان متوقف شده است و مهمترین  تلاش‌شان این بوده که خود را سر پا نگه دارند و پروژه جدیدی انجام  نداده‌اند، ما برای ساخت این ساختمان و گسترش کار و پیش‌بردن تعدادی از  پروژه‌های جدیدمان، ۲۰۰میلیارد تومان هزینه کرده‌ایم.سیناژن را یک شرکت خصوصی در بازار دارو می‌دانی. در همین بازار،  شرکت‌های دارویی نیمه‌دولتی هم حضور دارند؛ چه چالش‌هایی شما دارید که کمتر  متوجه شرکت‌هایی با وابستگی دولتی است؟یکی از مسائل ما همواره مسئله نقدینگی است. چون ما رویکردمان این است که  درآمدها را در خود شرکت هزینه می‌کنیم و وقتی بازار دچار تلاطم بشود،  نقدینگی گروه ما تهدید می‌شود.اما شرکت‌های نیمه‌دولتی تا حدود زیادی خیال‌شان راحت است که همواره کمک  دولتی را دریافت خواهند کرد. شرکت‌هایی هم هستند که در زمانه‌ای که درآمد  خوبی داشته‌اند، به سهام‌داران پول‌های زیادی پرداخت کرده‌اند. بنابراین  وقتی اوضاع کمی وخیم شود، از سهام‌داران می‌خواهند که به شرکت پول تزریق  کنند.اما ما نه دولتی هستیم و نه پول زیادی به سهامداران داده‌ایم. ما عمده  درآمدها را در خود شرکت سرمایه‌گذاری کرده‌ایم و کمبود نقدینگی معمولا از  چالش‌های عمده ما به‌شمار می‌رود.سهم سیناژن از بازار داروی ایران چقدر است؟سهم سیناژن خیلی متغیر است. مثلا در ارتباط با یک دارو کاه تا ۸۰درصد  بازار را در اختیار داریم و در ارتباط با دارویی دیگر ممکن است تنها ۴۰درصد  از سهم بازار را در اختیار داشته باشیم.بنابراین نوسان زیادی در مورد میزان سهم یک شرکت دارویی از بازار وجود  دارد. ضمن اینکه ۵۰درصد از صادرات دارویی کشور را گروه سیناژن انجام  می‌دهد.۱۸ سال است که مدیرعامل یکی از بزرگترین شرکت‌های دارویی ایران هستی.  این مسیر قطعا بالا و پایین زیادی داشته است؛ در این مسیر چگونه پیش  آمده‌ای؟ از تجربیاتت بگو.مسیر تولید و مسیر کار جدی در ایران، به‌طور کلی مسیری پرافت‌وخیز است.  من مسیر را معمولا به این صورت ترسیم می‌کنم؛ به این صورت که مسیری پر از  مانع را تصور می‌کنم که هنر امثال من و افرادی که قرار است که کار جدی  انجام بدهند، این است که روش‌هایی پیدا کنند که چگونه آن موانع را رد کنند.اما گذراندن موانع لذت‌بخش است چون بعضی از آدم‌ها اهل چالش هستند. اما  اگر کسی بخواهد که کار بی‌دردسر انجام بدهد و اهل چالش نباشد، واقعیت این  است که آدمی مثل من نمی‌تواند او را توجیه کند که در همین شرایط ایران  بماند و کار کند. این افراد معمولا علاقه‌مند هستند که در مسیری کم‌چالش  حرکت کنند. به همین دلیل بسیاری از آنها با تحصیلاتی که دارند، از ایران  می‌روند.می‌توانستی کارمند انستیتو پاستور باقی بمانی یا از ایران بروی. چرا در  راس یک شرکت قرار گرفته‌ای که باید برای تولید و کار جدی، از مسیری با  موانع بسیار عبور کنی؟ آیا نمی‌توانستی در جای دیگری از جهان با موقعیت  بهتری کار کنی؟اگر کسی بگوید که می‌خواهم کار بزرگی انجام بدهم، منشاء یک تحول باشم و  از خودم احساس رضایت بکنم، چنین فردی از مسیر پرچالش تولید و انجام کار جدی  نمی‌ترسد.چند وقت پیش با جمعی از دانشجویان صحبت می‌کردم؛ حرفم این بود که آدم‌ها  وقتی سنّ‌شان بالا می‌رود، با خودشان روراست‌تر می‌شوند. من تا چهار یا  پنج سال فکر می‌کردم که دلیل اینکه در ایران مانده‌ام، بخشیش به‌ خاطر  میهن‌دوستی و عرق ملی و… است.ولی الان که بیشتر فکر می‌کنم و با خودم روراست‌تر شده‌ام، علت اصلی  ماندنم در ایران را خودخواهی می‌دانم. اما این خودخواهی هم مدل خاصی دارد؛  به این صورت که خودخواهی از این دست که من دلم می‌خواهد جایی باشم که پایم  روی زمین سفت باشد.یعنی وقتی می‌خواهم در مورد نکته‌ای یا مسئله‌ای حرف بزنم و نظر بدهم،  باید این احساس را داشته باشم که عاریه‌ای و شهروند درجه دو نیستم.شاید اگر شهروند درجه دو یک کشور دیگر هم باشم اما حقوق و دریافتی خیلی  بیشتری از شهروند درجه یک بودن در کشور خودم برخوردار باشم اما حسّی که من  از انجام کار جدی و تولید در کشور خودم دارم، چیز دیگری است. دوم اینکه  باید احساس زندگی بکنم.آدم‌ها وقتی جوان‌تر هستند همواره فکر می‌کنند که زندگی این است که تند  تند درس بخوانند، کار پیدا کنند، ازدواج کنند، بچه‌دار شوند و… ولی داستان  این است که زندگی همان مسیر و لحظه‌هایی است که در یک جامعه کار می‌کنی،  ارتباط برقرار می‌کنی و… مثلا وقتی من با یک نفر ایرانی، از جنگ ایران و  عراق حرف می‌زنم و کلمه موشک‌باران را به کار می‌برم، با همین یک کلمه، یک  کتابچه از حرف و خاطره بین من و او جابه‌جا می‌شود.من این اشتراکات که معنای زندگی را می‌سازند، با شخصی غیرایرانی ندارم.  وقتی که من در حال فارغ‌التحصیلی بودم، تنها وسیله ارتباطی تلفن بود یا  اینکه در آن زمان من به همسرم که شهرستان کار می‌کرد، نامه می‌نوشتم. این  مسائل برای نسل امروز، خنده‌دار است.اما من همواره در مورد امید به تغییر حرف می‌زنم. چون فکر می‌کنم که در  دنیا و حتی در کشور ما، باید یک ترند کلی را در نظر بگیریم. یعنی نباید  براساس حوادث و مسائل امروز و فردا قضاوت کنیم.بلکه باید به یک مسیر نگاه کنیم. ما در طول مسیر است که می‌توانیم به  ایجاد تغییر امیدوار باشیم. مثلا در دوران جوانی ما فعالیت اجتماعی یا صنفی  به معنای امروزی، وجود نداشت و حتی اجازه‌اش را نداشتیم.اما وقتی به این مسیر ۲۰ ساله نگاه می‌کنم، متوجه می‌شوم که چیزها و  مسائل زیادی تغییر کرده است. شاید آن چیزی که مثلا من می‌خواستم، نشده اما  تغییرات زیادی اتفاق افتاده است.بنابراین باید دید کلی داشته باشیم. باید یک مسیر را ترسیم کنیم و در  طول یک مسیر حرکت کنیم. نباید ناامید بشویم و بگوییم که دیگر فایده ندارد.  من هیچگاه ناامید نمی‌شوم.من اهل شعر و ادبیات هستم و دوست دارم که با زبان فارسی روی افرادی با  زبان فارسی تاثیرگذار باشم. این از خودخواهی من است که به آن اشاره هم  کردم. چون نوعی ارضا و لذت شخصی برای من به همراه دارد.شاید از قبل این کار من، منافع ملی هم ایجاد بشود اما خودم می‌دانم که  اینها انگیزه‌های شخصی من است. اینکه کاری که من انجام می‌دهم، شغل ایجاد  می‌کند، فی‌نفسه لذت‌بخش است اما این ایجاد شغل وقتی در ایران اتفاق  می‌افتد، لذتش قابل‌مقایسه با جای دیگری از جهان نیست.چون برای افرادی شغل ایجاد می‌کنم که زبان‌شان را می‌فهمم، مشکلات‌شان  را درک می‌کنم و می‌توانم تصور کنم که خانه‌اش کجاست و چه مسائلی دارد.  اینها برای من لذت به‌خصوصی ایجاد می‌کند.البته من هیچگاه به هیچ احدی نمی‌گویم که در ایران بمان. اما خودم برای  ماندن، دلایل ویژه خودم را دارم. من اینجا نماندم چون می‌خواستم کارهای  بزرگی انجام بدهم، بلکه در اینجا مانده‌ام چون ماندن در اینجا حس و حال  بهتری به من می‌دهد.در حالی که خانواده‌ام ایران نیستم و می‌توانستم کنار آنها باشم.آیا نرفتن هاله حامدی‌فر از ایران، به این دلیل نبوده که جایگاهی را که الان در ایران دارد، نمی‌توانست در جای دیگری به دست بیاورد؟تاکنون دو بار فرصت خیلی جدی پیش آمد. فرصت‌های استثنایی که حتی برای  افراد خارج از کشور هم زیاد پیش نمی‌آید. اما به دلیل همان حس و حال و لذتی  که به آن اشاره کردم، در اینجا مانده‌ام.من معتقدم که اگر کسی دانشی دارد و اهل تلاش است، هیچ جا بهتر از ایران  برای کارکردن نمی‌توان پیدا کرد. چون در ایران جمعیت زیادی داریم که تعداد  قابل توجهی از آنها اصلا حال کارکردن ندارند.ضمن اینکه هزاران هزار کار انجام نشده روی زمین مانده است. در نهایت به  این نکته هم باید اشاره کنم که من اگر وارد این کار نمی‌شدم و مثلا بعد از  فارغ‌التحصیلی از ایران می‌رفتم، شاید الان چنین گروه بزرگی از شرکت‌ها را  اداره نمی‌کردم و یک هلدینگ سه هزار و پانصد نفری نداشتم.شما داروسازی خوانده‌اید و الان مدیریت یک هلدینگ را به عهده داری؛ دانش اداره این تشکیلات را چگونه به دست آورده‌ای؟من سال ۸۰ مدیریت شرکت را به عهده گرفتم و بعد از چند سال یعنی در سال  ۸۷، دوره مدیریت MBA را گذراندم. من به همه توصیه می‌کنم که زمانی وارد  دوره MBA بشوند که قبل از آن چند سالی مدیریت کرده باشند.چون گذراندن این دوره مانند آچارکشی است. قبل از آن باید پیچ و  مهره‌هایی را بسته باشی و در دوره MBA باید سفت کردن و نهایی کردن‌شان را  یاد بگیری و خطاها را برطرف کنی.به نظر من مدیریت ژنتیکی نیست اما مدیرنبودن تا حدود زیادی ژنتیکی است.  بعضی از افراد را با آموزش و چالش می‌توان مدیر کرد اما هستند افرادی که  اساسا مدیر نیستند و برای کار مدیریت ساخته نشده‌اند.چه شیوه مدیریتی خاصی در سیناژن دنبال کرده‌ای که الان بتوانی به آن اشاره کنی؟گروه دارویی ما متوسط سنی ۳۲ سال است و متوسط تحصیلات‌شان فق لیسانس  است. بنابراین اتفاقات هیجانی در مجموعه جوان ما می‌جوشد. اساس کار ما هم  براساس کار تیمی است.یکی از خوش‌شانسی‌های من این بوده که همواره عضو یک تیم خوب بوده‌ام. ما  همیشه به این نکته فکر می‌کنیم که باید روحیه تیمی را حفظ کنیم. سیناژن یک  خانواده است و مشکلات نیروهایش را مشکلات خودش می‌داند.روحیه تیمی در کار ما به این صورت است که اگر مشکلی پیش بیاید و نیاز  باشد که افراد ساعات بیشتری را در محل کارشان بمانند، اگر کسی بگوید که من  ساعت کاری‌ام تمام شده و باید بروم، درست مانند این است که مرتکب جنایت شده  است.چون اصولا ما تلاش می‌کنیم که مانند یک خانواده باشیم و همین انتظار را هم از همه نیروها داریم.شما در جایگاهی قرار داری که ما معمولا زنان کمتری را در چنین  جایگاه‌هایی دیده‌ایم؛ به تلاشت برای کسب این جایگاه و علاقه و پشتکارت  اشاره کردی. آیا اینها کافی است تا زنان بتوانند در چنین جایگاه‌هایی قرار  بگیرند؟ چون معمولا در بحث از زنان به محدودیت‌های اجتماعی و خانوادگی  اشاره می‌شود.من همیشه به یک اصل معتقدم و آن، کارکردن است. یکی از ایرادهایی که  می‌توان به زنان تحصیل‌کرده گرفت، این است که اگر پدر یا همسرشان توان مالی  بالایی داشته باشند، کار نمی‌کنند.می‌نشینند در محیط خانه و غر می‌زنند که همسرشان یا خانواده‌شان با  کارکردن آنها مخالف هستند. اما به نظر من ما در مملکتی زندگی می‌کنیم که  ضرب المثلی داریم که می‌گوید: کار مال خر است. وقتی چنین حرفی در فرهنگ ما  وجود دارد، نوعی بی‌کارگی و عدم نیاز به تلاش در افرا جامعه‌اش هم ایجاد  می‌شود.