<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Ithoma Agency</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ithomaagency</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 02:54:44</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1346180/avatar/8EOJ63.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Ithoma Agency</title>
            <link>https://virgool.io/@ithomaagency</link>
        </image>

                    <item>
                <title>داستان موفقیت جردن بلفورت یا گرگ وال‌استریت</title>
                <link>https://virgool.io/@ithomaagency/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D9%84%D9%81%D9%88%D8%B1%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%DA%AF%D8%B1%DA%AF-%D9%88%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AA-cfqzpxmvv3fy</link>
                <description>جردن بلفورت یا گرگ وال‌استریت یکی از ثروتمندترین افراد دنیاست که توانست با مهارت فروش خود را به یک گرگ بازار بورس تبدیل کند.جردن بلفورت (Jordan Belfort) یکی از بزرگ‌ترین گرگ‌های عصر ماست. این شخص بعد از فیلم جنجالی گرگ وال‌استریت یا «The Wolf Of Wall Street» به شهرت بین‌المللی رسید. اگر دوست دارید با این شخصیت عجیب و توانمند آشنا شوید، به شما پیشنهاد می‌کنیم تا انتهای مقاله با ما همراه باشید.نگاهی خلاصه به بخش‌های مهم زندگی جردن بلفورتما زندگی جردن بلفورت را به چند قسمت تقسیم کرده‌ایم و هر بخش را به‌صورت جداگانه تشریح خواهیم کرد:سال‌های ابتدایی زندگی و کارگرگ وال‌استریتدرگیری با قانونزندگی پس از آزادی از زندان۱- سال‌های ابتدایی زندگی و کار?جردن راس بلفورت در ۹ جولای سال ۱۹۶۲ در نیویورک آمریکا متولد شد. خانواده‌ی جردن معمولی بودند و هیچ اثری از ثروت‌های کلان در آن نبود. جردن بلفورت در همان سال‌های ابتدایی زندگی خود به همه نشان داد که مهارت حیرت‌انگیزی در فروش دارد. او در دهه ۱۹۸۰ میلادی در حوزه فروش غذاهای دریایی مشغول به فعالیت بود و کسب‌وکار هم متعلق به خودش بود اما این کسب‌وکار خیلی زود دچار شکست شد. او تصمیم گرفت به‌طورکلی حوزه‌ی کاری خود را تغییر دهد.پس به همراه همسر خود دنیز لومباردو یک بلیت قطار تهیه کرد و به وال‌استریت آمد و شروع به فعالیت کرد. حتماً شما هم شنیده‌اید که می‌گویند «فلانی دست به طلا هم بزند خاکستر می‌شود»، جردن بلفورت یک مصداق بارز از این اصطلاح بود. او در سال ۱۹۸۷ میلادی به یک شرکت سهامی وارد شد  و از بداقبالی او، همان روز سهام‌های جهانی سقوط کرد و او کار خود را از دست داد، اما در همین روز، جردن اطلاعات زیادی را از رئیسش کسب کرد، ریسش در حین صرف ناهار، رمز و رازهای زیادی از وال‌استریت را برای جردن برملا کرد و این، آغاز راه او برای مبدل شدن به یک گرگ واقعی بازار سهام آمریکا بود.زمانی که جردن کار خود را از دست داد، اوضاع مالی او و همسرش به حدی بد شد که همسرش به جردن گفت که حلقه ازدواجشان را بفروشند اما جردن مصمم بود و به‌هیچ‌وجه قصد تسلیم شدن نداشت. او شروع به بررسی آگهی‌های استخدام روزنامه‌ها کرد و نهایتاً در یک موسسه‌ی کوچک سرمایه‌گذاری شروع به فعالیت کرد. مسئول آن مرکز از جردن درخواست کرد که سهام یک شرکت که ارزش پایینی داشت را به فروش  برساند و در ازای این کار، پنجاه درصد کمیسیون دریافت کند.جردن بعد از تماس با مشتریان، به‌صورتی از آن سهام و ارزش شرکت سهام تعریف می‌کرد که مشتری میزان زیادی از آن سهم را خریداری می‌کرد. تمامی همکاران جردن بلفورت از شیوه دلالی و فروش سهام او حیرت‌زده شدند. در این مرحله جردن یک‌قدم دیگر برای تبدیل‌شدن به گرگ وال‌استریت برداشت. این موسسه‌ی سرمایه‌گذاری باعث شد که او دوستان جدیدی پیدا کند. درنهایت او تصمیم گرفت مجموعه‌ی خرید و فروش سهام خود را به نام «استراتون اوکمونت» را تأسیس کرد.مقاله پیشنهادی:  وب 3 چیست و چه کاربرد و آینده ای دارد؟جردن بلفورت شخصی بود که هیچ وقت قانع نمی‌شد که در یک سطح بماند. او دیوانه‌وار پیشرفت و ترقی را دوست داشت و به همین عامل، نیروی محرکه پیشرفت و رشد او بود.۲- گرگ وال‌استریتشرکت «استراتون اوکمونت (Stratton Oakmont)» توسط جردن و دوستانش راه‌اندازی شد و تعدادی هم در این شرکت استخدام شدند. آن‌ها در این شرکت کارهای خرید و فروش سهام انجام می‌دادند و سهام‌های بی‌ارزش را برای مشتریان ارزشمند جلوه می‌دادند و با قیمتی بالا به آن‌ها می‌فروختند. همین امر موجب می‌شد که قیمت آن سهام رفته‌رفته بالا برود، این فعالیت غیرقانونی موجب شد که جردن بلفورت به عنوان گرگ وال‌استریت مشهور شود.درآمد او در این مجموعه بسیار بالا بود اما ولخرجی‌های زیادی هم در این مجموعه انجام می‌شد. جردن هر روز، بیشتر در باتلاق اعتیاد به مواد مخدر فرو می‌رفت و به دلیل همین خوش‌گذرانی‌ها، همسرش او را ترک کرد. البته او باز ازدواج کرد اما همسر دومش هم از او رضایت چندانی نداشت.کلاه‌برداری‌ها و اقدامات غیرقانونی که در مجموعه‌ی استراتون اوکمونت انجام می‌گرفت، باعث حساسیت اف بی آی شد و آن‌ها تحقیقات خود را در مورد این مجموعه آغاز کردند.جردن همیشه برای کارکنان خود سخنرانی می‌کرد و آن‌ها را به فروش تشویق می‌کرد. یکی از جملات معروف او که به شعار شرکت تبدیل شده بود این بود:«تلفن را قطع نکن، مشتری یا باید خرید کند یا باید بمیرد»۳- درگیری با قانونمشکلات جردن با قانون شروع شد. او برای فریب مجریان قانون و نمایندگان اف بی آی، به نام عمه همسرش یک حساب بانکی در سوئیس باز کرد اما این کارها هیچ نتیجه‌ای نداشت و جردن و همکارانش در سال ۱۹۹۸ دستگیر شدند. نهایتاً بعد از مراحل قانونی در سال ۲۰۰۳ به چهار سال زندان و پرداخت ۱۱۰ میلیون دلار جریمه محکوم شد. او ۲۲ ماه از محکومیت خود را در زندان سپری کرد و در زندان به نوشتن و انتقال تجربیات خود به دیگران علاقه‌مند شد.۴- پس از آزادی از زندان?جردن بلفورت در سال ۲۰۰۸ میلادی اولین کتاب خود را که خاطرات او بود تحت عنوان «گرگ وال‌استریت» منتشر کرد. بعد از آن هم دومین کتاب خود را تحت عنوان «دستگیری گرگ وال‌استریت» را چاپ و روانه بازار کرد. در سال ۲۰۱۳ اوج معروفیت او زمانی رقم خورد که فیلم گرگ وال‌استریت به اکران درآمد. لئونادو دی کاپریو با بازی درخشان خود در این فیلم موجب شد که او در سراسر جهان شناخته شود.جردن بلفورت در حال حاضر یک مجموعه‌ی آموزشی خود را تأسیس کرده است و در آن برنامه‌های آموزش کسب‌وکار و فروش را برگزار می‌کند. شیوه کنونی او در زمینه بازاریابی و فروش، «فروش خط مستقیم» یا «Straight Line» است. او مدتی پیش اعلام کرد که ۱۴ میلیون دلار از ۱۱۰ دلار جریمه‌ای که برای او در نظر گرفته‌اند را از طریق این مجموعه‌ی آموزشی پرداخت کرده است.  او می‌گوید:«من همان گرگ هستم با این تفاوت که خیرخواه‌تر و خوش‌قلب‌تر شده‌ام»مقاله پیشنهادی:  بهبود مستمر یا چرخه‌ی دمینگ چیست؟در ادامه به بررسی درس‌ها و نکات مهم زندگی این شخصیت برجسته و خودساخته می‌پردازیم:درس‌های مهم که باید از زندگی و کسب‌وکار جردن بلفورت یاد بگیریماگر شما نگاهی به زندگی افراد مختلف بیندازید یا از آن‌ها درخواست کنید که زندگی خود را برای شما توصیف کنند، متوجه خواهید شد که زندگی هر کدام از این افراد درس‌های زیادی برای یادگیری دارد. در ادامه می‌خواهیم به درس‌هایی که می‌توان از زندگی جردن بلفورت گرفت بپردازیم.هدف داشتن اهمیت بسیار بالایی در زندگی داردباید آگاه باشید که هم اکنون در حال انجام چه کاری هستید و تصمیم دارید در آینده چه کاری انجام دهید. این موضوع اهمیت بالایی دارد؛ چون مسیر زندگی شما را تعیین می‌کند. موفقیت با دلار سنجیده نمی‌شود، موفقیت در حقیقت یک ذهنیت است که باید از همین امروز آن را شروع کنید. جردن بلفورت در این مورد می‌گوید:«اگر قصد دارید ثروتمند شوید، باید ذهن خود را برای ثروتمند شدن برنامه‌ریزی کنید.»ثبات قدم و پایداری در کار مهم‌ترین عامل موفقیت است?قبل از این گفتیم که جردن اعتقاد داشت که مشتری باید محصول شما را خریداری کند. اگر محصول شما را نخرید باید بمیرد. این عبارت معنای بسیار عمیقی دارد.  در واقع این عبارت به معنای این است که پایداری و سماجت در کار یک عامل بسیار مهم در موفقیت است. این سماجت و مقاومت است که شما را به فردی موفق مبدل می‌کند.همچنین اگر نه شنیدید نباید هیچ وقت ناامید شوید. به خود اعتماد کنید و باز تلاش کنید. جردن معتقد است که:«من به شما توصیه می‌کنم که هیچ فرصت و شانسی برای شکست به خودتان ندهید. شما باید موفق شوید. بگذارید عواقب شکست برایتان چنان وحشتناک و غیرقابل تصور باشد که از هیچ کاری برای رسیدن به موفقیت فروگذار نکنید.»جردن بلفورت یک رازدار بزرگ بودرازداری در هر کاری ضروری و الزامی است. همواره یادتان باشد که اهداف مهم و اولویت‌های خود را به‌صورت یک راز نزد خود نگه دارید.لازم است کارمندانی را که برای کسب‌وکار خود استخدام می‌کنید رازدار باشند و اسرار کسب‌وکارتان را برای بقیه افشا نکنند. پس باید اصل رازداری را به عنوان یکی از اصول مهم خود در زندگی تعیین کنید.یک درس مهم در فروش: «این خودکار را به من بفروش»یکی از درس‌های مهمی که جردن بلفورت به ما یاد دهد، یک روش در فروش است. او با این مثال ساده از همکاران خود می‌خواهد که ساده‌ترین روش ممکن را در فروش خود پیاده‌سازی کنید. او معتقد است که دو راه در فروش وجود دارد:باید خود را با نیاز واقعی مخاطب درگیر کنید و نیازهای واقعی آن‌ها را رفع کنید.شما می‌توانید این نیاز را در آن‌ها ایجاد کنید و آن‌ها را تحریک به خرید کنید.در انتهای فیلم گرگ وال‌استریت، جردن در سمیناری که برگزار می‌کند  از کارشناسان فروش شرکت‌ها درخواست می‌کند که یک خودکار را به او بفروشند. هیچ یک از آن کارشناسان موفق به این کار نشدند. اگر به دنبال فروش بیشتر محصولات خود هستید، باید نیاز به این خودکار را در وجود مشتری خود شعله‌ور کنید و کاری کنید که مشتری بفهمد که واقعاً به این محصول نیاز داد.تیمی که شاد باشد، موفق خواهد شدمقاله پیشنهادی:  متاورس چیست؟?یک نکته‌ی مهم که در فیلم گرگ وال‌استریت وجود دارد، یکتیم شاد است که با تمام وجود در مسیر موفقیت پیشروی می‌کند و هر روز قله‌های بزرگ‌تری را فتح می‌کند. باید از جردن بلفورت بیاموزیم که اگر یک تیم داریم، باید تلاش کنیم که تیم ما شاد و سرحال باشند.این شادمانی انگیزه آن‌ها را برای پیروزی افزایش می دهد و موجب می‌شود که اعضای تیم کار خود را به بهترین نحو ممکن انجام دهند.پس تلاش برای شادی تیم، لازمه‌ی موفقیت است و می‌تواند قدرت شما را بیشتر کند.لازم نیست که برای رسیدن به اهداف، زندگی را انقدر جدی بگیریداگر کتاب خاطرات گرگ وال‌استریت را مطالعه کنید یا فیلم آن را مشاهده کنید خیلی زود متوجه خواهید شد که این فرد زندگی را زیاد جدی نمی‌گیرد، این یکی از اصول مهمی است که باید در زندگی و کسب‌وکار خود به آن ارزش زیادی  قائل شوید.اگر شما بتوانید مسائل زندگی را با دید کم‌اهمیت‌تری ببینید، قادر خواهید بود بهتر فکر کنید و تصمیم‌های هوشمندانه‌تری در مورد آن‌ها بگیرید. در غیر این صورت اهمیت مسائل برای شما بیشتر از میزان واقعی می‌شود و این امر موجب می‌شود که حل مسائل برای شما سخت شود. سعی کنید مانند جردن بلفورت تا جایی که می‌توانید از زندگی خود لذت ببرید و سلامتی خود را در اولویت قرار دهید.با دقت ببینید که چه چیزی را برای رسیدن به پول قربانی می‌کنیدیکی از نکات و درس‌های مهمی که باید از جردن بلفورت یاد بگیریم، آن است که جردن بعد از رسیدن به ثروت تغییر شخصیت داد و دچار مسائل زیادی مانند اعتبار و غیره شد. او با این کارها به افرادی زیادی آسیب رساند و حتی کار را به جایی رساند که جان فرزند خود را به خطر انداخت.موفق‌ترین کارآفرینان افرادی هستند که با تمام وجود از خانواده خود مواظبت می‌کنند و به هیچ عنوان نمی‌گذارند که پول به اولویت اول زندگی آن‌ها تبدیل شود. سعی کنید همواره و در هر لحظه از زندگی به ارزش‌های والای انسانی خود متعهد باشید. در این صورت فاصله‌ی زیادی با موفقیت نخواهید داشت.سخن پایانیداستان موفقیت جردن بلفورت یا گرگ وال‌استریتجردن بلفورت یا گرگ وال‌استریت یکی از ثروتمندترین افراد دنیاست که توانست با مهارت فروش خود را به یک گرگ بازار بورس تبدیل کند.جردن بلفورت (Jordan Belfort) یکی از بزرگ‌ترین گرگ‌های عصر ماست. این شخص بعد از فیلم جنجالی گرگ وال‌استریت یا «The Wolf Of Wall Street» به شهرت بین‌المللی رسید.در این مقاله به بررسی زندگی و داستان موفقیت جردن بلفورت پرداختیم و درس‌های مهم و نکات آموزنده زندگی او را ذکر کردیم.از اینکه تا انتهای مقاله با ما همراه بوده‌اید از شما سپاس گذاریم. لطفاً تجربیات و نظرات خود را با آژانس دیجیتال مارکتینگ ای تی هما به اشتراک بگذارید.</description>
                <category>Ithoma Agency</category>
                <author>Ithoma Agency</author>
                <pubDate>Wed, 28 Sep 2022 15:15:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه کتاب بهانه ممنوع اثر وین دایر</title>
                <link>https://virgool.io/@ithomaagency/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%85%D9%85%D9%86%D9%88%D8%B9-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%B1-sh0bbbdz1jfw</link>
                <description>در این مقاله می‌خواهیم به بررسی و مرور نکات مفید و مهم کتاب بهانه ممنوع اثر وین دایر بپردازیم. این استاد بزرگ موفقیت و رشد شخصی در کتاب بهانه ممنوع می‌کوشد راهکارهایی برای بهانه‌تراشی و عادات بد به مخاطب خود ارائه کند. اگر شما هم دوست دارید با راهکار رهاسازی از بهانه‌های آقای وین دایر آشنا شوید به شما توصیه می‌کنیم تا انتهای مقاله با من همراه باشید.چرا یک سری از افراد از بقیه موفق‌تر هستند؟ به‌عنوان‌مثال دو دانشجوی با شرایط مشابه از دانشگاهی فارغ‌التحصیل می‌شوند و بعد از گذشت ۱۰ سال زندگی و شرایط آن‌ها با هم قابل مقایسه نیست. چه اتفاقی افتاده است؟ وین دایر معتقد است که کلید موفقیت در از بین بردن بهانه‌ها است. او در کتاب بهانه ممنوع Excuses Begone موضوعات زیادی را در مورد موفقیت بیان می‌کند و به ما می‌آموزد که چگونه دست رد به سینه‌ی بهانه‌های خود بزنیم.وین دایر برای نوشتن کتاب بهانه‌ ممنوع از کتاب تائو تِ چینگ یا دائو دِ جینگ اثر لائو تزو الهام گرفته است. راهکاری که وین دایر در کتاب بهانه ممنوع برای رهایی از بهانه‌ها عنوان می‌کند مبتنی بر ترک عادت است. او معتقد است که عادت‌های ما سازنده جهان ماست و هر فرد که دوست دارد تحولی در زندگی خود ایجاد کند، باید به ترک عادات بد و ایجاد عادت‌های خوب تمرکز بالایی دارد.آشنایی با وین دایر، نویسنده کتاب بهانه ممنوع?وین دایر در ماه مه سال ۱۹۴۰ در آمریکا متولد شد. او یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین نویسندگان حوزه‌ی رشد شخصی و موفقیت است. اکثر اساتید رشد شخصی و موفقیت خود را شاگرد او می‌دانند و در کتاب‌های خود نقل‌قول‌هایی از وین دایر را ذکر می‌کنند.سال ۲۰۱۱ میلادی مجله‌ی واتکینز، وین دایر را به‌عنوان سومین انسان معنوی تاثیرگذار معرفی کرد. او پس از عرضه‌ی کتاب‌ها و سخنرانی‌های بسیار، سرانجام در شال ۲۰۱۵ چشم از جهان فرو بست.مهم‌ترین درس‌ها و آموزه‌های کتاب بهانه ممنوع اثر وین دایردر کتاب بهانه ممنوع اثر وین دایر، یک سوال اساسی از مخاطبان پرسیده می‌شود :چه عواملی موجب می‌شود که برخی افراد نسبت به برخی دیگر موفق‌تر باشند؟مقاله پیشنهادی:  گیمیفیکیشن چیست و چه کاربردهای شگفت‌انگیزی دارد؟هر فرد با توجه به افکار و نگرش خود به این سؤال، پاسخی متفاوت می‌دهد، وین دایر از نظر کسی به این سؤال پاسخ می‌دهد که مسئولیت زندگی خود را پذیرفته است و آگاه است که برای رسیدن به اهداف باید تلاش و کوشش کند. وین دایر اعتقاد دارد که رها شدن از بهانه‌ها کلید اصلی موفقیت و کامیابی برای انسان است. وقت آن رسیده که ما مسئولیت زندگی خود را بپذیریم و بیاموزیم که چطور عادات منفی خود را ترک و عادات مثبت جدیدی در خود ایجاد کنیم.وقت آن رسیده است که مسئولیت زندگی خود را بپذیریم و بیاموزیم که چطور عادات منفی و مثبت خود را مدیریت کنیم. در ادامه مقاله به مرور و بررسی آموزه‌های کتاب بهانه ممنوع اثر وین دایر می‌پردازیم.درس اول: بهانه‌تراشی از دیدگاه ما سرچشمه می‌گیردقبل از اینکه یاد بگیریم چطور از بهانه‌ها دست بکشیم، باید بدانیم چه عاملی موجب می‌شود که در زندگی بهانه‌تراشی کنیم. وین دایر معتقد است که بهانه‌تراشی از باورهای ما سرچشمه می‌گیرد. این حرف وین دایر شبیه جمله‌ای است که جف کلر در کتاب «نگرش یعنی همه‌چیز» عنوان می‌کند. جف کلر هم معتقد است که با تغییر نگرش می‌توانیم تغییرات عمیقی را در زندگی خود تجربه کنیم. وین دایر در ابتدای کتاب بهانه ممنوع جمله‌ی مهمی را قید می‌کند:چه فکر کنید که می‌توانید کاری را درست انجام دهید و چه فکر کنید در انجام آن کار موفق نخواهید بود، در هر دو حالت حق با شماست.پس اگر می‌خواهید موفق شوید، باید این باور را در خود بسازید که انرژی و توان عبور از مانع‌ها و رسیدن به موفقیت را دارید.وقتی از موفقیت صحبت می‌شود بسیاری از افراد عنوان می‌کنند که ما شانس نداریم یا شانسمان خوب نیست. واقعیت این است که این‌ها بهانه است و وین دایر کتاب بهانه ممنوع را برای مخالفت با این افکار نوشته است. بنابراین این باور را در خود بسازید که شما می‌توانید و هیچ مانعی نمی‌تواند جلوی شما را برای رسیدن به موفقیت بگیرد.مقاله پیشنهادی:  افزایش سرعت انجام کار با 5 روشدرس دوم: کنترل زندگی در دست شماست?دومین درسی که برای رسیدن به موفقیت باید به آن توجه خاصی داشت این است که آگاه باشیم که کنترل زندگی همیشه در دستان ماست. برخی افراد می‌گویند دست من نیست، نمی‌توانم در مقابل خواب زیاد مقاومت‌ کنم یا قادر نیستم در مقابل وسوسه‌ی سیگار کشیدن مقاومت کنم.این صحبت بسیار غیرمنطقی است چون شما مسئول زندگی خود هستید. در درون شما قدرت انتخاب و اختیار وجود دارد. پس بدون شک می‌توانید زندگی خود را مدیریت و کنترل‌ کنید و هر عادت منفی را ترک کنید. وین دایر در این کتاب این‌طور می‌نویسد :فرد آنچه را که می‌خواهد جذب نمی‌کند، بلکه هر چیز که در فکرش است و از جنس خودش است جذب می‌کند. پس بهتر است اهداف فکری‌مان را با آنچه واقعاً نیاز داریم هماهنگ کنیم.پس ما باید با تغییر یا ترک عادت‌های منفی، خود را تغییر دهیم تا چیزهایی که جذب می‌کنیم مطابق با خودمان باشد.درس سوم: موفقیت به سه عامل مهم بستگی داردوین دایر در کتاب بهانه ممنوع سه عامل را به‌عنوان عوامل موفقیت معرفی می‌کند:این عوامل نقشی بنیادین و اساس در موفقیت ایجاد می‌کند.برای رسیدن به اهداف باید دقیقاً مشخص کنید که از زندگی چه می‌خواهید. اکثر مواقع افراد این مورد مهم را مشخص نمی‌کنند و دائماً در حال شکایت و گله هستند که چرا به اهداف خود نمی‌رسند.زمانی که اهداف زندگی خود را به‌صورت شفاف مشخص کردید و به‌صورت آگاهانه متوجه شدید که از زندگی چه می‌خواهید، باید بدانید که برای رسیدن به این اهداف باید چه‌کارهایی را انجام دهید. مثلاً هدف شما یک کسب‌وکار پر درآمد است، اولین کاری که باید انجام دهید کار بین ۱۲ تا ۱۶ ساعت در روز است. دیگر باید دور تعطیلات و روزهای جمعه خط بکشید و تا چند سال این رویکرد را پیش بگیرید و هر روز با موانع و چالش‌های جدید دست و پنجه نرم کنید.اگر واقعاً می‌خواهید به اهداف خود برسید باید بهای آن را بپردازیدعامل سوم بسیار حیاتی است. زمانی که شما بدانید برای تحقق اهداف باید چه بهایی بپردازید. بهتر می‌توانید انتخاب بهتری داشت باشید. موفقیت یک شوخی نیست، باید باد بگیرید که بهای رسیدن به آن را بپردازید و تسلیم نشوید. یک مثال جالب در کتاب بهانه ممنوع اثر وین دایر ذکر شده است.مقاله پیشنهادی:  10 راهکار طلایی افزایش تمرکزعده زیادی از افراد در آغاز سال جدید تصمیم‌های بسیار جدی برای ترک عادات منفی و کسب مهارت‌ها و عادات جدیدی که می‌تواند زندگی آن‌ها را متحول سازد می‌گیرند اما با نگاهی به این لیست در انتهای سال می‌بینند که بیش از ۹۰ درصد تصمیم‌ها و ایده‌هایشان تنها در حد یک نوشته در چک‌لیست مانده است.درس چهارم: برای رها شدن از بهانه‌ها، عزت‌نفس خود را ارتقا دهیدیکی از مهم‌ترین اقداماتی که برای رها شدن از بهانه باید انجام دهید، تقویت عزت‌نفستان است. هنگامی که فرد دارای عزت‌نفس پایینی باشد، امکان دارد این حس در او به وجود بیاید که لیاقت تحقق اهدافش را ندارد. وقتی کسی بتواند عزت‌نفسش را تقویت کند، به این درک می‌رسد که لیاقت و شایستگی اهداف و خواسته‌هایش را دارد. وقتی که شخصی دارای نگرش مثبت است، قادر است موانع و چالش‌های زندگی را عنوان فرصتی برای رشد و توسعه بپذیرد و رفتاری منطقی و هوشمندانه با آن‌ها داشته باشد. در حقیقت عزت‌نفس بالا، یک مقدمه مهم برای رها کردن بهانه‌ها است.سخن پایانیوین دایر برای نوشتن کتاب بهانه‌ ممنوع از کتاب تائو تِ چینگ یا دائو دِ جینگ اثر لائو تزو الهام گرفته است. راهکاری که وین دایر در کتاب بهانه ممنوع برای رهایی از بهانه‌ها عنوان می‌کند مبتنی بر ترک عادت است. او معتقد است که عادت‌های ما سازنده جهان ماست و هر فرد که دوست دارد تحولی در زندگی خود ایجاد کند، باید به ترک عادات بد و ایجاد عادت‌های خوب تمرکز بالایی دارد.در این مقاله به بررسی خلاصه ی کتاب بهانه ممنوع اثر وین دایر پرداختیم. از اینکه تا انتهای مقاله ا ما همراه بوده اید از شما تشکر می کنیم. لطفا نظرات و تجربیات خود را در مورد موضوع این مقاله با آژانس دیجیتال مارکتینگ آی تی هما به اشتراک بگذارید.</description>
                <category>Ithoma Agency</category>
                <author>Ithoma Agency</author>
                <pubDate>Sat, 24 Sep 2022 15:39:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه کتاب ایکیگای اثر هکتور گارسیا و فرانچسک میرالس</title>
                <link>https://virgool.io/@ithomaagency/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%DB%8C%DA%A9%DB%8C%DA%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D9%87%DA%A9%D8%AA%D9%88%D8%B1-%DA%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%A7-%D9%88-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%86%D8%B3%DA%A9-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%B3-kityswfcvn1q</link>
                <description>برای رسیدن به سلامتی کامل چه کارهایی را باید انجام دهیم؟ آیا بیش از ۱۰۰ سال عمر کردن در دنیای امروزه ممکن است؟ کتاب ایکیگای یکی از برترین کتاب‌های رشد فردی است که به شما کمک می‌کند طمع حقیقی کامیابی را تجربه کنید و یک زندگی سرشار از شادی و آرامش داشته باشید.همه افراد عاشق طول عمر و داشتن یک زندگی سالم هستند؛ اما وقتی با دقت به مردم نگاه می‌کنیم می‌بینیم که اثری از طول عمر و سلامتی وجود ندارد. اکثر سالمندان با بیماری‌های مختلفی روبرو هستند و از زندگی خود رضایت ندارند. کتاب ایکیگای (Ikigai) یکی از کتاب‌های ارزشمند و مفیدی است که به ما رمز و راز عملی عمر طولانی به همراه سلامتی را انتقال می‌دهد. این کتاب با استفاده از پژوهش‌ها و مطالعات علمی به رشته‌ی نگارش در آمده است و به همین دلیل میتوان به درس‌ها و آموزه‌های آن اعتماد کرد. در این مقاله می‌خواهیم نکات و درس‌های مهم این کتاب را با همدیگر مرور کنیم. اگر شما هم می‌خواهید یک زندگی شاد و عمری طولانی و توام با سلامتی داشته باشید و همچنین در مقابله با سختی‌های زندگی مقاوم‌تر شوید تا انتهای مقاله با ما همراه باشید.اُکیناوا؛ مرکز بالاترین افراد سالمند و سالمهکتور گارسیا و فرانچسک میرالس، نویسندگان کتاب ایکیگای، هر دو اسپانیایی هستند اما در ژاپن زندگی کرده‌اند. روزی یک سؤال مهم ذهن این فرد را به خود مشغول کرد و تصمیم می‌گرفتند با تحقیق و پژوهش با این سؤال، پاسخی مناسب بدهند. این سؤال این بود:مردم چه شهرهایی از دنیا، دارای بیشترین طول عمر هستند؟ علت این موضع چیست؟ بین مردم این شهرها چه خصوصیات مشتری وجود دارد؟ این سؤالات موجب شد که گارسیا و میرالس شروع به تحقیقات کنند. آن‌ها در ابتدا تلاش کردند نقاطی در جهان که اهالی آن طول عمر زیادی دارند را پیدا کنند. آن‌ها به چند منطقه رسیدن که آکیناوا که منطقه‌ای در ژاپن است، بیشترین افراد سالم و دارای طول عمر زیاد را در خود جای داده است. این دو نویسنده تصمیم گرفتند مدتی در اکیناوا زندگی کنند تا راز طول عمر مردم اکیناوا را کشف کنند.یکی از علت‌های اعتبار بالای کتاب ایکیگای این است که نویسندگان این کتاب، از نزدیک شاهد این جریانات بوده‌اند و با سفر خود به اکیناوا به‌صورت میدانی یا چهره به چهره تحقیقات خود را انجام داده‌اند.یک نکته‌ی جالب در مورد اکیناوا ? منطقه‌ی اکیناوا در جنگ جهانی، بسیاری کشته و مجروح داشت اما با این حال مردم آن بسیار سرزنده و شاد هستند و بسیاری از آن‌ها بیشتر از ۱۰۰ سال عمر می‌کنند. چیزی که نویسندگان کتاب پس از مدتی همزیستی با اهالی اکیناوا متوجه شدند این بود که این مردم، اهل گذشت هستند. آن‌ها از مشکلات و سختی‌ها رد می‌شوند و تمایلی به ماندن در وضعیت وجود ندارند.اکثر کشورها، بعد از جنگ، وارد یک دوره‌ی رکود و افسردگی می‌شوند اما منطقهاکیناوا به‌هیچ‌وجه این ویژگی را ندارد و به همین علت اهالی آن همیشه زندگی شاد، طولانی و آرامی را تجربه می‌کنند. نویسندگان کتاب ایکیگای، در مدتی که در اکیناو اقامت داشتند، درس‌های زیادی را یاد گرفتند. در ادامه مقاله به تشریح چند مورد از این درس‌ها می‌پردازیم:مهم‌ترین درس‌های کتاب ایکیگایبرخی افراد فکر می‌کنند که برای داشتن یک زندگی با کیفیت، سالم و عمر طولانی باید یک رژیم غذایی سالم داشته باشند و همین عامل فقط به افزایش طول عمر آن‌ها کمک می‌کند.مقاله پیشنهادی: چرا به سئو نیازمندیم؟در صورتی که در کتاب ایکیگای یاد می‌گیریم که عوامل زیادی در این امر دخیل است.در ادامه به آموزه‌های مهم کتاب ایکیگای می‌پردازیم:درس اول: اصلاً ایکیگای به چه معناست؟کلمه‌ی ایکیگای (Ikigai) به معنای معنا و هدف زندگی است. در حقیقت هر فردی ایکیگای مربوط به خودش را دارد و این ایکیگای موجب می‌شود که انسان هر روز با اشتیاق از رختخواب خود بیرون بیاید. اگر هر انسانی بتواند هدف و معنای زندگی خود را بداند، قادر خواهد بود زندگی شادتر و باکیفیت‌تری را تجربه کند. در کتاب ایکیگای می‌خوانیم:«موضوع مشترک در همه افرادی که ایکیگای دارند این است که آن‌ها، هر اتفاقی هم که بیفتد، ایکیگای خود را پیگیری می‌کنند. آن‌ها هرگز تسلیم نمی‌شوند، حتی وقتی که همه‌چیز بر علیه‌شان است و پشت سرهم با موانع روبه‌رو می‌شوند»یکی دیگر از معنای ایکیگای این است که شادی، در «همواره مشغول بودن» است. انسان شاد، فردی نیست که کارهای کمی داشته باشد و یا اینکه در خانه بنشیند. مردم اکیناوا افرادی هستند که از ابتدای صبح تا شب به کار و فعالیت مشغول هستند. همیشه مشغول بودن و برداشتن قدم در راستای اهداف ایکیگای موجب می‌شود که عمر طولانی و با کیفیتی داشته باشند. اگر بخواهیم تعریفی جامع از ایکیگای داشته باشیم باید بگوییم:«ایکیگای، نقطه تلاقی مأموریت، علاقه، حرفه و تخصص است.»اگر می‌خواهید معنای زندگی خود را بدانید باید علایق خود را در این چهار مسئله بررسی کنید. برای یافتن به علایق خود در زمینه‌ی مأموریت، اشتیاق، حرفه و تخصص باید این چهار سؤال را پاسخ دهید:به چه چیزهایی علاقه‌مند هستید؟در چه حوزه‌هایی خوب عمل می‌کنید و بهره‌وری بالایی دارید؟اکنون در ازای چه کاری پول می‌گیرید؟جهان اکنون به چیزهایی نیاز دارد؟با پاسخ به این سؤالات و تفکر بر پاسخ‌ها شما قادر خواهید بود رفته رفته ایکیگای خود را پیدا کنید. اگر خوش‌شانس باشید و معنای زندگی خود را درک کنید و سپس این معنا را با اشتیاق دنبال کنید، علاوه بر اینکه به اهداف خود می‌رسید، می‌توانید فردی سرزنده و خوشحال باشید و از عمری طولانی برخوردار شوید.درس دوم: یا استرس یا عمر طولانی ? یکی از مواردی که کتاب ایکیگای روی آن تأکید دارد، این است که استرس نقطه ی مقابل عمر طولانی و شاد بودن است. استرس، دوست صمیم بیماری و عمر کوتاه است. پس اگر به دنبال یک زندگی شاد و عمری طولانی هستید، باید اضطراب را کنار بگذارید. اهالی اکیناوا، افرادی پر تلاش و کوشش هستند اما استرس ندارند و کارهای خود را از اول صبح تا شب، با انگیزه و آرامش و بدون هیچ استرسی انجام می‌دهند. در کتاب ایکیگای می‌خوانیم:«اکثر مردم پیرتر از سن واقعی خود به نظر می‌رسند. تحقیقات زیادی در مورد دلیل این موضوع انجام شده است. این مطالعات نشان می‌دهد که استرس، نقش بسیار مهمی در این زمینه ایفا می‌کند.»یکی از مشکلات دیگر انسان‌های عصر امروز، این است که تمایل دارند بر اساس میل و نظر بقیه رفتار کنند. آن‌ها اصلاً به ندای قلب خود توجه ای ندارند و فقط به فکر راضی نگه داشتن دیگران هستند. تا وقتی که به فکر راضی کردن دیگران هستید، به شادی و خوشبختی حقیقی را تجربه نخواهید کرد. ما فقط یک بار در این جهان زندگی می‌کنیم و باید در این زندگی طبق راهی که خودمان می‌دانیم و به آن علاقه داریم حرکت کنیم. راضی کردن دیگران، یکی از ریشه‌های اساسی استرس است و اکثر بیماری‌ها از استرس سرچشمه می‌شود.مقاله پیشنهادی: برندینگ چیست؟درس سوم: انجام چند کار به‌صورت هم‌زمان را فراموش کنیدیکی معضلاتی که در جامعه امروز مرسوم شده اما دشمن سلامتی و تمرکز انسان است. انجام دادن هم‌زمان چند کار است که به آن مالتی تسکینگ (MultiTasking) هم گفته می‌شود. مردم اکیناوا به‌هیچ‌وجه این کار را انجام نمی‌دهند. آن‌ها تمایل دارند که یک کار مشخص و در یک زمان هستند و همین دلیل هم هیچ استرسی حین کار کردن به آن‌ها وارد نمی‌شود. انجام هم‌زمان چند کار موجب کاهش تمرکز انسان می‌شود؛ به همین دلیل برای افزایش تمرکز باید در یک زمان فقط یک کار را انجام داد.مردم اکیناوا سعی می‌کنند تمام کار خود را با حوصله و بدون هیچ استرسی انجام دهند. این امر به آن‌ها کمک می‌کند که یک زندگی آرام و سالم داشته باشند و در عین سلامتی، پیر شوند. پس اگر شما هم قصد دارید طول عمر بالایی داشته باشید، حتماً مالتی تسکینگ را از سبک زندگی خود حذف کنید. مطالعات نشان می‌دهد که انجام هم‌زمان چند کار، بازدهی انسان را ۶۰ درصد و ضریب هوشی او را در بلند ۱۰ درصد کاهش می‌دهد.درس چهارم: بازنشستگی را از دایره لغات خود حذف کنید ? بازنشستگی بی‌تردید مشکلات زیادی را برای انسان به دنبال دارد و فرد را از نظر جسمی با مسائل زیادی مواجه می‌کند. کسی را تصور کنید که در ۶۰ سالگی بازنشسته می‌شود. او تا این سن فردی پویا، فعال و توانمند بوده و در طول روز ۱۲ ساعت کار کرده، اما زمانی که بازنشسته می‌شود دیگر خبری از آن تلاش و کوشش نیست و همین کاهش تحرک، یک زمینه‌ی مهم برای انواع بیماری فراهم می‌کند.اهالی اکیناوا در زبان خود کلمه‌ای به معنای بازنشستگی ندارند و این کلمه برای آن‌ها تعریف نشده است. این مردم از ابتدای صبح تا شب بیکار و فعالیت مشغول هستند و به‌هیچ‌وجه بیکار نمی‌نشینند و همین علت موجب می‌شود که همواره در حال تحرک باشند و بیماری نتواند بر آن‌ها غلبه کند.اگر شما هم می‌خواهید عمری طولانی و با کیفیت داشته باشید، باید سعی کنید در تمام عمر خود کار و فعالیت داشته باشید اما اگر کارها را با حوصله و آرام انجام دهید، کار شما نابود نمی‌کند و این اضطراب و استرس هر فردی را از پای درمی‌آورد.درس پنجم: رازهای افزایش طول عمرافرادی که قصد دارند عمری طولانی داشته باشند و در سالمندی نیز از بدنی سالم و ذهنی فعال برخوردار شوند، باید پنج راز زیر را در زندگی خود مدنظر داشته باشند:نگران نباشید. نگرانی و اضطراب یکی از بزرگ‌ترین دشمنان سلامتی ماست؛ چون استرس می‌سازد و توانایی‌های ما را یکی پس از دیگری نابود می‌کند، بنابراین اگر به دنبال عمری طولانی هستید، باید نگرانی را از خود دور کنید.عادت‌های خوب را در خود و دیگران تقویت کنید. یکی دیگر از اعمالی که ما باید انجام دهیم، پرورش و تقویت عادت‌های خود در وجودمان است. برای پرورش عادت‌های خوب و ترک عادت‌های بد از زندگی، کتاب‌های زیادی منتشر شده است که کتاب عادت‌های اتمی یکی از ارزنده‌ترین کتابهای موجود در این موضوع است. زمانی که توانستید یک عادت مثبت در خود بسازید، حتماً آن را بین بقیه اطرافیان خود هم پرورش دهید تا آن‌ها هم از این مزیت برخوردار شوند.روابط اجتماعی و ارتباط با دوستان را بهبود دهید. یکی از فعالیت‌های مهمی که افراد باید در زندگی خود انجام دهند، بهبود بخشی روابط اجتماعی و مخصوصاً ارتباط با دوستان است. اگر شما هم طالب یک زندگی شاد و طول عمری بالا هستید، روابط خود را با دوستان اثربخش‌تر کنید و در طول روز زمانی را برای ارتباط با این افراد اختصاص دهید.بدون عجله و شتاب زندگی کنید. جهان امروز سرشار از عجله و اضطراب است اما واقعاً این همه عجله، شتاب و اضطراب برای چیست؟ اگر ما بتوانیم نظم و برنامه‌ریزی را در زندگی خود اجرا کنیم و در این روزهای عمر همواره در حال تلاش، کار و خدمت به همنوعان باشیم. هیچ بهانه‌ای برای عجله کردن نمی‌ماند. اکثر مشکلات مردم به این دلیل است که هیچ علاقه‌ای به برنامه‌ریزی ندارند.خوش‌بین باشید. اگر واقعاً قصد دارید یک زندگی شاد و خوب داشته باشید، باید خوش‌بینی را به زندگی خود دعوت کنید. سعی کنید به حقیقت‌های زندگی و آینده خوش‌بین باشید و ایمان داشته باشید که اتفاقات خوبی برای شما خواهد افتاد.مقاله پیشنهادی: با قانون پارکینسون و نقش آن در مدیریتدرس ششم: تحرک جسمانی خود را بالا ببرید ? یکی از اساسی‌ترین نکاتی که باید در زندگی خود مدنظر داشته باشید این است که باید سعی کنید تحرک جسمانی خود را افزایش دهید. یکی از رمزهای مهم برای داشتن عمر طولانی و زندگی سالم در منطقه اوکیناوا این است اهالی مردم هیچ زمان بیکار نمی‌شوند.آن‌ها به‌طور مداوم در کوشش هستند اما تلاش آن‌ها با تحرک بدنی همراه است. فعالیت‌های که با نشستن همراه هستند، مشکلات زیادی برای فرد ایجاد می‌کنند و به همین علت متخصصان عنوان می‌کنند که افرادی که کارمند هستند و کار خود را به‌صورت نشسته انجام می‌دهند، باید ورزش را به یک بخش جدایی‌ناپذیر از زندگی خود تبدیل کنند. کتاب ایکیگای در این مورد می‌گوید:«بعد از ۳۰ دقیقه نشستن، متابولیسم بدن انسان ۹۰ درصد کاهش می‌باید. آنزیم‌هایی که چربی بد را از عروق به سمت عضلات هدایت می‌کنند، کند می‌شوند. زمانی که چربی‌های بد وارد عضلات می‌شوند، انسان شروع به سوخت‌وساز آن‌ها می‌کند. پس از دو ساعت نشستن، کلسترول خوب خون ۲۰ درصد افت می‌کند. اگر انسان فقط ۵ دقیقه از جای خودش بلند شود، دوباره همه‌چیز به روال قبل برمی‌گردد و درست انجام می‌شود. این مسائل به‌قدری ساده هستند که کسی به آن‌ها دقت نمی‌کند.»اگر دنبال عمر طولانی و زندگی شاد هستید، ایکیگای خود را پیدا کنیداکثر انسان‌ها همیشه از علاقه خود برای داشتن عمر طولانی و زندگی شاد حرف می‌زنند، اما عملکرد آن‌ها با این علاقه اصلاً همسویی ندارد. برای داشتن طول عمر زیاد و زندگی باکیفیت‌تر هیچ‌چیز بهتر از ایکیگای نیست. ایکیگای زندگی شما را معنادار می‌کند و به شما یاد می‌دهد که برای رسیدن به شادی همیشه در تلاش و کوشش کند.سخن پایانیهمه افراد عاشق طول عمر و داشتن یک زندگی سالم هستند؛ اما وقتی با دقت به مردم نگاه می کتیم می‌بینیم که اثری از طول عمر و سلامتی وجود ندارد. اکثر سالمندان با بیماری‌های مختلفی روبرو هستند و از زندگی خود رضایت ندارند. کتاب ایکیگای (Ikigai) یکی از کتاب‌های ارزشمند و مفیدی است که به ما رمز و راز عملی طولانی به همراه سلامتی را انتقال می‌دهد. این کتاب با استفاده از پژوهش‌ها و مطالعات علمی به رشته‌ی نگارش در آمده است و به همین دلیل می‌توان به درس‌ها و آموزه‌های آن اعتماد کرد.در این مقاله به بررسی دروس و آموزه‌های کتاب ایکیگای پرداختیم. از اینکه تا انتهای مقاله با ما همراه بوده‌اید از شما سپاس گذاریم. لطفاً تجربیات و نظرات خود را با آژانس دیجیتال مارکتینگ ای تی هما به اشتراک بگذارید</description>
                <category>Ithoma Agency</category>
                <author>Ithoma Agency</author>
                <pubDate>Tue, 20 Sep 2022 15:54:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۲۳ ترفند زبان بدن که شما را جذاب می‌کند</title>
                <link>https://virgool.io/@ithomaagency/%DB%B2%DB%B3-%D8%AA%D8%B1%D9%81%D9%86%D8%AF-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%AF%D9%86-%DA%A9%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%AC%D8%B0%D8%A7%D8%A8-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF-xqsucronsuhm</link>
