<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های هوشمندی | Houshmandi</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@houshmandi</link>
        <description>تریدر، مهندس کامپیوتر،‌ کتابخون،‌ فیلم بین و یه سری چیزای دیگه ...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 10:15:42</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/281075/avatar/SK5hVC.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>هوشمندی | Houshmandi</title>
            <link>https://virgool.io/@houshmandi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>۱۰ اصل طلایی برای تبدیل شدن به یک معامله‌گر موفق</title>
                <link>https://virgool.io/@houshmandi/%DB%B1%DB%B0-%D8%A7%D8%B5%D9%84-%D8%B7%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%84-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84%D9%87-%DA%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82-j00w6whlfwov</link>
                <description>بازارهای مالی عرصه‌ای پر از فرصت و چالش‌اند. معامله‌گران موفق از استراتژی‌هایی بهره می‌برند که بر پایه‌ی نظم، صبر و خودشناسی بنا شده‌اند. در ادامه، ۱۰ اصل مهم برای دستیابی به موفقیت پایدار در معاملات را بررسی می‌کنیم.۱. روش معاملاتی مناسب شخصیت خود را پیدا کنیدموفقیت در معاملات به سازگاری استراتژی با روحیات و نقاط قوت شما بستگی دارد. افراد با آزمون و خطا روش‌هایی را کشف می‌کنند که برایشان مؤثر است.• معاملات کوتاه‌مدت برای افراد پرجنب‌وجوش• معاملات بلندمدت برای سرمایه‌گذاران صبور• استراتژی‌های مخالف برای ذهن‌های خلاق۲. مدیریت ریسک، رمز بقا در بازارهیچ معامله‌گری بدون مدیریت ریسک دوام نمی‌آورد. اندازه‌گیری دقیق سرمایه، استفاده از توقف ضرر، و متنوع‌سازی پرتفوی از اصول اساسی کنترل ریسک هستند.۳. صبور باشید و منتظر موقعیت‌های طلایی بمانیدکیفیت معاملات مهم‌تر از تعداد آن‌هاست. به جای ورود بی‌هدف به بازار، منتظر فرصت‌هایی با احتمال بالای موفقیت باشید تا ریسک‌های بیهوده کاهش یابند.۴. شکست، سکوی پرتاب شماستهر ضرر در بازار یک درس است. با تحلیل اشتباهات خود و اصلاح استراتژی‌ها، می‌توانید از هر شکست، پلی برای موفقیت بسازید.۵. عواطف خود را مدیریت کنیدترس و طمع دشمن معامله‌گر هستند. با تقویت خودآگاهی، تمرین ذهن‌آگاهی و حفظ نظم فکری، تصمیم‌گیری‌های احساسی را کنترل کنید.۶. تحلیل بنیادی و تکنیکال را ترکیب کنیدتحلیل بنیادی به شناسایی فرصت‌های بلندمدت کمک می‌کند و تحلیل تکنیکال در زمان‌بندی ورود و خروج نقش کلیدی دارد. استفاده همزمان از هر دو، دیدگاه کامل‌تری به شما می‌دهد.۷. با تغییرات بازار همگام شویدبازارها دائماً در حال تحول‌اند. انعطاف‌پذیری و تطبیق استراتژی‌ها با شرایط جدید، رمز بقای معامله‌گران موفق است.۸. به دنبال اطلاعات منحصر‌به‌فرد باشیدبرای پیشی گرفتن از بازار، مزیت اطلاعاتی ایجاد کنید. استفاده از داده‌های خاص، تخصص در یک صنعت، یا تحلیل رفتار بازار می‌تواند برگ برنده شما باشد.۹. فرصت‌های نامتقارن را شکار کنیدتمرکز بر معاملاتی که سود بالقوه‌شان چندین برابر ریسک آن‌هاست، به شما کمک می‌کند حتی با چند اشتباه، سود کلی خود را حفظ کنید.۱۰. انضباط را حفظ کنید و پایبند به قوانین باشیدتدوین قوانین معاملاتی و پایبندی به آن‌ها، تصمیم‌گیری احساسی را کاهش می‌دهد. در عین حال، انعطاف برای بهره‌برداری از فرصت‌های خاص را نیز حفظ کنید.جمع‌بندی:موفقیت در معاملات، به‌کارگیری اصولی ساده اما قدرتمند است. با شناخت خود، مدیریت ریسک، صبر و تطبیق با شرایط، می‌توانید در این مسیر پرتلاطم به نتایج درخشانی برسید.</description>