به همین دلیل کافی است که یک روزنه‌ای برای کارنکردن پیدا کنند تا  کارکردن و تلاش‌کردن را کنار بگذارند. چون این بینش در افراد ایجاد می‌شود  که زمانی باید کار کرد که احتیاج داری.در حالی که اگر زنان می‌خواهند شخصیت و جایگاه اجتماعی و اقتصادی به دست  بیاورند، هیچ ابزاری به اندازه کارکردن و تلاش‌کردن، برای آنها مفید نیست.همه افراد همواره باید با خودشان فکر کنند که در این دنیای بزرگ، چه کاره هستند؟ چرا وجود دارند؟برای خودشان و برای دیگران چه کاری می‌توانند انجام بدهند؟آیا کارکردن مهمترین ابزار برای کسب هویت اجتماعی نیست؟تجربه ثابت کرده که است. این هویت اجتماعی و اقتصادی را هم هیچ نهاد و  ارگانی به کسی هدیه نمی‌دهد. باید تلاش کرد و به دستش آورد. از سختی‌های  مسیر کارکردن در ایران هم گفتیم.همیشه هم همین‌طور بوده. مسیر تولیدکردن و کار اقتصادی کردن نه تنها در  ایران که در همه جهان سخت است. هرچند در ایران سخت‌تر است. اما زنان  هویت‌شان را می‌توانند از مسیر کارکردن تثبیت کنند.بنابراین من معتقدم که هم در مورد زنان و هم در مورد هر فرد دیگری، از  ۱۰۰درصد گلایه‌هایی که می‌کنیم، ۸۰درصد مسائل به خودمان برمی‌گردد و تنها  ۲۰درصد را باید به گردن نهادها و ارگان‌ها و جامعه و خانواده بیندازیم.  البته قبول دارم که دیدگاه‌ها نسبت به زنان منفی است.آقایان خانم‌ها را در نظر نمی‌گیرند، در حضورشان و پشت سرشان حتی ممکن  است آنها را مسخره هم بکنند، اما اگر می‌خواهیم رشد کنیم، باید نوک پیکان  انتقادات را به سمت خودمان بگیریم.چون اگر در مقابل این رفتار تسلیم بشویم، یعنی مقصر اصلی خودمان هستیم.  خود ما یعنی جامعه زنان. شکست در کار چه معنایی برایت دارد؟ اوایل صحبت‌مان  از غالب شدن خواسته‌های فردی یا گروهی خاص بر منافع ملی حرف زدیو ظاهرا از  چالش‌های شماست. در این‌جا می‌توانی به آن قضیه هم اشاره کنی.در جایی می‌خواندم که شکست برای کسی که می‌خواهد یک مسیر طولانی را طی  کند، بهترین اتفاق است. نویسنده کتاب می‌گوید: در صورت مواجه شدن با شکست،  غصه بخورید، ناراحت بشوید اما طعم آن را مزه مزه کنید چون شما از آن درس  می‌گیرید و دیگر قرار نیست اتفاق بیفتد.شاید شکست به معنایی که کارمان به اصطلاح زمین بخورد، در سیناژن اتفاق  نیفتاده باشد اما در جامعه ما نوعی از کم‌بینی وجود دارد که به دلیل همان  نکته که در مورد کارنکردن بعضی از افراد به آن اشاره کردم، این افراد سعی  می‌کنند که دستاوردهای یک گروه را که کار و تلاش می‌کنند، نادیده و دست کم  بگیرند.ما در کار خودمان بارها و بارها شنیده‌ایم که می‌گویند اینها به جایی  وصل هستند، محصول خوبی تولید نکرده‌اند، کپی‌کار هستند و… اینها دردناک  است. گاهی اوقات رقیب‌تراشی‌های عجیب و غریب ایجاد می‌کنند.در کشور ما می‌گویند که از علم، ثروت ایجاد کن یا برای قشر تحصیل‌کرده  شغل ایجاد کن و صرفه‌جویی ارزی داشته باشد و صادرات بکن و… حالا ما همه این  کارها را کرده‌ایم.اما با همه این شرایط، می‌بینیم که منافع یک شخص و گوره خاصی بر منافع  ملی مقدم می‌شود. این مسائل نوعی درد و خشم برای ما ایجاد می‌کند. انگار  بدون دلیل به شدت کتک خورده‌ایم. اما ناامید نمی‌شویم.البته نقدی هم بر سیناژن وارد است که می‌گویند این شرکت در بازار داروی  ایران انحصار ایجاد کرده است و اجازه پر و بال گرفتن را به دیگر شرکت‌ها  نمی‌دهد؛ چه پاسخی داری به این حرف‌ها بدهی؟به نظر من بزرگ‌ترین لغت خیانت‌آمیزی که طی ۱۰ سال اخیر در فضای کشورما  نسبت به مجموعه سیناژن ایجاد کرده‌اند، همین لغت و اصطلاح انحصارگرایی است.  ببینید داروی بیولوژیک مسیر تولیدش، مسیر سختی است.هر ملکولی که ما تولید می‌کنیم، پنج سال طول می‌کشد و سرمایه‌گذاری  میلیاردی و زمان‌بر نیاز دارد. اما کسانی پیدا می‌شوند که می‌خواهند همین  دارویی را که به خاطر سرمایه‌ خوابانده‌ایم و زمان صرف کرده‌ایم، از  کشورهای دیگر وارد کنند و به بازار بیاورند.در حالی که من تکنولوژی را بومی کرده‌ام، مطالعه بالینی انجام داده‌ام،  برای هر ملکول پنج سال صبر کرده‌ام و میلیاردها تومان سرمایه‌گذاری کرده‌ام  و قائدتا نباید فرد دیگری این دارو را با صرف ارز و حاضر و آماده وارد  بازار کند. وقتی معترض می‌شویم، می‌گویند که به دنبال انحصارگرایی هستید.مگر شما می‌توانید جلوی ورود شرکتی را به بازار بگیرید؟نه نمی‌توانیم و آنها دارند کارشان را می‌کنند. اما همین‌که اعتراضی  بکنیم، انگ انحصارطلبی به ما زده می‌شود. در اقتصاد، انحصارطلبی یک لغت  متضاد دارد به نام رقابت. ما باید در یک مسیر، با هم رقابت سالم داشته  باشیم.شرکت‌های دیگر می‌گویند که حاضر نیستند که مثلا پنج سال برای ساخت یک  ملکول صبر کنند. نکته دیگر اینکه دولت به ما برای واردکردن مواد اولیه  داروهای‌مان ارز نمی‌دهد اما برای واردکردن دارویی که نمونه داخلی دارد،  ارز اختصاص می‌دهد.کجای جهان این پدیده وجود دارد که کشوری برای تولیدکننده داخلی خودش، رقیب واردکننده بتراشد و اسمش را بگذارد انحصارشکنی؟!بین حرف‌هایت به سهم‌ ۵۰درصدی سیناژن از صادرات دارویی ایران اشاره کردی؛ حجم دلاری این صادرات چقدر است؟میزان صادرات ما طی یکی دو سال اخیر نوسان داشته است. مثلا در سال ۹۶ تا  بین ۱۴۰ تا ۱۵۰ میلیون دلار صادرات داشتیم اما در سال ۹۷ به خاطر تحریم،  مشکلات بانکی و ارزی، میزان صادرات ما به حدود ۹۰ تا ۱۰۰میلیون دلار کاهش  یافت.صادرات دارویی ما هم عمدتا به کشورهای منطقه، شرق آسیا و آمریکای لاتین  است. برای اروپا هم چند پروژه در نظر داریم. این نکته را هم بگویم که برای  ورود هر دارو به بازار اروپا، باید بین ۲۰ تا ۳۰ میلیون یورو سرمایه‌گذاری  کنیم.الان سایت‌های تولید ما استانداردهای اتحادیه اروپا را دریافت کرده‌اند و این گام نخست برای پیش بردن آن پروژه‌هاست.سیناژن دارو خاصی را خودش از تولید کرده یا بیشتر بومی‌سازی داروهای موجود در سطح جهان را انجام می‌دهد؟ما داروی خاص را در ایران بومی‌سازی و تولید می‌کنیم. همواره وقتی وارد  بازار تولید دارو شده‌ایم، با دومین و یا سومین تولیدکننده آن دارو در دنیا  بوده‌ایم. یعنی ساخت آن داروها در توان هر شرکتی نیست.از طرفی توسعه و تولید داروهای جدید، صرفا کار یک شرکت نیست. بلکه  زیرساخت‌های دانشگاهی، آزمایشگاهی و… در کنار هم و با هم برای تولید و  توسعه یک دارو اقدام کنند.روی شتابدهنده‌ها در اکوسیستم استارت‌آپی ایران سرمایه‌گذاری کرده‌اید؛  چرا چنین رویکردی دارید و ارتباط شرکت شما با یک استارت‌آپ چگونه تعریف  می‌شود؟ما یک شرکت بزرگ هستیم که با مدل استارت‌آپی کار می‌کنیم. ضمن اینکه  همیشه یکی از اهداف‌مان در شرکت سیناژن، توسعه تکنولوژی بوده است. همچین با  تحقیقاتی که داشتیم، متوجه شدیم که گروه‌های زیادی در کشور وجود دارند که  قدرت ایجاد شرکت یا انجام یک پروژه را دارند اما یا ما نمی‌توانیم در قالب  یک شرکت با آنها کار کنیم یا حتی شاید آنها تمایلی نداشته باشند که در قالب  شرکت با ما کار کنند.از طرفی ظرفیت‌ها و تجاربی داشتیم که دوست داشتیم در اختیار دیگران قرار  بدهیم. همچنین در کشور خواهندگانی برای تکنولوژی وجود دارند که ما  می‌توانستیم آنها را به شتابدهنده بیاوریم تا به یک محصول برسند.در آن صورت اگر خودشان توان مالی پیدا کردند، محصول‌شان را تولید  می‌کنند و به بازار می‌برند. اگر هم توان مالی نداشتند ما خودمان از  پروژه‌های‌شان حمایت می‌کنیم تا به بازار عرضه شوند. ما احساس می‌کنیم که  صنعت داروسازی ایران باید قوت بگیرد.زمان کم است و اگر در حوزه های‌تک زمان را از دست بدهید، به سختی  می‌توان به قافله رسید. بنابراین تکیه صرف بر دانش و داشته‌های سیناژن  نباید صورت می‌گرفت و ترجیح دادیم که از ظرفیت‌ها و توان دیگران هم استفاده  کنیم تا بهتر و سریع‌تر در این حوزه پیش برویم.چون بچه‌های استارت‌آپی سرعت عمل بالایی دارند و وقتی تجربه، زیرساخت‌ها  و منتورینگ ما که به نظرم مهمترین ارزشی است که به بچه‌های استارت‌آپی  می‌دهیم، به آنها اضافه شود، نتیجه کار قطعا درخشان خواهد بود.نکته مهم دیگری هم باید در حوزه استارت‌آپی مدّ نظر باشد؛ در فرهنگ  تجارتی ما این نکته وجود دارد که اگر کسی محصولی می‌سازد، از دست‌دادنش  برایش سخت و مهلک است.در حالی که در فرهنگ تجارت دنیا این اصل وجود دارد که باید محصولی را  بسازی و به قیمت خوبی بفروشی. استارت‌آپ‌های دنیا اغلب با همین ایده و هدف  ایجاد می‌شوند.به‌عنوان سوال آخر می‌خواهم بگویی که چه تصویری برای آینده سیناژن در نظر داری؟اینکه سیناژن از ایران سفیر سلامت برای همه مردم دنیا باشد.</description>
                <category>حسین حاجی زاده</category>
                <author>حسین حاجی زاده</author>
                <pubDate>Thu, 02 Apr 2020 00:33:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>صفر تا صد تولید محتوا – ۳</title>
                <link>https://virgool.io/@hosseinhajizadeh74/%D8%B5%D9%81%D8%B1-%D8%AA%D8%A7-%D8%B5%D8%AF-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-%DB%B3-ingqxwgp74nl</link>
