<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ایلیا فرامرزپور</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@iliafaramarzpour</link>
        <description>سلام ایلیا هستم یه برنامه نویس Front-end که عاشق چالشه و دوست دارم مطالبی و مباحثی رو که یاد میگیرم با دیگران به اشتراک بزارم.

یه دوست خوب مجازی  و عاشق نویسندگی در حوزه کاری خودم. عاشق ورزش</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 03:00:52</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/68425/avatar/F62gjr.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>ایلیا فرامرزپور</title>
            <link>https://virgool.io/@iliafaramarzpour</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آمار بازدید پست‌های من در سال ۹۹</title>
                <link>https://virgool.io/@iliafaramarzpour/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B9%DB%B9-xymbt6gykiec</link>
                <description>در طول تاریخ از اعداد استفاده کردیم تا اغلب داد و ستد کنیم و آن‌چیزی که شمردنی است را بشماریم. برای هر عدد واحد درست کردیم تا عددهای زندگی قاطی نشوند و از اعداد، شفاف‌تر استفاده کنیم؛ مثلا وقتی می‌گوییم ده هزار تومان به پول اشاره داریم و وقتی می‌گوییم ده هزار بلیط به بلیط!روز به روز که در زندگی جلو‌تر رفتیم عددها فرقی نکردند ولی این واحدها بودند که زیاد شدند. واحد کریپتو، واحد اصله درخت، واحد فاصله و …«واحد» یک توافق عمومی است برای شمردن؛ تا همانطور که گفتم شمردن‌ها قاطی نشود. مشاهده افراد دارای ثروت (اجتماعی یا مالی) به من ثابت کرده اینکه چه چیزی را بشماریم از اینکه چطور بشماریم مهم‌تر است. هرکس با واحد خاصی مسائل زندگی را می‌شمارد. اینطور به نظرم آمده که مشخص کردن واحد یعنی مشخص کردن اینکه من در زندگی برای چه چیزهایی ارزش قائلم و می‌خواهم چه چیزهایی را در زندگی بشمارم. https://cdn.virgool.io/annual-report/1399/uac3gunrsrmt-gLYpw.mp4 اعدادی که بدون واحد ثبت کردمبه ویدیویی که ویرگول برایم ساخته که نگاه می‌کنم میبینم که در سال ۹۹، من در مجموع ۵,۷۶۲ کلمه در ویرگول نوشتم و منتشر کردم و مخاطبین، پست‌های من را ۴۹ مرتبه پسندیدند و  ۱۵ بار هم نظر خود را روی پست‌های من به اشتراک گذاشتند. در سال ۹۹، ۲۰ نفر در ویرگول من را دنبال کردند تا پست‌های بعدیم را بخوانند. این اعداد نشان میدهند من کاری کرده‌ام. هرکدام به واحدی وصل هستند. از خودم می‌پرسم من کدام واحد را شمارش کرده‌ام؟ کدامیک از واحدهای بالا از همه برای من مهم‌تر است؟ ادامه ویدیو را می‌بینم.آمار از اثر بیرونی می‌گویندطبق آمار پست‌های من ۶۶۵ بار خوانده شدند و ۸۱,۵۸۵ ثانیه صرف مطالعه آنها شده است، که با توجه به جمعیتی که در ایران به اینترنت دسترسی دارند، ویرگول به من می‌گوید که توانستم  ۰/۰۰۱۱۱۸۵۲۲ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را بالا ببرم.از طرف دیگر ویرگول به من می‌گوید که اگر قرار بود پست‌هایم را چاپ و به دست تک تک خوانندگان برسانم باید ۳,۸۰۴ کاغذ مصرف می‌کردم.آن عددهای کوچک ابتدای ویدیو حالا تبدیل شده‌اند به عددهای بزرگ به اینکه من جلوی مصرف این تعداد کاغذ را گرفتم یا به اینکه من  ۰/۰۰۱۱۱۸۵۲۲ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را جابه جا کرده‌ام. واحد این عددها برای من ملموس‌تر است.واحد نوشتن چیست؟همه عددهای بالا و همینطور اثر بیرونی که روی خوانندگان و همینطور در مقیاس بزرگتر طبیعت و جامعه اطرافم گذاشتم اعدادی هستند که من دوستشان دارم و به آنها افتخار می‌کنم. اگر چنین ویدیویی دست شما نیز رسید به شما بابت تک تک اعداد تبریک می‌گویم.اثر هر نوشته تا حدودی معلوم است، اگر بنویسید جلوی قطع درخت را می‌گیرید، به سرانه مطالعه کشور اضافه می‌کنید و خوانندگانی جذب می‌کنید که شما را از طریق نوشته‌هایتان می‌شناسند و …به نظرم می‌رسد که نوشته‌های من و شما واحد ندارند ولی اثر بیرونی دارند.</description>
                <category>ایلیا فرامرزپور</category>
                <author>ایلیا فرامرزپور</author>
                <pubDate>Wed, 24 Mar 2021 00:30:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مسیر یادگیری برای طراح وب شدن</title>
                <link>https://virgool.io/@iliafaramarzpour/%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD-%D9%88%D8%A8-%D8%B4%D8%AF%D9%86-v2lvkbutgsld</link>
