<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ایمان زین‌علی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@izeinali6</link>
        <description>کپی‌رایتر و سناریونویس</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 11:43:40</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/33041/avatar/OwNSQC.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>ایمان زین‌علی</title>
            <link>https://virgool.io/@izeinali6</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چگونه صدای برند را در بیاوریم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@izeinali6/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%85-kar1u2rjmyra</link>
                <description>نوشته کرولاین فورسِی، ترجمه ایمان زین‌علیهر وقت هنگام رانندگی در جاده چشمم می‌افتد به بیلبورد تبلیغاتی Herb Chambersناخودآگاه یک لبخند بزرگ روی صورتم سبز می‌شود. پس از سال‌ها مواجهه با آن، حالا می‌توانم بگویم نه تنها این برند را می‌شناسم بلکه می‌توانم- همان‌طور که یک دوست قدیمی را توصیف می‌کنم- راجع بهش حرف بزنم: «اون بامزه‌ست و البته خودش را آن‌چنان جدی نمی‌گیرد!»این درست همان کاری است که صدای برند انجام می‌دهد و به آن زندگی می‌بخشد. بیایید کمی بیش‌تر از اهمیت و روش‌های خلق صدای برند بگوییم.از اهمیت صدای برند چه می‌دانیم؟مردم ترجیح می‌دهند از یک برند قدرتمند خرید کنند. مطالعه‌ای در این باب نشان می‌دهد که 40 درصد از مصرف‌کنندگان معتقدند محتواهای به یاد ماندنی باعث می‌شوند برندها توی چشم بیایند. 33 درصد از آنان در شبکه‌های اجتماعی شخصیت منحصر به فرد و قدرتمند و 32 درصد داستان‌های قانع‌کننده را دلیل برجسته شدن یک برند می‌دانند.اگر این فاکتورها- محتوای به یادماندنی و داستان قوی و شخصیت قدرتمند برند- را با یکدیگر جمع بزنیم به مقوله‌ی صدای برند می‌رسیم. در حقیقت صدای برند در همه‌ی این فاکتورها اثرگذار است. اما صدای برند دقیقا چه جور چیزی است؟بخوانید:فرانک آندروود بودن: معجزه‌ی داستان سرایی برای فرار از منطقه‌ی خطروقتی دوستی تماس می‌گیرد- بدون در نظر آوردن این موضوع که به هر حال نامش روی تلفن می‌افتد- چطور می‌فهمید که او دقیقا کیست؟ به احتمال فراوان نحوه صحبت کردنش، عبارات و کلماتی که به کار می‌گیرد، استراتژی‌اش در انتقال پیام و اطلاعاتی که او برای عرضه کردن انتخاب می‌کند هویت و کاراکتر او را برای شما روشن می‌سازد.حالا بیایید به آخرین باری فکر کنید که با یک غریبه چت کرده‌اید. در کمتر از یک دقیقه- حاضرم قسم بخورم- که شما چیزهایی راجع به او دریافت کرده‌اید؛ مثلا این‌که او درونگرا و یا برونگراست، خجالتی است و یا کاملا خودبیانگر و از این قبیله اطلاعات. در واقع صدای یک آدم به نوعی مترادف با شخصیت اوست. صدای برند هم چیزی جز این نیست.صدای برند همان شخصیتی است که برند شما در تمام مجراهای ارتباطاتی‌اش به خود می‌گیرد و از خود نشان می‌دهد. صدای برند یک عامل مهم در ایجاد هماهنگی میان همه‌ی راه‌های ارتباطی است- صرف نظر از آن‌که چه کسی آن محتوا را تولید می‌کند.برندهایی که صدای برند قدرتمندی دارند از آن در ارتباطات ایمیلی، شبکه‌های اجتماعی، مواد تبلیغات برونگرا و غیره به یک شکل استفاده می‌کنند- حتی اگر تیم‌های متفاوتی هر کدام از این کانال‌های ارتباطی را سازمان ‌دهند.