<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ایمان عباسی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@imanabbasi</link>
        <description>??‍? روزنوشت های یک گیک برنامه نویس، مدرس، مشاور ♻️ معتقد به کارما ?‍♂️ خون آشام اصیل❗️من مسئول حرفها و رفتارهایم هستم، اما مسئول برداشت شما از آنها نیستم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 08:54:39</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/14204/avatar/zUMX3k.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>ایمان عباسی</title>
            <link>https://virgool.io/@imanabbasi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بحرانی به نام « کارفرمایان زرد »</title>
                <link>https://virgool.io/coderlife/%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B2%D8%B1%D8%AF-oev8yufrkvyo</link>
                <description>بدون اغراق اگر بخوام بگم، از اولین پروژه برنامه نویسی که انجام دادم حدود 15 سال میگذره...زمان نوجوانی علاقه شدیدی به برنامه نویسی داشتم، به خصوص وب؛ اوایل برای خودمم جنبه ی سرگرمی داشت تا اینکه با انجام پروژه برای بقیه فهمیدم میشه درآمد هم داشت. سال های اول به دلیل اطلاعات کم، درآمد کمی هم داشتم. به مرور با گذروندن دوره های مختلف حضوری یا ویدیویی تونستم اطلاعاتم رو بالاتر ببرم و به واسطه علاقه، تدریس هم شروع کنم.توی این سال ها، از طریق کارم، با افراد مختلفی با جایگاه های اجتماعی و علمی متفاوتی روبرو شدم و توی انجام پروژه هاشون کمک کردم. از همون اوایل برای خودم اونها رو دسته بندی می کردم تا بتونم تعامل بهتری باهاشون داشته باشم:1- کارفرمایان درجه یک : کیفیت براشون مهم ترین فاکتور بود. حتی حاضر بودن بیشتر از حد عرف هزینه بکنن تا زمان بیشتری برای کارهاشون بزارم و کار باکیفیت تری تحویلشون بدم. حرفه ای رفتار می کردن و توی انجام پروژه همراه بودن. تقریبا تمامشون به مرور زمان تبدیل به دوستانم شدن.2- کارفرمایان بی پول : همیشه دغدغه هزینه کردن برای پروژه هاشون رو داشتن. عموما دید صحیحی به تاثیر وب سایت و دیجیتال مارکتینگ نداشتن و این موضوع باعث میشد تمایلی برای هزینه معمول هم نداشته باشن؛ با این همه، به دلیل علاقه شدیدم به کارم، معمولا گروه دوم هم کارهاشون رو قبول می کردم ولی برخلاف گروه اول، هیچ زمان تبدیل به دوستانم نشدن.با تغییر شرایط اقتصادی کشور، عوض شدن سبک زندگی، افزایش مراکز آموزشی بی کیفیت و ورود رسانه های اجتماعی به بطن زندگی افراد، به مرور گروه سومی هم به لیست مشتریانم اضافه شد.3- کارفرمایان زرد : سمی ترین نوع ممکن در تعاملات و هزینه؛ عموما به دلیل گذروندن دوره های علمی و آشنایی کم به موارد فنی، فکر می کنن نوشتن چند خط کد هزینه ای نداره ! خودشون هم نمیدونن چی می خوان و دنبال فردی میگردن که ترجیحا مجانی پروژه هاشون رو به صورت فوری انجام بده.این گروه چند نشانه دارن که باعث میشه به راحتی شناسایی بشن :کیفیت و دقت و سرعت براشون اهمیت فوق العاده بالایی دارهدچار سندروم پرفکشنیسم هستند ( سندروم پرفکشنیسم چیست؟ )دارای مدارک علمی عموما معتبر، بدون ذره ای عمل ( زنبور بی عسل )دائما ناراضی از تیم فنی و دائما به دنبال تیم فنی ایده آل ( که به دلیل نشانه دوم، نشدنیه... )دغدغه مالی شدیدی دارن و برای گرفتن پایین ترین قیمت از تمامی شبکه های اجتماعی و کائنات کمک میگیرنعموما اصرار شدید دارن در مذاکره اول، قیمت نهایی رو قبل از بیان نیازشون و تحلیل اولیه بگیرنگارد شدیدی در برابر قراردادهای شفاف دارنمتاسفانه گروه سوم، گونه ای جدید از آفت های اکوسیستم استارتاپی ایران هستن و به نظر من تنها راه حل ممکن برای از بین بردن این گونه آفت ها، کار نکردن با اونهاست. خود من هم بارها پیش اومده برای این مدل از کارفرماها پیشنهاداتی آماده کردم تا بتونم پروژه ی اونها رو بگیرم ولی این کار، عمیقا اشتباه بوده...