<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های یکاخ ریما</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ikahk_rima</link>
        <description>این‌ها همه از برای توست...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 16:30:17</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/757494/avatar/QrHObU.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>یکاخ ریما</title>
            <link>https://virgool.io/@ikahk_rima</link>
        </image>

                    <item>
                <title>خداحافظ</title>
                <link>https://virgool.io/@ikahk_rima/%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-b6hkfj8zocww</link>
                <description>تو هیچ وعده وعیدی به من ندادی، من هم هیچ وقت همچین برداشتی نکردم که تو کسی بجز دوست من هستی و من هم فقط برای تو یک دوست بودم البته شاید من نشستم و به پیشرفت نسل سوم اینترنت کمک کردمطبابت همه روزهای خوبی که با هم داشتیم، کلی خاطره خوب، پذیرشت</description>
                <category>یکاخ ریما</category>
                <author>یکاخ ریما</author>
                <pubDate>Tue, 01 Feb 2022 14:34:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دلم تنگته</title>
                <link>https://virgool.io/@ikahk_rima/%D8%AF%D9%84%D9%85-%D8%AA%D9%86%DA%AF%D8%AA%D9%87-gbhrlxctyv9r</link>
                <description>—  اینایی که میگم در جهت توجیه یا ... نیست، حرف خالیه من همیشه فکر میکردم در درجه خیلی پایینی از اهمیتم منظورم از اهمیت اینه که کارایی که میکنم تاثیر چندانی روت ندارع + پس یعنی انقد نفهمیدیانقد ندیدیانقد اهمیت نداشتم که ندیدیییی چقد اهمیت داری؟‌ میدونییا واسه خودم باید متاسف باشم یا تومیدونی الان چندین ماه از این گفتگومون گذشته تا چندین ماه دیگه هم نمیخونیش، شاید هیچوقت هم نخونیش اون موقعی که بخونیش (بر فرض خواندنش) احتمالا دیگه برات مهم نباشه ولی خب می‌خوام این رو بنویسم دلیل اینکه نفهمیدم چقدر اهمیت دارم برات اینه که.. من هیشکی نیستم و تو همه کسی اینکه تو برای من خیلی مهم باشی، چیز عجیبی نیست ولی خب اینکه من برات مهم باشم، خیلی فرق داره نمیدونم، ناراحتم *** اینکه من آدم خوبی نبودم، کلی ناراحتت میکردم، اونم وقتایی که خودت توی بدترین اوضاع روحی بودی... میدونی کلی ته دلم به خودم امید میدم که آره، این چند ماه لعنتی بگذره، کنکور رو بدیم، بعدش همه چی درست میشه ولی ... ولی گاهی گاهی ته دلم می لرزه که بعدش هم درست شدنی در کار نباشه که طردم کنی که بگی برو که بگی برو و دیگه برنگرد، تو دیگه برای من تموم شدی.. دلم گرفته تنهام نزار خب؟ تنهام نزار اصلأ... کلی حرف زدیم کلی شیرینی‌هات موندن، بعد نزاشتی من برات مدادتراش بخرم مداد تراش رو حتما باید برات بخرم، برا اینکه تو هم راضی باشی لوازم آرایشی هم میخرم :))) فقط باش، نرو اصلا این حرفا چیه من دارم میزنم، اینا که همشون واضح هستن بیا یک چیزی رو بهت بگم من یه مصاحبه داشتم،‌مصاحبه کاری برای کارآموزی یک شرکتی، جوابش هم هنوز نیومده، اگرچه شاید به احتمال زیاد هم رد بشم، ولی خب اینا مهم نیستن میدونی مصاحبه چطوری بود؟ تماس تصویری توی گوگل میت </description>
                <category>یکاخ ریما</category>
                <author>یکاخ ریما</author>
                <pubDate>Mon, 31 Jan 2022 22:43:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کنکوری</title>
                <link>https://virgool.io/@ikahk_rima/%DA%A9%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%B1%DB%8C-dkun2kbrx6fr</link>