                <description>زبان بدن جز ارتباطات غیرکلامی است و انسان‌ها از آن به‌صورت خودآگاه و ناخودآگاه استفاده می‌کنند. زبان بدن به معنای ارسال و دریافت سیگنال‌های ارتباطی بدون کلام است. استفاده‌ی صحیح از این ارتباط غیرکلامی یک ابزار قوی است که توسط آن شما می‌توانید منظور و مقصود خود را به‌طرف مقابل خود مخابره کنید و یک تعامل آسان و لذت‌بخش با دیگران داشته باشید. افرادی که مهارت استفاده‌ی صحیح از زبان بدن را دارند نسبت به بقیه از محبوبیت بیشتری پیش دیگران برخوردار هستند.هر فرد بدون اینکه خودش توجهی داشته باشد (به‌صورت ناخودآگاه)، در طول شبانه‌روز سیگنال‌هایی را به مردم ارسال می‌کند، حالتی که چشم و نگاه شما حرکت می‌کند و یا نحوه‌ی دست دادن شما با بقیه، نمونه‌هایی از این سیگنال‌ها هستند. این امکان وجود دارد که شما به‌واسطه‌ی زبان بدن، سیگنال‌های ناخودآگاهی را به افراد ارسال کنید که باعث شود دیگران شما را بیشتر دوست داشته باشند و یا حداقل اینکه حرف‌های شما را درست و صادقانه قلمداد کنند؛ بنابراین شما با یادگیری این مهارت خواهید توانست تأثیر مثبت و عمیقی بر دیگران بگذارید و به‌این‌ترتیب به رشد شخصی خود ادامه دهید.در این مقاله با ۲۳ ترفند زبان بدن که شما را در دید دیگران جذاب می‌کند، آشنا می‌شوید. پس تا انتهای مقاله با ما همراه باشید.آیا فریبندگی بد است؟«تأثیرگذاری» تغییر تفکر و رفتار دیگران است.«فریبندگی» دانسته تأثیر گذاشتن است.شاید زمانی که کلمه‌ی «فریبندگی» را می‌شنوید، سریعاً افکاری منفی به ذهنتان خطور کند، اما کمی صبر کنید! فریبندگی به معنای دستکاری در برداشت و احساس دیگران است و الزاماً چیز بدی نیست، آنچه منفی است، نیت‌های انسان‌ها است.نمونه‌ی ۱: فرد موذی فریبنده ? انسان بد ذات، بد است و همچنین انسان وقتی فریبکاری می‌کند واقعاً دردسرساز است. به‌عنوان‌مثال:دختر بد ذاتی که قصد پایین آوردن جایگاه اجتماعی دوست همکلاسی جذابش است.او به همه‌ی همکلاسی‌ها می‌گوید که آن دختر جذاب، بدکاره است.به احتمال زیاد دید همکلاسی‌ها به آن دختر جذاب، منفی خواهد شد.دختر جذاب مثال ما، دچار ناراحتی و افسردگی می‌شود.نمونه‌ی ۲: فریبندگی دوستانهاین نوع فریبندگی که فریبندگی مثبت است، می‌تواند حال و احساس هر فرد را در موقعیت خاصی بهتر کند:یک آدم خوش‌مشرب و خوش‌گذران یک فریبنده‌ی متبحر است.او به‌صورت تصادفی به فردی تنه می‌زند.او به‌صورتی جذاب لبخند میزند و عذرخواهی می‌کند حتی اگر مقصر نباشد.در نتیجه‌این فرد با درایت و فریبندگی خود از یک دعوا و مشاجره جلوگیری می‌کند و شب خوبی را می‌گذراند.همان‌طور که در این دو مثال ملاحظه کردید، مشکل دختر بد ذات در نمونه‌ی او، فریبندگی مثبت و دست‌کاری در موقعیت نبود، بلکه مشکل او، نیت منفی و بد و دروغ بود.بخش اول: نگرش  و زبان بدنذهن انسان همیشه در پی قضاوت کردن است. این خصوصیت در انسان یکی از ابزارهای بقای ما است. ما در آن واحد در حال قضاوت هستیم:آیا این فرد قصد جان من را دارد؟آیا این فرد می‌خواهد بر سر من کلاه بگذارد؟آیا این شخص برای بقای من فایده‌ای دارد؟سعی کنید به این غریزه توجه کنید، اما بدون اینکه شناخت دقیقی از شخصی به دست آورید، تحت تأثیر این قضاوت‌ها عمل نکنید. در ادامه ترفندهایی را ذکر می‌کنیم که توسط آن‌ها خواهید توانست به روش‌هایی رفتار کنید تا بقیه افراد از رفتار شما برداشت خوب و مثبتی داشته باشند.این بخش مشخصاً در مورد زبان بدن نیست، اما این نگرش‌ها به‌صورت ناخودآگاه بر زبان بدن شما اثر خواهد داشت.۱- احساس امنیت و اطمینان بخشیاین دیدگاه انقدر حائز اهمیت است که می‌توان در مورد آن یک مقاله طولانی نوشت. شما قادر نخواهید بود این نگرش را ۱۰۰ درصد داشته باشید.برای اجرای این ترفند به نکات زیر توجه داشته باشید:سعی کنید موضوعات ناراحت‌کننده‌ی زندگی خود را رفع کنید:عدم تناسب اندام یک مشکل بد در زندگی من بود که با ورزش آن را حل کردم.عدم موفقیت در استمرار و پایداری در کار مشکل من بود که توانستم با ایجاد انگیزه و هدف‌گذاری و همچنین رشد شخصی آن را حل کنم.احساس امنیت به خودتان بدهید:من با استمرار در کار حرفه‌ای خودم به مهارت بالایی رسیدم.مطالعه کتاب‌های موفقیت به من کمک زیادی در رشد شخصی و تغییر نگرشم کرد.۲- همه دوست هستند!مقاله پیشنهادی:  VPSچیست؟اصلاً منطقی نیست که قبل از اینکه پلی را بسازید، آن را خراب کنید!شما قادر هستید به همه چیز دست پیدا کنید.شما چیزی برای از دست دادن ندارید.به‌مرور زمان می‌فهمید که آیا فرد جدیدی که به زندگی‌تان واردشده است، می‌تواند دوست خوبی برای شما باشد یا خیر.۳- همه لایق احترام هستند ? مانند نکته‌ی قبل، با احترام گذاشتن به دیگران، دستاوردی کسب می‌کنید و یا اصلاً چیزی را از دست نمی‌دهید. البته این کار به معنای تملق گویی فردی نیست! بلکه نباید کسی را طرد کنید و یا رفتاری کنید که احساس کم اهمیتی و بی‌ارزشی داشته باشد.۴- همه را دوست داشته باشید، مگر؟همه‌ی افراد غریبه این حق را دارند که به آن‌ها فرصت اثبات خیرخواهی را بدهید. در دنیا، هر کس می‌تواند نقاب بزند و چیزی باشد که در باطن نیست! همه ما افراد پلید و نفرت‌انگیزی را دیده‌ایم که ظاهراً، مهربان و خیرخواه به نظر می‌آمدند. سعی کنید به جلد یک کتاب دقت کنید، اما قبل از پیش‌داوری و قضاوت حتماً چند ورق از آن کتاب را بخوانید.۵- خدمت کردنهنگامی که با فردی روبرو می‌شوید، به این فکر نکنید که «او چه کاری می‌تواند برای من انجام دهد؟»، به این فکر کنید که «من چه کاری می‌توانم برای او انجام دهم.» کمک کردن به دیگران مجرب‌ترین روش برای این است که آن‌ها را برای کمک کردن به خود ترغیب کنید و این شرایط یک معامله دو سر برد است و هر دو طرف در این موقعیت برنده هستند.یادتان باشد که منظور ما این نیست که دیگران را نصیحت کنید تا خود را باهوش و آگاه نشان دهید. فقط زمانی به بقیه افراد کمک کنید که باور داشته باشید که پیشنهاد و یا راهنمایی شما برای بهبود زندگی آن‌ها کارساز و راهگشا است.پیشنهاد کمک به افراد بدهید، اما اصرار و پافشاری نکنید، مفید حرف بزنید و اجازه‌ی انتخاب و تصمیم را به عهده آن‌ها قرار دهید.بخش دوم: حالت بدنهمان‌طور که گفتیم بدن انسان به‌طور دائم در حال ارسال سیگنال به انسان‌های دیگر است. زبان بدن تأثیر زیادی بر قضاوت و پیش‌داوری بقیه در مورد شما دارد. درواقع قبل از اینکه زبان شما سخنی بگوید، زبان بدن شما با بقیه صحبت می‌کند.  زبان بدن حتی بر تجسم شما بر خودتان تأثیرگذار است.۱- صاف بایستیدبرای پیدا کردن یک حالت بدنی خوب و مثبت، نکات زیر را اجرا کنید:در زمان ایستادن پاهای خود را به عرض لگنتان باز کنید.قد خود را به سمت بالا بکشید، طوری که سر در حال کشیده شدن به سمت بالا باشد.این حس بلند شدن را حفظ کنید، اما شانه‌هایتان را سفت نگیرید.گردنتان را شل کنید و به سرتان زاویه بدهید به‌طوری که برای نگاه کردن به چشم کسی مجبور نباشید به بالا یا پایین نگاه کنید.چند توصیه:در هنگام حفظ حالت بدن، کاملاً ریلکس باشید.سینه‌تان زیاد جلو نباشد، قفسه سینه را صاف کنید، مانند وقتی‌که روی زمین خوابیده‌اید.شانه‌هایتان را کمی به سمت عقب متمایل کنید.۲- صاف بنشینید ? هنگامی که صاف می‌نشیند، متوجه خواهید شد که جثه‌ی افراد، بدون صاف ننشستن، کوچک‌تر به نظر می‌رسد. زمانی که صاف پشت میز می‌نشینید، سریعاً متوجه بلند بودن خواهید کرد. پشتتان را صاف نگه دارید اما سعی کنید کاملاً راحت باشید.۳- کشش در بخش میانی بدندر هنگام ایستادن، راه رفتن یا نشستن، ماهیچه‌های شکم، کمر و بخش میانی بدنتان نباید شل باشند، اساساً باید این نواحی کمی تحت فشار باشند. این کار موجب بهتر شدن حالت زبان بدن شما می‌شود و باعث می‌شود تا با وقار به نظر برسید.۴- طرز قرارگیری پاهانحوه‌ی قرار گرفتن پاها، سیگنال‌های زیادی را در مورد شما به بقیه ارسال می‌کند. به‌طور کلی نزدیک بودن پاها نشانه‌ی ناامنی است در نقطه‌ی مقابل فاصله داشتن پاها نسبت به هم به نشانه‌ی اعتمادبه‌نفس است.نزدیکی و یا دور بودن افراطی پاها می‌تواند بازخورد بدی از حالت شما نزد دیگران داشته باشد. سعی کنید که به‌اندازه‌ی عرض لگنتان، فاصله‌ی پاهایتان از یکدیگر باشد.بخش سوم: وارد شدن به یک اتاقزمانی که شما در حال وارد شدن به یک اتاق هستید، لحظه‌ای است که مورد قضاوت افراد داخل اتاق قرار می‌دهید، پس حتماً از این فرصت برای نشان دادن خود استفاده کنید.۱- لبخند زدنمقاله پیشنهادی:  مشاوره کسب‌وکار در تهرانصرف‌نظر از نوع احساستان، زمانی که وارد یک اتاق می‌شوید، لبخند بزنید، طوری لبخند بزنید که گویی از دیدن آنچه در اتاق است لذت می‌برید، اما یادتان باشد در این کار زیاده‌روی نکنید، با صدای بلند نخندید، لبخندتان را تا حتی‌الامکان واقعی جلوه دهید به‌طوری که خوشحالی شما را از بودن میان افراد داخل اتاق را نشان دهد.۲- سلام و احوالپرسیفقط با یک یا چند نفر سلام و احوالپرسی نکنید. سعی کنید یکی یکی با حضار داخل اتاق سلام و خوش و بش کنید. هنگام رد شدن و نگاه کردن به افراد حاضر در اتاق، به آهستگی قدم بردارید. به نکات زیر توجه کنید:ارتباط چشمی برقرار کنیدبه افراد حاضر در اتاق سریع نگاه نکنید، در چشم  افراد نگاه کنید و به آن‌ها لبخند بزنید. جوری رفتار کنید بقیه متوجه شوند که یک فرد مثبت به اتاق واردشده است.حوصله کنیدحوصله به خرج بدهید، این امر نمایشگر میزان اعتمادبه‌نفس شماست و از نگرش باز و مثبت شما حکایت دارد.۳- دست تکان دادن به دوستان فرضی!انسان‌ها عموماً به افرادی که دوستان زیادی داشته باشند، احترام می‌گذارند و آن‌ها را دوست دارند. زمانی که به یک اتاق وارد می‌شوید و روال «سلام و احوالپرسی» را انجام می‌دهید، پس از آن برای دوستان فرضی خود دست تکان دهید.مسئله مهم این است که برای این کار نباید استرس داشته باشید، یادتان باشد که افراد پشت سر خود را نمی‌بینند و نمی‌توانند تشخیص دهند که شما برای یک فرد فرضی دست تکان داده‌اید.با انجام این ترفند شما به نتایج خوبی می‌رسید:افراد فکر می‌کنند که شما افراد حاضر را می‌شناسید.احساس اعتمادبه‌نفس شما افزایش پیدا می‌کند.بخش چهارم: آداب دست دادن۱- محکم و صمیمانه دست بدهیداکثر مردها به نحوه‌ی دست دادن بسیار حساس هستند، دست دادن ضعیف یا اصطلاحاً «ماهی مرده» درجه‌ی جذاب بودن و وقار شما را به‌شدت پایین می‌آورد.فقط شما اقدام به دست دادن نکنید. دست دادن یک تعامل دوطرفه است.فشار دستتان به‌اندازه ای باشد که دست طرف مقابل را اذیت نکند.اگر فردی مانندماهی مرده به شما دست داد. دستش را فشار زیاد ندهید.۲- ارتباط چشمی هنگام دست دادن ? نگاه کردن به اطراف در هنگام دست دادن، به‌صورت ناخودآگاه بار منفی بدی را در پی دارد:شما برای فردی که به او دست می‌دهید اهمیتی قائل نیستید.شما صادق نیستید و چیزی را برای مخفی کردن دارید.توجه داشته باشید که در نگاه کردن به چشم‌های فرد، زیاده‌روی نکنید و فقط به‌اندازه‌ای به چشم‌های او نگاه کنید که رنگ چشمانش را به خاطر بسپارید، زل زدن به چشم‌ها یک اشتباه فاحش است و نتیجه‌ای عکس در تعامل شما خواهد داشت.۳- لبخند زدن با ایجاد احساس خوبوقتی‌که به چشم‌های طرف مقابل نگاه می‌کنید، جوری لبخند بزنید که انگار چیزی در ارتباط با او می‌بینید که شما را خوشحال کرده است.یادتان باشد با صدای بلند نخندید و فقط لبخند بر لب داشته باشید.بخش پنجم: موضع‌گیری بدنیکی از تأثیرگذارترین نکات در زیان بدن، نحوه‌ی تنظیم موقعیت و موضع بدن شما است که این مورد برداشت دیگران از شما تأثیر عمیقی دارد. موضع‌گیری بدنی صحیح یک ابزار قدرتمند در زیان بدن است.۱- موضع‌گیری بازهنگامی که با فردی در حال صحبت هستید، حالت بدنتان را طوری شکل دهید که فرد مقابل شما تصور کند که شما فردی باز و پذیرا هستید. موقعیت بدن شما باید «در معرض» باشد. به‌عنوان‌مثال شما نباید قفسه‌ی سینه‌ی خود را با دست بپوشانید و همچنین نباید قوز کنید. با این کارها شما قادر هستید اعتماد و راحتی خود را به فرد مقابل نمایش دهید.۲- تنظیم زاویه بدنشما باید زاویه بدن خود را به سمت فردی که با او در حال تعامل هستید، تنظیم کنید. اگر زاویه بدن شما با فرد مقابل تنظیم نباشد و دور باشد، سیگنال‌های ترس، عدم امنیت و بدگمانی را به مخاطب شما ارسال می‌کند.۳- عدم تکیه به اشیایکی از مواردی که ناشی از بی‌اعتنایی و احساس ناامنی است، تکیه دادن به اشیا (برای نمونه دیوار) است. با یک حالت بدنی راحت و خوب بایستید. در بخش‌های اولیه روش ایستادن صحیح را برای شما بازگو کردیم.۴- عدم فراموشی حالت بدن حتی در حال تکیه دادنحتی اگر به هر علتی مجبور شدید تا به چیزی تکیه دهید، حالت بدنی خود را در حالتی صحیح قرار دهید و به هیچ وجه قوز نکنید.مقاله پیشنهادی:  مفهوم E-A-T گوگل چیست و چگونه سایت‌ها را ارزیابی می‌کند؟بخش ششم: صورتیکی از پر سیگنال‌ترین قسمت‌های بدن، صورت انسان است. درواقع، افراد بدون اینکه متوجه شوند و به‌صورت ناخودآگاه، اطلاعات زیادی را از طریق حالت صورت خود انتقال می‌دهند. شما قادرید به‌واسطه‌ی حالت‌های چهره‌تان به افراد اطلاعات زیادی درباره‌ی خودتان به مردم ارسال کنید.۱- نمایش چهره‌ی شادبرخی افراد تصور می‌کنند که صورت خونسردشان، ناراحت به نظر می‌رسد و این حالت موجب دافعه‌ی آن‌ها نسبت به بقیه افراد می‌شود. شاید این تصور درست باشد اما سعی کنید که صورت عادی شما اگر هم شاد نیست، راحت به نظر بیاید. یکی از ترفندهای خوب برای داشتن یک صورت عادی خوب و مناسب این است که حالتی را به خود بگیرید که گویی یک‌چیز جالب و سرم گرم‌کننده‌ای را پیدا کرده‌اید.۲- قطع ناگهانی تماس چشمی ممنوع!اکثر افراد این عادت بد را دارند که اگر با فردی چشم در چشم شدند، چشمشان را از آن فرد برداشته و به چیز دیگری نگاه کنند. شما سعی کنید که این عادت را ترک کنید. سعی کنید تماس چشمی خود را حفظ کنید  و لبخندی بر لب خود جاری کنید. افراد عموماً خودشان نگاهشان را از شما بر می‌گردانند، این احتمال هم وجود دارد که چشم از شما بر نخواهند داشت.تماس چشمی مزایای زیادی برای شما خواهد داشت:شما فردی صادق و بی‌آلایش در دید مردم خواهید بود.اعتمادبه‌نفس شما افزایش پیدا می‌کند.یادتان باشد که تماس چشمی شما باید توأم با لبخند باشد، نگاه سرد و بی‌تفاوت می‌تواند احساس بدی را به فرد مقابل شما مخابره کند.۳- باز هم لبخند!بله! باز هم لبخند. نقش لبخند در زبان بدن بسیار مهم است. یک ترفند برای لبخند زدن این است که فکر کنید در حال دیدن چیزی هستید که واقعاً برای شما لذت‌بخش است. لبخند زدن به معنای تغییر صورت به یک روش خاص نیست، بلکه به معنای احساس شادی و اجازه‌ی جاری شدن آن توسط صورت شماست.بخش هفتم: تکنیک‌ها و عادت‌ها۱- قرینه کردن کارهای طرف مقابلیکی از تکنیک‌های قدرتمند در بحث مدیرت زبان بدن، قرینه کردن است، مانند وقتی‌که شما در مقابل یک آینه ایستاده‌اید و آینه کارهای شما را تقلید می‌کند. این نکته را فراموش نکنید که انسان‌ها زمانی در جوار شما احساس خوب و راحتی دارند و شما را دوست دارند که بیشتر شبیه آن‌ها رفتار کنید. به‌عنوان‌مثال:آن‌ها دست به سینه هستند؟ شما نیز دست به سینه شوید.آن‌ها پای چپ را روی پای راست انداخته‌اند؟ شما هم پای چپ خود را بر روی پای راست خود بیندازید.آن‌ها یک لیوان آب در دست دارند؟ شما هم یک لیوان آب در دست داشته باشید.نکته مهم این است که شما نباید خودتان را لو دهید. هنگامی که فرد متوجه این رفتار تقلید آمیز شما بشود، این تکنیک دیگر جواب نمی‌دهد و حتی می‌تواند باعث بدگمانی و بی‌اعتمادی مخاطب نسبت به شما شود.۲- حرکات قرینه‌ای ? در این بخش به چند مورد از حرکات قرینه‌ای اشاره می‌کنیم:با او در حال صحبت کردن هستید، او لیوانی برمی‌دارد تا کمی آب بنوشد، شما هم همین کار را انجام دهید.او لبخندی بر لب دارد؟ شما هم لبخند بزنید.او به شما کمی نزدیکت می‌شود، شما هم به این نزدیک‌تر شوید.بر این نکته تأکید می‌کنیم که کاملاً طبیعی رفتار کنید و سعی کنید که لو نروید. استفاده از این تکنیک باید بدون جلب توجه انجام شود و با چند بار تکرار صورت گیرد.سخن پایانیزبان بدن جز ارتباطات غیرکلامی است و انسان‌ها از آن به‌صورت خودآگاه و ناخودآگاه استفاده می‌کنند. زبان بدن به معنای ارسال و دریافت سیگنال‌های ارتباطی بدون کلام است. مهارت استفاده صحیح از زبان بدن به شما کمک می‌کند تا جذاب‌تر به نظر برسید و شخصیت با نفوذ و با تأثیری باشید و به‌این‌ترتیب در مسیر موفقیت خود با قدرت بیشتری حرکت کنید. در این مقاله به بررسی ترفندهایی برای اجرای زبان بدن خوب پرداختیم. امیدواریم تا توانسته باشیم راهنمای خوبی برای زبان بدن به شما ارائه کرده باشیم. از اینکه تا انتهای مقاله با آژانس دیجیتال مارکتینگ آی تی هما همراه بوده‌اید، از شما تشکر می کنیم. لطفا نظرات و تجربیات خود را در مورد زبان بدن با ما به اشتراک بگذارید.</description>
                <category>Ithoma Agency</category>
                <author>Ithoma Agency</author>
                <pubDate>Sun, 18 Sep 2022 16:05:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عزت نفس چیست و چه نقشی در رشد و توسعه فردی دارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@ithomaagency/%D8%B9%D8%B2%D8%AA-%D9%86%D9%81%D8%B3-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%D9%87-%D9%86%D9%82%D8%B4%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%D9%88-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-e9ox3lzaii79</link>
                <description>دیدگاه‌ خود را بنویسید / تمام مطالب، رشد فردی / توسط تیم تحریریه آی‌تی‌همازمان مطالعه: ۹ دقیقهدر این مقاله قصد داریم به بررسی مفهوم عزت نفس بپردازیم و تفاوت آن را با اعتماد به نفس بررسی کنیم. همچنین به بررسی نشانه‌های افراد دارای عزت نفس پایین و افراد دارای عزت نفس بالا می‌پردازیم.تصور کنید در یک جمع خانوادگی، علمی یا دوستانه حضور دارید، بقیه به راحتی نظرات خود را ابراز می‌کنند و شما هم نظر خود را دارید اما از ابراز و بیان آن خجالت می‌کشید و نوعی ترس درونتان وجود دارد. صدایتان دچار لرزش است و قادر نیستید نظر خود را بر زبان بیاورید. امکان دارد عدم اظهار نظر به ضرر شما باشد اما با این وجود باز هم قادر به اظهار نظر نیستید. همواره در درونتان، خود را سرزنش می‌کنید و نمی‌توانید تشخیص دهید که ریشه مشکلات کجاست.اگر شما هم این مسئله را دارید بدانید که باید بر عزت نفس خود کار کنید. البته خیلی از افراد این را با اعتماد به نفس اشتباه می‌گیرند.واقعاً چرا عزت نفس انسان تا این حد حائز اهمیت است؟ اگر قصد دارید که عزت نفس خود را ارتقا دهید و در اجتماع، حضور بهتر و مؤثرتری داشته باشید تا انتهای مقاله با ما همراه باشید.عزت نفس چیست؟ ? یکی از پیام‌هایی که به کرات آن را می‌شنویم این است که «به خودت باور داشته باش!» این پیام تأثیر عمیقی بر زندگی انسان دارد و این پتانسیل را دارد که زندگی انسان را به‌طورکلی متحول کند. اگر بتوانیم این جمله را به اجرا درآوریم، قادر خواهیم بود مشکلات و چالش‌های زیادی را با موفقیت پشت سر بگذاریم و رشدی همه‌جانبه را در زندگی خود تجربه کنیم. البته باید یادمان باشد که فقط باور داشتن کافی نیست و حتماً باید تلاش و کوشش زیادی در این راه داشته باشیم.مطالعات و تحقیقات نشان داده که عزت نفس، رابطه‌ی مستقیمی با میزان موفقیت و کامیابی انسان دارد. افرادی که دارای عزت نفس بالایی هستند در روابط فردی و اجتماعی موفق‌تر و مؤثرتر عمل می‌کنند. اساسی‌ترین سؤالی که باید در این مرحله به آن پاسخ دهیم این است که عزت نفس چیست؟عزت نفس چیست و چه نقشی در رشد و توسعه فردی دارد؟در این مقاله قصد داریم تعریفی از عزت نفس ارائه دهیم و سپس تفاوت آن با اعتماد به نفس را توضیح دهیم. سپس سراغ نشانه‌هایی می‌رویم که بر اساس آن فردی عزت نفس بالا یا پایین دارد.عزت نفس چیست؟فرض کنید در یک جمع دوستانه، خانوادگی، آکادمیک یا در یک جلسه کاری نشسته‌اید. بقیه نظرشان را خیلی راحت ابراز می‌کنند و شما هم نظر خودتان را دارید ولی از بیان کردن آن خجالت می‌کشید و نوعی ترس وجودتان را فرامی‌گیرد، صدایتان می‌لرزد و نمی‌توانید نظرتان را به زبان بیاورید. ممکن است عدم اظهار نظر به ضرر شما تمام شود ولی باز هم از سر خجالت حرفی نمی‌زنید. همیشه در درون، خودتان را سرزنش می‌کنید و نمی‌دانید که این مشکل از کجا نشئت می‌گیرد. اگر چنین مشکلی دارید بدانید که باید روی عزت نفس (Self Esteem) خودتان کار کنید. برخی این مبحث را با اعتماد به نفس اشتباه می‌گیرند.واقعاً چرا عزت نفس انسان تا این حد اهمیت دارد و در زندگی او تأثیرگذار است؟ چگونه می‌توانیم  بفهمیم حرمت نفس ما پایین است؟ چگونه می‌توانیم آن را رشد و ارتقا دهیم؟ این موضوع چه ارتباطی با رشد و توسعه فردی دارد؟ در صورتی که می‌خواهید عزت نفس خود را تقویت کنید و حضور بهتر و قدرتمندتری در عرصه اجتماع داشته باشید تا پایان این مقاله با ما همراه شوید؛ زیرا مباحث و راهکارهایی که در این مقاله مطرح می‌شود می‌تواند مقدمه‌ای برای موفقیت شما در زمینه‌های مختلف فردی و اجتماعی باشد.مقاله پیشنهادی:  اسپم اسکور چیست؟ و چگونه اسپم اسکور سایت را کاهش دهیم؟عزت نفس چیست؟یکی از پیام‌هایی که همواره در مکان‌ها و فضاهای مختلف با آن روبرو می‌شویم این است که «به خودت باور داشته باش!» این پیام در زندگی بسیاری از ما اهمیت ویژه و به‌سزایی دارد و می‌تواند زندگی ما را به کلی دچار تغییر و تحول کند. اگر بتوانیم به این جمله عمل کنیم و به خودمان باور داشته باشیم، مسلماً می‌توانیم از پس مشکلات مختلف بربیاییم و به موفقیت برسیم. البته باید این نکته را بدانیم که صرفاً مسئله باور داشتن مهم نیست و حتماً باید دست به تلاش، کوشش و اقدام بزنیم ولی اصل مهمی که موفقیت ما را در زندگی رقم می‌زند، باور داشتن به خودمان و عزت نفس است.مطالعات آکادمیک مختلف نشان داده است که عزت نفس، با سلامتی، رفاه و احساس خوشبختی ما رابطه کاملاً مستقیم دارد و کسانی که عزت نفس دارند، هم در عرصه روابط فردی و اجتماعی موفق‌تر عمل می‌کنند و هم می‌توانند سرشار از انرژی، تندرستی و سلامتی باشند. اولین سؤالی که باید در این مقاله به آن پاسخ دهیم این است که عزت نفس چیست.عزت نفس (Self Esteem)  احساس و ادراکی است که فرد در مورد خود یا ارزش‌هایش دارد. یکی از ساده‌ترین تعاریفی که برای عزت نفس بیان می‌شود این است که فردی که عزت نفس دارد، خودش را خوب و جذاب می‌داند. در حقیقت اگر خودتان را دوست دارید و خودتان را همان‌گونه که هستید می‌پذیرید، باید بدانید که دارای عزت نفس هستید. در حقیقت، عزت نفس، همان امتیازی است که به ارزشمند بودن خودمان می‌دهیم.گوته یکی از ادیبان مشهور و محبوب جهان است. او یک جمله‌ی عالی در زمینه‌ی عزت نفس دارد. این جمله عزت نفس را برای ما تعریف نمی‌کند اما میزان اهمیت و تأثیر عزت نفس را بر زندگی ما را بیان می‌کند.گوته می‌گوید:اگر ثروت نداری مهم نیست؛ چون بسیاری از مردم ثروتمند نیستند. اگر فاقد سلامتی هستی، افراد زیادی هستند که با معلولیت و بیماری زندگی می‌کنند. اگر جوان نیستی، همه با پیری مواجه می‌شوند. اگر تحصیلات عالی نداری با سواد کم هم می‌توان زندگی کرد. اگر قدرت سیاسی و پست و مقام نداری، مشاغل مهم متعلق به تعداد کمی از انسان‌هاست ولی اگر عزت نفس نداری، بدان که هیچ نداری.تفاوت عزت نفس و اعتماد به نفس ? یکی از موضوعات مهم که در مورد عزت نفس و اعتماد به نفس وجود دارد این است که حتی متخصصان هم در اکثر موارد در مورد تفاوت این دو مفهوم مرتکب اشتباه می‌شوند. در صورتیکه عزت نفس یعنی ما تا چه اندازه خود را خوب و ارزشمند می‌دانیم ولی اعتماد به نفس یعنی ما در یک زمینه‌ی خاص دارای مهارت و توانایی لازم هستیم و در آن حوزه دارای اعتماد به نفس هستیم. اگر ما دارای دانش اما فاقد مهارت هستیم پس اعتماد به نفس ما واقعی نیست. باید مواظب باشیم که این دو مفهوم را با یکدیگر یکسان ندانیم.عوامل مؤثر بر عزت نفسبر اساس تحقیقاتی که تا کنون انجام شده است عوامل زیادی وجود دارد که بر عزت نفس انسان تأثیرگذار است. در ادامه به چند نمونه از این عوامل اشاره شده اما نکته‌ی مهم این است که آگاه باشید که علاوه بر عوامل زیر، عوامل بسیاری وجود دارند که بر عزت نفس ما تأثیرگذار هستند.میزان تعهد و وفاداری ما به شغل، همسر و وظایف پدر و مادری، بر این مفهوم مؤثر هستند.افرادی که دارای تحصیلات عالیه و درآمد بالایی دارند دارای عزت نفس بالایی هستند.افرادی که در وضعیت اجتماعی و اقتصادی پایینی قرار دارند، بی‌تردید حرمت نفس پایینی دارند.زندگی انفرادی (تنها) تأثیرات منفی بر عزت نفس ما دارد.مقاله پیشنهادی:  بردکرامب (Breadcrumb) چیست و چه تأثیری بر روی سئو دارد؟دارای بودن ثبات عاطفی، احساسی و شخصیتی با عزت نفس بالا ارتباط مستقیمی دارد.هنجارهای اجتماعی بر عزت نفس ما تأثیر بالایی دارند.تربیت و پرورش پدر و مادر یکی از مسائل مهمی است که عزت نفس ما را فرم می‌دهد و می‌تواند آن را تقویت یا تخریب کند. پدر و مادری که به فرزند خود فرصت اشتباه می‌دهند. به او کمک می‌کنند که عزت نفس بهتری داشته باشد و پدر و مادری که کنترل می‌کنند و فرزند خود را محدود می‌کنند، قطعاً عزت نفس او را به میزان چشمگیری کاهش می‌دهند.فاکتورهای اساسی عزت نفس ? پنج فاکتور مهم نقش بسزایی در میزان عزت نفس انسان دارد. این فاکتورها عبارت‌اند از:امنیتخودپذیریپیوندجوییرسالتصلاحتی (شایستگی)در ادامه به تشریح هر کدام از این فاکتورها می‌پردازیم:امنیت:وجود امنیت از مسائل بسیار مهم زندگی است و تا وقتی که این نیاز در زندگی ما مرتفع نشود، امکان دارد قادر نباشیم به سایر نیازهای  خود بپردازیم.خودپذیری:پذیرفتن خودمان به همان صورتی که هستیم، یک فاکتور مهم در عزت نفس است. ریشه اکثر شرم و خجالت‌ها این است که ما خودمان را ناقص می‌دانیم و تصور می‌کنیم که شخصی که هم اکنون هستیم و جایگاهی که در آن قرار داریم، منطقی و معقول نیست.پیوندجویی:پیوندجویی نام دیگر «احساس تعلق» است. زمانی که ما حس می‌کنیم از طرف دیگران مورد پذیرش قرار گرفته ایم و مورد عزت و احترام دیگران هستیم، پیوند جویی در ما ارتقا پیدا می‌کند و این ارتقا موجب افزایش عزت نفس در ما می‌شود.رسالت:آگاهی به اهداف و رسالت خود، نقش پر رنگی بر عزت نفس ما ایفا می‌کند. زمانی که در زندگی دارای هدف هستیم، در حقیقت برای جامعه یک عضو سازنده هستیم و در حال ایفای نقش خود در جامعه هستیم. این امر موجب می‌شود که خود را یک عضو تأثیرگذار تلقی کنیم و در نتیجه حرمت نفس در وجود ما تقویت شود.صلاحیت (شایستگی)این فاکتور، نقش بسیار مهمی بر میزان عزت نفس ما دارد؛ زیرا به احساس موفقیت و بهره‌وری ما در یک حیطه‌ی خاص اشاره دارد. اگر ما خود را بشناسیم و نقاط ضعف و قوت خود را شناسایی کنیم، قادر خواهیم به حوزه‌هایی که در آن‌ها صلاحیت و شایستگی داریم وارد شویم و به این واسطه، عزت نفس خود را افزایش دهیم.جایگاه عزت نفس در رشد و توسعه فردی انسان ? آبراهام مزلو، روان‌شناس انسان‌گرای قرن بیستم میلادی، هرمی را ابداع و طراحی کرد که تحت عنوان هرم سلسله مراتب نیازهای انسان مشهور است. این هرم نگرش افراد را درباره‌ی نیازهای خودشان تغییر داد و موجب شد که افراد خیلی روشن‌تر و شفاف‌تر نسبت به نیازهای خود آگاهی داشته باشند.بر اساس این هرم، انسان باید در ابتدا نیازهای اولیه خود مانند خوراک، پوشاک و مسکن را رفع کند. زمانی که این نیازها مرتفع شد، مسئله‌ی امنیت مطرح می‌شود. هنگامی که خاطر انسان از بابت امنیت آسوده شد. نیاز به عشق، علاقه و تعلق خاطر در اولویت قرار می‌گیرد.  در این مرحله ما نیاز به دوست داشتن و دوست داشته شدن داریم. مرحله‌ی بعدی، نیاز به رضایت درونی است. اعتماد به نفس و عزت نفس در همین مرحله وجود دارند. زمانی که ما به این باور برسیم که در یک حیطه‌ی خاص می‌دانیم و می‌توانیم و همچنین این ایمان در درونمان شکل بگیرد که خوب و دوست‌داشتنی هستیم. قادر خواهیم بود در مسیر خودشکوفایی قرار بگیریم.در حقیقت اگر فردی دوست دارد به خودشکوفایی که غایت هر انسان است، برسد، باید از مسیر عزت نفس عبور کند.چند نشانه‌ی مهم که به معنای کمبود عزت نفس استمقاله پیشنهادی:  طراحی سایتیکی از پرسش‌هایی که ممکن است در ذهن شما شکل بگیرد این است که نشانه‌های عزت نفس پایین چیست؟ در ادامه به بررسی چند مثال که نشان‌دهنده‌ی عزت نفس پایین شما است اشاره می‌کنیم:همواره سعی مردم را راضی و خوشحال کنیدخیلی زود عصبانی می‌شویدحس می‌کنید که نظر شما هیچ اهمیتی ندارداز خودتان تنفر داریدکر می‌کنید هر کاری که انجام می‌دهید، به‌اندازه‌ی کافی خوب نیستاحساس امنیت در دنیا نداریدحساسیت بالایی نسبت به نظرات دیگران داریددرباره‌ی تصمیمات خود شک و تردید داریدهمیشه احساس غم و بی‌ارزشی می‌کنیداز ریسک کردن می‌ترسیدبه اعتماد کردن مشکل داریدمرزبندی در ارتباطاتتان برای شما سخت استتوجه زیادی بر نقاط ضعف خود داریدحتی به هویت خود هم شک می‌کنید و درباره‌ی آن اطمینان نداریدبا نه گفتن مشکل داریددرخواست کمک کردن برای رفع نیازهایتان سخت استبه زندگی خود با دیدی بد و منفی نگاه می‌کنیدبه پتانسیل و توانایی‌های خود شک داریدبه طور مداوم با احساسات منفی مانند اضطراب، ترس و افسردگی درگیر هستیدهمواره خود را با بقیه مقایسه می‌کنید و غالباً در این مقایسه، خود را در جایگاه دوم قرار می‌دهیدچند نشانه‌ی مهم که به معنای بالا بودن میزان عزت نفس استدر این بخش از مقاله می‌خواهیم نشانه‌های بالا بودن عزت نفس را بررسی کنیم، افراد دارای عزت نفس بالا دارای ویژگی‌های زیر هستند:از خود و سایر افراد راضی و قدردان هستنداز رشد و توسعه‌ی شخصی لذت می‌برند و دائماً در حال جستجوی معنا در زندگی هستندخلاق هستنداز مشورت و خرد جمعی بهره‌مند می‌شود اما لزوماً به این رد متکی نیستند، آن‌ها تصمیم‌هایشان را خودشان می‌گیرند و فقط وقتی طبق نظر دیگران رفتار می‌کنند که به طور کامل با آن‌ها موافق باشندجهان را واقع‌بینانه مشاهده می‌کنند و دیگران را همان‌طور که هستند می‌پذیرند. آن‌ها با این کار موجب می‌شوند که حس عزت نفس در دیگران نیز ارتقا پیدا کندقادرند خیلی آسان بر حل مسائل زندگی خود تمرکز کنندروابطی دوستانه و بر پایه علاقه و احترام دارندآگاهی خوبی بر ارزش‌های خود دارند و بر اساس این ارزش‌ها در زندگی خود پیشروی می‌کنندبا احترام و صمیمت نظرات خود را با دیگران ابراز می‌کنندسعی می‌کنند در زندگی دیگران تغییراتی مفید و سازنده به وجود بیاورندقادرند خیلی ساده و بدون احساس گناه، به طور قاطعانه عمل کنند و در ارتباط با دیگران راحت و آسوده هستندآن‌ها بر زمان حال و لحظه متد و سعی می‌کنند از گذشته و آینده زیاد فکر نکنندمعتقد هستند که با بقیه برابر است و نسبت به دیگران بالاتر یا پایین‌تر نیستندسخن پایانییکی از پیام‌هایی که به کرات آن را می‌شنویم این است که «به خودت باور داشته باش!» این پیام تأثیر عمیقی بر زندگی انسان دارد و این پتانسیل را دارد که زندگی انسان را به‌طورکلی متحول کند. اگر بتوانیم این جمله را به اجرا درآوریم، قادر خواهیم بود مشکلات و چالش‌های زیادی را با موفقیت پشت سر بگذاریم و رشدی همه‌جانبه را در زندگی خود تجربه کنیم. البته باید یادمان باشد که فقط باور داشتن کافی نیست و حتماً باید تلاش و کوشش زیادی در این راه داشته باشیم.مطالعات و تحقیقات نشان داده که عزت نفس، رابطه‌ی مستقیمی با میزان موفقیت و کامیابی انسان دارد. افرادی که دارای عزت نفس بالایی هستند در روابط فردی و اجتماعی موفق‌تر و مؤثرتر عمل می‌کنند.از اینکه تا انتهای مقاله با ما همراه بوده‌اید از شما تشکر می‌کنیم. لطفاً اگر نظر یا تجربه‌ای در مورد این مقاله دارید با آژانس دیجیتال مارکتینگ آی تی هما در میان بگذارید.</description>
                <category>Ithoma Agency</category>
                <author>Ithoma Agency</author>
                <pubDate>Tue, 13 Sep 2022 14:40:37 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه کتاب تبدیل رؤیا به ثروت اثر مایکل مسترسون</title>
                <link>https://virgool.io/@ithomaagency/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AA%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%84-%D8%B1%D8%A4%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D9%85%D8%A7%DB%8C%DA%A9%D9%84-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%86-yhfod32cyqqf</link>
                <description>دیدگاه‌ خود را بنویسید / تمام مطالب، رشد فردی / توسط تیم تحریریه آی‌تی‌هماکتاب تبدیل رؤیا به ثروت اثر مایکل مسترسون یک کتاب عالی مخصوص کارآفرین‌های محتاط است که قصد دارند کسب‌وکار خود را توسعه دهند. این کتاب برای افرادی که تصمیم به تأسیس یک کسب‌وکار کوچک را دارند هم مناسب است و توصیه می‌شود. در این مطلب خلاصه‌ای جامع و کاربردی از این کتاب را به شما ارائه می‌کنیم. پس با ما همراه باشید.کتاب تبدیل رؤیا به ثروت یکی از برترین کتاب‌های حوزه‌ی کارآفرینی است. مخاطبان اصلی کتاب تمام افرادی هستند که ایده‌های بکری در ذهن دارند اما از اینکه به میدان عمل وارد شوند ترس و واهمه دارند.کتاب تبدیل رؤیا به ثروت به کارآفرینان میاموزد که چگونه بدون ریسک‌های بزرگ به ثروت دست پیدا کنند. نویسنده‌ی کتاب تبدیل رؤیا به ثروت، خودش یک کارآفرین محتاط است و علاقه‌ی زیادی به ریسک کردن ندارد و به همین علت افرادی که ریسک گریز و محتاط هستند را به خوبی درک می‌کند.اگر با افرادی در مورد تبدیل رؤیا به ثروت حرف بزنید، آن‌ها به شما می‌گویند که اولین قدم برای این کار این است که اگر کارمند هستید شغل خود را رها کنید و تمام تمرکز و انرژی خود را روی این تغییر بگذارید. با اینکه ممکن است در مسیر بی‌پول شوید، محصولاتتان زود به فروش نرسند و صدها مشکل دیگر که امکان دارد به وجود آید اما کتاب تبدیل رؤیا به ثروت اثر مایکل مسترسون روش متفاوتی را ارائه می‌دهد و از مخاطب خود می‌خواهد که با کمترین خطر به اهداف خود دست یابد. اگر شما نیز مانند مایکل مسترسون یک کارآفرین محتاط و کم ریسک هستید تا پایان مقاله با ما همراه شوید؛ چون قرار است درس‌های بزرگی را یاد بگیرید.آشنایی با مایکل مسترسون، نویسنده کتاب تبدیل رؤیا به ثروت ? مایکل مسترسون نویسنده کتاب تبدیل رؤیا به ثروت، یکی از کارآفرینان عجیبی است که اصلاً تمایلی به ریسک ندارد و به همین علت توانسته نظر بسیاری افراد را به خود جلب کند. این کارآفرین تمایلی به حضور در رسانه‌ها ندارد اما رسانه‌ها دوست دارند از او و درس‌هایش استفاده کنند. مایکل مسترسون به بیزینس های زیادی کمک کرده و نقشی عمیق در موفقیت آن‌ها داشته است. اگر رزومه کارآفرینی و راه‌اندازی کسب‌وکار او را بررسی کنید، ارزش برخی از کسب‌وکارهایی که راه‌اندازی کرده بالغ بر ۵۰۰ میلیون دلار است.یکی از موارد جالب در مورد مایکل مسترسون این است که او در صنایع مختلفی مانند املاک، انتشارات، ورزش، تفریحی و سرگرمی نقش‌آفرینی داشته و تقریباً در تمامی این حوزه‌ها هم موفق بوده است. کتاب تبدیل رؤیا به ثروت یکی از پرطرفدارترین کتاب‌ها در حوزه‌ی کارآفرینی است که با توجه به نیاز مخاطب به احتیاط و ریسک نکردن نوشته شده است.درس‌هایی از کتاب تبدیل رؤیا به ثروتبسیاری از افراد به دلایل اشتباهی به مسیر کارآفرینی وارد می‌شوند و حتی زمانی که به مرحله‌ی رشد و توسعه هم ورود می‌کنند باز هم دچار اشتباهات بسیاری می‌شوند. درس‌های نهفته در کتاب تبدیل رؤیا به ثروت به شما کمک می‌کند تا دید بهتر، دقیق‌تر و شفاف‌تری نسبت به کارآفرینی داشته باشید. در ادامه به تشریح آموزه‌های مهم کتاب تبدیل رؤیا به ثروت می‌پردازیم:مقاله پیشنهادی:  تست AB چیست و چگونه به کسب‌وکار ما کمک می‌کند؟۱- ریسک کنید اما ریسک منطقیحواستان باشد که ریسکی را بپذیرید که حساب‌شده و منطقی باشد. برخی از کارآفرینان، بیل گیتس را مثال می‌زنند که از دانشگاه انصراف داد و به سمت مسیر موفقیت خود رفت. در حالی که این واقعیت ندارد. بیل گیتس یک ترم مرخصی گرفت تا برنامه‌نویسی را یاد بگیرد. اگر ایده‌ی بیل گیتس جواب نمی‌داد و موفقیتی حاصل نمی‌شد، بدون شک او باز به دانشگاه بازمی‌گشت و درسش را ادامه می‌داد.در اکثر داستان‌های موفقیت برندهای بزرگ مانند اپل، به وضوح می‌توان دید که این برندها در شروع به کار، منابع مالی قابل‌توجهی نداشته‌اند اما بعد از مدتی رشد کرده‌اند و به این ترتیب توانستند سرمایه‌گذاران را به کسب‌وکار خود علاقه‌مند کنند و پس از آن وارد فاز توسعه‌ی اصلی شدند. این برندها از یک گاراژ، اتاق یا ساختمانی کوچک شروع به فعالیت کردند.پس هیچ الزامی وجود ندارد که زمانی که قصد دارید کسب‌وکار خود را تأسیس کنید از شرکتی که در آن مشغول به کار هستید، خارج شوید. لزومی ندارد که تمامی دارایی‌های خود را به پول تبدیل کنید و به کسب‌وکار خود تزریق کتید.شما باید تمام تلاش خود را بر کسب‌وکار خود معطوف کنید و با کمترین سرمایه آن را توسعه دهید و زمانی که به بلوغ اولیه رسید برای آن سرمایه جذب کنید.۲- کارآفرینی محافظه‌کارانه را فرا بگیرید ? اگر شما هم از آن دسته افرادی هستید که ایده‌ها و رؤیاهای زیادی در سرتان دارید و ایمان دارید که ایده‌های شما موفقیت‌آمیز هستند اما جرئت ریسک کردن و رها کردن شغل ثابتتان را ندارید، کتاب تبدیل رؤیا به ثروت برای شما بسیار راهگشا است؛ چرا که به شما می‌آموزد که چگونه به یک کارآفرین محتاط تبدیل شوید.کارآفرین محتاط فردی است که شغل ثابت خود را حفظ می‌کند اما در عصرها و آخر هفته‌ها بر کسب‌وکار خودش کار می‌کند. برای ساخت یک کسب‌وکار قرار نیست تمام پل‌های پشت سر خود را تخریب کنیم. زمانی که کسب‌وکار جدید به بازدهی نسبی رسید و حداقل درامد آن با درامد شغل ثبات مساوی شد، زمان آن است که شغل ثابت را کاملاً رها کنید و تمام انرژی و زمان خود را صرف کسب‌وکار شخصی خود کنید.البته داشتن دو شغل در کنار هم کار دشواری است و نیازمند برنامه‌ریزی، کار سخت، نظم است. تصور کنید که یک روز کامل در محل کار ثابت خود در حال فعالیت بوده‌اید و هم‌اینک باید به منزل برگردید و بر کسب‌وکار خود کار کنید. این روش واقعاً آسان نیست اما اگر برنامه‌ریزی خوبی داشته باشید، کاملاً ممکن است.کارآفرین محافظه‌کار باید کسب‌وکار خودش را بر پایه عشق و اشتیاق شروع کند و زمان و انرژی زیادی برای آن بگذارد. درباره‌ی آن هر روز اطلاعات خود را بالا ببرد و سعی کند که بازاریابی، مذاکره و فروش را به‌صورت حرفه‌ای یاد بگیرد.مقاله پیشنهادی:  آیین رونمایی از اولین طرح تامین مالی خرد تضمین شده آرون صنعتکارآفرین محافظه‌کار تمرکز و زمان خود را بر تولید یا ارائه محصولی می‌گذارد که واقعاً نیاز جامعه باشد و از صرف زمان و انرژی بر محصولی که هیچ تقاضایی در بین مخاطبان ندارد؛ اجتناب می‌کند؛ چون خوب می‌داند که بزرگ‌ترین گنجینه‌اش زمان است و نباید بر کارهای بیهوده زمان خود را هدر بدهد.۳-  باید توانایی فروش محصولات خود را داشته باشیدقبل از اینکه به فکر راه‌اندازی کسب‌وکار خود باشید، باید از خودتان بپرسید که آیا محصولی که قصد دارم تولید و به بازار ارائه کنم، فروش خوبی خواهد داشت؟پاسخ به این سؤال بسیار مهم و اساسی است.تا زمانی که ایده کسب‌وکارتان سودآور نشده است به هیچ‌وجه ریسک نکنید و کسب‌وکار ثابت خود را رها نکنید. قبل از هر چیز در مورد مشتریان احتمالی و نیازهای آن‌ها تحقیق کنید و ارزشی که محصولتان ایجاد می‌کند را بررسی کنید.۴- یک کارآفرین محافظه‌کار باید به این بازارها تجهیز شده باشدکارآفرین محافظه‌کار تمایل دارد که یک کسب‌وکار خوب را شروع کند و رشد و پیشرفت را تجربه کند اما هیچ تمایلی به خطر کردن ندارد و دوست دارد همه‌چیز منطقی و حساب‌شده باشد. شما به‌عنوان یک کارآفرین محتاط باید به ابزارهای زیر مجهز شوید: ? نگرانی به‌اندازه‌ی کافییک شغل ثابت با درامد مناسب برای مایت از کسب‌وکار جدیدیک برنامه دقیق برای مدیریت کسب‌وکاربعضی از کارآفرینان زیاد هم محتاط نیستند، به علت‌های نامعقولی قصد دارند کسب‌وکار خودشان را راه‌اندازی کنند. در ادامه به برخی از این دلایل بد برای تبدیل‌شدن به یک کارآفرین اشاره می‌کنیم:اگر الان فاقد شغل هستید و تصور می‌کنید که اگر کسب‌وکار خود را راه‌اندازی کنید؛ خیلی زود دغدغه های مالی شما رفع خواهند شد.اگر فکر می‌کنید که اگر برای کسی کار نکنید، مشکلات شما حل خواهد شد.اگر فکر می‌کنید اگر کسب‌وکار خود را راه‌اندازی کنید، ساعات کمتری از روز را کار خواهید کرد. این تفکر یک باور بسیار اشتباه است؛ چون که اگر شما کسب‌وکاری راه بیندازید حداقل تا چند سال اول باید زمان بسیار زیادی روی کسب‌وکار خود بیندازید.اگر دوست ندارید با انسان‌ها در تعامل باشید و از شر همکار، زیر دست و مدیر در امان باشید!اگر فکر می‌کنید که با کارآفرینی خیلی راحت و بی‌دردسر به پول می‌رسید.۵- سه‌گام بسیار ضروری برای تبدیل کردن رؤیا به ثروتدر این کتاب به شما گوشزد می‌شود که برای راه‌اندازی و رشد کسب‌وکار شخصی باید سه‌گام مهم و اساسی را بردارید.– مدیریت زمانزمانی که یک کارآفرین محافظه‌کار کسب‌وکار خود را راه می‌اندازد، بایستی قادر باشد زمان خود را به نحو احسن مدیریت کند. کارآفرین محتاط از ساعت ۸ تا ۱۶ در حال فعالیت بر کار ثابت خودش است و پس از آن باید به کسب‌وکار خودش برسد. پس مدیریت زمان برای این فرد بسیار حائز اهمیت است. یک کارآفرین محتاط باید اهدافی شفاف برای خود تعیین و با مدیریت زمان به سمت آن اهداف پیشروی کند.– تأمین مالییکی از مواردی که باید در کسب‌وکار شخصی خود در نظر بگیرید، تأمین و جذب سرمایه برای ادامه‌ی مسیر رشد و توسعه است. یکی از این روش‌ها این است که از کسی پول قرض بگیرید و یا با فردی شریک شوید و یا شخص یا موسسه‌ای را متقاعد کنید که بر کسب‌وکار شما سرمایه‌گذاری کند. جذب سرمایه در شروع کمی دشوار است اما قرض گرفت نیا وام گرفتن کار سختی نیست.مقاله پیشنهادی:  شرح وظایف یک دیجیتال مارکتر– به کسب‌وکار خود شتاب دهید ? یک کارآفرین محافظه‌کار سعی می‌کند تا سرعت کسب‌وکار خود را به حدی بالا ببرد تا بتواند خیلی زودتر به درامد و سود برسد. یکی از روش‌های تسریع بخشی این است که از افراد باتجربه‌ی صنعت خود کمک بگیرید. آن‌ها تجربه‌ی لازم را برای حل چالش‌ها و موانع شما را دارند.۶- فوق ستاره‌ها را استخدام کنیدمایکل مسترسون در کتاب می‌گوید:«زمانی معجزه‌ها رخ می‌دهد که فوق ستاره‌ها را استخدام کنید»اگر قصد دارید کسب‌وکارتان خیلی زود به توسعه و سودآوری برسد و به یکی از بهترین‌های صنعتتان مبدل شود، بایستی مجموعه‌ای از بهترین‌ها را در کسب‌وکار خود به کار بگیرید. اگر مجموعه‌ای از افراد نابغه و کارآمد را در بیزینس خود داشته باشید، به احتمال قوی کسب و کار‌ شما به یک کسب کار منحصر به فرد و استثنایی در صنعتتان تبدیل خواهد شد. علاوه بر این، یک کسب‌وکار برای رسیدن به یک درجه عالی به عوامل مختلفی نیاز دارد. این عوامل عبارت‌اند از:کیفی بالا محصول یا خدماتمحصولات موردنیاز بازاربازاریابی موفقاما همه‌ی این عوامل زمانی به موفقیت می‌انجامد که یک عامل دیگر هم به آن‌ها اضافه شود. آن عامل وجود فوق ستاره‌ها در کسب‌وکار است.اگر قصد دارید کسی را برای کسب‌وکار خود استخدام کنید باید خصوصیت‌های زیر را در او بررسی کنید:۱- سرعت انجام کار با دقت و نظم۲- اخلاق کاری۳- احترام به مشتریانسخن پایانیکتاب تبدیل رؤیا به ثروت یکی از برترین کتاب‌های حوزه‌ی کارآفرینی است. مخاطبان اصلی کتاب تمام افرادی هستند که ایده‌های بکری در ذهن دارند اما از اینکه به میدان عمل وارد شوند ترس و واهمه دارند.کتاب تبدیل رؤیا به ثروت به کارآفرینان میاموزد که چگونه بدون ریسک‌های بزرگ به ثروت دست پیدا کنند. نویسنده‌ی کتاب تبدیل رؤیا به ثروت، خودش یک کارآفرین محتاط است و علاقه‌ی زیادی به ریسک کردن ندارد و به همین علت افرادی که ریسک گریز و محتاط هستند را به خوبی درک می‌کند.کتاب تبدیل رؤیا به ثروت اثر مایکل مسترسون یک کتاب عالی مخصوص کارآفرین‌های محتاط است که قصد دارند کسب‌وکار خود را توسعه دهند. این کتاب برای افرادی که تصمیم به تأسیس یک کسب‌وکار کوچک را دارند هم مناسب است و توصیه می‌شود. در این مطلب خلاصه‌ای جامع و کاربردی از این کتاب را به شما ارائه کردیم.از اینکه تا انتهای مقاله با ما همراه بوده‌اید از شما تشکر می‌کنیم. لطفاً نظرات و تجربیات خود در مورد کتاب تبدیل رویا به ثروت را با آژانس دیجیتال مارکتینگ ای تی هما به اشتراک بگذارید.</description>
                <category>Ithoma Agency</category>
                <author>Ithoma Agency</author>
                <pubDate>Wed, 07 Sep 2022 14:59:39 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان برند نینتندو؛ غول نوآوری در صنعت بازی</title>
