<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های آنکس که مژگانش خنجر به رخ ماه کشیده</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@introverted</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 10:23:46</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3253945/avatar/cF2K72.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>آنکس که مژگانش خنجر به رخ ماه کشیده</title>
            <link>https://virgool.io/@introverted</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ما حتی بلد نیستیم شاد باشیم...(مهارتی که در فرهنگمان جای ندارد)</title>
                <link>https://virgool.io/@introverted/%D9%85%D8%A7-%D8%AD%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D9%84%D8%AF-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%85-%D8%B4%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-zer2ulffli2l</link>
                <description>یادمه وقتی راهنمایی بودم همکلاسیم بخاطر نمره ای که اونقدرا هم بد نبود گریه میکرد ازش پرسیدم چرا گریه میکنی؟اونم گفت بخاطر نمره ای که گرفته...و من اینجوری بودم که نمره است دیگه یه عدده که بعدا یادت میره اما اون فکر میکرد که خانوادش ناراحت میشن و گریه رو ادامه میداد...وقتی بهش‌ گفتم که خانوادش دوست دارن نمره خوب بگیره تا آینده خوبی داشته باشه و هدف از آینده خوب شاد بودن خودشه پس نباید گریه کنه آروم شد!-------------------مگه قرار نبود هدف ما حال خوب خودمون باشه...اشکالی نداره که دنبال پول و ماشین و خونه خوب باشیم تا حالمون رو بهتر کنن ولی انگار الان همه چیز برعکس شده...انگار همه اینا بیشتر از خوب کردن حال خودمون دارن حال دلمون رو بدتر میکنن!....پس هدف از زندگیمون چیه؟پول و خونه و ماشین یا کور کردن چشم فلانی و کم نیاوردن از یکی؟اصلا چه اهمیتی داره بقیه کجان یا چی فکر میکنن وقتی که خودمون شاد نیستیم...؟و مهم تر از همه اینها اینه که ما حتی بلد هم نیستیم چطور شاد باشیمراستش تا همینجای این متن رو توی پیشنویس نوشته بودم و ادامه دادنش رو فراموش کرده بودم اما با دیدن متن زیر(که کمی تغیرش دادم)اومدم تا این پست رو تکمیل کنم:خوشحالی ناشی از به دست اوردن یک جایگاه یا یک موقعیت در واقع یک تله برای فروختن  رویا بود در اصل،به شما القا میشود که برای خوشحال بودن نیاز به چیزهای خاص دارید مثلا یک گروه از دوستان  که تمامشان شما را دوست دارند، ماشین گران قیمت ،  و چیز هایی که شما ندارید و در فضای مجازی به عنوان راه های رسیدن به خوشحالی نشان داده میشود...تمام مسیر زندگیتان را در راه رسیدن به خوشحالی کاذب و پوچی که در اصل یه ویترین زیبا بود هدر میدهید و هنگامی که بالاخره به آنها دست پیدا کردید متوجه میشوید در اصل هیچ خوشحالی  در هیچ کدام وجود ندارد.هیچ ماشین گرون قیمتی یا داشتن دوستای زیاد نمیتونه باعث خوشحالی شما شود.در اخر شما و حسرت تمام لحظه هایی که از دست دادید باقی میمانید.