                <description>سلام دوستای خوبم ، چند وقتی بود توی این فکر بودم که افرادی که ازم سوال میپرسن چه توی فضای مجازی چه توی کلاس ها و چه توی بیرون سوالشون اینه که چجوری تبدیل به یک طراح وب بشیم ؟ آیا طراحی وب به درد ما میخوره ؟ درآمد خوبی داره ؟ یادگیری اش چطوره؟ Front-end و Back-end فرقش چیه ؟ و ... خیلی سوالای دیگه.امروز میخوام در مورد سوال های اولیه که توی ذهنتون به وجود اومده صحبت کنم.فقط قبلش اینو بدونید که برای طراح وب شدن نیازه عشق و علاقه داشته باشی و بعدش شروع کنی همون سوالی که آیا درآمد خوبی داره؟ بله درآمد خوبی داره بستگی به خودت داره یا باید به قدری خوب باشی تا درآمد خوبی داشته باشی یا باید وقتتو الکی هدر بدی ، پس بیا برای شروع کردن فکر درآمد رو از ذهنت بیرون کن چون تا خوب یادنگیری و عاشق کارت نشی نمیتونی به درآمد برسی پس تا آخر این مقاله با من باش و به حرفام خوب گوش کن.خوب نمیخوام خیلی گنده حرف بزنم که خسته بشی از حرفام پس بیایم ساده صحبت کنیم تا بتونم با زبون خودمونی با هم تعامل پیدا کنیم پس شروع کن به خوندن حرفام.آیا علاقه دارم ؟علاقه ایجاد کردنیه یعنی وقتی دوست داری یه طراح وب بشی باید علاقه رو در خودت ایجاد کنی که بتونی پیشرفت کنی چون علاقه لازمه پیشرفت برای شروع هر کاریه میتونی علاقه رو با خوندن مطالب در مورد طراحی وب شروع کنی یا افراد بزرگ توی طراحی وب به پادکست هاشون گوش بدی و ... .تخصص هایی که توی طراحی وب وجود دارنUI/UX Designer :تا حالا شده فکر کنی ظاهری که از یه وب سایت داری میبینی چجوری به فکر افتادن که این شکلی بشه. آیا فقط اومدن کد زدن ؟ نه قبلش یه فردی که بهش میگن UI/UX designer میاد ظاهر وب سایت رو داخل نرم افزار های به خصوص مثل : Photoshop ، XD و ... طراحی میکنن. UI رو راحت تر بخوام بگم اینکه که ظاهر وب سایت چه شکلی باشه چه رنگی باشه فونت و ... و UX المان ها و اسکلت وب سایتمون چجوری قرار بگیری کجا قرار بگیره و خیلی از مباحث دیگه که خیلی تخصصی میشه.برنامه نویس سمت کاربر (client side) یا همون (Front-end developer) : خیلی ساده بهت بگم کسی هست که طراحی رو از UI/UX designer تحویل میگیره و تبدیل به کد میکنه و بهش میگن Front-end developer و معمولا از زبان های Html , Css , Javascript استفاده میکنن (شاید خیلی ها بگن ما نمیدونیم اینا چی هست نگران نباشید در آخر همین مقاله قراره مسیر یادگیری هم براتون توضیح بدم).برنامه نویس سمت سرور (server side) یا همون (Back-end developer) :وقتی میخوای بین مروگرت و سرور مورد نظرت ارتباط برقرار کنی باید یک Back-end developer باشی به عنوان بتونی اطلاعات رو توی سرور ذخیره کنی اسم کاربر ها رو اونجا ذخیره کنی و عکس هاشونو ذخیره کنی و خیلی کارای دیگه که بتونی ارتباط مرورگرت و  سرورت رو انجام بدی و معمولا زبان هایی مثل Asp.net ، Php ، node.js و زبان های دیگه که میتونید در موردشون توی اینترنت بخونید.بهترین روش های یادگیری طراحی وبجستجو در اینترنت و مطالعه مقاله در مورد یادگیری طراحی وبخوب این روش رایگان و شاید یه مقداری ازتون زمان بگیره و سخت باشه ولی روش خوبیه خودآموزش از این مدل روش ها.ویدئو آموزشیخوب این روش خیلی خوبیه هزینه کم و هر زمان و مکانی که دوست داشتید میتونید به یادگیری بپردازید و از تجربه های مدرس های که ویدو منتشر میکنن استفاده کنید و بتونید از پشتیبانی های دوره که میخرید استفاده کنید.کلاس های آموزشیاین روش هم میشه روش حساب کرد و خوبه و میتونید مستقیم با مدرس در ارتباط باشید و کلاس ها فقط یه مشکلی دارن اینکه بستگی به فضای علمی کلاس و سرفصل های کلاس داره که بستگی به خودتون داره که چجوری باهاشون کنار بیاین و یکی بشین.&quot;و در آخر پیشنهاد من به شما اول ویدئو های آموزشی و بعدش جستجو در اینترنت خودآموزی و در آخر کلاس های حضوری برای سطح های بالا &quot;و حالا اگه واقعا میخوای تبدیل به یک طراح وب بشی باید دستور العمل زیر رو دنبال کنی.مسیر یادگیری برای طراح وب شدنبا Html شروع کنیدخوب html زبان پایه برای شروع طراحی وب هست که با اون میشه اسکلت یک وب سایت رو درست کرد و کد های html توسط مرورگر به کاربر نشون داده میشه.بنابراین اجزای صفحه وب مثل متن، عکس و.. به کمک تگ‌های html در صفحه وب قرار میگیرن.با Css ادامه بدینبرای اینکه بتونی به وب سایتت رنگ و لعاب بدی باید از css استفاده کنی و آرایشی که خودت دلت میخواد براش درست کنی به عنوان مثال اگر میخوای سایز و رنگ متن هارو انتخاب کنی باید از css استفاده کنی.با Javascript کار هاتو حرفه ای نشون بدهبعد از اینکه تونستی با html ، css یک وب سایت دلخواه برای خودت درست کنی حالا باید یه کاری کنی که پویا تر بشه و ساده تر بهت بگم اگر میخوای موقع باز شدن منو وب سایتت یک انیمیشن جذاب داشته باشی باید از javascript استفاده کنی البته حواست باشه که اگه اول مسیر طراحی وب هستی باید به خوبی html ، css رو یادبگیری و بعدش شروع به یادگیری javascript بکنی.