                <description>حاجی این کنکور هم برای من یک وضعی شده...حالا هزینه کتابا و مشاور و کلاسهایی که ثبت نام کردم و از اونجایی که انتخاب خودم بوده، پول همشون رو هم باید خودم بدم، به کنار..اینا هیچ، خودم انتخاب کردم، چشمم کور، دندم نرم ولی آخه خدایی...برا ثبت نام کنکور هم خودم باید ؟؟؟؟??‌‌   زنگ زدم بابام میگم یکم پول واریز نما برم کنکور ثبت نام کنم میگه برو خودت ثبت نام کن، حالا که اون رشته ای که من می‌خوام رو نمیخونی دیگه به من ربطی نداره مامانم میگه صبر کن یکم عصبانیتش بخوابه، ولی خب من ثبت نام کردم. تو هم فکر کنم این روزا ثبت نام کنی امیدوارم با قدرت پیش بری، و خسته نشی وسطش می‌دونم قرار نیست این رو بخونی :))))))))) ولی خب اگر خوندی من می‌دونم که تو میتونی دیگه ظرفیت قبولی پزشکی هم که افزایش یافته و ..امیدوارم خانم دکتر بین اون همه دکتر و دندون پزشک و پرستار این مهندس حقیر رو فراموش نکنه :)) و... امیدوارم دلت تنگ نشه و با قدرت بخونی شبا هم مثل من، مثل خرس بخواب فکر نکن کلا، فقط بخون و پیش برو و پیش برو </description>
                <category>یکاخ ریما</category>
                <author>یکاخ ریما</author>
                <pubDate>Mon, 31 Jan 2022 13:47:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>___</title>
                <link>https://virgool.io/@ikahk_rima/___-zthsnfphoexs</link>
                <description>دلم برات تنگ شده ***خیلی دلم برات تنگ شده دلم میخواد زنگ بزنم بهت، هیچی نگم فقط به صدات گوش کنمولی... ولی نمی‌خوام ذهنتو درگیر کنم می‌دونم من نباشم،همه چی راحت تره ، همشو میدونما.. ولی بازم اندازه یه دنیا دلم برات تنگ شده کاش زودتر این چندماه هم به خوبی بگذره کاش خیلی زود همه چی بهتر بشه ماهرخ بانو </description>
                <category>یکاخ ریما</category>
                <author>یکاخ ریما</author>
                <pubDate>Sat, 29 Jan 2022 23:41:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خواب خوش</title>
                <link>https://virgool.io/@ikahk_rima/%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%B4-g0h4xwvwp3zi</link>
                <description> چیزی به جز اینکه بتونم عاشقت باشم نمیخوامدیدار من با تو اگه حتی تو خوابم باشه خوبهاما اگه باید صبح از این خواب خوش پاشم نمیخوامای کاش حقم از تموم زندگی تنها تو باشیمن عاشق تنهایی ام تنها بشم اما تو باشیتصمیم میگیرم که تا وقتی که زندم غرق باشماگه فقط وقتی که تو اعماق این دریا تو باشیتموم زندگیمو فقط با یه اشارهبهت میبخشم این کارا برام کاری ندارهتو لب تر کن ببین من چقدر دیوونه میشمدیوونه هیچ ترسی از گرفتاری ندارهتموم زندگیمو فقط با یه اشارهبهت میبخشم این کارا برام کاری ندارهتو لب تر کن ببین من چقدر دیوونه میشمدیوونه هیچ ترسی از گرفتاری ندارهعشقی که بعد از صد سال بازممثل روزای اولش بجوشه خوبهاز کل دنیا کنج دل تو جای منتنها همین یه گوشه خوبههرجور باشی دوستت دارممجبورم از دستت ندم چون زندگیمیبا من بساز و دنیامو نسوزونهرجور میتونی بمون یار قدیمی تموم زندگیمو فقط با یه اشارهبهت میبخشم این کارا برام کاری ندارهتو لب تر کن ببین من چقدر دیوونه میشمدیوونه هیچ ترسی از گرفتاری ندارهتموم زندگیمو فقط با یه اشارهبهت میبخشم این کارا برام کاری ندارهتو لب تر کن ببین من چقدر دیوونه میشمدیوونه هیچ ترسی از گرفتاری نداره</description>
                <category>یکاخ ریما</category>
                <author>یکاخ ریما</author>
                <pubDate>Thu, 27 Jan 2022 14:48:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چندتا منو دوست داری؟</title>
