<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مرتضی نظری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@icreed</link>
        <description>یک وبلاگ نویس نیمه قدیمی، یکی که اعتقادش رو ارثی بدست نیاورد! یک نیمه تجربه دار در گرافیک کامپیوتری، یه تازه برنامه نویس، یک تحصیل کرده عمران، در نهایت یکی که خوب نیست ولی خوبارو دوست داره!</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 16:45:51</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/18033/avatar/yziXGL.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مرتضی نظری</title>
            <link>https://virgool.io/@icreed</link>
        </image>

                    <item>
                <title>سودوکو و جهان هستی!</title>
                <link>https://virgool.io/@icreed/suduko-rlgumkwoux2e</link>
                <description>سلام. قبل از هرچیز سال نو رو به شما تبریک میگم! امیدوارم سال جدید براتون بهترین سالی باشه که تا الان سپری کردید.ولی نه به اندازه سال بعدتون!چند وقتی هست که روزانه دست کم یه جدول سودوکو حل میکنم تو گوشی! واسم خیلی بازی جذابی هست و ذهنمو آروم میکنه... وسط بازی یه چیزی به ذهنم اومد، گفتم حیف هست که اینو ننویسم!عکس رو از تو گوگل گرفتم!اگر صفحه جدول سودوکو رو تمام هستی در نظر بگیریم! و بعد زمان رو ازش حذف کنیم! میبینیم که با درست حل کردن هر خونه‌ای از این جدول، در آینده خونه های مختلف در جایگاه های مختلف این منظومه به درستی و راحتی بیشتری حل خواهند شد... اما کافیه وسط تحلیل‌هاتون یه اشتباهی کنید، اون اشتباه فورا خودشو همونجا توی همون خونه نشون نمیده، بلکه میره و میره و میره تا بلاخره به جایی شمارو به بن بست میرسونه! در این حالت دو اتفاق میتونه پیش بیاد، اول اینکه میدونید دقیقا کجا انتخاب اشتباه داشتید، پس اونقدر میرید عقب تا اون اشتباه خودتون رو اصلاح کنید، در غیر اینصورت بازی باید ریست بشه تا بتونید از اول با تحلیل‌های درست جدول رو پر کنید...تو جهان هستی هم همینگونه هست، الان در این نقطه از هستی و زندگی خودمون،‌ یک تصمیم و یک تحلیل و یک اقدامی میکنیم... تاثیر این عمل قرار نیست حتما همین الان به خودمون نشون داده بشه، ممکنه تاثیر این عمل ما در آینده ای دور یا نزدیک در این مکان یا مکانی دیگر خوشو نشو بده...زیاد کش ندم مطلبو! گر در خانه کس هست، یک حرف بس است...و برای حسن ختام یک ضرب المثل رو میزنم!تو نیکی کن و در دجله انداز، که ایزد در بیابانت دهد باز</description>
                <category>مرتضی نظری</category>
                <author>مرتضی نظری</author>
                <pubDate>Sun, 22 Mar 2020 14:21:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اصلاح عدالت خدا!</title>
                <link>https://virgool.io/@icreed/%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD-%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%AA-%D8%AE%D8%AF%D8%A7-po8nkdvd81f1</link>
                <description>اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهمسلامداشتم توی ویرگول میگشتم یه دفعه با این مطلب آشنا شدم!https://virgool.io/@Z_SHOJAEI97/ixbrbtu4gmz0نگاه جالبی بود به موضوع عدالت خدا! ولی از نظر من یه اصلاحیه کوچیک نیاز داشت. برای همین گفتم اصلاحیه ای که مد نظر داشتم رو علاوه بر دیدگاه اونجا، به صورت مطلب هم ارائه بدم.عکس رو از همون مطلبی که لینکشو گذاشتم گرفتم!همه انسان ها با هدف پیمودن و رسیدن به قله ای که هرگز به نوک آن قله نخواهند رسید خلق شده اند. اما هر انسانی دارای ضریب حرکتی مخصوص خودش میباشد. این ضریب رو محدودیت ها و شرایط ایجاد شده برای اون شخص در زندگی که خود خدا ایجاد کرده، تغییر میده. برای مثال کسی که فرزند عالمی بزرگ باشه، وضعیت اقتصادی خوبی داشته باشه، همسر و فرزند خوبی داشته باشه، محیط اجتماعی خوبی زندگی کرده باشه و... این ضریب برابر با 1 خواهد بود. ولی برای کسی که خانواده‌اش مذهبی نباشند، وضعیت مالیش خوب نباشه، محیط اجتماعیش بد باشه و... مثلا این ضریب 100 هست. با این حساب  شاید شخص اول در نگاه مردم عادی 500 متر از این قله رو پیموده و صعود کرده ولی شخص دوم 10 متر رو پیموده...در نگاه مردم حتما اون شخص اول خیلی مقام بالایی داره ولی در نگاه خدا، اون شخص دوم هست که جایگاه بیشتری داره چون 10 متر صعود شخص دوم در ضریب خودش ضرب میشه و در حقیقت اون شخص 1000 متر صعود داشته...عدالت این نیست که برای هر شخص یک کوه جدا ساخته بشه، عدالت اینکه همه با هر نوع از شرایط بتونند از همون یک کوه بالا برن...</description>
                <category>مرتضی نظری</category>
                <author>مرتضی نظری</author>
                <pubDate>Mon, 09 Dec 2019 11:41:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ثواب، گذرگاه خوب و منزلگاه بد</title>
                <link>https://virgool.io/@icreed/thawab-k9i7d7pazlbq</link>
                <description>بسم الله الرحمن الرحیماللهم صلی علی محمد و آل محمد وعجل فرجهمدیدین که از کسی میپرسیم برای چی این کار خوب رو انجام دادی؟ و میگه برای ثواب این کار؟چقدر این دلیل میتونه ارزش اون کار خوب رو بیاره پایین...قبول دارم افراد تا یه جایی نیاز به جایزه دارن برای انجام کارهاشون... ولی این برای بچه هاست... واقعا این برای بچه هایی هست که برای خوب و بد رو تشخیص نمیدن و نیاز به جایزه دارند تا کار خوب رو انجام بدن... میگن اگر مثلا فلان کار رو انجام بدی فلان مقدار ثواب میبری... خب فرق بین من و اون بچه ای که بخاطر جایزه کار خوب کرده دقیقا در چی هست؟فکر کنم بد نباشه که یکم سطحمون رو بیاریم بالاتر،‌ مثلا در همین زمینه ثواب،‌ اگر یک نفر هفتاد سال هر روزش رو روزه باشه و هر شبش رو تا صبح در حال عبادت باشه (میخوام بگم سه شیفت در حال عبادت باشه) که ثواب جمع کنه! اندازه یک نفر که به اندازه یک لحظه تفکر در حقیقت کرده برابر نیست... چرا؟چون اگر ثواب دونمون!‌(ایمانمون) ظرفی سست باشه،‌ هرچقدر هم که توش ثواب بریزیم اگر کوچکترین آسیبی ببینه کل ثواب از بین میره... به عبارتی ثواب هایی که جمع میکنیم استِیبِل نیستند...اما اون یه لحظه تفکر به اندازه همون یه لحظه ظرفمون رو پایدار تر میکنه...در حقیقت چیزی که مهم هست اون ظرف هست نه چیزی که در ظرف قرار میگیره... اون ظرف هرچقدر پایدارتر باشه حتی اگر یک دونه ثواب داخلش باشه حفظ میمونه و صحیح و سلامت میرسه به مقصد ولی انسان اونقدر آزمایش میشه که اگر ظرف پایدار نباشه امکان اینکه ثواب هامون به مقصد برسه خیلی خیلی بعید هست... زمانی که ظرف پایدار شد انسان به راحتی از پس آزمایشات هم سربلند میشه...یک نمونه از این ظرف هارو توی پست بعدی اگر خدا بخواد میگم...در همین راستا پست سبحان الله رو هم مطالعه کنید.(خودم خیلی اون پست رو دوست دارم)http://vrgl.ir/WOwB8</description>