                <description>قسمت سوم:فرمت محتوابارها شاهد آن بودیم که سلیقه مشتریان در محتوا تغییر کرده و به موجب آن تاکتیک‌های بازاریابی در تولید محتوا نیز دچار تحول شده‌اند. بنابراین بازاریابان باید دائما شیوه و اساس کار خود را تغییر دهند.قبل از پرداختن به نحوه تولید محتوا در هریک به فرمت محتوا اشاره شده، اجازه دهید با یک مثال تفاوت بین فرمت محتوا و قالب محتوا را بیان کنیم: محتوای ویدئویی یک قالب محتواست، اما این ویدئو چه فرمتی خواهد داشت؟ گزارش؟ پخش زنده؟ یا موشن‌گرافیک؟هرکدام از موارد گزارش، پخش زنده، موشن‌گرافیک و… یک فرمت محتوا محسوب  می‌شوند. حال وقت آن است که به معرفی برخی از رایج‌ترین فرمت محتوا  بپردازیم: (مقاله)Articleاغلب ما این مقالات را به وبلاگ یا مقالات وبلاگ می‌شناسیم که چندان  بی‌ربط هم نیست و از بارزترین ویژگی‌های آن تعداد کلمات بین ۱۰۰۰ تا  ۳۰۰۰کلمه، پرداختن به یک موضوع خاص و فاقد پیام تبلیغاتی بودن است که از  انواع رایج آن می‌توان مقالات چگونگی و چک لیستی اشاره کرد.(کتاب الکترونیکی)ebook احتمالا بسیار دیده‌اید که وب‌سایت‌ها کتاب‌هایی را به رایگان در اختیار  شما قرار می‌دهند، البته رایگان رایگان که خیر! حداقل یک ایمیل ناقابل در  ازای هر دانلود از شما خواهند گرفت. به این  محتوا کتاب الکترونیکی  می‌گویند و بیشتر جنبه آموزشی و کاربردی دارد. خلاصه بگویم باید محتوایی  قرار دهید که از نظر مخاطب ارزش دانلود و دادن ایمیل داشته باشد.این نحوه تولید محتوا دو فایده اصلی برای وب‌سایت شما خواهد داشت؛  جمع‌آوری دیتابیس از مخاطبان و شناساندن برند خود به عنوان مرجع علمی نزد  مخاطب.پادکستپادکست را می‌توان رادیوی شخصی شده نامید، به این صورت که این امکان را  به فرد می‌دهد تا به محتوای صوتی مورد علاقه خود در هر زمان که بخواهد، گوش  دهد. امروز با توجه به اتلاف وقت افراد در وسایل نقلیه عمومی، پشت چراغ  قرمز و… با تولید پادکست نه‌تنها  به وقت مردم احترام گذاشته، بلکه می‌توانید اثربخشی خود را نیز افزایش دهید.موشن‌گرافیکموشن‌گرافیک آنچه را که معمولا ثابت و بدون حرکت است، از طریق ترکیب  انیمیشن و طراحی گرافیک به فرمت محتوا ویدئوی دیجیتال تبدیل می‌کند. سال‌ها  این شیوه در فیلم‌های سینمایی و انیمیشن‌ها برای به حرکت درآوردن عناوین و  پس‌زمینه‌ها و دیگر کاربرد‌ها استفاده می‌شد اما با پیشرفت بازاریابی  ویدئومحور، کارکرد آن از حد فیلم‌های سینمایی و تلویزیونی پا فراتر نهاد و  به ابزاری پراهمیت و محبوب در ارائه محتوا تبدیل شد.ادامه دارد…</description>
                <category>حسین حاجی زاده</category>
                <author>حسین حاجی زاده</author>
                <pubDate>Thu, 02 Apr 2020 00:21:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>صفر تا صد تولید محتوا – ۲</title>
                <link>https://virgool.io/@hosseinhajizadeh74/%D8%B5%D9%81%D8%B1-%D8%AA%D8%A7-%D8%B5%D8%AF-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-%DB%B2-rtbgz1ynqdmp</link>
                <description>قسمت دوم : کجا را هدف بگیریمکجا را هدف بگیریمشاید باورپذیر نباشد ولی حقیقت دارد و تولید محتوا قالب‌ها و فرمت‌های گوناگونی دارد. همانطور که مثال زدم، محتوا ممکن است یک گزارش باشد، ممکن است مسابقه فوتبال باشد، ممکن است موزیکی  باشد که در حال گوش‌دادن به آن هستیم و از آن هم فراتر چیزی که به آن فکر  می‌کنیم خود یک محتواست. در این بخش با معرفی قالب‌ محتوا با ما همراه  باشید.محتوای متنیمحتوای متنیدرتحقیقات جهانی انجام شده در حوزه محتوا، همواره قالب‌ محتوا  متنی توانسته بیشترین اعتماد مخاطب را جلب کند. به همین دلیل است که  مقالات پژوهشی در قالب نوشته منتشر می‌شوند. یا در بین مجموعه‌هایی که هم  کتاب و هم فیلم آنها موجود است، کتابشان بیشتر جنبه یادگیری و فیلم بیشتر  جنبه سرگرمی را به خود می‌گیرد و به طور کلی نوشته حس اعتماد در ما  برمی‌انگیزد.محتوای صوتیمحتوای صوتیصوت و انواع جلوه‌های صوتی در بازاریابی محتوا می‌تواند تأثیر مضاعفی نسبت به قالب‌ محتوا متنی داشته باشد و به همین  دلیل در سال‌های طلایی رادیو بسیاری از محتواهای صوتی ازجمله کمدی، درام،  کنسرت‌های موسیقی کلاسیک، اخبار و گزارش‌هایی برای میلیون‌ها آمریکایی  پخش‌شده است.محتوای ویدئوییمحتوای ویدئوییاخیرا یکی از روندهای قابل‌توجه در رسانه‌های دیجیتال، تأکید بر تولید محتوای ویدئویی بوده است. بسیاری در این زمینه معتقدند که تغییر رویه به استفاده از قالب‌  محتوا ویدئویی به دلیل تغییر عادات رسانه است و این مسئله که مردم کمتر  تمایل به خواندن کلمات دارند، در این تغییر رویه بی‌تأثیر نیست.امروز مدیران بازاریابی محتوا به‌خوبی می‌دانند که با  چارچوب‌های مشخص‌شده، بهترین موضوع برای تولید محتواهای ویدئویی، تهیه  فیلم‌های آموزشی و توضیحی، مصاحبه‌های مسئولان، فیلم‌های بدون تاریخ انقضا  همچون تهیه غذا و… ویدئوهای تبلیغاتی است.محتوای تصویریمحتوای تصویریبازاریابی محتوای بصری امروز یکی از پرطرفدارترین محتواهای  بازاریابی دیجیتال است و استفاده روزافزون از رسانه‌های اجتماعی بصری مانند  فیس‌بوک، توییتر، لینکدین، پینترنست، اینستاگرام و… موجب شده تا صاحبان  کسب‌وکار و بازاریابان دیجیتال آنلاین از این نوع محتوا استفاده فراوانی  برای رسیدن به اهداف خود داشته باشند.از عوامل موفقیت محتواهای تصویری، این است که این نوع تولید  محتوا توجه‌ها را به خود جلب می‌کند و فرآیند تولید آن ساده‌تر بوده و  یکنواختی محتواهای متنی را نیز ندارد. آمارها نشان می‌دهد که محتوای  بصری۹۳درصد ارتباطات انسانی را تشکیل داده است.ادامه دارد…</description>
                <category>حسین حاجی زاده</category>
                <author>حسین حاجی زاده</author>
                <pubDate>Mon, 16 Mar 2020 12:49:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>صفر تا صد تولید محتوا – ۱</title>
                <link>https://virgool.io/@hosseinhajizadeh74/%D8%B5%D9%81%D8%B1-%D8%AA%D8%A7-%D8%B5%D8%AF-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-%DB%B1-jrdtiq6mcokq</link>
                <description>قسمت اول : از کجا شروع کنیمتولید محتواآیا واقعا همینطور است و محتوا صرفا به تولید محتوا محدود می‌شود؟ پاسخ قطعا خیر است زیرا تولید محتوا یکی از بخش‌های بازاریابی محتوا که با توجه به موضوع، لحن آن می‌تواند منجر به جذب مخاطب، جلب اعتماد او و  در مراحل بالاتر می‌تواند ابزاری برای فروش و جلب اعتماد مشتریان محسوب  شود.و اما سؤال بعدی این است: آیا تولید صرفا به محتوای متنی ختم  می‌شود؟ پاسخ به این سؤال نیز قطعا خیر است، زیرا محتوای متنی یکی از ۴قالب اصلی تولید محتوا‌ست و صوت، ویدئو و تصویر نیز دیگر قالب‌های تولید محتوا محسوب می‌شوند.حال وقت پرداختن به تعریف علمی محتوا‌ست : اگر محتوا را‌‌ «  ارائه اطلاعات با یک هدف خاص به مخاطبان از طریق یک کانال و در یک فرم خاص»  تعریف کنیم، پنج جزء اصلی این تعریف عبارتند از:اطلاعاتاطلاعاتچه ایده‌هایی را منتشر می‌کنید؟ اطلاعات، ترکیبی از مهم‌ترین  ایده‌هایی است که مخاطب باید آنها را بداند. نیاز به دانستن جزئیات کلیدی  (شواهد، توضیحات و نمونه‌ها) که از آن ایده‌ها پشتیبانی می‌کنند.هدفهدفچرا این کار را انجام می‌دهید؟ می‌خواهید مخاطبان به چه چیزی فکر کنند؟ چه احساسی داشته باشند؟ چه کاری انجام دهند؟محتوا زمانی بسیار موفق است که شما آن را برای رسیدن به یک هدف خاص طراحی کنید و با تمام منابع خود ‌روی آن هدف خاص متمرکز شوید.مخاطبمخاطببرای این محتوا مخاطب هدف شما چه کسی است؟ بسیاری از مواقع،  کسب‌وکارها و برندها بدون شناخت نیاز مخاطب و توجه به او، محتوا تولید  می‌کنند. افراد و مخاطبانی که می‌خواهید به آنها دست یابید، دغدغه‌ها و  سؤالات آنها را شناسایی کنید.کانالچگونه محتوا را به دست مخاطبان خود می‌رسانید؟ در شبکه‌های  اجتماعی؟ وبلاگ خودتان یا وبلاگ‌های پربازدید؟ همه اینها بستگی به حضور  مخاطب شما دارد. اگر مخاطبانتان بیشتر در اینستاگرام حضور دارند، تمرکز  اصلی‌تان باید روی اینستاگرام باشد، نه وبلاگ و نه سایر شبکه‌های اجتماعی.کانالفرمچگونه روابط خود با مخاطب را در آخرین حالت نمایش می‌دهید؟ پس  از انتخاب کانال‌ها، نوبت به نوع محتوا می‌‌رسد. ویدئو، پست وبلاگ، مقاله  یا پادکست؟ کدام‌یک؟ چگونه می‌توانید به بهترین نحو ممکن پیامتان را به گوش  مخاطب برسانید؟ادامه دارد…</description>
                <category>حسین حاجی زاده</category>
                <author>حسین حاجی زاده</author>
                <pubDate>Sun, 15 Mar 2020 15:28:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۱۰ پادکست مفید در حوزه کارآفرینی و استارتاپ</title>
                <link>https://virgool.io/@hosseinhajizadeh74/%DB%B1%DB%B0-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D9%81%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-ncfkts7atoei</link>
                <description>امروزه نقش و اهمیت پادکست‌های حوزه کسب‌وکار در افزایش آگاهی و دانش  کارآفرینان بر هیچ کس پوشیده نیست؛ اما انتخاب پادکست‌های مفید و ارزشمند  به یکی از دغدغه‌های بزرگ کارآفرینان تبدیل شده است.در عصر اطلاعات که محتوا پادشاه است، ما شاهد رشد و شکل‌گیری محتوا‌های  گوناگون (دیداری، صوتی و …) هستیم. پادکست‌ها به عنوان محتواهای صوتی از  این موضوع مستثنی نیستند. بنابراین در میان انبوهی از اطلاعات، انتخاب  محتواهای ناب و دست اول کار سخت، پیچیده‌ و زمان‌بر برای افراد به ویژه  کارآفرینان شده است؛ زیرا کارآفرینان به دلیل مشغله‌های فکری و کاری  نمی‌توانند زمان زیادی را به جستجو منابع مختلف برای پیدا کردن محتواهای با  کیفیت بگذارند. به همین دلیل معرفی محتوای با کیفیت و ناب تبدیل به یک  ضرورت برای کارآفرینان شده است.بنابراین در این مقاله، ما قصد داریم با بررسی منابع گوناگون و ارزیابی  محتوایی آن‌ها مجموعه‌ای از پادکست‌های با کیفیت را گزینش و به کارآفرینان و  علاقه‌مندان به حوزه استارتاپ و کسب‌وکار معرفی نماییم.اگرچه تعداد محتوای ارائه شده در قالب پادکست در جهان بسیار زیاد است،  در این مقاله به ۱۰ نمونه از بهترین پادکست‌ها در حوزه‌های مختلف اشاره  می‌کنیم.۱) How to Start a Startupپادکست “How to Start a Startup”  شامل مجموعه‌ای از سخنرانی‌های سَم آلتمن (Sam Altman)، مدیر شتاب‌دهنده  وای‌سی (Y Combinator)، و سایر افراد حاضر در این مرکز است؛ سخنرانی‌هایی  که قبلاً در دانشگاه استنفورد ارائه شده بودند و اکنون در اختیار همه مردم  جهان قرار گرفته است.در این مجموعه موضوع‌های مهم و اساسی درباره چگونگی انجام اولین مراحل  راه‌اندازی یک استارتاپ شامل ایده‌پردازی و ارزیابی ایده، تیم‌سازی، نحوه  گزینش و استخدام افراد، ساختن محصول، استراتژی کسب‌وکار بازاریابی و فروش و  … ارائه می‌شود. مطالب این پادکست برای کارآفرینان تازه‌کار و علاقه‌مند  به مفاهیم استارتاپ بسیار مفید است و می‌توانند از ایده‌های عالی آن در  کسب‌وکار خود استفاده کنند.