<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های اسپارو</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@hussein.mirzade</link>
        <description>دیزاینرِ رابط و تجربه‌ی کاربری</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 14:31:03</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/64050/avatar/mGOMEA.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>اسپارو</title>
            <link>https://virgool.io/@hussein.mirzade</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نیمه‌ی حقیقی لیوان</title>
                <link>https://virgool.io/@hussein.mirzade/%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87%DB%8C-%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D9%84%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86-ljytzrtdsdd4</link>
                <description>اگر ویدئوی «رایان پورجم» پسر «منصور پورجم» از قربانیان شلیک موشک به هواپیمای اوکراینی را دیده باشید، با دیدگاه ویژه‌ی زندگی او و تربیت خانوادگی‌اش آشنا می‌شوید. جنبه‌ای از زندگی که در میان اخبار بد این روزها به راستی گم شده است.او با اینکه، یکی از حامیان اصلی خود را به تازگی از دست داده است، ولی توانسته با روحیه‌ی فوق‌العاده‌ای که به او آموزش داده شده است خودش را استوارانه حفظ کند و حقیقت را بغل کند.مقاله‌ی امروز را با این مقدمه معرفی می‌کنم که بتوانم ادامه دهم، اگر رایان می‌تواند، پس من هم می‌توانم. از صحبت‌های او چنین برمی‌آید که هر اتفاق سهمگین دیگری نیز بیافتد او امیدوارانه ادامه خواهد داد. چطور می‌توان در طول مسیر زندگی به ریسمانی چنگ زد و همیشه با انگیزه ماند؟ مگر چاره‌ای جز ادامه دادن هست؟نویسنده در مقاله‌ی امروز راهی را معرفی می‌کند که دیگر نیازی به انگیزه برای ادامه، نداشته باشیم و خودمان را از یک غرغروی منفعل به مولّدی مثبت‌اندیش و متکّی به خود تبدیل کنیم.پیشنهاد من این است ابتدا از لینک زیر ویدئوی صحبت‌های رایان را ببیند و سپس مقاله را بخوانید.مشاهده ویدئوخواندن مقاله</description>
                <category>اسپارو</category>
                <author>اسپارو</author>
                <pubDate>Wed, 29 Jan 2020 22:04:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رُک باش، کلیشه‌ها را بشکن</title>
                <link>https://virgool.io/@hussein.mirzade/%D8%B1%D9%8F%DA%A9-%D8%A8%D8%A7%D8%B4-%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%B4%D9%87%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B4%DA%A9%D9%86-fcz6h3z6o8jg</link>
                <description>شاید‌های نامتناهیشاید تصور بسیاری از ما این باشد که نوع ادبیات زبان فارسی و مخصوصا فرهنگمان، ما را به این سمت و سو می‌برد که بیش از حد مراقب جملات و رفتارمان، هنگام صحبت با هم‌تیمی‌مان باشیم. اما این مشکلی جهانیست.برای‌اینکه مخاطب ما ناراحت نشود مفهوم جملات صریحمان را به طور غیرمستقیم بیان می‌کنیم. طرف مقابلمان را در رودربایستی و ابهام قرار می‌دهیم تا شاید کمتر آزرده شود.ممکن است در کوتاه مدت خودمان را از شرایط سخت مخالفتی، نجات داده باشیم ولی در طولانی مدت اثر مخربی دارد.به عنوان مثال چیزی که می گوییم:&quot;مسیری را که انتخاب کردی دوست دارم، ولی فکر می کنم که ما باید بیشتر...&quot;چیزی که واقعا منظورمان است:&quot;مسیری را که انتخاب کردی، دوست ندارم&quot;یک پادگان را در نظر بگیرید. دستورات همیشه منظم، دقیق و بدون ابهام به صورت صریح بیان می‌شود. اگر آن وظیفه انجام نشود و یا ناقص انجام شود، لااقل خیالمان ازین بابت راحت است که ابهامی در تفهیمِ وظیفه‌ی محوّله نبوده است و باید جایی دیگر، عیب‌یابی شود.فضای دیزاینری هم مستثنی از صداقت و صراحت نباید باشد. چون در آخر نتیجه‌ای جز بیراهگی، هزینه‌های گزاف و روابط بد اعضای تیم نخواهد داشت.در دو مقاله‌ی‌ زیر با جزئیات بیشتر این شرایط نامفهوم و کلیشه‌هایی که عادتمان شده است و خودمان از آن‌ها بی‌خبریم آشنا می‌شویم و به تاثیرات مخرب آن پی می‌بریم:1- The lies we tell ourselves as designers2- A comprehensive (and honest) list of UX clichés و نیز انتشار یافته در کانال تلگرام:فلسفه دیزاین </description>
                <category>اسپارو</category>
                <author>اسپارو</author>
                <pubDate>Sat, 10 Aug 2019 01:14:48 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>