<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های عیسی وجدی سیسی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@isavajdi</link>
        <description>کارشناس ارشد روابط بین الملل</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 17:08:30</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/646679/avatar/P6RM0K.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>عیسی وجدی سیسی</title>
            <link>https://virgool.io/@isavajdi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>اندیشه های ی جرج لوکاچ ( گئورگ لوکاج)</title>
                <link>https://virgool.io/andisheha/%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DB%8C-%D8%AC%D8%B1%D8%AC-%D9%84%D9%88%DA%A9%D8%A7%DA%86-%DA%AF%D8%A6%D9%88%D8%B1%DA%AF-%D9%84%D9%88%DA%A9%D8%A7%D8%AC-s1tatb76j3fm</link>
                <description>جرج لوکاج متولد 85 ( مرگ 1971) فیلسوف ، منتقد ادبی ، مبارز کمونیست ، مجار و یهودی تبار است . از سران شورش مجار بود که طی آن مردم علیه حکومت استالینیستی به پا خاستند .در غرب لوکاچ را مارکسیستی با گرایشهای انسان دوستانه میشناسند . از اثار او &quot; تاریخ و آگاهی طبقاتی&quot; ، &quot; تاملی در وحدت اندیشه لنین &quot;  و &quot; انهدام خرد &quot; .اندیشه لوکاچ در دو بستر اندیشه مارکسی و فلسفه هگلی جریان دارد. عقل در دیدگاه لوکاچ محصول تعامل متقابل سوژژه ابژه است . برای لوکاچ روشنفکران در عصر امپریالیسم در عدم امنیت مطلق به سر میبرند و امپریالیسم مترادف با بحران بوده و در وااقع این روشنفکران هستند که بار این بحران را بدوشش می کششند .بحران و عدم امنیت مترادف با یکدیگر هستند ، لوکاچ اشاره میکند که چگونه برای زیمل جهان امنیت مهم بوده است . لوکاچ شرح میدهد که چگونه درک غیر عقلانی از فردیت به فاشیسم کمک میکند . انسان در جامعه بورزوازی در حد یک کالا سقوط کرده است .در کتاب &quot; انهدام خرد &quot; جریان ضد عقلگرایی در دارونیسم اجتماعی خود را نشان میدهد نظریه نژادبرتر از داروینیسم اجتماعی سرچشمه میگیرد ( بحث تکامل و روح نژاد برتر )انهدام خرد جنبه اساسی خود را می یابد و در واقع این مبارزه جهت بقاست که عامل اصلی انهدام خرد میشود . بنابراین جامعه رقابتی کاپیتالیسم به طرزی ناگزیر بر داروینیسم استوار است .رقابت چون ماشینی بی رحم عمل میکند که جایی برای رشد خلاقیت باقی نمیگذارد در نتیجه رقابت و مبارزه جهت بقا از عوامل ویرانگر خرد میشوند .اندیشه ای اصلی لوکاچ :1_ وحدت دیالکتیکی عین و ذهن در جامعه که تفسیری هگلی است . 2_ برطرف کردن از خودبیگانگی در تاریخ بوسیله گسترش پرولتاریالیمارکس که منشا از خودبیگانگی را در ناهماهنگی انسان ، خاصه کارگر با محصول تولیدی خویش میدانست ، برخلاف مارکس لوکاچ آن را متاثر از هگل در کل ناخوآگاه جای میدهد .3_ لوکاچ بدلیل داشتن چنین مواضعی مورد توجه اگزیستانسیالیستهای غربی بود .لوکاچ با جذب هگل پایه نقد اندیشه و جامعه بروژوازی را ریخت . لوکاچ با اخذ و وارد کردن نظریات وبر و زیمل به درون یک چارچوب مارکسیستی جامعه ای را توصیف میکند که در آن کممیت بطور متزاید کیفیت را کنار میزند و عقلانیت ابزاری در آن حکمرانی حکمرانی میکند . درحالی که وبر این فرایند عقلانی شدن را به مثابه یک پیامد ناگزیر غلبه مدرنیته میدید ، لوکاچ آن را به شکلی تووسعه یافته از آنچه مارکس در سرمایه بت انگاری کالایی می ناممد بررسی میکند . مارکس مدعی است که روابط اجتماعی میان انسانها به شکل روابط میان اشیاء درمی آیند . لوکاچ این ایده را میگیرد و آنرا به مفهوم فرایند شئی وارگی ارتقاء میدهد تا بدین ترتیب کلیت را به درونی زندگی اجتماعی انسانها وارد کند .لوکاچ معتقد است هگل به تنهایی تشخیص داد کلیت اجتماعی تنها بوسیله یک ذهن کلی قابل فهم است ولی این اندیشه را درصورتی رمزگونه از مفهوم روح مطلق بیان کرد .تنها طبقه کارگر در موقعیتی قرار دارد که میتواند جامعه سرمایه داری را به عنوان یک کل درک کند . در این سیستم کارگران یعنی توده انسانها به اشیاء قابل فروش بدل میشوند . کارگر تنها وقتی میتواند از وجود خود آگاه شود که به خود به عنوان یک کالا آگاه شود . بنابراین آگاهی او خودآگاهی کالاست . عمل آگاهی ، صورت عینی موضوع خود را دگرگون میسازد کارگران مجبور رویارویی با شرایط اقتصادی شان هستند . بدین گونه ساختارهای شئی گونه شده جامعه سرمایه داری درهم خواهد شکست .لوکاچ ماهیانه با استفاده از ایده آلیسم کلاسیک آلمان و آثار مارکس صورتی از مارکسیسم ارائئه میدهد که اساسا یک نظریه عاملیت انقلابی است . به سادگی میتوان دید که چرا مارکسیست های بعدی ، نظیر مکتب فرانکفورت بیشتر تحت تاثیر شئی وارگی لوکاچ بوده اند تا نظریه آگاهی طبقاتی او .جرج لوکاچ در سه عنوان :الف) لوکاچ معتقد استسرمایه داری فرآورده های فرهنگی را به صورت کالا درآورده و کالا شدن این محصولات موجب غیر خودمختاری این محصولات و استیلایی فرهنگی شده است .ب) لوکاچ روابط متقابل بین انسانها در جامعه سرمایه داری ، کالایی شده می بیند و بر آنست که روابط و فعالیتهای اجتماعی و بهای انسان بیش از پیش با مقیاس ارزش مبادلاتی پول تعیین و تعریف شده که نتیجه این امر بیگانگی و شئی شدگی است روندی که به کالایی شدن شهرت دارد . این امر به فهم کاذب از جهان اجتماعی منتهی شده و مردم دیگر قادر نخواهد بود از کلیت نظام سرمایه داری و اثراتش چیزی دریابند، پس ادراک آنها از زندگی ناقص و پراکنده خواهد شد . ، برگذیده سایتها)لوکاچ به پیروی از مارکس طبقه کارگر را یک طبقه جهانی دانسته ولی برخلاف مارکس مدعی است که در جامعه معاصر این طبقه به خودی خود یک نیروی انقلابی نبوده زیرا فاقد آگاهی طبقاتی است . به عقیده وی طبقه کارگر باید توسط روشنفکران مارکسیست آموزش ی پیدا کرده تا سرانجام بتواند به رسالت تاریخی خود عمل کند .به بیان دیگر وظیفه عمده  نظریه پردازان انتقادی اینست که تضادهای اجتماعی در جامعه معاصر را معرفی کرده و زمینه بالا بردن بینش ی مردم را فراهم کنند . لوکاچ مدعی است که تسلط اشکال تولیدی و پیروی از رووشهای تحقیقی ، تحصیلی و اثباتی مانع شناخت استعداد انسانی از موقعیت خود شده است .(( گردآوری و تلخیص عیسی وجدی سیسی )).</description>
                <category>عیسی وجدی سیسی</category>
                <author>عیسی وجدی سیسی</author>
                <pubDate>Sat, 20 Feb 2021 20:49:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اندیشه‎های ی برتراند راسل</title>
                <link>https://virgool.io/andisheha/%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%84-b864iajdimfr</link>
                <description>راسل متولد72 در بریتانیا که جنبش مخخالف با آرمان گرایی را در اوایل قرن بیستم رهبری می‎کرد و از بنیانگذاران فلسفه تحلیلی است . راسل یک فعال ضد جنگ و مخالف امپریالیسم بود. به خاطر عقاید صلح‎طلبانه‎اش در طول جنگ جهانی اول از دانشگاه اخراج شد و در سال 1950 به پاس آثار متعدد در حمایت از نوع دوستی و آزادی اندیشه برنده جایزه نوبل ادبیات شد. در ریاضیات پارادوکس را کشف کرد. وی دین را ناشی از ترس می‎دانست. به عقیده راسل کسب قدرت هر چه بیشتر هدف حاکمان ی بشری است همچنان که قانون جاذبه در اجسام حاکم است . پیشرفت علم با وجود این رهبران خودخواه، تا چه حد به مصائب بشر افزوده ، گرفتاری این دنیا از این است که نادان از کار دنیا اطممینان دارد و دانا از کار خود مطمئن نیست .دین مسیح و تبلور آن در تشکیلات کلیسایی دشمن اصلی و بازدارنده رشد اخلاقی بوده و میباشد. دنیای خوب نیازمند به علم ، مهربانی و شجاعت بوده و نیازی به حسرت گذشته ندارد. وی به خاطر فعالیت ضد جنگ زندانی شد .راسل به طور کلی و برخلاف گرایشهای سوسیالیستی اش، هوادار سرسخت دمووکراسی و حاکمیت مردمی بود. وی گفت هیچ اقلیتی( حکومت) رفاه و سعادت و امنیت اجتماعی عامه را تامین نمیکند.درک راسل از دموکراسی ی بیشتر به نظریه لاک نزدیک بود تا به اندیشه روسو یعنی دمووکراسی را بیشتر به معنی حکومت محدود به قانون و حافظ حقوق فردی پذیرفت تا به معنی حکومت اکثریت. حکومت برای مردم بر حکومت مردم برتری دارد، دموکراسی حاکمیت مردمی است نه حکوومت مردم. آزادی بیان و تشکیل انجمن حتی اگر موجب هرج و مرج شود باز لازمه دموکراسی است و سوء استفاده از به هر حال بهتر از سوء استفاده از قدرت است .عقیده به قداست مالکیت خصووصی از بزرگترین موانع پپیشرفت انسان بوده است . تخریب مالکیت خصوصی لازمه دست یابی به جامعه ای بهتر است.او معتقد است اندیشه های مارکس جزمی است و به پیدایش نظامهای خودکامه می انجامد. وی درر مقابل ماتریالیسم تاریخی مارکس از عمل گرایی آمریکایی دفاع کرد.دولت نهادی عمومی و سودمند و لازم برای هماهنگی مانع طبقات جامعه است . حکومت یکی از نهادهای قانونگذاری جامعه است ( نظریه تکثرگرایانه) . باید از بسط قدرت دولتی در جامعه جلوگیری کرد. راسل به انقلاب بدبین بود چون انقلاب را موجب به قدرت رسیدن اقلیتی خودکامه و خودپپرست میدانست که از هر وسیله ای برای رسیدن به هدف استفاده میکند . ترس علت اصلی نفرت از دیگران و جنگ نیز ناشی از ترس است . به طور کلی راسل از نوعی سوسیالیسم دفاع میکرد اما وی دموکراسی را بسیار بیشتر از سوسیالیسم گرامی میداشت. ( برگزیده سایتها)بشیریه نام راسل را در کتاب جامعه شناسی خود در کنار اندیشمندان لیبرال_دموکرات نسل قدیم انگلستان آورده . راسل فیلسوف رءالیست عالم ریاضی و منطق دان برجسته انگلیسی در خانواده اشرافی و ت پیشه بدنیا آمد. پدربزرگش نخست وزیر انگلستان بود. از نظر فلسفی راسل به رءالیسم و پوزیتویسم و ماتریالیسم روی آورد راسل پس از جنگ جهانی دوم به علت مبارزاتش با تسحیلات هسته ای درمیان گروههای رادیکال شهرت فراوانی یافت.راسل جریانهایی چون عقلگرایی عصر روشنگری، نظریه اصالت فایده، پوزیتیویسم، عملگرایی و برخی از مبانی نظریات سوسیالیستی را درهم آمیخته است  وی برخلاف گرایشهای سوسیالیستی اش هوادار سرسخت دموکراسی و حاکمیت مردمی بود .راسل مانند روسو میان دموکراسی و مالکیت خصوصی تضادی اساسی میدید . به نظر راسل عقیده به قداست مالکیت خصوصی از بزرگترین موانع پیشرفت انسان بوده است و منشا مالکیت در ی و خشونت است .به نظر وی بجز حکومت ، نهادها واصناف در ایجاد نظم اجتماعی و هماهنگ سازی منافع مردم موثرند.باید از بسط قدرت دولتی در جامعه جلوگیری کرد زیرا حکومت شری است که تنها وجود آن جلوگیری از وقوع مصیبتهای بزرگتر است .ترس از دست دادن قدرت عامل نفرت از دیگران و عشق سرچشمه بهزیستی است و جنگ نیز ناشی از ترس است.برای پیشگیری از جنگ باید فدراسیون جهانی متشکل از مملتها و نه دولتها تشکیل شود( جامعه شناسی بشیریه)( گرداوری شده سیسی .)</description>
                <category>عیسی وجدی سیسی</category>
                <author>عیسی وجدی سیسی</author>
                <pubDate>Sat, 20 Feb 2021 20:47:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اندیشه های لوئی آلتوسر</title>
                <link>https://virgool.io/andisheha/%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%84%D9%88%D8%A6%DB%8C-%D8%A2%D9%84%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B1-ejkolnxafvwc</link>
