<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ابراهیم شجاعت</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ibrahimshojaat</link>
        <description>اندکی کتاب دوست و کمی هم کتاب خوان. مشتاق سفر به سرزمین‌های دوردست. عکاس خیابانی...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 09:19:17</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/676807/avatar/Rqt4lj.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>ابراهیم شجاعت</title>
            <link>https://virgool.io/@ibrahimshojaat</link>
        </image>

                    <item>
                <title>کتاب در آیینه کوهستان</title>
                <link>https://virgool.io/@ibrahimshojaat/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%D9%87-%DA%A9%D9%88%D9%87%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-ib6fpxze9uvd</link>
                <description>بی‌شک یکی از شاخصه‌های پویایی و حیات انسان در هرسازمانی را میتوان میزان تندرستی و اشاعه ورزش میان افراد آن سازمان برشمرد و چه ورزشی بهتر و والاتر از کوهنوردی. از قدیم الایام، دانشگاه امام صادق علیه‌السلام در حوزه کوهنوردی یکی از دانشگاه‌های سرآمد در کشور بوده است که گروه کوهنوردی آن، بصورت منظم و بابرنامه به کوه‌ها و قلل مختلف کشور در سالیان اخیر صعود داشته است و برنامه‌های متنوعی در این چهل و دو سه سال انجام شده است. با روی کار آمدن ویروس منحوس کرونا اما این نخ تسبیح برای مدتی پاره شد و دانشجویان از این نعمت محروم شدند. با بازگشایی دوباره دانشگاه‌ها به صورت حضوری، دوباره گروه کوهنوردی دانشگاه امام صادق (ع) با پیگیری‌های دانشجویان و دکتر امین پورنقی، مدیر اداره تربیت بدنی دانشگاه، از جا کنده شد و برنامه‌های خود را از سر گرفت اما متاسفانه بدلیل فاصله افتادن و دوری کوهنوردی قدیمی دانشگاه، برخی از آداب و رسوم گروه کوهنوردی مثل حضور اساتید، برنامه‌های صعود به قله‌ها و ... در دست فراموشی بود. در سال تحصیلی، 1404-1403 تیم اجرایی گروه کوهنوردی تصمیم گرفت که گروه کوهنوردی را به ریل اصلی خود، به عنوان یک گروه شاخص و توانمند در دانشگاه برگرداند و در این مسیر توانستیم بیش از چهارده برنامه متنوع کوهنوردی را برای دانشجویان، اساتید و کارکنان برگزار کنیم و سعی بر آن داشتیم تا با ارائه ایده‌های خلاقانه، جذابیت کوهنوردی را برای عموم دانشجویان بالا ببریم. همچنین با برگزاری دوره‌های اصولی کوهنوردی، سعی در آشنایی دانشجویان با اصول ابتدایی این ورزش حرفه‌ای شد. در نوشته حاضر سعی شده است در چهار فصل فعالیت‌ها، خاطرات، آمار و تصاویر برنامه‌های انجام شده در این سال تحصیلی را جمع آوری و جهت ثبت در خاطرات و انعکاس هرچه بهتر آن نشر داده شود. در انتها جای دارد که اساتید عزیز، آقایان دکتر علی‌اصغر خندان، دکتر نادر جعفری، دکتر میثم لطیفی و ... که با حضور موثر و راهنمایی‌هایشان در این مسیر بلند در کنارمان بودند تشکر و قدردانی داشته باشم. بی‌شک اگر حمایت‌ها و پشتیبانی‌های بی‌دریغ استاد عزیز، دکتر امین پورنقی در این مسیر در کنار ما نبود، هیچگاه برنامه‌های گروه کوهنوردی با این کمیت و کیفیت برگزار نمی‌شد و تشکر ویژه را باید از ایشان بابت تمام زحمات داشته باشم.لینک دانلود کتابhttps://ble.ir/koohnavard_isu/-2297975343783995549/1750415852485</description>
                <category>ابراهیم شجاعت</category>
                <author>ابراهیم شجاعت</author>
                <pubDate>Wed, 13 May 2026 19:41:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست...</title>
                <link>https://virgool.io/@ibrahimshojaat/%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%DB%8C%D9%85-%D8%B3%D8%AD%D8%B1-%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%DA%AF%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AC%D8%A7%D8%B3%D8%AA-wl01k66c8xtl-wl01k66c8xtl</link>
                <description>بسم الله الرحمن الرحیمکارنامه سال 1404سالی که گذشت، سالی پر از فراز و نشیب‌های سخت و به یادمدنی برای من بود. سالی همراه با شکست‌ها و موفقیت‌ها، گریه‌ها و خنده‌ها، از دست دادن‌ها و به دست آوردن‌ها، بالا رفتن و پائین آمدن‌ها و ... .سال 1404 در تقویم زندگی هرکسی که در ایران زیسته باشد، به راستی که سالی پرخاطره و پرمخاطره بود و تجربه‌های هر فرد ایرانی، شاید به راستی خود قابلیت نگارش فیلم نامه‌ها و رمان‌ها را داشته باشد و چه خوب که آن‌ها را به قدر خود، با دست به قلم شدن و مکتوب کردن، در یادها ماندگار کنیم.در این جریده، فصل به فصل و ماه به ماه، دفتر ایامی که گذشت را ورق می‌زنیم. دفتری که شاید ناخودآگاه سفیدی‌اش بر سیاهی‌هایش چیره شده و جز این نیز از لطف و رحمت الهی توقعی نیست.بهار، فصل رویش و پویشبهار طبیعت با بهار دل، رمضان الکریم، قریب شده بود. آخرین روزهای رمضان بود و بعد از سحرگاهان، باران باریدن گرفت و این باران بهاری دلم را به کوهستان برد. با امیرحسین سری به چشمه اونار زدیم (3 فروردین) و برگشتیم.شب بعد از مراسم افطار با محسن و پوریا برنامه قله گورم را قعطی کردیم و فردا بعد از نماز ظهر پوریا به دنبالم آمد (4 تا 6 فروردین) تا حداقل یک روز کمتر روزه‌هایم خراب شود. صعود به بلندترین قله جنوب استان فارس و جهرم، آرزو و عشقی قدیمی بود که با سختی و خاطرات فراوان حاصل شد.بر فراز قله کوه گورم جهرم، ارتفاع 2700 متریفردای این صعود به یادماندنی (7 فروردین) با خبری خوش روزمان را شروع کردیم. «امیرعلی» اولین نوه خانواده ما بود که صبح زود به دنیا آمده بود.در همین گیر و دارها، با جمعی از رفقای قدیمی مدرسه تیزهوشان، اولین دورهمی دانش آموختگان دبیرستان تیزهوشان جهرم (10 فروردین) را برگزار کردیم و دیدار با یاران قدیمی تازه کردیم.بعد از تولد امیرعلی، کمی حال مادر خراب بود و آخر تعطیلات چند باری مجبور شدیم به بیمارستان و آزمایشگاه برویم.تعطیلات که به سر رسید، مجبور به بازگشت به درس و دانشگاه بودم، با این تفاوت که اینبار دیگر ماشین داشتم و راننده بودم. پدر هم تا تهران همراهی‌ام کرد و روز بعدش برگشت. خبرها از جهرم خوب نبود. مادر در بیمارستان جهرم بستری شده بود. البته هنوز هم نمی‌دانستیم که دقیقا مسئله چیست؟!بچه‌های گروه کوهنوردی زحمت کشیده بودند و برای اولین بار در دانشگاه دوره کارآموزی کوهپیمایی را برپا کرده بودند (20 تا 22 فروردین). روز اول و دوم در قسمت دره شروین (دربند) و روز سوم هم در مسیر قله چین کلاغ این دوره را برگزار کردیم.هوای تهران سرمست کننده بود و با محمدمهدی و هم اتاقی‌هایش جمعه را در بلندهای دارآباد و چشمه‌های جاری از پای قله کلکچال گذراندیم (29 فروردین). اخبار واصله از جهرم مثبت نبود. مادر به بیمارستان نمازی شیراز منتقل شده بود و دکترها مسئله را در دریچه قلبش تشخیص داده بودند. دیگر در تهران ماندن و از دور خبر گرفتن ممکن نبود. راهی شیراز شدم (30 فروردین تا 9 اردیبهشت).مستقیم خودم را به بیمارستان نمازی رساندم. حال عمومی مادر خوب بود. کمی که ماندم، پرستارها از اتاق بیرونم کردند. پیاده به سمت باغ ارم رفتم. دل و دماغی نمانده بود. بعد از مغربین، رضا هم به باغ آمد و با هم به دانشگاه شیراز و خوابگاهشان رفتیم. شبی را با دانشجویان دانشگاه شیراز به صبح رساندیم که خود تجربه جالبی بود.فردایش مادر را به بیمارستان دنا منتقل کردیم و منتظر عمل شدیم. صبح‌ها ساعتی به بیمارستان می‌رفتم و باقی روز کاری نداشتم. حس و حال کتاب خواندن هم نبود. روز سعدی بود و برای کمی استراحت به سعدیه رفتم. بعد هم به حافظیه. پویا هم آمد و با هم به شاه چراغ رفتیم و نمازی و زیارتی... . به بیمارستان که برگشتم، وقت عمل رسیده بود و مادر زیر تیغ دکتر امیرغفران و همکارانش رفته بود. چهار ساعتی طول کشید تا دریچه قلب کاملا تعویض شود. خبر موفقیت عمل که آمد، گویی جانی دوباره گرفته بودم.دو روزی طول کشید تا مادر به هوش آمد. از بیکاری حسابی خسته شده بودم. جمعه صبح هم قبل از ملاقات به کوه دراک رفتم. شبی هم به خوابگاه پویا و دوستانش در دانشگاه صنعتی شیراز رفتم. در همین حین بود که نتایج آزمون دکتری هم آمد. نتایج آن چیزی نبود که انتظار داشتم. به چند دانشگاه دعوت شده بودم اما بیشتر امیدم به پذیرش از سمت استعداد درخشان بود. هر روز پنج دقیقه اجازه ملاقات داشتم. به اصرار پدر و مادر دوباره راهی تهران شدم.شیراز، کاخ عفیف آبادهنوز به تهران نرسیده، اولین و سنگین‌ترین برنامه گروه کوهنوردی را باید برای دانشجویان و اساتید برگزار می‌کردیم. البته محمد و علی‌رضا حسابی زحمت کشیده بودند و اصل کار با آن‌ها بود. پنجشنبه صبح (11 اردیبهشت) راس ساعت اعلامی، دو مینی بوس سی و سه نفره راهی روستای نوا و دست آزو شدیم. برنامه خوب و به یادمادنی شد. پر از استاد و دانشجو.از قبل به بچه‌های انجمن اقتصاد قول یک بازدید داده بودم. 15 اردیبهشت با هم راهی ایرانخودرو دیزل شدیم و بازدید انجام شد.یکی دو روز بعد، نوبت سفر به آذربایجان بود. کم کم داشتیم به سالگرد شهادت حاج آقای رئیسی در جنگل ارسباران نزدیک می‌شدیم. چهارشنبه بعد از شام (17 تا 19 اردیبهشت) با حدود چهل نفر دیگر از دوستان دانشگاه راهی آذربایجان شدیم. صبح به مراغه رسیدیم و به دیدار خانواده هم دانشگاهی شهیدمان، مالک رحمتی رفتیم. بعد از زیارت مزار شهید، راهی تبریز شدیم. تبریز هم در آستانه اولین قهرمانی تیم تراکتورسازی در لیگ برتر، حسابی پرشور و حال بود. بعد از ناهار با امیررضا و علیرضا به سمت مقبره الشعرا رفتیم و به هنگام غروب هم در ایل گولی نمازمان را در همان مسجدی که یک سال قبل با صدرا نماز گزارده بودیم، خواندیم. آخر شبی هم به یک نیمچه کوهنوردی شبانه با امیررضا در عینالی و باغ گولی رفتیم و آخرین مقصدمان هم زیارت شهدای عینالی بود.دو ساعتی خوابیدیم تا اینکه اذان صبح شد و راهی جنگل‌های ارسباران شدیم. کمی پیاده روی و کمی زیارت قتلگاه شهید نصیبمان شد.از غرب برنگشته دوباره برنامه سفر به غرب را باید می‌چیدیم. اینبار بچه‌ها را باید برای صعود به قله زیبای الوند در همدان می‌بردم. ابتدا قرار بود پنجشنبه صعود داشته باشیم اما باد چهل کیلومتری اجازه نداد و بالاخره پنجشنبه عصر (26 و 27 اردیبهشت) راهی همدان همدان شدیم. شب دیر رسیدیم اما بچه‌ها هم به مزار باباطاهر و هم بوعلی سینا بردیم. البته آن موقع شب، هردو بسته بود و با دکتر قسوری با یک بستنی برایمان جبران کرد.صبح زود، بلافاصله بعد از نماز، صعودمان را شروع کردیم و حدود ساعت 9 به قله رسیدیم و صعود خوبی داشتیم.یکشنبه (28 اردیبهشت) روز موزه بود و با سروش و طاهر به کاخ نیاوران رفتیم. بچه‌ها همه مشغول رزومه جمع کردن برای مصاحبه دکتری بودند و سرمان به آن گرم بود. کم کم مصاحبه‌ها شروع شده است.