<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های امیرحسین وثوقی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@itsaboutamir</link>
        <description>داروسازی می‌خونم. به اقتصاد، کارآفرینی، یادگیری موضوعات جدید و کسب تجربه بسیار علاقه‌مندم و از به اشتراک‌گذاری ایده‌ها و تجارب استقبال می‌کنم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 01:18:41</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/119112/avatar/muzrKS.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>امیرحسین وثوقی</title>
            <link>https://virgool.io/@itsaboutamir</link>
        </image>

                    <item>
                <title>فیلم خوب یا بد، مسئله این است!</title>
                <link>https://virgool.io/@itsaboutamir/%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%AF-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-xcrqseksy1qv</link>
                <description>می‌گن افراد در زمینه‌ی انتخاب فیلم و سریال دو دسته هستن؛ سخت‌گیر و ساده‌گیر. نمی‌دونم شما جزو کدوم دسته هستین ولی من به شخصه روی انتخاب فیلم سخت‌گیر هستم. این سخت‌گیری دلایل مختلفی هم می‌تونه داشته باشه مثل سلیقه‌ی شخصی، بازیگرها و خیلی چیزهای دیگه ولی مهم‌ترین فاکتور برای من، محاسبه‌ی هزینه فرصته. این مفهوم خیلی توی زندگی من بولده و در در مورد موقعیت‌های مختلف محاسبه می‌شه. در مورد سریال این موضوع به نسبت بیشتر و دقیق‌تر محاسبه می‌شه چون قراره یه تایم نسبتا طولانی درگیرش بشم و بالتبع نمی‌تونم فعالیت‌های دیگه‌ای رو انجام بدم.اخیرا سریال Suits رو تموم کردم. سریال ۹ فصلی درام ساخت شبکه‌ی HBO. اسم‌اش رو توی یه پادکست شنیدم و با توجه به گفته‌های مهمون پادکست که می‌گفت موضوع سریال در مورد کسب‌وکاره مشتاق شدم که ببینم چیه. بعد از یه سرچ، اپیزود اول رو دانلود کردم. جذبم کرد. گفتم که به عنوان یک فیلم و سریال‌بین آماتور نسبت به داستان، موضوع و کست فیلم زیادی حساسم ولی این سریال توی همون اپیزود اول جذب‌ام کرد. یک شروع فوق‌العاده!داستان سریال در مورد یکی از بهترین شرکت‌های حقوقی نیویورک و وکیل فوق‌العاده‌ایه که فرد بااستعدادی رو که از دانشگاه ترک تحصیل کرده استخدام می‌کنه.هاروی اسپکتر و مایک راس، شخصیت‌های اصلی داستانحدود دو ماه طول کشید تا تموم‌اش کنم. به قدری برام جذاب بود که تقریبا جزو برنامه‌های روزانه‌ی من شده بود! برای من که ذهن بسیار محاسبه‌گری دارم این وقت گذاشتن روزانه یعنی اون موضوع خیلی خیلی مهمه! واقعا باهاش ارتباط برقرار کرده بودم و از هر اپیزودش علاوه‌ بر لذت بصری، کلی مطلب جدید و بدردبخور یاد می‌گرفتم. از اون موقع به هر کسی رسیدم تبلیغ این سریال رو کردم. اما چه چیزی این سریال رو اینقدر برای من جذاب کرده بود؟فکر کنم همه می‌دونن که داشتن مهارت‌های نرم چقدر برای آینده مهمه. من از این سریال مهارت‌های نرم زیادی رو به صورت تئوری یاد گرفتم. مهارت‌هایی مثل سخت کار کردن، تمرکز، کنترل خشم، کنترل خودت وقتی تحت فشار زیادی هستی، از خودگذشتگی، اهمیت زیاد خانواده، مهربانی، روش مواجه شدن با مشکلات، رقابت درست و خیلی چیزهای دیگه. شاید یکی از بهترین سریال‌هایی باشه که توی دنیای واقعی بدرد آدم می‌خوره. همه‌ی ما در آینده‌ی نزدیک وارد محیط کاری می‌شیم و اونجا قراره با کلی آدم جدید با روحیات جدید سروکله بزنیم، رقابت کنیم، رفاقت کنیم و شاید دعوا کنیم و بجنگیم! این سریال مثل یک دوره‌ی شبیه‌سازی اساسی برای من بود. من با این دیدگاه نگاه می‌کردم که «خب، اگر این وضعیت برای من پیش بیاد چی کار باید بکنم؟». این شبیه‌سازی از این نظر مفیده که وقتی توی موقعیت‌های مشابهی قرار گرفتیم، ذهن‌مون یه پیش‌زمینه‌ای داره و شاید یک بار به راه‌های برون‌رفت از مشکل فکر کرده باشه. اینطوری قطعا حل مشکل راحت‌تر می‌شه.