۲) This Week in Startupsدر پادکست “This Week in Startups”  جیسون کلاکنیس (Jason Calacanis)، سرمایه‌گذار فرشته و کارآفرین آمریکایی،  به همراه گروهی از مهمانان متخصص و با تجربه، خلاصه اخبار هفتگی مرتبط با  استارتاپ‌ها را پوشش می‌دهند. جیسون به شنوندگان خود یک بینش عمیق درباره  نحوه فعالیت سرمایه‌گذران فرشته و راه‌‌های ساختن یک شرکت را ارائه  می­‌کند. همچنین او با انجام مصاحبه با شرکت‌های بزرگ و کارآفرینان برجسته،  شنوندگان را از وضعیت حال و آینده صنعت تکنولوژی آگاه می‌سازد.اگر به دنبال راه‌اندازی شرکت خودتان هستید؛ اگر به راهبردهایی برای  بهبود عملکرد کسب‌وکارتان نیاز دارید؛ اگر به دنبال ایجاد انگیزه برای  تیمتان هستید و یا اینکه صرفاً می‌خواهید اخبار سیلیکون‌ولی و سایر مراکز  استارتاپی را دنبال کنید، مطالب ارائه شده در این پادکست می‌تواند برای شما  مفید باشد.۳) How I Built Thisپادکست “How I Built This” توسط مجری، سازنده و سردبیر سه برنامه معروف رادیویی کانال NPR یعنی گای راز (Guy Raz) اجرا می‌شود. او در هر قسمت از این پادکست به  داستان برخی از شرکت‌های شناخته شده جهان می‌پردازد. دقت عمل او در مصاحبه  با کارآفرینان برجسته و پرداختن به جزییات باعث شده است تا صرفاً به یک  زندگینامه معمولی گوش ندهید.با گوش دادن به این پادکست یاد می‌گیرید که کارآفرینان بزرگ چگونه  توانسته‌اند مسیر کسب‌وکار خود را طی نمایند؛ چگونه بر مسائل و مشکلات پیش  آمده در این مسیر غلبه کرده‌اند و در نهایت چگونه بین استرس کار، تیم،  خانواده و شرکت خود تعادل ایجاد کرده‌اند.۴) Mixergyپادکست “Mixergy”  دوره‌های رایگان برای کارآفرینان تازه‌کار، یعنی افرادی که قصد راه‌اندازی  کسب‌وکار خود را دارند، ارائه می‌کند. تمرکز اصلی این پادکست بر روی  استارتاپ‌ها و مراحل رشد اولیه آن‌هاست. بنابراین در مصاحبه‌های انجام شده  در این پادکست، سؤال‌هایی درباره موفقیت و شکست کارآفرینان مشهور پرسیده  می‌شود. تجربیات ارزنده این کارآفرینان دربرگیرنده نکات ارزنده‌ای است که  می‌تواند مسیر راه‌اندازی یک استارتاپ را برای کارآفرینان تازه‌کار هموار  سازد.۵) The Tim Ferriss Showهمه آنچه که شما باید درباره کارآفرین شدن بدانید، در پادکست “The Tim Ferriss Show”  ارائه شده است. تیم فریس (Tim Ferriss)، کارآفرین، نویسنده و سخنران مطرح  آمریکایی، در این مجموعه به بررسی راهکارهایی برای کسب موفقیت بیشتر در  زندگی و مصاحبه با افراد موفق جهان در حوزه‌های مختلف می‌پردازد. نکته جالب  این است که او برخلاف سایرین مصاحبه خود را تنها به کارآفرین‌ها محدود  نکرده و از بازیگران، ورزشکاران، خواننده‌ها و هر فردی که موفقیتی را به  دست آورده است، استفاده می‌کند.۶) The School of Greatnessپادکست “The School of Greatness”  با بیش از ۴۰ میلیون دانلود یکی از بهترین پادکست‌ها در حوزه رشد فردی  است. لوئیس هوز (Lewis Howes) نویسنده کتاب‌های پر فروش مکتب عظمت (The  School of Greatness) و نقاب مردانگی (The Mask of Masculinity) این برنامه  رادیویی را اجرا می‌کند. او در این پادکست به رازهای موفقیت افراد بزرگ و  نحوه به کار بستن آن‌ها در زندگی می‌پردازد. هوز در این پادکست به دنبال  این است که داستان‌های الهام بخش از درخشان‌ترین کارآفرینان، ورزشکاران و  بازیگران مشهور جهان ارائه دهد.۷) Eventual Millionaireدر پادکست “Eventual Millionaire”  جیمی مسترز (Jaime Masters)، مربی کسب‌وکار و نویسنده، بیش از ۳۵۰ مصاحبه  با کارآفرینان میلیونر و بیلیونر برگزار کرده است تا داستان خودشان را با  شنوندگان علاقه‌مند به حوزه کارآفرینی و ثروتمند شدن به اشتراک بگذارند.  بینش و تفکر این کارآفرینان می‌تواند چراغ راه بسیاری از کارآفرینان  تازه‌کار و علاقه‌مندان به حوزه کسب‌وکار باشد. به طوری که بتوانند به  راحتی از موانعی که در مسیر پر فراز و نشیب کارآفرینان به وجود می‌آید،  عبور کنند و تصمیم‌های مهمی را برای رسیدن به موفقیت‌شان بگیرند.۸) EntreLeadershipگوش دادن به محتوای پادکست “EntreLeadership”  لازم و ضروری برای همه کارآفرینانی است که می‌خواهند بر مهارت‌های کلیدی  رهبری تسلط پیدا کنند. مصاحبه‌های ارائه شده در این پادکست توسط کن کولمن  (Ken Coleman)، نویسنده و مجری، اجرا می‌شود و از مهم‌ترین مهمان‌های این  برنامه می‌توان به مارک کیوبن (Mark Cuban)، کارآفرین و سرمایه‌دار  آمریکایی و سایمون سینک (Simon Sinek)، نویسنده، مشاور سازمانی و سخنران  انگیزشی آمریکایی، اشاره نمود. ارائه موضوع‌های تفکر برانگیز و توصیه‌های  مفید در مصاحبه‌ها یکی از ویژگی‌های شاخص این پادکست است.بنابراین اگر می‌خواهید به یک رهبر عالی در کسب‌وکار خود تبدیل شوید، محتوای این پادکست را گوش دهید. ۹) The Art Of Charmکارآفرینان برای رشد و توسعه کسب‌وکار خود بیش از هر چیز دیگری به  ارتباط و تعامل با دیگران نیاز دارند. بنابراین این پادکست نکات و  راهکارهای کلیدی را در زمینه نحوه ارتباط با دیگران و پویایی انسان به  شنوندگان ارائه می‌کند.محتوای پادکست “The Art Of Charm”  نتیجه ۱۱ سال تجربه مربیگری ِای‌جی هاربینگر (AJ Harbinger) و جانی دزوبک  (Johnny Dzubak) در بوت‌کمپ‌های مشهوری است که میزبان افراد بسیاری از  سراسر جهان در شهر لوس آنجلس بودند.اگر ارتباط و تعامل با دیگران در مسیر کسب‌وکارتان به یک چالش بزرگی تبدیل شده است، می‌توانید از محتوای این پادکست استفاده کنید.۱۰) HBR Idea Castبرای افرادی که وقت کافی برای شرکت در دوره‌های Harvard Business Review را ندارند، یادگیری HBR Ideacast  که شامل مباحث و مصاحبه‌های متعدد با متفکرین برتر جهانی در حوزه  کسب‌و‌کار و مدیریت می‌باشد، بسیار هیجان انگیز خواهد بود. در این پادکست  حضور مهمانانی چون اریک اشمیت (Eric Schmidt) از گوگل موجب می‌شود که شما  از دیدگاه آن‌ها درباره موضوع‌هایی چون نحوه مدیریت استعدادها، ایجاد  خلاقیت و … مطلع شوید.</description>
                <category>حسین حاجی زاده</category>
                <author>حسین حاجی زاده</author>
                <pubDate>Sun, 15 Mar 2020 15:02:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آمریکا چگونه با یادگیری ماشین و کلان داده می‌خواهد جلوی دور زدن تحریم نفتی ایران را بگیرد؟</title>
                <link>https://virgool.io/dataio/%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D9%88-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF-%D8%AC%D9%84%D9%88%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D8%B1-%D8%B2%D8%AF%D9%86-%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D9%86%D9%81%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D8%AF-lfszklwrmhpd</link>
                <description>در سال‌های اخیر تعداد ماهواره‌هایی که از سطح زمین تصویر جمع‌آوری  می‌کنند به شدت افزایش یافته است. در حال حاضر تعداد تصاویر جمع‌آوری شده  توسط این ماهواره‌ها به ۴۰ میلیون تصویر در روز رسیده است. این خبر خوبی  برای نفتکش‌های ایرانی نیست.۶ سال پیش در زمان تحریم‌ها، دریا‌های آزاد مکان خوبی برای نفتکش‌های  ایرانی بودند تا از طریق آن‌ها بتوانند تحریم‌ها را دور بزنند. اما  هم‌اکنون پنهان شدن در دریا‌ها سخت‌تر شده است.متخصصان داده کشتی‌ها را به وسیله ترکیب تصویر برداری زنده از زمین و  اطلاعات حمل و نقل ردیابی می‌کنند. آن‌ها با ترکیب این داده‌ها مدل ریاضی  از آن درست می‌کنند که به آن آنالیز کلان داده یا یادگیری ماشین می‌گویند.الگوریتم‌های پیچیده در این مدل‌های ریاضی می‌توانند ردیابی این تمام  کشتی‌های جهان را بدون دخالت انسان براحتی انجام دهند. استارتاپ‌های  مانند:WINDWARD، TankerTracker و KAYRROS با استفاده از این مدل‌های ریاضی،  الگویی از سفر‌ها و فعالیت‌های کشتی‌ها و نفتکش‌ها در اطراف بنادر درست  می‌کنند.هر چه داده‌های بیشتری به این الگوریتم‌ها داده شود پیش بینی رفتار  کشتی‌ها دقیق‌تر می‌شود. به طور مثال اگر یک نفتکش از مسیر پیش بینی شده  خارج شود سیستم به صورت اتوماتیک هشدار خواهد داد. به همین دلیل  مکانیزم‌های گذشته دور زدن تحریم توسط نفتکش‌ها ممکن است در حال حاضر کار  نکند.در گذشته اگر نفتکشی می‌خواست شناسایی نشود سیستم شناسایی خودکار خود را  خاموش می‌کرد یا حتی می‌توانست سیگنال شناسایی خودکار خود را جعل کند.  تنها راه شناسایی چنین نفتکش‌هایی مشاهده کردن دائمی آن‌ها است که در حال  حاضر با پیشرفت تکنولوژی چه از لحاظ تعداد ماهواره‌ها و چه از لحاظ  نرم‌افزار‌ هوشمند و خودکار اجرایی شده است.با استفاده از تصویربرداری مدرن ماهواره‌ای ‌می‌توان نفتکشی را که تغییر  مسیر داده یا سیستم شناسایی خودکار خود را خاموش یا جعل کرده دنبال کرد.  حتی می‌توان از اندازه سایه نفتکش میزان وزن بار آن را محاسبه کرد در نتیجه  از تخلیه یا بار زدن نفتکش مطمئن شد.حتی با تکنیک‌های مشابه می‌توان مقدار و ظرفیت مخازن ذخایر نفتی را شناسایی کرد تا بتوان صادرات نفت را ردیابی کرد.البته کسانی که می‌خواهند تحریم صادرات نفت ایران را دور بزنند راه‌های  خود را پیدا می‌کنند. به طور مثال می‌توانند نقاط تاریک را شناسایی کنند که  ماهواره‌ها در زمان‌های خاص آن را پوشش نمی‌دهند، سپس سیستم شناسایی خود  را خاموش کنند تا در سایت‌های حمل و نقل ببیند که شناسایی شده‌اند یا نه.  با اینکه راه‌های دور زدن تحریم سخت‌تر شده با این حال این بازی تازه شروع  شده است.SOURCE: Wall Street Journal</description>
                <category>حسین حاجی زاده</category>
                <author>حسین حاجی زاده</author>
                <pubDate>Wed, 12 Feb 2020 01:11:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۱۸ اشتباهی که منجر به نابودی استارتاپ‌ها می‌شوند</title>
                <link>https://virgool.io/@hosseinhajizadeh74/%DB%B1%DB%B8-%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%87%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%AC%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE%D9%87%D8%A7-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AF-scav9q72hdv7</link>
