<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ایمان پاکراه</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@imanpakrah67</link>
        <description>دانش آموخته تجربه ای به نام کسب و کار با چاشنی آنلاین | موسس آی پی امداد و آکادمی پاکراه</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 12:40:44</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2944526/avatar/fdvpGh.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>ایمان پاکراه</title>
            <link>https://virgool.io/@imanpakrah67</link>
        </image>

                    <item>
                <title>25 سخن ماندگار از استیو جابز بنیانگذار اَپِل</title>
                <link>https://virgool.io/@imanpakrah67/25-%D8%B3%D8%AE%D9%86-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%88-%D8%AC%D8%A7%D8%A8%D8%B2-%D8%A8%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D9%8E%D9%BE%D9%90%D9%84-rlumjpotwpkg</link>
                <description>1. سخنان زیبا و تاثیرگذار استیو جابز ثروتمندترین مرد قرن بودن، هیچ وقت برای من مهم نبوده؛ برای من این مهم بوده که هر شب، با فکر اینکه یک کار شگفت‌انگیز انجام دادم، به رخت‌خواب بروم… همین!2. نوآوری، فرق بین یک رهبر و یک پِیروئه!3. همه چیزای مورد علاقه من تو زندگی، هیچ هزینه‌ای ندارن! کاملا واضحه که ارزشمندترین منبعی که همه ما در اختیار داریم، زمانه!4. به نظرم پول خیلی شگفت‌انگیزه، چون تو رو قادر به انجام هر کاری می‌کنه.5. هدف ما باید این باشه که بهترین دستگاه دنیا رو خلق کنیم، نه این که بزرگ‌ترین آدم‌های دنیا باشیم!6. دلیل اینکه کمپانی ما تونسته محصولاتی مانند iPad تولید کنه، اینه که ما همیشه سعی کردیم نقطه تلاقی فناوری و هنرهای آزاد رو حفظ کنیم!7. هرگز اجازه نده صدای نظرات دیگران، بر صدای درونت غلبه کنه!8. شجاعت این رو داشته باش که از قلبت و شهودت پیروی کنی اونا بهتر از تو میدونن که چی می‌خوای و دوست داری به چه کسی تبدیل بشی! بقیه چیزها، فَرع هستن!9. من هیچ وقت نمی‌تونستم بدون کار کردن، زندگی کنم!10. اگر شما می‌خواهید کاری را انجام دهید، باید به آن افرادی که از شما بیشتر اطلاعات دارند، گوش کنید و در نهایت، باید به دلیل خودتان از آن پیروی کنید.11. هرگز نترسید که از نظر دیگران، احمق به نظر بیاید؛ اگر شما به خودتان اعتماد داشته باشید، می‌توانید هر کاری را انجام دهید.12. من آدم خوش‌بینی هستم چون فکر می‌کنم هر آدمی، ناب و قابل احترامه و برخی از آدم‌ها واقعا باهوشن. من واقعا نسبت به همه آدم‌ها خوش‌بینم!13. کسانی که آنقدر دیوانه هستند که فکر می کنند می توانند دنیا را تغییر دهند، همان هایی هستند که این کار را می کنند.14. کار شما بخش بزرگی از زندگی شما را پُر خواهد کرد و تنها راه برای رضایت واقعی این است که کاری را انجام دهید که فکر می کنید بهترین کار است.  و تنها راه انجام کار بزرگ این است که کاری را که انجام می دهید دوست داشته باشید. اگر هنوز آن را پیدا نکرده اید، به جستجو ادامه دهید. &quot; نا امید نشوید. مانند همه مسائل قلبی، وقتی آن را پیدا کردید خواهید فهمید.