                <category>مرتضی نظری</category>
                <author>مرتضی نظری</author>
                <pubDate>Wed, 28 Aug 2019 12:46:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سبحان الله</title>
                <link>https://virgool.io/@icreed/%D8%B3%D8%A8%D8%AD%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-kahauceiqqg1</link>
                <description>بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیماللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهمسلامدیشب بعد نماز مغرب طبق عادت داشتم ذکر صلوات رو بر لب زمزمه میکردم، به  خودم گفتم این نوع از صلوات فرستادن چه فایده‌ای میتونه داشته باشه؟ درسته  معنی صلوات رو میدونیم ولی خب وقتی بدون دقت به معنی ذکری رو به لب میاریم  چه فایده ای میتونه داشته باشه؟بماند که قطعا فوایدی هم خواهد داشت ولی سوال اصلی اینه، آیا این نوع از  صلوات فرستادن یا گفتن هر ذکر دیگه ای به این شکل که زمزمه و بدون تفکر  باشه آیا واقعا اون اثر اصلی خودشو خواهد داشت؟در همین افکار بودم که گفتم پس بیا به شکل واقعی صلوات اونو بگم، یعنی  اونو به شکل دعا بخونم (منظورم به لحن خاصی نیست!) با این شکل که از خدا  بخوام که سلام و درود ابدی خودشو به حضرت محمد و خاندان حضرت محمد  بفرسته... یعنی همون ذکر عربی رو با نیت دعا از خدا خواستم...اینجاست که میگن خدا همه چیزو کیفی حساب میکنه نه کمّی، اون یه دونه  صلواتی که به این شکل خوندم تاثیرش رو توی تسبیحات حضرت زهرا نشون داد،  زمانی که داشتم ذکر سبحان‌الله رو میگفتم...قبلا فکر کنم توی وبلاگ عاشق کتاب خدابیامرز بود یا یکی دیگه از وبلاگ  های خدابیامرز من! در مورد معنی سبحان الله گفته بودم که این اسم دوبار  خدارو با همه اسم های خدا صدا زدنه، یعنی کلمه سبحان‌الله تشکیل شده از دو  کلمه سبحان و الله، که هر کدوم از این اسم ها به خودی خود کامل‌ترین اسامی  خداوند میتونه باشه...سبحان یعنی دور از هر بدی و الله اسم جامع خداوند هست و در خودش تمامی  اسم های خدارو در بر داره و این یعنی زمانی که میگیم سبحان الله مثل این  میمونه یکبار خدارو صدا بزنیم «ای کسی که عادل هستی» و یه بار صدا بزنیم  «ای کسی که ظلم نمیکنی» این روش رو برای تمامی اسامی خدا میشه به کار برد!اینارو گفتم تا اگر کسی از دوستان قبلا این مطلبمو نخونده بود بدونه معنی سبحان الله چی هست...داشتم میگفتم توی تسبیحات حضرت زهرا وقتی داشتم میگفتم سبحان الله یاد  همین مطلبی که در بالا گفتم + یک حدیث قدسی افتادم.اون حدیث قدسی میگه:أنا عِندَ ظَنِّ عَبدِیَ المُؤمِنِ بی؛ إن خَیرا فخَیرا، و إن شَرّا فَشَرّا     |    من نزد گمان (باور) بنده مؤمن خویش به خودم هستم‌؛ اگر گمانِ او به  من نیک باشد ، مطابق آن گمان با او رفتار کنم و اگر بد باشد نیز مطابق همان  گمانِ بد با او عمل کنم    (الکافی : 2/72/3)خب با جمع این دو مطلب این اومد توی ذهنم که خدایی که عادل هست و ظلم  نمیکنه، خدایی اجود هست و خسیس نیست که جواب هر درخواست کننده ای رو میده،  خدایی که بی رحم نیست و مهربون هست و خدایی که...چرا اینهمه دعا میکنیم، استغفار میکنیم و... برآورده نمیشه؟دلیلش همینه که ما چیزی رو به لب میاریم که در دلمون نیست... دلیلش  ذکرهای لق‌لقه ای هست که منشاء اون ذکر ها از قلب و فکر ما نیست بلکه از  گلو پایین تر یا بالاتر نمیره!دلیلش اینکه وقتی توی مسجد بعد نماز جماعت مسابقه گفتن تسبیحات حضرت  زهرا شروع میشه تو با هر سرعتی هم که این اذکار رو به لب بیاری یکی دیگه  هست که زودتر برنده شده!درسته شاید ثواب هم داشته باشه، ولی تاثیری در زندگی نخواهد داشت... ولی  بجای صدبار اون ذکرها سه بار بگیم و با تفکر و تعمق، به شدت اون اذکار در  زندگی ما تاثیر خواهد گذاشت و برکتش رو لمس خواهیم کرد...پ.ن: ببخشید که زیاد شد مطلب! نمیخواستم اینقدر طولانی بشه ولی قلم رفت و مارو با خودش برد!پ.ن: ایام هم بر شما مبارک باشه، شدیدا التماس دعا دارمپ.ن: دلم برای پدرم هم خیلی تنگ شده، لطفا برای شادی روحش یه صلوات با کیفیت بفرستید!</description>
                <category>مرتضی نظری</category>
                <author>مرتضی نظری</author>
                <pubDate>Sat, 17 Aug 2019 19:39:03 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نتورک مارکتینگ | حلال یا حرام؟ قانونی یا غیر قانونی؟ (برسی متفاوت)</title>
                <link>https://virgool.io/@icreed/network-marketing-j1cz0wzfqivw</link>
                <description>بسم الله الرحمن الرحیماللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهمسلام دوستان بعد از یه مدت خیلی طولانی غیبت دوباره خدا قسمت کرد و دارم مینویسم!اخیرا به دلایلی مجبور شدم تحقیقات گسترده‌ای درباره نتورک مارکتینگ  داشته باشم، از اونجایی که حلال بودن یک کار برای من خیلی مهم هست، برای  همین خیلی حساس شدم در این زمینه، توی اینترنت که بگردید جواب های ضدونقیض  خیلی زیادی میبینید، اکثر فقها به دلیل اکل مال به باطل (فارسیش میشه همون  مفت خوری خودمون!)‌ میگن این کار حرام هست و جایز نیست. اما طرفداران این  شغل میگن نه این مسئله وجود نداره و اسخاص به ازای رهبریشون توی سازمانی که  تشکیل میدهند پول دریافت میکنند و مجدادا بعضی از فقها میگن اشکال  نداره...اما اینجا اصلا قصد اینو ندارم که به این موضوع بپردازم! چون از سال 91 تا الان به شدت به این موضوع پرداختند...من قصد دارم اگر خدا خواست، از زاویه دیگری به این موضوع بپردازم... (جایی از این منظر ندیدم که برسی کنند!)بزارین یک مقدمه‌ای رو باز کنم، در کشور ما سه مدل قانون وجود داره: 1-قانون اساسی 2-قانون مجلس 3-آیین‌نامه‌هاهمونطور که میدونید هرقانونی که مجلس تصویب کنه و خلاف قانون اساسی  باشه باطله و هر آیین نامه ای که خلاف قانون مجلس باشه باطل هست...خب سال 91 براساس مجوز صادره از وزارت صنعت،معدن و تجارت فعالیت شرکت  های بازاریابی شبکه‌ای قانونی شناخته شد... تا اینجا رو همه میدونن، و به  این استناد دارن هنوزم فعالیت میکنند...