<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های جان نگار</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@jaannegaar</link>
        <description>در جست‌وجوی زیبایی | روایت لحظه‌ها، خیال‌ها، زندگی
  #جان نگار</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 08:08:31</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4064229/avatar/b8xXKR.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>جان نگار</title>
            <link>https://virgool.io/@jaannegaar</link>
        </image>

                    <item>
                <title>🩸 امروز، نذر جان بدهیم؛ نه فقط خون  ۷ مرداد ۱۴۰۴ | روز جهانی اهدای خون</title>
                <link>https://virgool.io/@jaannegaar/%F0%9F%A9%B8-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%86%D8%B0%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%AF%D9%87%DB%8C%D9%85-%D9%86%D9%87-%D9%81%D9%82%D8%B7-%D8%AE%D9%88%D9%86-%DB%B7-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B4-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D9%86-ikyslm2krza8</link>
                <description>گاهی، تغییر سرنوشت یک انساننه با اختراع، نه با قدرت،که با یک قطره خون ممکن می‌شود...در دنیایی که مرز میان زنده‌ماندن و نجات‌یافتن، گاهی تنها به یک کیسه خون وابسته است، «اهدای خون» دیگر فقط یک عمل پزشکی نیست؛یک اقدام انسانی است؛یک نذر بی‌نام و نشان، برای نجات جانِ کسی که نمی‌شناسیم — و شاید هرگز هم نخواهیم شناخت.اما چرا اهدای خون، مهم است؟در هر سه ثانیه، یک نفر در جهان به خون نیاز دارد.هر بار اهدای خون، می‌تواند جان سه انسان را نجات دهد.بسیاری از بیماران خاص، زنان باردار، نوزادان نارس، مصدومان تصادف، و بیماران سرطانی بدون اهدای خون، شانسی برای ادامه زندگی ندارند.و ما، با سلامتی‌ای که در بدن داریم، گنجی در رگ‌هایمان پنهان کرده‌ایم...گنجی که نه اندوخته می‌شود،نه انباشته،بلکه تنها در بخشیدن، ارزشمند می‌شود.اهدای خون: حماسه‌ای خاموشدر جهانی که قهرمان‌ها را گاهی بر صفحه‌ها و پرده‌ها می‌سازند،قهرمان واقعی شاید همان کسی‌ست که در سکوتِ یک درمانگاه، آستین بالا می‌زند و خون می‌دهد — بی آن‌که بداند آن خون، به که خواهد رسید.اما می‌داند که خواهد رسید.و همین دانستن، کافی‌ست برای انسان‌بودن.امروز، وقتش رسیده...اگر توان بدنی، سلامت و شرایط پزشکی اجازه می‌دهد،بیایید امروز تصمیم بگیریم:اهدای خون را در فهرست کارهای انسانی‌مان وارد کنیم.نه از روی عادت،بلکه با درک اهمیتش.با افتخار، نه با اکراه.با مهر، نه با تبلیغ.شاید روزی، خودِ ما یا عزیزترین‌مان، محتاج همین قطرات شویم.🌱 و در پایان...در این روز، به خود یادآوری کنیم که جان، مقدس است؛و بخشش از جان،برترین نوع بخشش.🩸 امروز، نذر جان بدهیم؛ نه فقط خون.</description>
                <category>جان نگار</category>
                <author>جان نگار</author>
                <pubDate>Thu, 31 Jul 2025 07:58:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کرمانشاه؛ آنجا که تاریخ نفس می‌کشد</title>
                <link>https://virgool.io/@jaannegaar/%DA%A9%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D8%A2%D9%86%D8%AC%D8%A7-%DA%A9%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D9%86%D9%81%D8%B3-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D8%B4%D8%AF-rkczzamhlbpm</link>