                <description>آلتوسر متولد 1980 در الجزایر است که ازرساله دکتری خود درمورد هگل دفاع کرد و به عضویت حزب کمونیست درآمد. آلتوسر تلاش خخودرا مصروف پاکسازی مفاهیم اصلی مدنظر مارکس از زیر سلطه استالنیسم و امانیسم و همچنیندیالکتیک هگلی کرد نظر آلتوسر این است که بیشتر مارکسیستها کار مارکس را به درستیتفسیر نکرده اند.آلتوسر نه مارکسیست ، نه ارتدوکس ، نه تجدیدنظرطلب ، نه سوسیال دموکرات و نه استالینیست بود بلکه ادعا میکرد که نظریه مارکسیستی رابه پایه ای علمی که به نظر او خالی از هرگونه جریان یا عنصر ایدءولوژیکی است،برکشیدهاست.لوئی آلتوسر رسالت خود را پیراستن اندیشههای مارکس از غبارهای اومانیستی تاریخ گرایی، کلیت گرایی و اقتصاد باوری میدانست کهاز دید او به غلط به آثار مارکس نسبت داده شود.رویکرد آلتوسر به مارکس چنان است که اکیدامیان مارکس جوان و میان سال تفاوت قائل میشود .آلتوسر در سنت ساختارگرایی فرانسوی قرارگرفت .آلتوسر میگوید در تاریخ مارکس یک نوع انقطاعمعرفت شناخت آشکارا دیده میشود بدین سان که مارکس به طرز نمایانی از ذهن گرایی فلسفی(یک موضع ایدئولوژیک) به نظریه انتزاعی ( یک موضع علمی ) تغییر جهت داده است. آلتوسرگذشته از آن که میکوشید یک تفسیر ساختاری از کار مارکس بیرون بکشد بر آن بود تا براساس آن ، یک تحلیل ساختاری نیز از جامعه سرمایه داری به عمل آورد. آلتوسر این موضعرا پذیرفته است که اقتصاد در آخرین مرحله تعیین کننده است.وی دوشاخگی ساده زیرساختار و روساختار رارد کرد ، به عقیده آلتوسر روساختارهای جامعه سرمایه داری تنها مبنای اقتصادی را بازتابنمیکند بلکه از خودمختاری نسبی نیز برخوردارند، البته در پایان کار اقتصاد مسلط خواهدشد . یک تشکیل اجتماعی از سه عنصر بنیادی ساخته میشود : اقتصاد، ت، ایدئولوژی ،کنش های متقابل این اجزای ساختاری کل اجتماعی را در هر زمان میسازد.نظریات آلتوسر چهار دسته میتواند باشد:1_ مساله گسست معرفت شناخختی در اندیشهمارکس2_ مشاجره آلتوسر با دیگر نحله های مارکسیستی3_ نظریات ساختارگرایانه آلتوسر4_ مباحث درباره دولت و ایدئولوژیبه نظر آلتوسر سطح نظریه مارکسیستی با سطحایدئولوژی هایی چون مذهب، اخلاقف ایدئولوژی ی و غیره که حوزه عینی اجتماع را اشغالمیکند تفاوت اساسی دارد.به نظر وی ریشه اصلی ایدئولوژی بورواژیرا باید در این مفهوم جست که انسان سوژه تاریخ است . به نظر وی ریشه اصلی ایدئولوژیبوروااژی را باید در این مفهوم جست که انسان سوژه تاریخ است . لوئی آلتوسر ماتریالیسمتاریخی را نظریه ای عمومی درباره جامعه میداند و در این خصوص در مقابل لوکاچ و اصحابمکتب فرانکفورت قرار میگیرد که نفس مقولات اقتصادی بورواژی را بازتابی از خصلت خاصاین جامعه شمردند.آلتوسر همانند گراممشی وجه ایدئولوژیک عمدهای براای ساخت دولت در نظر میگیرد ، این وجه ضمن بازتولید روابط تولیدی در سطح ایدئولوژیکاست .نظام آموزشی به عنوان یکی از مهمترین نهادهایدستگاه ایدئولوژیکی دولت هم در بازتولید نظم تقسیم اجتماعی نیروی کار و هم بازتولیدروابط دارای مهمترین نقش است .دستگاه ایدئولوژیکی آموزشی در نظام سرمایهداری پیشرفته، دستگاه ایدئولوژیکی دولتی مسلط است. دستگاه های ایدئولوزیک دولتی عبارتنداز : دستگاه ایدئولوژیک آموزشی، خانواده، حقوقی، حزبی، اتحادیه ای، ارتباط جمعی و. که شکستن سلطه دستگاه ایدئولوژیکی دشوارتر است.به نظر آلتوسر دولت نوعی از شکل بندی حکومتی است که به همراه سرمایهداری ظهور کرد .جهان واقعی چیزی نیست که به صورت عینی بیرون از ما وجود دارد بلکهمحصول روابط ما با آن و محصول بازنوایی های ایدئولوژیکی است که ما از آن میسازیم .داستانهایی که ما به خود درباره واقعیت میگوییم خود واقعیت میشود ، این نحوهعملکرد ایدئولوژی است. ایدئولوژی در نزد آلتوسر به نظامی از اندیشه ها اطلاق میشودکه مردم از طریق آن به تجربه ی زندگیشان در جهان ساختار میبخشند مثلا تصمیم برای نوشیدن یک پپسی به جایکوکاکولا  امری ایدئواوژیک است چراکه توسطبعضی نیروهای مهم اقتصادی شکل میگیرد اما بدیهی است که ترجیح پپسی به کولا همانقدر اششتباه نیست که مثلا نژادپرستی اشتباه است.در این دیدگاه دیگر نمیتوان بیرون از ایدئولوژی ایستاد و تمام واژههایی که از طریق آنها هستی خود را درک میکنیم از قبل آغشته به ایدئولوژی هستند.(برگزیده سایتهای معتبر )</description>
                <category>عیسی وجدی سیسی</category>
                <author>عیسی وجدی سیسی</author>
                <pubDate>Sat, 20 Feb 2021 20:45:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اندیشه های ی نیکلاس پولانزاس</title>
                <link>https://virgool.io/andisheha/%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DB%8C-%D9%86%DB%8C%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3-%D9%BE%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%B2%D8%A7%D8%B3-pnqqdhiharmh</link>
                <description>نیکلاس پولانزاس یا نی پولانزاس سال 1936 در یونان متولد شد . مدرس جامعه شناسی در دانشگاه بود . نظر وی در مور افکار اومیسم، تعهد اوو نسبت به مفهوم استقلال نسبی و اعتقادش مبنی بر اینکه تاریخ را نمیتوان به عنوان یک توسعه خطی در نظر گرفت را تحت تاثیر نظریات آلتوسر بوده است . کتابهایی همچون قدرت ی و طبقات اجتماعی ، دولت و قدرت و سئسیالیسم، بحران دیکتاتوری از آثار اوست.در کتاب قدرت ی و طبقات اجتماعی که کتابی ساختارگرایانه است به رابطه دولت و طبقات اجتماعی می پردازد. دولت در درون ساختها و منازعات طبقاتی جای دارد . دولت ساخختار طبقاتی را بازتولید میکند. در دو کتاب دیگر پولانزاس به جای تاثیر ساختهای تولیدی و اقتصادی ، بر تاثیر مبارزات طبقاتی در صورت بندی دولت تاکید دارد. بنابراین در آثار متاخر دولت جایگاه وقوع منازعات و مبارزات طبقاتی برای قدرتی است.به عقیده پولانزاس سرمایه داری نوین از سه عنصر سازنده اصلی شناخته شده است : دولت، ایدئولوژی و اقتصاد . دولت در دراز مدت نمیتواند کارکرد سلطه اش را تنها از طریق سرکوبی انجام دهد، این سلطه همیشه باید با سلطه ایدئولوژیک همراه باشد. وی ایدئولوژی را نیز به اقتصاد پیوند میزند، مهمترین نقش ایدئولوژی که با فراگرد اجتماعی کردن تجلی مییابد، آموزش دادن افراد جامعه برای تصدی سمتها و مشاغل موجود در بخش اقتصادی است .طبقات اجتماعی : به نظر وی در نظام سرمایه داری پیشرفته دو طبقه اصلی بروژوا و پرولتاریا وجود دارد، بروژوا نیروی مولد پرولتاریا را استثمار میکند تا به سود برسد . اما در طی زمان ساختار طبقاتی را فرایندهای ی وایدئولوژیک حفظ میکنند، شکاف موجود را نیز محدوده میانی همان خرده بوروژوازی مارکسیستی پر میکند. خرده بورژوازی ( محدوده میانی) دو طیف است : 1_ خرده بورژوازی سنتی مقوله ای شامل مالکان مستقل و صنعتگران رو به زوال.  2_ خرده بورژوازی جدید که شامل تکنسین ها و ناظران و کارکنان یقه سفید مزد بگیر و مزد بگیران بخش خدمات در حال رشد است.خرده بورژوازی جدید از حیث اقتصادی و ی و ایدئولوژیک از طبقه کارگر جداست و غیر مولد است . کلا خرده یورژوازی فردگراست وو ترس از به وضعیت پرولتاریا دچار شدن دارد لذا بر هویت شخصی و پیشرفت فردی تاکید دارد .( برگذیده سایتها)دولت در جامعه سرمایه داری عاملی سامان بخخش است و سه وظیفه اصلی دارد :1_ سازمان یابی و انسجام ی طبقات مسلط2_ ساخت دولت موجب تضعیف سازمانی طبقه کارگر میشود3- بسیج ایدئولوژیک طبقات متعلق به وجوه تولید قدیمی.مهمترین وظیفه دولت سرمایه داری حفظ وحدت طبقه مسلط است و این مستم استقلال نسبی دولت است . به نظر پولانزاس بوروکراسی و نهادهای دولتی عرصه و مرکز قدرت اند و در حالی که طبقات اجتماعی قدرت را در دست دارند. در آثار پولانزاس دو نظریه درباره دولت با طبقات اجتماعی وجود دارد. 1_سلطه طبقاتی 2 _ منازعه طبقاتی .  ( جامعه شناسی بشیریه)پولانزاس از یک سو بصراحت اولویت تاثیر مبارزه طبقاتی را بر دستگاه های دولتی مورد تاکید قرار میدهد و دولت را برآیند این مبارزه میخواند و از سوی دیگر استقلال نسبی را به رسمیت شناخته ، این استقلال نسبی تا حدی نتیجه وجود فراکسیونها و اقشار متضادی است که بر دستگاه های دولتی پنجه افکنده اند . دلیل دیگر استقلال نسبی دولت وجود دستگاه ایدئولوژیک دولتی است که قدرت خاصی به روبنای ی میبخشد .( جامعه شناسی ی نقیب زاده)پولانزاس ساختارها را به صورت واحدهای یکپارچه نمیبیند بلکه آنها را دارای خرده ساختارها و زیر مجموعه هایی میداند که هریک به طور محدود از استقلال نسبی برخوردار هستند و مجموعا با یکدیگر در تقابل بوده و ساختارهای اقتصادی ، ی و ایدئولوژیک را تشکیل میدهند . مثلا ساختار دولت شامل کارکنان دولت ، ارتش، پلیسف زندانها، دادگستری و. ایدئولوژی مانند روشنفکران، مطبوعات، نظام آموزشی و.ساختار اقتصادی مانند بنگاه های اقتصادی و قرار دارد.پولانزاس همچون آلتوسر به تناقضهای نظام سرمایه داری که ناشی از تناقض میان ساختارهای نظام سرمایه داری است اشاره دارد . پولانزاس پیچیده تر از سایر ساختارگرایان مارکسیست است . وی اظهار میدارد: دولت همیشه نمیتواند سلطه اش را با سرکوب توام کند و باید به وسیله ایدئولوژی برای خخود مشروعیت ایجاد نموده کارهایش را توجیه کند. ( نظریه جامعه شناسی توسلی)( گردآوری و تلخیص عیسی وجدی سیسی)</description>
                <category>عیسی وجدی سیسی</category>
                <author>عیسی وجدی سیسی</author>
                <pubDate>Sat, 20 Feb 2021 20:43:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اندیشه های ی کارل پوپر</title>
                <link>https://virgool.io/andisheha/%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%84-%D9%BE%D9%88%D9%BE%D8%B1-q69bvumwby2j</link>
                <description>کارل پوپر اندیشمند اتریشی- انگلیسی متولد 1902 است. پوپر به دلیل کوششهایش در رد روش علمی طرفداران کلاسیک اثباتگرایی ( مشاهده_ استنباط ) از طریق پیشبرد روش ابطال‎‎پذیری تجربی و دقاع از خردگرایی انتقادی و دفاع نیرومندش از لیبرال دموکراسی و اصول انتقادگرایی اجتماعی که به نظر او امکان ظهور جامعه باز را فراهم کردند شهرت دارد.پوپر تربیت شده مکتب لوتری بود . از افتخارات اوو دریافت ده ها دکتری افتخار بود .پوپر با تکیه بر روح فلسفه روشنگری به سهم خود تلاش میورزد تا انسانها از پذیرش غیر سنجشگرایانه نظرات، فاصله بگیرد و به گفته تاریخی کانت ، شهامت استفاده از خرد خود را بیابند . خرد برای پوپر تنها مرجع و سرمایه معنوی انسانی است که همواره باید به آن تکیه و از واگذاری کردن به نهادها و ابراندیشمندان پرهیز کرد.پوپر متفکرانی را که با اندیشه های خود راه گشای حکومتهای جبار بوده اند پیامبران کاذب ممینامد . حقیقت به صورت عینی وجود دارد و هدف اصلی آن جستجوی انست.جامعه باز و دشمنان آن : این اثر با حمله به افلاطون آغاز میشود افلاطون را حامی جزم گرایی میداند که جامعه بسته را ترویج میکند . به هگل نیز حمله کرد و وی را مطلق گرای خطرساز میدانست. همچنین کارل مارکس را بدلیل کلگرا و موجبیت گرا بودنش . پوپر از فردریش هایک و امانوئل کانت تاثیر پذیرفت . همچنین از سقراط . پوپر از منتقدان جدی حلقه وین بشمار میرفت .پوپر معتقد است که در دموکراسی همه باید آزادانه فکر کرده و ایده خود را به جامعه تزریق کند و تنها استثناء اینست که کسانی که در دموکراسی از طریق دموکراتیک به قدرت رسیده و بعد تمامی اشکال دموکراتیک را از بیخ و بن برمیکنند شایسته آزاد بودن نیستند و باید این قبیل عناصر را از جامعه کنار گذاشت ( برگزیده سایتها).پوپر با گسترش نفوذ و پیروزی فاشیسم اتریش را ترک کرد و به زلاندنو رفت و در آنجا به تدریس پرداخت . پس از پایان جنگ در لندن تدریس کرد .پوپر در چشم اندازی علمی و فلسفی به دفاع از لیبرالیسم برخاسته.پوپر مدافع ااندیشه آزادی ی و رقابت آزاد ، نظریه پرداز مهندسی اجتماعی تدریجی ، مدافع جامعه باز و مخالف تاریخ گرایی و هرگونه ایدئولوژی انقلابی و یوتوپیایی است .