آخر هفته به دعوت رفقای دفتر مطالعات صنعت راهی دوره دو روزه تیزبین 2 (مدیرشو 8) شدم. چهارشنبه شب راهی اصفهان شدیم. پنجشنبه ابتدا از یک مجموعه تولید پرینتر سه بعدی و بعد هم از مجموعه اسنوا بازدید کردیم. عصر هم سری به میدان امام رفتیم و گشتی زدیم. جمعه صبح هم به فولاد مبارکه و عصر هم به مجموعه بهیار صنعت رفتیم و بازدیدی داشتیم. من در اصفهان از بچه‌ها جدا شدم و راهی جهرم شدم. مادر که ده روزی بود به بخش عمومی بیمارستان سیدالشهدای جهرم منتقل شده بود، روز قبل بالاخره ترخیص شده و بعد از چهل و سه روز به خانه برگشته بود. دو روزی جهرم بودم و دوباره راهی تهران شدم تا آخرین برنامه گروه کوهنوردی در این سال تحصیلی را برگزار کنم.آخرین برنامه، شاید جذاب‌ترین برنامه هم بود. سه شنبه عصر (6 تا 8 خرداد) از دانشگاه راهی استان لرستان و شهر دورود شدیم. کمتر از یک ساعت به اذان مانده بود که به پارکینگ مسیر دریاچه رسیدیم. تا اذان صبر کردیم و بعد از نماز راهی شدیم. درست شش ساعت در راه بودیم و ساعت ده و ربع به ساحل زیبای دریاچه گهر رسیدیم. شب را کنار دریاچه کمپ زدیم و باز هم صبح به مانند روز قبل مسیر را برگشتیم. ناهار هم به تنگ لی لی رفتیم و یادگاری خوبی از لرستان برایمان به جا ماند.یادم نمی‌رود، آخرین باری که به صدا و سیما و محوطه زیبای جام جم رفتم، دوشنبه (12 خرداد) بود. همین ایام یک مقاله انگلیسی هم نوشتم تا آخرین امتیازها را برای قبولی در دکتری با استعداد درخشان را کسب کنم. شب‌ها بیشتر در کتابخانه بودم. بالاخره بیستم (20 خرداد) کتاب خاطرات برنامه‌های کوهنوردی امسال با عنوان «در آئینه کوهستان» هم تکمیل شد و برای چاپ فرستادم.ساختمان جام جم، اردیبهشت 1404با اتمام برنامه‌های معهود گروه کوهنوردی، با مصطفی تصمیم گرفتیم که حسرت ده ساله دانشگاه برای صعود به قله دماوند را تمام تمام کنیم. برنامه‌ای برای تابستان و آمادگی صعود ریختیم . اولین نقطه آن هم 23 خرداد و صعود به قله شاهنشین بود. قرار بود ساعت 3:15 بامداد به سمت امامزاده داود حرکت کنیم. داشتم سلام نمازم را میدادم که انفجار شدیدی در نزدیکی ما رخ داد. بعد هم صدای جنگنده آمد. شیپور جنگ نواخته شده بود. خودم را به مسجد دانشگاه رساندم. دکتر جعفری و مصطفی هم ایستاده بودند. بقیه هم کم کم آمدند. جمع بندی‌مان این شد که صعود را داشته باشیم. هنوز هیچ کس از ابعاد این حمله خبری نداشت. تقریبا به امام زاده داود که رسیدیم، اخبار کم کم منتشر شد و احتمال شهادت تعدادی از سرداران سپاه در خبرگزاری‌ها آمده بود.صعود خوبی داشتیم و به دانشگاه برگشتیم. کم کم دیگر ابعاد جنگ داشت آشکار می‌شد. شش روزی از جنگ دوازده روزه را در تهران گذراندیم. دانشگاه تقریبا خالی شده بود و ما هم شب‌ها یا در اتاق انجمن و یا در دفتر مطالعات صنعت می‌خوابیدیم. عصرها هم چند باری با بچه‌ها و دکتر نوروزی برای تغییر حال و هوایمان به فوتبال رفتیم. یک عصر، از سه طرف زمین چمن ما دود بلند می‌شد و صدای پدافند هم در نزدیکی ما می‌آمد و ما در همان حین مشغول فوتبال خودمان بودیم. تصویری که برایمان به یادماندنی شد.تابستان، فصل صعودتابستان را در جهرم شروع کردم. همان اولین روزهای تابستان بود که بصورت مجازی در جلسه مصاحبه رشته مدیریت تصمیم گیری و سیستم‌های پیچیده دانشگاه امام صادق (ع) حاضر شدم و فردایش خبر قبولی‌ام را دریافت کردم؛ البته مشروط به اینکه تا آخر تابستان بتوانم از پایان نامه‌ام دفاع کنم. دهه محرم را جهرم بودم. میانه دهه، جنگ دوازده روزه هم تمام شد و آتش بس اعلام شد.دو سه روز بعد از عاشورا راهی جاده شدم. مسیری که مقصدش باز تهران بود. دو هدف مشخص از این برگشت و کلا از این تابستان برای خودم داشتم. اول اینکه پایان نامه‌ام را جمع کنم و دفاع کنم و دوم هم اینکه برنامه صعود به قله دماوند را پیگیری کنم. لذا هنوز نرسیده، راهی قله کلون بستک (19 تیر) شدیم. صعودی که نود و پنج درصد ابتدایی آن عالی و پنج درصد انتهایی آن افتضاح بود. پای قله اینقدر حالم بد که قید دماوند را همان جا زدم. مصطفی نگذاشت که جا بزنم و هرطور بود مرا به قله برد و صعود تکمیل شد. اما همچنان ترس این حال خراب در جانم ماند.کم کم روند نگارش پایان نامه و به خصوص مطالعه تطبیقی مسیر توسعه خودرو برقی در کشورهای دیگر را بررسی کردم.سومین برنامه آمادگی ما برای صعود، شب مانی در قله توچال (26 و 27 تیر) بود. اینبار دکتر جعفری نیابد و به جای او دکتر خندان و محمدامین با ما راهی شدند، البته به قصد صعود به توچال، نه آمادگی دماوند. بعد از صلاه ظهر راهی ولنجک شدیم. یک تیم از دربند (مصطفی، علی و نیما) و ما هم با دکتر از ایستگاه پنج راهی توچال بودیم. درست به هنگام مغرب به قله رسیدیم. هوا خیلی سرد و بادگیرهایمان را پوشیدیم. بعد هم چادرمان را به پا کردیم. تا صبح سه بار باران باردید. تماشای طلوع خورشید از پس قله دماوند، هدیه شب مانی ما روی قله توچال بود.بعد از شب مانی توچال نظر من این بود که یک برنامه آمادگی دیگر هم قبل از برنامه اصلی، یعنی صعود به دماوند داشته باشیم. دو گزینه جدی هم صعود و شب مانی در قله آزادکوه یا قله سبلان بود. شنبه بعد از نماز ظهر با مصطفی و دکتر جعفری برای مشورت و نظر نهایی نشستیم. دکتر قسوری هم به جمعمان اضافه شد. پس از بحث بسیار و تماس با برخی خبرگان، جمع بندی نهایی ما، علارغم میل باطنی و ترسی که من داشتم این شد که دیگر برنامه آمادگی کافی هست همین سه برنامه آمادگی کافی را در تیم برای صعود به قله دماوند به وجود آورده است. لذا معین شد که آخر هفته برنامه صعود به دماوند را اجرا کنیم. صبح چهارشنبه (1 تا 3 مرداد) بعد از نماز صبح، تیم دوازده نفره ما با سه ماشین راهی روستای رینه و استان مازندران شدیم.صبح حدود ساعت 7 کوهنوردی را شروع کردیم و حوالی ساعت 14 به بارگاه سوم رسیدیم و شروع به هم هوایی و استراحت کردیم. صبح دوم حدود ساعت 5، به سمت قله راهی شدیم و ساعت 10 بود که نیمی از تیم، یعنی 6 نفر توانستیم به قله دماوند صعود کنیم. تیم ما دوقسمت شد عده‌ای به تهران برگشتند و من و برخی دیگر در بارگاه سوم ماندیم و روز جمعه حدود ساعت 14 به تهران رسیدیم. این صعود نقطه عطفی در زندگی من بود که تا آخر عمر برایم خواهد ماند.صعود به بام ایران، قله دماوندبعد از صعود موفق به قله دماوند، حالا دیگر کاری مهم‌تر از جمع کردن پایان نامه نداشتم و روند مصاحبه و بازدیدها به طور جدی‌تر شروع شد. احسان هم در این مسیر با من همراه شد. از دو جهت. یکی اینکه با صنعت خودرو بیشتر آشنا شود و دیگری اینکه بابی برای برگزاری مدیرشوی 9 پیدا کنیم. هر روز تقریبا با یکی مصاحبه داشتیم. در کنارش هم نگارش فصل دو رو شروع کرده بودم و در حال جمع کردن ادبیات بودم.در این بین هم جمعه (10 مرداد) با محمد سری به دارآباد زدیم تا خستگی در کنیم.مصاحبه‌ها عملا تمام شده بود و ده‌تایی از پرسشنامه‌هایی را هم که توزیع کرده بودم، جمع شده بود و عملا به حداقل‌های پایان نامه رسیده بودم (در آخر چهارده پرسشنامه برگشت). بحث اجرای مدیرشو 9 را به جاهای خوبی رسانده بودیم و یک باب جدی در مشهد باز شده بود. دکتر نعمتی برایمان هماهنگی اولیه را با مدیرعامل گروه چینی‌جات مقصود انجام داده بود. نیاز بود که برای هماهنگی بیشتر و امکان سنجی و طراحی دوره خودمان هم از گروه بازدید کنیم.در حال و هوای اربعین، با احسان از تهران راهی مشهد (21 تا 24 مرداد) شدیم. یک بازدید مفصل از گروه کارخانه‌جات مقصود داشتیم و برنامه اولیه را ریختیم. اربعین را هم در حرم امام رضا (ع) گذراندم.در مسیر برگشت هم، به دامغان که رسیدیم، سری به محمد زدیم و شب را در باغ پسته‌شان به صبح رساندیم و با هم به تهران برگشتیم. کارها کم نمی‌شد که بیشتر هم می‌شد! شنبه عصر که به تهران رسیدیم، یک جمع بندی اولیه از پایان نامه‌ام انجام دادم و شروع به تماس با خبرگان خودرویی کردم تا آخرین گام پایان نامه‌ام را که گروه کانونی بود را تشکیل دهم. از طرفی هم چند هفته از صعود به دماوند گذشته بود و تا انتهای تابستان هم مانده بود و تیم تشنه یک صعود دیگر بود. سبلان را هدف گرفتیم.چهارشنبه عصر (29 مرداد) گروه کانونی با حضور سیزده نفر خبره خودرویی در دانشگاه برگزار کردم و همان شب (30 مرداد تا 1 شهریور) ساعت 2، یک تیم هشت نفره راهی اردبیل شد.ساعت 13 بود که به شابیل رسیدیم و چادرهایمان را برپا کردیم. نیمه شب ساعت 1:30 بود که با بازی گوشی سه خرس کنار چادرمان بیدار شدیم. به هوای خوراکی به سمت ما آمده بودند. ساعت 2 بود که سوار پاترول شدیم تا به ایستگاه بعدی برویم و صعودمان را شروع کنیم. صعود به سبلان بسیار راحت‌تر و کم استرس‌تر از صعود به دماوند بود و ساعت 9 به قله رسیدیم. شب هم به سرعین رفتیم و در آبگرم‌های آن خستگی صعود را درکردیم.نسخه اولیه پایان نامه را برای دکتر نوروزی فرستادم و قبل از بچه‌ها برای هماهنگی نهایی راهی مشهد (5 تا 14 شهریور) شدم. بچه‌ها جمعه شب رسیدند و مدیرشو 9 رسما شنبه (8 شهریور) در مجموعه مقصود شروع شد و بچه‌ها یک هفته درگیر آموزش، اجرا و بازخورد گیری مدل‌های عارضه یابی سازمان در یک محیط واقعی بودند. برنامه‌ای پرفشار که سعی کردیم با احسان به بهترین نحو آن را برگزار کنیم.انرژی که مدیرشو از من گرفت اندازه دوتا دماوند بود اما ارزشش را داشت. همیشه دوست داشتم یک برنامه مدیرشو را صفر تا صد طراحی و اجرا کنم. فرصتی که شاید دیگر پیش نیاید.در همان ایام مدیرشو اصلاحات پایان نامه را هم انجام داده بودم و حالا منتظر تعیین داور و بعد هماهنگی زمان مشترک برای جلسه دفاع بودم. تا جلسه دفاع دو جمعه در پش بود که یکی را با علیرضا به مزار شهدای کلکچال (21 شهریور) رفتیم و دیگری را هم روز قبل جلسه دفاع با علیرضا و محمد به صعود به قله چین کلاغ (28 شهریور) و ماجراهای بعدش که کمی گم شدیم، گذشت.بالاخره دکتر گودرزی اوکی داد و جلسه دفاع از پایان نامه‌ام را برای شنبه عصر (29 شهریور) هماهنگ کردم. احتمال می‌دادم که از جلسه دفاع من استقبال شود اما فکر را نمی‌کردم که اینقدر شلوغ شود که سالن شهید مطهری را پرکند. همه  چیز جلسه دفاع عالی بود الا اینکه استاد مشاور نیامد. البته همین استاد داور به موقع آمد و یک ساعت هم نشست از عجایب دوران بود!جلسه دفاع از پایان نامه کارشناسی ارشدماز جلسه دفاع مستقیم برای جلسه داوری مدرسه سیاست گذاری و حمکرانی اقتصادی (30 شهریور) به دانشگاه علامه رفتم و در برگشت باید یک عالمه وسایلی که هفت سال کنار هم جمع شده بود را جمع می‌کردم و از بلوک‌های جدید به بلوک نه می‌بردم. عملیاتی طاقت فرسا که دوازده ساعت به طول انجامید! آن هم ساعتی قبل از شروع سال تحصیلی نو و اولین کلاس دکتری (31 شهریور). دوشنبه، دو روز بعد از دفاع پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد، بر سر سه تا کلاسی که داشتم که حاضر شدم پا به عرصه دکتری گذاشتم.پدر و مادر به مشهد رسیده بودند و من هم باید خودم را به آن‌ها می‌رساندم. سومین سفر به سرزمین توس در یک ماه! چه توفیقی بالاتر از این...