<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های روجوف مفرحه</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@iamkateb</link>
        <description>گاه و بیگاه نوشته های یک روانی‌شناس  - پر از هجو و شطح صرفا جهت خخنده</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-08 06:04:25</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1471/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>روجوف مفرحه</title>
            <link>https://virgool.io/@iamkateb</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آخر چگونه شرح دهم در چه حالی ام</title>
                <link>https://virgool.io/KELKEKHIYAL/%D8%A2%D8%AE%D8%B1-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D8%AF%D9%87%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%DA%86%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D9%85-jvwioog6mhq0</link>
                <description>باغبان گل های قالیمن باغبان خسته گل های قالی امآتشفشان خفته به کوهی خیالی امدر ما امید رنگ سزاوار عشق بوداما هنوز سر به هوا لاابالی امدر شک همیشه روزنه ای از امید هست؟!آخر چگونه شرح دهم در چه حالی اماین ماه، ماهِ صوم و صیام و صلاه هاستچون شرح آیه های عَبَس، انفعالی امتنها میان خیل سوالات بی جوابدر پاسخ، چگونه ای؟ گویم که عالی اممارا براهِ شرعِ شیوخان صراط نیستمن دلسپار دلبر ابرو هلالی امتنها میان جمع حسابان رمیده امدست زمانه میدهدم گوشمالی ام [1]#کاتب _______________پ.ن[1]: منی که لفظ شراب از کتاب میشستمزمانه کاتب دکان می فروشم کرد</description>
                <category>روجوف مفرحه</category>
                <author>روجوف مفرحه</author>
                <pubDate>Tue, 07 Apr 2020 12:26:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بار غمی که خاطر ما خسته کرده بود</title>
                <link>https://virgool.io/@iamkateb/%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D8%BA%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1-%D9%85%D8%A7-%D8%AE%D8%B3%D8%AA%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF-vf6phm8oguty</link>
                <description>اصلا همین جمعه پیش بودروی قله نشستیم و بر پرده تاریک شب به کهکشان چراغ های شهر خیره شدیمدستم را گرفتی و چشمانت را بستیو عاشقانه ترین شعر را چنان صریح ادا کردی که قرص ماه نیز به آوای تو رَشک بُرداز حافظ خواندی:&quot; بار غمی که خاطر ما خسته کرده بودعیسی دمی خدا بفرستاد و بر گرفت &quot;خندیدم خندیدیگفتی بخوان خواندم:&quot; هیچ میدانی چرا چون موجدر گریز از خویشتن پیوسته می کاهم؟زان که بر این پرده ی تاریکاین خاموشی نزدیکآنچه میخواهم نمی بینموآنچه می بینم نمی خواهم &quot;خندیدیخندیدمبا دستان ظریفت صورتم را قاب کردی و چشم به چشمانم سپردیچشم از نگاهت دزدیدم خندیدیخندیدم گفتی : این بار با همین الویه سر کن هفته بعد قورمه سبزی می آورمگفتم:ما به تو یکباره مقید شدیمو خندیدیمطنز نوشته های یک روانی شناسقنبری کاتب | بهمن 1396 https://virgool.io/@imkateb/qorme01-phksoh6vb2l6 </description>
                <category>روجوف مفرحه</category>
                <author>روجوف مفرحه</author>
                <pubDate>Thu, 25 Jan 2018 20:44:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نکـنَـد دستِ کـسـی دستِ تـو را لَمس کـنَـد</title>
                <link>https://virgool.io/@iamkateb/qorme01-phksoh6vb2l6</link>
                <description> حرفهایت شبیه آدمیزاد بوداما خواسته هایت شاخدارگفتی که عشق را به دو مصرع خلاصه کن.گفتم:از یک طرف این تن خسته اسیر راهاز یک طرف قاف نشینی به کوره راه پرسیدی که قاف چیست؟گفتم: قاف حرف آخر عشق است و حرف اول عشق من   تندی کردی گفتی خموش خاموش شدم ناگاه صدایی آمد که مرا می خواندچَشم گشودمپرستار بود قرص هایم را آورده بود. پرسید :&quot;حالا عشق قاف انگیزه تو کیست؟ &quot; دیوانهلعنتی صدایمان را شنیده بودمستاصل از همه جا  لب به اعتراف گشودم و گفتم: قورمه سبزی طنزنوشته های یک روانی شناس  قنبری کاتب | بهمن 1396 </description>
                <category>روجوف مفرحه</category>
                <author>روجوف مفرحه</author>
                <pubDate>Tue, 16 Jan 2018 20:56:24 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>