                <description>پنجم مرداد، روزی‌ست که بر نقشه‌ی دل ایران، نقطه‌ای درخشان را به‌یاد می‌آورد؛ کرمانشاه… دیاری که پیش از آن‌که به‌نام بخوانیمش، با طنین کوه‌ها و نجواهای باستان، روح‌مان را لمس می‌کند.کرمانشاه نه فقط «گهواره‌ی تمدن»، بلکه گواهی‌ست بر پیوند انسان و حکمت در دل طبیعت. از بیستون و خسرو و شیرین تا طاق‌بستان و بان‌زلما، از کوه‌های سربه‌فلک‌کشیده تا خاکی که هنوز صدای حماسه‌ی مادها، ساسانیان، و مردمان سخت‌کوش‌اش را در خود دارد.هر بار که از تاریخ سخن می‌گوییم و از عشق به ایران می‌نویسیم، ردّی از کرمانشاه در آن هست. گویی این شهر، پاره‌ای از حافظه‌ی جمعی‌ ما ایرانیان است. شهری که در آن، سنگ‌ها هم به زبان می‌آیند و دیوارها، خاطره‌ای چند هزارساله را زمزمه می‌کنند.امروز، به یاد مردمان نجیب، فرهیخته و مقاوم کرمانشاه، به احترام زبان کردی، آیین‌های کهن، و آفتابِ هر روز این دیار، می‌نویسم:&gt; کرمانشاه، فقط یک جغرافیا نیست؛ هویتی‌ست ایستاده در باد.روزتان گرامی، ای مردم کرمانشاه؛سرزمین‌تان، استوار…꧁💠 بهرام گودرزی | جان نگار ✍꧁@jaannegaar꧂━━━━━❖━━━━━          ۱۴۰۴/۵/۵</description>
                <category>جان نگار</category>
                <author>جان نگار</author>
                <pubDate>Sun, 27 Jul 2025 10:51:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یاد و نام سه ستاره‌ی ادب ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@jaannegaar/%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%88-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%B3%D9%87-%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A8-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-ptscv3gcde2j</link>
                <description>امروز، تقویم شمسی به زیباییِ غریبی رنگ گرفته است؛سالروز درگذشت استاد جلال‌الدین همایی است؛ فرزانه‌ای بی‌همتا در ادبیات، تاریخ، فلسفه، و عرفان ایرانی.و هم‌زمان، سالروز زادروز دو شاعر و پژوهشگر برجسته:سیمین بهبهانی، بانوی غزل معاصر، صدای زن ایرانی و شاعر خیابان‌های درد و امید...و منوچهر ستوده، جغرافی‌دانِ تاریخ، مردِ کوه و قله و قنات، عاشق ایرانِ کهن…سه چهره، سه مسیر، اما با یک ریشه: عشق به ایران و فرهنگ ایرانی.هرکدام در حوزه‌ی خویش کاخی از دانایی ساختند و ردّی روشن بر مسیر ما نهادند.امروز، روز سپاسگزاری‌ست…از آنانی که برای ما اندیشیدند، نوشتند، و با جان خویش، نگهبان میراث ایران بودند.🕊️ یادشان گرامی، راهشان روشن، نامشان ماندگار ꧁         -------------------------------------------💠 &quot;جان نگار&quot; | روایت مهــر و معنا ✍ به قلم بهرام گودرزی꧁@jaannegaar꧂━━━━━❖━━━━━</description>
                <category>جان نگار</category>
                <author>جان نگار</author>
                <pubDate>Sat, 19 Jul 2025 14:09:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جوانی، مهارت، و آینده‌ای که باید دوباره نوشت</title>
                <link>https://virgool.io/@jaannegaar/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D9%88-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA-hxwhvgmehpko</link>
                <description>در جهان آشفته‌ی امروز، گاهی جوان بودن شبیه برگی‌ست که در باد می‌چرخد: پرشور، اما بی‌جهت. اما اگر آن برگ، به شاخه‌ای از مهارت بند شود، می‌تواند بهارِ یک درخت را دوباره بسازد.روز جهانی مهارت‌های جوانان (۱۵ ژوئیه / ۲۴ تیر) یادآور یک حقیقت بزرگ است:«آینده از آنِ کسانی‌ست که مهارت دارند، نه فقط مدرک.»در سرزمینی که بسیاری از جوانانش با چمدان‌های پُر از رؤیا و بی‌پناهی از این‌سو به آن‌سو می‌روند، یاد گرفتن یک مهارت، می‌تواند پُل نجات باشد.مهارتی برای ماندن، یا حتی مهاجرت آگاهانه.مهارتی برای خودساختگی، خودباوری، خوداشتغالی.جوانی اگر با مهارت همراه شود،نه تنها قربانی بحران نمی‌شود،بلکه خود، پاسخِ بخشی از بحران است.📌 امروز، روزی‌ست برای یک تصمیم تازه.مهارتی بیاموز.به فرزندی آموزش بده.از مهارتی حمایت کن.دنیا با مدرک نمی‌چرخد،با مهارت می‌چرخد.و آینده از دستان ما خواهد گذشت، اگر ماهر شویم.꧁💠 &quot;جان نگار&quot; | روایت مهــر و معنا ✍ به قلم بهرام گودرزی꧁@jaannegaar꧂━━━━━❖━━━━━         ۱۴۰۴/۴/۲۴</description>