پائیز؛ کمی سرد، کمی خشک و پر از دودساعت 7 صبح (1 تا 9 مهر) به راه آهن رسیدم تا با قطار راهی مشهد شوم. 12 ساعد در راه بودم تا به مشهد برسم. دو سه روزی مشهد بودیم و بعد راهی قدمگاه شدیم و دو شب هم در یک خانه باغی ماندیم. از قدمگاه راهی شاهرود شدیم و از جاده زیبای جنگل ابر به گرگان رسیدیم نوار ساحلی را در سه شبانه روز طی کردیم تا به آستارا و گردنه حیران برسیم. گردن حیران ابری و بارانی بود و زیبائیش را دوچندان کرده بود. قرار بود شبی را در اردبیل بمانیم اما سرمای پائیزی اجازه نداد بیشتر از یک ناهار و چند ساعت گردش مهمان این شهر زیبا باشیم و شب را در زنجان به صبح رساندیم و روز آخر سفر من با خانواده هم مهمانی در تهران بود تا از تهران دیگر از خانواده جدا شوم. مستقیم و بدون هیچ درنگی به اردوگاه‌های کاخ سعدآباد رفتم تا در دوره اولیه مدرسه سیاست گذاری اقتصادی (10 و 11 مهر) حاضر شوم.نیمه مهرماه (14) حکم یک ساله تصدی دفتر مطالعات صنعت دانشگاه برایم منتشر شد و رسما مسئول جائی شدم که از وقتی در دانشگاه چشم باز کردم، حول و اطراف آن زندگی‌ام تعریف شده بود.پنجشنبه (17 مهر) به دعوت علی آقا جمعی از بچه‌ها دبستانی را برای یک اردو کوهنوردی به تپه‌های اطراف پارک شهید محلاتی بردیم. فردایش هم برای زیارت مزار شهدای کلکچال رفتم.خیلی زود سومین سفر به استان اردبیل فرا رسید. اینبار قرار بود با بچه‌های دانشگاه یک پیمایش جذاب از شهر خلخال به دل جنگل‌های هیرکانی و به مقصد اسالم (23 و 24 مهر) داشته باشیم. شب مانی در میان ییلاقات، آن هم با دانشجویان و اساتید تصویری بهشتی بود که ثبت شد.یکی از آخرین شب‌های مهرماه (29) بالاخره به عهد خود وفا کردیم و دورهمی و شب خاطره گروه کوهنوردی را برگزار کردیم و به رفقای تیم کوهنوردی به رسم یادبود عکس‌هایی که روی شاسی چاپ شده بود و یک کلاه را هدیه کردیم.باز هم قرار شد بچه‌های دبستانی را کوه ببریم (1 آبان). اینبار بچه‌ها به منطقه دارآباد و تا نزدیکی آبشار چال مگس بردیم و با هم یک املت درست کردیم. فردایش هم با احسان و دختر کوچکش، زینب، به آبشار زیبای سنگان رفتیم البته آب چندانی نبود اما پائیز سنگان ارزشش را داشت.هفته اول آبان، هفته برگزاری اختتامیه‌ها بود. اول با رفقای انجمن یک مراسم اختتامیه برای دوره‌های تیزبین 1، تیزبین 2، مدیرشو 8 و مدیرشو 9 (6 آبان) برگزار کردیم و بعد هم نوبت اختتامیه دوره کارآموزی ورودی‌های 1403 بود. پس از کلی هماهنگی و زحماتی که محمدامین و تیمش کشیده بودند، بالاخره راهی کاشان (7 تا 9 آبان) شدیم و یک برنامه جذاب را در خانه‌های زیبا و تاریخی برگزار کردیم. میانش هم بچه‌ها به یک بازدید از فولاد کویر کاشان بردیم. در راه برگشت هم کمی در قم توقف کردیم و زیارت مختصری حاصل شد.برنامه آهار به آبشار شکراب (15 آبان)، برنامه سبکی بود که خوبی و با زحمات امیررضا برگزار شد. فردایش هم با امیررضا سری به قم زدیم و دیداری تازه کردیم و مهمان خان کرم حضرت بودیم. داستان سریالی قم رفتن ما ادامه داشت. چهارشنبه (21 آبان) بچه‌های 404 را برای بازدید از یک سری مجموعه‌ها تولید لوازم التحریر بردم. یکی در تهران، یکی در شهرک صنعتی شمس آباد و آخر در شهرک شکوهیه قم. در این میان از یک شرکت تولید موتورسکلیت برقی هم در شکوهیه بازدید کردیم. دو تا از این مجموعه‌ها، در جنگ رمضان و قبل از پایان سال 1404، توسط دشمنان بمب باران و نابود شدند.به هنگام غروب از قم برگشتیم و سریع وسایلم را جمع کردم تا ساعت 3 نیمه شب باز برای صعود به قله برف انبار (22 آبان) راهی قم و بعد روستای فردو شویم. صعود تمیز و بی‌چالشی بود. بعد از این صعود هم بعد از پنج ماه راهی جهرم شدم و چند روزی از هوای کثیف و خفه کننده تهران و مرکز ایران دور شدم.به سبب مسئولیت دفتر، برای اردوی مصباح ورودی‌های 404 راهی اردوگاه دماوند شدم (12 آذر) و یک روزی کنار بچه‌ها بودم و سریع خودم را به تهران رساندم تا راهی استان مرکزی و شهر دلیجان شویم. اینبار هدف صعود به سیمرغ استان مرکزی یعنی قله دومیر بود. ساعت از 12 گذشته بود که به روستای مزوش رسیدیم و شب را در خانه کوهنورد تمیز و مرتبش ماندیم و صبح زود برای صعود عازم شدیم (13 آذر) و اولین برف پائیزی را هم دیدیم. صعود به دومیر حس صعود به کوه‌های آلپ داشت.قله دومیر،  بام استان مرکزیآذرماه بیشتر به کارهای دانشگاه و درس و مشق گذشت و در این میان سری به کنفرانس مدیریت در دانشگاه الزهرا (19 آذر)، برنامه برف گشت به مقصد باغ خلیل (21 آذر) و در نهایت صعود سنگین و شب مانی به قله توچال (26 و 27 آذر) طی شد. در این ماه یک اتفاق ویژه هم برای من افتاد. شنبه عصر (22 آذر)، شاید برای اولین بار بود که یک کلاس، آن هم شصت نفره را اداره و در آن تدریس داشتم. به بچه‌های 404 مبحث مکان یابی را تدریس کردم و تجربه جالبی بود.زمستان؛ کودتا و سپس جنگدی ماه سرد و برفی فرا رسید. از اول ترم به بچه‌های درس تولید و عملیات قول داده بودم که حتما یک بازدید دست جمعی برایشان هماهنگ کنم. چهارشنبه (3 دی) صبح در حالی که هوا نمی‌دانست باید ببارد یا نه، بچه‌ها را به شرکت سرحال ایپکو بردیم. همان اوایل دی برای زیارت به قم (5 دی) رفتبم. قله پرسون در این فصل سال حداقل یک متر برف داشت حسابی صعود به آن (11 دی) حال داد. آخر هفته (17 دی) هم بچه‌ها برای بازدید به شرکت ایپکو بردیم.به اواخر دی نزدیک شدیم و حوادث هم به ما نزدیک‌تر شدند. دولت شبه کودتای اقتصادی خودش را با آزادسازی قیمت‌های اقلام خوراکی انجام داد و نتیجه آب شب سرد پنجشنبه (18 و 19 دی) بود. با محمدامین و علیرضا مشغول مباحثه در دفتر مطالعات بودیم که ابتدا اینترنت قطع شد و بعد هم نگهبان آمد و درهای را بست. فردای آن روز بود که فهمیدیم در تهران چه جریانی تا صبح گذشته و جمهوری اسلامی بار دیگر معجزه وار از این کودتا عبور کرد. دست خدا با ایران بود و حمله آمریکا به تاخیر افتاد و الا شاید اتفاقات بسیار بدتری می‌افتاد.تهران برف خیلی خوبی آمده بود و حیف بود که قندیل‌ عظیم یخی آبشار سنگان را از دست بدهیم. با دکتر جعفری و محمدامین و محمد صبح زود (3 بهمن) راهی سنگان شدیم و برنامه جالبی شد.بعد از این داستان‌ها بود که احسان تماس گرفت و از برنامه مدیرشو 10 خبر داد؛ مدیرشویی که دیگر پا را فراتر از مرزها گذاشته بود و قرار بود در عراق و شهر مقدس کربلا برگزار شود. چهارشنبه شب (8 تا 16 بهمن) راهی مرز شدیم و صبح به پایانه مرزی مهران رسیدیم. مستقیم به راهسپار سامرا شدیم و شب را هم در سرداب حرم به صبح رساندیم. روز بعد هم به کاظمین رفتیم و قبل از غروب به کربلا رسیدیم. چهار روزی در شرکت کاله عراق بودیم و تجربه خوبی رقم خورد. نیمه شعبان کربلا حس و حال دیگری داشت. بعد هم به پابوس شاه نجف رفتیم و این سفر هم تمام شد.مدیرشو 10، نجف اشرفیک روز قبل از بیست و دو بهمن، یک برنامه بازدیدی مفصل را برگزار کردیم. اول به شهرک صنعتی ماموت رفتیم و از شش شرکت خودروسازی و ساندویچ سازی و تریلی سازی این مجموعه بازدید کردیم. بعد هم به پیشنهاد مهندس کرمی به کارخانه شرکت پل آستارا صنعت رفتیم و با مدیران باصفای آن هم گپی زدیم.آخر هفته (24 بهمن) آخرین برنامه کوهنوردی امسال را رفتیم. با دکتر جعفری، محمد، امین و معین رضا عازم قله کلکچال شدیم. هواشناسی هشدار داده بود و برف زیادی باریده بود. وقتی به ارتفاع 3100 رسیدیم، باد جهشی در حال وزش بود و به حدی شدید بود که هرلحظه ما را تکان می‌داد و از صعود به دویست متر باقی مانده منصرفمان کرد.ماه مبارک رمضان که شروع شد، بیشتر برنامه‌هایم به سمت مطالعه سوق پیدا کرده بود. آخرین بازدید سال 1404 دفتر مطالعات صنعت هم، بازدید از شرکت پارس خودرو (6 اسفند) بود. بازدید بدی نبود اما تکراری بود.اسفند و ماه رمضان به خوبی در حال طی شدن بود که ناگهان باز هم شیپور جنگ نواخته شد.اینبار و در اولین روز جنگ (9اسفند) پاک‌ترین و بزرگ‌ترین رهبر آزادگان جهان با دستان کثیف‌ترین و شقی‌ترین رهبران زمین به شهادت رسید. خونی که خود تضمین کننده پیروزی حق بر باطل بود.دو روزی در تهران ماندم. نه حس ماندن بود و نه حس رفتن. دنیا تیره و تاریک شده بود. تماس پشت تماس. همه اصرار به بازگشت داشتند و دانشگاه هم به فشار می‌آورد که تخلیه کنیم. برگشتیم؛ اما دل‌هایمان جا ماند.....به رسم همه‌ی این سال‌ها آمار را دوست دارم و معتقدم باید حساب و کتاب کرد که چقدر دیدی و چقدر خواندی و چقدر شنیدی. سی و یک هزار و چهارصد و شصت و پنج کیلومتر را در این سال پیمودم تا شهرهای و کوه‌های و تاریخ و مردم هجده استان را ببینم و پنج هزار و نهصد و پنجاه و دو صفحه کتاب خواندم تا از داستان سی و دو کتاب باخبر شوم و شاکرم که خدا در این سال بیش از صد نفر دوست جدید در مسیرم نهاد.شاید کم بود، اما راضی هستیم به رضایش ...الحمدلله1405.01.11</description>
                <category>ابراهیم شجاعت</category>
                <author>ابراهیم شجاعت</author>
                <pubDate>Sun, 03 May 2026 17:31:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برنامه گروه کوهنوردی دانشگاه امام صادق علیه‌السلام ۱۴۰۳_۱۴۰۴</title>
                <link>https://virgool.io/@ibrahimshojaat/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%DA%AF%D8%B1%D9%88%D9%87-%DA%A9%D9%88%D9%87%D9%86%D9%88%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B3%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B4-gvugcmfn3kkw</link>
                <description>گروه کوهنوردی اداره تربیت بدنی دانشگاه امام صادق علیه‌السلام برگزار می‌کند:برنامه‌های سال تحصیلی ۱۴۰۴ _۱۴۰۳۱. جنگل الیمستانسطح: متوسطمسئول برنامه: ابراهیم شجاعت تاریخ: ۱۴۰۳.۷.۲۶۲. دریاچه چورتسطح: سادهمسئول برگزاری: علی‌رضا غفوریتاریخ: ۱۴۰۳.۸.۲۴۳. دشت هویجسطح: سادهمسئول برگزاری: سید محمدرضا موسویتاریخ: ۱۴۰۳.۹.۸۴. غار بورنیکسطح: متوسطمسئول برگزاری: احسان انصاری‌نیاتاریخ: ۱۴۰۳.۹.۲۲۵. قله برف انبارسطح: دشوارمسئول برگزاری: مصطفی سیاحتاریخ: ۱۴۰۳.۱۰.۱۳۶. کویر ابوزید آبادسطح: سادهمسئول برگزاری: علی رجاییتاریخ: ۱۴۰۳.۱۱.۲۵۷. آبشار یخیِ نواسطح:سادهمسئول برگزاری:سید رضا موسوی زارعتاریخ: ۱۴۰۳.۱۲.۹۸. دشت آزوسطح: سادهمسئول برگزاری: محمد نعمت الهی تاریخ: ۱۴۰۴.۲.۱۱۹. دارآبادسطح: متوسط*ویژه ورودی‌های ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳* مسئول برگزاری: ابراهیم شجاعتتاریخ: ۱۴۰۴.۲.۱۸۱۰. قله الوندسطح: دشوارمسئول برگزاری: علی عسگریتاریخ: ۱۴۰۴.۲.۲۵۱۱. دریاچه گهرسطح: متوسطمسئول برگزاری: امیرحسین کیانیتاریخ: ۱۴۰۴.۳.۸</description>
                <category>ابراهیم شجاعت</category>
                <author>ابراهیم شجاعت</author>
                <pubDate>Thu, 05 Dec 2024 13:23:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی‌کتاب گفتارهای عمومی در باب مسائل فنی خودرو</title>
