<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های hpourgholi71</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@hpourgholi71</link>
        <description>حسین پورقلی علاقه مند به ادبیات ،شاعر، طنزپرداز، نویسنده</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-21 14:44:49</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/200165/avatar/xTrspI.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>hpourgholi71</title>
            <link>https://virgool.io/@hpourgholi71</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نبرد شاملو  و فردوسی در آوردگاه بِرکلی</title>
                <link>https://virgool.io/@hpourgholi71/%D9%86%D8%A8%D8%B1%D8%AF-%D8%B4%D8%A7%D9%85%D9%84%D9%88-%D9%88-%D9%81%D8%B1%D8%AF%D9%88%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D9%88%D8%B1%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D9%90%D8%B1%DA%A9%D9%84%DB%8C-m9nzo8efuzp8</link>
                <description>داستان از آنجا شروع می‌شود که از شاملو دعوت می شود که گویا طبق مرسومی هر ساله به عنوان ادیب و محقق به دانشگاه بِرکلی برود و سخن براند.از قضا شاملوی داستان ما مطابق همان چیزی که از او انتظار می‌رود و حتی مقداری بیشتر از آن، سخن می‌تازد تا آن که سخن براند.جناب احمد شاملو که احتمالا شما نیز مانند من او را شاعری بزرگ می‌دانید و بارها از شعرهای او لذت برده اید، در این سخنرانی به نکات مختلفی از جمله ریشه شناسی واژه‌ها، بررسی سابقه رسوم کهن ایرانی مخصوصا  مهرگان و داستان تاریخی معروف &quot;بردیای دروغین&quot; می‌پردازد.اما مقصود اصلی من در این نوشته به نوعی بخش جنجالی‌تر این سخنرانی کمی تا قسمتی علمی است، احمد شاملو به صورت خلاصه در این سخنرانی می گوید که داستان ضحاک و کاوه و فریدون چیزی نیست جز روایت واژگونه فاتحان از تاریخاو این موضوع را چنین مطرح می‌کند که در سرتاسر شاهنامه، پادشاهی حق بی چون و چرای کسانی است که فرّه ایزدی یا همان خون پادشاهی داشته باشند و می‌گوید اتفاقا حقیقت این است که بعد از جمشید که شور تقویت نظام طبقاتی را در آورده‌ بود، جناب ضحاک می‌آید و ایشان تنها کسی است که از میان خود مردم است و خون پادشاهی در رگ ندارد.شاملو در این بخش می‌گوید که فردوسی به این خاطر که دل در گرو نظام پادشاهی و عقاید برتری نژادی دارد، داستان را تغییر می‌دهد و می‌آید چنین داستانی می‌سازد که ضحاک دو مار بر شانه دارد که خوراکش مغز جوانان است، او برای ساختگی خواندن این بخش داستان ضحاک چنین دلیلی می‌آورد که آیا اگر چنین ماری هم بوده نمی شده که مغز مردگان را به آنها خوراند؟در نهایت شاملو می‌گوید که ضحاک که از نسل پادشاهان نبوده است و نظام طبقاتی را به هم زده است از سمت تفکر شاهنشاهی‌خواه فردوسی با تغییر داستان محکوم شده است به تبدیل شدن به پادشاه ستمگر، شاملو داستان کاوه و فریدون را یک ضد انقلاب و کودتا می‌داند و می‌گوید که اگر چنین نبود چرا خود کاوه پادشاه نشد؟ او همچنین ادامه می دهد که انتخاب پرچم کاوه هم فقط حرکتی مزورانه در راستای فریب خلق است.جوابیه ها به شاملو بعد از این سخنرانی که بیشتر حمله ای به تمام پیشنه‌ تاریخی ایرانی بود، افراد مختلفی در دفاع از فردوسی واکنش نشان دادند که جز چند محقق مابقی بیشتر احساسی و از سر رنجیدگی‌ پاسخ داده بودند، اما از آن میان  عطاالله مهاجرانی که بیشتر با وجه سیاسی می شناسیمش‌، با سلسله مقالاتی که  در جواب این سخنرانی منتشر کرده است جواب های علمی و مناسبی یه این شبهات و فرضیه‌ها داده است.شاملو و شکستن بت من این موضوع را پیش از مخالفت یا موافقت از چند منظر می بینم، منظر نخست آن است که همواره در فرهنگ ایرانی، بت سازی و تقدس برای امور مختلف بسیار رایج بوده است، طوری که مثلا افراد کمی در حال حاضر نیز جرئت می‌کنند در مورد فردوسی نظری مخالف ارائه دهند، از این منظر اگر نگاه کنیم سخنرانی شاملو ارزنده است چون بابی جدید باز می کند که به ذهن ایرانی این مجوز را می‌دهد که حتی می شود شاهنامه را هم مورد نقد قرار داد.