                <category>هوشمندی | Houshmandi</category>
                <author>هوشمندی | Houshmandi</author>
                <pubDate>Mon, 09 Dec 2024 14:04:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نگاهی متفاوت به پول: طرز فکر شما، کلید اصلی موفقیت مالی</title>
                <link>https://virgool.io/@houshmandi/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D9%BE%D9%88%D9%84-%D8%B7%D8%B1%D8%B2-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-k4mc0u9wszkh</link>
                <description>چه دیدگاهی نسبت به پول دارید؟ آیا آن را هدف اصلی زندگی خود قرار داده‌اید؟ برای به دست آوردنش به سختی تلاش می‌کنید یا بر این باورید که پول خودش به سراغ شما می‌آید؟ شاید هم فکر می‌کنید ثروت یک استعداد ذاتی است، نه چیزی که بتوان آن را کسب کرد. پاسخ به این سوالات بیشتر از هر چیزی به نوع تربیت و محیطی که در آن بزرگ شده‌اید، برمی‌گردد.اگر در خانواده‌ای بزرگ شده‌اید که با محدودیت‌های مالی مواجه بوده، شاید به این باور رسیده باشید که شما هم نمی‌توانید در آینده ثروتمند شوید. از طرفی، در مدارس نیز آموزش کافی درباره‌ی اهمیت پول و چگونگی مدیریت آن ارائه نمی‌شود. همین امر باعث می‌شود که دیدگاه بسیاری از ما نسبت به پول از ابتدا با ایراداتی همراه باشد. اما خبر خوب این است که شما می‌توانید طرز فکر خود را تغییر دهید و از این تغییر، پایه‌های موفقیت مالی خود را بسازید.پول و تصویر هالیوودی آندر بسیاری از فیلم‌های هالیوودی، ثروتمندان اغلب به عنوان شخصیت‌های منفی، بی‌احساس، و حتی خلافکار به تصویر کشیده می‌شوند. اما آیا این تصویر با واقعیت همخوانی دارد؟ مطالعات نشان می‌دهند که درصد قابل توجهی از افراد فوق‌ثروتمند، که دارایی آن‌ها بیش از ۳۰ میلیون دلار است، خودساخته هستند.افرادی مانند وارن بافت، هاوارد شولتز (بنیان‌گذار استارباکس)، اپرا وینفری، جف بزوس، ایلان ماسک و سارا بلیکلی نمونه‌های بارز از کسانی هستند که با تلاش و تغییر ذهنیت، از نقطه صفر به قله‌های موفقیت رسیده‌اند. سؤال اینجاست: آن‌ها چه چیزی را می‌دانند که بسیاری از ما نمی‌دانیم؟پاسخ ساده است: آن‌ها با یک معادله‌ی درست پیش رفتند.معادلات قدیمی کار نمی‌کنندبرای بسیاری از ما، پول تنها از طریق حقوق ماهانه‌ی یک شغل به دست می‌آید. این شغل نیز بر اساس تحصیلات و مهارت‌های ما تعیین می‌شود. اگرچه این معادله در نگاه اول منطقی به نظر می‌رسد، اما برای کسانی که به دنبال کسب ثروت قابل توجه در مدت زمان کوتاه هستند، این مسیر نه تنها ناکارآمد، بلکه بسیار زمان‌بر است.فرض کنید شما ساعتی ۲۰ دلار درآمد دارید و هفته‌ای ۴۰ ساعت کار می‌کنید. برای رسیدن به ۱ میلیون دلار، بدون در نظر گرفتن مالیات و هزینه‌های زندگی، باید بیش از ۲۴ سال کار کنید! حتی اگر این مبلغ را به دست آورید، ارزش واقعی آن در آینده، قابل مقایسه با امروز نخواهد بود. به بیان ساده، این مسیر شما را تنها در چرخه‌ی بی‌پایان کار برای گذران زندگی گرفتار می‌کند.زمان: گنجی که نباید هدر رودزمان، ارزشمندترین دارایی شماست. برخلاف پول، زمان را نمی‌توان بازگرداند. اما اکثر افراد زمان خود را در ازای درآمدی محدود و ثابت می‌فروشند. در این میان، میلیاردرها چگونه به موفقیت می‌رسند؟ آن‌ها به جای تعقیب پول، به دنبال طراحی و ساخت سیستم‌هایی هستند که برایشان پول‌سازی می‌کند.چگونه معادله‌ی موفقیت خود را تغییر دهید؟دست از تعقیب پول بردارید و به دنبال حل مشکلات باشید. ثروتمندان به جای تمرکز بر درآمد روزانه، روی ایجاد ارزش و حل مسائل تمرکز می‌کنند. این تغییر نگرش باعث می‌شود پول به طور طبیعی به سمت آن‌ها جذب شود.برای برخی از افراد، پول هیچ‌گاه هدف اصلی نیست. آن‌ها به دلیل علاقه و عشق به کاری که انجام می‌دهند، زندگی می‌کنند و نگرانی چندانی درباره‌ی مسائل مالی ندارند. اما اگر شما به دنبال تغییر زندگی خود هستید، باید ابتدا از خود بپرسید: آیا واقعاً سبک زندگی فعلی خود را دوست دارم؟ یا آماده‌ام تا تغییر کنم؟قدم اول: به جای پول، به دنبال ارزش باشیدپول، نتیجه‌ی ایجاد ارزش است. اگر بتوانید راه‌حلی برای یک مشکل پیدا کنید یا نیازی را برطرف کنید، پول به خودی خود به سمت شما خواهد آمد. این رویکرد نه تنها شما را از چرخه‌ی خسته‌کننده‌ی کار روزمره رها می‌کند، بلکه مسیری برای ساخت آینده‌ای روشن‌تر فراهم می‌کند.به یاد داشته باشید: به جای تعقیب پول، به دنبال راهی باشید که مشکلات را حل کند و برای شما پول‌سازی کند. این مسیر، کلید واقعی موفقیت مالی است.</description>
                <category>هوشمندی | Houshmandi</category>
                <author>هوشمندی | Houshmandi</author>
                <pubDate>Fri, 06 Dec 2024 09:36:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه جمعوجور کتاب شش ستون عزت نفس</title>
                <link>https://virgool.io/@houshmandi/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%D8%AC%D9%85%D8%B9%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B4%D8%B4-%D8%B3%D8%AA%D9%88%D9%86-%D8%B9%D8%B2%D8%AA-%D9%86%D9%81%D8%B3-m0ytlvyp0nlk</link>
                <description>ستون 1 : تغییر طرز فکر و تمرین زندگی آگاهانههر اتفاقی میفتد چه خوب چه بد چه خنثی، از خودم بپرسم که واقعیت چیه؟ و بعدش از خودم بپرسم که تفسیر من از واقعیت چیه ؟ و بعدش ببینم احساساتم چیه ؟با این سه سوال من زندگی آگاهانه رو میتونم تجربه کنم.ستون 2: پذیرش خود اگر خودم را آن جور که هستم نپذیرم، هیچ انگیزه ای برای تغییر و پیشرفت پیدا نمیکنم، زیرا تمام انرژی ام صرف پوشاندن ایراداها و نقص هایم میشود.پذیرش خود به معنای مجوز دادن برای انجام کارهای ناشایست نیست بلکه یعنی باید به دنبال دلایل اصلی که منجر به انجام کارهایم میشود، بگردم و ریشه رفتارهایم رو بررسی کنم.ستون 3: مسئولیت پذیری نسبت به خودیعنی من برای خودم ارزش قائل هستم و سرنوشت و اهدافم رو خودم مشخص میکنم و مسئولیت این انتخاب ها رو قبول میکنم.به جای مقصر دانستن دیگران و نظرخواهی برای فرار از انتخاب و مسئولیت، شروع به بررسی عوامل میکنم و تمرکزم رو روی حل مساله میذارم.هرگاه مشکلی پیش بیاید چه کوچک چه بزرگ از خودم میپرسم که :چطور میتونم حلش کنم ؟ و چیکار کنم که دوباره تکرار نشه؟ستون 4:  شجاعت ابراز وجودترس از ابراز وحود از این میادش که نکنه من خودم رو اونجوری که هستم تعریف کنم و دیگران از دست من ناراضی شوند یا مورد خشم آن ها قرار بگیرم.شجاعت ابراز وجود از این میادش که من خودم باشم و نقش بازی نکنم و هنگامی که خودم رو ابراز میکنم و برای ارزشهایم حرکت میکنم حس رضایت درونی ام را تقویت میکنم.ستون 5 : زندگی هدفمند سوالی که باید جواب بدهم این است که من چه چیزی میخواهم ؟ و میخواهم به کجا بروم؟میزان عزت نفسم، ارتباط مستقیم با اقدام کردنم در جهت دستیابی به اهدافم دارد.ستون 6 : تمرین یکپارچگی شخصیاینکه حرف و عمل من یکسان و هماهنگ باشد، نشانه این است که من عزت نفس خوبی دارم و برای خودم ارزشمندم.یکسری پست های دیگه هم دارم، اگه دوست دارید یه نگاهی بندازید:در هزاره سوم CPU باشید نه Hard Diskخوش بینی VS بدبینی 4تا سوال مهم برای رسیدن به خواسته هاخلاصه جمعوجور کتاب چه کسی پنیر من را جابجا کردتریدر موفق قسمت 1 (7نکته کلیشه ای اما بدرد بخور)</description>
                <category>هوشمندی | Houshmandi</category>
                <author>هوشمندی | Houshmandi</author>
                <pubDate>Wed, 26 Jul 2023 22:45:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تریدر موفق قسمت 1 (7 نکته بدرد بخور)</title>
                <link>https://virgool.io/TaFaraz/%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-1-7%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87-%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D8%A8%D8%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1-j4bwzmnqrsry</link>
                <description>1) مسئولیت پذیری کامل داشته باشید.✅️  زمانی که مرتکب اشتباه می شوید، سریعا مسئولیت آن را قبول کنید و بجای سرزنش خود، دلیل اشتباه را پیدا کنید و به دنبال راه حل باشید.✅️ وقتی ضرری خارج از مقدار ریسک قابل قبول کردید این سوال طلایی را از خود بپرسید:آیا من از قوانین معاملاتی ام پیروی کرده ام ؟اگر جواب بله، قوانین رو بررسی کنید و اصلاح کنید تا از ضرر بعدی جلوگیری شود.اگر جواب خیر، از خودتان بپرسید که چرا قوانین معاملاتی ام را رعایت نکردم؟ و چطور میتونم این اشتباه رو بار دیگر تکرار نکنم.✅️ اهمیت پیروی از قوانین به مراتب بیشتر از خود قوانین می باشد.2) سیستم معاملاتی متناسب با روحیه خودتان داشته باشید .بنا به شخصیت و روحیه ای که دارید، مشخص کنید که شما چه نوع معامله گری هستید.Swing Trader - Day Trader - Scalper اینکه روحیه و مقدار سرمایه شما به صورتی هستش که میتونید معامله ای باز کنید و هفته ها باز نگهش دارید برای شما Swing Trading مناسب هستش. اگر شخصی هستید که میخواهید روزانه از مارکت پول دربیاورید برای شما Day Trading مناسبه و اگر شخصیتی دارید که میخواهید نهایتا 2 ساعت معامله کنید و تعداد معاملات زیاد ولی سود کم ولی سریع بدست بیاورید برای شما Scalp کردن کار درستی است. البته تلفیقی هم میتونید انجام بدین. تست کنید ببنید کدام سبک دقیقا با روحیه شما سازگاری دارد و حال روحی خوبی رو تجربه میکنید.3) برای معاملات برنامه ریزی کنید و طبق برنامه معامله کنید.✅️ هیچ وقت نگران اینکه قیمت به کجا می‌رود نباش، بلکه به این فکر کن که اگر قیمت به هر طرف رفت شما چه خواهید کرد.4) خودتان را در اوج آمادگی نگه دارید در دوران معامله گری به صورت مداوم این چرخه رو طی کنید5) خودباوری مثبت داشته باشید. ✅️ اعتماد به نفس زمانی بدست می آید که شما به کرات تمام قوانین سیستم معاملاتی تان را با نظم و انظباط دنبال کنید.6) توجه تان را به تعداد point ها معطوف کنید نه مقدار دلار. ✅️ وقتی نگاهتان به پول هست چه سود بگیرید و چه ضرر کنید، احساساتتان درگیر رویاها یا ترس ها میشود و به هیچ وجه شما نمی‌توانید متمرکز بمانید و معامله های موفق انجام بدین.✅️✅️ نوابغ بازار هرگز در طی انجام معامله پنجره موجودی حسابشان را باز نمی‌کنند و تمام توجه شان بر روی نحوه اجرای صحیح معاملات است.7) میان ترید و زندگیتان تعادل برقرار کنید .✅️ در پایان ترید تمام نمودارها رو ببندید و مابقی وقت را صرف ورزش، مطالعه، نوشتن، پیاده روی و زمان گذاشتن با خانواده و... بگذرانید.</description>
