<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های حوزه علمیه آیت الله درچه ای رحمة الله علیه</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ir.hdorche</link>
        <description>مجله دیجیتالی/آنلاین حوزه علمیه آیت الله سید محمد باقر درچه ای رحمة الله علیه(استاد العلماء)</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 06:08:38</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3803682/avatar/nINfqy.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>حوزه علمیه آیت الله درچه ای رحمة الله علیه</title>
            <link>https://virgool.io/@ir.hdorche</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تعامل انسان و محیط زیست و حقوق متقابل آن‌دو از دیدگاه قرآن کریم</title>
                <link>https://virgool.io/IRhdorche/%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D9%85%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D9%88-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86-%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D9%85-iqo929h1ok0e</link>
                <description>محقق: امین سلیمانی دینانی(طلبه سطح یک حوزه)مجله مدرسه‌ای اندیشه پژوه - شماره دوم/آذر1404چکیدهمحیط زیست به‌عنوان بستر اصلی حیات انسان و سایر موجودات زنده، امروزه با چالش‌های جدی ناشی از بهره‌برداری بی‌رویه و آلودگی‌های گوناگون مواجه است. دین اسلام و به‌ویژه قرآن کریم، قرن‌ها پیش با نگاهی عمیق و نظام‌مند به تبیین رابطه انسان و طبیعت پرداخته و حقوق و تکالیف متقابل آن‌ها را مشخص کرده است. پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای، به بررسی مفهوم محیط زیست از منظر لغوی و اصطلاحی و جایگاه آن در قرآن کریم می‌پردازد. در این تحقیق، واژگان مرتبط با طبیعت در قرآن، اقسام محیط زیست و مفاهیم اساسی قرآنی همچون خلقت، نعمت و تعادل مورد تحلیل قرار گرفته است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که از دیدگاه قرآن، طبیعت موجودی ذی‌شعور و تسبیح‌گو است و انسان به‌عنوان خلیفه الهی، حق بهره‌برداری معقول از آن را دارد، اما در مقابل موظف به حفظ، آبادانی و جلوگیری از فساد و تخریب محیط زیست است. همچنین حقوق حیوانات، حفظ جنگل‌ها، پاکیزگی آب و هوا و پرهیز از آلودگی به‌عنوان مصادیق مهم مسئولیت انسانی در برابر محیط زیست معرفی شده‌اند. نتایج این پژوهش بر ضرورت بازگشت به آموزه‌های قرآنی در جهت حفظ محیط زیست و توسعه پایدار تأکید دارد.واژگان کلیدی:محیط زیست، طبیعت، حقوق محیط زیست، آلودگی محیط زیست، حقوقمقدمهبا نگاهی به آیات و روایات و سیره‌ی اهل بیت (علیهم‌السلام) روشن می‌گردد که هیچ مکتبی مانند اسلام به طبیعت و محیط زیست اهمیت نداده است. از سوی دیگر، قرآن کریم در بسیاری از آیات، انسان‌ها را به مطالعه طبیعت و عناصر آن فراخوانده است. همچنین بسیاری از سوره‌های قرآن کریم به نام یکی از عناصر طبیعت خوانده می‌شود، مانند سور شریفه بقره، رعد، نحل، نور، عنکبوت، نجم، فجر، شمس، حدید، لیل، قمر، تین، ناس و... خداوند منان، سرنوشت بشر را به‌گونه‌ای رقم زده است که در دامان طبیعت رشد کند و به آن نیازمند باشد.محیط زیست و حفظ آن از هر نوع تخریب و آلودگی­ها و نحوه چگونگی استفاده از آن توسط انسان و حقوق محیط زیست امروزه در تمامی جوامع مورد بحث است امروزه انسان‌ها می­دانند زمین و منابع آن بی­نهایت نیست، بلکه محدود است و انسان‌ها فقط می­توانند مهمانان موقّت آن باشند یا با سازگاری با زمین، آن را برای خود و بقای خود حفظ کنند.امروزه بشر متوجه عواقب زیان‌بار بهره­وری بی­رویه از طبیعت و رها کردن انواع آلاینده­ها در محیط زیست خود شده است. پیشرفت و توسعه عنان گسیخته و حساب نشده که با تخریب و آلودگی محیط زیست توأم است، عملاً پیشرفتی ظاهری است. دین اسلام از ابتدا متوجّه اهمیت و ارزش محیط بوده و لذا در قرآن کریم آیاتی آمده است که ما را به این امر مهم رهنمون می‌سازد و از طرفی انسان را سفارش به تفکّر در آیات مربوط به طبیعت اعم از حیوانات، جمادات، جنگل‌ها، حشرات و ... کرده است. لذا این تحقیق به دنبال این است که اولاً آیاتی که مؤکّد در آیات مربوط به طبیعت است را آورده و در ادامه به حقوق انسان در برابر محیط زیست پرداخته و تأکید شده است که در صورت محافظت نکردن از محیط زیست جهان به فساد و نابودی کشیده می‌شود.موضوع محیط زیست و شیوه تعامل انسان با طبیعت از منظر اسلام و قرآن کریم، در سال‌های اخیر مورد توجه پژوهشگران حوزه علوم اسلامی و انسانی قرار گرفته و آثار متعددی در این زمینه منتشر شده است. آیت‌الله جوادی آملی در کتاب اسلام و محیط زیست با تبیین جایگاه طبیعت در نظام توحیدی، بر مسئولیت اخلاقی و الهی انسان در قبال حفظ محیط زیست تأکید کرده و تخریب طبیعت را نوعی ناسپاسی نسبت به نعمت‌های الهی می‌داند. فراهانی‌فرد در اثر خود با عنوان محیط زیست؛مشکلات و راه‌های برون‌رفت از منظر اسلام به بررسی چالش‌های زیست‌محیطی معاصر پرداخته و راهکارهای دینی و اخلاقی اسلام برای مقابله با بحران‌های محیط زیستی را ارائه کرده است. در مجموعه بیانات رهبر معظم انقلاب با عنوان نهضت حفظ محیط زیست، حفاظت از طبیعت به‌عنوان یک وظیفه عمومی و اجتماعی مطرح شده و بر لزوم فرهنگ‌سازی دینی در این زمینه تأکید گردیده است. عیسی ولایی در کتاب محیط زیست به بررسی ابعاد مختلف محیط زیست و ضرورت حفاظت از آن در زندگی بشر پرداخته و پیوند میان اخلاق، دین و محیط زیست را برجسته ساخته است. همچنین محمدنقی‌زاده در کتاب جهان‌بینی و حفاظت محیط زیست با رویکردی میان‌رشته‌ای، ارتباط جهان‌بینی دینی و مسئولیت انسان در قبال طبیعت را تبیین کرده است. از دیگر آثار مهم می‌توان به کتاب هویت محیط زیست از نظر اسلامی نوشته حمید شهریاری اشاره کرد که به تحلیل مبانی فقهی و کلامی محیط زیست پرداخته است. افزون بر این، آیت‌الله مصباح یزدی در معارف قرآن (کیهان‌شناسی) با بررسی آیات آفرینش، نگرش قرآن به طبیعت و نظم حاکم بر آن را تشریح می‌کند. همچنین آثار محمد اصغر فاضل با عنوان محیط زیست در اسلام بر حقوق محیط زیست و تکالیف انسان از منظر آیات و روایات تمرکزدارد. با وجود غنای این پژوهش‌ها، تحقیق حاضر می‌کوشد با گردآوری منسجم آیات و روایات، به‌طور خاص به تبیین حقوق متقابل انسان و محیط زیست از دیدگاه قرآن کریم بپردازد.قرآن کریم در زندگی انسان‌ها نقش بسیار مهمی دارد. این کتاب آسمانی راهگشای تمامی مشکلات انسان امروز است و خوشبختی و سعادت تنها در یاری جستن و عمل به اوامر از این منبع فیض الهی است. امروزه مشکلات متعدّدی گریبان‌گیر جوامع بشری شده است و مشکلات محیط زیست یکی از مهم‌ترین آن‌ها است در حالی که قرآن مجید قرن‌ها پیش به اهمیت حفظ و نگهداری محیط زیست تأکید داشته و در صورتی که بشر امروزه به‌طور کامل از راهنمایی‌های این کتاب ارزشمند بهره ببرد می‌تواند بر مشکلات متعدّد محیط زیست فائق آید. در مقاله حاضر با استفاده از روش کتابخانه‌ای بى‌‏ترديد اهمیت و لزوم شناخت حقوق و حفاظت از محیط زیست از نگاه قرآن بررسی شده و همچنین آیات مرتبط با حفظ و نگهداری محیط زیست مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. مفهوم محیط زیست، واژگان مرتبط و اقسام آنتعریف لغویمحیط زیست مرکّب از دو کلمۀ «محیط» و «زیست» است، به‌طور کلی واژه «محیط» لفظی عربی است که در قرآن کریم یازده بار به کار رفته است و معانی آن‌ها در جای خود و در کتب تفسیری مربوطه مورد بررسی قرار گرفته است و به‌طور خلاصه می‌توان گفت که در تمام این یازده مورد به معنای لغوی به کار گرفته شده است. امّا «محیط» در اینجا چنانچه در کتب لغت آمده است به معنای «محیط، حدود، پیرامون، محدوده، دامنه» (آذرنوش، 1391: 232؛ صینی، 1414: 99) است؛ و لفظ «زیست» واژه‌ای فارسی است و به معنای «عمل زیستن، حیات، زندگانی، زندگی، عمر» (دهخدا، 1377: 48992) است.تعریف اصطلاحیتعریف‌های زیادی از محیط زیست شده است که کم و بیش به حقیقت یگانه‌ای اشاره دارند و در ادامه به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود. با این حال، تعریف زیر در این پژوهش بیشتر مورد نظر و گفت‌وگوست:محیط زیست اصطلاحاً به طبیعت و عناصر طبیعی موجود در کره زمین و در مقیاس کوچک‌تر، در محدوده زندگی انسان همچون شهر و روستا اطلاق می‌شود. در قوانین کشورمان، محیط زیست چنین معنا شده است: آنچه که پیرامون زیستن را در برگرفته و با آن در فعل و انفعال است. فضایی با تمامیِ شرایط فیزیکی، بیولوژیکی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و غیره که همه موجودات زیست کننده در آن را شامل می‌شود و مجموعه روابط بین آنان را در برمی‌گیرد (متقی، 1387: 10). مجموع موجودات، منابع، عوامل و شرایط هماهنگی که ادامه حیات به آن وابسته است و در یک نظام الهی با هم در رابطه هستند را محیط زیست می‌گویند (قرائتی، 1374: 772-773). محيط زيست در معناي عام، مكان و فضايي است كه در آن، زيستن وجود دارد. از اين‌رو، محيط زيست انسان يعني مكان و فضايي كه در آن زندگي مي‌كند. از آنجاكه زيستن و زندگي انسان، ابعاد و شئون گوناگون دارد (فتحعلی، 1390: 97-122). انديشمندان براي محيط زيست طبيعي، تعاريفي بيان كرده‌اند كه وجهِ مشترك اين تعاريف عبارت است از: مجموعه عوامل و عناصر طبيعي غيرانساني، كه ميان آن‌ها و زيست انسان، به معناي عام تأثير و تأثر برقرار است. اين مجموعه، شامل اشياء و امور بي‌جان نظير زمين، خاك، آب، هوا، فضا و اشياء امور جاندار همچون گياهان و حيوانات مي‌شود (همان).واژگان مرتبط با محیط زیست در قرآندر ابتدای بحث لازم است براي روشن‌تر شدن اهميت و منزلت محيط زيست از ديدگاه قرآن، ضرور استآيه‌ها و واژگان مرتبط را از قرآن استخراج و تحليل كنيم. نمونه‌هايي كه در ادامه مي‌آيند حاصل مروري سريع بر آيه‌هاي سبز معرفت‌اند؛الف) واژگان مربوط به طبيعت:در تحليل محتوايي يك متن، واژگاني كه داراي بسامد بيشتري باشند، نشان از عنايت و تأكيد گوينده يا نويسنده دارند و بر پاية آن‌ها مي‌توان باورها و نگرش‌هاي وي را تحليل كرد. بسامد و تكرار بسياري از واژگان مربوط به طبيعت در قرآن، حاكي از اين اهمیت دارد كه از آن جمله‌اند: واژة ارض 1541 بار، سماء 310 بار، ماء 64 بار، شمس 33 بار، جبل 39 بار و قمر 27 بار.ب) نام‌گذاري سوره‌ها به پديده‌هاي طبيعي:نام‌گذاري سوره‌ها به نام پديده‌هاي طبيعي نيز حكايت از اهميت آن‌ها مي‌كند. اين دسته از سوره‌ها بسيارند مانند سوره‌هاي بقره (گاو)، رعد (رعد و برق)، نمل (مورچه)، نور، نحل، عنكبوت، دخان، نجم، فجر (فجر)، شمس (خورشيد)، حديد (آهن)، سيل، ضحي (روشنايي روز)، قمر (ماه)، تين (انجير)، علق (آويزك)، بروج (برج‌ها)، فيل، خلق و ناس (مردم).ج) سوگند به طبيعت:در قرآن كريم به‌مقتضای مقام و در موارد مختلف به برخي از پديده‌هاي طبيعي سوگند ياد شده است؛ از جمله سوگند به خورشيد «وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها» ماه «وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها»، ستاره «والنجم» روز «وَ النَّهارِ إِذا جَلاَّها»، شب «وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشاها»، آسمان «وَ السَّماءِ وَ ما بَناها»، زمين «وَ الْأَرْضِ وَ ما طَحاها»، كوه، صبح و شام.د) تسبيح‌گوي و ذي‌شعور بودن طبيعت:در بينش اسلامي پديده‌هاي گوناگون طبيعي موجوداتي جاندار، ذي‌شعور و تسبيح‌گوي معرفي شده‌اند؛ مانند اين آيات:تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالْأَرْضُ وَمَنْ فِيهِنَّ وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَكِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ (اسراء، 44)؛ آسمان‌هاي هفت‌گانه و زمين و هركس كه در آن‌هاست او را تسبيح مي‌گويند و هيچ چيز نيست مگر اينكه در حال ستايش تسبيح او مي‌گويد، ولي شما تسبيح آن‌ها را در نمي‌يابيد. أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالطَّيْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِيحَهُ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ (نور، 41)؛ آيا ندانسته‌اي كه هركه و هرچه در آسمان‌ها و زمين است براي خدا تسبيح مي‌گويند و پرندگان نيز در حالي كه در آسمان‌ها پر گشوده‌اند تسبيح او مي‌گويند؟ همه ستايش و نيايش خود را مي‌دانند و خدا به آنچه مي‌كنند داناست.اقسام محیط زیستمحيط زيست از جنبه‎‌های مختلف نيز مي‌تواند به انواع و اقسام گوناگون تقسيم شود؛ که از جملة اين اقسام، مي‌توان به محيط زيست «ديني، فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي، مصنوعی، سياسي و طبيعي و...» اشاره كرد. با این حال، مراد ما از «محيط زيست»، در این بحث محيط زيست طبيعي است.در ذیل به سه قسم «طبیعی، مصنوعی، اجتماعی» از انواع «محیط زیست» اشاره شده است.1. محیط طبیعی: منظور از محيط‍‌ طبيعى، فضايى است كه شامل آب و هوا، خوراك، گياهان و حيوانات است. اين محيط‍‌، بدان رو طبيعى است كه به مخلوقات زيست‌محيطى اختصاص دارد و در برابر آن، محيط‍‌ اقتصادى و اجتماعى قرار مى‌گيرد كه نقش انسان در ايجاد آن، گسترده است. محيط‍‌ طبيعى، دربرگيرنده بخشى از سطح كره زمين است و محلى است كه انسان، در تشكيل آن نقشى ندارد و از موهبت‌هاى الهى است مانند کوه‌ها، دشت‌ها، جنگل‌ها، حیات وحش، دریاها، مراتع، حیات وحش، دریاچه‌ها، دریاها، تالاب‌ها و منابع طبیعی زیرزمینی است؛ و از نظر اسلامی تمام این‌ها باید پاکیزه باشد. عوامل تشكيل‌دهنده محیط طبیعی، دو دسته جاندار و بى‌جان است (قرائتی، 1374: 772-773).2. محیط مصنوعی یا انسان ساخت: محیط زیست مصنوعی به محیطی گفته می‌شود که توسّط انسان ساخته شده است و به عقیده پاره‌ای از متخصصان، محیط زیست مصنوعی، محیط زائیده تفکّر و محیط فرهنگ ساخت است، بنابراین شهرها با تمام اجزاء آن، محیط زیست مصنوعی را تشکیل می‌دهند، خانه‌ها، مدرسه‌ها، کارخانه‌ها، فرودگاه‌ها، راه‌ها و غیره. اجزای این بُعد از محیط زیست محسوب می‌شوند. علاوه بر این، زباله‌های کنار خیابان، آلودگی آب و هوا، تمیز یا کثیف بودن جویبارهای روان و مانند آن‌ها نیز عناصر تشکیل دهنده این قسمت از محیط زیست هستند.3. محیط اجتماعی: مقصود از محیط اجتماعی جامعه‌ای است که بشر در آن زندگی می‌کند، این قسمت از محیط زیست از انسان‌هایی که در کنار و اطراف ما وجود دارند و با ما سروکار دارند و با آن‌ها روابط متقابل داریم تشکیل می‌شود، این محیط اجتماعی از خانواده آغاز می‌شود و همسایگان، همکاران، رهگذران، فروشندگان و مانند آن‌ها را در جامعه شهری و روستایی در بر می‌گیرد و گستره آن تا ملت و دولت ادامه می‌یابد.حقوق، مفاهیم اساسی قرآنی محیط زیستهمان‌طور که قبلاً گفته شد منظور از محیط زیست که در این نوشتار مورد بررسی قرار می‌گیرد محیط زیست طبیعی است. از این رو قرآن کریم به‌عنوان مهم‌ترین سند الهی مشتمل بر گزاره‌هایی است که در آن توصیفاتی در رابطه با انسان و طبیعت آورده شده و از مجموع آیات مربوطه می‌توان به قواعد اخلاقی و حقوقی مورد نظر قرآن درزمینه‌ی محیط زیست طبیعی و انسانی دست یافت؛ بنابراین آنچه در این فصل بررسی می‌شود نگاه توصیفی قرآن به طبیعت و کیفیت تعامل انسان با طبیعت و حقوقی که انسان در قبال طبیعت دارد و برعکس وظائفی که طبیعت و محیط زیست در قبال انسان دارد بررسی می‌گردد.بنابراین قرآن کریم که متضمّن واژگان کلیدی است در شناسایی حقوق محیط زیست و عناصر شکل‌دهنده‌ی آن و ارشادات اخلاقی و الزامات حقوقی مربوط به آن مؤثر است؛ حقوق حیوانات، بهداشت، درختان، آب و... و واژگانی چون خلقت، نعمت... از جمله کلماتی هستند که موضع قرآن کریم در این زمینه را نشان می‌دهند.خلقت:مبدأ پیدایش آفرینش، خداوند متعال است. قرآن کریم حمد و ستایش را مخصوص خداوندی دانسته است که خالق آسمان‌ها و زمین است.الحَمدُ لِلَهِ الَّذِی خَلَقَ السَّمَوَاتِ وَ الأرضَ… هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ طِينٍ ثُمَّ قَضَى أَجَلًا وَأَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَهُ ثُمَّ أَنْتُمْ تَمْتَرُونَ (انعام، 1-2)؛ ستايش خدايى را كه آسمان‌ها و زمين را آفريد... اوست كسى كه شما را از گل آفريد آنگاه مدتى را [براى شما عمر] مقرّر داشت؛ بنابراین پدیده‌ها و آفریده‌ها توسّط خداوند و از حسن و زیبایی آفرینشی برخوردارند. زیبایی و حسن آفرینشی موجودات ناشی از آن است که آن‌ها در بستر عدالت آفریده شده‌اند. خداوند بر اساس حقّ و عدالت هر موجودی که شایستگی آن را داشت، از لطف خود بهره‌مند ساخت و آن را در مسیر تکامل خود هدایت فرمود. رَبُّنَا الَّذِی أَعطَی کُلَّ شَیءِ خَلقَهُ ثُمَّ هَدَی (طه، 50)؛ موسی پاسخ داد که خدای ما آن کسی است که همه موجودات عالم را نعمت وجود خاص خودش بخشیده و سپس (به راه کمالش) هدایت کرده است. بر این اساس آفرینش هستی و طبیعت، قابل ستایش است.طبیعت و محیط زیست از مصادیق آفریده‌هایی است که اساس آفرینش آن‌ها بر تعادل، حسن و زیبایی است، لذا دستگاه خلقت ما را به شناسایی تعادل زیستی طبیعت و حفظ زیبایی‌های آن به‌عنوان یک حق اساسی و بنیادین رهنمون می‌شود و از آفرینش موجودات زنده در می‌یابیم که آن‌ها از استعداد زیستن و بقا برخوردارند؛ لذا حق محیط زیست که از منظر قرآن کریم ناشی از اعطای خلقت و هدایت موجودات است یک حقّ فراگیر برای هر موجود زنده، از جمله بشر به شمار می‌آید.نعمت:طبیعت و آنچه در آن است از مصادیق نعمت‌های الهی برای بشر است، چنانکه خداوند در قرآن کریم آمده است: وَ مَا بِکُم مِّن نِعمَهٍ فَمِنَ اللهِ (نحل، 53)؛ شما بندگان با آنکه هر نعمت که دارید همه از خداست. خداوند نعمت را در اختیار انسان قرار داده است تا شکرگزار باشد یعنی از آن به نحو مطلوب استفاده نماید و در صورتی که از آن به نحو مطلوب استفاده نماید نعمت او دو چندان و افزون می‌گردد ولی اگر با بهره‌برداری خود، طبیعت و محیط زیست را آلوده و تخریب نماید، او نسبت به نعمت بزرگ طبیعت کفر ورزیده و مستحق عقاب دنیوی، محرومیت از این نعمت و موهبت الهی می‌شود. لَئِن شَکَرتُم لأزِیدَنَّکُم وَ لَئِن کَفَرتُم إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ (ابراهیم، 7)؛ شما بندگان اگر شکر نعمت به‌جای آرید بر نعمت شما می‌افزایم شما بندگان اگر شکر نعمت به‌جای آرید بر نعمت شما می‌افزایم و اگر کفران کنید عذاب من بسیار سخت است.از آیات شریفه استفاده می‌شود که بین مناسبات انسانی و محیط زیست طبیعی تعاملی مستقیم برقرار است؛ و همان‌گونه که مناسبات ناپسند انسان‌ها موجب ظهور فساد در خشکی و دریا می‌شود. مناسبات اخلاقی انسان‌ها موجب گشایش درهای برکات آسمان و زمین به روی آنان می‌گردد.از مفاهیمی چون خلقت و نعمت در قرآن کریم دریافت شد که محیط زیست طبیعی میراث خداوند متعال برای موجودات زنده و آدمیان است تا آدمی با رعایت سنّت‌های الهی بر حفظ و توسعه‌ی آن همت ورزد و آن را از آلودگی‌ها و تخریب مصون نماید؛ از این رو انسان در برابر خداوند، موجودات و بلکه تمامی آفرینش مسئول است.حقوق انسان بر محیط زیستدر تعاليم اسلام با بررسي آيات و روايات و سیره اهل بیت «علیهم‌السلام» آشکار می‌شود که محیط زیست به‌عنوان یکی از مباحث حیاتی مورد توجه قرار گرفته است. اسلام یکی از نیازهای انسان را پیوند با طبیعت لحاظ نموده است و او در دامان طبيعت متولّد، رشد و بالنده می‌شود. از طرفی، طبيعت هم به‌گونه‌ای خلق شده است که در خدمت انسان باشد و نیازهای او را برطرف کند.طبق آیات قرآن کریم انسان اشرف مخلوقات است؛ وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلًا (اسراء، 70)؛ و محقّقاً ما فرزندان آدم را بسیار گرامی داشتیم و آن‌ها را (بر مرکب) در برّ و بحر سوار کردیم و از هر غذای لذیذ و پاکیزه آن‌ها را روزی دادیم و آن‌ها را بر بسیاری از مخلوقات خود برتری و فضیلت کامل بخشیدیم.») لذا مواهب و نعمت‌های عالم برای او آفریده شده است، از این رو خداوند انسان را با رعایت نکاتی دعوت به استفاده از نعمت‌های خویش می‌کند، چنانکه در سوره بقره آمده است: هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا (بقره، 29)؛ او خدایی است که همه موجودات زمین را برای شما خلق کرد. و یا در آیه‌ای دیگر انسان را سفارش به استفاده از چیزهای حلال می‌کند یَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلَالًا طَيِّبًا وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ (همان، 168)؛ ای مردم، از آنچه در زمین است حلال و پاکیزه را تناول کنید و پیروی نکنید و ساوس شیطان را، محققاً شیطان از برای شما دشمنی آشکار است. اکل‌، در آیۀ فوق مطلق‌ تصرف‌ ‌است‌ چنانچه‌ ‌در‌ ‌آيه‌ شريفه‌ ‌است‌ لا تَأكُلُوا أَموالَكُم‌ بَينَكُم‌ بِالباطِل‌ِ إِلّا أَن‌ تَكُون‌َ تِجارَةً عَن‌ تَراض‌ٍ مِنكُم (نساء، 33)؛ ‌يعني‌ اموالتان‌ ‌را‌ ‌در‌ ميان‌ خودتان‌ بباطل‌ صرف‌ نكنيد (طیب، 1378: 2 / 278)؛ مانند همين‌ ‌آيه‌ و ‌آيه‌ شريفه‌» قُل‌ لا أَجِدُ فِي‌ ما أُوحِي‌َ إِلَي‌َّ مُحَرَّماً عَلي‌ طاعِم‌ٍ يَطعَمُه‌ُ إِلّا أَن‌ يَكُون‌َ مَيتَةً (انعام، 145)؛ بگو: در احکامی که به من وحی شده من چیزی را که برای خورندگان طعام حرام باشد نمی‌یابم جز آنکه میته باشد.«طيّباً» حال‌ ‌بعد‌ ‌از‌ حال‌ ‌است‌ و طيّب‌ به معنی‌ گوارا و ملايم‌ طبع‌ انسان‌ ‌است‌ ‌که‌ خداوند همه‌ مأكولات‌ ‌از‌ حبوبات‌ و فواكه‌ و حيوانات‌ حلال‌ گوشت‌ و لبنيات‌ و ‌غير‌ اينها ‌را‌ پاكيزه‌ و ملايم‌ طبيعت‌ آدمي‌ قرار داده‌ مگر اينكه‌ عارضه‌ ‌از‌ مرض‌ و نحو ‌آن‌ براي‌ انسان‌ عارض‌ شود و مقابل‌ طيب‌ خبيث‌ ‌است‌ ‌يعني‌ چيز پليد ‌که‌ منافر طبع‌ ‌باشد‌ و خلقت‌ خبائث‌ ‌براي‌ خوردن‌ نشده‌ بلكه‌ فوائدي‌ ديگر ‌در‌ ‌آنها‌ ملحوظ بوده‌ و ‌از‌ اينجهت‌ اكل‌ ‌آنها‌ حرام‌ ‌شده‌ (طیب، 1378: 2 / 286). یا در آیه‌ای دیگر انسان را دعوت به استفاده از میوه‌ها و... می‌کند: وَهُوَ الَّذِي أَنْشَأَ جَنَّاتٍ مَعْرُوشَاتٍ وَغَيْرَ مَعْرُوشَاتٍ وَالنَّخْلَ وَالزَّرْعَ مُخْتَلِفًا أُكُلُهُ وَالزَّيْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُتَشَابِهًا وَغَيْرَ مُتَشَابِهٍ كُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَآتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ وَلَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ (همان، 141)؛ و او آن خدایی است که برای شما بستان‌ها از درختان داربستی و درختان آزاد و درختان خرما و زراعت‌ها که میوه و دانه‌های گوناگون آرند و زیتون و انار و میوه‌های مشابه و نامشابه آفرید. شما هم از آن میوه‌ها هرگاه برسد تناول کنید و حق آن را (زکات فقیران را) در روز درو و جمع‌آوری آن بدهید و اسراف نکنید که خدا مسرفان را دوست نمی‌دارد.در روایاتی خداوند انسان را امر به زراعت و کشاورزی می‌کند و بعد از آن او را به خوردن دسترنج خود دعوت می‌کند. إِنَّ اللَّهَ لَمَّا أَهْبَطَ آدَمَ إِلَى الْأَرْضِ أَمَرَهُ أَنْ يَحْرُثَ بِيَدِهِ لِيَأْكُلَ مِنْ كَدِّ يَدِهِ بَعْدَ الْجَنَّةِ وَنَعِيمِهَا (نوری، بی‌تا: 13 / 24)؛ پیامبر «صلی الله علیه و آله وسلّم» خداوند متعال زمانی که حضرت آدم «علیه السّلام» را از بهشت به طرف زمین فرستاد به او فرمان داد که به وسیله‌ی دستانش کشت و کار کند و از نتیجه‌ی دست رنجش بعد از اخراج بهشت و نعمت‌های آن بخورد. قَالَ: أَيُّمَا قَوْمٍ أَحْيَوْا شَيْئاً مِنَ اَلْأَرْضِ أَوْ عَمَرُوهَا فَهُمْ أَحَقُّ بِهَا (حرعاملی، بی‌تا: 18 / 412)؛ امام باقر «علیه السّلام» بیان می‌کنند: هر قومی که زمینی را آباد کند به آن زمین سزاوارتر است و آن زمین از آن ایشان خواهد بود.بنابراین از مجموع مطالب گفته شد مشخص شد که انسان بر طبیعت و محیط زیست پیرامون خود حقوقی دارد و از جملۀ این حقوق استفاده کردن و بهره‌برداری درست و بجا از این موهبت الهی است.حقوق محیط زیست بر انساندر قرآن کریم، تعامل انسان با محیط زیست و حقوق هر کدام بر یکدیگر به طور گسترده‌ای مورد توجه قرار گرفته است. قرآن کریم به انسان‌ها مسئولیت‌های اخلاقی و دینی در قبال محیط زیست را یادآوری می‌کند و بر حفظ و نگهداری آن تأکید دارد.همان‌طور که بیان شد انسان حقوقی بر طبیعت و محیط زیست دارد که به تعدادی از آن‌ها اشاره شد امّا چیزی که در اینجا باید بیان شود حقوق، تکالیف و وظائف انسان‌ها در نحوه برخورد و تعامل با طبیعت است که محیط زیست بر گردن انسان دارد و باید انسان آن‌ها را مراعات کند که از جملۀ این حقوق و تعهدات می‌توان به موارد زیر اشاره کرد.منع فساد و تخریب زمینقرآن کریم تخریب، ضایع ساختن و از بین بردن زمین را تعدّی و تجاوز به محیط زیست و طبیعت می‌داند. از این رو در آیات قرآن کریم آمده است: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُحَرِّمُوا طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِين (مائده، 87)؛ ای اهل ایمان، حرام نکنید طعام‌های پاکیزه‌ای که خدا بر شما حلال نموده و (از حدود و احکام خدا) تجاوز نکنید که خدا تجاوز کنندگان را دوست نمی‌دارد. یا در جایی دیگر قرآن کریم ضمن شناسایی حق بهره‌مندی از ارزاق نهفته در زمین از سرکشی در بهره‌وری از آن نهی کرده است. كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَلَا تَطْغَوْا فِيهِ فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبِي وَمَنْ يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي فَقَدْ هَوَى‌ (طه، 81)؛ و دستور دادیم که (از این رزق حلال و پاکیزه که نصیبتان کردیم تناول کنید) و در آن (به کفر نعمت و ترک شکرگزاری) طغیان و سرکشی مکنید وگرنه مستحق غضب و خشم من می‌شوید و هر کس مستوجب خشم من گردید همانا خوار و هلاک خواهد شد.تخريب در محيط زيست نمونه آشكار فساد است زيرا نقطه مقابل اصلاح و صلح، يعني سازگاري در نظام طبيعت است. از ديدگاه اسلام فساد عام است و مقابله در برابر فساد راز بقاي دين و انسانيت و نظام طبيعت تلقي شده است. قرآن تباهي امت‌هاي گذشته را نتيجه عدم برخورد خردمندان با فساد انگیزی مي‌داند (غفور مغربی، 1388: شماره 8). وَإِذَا تَوَلَّى سَعَى فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيهَا وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الْفَسَادَ (بقره، 205)؛ و چون از حضور تو دور شود کارش فتنه و فساد در زمین است و بکوشد تا حاصل خلق به باد فنا دهد و نسل (بشر) را قطع کند؛ و خدا فساد را دوست ندارد؛ و یا در جای دیگر آمده است: وَلَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا (اعراف، 85)؛ و در زمین پس از نظم و اصلاح آن (با آمدن قوانین آسمانی)، به فساد برنخیزید.تخريب در محيط زيست نمونه آشكار فساد است زيرا نقطه مقابل آن آبادانی و اصلاح محیط زیست و زمین است تا سازگاری در نظام طبيعت شکل بگیرد. در آیه زیر خداوند انسان را دعوت به آبادانی و عمارت زمین می‌کند. هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا (هود، 61)؛ و خدایی است که شما را از زمین بیافرید و برای عمارت و آباد ساختن آن برگماشت. در این آیه خداوند برای تحریم حسن حق‌شناسی قوم صالح به گوشه‌ای از نعمت‌های مهم پروردگار که سراسر وجودشان را فرا گرفته اشاره کرده، می‌گوید: او کسی است که شما را از زمین آفرید (هُوَ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ).پس از اشاره به نعمت آفرینش، نعمت‌های دیگری را که در زمین قرار داده به این انسان‌های سرکش یادآوری می‌کند: او کسی است که: «عمران و آبادی زمین را به شما سپرد و قدرت و وسایل آن را در اختیارتان قرار داد» (وَ اسْتَعْمَرَکُمْ فِیها). قابل توجه این‌که قرآن نمی‌گوید خداوند زمین را آباد کرد و در اختیار شما گذاشت، بلکه می‌گوید عمران و آبادی زمین را به شما تفویض کرد، اشاره به این‌که وسایل از هر نظر آماده است، اما شما باید با کار و کوشش زمین را آباد سازید و منابع آن را به دست آورید و بدون کار و کوشش سهمی ندارید (مکارم شیرازی، 1386: 2 / 356-357). امام علی «علیه‌السلام» نیز در روایتی به این امر مهم اشاره می‌کنند: ولْيَكُنْ نَظَرُكَ فى عِمارَةِ الاْرْضِ أَبْلَغَ مِنْ نَظَرِكَ فى اسْتْجلابِ اْلَخَراجِ، لاِنَّ ذلِكَ لاَ يُدْرَكُ إِلاَّ بِالْعِمَارَة ِ (نهج البلاغه، نامه 296)؛ امام علی‏ «علیه السّلام» به مالک اشتر فرمود: باید توجّه تو به آباد كردن زمین بیش از توجّه به گرفتن خراج باشد؛ زیرا آن (خراج) جز در نتیجه آبادانی فراهم نمی‏آید؛ بنابراین تخریب محیط زیست، افساد در زمین، ظلم به نوع بشر و موجودات زنده است و از مصادیق برجسته‌ی ظلم، اثم و جرم است.بهداشت و پاکیزگی محیط و جلوگیری از آلودگی آنتعامل انسان و محیط زیست از دیدگاه قرآنبهداشت يكي از موضوعات بسیار مهمي است كه دین مبین اسلام توجّه ویژه‌ای به آن نموده است.اسلام به‌منظور مراقبت از محيط زیست، دستورات و برنامه‌هاي منظّمی در تمامي عرصه‌هاي حيات بشري، «معنوي، مادي، فردي و اجتماعي» وضع کرده است. بدین حال انسان بسياري از صفات خود را از پیرامون خود كسب مي‌كند. به صورتی که محيط‌هاي پاك معمولاً افراد پاك پرورش مي‌دهند و محیط‌های فاسد و آلوده غالباً افراد آلوده تحویل جامعه می‌دهند. آیه زیر تأثير محيط بر رفتار آدمی را به زیبایی بیان کرده است به این صورت که کسانی که در محیط‌های آلوده زندگی می‌کنند مثل گیاهانی است که در زمین‌های شور روییده‌اند بنابراین در چنین زمینی نباید انتظار داشته باشیم که گل در آن بروید و برعکس آن محیط سالم انسان پاک و نیکو تربیت می‌کند چنانکه گیاه در زمین حاصلخیز و مناسب تبدیل به گل می‌شود. وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِي خَبُثَ لَا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِدًا كَذَلِكَ نُصَرِّفُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَشْكُرُونَ (اعراف، 58)؛زمین پاک نیکو گیاهش به اذن خدایش (نیکو) بر آید و از زمین خشنِ ناپاک بیرون نیاید جز گیاه اندک و کم‌ثمر. این گونه ما آیات (قدرت) را به هر بیان توضیح می‌دهیم برای قومی که شکر خدا به جای آرند.در وحلۀ اوّل آنچه مورد بحث قرار می‌گیرد بحث بهداشت از منظر اسلام است که به مواردی زیر اشاره می‌شود:بهداشت محیطدستگاه آفرینش بر حفظ محیط زیست است، مثلاً تابش خورشید، بخار دریا، باران، کربن گیری درختان، پهن بودن برگ درختان. خداوند برای لاشه‌ها لاشخور آفریده، برای مردگان دریایی نهنگ آفریده، برای کثافات لای دهان نهنگ، پرنده خاص آفریده است. أَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ «صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وسلّم» كَانَ يَأْمُرُ بِدَفْنِ سَبْعَةِ أَشْيَاءَ مِنَ اَلْإِنْسَانِ اَلشَّعْرِ وَ اَلظُّفُرِ وَ اَلدَّمِ وَ اَلْحَيْضِ وَ اَلْمَشِيمَةِ وَ اَلسِّنِّ وَ اَلْعَلَقَةِ (ابن بابویه، 1362: 1 / 340)؛ رسول خدا «صلّى الله علیه وآله وسلّم»: دستور مي‌فرمود كه هفت چيز از آدمي بايد در خاك دفن شود: مو و ناخن و خون و خون حيض و جفتي كه بهمراه نوزاد است و دندان و علقه.بهداشت آبیکی از مواردی دیگری که انسان در برابر طبیعت مکلّف است از آن حفاظت و نگهداری کند بهداشت آب است.وَ هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّيَاحَ بُشْرًا بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ وَأَنْزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً طَهُورًا (فرقان، 48)؛ و او خدایی است که بادها را برای بشارت پیشاپیش باران رحمت خود فرستاد و از آسمان آبی طاهر و مطهّر نازل کردیم. آب علاوه بر خاصیت حیات بخشی، خاصیت فوق‌العاده مهم پاک کننده را دارد، اگر نبود در یک روز سر تا سر جسم و جان و زندگی ما کثیف و آلوده می‌شد.  به‌علاوه می‌دانیم پاکیزه کردن روح از آلودگی‌ها به‌وسیله غسل و وضو نیز با آب انجام می‌گیرد پس این مایع حیات‌بخش هم پاک کننده روح است و هم جسم. پس باید در مراقبت از آن باید کوشا باشیم.حفظ جنگل و منع از قطع درختاندرخت در زندگی و حیات دنیوی و اخروی انسان‌ها نقش مهمی ایفا می‌کند. از یک سو تأمین کننده بخش عمده‌ای از مواد مورد تغذیه آدمی است و از دیگر سو مایه آرامش و نشاط روحی او. جنگل‌ها، مراتع و درختان در شریعت اسلام از جایگاهی ویژه برخوردارند و در آیات و روایات متعدّد، مورد بحث قرار گرفته‌اند.قرآن کریم، از درختان و گیاهان، گاهی به‌عنوان «متاع» زندگی انسان یاد می‌کند و گاهی نیز آن‌ها را «معیشت»، یعنی وسیله برآوردن نیازهای انسان می‌شمارد و برایشان کرامت و شأن ویژه‌ای قائل است و از این رو در پی یادآوری ارزش و اهمیت این مادّه‌ی حیاتی است چنانچه در آیاتی از سوره «عبس» به این امر مهم اشاره دارد: فَلْیَنْظُرِ الاِنْسانُ إلی طَعامِهِ أنّا صَبَبنا الْماءَ صَبّاً ثمَّ شَقَقْنا الْأرضَ شَقّاً فَأَنبَتنا فِیهَا حَبّاً وَ عِنَباً وَ قَضْباً وَ زَیتُوناً وَ نَخلاً وَ حَدائِقَ غُلباً وَ فاکِهَةً وَ أبّاً مَتاعاً لَّکُم وَ لِأنعامِکُم (نهج البلاغه، نامه 296)؛ آری، آدمی باید به خوراک خویش بنگرد. ما آب را به فراوانی فرو ریخته‌ایم. سپس زمین را به‌درستی شکافته‌ایم و در آن دانه‌ای رویانده‌ایم و انگور و سبزی و زیتون و درخت خرمایی و باغ‌های پردرختی و میوه و علفی؛ برای بهره‌وری شما و چارپایان شما.از این آیات شریفه، نکات بسیاری قابل استفاده است که بیانگر جایگاه ویژه درخت در زندگی انسان است که از جمله‌ می‌توان به این موارد اشاره کرد:دو قسم‌ طعام‌ داريم‌ يكي‌ طعام‌ روح‌ انساني‌ و ديگر طعام‌ جسم‌ ‌او‌ امّا طعام‌ روح‌ علم‌ ‌است‌ ‌هر‌ چه‌ بيشتر تحصيل‌ علم‌ كند روحش‌ رشد مي‌كند و قوي‌ مي‌شود و ‌اگر‌ ‌در‌ جهل‌ باقي‌ ماند ضعيف‌ می‌شود و مي‌ميرد، خداوند ‌براي‌ ‌اينکه‌ طعام‌ چه‌ اندازه‌ اسباب‌ و وسایل‌ ‌در‌ دسترس‌ انسان‌ قرار داده‌ انبياء فرستاده‌ کتاب‌ها بالاخص‌ قرآن‌ مجيد نازل‌ فرموده‌، حمله‌ ‌بر‌ ‌آن‌ قرار داده‌، حفظه‌ ‌بر‌ ‌آن‌ مقرّر داشته‌، ائمه‌ اطهار و علماء اخيار و راه‌ رسيدن‌ به آنها ‌را‌ سهل‌ و آسان‌ نموده‌؛ و امّا طعام‌ جسم‌ ‌از‌ حبوبات‌ و فواكه‌ و خضرويات‌ ‌که‌ ‌در‌ آيات‌ ‌بعد‌ بيان‌ مي‌فرمايد: به‌درستی‌ ‌که‌ ‌ما ريزش‌ داديم‌ آب‌ ‌را‌ ريزشي‌ ‌پس‌ ‌از‌ ‌آن‌ شكافتيم‌ زمين‌ ‌را‌ شكافتني‌ ‌پس‌ رويانيديم‌ ‌در‌ ‌آن‌ زمين‌ حبوب‌ دانه‌هايي‌ و انگور و علف‌ و زيتون‌ و نخل‌ خرما و باغستان‌های‌ ميوه‌جات‌ ‌که‌ درختان‌ ‌آن‌ سر بهم‌ آورده‌ و ميوه‌ها و صحراهاي‌ سبز ‌که‌ متاع‌ ‌باشد‌ ‌براي‌ ‌شما‌ و ‌براي‌ حيوانات‌ ‌شما‌ (طیب، 1378: 17 / 396-397).آنچه در اين آيات آمده بود، هشت نوع از مواد غذايى براى انسان و چارپايان بود و جالب اينكه همه آن‌ها، غذاهاى گياهى و نباتى است، اين به خاطر اهميتى است كه&quot; گياهان&quot; و&quot; حبوبات&quot; و&quot; ميوه‌ها&quot; در تغذيه انسان دارند، بلكه غذاى حقيقى انسان همین‌ها است و غذاهاى حيوانى در درجه بعد قرار دارد به مقدار كمتر (مکارم شیرازی، 1374: 26 / 153-154). بنابراین، از دیدگاه قرآن کریم، درختان و گیاهان، نعمت الهی بوده و در زندگی انسان و سایر جانداران نقش ارزشمند و حیاتی دارند، به‌طوری که بسیاری از نیازهای ما و موجودات دیگر (تولید اکسیژن، مکانی برای تفریح و گذراندن اوقات فراغت، حفظ خاک، ساختمان‌سازی و وسایل چوبی مورد نیاز زندگی، استفاده از میوه و شاخ و بر‌گ‌های آن‌ها و...) را جنگل‌ها و پوشش گیاهی تأمین می‌کنند، لذا ما می‌بینیم به دليل نقش مهم جنگل‌ها در سلامت كره‌ى زمين و محيط زندگى انسان، رشته‌اى علمى به نام جنگل‌دارى به وجود آمده است. از این رو انسان باید حقوق این مادّه حیاتی را مراعات کند و وظائفی که در قبال آن دارد به‌درستی انجام دهد.روی هم رفته و با توجّه به نکات گفته شده این نتیجه به دست می‌آید که درختان، مراتع و پوشش گیاهی از گران‌بهاترین و باارزش‌ترین آفریده‌های خداوند برای انسان‌ها و موجودات دیگر است و نقش حیاتی در زندگی همه موجودات زنده، به‌ویژه انسان‌ها دارد و همچنین تأکیداتی که قرآن کریم و روایت ائمّه طاهرین «علیهم‌السلام» در این زمینه موجود است مؤیّد این مطلب است، امّا متأسفانه روزانه با افرادی روبه‌رو هستیم که به‌بهانه‌هایی واهی و پوچ اقدام به قطع و از بین بردن درختان می‌کنند و بارها شاهد آتش‌سوزی وسیع و گسترده در جنگل‌ها، مراتع، فضاهای سبز و... به خاطر سهل‌انگاری و سرسری گرفتن برخی افراد بوده‌ایم.درخت نماد آبادانی و شاخص سرسبزی و خرّمی و سبب آسایش و رفاه انسان و صفا و پاکی طبیعت است، از بین بردن یک درخت در جنگل‌ها و مراتع، پارک‌ها و خیابان‌ها و... به‌ معنی تعرّض و دست‌درازی به حقوق همۀ افراد جامعه حتّی موجودات زنده دیگر است، از این رو از جمله حقوق درختان و وظائفی که انسان در قبال جنگل‌ها و درختان دارند؛ حفاظت، نگهداری، جلوگیری از قطع و آتش زدن آن‌ها، آبیاری و... است که در منابع روایی اسلام نیز روایات فراوانی از حضرات معصومین «علیهم‌السلام» در این باره وارد شده است که در ذیل به مواردی از آن‌ها اشاره شده است.امام صادق «علیه‌السلام» در روایاتی قطع کردن درختان را موجب عذاب الهی می‌داند و توصیه می‌کنند که از درختان مواظبت و مراقبت همیشگی داشته باشید. لاَ تَقْطَعُوا الثِّمَارَ فَيُصِیبُ اللَّهُ عَلَيْكُمُ الْعَذَابَ صَبّاً (حرعاملی، بی‌تا: 13 / 198)؛ درختان ميوه را قطع نكنيد اگر قطع كنيد خداوند فرو مي‌ريزد برشما عذاب را. وَلاَ تُحْرِقُوا النَّخْلَ وَلاَ تُغْرِقُوهُ بِالْمَاءِ وَلاَ تَقْطَعُوا شَجَرَةً مُثْمِرَةً وَلاَ تُحْرِقُوا زَرْعاً (همان، 11/ 44)؛ درختان خرما را آتش نزنيد و آب بر آن روان نكنيد كه غرق شود، درخت ميوه‌اى را قطع نكنيد و كشتزارى را آتش نزنيد.حفظ حقوق حیواناتیکی دیگر از مواردی که انسان در تعامل با محیط زیست باید مراعات کند و به تعبیر دیگر جزئی از محیط زیست محسوب می‌شود و انسان باید حقّ و حقوق آن را همیشه در نظر داشته باشد حفظ حقوق حیوانات است. خداوند تبارک و تعالی در آیات متعدّدی در قرآن کریم، انسان‌ها را به شناخت مجموعه‌ای از رفتارهای حیوانات و تفکّر در کیفیت خلقت و زندگی آن ها و همچنین به عبرت‌گیری از ایشان دعوت فرموده است؛ جانورانی مثل شتر، چهارپایان اهلی و وحشی، پرندگان مختلف، آبزیان، حشراتی چون پشه، ملخ، مگس، عنکبوت، پروانه، مورچگان و زنبور عسل. به‌عنوان مثال می‌توان به این آیه اشاره کرد: وَإِنَّ لَكُمْ فِي الْأَنْعَامِ لَعِبْرَةً نُسْقِيكُمْ مِمَّا فِي بُطُونِهِ مِنْ بَيْنِ فَرْثٍ وَدَمٍ لَبَنًا خَالِصًا سَائِغًا لِلشَّارِبِينَ (نحل، 66)؛ و البته برای شما ملاحظه حال چهار پایان (از شتر و گاو و گوسفند) همه عبرت و حکمت است که ما از آنچه در شکم آن است از میان (دو جسم ناپاک) سرگین و خون، شما را شیر پاک می‌نوشانیم که در طبع همه نوشندگان گواراست.حیوانات از جهات مختلف (گوشت، پوست، پشم، در جهت بارکشی و...) برای انسان سودمند می‌باشند و همان‌طور که گفته شد انسان اشرف مخلوقات است و نعمت‌های الهی برای استفاده و بهره‌بردن انسان آفریده شده‌اند؛ از طرفی انسان نسبت به امکاناتی نعمت‌هایی که در اختیار او قرار می‌گیرد مسئول و وظیفه‌ای دارد. حیوانات، این آفریده‌های خداوند بزرگ نیز بر صاحبان خویش حقّ و حقوقی دارند و شایسته نیست که افرادی که از حیوانی نگهداری می‌کنند نسبت به حقوق حیوانات غفلت ورزند و آن‌ها را ساده و بی‌اهمیت شمرند.در این باره روایات متعدّدی در دین اسلام ذکر شده است و احکام خاص در رابطه با هر کدام از طیف حیوانات وجود دارد که در جای خود و در علم فقه به آن‌ها پرداخته شده است. امّا در احادیث روایاتی وجود دارد که حاکی از حقوق حیوانات است و علاوه بر لازم الاجرا بودن انسان وظیفه دارد همیشه به آن‌ها پایبند باشد و در صورت تخطّی مرتکب گناه شده و مستحق عذاب است. در ذیل به تعدادی از این روایات اشاره شده است. قَالَ لِلدَّابَّةِ عَلَى صَاحِبِهَا سِتَّةُ حُقُوقٍ لَا يُحَمِّلُهَا فَوْقَ طَاقَتِهَا وَ لَا يَتَّخِذُ ظَهْرَهَا مَجَالِسَ يَتَحَدَّثُ عَلَيْهَا وَ يَبْدَأُ بِعَلَفِهَا إِذَا نَزَلَ وَ لَا يَسِمُهَا فِي وَجْهِهَا وَ لَا يَضْرِبُهَا فِي وَجْهِهَا فَإِنَّهَا تُسَبِّحُ وَ يَعْرِضُ عَلَيْهَا الْمَاءَ إِذَا مَرَّ بِهِ (برقی، 1374: 2 / 627)؛ امام صادق «عليه السّلام» بیان کرده است که چارپا شش حقّ بر صاحب خود دارد، بيشتر از توانش از آن بار نكشد، پشت آن را محلّ نشستن قرار ندهد كه روى آن سخن گويد، هنگامى كه پياده شد ابتدا علوفه آن را بدهد، بر آن نشانه و داغ نگذارد، به صورتش ضربه نزند؛ زيرا آن تسبيح خداوند مى‌گويد و هنگامى كه از كنار آب مى‌گذرد، به آن آب دهد.  لَعنَ اللّهُ مَن مَثَّلَ بالحَيوانِ (مجلسی، 1403: 64 / 282)؛ پيامبر خدا «صلى الله عليه و آله وسلّم»: لعنت خدا بر كسى كه حيوانى را مُثْله كند.آلوده نکردن محیط زیستآلودگی محیط زیست که حفاظت از آن از وظائف انسان گاه به‌واسطۀ عوامل آلوده می‌شود و رو به نابودی کشیده می‌شود لذا همیشه در اسلام تأکید شده است که از آلوده کردن محیط زیست پرهیز شود، قرآن کریم به انسان‌ها هشدار می‌دهد که از تخریب و آلودگی محیط زیست خودداری کنند. از جمله آیاتی که برای نهی از آلوده نمودن هوای محیط زیست می‌توان استدلال کرد آیات زیر است.وَلَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا (اعراف، 85)؛ و در زمین پس از نظم و اصلاح آن (با آمدن قوانین آسمانی)، به فساد برنخیزید. وَلَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ (بقره، 195)؛ و خود را به مهلکه و خطر در نیفکنید.مراد ‌از‌ تهلكه‌ اعم‌ ‌از‌ هلاكت‌ دنيوي‌ و اخروي‌ ‌است‌ و مراد ‌از‌ القاء به تهلكه‌ اقدام‌ بهر عملي‌ ‌است‌ ‌که‌ موجب‌ وقوع‌ ‌در‌ هلاكت‌ انسان‌ يا ترك‌ عملي‌ ‌که‌ باعث‌ هلاك‌ آدمي‌ گردد مثلاً عملي‌ ‌که‌ مريض‌ انجام‌ دهد و باعث‌ زيادتي‌ مرض‌ يا موت‌ ‌او‌ گردد مانند پرهيز نكردن‌ و خوردن‌ خوراک‌هایی‌ ‌که‌ ‌براي‌ مرض‌ ‌او‌ مضر ‌است‌ و يا اينكه‌ معالجه‌ نكند و دارو استعمال‌ ننمايد و به این‌ سبب‌ موجب‌ هلاكت‌ ‌خود‌ گردد (طیب، 1378: 2 / 361) و یکی از مواردی که باعث هلاکت انسان می‌شود آلودگی محیط زیست است.امّا می‌توان انواع آلودگی محیط زیست را به (هوا، خاک، آب، صوتی و...) تقسیم کرد که در اینجا به یک مورد از آن‌ها اشاره می‌شود.آلودگی هوانَهَی رَسُولُ اللَّهِ صلی الله و علیه وآله أَنْ یُلْقَی السَّمُّ فِی بِلَادِ الْمُشْرِکِینَ (کلینی، 1407: 5 / 28)؛ از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده که امام علی (علیه‌السلام) فرمودند: رسول خدا (صلی الله و علیه وآله) از ریختن سم حتی در سرزمین‌‌های مشرکین نهی فرموده است. وقتی ریختن سمّ که شامل سموم خاک و هوا و... می‌شود و از این کار در سرزمین مشرکین نهی شده است پس به طریق اولی در سرزمین مسلمین هم از آن منع شده و هم انجام آن حرام خواهد بود.آلودگی صوتیدر قرآن کریم گاهی صوت باعث هلاکت بعضی از انسان‌ها معرّفی شده است: وَأَخَذَ الَّذِينَ ظَلَمُوا الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دِيَارِهِمْ جَاثِمِينَ (هود، 67)؛ و آن گاه ستمکاران را (شب) صیحه عذاب آسمانی بگرفت و صبحگاه در دیارشان بی‌حس و حرکت و خاموش ابدی شدند. وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ وَاغْضُضْ مِنْ صَوْتِكَ إِنَّ أَنْكَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ (لقمان، 19)؛ و در رفتارت میانه روی اختیار کن و سخن آرام گو (نه با فریاد بلند) که زشت‌ترین صداها صوت الاغ است.بنابراین می‌توان گفت که از جمله آلودگی‌های محیط زیست آلودگی صوتی است که مضرات زیان‌باری «حساسیت عصبی، خستگی روحی و جسمی، استرس و اضطراب، سرگیجه، سردرد و میگرن، عصبانیت و...» را به دنبال دارد.نتیجه‌گیریمطالعه و بررسی آیات قرآن کریم و ورایت اهل بیت «علیهم‌السلام» نشانگر آن است که محیط زیست و طبیعت پیرامون ما مورد توجه ویژه خداوند متعال و کتاب الهی و معصومین «علیهم‌السلام» است؛ و همچنین از دین اسلام فهمیده می‌شود که نعمت‌های خداوند و محیط زیست برای استفاده صحیح انسان آفریده شده است؛ بنابراین رعایت نظم و اعتدال در استفاده از مواهب طبیعی، مراعات کردن حقوق محیط زیست، توجّه به اهمیت و ارزش آن و... همگانی بودن مسئولیت حفاظت از محیط زیست را به دنبال دارد، قرآن کریم در این رابطه به آیات متعدّدی اشاره دارد به‌طوری که در آیات بسیاری حقوق محیط زیست (منع فساد و تخریب زمین، منع قطع درختان، بهداشت، عدم آلوده کردن آن، احیای طبیعت و...) مورد بررسی قرار داده است. در این تحقیق علاوه بر موارد گفته شده به مواردی چون (مفهوم محیط زیست، اهمیت و اقسام آن، تعریف لغوی، تعریف اصطلاحی، محیط زیست و واژگان مرتبط با آن، واژگان مرتبط با محیط زیست در قرآن، اقسام محیط زیست، اهمیت محیط زیست و حقوق آن، حقوق، مفاهیم اساسی قرآنی محیط زیست، حقوق انسان بر محیط زیست و...) پرداخته شد؛ بنابراین توجّه به نقش بسیار مهم آموزش و فرهنگ قرآنی در بالا بردن سطح دانش و مسئولیت‌پذیری افراد در برابر جامعه و محیط زیست، از مهم‌ترین رهنمودهای قرآن کریم در خصوص جایگاه محیط زیست و اهمیت آن در زندگی بشر است.منابعقرآن کریمنهج‌البلاغه1. آذرتاش آذرنوش (1391)، فرهنگ معاصر عربی - فارسی بر اساس فرهنگ عربی - انگلیسی هانس‌ور (چاپ چهاردهم)، تهران: نشر نی‏.2. اسماعيل صينى (1414)، محمود، المكنز العربى المعاصر (چاپ اوّل‏) بیروت: مكتبة لبنان ناشرون‏‏.3. غفور مغربي، حميد (1388)، اصول اخلاقي محيط زيست از منظر اسلام، مجله اخلاق پزشکی دوره 3، شماره 8.4. ابن بابویه، محمد بن علی (1362)، خصال (چاپ اول)، قم: جامعه مدرسین.5. كسائیان، احمد (1382)، محیط زیست و انواع آن، نشریه نفت پارس، شماره 6.6. برقي، احمدبن محمد (1374)، المحاسن (بی‌چا)‏، تحقيق مهدي الرجائي، قم: المجمع العالمي لاهل البيت «علیه السّلام».7. حرّ عاملی، محمد (بی‌تا)، تفصيل وسائل الشيعة إلى تحصيل مسائل الشّريعة (بی‌چا)، بی‌جا: مؤسّسه آل بیت «علیهم‌السلام» لاحیاء التّراث.8. دهخدا، علی اکبر (1377)، لغت نامه دهخدا (چاپ اول)، تهران: مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران.9. صینی، محمود اسماعیل (1414)، المکنز العربی المعاصر (چاپ اوّل)، بیروت: مکتبه لبنان ناشرون‏.10. طیب، عبدالحسین (1378)، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، (چاپ دوم)، تهران: انتشارات اسلام‌.11. قرائتي، محسن (1374)، آيين تبليغ (دانستنی‌های تبليغ)، بصائر، سال ۲، ش ۱۳.12. متقی، تقی (1378)، اخلاق زیست محیطی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله (چاپ اول)، تهران: دفتر عقل.13. مجلسی، محمد باقر (1403)، بحار الانوار (چاپ دوم)، بیروت: انتشارات وفاء.14. مصباح یزدی، محمّدتقی (1386)، معارف قرآن (2) کیهان‌شناسی (چاپ اول)، مؤسّسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره).15. كلینی، محمد بن یعقوب (1407)، كافی (چاپ چهارم)، تهران: دار الکتب الإسلامیة.16. مکارم شیرازی، (1374) تفسير نمونه (چاپ سی و دوم)، تهران: دارالکتب الإسلامیة.17. (1386)، برگزیده تفسیر نمونه (چاپ اول)، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه.18. فتحعلی، محمود (1390)، نظرية اخلاق زيست محيطي اسلام با تأكيد بر آراي استاد مصباح يزدي، سال دوم، شماره سوم، صفحه 97 - 12219. نوری طبرسی، حسین (بی‌تا)، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل (بی‌چا)، قم: مؤسّسه آل بیت «علیهم‌السلام» لاحیاء التّراث.محقق: امین سلیمانی دینانی(طلبه سطح یک حوزه)مجله مدرسه‌ای اندیشه پژوه - شماره دوم/آذر1404</description>