سخنرانی علمی با چاشنی لیچار از نقاط ضعف اصلی این مقاله اگر بتوانیم آن را مقاله بنامیم این است که بیش از فکت علمی در آن جملات سرشار از قضاوت لیچارگونه می بینیم و لحنی که در جای جای آن مشخص است که سخنران با غرض ورزی مطالب را گزینش کرده است ، طوری که حتی نمی تواند کلامش را جوری تزئین کند که حداقل مخاطب به این غرض‌ورزی پی نبرد.احمد شاملو ، محقق ادبی ایرانی، یا منقدان سیاسی چپ؟نکته جالب آن است که در تمامی این سخنرانی ما می بینیم که جناب شاملو رسومات و عقاید فرهنگی ایران باستان را بر اساس نگاه سیاسی چپ نقد می‌کند، و اصلا بنیاد مسئله مورد بحث شاملو در این سخنرانی نقد نظام طبقاتی در ایران باستان است، حال آیا واقعا ممکن است که ما فرهنگی بیابیم که مثلا در دوهزار سال پیش نظام جامعه اش منطبق بر تفکر متفکرین چپ در چندین هزار سال بعد باشد؟ تازه در همین انتقاد هم گاه متون را با تفسیر به رای ، پیش می‌برد تا حرف خود را به کرسی بنشاند.شاملو و تکنیک حاشیه سازی رسانه ای این سخنرانی بار اول و آخری نبود که شاملو با ارائه نظری بسیار متفاوت و چالش برانگیزش توجه ها را به خود جلب میکرد، او بارها در مورد موضوعات مختلف از جمله موسیقی سنتی، حافظ و..‌. از این دست نظرات ارائه داده بود که اگر بدون غرض ورزی نگاه کنیم در بسیاری از موارد نظر مورد نظر چندان درست نیست و دلایل زیادی برای رد آن وجود دارد.ذکر چند نکته کلی چند نکته به ذهنم می آید که بد نیست مطرح شود اولی آن است که با توجه به این که شاهنامه فردوسی با توجه به متون قدیمی تری نوشته شده اند و در اکثر موارد فردوسی به متن اصلی وفادار بوده است، در برخی از متون پیش از فردوسی از ضحاک به عنوان یک موتیف منفی استفاده شده است.فره ایزدی به هیچ وجه به خون و نژاد مرتبط نیست، به عنوان مثال در برخی از موارد از جمله در مورد جمشید به خاطر کارها و رفتار بد، فره ایزدی را از دست می‌دهد و فردوسی در بسیاری از بخش های شاهنامه بیش از هر نژاد و خونی بر رفتار و پندار افراد تاکید می‌کند و می‌گوید &quot;فریدون فرخ فرشته نبود&quot;حرف نهایی  داستان و حواشی سخنرانی برکلی، بسیار مفصل است می توانید اصل سخنرانی و جوابیه ها را پیدا کنید و دقیق‌تر مطالعه کنید، راستی استاد شفیعی کدکنی در کتاب با چراغ و آینه یک بخش در مورد شاملو دارد که خواندن آن کلا برای شناخت بهتر شاملو بد نیست.</description>
                <category>hpourgholi71</category>
                <author>hpourgholi71</author>
                <pubDate>Thu, 18 May 2023 17:00:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سعدی بلندترین قله ادبیات فارسی</title>
                <link>https://virgool.io/@hpourgholi71/%D8%B3%D8%B9%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D9%84%D9%86%D8%AF%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%82%D9%84%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-pcxuyestyavh</link>
                <description>خودش هم می دانسته چقدر خفن استاگر حافظ را به غزل های شیرین می شناسند و خیام را به رباعی های جاندار، اگر سوزنی و عبید را به بی ادبی های ادبی به یاد می آورند و اگر خواجه عبدالله را با نثر سوزناک و بیهقی را با قلم شیوا به خاطر می آورند، در ادبیات فارسی نابغه ای وجود دارد که تمام این موارد را در زبان و کلام خود گنجانده است آن هم به اعلاترین حالت بله این فرد کسی نیست جز سعدی  آخر الزمان  گلستان سعدی، گلچین ادب تعلیمی  احتمالا تمام شما دست‌کم بخش‌هایی از گلستان را حتی اگر شده به اجبار کتاب های درسی خوانده اید، در قدرت کلام گلستان همین موضوع کافی ست که گریزان از نصیحتی مثل من، وقتی شروع می کند به خواندن نصیحت های گلستان گذشته از مغز سخن از نغز بودن آن کیف می برد. این روزها اگر وقت دارید بخش نخست گلستان را بخوانید که در سیرت پادشاهان نوشته شده این را به این خاطر می گویم که به خوبی نشان می دهد که نگاه به حاکم و حکومت داری در فرهنگ ایرانی چه بوده و گذشته از آن طعنه هایی که به پادشاهان می زند، با توجه به اتفاقات اخیر کمی جگرتان را حال می آورد.