                <link>https://virgool.io/@ikahk_rima/%DA%86%D9%86%D8%AF%D8%AA%D8%A7-%D9%85%D9%86%D9%88-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-hgm6fqipsm6e</link>
                <description>— چندتا منو دوست داری؟+ در سطح کره زمین 2305 کوه را در نظر میگیریم، اگر از هر کوه 10000 رود خارج شود در طول هر رودخانه 1000 قطار قاطر حرکت کنند. و هر قطار شامل 1000 قاطر باشد و همراه هر قاطر 8   کیسه گندم قرار داده باشیم که در هر کیسهٔ این گندمها از تعداد 10000 دانه گندم باشد و هر دانه گندم را معادل یک عدد دوست داشتن در نظر بگیریم، باز هم شما را بیشتر از این مقدار، دوست دارم. — مطمئنی؟ + آره دیگه</description>
                <category>یکاخ ریما</category>
                <author>یکاخ ریما</author>
                <pubDate>Mon, 24 Jan 2022 21:44:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دوستت دارم</title>
                <link>https://virgool.io/@ikahk_rima/%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85-oonfokxjs5wp</link>
                <description>همین الان فهمیدم...یادته یبار بهت گفتم که این حسی که بهت دارم هوسه؟و روی اینکه الان نیستیم هم تاثیر گذاشت حسی که داشتم و نمی‌دونستم چیه و برچسب هوس زدم بهش.. ولی خب الان فهمیدم که غلط اضافی میکردم.. خیلی دوستت دارم.</description>
                <category>یکاخ ریما</category>
                <author>یکاخ ریما</author>
                <pubDate>Thu, 20 Jan 2022 20:25:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سرفه چیز خوبی نیست</title>
                <link>https://virgool.io/@ikahk_rima/%D8%B3%D8%B1%D9%81%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AE%D9%88%D8%A8%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-higeyd0e59fb</link>
                <description>ولی آب ریزش بینی بدتره..خیلی خیلی بدتره مراقب خودت باش خوب لباس بپوش دیگه این روزا دمای هوا زیر صفر درجه هست تو هم متنفر از سرما سرما بخوری نور علی نور میشه نمی‌دونم بهت گفتم یا نه نه، کی گفتم؟ قرار شد کنکور ریاضی بدم خانواده رو هم راضی کردم دیگه اینکه امیدوارم توی این روزا انگیزتو از دست ندی به سختی های پیش روت غلبه کنی و بیام مطبت، من روانی رو درمان کنی :))))) یادته چه قولی دادیم؟ دلم برای تو تنگ شده نمی‌دونم چه غلطی بکنم </description>
                <category>یکاخ ریما</category>
                <author>یکاخ ریما</author>
                <pubDate>Thu, 13 Jan 2022 14:22:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نمانده در دلم دگر توان دوری</title>
                <link>https://virgool.io/@ikahk_rima/%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%84%D9%85-%D8%AF%DA%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%B1%DB%8C-hqu2bdgvi3bb</link>
                <description>روزگار غریبیست نازنیندهانت را میبویند مبادا گفته باشی دوستت دارم دوستت دارمدلت را میبویند دلت را میبویند مبادا شعله ای در آن نهان باشدروزگار غریبیست روزگار غریبیست نازنینروزگار غریبیست نازنین آن که بر در میکوبد شباهنگامبه کشتن چراغ آمده استنور را در پستوی خانه نهان باید کرد به اندیشیدن خطر مکنخدای را در پستوی خانه نهان باید کردروزگار غریبیست روزگار غریبیست نازنیننمانده در دلم دگر توان دوریچه سود از این سکوت و آه از این صبوریتو ای طلوع آرزوی خفته بر بادبخوان مرا تو ای امید رفته از یادنمانده در دلم دگر توان دوریچه سود از این سکوت و آه از این صبوریتو ای طلوع آرزوی خفته بر بادبخوان مرا تو ای امید رفته از یادنمانده در دلم دگر توان دوریچه سود از این سکوت و آه از این صبوریتو ای طلوع آرزوی خفته بر بادبخوان مرا تو ای امید رفته از یاد نمانده در دلم دگر توان دوری  از این صبوری تو ای طلوع آرزوی خفته بر باد بخوان مرا تو ای امید رفته از یاد نمانده در دلم دگر توان دوری چه سود از این سکوت و آه از این صبوری تو ای طلوع آرزوی خفته بر باد بخوان مرا تو ای امید رفته از یاد  https://www.aparat.com/v/Ume87 </description>
