<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های جاوید مومنی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@jaavid</link>
        <description>ذره‌ای از باده‌های آسمان...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 01:40:19</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/184180/avatar/RTKoEB.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>جاوید مومنی</title>
            <link>https://virgool.io/@jaavid</link>
        </image>

                    <item>
                <title>احمقانه‌ترین کار تاریخ برنامه‌نویسی</title>
                <link>https://virgool.io/@jaavid/flutter-mirror-ttd8vh1tkxqd</link>
                <description>وقتی اینترنت کاملاً قطع شد و ما مجبور شدیم pub.dev خودمان را بسازیم، با کپی از پوشه .pub-cache !داکر در بیابان نعمت است !قطع اینترنت معمولاً به معنای کند شدن کار است، نه توقف کامل آن. اما این‌بار مسئله چیز دیگری بود. اینترنت نه فیلتر شد، نه ناپایدار شد؛ کاملاً قطع شد. هیچ VPNای وصل نمی‌شد و هیچ مسیر جایگزینی هم وجود نداشت. در چنین وضعیتی، توسعه‌ی Flutter به‌طور کامل متوقف شد، چون اکوسیستم آن بدون دسترسی به pub.dev عملاً کار نمی‌کند. اجرای ساده‌ی flutter pub get  انجام نمی‌شد و حتی پروژه‌هایی که ماه‌ها بدون تغییر مانده بودند، دیگر قابل build نبودند. مسئله از جنس اختلال نبود؛ از جنس انسداد کامل بود.راه‌حل‌های معمول جواب ندادنددر شرایط عادی، توسعه‌دهندگان با VPN یا کش‌های محلی این مشکل را دور می‌زنند، اما وقتی دسترسی خارجی به‌طور کامل صفر است، این راه‌حل‌ها بیشتر شبیه مُسکن عمل می‌کنند. نگه داشتن کش روی سیستم هر توسعه‌دهنده، نه هماهنگی تیم را تضمین می‌کند و نه CI/CD را نجات می‌دهد. هر سیستم وضعیت خودش را دارد و کوچک‌ترین تغییر در وابستگی‌ها می‌تواند کل پروژه را نابود کند. در این نقطه، تیم توسعه به یک منبع مرکزی، پایدار و داخلی نیاز داشت؛ چیزی که وجود نداشت و باید ساخته می‌شد.تصمیم غیرمنطقی اما عملیاینجا بود که تصمیمی گرفته شد که روی کاغذ احمقانه به نظر می‌رسد: ساختن یک میرور داخلی برای پکیج‌های Flutter. نه برای بازسازی کامل pub.dev و نه برای ارائه‌ی یک راه‌حل استاندارد، بلکه صرفاً برای ادامه‌ی کار.منبع این میرور اینترنت نبود، بلکه کش‌ها بودند؛ کش پکیج‌ها روی سیستم‌های توسعه‌دهندگان، کش ایمیج‌های Docker که قبلاً pull شده بودند، و سرویس‌های قدیمی و رهاشده‌ی pub mirror که سال‌ها توسعه نیافته بودند. این سرویس‌ها بازنویسی و ساده‌سازی شدند و از روی همان کش‌های Docker، روی سرور داخلی بالا آمدند تا فقط یک کار انجام دهند: سرو کردن پکیج‌ها.جمع‌بندی، قضاوت و نتیجهDocker امکان اجرای کامل این سیستم بدون وابستگی خارجی را فراهم کرد و GitLab داخلی که همروش به نام Hamgit راه اندازی کرده، به نقطه‌ی مرکزی نگهداری و تکرارپذیری تبدیل شد. در این مسیر، وجود میرورهای عمومی داخل کشور نقش حیاتی داشت و لازم است از همروش (Hamravesh) و همچنین HamGit تشکر شود که با عمومی‌کردن زیرساخت‌ها و میرورهای مرتبط با Docker و GitLab، امکان اجرای چنین راه‌حل‌هایی را در شرایط بسته فراهم کرده‌اند.این کار نه ایده‌آل است و نه قابل توصیه به‌عنوان الگو؛ بدهی فنی ایجاد می‌کند و نیازمند نگهداری است. اما وقتی اینترنت کاملاً قطع است، همین «احمقانه‌ترین کار تاریخ برنامه‌نویسی» تنها راهی است که اجازه می‌دهد توسعه متوقف نشود. این تجربه نشان داد وابستگی مطلق به سرویس‌های خارجی، در بعضی شرایط جغرافیایی، یک ریسک واقعی و جدی است.</description>