قسمتی کوتاه از بخش نخستبوستان سعدی، نمونه نظم درخشان  فراموش نکنید نظامی اگر مثنوی های موفقی دارد بیشتر به خاطر جذابیت های یک روایت منظم است مثلا در خسرو و شیرین، خود داستان عاشقانه وظیفه مهمی در ایجاد جذابیت دارد یا حتی در منطق‌الطیر عطار، ما با یک داستان نمادین روبه رو هستیم که به خودی خود روایتش‌ دارای جذابیت است. این ها را گفتم که بگویم ببینید چطور می شود یکی منظومه بسراید و در آن هی برایت بگوید فلان کار را  انجام بده و فلان کار بد است انجام نده و تو در نهایت منظومه که تمام شد بگویی دمت گرم و آن را هم‌ردیف بهترین منظومه‌های ادبیات فارسی بدانی، سعدی است دیگر  سعدی و بی ادبی های ادبی  هر گاه سخن از این گونه &quot; نامش را مبر&quot; ادبیات یعنی هزلیات و خبثیات می شود همه نام سوزنی و ایرج را می برند اما حقیقت آن است که قلم سعدی در این گونه ادبی از نظر‌ فنی از این دو عزیز قوی تر است و به قول همان ایرج &quot; قند و نبات ست پدرسوخته&quot; دلایل زیادی وجود دارد که باعث شده است هزلیات سعدی آن اندازه که باید مطرح نشوند و اصلی ترین آن احتمالا این است که بسیاری از بزرگان ترجیح داده اند که معلم اخلاق و نویسنده گلستان و بوستانشان، این کاره نباشد اما متاسفانه یا خوشبختانه باید بگویم هست که چه جور هم هست. خلاصه &quot;ای خواجه اگر با خرد و تمکینی&quot; و علاقه به بی ادبی های ادبی هم داری، حتما در گوگل سرچ کن و از خواندن این بخش شخصیت سعدی هم لذت ببرسعدی و رباعیحقیقت آن است که سعدی در رباعی نیز از شاعران خوب ادبیات فارسی به حساب می آید و یکی از ویژگی های خاص سعدی در رباعی این است که رباعی اش برعکس اکثر رباعی های ادبیات فارسی که یا خیامی هستند و یا عرفانی&quot;ابوسعیدی&quot; هم از نظر مضمون و هم فضا دارای سبک منحصر به فرد خود سعدی است  آن یار که عهد دوست‌داری بشکست  می رفت و منش گرفته دامن در دست  می گفت که بعد از این به خوابم بینی  پنداشت که بعد از او مرا خوابی هستقصاید سعدی و تلفیق مدح و پند  لابد با خود می گویید، مگر سعدی قصیده هم دارد؟ بله که دارد خوبش را هم دارد، تازه قصیده مدحی هم دارد، اصلا اسم سعدی به این خاطر سعدی است که پادشاه مورد مدحش سعد ابن ابوبکر زنگی نام داشته است. نکته آن است که اگر می توانستم یک کارگاه برگزار می کردم با عنوان &quot;چگونگی شیرین‌کاری اصولی برای پادشاهان&quot; و امثال عنصری و منوچهری و فرخی سیستانی را وادار می کردم بیایند از سعدی یاد بگیرند چطور همزمان که مدح می‌کنند سعی کنند خالی بندی هایشان واقع بینانه باشد و تازه در میانه های قصیده طوری ‌که به ایشان برنخورد، نصیحتش نیز بکنند. بله همانطور که گفته شد قصاید‌ مدحی سعدی در عین حال که در ویژگی های پادشاه اغراق بیش از حد نمی کند بسیار زیبا هستند و دارای بن مایه های تعلیمی و توصیه های سیاسی قابل توجهی نیز می باشند.سعدی و ترجیع‌بند و ملمع‌بنشینم و صبر پیش گیرم‌  دنباله کار خویش گیرمنگویید که نخواندید و نشنیدید؟ اگر این ترجیع‌بند را نخواندید همین جا مطلب را رها کنید و اول بروید آن شاهکار ادبی را بخوانید. مگر می شود آخر، هر بار که به بند ترجیع می رسی با وجود تمام کیفی که در طول غزل برده ای به ناگاه تمام بدنت مور مور می شود و ذوق است که از قلبت در بدن جاری می شود، جز این چه می شود گفت. اما در مورد ملمع‌ نیز، در کنار آن ملمع معروف حافظ &quot; انی‌ رایت دهرا‌...&quot; که در اصل مال سنایی است، می‌توان از ملمع‌ سعدی به عنوان نمونه درخشان ملمع‌ در ادبیات فارسی نام برد.غزل فارسی، حافظ یا سعدی؟