کم پیش میاد که آدم از یه سریال اینقدر راضی باشه. همیشه سعی کردم از هر فعالیتی که انجام می‌دم یه چیزهایی یاد بگیرم و می‌تونم بگم این سریال یکی از موفق‌ترین و مفیدترین کارهایی بوده که انجام دادم. در کل من واقعا خوشحالم از اینکه این سریال رو دیدم و شدیدا بهتون توصیه می‌کنم که شروع‌اش کنید، چون به عقیده‌ی من درس زندگیه و با دیدن‌اش قطعا ضرر نمی‌کنید!</description>
                <category>امیرحسین وثوقی</category>
                <author>امیرحسین وثوقی</author>
                <pubDate>Mon, 16 Nov 2020 12:43:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آخرین سنگر</title>
                <link>https://virgool.io/@itsaboutamir/%D8%A2%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D9%86%DA%AF%D8%B1-cl27uzctnjzi</link>
                <description>نمی‌دونم تجربه‌ی این رو داشتین که بر حسب اتفاق یا ناهماهنگی مجبور بشید یک شب رو بیرون از خونه سرکنید. بعد از این اتفاق مفهوم خیلی از واژه‌ها براتون عوض میشه. مثلا برای من چادر مسافرتی یه احساس امنیت و پناه‌گاهی رو میاره که میتونی بهش پناه ببری. یا ماشین برای من صرفا یه وسیله‌ی نقلیه نیست، اتاق امن کوچکیه که میتونی یک شب تا صبح رو با امنیت بگذرونی. مهم‌تر از همه خونه‌ست. من خونه رو آخرین سنگر می‌دونم، جایی که اول هر صبح باانرژی و ترمیم‌شده ازش خارج میشی و میری به جنگ زندگی و آخر شب خسته و رخمی بهش پناه می‌بری و تا فردا صبح به بازسازی روح و جسم خسته و زخمی خودت می‌پردازی.توی باور من خونه جایگاه رفیعی داره، بسیار رفیع! خونه برای من همیشه تداعی‌کننده‌ی آرامش، راحتی، امکانات و مرمت‌کننده‌ی روح و جسمم بوده. اغلب حتی فکر به خونه هم به من آرامش میده. در طول روز هر موقع خسته میشم با فکر کردن به اینکه بعد از اتمام روز میتونم برگردم به خونه و اونجا قوای از دست رفته‌ام رو بازیابی کنم می‌تونم خودم رو آرام کنم. همیشه اعتقاد داشتم خونه آخرین سنگر و جان‌پناه برای منه، می‌ترسم از اون روزی که این سنگر هم سقوط کنه و من جایی رو برای پیداکردن آرامش و شادی پیدا نکنم. امیدوارم اون روز هیچ‌موقع نیاد.باید اعتراف کنم علاقه‌ی من به خونه اینقدر زیاده که گاهی این وابستگی نگرانم می‌کنه. یکی از علایق و آرزوهای مهم من برای آینده‌ی خودم، داشتن خونه‌ی شخصی خودمه. یعنی جایی که فقط به «من» تعلق داشته باشه و خودم دکوراسیون داخلی‌ش رو دیزاین کرده‌ باشم. کلا داشتن و ساختن یه گوشه‌ی دنجی که اونجا احساس امنیت و آرامش داشته‌باشم جزو مهم‌ترین خواسته‌هامه. امیدوارم هر چه زودتر بتونم بهش برسم.به عنوان حسن ختام این نوشته، توصیه می‌کنم آهنگ «خونه» از استاد معین بزرگوار رو گوش بدین. بسیار زیباست. </description>
                <category>امیرحسین وثوقی</category>
                <author>امیرحسین وثوقی</author>
                <pubDate>Sat, 25 Jul 2020 01:17:02 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>