&quot;15. به یاد داشته باشید که قرار است بمیرید، این موضوع بهترین راهی است که من می دانم، تا از دام فکر کردن به اینکه چیزی برای از دست دادن دارم اجتناب کنم.16. اخراج از اَپِل بهترین اتفاقی بود که می توانست برای من بیفتد. سنگینی موفقیت با سبکی، دوباره مبتدی بودن جایگزین شد. این مرا آزاد کرد تا وارد یکی از خلاقانه ترین دوره های زندگی ام شوم.17. من به کارهایی که انجام نداده ام به همان اندازه به کارهایی که انجام داده ام افتخار می کنم. نوآوری یعنی نه گفتن به هزار چیز.18. الگوی من برای تجارت بیتلز است: آنها چهار نفر بودند که تمایلات منفی یکدیگر را کنترل می کردند. همدیگر را متعادل کردند. و جمع از مجموع اجزا بیشتر بود.19. گاهی اوقات وقتی نوآوری می کنید، اشتباه می کنید. بهتر است آنها را به سرعت بپذیرید و به بهبود سایر نوآوری های خود ادامه دهید.20. شما نمی توانید نقاط را به آینده متصل کنید. شما فقط می توانید آنها را به عقب متصل کنید. بنابراین باید اعتماد داشته باشید که نقاط به نوعی در آینده شما به هم متصل خواهند شد. شما باید به چیزی اعتماد کنید - قلب، سرنوشت، زندگی، کارما، هر چیز دیگری. این رویکرد هرگز من را ناامید نکرد و همه چیز را در زندگی من تغییر داد.21. ثروتمندترین مرد قبرستان بودن برای من مهم نیست. شب ها به رختخواب می روم و می گویم کار بزرگی انجام دادیم... این چیزی است که برای من مهم است.22. من متقاعد شده ام که حدود نیمی از چیزی که کارآفرینان موفق را از کارآفرینان ناموفق جدا می کند، پشتکار خالص است.23. &quot;گاهی اوقات زندگی قرار است با آجر به شما ضربه بزند.&quot; ایمانت را از دست نده&quot;.24. زمان شما محدود است، پس آن را با زندگی دیگران تلف نکنید. درگیر عقاید جزئی مبنی بر اینکه زندگی بر اساس نتایج تفکر دیگران است، نشوید.25. ما وقت زیادی برای انجام دادن نداریم و همه باید واقعا عالی باشند. چون این زندگی ماست. زندگی کوتاهه و بعد میمیری، میدونی؟ و همه ما انتخاب کرده ایم که این کار را با زندگی خود انجام دهیم. پس بهتر است خیلی خوب باشد، بهتر است ارزشش را داشته باشد.</description>
                <category>ایمان پاکراه</category>
                <author>ایمان پاکراه</author>
                <pubDate>Sun, 12 Nov 2023 18:15:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قدرت کلام اداری برای هر کارمند به نام بَزمِ مَنِش</title>
                <link>https://virgool.io/@imanpakrah67/%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D9%8E%D8%B2%D9%85%D9%90-%D9%85%D9%8E%D9%86%D9%90%D8%B4-mu3928jkxgep</link>
