<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Javad Bashiri</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@j.bashiri16</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 01:33:12</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2569650/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Javad Bashiri</title>
            <link>https://virgool.io/@j.bashiri16</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بیست و دومین روز سفر</title>
                <link>https://virgool.io/@j.bashiri16/%D8%A8%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B3%D9%81%D8%B1-whqqcbuizuhv</link>
                <description>پنج شنبه 17 فروردین 1402، ساعت 9 صبح از هتل رمز شهر ترمذ خارج شدیم و به سمت بخارا حرکت کردیم. تا ظهر از شهرهای شیرآباد، گذار و یانگی کنت عبور کردیم. ساعت 12 وارد شهر قارشی یا قرشی (Qarshi) شدیم. این شهر در گذشته نخشب (نسف به عربی) نیز گفته میشد. رود قارشی از میان این شهر عبور میکند. از جاذبه های گردشگری شهر می‌توان به پل قارشی اشاره کرد که در سال ۱۵۸۳ به سبک ایرانی (شبیه سی وسه پل) ساخته شده است.رود قرشی (شهر قرشی - ازبکستان) در شهر قارشی در باغی بسیار بزرگ و آراسته مقبره ای قرار دارد که منتسب به ابوعبیده الجراح از صحابه پیامبر است و مردم آن را زیارت میکنند. (البته بر اساس منابع معتبر مقبره ابوعبیده جراح در اردن میباشد).مقبره ابوعبیده جراحپس از صرف ناهار در یک مزرعه نزدیک رود قارشی، ساعت 15 به سمت بخارا حرکت کردیم.  باریکه ای کویری به طول حدود 150 کیلومتر جنوب ازبکستان را در بر میگیرد که بخارا نیز در این منطقه کویری قرار گرفته است. ساعت 15:50 عصر است و تا رسیدن به بخارا 40 کیلومتر فاصله داریم. از شهرهای کاسان، مبارک و کاگان عبور میکنیم. به محدوده شهر بخارا نزدیک میشویم، از حدود 10 تا 15 کیلومتر قبل از شهر، گرد و غبار برخاسته از کویر، شهر بخارا را در برگرفته است و هرچه به شهر نزدیکتر میشویم، شدیدتر میشود.ساعت 16:35 به بخارا رسیدیم. با شماره تلفن محل اسکان رزرو شده تماس برقرار کردیم و آدرس را گرفتیم. محل اسکان یک اتاق بزرگ 4 تخته شبیه سوئیت در یک هاستل (شبیه خانه های بومگردی در ایران) به نام &quot;هاستل سیزم&quot; است.هاستل سیزم (بخارا)هاستلی که در آن مستقر شدیم در یک محله قدیمی با آثار و بناهای تاریخی نزدیک به هم قرار گرفته است. بخارا از شهرهای کهن با تاریخی ۲۵۰۰ ساله است. این شهر که در ازبکستان واقع شده است، در گذشته بخشی از ایران بوده است و افراد شاخص و معروفی را در خاک خود پرورش داده است.این همه آثار تاریخی کنار هم و سنگفرش خیابان، انسان را به چند قرن قبل میبرد. اولین اثر که در نزدیکی محل اسکان ما است و جلب توجه میکند برج بلندی با ارتفاع 15 متر در کنار یک ساختمان قدیمی قرار گرفته و به مناره مرگ معروف است. این برج به نظر میرسد کاربرد دیدبانی داشته ولی بنا به گفته مردم محلی، در گذشته برای اعدام مجرمان استفاده میشده است.مناره مرگ (بخارا)</description>
                <category>Javad Bashiri</category>
                <author>Javad Bashiri</author>
                <pubDate>Thu, 31 Aug 2023 17:07:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیست و یکمین روز سفر</title>
                <link>https://virgool.io/@j.bashiri16/%D8%A8%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DB%8C%DA%A9%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B3%D9%81%D8%B1-d2reaxvqvf4i</link>
                <description>چهارشنبه 16 فروردین 1402؛ در شهر ترمذ هستیم، ساعت  10 صبح از هتل خارج شدیم، وسایلمان را داخل اتاق گذاشتیم و به مدیر هتل گفتیم اگر تا ساعت 12 برنگشتیم، یک روز دیگر محل اقامتمان را تمدید کند. شهر ترمذ از شهرهای قدیمی و تاریخی ازبکستان است و نام آن از رود &quot;تارومیتا&quot; گرفته شده و در برخی منابع نام شهر نیز قبلاً ترمیتا ذکر شده است، مردم به زبان ترکی ازبکی صحبت میکنند و برقراری ارتباط زبانی با آنها کمی دشوارتر است. ابتدا برای اخذ ویزای افغانستان سری به کنسولگری افغانستان زدیم. پس از دقایقی معطلی بدون نتیجه برگشتیم، درحالی که سفارتخانه افغانستان در تاشکند گفته بودند برای اخذ ویزا به کنسولگری افغانستان در ترمذ مراجعه کنید، اینجا میگویند که ما مجوز صدور ویزا نداریم. برگشتیم هتل وسایلمان را برداشتیم و تسویه کردیم. از پارک بزرگ شهر و مجسمه علیشیر نوایی، مجسمه کماندار افسانه ای مناس، دیدن کردیم و موزه معماری ترمذ و کلیسای قدیمی گئورگی را از بیرون دیدن کردیم.مجسمه علیشیر نوایی - شهر ترمذدر ادامه سری زدیم به آرامگاه حکیم و عارف محمد بن علی ... عبدالله الترمذی.درب ورودی باغ و آرامگاه حکیم عبدالله الترمذی آرامگاه حکیم عبدالله الترمذی (نمای بیرونی)آرامگاه حکیم عبدالله الترمذی (نمای داخلی)در محوطه باغ بزرگ آرامگاه الترمذی مردم خونگرم ازبکستان وقتی فهمیدند از ایران (خراسان بزرگ) آمدهایم، با ما عکس یادگاری گرفتند.عکس با مردم ترمذساعت 16 پس از بازدید از مقبره الترمذی، به سمت مرز رفتیم تا از نزدیک وضعیت را بررسی کنیم. متأسفانه در ترمذ اخذ ویزا منتفی است و خروج از مرز ترمذ هم منوط به داشتن نامه وزارتی است که البته توضیح ندادند که این نامه وزارتی چیست و آنرا از کجا میتوان دریافت کرد. بناچار به سمت شهر برگشتیم تا شب را در ترمذ بمانیم و برای برگشت تصمیم گیری کنیم.</description>
                <category>Javad Bashiri</category>
                <author>Javad Bashiri</author>
                <pubDate>Tue, 29 Aug 2023 15:10:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیستمین روز سفر</title>
                <link>https://virgool.io/@j.bashiri16/%D8%A8%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B3%D9%81%D8%B1-vrb2jvlclvu5</link>