نتیجه گیریمهم ترین دلیل به وجود اومدن گروه سوم، داشتن آموزش های غلطه؛ اگر مسیر آموزشی درست طی بشه، یقینا فردی با شرایط گروه سوم به وجود نمیاد. من وظیفه خودم می دونم به عنوان یک فرد کوچیک توی حوزه فناوری اطلاعات، این مدل افراد رو آگاه کنم تا نه به اکوسیستم آسیب بزنن و نه خودشون آسیب ببینن.اگر با خوندن این مطلب خودت رو شبیه گروه سوم دیدی، به نظرم نیاز هستش تا قبل از انجام هر پروژه ای، کمی اطلاعاتت رو بالا ببری، دغدغه هات رو برطرف کنی و نگاهت رو به شغل های وابسته به خودت اصلاح کنی.خوشحال میشم تجربیات، راهکارها و نظرات دوستان رو در مورد برخورد با اینگونه کارفرمایان بدونم.</description>
                <category>ایمان عباسی</category>
                <author>ایمان عباسی</author>
                <pubDate>Mon, 30 Mar 2020 14:48:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دانشگاه vs بازار کار</title>
                <link>https://virgool.io/coderlife/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-vs-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-vdxe0zpmt44w</link>
                <description>شاید یکی از بزرگ ترین سوالاتی که همه ما قبل از ورود به دانشگاه، حداقل یک بار به ذهنمون خطور کرده این بوده که : « رفتن به دانشگاه برای آیندم مفید تره یا ورود به بازار کار ؟ »یقینا جای فکر داره وقتی می بینی افراد موفق، چه داخل کشور، چه خارج از کشور، اکثرا کسایی بودن که یا تحصیلات دانشگاهی نداشتن و یا دانشگاه رو رها کردن...وجود مدرک تحصیلی هیچ ضمانتی برای داشتن شغل خوب، زندگی خوب و ... نیست. این اصلا به این معنا نیست که دانشگاه مفید نیست، اتفاقا برعکس؛ دانشگاهی می تونه یک سکوی پرتاب باشه.مشکلات مختلفی بعد از ورود به دانشگاه هست، مثلا :عدم تدریس علم روز؛ فرد بعد از اینکه وارد بازار کار میشه می بینه درس هایی که خونده در عمل کاربرد ندارنهزینه بالای دانشگاه های غیر دولتی؛ دانشگاه های غیر دولتی به نسبت هزینه هایی که دریافت می کنن، محیط علمی ضعیف تری دارن.دغدغه آموزش نیست؛ حقیقتا در بیشتر محیط های آموزشی، چه برای دانشجو و چه برای استاد دغدغه اولیه آموزش نیست. گاها با استاید بزرگی روبرو شدم که شرط نمره دادنشون، ارائه مقاله رسمی با نام اونها بوده ( مدارک موجود است ! ) و گاها با دانشجوهایی آشنا شدم که برای گرفتن نمره حاضر به هر کاری ( ! ) بودن.یقینا ورود به بازار کار هم بدون داشتن مهارت و دانش، کار آسونی نیست. بهتره حتی بگیم شرط لازم ورود به بازار کار مهارته. شما در هر صنف، با هر سمت و عنوانی نیاز دارین اطلاعات اون کار رو داشته باشین. این مشکل شروع ماجراست ! چون « تنها چیزی که در بهترین دانشگاه ها هم به افراد آموزش داده نمیشه، مهارته ! »حالا چه باید کرد ؟میشه با اطمینان گفت، نداشتن تحصیلات آکادمیک یکی از بزرگ ترین اشتباهاته و این روزها برای داشتن جایگاه اجتماعی مناسب وجود تحصیلات آکادمیک الزامیه. حتی برای ورود به بسیاری از مشاغل، جهت اطمینان از مهارت شما، مدارک و سوابق تحصیلی شما بررسی میشه ( بیشتر مراکر دولتی و شرکت های خصوصی ).باید گفت داشتن تحصیلات برای ورود به بازار کار لازم هست ولی کافی نیست ! فرد برای یادگیری مهارت دلخواهش، در کنار تحصیل، باید دوره هایی رو ببینه. انتخاب این دوره ها کاملا به علاقه فرد و رشته تحصیلیش مربوط میشه.مراکز آموزشی مختلفی مثل مجتمع فنی تهران وجود داره که دوره های آموزشی مختلفی در اونها برگزار میشه مثل :دوره های شبکهدوره های برنامه نویسیدوره های گرافیکدوره های طراحی وبمهارت های کامپیوتریدوره های زبان خارجیدوره های مد و پوشاکدوره های مدیریت و حسابداریدوره های معماری و دکوراسیوندوره های بورس و سرمایه گزاریمیشه با اطمینان گفت، گذروندن این دوره ها به عنوان مکمل تحصیلات الزامی هستش و اینقدر که این دوره ها برای ورود به بازار کار موثر هستن، دانشگاه نیست ! تمامی این دوره ها به دلیل آموزش محور بودنشون، کاملا شما رو برای ورود به بازار کار آماده می کنن.نتیجه گیریمهم نیست چه سنی داری، چه رشته ای درس می خونی؛ هیچ موقع برای یاد گرفتن مهارت جدید دیر نیست و این مهارت می تونه زندگیتو عوض کنه !</description>