                <link>https://virgool.io/@ithomaagency/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-%D9%86%DB%8C%D9%86%D8%AA%D9%86%D8%AF%D9%88-%D8%BA%D9%88%D9%84-%D9%86%D9%88%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-tiaz16je39mn</link>
                <description>دیدگاه‌ خود را بنویسید / تمام مطالب، کسب و کارهای برتر / توسط رضا دلاورینینتندو یک برند ژاپنی با بازاری جهانی است که در حال حاضر در صنعت الکترونیک و مخصوصاً بازی‌های ویدیویی فعالیت دارد. مرکز مدیریت نینتندو کیوتو است. این برند یکی از برترین فعالان صنعت بازی در جهان به شمار می‌رود که بازی‌های  فراموش‌نشدنی مانند ماریو زلدا و پوکمون را به علاقه‌مندان بازی دنیا ارائه کرد.کشور ژاپن یکی از کشورهای مهم بازی در جهان است.  از سال‌های پایانی قرن نوزدهم میلادی نینتندو شروع به فعالیت کرد تا به امروز، شرکت‌های ژاپنی از پیشگامان و رهبران صنعت بازی در همه موضوعات بودند. نینتندو هم تأثیرات زیادی بر انقلاب‌های دیجیتالی دنیای بازی گذاشت و هنوز هم یکی از تأثیرگذارترین و برترین برندها در این صنعت می‌باشد.تاریخچه تأسیس ? در سال ۱۸۹۹ میلادی فوساجیرو یامائوچیبرند مارو فوکو (Marufuku) را تأسیس کرد. این شرکت در ابتدا برای بازی ژاپنی مشهور هانافودا (Hanafuda) به تولید کارت پرداخت. این شرکت در سال ۱۹۰۷ میلادی خط تولید بازی‌های کارتی غربی روی آورد. سربازان روسی که در جنگ روسیه و ژاپن اسیر شده بودند، یک بازی کارتی همراه خود داشتند و ژاپنی‌ها تولید کارت برای آن بازی را شروع کردند.سال‌های اول قرن بیستم تا پایان جنگ جهانی دوم دوران به شهرت رسیدن مارو فوکو به‌عنوان یک تولیدکننده قدرتمند در زمینه­ی کارت‌های بازی بود. این شرکت در جنگ جهانی اول با مشکل هادی روبرو نشده بودند و با قدرت به فعالیت خود ادامه دادند. فعالیت‌های صادراتی مارو فوکو در سال ۱۹۲۵ میلادی آغاز شد و این شرکت محصولات خود را به مناطق آمریکای جنوبی،  استرالیا و کره صادر می‌کردند.از همان سال‌های ابتدایی شروع صادرات توسعه تبلیغات و بازاریابی در اولویت مارو فوکو قرار گرفت. این شرکت محصولات خود را در فروشگاه‌های مختلف حتی در فروشگاه‌های فروش تنباکو هم عرضه می‌کردند همچنین روش‌های تبلیغات و بازاریابی گسترده غربی  در استراتژی‌های بازاریابی ماروکو وارد شد تختهجنگ جهانی دوم آسیب‌های سختی به اقتصاد ژاپن وارد کرد. حتی صنعتی مانند سرگرمی‌های خانگی که در جنگ اول آسیب زیادی ندیده بود، در آن دوران با چالش‌های زیادی مواجه شد.  البته ، شرکت مارو فوکو بهتر از رقیب‌های دیگر خود در صنعت بازی و سرگرمی سال‌های جنگ را سپری کرد. پس از جنگ که سرگرمی‌ها باید ارزان‌تر می‌شدند، بازی‌های کارتی تقاضای خود را در بازار حفظ کرد کارخانه ماروکو در جریان جنگ خسارت زیادی ندید و به همین علت، آن‌ها این سال‌های سخت را به‌سلامت پشت سر گذاشتند.اساساً مدیریت خانوادگی شرکت‌ها در ژاپن   یک فرهنگ رایج بوده است.  ست مدیریت به‌صورت خانوادگی انجام می‌گرفت و در سال ۱۹۵۰ میلادی، بنیان‌گذار شرکت، هیروشی یاما به‌عنوان مدیر منصوب شد. تصمیم داشت  با سرعت بالایی بهبود دهد و محصولات جدیدی را برای عرضه در نظر داشته باشد.در سال ۱۹۵۲، سیاست ادغام در شرکت ما آغاز گردید بر اساس این سیاست تمامی مراکز تولیدی در کیوتو را به یک کارخانه انتقال دادند. از دیگر اقدامات   مهم به آن دوران، تغییر نام برند به Nintendo Playing Card Company بود. نینتندو در زبان ژاپنی معنای یک جمله کامل را دارد که همه‌چیز را به سرنوشت ارتباط می‌دهد:  You work hard but, in the end, it’s in heaven’s hand.این برند ژاپنی در سال‌های پس از جنگ رفته‌رفته رونق گرفت. در سال ۱۹۵۳ میلادی، نینتندو با چالش کمبود کاغذ با کیفیت برای ساخت کارت‌های بازی رو به رو شد که یامائوچی با دستور ساخت کارت‌های پلاستیکی تا حدود زیادی این مشکل را حل کرد.  در ابتدای راه تهیه و چاپ تصاویر بر کارت‌های پلاستیکی سخت بود اما شرکت نینتندو نهایتاً موفق شد آن را به تولید انبوه برساند. در سال ۱۹۵۹ یک قرارداد همکاری مهم با والت دیزنی امضا شد نینتندو کارت‌های بازی تولیدشده خود را با تصاویر شخصیت‌های محبوب آن شرکت روانه بازار کرد. تا سال ۱۹۶۲ عمومی در بازارهای سهام اوزاکا و کیوتو عرضه نمود.ورود به حوزه‌های جدید ? دهه ۱۹۶۰ دوران تلاش نینتندو برای توسعه و گسترش کسب‌وکارش بود که نهایتاً در سال ۱۹۸۰ میلادی تا محصولات و خدمات خود را گسترش دهد. در سال ۱۹۶۹ موفقیت به حدی بود که آن‌ها کارخانه تولیدی جدیدی در شهری در اطراف کیوتو  تأسیس کردند.ورود نینتندو به حوزه الکترونیک در سال ۱۹۷۰ میلادی روی داد. آن‌ها تفنگ‌های لیزری را به صنعت سرگرمی و بازی وارد کردند چند. این تفنگ‌ها به بازیکنان امکان می‌داد تا کاراکترها را بر صفحات نمایش این محصول که از سال ۱۹۷۴ صادرات آن به اروپا و آمریکا آغاز شد.دهه ۱۹۷۰، زمان صنعت بازی‌های آرکید و تو هم به‌عنوان رهبر این حوزه در حال فعالیت بود. در سال ۱۹۷۵ میلادی، میتسوبیشی الکتریک وارد یک همکاری شدند و سیستمی را برای بازی‌های ویدیویی توسعه دادند فناوری که آن‌ها در این سیستم مورداستفاده قرار می‌دادند در سال بعد با معرفی ریزپردازنده‌ها توسعه یافت.در سال ۱۹۸۷ میلادی، نینتندو فناوری بازی‌های ویدیویی مجهز به پرداخت سکه‌ای را به بازار معرفی کرد که در این فناوری از میکرو کامپیوترها برای فرآیندهای پردازشی استفاده می‌شد. توسعه این فناوری تا سال ۱۹۸۱ میلادی انجام شد و طی آن بازی مشهور دانکی کونگ (Donkey Kong)  تولید شد.این بازی پیچیدگی‌های گرافیکی و صوت‌های جذاب را  به بازی‌های آرکید آورد نینتندو در سال‌های بعد برای کنسول‌های خانگی خود نیز از این بازی استفاده کرد.شروع دهه ۱۹۸۰ میلادی، برای عرضه محصولات خاص بود. نینتندو، خط تولید Game and Watch را راه‌اندازی کرد که در آن مجموعه‌ای از بازی‌های ویدیویی را به‌صورت کنسول‌های دستی به کاربران ارائه می‌کرد. در آن دستگاه‌ها از سخت‌افزارهای مبتنی بر فناوری کوارتز و کریستال مایع استفاده می‌شد. متقاعد کرد تا صادرات خود را با قدرت بیشتری ادامه دهد و به همین علت، زیرمجموعه رسمی نینتندو در شهر نیویورک افتتاح شد.در سال ۱۹۸۲ نیویورک به واشنگتن منتقل و ۶۰۰ هزار دلار نیز به‌عنوان سرمایه عملیاتی به آن تعلق گرفت.توسعه بازاریابی و فروش برای بازی‌های ویدیویی در همان دهه انجام گرفت برای تولید محصولات جدید نینتندو مخصوصاً کنسول خانگی  Famicom، کارخانه جدید در شهر یوجی افتتاح شد. این کنسول خانگی که نامش به معنای کامپیوتر خانوادگی بود. به موفقیت‌های چشمگیری دست پیدا کرد و تقریباً در ۳۵ درصد از خانه‌های ژاپنی این کنسول وجود داشت.با وجود اینکه آمادگی کامل برای صادرات محصولات خود را به امریکا داشت اما بازار آمریکا دیگر مثل سابق تشنه سرگرمی‌های خانگی نبود. درنتیجه صنعت سرگرمی در کشور آمریکا و با صدها میلیون دلار ضرر مواجه شد. طبق آمارها صنعت سرگرمی خانگی از ۳ میلیارد دلار در سال ۱۹۸۳ به ۱۰۰ میلیون دلار در سال ۱۹۸۵ کاهش پیدا کرد.علیرغم تمام خطراتی که در بازار آمریکا وجود داشت، با قدرت تمام به آن ورود کردند شرکت نداشت و سابقاً نیز بازی‌ها را در بحرانی‌ترین دوران‌های اقتصاد آمریکا، مورد آزمایش قرار داده بود.  ژاپنی‌ها معتقد بودند که مشکل بازار آمریکا ارائه بازی‌های ضعیف و کم کیفیت بود و به همین علت، قصد داشتند تا باعرضه محصولاتی حرفه‌ای و با کیفیت به بازار وارد شوند.مقاله پیشنهادی:  مقایسه آنلاین مارکتینگ و آفلاین مارکتینگاستفاده از فرصت‌ها با محصولات با کیفیت ? در سال ۱۹۸۵ میلادی، نسخه آمریکایی  کنسول Famicom به‌نام Nintendo Entertainment System یا NES به بازار آمریکا ورود کرد. فروش کنسول در آمریکا، یک سوددهی مطلوب در همان سال اول برای این شرکت ژاپنی در پی داشت.طراحی NES به نسخه‌ی  ژاپنی شباهت زیادی داشت. دسته‌های کنترلی و کارتریج‌ها هویت اصلی ساختار کنسول نینتندو بودند که در کشور آمریکا هم حفظ شدند. در داخل بدنه اصلی کنسول یک کامپیوتر حرف بیتی تعبیه شده بود ۵۲ رنگ و همچنین صدای بازی را برای تولید تصویر آن مدیریت می‌کرد. بازی‌ها دو بعدی بودند و با اتصال به تلویزیون مشتری، تصویر را به او ارائه می‌کردند. تمام کردن برخی از بازی‌های NES نیازمند ۷۰ ساعت زمان بود.نینتندو کنسول آمریکایی خود را ۱۰۰ دلار قیمت‌گذاری کرد. قیمتی که بسیار به هزینه ساخت نزدیک بود و با هدف گسترش بیشتر پایگاه مشتریان حاشیه سود پایینی داشت. سود اصلی این کنسول، از فروش کارتریج‌ها و مجوز تولید نرم‌افزار به شرکت‌های دیگر کسب می‌شد. تولیدکننده‌ها حاضر بودند با نینتندو همکاری کنند تا برای کنسول پرطرفدار آن‌ها بازی‌های ویدیویی بسازم سال‌های اولیه ارائه NES،  باعرضه بازی‌های نرم‌افزاری خود اعتماد و وفاداری مشتریان زیادی را به ثبت کنسول خود جلب نماید.تا سال ۱۹۸۹ میلادی، سهم نینتندو از بازار بازی‌های ویدیویی، به حدود ۸۰ درصد رسیده بود. البته سال‌های سختی پیش روی این برند ژاپنی بود. دولت آمریکا و حتی شرکت‌های مشتریان خریدار مجوز NES اتهاماتی را وارد کردند که نهایتاً دعواهای حقوقی عمومی را در پی داشت.بسیاری از متخصصان صنعت بازی معتقد بودند که فقدان کنترل صحیح بر کیفیت محصولات، منجر به مشکلات سال‌های ابتدایی ۱۹۸۰ میلادی شده بود و به همین علت،  نینتندو سیاست‌های کنترلی مختلفی را در ارائه بازی‌ها به کار گرفت تا از این اشتباهات دوری کند. هر شرکت طرف قرارداد با نینتندو، قادر بود سالانه حداکثر ۶ بازی بسازد.  کارتریج‌ها هم تحت پتنت انحصاری نینتندو ساخته می‌شدند و برنامه‌نویس‌ها باید بسته‌های ده هزار عددی آن‌ها را می‌خریدند. نهایتاً، بازی‌های تولیدشده تحت مجوز نینتندو با هاون کارتریج‌ها و تحت مسئولیت شرکت تولیدکننده بازی به بازار ارائه می‌شدند.برای جلوگیری از دور زدن قوانین و همچنین سوء استفاده شرکت‌های طرف قرارداد، تراشه‌های کنترلی را در کارهای خود تعبیه می‌کرد. بازی‌هایی که در کارتریج‌های بدون اینترنت را شه نصب می‌شدند، در حین بازی کیفیت خود را از دست می‌دادند. همچنین حق اصلاح و تغییر بازی‌ها را داشت و به علاوه مجوزهای بازی‌هایی که با استانداردهای خودش همسو نبود لغو می‌نمود.توسعه‌دهنده‌های بازی پس از ارائه بازی باید دو سال   صبر می‌کردند تا مجوز عرضه همان بازی را برای رقبای نینتندو کسب کنند.  به همین علت، کیفیت بازی‌ها همیشه بالا بود.اجرای سیاست‌های بازاریابی و فروش برای محصولات قبلی خود، به توسعه محصولات الکترونیکی جدید خود نیز مشغول شد. شرکت سیستمی کامپیوتری مبتنی بر دیسک‌های نوری برای مشتریان بزرگ‌سال خود تولید کرد.  این محصول جدید، باعث بهبود قابلیت‌های ارتباطی Famicom شد و در سال ۱۹۸۷ میلادی، در نمایشگاهی قابلیت‌های آن به معرض نمایش گذاشته شد. نینتندو برای نمایش بهتر قابلیت‌ها، یک مسابقه کنسول خانگی برگزار کرد.کاربران با استفاده از کنسول، مودم و خط تلفن به رقابت در این مسابقه می‌پرداختند و این نوع آوری به‌نوعی اولین نسل است بازی‌های آنلاین را شکل داد.توسعه و گسترش در بازار آمریکا با فرآیندهای محتوایی با جدیت پیگیری می‌شد. در سال ۱۹۸۰  میلادی، مجله‌ی Nintendo Power برای مشتریان چاپ شد که این مجله حاوی نکات بازی‌ها، اخبار محصولات نرم‌افزاری و سخت‌افزاری جدید بود. برای مشتریانی که اهل مطالعه نبودن هم یک سرویس تلفنی ۲۰ ساعته با پاسخگویی ۳۰۰ مشاور افتتاح شد.یکی دیگر از فعالیت‌های مهم تبلیغاتی نینتندو سال‌های پایانی دهه ۱۹۸۰ میلادی، همکاری با شرکت  Ralston Purina بود . نویسنده در طی این همکاری، صبحانه‌هایی با طرح مرکبات و به شکل قهرمانان بازی‌های خود ارائه کرد. نام محصول این همکاری Nintendo Cereal System بود.کنسول جدید نینتندو در سال ۱۹۸۹ میلادی، تحت عنوان گیم بوی روانه‌ی بازار شد این کنسول مجهز به باتری، کارتریج‌های قابل تعویض و صدای استریو بود. در همان سال نسخه حرفه‌ای  و ۱۶ بیتی کنسول Famicom   به نام Supe Family Computer  روانه بازار شد. نینتندو این کنسول حرفه‌ای را بعدها در بازار آمریکا عرضه کرد.سال‌های پایانی قرن بیستم میلادی ? در سال ۱۹۹۰ میلادی اولین رقیب جدی در حوزه بازی به بازار آمد. نام این شرکت Sega Enterprises  بود. این شرکت یک کنسول ۱۶ بیتی به نام Genesis به بازار ارائه کرده بود که همین امر نینتندو را مجبور به توسعه کنسول خود کرد. سگا با سرعتی بالا محصولات خود را توسعه می‌داد و با برنامه‌های حرفه‌ای، یک جایگزین بهتر برای مشتریان نینتندو بود.  اما آن‌ها هم قادر نبودند تا پادشاهی بازار صنعت بازی را از سگا بگیرند.اکثر کارشناسان در آن دوران نینتندو را دیزنی بعدی بازار سرگرمی قلم دار می‌کردند. نظرسنجی‌های مختلف دانش آموزان نشان می‌داد که شخصیت ماریو نینتندو، برای بعضی از آن‌ها از شخصیت میکی موس دیزنی هم جذاب‌تر است.  در سال ۱۹۹۰ میلادی، سرعت فروش بازی‌های ویدئویی کاهش یافت. البته نینتندو با قدرت ادامه می‌داد و رشدی ۶۳ درصدی را در فروش تجربه کرد. در سال ۱۹۹۱ میلادی، کل فروش بازی‌های ویدیویی در آمریکا به ۴.۲ میلیارد دلار رسید که ۳.۲ میلیارد دلار از آن سهم نینتندو بود.در سال ۱۹۹۲ میلادی، نینتندو یک موفقیت مهم و چشمگیر کسب کرد این شرکت با معرفی نسخه دوم بازی جذاب Street Fighter به این موفقیت دست یافت. در همین سال، بازی Super Mario Paint توسط نینتندو به بازار عرضه شد که در این بازی قابلیت نقاشی را در کنار شخصیت محبوب و پرطرفدار ماریو به بازیکنان عرضه می‌نمود.از سال ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۱ صادرات نینتندو به آمریکا تقریباً ۸ برابر شده بود و تا پایان سال ۱۹۹۲ میلادی، نینتندو ۶۴ بیتی آمریکا را تصاحب کرده بود. همچنین شرکت سگا تبلیغات هدفمند خود را در سال ۱۹۹۰ میلادی، برای رقابت مستقیم  با نینتندو آغاز کرده بود. سگا در تبلیغات خود سنگ کرد تا بازی‌های نینتندو را مخصوص کودکان جلوه دهد و نینتندو هم نتوانست با این تبلیغات مقابله کند. تا پایان سال ۱۹۹۳ میلادی، سهم نینتندو از بازار به ۳۷ درصد رسید و چالش‌ها با ارائه محصولات جدید برای ادامه داشت.مقاله پیشنهادی:  معرفی Google Lighthouse، ابزار رایگان آنالیز عملکرد و کیفیت سایتوارد شدن سونی به بازار بازی‌های کامپیوتری، برای نینتندو و سگا بود.  سونی باعرضه پلی‌استیشن به بازار داشت و در کنار Saturn  از شرکت سگا، با ارائه بازی‌ها بر روی CD و گرافیک ۳۲ بیتی یک تهدید بزرگ برای نینتندو بود. کنسول‌های رقبا ظرفیت بالاتری داشتم، اما در مقایسه با محصولات نینتندو دارای سرعت کمتری بودند. نینتندو به جای پیروی از مسیر رقبا تلاش می‌کرد تا کیفیت کارت‌های خود را ارتقا دهد تا سرعت بهینه باقی بماند.نهایتاً اینترنت با همکاری یک شرکت کالیفرنیایی به نام سیلیکون گرافیکس Silicon Graphics پردازنده‌های ۶۴ بیتی با قابلیت‌های بالا را در کنسول‌های خود تعبیه کرد.ارائه بازی مهم‌ترین قسمت استراتژی رشد و توسعه این سه رقیب یعنی سونی و نینتندو بود. این سه برند تلاش می‌کردند تا با عناوین انحصاری، مجری آن را به سمت خود بکشاند. بازی‌ها برای درآمدزایی بیشتری داشت و نمونه‌های انحصاری فقط ۳۵ درصد از فروش این شرکت را شامل می‌شد.در سال ۱۹۹۵ میلادی، نینتندو برای توسعه بخش‌های نرم‌افزاری ۲۵ درصد از سهام شرکت انگلیسی Rare Ltd  را خریداری کرد که این اقدام اولین خرید خارج از ژاپن نینتندو بود.نینتندو در سال ۱۹۹۵ میلادی، با ارائه سیستم بازی ارزان‌تر با تجربه‌های جذاب‌تر توانست  از محصولات سونی و سگا پیشی بگیرد. بحران اقتصادی ژاپن، کنسول‌های ۳۲ بیتی ویرگول از دست دادن توسعه‌دهنده‌های مستقل و غیره باعث کاهش فروش و سوددهی نینتندو در نیمه دوم دهه ۱۹۹۰ شدند.در سال ۱۹۹۶ میلادی، محصول انقلابی برند نینتندو به نام Nintendi 64 یا N64 روانه بازار شد. کاربران ژاپنی شیفته آزمایش محصول جدید بودند. اکونومیست  مقاله‌ای در مورد فروش این کنسول نوشت و فروش روز اول را حدود ۳۰۰ هزار دستگاه کنسول تخمین زد.سونی و سگا از اینکه این محصول به آمریکا راه پیدا کند نگران بودند و به همین دلیل قیمت کنسول‌های ۳۲ بیتی خود را کاهش دادند.فروش اولیه کنسول ۶۴ بیتی به‌سرعت کاهش یافت، دلیل این افت، بازی‌های محدود طراحی شده برای این پلتفرم بود.علی‌رغم تمامی سختی‌هایی که در سال‌های پایانی قرن بیستم مشاهده می‌شد. نینتندو به ساخت بازی‌های با کیفیت ادامه می‌داد و تلاش می‌کرد تا اعتبار خود را در صنعت بازی حفظ کند.  در سال ۱۹۹۶ میلادی، بازی Super Mario 64 نسخه ابتدایی آن یعنی شیگرو میاموتو تولید شد و این بازی برای منتقدان بسیار تحسین‌برانگیز بود. گرافیک سه‌بعدی جذاب بازی ماریو ۶۴ این بازی را در مقایسه با بازی‌های مشابه رقبا پیروز میدان کرد. البته رقبا هم در آن دوران و با جدیت به فعالیت خود ادامه می‌دادند. اولین پلتفرم بازی خود با قابلیت اتصال به اینترنت را ارائه کرد و سونی هم در تعداد بالا پادشاهی می‌کرد.در سال ۱۹۹۶ فروش کنسول ۱۶ بیتی نینتندو به‌شدت کاهش یافت. نینتندو در همان سال به بازار آمریکا ورود کرد و با فروش ۲.۶ میلیون دستگاه در آمریکا و ۲.۷ میلیون در اقصا نقاط جهان رکورد جدیدی ثبت کرد. درآمد این شرکت در سال بعد با رشدی ۱۸ درصدی ۳.۵ میلیارد دلار رسید. از طرفی بازار سونی، یازده میلیون دستگاه پلی‌استیشن در دست داشت و ۱۵۰ بازی برای آن ارائه کرده بود، درصورتی‌که به نینتندو ۶۴ فقط ۱۷ بازی داشت.نرم‌افزار یا همان بازی بخش اصلی درآمد شرکت‌های فعال در این صنعت است. عرضه کنسول بازی فقط ۵ درصد سود می‌گرفت، درصورتی‌که حاشیه سود بازی‌ها تقریباً ۴۵ درصد بود.این شرکت در قسمت سخت‌افزار سعی کرد تا با ارائه لوازم جانبی کمبود محصول خود را به‌نوعی جبران کند. نینتندو دستگاهی به نام DD64 طراحی کرد تا به‌واسطه آن از CD و دیگر ارتباطات مرسوم پشتیبانی کند.  البته ارائه این دستگاه با تأخیر مواجه شد و عرضه‌ی Pokemon  برای کنسول گیم بوی توانست درآمد این برند را حفظ کند.در سال ۱۹۹۸ میلادی، نینتندو چند محصول نرم‌افزاری و سخت‌افزاری به بازار عرضه کرد و این عرضه موجب تثبیت جایگاه آن‌ها در بازار شد. محصول Game Boy Camera با قیمت ۵۰ دلار در ۵ هفته اول ۷۰۰ هزار نسخه را فروخت. نینتندو برای تصویر خود در بازار کنسول‌های دستی، Game Boy Color و Pokemon Pikachu را به بازار معرفی کرد، این محصولات سال‌های روشن آینده را برای برند پوکمون ترسیم می‌کردند. بازی دیگری که در این سال ساخته شد بازی GoldenEye 007 بود این بازی بر اساس فیلم جدید جیمز باند تولید شد. نهایتاً فروش این بازی‌ها و محصولات توانست در سال ۱۹۹۸ میلادی، نینتندو را به یک فروش ۴۴۲ میلیارد دلاری برساند.در سال ۱۳۹۸ میلادی، سگا با معرفی کنسول ۱۲۸ بیتی Dreamcast  رقابتی سخت را با نینتندو آغاز کرد. نینتندو هم نسخه جدیدی از زلدا را تحت به‌عنوان Ocarina of Time روانه بازار کرد. نینتندو سال ۱۹۹۹ میلادی را هم با افزایش فروش سپری کرد و با ۴.۷۳ میلیارد دلار به استقبال قرن بیست و یکم رفت.شرکت سونی با ارائه‌ی پلی‌استیشن ۲ برندهای هم‌وطن خود سبقت گرفت. کنسول جدید سونی علاوه بر برخورداری از گرافیک بالا،  توانایی اجرای بازی‌ها و همچنین نمایش ویدیو را برای مشتریان فراهم می‌کرد. لیر چنده که موفقیت بالای کنسول جدید سونی را دید، با شرکت‌های مختلفی از جمله IBM وارد همکاری شد تا کنسولی قدرتمندتر به بازار عرضه کند. آن‌ها در ابتدا نام Dolphin برای کنسول جدید خود انتخاب کردند اما بعد ها این نام را به GameCube تغییر دادند.عصر جدید صنعت بازی ? در سال ۲۰۰۲ میلادی، یامائوچی بعد از ۵۲ سال مدیریت، جایگاه خود را به یک توسعه‌دهنده­ی نرم‌افزار به نام  ساتورو ایواتا  داد. در آن سال نینتندو هنوز بر موج فروش بالای گیم بوی بود، البته کنسول گیم کیوب خود را با بازی‌های جذاب به بازار عرضه کرد.کنسول گیم کیوب برای تمامی رده‌های سنی ساخته‌شده بود، اما موفقیت عمده این کنسول در جذب نوجوانان و بزرگ‌سالان بود. ارائه همچون Diehard و Resident Evil،  به همراه این کنسول نشان‌دهنده این بود که برخلاف ادعای رقبا کنسول‌های نینتندو منحصر به کودکان نیستند. میاموتو، طراح اسطوره‌ای نینتندو در مصاحبه‌های خود اظهار کرده بود که تلاش همیشگی نینتندو تکامل نسل گیمرها است و بازی‌ها هم طبیعتاً و به ترتیب پیچیده‌تر می‌شوند.در سال ۲۰۰۳ میلادی، نسخه جدید گیم بوی به بازار عرضه ‌شده و تلاش می‌کرد تا با نسخه ارزان‌تری از گیم کیوب، فروش پلی‌استیشن ۲ و ایکس ‌باکس (کنسول نوظهور مایکروسافت)  را کاهش دهد کتاب حدودی هم موفق به این کار شد. نینتندو در توسعه و ساخت کنسول بازی دستی هم ادامه داشت و درنتیجه در این سال نسل جدید کنسول بازی دستی به نام Nintendo DS  به بازار معرفی گردید.این کنسول دستی بازی‌های همراه را به یک سطح جدید رهنمون ساخت خط. گرافیک بالا، صفحه‌نمایش، کیفیت صدای بالا ویرگول پشتیبانی از فرمان‌ها صوتی ویرگول و همچنین کتابخانه بزرگ گیم بوی نوید یک آینده روشن برای DS داشت.مقاله پیشنهادی:  مشاور دیجیتال مارکتینگنینتندو تصویر داشت تا یک انقلاب در صنعت بازی ایجاد کند و تا حد زیادی در این هدف موفق بود. این شرکت توانست با صدها توسعه‌دهنده بازی قرارداد امضا کند تا بازی‌های مخصوص کنسول دی اس ساخته شود.در سال‌های اولیه دهه ۲۰۰۰ میلادی، سونی و پلی‌استیشن در بازار پادشاهی می‌کردند و همچنین ایکس باکس نیز با استفاده از نام بزرگ مایکروسافت محبوبیت بالایی در بازار داشت. در این دوران سخت‌افزارهای نینتندو یعنی گیم کیوب،   گیم بوی ادونس و دی اس، به جذب مشتریان جدید و حفظ مشتریان وفادار پیشی مسئول بودند. همچنین کاراکترهای دوست‌داشتنی نینتندو رفته‌رفته در بین مردم محبوب‌تر می‌شدند. در دهه ۲۰۰۰، شرکت نینتندو یک مرکز به نام Nintendo World Store در نیویورک افتتاح کرد چهار مرکز به محلی برای فروش محصولات شرکت، نمایشگاهی از تاریخچه نینتندو و محلی برای برگزاری رویدادهای مختلف تبدیل گردید. آن مرکز در سال ۲۰۱۶ میلادی، به Nintendo New York تغییر نام داد.نینتندو تصمیم داشت تا با ارائه محصولات سخت‌افزاری و نرم‌افزاری جدید،  جایگاهش را در بازار تصویر کند و بیش از پیش به رقیب قدر خود یعنی سونی نزدیک شود.   به همین دلیل در سال ۲۰۰۶ میلادی، نسخه‌های سبک‌تر و باقابلیت‌هایی بهتر از DS به‌نام Nintendo DS Lite را به بازار عرضه کرد. البته اقدام مهم‌ترین آن‌ها در آن سال طراحی یک جایگزین برای گیم کیوب بود که در داخل سازمان با کد Revolution شناسایی می‌شد.کنسول Wii؛ قهرمان نسل هفتم کنسول‌هاکنسول بازی Wii با کنترلر خاص و قابلیت‌های ویژه‌ای که به کاربران می‌داد، یک نسل جدید از بازی‌ها و جهت‌دهی را به دنیای بازی ارائه کرد.  شرکت‌های زیادی تلاش کردند تا مسیر این کنسول را ادامه دهند و نتیجتاً، بازی‌های سرگرمی ورزشی رفته‌رفته به میان گیمرها راه پیدا کردند. کنسول جدید نینتندو یک رکورد جهانی با فروش ۱۰۰ میلیون دستگاه به نام خود ثبت کرد و به‌نوعی فرمانروای کنسول‌های نسل هفتم شد. عرضه این کنسول شکست‌های سابقه نینتندو در محصولات قبلی را تا حدود زیادی جبران نمود.سال‌های اخیر و وضعیت کنونی نینتندوبا شروع دهه ۲۰۱۰، نینتندو قصد داشت تا کنسول‌های جدیدی را روانی بازار کند. در ابتدا نسخه پیشرفته‌تر و مجهز به صفحه‌نمایش خاص سه‌بعدی خانواده دی اس تحت عنوان Nintendo 3DS  معرفی شد. نینتندو در سال ۲۰۱۲ میلادی، تبدیل گرم تا مجدداً از برند Wii استفاده کند و به همین جهت، اولین کنسول نسل هشتم را به نام   Wii U روانه بازار کرد. البته فروش اولیه این کنسول  زیاد جالب نبود اما در سال استقبال خوبی از آن شد.در آن دوران از سیاست‌های خرید و ادغام، ۲۸ درصد از سهام شرکت PUX Corporation توسط نینتندو خریداری شد. این شرکت در صنعت تشخیص صدا و تصویر فعالیت داشت و در گذشته در توسعه فناوری‌های تشخیص چهره برای کنسول‌های دی اس با نینتندو همکاری کرده بود.ایواتا، مدیر نینتندو در سال ۲۰۱۵ میلادی، در سن ۵۵ سالگی از دنیا رفت. به همین دلیل، جنیو تاکیدا و میاموتو، مدتی با همدیگر به مدیریت شرکت پرداختند. پس از مدتی، تاتسومی کیمیشیما به‌عنوان مدیر جدید نینتندو منصوب شد؛ و درنتیجه تغییر ساختار جدید، میاموتو  به پست Creative Fellow شرکت نینتندو رسید.در حال حاضر، نینتندو بر بازار موبایل و کنسول‌های دستی، تمرکز زیادی کرده است. این شرکت برای حضور مؤثر در بازار بازی‌های موبایلی، اقدامات جدی انجام داده است که از اقدامات مهم آن‌ها می‌توان همکاری با توسعه‌دهنده‌ی موبایل ژاپنی DeNa  ارائه‌ی سرویس Miitomo در سال ۲۰۱۶ میلادی را نام برد.در سال ۲۰۱۶ میلادی، شایعه‌ها در مورد کنسول NX به اوج خود رسید و همه منتظر یک محصول انقلابی از نینتندو بودند. نینتندو تصمیم داشت یک کنسول ترکیبی با قابلیت کاربری خانگی و همچنین به‌صورت پرتابل به بازار عرضه کند. نهایتاً در اکتبر همان سال، یک تیزر از کنسول جدید نشر پیدا گرده که نام این محصول را Switch  معرفی می‌کرد.در ۳ مارس سال ۲۰۱۷ میلادی، نینتندو سویچ روانه‌ی بازار شد و یک تحول در صنعت گیم ایجاد کرد. محصولی که ترکیبی از انواع بازی‌های فردی و گروهی را به گیمرها ارائه می‌کرد و همچنین همراه با بازی‌های مهیج و شخصیت‌های محبوب نینتندو بود. نینتندو سوئیچ برای نصب و  بازی کردن بازی‌ها از کارتریج استفاده می‌کرد و همچنین امکانات فراوانی مانند اتصال به اینترنتی و ارتباط با کاربران دیگر در این کنسول ارائه می‌شد. لوازم جانبی مختلف هم از امکانات ویژه‌ این محصول بود که در کنار امکانات دیگر، چند رکورد فروش برای نینتندو به ارمغان آورد.در سال‌های اخیر تمرکز عمیق نینتندو بر بازی‌های موبایلی، منجر به تولید بازی جذاب و بحث برانگیزی به نام Pokemon Go شد. این بازی با همکاری Niantic تولید شد. سرمایه‌گذاران این بازی  فکر می‌کردند که این بازی به طول کامل به نینتندو تعلق دارد، درصورتی‌که نینتندو فقط ۳۲ درصد از سهام پوکمون را در اختیار دارد.یکی  دیگر از بازی‌های موبایلی که در سال‌های اخیر توسط نینتندو ساخته شد، بازی  Super Mario Run بود که با هدف ایجاد محبوبیت بیشتر شخصیت‌های نینتندو به بازار عرضه شد.کیمیشیما در آوریل سال ۲۰۱۸، از مدیریت نینتندو کناره‌گیری کرد و شانتارو فوروکاوا بر جای او نشست. هم اکنون، او و میاموتو، رهبران اصلی نینتندو هستند. طبق آخرین آمار منتشر شده، درامد نینتندو در سال ۲۰۱۸ میلادی، چیزی بالغ ‌بر یک تریلیون ین (نزدیک به میلیارد دلار) گزارش شده است. این برند ژاپنی در حال حاضر ۵۸۰۰ کارمند در سراسر دنیا دارد.سخن پایانینینتندو یک برند ژاپنی با بازاری جهانی است که در حال حاضر در صنعت الکترونیک و مخصوصاً بازی‌های ویدیویی فعالیت دارد. مرکز مدیریت نینتندو کیوتو است. این برند یکی از برترین فعالان صنعت بازی در جهان به شمار می‌رود که بازی‌های  فراموش‌نشدنی مانند ماریو زلدا و پوکمون را به علاقه‌مندان بازی دنیا ارائه کرد.کشور ژاپن یکی از کشورهای مهم بازی در جهان است.  از سال‌های پایانی قرن نوزدهم میلادی نینتندو شروع به فعالیت کرد تا به امروز، شرکت‌های ژاپنی از پیشگامان و رهبران صنعت بازی در همه موضوعات بودند چند. نینتندو هم تأثیرات زیادی بر انقلاب‌های دیجیتالی دنیای بازی گذاشت و هنوز هم یکی از تأثیرگذارترین و برترین برندها در این صنعت می‌باشد.در این مقاله به بررسی، مرور تاریخچه‌ی برند نینتندو و همچنین روند رشد آن پرداختیم.از اینکه تا انتهای مقاله با ما همراه بوده‌اید از شما سپاس گذاریم. لطفاً تجربیات و نظرات خود را با آژانس دیجیتال مارکتینگ ای تی هما به اشتراک بگذارید</description>
                <category>Ithoma Agency</category>
                <author>Ithoma Agency</author>
                <pubDate>Mon, 05 Sep 2022 14:24:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اشتباهات رایج در مدیریت زمان</title>
                <link>https://virgool.io/@ithomaagency/%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%87%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AC-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-mifsp5mshsgt</link>
                <description>دیدگاه‌ خود را بنویسید / تمام مطالب، رشد فردی / توسط رضا دلاوریآیا شما هم مثل بسیاری از افراد مجبور هستید که در دیروقت روی پروژه‌های خود کار کنید تا سر موعد آن‌ها را تحویل دهید؟ آیا زمان کافی برای انجام دادن کارهای خود ندارید؟ همیشه وقت کم میاورید؟ زمانی کافی برای تفریح و استراحت ندارید؟اگر پاسخ شما به این سؤالات مثبت است، باید بدانید که در مدیریت زمان ضعیف هستید.در این مقاله ما شما را با اشتباهات مدیریت زمان آشنا می‌کنیم تا با دوری از آن‌ها قادر باشید با برنامه‌ریزی خود به خوبی زمانتان را مدیریت کنید. لطفاً تا انتهای مقاله با ما همراه باشید.اهمیت شناخت اشتباهات رایج در مدیریت زمان ? شما با شناخت اشتباهات رایج در مدیریت زمان قادر خواهید بود به مزیت‌های زیر دست پیدا کنید:کارایی و بهره‌وری خود را بهبود دهید.زمان کافی برای تقویت مهارت‌های خود پیدا کنید.به انجام دادن فعالیت‌های موردعلاقه خود بپردازید.کارهای خود را باکیفیت‌تر و در زمان کوتاه‌تر انجام دهید.انرژی و انگیزه‌ی بیشتری برای انجام کارهای خود داشته باشید.اشتباهات رایج در مدیریت زماندر ادامه مقاله به اشتباهات رایج در مدیریت زمان اشاره می‌کنیم، شما با خودداری از انجام این اشتباهات قادر خواهید بود مدیریت زمان خوبی را تجربه کنید.۱- طولانی بودن لیست کارهاوقتی‌که از مدیریت زمان صحبت می‌شود، اکثر افراد از خود توقع دارند که با یادگیری این مهارت قادر باشند کارهای بیشتری را در طول روز به پایان برساند. به همین علت در زمان نوشتن چک‌لیست روزانه، کارهای زیادی را برای انجام دادن، ذکر می‌کنند.این اشتباه موجب می‌شود که فرد:با فهرستی از کارهای انجام‌نشده روبرو و درنتیجه از خودش مأیوس شود.رفته‌رفته از برنامه‌ریزی و ایجاد لیست کارها ناامید شودتصور کند که در طول روز وقت کافی برای انجام کارهایش ندارد و همیشه پر کار و شلوغ است.به انجام کارهای کم‌اهمیت‌تر و کوچک‌تر بپردازد تا تعداد کارهای انجام‌شده را بیشتر کند و درنتیجه از انجام کارهای مهم غافل شود.راهکار این مشکل این است که در چک‌لیست روزانه خود، فقط ۵ یا ۶ مورد کار بااهمیت را درج کنید. کارهایی که اهدافتان را به شما نزدیک‌تر می‌کنند. اگر کارهای زیادی  برای انجام دادن دارید، در یک چک‌لیست دیگر، کارهای کم‌اهمیت‌تر را بنویسید. کارهایی مثل خرید کردن، رفتن به باشگاه، شستن لباس‌ها و غیره را در این لیست قرار دهید.مقاله پیشنهادی:  ترفندهای نوشتن کپشن اینستاگرام که هیچ‌کس به شما نمی‌گوید!۲- بی‌توجهی به کارهای بااهمیت‌تر ? ذهن انسان به‌صورت طبیعی تمایل بالایی برای انجام کارهای آسان‌تر دارد. کارهایی که میزان سختی کمتر اما لذت بیشتری را برای انسان در پی دارند. پس شما به‌صورت خودکار تمایل دارید که روز خود را با کارهای آسان‌تر آغاز کنید و کارهای مهم‌تر را به انتهای روز موکول می‌کنید.این اشتباه هیچ سودی برای شما نخواهد داشت و موجب می‌شود تا:در زمان انجام کار مهم، توان، انرژی و انگیزه کافی نداشته باشید.به علت اتفاقات روزانه زمان کافی برای انجام کارهای مهم‌تر نداشته و آن‌ها را به آینده موکول کنید.در تمام روز  ذهن شما مشغول انجام نشدن آن کار بااهمیت باشد.یادتان باشد که اگر شما روز خود را با کارهای مهم و بااهمیت شروع کنید، یعنی در انجام کارهایتان اولویت داشته باشید، در زمان خود صرفه‌جویی می‌کنید.۳- عدم تعیین ضرب‌الاجل برای انجام کارها ? عدم توجه به زمان شروع و پایان کارها، زمان زیادی از شما را به هدر می‌دهد. چون فکر می‌کنید که تا انتهای روز زمان کافی برای انجام دادن آن‌ها را دارید و به همین دلیل آن‌ها را پشت گوش می‌اندازید.اگر هم در تعیین زمان انجام کارها واقع‌بین نباشید، زمان خود را از دست داده‌اید. به‌عنوان‌مثال اگر برای کاری که انجام آن دو ساعت زمان می‌برد، یک ساعت تعیین کنید؛ کل برنامه‌های خود را دچار اختلال خواهید کرد و از طرفی انگیزه خود را برای انجام کارهای دیگر از بین می‌برید.پس لازم است در زمان تعیین زمان، واقع‌بین باشید و به توانایی‌ها، استعدادها و زمان خود در طول روز توجه داشته باشید.۴- عدم توجه به زمان­های تلف شدهشما در طول روز زمان‌های هدر رفته زیادی دارید. زمان‌هایی که به کارهای غیرضروری و بی‌اهمیت می‌پردازید. به‌عنوان‌مثال به زمان‌های زیر توجه کنید:در شبکه‌های اجتماعی می‌چرخید.تلویزیون نگاه می‌کنید.بیهوده از خانه بیرون می‌روید.و غیره.مقاله پیشنهادی:  سئو تضمینی، واقعیت یا یک شوخی؟البته ما نمی‌گوییم که این کارها را کنار بگذارید و تمام روز فقط در حال کار و تلاش باشید. با دوری از این کارهای بیهوده می‌توانید زمان اضافه زیادی را برای خود پس‌انداز  کنید و آن را به انجام کارهای مهم مانند ورزش، مطالعه کتاب، یادگیری مهارت جدید و غیره اختصاص دهید. این کارها علاوه بر اینکه به رشد شما کمک خواهند کرد موجب می‌شوند تا احساس بهتری را تجربه کنید. بی‌توجهی به این زمان‌های هدر رفته بیهوده، موجب می‌شود که در انتهای روز  به خود بگویید که کاش بیشتر از ۲۴ ساعت در روز زمان در اختیار داشتم.۵- بی‌نظمی در محیطشلختگی و بی‌نظمی باعث می‌شود که زمان بیشتری را به نظافت و نظم دهی اختصاص دهید. علاوه بر این بی‌نظمی باعث آشفتگی ذهن شما می‌شود و درنتیجه نمی‌توانید به‌صورت دقیق در مورد کارهای خود تفکر کنید.۶- عدم مدیریت حواس‌پرتی ? بیشتر افراد در زمان انجام دادن کارهای خود، از حواس‌پرتی‌های پیرامون خود غافل هستند، مخصوصاً کارهایی که انجامشان به کمی سخت است و به‌دقت و تمرکز بالایی نیاز دارد. بررسی کنید و ببینید که در حین انجام کار چند بار گوشی همراه و شبکه‌های اجتماعی خود را چک می‌کنید؟ چند بار در حین انجام کار دست از کار می‌کشید و به کارهای بیهوده می‌پردازید؟اگر بتوانید این حواس‌پرتی‌ها را مدیریت کنید، قادر خواهید بود کار خود را در زمان کوتاه‌تری به پایان برسانید و درنتیجه زمان زیادی را ذخیره کنید. در غیر این صورت ممکن است کاری که به ۲ ساعت زمان نیاز دارد را در ۳ ساعت به پایان برسانید.۷- اهمال‌کاری و تنبلیاهمال‌کاری و تنبلی هم یکی دیگر از آفت‌های مدیریت زمان است. بهتر است منشأ اهمال‌کاری خود را پیدا کنید تا بتوانید آن را از ریشه شناسایی و حل کنید.۸- انجام هم‌زمان کارهاانجام دو یا چند کار به‌صورت هم‌زمان نه‌تنها در کاهش کیفیت کار تأثیر دارد، بلکه باعث می‌شود تا زمان زیادی را از دست بدهید. چون ذهن فقط توانایی انجام یک کار دارد و وقتی‌که شما به انجام چند کار بپردازید؛ زمان بیشتری را برای تمرکز دوباره از دست می‌دهید.مقاله پیشنهادی:  هر آنچه که باید درباره رتبه الکسا بدانیدبرای دوری از این مشکل باید سعی کنید که فقط به یک کار بپردازید. برای اینکه بهتر به این موضوع واقف شوید، زمانی که برای چند کار هم‌زمان صرف می‌کنید را اندازه‌گیری کنید و سپس زمان انجام تک‌تک همان کارها را اندازه‌گیری کنید. بی‌تردید زمان انجام دادن تک‌تک این کارها از زمان انجام هم‌زمان کارها، کمتر خواهد بود.یادتان باشد که عدم تمرکز در زمان انجام کار، زمان زیادی را هدر می‌دهد.۹- دوری از تفریح و استراحتاگر تمام زمان خود را برای انجام کارهای خود اختصاص دهید و وقتی را برای استراحت و تفریح در نظر نداشته باشید، انرژی خود را رفته‌رفته از دست خواهید داد و باطری درونی‌تان خالی خواهد شد.عدم تفریح و استراحت انگیزه شما را نیز از بین می‌برد. پس لازم است که پس از انجام هر کاری، زمانی را به استراحت و تفریح اختصاص دهید.سخن پایانیعدم مدیریت صحیح زمان باعث می‌شود که ما نتوانیم کارهایی را که برای رسیدن به اهداف خود برنامه‌ریزی کرده‌ایم را به نحو احسن انجام دهیم.شما با شناخت اشتباهات رایج در مدیریت زمان قادر خواهید بود به مزیت‌های زیر دست پیدا کنید:کارایی و بهره‌وری خود را بهبود دهید.زمان کافی برای تقویت مهارت‌های خود پیدا کنید.به انجام دادن فعالیت‌های موردعلاقه خود بپردازید.کارهای خود را باکیفیت‌تر و در زمان کوتاه‌تر انجام دهید.انرژی و انگیزه‌ی بیشتری برای انجام کارهای خود داشته باشید.در این مقاله به بررسی ۹ مورد از اشتباهات رایج مدیریت زمان پرداختیم و روش‌هایی را برای جلوگیری از آن‌ها به شما ارائه کردیم. از اینکه تا انتهای مقاله با ما همراه بوده‌اید از شما سپاس گذار هستیم. لطفاً نظرات و تجربیات خود را در مورد اشتباهات رایج مدیریت زمان با آژانس دیجیتال مارکتینگ ای تی هما به اشتراک بگذارید.</description>
                <category>Ithoma Agency</category>
                <author>Ithoma Agency</author>
                <pubDate>Sun, 04 Sep 2022 15:12:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاریخچه‌ی برند DHL غول دورگه‌ی آلمانی-آمریکایی</title>
                <link>https://virgool.io/@ithomaagency/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87-%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-dhl-%D8%BA%D9%88%D9%84-%D8%AF%D9%88%D8%B1%DA%AF%D9%87-%DB%8C-%D8%A2%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C%DB%8C-o1bvlqzcbviw</link>
