<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های زاغ</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@itachiuchiha15ir</link>
        <description>چند دقیقه بدون فکر کردن میتونی نفس بکشی؟</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 09:32:48</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2293249/avatar/gEdF5s.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>زاغ</title>
            <link>https://virgool.io/@itachiuchiha15ir</link>
        </image>

                    <item>
                <title>سروی بر فراز ابر</title>
                <link>https://virgool.io/@itachiuchiha15ir/%D8%B3%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%A8%D8%B1-pzrolf2f7uwe</link>
                <description>او مولوی را در خواب دید.احوال قونیه چندان خوشایند نبود.دستانش را دراز کرد اما بیشتر از چند بیت عایدش نشدمُطرِبا تَر بنوازی که سماعی بکنیم                                       گردون به دل و سَمع نوایی بکنیمگفتمش اینکه نوازی،دوای روح است؟                                 یا که این روح ز پستی به نوایی بکنیمگفت پَست باش و ز پستی برو بر درب خدا                                تا که دل را حرمِ مستِ خدایی بکنیم ز عُلُوّی و چه نیازی به خداست                                  هان بیا تا که ز پستی درک الهی بکنیمگفتمش عقل ز این کار مهیب بس دور است                            بی نوا خواست که خود،شادِ کلامی بکنیمنَبُدی مرشدِ پیر ، نَبُدی یوسف و ایلْ                              رجعتی بر روح است،گر که شبانی بکنیمکُرّه ای بر دل کوه یا که افسار قلوب                                 بذر سرو آزاد است،تا که یادی بکنیمیاد از حسرتِ نور،یاد از اشک هبوط                                   واقفیم بر زَر و زور،تا که جفایی بکنیممُدَعی بود بشر،در عَدَن و خلق و شجر                                  عزم بر رِندی داشت،یاد خطایی بکنیمابلیس نبود پست و خرفت،آدمی بود چه زشت                                     این عیار ما بود،وصف خارا بکنیمابلیس که شد سنجه وزن،آدمی شد خود وزن                                  ابر و پنبه خندید، چون که ترازی بکنیممَلَکی کف میزد،دیگری قهقهه زن                                  خواستم آب شوم،ضَربِ هاوَن بکنیمخال بر تیر نشست،آب در کوزه شکست                                    دور خود میگردم،وصلِ جدایی بکنیمهمه جا مزرعهْ باغ،همگان بلبل و زاغ                                      من مترسک بودم،قرُب آفت بکنیم</description>
                <category>زاغ</category>
                <author>زاغ</author>
                <pubDate>Thu, 10 Jul 2025 00:51:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از فنا تا بقا،فرگشت روح میمون ها(۱۰)</title>
                <link>https://virgool.io/@itachiuchiha15ir/%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D9%86%D8%A7-%D8%AA%D8%A7-%D8%A8%D9%82%D8%A7%D9%81%D8%B1%DA%AF%D8%B4%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%AD-%D9%85%DB%8C%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%B1%DB%B0-hsdppvn9mws0</link>
                <description>∆(بخش دهم:آیا با تریاک هم می توان یک امپراتوری را فتح کرد؟!)در بخش نهم به چگونگی نفوذ بریتانیا با استفاده از صادرات تریاک اشاره کردیم در این بخش به نهایت این قضیه و جدا شدن هنگ کنگ خواهیم رسید نقطه اوج تجارت تریاک از سوی بریتانیا به چین در سال ۱۸۰۶ میلادی بود و کسری تجاری معکوس شد. معتادان گسترده چینی به تریاک در آن زمان به طور دسته جمعی برای دریافت تریاک به قدری پول پرداخت می‌کردند که بریتانیا از فروش تریاک بیش از هزینه خرید چای درآمد به دست می‌آورد. مقدار تریاک وارد شده به چین توسط کمپانی هند شرقی در فاصله سال‌های ۱۸۲۰ تا ۱۸۲۸ میلادی به میزان سه برابر افزایش یافت و در سال ۱۸۳۲ میلادی دو برابر افزایش یافته بود و به حدود ۱۵۰۰ تن در سال رسید. امپراتوری بریتانیا که در سالیان نخست گسترش خود در اقیانس اطلس از گیاه اعتیادآور دیگری به نام تنباکو استفاده کرد اکنون از گیاه دیگری به نام خشخاش به عنوان ابزاری برای انقیاد بر امپراتوری‌ای دیگر (چین) استفاده کرده بود.ارزیابی‌ها نشان می‌دهد تا سال ۱۸۳۰ میلادی حدود ۴ تا ۱۲ میلیون مرد چینی به تریاک معتاد شده بودند. وضعیت به قدری وخیم شد که &quot;دائو گوانگ&quot; امپراتور وقت چین در سال ۱۸۳۹ میلادی به واردکنندگان مواد مخدر اعلان جنگ داد و &quot;لین زکسو&quot; دیوانسالار سالم و اخلاق گرا را منصوب کرد تا تجارت تریاک را در استان ساحلی گوانگژو منوقف کند.لین زکسو&quot; تریاک ضبط شده را که بسیار باارزش بود با مخلوط کردن با آب و آهک در گودال‌های بزرگ دفع کرد. مخازن مواد مخدر به قدری زیاد بودند که سه هفته به طول انجامید تا تمام محتوای آن از بین برود. لین بر این باور بود که وظیفه‌ای شرافتمدانه را در قبال میهن اش انجام داده، اما رخداد‌های بعدی باعث برخورد دو امپراتوری با یکدیگر و شکستی تحقیرآمیز برای چین شد.