فلسفه و روش علم : از زمان فرانسیس بیکن نظریه ای در باب علم بود مبتنی بر اینکه علوم طبیعی همه علومی استقرایی هستند . هیوم در این اصل شک کرد و گفت منطقا نمیتوان قوانین صادق در امور تجربی گذشته را در آینده هم صادق و ساری دانست و گفت علم اصولا استقرایی و مبتنی بر تجربه و مشاهده نیست. پوپر صدق و با رد قوانین استقرایی مکشوف ( دیدید هیوم ) را نپذیرفت و گفت باید از طریق آزمون سنجیده شوند .پوپر گفت باید نظریه های علمی را چنان تنظیم کنیم که به سهولت قابل انتقاد و ابطال باشند . دانش و علم از طریق رد و نقد پیشرفت میکند ، رشد علم محصول روش خذف خطاست .برخلاف نظر پوزیتیویستها رشد علم در تایید و اثبات نظریات نیست بلکه محصول نقد آنها و تجدیدنظر در آنهاست هیچ نظریه علمی را نمیتوان کاملا صادق و حقیقی خواند تنها میتوان گفت که فعلا تجربه موید آن است . در نظریه علم پوپر نظریه های علمی محصول حدس اند و در حقیقت استقراء نقشی در توولید آنها ندارد . استقراء در حقیقت فرایندی نفسانی است به منطقی .پوپر برخلاف پوزیتیویستهای منطقی حلقه وین نظریات غیر علمی را بی معنی و مهمل نمیداند ، نظریه های غیر علمی ممکن است تعدیل و آزمون پذیر شوند ، علم از دیدگاه پوپر فرایندی تکاملی است و در نتیجه واکنش به مسائل و مشکلات جاری پیشرفته میکند .در دفاع از دموکراسی و جامعه باز : راز پیشرفت دموکراسی های غربی را نه در ثروت و منابع طبیعی آنها بلکه در سابقه وجود اندیشه آزادی و انتقاد باید جست . در واقع دموکراسی علت اصلی و توسعه اقتصادی غرب بوده است . تهای دولت باید مدام در معرض محک و اصلاح قرار گیرد . انتقاد احتمال حذف خطا را افزایشش میدهد . خطا در تصمیمات ی ، همانند نظریه های علمی وقتی آشکار میشود که انتقاد ممکن باشد و این خود مستم وجود جامعه باز و تکثرگراست . ممکن است اکثر مردم چنانن که در دیکتاتوری های انقلابی پیش آید حکامی را انتخاب کنند که مخالف جامعه باز ، نهادهای مدنی و آزاد و انتقاد باشند چنین دریافتی از دموکراسی صوری است . چه بسا مردم فریبان بنام حمایت مردمی جامعه باز و نهادهای دموکراتیک را از بین برده اند .از حیث تهای اقتصادی پوپر هوادار نوعی سوسیال _ دموکراسی است . آزادی اقتصادی بی حد و حصر مخل آزادی و دموکراسی است . پوپر از دولت رفاهی و ایججاد مووسساتی برای حمایت از طبقه پایین و مداخله دولت در اقتصاد دفاع میکند .دولت باید برای تامین آزادی اقتصاد همگان برنامه ریزی و مداخله کند البته قدرت ی باید پراکنده باشد زیرا هرگونه تمرکز قدرت خطر خودکامگی را به همراه دارد .در مقابل نظر طرفداران اصالت فایده ( حداکثر شادی برای حداکثر افراد ) پپوپر در جهت کاهش فقر و بدبختی ابراز نظر میکند . در سطح معرفت شناختی ، پوپر یوتوپیاگرایی را نگرشی میداند که قوانین علم را نقض میکند .(حسی بشریه . جامعهشناسی ی . جلد 2)(( گردآوری و تلخیص عیسی وجدی سیسی ))</description>
                <category>عیسی وجدی سیسی</category>
                <author>عیسی وجدی سیسی</author>
                <pubDate>Sat, 20 Feb 2021 20:40:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اندیشه های ی توماس کوهن</title>
                <link>https://virgool.io/andisheha/%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D9%85%D8%A7%D8%B3-%DA%A9%D9%88%D9%87%D9%86-eufiss3udjdn</link>
                <description>توماس کوهن متولد سال 1922 در آمریکاست. مهمتریناثرش &quot;ساختار انقلاب های علمی &quot; است . دارای دکتری فیزیک . کوهن همدیدگاه سنتی و دیدگاه پوپری در زمینه انقلابهای علمی را رد میکند واین نظر را پیشممیکشد که علم هنجارین و متعارف میتواند کامیاب باشد و پیشرفت کند .ساختار انقلابهای علمی نوع نگرش اندیشمندان علوماجتماعی به علم را تغییر داد . اندیشمندان علوم اجتماعی و ی مطابق روشاثباتگرایی سعی میکردند بر پایه مشاهده ، گرداوری داده ها، طبقه بندی و مقایسه بهتحلیل و تبیین داده های مورد نظر اقدام کنند . روش اثباتگرایی در سالهای 1950و1960 در علوم ی حاکم بود .کوهن این اجماع را برهم زد و دانشمندان علوم یرا در خصوص ماهیت علم ت به شک و تردید دچار کرد .درحالی که کوهن علم را فرایند پیش رونده از طریقرشته ای ناپیوسته از پارادایمهای ماهیتا متمایز میدانست که از راه منازعه ای جامعهشناختی و ی یکی پس از دیگری بر جای همدیگر مینشیند . برطبق این دیدگاه درواقعمیتوان علم را بدون فرض عقلانیت تبیین کنیم درحالی که در رویکرد پوپری علم راپدیده ای عقلانی می انگارد و وظیفه دانشمندان را تبیین و بسط این عقلانیت میداند.پارادایم نگرشی است یکسره علمی ، مجموعه ای ازفرضها و باورها و ارزشهای مشترک که جامعه علمی را متحد میسازد و امکان وقوع علمعادی را فراهم میآورد . از نظر توماس کوهن دو شکل دگرگونی در علم وجود دارد اولیدگرگونی تدریجی در داخل یک پارادایم یا نظریه موججود است که از آن تحت عنوان علمعادی یا فعالیت علمی معمول یاد میکند . اغلب ما این گونه عمل میکنیم یعنی یک نظریهعلمی جاافتاده را  مبنای کار قرار میدهیمیا فرضباتی را در آن مطرح میکنیم و سپس به بررسی آن میپردازیم که این شیوه باعثتوسعه علم در درون یک پارادایم میشودتوماس کوهن مقایسه جالبی را میان انقابهای علمی واجتماعی انجام میدهد . همانطور که زمینه هایی برای انقلاب های اجتماعی فراهم میشودشرایط انقلابی بوجود میآید و انقلاب اتفاق میافتد و بعد هم پیامدهایی بدنبالمیآورد . انقلابهای علمی نیز فرایندی شبیه دارند . علم عادی هم درواقعبر اساسنظریه های مقبول موجود تحول می یابد و توسعه علم بوقوع می پیوندد . رفته رفتهدانشمندان مبتکر نظریه ها و پارادایمهای جدید را مطرح میکنند و آن نظریه ها بتدریجمورد پذیرش قرار میگیرند به این ترتیب نظریه یا پارادایم بعدی با قبلی قابل قیاسنیست .درمورد اقلاب اسلامی نتیجه این شد که انقلاباسلامی درزمانی اتفاق افتاد که میتوان گفت نظریه های پوزیویستی ، تدریجا زیر سوالرفته و خود انقلاب اسلامی هر ضربه سنگینی به این پوزیتیویسم حاکم مخصوصا در علوماجتماعی وارد میکند از سوی دیگر این جریان همزمان با شرایط تاریخی و شروع چرخشفرهنگی و پست مدرنیسم در غرب است .( برگذیده سایتها )چون کوهن علم مدرن راا نقد میکند برای افرادی کهدر این زمینه کار میکنند مجالی بوجود میآید که بتوانند یک علم بدیلی را برای علممدرن بیان کنند . پارادایم کوهن میگوید مثلا پارادایم فیزیک نیوتنی در هر جای دنیایکی است اما وقتی در حوزه علوم انسانی میگویید پارادایم مارکسیستی چنین پارادایمیدر دنیا وجود خارجی ندارد بلکه دیدگاه مارکسیستی بر جامعه شناسی حاکم است ، درتمامم دپارتمانهای جامعه شناسی هم فوکو را میبینند و هم آگوست کنت و هم زیمل و هموبر و دیگران را و همچنین آرای همه دانشمندان قدیم و جدید و مکاتب مختلف وجود داردحال آنکه نسبیت دیگر فیزیک های قبلی نمود ندارند .کوهن باعث شد به سمت پژوهشهای جامعه شناختی علمبروند . وی نسخه قهرمان پروری از علم نمیدهد.</description>
                <category>عیسی وجدی سیسی</category>
                <author>عیسی وجدی سیسی</author>
                <pubDate>Sat, 20 Feb 2021 20:37:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اندیشه های ی ژاک دریدا</title>
                <link>https://virgool.io/andisheha/%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DB%8C-%DA%98%D8%A7%DA%A9-%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D8%A7-pfmg0ahqfo8j</link>
                <description>ژاک دریدا (1930-2004) فیلسوف الجزایری تبار فرانسوی پدیدآورنده فلسفه واسازی (( شالودهشکنی ) تئوریهای وی در فلسفه پست مدرن و نقد ادبی تاثیر فراوانی گذاشت.دریدا دراین باور ساختارگرایان را که معنا در ذات متن است رد کرد . دریدا فرد را وا میداردتا از اندیشه واقعیت متعالی دست بشوید و به جای آن روی متن متمرکز شود . دریدا بهتوانایی عقل در دستیابی به یک استنتاج کلی یعنی توضیح جهان از برخی جنبه هایواقعیت شک دارد . دریدا یک خنثی گر و ضدساختار است و چیزی همچون عقد و پیمان میانزبان و واقعیت را خنثی میکند .یعنیچیزی که مورد انتقاد فلسفه غرب است .دریداشاگرد نهضت ساخترگرایی و اندیشه های پساساختارگرایی مثل فوکو بود . به عقیده دریدادر تاریخ بشر همیشه دوگانگی بود مثل: زمین و آسمان، زن و مرد، علت و معلول و.بشر باید به مقامی برسد که از این دوگانگی آزاد شود علت عدم پیشرفت فلسفه هم همینگرفتاری بوده که باید رها شود .به نظردریدا یکی از جهات مهمی که فلسفه سنتی را به بیراهه کشانده منطق محوری بیش از حدآن بوده است . دریدا با رد نظریه هوسرل در باب پدیدارشناسی زبان، نظریه زبانیپساساختارگرایی خود را عرضه کرد. دریدا حقیقت و شناخت را زیر سووال برد ، درواقعبا نقد فلسفه مرز بین ادبیات و فلسفه را متزل میکند . فلسفه را با قلم مینویسد وادبیات را با  دیدی فلسفی مینگرد .حرفش را بهصراحت نمیزند و راهش را به روشنی ارائه نمیدهد . هر چیز بر پپایه نوعی شک ودوپهلویی است . نمیتوان از نوشته هایش نتیجه واحد ووقطعی گرفت.قصد اورمزآلود کردن چیزی بود که افراد فکر میکنند از کلمات میفهمند . مواضع دریدا  پیامدهای گسترده ای را برای فهم پدیده ها موجبمیشود اگر بپذیریم که هیچ معنای مرکزی و نهایی در پی پدیده ها نیست ، هر پدیدهواقعی تفسیری را در ذهن ایجاد میکند . هر تلاش برای بدست دادن تفسیر نهایی مطلق ازپدیده ها و متون به بن بست میرسد .هدفشالوده شکنی نشان دادن تضادهای بنیادی فلسفه غرب است . شالوده شکنی مدعی ارائه یکنظریه منسجم و یک دست نیست ، هدف ساخت شکنی همواره و به طور کلی بی وقفه و بی امانخالی کردن زیر پای هر ادعا و تظاهر به حاکمیت نظری و توهم عقلی در توانایی دستیابیو شناخت پیش انگاشتهای خود است .  هدف ساختشکنی برآشفتن عقل در رسیدن به درک قطعی و نهایی حقیقتها و معناهای اولیه است (برگذیده سایتها)از نظردریدا فراساختگرایی دوره ای است که هر چیز مباحثه میشود . از نظر وی فراساختگراییمووقعی حادث شده است که :   1_ همه امورمباحثه میشود 2- سیستم معنی مرکزی است 3_ فراساختگرایی در جهت از بین بردن اندیشهصرف ، ذهنی است و در جهت بیان ارتباط بین عینیت و ذهنیت است.</description>
                <category>عیسی وجدی سیسی</category>
                <author>عیسی وجدی سیسی</author>
                <pubDate>Sat, 20 Feb 2021 20:34:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اندیشه های ی پاول فایرابند</title>
                <link>https://virgool.io/andisheha/%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%84-%D9%81%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D9%86%D8%AF-pjjoneq37wxy</link>
                <description>فایرابند سال 1924 در اتریش متولد شد که جهره ای تاثیرگذار در فلسفه علم است . وی وجود متدولوژی خاص در دانش تجربی را نفی میکند .تلاش برای گسترش آزادی و بالندگی و تلاش برای کشف رموز طبیعت و انسان مستم طرد هرگونه معیار جهان شمول و هرگونه سنت جزمی است . به عقیده فایرابند برای مقایسه و داوری عادلانه باید به نظریه های رقیب فرصت برابری داد . همه ایدئولوژی ها را باید در چشم انداز تاریخی نگاه کرد . از نظر اوو اسطوره علم دیروز است و علم اسطوره امروز است .اقتدار انحصاری علم نوین با زور و سرکوب مخالفین آن حاصل شده است و در آن خخبری از نگرش دموکراتیک و کثرتگرایانه نیست . فایرابند یک آنارشیست است .از نظر فایرابند ( بر خلاق نظر پوپر ) تفکیک علم از غیر علم نه تنها تصنعی است بلکه برای پیشرفت دانش هم زیانبار است . در جامعه ایده آل فایرابند حکومت به لحاظ عقیدتی خنثی است ، آحاد انسانها بایدآزاد باشند و دارای اختیار ، باید جامعه را از بند خفقان آور علمی که به لحاظ تحجر یافته رها سازیم . آزادی اندیشه تامین کننده عقلانیت معرفت است .باید میان دولت و علم جدایی ایجاد شود . فایرابند اموری مثل تربیت و تبلیغات ، تکنیکهای تلقینی را دارای نقش اساسی و جدی میداند . وی نقش علم در تعلیم و تربیت را به شدت مورد حمله قرار میدهد . در دیدگاه فایرابند روش شناسیهای علمم موفق به ارائه قواعد مناسبی جهت هدایت فعالیت دانشمندان نگردیده اند ، حتی فایرابند به لاکتوش هم انتقاد میکند که اندک محدودیتی را برای روش علمی ارائه کرده استفایرابند در مسئله آزادی فردی ، از استوارت میل متاثر است و سعی میکند از طریق این مولفه مشکلات نظریه خودش را جبران کند . فایرابند علم را یک ایدئولوژی سرکوبگر میشناسد چون حق انتخاب و آزادی فکر را از بشر سلب میکند . او عنصر آزادی را آنقدر مهم میداند که میتوان و بلکه توصیه میشود بر حقیقت _ که ساخته ایدئولوژی است _ مقدم داشت .( برگذیده سایتها )(( گردآوری و تلخیص سیسی ))</description>
