<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ایلیا ابوالفضلی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@iliaabolfazli2008</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 08:57:18</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>ایلیا ابوالفضلی</title>
            <link>https://virgool.io/@iliaabolfazli2008</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نقد و بررسی مکس پین . حداکثر درد</title>
                <link>https://virgool.io/@iliaabolfazli2008/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%85%DA%A9%D8%B3-%D9%BE%DB%8C%D9%86-%D8%AD%D8%AF%D8%A7%DA%A9%D8%AB%D8%B1-%D8%AF%D8%B1%D8%AF-ixffuh5vxfrj</link>
                <description>سال ۲۰۰۱ بود ، تعدادی از بهترین بازی های تاریخ مانند متال گیر سالید ۲ و GTA 3 عرضه شدند . در این بین نام یک استودیو تازه کار و یک بازی تازه به چشم می خورد . هر چند این بازی جز بهترین های تاریخ نبود اما عنوانی لایق و خوب بود . مکس پین توسط استودیو فنلاندی رمدی ساخته شد . استودیویی تازه کار و با بودجه ای بسیار کم ، آنقدر کم که نقش آفرینی خود شخصیت مکس پین توسط نویسنده بازی ، سم لیک انجام شد و به دلیل همین محدودیت بودجه میان پرده های بازی توسط صفحات کمیک بوک روایت می شد . مکی پین داستان پلیسی به همین نام را روایت می کند که برای گرفتن انتقام دختر و همسرش که توسط معتادان کشته شده اند به خانواده های مافیایی نفوذ کرده تا سازندگان و عاملان پخش این ماده افیونی که به نام والکیر یا به اختصار V را به سزای مجازاتشان برساند . آنچه این بازی را خاطره انگیز کرده اتمسفر و مکانیک های متفاوت و نو آورانه گیم پلی بازی است . اتمسفری سنگین از شب های نیویورک و بارش برفی که گویی نهایت ندارد ، ساختمان های مخروبه و هتل های ارزان قیمت و موسیقی ماندگار که با پیانو نواخته می شود . گیم پلی این بازی در زمان خود بسیار خلاقانه و شگفت انگیز بود . قابلیت صحنه آهسته که فضایی سینماتیک به بازی می بخشید و دشمنانی که لحظه ای به شما امان نمی دادند . گان پلی بازی بسیار نرم و   روان است و کار کردن با آن برای افراد مبتدی چندان سخت نمی باشد. قابلیت بولت تایم یا صحنه آهسته به شما این امکان را می دهد که در زمانی محدود زمان را کند کرده و با دقت بیشتری به هدف های خود شلیک کنید . طراحی مراحل بازی کمی ساده ولی قابل قبول هستند و معماهای بسیار محدود بازی هم ساده هستند . در این بازی باید علاوه بر مقدار مهمات اسلحه ها باید بولت تایم را نیز مدیریت کنید ؛ عدم مدیریت این قابلیت پیشروی شما در بازی را بسیار سخت می کند ، علاوه بر این انتخاب اسلحه مناسب در مکان مناسب هم بسیار تاثیر گذار است . بخش های کابوس نیز انگار از دل خود سایلنت هیل بیرون آمده اند ، سورئال و با کیفیت . بعید می دانم کسی راه رفتن روی خون را فراموش کند ! داستان بازی برگ برنده بازی است . شاید در نگاه اول داستان این بازی کلیشه ای و ساده به نظر برسد اما وقتی وارد آن می شوید چیز های بیشتری برای ارائه دارد . 