این هم یک بیت عید فطری عاشقانه? حقیقت آن است که اگر بخواهیم در غزل فارسی از بین حافظ و سعدی یک نفر را به عنوان سرآمد‌ معرفی کنیم کار بسیار سخت می‌شود و اکثر ادیبان‌ بزرگ، به خاطر این که غزلیات حافظ دارای‌ بار عرفانی است و قابلیت تفسیر دارد، حافظ را از میان این دو برمی گزینند. اما اگر نظر مرا بخواهید غزلیات سعدی به جامعه امروز ما و بعد از ما احتمالا نزدیک‌تر‌است، چرا که زبان و ساختاری بسیار روان دارد و درک مضمون آن در اکثر موارد دشوار نیست و از طرفی با توجه به این که در اکثر موارد موضوع آن عشق زمینی است بیشتر با روحیه مردم این زمان همخوانی دارد.هرکس به زمان خویشتن‌ بود  من سعدی آخر الزمانم‌گذشته از این، حافظ در غزل هایش بیشتر از پنجاه مصرع از سعدی را با تغییر اندکی به کار برده است و اگر حافظ گفته است &quot; استاد سخن سعدی ست، نزد همه کس اما / دارد غزل حافظ رنگ سخن خواجو&quot; هدفش تنها ردگم‌کنی‌ بوده است. خلاصه که اگر فرض بگیریم حافظ در غزل سرآمد باشد می توان گفت سرآمد‌ کل ادب پارسی چه نظم و چه نثر، بدون شک سعدی است.گذشته از این، حافظ در غزل هایش بیشتر از پنجاه مصرع از سعدی را با تغییر اندکی به کار برده است و اگر حافظ گفته است &quot; استاد سخن سعدی ست، نزد همه کس اما / دارد غزل حافظ رنگ سخن خواجو&quot; هدفش تنها ردگم‌کنی‌ بوده است. خلاصه که اگر فرض بگیریم حافظ در غزل سرآمد باشد می توان گفت سرآمد‌ کل ادب پارسی چه نظم و چه نثر، بدون شک سعدی است. راستی از طاقچه نسخه الکترونیک کلیات سعدی می توانید به صورت رایگان تهیه کنید و بخوانید و عشق کنید. </description>
                <category>hpourgholi71</category>
                <author>hpourgholi71</author>
                <pubDate>Sat, 22 Apr 2023 18:33:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خوف از رجا(راه آهن روی ریل مشتری پرانی)</title>
                <link>https://virgool.io/@hpourgholi71/%D8%AE%D9%88%D9%81-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D8%AC%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%A2%D9%87%D9%86-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%B1%DB%8C%D9%84-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-jciehxyebhhr</link>
                <description>خوف از رجابارها پیش از این هنگام سفر با قطار با مشکلات زیادی برخورد کرده بودم و همیشه در ذهن داشتم که چرا این گونه است؟ اما در آخرین سفرم دیگر مجموعه ای از معایب متعدد را به صورت یک جا مشاهده کردم و بد ندیدم روایت کنم وضعیت ارائه بلیط و ناهماهنگی هابرای دریافت بلیط به سایت های مختلف سر زدم و نکته این که برخی از برنامه ها و سایت ها برخی بلیط ها را تمام شده اعلام می کردند و برخی همان بلیط را داشتند حالا فرض کنید مثلا من تنها یکی از این برنامه ها را چک می کردم و فرض می کردم بلیط تمام شده چه می شد؟ خب احتمالا بایست رنج سفر با اتوبوس را به جان می خریدم یا دیرتر می رسیدم و این نکته از دید مدیران گرامی رجا قطعا چیز چندان مهمی نیست.امکانات بسیار کم و فرسودگی قطار در ابتدا که قطار طبق معمول با یک ساعت تاخیر که برای رجا همان حرکت سر وقت محسوب می شود به ایستگاه نیشابور رسید، رفتم و طبق بلیط سالن و کوپه مورد نظر را پیدا کردم اما بعد از چند دقیقه آقای مهماندار آمد و مرا برد به کوپه ای کیلومترها دور تر ، حال اگر من باری سنگین می داشتم تکلیف چه بود؟ فرسودگی و نداشتن نظم از سر و روی کوپه می بارید و بد تر از همه این بود که تخت بالایی تنها روی یک میله بود و آن محافظ طنابی که به بالا وصل می شد کلا پاره شده بود  و خدا می داند که اگر به جای من ِ ریقو(همان لاغر مردنی خودمان) یک فرد خوش استیل بود چه سقوطی اتفاق می افتاد.پلیس راه آهن و رفتار نامحترمانه اما بخش اصلی ناراحتی من از رجا به این موضوع بر می گردد، قرار بود قطار ساعت یک ظهر برسد و من در ایستگاه منتظر نشسته بودم که جناب ظاهرا پلیس آمد سر وقت من و گفت با من بیا بدون آن که هیچ توضیحی بدهد، مرا به یک اتاقک برد و به بدترین شکل ممکن بازرسی کرد، گفت شلوار و زیر شلواری ام را در بیاورم و تمام نقاط پاهایم‌ را  بازرسی کرد با دقت کامل و حتی بارها اعضای سانسوری را هم مورد تفحص قرار داد ، تمام لوازم کوله ام را به شکل نامنظمی بیرون انداخت و همه را گشت و در نهایت که چیزی نیافت گفت وسایلت را جمع کن ، حال سوال من از رجا این است که اگر خدای ناکرده قطار برعکس همیشه سر وقت می رسید چه می شد؟ آیا این آقا حق دارد مرا با این شکل بازرسی کند؟ آیا نباید بعد از بازرسی حداقل در جمع کردن لوازم کمک کند؟ یک عذرخواهی چطور لازم نبود انجام دهد؟ راستی پلیس رجا وظیفه اش ایجاد خوف است نکند؟عدم پاسخگویی و پشتیبانی افتضاح رجا بعد از این اتفاق تصمیم گرفتم حداقل شکایتی از این رفتار ثبت کنم، پس به سراغ دفتر پلیس ایستگاه رفتم به پلیس دیگری که آنجا بود گفتم ،گفت باشد پیگیری می کنیم و شروع کرد به دفاع ضمنی از رفتار مامور خود و من هم گفتم اصلا بازرسی درست، آیا نمی توانست محترمانه تر برخورد کند، لحن آن جناب طوری بود که مطمئن شدم هیچ برخوردی با آن فرد نخواهد داشت، پس به سراغ اینترنت رفتم جست و جو کردم و دیدم جناب رئیس رجا در جایی فرموده اند که ما در کمتر از یک روز به شکایات مسافران پاسخ می دهیم، شماره پشتیبانی را از همان پست برداشتم و تماس گرفتم ، بعد از چندین دقیقه پاسخ داده شد و شماره ای دیگر به من دادند و گفتند باید با آنجا تماس بگیرم با آن شماره هم تماس گرفتم و آن شماره هم شماره ای دیگر به من داد و در نهایت شماره سوم بعد از کلی ماندن در صف انتظار فرمودند شکایت خود را بگویید ضبط می شود و پیگیری می کنیم، شما فکر می کنید که الان که یک روز گذشته پیگیری کرده اند؟ با من که هنوز هیچ تماسی مبنی بر پیگیری شکایت گرفته نشده است.راهی به جز خوف از رجا نیست ؟پیش تر ها در رابطه با یک حادثه ی قطار بیتی سروده بودم که چون هر قطاری حامل مرگ است اینجا راهی برای ما به جز خوف از رجا نیست الان دیگر با تمام وجود متوجه شدم که خوف از رجا فقط یک تکنیک ادبی و شعر نیست یک واقعیت به تمام معناست شما اگر راهی برای انتقال موثر این شکایت می شناسید ممنون می شوم به من معرفی کنبد ارادتمند حسین پورقلی </description>
                <category>hpourgholi71</category>
                <author>hpourgholi71</author>
                <pubDate>Sun, 26 Mar 2023 15:38:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب الکترونیک یا کتاب چاپی؟</title>
                <link>https://virgool.io/@hpourgholi71/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D9%84%DA%A9%D8%AA%D8%B1%D9%88%D9%86%DB%8C%DA%A9-%DB%8C%D8%A7-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%86%D8%A7%D9%BE%DB%8C-jzduiik0fxdm</link>
                <description>اگر به صورت تخمینی بگویم که بعد از همه گیری کرونا اکثر جامعه ی کتاب خوان با استفاده از کتاب الکترونیک آشنا شده اند به گمانم بیراه نگفته ام.منتهی نکته این است که با این وجود هنوز نیز مقاومت زیادی از سمت گروهی از مردم در مورد استفاده از این گونه ی مطالعه احساس می شود، من قصد دارم در این نوشته به صورت خلاصه به این سوال پاسخ بدهم که&quot; کتاب الکترونیک بهتر است یا چاپی؟ &quot;کتاب الکترونیک چیست؟ کتاب الکترونیک به کتابی گفته می شود که نسخه فیزیکی ندارد و از طریق ابزارهای الکترونیک هوشمند مانند گوشی و لبتاب و تبلت قابل دریافت و مطالعه است.کتاب الکترونیک همان پی دی اف نیست یکی از مواردی که قطعا از اصلی ترین دافعه های کتاب الکترونیک به حساب می آید این است که تصور بسیاری از مخاطبین از کتاب الکترونیک همان پی دی اف است، در حالی که در حقیقت پی دی اف یکی از حالات اولیه و خام کتاب الکترونیک ست.در قالب های اختصاصی نشر کتاب الکترونیک ما شاهد امکاناتی مثل تغییر فونت،تغییر رنگ زمینه، بوک مارک ،هایلایت، یاداشت نگاری  و کلی امکان حرفه ای دیگر برای مطالعه هستیم و همین موضوع باعث می شود که مطالعه ی پی دی اف و کتاب الکترونیک با هم تفاوت زیادی داشته باشند.