                <category>جان نگار</category>
                <author>جان نگار</author>
                <pubDate>Tue, 15 Jul 2025 10:40:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>امروز جهان باید حرف بزند. و گوش کند.</title>
                <link>https://virgool.io/@jaannegaar/%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%AD%D8%B1%D9%81-%D8%A8%D8%B2%D9%86%D8%AF-%D9%88-%DA%AF%D9%88%D8%B4-%DA%A9%D9%86%D8%AF-ha55ykrjhciw</link>
                <description>&gt; امروز که روز &quot;گفت‌وگو&quot; با جهان است،من فقط به یک چیز فکر می‌کنم:به مریم.به مریم میرزاخانی،که در همین روز از دنیا رفت.&gt; عجب تصادفی!یا شاید نه، اصلاً تصادف نیست.چون مریم، خودِ گفت‌وگو بود.گفت‌وگو با ناشناخته‌ها، با معادلات لجباز، با جهانی که زنان را در علم نمی‌دید.&gt; ما امروز بیشتر از همیشه به مریم‌گونه بودن نیاز داریم.به گفت‌وگوهایی که عمیق‌اند نه سطحی.به تعامل‌هایی که حقیقت می‌سازند نه توافقِ زودگذر.به آدم‌هایی که می‌نویسند، می‌شنوند، و از خودشان آغاز می‌کنند.&gt; ما جهانی را می‌خواهیم که دختر کوچکی در آن، به‌جای ترس، سؤال بپرسد.جهانی که نامش مریم نیست — ولی به مریم سلام می‌دهد.&gt; امروزم را با یاد تو آغاز کردم،با گفت‌وگو، با اندیشه، با رؤیای جهانی بهتر.اگر تو هم حرفی برای جهان داری — بنویس.حتی اگر کوتاه، حتی اگر سکوت.꧁💠 &quot;جان نگار&quot; | روایت مهــر و معنا ✍ به قلم بهرام گودرزی꧁@jaannegaar꧂━━━━━❖━━━━━         ۱۴۰۴/۴/۲۳</description>
                <category>جان نگار</category>
                <author>جان نگار</author>
                <pubDate>Mon, 14 Jul 2025 10:28:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>«از خوارزمی تا جامی؛ امروز، نقطه تلاقی خرد و خیال»</title>
                <link>https://virgool.io/@jaannegaar/%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D8%A7-%D8%AC%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%86%D9%82%D8%B7%D9%87-%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%82%DB%8C-%D8%AE%D8%B1%D8%AF-%D9%88-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%84-e0n5uoxyovtn</link>
                <description>در تقویم امروز، تاریخ و تکنولوژی دست در دست هم ایستاده‌اند.از بزرگداشت حکیم خوارزمی، بنیان‌گذار علم جبر و پیش‌قراول اندیشه‌ی محاسباتی،تا روز فناوری اطلاعات و درگذشت عبدالرحمان جامی، شاعر و اندیشمند نازک‌خیالِ قرن‌ها پیش.در نگاه نخست، شاید این سه مناسبت از هم دور به‌نظر برسند؛ اما وجه مشترکشان، &quot;پرسشگری&quot; و &quot;جست‌وجوی معنا&quot;ست.خوارزمی، زبان عدد را فهمید تا جهان را دقیق‌تر ببیند؛جامی، واژه را چنان تراش داد که انسان را در آینه‌ی کلام، زیباتر ببیند؛و فناوری اطلاعات، امروزه همان شوق دیرینه‌ی ما برای شناخت و اتصال را، با ابزارهای تازه ادامه می‌دهد.تاریخ، با رفتن این بزرگان، فقط انبوهی از داده‌ها را از دست نداده؛بلکه بخشی از بینش، تخیل، و هویت خویش را نیز واگذاشته است.شاید وظیفه‌ی ما امروز این باشد که نگذاریم نام‌ها در تقویم بمانند و معناها به فراموشی روند.بلکه دوباره یاد بگیریم از خوارزمی چگونه بیندیشیم، و از جامی چگونه ببینیم...꧁                     -------------------------------------                                                                                          💠 &quot;جان نگار&quot; | روایت مهــر و معنا ✍ به قلم بهرام گودرزی꧁@jaannegaar꧂━━━━━❖━━━━━        ۱۴۰۴/۴/۲۲</description>