                <category>یکاخ ریما</category>
                <author>یکاخ ریما</author>
                <pubDate>Thu, 06 Jan 2022 23:32:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من بهشتم همه در دیدن خندیدن توست</title>
                <link>https://virgool.io/@ikahk_rima/%D9%85%D9%86-%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA%D9%85-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D8%AE%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%AA-ztpshlo1swr1</link>
                <description>در سرم نیست دگر غیر تو رویای کسیمن که هرگز نشدم این همه شیدای کسیآنچنان در همه جای دل من جا شده ایکه به غیر از تو نباشد دل من جای کسیهمه دنیای مرا برده نگاهت نکندبشوی خیره بلرزد دل و دنیای کسیمن تماشاگر تصویر توام ماه منیراین چنین هیچ نبودم به تماشای کسیپای تو هستم و پا پس نکشم از دل تونگذارم به دلت باز شود پای کسیتو تمنای من و یار من و جان منیپس بمان تا که نمانم به تمنای کسیمن بهشتم همه در دیدن خندیدن توستتا تو باشی نشوم خیره به لبهای کسیمن سراپا همه یک جلوه ای از عشق توعشق را جز تو ندیدم به سراپای کسی!شاعر: مجید احمدی</description>
                <category>یکاخ ریما</category>
                <author>یکاخ ریما</author>
                <pubDate>Thu, 30 Dec 2021 22:08:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>این نتوانم که آرزویت نکنم..:)</title>
                <link>https://virgool.io/@ikahk_rima/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%86%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%85-%DA%A9%D9%87-%D8%A2%D8%B1%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D9%86%DA%A9%D9%86%D9%85-aarwltzxm5b3</link>
                <description>از بیم رقیب طوف کویت نکنموز طعنهٔ خلق گفتگویت نکنملب بستم و از پای نشستم امااین نتوانم که آرزویت نکنم ابوسعید فضل‌الله بن احمد بن محمد بن ابراهیم میهنی (ابوسعید فضل‌الله بن ابوالخیر احمد) مشهور به شیخ ابوسعید ابوالخیر (۳۵۷ - ۴۴۰ قمری) عارف و شاعر نامدار ایرانی‌تبار قرن چهارم و پنجم است.</description>
                <category>یکاخ ریما</category>
                <author>یکاخ ریما</author>
                <pubDate>Sat, 25 Dec 2021 08:04:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حقاً ما ظننتُ قَطُّ أن الإنسان یُمکنُ أن یُخنقَ من إصبعِه!</title>
                <link>https://virgool.io/@ikahk_rima/%D8%AD%D9%82%D8%A7%D9%8B-%D9%85%D8%A7-%D8%B8%D9%86%D9%86%D8%AA%D9%8F-%D9%82%D9%8E%D8%B7%D9%91%D9%8F-%D8%A7%D9%94%D9%86-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%95%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%DB%8C%D9%8F%D9%85%DA%A9%D9%86%D9%8F-%D8%A7%D9%94%D9%86-%DB%8C%D9%8F%D8%AE%D9%86%D9%82%D9%8E-%D9%85%D9%86-%D8%A7%D9%95%D8%B5%D8%A8%D8%B9%D9%90%D9%87-kuplvtm0b3vz</link>
                <description>از تلخ‌ترین جملات تاریخ ادبیاتشاید عبارتِ کتاب :«انّی راحلة» السباعی باشهجایی که دختری عاشق رو به زور به عقدِ مرد دیگه‌ای در میارن وقتی حلقه رو به دستش میندازن... میگه هرگز گمان نمی‌کردم که آدمیزاد :ممکن است از انگشتانش هم به دار آویخته شود.</description>