                <description>قدرت کلام معجزه قرن است. معجزه ای که میتونه حال گوش شنونده رو خوب کنه و گوینده رو در ذهنش به مقصد برسونه. من میخوام راجع به قدرتی بُرنده تر از شمشیر به نام کلام بنویسم که به قول ما ایرانی ها با زبون میشه مارو از لونه بیرون کشید.در این مقاله مخاطب هدف من صرفا کارمندها در موقعیت شغلی های مختلف هستند که قرار است خواسته هاشون رو در قالب خواسته شخصی، خواسته ای در راستای پیشرفت شرکت یا ایجاد یک بخش جدید در آن شرکت بیان کنند. من از اسم بَزمِ مَنِش برای درک این مقاله استفاده کردم، چونکه قرارِ درباره شش مورد با نام های بررسی موضوع، زمان، موقعیت مکانی،میزان صدا، نحوه بیان و شرایط روحی صحبت کنم.شما قرار است در یک ضیافتی به نام بزم با منش رفتاری، خواستتونو بیان کنید. اینجا قرارِ با مثال و چند پیشنهاد مسیرو جلو ببریم. پس با من ایمان پاکراه همراه باش. لطفا با کامنت گذاشتن در این مقاله، تعاملو بیشتر کنید  و اگه سوالی در ذهنتون ایجاد شد، سوال از شما و پاسخ از من. من هم سعی میکنم در کوتاه ترین زمان پاسخگوی شما باشم.قبل از بیان حتما به بررسی موضوع بپردازاگه قرارِ موضوعی رو با مدیرت در میان بذاری، حتما قبلش تحلیل و آنالیز فراموش نشه. تحلیل و آنالیز باعث میشه که اعتماد به نفس بیشتری داشته باشی و از نتیجه اون موضوع مطمئن تر بشی.فرض کن میخوای درباره افزایش حقوق، پیشنهاد اضافه شدن یک بخش جدید، تغییرات سازمانی، تیم سازی یا هر موضوع دیگه ای با مدیرت صحبت کنی. قبلش تحلیل فراموش نشه. مطمئن شو که پیشنهادت برای افزایش حقوق دلیلی داره یا نیاز به انگیزه بیشتری برای افزایش حقوق داری و قرار این موضوع یا موضوعاتی با مثال های پایین رو با مدیرت در میان بذاری.· پیشنهاد اضافه شدن بخش خدمات پس از فروش برای محصولاتی که میفروشید.·  نیاز است که یک مدیر منابع انسانی داخل تیمتون داشته باشید.· کارمندی در فرایند اجرای کار خللی ایجاد میکنه و میخوای این موضوع رو با مدیرت در میان بذاری.· یا حتی میخوای استعفا بدی.اگه قرارِ موضوعی را با شخصی در میان بذاری حتما به تمام سوالات احتمالی که فکر میکنی از تو پرسیده میشه رو براشون جواب پیدا کن و سوالارو از خودت بپرس و جواباش هم خودت بده. یعنی اینجا نقش کارمند و مدیرو خودت بازی کن. بعد که از تمام احتمالات مطمئن شدی، برو سراغ مراحل پایین که قرار برات بیشتر توضیح بدم.در چه زمانی قرارِ خواستتو بیان کنی؟تایم اداری یک شروع و یک پایانی دارد. به نظر من هر خواسته ای باید در زمان اداری بیان شود. اما چه موقع؟ من فرضو بر این میگیرم که تو یک مدیر موفق داری. یک مدیر موفق در زمان شروع روز کاری برای خودش برنامه هایی داره که از پیش تعیین کرده و تا موقعی که اون هارو به سرانجام نرسونه ذهن پذیرایی برای شنیدن حرف های تو نداره. بهترین زمان برای این مدیر بعد از ناهار است که خستگیشو با صرف ناهار کم کرده و یک بازه ریکاوری برای شروع دوباره کارش است.البته پایان کار هم میتونه زمان مناسبی باشه ولی به اون روز کاری مدیرتون دقت کنید که روز سختی نداشته باشه که از روی خستگی حرف های شما رو گوش کنه.اما اگه فکر میکنی که مدیر موفقی نداری و خودتو موفق میدونی، سریعا از اون شرکت بیا بیرون و شأن خودتو بالاتر ببر.به موقعیت مکانی توجه کنهمانطور که در بالا گفتم، موقعیت مکانی بهتره که در همان محیط اداری باشه. اما در کدام قسمت از محیط؟ این موضوع به معماری شرکت شما مرتبطه، اینکه چه اتاق هایی دارید. اتاق بازی، سیگار، جلسه، اتاقی برای صرف ناهار یا ...به نظرم بیان یک درخواست در یک اتاق بی طرف باشه بهتره. اما گاها در اتاق خود مدیر یا کارمند عنوان میشه و پایان خوبی هم داره. اما اینجا من نظر شخصی خودمو میگم و پیشنهاد میکنم در یک اتاق سومی این خواسته بیان بشه. چونکه هر فردی در اتاق خودش سلطه و اعتماد به نفس بیشتری داره و امکان رفتار متفاوت به دلیل سلطه گری وجود داره. اما اگر در یک محیطی متفاوت از اتاق طرفین بیان بشه، حس بهتری داره و به قضیه نگاهی متفاوت تر میشه.شرایط روحی طرف مقابل رو بسنجمن معتقدم که محیط کار و همکاران ما، خانه و خانواده دوم ما هستند. (البته امروزه خیلیا در دنیای مجازی این موضوع رو نقص میکنند و مدعی هستند که خانواده دومی به نام همکار وجود ندارد، اما به نظر من اشتباهه و من همچنان یک نگاه سنتی و دُکونی به بازار دارم.) از شروع زمان اداری تا پایان کار همدیگرو میبینیم و تقریبا شناخت کافی نسبت به روحیه همدیگه داریم. بعضی از روزها حال خوشی نداریم و دوست نداریم درباره موضوعات مهم تصمیم گیری کنیم یا حرف بزنیم.اگه قرارِ یک خواسته ای را بیان کنیم به شرایط روحی طرف مقابل در اون روز توجه کنیم، شاید امروز زمان مناسبی نباشه و بهتره خواسته خودمونو در یک روز بهتر که شرایط روحی مناسب تری حاکمه بیان کنیم.نحوه بیانتک به تک کلمات قدرت بسیار بالایی دارند که شاید ما ازش بی خبر باشیم. بفرما، به تَمَرگ و بنشین هر سه یک معنا دارند، ولی این کجا و آن کجا.  چون محور مقاله درباره قدرت کلامه میخوام اینجا مثال های بیشتری بزنم. فرض کنید درباره افزایش حقوق یک خواسته ای دارید و میخواهید این رو با مدیرتون در میان بذارید. به نظر شما کدام یک از لحن های زیر مناسب تره؟· من با حقوق ماهی 10 میلیون دیگه نمیتونم کار کنم اگه اضافه کردید من هستم در غیر این صورت از فردا نمیام. &quot;تو داری تهدید میکنی و این ضعف مدیریتِ اون شرکتیه که تو به خودت اجازه همچین برخوردیو میدی.&quot;· شرکت رقیب داره ماهی 12 میلیون به کارمندی با موقعیت شغلی من میده، لطفا حقوق من هم زیاد کنید. &quot;حالا لحنت بهتر شده ولی داری مقایسه بدی رو با چاشنی تحقیر و سرکوب انجام میدی.&quot;· من این همه دارم کار میکنم اصلا به چشم شما نمیاد و چرا باید حقوق من با خانم ایکس یکی باشه &quot;تو ارزش کار خودتو داری پایین میاری&quot;· آقا یا خانم مدیر من پیشنهاد های خوبی برای پیشرفت کار و افزایش درآمد شرکت دارم ولی حقوق من انقدری نیست که انگیزه ای برای گفتنش داشته باشم. &quot;تو داری گروکشی میکنی&quot;· آقا یا خانم مدیر من تمام تلاشمو در طول روز برای پیشرفت شرکت دارم انجام میدم و هر ایده ای هم که به ذهنم میرسه عنوان میکنم، از شما یک درخواستی دارم و برای اینکه در این مسیر انگیزه بیشتری داشته باشم، میخوام نسبت به افزایش حقوق یک تجدید نظری داشته باشید و این موضوع هم ذکر کنم که اگه این اتفاق هم نیوفته، هیچ کم و کاستی برای کار نخوام گذاشت &quot;شما یک کارمند موفق هستید که نحوه بیان خواسته هاتون با قدرت کلام عنوان کردید&quot;این موضوع هم لازم به ذکرِ که، پیش فرض ذهنیه من در این مقاله این است که شما در یک شرکت یا سازمانی مشغول به کار هستید که از سطح متوسط به بالایی برخوردار است. بسیار زیاد هستند مدیرانی که این موضوعات رو درک نمیکنند ولی شما خودتون اونجا رو انتخاب کردید و اگه ناراضی هستید، سطح کیفی خودتونو ارتقاء بدید تا در یک محیطی که در شأن شما هست مشغول به کار شوید.