یک صدای برند قوی شما را از شلوغی‌ها و صداهای پراکنده و گوش‌خراش حاکم بر بازار متمایز می‌کند و گوش و چشم مخاطب را برای ارتباط با برند باز نگه می‌دارد. این المان همین‌طور وفاداری مخاطبان به برند را افزایش می‌دهد. صدای یک برند چشم‌اندازهای جدیدی را به روی مخاطبانی باز می‌کند که تا به حال از سرویس و یا محصولات آن برند چیزی نخریده‌اند.لابد پیش آمده که شما نیز برندهایی را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کرده‌اید که هیچ شناختی نسبت به کیفیت محصولاتشان نداشته‌اید و یا از خدماتشان بهره‌ای نبرده‌اید. چرا؟ چون از صدای برند آنان خوشتان آمده است- شما را می‌خنداند و همزمان به روز نگه می‌دارد.اما یک صدای برند نباید لزوما خنده‌دار باشد- برعکس می‌تواند رسمی یا غیررسمی، الهام‌بخش یا احساسی، شاعرانه و یا صریح نیز به چشم بیاید. بیایید چند نمونه جذاب از یک صدای برند قدرتمند را مرور کنیم.پست توییتری «اسپاتیفای» در معرفی یکی از محصولاتشصدای برند کمپانی‌های بزرگ را شنیده‌اید؟اسپاتیفایچه وقتی نشسته‌اید پای تبلیغ تلویزیونی اسپاتیفای و چه هنگامی که در راه با بیلبورد این کمپانی و یا در فضای آنلاین با صفحاتش مواجه می‌شوید، معمولا با لحنی خنده‌دار، تند و تیز و صریح برخورد خواهید کرد که اسپاتیفای در همه‌ی مدت فعالیتش تلاش کرده است آن را به مثابه صدای برندش عرضه کند. وقتی خوب توییت‌ها و برنامه‌های تبلیغاتی اسپاتیفای از نظر می‌گذرانید با لحن خودمانی و خنده‌دار این شرکت آشنا می‌شوید و می‌بینید اسپاتیفای، در ارتباطش با مخاطبان خودش را آن‌قدرها هم جدی نمی‌گیرد.بیایید فرض کنیم اسپاتیفای نه یک کمپانی بلکه یک آدم است. بگذارید توصیفش کنیم:« او یک آدم شوخ با زبانی کنایه‌آمیز و همزمان مرجع موسیقی پاپ است.» اگر کانال‌های ارتباطی اسپاتیفای را ببینید متوجه خواهید شد که پر بیراه نگفته‌ایم.صفحه درباره‌ی ما در وب‌سایت «فنتی بیوتی»فنتی بیوتیبه صفحه «درباره ما» از برند آرایشی ریحانا فنتی بروید و داستانش را بخوانید:« زندگی ریحانا- قبل از این‌که به یک نماد در موسیقی و فشن و زیبایی تبدیل شود- وقتی که او خیلی کوچک بود، با رژلب مادرش عوض شد! این اولین‌باری بود که او با رژلب مادرش آرایش می‌کرد و میخکوب شد و پس از آن آرایش برای او سلاحی بود تا خودش را ابراز کند.»کلمات و عباراتی مثل «میخکوب شد»، «آرایش برای او سلاحی بود» و «خودش را ابراز کند» تقریبا همه‌چیز را درباره‌ی صدای برند فنتی-برندی که ریحانا تملکش را در اختیار دارد- روشن می‌سازد. این برند لحنی شاعرانه، صریح و برجسته دارد.یک بلاگ‌پست در وب‌سایت «رنگ کلر»کلر پینتکلر یک وب‌سایت آنلاین فروش رنگ است که لحنی شاد و سرزنده دارد. عنوان یکی از بلاگ‌پست‌هایش را ببینید: «6 اتاق شیک در اینستاگرام که برای دیوارهای صورتی مناسب است!» کمی پایین‌تر که بیایید و به درون متن شیرجه بزنید با عباراتی همچون «هزاره صورتی» و «قدرت ماندگاری دیوارهای صورتی» و جملاتی مثل «طراحان DIY همه سایه‌های بازیگوش را با آغوشی باز پذیرا هستند» رو به رو خواهید شد- دوستانه، مد روز و البته حرفه‌ای که اعتماد مخاطبان را به دیدگاه حرفه‌ای شرکت جلب می‌کند.این لحن در صفحه‌ی اینستاگرام کلر پینت هم جاری است. به این عکس‌نوشت(Caption) دقت کنید:« وقتی اولین اتاق خواب کودک در معرض دید بزرگسالان قرار دارد.» انگار خواهر بزرگ‌تر و البته خوش‌اخلاق شما دارد درباره اتاق اظهار نظر می‌کند.