                <category>عیسی وجدی سیسی</category>
                <author>عیسی وجدی سیسی</author>
                <pubDate>Sat, 20 Feb 2021 20:31:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اندیشه های ی ایمره لاکتوش</title>
                <link>https://virgool.io/andisheha/%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%B1%D9%87-%D9%84%D8%A7%DA%A9%D8%AA%D9%88%D8%B4-zmkvke6c1gml</link>
                <description>لاکتوش متولد 1922 میباشد . وی به برنامه پژوهشی معتقد بود و بر خلاف نظریه پوپر گزاره های علمی انتزاعی و خارج از زمان و مکان نیستند بلکه هر کدام از انها در درون یک برنامه پژوهشی قرار دارند . علم عبارت است از آزمایش و خطا و حدس و ابطال نیست مثلا تئوری جاذبه نیوتن ، تئوری انشتاین و .همگی برنامه های تحقیق هستند . لاکتوش درصدد تدوین نظریه معقولیتی است که مشکلات روش شناسهای قبلی را نداشته باشد و به شکگرایی منجر نشود .موضع لاکتوش به موضع عقلگرایان نزدیک است که معتقدند معیاری واحد، ابدی و کلی وجود دارد لاکتوش هرچند از یک سو تحت تاثیر مارکسیسم و از سوی دیگر تحت تاثیر پوپپر بود ولی هرگز از انتقاد نسبت به آرای آنها غفلت نکرد .مسئله بازسازی عقلانی پیشرفت علمی مسئلله بحث انگیز دهه 1960 بود . پوپر و کوهن متون اساسی برای این بحث را فراهم آورده بودند و متعاقب آن دوره مقیسه این آراء و نظریات فرا رسیده بود . مهمترین دیدگاهی که از میان این بحثهای مقایسه ای سربرآورد دیدگاه لاکتوش بود . وی بر این باور بود که مسائلی همچون تمیز  علم از شبه علم وو  معقولیت معرفت علمی ، مسائلی صرفا فلسفی نیستند چراکه عوواقب اخلاقی، اجتماعی و ی مهمی درپی دارند.برای مثالل کلیسای کاتولیک در 1616 اشاعه نظریه کپرنیک را قدغن کرد زیرا مدعی بود این نظریه شبه علمی است .لاکتوش گفت هیچ گاه دانشمندان یک نظریه را به واسطه یک پیش بینی نادرست به سرعت و به سبک کپری کنار نمیگذارند و تا آشکار نشدن یک نظریه بهتر اصولا هیچ ابطالی به معنای طرد صورت نمیگیرد .لاکتاش دیدگاه کهن را در ارتباط با عنصر پیوستگی در علمم متعارف تایید کرد اما بشدت با این اندیشه کهن که انقلابات علمی را پدیده هایی ناگهانی و نامعقول میدانست برخورد کرد .به عقیده لاکتاش تاریخ علم هم نظر پوپر و هم نظر کوهمن را رد میکند و نشان میدهد انچه معمولا اتفاق میاتد اینست که برنامه های تحقیق پیش رونده ، جایگزین برنامه های تحقیق منحط میشود .برخلاف نظر اثباتگرایان و ابطالگرایان لاکتوش معتقد بود که واحد ارزیابی نظریه ای نیست که در مقطعی از زمان در نظر گرفته میشود بلکه نظریه ای است که در ارتباط با کل دوره تاریخی اش ملاحظه میشود یعنی همان چیزی که آنرا &quot; برنامه پژوهشی &quot; نامیده است .وی درمورد امنیت اجتماعی و ی پرداختن به علم میگوید : علم به خودی خود هیچ تعهد ی و اجتماعی ندارد و این جامعه است که باید متعهد باشد و از سنت مستقل علمی پاسداری کند و علم را آزاد بگذارد تا در مسیر کشف حقیقت پیش رود .</description>
                <category>عیسی وجدی سیسی</category>
                <author>عیسی وجدی سیسی</author>
                <pubDate>Sat, 20 Feb 2021 20:27:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اندیشه های ی جرج زیمل ( گئورگ زیمل )</title>
                <link>https://virgool.io/andisheha/%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DB%8C-%D8%AC%D8%B1%D8%AC-%D8%B2%DB%8C%D9%85%D9%84-%DA%AF%D8%A6%D9%88%D8%B1%DA%AF-%D8%B2%DB%8C%D9%85%D9%84-qsxex2ymen2a</link>
                <description>گئورگ زیمل ( 19 _ 58 ) متولد برلین است . پدرش تاجری موفق بود .درجه دکتری خود را در فلسفه گرفت و در دانشگاه تدریس نمود . جد او یهودی تبار بود اما پدرش مسیحی شد . هم به دلیل تبار یهودی و هم بخاطر ماهیت آثارش ارتقای رتبه دانشگاهی زیمل سخت شده بود . زیمل تا آخر عمر چهره ای حاشیه ای در میان دانشگاهیان آلمانی بود .زیمل از متفکرانی چون هوسرل، وبر، مارکس، هگل ، شوپنهاور تاثیر پذیرفت. تاثیر سبک نگارش گزینگویانه و نامتعارف نیچه و لذتی که او از تناقض گویی میبرد و این که او وضعیت انسان را آمیزه ای از شادی و اندوه می دانست در آثار زیمل به وضوح دیده میششود . همچنین آرای هراکلیتوس بر صورتبندی نسبی گرایی وی تاثیر گذاشت . وی 200 مقاله و 22 کتاب منتشر کرد .زیمل آشکارا از ایده های تکاملی اسپنسر به ویژه از ایده وی درباره تفکیک متاثر شد . زیمل برخی از شیوه های استدلالی داروین و اسپنسر را حین پرداختن به موضوعات روز به خخدمت گرفت برای نمونه در فلسفه پول نشان داد که ازدواجهایی که به دلیل پول صورت میگیرد منجر به اختلال ژنتیکی میشود که علم زیست شناسی آن را عامل مستقیم و زیان بار زوال نژادی میداند . در مقاله ای تمایل به تبهکاری را موروثی دانست و نیز با کمک و مراقبت از ضعفا مخالفت کرد و آن را عامل تداوم و بقای ضعف و ناتوانی در نسلهای بعدی دانست .زیمل به ایده اسپنسر در خصوص تکامل مرحله ای جوامع نزدیک شد . بر اساس این ایده ، جوامع از شکل ابتدایی ، که در آن فرد و گروه مستحیل است ، به جامعه ای مدرن تکامل می یابند که در آن افراد به طور مستقل رشد می یابند .تاثیر کانت ونوکانتی : فلسفه زیمل همچون کانت نسبی گرایانه است . زیمل بین سوژه و ابژه ، بین ذهن شناسنده و دنیای شناخته شده ، بین شکل و محتوا تمایزی آشکار قائل است ، اما نسبی گرایی زیمل بسیار انعطاف پذیرتر از آن چیزی است که در صورتگرایی کانتی دیده میشود .تاثیر کارل مارکی : زیمل میگوید ااعمال بشر ، عامل انسانی خود را از دست میدهند و در بافتهای مستقل خودشان قرار میگیرند . همین لایه های میاانی است که وحدت طبیعی و ناب بین بشر و ارزشهایش را تحدید میکند ( این دوگانه انگاری زندگی زیمل شبیه از خود بیگانگی مارکی است) .جامعه شناسی صوری : زیمل ، که برخی اوو را بنیان گذار مکتب صوری در جامعه شناسی میدانند ، جامعه را فرایند واقعی میدانست و نه انتزاعی و به این ایده تکیه کرد که جامعه شناسی باید بر تحلیل نظام مند صورتهای اجتماعی متمرکز شود یکی از مهمترین مسائل مورد توجه زیمل ، صورت کنشهای متقابل اجتماعی به جای محتوای آنهاست . اصطلاح صورت شاید برای آنچه مد نظر زیمل بهترین وواژه نیود و سایر جامعه شناسان آن را مبهم دانسته و جامعه شناسان جدید به جای صورت اصطلاحاتی چون ساختار اجتماعی ، نقش و منزلت را راحت تر به کار میبرند. زیمل در روش شناسی خود ( رویکرد صوری) مقولات زندگی واقعی را انعکاس میدهد و این امکان را فراهم کرده است که صورتها از دل واقعیتهای اجتماعی بیرون آیند .گونه های اجتماعی : زیمل در امتداد اعتقاد روش شناختی اش مبنی بر اینکه برای مطالعه رفتار بشری باید افراد را مقوله بندی کرد برای تکمیل فهرست صورتهای اججتماعی مورد نظرش به معرفی چند گونه اجتماعی پرداخت . از جمله گونه های اجتماعی زیمل عبارتند از :ک غریبه ، ولخرج ، دلال، ماجراجو ف خائن ، فقیر . مثلا گونه اجتماعی فقیر در چارچوب روابط اججتماعی تعریف میشود . زیمل از منظر کارکردگرایانه ، جامعه را موظف ، کمک و حمایت از فقرا میدانست تا مبادا آنان به دشمنان فعال و خطرناک جامعه بدل شوند بنابراین کمک به فقرا به نفع خود جامعه استتفکر دیالکتیکی : جامعهشناسی زیمل را رویکردی دیالکتیکی راهبری میکرد .زیمل باور داشت که جهان در چارچوب تعارضها و تضادهایی میان مقولات متضاد ، به بهترین شکل درک میشود . صورتهای زندگی اجتماعی در هر فرد تاثیر میگذارند و به او هیات خاص انسانی میبخشند . در عین حال ، شخصیت انسانی را به قهقرا بردن بازی آزادانه خودانگیختگی ، به بند میکشند و تباه میکنند .  فقط در صورتهای نهادی و از طریق آنهاست که انسان میتواند آزادی کسب کند ، در عین حالل ، آزادیش همواره از جانب همین صورتهای نهادی در معرض تحدید قرار دارد . در رساله ای با عنوان &quot; درذباره مد &quot; نشان میدهد که مد صورتی از روابط اجتماعی است . برسی مد دیالکتیکی است .</description>
                <category>عیسی وجدی سیسی</category>
                <author>عیسی وجدی سیسی</author>
                <pubDate>Sat, 20 Feb 2021 20:25:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اندیشه های سیاسی ژان پل سارتر</title>
                <link>https://virgool.io/andisheha/%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%DA%98%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D9%84-%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%B1-rvhjdbx62soy</link>
                <description>سارتر در سال 1905در پاریس متولد شد . کودکی بس تیزهوش اما گوشه گیر بود . پس از گرفتن لیسانس معلم ادبیات و فلسفه شد . به برلین برای ادامه تحصیل رفت ، اینجا بود که با فلسفه اصالت وجود&quot; اگزیستانسیالیسم&quot; مارتین هایدگر و پدیدارشناسی هوسرل آشنا شد . در جنگ جهانی دووم به جبهه اعزام شد و به اسارت درآمد و پس از فرار به جنبش مقاومت پیوست . در صفوف رزمندگان کمونیست به مبارزه با اشغالگران نازی پپرداخت. بعد از جنگ نشریه چپگرای &quot; دوران مدرن &quot; را منتشر کردبرای سارتر نوشتن نوعی عمل اجتماعی برای تحقق آزادی است . انسان در اندیشه و کنش اجتماعی ناگزیر از انتخاب است. آزادی سارتر از همین اجبار برمیخیزد. به گفته سارتر انسان محکوم به آزادی است ، انسان با آمدن به این دنیا مسئول تمام کارهایی است که انجام میدهد. بسیاری از منتقدان سارتر اندیشه و آثار او را میان اگزیستانسیالیسم و مارکسیسم سرگردان دیده اند . سارتر را شاید بتوان از پیشروان &quot;چپ نو&quot; دانست ، اما اندیشه او بی گمان با مارکسیسم سنتی و کمونیسم ایدئولوزیک ناسازگار است.سارتر با نوشتن رشته ای از مقالات به خفقان حاکم در اتحاد شوروی و اقمار سوسیالیستی آن سخت حمله کرد . سارتر تجاوز ارتش شوروی به مجارستان و اشغال چکسلواکی را به باد انتقاد گرفت. سارتر در سراسر عمر روشنفکری مسئول ، بیدار و ستمدیده باقی ماند و هنجارهای مسلط را رد کرد .او در زندگی خصوصی خود نیز سنت شکن بود .سارتر ده ها رساله فلسفی ، مقاله سیاسی، داستان، نمایشنامه و فیلمنامه نوشت. صادق هدایت داستان کوتاه &quot; دیوار &quot; را به فارسی برگرداند.سارتر اساسا بینش ایدئوولوژیک را با آزادی انسان مغایر میداند. با تشکیلات و تفکرات ایدئولوژیک سر سازگاری ندارد. نمایشنامه دستهای آلوده نقد دیدگاه های رایج در احزاب کمونیست است. او مرد کافه و خیابان بود سارتر در هر فرصتی مخالف بنیادین خود با نژادپرستی ، استبداد و استعمار بیان نمود . از استقلال طلبان الجزایر دفاع کرد ، به کوبا سفر کرد و از انقلابیون چپ گرا به دفاع پرداخت ، همچنین از مقاومت مردم ویتنام.