خوب شاید بعضی ها بگن بعد از این ها که مهارت front-end رو به دست آوردیم میخوایم بریم سمت برنامه نویسی سمت سرور یا همون Back-end developer باید اینو بگم که لازم نیست هر دو تخصص رو بلد باشید و هر قسمتی متخصص خودشو داره ولی اگر کسایی که میخوان هر دو رو با هم یاد بگیرن باید اول یک برنامه نویس سمت کاربر یا همون front-end developer خوبی باشن و بعدش شروع به یادگیری این قسمت بکنن.یک زبان سمت سرور یاد بگیروقتی تونستی یه زبان سمت سرور یاد بگیری میتونی ارتباط بین مرورگر و سرورت رو ایجاد کنی به عنوان مثال بتونی هر اطلاعاتی رو که دلت خواست داخل دیتابیس سرورت ذخیره کنی.خوب این بین زبان های مثل Asp.net و Php هستند که دو زبان محبوب این حوزه محسوب میشن البته زبان هایی مثل Node.js و ... برای این کار وجود دارن.مدت زمان یادگیری طراحی وب چقدره ؟خوب اول بگم که جواب این سوال کاملا بستگی به خودتون داره به به عنوان مثال اینجوریه که چقدر وقت میزارید ، چجوری یادمیگیرید ، مسیر یادگیری به شکلیه و سعی تلاش خودتون. ولی بهترین حالت برای طی کردن یادگیری طراحی وب 3 ماه هستش که تبدیل به یک Front-end developer خوبی بشی نمیگم عالی میگم خوب یعنی در حدی که بتونی حرفی برای گفتن داشته باشی. شاید خیلی ها بگن پس زبان  سمت سرور چی ؟ اونو کی باید یادبگیریم اینو بگم اگر در اول راه هستین نگران نباشید فعلا باید محدود بشین به html,css,js و بعدش برید سراغ برنامه نویسی سمت سرور.مسیر طراحی وب به صورت سر فصلمرحله اول Html :یادگیری پایه و مفهوممباحث به روز و ..مرحله دوم Css :یادگیری مقدماتساخت و یادگیری مفهوم layout ها (Flexbox,Css grid,Box model,Display,Floats,Positioning)مدیا کوئری ها - ریسپانسیو کردنیادگیری و به روز کردن مباحث در Css3مرحله سوم یادگیری دستور زبان  و ساختار پایهیادگیری DOMیادگیری Ajaxیادگیری Es6,7,8و ...مرحله چهارم یادگیری پیش پردازنده ها در Css :یادگیری Sass  یا همون Scss هستشیادگیری Less البته بلد بودنش خوبه ولی توی کارای جدید و پروژه هاتون استفاده نکنیدمرحله پنجم فریم ورک های محبوب Css :یادگیری فریم ورک محبوب سی اس اس Bootstrapیادگیری فریم ورک Materialize Cssیادگیری فریم ورک Bulmaیادگیری فریم ورک Semantic UI&quot;یادتون باشه نیاز نیست همشو یاد بگیرید و پیشنهاد من اینه که فقط bootstrap رو یادبگیرید و استفاده کنید&quot;خوب تا اینجا مراحل رو بهتون گفتم ولی نه همشو چون مباحث دیگه هم هست که دیگه خیلی تخصصی میشه پس بهتره اول کار اونا رو بزاریم کنار و یواش یواش که میریم جلو خودمون اونارو متوجه میشیم و میفهمیم که باید چه چیزایی رو دنبال کنیم و یاد بگیریممنابع برای یادگیری طراحی وباول از همه بهتون بگم این منابع پیشنهاد من هست و من از این منابع استفاده کردم و تجربه خوبی داشتم دوست دارم تجربه های خودمو بهتون معرفی کنم.منابع یادگیری Html : وب سایت محبوب  w3schoolسایت learn-htmlسایت tutorialspointمجله آموزشی فارسی &quot;راکت&quot;مجله آموزشی فارسی &quot;التن&quot; منابع یادگیری Css :وب سایت محبوب w3schoolوب سایت tutorialpointمجله آموزشی فارسی &quot;راکت&quot;مجله آموزشی فارسی &quot;التن&quot;منابع یادگیری وب سایت محبوب w3schoolوب سایت learn-jsوب سایت tutorialpointمجله آموزشی فارسی &quot;راکت&quot;مجله آموزشی فارسی &quot;التن&quot;خوب دیگه اینم از پست ما تا اینجا براتون نوشتم در مورد چجوری یک طراح وب بشیم و داخل این پست بیشتر به Front-end developer صحبت کردم چون مسیر اول و مهم طراحی وب هست اگر دوست داری در مورد مبحث Back-end developer هم پست بزارم زیر همین پست کامنت کنامیدوارم تونسته باشم بهتون کمک کنم توسط تجربه های خودم و اگر باز هم سوالی براتون بوجود اومده زیر همین پست برام کامنت کنید تا بهتون راهنمایی کنم.</description>
                <category>ایلیا فرامرزپور</category>
                <author>ایلیا فرامرزپور</author>
                <pubDate>Sat, 21 Mar 2020 17:21:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چجوری یک طراح وب شویم؟ تجربه شخصی</title>
                <link>https://virgool.io/@iliafaramarzpour/%DA%86%D8%AC%D9%88%D8%B1%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD-%D9%88%D8%A8-%D8%B4%D9%88%DB%8C%D9%85-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-pbgmgpovhobk</link>