بخوانید:چهار روش برای خلق یک محتوای برند قدرتمنداسکیتلزپست‌های اسکیتلز واقعا خنده‌دارند. این لحن طنزگونه ادبیات تبلیغی را تعدیل می‌کند و صمیمیت زندگی روزمره را به مخاطبش هدیه می‌دهد. اسکیتلز پیامش را لخت و عور در معرض مخاطب نمی‌گذارد. مثلا نمی‌گوید بشتابید و به این سوال پاسخ دهید چون ما برند خوبی هستیم بلکه به این پیام لباسی طنز می‌پوشاند. مثلا می‌گوید بیایید به این سوال جواب بدهید و بگویید ما خوبیم اگر نه کارمان را از دست می‌دهیم. از سویی دیگر اسکیتلز ارجاع‌های مناسبی به فرهنگ پاپ می‌دهد که خوب این ارجاعات تصویر مدرن‌تری از برند می‌سازد.حالا که مثال‌های شاخصی از صدای برندهای گوناگون آوردیم، بیایید شیرجه بزنیم در فرایند ساخت صدای برند و ببینیم چگونه می‌توانیم صدای برند خود را سر و شکل دهیم.چگونه صدای برند را طراحی کنیم؟با بیانیه ماموریت برند آغاز کنیدبیانیه ماموریت و یا ارزش برند حوضچه‌ی خوبی برای صید برخی از ویژگی‌های شخصیت برند است. وقتی به ماموریت برند کمپانی A Good نگاه می‌کنی با لحنی صریح، سخت و قدرتمند مواجه می‌شوی که در سطر به سطر از بیانیه، مسئله‌ی «شفافیت»(Transparency)  را به عنوان اولویت اصلی ذکر کرده است و به دوستی با محیط زیست اشاره می‌کند.لحن بیانیه هم آن‌طور رسمی نیست- یک جور صمیمیتی با خود می‌آورد که طراح را ناخوداگاه به سوی صمیمیت در طراحی صدای برند می‌کشاند. به هر ترتیب- همان‌طور که پیداست- سطر به سطر یک بیانیه ماموریت برند- چه خطوط و چه بین خطوط- در طراحی صدای برند کارگشاست. نکته کلیدی آن‌جاست که باید ارزش‌ها و ماموریت برند را در طراحی صدای برند را همواره در نظر بیاورید.پرسونای مخاطبان و مشتریان را بررسی کنیداگر صدای برند شما در زبان و رفتار مخاطبان‌تان بازتابی ندارد، احتمالا صدایی که برای برند انتخاب کرده‌اید ، صدای برند خوبی نیست! در نتیجه وقتی که صدای برند را طراحی می‌کنید بهتر است که پرسونای مخاطب را در نظر بگیرید: مخاطب من چه کسی است؟ آیا او کتاب‌خوان است و یا بیش‌تر روزنامه می‌خواند و در شبکه‌های اجتماعی چرخ می‌زند و میم می‌بیند؟ آیا او محتواهایی را دوست دارد که به حواشی می‌پردازند و یا به سراغ محتواهایی می‌رود که خیلی مستقیم سر اصل مطلب می‌روند؟ می‌بینید پاسخ هر یک از سوالات چگونه به لحن برند شما سمت و سو می‌دهد!اینجاست که اهمیت تحقیق درباره‌ی شخصیت برند خودش را نشان می‌دهد. این تحقیقات کمک می‌کنند بفهمید مخاطب کدام محتوا را ترجیح می‌دهد و یا به اصطلاح کدام محتوا و لحن برای مخاطب‌تان کار می‌کند. در این تحقیق نظرسنجی‌های آنلاین و غیرآنلاین و همین‌طور ابزارهایی همچون گوگل آنالتیکس تصویر خوبی از مخاطب پیش‌روی‌تان می‌گذارد.پس اگر مثلا مخاطب شما هر روز نیویورک تایمز- در ایران: روزنامه شرق- می‌خواند باید رنگ صدای‌تان سرراست، بر مبنای اطلاعات مستقیم و بی‌پرده باشد و اگر کامیک‌خوان-در ایران: گل‌آقا خوان- است باید طنز و ظرافت در لحن صدای برندتان به چشم بیاید.عملکرد قطعات منتشر شده‌تان را بسنجیدممکن است چندماه پیش- قبل از طراحی صدای برند- مطالبی را این‌جا و آن‌جا- در بلاگ، شبکه‌های اجتماعی، روی بیلبورد، کتابچه‌های راهنما و غیره- منتشر کرده باشید. آن‌ها را بسنجید و محتوایی که بهترین عملکرد را داشته است پیدا کنید و لحن محتوا را بررسی کنید.چرا مخاطب این همه از آن محتوا استقبال کرده است- چون شاعرانه‌تر است و یا چون به فرهنگ روزمره مردم ارجاع می‌دهد، چون خیلی صریح و مستدل است و دائما به منابع معتبر ارجاع می‌دهد و یا چه؟ دلیل استقبال مخاطب از یک محتوا، اگر چه نه به کل بلکه تا حدی، مبتنی بر رنگ صداست. ویژگی‌های کلیدی رنگ صدای محتوای موفق‌تان را کشف و بعد از آن در طراحی صدای برند استفاده کنید.فهرستی از بایدها و نبایدها بسازیدبیایید از چیزهایی که نمی‌خواهید حرف بزنید. لیستی درست کنید که بگوید شما دقیقا چه چیزهایی را نمی‌خواهید. یک طوفان فکری (Brain Storming) راه بیندازید. مثلا:نمی‌خواهیم پر مدعا و ناخوشایند به نظر بیاییم.نمی‌خواهیم زیاده جدی باشیم.نمی‌خواهیم رسمی و غیردوستانه باشیم.حالا بر اساس همین طوفان فکری بیایید بگویید می‌خواهید چه جور تصویری از خود ارائه بدهید:می‌خواهیم متواضع باشیممی‌خواهیم کمی شوخی کنیم و بامزه به نظر بیاییم.می‌خواهیم دوست و رفیق خوبی باشیم.این‌که چه چیزهایی نمی‌خواهید باشید و در عوض ترجیح می‌دهید چه چیزی باشید، دست شما را می‌گیرد می‌برد و به نقطه‌ی مطلوب می‌رساند.یک الگوی صدای برندبرای صدای برند خود یک دستورالعمل بنویسیددر نظر داشته باشید که صدای یک برند ممکن است طیف وسیعی از یک لحن را در نظر بگیرد و در جاهای گوناگونی مثل ایمیل و بلاگ و شبکه اجتماعی کاربرد داشته باشد. وقتی صدای برند را انتخاب کردید باید مطمئن شوید کارکنان با لحن برند همسو هستند.یک دستورالعمل و راهنما راجع به صدای برند می‌تواند نویسندگان شما در درون شرکت و یا آن‌ها که از دور با شما همکاری می‌کنند را هدایت کند- اگر یک دوره آموزشی برای کارکنان در شرکت برگزار کنید که خوب چه بهتر!یک الگوی صدای برند با 3 یا 5 لحن درست کنیدالگو صدای برند را در قالب یک جدول مکتوب کنید!جدولی بکشید و 3 تا 5 ویژگی مهم برند را واردش کنید. بعد تکنیک‌هایی برای اجرای این ویژگی‌ها به نویسندگان تان بدهید. مثلا اگر قرار است محتوای شما «تواضع» را القا کند، باید شیوه‌ای به نویسنده پیشنهاد دهید که بتواند «تواضع» را در محتوا منتقل کند.شما در مسیر طراحی یک صدای برند قوی برای کسب و کارتان هستید. در این راه به یاد داشته باشید برند خوب با محتوای خوب شروع می‌شود و محتوای خوب صدای خوبی می‌دهد.</description>
                <category>ایمان زین‌علی</category>
                <author>ایمان زین‌علی</author>
                <pubDate>Wed, 31 Aug 2022 16:24:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چهار روش برای خلق یک محتوای برند قدرتمند</title>
                <link>https://virgool.io/@izeinali6/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%84%D9%82-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA%D9%85%D9%86%D8%AF-ykzmvmsdr74p</link>
                <description>نوشته آنا رودریگز، ترجمه ایمان زین‌علیبازار اشباع شده است. برای جلب توجه مخاطبان دیگر چاره‌ای نیست جز آن‌که دست از محافظه‌کاری برداریم و قدم به مناطق پر ریسک بگذاریم. درست در چنین موقعیتی است که محتوای برند همچون یک سوپرمن از غیب حاضر می‌شود و دستمان را می‌گیرد و در این بازار اشباع‌شده متمایزمان می‌کند.آن‌ها که بازاریابی را مثل کف دست می‌شناسند می‌دانند در مسیر جلب توجه مشتریان هیچ‌چیز همچون داستان‌گویی نمی‌تواند موثر واقع شود و یکی از بسترهای داستان‌سرایی در بازاریابی محتوای برند است. در این مقاله با مقوله‌ی محتوای برند و ظرفیت‌های آن آشنا خواهید شد.