                <category>جان نگار</category>
                <author>جان نگار</author>
                <pubDate>Sun, 13 Jul 2025 10:27:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در ازدحامِ جمعیت، دل‌هایی هستند که صدا ندارند…</title>
                <link>https://virgool.io/@jaannegaar/%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D8%AD%D8%A7%D9%85%D9%90-%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D9%84-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-%DA%A9%D9%87-%D8%B5%D8%AF%D8%A7-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%AF-afsxrvfibf50</link>
                <description>📜 یاد احمدرضا احمدی... شاعر باران‌های ناگفته و واژه‌های تنهادر روزی که جهان از جمعیت سخن می‌گوید، ما از تنهاییِ آدم‌ها در این جمعیتِ انبوه می‌گوییم؛از تنهایی شاعرانی چون احمدرضا احمدی،که با واژه، برای دردهای بی‌نام جهان، پناه ساختند.او که گفت:&quot;من در این شهر صدایم را گم کرده‌ام / هیچ‌کس نام مرا صدا نمی‌زند...&quot;امروز یادش، نه فقط یاد یک شاعر، که یادِ لزومِ توجه به دل‌های بی‌صدا در جمعیتِ شلوغِ جهان است.📆 ۲۰ تیر | ۱۱ جولای🖋 بهرام گودرزی | جان نگار</description>
                <category>جان نگار</category>
                <author>جان نگار</author>
                <pubDate>Fri, 11 Jul 2025 08:52:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مردی که پیش از نور، رؤیا را اختراع کرد...</title>
                <link>https://virgool.io/@jaannegaar/%D9%85%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D9%88%D8%B1-%D8%B1%D8%A4%DB%8C%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B9-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-mejcytjagruo</link>
                <description>✨📜 پیام صبحگاهی «جان نگار» – به‌مناسبت زادروز نیکولا تسلا | ۱۹ تیر / ۱۰ ژوئیه:در جهانی که برق و روشنی را تنها در سیم‌ها می‌جویند، مردی بود که پیش از هر اختراعی، جهان را در رویاهایش روشن کرده بود...نیکولا تسلا، فرزند صاعقه و تنهایی، باور داشت که جهان را باید با رویا ساخت، نه فقط با ابزار.او در خاموشی زیست، اما جهانی را به روشنایی سپرد.اگر امروز، صبح ما با نوری آغاز می‌شود، ردّ گام‌های مردی را در خود دارد که حتی ستارگان را به یاد آورد.🌿 بیایید امروز، به افتخار کسی که نامش با ایده‌های دور از ذهن و جان خسته اما امیدوار گره خورده، رؤیاهای بلند خود را کوچک نشماریم.‌💠 &quot;جان نگار&quot; | روایت مهــر و معنا ✍ به قلم بهرام گودرزی꧁@jaannegaar꧂━━━━━❖━━━━━        ۱۴۰۴/۴/۱۹</description>
                <category>جان نگار</category>
                <author>جان نگار</author>
                <pubDate>Thu, 10 Jul 2025 10:00:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قصه هایی که هنوز دل کودکان را کم دارند..</title>
                <link>https://virgool.io/@jaannegaar/%D9%82%D8%B5%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%87%D9%86%D9%88%D8%B2-%D8%AF%D9%84-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%D9%85-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%AF-nezhxi7hj7zw</link>