                <category>هوشمندی | Houshmandi</category>
                <author>هوشمندی | Houshmandi</author>
                <pubDate>Fri, 21 Jul 2023 01:21:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در هزاره سوم CPU باشید نه Hard Disk</title>
                <link>https://virgool.io/@houshmandi/%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B3%D9%88%D9%85-cpu-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D9%86%D9%87-hard-disk-giapvndbuzg3</link>
                <description>مقدمهمغز به گونه ای طراحی شده  که تنها چیزهایی رو به خاطر می سپاره که براش کاربردی باشه. صرف نظر از جذابیت موضوع، اگر نتونید اطلاعات رو تو زندگی شخصی و کاری خودت به کار ببرید، مغز بلافاصله اون اطلاعات را فراموش میکنه. پس لزوما تو کلاس هایی شرکت کنید که همین الان براتون کاربردیه و خوندن مجلات کم محتوا و عمومی رو تا حد ممکن متوقف کنید، در عوض کتاب هایی که متخصصان رشتتون نوشته اند، مطالعه کنید. کتاب هایی رو بخوانید، ویدیوهایی رو ببینید که اطلاعات کاربردی دارن و میتونید اون اطلاعات رو برای بهبودی کیفیت شغل و زندگیتون مورد استفاده قرار بدین. منظور از این جمله ( درهزاره سوم CPU باشید نه Hard Disk ) چیه ؟میدونیم که هارد دیسک صرفا فضایی برای ذخیره سازی اطلاعات هستش و CPU مغز کامپیوتر و برای پردازش هست. تو هزاره سوم برای هر کار ساده ای حتی خرید کردنمون هم نیاز به داشتن اطلاعات داریم، اطلاعاتی درباره محصول اعم از کیفیت، قیمت، نظر دیگر خریداران و...  و ما این اطلاعات رو میتونیم توسط سایت های خرید آنلاین به دست بیاریم، یا اینکه درباره دارویی میخوایم اطلاعات کسب کنیم، سریع اسم دارو رو توی گوگل سرچ میکنیم و شاید چندین سایت رو بررسی کنیم ( البته با لطف Chat GPT و... این کار خیلی سریع تر  و راحت تر و با کیفیت تر شده ) تا به جواب سوالمون برسیم، دوستی از ما سوالی درباره تاریخ خاصی از کشور میپرسه و ما سریعا سرچ میکنیم تا اطلاعات مورد نظرمون رو پیدا کنیم و به دوستمون بگیم و چیزهایی از این قبیل.ما تو هزاره سوم درواقع نیازی به ذخیره اطلاعات در ذهن خودمون نداریم البته اطلاعاتی که تو ذهنمون هستش به علت کاربرد اون اطلاعات توی زندگی شغلی و زندگی شخصیمان هست!ما به دنیای بینهایت اطلاعات متصل هستیم و برای هرموضوع میتونیم به میلیون ها منبع اطلاعاتی در زبان های مختلف دسترسی داشته باشیم و ذهن ما درواقع به عنوان مغز ( پردازش کننده ) عمل میکنه و اطلاعات رو از طریق اینترنت دریافت و پردازش میکنه و دیگر نیازی به حفظ کردن خطوط کتاب ها نیستش، در واقع اگر موضوع شما درباره تخصص شما نیست، شما نیازی به خوندن کتاب هایی درباره اون موضوع ندارید، به علت استفاده نکردن از اون موضوعات قسمتهایی ازش فراموش میشه و همچنین ممکنه از اطلاعات به روز اون موضوع خبری نداشته باشیم و از اطلاعات منسوخ شده استفاده کنیم.در هزاره سوم ما دیگر نباید هارد دیسک باشیم، دیگه نیاز نیست از ذهنمون برای جمع کردن اطلاعات استفاده کنیم باید پردازنده باشیم. ما با کمک اینترنت به دنیایی از اطلاعات متصل هستیم و فقط باید با ذهنمان این اطلاعات خام را تحلیل و پردازش کنیم و خروجی مطلوب را استخراج کنیم.