سارتر از آزادی بیان در همه جا و برای همه دفاع میکرد . او جایزه نوبل ادبیات 1964 را رد کرد . وی رابطه باز و آزاد تا پایان عمر با &quot;سیمون دوبووار&quot; نویسنده فمینیست داشت.در نقد سارتر مارکوزه گفته افکار سارتر متناقض و بیش از حد ایدئال &quot;گراست. و این ایده آلگرایی خلاف ادعای سارتر در مورد واقع گرایی است. وی از مبارزه مردم ایران علیه محمد رضا شاه طرفداری کرد همچنین از مبارزه مردم شیلی علیه بینوشه.اگزیستانیالیسم سارتر بر آزادی کامل انسان وو مسئولیت پذیری او در قبال خود و دیگرانن تاکید دارد. اتفاقات جهانی سارتر را به انتخاب یک راه رهنمون ساخخت اینکه کمونیسم راه حل همه مشکلات پرولتاریاست.فلسفه سارتر مبتنی بر آزادی است ، اما به اعتقاد او آزادی ماهیت و جوهر بشر نیست بلکه آزادی چیزی است که بشر امکان میدهد تا ماهیت خود را تحقق بخشد و رفته رفته تعریفی از خود بدست دهد.قدرتی است که بشر به وسیله آن میتواند جهان را تغییر دهد . آزادی امکان بشر برای زندگی بهتر است . آزادی و ععمل پشت و روی یک سکه اند .گریز از اجتماع ممکن نیست.در تمدن بروژوازی آزادی تججارت بیش از ساایر آزادیها اهمیت دارد و چون تجارت آزاد به استعمار و استثمار وابسته است در کنه خود آزادی نیست بلکه وسیله ای برای گرفتن آزادی دیگران استبه عقیده سارتر ، مارکسیسم به دلیل مخالفت به یک کلیسا تبدیل شده است . ما محکوم به تعهد هستیم همچنان که محکوم به آزادی هستیم . من نمیتوانم تصمیم بگیرم که متعهد نباشم ، من همواره متعهد هستم همچنان که به دنیا پرتاب شدم . جنگ ممعنای تعهد را به من آموخت.بنا به نظر سارتر اصول کمونیسم ، نیروهای اقتصادی-اجتماعی جامعه که از کنترل انسان خارج هستند نقشی حیاتی در تعیین مسیر زندگی اشخاص دارند.بنا به تفکر اگزیستانیالیستها انسان به لحاظ وجودی عاری از سرشت و طبیعت است و هیچ سرنوشت از پیش تعیین شده ای هم ندارد، وقتی بدنیا می آید هیچ هویتی ندارد ، انسان همان چیزی است که خود از خویشتن میسازد و به همین دلیل هم سارتر بر این ساختن نقشی هنرمندانه قائل است . انسان چگونه هویت موجودی را میسازد؟ انسان هر گامی را که برای زندگی خود برمیدارد به مثابه یک طرح عمل میکند.برای آنکه آدی بتواند مطرح شونده و هویت ساز خخود باشد لازم است از آزادی انتخاب و تصمیم گیری برخوردار باشد، انسان از این آزادی و قدرت برخوردار است و چیزی در این آزادی و توانایی وججود دارد که آدمی را به اححساس مسئولیت وادار میکند چیزی مثل دلهره ، دلهره زمانی به آدمی رومیآورد که بداند انتخابهایش مستلزم به حقوق دیگران و قانون بشریت است . با وججودیکه هیچ سرمشق و نشانه ای برای آنکه بدانیم کدام انتخاب را باید انجام دهیم نداریم ععمل و انتخابمان نمونه و سرمشق بشمار خواهد آمد . تولد اتفاقی است که انسان را به عالم هستی پرتاب میکند و اوست که باید تلاش کند و به زندگی اش معنا دهد .اصل اختیار و مسئولیت فردی دربرابر کنش اججتماعی و سیاسی و دفاع از آزادی فرد از بنیادیترین جنبه های تفکر سارتر بشمار میررود و هسته اصلی آثار اوست. در سالهای پس از جنگ دوم جهانی که دنیای غرب تشنه حرف نو و فهم کابوسی بود که هستی انسان مدرن را درهم نوردید نوشته های سارتر مرکز توجه جوانان و روشنفکران قرار گرفت . سارتر فیلسوفی اجتماعی و معترض بود( گرداوری شده از سایتهای معتبر). سیسی.</description>
                <category>عیسی وجدی سیسی</category>
                <author>عیسی وجدی سیسی</author>
                <pubDate>Fri, 19 Feb 2021 16:39:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اندیشه های سیاسی مارتین هایدگر</title>
                <link>https://virgool.io/andisheha/%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%B1-xifgjnrk9lzk</link>
                <description>مارتین هایدگر ( Heidegger ) در سال 1889 در آلمان متولد شد . او چند سالی در یک مدرسه مذهبی یسوعی تحمیل کرد . این تحصیلات اثر عمیقی بر او گذاشت به طوری که بعدها نوشت اگر اصل و خاستگاه الهیاتی ام نبود هرگز به راه تفکر نمی افتادم. در دانشگاه فلسفه خخواند و هوسرل استادش شد و رهیافت پدیدارشناسانه اوو را در مسائل فلسفی اتخاذ کرد . بعد از اتمام استاد فلسفه شد.هدف هایدگر در تمام طول زندگی اش پرداختن به پرسش درباب معنای وجود یعنی وجود در عامترین معنای آن - بود، وجود بما هو. او عقیده داشت که در راه تامل در این پرسش آنست که درباره خود وجود پرسش کننده ( یعنی انسان ) پرسش شود . از دید او وججود در معنای عام با دازاین ( Dasien اصطلاحی که  هایدیگر برای وجود وویژه انسان استفاده میکند ، موجودی ککه از همه موجودات دیگر متمایز است ) پیوند و ارتباط دارد. از نظر هایدگر انسان تنها موجودی است که درباره معنای وجود پرسش میکندهایدگر در مورد آنچه مایه تفاوت میان انسان و موجودات دیگر میشود به دو موءلفه اشاره میکند اول اینکه ذات انسان ذات انسان (دازاین) در وجود خاص او نهفته است . موجودات دیگر خصوصیات و ویژگیهایی دارند که بنابر طبیعتشان به آنها داده میشود اما دازاین امکانهای مختللفی پیش روی خود دارد که با انتخاب هر یک از آنها به راه های مختلف می افتد . دوم اینکه فردیت یگانه و منحصر به فردی به دازاین تعلق دارد ، دازاین ( واقعیت خاص انسان ) در هر حال مال من یا مال تو یا مال شخص دیگری است و به هر روی به شخص تعلق دارد به عبارت دیگر هر دزاین جانشین ناپذیر است اما مثلا کتابی میتواند نسخه دیگری داشته باشد .مفهوم شئ: یکی از مباحث مهمی که در فلسفه هایدگر مطرح میشود ماهیت شی . وقتی از شی سخن به میان میآید معمولا یک امر عینی عادی را به تصویر درمی آوریم چیزی که پیش دوتایمان قرار دارد . اما در نظر هاایدگر این شیوه عینی گرایانه، نگریستن به اشیاء امری انتزاع شده از یک شیوه عملی تر یا کاربردی تر است. مثلا ما چکش بوودن را به اصطلاح نه با اینکه چکش از چیزی ساخته شده بلکه با دیون اینکه شخصی از آن در هنگام چکش کاری استفاده میکند میشناسیم.تکنولوژی : هایدگر در تکنولوژی خطری میدید ، خطر این است که آنچه در آغاز ابزار و وسیله ای در اختیار انسان بود از کنترل آدمی خارج شود و زندگی کسانی را که از ارباب آن بوده اند تحت سلطه و انقیاد خود درآورد و به آن شکلی خاص دهد. به تعبیر مک کواری نظر هایدگر درباره تکنولوزی خالی از ابهام نیست . هایدگر از یک سو ، ناخرسندی خود را از تکنولوژی مدرن نشان میدهد چه به دید هایدگر تکنولوژی مدرن نشانه جذب و غوطه ور شدن در موجودات و غفلت از وجود است. اما هایدگر از سوی دیگر به این واقعیت اشاره میکند که انسانها اکنون دیگر در برابر تکنولوژی راه تسلیم درپیش گرفته اند و به اصطلاح در فضای تکنولوژی به سرمیبرند. و راه بازگشتی برایشان نیست ، از این رو به ناچار باید با آن ساخت و یادگرفت که با آن زندگی کرد .دیگر برای طرح این پرسش که آیا باید در یک جامعه تکنولوژی زندگی کنیم یا نه خیلی دیر شده است چون ما پیشاپیش در آن زندگی میکنیم.هایدگر پس از به قدرت رسیدن هیتلر رئیس دانشگاه فرایبورگ شد و به حزب ناسیونال سوسیالیسم پیوست اما سال بعد استعفا کرد و ااز آن زمان به بعد از حزب نازی فاصله گرفت و به کار تدریس تا آخر عمر مشغول شد.( چکیده سایت باشگاه اندیشه).هایدیگر کسی است که برای مطالعه در خصوص اگزیستانسیالیسم، هرمنوتیک، پدیدارشناسی و پست مدرنیسم بایستی آثار او را خواند .در اندیشه های هایدگر یکی از کلیدیترین واژه های هستی است. که مفهوم بودن، موجود بودن، برون جستگی و هستی را میدهد و در مقابل عدم قرار میگیرد .در کتاب &quot; هستی و زمان&quot; او هدف کتاب خود را کشف معنای هستی از راه تحلیل هستی انسان بر اساس بودن در ظرف زمان میداند. هستی موجب شناخخت جهان آدمی و فهم انسانیت است .هایدگر هستی را از راه پژوهش درباره انسان طرح میکند زیرا عقیده دارد که بشر دارای رابطه ویژه با هستی است .آدمی یگانه موجودی است  که وجودش  صورت سوال دارد به عبارت دیگر آدمی تنها موجودی است که درباره اینکه قرار است چه باشد و  در خصوص آینده خویش و امکانات هستی خود نگرانی به دل دارد . یک شی هرگز نخواهد دانست به کجا میرود و سوالی در این رابطه نخواهد داشت . بنابراین آینده او همواره بصورت سوال نزدش مطرح است .هایدگر مفهوم انسان را با مفهوم &quot;دازاین گ تکمیل میکند .da : جا و مکان است و sein : بودن . دازاین یک رخداد است ، یک واقعه است که میان توللد و مرگ اتفاق میافتد.هایدگر و نهیلیسم: نهیلیسم در نظر هایدگر کارکردی دوگانه دارد و عملکرد بسیاری از آن منتج میشود ، از سویی فراموشی هستی و منجر شدن آن به انکار هستی و چیرگی  مبتزلترین احساسات ، از سوی دیگر برافتادن مقولات و معیارها ، راه  را برای حصول تتجربه ای بدیع از اسرار وو شکفتیهای وجود میگشاید .بنابرایت هایدگر معتقد است که نهلیسم هم حاوی امکان نابودی خود و هم امکان نججات و دستکاری بشر است منتها این امکانی است که باید مغتنم شمرد و به فعلیت رسانی شود .هایدگر و آزادی : در الگوی وجود شناسانه ، بجای محوریت سوژه انسانی تاکید بر &quot; درجهان بودن &quot; آدمی است . آرای هایدگر از جمله شاخص ترین انواع تفکر غیر سوژه محو در باب آزادی است . وجه هستی شناسانه انسان ممکن بدن وی است و این ممکن بوودن به انسان توان آزادی را میدهد و حضور وی با آزادی همراه است . هایدگر آینده مدرنیسه را نهیلیسم و پوچی میداند چراکه او عقلگرایی صرف را نتیجه ای جز پوچی نمیداند او معتقد است انسان با فراموشی هستی هر گامی به سوی نابودی و پوچی برمیدارد . او هرگونه فعالیت سیاسی انسان مدرن را ختم به فاشیسم میداند. انسانها به دلیل مسخ شدن در عقل گرایی صرف و زندگی مدرن به سمت پوچی سیر میکند و هیچ دولتی چه لیبراللیسم با آمریکا مابی اش و چه مارکسیسم و چه فاشیسم انسان را به سمت اصالت و اصل او راهنمایی نمیکند. ( سایت: علوم سیاسی و فلاسفه و اندیشمندان سیاسی ).به نظر هایدگر مدرنیته در نقطه اوج میانجامد به فراموشی کامل وجود و تهی شدن آدمی از صفات انسانی . انسان سرانجام به ماده خام تکنولوژی جهان مبدل میشود که یگانه هدف آن تداوم و رشد خودش در سایه نهیلیسم است. تاریخ به ما اجازه میدهد زمان را اندازه گیری و مرزبندی کنیم تا بلکه با تعیین اصل و جایگاه خود به نسبت چیزهای دیگر کامیاب شویم و در برابر عدم یقین هولناک ناشی از بیهدفی شدن به ایمنی برسیم.تاریخ وو ایدئولوژی چیزی جز دو وسیله به منظور تخسیر کره زمین به کمک تکنولوژی نیستند و حتی رقابت بر سر سیادت را افزایش میدهند و بتعث پپیکارهای ایدئولوژیکی میشوند که فقط به جنگهای جهانی میاانجامد . فرجام فاعلیت و آزادی مدرن به این مفهوم آوارگی و بیگانگی جهانی تحت قیادت تمامیت طلبی ایدئولوژیک است که هدفش سیادت جهانی و بهره کشی از انسان و هم از طبیعت است پس شکهای ممختلف زندگی مدرن چیزی نیستند مگر صورت نهادینه شده نهیلیسم.آدمی نمیتواند بر نهیلیسم غلبه کند اما میتواند آماده پذیرایی جدیدی شود .. برنامه هایدگر درواقع عبارت از اینگونه آمادگی است و مشتمل بر 1_ رهانیدن انسان از قید کلیه مقولات و مفاهیم و معیارهای مابعدالطبیعی از طریق گونه ای تعبیر مجدد و انهدای و بنیادی اندیشه غرب 2- کمک به حصول تجربه ای اصیل از نهیلیسم معاصر با دعوت انسان به رویارویی محکم با مرگ و بی معنایی 3_ متقاعد ساختن آدمی به پذیرفتن قسمت خویش از سرنوشت قو یا نسل خود که در ضمن پیدایی هستی آشکار میگردد ( اندیشه سیاسی هایدگر ترجمه فولادوند)پاسخ هایدگر به پرسش راجع به معنی وجود اینست که وجود در افق زمان مفهوم میشود و بدان میتوان میتوان پی برد و زمان حقیقت وجود است . هستی ما ذاتا سیر و جریانی در زمان است و وجود را از عدم و حیات را از مرگ جدا میکند.انسان الزاما معتاد به پاس داشتن خود است و اسیر تقدر یا سرنوشتی است که نسبت بدان تنها میتواند چشمان خود را ببندد. زمان آینده مهم است زیرا انسان عمدتا مخلوقی فرارونده است . فلسفه پاسخی در برابر مرگ است.مردن از آن ماست و هیچکس نمیتواند کسی را از مردن بازدارد . در اندیشه هایدگر انیان در عین جستجوی حقیقت از آن میگریزد . انسان در عالمی هبوط کرده که خود آنرا انتخاب نکرده .( تفکر هایدگر برای ما بویژه از آن روست که غرب را حجاب غفلت از حق و عالمی میداند که در آن بشر از قرب وجود دور مانده و خدا را از یاد برده و لفظ آنرا برای توجیه غفللت خود نگه داشته است .او باطن بما مینمایاند . هایدگر راه تفکر آینده را گشوده است در حقیقت آموزگار تفکر ، آینده است . )هایدگر در تمام آثار خود از وحدت انسان با خدا یاد میکند و او چنین عنصر عرفانی را نه تنها از عرفان مسیحی ماقبل خود بلکه شدیدا از مذهب وحدت &quot; فیورباخ&quot; و &quot; اسپینوزا&quot; اخذ کرده .هایدگر مدعی حل هیچ یک از معماهای عالم هم نیست . الهیات از نظر هایدگر با &quot; دازاین انسانی &quot; یعنی هستی نزد خدا و هستی زمانمند در انسان سروکار دارد.اظطراب ندای وجدان است . هایدگر به همان نحو که کل تاریخ فلسفه را تاریخ غفلت از وجود میداند. تاریخ فلسفه اخلاق را نیز تاریخ غفلت از اخلاق اصیل میداند . هایدیگر  فاصله بین فرد و تججربه را از بین بررد و آن دو را به عنوان عوامل سازنده یکدیگر وجود داشته باشند تغییر نمود.( گردآوری و تدوین : سیسی)</description>