                <category>یکاخ ریما</category>
                <author>یکاخ ریما</author>
                <pubDate>Sat, 25 Dec 2021 07:54:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شما حق ندارید</title>
                <link>https://virgool.io/@ikahk_rima/%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%AD%D9%82-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AF-m67ucg2srsbi</link>
                <description>شما حق ندارید بیایید و فردی که حتی نمی‌داند تنهاست راکسی را که با کتاب ها و مقاله ها حال می‌کند رادلبسته خودتان کنیدماهیچه قلبش بشویدمنِ او بشوید و ناگاه برویدچون این بی رحمانه ترین غارتیست که...بیایید رک به شما بگویم بانوشما من را از من دزدیدیدولی..این ها همه دروغ هستند...بانو شما ..شما به روزهای بنده رنگ بخشیدیدمعنا بخشیدید به این حقیرنه!شما دزد نیستید..شما مهربانترین آدمی هستید که دیده‌ام.فقط کاش کمی بیشتر باشیدکاش خیالات من خیال نباشند، کاش حقیقت باشند و کاش این کاش ها سبز شوند.من دلبسته شما شده ام بانو</description>
                <category>یکاخ ریما</category>
                <author>یکاخ ریما</author>
                <pubDate>Tue, 21 Dec 2021 21:29:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وقت نداری</title>
                <link>https://virgool.io/@ikahk_rima/%D9%88%D9%82%D8%AA-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-csi1azcc0dg5</link>
                <description>حس مزخرفی دارمبی ارزشبی کاربردوقتی این حس ها رو داشتم میومدی میگفتی تو آفریقا درختا رو قطع نمیکنن، هی ازش بد میگن که خشک بشه و ...بعدش...تو شخصا حذف کردی من رو..دلم الان گرفته،و چرا دارم با تو حرف میزنم؟دقیق یادم نیست از چه اصطلاحی استفاده کردیکلیتش آدمایی بود که نبودنشون به ز بودنشونمنی که نبودم از بودنم بهتره، چرا دارم به تو میگم؟به تویی که حتی معلوم نیست این ها رو بخونی یا نهکه حتی اگر بخونی معلوم نیست بگی با اون ها هم نظری...و یا حتی ترحم....من احتمالا الان دارم چرت و پرتی میگمو باور دارم دوستم دارییعنیاین قسمتی از مغزمه که دوست داره خوشبین باشه و در برتریهمثل حبیب توی سریال لیسانسه ها که بعید می‌دونم دیده باشیکه میگه پس چرا من؟ ولی خب یک قسمتی از مغزم هست که میکوبه منو و میکوبه و میکوبهدوست دارم فقط‌...باهات حرف بزنممی‌دونم تو هم مشکلات خودت رو داریوقت برا بچه بازی های من ‌نداریوقت نداری دیگهنداری...</description>
                <category>یکاخ ریما</category>
                <author>یکاخ ریما</author>
                <pubDate>Tue, 21 Dec 2021 16:53:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یکم کار، پر از حرف</title>
                <link>https://virgool.io/@ikahk_rima/%DB%8C%DA%A9%D9%85-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%BE%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D8%B1%D9%81-kpgc8ppz5cqy</link>
                <description>الان ساعت دو و نیم نصف شبه، اگه میدونستی نمیگفتی ولی فکر کنم نگرانم هم میشدمن الان روستامونم، توی خونمونسال ها بود که اینجا نیومده بودم، لحظه اولی که وارد خونه شدم یهو کلی خاطره جلوی چشمم زنده شد. شایدم دلم برای اون روزا تنگ شد..حالا یه ذره میفهمم چرا میگفتن از بچگیتون لذت ببریندلم خواست برگردم به اون روزا؟ نمی‌دونممراقب¶ خودت باش قشنگماینجا آنتن ندارهپ.ن: راستی بهت گفته بودم وقتی می‌خندی خیلی خوشگل تر میشی؟پ.ن ۲: من پیشت میمونم، تنهات نمیزارم، اینم با تمام وجودم مطمئنم موقتیه، این چند ماه که بگذره، دوباره باهم خواهیم بود...