آشنایی با محتوای برندمحتوای برند، همان‌طور که از از نامش پیداست، به طور مستقیم با برند و ارزشی که در برند بر آن پای فشاری می‌کنید ارتباط دارد و عواطف مخاطب را بر می‌انگیزد. مهم نیست که این جنس از محتوا در چه قالبی تولید خواهد شد- متنی در یک وبلاگ، ویدئویی در یوتیوب، پادکستی در پادگیرها و یا هر چه. محتوای برند مخاطبان‌تان را به درک عمیقی از ارزش‌های برند هدایت خواهد کرد.خلق یک محتوای برند همزمان می‌تواند موجب آگاهی مخاطبان از برند و افزایش میزان وفاداری آنان شود- هر چیزی فراتر از محصول و سرویسی که در کمپانی عرضه می‌کنید و به فروش می‌رسانید. این تعریف به اندازه‌ی کافی درباره‌ی مفهوم برند روشنگری می‌کند اما با وجود این هنوز برای بسیاری تمایز میان یک محتوای تجاری و محتوایی که مستقیما به برند ارتباط دارد، کمی دشوار و پیچیده است.تفاوت میان محتوای برند و دیگر محتواهای تجارییک محتوای برند بیش از هر چیز پیام کمپانی، ارزش و همچنین و داستان آن را پیش چشم مخاطب برجسته می‌سازد. این نوع از محتوا تنها محدود به دسته خاصی از مخاطبان نیست و بنا ندارد آنان را پیرامون چیزی اقناع کند. محتوای برند بازه‌ی وسیع و نامحدودی از مخاطبان را در بر بگیرد.در نقطه مقابل، محتوای تجاری دسته‌ی خاصی از مخاطبان را هدف می‌گیرد و بنا دارد محصول و یا سرویسی را که شرکت عرضه می‌کند، پر رنگ جلوه دهد و مخاطب را به خرید وا دارد. همان زمان که محتوای تجاری به قصد فروش به مخاطب نزدیک می‌شود، خالق یک محتوای برند با تولید محتوایش می‌کوشد آگاهی مخاطب از برند را افزایش دهد، الهام‌بخش باشد و در حیطه فعالیت برند، گامی جهت دانش‌افزایی بردارد.اهمیت محتوای برندمهم نیست که پلتفرم‌های مجازی و شبکه‌های اجتماعی آیا بستری مناسب برای تولید و توزیع محتوا فراهم می‌سازند و یا نه، تجربه نشان داده است که مردم همواره به سمت و سوی محتوایی می‌روند که آنان به حرکت در می‌آورد و به جنب و جوش می‌اندازد.ما دیوانه‌ی داستان‌ها هستیم- روایت‌هایی که در آن جنبه‌های انسانی مورد توجه قرار می‌گیرد و برجسته می‌شود. بازاریابان به خوبی نسبت به قابلیت‌های داستان‌سرایی آگاه‌امد و از آن بهره‌برداری می‌کنند. مجله هاب‌اسپات طی یک مطالعه اعلام کرده است که 44 درصد از کسب و کارها در سال 2022 میلادی بر روی برند خود سرمایه‌گذاری خواهند کرد و با چالش‌های موجود در حول و حوش برند مواجه خواهند شد.شاید یک داستان متقاعدکننده برای مخاطبان کافی باشد تا نگاه‌ها را به سوی برند بکشاند و از مردم دلبری کند. مثلا ارائه یک تجربه‌ی شخصی از برند می‌تواند مخاطب را با برند به صورت موثری درگیر کند. در این مسیر داستان‌های غیرخطی نقش مهمی دارند. گَری ویرای در مقاله «6 درس درباره‌ی محتوای غیرخطی که سئوکاران باید بدانند» پیشنهاد جالبی برای بهره‌برداری از محتوای برند عرضه می‌کند. او می‌گوید:« متصل کردن محتواهای گوناگون در تصمیم موتورهای جستجو برای رتبه‌بندی محتوای‌تان بسیار موثر است.»گری ویرای برای رسیدن به این هدف یک فرم چرخشی را ارائه می‌دهد که طی آن محتوا با پلتفرم‌های گوناگون پشتیبانی و در نتیجه موتورهای جستجو تغذیه می‌شوند و برند در دسترس قرار می‌گیرند.نت فلیکسطراحی محتوای برندنگو، نشان بده!هدف محتوای برند روایت یک داستان است اما باید در نظر داشت که داستان‌گویی به تنهایی کافی نیست. شما باید ارزش‌های برند را درون آن محتوا به نمایش بگذارید. یک توصیه‌ی قدیمی می‌گوید:« نگو، نشان بده!» این‌که بگویید ما متعهد به محیط زیست هستیم، کافی نیست. نشان دهید که چطور از پسِ این تعهد بر می‌آیید. مثلا شاید باید بگویید که برند در پروسه‌ی تولید از کدامیک از روش‌های سازگار با طبیعت استفاده می‌کند.