<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های علی ساعدی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@imneosa</link>
        <description>طراح وبسایت و علاقه مند به فناوری</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 09:23:16</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3914430/avatar/IsuIdE.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>علی ساعدی</title>
            <link>https://virgool.io/@imneosa</link>
        </image>

                    <item>
                <title>کبوتری که راه خانه‌اش را گم نکرده بود</title>
                <link>https://virgool.io/@imneosa/%DA%A9%D8%A8%D9%88%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B4-%D8%B1%D8%A7-%DA%AF%D9%85-%D9%86%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF-hge8tcfasllf</link>
                <description>همیشه فکر می‌کردم بعضی آدم‌ها با یک قطب‌نمای درونی به دنیا می‌آیند. از همان‌هایی که در شلوغ‌ترین چهارراه‌های زندگی، بدون لحظه‌ای تردید، مسیر درست را انتخاب می‌کنند. پدربزرگم یکی از آن‌ها بود. مردی کم‌حرف با دست‌هایی که بوی چوب و خاک می‌داد و چشم‌هایی که انگار نقشه‌ی تمام راه‌های نرفته‌ی دنیا در آن پنهان بود.من اما، شبیه او نبودم. در بیست و چند سالگی، حس می‌کردم در یک اتاق پر از درهای یک‌شکل گیر افتاده‌ام. هر دری را که باز می‌کردم، به راهرویی شبیه قبلی می‌رسید. سردرگم، خسته و بی‌انگیزه.یک آخر هفته، در حالی که در انباری قدیمی پدربزرگ پرسه می‌زدم، جعبه‌ای چوبی و کوچک پیدا کردم. روی درِ غبارگرفته‌اش هیچ قفلی نبود. آرام بازش کردم. داخل جعبه، روی بستری از پارچه‌ی مخمل رنگ‌ورو رفته، تنها یک چیز قرار داشت: یک کبوتر چوبی کوچک که با ظرافتی باورنکردنی تراشیده شده بود. هر پر، هر خط و هر انحنای بدنش آنقدر زنده به نظر می‌رسید که برای لحظه‌ای فکر کردم اگر رهایش کنم، پرواز خواهد کرد.آن را در دستم گرفتم. سبک بود و گرم. زیر بال کبوتر، کلمه‌ای با خطی بسیار ریز حک شده بود که به سختی خوانده می‌شد: «پیگن».این کلمه برایم هیچ معنایی نداشت. یک اسم خاص بود؟ یک رمز؟ یا شاید نام کبوتری که پدربزرگ زمانی داشت؟ کنجکاوی امانم را برید. به اتاق برگشتم، لپ‌تاپم را باز کردم و همان یک کلمه را در سکوت اینترنت جستجو کردم.چند نتیجه‌ی بی‌ربط اول را نادیده گرفتم تا اینکه چشمم به یک عنوان آشنا خورد. عنوانی که انگار داشت داستان مرا روایت می‌کرد: &quot;راهنمای پرواز برای ایده‌های سرگردان&quot;. اولین نتیجه، مرا به مقصدی عجیب و در عین حال آشنا رساند: سایت تیم پیگن.با تردید کلیک کردم. انتظار داشتم با یک سایت شرکتی خشک و رسمی روبرو شوم. اما آنجا بیشتر شبیه یک لانه‌ی دیجیتال بود؛ گرم و پر از داستان. مقالاتی در مورد پیدا کردن مسیر، قدرت روایتگری، و ساختن پلی میان یک ایده و مخاطبانش. لحن نوشته‌ها، نه دستوری، که دوستانه و راهگشا بود. انگار کسی آن سوی نمایشگر می‌دانست که من در همان اتاق پر از درهای یک‌شکل گیر افتاده‌ام و آمده بود تا بگوید کلید، همیشه در جیب خودمان است.