《 هشدار ! این بخش داستان بازی را لو می دهد 》 در میانه داستان متوجه می شویم که خانواده پونچینالو و رئیس آن عروسک خیمه شب بازی ای بیشتر نبودند و اصل ماجرای تولید والکیر مربوط به شرکت esair و رئیس آن نیکول هورن است و در انتها متوجه می شویم که قتل همسر مکس نیز به دستور او بوده است . این داستان مهارت نویسندگی سم لیک را به عنوان نویسنده به همه ثابت کرد و پتانسیل او را به همه نشان داد 《 پایان اسپویل 》علاوه بر این جلوه های گرافیکی و صوتی این بازی نیز در زمان خود خوب و راضی کننده است . دیدن تک تک گلوله ها در حالی که در هوا معلق هستند بسیار لذت بخش است .جمع بندی مکس پین اثری دارای هویت ، خوش ساخت و زیباست که ارزش تجربه را داراست نمره : ۹۳ /۱۰۰ </description>
                <category>ایلیا ابوالفضلی</category>
                <author>ایلیا ابوالفضلی</author>
                <pubDate>Wed, 07 Sep 2022 19:35:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد و بررسی رزیدنت ایول ۳ : نمسیس ‌. شیطانی از همیشه نزدیک تر</title>
                <link>https://virgool.io/@iliaabolfazli2008/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B1%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%86%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D9%88%D9%84-%DB%B3-%D9%86%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B3-%D8%B4%DB%8C%D8%B7%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%86%D8%B2%D8%AF%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%D8%B1-tzpn50mgf0yp</link>
                <description>رزیدنت ایول ۲ ، بازی ای که جهان ویدئو گیم را در زمان خودش تکان داد . با مکانیزم هایی نظیر اینونتوری محدود . مهمات کم و معماهای چالش برانگیز. ادامه دادن میراث این بازی سخت به نظر می رسید ولی کپکام و استودیو شماره ۳ در این کار موفق شدند . داستان توسعه این بازی به اندازه خود بازی سرگرم کننده و جذاب است . پس از اتمام تولید نسخه دوم تیم تولید به چند قسمت تقسیم شد ، تیم شماره ۴ کپ کام که تولید نسخه کد ورنیکا را بر عهده داشت و تیم استودیو شماره ۳ که تولید این نسخه را بر عهده داشت . این بازی در اصل یک نسخه فرعی بود و نسخه سوم اصلی توسط تیم شماره ۴ برای سگا دریمکست در حال توسعه بود که بعد ها به RESIDENT EVIL : CODE VERONICA تبدیل شد . داستان این بازی در ابتدا درباره HUNK از نسخه پیشین بود که باید در یک کشتی تفریحی نمونه G-VIRUS رو پیدا می کرد ؛ این نسخه برای پلی استیشن ۲ در حال توسعه بود ولی به دلیل فاصله زمانی طولانی تا عرضه پلی استیشن ۲ این بازی لغو شد . کپکام در نظر داشت تا نسخه های عرضه شده برای پلی استیشن پرچمدار این سری باشند ، پس به همین دلیل نسخه نمسیس به نسخه سوم و کد ورنیکا به نسخه ای فرعی تبدیل گشت . آن روزها به دلیل بالا بودن تب راکون سیتی و حال و هوای نسخه دوم کپکام تصمیم گرفت داستان این بازی نیز درباره شهر راکون سیتی و طغیان زامبی ها در آن شهر باشد . این بازی به دلیل ساختار زمانی که بین نسخه های اول و دوم بود در مراحل تولید به biohazard 1.9 معروف بود . رزیدنت ایول۳ : نمسیس توسط تیم شماره سه که اکثر افراد آن تازه کار و بی تجربه تشکیل می دادند ساخته شد  . سرانجام این بازی در سپتامبر ۱۹۹۹ برای