                <description>سه شنبه 15 فروردین 1402 (بیستمین روز سفر)امروز سه شنبه 15 فروردین است، پس از آنکه درخواست ویزا از سفارت ترکمنستان بدون نتیجه ماند، قصد داریم به سمت شهر ترمذ برویم. ترمذ یک شهر مرزی ازبکستان است و از آنجا از طریق گمرک میتوان وارد استان مزار شریف افغانستان شد. ساعت 11:30 از تاشکند به سمت ترمذ (722 کیلومتر) حرکت کردیم. مسیرمان تا سمرقند 268 کیلومتر همان مسیر برگشت خواهد بود و از نزدیکی سمرقند و سیر دریا (سیحون) دوباره عبور میکنیم.حدود یک ساعت (60 کیلومتر) تا سمرقند مانده است. در کنار اتوبان ماهی دودی که به روشی خاص تهیه شده است برای فروش در معرض دید رهگذران قرار گرفته است و برخی جاها امکان طبخ و سرو آن هم وجود دارد. ساعت 14:50 برای ناهار و نماز توقف کردیم و ساعت 15:45 به کمربندی سمرقند رسیدیم. از کمربندی سمرقند گذشتیم و از شهرکهای نورآباد و سازاگان و منطقه ساری کول و شهر گلستان نیز عبور کردیم ساعت 17:30 است. امروز روز بارانی بود و از صبح که از تاشکند خارج شدیم تا الان ساعت 18:30 چند بار بارش باران داشتیم. کنار جاده چاله ها پر از آب است و دمای هوا هم کاهش یافته است. به غروب آفتاب نزدیک میشویم و چون بعد از تاشکند توقفگاه بعدی قابل پیش بینی نبود جایی را برای اسکان شب رزرو نکرده ایم. در حال عبور از کنار یک روستا، ساختمان قدیمی خرابه ای که نشان از تاریخی بودن آن داشت توجهمان را جلب میکند، توقف کردیم و از مردم آنجا در مورد آن سوال کردیم، اهالی روستا توضیح دادند که این یک کاروانسرای دوره نیکلای دوم روس بوده که به علت بی توجهی تخریب شده است. از اهالی روستا سراغ جایی برای اسکان شبانه را گرفتیم ما را به روستای بعدی ارجاع دادند. اهالی روستای بعدی ما را به یک متل چند کیلومتر جلوتر ارجاع دادند. ساعت 19:30 و حدود 45 کیلومتر تا ترمذ مانده است، مسیر را ادامه دادیم تا به متل رسیدیم، مدیر متل گفت جا نداریم ولی جلوتر در شهرک شیرآباد یک متل دیگر وجود دارد. به متل رسیدیم و صحبت کردیم، در ازای دو اتاق نامناسب برای یک شب 100 دلار میخواست، موافقت نکردیم و ترجیح دادیم در عین خستگی فاصله حدوداً 40 کیلومتری باقیمانده تا ترمذ را بپیماییم. به شهر ترمذ رسیدیم، به اولین هتل مراجعه کردیم فقط یک اتاق خالی داشت به هتل بعدی به مام هتل رمز مراجعه کردیم سه اتاق 2 تخته (جمعاً 55 دلار) اجاره کردیم و مستقر شدیم.موزه باستان شناسی ترمذمجسمه مناس، کماندار اسطوره ای ازبکستان (شهر ترمذ)</description>
                <category>Javad Bashiri</category>
                <author>Javad Bashiri</author>
                <pubDate>Sat, 19 Aug 2023 17:47:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نوزدهمین روز سفر</title>
                <link>https://virgool.io/@j.bashiri16/%D9%86%D9%88%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B3%D9%81%D8%B1-wqfdavncqqac</link>
                <description>دوشنبه 14 فروردین 1402 در تاشکند پایتخت ازبکستان هستیم، ساعت 10:30 رفتیم مقابل سفارتخانه ترکمنستان تا یک بار دیگر درخواست ویزای ترکمنستان را از اینجا پیگیری کنیم. کاظم با مدارک مقابل سفارت ترکمنستان پیاده شد و ما رفتیم که کاخ شاهزاده رومانوف و کتابخانه علیشیر نوایی را ببینیم. بازدید از کاخ شاهزاده رومانوف بعلت انجام تعمیرات، میسر نشد و ما فقط از بیرون کاخ را بازدید کردیم و چند عکس گرفتیم.کاخ شاهزاده رومانفکاخ شاهزاده رومانفبه سمت کتابخانه علیشیر نوایی راه افتادیم و هنوز به کتابخانه نرسیده بودیم که کاظم تماس گرفت و گفت متأسفانه سفارت ترکمنستان موافقت نمیکند، بیایید دنبال من باید به سفارتخانه ایران بروم. برگشتیم و همراه کاظم ابتدا به سفارتخانه ایران رفتیم که آنها هم متأسفانه هیچ کار مثبتی برای مشکل برگشت ما انجام ندادند. بعد به سفارتخانه افغانستان (برای مسیر برگشت از افغانستان) رفتیم، سفارت افغانستان هم گفت صدور ویزا 5 روز معطلی دارد و هزینه ویزای هر نفر 100 دلار است. چنانچه عجله داشته باشید میتوانید متقاضی صدور یک روزه شوید و نفری 150 دلار بپردازید. علاوه بر آن گفته بود که میتوانید از مرز ترمذ – مزارشریف درخواست ویزای یک روزه کنید و وارد افغانستان شوید. ما هم که قصد نداشتیم 5 روز در تاشکند منتظر ویزای افغانستان بمانیم، تصمیم گرفتیم به سمت ترمذ برویم و از مرز ترمذ وارد افغانستان (مزار شریف) شویم.</description>
                <category>Javad Bashiri</category>
                <author>Javad Bashiri</author>
                <pubDate>Fri, 18 Aug 2023 19:26:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هیجدهمین روز سفر</title>
                <link>https://virgool.io/@j.bashiri16/%D9%87%DB%8C%D8%AC%D8%AF%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B3%D9%81%D8%B1-lwlkwkn7qhsr</link>
                <description>امروز یکشنبه 13 فروردین تصمیم گرفتیم به رسم ایران سیزده بدر به جا بیاوریم. بنابراین ابتدا تلفنی محل اقامتمان را برای یک روز دیگر تمدید کردیم، سپس ساعت 9 صبح از خونه زدیم بیرون. اکثر جاها تعطیل و خیابانها بسیار خلوت است. با استفاده از گوگل مپ یک دریاچه نزدیکی تاشکند مشخص کردیم و در حال خروج از شهر و حرکت به سمت دریاچه مشخص شده هستیم. پس از یکی دو ساعت رانندگی از شهرک چیرچیق و چند روستای سرسبز و سد غزال کنت گذشتیم. ساعت 11 صبح است تا چینورکنت 35 کیلومتر مانده است. مسیر اتوبانی است و از میان دره سرسبز گذر میکند، روستاها و شهرکهایی که در سینه کش تپه های روبرو دیده میشوند با ساختمانها و شیرونی های رنگی، منظره زیبایی را خلق کرده اند. ساعت 11:50 به چینورکنت رسیدیم همانند کلاردشت میماند. به سد چاروک (چَروَک) رسیدیم توقف کردیم و چند عکس یادگاری گرفتیم. احتمالاً آنچه گوگل مپ به عنوان دریاچه مشخص کرده بود همین سد بزرگ چاروک است.سد چاروکاز کنار سد کمی پیش رفتیم، زیبایی این جاده با خانه های ویلایی و سرسبزی این منطقه مسحورکننده است. ساعت از 12 گذشته و تصمیم گرفتیم جایی برای استراحت مهیا کردن ناهار توقف کنیم بنابراین وارد یک جاده خاکی جنگلی شدیم کمی پیش رفتیم و به یک مزرعه که دارای کلبه جنگلی، دستشویی و چند کندوی خالی زنبور عسل و کمی هم سبزی کاری بود رسیدیم. توقف کردیم و متوجه شدیم که کسی فعلاً آنجا نیست، اجاق آتش را روشن کردیم و با کتری صحرایی مزرعه و آب جاری همانجا بساط چای و آش رشته را برپا کردیم.