ساعت‌ها غرق خواندن شدم. هر مقاله، مثل یک نشانه در مسیر بود. هر داستان موفقیت، مثل یک نقشه برای راهی جدید. فهمیدم تیم پیگن فقط یک نام تجاری نبود؛ یک فلسفه بود. فلسفه‌ی پیام‌رسانی دقیق، هدفمند و صادقانه. درست مانند کبوتری که هزاران کیلومتر را طی می‌کند تا یک پیام را به مقصد برساند، آن‌ها هم به کسب‌وکارها و افراد کمک می‌کردند تا پیامشان را به قلب مخاطب برسانند.آن روز، من از انباری پدربزرگ یک کبوتر چوبی پیدا کردم، اما در آن لانه‌ی دیجیتال، مسیر پرواز خودم را یافتم. فهمیدم قطب‌نمای درونی من خراب نبود، فقط به یک راهنما برای خواندن نقشه‌اش نیاز داشت.کبوتر چوبی حالا روی میز کارم نشسته است. دیگر نماد سردرگمی نیست؛ نماد یک شروع دوباره است. یادآوری این حقیقت که گاهی برای پیدا کردن راه، فقط باید به پیام‌رسان درستی اعتماد کنیم.آن روز، آریا نه تنها یک داستان پیدا کرد، بلکه داستان خودش را برای پرواز آماده کرد.</description>
                <category>علی ساعدی</category>
                <author>علی ساعدی</author>
                <pubDate>Sun, 03 Aug 2025 13:50:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فاجعه این روز های زندگی مردم،غیرفعال شدن ویپاد!</title>
                <link>https://virgool.io/@imneosa/%D9%81%D8%A7%D8%AC%D8%B9%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85%D8%BA%DB%8C%D8%B1%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%88%DB%8C%D9%BE%D8%A7%D8%AF-hmv8y9rsrrmo</link>
                <description>مدتی است که متاسفانه نرم افزار بانکی ویپاد که برای بانک پاسارگاد است، قطع شده است! و مایحتاج اولیه مردم، امری بسیار سخت و طاقت فرسا شده است.در این پست میخواهم با شما مردم همدرد کمی درد و دل کنم، بلکه شاید مسئولین این بانک مطلب را بخوانند.یک برنامه بانکی رویاییانگار که همین دیروز بود، برنامه‌ای اومد که به مردم به راحتی تسهیلات میداد، بدون نیاز به ضامن و کار های اداری که بسیار سخت و طاقت فرسا بودند.ویپاد هر روز قدرتمند تر از روز قبل ظاهر میشد و نیاز مردم هم بهش هر روز بیشتر از روز قبل میشد.ویپاد همیشه در حال پیشرفت بود و با تسهیلات جدید و متنوع، بخش زیادی از نیاز های مردم را رفع می‌کرد، دقیقا مثل یک تیکه پازل که یک نقاشی بسیار زیبا را تکمیل می‌کرد.چند مثال از اهمیت ویپادپدری را فرض کنید که برای حفظ آسایش خانواده‌اش همیشه در تلاش است که فراهم کننده باشد و سرش پیش خودش و خانواده‌اش بالا باشد. اما با وجود هزینه های بالای زندگی گاهی اوقات نمی‌توانست فراهم کننده باشد، در این لحظات آن پدر می‌توانست با استفاده از تسهیلات پشتوانه ویپاد آن خلع کوچک را پر کند.کاسبی را در نظر بگیرید که برای توسعه کسب و کارش نیاز به وام دارد، اگر در حساب ویپادش سرمایه گذاری می‌کرد، می توانست از تسهیلات ۲۰۰ میلیون تومانی بهرمند شود.این دو فقط بخش کوچکی از مثال ها است، ممکن است شما که در حال خواندن این مقاله هستید، داستان خاص خود را داشته باشید و معتقد باشید که ویپاد بارها و بارها توانسته است، کمک بسیاری به شما کند.نبود ویپاد؛ شوک سهمگین برای مردماگر با تسهیلات ویپاد آشنایی داشته باشید، می‌دانید که برای گرفتن تسهیلات بالا، نیاز به امتیاز دارید.