اما بر اساس &quot;بند (ز) الحاقی قانون مجازات اخلال‌گران اقتصادی &quot; مصوب 1384 که اینجا هم نقل قول میکنم این کار غیر قانونی میباشد:ماده  1- ارتکاب هر یک از اعمال مذکور در بندهای ذیل جرم محسوب می شود و مرتکب  به مجازات های مقرر دراین قانون محکوم می شود: ... بند (ز) – هرگونه تأسیس،  قبول نمایندگی، عضوگیری و ثبت نام در بنگاه، مؤسسه، گروه یا فهرست اسامی  با وعده کسب درآمد ناشی از افزایش اعضاء به صورت شبکه ای، خواه از طریق  عرضه کالا یا خدمات یا اجبار به خرید کالا یا دریافت حق عضویت یا شیوه های  مشابه دیگر، خواه از طریق جلب مشتریان به عنوان بازاریاب یا به هر عنوان  دیگر با وعده دریافت کالا و خدمات رایگان یا به قیمتی کمتر از قیمت واقعی  یا دادن درصد (پورسانت) یا توزیع جایزه. ماده 2- هر یک از اعمال مذکور در بندهای ماده 1 چنانچه به قصد ضربه زدن به  نظام جمهوری اسلامی ایران و یا به قصد مقابله با آن ویا با علم به مؤثر  بودن اقدام در مقابله با نظام مزبور چنانچه در حد افساد فی الارض باشد،  مرتکب به اعدام و در غیر این صورت به حبس از پنج سال تا بیست سال محکوم می  شود و در هر دو صورت دادگاه به عنوان جزای مالی به ضبط کلیه اموال که از  طریق خلاف قانون به دست آمده باشد، حکم خواهد داد. دادگاه می تواند علاوه  بر جریمه مالی و حبس، مرتکب را به 20 تا 74 ضربه شلاق در انظار عمومی محکوم  نماید. تبصره 1- در مواردی که اخلال موضوع هر یک از موارد مذکور در بندهای هفتگانه  ماده (1) عمده یا کلان نباشد، مرتکب حسب مورد علاوه بر رد مال به حبس از  شش ماه تا سه سال وجزای نقدی به دو برابر اموالی که از طرق مذکور به دست  آورده محکوم می شود.خب پس تا زمانی که این بند از قانون در قوانین ما وجود داره فعالیت  شرکت های بازاریابی شبکه‌ای غیر قانونی هست (اینکه چرا جلوشون رو کسی  نمیگیره یه بحث دیگه هست)اما مسئله شرعی بودن یا نبودن. بر طبق نظر اکثریت فقها (فکر میکنم بجز  ایت‌الله بهجت و سیستانی)؛ اطاعت از  قانون تا زمانی که در برابر قانون  شرع قرار نگیرد، واجب بوده و تخلف از آن شرعا حرام میباشد.برای همین اصلا کاری به موضوع جزئیاتی که داخل شبکه های بازاریابی اتفاق می‌افتد نداریم. چون خانه از پایبست ویران است و خواجه در فکر نقش ایوان هست!پ.ن: خودمون رو گول نزنیم، مسئله قانون و شرع مسئله ای هست که حتما از ما بازخواست خواهد شد...</description>
                <category>مرتضی نظری</category>
                <author>مرتضی نظری</author>
                <pubDate>Sat, 03 Aug 2019 12:26:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در شرایط شبیه‌سازی</title>
                <link>https://virgool.io/@icreed/%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%D8%B4%D8%A8%DB%8C%D9%87%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-ugrvggsqnjyh</link>
                <description>سلامخیلی از مواقع نیازی نیست حتما در شرایط خاصی در نظر بگیریم تا عکس العمل متناسب با اون شرایط رو از سوی خودمون ببینیم، کافیه اون شرایط رو برای خودمون شبیه‌سازی کنیم، اون وقت از خودمون صادقانه بپرسیم که در این شرایط چه میکنیم؟این مدل شبیه‌سازی ها خیلی زیاد هستند و برای هر فردی میتونه موضوع جداگانه ای باشه... اما من الان برای خودم فضایی رو شبیه‌سازی کردم، فضایی که همسرم برگرده و بخواد دوباره با هم زندگی مشترک تشکیل بدیم (صرف نظر از اینکه این اتفاق خواهد افتاد یا نه که احتمالاش تقریبا زیر صفر هست) ولی اگر از اتفاق بی‌افته منی که دیگه دوسش ندارم، منی که دیگه برای من ارزشی نداره... چه عکس‌العملی خواهم داشت؟ • آیا اونقدر بهش سخت میگیرم که زندگی براش بشه جهنم و کاری میکنم که خودش مهریه رو ببخشه و طلاق بخواد؟ یا اینکه اونموقع خدا میاد جلوی چشام و از ظلم کردن به اون خود‌داری میکنم؟یا شبیه‌سازی رو سخت تر میکنم، من با اجازه دادگاه ازدواج مجدد میکنم و همسر فعلی خودم رو هم طلاق نمیدم، برای آزار من میگه من میخوام برگردم به زندگی(چندین مورد اینگونه دیدم)، خب اونوقت چه‌کاری میکنم؟ یا باید مهریه و طلاق بدم یا...این شبیه‌سازی ها خستم میکنه... هرچند همیشه شبیه‌سازی ها خسته‌کننده برای خودم انجام نمیدم ولی گاهی این شبیه‌سازی ها مثل خوره روی مخمه...</description>
                <category>مرتضی نظری</category>
                <author>مرتضی نظری</author>
                <pubDate>Wed, 19 Jun 2019 14:57:49 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدبر الّیل والنهار</title>
                <link>https://virgool.io/@icreed/%D9%85%D8%AF%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%84%D9%91%DB%8C%D9%84-%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%B1-vxaznck0wpue</link>
                <description>بسم الله الرحمن الرحیم  اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم  سلام دوستان،هفت ماه از خراب شدن زندگیم میگذشت، زمان اعتکاف رسیده  بود، فکر اینکه لحظه سال تحویل توی اعتکاف باشم برای من خیلی جذاب بود! یه  جورایی یه دعوت خیلی خاص میدیدم این حال و روز رو... از دوران دبیرستان به  جز 2-3 بار بقیه سال هارو معتکف شدم... سال قبل هم نشد که معتکف بشم و  اینبار اگر نمی‌رفتم دلم خیلی میشکست... از طرفی حکم جلبم هم برای مهریه  صادر شده بود و من عملا فراری هستم! از طرفی میدونستم که همسرم میدونه من  چقدر به اعتکاف علاقه دارم و به احتمال خیلی زیاد میرم... هرچند که جای  همیشگی من رو که سجادیه امل بود رو هم میدونست که اونجا پاتوقم هست برای  اعتکاف! این ریسک رو به جون نخریدم که حتی توی سایر مساجد شهرمون هم معتکف  بشم... چون اگر توی این مراسم یکی بیاد جلبت رو بگیره و بندازتت گوشه  بازداشتگاه خیلی بد میشه برای آدم! تصمیم گرفتم که برم توی یک شهر دیگه و  معتکف بشم... یک شهر دیگه که از وطنم حد ترخص رو رد نکنم! فریدونکنار! چون  خونمون بین امل و فریدونکنار هست برای همین هر دو شهر میتونم معتکف  بشم(البته بعدا فهمیدم که اگر نذر میکردم هر جایی میتونستم معتکف بشم!) توی  نت جستجو کردم که اصلا توی فریدونکنار کدوم مسجدش اعتکاف برگذار میکنه، که  دیدم تعدادشون کم هم نبود! مسجد جامع رو انتخاب کردم برای رفتن، مسجد جامع  فریدونکنار مسجد با صفایی هست و یکی دوبار هم توش نماز خوندم، با نیت رفتن  به مسجد جامع رفتم به فریدونکنار، خیابون ها به حدی ترافیک داشت که  نتونستم پیش مسجد جایی برای توقف پیدا کنم، به این فکر افتادم که شب اخر که  برادرم اومد دنبالم با ماشین کجا بایسته؟ این شد که رفتم مسجد  فاطمه‌الزهرا فریدونکنار برای ثبت نام اعتکاف! با وجود اینکه کمی جلوتر از  این مسجد هم مسجدی بود که هزینه ثبت‌نام رایگان بود اما یه حسی بهم گفت  همونجا با صرف مبلغی ثبت‌نام کنم!مسجد فاطمه‌الزهرا فریدونکنار موقع ثبت‌نام هم ضریب اطمینان برای عدم جلب رو بالا بردم و با اسم سید  احمد علیزاده(آسید احمد رو که می‌شناسید؟