فراموش نکنید که یک داستان متقاعدکننده مخاطبان را آموزش می‌دهد و کنجکاوی آنان را قلقلک می‌دهد.برنامه‌ی «Strong Black Lens» و یا همان SBL در شبکه نت‌فلیکس نمونه جذابی از یک داستان‌سرایی غیرخطی و در عین حال متقاعدکننده است. SBL یک زیربرند برای نت‌فلیکس است و رسالت دارد که صدای سیاه‌پوستان (به عنوان یک اقلیت نژادی) را به گوش برساند. این برنامه در یوتیوب به صورت سریالی پخش می‌شود و میزبان سیاه‌پوستان خلاق است. در این برنامه، به مثابه یک محتوای برند، اثری از آثار و خدمات نت‌فلیکس نیست اما در عین حال یکی از ارزش‌های مهم این برند سخاوتمندانه به نمایش گذاشته می‌شود.فرانک آندروود بودن: معجزه داستان‌سرایی برای فرار از منطقه خطربخوانیداحساسات را نشانه برو!هر داستان‌سرایی آرزو دارد با خلق محتوای برند به احساسات مخاطبان چنگ بیندازد. یک خالق محتوای برند از طریق دست یافتن و دست بردن در احساسات، مخاطب را وادار به کنش و پاسخگویی می‌کند. اگر می‌خواهید الهام‌بخش باشید و مخاطبان را با خود همراه کنید باید دست بگذارید روی احساسات آنان و علاقه‌شان را بیدار کنید.کمپانی آرایشی Dove کمپینی راه انداخت با نام «Real Beauty»! ارزش اصلی این برند در کمپین، توانمندسازی زنان بود و در این جهت ویدئویی جذاب و دلپذیر ساخت. در این ویدئو یک هنرمند از زنان می‌خواهد خود را به گونه‌ای توصیف کنند و او براساس این توصیفات اثری بیافریند.در این ویدئو به خوبی می‌بینید آن‌چه یک زن ناشناس از خود شرح می‌دهد با آن‌چه هنرمند طراحی کرده است تفاوت چشم‌گیری دارد- آن‌قدر چشم‌گیر که زن ناشناس پس از تماشای تصویری که هنرمند از او ساخته است، شوکه می‌شود. پیام Dove در این ویدئو این است که زنان باید خود را آن‌گونه که هستند، دوست بدارد.شخصیت برند را طراحی کن[بسیاری از] مردم ترجیح می‌دهند از برندها خرید کنند- برندهایی که تعریفی از آنان به دست می‌دهد. توضیحش کمی پیچیده است. مسئله این است که مخاطبان باید بتوانند تصویری از خود را در برند شما ببینند. همان‌طور که محتوای برند شما باید الهام‌بخش است، شما نیز باید برای دست یافتن به یک محتوای برند موثر از مخاطبان خود الهام بگیرید. این به آن معنا نیست که در داستان‌سرایی از اصالت فاصله بگیرید بلکه باید همزمان با حفظ اصالت از کاراکتر برند خود در طراحی داستان استفاده بکنید.شاید مثالی از پاتاگونیا موضوع مورد بحث را روشن‌تر کند. پاتاگونیا یک برند پوشاک و متعهد به محیط زیست است. کمپین آنان با نام «Down to the root» حول و حوش کشاورزی با نام زامورا شکل گرفته که می‌کوشد یک مزرعه ارگانیک بسازد. نکته جالب توجه این‌جاست که مخاطبِ هدف این داستان کشاورزان اسپانیایی‌‌ست که تنها 4 درصدشان مالک زمین‌های کشاورزی هستند.هدف پاتاگونیا با همکاری انجمن ABLA (انجمن آموزش کشاورزی) این است که بتواند به اشخاصی همانند زامورا کمک کند به خواسته‌ی خود دست یابند.مزایای استفاده از سرویس و یا محصول خود را برجسته کندر محتوای برند به این سوال پاسخ دهید که چرا فکر می‌کنید محصول شما از محصولات مشابه بهتر است؟ درست است که محتوای برند قرار نیست بر تبلیغ محصول تمرکز کند اما مهم است که به شیوه‌ای مبتکرانه مخاطب را نسبت حوزه فعالیت و نقطه تمایز برند آشنا کند.جمع‌بندیدوباره: محتوای برند قصد ندارد چیزی بفروشد و یا چیزی را تبلیغ کند. بلکه می‌خواهد پیام برند را [با هدف آگاهی‌رسانی درباره‌ی برند و افزایش میزان وفاداری مخاطبان] انتقال دهد. محتوای برند در یک بازار پر چالش می‌تواند ابزاری قدرتمند برای انتقال ارزش‌های برند و الهام‌بخشیدن به مخاطبان باشد.</description>