                <description>سلام دوستای خوبم توی این مقاله قراره مراحلی رو که طی تجربه خودم توی این چند سال در مسیر طراحی وب به دست آوردم رو براتون توضیح بدم ، خوب خیلی وقت ها پیش اومده کسایی هستن که میگن از کجا شروع کنم و وقتی شروع کردن پیش خودشون فکر میکنن &quot;من باید سریعا یک وب سایت مثل فلان وب سایت درست کنم و به بقیه نشون بدم که من میتونم&quot; و از اینجور طرز فکر ها ، خیلی خوبه که در مورد کارمون فکر کنیم ولی به صورت اصولی نمیشه با خلال دندون به جنگ اژدها رفت پس باید بیایم یه صلاحی درست کنیم که بتونیم باهاش به جنگ اژدها بریم و ساختن این صلاح بستگی به نوعش ، دقت ما ، تجربه ما ، سرعت ما و... داره. و من قراره راه و روش ساختن این صلاح برای جنگ اژدها رو بگم و کمکتون کنم که چجوری این صلاح رو بسازید بدون گمراهی و خیلی وقتا پیش اومده افراد گمراه میشن و از گمراهی ، خستگی زده میشن و دور میشن از هدفشون. هر وقت خسته شدین ، گمراه شدین مهم نیست برید استراحت کنید ولی حواستون باشه هیچوقت جا نزنید. شکست رو قبول کنید ولی دوباره بلند شید و ادامه بدید در راه پیروزی. مهم نیست 10 بار باختی مهم اینه بالاخره یه روزی 1 بار برنده میشی.خوب در آخر بگم این مراحلی رو که میخوام بگم براتون طبق تجربه من توی این رشته هست و قراره باهاتون درمیون بزارم. شایدم نتونم به صورت خیلی کامل بهتون بگم پس میتونید در زیر همین پست با سوال کردن در مورد ریز نکات این مقاله و نظرای خوبتون خوشحالم کنید.مرحله اول :هدف خودتو مشخص کن به عنوان مثال بگو من میخوام در آخر مسیر یادگیری ام در طراحی وب برای خودم یک وب سایت آموزشی داشته باشیم (منظورم این نیست بگردی دنبال اینکه آموزشی باشه , یا فروشگاهی ببین چی میخوای - خوب حالا که گفتم آموزشی طی پیرو حرفم میریم جلو - وقتی گفتم سایت آموزشی بگرد ببین یه تحولی بدی به آموزش و یه روش آموزشی جدید یا همچین چیزایی) خوب وقتی انتخاب کردی باید بریم سراغ مرحله دوم.مرحله دوم :وقتی هدفت رو مشخص کردی بیا از طرح های آماده UI استفاده کن. یا اینکه از فریلسنر هایی داخل وب سایت هایی مثل پونیشا درخواست کن برات طراحی سایتت UI رو انجام بدن - یا اگر دیگه میخوای خیلی فشار بیاری خودت طراحی کن - یادت نره باید طبق اصول و استاندارد طراحی کنی. و اینو هم بگم که طراحی وب منظور از کد زدن نیست منظور از اینه که یک فردی که کارش UI وب سایت هست با نرم افزار هایی مثل :فوتوشاپایکس دیقالب و یا ساختار ظاهری وب سایتتون رو ترسیم کنه. و بعدش شما با مهارت کسب شده خودتون اون ساختار ظاهری رو تبدیل به کد کنید.مرحله سوم :پروژه ای که انتخاب کردی سعی کن زیاد بزرگ نباشه که وقتی ۱ هفته شروع کردی خسته بشی و بزاری کنار - نمیگم خیلی آسون باشه فقط خیلی سخت نباشه. یعنی همون اول یه غول برای خودت نساز که نتونی شکستش بدی بیا اول با حریف های کوچک تر و هم قد و قواره خودت بجنگ وقتی بزرگ شدی اونوقت زمانش شده که با غول ها بجنگی.مرحله چهارم :سعی در حین کد زدن آموزش مورد نظرتو ببینی و اینکه از قابلیت های بروز داخل وب سایتت استفاده کنی و از چیزای جدید - نترس که بلد نباشی مشکلی نیست وقتی میخوای کدی بزنی که خروجی باحالی بهت میده ولی میترسی سخت باشه نترس کد بزن ولی همراه با آموزش برو جلو که هم یاد بگیری و هم کدت رو بزنی و خروجی باحالتو ببینی. میتونم بهت توصیه کنم اگر زبان انگلیسی ات خوبه از تو وب سایت های خارجی مثل یوتوب برای دیدن آموزش ها استفاده کنی و اگر هم زبان انگلیسی خوب نیست سعی کن زبانت رو قوی تر کنی و روش تسلط داشته باشی ولی پیشنهاد میکنم توی منابع فارسی از وب سایت راکت هم استفاده کنی من که ازش راضی ام.مرحله پنجم :وقتی پروژه ات تمام شد سعی کن که پروژه ات واقعی بشه و بتونه واقعی یه چالشی بین افرادی که توی اون حوزه هستن رو حل کنه. یعنی بیا با اون پروژه ات که به عنوان مثال پروژه وب سایت آموزشی بود واقعا کار کن فعالیت روزانه داشته باش و مقاله بنویس برای کاربر های در سطح اینترنت و ویدئو های آموزشی ضبط کن.مرحله ششم :خوب دیگه بهت تبریک میگم تو الان یه نمونه کار واقعی داخل وب داری که داره کار میکنه و میتونه رزومه واقعی تو باشه و هر کسی ازت پرسید که آیا در این زمانی که داشته کار میکردی و در حال یادگیری بودی چه چیزی یادگرفتی و آیا واقعا کارکردی؟ رو در جواب این وب سایت رو بهش نشون بدی.مرحله هفتم :سعی کن همیشه در حال آپدیت باشی و یادت نره پروژه ات رو به صورت خیلی تخصصی کد کن - طرز استفاده از کتابخانه ها - طرز صحیح کد زدن - استفاده از GIT یا همون مدیریت پروژه در زمان توسعه پروژه و همچین چیزایی.خوب دوست خوبم امیدوارم که تونسته باشم مسیر طراحی وب رو برات هموار کرده باشم و بتونم در مسیرت شریک راهنما خوبی باشم.همیشه اینو یادت باشه :مهم نیست مسیرت چقدر سخت باشه مهم اینه که از مسیری که داری میری لذت ببریشاید خیلی از دوستامون که این پست رو خوندن نمیدونن که چه چیزایی باید یاد بگیرن در مسیر طراحی وب یا اصلا چی هست ، اگر دوست داری همچین مقاله ای بنویسم براتون زیر همین پست برام کامنت کنید که زود تر یه مقاله خوب براتون در همین مورد بنویسم.پس هر سوالی داری زیر این پست کامنت کن برام و من تا جایی که بتونم کمکت میکنم.</description>