اسم قدیمیم توی وبلاگ عقیده بود!)  اونجا ثبت‌نام کردم! البته به مسئول ثبت نام گفتم ماجرا چیه و اونم مشکلی  نداشت... فرداشبش یعنی شب سال تحویل متوجه شدم قراره یه قرعه‌کشی کنن برای  کمک‌هزینه کربلا... برای کسی مثل من که تا الان کربلا نرفته واقعا یه ارزوی  بزرگی بود که اسمم بی‌افته... یه حاج‌اقا داشتیم اونجا که ازش خواستند  بیاد قرعه رو بگیره، حاجی خیلی ادم شوخی بود اول که قرعه رو گرفت اسم خودش  رو خوند (البته اولش متوجه نشدن که اسم خودش هست) برای من تنها چیزی که مهم  بود این بود که اسم من نبود... دلم خیلی شکست... عمیقا از ته دل شکسته به  مولامون امیرالمونین گفتم اقاجان مثل اینکه تا اخر عمرم باید این ارزو رو  به گور ببرم که بیام کربلا... یدفعه حاجی گفت: مثل اینکه همه باور کردید اسم خودم افتاد! آقای احمد علیزاده کسی هست که اسمش افتاد... هنگ کردم، احمد علیزاده من بودم... دست و پاهام میلرزید... رفتم جلو نمیدونستم اونجا چیکار کنم... تا اخر مراسم اعتکاف همه منو صدا میزدن کربلایی...   همه اینارو گفتم تا یه اسمی رو صدا بزنم... یا مدبرالیل و النهار ببخشید که طولانی شد... التماس شدید دعا دارم موفق و موید باشید در پناه خدا یا علی</description>
                <category>مرتضی نظری</category>
                <author>مرتضی نظری</author>
                <pubDate>Mon, 01 Apr 2019 19:31:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک مرد!</title>
                <link>https://virgool.io/@icreed/one-men-upds2qdltzdq</link>
                <description> بسم‌الله الرحمن الرحیم  سلام راستش این مطلبی که دارم مینویسم بیشتر انتقال تجربه هست، تجربه‌ای که خودم کسب کردم و خودم دردش رو چشیدم...   سعی میکنم که خیلی خلاصه بنویسم و زیاد سرتون رو درد نیارم! ولی خب نمیدونم قلم به کجا‌ها خواهد رفت! بیشتر کسایی که میان توی این وبلاگ و مطالب رو میخونند از جنس هم  هستند، یعنی با روحیه‌ای مذهبی، یعنی کسایی که مذهب بخش مهمی از زندگیشون  هست(اگر نگیم همه زندگیشون هست!)، به همین دلیل خیلی‌هامون میخوایم از آب  هم کره بگیریم!!! و دنبال ثواب هستیم! این مقدمه رو نوشتم تا به این برسم که حتما احادیث مربوط به خدمت و  احترام و... نسبت به خانوم هارو خوندید و میدونید که چقدر ثواب داره!(بر  منکرش هم لعنت!) آیه 34 سوره نساءهمسرم چند سال پیش توی دوران عقد با پسرخاله مادرش ظلاق گرفته بود و  من با علم به این موضوع به خاستگاریش رفتم دلیلم هم این بود که وقتی خداش  مشکلی نداره با این موضوع من چرا باید مشکلی داشته باشم!(این موضوع حتی یک  بار هم توی زندگی مشترکمون ازطرف من حتی یاد‌اوری یا پرسشی نشد) یک سال عقد  بودیم و رفتیم سر زندگیمون بماند که با دست خالی زندگیمون رو شروع کردیم،  ولی از اونجایی که تمام زندگیم رو روی اعتقاداتم قمار میکنم هیچ ترسی از  شروع دست خالی برای زندگی نداشتم... خداروشکر وضع زندگی هم بعد ازدواج  روزبروز درحال بهبود بود...  حتی همسرم هم از دهن من اسم خودش رو نشنیده بود چه برسه اطرافیان من و  اون، همیشه با صفاتی که دوست داشتم اونو صدا میزدم و گفتن جمله دوست دارم  هم ذکر شبانه روزیم بود! نمیگم همیشه ولی هر از چندگاهی هم توی کارهای خونه  کمکش میکردم!(از ظرف شستن تا جاروب و...) چه در اطرافیان من چه اطرافیان  اون علاقه من به همسرم زبون‌زد بود... (حالا اونقدر هم خوب نیودم و خیلی بدی ها هم داشتم، ولی خب چیزی که مشهور در اطرافیان بود رو گفتم) در خیلی از مواقع خواست خودم رو گزاشتم کنار بخاطر خواست همسرم...  نمونه خیلی مهمش شرطی بود که توی خواستگاری گفتم و این بود که حد‌اقل توی  اوایل زندگی باید توی خونه‌ای که توی روستامون تازه درست کرده بودیم باید  زندگی کنیم... که به خاطر اصرار همسرم اومدیم توی شهر و با دست خالی رفتیم  زیر بار اجاره خونه اونم ماهی 700! البته از دوران عقد یکسری سوءتفاهم هایی هم بین همسرم و مادرم پیش  اومده بود و این سوءتفاهم ها بعد ازدواج به اوج خودش رسید و عملا رابطه  همسرم با تمامی فامیلم قطع شد و منم خیلی کمرنگ! ... این کمرنگی هم باز  بدلیل احترام به همسرم بود و نمیخواستم ناراحتش کنم... چیزی که زندگیمونو  همیشه متشنج میکرد همین کینه همسرم نسبت به مادرم بود و چیزی که من درک  نمیکردم و نمیکنم کینه هست...( کلا اگر بدترین دعوارو هم داشته باشم بعد از  اینکه یکم شد یا مثلا از خواب بیدار شدم ریست تو فکتوری میشم!) توی تمامی این مدت با اینکه عملا همسرم قطع رابطه کرده بود با فامیل  های من، من به خودم میگفتم اگر منم همانند اون رفتار کنم فرقی باهاش نخواهم  داشت... به همین دلیل با همه فامیل های خودش رفت و امد داشتم! توی این گیرو دار پدرومادر همسرم هم قصد جدا شدن از هم رو گرفتن! اون  سوءتفاهم های همسرم هم هی بیشتر و بیشتر میشد تا جایی که رسید به توهم!  توهم های واقعا عجیبی که وقتی رفته بودم مشاوره(هرچند دیر شده بود)، مشاور  بهم میگفتم داری شوخی میکنی حتما این چیزارو میگی... برای نمونه اگر یک روز  نون نمیخریدم به خاطر مشغله زیاد یا اینکه صبح از خواب بیدار نمیشدم به  خاطر خستگی زیاد، میگفت حتما مادرت بهت زنگ زد که بهت بگه تو نون نخر! یا  اینکه بخاطر دوشغله بودنم اون زمان (کار توی شرکت ریسندگی و طراحی  دکوراسیون) روزانه نزدیک به 14-18 ساعت کار میکردم یعنی 5 صبح بیدار میشدم و  بعضی از مواقع 9-10 شب میرفتم خونه... این یعنی خستگی زیادی رو بدنم متحمل  بود... به همین دلیل تاخیر زیاد داشتم توی شرکت! و شرکت هم بهم گفته بودن  که با تاخیر بعدی اخراجی! که تاخیر بعدیم رفت توی اوج تشنج هامون و من  تاخیر کردم و اخراج شدم! تحلیل همسرم هم این بود که مادرم بهم زنگ زد که  گفت نرو سرکار تا اخراج بشی! ... بماند همه این مسائل رو...  عملا به خاطر اون احترامات زیادی و ترجیح حرف اون به حرف خودم باعث شد که به طور کل زندگی از دستم در بره...   تمامی این مطلب فقط مقدمه بودن!   چیزی که توی زندگی بودم اسمش مرد نبود... مرد به کسی میگن که:  توی مهربونی کردن، حد وسط رو در نظر بگیره، نه مهربانی زیاد نه کم  باید وسط رو نگه داره...توی انتقال حرف ها، نباید هر حرفی رو به زنش بگه، درسته هدفش اینکه  بین اون و همسرش ناگفته‌ای نمونه ولی این یک اتفاقی هست که فقط در کلمات و  گفتار قشنگ هست، ولی در زندگی واقعا نباید هر حرفی رو به همسر گفت...(این  یکی واقعا خیلی ضربه میزنه به زندگی!)