                <description>۱. نداشتن هم‌بنیان‌گذاربیشتر استارتاپ‌هایی که موفقیت را تجربه کرده‌اند، حداقل دو  هم‌بنیان‌گذار داشته‌اند و این موضوع اتفاقی نیست. شروع یک استارتاپ به  تنهایی کار بسیار دشواری است و شانس کمی در آن وجود دارد. حتی اگر از پس  حجم کار بر بیایید، برای طوفان فکری و مشورت در تصمیم‌ها به فردی دیگر نیاز  دارید. همچنین حضور چند بنیان‌گذار در کنار هم، باعث ایجاد انگیزه در  هرکدام از آن‌ها می‌شود و تلاش می‌کنند تا یکدیگر را سربلند کنند.۲. موقعیت بد جغرافیایییک خانه را تصور کنید. شما می‌توانید همه‌ جزئیات خانه را تغییر دهید؛  اما نمی‌توانید محل آن را عوض کنید. به همین ترتیب، اگر استارتاپ شما در  شهر یا محل نامناسبی قرار دارد، شما نمی‌توانید محیط آنجا را عوض کنید.  بنابراین بهتر است به جای بهتری نقل مکان کنید. برخی موقعیت‌های جغرافیایی  به دلیل حضور متخصصان و وجود فرصت‌ بیشتر انتخاب بهتری هستند و استارتاپ‌  شما رونق بیشتری خواهد گرفت.۳. بازار حاشیه‌ای کوچک با سود کمدرست است که بسیاری از استارتاپ‌ها بخشی از بازار را هدف می‎‌گیرند که  دست نخورده باشد. اما همین بخش دست نخورده‌ بازار، به دو بخش ناچیز و  ارزشمند تبدیل می‌شود. بنابراین مهم است که استارتاپ‌ها حوزه‌ای ارزشمند را  انتخاب کنند.با انتخاب بازاری مبهم و در حاشیه، استارتاپ نیز به حاشیه می‌رود. عموما  این حالت زمانی رخ می‌دهد که بنیان‌گذاران استارتاپ قصد دارند تا رقبای  کمتری داشته باشند و فکر می‌کنند که این بازار امن‌تر است. توجه داشته  باشید که اگر از رقابت با سایرین واهمه دارید، این راه درست مقابله با آن  نیست.۴. ایده تقلیدیایده‌ی شکل‌گیری بسیاری از استارتاپ‌ها، تقلیدی از یک شرکت یا استارتاپ  دیگر است. درست است که این مورد هم یکی از منابع ایده محسوب می‌شود، اما  بهترین آن‌ها نیست. بیشتر استارتاپ‌های موفق از یک مشکل حل‌نشده در جامعه  ایده گرفته‌اند. مشکلی که خود بنیان‌گذاران آن را تجربه کرده بودند.۵. مقاومت در تغییر نگرششروع و ساخت یک استارتاپ، مانند کسب مدال طلای المپیک نیست که راه و  برنامه‌ی مشخصی داشته باشد. مسیر موفقیت یک استارتاپ، پستی و بلندی‌های  بسیاری دارد و نمی‌توان با یک برنامه‌ی روتین، از ابتدا تا انتهای آن پیش  رفت. بنابراین لازم است گاهی از برنامه‌ خود خارج شوید و یا حتی ایده‌  قدیمی خود را تغییر دهید.۶. استخدام برنامه‌نویسان بدبرای تشخیص برنامه‌نویس خوب از برنامه‌نویس بد، نیاز است تا برنامه‌نویس  خوبی باشید یا چنین کسی را در تیم خود داشته باشید. بسیاری از  بنیان‌گذاران هیچ پیش‌زمینه فنی ندارند. بنابراین در تشخیص فرد مناسب نیز  دچار مشکل خواهند شد. برنامه نویسان استثنایی اندک‌اند. بنابراین شانس هم  در استخدام افراد مناسب دخیل است.۷. انتخاب پلتفرم اشتباهانتخاب ساختار و پلتفرمی که خدمات استارتاپ بر بستر آن ارائه می‌شود، از  اهمیت بسیاری برخوردار است. به عنوان مثال، بسیاری از استارتاپ‌های آمریکا  در دهه‌ی ۹۰ میلادی، با انتخاب پلتفرم ویندوز شکست خوردند. بخش اعظمی از  این مشکل می‌تواند با استخدام افراد فنی و برنامه نویسان حرفه‌ای، حل شود.۸. کند بودن در را‌ه‌اندازی کارقبل از راه‌اندازی استارتاپ، همیشه این سوال برای بنیان‌گذاران وجود دارد که: آیا نیازی به وجود استارتاپ آن‌ها هست؟اما هر چه قدر دیرتر استارتاپ خود را راه‌اندازی کنید، دیرتر هم به جواب  این سوال می‌رسید. همچنین وجود بازه مشخص برای راه‌اندازی، شما را مجبور  می‌کند کارها را به موقع تمام کنید.۹. عرضه و راه‌اندازی زودهنگاماز نگاهی دیگر اگر خیلی زود شروع به کار کنید، ممکن است به اندازه‌ کافی  برای رشد آماده نباشید. در حالت بدتر ممکن است که محصول خود را ناقص ارائه  دهید.۱۰. نداشتن کاربر مشخصآیا فکر می‌کنید که در نهایت عده‌ای از مردم به محصول شما علاقه خواهند  داشت و آن را استفاده می‌کنند، اما هنوز نمی‌دانید آن‌ها دقیقا چه افرادی  هستند؟ این تفکر باعث شکست استارتاپ و محصول شما می‌شود. زیرا شاید  مشتریانی که شما فکر می‌کنید وجود نداشته باشند. بنابراین حتما چک کنید که  کاربران شما چه کسانی هستند.۱۱. جذب سرمایه اندکواضح است که با پول اندک، قادر به تامین کامل هزینه‌های خود نخواهید  بود. همچنین شاید نتوانید محصول خود را با تمامی ویژگی‌هایی که برای آن در  نظر گرفته‌اید، ارائه دهید. در هر مرحله‌ای که هستید، مقدار سرمایه دریافتی  شما باید بتواند شما را یک مرحله دیگر جلو ببرد.۱۲. خرج بیش از اندازهخرج کردن سرمایه در مواقعی که نیازی به خرج کردن نباشد، می‌تواند موجب  شکست شما گردد. به خصوص زمانی که به قدری رشد نکرده‌اید که اعداد و ارقام  لازم برای جذب سرمایه بعدی را داشته باشید. در این مواقع تمام شدن منابع  مالی به معنی نابودی استارتاپ است.۱۳. جذب سرمایه بیش از اندازهجذب مقدار زیادی از سرمایه، باعث می‌شود شما احساس کنید که موفقیت بزرگی  نصیبتان شده است. در حالی که هنوز کار خیلی مفیدی انجام نداده‌اید. یادتان  باشد که شما باید بیشترین تاثیر را بر کاربران خود بگذارید و نه  سرمایه‌گذاران.۱۴. مدیریت بد سرمایه‌گذاراگر قرار است یکی از دو گروه سرمایه‌گذاران یا مشتریان را راضی و خشنود  نگه دارید، همیشه مشتریان را انتخاب کنید. در نهایت اگر مشتریان شما راضی  باشند، سرمایه‌گذاران نیز خوشحال خواهند بود.۱۵. قربانی کردن کاربر برای سودشما همیشه می‌توانید مقدار زیادی پول دربیاورید. اما همیشه فرصت راضی  کردن کاربران خود را ندارید. پس باید ابتدا آن چیزی را که مردم می‌خواهند،  ارائه دهید. به عنوان مثال، گوگل(Google) در ابتدای کار، سرویس جستجوی خود  را به مردم ارائه کرد. سپس تصمیم گرفت تا چگونه از آن درآمدزایی کند.۱۶. بیرون گود نشستنهمه‌ی مشکلات شما با کدنویسی حل نمی‌شود. کسب‌وکارها بر پایه‌ روابط  ساخته می‌شوند. بنابراین لازم است تا بیرون بروید، با افراد مختلف آشنا  شوید و با کاربران خود ارتباط برقرار کنید.۱۷. دعوا میان هم‌بنیان‌گذاراندرگیری بین هم‌بنیان‌گذاران مشکل رایجی در استارتاپ‌ها است. اکثر  بنیان‌گذاران افراد جاه‌طلب و بلندپروازی هستند. به همین دلیل وجود  اختلاف‌نظر و ناسازگاری بسیار محتمل است.۱۸. تلاش نصفه نیمهعدم قاطعیت از مسیر موفقیت استارتاپ و انتهای آن، مورد عجیبی نیست. اگر  احساس می‌کنید که گزینه‌های دیگری به غیر ساختن استارتاپ در زندگی دارید،  احتمالا به طور ذهنی به آن‌ها وابسته می‌شوید و به طور کامل به استارتاپ  خود توجه نمی‌کنید.</description>
                <category>حسین حاجی زاده</category>
                <author>حسین حاجی زاده</author>
                <pubDate>Tue, 11 Feb 2020 21:47:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حمایت صندوق نوآوری و شکوفایی از حضور شرکت های دانش بنیان در نمایشگاه دریایی بندرعباس</title>
                <link>https://virgool.io/@hosseinhajizadeh74/%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%B5%D9%86%D8%AF%D9%88%D9%82-%D9%86%D9%88%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%B4%DA%A9%D9%88%D9%81%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%A8%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D9%86%D8%AF%D8%B1%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3-sdjxjko9qlfx</link>
                <description>معاون توسعه صندوق نوآوری و شکوفایی، گفت: صندوق نوآوری از حضور شرکت‌های دانش بنیان در نمایشگاه دریایی بندرعباس تا 70 درصد هزینه‌های ساخت و اجاره غرفه‌ها تا سقف 10 میلیون تومان به صورت بلاعوض حمایت خواهد کرد..✳دکتر سیاوش ملکی‌فر در نشست خبری که امروز در محل سازمان مدیریت صنعتی در رابطه با نمایشگاه بین المللی دریایی که در روزهای پنجم تا هشتم آذر ماه جاری در بندرعباس برگزار خواهد شد، عنوان کرد: توسعه صنایع دریایی در اقتصاد دانش بنیان، مستلزم توسعه زیست بوم نوآوری دریایی است. سال‌هاست که گفته می‌شود دولت، صنعت و دانشگاه باید دست به دست هم دهند تا پیشرفت حاصل شود، اما اخیرا متوجه شده‌ایم که برای پیشرفت، کنار هم قرار گرفتن این سه نهاد کافی نیست..◀وی تصریح کرد: همیشه به دنبال این بودیم که چرا دانشگاه‌ها نمی‌توانند با صنعت ارتباط خوبی برقرار کنند؛ متوجه شدیم که این حوزه نیازمند توجه بیشتر به جزییات است؛ در همین خصوص تشکیل شرکت‌های دانش بنیان و استارت آپ‌ها امر بسیار مهمی‌ بود، لذا زیست بوم نوآوری به وجود آمد. این اکوسیستم بازیگران بسیاری دارد که علاوه بر شرکت‌های فناور، دانش بنیان، استارت آپ‌ها و...، واحدهای پژوهشی و دانشگاهی، نهادهای سیاست‌گذاری و قضایی نیز در این زیست بوم جای دارند..◀ملکی‌فر ادامه داد: در این زیست بوم نهادهای مالی مانند صندوق نوآوری و شکوفایی، صندوق‌های پژوهش و فناوری، بانک‌ها و... نیز حضور دارند؛ نکته بسیار مهم برای پیشرفت این اکوسیستم کنار هم قرار گرفتن تمام نهادهای موجود است. از همین رو یکی از بازیگران اصلی این اکوسیستم نهادهای شبکه‌ساز هستند، چرا که توانایی متصل کردن سایر نهاهای اکوسیستم نوآوری به یکدیگر را دارند..◀معاون توسعه صندوق نوآوری و شکوفایی، یادآور شد: از برگزارکنندگان و کارگزاران رویدادها و نمایشگاه‌ها انتظار داریم که در رویدادهای مختلف بتوانند به بهترین نحو شبکه‌سازی را انجام دهند؛ بنابراین نمایشگاه‌ها را یکی از عناصر اصلی این زیست بوم می‌دانیم، چرا که هدف نمایشگاه‌ها شبکه‌سازی و توسعه همکاری با سایر بازیگران زیست بوم نوآوری است..◀ملکی‌فر گفت: صندوق نوآوری و شکوفایی که بر اساس قانون حمایت از شرکت‌ها و موسسات دانش بنیان تاسیس شده است، وظیفه اصلی خود را حمایت و تامین مالی شرکت‌های دانش بنیان می‌داند. از همین رو برای اینکه شرکت‌های دانش بنیان بتوانند پیشرفت کنند، ابزارهای مختلفی را در نظر گرفته‌ایم. یکی از مهمترین خدماتی که با نمایشگاه پیش رو نیز همخوانی دارد، رویکرد صندوق نوآوری در خصوص توسعه بازار شرکت‌های دانش بنیان است.</description>
                <category>حسین حاجی زاده</category>
                <author>حسین حاجی زاده</author>
