<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های آیدین</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@idn</link>
        <description>سلام دوستان آیدین هستم 24 ساله دانشجو کارشناسی رشته برق و الکترونیک  امیدوارم از صفحه من در ویرگول لذت کافی رو ببرید</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 14:46:31</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1186202/avatar/rchNE6.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>آیدین</title>
            <link>https://virgool.io/@idn</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آیا وجود دارم ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@idn/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85-qlgb6g7ysrsb</link>
                <description>هوایی برای تنفس نیست ، خون در رگ من یخ زده است. مغز استخوان دیگر فکر نمیکند . کجایم؟ چه میکنم ؟  قلب ایستاد ؛ دیگر سمفونی تپش را نمیشنوم. مگر یخ هم یخ میزند ؟من همان بستنی یخی یخ بسته ،تلخ و بی مزه، ته یخچال مغازه بستنی فروشی ام .کسی مرا میخرد؟ آیا از وجودم خبر دارند؟ آیا وجود دارم ؟</description>
                <category>آیدین</category>
                <author>آیدین</author>
                <pubDate>Mon, 28 Feb 2022 00:52:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شب و خاطرات لعنتی تکرار شونده</title>
                <link>https://virgool.io/@idn/%D8%B4%D8%A8-%D9%88-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%84%D8%B9%D9%86%D8%AA%DB%8C-%D8%AA%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87-vcvszygud2fh</link>
                <description>شب شد دوباره.چشمامو بستمو باز خاطرات لگدمال شده اون ته مهای مغزم داره خودنمایی عجیبی روی صحنه پلکام میکنهبازم منم که مثل یه شورشی باهاشون رفتار میکنم که دارن تمامیت ارضی مغزمو مورد حمله قرار میدنمبارزه اونقدر ادامه پیدا میکنه که از سردرد اون انقلاب نفسام به شماره میافتهاونجاست که دلم  برای زنده موندن برای ادامه حیاتش شروع میکنه به دخالت کردن ، شروع میکنه به میانجی گری کردن واسه خاموش کردن آتیش بر پا شدههر شب همین بساطههمین روزاست که دیگه تموم بشه ، رژیم سقوط کنه.به دلم بگید سکوت کن و فقط بمیرراحت میشممیخوام راحت بشم راحت... I D N</description>
                <category>آیدین</category>
                <author>آیدین</author>
                <pubDate>Sun, 12 Sep 2021 04:48:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیچارگی از حد گذشت</title>
                <link>https://virgool.io/@idn/%D8%A8%DB%8C%DA%86%D8%A7%D8%B1%DA%AF%DB%8C-vtewc5htzrvr</link>
                <description>من اقیانوس نبودنت را هر روز صد بار جرعه به جرعه مینوشم ، تا فراموشم نشود ناز سازمان یافته نگاهتو دو رود بزرگ که از چشمانم سرچشمه میگرفت، تا ابد اقیانوس را سیراب میکردبنشین کنار رود بیچارگی را میبینی؟ I D N</description>
                <category>آیدین</category>
                <author>آیدین</author>
                <pubDate>Sun, 12 Sep 2021 04:21:50 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>