                <category>ایلیا فرامرزپور</category>
                <author>ایلیا فرامرزپور</author>
                <pubDate>Sat, 21 Mar 2020 04:21:15 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه بهتر بنویسید</title>
                <link>https://virgool.io/@iliafaramarzpour/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D8%AF-d0xrthalnaox</link>
                <description>بدون توجه به رسانه تان، نوشتن یک مهارت یادگیری است که به طور طبیعی برای همه حاصل نمی‌شود. علاوه بر این، نوشتن خوب کار سختی است و متاسفانه هیچ راه میان‌بر ساده‌ای برای تبدیل شدن به یک شبه استاد سخن وجود ندارد.اگر در یک دفتر کار می‌کنید یا کسب‌وکار خود را اداره می‌کنید، یک چهارم کاری که به احتمال زیاد شامل نوشتن است. از گزارش‌ها و پیشنهادها به توئیت ها و متون، کلمه نوشته شده، و خروجی شما ممکن است شما را شوکه کند.متوسط کارگر امروزی، تنها از طریق ایمیل به ۴۰،۰۰۰ کلمه در سال نزدیک می‌شود. این درست است - پوشه ارسالی شما احتمالا حاوی همان مقدار کلمات به عنوان گتسبی بزرگ است.از آنجا که بسیاری از ارتباطات روزانه به کلمه نوشته بستگی دارد، بهتر است یاد بگیرید چطور در نوشتن بهتر شوید.صرف‌نظر از دلیل شما برای قرار دادن کلمات در صفحه، در اینجا چند نکته جهانی برای کمک به شما در نوشتن موثرتر وجود دارد.1 - همزمان ننویسید و ویرایش نکنیدزمانی که بنشینید تا اولین بخش از یک رمان پرفروش خود را بنویسید، به خودتان اجازه ندهید در هر جمله گیر کنید.اگر بیشتر از چیزی که دارید حذف می‌کنید، هرگز از صفحه اول عبور نخواهید کرد. علاوه بر این، احتمالا بیش از حد در مورد مخاطبین خود فکر می‌کنید (که اگر به طور مداوم جملات را حذف کنید، چیزی برای خواندن نخواهد داشت!)به جای شک در سخنان خود و حدس دوم، نبوغ خود را حدس بزنید، زمان صرف نوشتن و ویرایش را از هم جدا کنید.برای هر ساعتی که صرف نوشتن می‌کنید، دو ساعت را صرف ویرایش کار خود کنید. حتی ممکن است برای یک روز از نوشتن خود دور شوید و زمانی که یک دیدگاه جدید دارید به آن بازگردید.به هر حال، نوشتن باز نویسی است. اگر در هنگام قرار دادن کلمات در صفحه، ویرایشگر داخلی خود را خاموش می‌کنید، قادر خواهید بود که اثر خود را به یک محصول قوی و مختصر تبدیل کنید.2 - از پاکسازی گلو خودداری کنیدانجام یک جستجوی سریع آنلاین برای کفش‌های در حال اجرا و یا بهترین کارگردانان فیلم، به مقدار زیادی از بلاگ ها، پست‌های رسانه‌های اجتماعی و لیست هاباز خواهند گشت. از آنجا که اینترنت انباشته از نوشته‌های تکراری است، بسیاری از این مطالب حاوی مطالب قابل تکثیر و قابل اجتناب است.شروع به تمرین بهتر نوشتن با رها کردن مزخرفات بی‌معنی کنید. نکات خود را تا جای ممکن علامت‌گذاری کنید و از کلمات واجد شرایط اجتناب کنید - مانند آن‌ها، بسیار، و کم - که زندگی را از جمله ها بیرون بکشید. مارک تواین حتی پیشنهاد کرد که هر بار که می‌خواهید &quot;لعنتی&quot; را جایگزین کنید، &quot; تا مطمئن شوید که نوشتن تان تنها شامل چیزی است که نیاز دارید.اگر مطمئن نیستید که قطعه شما با صاف کردن گلو شروع می‌شود، چند پاراگراف اول خود را حذف کنید و ببینید آیا نوشتن تان واضح‌تر می‌شود یا نه. استفاده از این کلمات بیش از حد باعث خواهد شد که نوشتن شما احساس بی روحی کند و خواننده را از معنای واقعی خود منحرف کند.3 - ابزار نوشتن خود را تیز کنیدیکی از رایج‌ترین نکات نوشتاری این است که تا جایی که می‌نویسید، مطالعه کنید. نه تنها یکی از آسان‌ترین روش‌ها را بخوانید تا با سبک‌های نوشتاری مختلف آشنا شوید و ایده‌های جدید را مطرح کنید، اما این یک استراتژی عالی برای تیز کردن جعبه‌ابزار نویسنده است.سطح شایستگی تان هر چه که باشد، همیشه می‌توانید مهارت‌های خود را با خواندن بیشتر در مورد نوشتن، بهبود بخشید. آخرین باری که از طریق یک راهنمای سبک نگارش به شما برخورد کردید، چه زمانی است؟ آیا شما هیچ وبلاگ نویس هایی را دنبال می‌کنید که نکات نویسندگی روزانه را ارسال می‌کنند؟ منابع فوق‌العاده‌ای وجود دارند - به خصوص آن‌هایی که توسط استادان فرم نوشته شده‌اند.یک ابزار مفید دیگر یک دایره لغات خوب است. همانطور که می‌دانید، استفاده از انتخاب یک کلمه ده دلاری زمانی که یک کلمه ده سنتی ترفند را انجام می‌دهد، وجود ندارد. داشتن یک دایره وسیع‌تر، انتخاب مناسب‌ترین ابزار برای کار در دست را آسان‌تر می‌کند. گاهی شما به آچار هلال نیاز دارید؛ زمان‌های دیگر، شما می‌توانید با پیچ و مهره تنها بروید.4 - برای تمام موارد بالا از بلاگ ویرگول استفاده کنیدمنبع :grammarly</description>