من در آی پی امداد به تمامی نیروهای انسانی عنوان میکنم که قبل از اینکه خودتون در رابطه با افزایش حقوق با من صحبت کنید من خودم این موضوع رو به شما میگم و سعی میکنم یک قدم از شما جلوتر باشم ولی این موضوع یک عمل متقابل به مثله و شما هم نسبت به کارهایی که بهتون محول شده باید مسئولیت پذیر باشید و در حین اجرا ایده پرداز باشید و یک قدم از من جلوتر باشید.میزان صدابعضی از آدم ها مظلومن یا مظلوم نما و تمایل دارند که با سَری رو به پایین و تُنِ صدای پایین خواستشون بیان کنند که این موضوع به نظرم اصلا خوب نیست. شما اگه پنج موارد بالارو متوجه شده باشید و استراتژی درستی بر روی تحلیلتون انجام دادید و اطمینان دارید که بیان این موضوع به حق میباشد، پس سرتونو بالا بگیرید و با اعتماد به نفس صحبت کنید، اما فریاد نزنید.خواسته شما بهتره که در یک سطح صدای متوسط بیان شود و جایی که نقطه عطف موضوع شما را نشان میدهد، باید با صدایی رساتر که لَحن قاطعی دارد، بیان کنید.پیشنهاد ایمان پاکراه برای مطالعه چند کتاب در باب قدرت کلام:· هنر ارتباط موفق در کسب و کار نوشته پاتریک فورسایت و فرانسس کی· مهندسی بیان از جواد کریمی</description>
                <category>ایمان پاکراه</category>
                <author>ایمان پاکراه</author>
                <pubDate>Sat, 11 Nov 2023 20:49:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دست اندازهای کسب و کار</title>
                <link>https://virgool.io/@imanpakrah67/%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-etcfuczzdkxp</link>
                <description>فرقی نمیکند که در کدام نقطه از مسیر کسب و کار قرار دارید. از شروع تا توسعه یک کسب و کار دست اندازهایی وجود دارد که در این مقاله میخواهیم با مهم ترین آنها آشنا شویم و یک راهکار برای هر کدام ارائه دهیم. وقتیکه به نقطه شروع کسب و کارهای خودم تا حتی توسعه آن ها فکر میکرم با چندین دست انداز اعم از شروع، افکار مسموم، کمالگرایی، ترس، اعتماد به نفس، هزینه و تیم سازی مواجه شدم و گفتم بد نیست که این هارو با شما به اشتراک بذارم. آخرش در هم چندتا کتاب معرفی میکنم، شاید به دردتون بخوره.دست اندازی به نام شروعیک سری کلمه های پرسشی در این دست انداز خیلی با مفهوم میشه. از کجا شروع کنم؟ از کی شروع کنم؟ چطوری شروع کنم؟فرقی نمیکنه که قرار این کسب و کار رو راه بندازی یا توسعه بدی! شاید اول یک مسیر باشی یا مسیرهایی رو طی کردی و حالا میخوای مسیرهای دیگه ای هم پیمایش کنی. یعنی چی؟