مقایسه ی هزینه ی کتاب الکترونیک و چاپی در سال های اخیر به خاطر رشد زیاد قیمت کاغذ، قیمت کتاب چاپی نیز رشد بسیار زیادی داشته است و جالب است که بدانید قیمت یک کتاب به صورت الکترونیک تقریبا یک سوم همان کتاب به صورت چاپی برای ما محسوب می شود.اگر شما هم مثل من اهل کتاببازی و کلکسیون نیستید می توانید از کتابخانه های اشتراکی الکترونیک استفاده کنید و هزینه ی کتاب خواندن خود را به عددی نزدیک به صفر برسانید.کتاب الکترونیک و مزایای دسترسی منظور من  از مزایای دسترسی در تمام جنبه های خرید و مطالعه و نگهداری است، مثلا اگر من بخواهم کتاب با چراغ و آینه ی دکتر شفیعی کدکنی را به صورت چاپی خریداری کنم اول از همه باید از چندین کتابفروشی بگذرم تا یک کتابفروشی پیدا کنم که کتاب تخصصی ادبیات دارد و بعد وامی کلان بگیرم که بتوانم خریداری کنم و با توجه به حواس پرت و شلختگی ام احتمال دارد در مسیر حتی گمش کنم یا صدمه ببیند یا دوست کتابخوانی به قول ما خراسانی ها قروتش کند، تازه از این موارد که رد شود احتمالا در مرحله ی مطالعه مزین می شود به نکات مهمی به خط خرچنگ غورباقه ی من که شاید تنها خودم بتوانم بعدا بخوانم و این گونه می شود که کتاب مذکور خیلی زود دار فانی را وداع می گوید، اما من می توانم همان کتاب را به صورت الکترونیک از کتابخانه ی عمومی طاقچه دریافت کنم با هزینه ی تقریبا روزی پانصد تومان(برای سی هزار کتاب) هیچ وقت هم کهنه نمی شود می توانم بدون هیچ زحمتی همه جا با خود ببرم و در زمان های خالی مطالعه کنم و جز آن هر بخشی را علامت بزنم با رنگ دلخواه و هر قدر میخواهم یاداشت بنویسم رویش تازه احتمال قروت هم نزدیک به صفر ست.کتاب چاپی برای مطالعه مناسب تر است؟یکی از دلایل دیگر که بسیاری از اهل کتاب برای استفاده نکردن از کتاب الکترونیک می آورند این است که خواندن کتاب در لبتاب و گوشی چشم را اذیت می کند و چون این دستگاه ها کلی کاربرد دیگر جز خواندن کتاب دارند مانع ایجاد تمرکز می شوند.باید بگویم این دلایل تا حدودی منطقی اند اما حداقل تجربه ی من این گونه بود که بعد از کمی مداومت در مطالعه ی الکترونیک تا حدود زیادی مشکل تمرکز و اذیت شدن چشم کاهش پیدا کرد و نکته ی دیگر این که می شود با تنظیم نوع و اندازه فونت و رنگ زمینه و تغییر میزان نور تا حدود زیادی این مشکلات را کاهش داد.راستی من که توان مالی اش را ندارم اما اگر شما دارید می توانید یک دستگاه هوشمند کتابخوان بخرید تا دیگر هنگام مطالعه الکترونیک تمرکزتان کامل بر کتاب باشد و تجربه ای بسیار نزدیک به مطالعه چاپی داشته باشید.کتاب الکترونیک یا کتاب چاپی؟درست است خیلی سخت است که سال ها سابقه مطالعه کتاب فیزیکی را بتوانیم جایگزین کنیم اما انصافا ارزشش را دارد، در کنار تمام دلایلی که ذکر کردم این نکته را هم مد نظر قرار دهید که با مطالعه ی الکترونیک در کاهش قطع درختان و حفظ محیط زیست موثر خواهیم بود.معرفی سه نرم افزار کتاب الکترونیک در بین نرم افزارهای ارائه ی کتاب الکترونیک سه نرم افزار طاقچه، کتابراه، فیدیبو حرفه ای تر و باکیفیت تر عمل کرده اند و توصیه می کنم بعد از بررسی یکی از این سه مورد را انتخاب کنید (من که گشتم و همان که برایم ارزان تر تمام می شد را انتخاب کردم)نرم افزار کتاب الکترونیک طاقچهنرم افزار کتاب الکترونیک کتابراهنرم افزار کتاب الکترونیک فیدیبو</description>
                <category>hpourgholi71</category>
                <author>hpourgholi71</author>
                <pubDate>Sun, 12 Mar 2023 21:59:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیرمرد و دریا، نبرد بازنده ها</title>
                <link>https://virgool.io/@hpourgholi71/%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D9%88-%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7-%D9%86%D8%A8%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7-v7hxpgkla2k8</link>