پاسخ به یک سوالشاید این سوال در ذهن شما مطرح شده که یعنی ما نباید چیزی را حفظ کنیم و از مغزمان اطلاعاتی رو واکشی کنیم؟ یعنی از مغزمون استفاده نکنیم؟پاسخ این است که مغز ما برای کار کردن هستش ولی کار کردن به عنوان پردازش نه به عنوان انبار کردن دانش!انبار کردن دانشی که مورد استفاده قرار نگیره هیچ سودی نداره و این انبار توی اینترنت و دنیای بیرون مثل میلیونها جلد کتاب چاپ شده و ویدیوها و سخنرانی ها و کلاس ها حضوری وآنلاین و.... وجود داره.اما پردازش اطلاعات به معنای استفاده از دانش موجب ایجاد تکنولوژی جدید ، ایجاد تئوری های جدید و راه حل های جدید برای حل مساله ها میشه.حفظ نکن گوگل کن !موضوع دیگر مورد بحث اینه که جامعه، انسان هایی که اطلاعات رو از ذهنشون نمیارن یا سوالی درباره هرچیزی ازشون پرسیده میشه، مدام نمیدونم میگن و سرچ میکنن رو بی سواد میدونن!‌(‌شاید هم بگن نسل قدیم اطلاعات عمومی بهتری داشتن و...)شاید برای برنامه نویسا این موضوع قابل درک تر باشه،چون برای هر موضوعی که نمیدونن یا برای یافتن راه ساده گوگل میکنن تا کتابخانه یا سایتی آنلاین پیدا کنن تا کد های بهتر و دقیق تر و کم حجم تری بنویسن، اونها میدونن که این دلیلی بر بیسوادی نیست اطلاعات به روز گرفتن و به اصطلاح گوگل کردن  یه نوع مهارت هستش!چه بسا بعضی از افراد همون اطلاعات مغز خودشون رو با درست ترین حالت ممکن استفاده کنن! ولی اون اطلاعات دیگه قدیمی شده باشه و به روز اون تو گوگل باشه!!درواقع دانش خام توی ذهن با تجربیات شخص تو دنیای واقعی متفاوت هستش و این موضوع رو فراموش نکنیم که تجربیات انسان ها به عنوان منبع انسانی مهم ترین منبع برای سازمان ها هستش.به عنوان شخصی که تو هزاره سوم به عنوان انسان حضور داره، باید از اینترنت به عنوان منبعی برای دانش خام استفاده کنه و با ذهن خودش اون اطلاعات رو تحلیل و پردازش کنه تا به موفقیت و پیشرفت و حل مساله ها برسه.یکسری پست های دیگه هم دارم، اگه دوست دارید یه نگاهی بندازید:خوش بینی VS بدبینی 4تا سوال مهم برای رسیدن به خواسته هاخلاصه جمعوجور کتاب چه کسی پنیر من را جابجا کردخلاصه جمعوجور کتاب شش ستون عزت نفس</description>
                <category>هوشمندی | Houshmandi</category>
                <author>هوشمندی | Houshmandi</author>
                <pubDate>Mon, 09 Aug 2021 23:55:42 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خوش بینی VS بد بینی</title>
                <link>https://virgool.io/@houshmandi/%D8%AE%D9%88%D8%B4-%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%AF-%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C-vruqjoso2vlv</link>
                <description>آدم بد بین همه چی رو دائمی و فراگیر و شخصی میدونه اما شخص خوشبین کاملا برعکس فکر میکنه.با ی مثال خیلی بهتر میشه این موضوع رو شرح داد:فرض کنید که تازه با یه خانم ( اگر خانوم هستید با یک آقا‌ ) آشنا شدی و در همون صحبت اولیه مسخره ات میکنه و  ردت میکنه.سناریوی ادم خوش بین و بد بین رو باهم یه نگاهی بندازیم :آدم خوشبین:‌ آدم های زیادی هستند که از من خوششون میاد. آدم بدبین:‌ من هیچ وقت نمیتونم نظر کسی رو جلب کنم.  (‌امور دائمی)آدم خوشبین:‌ این فقط یک مورد خاص بوده،‌ معنیش این نیست که من جذاب نیستم.