                <description>تاریخچه‌ی برند DHL غول دورگه‌ی آلمانی-آمریکاییدیدگاه‌ خود را بنویسید / تمام مطالب، کسب و کارهای برتر / توسط رضا دلاوریدی اچ ال یکی از معروف‌ترین برندهای حمل‌ونقل با تمرکز بر فعالیت‌های بین‌المللی است. این شرکت یکی از برترین سیستم‌های حمل‌ونقل جهان است.دی اچ ال (DHL) با نام کامل Dalsey, Hillblom and Lynn یک شرکت آلمانی-آمریکایی فعال در صنعت حمل‌ونقل است. امروزه برند دی اچ ال به‌عنوان یک زیرمجموعه از شرکت لجستیکی آلمانی Deutsche Post DHL شناخته می‌شود که بعضی از زمینه‌های ویژه‌ی پستی مانند ارسال سریع بسته را مخصوصاً در مقاصد بین‌المللی (EMS) را پوشش می‌دهد. طبق آمارها، دی اچ ال سالانه به‌طور میانگین ⅓  میلیارد بسته در اقصا نقاط جهان جابه‌جا می‌کند.شرکت پستی DHL در ابتدا فعالیت خود را در ایالات‌متحده با تمرکز بر بازارهای بین‌المللی آغاز کرد. شرکت پست آلمان از سال ۱۹۹۸ به مرود شروع به خرید سهام DHL کرد تا اینکه در سال ۲۰۰۱ قسمتی از سهام کنترلی و مدیریتی را در دست گرفت. نهایتاً در دسامبر ۲۰۰۲ قسمت قابل‌توجهی از سهام کنترلی توس شرکت پست آلمان خریداری  شد. برند DHL توسط پست آلمان در حوزه‌های مختلف حمل‌ونقل مورداستفاده قرار گرفت و حتی منجر به تغییر نام شرکت پست در اکثر زمینه‌های عملیاتی شد. ? تاریخچه‌ی راه‌اندازیفرانتز فون تاکسیز  به‌عنوان بنیان‌گذار سیستم پستی مدرن شناخته می‌شود.  او بر اساس دستوری که از سلسله‌ی خانواده‌ی هابزبرگ در آلمان دریافت کرده بود، یک سیستم پستی برای حمل بسته تأسیس کرد که تا قرن ۱۶ میلادی در تمامی بخش‌های اروپای غربی اجرا می‌شد. رفته‌رفته ایستگاه‌های پستی به مراکز مهم اقتصادی تبدیل شدند.در قرن ۱۴ تا ۱۶ مردم اروپای غربی با توسعه‌ی سیستم پستی شاهد مکان‌هایی بودند که برای تجارت، یافتن محل استراحت، تبادل پول و حتی استراحت اسب‌ها بسیار مناسب بودند. درنتیجه ایستگاه‌های پستی به نقاطی مهم در توسعه‌ی روستاها و شهرها مبدل شدند.فردریش ویلهلم  که از مقامات امپراتوری آلمان بود، در ۲۱ آوریل ۱۶۴۶ شروع به قانون‌گذاری سیستم پستی در این منطقه کرد. او سیستم قانونی را بین منطقه‌های مهم آلمان راه‌اندازی و مدیریت می‌کرد. از بارزترین کاربردهای سیستم پستی در آن زمان می‌توان به اطلاع‌رسانی مذاکرات جنگ معروف ۳۰ ساله اشاره کرد. نتایج مذاکرات به‌واسطه‌ی سیستم پستی به اطلاع مقامات می‌رسید و نهایتاً موجب ایجاد صلح بین طرفین درگیر شد. سیستم ابداعی ویلهلم، به اشخاص حقیقی و تاجران هم خدمت ارائه می‌کرد.ماری متیاس نیکولاس دانزاس از افسران مشهور ارتش ناپلئون بود، او بعد از جنگ واترلو به صنعت حمل‌ونقل وارد شد. دانزاس شرکت خود را در منطقه‌ی French Alsace راه‌اندازی کرد و شرکت او از پیش‌گامان حمل‌ونقل ریلی و بخار در اروپا بود. شرکتی که در قرن نوزدهم سهم بزرگی از فعالیت‌های پستی مهم اروپا را در دست داشت.دانزاس به‌مرور فعالیت‌های خود را به سمت حوزه‌های بین المللی هدایت کرد و حتی به‌عنوان نماینده‌ی شرکت پست سوئیس، وظیفه‌ی حمل بسته در اروپا را بر عهده گرفت. آن‌ها از سال ۱۸۸۴ میلادی به سطح بالایی از رشد رسیده بودند به‌طوری‌که تحویل ۲۴ ساعته کالا بین انگلستان و سوئیس را به‌صورت تضمینی انجام می‌دادند. تاریخچه‌ی دانزاس به این دلیل ذکر شد که شرکت او در سال ۱۹۹۹ میلادی به زیرمجموعه‌ی شرکت پست آلمان ملحق شد.اتحاد پستی اروپا ? هاینریش فون استفن مدیر شرکت پستی کنفدراسیون آلمان شرقی در قرن نوزدهم بود. او برای ایجاد اتحاد برای برقراری سیستم پست بین‌المللی، پیشنهادی به کشورهای منطقه داد. در ۹ اکتبر ۱۸۷۴، یک توافق‌نامه بین ۲۲ کشور امضا شد و طی آن General Postal Union راه‌اندازی شد. در سال   ۱۸۷۸ این شرکت به Universal Postal Union تغییر نام داد.یونیورسال پستال یونیون از سال ۱۹۴۸ میلادی به‌عنوان یک زیرمجموعه به سازمان ملل پیسوت و مرکز فعالیت‌های آن هنوز در برن است. خدمات پستی بین‌المللی و تنظیم قوانین پستی، بخش مهمی از اقدامات این سازمان بین‌المللی است. همچنین آن‌ها به کشورهای درحال‌توسعه کمک می‌کنند تا خدمات پستی با کارایی و بازدهی بالا ایجاد کنند.در حال حاضر حدود ۶ میلیون نفر در سیسم پستی بیش از ۷۰۰ هزار مرکز پستی جهان در حال فعالیت هستند که هماهنگی و قوانین کاربردی خود را مدیون اتحاد اولیه‌ی اروپایی‌ها می‌دانند، قوانینی که به‌جابه‌جایی ۴۴۰ میلیارد بسته در سال در اقصی نقاط جهان می‌انجامد.علاوه بر اتحاد اروپایی که در قرن نوزدهم توسط آلمانی‌ها اجرا شد، تغییراتی بنیادی در خود کشور نیز روی داد که موجب نظم دهی بیشتر به سیستم پستی شد. از سال ۱۸۷۶ سیستم پستی و تلگراف آلمان با مدیریت سازمانی بزرگ و دولتی به کار خود ادامه دادند و یک اتحاد در داخل آلمان شکل دادند. اتحادی که به نام شرکت Reichs-Pust und Telegraphenverwaltung شناخته می‌شد و هاینریش فون استفان مدیر آن بود.دولت امپراتوری آلمان در دهه‌های اخیر قرن نوزدهم به اهمیت پست و جابه‌جایی اخبار پی برد. به همین علت اتحادیه‌ها و خصوصاً سازمان دولتی برای مدیریت حمل‌ونقل راه‌اندازی شدند. در حقیقت آلمانی‌ها می‌خواستد کنترل کاملی بر فرایندهای جابه‌جایی اخبار و همچنین ارتباطات مردمی به دست بیاورند.در دهه‌های ابتدایی قرن بیستم تغییرات مهم دیگری در سیستم پستی آلمانی‌ها روی داد، تغییراتی که رفته‌رفته به سراسر اروپا گسترش یافت. در سال ۱۹۳۴ و بعد از اجرای فرمان  Reichspost Finance، شرکت پستی آلمانی‌ها به‌عنوان سازمانی مستقل و تحت قانون‌گذاری وزارت پست رایسش، شروع به فعالی کرد. این شرکت تحت عنوان   Deutsche Reichspost فعالیت می‌کرد و به می‌توان گفت که بنیان‌گذار تأسیس پست آلمان بود.مقاله پیشنهادی:  ایمیل مارکتینگ یا بازاریابی ایمیلی چیست؟شرکت رایش پست بعد از چندین دهه فعالیت و گذر از دوران حاکمیت رایش و نازی‌ها، در سال ۱۹۵۰ نام خود را به Deutsche Bundepost تغییر داد. شرکت جدید به  شکل یک سازمان دولتی فعالیت خود را از سر گرفت و وظایف مربوط به سرویس‌های پست داخلی و بین المللی را عهده‌دار شد.تأسیس DHL ? همان‌طور که گفتیم، DHL اساساً آمریکایی است و به‌مرور به شرکت پست آلمان اضافه شد. آمریکایی‌ها در سال‌های جنگ سرد و مبارزات شدید بر سر مرزهای علم و فناوری، فعالیت‌های زیادی برای تسلط  بر بازار حمل‌ونقل و ارتباطات داشتند. فقط چند ماه بعد آن که خبر فرود نیل آرمترانگ بر روی سیاره ماه، ایلات متحده را پیروز جنگ سرد کرده بود، چند کارآفرین آمریکایی؛ به فکر توسعه‌ی سیستم پستی افتادند.آدرین دالسی، لری هیلبلام و رابرت لین کارآفرین‌هایی بودند که در سان‌فرانسیسکوی آمریکا برای راه‌اندازی کسب‌وکاری در حوزه‌ی لجستیک، هم‌پیمان شدند. آن‌ها در سال ۱۹۶۹ میلادی شرکت DHL را تأسیس کردند که از اول اسم هرکدام، برای ساخت نام برند آن استفاده شده بود. بنیان‌گذاران DHL سعی می‌کردند تا حمل‌ونقل نامه‌ها که از مسیر آبی انجام می‌شد را بهینه کنند. ایده‌ی استفاده از هواپیما بین بندرها و بررسی سریع‌تر مرسوله‌ها، راهکاری بود که توسط این سه کارآفرین برای ارائه‌ی خدمات سریع‌تر مطرح گردید.ایده‌ی این سه کارآفرین، زیربنایی برای تأسیس یک شرکت بین‌المللی شد. بنیان‌گذاران شرکت در ابتدا اسناد پستی را شخصاً  با هواپیما از سان‌فرانسیسکو به هونولولو ارسال می‌کردند. دی اچ ال از همان ابتدای فعالیت، رویکردهایی را برای کاهش زمان جابجایی بسته‌ها پیاده‌سازی کرد و به این وسیله سرعت را به‌عنوان یک مزیت برای خود کسب کرد.دی اچ ال با سرعتی بابا فرایند رشد و توسعه را طی کرد و به یک خدمت سریع بین کالیفرنیا و هاوایی مبدل شد. سپس آن‌ها نقاط پوششی آن‌ها به سراسر شرق آمریکا گسترش پیدا کرد. اولین مشتری رسمی دی اچ ال،  Bank Of America بود که به شرکتی مسنجم و واحد برای جابه‌جایی نامه‌ها و اسناد بانکی احتیاج داشت.بنیان‌گذاران دی اچ ال بعد از موفقیت‌های اولیه به وضعیت موجود راضی نبودند و توسعه‌ی بین‌المللی را در اولویت قرار دادند. توسعه‌ی شبکه‌ی پستی از حیاتی‌ترین بخش‌های فرایند گسترش فعالیت‌های شرکتی در این حوزه به شمار می‌رود. دی اچ ال هم اولین برنامه‌ریزی‌های خود را برای توسعه این بخش انجام داد. فعالیت شرکت در شرق دور و کرانه‌ی اقیانوس آرام در سال ۱۹۷۱ میلادی انجام شد و یک سال بعد، کشورهایی مانند هنگ‌کنگ، استرالیا و سنگاپور میزبان دی اچ ال بودند.دهه‌ی ۱۹۷۰ میلادی مصادف با توسعه‌ی سریع بین‌المللی DHL بود. آمریکای لاتین، اروپا، غرب آسیا و آفریقا در همین دهه به مناطق تحت پوشش سرویس‌ها این شرکت اضافه شدند و رفته‌رفته، حمل‌ونقل سریع هوایی به سرویس رایج در کل دنیا تبدیل شد.در سال‌هایی که DHL در حال توسعه‌ی بین‌المللی خود بود، رقیب او یعنی فدرال اکسپرس بازار داخلی را تحت تسلط خود قرار می‌داد. بنیان گذران DHL برای توسعه‌ی بازارهای بین‌المللی، پو چانگ را که از کارآفرینان مشهور هنگ گنگی بود، استخدام کردند. او شرکتی به نام DHL International در کنار شرکت اصلی احداث کرد. از آن زمان دی اچ ال با دو شرکت به فعالیت خود ادامه می‌داد که یکی در ردوود سیتی کالیفرنیا و دیگری در بروکسل بلژیک قرار داشت. با اینکه این دو شرکت به‌عنوان بازوهای اجرایی با یکدیگر فعالیت می‌کردند، اما شعبه‌ی بین‌المللی واقع در بلژیک رشد  بیشتری را تجربه کرد، به‌طوری‌که در سال ۱۹۸۳ میلادی پنج برابر شرکت اصلی شد.تغییرات بنیادی پست آلمان ? پست آلمان کنترل کامل DHL را در دست گرفت و در زمان رقابت سنگین سرویس‌های پستی، تغییرات ساختاری قابل‌توجهی در ساختارهای دی اچ ال انجام داد. تغییر اول، تجزیه شرکت بزرگ پیشین بود. فرایندی که به دلیل امضای دستوری به نام Postal Reform I در سال ۱۹۸۹ میلادی اجرا گردید و باعث تحول در Deutsche Bundespost شد. این تغییرات مهم عبارت بودند از:شرکت پستی آلمانی بعد از اجرای دستور به ۳ سازمان تقسیم شد که پست‌بانک، فعالیت‌های پستی و مخابراتی را به‌طور مجزا بر عهده گرفتند.هیئت‌مدیره‌های مرتبط با نظارت در آژانس‌های دولتی انتخاب شدند.ارتباطات شرکت‌های نو با مشتریان از حالت قوانین عمومی به خصوصی تغییر کرد.شرکت پست آلمان شرقی به پست آلمان پیوست.از شرکت‌های دیگری که در اواخر قرن بيستم راه‌اندازی و بعدها به پست آلمان ملحق شدند می‌توان به Exel اشاره نمود.  در سال ۱۹۸۹ میلادی کنسرسیوم حمل‌ونقل ملی بریتانیا، شرکتی  به ‌نام Exel راه‌اندازی کرد تا بعدها آن را به یک شرکت جهانی درزمینه­ی لجستیک تبدیل کند.  کنسرسیوم حمل‌ونقل ملی بریتانیا بزرگ‌ترین سازمان حمل‌ونقل و لجستیک در بریتانیا به شمار می‌رفت و ساخت برند جدید، تصمیم مهمی در توسعه و گسترش فعالیت‌های آن‌ها بود. درهرحال، برند اکسل که بر توزیع و انبارداری مخصوص تولیدکننده‌ها و خرده‌فروش‌ها متمرکز است، در سال ۲۰۰۵ میلادی به‌عنوان یک زیرمجموعه به پست المان ملحق شد.در سال ۱۹۹۵ دولت آلمان تصمیم گرفت تا شرکت‌های تفکیک‌شده از پست آلمان را به‌صورت سهامی به سرمایه‌گذاران خصوصی واگذار کند. البته بخش مهمی از سهام در اختیار دولت  بود، اما شهروندان عادی نیز می‌توانستند سهام شرکت‌های پستی را خریداری کنند. همچنین سازمانی دولتی افتتاح شد تا نظارت بر سهام و اجرای نقش دولت را در سه شرکت مرتبط با پست را انجام دهد. این تغییرات با هدف خصوصی‌سازی صنعت پست در آلمان اعمال شدند. تغییراتی که رفته‌رفته شرکت پست آلمان را از سازمانی دولتی و ضرر ده، به شرکتی خصوصی و سودآور تبدیل می‌کرد.مقاله پیشنهادی:  معرفی مؤثرترین فوت و فن‌های افزایش بازدید استوری اینستاگرامدر واپسین سال‌های قرن بیستم میلادی شرکت پست آلمان علاوه بر تغییرات زیرساختی، تغییرات فنی را هم اعمال می‌کرد. مثلاً از بروزترین فناوری‌های لجستیکی در مراکز تحویل شرکت استفاده می‌کرد تا نامه و بسته‌ها با بالاترین سرعت در آلمان جابه‌جا شوند. تغییرات ساختاری در مراکز اصلی شرکت گست آلمان، سرعت توزیع مرسوله‌ها را روز به روز در آلمان افزایش می‌داد.در سال ۱۹۹۸ میلادی یکی از سرمایه‌گذاری مهم آلمانی‌ها در بهینه‌سازی سیستم توزیع مرسوله انجام شد. هدف از این سرمایه‌گذاری، مدرن سازی مراکز تحویل نامه بود که درنهایت به افتتاح ۸۳ مرکز محصول با تکنولوژی‌های روز انجامید. سطح بالای استاندارسازی و اتوماسیون در مراکز پستی، کیفیت و بهره‌وری را افزایش می‌داد. اتوماسیون سیستم پستی به‌صورتی انجام‌شده بود که در سال‌های پایانی دهه ۱۹۹۰، بیش از ۹۰ درصد مرسوله های پستی به کمک ماشین‌آلات دسته‌بندی می‌شدند. همچنین سرعت خدمات به‌گونه‌ای افزایش پیدا کرد که ۹۵ درصد از مرسوله‌ها تا ۲۴ ساعت بعد به مقصد تحویل داده می‌شدند.توسعه‌ی فعالیت‌های DLH و افزایش رقابتزمانی که شرکت آلمانی به توسعه‌ی فعالیت‌های خود فکر می‌کرد، شریک آینده آن یعنی شرکت آمریکایی در حال رقابت با فعالان حرفه‌ای بازار آمریکا بود. رقبای بزرگ DHL در دهه‌ی ۱۹۸۰، فدکس و یو پی اس بودند که شرایط را برای آن‌ها سخت می‌کردند. یکی از مهم‌ترین قراردادهای مهم آن زمان با هتل‌های زنجیره‌ای هیلتون ثبت گردید و طبق این قرار دارد، دی اچ ال متعهد به دریافت و تحویل نامه به ۴۹ هتل هیلتون شد. فرایند ارسال و دریافت نامه‌ها با بهره‌گیری از شبکه‌ی گسترده‌ی DHL به‌صورت جهانی و با سرعتی بالا انجام می‌گرفت.چالش‌های دی اچ ال در بازار ? فعالیت در بازار با چالش‌های مختلفی برای DHL همراه بود. آن‌ها باید قوانین کشورهای مختلف را می‌پذیرفتند و بر اساس آن فعالیت می‌کردند. در سال ۱۹۸۲ میلادی دولت فرانسه محدودیت‌های بزرگی برای شرکت آمریکایی ایجاد کرد و آن‌ها را از فعالیت در خارج از پاریس منع کرد. بااین‌حال شرکت آمریکایی علیرغم تمامی چالش‌ها، به نفوذ بیشتر خود در بازار ادامه می‌داد.بازار داخلی آمریکا هیچ‌وقت نقطه‌ی تمرکز مهمی برای DHL نود. آن‌ها علیرغم پیشرفت‌های زیاد در بازار بین‌المللی در واقع آمریکا را به فدکس و یو پی اس واگذار کرده بودند. البته ۹۷ درصد از شرکت‌های بزرگ آمریکا جزو مشتریان آن‌ها بودند، اما سهم کوچکی از بازار داخلی به دی اچ ال اختصاص داشت. مدیران شرکت برای افزایش سهم بازار، دو مرکز محل و نقل را در فرودگاه‌های سین سیناتی و سالت لیک سیتی افتتاح کردند. همچنین ۹ مرکز کوچک‌تر نیز در شهرهای بزرگ کشور راه‌اندازی کردند.تلاش برای افزایش نفوذ موازی در بازارهای داخلی و خارجی، به تأمین تجهیزات جدید در دی اچ ال نیازمند بود. آن‌ها سه فروند هواپیمای بوئینگ ۷۲۷ و هفت هواپیمای Learjet خریداری کردند تا سرعت تحویل بار در خطوط هوایی افزایش پیدا کند. همچنین تجهیزاتی جدید برای دسته‌بندی مرسوله به مراکز دی اچ ال اضافه شد.بعد از افتتاح مراکز توزیع در شهرهای بزرگ آمریکا، سرویس‌دهی یک روزه در شهرهای این کشور توسط دی اچ ال آغاز شد؛ اما شرکت هنوز فقط دو تا سه درصد از بازار داخلی را در اختیار داشت. هنوز بانک‌ها به‌عنوان مشتریان اصلی بانک‌ها بودند و بقیه مرسوله‌ها به قطعات کامپیوتری، تجهیزات جانبی ماشین‌آلات و کاغذ محدود بود.در سال ۱۹۸۹ میلادی، دی اچ ال تبدیل به هشتاد و چهارمین شرکت بزرگ ایالات‌متحده آمریکا تبدیل شد و با ۱۸ هزار کارمند، بالغ بر ۵۰ میلیون مرسوله جا به‌ جا می‌کرد. در آن زمان تعداد شرکت‌هایی که از خدمات DHL استفاده می‌کردند به ۱۸۴ عدد رسید بود.در سال ۱۹۹۰ با هدف جذب سرمایه، بخش‌های از کسب‌وکار جهانی دی اچ ال به شرکت‌هایی ژاپنی و آلمانی فروخته شد. در سال ۱۹۹۱ درآمد شرکت به ⅔ میلیارد دلار رسید و این شرکت در جایگاه پنجاه و نهمین شرکت آمریکایی قرار گرفت.سرمایه‌گذاری پست آلمان در DHLآلمانی‌ها با سیاست‌های خرید و ادغام و یا سرمایه‌گذاری، در صدد توسعه‌ی بین‌المللی فعالیت‌های پستی بودند. آن‌ها در سال ۱۹۹۸ میلادی ۲۵ درصد از سهام دی اچ ال را خریداری کردند. این خرید، یک همکاری استراتژیکی بین برترین شرکت پستی اروپا و رهبر بازار پستی جهان بود. پس از شروع همکاری با دی اچ ال، شرکت گست آلمان، برند Euro Express را برای فعالیت در زمینه­ی مذکور افتتاح کرد.در سال ۲۰۰۰ شرکت پست آلمان با نام کامل  Deutsche Post AG  سهام خود را به‌صورت عمومی عرضه کرد. در زمان افزایش سرمایه گاری های شرکت پست المان، دی اچ ال هم به توسعه‌ی بیشتر خود فکر می‌کرد. اولین برنامه، در همکاری با شرکت United States Postal Service  اجرا و تحویل ۴۸ ساعته ی مرسوله بین ۱۱ شهر آمریکایی و کشورهای اروپایی به خدمات شرکت دی اچ ال اضافه شد. همچنین ⅕ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری جدید برای خرید چهل فروند جت جهت تحویل کالا انجام شد.مقاله پیشنهادی:  وب ۳ چیست و چه کاربرد و آینده ای دارد؟خرید DHLدر سال ۲۰۰۰ میلادی همکاری شرکت آمریکایی و آلمانی در زمینه‌های مختلف افزایش پیدا کرد. در این زمان سهام بیشتری از دی اچ ال توسط آلمانی‌ها انجام گرفت. اولین افزایش سهام در سال ۲۰۰۲ به میزان ۵۰ درصد بود. نهایتاً سهام پست آلمان در دی اچ ال به ۷۵ درصد افزایش یافت. در ماه دسامبر همان سال سایر سهام DHL از سوی پست آلمان خریداری شد و این شرکت به‌طور کامل متعلق به آلمانی‌ها شد.سال‌های اخیر و وضعیت حاضر شرکت پست آلمان و DHLشرکت‌های پستی دنیا معمولاً در زمینه‌های مالی و بانکی نیز فعالیت‌هایی را انجام می‌دهند. از زیرمجموعه‌های مالی پست آلمان می توان به پست بانک اشاره کرد که در سال ۲۰۰۴ میلادی عرضه‌ی عمومی سهام خود را انجام داد. IPO پست‌بانک هم مثل شرکت مادر یعنی پست آلمان؛ در بازار بورس کشور رکوردهای جدیدی ثبت کرد.یکی از اقدامات مهم پست آلمان در اواسط دهه ۲۰۰۰ خرید برند اکسل بود. خرید اکسل به قیمت ۵/۵ میلیارد یورو انجام شد. در آن دوران ۱۱۱ هزار کارمند در ۱۳۵ کشور جهان برای برند اکسل کار می‌کردند.دی اچ ل در سال‌های اخیر با تمرکز بر بهبود فرایندهای مدیریتی و خدمات مشتری، تحقیقات و بررسی‌های زیادی انجام داده است. در نتیجه‌ی یکی از این تحقیقات، در سال ۲۰۰۵ یک بازبینی کلی  در طراحی فرم شرکتی کارمندان انجام و استانداردسازی در تمامی بخش‌ها انجام شد.نوآوری و توسعه از برنامه‌های با همین اکثر شرکت‌های بزرگ جهانی به شمار می‌رود. DHL هم مثل دیگر بازیگران تصمیم گرفت تا یک مرکز را به نوآوری اختصاص داده و صنعت لجستیک را توسعه‌ی بیشتری دهد. به همین علت مرکز نوآوری شرکت جدید در سال ۲۰۰۷ در حوالی شهر بن تأسیس شد. مسئولیت اصلی مرکز DHL، در طراحی و توسعه‌ی محصولاتی نوآورانه خلاصه می‌شود که با روندهای رو به رشد دنیای لجستیک همسو باشند.شرکت DHL در مرکز نوآورانه خود همکاری عمیقی با پیشگامان فناوری جهان مانند IBM، اینتل و SAP دارد. همچنین بخش‌های تحقیقات لجستیک دانشگاه‌های بزرگی مانند MIT نیز با مرکز نوآوری دی اچ ال همکاری دارد. شرکت آلمانی-آمریکایی نیز برای جدیدترین نوآوری و دستاوردهای خود در صنعت حمل‌ونقل در کنار مرکز نوآوری تأسیس کرده است.توسعه  و گسترش خدمات همواره در صدر اولین‌های دی اچ ال و پست آلمان قرار داشته است. در طی همین توسعه، هاب حمل‌ونقل هوایی دی اچ ال در سال ۲۰۰۸ افتتاح شد که یکی از بزرگ‌ترین مراکز جهانی در این حوزه به شمار می‌شود. منطقه‌ی لایپزیپ به دلیل موقعیت استراتژیک آن انتخاب شد. به‌عنوان‌مثال می‌توان به قابلیت پرواز شبانه، نزدیکی به موقعیت فرودگاه، پرسنل حرفه‌ای منطقه و زیرساخت‌های استراتژیک برای توسعه‌های آن در لجستیک ترکیبی هوایی، زمینی و ریلی اشاره نمود.سرمایه‌گذاری در فناوری‌های جدید، از رویکردهایی است که اکثر برندهای معتبر توجه ویژه‌ای به آن داشته‌اند. دی اچ ال برای گسترش فعالیت‌های خود یک برنامه‌ی سرمایه‌گذاری ۷۵۰ میلیون یورویی در سال ۲۰۱۱ اجرا کرد. در دورانی که تجارت الکترونیک به‌عنوان حوزه‌ای سودآور در جهان گسترش پیدا می‌کرد، دی اچ ال مدل‌های جدیدی از کسب‌وکار را آغاز کرد تا با روند موجود همسو باشد. از فعالیت‌های نوآورانه و مدرن می‌توان به همکاری با دانشگاه RWTH توسعه‌ی خودروی الکتریکی اشاره نمود.شرکت دی اچ ال و پست آلمان، در سال‌های اخیر فعالیت‌های با محوریت حمایت از محیط‌زیست، توسعه‌ی یادگیری و افزایش سیاست‌های خرید و ادغام برای توسعه‌ی فعالیت‌های جهانی را انجام داده است. در حال حاضر این شرکت حدود ۳۶۰ هزار کارمند در سراسر دنیا دارد و کن آلن به‌عنوان رئیس هیئت‌مدیره‌ی آن در حال فعالیت می‌باشد. به لحاظ آمارهای درآمدی، شرکت پست آلمان آمار دی اچ ال را به‌عنوان بخشی از گزارش خود اعلام می‌کند. آخرین آمار پست آلمان در سال ۲۰۱۸ میلادی فروشی ۶۱/۵۵ میلیارد یورویی را نمایش می‌دهد. برند DHL هم‌اینک در بین ۱۰۰ برند برتر اینتربرند قرار دارد.سخن پایانیدی اچ ال یکی از معروف‌ترین برندهای حمل‌ونقل با تمرکز بر فعالیت‌های بین‌المللی است. این شرکت یکی از برترین سیستم‌های حمل‌ونقل جهان است.دی اچ ال (DHL) با نام کامل Dalsey, Hillblom and Lynn یک شرکت آلمانی-آمریکایی فعال در صنعت حمل‌ونقل است. امروزه برند دی اچ ال به‌عنوان یک زیرمجموعه از شرکت لجستیکی آلمانی Deutsche Post DHL شناخته می‌شود که بعضی از زمینه‌های ویژه‌ی پستی مانند ارسال سریع بسته را مخصوصاً در مقاصد بین‌المللی (EMS) را پوشش می‌دهد. طبق آمارها، دی اچ ال سالانه به‌طور میانگین ⅓  میلیارد بسته در اقصا نقاط جهان جابه‌جا می‌کند.در این مقاله به بررسی و مرور تاریخچه‌ی DHL پرداختیم.از اینکه تا انتهای مقاله با ما همراه بوده‌اید از شما سپاس گذاریم. لطفاً تجربیات و نظرات خود را با آژانس دیجیتال مارکتینگ ای تی هما به اشتراک بگذارید.</description>
                <category>Ithoma Agency</category>
                <author>Ithoma Agency</author>
                <pubDate>Mon, 29 Aug 2022 15:12:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان برند پی پال</title>
                <link>https://virgool.io/@ithomaagency/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-%D9%BE%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D9%84-ihwcgp2rcuqr</link>
                <description>دیدگاه‌ خود را بنویسید / تمام مطالب، کسب و کارهای برتر / توسط رضا دلاوریپی پال (Paypal) یک برند آشنا در حوزه‌های پرداخت آنلاین جهان است. شرکت پی پل با بیش از ۳۰۰ میلیون کاربر در بیش از ۲۰۰ کشور دنیا و ۱۰ میلیارد پرداخت در سال با بهره‌گیری از ۱۰۰ ارز مختلف جهانی؛ به یک غول بزرگ در تجارت الکترونیک جهان مبدل شده است؛ علیرغم حضور رقبای بزرگی مانند ویزا، مسترکارت و غیره، این غول جایگاه خود را حفظ کرده است. در این مطلب می‌خواهیم شما را به سفر جذاب و هیجان‌انگیز تاریخچه‌ی این برند ببریم.شروع داستان ? در اواخر قرن ۲۰ میلادی، در ایالات‌متحده‌ی آمریکا استفاده از اینترنت رشد بسیار بالایی را تجربه کرده بود و بسیاری از کارآفرینان و سرمایه‌گذاران به‌سوی این جادو جذب شدند. در سال ۱۹۹۸ میلادی، دو جوان جسور به نام­های مکس لوچین و پیتر تیل، یک استارتاپ ملی تحت عنوان  کانفینیتی (Confinity) تأسیس کردند. این استارتاپ، یک واسط میان خریدار، فروشنده و بانک بود.در آن دوران، اگر فردی قصد خرید از سایت‌های خرده‌فروشی مانند ای بی (ebay)  داشت، باید رسید یا چک پرداخت را به‌وسیله‌ی پست به فروشنده ارسال می‌کرد، درنتیجه، زمان پرداخت وجه و دریافت محصول به‌شدت افزایش پیدا می‌کرد. کانفینیتی موفق شد راه‌حلی را برای این مشکل بزرگ پیدا کند و به‌این‌ترتیب رشد چشم‌گیری را در آن سال‌ها تجربه کرد. کسب‌وکارهای کوچک و تاجران آنلاین و مشتریان با سرعتی زیاد به این سیستم علاقه‌مند شدند و پرداخت­ها آغاز شد. این شرکت در همان سال‌های ابتدایی توانست سه میلیارد دلار پرداخت از ۱.۲ میلیون کاربر ثبت کند.ایلان ماسک وارد می‌شود!در سال ۱۹۹۹ میلادی، ایلان ماسک و تعدادی از نوابغ برنامه‌نویسی، سایت X.com را راه‌اندازی کردند. عمده‌ی تمرکز ایلان ماسک و هم‌تیمی­هایش بر سرعت تراکنش‌ها و تسویه‌ حساب‌ها بود. به‌علاوه، آن‌ها سیستمی پاداشی در سایت طراحی کرده بودند که به افرادی که به‌تازگی عضو سایت شده بودند ۲۰ دلار و به افراد معرفی کننده‌ی وب‌سایت به دیگران مبلع ۱۰ دلار هدیه می‌داد.X.com موفق شد در مدت‌زمان کوتاهی مخاطبان زیادی را به سایت خود جذب کند؛ اما مشکل همچنان پر برجا بود، مخاطبان به‌سادگی قادر نبودند به سایت اعتماد کنند، مخصوصاً پس از رسوایی‌هایی که برای این شرکت در مورد تراکنش‌های مشکوک و امنیت حساب‌ها پیش آمده بود. نهایتاً، ایلان ماسک شرکت خود را با استارتاپ اینفینیتی ادغام کرد تا به‌جای رقابت با همدیگر بر بهبود عملکردشان تمرکز کنند.تولد پی پالدر ماه اکتبر سال ۲۰۰۰ و پس از جلسات طولانی، نهایتاً دو استارتاپ با همدیگر ترکیب شدند و برای ترمیم برند، نام شرکت جدیدی را پی پال گذاشتند.استقبال از پی پال به حدی بود که در همان ماه‌های آغازین، تعداد کاربران به‌صورت روزانه رشدی ۱۰ درصدی را تجربه می‌کرد و تعداد کاربران در سال ۲۰۰۰ از یک‌میلیون نفر به پنج میلیون نفر رسید.پی پال در سال ۲۰۰۲ میلادی، به‌صورت عمومی در بورس نزدک (Nasdaq) عرضه شد. در عرضه‌ی اولیه‌ی پی پال، قیمت هر سهم، ۱۳ دلار تعیین گردیده بود؛ اما در همان سال، ارزش سهم پی پال بیش از ۵۰ درصد رشد کرد. این رشد موجب حیرت و شگفتی بسیاری از متخصصان و تحلیلگران شد و تمام چشم‌ها به سمت این استارتاپ دوخته شد.مقاله پیشنهادی:  خود انگیزشی چیست و چرا بدون آن موفق نمی‌شویم؟ای بی و پی پال ? رشد سرسام‌آور شرکت پی پال، شرکت‌های بزرگی را جذب این شرکت کرد. دراین‌بین، ای بی که سابقه‌ی همکاری خوبی با پی پال داشت؛ نهایتاً این استارتاپ را با مبلغ ۱.۵ میلیارد دلار خریداری کرد.این رویداد آن‌قدر مهم بود که بسیاری از افراد آن را مهم‌ترین پیوند بزرگ‌ترین فروشگاه حراجی آنلاین و بزرگ‌ترین سرویس‌دهنده خدمات مالی آنلاین دانستند.این همکاری را به‌سرعت به برترین سیستم پرداخت آنلاین در آمریکا و جهان مبدل کرد، به‌طوری‌که بیشتر از ۷۰ درصد خرید­های آنلاین جهان در ای بی با سیستم پی پال صورت می‌گرفت. پی پال در سال ۲۰۰۵ موفق شدن سیستم پرداخت وری ساین (Verisign) را برای افزایش امنیت تراکنش‌های مالی خریداری کند. در سال ۲۰۰۷ پی پال همکاری‌اش را با مستر کارت شروع کرد. نتیجه‌ی این همکاری این بود که کاربران می‌توانستند در وب‌سایت‌هایی پرداخت انجام دهند که مستقیماً پی پال را پشتیبانی نمی‌کردند. این دو رویداد، یک صعود بزرگ درآمدهای پی پال ایجاد کرد، به‌طوری‌که پی پال در پایان سال ۲۰۰۷ میلادی، ۱.۸ میلیارد دلار درآمد کسب نمود. پی پال تا سال ۲۰۱۱ دارای بیش از ۱۰۰ میلیون نفر کاربر در ۱۹۰ بازار و ۲۵ ارز مختلف داشت. یک سال بعد، یعنی در سال ۲۰۱۱ پی پال عنوان کرد که قصد دارد خدمات خود را برای خرید آفلاین و فروشگاهی نیز عرضه کند. در پایان سال ۲۰۱۲ حجم معاملات بر بستر پی پال به حدود ۱۴۵ میلیارد دلار رسید.جدایی پی پال از ایمیل با آغاز سال ۲۰۱۳ شایعه‌هایی مبنی بر اختلافات درون سازمانی مدیران پی پال و ای بی پخش شد. همچنین بحران‌ها و چالش‌های مدیریتی در پی پاد موجب شد، کارل ایکهان، یکی از سرمایه‌گذاران بزرگ پی پال، کمپینی برای جدایی پی پال از ای بی ایجاد کند. ایکهان بر این باور بود که ارزش پی پال بسیار بیشتر از ای بی است و اداره آن به دست ای بی موجب می‌شود که به ارزش واقعی خود در بازار سهام برسد. در سال ۲۰۱۴ ایکهان موفق شد و پی پال یک‌بار دیگر به‌عنوان سهام عمومی از ebay جدا شد. پی پال نیاز به زمان زیادی نداشته تا ثابت کند حدس ایکهان صحیح بوده است. در مدت‌زمان کوتاهی پس از جدایی از ای بی، این شرکت با رشد نزدیک به ۵۰ میلیارد دلاری ارزشی بالاتر از ebay کسب کرد. البته طبق قراردادی که طرفین قبل از جدایی‌شان منعقد کرده بودند، خدمات پی پال تا سال ۲۰۲۰ همچنان به روش قبل در انجام خواهد بود، اما بعد از اتمام این زمان، طرفین قرارداد باید مجدداً بر سر چگونگی ادامه همکاری با یکدیگر مذاکره کنند.مقاله پیشنهادی:  اهمیت داشتن وبلاگ در سایت چیست؟دوران پس از جدایی ? بعد از جدایی پی پال از این شرکت به دنبال سرتاپای موفق در حوزه مالی رفت و در این مدت موفق شد استارت‌های مانند xoom،venmo،Paydiant و modestرا خریداری کند و سرمایه‌گذاری‌های خود را بر تکنولوژی‌های پرداخت همتا به همتا و بلاک چین افزایش دهد تا بتواند در فناوری‌های نوظهور نیز خود را به اثبات برساند.با این که امروزه تولد استارتاپ­های مختلف درزمینهی فین‌تک و همچنین ظهور ارزهای دیجیتال، جایگاه پی پال کمی متزلزل شود و هر لحظه این امکان وجود دارد که این استارتاپ­ها جایگزین روش‌های پرداخت پی پال شوند. پشتیبانی مالی و سابقه طولانی در حوزه تبادلات مالی موجب می‌شود به‌سختی بتوانیم یک حکم قطعی درباره آینده پی پال به آن بدهیم، اما آنچه که فعلاً وجود دارد این است که پی پال با سرعت و با شتاب در حال پیشروی است.چالش‌ها و انتقاداتپی پال در مدت فعالیت خود اقدامات زیادی برای بستن یا مسدود کردن حساب‌های کاربران خود انجام داده است که تعدادی از آن‌ها موجب انتقادات شدیدی شده است و حتی برخی از آن‌ها نتایج غیر منتظری برای پی پال به همراه داشته است. در ادامه به‌مرور برخی از این اقدامات اشاره می‌کنیم:در سال ۲۰۰۳ میلادی، پی پال به‌صورت خودجوش، خدمات مالی خود به‌عنوان واسطه در قماربازی را متوقف کرد. پی پال در آن زمان بزرگ‌ترین خدمات دهنده آنلاین پرداخت برای شرکت‌های قمار آنلاین بود. البته در سال ۲۰۱۰ میلادی این خدمات دوباره از سر گرفته شد اما تنها به کشورهایی محدود شد که قماربازی در آن‌ها کاملاً آزاد بود و شرکت‌هایی که دستور غذایی برای فعالیت داشتند می‌توانستند از خدمات پی پال استفاده کنند.در سال ۲۰۱۳ پی پال حساب یکی از توسعه‌دهندگان بازی ماینکرافت را بدون هیچ توضیحی مسدود نمود.در سال ۲۰۱۰ مستر کارت، شریک تجاری پی پال، حساب‌های کمک مالی به ویکی لیکس را مسدود کرد، همچنین بعدازآنکه وزارت خارجه آمریکا فعالیت ویکی لیکس را قانون غیرقانونی قلمداد کرد. پی پال تمام حساب‌های کاربری این بنیاد را محدود و مسدود کرد. این اقدام خسارت زیادی به تأمین مالی ویکی‌لیکس زد که عمدتاً از طریق دونیت و کمک‌های خیرخواهانه انجام می‌شد. البته هکرهای هوادار ویکی لیکس هم با حمله‌ای هدفمند باعث متوقف شدن فرایند پی پال شدند.در سال ۲۰۱۳ یک دانش‌آموز ۱۷ ساله آلمانی متوجه خطا در یکی از سیستم‌های پی پال شد و آن را به پی پال اعلام کرد، اما پی پال از پرداخت پاداش به او خودداری کرد. مدیران پی پال مدعی شدند که قبل‌تر متوجه این خطا شده بودند.در سال ۲۰۱۳ پی پال کمک‌های مالی به یکی از پادکست‌ها و وب‌سایت‌ها را به جرم اشاعه تنفر و تبعیض نژادی در جامعه مسدود کرد. در سال ۲۰۱۴ پی پال حساب موسسه RosUznik که یک موسسه درزمینهٔ حقوق بشری بود را مسدود نمود.مقاله پیشنهادی:  هاست چیست؟مافیای پی پال ? اساساً زمانی که اسم مافیا را می‌شنویم، فیلم‌هایی مانند پدرخوانده یا صورت زخمی در ذهن ما تداعی می‌شود، اما باید بدانیم در دنیای تجارت نیز مافیا وجود دارد. البته داستان مافیای پی پال از نوع مافیایی نیست که به دنبال حذف رقیبان باشد. در حقیقت مافیای پی پال تعدادی از نخبه‌های تجارت و برنامه‌نویسی هستند که توانستند با کمک پی پال از بحران دات کام  که یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های قرن بیستم بود به‌سلامت عبور کنند و پس از آن رهبر بازار حوزه مبادلات مالی شوند، درصورتی‌که بسیاری از نوابغ برنامه‌نویسی که در زمان این رکود و بحران فعال بودند، هم‌اکنون به کارمندان کوچک تبدیل شدند اعضای مافیای پی پال عبارت‌اند از:پیتر تیل: بنیان‌گذار و مدیر اجرایی سابق پی پال که به او لقب «دُن» داده‌اند. پیتر تیل اکنون علاوه بر نوشتن کتاب‌های موفق در حوزه‌ی راه‌اندازی استارتاپ، در سرمایه‌گذاری هم بسیار موفق بوده و ثروتی افزون بر دو میلیارد دلار دارد؛ماکس لوچین: بنیان‌گذار و مدیر ارشد فناوری پی پال که بعدها در پایه‌گذاری وب‌سایت اسلاید (Slide) فعال بود؛ایلان ماسک: بعدها شرکت‌های بزرگی مانند تسلا و اسپیس ایکس و اوپن اَی آی (OpenAI) را راه‌اندازی کرد و رئیس شرکت سولارسیتی شد؛دیوید اوساکس: بعدها وب‌سایت یامر و جنی دات‌کام (Geni.com) را تأسیس کرد؛جاوید کریم، استیو چن و چاد هورلی: بعدها یوتیوب را افتتاح کردند. فیلم «من در باغ‌وحش هستم» را که جاوید در سال ۲۰۰۵ در یوتیوب بارگذاری کرد، به‌عنوان اولین ویدئو یوتیوب شناخته می‌شود؛رید‌هافمن: مدیر سابق اجرایی پی پال که بعدها لینکدین را تأسیس کرد؛ ? جو لنسدیل: به‌عنوان بنیان‌گذار استارت‌هایی مانند Palantir و Addepar و OpenGov شناخته می‌شود؛دیوید مک‌کلور: مدیر سابق بازاریابی پی پال که به مشاور سرمایه‌گذاری فوق‌العاده بر استارتاپ‌های نوپا تبدیل شده است؛جرمی استوپلمن: معاون اسبق فناوری پی پال که استارتاپ یلپ (Yelp) را تأسیس کرد؛ییشان وونگ: مدیر سابق مهندسی در پی پال که بعدها در فیس‌بوک کار کرد و مدیرعامل ردیت شد.سخن پایانیپی پال (Paypal) یک برند آشنا در حوزه‌های پرداخته‌ای آنلاین جهان است. شرکت پی پل با بیش از ۳۰۰ میلیون کاربر در بیش از ۲۰۰ کشور دنیا و ۱۰ میلیارد پرداخت در سال با بهره‌گیری از ۱۰۰ ارز مختلف جهانی؛ به یک غول بزرگ در تجارت الکترونیک جهان مبدل شده است؛ علیرغم حضور رقبای بزرگی مانند ویزا، مستر کارت و غیره، این غول جایگاه خود را حفظ کرده است.در این مقاله به بررسی و مرور سیر رشد و پیشرفت برند پی پال پرداختیم. از اینکه تا انتهای مقاله با آژانس دیجیتال مارکتینگ ای تی هما همراه بوده‌اید از شما تشکر می‌کنیم. لطفاً نظرات خود را در مورد مقاله با ما به اشتراک بگذارید.</description>
                <category>Ithoma Agency</category>
                <author>Ithoma Agency</author>
                <pubDate>Thu, 25 Aug 2022 11:29:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استراتژی اقیانوس آبی (Blue Ocean Strategy) چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@ithomaagency/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D8%A7%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%B3-%D8%A2%D8%A8%DB%8C-blue-ocean-strategy-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-ttfov0icm9ok</link>
                <description>آیا قصد دارید که کسب‌وکاری درآمدزا راه‌اندازی کنید اما راه و رسم آن را نمی‌دانید؟ یکی از بهترین روش‌ها برای راه‌اندازی کسب‌وکار، استراتژی اقیانوس آبی است. با بهره‌گیری از این استراتژی شما قادر خواهید بود محصولی متمایز و اقتصادی به بازار ارائه کنید و نبض بازار را در دست بگیرید. اگر می‌خواهید با این استراتژی آشنا شوید تا انتهای این مقاله با ما همراه شوید.دنیای امروز به کسانی تعلق دارد مه متمایز هستند و قصد دارند یک کسب‌وکار متفاوت و جدید راه‌اندازی کنید و به‌واسطه‌ی آن محصولی متمایز و متفاوت را به بازار عرضه کنند. استراتژی اقیانوس آبی یکی از معروف‌ترین و برترین روش‌های بازاریابی است که با بهره‌گیری از آن قادرید یک کسب‌وکار راه‌اندازی کنید و جامعه‌ی گسترده‌ای مخاطبان را به سمت خود بکشانید.در این مقاله قصد داریم به  استراتژی اقیانوس آبی (Blue Ocean Strategy)  بپردازیم و راهکار اجرای آن را برای شما تشریح کنیم. کسب‌وکارها برای رسیدن به اهداف خود به این استراتژی نیازمند هستند. دیگر تبلیغات پوچ و ارائه محصولات تکراری در بازار امروز کارایی ندارد. مشتریان از شما توقع دارند که حرفی جدید برای گفتن داشته باشید و محصولی متفاوت روانه‌ی بازار کنید. اگر قصد دارید با کسب‌وکار و محصول جدید خود مشتریان را شگفت‌زده کنید تا انتهای این مقاله با ما همراه باشید.استراتژی اقیانوس آبی چیست؟ ? تصور کنید که در ساحل یک‌دری‌ای آبی‌رنگ و آرام نشسته‌اید و در دوردست‌ها یک کشتی روی دریا است. فرض کنید که فقط یک کشتی بر این دریا وجود دارد و به ماهیگیری مشغول است. این کشیت در طول روز تعداد چشم‌گیری ماهی صید کی می‌کند. در روزهای بعد، کشتی‌های دیگری نیز می‌فهمند که این دریا ماهی‌های خوبی دارد و رفته‌رفته تعداد این کشتی‌ها زیاد می‌شود و درنتیجه، میان آن‌ها برای گرفتن سهم بیشتری از دریا، جنگ می‌شود و این جنگ باعث می‌شود که خون ریخته شود و آن دریای آبی آرام را به یک‌دری‌ای خونی و قرمز تبدیل کند. استراتژی اقیانوس آبی به همین دریای آبی اشاره می‌کند.استراتژی اقیانوس آبی (Blue Ocean Strategy) یکی از راه‌های بازاریابی است که با استفاده از آن قادر هستید به یک محیط کم رقابت وارد شوید و بیزینس خود را در آن محیط رشد و توسعه دهید. کتاب استراتژی اقیانوس آبی در سال 2005 میلادی چاپ شد. این کتاب حاصل کوشش‌ها و تجربیات بیست‌ساله دو فرد به نام های چان کیم و رنه مابورنیا است. کتاب استراتژی اقیانوس آبی به‌اندازه‌ای پرطرفدار و جذاب بود که این کتاب در سال 2006 به 41 زبان زنده دنیا ترجمه و منتشر شد.محورهای اصلی استراتژی اقیانوس آبیاگر بخواهیم  یک کلیت در مورد استراتژی اقیانوس آبی بگوییم، می‌توان گفت که این استراتژی نتیجه‌ی ترکیب دو استراتژی است.1- راهبرد تمایزدر این استراتژی، تفاوت و تمایز محصول و نوع کسب‌وکار اولویت اول است. کسب‌وکارهای زیادی به علت اقیانوس آبی در جهان، برند بوده‌اند اما بعد از مدتی اقیانوس قرمز شده و هم‌اکنون هیچ خبری از آن‌ها نیست. البته بعضی از آن‌ها با توجه به قرمز شدن اقیانوس، هنوز رهبر صنعت خود هستند. درهرصورت اگر قصد دارید از استراتژی اقیانوس آبی برای راه‌اندازی و بازاریابی کسب‌وکار استفاده کنید، باید راه و روشی نو خلق کنید. در حقیقت با این استراتژِی ما باید پتانسیل ایجاد تقاضایی را داشته باشیم که این تقاضا هیچ‌وقت وجود نداشته است اما نیاز به این تقاضا همیشه وجود داشت.2-  راهبرد کاهش هزینهراهبرد دوم در استفاده از استراتژی اقیانوس آبی، این است که تلاش کنیم مدیریت خوبی بر هزینه‌ها داشته باشیم تا قیمت خدمت یا محصول نهایی ما بیش‌ازحد بالا نباشد. اگر قیمت بالایی به مشتری بدهیم، این امکان وجود دارد که اشتیاق زیادی برای خرید از ما نشان ندهد. پس علاوه بر اینکه محصولی جدید و متفاوت به بازار عرضه می‌کنید باید همه تلاش خود را برای کاهش قیمت نهایی محصول معطوف کنید.ممکن است بعد از شما برندهایی متولد شوند و اگر بتوانند محصولات شما را به همان کیفیت و قیمت  تولید و به بازار ارائه کنند، مشتریان از آن‌ها استقبال می‌کنند و کسب‌وکار شما در این اقیانوس دچار شکست می‌شود.تا به اینجا در مورد اقیانوس آبی حرف زدیم و آن را به‌عنوان یکی از بهترین استراتژی‌های بازاریابی کسب‌وکارها معرفی کردیم اما مسئله این است که یافتن ایده‌های جدید و عرضه خوب آن در بازار، کار راحتی نیست. به همین دلیل هم در جهان امروز تمام کارآفرینان و مدیران کسب‌وکار دوست دارند کشتی کسب‌وکار خود را به اقیانوس قرمز وارد کنند. مقصود از اقیانوس قرمز، بازارهایی هستند که رقابت در آن بسیار زیاد است و همچنین این رقبا بسیار قوی و سرسخت هستند؛ اما اقیانوس آبی بازاری است که شما با ورود به آن رهبر بازار می‌شوید؛ چون رقیبی در آن بازار برای شما وجود ندارد.فرق بین اقیانوس آبی و قرمز ? اقیانوس، بسیار گسترده است. روزانه کشتی‌های زیادی در حال رفت‌وآمد در اقیانوس‌ها هستند اما اقیانوس به‌اندازه‌ای بزرگ است که این کشتی‌ها همدیگر را نمی‌بینند. اگر این کشتی‌ها در یک دریاچه قرار بگیرند، چه اتفاقی می‌افتد؟ رفت و آمد دشوار می‌شود هر فرد برای تأمین منافع خود احتمال دارد دیگری را کنار برند. این رقابت اگر شدید شود، در بین کشتی‌ها جنگ می‌شود و اقیانوس آبی به اقیانوس قرمز مبدل می‌شود. در حقیقت برای درک اقیانوس آبی، باید نسبت به اقیانوس قرمز شناخت خوبی کسب کنید.اقیانوس آبیهمان‌طور که گفتیم اقیانوس بسیار گسترده است و این شما هستید که باید فضای مورد نظر خود را انتخاب کنید. در استراتژی اقیانوس آبی شما باید به فضایی وارد شوید که در آن رقابتی وجود ندارد تا به این وسیله بتوانید بقا و رشد خود را تضمین کنید و همچنین قادر باشید بدون هیچ رقیب یا مزاحمی به مسیر خود ادامه دهید. شما می‌توانید به‌جای فعالیت در اقیانوس پر از جنگ، به اقیانوسی بروید که آرامش بیشتری حکم فرماست. در حقیقت اگر بخواهیم یک تعریف اساسی از اقیانوس آبی ارائه دهیم باید بگوییم:«بازاری برای یک محصول است که در آن هیچ رقابتی وجود ندارد و اگر هم رقابتی باشد، بسیار کم است.»اگر قصد دارید از این استراتژی استفاده کنید باید به دنبال کسب‌وکاری باشید که شرکت‌های زیادی در آن حوزه فعالیت ندارند و فشاری قیمتی در آن زمینه وجود ندارد. اگر کسب‌وکارهای دیگری به اقیانوس آبی شما وارد شدند و حس کردید که اقیانوس در حال قرمز و خونین شدن است، باید به جستجوی اقیانوس آبی دیگری بگردید یا اینکه تلاش کنید با استفاده از روش‌های بازاریابی و کاهش هزینه‌ها، مخاطبان را به‌سوی خود بکشانید.اقیانوس قرمزاگر بخواهیم تعریفی ساده از اقیانوس قرمز داشته باشیم باید بگوییم که مقصود از اقیانوس قرمز، تمامی بازارهایی است که امروزه در حال فعالیت اقتصادی هستند. در هر صنعت، برندها و شرکت‌های زیادی تلاش می‌کنند تا رقبای خود را پشت سر بگذارند و به پیشروی بازار تبدیل شوند. این جنگ و رقابت در بین صنعت‌ها انقدر زیاد است که کسی و کارها برای سبقت گرفتن خون همدیگر را می‌ریزند و به همین دلیل است که رنگ اقیانوس به رنگ قرمز درمیاید.بنیان اصلی اقیانوس قرمز، رقابت است. رقابت به‌اندازه‌ی شدید و نفس‌گیر است که کسب‌وکارها از ریختن خون همدیگر نیز دریغ نمی‌کنند و در صورت نیاز حتماً این کار را انجام می‌دهند. هر چه فضای بازار شلوغ‌تر می‌شود، رقابت هم ‌سخت‌تر می‌شود. به همین دلیل اگر به اقیانوس آبی وارد نشوید، نمی‌توانید ایده‌های نو و متفاوت خلق کنید. سعی کنید به صنایع و بازارهایی وارد شوید که رقابت در آن‌ها کمتر است و رنگ اقیانوسش زیاد قرمز نیست.در استراتژی اقیانوس قرمز، سهم بازار بسیار محدود است و کسب‌وکارها برای تسلط به بخش بزرگ‌تری از این سهم محدود، تلاش می‌کنند. زمانی که شرکت‌ها سعی می‌کنند که بخشی از این سهم را  بگیرند، در حقیقت ثروت موجود در بازار هم بین کسب و کارها تقسیم می‌شود. درنتیجه پس از ورود شما به بازار، سهم زیادی به شما نخواهد رسید. استراتژی اقیانوس آبی به شما کمک می‌کند که سهم زیادی از بازار را به خود اختصاص دهید.هرچه رقابت سخت‌تر می‌شود، چشم‌انداز سود و رشد با نزول روبرو می‌شود.مزایا و معایب استراتژی اقیانوس آبی ? استراتژی اقیانوس آبی مزیت‌های زیادی دارد. به همین دلیل هم اکثر کارآفرینان و صاحبان کسب‌وکار تلاش می‌کنند که این استراتژی را برای کسب‌وکار خود انتخاب کنند/ در ادامه به‌مرور چند مزیت مهم استراتژی اقیانوس آبی می‌پردازیم:1-  رهایی از رقابت با بقیه کسب‌وکارهااولین مزیت استراتژی اقیانوس آبی این است که در آن اثری از رقابت و جنگ نیست. در حقیقت با عرضه‌ی یک محصول یا خدمت جدید به بازار قادر خواهید بود از شر رقابت خلاص شوید و با خیالی راحت به فعالیت خود بپردازید. البته استراتژِی اقیانوس آبی به این سادگی هم نیست و نیاز به بازاریابی حرفه‌ای دارد. در حقیقت شما با استفاده از این روش در حال ساخت یک بازار عالی و حفاظت از آن هستید. یادتان باشد که به‌هیچ‌عنوان اجازه‌ی ورود رقبا را به میدان ندهید. تلاش کنید که همواره قیمت و کیفیت محصول یا خدمت خود را در بالاترین حالت ممکن نگه دارید.2- تولید یک محصول کاملاً متفاوت و جدیدیکی از مزیت‌های مهم این استراتژی این است که شما می‌توانید با کمک آن خود را از ساختارهای فعلی دور کنید و ساختاری جدید و متفاوت بر اساس تقاضا ایجاد کنید. هنگامی که شما به اقیانوس آبی وارد می‌شوید، قرار است محصولی جدید خلق کنید و یا به یک بازار جدید بروید. در این راه باید خلاقیت و نوآوری هم اتفاق بیفتد. اکثر کارآفرینان دوست دارند یک ساختار متفاوت و جدید بیافریند. در حقیقت آن‌ها به این اعتقاد رسیده‌اند که ساختارهای فعلی آن‌طور که باید، بازدهی ندارند و بهتر است شیوه و ساختاری جدیدی ارائه شود. بعضی از بیزینس ها هم به نوآوری روی می‌آورند و محصولاتی متفاوت و جدید به بازار ارائه می‌کنند.3-  ایجاد یک نیاز جدید و رفع آن به بهترین شکلزمانی که به یک اقیانوس قرمز وارد می‌شوید، نیاز اصلی از قبل وجود دارد و شما باید این نیاز را مانند بقیه رفع کنید. در حقیقت اصلاً خبری از نوآوری در محصول نیست. محصولی که شما باید ارائه دهید، امکان دارد کمی نوآوری داشته باشد اما در اساس، هیچ نوآوری خاصی در آن وجود ندارد. درصورتی‌که در اقیانوس آبی شما باید یک سیستم جدید بسازید. شما باید این هنر را داشته باشید که یک نیاز جدید را در مخاطبان ایجاد کنید یا یک نیاز نهفته را در او بیدار کنید. بعدازاینکه نیاز ایجاد یا بیدار شد، شما باید به بهترین شکل ممکن، پاسخی به آن نیاز بدهید. یکی از ارزشمندترین اهداف یک کسب‌وکار رفع نیازهای انسان است. استراتژی اقیانوس آبی برای رسیدن به این هدف بسیار مؤثر است. البته ایجاد یک نیاز و سپس ارائه پاسخ بر آن نیاز کار راحتی نیست و به خلاقیت و نوآوری زیادی احتیاج دارد.4-  ترکیب نوآوری با قیمتاساس استراتژی اقیانوس آبی، ارائه محصول نوآورانه و جدید با بهترین قیمت است. اگر شما یک محصول جدید می‌سازید و قصد دارید آن را به‌صورت انبوه به فروش برسانید، نباید قیمت آن را بسیار بالا ببرید. شاید هم‌اکنون رقیبی نداشته باشید اما اطمینان داشته باشید که خیلی سریع رقبا از راه می‌رسند و اگر محصول را با قیمتی پایین‌تر از شما به بازار ارائه کنند، شما دچار شکست خواهید شد. پس به قیمت توجه زیادی داشته باشید. مبنای این استراتژی، نوآوری در ارزش است. اگر قصد دارید برندتان ماندگار شود، به‌هیچ‌وجه از بی‌رقیبی، سو استفاده نکنید!5- ایجاد فرصت‌های جدید و بهتریکی دیگر از مزیت‌های بهره‌مندی از اقیانوس آبی این است که در کنار محصول یا خدمت‌های تولیدی شما، محصولات و خدمات جانبی زیادی ایجاد می‌شود. در حقیقت وقتی‌که شما یک نیاز را در بازار ایجاد می‌کند، نیازهای دیگری هم در کنار این نیاز ایجاد می‌شود و شما باید این نیازها را هم رفع کنید. اگر شما این کار را نکنید|، کسب‌وکارهای دیگری به اقیانوس وارد می‌شوند.