                <link>https://virgool.io/@ibrahimshojaat/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A6%D9%84-%D9%81%D9%86%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B1%D9%88-foz20cabx3ba</link>
                <description>صنعت خودرو، به دلیل ارتباط با بیش از شصت صنعت دیگر مشهور به لوکوموتيو صنايع می‌باشد. در ساخت خودرو، مجموعه‌ای از تکنولوژی رشته‌های مختلف صنعتی (فلزی، پلاستیک، شیمیایی، پارچه، عایق شیشه، الکترومکانیک، برق، الکترونیک، متالوژی و....) طراحی، مدیریت و اقتصاد به کار رفته است. از این رو این صنعت، به عنوان یکی از شاخصه‌ای توسعه یافتگی هر کشور محسوب می‌شود. طی سال 2022 تجارت خودرو ده درصد از تجارت جهانی را (به ارزش 1،518 میلیارد دلار) به خود اختصاص داده است.بر اساس گزارش سازمان بین المللی تولیدکنندگان وسایل نقلیه موتوری در سال 2022 در مجموع بیش از 85 میلیون خودرو (شامل خودروهای تجاری) در جهان تولید شده است که رشد 6 درصدی نسبت به سال 2021 را نشان می‌دهد، اما هنوز فاصله معنا داری با اوج تولید خودرو در سال 2017 (قبل از شیوع کرونا) دارد.کشورهای چین، آمریکا، ژاپن و هند به تنهایی حدود 60 درصد تولید خودروی جهان را در اختیار دارند که چین با تولید بیش از 27 میلیون خودرو و سهم حدود 32 درصدی در صدر کشورهای تولید کننده قرار دارد.طی سال‌های 2021 و 2022 در بین 16 کشور بزرگ تولیدکننده خودرو در جهان، اندونزی، هند و ایران توانستند بیشترین رشد تولید را به خود اختصاص دهند. ایران در سال 2022 توانسته است سه کشور انگلیس، روسیه و اسلواکی را کنار بزند و در جایگاه شانزدهمین تولیدکننده بزرگ خودرو جهان با سهم حدود یک درصدی و هفتم آسیا در این سال قرار بگیرد. صنعت خودرو یکی از مهم‌ترین صنایع در اقتصاد ایران به شمار می‌رود. این صنعت عظیم از ابعاد مختلفی تشکلیل شده است و می‌توان در یک دسته‌بندی آن را به دو بخش فنی و غیرفنی تقسیم کرد. بخش فنی و مهندسی این صنعت متشکل از بخش‌های مرتبط با مهندسی مکانیک، الکترونیک و برق، مواد و متالوژی، کامپیوتر، مکاترونیک و ... می‌باشد که هر یک از علوم تخصصی خود را دارا می‎باشد. از طرفی در بخش غیرفنی صنعت خودرو ما با مسائل مهمی مثل اقتصاد، مدیرت مالی وحسابداری، منابع انسانی، تدوین استراتژی‌ها، سیاست گذاری، بازاریابی و برندسازی، ساختار سازمانی و ... مواجه هستیم. پرداخت تخصصی به هر کی از این موارد می‌تواند راهگشای بیساری از افراد و کسب و کارها باشد.برای ورود به صنع خودرو نیاز است که افراد با اصلاحات و اسامی و کارکردهای آن‌ها آشنا باشند تا ادبیات مشترکی بین آن‌ها و متخخصین این حوزه برقرار شود. در این کتاب تلاش شده است که مسائل فنی خودرو را بصورت غیرمحاسباتی و جامع برای افرادی که مهندس و متخصص فنی در حوزه خودرو نیستند، اما علاقه‌مند به فعالیت در صنعت خودرو هستند گردآوردی گردد. این کتاب دارای مفاهیم پیچیده‎ای نمی‌باشد و همانگونه که گفته شد حاصل مطالعات و جمع آوری‌های شخصی نگارنده طی مدت حدودا دوساله است که شامل پنج بخش و در قالب بیست و هشت فصل می‌باشد که در آن به تاريخچه حمل و نقل در جهان، اهميت صنعت خودرو، طراحي خودرو، آشنايي با اصول طراحي خودرو، كلاس بندي خودرو، ارگونومي، ساشي و بدنه، شاسي، پلتفرم، سيستم هدايت و فرمان، سيستم تعليق، جنس بدنه، رنگ خودرو، قواي محرك، تاريخچه و انواع موتور خودرو، اجزاء و نحوه عملكرد موتورهاي احتراق داخلي، موتور ديزل، موتور هيبريد، توربوشارژر، ECU، سيستم انژكتور و كاربراتور، انواع سوخت، سيستم برق رساني خودرو، جعبه دنده دستي، انواع جعبه دنده اتوماتيك، ديفرانسيل خودرو، ايمني، نوآوري‌ها در عرصه‌ي ايمني، عملكرد سيستم ترمز، سيستم روشنايي خودرو، آينده صنعت خودرو، خودروهاي برقي، خودروهاي هيدروژني، خودروهاي متصل، خودروهاي خودران و ... پرداخته شده است. این کتاب، با هدف آماده سازی دانشجویان و اساتید حوزه مدیریت و اقتصاد بهای ورود به عرصه‌های مرتبط با صنعت خودرو آماده شده است.</description>
                <category>ابراهیم شجاعت</category>
                <author>ابراهیم شجاعت</author>
                <pubDate>Thu, 05 Dec 2024 13:08:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب نسل ششم بازاریابی</title>
                <link>https://virgool.io/@ibrahimshojaat/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%B4%D8%B4%D9%85-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-wf91xxnyzjip</link>
                <description>ترجمه کتاب نسل ششم بازاریابی فیلیپ کاتلرمجموعه کتاب‌های نسل‌های بازاریابی، تغییرات چشم‌انداز کسب‌وکار و تحول رویکرد بازاریابان را به بازاریابی مورد بررسی قرار می‌دهد. کتاب «نسل سوم بازاریابی: از محصول به مشتری تا روح انسانی» بررسی می‌کند که چگونه بازاریابی در فرآیند تکامل خود به خدمتی برای بشریت تبدیل شده است. در نسل سوم بازاریابی، مشتریان نه‌تنها به دنبال رضایت عملکردی و عاطفی هستند، بلکه به دنبال رضایت معنوی از برندهایی هستند که انتخاب می‌کنند. نسل چهارم بازاریابی از انقلاب صنعتی چهارم الهام گرفته است که نمادی از حرکت به سمت بازاریابی دیجیتال بود. نسل چهارم بازاریابی بر اهمیت تجربه بازاریابی دیجیتال برای تکمیل رویکرد سنتی در سفر مشتری تأکید می‌کند و اتخاذ استراتژی‌های دیجیتال مانند بازاریابی محتوا و بازاریابی همه‌کاناله را امری ضروری می‌داند.نسل پنجم بازاریابی از نسل پنجم جامعه الهام گرفته است که استفاده از فناوری برای بشریت را معرفی می‌کند. نسل پنجم جامعه توسط دولت ژاپن در سال 2016 به عنوان پیشرفتی طبیعی از انقلاب صنعتی چهارم معرفی شد و جامعه‌ای را متصور شد که از فناوری‌های پیشرفته مانند هوش مصنوعی برای خیر و صلاح بشریت استفاده کند.بازاریابی در دنیای امروز دچار تغییرات چشمگیری شده است. فناوری‌های نوظهور مانند هوش مصنوعی، واقعیت مجازی، واقعیت افزوده، بلاکچین و غیره، بازاریابی را تحت تأثیر قرار داده‌اند. همچنین، متاورس به‌عنوان یک مفهوم جدید در دنیای فناوری، به‌تدریج مورد توجه بسیاری از افراد و شرکت‌ها قرار گرفته است.یکی از تحولات قابل‌توجه، افزایش تعامل و غوطه‌ور شدن در قلمرو دیجیتال است. نمونه بارز آن، رواج ویدئوهای کوتاه در رسانه‌های اجتماعی است که مخاطبان را مجذوب خود می‌کند و منجر به پیمایش بی‌پایان و تجربه تماشای همه‌جانبه می‌شود. علاوه بر این، تجارت الکترونیک جذاب‌تر شده و مدل‌های نوآورانه‌ای را شامل می‌شود که مکالمه بین خریداران و فروشندگان را از طریق چت و پخش زنده تسهیل می‌کند.کتاب «نسل ششم بازاریابی: آینده همه‌جانبه است» نوشته فیلیپ کاتلر، هرماوان کارتاجایا و ایوان ستیاوان به تفصیل به آینده بازاریابی می‌پردازد. در این کتاب، نویسندگان به تحلیل تغییرات جهانی، نیازهای مشتریان و فناوری‌های نوظهور می‌پردازند. این کتاب به تغییرات چشمگیری که در رفتار مصرف‌کنندگان در دهه‌ی گذشته به وجود آمده است، می‌پردازد.در این کتاب، موضوعاتی مانند نگرش نسل‌های جدید، استفاده از متاورس‌ها و واقعیت افزوده، چالش‌ها و راه‌حل‌های ایجاد تجربه تعاملی و همه‌جانبه برای مشتریان مورد بحث قرار می‌گیرند. بنابراین، این کتاب می‌تواند راهگشای بسیاری از تحقیقات دانشگاهی بوده و راهنمایی برای تدوین استراتژی‌های بازاریابی پیش‌دستانه قرار بگیرد.</description>
                <category>ابراهیم شجاعت</category>
                <author>ابراهیم شجاعت</author>
                <pubDate>Sat, 08 Jun 2024 18:01:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کارنامه پنج ساله</title>
                <link>https://virgool.io/@ibrahimshojaat/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%BE%D9%86%D8%AC-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-hacpj4et5tts</link>
                <description>بسم الله الرحمن الرحیمدوره پنج ساله کارشناسی ما در دانشگاه امام صادق علیه‌السلام به پایان رسید و زمان حسابرسی اعمال ما فرا رسیده. هرچند که حدود نیمی از این پنج سال را درگیر فضای کرونایی کشور بودیم اما هرطور بود این دوره نیز تمام شد. پنج سالی که پر بود از رفت و آمد و سفر و خستگی که با رفاقت‌ها و لحظات ناب و تکرار نشدنی گره خوردند و روزهایی را رقم زدند که دیگر تکرار نخواهد شد و قرار هم نیست که لحظه‌ای به عقب برگردد چرا که تک تک لحظات زندگی ما منحصر به فرد و به قول فرهنگی‌ها یونیکه!در این پنج سال خیلی کارها می‌شد کرد و من هم سعیم بر این بود که تجربه‌های متفاوتی رو در چند حوزه خاص داشته باشم. توفیق یا عدم توفیق هم یک امر نسبی هست و جایگاه‌ها و شرایط رو باید دید ‌و سنجید. در مجموع امروز که به مسیر پشت سرم نگاه می‌کنم، شاکر نعمات و فرصت‌هایی که خدا در اختیارم قرار داد هستم و از مسیری  که آمدم پشیمان نیستم.در این پنج سال یکصد و نود و نه واحد درسی را در رشته معارف اسلامی و مدیریت صنعتی خواندم و معدل این دروس هم خوب است؛ هرچند که زیر 18 است ولی ما به ازای این چند نمره که از دست دادم، خدا رو شکر چیزهای بسیار زیاد دیگری رو به دست آوردم که به نظرم ارزشش رو داشتند.اما آن چیزهایی که به ازای پایین آمدن چند نمره (حدود سه نمره) معدلم به دست آوردم عبارتند از:اول؛ بیش از 293 جلد کتاب را، یا به عبارتی 57367 صفحه کتاب، آن هم از نوع غیردرسی (اعم از تخصصی و غیرتخصصی که شامل کتاب‌های اعتقادی و تاریخی و اقتصادی و داستانی و شعر و ... می‌شود) را در این مدت مطالعه کردم و بعید می‌دانم که تا آخر عمر دیگر بتوانم یک اینچنین حجمی از کتاب را مطالعه کنم.دوم؛ دومین بخش کارهای غیردرسی من برمی‌گردد به سفرهای متعددی که این پنج سال دانشجویی داشتم. هرچند که در این دوره پنج ساله با بدشانسی و تهدیدی به نام کرونا مواجه بودم اما در مجموع تونستم بیش از 90 هزار کیلومتر سفر داشته باشم و به مقاصدی همچون مشهد، قم، سمنان، اصفهان، یزد، کرمان، شیراز، رشت، بندرعباس، اهواز، کاشان، ماکو، فومن، هویزه و ... سفر کردم که در مجموع سفر به مقصد 32 شهر و 13 استان را شامل می‌شد. سفرهایی که هرکدام کوله باری از تجربه و خاطره برایم به همراه داشت. ای کاش در دوران کرونا فرصت بیشتری برای سفرها به دست می‌آوردم.سوم؛ کوه و کوهنوردی به مرور برای من جز لاینفکی از زندگی شد. رشد و بلوغ این ماجرا در زمان دانشگاه بود و قله فعالیت‌های ورزشی و به خصوص ورزش کوهنوردی (+دوچرخه سواری) در دوران تعطیلی‌های کرونا بود. در این مدت پنج ساله حدود صد برنامه سبک و سنگین کوهنوردی رو شرکت کردم و به همین تعداد هم برنامه دوچرخه سواری خارج از شهر رو داشتم که اکثرا هم در همون دوران کرونا بود. اگر روزی شرایط دنیا طوری رقم خورد که هیچ شرکت و سازمانی من رو نخواستن، می‌تونم با این تجربیاتی که از سفرها و کوهنوردی‌ها کسب کردم، یه تور گردشگری و طبیعت گردی تاسیس کنم!چهارم؛ حلقه مطالعات صنعت خودرو کمی پیش از سال 1398 کارش را شروع کرد ولی به یقین اوج فعالیت‌های این حلقه در دوران کرونا بود. دورانی که کتابی را وسط می‌گذاشتیم و مباحثه می‌کردیم، بازید (بیش از 78 بازدید تخصصی از مراکز صنعتی، تجاری و نظامی) و جلسه تخصصی برگزار می‌کردیم و حتی به خودمان جرئت دادیم که پا را فراتر بگذاریم و یک مدرسه یک ساله که مزین به نام شهید فخری زاده بود را برگزار کنیم. در حقیقت بعد از مدتی رشته تحصیلی من از معارف اسلامی و مدیریت صنعتی به معارف اسلامی و مدیریت صنعت خودرو تغییر کرد و خیلی بیشتر از آن چیزی که برای آن 199 واحد درسی بی‌نوا وقت گذاشتم، وقتم را صرف امور حلقه مطالعات صنعت خودرو کردم و امروز هم اگر اندک علم و دانشی و توانایی دارم، از صدقه سر همین حلقه مطالعات صنعت خودرو است که ما را با دنیایی متفاوت روبرو ساخت.ماجرای حلقه خودرو خود داستانی جداگانه را می‌طلبد که از حوصله این متن خارج است و جایی دیگر باید بصورت مفصل به آن بپردازم. اما این چند خط نگاهی سریع و بعضا آماری بود به دوره 18 تا 23 سالگی بنده که اینجا بیان شد.از صبا پرس که ما را همه شب تا دم صبحبوی زلف تو همان مونس جان است که بودالحمدالله</description>