پس مردم برای دریافت کردن امتیاز، بخش زیادی از سرمایه خود را در حساب ویپاد خود سپرده گذاری می‌کردند.و دقیقا در زمانی که رژیم فاسد اسرائیل پایش رو بیشتر از گلیمش دراز می‌کند و به آب و خاک مقدس ایران حمله می‌کند، سرویس بانکداری ویپاد غیرفعال می‌شود و مردم حتی دیگر قادر به برداشت پول خود نیستند، چه برسد به دریافت تسهیلات 💔سفر ناگهانی مردمفرض کنید حالا مردم باید بدون داشتن برنامه قبلی، خانه و زندگی که سال ها برایش زحمت کشیده‌اند را ول کنند و جانشان را بردارند و بروند.با وجود قدرت بسیار بالای ایران اسلامی، همه دیده‌ایم که این صهیونیست های ملعون، چقدر در گذشته نشان داده‌اند که دوستی‌‌شان با مردم مسلمان دروغ بسیار بزرگی بوده و با جت های F35 شان چگونه بمب هایی روی سر مردم مظلوم مسلمان ریخته‌اند.حال مردم ایران باید می‌رفتند تا از کانون گرم خانواده‌شان محافظت کنند.یک سفر اجباری، سفری که برنامه‌ای برای آن نداشتند، سفری که برای آن پولی کنار نگذاشته‌اند، سفری که از روی لذت نیست، سفری که از روی اجبار است...سفر اجباری با جیب خالیطبیعی است که با این هزینه های زیاد زندگی، خیلی از خانواده های این سرزمین مبلغ کافی برای سفرشان نداشته‌اند.اگر سرویس ویپاد غیرفعال نمی‌شد، می‌توانستند با از پس هزینه های این سفر اجباری بر بیایند، و اصلا بیاید بیخیال گرفتن تسهیلات شویم!مردم دیگه حتی نتوانستند از پولی که سپرده گذاری کرده‌اند استفاده کنند!من حتی کسی را این روز ها دیدم که چک ۴۰ میلیونی‌اش برگشت خورد، چون بانکش دیگر کار نمی‌کرد...خانه نشینی اجباری، با جیب خالی، بدون شغلمردم هم اگر زیر بار این سفر اجباری نروند، به هر حال نمی‌توانند با فوتوسنتز زندگی کنند!سرکار ها که تعطیل شدند، پس دیگر درآمدی نیستحساب بانکی هم که برایش مدت تلاش کردند، دیگر نیست💔سخن آخراین صحبت ها، درد و دلی بیشتر نبودند.تاثیرات جنگ، همیشه زندگی مردم را خراب می‌کند، چه ببریم چه ببازیم، جنگ سخت است!لطفا ویپاد را مثل گذشته فعال کنید 🙏🏼به امید نابودی اسرائیل، برای آرامش و صلح منطقه، برای تمام مردمان مسلمانیا علیوقت یکبار تسهیلات خودش را ارتقا میداد</description>
                <category>علی ساعدی</category>
                <author>علی ساعدی</author>
                <pubDate>Sat, 21 Jun 2025 23:33:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهنمای استفاده از اینترنت ملی (اینترانت)</title>
                <link>https://virgool.io/@imneosa/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AA-xqtfg7il39ol</link>
                <description>متاسفانه با شرایطی که در حال حاضر مردم شریف ایران دارند، با وجود محدودیت های شدید اینترنت استفاده از تلفن همراه و لپ تاپ به امری طاقت فرسا تبدیل شده و عملا از نظر فنی شبکه ارتباطات مردم ایران از اینترنت به اینترانت تغییر کرده است.در این مقاله قصد دارم یک راهنمای جامع خدمتتون ارائه بدم تا بتوانید در این شرایط سخت، به کار های واجب یا امورات ساده زندگیتان برسید.