                <category>ایمان عباسی</category>
                <author>ایمان عباسی</author>
                <pubDate>Sat, 04 Aug 2018 00:52:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سندروم تولید ایده</title>
                <link>https://virgool.io/@imanabbasi/idea-production-syndrome-g3dh2ik8buwp</link>
                <description>به عنوان یک برنامه نویس، تقریبا از هر 5 مشتری 4 تاشون تو فکر داشتن یه یک استارت آپ هستن و ایده ای توی سرشون هست ( که خیلی هاشون خوبه ) و فکر می کنن می تونن با اون ایران رو متحول کنن. یکی از بزرگ ترین مشکلات این جور افراد، مسائل مالی و سرمایه هستش و اکثرشون به دلیل نداشتن سرمایه کافی، رد شدن توسط شتاب دهنده ها و سرمایه گذاران حاضر نیستن حتی هزینه های اولیه پروژه رو تامین کنن. خیلی از این افراد، چون به ایده خودشون مطمئن هستن و به حرف دیگران اعتماد نمی کنن عموما تصمیم به اجرا می گیرن.این مدل از افراد به ناچار مجبور میشن پیشنهاد مشارکت در پروژه رو به تیم های مجری و برنامه نویس ها بدن. گاها حتی خود من هم از این پیشنهادات استقبال کردم و بدون چشم داشت مالی، برای رشد اکوسیستم استارت آپی، در اجرا کمکشون کردم و در 100% موارد، پروژه درآمدی نداشته یا درآمدشون در حدی نبوده که سود داشته باشن.اما این شروع ماجرا نیست ! تب تند تولید ایده، آروم آروم این افراد رو دچار « سندروم تولید ایده » می کنه و بعد از گذشت مدتی تبدیل میشن به یک مخرب اکوسیستم استارت آپی ! تبدیل میشن به افرادی که ترجیح میدن تمام روز، کنار پنجره بشینن، قهوه بخورن و ایده هاشون رو توی ذهنشون بزرگ و بزرگ تر کنن و اجراشون رو بدون سرمایه به دیگران بسپرند ! این مدل از افراد، حاضر نیستن هیچ کاری جز فکر کردن انجام بدن، کافیه ازشون بخواین برای شروع، مدل کسب و کار ( Business Model ) یا طرح کسب و کار ( Business Plan ) رو بنویسن؛ در این مواقع، یک خودکار و کاغذ میارن، جلوت میزارن و میگن تو بنویس تا فردا !!!این افراد، همیشه کوهی از ایده هم دارن ( لزوما نه ایده های تکنولوژی، از طرح بازیافت زباله و تولید برق گرفته تا احداث جاده در مسیر پیشنهادی به شمال ) که هیچ کدوم مورد توجه مسئولین قرار نگرفته !به دلیل تب داغ استارت آپ ها در کشور، تعداد این افراد روز به روز بیشتر میشه. نزدیک بودن به این افراد، گاها به اندازه تاثیر تشعشعات هسته ای می تونه برای سلامت جسم و ذهن خطر داشته باشه. مجری بعد از گذشت چند ماه یا چند سال، به خودش میاد و میبینه این مدت تمامی خدماتش رو به صورت تقریبا رایگان در اختیار گروهی گذاشته و نه تنها تا الان درآمدی نداشته، بلکه معلوم هم نیست در آینده درآمد داشته باشه یا نه.هنگام روبرو شدن با این افراد چه باید کرد؟اگر با این افراد روبرو شدین و یا با پیشنهادات در ظاهر عالی و پرسودشون ( ! ) روبرو شدین، حتما ازشون بخواین ایده خودشون رو مکتوب کنند و برای اجرا فقط صورت رسمی با قرارداد و ضمانت باهاشون همکاری کنید.نتیجه گریقطعا تولید و رشد ایده بسیار مفیده و در هر کشوری می تونه شرایط اقتصادی، فرهنگی و ... رو دچار تحول کنه. ولی تولید ایده، نیاز به دانش، تحقیق، یادگیری، استفاده از تجربیات دیگران و ... داره و هیچ کس نمی تونه بدون این ویژگی ها ایده خوبی رو تولید کنه. اگر صاحب ایده هستین، با مراحل مختلف « ایده » تا « کسب و کار » آشنا بشین، تنها چیزی که می تونه شما رو از « سندروم تولید ایده » نجات بده، یادگیریه...</description>
                <category>ایمان عباسی</category>
                <author>ایمان عباسی</author>
                <pubDate>Thu, 02 Aug 2018 12:43:33 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>