بریتانیا در پاسخ به این اقدام دیپلماسی &quot;قایق‌های توپدار&quot; را در پیش گرفت. حدود ۴ هزار سرباز بریتانیایی و ۱۶ کشتی به چین اعزام شدند و جنگی سه ساله از سال ۱۸۳۹ تا ۱۸۴۲ میلادی درگرفت. بریتانیا از فناوری کشتی جنگی دارای موتوربخار ساخته شده از آهن پیشروی کرد که برای چینی‌ها ناشناخته بود. بریتانیایی‌ها دهانه رودخانه گوانگژو را مسدود کرده و بنادری از جمله شانگهای و نانجینگ را تصرف کردند.چینی‌ها در مقابل تسلیحات با فناوری بالای آن زمان بریتانیا و آموزش نظامی مناسب نیرو‌های بریتانیایی شکست خوردند. در ژوئیه ۱۸۴۲ میلادی سربازان بریتانیایی مسیر کانال بزرگ واردات غلات به چین را بستند. پکن در معرض خطر قحطی قرار گرفت و دائوگوانگ مجبور به مصالحه با بریتانیا شد. معاده نانجینگ برای او تحقیر آمیز بود چرا که چین مجبور به پرداخت غرامت هنگفتی برای تریاکی شد که پیش‌تر مصادره کرد.هم چنین، چین مجبور شد هنگ کنگ را به بریتانیا واگذار کند و طبق مفاد معاهده پنج بندر از جمله کانتون گوانگژو و شانگ‌های در دسترس بازرگانان بریتانیایی قرار گرفتند. بریتانیایی‌ها از این حجم از امتیاز نیز راضی نبودند. در سال ۱۸۵۶ میلادی جنگ دوم تریاک رخ داد و دسترسی بازرگانان خارجی به چین افزایش یافت و تجارت تریاک در آن کشور قانونی شد. در نتیجه آن وضعیت طبقه متوسط و نخبگان شهری چین نیز معتاد شدند. زمانی که ژاپن در سال ۱۹۳۷ به چین حمله کرد ۱۰ درصد از جمعیت ۴۰ میلیون نفر به تریاک معتاد بودند. تنها پس از تسلط مائوئیست‌ها بر چین در سال ۱۹۴۹ میلادی بود که با فرمان مائو اعتیاد شدید به تریاک در چین متوقف شد. بود.</description>
                <category>زاغ</category>
                <author>زاغ</author>
                <pubDate>Tue, 24 Jun 2025 21:16:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از فنا تا بقا،فرگشت روح میمون ها(۹)</title>
                <link>https://virgool.io/@itachiuchiha15ir/%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D9%86%D8%A7-%D8%AA%D8%A7-%D8%A8%D9%82%D8%A7%D9%81%D8%B1%DA%AF%D8%B4%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%AD-%D9%85%DB%8C%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%B9-mznnmsajx1nq</link>
                <description>∆(بخش نهم:به آن ها راهِ چاه را نشان بده،نه راه و چاه را)در بخش هشتم به پایان علل های استفاده از سیگار و تریاک رسیدیم.در این بخش نمونه ای از نفوذ مواد مخدر در عمق یک جامعه و نابودی آن گفته خواهد شد.نفوذ بریتانیا در چیندر دهه ۱۷۹۰ میلادی بخش عمده چای مورد نیاز بریتانیا از چین وارد می‌شد و کمپانی هند شرقی سالانه حدود ۱۰ هزار تن برگ چای را از شرق آسیا به لندن صادر می‌کرد. با این وجود، یک مشکل عمده در این عرضه و تقاضا وجود داشت: چین چندان علاقه‌ای به کالا‌های امپراتوری بریتانیا در ازای واردات چای بریتانیایی‌ها از آن کشور نداشت.امپراتور &quot;چیان لونگ&quot; در سال ۱۷۹۳ میلادی در نامه‌ای خطاب به &quot;جورج سوم&quot; پادشاه وقت بریتانیا نوشت: &quot;امپراتوری آسمانی ما همه چیز را به وفور در اختیار دارد. در نتیجه، ما نیازی به واردات تولیدات بربر‌های خارجی در ازای محصولات مان نداریم&quot;. در نتیجه، چنین وضعیتی بریتانیا با کسری تجاری عظیم مواجه شد.تنها کالای اروپایی مورد علاقه چین پول نقد در قالب نقره بود. بنابراین، در سراسر نیمه دوم قرن هجدهم حدود ۹۰ درصد از صادرات تجاری بریتانیا به چین شمش بود. دولت بریتانیا در تلاش بود تا نقره کافی برای ادامه این تجارت جمع آوری کرده و کمپانی هند شرقی نگران حفظ سود خود بود. پس از مدتی کمپانی هند شرقی دریافت که می‌تواند کالای دیگری را به چینی‌ها ارائه دهد کالایی که چینی‌ها آن را دوست داشتند: تریاک.تریاک به دلیل دارا بودن ترکیبات ضد درد مورفین و کدئین احساس گرمی از آرامش و جدا شدن از محیطی که فرد در آن قرار دارد را در او ایجاد می‌کند. سومریان از هزاره سوم پیش از میلاد مسیح خشخاش را برای تهیه تریاک در بین النهرین زیر کشت برده بودند و به آن لقب گیاه شادی بخش را دادند.استفاده از تریاک در خاورمیانه و هم چنین مصر ادامه یافت و این ماده مخدر در طب یونان باستان دست کم در قرن سوم پیش از میلاد شناخته شده بود. تا قرن هشتم پس از میلاد مسیح تاجران عرب تریاک را به هند و چین برده بودند و در فاصله قرون دهم و سیزدهم میلادی تریاک به سرتاسر اروپا راه یافته بود.تریاک در اوایل دهه ۱۸۰۰ در بریتانیا به عنوان کالایی قانونی مبادله می‌شد و بریتانیایی‌ها سالانه بین ۱۰ تا ۲۰ تن از آن را مصرف می‌کردند و پودر تریاک با نام لودانوم در الکل حل می‌شد و به صورت رایگان به عنوان آرام بخش در دسترس بود و در داروی سرفه برای نوزادان نیز کاربرد داشت. حتی شخصیت‌های ادبی اواخر قرن هجدهم و نوزدهم از جمله لرد بایرون و چارلز دیکنز نیز تحت تاثیر تریاک قرار گرفته بودند.چینی‌ها نیز به مصرف تریاک عادت کرده بودند. آنان احتمالا نخستین بار با صرف تریاک در قرن هفدهم در فورموسا (تایوان) مستعمره وقت هلند آشنا شده بودند. سپس پرتغالی‌ها در قرن هجدهم تریاک را از گوا در هند به گوانگژو صادر کردند. بنابراین، اگرچه کمپانی هند شرقی تقاضای اولیه برای تریاک را در چین ایجاد نکرد، اما به افزایش تقاضا دامن زد. کمپانی هند شرقی به سادگی بر روی ویژگی کلیدی ماده اعتیادآور سرمایه گذاری کرد: زمانی که مشتری‌ای برای محصول تان پیدا کردید اطمینان حاصل خواهید کرد که مشتری تان دوباره برای تهیه محصول به شما مراجعه می‌کند.در نهایت تجارت چین و بریتانیا تبدیل به مبادله کافئین با تریاک شد. به دلیل آن که مصرف تریاک برای مصارف غیر دارویی در چین غیر قانونی بود کمپانی هند شرقی برای آن که امپراتور چین مجبور به واکنش تند نشود از شرکت‌های مستقل به عنوان واسطه برای تجارت تریاک به چین استفاده کرد. کمپانی هند شرقی از این طریق تلاش کرد خود را از قاچاق تریاک به چین مبرا سازد. البته این کار با کمک رشوه دادن به مقام‌های فاسد حکومتی در چین امکان پذیر شد.</description>