کلبه جنگلی نزدیک سد چاروک (تاشکند- ازبکستان)ساعت 16 از مزرعه به سمت جاده و سد چاروک برگشتیم و از روی پل مرتفعی که با پایه های بسیار بلند روی رودخانه قرار داشت عبور کردیم و به آن سوی دره رفتیم. از میان چند روستا عبور کردیم و در یک روستا که ساختمانهای شبیه زیارتگاه داشت توجه مان را جلب کرد توقف کردیم و از آنجا دیدن کردیم به گفته اهالی روستا و متولی امام زاده، مقبره مربوط به شیخ عمر باغستانی از نواده های حسن بن عمر (خلیفه دوم) و خانواده اش است (وفات سال 230 ه ق) بوده است. پس از عبور از چند روستا و یک پل دو زمانه (نوبتی) مجدداً به این سمت دره و اتوبان تاشکند رسیدیم. قبل از ورود به اتوبان نم نم باران شروع شد و اکنون شدیدتر شده است، همان باران مرسوم که معمولاً عصر سیزده بدر میبارد. چراغ بنزین خودرو روشن شده و تا تاشکند 65 کیلومتر فاصله است. ازبکستان بیشتر خودروهای در حال تردد، برند شورلت هستند چون کارخانه شورلت در چند مدل خط تولید و مونتاژ را دایر کرده است و اغلب خودروها گازسوز هستند و بیشتر جایگاههای سوخت فقط پمپ گاز دارند. ساعت 18:20 است و در کمربندی تاشکند به پمپ بنزین رسیدیم (بنزین اکتان 92 هر لیتر 75 سیم ازبکستان و هر سیم معادل 3700 تومان است، مجموع هزینه پرداختی برای 60 لیتر 1665000 تومان است). ساعت19 به محل اقامتمان رسیدیم و بعد از شام ساعت 23 رفتیم بیرون و یه دور توی تاشکند زدیم، به خاطر ماه رمضان همه جا تعطیل بود و ساعت 12:30 برگشتیم.</description>
                <category>Javad Bashiri</category>
                <author>Javad Bashiri</author>
                <pubDate>Thu, 17 Aug 2023 10:23:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هفدهمین روز سفر (2)</title>
                <link>https://virgool.io/@j.bashiri16/%D9%87%D9%81%D8%AF%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B3%D9%81%D8%B1-2-hhvuveeytfuz</link>
                <description>روز شنبه 12 فروردین در ادامه بازدید از آثار تاریخی سمرقند، پس از دیدن بازار سیاب و خرید سوغاتی، ساعت 10 به سمت مقبره و مسجد بی بی خانم (همسر تیمور) رفتیم.مقبره و مسجد بی بی خانم ساختار بنای مقبره و مسجد بی بی خانم (نوع معماری، کاشیکاری، مصالح و طراحی) همانند اغلب بناهای تاریخی دیگر مربوط به دوره تیموریان میباشد و در اغلب موارد معمار انها هم یکسان می باشد. در ادامه ساعت 11 به دیدن موزه افراسیاب رفتیم. بالای درب ورودی موزه افراسیاب تصویر شانزده تن از شاعران، نویسندگان و دانشمندان ایرانی (خراسان بزرگ) نقش بسته است.موزه افراسیاب (نمای بیرونی)داخل موزه سنگ نگاره های کشف شده از تپه های اطراف موزه که به تپه های افراسیاب شناخته می شود، به نمایش گذاشته شده است.یکی از آثار تاریخی کشف شده _ موزه افراسیاب (نمای داخلی)علاوه بر سنگ نگاشته ها، تصاویر مراحل کاوش آثار نیز در معرض دید بازدیدکنندگان قرار گرفته است. در یک سالن نمایش کوچک داخل موزه، فیلم کوتاه معرفی آثار باستانی و تاریخی ازبکستان به زبان ازبکی برای شرکت کنندگان در حال نمایش است.    ساعت 12 روز شنبه 12 فروردین است و در حال خروج از سمرقند و حرکت به سمت تاشکند هستیم. از نزدیکی شهرک های شایمن، پاختاکور، گاگارین و آرناسوی عبور میکنیم. ساعت 14 از اتوبان اصلی خارج شدیم و کمی به سمت مرز قزاقستان رفتیم و در یک پمپ بنزین، باک خودرو را پر کردیم و وضو گرفتیم و کمی جلوتر کنار یک مزرعه برای ناهار و نماز و استراحت، توقف کردیم. ساعت 17 به اتوبان برگشتیم و به سمت تاشکند ادامه دادیم.اغلب تابلوهای کنار جاده و اتوبان یا تابلوهای فروشگاه ها، با خط انگلیسی و زبان ترکی ازبکی و یا با خط سیریلیک (حروف روسی) نوشته شده است و از اسامی فارسی زیاد استفاده شده است. به عنوان نمونه در تابلو زیر که ابتدای شروع استان یا ولایت سیحون (سیردریا) است با حروف انگلیسی و به زبان ترکی ازبکی نوشته: مردم که قدرتمند شوند، دولت هم قدرتمند میشود.ولایت یا استان سیر دریا (سیحون)در اتوبان به سمت تاشکند در حال حرکت هستیم. از عوارضی و پلیس خبری نیست و به شکل نامحسوس کنترل میشود. ساعت 18 است و هنوز 75 کیلومتر تا تاشکند فاصله داریم. ساعت 19:30 به تاشکند رسیدیم. تاشکند به لحاظ معماری با شهر تاریخی سمرقند متفاوت است. در ابتدای شهر توقف کردیم و طبق روال منتظریم تا دوستمان که در فرانسه مستقر است با استفاده از کارت اعتباری و سایت بوکینگ، محل مناسبی برای اسکانمان پیدا کند. ساعت 20 بعد از مشخص شدن محل اجاره با رابط مورد نظر قرار گذاشتیم و با گوگل مپ به سمت مورد اجاره میرویم. پس از ملاقات مالک و تحویل کلید آپارتمان ساعت 20:40 وسایلمان را به داخل آپارتمان منتقل و خودرو هم در مقابل ساختمان در پارکینگ عمومی که برای خانه های سازمانی همانجا در نظر گرفته اند، پارک کردیم. آپارتمان 50 متری یک خوابه با اجاره یک شبانه روز 36 دلار در تاشکند مناسب است.</description>
                <category>Javad Bashiri</category>
                <author>Javad Bashiri</author>
                <pubDate>Wed, 16 Aug 2023 17:30:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هفدهمین روز سفر</title>
                <link>https://virgool.io/@j.bashiri16/%D9%87%D9%81%D8%AF%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B3%D9%81%D8%B1-htqmhrpkgrmk</link>
                <description>امروز شنبه 12 فروردین پس از هماهنگی و تسویه با مالک آپارتمان اجاره ای، تصمیم گرفتیم تا ظهر از چند اثر تاریخی دیگر در سمرقند بازدید کنیم و عصر به سمت تاشکند برویم. بنابر این ابتدا از مجموعه آثاری که با نام شهید زنده (قرن 11 – 12 میلادی) شناخته میشود بازدید کردیم. به گفته راهنمای مجموعه، مقبره قسم بن عباس از صحابه پیامبر اسلام و 44 تن از یارانش است و شامل مسجد، مقبره و مدرسه علمیه است.مجموعه شاه زندهدر کنار این مجموعه و روی تپه، قبرستان مسلمانان شهر هم قرار دارد که نگهبانان مانع از بازدید شدند و این کار را (همانند ورود خانمها به مسجد) جایز نمیدانند و معتقدند نامحرم نباید وارد قبرستان مسلمانان شود. به هر حال در این منطقه تپه های زیادی هستند که به صورت قلعه بوده اند و تخریب شده اند و هنوز روی آنها عملیات اکتشاف و شناسایی صورت نگرفته و دست نخورده باقی مانده است.کمی جلوتر موزه الغ بیگ (منجم و از نواده های تیمور) در میان پارک قرار گرفته است. چند اتوبوس دانش آموز همزمان با ما رسیدند و در صف تهیه بلیط موزه هستند و هنوز اجازه بازدید نمیدهند. بخاطر شلوغی و ازدحام ورودی موزه از ورود به داخل موزه منصرف شدیم.مجسمه میرزا الغ بیکپس از بازدید ناتمام موزه الغ بیگ به سمت زیارتگاه مقصوم بابا اولیاء رفتیم. وی از بزرگان طریقت نقشبندی معروف به حضرت مقصوم دیوانه است و نزد مردم اینجا جایگاه والایی دارد و به همین دلیل از عبارت زیارتگاه استفاده میکنند.آرامگاه مقصومدر کنار آرامگاه مقصوم دیوانه، مسجد حضرت خضر نبی قرار دارد و کمی جلوتر به بازار سیاب می رسیم و پس از آن مسجد و مقبره بی بی خانم از دیگر آثار دیدنی سمرقند قرار گرفته است.ورودی بازار سیابدر کنار بازار سیاب، مقبره و مسجد بی بی خانم قرار گرفته است.</description>