آدم بدبین: من آدم جالبی نیستم  (‌فراگیر)آدم خوشبین: شاید اون شخص توی شرایط خوبی نبوده آدم بدبین:‌ من زشتم معلومه که باید منو مسخره کنن  (شخصی دونستن مساله)دوتا نکته مهم هم بگم و تمومیک: بین خوش بینی و بد بینی یه تعادلی باید باشه وگرنه موجب میشه که توهم پیدا کنیم.دو:‌ چه خوبه که واقع بینی رو با خوشبینی همراه کنیم.یکسری پست های دیگه هم دارم، اگه دوست دارید یه نگاهی بندازید:در هزاره سوم CPU باشید نه Hard Disk4تا سوال مهم برای رسیدن به خواسته هاخلاصه جمعوجور کتاب چه کسی پنیر من را جابجا کردتریدر موفق قسمت 1 (7نکته کلیشه ای اما بدرد بخور)خلاصه جمعوجور کتاب شش ستون عزت نفس</description>
                <category>هوشمندی | Houshmandi</category>
                <author>هوشمندی | Houshmandi</author>
                <pubDate>Fri, 30 Jul 2021 00:13:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>4 تا سوال مهم برای رسیدن به خواسته ها</title>
                <link>https://virgool.io/@houshmandi/4-%D8%AA%D8%A7-%D8%B3%D9%88%D8%A7%D9%84-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D9%87%D8%A7-k1p8xpaygz9y</link>
                <description>سوال 1-  من به معنای واقعی چه خواسته هایی دارم ؟ سوال 2- ویژگی مهم این خواسته ها چی هست ؟سوال 3- چجوری میتونم به این خواسته ها برسم ؟سوال 4- چه عاملی مانع  میشه من به خواسته هام نرسم؟کمی شرح بیشتر شرح سوال 1:  یه روز رو کامل تعطیل کن و توی اینترنت چیزایی که توی ذهنت میاد رو سرچ کن و به گذشته و آینده فکر کن، نگاهی به لیست ارزشهای  انسانی بنداز و چندتایی که برات مهم هستش رو انتخاب کن و ببین  واقعا چی توی این جهان هستش که واقعا میخوای داشته باشیش‌ ( قبل از مردن !) اونو (‌یا اونارو) لیست کن.شرح سوال 2: برای تک تک خواسته هات بنویس چرا این خواسته رو میخوای ؟ چیه این خواسته مهمه برات ؟ اونارو  مشخص کن (‌ جواب این سوال سوخت حرکتت هست).شرح سوال 3: برای این سوال، اول سرچ کن ببین نقشه راهی برای رسیدن به اون خواسته وجود داره ؟ و بعد برای خودت یه نقشه راه حدودی مشخص کن (‌جوری که بگی اول این کار، دوم این کار) قطعا توی مسیر برات واضح تر میشه. همین که حس کنی تا یکی دو قدم بعدی رو میدونی، کمک بزرگی برای شروع کردنت هست.شرح سوال 4:‌ چه خوبه بدونیم که چه چیزایی مانع هستن، به مانع های احتمالی فکر کن و برای هر کدوم یه پلن B در نظر بگیر،‌ که اگر اتفاق افتاد بدونی باید چیکار کنی و این رو بدونیم که اگه این مانع ها بیرونی بودن بدونیم که بهانه هستند و اگر دیدیم که مانع درونی داریم (مثل تنبلی یا نقص های شخصیتی دیگه) توی اینترنت سرچ کنیم و یه دوره برای اون ضعف پیدا کنیم و شرکت کنیمدر نهایت :‌ عمرمون مگه چقدره که خواسته های اصلیمون رو ندونیم و حتی به سمتش هم حرکت نکرده باشیم!! کاری که الان باید انجام بدی :1- قول کوچیک به خودت بدی که  این چهارتا دونه سوال مهم رو یه جایی بنویسی تا بهش جواب بدی.2- قول کوچیک به خودت رو فراموش نکنییکسری پست های دیگه هم دارم، اگه دوست دارید یه نگاهی بندازید:در هزاره سوم CPU باشید نه Hard Diskخلاصه جمعوجور کتاب چه کسی پنیر من را جابجا کردتریدر موفق قسمت 1 (7نکته کلیشه ای اما بدرد بخور)خلاصه جمعوجور کتاب شش ستون عزت نفس</description>
                <category>هوشمندی | Houshmandi</category>
                <author>هوشمندی | Houshmandi</author>
                <pubDate>Wed, 28 Jul 2021 19:39:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه ی جمعوجور کتاب چه کسی پنیر من را جابجا کرد</title>