                <category>زاغ</category>
                <author>زاغ</author>
                <pubDate>Tue, 24 Jun 2025 21:09:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از فنا تا بقا،فرگشت روح میمون ها(۸)</title>
                <link>https://virgool.io/@itachiuchiha15ir/%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D9%86%D8%A7-%D8%AA%D8%A7-%D8%A8%D9%82%D8%A7%D9%81%D8%B1%DA%AF%D8%B4%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%AD-%D9%85%DB%8C%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%B8-l9yz36cnib1f</link>
                <description>∆(بخش هشتم:بلا باران است و مرحم در قطره چکان)دسته سوم: دسته افرادی که عزت نفس پایینی دارند.آن ها می‌بینند که چاه فکری و باطنی آن ها خالی است یا نهایتا تنها قورباغه ها می‌توانند در آنجا زندگی کنند.بنابراین برای افزایش جذبه و جوشاندن آب چاه در برابر چشمان عموم میمون ها دست به سیگار کشیدن می زنند.علت این کار چیست و ریشه در چه دارد؟ در واقع این عمل نوعی هنجارشکنی است که در ذهن میمون خودنما همچون قانون شکنی جلوه میکند.آن ها عمل خود را نوعی قانون شکنی تصور می‌کنند در حالی که استفاده از سیگار یا افیون ، تنها نوعی سنت شکنی است.تنها افراد قدرتمند می‌توانند قوانین بسیاری را بشکنند اما حتی برخی از آن ها نیز در دومینوی قوانین ناگهان به دام می افتند.پس قانون شکنی خود نوعی نمایانگر قدرت است.میمون ها برای خود سلسله مراتبی دارند که طبقه بندی آن ها در بحث قانون بدین صورت است:۱.قانون گذار:قدرت بیشتری نسبت به دیگر مراتب دارد و قانون را معمولا به نفع خود خواهد نوشت که البته در بیشتر مواقع قانون به گونه ای طرح می‌شود که مقبولیت جمعی نیز داشته باشد.۲.اصلاح کنندگان قانون۳.اجرا کنندگان قانون ۴.قانون شکنان۵.قربانیان قانون ۶.مطیعان قانون از آنجایی که بیشتر نوجوانان و جوانان خواهان خودنمایی و قدرت نمایی به عموم میمون ها هستند،معمولا دست به دعواهای خیابانی،قمه کشی و در ضعیف ترین حالت دست به استفاده از سیگار و افیون میزنند.دسته اوباش محلی معمولا در دام قانون می افتند و دسته ای که سیگار می کشند در توهم قانون شکنی هستند زیرا قانون گذاران به آنها محوطه ای برای آزادی عمل می‌دهند که در اصل جزو قانون نیست و فقط جزو هنجارها و سنت ها است.بدین طریق آن ها را با توهم قانون شکنی به حال خود رها می‌کنند.به عنوان مثال در مناطقی از کلمبیا و آفریقا و تایلند، رانندگان کامیون یا مردم محلی گیاهی به نام قات یا خاط را مصرف می‌کنند. گیاه قات در برگ های خود ترکیبات محرکی به نام کاتین و کاتینون دارد که تاثیرات مشابهی با آمفتامین ها دارند.این گیاه که نوعی مخدر است باعث افزایش انرژی موقتی و عدم خواب آلودگی می‌شود و به همین خاطر رانندگان ماشین های سنگین که مسافت های طولانی طی می‌کنند ، دست به جویدن این گیاه می زنند. این کار در چنین مناطقی متداول و کاملا عادی است به طوری که کودکان نیز گاها قات می جوند.در واقع باید گفت بهترین روش زندانی کردن فرد، این است که زندانی گمان کند آزاد است در حالی که در میان دیوارهای شفافی قرار دارد که فقط آن سوی آن ها مشخص است.</description>
                <category>زاغ</category>
                <author>زاغ</author>
                <pubDate>Tue, 24 Jun 2025 20:57:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از فنا تا بقا،فرگشت روح میمون ها(۷)</title>
                <link>https://virgool.io/@itachiuchiha15ir/%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D9%86%D8%A7-%D8%AA%D8%A7-%D8%A8%D9%82%D8%A7%D9%81%D8%B1%DA%AF%D8%B4%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%AD-%D9%85%DB%8C%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%B7-rf9gv0avrtvm</link>