من قصد دارم یک کسب و کار رو راه اندازی کنم یا قصد دارم یک بخشی رو به کسب و کارم اضافه کنم. یه مثال دیگه میزنم تا کاملا متوجه بشید. من میخوام کسب و کاری به نام تعمیرات لوازم خاگی را راه اندازی کنم یا من میخوام کسب و کار تعمیرات لوازم خانگی رو گسترش بدم و بخش تعمیرات لوازم صوتی و تصویری هم بهش اضافه کنم.همیشه شروع کردن سخت ترین قسمت ماجراست. اما به نظر من ایمان پاکراه موندن تو مسیر از همه چی مهم تره. نمیخوام داستانو کلیشه ای کنم، فقط بدونید که شروع یک مسیر همه چی نیست که انتقدر بزرگش میکنید.من اگه آی پی امداد رو راه اندازی کردم و میخواستم به مسیرش فکر کنم، عمرا هیچ وقت حتی به شروعش فکر نمیکردم. من فقط خواستم و انجام دادم به اینکه قرار چی بشه و چی در انتظارمه اصلا فکر نکردم.اگه بخوام یک مسیر پیاده روی رو شروع کنم و فقط به اتفاقات مسیر فکر کنم، امکان نداره حتی یه جوراب بپوشم یا آماده بشم که برم پیاده روی. من میخوام پیاده روی کنم، تمام. نباید به این چیزا فکر کنم که الان باید بلند شم، لباس هامو بپوشم، تو این ترافیک به مسیر شروع پیاده رویم برم و بعد تو این آلودگی هوا در کنار آدم های دیگه شروع به پیاده روی کنم و بعدش خیس عرق بشم و بعد دوباره اون مسیر خسته و کوفته برگردم به سمت خونه تا یه دوش بگیرم و دوباره زندگی رو ادامه بدم، عمرا پیاده روی رو شروع نمیکنی.پَس به چی فکر کنم؟ بدون هیچ اندیشه ای یک کسب و کارو شروع کنم؟ نه.هر کسب و کاری برای راه اندازی، نیاز به تحلیل بر روی داده های جمع آوری شده، استراتژی مناسب با تحلیل داده و در نهایت به اجرا نیاز داره. اگه تحلیل و استراتژی خوبی داری، پس باید دلت قرص باشه و فقط و فقط به هدفت و انگیزه ای که تحلیل و استراتژی بهت داده فکر کن، نه مسیری که قرار طی کنی. چون نمیدونی چی تو این مسیر در انتظارته.دست اندازی به نام کمال گراییاین دیگه خیلی بده. چون میتونه باعث جلوگیری در موفقیتت بشه و حتی نتونی کارو شروع کنی. اما اینو بدون که اگه تو یه آدم کمال گرا هستی، 50% تو 100% بقیه است، پس بیا و از این امتیازت به بهترین شکل استفاده کن.یک فرد کمالگرا وقتی میخواد کاریو شروع کنه انقدر تو ذهنش بهش فکر میکنه که تمام پازل ها در جای درست خودش قرار بگیرن. شروع کردن براش سخت میشه و حتی به دلیل ترس از شکست شاید بهترین ایده هم به ذهنش بیاد، ولی هیچ وقت شروعش نکنه.من خودم یک فرد کمال گرام. از کمال گرا بودنم سعی میکنم به بهترین شکل استفاده کنم. اما چجوری؟ موقع تحلیل، استراتژی، استخدام نیروی انسانی یا تیم سازی؛ اون بخش از کمال گراییمو آزاد میکنم تا واسه خودش حال کنه. اما موقع اجرا سعی میکنم ناظر باشم و اجرا رو به کس دیگه ای بسپرم. این برای من یک راهکار بود، اگه راهکار بهتری سراغ داری حتما کامنت کن تا تبادل نظر کنیم.دست اندازی به نام هزینهآخ آخ، چه موضوع چالش برانگیزی. اینجا قرار نیست شعار بشنوی، پس اگه پول نداری به فکر راه اندازی کسب و کارت نباش. به نظرم عمده کسب و کارها، 6 ماه زمان نیاز دارن تا به شروع یک درآمد برسن. پس برای راه اندازی یک کسب و کار باید هزینه منابع انسالی، تجهیزات، تبلیغات، حتی پول شارژ یا قبض یا حتی پول خودکار هم برای این 6 ماه بذاری کنار. خب من که پول ندارم ولی ایده های خوبی دارم از این دست انداز به نام هزینه چگونه عبور کنم.