                <category>عیسی وجدی سیسی</category>
                <author>عیسی وجدی سیسی</author>
                <pubDate>Fri, 19 Feb 2021 16:37:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اندیشه های سیاسی و اقتصادی دیوید ریکاردو</title>
                <link>https://virgool.io/andisheha/%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%D8%AF-%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D9%88-ndvsnuzedbiu</link>
                <description>دیوید ریکاردو متولد ( 1772) انگلیس در زمره تاثیر گذارترین اقتصاددانان کلاسیک قرار دارد . وی نماینده مجلس عوام انگلیس بود ، ریکاردو در طراحی نظریه ارزش کار و در ترسیم سیاست آزادی تجاری و مزیت نسبی نقش پیشتاز داشت . ریکاردو به کارگیری ماشین را عامل بیکاری میدانست .نظریه ارزش نسبی: ارزش از نظر ریکاردو تنها بر اساس مقدار کاری که برای تولید یک کالا صرف شده و در آن نهفته است تامین میشوود  نه بر دوو عامل دیگر یعنی سرمایه و زمین آنگونه که &quot; اسمیت &quot; میگوید.نظریه تعادل : اقتصاد همیشه بطور اصولی تمایل به تعادل دارد مگرر اینکه  یا انباشت سرمایه صورت گیرد  (که مازاد توللید و عدم تقاضا خواهد بود) و یا عوامل خارجی بوجود آید مثل جنگ و مقررات گمرکی و خشکسالی و ...نظریه توضیع ثروت: در جامعه اقتصادی ریکاردو سه طبقه وجود دارد : سرمایه داران ، کارگران،مالکان زمین . طبق این نظریه : الف) نظریه بهره مالکانه : با افزایش جمعیت و ثابت ماندن سطح زمین قیمت مواد غذایی بالا میرود. ب) نوسان دستمزدها: با افزایش دستمزدها، رفاه و افزایش جمعیت صورت میگیرد .. با کاهش دستمزدها به حَدالقل تر، عرضه نیروی کار بدنبال نابودی کارگران کاهش یافته و موجب افزایش دستمزد میشود .نظریه سود : اگر سود خالص زیاد باشد و درآمد سرمایه کافی باشد حجم پس انداز افزایش یافته و توسعه اقتصادی رخخ میدهد. آهنگ رشد اقتصادی تحت  سیطره نرخ سود قرار خواهد گرفت . و اگر دستمزد افزایش یابد مقدار سود میکاهد .نظریه بازرگانی بین المللی: ریکااردو توجه کمتری به حمایت از کالاهای صنعتی معطوف میدارد .نظریه پول و انتشار آن : اگر بانک انگلستان اسکناسهای قابل تبدیل به زر و سیم را انتشار دهد ، این عمل سبب خارج شدن فلزات گرانبها از جریان اقتصاد خاهد بوود و اگر جریان اجباری پول کاغذی برقرار و از تبدیل آن به فلزات گرانبها امتناع شود بناچار ارزش پول تنزل خواهد یافت . چاره این است که بانک انگلستان بتدریج میزان اسکناسهای خود را تقلیل دهد. ریکاردو را میتوان هوادار نظریه مقدار پول دانست.تفاوت ریکاردو و &quot; مالتوس&quot; : ریکاردو قیمت را معلول هزینه تولید ، و مکانیسم عرضه و تقاضا را پرخطا میداند، در حالی که مالتوس کارکرد عرضه و  تقاضا را در تعیی قیمت ماثر میداند. در مقوله ارزش نیز ، ریکاردو  آنرا در نوعی مقیاس انتزاعی ، ولی مالتوس در قالب نسبتا عملیاتی مورد تاکید قرار داده اند . مالتووس در کنار اقتصاد از اطلاعات وسیع فلسفی ، اخلاقی و سایر معارف اجتماعی برخوردار است ولی ریکاردو  بهره نبرده. ریکاردو در اندیشه اقتصادی خود به توسیه مکتب کلاسیک بنیانگذاری شده توسط &quot; اسمیت&quot; پرداخت درحالی که اسمیت روی مسئله توولید تاکید داشت ، ریکاردو بر مبحث توضیع دآمد متمرکز گردید و بعدا نئوکلاسیکها ( شاگردان وی )بر کارایی متمرکز شدند . دو نظریه معروف ریکاردو &quot;قانون بازده نزولی &quot; و &quot; مزیت نسبی &quot; است .قانون بازده نهایی نزولی: همزمان با رشد اقتصادی و جمعیتی به دلیل افزایش نیاز به مواد غذایی و محصولا ، کشاورزان مجبور خواهند شد زمینه های داری بهره وری پایین و درجه چندم را نیز زیر کشت کشت برند ، چون در این زمینها هزینه تولید بالا میرود در نتیجه قیمت مواد غذایی بالا رفته و صاحبان زمینهای درجه یک سود هنگفتی میبرند نهایتا اقتصاد به یک ووضعیت ایستا یا تعادلی میرسد که کارگران صرفا دستمزدهایی در سطح حداقل معیشت میگیرند . رشد اقتصادی در یک جامعه سرمایه داری در سایه وجود موادغذایی ارزان قیمت ( که به معنی پایین بودن دستمزدهای کارگران صنعتی و بالا رفتن سودهای سرمایه داران است ) و درنتیجه افزایش امکان انباشت سرمایه در صنعت ، تولید بیشتتر و درنهایت  افزایش درآمدهای  اقتصادی کل تحقق مییابد .نظریه مزیت نسبی:  بر اساس این نظریه مبادله آزاد مابین کشورها باعث افزایش مقدار تولیدات جهانی میشود . اگر هر کشوری به تولید کالاهایی روی میآورد که توانایی تولید آنها با هزینه نسبی کمتری نسبت به بقیه کشورها دارد در این صورت کشور مفروضقادر خواهد بود مقداری از کالایی را که با هزینه کمتر تولید میکند با کالای دیگری که ملتهای دیگر قادر به تولید ارزان تر هستند مبادله نمایند درنتیجه امکانات مصرفی آنها و رفاه آنها در اثر تجارت و تتخخصصی شدن نسبت به زمانی که مورد نیاز خود را خود تولید میکردند افزایش یافته است ، به همین خاطر اقتصاددانان تجارت آزاد جهانی را مطلوب میدانند چون باعث افزایش تولید خالص ملی کشورها و رفاه خواهد شد. ریکاردو به کمک مفهوم &quot; هزینه فرصت &quot; نشان داد که حرکت بر اساس ممبنای مزیت نسبی برتر است .از نظر اسمیت و مالتوس ، بهبود و رفاه اقتصادی مردم یک جامعه به تولید کلی ان و تعداد افرادی که در امر تولید شرکت دارند بستگی دارد ، بر خلاف این روش ، کتاب ریکاردو با عنوان &quot; اصول اقتصاد سیاسی و مالیات &quot; با بحث درمورد توزیع محصول و درآمد زمین بین سه طبقه مالک، سرمایه دار و کارگر آغاز میشود و درواقع نظریه توزیع، کلید اصلی مکانیزم کلی نظام اقتصادی میباشد.</description>
                <category>عیسی وجدی سیسی</category>
                <author>عیسی وجدی سیسی</author>
                <pubDate>Fri, 19 Feb 2021 16:35:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اندیشه های سیاسی استفان کراسنر</title>
                <link>https://virgool.io/andisheha/%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%86%D8%B1-wylpq7nyrg6c</link>
                <description>کراسنر از نو واقع گرایان بزرگ است که هم قدرت دولتها را مهم میداند و هم رژیم های بین المللی را . برقراری رژیم های بین المللی نیازمند حمایت دولتهای قوی است تا ثبات هژمونیک ایجاد شده و تعاملات اقتصادی نهادینه شوند .اقتصاد باز بین المللی نیازمند قدرت هژمون سیاسی -- اقتصادی است . زیرا قدرت هژمونیک ایجاد شده و حفاظت از رژیم های بین المللی را دارد حتی اگر قدرت هژمونیک ضعیف شود .</description>
                <category>عیسی وجدی سیسی</category>
                <author>عیسی وجدی سیسی</author>
                <pubDate>Fri, 19 Feb 2021 16:33:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اندیشه های سیاسی ماکس وبر</title>
                <link>https://virgool.io/andisheha/%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D8%A7%DA%A9%D8%B3-%D9%88%D8%A8%D8%B1-c4qde6hywr4p</link>
                <description>ماکس وبر متولد 1864 از آلمان است . ماکس بچه ای مریض الاحوال بود که در تمام طول عمرش از دردهای جسمی و روحی رنج میبرد. وبرها خانواده ای سسرشناس و عمدتا کارخانه دار یا کارمند دولت بودند. وی رشته حقوق را برای تحصیلات دانشگاهی خویش برگزیده بود. رویکرد روش شناختی وبر آشکارا متاثر از ایده های کنت بود .جهت گیری ماتریالیستی تاریخی وبر، تاثیر شدید مارکسیسم را بر وی آشکار میکند، نظریه های او در زمینه قشربندی و رفتار اقتصادی اساسا ریشه در نظریه های مارکس دارند . وبر در این زمینه موافق نبود که نظم اقتصادی را فقط نبرد طبقاتی و صاحبان ابزار تولید تعیین میکند بلکه او قدرت سیاسی و نظامی را هم از عوامل تعیین کننده در روابط قدرت بشمار می آورد.از نظر وبر، رهبران فرهمند به همان اندازه در تحولات تاریخی نقش داشتند که عاملان اقتصادی . در کل کتاب &quot; اخلاق پروتستان و روح سرمایه داری &quot; وبر را از وجوهی میتوان واکنشی در برابر فرضیه متافیزیکی در مارکسیسم دانست که همه رویدادهای تمدن بشر را میتوان ناشی از یک علت واحد یعنی نظم اقتصادی دانست.وبر و مارکس هر دو سردرگمی های انتزاعی سنت فلسفی ایده آلیستی آلمان را تحقیر میکردند . وبر از نیچه نیز تاثیر پذیرفت ، هر دو دل نگران آینده بشر بودند و هشدار دارندکه قرن بستم سرشار از خودکامگی و هراس خواهد بود.&quot; کانت و نو کانتی&quot; : وبر تلاش کرد تا تفکرات کانتی را با نوکانتی و سنت فکری ایدئالیسم را با نوایدئالیسم آلمانی ترکیب کند. نوکانت گرایی جنبش فرهنگی وسیعی بود که به نقد جریان های اثبات گرایی، ناتورالیسم و ماتریالیسم، که بعد از انحطاط ایدئالیسم آلمانی پدیدار شده بودند می پرداخت. وبر همساز با باورهای نوکانتی به عقل گرایی صوری و انتقادی ، فردگرایی اخلاقی و ارزشهای لیبرال دموکرات متعهد ماند.آلمان دارای اقتصاد صنعتی بسیار پیشرفته با ساختار سیاسی مبتنی بر ارزش های نیمه فئودالی محافظه کاری پروسی، اقتدارگرایی پدرسالارانه و قانون پرستی صوری بسیار گسترده بود. طبقه متوسط به لحاظ سیاسی موضع بی طرف و طبقه کارگر به کلی از فرایند تصمیم گیری مستثنا بود، وبر از این استیلا و وضع موجود خوشحال نبود.&quot; فهم &quot; : وبر اذعان داشت که جامعه شناسان در مقایسه با دانشمندان علوم طبیعی این مزیت را دارند که دارای قابلیت فهم پدیده ها از طریق بررسی هستند. جامعه شناسی وبر را در ووهله نخست باید جامعه شناسی تفسیری دانست که مبتنی بر فهم است . ساده ترین تعبیر وبر از واژه فهم ععبارت است از رویدادهای عقلانی  برای فهم و بررسی جهان ، این اصطلاح در اصل از حوزه هرمنوتیک اقتباس شده است.&quot; کنش اجتماعی &quot; : وبر جامعه شناسی را علمم فراگیر کنش اجتماعی می پنداشت . منظور وبر از کنش ، رفتار معنادار و هدفمند است. برای او بررسی جامعه، تجسم بررسی کنش اجتماعی انسانها بود . این نگرش در تقابل  کامل با دیدگاه  دورکیم درباره جامعه است که آن را ساختارهای بیرونی می دانست که قطع نظر از نیات و خواسته های خود عمل میکنند. از نظر وبر جامعه شناسان فقط با توسل به روش جامعه شناسی فهم، میتوانند به دریافت کامل معنای کنش دست یابند.