                <category>ابراهیم شجاعت</category>
                <author>ابراهیم شجاعت</author>
                <pubDate>Sun, 25 Jun 2023 15:30:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نگاهی به نام گذاری محصولات در صنعت خودرو</title>
                <link>https://virgool.io/@ibrahimshojaat/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B1%D9%88-d13fkjavey67</link>
                <description>نگاهی به نام گذاری محصولات در صنعت خودروبه مناسبت نام گذاری محصول جدید سایپاهمه ساله شاهد آن هستیم محصولات جدیدی از سوی خودروسازان روانه بازار می‌شود. یک از اولین و جذاب‌ترین وجه‌های معرفی یک خودروی جدید، نامی است که برای آن خودرو انتخاب شده است. خودروسازان سعی می‌کنند با استفاده از طبیعت، تاریخ، جغرافیا و حالا مختلف انسانی، نام‌هایی را انتخاب کنند که با شنیده شدن آن‌ها شما به یاد مفهوم خاصی در خودرو خود باشید اما آیا همیشه خودروسازان نیاز به انتخاب نامی جدید را دارند؟هنگامی که یک خودرو آماده معرفی به بازار می‌شود، دو حالت پیش‌روی آن است. اول ان که قبل از آن هم محصولی در کلاس آن در همان خودروسازی تولید شده است و در حقیقت یک نام برای این کلاس از خودرو در این کارخانه تبدیل به برند شده است. حالت دیگر نیز این است که قبل ار این خودرو، این خودروساز در این کلاس خودرویی (مثلا سدان بزرگ خانوادگی) محصولی نداشته است.در حالت دوم که راهی جز اختیار یک نام برای این رده و کلاس خودرویی نیست اما در حالت اول نیز مدیران بازاریابی شرکت خودروساز، دو استراتژی را پیش‌روی خود می‌بیند.استراتژی اول که غالبا نیز استفاده می‌شود، ادامه دادن با نام قبلی است تا برند موجود را در ذهن مخاطب تقویت و استحکام بخشیم. به مانند خودروی تویوتای لندکروزر که شش دهه است و یا فورد موستانگ که بیش پنج دهه است که همین نام‌ها را برای کلاس خاص مذکور خود برگزیده‌اند و به شهرتی جهانی رسیده‌اند.اما استراتژی دیگری خودروسازان در محصولات به خصوص جدید خود روبرو هستند، تغییر نام و استفاده از نام‌هایی بهتر و متناسب‌تر است؛ مانند کاری که کیاموتورز در سال 2011 با محصول اپریس خود کرد و نام اپتیما را جایگزین آن کرد و یا شرکت رنو که دو بار نام محصول لیتیتود خود را تغییر داد! (ابتدا به سفران (زعفران) و سپس به تالیسمان)در این بین گاهی اوقات خودروسازان محصولاتی را معرفی می‌کنند که شباهت بسیاری به یکی از محصولات دیگر آن‌ها دارد. نوع برخورد خودروسازان در این گونه مواجهات معمولا به میزان تفاوت دو خودرو بستگی دارد. یعنی اگر تفاوت‌ها زیاد باشند، نامی جدید را بر می‌گزینند و اگر کم باشند، صرفا به اضافه کردن یک پسوند بسنده می‌کنند.هرچند میزان این تفاوت بین دو خودرو برای هر شرکت متفاوت است. برای مثال شرکت مرسدس بنز نام کراس اوور خود را که بسیار به محصول CLA-CLASS خود شبیه بود را GLA-CLASSنامید و یک برند جدید را پایه گذاری کرد در صورتی شرکت رقیب یعنی ب ام و، محصول سری 2 اکتیو تورر را که تفاوت‌های قابل توجهی با سایر محصولات سری 2 خود دارد، باز آن را از محصولات سری 2 خود معرفی می‌کند و برند سری 2 خود را تقویت کرده و گسترش می‌دهد. بنا براین در نهایت این مدیران ارشد بازاریابی هر شرکت، نوع استراتژی عرضه را مشخص می‌کند.باز گردیم به معرفی خودرو آریا توسط سایپا. خودروی آریا که بر روی پلت فرم SP100 سایپا توسعه بافته است، یک خودرو در کلاس کراس اوور می‌باشد. پیش از این نیز سایپا محصول دیگری تحت عنوان شاهین را با استفاده از این پلت فرم معرفی کرده بود. شاهین در رده سدان کوچک خانوادگی جای می‌گیرد. حال آریا که برادر بلند قد شاهین نیز محسوب می‌شود، با توجه به پلت فرم مشترکی که در آن‌ها استفاده شده است، شباهت غیرقابل چشم پوشی با شاهین دارد و برخی گمان می‌کنند که الزاما نام شاهین هاچ بک یا کراس اوور را باید یدک بکشد؛ در صورتی که همان طور که قبل‌تر هم اشاره شد، هیچ الزامی برای چنین نام گذاری در صنعت خودرو وجود ندارد.شرکت سایپا در سال‌های اخیر شاهد کوچک شدن سبد محصولات خود بوده و در مدت حدودا دو سال اخیر با معرفی محصولاتی همچون ساینا، کوئیک، شاهین و آریا در پی گسترش محصولات خود در کلاس‌های مختلف است تا انتخاب‌های متفاوتی را برای مشتریانش به ارمغان آورد.بدون شک در این شرایطی که تحریم‌های شدیدی بر خودروسازی کشورمان حاکم است، توسعه و معرفی محصولاتی که ما را از محصولات هم‌رده خارجی مستغنی بسازد، بسیار مهم و مطلوب است.شرکت سایپا توانسه است با معرفی محصول شاهین، که نام آن برگرفته از نام خودروی رامبلر که قبل از انقلاب در در شرکت جیپ صرفا مونتاژ نهایی می‌شد و با نام شاهین به بازار عرضه می‌شد، جایگزین مناسبی برای محصول کیا سراتو خود پیدا کند و هم‌اکنون نیز با معرفی آریا، پای در کلاس کراس اوورها گذاشته است که یکی از محبوب‌ترین و پرفروش‌ترین کلاس‌های خودرویی در ایران و جهان به حساب می‌آید.به نظر می‌سد که در صورت عرضه به موقع و با قیمت مناسب و زیر یکصد پنجاه میلیون تومان، شاهد استقبال چشمگیری از آریا در بازار خواهیم بود.</description>
                <category>ابراهیم شجاعت</category>
                <author>ابراهیم شجاعت</author>
                <pubDate>Thu, 18 Nov 2021 11:19:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اهمیت استراتژی قیمت گذاری در بخش خودرو</title>
                <link>https://virgool.io/@ibrahimshojaat/%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D9%82%DB%8C%D9%85%D8%AA-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B1%D9%88-achitfupgvbd</link>
                <description>نگاهی به استراتژی‌های اتخاذ شده در بنگاه‌های خرد و کلان صنعت خودرواستراتژی‌های موثر قیمت گذاری به شرکت‌ها کمک می‌کند تا محصولات خود را در بازار #رقابتی بفروشد و شاهد سود بیشتر باشد.استراتژی‌های قیمت چیست؟خب، این یک روش یا به معنای واقعی کلمه یک رویکرد برای یافتن قیمت رقابتی خدمات یا یک محصول در بازار خاص خود است. این استراتژی یکی دیگر از استراتژی‌های #بازاریابی است که در سیستم هر مدیریتی دنبال می‌شود. در واقع این یک واقعیت شناخته شده است که هدف نهایی یک شرکت افزایش حداکثری گردش مالی خود است. برای به حداکثر رساندن سود، شرکت باید استراتژی مناسبی را برای تعیین قیمت انتخاب کند.بزرگان تجارت ممکن است از انواع مختلفی از استراتژی‌های قیمت برای افزایش فروش استفاده کند، اما یافتن استراتژی مناسب یک گام اساسی در مسیر موفقیت است. غالباً، تصور غلط در مورد تعیین قیمت این است که، #حجم_فروش مستقیماً با سود متناسب است؛ اما الزاما این تصور همیشه صحیح نیست.  انتظار می‌رود افزایش حجم فروش، سود شرکت را افزایش دهد. روند تعیین قیمت می‌تواند به شاخصه‌های فراوانی ربط داشته باشد و استراتژی‌های مختلفی تعیین شود. چند عامل مهم در زیر آورده شده است.1- راهکارهای نفوذ و قیمت گذاری روانشناختیPenetration &amp; psychological pricing strategiesبه منظور دستیابی به سهم بزرگی از بازار، بسیاری از شرکت‌ها از استراتژی قیمت گذاری نفوذ استقبال می‌کنند. این شرکت‌ها قصد دارند قیمت مشتری محور را در بازار تعیین کند. این مهم در درجه اول با ارائه قیمت ارزان و پایین محصولات یا خدمات آن‌ها برای مدت زمان محدودی حاصل می‌‍شود. سپس این نسخه با یک نسخه اصلاح شده به عنوان یک محصول برتر با کمی افزایش قیمت در بازار عرضه می‎شود. این استراتژی برای تأمین انتظاراتی است که مصرف کنندگان در صورت کم قیمت شدن به برند‌های جدید امیدوار خواهند شد. از طرف دیگر، استراتژی قیمت گذاری روانشناختی روشی است که پاسخ عاطفی مصرف کننده را به جای در نظر گرفتن منطقی بودن آن‌، دربرمی‌گیرد. در اینجا مشتری کیفیت خدمات/محصول را نادیده می‌گیرد اما به قیمت تمام شده پایبند است. در بسیاری از خودروسازان بزرگ دنیا این استراتژی برای محصولات ارزان قیمت اجرا می‌شود.2- خط تولید و استراتژی‌های قیمت اقتصادی Product line &amp; economy pricing strategiesاستراتژی قیمت گذاری خط تولید چیزی نیست مگر ارائه خدمات با گزینه‌ای برای ارتقا در صورت انتخاب بسته‌های با ارزش بالاتر. مصرف کنندگان مجبور به مقایسه بسته‌ها و انتخاب یک محصول یا خدمات مناسب و مقرون به صرفه می‌شوند. هدف دیگر استراتژی خط تولید، آوردن کالایی یا خدماتی به کانون توجه است که زودتر از آن کم دیده یا شناخته شده بود. در حالی که، استراتژی قیمت گذاری اقتصادی از هزینه کم بازاریابی در ارتقا productمحصول یا خدمات استقبال نمی‌کند. بیشتر شبیه قیمت گذاری بودجه یک محصول یا خدمات است. یک مثال عالی فقط ارتقا promotingطیف خاصی از محصولات یا خدمات است که باید مورد توجه و توجه ویژه مردم قرار گیرد.3- استراتژی قیمت گذاری مشتری محور Customer value-based pricing strategyاین استراتژی موثرترین روشی است که توسط بسیاری از شرکت‌های موفق دنبال می‌شود. قیمت گذاری مبتنی بر ارزش، چیزی جز استراتژی تعیین قیمت نیست که منحصراً بر ارزش درک شده توسط مشتری از یک سرویس یا محصول متمرکز باشد. این کاملاً بر اساس چگونگی ارزش گذاری مصرف کنندگان برای محصول یا خدمات و چگونگی ارزش خرید آن‌ها است. بسیاری از شرکت‌هایی که محصولات منحصر به فرد و با ارزش بالا را ارائه می‌دهند، این استراتژی را در تعیین قیمت انتخاب می‌کنند. قیمت گذاری مبتنی بر ارزش، با در نظر گرفتن تجربه بی نظیر خرید یک سرویس یا محصول خاص، از توانایی مشتری در خرید یک محصول برخوردار است. بسیاری از خودروسازان لوکس استراتژی قیمت گذاری مبتنی بر ارزش مشتری را یک روش موثر می‌دانند.4- تجزیه Pricing analyticsتحلیل قیمت گذاری تولیدکنندگان و ارائه دهندگان خدمات به اندازه کافی آینده را برای انجام یک سیستم بهینه سازی قیمت پیش بینی می‌کنند. خودروسازی‌ها برای تجزیه و تحلیل دقیق استراتژی‌های قیمت گذاری در خودرو به گروه‌های مشاوره‌ای نزدیک می‌شوند. آن‌ها عملکرد گذشته را با مجموعه‌ی خاصی از شرایط بازار ارزیابی می‌کنند و وضعیت، شرایط و احتمال سود را برای محصول یا خدمات خودروسازان در بازار پیش بینی می‌کنند. این به صنعت خودرو کمک می‌کند تا از استراتژی قیمت گذاری، یک بینش و دید به آینده را کسب کند. تجزیه و تحلیل قیمت گذاری شامل فرآیند یافتن ضعف عملکرد یک صنعت خاص است. بسیار مهم است که چرا برخی از محصولات خاص، دلیل کاهش صرفه اقتصادی شما می‌شوند5- رضایت مشتری Customer satisfactionوقتی یک سیستم قیمت گذاری شامل تجزیه و تحلیل دقیق قیمت گذاری باشد، قطعاً رضایت مشتری را افزایش می‌دهد. سیستم دستیابی به حداکثر سود با حداقل تلاش و سرمایه تلف شده، فقط با مشورت با مشاوران اقتصادی و بازرگانی بدست می‌آید.  