پلی استیشن به بازار عرضه شد . همان طور که در بالاتر اشاره کردیم داستان این بازی همزمان با نسخه دوم جریان دارد . بازی ۲۴ ساعت قبل از نسخه دوم شروع و ۲۴ ساعت پس از اتمام نسخه دوم به پایان می رسد . شخصیت اصلی این بازی جیل ولنتاین از نسخه اول است که سعی دارد از شهر پر از زامبی راکون سیتی فرار کند . پس با این حساب تم اصلی بازی چه گرافیکی و بصری و چه داستانی با نسخه دوم شباهت های بسیاری دارد ؛ ولی این به این معنی نیست که این بازی کپی پیست سطحی ای از نسخه دوم است ، خیر ! اصلا اینگونه نیست . این بازی عناصری تازه را به مجموعه اضافه کرد که مهم ترین آنان نمسیس است . نمسیس هماورد اصلی بازی است .نمسیس یک تایرنت ساخته شده توسط بخش اروپایی شرکت آمبرلا است که در شلم شوربای همه گیری ویروس تی در راکون سیتی برای تست و بررسی و همچنین از بین بردن اعضای تیم استارز که شاهدان آزمایشات آمبرلا در عمارت اسپنسر بودند به آن شهر فرستاده شد . نمسیس با الهم از ربات T1000 ار فیلم ترمیناتور ۲ : روز قضاوت ساخته شده . نمسیس در طول بازی مدام شما را تعقیب می کند و با موشک انداز به شما شلیک می کند . فرار کردن از دست نمسیس در کوچه پس کوچه های راکون سیتی حسی مملو از ترس و هیجان به مخاطب می دهد . هیجان و ترسی که باعث شد نمسیس به یکی از نمادین ترین شخصیت های مجموعه ، ژانر وحشت و بقا و حتی بازی های ویدیویی تبدیل شود.  تاثیر نمسیس آنچنان زیاد بود که در بازی های بعدی مجموعه با الهام از سیستم تعقیب شدن شما توسط نمسیس . شخصیت های دیگری را بسازند یا باز آفرینی کنند ، مانند آنچه در بازسازی رزیدنت ایول ۲ دیدیم که در آن نقش T 00 یا مستر ایکس بسیاز پررنگ تر از نسخه اصلی شده بود . این بازی بر خلاف نسخه های قبلی مجموعه که در محیط هایی بسته و ساختمان ها روایت می شدند اغلب اوقات در محیط هایی باز مانند خیابان ها و یا راکون پارک روایت می شود . این محیط باعث شدند پس زمینه های از پیش رندر شده بازی جزئیات بصری بیشتری به خود بگیرند و چشم نواز تر شوند .در مبحث  گیم پلی این بازی نسبت به نسخه های پیشین و حتی کد ورنیکا که بعد از این نسخه عرضه شد پیشرفت های چشم گیری دارد . یکی از این پیشرفت ها قابلیت جا خالی دادن از دشمنان است که کمی کنترل تانک مانند و تا حدودی آزار دهنده بازی را قابل تحمل تر می کند . یکی دیگر از این تغییرات راه رفتن آزادانه در پله ها است . در های بازی قبلی و همین طور کد ورنیکا شما با فشار دادن یک دکمه از پله ها بالا می رفتید ، نه توقفی در کار بود نا بازگشتی . باید به بالای پله ها می رسیدید تا بتوانید دوباره با فشردن دکمه برگردید . کنترل این بازی هنوز آزار دهنده است . کنترلی سفت و ضمخت که کار کردن با آن مستلزم مهارت بسیاری می شود . این کنترل به همراه دوربین ثابت بازی توانایی هدف گیری آزادانه و دقیق را از شما می گیرد . نمی توانید به سر یا پا شلیک کنید فقط تفنگ را به سمت هدف بگیرید و شلیک کنید . فقط همین ! همانند نسخه قبل این نسخه نیز مستلزم بازگشت چندین باره به یک مکان و حل کردن معما است . حتی در این نسخه این مکانیزم بیشتر هم شده است . یکی دیگر از مکانیزم های این بازی که جلوی راحت شدن و تکراری شدن را می گیرد مکانیزم عوض کردن رمز ها و مکان