                <category>حوزه علمیه آیت الله درچه ای رحمة الله علیه</category>
                <author>حوزه علمیه آیت الله درچه ای رحمة الله علیه</author>
                <pubDate>Wed, 07 Jan 2026 17:57:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عوامل و پیامدهای فردی، اجتماعی و روانشناختی سوءظن از منظر آموزه های دینی</title>
                <link>https://virgool.io/IRhdorche/%D8%B9%D9%88%D8%A7%D9%85%D9%84-%D9%88-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%88-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%D8%B3%D9%88%D8%A1%D8%B8%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C-uffpnlnqqzod</link>
                <description>محقق: سید حسین مدارایی(طلبه سطح دو حوزه)مجله مدرسه‌ای اندیشه پژوه - شماره دوم/آذر1404چکیدهسوءظن یا بدگمانی، یک خطای شناختی است که منجر به درک تحریف‌شده واقعیت و تفسیر منفی از رفتار دیگران می‌شود. این پدیده به‌ویژه در روابط بین‌فردی نزدیک مانند روابط زوجین، آثار مخربی دارد؛ زیرا باعث می‌شود اعمالی که با نیت خیر انجام شده‌اند، در ذهن فرد بدگمان به بدترین شکل ممکن ترجمه شوند و بنیان اعتماد را سست کنند. ضرورت تحقیق حاضر، پیگیری این فرضیه است که با شناسایی دقیق ریشه‌های ابتلا به سوءظن و درمان آن‌ها، می‌توان این پیش‌فرض‌های ذهنی تاریک را اصلاح کرده و پیامدهای مخرب آن را از بین برد. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و با تمرکز بر آموزه‌های دینی، به این سوال اصلی پاسخ می‌دهد که عوامل کلیدی شکل‌دهنده سوءظن کدامند؟ یافته‌ها نشان می‌دهد که این پدیده از ریشه‌های متعددی همچون ضعف ایمان، آلودگی باطن، همنشینی با بدان، زندگی در محیط فاسد، رذایل اخلاقی (مانند حسد و کینه)، ضعف شخصیت و اختلالات شناختی نشأت می‌گیرد. شناخت این عوامل، گامی اساسی برای درمان سوءظن و بازسازی روابط سالم است. واژگان کلیدی:سوءظن، بدگمانی، خطای‌شناختی، روابط بین‌فردی، عوامل سوءظن، اختلالات شخصیتی، پیامدهای سوءظن.مقدمهسوءظن یا بدگمانی، یکی از خطاهای شناختی بنیادین است که واقعیت را در ذهن فرد تحریف کرده و موجب تفسیر منفی از گفتار و رفتار دیگران می‌شود. سوءظن یا بدگمانی، به عنوان یکی از رذایل اخلاقی، عبارت است از داشتن گمان بد نسبت به خداوند، دیگران و یا حتی خود. این پدیده آثار و پیامدهای مخربی در زندگی فردی و اجتماعی انسان دارد و می‌تواند منجر به بروز مشکلات در روابط بین فردی، شکل‌گیری بیماری‌های روحی و روانی، از بین رفتن آرامش و اعتماد، تحلیل نادرست از وقایع، گوشه‌گیری و انزوا، تباهی عبادت و ایمان و گسترش دشمنی و نزاع در جامعه شود. اهمیت و آثار مخرب سوءظن، توجه به ریشه‌ها و عوامل ایجاد آن و تلاش برای درمان و پیشگیری از آن را ضروری می‌سازد.در متون دینی، آیات و روایات متعددی در نکوهش سوءظن و آثار زیان‌بار آن بیان شده است. این آموزه‌های دینی، سوءظن را به عنوان یک بیماری روحی و روانی می‌شناسند که ریشه در ضعف ایمان و دوری از خداوند دارد. از این رو، درمان سوءظن را در تقویت ایمان و تقوا می‌دانند و راهکارهای عملی متعددی را برای پیشگیری و درمان این رذیله اخلاقی ارائه می‌دهند. تاکنون پژوهش‌های متعددی در حوزه روانشناسی به ابعاد شناختی و بالینی سوءظن، به‌ویژه در قالب اختلالاتی مانند پارانویا پرداخته‌اند. با این وجود، اکثر این تحقیقات به ریشه‌های عمیق‌تر این پدیده در آموزه‌های دینی توجه کافی نداشته‌اند. تفاوت اصلی پژوهش حاضر در این است که به صورت نظام‌مند، عوامل زمینه‌ساز سوءظن را از متون دینی استخراج و تحلیل می‌کند و نگاهی جامع میان ابعاد اخلاقی، روانی و اجتماعی آن برقرار می‌سازد.این پژوهش به صورت متمرکز به بررسی ریشه‌ها و عوامل شکل‌گیری سوءظن نسبت به دیگران می‌پردازد و از ورود به سایر اقسام آن (سوءظن به خدا و به خود) پرهیز می‌کند. تمرکز اصلی بر شناسایی عوامل فردی، اجتماعی و روانشناختی از منظر آیات قرآن و روایات معصومین (ع) است. در همین راستا ابتدا به بررسی مفهوم سوءظن و اقسام آن پرداخته شده است. سپس، با مراجعه به آیات قرآن کریم و روایات معصومین (ع)، ریشه‌ها و عوامل مختلفی که می‌توانند موجب شکل‌گیری سوءظن در انسان شوند، شناسایی و تحلیل شده‌اند. عواملی همچون ضعف ایمان، آلودگی باطن، همنشینی با بدان، زندگی در محیط فاسد، حسد و کینه، تکبر و غرور، ضعف شخصیت و اختلالات شخصیتی از جمله عواملی هستند که در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفته‌اند.یافته‌های این پژوهش می‌تواند به افزایش آگاهی افراد نسبت به این رذیله اخلاقی و عوامل زمینه‌ساز آن کمک کند و در نهایت، به کاهش آسیب‌های ناشی از سوءظن در زندگی فردی و اجتماعی منجر شود. از سوی دیگر، این پژوهش می‌تواند به عنوان یک منبع مفید برای مشاوران، روانشناسان و مربیان تربیتی مورد استفاده قرار گیرد و به آنها در ارائه راهکارهای مؤثر برای پیشگیری و درمان سوءظن کمک کند. همچنین، این پژوهش می‌تواند به عنوان یک منبع الهام‌بخش برای پژوهشگران دیگر در این زمینه باشد و زمینه را برای انجام تحقیقات بیشتر و عمیق‌تر در این حوزه فراهم کند.روش تحقیق در این مقاله، توصیفی-تحلیلی است. در این راستا ابتدا با مراجعه به آیات قرآن و روایات، عوامل مرتبط با سوءظن شناسایی و توصیف شده، سپس هر یک از این عوامل مورد تحلیل قرار گرفته‌اند. از جمله چالش‌های این پژوهش، پراکندگی موضوعی روایات مرتبط و نیاز به تحلیل و دسته‌بندی مفهومی آن‌ها برای استخراج عوامل مشخص بود. همچنین، برقراری ارتباط میان مفاهیم دینی و دستاوردهای روانشناسی نوین نیازمند دقت و بررسی تطبیقی ویژه‌ای بود.مفهوم شناسی سوءظندر این بخش مفاهیم مرتبط با سوءظن را بررسی می‌کنیم. بر اساس قاعده «تعرف الاشیاء باضدادها» (چیزها با ضدشان شناخته می‌شوند)، یکی از بهترین راه‌ها برای شناخت یک مفهوم، شناخت نقطه مقابل آن است. سوءظن یا بدگمانی در آموزه‌های دینی ما در مقابل «حُسن ظن» یا خوش‌گمانی قرار دارد که از فضایل اخلاقی محسوب می‌شود. در لغت، «سوءظن» به معنای «گمان بد» و در مقابل «حسن ظن» به معنای «گمان خوب» است. در اصطلاح دینی، سوءظن حرام به خدا و مؤمن عبارت است از اینکه انسان درباره آن‌ها به خلاف آنچه هستند گمان کند و قضاوتی نادرست انجام دهد (فیض کاشانی، ۱۴۱۹ق: ۱/۳۴۵). راغب اصفهانی نیز «ظن» را نوعی توهم می‌داند که می‌تواند مبتنی بر دلیل باشد یا نباشد (راغب اصفهانی، ۱۴۱۲ق: ذیل واژه ظن).اقسام سوءظنعلامه طباطبایی ظن را به سه قسم تقسیم می‌کند: ظن خوب، ظن بد، و ظنی که نه خوب است و نه بد. از این میان، ظن مذموم و ناپسند، همان ظن بد به خداوند و مؤمنان است (طباطبایی، ۱۳۷۴: ۱۸/۳۳۵). در این پژوهش، تمرکز ما مشخصاً بر «سوءظن نسبت به دیگران» است، اما برای درک بهتر موضوع، به طور خلاصه اقسام دیگر را نیز معرفی می‌کنیم.سوءظن به خدابدگمانی به خداوند به این معناست که انسان در هنگام بروز مشکلات، به وعده‌های الهی شک کند و گمان برد که خداوند او را رها کرده است. این نوع بدگمانی در قرآن کریم به شدت نکوهش شده و از ویژگی‌های منافقان و مشرکان دانسته شده است (فتح، ۶). سوءظن به دیگراناین نوع بدگمانی، رایج‌ترین شکل سوءظن و به معنای داشتن نگاه منفی به دیگران و تفسیر نادرست گفتار و رفتار آنان است. قرآن کریم مؤمنان را از این عمل برحذر داشته و می‌فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از بسیاری از گمان‌ها بپرهیزید، چرا که بعضی از گمان‌ها گناه است...» (حجرات، ۱۲). همچنین در روایتی از پیامبر اکرم (ص) آمده است که همان‌گونه که جان، مال و آبروی مسلمان حرام است، گمان بد بردن به او نیز حرام است (حر عاملی، بی‌تا: ۱۲/۲۸۷).سوءظن به خودبدگمانی به خود می‌تواند مذموم باشد، مانند زمانی که فرد به توانایی‌های خود برای انجام کار خیر بدگمان است. اما یک نوع خوش‌گمانی به خود نیز ناپسند است و آن زمانی است که فرد خود را از گناه مصون بداند و به نفس خود اطمینان کند. این حالت نوعی غرور است که در متون دینی از آن نهی شده است. در مقابل، حسن ظن به خداوند حتی در لحظه مرگ نیز توصیه شده است، چنان که رسول خدا (ص) می‌فرمایند بهای بهشت، داشتن گمان نیک به خداوند عزوجل است (کلینی، ۱۳۶۵: ۲/۷۲).مراتب سوءظنسوءظن از یک فکر گذرا در ذهن آغاز می‌شود و می‌تواند تا مرحله عمل و رفتار پیش برود. صرف خطور گمان بد به ذهن گناه نیست؛ گناه زمانی محقق می‌شود که این گمان به «عقد قلب» یا باوری قطعی تبدیل شود و فرد بر اساس آن قضاوت یا عمل کند. امام صادق (ع) در تفسیر آیه «اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِّنَ الظَّنِّ» می‌فرمایند که مؤمن به خاطر گمانش گناهکار نمی‌شود، بلکه به خاطر عمل کردن بر طبق آن گمان است که گناه می‌کند (کلینی، ۱۳۶۵: ۲/۳۶۲). از این رو، در روایات اسلامی بر جایگزینی سوءظن با حسن ظن تأکید شده است، چنان که رسول خدا (ص) می‌فرمایند: «هر کس به مردم گمان نیک برد، محبت آنان را به دست آورد» (تمیمی آمدی، ۱۴۱۰ق: ۴۵۳).چرا به دیگران بدگمان می شویم؟در این بخش به بررسی عواملی می پردازیم که موجب شکل گیری سوءظن در انسان می شوند. شناخت این عوامل، به ما کمک می کند تا با آگاهی بیشتری با این خطای شناختی مقابله کنیم و از آسیب های آن در امان بمانیم.ضعف ایمانایمان به خدا، به معنای اعتقاد به علم، قدرت و حکمت بی انتهای اوست. کسی که به خداوند ایمان دارد، می‌داند که هیچ چیز از نگاه او پنهان نیست و در سختی‌ها به رحمت او امیدوار است. اما کسی که ایمان ضعیفی دارد، در هنگام بروز مشکلات، ممکن است به خداوند بدگمان شود و گمان کند که خداوند او را رها کرده است. این نوع بدگمانی در قرآن کریم به شدت نکوهش شده است (فتح، ۶). امام علی (ع) نیز می‌فرمایند: «کسی که گمانش نیکو نباشد از هر کسی می‌ترسد» (تمیمی آمدی، ۱۴۱۰ق: ۵۲۷). این آموزه‌ها نشان می‌دهد که بدگمانی به خداوند، از ویژگی‌های منافقان و مشرکان است که ریشه در عدم شناخت صحیح از پروردگار دارد.آلودگی باطنانسان‌ها ذاتاً به خوبی گرایش دارند، اما گاهی تحت تأثیر عوامل مختلف، این فطرت پاک آلوده می‌شود. یکی از این عوامل، آلودگی باطن است. کسی که خود اهل گناه و معصیت باشد، دیگران را نیز مانند خود می‌بیند و به آنها بدگمان می‌شود. به قول معروف، «کافر همه را به کیش خود پندارد». امام علی (ع) در این باره می‌فرماید: «مرد بد، به هیچ‌کس گمان نیک نمی‌برد؛ زیرا او دیگران را با اوصاف خود می‌بیند» (تمیمی آمدی، ۱۴۱۰ق: ۲۱۷۵). در واقع، گناه مانند زنگاری است که بر آینه دل می‌نشیند و نگاه انسان به جهان و دیگران را تغییر می‌دهد. چنین فردی حتی محبت دیگران را حمل بر طمع و ریاکاری می‌کند. امام علی (ع) می‌فرمایند: «کسی که گناهانش زیاد شود، شبهات او نیز زیاد می‌شود» (تمیمی آمدی، ۱۴۱۰ق: ۴۶۶). علامه طباطبایی نیز معتقد است کسی که در قلبش بیماری است، همه مردم را بیمار مثل خودش می‌بیند (طباطبایی، ۱۳۷۴: ۱۵/۱۴۵) و از نشانه‌های بیماری قلب، بدگمانی به مسلمانان است (ملکی تبریزی، ۱۴۱۷ق).همنشینی با بدانهمنشینی با افراد بدبین و بدگمان، تأثیر زیادی بر اخلاق انسان دارد. همانطور که معاشرت با نیکان انسان را به سمت خوبی می‌کشاند، همنشینی با بدان نیز به تدریج صفات ناپسند آنان را به فرد منتقل می‌کند. امام علی (ع) می‌فرماید: «همنشینی با بدان، موجب بدگمانی به نیکان می‌شود» (مجلسی، ۱۴۰۳ق: ۷۴/۱۹۷). این حدیث هشداری است برای دقت در انتخاب دوستان. رسول خدا (ص) نیز تأکید می‌کنند: «انسان بر دین دوست خود است، پس هر یک از شما بنگرد که با چه کسی دوستی می‌کند» (مجلسی، ۱۴۰۳ق: ۷۴/۱۹۲).بدبینی یک بیماری واگیردار است که از افراد بیمار به ما منتقل می‌شود و نگاه، گفتار و رفتار ما را تغییر می‌دهد. همنشین بد، انسان را به سوی بدی می‌کشاند و همنشین خوب، او را به سوی نیکی سوق می‌دهد (مکارم شیرازی، ۱۳۷۴).زندگی در محیط فاسدمحیط زندگی، تأثیر عمیقی بر شخصیت و اخلاق انسان دارد. اگر انسان در محیطی زندگی کند که دروغ، خیانت و حسادت در آن رواج داشته باشد، به تدریج این صفات در او نیز رسوخ کرده و نسبت به همه چیز بدبین می‌شود. امام کاظم (ع) می‌فرمایند در زمانی که جور و ستم غلبه دارد، نباید به کسی گمان خیر برد مگر آنکه خیرش بر شما آشکار شود (کلینی، ۱۳۶۵: ۵/۲۹۸). امام صادق (ع) نیز می‌فرمایند: «اگر روزگار، روزگار ستم باشد و مردمش اهل نیرنگ، اطمینان کردن به تمام افراد، درماندگی است» (کلینی، ۱۳۶۵: ۵/۲۹۸). در چنین محیط مسمومی، اعتماد از بین می‌رود و بی‌اعتمادی، زمینه‌ساز شکل‌گیری سوءظن می‌شود. وقتی انسان به دیگران اعتماد ندارد، به طور ناخودآگاه به دنبال یافتن نشانه‌های خیانت و فریب در رفتار آنها می‌گردد.حسد و کینهحسد و کینه، از رذایل اخلاقی هستند که روح انسان را تخریب می‌کنند. حسد، یعنی آرزوی زوال نعمت از دیگران، باعث می‌شود که انسان خوبی‌های دیگران را نبیند و دائماً در پی عیب‌جویی باشد. شخص حسود، حتی موفقیت‌های دیگران را به شانس یا تقلب نسبت می‌دهد. کینه نیز که به معنای دشمنی پنهانی است، موجب تنفر و بدگمانی می‌شود. فرد کینه‌توز همواره در پی انتقام است و به همین دلیل، رفتار دیگران را خصمانه تفسیر می‌کند؛ برای مثال، لبخندی کسی را که از او کینه دارد، نشانه‌ای از نیرنگ می‌داند. امام صادق (ع) می‌فرمایند: «همانا حسد و کینه، حسنات را می‌خورند، چنان که آتش هیزم را می‌خورد» (مجلسی، ۱۴۰۳ق: ۷۳/۲۶۸). این دو صفت زشت، مانع از آن می‌شوند که انسان بتواند به دیگران خوش‌گمان باشد (دستغیب، ۱۳۸۸: ۱۴۵-۱۴۷).تکبر و غرورافراد متکبر، خود را برتر از دیگران می‌دانند و به همین دلیل، به دیگران با دیده حقارت نگریسته و گمان بد می‌برند. این احساس برتری کاذب، باعث می‌شود به دیگران اعتماد نکنند و گمان کنند که دیگران قصد فریب آنها را دارند. غرور و خودپسندی نیز موجب می‌شود فرد به نصیحت دیگران گوش ندهد و در موردشان قضاوت‌های نادرست کند. در حدیثی از امام علی (ع) آمده است: «هرکس دچار خودپسندی شود، هلاک می‌گردد» (طبرسی، ۱۴۰۸ق: ۱۱/۱۴۰). این صفات مذموم، انسان را از واقع‌بینی دور کرده و در توهم برتری غرق می‌کنند، که نتیجه آن سوءظن دائمی به دیگران است (خمینی، ۱۳۶۸: ۲۵۸-۲۶۰). راه مقابله با آن، تواضع است، چنان که امام علی (ع) می‌فرمایند: «هر کس برای خدا تواضع کند، خداوند او را بالا می‌برد» (تمیمی آمدی، ۱۴۱۰ق: ۵۸۴).ضعف شخصیتافراد دارای شخصیت ضعیف، اغلب از اعتماد به نفس و عزت نفس پایینی برخوردارند و خود را دست‌کم می‌گیرند. این احساس بی‌ارزشی باعث می‌شود تصور کنند دیگران نیز آنها را ناتوان می‌دانند و در نتیجه، رفتار و گفتار دیگران را به بدترین شکل ممکن تفسیر کنند (شولتز، ۱۳۸۷). این افراد دائماً نگران قضاوت دیگران هستند و همه چیز را به خود می‌گیرند. برای مثال، اگر دیگران در حال خندیدن باشند، گمان می‌کنند که به او می‌خندند. این تفسیرهای نادرست، به تدریج به یک سوءظن عمیق تبدیل می‌شود و روابط فرد را تخریب می‌کند. امام علی (ع) می‌فرمایند: «هر کس معرفتش به پروردگارش کم باشد، گمان‌هایش به آفریدگانش زیاد می‌شود» (تمیمی آمدی، ۱۴۱۰ق: ۵۲۶).اختلالات شخصیتیاختلالات شخصیتی، الگوهای پایدار و ناسازگار فکری، احساسی و رفتاری هستند که عملکرد فرد را در حوزه‌های شخصی و اجتماعی مختل می‌کنند. این اختلالات معمولاً در نوجوانی یا اوایل بزرگسالی شروع شده و در طول زمان ادامه می‌یابند. دو نمونه از این اختلالات که ارتباط مستقیمی با سوءظن دارند در ادامه بررسی می‌شوند.1) اختلال شخصیت پارانوئیدیکی از اختلالات شخصیتی که مستقیماً با سوءظن مرتبط است، اختلال شخصیت پارانوئید (PPD) است. افراد مبتلا به این اختلال، بی‌اعتمادی و سوءظن فراگیر نسبت به دیگران دارند و انگیزه‌های آن‌ها را خصمانه تفسیر می‌کنند. آن‌ها اغلب احساس می‌کنند که دیگران قصد آسیب رساندن، فریب دادن یا سوءاستفاده از آن‌ها را دارند، حتی اگر هیچ دلیل عینی برای این باورها وجود نداشته باشد (Gabbard, 2014: 1021). ویژگی‌های اصلی این اختلال شامل موارد زیر است:بی‌اعتمادی و سوءظن: این افراد به سختی به دیگران اعتماد کرده و دائماً به دنبال نشانه‌های خیانت هستند.کینه‌توزی: کینه‌های قدیمی را به دل گرفته و به سختی دیگران را می‌بخشند.خصومت و پرخاشگری: به سرعت عصبانی شده و واکنش‌های خصمانه نشان می‌دهند.انزوا و گوشه‌گیری: به دلیل بی‌اعتمادی شدید، از برقراری روابط اجتماعی اجتناب می‌کنند.این افراد دنیا را مکانی خطرناک می‌بینند و حتی کوچک‌ترین رفتار دیگران را مدرکی دال بر خصومت آن‌ها تفسیر می‌کنند. برای مثال، ممکن است معتقد باشند همکارانشان در حال توطئه‌چینی علیه آن‌ها هستند یا همسرشان دائماً به آن‌ها خیانت می‌کند.2) اختلال شخصیت مرزیاختلال شخصیت مرزی (BPD) نیز می‌تواند منجر به سوءظن شود. افراد مبتلا به این اختلال اغلب دچار ناپایداری عاطفی، روابط بین‌فردی آشفته و تصویر ضعیفی از خود هستند. آن‌ها به دلیل ترس شدید از رها شدن و تجربیات منفی گذشته، در اعتماد به دیگران مشکل دارند و سوءظن را به عنوان یک مکانیسم دفاعی برای محافظت از خود در برابر آسیب‌های احتمالی به کار می‌گیرند (American Psychiatric Association, 2013: 663). اگر یکی از عزیزانشان به تماس آن‌ها پاسخ ندهد، ممکن است فوراً گمان کنند که ترک شده‌اند. این ترس از آسیب، منجر به سوءظن شدید و واکنش‌های افراطی در روابطشان می‌شود. ضعف تفکرگاهی دلیل سوءظن، عدم رشد کافی قوه تفکر و تعقل است. چنین فردی توانایی تحلیل ابعاد مختلف یک مسئله را ندارد و اولین و بدترین احتمالی را که به ذهنش خطور می‌کند، حقیقت قطعی می‌پندارد. وقتی از او پرسیده می‌شود بر چه اساسی چنین قضاوتی کرده، دلایل غیرواقعی و ساختگی برای توجیه ذهنیت خود ارائه می‌دهد. پیامبر اکرم (ص) درباره ماهیت سوءظن می‌فرمایند: «از گمان بپرهیزید، زیرا گمان دروغ‌ترین دروغ‌هاست» (متقی هندی، ۱۴۰۹ق: ۱۰/۳۴۶۱۵). کسی که قدرت تفکر دارد، می‌داند که گمان بد تنها یک حدس بی‌اساس است، اما فردی با ضعف تفکر، دروغ ذهن خود را باور می‌کند. امام علی (ع) نیز می‌فرمایند: «کسی که گمان‌هایش بد باشد، به کسی که به او خیانت نمی‌کند نیز گمان خیانت می‌برد» (تمیمی آمدی، ۱۴۱۰ق: ۵۲۶).مشکلات و ناراحتی‌های جسمیاز نظر نفس‌شناسی، سلامت روح و روان از سلامت جسم تأثیر می‌پذیرد. در طب سنتی ایرانی، چینی و هندی، ارتباط تنگاتنگی میان جسم و روان وجود دارد. برای مثال، در طب سنتی ایرانی، غلبه مزاج سودا با تفکر منفی، بدبینی و اضطراب همراه است که زمینه‌ساز سوءظن می‌شود (جرجانی، ۱۳۸۱: ۳/۵۹۰). ابن سینا نیز معتقد است که قدرت نفس، تابع قدرت بدن و ضعف آن، تابع ضعف بدن است (بوعلی سینا، ۱۳۶۷: ۱/۱۲۲). در طب جدید نیز بیماری‌های مزمن (Katon et al., 2013: 345)، کمبودهای تغذیه‌ای مانند کمبود ویتامین D (Anglin et al., 2013: 100)، اختلالات هورمونی (Miller &amp; Chrousos, 2001) و آسیب‌های مغزی (Blazer, 2003: 723) می‌توانند با تغییر در شیمی مغز، فرد را مستعد ابتلا به اختلالات روان‌پزشکی از جمله سوءظن کنند.اختلالات شناختیاختلالات شناختی (Cognitive Distortions) الگوهای فکری نادرستی هستند که باعث می‌شوند افراد واقعیت را به شکلی تحریف‌شده و منفی ببینند. این الگوها نقش مهمی در شکل‌گیری و تشدید سوءظن دارند (بک، ۱۳۸۸: ۲۵). افراد مبتلا به این اختلالات، اطلاعات را به گونه‌ای تفسیر می‌کنند که با واقعیت همخوانی ندارد. برخی از این اختلالات عبارتند از:شخصی‌سازی: فرد هر اتفاق منفی را به خود نسبت می‌دهد. برای مثال، اگر در مهمانی کسی با او صحبت نکند، فکر می‌کند حتماً از او خوشش نمی‌آید.تفکر همه یا هیچ: فرد همه چیز را سیاه یا سفید می‌بیند و هیچ حد وسطی را قبول ندارد.فیلتر کردن منفی: فرد فقط به جنبه‌های منفی یک موقعیت توجه کرده و جنبه‌های مثبت را نادیده می‌گیرد.نتیجه‌گیری عجولانه: فرد بدون داشتن شواهد کافی، به نتیجه‌گیری‌های منفی می‌رسد.این الگوهای فکری باعث می‌شوند فرد دائماً در انتظار خطر باشد و رفتار دیگران را خصمانه تفسیر کند، که این خود ریشه اصلی سوءظن است.آثار و پیامدهای ابتلا به سوءظنسوءظن یا بدگمانی، بیش از آنچه فرد مبتلا تصور می‌کند، به ضرر خودش تمام می‌شود. این بیماری روانی همچون موریانه‌ای به جان فرد می‌افتد و او را تا مرز فروپاشی و اختلال کامل در زندگی عادی پیش می‌برد. سوءظن، آفت دین و ایمان است و موجب از بین رفتن دوستی‌ها و ایجاد دشمنی‌ها می‌شود (محمدی ری‌شهری، ۱۳۷۸). این خطای شناختی، آثار ناگواری در زندگی فردی، اجتماعی و معنوی انسان به دنبال دارد که در ادامه به مهم‌ترین آنها اشاره می‌شود.از بین رفتن آرامش و اضطراب دائمیامام علی (ع) می‌فرمایند: «کسی که گمانش بد باشد، از هر کسی می‌ترسد» (تمیمی آمدی، ۱۴۱۰ق: ۵۲۷). انسان بدبین، دائماً در این فکر است که دیگران قصد آزار و فریب او را دارند و به همین دلیل، نمی‌تواند به کسی اعتماد کند. این بی‌اعتمادی، باعث می‌شود که او همواره در اضطراب و نگرانی به سر ببرد و آرامش روحی و روانی خود را از دست بدهد. این اضطراب دائمی، می‌تواند به مشکلات جسمی مانند سردرد، بی‌خوابی و مشکلات گوارشی نیز منجر شود.تحلیل نادرست از وقایع و انحراف فکریسوءظن، مانند عینکی تیره، دید انسان را نسبت به جهان و اطرافیانش تغییر می‌دهد. فرد بدبین، همه چیز را از دریچه بدبینی می‌بیند و حتی رفتارهای عادی دیگران را نیز به بدترین شکل ممکن تفسیر می‌کند. این تحلیل‌های نادرست، باعث می‌شود که او در تصمیم‌گیری‌های خود دچار اشتباه شود و روابطش با دیگران را خراب کند. برای مثال، اگر کسی به او لبخند بزند، ممکن است فکر کند که آن شخص قصد تمسخر او را دارد.گوشه گیری و انزواانسان بدبین، به دلیل عدم اعتماد به دیگران، از برقراری ارتباط با آنها می‌پرهیزد و ترجیح می‌دهد که تنها باشد. او از حضور در جمع می‌ترسد و احساس می‌کند که دیگران او را قضاوت می‌کنند. این انزوا و گوشه‌گیری، می‌تواند به افسردگی و سایر مشکلات روانی منجر شود.تباهی عبادت و ایمانسوءظن، آفت ایمان و عبادت است. انسان بدبین، نمی‌تواند به خداوند اعتماد کند و به رحمت او امیدوار باشد. او دائماً در حال شک و تردید است و این امر مانع از آن می‌شود که بتواند با تمام وجود به عبادت بپردازد. امام علی (ع) می‌فرمایند: «کسی که بدگمان است، دین ندارد» (تمیمی آمدی، ۱۴۱۰ق: ۵۲۷).گسترش دشمنی و نزاع در جامعهسوءظن، بذر دشمنی و کینه را در دل‌ها می‌پاشد و موجب نزاع و درگیری می‌شود. در جامعه‌ای که سوءظن رواج داشته باشد، افراد به جای حل مشکلات، به دنبال انتقام گرفتن از یکدیگر هستند. این امر، جامعه را به سمت خشونت و ناامنی سوق می‌دهد. امام علی (ع) می‌فرمایند: «کسی که سوءظن بر او غلبه کند، بین خود و دوستش راهی برای آشتی باقی نمی‌گذارد» (تمیمی آمدی، ۱۴۱۰ق: ۵۲۷). به همین دلیل است که رسول خدا (ص) توصیه می‌کنند: «هرگاه گمان [بد] بردید، آن را تحقیق و پیگیری نکنید» (متقی هندی، ۱۴۰۹ق: ۱۰/۳۴۶۱۵).نتیجه‌گیریسوءظن یا بدگمانی، پدیده‌ای پیچیده و چندوجهی است که ریشه در عوامل گوناگون فردی، اجتماعی، روانشناختی و حتی جسمی دارد. یافته‌های این پژوهش نشان داد که عواملی متعددی می‌توانند در شکل‌گیری این خطای شناختی نقش داشته باشند. ضعف ایمان و عدم شناخت صحیح از خداوند، آلودگی باطن و گرایش به گناه، همنشینی با افراد بدبین، زندگی در محیط فاسد، حسد و کینه، تکبر و غرور، ضعف شخصیت، اختلالات شخصیتی، اختلالات شناختی و مشکلات و ناراحتی‌های جسمی از جمله این عوامل هستند. با توجه به آثار مخرب سوءظن بر روابط بین‌فردی و سلامت روان، شناخت این عوامل و تلاش برای درمان آن از اهمیت بالایی برخوردار است. در این راستا، آموزه‌های دینی با ارائه راهکارهای عملی و اخلاقی، نقش مهمی در پیشگیری و درمان سوءظن دارند. تقویت ایمان، پاکسازی باطن، انتخاب همنشین نیک، کنترل رذایل اخلاقی، تقویت شخصیت و درمان مشکلات جسمی، از جمله راهکارهایی هستند که می‌توانند در این زمینه مؤثر باشند. امید است که این پژوهش بتواند زمینه‌ساز پژوهش‌های بیشتر در این زمینه گردد و به ارائه راهکارهای مؤثرتر برای پیشگیری و درمان این خطای شناختی کمک کند.منابعقرآن کریم.نهج البلاغه.آمدی، عبدالواحد بن محمد. (۱۴۱۰ق). غرر الحکم و درر الکلم. قم: دار الکتب الاسلامیه.بک، آرون. (۱۳۸۸). درمان شناختی و اختلالات هیجانی (ترجمه مهدی گنجی). تهران: ساوالان.بوعلی سینا، حسین بن عبدالله. (۱۳۶۷). قانون در طب. تهران: سروش.تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد. (۱۴۱۰ق). شرح غرر الحکم و درر الکلم. قم: دار الکتب الاسلامیه.جرجانی، اسماعیل بن حسن. (۱۳۸۱). ذخیره خوارزمشاهی. تهران: دانشگاه تهران.حر عاملی، محمد بن حسن. (بی‌تا). وسائل الشیعه. قم: مؤسسه آل البیت.خمینی، روح الله. (۱۳۶۸). چهل حدیث. تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.دستغیب، سید عبدالحسین. (۱۳۸۸). گناهان کبیره. قم: موسسه فرهنگی انتشاراتی بوستان کتاب.راغب اصفهانی، حسین بن محمد. (۱۴۱۲ق). المفردات فی غریب القرآن. دمشق: دار القلم.شولتز، دوان. (۱۳۸۷). نظریه‌های شخصیت (ترجمه یحیی سیدمحمدی). تهران: ویرایش.طباطبایی، سید محمدحسین. (۱۳۷۴). تفسیر المیزان (ترجمه سید محمدباقر موسوی همدانی). قم: دفتر انتشارات اسلامی.طبرسی، فضل بن حسن. (۱۴۰۸ق). مکارم الاخلاق. قم: منشورات الشریف الرضی.فیض کاشانی، محمد محسن. (۱۴۱۹ق). المحجة البیضاء فی تهذیب الأحیاء. قم: دفتر انتشارات اسلامی.کلینی، محمد بن یعقوب. (۱۳۶۵). الکافی. تهران: دار الکتب الإسلامیة.مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی. (۱۴۰۳ق). بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار. بیروت: دار إحیاء التراث العربی.محمدی ری‌شهری، محمد. (۱۳۷۸). میزان الحکمة. قم: دار الحدیث.متقی هندی، علی بن حسام‌الدین. (۱۴۰۹ق). کنز العمال فی سنن الأقوال و الأفعال. بیروت: مؤسسة الرسالة.مکارم شیرازی، ناصر. (۱۳۷۴). تفسیر نمونه. تهران: دار الکتب الإسلامیة.ملکی تبریزی، میرزا جواد آقا. (۱۴۱۷ق). المراقبات. قم: دفتر انتشارات اسلامی.ملکی تبریزی، میرزا جواد آقا. (۱۴۲۹ق). جهاد با نفس. قم: الهادی.American Psychiatric Association. (2013). Diagnostic and statistical manual of mental disorders (5th ed.). Washington, DC: Author.Anglin, R. E., et al. (2013). Vitamin D deficiency and depression in adults: systematic review and meta-analysis. The British Journal of Psychiatry, 202(2), pp. 100-107.Blazer, D. G. (2003). Late-life depression, suicide, and other psychiatric problems. Clinics in Geriatric Medicine, 19(4), pp. 723-739.Gabbard, Glen O. (2014). Gabbard&#039;s treatments of psychiatric disorders (5th ed.). Washington, DC: American Psychiatric Publishing.Katon, W. J., et al. (2013). The association of depression and anxiety with medical illness burden. General hospital psychiatry, 35(4), pp. 345-351.Kaplan, B. J., et al. (2007). Vitamins, minerals, and mood. Psychological bulletin, 133(5), pp. 747-760.Li, C., et al. (2017). The association between chronic kidney disease and depression and anxiety. Journal of affective disorders, 215, pp. 116-127.Miller, W. L., &amp; Chrousos, G. P. (2001). The adrenal cortex. Endocrinology and metabolism clinics of North America, 30(3), pp. 685-705.محقق: سید حسین مدارایی(طلبه سطح دو حوزه)مجله مدرسه‌ای اندیشه پژوه - شماره دوم/آذر1404</description>
                <category>حوزه علمیه آیت الله درچه ای رحمة الله علیه</category>
                <author>حوزه علمیه آیت الله درچه ای رحمة الله علیه</author>
                <pubDate>Wed, 07 Jan 2026 17:49:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تحول یا تکرار؟ نقد و بررسی امکان تحقق الگوی حکمرانی آیت‌الله شهید دکتر سید ابراهیم رئیسی در ایران</title>
                <link>https://virgool.io/IRhdorche/%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84-%DB%8C%D8%A7-%D8%AA%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D9%85%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%AD%D9%82%D9%82-%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%AD%DA%A9%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-ibgqoljvrrje</link>
                <description>ارائه‌شده به دبیرخانه «اولین کنگره بین‌المللی الگوی حکمرانی آیت‌الله شهید دکتر سید ابراهیم رئیسی» در شورای عالی انقلاب فرهنگیمحقق: جلال حسن زاده(طلبه سطح دو حوزه)مجله مدرسه‌ای اندیشه پژوه - شماره دوم/آذر1404چکیدهحکمرانی تحولی، یکی از مباحث کلیدی در نظام‌های سیاسی است که اجرای آن اغلب با مقاومت‌های ساختاری روبه‌رو می‌شود. الگوی حکمرانی آیت‌الله شهید دکتر سید ابراهیم رئیسی، بر اصولی چون عدالت‌محوری، فسادستیزی و مردمی‌سازی نظام اداری و سیاسی استوار است، اما آیا این الگو در ساختار فعلی ایران قابلیت تحقق دارد یا در دام الگوهای ناکارآمد پیشین گرفتار خواهد شد؟این تحقیق، با رویکرد تحلیلی-انتقادی و روش مطالعه تطبیقی-موردی، موانع و فرصت‌های تحقق این مدل را بررسی می‌کند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که ساختار بوروکراتیک گسترده، تعارض منافع در سطوح مدیریتی، و عدم هم‌راستایی نظام اجرایی با گفتمان تحول‌گرایی، چالش‌های اصلی اجرای این الگو هستند. در عین حال، ظرفیت‌های مردمی، گفتمان عدالت‌خواهی و رویکرد فعال در دیپلماسی اقتصادی، فرصت‌هایی برای تحقق آن فراهم می‌آورند. برای اجرای موفق این مدل، ضروری است که نظام حکمرانی، از تمرکزگرایی به سمت چابک‌سازی و مشارکت واقعی مردم در تصمیم‌گیری حرکت کند.نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که حکمرانی تحولی شهید رئیسی تنها در صورتی محقق خواهد شد که نظام اداری اصلاح عمیق شود، شفافیت نهادی افزایش یابد و فرهنگ حکمرانی مشارکتی نهادینه شود. در غیر این صورت، این الگو نیز در چرخه اصلاحات ناکام نظام اداری باقی خواهد ماند.واژگان کلیدی:حکمرانی تحولی، شهید رئیسی، فسادستیزی، بوروکراسی، مردمی‌سازی، اصلاحات ساختاری، شفافیت نهادی.مقدمهتحول در حکمرانی، یکی از مباحث بنیادین و راهبردی در جوامع معاصر به‌ویژه در جوامع در حال گذار به‌شمار می‌رود. حکمرانی تحولی، فراتر از اصلاحات سطحی، در پی بازسازی عمیق ساختارها، روش‌ها و گفتمان‌های مدیریتی است تا نظام سیاسی و اداری را با مقتضیات زمان و نیاز مردم هماهنگ سازد. در جمهوری اسلامی ایران نیز، با گذشت بیش از چهار دهه از استقرار نظام، این پرسش اساسی مطرح است که چگونه می‌توان حکمرانی را از وضعیت ایستا، گرفتار در بوروکراسی و ناکارآمدی، به سوی وضعیتی پویا، عدالت‌محور و مردم‌مدار سوق داد؟در این میان، شخصیت آیت‌الله شهید دکتر سید ابراهیم رئیسی، به عنوان رئیس‌جمهور مردمی، تحول‌خواه و عدالت‌گرا، الگویی از حکمرانی تحولی را ارائه کرد که با استقبال عمومی و تأیید رهبری معظم انقلاب همراه بود. با این حال، پرسش اصلی آن است که آیا این الگوی حکمرانی تحولی، در ساختار فعلی نظام اداری و سیاسی ایران، قابلیت تحقق دارد؟ یا آن‌که همچون بسیاری از رویکردهای انقلابی پیشین، در ساختارهای فرسوده و مقاومت‌های نهادی، مستهلک خواهد شد؟ضرورت این تحقیق از آن‌روست که بررسی علمی و انتقادی این الگو، می‌تواند هم به فهم بهتر نقاط قوت آن کمک کند، و هم موانع اجرایی را برای آیندگان روشن سازد. پیشینه پژوهش در این زمینه محدود و غالباً غیرنظام‌مند بوده و کمتر به تحلیل ساختاری و تطبیقی این مدل حکمرانی پرداخته است. این مقاله با تکیه بر روش تحلیل محتوای کیفی و مطالعه تطبیقی-موردی، درصدد پاسخ به این سوال است که چگونه می‌توان اصول حکمرانی تحولی در مکتب شهید رئیسی را از سطح شعار، به سطح اجرا رساند؟از جمله اهداف تحقیق حاضر می‌توان به:تبیین نظری مفهوم حکمرانی تحولی در مکتب شهید رئیسیبررسی چالش‌های ساختاری پیش‌روی اجرای این الگوتحلیل ظرفیت‌های بالقوه تحقق حکمرانی مردمیو ارائه راهکارهای عملی برای نهادینه‌سازی این الگو در نظام اداری کشوراشاره کرد.این تحقیق در محدوده‌ای مفهومی و تحلیلی به موضوع می‌پردازد و یافته‌های آن می‌تواند زمینه‌ساز مطالعات بعدی با رویکرد اجرایی و سیاست‌گذاری در عرصه حکمرانی در جمهوری اسلامی ایران باشد.مفهوم تحول‌گرایی در حکمرانی از منظر الگوی شهید رئیسیتحول‌گرایی در حکمرانی، مفهومی است ناظر بر بازسازی عمیق ساختارها، گفتمان‌ها، رویه‌ها و روابط حاکمیتی با هدف افزایش عدالت، کارآمدی و پاسخگویی در اداره جامعه. برخلاف اصلاحات سطحی که به تغییر ظاهری مدیران یا آیین‌نامه‌ها بسنده می‌کند، تحول‌گرایی، به معنای تغییر در «ماهیت» حکمرانی است؛ تغییری که از دل فرهنگ سازمانی، الگوی مدیریتی و سازوکار تصمیم‌سازی عبور می‌کند. (نصری، ۱۴۰۱: ۳۵)از منظر دینی نیز، این رویکرد ریشه در آموزه‌های قرآنی دارد؛ آنجا که خداوند می‌فرماید: «خدا حال هیچ قومی را دگرگون نخواهد کرد تا زمانی که خود آن قوم حالشان را تغییر دهند.(إِنَّ اللّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتّى يُغَيِّروا ما بِأَنفُسِهِم | رعد، 11)» تحول، به تعبیر این آیه، باید از درون انسان‌ها و ساختارهای فکری و رفتاری آنان آغاز شود تا به دگرگونی اجتماعی بینجامد. (حسینی، ۱۴۰۲: ۴۵). شهید آیت‌الله سید ابراهیم رئیسی، از جمله چهره‌هایی بود که تحول را نه یک شعار، بلکه یک وظیفه حاکمیتی می‌دانست. وی در شورای اداری استان اصفهان تصریح کرد: «اولین شرط این تحول، تغییر در روش مدیریت است. مهم‌ترین شرط موفقیت این اقدام، مدیر باکفایت، کارآمد و دلسوز است(khabaronline.ir 1400). در همین راستا، ایشان صراحتاً تأکید داشتند که مدیرانی که فاقد نگاه تحولی‌اند، باید کنار گذاشته شوند.رهبر معظم انقلاب نیز بارها فرموده‌اند که نبود تحول، موجب رکود و ضعف خواهد شد (بیانات رهبری، 1400/6/2). این نگاه، قرابت عمیقی با سنت حکمرانی اسلامی دارد؛ آنجا که امام علی علیه‌السلام در نامه معروف به مالک اشتر، اصلاح ساختار حکومت را جزو وظایف بنیادین والی معرفی می‌کند و می‌فرماید: « حق را زنده بدار، باطل را بمیران و ستم را تضعیف کن» (نهج‌البلاغه، نامه 53).در نتیجه، تحول‌گرایی در حکمرانی، امری ضروری، برخاسته از عقلانیت دینی و انقلابی، و شرط بقای جامعه در مسیر پیشرفت است. الگویی که شهید رئیسی پی‌ریزی کرد، بر پایه‌ی چنین بنیانی استوار بود؛ الگویی که باید از حمایت ساختاری و فرهنگی نیز برخوردار باشد تا از شعار خارج شده و به یک نظام‌واره اجرایی بدل گردد.اصول و ظرفیت‌های تحول در مکتب حکمرانی شهید رئیسیمکتب حکمرانی شهید آیت‌الله دکتر سید ابراهیم رئیسی، بر پایه‌ی چهار اصل بنیادین شکل گرفته است:دالت‌محوریفسادستیزیمردمی‌سازیکارآمدسازی ساختار اداریاین اصول، نه صرفاً در قالب شعار، بلکه در سیره مدیریتی، گفتمان اجرایی و جهت‌گیری سیاست‌گذاری ایشان، تجلی یافته است.الف) عدالت‌محوریشهید رئیسی، عدالت را جوهره‌ی حکومت اسلامی می‌دانست و همواره تأکید داشت که «محور همه امور، عدالت است» (ایرنا، ۱۴۰۰). مبانی این دیدگاه ریشه در فقه سیاسی شیعه دارد که ولایت فقیه را ضامن اجرای عدالت اجتماعی می‌داند (جوادی آملی، ۱۳۹۵: ۸۰). ایشان ریشه بسیاری از نابسامانی‌ها را در غفلت از عدالت در تخصیص منابع می‌دانست.این اصل در سنت اسلامی نیز جایگاه والایی دارد؛ چنان‌که امام علی علیه‌السلام فرمود: «العدل قوام الرعیة»؛ عدالت، ستون برپایی جامعه است (نهج‌البلاغه، حکمت 437).ب) فسادستیزیدومین اصل محوری در حکمرانی شهید رئیسی، مبارزه بی‌ملاحظه با فساد بود. بررسی‌های انجام شده بر روی اخلاق مدیریتی ایشان نشان می‌دهد که مؤلفه‌هایی چون ساده‌زیستی و قاطعیت در برابر کژی‌ها، از ارکان شخصیت مدیریتی وی بوده است (حنفی، ۱۴۰۲: ۹۰). وی تأکید داشت: &quot;برای مقابله با فساد، باید مدیران پاکدست، قاطع و شجاع بر سر کار باشند&quot;.در اندیشه دینی نیز، فساد نه‌تنها موجب زوال مشروعیت حکومت، بلکه عامل تضعیف اعتماد عمومی است. قرآن کریم می‌فرماید: « بی‌گمان خدا فساد را دوست ندارد(إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْفَسَادَ | بقره، 205)».ج) مردمی‌سازی حکمرانیشهید آیت‌الله سید ابراهیم رئیسی، مردمی‌سازی حکمرانی را نه به‌عنوان یک شعار، بلکه به‌عنوان یک راهبرد عملی در مدیریت کشور دنبال می‌کرد. حضور مستمر در میان مردم، سفرهای استانی بی‌وقفه، و ارتباط مستقیم با اقشار مختلف جامعه، از جمله ویژگی‌های بارز ایشان بود. این رویکرد، مورد تأکید رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز قرار گرفت. (farsi.khamenei.ir و KHAMENEI.IR)رهبر انقلاب در سخنانی، مردمی بودن را یکی از مهم‌ترین خصوصیات شهید رئیسی دانسته و فرمودند: &quot;یکی از مهم‌ترین خصوصیّات آقای رئیسی مردمی بودن بود. برای همه‌ی ماها، برای دولتها و رؤسای دولتها، برای اعضای دولتها، این باید الگو باشد. ایشان به مردم اعتنا می‌کرد، برای مردم احترام قائل بود، در بین مردم حضور پیدا می‌کرد، لمس می‌کرد حقایق را با حضور در میان مردم، حرف‌های آن‌ها را می‌شنید و نیازهای آن‌ها را محور برنامه‌ریزی‌های خودش قرار می‌داد.&quot;(farsi.khamenei.ir)این الگو، برگرفته از سیره امام علی علیه‌السلام در دوران حکومت ایشان است؛ آنجا که شبانه به خانه یتیمان می‌رفت و می‌فرمود: « آیا راضی باشم به اینکه فقط به من بگویند &quot;امیرالمؤمنین&quot;، ولی در سختی‌ها و گرفتاری‌های روزگار با مردم شریک نباشم؟(أ أَقْنَعُ مِنْ نَفْسِي أَنْ يُقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ لَا أُشَارِكَهُمْ فِي مَكَارِهِ الدَّهْرِ؟ | نهج‌البلاغه، خطبه 209)».در نتیجه، مردمی‌سازی در حکمرانی، به‌عنوان یکی از اصول بنیادین مکتب شهید رئیسی، الگویی عملی برای مسئولان و مدیران کشور است که با تأسی به آن، می‌توان به تقویت سرمایه اجتماعی و افزایش اعتماد عمومی دست یافت.د) تحول‌گرایی و کارآمدسازی نظام اداریبه باور شهید رئیسی، حکمرانی مطلوب در ایران نیازمند دگرگونی در ساختارهای پوسیده و ناکارآمد اداری است. در شورای اداری استان اصفهان تصریح کرد: &quot;اگر مدیری نگاه تحولی ندارد، او را کنار بگذارید&quot;(khabaronline.ir، 1400). ایشان، تحول را نه در قالب تغییر افراد، بلکه در تغییر نگاه، عملکرد و ساختارها دنبال می‌کرد.رهبر معظم انقلاب نیز در همین راستا تأکید دارند: «تحول، یک ضرورت است، نه یک انتخاب» (بیانات رهبری، 1400/6/2).چالش‌های تحقق الگوی حکمرانی تحولی شهید رئیسی در ساختار اداری ایرانهر الگوی حکمرانی، اگرچه در مبانی و اهداف خود کامل و آرمانی باشد، در مسیر تحقق، با موانع متعددی مواجه می‌شود که گاه تحقق آن را به تأخیر می‌اندازند یا حتی آن را ناکام می‌سازند. الگوی حکمرانی شهید آیت‌الله دکتر سید ابراهیم رئیسی نیز، با وجود برخورداری از پشتوانه فکری اسلامی و انقلابی و همچنین همراهی مردمی، در مرحله اجرا با چالش‌های ساختاری و نهادی جدی روبه‌رو شد.الف) ساختار بوروکراتیک فربه و فرسودهیکی از موانع اساسی در تحقق حکمرانی تحولی، ساختار اداری سنتی و کند کشور است. نظام اداری موجود، متکی بر فرایندهای پیچیده، تمرکزگرا و غیرپاسخگوست که به‌جای تسهیل امور مردم، موجب اتلاف منابع، زمان و انگیزه در بدنه اجرایی می‌شود. شهید رئیسی در این زمینه تصریح داشت: &quot;باید ساختارهای فسادزا را اصلاح کرد؛ نه فقط افراد فاسد را&quot;(president.ir، 1401).رهبر معظم انقلاب نیز در بیاناتی فرمودند: «ما یک بوروکراسی سنگین و کند داریم. این باید اصلاح شود، وگرنه تحول ممکن نیست» (بیانات رهبری، 1400/6/2). از این‌رو، ناکارآمدی ساختار، نخستین چالش پیش روی اجرای این الگوست.ب) تعارض منافع و مقاومت مدیران سنتیبسیاری از مدیران در بدنه اجرایی، نه‌تنها فاقد روحیه تحولی‌اند، بلکه از بقای وضع موجود بهره‌مندند. اینان اغلب در برابر تغییر، جبهه می‌گیرند؛ چراکه تحول، منافع تثبیت‌شده آن‌ها را به چالش می‌کشد. به تعبیر قرآن کریم: &quot;چون به آنان گفته شود از آنچه خدا نازل کرده پیروی کنید، گویند ما از روش پدران خود پیروی می‌کنیم[4]&quot; (بقره، 170).این آیه، نشان می‌دهد که پایبندی کورکورانه به روش‌های پیشین، یکی از موانع همیشگی تحول در جوامع بوده است؛ موضوعی که امروز نیز در قالب تعارض منافع بروز می‌یابد.ج) نبود نظام ارزیابی و پاسخ‌گویی مؤثریکی از ضعف‌های ساختاری نظام اجرایی کشور، نبود سیستم ارزیابی عملکرد بر مبنای شاخص‌های تحولی است. بسیاری از دستگاه‌ها، صرفاً گزارش عملکرد عددی ارائه می‌دهند، بی‌آن‌که مشخص باشد این اعداد چه تأثیری در تحقق عدالت، کاهش فساد یا بهبود کیفیت زندگی مردم داشته‌اند. شهید رئیسی تأکید می‌کرد: &quot;اگر مدیران صرفاً مشغول روزمرّگی باشند، مسیر تحول مسدود خواهد شد&quot;(farsnews.ir، 1401).بدون نظام دقیق ارزیابی، نمی‌توان مدیران تحول‌گرا را از مدیران عافیت‌طلب و محافظه‌کار تمییز داد؛ و این امر، به استمرار فضای بی‌تفاوتی منجر می‌شود.د) ضعف گفتمان‌سازی در سطح جامعه و نخبگانالگوی حکمرانی شهید رئیسی، هرچند در عمل جلوه‌هایی از خود نشان داد، اما به گفتمانی فراگیر درسطح نخبگان، رسانه‌ها و دانشگاه‌ها تبدیل نشد. عدم تبیین دقیق ابعاد نظری این الگو و نبود فضای گفتمانی فعال، موجب شد که بسیاری آن را صرفاً ادامه‌ی روند پیشین تلقی کنند. این ضعف در «بیان مفهومی» یکی از چالش‌های جدی تحقق الگوی تحول‌گرا در حکمرانی است.امام علی علیه‌السلام در خطبه‌ای فرمود: &quot;فرمانروایان شما از سوی اعمال شما ضربه می‌خورند(وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا | نهج‌البلاغه، خطبه 207)&quot;. این کلام هشدار می‌دهد که عدم بصیرت و آگاهی عمومی در همراهی با راه تحول، می‌تواند خود موجب شکست آن شود.در پایان این بخش، روشن می‌شود که تحقق حکمرانی تحولی در نظام جمهوری اسلامی ایران، تنها در صورتی ممکن خواهد بود که این چالش‌های چهارگانه (ساختار، مدیریت، ارزیابی، گفتمان) به طور همزمان و منسجم مورد توجه و اصلاح قرار گیرد.تحلیل تحقق حکمرانی مردمی در دولت شهید رئیسیمردمی‌سازی حکمرانی یکی از ارکان گفتمان انقلاب اسلامی و از مؤلفه‌های اساسی در مکتب سیاسی شهید آیت‌الله دکتر سید ابراهیم رئیسی است. این اصل، نه‌تنها برگرفته از سیره امام خمینی (ره) و رهبر معظم انقلاب است، بلکه در عمل، یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های مدیریتی شهید رئیسی با برخی دولت‌های گذشته محسوب می‌شود. اما پرسش اصلی آن است که آیا حکمرانی مردمی در دولت شهید رئیسی، تنها در حد شعار باقی ماند یا واقعاً به مرحله‌ی اجرا و نهادینه‌سازی رسید؟الف) مردمی‌سازی در سیره نظری و اجرایی شهید رئیسیشهید رئیسی از ابتدای ریاست‌جمهوری خود، بر ارتباط مستقیم با مردم، پاسخگویی بی‌واسطه، و حضور در میدان تأکید داشت. یکی از اقدامات شاخص ایشان، برگزاری بیش از ۳۰ سفر استانی در کمتر از دو سال بود. وی در این سفرها نه‌تنها در جلسات رسمی شرکت می‌کرد، بلکه به‌طور مستقیم با اقشارمختلف مردم دیدار داشت و گاه بدون تشریفات به میان روستاییان، کشاورزان و حاشیه‌نشینان می‌رفت. در همینراستا در سفر به چهارمحال و بختیاری فرمود: «تا وقتی مردم را نبینم، نمی‌توانم ادعا کنم که از مشکلات آنان خبر دارم»(president.ir، 1401).ب) تأیید و تحسین رهبر معظم انقلابرهبر معظم انقلاب اسلامی در توصیف شخصیت و سلوک مدیریتی شهید رئیسی، «مردمی بودن» را از مهم‌ترین ویژگی‌های ایشان برشمردند:&quot;یکی از مهم‌ترین خصوصیّات آقای رئیسی مردمی بودن بود... در بین مردم حضور پیدا می‌کرد، لمس می‌کرد حقایق را با حضور در میان مردم، حرف‌های آن‌ها را می‌شنید و نیازهای آن‌ها را محور برنامه‌ریزی‌های خودش قرار می‌داد&quot; (بیانات رهبری، 1403/3/2).این تعبیر، نه‌فقط تجلیل از ویژگی‌های اخلاقی شهید رئیسی است، بلکه بیانگر آن است که حکمرانی مردمی، در عمل، در دولت او به‌صورت نسبی محقق شده است.ج) ریشه‌های دینی و انقلابی مردمی‌سازیحکمرانی مردمی در اندیشه اسلامی، صرفاً به معنای خدمت‌رسانی نیست؛ بلکه نوعی از ولایت در تعامل با امت است. امام علی علیه‌السلام در نامه معروف به مالک اشتر تأکید می‌کند:&quot;مردم یا برادر دینی تو هستند یا همانند تو در آفرینش(فَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ: إِمَّا أَخٌ لَكَ فِي الدِّينِ، وَإِمَّا نَظِيرٌ لَكَ فِي الْخَلْقِ | نهج‌البلاغه، نامه 53)&quot;.در این نگاه، حاکم نباید خود را جدا از مردم ببیند، بلکه باید در غم‌ها و رنج‌های آن‌ها شریک باشد.شهید رئیسی نیز به‌روشنی در همین مسیر حرکت کرد. در جلسه‌ای با مدیران ارشد کشور گفت: «در این دولت هیچ اتاق دربسته‌ای نباید برای مردم باشد. ارتباط ما با مردم، اساس کار ماست» (mehrnews.com، 1401). او حتی در مواجهه با انتقادها و گلایه‌های مردم، پاسخ‌گویی و شنیدن را وظیفه خود می‌دانست. (احمدی، ۱۴۰۱: ۳۰)د) تفاوت حکمرانی مردمی با پوپولیسمبرخی گمان می‌کنند مردمی‌سازی حکمرانی به معنای عوام‌گرایی یا شعارهای احساسی و وعده‌های بدون پشتوانه است؛ در حالی که در الگوی شهید رئیسی، مردمی بودن به معنای درک واقعیت‌های میدانی و تنظیم سیاست‌ها بر اساس نیازهای واقعی مردم بود. او در یکی از سخنرانی‌های خود تصریح کرد:&quot;ما باید صدای مردم را نه‌فقط بشنویم، بلکه بر اساس آن تصمیم بگیریم. مردم‌باوری یعنی شناخت واقعیت‌های جامعه از دل میدان&quot; (tasnimnews.com، 1400).ایشان در همین راستا، در پاسخ به برخی تحلیل‌ها مبنی بر نمایشی بودن سفرهای استانی فرمود: &quot;ما در سفرها برای تبلیغ نمی‌رویم، برای شنیدن و حل مسئله می‌رویم &quot;(president.ir، 1401).