ناراحت کردن همسر، نباید برای اون یک امر مقدسی باشه که زنش ازش  ناراحت نشه(به خاطر دوست داشتن زیاد)، واقعا بعضی از مواقع باید همسر رو  ناراحت کرد یا حتی باید دلش رو شکست! چون باید ببینه چه چیزی به صلاح  زندگیش هست، (به خواهرای عزیزم بر نخوره، ولی واقعا خانوما بعضی از مواقع  تشخیص نمیدن که چی صلاح زندگی هست)در مشورت با همسر، نباید زیاده روی کنه، نمیگم نباید مشورت داشته  باشه، میگم مشورت فقط باید حکم مشورت رو داشته باشه، نظر همسر باید گرفته  بشه شاید نظر مناسبی رو ارائه بده ولی نباید هرچی که گفت اجرا بشه، مدیر  خانواده مرد هست برای همین تصمیم گیرنده نهایی هم باید مرد باشه...مدیریت مالی، حتما مدیریت اصلی مالی خونه باید با مرد باشه، البته  به این معنی نه که خانوم توی مدیریت مالی نقشی نداشته باشه، نه ولی حتما  باید پول توسط مرد در خونه توزیع بشه، و حتما هم نباید تمامی درآمد به همسر  گفته بشه، همیشه باید یک مقداری پول به عنوان حساب پس‌انداز برای زمانی  های اظطراری وجود داشته باشه...برخورد سخت با تمامی کسانی که قصد دخالت در زندگی شما دارند، حتی اگر اون شخص مادر شما یا مادر همسر شما باشه... این یکی خیلی خیلی خیلی مهم هست...نبخشیدن بجا، بعضی از مواقع واقعا نباید از یک اشتباه به راحتی گذشت  کرد... حتما باید بعضی از مواقع برخوردی با همسر در برابر اشتباهش صورت  بگیره که توی ذهنش باقی بمونه که هر اشتباهی به راحتی بخشیده نمیشه...قطع نکردن رحم، به هیچ وجه نباید به خاطر همسر یا هر کس دیگه قطع  رحم کرد، در صورتی که همسر شما میخواد قطع رحم کنه با کسی شما نباید  اینکارو کنید حتی اگر به اجبار باید به تنهایی به مهمونی برید... (این یکی  واقعا دردناکه میدونم ولی واجب، تلافی هم نکنید) هر وقت هر مردی موراد بالارو داشت اون موقع باید بره سمت احادیثی که  میگه به زن خدمت باید کرد و بهش محبت و ... (چون موارد بالا هم از همون  احادیث گرفته شده...) در حقیقت تا زمانی که مرد، مرد نبود نباید احادیث  مربوط به احترام مرد به زن رو رعایت کنه... اون احادیث مربوط به مردهاست و  احادیثی که موارد بالا رو بیان میکنه مربوط به مرد سازی هست... به برای  مثال میگم تا زمانی که شما نماز نخوندید نمیتونید مستحبات نماز رو انجام  بدید!  توی زندگی مشترک من با همسرم من زن بودم و همسرم هم زن... دو تا زن که  یکیشون جنسیتشون مرد هست و اون یکی زن نمیتونن در کنار هم زندگی کنن و این  شده که زندگی مشترک من توسط همسرم به پایان رسید و من الان زیر چند صد  میلیون تومن بدهی برای مهریه هستم!  ببخشید که طولانی شد! گفتم که قلم ادم رو میکشونه همراه خودش! خیلی نیازمند به دعاهاتون هستم! خوشحال میشم نظراتتون رو زیر این مطلب بخونم موفق وموید باشید در پناه حق یاعلی </description>
                <category>مرتضی نظری</category>
                <author>مرتضی نظری</author>
                <pubDate>Sat, 03 Nov 2018 12:27:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پازلی که خدا میسازد!</title>
                <link>https://virgool.io/@icreed/puzzle-god-fual1jikxxfe</link>
                <description> سلام زمانی که عثمان، ابوذر غفاری رو به شام تبعید کرد،شیطان گمان میکرد که  بهترین کار ممکن رو انجام داده! چون شام به طور کل مسلمان شدندشون هم توسط  فرزندان ابوسفیان انجام شده… شام جایگاه لعن کردن به امیرالمومنین بود…  جایی که همه با دشمنی با علی(ع) به دنیا میومدن، بزرگ میشدن و میمردن…  مسلما اگر ابوذر میرفت اونجا میرفت توی بایکوت و خطری برای حکومت نداشت…اما ابوذر در مدت کوتاهی که در شام بود، بذر محبت به اهل بیت رو در  اونجا کاشت، بذری که درختش ۱۳۰۰ سال بعد به بار نشست و ثمرش شد مقاومت در  منطقه شام! هنوز هم از مردم اونجا بپرسیم میگن ما شیعه اباذری هستیم یعنی  ابوذر غفاری مارو شیعه کرد!مسلما شیطان اگر یک درصد فکرش میرسید که چنین اتفاقی می‌افتد، چنین خطای بزرگ محاسباتی رو هرگز انجام نمیداد!سوره مبارکه آل عمران آیه ۵۴ وَمَکَروا وَمَکَرَ اللَّهُ ۖ وَاللَّهُ خَیرُ الماکِرینَ﴿۵۴﴾ و (یهود و دشمنان مسیح، برای نابودی او و آیینش،) نقشه کشیدند؛ و خداوند  (بر حفظ او و آیینش،) چاره‌جویی کرد؛ و خداوند، بهترین چاره‌جویان است.  »»»»»»»»» ترجمه رو از سایت رهبری گرفتم، چون داخل پراندز های ترجمه هم جالب بود حذف نکردمشون! ««««««««««حرفامو خلاصه کنم و از اصل کوتاه نویسی خارج نشم!این ماجرا رو مطرح کردم به عنوان مشتی از خربار، توی دنیای امروز هم  شیطان داره همه نیرو هاشو به کار میگیره که جلوی راه حق رو بگیره، از پایین  به ماجراها نگاه میکنیم میبینیم، خیلی ترسناکه ماجرا و باطل همه جارو داره  تصرف میکنه، ولی بهتون بگم که کسی که داره نقشه های این گشتردگی باطل رو  میکشه، همون شیطان ۱۳۰۰ سال پیش که فقط در مسیر پازل های خدا پازل هاشو  میچینه… و اینطرف هم همون خدای ۱۳۰۰ سال پیش داره برای راه حق پازل هاشو  میچینه…نه شیطان فرقی کرده نه خدا…در اخر هم با این آیه از قرآن حرفم رو به ختم میرسونم!«اَنزَلَ مِنْ السَّمَاءِ مَاءً  فَسَالَتْ اَوْدِیَهٌ بِقَدَرِهَا فَاحْتَمَلَ السَّیْلُ زَبَداً رَابِیاً  وَمِمَّا یُوقِدُونَ عَلَیْهِ فِی النَّارِ ابْتِغَاءَ حِلْیَه اَوْ  مَتَاعٍ زَبَدٌ مِثْلُهُ کَذَلِکَ یَضْرِبُ اللهُ الْحَقَّ وَالْبَاطِلَ  فَاَمَّا الزَّبَدُ فَیَذْهَبُ جُفَاءً وَاَمَّا مَا یَنفَعُ النَّاسَ  فَیَمْکُثُ فِی الاَْرْضِ کَذَلِکَ یَضْرِبُ اللهُ الاَْمْثَالَ»؛  ([خداوند] از آسمان آبى فرو فرستاد؛ و از هر درّه و رودخانه اى به اندازه  آنها سیلابى جارى شد؛ سپس سیلاب بر روى خود کفى حمل کرد؛ [همچنین] و از  آنچه [در کوره ها،] براى به دست آوردن زینت آلات یا وسایل زندگى، آتش بر آن  مى افروزند، کفهایى مانند آن به وجود مى آید ـ خداوند براى حق و باطل چنین  مثالى مى زند ـ سرانجام کفها به بیرون پرتاب مى شوند، ولى آنچه به مردم  سود مى رساند [آب یا فلزّ خالص] در زمین مى ماند؛ خداوند اینچنین مثال مى  زند!).سوره رعد، آیه ۱۷.(از سری پست های قدیمی وبلاگ!)</description>
                <category>مرتضی نظری</category>
                <author>مرتضی نظری</author>
                <pubDate>Fri, 12 Oct 2018 14:33:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از خالقان کوچک تا خالق کل! -2</title>
                <link>https://virgool.io/@icreed/little-creators-to-the-creator-of-the-whole-2-jvh6gtbjpm9d</link>