دشمنان است . شما نمی توانید مثل بازی قبلی یک رمز را حفظ کنید و بدون یافتن برگه ای که رمز را در آن نوشته اند راحت معما را حل کنید . یا با خود بگویید اینجا ۵ زامبی است ، من یادم است . باید بگویم متاسفم ، بازی دست شما را خوانده است ! با توجه به رویه ای که این سری از نسخه اول تا ششم طی کرد و با توجه به دیده ها می توان گفت این بازی نسبت به نسخه دوم اکشن بیشتری دارد که این مورد مساوی است با تنوع اسلحه بیشتر و مهمات بیشتر به طور که در حالت آسان این بازی مقدار مهمات دوبرابر آن چیزی است که در نسخه دوم بود !《 هشدار ! در این قسمت داستان بازی لو می رود 》 همان طور که گفتم داستان این بازی ۲۴ ساعت قبل از نسخه دوم شروع و ۲۴ ساعت پس از اتمام وقایع نسخه دوم و با نابودی راکون سیتی به دست دولت اتمام می یابد . شخصیت های این بازی هر کدام جذابیت خودشان را دارند از خود جیل گرفته تا کارلوس و میخائیل و حتی نمسیس ! روایت شخصیت ها با یکدیگر خوب و راضی کننده است و همین طور شخصیت پردازی ها . ولی با این حال بازی در ربط دادن مکانی به مکان دیگر صعیف تر از نسخه دوم عمل می کند . چرا باید کنار یک پارک یک کارخانه متروکه باشد و بین این دو که در حومه شهر هستند یک دره عمیق قرار گرفته باشد ؟ 《 پایان اسپویل 》موسیقی و صداگذاری بازی هم در حد نسخه دوم است نه کمتر نه بیشتر . با جمع کردن تمامی این گفته ها رزیدنت ایول ۳ : نمسیس عصری خوب ، جذاب و سرگرم کننده است که چیزی بیشتر از یک بازی معمولی در درون خود دارد .پیشنهاد میشه : اگر به بازی های وحشت و بقا علاقه دارید و با کنترل های سخت مشکلی ندارید این بازی را تجربه کنید پیشنهاد نمی شه : اگر از بازی های ترسناک خوشتان نمی آید و با کنترل های سخت راحت نیستید ترجیحا این بازی رو تجربه نکنید .نمره : ۹۴ / ۱۰۰ </description>
                <category>ایلیا ابوالفضلی</category>
                <author>ایلیا ابوالفضلی</author>
                <pubDate>Sat, 03 Sep 2022 16:15:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد و بررسی رزیدنت ایول ۲ . این راکون سیتی عجیب !</title>
                <link>https://virgool.io/@iliaabolfazli2008/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B1%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%86%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D9%88%D9%84-%DB%B2-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D8%A7%DA%A9%D9%88%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%B9%D8%AC%DB%8C%D8%A8-guy9kuur0hug</link>
                <description>اکنون سال ۱۹۹۸ میلادی است و پس از دو سال انتظار سر انجام دنباله ای مورد انتظار از یک فرانچایز نو ظهور به بازار می آید . پس از خریدن دیسک بازی و تماشا کردن یکی از پرجزئیات ترین اینترو های زمان خویش به سرعت وارد جهانی دیگر می شویم . رزیدنت ایول ۲ در سبک وحشت و بقا توسط استودیو های کپکام ساخته شد و پس از یک دوره‌ی تولید طولانی و سخت در سال ۱۹۹۸ برای پلی استیشن یک عرضه شد . داستان بازی چند ماه پس از نسخه اول روی می دهد و ما اکنون با شهری پر از زامبی و البته موجودات دیگر مواجه هستیم .