این رویکرد نشان می‌دهد که مدل حکمرانی مردمی در نگاه شهید رئیسی، از جنس میدان‌محوری و اقدام بود، نه هیجان‌سازی تبلیغاتی.هـ) موانع تحقق کامل حکمرانی مردمیبا همه تلاش‌های دولت سیزدهم برای ارتباط مستقیم با مردم، تحقق حکمرانی مردمی به‌طور کامل، نیازمند بسترهای نهادی و رسانه‌ای است. شهید رئیسی در این خصوص هشدار داده بود:&quot;ما اگر در ساختارها تحول ایجاد نکنیم، حتی نیت مردمی ما هم ممکن است در مسیر اداری فرسوده شود&quot; (iribnews.ir، 1401).در جلسات هیأت دولت نیز تأکید کرد:&quot;بوروکراسی نباید مانع ارتباط مستقیم با مردم شود؛ ما باید ساختارهای دست‌وپاگیر را اصلاح کنیم&quot; (mehrnews.com، 1401).این جملات نشان می‌دهد که شهید رئیسی، موانع ساختاری را به‌عنوان تهدیدی برای تحقق عینی حکمرانی مردمی می‌دانست و در عمل نیز سعی داشت با تغییر در سازوکارها، آن را محقق سازد.در جمع‌بندی این بخش، می‌توان گفت که مردمی‌سازی در الگوی حکمرانی شهید رئیسی، یک اصل صوری نبود؛ بلکه در سلوک شخصی، سفرهای میدانی، و تصمیم‌های کلان دولت متجلی شد. با وجود موانع ساختاری، این جهت‌گیری توانست بخشی از اعتماد عمومی را بازسازی کند و الگویی ماندگار از حکمرانی دینی-مردمی ارائه دهد.فرصت‌ها و پیش‌شرط‌های تحقق الگوی حکمرانی تحولی در ایرانتحول، فقط یک مفهوم مدیریتی نیست. در ادبیات مدیریتی اسلامی، تحول نوعی جهاد سازمانی تلقی می‌شود؛ آتش به اختیار بودن در برابر موانع، برخاستن از میان مردم و خوابیدن با اندوه آن‌ها بر دل. حکمرانی تحولی یعنی از خود گذشتن، ساده زیستن، و سنگر گرفتن پشت خاک‌ریزهای بوروکراسی برای نجات مردم.شهید آیت‌الله سید ابراهیم رئیسی، به معنای حقیقی کلمه، یک &quot;مجاهد تحول&quot; بود. کسی که میان جلسه و گلایه مردم، حضور در هیأت دولت و دیدار با کارگر خسته، تفاوتی قائل نبود. او فرصت‌ها را شناخت، با جان خود روی آن‌ها ایستاد، و آخرش هم جانش را در راه همان مسیر داد.الف) مردم؛ ستون حکمرانی اسلامیدر قرآن آمده: &quot;همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید(وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلا تَفَرَّقُوا | آل عمران، 103)&quot;.در حکمرانی الهی، مردم نه تنها مخاطب، بلکه پایه‌اند. شهید رئیسی این را در عمل باور داشت. او بین مردم زندگی کرد، در میانشان نفس کشید و از صدایشان نقشه کشید. هر سفر استانی او، یک میدان جدید بود؛ هر دست فشرده با پیرزنی در حاشیه شهر، یک جلسه راهبردی.رهبر انقلاب فرمودند:&quot;شهید رئیسی حقیقتاً مردمی بود. حرف مردم را می‌شنید و خواسته‌های آنان را محور برنامه‌هایش قرار می‌داد&quot; (بیانات رهبری، 1403/3/2).آری، حکمرانی مردمی، در قامت او عینیت یافته بود.ب) جوانان؛ شریکان نبرد نرم‌افزار انقلابامام علی علیه‌السلام فرمود:&quot;مردم یا برادر دینی تو هستند یا هم‌نوع انسانی تو&quot; (نهج‌البلاغه، نامه 53).او به جوانان اعتماد کرد، از آن‌ها در میدان‌های واقعی استفاده کرد. نه به‌عنوان سیاهی‌لشکرِ شعار، بلکه به‌عنوان فرماندهان نرم‌افزار تحول. رئیسی به آن‌ها میدان داد، نه تریبون. او می‌دانست که آینده انقلاب، روی دوش همین نسل جوان، مؤمن و پرتلاش خواهد رفت. او گام دوم انقلاب را فقط نخوانده بود؛ آن را زندگی کرده بود.ج) قانون اساسی؛ مانع نیست، راه استرئیسی با تمام وجود به ظرفیت قانون اساسی باور داشت. او می‌گفت:&quot;ما مشکل قانون نداریم؛ مشکل در اجراست. اگر اصل سوم، هشتم، نوزدهم و چهل‌وسوم اجرا شود، دیگر فقر و تبعیض نخواهیم داشت&quot; (jamaran.ir، 1401).او عدالت را در متن می‌دید، نه در شعار. او قانون را برای مردم می‌خواست، نه برای تثبیت قدرت.د) الزامات تحقق یک رؤیای زمینیشهید رئیسی در میدان بود، اما هرگز فریب سطح میدان را نخورد. او می‌دانست که بدون تغییر ساختار، حتی انسان‌های بزرگ هم فرو می‌ریزند.می‌گفت:&quot;اگر ساختار اصلاح نشود، مدیران مؤمن هم قربانی آن می‌شوند&quot;(iribnews.ir 1401).و چه واقع‌نگرانه این جمله را گفت... و چه صادقانه خودش را قربانی همین ساختارها کرد.او می‌دانست که برای تحقق حکمرانی تحولی، باید گفتمان بسازی، ساختار را اصلاح کنی، و بر شفافیت اصرار داشته باشی. می‌دانست که باید در تراز مردم بایستی، با نخبگان گفت‌وگو کنی، و در برابر فساد بی‌ملاحظه بایستی.پیامدها و میراث فکری الگوی حکمرانی شهید رئیسیشهادت آیت‌الله دکتر سید ابراهیم رئیسی را می‌توان نقطه اوج سیر خدمت‌محور و عدالت‌طلبانه‌ای دانست که در تمام دوران مسئولیت وی نمود یافت. این واقعه، فراتر از یک حادثه شخصی یا سیاسی، حامل پیام پایداری بر اصول حکمرانی تحولی و مردمی بود.رئیسی با تأکید بر اصلاح ساختارهای ناکارآمد، مبارزه با فساد، و حضور میدانی در میان مردم، کوشید تا فاصله میان دولت و جامعه را کاهش دهد. شهادت او در جریان مأموریت رسمی و در خدمت به مردم، تداوم همان رویکردی بود که «حکمرانی را خدمت‌محور و نه قدرت‌محور» می‌دید.از منظر تحلیل گفتمانی، فقدان او نه پایان، بلکه آغاز مرحله‌ای جدید از بازخوانی و استمرار الگوی «حکمرانی تحولی» در ایران است. میراث فکری و عملی وی در سه سطح قابل تداوم است:۱. در سطح نظری، تثبیت گفتمان عدالت‌خواهی و مردم‌باوری در ادبیات مدیریتی کشور؛۲. در سطح نهادی، تأکید بر چابک‌سازی ساختارها و پاسخگویی مدیران؛۳. در سطح فرهنگی، نهادینه‌سازی روحیه خدمت و ایثار در میان کارگزاران نظام.بنابراین، شهادت شهید رئیسی را می‌توان نه به عنوان پایان یک مسیر، بلکه به عنوان تأیید نهایی یک مکتب در حکمرانی دانست؛ مکتبی که بر اساس پیوند میان ایمان، عدالت، و کارآمدی استوار است و تداوم آن می‌تواند به شکل‌گیری گفتمان پایدار تحول در نظام اداری و سیاسی جمهوری اسلامی ایران بینجامد.نتیجه‌گیریالگوی حکمرانی تحولی شهید آیت‌الله سید ابراهیم رئیسی، تصویری روشن از امکان بازسازی عمیق نظام مدیریتی و سیاسی کشور در چارچوب ارزش‌های اسلامی و انقلابی ارائه می‌دهد. الگویی که نه‌تنها در تئوری، بلکه در میدان عمل و با جان‌فشانی در مسیر عدالت، شفافیت، مردمی‌سازی و فسادستیزی، تبلور یافت.دستاورد این پژوهش نشان می‌دهد که تحقق چنین الگویی، نیازمند اراده‌ای راسخ، ساختاری اصلاح‌شده، گفتمانی زنده و مشارکتی فراگیر است. شهید رئیسی با بهره‌گیری از فرصت‌هایی چون اعتماد عمومی، نیروی جوان مؤمن، ظرفیت‌های قانون اساسی و همراهی رهبری، نشان داد که تحول، صرفاً یک آرزو نیست، بلکه امکانی است در دسترس، اگر با صداقت و شجاعت پیگیری شود.پایان مسیر او، با شهادت، اوج پیام این الگوست؛ پیامی که می‌گوید مسیر تحول، مسیر راحتی نیست، اما اگر با نیت الهی، خدمت صادقانه و توکل همراه شود، حتی اگر جسم در کوه فرو ریزد، روح در قلب ملت جاودانه خواهد ماند.پیام این مقاله آن است که الگوی حکمرانی تحولی، اگر بر پایه اخلاص، مردم‌باوری و شجاعت استوار شود، می‌تواند نه‌تنها راهی برای خروج از بحران‌های ساختاری، بلکه پلی باشد برای رسیدن به تمدن نوین اسلامی؛ همان راهی که شهید رئیسی آغاز کرد و اکنون مسئولیت ادامه‌اش بر دوش ماست.منابعالقرآن الکریمنهج‌البلاغه1) احمدی، مهدی . (۱۴۰۱). [عنوان اثر مرتبط با پاسخگویی و انتقادپذیری]. (ارجاع درون‌متنی: ص ۳۰).2) پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای. (۱۴۰۰، ۲ شهریور). بیانات در دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیئت دولت سیزدهم. قابل دسترسی در: farsi.khamenei.ir3) پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای. (۱۴۰۳، ۲ خرداد). پیام تسلیت در پی شهادت رئیس‌جمهور و همراهان. قابل دسترسی در: farsi.khamenei.ir4) پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست جمهوری. (۱۴۰۱). مجموعه سخنرانی‌ها و بیانات رئیس‌جمهور در سفرهای استانی. قابل دسترسی در: president.ir5) جوادی آملی، عبدالله. (۱۳۹۵). [عنوان اثر مرتبط با ولایت فقیه و عدالت اجتماعی]. (ارجاع درون‌متنی: ص ۸۰).6) حسینی، محمد. (۱۴۰۲). [عنوان اثر مرتبط با تحول در قرآن]. (ارجاع درون‌متنی: ص ۴۵).7) حنفی، زهرا. (۱۴۰۲). [عنوان اثر مرتبط با اخلاق مدیریتی شهید رئیسی]. (ارجاع درون‌متنی: ص ۹۰).8) خبرگزاری ایرنا. (۱۴۰۰). سخنان رئیس‌جمهور؛ محور همه امور عدالت است. قابل دسترسی در: irna.ir9) خبرگزاری تسنیم. (۱۴۰۰). سخنان رئیس‌جمهور درباره مفهوم مردم‌باوری. قابل دسترسی در: tasnimnews.com10) خبرگزاری جاماران. (۱۴۰۱). سخنان رئیس‌جمهور درباره اجرای اصول قانون اساسی. قابل دسترسی در: jamaran.ir11) خبرگزاری خبرآنلاین. (۱۴۰۰). سخنان رئیس‌جمهور در شورای اداری استان اصفهان. قابل دسترسی در: khabaronline.ir12) خبرگزاری صدا و سیما. (۱۴۰۱). سخنان رئیس‌جمهور درباره ضرورت تحول در ساختارها. قابل دسترسی در: iribnews.ir13) خبرگزاری فارس. (۱۴۰۱). گزارش سخنان رئیس‌جمهور درباره پرهیز از روزمرگی. قابل دسترسی در: farsnews.ir14) خبرگزاری مهر. (۱۴۰۱). سخنان رئیس‌جمهور در جمع مدیران ارشد درباره ارتباط با مردم. قابل دسترسی در: mehrnews.com15) نصری، حسین. (۱۴۰۱). [عنوان اثر مرتبط با تحول‌گرایی در مدیریت]. (ارجاع درون‌متنی: ص ۳۵).إِنَّ اللّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتّى يُغَيِّروا ما بِأَنفُسِهِمإِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْفَسَادَأ أَقْنَعُ مِنْ نَفْسِي أَنْ يُقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ لَا أُشَارِكَهُمْ فِي مَكَارِهِ الدَّهْرِ؟وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَاوَ إِنَّمَا يُؤْتَى أُمَرَاؤُكُمْ مِنْ قِبَلِ أَعْمَالِكُمْفَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ: إِمَّا أَخٌ لَكَ فِي الدِّينِ، وَإِمَّا نَظِيرٌ لَكَ فِي الْخَلْقِوَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلا تَفَرَّقُوامحقق: جلال حسن زاده(طلبه سطح دو حوزه)مجله مدرسه‌ای اندیشه پژوه - شماره دوم/آذر1404</description>
                <category>حوزه علمیه آیت الله درچه ای رحمة الله علیه</category>
                <author>حوزه علمیه آیت الله درچه ای رحمة الله علیه</author>
                <pubDate>Wed, 07 Jan 2026 17:44:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تبیین نقش احکام فقهی در ارتقای سلامت جسم و روح انسان از منظر طب اسلامی‌</title>
                <link>https://virgool.io/IRhdorche/%D8%AA%D8%A8%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%A7%D8%AD%DA%A9%D8%A7%D9%85-%D9%81%D9%82%D9%87%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D9%82%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%AC%D8%B3%D9%85-%D9%88-%D8%B1%D9%88%D8%AD-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%B7%D8%A8-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-ui5utv6y1igm</link>
                <description>محقق: موسی توکلیاستاد حوزه و دارای سطح سه حوزوی (این مقاله از پایان نامه ایشان استخراج شده است)مجله مدرسه‌ای اندیشه پژوه - شماره دوم/آذر1404چکیدهدین اسلام نظامی‌جامع و هماهنگ برای تأمین سعادت حقیقی انسان در همه ابعاد مادی، معنوی، فردی و اجتماعی است. از نگاه اسلام، سلامت جسم و روح از ارکان اساسی زندگی انسانی به شمار می‌آید و بدون آن، کمال و قرب الهی نیز به‌طور کامل تحقق نمی‌یابد. از این منظر، احکام فقهی نه صرفاً مجموعه‌ای از دستورات عبادی و ظاهری، بلکه طرحی حکیمانه، هدفمند و مبتنی بر مصالح واقعی برای حفظ توازن روانی، جسمانی و اجتماعی انسان‌اند. این پژوهش با روش توصیفی–تحلیلی و با بهره‌گیری از آیات قرآن، روایات معصومان، منابع فقهی، و آثار طبی اسلامی، به بررسی نسبت میان واجبات و مستحبات با سلامت جسم و روان انسان و همچنین تأثیر محرمات و مکروهات بر پیدایش بیماری‌های جسمی، روانی و اختلالات رفتاری پرداخته است. یافته‌ها نشان می‌دهد که احکام الهی بر پایه‌ی مصالح و مفاسد واقعی وضع شده‌اند و عمل به آن‌ها موجب آرامش درونی، تعادل روانی، تقویت سیستم ایمنی بدن و پیشگیری از ناهنجاری‌های فردی و اجتماعی می‌شود. در مقابل، نافرمانی و بی‌توجهی به این احکام، سلامت فردی، خانوادگی و جمعی را به مخاطره می‌افکند. نتیجه تحقیق بیانگر آن است که تبعیت آگاهانه از احکام فقهی، نه تنها راهی برای تقرب به خداوند، بلکه الگویی جامع و پایدار برای طب پیش‌گیرانه و تحقق سلامت همه‌جانبه در جامعه انسانی به‌شمار می‌آید.واژگان کلیدی:احکام فقهی، سلامت جسم، سلامت روح، مصالح و مفاسد، طب اسلامیمقدمهسلامت، یکی از بنیادی‌ترین نیازهای انسان و از نعمت‌های بی‌بدیل الهی است که قرآن کریم و آموزه‌های معصومان(علیهم‌السلام) بر آن تأکید فراوان کرده‌اند. در منظومه معرفتی اسلام، سلامت نه فقط به معنای نبود بیماری جسمی، بلکه به معنای هماهنگی و تعادل میان جسم، روح و عقل انسان است. از این‌رو، هرگونه اختلال در یکی از این ابعاد، سلامت کلی انسان را تهدید می‌کند و او را از مسیر کمال و قرب الهی بازمی‌دارد. اسلام، به عنوان دینی جامع و خاتم، نظامی‌هماهنگ از معارف، احکام و ارزش‌ها ارائه می‌دهد که همه‌ی ابعاد زندگی انسان را در بر می‌گیرد و به گونه‌ای طراحی شده که اجرای آن، هم موجب سلامت فردی و اجتماعی و هم زمینه‌ساز رشد معنوی انسان است.در این میان، احکام فقهی جایگاهی ویژه دارند؛ زیرا نه تنها ضامن نظم و عدالت اجتماعی‌اند، بلکه پیوندی ژرف با مصالح و مفاسد واقعی وجود دارند. بر اساس مبانی کلامی‌و اصول فقه شیعه، هیچ حکم الهی بی‌حکمت و بی‌مصلحت نیست؛ بلکه واجبات و مستحبات برای حفظ مصالح و خیرات انسان و محرمات و مکروهات برای دفع مفاسد و زیان‌ها تشریع شده‌اند. این حقیقت، از آموزه‌های عقلانی و نقلی اسلام است و بر مبنای آیات قرآن همچون:«وَلاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ» (اسراء/36) و نیز روایات متعدد از ائمه(ع)، خداوند احکامی‌را تشریع کرده که در آن‌ها حکمت‌ها و فواید جسمی، روانی و اجتماعی نهفته است. بدین معنا که دین اسلام، با مجموعه احکام و دستورات خود، نوعی طب الهی را برای بشر رقم زده است.با نگاهی تطبیقی میان فقه اسلامی‌و یافته‌های جدید علوم پزشکی می‌توان دریافت که بخش قابل توجهی از احکام اسلامی، همسو با اصول بهداشت، سلامت و پیشگیری از بیماری‌هاست. برای نمونه، وضو و غسل علاوه بر طهارت معنوی، موجب پاکیزگی بدن، تقویت سیستم ایمنی و تنظیم دستگاه عصبی می‌شود. نماز با حرکات منظم بدنی و ذکر الهی، علاوه بر تقویت عضلات و تنظیم گردش خون، موجب آرامش روانی و کاهش اضطراب می‌گردد. روزه نیز با استراحت دادن به دستگاه گوارش و پالایش مواد زائد بدن، تأثیری عمیق در بازسازی سلول‌ها و تقویت اراده دارد. این‌ها نمونه‌هایی از همسویی احکام فقهی با اصول سلامت جسم و روح‌اند که امروزه در حوزه‌ی «طب اسلامی» و «سلامت معنوی» مورد توجه قرار گرفته‌اند.از سوی دیگر، محرمات و نواهی شرعی نیز دربردارنده‌ی هشدارهایی درباره‌ی رفتارهای آسیب‌زا و بیماری‌آفرین هستند. تحریم شرب خمر، زنا، ربا، دروغ، غیبت، اسراف و پرخوری، نمونه‌هایی از احکامی‌اند که به‌طور مستقیم با سلامت جسم و روان در ارتباطند.مطالعات علمی‌نشان داده‌اند که الکل، شهوت‌پرستی و پرخوری از عوامل اصلی بیماری‌های مزمن، اضطراب، افسردگی و فروپاشی اخلاقی در جوامع بشری هستند. این یافته‌ها مؤید آن است که دین الهی، پیش از پیدایش علم مدرن، قوانین خویش را بر مبنای مصالح واقعی انسان و حفظ سلامت جامع او بنا نهاده است.با وجود چنین پشتوانه‌ای، در دنیای معاصر به سبب غلبه‌ی سبک زندگی غربی، مصرف‌گرایی، ضعف ایمان و گسست میان حوزه‌ی دین و علم، نگاه به احکام الهی صرفاً در حد تکالیف عبادی و فردی محدود شده است. در حالی که تبیین فلسفه‌ی احکام و تحلیل عقلانی و علمی‌آثار آن‌ها، می‌تواند زمینه‌ی بازگشت به کارکردهای حیات‌بخش شریعت را فراهم کند. این امر به‌ویژه در جوامع اسلامی‌ضروری است تا مسلمانان دریابند که تبعیت از احکام الهی تنها وظیفه‌ای دینی نیست، بلکه راهبردی علمی‌برای تأمین بهداشت روانی، جسمی‌و اجتماعی است.بنابراین، مسأله‌ی محوری این پژوهش آن است که: احکام فقهی اسلام چه نقشی در حفظ سلامت جسم و روح انسان ایفا می‌کنند؟ برای پاسخ به این سؤال، پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی–تحلیلی و استناد به آیات قرآن، روایات معصومین(علیهم‌السلام) و منابع معتبر فقهی و طبی، به واکاوی ارتباط میان شریعت و سلامت پرداخته است. این پژوهش بر آن است تا نشان دهد که اجرای احکام الهی در حقیقت نوعی پیشگیری الهی از بیماری‌ها و اختلالات روانی است و نظام فقهی اسلام را می‌توان به عنوان کامل‌ترین نظام سلامت انسان در دو ساحت دنیا و آخرت معرفی کرد.تحقیقی در رابطه با این موضوع یا مشابه آن به صورت منظم یافت نشد؛ البته برخی آثار  به کلیات در این زمینه پرداخته‌اند مثلا در رابطه با نقش دین در سبک زندگی و... که در بعضی تنها به بعد جسمی‌ یا فقط از دیدگاه آیات و یا تنها به برخی از فوائد واجبات مثل فوائد جسمی‌نماز یا روزه بر بدن، اشاره شده است؛ به عنوان مثال می‌تواند به کتب و پژوهش‌های زیر اشاره کرد:1) دراسه فی طب الرسول المصطفی(صلی الله علیه و آله)، از عباس تبریزیان. نویسنده در این کتاب به رابطه طب و فقه پرداخته و علت بیماری‌ها و راهکارهای درمانی بر اساس روایات را بیان نموده است.2) در سایت مرکز نشر اعتقادات مقاله‌ای تحت عنوان نقش احکام دینی در زندگی مردم موجود هست که بیشتر به کلیات مثل نقش دین در زندگی مردم پرداخته است.3) مقالۀ «آثار گناه در زندگی» از خانم ناهيد قيومي می‌باشد که ایشان به تعریف گناه و تاثیرات آن و شرایط استغفار پرداخته است.امتیازات این تحقیق نسبت به تحقیقات و کتب دیگر این است که:اولاً: به علل تشریع احکام فقهی از جمله حفظ سلامتی و پیشگیری از بیماری و اینکه احکام الهی تابع مصالح و مفاسد هستند، می‌پردازد.ثانیاً: سعی در به‌کاربردن آیات و احادیث شده است و حال آنکه در بیشتر آثار تنها از دیدگاه آیات یا احادیث به موضوع پرداخته شده است.ثالثاً: چون احکام الهی برای تمامی ‌ابناء بشر نازل شده، کاربرد این اثر محدود به صنف خاصی نمی‌باشد و برای همگان مورد استفاده است.رابعاً: این پژوهش با رویکرد علمی‌مورد بررسی قرار می‌گیرد برخلاف دیگر تحقیقات که بیشتر جنبه تبلیغاتی دارند.تبعیت احکام از مصالح و مفاسدآيا احكام فقهی تابع مصالح و مفاسد واقعی بوده و خداوند براى وضع آنها مصالح و مفاسدی را در نظر گرفته است؟ آيا مى‏توان گفت كه در واقع مصالح و مفاسدى وجود دارند که احكام فقهی تابع آنها هستند يا خير؟ یکی از مسلمات مذاهب اسلامی‌خصوصاً شیعیان این است که احکام الهی تابع مصالح و مفاسد واقعی می‌باشند، یعنی هر امری از طرف شارع مقدس بخاطر مصلحتی که داشته، در قالب واجبات و مستحبات، و هر نهی ای از طرف او بخاطر مفسده ی که داشته، در قالب محرمات و مکروهات بیان شده است. خداوند متعال برای اینکه انسان را به سعادت و رستگاری در دنیا و آخرت برساند اموری را واجب و مستحب دانسته و برای اینکه از مفاسد دور کند اموری را حرام و مکروه دانسته است لذا اگر مصلحت و مفسده ای در کار نبود خبری از اوامر و نواهی شارع مقدس نبود؛ بر همین اساس فقهای زیادی اعتقاد دارند که احکام فقهی تابع مصالح و مفاسد هستند.نتیجه تبعیت احكام از مصالح و مفاسدقانونگذار دین مبین اسلام يعنى خداوند متعال، داراى علم و حكمت ‏بى‏پايان است، لذا جای هیچ شکی نیست که احكام و دستورات اسلامى داراى، مصالح و مفاسد مى‏باشند، زيرا علم و حكمت ‏خدا اقتضا مى‏كند كه هیچ حلالی بدون مصلحت و هیچ حرامی‌بدون مفسده نباشد؛ در نتیجه انبیاء الهی احکامی‌را که دارای مصلحت بوده و انسان را به سوی سعادت هدایت می‌کند، نشان داده‌ و از آن طرف اعمالی که انسان را از این راه باز داشته و دور می‌کند دستور به‌ترکش داده اند، لذا کلیه احکام فقهی قطعاً دارای مصالح و مفاسدی است که انسان را به سعادت و کمال سوق می‌دهد، اگر چه انسان  به تمام آن مصالح و مفاسد علم و آگاهی نداشته باشد. چنانکه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: «ای مردم! به خدا سوگند که چیزی نبود که شما را به بهشت نزدیک کند و از آتش دور نماید، مگر اینکه شما را بدان امر کردم؛ و چیزی نبود که شما را به آتش نزدیک کند و از بهشت دور نماید، مگر اینکه شما را از آن بازداشتم» (حرعاملی، 1409: 17/ 45).یا فضل بن شاذان یکی از اصحاب امام رضا (علیه‌السلام) می‌فرماید: «اگر پرسش شود آیا ممکن است خداوند حکیم بنده اش را بی دلیل به کاری فرمان دهد و از او چیزی بخواهد که بدون حکمت باشد به او گفته می‌شود چنین چیزی امکان ندارد زیرا خداوند حکیم است و کار بیهوده نمی‌کند سپس می‌فرماید: هریک از احکام الهی حکمت‌هائی دارد که بخشی از آن‌ها شناخته شده و بخشی از دسترس دانش و علوم بشر به دور است» (مجلسی، 1403: 6/ 58).نتیجه اینکه آنچه در شریعت اسلام بدان دستور داده شده اعم از احکام تکلیفی و احکام وضعی، همگی از روی حکمت و مصلحت شخصی یا نوعی، معنوی یا مادی، دنیوی یا اخروی می‌باشد لذا هرچه را شارع مقدس بدان امر نموده درآن مصلحتی یا مصالحی بوده و هر چیزی را که از آن نهی فرموده است دارای مفاسد و ضررهایی بوده است.تأثیر تبعیت احکام از مصالح و مفاسد در سلامتی انسانطب اسلامی‌عبارت است از مجموعه دستورات و تعالیمی‌که یا به‌طور مستقیم در قرآن کریم و کلام معصومین(علیهم السلام) آمده یا الهام گرفته از آن تعالیم می‌باشد؛ هدف از تشریع این دستورات در قالب احکام الهی، رشد و ارتقای مادی و معنوی جامعه انسانی است؛ در نتیجه اسلام برای این که انسان به سعادت دست پیدا کند برای حفظ سلامتی اهمیت زیادی قائل شده است. در حدیث معروف «الْعِلْمُ‏ عِلْمَانِ‏ عِلْمُ الْأَبْدَانِ وَ عِلْمُ الْأَدْيَان‏» (قمی، 1414: 3/163)، آمدن علم مربوط به بدن در کنار علم مربوط به دین شاهد خوبی برای این مدعا است آیا امکان دارد دینی که انجام تکالیفش بستگی کامل به سلامت جسم و عقل دارد، توصیه‌هایی برای حفظ سلامتی و درمان مسلمانان نداشته باشد؟ (منتظر، 1389: 23-22).وجود آیات متعدد در قرآن کریم و توصیه‌های فراوانی که در احکام فقهی بیان شده است و همچنین وجود هزاران حدیث که جنبه بهداشتی و طبی دارند، همه این‌ها حاکی از این است که اسلام برای سلامتی انسان اهمیت زیادی قائل است.از نگاه اسلام، بزرگ‌ترین نعمت الهی، سلامت جسم و بزرگتر از آن سلامت روح است. همچنین خطرناک‌ترین بلاها، بیماری جسم و خطرناک‌تر از آن بیماری روح است. مسئله این است که اگر بیماری، خطرناک‌ترین بلا و سلامت، بزرگ‌ترین نعمت است، اسلام که سعادت دنیوی و اخروی انسان را هدف خود قرار داده برای پیشگیریی و مبارزه با بیماری‌ها و تأمین سلامت فرد و جامعه چه برنامه ای دارد؟ و به دیگر سخن سلامتی در احکام فقهی چه جایگاهی دارد؟ در حدیثی حضرت علی (علیه‌السلام) در رابطه با بزرگ‌ترین نعمت الهی می‌فرماید: «بدانيد كه يكى از نعمتها، گشايش در مال است و برتر از گشايش در مال، تندرستى است و برتر از تندرستى، پرهيزگارىِ دل است» (نهج البلاغه، خطبه 176).پژوهش‌ها نشان می‌دهد که ایمان داشتن و عمل به احکام الهی، هم نقش موثری در حفظ آرامش  جسمی‌و روحی دارد و هم در بهبود سلامت اشخاص و افراد مذهبی؛ می‌توان گفت افراد متدین علاوه بر اینکه نسبت به دیگران کمتر دچار بیماری‌های روحی می‌شوند، در صورت مبتلا‌شدن به بیماری روند درمان بهتری را طی کرده و زودتر درمان می‌شوند. تاثیر بی نظیر دین که امروزه توجه بسیاری از متخصصان را به خود جلب کرده است تا جائی که برخی آموزه‌های دین را عامل اساسی در بهداشت و سلامت فردی و اجتماعی معرفی کرده اند، معتقدند که در ایمان به خدا نیروئی خارق العاده وجود دارد که قدرت روحی انسان مسلمان و متدین را بالا می‌برد و او را در تحمل سختی‌ها و خلاصی از اضطراب‌ها کمک می‌کند؛ (قاسمی و سلیمانی، 1388: 64-65). در نتیجه بر اساس تحقیقات انجام گرفته می‌توان گفت افرادی که پایبند به اعتقادات دینی هستند و در زندگی خود احکام الهی را رعایت می‌کنند، در مقایسه با دیگران به ناراحتی‌ها و آسیب‌های کمتری دچار می‌شوند.حضرت علی (علیه‌السلام) در رابطه با تاثیر اعمال صالح بر بهداشت و سلامت فردی اجتماعی می‌فرماید: «خداوند ایمان را برای پاکسازی دل از شرک؛ نماز را برای پاکی از کبر و خودپسندی؛ زکات را عامل فزونی روزی؛ روزه را برای آزمودن اخلاص بندگان؛ حج را برای نزدیکی و همبستگی مسلمانان؛ جهاد را برای عزت اسلام؛ امر به معروف را برای اصلاح توده‌های ناآگاه و نهی از منکر را برای بازداشتن بی خردان از زشتی‌ها؛ صله ارحام را برای فراوانی خویشاوندان؛ قصاص را برای پاسداری از خون‌ها و اجرای حدود را برای بزرگداشت محرمات الهی؛‌ترک می‌گساری را برای سلامت عقل؛ دوری از دزدی را برای تحقق عفت؛‌ترک زنا را برای سلامت نسل آدمی‌و‌ترک لواط را برای فزونی فرزندان؛ گواهی دادن را برای به دست آوردن حقوق انکار شده؛‌ترک دروغ را برای نگه داشتن حرمت راستی؛ سلام‌کردن را برای امنیت از‌ترس‌ها؛ امانت را برای سامان یافتن امور مردم و فرمانبری از امام را برای بزرگداشت مقام رهبری واجب کرد» (نهج البلاغه، حکمت 252).بر این اساس در اسلام آنچه برای سلامت جسم و یا روان خطرناک و زیانبار باشد حرام یا مکروه است و آنچه برای سلامت انسان لازم و مفید است واجب یا مستحب و آنچه سود و یا زیانی برای جسم و یا روح ندارد، مباح شناخته شده است.این بدان معناست که حفظ سلامتی و پیشکیری از بیماری در متن مقررات و احکام اسلام اعم از تکلیفی و وضعی جای گرفته و اجرای کامل و دقیق قوانین الهی در زندگی، سلامت جسم و جان انسان را به همراه دارد (ری‌شهری، 1386: 1/12).امام رضا (علیه‌السلام) درباره حکمت مقررات الهی که بر انسان حلال و یا حرام شده است می‌فرماید: «ما می‌بینیم هر آنچه که خداوند تبارک و تعالی حلال کرده در آن صلاح بندگان است و بدان نیازی گریزناپذیر دارند و می‌بینیم هر آنچه که حرام شده است  بندگان بدان نیازی ندارند و می‌بینیم که همه موجب تباهی و زمینه نابودی اند» (إبن‌بابویه2، ص592).در اینجا امام تصریح می‌فرماید که آنچه در مقررات الهی در زمینه‌های مختلف (مانند خوردن، آشامیدن، ازدواج و.)حلال شمرده شده، اموری است که مردم برای تأمین سعادت، رفاه و آسایش خود به آنها نیاز دارند و مصالح زندگی و بقای آنها وابسته به آن است و به عکس آنچه تحریم شده اموری است که نه تنها مورد نیاز مردم نیست بلکه به زیان سلامت و آسایش آنها بوده و باعث هلاکت آن‌هاست (ری‌شهری، 1386: 12).خداوند به صورت دلخواه چیزی را مورد منع یا جواز قرار نداده است، در واقع این گونه نیست که چیزهایی را که حلال کرده، چون بی ارزش است و میلی به آن‌ها ندارد، حلال فرموده و این گونه نیست که چون آن‌ها را دوست دارد و نمی‌خواهد کسی در آن‌ها تصرف کند، حرام کرده است. همچنین انسان را خلق کرده و می‌دانسته که بدن او به چیزی قائم و استوار است. پس آنچه را که برای وی مفید بوده، حلال و مباح کرده، و آنچه را که برای انسان ضرر داشته را نهی کرده است و برای کسی که ناچار است حلال کرده که به اندازه نه بیشتر از آن استفاده کند (إبن‌بابویه، 1385: 2/ 547).البته باید توجه داشت منافعی که برای واجبات و مستحبات بیان می‌شود و همچنین ضررهایی که برای گناهان و مکروهات ذکر می‌شود، دلیل حتمی‌و قطعی تشریع این احکام نمی‌باشند. بلکه ممکن است یکی از هزار دلیل تشریع آن باشد و لذا نباید گفت که اگر فلان ضرر از فلان گناه دفع شود، پس می‌توان آن گناه را مرتکب شد. به عنوان مثال ضررهایی که برای خوردن گوشت خوک آمده است، حال اگر علم آنقدر پیشرفت کرد که توانست آن ضرر را از گوشت خوک بردارد نمی‌توان نتیجه گرفت که خوردن آن جایز است. زیرا اولاً: فقط دلیل حرام‌بودن گوشت خوک ضرر جسمانی آن نیست، بلکه شاید ملاحظات روانی، روحی و مانند آن شده باشد. و ثانیاً: ممکن است ده‌ها سال دیگر علم، ضرری را برای خوردن گوشت خوک پیدا کند که تاکنون پژوهشگران متوجه آن ضرر نشده اند. همان‌گونه که تا سال‌ها پیش بسیاری از این مضرات را نمی‌دانستند.انواع حکمت‌های موجود در احکام فقهیدر کتاب «نگاهی به فلسفه احکام، فلسفه احکام الهی بدین صورت تقسیم بندی شده است:1) حکمت‌های آشکارحکمت بعضی از احکام فقهی قبل ظهور اسلام، برای مردم مشخص بوده و حکمت بیان شده در قالب دستورات دین به عنوان ارشاد به حکم عقل است مانند خوبی عدالت یا زشتی دروغ و ظلم و موارد دیگر.2) حکمت‌های کشف شده توسط علوم امروزاز آنجاکه احکام الهی بر پایه تبعیت از مصالح و مفاسد واقعی است امروزه، با پیشرفت روز به روز علوم در دنیا، حکمت‌های تازه و جدیدی از دستورات و قوانین دین اسلام آشکار می‌شود. به عنوان نمونه موسیقی یکی از عوامل مهم تخدیر و به هم ریختگی اعصاب و عدم تعادل اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک مطرح شده است.3) حکمت‌های کشف نشدهقطعاً حکمت‌هایی در احکام فقهی موجود می‌باشد که از گذشته تا به حال حتی با پیشرفت‌های چشمگیر علوم امروزی به آنها اشاره ای نشده است فلسفه این گونه از احکام تبعد می‌باشد مانند تعداد رکعات نماز و مناسک حج و... تعبدی که  از جمله این حکمت‌ها می‌باشند (اکبری،1393: 20).امام سجاد (علیه‌السلام) می‌فرماید: «إِنَّ دِينَ اللَّهِ لَا يُصَابُ‏ بِالْعُقُولِ‏ النَّاقِصَة» (نوری، 1408: 17/ 262)اینکه همه احکام الهی بر اساس حکمت می‌باشد و هیچ حکمتی بدون دلیل نیست حقیقتی است که در منابع دینی بر آن تاکید شده است اما آیا انسان می‌تواند با تمام دانش محدود خود به فلسفه همه احکام پی ببرد؟ قطعاً پاسخ به آن منفی است انسان دیندار وظیفه دارد در اصول دین خود تحقیق کرده تا به باور برسد و زمانی که در رابطه با مبانی اعتقادی خود به یقین رسید، تبعیت از فروع دین برایش آسان و قابل پذیرش می‌شود تا جائی که اگر فلسفه احکام را درک نکرد و سوالاتش در این زمینه بدون پاسخ ماند به وظایف دینی خویش عمل کند تا به سعادت دنیا و آخرت برسد؛ زیرا ممکن است تا پایان عمر بشر فلسفه برخی احکام از دید بشر مخفی بماند.نقش احکام تکلیفی در حفظ سلامت جسم و روحقلمروآموزه‌های دینی، تمام حیات فردی و اجتماعی و دنیوی و اخروی انسان را در بر می‌گیرد لذا یکی از مهم‌ترین مسائل دین اسلام توجه به سلامت جسم و روان فرد و جامعه است. انبیاء الهی که از سرچشمه وحی سیراب می‌شدند، انسان‌ها را به رعایت و حفظ بهداشت جسم و جان سفارش نموده و در شناسایی و راه‌های پیشگیری از ابتلا به انواع بیماری‌های جسمی، روحی و روانی راهنمایی می‌نموده اند. لذا در ادامه به بعضی از واجبات و محرمات الهی برای تأمین سلامتی و پیشگیری از ابتلا به امراض جسمی‌و روانی تشریع شده است. در آموزه‌های دین اسلام، سلامت روحی و روانی و جسمی‌انسان، در گرو ایمان به خدا و دین داری وی در سایه عمل به احکام الهی می‌باشد. الف) نقش انجام واجبات و مستحبات در حفظ سلامتیدر دین اسلام واجبات و مستحباتی وجود دارد که خداوند متعال آنها را برای سعادتمند‌شدن انسان در دنیا و آخرت تشریع کرده است اگر انسان این دستورات را در زندگی بکار بگیرد به سعادت مطلوب ازجمله سلامتی می‌رسد. در ادامه به نقش بعضی از واجبات و مستحبات در حفظ سلامتی می‌پردازیم:1. نمازکه خود از جنبه‌های مختلف دارای آثار است:الف. بهداشت عمومی‌بدناگر چه اهمیت دادن به نظافت در انسان فطری است اما در منابع دینی سفارش زیادی به پاکیزگی شده است به گونه ای که جای هیچ گونه شک و‌تردیدی در واقعیت داشتن آن نیست ؛ بنابراین نظافت را باید یکی از مسلمات زندگی انسان دانست در واقع یکی از امتیازات زندگی انسان با حیوان در همین نکته است که انسان به پاکیزگ‌بودن زندگی خود اهمیت زیادی می‌دهد تا جایی که در دین اسلام پاره ای از عبادات است که بدون طهارت مردود است و شرط قبولی این قبیل عبادات رعایت دقیق نظافت و پاکیزگی می‌باشد. در حدیثی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در مورد اهمیت به نظافت می‌فرماید: «تا می‌توانید پاکیزه باشید چرا که خداوند اسلام را بر پاکیزگی بنا نهاده است» (نهج الفصاحه: 391).صحت و قبول‌شدن نماز به پاکی و طهارت بدن، لباس و دوری از نجاسات بستگی دارد به دنبال رعایت نظافت میکروب‌ها و آلودگی‌ها از فضای زندگی دور شده و باعث حفظ بهداشت جسمانی است. آماده‌شدن برای نماز با وضو شروع می‌شود اما قبل از انجام اعمال نماز، وضو با شکل و نظم خاصی مثل پاک‌کردن اعضا و برطرف‌کردن موانع صورت می‌گیرد به این‌ترتیب اعمال وضو همراه پاکیزگی اعضا از آلودگی‌ها انجام می‌شود از طرفی بر هر مسلمانی واجب است در هر شبانه روز پنج نوبت نماز بخواند که در هر وعده نماز رعایت و توجه به بهداشت لازم است؛ به این‌ترتیب طهارت جسم و روح را به همدیگر مرتبط ساخته است زیرا عقل و روح سالم در بدن سالم است و صحیح انجام دادن عبادت را از کسی که روح و جسم سالمی‌داشته باشد و به نکات بهداشتی و سلامتی اهمیت بدهد می‌توان انتظار داشت (رضایی و دیگران، 1384: 52).ب. پرورش و تقویت عضلاتهمچنین یکی از عواملی که موجب سلامت انسان می‌شود، ورزش منظم و مرتب در طول ساعات روزانه است لذا بجا آوردن نمازهای پنجگانه موجب تقویت و پرورش عضلات بدن می‌شود نمازگذار در هر سنی که باشد حرکات نماز برای وی مناسب بوده و تأثیر خوبی بر عملکرد عضلات و مفاصل دارد.بعضی از دانشمندان برای تقویت عضلات، تمرین‌هایی معین کرده اند که برخی از آنها شبیه به حرکات نماز است نکته مهم دیگر این است که متخصصان ارتوپدی در کشورهای اسلامی‌مشاهده کرده اند که بهبودی زخم‌های عمل جراحی و شکستگی استخوان‌ها در افراد نمازگزار بیشتر از دیگران است (همان: 52).دکتر فارس عازوری متخصص بیماری‌های اعصاب از دانشگاه‌های امریکا می‌گوید: «نماز مسلمانان و رکوع و سجودش عضلات پشت را تقویت و حرکات ستون فقرات پشت را نرم می‌سازد و امراض عصبی و عضلاتی را آرامش می‌بخشد بخصوص اگر نماز را از سن نوجوانی بپا دارند نیرو و استحکامی‌در برابر بیماری‌هایی می‌یابند که در نتیجه ضعف عضلات مجاور ستون فقرات عارض می‌شود آنچه باعث این ضعف می‌شود انواع بیماری‌های عصبی است که موجب دردهای شدید و تشنج عضلاتی است» (بی‌آزارشیرازی، 1373: 3/ 173).بر اساس یافته‌های علم پزشکی اگر شخصی در ساعت حدود 10 شب بخوابد و حدود نیم ساعت قبل از اذان صبح بیدار شود در بدن او برخی مواد شیمیایی شبیه «مورفین»‌ترشح می‌شود که اثر مستقیمی‌بر قسمت‌های مختلف بدن از جمله عضلات اسکلتی دارند و در طول روز منجر به آرامش و راحتی عضلاتی برای انسان می‌شود نماز شب با اثر بی نظیری که در ایجاد بهداشت خواب و تنظیم آن دارد در این مورد نقش بسزائی دارد (غفاری، 1390: 63).ج. آرامش روانامام علی(علیه‌السلام) می‌فرماید: «ذِكْرُ اللَّهِ جَلَاءُ الصُّدُورِ وَ طُمَأْنِينَةُ الْقُلُوبِ» (خوانساری، 1366: 369).در دنیای امروز یکی از بزرگترین بیماری‌ها، بیماری‌های روانی ناشی از کمبود یا خلأ ایمان به خدا است انسان امروزی بیش از هر زمان دیگر دچار انواع بیماری‌های روحی و افسردگی است، سرکشی‌ها و افسردگی‌های مزمن تنها بخشی از آثار این بیماری‌ها است که حتی با ساخت انواع قرص‌های شادی آور و آرام بخش هم درمان نمی‌شود و اگر درمان هم شود موقتی است. تنها چیزی که می‌تواند آرامش روحی را به انسان سرگردان امروز برگرداند ایمان است. گرایش به معنویت، تنها راه درمان بیماری‌های حاد جوامع بشری و تنها عامل تضمین کننده سلامت روحی و بهداشت روانی انسان است حال یکی از مهمترین جلوه‌های ایمان در اسلام اقامه نماز و برپایی درست این فریضه الهی است (عاشوری، 1390: 132)د. کمک به نیاز مندانحمایت از نیازمندان و دلجوئی‌کردن از آنها یکی از فوائد زیبای حضور در نماز جماعت می‌باشد. در نماز جماعت مومنین از احوالات و مشکلات زندگی همدیگر با خبر می‌شوند اگر یکی غائب بود مومنین جویای احوال او می‌شوند.اگر گرفتار باشد برای بر طرف‌شدن مشکل او اقدام می‌کنند و از این راه از بوجود آمدن اختلافات طبقاتی و به دنبال آن از هزاران جنایت در جامعه جلوگیری می‌کنند در نتیجه دستگیری از نیازمندان و تلاش در رفع نیازهای آن‌ها حس برادری و برابری را در مسلمین تقویت می‌کند. حضرت علی (علیه‌السلام) در این رابطه می‌فرماید: «بر شما باد ايجاد ارتباط و آشتى با يكديگر و زنهار از قطع رابطه» (خوانساری، 1366: 448).2. روزهالف. سلامت دستگاه گوارشیکی از اندام‌های پر کار بدن معده و دستگاه گوارش می‌باشد که با خوردن سه وعده غذا در طول شبانه روز که عرف مردم می‌باشد تقریباً در همه ساعات روز دستگاه گوارش مشغول هضم و جذب غذا می‌باشد. روزه گرفتن باعث می‌شود دستگاه گوارش بدن روزه دار به استراحت پرداخته و از سلامت و کارکرد بیشتری در آینده برخوردار باشد؛ همچنین روزه مواد زائد و جذب نشده در بدن را سوزانده و سلامت جسمی‌انسان را تضمین می‌کند. بر همین اساس پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: «صُوموا تصّحُوا» (نهج الفصاحه: 547/ ح 1854).ب. لطافت روحدر ماه مبارک رمضان به دليل خوداری از خوردن و آشاميدن و محدود‌کردن آن به زمان‌های مشخصی وكنترل راه‌های ورود اطلاعات به ذهن، همچنین روح و روان انسان آسودگی بیشتری پیدا می‌کند. فعاليت روح براي پرداختن به امور مادي و دنیایی كاهش مي يابد؛ در نتیجه امكان پرداختن به امور معنوي بيشتر مي‌شود که به دنبال آن روح از لطافت و صفاي بيشتري برخوردار مي‌گردد (شاکریان، 1386: 319).پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: «هر کس خوراکش اندک باشد بدنش سالم و روحش نورانی و با صفا خواهد شد و هر کس پرخوری کند، بدنش بیمار و دچار قساوت قلب و سنگدلی خواهد شد» (نوری، 1408: 16/ 210).با توجه به حدیث فوق، صفای باطن یکی از بزرگ‌ترین فوائد روزه داری است وقتی انسان روزه دار از میل به غرائز نفسانی و مادی در اثر روزه جدا می‌شود در وجود او میل به پرهیزگاری تقویت می‌شود، در این حالت زمینه برای درک حقائق این عالم و جهان هستی مهیا می‌شود اگر مسلمانی با روزه داری، جسم و جان خود را به مدت یک ماه تمرین و پرورش دهد قطعاً به مرحله‌ای از لطافت روح می‌رسد.ج. تقویت ارادهیکی از شاخصه‌های بسیار مهم در تزکیه نفس از رذائل، صبر و استقامت در زندگی است، فردی که در زندگی صبور است بر مشکلات مادی و معنوی پیروز می‌شود. صبر قدرتی به انسان می‌دهد که مواجه مناسب و فعال با مشکلات داشته و از زندگی شادی برخوردار باشد. در حدیثی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: «الصَّوْمُ‏ نِصْفُ‏ الصَّبْرِ» (ابن‌أبی‌جمهور، 1405: 1/ 115).کسی که روزه می‌گیرد این قدرت را پیدا می‌کند که بتواند در مواقع بی ارزش و جزئی بر نفس خود مسلط باشد و خشم خود را بهتر کنترل کند، در برابر خواسته‌های شهوانی تسلیم نمی‌شود به دنبال مردم آزاری، بی عفتی و کارهای خلاف نمی‌رود، در برابر سختی‌های روزگار خود را نمی‌بازد و برای رسیدن به یک هدف عالی به کارها و عادت‌های زشت دست نمی‌زند؛ روزه جدای از اینکه قدرت اراده انسان را در برابر خواسته‌های نفسانی افزایش داده، انگیزه وی را برای انجام دستورات الهی بیشتر از پیش بالا می‌برد. اراده بالا داشتن در هر کاری رمز موفقیت است اما به علت اینکه انسان در طبیعتا ضعیف آفریده شده است به گونه ای که زود در برابر عادات و آداب تسلیم می‌شود هر چقدر اراده ضعیف‌تر باشد انسان سریعتر تحت تاثیر فضای اطراف خود قرار می‌گیرد لذا روزه دار با تمرین روزه داری می‌تواند خود را در برابر غرائز نفسانی و ناملایمات محیط مقاوم سازد و در برابر سختی‌ها اراده و استقامت بیشتر نشان دهد.د. همدردی با فقراروزه باعث می‌شود افرادی که در طول سال به دلیل قدرت مالی طعم گرسنگی را نچشید اند در ماه مبارک رمضان که روزه گرفتن بر آنها واجب است احساس گرسنگی را در درون خود تجربه کنند و به یاد فقراء بیفتند و این هم به سلامت روانی فرد و هم به سلامت روانی جامعه کمک می‌کند. ثروتمندان در این ماه با فقیران همدردی کرده و به فکر کمک کرده به آن‌ها می‌افتند این بخشش باعث پاکسازی درون از صفت بخل و دیکر صفات ناپسند می‌شود. وقتی فقرا در جامعه از رفاه نسبی برخوردار می‌شوند در نتیجه آمار سرقت و دیگر نابهنجاری‌ها در جامعه پایین می‌آید (میلانی‌فر، 1374: 200).هشام از امام صادق (عليه السلام) علت روزه را پرسيد، امام فرمود: «خداوند روزه را واجب کرد تا غني و فقير با هم مساوي باشند و بدان جهت که غني رنج گرسنگي را لمس نکرده تا به فقير رحم کند و هر وقت چيزي خواسته قدرت بدست آوردن آنرا داشته است خدا خواسته است که ميان بندگانش يکنواختي بوجود آورد و خواسته است ثروتمند طعم گرسنگي را بچشد و اگر جز اين بود ثروتمند بر مستمند و گرسنه‌ترحم نمي کرد» (إبن‌بابویه، 1385: 2/ 387).3. وضوءالف. سلامت جسمشستن دست‌ها و صورت‌ها حداقل سه مرتبه در شبانه روز تاثیر زیادی در نظافت و تمیزی بدن نمازگذار دارد؛ همچنین مسح سر و پاها که آب به موها یا پوست می‌رسد باعث می‌شود که این اعضاء پاکیزه بمانند و عمر بیشتری داشته باشند. پیامبر(صلی الله علیه و آله) به انس می‌فرماید: «يَا أَنَسُ‏ أَكْثِرْ مِنَ‏ الطَّهُورِ يَزِدِ اللَّهُ فِي عُمُرِك‏‏» (قمی، 1414: 4/ 514)استنشاق‌کردن: یکی از مقدمات مستحب وضو سه مرتبه استنشاق‌کردن با آب سرد است؛ یکی از راه‌های ورود میکروب‌ها و تجمع آن‌ها در بدن، بینی می‌باشد؛ در نتیجه شستن راه‌های تنفس در هنگام وضو گرفتن میکروب‌ها را از بین برده و سلامتی را به دنبال دارد.فضای بینی به هنگام ورود قطرات اشک و همچنین بخارشدن آبی که در هنگام بازدم در فضای بینی بوجود می‌آید، همیشه مرطوب است، رطوبتی که باعث می‌شود موهای بینی مثل یک فیلتر تصفیه کننده، آلودگی‌ها و میکروب‌هایی را که از مسیر بینی عبور می‌کند را کنترل می‌کند؛ در نتیجه سه بار شستن بینی در هر وضو  محیط بینی را پاکیزه نگه می‌دارد.بر اساس یافته‌های علمی‌بدست آمده در بخش «گوش، حلق و بینی» در دانشگاه پزشکی اسکندریه، سه بار استنشاق‌کردن باعث پاک‌شدن بینی از یازده نوع میکروب خطرناک می‌شود. در استنشاق اول، مقدار میکروب‌ها به یک دوم و در بار دوم به یک سوم کاهش می‌یابد و در پایان سومین استنشاق، تمام میکروب‌ها از بینی خارج می‌شوند و کمترین زمان لازم برای رشد آن‌ها پس از این مرحله، پنج ساعت می‌باشد که هم زمان با شروع زمان نماز بعدی و وضو گرفتن می‌باشد (حسامی، 1381: 42).یکی دیگر از خواص وضو گرفتن جلوگیری‌کردن از مبتلا‌شدن به بیماری‌های پوستی می‌باشد. وضو گرفتن مداوم سبب از بین رفتن گرد و غبار و چربی‌ها از روی پوست می‌شود؛ در نتیجه شستن صورت و دست و پا به هنگام وضو باعث پاکیزگی و جلوگیری از رشد میکروب‌ها بر روی پوست انسان می‌شود (شیرکوند، 1390: 75).دکتر عبدالعزیز نویسنده کتاب اسلام و طب جدید در این رابطه می‌نویسد:«فوائد دیگری برای وضو از جنبه طبی نیز هست بدین معنا که تنظیف دهان بدفعات متعدد در روز از مهمترین وسایل جلوگیری از امراض دندان و لثه است همین طور شستوشوی بینی با آب سرد که از مهمترین اسباب جلوگیری از زکام مکرر است و از لحاظ دیگر عمل اخیر مانند تلقیح واکسن تاثیر و فایده دارد و در این باره اخیرا پزشکان متخصص بینی تحقیقات نموده اند. منافع شستن صورت و دست آشکار است زیرا صورت و سایر اجزای بدن را که عادتاً در معرض امراض جلدی و التهاب قرار می‌گیرد شستن چندین مرتبه در هر روز بهترین وسیله سلامتی است اخیرا به وضوح معلوم گردیده که غالب میکروب‌ها بوسیله شکافتن پوست به بدن انسان سرایت می‌نماید همانطوری که ثابت شده کرم‌های طفیلی نیز از همین رهگذر به بدن داخل می‌شوند شکی نیست که شستوشوی مکرر بهترین وسیله ساده و موثر برای جلوگیری از اینگونه امراض است زیرا طبقه خارجی جلد همه میکروب‌ها را از وصول به داخل بدن مانع می‌گردد مگر هنگامی‌که در پوست مختصر شکافتگی باشد بدیهی است در این هنگام پوست وظیفه اش را از دست می‌دهد و میکروب‌ها می‌توانند داخل بدن شوند اما میکروب‌هایی که از راه دهان داخل بدن می‌شوند جز از طریق آلودگی دست راهی ندارند و هرگاه دست‌ها همیشه شسته و تمیز باشند طبعا بهترین وسیله جلوگیری از بیماری می‌باشد» (اسلام و طب جدید، ص 106).ب. نشاط روحیمستحب است بعد از وضو اعضای وضو را با چیزی خشک نکنیم و بگذاریم آب وضو خود به خود خشک شود وقتی آب با اعضای وضو برخورد می‌کند به دلیل خنک‌بودن آب بدن از خود عکس العمل نشان می‌دهد لذا درجه حرارت آن بالا رفته تا اعضای مرطوب بدن را خشک کند که همین تحرکات و تغییرات دمایی بدن باعث می‌شود منافذ پوستی بدن باز شود و اکسیژن بیشتری به بافت‌های پوستی برسد؛ در نتیجه موجب نشاط روحی و شادابی می‌شود (شیرکوند، 1390: 77). امام رضا (علیه‌السلام) در رابطه با تاثیر وضو در نشاط روحی می‌فرماید: «أُمِرَ بِالْوُضُوءِ... مَعَ مَا فِيهِ مِنْ ذَهَابِ الْكَسَلِ وَ طَرْدِ النُّعَاس» (إبن‌بابویه، 1385: 1/ 257).ج. احساس پاکیوقتی مسلمانی وضو می‌گیرد پاک‌شدن از آلودگی‌ها و پلیدی‌های روحی را در وجود خود احساس می‌کند لذا چنین احساسی او را برای مناجات با خداوند و دیگر عبادات آماده می‌کند.در حدیثی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نقل شده است: «بدان كه تو چون دست خود را (براى وضو) در آب بزنى و بگوئى بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم گناهانى كه دستهاى تو مرتكب شده‏اند فرو مى‏ريزد، و چون روى خود را بشوئى گناهان چشم و زبانت می‌ریزد، و چون دو دست خود را بشوئى گناهان از راست و چپ تو پراكنده گردند، و چون سر و گامهايت را مسح كنى گناهانى كه در پى آنها رهسپارشده‏اى فرو ميريزد، پس اين فائده‏اى است كه در وضوى تو نهاده شده است» (حرعاملی، 1409: 1/ 393).ب) نقش ارتکاب محرمات و مکروهات در ایجاد بیماری1. مشروبات الکیتاثیر الکل بر نسل انسانمصرف الکل حتی اگر تنها یکی از والدین اهل مشروبات باشد، جدای از اینکه خودشان در معرض آسیب‌های الکل و شرابخواری قرار می‌گیرند، نوزادی هم که در رحم آنهاست مبتلا به آسیب‌های ناشی از الکل می‌گردد. نویسنده کتاب «تفسیر نمونه» در رابطه با تاثیر الکل می‌گوید: «کسی که در حین انعقاد نطفه مست است 35 % عوارض الکلسیم حاد را به فرزند خود منتقل می‌کند و اگر زن و مرد هد دو مست باشند 100 % عوارض حاد در بچه ظاهر می‌شود و کودکانی که فاقد نیروی کافی عقلانی و روحی بوده اند و از مادران الکلی به دینا آمده اند 75 % و از پدران الکلی نیز 75 % بوده است و کودکانی که در هنگام تولد توانائی زندگی را ندارند از پدران الکلی 6 % و از مادران الکلی 45 % است» (مکارم، 1374: 2/ 74).