                <category>ایلیا فرامرزپور</category>
                <author>ایلیا فرامرزپور</author>
                <pubDate>Sat, 21 Mar 2020 03:51:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>5 مرحله ای که هر نویسنده ای باید بداند!</title>
                <link>https://virgool.io/@iliafaramarzpour/5-%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%84%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%B1-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%AF-vjivx5ppwv3y</link>
                <description>هنر نوشتن یک مجموعه مهارتی است که زمان و تمرین را برای استاد به کار می‌برد. اگرچه زمان مورد نیاز برای تبدیل شدن به یک نویسنده قوی بستگی به منحنی یادگیری شخصی شما دارد، عناصر اساسی در فرآیند نوشتن وجود دارند که جهانی هستند.چه در حال نوشتن یک مقاله دانشگاهی و یا یک پست وبلاگ رسمی هستید، درک مراحل فرآیند نوشتن اولیه از آغاز تا اتمام می‌تواند به شما کمک کند کار با کیفیت بالا را تولید کنید.1 - ایده پردازیقبل از شروع با عمل نوشتن، باید موضوع نوشتن خود را تصور کنید. اگر به طور خاص به شما داده نشده است، به موضوع فراگیر خود فکر کنید و آنچه را که می‌خواهید در مورد آن بگویید را مشخص کنید.ممکن است بخواهید یک مقاله اطلاعاتی در مورد این که موضوع چیست و چگونه کار می‌کند، بنویسید. همچنین می‌توانید با پرداختن به یک موضوع در نوشته‌های خود که مربوط به موضوع گسترده‌تری است، به یک موضوع عمیق‌تر برویددر طی این مرحله نوشتن، به این فکر کنید که مخاطب تان چه کسی است و این  می‌تواند به شما کمک کند که موضوع خود را تعریف کنید. به عنوان مثال، اگر خواننده هدف تان متخصص موضوعی کلی است که درباره آن می‌نویسید، یک توضیح مقدماتی درباره این موضوع ممکن است ارزش چندانی برای خواننده مد نظر داشته باشد.2 - در حال آماده‌سازیزمانی که موضوع را انتخاب کردید، زمان آن رسیده که اطلاعاتی را آماده کنید که باید شروع به نوشتن کنید. این شامل یافتن منابع معتبر اطلاعات برای اهداف تحقیق و مصاحبه است.منابع معتبر می‌توانند به شما کمک کنند که موضوع تان را از دیدگاه یک متخصص درک کنید و، وقتی به درستی ذکر شد، می‌تواند اعتبار خود را در نوشتن تان به شما قرض دهد. برخی مثال‌ها از منابع معتبر عبارتند از: مجلات علمی یا صنعتی، گروه‌های پژوهشی دولتی یا غیرانتفاعی، و متخصصان معتبر یا معتبر.زمانی که تمام اطلاعات خود را جمع کردید، یک طرح کلی ایجاد کنید. طرح کلی به شما کمک می‌کند تا ایده‌های خود را در مسیری سازمان‌یافته،به آسانی دنبال کنید تا نوشتن به آرامی برای خواننده جریان پیدا کند.به طور کلی، یک طرح کلی شامل یک مقدمه است که چارچوب اصلی را برای مخاطب شما ایجاد می‌کند، یک بدنه، که در آن شما نقطه اصلی را با جزئیات بیشتر و اظهارات پشتیبانی قطع می‌کنید، و یک نتیجه‌گیری برای جمع‌بندی افکار و ترک خواننده با یک بیانیه نهایی.3 - تدویناین بخشی از فرآیند نوشتن است که در آن باید تحقیق و طرح کلی خود را به صورت کتبی اعمال کنید. با کمک طرح کلی تان، جملات و پاراگراف‌های خود را تنظیم کنید تا نکات خود را بیان کنید. پیش‌نویس شما نیاز به کامل بودن ندارد چرا که در مراحل فرآیند نوشتن بعدی تجدید نظر و اصلاح خواهید کرد.کلید این گام به دست آوردن ایده‌های خود به شیوه‌ای است که بین جملات و بندها به خوبی سازماندهی  شده‌است. آنچه را که نوشته‌اید را بخوانید ، این که آیا شما این کار را به اندازه‌ای که می‌نویسید، انجام دهید، و یا پس از اینکه نوشتن خود را به پایان رساندید، این کار را انجام دهید. خواندن نوشته‌های خود را با صدای بلند بخوانید تا اشتباه‌ات موجود در اطلاعات را تشخیص دهید، و جلوگیری از هر گونه انتقال ناشیانه.4 - بازبینیگام بازبینی بخش مهمی از فرآیند هر نویسنده است. این جایی است که شما این فرصت را خواهید داشت تا ایده‌های مبهم را در پیش‌نویس اولیه تان مرتب کنید، ساختار پاراگراف‌های شما را برای یک جریان طبیعی دوباره و دوباره بررسی کنید که آیا پیش‌نویس تان به طور موثر اطلاعات کامل را به خواننده منتقل می‌کند یا نه. همچنین این فرصتی است که نوشتن شما را با حذف واژه‌های غیر ضروری که می‌تواند به اختصار به اشتراک گذاشته شود، افزایش دهد.