اساساً در کنار محصول جدیدی که شما تولید می‌کنید، فرصت‌های جدیدی هم ایجاد خواهد شد. این شما هستید که باید از این فرصت‌ها، نهایت بهره را ببرید.معایب استراتژی اقیانوس آبی ? استراتژی اقیانوس آبی دارای معایبی هم است که به دلیل همین عیب‌ها، بسیاری از کسب‌وکارها رغبتی برای اجرای این استراتژی از خود نشان نمی‌دهند و تمایل دارند به جنگ و خونریزی اقیانوس قرمز بپردازند. در ادامه مقاله به بررسی چند مورد از نقاط ضعف این استراتژی می‌پردازیم:1- دشوار بودن نوآوری و ساخت محصول جدیداولین نقطه‌ی ضعفی که می‌توان برای اقیانوس آبی بیان کرد، سختی نوآوری و ساخت یک محصول جدید است. ما باید محصولات زیادی را مورد تحلیل و بررسی قرار دهیم. سپس ببینیم که این محصولات دارای چه مزایا و معایبی است. پس‌ازآن محصولی جدید را بسازیم که مزایای محصول را داشته باشد و از  طرفی معایب آن را نداشته باشد. بعضی کسب‌وکارها یک نیاز جدید در مخاطبان ایجاد می‌کنند و سپس برای آن نیاز یک محصول متفاوت و جدید عرضه می‌کنند. این کار دشواری است  و به تلاش و کوشش شبانه‌روزی نیازمند است.2- دشوار بودن شناسایی بازارهای جدید و ایجاد نیاز جدیدبعضی از صاحبان کسب‌وکارهای جدید معتقد هستند که مردم نیازهایی دارند که درون آن‌ها نهفته است و فقط کافی است که ما این نیازها را بیدار کنیم و سپس بهترین راهکار را برای رفع این نیاز ارائه کنیم. یکی از معایب استراتژی اقیانوس آبی، سخت بودن شناسایی نیاز و بیداری آن در مخاطب است. همچنین پس از بیداری نیاز باید پاسخی مناسب به نیاز بدهیم و همین مسئله کار را سخت‌تر می‌کند. درصورتی‌که در اقیانوس قرمز همه‌چیز آماده است و فقط باید سعی کنید با ارائه محصول متفاوت و خوش قیمت، نظر مخاطب را به خود جلب کنید.3-  احتمال عدم پذیرش محصول شما از سمت مشتریانبرخی مواقع شما نیاز را به‌صورت صحیح، تشخیص می‌دهید و مشتری هم قبول می‌کند که چنین نیازی دارد اما زمانی که محصول را تولید و به عرضه می‌کنید، مشتری به این نتیجه می‌رسد که این محصول برای او نامناسب است و ترجیح می‌دهد که روش‌ها و محصولات دیگری برای رفع نیازهایش استفاده کند. به همین علت ممکن است چند بار شکست بخورید تا نهایتاً پیروز شوید. پس اگر قصد دارید از استراتژی اقیانوس آبی استفاده کنید، باید خود را برای شکست آماده کنید. وارد شدن به بازار از طریق استراتژی اقیانوس آبی اصلاً کار راحتی نیست و به صبر و حوصله نیاز دارد. ممکن است سطح محصولات از سطح آگاهی مشتریان بیشتر باشد و به همین دلیل، مشتری ترجیح دهد که فعلاً از آن استفاده نکند.4-  مشکل در تأمین نیروی انسانی متخصصیکی دیگر از مسائلی که در این روش وجود دارد، عدم وجود نیروی انسانی متخصص و توانمند است. شما در استراتژی اقیانوس آبی قرار است یک محصول جدید به بازار ارائه دهید. پس فردی هنوز آن را تولید نکرده است و هیچ نیروی انسانی متخصصی هم این تجربه را ندارد. البته برای این کار می‌توانید از متخصصان صنعت خود استفاده کنید اما بی‌تردید این کار کمک جندانی به شما نمی‌کند و این شما هستید که باید دست‌به‌کار شوید و روش تولید را به نیروی خود آموزش دهید. مکن است محصولات اولیه با مسائل زیادی روبرو شود و خطاهای زیادی ایجاد شود و این احتمال وجود دارد که این خطاها، اعتبار شما را نزد مشتری خدشه‌دار کند.اساساً اجرای استراتژی اقیانوس آبی به صبر، مقاومت و اعتماد به نفس نیازمند است. همچنین این امکان وجود دارد که بعد از اینکه یک اقیانوس آبی برای خود مهیا کردید، کوسه‌های کسب‌وکارهای دیگر به اقیانوس شما وارد شوند و جنگی تمام‌عیار اتفاق بیفتد و در نتیجه اقیانوس آبی و آرام شما هم‌خونی شود؛ بنابراین این استراتژی، سختی‌های زیادی را به دنبال دارد اما به موفقیت آن می‌ارزد.چند نکته و فاکتور مهم برای موفقیت در استراتژی اقیانوس آبیاگر تمایل دارید از استراتژی اقیانوس آبی در کسب‌وکار خود بهره‌مند شوید، باید به چند نکته و فاکتور اساسی توجه کنید. این فاکتورها به شما کمک می‌کند که احتمال شکست خود را به شدت کاهش دهید و بتوانید از حضور خود در اقیانوس آبی کمال استفاده را ببرید.1-  همیشه بر پایه آمار و تجزیه‌وتحلیل حرکت کنیدهمان‌طور که گفتیم، اساس استراتژی اقیانوس آبی، اطلاعات و تجزیه‌وتحلیل است. شما باید بتوانید بازار خود را بر اساس اطلاعات تجزیه‌وتحلیل کنید. اگر می‌خواهید از این استراتژی استفاده کنید باید پتانسیل و توانایی تحقیق و استفاده از تخصص متخصصان را داشته باشید. اگر شما از تجزیه‌وتحلیل استفاده نکنید، به احتمال قوی منابع مالی و زمان زیادی را به هدر خواهید دارد.2-   دو فاکتور قیمت و تمایز را به‌صورت هم‌زمان جلو ببریداگر متوجه می‌شوید که یک نیاز در بازار وجود دارد و شما پتانسیل این را دارید که به آن نیاز پاسخ بدهید، قطعاً باید یک کسب‌وکار جدید بسازید و سپس بر پاسخ بر این نیاز کار کنید اما باید یادتان باشد که این تمایز با بقیه کسب‌وکارها، به عرضه یک محصول گران‌قیمت حتم نشود. در حقیقت هم باید متمایز و تفاوت باشید و هم محصولاتی با قیمت خوب به بازار روانه کنید.3- همواره آمادگی حضور رقبا را در بازار خود داشته باشید.همه‌ی اقیانوس‌های قرمز، یک روز آبی و زیبا بوده‌اند اما بعد از مدتی با حضور رقبای قوی به خون کشیده شده‌اند. شما هم باید آگاه باشید که اقیانوسی که پیداکرده‌اید، قرار نیست همیشه آبی بماند و دیر یا زود خونین خواهد شد. پس از بی‌رقیب بودن کمال استفاده را ببرید و همچنین خود را برای حضور رقبا آماده کنید و بدانید که اگر قیمت و کیفیت مناسبی به مشتریان ندهید، سهم خود از بازار را از دست خواهید داد4- برای تحقق اهداف خود برنامه‌ریزی کنیدنکته‌ی مهمی که در موفقیت در استراتژی اقیانوس آبی باید در نظر داشته باشید این است که باید با برنامه‌ریزی در مسیر اهداف خود قدم بردارید. به‌هیچ‌وجه بدون برنامه نباشید و یادتان باشد که هیچ هدفی بدون برنامه، محقق نمی‌شود. یک فرآیند قدم‌به‌قدم برای رسیدن به اهداف خود ایجاد کنید و ایمان داشته باشید که به اهداف خود دست پیدا می‌کنید.5- هیچ زمان رشد و توسعه را فراموش نکنیدیکی دیگر از نکات مهمی که در اجرای استراتژی اقیانوس آبی باید به آن توجه داشته باشید این است که زمانی که محصول متفاوت و متمایز خود را تولید کردید، بازی تمام نمی‌شود و مسیر ادامه دارد. باید به فکر بهبود و رشد محصول خود باشید. کسب‌وکارهایی که توسعه و بهبود را فراموش می‌کنند|، با مشکلات زیادی روبرو می‌شوند، از رقیب‌های خود عقب می‌مانند و درنتیجه سهم خود را از بازار از دست می‌دهند.چگونه استراتژی اقیانوس آبی را در کسب‌وکار خود پیاده کنیم؟ ? اگر قصد دارید استراتژی اقیانوس آبی را در کسب‌وکار خود پیاده‌سازی کنید، باید شش‌قدم مهم را بردارید. در ادامه به این قدم‌ها اشاره شده است:قدم اول: به چالش کشیدن مرزهای بازاردر قدم اول باید مرزهای بازار را بازبینی و بازسازی کنید. در این قدم، کسب‌وکار فعلی خود را بررسی کنید  و چارچوب‌ها و ساختارهای آن را به چالش بکشید.قدم دوم: بررسی شرایط بازار و جهت‌گیری کسب‌وکاردر این قدم باید یک چشم‌انداز کلی برای خود ترسیم کنید و از قید آمار و ارقام رها شوید. در این قدم باید به بررسی شرایط بازار و جهت‌گیری کسب‌وکار خود بپردازید.قدم سوم: بررسی نیازهای مخاطبان در آیندهدر این قدم باید از تقاضای فعلی مشتریان فراتر روید و بررسی کنید که در آینده ممکن است چه نیازهایی داشته باشدقدم چهارم: بررسی خدمات و محصولاتدر این قدم از خود بپرسید که چرا مشتری باید محصول من را به محصول رقبایم ترجیح دهید؟ آیا قیمت محصول من مناسب است؟ موانع بر سر راه موفقیت من چیست؟قدم پنجم: رفع موانع و مخالفت‌های سازمانیدر این قدم باید مشکلات سازمانی را حل کنید. مدیران زیادی در یک سازمان دارای تفکراتی مخالف هستند، شما باید بتوانید آن را متقاعد کنید و موانع سازمانی را از بین ببرید.قدم ششم: اجرای استراتژی با هماهنگی با اعضای تیمدر این قدم نوبت اجرای استراتژی است. در ابتدا یک فضای اعتمادبخش در مجموعه بسازید تا همه تیم آماده اجرای استراتژی باشند.استراتژی اقیانوس آبی؛ راهی برای موفقیت در سریع‌ترین زمان ممکندر جهان امروز، استراتژی‌های زیادی برای راه‌اندازی و رشد کسب‌وکارها وجود دارد. یکی از کارآمدترین و بهترین روش‌ها برای بازاریابی و راه‌اندازی کسب‌وکار، استراتژی اقیانوس آبی است و به شما این امکان را می‌دهد تا با ارائه محصولات متمایز باقیمت خوب، سود بالاتری را داشته باشید و قادر باشید به سادگی به رهبر بازار خود تبدیل شوید.سخن پایانییکی از بهترین روش‌ها برای راه‌اندازی کسب‌وکار، استراتژی اقیانوس آبی است. با بهره‌گیری از این استراتژی شما قادر خواهید بود محصولی متمایز و اقتصادی به بازار ارائه کنید و نبض بازار را در دست بگیرید. دنیای امروز به کسانی تعلق دارد مه متمایز هستند و قصد دارند یک کسب‌وکار متفاوت و جدید راه‌اندازی کنند و به‌واسطه‌ی آن محصولی متمایز و متفاوت را به بازار عرضه کنند. استراتژی اقیانوس آبی یکی از معروف‌ترین و برترین روش‌های بازاریابی است که با بهره‌گیری از آن قادرید یک کسب‌وکار راه‌اندازی کنید و جامعه‌ی گسترده‌ای مخاطبان را به سمت خود بکشانید.در این مقابله بررسی استراتژی اقیانوس آبی پرداختیم، مزایا و معایب آن را برای شما بازگو کردیم و روش پیاده‌سازی آن را تشریح کردیم.از اینکه تا انتهای مقاله با ما همراه بوده‌اید از شما سپاس گذاریم. لطفاً تجربیات و نظرات خود را با آژانس دیجیتال مارکتینگ ای تی هما به اشتراک بگذارید.</description>
                <category>Ithoma Agency</category>
                <author>Ithoma Agency</author>
                <pubDate>Tue, 23 Aug 2022 14:53:43 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان برند پاناسونیک؛ غول الکترونیکی</title>
                <link>https://virgool.io/@ithomaagency/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%B3%D9%88%D9%86%DB%8C%DA%A9-%D8%BA%D9%88%D9%84-%D8%A7%D9%84%DA%A9%D8%AA%D8%B1%D9%88%D9%86%DB%8C%DA%A9%DB%8C-j7qrxdt21ran</link>
                <description>دیدگاه‌ خود را بنویسید / تمام مطالب / توسط رضا دلاوری ? پاناسونیک (Panasonic Corporation) شرکتی بین‌المللی ژاپنی است که سال‌ها درزمینه­ الکترونیک مشغول فعالیت است.این شرکت تا سال ۲۰۰۸ با عنوان Matsushita Electric Industrial در حال فعالیت بود و محصولات‌ خود را به بازار عرضه می‌کرد. در تاریخ ۱۰ ژانویه‌ی سال ۲۰۰۸، این شرکت اعلام کرد که نام رسمی برندش را به Panasonic Corporation تغییر خواهد داد. سرانجام در روز ‌۱۰ اکتبر همان سال نام این شرکت تغییر کرد.شرکت پاناسونیک طی تاریخ صدساله‌اش،  برندهای زیادی را پوشش داده است و نهایتاً تمامی محصولات خود را با برند پاناسونیک به بازار عرضه کرده است.محصولات پاناسونیک مانند رقیبانش یعنی هیتاچی، سونی و دیگر برندهای محصولات الکترونیکی، طیف گسترده‌ای دارد. این گستردگی به صورتی است که پاناسونیک از تجهیزات ریز الکترونیکی مانند نیمه‌هادی‌ها تا تجهیزات سرگرمی هواپیمایی را تولید می‌کند.این شرکت توسط کونوسوکه ماتسوشیتا تأسیس شد. ماتسوشیتا که برخی از رسانه‌ها به آن لقب  «خدای مدیریت» ‌‌‌‌داده‌اند، بعد از راه‌اندازی شرکت در سال ۱۹۱۸، فعالیت خود را به‌عنوان مدیر تا سال ۱۹۶۱ ادامه داد. او در همین سال جای خود را به دامادش داد و تا سال ۱۹۷۱ به‌عنوان مشاور در شرکت فعالیت داشت. ماتسوشیتا در سال ۱۹۸۹ بر اثر سرطان ریه از دنیا رفت.شرکت پاناسونیک در حال حاضر توسط کازوشیرو تسوگا مدیریت می‌شود و از خانواده ماتسوشیتا، ماسایوکی ماتسوشیتا در سمت معاون اول در شرکت مشغول به فعالیت است.  طبق آخرین گزارش‌ها در سال ۲۰۱۷، درآمد این شرکت چیزی در حدود ۷۰ میلیارد دلار اعلام‌شده است.تاریخچه‌ی تأسیس ? کونوسوکه ماتسوشیتا به علت شرایط بد اقتصادی ژاپن در اوایل قرن بیستم، از سن ۹ سالگی وارد بازار کار شد. او علاوه بر کار در فروشگاه دوچرخه، در کنار کار، به تحصیل نیز می‌پرداخت. رئیس او از همان دوران کودکی متوجه اشتیاق و علاقه‌ی ماتسوشیتا به کار و تجارت شد. بعد از مدتی که موتورها و دوچرخه‌ها به خیابان‌های ژاپن وارد شدند. ماتسوشیتا تصمیم گرفت شغل خود را تغییر دهد.کونوسوکه وقتی‌که ۱۵ ساله بود در شرکت تجهیزات الکتریکی و روشنایی اوزاکا استخدام شد. او اشتیاق زیادی به کار داشت و با نشان دادن توانایی‌های خود، توانست بازرس شرکت شود.ذهن ماتسوشیتا همیشه در حال ایده پردازی بود. او یک سرپیچ لامپ ساخت و مدعی بود که عملکرد بهینه‌ای دارد. البته رئیس او پیشنهاد توسعه‌ی محصول او را قبول نکرد و ماتسوشیتا مجبور شد از شغلش استعفا دهد تا برای رسیدن به رؤیاهایش تلاش کند.در سال ۱۹۱۷ او با همسر و برادر همسرش، کارگاه تولیدی و فروشگاه خود را در اوزاکا راه‌اندازی کرد. بعد از مدتی نمونه‌های کامل سرپیچ‌های لامپ ساخته شدند اما در بازار از این محصولات استقبال خوبی انجام نشد. شرایط سخت روزهای اول شرکت موجب شد تا آن‌ها برای تأمین هزینه‌های زندگی، بعضی از دارایی‌های خود را به فروش برسانند.بعد از مدتی، ماتسوشیتا که اعتبار خوبی در بین فعالان صنایع الکتریکی داشت، از کارخانه‌ای در ژاپن، سفارش تولید صفحات عایق دریافت کرد. او با همکارانش با تمام توان کار کردند تا این سفارش را به بهترین نحو ممکن انجام بدهند و تا بتوانند سرمایه خوبی برای تولید انبوه ایده‌های خود تأمین کنند.پاناسونیک به‌صورت رسمی در ۱۷ مارس سال ۱۹۱۸ تحت نام  Matsushita Electric Housewares Manufacturing Works شروع به کار کرد. هدف ماتسوشیتا از راه‌اندازی این شرکت، تولید تجهیزات برای کارخانه‌های دیگر و همچنین ساخت محصولات نوآورانه بود. ماتسوشیتا ایده‌های خود را حین تولید تجهیزات برای دیگران بررسی می‌کرد. ماتسوشیتا در سال اول فقط سه کارمند داشت؛ اما تا انتهای سال ۱۹۱۸ میلادی و رشد شرکت، تعداد کارمندان به ۳۰ نفر رسید. اولین محصول این شرکت، سرپیچ دوقلو و سرپیچ بهینه‌شده توسط خود کونوسه بود.شرکت ماتسوشیتا در  آغاز فعالیت خود با تولید محصولاتی باکیفیت‌تر و مقرون‌به‌صرفه ­تر توانست سهم خوبی را در بازار تجهیزات الکترونیکی تصاحب کند. بعد از مدتی، رقبای ماتسوشیتا قیمت‌های خود را کاهش دادند و به‌این‌ترتیب کونوسوکه را در شرایط سختی قراردادند. البته او با ارتباط مؤثری که با فروشندگان برقرار کرد، توانست از این چالش‌ها عبور کند.بعد از جنگ جهانی اول، صنعت ژاپن دوران خوبی را سپری می‌کرد. کارخانه‌ها با قدرت به فعالیت خود مشغول بودند و یافتن نیروی کار مناسب بسیار سخت بود. ماتسوشیتا هم کارکنان خود را به‌سختی حفظ می‌کرد و هرروز نگران ترک کردن کارکنانش بود.مقاله پیشنهادی:  نرخ بازگشت سرمایه یا ROI چیست؟بعد از گذشت زمان کوتاهی و با آغاز دوران رکود اقتصادی در ژاپن، شرکت‌های زیادی در این کشور دچار ورشکستگی شدند؛ اما شرکت ماتسوشیتا که مدیری با انگیزه داشت، به قدرت به فعالیت خود ادامه می‌داد. آن‌ها در آغاز قرن بیستم یک انجمن کارگری به نام Hoichi kai باهدف دوستی بیشتر میان کارکنان تأسیس کردند. این انجمن، زیرساخت مستحکمی برای فرهنگ‌سازی سازمانی صحیح شرکت ماتسوشیتا بود.گسترش فعالیت ? علیرغم رکود اقتصادی در ژاپن، ماتسوشیتا به کار خود ادامه می‌داد. در سل ۱۹۲۰ میلادی، کونوسوکه یک لوگوی برای شرکت طراحی کرد و به سمت برند شدن حرکتش را آغاز نمود. آن‌ها بعد از مدتی یک دفتر در توکیو اجاره کردند تا کار خود را در دیگر شهرهای ژاپن نیز توسعه دهند. افزایش تقاضا برای محصولات تولیدی ماتسوشیتا به حدی سریع بود که کونوسه مجبور شد منزل کناری کارگاه و یک زمین ۲۳۰ مترمکعبی را برای گسترش واحد تولید اجاره کند.افزایش تولیدات شرکت موجب جذب کارگران بیشتری شد و تعداد این کارگران و کارمندان تا سال ۱۹۲۲ میلادی ۵۰ نفر بود. نهایتاً تنها در عرض ۴ سال بعد از افتتاح، ماتسوشیتا به شرکتی مستقل با کارخانه‌ای مختص به خودش تبدیل شد.محصول انقلابی ماتسوشیتا که توسط بنیان‌گذار متفکرش طرحی شده بود، لامپ مجهز به باتری Excel برای دوچرخه‌ها بود که بعد مدتی فروش بالایی را برای شرکت رقم زد.یکی از برندهایی که توسط ماتسوشیتا در شرکت ثبت شد، ناسیونال (National)  بود. کلمه‌ی ناسیونال به معنای «ملی» می‌توانست یک شعار ارزشی برای محصولات شرکت باشد. تولید محصولاتی مانند اتوی برقی و گرمکن برقی حضور ماتسوشیتا را در بازار تثبیت کردند.رویکرد مدیریتی و ارتباطی کونوسوکه در سال‌های اولیه راه‌اندازی شرکت بسیار مؤثر و هوشمندانه بود و از آن می‌توان به‌عنوان درس‌هایی در دوران فعلی کسب‌وکار بهره‌مند شد.در شرایطی که ژاپن با حوادث مختلف و بحران‌های اقتصادی درگیر بود. ماتسوشیتا با چاپ نشریات داخل سازمانی، تعامل با کارگران خود را حفظ کرد و همچنین آموزش‌های لازم را در اختیار آن‌ها قرار داد.ماتسوشیتا در سال‌های رکورد ژاپن، رسالت خود در قبال جامعه را انجام می‌داد و بر این باور بود که محصولات باید به صورتی باشید که اعتماد مردم را جلب و حفظ کند. این شرکت حتی در دوران بحران مالی هم نیرویی را تعدیل نکرد و فقط با کاهش تولید، سعی در حفظ تمام کارکنان خود داشت.یکی از محبوب‌ترین محصولات شرکت ماتسوشیتا در دهه ۱۹۴۰، رادیوی ماتسوشیتا بود آن‌ها بعد از گسترش شبکه‌ی رادیویی ژاپن در سال‌های ۱۹۲۵ تا ۱۹۳۹ تصمیم گرفتند رادیویی باکیفیت و مقرون‌به‌صرفه را تولید و به بازار عرضه کنند. تتوجیرو ناکائو، مغز متفکر ماتسوشیتا، یک رادیوی حرفه‌ای و ارزان طراحی کرد، این رادیو مورد استقبال بالایی قرار گرفت.ورود به صنایع جدید ? با توسعه‌ی شرکت و احداث کارخانه‌های جدید در شهرهای ژاپن، کونوسوکه تصمیم گرفت تا ساختار مدیریتی شرکت را منسجم و منظم‌تر تدوین کند. او با نشستهای مختلف با بقیه مدیران و همچنین تدوین قوانین اولیه، ساختاری منسجم به شرکت خود داد. یکی از اساسی‌ترین اصول مورد تأکید کونوسوکه، مسئولیت‌پذیری و تعهد شخصی مدیران به جایگاه شغلی بود. او به بحث آموزش کارکنان توجه زیادی داشت و در سال ۱۹۳۴ اولین موسسه‌ی آموزشی ماتسوشیتا را راه‌اندازی کرد.تحقیقات جدی شرکت بر موتورهای الکتریک در سال ۱۹۳۳ شروع شد. در آن دوران تقریباً تنها لوازم‌خانگی که به موتور احتیاج داشت، پنکه بود. کونوسوکه پیش‌بینی می‌کرد که به‌زودی استفاده از موتور در لوازم‌خانگی رواج پیدا خواهد کرد. به همین علت او زیرمجموعه‌ی طراحی و تولید موتور شرکتش را راه‌اندازی و اولین محصول این مجموعه را در سال ۱۹۳۴ روانه‌ی بازار کرد. رشد بعدی شرکت، شرکت‌های زیرمجموعه‌ی تولید خشک و لامپ تحت برند ناسیونال بود.در دهه‌ی ۱۹۴۰، تولید تلویزیون و بهینه سازی فناوری برای آن به‌شدت افزایش‌یافته بود. کنجیرو تاکایاناگی یکی از معروف­ترین مهندسان ژاپن بود که در سال ۱۹۳۵ موفق به تولید نمونه‌های اولیه ای برای تبدیل شدن به تلویزیون شد. ماتسوشیتا با شنیدن خبر پیشرفت‌های این مهندس، تیمی را مهندسان تحقیق و توسعه‌ی خود را به آموختن فناوری جدید راغب کرد. در سال ۱۹۳۹ این تیم توانست اولین نمونه‌ی گیرنده‌ی تلویزیونی خود را بسازد. این تولید، یک حرکت انقلابی در مسیر رشد و توسعه شرکت بود.از سال ۱۹۴۱ گسترش جنگ جهانی در منطقه‌ی اقیانوس آرام آغاز شد و نه تنها شرکت ماتسوشیتا، بلکه تمام صنعت ژاپن را با مشکلات سختی روبرو کرد. آن‌ها نیروی انسانی زیادی را از دست دادند و برای تأمین منابع اولیه به مشکلات جدی روبرو شدند؛ اما کونوسوکه در این دوران نیز به بهترین نحو ممکن شرکت را مدیریت کرد و با اخذ تصمیم‌های حمایتی توانست از این بحران سربلند بیرون بیاید. البته این بحران تا بعد از پایان جنگ هم ادامه داشت. شرکت ماتسوشیتا بسیاری از دارایی‌های خود را در خلال جنگ از دست داد و برای تأمین سرمایه و دارایی، مجبور به تولید محصولاتی غیر مرتبط با صنعت خود مانند چرخ و خانه‌های چوبی شد.مقاله پیشنهادی:  اهمیت جایگاه شناسی بر ذهن مخاطبکونوسوکه بعد از جنگ تصمیم گرفت مجدداً سیاست‌های شرکت را بازنگری کند و بازارهای بزرگ‌تر بین‌المللی را در چشم‌انداز خود قرار دهد. او در سال ۱۹۵۱ یک سفر سه‌ماهه به ایالات‌متحده‌ی آمریکا داشت و با تحلیل بازار آنجا، به این درک رسید که مسیری طولانی برای رقابت با بزرگ‌ترین اقتصادهای غرب دارد. او در همان سال یک بار دیگر به آمریکا رفت و سپس از اروپا بازدید کرد. بعد از بازگشت، یک ایده در ذهن او بسیار قوت گرفت، او باید خیلی سریع با یک شرکت بین المللی همکاری می‌کرد.محصول انقلابی ماتسوشیتا در آن سال‌ها، ماشین لباسشویی بود که با ایده‌ی کونوسوکه تولید شد. بعد از مدتی، شرکتی که امروز آن را به نام پاناسونیک می‌شناسیم، قرارداد همکاری بزرگی با یکی از شرکت‌های دیگر یعنی فیلیپس امضا کرد و این اولین همکاری پاناسونیک با شرکت‌های جهانی بود. این قرارداد بزرگ باعث تولید مشترک و اشتراک گذاری تجربیات فنی این دو شرکت شد.در سال ۱۹۵۳ تلویزیون به‌صورت جدی به زندگی مردم راه یافت و شرکت پاناسونیک هم از این اتفاق بزرگ بی‌نصیب نماند. تلویزیون ۱۷K-۵۳۱ با برند ناسیونال در شرکت تولید شد و توانست توجه زیادی را به خود جلب کند. بازاریابی این تلویزیون بسیار جالب بود. اتوبوس‌های اختصاصی پاناسونیک در خیابان‌ها حرکت می‌کردند و تلویزیون‌های ناسیونال را برای مردم به نمایش می‌گذاشتند.در سال ۱۹۵۳ محصول دیگری توسط پاناسونیک به بازار عرضه شد. این محصول یخچال مدل NR-۳۵۱ با برند ناسیونال بود. فرایند طراحی و ساخت این محصول در آن زمان بسیار پیچیده و سخت بود و وظیفه آن بر عهده مرکز تحقیق و توسعه‌ی ماتسوشیتا بود. رفته‌رفته محصولاتی مانند ضبط صوت، پلوپز خودکار و تهویه هوای خانگی با برند ناسیونال تولید و روانه‌ی بازار شدند. این رشد و توسعه نشانگر هدف بزرگ مدیران این شرکت برای تسلط بر بازار لوازم‌خانگی بود.بازارهای بین‌المللیشروع دهه‌ی ۱۹۷۰ با تلاش جدی ماتسوشیتا برای ورود به بازارهای جهانی مصادف بود. این شرکت در ابتدا زیرمجموعه‌ای را در آمریکا افتتاح کردند و برند پاناسونیک باهدف تولید تلویزیون در ایالات‌متحده و اروپا ایجاد شد. سپس، ماتسوشیتا به‌سرعت تأسیس کارخانه در کشورهای دیگر جهان را آغاز کرد. ویتنام، پاکستان و اروگوئه اولین میزبان‌های پاناسونیک بودند. البته اولین کارخانه مهم خارجی در تایلند باهدف تولید باتری بود. تا سال ۱۹۶۷ میلادی، کارخانه‌های پاناسونیک بسیار گسترش پیداکرده بودند و در کشورهای کاستاریکا، پرو، مکزیک، پورتوریکو، تانزانیا، استرالیا و فیلیپین حضور داشتند. در سال ۱۹۶۱ کونوسوکه ماتسوشیتا از سمت مدیریت شرکت استعفا داد و جای خود را به دامادش، ماساهارو ماتسوشیتا داد.در آن سال‌ها تقاضا برای تجهیزات الکتریکی رو به رشد بود. پاناسونیک هم سعی کرد به بازار تجهیزات صنعتی ورود کند و از خلاقیت و نوآوری تیم‌های تحقیق و توسعه‌ی خود در این قسمت‌ها بهره‌مند شود. در نتیجه آن‌ها موفق به تولید محصولات متنوعی مانند تجهیزات جوشکاری، آسیاب کاغذ، تجهیزات  ساخت صوت و تصویر و همچنین لوازم‌خانگی پیشرفته‌ای مانند مایکروفر شدند.بازارهای  مدرن الکترونیکی ? با شروع دهه ۱۹۸۰ میلادی، تجهیزات الکترونیکی مدرن به‌طور گسترده‌ای به زندگی مردم وارد شد. پاناسونیک هم از قافله عقب نماند و محصولات متنوعی از دستگاه ضبط و پخش نوارهای ویدئویی تا رادیوهای شخصی را تولید کرد و آن‌ها در سال ۱۹۸۲ اولین دستگاه پخش سی دی خود را به نام SL-P۱۰ را در نمایشگاه‌های توکیو و برلین به معرض نمایش  گذاشتند و موجب تحسین همگان شدند. این دستگاه با قابلیت­های ویژه خود توانست دوره‌ی جدیدی از صنعت ضبط و پخش محتوای چندرسانه‌ای را کلید بزند.محصول بعدی پاناسونیک، دوربین فیلم‌برداری VHs بود که با نام NV-M۱ و با برند ناسیونال بود که در سال ۱۹۸۵ طراحی و تولید شد. این محصول در مقایسه با محصولات رقبا سبک‌تر و پیشرفته‌تر بود و به‌سادگی صدا و فیلم را در نوارهای VHS ضبط و ذخیره می‌کرد.مقاله پیشنهادی:  برند کارفرمایی چیست و چگونه برند کارفرمائی خود را بسازیم؟در سال ۱۹۸۷ میلادی، شرکت پاناسونیک قراردادی مهم با دولت چین منعقد کردند و اولین شرکت و کارخانه‌ی خود را در این شرکت راه‌اندازی کردند. این کارخانه باهدف تولید تجهیزات CRT تلویزیون احداث شد و قدمی بزرگ در جهانی‌تر شدن پاناسونیک و برندهای زیرمجموعه‌اش بود. وارد شدن پاناسونیک به بازارهای خاورمیانه در همان سال جدی‌تر شد و مراکز تولیدی و نمایندگی‌های شرکت در کشورهای این منطقه افتتاح شدند.کونوسوکه ماتسوشیتا، بنیان‌گذار اسطوره‌ای پاناسونیک، در ۲۷ آوریل سال ۱۹۸۹ از دنیا رفت. او که در سال‌های قبل، سمت خود را به بقیه واگذار کرده بود، در سال‌های آخر فقط به‌عنوان مشاور در پاناسونیک مشغول به کار بود. مرگکونوسوکه ماتسوشیتا یک اتفاق تاریخی بود و شخصیت های بزرگی از روسای  جمهور کشورهای مختلف تا شخصیت‌های مشهور دنیای فناوری از آن ابراز تأسف کردند. تانی، مدیر وقت آن دوران پاناسونیک، با روحیه­ بخشی به کارمندان به آن‌ها اعلام کرد که باید با تمام توان مسیر کونوسوکه را ادامه دهند. همسر کونوسوکه هم در که در طول سال‌های رشد شرکت به‌عنوان حمایتگر اصلی او شناخته می‌شد در سال ۱۹۹۳ وفات یافت.واپسین سال‌های قرن بیستم وقتی بود که نرم‌افزارها رفت رفته به بازار الکترونیک راه پیدا می‌کردند. پاناسونیک با همکاری با ادغام شرکت MCA به‌عنوان یک زیرمجموعه‌ی جدید، به‌صورت جدی به این بازار وارد شد و نهایتاً در سال ۱۹۹۰ موفق شد اولین نوت بوک خود را روانه بازار کند. ورود به بازار تلفن همراه نیز در همین سال‌ها ب وقوع پیوست و اولین گوشی تلفن همراه پاناسونیک با نام NOVA P در سال ۱۹۹۱ تولید شد. دستگاه پخش دی‌وی‌دی، تلفن‌های همراه پیشرفت و تلویزیون‌های پلاسما، از دیگر محصولاتی بودند که تا قبل از پایان قرن بیستم توسط پاناسونیک روانه بازار شدند.قرن ۲۱؛ ادغام بزرگبا آغاز قرن بیست و یکم میلادی، تعداد شرکت‌های فعال در بازارهای مشترک پاناسونیک رشد می‌کرد و این شرکت در تمامی حوزه‌های مرتبط رقبایی سرسخت داشت. آن‌ها برندها و شرکت‌های زیرمجموعه را تحت برندی یکتا تجمیع کردند و در سال ۲۰۰۸، نام شرکت را به‌صورت رسمی به پاناسونیک تغییر یافت.همکاری‌های مهم و بزرگ پاناسونیک در سال ۲۰۱۴ و با حضور یکی از پیشگامان شرکت‌های دنیای فناوری یعنی تسلا موتورز انجام گرفت. این دو شرکت برای ساخت کارخانه‌ی تولید باتری، قراردادی را امضا کردند. هزینه‌ی احداث این کارخانه بالغ بر ۵ میلیارد دلار اعلام‌شده و ۶۵۰۰ نفر  در آن مشغول به کار خواهند شد. این کارخانه می‌تواند هزینه‌های تولید باتری برای تسلا را تا ۳۰ درصد کاهش دهد.از قراردادهای همکاری مهم پاناسونیک می‌توان به همکاری با شهر دنور در سال ۲۰۱۶ اشاره کرد. آن‌ها تصمیم دارند با اجرای تکنولوژی‌های پیشرفته، شهر دنور را به یک شهر هوشمند آمریکا تبدیل کنند.برند پاناسونیک در حال حاضر حدود ۲۶۰ هزار کارمند در سرتاسر دنیا دارد. طبق آخرین آمارهای ارائه‌شده، درآمد شرکت پاناسونیک  حدود ۷۰ میلیارد دلار گزارش‌شده است.زیر مجموعه‌های اصلی پاناسونیک شامل لوازم‌خانگی، سیستم‌های هوشمند سازی اتومبیل، تجهیزات تفریحی پرواز، فناوری‌های ارتباطی، تجهیزات الکترونیکی می‌شود.سخن پایانیپاناسونیک (Panasonic Corporation) شرکتی بین‌المللی ژاپنی است که سال‌ها درزمینهٔ ی الکترونیک مشغول فعالیت است.این شرکت تا سال ۲۰۰۸ با عنوان Matsushita Electric Industrial در حال فعالیت بود و محصولات‌ خود را به بازار می‌کرد. در تاریخ ۱۰ ژانویه‌ی سال ۲۰۰۸، این شرکت اعلام کرد که نام رسمی برندش را به Panasonic Corporation تغییر خواهد داد. سرانجام در روز ‌۱۰ اکتبر همان سال نام این شرکت تغییر کرد.شرکت پاناسونیک طی تاریخ صدساله‌اش،  برندهای زیادی را پوشش داده است و نهایتاً تمامی محصولات خود را با برند پاناسونیک به بازار عرضه کرده است.محصولات پاناسونیک مانند رقیبانش یعنی هیتاچی، سونی و دیگر برندهای محصولات الکترونیکی، طیف گسترده‌ای دارد. این گستردگی به صورتی است که پاناسونیک از تجهیزات ریز الکترونیکی مانند نیمه‌هادی‌ها تا تجهیزات سرگرمی هواپیمایی را تولید می‌کند.در این مقاله به بررسی و مرور تاریخچه‌ی برند پاناسونیک پرداختیم.از اینکه تا انتهای مقاله با ما همراه بوده‌اید از شما سپاس گذاریم. لطفاً تجربیات و نظرات خود را با آژانس دیجیتال مارکتینگ ای تی هما به اشتراک بگذارید.</description>
                <category>Ithoma Agency</category>
                <author>Ithoma Agency</author>
                <pubDate>Sun, 14 Aug 2022 16:15:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه کتاب دیوانگان ثروت ساز</title>
                <link>https://virgool.io/@ithomaagency/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D8%B2-cssatoxsktb8</link>
                <description>کتاب «دیوانگان ثروت ساز» یک راهنمای زندگی در عصر جدید است. عصر جدید، دورانی عجیب است، انگار به یک قرن قبل برگشته‌ایم، به زمانی که در آن از استخدام های زیاد و جامعه ی کارمند خبری نبود. مسئولیت زندگی به طور کامل بر دوش خودمان بود و ما باید گلیم زندگی را از آب بیرون میکشیدیم. در این عصر ما باید مانند پدران پدربزرگمان زندگی کنیم که در آن صورت، هر فرد یک کارفرما و کارآفرین بود و وظیفه تأمین امنیت‌های خود و خانواده را به عهده داشت.فناوری و تکنولوژی باز ما را به آن عصر برده است و ما را از عصر صنعتی دور کرده است. بااین‌حال فقط افرادی طعم موفقیت را خواهند چشید که تکنیک‌ها و فنون زندگی در عصر جدید را بدانند و به اجرا در بیاورند.نویسنده کتاب اثر مرکب، دارن هاردی این دفعه در کتاب خود که در سال ۲۰۱۵ به رشته‌ی تحریر در آمد، این فنون زندگی در عصر جدید را با هوشمندی و در قالب یک راه پر فراز و نشیب و با استفاده از داستان‌های واقعی و مهیج به ما نشان داده است.چه یک کارمند باشید چه یک کارآفرین، کتاب «دیوانگان ثروت ساز» یک راهنمای خوب برای شما در زندگی حرفه‌ای‌تان است. شما مسافر این عصر هستید و این کتاب یک راهنمای سفر قدرتمند برای شماست.در این مقاله خلاصه‌ای از کتاب «دیوانگان ثروت ساز» را به شما همراهان عزیز تقدیم می‌کنیم. پس با ما همراه باشید.مقدمهدرگذشته این امکان وجود نداشت که یک انسان معمولی متوسط بدون امتیاز خاص، تحصیلات عالیه، ثروت و یا ارتباطات، موقعیت‌های فراوان مالی و اقتصادی را داشته باشید اما هم‌اینک این شدنی است.اولین قدم قطار وحشت کارآفرینی همین لحظه است و این یک انتخاب است، انتخابی کاملاً آگاهانه که توسط شما انجام می‌گیرد.واقعیت این است که همه‌ی ما قادر هستیم کارآفرین شویم، این کتاب، آموزش رانندگی قطار سریع‌السیر کارآفرینی است.فصل اول: عشقی که نیاز استاولین و مهم‌ترین فاکتور در ساخت و موقعیت یک کسب‌وکار این است که عاشق باشید. اگر عشقی نباشد، چیزی به دست نمی‌آورید!اگر دیوانه‌وار عاشق کسب‌وکارتان نباشید، تسلیم می‌شوید و موفق نخواهید شد. قبل از هر چیز شما باید به کسب‌وکارتان علاقه‌مند باشید.علاقه و عشق چیزی نیست که آن را کسب یا کشف کنید، علاقه و اشتیاق از قبل در وجودتان جاری است.علت مبارزه خود را پیدا کنیدیکی از باشکوه‌ترین روزهای زندگی شما زمانی است که دلیل مبارزه کردنتان را درک می‌کنید. هنگامی که به خود می‌گویید «خسته شدم، دیگه کافیه» و شروع به مبارزه می‌کنید.شما را می‌خواهم با این سؤال به چالش بکشانم:«برای چه چیز حاضرید مبارزه کنید؟»هر روز دلیل اصلی تحریک قلبتان را پیدا کنید تا بتوانید عمیق‌تر و سخت‌تر به مبارزه خود ادامه دهید.دیوید فاستر (David Foster) نویسنده‌ی معروف آمریکایی می‌گوید:«اگر در صبح یک روز تعطیل دوست دارید جایی به جز محل کارتان باشید؛ پس به احتمال زیاد کار نامناسبی را دارید و یا اصلاً دید خوبی به آن کار ندارید»از خودتان این سؤال را بپرسید: صبح روزهای تعطیل کجایید؟قطار سریع‌السیر وحشت در انتظار شماست!واقعیت این است که کارآفرینی سخت است و راه‌اندازی یک کسب‌وکار شما را به‌شدت به چالش می‌کشاند.همه استعداد دارند، اما برای کسب توانایی و مهارت باید سخت کار کنیدآیا می‌خواهید ۱۰ هزار ساعت زمان روی کارتان بگذارید؟ می‌خواهید با سخت‌کوشی بر کار خود متمرکزتر شوید؟ به کار خود توجهی عمیق‌تری داشته باشید و کار خود را منظم‌تر و با جدیت بیشتری نسبت به بقیه انجام دهید؟برای رسیدن به پیروزی در قطار وحشت کارآفرینی شما نیازمند این موارد هستید. اگر شما دارای این خصوصیات هستید به شما تبریک می‌گوییم. قد شما برای سوارشدن بر این قطار استاندارد است.می‌خواهیم سوار بر قطار حرکت کنیم!شما یک دیوانه هستید! درست دیده‌اید! یک دیوانه. ناراحت نشوید این یک تحسین برای شما است.فصل دوم: کمربند ایمنیاجازه بدهید «دیوانه» را تعریف کنیم:«دیوانه شخصی است که نسبت به موضوع یا مبحث خاصی علاقه‌ای غیرعادی و وسواسی زیاد دارد.»مردم عادی به انتخاب‌های کارآفرینی دیوانه‌ها ایراد می‌گیرند. آن‌ها شما را دیوانه می‌خوانند و این خیلی خوب است.خبر خوب این است که برای ملحق شدن به دیوانه‌ها، لزومی ندارد که از نفس‌های خودتان آتش بیرون بریزید و یا شمشیر قورت بدهید.مقاله پیشنهادی:  تولید محتوا چیست و چطور با تولید محتوا کسب درآمد کنیم؟خبر بد اینکه در اوایل، دیوانه بودن می‌تواند تا حدود زیادی دردناک باشد.یکی از مهم‌ترین مواردی که با آن روبرو می‌شوید و دردناک است، مقابله کردن مردم با شماست. مردم به دو دلیل با شما به مقابله می‌پردازند:۱- شما موجب می‌شوید که آن‌ها بد به نظر برسندزمانی که شما می‌خواهید از این شرایط رها شوید، مردم هم باید اهمیت کار را انجام دهند که شما انجام می‌دهید اما آن‌ها دچار ترس هستند، پس شما را مورد تمسخر قرار می‌دهند و تمام تلاششان را می‌کنند تا کاری کنند که شما تسلیم شوید.۲- مردم به‌اندازه‌ی شما با شهامت نیستندمردم نمی‌توانند امنیت یک کار کارمندی و مزایای ضعیفش را رها کنند. آن‌ها به دلیل شجاعتتان شما را اذیت نمی‌کنند، بلکه خودشان را به علت ترسو بودن مورد سرزنش قرار می‌دهند.دیوانگان همیشه موفق می‌شوند چون آن‌ها تنها وارثان زمین هستند.با استفاده از این ۵ استراتژی ماهیت دیوانه‌تان را بپذیرید.به دوست داشته شدن توسط مردم وابسته نباشیداگر به‌اندازه‌ای که می‌خواهید هنوز به موفقیت نرسیده‌اید شاید به این دلیل است که می‌گویید «نکند مردم از شما بدشان بیاید».واقعیت این است که اگر همه‌ی انسان‌های اطرافتان از شما راضی هستند و شما را دوست دارند باید بدانید که کار بزرگی را انجام نداده‌اید.زمانی که تصمیم می‌گیرید مانند بقیه نباشید آن‌ها هم دیگر شما را دوست نخواهند داشت!کمیک و طنز باشیداگر به راه و رویای خود ایمان دارید، اجازه ندهید خنده‌ها و انگشت‌های اشاره‌ای که به سمت شما نشانه رفته، باعث ترستان شود.نگاهی به لیست زیر بیندازید این افراد کسانی بوده‌اند که مورد تمسخر بقیه قرارگرفته‌اند:مارتین لوتر کینگ، ریچارد برانسون، بن هوگان، برادران رایت، استیو جابز، آلبرت انیشیتن، آبراهام لینکن،  محمدعلی کلی، بیل گیتس و…زمان آن فرا رسیده تا خنده‌ی دیگران را با آغوش باز پذیرا باشیم، اگر هیچ فرد شما را مسخره نمی‌کند و نمی خندد، بنابراین شما هنوز به راه خود ایمان ندارید و یا می‌ترسید که ایده‌ی خود را به دنیا مطرح کنید.تعریفی صحیح از موفقیت داشته باشیدبسیاری از ما زمان زیادی از زندگی را پی موفقیت می‌رویم اما آیا به‌اندازه‌ی کافی برای درک و تعریف صحیح موفقیت وقت گذاشته‌ایم؟متأسفانه اغلب افراد این تعریف را از موفقیت ندارند. برای درک صحیح نسبت به تعریف موفقیت بهتر است از خودتان سؤالات زیر را بپرسید:موفقیت برای من چه مفهومی دارد؟چه چیز مرا واقعاً خوشحال و خرسند می‌کند؟چه مواقعی احساس رضایت بالایی دارم؟حساسات خود را کنترل کنیدنظرات غیر کارشناسی بقیه چقدر برای شما مهم است؟ وقتی شما قادر باشید احساسات خود را مدیریت و کنترل کنید یعنی آن نظرات مهم نیستند. کنترل احساسات موجب رفع اضطراب، ترس و نگرانی می‌شود و علاوه بر تأثیر آرامش‌بخش بر اعصاب، بر کسب‌وکار شما نیز تأثیر مطلوب عمیقی دارد.دوره‌ی نقاهت را کاهش دهیدشما قرار است در قطار وحشت کارآفرینی خیلی چیزها را تجربه کنید. عقب‌نشینی، شکست، یاس و موانع دیگر. تمام این موارد الزامی و بعضاً دردناک هستند اما دردشان هم مشکل بزرگی را به وجود نمی‌آورد. شما بارها و بارها شکست خواهید خورد اما تفاوت در این است که چقدر زمان می‌برد تا به حالت قبل بازگردید.فصل سوم: به موتور سوخت‌رسانی کنیدتنها عامل مهمی که تعیین‌کننده‌ی موفقیت و یا شکست کسب‌وکار شماست، فروش است.درواقع ۱۰ درصد از موفقیت نهایی یک محصول به کیفیتش و ۹۰ درصدش به بازاریابی و فروش آن محصول بستگی دارد.پس شفاف‌تر ببینید. شما نیازمند هیچ غول چراغ جادویی نیستید. این دنیا واقعی است و بازاریابی و فروش در آن فرمانروایی می‌کند.آن شخصی که توانایی آن را دارد که یک مشتری را جذب کند، نگه دارد و روز به روز مشتریان خود را افزایش دهد، فردی است که بیشتر از بقیه سود می‌کند.شما از لحظه‌ای که در صبح روز کاری لپ‌تاپ خود را روشن می‌کنید تا زمانی که به خانه برمی‌گردید باید به فکر فروش باشید و هرگز نباید از این موضوع فرار کنید.فروش فقط به فروش کالا یا خدمت محدود نمی‌شود! فروش ایده‌هایتان، فروش نگرشتان و …مقاله پیشنهادی:  بازاریابی داده‌ محور چیست؟همه‌ی داستان یک کسب‌وکار با فروش شروع می‌شود، همه‌چیز با فروش حفظ و همه‌چیز با فروش به پایان می‌رسد.در مسیر کارآفرینی هیچ امنیتی وجود ندارد، تنها بیمه‌ی شما در این است که چیزی را به فروش برسانید.تا چیزی را به فروش نرسانید کسب‌وکاری نخواهید داشت.همه‌ی انسان‌ها مشغول فروش هستند. وقتی‌که کسی می‌گوید که «من فروشنده نیستم» باید در ابتدا کمی بخندم و آن فرد شروع می‌کند تا دلایلش را برای اثبات اینکه که چرا فروشنده نیستند را به من می‌فروشد!خودتان را فریب ندهید همه فروشنده هستند؛ بنابراین بر عضله‌ی فروش خود بیشتر کار کنید تا قوی‌تر شود.فصل چهارم: پر کردن صندلی‌های خالییکی از مرسوم‌ترین و سریع‌ترین راه‌های از مسیر خارج کردن قطار سریع‌السیر کارآفرینی و فرستادن آن به ته دره، این است که نیروهای نامناسبی را استخدام و بر روی آن‌ها سرمایه‌گذاری کنید. استیو جابز یک جمله‌ی معروف دارد که می‌گوید: «تنها راه تسلط بر صنعتتان و اثرگذاری بر جهان این است که بیاموزید چطور استخدام کنید، انسان‌ها را نگهدارید و برترین‌ها را از میان بااستعدادها گزینش  کنید.»اصلاً مهم نیست که شما کیستید و یا کسب‌وکارتان چقدر بزرگ است. یافتن کارکنان کامل برای پیوستن به شما در این مسیر، کار ساده‌ای نیست و متأسفانه کار دشواری برای کارآفرینان است.وقتی می‌خواهید صندلی‌های قطار کسب‌وکار خود را پر کنید، بهتر است بهترین‌ها را انتخاب کنید در غیر این صورت در این قطار حالت تهوع می‌گیرید.درواقع کارمندان درجه‌یک و عالی، مشتریان درجه‌یک را جذب می‌کنند و کارمندان درجه‌دو، درجه سه‌ها را جذب می‌کنند!