تهدید دستگاه گردش خونوجود الکل در بدن انسان به تدریج باعث فاسد‌شدن خون بدن می‌شود، سبب اختلال در عملکرد دستگاه گردش خون می‌شود، گلبول‌های قرمز خون را از بین می‌برد، اعضای بدن به درستی تغذیه نمی‌شوند، در نتیجه مقدار زیادی چربی در اطراف قلب جمع می‌شود که به دنبال سنگین‌شدن قلب، ضربان طبیعی قلب از کار می‌افتد، رگ‌های قلب تنگ می‌شود لذا نبض افراد شرابخوار غالبا آهسته و بدون نظم می‌زند این سبب می‌شود با کوچکترین فشار، شریان پاره شده و سلامتی فرد شرابخوار به خطر افتد (طغیانی، 1391: 38).2. خود ارضاییانزال زودرسافراط در خود ارضایی، رشته عصبی‌های اعضای مربوطه را دچار حساسیت و ضعف می‌کند؛ همچنین فرد مبتلا برای  لذت بیشتر، فکر خود را برای پیدا‌کردن تصاویر شهوت انگیز مورد نظر بکار می‌گیرد که این فرایند فشار زیادی را به سیستم عصبی انسان وارد کرده و به دنبال این فشار سبب خستگی آن می‌شود و در نهایت فرد مبتلا به خاطر ارضای ناکامل جنسی و پشیمانی بعد از عمل، دچار ضعف اعصاب می‌شود. واکنش‌های متعدد چنین عملی باعث می‌شود فرد نتواند یک رابطه جنسی موفق با جنس مخالف داشته باشد؛ زیرا مرد به هنگام داشتن یک رابطه در بیشتر مواقع از نعوظ لازم و کافی برخوردار نیست حتی گاهی قبل از دخول انزال صورت می‌گیرد علت این مشکل این است که مراکز عصبی نعوظ و مرکز عصبی انزال در افراد مبتلا به استمنا به اندازه‌ای حساس شده است که با کمترین بر خوردی انزال زودرس اتفاق می‌افتد (اعتیاد پنهان، ص 53).درون گرا‌شدنکسی که به خود ارضائی مبتلا است بجای لذت بردن از همسرش در زندگی و به دست آوردن آرامش، وقتی با انجام دادن این عمل خود را تخلیه می‌کند در واقع باعث درون گرا‌شدن، در خود فرورفتن و افسردگی فرد می‌شود چون این عمل زشت در اکثر مواقع در یک مکان خلوت و به صورت پنهانی انجام می‌گیرد. دورن‌گرا‌یی موجب دورافتادن شخص از افراد اجتماع،‌ ترسو‌شدن و... است (پاک‌نژاد، 1361: 16/ 192- 196).راهکارهای درمانی شریعت در سلامت جسم و روحبرای درمان برخی از بیماری‌های جسمی‌و روحی انسان موثرترین و صحیح‌ترین روش‌ها را در قالب احکام الهی بیان کرده است که شاید سال‌ها زمان ببرد تا دانشمندان دنیای امروز به اصول درمانی اسلام پی ببرند. در طب مدرن امروزی به بیماری به عنوان پدیده نامطلوب نگاه شده، تصور می‌شود که باید هرچه سریع‌تر با آن مبارزه کرد، لذا در غالب موارد به محض بروز کوچک‌ترین دردی، مسکن و به دنبال ظاهر‌شدن تب کمی، تب بر تجویز می‌شود و به همین جهت باید علائم بیماری در اسرع وقت خاموش شود و حال آنکه از نگاه اسلام أصل بروز بیماری همیشه امری ناپسند نبوده و آثاری برای آن ذکر شده است از جمله:1) سبب آمرزش و تقرب به خدا:حضرت علی (علیه‌السلام) به یکی از یارانش هنگامی‌که بیمار شده بود فرمود: «خداوند این درد و ناراحتی تو را باعث از بین رفتن گناهانت قرار داده، زیرا بیماری پاداشی ندارد ولی گناهان را از میان می‌برد...» (مجلسی، 1403: 78/ 190). امام رضا (علیه‌السلام) نیز می‌فرماید: «بیماری برای مومن رحمتی از جانب خدا و موجب پاک‌شدن او از گناه است و برای کافر سبب عذاب و دوری از خداست پس درد از مومن زایل نمی‌شود مگر زمانی که برای او گناهی نباشد» (إبن‌بابویه، 1406: 193).2) سپر دفاع‌بودن برخی بیماری‌ها در مقابل بیماری‌های دیگر:حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: «چهار چیز را بد ندارید زیرا این چهار چیز امان از چهار چیز دیگر است: زکام را بد ندارید زیرا آن امان از جذام است، دمل‌ها را بد ندارید زیرا امان از برص است، درد چشم را بد ندارید زیرا که آن امان از کوری است و سرفه را بد ندارید زیرا که سرفه امان از فلج است» (حرعاملی، 1409: 25/ 230).حضرت علی (علیه‌السلام) می‌فرماید: «رُبَّمَا كَانَ الدَّوَاءُ دَاءً وَ الدَّاءُ دَوَاء» (إبن‌شعبه حرانی، 1363: 80 ).امروزه مشخص شده است که بسیاری از بیماری‌های مثل سرماخوردگی، اسهال، زکام، استفراغ و... باعث دفع مواد زائد و فضولات انباشته شده در بدن، درمان می‌شود و نباید آن‌ها را با مصرف نابجای دارو سرکوب کرد (مستغفری، 1381: 108).نباید توقع داشت که بیماری همیشه علاج پذیر باشد: حضرت علی (علیه‌السلام) می‌فرماید: «ليْسَ‏ لِلْأَجْسَامِ‏ نَجَاةٌ مِنَ الْأَسْقَامِ» (خوانساری، 1366: 556).اهمیت و جایگاه دعا در بهبود و درمان بیماری‌هاامروزه در مؤسسات علمی، مطالعات گسترده ای در رابطه با نقش دعا در درمان بیماری‌ها صورت گرفته است به گونه ای که یکی از اصطلاح رایج در راهکارهای درمانی «دعا درمانی» است. در همه زمان‌ها، انسان‌ها به آثار و فوائد دعا درمانی توجه زیادی داشته اند و در بیشتر عبادتگاه‌ها و زیارت گاه‌ها از اثر درمانی دعا در برطرف‌شدن بیماری‌ها گفتگو می‌شود. امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرماید: «عَلَيْكَ‏ بِالدُّعَاءِ فَإِنَّهُ شِفَاءٌ مِنْ كُلِّ دَاء» (ری‌شهری، 1386: 4/ 20).در «رساله نوین فقهی پزشکی» نوشته آقای بی آزار شیرازی به نقل از دکتر آلکسیس کارل محقق فرانسوی، در رابطه با دعا درمانی آمده است:«در همه ی اعصار، اثر درمانی دعا توجه آدمیان را به خود جلب کرده است. البته درباره  بیمارانی که با دارو یا خودبخود درمان پذیرند شناختن اثر واقعی دعا دشوار است؛ فقط در مورد بیماران که تمام تلاش‌های درمانی بی نتیجه مانده می‌توان درباره اثر درمانی دعا قضاوت کرد. موسسه طبی «لورد» با نشان دادن امکان چنین درمانهایی خدمت بزرگی به عالم پزشکی نموده است...آنچه را که امروز می‌دانیم این است که دعا به راستی آثار بزرگ و واقعی دارد (بی‌آزارشیرازی، 1373: 2/ 194).نتیجه‌گیریتحلیل آیات و روایات نشان می‌دهد که همه‌ی احکام الهی، اعم از واجب، مستحب، حرام و مکروه، بر اساس مصالح و مفاسد واقعی بنا شده‌اند و هدف آن‌ها تأمین سلامت و سعادت انسان در دنیا و آخرت است. رعایت واجبات و مستحبات، موجب طهارت جسم، آرامش روان، افزایش طول عمر، تقویت اراده و پیوند اجتماعی می‌شود؛ در حالی که ارتکاب محرمات و مکروهات، به فروپاشی اخلاقی، اضطراب، و انواع بیماری‌های جسمی‌می‌انجامد. در نهایت، نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که فقه اسلامی‌را می‌توان به‌عنوان نظامی‌جامع برای بهداشت جسم و روان و طب پیشگیرانه‌ی الهی تلقی کرد. درک فلسفه‌ی احکام، موجب افزایش ایمان، تعبد و انگیزه‌ی عملی در پیروان دین خواهد شد و جامعه‌ای سالم، پویا و متعادل را رقم می‌زند.منابع* قرآن* نهج البلاغه،‌ ترجمه محمد دشتی1) اسلام و طب جدید، اسماعیل پاشا، عبد العزیز، مترجم: غلامرضا سعیدی، چاپ اول، تهران: نشر برهان، 1363.2) الأمالی، طوسی، محمد بن حسن، بی چا، مصحح: موسسه البعثه، قم: دارالثقافه، 1414.3) اسرار پزشکی نماز شب، غفاری، محمود، چاپ دوم، قم: شهاب الدین، 1384.4) اسرار پزشکی نماز شب، غفاری، محمود، چاپ ششم، قم: شهاب الدین، 1390.5) اعتیاد پنهان، علیزاده آملی، علی، چاپ اول، قم: بوستان کتاب، 1392.6) الکافی، کلینی، محمد بن یعقوب، (علی اکبر غفاری و محمد آخوندی)، چاپ چهارم، تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1407.7) اولین دانشگاه و آخرین پیامبر ج 13، پاکنژاد، سید رضا، چاپ صد و بیست و هشت، تهران: بنیاد فرهنگی شهید پاکنژاد، 1361.8) تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ناصر، چاپ سی و دوم، تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1374.9) بهداشت و سلامت روان، قاسمی، سلیمان، چاپ اول، قم: موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(قدس سره)، 1388.10) بهداشت روانی، میلانی فر، بهروز، چاپ چهارم، تهران، بی نا، 1374.11) بحارالأنوار، مجلسی، محمدباقر، ج62 - 86 ، چاپ دوم، بیروت: درالإحیاء الثراث العربی، 1403.12) پرسش‌ها و پاسخ‌های برگزیده، شاکریان، حمید رضا، چاپ هفتم، قم: معارف، 1386.13) تجلی حکمت در فلسفه پزشکی احکام، حسامی، محمد عزیز، چاپ اول، بی جا، نشر پیکان، 1381.14) تحف العقول، ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، چاپ دوم، قم: جامعه مدرسین، 1363.15) ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ابن بابویه، محمد بن علی، بی چا، قم: دار الشریف الرضی، 1406.16) دانشنامه احادیث پزشکی، محمدی ری شهری، محمد، ، ج 1، چاپ هشتم، قم: دارالحدیث، 1386.17) رساله نوین فقهی پزشکی، بی آزار شیرازی، عبدالکریم، چاپ اول، بی جا، نشر فرهنگ اسلامی، 1373.18) حکمت‌ها و اسرار نماز ، رضایی اصفهانی، محمدعلی، اهتمام، احمد، و امامی، حسن. قم: پژوهش‌‌های تفسیر و علوم قرآن، 138419) روش تندرستی در اسلام، مستغفری، جعفر بن محمد، (ترجمه طب النبی و طب الصادق علیهما السلام)، (یعقوب مراغی، محمد خلیلی)، چاپ سوم، قم: مؤمنین، 1381.20) سفینه البحار، قمی، عباس، چاپ اول، قم: نشر اسوه، 1414.21) شرح آقا جمال خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم،آقاجمال خوانساری، محمد بن حسین (جلال الدین حسینی ارموی محدث) ج1، چاپ چهارم، تهران: دانشگاه تهران، 1366.22) طب اسلامی‌گنجینه ی تندرستی، منتظر، رضا، چاپ دوم، تهران: نسل نیکان، 1389.23) عوالی اللئالی، ابن ابی جمهور، محمد بن زین الدین، مصحح: مجتبی عراقی، بی چا، قم، دار سید الشهدا للنشر، 1405.24) علل‌الشرایع، ابن بابویه، محمد بن علی، ج2، چاپ اول، قم: نشر کتاب فروشی داوری، 1385.25) فرهنگ حجامت، اصفا، سید حمید رضا، چاپ اول، اصفهان: نشر لب المیزان، 1382.26) گناه و تاثیر آن بر جسم و روح، طغیانی، محمد حسین، چاپ پنجم، قم: عطر عترت، 1391.27) مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، نوری، حسین، بی چا، قم: موسسه آل البیت(علیه‌السلام)، 1408.28) مکارم الاخلاق، طبرسی، حسن بن فضل، (ابراهیم میرباقری)، ج1، چاپ دوم، تهران: فراهانی، 1365.29) میزان الحکمه، محمدی ری شهری، ج4، چاپ هشتم، قم: نشر دارالحدیث، 1386.30) نگاهی به فلسفه احکام، اکبری، محمود، چاپ سوم، قم: زلال کوثر، 1393.31) نهج الفصاحه، پاینده، ابوالقاسم، چاپ چهارم، تهران: دنیای دانش، 1382.32) نماز و سلامت، شیرکوند، اکبر، چاپ اول، تهران: جهاد دانشگاهی، 1390.33) نقش‌تربیتی نماز از دیدگاه شهید مطهری، عاشوری، ناد علی، چاپ اول، قم: امام عصر، 1390.34) وسائل الشیعه، حرّعاملی، محمد بن حسن، (نصیر الدین امیرصادقی)، ج25، چاپ اول، قم: مؤسسه آل البیت (علیهم السلام) 1409.محقق: موسی توکلیاستاد حوزه و دارای سطح سه حوزوی (این مقاله از پایان نامه ایشان استخراج شده است)مجله مدرسه‌ای اندیشه پژوه - شماره دوم/آذر1404</description>
                <category>حوزه علمیه آیت الله درچه ای رحمة الله علیه</category>
                <author>حوزه علمیه آیت الله درچه ای رحمة الله علیه</author>
                <pubDate>Wed, 07 Jan 2026 17:38:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سفر هزار ساله فقه؛ از کوچه‌های مدینه تا کرسی‌های نظریه‌پردازی قم</title>
                <link>https://virgool.io/IRhdorche/%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%81%D9%82%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D9%88%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D9%86%D9%87-%D8%AA%D8%A7-%DA%A9%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%82%D9%85-p6hpyr5ilu2w</link>
                <description>روایتی از ماجرای پرفراز و نشیب حفظ و تکامل دانش شیعه در ایستگاه‌های تاریخنویسنده: مصطفی شریفیانمجله مدرسه‌ای اندیشه پژوه - شماره دوم/آذر1404مقدمه: میراثی که آسان به دست نیامدشاید وقتی امروز یک رساله عملیه یا کتاب عمیق فقهی را باز می‌کنیم، تصور کنیم این احکام و متون به سادگی و یک‌باره به دست ما رسیده‌اند. اما حقیقت این است که آنچه امروز به عنوان «میراث فقهی شیعه» می‌شناسیم، حاصل یک سفر طولانی، پرخطر و هوشمندانه است؛ سفری که از «مدینه» آغاز شد و با عبور از کوفه، بغداد، حله و نجف، امروز در «قم» به بلوغ خود رسیده است.تاریخ حوزه‌های علمیه، تنها تاریخ جابجایی جغرافیایی نیست؛ بلکه تاریخِ تکامل «روش‌های پژوهش» است. در هر شهر و هر دوره، فقهای شیعه با یک «چالش جدید» روبرو شدند و برای حل آن، یک «دستاورد پژوهشی» خلق کردند. گاهی نیاز بود فقط «بنویسند» تا دین گم نشود (کوفه)، گاهی نیاز بود «استدلال کنند» تا متهم به بی‌سوادی نشوند (بغداد) و گاهی باید «نظام‌سازی» می‌کردند تا جامعه را اداره کنند (قم).در این پرونده ویژه، می‌خواهیم سوار بر ماشین زمان شویم و در ایستگاه‌های اصلی این تمدن علمی توقف کنیم تا ببینیم در هر دوره، چه اتفاقی افتاد که باعث شد «نقلِ ساده حدیث» به «دانش پیچیده اداره حکومت» تبدیل شود.واژگان کلیدی:حوزه شیعی، هویت تاریخی حوزه، حوزه نجف، حوزه اصفهان، حوزه قم، فقه شیعه، فقه تمدنی.ایستگاه اول: مدینه و کوفه؛ عصر ضبط‌صوت‌های انسانی!(دستاورد بزرگ: انقلابِ قلم و تولد «اصول اربعمأة»)داستان ما از مدینه شروع می‌شود؛ زمانی که امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام در مسجد النبی می‌نشستند و شاگردان، پروانه‌وار گرد آن‌ها می‌چرخیدند.در این دوره (اوایل قرن اول تا اوایل قرن دوم)، کار فقیه خیلی پیچیده نبود؛ او مثل یک خبرنگار امین یا یک ضبط‌صوت دقیق، هرچه را می‌شنید، حفظ می‌کرد. هنوز نیازی به فرمول‌های پیچیده ریاضی و اصول فقه برای فهم دین نبود، چون «چشمه وحی» در دسترس بود و اگر سوالی پیش می‌آمد، مستقیماً از امام پرسیده می‌شد (شهابی، ۱۳۶۶: ۴۱۴/۱).اما وقتی جمعیت شیعه زیاد شد و به شهر دورافتاده‌ای مثل «کوفه» در عراق مهاجرت کردند، مشکل بزرگی پیش آمد: حافظه یاری نمی‌کرد و دسترسی به امام سخت شده بود. اینجا بود که یک انقلاب بزرگ رخ داد: «انقلابِ مکتوب».۱. شاهکار پژوهشی کوفه: تدوین ۴۰۰ دانشنامه کوچکشاگردان مکتب کوفه (مانند «زراره» و «محمد بن مسلم») تصمیم گرفتند به جای اعتماد به حافظه، همه چیز را بنویسند. آن‌ها شروع به نگارش جزواتی کردندکه دقیقاً حاوی شنیده‌هایشان از امام صادق علیه السلام بود.این جزوات که تعدادشان به ۴۰۰ نسخه رسید، به «اصول اربعمأة» (اصول چهارصدگانه) معروف شد. تفاوت «اصل» با «کتاب» این بود که «اصل» فقط شامل احادیث دست‌اول و بدون واسطه بود. این ۴۰۰ اصل، حکم «مواد اولیه» و فونداسیون تمام کتاب‌های شیعه را پیدا کرد. اگر این همت پژوهشی در کوفه نبود، امروز شاید هیچ اثری از فقه شیعه باقی نمانده بود (سبحانی، ۱۴۱۸: ۱۵۲/۱).۲. نقش ایرانیان (موالی): مهندسانِ ثبت دانشیک نکته بسیار جالب اجتماعی در این ایستگاه وجود دارد: بسیاری از کسانی که قلم به دست گرفتند و این میراث را نوشتند، نژاد عرب نداشتند؛ بلکه ایرانیانی بودند که به آن‌ها «موالی» می‌گفتند.این ایرانیان مسلمان‌شده که سابقه تمدنی و دیوانیِ ساسانی داشتند، وقتی وارد حوزه علمیه کوفه شدند، نظم، دقت و وسواسِ نویسندگی را وارد جامعه عربی کردند. آن‌ها نگذاشتند کلام امامان در باد فراموشی یا تعصبات قبیله‌ای گم شود. بسیاری از بزرگان این دوره، از همین موالی بودند که نشان‌دهنده سهم بزرگ ایرانیان در تاسیس زیرساخت‌های فقه شیعه است (شاکر، ۱۳۹۰: ۶۱/۱).۳. جنگِ روش‌ها: نص در برابر قیاسهمزمان با فعالیت شیعیان در کوفه، مکتب اهل سنت به رهبری «ابوحنیفه» نیز در همین شهر فعال بود. آن‌ها چون دسترسی به اهل‌بیت نداشتند، برای پیدا کردن احکام شرعی از «قیاس» و «رأی شخصی» استفاده می‌کردند.دستاورد بزرگ پژوهشیِ فقهای شیعه در این دوره، «مرزبندی علمی» بود. آن‌ها با هدایت ائمه علیه السلام، روشی را پایه‌گذاری کردند که در آن، به جای حدس و گمان (قیاس)، باید به «نص» (کلام معصوم) تکیه می‌شد. امامان شیعه با آموزش قواعدی مثل «اصالت برائت»، به شاگردان یاد دادند که چگونه بدون نیاز به قیاس، روی پای خود بایستند (سبحانی، ۱۴۱۸: ۴۹/۱).نتیجه‌گیری ایستگاه اولبنابراین، خروجیِ ایستگاه مدینه و کوفه، «تولید و ثبت داده‌ها» بود. این دوره، انبارهای علم شیعه را پر کرد تا در دوره‌های بعدی (بغداد و حله)، این مواد خام، فرآوری و مهندسی شوند.ایستگاه دوم: بغداد؛ وقتی «عقل» به کمک «نقل» آمد(توصیف دوران معماری، مهندسی و عقلانیت فقه)قطار تاریخ به قرن چهارم هجری می‌رسد. مقصد: «بغداد»، پایتخت افسانه‌ای تمدن اسلامی.در این زمان، یک اتفاق بزرگ سیاسی رخ داده است: پادشاهان شیعه (آل‌بویه) بر خلافت عباسی مسلط شده‌اند. دیگر خبری از تعقیب و گریز نیست. برای اولین بار، شیعیان می‌توانند نفس بکشند، کتابخانه بسازند و با صدای بلند اذان بگویند. اما یک چالش بزرگ‌تر وجود دارد!در بغداد، رقیبان فکری (مثل معتزله و اهل سنت) به شیعیان طعنه می‌زدند: «شما که فقه ندارید! شما فقط بلدید بگویید &quot;امام صادق علیه السلام چه گفت&quot;. اگر برای مسئله‌ای حدیث نداشتید، چه می‌کنید؟ حتماً باید صبر کنید تا امام زمان(عج) ظهور کند؟!»اینجا بود که فقهای شیعه باید ثابت می‌کردند که فقه اهل‌بیت، فقط «نقلِ خاطرات» نیست، بلکه یک «سیستم هوشمند» است.۱. شیخ مفید؛ مردی که «عقل» را آشتی دادقهرمان اول این ایستگاه، «شیخ مفید» است. او کاری کرد کارستان. تا قبل از او، خیلی‌ها می‌ترسیدند از «عقل» در دین استفاده کنند (مبادا شبیه قیاسِ اهل سنت شود). اما شیخ مفید(ره) آمد و مرزها را مشخص کرد. او گفت: «عقل، دشمن دین نیست؛ بلکه چراغی است که کمک می‌کند کلام امام را درست بفهمیم.»شیخ مفید(ره) به شاگردانش یاد داد که نباید مثل ضبط‌صوت فقط احادیث را تکرار کنند، بلکه باید با ابزار «اصول فقه»، روحِ قانون را کشف کنند. او فقه شیعه را از حالت «اخباری» (نقل خشک) به حالت «اصولی» (استدلال عقلی) تغییر داد (سبحانی، ۱۴۱۸: ۲۹۴/۱).۲. شیخ طوسی؛ مهندسی که بن‌بست‌ها را شکستقهرمان دوم، شاگرد نابغه او، «شیخ طوسی(ره)» بود. مخالفان می‌گفتند فقه شیعه محدود است چون «قیاس» ندارد (یعنی نمی‌تواند حکم یک چیز را به چیز دیگر تعمیم دهد). شیخ طوسی(ره) برای پاسخ به این ادعا، کتاب شگفت‌انگیز «مبسوط» را نوشت.او در این کتاب، هزاران مسئله جدید و پیچیده را که عیناً در روایات نیامده بود، مطرح کرد و با استفاده از «فرمول‌های کلی» که از ائمه گرفته بود، پاسخ آن‌ها را داد. او با روش «تفریع فروع» (شاخه‌بندی مسائل)، ثابت کرد که فقه شیعه مثل یک درخت زنده است که می‌تواند هزاران شاخه جدید بدهد و هیچ‌گاه به بن‌بست نمی‌خورد (سبحانی، ۱۴۱۸: ۳۱۹/۱).۳. کتابخانه‌سازی و استانداردسازیدر همین ایستگاه بغداد بود که پراکندگی‌ها تمام شد. کتاب‌های حدیثیِ پخش‌وپلا که در کوفه نوشته شده بود، در بغداد جمع‌آوری، پالایش و در قالب کتاب‌های مرجع (مثل «تهذیب» و «استبصار») منظم شد. این کار باعث شد فقیه برای پیدا کردن یکحکم، دیگر نیازی به زیر و رو کردن صدها جزوه نداشته باشد.نتیجه‌گیری ایستگاه دومبنابراین، اگر کوفه «معدن استخراج طلا» (حدیث) بود، بغداد تبدیل به «کارگاه جواهرسازی» شد. در اینجا بود که فقه شیعه، «متدولوژی» (روش‌شناسی) پیدا کرد و یاد گرفت چگونه روی پای خودش بایستد و با زبان علم با دنیا حرف بزند.ایستگاه سوم: حله؛ کارخانه خالص‌سازی و مهندسی فقه(توصیف دوران نقد علمی، استانداردسازی و عبور از بحران)قرن هفتم هجری است. جهان اسلام در شوک و وحشت فرو رفته؛ لشکریان مغول مثل سیل ویرانگر از شرق می‌آیند و همه چیز را با خاک یکسان می‌کنند. بغداد، آن شهر افسانه‌ای علم و تمدن، در سال ۶۵۶ هجری سقوط می‌کند و کتابخانه‌هایش در آتش می‌سوزد. در چنین شرایطی، منطق حکم می‌کرد که چراغ علم شیعه خاموش شود. اما یک معجزه رخ داد!در نزدیکی خرابه‌های بغداد، شهر کوچک و خوش‌آب‌وهوایی به نام «حله» وجود داشت که با درایت و دیپلماسیِ شگفت‌انگیز علمای شیعه (مانند سید بن طاووس و خواجه نصیرالدین طوسی)، از گزند شمشیر مغولان در امان ماند و به پناهگاه امن دانشمندان تبدیل شد (شاکر، ۱۳۹۰: ۱۳۹/۱).در این شهرِ آرام، فقهای شیعه سه کارِ بزرگ انجام دادند که سرنوشت فقه را برای همیشه تغییر داد: ۱. شکستن بتِ تقلید، ۲. مهندسی ساختمانِ فقه، ۳. غربالگریِ احادیث.۱. شجاع‌دلی به نام «ابن ادریس»؛ پایان عصر کپی‌برداری!بعد از وفات شیخ طوسی(ره) (بزرگ‌مرد مکتب بغداد)، عظمت علمی او چنان سایه سنگینی بر حوزه‌ها انداخته بود که تا حدود صد سال، هیچ‌کس جرأت نمی‌کرد روی حرفش حرف بزند. فقها به جای «تحقیق»، فقط فتواهای شیخ را «تکرار» می‌کردند. این دوره را «عصر مقلده» (عصر کپی‌کارها) می‌نامند.اما در حله، مردی قیام کرد که گفت: «احترام به استاد واجب است، اما حقیقت واجب‌تر!» نام او «ابن ادریس حلی(ره)» بود. او با شجاعتی مثال‌زدنی، کتابی نوشت به نام «سرائر» و در آن با استدلال‌های محکم، بسیاری از نظرات شیخ طوسی را نقد کرد. ابن ادریس فریاد زد که فقه یعنی «فهمیدن»، نه «تقلید کردن». این حرکت او، شوکی به جامعه علمی وارد کرد و موتورِ خاموش‌شده‌ی اجتهاد را دوباره روشن کرد (سبحانی، ۱۴۱۸: ۳۵۰/۱).۲. مهندسِ بزرگ: ساختمانی با چهار ستون (شاهکار محقق حلی)تا پیش از مکتب حله، وقتی یک کتاب فقهی را باز می‌کردید، ممکن بود کمی سردرگم شوید؛ مباحث نظم دقیقی نداشتند. اما در این دوره، نابغه‌ای به نام «محقق حلی» ظهور کرد که ذهن ریاضی‌گونه‌ای داشت. او تصمیم گرفت فقه را مثل یک مهندس، «زون‌بندی» و معماری کند.محقق حلی در کتاب جاودانه‌اش «شرایع الاسلام»، تمام هزاران حکمِ دین را در چهار بخشِ تمیز و مرتب دسته‌بندی کرد:بخش اول: عبادات (رابطه من و خدا؛ مثل نماز و روزه).بخش دوم: عقود (قراردادهای دوطرفه؛ مثل ازدواج و تجارت).بخش سوم: ایقاعات (تصمیم‌های یک‌طرفه؛ مثل طلاق و نذر).بخش چهارم: احکام (قوانین قضایی و جزایی).این دسته‌بندی آنقدر دقیق و کامل بود که هنوز هم پس از ۸۰۰ سال، قانون مدنی کشور ما و رساله‌های مراجع تقلید، دقیقاً بر اساس همین نقشه‌ی مهندسیِ محقق حلی(ره) چیده شده‌اند (سبحانی، ۱۴۱۸: ۳۵۵/۱).وقتی فقیه، منجی تمدن می‌شود (نقش خواجه نصیرالدین طوسی)در حالی که مغولان کتابخانه‌ها را به آتش می‌کشیدند، این دیپلماسیِ یک دانشمند شیعه بود که ورق را برگرداند. «خواجه نصیرالدین طوسی» به جای گوشه‌نشینی، با نفوذ در دستگاه هلاکوخان مغول، آن‌ها را از «ویرانگر» به «سازنده» تبدیل کرد. او با بودجه مغولان، رصدخانه مراغه را ساخت و کتابخانه‌ای عظیم با ۴۰۰ هزار جلد کتاب تأسیس کرد تا میراث شیعه از غارت نجات یابد و زمینه برای شکوفایی مکتب حله فراهم شود.۳. غربالگری بزرگ: ذره‌بینِ علامه حلیسومین قهرمان این ایستگاه، «علامه حلی(ره)» بود. او متوجه یک خطر بزرگ شد: در لابلای هزاران حدیثی که از کوفه و بغداد رسیده بود، احادیثِ ضعیف یا جعلی هم وجود داشت که ممکن بود دین مردم را خراب کند.علامه حلی(ره) یک «سیستم فیلترینگ» یا غربالگری علمی اختراع کرد. او احادیث را بر اساس اعتبارِ راویانش، به چهار درجه تقسیم کرد:صحیح (درجه یک: راویانش همگی شیعه، عادل و راستگو باشند).حسن (درجه دو: راویان خوبند اما عدالتشان رسماً تایید نشده).موثق (درجه سه: راویان شیعه نیستند اما دروغ نمی‌گویند).ضعیف (درجه چهار: راویان ناشناخته یا دروغگو هستند).با این روش، فقه شیعه «واکسینه» شد و احادیثِ مشکوک از دایره‌ی استدلال‌های اصلی خارج شدند (سبحانی، ۱۴۱۸: ۳۶۹/۱).نتیجه‌گیری ایستگاه سومبنابراین، مکتب حله فقط یک ایستگاهِ توقف نبود؛ بلکه یک «پالایشگاه» بود. میراثی که از کوفه و بغداد آمده بود، در حله تصفیه شد، نظم گرفت و در بسته‌بندی‌های استاندارد و علمی، آماده‌ی انتقال به ایستگاه بعدی (نجف) شد.ایستگاه بین‌راهی: اصفهان؛ وقتی فقه «مهندسی» شد !(شاهکار تمدنی شیخ بهایی)پیش از آنکه قطار علم به نجفِ معاصر برسد، توقفی باشکوه در «اصفهان» عصر صفوی داشت. در اینجا چهره‌ای ظهور کرد که نشان داد فقه شیعه می‌تواند یک شهر را مهندسی کند.شیخ بهایی فقط یک فقیه نبود که در مسجد فتوا دهد؛ او یک مهندس تمدن‌ساز بود. طراحی شبکه آبرسانی اصفهان (مادی‌ها)، معماری مسجد امام، و حمام معروفش، همه نشان می‌دهد که در نگاه شیعه، «دین» و «دنیا» از هم جدا نیستند. شیخ بهایی ثابت کرد که یک عالم دینی می‌تواند همزمان که شرحِ دعا می‌نویسد، نقشه شهر هم بکشد و مشکلات اجتماعی مردم (مثل تقسیم آب) را با ریاضیات و فقه حل کند. این دوره، اوجِ «تمدن‌سازیِ عینی» فقه شیعه بود. (سبحانی، ۱۴۱۸: ۳۷۴/۱)ایستگاه چهارم: نجف؛ اوج هنر، دقت و ادبیات(توصیف دوران موشکافی‌های عمیق و پیوند فقه با زیبایی)اینجا نجف است؛ دژ استوار علم که هزار سال پیش توسط شیخ طوسی(ره) بنا شد و تا امروز پابرجاست. اما داستان نجف در قرون اخیر (از قرن ۱۳ هجری به بعد)، داستان متفاوتی است. در این ایستگاه، فقه شیعه دو ویژگی منحصربه‌فرد پیدا کرد: ۱. دقت ریاضی‌وار، ۲. لطافت ادبی.بیایید ببینیم در حجره‌های نجف چه گذشت؟۱. نبرد بزرگ: وقتی «عقل» پیروز شد (قهرمانی به نام وحید)قبل از اوج‌گیری نجف، جریانی به نام «اخباری‌گری» بر حوزه‌ها مسلط شده بود. اخباری‌ها حرف عجیبی می‌زدند؛ آن‌ها می‌گفتند: «استفاده از عقل در دین ممنوع است! فقط باید ظاهر حدیث را بخوانیم.» آن‌ها حتی علم اصول فقه را حرام می‌دانستند. این تفکر باعث شده بود فقه دچار جمود و سطحی‌نگری شود.اما قهرمانی به نام «وحید بهبهانی(ره)» در کربلا و نجف قیام کرد. او با استدلال‌های کوبنده ثابت کرد که بدون «علم اصول» و بدون «عقل»، نمی‌توان احکام خدا را درست فهمید. بهبهانی اخباری‌گری را شکست داد و راه را برای ظهور نوابغ بعدی باز کرد (سبحانی، ۱۴۱۸: ۴۶۲/۱).۲. انیشتینِ فقه: شیخ مرتضی انصاریبعد از پیروزی عقل، نوبت به «شیخ انصاری(ره)» رسید. کاری که شیخ انصاری با فقه کرد، شبیه کاری بود که انیشتین با فیزیک کرد. او فقه را آنقدر دقیق، موشکافانه و عمیق کرد که یادگیری آن نیازمند هوش سرشار شد.شیخ انصاری(ره) برای لحظاتی که فقیه در «شک» می‌افتد و هیچ دلیلی پیدا نمی‌کند، یک «قطب‌نما» طراحی کرد که به آن «اصول عملیه» می‌گویند. کتاب‌های او (رسائل و مکاسب) هنوز هم بعد از ۱۵۰ سال، عالی‌ترین متن درسی حوزه‌هاست و هیچ مجتهدی بدون عبور از مدرسه او، مجتهد نمی‌شود (سبحانی، ۱۴۱۸: ۴۷۹/۱).فقیه؛ پناهگاهِ مردم» (قدرتِ اجتماعی فتوا) &quot;نجف فقط محل درس و بحث نبود؛ بلکه «اتاق فرماندهی» دفاع از حقوق مردم بود. در همین دوره بود که وقتی استعمار انگلیس یا پادشاهان ظالم به ایران و عراق فشار می‌آوردند، یک خط حکمِ علمای نجف (مثل میرزای شیرازی در ماجرای تنباکو یا آخوند خراسانی در مشروطه)، کاخ‌های استبداد را می‌لرزاند. دستاورد اجتماعی مکتب نجف این بود که نشان داد «مرجعیت»، قدرتمندترین نهاد مدنی است که می‌تواند بدون ارتش و سلاح، و تنها با تکیه بر نفوذ کلام در دل‌های مردم، مسیر تاریخ را عوض کند. این«اقتدارِ اجتماعی»، مقدمه‌ای شد برای انقلاب بزرگ بعدی در قم. (شاکر، ۱۳۹۰: ۱۷۰-۱۶۹)۳. فقیهانِ شاعر: وقتی فقه، لباس ادبیات پوشیدیک تصور اشتباه وجود دارد که فکر می‌کنیم فقها فقط با مسائل خشک سروکار دارند. اما مکتب نجف چیز دیگری می‌گوید. در نجف، فقیه کسی بود که علاوه بر احکام، بر قله «ادبیات عرب» ایستاده باشد.نمونه درخشان این رویکرد، «شیخ محمدحسین کاشف‌الغطا(ره)» است. او که از مراجع بزرگ تقلید بود، کتابی نوشت به نام «تعلیقه بر أدب الکاتب». این کتاب نه یک اثر فقهی، بلکه یک شاهکار ادبی و لغت‌شناسی است.کاشف‌الغطا (ره) می‌خواست به همه نشان دهد که: «کسی که ظرافت‌های شعر، لغت و ادبیات را نفهمد، هرگز نمی‌تواند عمقِ زیباییِ قرآن و کلام معصوم را درک کند.» در مکتب نجف، فقاهت با «فصاحت و بلاغت» گره خورد و زبان فقه، فاخر و تمدنی شد (آل‌کاشف‌الغطاء، ۱۴۳۷: ۱۱/۱).نتیجه‌گیری ایستگاه چهارمنجف، ایستگاهی بود که فقه شیعه در آن «پخته» شد. اگر در حله مهندسی شد، در نجف صیقل خورد، عمیق شد و با هنر و ادبیات آمیخته گردید تا برای مرحله نهایی (اجرا در جامعه) آماده شود.ایستگاه پنجم: قم؛ وقتی فقه «لباس حکومت» پوشید(توصیف دوران نظام‌سازی، مدیریت جامعه و پاسخ به نیازهای مدرن)قطار تاریخ به قرن معاصر می‌رسد. پس از یک دوره افول نسبی در عراق، پرنده علم دوباره پرواز کرد و این بار بر بام «قم» نشست. اما قمی که در سال ۱۳۰۱ شمسی توسط «شیخ عبدالکریم حائری(ره)» احیا شد، با قمِ هزار سال پیش (دوران شیخ صدوق) یک تفاوت بنیادین داشت. اگر قمِ قدیم «پایگاه حدیث» بود، قمِ جدید «پایگاه حکومت» شد.در این ایستگاه، فقه شیعه بزرگ‌ترین جهش تاریخ خود را تجربه کرد: «گذار از فقهِ فردی به فقهِ تمدنی».۱. معمارِ انقلاب: امام خمینی و «تئوری اداره انسان»تا پیش از مکتب قم، وقتی رساله‌ای را باز می‌کردید، بیشتر درباره «نماز، روزه و طهارت» صحبت می‌شد. اما در قم، مردی الهی قیام کرد که گفت: «اسلام فقط برای کنج مسجد نیست؛ اسلام برنامه اداره زندگی بشر از گهواره تا گور است.»امام خمینی (ره) با طرح نظریه «ولایت فقیه»، به فقه مأموریت داد تا قانون اساسی بنویسد، بانکداری را اصلاح کند، سیاست خارجی را تنظیم کند و در برابر ابرقدرت‌ها بایستد. این همان چیزی است که آیت‌الله سبحانی از آن به «عصر تطور و ابداع فقهی» یاد می‌کند (سبحانی، ۱۴۱۸: ۴۹۷/۱).نگاه رهبر انقلاب:رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، این تحول را این‌گونه توصیف می‌کنند:«هنر بزرگ امام بزرگوار ما این بود که فقه را از کتاب‌ها و از مسائل فرعی و فردی، به متن جامعه آورد و با آن، یک نظام سیاسی بنا کرد. ایشان ثابت کردند که فقه شیعه، تئوری واقعی و کامل برای اداره انسان و جامعه است.»(تلفیقی از بیانات ایشان در ۱۴ خرداد ۱۳۷۶ و ۴ بهمن ۱۳۷۸ است که برای روانی متن ، به صورت یک پاراگراف منسجم بازنویسی شده است.)۲. رنسانسِ عقل: علامه طباطبایی و دفاع فلسفیدر کنار فقهِ سیاسی، مکتب قم یک بالِ قدرتمند دیگر هم درآورد: «فلسفه و تفسیر».در دورانی که تفکرات مادی و مارکسیستی به ذهن جوانان هجوم می‌آورد، «علامه طباطبایی(ره)» در قم ظهور کرد. او با نوشتن تفسیر شگفت‌انگیز «المیزان» و کتاب‌های فلسفی، ثابت کرد که شیعه فقط «احکام» نیست؛ بلکه یک «منظومه فکری» قوی است که می‌تواند پشتِ فیلسوفان غرب و شرق را به خاک بمالد.اهمیت کار علامه طباطبایی(ره) در این بود که به فقه، «پشتوانه عقلی» داد تا در دنیای مدرن، حرفی برای گفتن داشته باشد (شاکر، ۱۳۹۰: ۱۷۰/۱).۳. تفاوت نجف و قم از نگاه رهبری (ذره‌بین یا تلسکوپ؟)شاید بپرسید فرقِ «نجف» و «قم» چیست؟ هر دو که فقه می‌خوانند!رهبر انقلاب تحلیل بسیار ظریفی در این باره دارند. ایشان معتقدند که مکتب نجف (میراث شیخ انصاری)، مثل یک «ذره‌بین» عمل می‌کند؛ یعنی روی تک‌تک کلمات و احتمالات با دقتِ ریاضی زوم می‌کند (دقت‌های میکروسکوپی). اما مکتب قم، مثل یک «تلسکوپ» یا «دوربین» است؛ یعنی نگاهی کلان، اجتماعی و نظام‌مند دارد و می‌پرسد: «این حکم چه تاثیری در اداره جامعه دارد؟»ایشان در این باره می‌فرمایند:«ویژگی مکتب قم، &quot;روشن‌بینی&quot;، &quot;آگاه بودن به زمان&quot; و &quot;باز کردن گره‌های فکری جدید&quot; است. قم باید پاسخگوی نیازهای روزِ بشریت باشد؛ از اقتصاد و سیاست گرفته تا مسائل جدید خانواده و رسانه.»( دیدار با اعضای شورای عالی حوزه‌های علمیه و جامعه‌الزهرا - ۳۰ آبان ۱۴۰۳)۴. خروجی نهایی: فقهِ پاسخگوامروز در مکتب قم، دیگر فقط از «طهارت و نجاست» بحث نمی‌شود. پژوهشگران قم درباره «بیت‌کوین»، «شبیه‌سازی انسان»، «تغییر جنسیت»، «بانکداری بدون ربا» و «حقوق بشر» نظریه‌پردازی می‌کنند. این یعنی نهال کوچکی که ۱۴۰۰ سال پیش در مدینه کاشته شد، امروز به درخت تنومندی تبدیل شده که سایه‌اش بر سر تمام ابعاد زندگی مدرن گسترده شده است.پاسخ به سوالاتِ جهان مدرن این فصل نوین با &quot;هنر بزرگ امام خمینی&quot; آغاز شد که فقه را از کنج حجره‌ها به میدانِ «اداره حکومت» آورد. امروز قم میراث‌دار تمام این تجربه‌های تمدنی است. اگر خواجه نصیر تمدن را حفظ کرد و شیخ بهایی شهر ساخت، فقهِ قم به تأسی از مکتب امام، امروز به دنبال «تمدن‌سازی نوین اسلامی» است. رهبر انقلاب تأکید دارند که حوزه قم باید «پاسخگوی نیازهای روزِ بشریت» باشد. امروز فقهای قم در حال تدوین الگوهایی برای «اقتصاد بدون ربا»، «اخلاق زیستی» و «حقوق بشر اسلامی» هستند تا نشان دهند فقه شیعه، نسخه‌ای شفابخش برای بحران‌های انسان معاصر دارد. این یعنی امتداد همان خطی که از مدینه شروع شد، دین برای زندگی (شاکر، ۱۳۹۰: ۱۸۵).نتیجه‌گیری ایستگاه آخربنابراین، قم ایستگاهِ «تحقق» است. اگر در کوفه نوشتند، در بغداد استدلال کردند، در حله نظم دادند و در نجف عمق بخشیدند؛ در قم، تمام این زحمات هزار ساله به «اجرا» درآمد تا رویای تشکیل حکومت صالحان محقق شود.پایان سفراین سفر هزار ساله نشان می‌دهد که «دین»، یک متنِ خشک و قدیمی در طاقچه نیست؛ بلکه دانشی زنده، پویا و جاری است که پا به پای زمانه رشد کرده تا راهنمای انسان در پیچیده‌ترین شرایط باشد.فهرست منابعقرآن کریم.نهج‌البلاغه.۱. آل‌کاشف‌الغطاء، محمدحسین (۱۴۳۷ ق). تعلیقة علی أدب الکاتب. کربلا: مرکز احیاء التراث.۲. جعفریان، رسول (۱۳۸۸). تاریخ تشیع در ایران از آغاز تا طلوع دولت صفوی. تهران: نشر علم.۳. سبحانی، جعفر (۱۴۱۸ ق). تاریخ الفقه الاسلامی و ادواره. قم: موسسه الامام الصادق (ع).۴. شاکر، ابوالقاسم (۱۳۹۰). تاریخ تشیع در ایران. قم: انتشارات زمزم هدایت.۵. شهابی، محمود (۱۳۶۶). ادوار فقه. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.۶. گرجی، ابوالقاسم (۱۳۸۵). تاریخ فقه و فقها. تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی (سمت).۷. مدرسی طباطبایی، حسین (۱۳۶۸). مقدمه‌ای بر فقه شیعه (ترجمه محمدآصف فکرت). مشهد: آستان قدس رضوی.۸. مطهری، مرتضی (۱۳۸۲). خدمات متقابل اسلام و ایران. تهران: صدرا.نویسنده: مصطفی شریفیانمجله مدرسه‌ای اندیشه پژوه - شماره دوم/آذر1404</description>
                <category>حوزه علمیه آیت الله درچه ای رحمة الله علیه</category>
                <author>حوزه علمیه آیت الله درچه ای رحمة الله علیه</author>
                <pubDate>Wed, 07 Jan 2026 17:33:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی کتاب &quot;آغازی برای پرواز&quot;</title>
                <link>https://virgool.io/IRhdorche/introducing-the-book-of-beginning-for-flying-oxyejk7kjpra</link>
                <description>نویسنده: محمدحسن مهرابیمجله مدرسه‌ای اندیشه پژوه - شماره اول/آذر 1403چکیدهمقاله حاضر پژوهی توصیفی از متن کتاب آغازی برای پرواز، نوشته حجه الاسلام سید علیرضا تراشیون است. در قسمت نخست این نوشتار به بررسی زندگی‌نامه، شخصیت علمی و آثار نویسنده پرداخته شده است. نویسنده در این کتاب با رویکردی تربیتی به شیوه‌های دعوت فرزندان به نماز پرداخته و هجده راهکار در این زمینه مطرح نموده است. مؤلف نه‌تنها از آیات و روایات اسلامی بلکه از آثار علمی و به‌ویژه روان‌شناسی بهره برده است و مطاالب خود را با روش عقلی و نقلی پی‌گرفته است. کتاب از زبانی قابل‌فهم برای عموم برخوردار است و لذا برای همه اقشار قابل استفاده است. روش پرداختن به مطالب نسبت به آثار مشابه ابداعی است ولی بهتر بود مطالب به‌صورت چند فصل ارائه نه اینکه نویسنده مستقیما وارد موارد هجده‌گانه گردد. هم‌چنین مناسب بود که شبهات مهم پیرامون نماز مورد بررسی قرار می‌گرفت و در قسمتی از کتاب به فوائد و آثار نماز پرداخته می‌شد.واژگان کلیدی:متن پژوهی، آغازی برای پرواز، روش‌های دعوت‌ به نماز، تربیت دینی، انگیزه‌سازی دینی.مقدمهفلسفه خلقت انسان عبادت و بندگی خداوند متعال است. از مهم‌ترین از مصادیق عبادت خداوند موضوع «نماز» است. و نیز نماز در اسلام، بعد از مسئله ولایت، از اهمیت بالایی برخوردار است. لذا وظیفه یک فرد مسلمان این است به آیه شریفه قرآن و دستور خداوند متعال به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله که به ایشان فرمودند: «خانواده خود را به نماز فرمان بده و خود بر انجام آن شکیبا و صبور باش» (طه،132)(وَ أمُر أهلَکَ بِالصّلَوهِ وَ اصطَبِر عَلَیها [1] ) عمل کرده و فرزندان خود را دعوت و ترغیب به موضوع نماز کنند.بخاطر اهمیت بالایی که این موضوع دارد، همواره مورد بحث و پژوهش قرار گرفته و آثار متعددی در این زمینه به چاپ رسیده است. یکی از این آثار با عنوان «شیوه‌های دعوت به نماز» به نوشته حجه الاسلام محسن قرائتی است و نیز کتاب دیگری با نام «مهارت‌های دعوت فرزندان به نماز» به نوشته محمدعلی جابری است. وجه تمایز اثر حاضر با این دو کتاب را می‌توان اینگونه بیان کرد که کتاب حجه الاسلام تراشیون فقط از موارد نقلی که شامل آیات و روایات باشد استفاده نکرده بلکه نکات مهم روانشناسی و تربیتی کودک را هم ضمیمه این آیات و روایات کرده که این جمع بین آیات، روایات و نکات روانشناسی یک ایده جدید و متفاوت با دیگر آثار است.ضرورت بحث از این موضوع در نکات پیشین بیان شد. چرا که فلسفه خلقت انسان، عبادت بوده و از مصادیق مهم عبادت، مسئله نماز است و انسان برای اینکه بتواند خودش و فرزندش را اهل نماز کرده و آن را ترغیب و دعوت به نماز کند، میبایست روش‌های دعوت به نماز را فرا بگیرد.هدف از انجام این پژوهش، بررسی کتاب آغازی برای پرواز است که در آن آموزش شیوه‌های دعوت فرزندان به نماز بیان شده تا والدین و مربیان بتوانند به راحتی فرزندان خود را با نماز اُنس داده و آنچه که مانع روی آوردن آنها به نماز می‌شود را از روش تربیتی خود حذف کنند.روش این تحقیق، روش جمع‌آوری، پردازش و گردآوری اطلاعات به سبک کتابخانه‌ای و به صورت ارائه توصیفی است.قسمت اول: شخصیت و جایگاه علمی نویسنده1.1. مشخصات نویسنده و محل تحصیل و استادحجه الاسلام و المسلمین سید علیرضا تراشیون در سال 1350 در شهر تهران چشم به جهان گشود. وی تحصیلات خود را تا اخذ مدرک دیپلم فنی در رشته ماشین ابزار صنعتی در تهران ادامه داد. ایشان تحت تأثیر دو استاد خود به حوزة نبی اکرم صلی الله علیه و آله رفت و از محضر آیت الله ضیاء الدین نجفی رحمه الله علیه کسب علم کرد. ایشان پس از گذراندن پایه ۸ حوزه، به قم مهاجرت کرد و از محضر اساتید و علماء این شهر مقدس بهره برده و تاکنون نیز در محضر ایشان به تلمذ مشغول است. (تراشیون، 1397)2.1. پیشینه علمی و حوزه تخصصی نویسندهحجت الاسلام و المسلمین سید علیرضا تراشیون، در ابتدای طلبگی در قم، به تدریس درس حرفه و فن نیز اشتغال داشته که در این مسیر از تجربیات خوبی بهرمند شده است. لازم به ذکر است تحصیلات حوزوی ایشان درس خارج فقه و اصول بوده و تخصص ایشان در بحث فرق و ادیان است. حجت الاسلام تراشیون در حوزه و دانشگاه و... پیرامون مباحث خانواده هم بحث فرق و ادیان تدریس داشته اند و شاگردان زیادی پرورش داده‌اند. ایشان اکنون مدیر کل فرق و مذاهب حوزه های علمیه قم هستند. اما حوزه تخصصی ایشان مباحث تربیتی است و عضو مرکز مشاوره حوزه علمیه قم هستند. و از دهه هشتاد به عنوان کارشناس برنامه های مهارت افزایی خانواده و تربیتی (کودک و نوجوان) در رادیو و تلوزیون همچون برنامه های پرسمان، آفتاب شرقی، سمت خدا و... فعالیت دارند که به لحاظ دسته بندی منظم و همچنین کاربردی بودن مباحث با اقبال خوبی از سوی مخاطبان مواجه شده است. (تراشیون، 1397)3.1. مؤسسات نویسندهوی مؤسس مجموعه مدارس تربیت حسینی و مصباح الهدی در شهر قم هستند؛ مدرسه تربیت حسینی ویژه پسران و در دو نوبت ابتدائی و دوره اول دبیرستان و مدرسه مصباح الهدی در سه نوبت پیش دبستانی (دخترانه و پسرانه) و ابتدائی و دوره اول دبیرستان (دخترانه) فعالیت می‌کنند. (تراشیون، 1400) همچنین مؤسسه فردوسیان جوان قم تحت عنایت ایشان با هدف بیان رفتارهای صحیح تربیتی برای خانواده، اقدام به راه اندازی رسانه استاد تراشیون در فضای مجازی و پیام رسان های مختلف کردند. (تراشیون، 1397) و نیز سایت استاد با نام پایگاه حفظ و نشر آثار استاد تراشیون در روز های اول مرداد ماه سال 1397 آماده به کار شد.4.1. آثار نویسندهکتب استاد تراشیون در موضوعات روانشناسی، خانواده و تربیت فرزند بوده و عناوین آن‌ها به شرح زیر است:· آرامش طوفان‌ها·  محرمانه‌های زنانه· محرمانه‌های مردانه·  تربیت دینی نوجوان·  آینه‌های روبه رو·  خانه‌ای مثل بهشت·  والد سوم·  کتاب آغازی برای پرواز (کتاب مورد نظر ما)به عنوان مثال یکی از کتاب ایشان، کتابِ &quot;خانه‌ای مثل بهشت هست&quot; که این کتاب روش‌های رسیدن به آرامش در محیط خانواده می پردازد. در این کتاب به بحث طلاق خاموش به صورت ویژه مورد لحاظ قرار گرفته و به تبیین و بیان برخی از نشانه ها پرداخته است.از مباحث تربیتی مطرح شده توسط استاد تراشیون تاکنون ده‌ها دوره آموزشی مجازی و همچنین تعدادی نرم افزار آموزشی- تربیتی تولید و منتشر شده است. (تراشیون، 13 97)از سلسله جلسات ایشان که در مدارس و حوزه های علمیه و و دیگر اماکن برگزار شده است؛ به چند مورد اشاره می‌شود:· یکی از مقاله های استاد، مقاله مدیریت تربیتی فرزند است. این مقاله بخشی از درس های تربیت فرزند است که توسط استاد ارجمند حجه الاسلام تراشیون در موسسه نورالمجتبی علیه السلام تدریس شده است. همچنین به علاوه این مقاله، مقاله هایی از قبیل اصل تناسب و اعتدال یا اولویت در تربیت فرزند، اصل تدریج و استمرار در تربیت فرزند، جامع نگری در تربیت فرزند و 46 مقاله دیگر که این موسسه از سخنرانی ایشان به دست آورده است. ( ایمانور، 1400)· همچنین ایشان در حوزه علمیه معصومیه قم در مورد مبحث تربیت فرزند و دانش افزایی مادران هجده جلسه سخنرانی کرده‌اند. ( معصومیه، 1399)قسمت دوم: بررسی توصیفی کتاب1.2. نوع کتابکتاب آغازی برای پرواز، اثر حجه الاسلام سید علیرضا تراشیون است. این کتاب در صدد بیان روش‌های دعوت به نماز در فرزندان است و یک نوع کتاب آموزشی است. در این کتاب به همراه بیان 18 راهکار دعوت به نماز، موضوع ویژگی‌ها و بایدها و نبایدهایی که یک مربی یا پدر و مادر رعایت کنند بیان شده که پیرامون هر یک از آنها آیات قرآن، روایاتی از اهل بیت علیهم السلام و نکات روانشناسی مطرح شده است.2.2. موضوع شناسیموضوع این کتاب روش‌های دعوت فرزندان به نماز است. از این رو باید موضوع این کتاب را تربیتی- اخلاقی متناسب با فرزندان دانست. چرا که به مباحث تربیتی فرزندان و تربیت در بُعد عبادی آنها پرداخته است.البته ذکر این نکته بایسته است که بحث تربیت کودک خیلی عام و فراگیر است و نویسنده فقط در مورد بُعد عبادی آن و فقط در مورد موضوع نماز این کتاب را نوشته است.3.2. ایده نویسندهایده اصلی نویسنده که در کتاب به دنبال بیان آن بوده، بیان روش‌ها وشیوه‌های ترغیب کودکان و نوجوانان به نماز است. چون بعد از مسئله ولایت، نماز از جایگاه والایی برخوردار است و یکی از موضوعات تربیت عبادی کودک، همین موضوع نماز است. لذا نگرانی والدین و مربیان نسبت به اینکه چگونه و از چه روش‌هایی می‌توانند فرزندان یا متربیان خود را ترغیب و اهل نماز کنند تا اینکه نسبت به نماز سهل انگار نشوند، نگرانی بجا و شایسته ای است.4.2. موضوعات فرعی و ارتباط آن با موضوع اصلیموضوع اصلی این کتاب مبحث روش ها و راهکار هایی مهارتی جهت تقویت روحیه عبادی، ترغیب و ایجاد انگیزه نماز در فرزندان را در هجده راهکار بیان میکند و هرکدام را به صورت مجزا شرح میدهد. اما حجه الاسلام تراشیون در بعضی مباحث به گونه ای توضیح و تفصیل دادند که میتوان گفت آن ها یک عنوان فرعی حساب میشوند. به عنوان مثال در بحث اراده ایشان به بحث آثار اراده در نماز اکتفا نکردند بلکه علل ضعف اراده و موارد تقویت اراده را هم به صورت مفصل شرح داده اند. و همچنین در آخر کتاب به مبحث ویژگی های مربی مشوق به نماز را هم بیان کردند. لازم به ذکر است فرعی بودن مطالب، به معنای غیر ضروری بودن مطالب نیست. چرا که برای فهم و درک بهتر موضوع اصلی، پرداختن به این مطالب، لازم است. منظور نگارنده از فرعی بودن این موضوعات نسبت به موضوع اصلی این است که می‌توان خلاصه تر این موضوعات را بیان کرد.5.2. گروه مخاطبان کتاببیان شد که این کتاب در حوزه وانشناسی کودک است اما نه به این منوال که فقط برای کسانی مفید و دارای بهره گیری است که در این علم تحصیل کردند و مقدمات آن را دارند، بلکه بخاطر بیان ساده، روان و قابل فهم نویسنده کتاب، این کتاب برای عامه مردم قابل بهره بردن هست. لازم به ذکر است که این کتاب بیشتر مورد استفاده برای والدین و مربیان است. مضاف بر اینکه بعضی از قسمت های کتاب منوط به یک آشنایی مختصر با موضوع روانشناسی است که خواننده بتواند راحت تر مطالب آن قسمت را درک کند.6.2. استدلالات نویسندهاز آنجا که حجه الاسلام تراشیون در مبحث آیات و روایات و متون اسلامی تسلط خیلی خوبی دارند و همچنین در بحث روانشناسی و تربیت کودک نوجوان بسیار کار کرده و خِبره اند، ایشان با تلفیق آیات و روایات با نکات و مباحث علمی و روانشناسی توانسته اند مطالب این کتاب را جمع آوری و پردازش و در آخر منتشر کنند. البته این کتاب خیلی عامیانه و در سطح خیلی پایین بیان شد که در جایگاه خودش در این باره صحبت می کنیم. در بیشتر و نود درصد از راهکار های ارائه شده ایشان، برای توضیح آن راهکارها از آیات قرآن یا روایت و حدیث و یا از هر دوی آنها استفاده و سپس با مبحث خود موارد را تطبیق داده و توضیح میدهند. در کل استدلالات ایشان در این کتاب بیشتر به صورت نقلی و عقلی هست و ایشان به شدت معدود از استدلال آماری استفاده کرده اند. به عنوان مثال: یکی از راهکار های هجده گانه، پرهیز از رفتارهای ناخوشایند است که در موضوع محبوبیت و مقبولیت صحبت می‌کند. در این قسمت از امام باقر علیه السلام آمده است که ایشان فرموده اند: بشاشت و گشاده رویی در برخورد های اجتماعی، مایه جلب محبت مردم و قرب به خداوند است.(بحار17، 624) و سپس نویسنده ادامه میدهد که برای اطاعت پذیری و الگو گیری، حتما باید والدین یا مربی محبوبیت ویژه برای کودک داشته باشد تا بتواند آن را نسبت به چیزی علاقه مند کرده و در انجام کاری در او انگیزه ایجاد کند؛ باید در او نفوذ عاطفی ایجاد کند که به وسیله محبوبیت و مقبولیت ایجاد می‌شود.7.2. ابداعی یا تکراری بودن فهرستچون این مبحث روش های دعوت به نماز در فرزندان بحث مهمی در جامعه و خانواده هست، به غیر از این کتاب، کتاب ها، مقالات و همچنین چندین کنفرانس در مورد این مبحث بیان و تشکیل شده استکه چند مورد مشابه را ذکر میکنم. این مواردی که ذکر خواهد شد مواردی هست که علاوه بر مبحث ترغیب به نماز، بحث ترغیب فرزندان و کودکان هم هست.