                <pubDate>Thu, 24 Oct 2019 15:00:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زمینه های مشارکت دربیست و یکمین نمايشگاه بين‌المللی دريايي جمهوری اسلامی ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@hosseinhajizadeh74/%D8%A8%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DB%8C%DA%A9%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D9%8A%D9%86%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D9%8A%D8%A7%D9%8A%D9%8A-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-j0jt1slrvt2d</link>
                <description>بنادر و کشتيرانیزير ساخت بندر، توسعه و ساخت بنادر، ترابری بندری، تأسيسات تخليه و  بارگيری، کشتيرانی، خطوط و نمايندگی کشتيرانی، سيستم تدارکات وپشتيبانی  بندر، خدمات ترافيکی کشتی ها، سيستم جابجايي کانتينرها، سيستم جابجايي  کالاهای خشک،تجهيزات ا يمنی وا نبارداریصنايع ساخت و تعمير کشتیانواع شناورهای کانتينری، فله بر، چند منظوره ،جنرال کارگو، گازبر LNG،  LPG، شناورهای مسافربری و تفريحی، شناورهای خدمات ساحلی همچون لايروب، يدک  کش، سوخت رسان، گشت ساحلی، خدماتی، بارج، لندينگ کرافت، انواع شناورهای  صيادی و ماهيگيری، انواع شناورهای نظامی، شناورهای مدرن هاورکرافت،  اکرانوپلن و ...صنايع فراساحلیسکوها و تأسيسات نفت و گاز، تجهيزات انتقال و نصب سکوها، لوله گذاری درياخدمات دريايي و بندريلايروبی، روش های مختلف لايروبی، تجهيزات و ادوات لايروبی، سوخت رسانی،  تأمين نيروی انسانی دريانورد، راهبری و هدايت شناورها در لنگرگاهسازندگان و تأمين کنندگان تجهيزات درياييتجهيزات و وسايل عرشه، لنگرها و تجهيزات مربوطه ، مواد آلياژی، تجهيزات  حفاظت و نگهداری، انواع عايق ها و پوشش ها، تجهيزات مخابراتی، فناوری EPD و  رادارها و سيستم های حساس، سيستم مانيتورينگ، سيستم کنترل، هدايت و ناوبری  دريايي، سيستم هدايت کشتی، نرم افزاری و سوئيچينگ، سیستم تجهیزات راهبری  کشتی، تجهیزات حفاظتی و دفاعی کشتی، تکنولوژی برق فشار قوی، ژنراتورها  ،ترانسفورماتورها، مبدل ها، سیستم روشنائی، تجهیزات جوش و برش، عایق های  صوتی و حرارتی، سیستم های به آب اندازی شناور، لوله و اتصالات، تهویه و  هواکش ها، جرثقیل ها، تجهیزات کنترل کیفیت و DNT ، تعمیر و نگهداری  موتورها، سوخت و باطری موتورها، جعبه دنده ها، موتورهای دو زمانه، سیستم  های موتوری، پروانه ها، شافت، ابزار و قطعات، سیستم های هوای فشرده،  کمپرسورها، سیستم تخلیه گاز ،سوختگیری، تجهیزات هیدرولیکی، سیستم هواکش،  لوله ها و فیلتر ها، تعمیرگاه های، شناور، تکنولوژی EDP ، فناوری بالابری و  جابجائی، تجهیزات اندازه گیری فلزات و فلز کاری، قفسه ها، تجهیزات نظافت  کشتی، ابزارالات و مواد اوليه کابين ها، سيستم های تهويه مطبوع و هواکش ها و  سيستم های خنک کننده، تکنولوژی حفاظت محيط، سيستم های اطفاء حريق، سيستم  های تصفيه آب، سيستم های گرمايشی، دستگاه های موازنه، پمپ ها، تجهيزات  حفاظتی .خدمات مشاوره و مهندسیطراحی، مهندسی و مديريت پروژه های دريايي، مهندسی خريد، مهندسی دريايي،  مشاوره، آموزش و تحقيقات، امور مالی، تکنولوژی اطلاعات، بيمه، دفاتر گمرکی،  بازاريابی و بازرگانیتحقيقات و آموزش درياييمهندسی دريا، مهندسی سواحل، مهندسی سازه های دريايي، اقيانوس شناسی و  حفاظت محيط زيست، آزمايشگاهها و مراکز تحقيقاتی مرتبط با دريا، شيلات، سنجش  و ثبت اطلاعات دريايي، تاسيسات ساحلی مورد نياز، سيستمها و تجهيزات  اکتشافات دريايي، سيستم ها و تجهيزات تحقيقات درياييقوانین، استانداردها و کنوانسیون های بین المللیموسسات رده بندی، کلوپ ها و موسسات استاندارد  شیلات و آبزی پروری صيادي، آبزي­پروري، عمل­آوري و ساير فعاليت­هاي مرتبط، پرورش و برداشت  آبزيان و فعاليت­هاي صيد و صيادي و عمل آوري آبزيان، حمل و نقل، بازاريابي،  خريد و فروش، عمل­آوري و بيمه فرآورده­هاي شيلاتي، صادرات و واردات آبزيان  اقیانوس شناسی و علوم جوی داده‏‌ها و اطلاعات دریایی، اقیانوسی و جوی، مخاطرات دریایی، اقیانوسی و  جوی، پدیده‏‌های جوی، نوسان‏های آب و هوایی، تغییر اقلیم و دیرینه  اقلیم، فیزیک، شیمی، محیط زیست، زمین شناسی، زیست شناسی، مهندسی، حقوق و  روابط بین الملل، امنیت، اقتصاد و مدیریت دریاییتاریخ شروع:سه شنبه 98/09/05 (11/26/2019)تاریخ پایان:جمعه 98/09/08 (11/29/2019)زمان بازدید:16 الی 22نوع نمایشگاه:بین المللیوب سایت:iranimex.infoتلفن:021-44629607-44629612فکس:021-42693236برگزار کنندهشرکت کارآفرینان توسعه پویا021-44629607-44629612iranimex@gmail.com</description>
                <category>حسین حاجی زاده</category>
                <author>حسین حاجی زاده</author>
                <pubDate>Thu, 24 Oct 2019 14:56:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نمایشگاه بین المللی دریایی جمهوری اسلامی ایران (IRANIMEX)</title>
                <link>https://virgool.io/@hosseinhajizadeh74/%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-iranimex-nzorbgygtgym</link>
                <description>نمایشگاه بین المللی دریایی جمهوری اسلامی ایران (IRANIMEX) بندرعباس 98 بیست و یکمین دورهبه دنبال برگزاری بیست دوره نمايشگاه بين‌المللی دريايي جمهوری اسلامی ايران از سالهای  1382-1397ارگان های دریایی کشور با همکاری معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری در نظر دارند  بیست و یکمیننمايشگاه بين‌المللی دريايي جمهوری اسلامی ايران را در سال 1398، با هدف شناسايي و معرفیفرصت‌های سرمايه گذاری و ارائه توانمندي‌ها و آخـرين دستاوردهای صنايع، تأسيسات و سامانه‌های درياييو بندری جمهوری اسلامی ايران در سطح بين‌المللی در تاریخ 5 الی 8 آذرماه 1398 و در پایتخت دریایی ایران، بندرعباس، برگزار نمايند.در اين نمايشگاه هر سال بيش از  300شرکت داخلی و نمايندگی خارجی از  سراسر دنیا مشـارکت نمـوده وآخرين دستاوردها، تجهيزات، قطعات، محصولات و  فناوری ها را در زمینه های بنادر و کشتيراني، صنايع ساخت و تعمير کشتي،  صنايع فراساحلي، خدمات دريايي و بندري، شیلات و آبزی پروری، صنایع دفاعی،  سازندگان و تأمين کنندگان تجهيزات دريايي، خدمات مشاوره و مهندسي، آموزش،  پژوهش و فناوری های دريايي، گردشگری دریایی، قوانین، استانداردها و  کنوانسیون های بین المللی در معـرض ديـد بازديدکنندگانقرار می  دهند و اين نمايشگاه موقعيت مناسبی را جهت مذاکره و تعامل مشارکت کنندگان فراهم  می آورد.بی شک برپايي بیست و یکمین نمايشگاه دريايي جمهوری اسلامی ایران که حتی الامکان مطابق با آخريندستاوردهای روز نمايشگاهی دنيا است، می‌تواند نقش بسزايي در شناسايي و گسترش مناسبات تجاری وايجاد فرصت‌های سرمايه گذاری بين مراکز صنايع دريايي و دريانوردی و طر‌ف‌های خارجی آنها  ايفا نمايد.محل برگزاری:نمایشگاه بین المللی بندرعباسآدرس:بندرعباس- بلوارجمهوری -سه راه جهانبار- محل برگزاری نمایشگاه هاساعت بازدید:16 الی22</description>
                <category>حسین حاجی زاده</category>
                <author>حسین حاجی زاده</author>
                <pubDate>Thu, 24 Oct 2019 14:52:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به افتخار همه شکست خوردگان استارتاپی</title>
                <link>https://virgool.io/@hosseinhajizadeh74/%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE%DB%8C-fhzpw0ncktu6</link>
                <description>یک استارتاپ به هر دلیل ممکن است شکست بخورد، که می تواند ترکیبی باشد  از چیزهایی که ما مقصر بودیم و چیزهایی که ما در آن تقصیری نداشتیم. در هر  صورت، نباید از مواجهه با شکست فرار کنیم. اگر VC ها با این همه دفتر و  دستک نمی توانند پیش بینی کنند که کدام استارتاپ ها موفق می شوند، شما به  تنهایی از کجا می خواهید بدانید که استارتاپ تان شکست می خورد یا نه؟اگرچه  برخی از افراد می دانند که رسیدن به موفقیت چقدر دشوار است اما بیشتر  افراد فعال در این حوزه این را نمی دانند. اگر شما موفق شوید که عالی است،  اما حتی یک استارتاپ شکست خورده نیز کلی ابتکار عمل، انواع تجربه ها و  بسیاری از خصوصیات مثبت را با خود به ارمغان می آورد.کارآفرینی، به  اندازه زیادی شجاعت می خواهد. کارآفرین به صورت خودخواسته یا ناخودآگاه یاد  می گیرد که مخالف وضع موجود باشد. کارآفرین کسی است که وقتی همه به سمت  راست می روند، به چپ می پیچد، وقتی همه می گویند نه نمی شود، می گوید بله و  اطلاعات و آماری را که اکثر مردم زندگی شان را بر آن بنا می کنند نادیده  می گیرد. این ویژگی ها همان چیزی هایی است که یک کارآفرین برای رسیدن به  موفقیت باید داشته باشد اما داشتن همین ویژگی ها موجب می شود ندانیم که چه  موقع زمان پذیرش شکست، کنار کشیدن و دست برداشتن از تلاش و ادامه کار رسیده  است. در نتیجه اثرات پذیرش شکست پیچیده شده و مدت زمان لازم برای ایستادن  دوباره روی پای خودمان طولانی می کند.اصلا مهم نیست دیگران چه می  گویند و چه شعارهای ملایم و دلخوش کننده ای درباره شکست می گویند. وقتی آدم  شکست می خورد، انگار یک ضربه محکم به سرش خورده است و چنان روزگار برایش  دشوار می شود که می خواهد زمین دهان باز کند و در آن فرو رود. یک کارآفرین،  یک تیم خوب را دور هم جمع می کند، برای آن ها رویایش را تصویر می کند و  آنان را در آن رویا شریک می کند، به آن ها کلی فشار می آورد و آن ها هم  تمام وقتشان را فدای انجام کاری که به نتیجه اش اعتقاد پیدا کرده اند می  کنند. گرفتن تصمیمات مهم وظیفه آن یک نفر است و اوست که باید ببیند چکار می  خواهد بکند و تیم را به کدام سمت هدایت کند. اما در هنگام شکست، فقط آن یک  نفر نیست که شکست خورده است. کل تیم شکست می خورد. حتی فراتر از آن، او  پیش همسر، خانواده و دوستانش سرافکنده می شود و مشاوران و منتورهایی را که  زمان بسیار ارزشمند خود را صرف او و تیمش کرده اند ناکام کرده است.