                <category>Javad Bashiri</category>
                <author>Javad Bashiri</author>
                <pubDate>Tue, 15 Aug 2023 11:32:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شانزدهمین روز سفر</title>
                <link>https://virgool.io/@j.bashiri16/%D8%B4%D8%A7%D9%86%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B3%D9%81%D8%B1-fonlbshxo3nw</link>
                <description>امروز جمعه 11 فروردین 1402 به قصد دیدن چند اثر تاریخی سمرقند ساعت 9:30 از خانه خارج شدیم. بیشتر خیابانهای اصلی به صورت بلوار است و از نظر تردد خودرو نسبتاً شلوغ است. رانندگان با عجله، کم گذشت و کمی عصبی رانندگی می کنند، همین امروز صبح هنگام گردش به چپ و عبور از تقاطع کم مانده بود دچار یک سانحه شدید تصادف شویم که به خیر گذشت. البته در محل هایی که چراغ عبور عابران سبز است، بطور کامل و با رعایت فاصله ایمنی، توقف می کنند و اگر چراغ عابر نداشته باشد با احتیاط کامل عبور می کنند. ابتدا مقابل دانشگاه بین المللی گردشگری توقف و دو عنوان نقشه گردشکری سمرقند و ازبکستان را تهیه کردیم.به دیدن آرامگاه امیر تیمور گورکانی (تیمور لنگ) رفتیم. بلیط ورودی برای هر گردشگر خارجی 150000 سوم معادل 550 هزار تومان است. اینجا هم مانند تاجیکستان قیمت بلیط برای افراد بومی 10 درصد است. معماری مقبره تیمور توسط محمد بن زین الدین اصفهانی انجام شده و با توجه به اینکه این جا هم جزو سرزمین خراسان بزرگ بوده است، معماری این اثر و سایر آثار تاریخی، از جمله سه بنای تاریخی ریگستان همانند مساجد و بناهای اسلامی موجود در شهرهای ایران یعنی اصفهان و یزد است.آرامگاه امیر تیمور گورکانی (تیمور لنگ) قبل از مقبره تیمور، مقبره روح آباد قرار دارد که محل دفن برخی از فرزندان و نوه های تیمور است.مقبره روح آباد (نواده های تیمور)هنگام بازگشت از مقبره تیمور و با توجه به زیبایی های میدان ریگستان تصمیم گرفتیم در روز هم از این آثار باشکوه دیدن کنیم.میدان ریگستان (سمرقند)</description>
                <category>Javad Bashiri</category>
                <author>Javad Bashiri</author>
                <pubDate>Mon, 03 Jul 2023 11:44:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پانزدهمین روز سفر 2</title>
                <link>https://virgool.io/@j.bashiri16/%D9%BE%D8%A7%D9%86%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B3%D9%81%D8%B1-2-urnrd4vyxmrr</link>
                <description>روز پنج شنبه 10 فروردین وارد مرز ازبکستان شدیم و پس از 3 ساعت از بازرسی گمرک ازبکستان گذشتیم. ساعت 12:30 است و در حالی که بارش باران هم شروع شده است به سمت سمرقند میرویم. از شهرک های تویلوق و مدنیت عبور کردیم و 13:20 به سمرقند رسیدیم.در این شهر به هر سمت که میرویم آثار تاریخی و در خیابانهای اصلی هر چند صد متر یک هتل دیده میشود. این همه آثار تاریخی و هتل حاکی از آن است که سمرقند از نظر گردشگری جایگاه ویژه ای در سطح جهانی دارد. طبق معمول ابتدا برای تبدیل پول و خرید سیم کارت کشور میزبان اقدام می کنیم. واحد پول ازبکستان سیم (Sym) که به زبان خودشان سوم میگویند و هر سوم تقریباً معادل 4 تومان است. پس از نصب و راه اندازی سیم کارت ازبکستان، با رابط آپارتمان اجاره ای تماس برقرار می کنیم. همانند روال قبلی با استفاده از سایت بوکینگ، با مالک آپارتمان تماس گرفتیم و پس از آدرس دهی و ملاقات با وی همراه با مالک به سمت محل اسکان رفتیم. مورد اجاره، یک آپارتمان 150 متری دو خوابه در مرکز شهر است.پس از استقرار و کمی استراحت، عصر رفتیم یه دوری توی خیابانهای سمرقند بزنیم. از کلیسای سنت جان باپتیست و یک کتابخانه عمومی دیدن کردیم.کلیسای سنت جان باپتیست (سمرقند)با کتابدار کتابخانه در رابطه با نحوه سازماندهی کتابخانه، میزان استفاده از کتابخانه و همچنین اوضاع و احوال اقتصادی و اجتماعی مردم و سطح دستمزدها صحبت کردیم.نزدیک غروب به میدان ریگستان رفتیم و تا ساعاتی از شب (30/21) آنجا ماندیم. معماری این سه بنای عظیم (مسجد شیردار، مسجد طلا دار یا طلایی و مدرسه الغ بیگ) که همان معماری ایرانی اسلامی سده های 4 و 5 هجری است در کنار هم واقعاً زیباست.میدان  ریگستان سمرقندپس از ساعتی بازدید و گرفتن چند عکس به محل اسکان برگشتیم.</description>
                <category>Javad Bashiri</category>
                <author>Javad Bashiri</author>
                <pubDate>Mon, 03 Jul 2023 11:14:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پانزدهمین روز سفر</title>
                <link>https://virgool.io/@j.bashiri16/%D9%BE%D8%A7%D9%86%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B3%D9%81%D8%B1-hoc0r37o9dzb</link>
                <description>پنج شنبه 10 فروردین 1402 و پانزدهمین روز سفر . صبح ساعت 7:30 برای صرف صبحانه به سلف سرویس هتل رفتیم. بعد از صبحانه وسایلمان را داخل ماشین چیدیم و با هتل تسویه کردیم. موقع خداحافظی با مدیر خوش اخلاق هتل حاج مقصود، ایشان یک قطعه شعر از &quot;لایق شیرعلی&quot; شاعر پارسی سرای تاجیکی برایمان خواند و این حسن ختامی بود برای خداحافظی از کشور تاجیکستان.شهر مرزی پنجکنت خیلی به مرز ازبکستان نزدیک است، به همین دلیل ساعت 9:15 صبح از این شهر کوچک خارج شدیم و ده دقیقه بعد 9:25 به نقطه صفر مرزی و بازرسی گمرک تاجیکستان- ازبکستان رسیدیم. اگر چه مرزبندی های جغرافیایی، کشورهای استقلال یافته شوروی سابق را از هم جدا کرده است، اما مردم دو سوی مرز این دو کشور (تاجیکستان و ازبکستان) بخصوص در این منطقه پنجکنت و سمرقند، احساس قرابت قومی و نژادی خود را حفظ کرده اند. اشتراکات زبانی و فرهنگی و عدم نیاز به ویزا برای تردد برون مرزی باعث شده شهروندان دو طرف برای مراودات و خرید و فروش کالا یا حتی تأمین مایحتاج روزمره خود به راحتی در گمرک مرزی تردد کنند. این موضوع برای ما که به عنوان گردشگر خارجی، با خودرو سفر میکنیم و در هر بازرسی مرزی بین 3 تا 7 ساعت معطل میشویم، بسیار جالب توجه است.