بازی دو شخصیت قابل بازی دارد که بی خبر از همه جا وارد این شهر شده اند :لیان اسکات کندی که پلیسی تازه کار است و برای کار به راکون سیتی آمده است .و کلیر ردفیلد ، خواهر کریس ردفیلد از نسخه اول که برای دیدن برادرش به این شهر آمده است . که این دو نفر باهم همراه شده و تصمیم می گیرند برای در امان ماندن از دست زامبی ها به اداره پلیس بروند که ناگهان با تصادفی از هم جا شده و باهم قرار می گذارند تا در اداره پلیس هم دیگر را ملاقات کنند .بازی از لحظه اول حمله کردن و مانع گذاشتن برای بازیکن را آغاز می کند ، در اینجا اولین اشتباه آخرین اشتباه است ! بازی دو شخصیت قابل بازی و چهار سناریو ( دو سناریو برای هر نفر ) دارد که با انتخاب یک شخصیت سناریو اول برای او و سناریو دوم برای شخص دیگر انتخاب می شود ، برای مثال : اگر شما لیان را انتخاب کنید سناریو اول برای لیان و سناریو دوم برای کلیر انتخاب می شود و همینطور بلعکس ، اگر شما کلیر را انتخاب کنید سناریو اول برای کلیر و سناریو دوم برای لیان انتخاب می شود .سناریو ها مکمل یک دیگر هستند و شما با اتمام سناریو اول به سناریو دوم دسترسی خواهید داشت . از نظر من شخصیت و آنتاگونیست اصلی این بازی راکون سیتی است . مکانی که تمام اتفاقات بازی در آن رخ می دهد و هرچه توان دارد بکار می گیرد تا جلوی شما را بگیرد . با هویتی خاص ، داستان هایی به یاد ماندنی و مکان هایی نمادین راکون سیتی تبدیل شده به یکی از نماد های رزیدنت ایول، سبک وحشت و بقا و بازی های ویدیویی.  این شهر و دیگری سایلنت هیل از سری بازی سایلنت هیل ، این دو شهر جز بهترین شهر های تاریخ ویدئو گیم و دو شخصیت اصلی بازی های خود هستند ، شخصیت هایی رمز آلود ، خوفناک و در عین حال دوست داشتنی .گیم پلی بازی مثل نسخه اول است و به جز بهبود های جزئی تغییر زیادی نکرده است . هنوز کنترل بازی تانک مانند و سنگین است و مانور دادن میان زامبی ها در راهرو های تنگ اداره پلیس راکون سیتی مهارت و دقت زیادی می خواهد . بازی در کل نسبت به نسخه اول اکشن تر شده و به نسبت مهمات بیشتری در اختیار ما می گذارد ، البته نه خیلی زیاد ! مدیریت مهمات و مدیریت اینونتوری یکی از ارکان اصلی گیم پلی این بازی است و اگر شما در این موارد دقت نکنید بازی را برای خود سخت می کنید ‌. بازی دارای معما هایی هم هست که با کمی تفکر می توانید آنها را به راحتی حل کنید .تنوع دشمنان این بازی هم چشمگیر است . از سگ ها و کلاغ های زامبی گرفته تا موجوداتی مثل لیکر ها و صد البته t 00 یا همان مستر x دوست داشتنی ! طبق انتظار دشمنان این بازی به مرور سخت و سخت تر می شوند البته این به این معنی نیست که ابتدای بازی راحت است . شما بلافاصله بعد از اتمام کاتسین شروع با محیطی پر از زامبی روبه‌رو می شوید و هیچ اتاق یا مکان امنی در کار نیست ! اولین ماشین تحریر بازی که دختر بازی بت آن انجام می شود در اداره پلیس است و شما هم چندین خیابان پر از زامبی با آن فاصله دارید ، البته پس از ورود به اداره پلیس هم کسانی جز چندین زامبی منتظر شما نیستند . با ورود به اداره پلیس و دیدن چندین کاتسین شما دو در دارید که می توانی به آنها وارد شوید ، در سمت راست که پشت آن حدودا ۷ زامبی منتظر شما هستند و در سمت چپ که یک لیکر آماده حمله را پشت خود دارد . بازی در اداره پلیس بیشتر صرف گشتن برای راه خروج و حل کردن معماها و جمع آوری آیتم ها تمرکز دارد . بازی در فاضلاب کمی سر راست تر می شود و شما اینجا دو باس فایت دارید و پس از آن با ورود به آزمایشگاه شرکت آمبرلا دوباره به جمع آوری آیتم و حل معما مشغول می شوید ، و اگر سناریو دوم را بازی کردید فراموش نکنید مستر x در تمامی این مدت دنبال شماست ! 