مشاوران به خودروسازان کمک می‌کند تا نتنها بهترین استراتژی قیمت گذاری برای شرکت خود را پیدا کنید بلکه محصول یا خدمات جایگزین را که ممکن است بهتر و متناسب بودجه مشتریان باشد را شناسایی کنند. آن‌ها به تیم فروش شرکت‌ها کمک می‌کند تا یک سرویس یا محصول مبتنی بر بودجه را ایجاد کند که باید در یک مجموعه به مشتریان ارائه شود و در عوض به شما امکان می‌دهد که توانایی مشتری را برای خرید افزایش دهید.تقریباً همه کارها در تجارت #توجیه ارزش محصول در قبال یک قیمت خاص است. مشتریان فقط با دیدن برچسب قیمت کالایی یا یک خدمت آن را خریداری نمی‌کنند، بلکه قبل از خرید آن دقیقاً تحقیق می‌کنند. با مقایسه زیاد، آن‌ها انتخاب درست‌تر پیدا می‌کنند تا آن محصول متناسب با بودجه و سبک زندگی آن‌ها باشد.منبع: autobei.com</description>
                <category>ابراهیم شجاعت</category>
                <author>ابراهیم شجاعت</author>
                <pubDate>Thu, 18 Nov 2021 11:14:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پاسخی بر یک ادعا</title>
                <link>https://virgool.io/@ibrahimshojaat/%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D8%AF%D8%B9%D8%A7-fo6uupdybeev</link>
                <description>آیا مشکلات صنعت خودرو کشور با ورود خودروسازان کوچک حل خواهد شد؟قبل از هرچیز خوب است دو موضوع را روشن کنیم. اول اینکه مشکلات خودروسازی ما چیست؟و در ثانی خودروساز کوچک چیست و خودروسازان کوچک به چه شکل به صنعت ما کمک می‌کند.همان‌گونه که می‌دانید، صنعت در کشور مشکلات متعدد و فراوانی دارد و به تبع آن، خودروسازی نیز که صنعت مادر و بسیار پراهمیت می‌باشد نیز با مشکلات متعدد و روزافزونی روبرو است. مدیریت سیاسی، بدهی‌های سرسام‌آور بانکی، تحریم‌های فلج‌کننده، بهره‌وری پائین و ...؛ اینها فقط بخشی از مشکلات و مسائل درهم‌پیچیده صنعت خودرو در ایران می‌باشد. البته اجمالا منظور از صنعت خودرو در ایران، همان دو مجمعه عظیم ایرانخودرو و ساپیا می‌باشد که بار اصلی این صنعت را در ایران به دوش دارند. خودروسازان کوچک بسیاری نیز در ایران وجود دارند که با مشغول مونتاژ محصولات چینی با تیراژ پائین می‌باشند که تاکنون در حاشیه امنیت تیغ تیز منتقدان بوده و هستند و مسئولیت خاصی را در این صنعت متقبل نمی‌شوند.اما خودروسازان کوچک بومی که اخیرا در محافل صنعتی و اقتصادی بحث از آن‌ها می‌شود. از نظر برخی این مجموعه‌ها می‌توانند خودروسازانی باشند که با یک سرمایه‌گذاری کم و کوتاه مدت، از طرف بانک‌ها و سرمایه‌گذاران خصوصی کار خود را شروع کنند و با تعداد اندکی نیرو و سرمایه، مشکل کمبود خودرو (به تبع بالا بودن تقاضا)، کیفیت پائین و قیمت بالای محصولات دو خودروساز عظیم مذکور و در نهایت انحصار موجد را بشکنند.حال بیائید تا نگاهی به برخی از خودروسازان کوچکی در حال حاضر در کشورهای مختلف جهان مشغول فعالیت هستند بیاندازیم و روش و هدف آن‌ها از تولید محصولاتشان را درک نمائیم.1- کوئینیگ زگ:در کشور سوئد، شرکت کوئینگ زگ در زمینه خودروهای سوپراسپرت مشغول به فعالیت است. یکی از آخرین ساخته‌های این شرکت سوئدی یعنی خودروی One1 می‌باشد که تنها هفت دستگاه از آن ساخته شد. این خودرو می‌تواند تنها در عرض ۲۰ ثانیه به سرعت ۴۰۰ کیلومتر بر ساعت دست پیدا کند. این شرکت حدود سیصد نفر کارگرو کارمند دارد و هرساله کمتر از پنجاه دستگاه خودرو تولید می‌کند که هر یک از آن‌ها بیش از یک میلیون دلار قیمت دارند.2- رضوانی موتورز:رضوانی موتورز یک شرکت خودرویی ایرانی-آمریکایی می‌باشد که تولیدکننده خودروهای سوپراسپرت با عملکرد بالا در کالیفرنیا است. رضوانی موتورز توسط فردیس رضوانی، یکی از طراحان خودروی‌های سوپراسپورت در سال در سال 2014 و در زمینی به مساحت 76 هزار متر مربع تأسیس شد و تاکنون سه محصول را به بازار معرفی کرده است که قیمت هریک بیش از دویست هزار دلار و در تیراژ بسیار محدودی (هر مدل کمتر از ده عدد) به تولید رسیده است.3- بوگاتی:بوگاتی یک شرکت خودروسازی فرانسوی است که در سال ۱۹۰۹ توسط یک صنعت‌گر نابغه ایتالیایی به نام اتوره بوگاتی به منظور تولید خودروهای سفارشی در مولشایم فرانسه تأسیس شد. با شروع جنگ جهانی دوم این شرکت نیز مانند بسیاری دیگر از شرکت‌های هم‌دوره خود، با افت تولید مواجه شد. تا سال ۱۹۴۷ که اتوره بوگاتی درگذشت، این شرکت بیش از ۸۰۰۰ خودرو تولید کرده بود. در ابتدای دهه ۱۹۵۰ بوگاتی آخرین مدل خود را تولید نمود و در سال ۱۹۶۳ عملاً تولید این شرکت، متوقف گردید.در دهه ۱۹۹۰ کارخانه بوگاتی با سرمایه یک کارآفرین ایتالیایی برای تولید محدود خودروهای اسپرت، بار دیگر راه‌اندازی شد. شرکت بوگاتی در سال ۱۹۹۸ توسط گروه فولکس‌واگن خریداری شد و امروزه تحت مدیریت این شرکت آلمانی، فعالیت می‌نماید. این شرکت در سال 1999 مدل مشهور ویرون را که سریع‌ترین خودرو زمان خود بود را معرفی کرد و در تا سال 2013 در مجموع کمتر از 500 دستگاه و به ارزش تقریبی هریک بیش از دو میلیون دلار به فروش رساند و سپس مدل شیرون را که ادامه دهنده راه ویرون بود را معرفی نمود و تا به امروز حدود 270 دستگاه از این مدل را به تولید رسانده است.4- کارترهام:کارترهام یک شرکت خودروسازی بریتانیایی است، که در زمینه تولید خودروهای اسپرت و خودروهای سوپراسپرت فوق العاده سبک فعالیت می‌نماید. شرکت کاترهام کارز در سال ۱۹۷۳ توسط شرکت لوتوس کارز راه‌اندازی شد و پس از پایان تولید لوتوس، کاترهام حق طراحی آن را خریداری کرد و امروز هم کیت ساخته و هم اتومبیل کاملاً مونتاژ شده کاترهام را تولید می‌کند. تولیدکنندگان متنوعی دیگری نیزماشین‌های اسپرت را در قالبی مشابه ارائه می‌دهند، اما کاترهام دارای حقوقی متنوعی در طراحی و نام Lotus Seven است و در حال حاضر تولید کننده خودروهای کاترهام ۷ سی‌اس‌آر، کاترهام سون، کاترهام سوپراسپرت، کاترهام آکادمی، کاترهام سوپرلایت و کاترهام اس‌پی/۳۰۰.آر می‌باشد. تولیدات این شرکت هم به صورت محدود و بیشتر برای پیست‌های مسابقه به کار می‌رود.5- لوتوس:لوتوس یک شرکت خودروسازی بریتانیایی است، که سازنده خودروهای اسپرت و مسابقه‌ای می‌باشد. این شرکت طراح و تولیدکننده خودروهایی است که به سبک بودن و خوش‌دستی مشهورند. شرکت لوتوس همچنین مالک شرکت خدمات مهندسی لوتوس است، که کارخانجات آن، در کشورهای ایالات متحده آمریکا، بریتانیا، چین و مالزی مستقر می‌باشند. شرکت لوتوس کارز در سال ۱۹۵۲ توسط کالین چاپمن تأسیس شد. امروزه لوتوس متعلق به شرکت پروتون است، که در پی ورشکستگی مالک پیشین آن، رومانو آرتیولی در سال ۱۹۹۴، به شرکت پروتون واگذار گردید. طبق آمارها این شرکت در سال 2019 کمتر از پانصد دستگاه از محصولات خود را در بریتانیا به فروش رسانده است.6- بنتلی:یک شرکت خودروسازی انگلیسی است که تولیدکننده خودروهای لوکس می‌باشد. این شرکت از سال ۱۹۹۸ تحت مدیریت گروه فولکس‌واگن اداره می‌شود. کمپانی بنتلی در تاریخ ۱۸ ژانویه ۱۹۱۹ توسط والتر اوون بنتلی تأسیس شد. طبق آمارها این شرکت در سال 2013 بیش از 3600 نفر نیرو انسانی داشته است و طبق آمار رسمی در سال 2018 توانسته است 9115 دستگاه از محصولات خود را به تولید رساند.7- لامبورگینی:لامبورگینی یک شرکت خودروسازی ایتالیایی است که در زمینه طراحی و ساخت خودروهای سوپراسپرت فعالیت می‌کند. شرکت لامبورگینی در سال ۱۹۶۳ توسط فروچیو لامبورگینی تأسیس شد و در سال ۱۹۹۸ گروه Audiآن را با قیمت ۱۱۰ میلیون دلار خریداری کرد، که در ساختار این گروه خودروسازی آلمانی و به‌عنوان زیرمجموعه‌ای از شرکت آئودی قرار گرفت که خود زیرمجموعه گروه فولکس‌واگن است. ستاد مرکزی این شرکت در دهکده‌ای کوچک به نام سن‌آگاتا بولونیز قرار دارد و تحت مدیریت آئودی، در خط تولید کارخانجات خود، مدل‌های اونتادور، اوراکان و اوروس را تولید می‌نماید. این شرکت طبق آمارها بیش از 800 نفر نیروی کار دارد و در سال 2018 بیش از شش هزار دستگاه اتومبیل را به تولید رسانده است.8- رولزرویس:یک شرکت خودروسازی بریتانیایی است، که در زمینه مهندسی، طراحی، تولید و توزیع خودروهای لوکس فعالیت می‌نماید. این شرکت در سال ۱۹۰۶ توسط چارلز رولز و هنری رویس، تحت نام رولز-رویس لیمیتد تأسیس شد. این شرکت طبق آمارها بیش از 1400 کارمند دارد و در سال 2018 بیش از چهار هزار دستگاه از محصولات خود را روانه بازار کرده است.9- استون مارتین:یک شرکت خودروسازی بریتانیایی است که در زمینه مهندسی، طراحی و ساخت خودروهای اسپور فعالیت می‌کند. این شرکت در سال ۱۹۱۳ توسط رابرت بمفورد و لیونل مارتین در شهر لندن تأسیس شد. طبق آمارها این شرکت در سال 2016 بیش از هزار و هشتصد نفر نیروی انسانی داشته است و در سال 2018 حدود هزار و پانصد اتومبیل را به تولید رسانده است.10- فراری:یکی از مشهورترین شرکت‌های خودروسازی ایتالیایی است که در زمینه طراحی و تولید خودروهای لوکس، اسپرت و سوپراسپرت فعالیت می‌نماید. پیشینه تأسیس شرکت فراری به سال ۱۹۲۹ و راه‌اندازی شرکت اسکودریا فراری، توسط انزو فراری بازمی‌گردد. این شرکت در سال 2016 بیش از سه هزار و صد نفر کارمند داشته است و در سال 2019 توانسته است که حدود ده هزار دستگاه اتومبیل به تولید رساند.11- مورگان:یک شرکت خودروسازی بریتانیایی است که در زمینه طراحی و ساخت خودروهای لوکس سفارشی فعالیت می‌کند. شرکت مورگان موتور در سال ۱۹۰۹ توسط هنری فردریک استنلی مورگان تأسیس شد. هم‌اکنون شمار کارکنان شرکت مورگان 233 نفر می‌باشد و سالانه بین هفتصد تا هزار دستگاه اتومبیل به تولید می‌رساند.12- مک لارن:یک تولیدکننده خودروهای اسپرت بریتانیایی است. مک‌لارن با هدف ساخت خودروهای شهری با تکنولوژی ماشین‌های مسابقات فرمول یک در سال ۱۹۸۹ با نام مک‌لارن کارز تأسیس شد. این شرکت همکاری نزدیکی با تیم فرمول یک مک‌لارن ریسینگ دارد و بخشی از گروه مک‌لارن است. این شرکت توانسته است در سال 2019 بیش از چهار هزار و ششصد دستگاه از محصولات خود را در جهان به فروش برساند.13- پاگانی:یک شرکت خودروسازی ایتالیایی است که در زمینه تولید خودروهای اسپرت و فیبرکربن فعالیت می‌کند. این شرکت در سال ۱۹۹۲ توسط هوراسیو پاگانی در شهر سان چزاریو سول پانارو در نزدیکی مودنا ایتالیا بنیان گذاشته شد. شرکت پاگانی تولیدی بسیار محدودی دارد، آنچنان‌که از سال ۱۹۹۲ تا ۲۰۰۹ تنها ۱۰۶ دستگاه از انواع زوندا را عرضه کرده است.  