ماکس وبر از چهار نوع کنش اجتماعی متمایز نام برده است:کنش عقلانی مبتنی بر هدف : مثل طرح یک مهندس بصورت کاراترین روش برای ساختن پلی بر روی رودخانه.کنش عقلانی مبتنی بر ارزش: مثل فردی که برای رسیدن به رستگاری ابدی از آموزه یک پیامبر پیروی میکند.کنش عاطفی مبتنی بر حالات حسی شخصی : مثل ثبت نام فردی از روی عشق به فردی در دانشگاهی از روی احساس و نه برآورد.کنش سنتی مبتنی بر عادات فکری مرسوم ک رفتن فردی به دانشگاه صرفا بخاطر اینکه در خخانواده شان حضور در دانشگاه مرسوم است.وبر عقلانیت هدفمندی را برای کنش اجتماعی ضروری میدانست.وبر عقلانیت هدفمند را برای کنش اجتماعی ضروری میدانست. از نظر وبر اگر افراد از پیامدهای کنسش های گوناگون مطلع شوند بیشتر میتوانند به تصمیم هایشان جهت گیری ارزشی بدهند و در اجرای آنها عقلانی رفتار کنند .&quot; عقل گرایی &quot; : استفاده وبر از مفهوم علانیت پیچیده و چندوجهی است، اوو عقلانیت را به طور موثر و سود مندی در تصور خود از دنیای مدرن غربی به کار گرفت. مضمون کل آثار وبر عبارت است از مسئله ماهیت، علل و معلولهای عقل گرایی در جوامع مدرن غربی . برای مثال از نظر او فقط در مغرب زمین است که علم ، که عقلانی ترین شیوه تفکر است به هنجاری فکری و راهبر رفتار انسان بدل شده است.از دیدگااه وبر روح سرمایه داری شامل جست و جوی حداکثر منافع به گونه ای عقلانی و سنجیده است . وبر معتقد بود که برای دانشمندان علوم اجتماعی وضع قوانیین در مقایسه با دانشمنان علوم طبیعی دشوارتر است چراکه ارزش ها و علایق  شخصی شان ناگزیر در مقابل قضاوتشان قرار میگیرد ، به علاوه او معتقد بود هیچ تحلیل علمی کاملا عینی از پدیده های اجتماعی یا فرهنگی وجود ندارد . وبر اساسا با کسانی که معتقد به برپایی نظامی اخلاقی مبتنی بر علم بودند مخالفت میکرد.&quot; طبقه اجتماعی و نابرابری اجتماعی&quot; : اقتدار برابر است با برخورداری از قدرت . افراد پولدار بالاخره به بالاترینموقعیت اجتماعی در جامعه دست می یابند البته در جامعه افرادی نیز هستند که به لحاظ اقتصادی موقعیت پایینی داشتند و هم اکنون از موقعیت خوبی در جامعه برخوردارند ( نظیر برخی روحانیان یا فعالان موفق اجتماعی ) .&quot; اخلاق پروتستان و روح سرمایه داری &quot; : از نظر وبر نظام اخلاقی مذهب پروتستان به رشد سرمایه داری در غرب کمک کرد اما او میخواست علت عدم رشد سرمایه داری در ساایر جوامع را نیز توضیح دهد . از نظر وبر نظام های دینی عقلانی مانع از رشد نظام های اقتصادی عقلانی میشوند.ایده های وبر در مورد روابط نژادی ، در آلمان شکل گرفتند اما در طول تنها سفرش به ایالات متحده در سال 1904 قطعا استحکام بیشتری یافتند . از نظر او آمریکاییها مردمی فوق العاده هستند ، در آمریکا فقط مسئله سیاه پوستانو مهاجرت های گسترده ابری عظیم و سیاه را تشکیل داده. وبر را نمیتوان نژادپرست دانست و احساس میکرد اگر اقلیتها ادغام شونند میتوانند مدارج ترقی را طی کنند.وبر در شکل گیری نظریه هایی چون کارکرد گرایی ساختاری ، تضاد  و نظزیه کنش متقابل نمادین تاثیر گذار بوده است. بر اساس نظریه تضاد، نظم اجتماعی موجود در جامعه را افرادی که در راس ساختار اجتماعی قرار دارند، با زور برقرار کرده اند . نظریه پردازان این نظریه بویژه بر نقش قدرت در حفظ جامعه تاکید دارند . وبر معتقد بود که تضاد در بطن تمام روابط اجتماعی وجود دارد و تعیین کننده قدرت است . هر جامعه در هر برهه از زمان در معرض فرایند تغییر قرار دارد . در دست گرفتن قدرت از عوامل اساسی نظریه است . قدرت در آثار وبر ، درباره انواع اقتدار ، جایگاهی ویژه دارد.نظریه کنش متقابل نمادین، اساسا به استفاده از نمادهایی که در کنش متقابل افراد معنی می یابند ، میپردازد. نمادهایی که افراد جامعه به کار میبرند از جمله ارتباطات، کنش متقابل آنان را به یکدیگر میسر میسازد . استفاده موثر از نمادها و برقراری رابطه ، بستگی به فهم مشترک از معانی موجود در پس کنشهای متقابل نمادین دارد. ایده فهم ( فهم تفسیری) که در آن برای فهم پدیده های اجتماعی از تجربیات خود افراد استفاده میشود، اصل راهنمای نظریه پردازان نظریه کنش کتقابل نمادین است.وبر بروکراسی را سازمان هدف مداری می دانست که کارایی آن مستلزم پیروی از اصولی عقلانی است. اداره ها از نظامی سلسله مراتبی برخوردارند که در آنها اطلاعات از پایین به بالا فرستاده و دستورات از از بالا به پایین منتل میشود . کار در تشکیلات بر اساس قوانین غیر شخصی انجام مشود. قوانینی که وظایف ، مسئولیتها، رویه ها و رفتار استاندارد مسئولان در آنها به وضوح مشخص شده است . وبر بروکراسی را الگویی برای عقلانی شدن جامعه میدانست . به صرف اینکه وبر بروکراسی را از ضروریات جامعه عقلانی دانسته است نمیتوان  وی را طرفدار بوروکراسی دانست . او به کارکردهای نامناسب بوروکراسی اشاره کرده است : بروکراسی درگیری عاطفی و شخصی را به نفع تصمیم گیری های عقلانی از بین میبرد و جهان مدرن را به جهانی تبدیل میکند که غالبا بی هویت است . با همه انها او بوروکراتیزه شدن و عقلگرایی را برای جهان مدرن سرنوشتی محتوم میدانست و جامعه آینده را ، نه بهشتی موعود، بلکه مانند &quot; قفس آهنین &quot; می دید ( رهایی از بروکراسی و عقلگرایی ناممکن به نظر میرسد).رویکرد روش شناختی وبر مبتنی بر اعتقادی راسخ به چند علیتی بودن پدیده های اجتماعی است . از نظر او بدون تردید همزمان چند عاممل اجتماعی بر هر فرد تاثیر میگذارد . وبر به رغم نظر بسیاری از متفکران و پژوهشگران اجتماعی ، قاطعانه معتقد بود که قانونمند کردن رفتار بشر ناممکن است.(( تیم دیلینی ))ویژگیهای بوروکراسی مطرح شده وبر : 1- وجود سلسله مراتب اقتدار 2- انتصاب بر حسب شایستگی و تخصص  3- تقسیم کار ساده  4- جدایی محل سکونت وکار  5- وجود یک نظام انظباط و نظارت یکنواخت.وبر هرگز دست از حمله به لذت پرستی یا فایده گرایی یا مصرف گرایی برتداشت و گفت سرمایه داری مدرن از لحاظ صوری سیستمی بسیار عقلانی است اما باعث از دست رفتن آزادی فردی و زیستن بر اساس احکام قطعی نظام سرمایه داری و پیروزی تمام ارزشهای مادی است .افرادی چون کانت، نیچه، دیلتای، زیمل، به وبر تاثیر گذاشتند و افرادی همچون لوکاچ، آدرنو، هابرماس نیز از وی تاثیرپذیر شدند.درجامعه شنااسی وبر فرد ارجحیت دارد . کنشش ها درون نظام عقلانی انجام میشود و بوروکراسی با ویژگیهای محکم و سخت تبدیل به یک قفس آهنین میشود که انسان مدرن را درون خود محبوس میکند. درون سازمان بوروکراسی ، وسیله تبدیل به هدف شده . قوانین وسیله اند تا سبب تسهیل ااجرای کار افراد شود اما دست و پا گیر بودن قوانیین در نهایت سلب آزادی است . نظر وبر درباره بوروکراسی با مفهوم از خودبیگانگی مارکس همانندی دارد، هردو معتقدند جهان کارآیی عقلایی به غول تبدیل شده است که آفرینندگانش را به انسانیتت زدایی تهدید میکند.بزرگترین ترس وبر از قفس آهنین بود که او آنرا نتیجه عقلانی شدن و در بهترین شکل توجیهی ، فرآیند سازمانی شدن میدانست.وبر معتقد است که در همدلی باید خود را به دنیای مفهومی فرد مقابل نزدیک کرد . باید یک نوع تسلط بر تجربه داشت تا آن را درک کرد ولی حتما لازم نیست آن کار را انجام دهیدوبر از یک سو با اصول شخصی از لیبرالیسم کلاسیک و حتی سوسیالیسم همراهی میکند اما دیدگاه فکری او آراء اورا به موضعی هدایت کردند که به گفته وی ، مفاهیمی مانند اراده مردم یا اراده حقیقی مردم افسانه و تخیل اند.</description>
                <category>عیسی وجدی سیسی</category>
                <author>عیسی وجدی سیسی</author>
                <pubDate>Fri, 19 Feb 2021 16:32:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اندیشه های سیاسی ریمون آرون</title>
                <link>https://virgool.io/andisheha/%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%B1%DB%8C%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%A2%D8%B1%D9%88%D9%86-zq9drtt8hhyw</link>
                <description>ریمون آرون متولد (1905) فرانسه است . آرون با مخالفت سرسختانه علیه مارکسیسم در تقابل با روشنفکران جناح چپ فرانسه و بویژه پل سارتر قرار گرفت. وی در دانشگاه کلنی تدریس میکرد و بعد از به قدرت رسیدن هیتلر به فرانسه رفت و به تدریس ممشغول شد. جنگ جهانی دوم شروع شد و آرون در نیروی هوایی به خدمت پرداخت. پس از سقوط فرانسه به انگلستان رفت و با نشریه ارگان دوگل همکاری نمود. پس از اتمام جنگ دوباره تدریس را ادامه داد.آثار او در زمینه : فلسفه تاریخ و تاریخ اندیشه ها ، جامعه شناسی جوامع صنعتی، مسائل استراتژیک و تحلیل روابط بین المللی را میتوان برشمرد.  نخستین مبارز قلمی آرون بر ضد چپ سنتی در فرانسه کتاب&quot; افیون روشنفکران&quot; است که در آن آرون خوش خیالیهای روشنفکرانه درباره اتحاد شوروی را به باد انتقاد می گیرد و با این کار راه خود را از راه همه روشنفکران چپ جدا میکند نوعی انزوا و تنهایی روشنفکری را پذیرا میشود. آرون از این تاریخ به بعد مدافعع اتحاد غرب به رهبری ایالات متحده آمریکا شد.در کتاب &quot; گفتار در باب مارکسیست های خیالی &quot; آرون جهره نامدار سارتر و آلتوسر را آماج حملات بی امان خود قرار داده است .در بحران الجزایر آرون با نوشتن &quot; تراژدی الجزایر &quot; با راستگرایان افراطی رویارو شد و به نفع استقلال الجزایر موضع گرفت . با انتشار کتاب دیگری تحت عنوان &quot; دوگل ؛ اسرائیل و یهودیان&quot; جنجال کتاب قبلی تشدید شد. به حوادث سالهای 1967و 1968 فرانسه که میرسیم با موج اعتصاب های دانشجویی و کارگری آرون با نوشتن کتاب تازه ای تحت عنوان &quot; انقلاب تاپیدا&quot; به رویاروویی با چپ افراطی فرانسه برخاست . ریمون بریده از چپ سنتی(حزب کمونیست) ، مخالف با راست افراطی و رویارو با چپ افراطی.تفکر در باب زندگی خویش حاصل همین تنهایی است که نتیجه آن انتشار &quot; تماشاچی متعهد&quot; و سرانجام &quot;خاطرات &quot; اوست . یکی از آموزش های اساسی آثار آرون به قول استانلی هافمن این بود که یک روشنفکر چگونه باید ، اگر نه در راه عینیت باری دست کم در راه انصاف و بی طرفی فکری بکوشد یعنی نگذارد که نظام ارزش های شخصی اش از پیش بر نتیجه گیری های او تاثیر بگذارد یا بر رون تحلیل وی مسلط باشد.دو چیز در کار آرون در کشف تناقضها و رندیها به خواننده آثار او کمک میکند یکی ساده نویسی و روشن اندیشی و دیگر صداقت او در بیان نیات و گزینش های قبلی خویش.کلود استروس می نویسد: ریمون آرون برای بسیاری از ما _ و نیز برای بسیاری از آیندگان_ استاد بی بدیل سلامت اخلاقی و فکری بود. هیچ چیز بهتر از کتابها و نوشته های او قادر نیست به انسان در برابر خطر بلند پروازی های نظریه های فلسفی بزرگ فریبندگی و خطرات روح جزم اندیشی و زیان های ایدئولوژی ها هشدار دهد.(( ریمون آرون ، مراحل اساسی اندیشه در جامعه شناسی ، ترجمه باقر پرهام))آرون در کتاب افیون روشنفکران سازشگری چپگرایان و گرایشهای استبدادی حکومت های مارکسیست را به نقد کشی و در کتاب جنگ و صلح به مسئله جنگ و خشونت می پردازد.آثار آرون به اندازه ای پیچیده و گسترده است که نمیتواان از آن چکیده شسته و رفته بدست داد. آرون به دلیل تحلیل نیشداری که از بن بست های راهبردی در دوران هسته ای بدست داده است شهره است. او از نخستین کسانی بود که میگفت مدل برنامه ریزی متمرکز شوروی با این که صنعت گستری اجبارآمیز را تسهیل می کند برای اداره جامعه صنعتی که دم به دم پیچیده میشود مناسب نیست .اگر جوامع سرمایه داری میتوانستند سودجویی را با میزانی از رفاه وو بازتوزیع درآمیزند هیچ دلیلی وجود نداشت که ستیز میان کارگران و سرمایه داران یک بازی با حاصل جمع صفر باشد.