《 هشدار ! در ادامه داستان بازی اسپویل می شود ( لو می رود 》کمپین های داستانی بازی کیفیت خوبی دارند ، هر چند کمی عجیب هستند ولی نمی شود به آنها خرده گرفته . در ادامه داستان لیان و کلیر چند بار باهم ملاقات خواهند کرد اما هر کدام درگیر ماجراجویی خودشان هستند ؛ لیان با فردی به نام ایدا وانگ آشنا می شود که دنبال نامزد خود که در آمبرلا کار می کند است و کلیر با دختری آشنا می شود که بعد معلوم می شود دختر آنت و ویلیام برکین است . آنتاگونیست بازی هم جذاب است و سرنوشت جالبی دارد . آنتاگونیست یا شرور این بازی دکتر ویلیام برکین ، محقق شرکت آمبرلاست که برای جلوگیری از بردن دست آورد زندگی اش ، ویروس جی به دست افراد آمبرلا تیر می خورد و ویروس را به خودش تزریق می کند که او را به یک هیولا تبدیل می کند . هیولایی که با درگیر شدن با نیروهای آمبرلا در فاضلاب موجب شکستن محفظه های حامل ویروس تی و شیوع آن می شود ( ویروس تی و ویروس جی کاملا جدا از یکدیگر هستند ) بازی  دو پایان دارد : پایان سناریو اول و پایان سناریو دوم که پیان نهایی و اصلی مربوط به سناریو دوم است .《 پایان اسپویل 》موسیقی و جلوه‌ های صوتی و تصویری بازی کاملا خوب و جذاب کار شده اند . موسیقی بازی به خوبی حس ترس و اضطراب را به مخاطب القا می کند و صدای آه و ناله ی زامبی ها مو را به تن سیخ می کند !محیط های بازی از پیش رندر شده اند که این یعنی کیفیت بصری خوبی دارند و قابل تعامل نیستند ، البته این معنی را هم می دهد که اشیا قابل تعامل ، دشمنان و بازیکن از این بافت ها کیفیت کمتری دارند و قابل تشخیص هستند .پیشنهاد میشه : اگر نسخه بازسازی شده این بازی را تجربه کردید . با بازی های قدیمی مشکلی ندارید و از سبک وحشت و بقا خوشتان می آید این بازی را تجربه کنید پیشنهاد نمی شه : اگر از سبک وحشت و بقا خوشتان نمی آید . به حل کردم معما علاقه ای ندارید و با بازی های قدیمی ( حال ) نمی کنید این عنوان را تجربه نکنید .نمره : ۹۰/۱۰۰</description>
                <category>ایلیا ابوالفضلی</category>
                <author>ایلیا ابوالفضلی</author>
                <pubDate>Wed, 17 Aug 2022 16:33:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد و بررسی متال گیر سالید ، جواهری برای پلی استیشن ۱</title>
                <link>https://virgool.io/@iliaabolfazli2008/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D8%AA%D8%A7%D9%84-%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%B4%D9%86-%DB%B1-lq1aivtzaxb8</link>