فقط..تو هم فراموشم نکن، اگه با یکبار گفتنت و رفتنت هیچ پیشو نگرفتم فقط بخاطر ©©}}©خودت بود..}}©^فراموشم نکن باشه؟؟؟ چون اگه بکنی زیادی می‌شکنم و خرد و خمیر میشم..فراموشم نکنشب بخیر۱۲/۱۷/۲۰۲۱ ۰۲:۵۵پنج ساعته بکوب دارم کار میکنم از نه و نیمالان ساعت  دو و نیمهدستام دیگه باز و بسته نمیشنهمین الانش هم که دارم تایپ میکنم دستام درد میکننیکم خستمکاش الان بودی و خستگیمو میپروندی با یه کلمت :)۱۲/۱۷/۲۰۲۱ ۱۴:۴۱بعد نوشتنش ناهار خوردیم و باز رفتیم سر کارالان ۱۷:۵۳ دقیقه هست و تازه اومدم خونهفقط یه چیز می‌تونه بهترم کنه، یه خواب..یه خواب پر از تو.الان میرم رخت و لاحافمو ( :)))) ) میندازممنتظرتم..زودی بیا۱۲/۱۷/۲۰۲۱ ۱۷:۵۸الان بیدار شدمساعت ۰۴:۲۰ هستولی خیلی خوب و مشتی هستی :)))کلی باهات حرف زدم و و خوابم هم اومدیراستش یادم نیست چی شدفقط یادمه یه خواب پر از تو بودتو الان ناز خوابیدیو من مطمئنم زیباترین صحنه دنیا الان تو اتاق خوابته ؛)رفیق پایه من، قبلنا این موقع ها با هم بیدار می‌شدیم.این آهنگه خیلی خوبه، همگناه علیرضا قربانیقهر نه دوری تو قلب مرا بی گله کشت :)))خواب می‌بینمت از خواب نباید بپرمکمرم ناجوره هنوزم، درد می‌کنهامروز بقیشو باید تموم کنیمآخرین بار کی باهات حرف زدم؟ همین الانآخرین بار کی باهام حرف زدی؟نمی‌دونمتو هم باهام حرف می‌زنی؟میدونی من درکت میکنمیه پسر دختر ندیده تو سن بلوغ :)))چندان مورد قابل اطمینانی نیستولی دیگه به من ربطی ندارهتا کنکور و نه بیشترتا شب قبل کنکور فقط میتونم درکت کنمبعدش دیگه تمومبعدش دیگه قضیه اطمینان و .. پردیگه توی هفت هشت ماه به اطمینان نرسیده باشی من می‌دونم و تواهیهویی شدنشد توصیه هامو بهت بکنم :(((ولی بارها کردم، حرفام یادت نرناکلیم بهم قول دادیو حتی به جون من قسم خوردیپس درست حسابی بهشون عمل کنراستی ?❤️❤️♥️??????♥️❤️❤️❤️مراقب خودت باشدلتنگتم &lt;مخفف اسمت، بدون تشدید&gt;، خیلی دلتنگتمکاش الان بودی_______________________| ۱۲/۱۸/۲۰۲۱ ۰۵:۳۲             ||______________________|تقریبا ساعت دو تموم کردیم، الان ساعت ۱۵:۲۴ هست, ناهار اینا خوردیم چندتا عکس دیدم،  عکسی که چهارم دبستان دسته جمعی گرفته بودیم،   و یه آلبوم عکس  آلبوم عکس عروسی مامان و بابام  و چند تا عکس دسته جمعی دیگه  الان بیشتر به عکس گرفتن رغبت دارم  بجز یکی دوتا عکس، هیچ عکس دیگه ای تو اون همه عکس، از من نیست  بعد اینکه گفتی پاک کنم، همه عکساتو پاک کردم  یکیش تو آرشیو بوده و ندیده بودم  اونم پاک کردم :))  ولی دوست داشتم چندتا داشتم،   -----ساعت ده رسیدیم شهر مراقب خودت باش</description>
                <category>یکاخ ریما</category>
                <author>یکاخ ریما</author>
                <pubDate>Sat, 18 Dec 2021 23:42:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قهر نه دوری تو قلب مرا بی گله کشت..</title>
                <link>https://virgool.io/@ikahk_rima/%D9%82%D9%87%D8%B1-%D9%86%D9%87-%D8%AF%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D9%88-%D9%82%D9%84%D8%A8-%D9%85%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%DB%8C-%DA%AF%D9%84%D9%87-%DA%A9%D8%B4%D8%AA-u46k92qcg3cu</link>