                <description>سلام قبل از هرچیز بهتون پیشنهاد میدم که شماره 1 این مطلب رو در ابتدا بخونید بعد بیاین سراغ این مطلب! https://virgool.io/@icreed/little-creators-to-the-creator-of-the-whole-u9s3madx3nbrخب توضیح دادیم که خلقت در علم چیه و چگونه انجام میشه و چه ویژگی‌هایی داره!سحابی گل سرخبریم به قبل از ابتدای خلقت! هیچ چیزی نبود... و تنها موجود حقیقی جهان یعنی خود خدا بود... وقتی خداوند خلقت رو شروع کرد به هیچ گفت خلق شو هیچ شروع به خلق شدن کرد(کن فیکون) حالا سوال اینجاست ایا خلق جدیدی که ایجاد شد وَرای خود خدا بوده؟ یا اینکه مانند خلق گل و پروانه ما همه چیز در علم خداوند صورت گرفت؟جواب این سوال مشخصه، اگر بگیم چیزی ورای خود خدا درست شده باشه یعنی برای خدا ما جسمی در نظر گرفتیم و برای مخلوقات نیز جسمی دیگر... که البته این خودش شرک هست و کلی اِشکال دیگه که بر اون وارد هست...( از اونجایی که اصلا قصد ندارم بحث رو سنگین کنم و ببرمش توی پیچ و خم های فلسفه، و هدفم بیشتر این بوده که توی این مطلب کلید پرسش های موجود رو قرار بدم برای همین به همین مقدار بسنده میکنم و ادامه نمیدم )اما روش خلق دوم رو در نظر میگیریم... یعنی خلق جهان در علم خداوند... خیلی از پرسش ها خودی خود حل میشه... از اونجایی که توی مطلب قبلی خیلی از مقدمات رو شرح دادم برای همین الان زیاد کشش نمیدم که شما هم خسته بشید...عالم هستی با قوانین خاصی در علم خدا ایجاد شد. سوال اینجاست،شرط بقای این عالم هستی چیه؟ همونطور که شما در عالم علم خودتون گل و پروانه ای خلق کردید، و بدون دقت نظر صد درصدی روی جزئیات، اون گل و پروانه از بین میرفتند، در عالم علم خدا هم همین قانون برقرار هست... چون ما به خودی خود که موجودیت حقیقی نداریم،بلکه مجاز در علم خدا هستیم... یعنی ما وجودمون در علم خدا هست...بنابراین تک تک اتم های هستی و اجزاء ریزتر اونها برای بقا باید خالقشون روی اونها تمرکز داشته باشه تا اونها وجود داشته باشند و قوانین مرتبط با خودشون رو انجام بدن... پس مطمعنا هیچ بنده‌ای نیست  که خدا بهش نظر نداشته باشه و فراموشش کرده باشه، چون در این صورت اصلا وجودنخواهد داشت...موضوع دیگه موضوع قدرت و نیرو هست، در مثال گل و پروانه، این شما هستید که توانایی اینو دارید به پروانه قدرت پرواز و یا حرکت رو بدید، یعنی هر چیزی که در علم شما دارای نیروی خاصی هست از شما هست که اون نیرو وجود داره...موضوع دیگه، نزدیک‌تر بودن خدا به ما از خود ماستاز اونجایی که گل و پروانه قسمتی از علم ما هستند،یعنی از خود ما هستند، پس ما به اونها از خودشون هم نزدیک تریم! همین نسبت نیز برای ما و خدا وجود داره...در خانه اگر کَس هست ، یک حرف بس استپر چونگی نکنم توی این موضوع فکر کنم بهتره... اگر خودتون بیشتر روی این موضوع فکر کنید مسائل بیشماری برای شما حل خواهد شد. انشااللهاین مطلب به عنوان بزرگترین کشف من در زمینه خداشناسی بود، خیلی خوشحال میشم که نظراتتون رو بدونم.در پناه حقیا علی</description>
                <category>مرتضی نظری</category>
                <author>مرتضی نظری</author>
                <pubDate>Thu, 11 Oct 2018 10:23:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از خالقان کوچک تا خالق کل! -1</title>
                <link>https://virgool.io/@icreed/little-creators-to-the-creator-of-the-whole-u9s3madx3nbr</link>
                <description>بسم الله الرحمن الرحیم سلام از نمونه صفاتی که بر همه انسان ها به ارث رسیده (خداوند به ما هدیه داده)، صفت خالق هست.تمامی انسان ها بسته به استعداد هاشون، کم یا زیاد دارای این قدرت هستند که خلق کنند. جالب تر اینجاست علاوه بر خلق با ماده های اطرافش، توانایی خلق از هیچ(به معنی واقعی کلمه) رو هم داره... حتی خود خدا هم در تعریف از خودش میگه «فتبارک الله الاحسن الخالقین» یعنی منه خدا بهترین خلق کنندگان هستم و غیر من خلق کننده‌ی دیگه ای هم وجود داره که صد البته اونم خلق خود من هستند... حتی شما عزیزی که در حال خوندن این مطلب هستید... میگید نه؟M K Millerنقاشی رز و پروانه اثر  اثبات اینکه همه میتونند اینکارو بکنند کار سختی نیست. بیاین یک تمرینی الان داشته باشیم:لطفا بعد از خوندن این پارگراف اینکاری رو که میگم رو انجام بدید. چشمان خودتان را ببیندید و در ذهنتان یک گل سرخی را که یک پروانه روی آن نشسته را تصور کنید. و بعد از چند ثانیه چشمانتان را باز کنید و ادامه متن رو بخونید.دیدید شما به راحتی یک موجودی رو خلق کردید اونم از هیچ... به عبارتی کن فیکون کردید! حتما فکر میکنید این موجود اصلا وجود نداره پس ما خلقی نکردیم... ولی من سوالی از شما دارم. درسته که انسان نمیتونه همه موجودات رو ببینه ولی ایا هیچ یک از ناموجودات رو میتونه ببینه؟ جواب قطعا خیر هست... سوال بعدی اینجاست، این گل و پروانه ای که دیدید در کجا بود و از چه جنسی؟ میتونم جواب رو توی یک جمله بگم، جنس و مکان گل و پروانه ای که شما خلق کردن علم شما میباشد...یعنی هم جنسش و هم مکانش علم شما هست... حالا یک سوال دیگه دارم، زمانی که داشتید متن بالارو میخوندید، اون گل و پروانه باز هم وجود داشتن؟ جواب خیر هست چون شما بهشون فکر نمیکردید و روی اون ها متمرکز نبودید... چون اون خلق شما بود و برای بقا میبایست از سوی شما نیرو میگرفت... وقتی شما یک لحظه به اون گل و پروانه فکر نکنید اونها هم وجود نخواهند داشت...شماره2:https://virgool.io/@icreed/little-creators-to-the-creator-of-the-whole-2-jvh6gtbjpm9d</description>
                <category>مرتضی نظری</category>
                <author>مرتضی نظری</author>
                <pubDate>Wed, 10 Oct 2018 16:39:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جهانی تاریک</title>
                <link>https://virgool.io/@icreed/dark-word-iz2jttbq2wrc</link>
                <description>بسم الله الرحمن الرحیم به دور و بر خودم نگاه میکنم.به این همه جنگ، ظلم، فساد، فقر، گناه، بیچارگی و...اینها رویداد هایی منحصر به اطراف من نیست، اینها مواردی هستند که همه جهان رو فراگرفته...ارتش تاریکی بگونه‌ای در حال گسترش هستند که بیننده گمان این رو میبره که هیچ روشنایی دیگر وجود نداره...نگاه به این وقایع امید رو از دل‌ها میکشونه بیرون و نا‌امیدی رو میذاره جاش...اما...اما در طول تاریخ، این سیاهی و تاریکی اینگونه خودنمایی میکرد.و همیشه زمانی که این تاریکی و نا‌امیدی به اوج خود رسید، نوری تابید و تاریکی ها محو شدن...این سنّت الهی هست و هیچگاه تغییر در اون نخواهد بود.سُنَّةَ اللَّهِ فِی الَّذِینَ خَلَوْا مِن قَبْلُ ۖ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِیلًا این سنّت خداوند در اقوام پیشین است، و برای سنّت الهی هیچ گونه تغییری نخواهی یافت.(احزاب/۶۲)توی همین قرآنی که سال تا سال بازش نمیکنیم یک آیه هست که به وضعیت مشابه الان اشاره داره... داره میگه ظلمت و تاریکی به وجود میاد به گونه‌ای که حقیقت و روشنایی مشخص نیست، مردم همه فکر می‌کنند که در جهان دیگه هیچ حق و حقیقتی وجود نداره و دنیارو دیگه نمیشه از سیاهی جهان، نجات داد، ولی به یکباره این تاریکی از بین خواهد رفت و روشنایی خودش رو نشون میده، چون تاریکی از جنس رفتن هست...《 (خداوند) از آسمان آبی فرو فرستاد. و از هر درّه و رودخانه ای به اندازه آنها سیلابی جاری شد. سپس سیلاب بر روی خود کفی حمل کرد. (همچنین) و از آنچه (در کوره ها، ) برای به دست آوردن زینت آلات یا وسایل زندگی، آتش بر آن می افروزند، کفهایی مانند آن به وجود می آید خداوند برای، حق و باطل چنین مثالی می زند سرانجام کفها به بیرون پرتاب می شوند، ولی آنچه به مردم سود می رساند [= آب یا فلزّ خالص ]در زمین می ماند. خداوند اینچنین مثال می زند! 》( رعد/۱۷ )خوشحال میشم نظراتتون رو زیر این پست ببینم❤</description>