در حال حاضر این شرکت سالیانه حدود چهل دستگاه اتومبیل تولید می‌کند.همان‌گونه که ملاحظه کردید، اکثر خودروسازان کوچک برای تولید خودروهای خاص اسپرت و لوکس با تیراژ تولید بسیار محدود و با قیمت‌های گزاف به وجود آمده‌اند جرا که هزینه طراحی، ساخت، نوآوری و ... در صنعت خودرو بسیار سرسام آور است و این باعث می‌شود دو گزینه پیش‌روی شما باشد. یا هزینه‌ها را با تولید در مقیاس میلیونی باید سرشکن شود و یا اینکه با قیمت سرسام آور محصولات و به قیمت خاص بودن محصول، از مشتری‌های متمول آن‌ها بازپس گرفته شود.در هرصورت آنچه ما با آن مواجه هستیم این هست که حتی با ورود ده شرکت اینچنینی نیز در ایران، صنعت خودرو کشور ما دچار تغییر و تحولی که برای عامه مردم مفد باشد، نمی‌شود و در عمل نه انحصاری شکسته می‌شود و نه رقابتی به وجود می‌آید.در نهایت باید گفت که مسائل بزرگ را نمی‌توان با راه‌حل‌های ساده جواب داد.منابع:https://www.statista.com/statistics/385379/lotus-car-sales-in-the-united-kingdom/https://annualreport2018.volkswagenag.com/divisions/bentley.htmlhttps://www.statista.com/statistics/267242/automobile-production-of-rolls-royce/#:~:text=Rolls%2DRoyce%20produce%20some%204%2C353,increase%20from%20the%20previous%20year.https://www.statista.com/statistics/385338/aston-martin-car-sales-in-the-united-kingdom/https://corporate.ferrari.com/sites/ferrari15ipo/files/ferrari_-_annual_report_2019.pdfhttps://www.morgan-motor.com/wp-content/uploads/2020/11/Morgan-Sustainability-Report-2020-4.pdfhttps://investors.mclaren.com/sites/mclaren-ir/files/homepage/mclaren-group-investor-presentation-fy2019.pdfhttps://www.autocar.co.uk/car-news/industry/pagani-ceo-%E2%80%9Cwe-will-build-v12-hypercars-until-2026%E2%80%9Dhttps://fa.wikipedia.org/</description>
                <category>ابراهیم شجاعت</category>
                <author>ابراهیم شجاعت</author>
                <pubDate>Sun, 18 Apr 2021 04:02:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در قرن جدید، به خانه برگردیم</title>
                <link>https://virgool.io/@ibrahimshojaat/%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%B1%D9%86-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D9%85-wvndqxeju258</link>
                <description>ذرات وجود عاشق روی ویندبا فطرت خویشتن ثناجوی ویندناخواسته و خواسته دل‌ها همگیهرجا که نظر کننددر سوی ویندهر انسان، در فطرت خویش طبیعتی دارد که باعث ایجاد انس و احساس نیاز به طبیعت بکر و ناب می‌شود.در آخرین سال قرن و قطاری که خود را در ایستگاه پایانی می‌دید، مسافری به نام کرونا با مردمان هم‌قطار شد. این هم‌زیستی برای بسیاری از ما مسالمت‌آمیز نبود و قهرگونه ادامه یافت. قهر با این ویروس برای ما گاهی با دوری از تمامی مواهب جلیل القدر الهی بر روی این کره خاکی هم‌تراز شد. دوری گزیدن از تعادل در رفتار و زیست طبیعی، خود سبب مجموعه‌ای ناهماهنگی‌ها و امراضی‌یست که گریبان ما را امروز و به قطع در فرداها خواهد گرفت. بگذریم؛از وقتی که پا در دانشگاه امام صادق علیه‌السلام گذاشتم، متوجه شدم که اگر اتفاقی نیافتد، دیگر هیچ‌گاه با دلی سیر جهرم نخواهم دید، چراکه حتی یک مداوم در تابستان‌ها هم خانه نخواهم بود. حسرتی بر دلم مانده بود و آن این بود که من هنوز طبیعت شهر خودم را هم نشناخته‌ام.اسفند شد و کرونا آمد. بهار شد و فهمیدیم که دست کم تا آخر قرن را باید مهمان جهرمی‌ها باشم. و چه بهتر از این! طلایی‌ترین فرصت برای منی که حتی به ذهنم هم نمی‌رسید که دوماه پشت هم یک جا بمانم!ماه مبارک سریع آمد و سریع هم رفت و شد، آنچه شد.الحمدلله در آخرین سال قرن هم درسمان را خواندیم، هم دوستان جان‌مان را مدتی بیشتر دیدیم و هم با طبیعت آشتی کردیم. البته امسال مشکلات فراوانی داشت و یک اتفاق تلخ هم رقم خورد که شاید بعدها بیشتر در موردش بنویسم.قصد دارم در این روزهای ابتدایی بهار، ده مقصد کوهنوردی را که سال 1399 رفتم و جان گرفتم را معرفی و پیشنهاد دهم.اوک بالا1_ اوک بالا: در نزدیکی شهرستان جهرم و در جاده جهرم_لار، جنگلی غنی و سرشار چاتیز وجود دارد. یک از اولین روستاهای این جنگل اوک نام دارد. از روستای اوک تا چمشه اوک بالا حدود هشت تا ده کیلومتر فاصله است که ابتدا یک سوم مسیر را در کوهستان باید پیمود، سپس وارد منطقه جنگلی می‌شوید. طبیعت زیبا و چشمه خروشان دائمی پس از حدود سه ساعت پیاده‌روی منتظر شماست!ت2_ تنگه کاریزاد: در جنوب شهرستان جهرم و به فاصله هشت کیلومتری از این شهر، روستای حسین آباد قبله وجود دارد. با پشت سر گذاشتن این روستا و ورود به جاده خاکی ابتدا به کوهی از جنس سنگ آذرین می‌رسید که کاملا با سایر کوه‌های اطرافش متفاوت است. با گذر این کوه به مسیر سرازیری می‌رسید و اولین پل سیمانی. حدود دویست متر بعد از این پل به یک پیچ و سراشیبی می‌رسید. ماشین یا موتور خود را در این پیچ پارک کنید و به پیاده به راست حرکت کنید و وارد مسیر پاخور شوید. ابتدا باید حدود سه کیلومتر را از به سمت کوه‌های روبرو و در اخور محسور بین دو رشته کوه حرکت کنید و بعد هم حدود چهار کیلومتر به سمت پائین حرکت کنید تا به رودخانه و باغی که پائین قرار دارد برسید. این مسیر کمی در فصل گرما طاقت‌فرسا خواهد بود و احتمالا به دلیل عدم وجود هیچ سایه‌ای گرمازده خواهید شد! اما هیچ پرتگاهی در این مسیر وجود ندارد.تنگه اوخشکنه3_تنگه_ اوخشکنه: اگر خواستار هیجان هستید، می‌توانید قبل از رسیدن به تنگه کاریزاد، روی همان پل سیمانی توقف کرده و وارد مسیر پا خور کنار پل شود. در این مسیر بیشتر از پیاده‌روی و کوهنوردی، باید صخره‌نوردی کنید! حتی باید از یک آبشار پنج متری با طناب پائین بیائید. در نهایت هم به منطقه‌ای بکر و دست نخورده خواهید رسید. این مسیر را بدون راهنما و افراد توانمد نروید.اومهدو4_اومهدو: در دل کوه البرزکوه جهرم، مابین تپه شهدا و قلعه گبری مسیری یک‌طرفه وجود دارد که شما را پس از حدود یک ساعت پیاده‌روی به یک بنه زیبا با هشت حوزچه می‌رساند. یک برنامه سبک و جذاب به مقصد یک بنه زیبا و جذاب.5_جنگل بالای اومهدو: اگر بنه اومهدو به اندازه کافی برای شما جذاب نبود، می‌توانید حدود نیم ساعت مسیر را ادامه دهید تا جنگلی زیبا و پردرخت برسید. البته قسمتی از مسیر خطرنک است و بیشتر باید مواظب بود.چاه نفت6_چاه نفت: یکی از زیباترین و مرتفع‌ترین مناظر کوهستانی در شهرستان جهرم، چاه نفت می‌باشد. مسیر چاه نفت از کوچه دو خیابان هواشناسی شروع می‌شود. این مسیر که بیش بیست کیلومتر می‌باشد مناسب دوچرخه‌سواری بهاره می‌باشد. البته به دلیل شیب زیاد در برخی از قسمت‌ها، هرکسی نمی‌تواند تا انتهای مسیر را رکاب بزند. این مسیر را می‌توان با اتومبیل یا موتور نیز پیمود. پیشنهاد می‌کنم یک از روزها ابری یا بعد از باران این را پیمائید، چراکه قطعا از ابرهای گیر افتاده در مسیر لذت خواهید برد. در قله این کوه، شما بر سه دشت جهرم، هکان و سیمکان مشرف خواهید بود!تنگاب7_تنگاب: همان‌طور که نامش پیداست، تنگاب تنگه‌ای است که آب فراوانی از آن عبور می‌کند. مقصد زیبا و نزدیک که آب دائمی خوبی حتی برای آب‌تنی دارد! در ابتدا جاده جهرم_لار و کنار روستای تنگاب، پارکینگی برای ماشین‌ها وجود دارد. سپس شما باید حدود ده دقیقه مسی سرازیری را بروید تا به رودخانه برسید. از ابتدای مسیر تا مقصد اصلی که یک قنات پرآب می‌باشد نیز کمتر از یک ساعت زمان خواهد برد. این مسیر و مقصد به حدی سبک است که حتی کودکان پنج ساله نیز تونایی رسیدن به قنات اصلی را خواند داشت.آبشار مگس چال8- آبشار مگس جال: شهر تهران کوه‌ها و مقاصد مختلفی دارد که اکثر روزهای سال و به خصوص آخرهفته‌ها میزبان خیل عظیمی از مردم است. یکی از مقاصد سبک و زیبا در کوه دارآباد، واقع در نیاوران است که خود دارای محل‌ها و بنه‌های گوناگونی است. یکی از مقاصد سبک و زیبا آبشار چال مگس است. البته توصیه می‌کنم که زمانی به محل بروید که جمعیت کمتری آمده باشند.9_ اگر مسیری ابتدایی بنیز را به سمت چپ ادامه دهید، وارد تنگه‌ای خواهید شد که هم دست نخورده‌تر است و هم سایه خوبی دارد. البته احتمالا به یک بنه نیز ختم می‌شود که تاکنون به آنجا نرفته‌ام.یادمان شهدای گمنام کلکچال10_یادمان شهدای گمنام کلکچال: اگر تهران بودید و کسی را برای هم‌نوردی نداشتید، کوهنوردی را کنار نگذارید! به پارک جمشیدیه بروید و بعد از حدود یک ساعت چهل دقیقه خود را کنار مزار پاک هشت شهید گمنام و بر فراز مردمان شهری ببینید. مسیر از جذابیت بالایی با وجود درختان و آب رودخانه ندارد اما سیل مردمی که خود را در روزهای تعطیل به شهدا یا قله می‌رسانندف از خستگی شما جلوگیری خواهد کرد!#قرن_چهارده#اوک_بالا#تنگه_کاریزاد#تنگه_اوخشکنه#اومهدو#چاه _نفت#تنگاب#آبشار_مگس_چال#دارآباد#یادمان_شهدای_کلکچال#کلکچال</description>
                <category>ابراهیم شجاعت</category>
                <author>ابراهیم شجاعت</author>
                <pubDate>Wed, 24 Mar 2021 17:06:52 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بودن یا نبودن، مسئله چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@ibrahimshojaat/%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%DB%8C%D8%A7-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-otcj7gzjhaxv</link>