کسب‌وکار شما فقط با سود و زیان و ترازنامه مالی معنا نمی‌شود. کسب‌وکار با انسان‌ها معنا می‌شوند نه با فرایند، تاکتیک و استراتژی و …زمانی که می‌خواهید افراد را استخدام کنید به دنبال چه خصوصیاتی هستید؟ کارمندی با اشتیاق می‌خواهید؟ شجاع؟ منظم؟ متعهد؟صادقانه یک لیست از ویژگی‌هایی که می‌خواهید کارمند شما داشته باشد تهیه کنید. اگر نمی‌دانید چه می‌خواهید، بی‌تردید نمی‌توانید آن را پیدا کنید.قانون استادانه برای استخدام:بدانید چه می‌خواهید:به دنبال کسانی باشید که نسبت به شما برتر باشند. کسانی که دارای وقار شخصیتی و نظم هستند. کسانی که عاشق کارتان  باشند و کسب‌وکارتان را مال خود بدانند.بدانید چه می‌خواهندافراد عالی به دنبال چیزهای دیگری هستند:عالی‌ها دوست دارند با عالی‌ها کار کنند.عالی‌ها تمایل دارند بخشی از جیزی عالی باشند، آن‌ها کاری را دوست دارند که آن‌ها را به هیجان بیاورد و موجب رضایتشان شود.عالی‌ها فقط به دنبال موقعیتی برای پیشرفت هستند و به‌شدت به صعود و رسیدن به اهداف نیاز دارند.عالی‌ها دوست دارند در سازمان‌هایی کار کنند که برای رشد کارکنانش سرمایه‌گذاری می‌کنند.عالی‌ها در ازای کار عالی خود، انتظار دریافت پول خوبی دارند.حالا که عالی‌ها یا درجه‌یک‌ها را استخدام کردید بر صندلی اول قطار با خیال راحت بنشینید، زمان رهبری کردن شما فرا رسیده است.فصل پنجم:  سواری در صندلی جلوشما به‌عنوان مدیر، مهم‌ترین چیزی را که باید مدیریت کنید، خودتان هستید. توانایی مدیریت شما بیشترین تأثیر را در چگونگی تحقق اهداف  تجاری‌تان دارد. این مدیریت درواقع همان عاملی است که مشخص می‌کند که آیا قادرید این قطار را به یک موشک مبدل کنید یا خیر؟شما در نقش رهبر یک کسب‌وکار، مسئول همه‌چیز هستید، زمان خود را صرف پیدا کردن مقصر یا سرزنش کردن نکنید.۴ اصل رهبران عالی را بشناسید و به آن‌ها عمل کنیدرهبران کسب‌وکار، سرعت  را مشخص می‌کنند:مردم با سرعتی که دوست دارند پیشروی نمی‌کنند، بلکه با سرعت رهبرشان هماهنگ هستند و حرکت می‌کنند، رهبران سرعت را تعیین می‌کنند.اگر قصد دارید که یک رهبری مؤثر داشته  باشید راهی ندارید جز اینکه همان تغییری که می‌خواهید در بقیه ببینید را در خود ایجاد کنید.افراد تیم شما، به شما گوش فرا نمی‌دهند، بلکه شما را نظاره می‌کنند. آن‌ها دائماً در حال دیدن شما هستند، پس الگوی خوبی باشید.رهبران کارهای غیر مرسوم انجام می‌دهند:اگر عنوان رهبر کسب‌وکار را داشته باشید موجب ناراحتی یک عده خواهید شد؛ اما هدف کسب‌وکار، دوست داشته شدن و محبوبیت نیست، رهبری کردن هدف اصلی است. همیشه انجام کارهای درست، کار محبوبی نیست.رهبران موجب رشد بقیه می‌شوند:شکوفایی و کشف استعداد، انگیزه و توانایی افراد تیم، رسالت رهبر است. همه‌ی مردم با بخشی از مهارت‌ها و توانایی‌های خود کار می‌کنند. شما به‌عنوان یک رهبر باید مهارت برتر فرد را در او کشف و شکوفا کنید.رهبران کسب‌وکار به بقیه هم اجازه‌ی رهبری می‌دهند:مقاله پیشنهادی:  پرفورمنس مارکتینگ چیست و چگونه اجرا می‌شود؟اگر زمان خود را صرف کارهایی کنید که درواقع کار مدیریتی نیستند، هرگز نمی‌توانید رهبر بزرگی در کسب‌وکار شوید.زمانی که فعالیت‌های زیادی انجام دهید، توانایی اصلی‌تان یعنی رهبری رو به افول می‌رود.بنابراین کارهایی را که درجه‌یک‌ها می‌توانند انجام دهند را به آن‌ها تفویض کنید.فصل ششم: سرعت گرفتنبرای رهبری کردن شما به کارهایی حیاتی نیاز دارید:۱- کارهای حیاتی شما:تمام کارها را خودتان انجام ندهید فقط کارهای ضروری و حیاتی را به عهده خود بسپارید.اگر از اهداف مالی خود فاصله گرفته‌اید به این دلیل است که زمانتان را صرف کارهای کم ارزش کرده‌اید.به همین سادگی! در جلسه‌ای شرکت می‌کنید که نیازی نیست، ۳۰ دقیقه از زمان خود را صرف شبکه‌های اجتماعی می‌کنید، ۱۵ دقیقه در راهرو شرکت با کسی صحبت می‌کنید.۲- اولویت‌های حیاتی شماهر زمان که احساس فشار کردید حتماً اولویت‌های خود را فراموش کرده‌اید.با استفاده از روش سه مرحله‌ای وارن بافت می‌توانید یک اولویت‌بندی خوب داشته باشید:همه‌ی اولویت‌های خود را ثبت کنید.از میان آن‌ها ۳ اولویت مهم را انتخاب کنید.بقیه اولویت‌ها را کنار بگذارید و سه اولویت را انجام دهید.۳- معیارهای حیاتی شما:سه هدف اساسی و بزرگ خود را تعیین کنید. فقط و فقط روی این ۳ هدف متمرکز شوید. برای تحقق این اهداف چند عادت کلیدی را ایجاد کنید و هر شب میزان فاصله خود تا هدف را بازبینی و اندازه‌گیری کنید.یادتان باشد که هر شب باید میزان پیشرفت خود را اندازه‌گیری کنید تا به این اطمینان برسید که مسیرتان صحیح است و به انحراف نرفته‌اید.۴- پیشرفت‌های حیاتی شما:چند قدم مهم برای پیشرفت:قدم اول: شناساییشما قادر نیستید در تمامی موضوعات پیشرفت کنید. شما باید بر مهارت‌هایی متحرک شوید که به شما در تحقق آن سه هدف بزرگ کمک می‌کنند.قدم دوم: سرمایه‌گذاری:برایان تریسی می‌گوید:«هر ۱ دلاری که برای پیشرفت شخصی سرمایه‌گذاری کنی به ۳۰ دلار تبدیل می‌شود»قدم سوم: بشور و بپوش!به‌عنوان یک رئیس به خودتان تا می‌توانید سخت بگیرید!فصل هفتم: دست‌ها بالا!شما اگر راه کارآفرینی را انتخاب کرده‌اید باید بدانید که قرار است با ترس­های زیادی روبرو شوید، وحشت کنید و با بی اطمینانی و ریسک زندگی کنید.هر کارافرین موفق کارش را با ترس آغاز می‌کند. بیل گیتس با ترس شروع کرد و همه اشخاصی که بر جلد مجله موفقیت ساکسس آمده‌اند، مسیر خود را با ترس شروع کرده‌اند.شهامت به معنای نداشتن ترس نیست. شهامت یعنی ترسیدن اما ادامه دادن.ترس یک عامل واقعی نیست و یک توهم است. یک پدیده که فقط در ذهن شما اتفاق میفتد نه در حقیقت.فصل هشتم: به دوربین لبخند بزنیدراه خودتان را طی کنید و به قلب خودتان گوش کنید نه به مسیر بقیه!اجازه ندهید که ترس، حسرت و یا عوامل دیگر درکتان را دچار اختلال کند.به آن کسی تبدیل شوید که خودتان می‌خواهید نه آن چیزی که بقیه می‌خواهند.یادتان باشد که اگر کسی قصد داشت شنا را از رسیدن به قله هدف منصرف کند، داد بزنید:«این کوه من است و می‌خواهم تا نوک قله صعود کنم»سخن پایانینویسنده کتاب اثر مرکب، دارن هاردی این دفعه در کتاب خود که در سال ۲۰۱۵ به رشته‌ی تحریر در آمد، این فنون زندگی در عصر جدید را با هوشمندی و در قالب یک راه پر فراز و نشیب و با استفاده از داستان‌های واقعی و مهیج به ما نشان داده است.چه یک کارمند باشید چه یک کارآفرین، کتاب «دیوانگان ثروت ساز» یک راهنمای خوب برای شما در زندگی حرفه‌ای‌تان است. شما مسافر این عصر هستید و این کتاب یک راهنمای سفر قدرتمند برای شماست.در این مقاله خلاصه‌ای از کتاب «دیوانگان ثروت ساز» را برای شما قید کردیم. از اینکه تا انتهای مقاله با ما همراه بوده‌اید از شما تشکر می‌کنیم. لطفاً نظرات و تجریبات خود در مورد موضوع مقاله را با آژانس دیجیتال مارکتینگ ای تی هما به اشتراک بگذارید.</description>
                <category>Ithoma Agency</category>
                <author>Ithoma Agency</author>
                <pubDate>Sun, 14 Aug 2022 16:03:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان برند جانسون اند جانسون؛ رهبر بهداشت و درمان</title>
                <link>https://virgool.io/@ithomaagency/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-%D8%AC%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D8%AC%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%D9%86-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D8%A8%D9%87%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D9%88-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-e2ryndfqn0ae</link>
                <description>جانسون اند جانسون (Johnson &amp;amp; Johnson) یک شرکت آمریکایی فعال در زمینه‌ی تولید تجهیزات پزشکی و محصولات بسته‌بندی دارویی و درمانی است. این شرکت بیش از یک قرن سابقه دارد و در حوزه‌های مختلف بهداشت و سلامت، یکی از رهبران اصلی بازار است.جانسون اند جانسون در دهه‌های پایانی قرن نوزدهم با همکاری سه برادر راه‌اندازی شد و هم‌اینک یکی از بهترین و باارزش‌ترین شرکت‌ها به شمار می‌رود. مراکز جانسون اند جانسون اکثراً در نیوجرسی آمریکا قرار دارند.این برند با 250 زیرمجموعه در 60 کشور دنیا در حال فعالیت است. محصولات جانسون اند جانسون در بیش از 175 کشور جهان خریدار دارد و درآمد این شرکت چند ده‌میلیاردی است. از بارزترین زیر برندهای جانسون اند جانسون می‌توان به برندهای بانداژ Band-Aid، محصولات پزشکی Tylenol، محصولات مراقبت از کودک Johnson’s، محصولات آرایشی بهداشتی Neutrogena و Clean &amp; Clear اشاره کرد.تاریخچه‌ی تأسیس ? در سال 1886 سه برادر با نام‌های رابرت وود، جیمز وود و ادوارد مید شرکت جانسون اند جانسون را راه‌اندازی کردند. اشتیاق و تمایل این سه برادر برای فعالیت در زمینه ی سلامت و پزشکی، در زمان کارآموزی رابرت در داروخانه ایجاد شد. رابرت در 16 سالگی در جنگ داخلی آمریکا شرکت داشت و تمایلش به خدمات پزشکی به‌شدت افزایش یافت.جنگ داخلی آمریکا در قرن 19 در حدود 720 هزار تلفات انسانی در پی داشت که بسیاری از آن‌ها به دلیل عفونت و بیماری از دنیا رفتند. در آن دوران، قطع عضو برای جلوگیری از گسترش عفونت یکی از روش‌های رایج پزشکی بود و این اقدام با سرعت بالایی انجام می‌گرفت. قطع عضو در نیمه‌ی دوم قرن نوزدهم یک عمل جراحی با مدت‌زمان حداکثر سه دقیقه بود! این جراحی‌ها که اساساً با رعایت حداقلی اصول بهداشتی از سوی پزشک‌ها انجام می‌گرفت، موجب افزایش شیوع عفونت‌ها و بیماری‌ها در بین زخمی‌های جنگ می‌شد.برادران بزرگ‌تر رابرت در میدان جنگ داخلی حضور داشتند، اما رابرت به دلیل سن پایینش از حضور در میدان‌های نبرد معاف بود. رابرت در داروخانه‌ی خانوادگی خود در نیویورک مشغول به کار شد. در آن زمان، داروخانه‌ها تا حدودی نقش پزشک را ایفا می‌کردند و رابرت با اشتغال در داروخانه، انواع فعالیت‌ها مانند ترکیب و ساخت دارو را یاد گرفت.رابرت در کار خود در داروخانه پیشرفت می‌کرد و در سال 1864 با هدف رشد بیشتر به فروش محصولات دارویی در نیویورک سیتی مشغول شد. اولین فعالیت اقتصادی او در سال 1873 با راه‌اندازی یک شرکت مستقل شروع شد. رابرت با جورج سیبری وارد مذاکره شد و شرکتش را به نام جانسون اند سیبری راه‌اندازی کرد. اولین شرکت دارویی جانسون با سرعتی باورنکردنی در نیویورک معروف شد. علت اصلی شهرت نیز پمادهای درمانی آن‌ها بود. پیشرفت و رشد جانسون اند سیبری به حدی سریع بود که بعد از چند سال محصولات آن‌ها در سطح جهانی شناخته شد.رابرت وود در سال 1876 از نمایشگاه جهانی فیلادلفیا بازدید کرد و این بازدید مسیر فعالیت‌های شغلی او را دستخوش تغییر کرد. در آن نمایشگاه، انجمنی جهانی با حضور پزشکان از سراسر دنیا برگزار شد که علت اصلی حضور جانسون همین بود. او شیفته‌ی یکی از سخنرانی‌های کنگره‌ی پزشکی شد. جوزف لیستر از سخنرانان کنگره بود که ایده‌ای را به نام جراحی ضدعفونی مطرح کرد.اکثر پزشکان حاضر در کنگره جهانی در سال 1876 به ایده‌ی دکتر لیستر معتقد نبودند، اما جانسون آن را یک ایده‌ی عالی می‌دانست. جانسن تحت تأثیر ایده‌ی لیستر، مسیرش را از شریک خود جدا کرد و در سال 1886 با همراهی برادرانش شرکت جانسون اند جانسون را شکل دادند. برادران جانسون با تمرکز بر تولید انبوه موارد و تجهیزات جراحی استریل ضدعفونی به صنعت پزشکی وارد شدند.اتحاد جانسون‌ها و انقلاب استریل ? برادران جانسون ویژگی‌ها و مهارت‌هایی داشتند که در ایجاد تیم مدیریت شرکت بسیار مفید بود. رابرت مهارت بالایی در مدیریت کسب و مار و شناخت بازار داشت. ادوارد مهارت‌های تبلیغاتی داشت و بازاریابی محصولات بر عهده او بود. جیمز دارای توانایی‌های زیادی در زمینه‌ی مهندسی، تولید ماشین‌آلات و تجهیزات بود.همان‌طور که گفتیم محصولات استریل و ضدعفونی اولین دستاوردهای جانسون اند جانسون بودند. آن‌ها انواع گاز استریل، بخیه و پنبه‌ی بهداشتی تولید می‌کردند. این محصولات رفته‌رفته به بازارهای پزشکی وارد شدند و میزان عفونت و بیماری‌های مرتبط با آن را به میزان چشم‌گیری کاهش دادند. محصولات با کیفیت و دقت بالایی با هدف حفظ استریل تولید می‌شدند و برچسب‌های هشدار و آموزش استفاده از آن‌ها نیز در بسته‌بندی قرار می‌گرفت.برادران جانسونبعد از مدتی فعالیت به این درک رسیدند که تولید محصولات استریل برای بهبود شرایط درمان‌ها کافی نیست. آن‌ها باید یک سری آموزش هم به پزشکان می‌دادند. به همین علت در سال 1888 یک سند به نام Modern Methods of Antiseptic Wound Treatment با هدف آموزش به پزشکان منتشر کردند. گروه بازاریابی جانسون ‌اند جانسون از همان اول کار بر فرایندهای گسترده تمرکز داشت، آن‌ها با سفر به دورترین نقاط قاره‌ی آمریکا؛ 85 هزار نسخه از این سند آموزشی را پخش کردند. ? این سند به‌مرورزمان به یک استاندارد برای جراحی در آمریکا مبدل شد. در صفحات پشتی سند، محصولات شرکت معرفی‌شده بودند که نهایتاً به افزایش تقاضا و فروش منجر می‌شد. چند سال قبل از اینکه جانسون اند جانسون این رویه را در علم پزشکی ارائه کند، جراحان در آمریکا با لباس‌های عادی و بدون رعایت مسائل بهداشتی اقدام به عمل جراحی می‌کردند. در سال 1889 تمام گروه‌های پزشکی از روش‌ها و تجهیزات استریل برای عمل جراحی استفاده می‌کردند. به‌این‌ترتیب جانسون اند جانسون تاثیرگذارترین برند در انقلاب استریل جهان محسوب می‌شود.از بارزترین محصولاتی که در سال‌های اولیه فعالیت جانسون اند جانسون تولید شد، می‌توان به جعبه‌ی کمک‌های اولیه اشاره کرد. این محصول اولین محصول تجاری جانسون اند جانسون بود. اولین جعبه‌های کمک‌های اولیه برای مصارف درمانی کارگران راه‌آهن ساخته شد، اما رفته‌رفته به محصولی در مصرف کل جامعه تبدیل شد.یکی از اولین پزشکانی که به‌عنوان متخصص تحقیقات در جانسون اند جانسون شروع به کار کرد، فرد کیملر بود. او به‌عنوان مدیر علمی شرکت منصوب شد و تا 45 سال بعد در همان جایگاه مشغول به فعالیت بود. فرد کیملر در همه‌ی برنامه‌های مهم جانسون اند جانسون از جمله تحقیقات علمی و تدوین اسناد آموزشی نقشی کلیدی داشت. از جمله دستاوردهای مفید کیملر در فرایند توسعه می‌توان به تغییر فرایندهای استریل اشاره نمود که در طی این توسعه، فعالیت‌های دستی به ماشینی تغییر یافت.شرکت جانسون اند جانسون بعد از موفقیت‌های اولیه خود در ارائه محصولات ضدعفونی تخصصی، به تولید محصول برای مصرف‌کننده نهایی مشغول شد. شرکت محصولی برای کنترل آفات به کمک سولفور به بازار عرضه کرد که با تولید دودی خاص، از بیماری‌های عفونی در منازل و سایر مکان‌ها جلوگیری می‌کرد. جانسون اند جانسون پاک‌کننده‌ی Amphenol، صابون Synol و ابزار تدخین Mosquitoon Fumigator را در همان سال‌ها تولید کرد.فرایند خوب بازاریابی و فروش موفق محصولات استریل، باعث شد تا برادران جانسون شروع به توسعه‌ی سبد محصولات خود کنند. در سال 1894 آن‌ها اولین جعبه مخصوص زایمان را روانه بازار کردند که این جعبه قادر بود فرایند تولد بهداشتی تری را ایجاد کند. همچنین در همین سال پدر بچه با برند JOHNSON’S روانه بازار شد که مقدمه‌ای برای ورود به بازار پردرآمد بهداشت کودک بود. محصولاتی هم در زمینه ی سلامت بانوان توسط جانسون اند جانسون معرفی کرد که موقعیت خود را در بازار تثبیت کند. ? در ابتدای قرن بیستم یک گردباد وحشتناک در گالوستون تگزاس روی داد که تلفات و مصدومان زیادی بر جای گذاشت. جانسون اند جانسون با ارسال تجهیزات بهداشتی و سلامت به تگزاس، قدم‌های اولیه را برای تبدیل‌شدن به شرکتی با مسئولیت اجتماعی برداشت.جانسون اند جانسون از اولین شرکت‌هایی بود که رویکردهای بهداشت و سلامت را با دقتی خاص برای کارمندان خود اجرا می‌نمود. آن‌ها نه‌تنها به کارگران خود آموزش‌هایی را در حوزه‌های بهداشتی می‌دادند، بلکه واکسیناسیون نیروهای خود را نیز انجام می‌داند. در سال 1901 به‌طور روزانه بیش از 500 کارگر در مقابل آبله واکسن دریافت می‌کردند.زمین‌لرزه‌ی سان‌فرانسیسکو حادثه‌ی بعدی بود که با همکاری جانسون اند جانسون همراه شد. این شرکت پول و تجهیزات لازم برای کمک‌های پزشکی و بهداشت را به شهروندان سان‌فرانسیسکو عرضه می‌کرد. در سال 1910 یک تغییر بزرگ مدیریتی در ساختار جانسون اند جانسون ایجاد شد و طی آن، جیمز وود جانسون، به‌جای رابرت، مدیرکل شرکت شد.مأموریت جانسون اند جانسون با آغاز جنگ جهانی اول در پیشگیری و درمان بیماری‌های عفونی، جدی‌تر شد. دولت وقت آمریکا برای رفع نیازهای داروئی میدان‌های جنگ به جانسون اند جانسون تکیه کرده بود. محصولات استریل این شرکت برای پانسمان مصدومان جنگی مورد استفاده قرار می‌گرفت. افزایش تقاضا از طرف ارتش و دولت در زمان جنگ، کارگران و کارمندان را به اضافه‌کاری مجبور می‌کرد.در سال‌های پایانی جنگ جهانی اول، بحران جهانی اپیدمی آنفولانزا در جهان آغاز شد. جانسون اند جانسون یک‌بار دیگر وارد گود شد و با ماسکی ضد اپیدمی، باعث پیشگیری از بیماری عفونی جدید شد. تمام آمریکایی‌ها در آن سال‌ها باید از این ماسک استفاده می‌کردند تا از شیوع بیشتر آنفولانزا در این کشور پیشگیری شود. البته این اپیدمی به‌عنوان یکی از خطرناک‌ترین اپیدمی تاریخ بشریت شناخته شد و نهایتاً باعث مرگ 50 میلیون نفر شد.چسب زخم‌های Band-aid از معروف‌ترین زیر برندهای جانسون اند جانسون هستند. در سال 1920 این محصول توسط یکی از کارمندان شرکت طراحی و تولید شد. این برند آمریکایی برای اولین بار چسب زخم مخصوص مصرف‌کننده را روانه بازار کرد و این امر به شهرت بیشتر جانسون اند جانسون کمک بسزایی کرد.توسعه‌ی جهانی ? جانسون اند جانسون بعد از چند دهه اشتغال در زمینه ی بهداشت و درمان به شهرتی جهانی دست پیدا کرد. این شرکت باید علاوه بر محصولاتش، مراکز مدیریت و فعالیت خود را هم به کشورهای خارجی صادر می‌کرد. اولین مرکز فعالیت شرکت در سال 1924 در بریتانیا راه‌اندازی شد. در سال‌های بعدی تا اغاز دهه‌ی 1930، جانسون اند جانسون به استرالیا، مکزیک و آفریقای جنوبی نیز وارد شد.حوزه‌ی فعالیت بعدی جانسون اند جانسون، محصولات کنترل جمعیت و ضدبارداری بود. اولین محصولات این حوزه با برند Otho-Gynol روانه بازار شدند و امروزه هم به‌عنوان یکی از برندهای برتر این حوزه شناخته می‌شود.در سال 1932 تغییر ساختاری بعدی شرکت اتفاق افتاد. رابرت جانسون دوم (پسر بنیان‌گذار شرکت) به سمت مدیریت شرکت جانسون‌اند جانسون منصوب شد. او شرکت را از یک موسسه‌ی خانوادگی محدود به مجموعه‌ای غیرمتمرکز در بیزینس‌های جهانی تبدیل کرد. در همین توسعه‌های جهانی، این شرکت به کشورهای برزیل و آرژانتین هم راه پیدا کرد. همچنین مرکز تحقیق و توسعه‌ی در نیوجرسی راه‌اندازی شد که هدف آن تحقیقات در مورد سلامت زنان بود.جنگ جهانی دوم هم مانند جنگ جهانی اول باعث افزایش تقاضای کمک از جانسون اند جانسون شد. این شرکت باز هم تجهیزات بهداشتی و دارویی را به میدان‌های جنگ ارسال کرند و حتی ابزارهایی برای دفع حشرات موذی را در اختیار ارتش قرار دادند. بعد از جنگ، یکی از مسائل مهم آمریکا واکسیناسیون و سلامت عمومی بود و همین امر موجب شد تا جانسون اند جانسون به فکر ورود به حوزه‌ی دارو باشد.در سال 1944 یکی از بزرگترین محققان حوزه‌ی پزشکی به شرکت جانسون اند جانسون پیوست. دکتر فیلیپ لوین کشف کننده‌ی سیستم RH خون انسان بود و او در مرکز تحقیقات Ortho شروع به فعالیت کرد. وارد شدن دکتر فیلیپ لوین یک شروع خوب برای تبدیل‌شدن شرکت به کسب‌وکاری جهانی با تمرکز بر فعالیت‌های تشخیص و درمان بود. در همین سال شرکت جانسون اند جانسون سهام خود را به بازار سهام نیویورک عرضه کرد.رابرت جانسون دوم تصمیم داشت توسعه‌ی عرضی شرکت را در اولویت قرار دهد. به همین علت شرکت‌های متعددی را با تمرکز بر محصولات اصلی تأسیس کرد. از میان این شرکت‌ها می‌توان به Ethicon اشاره کرد که در سال 1949 از دل شرکت متولد شد.تولید محصولات جدید در حوزه‌ی بهداشت کودکان از نوآوری‌های اواسط قرن بیستم شرکت جانسون اند جانسون بود. این شرکت در سال 1954 اولین شامپوی کودک را روانه‌ی بازار کردند که این محصول با کمک کمپین قدرتمند بازاریابی و با تاکید بر آسیب نرساندن به چشمان کودکان، سهم بزرگی از بازار را تصاحب کرد.برنامه‌های خرید و ادغام، فرآیندهای بعدی توسعه شرکت بودند که در اواخر دهه 1950 با جدیت پیگیری می‌شدند. جانسون اند جانسون در سال 1959 شرکت Mcneil Laboratories را در آمریکا و شرکت cilag Chemie را در اروپا خرید و اولین گام‌های خود را برای تولید پیشرفته‌تر دارو برداشت. از محصولات بارز آزمایشگاه مک نیل می‌توان به استامینوفن کودکان اشاره کرد که به‌عنوان اولین داروی فاقد آسپرین به بازار عرضه شد.گسترش فعالیت با خرید و ادغامدر سال 1961 جانسون اند جانسون یک خرید مهم انجام داد. شرکت Janssen Pharmaceutica که در بلژیک مستقر بود، توسط جانسون اند جانسون خریداری شد. بنیان‌گذار این شرکت، یک از مشهورترین محققان صنعت دارو در قرن بیستم بود که به تیم تحقیق و توسعه‌ی جانسون اند جانسون ملحق شد. دو سال بعد، تغییر مدیریتی جدید در شرکت روی داد و فیلیپ بی هافمن تحت عنوان مدیرعامل و رئیس هیئت‌مدیره‌ی شرکت، مشغول له فعالیت شد. شرکت زمانی که تحت مدیریت هافمن بود، بر زمینه‌های تنظیم خانواده، اسکیزوفرنی و سلامت شخصی متمرکز بود.مدیریت جانسون اند جانسون در سال 1978 باز دچار تغییر شد و ریچارد بی سلارز به‌عنوان مدیرعامل و رئیس هیئت‌مدیره منصوب شد. او در اولین تصمیم مهم خود تصمیم گرفت تا مرکز مدیریت جدیدی را در نیوبرانزویک راه‌اندازی کند و برای اجرای این برنامه، با شرکت‌های متعدد شهر وارد مذاکره و همکاری شد.مدیرعامل بعدی شرکت، جیمز ای برک بود که تا پایان دهه 1980 در این شرکت به فعالیت مشغول بود. از فعالیت‌های مهم او می‌توان به افزودن حوزه‌های جدیدی درمانی مانند بیماری‌های چشمی، درمان پیشرفته‌ی زخم‌ها و درمان بیماری‌های چشمی و همچنین گسترش مراکز فعالیت در چین و مصر اشاره کرد.نوآوری‌های شرکت جانسون اند جانسون در دهه‌ای پایانی قرن بیستم ادامه داشت. این شرکت در سال 1987 لنز تماسی چشمی با برند ACUVUE را به بازار معرفی کردند که به‌عنوان اولین لنز چشمی یک‌بارمصرف با قابلیت استفاده تا یک هفته بود. در سال‌های بعد، نسخه‌ی یک‌روزه‌ی این لنزها هم طراحی و تولید شد.در سال‌های پایانی دهه 1980، راف اس لارم به‌عنوان مدیرعامل و رئیس هیئت‌مدیره‌ی جانسون اند جانسون انتخاب شد. او هم سیاست‌های خرید و ادغام را در پیش گرفت و همکاران تجاری زیادی را در حوزه‌ی بهداشت و درمان به شرکت جانسون اند جانسون اضافه کرد. از میان شرکت‌های خریداری‌شده در زمان او می‌توان به Neutrogena Corporation، Kodak’s Clinical Diagnostics، Cordis Corporation و Centocor اشاره کرد. همچنین او با جدیت به توسعه‌ی کسب و کارد روسیه و اروپای شرقی ادامه داد.در سال 1994 نوآوری دیگری از جانسون اند جانسون به بازار عرضه شد. آن‌ها استنت کرونری را تولید و معرفی کردند که این محصول انقلاب بزرگی در پزشکی قلب و عروق بود. استنت­های کرونری در عمل جراحی انسداد رگ‌ها و عروق مورد استفاده قرار می‌گیرد و با باز نگه‌داشتن رگ‌ها، جریان خون را حفظ می‌کند. نمونه‌های پیشرفته‌تری از استنت در سال‌های بعد توسط شرکت Cordis که از زیرمجموعه‌های جانسون اند جانسون بود به بازار عرضه شد.چالش‌های جانسون اند جانسون ? ارتباط تنگاتنگ برندهای سلامت با جان مردم، باعث شکل‌گیری شدیدترین انتقادها به این برندها می‌شود. در حقیقت اشتباهات احتمالی این شرکت‌ها عواقب بسیار خطرناکی در پی دارد و به همین علت بیشتر از کسب‌وکارهای دیگر در صدر اخبار جنجالی قرار می‌گیرند. شرکت جانسون اند جانسون هم از این قاعده مستثنا نبود و در طی بیش از یک قرن تجربه، چالش‌های زیادی را تجربه کرد که برخی از این چالش‌ها با واکنش‌های قوی مدیران رفع شد و حتی به فرصتی برای بازاریابی شرکت تبدیل شد.در سال 1982 یکی از داروهای معروف جانسون اند جانسون باعث مرگ 7 نفر در نیویورک شد. داروها به‌طور عمدی با سیانید مسموم شده بودند. شرکت در یک واکنش بسیار سریع در یک هفته 31 میلیون بطری داروی خود را از بازار جمع‌آوری کرد که در طی آن، رکورد یکی از بزرگ‌ترین جمع‌آوری‌های تاریخ آمریکا ثبت شد. این اتفاق موجب شد تا تغییراتی در بسته‌بندی این داروی بدون نسخه ایجاد شود و همچنین در قوانین دارویی آمریکا نیز تغییراتی به همراه داشت. هیچ متهمی در جریان این اتفاق دستگیر نشده و این پرونده هنوز باز است.در سال 2010 زیرمجموعه‌ی مک نیل، به‌صورت داوطلبانه 43 نوع داروی بدون نسخه مخصوص کودکان را از داروخانه‌ها و مراکز درمانی جمع‌آوری کرد. دلیل جمع‌آوری، انتشار اخباری مبنی بر خطا در روند تولید بود. در همان زمان این شرکت علاوه بر نشر بیانیه‌ی مبنی بر اجرای روندهای بررسی داخل سازمانی، یک وب‌سایت با هدف اطلاع‌رسانی درباره‌ی داروهای مشکوک راه‌اندازی کرد.از چالش‌های دیگر شرکت جانسون اند جانسون می‌توان به محکومیت تبلیغات غیرصادقه در مورد داروی Risperdal اشاره نمود. این شرکت در ایالت‌های تگزاس، کارولینای شمالی، لوئیزیانا و آرکانزاس متهم به تبلیغات نا صادقانه برای این دارو شد. جانسون اند جانسون با همکاری Omnicare که از توزیع‌کنندگان دارو در آمریکا بود، محصول خود را باقابلیت‌های بیشتری تبلیغ کرده بود که باعث دخالت وزارت دادگستری در پرونده شد. در جریان تبلیغات این دارو، بسیار از پزشکان و محققان صنعت دارو به همکاری با جانسون اند جانسون محکوم شدند.پرونده‌ی چالش‌برانگیز دیگر شرکت جانسون اند جانسون در سال 2011 اتفاق افتاد و این برند و کارکنان آن را به پرداخت رشوه متهم کرد. در جریان این پرونده مشخص گردید که کارکنان این شرکت به پزشکان کشورهای لهستان، یونان و رومانی هزینه ای را برای کمک به افزایش فروش دارو پرداخت می‌کردند.وضعیت حال حاضر برند جانسون اند جانسونویلیام سی ولدون به‌عنوان هشتمین مدیرعامل و رئیس هیئت‌مدیره جانسون اند جانسون در سال 2002 به‌به سمت مدیریت منصوب شد. او با پیروی از استراتژی مدیران قبلی شرکت، توسعه در حوزه‌های جدید را ادامه داد و تحقیقات و ساخت دارو برای بیماری‌های جدید مانند ایدز به شرکت اضافه شد. برای رفع نیازهای بیماران خاص مانند ایدز و سل، جانسون اند جانسون شرکت Tibotc-Vicro را خریداری کرد.البته فعالیت‌های شرکت جانسون اند جانسون در تشخیص و مبارزه با بیماری‌های مانند ایدز به دهه 1970 برمی‌گردد. این شرکت در آن سال‌ها موفق به توسعه‌ی تجهیزات پزشکی پیشرفته‌ای برای شناسایی این نوع بیماری‌ها شد.از مهم‌ترین خریدهای شرکت جانسون اند جانسون در قرن بیستم می‌توان Pfizer را عنوان کرد. فایزر از معروف‌ترین برندهای صنعت بهداشت و دارو محسوب می‌شود و برندهای LISTERINE، BENGAY و BENADRYL در زیرمجموعه‌ی این شرکت هستند.در سال‌های اخیر فعالیت‌های اجتماعی و خیرخواهانه‌ی جانسون اند جانسون ادامه داشت. این شرکت با همکاری سازمان ملل متحد برنامه‌ای را تحت عنوان Every Mother, Every Child اجرا کرد و در این برنامه بر بهبود اوضاع سلامت مادران و کودکان درحال‌توسعه متمرکز شد.در سال 2012 الکس گورسکی به‌عنوان نهمین مدیرعامل جانسون اند جانسون معرفی شد. او هدایت شرکت را در دست گرفت و هنوز هم در همین سمت به فعالیت مشغول است. از جدیدترین خریدهایی که در زمان مدیریت گورسکی انجام شد می‌توان به شرکت Actelion که در حوزه‌ی زیست و فناوری فعالیت دارد، اشاره کرد. این شرکت با قیمتی در حدود 30 میلیارد دلار به زیر مجموعه‌ی جانسون اند جانسون ملحق شد. اکتلیون به‌عنوان بزرگ‌ترین خرید شرکت جانسون اند جانسون معروف است.شرکت جانسون اند جانسون در حال حاضر با 250 شرکت زیرمجموعه در 60 کشور جهان در حال فعالیت است. طبق آخرین آمارها کارمندان این شرکت 134 نفر هستند. این برند آمریکایی در سال 2018 فروشی بالغ بر 81/58 میلیون دلار داشته باشد. ای برند کماکان باقدرت در حال پیشروی در حوزه‌ی خود است.سخن پایانیجانسون اند جانسون (Johnson &amp; Johnson) یک شرکت آمریکایی فعال در زمینه ی تولید تجهیزات پزشکی و محصولات بسته‌بندی دارویی و درمانی است. این شرکت بیش از یک قرن سابقه دارد و در حوزه‌های مختلف بهداشت و سلامت، یکی از رهبران اصلی بازار است.جانسون اند جانسون در دهه‌های پایانی قرن نوزدهم با همکاری سه برادر راه‌اندازی شد و هم‌اینک یکی از برترین و باارزش‌ترین شرکت‌ها به شمار می‌رود. مراکز جانسون اند جانسون اکثراً در نیوجرسی آمریکا قراردادند.این برند با 250 زیرمجموعه در 60 کشور دنیا در حال فعالیت است. محصولات جانسون اند جانسون در بیش از 175 کشور جهان خریدار دارد و درآمد این شرکت چند ده‌میلیاردی است. از بارزترین زیر برندهای جانسون اند جانسون می‌توان به برندهای بانداژ Band-Aid، محصولات پزشکی Tylenol، محصولات مراقبت از کودک Johnson’s، محصولات آرایشی بهداشتی Neutrogena و Clean &amp; Clear اشاره کرد.در این مقاله به بررسی و مرور تاریخچه‌ی برند جانسون اند جانسون پرداختیم.از اینکه تا انتهای مقاله با ما همراه بوده‌اید از شما سپاسگزاریم. لطفاً تجربیات و نظرات خود را با آژانس دیجیتال مارکتینگ ای تی هما به اشتراک بگذارید.</description>
                <category>Ithoma Agency</category>
                <author>Ithoma Agency</author>
                <pubDate>Wed, 10 Aug 2022 14:41:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ارگونومی چیست و چه مزایایی دارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@ithomaagency/%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%88%D9%85%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%D9%87-%D9%85%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-jbljaasu5o27</link>
                <description>شاید شما هم کلمه‌ی ارگونومی را چند بار شنیده آید. شاید معنا و مفهوم دقیق ارگونومی را ندانید، اما برداشت کلی افراد از این مبحث این است که ارگونومی موجب بهینه‌سازی شرایط کار می‌شود. در برخی واژه‌نامه‌ها کلمه‌ی ارگونومی به‌صورت «علم تلفیق کار با ویژگی‌ها و نیازهای انسانی» تعریف‌شده است؛ اما به نظر می‌رسد که مهم‌ترین تعریف از ارگونومی این است که ارگونومی آسیب‌ها و افت‌های شغلی کاهش می‌دهد و موجب بهره‌وری و کیفیت کار می‌شود و همچنین بر زندگی شخصی و سلامتی فرد هم تأثیر می‌گذارد.یکی از کارشناسان ارگونومی به نام کریس آدامز (Chris Adams) بر این باور است که ارگونومی در همه‌جا موجود است! این صحیح نیست که بگوییم یک مکان ارگونومیک است یا خیر.کریس آدامز می‌گوید:«من به‌صورت طبیعی یک ارگونومیست (کارشناس ارگونومی) شدم. از همان جوانی به مزیت انجام کارها به روش صحیح و بهتر انجام دادن کارها پی بردم. بعدها فهمیدم که دیگران هم این کار را انجام می‌دهند و این کار یک اسم زیبا دارد؛ ارگونومی»مزایای ارگونومی ? بدیهی است که ارگونومی زمانی برای ما مزیت دارد که صحیح و اصولی باشد. وقتی ما از مزیت‌های ارگونومی حرف می‌زنیم، منظورمان ارگونومی خوب است. ارگونومی موجب کاهش هزینه‌ها، افزایش کیفیت، بهره‌وری، مشارکت تیم، فرهنگ ایمنی در کار می‌شود. از طرفی ارگونومی بر میزان سلامتی، دقت و زندگی شما نیز تأثیر بالایی دارد.یکی از بارزترین مزایای ارگونومی افزایش و بهبود کیفیت ارتباطات است. اگر بدون نیاز به آموزش، دقیقاً بدانید که چطور باید کاری را انجام دهید می‌توانید با توسل به حس و قدرت درونی خود، کارها را بهتر و سریع‌تر انجام دهید. یادتان باشد که خواندن راهنمای انجام کار برای هیچ‌کس خوشایند نیست.همان‌طور که گفتیم هدف از ارگونومی افزایش بهره‌وری است. برای افزایش بهره‌وری باید وظایف و فرایندها به‌صورت دیداری قابل‌درک و درنتیجه انجام آن آسان باشد. ارتباطات روشن و شفاف بین کاربر و آن چیز که کاربر از آن استفاده می‌کند. موجب افزایش توجه و دقت می‌شود و درنتیجه وظایف به‌صورت کارآمد انجام می‌پذیرد.منظور ما از ارتباطات، حرف زدن و با استفاده از کلمات نیست؛ منظور آگاهی فرد از چگونگی استفاده از یک محصول یا ابزار با توجه به ماهیت فیزیکی و فرم آن است. به‌عنوان‌مثال شما وقتی قصد دارید با تبر کار کنید، آن را از کدام سرش می‌گیرید؟ آیا بدون خواندن راهنما و یا توضیح دیگران قادرید از این ابزارها استفاده کنید؟ اگر جواب شما مثبت است، این ابزارها دارای ارگونومیک صحیحی هستند.ارگونومی چیست؟ ?Officeergonomics.Correctsittingpostureofamannearthecomputer حالا که از اهمیت ارگونومی مطلع شده‌اید، برای درک بهتر آن آماده هستید.ارگونومی از دو کلمه‌ی یونانی ارگو «ergon» به معنی کار و نومی  «nomoi» به معنی قوانین طبیعی مرکب شده است و به‌طورکلی به معنای دانش شناخت کار و رابطه‌ی افراد با آن کار است.به بیانی ساده‌تر، ارگونومی داشتن راحت کردن کارها است! و درعین‌حال موجب افزایش بهره‌وری کارها می‌شود. پس می‌توان گفت ارگونومی یعنی ایجاد راحتی و افزایش بهره‌وری کارها.ارگونومی اکثر مواقع در مورد محصولات استفاده می‌شود اما در طراحی خدمات و طراحی فرایندهای کار هم به همان اندازه کاربردی است. ارگونومی تعیین می‌کند که چطور از چیزی استفاده کنیم، چطور نیازهای ما را تأمین می‌کند و از آن مهم‌تر آیا آن را دوست داریم و راحتی و کارایی را برای ما ایجاد می‌کند یا خیر.منظور از راحتی چیست؟در ارگونومی منظور از راحتی طراحی یک دستگیره‌ی خوش‌دست و نرم نیست. راحتی از بااهمیت‌ترین مؤلفه‌های اثربخشی یک طراحی است. راحتی و آسانی ارتباط انسان با یک ابزار یا ماشین نیز مسئله‌ی اصلی طراحی یک ارگونومی است.راحتی فیزیکی استفاده از یک ابزار یا قطعه احساس خوبی به کاربر می‌دهد. افراد اگر از کار کردن با چیزی خششان نیاید، به‌احتمال‌قوی به آن دست نمی‌زنند و نتیجتاً آن ابزار به قطعه‌ای بی‌مصرف تبدیل خواهد شد. مهم‌ترین فاکتور سنجش کیفیت یک محصول چگونگی کاربرد آن محصول است. وظیفه‌ی طراح، پیدا کردن روش‌های خلاقانه برای بالا بردن کاربردپذیری محصول است. طرز استفاده‌ی راحت و آسان، باعث موفقیت محصول در بازار می‌شود و استفاده‌ی راحت،موجب افزایش کاربردپذیری می‌شود.منظور از بهره‌وری چیست؟ ? بااینکه بهره‌وری در قالب‌های متنوعی تعریف می‌شود اما به زبان ساده، به معنای راحت و آسان کردن کارهاست.آثار بهره‌وری در همه‌جا قابل‌مشاهده است. اگر یک کار آسان باشد احتمال اینکه آن را انجام بدهید بیشتر است. استفاده‌ی بیشتر به معنای کاربرد بیشتر است و کاربرد بیشتر مهم‌ترین معیار سنجش کیفیت طراحی یک محصول است. زمانی که یک کار را به‌دفعات زیادی تکرار کنید، آن کار برای شما راحت‌تر می‌شود.توصیه‌های مهم ارگونومی برای یک زندگی باکیفیتارگونومی تأثیرات مثبت عمیقی بر زندگی شخصی شما می‌گذارد. برای اینکه زندگی خود را ارگونومیک درست کنید به توصیه‌های زیر عمل کنید:1- ورزش3 بار در هفته به مدت 30 تا 60 دقیقه ورزش منظم کنید. سلامت در ارگونومی تأثیر بالایی دارد. هرچقدر قوی‌تر و سالم‌تر باشید، بهره‌وری شما در تمامی ابعاد زندگی بالاتر می‌رود.2- حرکات کششیحرکات کششی یکی از ساده‌ترین کارها برای حفظ سلامت شما است. این حرکات تأثیرات عمیقی بر سلامتی دارد. انجام حرکت کششی حتی به میزان کم (حتی 2 دقیقه) بر میزان سلامتی شما تأثیرگذار است. البته بهتر است زمان بیشتری را به حرکات کششی اختصاص دهید. حرکات کششی موجب افزایش و بهینه‌سازی جریان خون می‌شود و خستگی را کاهش می‌دهد، به بدن انرژی می‌دهد و سطح استرس و اضطراب را کاهش می‌دهد. حداقل یک‌بار در هر ساعت به بدنتان کش‌وقوس بدهید!3- نوشیدن آبنظرات زیادی در مورد میزان مناسب مصرف آب در طول شبانه‌روز وجود دارد اما صاحب‌نظران بر روزی 8 لیوان آب اتفاق‌نظر دارند. متأسفانه تأثیر نوشیدن آب بر درمان و افزایش سلامتی مورد غفلت قرار گرفته است. کمبود آب موجب آسیب به بدن می‌شود و به لحاظ روانی خلق‌وخوی شما را پایین می‌آورد. اگر آب زیاد بنوشید متوجه می‌شوید که شادابی و سرزندگی شما افزایش پیدا می‌کند و درنتیجه زندگی باکیفیت‌تری خواهید داشت.4- تغییرات ارگونومیک در محیط کار ? کار و روش کارتان را بررسی کنید و روش‌هایی برای بهبود آن بیابید. شما می‌توانید با بررسی محیط کار خود، آن را برای انجام بهتر کارها ارگونومیک کنید.5- ارزیابی ابزار کارابزارهای ارگونومیک زیادی در دسترس شما قرار دارد. میز کار، خودکار، صندلی و یا یک بیلچه‌ی باغبانی، هریک از این ابزارها که دارای ارگونومیک بالاتری است برای استفاده انتخاب کنید.6- ارزیابی برنامه خواب و استراحتبدون خواب و استراحت کافی قادر به انجام دادن صحیح کار نیست و این مورد موجب کاهش چشمگیر توانایی‌های فیزیکی و ذهنی شما خواهد شد.7- کاهش اضطرابپیکی از اهداف دیگر ارگونومی کاهش اضطراب است. به‌طورکلی ارگونومی، اضطراب مربوط به انجام کار را کاهش می‌دهد. برای اینکه بهترین نتیجه‌ها را از ارگونومی بگیرید، اضطراب‌های خود را کاهش دهید.8- چکاب پزشکییکی از اولویت‌های مهم شما باید چکاب پزشکی منظم و مداوم باشد. به‌این‌ترتیب از بیماری‌های احتمالی آگاهی کسب خواهید کرد و در جهت پیشگیری و درمان آن‌ها اقدامات مؤثری انجام خواهید کرد.9- پاداشواقعیت این است که بدون دریافت پاداش، احساس خوبی از تلاش‌ها و موفقیت‌های خود نخواهید داشت. سلامتی بزرگ‌ترین پاداش ما در ازای انجام صحیح ارگونومی است اما بهتر است با خرید بیشتر ابزارهای ارگونومیک که به ما در سلامتی و بهره‌وری بیشتر کمک می‌کنند، به خود پاداش دهیم.10- ارگونومی در محیط کار ? یکی از موارد مهم در جهت افزایش بهره‌وری کارکنان، محیط کار ارگونومیک است؛ اما منظور ما فرارتر از چیدمان صندلی و یا استفاده از صفحه‌کلید مناسب است. محیط کار ارگونومیک علاوه بر افزایش بهره‌وری، آسایش و رامش بیشتری برای کارکنان فراهم می‌کند و موجب افزایش انگیزه و روحیه آن‌ها می‌شود. این فرایند پیشرفت و هم‌افزایی، بارزترین مشخصه‌ی یک ارگونومی صحیح و اثرگذار است.در ادامه‌ی مقاله با عناصر مهم ارگونومیک محیط کار آشنا می‌شوید:علاقه‌مندیهمان‌طور که گفتیم ارگونومی همسویی بین کار و کاربر است. این هماهنگی و تناسب با ابزارهای تخصصی ایجاد می‌شود اما مهم‌ترین دلیل بهره‌وری علاقه است؛ این یعنی کارمند ازنظر ذهنی چقدر به کارش علاقه و اشتیاق دارد.ایجاد تناسب و هماهنگی میان علاقه‌مندی‌های فرد با وظایف او تأثیری عمیق بر روحیه و میزان بهره‌وری او دارد. شرکت‌های معتبر به‌جای استخدام افراد دارای مدرک و مهارت بالا، به دنبال نیروهایی هستند که به کارشان علاقه‌مند باشند. آموزش به این افراد راحت‌تر است و احتمال همکاری مؤثر و بلندمدت با آن‌ها بسیار قوی است.میزان مهارتانتظارات شغلی افراد باید با میزان مهارت آن‌ها متناسب و هماهنگ باشد. انتظار غیرواقع‌بینانه از فرد میزان خطا و اضطراب را افزایش می‌دهد و موجب سلب آرامش فرد می‌شود، درنتیجه بهره‌وری او به‌شدت کاهش پیدا می‌کند.در تخصیص وظایف به افراد، باید نه‌تنها مهارت بلکه علاقه‌مندی آن‌ها را نیز موردتوجه قرارداد. البته مواردی هم پیش می‌آید که کاری باید انجام شود اما کسی تمایلی به انجام آن ندارد در این مواقع فردی از طرف مدیران برای انجام کار انتخاب می‌شود.محیط پیرامون ? در علم ارگونومیک علاوه بر ارتباط انسان با محیط، ارتباط و اثر روان‌شناختی محیط بر انسان هم موردتوجه است. از میان عناصر فیزیکی محیط کار، نور، دما، صندلی و میز بیشترین تأثیر را بر فرد دارند. دمای مناسب محیط کار تأثیر قابل‌توجهی در بهره‌وری و کارایی کارکنان را داراست. شدت نور و رنگ و منبع آن هم ممکن است موجب خستگی چشم شوند و یا فشار آن را کاهش دهند.بوهای خوشایند در محیط کار می‌تواند روحیه کارکنان را افزایش دهد و این امر موجب افزایش کارایی و اثربخشی شود. صداهای ناهنجار و اضافی در محیط کار می‌تواند حتی می‌تواند امکان کار کردن را از شما سلب کند. این عناصر از موارد مهم ارگونومی محیط پیرامون هستند.صندلی و میز کارصندلی و میز کار بیشترین اهمیت را در ارگونومیک محیط کار را دارد. صندلی مناسب و ارگونومیک عنصر اصلی کار شماست و نقش چشم‌گیری در سلامتی و راحتی شما دارد. پس اطمینان حاصل کنید که صندلی شما باعث راحتی شما می‌شود نه موجب زحمتتان!ابزار ارگونومیکهسته اصلی ارگونومیک، گزینش ابزار درست برای انجام کار درست و سعی در تناسب بین کار و کارگر است.برای این امر، ابتدا وظایف را تحلیل و بررسی کنید. با انجام این کار، ابزار ارتباطی مابین ماشین و نیروی کار و کاری که باید انجام بپذیرد مشخص می‌شود. درنتیجه‌ی این شناسایی، تعیین می‌شود که از چه چیزهایی برای انجام راحت‌تر و آسان‌تر کارها استفاده کنید.سیستم رایانه، ماوس و صفحه‌کلید مرسوم‌ترین ابزارهای کار در محیط‌های کاری هستند، بنابراین ارگانیک بودن آن‌ها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. همچنین ابزارهایی مانند تلفن همراه که میزان زیادی با آن‌ها کار می‌کنید، بایستی از ارگونومیک خوبی برخوردار باشند.حرکات بدن ? برخی فعالیت‌های فیزیکی در محیط کار بایستی به دفعات زیادی تکرار شوند. این تکرارها می‌تواند شما را دچار آسیب‌دیدگی کند. به‌عنوان‌مثال در کارهای اداری که زمان زیادی صرف نشستن، تایپ کردن و کار با ماوس می‌شود، بنابراین باید شما روش‌هایی را برای بهبود و جلوگیری از آسیب‌های فیزیکی به کار بگیرید، مثلاً می‌توانید با قدم زدن و استراحت میان کارها تا حد زیادی از این آسیب‌ها و صدمات جلوگیری کنید. همچنین شما می‌توانید با تهیه ادوات و ابزارهای ارگونومیک از بروز صدمات بر سلامتی خود جلوگیری کنید.آیا ارگونومی ارزش صرف هزینه دارد؟ ? در حقیقت، ارگونومی صحیح، ارزش هر ثانیه و ریالی که صرف می‌کنید را دارد. شواهد و تحقیقات علمی زیادی در اثبات و تائید صرف هزینه برای ایجاد و توسعه‌ی ارگونومی صحیح موجود است. یکی از مهم‌ترین دلایل افزایش بهره‌وری و رشد کسب‌وکارهای بزرگ در سال‌های اخیر به‌واسطه‌ی افزایش عمل و اجرای ارگونومیک بوده است.همان‌طور که اشاره شد طراحی ضعیف محصول و ابزارها افراد را خسته و کلافه می‌کند. در نقطه‌ی مقابل استفاده از ابزارها و محصولاتی که در آن‌ها ارگونومیک درست لحاظ شده است، زندگی شما را بهتر می‌کند و احساس مثبت و خوبی به شما می‌دهد.رضایت مصرف‌کننده‌ها از محصولات و رابط‌های کاربری همگی از نتایج ارگونومی درست هستند. برای اجرای یک ارگونومی خوب باید دقیقاً مشخص کنید که چه می‌خواهید؛ کدام شکل، طرح، رنگ و … برای شما حائز اهمیت است. بهترین کار این است که قبل از طراحی نهایی، یک طرح پایلوت یا آزمایشی را بسازید.سخن پایانیدر این مقاله به بررسی مبحث ارگونومی پرداختیم. در ابتدا در مورد ارگونومی توضیح دادیم و تعاریفی از آن را برای شما بازگو کردیم. در ادامه مقاله به ارائه راهکارهایی برای ارگونومی زندگی شخصی و محیط کار پرداختیم. از اینکه تا انتهای مقاله با ما همراه بوده‌اید از شما سپاس گذاریم. لطفاً تجربیات و نظرات خود را با آژانس دیجیتال مارکتینگ ای تی هما به اشتراک بگذارید.</description>