کتب مشابه:· مهارت‌های دعوت فرزندان به نماز از جناب آقای محمدعلی جابری· شیوه‌های دعوت به نماز از حجه الاسلام محسن قرائتیمقاله های کنفرانس:· راهکارها و شیوه های جذب فرزندان به نماز و مسجد، از سرکار خانم مولود اعظمیان بیگدلی· واکاوی مراحل دعوت و اصول به کارگیری روشهای تربیتی در ترغیب فرزندان به نماز، از آقایان محمدمهدی کریمی‌نیا ، مجتبی انصاری‌مقدم ، غلامرضا محمدرضایی و سرکار خانم رقیه مقدممقاله نشریه:· شیوه های آموزش و جذب فرزندان به نماز با تاکید بر نقش الگویی والدین از جناب آقای حسین بافکار( علم نت، 1403)8.2. الگوی شکل گیری مطالبالگوی اساسی شکل گیری و پردازش مطالب کتاب ابداعی است. چون با بررسی آثار مشابهی که در باره این موضوع محتوا بیان شده، آنها مثل کتاب حجه الاسلام محسن قرائتی منشأ و ریشه نقلی با آیات و روایات دارند. اما حجه الاسلام تراشیون در این کتاب بیشتر حول محور موضوعات روانشناسی می‌گردد و در کنار آن آیات قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام را هم چاشنی این کار می‌کنند. لازم به ذکر است این ابداعی بودن این روش واقعا عالی و مورد پسند است. چرا که با جمع کردن مباحث عقلی و نقلی برای یک موضوع عبادی و اثبات آن با این دو مبحث نشان از تسلط ویژه این نویسنده را در موضوعات روانشناسی و همچنین در آیات و روایات را دارد.9.2. پیشنهاد فهرست بهتریکی از مشکلات کتاب آغازی برای پرواز حجه الاسلام تراشیون، بحث فهرست بندی و فصل بندی کتاب است. ایراد کتاب فهرست کتاب در اینجاست که کتاب دارای فصل نیست و پس از مقدمه سریعا به سراغ هجده روش رفته و اصلا به صورت بخش بندی و تقسیم بندی منطقی و معتبر نیست. بهتر بود ایشان سر موضوعات کتاب را به راهکار های فردی، خانوادگی و اجتماعی تقسیم بندی کنند و یا تقسیم بندی خود را به صورت علت های گرایش و علت های عدم گرایش کودکان به نماز تقسیم بندی کنند. البته لازم به ذکر است که بحث علت های فردی، خانوادگی و اجتماعی در کتاب بعد از هجدهمین راهکار یعنی تقویت اراده ذکر شده است لکن اصلا به صورت بخش مجزا یا فصلی خارج از هجده راهکار نیامده است.علت بیان این نوع فهرست بندیِ پژوهشگر به این دلیل است که خواننده کتاب بتواند در ذهنش مطالب را به خوبی تقسیم بندی کند و راحت‌تر بتواند آن را فرا بگیرد.10.2. تاکید بر مطالب کم اهمیتحجه الاسلام تراشیون در این کتاب به بعضی از نکات که یا کم اهمیت بوده و یا با اینکه اهمیت بالایی داشته ولی بیش از اندازه به آن پرداخته اند. به عنوان مثال موضوع ویژگی‌های مربی مشوق هست که بهتر بود در همان راهکار ها این مطلب اضافه می شد. نه اینکه بخش جداگانه ای به آن اختصاص داده شود و هم اینکه بعضی از مطالب آن هم قبلا گفته شده بود. و نیز ذیل راهکار ها به بحث دوست و الگوی مناسب بسیار پرداخته اند. گرچه این مبحث بسیار مهم و قابل توجه است ولی زیاد این بحث در کتاب تکرار شد. به عنوان مثال: در راهکار سوم (آسان گیری منطقی نسبت به نماز) مبحث انتخاب الگوهای متناسب با سن فرزند یا همان دوست هم سن مناسب مطرح شد و دوباره در راهکار پنجم (دوستان خوب) در مورد ویژگی دوست خوب صحبت شد و سپس در راهکار نهم (الگوسازی) که دوباره در مورد الگوی مناسب نکاتی بیان کردند.11.2. پیشنهاد پژوهش بیشتراز دیگر اشکالاتی که به این کتاب وارد است این است که می شد قسمتی از کتاب پیرامون یک سری از شبهات روز جامعه در مورد نماز و عبادت مطرح می شد تا والدین و مربی بتوانند همراه با بکار گیری این روش ها، در صورت سوال و شبهه فرزندان بتوانند پاسخگوی آنان باشند. و نیز بهتر بود در قسمتی دیگر از کتاب، بحث آثار و فواید نماز بیان می شد که مربی و والدین همراه با این روش ها، در کودکان شوق و رغبت به عبادت هم ایجاد کنند.نویسنده پیشنهادی برای بررسی و پژوهش در کتاب مطرح نکردند. اما طبق اشکالاتی که به کمبود بعضی از مطالب کتاب گرفته شده، لازم است در مورد چند مسئله حتما تحقیق و پژوهش انجام شود:· تحقیق در مورد شبهات روز جامعه در مورد عبادت و مخصوصا نماز که در این خصوص دشمن بسیار آماده به کار ظاهر شده و این مورد بسیار برای والدین و مربی که قصد تربیت عبادی فرزندو متربی خود را دارند بسیار حائز اهمیت است.برای تحقیق می توان از چند منبع اسفاده کرد:سایت‌های معتبر:Porsemanquran.irImam.iate.irarticle.tebyan.netکتب:پرسش و پاسخ‌های دانشجویی ج43 از جناب آقای سید حسن موسویپاسخ به شبهات دینی از جناب آقای حسین جمالیپرسمان قرآنی نماز از جناب آقای سعید شمس، چاپ سوم· تحقیق در مورد آثار و فواید نماز خواندن و همچنین ثواب ها و پاداش هایی که در قرآن و روایات بیان شده است. (البته لازم به ذکر است که نباید به گونه این موضوع بیان شود که فرزند شرطی شود و فقط بخاطر ثواب و پاداش الهی نماز بخواند)اهمیت و آثار نماز در زندگی انسان از سرکار خانم شهین نجفیآثار و برکات نماز از جناب آقای رجب علی حیدری مظفرنگریقسمت سوم: مناسبات نویسنده و کتاب1.3. شرایط نویسندهبه نظر نمی‌رسد شرایط خاصی در زمانی که حجه الاسلام تراشیون این کتاب را نوشتند برای ایشان بوده باشد. اما می‌توان به این نکته اشاره کرد که حجه الاسلام تراشیون بیشتر آثار و کتب ایشان روانشناسی و نکات تربیتی فرزند است. شاید بتوان علت نوشتن این کتاب را اهمیت تربیت فرزند در جامعه دانست. مضاف بر اینکه همان‌گونه که قبلا گفته شد نگرانی والدین برای کم نشدن اهمیت و رغبت فرزندان‌شان به موضوع نماز، بسیار بجا و حائز اهمیت است و به نظر می‌رسد بهترین کاری که می‌توان برای حل این نگرانی کرد، بحث آموزشِ روش های دعوت، نکات تربیتی و روانشناسی است تا بتواند والدین را برای این امر مجهز کند.2.3. مطابقت نظرات نویسنده قبل و بعد نگارش کتاببا مطالعه دقیق آثار حجه الاسلام تراشیون و هم‌چنین سخنرانی‌ها و جلسات ایشان به این نکته می‌رسیم که نظرات ایشان بعد از چاپ این کتاب تغییری نداشته است. چرا که موضوع راهکار‌های دعوت به نماز، یک امر مورد پسند همه خانواده‌های متدین و حساس نسبت به این موضوع است، لکن امکان دارد ایشان در سخنرانی هایشان نکته‌ای اضافه تر بیان کنند اما اصلا نظرات ایشان در اصل این موضوع تغییر پیدا نکرده است.3.3. منابع علمی نویسندهنویسنده در نگارش مطالب این کتاب، بیشتر از احادیث و روایات ائمه اطهار علیهم السلام استفاده کرده و در بعضی موارد هم از آیات قرآن بهره برداری کرده اند. از منابع روایی که ایشان استفاده کرده اند، کتب اهل سنت و کتب روایی معروف شیعه به چشم می‌خورد. از کتب اهل سنت می‌توان به صحیح مسلم، صحیح بخاری و شرح نهج‌البلاغه ابن ابی الحدید اشاره کرد. و نیز از کتب معروف شیعه می‌توان نهج البلاغه، بحارالانوار، کنزالعمال، چندی از کتب تفسیری معروف، اصول کافی، غررالحکم و دررالحکم، منتخب میزان الحکمه، تحف العقول و... را نام برد. ایشان به علت نکات روانشناسی و تربیتی این کتاب از منابعی مثل خلوت‌گاه راز، خانواده و تربیت معنوی، راه‌های ایجاد و تقویت عزم و اراده در مسیر تربیت دینی و آثار آقایان پیرداکو و محمدرضا محمدی بهره گیری کردند.4.3. محدودیت های نویسندهنویسنده در نگارش کتاب مورد بحث، محدودیت خاصی نداشته و به نظر می‌رسد تمام مطالب مد نظر خود را در این اثر ذکر کرده است. البته احتمال آن می‌رود که ممکن است محدودیتی نویسنده کتاب داشته ولی به آن اشاره نکرده و به همین دلیل مخاطبین این کتاب ازآن محدودیت اطلاعی ندارند. تنها می‌توان به این نکته اشاره کرد که با توجه به مخاطبین این اثر که عموم مردم هستند، ممکن است ایشان در کتاب در بیان برخی از مطالب تخصصی روانشناسی با محدودیت مواجه شده و از ذکر آن خودداری کرده است.5.3. پیش‌فرض های نویسندهنویسنده کتاب در این اثر پیش فرض خود را تا حدودی آشکارا بیان کرده است. ایشان می‌فرماید که دین مبین اسلام، نه تنها به افراد دستور به اقامه صلوه می‌کند بلکه به آن‌ها سفارش می‌کند که خانواده و فرزندان خود را نماز خوان تربیت کنید. و خدای متعال به حضرت محمد صل الله علیه و آله می‌فرماید:«« و امر اهلک بالصلوه و اصطبر علیها »» (طه، 132)(خانواده خود را به نماز فرمان بده و خود بر انجام آن شکیبا و صبور باش.)6.3. ارتباط کتاب با تخصص نویسندهاغلب تألیفات نویسنده، در حوزه تربیتی و روانشناسی خانواده است و در شاخه های مختلف اعم از زن و شوهر، فرزند و... کتب خود را تألیف کرده اند. از این رو باید گفت موضوع کتاب با عنوان «آغازی برای پرواز» کاملا مرتبط با تخصص ایشان در حوزه روانشناسی و تربیت فرزند است که مطالعه و اهتمام ورزیدن به این کتاب می‌تواند به والدین و مربیان برای دعوت فرزندان و متربیان خود به نماز بسیار مفید و کاربردی باشد.قسمت چهارم: خلاصه کتابکتاب مورد بحث مشتمل بر 18 راهکار دعوت به نماز در فرزندان است که عبارتند از آشنایی فرزندان با مفاهیم نماز، بیان داستان‌هایی پیرامون نماز، آسان گیری منطقی نسبت به نماز، گفتگو در مورد نماز، پرهیز از رفتارهای ناخوشایند، دوستان خوب، اصل تکرار و مداومت، تقویت حس مسئولیت پذیری، الگو سازی، ایجاد فضای معنوی، حضور فرزندان و دانش آموزان در اماکن مذهبی و دینی، فراهم کردن امنیت روحی و روانی کودکان و نوجوانان، استفاده از شیوه‌های تشویقی، پدر، مادر و فرزندان با همدیگر در یک محیط مشترک نماز بخوانند، ایجاد ارتباط قلبی دانش آموزان با خدا، عمل به گفته‌های خود، نقش معلم و مربی و تقویت اراده می‌باشد. البته لازم به ذکر است در ادامه علل فردی، خانوادگی و اجتماعی عدم گرایش به نماز، علل گرایش بهتر به نماز و ویژگی‌های مربی مشوق به نماز هم بیان می‌شود.در ادامه، ابتدا علت پرداختن به این موضوع و سپس تعدادی از راهکار های دعوت فرزندان به نماز مورد بررسی قرار گرفته است.1.4. علت پرداختن به این موضوع و اهمیت آنفلسفه خلقت انسان عبادت و بندگی خداوند متعال است و محقق شدن این امر بواسطه تربیت بُعد عبادی انسان است. و یکی از مصادیق مهم عبادت خداوند متعال «نماز» است. همچنین خداوند حکیم به پیامبر اکرم صلوات الله علیه میفرماید:«« و امر اهلک بالصلوه و اصطبر علیها »» (طه، 132)(خانواده خود را به نماز فرمان بده و خود بر انجام آن شکیبا و صبور باش.)لذا نگرانی اصلی والدین مبنی بر اینکه چگونه فرزندان خود را اهل نماز کرده و اینکه از چه روشی استفاده کنند که فرزندانشان، سهل انگار به نماز نشوند، این نگرانی بسیار مهم و درست است.2.4. راهکار اولراهکار اول، آشنایی فرزندان با مفاهیم نماز است. به‌گونه‌ای که بی‌هدف به سمت دیوار نایستید بلکه بداند الفاظی که تکرار می‌کند چه معنا و مفهومی دارد. چرا که زمانی انگیزه نسبت به اقمه نماز کم یا از بین می‌رود که هیچ درک و فهمی نسبت به نماز و مفاهیم عالی آن نداشته باشد.3.4. راهکار دومراهکار دوم، بیان داستان‌هایی پیرامون نماز است. چرا که قصه‌گویی از مهم‌ترین و بنیادی‌ترین روش غیر مستقیم انتقال مفاهیم به دنیای مخاطبان به ویژه کودکان است و همچنین ویژگی اصلی کودک، یعنی «همزاد پنداری» باعث می‌شود کودک، با شخصیت داستان ارتباط گرفته و خود را جای او قرار داده و سعی بر انجام کارهای او داشته باشد. البته این نکته حائز اهمیت است که باید شرایط قصه‌گویی مثل شخصیت مثبت بودنِ شخصیت اصلی، موضوع داستان، مورد ابتلا کودکان باشد، نتیجه‌گیری درست از هر قسمت، اگر داستان به صورت سریالی بود، داستان کوتاه و بین 5 تا 15 دقیقه باشد و شیوه بیان آن جذاب بوده و برای کودک ایجاد انگیزه کند.4.4. راهکار ششمراهکار ششم، دوستان خوب است. زیرا هم‌نشین خوب، نعمت و هم‌نشین بد، بلا و مصیبت است. (بحار17، 624) دوست انسان می‌تواند شخصیت اعتقادی، اخلاقی و رفتاری انسان را تغییر بدهد و نیز دوست یابی و گرایش به دوست، یکی از ویژگی های کودکان در دوره ابتدایی و راهنمایی است. این دوران، دوران اثرپذیری و اثرگذاری کودک به شمار می‌رود. به همین علت پیامبر اکرم می‌فرمایند: آدمی بر آیین دوست خود است ( بحارالانوار، 1363 : 71/ 192) و لذا این وظیفه والدین را مبنی بر ایجاد فضایی مناسب برای نشست و برخاست و ارتباط بیشتر فرزندشان با دوستان مناسب بیشتر می‌کند.5.4. راهکار نهمراهکار نهم، الگو سازی است. بدیهی است والدین و مربیان، خود الگوی مناسبی برای فرزندان و دانش آموزان هستند؛ به گونه‌ای که دانش آموزان، به خصوص دوره ابتدایی، معلم خود را پیغمبر می‌بینند و رفتار و گفتار او را یک حجت دانسته و از او تبعیت می‌کنند. بنابریاین شایسته است مربیان و والدین خود اهتمام خیلی زیادی نسبت به نماز داشته باشند و مشابه امام صادق علیه السلام: «کونوا دعاه الناس بغیر السنتکم» (کافی2، 78)(مردم را با غیر زبان خود دعوت کنید.) باشند. با توجه به این نکته، برای اینکه یه الگو بتواند تاثیر ویژه‌ای در کودک بگذارد باید سه فرمول اثرگذاری را رعایت کند. عامل بودن، محبوب بودن و موفق بودن، سه فرمول اثرگذاری هستند. در مورد محبوب بودن، شخص اثرگذار باید با کودک زیبا سخن بگوید، انتقاد و امر و نهی بیش از حد نکند، ارتباط خوب با کودک بگیرد و نیازهای حقیقی او را برآورده کند.6.4. راهکار سیزدهمراهکار سیزدهم، استفاده از روش‌های تشویقی است. تشویق یه محرک بسیار خوش‌حال کننده و محرک بسیار قوی در جهت تقویت رفتارهای مطلوب و یک انگیزش بسیار قوی جهت بروز استعدادهای نهفته افراد به‌شمار می‌آید. اما امروزه از این محرک بسیار قوی به شیوه‌های نادرستی در مجامع استفاده می‌شود مانند کارت‌های نماز. به چند دلیل این روش نادرست است؛ به عنوان مثال کودک به خاطر جایزه نماز می‌خواند و شرطی و مزد بگیر پرورش یافته و شخص توقع داری برای خواندن نماز بشود. لازم به ذکر است روش صحیح و درست تشویق در کتاب بیان شده است.7.4. علل فردی، خانوادگی و اجتماعی عدم گرایش به نماز1.7.4. علل فردیبخشی از موانع و علل عدم گرایش به نماز، بواسطه برخی از ویژگی‌های فردی و شخصیتی انسان است. به عنوان نمونه چندی از آنها ذکر می‌شود. عدم آگاهی نسبت به مفاهیم نماز، تنبلی و سستی، احساس گناه و شرمندگی در درگاه الهی و ...2.7.4. علل خانوادگیخانواده به عنوان نخستین کانون تعلیم و تربیت و محوری ترین رکن آن، نقش بسزایی در تربیت عبادی فرزندان دارد. اما گاهی التفات و کمبود سطح آگاهی خانواده در موضوع نماز، موجب بی‌رغبتی فرزند به مسئله نماز می‌شود. به عنوان مثال: بی‌توجهی خود والدین نسبت به نماز، بی‌توجهی والدین به نماز فرزندان، عدم سرمایه گذاری در تربیت عبادی فرزند و ...3.7.4. علل اجتماعیانسان موجودی اجتماعی است که تربیت می‌تواند به توجه به نقشی که دارد اثرپذیر یا اثرگذار در جامعه باشد. کودکان در این زمینه تاثیرپذیری بیشتری از محیط‌های اجتماعی، مخصوصا هم‌ سن و سال‌های خود دارند. از عوامل اجتماعی عدم گرایش به نماز می‌توان محیط و اجتماع، مدرسه، دوستان و معاشران، تهاجم فرهنگی ضد نماز و عدم الگوهای عملی در اجتماع اشاره کرد.8.4. علل گرایش بهتر به نمازدر مقابل علل عدم گرایش به نماز، انسان باید علل گرایش به نماز را هم حتما بلد باشد. چرا که بتواند فرزند یا دانش آموز خود را از علل عدم گرایش مصون داشته و برای اهتمام او به نماز، علت‌های گرایش پیدا کردنِ بهتر به نماز را به خوبی یاد بگیرد.تقویت روحیه کودک به وسیله 10 نکته مهم آن، مسئولیت دادن در برگزاری نماز، ارتباط چهره به چهره و مبلغ نماز شدن میتواند این 4 علت بیان شده باعث علاقه و گرایش بهتر فرزندان و دانش آموزان به نماز بشود.9.4. ویژگی های مربی مشوقدر کتاب کاملا توضیح داده می‌شود که از شاخصه‌ها و ویژگی‌های مهم شخصیتی یک مربی این است که باید محبوبیت، مقبولیت و موفقیت را داشته باشد. اما نکته حائز اهمیتی که باید به آن توجه داشت این است که باید بغیر از این ویژگی، باید از ساختارهای رفتاری او، ساختارهای صحیحی باشد. به عنوان نمونه به چند مورد آن اشاره می‌کنیم. تکریم شخصیت کودک، محبت و مهرورزی، پرهیز از غرور و تکبر و... است که باید یک مربی این ویژگی‌ها را داشته باشد تا هم اثرگذاری بهتر داشته و هم دارای مقبولیت و محبوبیت بیشتر باشد.نتیجهیکی از مهم‌ترین ابعاد شخصیت انسان که در دین اسلام مورد توجه قرار گرفته است، می‌توان به بُعد اخلاقی، عبادی و اعتقادی اشاره کرد و مخصوصا بُعد تربیت عبادی انسان. چراکه می‌توان گفت فلسفه خلقت انسان، عبادت و بندگی، در درگاه الهی است. پس اگر انسان بخواهد عبادت و بندگی خداوند متعال را را داشته باشد باید بُعد عبادی خود را تقویت کند. یکی از مهم‌ترین مصادیق عبادت، نماز است. در متن پژوهی و بررسی کتاب آغازی برای پرواز این نتیجه حاصل شد که نویسنده با روشی ابداعی هجده روش دعوت فرزندان بع نماز را مورد بررسی قرار داده و در این زمینه از روش تلفیقی عقلی و نقلی بهره برده است و به تناسب موضوعات از دست‌آوردهای علمی و خصوصا روان‌شناسی بهره گرفته است. هرچند بهتر بود نویسنده مطالب خود را در قالب چند فصل مجزا و متناسب با موارد هجده‌گانه سامان می‌داد. هم‌چنین اگر نویسنده کتاب به موضوعات دیگری از جمله آثار و فواید نماز خواندن، که باعث ترغیب و علاقه مندی فرزندان به این عبادت می‌شود و نیز به شبهاتی که در جامعه امروز بر مسئله نماز وارد است می‌پرداخت، به غنای این أثر افزوده می‌شد. نقاط قوت مطرح‌شده به ضمیمه نکات پیشنهادی می‌تواند الگوی شکل‌گیری آثاری کامل‌تر قرار گیرد.فهرست منابع-  * قرآن کریم- اعظمیان بیدگلی، مولود(1391)، مقاله کنفرانس: راهکارها و شیوه های جذب فرزندان به نماز و مسجد، همایش منطقه‌ای از محراب تا معراج- بافکار، حسین(1386)، مقاله نشریه: شیوه های آموزش و جذب فرزندان به نماز با تاکید بر نقش الگویی والدین. ضرورت آموختن نماز به فرزندان / نقش الگویی والدین در تشویق فرزندان به نماز / نقش نمازخوان بودن والدین در گرایش فرزندان به نماز، نشریه طوبی شماره27- بی‌نا، پاسخ به شبهات درباره نماز، دسترسی در 3/3/1403 از وب سایت: article.tebyan-net- بی‌نا، پاسخ به شبهات درباره نماز، دسترسی در 3/3/1403 از وب سایت: Imam.iate-ir- بی‌نا، پاسخ به شبهات درباره نماز، دسترسی در 3/3/1403 از وب سایت: Porsemanquran-ir- بی‌نا، پاسخ به شبهات درباره نماز، دسترسی در 3/3/1403 از وب سایت: nashremaaref-ir- بی‌نا، زندگینامه حجه الاسلام تراشیون، دسترسی در 1/3/1403 از وب سایت: trashiun-ir- بی‌نا، سلسله جلسات استاد تراشیون، دسترسی در 1/3/1403 از وب سایت: masoumiyeh-ir- بی‌نا، کتاب‌هایی درباره پاسخ به شبهات نماز و آثار نماز، دسترسی در 3/3/1403 از وب سایت: gisoom-com- بی‌نا، کتاب‌هایی درباره پاسخ به شبهات نماز و آثار نماز، دسترسی در 3/3/1403 از وب سایت: ketabrah-ir- بی‌نا، مقالات حجه الاسلام تراشیون، دسترسی در 1/3/1403 از وب سایت: imanoor-com- بی‌نا، مقالات مشابه با موضوع شیوه‌های دعوت فرزندان به نماز، دسترسی در 2/3/1403 از وب سایت: elmnet-ir- تراشیون، سید علیرضا(1399)، آغازی برای پرواز، چاپ سوم، قم: دفتر نشر معارف.- جابری، محمدعلی(1398)، مهارت‌های دعوت فرزندان به نماز، چاپ اول، تهران: دفتر نشر معارف.- جمالی، حسین(1390)، پاسخ به شبهات دینی، چاپ اول، تهران: ما دوتا.- حیدری مظفرنگری، رجب علی(1388)، آثار و برکات نماز، چاپ اول، قم: المرکز العالمی للدراسات الاسلامیه- شمس، سعید(1388)، پرسمان قرآنی نماز، چاپ سوم، تهران: سبط اکبر.- قرائتی، محسن(1397)، شیوه‌های دعوت به نماز، چاپ بیست و سوم، تهران: موسسه فرهنگی انتشاراتی ستاد اقامه نماز.- کریمی نیا محمدمهدی ، انصاری مقدم مجتبی ، محمدرضایی غلامرضا ، مقدم رقیه (1400)، مقاله کنفرانس: واکاوی مراحل دعوت و اصول به کارگیری روشهای تربیتی در ترغیب فرزندان به نماز، اولین کنفرانس بین المللی دانش و فناوری حقوق و علوم انسانی ایران- کلینی، محمد بن یعقوب(1391)، اصول کافی ج2، چاپ دوم، تهران: دار الثقلین- مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی(1381)، بحارالانوار، چاپ چهارم، قم: انتشارات دارالکتب الاسلامیه.- موسوی، سید حسن(1390)، پرسش و پاسخ‌های دانشجویی ج43، چاپ هفتم، تهران: دفتر نشر معارف.- نجفی، شهین(1395)، اهمیت و آثار نماز در زندگی انسان، چاپ اول، تهران: انتشارات قانون یار.نویسنده: محمدحسن مهرابیمجله مدرسه‌ای اندیشه پژوه - شماره اول/آذر 1403</description>
                <category>حوزه علمیه آیت الله درچه ای رحمة الله علیه</category>
                <author>حوزه علمیه آیت الله درچه ای رحمة الله علیه</author>
                <pubDate>Tue, 04 Feb 2025 13:28:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لوازم و موانع نقش آفرینی جوانان در تحقق اهداف بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی</title>
                <link>https://virgool.io/IRhdorche/declaration-of-the-second-step-of-the-islamic-revolution-of-iran-and-the-youth-d0bnsw192465</link>
                <description>نویسنده: جواد جمشیدیمجله مدرسه‌ای اندیشه پژوه - شماره اول/آذر 1403چکیدهبیانیه گام دوم انقلاب اسلامی مسیر پیموده شده در چهل ساله اول انقلاب را تبیین می‌کند و نقشه راهی برای پیمودن گام دوم توسط جوانان ارائه می‌دهد. بدون شک جوانان سهم ویژه‌ای در خودسازی، جامعه‌پردازی و تمدن‌سازی برعهده دارند. در این نوشتار اهمیت و نقش جوانان در تحقق اهداف بیانیه گام دوم انقلاب مورد توجه قرار گرفته و در همین راستا ابتدا لوازم و بایسته‌های نقش‌آفرینی جوانان در این زمینه بر اساس بیانات رهبر انقلاب تشریح گردید. ایمان، پایبندی به اصول و ارزشها، شناخت اسلام ناب، روحیه جهادی و انقلابی، امیدواری، صبر، آگاهی و بصیرت تاریخی از جمله این لوازم بود و نقش این ویژگی‌ها در نگاه رهبری مورد بررسی قرار گرفت. در بخش بعدی موانع تحقق هدف مذکور در سخنان معظم‌له واکاوی و تشریح شد که در پنج عنوان ذیل مطرح شد: ناامیدی، پشت‌کردن به انقلاب، تهاجم فرهگی، ناآگاهی از حقیقت دین و تنبلی.واژگان کلیدی:جوانان، انقلاب اسلامی، بیانیه گام دوم انقلاب، مقام معظم رهبری، اهداف بیانیه گام دوم.مقدمهدر چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران رهبر حکیم انقلاب اسلامی با صدور «بیانیه گام دوم انقلاب» همه آحاد جامعه به ویژه جوانان را مورد خطاب قرار دادند. ایشان ضمن تببین دستاوردهای چهل ساله انقلاب اسلامی، توصیه‌هایی اساسی به منظور « نزدیک کردن انقلاب به آرمان بزرگ تمدن نوین اسلامی و طلوع خورشید ولایت عظمی (ارواحنافداه)  ارائه فرموده‌اند. اگر چه همگان در جهت اجرایی ساختن اهداف بیانیه گام انقلاب مسئولیت دارند اما‌ باید بدانیم بار اصلی بر دوش جوانان است. رهبر معظم انقلاب اسلامی علاوه بر بیانیه گام دوم انقلاب، در بسیاری از سخنرانی‌ها و پیام‌های خود به این مطلب اشاره فرمود‌ه‌اند که نقش جوانان در آینده انقلاب و پیشرفت کشور بسیار حائز اهمیت است. حال که قرار است جوانان در اهدف بیانیه گام دوم، و آینده انقلاب اسلامی نقش اصلی را ایفا کنند پس لازم است در این زمینه به آنان کمک کرد تا با وظایف خود در مسیر تحقق اهداف بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی آشنا گردند، لوازمی را که برای این کار مورد نیاز است بشناسند، همچنین از موانع تحقق اهداف بیانیه گام دوم انقلاب مطلع گردند.بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی مسیر پیموده شده در چهل ساله اول انقلاب را تبیین می‌کند، و نقشه راهی برای پیمودن گام دوم توسط جوانان ارائه می‌دهد. در هنگام مطالعه بیانیه که بخش‌های مختلفی دارد انسان متوجه می شود که اگر چه کل جامعه مخاطب این بیانیه هستند اما مخاطب اصلی آن جوانان می‌باشند. در حقیقت آنچه از کلیات بیانیه گام دوم انقلاب مشخص است بخش اعظم بار دومین مرحله خود سازی، جامعه پردازی و تمدن سازی بر عهده جوانان است و آن ها هستند که باید انقلاب اسلامی را به آرمان بزرگ آمادگی برای طلوع خورشید ولایت عظمی (اروحناه فداه) نزدیک کنند. جوانان هستند که باید در عرصه‌هایی همچون علم، معنویت، اقتصاد مقاومتی، عدالت، حراست از استقلال و آزادی، روابط خارجی، مقابله با ترویج سبک زندگی غربی، پیشرفت کشور و... نقش‌آفرینی کنند و در این راه مأیوس و ناامید نشوند، بنابراین برای نقش‌آفرینی جوانان، باید بیانیه گام دوم را به‌خوبی مورد مطالعه و تأمل قرار داد، نسبت به اهداف آن باید آگاه شد و با وظایف جوانان آشنا گشت و آن را برای جوانان تبیین کرد و اینکه جوانان بدانند باید خود را برای تحقق اهداف انقلاب اسلامی آماده کنند. مطالعه بیانیه گام دوم نشان می‌دهد که وظایف مهمی بر دوش جوانان است و البته در این راه دشمنانی هم درکمین نشسته‌اند، بنابراین نوشتار حاضر در صدد است لوازم مورد نیاز جوانان برای تحقق این اهداف و موانع پیشروی آن ها را تبیین کند.با توجه به اهمیت بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی تحقیقاتی در این خصوص انجام شده است که محتوای آن در قالب کتاب یا مقاله انتشار یافته است که بخشی از آن ها به تبیین اصل بیانیه و جایگاه آن پرداخته شده و در لابلای مباحث به جوانان و نقش آن ها در بیانیه اشاره کرده است اما بخش دیگری از تحقیقات همه مطالب خود را به جوانان اختصاص داده اند و هر کدام از دریچه‌ای به مبحث جوانان و نقش آن ها در بیانیه نگاه کرده است. وجه تمایز مقاله حاضر در این است که از میان مخاطبین بیانیه تنها به جوانان و نقش آنها در اهداف بیانیه می‌پردازد و علاوه بر متن خود بیانیه، از بیانات و دیگر سخنرانی‌های رهبر حکیم انقلاب اسلامی هم استفاده می‌کند ولی در بعضی تحقیقات از این نکته غفلت شده است. همچنین مقاله حاضر به ابعاد مختلفی که در مورد جوانان تصور می‌شود مانند لوازم مورد نیاز و یا موانع پیشرو می‌پردازیم. مطالب این مقاله با روش کتابخانه‌ای و با مراجعه به متن سخنرانی‌های رهبر انقلاب و منابع دیگر گردآوری گردید و در موارد لازم توصیف و تحلیل شد.1. لوازم مورد نیاز جوانان برای تحقق اهداف بیانیه گام دوم انقلابمقام معظم رهبری در دیدارهای مختلف با جوانان علاوه بر تأکید بر پیگیری اهداف انقلاب اسلامی، همچنین نسبت به لوازم رسیدن به این اهداف تذکر می‌دهند و از همه مخصوصا جوانان می‌خواهند که نسبت به آن ها غفلت نورزند. بنابراین در این بخش به دنبال تبیین لوازم مورد نیاز جوانان برای تحقق اهداف بیانیه گام دوم انقلاب هستیم که البته به مهمترین آن ها می‌پردازیم.1.1. ایمانجوانان برای تحقق اهداف بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی باید ایمان داشته باشند. در بعضی از فرازهای بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی تعبیر «جوانان مؤمن» وارد شده است: «برای اجرای شایسته‌ی آن، چشم امید به شما جوانها است؛ و اگر زمام اداره‌ی بخش‌های گوناگون کشور به جوانان مؤمن و انقلابی و دانا و کاردان -که بحمدالله کم نیستند- سپرده شود، این امید برآورده خواهد شد» (خامنه‌ای، بیانیه گام دوم انقلاب : 1397) . یعنی جوانان برای ایفای نقش در تحقق اهداف بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی باید ایمان داشته باشند و ایمان یکی از لوازم مورد نیاز جوانان برای تحقق اهداف بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی است. اما مقصود از ایمان در گفتمان انقلاب اسلامی چیست؟ مقام معظم رهبری در اینباره می‌فرمایند:«شهید مطهّری (رضوان الله تعالی علیه) در پاریس یک ملاقاتی با امام کرده بود ــ خود شهید مطهّری کوه ایمان بود، او در مقابل ایمانِ امام اظهار حیرت و شگفتی می‌کرد ــ ایشان بعد از برگشتن گفت که من چهار ایمان در امام مشاهده کردم: یکی ایمان به هدف، هدف یعنی اسلام؛ هدف امام اسلام بود. یکی ایمان به راه؛ راهی که در پیش گرفته بود، راه امام راه مبارزه بود. یکی ایمان به مردم، به مؤمنین. و چهارم، از همه بالاتر، ایمان به رب، ایمان به خدا، اعتماد به خدا. وقتی که ما ایمان به خدا را در مسائل عینی، در مسئله‌ی مبارزه با استکبار مطرح می‌کنیم، معنای ویژه‌ای دارد. ایمان به خدا در این مقام به معنای ایمان به وعده‌های الهی است. ایمان به رب که شهید مطهّری از قول امام نقل می‌کند، معنایش این است: یعنی به وعده‌های الهی ایمان دارد، اعتقاد دارد، ایمان به اسلام یکی از آن چهار ایمانی است که از قول امام نقل شده است. امام (رضوان الله علیه) این اسلام را در بیانات متعدّد خودش معرّفی کرده است. این اسلام، نه اسلام سرمایه‌داری است، نه اسلام التقاطیِ روشنفکرنماهایِ بی‌اطّلاع و بی‌خبر. امام، در فهم اسلام و تبیین اسلام، نه این نظراتِ سستِ به‌اصطلاح روشنفکرانه را قبول میکند ــ نظراتی که تشرّع اسلامی را قبول ندارند، فقه اسلامی را قبول ندارند، ادّعای اسلام هم می‌کنند! اینها را امام قاطعاً رد میکند ــ و نه اسلامِ افرادِ متحجّر که تواناییِ این را ندارند که یک استنباط نو از متون اسلامی را بفهمند و قبول کنند و به آن باور داشته باشند هیچ کدام از اینها را امام نمیگوید. امام، اسلام کتاب و سنّت با اجتهاد متقن و فهم درست از اسلام [را در نظر دارد]؛ این، اسلام امام بزرگوار است. ایمان به مردم؛ «یُؤمِنُ بِاللهِ وَ یُؤمِنُ لِلمُؤمِنین»(توبه، 61) را که در آیه‌ی کریمه‌ی قرآن هست، ممکن است بعضی جور دیگری معنا کنند، معنای درست «یُؤمِنُ لِلمُؤمِنین» همان «یؤمن بالمؤمنین» است. «یُؤمِنُ لِلمُؤمِنین» یعنی اعتماد به مردم، اعتقاد به مردم. در طول این سالها مکرّر افرادی پیش امام اظهار نگرانی میکردند که ممکن است مردم تاب نیاورند و نتوانند این راه دشوار و سنگین را با گام‌های امام طی کنند امام میفرمود نه، من مردم را بیشتر از شما و بهتر از شما می‌شناسم؛ و حق با او بود؛ میدانست که مردم اگر تشخیص بدهند که این راه، راه خدا است، همه‌ی مشکلات را در این راه تحمّل می‌کنند. خانواده‌های شهیدداده این فهم امام را تصدیق کردند جوان‌های فداکار در طول این سالهای متمادی، این برداشت امام را تأیید کردند؛ اجتماعات عظیم ملّت ایران در بزرگداشت دین و مسائل دینی و مباحث انقلابی، این برداشت امام را تأیید کرد» (خامنه‌ای، بیانات در مراسم سی و چهارمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (ره)؛ 1402).2.1. پایبندی به مبانی، اصول و ارزش های انقلاب اسلامیجوانان برای تحقق اهداف بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی باید به مبانی، اصول و ارزش‌های انقلاب اسلامی پایبند باشند و در غیر این صورت نمی‌توانند در مسیر تحقق اهداف بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی نقش آفرین باشند. پس باید بدانیم که این مبانی، اصول و ارزش ها کدامند؟ و پس از شناخت آن ها تلاش کرد به آن ها پایبند بود و در مسیر رسیدن به اهداف بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی با توجه به همین مبانی حرکت کرد. قانون اساسی هر کشوری شناسنامه آن کشور به شمار می‌آید به گونه‌ای که در آن نوع حکومت، مبانی آن، اصول و ارزش‌های آن معرفی گردید که بسیار متعددند. برای نمونه:1. انتخاب نوع حکومت، «جمهوری اسلامی» است.2. اعتماد و پذیرش ولی فقیه در زمان غیبت که بر پایه اصول دین (توحید، معاد، نبوت، امامت و عدل) است.3. اتکا به آرای عمومی.4. تفکیک قوا.بر این اساس حکومت اسلامی یکی از مبانی انقلاب اسلامی است.امام یکی از مهمترین اهداف خود و هدف از انقلاب اسلامی را پایه گذاری حکومت اسلامی و حکومت «الله» بر روی کره زمین می‌دانست (رکابیان، و گرجی، 1398 :100). در دیدگاه مقام معظم رهبری پایبندی به اسلام ناب محمدی، محور بودن مردم، اعتقاد به پیشرفت، تحول، تکامل و تعامل با محیط،و حمایت از محرومان از جمله مبانی انقلاب اسلامی هستند، معظم له در یکی از سخنرانی‌های خود اینگونه می‌فرمایند:«مبنای اوّل، پایبندی به اسلام ناب در مقابل اسلام آمریکایی است. اسلام ناب در مقابل اسلام آمریکایی است، اسلام آمریکایی هم دو شاخه دارد: یک شاخه اسلام متحجّر، یک شاخه اسلام سکولار؛ این اسلام آمریکایی است. استکبار و قدرت‌های مادّی از هر دو شاخه پشتیبانی کرده‌اند و می‌کنند؛ اسلام ناب در مقابل آنها است اسلام ناب اسلامی است که همه‌جانبه است، از زندگی فردی و خلوت فردی تا تشکیل نظام اسلامی، همه را شامل میشود. این یکی از مبانی است که باید به این پایبند بود.یکی دیگر از مبانی، محور بودن مردم است که وقتی ما مردمی بودن را و محور بودن مردم را با اسلام همراه می‌کنیم، ترکیب آن میشود جمهوری اسلامی. جمهوری اسلامی یعنی این، مردم محورند، مقاصد برای مردم است، هدفها متعلّق به مردم است، یکی از آن مبانی اساسی و ارزش‌های اساسی عبارت است از اعتقاد به پیشرفت، اعتقاد به تحوّل، به تکامل، و تعامل با محیط، البتّه با پرهیز از انحرافها و خطاهایی که در این راه ممکن است وجود داشته باشد. تحوّل و تکامل؛ هم فقه ما، هم جامعه‌شناسی ما، هم علوم انسانی ما، هم سیاست ما، هم روش‌های گوناگون ما باید روزبه‌روز بهتر بشود، منتها به دست آدمهای خبره، یکی از مبانی اساسی و ارزش‌های اساسی نظام اسلامی عبارت است از حمایت از محرومان. یکی دیگر حمایت از مظلومان است در هر نقطه‌ی عالم. اینها ارزش‌های اساسی انقلاب است.» (خامنه‌ای، بیانات در مراسم بیست وهفتمین سالگرد رحلت امام خمینی (ره)، 1395).مقام معظم رهبری پایبندی به ارزش‌های انقلاب اسلامی را عامل مستمر بودن و مستقیم بودن حرکت می‌دانند: «اگر این پایبندی به ارزش‌های اساسی وجود داشت حرکت، حرکت مستمر و مستقیم خواهد بود و در تندباد حوادث، این حرکت تغییر پیدا نمی‌کند.» (همان) بنابراین، پایبندی به ارزش‌های انقلاب اسلامی باعث می‌شود حرکت جوانان در مسیر تحقق اهداف بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی هم استمرار داشته باشد و هم تغییر پیدا نکند.3.1. شناخت اسلام ناب محمدییکی از توصیه‌هایی که مقام معظم رهبری بارها به جوانان داشته‌اند، شناخت اسلام است. از آغاز انقلاب اسلامی تفکرات مختلفی درباره اسلام وجود داشت که تفاوت‌های اساسی با یکدیگر دارند و حتی پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز ادامه پیدا کرد. با توجه به اینکه حرکت انقلاب اسلامی توسط امام خمینی (ره) رهبری و هدایت می‌شد امام خمینی (ره) با مطرح کردن اسلام ناب محمدی در مقابل تحجر و التقاط ایستاد، مقام معظم رهبری می‌فرمایند: «از جمله‌ی چیزهایی که امام به مردم ارائه میکرد، اسلام بود، اسلام ناب محمّدی. اسلام ناب یعنی اسلامی که نه اسیر و پابند تحجّر است، نه اسیر و پابند التقاط است. در دورانی که هم تحجّر وجود داشت، هم التقاط وجود داشت، امام، اسلام ناب را مطرح کرد.»(خامنه‌ای، بیانات در مراسم بیست وهشتمین سالگرد رحلت امام خمینی (ره)، 1396). با توجه به اینکه انقلاب اسلامی ماهیتی اسلامی دارد و توسط مردم مسلمان ایران و هدایت علمای اسلام ایجاد شد، در ادامه این حرکت نیز جوانان باید در چارچوب اسلام ناب محمدی حرکت کنند، چنانکه مقام معظم رهبری در این‌باره می‌فرمایند: «اسلام ناب اسلامی است که همه‌جانبه است؛ از زندگی فردی و خلوت فردی تا تشکیل نظام اسلامی، همه را شامل میشود. اسلام ناب آن اسلامی است که هم تکلیف من و شما را در خانواده با خود و در خلوت شخصی‌مان معیّن میکند، هم تکلیف ما را در جامعه معیّن میکند، هم تکلیف ما را در قبال نظام اسلامی و ایجاد نظام اسلامی معیّن میکند این اسلام ناب است» (خامنه‌ای، بیانات در مراسم بیست وهفنمین سالگرد رحلت امام خمینی (ره)، 1395). از طرفی، اهدافی که در بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی مطرح شده است، اهدافی اسلامی است که از اهمیت شناخت اسلام ناب محمدی حکایت می‌کند. اگر جوانان ما اسلام ناب محمدی را نشناسند ممکن است در دام التقاط یا تحجر بیفتند که ارتباطی با اهداف بیانیه گام دوم انقلاب ندارند، در سخنان مقام معظم رهبری اینگونه می‌خوانیم:«ما بایستی تلاش کنیم، یعنی در نظام جمهوری اسلامی، کار بزرگ و مهم این است که ما همه - هر کسی در هر نقطه‌ای قرار دارد که توانی در این زمینه دارد - باید تلاشمان این باشد که اسلام ناب را مطرح کنیم، اسلام عبارت است از نیرویی، انگیزه‌ای، فکری که علیه ظالمین و ستمگران و به نفع مظلومین حرکت میکند، برنامه دارد و این را وظیفه‌ی خودش میداند. اسلامِ طرف‌دار عقلانیّت، اسلامِ فلسفه‌های عمیق، اسلامِ تفکّر، اسلامی که در قرآن این‌همه به عقل و فکر و لبّ و مانند اینها اهمّیّت داده شده را معرّفی کنیم. اسلامِ طرف‌دار عقلانیّت و ضدّ قشری‌گری، ضدّ تحجّر، ضدّ اسیر اوهام و تخیّلات خود شدن، امروز دستگاه‌های فراوانی جوانها را به بی‌مبالاتی، به لاابالی‌گری، به لاقیدی در امور گوناگون سوق می‌دهند. خب، اسلامی که انسان را متعهّد دانسته، او را متعهّد میخواهد و میطلبد. اسلامِ حاضر در متن زندگی، در برابر اسلام سکولار! اسلام سکولار شبیه مسیحیّت سکولار است که میرود در گوشه‌ی کلیسا، خودش را زندانی میکند و در محیط واقعی زندگی هیچ حضوری ندارد. اسلام سکولار هم همین‌جور است کسانی هستند امروز دعوت میکنند به اسلام منزوی، اسلامی که هیچ کاری به کار زندگی مردم ندارد. مردم را به یک عبادتی، به یک چیزی گوشه‌ی مسجد یا گوشه‌ی خانه‌ها فرامیخواند. اسلامِ واردِ در متن زندگی را معرّفی کنیم؛ اسلامِ رحمت به ضعفا؛ اسلامِ جهاد و مبارزه‌ی با مستکبران. به نظر من این یک وظیفه‌ای است که به‌عهده‌ی همه است»  (خامنه‌ای، بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری، 1393).4.1. روحیه جهادی و انقلابیاگر جوانان بخواهند در تحقق اهداف بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی موفق باشند و به وظایف خود عمل کنند باید روحیه جهادی و انقلابی داشته باشند در فرازی از بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی می‌خوانیم که : «مدیران جوان، کارگزاران جوان....باید نگاه انقلابی و روحیه‌ی انقلابی و عمل جهادی را به کار بندند و ایران عزیز را الگوی کامل نظام پیشرفته‌ی اسلامی بسازند» (خامنه‌ای، بیانیه گام دوم انقلاب ، 1397). بنابراین یکی از لوازم جوانان برای تحقق اهداف بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی همین روحیه جهادی و انقلابی است. مقام معظم رهبری در تبیین روحیه جهادی اینگونه می‌فرمایند: «روحیه‌ی جهادی یعنی اعتقاد به این‌که «ما می‌توانیم» و کارِ بی‌وقفه و خستگی‌ناپذیر و استفاده از همه‌ی ظرفیت وجودی و ذهنی و اعتماد به جوان‌ها» (خامنه‌ای، بیانات در دیدار کشاورزان، 1384). در اینجا اگر دقت کنیم باز هم اعتماد به جوانان مطرح شده است و این یعنی جوانان نقش عظیمی در تحقق روحیه جهادی بر عهده دارند. در جای دیگر نیز مقام معظم رهبری ستون پیشرفت های علمی و پژوهشی را جوانان انقلابی و بچه‌های مؤمنی می‌داند که ویژیگی بارز أن ها روحیه جهادی است: «ما پیشرفت‌های علمی و پژوهشیِ بسیار زیادی در بخشهای مختلف داشته‌ایم که ستون اصلی این بخشها را همین جوانان انقلابی و بچه‌های مؤمن تشکیل داده‌اند. آنها بودند که وارد میدان شدند و بر اساس همان روحیه، بسیاری از گردنه‌ها و عقبه‌های تحقیقات و کار مهمّ علمی را پیش بردند.» (همان، 1382). البته چون در بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی روحیه جهادی و انقلابی با هم به کار برده شده است پس باید با روحیه انقلابی هم آشنا شویم، مقام معظم رهبری در تبیین روحیه انقلابی اینگونه می‌فرمایند: «معنای روحیّه‌ی انقلابی این است که یک انسان انقلابی، شجاعت دارد، اهل اقدام و عمل است، ابتکار می‌ورزد، بن‌بست‌شکنی میکند، گره‌گشایی میکند، از چیزی نمی‌ترسد، به آینده امیدوار است، به امید خدا به سمت آینده‌ی روشن حرکت میکند.»(خامنه‌ای، بیانات در دیدار دانش آموزان، 1395). در جای دیگر مقام معظم رهبری شرط دوام حیات جمهوری اسلامی را وجود روحیه انقلابی می دانند و نبود این روحیه را به معنای نبود جمهوری اسلامی مطرح می‌کنند: «شرط دوام حیات جمهوری اسلامی وجود انگیزه‌های انقلابی و وجود روحیه‌ی انقلابی است. اگر روحیه‌ی انقلابی نباشد، جمهوری ‌اسلامی نخواهد بود؛ بله، یک حکومتی سرِ کار خواهد بود، امّا آن حکومت، دیگر جمهوری اسلامی نیست.»(خامنه‌ای، بیانات در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان رهبری، 1396). بنابراین، اگر جوانان بخواهند همچنان جمهوری اسلامی ادامه پیدا کند و در بستر آن بتوانند اهداف بیانیه گام دوم انقلاب را محقق کنند باید از روحیه جهادی برخوردار باشند.5.1. امیدواریامید مهمترین عامل رسیدن به اهداف در زندگی است و مهمترین موتور محرک فرد و جامعه در مسیر پیشرفت کشور می‌باشد. از آنجایی که جوانان کارآمدترین قشر جامعه را تشکیل می‌دهند، امیدواری این قشر تأثیر بسزایی در رشد جامعه دارد. از این رو دشمن نیز همواره درصدد تزریق ناامیدی در بین جوانان می باشد. انسان موجودی هدفمند، جویای نشاط و سعادت است، و تا زمانی که به آنچه می‌خواهد دست نیابد، احساس خوشبختی، شادی و نشاط و سعادت نمی‌کند. در واقع امید عاملی برانگیزاننده است که افراد را قادر می سازد مسیری را انتخاب کنند، که به نتیجه‌ای مثبت می‌انجامد. بنابراین، می توان اذعان نمود که افراد امیدوار، هدفمند عمل می‌کنند. تقویت و نهادینه شدن امید در زندگی تلاش و پویایی را به دنبال خواهد داشت. جامعه‌ای در عرصه‌های مختلف پیروز می‌شود که همه اعضای آن به خصوص جوانان کار و تلاش همراه با امید به آینده‌ای روشن را در رأس برنامه‌های خود قرار دهند.(علوی نیا و نعمتی: 10). جوانان به عنوان مخاطب اصلی بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی باید در جهت تحقق اهداف بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی امیدوارانه تلاش کنند. در حرکت امام خمینی (ره) امید نقش اساسی داشت، در اینباره مقام معظم رهبری می‌فرمایند: «امید در دل امام یک عنصر دائمی بود. امید، موتور حرکت امام بزرگوار بود. این امید در رفتار امام، در گفتار امام بوضوح دیده ‌میشود.»(خامنه‌ای، بیانات در مراسم سی و چهارمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی(ره)، 1402). یک جوان انقلابی که می‌خواهد اهداف بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی را محقق کنند، باید امید به خداوند داشته باشد و باور داشته باشد اگر برای تحقق این اهداف مقدس تلاش کند، در این راه خداوند پشتیبان اوست «نگاه ما به جهان نگاه امیدوارانه است. نگاهمان به مسیر تاریخ و حرکت تاریخ نگاه روشنی است، نگاه امیدوارانه است. ما متّکی به ‌یک قدرت عظیمی هستیم که این قدرت به ما نیرو میبخشد، به ما امید میدهد. ما اهل توکّل به خدا هستیم، آن کسانی که این ‌توکّل را ندارند، این توسّل را ندارند، آنها ناامید می‌شوند.»(خامنه‌ای، بیانات در دیدار شرکت کنندگان در هفتمین اجلاس مجمع جهانی اهل بیت (علیه السلام)، 1401). مقام معظم رهبری اعتماد ویژه ای به جوانان دارند، و حضور آنان در عرصه‌های مختلف را امیدآفرین می‌دانند، و علی رغم اینکه عده‌ای می‌خواهند القا کنند جوانان دچار یأس شده اند اما مقام معظم رهبری این مطلب را به هیچ عنوان نمی ‌ذیرد و حرکت جوانان را در گذشته، حال و آینده انقلاب اسلامی حرکتی درخشان و امیدوارانه می‌دانند که همین موضوع به جوانان نوید موفقیت در تحقق اهداف بیانیه گام دوم را می‌دهد (خامنه‌ای، بیانات در مراسم مشترک دانش آموختگی دانشجویان دانشگاه‌های افسری نیرو های مسلح، 1401). با توجه به این مباحث مشخص می‌شود که «امید» یکی از ضروری ترین لوازم مورد نیاز جوانان برای تحقق اهداف بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی است.6.1. صبر و استقامتمسیر زندگی انسان ها بر اساس سنت های الهی و تاریخی همواره صحنه جدال حق و باطل بوده و در این میان آنچه که آینده را تعیین می‌کند نقش انسان ها ، انتخاب‌ها و چگونگی رفتارهای آنهاست. امتی که در مسیر دعوت انبیا و اولیا حرکت کرده و با شناخت مسیر و بصیرت و تشخیص برای رسیدن به اهداف متعالی تلاش کردند و در این راه سختی‌ها و ناملایمات و دشواری ها را به جان خریدند، موفق شده و توانستندپیروزی را نصیب خود کنند. آری سنت الهی مطابق آیه ۱۳ سوره رعد، این است که خداوند سرنوشت هیچ قوم( و ملّتی) را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند.مسیری که مردم ایران با تکیه بر صبر و بصیرت انقلابی در ساقط کردن استبداد نظام شاهنشاهی، دوران جنگ تحمیلی،فتنه‌های گوناگون، تحریم‌های اقتصادی و جنگ‌نرم علیه فرهنگ و اعتقاداتشان، پشت سر گذاشتند و حاصلش سربلندی و استقلال همه جانبه و اقتدار کشور شده است (پایگاه حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله خامنه‌ای، 1400) و «قدرت آمریکا، دولت آمریکا، استکبار آمریکا که در مقابل ملت ایران قرار گرفته بود و این مبارزه‌ی طولانی را از سال ۳۲ با ملت ایران شروع کرده بود، در این مبارزه، آن که شکست خورده، همان دولت مستکبرِ متکبرِ خودبزرگبین آمریکاست و آن که پیروز شده، ملت سرافرازِ مصممِ مقتدرِ ایران است» (خامنه‌ای، بیانات در دیدار دانش آموزان و دانشجویان، 1391) موفقیت‌هایی که ایران اسلامی در عرصه‌های مختلف به خصوص تامین امنیت همه جانبه و قطع دست آمریکا و ایادی آن در کشور و منطقه کسب کرده، بدون شک حاصل مبارزه مستمر و پایداری و استقامت همه جانبه است. عنصر صبر در پیروزی انقلاب اسلامی در صحنه‌های مختلف نقش مهمی ایفا کرده است. نقشی که رهبر انقلاب بارها بر آن تاکید کرده‌اند (خامنه‌ای، بیانات در دیدار میهمانان کنفرانس وحدت اسلامی و جمعی از مسئولان نظام، 1400). بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، معاندان و جریان کفر و نفاق و دشمنان این آب و خاک برای شکست و به انزوا کشاندن انقلاب اسلامی هر روز دسیسه‌ای کردند: به راه انداختن جنگ تحمیلی علیه انقلاب اسلامی، ایجاد انشقاق میان صفوف ملت، تحریم‌های اقتصادی، اعمال انواع فشارهای سیاسی و صرف هزینه‌های هنگفت برای ایجاد و حمایت از گروهک‌های معاند و تروریستی در طول این سال‌ها از سوی ضد انقلاب به سرکردگی آمریکا برای ضربه واردکردن به انقلاب اسلامی صورت گرفت، اما یکی از عوامل مهمی که موجب موفقیت ملت ایران شد، صبر و مقاومت آحاد مردم و ایستادگی در مقابل زورگویی‌های دشمنان بود.بنابراین، صبر و استقامت یکی از لوازم مورد نیاز جوانان برای تحقق اهداف بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی است، بزرگترین حرکت ها به سمت اهداف نیازمند صبر است، در تاریخ زندگانی اولیای الهی صبر و استقامت به عنوان یک عنصر مهم محسوب می‌شود، که اوج آن را باید در قیام سید الشهدا مشاهده کرد، اکنون نیز که در دوران انتظار به سر می بریم و باید به سمت تمدن نوین اسلامی و طلوع خورشید ولایت عظمی حرکت کنیم از مهمترین لوازم آن صبر و استقامت است، «صبر یعنی چشم به هدف‌های دور و به افق‌های دور دوختن. هدفِ دور را نگاه کنید، قلّه را نگاه کنید؛ ببینید پیام حقیقی انقلاب و نظام اسلامی چیست و ملّت ایران را و امّت اسلامی را و در نهایت جامعه‌ بشری را به‌سمت چه هدفی می‌خواهد حرکت بدهد، به آنجا نگاه کنید. حرکت انقلاب اسلامی یک چنین صبری را لازم دارد (خامنه‌ای، بیانیه گام دوم انقلاب ،1397).7.1. آگاهی و بصیرت تاریخیرهبر انقلاب یکی از مهم ترین لوازم حرکت انقلابیِ صحیح و عمیق را کسبِ «آگاهی و بصیرت تاریخی» می‌دانند.