هر  کسی که شکست را تجربه کرده باشد می داند که سخت ترین قسمت آن، روزها و  هفته های منتهی به آن است. شما کم کم رسیدن به خط پایان را احساس می کنید و  می دانید دارد به سرعت به سمت شما می آید اما ذهن شما نمی خواهد شکست را  بپذیرد و به شما می گوید اگر بیشتر و سخت تر کار کنید راهی وجود دارد که  بتوان از شکست فرار کرد.خیلی ها در این وضعیت هفته ها، ماه ها و حتی  سال ها باقی می مانند و مقاومت می کنند. سلامت جسم و ذهن، پس اندازهایشان،  خانواده و روابط عاطفیشان را به هدر می دهند صرفا برای اینکه توان پذیرفتن  شکست را ندارد.پذیرفتن شکست حس خیلی بدی دارد و آدم را از خودش  متنفر می کند. آدم دلش می خواهد خودش را در اتاقی تاریک حبس کند و بیرون  نیاید تا نگاهش به نگاه اعضای تیم، همسر، اعضای خانواده یا دوستانش نیافتد و  مجبور نشود برای صدمین بار به همه توضیح دهد که چه شد که اینطور شد. خیلی  سخت است که به اعضای تیم بگویی که این چندسالی که عمرشان را صرف آن پروژه  کردند متاسفانه نتیجه نداده. در این شرایط قد راست کردن و قوی بودن  پیش  اطرافیان، به سخت ترین کار در زندگی تبدیل می شود.شکست یتیم است ولی پیروزی هزار پدر داردجامعه  ما به برنده ها بسیار علاقه مند است وا واقعا نمی داند درباره بازندگان چه  باید بکند که طبیعتا تعداد ناکامی ها از موفقیت ها بسیار بیشتر است.خیلی  از تاب آوری در برابر ناملایمات و شکست ها می شنویم، از اینکه به پا  برخیزیم، هرگز تسلیم نشویم، دوباره تلاش کنیم اما بعضی مواقع شکست اجتناب  ناپذیر است. هر کاری بکنیم مشتریان ناراضی را نمی توان برگرداند، اعضای تیم  را نمی توان کنار هم دوباره جمع کرد، سرمایه گذار را نمی شود قانع کرد و …امروزه  برخلاف گذشته مسئولیت شکست به طور جدی با فرد است. یک فاجعه ای که هیچ  توجیه فرازمینی یا متافیزیکی هم  مانند سرنوشت، قسمت یا بدشانسی ندارد. هیچ  کسی مقصر نیست غیر از خود فرد. جای تعجب نیست که در چنین جوامعی نرخ  افسردگی حاد و حتی خودکشی بصورت نمایی صعود کند.در  یک جامعه مدرن، مردم مسئولیت سرنوشت و وضعیت خود را بر عهده دارند. شایسته  سالاری، ناکامی از بداقبالی هر کسی را تبدیل کرده است به یک حکم قطعی  درباره آن کس. در چنین جوامعی انگار امکان ندارد آدم های خوب و با استعداد  موفق نشوند. یا شکست آن ها خیلی بعید است. و حتما یک جای کارشان می لنگیده.  اما واقعیت جامعه به ما یک تضاد بزرگ را نشان داده است که  آدم های بد و  یا بی استعداد نه تنها موفق شده اند بلکه راه موفقیت را به هر شکلی که  توانسته اند یک شبه طی کرده اند.ما ترجیح می دهیم بگوییم که آن هایی  که موفق نشده اند خیلی هم خوب و با استعداد نبودند وگرنه موفق می شدند. و  این طوری توجیه راحت تری برای خود دست و پا می کنیم تا به این حقیقت فکر  نکنیم که  جهان جایی بسیار ناعادلانه است و اتفاقات بد برای آدم های خوب  پیش می آید و اتفاقات خوب برای آدم های بد.آن هایی که تلاششان را  کرده اند و شکست خورده اند، مزه بی عدالتی زندگی را چشیده اند. این ها  سربازانی هستند که اگرچه پیروز نشده اند اما جنگ را دیده اند. اگر بتوانند  دوباره بر روی پای خود بایستند با دل قرص و اداره مصمم تر به میدان جنگ  بعدی می روند و احتمال موفقیتشان بیشتر می شود.ما باید قدر این  افراد را بیشتر بدانیم. آن ها را در غم و اضظراب ناشی از تجربه شکست تنها  نگذاریم و کمک شان کنیم به زندگی عادی برگردند. در بسیاری از کشورهای  پیشرفته از این افراد به عنوان مشاور در شرکت های بزرگ استفاده می شود. چرا  که آن ها هزینه های جسمی، روانی، مادی و اجتماعی شکست را پرداخته اند و  راه هایی که به موفقیت نمی رسد را می شناسند.</description>
                <category>حسین حاجی زاده</category>
                <author>حسین حاجی زاده</author>
                <pubDate>Mon, 09 Sep 2019 12:57:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا آرزویی ند‌‌‌اریم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@hosseinhajizadeh74/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A2%D8%B1%D8%B2%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85-rz9gjhjxqcbw</link>
                <description>بیایید‌‌‌ مثل موقع فوت‌کرد‌‌‌ن کیک تولد‌‌‌ یا لحظه سال تحویل که برای زند‌‌‌گی‌مان آرزو می‌کنیم، آرزوهای بیزینسی هم د‌‌‌اشته باشیم. به جای اینکه آرزو کنیم پولد‌‌‌ار شویم، آرزو کنیم اپل، ماکروسافت، فیس‌بوک و… ایرانی اما د‌‌‌ر سطح جهانی راه بیند‌‌‌ازیم. پولد‌‌‌ار‌شد‌‌‌ن هد‌‌‌ف نیست، آرزو کنید‌‌‌، د‌‌‌نبال آرزو‌هایتان بروید‌‌‌. آنگاه که نود‌‌‌ آمد‌‌‌، صد‌‌‌ هم پیش ماست...ﺍﯾﻦ ﻣﺘﻦ توسط یک مهند‌‌‌س ژاپنی نوشته شد‌‌‌ه است که د‌‌‌رعسلویه بوشهر د‌‌‌ر ایران کار می‌کند‌‌‌:‌‌«‎من به جز ایران د‌‌‌ر خیلی از کشورها کار کرد‌‌‌ه‌ام اما به گمانم ایرانی‌ها مهربان‌‌ترین و مهمان‌‌نوازترین مـرد‌‌‌م د‌‌‌ر جهان باشند‌‌‌ اما د‌‌‌ر کنار این خصوصیات اخلاقی ویژگی‌های جالبی هم د‌‌‌ارند‌‌‌‌. تصور کنید‌‌‌ که شما ﯾﮏ ﭼﺮﺍﻍ ﺟﺎﺩﻭ ﺭﺍ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﻧﯿﺎ قـرار می‌د‌‌‌هید‌‌‌ ﻭ به آنها می‌گویید‌‌‌ که قاد‌‌‌ر هستید‌‌‌ یکی از آرزوهایشان را بر‌آﻭﺭﺩﻩ کنید‌‌‌‌.احتمالا ﻫﺮ ﻓﺮﺩﯼ ﺍﺯ ﻫﺮ ﮐﺸﻮﺭﯼ ﺁﺭﺯویی ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺷﺖ …‎احتمالا یکی از شما اتومبیل ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﺪ، یکی د‌‌‌یگر ﮐﺸﺘﯽ ﺗﻔﺮﯾﺤﯽ، د‌‌‌یگری ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎﯼ ﺷﺨﺼﯽ ﻭ ﯾﮑﯽ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﺪ ﺻﺎﺣﺐ ﺳﺎیتی ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻓﯿﺲﺑﻮﮎ شود‌‌‌ ﻭ ﮐﺴﯽ د‌‌‌یگر آرزو می‌کند‌‌‌ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ مریخ‌نورد‌‌‌ تاریخ لقب گیرد‌‌‌.اما اگر ﻫﻤﺎﻥ ﭼﺮﺍﻍ ﺟﺎﺩﻭ ﺭﺍ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﮕﯿﺮید‌‌‌، احتمالا اولین‌نفر از شما ﭘﻮﻝ بسیار زیاد‌‌‌ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﺪ. د‌‌‌ومین نفر ﭘﻮﻝ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﺪ، نفر سوم ﭘﻮﻝ ﻫﻨﮕﻔﺖ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﺪ و د‌‌‌یگری می‌گوید‌‌‌ که ﭘﻮﻟﺪﺍﺭﺗﺮﯾﻦ فرد‌‌‌ بین فامیل شود‌‌‌‌. ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺁﺭﺯﻭﯾﯽ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ.» به قول یکی از د‌‌‌وستان اگر زنان اروپایی را د‌‌‌ر فیلم‌ها ببینید‌‌‌، زنی را نمی‌بینید‌‌‌ که مثل زنان ایران طلا و جواهرات زیاد‌‌‌ به خود‌‌‌شان آویزان کرد‌‌‌ه باشند‌‌‌. علت آن د‌‌‌اشتن رفاه اجتماعی و تضمین آیند‌‌‌ه است.آنچه باعث می‌شود‌‌‌ زن ایرانی تا آرنج النگو د‌‌‌ست کند‌‌‌، نبود‌‌‌ امنیت برای آتیه زند‌‌‌گی‌اش است. این نبود‌‌‌ امنیت باعث شد‌‌‌ه سبک زند‌‌‌گی ما هم تغییر کند‌‌‌. این بخش از روایت مهند‌‌‌س ژاپنی را هم بخوانید‌‌‌ «حتی زمانی که ایرانی‌ها وضع مالی خوبی د‌‌‌ارند‌‌‌ باز هم از بی‌پولی ناله می‌کنند‌‌‌ و من فکر می‌کنم همین بی‌هد‌‌‌فی د‌‌‌ر زند‌‌‌گی ویژگی شخصیت اکثر ایرانی‌هاست»نه آن مهند‌‌‌س ژاپنی و نه نگارند‌‌‌ه قصد‌‌‌ توهین به مرد‌‌‌م عزیز ایران را ند‌‌‌اریم، نگارند‌‌‌ه ایرانی وعاشق ایران است. د‌‌‌ر این نقد‌‌‌ آسیب‌شناسانه برآنم که به جوانان استارتاپی بگویم‌ که اگر فکر می‌کنید‌‌‌ استارتاپ راه سریع ثروتمند‌‌‌‌شد‌‌‌ن است و با اند‌‌‌یشه پولد‌‌‌ار‌شد‌‌‌ن بیزینس‌مد‌‌‌لتان را طراحی کنید‌‌‌، چه یک جوان یک‌لا‌قبا باشید‌‌‌، چه مد‌‌‌یر یک بانک بزرگ و چه رئیس یک وی‌سی باشید‌‌‌، شک نکنید‌‌‌ شکست خواهید‌‌‌ خورد‌‌‌.به‌راستی آرزوی من و شما چیست؟ پولد‌‌‌ار‌شد‌‌‌ن یا اینکه کسب‌و‌کاری راه بیند‌‌‌ازیم که گره از مشکلات مرد‌‌‌م باز کند‌‌‌؛ کسب‌و‌کاری که رفاه شهروند‌‌‌ان را بالا ببرد‌‌‌، د‌‌‌سترسی‌ها را آسان‌تر و طعم زند‌‌‌گی را شیرین‌تر کند‌‌‌. تا امروز کسی را د‌‌‌ر پیرامون خود‌‌‌م ند‌‌‌ید‌‌‌ه‌ام که بگوید‌‌‌ آرزو د‌‌‌ارم آنقد‌‌‌ر پولد‌‌‌ار شوم که مثلا اسنپ، علی‌بابا یا د‌‌‌یجی‌کالا را بخرم یا بسازم. هر چه بود‌‌‌ه، حسرت بود‌‌‌ه «خوش‌به‌حال مد‌‌‌یرعامل … که یک عالمه پول د‌‌‌ارد‌‌‌ و… ای‌کاش من هم مثل او پولد‌‌‌ار شوم.»بیایید‌‌‌ مثل موقع فوت‌کرد‌‌‌ن کیک تولد‌‌‌ یا لحظه سال تحویل که برای زند‌‌‌گی‌مان آرزو می‌کنیم، آرزوهای بیزینسی هم د‌‌‌اشته باشیم. به جای اینکه آرزو کنیم پولد‌‌‌ار شویم، آرزو کنیم اپل، ماکروسافت، فیس‌بوک و… ایرانی اما د‌‌‌ر سطح جهانی راه بیند‌‌‌ازیم. پولد‌‌‌ار‌شد‌‌‌ن هد‌‌‌ف نیست، آرزو کنید‌‌‌، د‌‌‌نبال آرزو‌هایتان بروید‌‌‌. آنگاه که نود‌‌‌ آمد‌‌‌، صد‌‌‌ هم پیش ماست.نوشته شده توسط:اكبر هاشمي</description>
                <category>حسین حاجی زاده</category>
                <author>حسین حاجی زاده</author>
                <pubDate>Thu, 22 Aug 2019 19:57:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اصول و قواعد تیم‎‌‎سازی در استارتاپ</title>
                <link>https://virgool.io/@hosseinhajizadeh74/%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%A7%D8%B9%D8%AF-%D8%AA%DB%8C%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-iomrq77w6apw</link>