                <description>امروز به قصد شرکت در چالش اسفند ماه طاقچه،خلاصه پیرمرد و دریا که پیشتر خوانده بودم را شنیدم و با خود فکر کردم چطور می توانم در مورد یکی از مشهور ترین کتاب های ادبیات داستان حرفی نو یا نظری جدید و جالب داشته باشم، اما بعد از جست و جویی مختصر در مورد زندگی همینگویی‌ به نتیجه رسیدم.خلاصه ی همینگوی از دید ویکی پدیا دریافت من از تمام آنچه که موتور های جستجو در مورد این نویسنده ارائه داده بودند این شد که ارنست میلر‌ همینگوی‌ که به عنوان آفریننده سبک وقایع نگاری ادبی شناخته می شود در سال ۱۸۹۹ به دنیا آمده است و پس از نوشتن تعداد زیادی شعر و داستان از جمله وداع با اصلحه، مرگ در بعد از ظهر، برف های کلیمانجارو و مجموعه اشعار در سال ۱۹۶۱‌ از دنیا رفته است.خلاصه ی  داستان پیرمرد و دریا در داستان پیرمرد و دریا، ما با بخشی از زندگی یک پیرمرد صیاد ماهی روبه رو هستیم که بیش از آن که ماهی گیر باشد شاعر است، او برای مرغ های ماهیخوار که ماهی نگرفته اند دل می سوزاند، از اسکلت نیزه ماهی معذرت میخواهد، نیزه ماهی را تحسین می کند و هرشب خواب رقص شیرهای دریایی در میان شن های سفید ساحل را می بیند.بله نکته ی جذاب داستان دقیقا همین است که این پیرمرد که عاشق دریاست‌ برای زندگی و موفقیت در آن ناچارست‌ به دل دریا براند و با بزرگترین صید تمام عمر خود و کوسه هایی که میخواهند این صید را از او بگیرند،نبردی سخت داشته باشد.داستان پیرمرد و دریا، داستان زندگی همینگویهمانطور که گفتم بعد از شنیدن مجدد داستان  پیرمرد و دریا در مورد نویسنده جست و جو کردم و نحوه ی مرگش‌ آن هم در سن ۶۲ سالگی بیش از هر نقد مکتوبی ماهیت داستان پیرمرد  و دریا را برایم روشن کرد ارنست یا همان پیرمرد داستان ما بعد از بسیاری نوشتن و شکار ماهی ده پوندی بولیترز در ۱۹۵۳ و نیزه ماهی غول پیکر  نوبل در سال ۱۹۵۴ به ناگاه متوجه می شود که در دریا بیش از حد رانده است و در حقیقت این صید غیر از اسکلتی هیچ نیست و آن وقت چه می کند؟ پیش از آن که اعلام کنند باخته است می بازد در واقع ترجیح می دهد پیرمرد این بار به ساحل نرسد‌ پس تفنگش‌ را بر می دارد و بوم تمام حرف نهایی چیزی که در این یادداشت نوشتم تفسیر دلخواه و شخصی من از داستان پیرمرد و دریاست‌ و هیچ بنیان علمی یا دقیقی ندارد.گذشته از این ها به تمام کسانی که به ادبیات داستانی علاقه دارند توصیه می کنم حتما این داستان را بخوانند.از طریق لینک های زیر می توانید این داستان را به سه شکل نسخه الکترونیک، صوتی و خلاصه صوتی در برنامه طاقچه تهیه کنید و بخوانید. _نسخه الکترونیک‌ با ترجمه بهزاد جنت سرای، نشر پر‌ _نسخه صوتی ترجمه مهدی افشار با صدای مهدی قناعت پیشه نشر آوانامه‌ _خلاصه صوتی ، ترجمه و تخلیص‌ نیلوفر شیرازیان، با صدای ایمان اصفهآنی</description>
                <category>hpourgholi71</category>
                <author>hpourgholi71</author>
                <pubDate>Sun, 05 Mar 2023 01:49:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهکار دسترسی به سی هزار کتاب رایگان</title>
                <link>https://virgool.io/@hpourgholi71/%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%DB%8C-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86-sk8s6bp33gjs</link>
                <description>یکی از بهانه هایی که همیشه برای کتاب نخواندن‌ آماده ی خدمت به بشریت است،هزینه ی خرید کتاب است، من میخواهم در این نوشته به شما روشی یاد بدهم که به سی هزار کتاب محبوب و پرفروش به صورت کاملا رایگان دسترسی داشته باشید، چی از این بهتر؟معرفی طاقچه و کتاب الکترونیکبرای منی  که همیشه هشتم گرو نُه‌ بوده‌ خرید کتاب های مورد علاقه به شکل درست و حسابی همیشه یک رویا بود تا این که یک روز با طاقچه آشنا شدم.طاقچه یک کتابفروشی خیلی بزرگ کتاب الکترونیک است که تقریبا تمام کتاب های پرفروش بازار کتاب را به شکل الکترونیک ارائه می دهد و جالب آن است که قیمت خرید این کتاب ها چون معمولا به همراه تخفیف هستند گاهی کمتر از یک چهارم نسخه ی چاپی آن است.حال بماند که می شود داخل کتاب هر چه دلت میخواهد‌ یادداشت کنی و جاهای‌ مهم را علامت  بزنی و همیشه کتاب هایت در دسترست‌ باشند.