                <description>هیدئو کوجیما ، امروزه این نام در جهان بازی های ویدیویی بسیار شناخته شده است به طوری که به این فرد القاب زیادی برای ستایش وی داده اند ‌، اما این داستان از کجا شروع شد ؟ سال ۱۹۸۷ با تلاش های فراوان کوجیما . اولین بازی وی به نام متال گیر عرضه شد . متال گیر به سرعت محبوب شد و به مجموعه ای خاص و منحصر بفرد تبدیل شد . موضوع این مطلب ما نسخه سوم این سری به اسم متال گیر سالید است که در ادامه به نقد و بررسی اش خواهیم پرداخت . شروع ساخت این بازی بعد از نسخه دوم شروع شد و بالاخره این بازی در سوم سپتامبر ۱۹۹۸ برای پلی استیشن عرضه شد .داستان این بازی در سال ۲۰۰۵ و در یک پایگاه نظامی در آلاسکا اتفاق می افتد . جایی که گروه foxhuond که قبلا وابسته به سازمان Cia بودند دست به شورش زده اند و پایگاه جزیره shadow moses رو تصرف کرده اند . در این هنگام ارتش برای بازپس گیری این پایگاه و افراد کلیدی در آن از مامور بازنشته خود ، سالید استیک کمک می گیرند . بازی با ورود اسنیک به جزیره آغاز می شود . جایی که ما برای مدت کوتاهی آنتاگونیست بازی ، لیکویید اسنیک را می بینیم . نمی خواهم بیشتر از این داستان بازی را برای شما فاش کنم پس می رویم سراغ باقی موارد .گیم پلی این بازی به طور نظری ساده است . از نقطه آ بدون شناسایی شدن به نقطه ب برو . اما این فقط ظاهر کار است . در باطن این قضیه با وجود نگهبانان د حال گشت و دوربین های مدار بسته سخت تر میشود . و برای این که گیم پلی بازی خسته کننده ، سخت و یک نواخت نشود بازی چند ترفند جالب هم در آستین دارد . یکی از این موارد رادیوی اسنیک است ، با را یک می توانید از افرادی مثل کلنل کمپل و غیره برای پیشبرد بازی کمک بگیرید که این کمی بازی را آسان تر می کند . گان پلی بازی هم به نوبه خود با شرایط بازی سازگار و روان است ، هر چند مشکلاتی هم دارد . موانع محیطی بسیاری هم در سر راه شما قرار دارند که می توانند شما را شکست دهند ، یکی از این موانع گرگ هایی هستند که در غاری نزدیک به برج های ارتباطات منتظر شما هستند .اگر گیم پلی بازی را به دو بخش تقسیم کنیم ، بخش اول بیشتر شامل مخفی کاری ، یادگیری و بخش دوم بیشتر شامل لحظات اکشن و بار داستانی ماجراست . بازی در یادگیری مهارت ها و نحوه استفاده از اشسا و سلاح ها خساست به خرج نمی دهد و شما می توانید با چندین نفر درباره آن چیزی که با ی به شما می دهد گفت و گو کنید و مشورت بگیرید . محیط کلی بازی شامل سه ساختمان است :آشیانه تانک ها ( که شامل زرادخانه هم می شود )ساختمان خنثی سازی تسلیحات هسته‌ای و ساختمان ریخته گری و ذوب آهن شما بازی را از آشیانه تانک ها آغاز می کنید و به مرور به باقی ساختمان ها هم دسترسی پیدا می کنید . زرادخانه در این بازی محل بسیار مهمی است و شما در طول بازی چندین بار به آنجا خواهید آمد . بر خلاف گیم پلی معمولی که باید مخفی بمانید در موقع نبرد با باس فایت ها باید سریع عمل کنید .باس فایت های این بازی خلاقانه و شگفت انگیز هستند ؛ برای نمونه اولین باس فایت بازی ( آسلات ) بیشتر از یک میدان هفت‌تیر کشی به یک مسابقه دو شباهت دارد ، و گل سرسبد باس فایت های این بازی سایکو مانتیس یکی از خلاقانه ترین شکستن های دیوار چهارم در تاریخ بازی های ویدیویی را دارد ، زمانی که پس از ناک اوت کردن مریل که توسط مانتیس کنترل می شد ، مانتیس برای به رخ کشیدن قدرتش کارت حافظه پلی استیشن شما را می خواند ، بر اساس تعداد سیو های شما به شما لقبی می دهد و سپس