                <description>📚 پیام صبحگاهی جان‌نگار | ۱۸ تیر – روز ادبیات کودک و نوجوانصبح، بوی قصه می‌دهد امروز...به یاد مهدی آذر یزدی، پدر ادبیات کودک، که واژه‌ها را خم کرد تا قد دل‌های کوچک را راست کند.امروز بچه‌ها به مدرسه می‌روند، می‌خوانند، می‌نویسند...اما دلشان هنوز دنبال قصه‌ای‌ست برای آرام شدن، برای شنیده شدن.کاش بزرگ‌ترها گاهی کودک را با «دل» ببینند، نه فقط با چشم عقل.بیایید امروز مهربانی را ساده‌تر بنویسیم؛که شاید هنوز یک نگاه، یک لبخند، یک قصه... دنیایی را نجات دهد ꧁💠 &quot;جان نگار&quot; | روایت مهــر و معنا ✍ به قلم بهرام گودرزی꧁@jaannegaar꧂━━━━━❖━━━━━        ۱۴۰۴/۴/۱۸</description>
                <category>جان نگار</category>
                <author>جان نگار</author>
                <pubDate>Wed, 09 Jul 2025 10:05:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شکلاتی برای صبـحِ جان...</title>
                <link>https://virgool.io/@jaannegaar/%D8%B4%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B5%D8%A8%D9%80%D8%AD%D9%90-%D8%AC%D8%A7%D9%86-o21eujf3l90o</link>
                <description>صبح به‌خیر ای هم‌نفس جان‌نگار...امروز، خورشید با طعم شکلات طلوع کرده است! ☀️🍫در تقویم جهان، این روز را به شیرینیِ «شکلات» سپرده‌اند…اما جانِ ما، هر روزی را که با لبخند، مهربانی، و اندکی مکث در زیبایی‌های ساده‌اش آغاز کنیم،خودش جشن است، خودش جهانی‌ست...امروز، برای لحظه‌ای دل بده به گرمای یک فنجان نوشیدنی،طعم شیرین یک یادِ خوش،و کلامی که شاید از جایی دور، به جانت لبخند می‌پاشد.زندگی را، مثل شکلات آرام بچش...نه با عجله، بلکه با تمام حواس…به نیابت از &quot;جان‌نگار&quot;،روزی شیرین و دلی آرام برایت آرزو دارم꧁💠 &quot;جان نگار&quot; | روایت مهــر و معنا ✍ به قلم بهرام گودرزی꧁@jaannegaar꧂━━━━━❖━━━━━       ۱۴۰۴/۴/۱۷#زندگی_شیرین</description>
                <category>جان نگار</category>
                <author>جان نگار</author>
                <pubDate>Tue, 08 Jul 2025 09:45:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آرام‌تر از باد، کسی‌ست که بخشیده‌است</title>
                <link>https://virgool.io/@jaannegaar/%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%A7%D8%AF-%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-dipcaapjcirt</link>
                <description>#به‌مناسبت_روز_بخشش | ۷ جولایگاهی برای آرام گرفتن، کافی‌ست سبک شویم...از کینه‌ها، از رنجش‌ها، از قصه‌هایی که در دل نگه‌داشته‌ایم و هر شب بازنویسی‌شان می‌کنیم.امروز، روز بخشیدن است.نه فقط دیگران را...بلکه خودمان را هم.برای تمام لحظه‌هایی که ندانستیم، نتوانستیم، یا نخواستیم بهتر باشیم.بخشش، ضعف نیست.بخشش یعنی انتخاب کنی که دیگر اسیر گذشته نباشی؛یعنی به دل فرصت بدهی دوباره بتپد،بی‌وزنِ خشم، بی‌زخمِ تکرار.امروز، از خودت شروع کن.از چشم‌هایی که شب‌ها را با گریه خواب می‌رفتند...از دلی که زیر بار گلایه‌ها خم شده بود...امروز، خودت را ببخش.و اگر دلت گنجایش دارد،دیگران را هم...تا شاید آرامشی عمیق،جایی حوالی قلبت لانه کند...💠 &quot;جان نگار&quot; | روایت مهــر و معنا ✍ به قلم بهرام گودرزی꧁@jaannegaar꧂━━━━━❖━━━━━         ۱۴۰۴/۴/۶</description>
                <category>جان نگار</category>
                <author>جان نگار</author>
                <pubDate>Mon, 07 Jul 2025 22:27:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>«بعضی غروب‌ها را نباید گفت… باید فقط کنارشان ایستاد و سکوت کرد.»</title>
                <link>https://virgool.io/@jaannegaar/%D8%A8%D8%B9%D8%B6%DB%8C-%D8%BA%D8%B1%D9%88%D8%A8-%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D9%81%D9%82%D8%B7-%DA%A9%D9%86%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D9%88-%D8%B3%DA%A9%D9%88%D8%AA-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-ksktx3cwmqkr</link>