در بررسی روابط بین الملل آرون از آثار هابز و کلارزوینس الهام میگرفت. از دید آرون سیاست خارجی را رفتار دیپپلماتیک راهبردی می سازد و روابط بین الملل زیر سایه جنگ صورت می بندد و ادامه میدهد: روابط بین الملل روابط میان واحدهایی سیاسی است که هرکدامشان مدعی حق بدست &quot;رفتن عدالت است و خود را یگانه دااور در زمینه تصمیم گیری برای جنگیدن یا نجنگیدن می شناسند.به نظر می رسد چننین استدلالی آرون را در اردوگاه واقعع گرایان جای دهد اما با بررسی دقیق تر روشن می شود که آثار آرون به مراتب باریک بینانه تر از مثلا آتار مورگنتا یا کنت والتز است.آرون به قدرت و کشمکش بر سر آن معتقد بود ولی مفهوم قدرت بیش از آن مبهم بود که شاه کلید روابط بین الملل باشد . آرون در این عقیده که محیط بین الملل محیط ساختار یافته بی همتایی است با والتز همنظر بود ولی معتقد نبود که این محیط اهداف دولتها را تعیین میکنددیپلماسی یک بازی است که در آن بازیکنان گاه خطر از دست دادن خود را می پذیرند و گاه پیروزی را بر ثمرات حاصل از پیروزی ترجیح می دهند .بخش اعظم کتاب جنگ و صلح به مطرح ساختن تحلیل ضعفهای برخی از مکاتب فکریمانند دانش ژئوپلیتیک و نظریه مارکسیست _ لنینیستی امپریالیسم اقتصادی اختصاص دارد که از نظر آرون درباره تاثیر عوامل محیطی به عنوان علل جنگ اغراق کرده اند. آرون منتقد افراط کاریهای جنگ سرد است . پرهیز از افتادن در ورطه بدبینی همیشگی با دل سپردن به امیدهای آرمان گرایانه درباره تعالی بخشیدن به روابط بین الملل هشدار میداد.(( گزیده از سایت))آرون را حدواسط بین مارکس(نبرد طبقاتی) و دوتتوکویل( که معتقد به از بین رفتن تفاوت های اجتماعی بود) می دانند. آرون در کتاب &quot; صلح وو جنگ میان ملتها&quot; اهمیت خاصی برای رژیم های سیاسی به عنوان حرف آخر قائل است . آرون معتقد است سیاست تعیین کننده همه جنبه های زندگی فردی و اجتماعی است.آرون در کتاب &quot; هجده درس در باب جامعه صنعتی&quot; که به مسائل اقتصادی اختصاص داشت نشان داده است تراکم سرمایه و استثمار طبقه کارگر که مارکسیستها معتقدن در جوامع سرمایه داری وجوود دارد ، شاخص جامعه شوروی نیز هست با این تفاوت که این تراکم در ششوروی در دست دولت و در غرب در دست بخش خصوصی استآرون در کتاب &quot;نبرد طبقاتی&quot; به اثبات این نکته می پردازد که در تمام جوامع عده ای در رفاه بسر می برند و عده ای در وضع فروتر و نزاع بین این دو طبقه طبیعی است ( هم در جوامع غربی ( آشکارا با مبارزات حزبی) و هم در ششرق(پنهان بخاطر اختناق) ). آرون در کتاب دیگرش بنام &quot;دموکراسی و توتالیتاریسم&quot; فرق آن دو را در رژیم های سیاسی آنها می داند. (( اندیشه های سیاسی در قرن بیستم، بشیریه))ریمون آرون ایدئولوژی را نظامی از تفسیرها در حوزه اجتماعی تعریف می کند که متضمن نظمی از ارزشها بوده و اصلاحاتی را القاء می کند که ممکن است شامل دگرگونی های هراسناک یا امیدوارکننده باشد.در کتاب افیون روشنفکران یکی از ویژگی های اصلی روشنفکری تاکید آرمان های ترقی، آزادی و برابری به جای مذهب، قدرت و خانواده بیان شده است . تداوم اهمیت سلطه سیاسی بحث را به دوو تاکید متفاوت منتهی کرد یکی از آنها از جمله &quot;پاره تو&quot; بر نخبگان سیاسی و نقش برتر آنها تاکید دارند و دیگری بر نقش برتر سازمان ها یا رژیم های سیاسی که از میان آنها می توان به ریمون آرون اشاره کرد. (( اندیشه های سیاسی در قرن بیستم، بشیریه))</description>
                <category>عیسی وجدی سیسی</category>
                <author>عیسی وجدی سیسی</author>
                <pubDate>Fri, 19 Feb 2021 16:30:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اندیشه های سیاسی ادوارد برنشتاین تجدید نظر طلب در مارکسیسم</title>
                <link>https://virgool.io/andisheha/%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%B4%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%B7%D9%84%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D9%85-wmi9ajsyy4di</link>
                <description>ادوارد برنشتاین مهممترین سخن گوی تجدید نظر طلبی متولد برلین است. از نظر برنشتاین تمام مسائل عمده و مهمم که در نظام سرمایه داری یک خطر فاجعه آمیز سیاسی محسوب میشوند دائما در حال کاهش هستند. برنشتاین میگوید: مسلما سرمایه داری نیز بعد از تممامی تجربیات تاریخی به گذشته خواهد پیوست و سوسیالیسم جایگزین آن خواهد شد. برنشتاین خود را موظف میدانست در برابر راه سوسیالیسم و اهداف واقعی آن بی تفاوت نباشد.طبقه زحمت کش یک جامعه باید نخست روشن شود، رشدکند و به تردریج به صورت یک وزنه سیاسی درآید و از راههای دموکراتیک به قدرت برسد. باید با ورود طبقه کارگر بر پایگاههای قدرت ، همزمان کارهای بد کاپیتالیسم را افشا کرد تا ریشه کنی کاپیتالیسم در اذهان آحاد ملت نقش بندد.( ده سال بعد فروپاشی شوروی اخخطار برنشتاین را تبلور کرد )برتشتاین معتقد بود زمان عقاید انقلابی سرآمده و باید در تئوریهای ممارکسیستی تجدید نظر کرد: امروز...هر چیزی را در ممقابل مارکس و انگلس میتوان اثبات کرد. جامعه در حال رهایی از قوانین اقتصاد است( مثل مارکسیسم ارتدوکس فکر میکرد ).پایه تئوریک نظریات برنشتاین مارکسیستهای اتریشی و طرفداران مکتب فرانکفورت را تحت تاثیر قرار داد. برنشتاین با انقلاب پرولتاریا مخالف است و میگوید از این طریق پیروزی کوتاه مدت خواهد بود، چننین انقلابی همه چیز را ممیخواهد برق آسا زیر و زبر کند و چون انقلابیون بدون داشتن تجربه لازم میخواهند امور را در دست گیرند باعث عدم رضایت توده ها میشوند، در این شرایط دیکتاتوری نظامی و یا هر شکل دیگر جای طبقه کارگر را خواهد گرفت و توده حسرت گذشته را خواهند خورد( باید شکار را خسته کرد و سپس اقدام نمود)) .</description>
                <category>عیسی وجدی سیسی</category>
                <author>عیسی وجدی سیسی</author>
                <pubDate>Fri, 19 Feb 2021 16:26:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اندیشه های سیاسی کارل کائوتسکی مخالف تجدیدنظرطلبی در مارکسیسم</title>
                <link>https://virgool.io/andisheha/%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%84-%DA%A9%D8%A7%D8%A6%D9%88%D8%AA%D8%B3%DA%A9%DB%8C-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D9%84%D9%81-%D8%AA%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%86%D8%B8%D8%B1%D8%B7%D9%84%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D9%85-orpdkynzq3gl</link>
                <description>از آنجا که نقد برنشتاین در وهله اول متوجه مارکسیسم ارتدوکس در درون حزب سوسیال دموکرات آلمان بود، رهبر این گرایش کارل کائوتسکی در مخالفت با نظریات برنشتاین قرار گرفت.. کائوتسکی مهمترین تهیه کننده طرح برنامه ارفورت و بارزترین مبلغ سوسیال دموکراسی و تفکرات مارکسیستی در آلمان بوود.کائوتسکی، برنشتاین را متهم کرد که عقاید مارکس و انگلس را با داده های آماری غلط تعبیر و تفسیر میکند. در برنامه ارفورت( جایگزین برنامه گوته ) تاکید بر این بود که طبقه کارگر تنها زمانی میتواند بر مالکیت ابزار تولید دست یابد که قدرت سیاسی را نیز بدست آورده باشد.وی معتقد بود هر چه اقتصاد سرمایه داری پیشرفته تر و گسترده تر شود امکان گذار مسالمت آمیز به سوسیالیسم قوی تر خواهد شد.کائوتسکی بر نظریات مارکس در راابطه با انباشت سرمایه و درنتیجه تکاممل و تحولجامعه سرمایه داری بوروژوازی تاکید میکرد تا فروپاشی آن تسریع شود. باید نظام انتخابات دموکراتیزه شده بطوری که ملت حق سرنوشت خود را بدست آورند و ائتلاف احزاب و آزادی اجتماعات تضمین شود تا مالکیت خصوصی به مالکیت عمومی درآید.او سوسیالیسم بدون حکومت را حکومت مطلقه میداند، سوسیال دموکرات باید از طریق انتخابات آزاد و مردمی پارلمان را از آن خودساخته و با حمایت پرولتاریا حاکمیت خود را استقرار بخشند و به هدف خود یعنی &quot; سوسیالیسم دموکراتیک پرولتاریایی &quot; دست یابند.</description>
                <category>عیسی وجدی سیسی</category>
                <author>عیسی وجدی سیسی</author>
                <pubDate>Fri, 19 Feb 2021 16:25:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اندیشه های سیاسی ماکس آدلر ( آسترومارکسیسم )</title>
                <link>https://virgool.io/andisheha/%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D8%A7%DA%A9%D8%B3-%D8%A2%D8%AF%D9%84%D8%B1-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D9%88%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D9%85-fij308xtzwxd</link>
                <description>عقاید نوکانتی در اتریش به آسترومارکسیسم شهرت دارد . بانی این نظریه را در اتریش باید مارکس آدلر دانست. ( کوهن نیز بنیانگذار مکتب نوکانتی در آلمان بود). آدلر با همکاری هیلفردینگ نظریه پرداز مارکسیستی اتریش دست به انتشار یک سری مقالاتی درباره مطالعات مارکسیستی زد.آدلر در اغلب مقالاتش سعی نمود تا مارکسیسم را با روح نوکانتی از نو متولد کند. او از مخالفان ماتریالیسم تاب بود و به همین جهت به تفسیر روابط اقتصادی پرداخت و نتیجه گیری کرد که روابط اقتصادی در نهایت باید روابط معنوی باشد و به عبارت دیگر او عقیده دارد که نیروهای تولیدی ، در درجه اول روانشناسانه میباشد و سپس فیزیکی.آدلر از اهداف مارکسیسم بطور انعطاف پذیر دفاع میکند. هدف آدلر دست یابی به دموکراسی اجتماعی واقعی بود او سعی دارددموکراسی را درچارچوب جامعه بی طبقه مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد. آدلر ، دموکراسی سیاسی و اصل حاکمیت اکثریت را نوعی دیکتاتوری میداند که هنوز مشخصات حاکمیت طبقاتی در آن از بین نرفته است . از این دیدگاه او دیکتاتوری پرولتاریا را مخل کننده نظام بروژوازی در چارچوب و شکل دموکراسی سیاسی میداند.</description>
                <category>عیسی وجدی سیسی</category>
                <author>عیسی وجدی سیسی</author>
                <pubDate>Fri, 19 Feb 2021 16:23:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اندیشه های سیاسی رودلف هلیفردینگ</title>
                <link>https://virgool.io/andisheha/%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AF%D9%84%D9%81-%D9%87%D9%84%DB%8C%D9%81%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D9%86%DA%AF-xbjkahiyyilz</link>
                <description>هلیفردینگ نویسنده اتریشی تفسیر جدیدی از پیش بینی های مارکس ارائه کرده بود و گفت به جای اینکه سرمایه داری مقلوب سوسیالیسم شود سرمایه داری سازمان یافته جایگزین آن شده است. به مرور، سرمایه های صنعتی از مالکیت صاحبان کارخانه ها به مالکیت بانک ها انتقال پیدا میکند، هیلفردینگ آنرا سرممایه بانکی مینامد. درواقع سرمایه صنعتی تبدیل به سرمایه مالی میشود.سرمایه مالی نیاز به یک دولت مقتدر دارد، آنقدر قدرتمند که سرمایه های مالی با پشتیبانی او در تمام جهان امکان سرمایه گذاری پیدا کند، درنتیجه به جای سوسیالیسم جامعه ای به ظاهر سازمان یافته ولی در عمل استبدادی یعنی برخلاف آن طور که انتظار میرفت یک اقتصاد دموکراتیک سازمان یافته جایگزین میشود.سود سرمایه گذاری جای خود را به بهره سرمایه میدهد و در فرایندی رقابتی به صدور سرمایه به خارج از کشور میشود. رقابت دولتهای امپریالیسم رو به افزایش میرود و در داخل مبارزه بین سرمایه داران و طبقات گوناگون مردم تشدید شده و دیکتاتوری سرمایه اشرف، مغلوب دیکتاتوری پرولتاریا میشود.</description>
                <category>عیسی وجدی سیسی</category>
                <author>عیسی وجدی سیسی</author>
                <pubDate>Fri, 19 Feb 2021 16:22:23 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>