                <description>تظاهرات مردمی از دانشگاه تهران تا میدان فلسطین، 14 دی ماه 1398بودن یا نبودن، مسئله این است.زندگی چیست؟ جنونزندگی چیست؟ خیال باطلی، سایه‌ای، یک پل و شاید یک گره.و خدا خدا هست، حتی اگر همه‎‌ی سرزمین‌های ما ویرانه بود؛ و حتی گر بودی از ما نبود.خدایا، من به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود. خدایا، حتی اگر همه از من فرار ‎کنند، آگاه باش من نیز از همه فراریم، پس آنچه را که همه فراریند را به استقبال ما فرست و ما را از زیر دروازه‌ی قدسی‌ات عبور ده.به فراق هرچیزی راضی شده‌ایم، که به وصال دوست رسیم؛.دیگر مسئله بودن یا نبودن نیست!؛ مسئله این است که ما چه هستیم؟ چطور و چرا هنوز هستیم، و مگر بی‌جان هم می‌توان بود و زیست؟.هر هفته که می‌گذرد و هر جمعه که می‌رسد یک لحظه به خود می‌نگرم و لحظه‌ای به جهانی که جانیان در اویند و جانی دگر برایش نمانده است.قلم احساس عجز هنگامی که قرار است از دوری حاج قاسم بنویسد. چه باید گفت؛.پ.ن1: عکس‌ متعلق به شنبه، 14 دی ماه 1398 هست. اون روز ظهر، هوا ابری و به شدت سرد بود و حتی کمی هم بر این سرها برف بارید. همه از دانشگاه تهران با نوای «ای لشکر حیدر کرار، خجر یمنی را بردار» تا میدان فلسطین بر سر زدیم و ناله کردیم و صد بار مُردیم؛ هر چند که دیگر زنده نشدیم..پ.ن2: همه در آن روزها منتظر فقط و فقط یک فرمان از سید علی بودند که سگ‌های صیهونیست را، با هرچه که داشتیم و نداشتیم از صحنه روزگار محو کنند تا شاید داغ حاج قاسم کمی فرو کشد؛ اما صبر باید پیشه کرد.خبری در راه است....#اسطوره #قهرمان #عشق</description>
                <category>ابراهیم شجاعت</category>
                <author>ابراهیم شجاعت</author>
                <pubDate>Thu, 04 Mar 2021 17:41:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سفری به تاریخ یک قوم در هرم گرمای تابستان...</title>
                <link>https://virgool.io/@ibrahimshojaat/%D8%B3%D9%81%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%DB%8C%DA%A9-%D9%82%D9%88%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D8%B1%D9%85-%DA%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-zvijp8rs3ipo</link>
                <description>روستای تاریخی قلات بخش هکان، شهرستان جهرمبه نام خالق هستی بخشسفر با دوچرخه به مقصد روستای تاریخی قلاتآغاز سفر، سه روز قبل از حرکتهمیشه سفرهای ما از زمانی آغاز می‌شوند که ما تصمیممان برای آن‌ها، جدی می‌شود شور سفر در رگ‌هایمان جاری می‌شود. سفر من هم از سه روز قبل، یعنی از 20 مرداد آغاز شد. جایی که تصمیم گرفتم که برای آخر هفته، یک تور دوچرخه سواری به مقصد دورترین روستای بخش هکان شهرستان جهرم، یعنی روستای قلات راه بیاندازم.در گروه واتس آپی دوچرخه سواری این موضوع را در میان گذاشتم و با این کار سه هم رکاب برای این مقصد پیدا کردم.مقصد ما شاید به لحاظ مسافت زیاد دور به نظر نمی‌رسید، اما گرمای نزدیک به 50 درجه هوای ظهرها، مقصدمان را دورتر از آنچه که بود، نشان می‌کرد.گام مهم بعدی سفر، داشتن یخ (!) به اندازه کافی بود؛ چراکه عملا آب خنک کارایی نداشت و همان ابتای مسیر گرم می‌شد و کاربردش را از دست می‌داد. از دو روز قبل سفر، قمقمه ها را در فریزر گذاشتم تا حسابی یخ بزند. نکته مهم این است که هر آبی که در فریزر گذاشته می‌شود، هرچه بیشتر در ‌آن بماند، فردای حرکت هم دیرتر ذوب می‌شود.شب قبل از حرکت، ابتدا باد لاستیک‌ها تنظیم کردم. سپس پمپ باد، کیلومترسنج و کیف وسایل پنچرگیری را چک و روی دوچرخه نصب کردم.شالیزارها نخلستان‌ها، هوای این منطقه را مرطوب کرده بودند.یکی از نکاتی که معمولا در شب قبل تمرین باید به آن توجه کرد این است که شام مقوی اما سبکی را میل کنید. نکته‌ای که من آن را رعایت نکردم و چون می‌دانستم فردا به انرژی زیادی نیز دارم، شامی پرچرب و آن هم بیشتر از توانم را میل کردم.روز حرکتصبح روز حرکت شد. همان اول صبح، بدترین خبر ممکن به من داده شد. هریک از سه نفر هم‌رکابان تور امروز، سفرشان را بنا به دلایلی کنسل و در نیمه‌های شب پیام داده بودند که فردا منتظرشان نباشم.شاید کمتر از ده دقیقه پس از خواندن پیام‌های کنسلی، یک پیامک به روی گوشی من آمد. خب در آن موقع صبح،5:30 بامداد، می‌بایست یکی از رکاب زنان مطلع از برنامه می‌بود. نور امید در دیدگانم درخشید. درست حدس زده بودم.شروع حرکتشروع حرکت دو نفره ما از شهرستان جهرم، حدود ساعت 6:20 انجام شد. مسیر جهرم تا اولین روستا را که روستای تقی آباد بود، در هوایی خنک و همراه با نسیمی دلنشین، قبل از سر برآوردن خورشید رکاب زدیم. این مسیر که تا حدی سرپائینی هم هست، مسافتی کمتر از 11km دارد.دومین روستا در این مسیر، روستای حنا می‌باشد که 4km تا تقی آباد فاصله دارد. البته این روستا اندکی تا جاده اصلی فاصله دارد و ما وارد آن نشدیم.روستای بعدی، روستای جویان می‌باشد که حدود 1km تا حنا فاصله دارد. بر خلاف روستای حنا، جویان بر سر راه جاده اصلی می‌باشد. در این روستا یک امامزاده نیز دفن می‌باشد که می‌توان برای استراحت نیز از آن استفاده کرد. هر چند که آب سرد کن آن را دزدیده بودند!یار و هم‌سفر محبوب منهنگامی که به این روستا وارد شدیم، هوا روشن شده بود. در حال حرکت بودیم که به ناگه چند سگ ولگرد به ما حمله کردند. همیشه به هنگام حمله سگ‌ها، دو نکته اساسی را فراموش نکنید. اول ‌آن که سگ‌ها اگر متوجه ترس شما بشوند، برای حمله به شما بیشتر حریس و هیجان زده می‌شوند. پس در گام اول سعی کنید که سرعتتان را افزایش ندهید تا آن‌ها متوجه ترس شما نشوند.نکته دومی که می‌تواند شما را از حمله سگ‌ها مصون نگه دارد، به صدا در آوردن زنگ روی فرمان می‌باشد؛ چرا که تجربه نشان داده است که سگ‌ها از صدای این زنگ‌ها می‌ترسند و از آن دوری می‌کنند.اول ایمنی!حرکتمان را ادامه دادیم. جاده با اینکه از کیفیت آسفالت مناسبی برخوردار بود اما شانه خاکی نداشت و این موضوع، این جاده را کمی خطرناک کرده است. هر چند که این جاده صبح‌ها و حتی در ظهر هم بسیار خلوت است و تنها هر از چند دقیقه یک اتومبیل (که معمولا وانت بار نیز می‎باشد) و یا موتورسکلیت از آن عبور می‌کند که جای نگرانی نیست.هنوز 3km از حرکتمان نگذشته بود که به روستای باغ عوض رسیدیم. کیفیت آسفالت جاده پس از این روستا تغییر کرد. در حقیقت جاده تا این روستا دارای روکش آسفالت نو بود و پس از این روستا، ما با آسفالت قدیمی مواجه بودیم. از آنجایی که ما با دوچرخه های CROSS COUNTRY به این سفر آمده بودیم، ترک‌ها و شکاف‌های مسیر برایمان مشکلی ایجاد نمی‌کرد، اما برای دورچرخه‌های کورسی می‌تواند اذیت کننده و حتی موجب پنچری نیز گردد.4kmفاصله میان دو روستای باغ عوض و اقبال آباد بود. نکته مثبت مسیر، کفی بودن آن است. مسیر را بدون وقفه ادامه دادیم تا با رکاب زدن 7kmبه نظرآباد برسیم. فاصله دو روستا بیشتر شده بود و بین آن‌ها نیز هیچ چیز جز چند مزرعه کوچک وجود نداشت اما از اندکی قبل از روستای نظرآباد، باغات مرکبات و نخلستان‌های سرحال و زیبا شروع می‌شدند. 8kmباغ و نخستان را طی کردیم تا به روستای هکان برسیم. در برخی از قسمت‌های مسیر، درختان و باغ‌ها به قدر به جاده نزدیک بودند که کاملا رطوبت خاک در آن قسمت احساس می‌شد و حس شرجی به ما دست می‌داد.روستای هکان روستای بزرگی بود که امکانات کافی برای تامین مواد غذایی و استراحت را دارا بود.روستای زیبای قلاتاز روستای هکان تا روستای قلات کمتر از 2km فاصله بود. روستای قلات در منتهی علیه دو کوه بزرگ قرار گرفته است و یک رودخانه، رودخانه شور، نیز از کنار آن می‌گذرد. با این که این رودخانه یک روخانه فصلی به حساب می‌آید، اما تا اینجای تابستان پر آب مانده بود و حتی مردم روستا با آب آن، شالیزارهای زیادی را به وجود آورده بودند.هم‌سفر، هم‌رکاب، همراه و یار لحظه‌های سخت منروستای قلات، یکی از روستای‌های تاریخی شهرستان جهرم به حساب می‌آید که بر روی یک تپه ساخته شده است. در بلندترین نقطه تپه نیز عمارتی زیبا و قدیمی وجود دارد که متعلق به خان قدیم این روستا می‌باشد. اطراف این روستا را باغات مرکبات، انار، انجیرستان، تاکستان، نخلستان و... تشکیل داده‌اند.ما پس از یک ساعت و بیست دقیقه رکاب زدن بدون وقفه، از جهرم به روستای قلات رسیده بودیم.حدود 38 کیلومتر را رکاب زده بودیم و بیش از 300 متر نیز ارتفاع کم کرده بودیم. کاهش ارتفاعی که در مسیر برگشت به صورت معکوس جبران می‌شد.وارد روستای قلات شدیم و راه کوچه باغ‌های آن را گرفتیم و از جوی‌های پر آب و مزارع و شالیزارها گذر کردیم تا به لب رودخانه رسیدیم. اندکی استراحت کردیم و در کنار یکی از شالیزارها، صبحانه‌مان را میل کردیم.هوا داشت رو به گرمی می‌رفت و کمتر از نصف آب‌مان باقی مانده بود.از روستای قلات خداحافظی کردیم و به روستای هکان آمدیم و یک بطری آب معدنی از این روستا خریداری کردیم و باز به راهمان ادامه دادیم.مسیر برگشت اندکی سربالایی بود و هرچه جلوتر می‌رفتیم، گرما بیشتر بر ما غلبه می‌کرد. انگار که آخر مسیر، آفتاب منتظر ما بود. هر چه جلوتر می‌رفتیم، گرم‌تر می‌شد و ما تشنه‌تر.حدود نیمی از مسیر بازگشت را طی کرده بودیم که من متوجه شدم که تشنگی و خشکی لب‌های من عادی نیست، چرا که کمتر از 5 دقیقه پس از هر بار نوشیدن آب، لبانم کاملا خشک می‌شد. اندکی گرمازده شده بودم و کمی هم سردرد داشتم. در روستای باغ عوض ایستادیم تا از مسجد آنجا مقداری آب خنک تهیه کنیم.تاب و توان ما در گرمای پنجاه و چند درجه آن روز گرفته شده بود...من بسیار تشنه بودم اما چون حداقل 2 لیتر آب خورده بودم، دیگر حتی توان آب خوردن را نیز نداشتم.هر طور بود خودمان را به روستای جویان رساندیم.در روستای جویان هم یک دکه سوپرمارکت وجود داشت که از آن یک نوشابه خنک خریدیم تا اندکی قند بدنمان بر گردد. یک امامزاده بود که می‌شد در آن استراحت کرد. هر لحظه حال من بدتر می‌شد.بالاخره مشکل بدنم را متوجه شدم و ذلیل مسئله‌ی خشکی لبانم را یافتم. شام سنگین و پرچرب دیشب، کار را خراب کرده بود. معده‌ی من نتوانسته بود تا صبح این حجم از غذا را حضم کند. از صبح هم که روی دوچرخه بودیم و در بدنم حال تکان خوردن و طلاطم بود. دو لیتر آب و یک صبحانه هم به آن اضافه شده بود. همه این‌ها یک طرف، گرمای بیش از 50 درجه هوا هم یک طرف. کار از کار گذشته بود. من که متوجه این مشکل شدم، یک آن تمام انرژی و انگیزه‌ام را باختم. حتی نایی برای راه رفتن و حرف زدن هم دیگر نداشتم.همان طور که پیش‌تر گفتم، جاده این مسیر مملو از وانت بار بود. هوا بسیار رم بود و چیزی از مسیر باقی نمانده بود، پس به رفیقم گفتم که حرکتش را ادامه دهد تا من هم یکی از وانت‌های عبوری را مجاب کنم که به من کمک کند.در همین اثنا تنها فکری که به ذهنم رسید تا حالم کمی بهتر و از حالت تهوع‌ام کاسته شود، قی کردن بود. شاید بهترین راه حل هم در این شرایط اضطراری و سفر همین راه باشد که بسیار موثر و سریع عمل می‌کند.اندکی در این روستا ماندم و استراحت کردم و بالاخره یکی از وانت بارهای عبوری لطف کرد و من و دوچرخه‌ام را سوار کرد و تا ابتدای شهر جهرم رساند.حالم بهتر شده بود و حتی شاید دیگر مشکلی هم نداشتم، اما همچنان ترس و دلهره من را از رکاب زدن باز می‌داشت.حقیقتا که مهم‌ترین عامل در رسیدن به مقصد، داشتن روحیه و انگیزه می‌باشد.الحمدللهبدون شرح</description>
                <category>ابراهیم شجاعت</category>
                <author>ابراهیم شجاعت</author>
                <pubDate>Fri, 26 Feb 2021 23:13:21 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>