                <description>∆(بخش هفتم:آگاهی خود را از کار بینداز تا کمتر رنج ببری)میمون ها کسانی هستند که سیگار را اختراع کردند و همچنین تریاک و افیون و دخانیات را.در برابر این مواد،۳ نوع رفتار در میمون ها مشاهده می‌شود.دسته اول:آن ها برای کاهش غم و درد و رنج اینکه میمون هستند و در جنگل میمون ها زندگی میکنند از سیگار و تریاک و... استفاده میکنند.این گروه به دیگر گروه ها برتری دارد.زیرا که هم می دانند میمون هستند و از تقلید بی ثمر از انسان ها خسته شده اند.بنابراین در ناامیدی فرو می روند و پناهگاهی جز از بین بردن خودآگاه خود پیدا نمی کنند.از آنجایی که آن ها به شناخت خود دست یافته اند،در غم و غصه فرو رفته اند،چون خودآگاه آن ها مدام در حال تکرار این است که تو یک میمونی و همواره در درد و رنج خواهی زیست.پس برای خفه کردن صدای این خودآگاه،سیگار میکشند.سیگار حاوی ۷۰۰۰ ماده شیمیایی است که یکی از آن ها نیکوتین است.نیکوتین ماده ای اعتیاد آور است که در مقدار کم باعث آرامش ذهنی فرد می‌شود اما این آرامش در عوض از کار افتادن ناخودآگاه آن ها اتفاق می افتد.در بین سلول های عصبی،فضایی به نام فضای سیناپس وجود دارد.در این فضا،پیام عصبی به صورت ترشح شیمیایی با استفاده از ناقل های عصبی اتفاق می افتد.نیکوتین با اثر بر این فضا مانع انتقال پیام و در بیشتر مواقع باعث کاهش انتقال می‌شود.کارکرد مغز ،کاهش می یابد و در نتیجه سوخت و ساز آن کمتر می‌شود.هرچه صدای درون مغزش کمتر حرف بزند،او بیشتر به آرامش می‌رسد.در مواجهه با چنین افرادی سعی کنید که به آن ها امید بدهید زیرا آن ها بهتر از دو گروه دیگر ، راه انسان شدن را می توانند طی کنند.دسته دوم:این دسته از آنجایی که هیچگونه درون مایه باطنی ندارند ،همچون هنر،دانش،صنعت،سنت و دیگر فضایل و چیزی کسب نکرده آمد و نمی خواهند کسب کنند،به همین خاطر در زمان فراغت خود ،هیچ کاری برای سرگرم کردن خود پیدا نمی کنند.آن ها حتی ایده یا افکاری که بتوانند در ذهن خود ساعت ها به آن فکر کنند و لذت ببرند هم ندارند،بنابراین برای ارضای بی حوصلگی خود و عدم سرگرم شدن،از دخانیات و افیون استفاده میکنند.در اثر مصرف مواد اعتیاد آور ،هورمون دوپامین که یکی از هورمون های لذت است،از مغز فرد ترشح شده و باعث ایجاد حس رضایت و شادی در فرد می‌شود.انسان نمودی از تحرک است.از اتم های سازنده بدنش گرفته تا سلول های بدن.از پیام های عصبی گرفته تا سیستم گردش خون،همگی با سرعت سرسام آوری در حال جنبش و حرکت هستند.انسان هرگز نمی تواند بدون تحرک ذهنی یا فیزیکی زنده بماند.به همین خاطر است که همواره دنبال سرگرم کردن خود است،حال به هر طریقی که باشد.انسانی که فعالیت ذهنی یا فیزیکی نداشته باشد یا بیمار است یا مرده.فردی با استعمال دخانیات خود را سرگرم می‌کند و فردی دیگر با خواندن یک کتاب.دیگری با انجام یک بازی ویدیویی و فردی دیگر با تمرین ورزشی،حتی افرادی هم هستند با فکر کردن به خاطرات دوران جوانی و ایام خوش زندگی ، خود را سرگرم می‌کنند.پیرزنانی که در کنار هم بساط صحبت(غیبت) پهن میکنند یا پیرمردانی که در پارک و فضای سبز با یکدیگر به گفتگو می پردازند.همگی گویای این هستند،که انسان همواره برای سرگرم کردن و تحرک خود،چیزی پیدا می‌کند.</description>
                <category>زاغ</category>
                <author>زاغ</author>
                <pubDate>Mon, 23 Jun 2025 13:11:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از فنا تا بقا،فرگشت روح میمون ها(۶)</title>
                <link>https://virgool.io/@itachiuchiha15ir/%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D9%86%D8%A7-%D8%AA%D8%A7-%D8%A8%D9%82%D8%A7%D9%81%D8%B1%DA%AF%D8%B4%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%AD-%D9%85%DB%8C%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%B6-mdn4akk3ikor</link>
                <description>∆(بخش ششم:کبک عزیز،سر خود را از برف خارج کن)ضعف میمون ها بهتر از هر چیز دیگری،در ظاهر آن ها مشاهده می شود و عقده های آن ها معمولا مدام در بین دوستان و آشنایان بازگو می‌شود تا مشتی آب باشد بر چاه خشک ضعف های آن ها.به همین خاطر افراد پرحرف در میان میمون ها بسیار یافت میشود.اظهار نظر در مورد هر چیزی که جمع حول آن می چرخد.یک میمون آشپز که سررشته ای از فیزیک ندارد اگر در جمعی از فیزیک دانان باشد به هر صورتی سعی می‌کند که وارد بحث شود و نظر خود را بیان کند و حتی ممکن است قانون نسبیت انیشتین را هم در این میان نقض کند.همچنین یک میمون فیزیکدان که سررشته ای از گلدوزی یا فلسفه ندارد،سعی می‌کند با ربط دادن گالیله به فیزیک راه نفوذی به بحث فلسفی دیگران پیدا کنید یا با استفاده از الگوهای فیزیک هنردست یک گلدوز را زیر سوال برد البته در این میان افرادی هستند که خود را به جمله (همه چیز را همگان دانند و همگان از مادر زاییده نشده اند) بسپارند و راه سکوت در پیش گیرند.میمون ها هرجا که احساس ضعف کنند و چیزی را ننگین بدانند،بین دو گزینه اصلاح ضعف یا تصحیح عقیده،هیچ کدام را انتخاب نمی کنند و گزینه سوم یا همان کتمان و لاپوشانی را انتخاب می‌کنند که یکی از آن ها بازی با کلمات است.به عنوان مثال،شما به کسی که طرح ساختن یک بنا را پایه ریزی می‌کند چه می گویید؟بله مهندس.اغلب مردم از کلمه مهندس به عنوان طرح ریز یک سازه استفاده میکنند و حتی سعی در پیدا کردن جایگزینی برای کلمه مهندس نیستند،زیرا مغز میمون ها معتقد است که یک مهندس و شغل مهندسی یک شغل با ارزش و دارای وجهه اجتماعی است.پس همین یک نام کافی است ولی برای شغل رفتگری چطور؟بگذارید معادل های که میمون ها برای این شغل ابداع کرده اند را نام ببرم.آن ها در کنار کلمه رفتگر،کلماتی همچون آشغالچی،سُپور،مامور شهرداری و پاکبان را ابداع کرده اند.علت این کار آن است که نسل بشر در طی هزاران سال تمدن،به این نتیجه رسیده که آنچه از نظر اجتماعی،شخصی یا معیار گذاری برایشان دارای مقام و منصبی پست است را با نام های مختلف ،اسم گذاری کنند تا از زشتی این کار کاسته شود.آنچه را که زشت می پنداری،بیشتر تزیین کن.....پانویس:بنده هیچگونه قصد بی احترامی به شغل رفتگری ندارم.پست و زشت شمرده شدن این شغل فقط در ذهن میمون ها اتفاق می افتد.</description>