بی نهایت، جذاب ترین کتابخانه ی عمومی در طاقچه یک بخش وجود دارد که خیلی به آن علاقه دارم چون تقریبا هزینه ی مطالعه ام‌ را به پایین ترین حد ممکن رسانده است، در این بخش سی هزار کتاب الکترونیک و صوتی وجود دارند که اغلب آن ها از کتاب های مطرح و پرفروش بازار کتاب هستند، شما می توانید با پرداخت مبلغ اندکی برای اشتراک،برای زمان مشخصی‌ به تمام این کتاب ها دسترسی داشته باشید، به عنوان مثال برای دریافت اشتراک ماهیانه کافی ست بیست و چهار هزار تومان‌ پرداخت کنید‌.کنج کاوی‌ کلید دسترسی سی هزار کتاب رایگانشما می توانید همیشه اشتراک طاقچه بی نهایت رایگان داشته باشید و بدون پرداخت هیچ هزینه ای بهترین کتاب ها را بخوانید اما‌ چطور؟طاقچه یک امکان جذاب و خاص به اسم کنج‌‌کاو‌ دارد که در آن شما می توانید در مکان های خاصی اشتراک رایگان روزانه طاقچه دریافت کنید،این امکان در تمامی ایستگاه های مترو فعال است، یعنی شما هر روز که از مترو استفاده می کنید می توانید اشتراک روزانه طاقچه بی نهایت بگیرید.شیوه ی‌ استفاده از کنج‌کاو زمانی که در ایستگاه مترو حضور دارید، در برنامه ی طاقچه وارد بخش حساب کاربری می شوید و از کنج بالا سمت‌ چپ علامت اختصاری تلفیقی (مکان_هدیه) را می زنید و از بین کنج ها،کُنج‌ مورد نظر خود را می کاوید?اشتراک طاقچه بی نهایت یک ماهه رایگان اگر هنوز در طاقچه عضو نشدید یک خبر خوب برای شما دارم،کافی ست‌ برنامه طاقچه را نصب کنید و از طریق لینکی‌ که در پایین مطلب قرار می دهم ثبت نام کنید، در این حالت با اولین خرید از سمت شما، هم شما و هم من یک ماه بی نهایت رایگان هدیه می گیریم، یک حرکت برد برد واقعی?لینک ثبت نام طاقچه:. </description>
                <category>hpourgholi71</category>
                <author>hpourgholi71</author>
                <pubDate>Thu, 02 Mar 2023 02:06:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من که هستم؟ حسین پورقلی</title>
                <link>https://virgool.io/@hpourgholi71/%D9%85%D9%86-%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%BE%D9%88%D8%B1%D9%82%D9%84%DB%8C-fojtyqyetrgv</link>
                <description>کاریکاتور من در برنامه قندپهلو  من کی ام؟ یک غروب منفورم‌ یا کلاغی که خوانده نازیباپدر ایل نابه هنجاری‌ پسر توسری‌ خورِ‌ بابا ادبیات خوانده ام اماظاهرم ذره ای مودب نیست جامه ام پرچروک‌ و موهایم مثل موهایتان مرتب نیست بین جمعی نماد بی دینی بین جمعی خرافه چی هستم گاه یک شاعر توانایم‌ گاه شاگرد کافه چی هستم دردهایم نگفته می گویند آه دارم ولی بساطی نیستطعنه ی دوستان نمی فهمد  روستایی همان دهاتی‌ نیست دور و نزدیک فرقشان در چیست؟نیست در من صدای چون دُهلی‌ من که هستم‌ که این چنین دردم؟من که هستم؟حسین پورقلیحسین پورقلی کیست؟هر چند که فکر می کنم اگر به معرفی باشد همین چند پاره منظوم کافی ست اما یک سری از موارد متداول در معرفی خودم  را سعی می کنم به شکلی کوتاه برایتان‌ اینجا مطرح کنم.من حسین پورقلی هستم متولد مرداد ۱۳۷۱، شاعر نویسنده و طنزپرداز، تحصیلاتم‌ ادبیات بوده‌ و تا الان دو کتاب شعر با نام‌ های مشتری مداری و ضرب الاجل‌ منتشر کرده ام.بیشتر عموم مخاطبین اگر شناختی از من دارند به خاطر  اول شدن در دو دوره برنامه طنز تلوزیونی قندپهلو‌ ست مخصوصا دوره ی آخرش‌ که انگار دوره نهایی این برنامه بود.برنامه ی حسین پورقلی در ویرگول اگر مثل بسیاری از قصدهایم‌ نیمه تمام نماند، میخواهم در ویرگول  به نوشتن در مورد ادبیات و شعر و طنز بپردازم و گاهی از تجربیات و کتاب هایی که میخوانم حرف بزنم.خوشحال می شوم افتخار بدهید و متن های من را بخوانید و گاهی با نقدی و نظری نوازشگر و سیلی زن من باشید.ارادتمند شما حسین پورقلی?  </description>
                <category>hpourgholi71</category>
                <author>hpourgholi71</author>
                <pubDate>Thu, 02 Mar 2023 01:19:43 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>