جمع بندی سفر به تاجیکستاندر کشور تاجیکستان:- حضور پلیس همه جا (جاده و خیابان) بسیار ملموس است.- در اکثر تقاطع های داخل شهر و جاده ها، پلیس برای کنترل مدارک، دستور به توقف خودرو میدهد.- اغلب جاده ها و خیابان ها بسیار پاکیزه و مرتب است.- آراستگی، پاکیزگی و زیباسازی در خیابان های اصلی شهرهای بزرگ بخصوص شهر دوشنبه بسیار چشمگیر است، ولی این وضعیت در شهرهای کوچک و دور از مرکز کشور کمتر دیده میشود.- برنامه های گسترده و پرهزینه ای با عنوان جشن نوروزگان در اغلب شهرهای بزرگ با هزینه دولتی برگزار میشود، در حالی که مورد علاقه و اولویت مردم نیست.- جاده ها بسیار باکیفیت و همه جا خط کشی شده ولی تابلوهای راهنمایی فقط به زبان تاجیکی (خط سیریلیک) نوشته شده و استاندارد بین المللی دو زبانه اغلب رعایت نشده است.- قیمت خودرو نسبت به ایران ارزانتر است.- عمده خودروهای موجود در سراسر کشور، تولید شرکت آلمانی اٌپل (OPEL) و برخی هم خودروهای ژاپن، کره، و سایر کشورهای اروپایی است.- رعایت قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی بسیار سختگیرانه است.- وضعیت معیشتی مردم چندان مناسب نیست و میانگین سطح درآمد مردم پایین است.- استفاده از نیروی کار زنان در بخشهای دولتی بخصوص خدمات شهری زیاد است.- قیمت همه چیز (اقلام خوراکی، دارو، پوشاک، مسکن و … ) گران است.-  بنزین وارداتی و بدون سوبسید است و به همین دلیل در مقایسه با ایران گرانتر و نسبت به افغانستان کمی ارزانتر است.- برخورد و رفتار مردم با گردشگران بخصوص با ایرانی ها خوب و مهربانانه است.- تعصبات دینی، مذهبی بین مردم زیاد است.به علت تفاوت فرهنگی این کشور با ما، وضعیت سرویس های بهداشتی آزاردهنده است.</description>
                <category>Javad Bashiri</category>
                <author>Javad Bashiri</author>
                <pubDate>Mon, 03 Jul 2023 10:55:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چهاردهمین روز سفر (2)</title>
                <link>https://virgool.io/@j.bashiri16/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B3%D9%81%D8%B1-2-fkowrdr20znr</link>
                <description>روز چهارشنبه 9 فروردین 1402 چهاردهمین روز سفر، پس از بازگشت از روستای وارو به سمت روستای رودکی برگشتیم.درب ورودی آرامگاه رودکیآرامگاه رودکیجاده نامناسب و خاکی این روستا حدود یک ساعت با نزدیک ترین شهرک (رکن آباد) فاصله دارد.آرامگاه رودکیراهنمایی که در مورد رودکی توضیح میداد اشاره کرد که بر اساس تحقیقات کاوشگری، اسکلت رودکی در اینجا کشف و با استفاده از روشهای علمی نابینا بودن رودکی از کودکی صحت سنجی شده است.گزیده اشعار رودکیساعت 12 از مقبره رودکی به سمت رکن آباد حرکت کردیم. کاظم با یک راهنمای گردشگری تاجیک در رکن آباد قرار ملاقات گذاشته بود. پس از ملاقات با وی و شنیدن پیشنهادها و توصیه هایش، ساعت 13 به سمت شهر پنجکنت حرکت کردیم و یک ساعت بعد به پنجکنت رسیدیم.در شهر پنجکنت یک سوئیت دو خوابه در طبقه دوم هتل سغد رزرو کرده بودیم. به هتل رفتیم و پس از پارک خودرو در حیاط هتل و جابجایی لوازم و وسایل، ناهار را مهیا کردیم. عصر رفتیم بیرون یه دور توی شهر بزنیم ولی متأسفانه بخاطر نزدیک شدن به زمان افطار، اکثر فروشگاهها و بازار تعطیل شده بود.</description>
                <category>Javad Bashiri</category>
                <author>Javad Bashiri</author>
                <pubDate>Fri, 23 Jun 2023 11:48:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چهاردهمین روز سفر</title>
                <link>https://virgool.io/@j.bashiri16/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B3%D9%81%D8%B1-atckxc1sqhkp</link>
                <description>روز چهارشنبه 9 فروردین 1402 ساعت 8 صبح همراه با چهار نفر از اعضای خانواده میزبان روستای قشلاق قرضه (آقای مستان همان جوانی که شب گذشته ما را به منزلشان دعوت کردند و شکرانه خانم و نرگس خانم و یک پسربچه 4، 5 ساله)به سمت روستای وارو حرکت کردیم. پس از نیم ساعت پیمودن راه در جاده کوهستانی به وارو رسیدیم. خانه های روستایی به شکل طبقه طبقه ساخته شده و همانند روستاهای کردستان ایران پشت بام خانه پایینی، حیاط خانه بالاتری است. این روستای کوچک در منتهی الیه جاده قرار گرفته و به اصطلاح در یک مسیر بن بست واقع شده است.روستای واروورود یک خودور غریبه به روستا، برای اهالی تعجب انگیز است. به همین دلیل اکثر اهالی از پنجره یا بام خانه نظاره گر ورود ما هستند. پس از توقف و پیاده شدن از خودرو تعداد زیادی از مردم دور ما جمع شدند. راهنماهای ما (آقا مستان، نرگس خانم و شکرانه خانم) اغلب اهالی وارو را میشناختند و با آنها خوش و بش کرده و ما را معرفی کردند. اهالی با شنیدن نام ایران و ایرانی بیشتر بر سر ذوق آمدند و برخی با خواندن شعرهایی از حافظ و فردوسی و یا پرسش در مورد اوضاع و احوال ایران، ابراز احساسات میکردند. پس از کمی گفتگو با مردم، آقا مستان پیشنهاد داد از مدرسه وارو نیز دیدن کنیم.مدرسه روستای وارودر اولین نگاه عکس زرتشت روی دیوار و کنار درب ورودی مدرسه جلب توجه میکند. ما هم با اشاره به عکس زرتشت از معلم و مدیر مدرسه پرسیدیم آیا اهالی این روستا زرتشتی هستند. مدیر مدرسه گفت خیر، ما اهالی وارو مسلمان هستیم و مانند همه ملتهای دیگر پس از تصرف این سرزمین دین اسلام را پذیرفته ایم. ولی ما زرتشت را نیز محترم میشماریم و به آیین زرتشتی نیز پایبند هستیم و برخی مراسم و سالروز تولد زرتشت را جشن میگیریم. ما در خانه هایمان هم قرآن و هم اوستا داریم و خواندن اوستا، گاتاها و وندیداد را به فرزندانمان نیز یاد میدهیم و جشنها و برخی مراسم زرتشتی را تاکنون زنده نگه داشته ایم. مدیر مدرسه پیشنهاد کرد از کلاسها هم دیدن کنیم. کلاسها به صورت مختلط بود و دانش آموزان مقاطع مختلف در یک کلاس و با یک یا دو معلم کار میکردند. البته ایشان با اشاره به ساختمان در حال ساخت، گفتند سال آینده به ساختمان جدید منتقل خواهیم شد.کلاس درس روستای وارو در میان منابع درسی دانش آموزان یک کتاب با عنوان &quot;الفبا و متن نیاگان&quot; {نیاکان} بود. بر حسب دستور دولت تاجیکستان، در سراسر کشور دانش آموزان موظفند علاوه بر یادگیری خط سیریلیک (الفبای روسی)، خط فارسی  و خوشنویسی فارسی هم یاد بگیرند.یکی از کتب درسی مدارس تاجیکستاناز تکالیف موجود در کتاب فوق، اشاره شده این بود که دانش آموزان باید متن و شعری که به خط سیریلیک  نگاشته شده را به فارسی بنویسند.پس از دیدار با مردم خونگرم روستای وارو ساعت 10 صبح به سمت پایین و روستای قشلاق برگشتیم و پس چیدن وسایلمان، از خانواده مهربان و مهمانواز آقا مستان خداحافظی کردیم.ساعت 11 به زادگاه و آرامگاه با صفای شاعر پارسی گوی &quot;رودکی&quot; رسیدیم. شاعری بزرگ که غریبانه در یک روستای دورافتاده مدفون شده است.</description>