                <category>زاغ</category>
                <author>زاغ</author>
                <pubDate>Mon, 23 Jun 2025 12:38:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از فنا تا بقا،فرگشت روح میمون ها(۵)</title>
                <link>https://virgool.io/@itachiuchiha15ir/%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D9%86%D8%A7-%D8%AA%D8%A7-%D8%A8%D9%82%D8%A7%D9%81%D8%B1%DA%AF%D8%B4%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%AD-%D9%85%DB%8C%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%B5-w03bwxf24fvi</link>
                <description>∆(بخش پنجم:ناخدایی بر ناخودآگاه انسان)ناخودآگاه را به یک فضای بی انتها میتوان تشبیه کرد.همانطور که آنسوی فضای بیکران کیهان به چشمان انسان ،دست نیافتنی است.تا کنون فکر کرده اید که آنچه را که فراموش می‌کنید از خاطراتتان گرفته تا گفتگوهای روزمره،از مطالب درسی تا لحظات احساسی ، به کجا می روند.برای درک این موضوع بهتر است با قالب ذهن و شکل حافظه آشنا شوید.ذهن قالبی است برای اطلاعات یا خود تشکیل شده از اطلاعات است ولی خود اطلاعات از چه نوعی هستند؟انرژی به صورت های مختلف در زندگی نمایان می‌شود.به شکل های مختلفی از جمله انرژی الکتریکی،شیمیایی،حرارتی،هسته ای، مکانیکی، پتانسیل و.... مجسم می‌شود.اطلاعات نیز از دیگر شکل های انرژی است.در واقع بهتر است بگوییم هرجایی انرژی یا شکلی از آن وجود دارد،اطلاعات هم وجود دارند.اطلاعات بخشی جدایی ناپذیر از انرژی است.همچون جنینی که در رحم مادر به آسودگی خوابیده،اطلاعات نیز در بطن انرژی نهفته است.بر طبق قانون پایستگی انرژی،انرژی از بین نمی رود بلکه از شکلی به شکل دیگر تغییر می یابد.حال شاید درک ناخودآگاه آسان تر شود.ناخودآگاه شما بر خلاف خودآگاهتان از ابتدای وجود شما در حال هدایت جسم و ذهن شما بوده است.دی ان ای را میتوان شکل مادی ناخودآگاه نامید.ناخودآگاهتان علاوه بر اطلاعات پیش فرضی که در خود دارد ، با گذر زمان و رشد شما همچنان اطلاعات دیگری را در خود میگنجاند که کشف این اطلاعات برای خودآگاه شما غیرممکن است.نمونه هایی فیزیکی ناخودآگاه را میتوان به کارکرد مغز نسبت داد.واکنش های سریع بدنی،افزایش بازده مغز در مواقع خطر و از همه مهمتر غریزه بقا و بلوغ جنسی است.ناخودآگاه همچون خدایی است که از سایه ها بر تمام افکار و رفتار و احساسات شما تاثیر می‌گذارد.اطلاعات فراموش شده یا روزمره همچون غذای صبحانه ای که سه هفته پیش خورده اید از خودآگاه و حافظه آن حذف شده و به بخش ناخودآگاه شما اضافه میشود.در نتیجه انبوهی از اطلاعات در فضای بیکران ناخودآگاه پخش شده و سپس دسته بندی میشوند تا در زمان نیاز و در جای مناسب تاثیرگذار باشند.تایپ ده انگشتی یکی از کاربردهای ناخودآگاه است.اطلاعات مفید در خودآگاه و آنچه اضافه است به ناخودآگاه می‌رود.انگشتان به صورت پیش فرض و بدون نگاه کردن به صفحه کلید دقیقا بر روی دکمه یا کلید مورد نظر قرار می‌گیرند و تایپیست شروع به تایپ می‌کند،گرچه در این حالت خودآگاه نیز نقش دارد.بگذارید تجربه خود را بگویم و اثر ژنتیک را به شما نشان دهم.از دوران کودکی به صدای دهان به هنگام غذا خوردن و صدای پچ پچ و زمزمه ،حساسیت داشتم.این مشکل همچنان با من همراه است.باید بگویم تا سن جوانی این مشکل را از بقیه پنهان میکردم ولی تحمل این شرایط برایم دشوار بود.شنیدن صدای دهان دیگر افراد هنگام غذا خوردن در جمع یا زمزمه دیگران طوری مرا آشفته میکرد که گاه میخواستم فرد تولید کننده صدا را بکشم گرچه هرگز به کسی به خاطر این مشکل توهینی نکردم و در بیشتر مواقع سعی کردم این مشکل را پنهان کنم.زمان گذشت و روزی به فردی که هنگام غذا خوردن صدای شلپ شلوپ دهانش مرا دیوانه کرده بود ، گفتم که بهتر است صدایش را کم کند.واکنش او جالب بود.او بسیار تعجب کرد که واقعا من از صدای دهان و زمزمه منزجر میشوم.صدای کشیده شدن ماژیک رو تخته یا صدای کشیدن شدن ناخن بر روی کاغذ.تمام اینها برای من به شدت آزاردهنده بود.وقتی قضیه را به آن فرد گفتم،در پاسخ گفت که او هیچ مشکلی با چنین صداهایی ندارد.روزها گذشت و من در مورد این مشکل تحقیق میکردم.در نتیجه فهمیدم که این مشکل یک نوع اختلال ذهنی است.قضیه زمانی جالب تر شد که من این قضیه را به مادرم گفتم.مادرم گفت که او نیز از دوران کودکی به این مشکل دچار بوده و چندین بار با پدرم بر سر این مشکل به مشاجره پرداخته است.گرچه او توانسته بود تا حدود زیادی این اختلال را کنترل کند.پس از بررسی های بیشتر فهمیدم که این اختلال می‌تواند به صورت ژنتیکی از والدین به کودک منتقل شود.گرچه این تنها چیزی نبود که من از مادرم به ارث برده بودم.کنترل سیخ کردن موهای بدن.به حدی این ویژگی را از کودکی می‌توانستم کنترل کنم که موهای سرم را نیز تا حدودی می‌توانستم سیخ کنم.سیخ شدن موهای بدن یا به اصطلاح علمی Goosebumps.سیخ شدن موها یک عامل تدافعی برای حیوانات و انسان های اولیه بوده است.امروزه اکثر افراد،در اثر سرمای شدید یا شنیدن قطعه ای از موسیقی یا بخشی از اوج احساسی یک فیلم یا واقعه،موهای بدنشان سیخ می‌شود ولی تعداد افرادی که این ویژگی را کنترل می‌کنند اندک است.عضله چسبیده به پایه موها با کشیدن شدن،باعث سیخ شدن موها و در نتیجه بسته شدن روزنه های پوستی نزدیک به مویرگ‌های سطحی می‌شود.با بسته شدن منافذ پوستی،گرمای کمتری از بدن فرد خارج می‌شود و در نتیجه سرمای کمتری اثر می‌کند.گرچه این ویژگی برای انسان های امروزی که بسیار کم مو هستند در مقایسه با نژاد اولیه انسان ها که بسیار پرمو بودند،تاثیر کمتری دارد.سیخ شدن موهای بدن را حتی در گربه ها هم می‌توان دید که نوعی عامل هشداری به دشمن است.</description>