خوشحالی خریدنی نیست و در اصل کنار شماست  در صورتی آن را میبینید که دست از نگاه کردن به ویترین خوشحالی  برداریدبطور خلاصه و غیرحوصله سربر اینجا سعی میکنم اشاره به چگونه شاد بودن کنم:)+بیشتر ما میدونیم چی درسته و چطور باید درست زندگی کنیم و چه کاری نکنیم ولی گاهی نیاز داریم بعضی چیزها یاداوری شن وگرنه مشخصا همتون با کمی فکر کردن میدونید چطور باید شاد باشید!!این کارها ساده بنظر میان اما با تغیرات کوچک مستمر میشه اثرات موثر فوق العاده ای بوجود اورد●لبخند بزنید●ورزش کنید●خواب کافی با شرایط مناسب●تغذیه مناسب●طبق برنامه واقع بینانه حرکت کنید=&gt;وقتی کارهاتون به درستی پیش بره حس مفید بودن و شادی بهتون دست میدهدر واقع خیلی اوقات ما به اشتباه دنبال انگیزه برای انجام کارها میگردیم در حالی که خود انجام کارهاست که قراره به ما انگیزه بده●تنفس عمیق●نگاه مثبت داشته باشید....من از شما نمیخواهم ساده‌لوحانه به مسائل نگاه کنید فقط نیمه پر لیوان رو ببینید یا حداقل به این فکر کنید که چطور میتوانید از اتفاق بدی که افتاده به نفع خودتان استفاده کنید...اگر به گذشته فکر کنید گاهی اتفاقات بدی افتادند که زمینه اتفاقات بهتر بودند یا گاهی چیزی رو دوست داشتید اتفاق بیفته که براتون خوب نبوده پس اگر توی دردسر افتادید به این فکر کنید که تهدید در واقع یه فرصت فوق العاده میتونه براتون باشه!●خودتون رو با بقیه مقایسه نکنید●شکرگزاری و سپاسگزاری( توقع هم از کسی نداشته باشید)●محبت کردن به دیگران و ایجاد حال خوب در بقیه باعث میشه حال خودتون هم بهتر باشه●مدیتیشن کنید●در طول روز حداقل یکی از علایق خودتون رو دنبال کنید...زندگی یه مسابقه نیست قرار نیست از کسی جلو بزنید یا زودتر برسید باید از مسیر لذت ببرید علایقتون رو فراموش نکنید اگر مدام خودتون رو سرکوب کنید روزی میرسه که دیگه خودتون رو نمیشناسید انگار نمیدونید اصلا به چه چیزی علاقه دارید!●اعتماد بنفس بیشتر حال بهتری در خودتون ایجاد میکنه پس روی نقاط قوتتون تمرکز کنید و سعی در بهبود ضعفهاتون داشته باشید●احساساتتون رو خالی کنید هرکس برای این موضوع روش خودش رو داره یکی ورزش میکنه یکی حرف میزنه و...(امیدوارم با خوندن این موضوع نکید روش من داد و کتکه و دعوا راه نندازید قطعا روش های بهتری هم وجود دارن دعوا فقط حالتون رو بدتر میکنه)●تجارب جدید داشته باشید●با انسانهای مثبت و شاد رفت و آمد کنید●استرستون رو کنترل کنید●غرق فضای مجازی نشوید (دوپامین دیتاکس را شدیدا توصیه میکنم)برای شروع لازم نیست همزمان همه موارد فوق رو به یکباره رعایت کنید آهسته و پیوسته پیش رفتن همیشه موثرترهامیدوارم کمکتون کرده باشهموفق و شاد باشیدویرگول انگار ترجیح میده عکس بذاریم؟پس منم اینو میذارم...راستی وقت گذرونی با حیوانات هم برای کاهش استرس و حال خوب مفیده...</description>
                <category>آنکس که مژگانش خنجر به رخ ماه کشیده</category>
                <author>آنکس که مژگانش خنجر به رخ ماه کشیده</author>
                <pubDate>Fri, 19 Jul 2024 16:47:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور حرف رو باز میکنید؟</title>
                <link>https://virgool.io/@introverted/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%AD%D8%B1%D9%81-%D8%B1%D9%88-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-cfxjfbohznt5</link>