                <category>مرتضی نظری</category>
                <author>مرتضی نظری</author>
                <pubDate>Mon, 01 Oct 2018 02:16:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قالب نظر خدا!</title>
                <link>https://virgool.io/@icreed/%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%AE%D8%AF%D8%A7-mxhazqjnzloj</link>
                <description>سلاممیخوام این پستمو با یک سوال شروع کنم، اگر از شدت ناراحتی یا تنفر بگیم فلانی دیگه پدر یا مادر من نیست و روی این حرف خودمون هم بایستیم… آیا از نظر خدا هم این حرف درست و مورد قبول قرار خواهد گرفت؟ یعنی ایا به صرف اینکه یک نفر چنین ادعایی کنه تمام وظایف اون شخص نسبت به پدر و مادرش از بین خواهد رفت؟مسلما جواب خیر هست… چون منطق خدا میگه پدر و مادر هرگونه ادمی که باشند احترام اون ها واجبه…(زیاد اینو کشش نمیدم چون همه از حد احترام پدر و مادر در اسلام با خبرند…)سوال دوم هم اینه، اگر همسری به همسر خود بگوید تو دیگه همسر من نیستی… آیا صرف گفتن این جمله تمام وظایف همسری(چه مرد چه زن) از گردن او ساقط میشودباز هم مسلما جواب خیر میباشد…چرا؟ چون محرمیت بین زن و شوهر از نوع عقد الهی میباشد… تا زمانی که این عقد الهی جاری میباشد تمام احکام این عقد پابرجاست و طرفین نسبت به انجام احکام ان موظف میباشند…افرادی رو در اطراف خودم میشناسم که بدون عذر شرعی و با صرف چنین گفته ای از زندگی زناشویی خارج شدند و طبق حدیث زیر مورد لعن و نفرین لحظه به لحظه فرشتگان زمین و آسمان میشوند:زنی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و گفت: ای فرستاده خداوند، حق شوهر بر زن چیست؟ فرمود: …از خانه اش بیرون نرود، مگر با اجازه شوهرش و اگر بی اجازه او بیرون رود، فرشتگان آسمان، فرشتگان زمین، فرشتگان خشم و فرشتگان مهر و رحمت، او را نفرین کنند، تا به خانه اش برگردد…محمد بن حسن، حر عاملی، پیشین، ج ۱۴، باب ۷۹ از ابواب مقدمات نکاح، ص ۱۱۱خلاصه اینکه بخاطر یک سری حرف هایی که ادم میزنه نباید فکر کنه که خدا هم چنین نظری داره…</description>
                <category>مرتضی نظری</category>
                <author>مرتضی نظری</author>
                <pubDate>Sun, 09 Sep 2018 11:49:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیرون امزنا و درون گزنا</title>
                <link>https://virgool.io/@icreed/%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%88%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%B2%D9%86%D8%A7-%D9%88-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86-%DA%AF%D8%B2%D9%86%D8%A7-ji411vc5satd</link>
                <description>سلامدیگران که جای خودشون رو دارند، خودمم فکر نمیکردم که یه روزی بیاد که من داخل خونه بداخلاق باشم… بعضا پیش بعضی ها میگم که من توی خونه بداخلاقی میکنم، میگن مارو مسخره میکنی؟حقیقتش اینه که من خودمو خوب نشناختم، برای همین فکر میکردم که امکان نداره که من هم ادم بد اخلاقی بشم… یعنی چیزی که حتی هیچکس فکرشم نمیکرد…این رویداد منو خیلی خیلی به خودش مشغول کرد و در نهایت به این نتیجه رسیدم که عظمت گناهانی که در گذشته و در جاهای مختلف مرتکب شدم، یه جایی که فکرشو نمیکردم زد بیرون…این متن رو از زندگی خودم به این دلیل مطرح کردم که بگم، تمامی گناهانی که کردیم اگر در آن واحد اثرش رو ندیدیم، حتما و بدون شک در گذرگاهی از زندگیمون خواهیم دید، در جایی که نه تنها خودمون، بلکه هیچکس هم فکرش رو نمیکرد در چنین نقطه ای ما خراب کنیم…تمامی اعمال ما هستند که مارو میسازند، عمل گناه هم مطمعنا بخشی از مارو خواهد ساخت، به نظر شما این اعمال مارو چگونه خواهند ساخت؟پ.ن: امزنا به مازنی یعنی گیشنیز و گزنا به مازنی یعنی گزنه | عنوان مطلب هم ضرب المثلی مازنی هست که به مفهوم اینکه ادمی که بیرون از خانواده خوش‌اخلاق و دوست داشتنی هست ولی درون خانواده انسانی بد اخلاق و نفرت‌انگیز</description>
                <category>مرتضی نظری</category>
                <author>مرتضی نظری</author>
                <pubDate>Mon, 12 Mar 2018 10:44:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خانه ای که دوباره باید ساخته شود!</title>
                <link>https://virgool.io/@icreed/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%87-%D8%B4%D9%88%D8%AF-h33ewqtctnyg</link>
                <description>سلامچند وقتی بود که بدجور از خودم متنفر شده بودم، از همه رفتارام بدم میومد، از همه بدی هایی که سرریز شده بود ازم داشتم خفه میشدم، از نمازهایی که کم اهمیت شده بودن خسته شده بودم… به عبارتی دقیق‌تر میشه گفت دلم برای خدا حسابی تنگ شده بود!رفتم پیش استاد فلاح‌زاده و باهاش در میون گذاشتم…گفت ادم اگر از خونه‌ای که توش داره زندگی میکنه بدش نیاد، دست به بازسازی و یا تخریب و ساخت یه خونه جدید نمیزنه…از افعال گدشته فقط برای زیباتر شدن متن استفاده کردم…</description>
                <category>مرتضی نظری</category>
                <author>مرتضی نظری</author>
                <pubDate>Sun, 11 Mar 2018 10:42:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>الخیر فیما وقع!</title>
                <link>https://virgool.io/@icreed/%D8%A7%D9%84%D8%AE%DB%8C%D8%B1-%D9%81%DB%8C%D9%85%D8%A7-%D9%88%D9%82%D8%B9-qfdpfpavox5p</link>