در نگاه رهبر انقلاب فهمِ تاریخی از موضوعات و پدیده ها یک امر بُنیادین و کلیدی است: «ما درباره هر پدیده‌ای که سخن میگوییم و قضاوت می‌کنیم، باید به تاریخ آن پدیده نگاه کنیم.» چراکه فهم تاریخی «درس‌ها و عبرت‌ها» را در اختیارمان قرار می‌دهد: «می خواهیم از راه شناختن تاریخ خود، گذشته ی خود و برجستگان این تاریخ، خود را درست بشناسیم، امروزمان را درست بفهمیم و راه فردامان را تشخیص بدهیم و بازکنیم...» (خامنه‌ای، بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم، 1394). این آگاهی و بصیرت تاریخی به عنوان راهنمای جوانان عمل می‌کند و به آن ها کمک می‌کند تا آگاهانه برای حرکت به سمت اهداف بیانیه گام دوم تلاش کنند؛ به تعبیر دیگر گذشته چراغ راه آینده است، شکست ها، پیروزی ها، حماسه ها، فتح قله ها، عبرت ها همه در دل تاریخ نهفته است و مطالعه تاریخ از جهات فراوانی برای تحقق اهداف بیانیه گام دوم لازم است چرا که جوانان هم باید مسیری را طی‌کنند که ادامه راه گذشتگان است، با این نگاه «تاریخ یعنی شرح حال ما، در صحنه‌ای دیگر... تاریخ یعنی من و شما. یعنی همین‌هایی که امروز این جا هستیم. پس، اگر ما شرحِ تاریخ را می‌گوییم، هر کداممان باید نگاه کنیم و ببینیم در کدام قسمتِ داستان قرار گرفته‌ایم. بعد ببینیم کسی که مثل ما در این قسمت قرار گرفته بود، آن روز چگونه عمل کرد که ضربه خورد؟ مواظب باشیم آن طور عمل نکنیم.»(خامنه‌ای، بیانات در دیدار فرماندهان لشکر 27 محمد رسول الله (صلی الله علیه و آله)، 1375). از طرفی انقلاب اسلامی پدیده ای برخوردار از یک عقبه تاریخی است. فهم این عُمق تاریخی به خصوص برای جوانان انقلابی واجب است. با این نگاه، حضرت آیت الله خامنه‌ای بر مطالعه ی تاریخ «دویست سال اخیر ایران» تأکید ویژه‌ای دارند: «من همه دغدغه ام این است که جوان انقلابی امروز، نداند ما بعد از چه دورانی، امروز در ایران مشغول چنین حرکت عظیمی هستیم. تاریخچه این صدوپنجاه، دویست سال اخیر - از دوران اواسط قاجار به این طرف؛ از دوران جنگهای ایران و روس به این طرف - را بخوانید.» مطالعه ی «تاریخ انقلاب‌های دنیا» و مقایسه تطبیقی این انقلابها با انقلاب اسلامی یکی دیگر از توصیه‌ای حضرت آیت الله خامنه‌ای است: «متأسّفانه، اغلب جوانان ما، اصلاً از انقلاب‌های دیگر خبر ندارند. من گاهی از این بابت، واقعاً غصّه می خورم. اصلاً نمی‌دانند انقلاب سوسیالیستی شوروی سابق که بزرگترین انقلاب زمان معاصر تا قبل از انقلاب اسلامی بود و این همه هیاهو در دنیا داشت، در مقایسه با انقلاب ما، از چه ظواهر ناخوشایندی برخوردار بود.» همچنین مقام معظم رهبری مطالعه ی تاریخِ استعمار، نفوذ و دخالت‌های قدرت‌های مستکبر را توصیه می‌کنند، ایشان در این زمینه به صورت مشخص «مطالعه ی اسناد لانه جاسوسی» را پیشنهاد کرده‌اند: «من نمی‌دانم شما جوان‌ها این کتاب‌های اسناد لانه جاسوسی را خوانده‌اید، می‌خوانید یا نه؛ خواندنی است.»(خامنه‌ای ، بیانات در دیدار دانش آموزان و دانشجویان، 1387).2. موانع تحقق اهداف بیانیه گام دوم انقلاب توسط جوانانتاریخ بسیاری از انقلاب‏ها نشان می‏دهد که معمولاً انقلابیون و مصلحان گام‏های اولیه را با موفقیت برمی‏دارند و رژیم سیاسی ظالم حاکم را بر انداخته و وضع موجود را متحول می‏سازند، ولی در تحقق اهداف انقلاب و بنای جامعه مطلوب ناکام می‏مانند. برای مثال، انقلاب مشروطیت هرچند حرکتی وسیع و مردمی بود و خون‏های زیادی در راه آن نثار شد، اما با گذشت کم‏تر از چهارده سال از فرمان مشروطیت، شاهد کودتای 1299 و پایه‏ گذاری دیکتاتوری رضاخان و روی کار آمدن غرب‏زده‏ها می‏ باشیم (باقرزاده، محمدرضا، آسیب شناسی انقلاب اسلامی، ماهنامه معرفت، ش68، ص96). از این تجربه باید استفاده کنیم، و اجازه ندهیم که ما هم به سرنوشت انقلاب مشروطه دچار شده و در مسیر تحقق اهداف بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی به خاطر موانعی که وجود دارد، متزلزل شویم. همواره در طول تاریخ انقلاب اسلامی موانعی وجود داشته است که البته ملت ما با موفقیت از آن ها عبور کرده است چه بسا همین موانع باعث شد انقلاب‌های متعددی به اهداف خود دست پیدا نکند اما در انقلاب اسلامی اینگونه نبود :«از میان همه‌ی ملّتهای زیر ستم، کمتر ملّتی به انقلاب همّت می‌گمارد، و در میان ملّتهایی که به‌پاخاسته و انقلاب کرده‌اند، کمتر دیده شده که توانسته باشند کار را به نهایت رسانده و به‌جز تغییر حکومتها، آرمان‌های انقلابی را حفظ کرده باشند. امّا انقلاب پُرشکوه ملّت ایران که بزرگ‌ترین و مردمی‌ترین انقلاب عصر جدید است، تنها انقلابی است که یک چلّه‌ی پُرافتخار را بدون خیانت به آرمان‌هایش پشت سر نهاده است»(خامنه‌ای، بیانیه گام دوم انقلاب ،1397). قبل از بیان موانع تحقق اهداف بیانیه گام دوم لازم است مقصود خود را از موانع را توضیح دهیم تا از مباحث دیگر کاملا تفکیک شود. اگر جوانان بخواهند در تحقق اهداف بیانیه گام دوم نقش آفرین باشند با چند مانع روبرو می‌شوند: اولا با توجه به اینکه انقلاب اسلامی در مقابل استکبار جهانی ایستاد و او را از کشور بیرون کرد و ارزش‌های خود را به سایر نقاط جهان صادر کرد، طبیعتا استکبار جهانی ساکت نخواهد نشست و برای شکست انقلاب اسلامی دست به اقداماتی خواهد زد تا مانع تحقق اهداف توسط جوانان شود. پس شناخت اینکه دشمنان انقلاب اسلامی چگونه می‌خواهند مانع جوانان شده و آن ها را از مسیر انقلاب منحرف کنند، نقش مهمی در کمک به جوانان برای تحقق اهداف بیانیه گام دوم دارد. ثانیا تنها دشمنان خارجی و یا داخلی مانع جوانان نمی‌شوند بلکه موانع دیگری هم وجود دارد که مربوط به خود افراد است، چه بسیار انقلابیونی بودند که به خاطر برطرف نکردن همین موانع، از مسیر انقلاب اسلامی منحرف شدند و بعد از سال ها از مواضع انقلابی خود کوتاه آمدند وثالثا در مسیر حرکت به سمت اهداف بیانیه گام دوم موانع دیگری وجود دارد که آن موانع لازمه چنین حرکتی است؛ به تعبیر مقام معظم رهبری«حوادث طبیعی یک راه دشوار به سمت قله است»(خامنه‌ای، بیانات به مناسبت برگزاری ششمین پاسداشت ادبیات جهاد و مقاومت ، 1395) که البته به مهمترین این موانع اشاره می‌کنیم.1.2. ناامیدیدر سال‌های اخیر بیشترین برنامه ریزی و اقدام دشمن در جهت ناامید کردن مردم بوده است. دشمن با برنامه‌های مختلف رسانه‌ای و عملیاتی سعی دارد مردم را نسبت به آینده انقلاب اسلامی ناامید کند و در این میان بیشترین هجمه به جوانان شده است تا مبادا آن ها بتوانند در گام دوم انقلاب اسلامی نقش آفرین باشند و اهداف بیانیه گام دوم انقلاب را محقق کنند. «در طول این چهل سال -و اکنون مانند همیشه- سیاست تبلیغی و رسانه‌ای دشمن و فعّال‌ترین برنامه‌های آن، مأیوس‌سازی مردم و حتّی مسئولان و مدیران ما از آینده است» (خامنه‌ای، بیانیه گام دوم انقلاب ،1397). جوانان نباید در برابر هجمه‌های ناامید کننده دچار انفعال و خمودگی شوند، بلکه باید پاسخ محکمی به مطالب ناامید کننده داده، و امیدوارانه به کار خود در جهت تحقق اهداف بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی ادامه دهند، علاوه بر این جوانان نباید نسبت به دیگر اقشار جامعه بی تفاوت باشند بلکه باید به آن ها امید دهند، چون در حرکت به سمت اهداف بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی جوانان باید با دیگر اقشار جامعه همکاری کنند و وقتی ناامیدی بتواند در جامعه نفوذ کند؛ همین ناامیدی مانع بزرگی در برابر جوانان خواهد بود، مقام معظم رهبری در این‌باره می‌فرمایند:«اینکه ناامیدی عمدتاً منشأ داخلی دارد، این را من قبول ندارم. بله، مشکلاتی در داخل حتماً وجود دارد و ما این مشکلات را ‌میدانیم امّا این‌جور نیست که این مشکلات، جوان دانشجوی پُرانگیزه را ناامید کند. جوان دانشجوی پُرانگیزه جور دیگری ناامید ‌میشود؛ [آن وقتی که] استاد یا مثلاً فرض کنید فلان آدمی که تعهّدی ندارد، می‌نشیند به چه امید و به چه دلخوشی‌ای اینجا ‌درس میخوانی، کار میکنی؟». ناامیدی این‌جوری وارد میشود؛ این اثر می‌گذارد» (خامنه‌ای، بیانات در دیدار رمضانی دانشجویان، 1402)اما جوان مومن و انقلابی به این چنین سخنانی پاسخ محکمی می‌دهد، وبا روحیه‌ای سرشار از امید درجهت تحقق اهداف تلاش می‌کند، «البتّه پاسخ جوان مؤمن و مبارز و آگاه و هوشمند ‌بی‌لکنت و رسا است که «بله، مشکلات در کشور وجود دارد [امّا] من درس می‌خوانم برای اینکه بنا دارم ده‌ها سال دیگر در این ‌کشور عمر کنم، زندگی کنم و صدها سال دیگر فرزندان من .... هم‌میهنان من در این کشور زندگی ‌کنند» (همان).2.2. پشت کردن به انقلابیکی از موانعی که ممکن است بر سر راه جوانان قرار گیرد: «پشت کردن به انقلاب» است همانگونه که در مقدمه گفتیم موانعی هست که مربوط به خود افراد است، یعنی ممکن است جوانان در مسیر تحقق اهداف بیانیه گام دوم حرکت کنند اما در ادامه مسیر از انقلابی بودن پشیمان شوند، و همین مانع می‌شود تا جوانان نتوانند نقش خود را در تحقق اهداف بیانیه گام دوم محقق کنند. براستی آیا ممکن است جوانی مومن و انقلابی باشد و بعد بر اثر گذر زمان و تغییر شرایط روزی برسد که آن جوان دیگر مومن یا انقلابی نباشد؟ رهبر انقلاب در اوج رخدادهای فتنه‌آمیز سال ۸۸ تعبیری داشتند به عنوان «انقلابی فرسوده پشیمان»: «...صرف‌نظر از یک عده انقلابی فرسوده‌ی پشیمان که به دلائل گوناگون، زندگی راحت را، سازش را ترجیح دادند، یا به ساز دشمن رقصیدن را عیب ندانستند، جوانِ کشور، توده‌ی ملت که اکثریت هم جوان هستند، این انگیزه‌ی عمیق را دارند» (خامنه‌ای، بیانات در دیدار دانش آموزان در آستانه 13 آبان، 1388). یکی از توصیه‌های مقام معظم رهبری به جوانان ثبات قدم است، حرکت انقلاب اسلامی نیاز به ثبات قدم دارد واگر در راه انقلاب ثبات قدم وجود نداشت موجب پشت کردن به انقلاب می‌شود، و چه بسا جوانی که در مسیر تحقق اهداف بیانیه در حال حرکت است اما به یکباره تغییر مسیر می‌دهد، مقام معظم رهبری در این‌باره می‌فرمایند: «جوانهاى امروز ما، جوان‌هاى نسل معاصر ما و جوان‌هایى که در آینده خواهند آمد، بدانند راه انقلاب، راهى است که احتیاج دارد به عزم، به ایمان، به ثبات قدم. بعضى این ثبات قدم را دارند، بعضى در بین راه برمى‌گردند؛ البته این‌ها به ضرر خودشان عمل مى‌کنند؛ فمن نکث فإنّما ینکث على نفسه» (فتح، 10) آن کسانى که از راه انقلاب برگردند، مثل کسانى هستند که در تابستان روزه گرفته‌اند و تا اواخر روز، روزه را حفظ مى‌کنند، اما یک ساعت به غروب، دو ساعت به غروب طاقتشان تمام مى‌شود؛پ افطار مى‌کنند. این مثل همان کسى است که از اولِ روز، روزه نگرفته است. باطل کردن روزه در هر زمانى از ساعات روز باشد، ابطال روزه است. در راه انقلاب اگر ثبات قدم وجود نداشت، اگر پیوستگى حرکت وجود نداشت، انسان رابطه‌اش با انقلاب قطع مى‌شود. این بى‌وفائى به انقلاب است. همیشه بودند کسانى که به انقلاب بى‌وفائى کردند، ... به انقلاب پشت کردند» (خامنه‌ای، بیانات در مراسم نوزدهمین سالگرد ارتحال امام خمینی (ره)، 1387).3.2. تهاجم فرهنگییکی از اقداماتی که دشمنان انجام می دهند، و به واسطه‌ی آن می‌خواهند مانع ادامه‌ی حرکت انقلاب اسلامی شوند،تهاجم فرهنگی می باشد (مصباح یزدی، 1392: 165). تهاجم فرهنگی که هدف آن تنها ممانعت از نقش آفرینی جوانان در گام دوم انقلاب اسلامی نیست، بلکه هدف دیگر آن انحراف جوانان است، اما تهاجم فرهنگی به چه معناست و از کجا شروع شد؛ پس از پایان جنگ تحمیلی و آغاز برنامه‏‌های توسعه و بازسازی کشور، موضوع تهاجم فرهنگی و مقابله با این پدیده مورد توجه مقام معظم رهبری (دام ظلّه) قرار گرفت (باقرزاده، 1382: 96). ایشان در یکی از بیاناتشان می‏‌فرمایند: «انقلاب اسلامی که آمد، مثل مشتی به سینه مهاجم خورده، او را عقب انداخت و تهاجم را متوقف کرد. شما در آن دوران اول انقلاب، ناگهان دیدید که مردم ما در ظرف مدت کوتاهی، تغییرات اساسی در خلقیات خودشان احساس کردند....البته عمیق نبود، آن وقتی عمق پیدا می‏کند که چند سالی روی آن کار بشود، این فرصت پیش نیامد... در اواسط دوران جنگ، به وسیله ابزارهای تبلیغی، به وسیله گفتارهای غلط و کج‏اندیشانه، مجددا شروع شد و آن ته‏نشین‏ها و رسوب‏های ذهنی و روحی خود ما مردم هم مؤثر بود! اما باز حرارت جنگ مانع بود تا این‏که جنگ تمام شد. پس از جنگ، این جبهه جدید به شکل جدی مشغول کار شد» (خامنه‌ای، بیانات در دیدار جمعی از کارگزاران فرهنگی، 1371).اما تهاجم فرهنگی به چه معناست؟ مقام معظم رهبری تهاجم فرهنگی را این گونه تعریف کرده‌اند: «تهاجم فرهنگی به این معنی است که یک مجموعه سیاسی یا اقتصادی برای اجرای مقاصد خاص خود و اسیرکردن یک ملت به بنیان‌های فرهنگی آن ملت هجوم می‌برند. آن‌ها هم چیزهای تازه‌ای را وارد این کشور و ملت می‌کنند اما به زور و به قصد جایگزین کردن آن‌ها با فرهنگ و باورهای ملی آن ملت، که نام این، تهاجم فرهنگی است.»(همان.) آنگونه که از این تعریف متوجه می‌شویم، تهاجم فرهنگی و آثاری که از خود برجای می گذارد برای حرکت جوانان در جهت تحقق اهداف بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی بسیار خطرناک است، چرا که اگر گرفتار آثار تهاجم فرهنگی شوند، هیچ گونه تلاشی در جهت اهداف بیانیه گام دوم انجام نمی‌دهند، چون اساسا هدف آن ها به واسطه‌ی تهاجم فرهنگی دستخوش تغییر قرار می‌گیرد، البته ما غیر از تهاجم فرهنگی بحث دیگری هم داریم که زبده گزینی فرهنگی نام دارد، که البته امری پسندیده است و می‌تواند به تحقق اهداف بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی کمک کند، چنانکه مقام معظم رهبری در تبیین زبده گزینی فرهنگی می‌فرمایند: «گرفتن برجستگیها و زبده‌گزینی از فرهنگ‌های دیگر این، چیزی است مباح، بلکه واجب. اسلام به ما دستور می‌دهد، عقل هم به‌طور مستقل از ما می‌خواهد که هر چیز خوب، زیبا و باارزشی را که در هر کجا می‌بینیم، آن را فرا بگیریم و از آن استفاده کنیم.»(خامنه‌ای، بیانات پس از بازدید از صدا و سیما، 1383).4.2. عدم آگاهی از حقیقت دینپیش از این، در بخش‌های قبل درباره اسلام ناب محمدی بحث نمودیم که یکی از لوازم مورد نیاز جوانان برای تحقق اهداف بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی، شناخت اسلام ناب است، و البته در همانجا مختصری هم از ضررهای عدم شناخت اسلام ناب سخن گفتیم، و در این‌باره می‌خواهیم بیشتر سخن بگوییم. عدم آگاهی از حقیقت دین یکی دیگر از موانع تحقق اهداف بیانیه گام دوم توسط جوانان است، امروزه به دلیل گستردگی وسایل ارتباط جمعی و هجمه‌های رسانه‌ای دشمن شبهات بسیاری در مورد دین رواج پیدا کرده است که باید به آن ها پاسخ داد، اما اگر این هجمه ها اثر کند و جوانان تحت تاثیر قرار بگیرند راه برای سلطه دشمن باز شده، و همین مانع تحقق اهداف بیانیه گام دوم می‌شود، مقام معظم رهبری در اینباره می‌فرمایند: «آماج حملات دشمنان، دو نقطه‌ی اساسی است: یکی دین، یکی مردم و وفاداری آنها. می‌دانند که اگر این انقلاب، یک انقلاب دینی نبود، قدرت مقاومت نداشت. چون دین است که پیروان خود را از تسلیم شدن در مقابل ظلم منع میکند، به مقابله‌ی با ظالم تشویق میکند؛ عدالت و آزادی و معنویت و پیشرفت را به زندگی انسانها پیشنهاد میکند. این، خصوصیت دین است. پس آن نظامی که بر مبنای دین باشد، معنی ندارد که تسلیم فشار و زور دشمنان و زورگویان و زیاده‌طلبان بشود. اگر عنصر دین در این انقلاب نبود، ممکن بود مسئولین انقلاب و سرکردگان انقلاب با گرفتن یک امتیازی در مقابل دشمن کوتاه بیایند و راه را برای سلطه‌ی دوباره‌ی دشمن باز کنند» (خامنه‌ای، بیانات در اجتماع بزرگ مردم قم، 1389).دین بنابر فرموده ی مقام معظم رهبری، «ستون فقرات انقلاب است» (همان). و می‌دانیم اگر این ستون فقرات آسیب دید، حرکت انقلاب اسلامی مختل می‌شود، و وقتی حرکت مختل شد، دیگر امکان تحقق اهداف وجود ندارد، عدم آگاهی از حقیقت دین که البته یکی از عواملش شبهه افکنی‌های خود دشمن است، بستر مناسبی برای آسیب زدن به جوانان فراهم می کند، به گونه ای که دشمن یا دین را به گونه‌ای دیگر جلوه می دهد و یا اساسا جوانان را به سمت بی دینی یا فرقه‌های انحرافی می‌کشاند. البته صرفا عدم آگاهی از حقیقت دین به خاطر دشمن نیست، بی تدبیری خانواده و اجتماع هم موثر است، اگر این دو نهاد نسل جدید را با معارف دینی تربیت نکنند، در زمینه بی‌دینی و یا دین گریزی جوانان نقش دارند. ناگفته نماند، اگر خود جوانان به دنبال شناخت حقیقت دین بروند، هیچیک از عوامل مذکور تأثیر ندارد، بنابراین، جوانان باید معرفت دینی خود را افزایش دهند، دین را از طرق صحیح آن بشناسند و برای همین باید با منظومه فکری امام خمینی و مقام معظم رهبری آشنا شوند، و در شناخت اسلام ناب محمدی به تبیین امام و رهبری مراجعه کنند.5.2. تنبلی و راحت طلبییکی دیگر از مسائلی که باعث می‌شود جوانان در تحقق اهداف بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی موفق نشوند، تنبلی و راحت طلبی است که مانع بزرگی برای رسیدن به اهداف است، و همین باعث تسلط دشمنان بر جوامع اسلامی شد، «امت اسلامی در طول سالهای متمادی به وظایفی که بر عهده‌ی او بود، عمل نکرده است، در این هیچ تردیدی نباید کرد. ما باید تقصیر خودمان را بفهمیم و بدانیم. اگر ما به تنبلی و راحت‌طلبی و ذلت تن نمیدادیم، دشمن نمی‌توانست بر ما مسلط شود» (خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز عید سعید فطر، 1385). تنبلی و راحت طلبی مانعی است که از ناحیه خود انسان ایجاد می‌شود، مقام معظم رهبری در این‌باره می‌فرمایند:«از همه‌ى دشمنها بدتر، دشمن درونى ما است، دشمن خود ما است، نفْسِ راحت‌طلب ما است، تنبلى ما است، تن‌آسایى ما است، عدم تدبیر ما در پیشبرد امورمان است‌» (خامنه‌ای، بیانات در دیدار اساتید دانشگاه ها، 1393). بنابراین، جوانان اگر بخواهند اهداف بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی را محقق کنند، باید از تنبلی و راحت طلبی بپرهیزند و دائما در تلاش باشند و مسئولیت خود در قبال انقلاب اسلامی غفلت نورزند. در عرصه‌های مختلف مادی و معنوی اگر کسی تنبلی کند به جایی نمی‌رسد، مقام معظم رهبری می‌فرمایند: «امروز حرف اصلی من به شما عزیزان و همه‌ی ملت ایران این است که به هیچ فردی، به هیچ ملتی و به هیچ جمعیتی، از خزانه‌ی غیبت الهی هیچ چیز نمی‌دهند، مگر با تلاش و کوشش...افرادی که نخواهند تلاش کنند و زحمت بکشند، در بازار معنویّت و در سودای عشق و ایمان و تقوا و فضایل معنوی، چیزی گیرشان نخواهد آمد،هم در دنیای مادّی این‌طور است یعنی ملتهایی که کار کنند، فکر کنند، ابتکار کنند، سختیها را تحمّل کنند، به امکانات مادّی و رفاه و پیشرفت خواهند رسید، و هم در میدان معنویّات این‌گونه است: ملتهایی که تلاش کنند، مجاهدت کنند، ایثار کنند و از کار و فداکاری نترسند، خدای متعال به آنها همه چیز خواهد داد» (خامنه‌ای، بیانات در دیدار جمعی از ایثارگران و خانواده‌های شهدا، 1376).تنبلی و راحت طلبی وقتی به سراغ انسان آمد، باعث می‌شود انسان دائما از اموری که نیاز به تلاش دارند یا فرار کند یا کار را به درستی انجام انجام ندهد، چنین انسانی دیگر قادر نخواهد بود در راه رسیدن به اهدافی که بیشترین تلاش ممکن را لازم دارند استقامت کند نتیجه این مطلب تباهی است، «کسالت، کم‌کاری و تنبلی، یک انسان، یک خانواده، یک کشور و یک ملت را تباه میکند» (خامنه‌ای، خطبه‌های نماز جمعه تهران، 1390).نتیجهدر این نوشتار اهمیت و نقش جوانان در تحقق اهداف بیانیه گام دوم انقلاب مورد توجه قرار گرفت. در همین راستا ابتدا لوازم و بایسته‌های نقش‌آفرینی جوانان در این زمینه بر اساس بیانات رهبر انقلاب تشریح گردید که ایمان، پایبندی به اصول و ارزشها، شناخت اسلام ناب، روحیه جهادی و انقلابی، امیدواری، صبر ، آگاهی و بصیرت تاریخی از جمله این لوازم بود و نقش این ویژگی‌ها در نگاه ایشان مورد بررسی قرار گرفت. در بخش بعدی موانع تحقق هدف مذکور در سخنان معظم‌له واکاوی و تشریح شد که در پنج عنوان ذیل مطرح شد: ناامیدی، پشت‌کردن به انقلاب، تهاجم فرهگی، ناآگاهی از حقیقت دین و تنبلی. بدون‌‌شک توجه توجه جوانان به موارد ذکرشده و هم‌چنین درنظر گرفتن لوازم و موانع مذکور توسط مسئولین و متصدیان امور جوانان، نقش مهمی در تحقق اهداف بیانیه و نقش‌آفرینی مطلوب این قشر جامعه در این زمینه خواهد داشت.منابع1. قرآن کریم2. رکابیان، رشید، محمود، علی پور گرجی، «مولفه‌های انقلابی‌گری و انقلابی بودن و انقلابی ماندن در اندیشه سیاسی مقام معظم رهبری»، نشریه مطالعات انقلاب اسلامی، ش57، صص110-95، سال 1398.3. خامنه‌ای، سیدعلی، (1402)، بیانیه «گام دوم انقلاب» خطاب به ملت ایران، دفتر حفظ و نشرآثار حضرت آیت الله خامنه‌ای، بازیابی شده از آدرس  https://farsi.khamenei.ir/message-content?id در10خردادساعت2بعدازظهر:12صفحه.4. علوی‌نیا، نسرین، زهرا، نعمتی، «فرآیند نهادینه کردن امید در جوانان و راهکارهای آن در بیانیه گام دوم انقلاب مبتنی بر بیانات مقام معظم رهبری»، نشریه مطالعات هنر و فرهنگ، ش19، صص18-9، سال 1400.5. باقرزاده، محمدرضا، «آسیب شناسی انقلاب اسلامی»، ماهنامه معرفت، ش68، صص 105-96، سال 1382.6. مصباح یزدی، محمد تقی، انقلاب اسلامی و ریشه‌های آن، چاپ اول، قم، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، 1392ه ش.7. پایگاه اینترنتی آیه‌الله خامنه‌اینویسنده: جواد جمشیدیمجله مدرسه‌ای اندیشه پژوه - شماره اول/آذر 1403</description>
                <category>حوزه علمیه آیت الله درچه ای رحمة الله علیه</category>
                <author>حوزه علمیه آیت الله درچه ای رحمة الله علیه</author>
                <pubDate>Tue, 04 Feb 2025 13:02:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عوامل مؤثر در شکل گیری تعارض میان اخبار معلوم الصدور</title>
                <link>https://virgool.io/IRhdorche/factors-affecting-the-formation-of-conflict-between-hadiths-upq4plecztas</link>
                <description>نویسنده: حمزه علیجانی احمدآبادیمجله مدرسه‌ای اندیشه پژوه - شماره اول/آذر 1403چکیدهمبین و مفسر حقیقی احکام امامان معصومی هستند که در عصمت ایشان از خطا و اشتباه هیچ گونه شکی وجود ندارد ولی با این وجود، ملاحظه می شود که در میان احادیث معلوم الصدوری که از ایشان برای تبین احکام شریعت به ما رسیده معظلاتی مثل تعارض، تباین ، تنافی و تضاد وجود دارد که از طرفی هرگز با عصمت ایشان در این امر خطیر سازگاری ندارد و از طرف دیگر وجود این معظلات در میان آن احادیث نقل‌شده غیر قابل انکار است و این خود دستاویزی برای هجوم طعنه‌ها از ناحیه مخالفین به مکتب تشییع شده است تا جایی که برخی به خاطر وجود این تعارضات و نیافتن راه حلی برای آن در حقانیت این مکتب دچار تردید و سردرگمی شده بلکه بعضی به همین خاطر از مکتب تشییع خارج شده‌اند و حال آنکه منشأ پیدایش بعضی از این معظلات از ناحیه خود ائمه (علیهم‌السلام) به عنوان آسیب‌های حدیثی به پیروان وشیعیان گوشزد شده است و برخی را نیز علمای آگاه به تاریخ تدوین حدیث، مانوس به روایات و آشنا به لسان اهل‌بیت علیهم السلام در کتب روایی، فقهی و اصولی، رجالی و تاریخی خود بیان کرده‌اند. ما در این گفتار با روش کتابخانه‌ای به جمع‌آوری و تبین بعضی از این عوامل موجود درکتب روایی، فقهی و اصولی رجالی و تاریخی علماء شیعه می‌پردازیم و اثبات می‌کنیم که وجود این معارضات تماما منشأ خارجی دارد و نقصی از این ناحیه متوجه حضرات معصومین (علیهم السلام) و مکتب سترگ تشییع نیست .واژگان کلیدی:تعارض، نقل معنا، تقیه، قرینه، تحریف.مقدمهاز جمله شبهاتی که ممکن است به ذهن آشنایان با احادیث صادرشده از معصومین (علیهم السـلام) خطور کند، وجود تعارض بین این نصوص است. در حالی‌که بر اساس اعتقادی که ما به عصمت حضرات معصومین (علیهم السـلام) داریم وجود چنین تعارضی قابل قبول نیست؛ زیرا ازطرفی أهل‌بیت (علیهم السـلام) که مبین و مفسر حقیقی احکام شریعت هستند از هرگونه خطا و اشتباه در این امر خطیر مبرا هستند و از سویی وجود تعارض میان نصوص نقل‌شده از ایشان قابل انکار نیست.وجود این شبهه از قدیم مورد توجه موافقین و مخالفین مکتب  تشییع بوده است، مخالفین با اطلاع و آگاهی از وجود این معارضات راه را برای واردکردن طعنه‌ها به مکتب تشییع هموار دیده و زبان به طعنه و تنقیص آن مکتب گشوده‌اند؛ که مکتب تشییع مکتبی است پر از تناقضات در روایاتی که از سوی پیشوایان آنها صادر شده است.برخی برای دفع این شـبهه به بیراهه رفته و گفته‌اند ائمه (علیهم السلام ) هم مثل سایر مجتهدین و فقها هسـتند و فرمایشات صادره از آنها چیزی جز نظرات اجتهادی و فقهی آنها نیست و همانطور که بین نظرات فقهاء وجود اختلاف امری کاملا طبیعی و معمولی است، وجود تعارضات بین نصوص صادره از ایشان نیز امری معمول و طبیعی است ولی این پاسخ هرگز با اعتقاد به عصمت آن بزرگواران از هرگونه خطا واشتباه سازگار نیست. برخی از بزرگان شیعه هم مثل مرحوم شیخ طوسی (متوفی 460 ق) به منظور پاسخ به این شبهه و حفظ شأن و منزلت ائمه معصومین علیهم السلام به عنوان امام و پیشوای مصون از خطاء و اشتباه، کتابی مجزا با عنوان «تهذیب الاحکام» نگاشته و عواملی که باعث بروز تعارض میان نصوص منقول شده است را بررسی کرده‌اند (ایشان در مقدمه تهذیب الاحکام آوره‌اند : «ذَاكَرَنِي بَعْضُ الْأَصْدِقَاءِ أَيَّدَهُ اللَّهُ... مَا وَقَعَ فِيهَا [ الاخبار و الاحادیث]مِنَ الِاخْتِلَافِ وَ التَّبَايُنِ وَ الْمُنَافَاةِ وَ التَّضَادِّ حَتَّى لَا يَكَادُ يَتَّفِقُ خَبَرٌ إِلَّا وَ بِإِزَائِهِ مَا يُضَادُّهُ وَ لَا يَسْلَمُ حَدِيثٌ إِلَّا وَ فِي مُقَابَلَتِهِ مَا يُنَافِيهِ حَتَّى جَعَلَ مُخَالِفُونَا ذَلِكَ مِنْ أَعْظَمِ الطُّعُونِ عَلَى مَذْهَبِنَا وَ تَطَرَّقُوا بِذَلِكَ إِلَى إِبْطَالِ مُعْتَقَدِنَا... حَتَّى دَخَلَ عَلَى جَمَاعَةٍ مِمَّنْ لَيْسَ لَهُمْ قُوَّةٌ فِي الْعِلْمِ وَ لَا بَصِيرَةٌ بِوُجُوهِ النَّظَرِ وَ مَعَانِي الْأَلْفَاظِ شُبْهَةٌ وَ كَثِيرٌ مِنْهُمْ رَجَعَ عَنِ اعْتِقَادِ الْحَقِّ لِمَا اشْتَبَهَ عَلَيْهِ الْوَجْهُ فِي ذَلِكَ وَ عَجَزَ عَنْ حَلِّ الشُّبْهَةِ فِيهِ... أَنَّهُ إِذَا كَانَ الْأَمْرُ عَلَى هَذِهِ الْجُمْلَةِ فَالاشْتِغَالُ بِشَرْحِ كِتَابٍ يَحْتَوِي عَلَى تَأْوِيلِ الْأَخْبَارِ الْمُخْتَلِفَةِ وَ الْأَحَادِيثِ الْمُتَنَافِيَةِ مِنْ أَعْظَمِ الْمُهِمَّاتِ فِي الدِّينِ وَ مِنْ أَقْرَبِ الْقُرُبَاتِ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى لِمَا فِيهِ مِنْ كَثْرَةِ النَّفْعِ لِلْمُبْتَدِي وَ الرَّيِّضِ فِي الْعِلْمِ» (طوسی، 1407ق: مقدمه). و برخی دیگر مثل مرحوم کلینی ( متوفی 329ق) یا مرحوم طبرسی ( متوفی 588ق) بابی از ابواب کتب و جوامع حدیثی خود را اختصاص به این کار قرارداده و ابوابی با عناوینـی مثل «باب اختلاف الحدیث» (کلینی، 1407ق: 1/ 62) یا «باب علل اختلاف اخبـار و....» (طبرسی، 1403ق: 2/ 220؛ كِتَابِ الْعِلْمِ، الْبَابِ 29، بَابُ عِلَلِ اخْتِلَافِ الاخبار) را تدوین نموه‌اند و درصدد پاسـخ به این شبهه برآمده‌اند.برخی از علماء اصولی هم در ضمن مباحث مربوط به تعادل و تراجیح و بیان فرق میان تعارض و تزاحم به مناسبت به تبیین عوامل موثر در شکل‌گیری تعارضات میان اخبار معلوم الصدور پرداخته‌اند. به عنوان مثال مرحوم شهید صدر (ره) در کتاب بحوث فی علم الاصول تالیف مرحوم هاشمی شاهرودی (1426ق: 7/ 28) به مواردی اشاره فرموده اند) ما مجموعه‌ای از این عوامل را که در کتب روایی، فقهی و اصولی بیان شده است را یکجا جمع‌آوری نموده و با ذکر مثال‌هایی برای هرکدام به تبین و توضیح آنها می‌پردازیم.عوامل مؤثر در شکل‌گیری تعارض1. پیشـینه ذهنی نامناسـب مسـتنبطدر بسیاری از موارددرواقع و نفس الامر هیچ‌گونه تعارضی بین نصوص وجود ندارد ولی ممکن است کسـی که با پیشینه ذهنی نامناسبی که بر فضای ذهنی او حاکم است به سراغ روایات برود و میان آن‌ها تعارض ببیند که این پیشینه ذهنی نامناسب براثر عوامل متعددی حاکم بر فضای ذهنی مستنبط از روایات می‌شود .از عواملی که پیشینه نامناسبی را حاکم بر فضای ذهنی مستنبط می‌کند و او را در فهم صحیح از روایت به خطا می‌اندازد ناآشنایی به لغت، ظرایف و دقائق آن است . به‌طور مثال چه‌بسا ممکن است لغتی بر اثر گذر زمان از معنای اولیه (و زمان صدور روایت) خود به معنای جدیدی انتقال‌ یافته باشد ولی مستنبط از این تغییر معنا اطلاع نداشته و روایت را بر اساس معنای جدید درنظر بگیرد و درنتیجه شاهد وقوع تعارض میان نصوص خواهد شد (هاشمی شاهرودی 1426ق: 7/ 29).2. عدم ملاحـظه حالات روایدر بعضی از موارد احکام شرعیه بر اثر حالات مختلف مکلف از حیث علم و جهل، نسیان، عذر و... تغییر می‌کند لذا در بعضی از موارد حضرات معصومین (علیهم السلام) با ملاحظه این مهم به سوالات سائل پاسخ متناسب با حالت سائل را بیان می‌فرمودند و وظیفه شرعیه مقرره بر اساس آن حالت خاص سائل را تبین می‌کردند ولی متاسفانه موقعی که آن سائل می‌خواسته پاسخ امام (علیه السلام) را برای دیگران نقل‌کند بدون توجه به اینکه امام (علیه السلام) این پاسـخ را برای آن حالت خاص بیان فرموده، پاسـخ امام (علیه السـلام) را به صورت مطلق برای دیگران بیان می‌کرد و همین کار او باعث بروز تعارض این روایت با روایاتی می‌شد که در آنها همان امام یا معصوم قبلی یا بعدی (علیهم السلام) از ابتدا پاسخ را به صورت مطلق بیان فرموده یا می‌فرمودند تا جایی که در بعضی از مواردی که اصحاب علت تعارض بعضی از اخبار را بر حضرات معصومین عرضه می‌کردند ایشان به همین نکته تنبه می‌دادند. به عنوان نمونه در این روایت به نکته فوق به خوبی اشاره شده است: «مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَـيْنِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ قَالَ حَدَّثَنِي سَلَمَةُ بْنُ مُحْرِزٍ أَنَّهُ كَانَ تَمَتَّعَ حَتَّى إِذَا كَانَ‏ يَوْمُ‏ النَّحْرِ طَافَ‏ بِالْبَيْتِ‏ وَ بِالصَّفَا وَ الْمَرْوَةِ ثُمَّ رَجَعَ إِلَى مِنًى وَ لَمْ يَطُفْ طَوَافَ النِّسَـاءِ فَوَقَعَ عَلَى أَهْلِهِ فَذَكَرَهُ لِأَصْحَابِهِ فَقَالُوا فُلَانٌ قَدْ فَعَلَ مِثْلَ ذَلِكَ فَسَـأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع فَأَمَرَهُ أَنْ يَنْحَرَ بَدَنَةً قَالَ سَلَمَةُ فَذَهَبْتُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فَسَـأَلْتُهُ فَقَالَ لَيْسَ عَلَيْكَ شَيْ‏ءٌ فَرَجَعْتُ إِلَى أَصْحَابِي فَأَخْبَرْتُهُمْ بِمَا قَالَ فَقَالُوا اتَّقَاكَ وَ أَعْطَاكَ مِنْ عَيْنٍ كَدِرَةٍ فَرَجَعْتُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فَقُلْتُ إِنِّي لَقِيتُ أَصْحَابِي فَقَالُوا اتَّقَاكَ فَقَدْ فَعَلَ فُلَانٌ مِثْلَ مَا فَعَلْتَ فَأَمَرَهُ أَنْ يَنْحَرَ بَدَنَةً فَقَالَ صَدَقُوا مَا اتَّقَيْتُكَ وَ لَكِنْ فُلَانٌ فَعَلَهُ مُتَعَمِّدا وَ هُوَ يَعْلَمُ وَ أَنْتَ فَعَلْتَهُ وَ أَنْتَ لَا تَعْلَمُ فَهَلْ كَانَ بَلَغَكَ ذَلِكَ قَالَ قُلْتُ لَا وَ اللَّهِ مَا كَانَ بَلَغَنِـي فَقَالَ لَيْـسَ عَلَيْكَ شَـيْ‏ءٌ» (طوسى، 1407ق: 5 / 486).مستفاد از روایت فوق چنین است که سلمه بن محرز نقل می‌کند که مشغول به حج تمتع بودم تا اینکه روز عید قربان فرا رسـید. در آن روز طواف بیت و سعی بین صفا و مروه را به جا آوردم و در حالیکه اعمال طواف نسـاء را انجام نداده بودم به سرزمین منا بازگشتم و با زوجه خود هم‌بستر شدم . بعد از آن متوجه شدم که طواف نساء را انجام نداده‌ام شرح حال خود را برای اصحاب بیان کردم و از آنها تقاضا کردم وظیفه مرا در قبال این واقعه بیان کنند اصحاب در پاسخ به درخواست من گفتند مثل همین واقعه که برای تو اتفاق افتاده برای شخص دیگری نیز اتفاق افتاده بود و ما وظیفه او را از امام صادق (علیه السلام) سوال کردیم ؛ امام (علیه السلام) در پاسخ امر به نحرکردن یک شتر کردند.سلمه‌بن محرز ادامه می‌دهد با این حال به محضر امام صادق (علیه السلام) شرفیاب شدم و سوال خود را مجدد از ایشان پرسیدم؛ امام در پاسخ فرمودند در قبال این واقعه چیزی بر عهده‌ات نیست. آنچه را حضرت بیان فرموده بودند برای اصحاب نقل کردم ایشان گفتند که لابد حضرت این جواب را از روی تقیه بیان فرموده‌اند؛ سلمه ادامه می‌دهد دوباره به محضر حضرت رسیدم و آنچه را اصحاب در مورد حمل جواب اخیر امام بر تقیه و پاسخ اولی اصحاب در مورد وجوب نحر بدنه را برای امام بازگو کردم؛ امام در پاسخ فرمودند آنچه اصحاب گفته‌اند صحیح است و جوابی هم که به تو دادم از روی تقیه نبوده، منتهی باتوجه به این نکته‌ای که اضافه می‌کنم تعارضی میان دو جواب وجود ندارد در مورد آن شخص که نحر بدنه واجب شد به خاطر این بود که از روی تعمد و علم به مساله چنین کرده بود ولی برتو که چیزی واجب نشد به خاطر این است که تو در مورد این مساله جاهل قاصر هستی.از روایت فوق به‌خوبی می‌توان دریافت که اصحاب جواب امام (علیه السلام) را برای سلمه نقل کرده‌اند بدون التفات به احتمال دخالت حالتی که فلانی بر آن حالت بوده (یعنی حالت تعمد و علم به مساله) پاسخ امام (علیه السلام) را بصورت مطلق برای سلمه نقل کرده‌اند و سلمه نیز در نقل پاسخ امام (علیه السلام) دچار همین بی‌توجهی شده است که در نتیجه تعارضی بین دو نص حادث شده و اصحاب برای رفع تعارض به وجود آمده پاسخ دوم را حمل بر تقیه کرده‌اند که در نهایت امام (علیه السلام) تنبه به نقش حالات سائل در اختلاف احکام می‌دهند .3. از بین رفتن قرائن لفظیه و حالیهدر زمان صدورِ روايات، قرائنى همراه آن بوده خصوصاً قرينه سياق كه با تقطيع روايات یا غفلت راوی اين قرائن ضايع شده و بین نصوص تعارض به وجود می‌آید: «من جمله ما یکون سببا فی نشوء التعارض بین النصوص ایضا ضیاع کثیر من القرائن» (هاشمی شاهرودی 1426ق: 7 / 30).به عنوان مثال نبوی منقول به این عبارت است که «انت و مالک لابیک» (شیخ حرعاملی 1409ق: 17/ 263) که فقهاء با استناد به این روایت که مجرد از سیاق و قرائن همراه آن است ولایت أب در مساله معروف ولایت پدر در تصرف در مال فرزند صغیرش را اثبات می‌کنند در حالیکه به همراه این روایت قرائنی وجود داشته که با ملاحظه آن قرائن مدلول روایت از اساس تغییر می‌کند و چنین حکم شرعی از آن قابل استنباط نیست و نهایت چیزی که از روایت با لحاظ قرائن همراه آن استفاده می‌شود یک مساله اخلاقی و تنبه به مقام بالای پدر است.در روایتی از حسین‌بن ابی‌العلاء حضرت امام صادق (علیه السلام) به همین نکته اشاره فرموده و اصل روایت «انت و مالک لابیک» را به همراه قرائن و سیاق همراه روایت چنین بیان می‌فرمایند که: «جاء في رواية الحسين ابن أبي العلاء أنه قال: «قُلتُ لأبي عَبدِ اللَّهِ عليه السلام: ما يَحلّ للرّجُلِ مِن مال وَلِدِهِ؟ قال: قُوتُهُ بِغَيرِ سرَف إذَا اضطرّ إليهِ. فَقُلتُ لَهُ قولُ رَسولِ اللَّه صلى اللَّه عليه و آله للرّجُلِ الّذي أتَاهُ فَقَدّمَ أبَاهُ فَقَالَ لَهُ: أنتَ وَ مَالُكَ لأَبِيكَ فَقَالَ: إنّما جَاءَ بِأبِيهِ إلى النّبيّ صلى الله عليه و آله فَقَالَ: يا رَسُولَ اللَّهِ هذَا أبِي ظَلَمَنِي مِيراثي مِن أمّي، فَأخبَرَهُ الأبُ أنّهُ قَد أنفَقَهُ عَلَيهِ وَ عَلى نَفسِهِ. فَقَالَ النّبيّ صلى الله عليه و آله:أنتَ وَ مَالُكَ لأبِيكَ، وَ لَم يَكُن عِندَ الرّجُلِ شئ، أوکَانَ رَسولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله يَحبِسُ الأبَ للابنِ؟» (همان).بر اساس روایت فوق حسین‌بن ابی‌العلاء میان پاسخ امام (علیه السلام) به سوالش با روایت نبوی مجرد از قرائن تهافت و ناسازگاری احساس می‌کند؛ زیرا اگر روایت را مجرد از سیاق آن لحاظ کنیم، ولایت پدر بر اموال فرزند بلکه بر نفس فرزند قابل استفاده است، در حالیکه حضرت در پاسخ به سوال «ما يَحلّ للرّجُلِ مِن مال وَلِدِهِ؟» چیز دیگری فرمودند که اصلا سازگار با ولایت پدر بر اموال فرزند بلکه بر نفس فرزند نیست، لذا حضرت برای اینکه این تهافت و ناسازگاری بدوی شکل‌گرفته در ذهن حسین‌بن ابی‌العلاء را برطرف کنند روای را متوجه به این نکته می‌کنند که درست است که نبوی معروف از پیامبر(صلی الله علیه و آله) صادر شده ولی محفوف با سیاقی بوده که به همراه روایت نقل نشده است و همین منشاء تهافت میان پاسخ امام (علیه السلام) با آن نبوی شده است.حضرت (علیه السلام) سیاق مفقود در روایت را چنین نقل می‌فرمایند که پسری به همراه پدرش به محضر رسول الله شرفیاب شدند، پسر از پدرش نزد رسول خدا شکایت کرد و به عنوان تظلم و دادخواهی به رسول خدا عرضه داشت که این پدر در میراثی که از مادرم به من ارث رسیده بوده به ناحق دخل و تصرف کرده است در این هنگام پدر به عنوان رفع اتهام از خود عرضه داشت آن سهم الارث را برای نفقه خودش و خودم هزینه کردم، در اینجا بود که پیامبر برای آشتی دادن این پدر و پسردر حالی که نزد پدر هیچ چیزی باقی نمانده بود خطاب به پسر فرمودند: «أنتَ وَ مَالُكَ لأبِيكَ» و در ادامه فرمودند که آیا انتظار داری رسول خدا پدر را به خاطر شکایت پسر، حبس کند؟ أوکَانَ رَسولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله يَحبِسُ الأبَ للابنِ؟ این به دور از ادب است ... .همانطور که ملاحظه می شود با این توضیح امام (علیه السلام) آن تهافت و تعارضی که میان پاسخ امام(علیه السلام) به سوال حسـین بن ابی العلاء و روایت نبوی وجود داشت دفع می شود زیرا از نبوی معروف هیچـگونه ولایت پدر بر اموال فرزند فهمیده نمی‌شود .تنها چیزی که در اینجا باقی می‌ماند این است که با وجود این مشکل تمام روایات ما دچار اجمال می‌شوند زیرا در هر موردی احتمال اینکه قرینه ای در کار بوده باشد وجود دارد و همین باعث اجمال روایات می‌شود. برای دفع این مشکل باید گفت عمده راویان در مقام نقل روایت دقت داشته‌اند تا تمام قرائنی که دخیل در فهم روایت بوده است را بیان کنند لذا عقلاء در مواردی که راوی قرینه ای را بیان نکرده است آنرا نوعی شهادت سلبی بر نبود قرینه می‌گیرند منتهی باید توجه داشت که در همه موارد نمی‌شود احتمال قرینه را با اصالت عدم قرینه دفع کرد زیرا بعضی از قرائن از نوع قرائنی هستند که در زمان صدور روایت از مرتکزات عامه محسوب می‌شدند و آنقدر محسوس و واضح بودند که راوی از فرط وضوح عنایتی به اینکه باید این قرائن رانیز نقل کند نداشت ولی بر اثر مرور زمان و دور شدن از زمان صدور روایت آن قرائن محسوس و واضح کم‌کم از ارتکازات عامه مردم بیرون رفته و به امور نامحسوس و ناملموس تبدیل می‌شدند لذا در مواردی که احتمال چنین قرائن ارتکازیه عامه وجود دارد اگر راوی قرینه را نقل نکرد نمی‌توان آن را شهادت سلبی بر نبود قرینه قلمداد کرد .4. نادیده گرفتن آهنگ سخنما در سخنان روزمره از آهنگهای متفاوت کلامی سود می‌بریم و در مقام پرسش و انکار سخن خود را با آهنگی متفاوت از هنگامی که در مقام پاسخ یا تایید هستیم بیان می‌کنیم به عنوان مثال کلمه «می‌توانی» را در مقامهای مختلف با آهنگی متفاوت از مقام دیگر بیان می‌کنیم .گاه در مقام پرسش از کسی که می‌خواهد کاری را انجام دهد با آهنگ سوال می‌پرسیم می‌توانی؟ و گاه در مقام تشویق و تحریک مخاطب با آهنگی متناسب از این کلمه بهره می‌بریم وگاه درمقام تعجب از کسی که می‌خواهد کاری را که از توانش خارج است انجام دهد با آهنگی همراه با تعجب از او می‌پرسیم می‌توانی؟ اما این آهنگ در نوشتن قابل انتقال نیست و تنها از طریق علائم مناسب به خواننده انتقال داده می‌شود . این علائم در گذشته نبوده است و از این رو گاه گفته استفهامی امام (علیه السلام)، به صورت یک جمله خبری خوانده و فهمیده شده و همین موجب پدید آمدن تعارض میان بعضی از اخبار شده است .مرحوم شیخ طوسی (رحمه الله) از همین نکته برای جمع میان چند روایت متعارض فقهی سود برده و به یاری قابلیت حمل یکی از دو طرف تعارض بر معنای اسـتفهامی یا تعجبی و انکاری میان روایتی با روایات متعدد هم موضوع سازگاری ایجاد کرده‌است. به عنوان نمونه ایشان بعد از نقل روایت به ظاهر متعارض با سایر روایات هم موضوع فرموده‌اند: «فَأَمَّا مَا رَوَاهُ مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ‌عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الرَّجُلِ يُصِيبُ خُطَّافاً فِي الصَّحْرَاءِ أَوْ يَصِيدُهُ أَ يَأْكُلُهُ فَقَالَ هُوَ مِمَّا يُؤْكَلُ وَ عَنِ الْوَبْرِ يُؤْكَلُ قَالَ لَا هُوَ حَرَامٌ‌ فَالْوَجْهُ فِي قَوْلِهِ ع هُوَ مِمَّا يُؤْكَلُ أَنْ نَحْمِلَهُ عَلَى التَّعَجُّبِ مِنْ ذَلِكَ دُونَ الْإِخْبَارِ عَنْ إِبَاحَتِهِ وَ يَجْرِي ذَلِكَ مَجْرَى أَحَدِنَا إِذَا رَأَى إِنْسَاناً يَأْكُلُ شَيْئاً تَعَافُهُ الْأَنْفُسُ هَذَا شَيْ‌ءٌ يُؤْكَلُ وَ إِنَّمَا يُرِيدُ تَهْجِينَهُ لَا إِخْبَارَهُ عَنْ جَوَازِ ذَلِكَ» (طوسی، 1390: 4/ 66) در اینجا عمار موسی‌ از امام صادق (علیه السلام) درباره مردی پرسید که پرستویی را در صحرا می‌زند یا صید می‌کند، آیا می‌تواند آن را بخورد؟ امام (علیه السلام) فرمود: آن از چیزهای خوردنی است؟ مرحوم شیخ طوسی (ره) در اینجا عبارت اخیر را نه بر إخبار بلکه بر تعجب حمل کرده‌اند. درحالی که این حمل خلاف ظاهر است و اگر چنین بود که شیخ فرموده است، بر راوی یا امام (علیه السلام) بود که ما را به این نکته توجه بدهند.به هر حال این بحث نه تنها در احادیث بلکه در قرآن نیز جاری است. از جمله در مورد گفته حضرت ابراهیم (علیه السلام): «هذا ربی»، در خطاب به مشرکان و یا در داستان حضرت یوسف (علیه السلام) در آیه «أیتها العیر إنکم لسارقون» مورد استفاده قرار گرفته است. عده‌ای لحن این دو پیامبر معصوم را انکاری و استفهامی دانسته و بدین وسیله ساحت مقدس آن دو بزرگوار را از دروغ پاک داشته‌اند . به عنوان نمونه مرحوم مجلسی ره در مورد این دو آیه فرموده‌اند: «لعل المراد من قولهم‏ إِنَّكُمْ لَسارِقُونَ‏ الاستفهام كما في قوله حكاية عن إبراهيم‏ هذا رَبِّي‏ و إن كان ظاهره الخبر و أيد ذلك بأن في مصحف ابن مسعود أإنكم بالهمزتين...» (مجلسی 1403ق: 69/ 241).5. نقل به معنانقل به معنا اصطلاحی مشهور نزد محدثان بوده و به معنای نقل محتوای یک خبر، بدون اصرار بر واژه‌ها و عبارت‌های آن است. این شیوه در نقل شفاهی رایج بوده و در نقل کتبی نیز هنگام نقل غیرمستقیم به‌کار می‌رود. حضرات معصومین (علیهم‌السلام) این شیوه عقلائی را تائید فرموده و دست‌کم درغیر ادعیه، رساله‌ها و نامه‌های مکتوب، کلمات قصار و کوتاه بر آن صحه گذاشته‌اند. به عنوان نمونه به دو روایت صحیح السنداز مرحوم کلینی (ره) در کتاب شریف الكاف که صریح در این‌باره است اشاره می‌کنیم. روایت نخست از محمد بن مسلم است که می گوید: «قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَسْمَعُ‏ الْحَدِيثَ‏ مِنْكَ‏ فَأَزِيدُ وَ أَنْقُصُ قَالَ إِنْ كُنْتَ تُرِيدُ مَعَانِيَهُ فَلَا بَأْسَ» (كلينى، 1407ق: 1/ 51) به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: حدیث را از شما می‌شنوم و سپس [هنگام باز گو کردن آن] کم و زیاد می‌کنم [حکمش چیست؟]. امام فرمودند: اگر مقصودت رساندن همان معانی [که من گفتم] باشد اشکالی ندارد.در حدیث بعدی همین مساله را داوود بن فرقد با امام (علیه السلام)در میان می‌گذارد و می‌گوید: «قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع إِنِّي أَسْمَعُ الْكَلَامَ مِنْكَ فَأُرِيدُ أَنْ أَرْوِيَهُ كَمَا سَمِعْتُهُ مِنْكَ فَلَا يَجِي‏ءُ قَالَ فَتَعَمَّدُ ذَلِكَ قُلْتُ لَا فَقَالَ تُرِيدُ الْمَعَانِيَ قُلْتُ نَعَمْ قَالَ فَلَا بَأْسَ» (همان) به امام صادق (علیه السلام)عرض کردم: من از شما سـخنی را می شنوم و می خواهم آن را همانگونه که از شما شنیده ام روایت کنم ، اما [الفاظـش به زبانم] نمی‌آید؛ حضرت فرمودند اشکالی ندارد.امامان معصوم (علیهم السلام) به دلائلی نقل به معنی را اجازه دادند که از مهمترین آنها تسهیل نقل و ترویج حدیث است. بی‌تردید اگر معصومین (علیهم السلام) خواستار نقل لفظی همه متون احادیث خود می‌شدند، اقدام به نقل حدیث کاهش می‌یافت و کمتر کسی حاضر به پاگذاشتن در این میدان حسّاس می‌شد تا جائی که برخی از حسن بصری نقل کرده‌اند که: اگر نقل به معنا نبود، ما حدیث نقل نمی‌کردیم. این سخن نشان از صعوبت نقل لفظی حدیث دارد به ویژه با امکانات آن زمان که همراه داشتن ابزار و ادوات ضبط و کتابت محدود و همیشه در دسترس نبوده است.تمام مطالبی که در نقل معنا تا اینجا بیان شد مقدمه‌ای بود تا به مطلب اصلی که گستره نقل معنا و نقش آن در اجمال و یا تعارض میان نقلهاست بپردازیم. گاهی تفاوتهای ناشی از نقل معنای یک حدیث، آن نقلها را به اجمال یا تعارض می‌کشاند. اما باید به این نکته بسیار مهم توجه داشت که وقوع چنین تفاوتهایی دست‌کم در حوزه حدیث شیعه، فراوان نیست و بیشتر نقلها حتی با تفاوتهای متعدد لفظی، اختلاف معنوی مهمی با هم ندارند و این به خاطر این است که تحمّل و نقل حدیث در این حوزه بیشتر بر کتابت و قرائت نسخه ها متکی بوده است تا حفظ و نقل شفاهی. این شیوه با تاکید امامان معصوم (علیهم السلام) و به ویژه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به نوشتن سخنانشان گسترش یافت.افزون بر اخبار پر شماری که این سفارشها را نقل کرده‌اند، گزارش‌هایی نیز از تلاش راویان برای عمل به آنها و ثبت سخنان ائمه(علیهم السلام) در دست است. مانند آنچه ابو طفیل از اما باقر (علیه السلام) نقل کرده که فرمودند: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع اكْتُبْ‏ مَا أُمْلِي‏ عَلَيْكَ‏ قَالَ عَلِيٌّ ع يَا نَبِيَّ اللَّهِ وَ تَخَافُ النِّسْيَانَ قَالَ لَسْتُ أَخَافُ عَلَيْكَ النِّسْيَانَ وَ قَدْ دَعَوْتُ اللَّهَ لَكَ أَنْ يَحْفَظَكَ فَلَا يَنْسَاكَ لَكِنِ اكْتُبْ لِشُرَكَائِك» ‏(صفار1404ق: 1/ 167). در برخی از این خبرها از وجود راویانی از خواصّ امامان را گـزارش می‌دهد که قلم و دواتـی آماده داشتند و عین سخنان امام (علیه‌السلام) را می‌نوشتند . به‌عنوان نمونه کشی درباره زراره چنین نقل کرده است: «دَخَلَ زُرَارَةُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ إِنَّكُمْ قُلْتُمْ لَنَا فِي الظُّهْرِ والعصر عَلَى ذِرَاعٍ وَ ذِرَاعَيْنِ، ثُمَّ قُلْتُمْ أَبْرِدُوا بِهَا فِي الصَّيْفِ، فَكَيْفَ الْإِبْرَادُ بِهَا وَ فَتَحَ أَلْوَاحَهُ لِيَكْتُبَ مَا يَقُول» ‏(كشى، 1409: 144). حتی گاهی راویانی که توان کتابت نداشتند مانند ابو بصیر که نابینا بود، کاتبی برای خود استخدام کرده بود تا احادیث را در همان مجلس برایش بنویسد تاجائیکه در مجلسی که کاتبش همراهش نبود و از نام و شهر و مکانهای یاران حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) سوال پرسید حضرت امام صادق (علیه السلام) به فرمودند همراهت که برایت می نوشت کجاست و چون ابو نصیر گفت کاری برایش پیش آمده است امام به یکی از افراد حاضر در مجلس دستور داد که سخنان را برای ابوبصیر بنویسد.این واقعه را محمد بن جریر طبری در دلائل الامامة از ابوبصیر چنین نقل می‌کند: «قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ، أَخْبِرْنِي بِعَدَدِهِمْ‏ وَ بُلْدَانِهِمْ‏ وَ مَوَاضِعِهِمْ، فَذَاكَ يَقْتَضِى مِنْ أَسْمَائِهِمْ؟. قَالَ: فَقَالَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ): إِذَا كَانَ يَوْمُ الْجُمُعَةِ بَعْدَ الصَّلَاةِ فَائْتِنِي. قَالَ فَلَمَّا كَانَ يَوْمُ الْجُمُعَةِ أَتَيْتُهُ، فَقَالَ يَا أَبَا بَصِيرٍ أَتَيْتَنَا لِمَا سَأَلْتَنَا عَنْهُ؟ قُلْت نَعَمْ، جُعِلْتُ فِدَاكَ. قَالَ إِنَّكَ لَا تَحْفَظُ، فَأَيْنَ صَاحِبُكَ الَّذِي يَكْتُبُ لَكَ؟ قُلْتُ أَظُنُّ شَغَلَهُ شَاغِلٌ‏(في« ع، م»: شغل شغله.)، وَ كَرِهْتُ أَنْ أَتَأَخَّرَ عَنْ وَقْتِ حَاجَتِي، فَقَالَ لِرَجُلٍ فِي مَجْلِسِهِ: اكْتُبْ لَه» ‏(طبرى آملى 1413ق: 555).افزون بر این در بسیاری از موارد نقل به معنا میسر نیست یا کمتر به کار می‌رود. مثلا در مکاتبات که تعداد آنها هم کم نیست نقل به معنا توجیهی ندارد و یا در احادیث بلند و خطبه های حکومتی و البته طولانی مانند برخی خطبه های امیر المومنین و امام رضا (علیهما السلام) کاتبان حضور داشته‌اند و کمتر کسی به حفظ شفاهی آنها اقدام می‌کرده است . هچنین بسیاری از ادعیه، اذکار و مناجاتها، راز و نیاز امامان با خدای سبحان بوده و از این رو، کلمات آنچنان دقیق و زیبا انتخاب شده‌اند که کمتر کسی توان انتقال همان معانی را در قالبی دیگر دارد لذا علماء بزرگی چون شهید ثانی (ره) یا مرحوم مامقانی نقل معنا در اینگونه احادیث را مجاز ندانسته‌اند .کلام شهید ثانی در الرعایة فی علم الدرایة (1408ق: 351) چنین است: «الروایة المنقولة فی المصنفات لا تغیر اصلا و إن کان بـمعناه». و سخن مرحوم مامقانی در مقباس الهدایة (1428ق: 3 / 250) چنین است: «لا کلام ظاهـرا فی عدم جـواز نقل الأحادیث الواردة فی الأدعـیة و الأذکار و الأوراد بالمعنی ، ولا تغییرها بزیادة و لا نقصان».در احادیث کوتاه و نه چندان بلند نیز نقل لفظی بیشتر از نقل معناست؛ زیرا به یاد ســپردن سخنی شـیوا ، رسا و کوتاه ، اگر با همان شکل و واژه‌ها باشد راحتر از آن است که واژه‌ها تغییر یابد و در غالبی نو ریخته شود. بنابراین از این میان آنچه باقی می ماند درصد کمتری از روایات دستخوش نقل به معنا شده است که از آنها هم درصد تغیّر وتصرف راوی در نص روایت صادره از معصوم (علیه السلام) به حسب قدرت راوی در ضبط تمام معنا و نقل آن بدون آنکه خللی در مضمون آن رخ دهد متفاوت است . به عبارتی دیگر شرط اصلی نقل به معنا، عدم تغییر معنا و محتوای حدیث است که در واقع رکن اصلی نقل معنا و فارق آن با تدلیس، اضطراب، تصحیف و تحریف است چرا که در هیچ یک از این گونه نقلها، معنا و مقصود اصلی گوینده حدیث به درستی منتقل نمی‌شود. این شـرط با چندین نقل معتبر برخواسـته از کلام امام (علیه السـلام) است که ایشان در صورتی اجازه نقل به معنا را به راوی داده‌اند که او معنا را فهمیده و اراده کرده باشد هرچند در به خاطر آوردن و بازگو کردن عین الفاظ ناتوان باشد. به عنوان نمونه در روایت داوود بن فرقد این شرط به صراحت بیان شده است : عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع إِنِّي أَسْمَعُ الْكَلَامَ مِنْكَ فَأُرِيدُ أَنْ أَرْوِيَهُ كَمَا سَمِعْتُهُ مِنْكَ فَلَا يَجِي‏ءُ قَالَ فَتَعَمَّدُ ذَلِكَ قُلْتُ لَا فَقَالَ تُرِيدُ الْمَعَانِيَ‏ قُلْتُ نَعَمْ قَالَ فَلَا بَأْس‏ (كلينى، 1407ق: 1/ 51).اما قدرت و اسـتعداد راویان در تحقق این شرط به حسب میزان شناخت و تسـلط آنها به زبان عربی و فنون گوناگون آن؛ علم به دقائق لغت و آگاهی و توجه به ظرف صدور نص متفاوت است و هر چقدر راوی از توانای و استعداد بیشتری در این امور برخوردار باشد احتمال تغییر در آنچه برای ما نقل می‌کند کمتر و کمتر است و به عکس هر چه این توانایی کمتر باشد احتمال تغییر زیادتر می‌شود تا جایی که به نقل از شهید صدر (ره) روایات عمار ساباطی به چنین چیزی مشهور شده‌اند، به خاطر اینکه با ملاحظه و دقت در روایات منقول از ایشان نوعی از به هم ریختگی در متن و اجمال در دلالت مشهود است .عبارت شهید صدر (ره) در بحوث در مورد روایات عمار ساباطی چنین است: «...كلما كان الراوي أعلم بدقائق اللغة و أعرف بظروف صدور النص و بيئته، كان احتمال التغيير فيما ينقله إلينا أضعف درجة و أقل خطورة. و مما يشهد على وجود هذا العامل في الروايات ما نجده في أحاديث بعض الرّواة بالخصوص من أصحاب الأئمة عليهم السلام من غلبة وقوع التشويش فيها، حتى اشتهرت روايات عمار الساباطي مثلًا، بين الفقهاء بهذا المعنى، لكثرة ما لوحظ فيها من الارتباك و الإجمال في الدلالة أو الاضطراب و التهافت في المتن في أكثر الأحيان، و قد صار العلماء يعتذرون في مقام الدفاع عن صحة ما يصح عن طريقه و عدم قدح اضطراب متنه في اعتباره، بأنه من عمار الساباطي الّذي لم يكن يجيد النقل و التصرف في النصوص لقصور ثقافته اللغوية» (شهیدصدر، 1426ق: 7/ 33).به هر حال هرگاه راوی حدیث ،معنا را به درستی تشخیص ندهد و همان برداشت نادرست خود را در قالب الفاظی دیگر عرضه کند زمینه بروز مشکلاتی مثل تعارض میان اخبار به وجود می‌آید که اگر مجتهد یا پژوهشگر حدیث بخواهد بدون مراجعه به نقلهای مشابه و هم مضمون دیگر، بر الفاظ و عبارتهای برخی از گزارشهای نه چندان دقیق اصرار بورزد و مثلا کوهی از نتیجه‌ها را بر یک ضمیر یا تقدّم و تأخّری بارکند، با پیداشدن نخستین متن متفاوت اما مشابه، پایه استدلالش فرو می‌ریزد و روند استدلال را باید از نو بپیماید لذا برای رفع مشکل نقل به معنا ها تشکیل خانواده احادیث مشابه و هم مضمون امر لازم وضروری می‌باشد.6. تقیهتقیه یکی از عوامل مهم در شکل گیری تعارض میان اخبار صادره از معصومین (علیهم السلام) است چرا که اکثر ائمه معصومین (علیهم السلام) در شرایط بسیار وخیم و بحرانی بسر می بردند بگونه ای که تقیه بر ایشان از حیث قول و فعل امری واجب و ضروری می نمود و آن بزرگواراندر مواردی به خاطر مصلحتی مهمتر (مثل حفظ دماء شـیعیان: إنما جعلت التقية ليحقن بها الدم) ناگزیر از ابراز حکم بصورت مخالف و تقیه ای می‌شدند. ما در اینجا در صدد بررسـی عوامل تاریخی که منجر به اعمال تقیه از ناحیه أئمه (علیهم السلام) شده است نیستیم وتنها به تبیین گستره تقیه و نقش آن در شکل گیری تعارض میان اخبار صادره از معصومین (علیهم السلام) می‌پردازیم .تقیـّه فقط به خاطر وجود احكام سـياسى مربوط به فرمانروايان و سـياستمداران ظالمی مثل بنی‌امیه و بنی‌عباس نبوده بلکه از احكام عامی كه به‌صورت شـعار مذهب يا گروه خاصى از مسلمين درآمده بود با اینکه هیچ ارتباطی با شئون خلافت نداشت؛ نیـز تقيّـه از ناحیه ائمه (علیهم‌السلام) اعمال می‌شد به‌گونه‌ای که به تعبیر شهید صدر (ره) احکامی که منجر به تحدی با معتقدات عامه و مخالفت با مرتکزات دینی آن‌هامی‌شد ،ازناحیه ائمه (علیهم‌السلام) صادر نمی‌شد.با تتبع در حیات ائمه (علیهم السلام)این نکته بخوبی قابل درک است که ایشـان برای اینکه بتوانند نقش اصلی خود در تبیین احکام را ایفاء کنند با ظرافت بسـیار زیادی این نقش را بدون اینکه تنازعی اتفاق افتد به‌خوبی ایفاء می‌کردند و با اینکه به خطاء و اشتباهات مذاهب و فتاوای رایج و شایع در میان امت اسلامی آگاه بودند ولی باز مراعات مذاهب مختلفه را می‌کردند؛ در پوشش بیان و ملاحظه فتاوای شایع در عصر خویش مثل اینکه فتوای اهل عراق چنین است و فتوای اهل مدینه چنان است. و در بعضی مواقع اصرار داشتند تا آنچه را فتوا می‌دهند به اسناد به پدران بزرگوارشان به پیامبر (صلی الله علیه و آله) برسانند. ایشان با این روش مکانت و جایگاه علمی خود را به عنوان نماینده پیامبر (صلی الله علیه و آله) در تبیین و بیان احکام در میان امت اسلامی حفظ می‌کردند به گونه‌ای که علماء فرق و سایر طوایف نیز به این مکانت و جایگاه والای علمی اعتراف داشتند. اما از طرفی دیگر برای این که امر برای اصحاب روشن شود بصورت آکد مخالفت با عامه را مقیاسی برای ترجیح یکی از دو روایت متعارض عنوان می‌کردند .ایشان علاوه بر اینکه خود اقدام به تقیه می‌کردند اصحاب خویش را نیز در قول و عمل امر به تقیه می کردند تا آنها نیز بتوانند در پوشش تقیه حفظ شوند و برای بعضی از فقهاء از اصحاب فضایی برای تبلیغ و بیان احکام در آن فضاهای اختناق فراهم شود . به عنوان نمونه به دو مورد از مواردی که ائمه (علیهم السلام) اصحاب خویش را امر به تقیه می‌کردند بیان می‌کنیم: اول «الْحُسَيْنُ بْنُ سَعِيدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْهُ قَالَ قَالَ لِي أَبُو جَعْفَرٍ ع‏ فِي الْقُنُوتِ فِي الْفَجْرِ إِنْ شِئْتَ فَاقْنُتْ وَ إِنْ‏ شِئْتَ‏ فَلَا تَقْنُتْ‏ وَ قَالَ هُوَ إِذَا كَانَ تَقِيَّةً فَلَا تَقْنُتْ وَ أَنَا أَتَقَلَّدُ هَذَا» (طوسى، 1407 ق: 2/ 161) و دیگری «وَ عَنْ حَمْدَوَيْهِ وَ إِبْرَاهِيمَ ابْنَيْ نُصَيْرٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حُسَيْنِ بْنِ مُعَاذ عَنْ أَبِيهِ مُعَاذِ بْنِ مُسْلِمٍ النَّحْوِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: بَلَغَنِي أَنَّكَ تَقْعُدُ فِي الْجَامِعِ‏فَتُفْتِي النَّاسَ قُلْتُ نَعَمْ وَ أَرَدْتُ أَنْ أَسْأَلَكَ عَنْ ذَلِكَ قَبْلَ أَنْ أَخْرُجَ إِنِّي أَقْعُدُ فِي الْمَسْجِدِ فَيَجِي‏ءُ الرَّجُلُ فَيَسْأَلُنِي عَنِ الشَّيْ‏ءِ فَإِذَا عَرَفْتُهُ‏ بِالْخِلَافِ‏ لَكُمْ‏ أَخْبَرْتُهُ بِمَا يَفْعَلُونَ وَ يَجِي‏ءُ الرَّجُلُ أَعْرِفُهُ بِمَوَدَّتِكُمْ فَأُخْبِرُهُ بِمَا جَاءَ عَنْكُمْ وَ يَجِي‏ءُ الرَّجُلُ لَا أَعْرِفُهُ وَ لَا أَدْرِي مَنْ هُوَ فَأَقُولُ جَاءَ عَنْ فُلَانٍ كَذَا وَ جَاءَ عَنْ فُلَانٍ كَذَا فَأُدْخِلُ قَوْلَكُمْ فِيمَا بَيْنَ ذَلِكَ قَالَ فَقَالَ لِيَ اصْنَعْ كَذَا فَإِنِّي كَذَا أَصْنَعُ» (شيخ حر عاملى، 1409 ق: 16/ 223).حاصل کلام اینکه شکی نیست که تقیه یکی از عوامل مهم در تعارض میان نصوص و اخبار مطرح است لذا است که از ناحیه ائمه (علیهم السلام) به صورت آکد مخالف با عامه را یکی از مقیاس‌ها برای ترجیح روایات متعارض قرار داده‌اند، منتهی باید توجه داشت که حمل یک روایت بر تقیه تنها در گستره تقیه اتفاق افتد و در جاهایی که این گستره وجود ندارد بی جهت روایتی حمل بر تقیه نشود.7. دستبرد و تحریف احادیثپدیده جعل حدیث و ورود سیل‌آسای اخبار ساختگی، از همان آغاز و در زمان پیامبر (صلی‌الله علیه و اله)، نشان‌دهنده نفوذ سودجویان فرصت‌طلب در صفوف مسلمانان است. این افراد از علاقه شدید مسلمانان به حدیث آگاه بودند، علاقه‌ای که پیامبر اکرم نیز از آن خبر داده و برای پیشگیری از سوءاستفاده سودجویان از آن تحذیر و هشدارهایی شدیدی را در حیات خود ابراز نمودند. به عنوان نمونه در این مورد فرمودند:منْ كَذَبَ عَلَيَّ مُتَعَمِّداً فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ‏ فِي‏ النَّارِ (مجلسى، 1403ق: 82/ 267).با این وجود فرصت طلبان سود جو، از حرکت بالنده و شتابدار اسلام که قلب ها را تسخیر می‌کرد و محبت ها را جلب می کرد، سوء استفاده نموده و با همراهی نمودن با آن، چشم طمع به ریاست مادی و معنوی آن دوخته یا در پی ضربه زدن به این نفوذ چشم گیر اسلام برآمدند.این جریان همیشگی تاریخ است که فرصت طلبان، با ورود به جرگه پیروان مذهب، مقصود پلید خود را اندک‌اندک در حقیقت ناب آن داخل نموده و گوهر پاک حق را آلوده می‌کنند. حضرت امیرمومنان (علیه السلام) در فرمایشی گوهربار از راه و روش این‌گونه جریانهای انحرافی پرده برداشـته و پیـروان خود را به عبرت از این اقدامات فرا می‌خوانند آنجا که فرمودند: «فلو أَن الباطل‏ خلص من مزاج الحق لم یخف علی المرتادین و لو أن الحق خلص من لبس الباطل إنقطعت عنه ألسن المعاندین...» (نهج‌البلاغه، خطبه 50).اگر باطل خالص بود، بر هیچ عاقلی پنهان نمی‌ماند و اگر حق خالص بود ،هیچ اختلافی نبود ؛ولکن بخشی از این و بخشی از آن گرفته و در هم می آمیزند و آنگاه که با هم عرضه می‌شوند، شیطان بر دوستانش مسلط می‌گردد و کسانی نجات می‌یابند که احسان خدا برایشان پیشی گرفته بود . از این‌رو امامان معصوم ما از سوی مخالفان و بد اندیشان مبتلابه دو مصیبت نفاق و عناد گشتند و برای حفاظت از گروه حق جویان و سرپرستی از طالبان علم حقیقی نقادی آنچه را حدیث خوانده می‌شـد برعهده گرفتند و اصحاب ویاران خویش را ترغیب به عرضـه حدیث نموده و به این نکته متوجه کردند که پیش از دریافت حدیث، مجرای آن را بررسی کنند تا جایی که حضرت امام باقر (علیه‌السلام) این موضوع را مسـتند به قرآن می‌سـازد و بررسـی نقادانه در علم را از مصادیق این آیه شـریفه «فلینظر الانسان الی طعامه» می‌داند و در پاسـخ به سؤال زید شـحام که از معنی طعام پرســیده بود فرمودند: «علمه‏ الذي‏ يأخذ عمّن يأخذه» (فيض‌كاشانى، 1415ق: 5/ 287).در پایان به چند نمونه از روایات اشاره می‌شود که حاکی از راه‌یابی احادیث جعلی به بعضی کتب اصحاب أئمه است: «عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ‏ أَنَّ بَعْضَ أَصْحَابِنَا سَأَلَهُ وَ أَنَا حَاضِرٌ فَقَالَ لَهُ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ مَا أَشَدَّكَ‏ فِي‏ الْحَدِيثِ‏ وَ أَكْثَرَ إِنْكَارَكَ لِمَا يَرْوِيهِ أَصْحَابُنَا فَمَا الَّذِي يَحْمِلُكَ عَلَى رَدِّ الْأَحَادِيثِ‏فَقَالَ حَدَّثَنِي هِشَامُ بْنُ الْحَكَمِ أَنَّهُ سَمِعَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ لَا تَقْبَلُوا عَلَيْنَا حَدِيثَنَا إِلَّا مَا وَافَقَ الْقُرْآنَ وَ السُّنَّةَ أَوْ تَجِدُونَ مَعَهُ شَاهِداً مِنْ أَحَادِيثِنَا الْمُتَقَدِّمَةِ فَإِنَّ الْمُغِيرَةَ بْنَ سَعِيدٍ لَعَنَهُ اللَّهُ دَسَّ فِي كُتُبِ أَصْحَابِ أَبِي أَحَادِيثَ لَمْ يُحَدِّثْ بِهَا أَبِي فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ لَا تَقْبَلُوا عَلَيْنَا مَا خَالَفَ قَوْلَ رَبِّنَا تَعَالَى وَ سُنَّةَ نَبِيِّنَا مُحَمَّدٍ ص فَإِنَّا إِذَا حَدَّثْنَا قُلْنَا قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص. قَالَ يُونُسُ‏ وَافَيْتُ الْعِرَاقَ فَوَجَدْتُ بِهَا قِطْعَةً مِنْ أَصْحَابِ أَبِي جَعْفَرٍ ع وَ وَجَدْتُ أَصْحَابَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع مُتَوَافِرِينَ فَسَمِعْتُ مِنْهُمْ وَ أَخَذْتُ كُتُبَهُمْ فَعَرَضْتُهَا بَعْدُ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا ع فَأَنْكَرَ مِنْهَا أَحَادِيثَ كَثِيرَةً أَنْ يَكُونَ مِنْ أَحَادِيثِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع وَ قَالَ لِي إِنَّ أَبَا الْخَطَّابِ كَذَبَ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع لَعَنَ اللَّهُ أَبَا الْخَطَّابِ وَ كَذَلِكَ أَصْحَابُ أَبِي الْخَطَّابِ يَدُسُّونَ هَذِهِ الْأَحَادِيثَ إِلَى يَوْمِنَا هَذَا فِي كُتُبِ أَصْحَابِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فَلَا تَقْبَلُوا عَلَيْنَا خِلَافَ الْقُرْآنِ ...» (مجلسى، 1403ق: 2/ 90).از جمله دانشمندان و حدیث پژوهانی که در عرصه بررسی و شناسایی احادیث جعلی تلاش نموده مرحوم علامه‌امینی است که حدود 200 صفحه از جلد پنچم کتاب گرانسنگ الغدیر را به این موضوع اختصاص داده اند. او تعداد زیادی از جاعلین حدیث را نام برده است که به هفتصد تن می‌رسد (امینی، 1416ق: 5/ 209). هم‌چنین در سه بخش معیارهای مصدری، سند و محتوا به شناسایی احادیث جعلی پرداخته است. براین اساس از مهم‌ترین معیار‌های ساختگی‌بودن حدیث در حوزه مصدری می‌توان به اخذ حدیث از آثار وضّاعین و عدم نقل حدیث از کتب غیرمعتبر اشاره کرد. در حوزه سندی، جعلی‌بودن اصل سند، محّرف و مصحّف‌بودن راو، شهرت‌راوی به فسق، وضع و کذب، مجهول‌بودن راوی و... اشاره کرد. در حوزه محتوایی هم به مخالفت با آیات قرآن، سنت و تاریخ قطعی و موازین عقل، مسلمات مذهب و .. . باید اشاره کرد (ر.ش به محمدی، 1400).نتیجهشکی نیست که در خصوص جمع آوری و تصحیح و تنقیح متون نوشتاری حدیثی، اصحاب و روایان زحمات زیادی کشیده‌اند تاجایی که به فرموده مرحوم صاحب حدائق این احادیثی که به دست ما رسیده بعد از شب بیداری‌های بسیار در تصحیح آن و ذوب شدن بدنها در تنقیح آنها و بعد مهاجرت‌های طولانی که همراه با ترک دیار و اولاد و زن و فرزند، گردآوری و تدوی شده است. با این وجود از یک طرف سالیان بسیار متمادی از زمان صدور، جمع‌آوری و نگارش آنها می‌گذرد و همین امر باعث از بین‌رفتن برخی قرائن موثر در فهم متن شده است مثل قرائن، آهنگ و لحن کلام که بعضا راوی از آنها غفلت کرده یا اصلا التفات به انعکاس آن نداشته است و آنرا به وضوح واگذار کرده است یا به خاطر اجازه در نقل به معنا، راوی در انعکاس پیام معصوم قدرت کافی نداشته و پیام را به صورت کامل منتقل نکرده است ( مثل عمار ساباطی که عرب زبان نبوده و به ظرافت های کلامی اشراف کامل نداشته است) و از طرفی وجود معاندین و مخالفین در زمان صدور یا زمانهای بعد باعث شده که برخی از روایات از روی تقیه صادر شود و یا مورد دستبرد و تحریف قرارگیرد. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که وجود این دو عامل نقش بسیار کلیدی در بروز تعارضات بین متون مکتوب روایی ما داشته است و الا خود کلام معصوم (علیه‌السلام) مصون از هر گونه اشتباه است و عمده این موارد با مطالعه عمیق در خصوص شناخت فضای صدور روایت و پی‌جویی از قرائن و گزارشات تاریخی و توجه به نظرات فقهاء عامه در عصر صدور روایت، قابل رفع است.منابع- نهج‌البلاغه (1392). ترجمه: دشتی، محمد، قم: انتشارات أمیرألمؤمنین.- الأمینی شیخ عبدالحسین النجفی (1416ق). الغدیر فی الکتاب و السنۀ و الأدب (الطبعه الثالثه)، قم: مرکز الغدیر للدراسات الاسلامیه.- زین‌الدین، الشهید الثانی (1408ق). الرعایه فی علم الدرایه (الطبعه الثانیه)، قم: مکتبه آیه‌الله المرعشی النجفی.- صدر، سید محمدباقر و هاشمی‌شاهرودی، محمود (1426ق). بحوث فی علم‌الاصول (الطبعه الثالثه)، قم: دائره معارف فقه السلامی اهل البیت (علیهم السلام).- صفار، محمدبن حسن (1404ق). بصائرالدرجات في فضائل آل محمّد (صلّى الله عليهم) (الطبعه الثانیه)، المصحح: كوچه باغى، محسن‌بن عباس‌على‏، قم: مكتبة آيه‌الله المرعشي النجفي.- طباطبائی سید محمدکاظم (1393). تاریخ حدیث شیعه عصر غیبت (چاپ دوم)، قم: دارالحدیث.- طبرسى، احمدبن على (1403ق). الإحتجاج على أهل اللجاج، مصحح: خرسان، محمدباقر، مشهد: نشر مرتضی.- طبری‌آملى صغير، محمد بن جرير بن رستم (1413ق). دلائل الإمامه (ط - الحديثة)، مصحح: قسم الدراسات الإسلاميه، قم: المؤسسه البعثه.- طوسى، محمدبن‌الحسن ‏(1390ق). الإستبصار فيما اختلف من الأخبار، محقق/ مصحح: خرسان، حسن الموسوى‏، تهران: دار الكتب الإسلاميه. ‏- طوسی محمدبن‌حسن (1407ق). تهذیب الاحکام (الطبه الرابعه)، تهران: دارالکتب الاسلامیه.- طوسی محمدبن حسن (1427ق). رجال شیخ طوسی، قم: جامعه مدرسین.- عاملى شيخ حر (1409ق). محمدبن حسن‏، تفصيل وسائل الشيعة إلى تحصيل مسائل الشريعة، قم: مؤسسة آل‌البيت (عليهم‌السلام).- فيض‌كاشانى، محمدبن شاه مرتضى (1415ق). تفسير الصافي، مصحح: اعلمى، حسين‏، تهران‏: مكتبه الصدر.- کشی محمدبن عمر (1490ق). اختیار معرفه الرجال (رجال کشی)، مشهد: نشر دانشگاه.- کلینی محمدبن یعقوب (1407ق). الکافی، قم: دار الکتب الاسلامیه.- مامقانی، عبدالله (1428ق). مقباس‌الهدایه فی علم الدرایه، قم: دلیل ما.- محمدی روح‌الله (1400). واکاوی معیارهای شناخت احادیث جعلی از متظر علامه امینی در الغدیر، پژوهشنامه علوم حدیثی تطبیقی، سال هشتم پاییز و زمستان، شماره 15.- مجلسی، محمدباقر (1403ق). بحارالانوارالجامعه لدررالاخبارالائمه (ع) (الطبعه الثانیه)، بیروت: دار إحياء التراث العربي.- مسعودی عبدالهادی (1391). در پرتو حدیث، قم: دارالحدیث.نویسنده: حمزه علیجانی احمدآبادیمجله مدرسه‌ای اندیشه پژوه - شماره اول/آذر 1403</description>
                <category>حوزه علمیه آیت الله درچه ای رحمة الله علیه</category>
                <author>حوزه علمیه آیت الله درچه ای رحمة الله علیه</author>
                <pubDate>Tue, 04 Feb 2025 12:42:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شهادت سید مقاومت؛ راهبردی در تقابل با استکبار جهانی</title>
                <link>https://virgool.io/IRhdorche/sayyid-of-resistance-jrsomnwmexia</link>
                <description>نویسنده: جلال حسن زادهمجله مدرسه‌ای اندیشه پژوه - شماره اول/آذر 1403چکیدهمفهوم شهادت در اندیشه و استراتژی سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله لبنان، به عنوان یک اصل بنیادین و حیاتی در جبهه مقاومت اسلامی شناخته می‌شود. این تحقیق به بررسی و تحلیل تاثیر شهادت بر گفتمان مقاومت و نقش آن در مبارزات ضد استعماری و جهانی پرداخته است. در این راستا، ضرورت تحقیق درک عمیق‌تر از دیدگاه‌های سید حسن نصرالله و پیوند آن با مذهب، سیاست و استراتژی‌های نظامی و اجتماعی در جبهه مقاومت است. سوال اصلی تحقیق این است که چگونه مفهوم شهادت در اندیشه نصرالله نه تنها به‌عنوان یک ارزش فردی بلکه به‌عنوان ابزاری استراتژیک در مبارزه با ظلم و استکبار جهانی تبیین می‌شود. روش تحقیق این مطالعه، تحلیل محتوای متون سیاسی، مذهبی و بیانات سید حسن نصرالله، با استفاده از روش‌های کیفی و استناد به منابع معتبر می‌باشد. نتیجه این تحقیق نشان می‌دهد که شهادت در دیدگاه نصرالله بیش از یک فدای فردی، به‌عنوان یک راهبرد اجتماعی، فرهنگی و حتی دیپلماتیک برای تقویت روحیه مقاومت و به چالش کشیدن قدرت‌های استعماری در سطح جهانی در نظر گرفته می‌شود.واژگان کلیدی:شهادت، مقاومت اسلامی، سید حسن نصرالله، حزب‌الله، استراتژی مقاومت، مبارزه ضد استعمار.مقدمهدر دهه‌های اخیر، مفهوم شهادت در اندیشه‌های مذهبی و سیاسی به ویژه در جبهه مقاومت اسلامی اهمیت ویژه‌ای یافته است. این مفهوم نه‌تنها به‌عنوان یک فدای فردی و از دست دادن جان برای اهداف دینی و الهی بلکه به‌عنوان یک ابزار استراتژیک برای مقابله با ظلم و استکبار جهانی تبیین شده است. سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله لبنان، از جمله شخصیت‌هایی است که این مفهوم را در گفتمان مقاومت اسلامی به شکلی نوین و کارکردی معرفی کرده است. وی شهادت را به‌عنوان یک اصل بنیادین در مبارزات ضد استعماری و اسلامی مطرح کرده و از آن برای تقویت روحیه مقاومت و چالش با قدرت‌های استکباری استفاده کرده است.موضوع این تحقیق بررسی و تحلیل مفهوم شهادت در اندیشه سید حسن نصرالله و تأثیر آن بر استراتژی‌های مقاومت در برابر دشمنان جهانی است. در این تحقیق، به تبیین چگونگی ارتباط شهادت با سایر اصول مقاومتی از قبیل فداکاری، جهاد و ایستادگی پرداخته خواهد شد. همچنین، نقش شهادت در تغییر معادلات قدرت جهانی، به‌ویژه در خاورمیانه، و نحوه‌ی بهره‌برداری نصرالله از این مفهوم به‌عنوان یک ابزار استراتژیک در مبارزات نظامی و سیاسی، مورد توجه قرار می‌گیرد.پیشینه تحقیق در این زمینه به مطالعات زیادی در حوزه مقاومت اسلامی، به‌ویژه تحقیقات مرتبط با حزب‌الله لبنان و تفکرات سید حسن نصرالله اشاره دارد. برخی از این تحقیقات به بررسی نقش سید حسن نصرالله در ایجاد و مدیریت مقاومت اسلامی پرداخته‌اند، اما تاکنون تحلیلی جامع و مفصل در مورد تأثیر شهادت در اندیشه‌های او صورت نگرفته است. این تحقیق بر اساس منابع معتبر و تحلیل‌های کیفی، سعی دارد به‌طور عمیق‌تری به این موضوع پرداخته و شکاف موجود در تحقیقات پیشین را پر کند.ضرورت این تحقیق از آنجا ناشی می‌شود که درک صحیح از مفهوم شهادت در اندیشه نصرالله می‌تواند به ما کمک کند تا به‌طور بهتری از استراتژی‌های مقاومت در برابر تهدیدات جهانی آگاه شویم و تأثیر این رویکرد را بر معادلات سیاسی و اجتماعی منطقه خاورمیانه درک کنیم. همچنین، این تحقیق می‌تواند به گفتمان‌های دینی و سیاسی در سطح جهانی ابعاد جدیدی اضافه کند.اهداف تحقیق شامل تحلیل و تبیین نقش شهادت در دیدگاه‌های نصرالله، بررسی ارتباط این مفهوم با سایر اصول مقاومت اسلامی، و ارزیابی تأثیر آن بر استراتژی‌های نظامی و سیاسی حزب‌الله لبنان است. سوال اصلی تحقیق این است که چگونه شهادت در اندیشه نصرالله به‌عنوان یک ابزار استراتژیک در مبارزات ضد استکباری مطرح می‌شود و چه نقشی در پیروزی‌های حزب‌الله در جنگ‌های مختلف ایفا کرده است.روش تحقیق در این مطالعه تحلیل محتوای متون سیاسی، مذهبی و سخنرانی‌های سید حسن نصرالله است که از منابع معتبر و مستند تهیه شده‌اند. از آنجا که مسئله شهادت در اندیشه نصرالله پیچیده و چندوجهی است، از روش‌های کیفی برای تحلیل و استنباط مفاهیم استفاده خواهد شد.موانع تحقیق شامل محدودیت دسترسی به برخی منابع و نیز چالش‌های مربوط به ترجمه دقیق سخنرانی‌ها و نوشته‌های نصرالله به زبان‌های مختلف است. در عین حال، این تحقیق سعی دارد با استفاده از منابع معتبر و تحلیل‌های موجود، شکاف‌های موجود در این زمینه را پر کند و به دیدگاه‌های جدیدی در خصوص مفهوم شهادت در جبهه مقاومت اسلامی دست یابد.1. تربیت حوزوی: آغاز مسیر تحول سید حسن نصراللهسید حسن نصرالله، رهبر حزب‌الله لبنان، یکی از شخصیت‌های برجسته در دنیای اسلام و مقاومت است که مسیر تحول فکری و عملی خود را از حوزه‌های علمیه آغاز کرد. تربیت حوزوی نصرالله از زمان ورودش به حوزه‌های علمیه لبنان و سپس نجف، تأثیر عمیقی بر اندیشه‌های سیاسی، اجتماعی و مذهبی او گذاشت. این فرآیند درک و فهم دقیق از اصول فقهی، فلسفی و اخلاقی در دوران تحصیلش باعث شد که او به یک رهبر انقلابی با دیدگاه‌های متفاوت از دیگران در دنیای اسلام تبدیل شود.1.1. ورود به حوزه‌های علمیه لبنان و نجفنصرالله در سنین نوجوانی برای تحصیل علوم دینی وارد حوزه‌های علمیه لبنان شد و بعدها به عراق رفت تا از محضر بزرگانی چون آیت‌الله محمدباقر صدر بهره‌مند شود. این تجربه، با توجه به شرایط خاص تاریخی و سیاسی منطقه، فرصتی بود تا نصرالله با مفاهیم کلیدی فقهی و سیاسی آشنا شود و به‌ویژه با اندیشه‌های آیت‌الله خمینی (ره) آشنا گردد (الامین، 2017: 99). در همین دوران، وی با مفهوم «ولایت فقیه» که نقش اساسی در ساختار سیاسی و اجتماعی ایران داشت، آشنا شد و آن را در آینده در رهبری حزب‌الله لبنان به کار بست.2.1. تأثیرپذیری از آیت‌الله محمدباقر صدرآیت‌الله محمدباقر صدر، یکی از برجسته‌ترین شخصیت‌های فکری شیعه، تأثیر زیادی بر نصرالله گذاشت. آیت‌الله صدر علاوه بر آموزش‌های فقهی و اصولی، بر اهمیت اسلام در سیاست و انقلاب تأکید می‌کرد. نصرالله با استفاده از آموزه‌های آیت‌الله صدر، به درک عمیقی از مفهوم جهاد و مقاومت رسید که بعدها در مبارزات حزب‌الله علیه اشغالگری اسرائیل و دیگر قدرت‌های سلطه‌گر به کار برد (نصرالله، 2019: 67).3.1. تأثیر انقلاب اسلامی ایران و آیت‌الله خمینیهمزمان با تحصیل نصرالله در عراق، انقلاب اسلامی در ایران به رهبری آیت‌الله خمینی (ره) به پیروزی رسید. این انقلاب نه تنها در ایران بلکه در سراسر جهان اسلام تأثیرات گسترده‌ای داشت. اندیشه‌های آیت‌الله خمینی (ره) درباره «ولایت فقیه» و مقاومت در برابر استعمار و ظلم، مبنای فکری نصرالله در رهبری حزب‌الله قرار گرفت. نصرالله با آشنایی با این اندیشه‌ها، به‌ویژه در برابر تهدیدهای اسرائیل و دیگر کشورهای غربی، تفکر مقاومت را در قالب حزب‌الله لبنان پیاده کرد.4.1. آموزش‌های اخلاقی و دینی در حوزهآموزش‌های حوزوی نصرالله شامل اصول اخلاقی و دینی نیز بود که در آن زمان به شدت بر جهاد و قیام علیه ظلم و فساد تأکید می‌شد. این آموزه‌ها به ویژه در دوران فشارهای شدید سیاسی و نظامی در لبنان، باعث شکل‌گیری تفکر انقلابی در نصرالله شد. نصرالله با این آموزش‌ها به این درک رسید که برای مقابله با استعمار و سلطه جهانی، باید به اصول دینی و اجتماعی ایمان داشته و در برابر ظلم ایستاد (الامین، 2017: 99).تربیت حوزوی نصرالله نه تنها از نظر علمی بلکه از نظر فکری و سیاسی تأثیرات عمیقی بر شخصیت او داشت. آموختن فقه، اصول انقلاب اسلامی، و آموزه‌های اخلاقی در کنار آشنایی با اندیشه‌های آیت‌الله خمینی و آیت‌الله محمدباقر صدر باعث شد نصرالله به یک رهبر انقلابی با تفکر جهادی تبدیل شود که توانست حزب‌الله لبنان را در برابر تهدیدهای خارجی هدایت کند و نقش مهمی در مقاومت اسلامی در منطقه ایفا کند.۲. تأثیرات آیت‌الله خامنه‌ای بر اندیشه و راهبرد سید حسن نصراللهآیت‌الله خامنه‌ای به‌عنوان رهبر انقلاب اسلامی ایران و ولی‌فقیه، تأثیرات عمیقی بر اندیشه و راهبرد سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله لبنان، گذاشته است. این تأثیرات عمدتاً در زمینه‌های ایدئولوژیک، سیاسی و نظامی قابل مشاهده است که در هر یک از این زمینه‌ها، نصرالله به‌ویژه از آموزه‌ها و رهنمودهای خامنه‌ای بهره‌برداری کرده است.1.2. ارتباط ایدئولوژیک و دینیآیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر مفهوم «ولایت فقیه» و ضرورت پیروی از رهبری دینی در نظام‌های سیاسی، به‌طور مستقیم بر اندیشه‌های دینی سید حسن نصرالله تأثیر گذاشته است. نصرالله از ابتدا، مفهوم ولایت فقیه را به‌عنوان پایه‌گذار فلسفه سیاسی حزب‌الله مطرح کرده و از این آموزه برای هدایت‌های سیاسی و دینی خود استفاده کرده است (موسوی، 1390: 115). در این راستا، نصرالله معتقد است که حزب‌الله باید همچنان در مسیر ولایت فقیه گام بردارد و اصول اسلامی و انقلابی ایران را در ساختار سیاسی لبنان نیز پیاده‌سازی کند (نجفی، 1391: 88).سید حسن نصرالله همواره در سخنرانی‌های خود از تأثیرات مثبت ولی‌فقیه بر مسیر حزب‌الله و مقاومتی که این گروه در برابر دشمنان خود نشان داده، صحبت کرده است. او اذعان داشته که رهنمودهای آیت‌الله خامنه‌ای نه‌تنها بر اساس اصول شرعی بلکه در راستای حفظ منافع ملی و امنیت لبنان است که در پیروزی‌های حزب‌الله در مقابله با اسرائیل و سایر تهدیدات منطقه‌ای مؤثر بوده است (موسوی، 1392: 46). این الگو به‌ویژه در سیاست‌های داخلی حزب‌الله، که همواره در پی تقویت هماهنگی میان دین و سیاست بوده است، تجلی یافته است.2.2. تأثیرات در استراتژی‌های نظامییکی دیگر از زمینه‌های مهم تأثیرگذاری آیت‌الله خامنه‌ای بر اندیشه‌های نصرالله، استراتژی‌های نظامی و دفاعی حزب‌الله است. آیت‌الله خامنه‌ای همواره بر لزوم تقویت مقاومت و استفاده از دکترین جنگ نامتقارن در برابر دشمنان تأکید داشته است. حزب‌الله لبنان، با بهره‌برداری از این دکترین، در جنگ‌های مختلفی مانند جنگ 2006 لبنان موفق به ایستادگی در برابر ارتش اسرائیل شد (زنجانی، 1388: 72). این استراتژی مبتنی بر استفاده از نیروهای کم‌هزینه و مؤثر در برابر دشمنان قدرتمند، به‌ویژه اسرائیل، الگویی برای گروه‌های مقاومتی در منطقه شده است.سید حسن نصرالله نیز بارها تأکید کرده که حزب‌الله با استفاده از این استراتژی‌ها و الگوهای دفاعی ایران توانسته است قدرت بازدارندگی خود را در برابر تهدیدات افزایش دهد و به یکی از قدرتمندترین گروه‌های مسلح غیر دولتی در خاورمیانه تبدیل شود. این استراتژی‌ها شامل استفاده از جنگ‌های چریکی و تاکتیک‌های هجومی است که در بسیاری از عملیات‌ها و نبردها با موفقیت به‌کار گرفته شده است (حسینی، 1393: 48).3.2. حمایت‌های مالی و نظامییکی از جنبه‌های بسیار مهم و تأثیرگذار در روابط میان ایران و حزب‌الله، حمایت‌های مالی و نظام از حزب‌الله است. جمهوری اسلامی ایران تحت رهبری آیت‌الله خامنه‌ای، همواره به‌عنوان حامی اصلی حزب‌الله شناخته شده است. این حمایت‌ها، که به‌ویژه در دوره‌های بحرانی مانند جنگ 2006 لبنان و درگیری‌های پس از آن مورد تأکید قرار گرفته، به حزب‌الله این امکان را داده است که به تقویت توان دفاعی و نظامی خود بپردازد (ابوالخلیل، 1390: 76).نصرالله در سخنرانی‌های متعدد خود بارها از این حمایت‌ها تقدیر کرده و بر نقش ایران در تقویت قدرت نظامی حزب‌الله تأکید کرده است. او به‌ویژه از کمک‌های مالی ایران برای تقویت زیرساخت‌های نظامی و تسلیحاتی حزب‌الله سخن گفته است و آن را عامل اصلی قدرت این گروه در مقابل تهدیدات خارجی می‌داند (حسینی، 1393: 48).4.2. رابطه استراتژیک با ایرانرابطه استراتژیک میان حزب‌الله و جمهوری اسلامی ایران یکی از ویژگی‌های برجسته در تاریخ‌سازی این گروه در لبنان و منطقه است. این رابطه نه‌تنها از لحاظ نظامی و مالی، بلکه از جنبه‌های ایدئولوژیک نیز بسیار مستحکم است. نصرالله از همان ابتدا در مصاحبه‌ها و سخنرانی‌های خود، از ایران به‌عنوان الگویی برای مقاومت و ایستادگی در برابر استعمارگران و کشورهای متجاوز یاد کرده است (زنجانی، 1388: 72).این ارتباط به‌ویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1979، به‌طور چشمگیری گسترش یافت. حزب‌الله لبنان در این دوران روابط نزدیک‌تری با ایران برقرار کرده و از آموزه‌های اسلامی و انقلابی ایران برای تقویت پایه‌های ایدئولوژیک و سیاسی خود استفاده کرده است (نجفی، 1391: 88).5.2. تأثیرات بر دیدگاه‌های سیاسی و دیپلماتیکآیت‌الله خامنه‌ای همواره بر لزوم مبارزه با نظام‌های استعماری و ابرقدرت‌های جهانی تأکید کرده است. نصرالله از این دیدگاه‌ها برای شکل‌دهی به سیاست‌های حزب‌الله در قبال اسرائیل و ایالات متحده بهره برده است. سید حسن نصرالله در سیاست‌های خارجی حزب‌الله به‌ویژه در تعامل با کشورهای غربی، بر لزوم مقاومت در برابر فشارهای خارجی و حفظ اصول اسلامی تأکید کرده است (موسوی، 1392: 45). این نگاه به‌ویژه در برخورد با سیاست‌های آمریکا و اسرائیل نمود پیدا کرده است، جایی که نصرالله حزب‌الله را به‌عنوان یک الگوی مقاومتی در برابر سلطه‌گری‌های غرب معرفی کرده است.در مجموع، تأثیرات آیت‌الله خامنه‌ای بر نصرالله در زمینه‌های مختلف، از جمله در سیاست‌های داخلی حزب‌الله، استراتژی‌های نظامی، حمایت‌های مالی و نظامی، و دیدگاه‌های سیاسی، قابل مشاهده است. نصرالله این تأثیرات را همواره به‌عنوان یک منبع قدرت و استراتژی برای پیروزی‌های حزب‌الله در برابر دشمنان خود می‌شمارد.۳. حزب‌الله و معادلات قدرت جهانیحزب‌الله لبنان، با رهبری سید حسن نصرالله، نه تنها در سیاست‌های داخلی لبنان، بلکه در معادلات قدرت جهانی نیز نقش اساسی ایفا کرده است. این گروه، که در ابتدا به عنوان یک جنبش مقاومت علیه اشغال‌گری اسرائیل در جنوب لبنان شکل گرفت، به سرعت به یک بازیگر کلیدی در معادلات جهانی تبدیل شد. حزب‌الله به دلیل پیوندهای عمیق با ایران و تکیه بر اصول مقاومت و جهاد، به یکی از مهم‌ترین نیروهای تأثیرگذار در منطقه غرب آسیا تبدیل شده است. در ادامه، به بررسی جایگاه حزب‌الله در معادلات قدرت جهانی، تأثیرات آن بر سیاست‌های بین‌المللی و استراتژی‌های نظامی و سیاسی می‌پردازیم.1.3. نقش حزب‌الله در تحولات خاورمیانهحزب‌الله در طی دهه‌های اخیر به یکی از مهم‌ترین بازیگران سیاسی و نظامی در خاورمیانه تبدیل شده است. این گروه با تکیه بر حمایت‌های ایران و استراتژی‌های موفق نظامی، توانسته است نفوذ خود را در لبنان و مناطق مختلف خاورمیانه گسترش دهد. در جنگ 2006 لبنان با اسرائیل، حزب‌الله توانست با بهره‌گیری از تاکتیک‌های نامتقارن و استفاده از موشک‌های دوربرد، معادلات قدرت را به نفع خود تغییر دهد. این پیروزی نه تنها باعث تقویت موقعیت حزب‌الله در لبنان شد، بلکه باعث تغییر در نحوه نگاه کشورهای غربی به این گروه شد.در این راستا، حزب‌الله همواره به عنوان یک نیروی ضد استعمار و مقاومت اسلامی معرفی شده است که در برابر سلطه‌گری‌های غرب و رژیم‌های اسرائیلی ایستادگی می‌کند. تأثیرات انقلاب اسلامی ایران و آموزه‌های آیت‌الله خمینی و آیت‌الله خامنه‌ای در شکل‌گیری این ایدئولوژی و استراتژی مقاومت نقش حیاتی داشت. آیت‌الله خامنه‌ای، به عنوان ولی‌فقیه جمهوری اسلامی ایران، همواره از حزب‌الله لبنان حمایت کرده و آن را یکی از ارکان جبهه مقاومت اسلامی در برابر استکبار جهانی دانسته است (الامین، 2017: 124).2.3. حزب‌الله و تحولات سوریهبا شروع جنگ داخلی در سوریه، حزب‌الله لبنان نقش برجسته‌ای در حمایت از رژیم بشار اسد ایفا کرد. این گروه با ارسال نیروهای نظامی به سوریه، به یکی از اصلی‌ترین بازیگران در بحران سوریه تبدیل شد. حضور حزب‌الله در سوریه نه تنها به تقویت موقعیت ایران در منطقه کمک کرد، بلکه نشان داد که حزب‌الله توانایی حمایت از متحدان خود را فراتر از مرزهای لبنان دارد. این تحولات به تغییر معادلات قدرت در منطقه منجر شد و نشان داد که حزب‌الله به یک نیروی تأثیرگذار در معادلات منطقه‌ای و جهانی تبدیل شده است (نجفی، 1391: 45).3.3 حزب‌الله و استراتژی‌های نظامییکی از ویژگی‌های برجسته حزب‌الله استفاده از استراتژی‌های نامتقارن در مقابله با دشمنان خود است. این استراتژی شامل استفاده از جنگ‌های پارتیزانی، حملات موشکی، و بهره‌گیری از منابع محلی و منطقه‌ای برای مقابله با نیروهای اسرائیلی و دیگر دشمنان است. توانمندی‌های نظامی حزب‌الله به حدی پیشرفت کرده است که امروز این گروه می‌تواند تهدیدی جدی برای امنیت ملی اسرائیل به حساب آید.به علاوه، حزب‌الله از تکنولوژی‌های پیشرفته‌ای برای ارتقاء توان نظامی خود بهره می‌برد. برخی گزارش‌ها حاکی از آن است که حزب‌الله توانسته است از فناوری‌های موشکی و پهپادی پیشرفته استفاده کند که به تقویت توان نظامی‌اش در منطقه کمک کرده است (زنجانی، 1388: 78). این تحولات نه تنها باعث تغییر در معادلات قدرت منطقه‌ای شد، بلکه نشان‌دهنده تحول حزب‌الله از یک گروه مقاومت به یک نیروی نظامی قدرتمند بود.4.3. حزب‌الله و روابط با غربحزب‌الله، به ویژه در پی وقوع بحران‌های مختلف در خاورمیانه، به یکی از موضوعات اصلی سیاست خارجی بسیاری از کشورهای غربی تبدیل شده است. در حالی که غرب حزب‌الله را به عنوان یک گروه تروریستی می‌شناسد، این گروه همچنان به دنبال تقویت نفوذ خود در لبنان و کشورهای همسایه است. از سوی دیگر، حزب‌الله با حمایت‌های ایران و دیگر کشورها، به یک نیروی نظامی و سیاسی تاثیرگذار در منطقه تبدیل شده است. این شرایط نشان‌دهنده شکاف‌های عمیق میان کشورهای غربی و گروه‌های مقاومت اسلامی است (ابوالخلیل، 2011: 58).5.3. حزب‌الله و تغییرات در نظم جهانیحزب‌الله لبنان نه تنها در خاورمیانه، بلکه در معادلات جهانی نیز نقشی اساسی ایفا کرده است. این گروه به عنوان نماد مقاومت اسلامی در برابر استکبار جهانی شناخته می‌شود و همواره در سیاست‌های جهانی تأثیرگذار بوده است. تغییرات در سیاست‌های آمریکا و دیگر کشورهای غربی در قبال خاورمیانه، نشان‌دهنده تأثیرات حزب‌الله و جبهه مقاومت در سیاست‌های جهانی است. قدرت‌های جهانی در سال‌های اخیر تلاش کرده‌اند تا با ایجاد فشارهای دیپلماتیک و اقتصادی، حزب‌الله را از عرصه‌های سیاسی و نظامی خارج کنند، اما این گروه همچنان به‌عنوان یک عامل تغییر در معادلات جهانی باقی مانده است (حسینی، 1393: 102).حزب‌الله لبنان، با رهبری سید حسن نصرالله، به عنوان یک بازیگر کلیدی در معادلات قدرت جهانی شناخته می‌شود. این گروه توانسته است با بهره‌گیری از استراتژی‌های موفق و حمایت‌های منطقه‌ای، نقش خود را در تحولات خاورمیانه و جهان به طرز قابل توجهی افزایش دهد. تأثیرات آیت‌الله خامنه‌ای و جمهوری اسلامی ایران، همواره در شکل‌گیری راهبردهای حزب‌الله و تأثیرگذاری آن در معادلات جهانی به‌ویژه در برابر غرب و رژیم‌های اسرائیلی نقش عمده‌ای ایفا کرده است.۴. شخصیت کاریزماتیک و مدیریت بحرانبرای بحث در مورد شخصیت کاریزماتیک و مدیریت بحران حسن نصرالله و بهره‌برداری از منابع مختلف، ابتدا به ویژگی‌های شخصیتی او پرداخته شد و سپس نحوه مدیریت بحران‌های مختلف در لبنان و منطقه توسط او بررسی شد.1.4. شخصیت کاریزماتیک حسن نصراللهشخصیت کاریزماتیک به معنای توانایی یک فرد در جلب توجه و اعتماد دیگران و ایجاد انگیزه و ارتباط عاطفی تعریف می‌شود. حسن نصرالله، دبیرکل پیشین حزب‌الله لبنان، به عنوان یک رهبر کاریزماتیک شناخته شده بود که با استفاده از ویژگی‌های شخصیتی‌اش، تأثیرات زیادی در سطح داخلی و بین‌المللی برجای گذاشت.او ترکیبی از روحیه مقاومت و دیدگاه اسلامی را با نیازهای سیاسی لبنان و منطقه تطبیق داده بود. با داشتن رهبری معنوی و تسلط بر مسائل استراتژیک، حزب‌الله را از یک گروه شبه‌نظامی به یک قدرت سیاسی واقعی در لبنان تبدیل کرد (هشام، 2013: 145). ویژگی‌های شخصیتی او، که بر اساس صداقت، اراده قوی و اعتقاد به آرمان‌های حزب‌الله شکل گرفته بود، موجب شد که او نه تنها در لبنان، بلکه در سایر کشورهای عربی محبوبیت فراوانی کسب کند (زارعی، 1396: 109).2.4. نصرالله و استراتژی‌های مقاومتنصرالله با استفاده از ویژگی‌های کاریزماتیک خود، مقاومت حزب‌الله را در برابر تهدیدات مختلف حفظ کرده بود. یکی از مهم‌ترین استراتژی‌های او تکیه بر ایمان و اهداف الهی بود که به اعضای حزب‌الله انگیزه‌ای قوی برای مقاومت در برابر اسرائیل و دیگر دشمنان می‌داد. به همین دلیل، شخصیت کاریزماتیک او به وی اجازه داده بود تا از طریق پیام‌های معنوی و دینی، اعضای حزب‌الله را به استمرار مقاومت متقاعد کند (کاظمی، 1395: 88).او همچنین با سخنرانی‌های عمومی و پیام‌های رادیویی و تلویزیونی، در مواقع بحرانی روحیه جنگجویان حزب‌الله را تقویت می‌کرد و تهدیدات را فرصتی برای تقویت آرمان‌های مقاومت می‌دانست (فیاض، 2018: 121).3.4. مدیریت بحران و مقابله با تهدیداتنصرالله در بحران‌های مختلفی نظیر جنگ 2006 لبنان، بحران سوریه و درگیری‌های اسرائیل، رهبری برجسته‌ای از خود نشان داده بود. در جنگ 2006، او با تصمیم‌گیری‌های سریع و مدیریت آرام توانسته بود نه تنها از حزب‌الله دفاع کند بلکه پیروزی‌هایی به دست آورد که محبوبیت حزب‌الله را افزایش داد (عبادی، 1389: 210).در بحران سوریه نیز، نصرالله با حمایت از رژیم بشار اسد، حزب‌الله را به یکی از مهم‌ترین بازیگران در این بحران منطقه‌ای تبدیل کرد. او با هماهنگی‌های دیپلماتیک و کمک ایران، توانسته بود حزب‌الله را در موقعیتی استراتژیک قرار دهد (فلاحی، 1393: 134).4.4. رهبری در شرایط بحرانی و ایجاد انسجامنصرالله توانایی بالایی در ایجاد انسجام و وحدت میان نیروهای حزبی و مردم لبنان داشت. او در بحران‌های سیاسی و اجتماعی لبنان، همواره توانسته بود دستاوردهای مهمی برای حزب‌الله رقم بزند (جمشیدی، 2015: 98). در مواجهه با بحران‌های داخلی، از مذاکرات پشت پرده و تاکتیک‌های دیپلماتیک استفاده می‌کرد و حزب‌الله را با موفقیت از تهدیدات داخلی عبور می‌داد (صالحی، 1396: 64).5.4. نصرالله و تعامل با قدرت‌های جهانیدر تعامل با قدرت‌های جهانی، نصرالله توانسته بود حزب‌الله را به‌عنوان گروهی مقاومتی و نه تروریستی معرفی کند. او با بهره‌گیری از رویکردهای دیپلماتیک، فشارهای بین‌المللی را مدیریت کرده و اهداف حزب‌الله را پیش برده بود (احمدی، 1395: 57).۵. شهادت به‌عنوان چشم‌انداز مقاومتشهادت در اندیشه سید حسن نصرالله و حزب‌الله لبنان به عنوان یک ارزش معنوی، فرهنگی و استراتژیک در مسیر مقاومت مطرح بود. در این دیدگاه، شهادت تنها یک مرگ فیزیکی نیست بلکه یک پیروزی نهایی است که به فرد و ملت این امکان را می‌دهد تا با فدای جان خود در راه حقیقت، عدالت و مبارزه با ظلم و استکبار، به آرمان‌های خود دست یابند.1.5. شهادت و هویت مقاومتسید حسن نصرالله، شهادت را به عنوان یکی از اصول بنیادین هویت مقاومت در لبنان و سایر مناطق عربی می‌دید. در نگاه وی، شهادت یک تجربه معنوی است که نه تنها باعث تقویت روحیه مبارزان می‌شود بلکه سبب همبستگی میان مردم و ارتقای مبارزه در برابر دشمنان می‌گردد. در این راستا، شهادت در دیدگاه نصرالله ابزاری برای استمرار راه مقاومت و پیام آن در سطح منطقه‌ای و جهانی است (موسوی، 1398: 112).شهادت به‌ویژه در نبردهای مقاومت در برابر اسرائیل، مفهومی فراتر از مرگ فردی دارد. به گفته نصرالله، «شهادت یک جهاد بزرگ است که فرد را به معنای واقعی کلمه از مرگ رهایی می‌دهد و در عوض او را در تاریخ و در ذهن مردم زنده می‌سازد» (کاظمی، 1395: 89). این نوع شهادت، از نظر نصرالله، حرکت جمعی است که می‌تواند جرقه‌ای برای بیداری و مقاومت در سایر ملت‌های منطقه باشد.2.5. شهادت و انگیزه مبارزاندر اندیشه نصرالله، شهادت نه تنها یک ارزش فردی برای مبارزان مقاومت است بلکه به عنوان یک نیروی محرک و انگیزشی در راه پیروزی بر دشمنان نیز به‌شمار می‌رود. برای بسیاری از مبارزان حزب‌الله، شهادت نه تنها به‌عنوان فدای شخصی بلکه به‌عنوان یک فدای جمعی در نظر گرفته می‌شود. مبارزان از این مسیر الهام می‌گیرند و این انگیزه باعث تقویت اراده آنها برای مقابله با تهدیدات دشمنان می‌شود (جمالی، 1396: 76).به علاوه، نصرالله همواره بر این نکته تأکید داشت که شهادت، نتیجه‌گذار به‌خود‌ناز بودن نبوده بلکه تلاشی جمعی و یک پیروزی بر قوى‌ترین دشمنان است. در جبهه‌های مقاومت، این مفهوم یک عامل پیونددهنده برای مبارزین و غیرمبارزین است که در کنار هم برای یک هدف مشترک می‌جنگند (فیاض، 2018: 201).3.5. شهادت و مشروعیت مقاومتنصرالله شهادت را به‌عنوان ابزاری مشروع در برابر ظلم و فساد جهانی می‌بیند. در این راستا، مقاومت اسلامی، به‌ویژه حزب‌الله، می‌تواند از طریق این فلسفه شهادت، مشروعیت خود را در برابر دشمنان و قدرت‌های جهانی اثبات کند. وی بر این باور است که «مقاومت با شهادت به جهانیان نشان می‌دهد که مسیر درست، همان مسیری است که در راه خدا و آزادی است» (میرزایی، 1399: 133).بر این اساس، شهادت در فرهنگ مقاومت اسلامی و در اندیشه نصرالله، نه تنها مشروعیت مبارزات و جهاد را تأمین می‌کند بلکه بر اساس اصول اسلامی، آن را به‌عنوان یک امر الهی و معنوی در نظر می‌گیرد که باید برای نجات مسلمانان و مظلومان جهان به کار گرفته شود.4.5. شهادت و تأثیرات اجتماعی و فرهنگیشهادت در اندیشه سید حسن نصرالله تأثیرات گسترده‌ای بر جامعه دارد. شهادت نه تنها موجب می‌شود که مبارزان در راستای اهداف خود فداکاری کنند بلکه این عمل می‌تواند سبب بیداری عمومی در جامعه و افزایش آگاهی عمومی در مورد اهمیت مقاومت شود. در واقع، این فرهنگ شهادت به‌عنوان یک ابزار فرهنگی برای مقاوم‌سازی مردم در برابر تهدیدات استعماری و استکباری استفاده می‌شود (موسوی، 1398: 125).شهادت باعث می‌شود که نسل‌های جدید با تجربه‌های گذشته آشنا شوند و این روند تداوم داشته باشد. در دیدگاه نصرالله، شهادت می‌تواند به‌عنوان یک مؤلفه اصلی در مبارزه فرهنگی با دشمنان معرفی شود. از این رو، شهادت از یک سو به عنوان یک عامل اجتماعی در برابر استکبار جهانی و از سوی دیگر به‌عنوان یک نوع مقاومت فرهنگی در برابر فشارهای خارجی و داخلی در نظر گرفته می‌شود.5.5. شهادت در بحران‌های منطقه‌ایحضور حزب‌الله در بحران‌های منطقه‌ای مانند جنگ سوریه نمونه بارزی از نحوه کاربرد مفهوم شهادت در جنگ‌ها و بحران‌های منطقه‌ای است. حزب‌الله در جنگ سوریه بیش از هزاران نیروی خود را فدای این هدف کرد و این شهادت‌ها تأثیرات بسیاری در تقویت جبهه مقاومت داشت. نصرالله در این زمینه معتقد بود که شهادت نه تنها در مقیاس ملی بلکه در مقیاس منطقه‌ای، تأثیرات گسترده‌ای دارد و آن را به عنوان یک سناریو استراتژیک در برابر دشمنان توجیه می‌کند (جمشیدی، 2015: 78).این شهادت‌ها به‌ویژه در جنگ سوریه، نشان‌دهنده اهمیت حضور حزب‌الله در بحران‌های منطقه‌ای و اثبات این مطلب است که حزب‌الله نه تنها از لبنان بلکه از تمام مسلمانان و ملت‌های مظلوم دفاع می‌کند. برای نصرالله، این حضور یک وظیفه شرعی و انسانی است که در آن شهادت به‌عنوان پاداش الهی برای دفاع از انسان‌ها و دین در نظر گرفته می‌شود.6. شهادت به‌عنوان یک ارزش جهانیاز دیدگاه نصرالله، شهادت تنها مختص به لبنان یا جهان اسلام نیست بلکه یک ارزش جهانی است که باید برای مبارزه با ظلم، فساد و استکبار در سطح جهانی مورد استفاده قرار گیرد. او معتقد بود که «شهادت نه تنها برای مسلمانان بلکه برای تمام انسان‌هایی است که در برابر ظلم ایستاده‌اند» (کاظمی، 1395: 104). در این راستا، سید حسن نصرالله شهادت را به عنوان یک نوع فداکاری جهانی در راه دفاع از عدالت و حقوق بشر معرفی می‌کند که باید به‌طور گسترده‌ای در سطح بین‌المللی ترویج شود.نتیجهپژوهش حاضر نشان می‌دهد که سید حسن نصرالله به‌عنوان رهبر حزب‌الله لبنان، با تکیه بر آموزه‌های دینی و تربیت حوزوی، مفهوم شهادت را از یک ارزش فردی به ابزاری استراتژیک در مسیر مقاومت اسلامی تبدیل کرده است. شهادت در اندیشه او نه‌تنها موجب تقویت روحیه مبارزان و انسجام اجتماعی می‌شود، بلکه به‌عنوان راهکاری عملی برای به چالش کشیدن قدرت‌های استعماری و استکباری جهانی به کار گرفته شده است.تحصیلات حوزوی نصرالله، تأثیرپذیری از انقلاب اسلامی ایران و رهبری امام خمینی (ره) و امام خامنه‌ای، بنیان‌های فکری و عملی او را در مسیر مقاومت شکل داده است. نصرالله توانسته است حزب‌الله را از یک گروه مقاومت محلی به بازیگری مهم در معادلات منطقه‌ای و جهانی ارتقا دهد.در نهایت، این پژوهش تأکید دارد که شهادت و مقاومت در اندیشه نصرالله، فراتر از ابعاد نظامی و سیاسی، به‌عنوان مؤلفه‌ای فرهنگی و معنوی معرفی می‌شود که می‌تواند الهام‌بخش مبارزات آزادی‌خواهان در سراسر جهان باشد. این نگرش، پیامی جهانی برای مقابله با ظلم و دفاع از کرامت انسانی است که همچنان راه مقاومت را زنده و پایدار نگه خواهد داشت.فهرست منابع- ابوالخلیل، سید. (2011). حزب‌الله و ارتباط استراتژیک با ایران. بیروت: انتشارات علمی لبنان.- احمدی، علی. (1395). نصرالله و دیپلماسی منطقه‌ای: سیاست‌ها و چالش‌ها. تهران: انتشارات فرهنگ معاصر.- الامین، مصطفی. (2017). حزب‌الله و اندیشه‌های سیاسی سید حسن نصرالله. بیروت: انتشارات دارالفکر.- جمالی، محسن. (1396). تاریخ مقاومت در لبنان: شهادت در برابر اسرائیل. قم: انتشارات فرهنگ معاصر.- حسینی، علی. (1393). حمایت‌های ایران از حزب‌الله: تحلیل و ارزیابی. تهران: انتشارات نور.- حشمتی، علی. (1397). حزب‌الله لبنان و تحلیل سیاسی تحولات منطقه‌ای. تهران: انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی.- زارعی، حسین. (1396). حزب‌الله و رهبری معنوی حسن نصرالله. تهران: انتشارات دانشگاه تهران.- زنجانی، محمد. (1388). جنگ 2006 لبنان و تأثیرات آن بر حزب‌الله. تهران: انتشارات دانشگاه تهران.- صالحی، مهدی. (1396). رهبر لبنان: نصرالله و تحلیل‌های سیاسی حزب‌الله. قم: انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی.- عبادی، فریدون. (1389). جنگ 2006 لبنان: تحلیل نقش حزب‌الله و نصرالله. تهران: انتشارات مطبوعاتی.فیاض، مصطفی. (2018). شهادت در اندیشه نصرالله: بررسی فلسفه شهادت در مقاومت اسلامی. تهران: انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی.- فیاض، مصطفی. (2018). نصرالله و چالش‌های منطقه‌ای: نگاهی به بحران‌های سوریه و لبنان. بیروت: انتشارات دانشگاه لبنان.- فلاحی، عباس. (1393). حزب‌الله لبنان: بحران سوریه و تحلیل‌های سیاسی. قم: انتشارات معارف.- کاظمی، احمد. (2016). نصرالله و تحلیل استراتژی‌های مقاومت. قم: انتشارات انقلاب اسلامی.- کاظمی، احمد. (2016). نصرالله و سیاست‌های مقاومت: شهادت و استراتژی‌های حزب‌الله. قم: انتشارات بنیاد پژوهش‌های اسلامی.- موسوی، جلال. (1390). اندیشه‌های سیاسی سید حسن نصرالله. تهران: انتشارات اندیشه‌ورزان.- موسوی، رضا. (1398). اندیشه سیاسی سید حسن نصرالله: شهادت و مقاومت. تهران: انتشارات دانشگاه تهران.- نجفی، محمد. (1391). نصرالله و تأثیرات استراتژیک ایران بر حزب‌الله. بیروت: موسسه مطالعات استراتژیک.- نصرالله، سید حسن. (2019). دیدگاه‌های سیاسی و دینی در رهبری حزب‌الله لبنان. بیروت: مرکز مطالعات استراتژیک لبنان.- هشام، علی. (2013). حسن نصرالله: رهبری کاریزماتیک و دیپلماسی در لبنان. بیروت: انتشارات دارالفکر.نویسنده: جلال حسن زادهمجله مدرسه‌ای اندیشه پژوه - شماره اول/آذر 1403</description>