                <link>https://virgool.io/@houshmandi/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D9%BE%D9%86%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AC%D8%A7%D8%A8%D8%AC%D8%A7-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-ghhxav3vezsu</link>
                <description>معرفی کتاب کتاب چه کسی پنیر مرا جابجا کرد نوشته اسپنسر جانسون و کن بلانچارد هستش که به نام دیگه  چه کسی پنیر مرا دزدید هم شناخته میشه.خلاصه کتاب در این داستان چهار شخصیت وجود داره (دو آدم کوچولو، دوتا موش)، هر چهار شخصیت هر روز به دنبال پنیر وارد هزار راه میشن(‌یه چیز مارپیچه تودرتو).موش ها دارای ذهنی ساده هستن  و از روش آزمون و خطا (مانکی تست)  برای پیدا کردن پنیر استفاده میکردن اما آدم کوچولوها دارای ذهنی پیچیده هستن و از هوش خودشون استفاده میکردن تا یک الگویی پیدا کنن.یک روزی موش ها و آدم کوچولو ها دو تکه پنیر بزرگ پیدا میکنن که وعده خیلی زیادی برایشون بودش و هر روز مسیر را می آمدن و از پنیر میخوردن و بر میگشتن.موش ها زیاد فکر نمیکردن و وابسته به پنیر نشده بودن، اونا همچنان صبح زود از خانه خارج می‌شدن و به نظر می‌رسید با پیدا شدن این پنیر بزرگ تغییری در زندگی‌شان ایجاد نشده. خوشحال هستن، اما وابسته نیستن.اما آدم کوچولو ها به شرایط عادت کرده بودن، ذهنشون الگویی پیدا کرده بود که این پنیر اینجا هست و خواهد بود. آنها خانه خودشون رو به نزدیکی پنیر منتقل کردن و دیگر برای جستجوی پنیر صبح‌های زود بیدار نمی‌شدن. شب‌ها هم با شکم سیر همون نزدیکی تو خونشون میخوابیدن و خلاصه همه چیز به کامشان بود.روزی پنیر غیب میشه! موش ها به دلیل اینکه عادت نکرده بودن، سریعا به دنبال پنیر جدید در هزار راه شروع به گشتن کردن، اما آدم کوچولوها به دلیل هوش بیشتر و ذهن پیچیده، احتمالات زیادی رو در نظر میگرفتن، شاید کسی پنیر روا دزیده ؟ چه کسی دزیده؟ شاید دزد و پنیر همین نزدیکی ها باشه؟ و هزارتا شاید و تحلیل برای خودشون داشتن...موش ها بعد از گشتن به پنیر جدیدی رسیدن اما آدم کوچولوها زانو غم بغل گرفته بودن و به تقدیر ناسزا میگفتند و همچنان به دنبال دلیل نبودن پنیر میگشتن...نتیجه گیریاگر یک روز بیدار بشیم و ببینیم شرایط همونطور که میخوایم ثابت نیست چی کار میکنیم؟ اگر کاری اداری داریم و متوجه بشیم که ما رو به اداره راه نمیدن چی کار میکنیم؟ آیا سالها برای تحلیل اینکه چرا ما رو راه ندادن  وقت میذاریم؟  آیا وقتی همسرمون (یا دوستمون) ما رو رها کرده تا آخر عمر هر روز رو صرف فکر کردن و مرور خاطره ها میکنیم تا بدونیم چرا این اتفاق افتاده؟بعد از هر شکست درست عین موشهای این داستان باید شال و کلاه کنیم و بریم سراغ ادامه زندگی و واقعا نیازی به محاسبه احتمال ها نیست.و توصیه مهمی که این کتاب بهمون میده اینه که چه خوبه به شرایط و موقعیت ها و افراد وابسته نشیم و فکر نکنیم تا ابد این شرایطی الان داریم ثابت میمونه.پایانیکسری پست های دیگه هم دارم، اگه دوست دارید یه نگاهی بندازید:خلاصه جمعوجور کتاب شش ستون عزت نفسدر هزاره سوم CPU باشید نه Hard Diskخوش بینی VS بدبینی 4تا سوال مهم برای رسیدن به خواسته هاتریدر موفق قسمت 1 (7نکته کلیشه ای اما بدرد بخور)</description>
                <category>هوشمندی | Houshmandi</category>
                <author>هوشمندی | Houshmandi</author>
                <pubDate>Thu, 08 Oct 2020 23:30:27 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>