                <category>ایمان زین‌علی</category>
                <author>ایمان زین‌علی</author>
                <pubDate>Wed, 24 Aug 2022 14:50:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>5 فیلم که نگاه من به حرفه‌ی بازاریابی را عوض کرد!*</title>
                <link>https://virgool.io/@izeinali6/5-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%DA%A9%D9%87-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%85%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AD%D8%B1%D9%81%D9%87-%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%B9%D9%88%D8%B6-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-ok8p9if4z4qj</link>
                <description>  مسافرت تنها راه نیست. می‌‌توان در خانه ماند و برای فرار از فشار کار روزمره به فیلم و سینما پناه برد. با وجود این برخی از فیلم‌ها هستند که می‌توانند هم بار خستگی را از روی دوش بردارند و هم الهام‌بخش ما در مسیر زندگی حرفه‌ای باشند و ایده‌هایی برای پیشرفت و بهتر شدن به دست دهند. تماشای فیلم شاید یک راه تازه و روشی دور از روش‌های مرسوم پیش پای حرفه‌ای‌ها، به ویژه بازاریابان، بگذارد!شبکه اجتماعی (The Social Network)نمایی از فیلم «شبکه اجتماعی»فیلم «شبکه اجتماعی» داستان وب‌سایتی را روایت می‌کند که سرنوشت صفحات تکتونیکی در جهان بازاریابی دیجیتال را تغییر داد: فیس‌بوک. این یکی از مهم‌ترین آثار دیوید فینچر راه منِ بازاریاب را به سیستم فکری بنیان‌گذاران فیس‌بوک باز می‌کند و پشت‌پرده‌ی توسعه‌ی آن وب‌سایت را پیش چشم مخاطبانش می‌گذارد: ایده‌ی فیس‌بوک چگونه در ذهن مارک زاکربرگ و دوستانش ریشه دواند، آنان چه چالش‌هایی را در مسیر خلق و پیشرفت وب‌سایت‌شان تجربه کردند و چگونه به یکی از مهم‌ترین غول‌های رسانه‌ای در جهان تبدیل شدند؟ فینچر و آرون سورکین در «شبکه اجتماعی» کوشیده‌اند تصویری جذاب، واقع‌بینانه و متواضع از فرایند شکل‌گیری یک ایده تا اجرا ارائه دهند. پس از تماشای فیلم درک خواهید کرد که هیچ مسیر تازه‌ای بی‌چالش نخواهد بود.بنیانگذار (The Founder)فیلم «بنیانگذار»ما بازاریابان همواره بر سر دو راهی موازین اخلاقی و رسالت‌مان در کسب موفقیت‌های تجاری قرار داریم: آیا این ترفند اخلاقی است، مرز میان رقابت سالم و ناسالم کجاست و یا در برهه‌ی حساس کنونی که درست و نادرست به سادگی قابل تشخیص نیست، تکلیف ما و انتخاب‌هایمان چه می‌شود؟ فیلم «بنیانگذار» ساخته‌ی جان لی هانکوک به پرسش‌هایی از این دسته می‌پردازد.این فیلم داستان ری کراک، یک فروشنده‌ی ساده‌ی دستگاه‌های میلک‌شیک، است که یکی از مهم‌ترین برندهای رستوران‌های زنجیره‌ای در جهان را پایه گذاشت: مک‌دونالد. او از یک همبرگر کوچولو، رستورانی می‌سازد که آوازه‌اش جهان را کَر می‌کند.کراک در مسیر ساخت مک‌دونالد دائما در چالش‌های اخلاقی می‌افتد و گاه با روش‌های فریبنده و به ظاهرا ناهنجار رویاهایش را پله پله محقق می‌کند. امروزه بسیاری معتقد که برند مک‌دونالد بر پشته‌ی بسیاری از حرکات و ترفندهای غیراخلاقی در رقابت با رقبایش ایستاده است. فیلم «بنیانگذار» راوی همین مسیر بحث‌برانگیز است.