                <description>───┤ ♩♬♫♪♭ ├───من تفنگی شده ام رو به نبودن هایت رو به یک پنجره در جمعیت تنهایتفکر کردم که خودم را به تو نزدیک کنم نزدیک کنم ♬♫♪بی هوا بین دو ابروی تو شلیک کنم شلیک کنمخنده های تو مرا باز از این فاصله کشت قهر نه دوری تو قلب مرا بی گله کشت ♬♫♪موج موهای بلند تو مرا غرق نکرد حسم از سردی این بی خبری فرق نکردخنده های تو مرا باز از این فاصله کشت قهر نه دوری تو قلب مرا بی گله کشت ♬♫♪موج موهای بلند تو مرا غرق نکرد حسم از سردی این بی خبری فرق نکرداز دلم دور شدی فکر تو آمد به سرم خواب میبینمت از خواب نباید بپرم ♬♫♪خواب پرواز تو با نامه ی خیسی در مشت تو نباشی غم این عصر مرا خواهد کشتعصر تلخی که به جز خاطره ای قرمز نیست عصر تلخی که به جز ترس خداحافظ نیست ♬♫♪یک دو راهیست که از گریه به دریا برسم به تو تنها برسم یا به تو تنها برسمخنده های تو مرا باز از این فاصله کشت قهر نه دوری تو قلب مرا بی گله کشت ♬♫♪موج موهای بلند تو مرا غرق نکرد حسم از سردی این بی خبری فرق نکردخنده های تو مرا باز از این فاصله کشت قهر نه دوری تو قلب مرا بی گله کشت ♬♫♪موج موهای بلند تو مرا غرق نکرد حسم از سردی این بی خبری فرق نکرد───┤ ♩♬♫♪♭ ├───</description>
                <category>یکاخ ریما</category>
                <author>یکاخ ریما</author>
                <pubDate>Thu, 16 Dec 2021 22:45:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درست مثل یک گوساله</title>
                <link>https://virgool.io/@ikahk_rima/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D8%AB%D9%84-%DB%8C%DA%A9-%DA%AF%D9%88%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-pmiexhz66yy9</link>
                <description>تصور کنید یک صبح از خواب بیدار می‌شوید و می‌بینید عزیزتان رفته است. اگر از قبل انتظار این مسأله را داشته باشید، احتمالا صورتتان را شسته، لباستان را پوشیده و به مقصد مدرسه شروع به حرکت می‌کنید. درست مثل گوساله ای که مادرش را برای فروش به شهر می‌برند در ابتدا هیچ نمی‌فهمد. گیج و گنگ به مادرش که سوار نیسان آبی رنگ می‌شود، نگاه می‌کند و در عین حال یونجه ای را که پیشتر خورده بود را نشخوار کرده و دوباره در دهان می جود. همان‌قدر گیج خواهید بود درست مثل یک گوساله.چند روز و شاید چند هفته که می‌گذرد، گوساله شروع به ناله کردن می‌کند. در تاریکی شبانه طویله، ناگهان سرعت جویدن یونجه را کاهش داده و به جای خالی کنارش نگاه کرده آه می‌کشد. وقتی پس از چند مدت از طویله خارج شده و ورجه وورجه  کرده، یورتمه می‌رود، ناگهان می‌ایستد و گویی در خاطرات فرو می‌رود. خاطره روزهایی که کار هم از دست صاحبشان فرار می‌کردند.شاید گوساله گاو شود، ولی حتی اگر گاو هم شود، خاطره دویدن هایشان، فرارهایشان هیچگاه از یادش نمی‌رود.شما شاید خیلی گوساله باشید ولی حتی اگر گوساله هم باشید، غم از وجود شما رخت نخواهد بست.جانان من، دلتنگ توام، بسی بیشتر از یک گوساله...</description>
                <category>یکاخ ریما</category>
                <author>یکاخ ریما</author>
                <pubDate>Wed, 15 Dec 2021 12:50:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یکم حرف باهات</title>
                <link>https://virgool.io/@ikahk_rima/%DB%8C%DA%A9%D9%85-%D8%AD%D8%B1%D9%81-%D8%A8%D8%A7%D9%87%D8%A7%D8%AA-yqpkuyoh6qe0</link>
                <description> سلام خوبی؟سوال اعصاب خردکننده من :)))))راستی یچیزی بهت بگم؟این «سلام، خوبی؟» یجورایی برام مهم بود...ولی خب برای تو حتی تا حدودی رو اعصاب بود...ولی خب برای من مهم بود، این اواخر که همیشه می‌گفتی خوبی..نمی‌دونم.. شاید انتظار داشتی که من خودم بدونم... شایدم چون فکر می‌کردی که برام مهم نیستی، فقط می‌گفتی خوبی که بگذره ولی من دوست داشتم بعدش بپرسی «تو چی؟»  گاهی وقتا می‌پرسیدی و قند تو دلم آب میشد و گاهی وقتا نمیپرسیدی و حسرت به دل میموندم :)) ولی خب بیا فرض بگیریم که تو ازم پرسیدی و من دارم بهت جواب میدم.. فقط یه فرض...میدونی امروز کلی باهات حرف زدم، وقتی کلی عصبی بودم و با تمام وجودم فقط میخواستم باهات حرف بزنم..کلی حرف زدن بهم، تو فلانی تو بهمانی و من با فریاد جوابشونو دادم، ولی فقط ‌توی ذهنم...