                <category>زاغ</category>
                <author>زاغ</author>
                <pubDate>Sun, 22 Jun 2025 23:46:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از فنا تا بقا،فرگشت روح میمون ها(۴)</title>
                <link>https://virgool.io/@itachiuchiha15ir/%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D9%86%D8%A7-%D8%AA%D8%A7-%D8%A8%D9%82%D8%A7%D9%81%D8%B1%DA%AF%D8%B4%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%AD-%D9%85%DB%8C%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%B4-cu1mksxp3a1z</link>
                <description>∆(بخش چهارم:میمون های شبه جزیره را انسان کن)در این میان،محمد نیز که یکی از پیامبران الهی بود قدمی در عرصه خاکی گذاشت.ماموریت او ، انسان کردن میمون ها یا حداقل مشخص کردن راه انسان شدن برای آن ها بود.همانطور که موسی و عیسی و کنفوسیوس و سقراط و دیگران کوشیدند ، راه انسان شدن را یافته و سپس آن را در دست عموم بگذارند.محمد از قبیله بنی هاشم در میان انبوهی از میمون های عرب متولد شد.رفتارهای اعراب بسیار بدتر از میمون های زرتشتی بود.آن ها کودکان دختر را زنده به گور میکردند و بر سر مسائل بی اهمیتی دست به جنگ قبیله ای می‌زدند.ادرار شتر می نوشیدند و برای ماه ها حمام نمی کردند و شنیع ترین این اعمال در فرزند آوری آن ها بود.اعراب گمان می‌کردند که هنرها و فضیلت های اخلاقی و توانایی های جنگی هر فرد به فرزند خودش منتقل می شود.به همین خاطر وقتی زوجی می‌خواستند که فرزندشان جنگجوی خوبی شود یا شاعری پرآوازه شود ، زن با مردی غریبه که در جنگاوری یا مشاعره بهتر از شوهر خود بود،آمیزش میکرد و شوهر هم مخالفتی با این موضوع نداشت.این وضع تا جایی ادامه پیدا کرد که به دیگر به سختی میشد دختری باکره در میان قبایل یافت.در کتاب آسمانی مسلمانان که قرآن است ، خداوند خطاب به اعراب می‌گوید که چرا از نعمت های خداوند به درستی استفاده نمیکنید و در خانه هایی که از خارج ساخته شده و در مکان هایی که چون دوزخ است زندگی میکنید؟!به راستی که محمد یکی از بی نواترین میمون ها بود که در بین اصیل ترین نژاد میمون ها زاده شد.برگردیم به عصر خودمان.عصر میمون های روشنفکر.یکی از عقاید احمقانه میمون ها که بر احساسات آن ها تاثیر می‌گذارد،احساس شرمساری بی دلیل است.احتمالا برای شما هم پیش آمده است که هنگامی که برای خرید کالایی به فروشگاهی می‌روید ولی آن را در فروشگاه نمی یابید،منطق می‌گوید که دست خالی از فروشگاه خارج شوید اما همچنان دست به خرید کالایی که قصد آن را نداشتید ، میزنید.در بیشتر اوقات علت این عمل ، شرمساری بی دلیل است که ریشه در ضعف ها یا اتفاقات منفی گذشته دارد.فرد گمان می‌کند که اگر دست خالی از فروشگاهی خارج شود و بدون خریدن کالا آنجا را ترک کند،دیگران به او به چشم فردی مستضعف یا عضوی از طبقه فقیر جامعه نگاه خواهند کرد.این نوع رفتار معمولا در جنس مونث بیشتر دیده می‌شود و علت آن است که چون غالبا درآمد ندارند و از نظر مالی به همسر خود متکی هستند،همواره احساس می‌کنند که از نظر مالی استقلال ندارند و برای اینکه این طرز فکر در ناخودآگاه آن ها شکل گرفته ، می‌ترسند که دیگران به این ضعف آن ها پی ببرند.بنابراین معمولا در خرید ، افراط می‌کنند و سوی مصرف گرایی می روند.نوع دیگر این رفتار،فقر ذهنی و علمی است که زایشگاه آن زبان میمون هاست.در جمع اطرافیان ،بین دوستان و حتی در محافل یا در میان سلبریتی ها ،چنین افرادی همواره آلودگی صوتی ایجاد می‌کنند.بهتر است قبل از شرح این ویژگی ، به بنیانگذار علم روانکاوی یعنی زیگموند فروید اشاره کنیم.مهم ترین با بهتر است بگوییم چکیده سال ها تحقیق فروید بر روان انسان، کشف و اثبات این بود که ناخودآگاه انسان عاملی اثرگذارتر از تفکر و خودآگاه اوست.</description>
                <category>زاغ</category>
                <author>زاغ</author>
                <pubDate>Sun, 22 Jun 2025 22:55:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از فنا تا بقا،فرگشت روح میمون ها (۳)</title>
                <link>https://virgool.io/@itachiuchiha15ir/%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D9%86%D8%A7-%D8%AA%D8%A7-%D8%A8%D9%82%D8%A7%D9%81%D8%B1%DA%AF%D8%B4%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%AD-%D9%85%DB%8C%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%87%D8%A7-%DB%B3-t1lsbbvpx5t7</link>