در ابتدای این مقاله می‌خوام اشاره کنم که هر کجای این سرزمین مقدس که هستید، انشالله خودتان و خانواده‌تان سلامت باشید، جنگ اصلا موضوع شوخی برداری نیست و قطعا تمام قشر جامعه را تحت تاثیر قرار می‌دهداما گاهی اوقات، اتفاقات پیرامون ما ممکن است به گونه ای باشند که ما نتوانیم تغییری در آن ایجاد کنیم، حال یک سوال مهم در این بین وجود دارد!تسلیم شرایط شویم؟قطعا نه! باید بایستیم برای خودمان، خانواده‌مان، مسئولیت هایمان و خیلی چیز های دیگر که ممکن است برای زندگی هر کسی متفاوت باشد.صحبت هایم تا الان نوعی درد دل بود، بنظرم توی این شرایط سخت نیازه که کمی به هم نزدیکتر شویمحال برویم سراغ جایگزین پلتفرم های گذشتهجایگزین گوگلقطعا که برای این موتور جستجو غول نمی‌شود جایگزینی انتخاب کرد، اما چند موتور جستجویی می‌توانند در این شرایط بدردمان بخورند موارد زیر هستند:Gerdoo.meZarebin.irجایگزین تلگرام و واتساپشما می‌توانید از طریق پیامک هم ارتباطات خود را داشته باشید، اما در نظر بگیرید نمی‌توانید مدیا های خودتان را دوستان و خانواده به اشتراک بذارید، در دنیای امروز صفحه پیامک واقعا کسل کننده و تقریبا برای صحبت های مداوم و طولانی ما کارآمد است.صرفا جهت پیشنهاد پیام رسان ایتا رو به شما پیشنهاد می‌کنم، و چون رابط کاربری‌اش مانند تلگرام است، مهاجرت به آن را بسیار آسان می‌کند.اگر هم اهل گشت و گذار در کانال های تلگرامی بوده‌اید، در پیام رسان ایتا شما می‌توانید با لمس کردن آیکن آتش (بالا سمت راست) به ترند های روز دسترسی داشته باشید.جایگزین ایمیلدر این قسمت هم گوگل دست برتر را دارد و کسی نمی‌تواند منکر قدرت گوگل شود، اما یک جایگزین مناسب برای استفاده از ایمیل ملی ایران استفاده کنید.جایگزین ChatGPTمتاسفانه در این مورد نمی‌توانیم ادعای خاصی کنیم، چون اکثر هوش مصنوعی هایی که در مارکت ایرانی هستند، با استفاده از API های هوش مصنوعی های خارجی کار می‌کنند و وقتی اینترنت تبدیل شده به اینترانت؛ عملا نمی توانیم از آنها استفاده کنیم!اما خوشبختانه هنوز کور سوی کوچکی از امید وجود دارددستیار هوشمند راینو این هوش مصنوعی می‌تواند بخشی از نیاز شما را پاسخگو باشد و یا حداقل کارتان را راه بیاندازد.پیشنهاد من به مسئولیندر چند سال اخیر، پیش آمده که به خاطر امنیت کشور اینترنت کشور ملی شده و مردم را تحت تاثیر زیادی قرار داده است، بعداً هم ممکن است این اتفاق مجددا پیش آید، پس لطفاً بخش های آسیب پذیر را شناسایی کنید و برای آن یک راه حل حیاتی پیدا کنید، همچنین UI &amp; UX هر بخش را در الویت قرار دهید، چون بسیار جریان ساز خواهد بود.سخن آخردر این مقاله سعی کردم، از تجربیاتم برایتان بگویم، با جایگزین های مختلف آشنا شدیم و در موردشان صحبت کردیم، نکته‌ای که هست این مقاله در آینده آپدیت می‌شود، پیشنهاد میکنم صفحه من را در ویرگول دنبال کنید و هر چند وقت یکبار به این مقاله سر بزنید، قطعا اطلاعات جدید و مفیدی برایتان خواهد بود.به امید نابودی دشمنان ایرانپاینده باد ایران بتیتیتیغیرقابل</description>
                <category>علی ساعدی</category>
                <author>علی ساعدی</author>
                <pubDate>Fri, 20 Jun 2025 21:47:29 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>