                <category>حوزه علمیه آیت الله درچه ای رحمة الله علیه</category>
                <author>حوزه علمیه آیت الله درچه ای رحمة الله علیه</author>
                <pubDate>Tue, 04 Feb 2025 12:23:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رهیافت قرآنی به شاخصه‌های حوزه انقلابی</title>
                <link>https://virgool.io/IRhdorche/quranic-approach-to-the-characteristics-of-the-revolutionary-field-egi0fvigwmoz</link>
                <description>نویسنده: مصطفی شریفیانمجله مدرسه‌ای اندیشه پژوه - شماره اول/آذر 1403چکیدههویت اسلامی انقلاب سال 1357 در ایران و همچنین ماهیت دینی حوزه انقلابی اقتضا می­کند که مقوّمات و عناصر اساسی حوزه انقلابی بر اساس آموزه‌های اسلام و به‌ویژه قرآن حکیم مشخص گردد. پاسخ بسیاری از مسائل مربوط به حوزه و روحانیت را می‌توان در میان انبوهی از گزاره‌های قرآنی مربوط به تعالیم و سیره عملی انبیاء و پیروان ایشان جستجو نمود. «چیستی شاخصه‌های حوزه انقلابی از منظر آموزه‌های قرآنی» پرسش اساسی این نوشتار است. بررسی تفصیلی و کشف پاسخ این مسئله در قرآن، ویژگی خاص این جستار است؛ چرا­که بررسی‌های قرآنی انجام‌شده پیرامون حوزه انقلابی به‌شدّت محدود و ناقص به نظر رسید. رویکرد کلی این پژوهش توصیفی است که با روش کتابخانه‌ای و پس از بررسی کامل آیات قرآن، گزاره‌های مرتبط با موضوع فراهم گردید و درنهایت به روش تعمیم منطقی، شاخصه‌های کلّی و مهمترین مصادیق آن فهرست شد. این شاخصه­ها بدون احتساب زیرشاخه‌های جزئی آن، در قالب هفتاد مورد و در چهار بخش نظری، ارزشی، ساختاری و کارکردی تبیین گردید و آیات قرآنی مرتبط با هر یک جانمایی شد.واژگان کلیدی:اصلاح قرآنی، حوزه انقلابی، تحوّل حوزه، شاخصه­های پیشرفت.مقدمه ازآنجا¬که انقلاب اسلامی در پیدایش ونیز بقاء خود ارتباط تنگاتنگ با وضعیت روحانیت و حوزه دارد و به تعبیر مرحوم شهید مطهری؛ آینده انقلاب اسلامی پیوند زیادی دارد با آینده روحانیت (مطهری، ۱۳۸۸: ۲۴/ ۲۷۲)بنابراین هویت اسلامی انقلاب 1357 در ایران و ماهیت اسلامی حوزه انقلابی اقتضا می‌کند که مقومات و عناصر اساسی حوزه انقلابی بر اساس آموزه‌های اسلام و به‌ویژه قرآن حکیم مشخص گردد. بدیهی است که بر اساس این انگاره استوار که قرآن، حامل کامل‌ترین و جامع¬ترین آموزه‌ها در همه عرصه‌های موردنیاز جهت هدایت انسان است (نحل-آیه89) پس روش پسندیده و مورد انتظار این است که مسائل مطرح در حوزه علوم انسانی ابتدا به این کتاب مقدس و راهگشا عرضه گردد و پاسخ به آنها پی¬جویی شود. البته روشن است که نه از حوزه به معنای خاص آن و نه از انقلاب به معنای اصطلاحی آن در قرآن سخنی به میان نیامده است اما آموزه‌هایی همچون اصلاح¬گرایی، حق-خواهی، عدالت‌طلبی و مانند آن در قرآن به‌خوبی مفید معنای انقلاب در اصطلاح مورد نظر این نوشتار است، هم¬چنانکه هویت و رسالت عالمان دین نیز طبق نصّ آموزه‌های دینی، در امتداد جریان هدایتی انبیاء (ع) هست (کلینی، 1428: ۱/ 19). بنابراین پاسخ مسائل مربوط به حوزه و روحانیت را می‌توان با عرضه نمودن به انبوهی از گزاره‌های قرآنی مربوط به تعالیم و سیره عملی انبیاء و پیروان ایشان، جستجو نمود. اینکه اساسا آیا در قرآن، ویژگی‌های حوزه انقلابی مطرح ‌شده است؟ و اینکه ابعاد و فهرست این اوصاف در این کتاب آسمانی کدام‌اند؟ و نیز این مسئله که جنبه¬های نظری و عملی آن چیست؟ و اینکه چه ویژگی‌های ساختاری و سازمانی را می‌توان برای حوزه انقلابی از قرآن استخراج نمود؟ همچنین چیستی نشانه¬های کارکردی حوزه انقلابی در قرآن و در یک ‌کلام «چیستی شاخصه¬های حوزه انقلابی در قرآن»، مسائل اساسی این جستار را شکل می‌دهد. با بررسی تلاش‌های پیشین در موضوع حوزه انقلابی روشن شد که هرچند پس از طرح ایده حوزه انقلابی از طرف رهبر انقلاب (پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، متن سخنرانی 25/۱۲/94)، گفتگوها، نشست‌ها و پژوهش‌های خوبی در مفهوم¬شناسی آن صورت گرفته است اما تلاش‌ها در این موضوع و ابعاد آن خیلی محدود و آنهم به‌صورت  گزینشی بوده است و به‌ویژه جای یک جستار قرآنی مطلوب خالی هست. بنابراین، رویکرد قرآنی این مقاله از سویی و بررسی فراگیر تمام آیات قرآن کریم در آن از سوی دیگر، از ویژگی‌های اختصاصی و وجه اهمیت آن به نظر می‌رسد. همچنانکه اهمیت و ضرورت پرداختن به این کار خصوصا با طرح و ارائه بیانیه گام دوم انقلاب از سوی رهبر معظّم انقلاب (در 22 بهمن 1397) بیش از پیش روشن گردید. فرضیه این پژوهش این است که توصیف شاخصه¬های حوزه انقلابی با رهیافت قرآنی، قابل ‌بررسی و ممکن می¬باشد. مقصود از رهیافت در واژگان روش‌شناسی پژوهش، مسیر چگونه نزدیک شدن محقق به فرضیه هست (فرامرزقراملکی، ۱۳۹۰: ۲۲۷). در این پژوهش تلاش شده است با رهیافتی قرآنی به توصیف شاخصه¬های حوزه انقلابی پرداخته شود. با بررسی تفصیلی که در تمام آیات قرآن انجام گرفت و پس از دسته-بندی پایانی آن معلوم شد که این شاخصه‌ها در چهار بخش نظری، ارزشی، ساختاری و کارکردی قابل طرح می¬باشد.رویکرد کلی این پژوهش توصیفی است ولی به لحاظ نتیجه می‌تواند پژوهشی بنیادی و نیز کاربردی محسوب شود؛ چراکه از یک‌سو می‌تواند منجر به توسعه شناخت نسبت به هویت قرآنی حوزه¬های علمیه و ساختار و رسالت آنها گردد و از طرفی زمینه مطلوبی جهت روش‌شناسی کاربست این شاخصه‌ها در مسیر تحوّل حوزه¬ها باشد. گردآوری اطلاعات در این مجموعه با روش کتابخانه‌ای و بررسی گسترده و کامل آیات قرآن صورت گرفت، به این شکل که ابتدا تمامی آیات قرآن بررسی شد و آنگاه عنوان‌ها و ویژگی‌های جزئی از آیات مرتبط با مسئله پژوهش استخراج شد و سپس با روش تعمیم منطقی عناوین عام‌تر فهرست گردید و در نهایت هر یک از عناوین در ذیل یکی از شاخصه¬های نظری، ارزشی، ساختاری و سرانجام کارکردی قرار گرفت. در موارد لازم نیز تبیینی به صورت خیلی مختصر از شاخصه‌ها  صورت گرفت؛ چرا¬که توضیح تفصیلی هر یک از آیات مطرح شده در این مقاله از گنجایش و هدف این گفتار خارج می¬باشد و به فرصت وگفتار مناسب خود موکول می¬شود و در همین راستا به ذکر آدرس آیات مرتبط با شاخصه‌ها در ذیل هریک و توضیح فشرده¬ای پیرامون آن بسنده می¬گردد.معناشناسی حوزه انقلابی واژه حوزه انقلابی، ترکیبی وصفی است و روشن شدن مفهوم آن در گروی تعریف حوزه و انقلاب خواهد بود. بنابر¬این به-طور فشرده معنای این دو واژه و آنگاه مفهوم ترکیبی آندو بررسی می¬گردد:الف) حوزه: در مفهوم¬شناسی این واژه دست‌کم سه مؤلّفه اصلی نقش اساسی دارد؛ 1. هویّت تاریخی 2. ساختار تشکیلاتی 3. رسالت و اهداف سازمانی آن. بر این اساس مقصود از حوزه علمیه، یک نهاد علمی تبلیغی و دارای هویّت تاریخی مشخص است که باید عهده¬دار آموزش و تربیت عالم  و متخصص در عرصه دین‌شناسی و آنگاه تبلیغ و اجرای دین و ترویج معارف آن باشد.ب) انقلاب: این واژه که از ریشه قلب به معنی دگرگونی، زیرورو شدن، تحول و تغییر است (دکترمعین، 1360: ج1)، هرچند در سیر تحول معنایی خود به‌ویژه در کاربرد لاتینی آن، بار سیاسی پیدا نمود و در معنای امروزی آن پدیده‌ای جدید است، در فرهنگ گذشته و در غالب جوامع، امر نامطلوبی قلمداد می‌شد و آن را با قیام، طغیان و شورش بر ضد حکام برابر می¬دانستند. این نگرش منفی به انقلاب در تمام دوران تاریخی تقابل حکام که هنوز توده‌های مردم وارد جریان‌های سیاسی نشده بودند یعنی تا قبل از قرن نوزدهم در اغلب جوامع وجود داشت (ر.ش به اخوان کاظمی، 1387). ج) اصول و انواع انقلاب: اصول انقلاب را به¬عنوان لوازم قطعی آن، می‌توان چنین دانست؛ تغییر بنیادها و نظام اجتماع، نوگرایی، آرمان‌خواهی، خشونت سیاسی یا نظامی در مقابل نظام حاکم. با توجه به معنی و مفهوم کلی فوق، انقلاب دارای انواعی است به¬نام: انقلاب فرهنگی، انقلاب اداری، انقلاب سیاسی، انقلاب اجتماعی و... (ر.ش به اشرافی، 1396).د) واژه¬های دیگر: اما باید توجه نمود که بار معنایی این واژه در بخش واژگانی انقلاب اسلامی متفاوت هست، و به تعبیر مرحوم شهید مطهری؛ اگر خواسته باشیم واژه‌ای را که بار اجتماعی، سیاسی انقلاب را داشته باشد در فرهنگ دینی مثال بزنیم هیچ واژه‌ای مناسب‌تر از واژه اصلاح نیست (مطهری، 1374: 6). البته اصلاح قرآنی مفهومی وسیع دارد و با اصلاح در فرهنگ سیاسی امروز که معادل رفرم و مقابل انقلاب است، متفاوت است. اصلاح قرآنی، اعم از حرکت انقلابی و اصلاحات محافظه‌کارانه، قانونی و سطحی، است و در مقابل مطلق افساد مورد استفاده قرار می‌گیرد(مطهری، ۱۳۸۸: ۲۴/ ۱۱۳).ه) حوزه انقلابی؛ حوزه‌ای که ملتزم به ارزش‌ها و آرمان‌های انقلاب اسلامی بوده و با رویکردی تحوّلی و اصلاحی درصدد هماهنگ کردن خود با اهداف عالیه انقلاب اسلامی باشد، شایسته وصف انقلابی است. این تحوّل در صورتی می‌تواند از جامعیت برخوردار باشد که هم در حیطه نرم‌افزاری و نظری و هم در بعد ارزشی و نیز در بخش کارکردی و ساختاری حوزه¬های علمیه مورد توجه قرار گیرد. بر همین اساس، چهار بخش اصلی این گفتار به ترتیب ذیل ارائه می‌گردد؛بخش اول) شاخصه¬های نظریمقصود از این عنوان شاخصه¬هایی است که یک حوزه انقلابی و مطلوب می‌بایست آنها را در حیطه نظری و ساختار فکری خود و همچنین در گونه درک خود از واقعیات پیرامون خود، مدّ نظر و مورد توجه جدّی قرار دهد. همچنانکه می¬بایست در ساماندهی روند مطالعاتی وپژوهشی وتولید علم و نیز در رویکرد آموزشی و تربیت نیرو این شاخصه¬ها را لحاظ نماید و در نهایت در تصمیم¬سازی و برنامه‌ریزی خود جهت عملکرد و اجرا هم بر اساس همین شاخصه¬ها حرکت نماید، این شاخصه¬ها در قالب «30 عنوان» ارائه می‌شود؛ 1. دانش‌مدار؛ در آیه 36 سوره اسراء، از هرگونه عملکرد بدون آگاهی و تشخیص نهی کرده، و مسئولیت انسان نسبت به  ابزار و قوای شناختی خود را گوشزد می¬نماید. در سوره آیه 7 انعام نیز با رویکردی آسیب شناختی، رفتار مبتنی بر تردید و شبهه را زمینه‌ساز فتنه و انحراف بر می‌شمارد. در جای دیگر (شعرا -83)، مطالبه دانش مبتنی بر حکمت را به‌عنوان الگوی دانش‌افزایی شایسته و نتیجه‌بخش می‌شمارد و یا توسعه دانش‌ به نحو نامحدود را الگوی علم‌آموزی می‌داند (بقره -۲۴۷).2. پژوهش محور؛ در (فصلت -53) عرصه آفرینش، اعم از آفاق معنوی و بستر ظاهری آنرا زمینه¬ای مناسب و آماده جهت کشف حقائق دانسته و در (فرقان -77) ، ارزش و بهای حقیقی انسان را در عنصر طلب و جستجوگری او می‌داند (طباطبایی، ۱۴۳۰: ۲/ ۳۳۸). اساسا در سراسر قرآن حکیم به گونه¬های مختلف، تحریک وتشویق روحیه پرسش¬گری در انسان مشاهده می¬شود که نمونه بارز آن آیات کثیری است که در قالب استفهام بیان شده است و یا دستور به تدبّر در قرآن و یا نظام خلقت داده می¬شود. نیز آیات بسیاری که انسان را به تأمل و تفکر در احوال و اوضاع خود و دیگر انسانها و پی-جویی اسباب وقوع آن و تلاش جهت اصلاح آن وا می¬دارد.3. تخصص¬گرا؛ در همان آیه (اسراء -36) حرکت بدون مهارت و تخصص را مردود و مسئولیت آفرین دانسته و از سوی دیگر در (انعام -57)، تنها سلوک و مشی بر اساس بیّنه و دلیل روشن را تأیید می‌کند. نیز در (یوسف -55) مصونیت در عملکرد را ملازم با داشتن و احراز دانشی ویژه می‌داند که این مهم تنها با داشتن تخصّص میسّر می¬گردد. و به همین خاطر در آیات مختلفی (از جمله آیه 7 انبیاء) افراد را به اهل خبره سوق می دهد.4. عقلانیت؛ از منظر قرآن فاصله گرفتن از عقلانیت رهآوردی  جز پلیدی و انحراف به دنبال ندارد (یونس -۱۰۰)؛ به¬این ¬معنا¬که تقویت تعقل نه تنها به بهبود و اصلاح بعد نظری انسان می¬انجامد بلکه قوای عملی وانگیزشی او را نیز مصونیت و ارتقاء می¬بخشد. و البته این عقلانیت را در تقابل با دین¬ورزی و توحید¬محوری ندانسته است بلکه ایندو را دوروی یک سکه و مکمّل همدیگر می‌داند (بقره -۱۳۰).5. جامعیت؛ قرآن همه جهان را مسخر انسان دانسته و او را ترغیب به بهره‌وری از همه امکانات مشروع و معقول می‌نماید تا در همه جهات کمالی خود به تکامل برسد (مائده -۳۵ و هود -۶۱) و از دیگر سوی به شدّت نسبت به مواجهه گزینشی با حقیقت پرهیز می¬دهد (حجر -90 و 91)، روشن است که در این دو رویکرد، جامعیت انسان لحاظ شده است.6.شبکه محور؛ معارف و آموزه¬های قرآن حکیم به¬صورت یک مجموعه و منظومه معرفتی است که تمامی اجزاء و بخش-های آن مرتبط و منسجم می¬باشد و به¬همین خاطر فهم وتفسیر صحیح و روشمند آیات قرآن تنها با ارجاع و عرضه آنها به یکدیگر ممکن و میسّر می¬باشد؛ چرا¬که طبق روایات اهل بیت (ع) آیات قرآن مفسّر یکدیگر می¬باشند (نهج البلاغه: 42)، همچنانکه بعضی مفسّرین نیز آیه 23 سوره زمر را ناظر و دالّ بر همین حقیقت می¬دانند (طباطبایی، 1430: 17/ 182). بنابراین معارف اسلامی به منزله یک منظومه معرفتی شبکه¬ای است که فهم و عرضه آن نیز تنها در همین قالب می¬تواند صحیح و اثر بخش باشد. از جمله آیات دیگر قرآن که ناظر به این حقیقت است، آیه 82 سوره نساء و نیز آیه 91 سوره حجر می¬باشد.7. دین‌مدار؛ محوریّت دین در عرصه نظری وعملی انسان در تمام قرآن مورد تاکید است (بقره -132 و آل عمران -19).8. توسعه دعوت دینی؛ در قرآن از طرفی دین، تنها عامل حیات حقیقی انسان معرفی می‌شود (انفال-24) و از سوی دیگر آرمان نهایی و بایسته قرآنی، فراگیر¬شدن دین در کل جهان است (توبه -33) و این دو مهم تنها با رویکرد توسعه دعوت دینی میسر می¬گردد.9. ارزش‌مدار؛ از منظر قرآن کرامت انسان در ارزش‌مداری او و استواری قدم او در این‌عرصه است (ابراهیم- 27،  اسراء-70).10. بصیرت افزا؛ تلاش در جهت افزایش بینش فردی و جمعی، رویکرد جاری انبیاء بوده است (یونس -108و نیز یوسف -۱۰۸).11. توان‌افزا؛ تقویت قوا در همه زمینه‌ها نیز یکی از لوازم حرکت انبیاء در طول تاریخ بوده است ( بقره -247، هود  -80 و۵۲).12. معنویت‌گرا؛ معناگرایی و سلوک معنوی در قرآن به‌سان تنفس و غذا، عامل حیاتی انسان به‌ حساب می‌آید و دوری از آنرا عامل همسانی انسان با حیوان و بلکه تنزّل او از این مرتبه می‌داند (اعراف -179).۱3. آرمان گرا؛ قرآن کریم اهداف و آرمان‌هایی حقیقی در جهت تکامل بشر ترسیم می‌کند و تحقّق آنها را در آینده بشری تضمین کرده است. این آرمانها به منزله ترسیم نقشه راه همیشگی برای بشر به¬ویژه برای انبیاء و پیروان ایشان است (صف -9، نور -55 و قصص -5).14. واقع‌نگر؛ این‌چنین نیست که آرمان‌خواهی  دینی، در بستر تخیل و آرزو باقی بماند، بلکه توصیه می‌شود این چشم‌انداز با رویکردی واقع‌نگر در عرصه عمل به ظهور برسد، از اینرو هم نسبت به فرورفتن در خودشیفتگی و جهل مرکب هشدار می‌دهد و هم اصل توجه به واقعیات را توصیه می‌کند (کهف -104).15.هنر گرا؛ توجه به هنر و تحریک حسّ زیباشناختی انسان در آموزه‌های قرآن اصلی مسلّم است؛ چراکه هم خلقت حق‌تعالی را نیکو می‌داند (سجده -7) و هم گرایش به حسن و زیبایی را در عرصه نظر و عمل در آیات متعدد توصیه می‌کند و انسان را نسبت به آفات شناختی و قلبی که مانع و رهزن شناخت صحیح حقیقت و زیبایی¬های عالم است، هشدار شدید می¬دهد (بقره -171، ملک – 2 و مطفّفین -14).16. آینده‌نگر؛ توجه به راهبرد آینده‌نگر و ترسیم چشم‌انداز بلندمدت، سیره ‌همیشگی انبیاء بوده است (مریم – 5 و76، شعراء -84)۱۷.الگوساز؛ ترسیم الگوهای کمالی و نیز تربیت آنها، همانند عرضه مناسب آن در عرصه تبلیغ دین و فرهنگ توحیدی، راهبرد اساسی دیگر انبیاء است (انعام -90 ، احزاب -21 و مجادله -11).18.آزاداندیش؛ تولید دانش مفید و ترسیم افق¬های علمی بدون فراغت¬بال و اندیشه آزاد واقع‌شدنی نیست، در همین راستا آموزه‌های قرآنی توصیه می‌کند که همواره در جامعه اسلامی بستر آزاداندیشی فراهم باشد (بقره-۲۵۶، زمر-۱۸).19.پیشرفت گرا؛ هشدار از واپس‌گرایی و تحجّر و ترغیب به کمال‌جویی و پویایی از لوازم دیگر تحوّل و مورد سفارش قرآن است (اعراف -188، نحل-۹۲).20.انسجام بخش؛ توحید محوری و پرهیز از پراکندگی در همه عرصه‌ها الگویی فراگیر در قرآن است، به گونه¬ای که حرکت انبیاء را یک خط واحد و ایمان به همه آنها را شرط حصول ایمان واقعی می¬داند (بقره -285).21.کارکردگرا؛ اکتفا کردن به دانش صرف، امری نکوهیده (جمعه -5، صفّ -۲و۳) و در مقابل، عمل به آن  وظیفه¬ای قرآنی و ارزش محسوب می‌شود.۲۲.هویّت¬شناس؛ بدون شناخت حقیقت انسان و هویت او، هیچ تلاش نظری و عملی به سرانجام مطلوب نمی‌رسد و نتیجه¬ای جز گمراهی در¬بر ندارد (مائده -105.حشر -19).۲۳.ظرفیت¬شناس؛ شناخت استعدادها و توانمندی‌ها در عرصه نظر، مقدمه ضروری جهت بهره‌وری مطلوب در عرصه عمل هست (اعراف -۱۰). این ظرفیت شناسی هم باید در بخش گستره و تنوع  معارف دینی صورت گیرد (انعام -۹۱، اسراء -۹، انبیا -10، حج -24) وهم در شناسایی و جذب نخبگان امری بایسته است (نحل -71، اسراء-21)، همچنانکه  در زمینه تبلیغات و ارتباطات دینی ضروری می‌نماید (اعراف -۱۶۸، انفال -64، شعرا -114).۲۴.مخاطب¬شناس؛ بخش عظیمی از آیات قرآن در مقام توصیف و گونه¬شناسی مجموعه¬های بشری و نیز تنوع ملل و مذاهب بوده و نقش آنرا در عملکرد موفقیت‌آمیز انبیاء بیان می¬کند (حجرات -۱۳، محمد -30، حج -۶۷).25.جریان¬شناس؛ شناخت توده¬های مردمی (انعام -116) و نیز منشأ¬شناسی  جریان‌های فکری¬فرهنگی و نوع پیوند بین آنها (احزاب -67) در هدایت¬گری فرهنگی آنها نقش به¬سزایی دارد، همچنانکه آگاهی از پدیده‌های فکری و ایدئولوژیک(جاثیه -24) از¬جمله شناخت پدیده نفاق (توبه -67 و97، منافقون -1 تا 8) و دیگر جریان¬های آسیب‌زا، مقدمه لازم جهت مواجهه فعّال و نتیجه بخش با آنهاست که تفصیل آن در بخش شاخصه¬های کارکردی خواهد آمد.26.آسیب¬شناس؛ از منظر قرآن، جلوگیری از تحقق و نیز تداوم یافتن آسیب¬های دینی¬فرهنگی، نیازمند شناخت روش نفوذ شیاطین جن و انس ( اعراف -17، حج -52، طه -120، فاطر -6)است. همچنانکه شناسایی  آسیب‌هایی چون تنّزل ارزش‌ها در بستر اجتماع (فرقان -30) و گسترش فساد (روم -41) و رواج شایعات (حجرات -6) و مانند آن، مسیر رفع آن‌ها را هموار می‌کند.27.دشمن¬شناس؛ حفظ حیات جریان حق و دین‌خواهی، نیازمند شناسایی دقیق دشمن و نقشه‌های اوست ( انعام -112، اعراف -141، توبه -47، حجر -11 و39، اسراء -64، طه -96، قصص -4، زخرف -54).28.جهانی¬نگر؛ رویکرد انبیاء الهی در هدف‌گذاری، برنامه-ریزی و اجرا، جهانی و فراگیر توصیف می‌شود (انبیاء -107و سبأ -28).۲۹.مهارت محور؛ افزایش مهارت متناسب با اهداف پیش¬رو، شرط ضروری بهره‌وری مطلوب از امکانات موجود است (بقره -247). 30.انگیزه ساز؛ مطالعه نظری پیرامون نحوه بسترسازی جهت ایجاد انگیزه و نشاط معنوی و تقویت آن، شرط لازم برای تحقّق پویایی  و تحرک عملی است (طه -115).بخش دوم) شاخصه¬های ارزشی اخلاقیمقصود از شاخصه¬های ارزشی واخلاقی، خصلت¬های نفسانی و آمادگی¬های مثبت روحی و انگیزشی است که تحقّق آنها در افراد و نهاد¬های حوزوی می¬تواند مصونیّت و کارکرد و اثر-گذاری آنها را به شکل چشمگیر و قابل توجه افزایش دهد، که مهم¬ترین این شاخصه¬ها در قالب 20 مورد بیان می¬شود:۱.حق مداری؛ التزام به حق، بن‌مایه حرکت در مسیر انبیاء و انجام رسالت ایشان است که در سرتاسر قرآن به آن توجه شده است (بقره -42).۲.ایمان محوری؛ باور به خداوند متعال و صفات کمالی او و ایمان به پشتیبانی الهی (بقره -3، آل‌عمران -173) و وعده او (ابراهیم -47) عامل نتیجه¬بخشی حرکت در این مسیر است و اساسا یک پایه اساسی نیک بختی و سعادت انسان است (عصر -2).۳.خودباوری؛ تکیه به توانمندی¬های درونی و داشته¬های بومی، زمینه‌ساز عدم انفعال در برابر آسیب‌ها و نیز حرکت با ثبات در مسیر رشد است (مائده  -41، مائده -105، ابراهیم -7، انفال -۶۴).۴.استقامت؛ تاب¬آوری در برابر هرگونه تهدید درونی و بیرونی و نیز در برابر موانع پیش¬رو از توصیه¬های حیاتی قران کریم است (آل عمران -200 ، توبه -۷).۵.امیدواری؛ عدم یأس از رحمت و نصرت الهی نیز به شدّت مورد تأکید قرآن است به¬گونه¬ای که عدول از آنرا کفر قلمداد می¬کند ( یوسف -87).۶.انسان‌دوستی؛ نوع‌دوستی و دغدغه جدی جهت نجات و هدایت افراد، خصیصه ذاتی انبیاء و پیروان راه آنهاست (توبه -128، مائده -32).۷.عدالت محوری؛ حرکت بر محور عدالت و مطالبه جدی آن، دستور أکید قرآنی است (نساء -۱۳۵، مائده -۸، نحل -۹۰).۸.اعتدال؛ قرآن امت پیامبر اکرم(ص) را امّت وسط توصیف می¬کند و همین ویژگی را وجه تمایز این امّت از دیگر امتها معرفی می¬کند (بقره -143) و آنها را از هرگونه افراط و تفریط و از¬جمله غلوّ در دین پرهیز می‌دهد (نساء -۱۷۱).۹.بصیرت؛ وجود بینش در عرصه¬های گوناگون به¬ویژه در جنگ سخت و نرم، امری اجتناب¬ناپذیر است (نساء -۷۱، یوسف -۱۰۸).۱۰.تعهد؛ وفاداری به دین ( بقره -۱۳۲، آل‌عمران -81) و هرگونه پیمان مشروعی (مائده -۱، اعراف -۱۰۲، نحل -۹۱) توصیه¬ای جدی و حیاتی در قرآن است.۱۱. امانت‌داری؛ قرآن یکی از وجوه ارزشی وکرامت انسان از غیر او را توان و ظرفیت او جهت رعایت امانت معرفی می¬کند (احزاب -72) و در عین حال او را از رعایت نکردن آن بر حذر می¬دارد ( نساء- ۵۸).۱۲.شایسته‌سالاری؛ قرآن هرچند معیار فضیلت را تقوا می‌داند (حجرات -۱۳) ولی افزون بر آن، آگاهی لازم  و توانمندی مطلوب را شرط لازم برای شایستگی تصدی امور می‌داند (قصص -26، یوسف -۵۵، بقره -247) و بر همین اساس هرگونه قوم¬سالاری (هود -46) و التزام به معیار غیرواقعی را مذمّت می¬کند (بقره -۱۲۴).۱۳.مسئولیت‌پذیری و پاسخگو بودن؛ قرآن مجید همواره انسان را به این حقیقت که او باید پاسخگوی رفتار خود در جهان دیگر باشد توجه و هشدار می¬دهد و همین باور را عامل مسئولیّت¬پذیری و پاسخگو¬بودن او در این جهان می¬داند. روشن است که هر فرد و نهادی صرفا با چنین رویکردی می-تواند ارتباط سازنده و پویای خود را با جامعه هدف خود حفظ کند (اعراف -6، حجر -92، مطفّفین -4).۱۴.انتقادپذیری؛ قرآن به شدّت افراد و نهادهای اجتماعی را از خود¬شیفتگی وکامل¬پنداری پرهیز و هشدار می دهد؛ چرا¬که این ویژگیها از موانع انتقاد¬پذیری است و پرهیز از آن موجب تشخیص  بهتر نقاط ضعف و پذیرش و رفع آن و سرانجام قرار گرفتن در جهت تعالی و رشد می¬باشد (نجم -32).۱۵.شفافیت و صداقت؛ التزام همیشگی به راستی وصدق، دیگر الگوی ارزشی قرآن است (توبه -119).۱۶.پرهیز از فریبکاری؛ برخورد دوگانه با خود و دیگران، ضد¬ارزش تلقّی شده و از آن تحذیر می شود (آل‌عمران -161).۱۷.اخلاص؛ بن¬مایه سعادت حتمی انسان و تنها موعظه حیاتی حق‌تعالی «قل انّما اعظکم بواحده» در آموزه¬های قرآنی، رعایت دائمی اخلاص است ( سبأ -46، انعام -۱۶۲، انفال -۴۷، شعراء -127).۱۸.ثبات قدم و مقاومت؛ حفظ ثبات فکری و عملی به¬ویژه در برابر جنگ نرم از لوازم حتمی حرکت در مسیر حقّ و اقامه آن می¬باشد (آل‌عمران -125 و۶۷، اعراف -88، مریم -12، ابراهیم -27).۱۹.خویشتن‌داری؛ صبر در برابر هرگونه آزار و تهدید نیز ارزش اجتناب ناپذیر در مسیر حق است ( انعام  -۳۴ و ابراهیم -۱۳، سجده -24).20.روحیه جهادی؛ توصیه به جهاد در عرصه عمل و اجرا به-وفور در قرآن به چشم می¬خورد، رویکرد جهادی که خود محصول داشتن روحیه جهادی است در صورتی حاصل می-گردد که یک فرد یا نهاد تعلّقات و دلبستگی‌های دنیوی خود را کنار بگذارد (توبه -38).بخش سوم) شاخصه¬های ساختاری و سازمانیحوزه¬های علمیّه مانند هر مجموعه سازمان‌یافته دیگر هنگامی‌ توان ایجاد بهره‌وری مطلوب را دارد که الزامات یک سازمان مفید و اثر بخش را داشته باشد. این ویژگیها هم در نحوه شکل¬گیری سازمان و هم در گونه تعامل مجموعه¬ها و افراد آن و نیز در افزایش کیفی کارکرد آنها نقش دارد. که بر¬اساس آموزه‌های قرآنی شاخصه‌هایی را در این مورد می‌توان برشمرد که 10 مورد ذکر می¬شود؛۱.نظام‌مند؛ قرآن در سطح کلان، خلقت الهی را سامانه‌ای نظام‌مند معرفی می‌کند و در سطح پایین¬تر نیز نتیجه¬بخشی مطلوب هرگونه جهت¬گیری و فعالیتی را صرفا در راستای رعایت نظم شایسته آن تعریف می‌کند که این مهمّ نیز تنها با هماهنگی با آن نظام کلان میسّر می¬شود (حجر -۲۱، قمر -49).۲.تشکیلات¬محور؛ رویکرد گروهی و تشکیلاتی در کارها چه در بخش دنرم¬افزاری وچه سخت¬افزاری، دستوری الهی و تضمین‌کننده موفقیت بیشتر است (سبا  -۴۶، آل‌عمران -200).۳.قانون‌مند؛ التزام به هنجارهای دینی و اجتماعی، موجب افزایش بهره‌وری و کاستن از فرسایش‌هاست و بدیهی است که بخش قابل توجهی از آیات قرآن، بیان هنجارهای فردی و اجتماعی و بیان اهمیّت و آثار آن می¬باشد. این التزام در هر سازمان و نهاد مسئولی اهمیت مضاعف خواهد داشت.۴.برنامه¬محور؛ قرآن تحقق هر چیزی را در این عالم در قالب اندازه و قدر خاصّ خود می¬داند و روشن است که ارتباط با چنین عالمی و بهره¬مندی مطلوب از آن تنها با برنامه¬ریزی صحیح و متناسب میسّر می¬گردد (قمر -49).۵.توانمند؛ افزایش توان نظری و عملی (بقره -247) ونیز توان افزایی روحی¬معنوی ( آل‌عمران -139 و ۱۴۶) و تقویت همزمان کیفی و کمی نیروی انسانی مطلوب (انفال -60، هود -۹۱، طه -۲۹، قصص -۲۶) از شرائط لازم هر مجموعه‌ سازمانی است.۶.زودبازده؛ سبقت و سرعت گرفتن مطلوب در انجام کار از توصیه¬های روشن قرآنی است (بقره -۱۴۸، مائده -۴۸).۷.دارای ثبات و انسجام؛ نبود این دو ویژگی باعث هدر رفت انرژی و کاهش بازدهی هر مجموعه¬ای است (بقره -250، آل عمران -11).۸.نظارت¬محور؛ که شامل لزوم نظارت فردی و جمعی هست و می¬تواند ایمنی بخش به سازمان و أجزاء آن و در نتیجه باعث بهبود عملکرد آنها باشد ( آل‌عمران -۱۱۰، مائده  -۶۳، مائده -۹۲، توبه -71).۹.نفوذ ناپذیر؛ لزوم مراقبت فردی و جمعی نسبت به نفوذ آفات و آلودگیها و رذائل از دستورات و هشدارهای جدی قرآن است ( نساء -71 و141، آل‌عمران -۱۷، توبه -7 و۸ و۴۷، طه -96و۱۲۰).۱۰.سلامت¬گرا؛ بایستگی حفظ سلامت و مراقبت دائمی از آن در ابعاد مختلف در قرآن مطرح شده است که از جمله موارد ذیل را می¬توان نام برد: الف. از نظر روانی و عاطفی (اعراف -35، قصص -۵۷) ب. به لحاظ زیستی (نساء -۲۹، شعراء -۱۸۱، روم -39) ج. در بعد اخلاقی و معنوی (انعام -83.، تحریم -۶، یونس -۶، شعراء -۱۱۴، احزاب -۲۸ تا ۳۴) د. در عرصه فکری (مریم -۴۴، لقمان -13).  ه. در چرخه ارتباطات ( نور -۱۲ و فرقان -63).بخش چهارم) شاخصه¬های کارکردیاین شاخصه¬ها مربوط به عرصه اجرا و عمل و کارایی بیرونی و بازدهی سازمان و نهاد روحانیّت می¬باشد که رعایت آنها به طور مستقیم می¬تواند کارکرد آنرا افزایش دهد که در قالب 10 بخش کلّی و به همراه زیر مجموعه آنها در¬پی می¬آید:۱.اولویت¬محور؛ دستور أکید قرآن به پرهیز از لهو و لغو، بیانگر لزوم رعایت اولویت در کارها است؛ چرا¬که مفسرین لهو را اشتغال به کاری که اولویت ندارد معنا کرده¬اند (جمعه -۱۱، انعام -۷۰).۲.روزآمد؛ شرط لازم توانمندی، کارآمدی، ارتباط پویا با جامعه هدف و نیز غلبه بر تهدیدها، به‌روز بودن امکانات و مهارت‌هاست و بر همین اساس هست که ملاحظه می¬شود قرآن در موارد مختلف دستور به افزودن توان وکارایی نو به¬نو می-دهد (انفال-۶۰، الرحمن -۳۳).۳.ساختارشکن؛ قرآن همواره هشدار جدی می‌دهد که مبادا به وجود آفات و آسیب‌ها عادت کرده و مقابل آن قد خم‌کنید و یا دچار سکون و توقف شوید، لازمه تقابل با چنین آسیبهایی داشتن رویکرد ساختار شکنانه نسبت به آن می¬باشد ( بقره -۱۷۰، مائده -۱۰۰، توبه -38).۴.فرصت ساز؛ بهره‌وری حداکثری از امکانات (ابراهیم -۷) و پرهیز از هدر رفت آن، توصیه و هشداری جدی در قرآن است (رعد -4، انبیاء -44).۵.مردمی؛ حضور در بین توده¬های مردم، مدارا و انس با آنها وگوش¬سپردن به سخن آنها سیره جاری  انبیاست (توبه -61، هود -۳۰، فرقان -20).۶.جذب حدّ¬اکثری؛ افق دعوت دینی به دین و معنویت بسیار گشوده و وسیع است (آل‌عمران –۱۵۹، انبیاء -۱۰۷، زمر -53)، تا آنجا که توصیه می‌کند حتی زمینه روانی و عاطفی را برای هدایت و جذب آلوده‌ترین انسان‌ها نیز فراهم کنید (طه -۴۴).۷.توسعه¬گرا؛ قرآن در امر دعوت وهدایت رویکردی حدّاکثری  و گشوده دارد که این رویکرد را چه در جهت-گیری و چه در روش عمل و سیره انبیاء می¬توان مشاهده کرد که قرآن آنرا در عرصه¬ها ومحورهای ذیل مطرح می¬کند؛7-1. ارتباطات و تبلیغات؛ ازنظر تعالیم قرآن می‌بایست تمام ظرفیت¬های تبلیغی را فعال نمود (هود -88، سبا -۲۸) و در همین راستا گستره عظیم این زمینه‌ها را ترسیم می‌کند، که شامل تنوع قومی (حجرات -۱۳، ابراهیم -۴)، تنوّع ملیتی (اعراف -۱۶۸، نمل -۲۸)، تنوع جغرافیایی (انعام -۱۹، ابراهیم -۳۷، انبیاء -۱۰۷)، تنوع مذهبی (حج -۲۷)، تنوع ادیان و اندیشه‌ها (یوسف -۳۷تا۴۰)، تنوع سنّی و زبانی (ابراهیم -۴) و در نهایت تنوع در آداب و سنن (حج -67 ) می‌گردد.7-2. روش‌های تبلیغی؛ قرآن حکیم در عرصه تبلیغ و هدایت نه‌تنها تنوع تاکتیکی را در قالب تبشیر و تحذیر، مطرح نموده است (بقره -۱۱۹) بلکه تنوع در اسلوب (نحل -۱۲۵، روم -58) را مطلوب دانسته و از طرفی هم تکرار و استمرار دعوت دینی را امری لازم بر می‌شمارد (مؤمنون -۴۴، قصص -۵۱، عنکبوت -۱۴). از دیگر روش¬های توصیه‌شده در قرآن،گفتمان سازی است که خود درزمینه¬هایی چون؛ گفتمان اصلاحی با جریان الحاد و شرک (بقره -۲۵۸، انعام -۷۴، انبیاء -۲۴و۵۲) و نیز گفتمان بین ادیان (آل‌عمران  -۶۴، شعراء -۱۹۷، عنکبوت -۴۶) و مذاهب ( انعام -159) مطرح شده است.از سوی دیگر فعالیت فرهنگی مسجد¬محور را نیز عاملی مهم جهت توسعه ایمان معرفی می‌کند (اعراف -29، توبه -۱۸). در همین راستا خدمت‌رسانی عمومی (کهف -94، قصص -24) و نیز هجرت تبلیغی (نساء -۷۵و۹۷و ۱۰۰، انفال -۷۲، توبه -۳۸) و تبلیغ گروهی (طه -۲۹، شعراء -۱۳، آل‌عمران  -۲۰۰) و تقیه تاکتیکی (نحل -۱۰۶، غافر -28) از دیگر روش‌های کاربردی تبلیغ و دعوت قرآنی محسوب می‌شود.همچنانکه ابزار هنر و زیباسازی نیز نقش به¬سزایی درافزایش بهره‌وری روش‌های تبلیغ قرآنی دارد (اعراف -۳۲.شعراء -۳۳، نمل -۴۴).7-3. امنیت و سلامت؛ زمینه‌سازی برای امنیت در فضای جامعه پیش و بیش از آنکه امری انتظامی ‌باشد نیازمند بسترسازی فکری فرهنگی است و مجامع علمی¬فرهنگی به‌ویژه حوزه علمیه نقش ویژه در ایجاد آن دارند، در قرآن حیطه¬های مختلف امنیت و سلامت زیستی مطرح است که توجه جدّی به آنها می¬تواند به بهبود و توسعه سلامت جامعه ایمانی کمک کند از جمله این حیطه¬ها:الف. حیطه سیاسی (انفال -39، حجرات -9) ب. حیطه فرهنگی (انعام -۴۸) ج. حیطه روانی (انعام -۸۲، شعراء -۶۲، یونس-۶۲، طه -۶۸) د. حیطه عاطفی (حجر -۴۷، اسراء-5) ه. حیطه اجتماعی (اعراف -۳۵، مؤمنون-۹۶، نور-۳۲). که البته از منظر قرآن، سلامت الگوهای تربیتی نقش حساس‌تری در این زمینه دارد (احزاب -۳۲، تحریم -۶، هود -۱۱۲).۸. ترویج¬گر فرهنگ دینی؛ وظیفه محوری  و اساسی مجامع علمی به¬ویژه حوزه¬های علمیه، فرهنگ‌سازی در عرصه دین و اخلاق است که در قرآن حیطه¬های گوناگون آن به چشم می‌خورد؛8-1.دین‌مداری (آل‌عمران-81، انفال -24) ۲-8.اخلاق‌مداری (حجر -۸۸، فرقان -۶۳، حجرات -۱۱) 8-3.آرمان¬گرایی (نور -۵۵، قصص -5) ۴-8.ایمان¬گرایی (انعام -۳۲، ابراهیم -۲۷) ۵-8.عدالت‌طلبی ( نساء -75 و ۱۳۵، نحل-۹۰) ۶-8.خودباوری (مائده -۱۰۵) ۷-8.دشمن‌شناسی (آل‌عمران -۱۱۸، انعام-۱۱۲و۱۱۶، توبه -۸) و در همین راستا به‌طور خاص لزوم بی‌اعتمادی به دشمن مطرح می¬شود (هود -۱۱۳و کهف -۲۰، زخرف -۵۴، ممتحنه -۲) ۸-8.برائت و استکبارستیزی ( نساء- ۶۰ و۷۶ و۱۴۴، توبه -۱و۱۲۰) ۹-8.یاری مظلومین (انفال -۷۲، کهف -۹۴، قصص -۱۵) ۱۰-8.انتظار جهت استقرار دولت حقّ (یونس -۲۰) ۱۱-8.ولایت مداری ( بقره -۲۰۸، آل‌عمران -۸۱، توبه -۱۲۰، احزاب -۶) ۱۲-8.ایثار و شهادت (توبه -۵۲و۱۱۱، احزاب -۲۳) ۱۳-8.جهاد و مقاومت (نساء -۸۴ و۹۵، اعراف -۸۸ ، انفال -۴۵، هود -۱۱۲) ۱۴-8.عملکرد جهادی ( بقره -۲۱۸) ۱۵-8.نظارت عمومی در قالب امربه‌معروف ونهی از منکر (توبه -۷۱) ۱۶-8.وحدت و همدلی (آل‌عمران -۱۰۳ و۱۰۵ و ۲۰۰، انفال -۴۶، احزاب -۵)  ۱۷-8.مسئولیت‌پذیری (اعراف -۶) ۱۸-8.قانون مداری (اعراف -۱۰۲، نحل -۹۱) ۱۹-8.اسراف گریزی (اسراء -۲۷).۹.مواجهه¬گری فعّال با جریان‌ها؛ مقصود از مواجهه فعّال با یک جریان در مرحله اوّل شناسایی دقیق آن و آنگاه تشخیص هوش¬مندانه روش و حوزه نفوذ آن و در ادامه به کارگرفتن روش کارآمد و مناسب جهت تقابل با آن جریان و تلاش جهت خنثی¬سازی آثار آن می¬باشد. نمونه¬های فراوانی از این جریان‌ها در قرآن مورد بحث هست که از این قرارند:9-1. جریان ضد دین (بقره -۷۵، توبه -۱۲، مریم -۴۸، انبیاء -۵۲) ۲-9.جریان شبهه افکن ( اعراف -۶۷) ۳-9.جریان نفاق (نساء -۶۳، توبه -۶۷ و۱۰۷، هود -۱۸) ۴-9.جریان مهاجم و محارب (نساء -۱۰۴، مائده  -۳۳، انفال -۱۵) ۵-9.جریان ضد-ارزش (انفال -۳۴، هود -۳۸، حجر -۱۱) 6-9.جریان الحادی (جاثیه -۲۴)  7-9.جریان انحراف (ال عمران -۶۹، انعام -۱۵۳) 8-9.جریان خرافی (نحل -۵۹، طه -۸۵، انبیاء -۵۷) 9-9.جریان اغواگر (طه -۹۶، احزاب -۶۷)  10-۹.جریان افراطی؛ که در قرآن نمونه¬های فراوان از آن به چشم می¬خورد. 11-9.جریان متحجّر (محمد -۲۵). 12-9.جریان سکولار (روم -۷). ۱۳-9.جریان تفرقه‌افکن (آل‌عمران  -۱۰۵، انعام -۱۵۹، توبه -۱۰۷، قصص -۴، روم -۳۲) 14-9.جریان فتنه‌گر (بقره  -۱۹۳، انفال -۲۵و۳۹، حجرات -۹)  ۱۵-9.جریان نفوذ (توبه -۴۷، حج -۵۲)  16-9.جریان مروج فساد (مائده -۶۳، نور -۱۹، شعراء -۱۸۱).10. اصلاح¬گر؛ بدون رویکرد اصلاحی، رهایی از تأثیر آفات و مفاسد احتمالی غیرممکن است و در چنین شرایطی نمی¬توان به رشد و پیشرفت امید داشت ( انفال -1 و 53، هود -۸ و 117).نتیجه انقلابی¬بودن حوزه¬های علمیه و داشتن رویکرد تحولی و اصلاحی، ابعاد وسیعی دارد و از منظر قرآن می‌توان شاخصه-هایی  واضح  و کاربردی برای آن برشمرد که در این گفتار، بدون احتساب زیرشاخه¬های جزئی که ذکر گردید، هفتاد مورد از آنها پس از بررسی تفصیلی آیات قرآن معرفی و جانمایی شد و در چهار بخش نظری، ارزشی، ساختاری و کارکردی ارائه گردید. این مجموعه می‌تواند برای پژوهش-گران و کارگزاران حوزوی، به عنوان یک الگوی نظری و عملی در راستای تحول در حوزه¬های علمیه موردنظر قرار گیرد.                               منابع- قران کریم، 1377، هشتم، قم، الهادی.- نهج البلاغه، 1389، دشتی, محمّد، یازدهم، قم، اندیشه هادی.- اخوان کاظمی، بهرام، مقاله کالبدشکافی تحزب در ایران، 1387ماهنامه زمانه، شماره78.- اشرافی، مرتضی، مقاله تبیین الگوی شبکه¬سازی در انقلاب-های مخملی، فصلنامه علمی پژوهشی مطالعات انقلاب اسلامی، سال چهاردهم، پاییز1396، شماره50، صفحه185.- دکترمعین، فرهنگ فارسی، ج1، تهران، امیرکبیر، 1360.- طباطبایی، محمدحسین، ۱۴۳۰، المیزان فی تفسیر القرآن، اول، قم، روح‌الامین.- فرامرز قراملکی احد، ۱۳۹۰، روش‌شناسی مطالعات دینی، ششم، مشهد، دانشگاه رضوی.- کلینی، ۱۴۲۸، موسوعه الکتب الاربعه، الکافی، اول، قم، نور وحی.- مطهری مرتضی، 1374، پیرامون جمهوری اسلامی، انتشارات صدرا.- مطهری مرتضی، ۱۳۸۸، مجموعه آثار، جلد۲۴، چهارم، صدرا.- منابع اینترنتی: 1. سایت رهبری، ۲. پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.نویسنده: مصطفی شریفیانمجله مدرسه‌ای اندیشه پژوه - شماره اول/آذر 1403</description>
                <category>حوزه علمیه آیت الله درچه ای رحمة الله علیه</category>
                <author>حوزه علمیه آیت الله درچه ای رحمة الله علیه</author>
                <pubDate>Fri, 31 Jan 2025 21:40:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اهمیت پژوهش در حوزه علمیه</title>
                <link>https://virgool.io/IRhdorche/importance-of-research-in-the-islamic-seminaries-c85icbq9f5hp</link>
                <description>اهمیت پژوهش در حوزه علمیهمجله مدرسه‌ای اندیشه پژوه - شماره اول/آذر 1403پژوهش آن‌گاه که در تاریکی جهل و نادانی قدم می‌گذاری، همچون فانوسی است که راه را به سوی حقیقت می‌گشاید. حوزه‌های علمیه، این کهن‌دیار معرفت و حکمت، جایی است که اندیشه‌ها زاده می‌شوند و با پژوهش جلا می‌یابند. پژوهش، جانِ خسته از روزمرگی را حیات دوباره می‌بخشد. هر سطر کتابی که ورق می‌خورد، هر کلمه‌ای که با دقت تحلیل می‌شود، گویی صدای روحِ حقیقت است که قلب طالب علم را فرا می‌خواند. در عمق این تلاش، چیزی فراتر از دانش نهفته است؛ یک شوق بی‌پایان برای کشف و فهمیدن، یک عطش بی‌کران برای رسیدن به سرچشمه‌های حکمت الهی.آری پژوهش فقط خواندن کتاب‌ها و نوشتن مقالات نیست. پژوهش لمسِ بی‌صدای زخم‌های جامعه است؛ دیدن دردها و شنیدن فریادهای خاموش. پژوهش یعنی قلبی که با دردهای انسانیت می‌تپد و عقلی که برای یافتن درمان می‌اندیشد. در این راه، هراندیشه‌ای چون دانه‌ای است که در زمین معرفت کاشته می‌شود و با زلال عشق به حقیقت آبیاری می‌گردد. و چه زیباست آن لحظه‌ای که طالب علم پس از ساعت‌ها تفکر و تلاش، نوری از فهم تازه را در دل خویش احساس می‌کند. گویی که ستاره‌ای در آسمان شب وجودش طلوع کرده است. این همان لحظه‌ای است که معنای حقیقی پژوهش آشکار می‌شود: شکوفایی روح انسان در مسیر حق و حقیقت. حوزه‌های علمیه اگر چراغ پژوهش را روشن نگاه دارند، می‌توانند افق‌های جدیدی برای بشریت بگشایند. هر قلمی که در این راه بر کاغذ می‌لغزد، گواهی است بر تعهد انسان به رسالتی که خداوند به او سپرده است: جستجو، کشف، و نشر نور در میان تاریکی‌ها.راهکارهای ترویج پژوهش در حوزه‌های علمیهپژوهش یکی از ستون‌های اساسی تولید علم و توسعه فکری در حوزه‌های علمیه است. برای اینکه حوزه‌ها بتوانند به‌عنوان مراکز پیشرو در تبیین معارف اسلامی و پاسخ به نیازهای جامعه نقش‌آفرینی کنند، نیازمند تقویت و ترویج پژوهش در بین طلاب و اساتید هستند. برای تحقق این هدف، راه‌کارهای متعددی وجود دارد که در ادامه به بخشی از آنها پرداخته می‌شود:۱. تقویت فرهنگ پژوهش‌محوریآگاهی‌بخشی: ایجاد ذهنیت مثبت نسبت به پژوهش از طریق برگزاری کارگاه‌ها، سخنرانی‌ها و نشست‌های علمی با موضوع اهمیت پژوهش.تشویق الگوهای موفق: معرفی پژوهشگران برجسته حوزه و دستاوردهای آنان به طلاب به‌عنوان الگوهای انگیزشی.تقدیر و تشویق: برگزاری جشنواره‌ها و مراسم تقدیر از پژوهشگران برتر برای ایجاد انگیزه در طلاب و اساتید.۲. آموزش مهارت‌های پژوهشیبرگزاری دوره‌های آموزشی: آموزش مهارت‌های تحقیق، نگارش علمی، روش‌شناسی پژوهش و استفاده از ابزارهای نوین پژوهشی.استفاده از اساتید مجرب: بهره‌گیری از اساتید متخصص در حوزه پژوهش برای انتقال تجربه و آموزش عملی.ایجاد منابع آموزشی: تدوین کتاب‌ها و جزوه‌های آموزشی در زمینه روش‌های پژوهش و مسائل علمی معاصر.۳. ایجاد زیرساخت‌های پژوهشیراه‌اندازی مراکز پژوهشی: ایجاد مراکز تحقیقاتی تخصصی در موضوعات مختلف علوم اسلامی مانند فقه، اصول، تفسیر، فلسفه و کلام.تجهیز کتابخانه‌ها: توسعه و به‌روزرسانی کتابخانه‌های حوزه با منابع چاپی و دیجیتال، نرم‌افزارهای پژوهشی و دسترسی به پایگاه‌های علمی معتبر.حمایت مالی از پژوهش‌ها: تخصیص بودجه کافی برای اجرای طرح‌های پژوهشی و ارائه کمک‌هزینه به پژوهشگران.۴. تقویت تعاملات علمیبرگزاری نشست‌ها و همایش‌های علمی: دعوت از پژوهشگران داخلی و خارجی برای ارائه دستاوردها و تبادل نظر.ارتباط با دانشگاه‌ها: تعامل حوزه‌های علمیه با دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی به‌منظور بهره‌گیری از یافته‌های جدید علمی و روش‌های پژوهشی نوین.ایجاد شبکه‌های پژوهشی: راه‌اندازی شبکه‌هایی برای ارتباط پژوهشگران حوزه با یکدیگر و با پژوهشگران سایر رشته‌ها.۵. حمایت از پژوهش‌های مسئله‌محورشناسایی مسائل جامعه: شناسایی چالش‌ها و مسائل مهم جامعه اسلامی و هدایت پژوهش‌ها به سمت ارائه راه‌حل‌های عملی.تدوین اولویت‌های پژوهشی: تعیین اولویت‌های پژوهشی متناسب با نیازهای فرهنگی، اجتماعی و فکری جامعه.تشویق به تحقیق میان‌رشته‌ای: تقویت پژوهش‌های میان‌رشته‌ای برای ارتباط علوم اسلامی با علوم انسانی و تجربی.۶. نظام‌مند کردن پژوهش در حوزه‌هاایجاد ساختار پژوهشی کارآمد: طراحی و اجرای ساختاری منظم برای مدیریت و نظارت بر فعالیت‌های پژوهشی حوزه‌ها.الزام پژوهش در برنامه آموزشی: گنجاندن پژوهش به‌عنوان یک بخش الزامی در برنامه‌های درسی طلاب.نظام ارزیابی پژوهش‌ها: ایجاد سامانه‌ای برای ارزیابی و نظارت بر کیفیت پژوهش‌ها و جلوگیری از کارهای تکراری و کم‌کیفیت.۷. ایجاد انگیزه در طلاب برای پژوهشپاداش‌های مادی و معنوی: ارائه جوایز مادی و معنوی به پژوهشگران موفق و برجسته.انتشار آثار پژوهشی: حمایت از انتشار مقالات، کتاب‌ها و دستاوردهای پژوهشی طلاب در مجلات معتبر داخلی و خارجی.راه‌اندازی مجلات علمی حوزه: ایجاد و تقویت نشریات علمی حوزه برای انتشار مقالات و پژوهش‌های جدید.۸. استفاده از فناوری‌های نویننرم‌افزارهای پژوهشی: آموزش و استفاده از نرم‌افزارهایی مانند مدیریت منابع و تحلیل داده‌ها.پایگاه‌های علمی دیجیتال: ایجاد و توسعه پایگاه‌های اطلاعاتی دیجیتال برای دسترسی سریع به منابع علمی.هوش مصنوعی در پژوهش: بهره‌گیری از هوش مصنوعی برای تحلیل داده‌ها و تسریع فرآیند پژوهش.۹. ارتقای جایگاه اجتماعی پژوهشگرانایجاد منزلت اجتماعی: تبیین نقش پژوهش‌گران در پیشرفت جامعه و جایگاه والای آنان در فرهنگ اسلامی.افزایش ارتباط پژوهشگران با جامعه: تشویق پژوهشگران به ارائه نتایج پژوهش‌ها به زبانی ساده و کاربردی برای عموم مردم.۱۰. حمایت از پژوهش‌های نوآورانهتشویق به نوآوری: حمایت از پژوهش‌هایی که ایده‌های نوین و راهکارهای خلاقانه ارائه می‌دهند.تدوین راهکارهای عملیاتی: هدایت پژوهش‌ها به سمت ارائه برنامه‌های کاربردی برای حل مسائل حوزه و جامعه. با اجرای این راهکارها و ایجاد فضای مناسب برای پژوهش، حوزه‌های علمیه بار دیگر می‌توانند به قطب‌های علمی و فرهنگی جهان اسلام تبدیل شوند و در راستای تمدن‌سازی نوین اسلامی گام‌های مؤثری بردارند.اهمیت پژوهش در حوزه علمیهمجله مدرسه‌ای اندیشه پژوه - شماره اول/آذر 1403</description>
                <category>حوزه علمیه آیت الله درچه ای رحمة الله علیه</category>
                <author>حوزه علمیه آیت الله درچه ای رحمة الله علیه</author>
                <pubDate>Fri, 31 Jan 2025 21:10:41 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>