                <category>Ithoma Agency</category>
                <author>Ithoma Agency</author>
                <pubDate>Wed, 27 Jul 2022 14:52:49 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>10 تکنیک عنوان نویسی که جادو می‌کند</title>
                <link>https://virgool.io/@ithomaagency/10-%D8%AA%DA%A9%D9%86%DB%8C%DA%A9-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF-zkziyetcczvc</link>
                <description>شاید برای شما هم پیش آمده است که چندین مقاله خوب نوشته‌اید اما موتور جستجوی گوگل در رتبه‌بندی خود مقاله‌های شما را در صدر نتایج نمایش نداده است، حتماً از خودتان پرسیده‌اید که چرا مقاله من از گوگل ورودی‌های خوبی نمی‌گیرد؟ پاسخ ساده است! نویسندگان حرفه‌ای مقالات از تکنیک‌های عنوان نویسی آگاه هستند و به همین دلیل میزان نرخ کلیک بر مقالات آن‌ها در گوگل بسیار بیشتر از شماست.وقتی‌که بی‌درنگ بر یک لینک در نتایج گوگل کلیک می‌کنید و شروع به خواندن مطالب می‌کنید، شما جادو شده‌اید! جادوی عنوان نویسی!تحقیقات معتبر ثابت کرده است که یک عنوان جذاب قادر است میزان ترافیک سایت شما را چندین برابر کند. برای اینکه بتوانید عنوان‌های جذابی را بنویسید باید تکنیک‌های آن را یاد بگیرید، در این مقاله به شما می‌آموزیم چگونه از تکنیک‌های عنوان نویسی برای جادو کردن کاربران استفاده کنید. پس تا انتهای مقاله با ما همراه باشید.عنوان نویسی چیست؟ ? حتماً در صفحه‌ی نتایج گوگل، سایت‌هایی را دیده‌اید که همه‌ی آن‌ها دارای یک جمله یا عبارت هستند و یا در پست‌های اسلایدی اینستاگرام جملات کوتاه صفحه‌ی اول را مشاهده کرده‌اید، در کتاب‌فروشی‌ها کتاب‌هایی را دیده‌اید بر جلد آن جمله یا عبارات جذابی وجود دارد. تمامی این‌ها، عناوین هستند که شما در طول شبانه‌روز با آن‌ها در تعامل هستید.به بیانی ساده: «تیتر یا عنوان، عبارت یا جمله‌ای است که در ابتدای یک محتوا (ویدئو، کتاب، مقاله و …) دیده می‌شود.»شاید تصور کنید که عنوان نویسی یا تیتر نویسی کاری ساده و راحت است؛ اما باید بدانید که اگر این کار ساده‌ای بود ما در عنوان مقاله از واژه‌ی «تکنیک» استفاده نمی‌کردیم. زمانی که از واژه‌ی تکنیک استفاده می‌شود که یک کار، دارای اصول و قواعد خاصی باشد؛ بنابراین یکی از چالش‌های مهم از تولیدکنندگان محتوا، انتخاب یک عنوان جذاب است.چرا عنوان نویسی از اهمیت بالایی برخوردار است؟1- بهبود سئوی شما ? اگر صاحب وب‌سایتی هستید، حتماً می‌دانید که یکی از مهم‌ترین درهای ورود کاربران هدفمند به سایتتان، ورودی موتور جستجوی گوگل است. برای اینکه در نتایج گوگل در رتبه‌بندی خوبی را دریافت کنید شما باید بر سئوی سایت و مطالب خودکار کنید، اما این پایان کار نیست! شما بایستی برای مطالب خود عناوین جذابی را انتخاب کنید تا میزان کلیک کاربران بر مطالب شما افزایش یابد و همین موجب می‌شود تا روز به‌روز در نتایج گوگل رتبه‌ی بهتری را کسب کنید. البته باید دقت داشته باشید که عنوان انتخابی شما با مقاله‌ی شما ارتباط معنایی خوبی داشته باشد و همچنین کلیدواژه در تیتر گنجانده‌شده باشد.2- جذب کاربران به‌صورت هدفمندحتماً برای شما هم اتفاق افتاده که با دیدن ویترین یک فروشگاه، وارد آن فروشگاه شوید. عنوان محتوای شما، درواقع حکم همان ویترین فروشگاه را دارد. اگر شما هنر عنوان نویسی را نداشته باشید، حتی اگر بهترین اجناس با بهترین تخفیف‌ها را داشته باشید، کاربران شما را نادیده خواهند گرفت. با تیتر نویسی جذاب قادر خواهید بود کاربران زیادی را به سمت سایت خود جذب کنید.3- انتقال صحیح موضوع محتوا به کاربرانعنوان، نمایش‌دهنده‌ی موضوع محتوای شماست و باید این مهارت را داشته باشید تا کل محتوا را در یک جمله یا عبارت خلاصه کنید. کاربران با دیدن عنوان مقاله شما، متوجه ی محتوای مطلب شما خواهند شد و در همان لحظه کاربر فکر می‌کند که آیا او به مطالعه‌ی این محتوا نیازمند است یا خیر. البته ما باید کاربر را جادو کنیم! یعنی اجازه فکر کردن را به کاربر ندهیم و جوری عنوان نویسی کنیم که کاربر به‌محض دیدن تیتر روی سایت ما کلیک کند. البته باید این نکته را مدنظر داشت که عنوان با محتوا هماهنگ باشد در غیر این صورت نرخ پرش (Bounce Rate) شما افزایش می‌یابد و این اصلاً برای سئوی سایت شما خوب نیست.بهترین راهکارها برای عنوان نویسی1- رعایت تعادلاندازه تیتر شما نباید آن‌قدر کوتاه باشد که نتواند پیام اصلی را به مخاطب انتقال دهد. از طرفی تیتر شما نباید آن‌قدر طولانی باشد که به‌طور کامل در نتایج گوگل نمایش داده نشود. برای نوشتن عنوان جذاب استفاده از 60 تا 70 کاراکتر مناسب است. تیتر انتخابی شما باید پیام اصلی محتوای شما را برساند و همچنین برای مخاطب جذاب و تأثیرگذار باشد.به نظر شما کدام‌یک از عناوین زیر بهتر است؟آشنایی با بهترین روش‌های بهینه‌سازی سایت برای موتورهای جستجو که قادر است میزان کاربران سایت شما را افزایش دهد و رتبه یک را برای شما به ارمغان می‌آورد!10تکنیک طلایی سئو برای پیروزی در گوگل2- سادگی و دقیق بودن ? اکثر محتوا نویسان حرفه‌ای این نکته را می‌دانند که هنر نویسندگی در ساده‌نویسی است. برخی تازه‌واردها به‌اشتباه تصور می‌کنند که با استفاده از واژه‌های ثقیل و سخت، مخاطبان را جذب می‌کنند. خوانندگان دوست دارند که پس از ورود به سایت در کمترین زمان به اطلاعاتی که نیازمندند دسترسی پیدا کنند؛ بنابراین به شما توصیه می‌کنیم که ساده‌نویسی را علاوه در عنوان، در کل محتوای خود لحاظ کنید. به نمونه‌های زیر دقت کنید:چگونه با بهره‌مندی از تبلیغ نویسی، کاربران را به آرزویشان برسانیم؟چگونه با استفاده از دیزایرها در کپی رایتینگ استفاده کنیم؟در نمونه اول، مخاطب درکی از دیزایر و کپی رایتینگ ندارد، اما در نمونه دوم با کلماتی ساده و مناسب‌تر، عنوان قابل‌فهم‌تر شده است.3- ایجاد و القای ترسیکی از پدیده‌های عجیب، احساس ترس است. وقتی‌که ما دچار ترس می‌شویم برای رهایی از آن حاضریم هر هزینه‌ای را پرداخت کنیم. به‌عنوان‌مثال اگر دکتر به شما بگوید که با خوردن فلان غذا، یک بیماری صعب‌العلاج می‌گیرید، به‌احتمال‌قوی شما دیگر لب به آن غذا نخواهید زد. شما قادر هستید احساس ترس را به مخاطبان خود القا کنید. در حقیقت به‌طور غیرمستقیم به آن‌ها می‌فهمانید که اگر محتوای شما را نخوانند، یک‌چیز مهم و ضروری را ازدست‌داده‌اند و یا در آینده دچار مشکلاتی خواهند شد. به نمونه‌های زیر توجه کنید:10 اشتباه در سئو که سایت شما را به قبرستان می‌برد!20 جای شگفت‌انگیز ایران که اگر آن‌ها را نبینید پشیمان خواهید شد4- برانگیختن حس کنجکاوی مخاطب ? سیستم مغزی انسان جوری طراحی‌شده است که تمایل دارد به پاسخ سؤالات خود را دریافت کند. هرزمانی که سؤالی ذهن شما را مشغول کرده، برای پاسخ به آن به‌سرعت با موتور جستجوی گوگل به دنبال پاسخ آن هستید. در تیتر نویسی هم باید با استفاده از همین ایده، حس کنجکاوی مخاطب را تحریک کنید. با این کار موفق خواهید شد مخاطب را برای گرفتن پاسخش به سایت خود هدایت کنید. به نمونه‌های زیر دقت کنید:چگونه با طراحی سایت به درامد 30 میلیون تومان در ماه رسیدم؟کمتر از یک سال، مثل بلبل آلمانی حرف بزنید!5- وعده حل مشکلات به مخاطببرای اجرای این تکنیک شما باید وعده حل شدن مشکل را به مخاطب بدهید. به‌عنوان‌مثال به تیتر همین مقاله دقت کنید. ما با این عنوان به شما قول دادیم تا 10 تکنیک جادویی را برای نوشتن عنوان به شما یاد دهیم. نمونه‌های دیگری از این تکنیک را ذکر می‌کنیم:10 تکنیک روانشناسی که عزت‌نفس شما را چند برابر می‌کندبا این برنامه غذایی، چاقی را درمان کنید6- استفاده از عدد و درصدطبق تحقیقات روانشناسی، اعداد نسبت به کلمات توجه بیشتری را جلب می‌کند. هنگامی‌که شما در تیتر خود از اعداد استفاده می‌کنید، کاربران احساس بهتری را با محتوای شما برقرار می‌کنند. به همین دلیل تیترهایی که با اعداد شروع می‌شوند، بیشتر کلیک می‌خورند. همچنین استفاده از درصد هم تأثیر بالایی در نرخ کلیک دارد. اعداد و درصدها نشان‌دهنده قاطعیت و اثباتی بر اعتبار محتوای مقاله‌ی شماست. به نمونه‌های زیر دقت کنید:10 راز مهم در مورد اعتمادبه‌نفس که باید بداند9 تکنیک که فروش شما را 150% افزایش می‌دهد7- مخاطبان تنبل ? در رمان نوشتن تیتر به مخاطبان این قول را بدهید که با خواندن محتوای شما در زمانش صرفه‌جویی می‌شود. همه دوست دارند که کارهای خود را در زمان سریع‌تری انجام دهند تا وقت بیشتری برای خودشان داشته باشند.چگونه بدون دانش فنی در 10 ساعت یک سایت طراحی کنیدبا آزادکاری در خانه باشید و کسب درامد کنید8- پسوند «ترین»همه انسان‌ها دوست دارند که رتبه‌های اول را هر موضوعی را بدانند. به‌عنوان‌مثال پرفروش‌ترین کتاب کدام است؟ پول‌سازترین شغل چیست؟ اگر توجه کنید در این دو نمونه پسوند «ترین» موجود است. در حقیقت، پسوند «ترین» نوعی برتری را تداعی می‌کند که برای مخاطبان بسیار جذاب است.بهترین روش‌های کسب درامد خانگیارزان‌ترین لپ‌تاپ‌های مناسب گیم9- تجربیات شخصییکی از خصوصیات انسان این است که تمایل دارد تجربیات دیگران را بداند. مثلاً دوست دارد بداند که یک فرد موفق برای موفقیت خود چقدر زمان گذاشته و با چه روش‌هایی به موفقیت رسیده است. شما هم می‌توانید از این تکنیک برای عنوان نویسی خود استفاده کنید. البته باید دقت داشته باشید که فقط از تجربیات واقعی خود حرف بزنید و دچار خیال‌بافی و داستان‌سرایی نشوید!چطوری در کمتر از یک ماه کتابم را نوشتم؟5 تکنیک که با آن‌ها به شغل موردعلاقه خود رسیدم10- کلمه‌ی جادویی «چگونه»در زمان تیتر نویسی محتوای خود، از واژه‌ی استفهامی «چگونه» استفاده کنید. عناوینی که با کلمه‌ی «چگونه» شروع می‌شوند، دارای محبوبیت بالایی هستند و اصطلاحاً کلیک خور خوبی دارند. کاربران با خواندن کلمه‌ی «چگونه» می‌فهمد که قرار است با یک محتوای آموزنده روبرو شود. به مثال‌های زیر توجه کنید:چگونه یک نویسنده‌ی قهار شوید؟چگونه می‌توانید بدون کار کردن کسب درامد کنید؟نکاتی مهم برای عنوان نویسی جذابحتماً کلیدواژه را در عنوان خود بگنجانید.هیچ‌وقت در عنوان خود از کلمات اختصاری فارسی استفاده نکنید. مثلاً به‌جای «ارتش جمهوری اسلامی ایران» از کلمه‌ی «آجا» استفاده نکنید.عنوان انتخابی خود را چند بار بخوانید و دقت کنید که کلمات اضافی در آن وجود نداشته باشد.پس از نگارش تیتر، آن را به‌دقت بخوانید و بررسی کنید که غلط املایی نداشته باشید، غلط املایی در تیتر، اعتبار مقاله شما را زیر سؤال می‌برد.یکی دیگر از تکنیک‌هایی که برای عنوان نویسی وب‌سایت بسیار مؤثر است، استفاده از تاریخ است که نشان‌دهنده بروز بودن مطالب است. به‌عنوان‌مثال: «آموزش طراحی سایت- آپدیت 2022».استفاده از نام افراد معروف هم یک روش برای نوشتن عناوین جذاب است. به‌عنوان‌مثال: «10 راز موفقیت از نظر ایلان ماسک»سخن پایانییکی از مهم‌ترین بخش‌های تولید محتوا که در میزان بازدید محتوا بسیار سرنوشت‌ساز است، عنوان نویسی یا تیتر نویسی است. عنوان جذاب میزان بازدیدکنندگان مطالب ما به‌شدت افزایش می‌دهد. وقتی‌که بی‌درنگ بر یک لینک در نتایج گوگل کلیک می‌کنید و شروع به خواندن مطالب می‌کنید، شما جادو شده‌اید! جادوی عنوان نویسی!تحقیقات معتبر ثابت کرده است که یک عنوان جذاب قادر است میزان ترافیک سایت شما را چندین برابر کند.در این مقاله به بررسی 10 تکنیک جادویی برای عنوان نویسی پرداختیم. در ابتدا به اهمیت و ضرورت عنوان جذاب در جذب مخاطب اشاره کردیم و پس از آن10 تکنیک کاربردی و مؤثر در عنوان نویسی جادویی را برای شما شرح دادیم.</description>
                <category>Ithoma Agency</category>
                <author>Ithoma Agency</author>
                <pubDate>Sat, 16 Jul 2022 15:29:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور یک غریبه را به مشتری تبدیل کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@ithomaagency/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%D8%BA%D8%B1%DB%8C%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%84-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-yn6ktr8w2576</link>
                <description>دیدگاه‌ خود را بنویسید / تمام مطالب، مدیریت کسب و کار / رضا دلاورییکی از اصطلاحات مهم و کاربردی در فضای کسب‌وکارها که زیاد شنیده می‌شود، کلمه‌ی لید (Lead) است. درواقع لید سرنخی از مشتری راغب شده برای خرید است که برای اولین بار یک ارتباط را با شما برقرار می‌کند. این ارتباط می‌تواند یک پرسش از طریق ایمیل، چت زنده و یا تلفنی باشد. برای ساخت لید یا سرنخ مشتری روش‌های زیادی وجود دارد که شما باید با توجه به نوع کسب‌وکار خود، بهترین و مناسب‌ترین روش را انتخاب کنید، روشی که بالاترین نرخ تبدیل مشتری بالقوه به بالفعل را داشته باشد. در ادامه مقاله با ما همراه شوید تا انواع لید ها و چگونگی جذب آن را برای شما تشریح کنیم.لید (Lead) چیست؟ ? همان‌طور که در مقدمه گفتیم، لید یا سرنخ یکی از مهم‌ترین و کاربردی‌ترین اصطلاحات در کسب‌وکارها است. اصلاح لید درزمینهٔ تبلیغات و بازاریابی بسیار کاربردی است. لید با همان مشتری راغب به خرید به کسانی گفته می‌شود که با هر راهی با خدمات و محصولات کسب‌وکار شما آشنا شده‌اند و تمایل دارند از شما خرید کنند، اما هنوز تصمیمشان قطعی نیست. این افراد عموماً برای بار اول برای کسب اطلاعات و شاید خرید به شما مراجعه خواهند کرد و در مورد محصولات و خدمات شما پرسش‌هایی  را از شما می‌پرسند؛ بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که لید برای کسب‌وکارها از اهمیت بالایی برخوردار است. لیدها علاوه بر افزایش فروش و سودآوری، باعث افزایش اعتبار کسب‌وکارها نیز می‌شود.بی‌تردید فروشندگان به‌صورت روزانه با افراد بسیاری روبرو می‌شوند که باهدف خرید محصول یا خدمتی به آن‌ها مراجعه کرده‌اند. این افراد پرسش‌هایی را در مورد خدمت یا محصول ارائه‌شده توسط شما می‌پرسند و فروشنده با صبر و حوصله به تمامی پرسش‌ها پاسخ می‌دهد تا بتواند آن‌ها را راضی و در بهترین حالت ممکن به خریدار تبدیل کند. البته تمامی این تعامل‌ها بین فروشندگان و مشتریان به خرید منجر نمی‌شود و خرید از فروشنده به فاکتورهای زیادی بستگی دارد که یک از آن‌ها مهارت فروشنده در تبدیل است.انواع لیدهالیدها با نظر به اینکه جایگاهشان در چرخه‌ی خرید چیست، به انواع مختلفی دسته‌بندی می‌شوند.بهتر است به یک نوع لید اکتفا نکنید بلکه از انواع لیدها در کسب‌وکار خود استفاده کنید تا قادر باشید نتایج بهتری بگیرید. به‌طورکلی لیدها به ۴ دسته‌ی مختلف تقسیم‌بندی می‌شوند؛ لید بازاریابی، لید فروش، لید محصول و لید خدمات. در ادامه به بررسی هرکدام از این لیدها می‌پردازیم:۱- لید بازاریابی ? مخاطبانی که به مجموعه‌ی شما علاقه‌مند می‌شوند، در دسته لید بازاریابی جای دارند. این مخاطبان هنوز تصمیم به خرید و حتی تماس نگرفته‌اند. کسانی که در لندینگ پیج سایت شما ثبت‌نام کرده‌اند در این دسته‌بندی قرار دارند.۲- لید فروشمخاطبانی که به خرید از شما راغب هستند و علاقه‌ی خود به محصولات یا خدمات شما را نمایش داده‌اند در این دسته‌ی لید فروش جای دارند. افرادی که برای طرح پرسش در مورد محصولات یا خدماتتان با شماره‌های روی سایت با شما تماس می‌گیرند. لید فروش هستند.۳- لید محصولکسب‌وکارهایی که یک نسخه رایگان از محصولات یا خدماتشان را به مشتریان ارائه می‌دهند، لید محصول جذب می‌کنند. لید محصول به مخاطبانی گفته می‌شود گه قبلاً از قسمتی از خدمات و محصولات شما استفاده کرده‌اند و اکنون قصد دارند بابت دریافت نسخه کامل محصول یا خدمت به شما هزینه پرداخت کنند. بسیاری از اپلیکیشن های آموزشی، ورزشی، موفقیت و … این روزها از لید محصول استفاده می‌کنند.چرا جذب لید اهمیت دارد؟اگر تا به اینجا مقاله را با دقت خوانده باشید، به‌خوبی درک خواهید کرد که لید و جذب آن برای یک بنگاه اقتصادی می‌تواند چقدر حائز اهمیت باشد. هر کسب‌وکار تعدادی مشتری ثبات و همیشگی دارد، آن‌ها این میزان مشتری ثابت برای کسب درامد خوب و پیشرفت کسب‌وکار کفایت می‌کند؟ بی‌تردید هر کسب‌وکاری برای افزایش درامد و پیشرفت سازمانی به مشتریان جدید نیازمند است. یکی دیگر از ویژگی‌های لید این است که یک روش کم‌هزینه برای جذب مخاطبان بالقوه است. روش‌های مانند تبلیغات برای افزایش جذب مخاطب، بسیار پرهزینه‌تر از لید برای جذب مشتری است.از دیگر مزایای لید می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:افزایش آگاهی از برندافزایش میزان وفاداری برندجمع‌آوری اطلاعات مشتریدسترسی به مخاطبان هدفکسب‌وکارها با تولید لید قادر هستند تا گروه‌های بزرگی از مشتریان تهیه کنند و با روش‌هایی مانند ارائه تخفیف، آن‌ها را به مشتری تبدیل کنند و باعث افزایش وفاداری آن‌ها شوند. با استفاده از جمع‌آوری اطلاعات مشتریان می‌توانید محصولی متناسب با نیاز مشتری به او ارائه کنید. همچنین قادر خواهید بود نیازهای آن‌ها را شناسایی و مشکلاتشان را حل کنید.روند جذب Lead ? زمانی که شما این توان را داشته باشید که یک مخاطب غریبه که از محصولات و خدمات شما بی‌خبر است را به یک مشتری که به محصولات یا خدمات شما علاقه‌مند شده، تبدیل کنید، یک لید ساخته‌اید. برای ساخت لید لازم است یک سری اعمال را انجام دهید تا مخاطب غریبه به‌صورت کاملاً طبیعی به محصولات یا خدمات شما علاقه‌مند شود.کلمه‌ی لید در دنیای دیجیتال مارکتینگ بسیار کاربردی است. در جهان دیجیتال مارکتینگ به کسانی که در لندینگ پیج شما ثبت‌نام می‌کنند و بعضی اطلاعات خود را برای شما ثبت می‌کنند، لید جنریشن گفته می‌شود. در علم دیجیتال مارکتینگ ابزارها و ترفند های زیادی وجود دارد تا قادر باشید این افراد را به مشتری نهایی تبدیل کنید.قبل از اینکه روش‌های جذب لید را یاد بگیرید، در قدم اول لازم است با روش‌های ایجاد و افزایش لید اشدا شوید. شما باید به خبی بتوانید خدمات و محصولات خود را به کاربران معرفی کنید تا قادر باشید آن‌ها را به سمت خود جذب کنید. در این مرحله لازم است که نیاهزای کاربران را بدانید و آن‌ها را نسبت به محصولات و هدمات خود کنجکاو کنید. برای این منظور میتوانید از روشهای تولید و بازاریابی محتوا، حضور و بازاریابی در شبکه های اجتماعی، بهینه سازی برای موتورهای جستجو یا سئو، کوپن و کدهای تخفیف، وبینارها و … استفاده کنید.شما قادرید با تولید محتوای جذاب در شبکه های اجتماعی، نظر مخاطبان غریبه را به سمت خود جلب کرده و از او سرنخ دریافت کنید. لازم است که در این مرحله محصولات یا خدمات خود را به‌خوبی معرفی کنید. در ادامه مقاله به شرح این روش‌ها می‌پردازیم:تبدیل کاربر به لید با موتور جستجوی گوگل ? یکی از راه‌های خوب برای تبدیل کاربران به لید استفاده از موتور جستجوی گوگل است. وقتی کاربری در گوگل عبارتی را جستجو می‌کند، اگر سایت شما در نتایج اول گوگل نمایش داده شود، کاربر با کلیک روی سایت شما وارد وب‌سایت شما می‌شود. پس‌ازآن شما قادر خواهید بود تا میتوانید لید جمع‌آوری کنید. البته لازم به ذکر است برای اینکه سایت شما در صدر نتایج گوگل نمایش داده شود، بایستگی وب‌سایت خود را برای موتور جستجوی گوگل بهینه سازی کنید و اصول و استاندارها را به‌خوبی رعایت کنید.تبدیل کاربر به لید با تولید محتوای ارزشمندتولید محتوا در هر فرمتی مانند متن، تصویر، ویدیو، پادکست، بی‌تردید به ساخته‌شدن لید کمک شایانی می‌کند. تولید محتوا باهدف ارائه اطلاعات به‌صورت رایگان، در دسترس کاربر قرار می‌گیرد تا بتواند به‌این‌ترتیب برای شما لید بگیرد. کسب‌وکارها با تولید محتوی ارزشمند می‌توانند میزان زیادی لید برای محصولات و خدمات خود دریافت کنند.تبدیل کاربر به لید با وبلاگ نویسیامروزه همه‌ی ما از ارزشمندی و محبوبیت شبکه های اجتماعی اطلاع داریم؛ بنابراین می‌توان این‌طور گفت که شبکه های اجتماعی یک مکان مناسب و پر پتانسیل برای جذب لید است. به‌عنوان متال شما می‌توانید به فالوورهای پیج اینستاگرام خود بگویید در استوری بر لینک کلیک کنند و پس‌ازآن در آن لینک یک لندینگ پیج قرار دهید و مشغول جمع‌آوری لید شوید.همچنین شما می‌توانید اطلاعات خدمات و محصولات خود را در صفحه‌ی خود پست کنید تا کاربران از آن‌ها آگاهی پیدا کنند و در صورت جذب با شما ارتباط برقرار کنند. حتی میتوانید از قسمت بیو پیج اینستاگرام خود برای درج اطلاعات استفاده کنید.به‌طورکلی روش‌های ساخت لید در شبکه های اجتماعی مخصوصاً اینستاگرام بسیار است و برای ساخت لید یک ابزار قوی است.تبدیل کاربر به لید با مشتریان قدیمیشما قادر هستند از روش مختلفی افرادی که حتی یک‌بار با شما و سایتتان تعامل داشته‌اند را هدف‌گذاری کنید. به‌عنوان‌مثال می‌توانید برای افرادی که از قبل در سایت شما ثبت‌نام کرده اند یک پیامک یا ایمیل ارسال کنید این افراد به‌احتمال‌زیاد باز به چرخه‌ی فروش برمی‌گردند.چگونگی تبدیل لید به خریدارتا به اینجای مقاله با تعریف و اهمیت و راه‌های ایجاد لید آشنا شدید. حتما این سؤال در ذهن شما هم‌شکل گرفته که چگونه لید های خود را به خریدار نهایی تبدیل کنیم. بعدازاینکه فرایند جذب لید را به‌صورت اصولی و صحیح انجام دادید، باید آن لیدها را به مشتری تبدیل کنید. شما باید در این قدم یک لیست از مخاطبانی که در دست دارید که به محصولات یا خدمات شما علاقه نشانه داده‌اند، تهیه کنید. در این قدم باید سعی کنید کاربران را به محصولات یا خدمات خود مشتاق کنید و در او انگیزه‌ای برای خرید ایجاد کنید. برای این منظور می‌توانید به راهکارهای زیر عمل کنید:به کاربران خود اطلاعات مفید، ارزشمند و سرگرم‌کننده بدهید.تعامل خود را با کاربر افزایش دهید.پیشنهادهای وسوسه کننده مانند اشانتیون، کد تخفیف یا محصولی رایگان به کاربران ارائه کنید.یکی از روش‌های که در این مرحله می‌تواند مثمر ثمر واقع شود، ارسال ایمیل یا پیامک برای آن‌ها با محتوای تبلیغاتی است. به این روش شما می‌توانید نرخ تبدیل لید به خریدار را به‌شدت افزایش دهید.طراحی صفحه‌ی محصول به‌صورت فوق حرفه‌ای ? اگر همه‌ی مراحل جذب و تبدیل لید را به خوبی انجام دهید اما صفحه‌ی معرفی محصول مناسبی نداشته باشید، تمامی زحمات شما به هدر می‌رود. این‌یک ضرورت است که یک صفحه‌ی محصول کامل و حرفه‌ای بسازید تا کاربران در آن احساس خوبی داشته باشند و با محصول یا خدمت شما اشدا شوند. در زمان طراحی صفحه‌ی محصول بهتر است این نکات را در آن رعایت کنید:-صفحه‌ی محصول طراحی‌شده شما باید جذاب باشد.البته باید به‌گونه‌ای این صفحه ساده طراحی شود که کاربر گیج نشود.-برای صفحه‌ی محصول خود یک تیتر جذاب بنویسید چیزی که مخاطب را مشتاق و باانگیزه کند.– برای معرفی بهتر محصول خود از تصویر و ویدیو استفاده کنید.– در صفحه‌ی محصول مشخصات کلیدی و مهم محصول را به طور کامل و دقیق ذکر کنید. هر توضیحی که فکر می‌کنید مشتری باید بداند را قید کنید.– مزایای محصول را به صورتی که جلوی چشم کاربر باشد با فونتی خوانا و مناسب بنویسید.– پل‌های ارتباطی تماس را در دسترس مشتری قرار دهید تا به‌سادگی بتوانند با شما تماس بگیرند و به‌این‌ترتیب لید و درنتیجه فروش بیشتری خواهید داشت.پیشنهاد‌های شگفت‌انگیز و وسوسه کننده مانند تخفیفات، قرعه‌کشی را در صفحه‌ی محصول قید کنید تا انگیزه کاربران برای خرید محصول افزایش یابددکمه‌ی خرید یا سفارش محصول/خدمت را در جای مناسبی قرار دهید تا دسترسی‌پذیری خوبی برای کاربر داشته باشد.سخن پایانیفرایند تولید لید یک فرایند همیشگی و طولانی‌مدت است. اگر به‌درستی این فرایند را انجام دهید بی تردید افزایش فروش چشم‌گیری را تجربه خواهید کرد. در این مقاله به تشریح لید پرداختیم. انواع لید را شرح دادیم و روش‌های جذب لید را برای شما ذکر کردیم. در ادامه به تشریح روشهای تبدیل لید به خریدار مانند تبدیل کاربر به لید با موتور جستجوی گوگل، تبدیل کاربر به لید با تولید محتوای ارزشمند، تبدیل کاربر به لید با وبلاگ نویسی، تبدیل کاربر به لید با شبکه های اجتماعی، تبدیل کاربر به لید با مشتریان قدیمی را تشریح کردیم و در انتهای مقاله به ارائه راهکارهایی برای تبدیل لید به خریدار را به شما همراهان ارائه کردیم. از اینکه تا انتهای مقاله با ما همراه بوده‌اید از شما سپاس گذاریم. لطفاً تجربیات و نظرات خود را با آژانس دیجیتال مارکتینگ ای تی هما به اشتراک بگذارید.</description>
                <category>Ithoma Agency</category>
                <author>Ithoma Agency</author>
                <pubDate>Tue, 12 Jul 2022 15:20:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه کتاب اثر مرکب نوشته‌ی دارن هاردی</title>
                <link>https://virgool.io/@ithomaagency/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%A8-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86-%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AF%DB%8C-sj2wq274ffvt</link>
                <description>کتاب اثر مرکب یک نوشته‌ی دارن هاردی یکی از شگفت‌انگیزترین کتاب‌ها در حوزه‌ی موفقیت و کسب‌وکار است که یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌ها در حوزه بوده است. خلاصه‌ی این کتاب ارزشمند را می‌توانید در این مقاله مطالعه کنید. ? اگر شما قادر باشید به کتابخانه‌ی تمام مدیران موفق جهان نگاهی بیندازید، کتاب‌های مشترک زیادی را در آن‌ها مشاهده خواهید کرد، کتاب اثر مرکب هم از همین دست کتاب‌های مشترک کتابخانه‌های افراد موفق است.این کتاب بااینکه درباره‌ی یک موضوع ساده صحبت می‌کند اما به‌صورت معجزه‌آسایی این کتاب تأثیرگذار است. این کتاب در مورد یک موضع ساده در زندگی است و این موضع کمک گرفتن از اثر مرکب در زندگی است. نویسنده‌ی کتاب اثر مرکب دارن هاردی (Darren Hardy) یکی از محبوب‌ترین نویسندگان و سخنرانان حوزه‌ی موفقیت است. آثار دارن هاردی پرفروش‌ترین و تأثیرگذارترین کتاب‌های انگیزشی محسوب می‌شود.در این مقاله قصد داریم در ابتدا با دارن هاردی، نویسنده‌ی کتاب اثر مرکب آشنا شویم و پس‌ازآن نگاهی اجمالی به کتاب اثر مرکب و درس‌هایی که می‌توان از آن یاد گرفت، می‌اندازیم.به‌یقین، با مطالعه این کتاب فوق‌العاده، دید شما نسبت به زندگی، کار و موفقیت تغییر پیدا می‌کند؛ چون نویسنده کتاب از  شما نمی‌خواهد که کار شاهکاری را انجام دهید تا به قله‌های موفقیت برسید! بلکه توصیه‌هایی به شما می‌کند که حتی با حضور در حاشیه امن خود نیز قادر به چشیدن طعم موفقیت خواهید شد.نگاهی به زندگی و بیوگرافی دارن هاردی نویسنده کتاب اثر مرکب ? دارن هاردی در 1971 میلادی در کالیفرنیای امریکا دیده به جهان گشود. دارن هاردی وقتی‌که 18 سال داشت اولین کسب‌وکار خود را تأسیس کرد. به گفته خودش در 20 سالگی میزان سرمایه‌اش در مقایسه با هم سن و سال‌هایش بیشتر بود. هاردی در سال 2007 میلادی مجله‌ی محبوب و شگفت‌انگیز «Success» را تأسیس کرد و تا حالا کتاب‌های زیادی را در مورد رشد و توسعه‌ی فردی و موفقیت به رشته‌ی تحریر درآورده است. کتاب اثر مرکب «Compound Effect» فقط یکی از آثار افسانه‌ای او است که در سال 2010 به چاپ رسیده است. کتاب اثر مرکب به‌اندازه‌ای جذاب و تأثیرگذار بود که توانست عنوان یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های سال را به خود اختصاص دهد. شایان‌ذکر است این کتاب، در بازار ایران هم هنوز یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های حوزه‌ی موفقیت و رشد شخصی است.اثر مرکب چیست؟به‌طورکلی کتاب اثر مرکب می‌گوید که انتخاب‌ها و تصمیمات کوچک و روزانه‌ی ما قادرند در کنار هم نتایج بزرگی را ایجاد کنند. این مفهوم در علم اقتصاد نیز وجود دارد، به‌عنوان‌مثال سپرده‌ی کمی را فرض کنید که هرماه سودی کم به آن تعلق می‌گیرد و ماه بعد، سود به پول اصلی و سود ماه قبل اضافه می‌شود. اگر این حساب سپرده را چند سال داشته باشیم، از رشد سرمایه‌ی خود شگفت‌زده خواهیم شد. در اقتصاد به این رویداد ، سود مرکب میگویند. شما می‌توانید این مسئله را به هر چیزی که می‌خواهید رشد کند، تعمیم دهید. دارن هاردی همین اتفاق را در حوزه‌ی موفقیت بیان می‌کند. او بر این باور است که با برداشتن قدم‌های کوچک، قادر به انجام کارهای بزرگ خواهیم بود. شاید در ابتدای راه رشدی را به‌صورت محسوس حس نکنید اما با گذر زمان، تغییرات به‌صورت ملموس برای ما ایجاد خواهد شد. این مبحث در مواردی مانند سلامتی، سرمایه‌گذاری، افزایش بهره‌وری یا هر پیشرفت دیگر کاربردپذیر است.دارن هاردی در فصول این کتاب این مبحث را بیشتر تشریح می‌کند و توضیح می‌دهد ک.ه چرا شروع کار همیشه دشوار است و با گذشتن از این دشواری چه احساسات دل‌چسب و نتایج شیرینی در انتظار ما است. او با تبحر خاصی اصول مهم را با مثال‌هایی ساده به مخاطبان کتاب خود تفهیم می‌کند. یکی از اعجازهای این کتاب آن است که حتی سال‌ها پس از خواندن این کتاب، با دیدن همین مثال‌ها، مطالب کتاب برای شما مشهود می‌شود. کمتر کسی را دیده‌ایم که این کتاب را بخواند و از کلمه‌ی فوق‌العاده استفاده نکرده باشد.نگاهی اجمالی به درس‌های کتاب اثر مرکب نوشته‌ی دارن هاردیکتاب اثر مرکب در پی این هدف است که به مخاطبان خود بگوید که اگر می‌خواهند به تغییرات بزرگی برسند باید در خودشان عاداتی را ایجاد کنند و با تعهد داشتن به این عادت‌ها تغییرات کمی در زندگی‌شان به وجود خواهد آمد اما پس از مدتی همین نتایج کوچک و جزئی موجب می‌شود تا تغییرات بزرگی را در زندگی خود مشاهده کنند. مثلاً فردی که 120 کیلوگرم وزن دارد قادر نیست به‌صورت ناگهانی به 80 کیلوگرم برسد بلکه بایستی  با انجام دادن نیم ساعت ورزش روزانه و تغییر در رژیم غذایش به وزن ایدئال مدنظر خود  برسد.این کتاب تأکید می‌کند که انتخاب‌ها و تصمیمات کوچک روزانه ما قادر است در کنار هم نتایج بزرگی را به همراه داشته باشد.امروزه اکثر دانشمندان و صاحب‌نظران عرصه‌ی موفقیت به افراد توصیه می‌کنند که برای ثروتمند شدن کارهای خارق‌العاده‌ای را انجام دهند. به‌صورت ناگهانی یک روز از خواب بیدار شوند و 16 ساعت کار کنند و طعم موفقیت را بچشند! اما دارن هاردی در این کتاب به شما توصیه می‌کند که خیلی آهسته و آرام به موفقیت برسید، الزامی نیست که برای رسیدن به موفقیت آزار ببینید.فرمول تفاوت با دیگراندارن هاردی فرمول تفاوت چشم‌گیر با دیگران را به‌صورت زیر ذکر می‌کند:زمان گذاشتن + پایداری و پشتکار + انتخاب‌های کوچک اما هوشمندانه = تفاوت چشم‌گیر با دیگراندر موفقیت یک راز بیشتر وجود ندارد و آن راز چیزی جز کار، نظم و پایداری و عادت‌های خوب است.روش استفاده از یک دفترچه برای فتح قله‌های موفقیت ? یک دفترچه برای خود تهیه کنید و در طول روز هر کاری را که انجام می‌دهید در آن یادداشت کنید. باید دقت داشته باشید که تمام‌کارهای روزانه خود را در دفترچه قید کنید. بعدازاین کار، بررسی کنید ببینید کدام کارها موجب می‌شود به اهداف خود نزدیک و کدام کارها شمارا از اهدافتان دور می‌کند. آرام تمرین کنید تا بتوانید از کارهایی که شما را از اهدافتان دور می‌کند، اجتناب کنید و در نقطه‌ی مقابل میزان کارهایی که شما را به اهدافتان نزدیک می‌کند را افزایش دهید.انتخاب‌ها و مسئولیت‌پذیری ? زندگی حال و کنونی ما نتیجه‌ی انتخاب‌های گذشته ماست. در ابتدا این شما هستید که برای زندگی خود تصمیم می‌گیرید و انتخاب می‌کنید اما پس‌ازآنتخاب، این انتخاب‌های شما هستند که بر زندگی شما تأثیر می‌گذارند. یادتان باشد که موفقیت چیزی جز انتخاب‌های کوچک و هوشمندانه نیست و شکست  هم چیزی جز نتیجه‌ی انتخاب‌های کوچک غلط نیست.اکثر انتخاب‌های ما به‌صورت ناخودآگاه انجام می‌گیرد. درس‌هایی که در کودکی توسط  معلمان، والدین و جامعه به ما داده‌شده است در بزرگ‌سالی به‌صورت ناخودآگاه به مرحله‌ی اجرا درمیاید.  ما بایستی به این قدرت برسیم تا عادت‌ها و ناخودآگاه خود را تغییر و کنترل کنیم تا در مسیر موفقیت به خدمت ما دربیایند.مفهوم شانس ? از منظر دارت هاردی، تمامی ما خوش‌شانس هستیم، او می‌گوید اگر زنده هستید و سلامتی نسبی دارید، یعنی شما خوش‌شانس هستید.شانس همه‌ی ما را احاطه کرده است. فقط کافی است با دیدی متفاوت به دنیای اطراف خود نگاه کنیم تا شانس‌ها را ببینیم و از آن‌ها کمال استفاده را ببریم. البته تعریف شانس از دید هاردی با تعریف شانس از منظر مردم متفاوت است، هاردی می‌گوید:درواقع شانس مجموع رشد شخصی یا همان میزان آمادگی، نگرش، فرصت و اقدام است.نگرش در حقیقت همان چیزی است که اجازه موفقیت را به مردم نمی‌دهد و شانس‌ها را از دید مردم مخفی می‌کند. زمانی که افراد نگرش خوش‌شانسی نداشته باشند قادر به دیدن فرصت‌های اطراف خود نیستند و درنتیجه نمی‌توانند از آن‌ها استفاده کنند و این به معنای شکست حتمی است.میله عادتارسطو فیلسوف یونانی می‌گوید: «ما نتیجه‌ی همان کارهایی هستیم که به‌طور مکرر آن را انجام می‌دهیم».درواقع ما دقیقاً عادت‌های خودمان هستیم. اگر قصد دارید خود را بشناسید بایستی در قدم اول نسبت به عادت‌های خود شناخت پیدا کنید و اگر می‌خواهید تغییر در شخصیت خود ایحجاد کنید باید عادت‌های خود را تغییر دهید.دارن هاردی می‌گوید اگر قصد دارید تا به پیشرفت و رشد برسد بایستی عادت‌های خوبی را در خود ایجاد کنید و عادت‌های منفی نهادینه شده در وجود خود را از بین ببرید. برخ ی مواقع فکر می‌کنیم که قادر به تغییر عادت‌های بدمان نیستیم؛ چون تصور می‌کنیم که عادت‌های ما به‌راحتی ایجادشده‌اند اما به‌راحتی قابل از بین بردن نیستند.یکی از سؤالاتی که در جهت تغییر عادت‌ها باید از خودتان بپرسید این است که واقعاً به جه دلیل قصد دارید عادت‌های خود را تغییر دهید؟ تغییر دادن عادت کاری سخت است. هرچقدر هم مصر باشید ممکن است به‌جایی برسید که از ترک عادت‌های بد منصرف شوید، اما اگر به سؤالی که برای خود مطرح کرده‌اید جوابی مناسب بدهید، حتی باوجود از دست دادن اراده به مسیر خود ادامه می‌دهید و این سؤال به کمک شما می‌آید و نمی‌گذارد تا ناامیدی بر شما غلبه کند.5 استراتژی برای حذف عادت‌های بد و منفی ? 1- نسبت به عوامل محرک عادات بد شناخت پیدا کنید. جه عامل یا عواملی موجب می‌شود که شما یک عادت منفی را انجام دهید؟ چه وقت‌هایی این احساسات به سراغ شما می‌آید؟ در چه شرایطی و حین انجام چه‌کاری این احساسات به شما دست می‌دهد. با پاسخ به این سؤالات قدر خواهید بود عامل محرک عمل کردن از روی عادت‌های بد را شناسایی کنید.2- سعی کنید تمامی عوامل محرکی که زمینه‌ی عادت‌های بد شما هستند از زندگی  خود حذف کنید. حالا شما لیست عوامل محرک خود را دارید و به‌خوبی می‌توانید شر آن‌ها را از زندگی خود کم کنید. هر چیزی که موجب می‌شود شما برای انجام عادت‌های بد تحریک شوید باید به‌طور کامل حذف شوند.3- این امکان وجود دارد که ما گاهی قادر نباشیم عادت‌های بد را به‌طور کامل ترک کنیم؛ در همچنین مواقعی شما باید عادت بد خود را با یک عادت خوب جایگزین کنید. مثلاً عادت دارید که هنگام تماشای یک فیلم، چیپس بخورید، برای حذف این عادت، به‌جای خوردن چیپس، میوه بخورید.4- یادتان باشد که قرار نیست که عادت‌های منفی را یک‌شبه ترک کنید و عادت‌های بد را به‌یک‌باره به عادت‌های خوب تبدیل کنید. شما ملزم هستید که برای جلوگیری از آسیب، فرایندی تبدیل را بسیار آرام و آهسته و به‌مرورزمان انجام دهید. برخی اوقات 20 سال زمان می‌برد تا یک عادت بد در درون شما نهادینه شود و شما چطور طی 20 روز انتظار دارید تا این عادت بد از بین برود؟ قطع به‌یقین این امر امکان‌پذیر نیست.5- این درست است که ترک کردن یک عادت منفی زمان‌بر و طاقت‌فرسا است اما شما باید همین اکنون تصمیم قاطعی بگیرید و با برداشتن یک‌قدم کوچک برای ترک یا جایگزین کردن عادت بد خود اقدام کنید.تکنیک ایجاد عادت‌های خوب و مثبت ? دارن هاردی در این قسمت از کتاب به شما 6 تکنیک یاد می‌دهد تا بتوانید عادت‌های مثبت و خوب را درون خود نهادینه کنید:1- اگر تصمیم دارید که رژیم غذایی سالمی را در زندگی خود اجرا کنید، روی میزی که همیشه جلوی چشم‌هایتان است یک ظرف پر از میوه بگذارید. اگر قصد دارید تا گشت‌وگذار در اینستاگرام را پس از بیدار شدن از خواب ترک کنید، سعی کنید گوشی خود را در مکانی بگذارید که زمانی که از خواب بیدار شدید سریع به سراغ آن نروید. درواقع کارهایی را انجام دهید که انجام عادت‌های خوب در دسترس تر و آسان‌تر از عادت‌های بد باشد.2- به‌جای تفریق، جمع بزنید! به‌جای اینکه سعی کنید عادتی بدی را ترک کنید، به این فکر کنید که این عادت بد را با چه عادت خوبی می‌توانید جایگزین کنید.3- عمومی کردن تعهدتان به عادات خوب و مثبت یک راهکار عالی برای نهادینه کردن عادات خوب در شماست. به‌عنوان‌مثال در شبکه‌ی اجتماعی خود مانند اینستاگرام یک استوری و پست بگذارید و در آن به دوستان خود بگویید که یک عادت خوب را در خودم ایجاد کنم. شما می‌توانید برای دستیابی به اهداف خود هم از این تکنیک استفاده کنید.4- یک همسفر برای خود پیدا کنید. یکی دیگر از تکنیک‌های مجرب برای ترک عادت منفی و ایجاد عادت مثبت، این است که یک همراه مناسب برای خود بیابید، همراه شما هم باید قصد داشته باشد تا یک عادت خوب را در خود ایجاد و یک عادت بد را از بین ببرد. مثلاً اگر قصد دارید تا به تناسب برسید، برای خود یک همراه برای باشگاه رفتن پیدا کنید. همراه شما باید هم هدف با شما باشد و به انجام تمرین و رعایت رژیم غذایی پایبند باش، در غیر این نه تنها به شما کمکی نخواهد کرد بلکه شما را از مسیرتان منحرف خواهد کرد.5- رقابت کردن هم یک تکنیک عالی برای ایجاد عادات خوب است. برخی افراد وقتی در رقابت با فردی قرار می‌گیرند می‌توانند خیل ی عالی رشد کنند و با این رقابت، انگیزه آن‌ها به‌شدت افزایش پیدا می‌کند.مثلاً سعی کنید با دوست خود یک مسابقه بگذارید که هر کس سریع‌تر بتواند به وزن ایدئال خود برسد، یک جایزه از طرف دیگر بگیرد.6- یکی دیگر از راهکارهای طلایی برای ایجاد عادات خوب، تکنیک پاداش است. یک عادت خوب را برای خود مشخص کنید. به خود قول بدهید که اگر توانستید آن عادت را در خودتان ایجاد کنید، جشنی بر پا کنید و به خودتان پاداشی بدهید. سیستم پاداش‌دهی مغز یکی از قوی‌ترین محرک‌های افزایش انگیزه در انسان است.مومنتوماین نکته را مدنظرداشته باشید که اگر قصد دارید یک عادت بد را از وجود خود پاکسازی کنید یا یک عادت مثبت را در خود ایجاد کنید، همیشه اولین قدم سخت ترین مرحله است و بعد از برداشتن اولین قدم، بقیه قدم ها برای شما راحت و آسان می‌شود. پس از مدتی آن عادت به‌صورت یک روال در میاید و به‌صورت خودکار انجام می‌شود، این مفهوم مونتوم است.از نظر دارن هاردی هیچ راهی ساده تر از ساخت یک مسیر منظم و وروزانه وجود ندارد. در میدان جنگ زندگی، نظم و استمرار است که شما را پیروز میدان می‌کند.کارهای روزانه خود را بنویسید ? کتاب اثر مرکب به شما توصیه می‌کند که هرروز به خاطر داشته‌های خود از خداوند سپاسگزاری کنید. بهترین روش برای دریافت برکت این است که برکت ارسال کنید. به اهداف و رؤیاهای خود به‌صورت روزانه نگاه کنید و طبق آن اولویت‌های خود را مشخص کنید. همواره کارهای خود را یادداشت کنید و در انتهای روز آن را بررسی کنید که آیا کارهایی که انجام داده آید شما را به هدف نزدیک‌تر کرده یا خیر. سعی کنید قبل از خواب کتاب‌های انگیزشی و موفقیت را مطالعه کنید و همچنین مدیتیشن را جزئی از برنامه روزانه خود کنید.سخن پایانیاگر شما قادر باشید به کتابخانه‌ی تمام مدیران موفق جهان نگاهی بیندازید، کتاب‌های مشترک زیادی را در آن آن‌ها مشاهده خواهید کرد، کتاب اثر مرکب هم از همین دست کتاب‌های مشترک کتابخانه‌های افراد موفق است.این کتاب بااینکه درباره‌ی یک موضوع ساده صحبت می‌کند اما به‌صورت معجزه‌آسایی این کتاب تأثیرگذار است. این کتاب در مورد یک موضع ساده در زندگی است و این موضع کمک گرفتن از اثر مرکب در زندگی است. نویسنده‌ی کتاب اثر مرکب دارن هاردی (Darren Hardy) یکی از محبوب‌ترین نویسندگان و سخنرانان حوزه‌ی موفقیت است. آثار دارن هاردی پرفروش‌ترین و تأثیرگذارترین کتاب‌های انگیزشی محسوب می‌شود.در این مقاله در ابتدا با دارن هاردی، نویسنده‌ی کتاب اثر مرکب آشنا شدیم و پس‌ازآن به کتاب اثر مرکب و درس‌هایی که می‌توان از آن یاد گرفت، پرداختیم. از اینکه تا انتهای مقاله با آژانس دیجیتال مارکتینگ ای تی هما همراه بوده آید از شما تشکر می‌کنیم. لطفا نظرات و تجربیات خود را در مودر کتاب اثر مرکب نوشته‌ی دارن هاردی با ما به اشتراک بگذارید.</description>