                <description>∆(بخش سوم: ای نیک نفس،خود را بیاب)حال اگر آیین بزرگداشت اجساد در باستان و زرتشت بدین گونه بوده ، مقبره کوروش در این ماجرا با دین او پارادوکس ایجاد می‌کند.اگر زرتشتیان جسد را به خورد لاشخوران میدانند پس هدف از قبر کوروش چه بوده است؟!آیا جسدی را در مقبره دفن کرده اند؟!پس ملاحظه نیک بختی روح پادشاهشان برایشان مهم نبوده است؟!یا اینکه مقبره ای خالی از جسد ساخته اند؟!محتمل ترین فرضیه این است که کوروش در میانه راه،دین خود را تغییر داد.فرض بر این است که کوروش توسط دانیال نبی یکی از پیامبران بنی اسرائیل، در حدود پنج قرن پیش از میلاد به دین یهودیت پیوسته است.علت آن تحریف دین زرتشت توسط مغان زرتشتی بوده است.روحانیان زرتشتی با تحریف این دین ، منافع خود را در آن گنجاندند.هر شری از اهریمن است و هر نیکی از ایزدیکتا ،اهورامزدا.با این جمله اختیار انسان معنایی نداشت و تصمیمات او در گستره جبر شر و نیکی قرار می‌گرفت و انتخاب برای انسان ، واژه نامفهوم بود.بدین طریق بزرگان زرتشتی ، فسادهای خود را به گردن اهریمن انداختند و نیکی هایشان را از رحمت اهورمزدا دانستند در نتیجه توانستند خود را از هر جرم و فسادی را که می‌کردند، تبرئه کنند.نتیجه آن شد که در زمان ساسانیان سپاه ایرانی که مجهز به تیغ و سپر و فیل و شتر و انواعی از مرکب ها بود در برابر عربان که با لیف خرما برای خود کفشی ساخته بودند و با پای پیاده راه می‌رفتند، شکست بخورند و علت نارضایتی مردم در برابر جرم و فساد بزرگان کشور و در نتیجه عدم حمایت آنان بود.تحریف در زرتشت تنها بدینجا ختم نشد.در زرتشت باور بر این بود که قاعدگی زن،نشان از نفوذ اهریمن در اوست و حتی لمس زن قاعده موجب ناپاکی بدن و روح فرد می‌شود و تا سحرگاه روز بعد فرد ناپاک میماند.در نتیجه زنان زرتشتی در دوران قاعدگی خانه را ترک کرده یا اگر بخت یارشان بود در اتاقی جدا از اتاق جمع شوهر و فرزندان زندگی میکرد تا قاعدگی او پایان یابد.نمونه دیگر که نمیتوان با اطمینان آن را تحریف نامید یا بخشی از دین، خویدوده یا ازدواج با محارم بود.در زرتشت باور بر این بود که بهترین فرد برای مقابله با اهریمن، نوزادی است که حاصل مقاربت مردی با یکی از زنان درجه یک خانواده یعنی مادر یا خواهر باشد.بله، کوروش از میان مغان اهورامزدایی گریخت و به خاخام های یهوه پرست پیوست.در دوره ای ، عده ای از هموطنانمان معتقد بودند که کوروش بدون هیچ خونریزی و قتلی دست به فتح دیگر کشورها زد و قلمرو خود را گسترش داد و مردم هر کشور با تبریک و تهنیت و هدیه به پیشواز او رفتند.در دنیای خاکی حتی کلونی مورچه ها نیز برای خود قلمرویی دارند و با عامل متخاصم دست به پیکار میزنند حال اینکه مردم سرزمین های دیگر بدون هیچ مقاومتی کشور خود را به کوروش کبیر پیشکش می‌کردند فقط برای مغز میمون ها قابل باور است.بهتر است ویژگی دیگر میمون ها را از یاد نبریم،حماقت.کوروش آسوده خوابید و خود را از جمع میمون های جنگل رهاند و به سوی انسان بودن رفت.پانویس:وقتی با یکی از دوستان زرتشتی صحبت میکردم،همین سوالا رو ازش پرسیدم.خوشبختانه سال هاست که در میان زرتشتیان ، زنان رو به خاطر قاعدگی ، ناپاک نمیشمارن و زنان همچون دیگر ادیان دارای جایگاه والایی در خانواده زرتشتی هستن.همچنین پاسخ این دوست زرتشتی در مورد خویدوده یا ازدواج محارم این بود که در زمان باستان به دلیل جنگ های متعدد قبایل و طوایف ،تعدادی زیادی از مردم خودشون رو از دست می‌دادند و ممکن بود در یک منطقه که فقط یک قبیله زندگی می‌کرده ، در اثر جنگ غارت ، تنها عده محدودی سالم بمونن به همین خاطر افراد در اون زمان بدون توجه به محرم بودن برای بقای نسل قبیله دست به مقاربت با مادر یا خواهر میزدن.</description>
                <category>زاغ</category>
                <author>زاغ</author>
                <pubDate>Sat, 21 Jun 2025 19:17:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از فنا تا بقا،فرگشت روح میمون ها (۲)</title>
                <link>https://virgool.io/@itachiuchiha15ir/%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D9%86%D8%A7-%D8%AA%D8%A7-%D8%A8%D9%82%D8%A7%D9%81%D8%B1%DA%AF%D8%B4%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%AD-%D9%85%DB%8C%D9%85%D9%88%D9%86%D9%87%D8%A7-dx8bt36dkfd7</link>
                <description>∆(بخش دوم:جشن بالماسکه میمون ها)میمون ها علاوه بر زبان،در دیگر بخش نیز سعی در شبیه کردن خود به انسان واقعی دارند که اغلب به انحراف می روند.به عنوان مثال برای اینکه نشان دهند ارزش بالایی دارند،دست به تغییر چهره و آرایش و انجام عمل های زیبایی و پروتز در قسمت های مختلف بدن میزنند.از بوتاکس گرفته تا اضافه کردن چربی از ران به گونه،از تتو های ابرو تا کاشت ناخن و ابرو.از اضافه کردن رشته های کلاژن به پیشانی تا پدیکور و مانیکور.هدف آن ها آراستگی نیست و حتی قصد لذت بردن از تماشای چهره خودشان را ندارند بلکه برای نمایش این چهره در برابر چشمان عموم جمعیت جنگل،جلب توجه و القای این هستند که حداقل در یک معیار به دیگر به میمون ها برتری دارند تا ارزش خود را مقداری بالا ببرند،خواه عواقبی و مشکلات جسمی و روحی در بر داشته باشد یا خیر.نه تنها انجام دهندگان این اعمال بلکه مخاطبان آن نیز از ویژگی های میمونی خود در واکنش های خود به کار می برند.صادقانه پاسخ دهید.در برخورد اول با دو نفر که هیچ شناختی از آن ها ندارید،هستید.