                <description>اینی که میبینید من هستم شایدم نیستم و دلیل اینکه اینجوریم اتفاقا اینه که نه تنها مغزم به زبونم وصله بلکه زیادی رو هر چیزی داره فکر میکنه و درواقع زیادی وصله!!سلام سلام سلامآدم حاشیه برویی نیستم پس سر اصل مطلب میرمتوروخدااااا بگید چطور بحث رو باز میکنید؟توی خیابون و مطب دکتر و اتوبوس دوست پیدا میکنید و مدتها حرف میزنید؟؟به شخصه وقتی یه نفر کنارم میشینه و مثلا میگه هوا خوبه تنها کلمه ای که میتونم بگم بله هست در کنارشم یه لبخند میزنم اما یسریا با همون یه کلمه شروع به صحبت میکنن و حتی دوست میشن!جدا ازینکه دوستیابی برای من پروسه ای زمانبره و کماکان ناراحت نیستم که تو خیابون به هرکی رسیدم باهاش دوست نشدم اما فکر میکنم اینکه اونقدر دوستانه باشی که همه جا ارتباط بگیری خیلی مهارت خوبیه و مثلا مامان من بخاطر ارتباطات قویش توی بیزینسش خیلی موفق تره و دوستای بیشتری رو راحت تر پیدا میکنه...ولی من فکر نمیکنم فقط مسئله آداب معاشرت باشه...من هیچ وقت بی ادبی نکردم فقط صرفا سعی کردم حرف های مفید بزنمبطور کلی بخوام بگم وقتی میخوام یه مکالمه رو شروع کنم اینجوریم که:سلامجواب شخص مقابل:سلاممن:خوبی؟اون:خوبم تو خوبی؟مسلما باید بگم آرهحالا دیگه حرفی ندارم ولی باید یجوری ادامه بدم دیگه مثلا اگه بگم هوا خوبه/بده یه آره ای نه ای میاد مثلا بگم چطور میگذره و چیکارا میکنی؟خب عموم مردم نمیشنن واقعا درباره حال و روز اون روزاشون،اتفاقاتی که افتاده و‌...حرف بزنن و میگن هیچ/میگذره/مثل همیشه و...و اینجاست که حقیقتا دیگه حرفی ندارم که بزنم!!راستش نمیدونم شاید باید اینجا شروع کنم به اطلاعات درباره خودم که مثلا برا من فلان اتفاق افتاد؟راستش اینکار یکم بهم حس ناامنی میده.‌‌..وقتی فرد مقابلم حاضر نیست درباره خودش یکمم که شده اطلاعات بده و در جواب چطور میگذره و چه خبرا میگه هیچ چرا من باید زندگیم رو باز کنم کلا دوست ندارم به هر کسی زیاد درباره خودم بگم و زیاد هم شده از لفظ (به تو چه استفاده کنم) البته در حالت عادی برای اینکه بی ادبی نباشه میگم(چطور؟) تا اون شخص متوجه شه که چیزی که پرسیده ربطی بهش نداره و البته بعدش شوخی شوخی کنان که مثلا اینو میخوای از من بفهمی که سواستفاده کنی و چی بحث رو میپیچونم....حالا از بحث اصلی دور نشیم شاید یه کلمه ای جواب داده چون اصلا نمیخواد با من حرف بزنه و من با اطلاعات دادن از خودم فقط بیشتر اذیتش کنم!!!شاید من یهو بپرم پیش دوستم که هرروز میبینمش و مدام چرت و پرت از اتفاقات روزهای اخیرم بگم ولی خب مثلا الان برم پیش دوست قدیمیم بخوام حرف رو باز کنم از کجا معلوم اون بخواد بشینه حرفای من رو بشنوه؟اصلا چطور بحث رو باز کنم که برسه به اونجا که بخوام حرفام رو بزنم؟خلاصه بنده از مشکلات ارتباطی شدید رنج میبرم امیدوارم اینجا کسی کمکی بتونه بکنه بهم:))))ممنونم که خوندید/شایدم نخوندید اومدید ببینید خط آخر چیه?</description>
                <category>آنکس که مژگانش خنجر به رخ ماه کشیده</category>
                <author>آنکس که مژگانش خنجر به رخ ماه کشیده</author>
                <pubDate>Thu, 18 Jul 2024 17:14:20 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>