                <category>Javad Bashiri</category>
                <author>Javad Bashiri</author>
                <pubDate>Sat, 17 Jun 2023 12:09:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سیزدهمین روز سفر (3)</title>
                <link>https://virgool.io/@j.bashiri16/%D8%B3%DB%8C%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B3%D9%81%D8%B1-3-pvz9j2ye4gjy</link>
                <description>سه شنبه 8 فروردین 1402 ساعت 17:40 وارد جاده پنجکنت شدیم، تا شهر پنجکنت 60 کیلومتر مانده است. با عبور از جاده پر پیچ وخم و پشت سر گذاشتن چند روستا به شهرک زیبای اورمتان رسیدیم. رودخانه آرام پایین دست جاده، هم مسیر با ما به سمت پنجکنت در جریان است. ساعت 18:30 به شهر کوچک رکن آباد رسیدیم و در ابتدای شهر توقف کردیم. از اهالی آنجا نشانی آرامگاه رودکی و روستای &quot;وارو&quot; را جویا شدیم. با راهنمایی آنها به سمت چپ جاده و در مسیر ارتفاعات پیش رو، حرکت کردیم. بعد از چند دقیقه راندن در جاده خاکی به یک پل رسیدیم و از مردم کنار جاده که راهی روستایی در آن نزدیکی بودند آدرس روستای وارو را پرسیدیم. چند دقیقه بعد در حالی که به غروب آفتاب نزدیک میشدیم وارد یک روستا شدیم در ابتدای روستا روی تابلو شعری از رودکی حک شده است: (هر که نآموخت از گذشت روزگار - نیز نآموزد ز هیچ آموزگار). تصور کردیم آرامگاه رودکی در همین روستا است. در روستا از یک سه راهی به سمت چپ پیچیدیم و از روستا خارج شدیم ولی پس از کمی پیشروی از چوپانی که با گله گوسفند به روستای قبلی برمیگشت آدرس وارو را پرسیدیم، با راهنمایی او متوجه شدیم که به سمت آرامگاه رودکی نزدیک و از وارو دور میشویم. مجدداً به همان روستا برگشتیم و این بار جاده سمت راست و رو به بالا را در پیش گرفتیم. هوا کم کم تاریک میشود و وارد جاده وارو شدیم. در جاده سنگلاخی و کوهستانی و در تاریکی شب به آهستگی در حرکتیم در حالی که مسافت دقیق تا روستای وارو را نمیدانیم حدود یک ساعت رانندگی میکنیم. به یک ساختمان و روشنایی رسیدیم، کمی دورتر و بالاتر از جاده هم چند روشنایی دیده میشود، پیاده شدیم و در زدیم ولی آنجا یک استخر پرورش ماهی بود و هیچ سکنه ای نبود. در تاریکی شب در حال بررسی اوضاع بودیم که آیا برگردیم یا ادامه دهیم، همه کمی نگران شده ایم؛ در این موقع صدای افرادی را شنیدیم که در حال عبور از آن جاده بودند. افراد در حال عبور، یک مادر دو پسر جوان 25 تا 30 ساله و یک دختربچه 10 ساله ساکنین روستای همان نزدیکی بودند. آنها به خاطر یک بز تازه زایمان کرده که از گله جامانده بود، رفته بودند به صحرا و حالا بعد از یافتن بز و بزغاله تازه متولد شده در حال برگشت به خانه (قشلاق قرضه) بودند. بعد از صحبت با آنها و معرفی خودمان و مقصدمان، آنها گفتند هنوز تا وارو خیلی مانده و چون دو تا سه راهی در مسیر وجود دارد بدون راهنما در این موقع شب نمیتوانید به آنجا برسید. بنابراین از ما خواستند که امشب به منزل آنها برویم و فردا مسیرمان را ادامه دهیم. ما هم پذیرفتیم و همراه آنها به سمت روستا برگشتیم. خانواده میزبان درواقع 6 برادر هستند که در نزدیکی همدیگر ساکن هستند و ما مهمان برادر بزرگتر هستیم.خانواده تاجیکی روستای قشلاق قرضهاین خانواده تاجیکی با مهمان نوازی و محبت بسیار زیادی از ما پذیرایی کردند.خانواده تاجیکی روستای قشلاق قرضهروستای کوچک قشلاق قرضه در دامنه کوه قرار گرفته و شغل اغلب مردم دامپروری است. در کنار دامپروری، کشت سیب زمینی (کرتاشکه) و درختان میوه سیب، زردآلو و هلو هم دارند.خانواده تاجیکی روستای قشلاق قرضهروز چهارشنبه صبح ساعت 8 از روستای قشلاق به سمت وارو حرکت کردیم.</description>
                <category>Javad Bashiri</category>
                <author>Javad Bashiri</author>
                <pubDate>Thu, 15 Jun 2023 11:31:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سیزدهمین روز سفر (2)</title>
                <link>https://virgool.io/@j.bashiri16/%D8%B3%DB%8C%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B3%D9%81%D8%B1-2-malyq9nmvs7l</link>
                <description>روز سه شنبه 8 فروردین 1402، ساعت 11 صبح به استادیوم ورزشی خجند، محل تمرین مراسم نوروزگاهی رفتیم و در جایگاه تماشاچیان نشستیم.جشن نوروزگاهی خجند جشن نوروزگاهی خجندجشن نوروزگاهی خجندجشن نوروزگاهی خجنددسته های مختلف از دختران و پسران دانشآموز و دانشجو با لباسهای رنگی و متحدالشکل که هر کدام از مدارس و دانشگاه ها همراه با مسئول هماهنگ کننده خود آمده بودند، در حال آماده سازی و تمرین بودند.هر یک از گروه ها با فرمان مدیر اصلی اجرای برنامه که از جایگاه ویژه، مراحل اجرای برنامه را اعلام میکرد، با لباسهای رنگارنگ و متنوع به ترتیب در محل مشخص شده قرار میگرفتند و پس از اجرای برنامه خود از مقابل جایگاه ویژه عبور میکردند. بنا به گفته حاضران در استادیوم برنامه قرار است روز پنجشنبه 30 مارس 10 فروردین جشن نوروزگاهی در حضور ارباب (منظورشان امامعلی رحمان) برگزار شود.ساعت 13 از استادیوم خارج شدیم و سری زدیم به پنجشنبه بازار خجند. در کنار بازار، از آرامگاه شیخ مصلح الدین خجندی و مسجد جامع خجند دیدن کردیم و 50/13 از خجند خارج شدیم.آرامگاه شیخ مصلح الدین خجندیشیخ مصلح الدین بدیع الدین نوری (۵۲۵-۶۱۹ق) از علمای صوفی و شاعر برجستۀ منطقۀ خجند است.مسجد جامع خجندپس از حدود نیم ساعت راندن به سمت پنجکنت، ساعت 14:30 برای صرف ناهار در یک مزرعه نزدیک جاده توقف کردیم. ساعت 15:30 مجدداً وارد جاده اصلی شدیم. ساعت 17 عصر سه شنبه است و در یک پمپ بنزین در سه راهی خجند- دوشنبه- پنجکنت، در حال سوختگیری هستیم. جوان پمپ چی به نام عباس که قبلاً چند سال در ایران در زمینه داروهای گیاهی کار کرده و فارسی را بسیار خوب صحبت میکند، در مورد مسیر پیش رو و جاهای دیدنی و روستای &quot;وارو&quot; که زرتشتی هستند و در مسیر آرامگاه رودکی زندگی میکنند، توضیحات و راهنمایی خوبی به ما داد.</description>