در واقعیت...هیچی نگفتم، فقط ‌نگاه کردم..ولی ته دلم آرزو می‌کردم فقط بودیاصلا مگه دوستا برای این نیستن که حرفای همو گوش کنن؟خب الان یعنی چی؟الان من رو فرستادی که برم آدمای دیگه رو ببینم، ببینم کدوم گوش گنده تری دارن؟بعید بدونم از گوش خودم بزرگتر، گوشی باشه..پس برم پی خودم؟با خودم حرف بزنم؟ دردامو به خودم بگم؟نمی‌دونم...شاید حتی همین الانشم دارم برای خودم حرف میزنمیجورایی‌ قاطی شده چون تو منیولی خب حداقل می‌دونم  که قرار نیست اینا رو بخونیاین اکانتم هم یادت رفته وگرنه بسم الله بلاکش می‌کردیحتی نمیخوندیش ببینیش چی نوشتمامروز تلگرام رو نصب کردم، نوشته بود که «اسمت + •میم•‍ی که گفتی از آخر اسمت بردارم ولی برنداشتم» joined the telegramو خب در اولین مواجهه دیدم که بلاک شدم :)))احتمالا باید خوشحال باشممگه نه؟به محض وارد شدن بلاک کردی :))))))این عالی نیست؟ این حجم از توجه... میدونی کلی حرف داشتم که بهت بگم...ولی الان غمگینم‌ و دلم برات تنگ شدهحال نوشتن ندارمفقط مراقب خودت باش</description>
                <category>یکاخ ریما</category>
                <author>یکاخ ریما</author>
                <pubDate>Sat, 11 Dec 2021 20:28:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شب بخیر</title>
                <link>https://virgool.io/@ikahk_rima/%D8%B4%D8%A8-%D8%A8%D8%AE%DB%8C%D8%B1-lqd6hj5yfwur</link>
                <description>من می‌دانم که شما پست های روزمره نویسی را دوست ندارید، متن های بی ارزشی مثل این متن...من این را می‌دانم ولی...در دل دردیست از تو پنهان که مپرستنگ آمده چندان دلم از جان که مپرسبا این همه حال و در چنین تنگدلیجا کرده محبت تو  چندان که مپرس …‌‌نمی‌دونم...این سبک من نیست، من میتونم اینجوری بنویسما، جوری که متن حداقل از نظر ادبی دوزار بیارزه..ولی.. به دلم نمیشینه..چیزی که به دل خودم نشینه، چطور میتونم به دلت بشینه؟به قول فرهاد: گفتنی ها کم نیست.ولی بزار باشه برای بعد،من فقط می‌خوام بگم دلم خیلی برات تنگ شدهولی زیباترینم، رفیق شفیقم..فقط بگو بهم که زودی تموم میشه، من می‌دونم این برای خودت هم سخته ولی حق داری، من بهت حق میدم دوست احساساتیِ منطقیم..اگه وقتی بلاکم کردی، بعدش پیام ندادم فقط دلیلش این بود که نترسی از من که بدونی من اونقدرا هم چسب نیستم که ....که یک هیولای دیگه برات بشم و..اون قصه ای که برام فرستاده بودی یادته؟؟می‌خوام بگم که خیلی گرممه..شب بخیر</description>
                <category>یکاخ ریما</category>
                <author>یکاخ ریما</author>
                <pubDate>Wed, 08 Dec 2021 22:48:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهترین چیز رسیدن به نگاهی است..</title>
                <link>https://virgool.io/@ikahk_rima/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-oirotdqishu5</link>
                <description>&quot;گوش کن دورترین مرغ جهان می خواندشب سلیس است و یکدست و بازشمعدانی هاو صدا دار ترین شاخه فصل ‚ ماه را میشنوندپلکان جلو ساختماندر فانوس به دست و در اسراف نسیمگوش کن جاده صدا می زند از دور قدمهای تو راچشم تو زینت تاریکی نیستپلکها را بتکان کفش به پا کن و بیاو بیا تا جایی که پر ماه به انگشت تو هشدار دهدو زمان روی کلوخی بنشیند با توو مزامیر شب اندامتو را مثل یک قطعه آواز به خود جذب کنندپارسایی است در آن جا که تو را خواهد گفتبهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق تر است&quot; </description>
                <category>یکاخ ریما</category>
                <author>یکاخ ریما</author>
                <pubDate>Wed, 08 Dec 2021 15:35:28 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>