بالا در آسمان (Up in the Air)نمایی از فیلم «بالا در آسمان»در دنیای پر فراز و نشیب امروز همه به دنبال یک زندگی آرام و معمولی می‌گردند اما نه رایان بینگهام، شخصیتی که آن را جورج کلونی در فیلم «بالا در آسمان» بازی می‌کند. او شغل عجیب و غریبی دارد: از این شهر به آن شهر می‌رود تا به کارمندان شرکت‌هایی که مدیران توانایی اخراج آنان را ندارند بگوید اخراج شده‌اند. رایان فلسفه‌ی عجیب و غریبی دارد: «آدم‌ها و روابط با آنان ارزشش را ندارند». او در این باره بارها سخن‌پراکنی می‌کند و زندگی‌اش را بر همین مبنا پیش می‌برد. پس از مدتی چالش حرفه‌ای و همچنین شخصی زندگی رایان، همه‌ی افکار و عقایدش را زیر سوال می‌برد و او را وادار می‌کند که نگاه و سبک زندگی‌اش را دوباره مورد ارزیابی قرار دهد.فیلم «بالا در آسمان» اعتراف می‌کند که کار سخت و فداکاری شما را به اوج خواهد رساند اما هرگز نمی‌تواند جای عزیزانتان را پر کند و خلاء های ارتباطی را پوشش دهد. سرگذشت رایان بینگهام تصویری درخشان در باب اهمیت ارتباطات و مهارت‌های بینافردی به بازاریابان مدرن هدیه می‌کند.در جستجوی خوشبختی (The Pursuit of Happiness)فیلم «در جستجوی خوشبختی» یک عاشقانه‌ی ساده درباره‌ی پشتکار و ایمان و جاه‌طلبی است! در جهان پر فراز و نشیب امروز این سه عنصر از ابزار مهم هر بازاریاب موفقی در جهان به شمار می‌روند. کریس گاردنر، شخصیت اصلی فیلم، این موضوع را به خوبی دریافت و از کارتن‌خوابی و استراحت در دستشویی ترمینال به یک شخصیت مهم در بیزینس تبدیل شد. «در جستجوی خوشبختی» یک فیلم انگیزشی برای نجات یافتن از قعرِ تاریکی و چنگ زدن بر دامان موفقیت است.مانیبال (Moneyball)فیلم «مانیبال»تا به حال به رابطه‌ی بین بیس‌بال و بازاریابی فکر کرده‌اید؟! شباهت میان بازاریابی و بیس‌بال در داده‌محور بودن هر دو است. در هر دو رشته، همه چیز با تکیه بر شهود و بر پایه سیستم Agile آغاز می‌شود و بعد موجی از واکنش‌ها در قالب یک‌سری داده به سوی شما سرازیر می‌شود و آن‌گاه دیگر گام‌ها و تصمیمات اساسی را بر اساس داده‌ها پیش می‌برید.مانیبال داستان موفقیت یک تیم بیس‌بال است که رفته رفته روش‌های بازی داده‌محور را جایگزین بازی‌های غریزی و کهنه‌ی بازیکنان می‌کند و به این ترتیب با کم‌ترین هزینه پیروزهای متوالی به دست می‌آورد.هر یک از فیلم‌هایی که در این مقاله به آن اشاره کردم در شکل‌گیری نگاه من به بازاریابی، حرفه‌ای که از آن ارتزاق می‌کنم، را تغییر دادند! فیلم‌هایی همچون «بالا در آسمان» و «در جستجوی خوشبختی» به مهارت‌های فردی یک بازاریاب مدرن پرداخته‌اند و آثاری مثل «بنیانگذار»، «مانیبال» و «شبکه اجتماعی» به مباحثی همچون رقابت در بازار، اهمیت داده‌ها در جهان بازاریابی دیجیتال و تفکر استراتژیک برای خلق یک غول رسانه‌ای اشاره کرده‌اند. تماشای این مجموعه و فیلم‌هایی از این دست نه تنها شما را از یکنواختی زیست روزمره رها می‌کند بلکه همچون یک کلاس درس پنجره‌ای جدید رو به حرفه‌ی بازاریابی مدرن می‌گشاید.*برگرفته از مقاله‌ی «5 فیلم الهام بخش برای بازاریابان مدرن» نوشته‌ی کلیفورد چی</description>
                <category>ایمان زین‌علی</category>
                <author>ایمان زین‌علی</author>
                <pubDate>Sat, 30 Jul 2022 16:50:47 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>