پس از اصلاح پیش‌نویس اولیه خود، نوشته‌های خود را با صدای بلند بخوانید تا مطمئن شوید که به نظر می‌رسد که قصد دارید.در نوشتن، ممکن است با یک بازبینی و یا تعداد زیاد روبرو شوید. گام بازبینی فرآیندی است که در آن وجود ندارد و شماره &quot;درست&quot; وجود ندارد که نوشته‌های قوی تولید می‌کند.5 - نسخه برداریزمانی که در مورد بازبینی‌های خود اعتماد به نفس پیدا می‌کنید، به آخرین مرحله نوشتن خود ادامه دهید: بازخوانی. بازبینی شامل خواندن مجدد کار نهایی تان با تاکید بیشتر بر تصحیح خطاهای فنی، مانند هجی کردن، دستور زبان و سبک است.این یک فرصت دیگر برای تایید نوشتن تان است. به عنوان مثال، اگر تی‌تر شما &quot;چگونه یک سگ را سرپرستی کند&quot;، ارزیابی کنید که آیا واقعا پاسخ داده‌اید که به طور کامل به خواننده تان پاسخ می‌دهید.اگر کار خود را بازخوانی کنید، از نرم‌افزار نوشتاری مانند Grammarly برای کمک به نوشتن آخرین نگاه خود استفاده کنید. Grammarly نه تنها می‌تواند به هجی کردن و دستور زبان کمک کند، بلکه می‌تواند اشتباه‌ات را مانند کلماتی که ممکن است بارها و بارها تکرار کرده باشند نیز بررسی کند.قبل از روشن کردن یا انتشار اثرتان، شانس دیگری برای خواندن نوشته تان با صدای بلند برای اشتباه‌ات ظریف به دست آورید. اگر در مورد محل کار خود احساس خوبی داشته باشید، آن را ارسال کنید.اگر چه فرآیند نوشتن شامل اصول اصلی برای پیروی کردن است، احساس راحتی با نوشتن دارد و سیر تکاملی سبک نوشتاری شما یک شبه اتفاق نمی‌افتد. پس از این مراحل می‌تواند به شما کمک کند اصول را یاد بگیرید تا بتوانید مهارت‌های خود را در طول زمان اصلاح کنیدمنبع :grammarly</description>
                <category>ایلیا فرامرزپور</category>
                <author>ایلیا فرامرزپور</author>
                <pubDate>Sat, 21 Mar 2020 03:30:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه یک طرز فکر رشد را در تیم خود ایجاد کنید</title>
                <link>https://virgool.io/@iliafaramarzpour/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%B7%D8%B1%D8%B2-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%DB%8C%D9%85-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-wbrmfukj9nqx</link>
                <description>طرز فکر رشد، اصطلاحی که توسط محقق کارول Dweck ابداع شد، فرض می‌کند که پتانسیل شخصی شکل نگرفته است و مهارت‌ها و توانایی‌های یک فرد می‌تواند با اشتیاق، آموزش و تلاش آگاهانه افزایش یابد. فردی با طرز فکر رشد از چالش‌ها استقبال می‌کند و شکست‌های خود را به عنوان فرصت‌هایی برای یادگیری و توسعه می‌بیند. این یک ایده خوب است، چون علوم اعصاب ثابت می‌کند که مغز ما تغییر می‌کند و زمانی که سخت تلاش می‌کنیم تا خودمان را بهبود بخشیم، توانایی بیشتری پیدا می‌کند.بالعکس، فردی که طرز فکر ثابتی دارد، ویژگی‌ها و توانایی‌های آن‌ها را به عنوان سنگ حکاکی شده در سنگ می‌بیند. آن‌ها شکست‌های خود را به عنوان یک تهدید بالقوه برای هویت خود می‌بینند، از طریق چالش‌ها به سختی کار می‌کنند و وقتی با موانع مواجه می‌شوند از نظر عاطفی واکنش نشان می‌دهند.در جایی که طرز فکر رشد بر روی فرآیند، یادگیری و سفر تمرکز دارد، طرز تفکر ثابت به نتایج گیر کرده‌است.اگر مدیر هستید، توسعه یک طرز فکر رشد می‌تواند یک جز کلیدی برای موفقیت شما باشد!چگونه یک طرز فکر رشد به عنوان یک مدیر بر من تاثیر می‌گذارد؟مدیران با طرز فکر رشد توانایی بهتری برای توجه به اطلاعاتی دارند که با انتظارات و فرضیات درباره کارمندان متناقض است. همچنین نشان داده می‌شود که داده‌های بیشتری در پاسخ به تغییرات عملکرد در تیم خود دارند. نگاه داشتن یک رویکرد رشد به مدیران کمک می‌کند تا تعصبات خود را به چالش بکشند و تصمیمات بهتری را براساس حقایق زمانی که به رفتارها و عملکرد می‌رسد، اتخاذ کننداز طرف دیگر، مدیران با یک طرز فکر ثابت به احتمال کمتری بازخورد و بازخورد کارمندان خود را ارایه می‌دهند، به خصوص زمانی که آن‌ها را درک می‌کنند تا صلاحیت کمتری داشته باشند. آن‌ها همچنین برای دریافت بازخورد مفید تلاش می‌کنند.به عنوان یک مدیر، توسعه یک طرز فکر رشد باید همیشه در ذهن باشد.طرز فکر رشد خود را به عنوان مدیر انتخاب کنیدبرای توسعه و بهره‌برداری از یک طرز فکر رشد قوی‌تر، دیدگاه زیر را در نظر بگیرید:خودآگاهی خود را در مورد طرز فکر خود ایجاد کنیدایزابل دوآرته، یک مربی تمرکز و رهبر، پیشنهاد می‌کند: &quot; توجه داشته باشید و در مورد زمانی که با یک طرز فکر ثابت در حال نزدیک شدن به وضعیتی هستید کنجکاو باشید و در نظر بگیرید که چطور می‌توانید آن را تغییر دهید.