                <description>تیم سازیاز ابتدا باید بدانیم که تنها ایده‌ی خوب دلیلی برای موفقیت یک استارتاپ  نیست و رشد و شکوفایی آن نیازمند یک تیم متخصص است. برای فرد کارآفرین که  کسب‌وکارش تمام زندگی‌اش است کار سختی است که افرادی مشابه خودش به تیم  اضافه کند اما باید توجه داشته باشیم که انتخاب نادرست اعضای یک تیم  هزینه‌ی مادی و معنوی بالایی را در پی خواهد داشت، به همین دلیل داشتن تیم  خوب و منسجم از بزرگترین دغدغه‌های هر استارتاپ‌ است تا بتواند با قدرت و  انگيزه برای انجام کاری مشخص با هدفی مشترک گام بردارد.کار کردن در استارتاپ بدون شک چیزی فراتر از حقوق ماهیانه، ساعات کاری منظم و … است. در ادامه به نکات و شاخصه‌های مهمی که به یک کارآفرین برای تشکیل تیم خود کمک می‌کند خواهیم پرداخت.داشتن چشم ­انداز مشترک:از بزرگترین مشکلاتی که باعث عدم موفقیت در تیم سازی می‌شود نبودن  چشم‌انداز واحد و عدم باور به موفقیت ایده است. زمانی که اعضای يک تيم چشم  ­اندازهای متفاوتی برای کسب‌وکارشان متصور باشند، دچار اختلاف نظر خواهند  شد که ممکن است استارتاپ را از مسيرش منحرف کند. بنابراین لیدر تيم بايد  افرادی را انتخاب کند که دارای اهداف مشترک و يا نزديک به هم هستند. توجه  داشته باشید که بعد از انتخاب افراد، ارزش­ ها و چشم ­اندازی که برای  استارتاپ‌تان به دنبال آن هستید را در اعضا نهادينه کنيد. این کار به حفظ  انسجام تيم شما کمک خواهد کرد.تعداد اعضا:در ابتدا سعی کنید تیم را کوچک نگه دارید. یک استارتاپ منابع مالی  محدودی دارد. پس، از استخدام نیروهای تمام وقت به غیر از نیروی فنی و  برنامه‌نویس که باید به توسعه محصول بپردازند پرهیز کنید.این را بدانید که در آغاز فعالیت نیازی نیست به ازای هر نقش يک نفر حضور  داشته باشد، بهتر است هر کس که توانایی انجام دادن کاری را دارد آن را  انجام دهد و چندين نقش را ايفا کند. مثلا فردی که طراحی سايت را انجام  می‌دهد، ممکن است بتواند به تولید محتوا در شبکه‌های اجتماعی هم بپردازد و  یا فردی با حجم کار کمتر آن را انجام دهد.هم­ تيمی شدن با دوستان و آشنایان:اگر با دوستان خود تيم تشکيل می‌دهيد، بدانید که کار و  روابط دوستانه از یکدیگر جدا هستند. بنابراین در تعاملات کاری جدی باشید و  تعارف و شوخی را کنار بگذاريد.استخدام کارآموز:باتوجه به منابع مالی محدود می‌توانید از دانشجوها به عنوان کارآموز کمک  بگیرید. در این مدت سعی کنید مسیر رشد را برایشان فراهم کنید تا آن‌ها را  پس از فارغ التحصیلی‌شان به صورت نیروی ثابت جذب کنید.تفاوت‌های فردی:بهتر است اعضای یک تيم دارای تیپ‌های شخصيتی متفاوتی باشند. وجود افراد  مختلف با نقطه نظرات گوناگون باعث هم‌افزایی و تکمیل کردن يکديگر خواهد شد.  همچنین آن‌ها را قادر خواهند ساخت تا مسائل را از جوانب مختلف بررسی کنند و  شش کلاه تفکر  را که هر کدام رنگ متفاوتی دارند بر سر بگذارند. به عنوان  مثال تصور کنید که تمام افراد تيم نسبت به ایده‌شان خوش‌بين باشند و هیچ  کدام جوانب منفی و عوامل شکست را بررسی نکنند، مسلما خوش‌بینی آن‌ها را  دچار باور به موفقیت می‌کند، اما با داشتن فردی منتقد قادر خواهند بود تا  تعادل را در تیم حفظ کنند و یکدیگر را به چالش بکشند.حقوق و دستمزد:مباحث مالی از مسائل مهم و حساس یک استارتاپ است. قبل  از استخدام بهتر است به دنبال افرادی با ذخیره مالی باشید که با حقوق  ناچیز حاضر به فعالیت باشند چون احتمال اینکه با شما به توافق برسند بیشتر  است. صرفه جویی در اوایل کار، برای کسب و کارتان مفیدتر است تا به جای آن  با افزایش حقوق کارکنان، به دنبال جلب رضایت آن‌ها باشید. به مرور با رشد  کسب‌وکار قادر به افزایش حقوق آن‌ها خواهید بود. فراموش نکنید که از ابتدا  با یکدیگر شفاف باشید و بر سر مواردی مثل درصد سهام و شرایط پرداخت حقوق با  هم کنار آمده باشید.نتیجه‌گیری:برای داشتن منسجم‌ترین تیم و جلوگیری از ازهم پاشیدن آن، هر چند وقت یک  بار اهدافتان را مرور کنید و راه‌های رسیدن به آن‌ها را بررسی کنید. با این  کار از انحرافاتی که ممکن است برایتان گران تمام شوند پیشگیری خواهید کرد.منبع: Business News Daily</description>
                <category>حسین حاجی زاده</category>
                <author>حسین حاجی زاده</author>
                <pubDate>Mon, 12 Aug 2019 12:12:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کجا کار کنم؟ استارتاپ یا شرکت؟</title>
                <link>https://virgool.io/@hosseinhajizadeh74/%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%86%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%DB%8C%D8%A7-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-kviofrjbvwgg</link>
                <description>استارتاپ-حسین حاجی زادهکار کردن در  استارتاپ جذاب است، تا حدی که افراد حاضر می شوند شغل فعلی  و باثبات خود را رها کنند تا یک استارتاپ راه‌اندازی کنند. اما اینکه در  یک استارتاپ و یا شرکت بزرگ فعالیت کنید بستگی به روحیه و انتظارات شغلی  شما دارد. اشتغال افراد در شرکت‌های بزرگ از جنبه‌های بسیاری با اشتغال در  شرکت‌های نوپا متفاوت است و فرصت‌ها و تهدیدهایی را در بر دارد که برای  شروع کار در هر کدام بهتر است این مزایا و معایب را بدانید تا بتوانید  سنجیده و درست تصمیم بگیرید. اما قبل از آنکه شغل کنونی خود را رها کنید،  بهتر است به مواردی که در ادامه به آن خواهیم پرداخت توجه کنید.1- استخدام در شرکت‌های نوپا و استارتاپ‌ها سریع‌تر و آسان‌تر استاگر به دنبال کار هستید و سابقه‌ی شغلی چندانی ندارید استارتاپ‌ها جایی  هستند که می‌توانید استعدادها و توانایی‌هایتان را به کار بگیرید. ورود شما  به استارتاپ سریع‌ و آسان است در حالی که ورود و استخدام شدن در شرکت‌های  بزرگ و شناخته شده نیازمند پشت سر گذاشتن مراحل مختلف مصاحبه و گزینش و  همچنین داشتن مدارک تحصیلی مرتبط است.2- با تغییرات راحت باشیداغلب در شرکت‌های بزرگ افراد با توجه به شرح وظایف و دستورالعمل‌های  تعریف شده خود صرفا به انجام یک کار به‌صورت خاص می‌پردازند اما در  شرکت‌های کوچک و استارتاپ‌ها وظایف  شما تغییر پذیر است.خانم Rikki Rogers که سابقه کار کردن در محیط استارتاپی را دارد می  گوید: “در استارتاپی که کار می‌کردم در مدتی کمتر از 6 ماه 3 بار اتاق کارم  تغییر کرد و درمجموع 6 میز مختلف عوض کردم. ” اینگونه تغییرات برای همه  خوشایند نیست، علی‌الخصوص اگر سابقا در شرکتی با ثبات کار کرده باشید. برای  کار کردن در استارتاپ باید با چنین تغییراتی راحت باشید و آن‌ها را با  آغوش باز بپذیرید.3- انعطاف پذیر باشیدکار کردن در محیط استارتاپی به معنای تغییر تفکر درباره‌ی مفهوم کار  سنتی و فاصله گرفتن از قوانین رسمی شرکتی است. این را بدانید که هرگونه  تعطیلی، غیبت و بیماری بر روی عملکرد کاری شما تاثیر مستقیم دارد. همچنین  زمانی که برای یک استارتاپ کار می‌کنید باید خود را با اضافه کاری‌های  زیاد، کار کردن‌های شبانه‌روزی وفق دهید. عدم قطعیت در استارتاپ بدین  معناست که ممکن است به دلایل مختلف فعالیت شما پا نگیرد و شکست بخورد.4- اعضای تیم استارتاپی مثل اعضای یک خانواده‌اندزمانی که در یک شرکت بزرگ کار می‌کنید به واسطه دامنه فعالیت‌هایتان فقط  با تعداد محدودی از کارکنان شرکت در ارتباط هستید و آنها را می‌شناسید اما  اگر در یک استارت‌آپ کار کنید خود را در محیطی مثل خانواده خود احساس  می‌کنید که در آن رابطه‌ای صمیمانه و دوستانه بین افراد آن وجود دارد و  رئیس آن کسب‌وکار نقش پدر خانواده را بازی می‌کند که همه را دور هم جمع  کرده است.5- معلم خودتان باشیدممکن است در  شرکت‌های بزرگ برای شما شرایط حضور در دوره‌های آموزشی و  توانمندسازی فراهم شود و این کاملا برخلاف شغل استارتاپی است و شما خودتان  باید متکی به پیشرفتتان باشید. اما از آنجایی که ممکن است شما در استارتاپ  وظایف متنوع و مختلفی را تجربه کنید، شیب منحنی یادگیری در استارتاپ‌ها تند  است. کار در استارتاپ فرصتی عالی برای یادگیری و کسب تجربه و احتمالاً رشد  و پا گرفتن استارتاپ در مقابل شما خواهد بود.6- کاغذبازی‌ در شرکت‌های بزرگ زیاد استعموما کار در شرکت‌های بزرگ نیازمند گذشتن از مراحل مختلفی است که باعث  از بین رفتن زمان و انرژی می‌شود، در حالی که در شرکت‌های کوچک و  استارتاپ‌ها به دلیل ساده بودن ساختار سازمانی، کارها سریع‌تر پیش می‌روند.7- ریسک پذیر باشیداستارتاپ‌ها در شروع کار معمولا بازده و سودی ندارند و همیشه با  خطرپذیری بالایی مواجه‌اند. به همان نسبت میزان دستمزد شما هم کم خواهد  بود. اما به مرور و با افزایش موفقیت استارتاپ به همان نسبت میزان حقوق شما  هم افزایش می‌یابد.از طرفی در استارتاپ‌ها خطا‌های مکرر یا کاهش کارایی یک یا تعداد کمی از کارمندان، می‌‌تواند اعتبار کل شرکت را به خطر بیندازد.پیشنهاد می‌کنیم قبل از تصمیم گیری شغلی‌تان مواردی را که در بالا به آن اشاره کردیم یک به یک از خود بپرسید و سنجیده عمل کنید.منبع: Forbes.com</description>
                <category>حسین حاجی زاده</category>
                <author>حسین حاجی زاده</author>
                <pubDate>Fri, 02 Aug 2019 11:57:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پنل اکوسیستم های استارتاپی غیر متمرکز نمایشگاه الکامپ2019</title>
                <link>https://virgool.io/@hosseinhajizadeh74/%D9%BE%D9%86%D9%84-%D8%A7%DA%A9%D9%88%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE%DB%8C-%D8%BA%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AA%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D9%84%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%BE2019-pye7j6uvh4ss</link>
                <description>حسین حاجی زادهپنل اکوسیستم های استارتاپي غیر متمرکز  نمایشگاه الکامپ۹۸ حدود 1276 کیلومتر از تهران به سمت جنوب ایران بیاید به بندرعباس ميرسيد جوانان اینجا سعی دارن صحنه استارتاپي پررونق پایتخت جنوب را داشته باشند به نمایندگی از دوستان دعوت این پنل بودم.شکل گیری یک اکوسیستم استارتاپي نیازمند مولفه مختلفی هست که اینجا نمیشه در موردش نوشت .بندرعباس و این زیست بوم شاید ارزشمند ترین چیزی که داره همین جوانان پرانرژی باشه. زیست بوم یک سری بازیگر داره یک سری عناصر میاد که تاثیر گذارن یکیش استارتاپ ه سرمایه گذار توش هست و رسانه ؛زیرساخت ؛تلنت ؛قوانین حقوقی و... هست.اگه بچه ها بخوان فقط یک استارتاپ باشن میتونن توی خونه بشينن کد بزنن لندینگ بیارن بالا یک سرویس تعریف کنن ولی به جایی نميرسن اگه بخوان داخل جنوب موفق باشن باید اکوسیستم استارتاپي رو بسازن مهم ترینش که سرمایه انسانی هست هم وجود داره اونم پر انرژيش اگه بخوابیم این اکوسیستم شکل بگیره بقیه عناصرش رو خودمون باید بسازیم و شناسایی کنیم .</description>
                <category>حسین حاجی زاده</category>
                <author>حسین حاجی زاده</author>
                <pubDate>Thu, 01 Aug 2019 16:05:02 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>