                <description>غروبِ امروز، کمی ساکت‌تر است...انگار زمان، به احترام چیزی که نمی‌داند، ایستاده...ما آدم‌ها گاهی، برای دردهایی سکوت می‌کنیم  که مالِ خودمان نیست  اما ردّشان در جانمان مانده...این غروب،  نه نیاز به تحلیل دارد  نه نوحه، نه شعارتنها کافی‌ست چشم ببندیم  و بگذاریم لحظه،  خودش را روایت کند...جان‌نگار꧁به‌جای سوگواری،  تأمل می‌کند.                                                                                ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ💠 &quot;جان نگار&quot; | روایت مهــر و معنا ✍ به قلم بهرام گودرزی꧁@jaannegaar꧂━━━━━❖━━━━━         ۱۴۰۴/۴/۱۵</description>
                <category>جان نگار</category>
                <author>جان نگار</author>
                <pubDate>Sun, 06 Jul 2025 20:36:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روز قلم؛ ستایش بی صداترین فریاد انسان</title>
                <link>https://virgool.io/@jaannegaar/%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%82%D9%84%D9%85-%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%A8%DB%8C-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-ttsrxalukare</link>
                <description>‌‌‌‌قلم، تنها ابزاری‌ست که در سکوت، جهان را فریاد می‌زند.گاه شمشیر است، گاه سپر؛گاه نوازش است، گاه نهیب.ما با قلم به جنگ فراموشی می‌رویم؛با آن از عشق می‌نویسیم، از تنهایی، از مادر، از درخت، از روستا، از مردمانی که بی‌صدا دوستت دارند...امروز، در چهاردهمین روز از تیرماه، به پاس حرمت قلم،می‌نویسم نه برای شهرت،که برای آن‌که چیزی از جنس جان بماند برای فرداها.و این، رسالت جان‌نگار است:نگذارد واژه‌ها بی‌خانه بمانند.✍ روز قلم گرامی باد 📚جان‌نگار ꧁꧂꧁ jaannegaar&quot;&quot;&quot;&quot;&quot;&quot;&quot;&quot;&quot;&quot;&quot;&quot;&quot;&quot;&quot;&quot;&quot;&quot;&quot;&quot;&quot;&quot;&quot;&quot;&quot;&quot;&quot;&quot;        ۱۴۰۴/۴/۱۴</description>
                <category>جان نگار</category>
                <author>جان نگار</author>
                <pubDate>Sat, 05 Jul 2025 16:37:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جان‌نگار | آغاز یک روایت</title>
                <link>https://virgool.io/@jaannegaar/%D8%AC%D8%A7%D9%86-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-pkclrokgt4dr</link>
                <description>سلام به تویی که اینجا رو پیدا کردی،نه به‌طور اتفاقی…بلکه شاید به اشاره‌ی یک حس، یک خاطره، یا حتی یک بی‌قراری کوچک دل.من «جان‌نگار»م.روایت‌گر لحظه‌ها، زیبایی‌ها، و چیزهایی که خیلی وقت‌ها از نگاهِ تندِ روزمره پنهان می‌مونن.این وبلاگ، خونه‌ی واژه‌ها و تصویرهاییه که از دل طبیعت، از لابه‌لای ترانه‌ها، از کوچه‌های خاطره، یا از خلوتِ شب‌گردی‌های ذهنم میاد بیرون.قراره اینجا گاهی بنویسم…نه از بایدها و نبایدها،که از دل.از دلِ درختی تنها در زمستون،از دلِ شعری که ناگهان یادم میاد،از دلِ نگاهی که گم شده،یا لبخندی که هنوز روی گوشه‌ی دیوار مونده.از امروز، اینجا می‌نویسم.برای خودم، برای تو، برای هر کسی که دنبال کمی مکث، کمی معنا، کمی آرامش می‌گرده.جان‌نگار آغاز شد.و شاید از همین لحظه،تو هم بخشی از این روایت شدی...🌱#جان‌نگار#دل‌نوشته#نوستالژی#طبیعت#فکرهای_کوتاه</description>
                <category>جان نگار</category>
                <author>جان نگار</author>
                <pubDate>Sat, 14 Jun 2025 14:42:08 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>