                <category>Ithoma Agency</category>
                <author>Ithoma Agency</author>
                <pubDate>Thu, 07 Jul 2022 12:47:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازاریابی کتاب با روش اسلایس پیتزا</title>
                <link>https://virgool.io/@ithomaagency/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%A7-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%B3-%D9%BE%DB%8C%D8%AA%D8%B2%D8%A7-xldsxx5jatjr</link>
                <description>اگر ناشر یا نویسنده هستید باید بدانید که روش‌های بهتری از راه‌های مرسوم برای فروش کتاب وجود دارد. شما با استفاده از نکات طلایی موجود در این مقاله قادر خواهید بود فروش کتاب‌های خود را افزایش دهید. البته باید این بدانید که نکات ذکر شده در این مقاله بیشتر برای کتاب‌های تخصصی و آموزشی قابل استفاده است. ? ما معتقدیم که نامناسب‌ترین مکان درفروش کتاب، کتاب‌فروشی است. درفروشگاه‌های کتاب، کتاب شما در میان هزاران کتاب به چشم نمی‌آید. همچنین احتمال دیده شدن کتابتان توسط مخاطبان هدف شما بسیار پایین است. بهترین روش افزایش فروش کتاب، بازاریابی مستقیم کتاب است. برای این کار می‌توانید از ایده‌ی فوق‌العاده اسلایس رایگان کتاب استفاده کنید. تا انتهای مقاله با ما همراه باشید تا به شما یاد بدهیم چگونه با استفاده از این روش، میزان فروش کتاب‌های خود را افزایش دهید.ایده اسلایس رایگان پیتزا ? به‌طورکلی یک نکته‌ی جالب در یک کتاب موجب می‌شود تا آن کتاب توسط مخاطب خریداری شود. افرادی که به‌صورت حضوری در یک کتاب‌فروشی قصد خرید کتاب دارند، کتاب موردنظر خود را ورق می‌زنند و بخش‌های از آن را مطالعه می‌کنند. اگر در خلال مرور و مطالعه خود به نکته‌ای جالب برخورد کنند و آن نکته توجهشان را جلب کند، آن کتاب را خریداری می‌کنند.ما فروش کتاب و به‌طورکلی محصولات آموزشی را به فروش پیتزا تشبیه می‌کنیم. یکی از ساده‌ترین راه‌های فروش پیتزا این است که یک قطعه از پیتزا را به افراد علاقه‌مند برای تست کردن بدهیم، به‌این‌ترتیب فرد با خوردن قطعه پیتزا و به‌احتمال‌قوی بیشتر شدن اشتهایش، اقدام به خرید پیتزای کامل می‌کند. شما نیز به‌عنوان نویسنده و یا ناشر یک کتاب بایستی اسلایس­هایی از پیتزای کتاب خود را تهیه کنید و به‌صورت رایگان در اینترنت یا فضای آفلاین پخش کنید.این احتمال بسیار ضعیف است که مخاطب شما به کتاب‌فروشی برود و به‌طور اتفاقی کتاب شما را ببیند، ورق بزند و به‌طور اتفاقی نکته‌ی جالب شما را مشاهده کند و درنهایت کتاب شما را بخرد!راهکار ما بسیار ساده این است که قسمت‌هایی از کتاب خود را به‌صورت الکترونیکی در اینترنت به‌صورت رایگان منتشر کنید. همچنین شما می‌توانید ازمحتوای کتاب خود یک پادکست یا ویدئو تهیه کنید و برای بازاریابی کتاب خود از آن‌ها  بهره‌مند شوید.ایده‌هایی برای اجرای روش اسلایس پیتزا ? ۱- یک ‌فصل تأثیرگذار از کتاب خود را به یک کتاب الکترونیکی تبدیل کنید و در صفحه‌ی آخر فصل اول، اطلاعات کامل کتاب را درج کنید. بهترین کار این است که فصل اول کتاب را برای این منظور استفاده نکنید. معمولاً فصل اول کتاب‌ها به‌نوعی مقدمه است و حاوی مطالب مهم و جالب کتاب نیست؛ پس به‌اندازه‌ی کافی وسوسه کننده نخواهد بود. بهترین فصل کتاب را برای انتشار انتخاب کنید و آن را به‌صورت رایگان منتشر کنید و در اختیار مخاطبان قرار دهید. بهتر است جلد این کتاب الکترونیکی با جلد اصلی کتاب شما یکسان نباشد تا ابهامی ایجاد نکند. یک جلد متفاوت برای این منظور طراحی کنید. ? ۲- راهکار بعدی این است که خلاصه‌ای از کتاب خود را به‌صورت الکترونیکی منتشر کنید و در دسترس همه قرار دهید. اکثر نویسندگان و ناشران تصور می‌کنند که با ارائه رایگان بخش‌هایی از کتاب یا خلاصه آن، میزان فروش کتابشان کاهش می‌یابد، اما تجربه نشان می‌دهد که همیشه عکس این تصور اتفاق می‌افتد. درواقع افراد هنگام خرید کتاب وقتی‌که احساس آشنایی با کتاب و مطالب آن را داشته باشند، راحت‌تر برای خرید کتاب اقدام می‌کنند. فراموش نکنید که در انتهای خلاصه‌ی کتاب خود، روش تهیه کتاب و اطلاعات تماس را قید کنید تا مخاطبان به‌سادگی بتوانند کتاب شما را تهیه کنند. ? ۳- روش بعدی و خلاقانه برای افزایش فروش کتاب، تهیه مطالب مکمل برای مخاطبان کتاب است. تصور کنید که شما یک کتاب در مورد آشپزی نوشته‌اید. در ابتدا یک کتاب الکترونیکی می‌سازید و در آن چند دستور غذا در آن درج می‌کنید. در ابتدای کتاب می‌نویسید که این کتاب برای خوانندگان کتاب آشپزی من تهیه‌شده است. اگر مطالب کتاب الکترونیکی شما جذاب باشد، علاقه‌مندان با شما ارتباط خواهند گرفت و به‌این‌ترتیب موفق به فروش کتاب اصلی‌تان می‌شوید. ? ۴- راهکار بعدی ساخت یک ویدیو برای مخاطبان کتاب است. شما باید یک یا چند فیلم ۳ دقیقه‌ای از محتوای کتاب خود تهیه کنید و آن را در پلتفرم‌های پخش ویدیو منتشر کنید. در این فیلم شما هیچ‌گونه تبلیغی از کتاب خود را انجام نمی‌دهید. روی صحبتتان با خوانندگان کتاب است مثلاً بگویید: «سلام. رضا دلاوری هستم. نویسنده‌ی کتاب شکستن مرزهای رشد. از شما به خاطر خرید کتاب سپاسگزاری می‌کنم. قصد دارم برای شما خواننده عزیز، نکات مهم کتاب را دوره کنم.»این ویدیوها یک تیر و دو نشان است، یعنی هم باعث افزایش رضایت خریداران می‌شود و هم مخاطبان جدید را به سمت کتاب شما ترغیب می‌کند.۵- اگر کتاب شما آموزشی است، می‌توانید یک پاورپوینت از تمام مهم کتاب خود تهیه کنید و آن را در سایت‌ها اشتراک‌گذاری اسلایدهای پاورپوینت منتشر کنید.۶- راهکار بعدی ساخت یک فایل صوتی از محتوای مفید و مهم کتابتان است. فایل‌های صوتی که توسط نویسنده کتاب تهیه می‌شود بیشتر موردتوجه قرار می‌گیرد و تأثیر بالایی در جذب مخاطب دارد. این فایل‌های صوتی موجب می‌شود تا مخاطبان با آن گوش کنند و در صورت مطلوب بودن محتوا به خرید کتاب شما ترغیب شوند.اسلایس ها را کجا منتشر کنم! ? راحت‌ترین راه این است تا در موتور جستجوی گوگل، کلیدواژه‌ی «دانلود کتاب» را جست‌وجو کنید. در نتایج گوگل سایت‌های زیادی را  پیدا خواهید کرد که هزاران کتاب الکترونیکی رایگان برای دانلود دارند.اکثر این سایت‌ها قابلیت آپلود کتاب توسط کاربران را نیز دارا هستند.کتاب الکترونیکی خلاصه خود را در این وب‌سایت‌ها درج کنید. البته فراموشش نکنید که تائید و نمایش این کتاب‌ها معمولاً چند روز طول می‌کشد. اگر می‌خواهید احتمال تائید شدن کتابتان را افزایش دهید، سعی کنید تا حتی‌الامکان در کتاب خود تبلیغ نکنید. فقط در انتهای کتاب روش‌های تهیه کتاب را به مخاطبان توضیح دهید.تعداد صفحات کتاب الکترونیکی اسلایسی شما نباید زیاد باشد. شما اجازه ندارید تا اسلایس­های پیتزای زیادی به مخاطب بدهید تا او سیر شود! انسان معاصر عجول و کم‌حوصله است! محتوای جذاب و کاربردی را در کتاب قرار دهید تا وقت مخاطب را کمتر از ۱۰ دقیقه نگیرد.راهکار دیگر بهره‌مندی از شبکه‌های اجتماعی است. شما قادر هستید در اینستاگرام ویدیوهای یک‌دقیقه‌ای منتشر کنید. از این امکان استفاده کنید و در بخش‌های یک‌دقیقه‌ای در مورد محتوای کتاب خود صحبت کنید. جملات و نکاتی از کتاب را به‌صورت پست در اینستاگرام و تلگرام خود منتشر کنید. داشتن کانال تلگرام و پیج اینستاگرام در افزایش تعامل با مخاطبان و درنتیجه فروش بیشتر کتاب به شما کمک بسزایی می‌کند.شما می‌توانید از شبکه‌های اجتماعی تخصصی‌تر مانند لینکدین برای بازاریابی کتاب خود استفاده کنید، مخاطبان احتمالی کتاب خود را بشناسید و مطالبی آموزشی در مورد محتوای کتاب خود منتشر سازید.سخن پایانیما معتقدیم که میزان فروش کتاب فقط وابسته به یک‌چیز است. انگیزه و تلاش نویسنده کتاب!هیچ‌وقت به امید این نباشید تا ناشران برای شما درفروش کتاب کاری را انجام دهد. شما قادر هستید به‌تنهایی فروش کتاب خود را به‌شدت افزایش دهید. هرچقدر هم محتوای کتاب شما متفاوت و کاربردی باشد تا خودتان دست‌به‌کار نشوید کسی آن را نخواهید دید!در این مقاله به تشریح ایده‌ی اسلایس برای افزایش فروش کتاب پرداختیم و راهکارهایی را برای اجرای این روش به شما همراهان آژانس دیجیتال مارکتینگ ای تی هما پیشنهاد کردیم.  از اینکه تا انتهای مقاله با ما همراه بوده‌اید از شما تشکر می‌کنیم. لطفاً اگر نظر یا تجربه‌ای در مورد این مقاله دارید با آژانس دیجیتال مارکتینگ آی تی هما در میان بگذارید.</description>
                <category>Ithoma Agency</category>
                <author>Ithoma Agency</author>
                <pubDate>Wed, 06 Jul 2022 11:33:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیریت زمان چیست و چگونه زمان را مدیریت کنیم؟ (راهنمای جامع مدیریت زمان)</title>
                <link>https://virgool.io/@ithomaagency/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-nhryzbi4mb0y</link>
                <description>ک ضرب‌المثل انگلیسی می‌گوید «Time and tide waits [wait] for no man» به زبان شیرین فارسی این ضرب‌المثل این‌طور ترجمه می‌شود: «زمان و جزر و مد منتظر کسی نمی‌ماند». درواقع این ضرب‌المثل حامل این پیام است که زمان یک پدیده ارزشمند است. همه‌ی انسان‌ها برای رسیدن به موفقیت در تمامی ابعاد زندگی، باید درک عمیقی از ارزش و اهمیت زمان داشته باشند. افرادی که قیمت زمان را نمی‌دانند و در حال هدر دادن این گنج هستند، در مسیر موفقیت و تکامل خود دچار شکست می‌شوند؛ بنابراین می‌توان این‌طور نتیجه گرفت که مدیریت زمان کلید طلایی تحقق اهداف انسان‌هاست. در این مقاله به بررسی مبحث مدیریت زمان خواهیم پرداخت و همچنین راهکارهایی عملی و کاربردی را برای مدیریت زمان به شما ارائه خواهیم کرد. پس با ما همراه باشید.مدیریت زمان چیست؟ ? به بیانی ساده مدیریت زمان به معنای اختصاص زمان به‌صورت مؤثر به فعالیت‌هایی خاص است.درواقع با مدریت زمان شما قادر خواهید بود بر اساس اولویت‌های خود زمان خود را به فعالیت‌های خاص خود اختصاص دهید، درنتیجه‌ی این امر شما از وقت خود به بهترین (بهینه‌ترین) شکل ممکن استفاده کرده‌اید.شما در مدیریت زمان تعیین می‌کنید که اولویت کدام فعالیت بالاتر است و چه میزان زمانی باید به آن اختصاص داده شود. کدام کار را باید سریع‌تر به پایان برسانید و کدام کار را می‌توانید به این بعدا موکول کنید.مدیریت زمان نه‌تنها در حرفه و کسب‌وکار بلکه در زندگی شخصی نیز کاربردپذیر است، مدیریت زمان نقشی مهم و اساسی در زندگی ما بر عهده دارد و کیفیت زندگی ما در گروی مدیریت زمان استمدیریت زمان شامل بخش‌های زیر است:1- برنامه‌ریزی مستمربرای اجرای یک مدیریت زمان اثربخش به‌صورت روزانه برنامه‌ریزی کنید. برنامه کاری و فهرستی از کارهایی که باید انجام دهید را تهیه کنید. فعالیت‌های خود را در برنامه‌ی خود اولویت‌بندی کنید و مشخص کنید که هر کار چقدر زمان نیاز دارد. سعی کنید کارهای با اولویت بالا را لیست کنید و کارهای کم‌اهمیت که در آینده هم می‌توانید آن‌ها را انجام دهید را در لیست قید نکنید. کارهای نیمه‌کاره و بلاتکلیف را تکمیل و نهایی کنید. کارهای انجام‌شده را تیک بزنید و تا کاری را تمام نکرده‌اید کار بعدی را شروع نکنید.سعی کنید کارهایتان را در زمان اختصاص داده شده به پایان برسانید.2- تعیین اهدافانسان بی‌هدف یک ‌مرده‌ی متحرک است! او مانند یک کشتی بی ناخدا در اقیانوسی پهناور گمشده و سرگشته است. شما باید اهداف خود را مشخص کنید و اطمینان حاصل کنید که اهدافتان واقع‌بینانه و دست‌یافتنی هستند.3- تعیین ضرب‌الاجلبرای اهداف تعیین‌شده خود، یک ضرب‌الاجل (deadline) در نظر بگیرید و سعی کنید تا قبل از فرارسیدن زمان مقرر به آن هدف برسید. شما بهترین فردی هستید که می‌توانید برای اهدافتان ضرب‌الاجل تعیین کنید. در تعیین ضرب‌الاجل واقع‌بین باشید و به این اطمینان برسید که هدف شما در ضرب الاجل، قابل‌دستیابی باشد.4- تفویض مسئولیت‌هاسعی کنید مهارت «نه» گفتن را یاد بگیرید. تمام‌کارها را یک‌تنه انجام ندهید. افراد دیگری هم در زندگی شما حضور دارند که می‌توانید از آن‌ها کمک بگیرید. فقط بر کارهایی که تخصصتان است تمرکز کنید و آن‌ها را انجام دهید و کارهایی را که در آن سر رشته‌ای ندارید به دیگران بسپارید.5- اولویت‌بندی کارهادر مدیریت زمان باید با توجه به اهمیت کارها و وظایف آن‌ها را اولویت‌بندی کنید. فرق میان کارهای فوری و مهم را تشخیص دهید. برای هرکدام از کارها یک‌زمان اجرا و پایان تعیین کنید. این زمان می‌تواند 1 ساعت تا چندین ماه نیز باشد.6- اختصاص زمان مناسب برای فعالیت درست ? سعی کنید شعار «انجام کار درست در زمان مناسب» را سرلوحه‌ی کار و زندگی خود قرار دهید. کارهایی که در زمان مناسب انجام نمی‌شوند ارزش قابل‌توجهی ندارند. برای انجام یک کار که نهایتاً یک ساعت زمان می‌برد یک روز خود را حرام نکنید، همچنین یادتان باشد برای بررسی و فعالیت در شبکه‌های اجتماعی و چک کردن ایمیل زمانی را به‌صورت جداگانه اختصاص دهید.روزانه چقدر زمان هدر می‌دهیم؟همه ما شنیده‌ایم که «وقت طلاست» اما در واقعیت تعداد کمی از ما بر اساس این باور زندگی می‌کنیم.برای این‌که این موضوع برایتان ملموس شود کافی است به اعداد و ارقام توجه کنید، یادتان باشد که اعداد هیچ‌وقت دروغ نمی‌گویند. به همین دلیل می‌خواهیم در این قسمت با روشی ساده میزان زمان هدر رفته یک روز کاری را بررسی و محاسبه کنیم.در طول روز عوامل و دلایل زیادی قادرند ذهن ما را منحرف و موجب حواس‌پرتی ما شوند. بر اساس تحقیقات انجام‌شده گلوریا مارک (Gloria Mark) به ازای هر وقفه، به‌طور  متوسط 23 دقیقه و 15 ثانیه طول می‌کشد تا ذهن انسان برای بازگشت به شرایط عادی آماده شود! بسیاری از تحقیقات این نتایج را تائید کرده‌اند.حواس‌پرتی علاوه  بر هدر دادن زمان باعث برهم خوردن انسجام و تمرکز ذهنی و همچنین سلب آرامش ذهنی می‌شود. به‌عنوان مثال چک کردن شبکه‌های اجتماعی به مدت 30 ثانیه، نه‌تنها همین‌قدر زمان را هدر می‌دهد، بلکه تقریباً 25 دقیقه طول می‌کشد تا ذهن برای کاری که در حال انجام بود، آماده شود.این موارد علاوه بر کاهش بهره‌وری و اثرگذاری، بر احساسات افراد تأثیرات منفی می‌گذارد. درواقع از دست دادن تمرکز موجب افزایش استرس و اضطراب، کج‌خلقی و کاهش بهره‌وری می‌شود.شاید تصور کنید که شما از این قضیه مستثنا هستید اما امروزه ثابت‌شده است که انجام چند کار هم‌زمان (Multi Tasking)   به حواس‌پرتی و عدم تمرکز می‌انجامد.پیتر دراکر (Peter Drucker) در کتاب مدیر اثربخش «The Effective Executive» در مور این موضوع هشدار نی دهد و بیان می‌کند که در دنیای واقعی موارد استثنایی مانند موزارت وجود دارد که به‌صورت هم‌زمان روی چند قطعه موزیک و ترکیب ان بتواند کار کنید و یک شاهکار خلق کند.بنابراین سعی کنید عوامل حواس‌پرتی را از خود دور کنید و کار خود را به پایان برسانید.چرا باید به مدیریت زمان اهمیت بدهیم؟ ? در این بخش به اهمیت مدیریت زمان در کار ورزندگی می‌پردازیم.مدیریت زمان باعث می‌شود تا بتوانید بر کارهای خود تسلط بالایی داشته باشید و تعادل کار و زندگی را حفظ کنید.در ادامه 7 مزیت مدیریت زمان را ذکر و تشریح می‌کنیم:1- بهبود عملکردزمانی که مهارت مدیریت زمان را یاد بگیرید و آن را اجرا کنید، دید بهتر و شفاف‌تری به وظایف و کارها و همچنین مدت‌زمان اجرای آن‌ها خواهید داشت. زمانی که یک برنامه مدون برای پیگیری کردن دارید، حتماً متوجه خواهید شد که زمان کمتری برای تصمیم‌گیری در مورد کارها صرف می‌کنید. مدریت زمان باعث می‌شود که انرژی و زمان خود را بر کارهای اساسی و اولویت بالا معطوف کنید و از بروز عوامل مختل کردن تمرکز و حواس جلوگیری کنید.2- کسب نتایج بهتروقتی‌که با آرامش و بدون ضرب‌الاجل کار می‌کنید، قادر خواهید بود برای کارتان بیشتر تمرکز و تلاش کنید. مدیریت زمان باعث می‌شود تا وظایفتان را اولویت‌بندی کنید و به این اطمینان برسید که برای هر وظیفه زمان کافی در اختیار دارید. این نکته را فراموش نکنید که زمانی کیفیت کار شما افزایش می‌یابد که با زمانی کافی به انجام کارها بپردازید و شتاب‌زده عمل نکنید.3- تحویل به‌موقع کارمدیریت زمان به معنای اختصاص دادن هرکدام از بلوک‌های کارتان به یک بازه‌ی زمانی خاص است. اگر شما بتوانید زمان را به‌صورت واقع‌بینانه و هوشمندانه به کارها تخصیص دهید، قادر  خواهید بود قبل از ضرب‌الاجل کار خود را به پایان برسانید.4- کاهش استرسزمانی که یک لیست کامل و بلندبالا از کارها و وظایفتان در کار و زندگی جلوی شما باشد، بدون شک دچار اضطراب و استرس خواهید شد. در همچنین مواقع مدیریت زمان به کمک شما می آید تا بتوانید این کارها را به لحاظ ضروری بودن، اولویت‌بندی کنید و برای هرکدام یک‌زمان مشخص تعیین کنید. اولویت‌بندی کارها  و تخصیص زمان به هرکدام کمک شایانی به کاهش استرس شما می‌کند.5- ایجاد فرصت‌های شغلی ? مدیریت زمان از شما یک کارمند متعهد،  مسئولیت‌پذیر و خوش‌قول می‌سازد. این امر باعث ارتقا ارزش شما در سازمان می‌شود و اعتبار حرفه‌ای شما را افزایش می‌دهد و درنتیجه می‌تواند فرصت‌های شغلی جدیدی را برای شما خلق کند.6- افزایش اعتمادبه‌نفسهنگامی‌که شما موفق به مدیریت زمان خود می‌شوید و وظایف را در زمان مقرر به پایان می‌رسانید، احساس موفقیت و اعتمادبه‌نفس بالایی را تجربه خواهید کرد. به پایان رساندن کارها و وظایف فهرست‌های روزانه به‌طور مستمر موجب افزایش انگیزه و همچنین ترشح هورمون شادی دوپامین می‌شود. از طرفی نتیجه‌بخش بودن مدیریت زمان باعث می‌شود تا تأثیر مدیریت زمان بر بهره‌وری را بهتر درک کنید و آن را به صورتی عمیق‌تر و دقیق‌تر به اجرا درآورید.7- افزایش کارآمدیزمانی که می‌فهمید که قادرید زمان خود را به‌صورت هوشمندانه و موثق‌تری مدیریت کنید، بیش از پیش بر کار خود متمرکز خواهید شد و درنتیجه این امر موجب می‌شود تا در زمان کمتری وظایف بیشتری را به پایان برسانید. درواقع با این کار مهارت شما در انجام کارها ارتقا پیدا می‌کند.چرا باید برای مدیریت زمان برنامه‌ریزی کنیم؟یکی از مهم‌ترین ارکان مؤثر بر مدیریت زمان، برنامه‌ریزی است. شما برای بهره‌مندی بیشتر از زمان خود باید برنامه‌ریزی روزانه دقیق و بهینه‌ای داشته باشید. توجه داشته باشید که هدف از انجام کارها فقط نباید به پایان رساندن آن‌ها باشید، بلکه کیفیت انجام و همچنین خروجی کار اولین اولویت است. برنامه‌ریزی و مدیریت زمان، به شما احساس جهت‌دار بودن و هدفمندی می‌دهد و تشویقتان می‌کند تا در زمان مقرر وظایف و کارهای خود را به‌خوبی انجام دهید.مسیر پیشروی خود را برنامه‌ریزی کنید و برای خود اهدافی را مشخص کنید و برای رسیدن به اهدافتان با تمام توان تلاش کنید. برنامه‌ریزی جز به‌جز راهنمای قدم‌های شما را در بازه‌ی زمانی مشخص است.از دیگر مزیت‌های برنامه‌ریزی و مدیریت زمان این است که به شما کمک می‌کند تا دقیقاً بدانید کدام کارها را باید به‌صورت فوری و کدام کارها را بعداً انجام دهید.در این قسمت به‌عنوان‌مثال یک برنامه‌ریزی و مدیریت زمان ایدئال را برای شما ذکر می‌کنیم: ? تاریخ: 1 تیرماه 1401روز: یکشنبه9:15 تا 10 - پاسخگویی به ایمیل‌های ضروری10 تا 12 - بررسی پیشنهاد مشتری A، تهیه گزارش و داده‌ها و آنالیز مقایسه‌ای رقبای مشتری12 تا 12:30 -جلسه ا اعضای تیم در مورد کارهای عقب‌مانده12:30 تا 1:30- استراحت و ناهار1:30 تا 3 - بررسی پیشنهاد مشتری B3 تا 4 - بررسی امور مالی کسب‌وکار، مرور و بازبینی اهداف4 تا 5 - تماس با مشتریان فعلی برای حفظ تعامل5 تا 6 -تهیه گزارشات روزانه و بایگانی آنعلاوه بر این مورد، برنامه‌ریزی و مدیریت به شما در اهداف بلندمدت نیز کمک می‌کند، مصلا شما می‌توانید طبق این برنامه‌ریزی و مدیریت زمان پیش‌بینی کنید که در 5 سال آینده در کجا حضور خواهید داشت. در برنامه‌ریزی می‌توانید بررسی کنید که در چه شرایطی و چگونه اگر کار‌ کنید به اهداف بلندمدت خود خواهید رسید. برنامه‌ریزی تسهیل بخش وظایف و کارها است و به شما کمک می‌کند تا به اهداف و رؤیاهای خود جامه‌ی عمل بپوشانید.چگونه زمان را مدیریت کنیم؟در این قسمت از مقاله راهکارهایی کاربردی را برای مدیریت زمان در اختیار شما قرار می‌دهیم:1- برنامه‌ریزی روزانهسعی کنید همیشه در دسترس باشید اما نه اینکه دیگران بیش‌ازحد وقت شما را هدر دهند. شما باید طبق تقویم زمان‌هایی را مشخص کنید و فقط در همان ساعات در خدمت و دسترس دیگران باشید.2- استخدام با استعدادهایکی از رمز های مهم موفقیت استخدام افراد مستعد است. شما هم می دانید که یک نفر به تنهایی قادر به انجام تمام کارها نیست و یک تیم عملکردی بهتر نسبت به یک نفر دارد. با استخدام افراد با استعداد می توانید مطمن باشید که آن‌ها راهبردهای شما را اجرا می‌کنند و استراتژی‌های مختلف را در جهت پیشرفت کار مورد اجرا قرار می‌دهند.3- دستیار توانااگر شما یک دستیار توانا و باهوش داشته باشید او قدر خواهد بود تا با توجه به همه جوانب و جزییات کارهای شما را ساماندهی کند. با در اختیار داشتن یک دستیار توانا و باهوش ما می‌توانید تمرکز و توجه خود را بر مسائل مهم‌تر معطوف کنید.4- بهره‌مندی از تکنولوژیبا گسترش تکنولوژی در عصر جدید شما می‌توانید انواع نرم‌افزارها و ابزارها را بر موبایل، تبلت و لپ تاب خود نصب کنید. این نرم‌افزارها به انسان‌ها در مدیریت زمان و بهبود کیفیت زندگی کمک بسزایی می‌کنند. به‌عنوان‌مثال شما قادرید از هرکجای جهان و حتی در دل طبیعت مدارک خود را به نقاط مختلف ارسال کنید و همچنین با افرادی دیگر از کشورهای مختلف مکالمه کنید.مدیریت زمان چه مزایایی دارد؟ ? در این بخش از مقاله به مزیت‌های مدیریت زمان اشاره می‌کنیم:1- وقت‌شناس و منضبط می‌شویددر مدیریت زمان، شما یاد می‌گیرید که درزمانی که لازم است کار کنید. شما برای بهره‌مندی کافی از زمانتان باید ذر ابتدای روز برنامه‌ی کاری یا فهرست کارهای خود را تنظیم کنید تا فعالیت‌های مهم در بازه‌ی زمانی مناسب مشخص شوند و انجام شوند. همان‌طور که گفتیم داشتن برنامه کاری به شما جهت‌دهی می‌کند و شما دقیقاً می‌دانید که در طول روز باید به چه فعالیت‌های بپردازید و همچنین درک خوبی میزان اولویت هر کار دارید و طبق آن ترتیب انجام فعالیت‌ها مشخص می‌شود. درنتیجه‌ی این فرایند شما به فردی وقت‌شناس و منضبط تبدیل می‌شوید و همین موجب اثربخشی شما در کار خواهد شد.2- ساختاریافته می‌شویدافرادی که مدیریت زمان را در زندگی خود به مرحله‌ی اجرا می‌گذارند به‌صورت ناخودآگاه ساختارمند و منظم می‌شوند.  این افراد برای مدیریت زمان بهرت، میز کار، اتاق کار و ملزومات و ابزارهای خود را تمیز و مرتب نگه می‌دارند. این کار باعث افزایش بازدهی و درنتیجه جلوگیری از هدر رفتن زمان می‌شود.3- رضایت و اعتمادبه‌نفسهمان‌طور که قبلاً هم اشاره کردیم، افراد دارای مهارت مدیریت زمان، کارهای خود را در بازه‌ی زمانی مشخصی انجام می‌دهند و این موجب می‌شود تا فرد اعتمادبه‌نفس و رضایت بالایی از خود را تجربه کند.افرادی که ارزش زمان را خوب می‌دانند، سعی می‌کنند از شلوغی دوری کنند و کار خود را پیش از اتمام زمان ضرب‌الاجل به پایان برسانند. افراد دارای مهارت مدیریت زمان، مورد تحسین بقیه هستند و همواره در کانون توجه قرار می‌گیرند.4- کوتاه شدن زمان رسیدن به اهدافمدیریت زمان مؤثر باعث می‌شود تا افراد پیش از زمان تعیین‌شده به اهداف خود دست یابند و این به معنای کوتاه شدن زمان رسیدن به اهداف است.5- برنامه‌ریزی بهتر، چشم‌انداز بهتر ? همان‌طور که گفتیم افرادی که مدیریت زمان را در زندگی خود به اجرا دراورده اند، به سادگی قادر هستند برای 5 سال اینده خود برنامه ریزی کنند و این برنامه ریزی باعث شکل گیری یک چشم انداز شفاف و عالی برای اینده ی انهاست.6- مدیریت زمان: دشمن استرسیادتان باشد که تأخیر در کارها، هدر دادن زمان نه‌تنها هیچ مورد مثبتی در خود ندارد بلکه یکی از عوامل مهم ابتلای افراد به استرس و اضطراب است؛ بنابراین می‌توانید مطمئن باشید که اگر مدیریت زمان را در زندگی خود به کار گیرید میزان استرس و اضطراب به‌مراتب کمتری را تجربه خواهید کرد.7- اولویت‌بندی وظایفیکی دیگر از مزیت‌های مدیریت زمان، اولویت‌بندی وظایف است. با اولویت‌بندی کارها و وظایف، کارهای حیاتی و ضروری در ابتدا انجام می‌شوند، کارهای کم‌ارزش‌تر به اینده موکول می‌شود  و درنتیجه بهره بری و اثربخشی شما به‌شدت افزایش خواهد یافتچگونه با تکنیک‌های مدیریت زمان موفق عمل کنیم؟شما باید این نکته را بدانید که تکنیک‌های مدیریت زمان به معنای فشرده‌سازی وظایف روزانه نیست، بلکه این تکنیک‌ها در راستای ساده‌سازی و سریع‌تر انجام دادن کارها انجام می‌پذیرد.به‌این‌ترتیب شما زمان بیشتری را برای کارهای موردعلاقه خود و استراحت در اختیار خواهید داشت. در ادامه‌ی این مقاله به تشریح چند تکنیک کاربردی برای اجرای مدیریت زمان در زندگی خود آشنا خواهید شد:ردیابی زمانآیا تابه‌حال میزان زمانی که صرف کارهای خود کرده‌اید را رصد و اندازه‌گیری کرده‌اید؟ شاید شما بتوانید تخمین بزنید اما این برآوردها دقیق و قابل‌قبول نیستند. ردیابی یا رصد زمان یکی از تکنیک‌های مدیریتی است که برای ثبت سوابق ساعت کار کارمندان از آن استفاده می‌شود. حالا شاید بپرسید که چگونه این کار انجام دهید؟ شما می‌توانید از صفحات نرم‌افزار اکسل برای ساخت یک ردیاب زمان برای خود استفاده کنید. مثلاً هر نیم ساعت هر چیز که انجام داده‌اید را د یک فیلد وارد کنید و در انتهای روز ببینید که چه‌کارهایی را در چه مدت‌زمانی به پایان رسانده‌اید. این داده‌های واقعی به شما کمک می‌کند تا در فرایندهای خود تجدیدنظر کنید و بهترین روش انجام کار در کمترین زمان ممکن را کشف کنید.بلوک‌بندی زمان (Time Blocking)شاید برای شما هم موقعیتی پی آمده باشد که تصور کنید که برنامه‌ی تان شما را کنترل می‌کند.در این‌چنین شرایطی شما باید در زمان انجام کارها تغییراتی را ایجاد کنید. لازم است که به‌طور شفاف بیان کنید که برای انجام هر کار چه مقدار زمانی موردنیاز است.بلوک‌بندی زمان قادر است شما را مجبور کند تا چگونگی گذر زمان را متوجه شوید و طی آن به درکی عمیق از انجام کارها در بلوک‌های مختلف زمانی برسید.قورت دادن قورباغهبا آغاز هرروز کاری مهم‌ترین و سخت‌ترین کارها را در صد لیست کارهای خود قرار دهید. این کارها همان قورباغه‌های شما هستند که باید آن‌ها را قورت بدهید. برای داشتن شروعی خوب به کارهای تان نظم بدهید. یادتان باشد که همیشه تسلیم وسوسه‌ی انجام دادن کارهای راحت نشوید و کار خود را با قورت دادن قورباغه‌ها شروع کنید. شاید بپرسید که اگر چند قورباغه داشتم به چه صورت عمل کنم؟ در پاسخ به این سوال باید گفت که در همچنین موارد شما باید قورباغه بزرگتر را قورت دهید.تکنیک پومودورو ? مغر انسان به‌گونه‌ای طراحی شده است که در آن واحد قادر است فقط بر یک‌چیز تمرکز کند. چندوظیفگی و جابجایی بین کارها هزینه‌های گزافی را بر بهره‌وری و کار شما در بر خواهد داشت. تکنیک پومودورو یک سیستم مدیریت زمان ساده اما مجربی است که موجب می‌شود شما درآن‌واحد فقط یک کار را انجام دهید و با انجام این کار بهره بری و اثرگذاری شما به‌شدت افزایش پیدا می‌کند. تکنیک پومودورو مؤثرترین تکنیک مدیریت زمان است.برای اجرای این تکنیک شما باید تمامی عوامل حواس پرتی و مخل کننده تمرکز را از خود دور کنید و تایمر خود را به مدت 25 دقیقه تنظیم کنید. در طی این 25 دقیقه شما باید فقط روی یک کار متمرکز باشید. این مدت‌زمان زیادی به نظر نمی‌رسد اما در همین زمان به‌ظاهر کوتاه کارهای شما به‌صورت عمیق و بدون وقفه انجام می‌پذیرد. سعی کنید هر و روز از این تکنیک استفاده کنید تا به این تکنیک عادت کنید و بهره‌وری استفاده از آن را افزایش دهید.چگونه تکنیک پومودورو باعث اجرا مدیریت زمان می‌شود؟در این تکنیک از «احساس فوریت» برای انجام کار استفاده می‌شود به این صورت که شما احساس میکنید که به جای زمان نامحدود فقط 25 دقیقه زمان برای انجام کار خود مهلت دارید و در نتیجه تمام توان و تمرکز خود را بر کار تزریق میکنید و بهترین بهره وری را خواهید داشت.تکنیک پومودورو به شما اجازه می‌دهد بین 15 تا 20 دقیقه استراحت کنید و همین یک علت برای تجدید قوا و شاداب نگه‌داشتن شما در طول ساعات کاری است. با استفاده از این تکنیک شما بدون احساس خستگی قادر خواهید بود ساعت‌ها به کارهای خود بپردازید.تکنیک ماتریس آیزنهاور (The Eisenhower Matrix)روش اساسی در مدیریت زمان درک شیوه‌ی اولویت‌بندی کارها است، زیرا بدون اولویت‌بندی بهره‌وری و اثرگذاری به‌شدت افت خواهد کرد. ماتریس آیزنهاور (معروف به ماتریکس فوری-مهم) به شما در شناسایی و تشخیص مهم‌ترین وظایف کمک می‌کند.تمام وظایف به چهار دسته‌ی اساسی تقسیم‌بندی می‌شوند، این 4 دسته عبارت‌اند از:فوری و مهم؛غیرفوری و مهم؛فوری و غیرمهم؛غیرفوری و غیرمهم.مراحل و نحوه‌ی استفاده از ماتریس فوری-مهم:1- تمام وظایف خود را د یک فهرست درج کنید، نگران ترتیب آن‌ها نباشید.2- حالا وظایف مهم و ضروری را علامت تعیین کنید.3- کارهای فوری را با حرف «ف» و کارهای مهم را با حرف «م» مشخص کنید.3- هرکدام از وظایف را در قسمت مناسب قرار دهید و اقدامات مربوط به آن را انجام دهید.یادتان باشد که هر چیز که مهم است، به‌ندرت دچار فوریت می‌شود و هر چیز که فوری است به‌ندرت مهم است. هرروز صبح قبل از شروع کار از ماتریس آیزنهاور استفاده کنید، چون این یک ابزار مؤثر و کارا برای مدیریت زمان است و طبق این ماتریکس می‌توانید وظایف خود را اولویت‌بندی کنید.کار به‌اندازه‌ی سطح انرژی ? سطح انرژی شما با بهره‌وری شما رابطه‌ی مستقیم دارد. پس باید سعی کنید که کارهای حیاتی را در اوج بهره‌وری خود انجام دهید. زمان اوج عملکرد خود را در طول شبانه‌روز پیدا کنید و تا حتی‌الامکان کارهای مهم و ضروری خود را در آن زمان‌ها انجام دهیددرواقع شما باید در زمان طلایی خودکار عمیق یا Deep work کنید و تمام دقت و تمرکز خود را بر کار خود بگذارید. هنگامی‌که سطح انرژی شما کم باشد، سعی کنید بر کارهای کم اولویت و کم‌ارزش‌ترکار کنید (Shallow Work)به‌عنوان‌مثال اگر عصرها بیشترین بازدهی را دارید، سعی کنید مهم‌ترین کارهایتان را در آن زمان به پایان برسانید، هنگام شام شاید سطح انرژی شما کمتر باشد در این مواقع می‌توانید کارهای کم ارزشتر مانند تمیز کردن میز، چک کردم ایمیل و … را انجام دهید.سطح انرژی شما در روزهای هفته نیز متغییر است. مثلاً برخی افراد در روزها یکشنبه سطح انرژی بالایی دارند. سعی کنید تا علاوه بر ساعت بازدهی، روز پربازده خود را نیز کشف کنید.از بین بردن عوامل حواس‌پرتیتأثیرات منفی عوامل حواس‌پرتی بر تمرکز و درنتیجه بهره‌وری قابل‌انکار نیست. باید این واقعیت را بپذیرید که یک کار متمرکز 30 دقیقه ای از 5 ساعت کار بدون تمرکز، ارزش والاتری دارد.عوامل حواس‌پرتی را شناسایی و از خود دور کنید. با این کار از هزینه‌های سنگین ناشی از عدم تمرکز جلوگیری خواهید کرد.برای کار از دستورالعمل زیر استفاده کنید:تمام اعلان‌های موبایل و کامپیوترتان را غیرفعال کنید؛گوشی همراه خود را از فضای کار دور نگه دارید؛از هدفون‌ یا هدست های غیرفعال کننده صدای محیط (Moise Cancelling) استفاده کنید.مقالات را در گوگل داک ذخیره کنید تا بتوانید آن‌ها را در فرصتی مناسب مطالعه کنید؛اگر برای انجام کاری به (Wi-Fi) نیازی ندارید، آن را خاموش کنید؛از شبکه‌های اجتماعی  استفاده نکنید. آیا در این مورد نمی‌توانید مقاومت کنید؟ (Distraction Time) را در طول روز تنظیم کنید؛گوشی موبایل و برنامه‌های خود را در وضعیت (Do Not Disturb) قرار دهید؛صندوق ورودی خود را به (GTD Gmail) تغییر دهید تا بتوانید از ایمیل‌های ضروری استفاده کنید؛ همچنین، می‌توانید از (Inbox Pause) برای جلوگیری از دریافت ایمیل‌های جدید استفاده کنید؛اگر دفتر کار دارید، در را ببندید و با نصب تابلو یا نوشتن یادداشتی این پیام را بقیه مخابره کنید که در حال کار عمیق هستید.قانون پارتو یا 80-20به زبانی ساده قانون پارتو می‌گوید:«80 درصد ورودی یا نتایج از 20 درصد ورودی حاصل می‌شوند»به بیانی دیگر چیزهای کوچکی وجود دارند که بر بخش بزرگی از نتایج تأثیرگذار هستند.اگر می‌خواهید در مدیریت زمان موفق‌تر عمل کنید. بر 20 درصد کارهای مهم خود تمرکز کنید تا 80 درصد از نتایج  را از آن خود کنید. شما با ماتریس فوری-مهم یاد گرفتید که چگونه کارهای مهم خود را از فهرست شناسایی کنید.دسته‌بندی (Batching) کنیدبه‌طورکلی دسته‌بندی به معنای گروه‌بندی کارها و وظایف مشابه استوقتی‌که تمام ایمیل‌های خود را با همدیگر و به‌صورت یکجا چک می‌کنید یا در یک‌زمان مشخص به بروز رسانی مقالات خود می‌پردازید، در حال پردازش دسته‌بندی هستید.این تکنیک از مدیریت زمان موجب می‌شود تا شنا بسیاری از وظایف خود را به‌صورت کامل و موثر به پایان برسانید. به‌این‌ترتیب شما از چرخه‌ی جریان کار (Work Flow) خارج نخواهید شد.هرکدام از تمام فعالیت هر دسته مسیر ذهنی مشابه و خاص خود را داراست.با دسته‌بندی وظایف، مغزتان را مجبور تکینید تا بر یک نوع کار تمرکز کند، درنتیجه مغز شما میزان سرعت پردازش را افزایش و تمرکز شما را بهبود می‌بخشد.برای کشف دسته‌بندی کارهای خود، تمام فعالیت‌های روز خود را فهرست کنید و آن‌هایی که به لحاظ انجام کار شبیه هم هستند را در یک دسته قرار دهید.انجام خودکار کارهاآیا لازم است که هرروز و بارها و بارها یک کار تکراری را انجام دهید؟اگر شما توانایی این را نداشته باشید تا این کارها به‌صورت خودکار انجام شوند، زمان زیادی از شما به هدر خواهد رفت. قرار دادن بعضی کارهای روزمره و تکراری بر سیستم کنترل خودکار (Autopilot) کلید طلایی کار هوشمندانه و همچنین یکی از اهرم‌های بزرگ مدیریت زمان است.این تکنیک به‌شدت بر صرفه‌جویی در زمان تأثیر دارد. شما می‌توانید با بهره‌مندی از این روش جادویی زمان را ذخیره کنید و از آن زمانهای به دست آمده برای پیشرفت بیشتر و یا انجام فعالیت‌های فرح‌بخش استفاده کنید. با کمی تحقیق و بررسی می‌توانید از این ابزارهای آنلاین کنترل خودکار استفاده کنید.برنامه‌ریزی روزانهبرنامه‌ریزی روزانه ستون اصلی مدیریت زمان است بنابراین شما نباید از این فاکتور مهم چشم‌پوشی کنید. با برنامه‌ریزی روزانه با خیالی راحت می‌توانید فعالیت‌ها و کارهای خود را انجام دهید و از به پایان رسیدن آن جلوگیری کنید. شما وقت از برنامه روزانه پیروی می‌کنید دیگر جایی برای تعویق یا اهمال‌کاری باقی نمی‌ماند و سریع‌تر و اثربخش‌تر از هر زمان فعالیت خواهید کرد.برای برنامه‌ریزی روزانه هم می‌توانید شب قبل از روز کاری و یا اول روز کاری برنامه خود را تنظیم کنید. دقت کنید که اولویت بنی را در برنامه روزانه خود فراموش نکنید و وظایف مهم و ضروری خود را در صدر فهرست برنامه خود قرار دهید.تهیه فهرستی از نبایدها ? در علم ریاضیات یک روش برای حل مسئله وجود دارد که اصطلاحاً به آن انعکاس (Inversion) می‌گویند. در این روش حل مسئله شما در ابتدا از نتیجه شروع می‌کنید و برای محاسبه و حل مسئله در جهت برعکس عمل می‌کنید.انعکاس یک ابزار قوی برای کشف باورهای پنهان است، باورهای غلطی که باید در وجود شما حل شوند.در این روش شما باید در نقاط منفی خود را به حداقل برسانید و به این ترتیب بهره  وری و بازدهی خود را افزایش دهید.با نوشتن نقاط منفی و عادت‌های بد خود که تمایل به ترک آن‌ها را دارید کار خود را شروع کنید و به‌صورت روزانه به‌صورت آگاهانه روی آن‌ها کار کنید. لیست نبایدهای خود را تدوین کنید و آن را به‌عنوان یک دفترچه راهنمای ممنوعه‌های زندگی مقابل خود داشته باشید.ضرب‌الاجلضرب‌الاجلزمانی که قصد دارید در یک‌زمان مشخص یک کار را به پایان برسانید، بازدهی بیشتری خواهید داشت. ضرب‌الاجل یک روش مجرب و پربازده در مدیریت زمان است.شما اگر مدت‌زمان یک کار را محدود کنید، ذهنتان به‌صورت ناخودآگاه متمرکز می‌شود تا کار را قبل از زمان مقرر به پایان برساند. سعی کنید حتی در مواقعی که محدودیت زمان و ضرورتی ندارید، برای کارهای خود ضرب‌الاجل در نظر بگیرید، حتماً از نتایج آن شگفت‌زده خواهید شد!با چه روش‌هایی زمان را مدیریت کنیم؟درگیری در مشغله‌های کاری به‌آسانی رخ می‌دهد. گاهی آن‌قدر در کار خود غرق هستیم که یادمان می‌رود از کار و مسیرمان لذت ببریم. باید بدانید که هدف اصلی کار «لذت بردن» است. کاری که سرگرم‌کننده باشد بهترین کار است. در حقیقت سرگرمی باعث افزاش شادی، انگیزه، اشتیاق، خلاقیت و بهره بری می‌شود. تا زمانی که از شغلتان متنفر باشید هیچ‌کدام از تکنیک‌های مدیریت نمی‌تواند به شما کمک کند.بسیاری از تکنیک‌های مدیریت زمان در عین سادگی بسیار کارآمد هستند. سایر روش‌ها کمی سخت هستند، اما شما قادرید آن‌ها را در زندگی و کار خود به کار بگیرید. شما باید این روش‌ها را امتحان کنید و پس از آن عملکرد و نتایج را اندازه‌گیری کنید تا بدانید کدام روش‌ها برای شما بهتر جواب می‌دهد.چگونه در دنیای پرمشغله امروز زمان را مدیریت کنیم؟این‌طور به نظر می‌رسد که این روزها سر همه شلوغ است! همه درگیر مشغله‌های زیادی هستند و هیچ‌وقت وقت کافی در اختیار ندارند. جاشوا بِکر (Joshua Becker) می گوید همه‌ی ما قادریم با راهکارهایی زمان را مدیریت کنیم و وقت کافی برای انجام همه کارهایمان داشته باشیم. ازنظر بکر، این ماییم که انتخاب می‌کنیم پرمشغله و گرفتار باشی. ما تصمیم می‌گیریم که کارهای زیاد و زمان کمی در اختیار داشته باشیم.  کسی برای ما تصمیم می‌گیرد که این‌طوری زنگی کنیم بلکه ای نخود ماییم که تصمیم می‌گیریم با این شرایط و وضعیت زندگی کنیم.مهمترین و اساسی ترین قدم در مدیریت زمان این است که با آگاهی برنامه‌ی زندگی خود را تعیین کنیم؛ بنابراین هیچی اجباری نیست تا یک زندگی پرمشغله را برای خود انتخاب کنیم.سخن پایانیبه بیانی ساده مدیریت زمان به معنای اختصاص زمان به‌صورت مؤثر به فعالیت‌هایی خاص است.درواقع با مدریت زمان شما قادر خواهید بود بر اساس اولویت‌های خود زمان خود را به فعالیت‌های خاص خود اختصاص دهید، درنتیجه‌ی این امر شما از وقت خود به بهترین (بهینه‌ترین) شکل ممکن استفاده کرده‌اید.شما در مدیریت زمان تعیین می‌کنید که اولویت کدام فعالیت بالاتر است و چه میزان زمانی باید به آن اختصاص داده شود. کدام کار را باید سریع‌تر به پایان برسانید و کدام کار را می‌توانید به این بعدا موکول کنید.مدیریت زمان نه‌تنها در حرفه و کسب‌وکار بلکه در زندگی شخصی نیز کاربردپذیر است، مدیریت زمان نقشی مهم و اساسی در زندگی ما بر عهده دارد و کیفیت زندگی ما در گروی مدیریت زمان استدر این مقاله به مبحث مدیریت زمان پرداختیم و سعی کردیم تا یک راهنمای کامل مدیریت زمان را به شما همراهان عزیز آژانس دیجیتال مارکتینگ ای تی هما ارائه کنیم. از اینکه تا انتهای مقاله با ما همراه بوده‌اید از شما تشکر می‌کنیم. لطفاً نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید.</description>
                <category>Ithoma Agency</category>
                <author>Ithoma Agency</author>
                <pubDate>Mon, 04 Jul 2022 16:28:19 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>