مبارزه اصلی شروع می شود که اصلی ترین راه برای شکست مانتیس وصل کردن دسته خود به پورت دیگر دستگاه است تا مانتیس دهن شما را نخواند ، اما راه دیگری هم وجود دارد که اگر به هر دلیلی شما نتوانید دسته خود را متصل کنید و شکست بخورید آن راه به شما پیشنهاد می شود . این بازی برای شکست بیشتر باس فایت ها دست شما را باز می گذارد ، برای مثال در دومین باس فایت با اسنایپر ولف شما می توانید از تفنگ تک تیر انداز استفاده کنید یا با موشک کنترل از راه دور سریع هدف خود را شکار کنید . 《 هشدار ، در این بخش از مطلب داستان بازی لو می رود 》برسیم به داستان بازی ، داستان این بازی بزرگترین نقطه قوت آن محسوب می شود . داستان روایت به ظاهر سرراست دارد : وارد جزیره شو ، افراد کلیدی رو نجات بده و ماموریت را تمام کن . اما با پیشروی در داستان ، قضیه پیچیده و پیچیده تر می شود و پرده هایی کنار می رود که اسنیک و مخاطب را شوکه می کند . همانطور که گفتم بیشتر بار داستانی بازی در بخش دوم گیم پلی قرار می گیرد . جایی که همراه پشت بی سیم مان ، نائومی خائن از آب در میاد ، می فهمیم استاد میلر کشته شده و آن کسی که تمام مدت با او حرف می زدیم لیکویید بوده و مشخص می شود کلنل چیز هایی را از ما مخفی می کرده . در بخشی از بازی ما توسط نیروهای لیکویید دستگیر می شویم و زیر شکنجه قرار می گیریم . بازی اینجا دو انتخاب به ما می دهد : تسلیم شوید یا ادامه دهید !اگر تسلیم شوید بازی به پایانی می رسد که همرا شما  ، مریل می میرد و در این پایان اسنیک احساس سرخوردگی و درد بیشتری دارد .                       《 پایان اسپویل 》در این بازی هیچ شخصیت پردازی بدی وجود ندارد و تمامی شخصیت ها شخصیت پردازی درست و خوبی دارند . در این بازی نام آنتاگونیست بازی های قبلی ، بیگ باس بسیار شنیده می شود و طوری از او گفته می شود که انگار او یک قهرمان بوده است ! انگار که خود کوجیما هم نمی دانسته بیگ باس شخصیتی شرور باشد یا قهرمان . این رو در بازی های بعد می فهمیم  . بازی در بخش صدا گذاری و گرافیک هم با احتساب المان های دوره خودش مطلوب و خوب در نظر گرفته می شود تجربه خوبی از نظر گرافیکی و صدا گذاری ارائه می دهد بازی در اوج لحظات اکشن خودش تمام می شود و پایانی باشکوه را رقم می زند . در ادامه کاتسین هایی با مضامینی انگیزشی که توسط شخصیت ها گفته می شود پخش می شود و سپس بازی با ترانه ای زیبا به پایان می رسد اما این پایان کار نیست ! پس از اتمام تیتراژ صحبت های آسلات با فردی ناشناس را می شنویم که به ما انگیزه ای خوب برای تجربه بازی بعدی می دهد . پیشنهاد می شه : اگر به هیدئو کوجیما و سبک کار هاش علاقه دارید و یا بازی هایی با داستان قوی و گیم پلی با المان های خلاقانه را دوست دارید این بازی را تجربه کنید . پیشنهاد نمیشه : اگر انگلیسی را خوب متوجه نمی شوید ، به کاتسین های طولانی عالقه ای ندارید و از بازی هایی با گرافیک قدیمی را تجربه نمی کنید این بازی را تجربه نکنید !نمره : ۹۹/۱۰۰</description>
                <category>ایلیا ابوالفضلی</category>
                <author>ایلیا ابوالفضلی</author>
                <pubDate>Sun, 14 Aug 2022 15:33:47 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>