                <category>Javad Bashiri</category>
                <author>Javad Bashiri</author>
                <pubDate>Thu, 15 Jun 2023 11:18:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سیزدهمین روز سفر</title>
                <link>https://virgool.io/@j.bashiri16/%D8%B3%DB%8C%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B3%D9%81%D8%B1-ltwjrc274ukc</link>
                <description>سه شنبه 8 فروردین 1402 ساعت 9:45 صبح از هتل آرمان خارج شدیم. ابتدا رفتیم کنار رود سیردریا (سیحون) که از وسط شهر خجند عبور میکند.سیر دریا (سیحون) کمی پایین تر از رود سیحون پارک و موزه کمال خجندی کنار هم قرار دارند.پارک  کمال خجندیکمال‌الدین مسعود خجندی معروف به شیخ کمال و بابا کمال از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری است. تولد وی در خُجند است اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. سلطان حسین جلایر برای او در تبریز خانقاهی ساخت و لذا بابا کمال تا آخر عمر سال ۸۰۳ ق در تبریز بماند.موزه کمال خجندیبعد از قدم زدن در پارک وعکس گرفتن در کنار موزه کمال خجندی به پارک غلبه رفتیم.مجسمه لنین در شهر خجندمجسمه لنین در شهر خجند با ۲۴ متر ارتفاع بزرگترین مجسمه وی در آسیای مرکزی است. شهر خجند در شمال تاجیکستان در دوران اتحاد جماهیر شوروی، لنین آباد نام داشت و پس از انحلال شوروی سابق در سال 1991 و استقلال جمهوریهای سابق، بار دیگر به نام تاریخی خود یعنی خجند نامیده شد.پس از گردش در پارک،  به استادیوم ورزشی خجند، محل تمرین مراسم نوروزگاهی رفتیم.</description>
                <category>Javad Bashiri</category>
                <author>Javad Bashiri</author>
                <pubDate>Thu, 15 Jun 2023 10:59:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روز دوازدهم سفر (بخش دوم)</title>
                <link>https://virgool.io/@j.bashiri16/%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85-%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85-hx3cvhpx8pzb</link>
                <description>دوشنبه 7 فروردین 1402، بعد از ناهار و استراحت عصر ساعت 15 برای دیدن بحر تاجیک از هتل محل اقامت خارج شدیم. حدود 20 دقیقه است که از شهر خجند خارج شدیم و با کمک گوگل مپ بالاخره به بحر تاجیک رسیدیم. بحر تاجیک در واقع دریاچهٔ مصنوعی یا مخزن آب در درهٔ فرغانه و روی رودخانه سیر دریا یا سیحون قرار گرفته ‌است. این دریاچهٔ مصنوعی با طول 56 کیلومتر و عرض 15 کیلومتر دارای ۵۲۳ کیلومتر مربع مساحت می‌باشد. برای کشور تاجیکستان که محصور در خشکی است و به هیچ یک از آبهای آزاد راه ندارد، همین دریاچه مصنوعی هم نعمت بزرگی است.بحر تاجیکپس از صرف چای در کنار بحر تاجیک، به راهمان به سمت شهر اسفرا ادامه دادیم. از منطقه ای کویری با تپه های سرخ و زرد، در حال عبوریم، در این منطقه چند تلمبه حفاری چاه نفت دیده میشود. از دو راهی انتهای منطقه سامانیون به سمت راست پیچیدیم. سر دو راهی پلیس و گارد نظامی ما را متوقف میکند، پلیس با لهجه تاجیکی پس از گفتن سال نو مبارک میپرسد شهادتنامه دارید (منظور گواهینامه است)، حجت تمامه (مدارک تان کامل است)، بعد از مشاهده و کنترل مدارک میگوید راه سفید (یعنی سفر بخیر)، ما هم به راهمان ادامه میدهیم. ساعت 16:45 به اسفرا رسیدیم.مسجد عبدالله خان (اسفرا)مهمترین اثر تاریخی این شهر کوچک واقع در شمال کشور تاجیکستان،مسجد جامع و مدرسه عبدالله خان است. پس از دیدن مسجد جامع و مدرسه عبدالله خان اسفرا، یه گشتی هم در خیابانهای اصلی و فرعی این شهر کوچک زدیم، ساعت 18:20 است و به سمت خجند برمیگردیم. دسترسی به گوگل مپ دچار مشکل شده و در حالی که فاصله زیادی با خجند نداریم از یک سه راهی مسیر اشتباهی رفتیم و مجبور شدیم توقف کنیم و از رانندگان و متصدیان یک پمپ بنزین کمک بگیریم. ساعت 20:20 به نزدیکی هتل رسیدیم که جمعیت بسیار زیادی از دختران و پسران دانش آموز و دانشجو با لباسهای رنگی نوروزی و متحدالشکل، توجه ما را به خود جلب کردند. توقف کردیم و با آنها صحبت کردیم. گفتند از استادیوم ورزشی محل تمرین برای اجرای برنامه روز 30 مارس (10 فروردین) برمیگردیم. شاید اگر زودتر به خجند برمیگشتیم می توانستیم از مراسم آنها دیدن کنیم. به هر حال به هتل آرمان رفتیم تا استراحت کنیم و برای برنامه فردا آماده شویم.</description>
                <category>Javad Bashiri</category>
                <author>Javad Bashiri</author>
                <pubDate>Tue, 13 Jun 2023 15:04:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دوازدهمین روز سفر</title>
                <link>https://virgool.io/@j.bashiri16/%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B3%D9%81%D8%B1-tjczccsz7mhe</link>
                <description>صبح دوشنبه 7 فروردین 1402 ساعت 8 صبح، هتل صدبرگ را ترک کردیم و پس از گشت و گذار کوتاهی در شهر استراوشن، در پی یافتن آثار تاریخی شهر هستیم.شهر استراوشن 2560 سال پیش به دستور کورش بنا نهاده شده و قبلاً کورشکده نامیده میشده، است. این شهر 200 سال بعد توسط اسکندر مقدونی تقریباً بطور کامل تخریب شده و در دوره های بعد مجدداً بازسازی شده است.قلعه مغ یا قلعه زرتشتیانقلعه مغ یا قلعه زرتشتیانمسجد جامع حضرت شاه (نمای بیرونی) – استراوشنمناره مسجد شاهمسجد جامع حضرت شاه (نمای داخلی) – استراوشنساعت 11:30 پس از بازدید از چند اثر تاریخی شهر استراوشن، از این خارج شدیم و به سمت خجند حرکت کردیم. ساعت 12:20 به شهر گلستان رسیدیم. با فرارسیدن ظهر دختران و پسران دانش آموز از مدرسه تعطیل شده اند و با لباسهای متحدالشکل و منظم خود در دو سوی خیابان شهر گلستان در حال تردد هستند. دو راهی تابلو مسیر شهر کانی بادام 90 کیلومتر و خجند 15 کیلومتر را نشان میدهد. پیش از ورود به خجند، لحظه ای توقف کردیم و از یک راننده خودرو سواری آدرس هتل مورد نظرمان را که قبلاً رزرو کرده ایم میپرسیم. با راهنمایی راننده مزبور و بدنبال او وارد شهر خجند شدیم. شهر قدیمی با ساختمان هایی به سبک معماری روس، مرتب و پاکیزه به نظر میرسد. ساعت 12:45 است، به دنبال راننده راهنما از روی پل عبور میکنیم و از خیابان اصلی وارد خیابان فرعی و سپس وارد هتل آرمان میشویم. بعد از صحبتهای اولیه با مدیر هتل و تغییر سوئیت رزرو شده، وسایلمان را به داخل سوئیت منتقل کردیم، ساعت 13:30 است.</description>