برو کار کن مگو چیست کار. این فقط یک ضرب المثل نیست، به نظرم حداقل یک واحد دانشگاهیه.اگه تجربت کافی نیست ولی کسب و کارتو میتونی به صورت فردی با کمترین بودجه و در زمان طولانی راه اندازی هم بکنی به نظرم اشتباهه. چرا؟چون راهکار بهتری برات دارم. برو یه سازمان، شرکت، موسسه، مغازه، دفتر یا هرجای دیگه ای که مرتبط با ایده کسب و کارت خودته شروع به کار کردن بکن تا هم با چالش هاش مواجه بشی و هم کلی تجربه کسب کنی. قرار هم نیست رایگان کار کنی، پس اندوخته مالی هم جمع میکنی.بعد 6 ماه یا یکسال، متناسب با هزینه یا تجربه ای که نیاز داری، میتونی کسب و کارتو شروع کنی. اما اینجا یه فرق دیگه داره.تو آدم سابق نیستی، هم تجربه داری که موقع استراتژی یا تیم سازی یا حتی تبلیغات برات خیلی مفید میشه، هم با چالش های کسب و کار هم تراز خودت مواجه شدی که برنامه ای برای مقابله با اون میتونی داشته باشی و هم اندوخته مالی جمع کردی که با حداقل ها میتونی کارتو استارت بزنی.دست اندازی به نام تیم سازیاگه میخوای تاجر شی برو تو بازار پادویی کن، اگه میخوای سئو کار بشی برو چند تا مقاله بنویس، اگه میخوای مهندس معمار بشی برو تو کارگاه ساختمانی کار کن، اگه میخوای روانشناس بشی اول خودتو بشناس.اگه میخوای برای کسب و کارت تیم بسازی، به نظرم لازمه که از هر موقعیت شغلی حداقل هارو بدونی. بذار یه مثال راجع به آی پی امداد برات بزنم.تیم آی پی امداد برگرفته از نیروهای انسانی در بخش دیجیتال مارکتینگ، حسابداری، کال سنتر، واحد اداری (پشتیبانی، پیگیری، شکایت)، تکنسین، واحد پذیرش و ... است. من خودم هنگام راه اندازی این کسب و کار، هر کدوم از این موقعیت های شغلی رو تجربه ای نسبی از حداقل به بالا داشتم. تعمیرکار کامپیوتر و راه اندازی شبکه بودم که در محل مشتری خدمات میدادم، پاسخگویی تلفنو انجام دادم، کارهای حسابداریو میکردم، پیگیری و شکایت مربوط به خدمات رو انجام دادم، محتوا نوشتم، سئو که تخصصم در حوزه دیجیتال مارکتینگ بود رو دنبال و اجرا کردم، داخل پذیرش کارگاه و .... حضور داشتم.حالا برای تیم سازی با چالش کمتری مواجه هستم. میدونم نیازهای هر موقعیت شغلی چیه، چه شاخص هایی رو برای استخدام باید در نظر بگیرم، نیازهارو میشناسم و سعی میکنم وظایف درستی رو برای نیروی انسانی ایجاد کنم.برای شروع یا توسعه هر کسب و کاری از 100 خودتون استفاده کنید و سعی کنید در اول راه حتما در بخش های اجرایی حضور داشته باشید. اگر هم کمال گرا هستید حضورتونو کمرنگ تر کنید ولی نظارتتونو بیشتر کنید و همه چی رو مانیتور کنید.دست اندازی به نام اعتماد به نفسشاید کلی ایده داشته باشی ولی اعتماد به نفس انجام دادنشو نداشته باشه. به نظرم تو میتونی یک نیروی انسانی خوب در یک شرکت باشی تا موسس یک کسب و کار. البته این موضوع میتونه یک رابطه با کمالگرایی هم داشته باشه. اگه صرفا کمال گرا هستی و اعتماد به نفس نداری، راه اندازی یک کسب و کار برای تو میتونه پُر پیچ و خم باشه.