یکی از این دو نفر،یک کارگر پاره وقت است که به خاطر کار زیاد فرصت پاک کردن لکه های گچ و سیمان را از روی لباس خود نداشته و دیگری فردی با کت و شلوار اتو کشیده است که از خط اتوی آن می‌توان به عنوان چاقوی هندوانه بُری استفاده کرد.آیا در نگاه اول ارزش برابری برای هردوی آن ها در قلب،ذهن و منطق خودتان قائل می شوید؟ اگر پاسخ بله است باید بگویم یک پله به انسان بودن نزدیک تر شده آید و اگر پاسخ خیر است، باز هم ناراحت نشوید زیرا حداقل فهمیده اید شما هم میمون هستید،چرا که بیشتر میمون ها ، فراموش کرده اند که عضوی از جنگل میمون ها هستند.میمون های خودنما را در فضای مجازی راحت تر میتوانید پیدا کنید.عده ای از آن ها در این عصر همچنان زندگی میکنند که تعصب شدیدی نسبت به کوروش دارند و مدام شعار کردار نیک،پندار نیک و گفتار نیک سر می‌دهند.آن ها در تمام طول عمر خودشان حتی یک کتاب هم در مورد کوروش نخوانده اند و بدون اینکه جمله ای از اوستا بخواند به یکی از طرفداران آن تبدیل می‌شوند.مدرک معتبری که نشان دهد دین کوروش چه بوده است در دست ما نیست ولی بیشترین احتمالی که تاریخ شناسان و باستان شناسان داده اند این است که دین کوروش، دین زرتشت بوده است ولی همچنان یک جای کار مشکل دارد.اگر دین کوروش را زرتشتی در نظر بگیریم با مستنداتمان به تناقض بر خواهیم خورد.رسم زرتشتیان در قبال جسد انسان ها ، این بود که آن را بر بلندا و مکانی مرتفع می‌گذاشتند تا لاشخوران و کرکسان و از همه مهمتر ، کرکس ریش دار که همان همای سعادت است دست به لاشه خواری بزنند و از جسد چیزی باقی نماند،چرا که معتقد بودند بدن انسان ناپاک است و در صورت دفن یا سوزاندن یا غرق کردن آن موجب آلودگی عناصر اربعه یا همان آب و باد و خاک و آتش خواهد شد.در</description>
                <category>زاغ</category>
                <author>زاغ</author>
                <pubDate>Sat, 21 Jun 2025 18:39:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از فنا تا بقا،فرگشت روح میمون‌ها (۱)</title>
                <link>https://virgool.io/@itachiuchiha15ir/%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D9%86%D8%A7-%D8%AA%D8%A7-%D8%A8%D9%82%D8%A7%D9%81%D8%B1%DA%AF%D8%B4%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%AD-%D9%85%DB%8C%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%87%D8%A7-tvycomopfwq0</link>
                <description>∆(بخش اول:میمون هایی در نقاب انسان)بگذارید کمی در مورد میمون ها صحبت کنیم.صحبتی در مورد خودم و خودتان.میمون ها علاقه خاصی به زدن نقاب دارند.آن ها می‌خواهند خود را شبیه انسان ها کنند،البته هیچ میمونی با زدن نقاب،تبدیل به انسان نمی شود ولی حداقل نیاز به انسان شدن را در آن ها ارضا می‌کند.اغلب مردم دنیا،میمون هوایی هستند که ادای انسان ها را در می آورند و من و شما نیز از این قاعده مستثنی نیستیم.آن ها ویژگی های خود را به دیگر حیوانات نسبت میدهند و جای جالب داستان این است که از به زبان آوردن نام آن حیوان احساس شرمساری می‌کنند؛گویا واقعا گمان کرده آمد که این ویژگی مخصوص آن حیوان است و یکی از صفات انسان ها نیست.چنین میمون های را در جمع خود به کرّات میبینیم.آن ها قبل از به زبان آوردن کلمه خَر،از عباراتی چون:بسیار عذر میخواهم،دور از ادب است،از شأن جمع به دور است و.... استفاده میکنند و سپس با شرمساری عجیبی از واژه خر استفاده میکنند.تازه برخی از این میمون ها برای کاهش قبح و زشتی واژه خر،آن را به الاغ تغییر می‌دهند تا مؤدبانه تر به نظر برسد و شاید باور نکنید برخی از ترک زبانان برای کاهش زشتی کلمه اِشَّکْ،از معادل فارسی آن یعنی الاغ استفاده میکنند ولی دریغ از آن که یک میمون بر اساس هیچ آمار و مدرک معتبری در مقایسه با یک الاغ از او بهتر نیست.پاسخ آن ها بدین گونه رفتار با عبارت (آداب سخنوری) مستور می‌شود.از آنجایی که بیشتر جمعیت ما بر روی این سیاره خاکی را میمون ها تشکیل میدهند،بنده از از این به بعد از عبارت جنگل میمون ها به جای تمدن انسانی استفاده میکنم.آن ها مفهموم ادب را دچار تحریف کرده آمد و به همین خاطر این رفتارها را نشان می‌دهند.به عنوان مثال برای اینکه نشان دهند ذهن متمدن ترس دارند،از کلمات انگلیسی در بین گفتگوهای خود استفاده می‌کنند که آن هم با خطا در تلفظ و ساختار آوایی کلمات انگلیسی همراه است.کلمه اوپوزوسیون که همان نسخه آوایی فارسی شده کلمه Opposition به معنای مخالف است، در میان تحلیلگران سیاسی به طور متعدد به کار برده میشود.علت اینکه آن ها چنین تلفظ اشتباه و سختی را به واژه (مخالف) ترجیح می‌دهند،خود یکی از مشکلات ساختاری مغز میمون هاست.از آنجایی که میمون ها میدانند که رودخانه ذهن یک انسان واقعی بسیار عمیق است،ناچارند رودخانه خود را گل آلود کنند تا عمیق به نظر برسند بدین دلیل است که شروع به استفاده از کلمات غیرمتعارف بیگانه در میان مکالمات خود می‌کنند زیرا هرچه مبهم تر و غریبه تر به نظر برسی،میل افراد به شناخت تو بیشتر میشود.</description>
                <category>زاغ</category>
                <author>زاغ</author>
                <pubDate>Sat, 21 Jun 2025 18:06:07 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>