                <category>Javad Bashiri</category>
                <author>Javad Bashiri</author>
                <pubDate>Tue, 13 Jun 2023 13:11:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یازدهمین روز سفر (بخش دوم)</title>
                <link>https://virgool.io/@j.bashiri16/%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85-ftuadynpdwmt</link>
                <description>یکشنبه 6 فروردین 1402پس از برگشت از آبگرم خواجه، به سمت شهر خجند مسیرمان را ادامه دادیم. جاده کوهستانی است و ارتفاعات هنوز پوشیده از برف هستند. در کنار جاده برف های زمستانی که به شکل بهمن در مسیر جاده فرو ریخته و با کمک ماشینهای راهداری شکافته شده اند، حکایت از زمستانی سرد و پربرف دارد. از سرسبزی بهاری دوشنبه خبری نیست و پوشش گیاهی این منطقه را اندکی سرو و کاج تشکیل میدهد.جاده خجنداینجا ادامه فلات پامیر یکی از چهار فلات بلند آسیا است و در دوردست ارتفاعات پوشیده از برف پامیر خودنمایی میکند. پس از عبور از چند بهمن گیر و تونل، وارد یک تونل نسبتاً طولانی به طول بیش از 4 کیلومتر(بدون هواکش و نور کافی) شدیم. ساعت 16 از ارتفاعات نزدیک به پامیر گذشتیم و در حالی که ارتفاعات پامیر در دور دست و سمت چپ ما قرار دارند، کم کم در حال کم کردن ارتفاع هستیم و به مناطق آباد و دارای سکنه استان سغد نزدیک میشویم. جاده خجند ساعت 16:50 به رودخانه زرافشان و شهر ریاعینی (Raya Eini) رسیدیم. در ادامه شهرکهای اسلانبود، فردوسی، توراندوز، وحدت و سورهی را پشت سر گذاشتیم و ساعت 18:45 به شهر تاریخی استراوشن (Istravshan) رسیدیم. از اهالی شهر آدرس هتل یا مهمانسرا را گرفتیم و پس از کمی جستجو در سطح شهر و پرس و جو از مردم به هتل صد برگ رسیدیم. یک سوئیت 4 تخته (به قیمت 480 سامانی) اجاره کردیم.هتل صد برگمسئول پذیرش هتل گفت هتل غذاخوری ندارد و پخت و پز غذا هم ممنوع است. به یک رستوران سلف سرویس نزدیک هتل رفتیم و پس از صرف شام برگشتیم.امروز به جز دو توقف یک ساعته برای آبگرم خواجه و ناهار و نماز، بیشتر از 10 ساعت در حال رانندگی بوده ایم و خیلی خسته شدیم.</description>
                <category>Javad Bashiri</category>
                <author>Javad Bashiri</author>
                <pubDate>Mon, 12 Jun 2023 11:43:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یازدهمین روز سفر</title>
                <link>https://virgool.io/@j.bashiri16/%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B3%D9%81%D8%B1-wiasj4bz3f2z</link>
                <description>امروز یکشنبه 6 فروردین 1402 ، پس از 6 روز توقف در شهر دوشنبه پایتخت تاجیکستان، قصد داریم این شهر را به قصد خجند ترک کنیم. دوشنبه به دوشنبه رسیدیم و از سه شنبه تا شنبه دوشنبه را گشتیم و یکشنبه دوشنبه را ترک میکنیم. ساعت 7 صبح آپارتمان را تحویل دادیم و حدود ساعت 8 پس از خروج از شهر ابتدا باک خودرو را پر کردیم (بنزین اکتان 92 لیتری 7/8 سامانی معادل 30 هزار تومان). ساعت 8:30 صبح است و تا آبگرم رمیت 7 کیلومتر فاصله است، مسیر عبوری به سمت آبگرم رمیت، دره بسیار سرسبز و زیبایی است که در سمت راست یک رودخانه خروشان برخلاف مسیر ما پیش میرود. به آبگرم رسیدیم، پس از بازدید از خود آبگرم و اطلاع از قیمت اتاقهای محل اسکان (اتاق 2 تخته 160 و 3 تخته 180 سامانی برای هر شب)، مورد پسند واقع نشد و راهی آبگرم خواجه شدیم.ساعت 10 صبح به سمت آبگرم خواجه حرکت کردیم. پس از طی 42 کیلومتر در مسیر جاده دوشنبه به خجند در منطقه ورزاب از روستای هوشیاری عبور کردیم و از یک جاده فرعی در سمت چپ جاده اصلی، کمی در جاده کوهستانی به سمت بالا رفتیم و ساعت 11 به آبگرم خواجه رسیدیم. آبگرم حدود 2000 متر از سطح دریا ارتفاع دارد و با ساخت هتل و استراحتگاه در اطراف آن فضای مناسبی برای گردشگران مهیا کرده اند.آبگرم خواجه (تاجیکستان)آبگرم خواجه (نمای داخلی)ما دو سئانس نیم ساعته (نیم ساعت خانمها و نیم ساعت آقایان) آبگرم را اجاره و استفاده کردیم و ساعت 13 به سمت پایین (جاده اصلی) برگشتیم. ساعت 14 در یک پارک جنگلی برای ناهار و نماز توقف و ساعت 15 به سمت خجند حرکت کردیم.</description>
                <category>Javad Bashiri</category>
                <author>Javad Bashiri</author>
                <pubDate>Mon, 12 Jun 2023 10:55:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دهمین روز سفر</title>
                <link>https://virgool.io/@j.bashiri16/%D8%AF%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B3%D9%81%D8%B1-qdhlqaa2nfyu</link>
                <description>امروز شنبه پنجم فروردین 1402 ساعت 9:30 صبح همراه با یک خانم تاجیکی که از همسایگان محل سکونت ما بود به عنوان راهنما عازم بازار دوشنبه شدیم. پس از پارک خودرو در یک پارکینگ طبقاتی، راهی بازار شدیم.بازار دوشنبه این بازار قدیمی از چند دهنه که به فاصله های 20 تا 30 متر از هم فاصله دارند تشکیل شده است. هرکدام از این دهنه ها از یک سو به خیابان اصلی راه دارند، و از سوی دیگر پس از 200 تا 300 متر به سمت داخل از طریق چهار سو به هم وصل میشوند. سقف بازار نسبتاً بلند و بخشهایی از سقف باز است احتمالاً به خاطر گرمای تابستان است. کاسبان بازار بیشتر فروشندگان متفرقه بودند که طی دو سه دهه اخیر توسط دولت در اینجا متمرکز شده اند. بازار اصلی بیشتر شامل پارچه، لباس، کیف و کفش و فرشهای ماشینی است. بازار دوشنبهمقابل بازار در آن سوی خیابان چند پاساژ قرار دارند که مملو از کالاهای چینی است. پس از خرید ساعت 13 به محل اسکان برگشتیم.</description>
                <category>Javad Bashiri</category>
                <author>Javad Bashiri</author>
                <pubDate>Sat, 10 Jun 2023 09:38:07 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>