برای بالا بردن اعتماد به نفس لازمه که دانش و تجربه خوتو افزایش بدی. شاید یک نفر ظاهر خیلی خوبی داشته باشه و برای مدلینگ مناسب باشه ولی اعتماد به نفس نداشته باشه. اما اینجا خیلی ها به خاطر داشته ای به نام ظاهر، تو رو تشویق به مدلینگ میکند و این تشویق باعث بالا رفتن اعتماد به نفس تو میشه.کسب و کار هم همینه و تو باید یک داشته ای داشته باشی و اون داشته، دانش و تجربه توست.پیشنهاد من برای بالابردن اعتماد به نفس، کسب دانش، مطالعه، مشاهده ویدیوهای آموزشی در حوزه کسب و کار خودته. گوش دادن به پادکست رادیو راه دکتر مجتبی شکوری یا مطالعه کتاب شجاعت دِبی فورد یا کتاب در باب اعتماد به نفس آلن دوباتن به افزایش اعتماد به نفس تو کمک میکنه.دست اندازی به نام ترسترس چاشنی تمام این دست اندازهایی هست که تا الان گفتم. ترس جزءی از احساس های ذاتی و اصلی وجود ماست که از بَدو تولد تا به امروز کنار ما بوده و هست. ترس یک چیز کاملا طبیعی است و نداشتن ترس باعث یاغی گر بودن هم میشود و داشتنش حتی به بقا یا پیشرفت هم کمک میکنه. اما مشکل از جایی شروع میشه که ترس وجودی ما از حالت تعادل خارج میشه و اجازه نمیده، بهترین خودمونو نمایش بدیم. مثل ترس از شکست که بزرگترین ترس برای شروع نکردن یک کسب و کار میتونه باشه.اما این ترس همونقدر که میتونه خطرناک باشه، مفید هم هست و میتونه بعضی مواقع یک تُرمز مناسب برای تصمیم های هیجانی ما بشه. مواجه شدن با ترس در کسب و کار فقط یک راهکار داره و اونم رفتن تو دل کسب و کاره.کسی که از آب میترسه و نمیتونه حتی پاشو تو آب بذاره، تنها وقتی میتونه از آب لذت ببره که بره وارد دریا بشه و اون دنیای بزرگ و ناشناخته رو کشف کنه و به ترسش غلبه کنه.برای شروع یک کسب و کار هم وقتی میتونید به ترستون غلبه کنید که باهاش روبرو بشید. یک راهکار هم من دارم که میتونه بهتون کمک کنه. به کلیات کسب و کار فکر نَکُنید و برای خودتون هدف های کوچک و حتی یک هفته ای یا یک ماهه تعریف کنید تا هم ترساتون کوچک تر بشه هم از موفقیت های کوچک خودتون لذت ببرید.کلام آخرخودتونو انقدر دوست داشته باشید که هر کاری بکنید و برای توسعه شخصیت و دانش فردی خودتون بیشترین زحمتو بکشید. روی خودتون سرمایه گذاری کنید و فکر نکنید که دیر شده. در هر رده سنی که باشید کسب دانش و توسعه فردی دیر نیست و میتونید نتیجشو خیلی زود ببینید. اگر هم کسب و کاری دارید با رشد کسب و کارتون، خودتون هم رشد بدید.کتاب بخونید، ویدیوهای آموزشی ببینید، پادکست گوش کنید، از سایت های خارجی هم تراز کسب و کار خودتون الگو بگیرید.تو این مقاله سعی کردم خیلی خودمونی باهاتون گپ بزنم، اگه یه جاهایی شمارو، تو خطاب کردم، عذر خواهم.معرفی چند کتاب:کتاب تئوری انتخاب &quot;ویلیام گِلَسر&quot; کتاب شجاعت &quot;دِبی فورد&quot; کتاب در باب اعتماد به نفس &quot;آلن دوباتن&quot; کتاب کشف توانمندی ها &quot;مارکوس باکینگهام&quot;</description>
                <category>ایمان پاکراه</category>
                <author>ایمان پاکراه</author>
                <pubDate>Thu, 02 Nov 2023 16:24:21 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>