&quot;به یک نمونه فکر کنید که در آن یک تغییر مثبت غیر منتظره در درون خود تجربه کرده‌اید. این تغییرات را به چه چیزی نسبت می‌دهید؟ چگونه می‌توانید از این نوع رشد استفاده کنید؟کارول دوک پیشنهاد می‌کند که سوالات زیر را مطرح کنید:آیا راه‌هایی وجود دارد که من بتوانم نسبت به اشتباه‌ات خود کم‌تر دفاع کنم؟آیا می‌توانم از بازخورد هایی که دریافت می‌کنم بیشتر سود ببرم؟آیا راه‌هایی وجود دارد که من بتوانم تجربیات یادگیری بیشتری برای خودم ایجاد کنم؟به عنوان یک مدیر تواضع داشته باشیدتحقیقات دوک توضیح می‌دهد که مدیران بزرگ سعی نمی‌کنند ثابت کنند که آن‌ها نسبت به دیگران بهتر هستند و مردم اطراف خود را تضعیف نمی‌کنند تا قدرت خود را افزایش دهند. آن‌ها بر روی بهبود خود، و ایجاد تیم‌هایی از افراد واقعا بزرگ تمرکز دارند که به طور مداوم رشد می‌کنند و اگر شما یک تیم را مدیریت می‌کنید، به روشی که در محل کار عمل می‌کنید فکر کنید. آیا بر روی قدرت و دستاوردهای خود بیش از کارکنان تان تمرکز دارید؟ اگر سر تکان می‌دهید، بله، راه‌هایی را در نظر بگیرید که می‌توانید تمرکز خود را اصلاح کنید. برای مثال، می‌توانید به دنبال فرصت‌هایی برای دادن اعتبار به تیم خود برای کار خوب باشید.استفاده از تکنیک‌های ارزیابی مجددایجاد چنین وضعیتی به شیوه‌ای که تهدید را از بین ببرد، یک استراتژی تنظیم عاطفی است که می‌تواند توسط هر کسی استخدام شود! زمانی که در حال تجربه چالش‌ها در محل کار هستید، از خودتان سوالاتی مانند این بپرسید:چطور ممکن است کسی به این وضعیت واکنش نشان دهد؟به چه روش‌هایی ممکن است من خود را نسبت به یک طرز فکر رشد تغییر دهم؟چطور ممکن بود از نگرانی طرف مقابل قدر دانی کنم؟دوآرته می‌گوید: &quot; یاد بگیرید که وضعیت‌های منفی را حل کنید و قصد مثبت داشته باشید. زمانی که چیزی با انتظارات شما همخوانی ندارد، سعی کنید در متن این که چگونه می‌خواهید همه چیز را پیش ببرید، گرفتار نشوید.&quot;از قدرت &quot;هنوز&quot; استفاده کنید.وقتی با چالشی روبرو می‌شوید که احساس می‌کنید نمی‌توانید این کار را انجام دهید، &quot;من نمی‌توانم این کار را انجام دهم&quot; این تغییر کوچک در طرز تفکر می‌تواند تاثیر ماندگاری بر توانایی شما در کار کردن از طریق راه‌حل‌ها و انگیزه ماندن داشته باشد.پرورش یک طرز فکر رشد در تیم تانزمانی که کار را برای خودتان انجام دادید، در نظر بگیرید چطور این طرز فکر را با تیم خود پرورش دهید. دوک ایده‌های زیر را مطرح می‌کند که باید در نظر گرفت:تاکید بر این که سازمان ارزش‌های یادگیری و پشت‌کار را حفظ می‌کند، نه فقط یک نابغه آمادهمهم است که به عنوان یک فرد با قابلیت یادگیری مهارت داشته باشید و فضایی ایجاد کنید که در آن شکست در حین پذیرش پذیرفته می‌شود. برای اینکه تیم خود را با این ایده راحت کنید، می‌توانید در مورد زمان‌هایی که موفق نبودید، داستان‌هایی را به اشتراک بگذارید. در مورد اینکه چطور بر موانع غلبه کرده‌اید، صادق باشید.برای توسعه در تیم خود ارزش بگذارید. به عنوان یک مدیر، آیا شما تیم خود را با کارآموزی، کارگاه‌ها، مربیگری و یا تکالیف خود به تیم خود می‌دهید؟ این ها روش‌های عالی برای تشویق یادگیری هستند. دوآرته می‌گوید: &quot; هنگامی که این کار به جریان کار تیمی روزمره برسد، به دنبال فرصت‌هایی برای محول کردن وظایفی است که تیم شما را توانمند می‌سازد تا مهارت‌های خود را بیاموزند.&quot;بازخورد را به شیوه‌ای بدهید که یادگیری و موفقیت آینده را ترویج کند.خطوط برای بازخورد در تیم شما باید همیشه باز باشند، هم برای شما و هم برای دادن به تیم، و برای آن‌ها دادن به شما. زمانی که متوجه یک کارمند در یک طرز فکر ثابت می‌شوید، زمانی را به آن‌ها یادآوری کنید که در ابتدا در چیزی که ابتدا چالش برانگیز بود، موفق بودند.بازخورد می‌تواند زمان زیادی برای کسب اطلاعات درباره اشتباهاتی باشد که مرتکب می‌شوند. به جای نادیده گرفتن یا نادیده گرفتن آن‌ها، زمان را صرف توضیح فرآیند مناسب و کارمندان مربی برای ایجاد معنا از اشتباه‌ات آن‌ها کنید.توسعه یک طرز فکر رشد به شما در کار، در روابط، و تمام جنبه‌های دیگر زندگی کمک خواهد کرد! پس به داخل نگاه کنید و از خودتان بپرسید چگونه می‌توانید هر روز به سمت رشد حرکت کنید.منبع :grammarly.com</description>
                <category>ایلیا فرامرزپور</category>
                <author>ایلیا فرامرزپور</author>
                <pubDate>Sat, 21 Mar 2020 03:10:32 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>