                <description>بسم الله الرحمن الرحیمالخیر فیما وقع، این جمله ای هست که خیلی از دوستان من از زبان من میشنوند! البته معنیش خیلی واضح هست ولی خب برای خالی نموندن عریضه ترجمش میشه: خیر در اتفاق انجام شده هست!یک داستان کوتاه دیدم، حیفم اومد که این داستان رو منم نشر ندم!سالهای بسیار دور پادشاهی زندگی میکرد که وزیری داشت .وزیر همواره میگفت: هر اتفاقی که رخ میدهد به صلاح ماست .روزی پادشاه برای پوست کندن میوه کارد تیزی طلب کرد اما در حین بریدن میوه انگشتش را برید،وزیر که در آنجا بود گفت: نگران نباشید تمام چیزهایی که رخ میدهد در جهت خیر و صلاح شماست !پادشاه از این سخن وزیر برآشفت و از رفتار او در برابر این اتفاق آزرده خاطر شد و دستور زندانی کردن وزیر را دادچند روز بعد پادشاه با ملازمانش برای شکار به نزدیکی جنگلی رفتند. پادشاه در حالی که مشغول اسب سواری بود راه را گم کرد و وارد جنگل انبوهی شد و از ملازمان خود دور افتاد،در حالی که پادشاه به دنبال راه بازگشت بود به محل سکونت قبیلهای رسیدکه مردم آن در حال تدارک مراسم قربانی برای خدایانشان بودند، زمانی که مردم پادشاه خوش سیما را دیدند خوشحال شدند زیرا تصور کردند وی بهترین قربانی برای تقدیم به خدای آنهاست !آنها پادشاه را در برابر تندیس الهه خود بستند تا وی را بکشند، اما ناگهان یکی از مردان قبیله فریاد کشید : چگونه میتوانید این مرد را برای قربانی کردن انتخاب کنید در حالی که وی بدنی ناقص دارد، به انگشت او نگاه کنید !به همین دلیل وی را قربانی نکردند و آزاد شد .پادشاه که به قصر رسید وزیر را فراخواند و گفت:اکنون فهمیدم منظور تو از اینکه میگفتی هر چه رخ میدهد به صلاح شماست چه بوده زیرا بریده شدن انگشتم موجب شد زندگیام نجات یابد اما در مورد تو چی؟ تو به زندان افتادی این امر چه خیر و صلاحی برای تو داشت؟!وزیر پاسخ داد:پادشاه عزیز مگر نمیبینید،اگر من به زندان نمیافتادم مانند همیشه در جنگل به همراه شما بودم در آنجا زمانی که شما را قربانی نکردند مردم قبیله مرا برای قربانی کردن انتخاب میکردند، بنابراین میبینید که حبس شدن نیز برای من مفید بود!ایمان قوی داشته باشید و بدانید هر چه رخ میدهد خواست خداوند است، تصمیمات خداوند از قدرت درک ما خارج است اما همیشه به سود ما می باشد.امام باقر علیه السلام :هر کس به خدا توکل کند، مغلوب نشود و هر کس به خدا توسل جوید، شکست نخورد. جامع الأخبار، ص ۳۲۲</description>
                <category>مرتضی نظری</category>
                <author>مرتضی نظری</author>
                <pubDate>Mon, 04 Dec 2017 10:40:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روشن فکر!</title>
                <link>https://virgool.io/@icreed/%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%86-%D9%81%DA%A9%D8%B1-kuyd6nhlxxmh</link>
                <description>سلام!تاحالا به کلمه روشن فکر، فکر کردید؟!روشن + فکر، اجزاء سازنده این کلمه هستند که خودی خود دو معنی رو میده…اولین معنی: کسی که فکر کردنش خاموش نیست و اصولا کسی هست که فکر میکنه؟!دومین معنی: کسی که فکری که میکنه از جنس روشنایی هست و دارای نور هست… این یعنی علاوه بر اینکه فکر میکنه، فکر هایی هم میکنه که روشنایی رو در مقابلش قرار میده…امیدوارم همه ما از نوع دوم باشیم که فکر های روشنی رو داشته باشیم و به راه حق برسیم!</description>
                <category>مرتضی نظری</category>
                <author>مرتضی نظری</author>
                <pubDate>Sat, 02 Dec 2017 10:35:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>طب اسلامی!</title>
                <link>https://virgool.io/@icreed/%D8%B7%D8%A8-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-uhhtupbydudy</link>
                <description>بسم الله الرحمن الرحیمانسان موجودی دو بعدی هست، یه بعدش روحانی و بعد دیگش جسمانی… و صد البته که خدا این اطلاعات رو بیشتر و بهتر از ما میدونه، و باز هم مسلما خدا کاری رو نصف و نیمه انجام نمیده…پس وقتی که میگیم خداوند دستوراتی رو برای رشد و سلامت روح ما از طریق پیامبران فرستاده، مسلما از همون طریق دستوراتی رو هم برای رشد و سلامت جسممون هم فرستاده…این مقدمه تقریبا همه چیزو گفته، منم کشش نمیدم، خلاصه کلام اینه که همه اون هزاران احادیث و آیاتی که در مورد پزشکی هست رو جمع کنیم میشه طب اسلامی!حتما در موردش تحقیقات انجام بدید تا بیش از پیش عاشقش بشید…این کانال تلگرام هم بد نیست @Alshefaa</description>
                <category>مرتضی نظری</category>
                <author>مرتضی نظری</author>
                <pubDate>Thu, 30 Nov 2017 10:33:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان کوتاه: گوساله در کوزه!</title>
                <link>https://virgool.io/@icreed/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%DA%AF%D9%88%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%B2%D9%87-sddah6bixwlp</link>
                <description>سلاماستادم خدا حفظش کنه، یه حکایتی رو برای من تعریف کردند که حیفم اومد برای شما هم بازگو نکنم!گوساله ای از روی کنجکاوی سرش رو توی کوزه‌ی بزرگی کرد ولی دیگه نمیتونست در بیاره سرشو!صاحب این گوساله و کوزه پیرمرد و پیر زنی بودند، وقتی با این صحنه مواجه شدند نمیدونستند چیکار باید بکنند، چرا که هم گوساله براشون عزیز بود و هم کوزه؛ رفتن با دیگران مشروت کردند و همه گفتند که باید کوزه رو بشکنند تا بتونند کوساله رو نجات بدن… ولی کاری که کردند این بود که سر گوساله رو بریدن تا کوزه در امان بمونه! وقتی سر گوساله بیچاره رو که بریدن سر افتاد داخل کوزه و باز همدر نمیومد، سر انجام مجبور شدند که کوزه رو بشکنند تا سر گوساله رو از اون تو در بیارن!به قول رزمنده عزیز:تفکر نوشت: نذاریم کوزه و گوسالمون باهم نابود بشن…(گر در خانه کس هست یک حرف بس است…)پ.ن: لطفا تفکر نوشت خودتون هم بنویسید!</description>
                <category>مرتضی نظری</category>
                <author>مرتضی نظری</author>
                <pubDate>Wed, 08 Nov 2017 10:32:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خدای دوگانه!‍</title>
                <link>https://virgool.io/@icreed/%D8%AE%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%88%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-whwn48wqkqwx</link>
                <description>کلا ما دو تا خدا داریم!اولی خدایی که مارو خلق کرد!دومی خدایی که ما اونو خلق کردیم! (امان از این خدا!)                                                                                                                            </description>
                <category>مرتضی نظری</category>
                <author>مرتضی نظری</author>
                <pubDate>Sun, 05 Nov 2017 10:29:43 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>