                <category>جاوید مومنی</category>
                <author>جاوید مومنی</author>
                <pubDate>Sun, 25 Jan 2026 13:38:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اینفلوئنسرها علیه زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@jaavid/fast-fashion-slkg7gqxwzkx</link>
                <description>در عصر دیجیتال، رسانه‌های اجتماعی به بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی روزمره ما تبدیل شده‌اند. این روش ارتباط جدید، به‌اشتراک‌گذاری اطلاعات و حتی درک ما از خود را تغییر داده است. درحالی‌که پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی مزایای متعددی را ارائه می‌دهند، معایب خاصی نیز دارند. یکی از این نگرانی‌ها تأثیر رسانه‌های اجتماعی بر الگوهای مصرف ما به‌ویژه در حوزه لباس و به‌صورت کلی مُد است.مد سریع پدیده‌ای است که با رشد ناگهانی رسانه‌های اجتماعی پدیدار شد. این اتفاق تولید لباس‌های ارزان‌قیمت و مد روز اشاره دارد که برای استفاده در مدت کوتاهی طراحی شده‌اند تا به‌سرعت دور ریخته شوند و با اقلام جدید جایگزین شوند. یادم می‌آید که زمانی خوش‌تیپ‌های خانواده در مورد «رنگ سال» حرف می‌زدند؛ ولی این روزها اینفلوئنسرها و فروشگاه‌های آنلاین در مورد «رنگ ماه» و «رنگ هفته» در شبکه‌های اجتماعی با همه حرف می‌زنند، رسانه‌های اجتماعی نقش مهمی در افزایش تقاضا برای مد سریع ایفا کرده‌اند. قرارگرفتن مداوم در معرض اینفلوئنسرها، افراد مشهور و تبلیغات آنلاین که آخرین روند مد را به نمایش می‌گذارد، فرهنگ لباس‌های یکبار مصرف را ایجاد کرده است.پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی بر اساس اصل رضایت فوری ساخته شده‌اند. با چند ضربه روی صفحه‌نمایش، می‌توانیم دنیایی از گزینه‌ها، گرایش‌ها و سبک‌های به‌ظاهر نامحدود را کشف کنیم. با چند واکنش نسبت به رنگ و طرح، آنها ذائقه ما را کشف کرده و محتوای دقیق‌تری بر اساس علاقه ما نمایش می‌دهند و ما بیشتر و بیشتر غرق دنیای خیالی شبکه‌های اجتماعی می‌شویم. فرهنگ پست‌های “لباس روز” و فشار برای همگام‌شدن با جدیدترین مدها، تمایل ما را برای لباس‌های جدید تسریع کرده است. در نتیجه، صنعت پوشاک برای پاسخگویی به این تقاضا وفق داده شده است که منجر به افزایش سرسام‌آور تولید و مصرف شده است. رسانه‌های اجتماعی فضایی است که در آن افراد اغلب نسخه‌ای کامل از خود را ارائه می‌کنند. نسخه‌ای به نظر کامل که شاید ناخواسته بر علیه زندگی تلاش می‌کند، اینفلوئنسرها و سلبریتی‌ها تصویری ایده‌آل از مد و زیبایی را ترویج می‌کنند و به نظر می‌رسد که داشتن یک کمد لباس گسترده برای حفظ سطح مطلوبیت مشابه ضروری است. ترس از دیده‌شدن چندین بار در یک لباس به دلیل بررسی دقیق رسانه‌های اجتماعی می‌تواند منجر به خرید بیش از حد و متعاقباً ردپای زیست‌محیطی بیشتر شود.گسترش مد سریع عواقب شدیدی برای محیط‌زیست دارد. صنعت پوشاک یکی از بزرگ‌ترین عوامل آلودگی، کاهش آب و انتشار کربن است. مد سریع متکی بر مواد ارزان‌قیمت و شیوه‌های کار استثماری است که چرخه مصرف بیش از حد و اتلاف را تداوم می‌بخشد. علاوه بر این، دورریختن لباس‌های ناخواسته به سرریزشدن محل‌های دفن زباله کمک می‌کند و صدها سال طول می‌کشد تا تجزیه شوند. درحالی‌که رسانه‌های اجتماعی کاتالیزوری برای رشد مد سریع بوده‌اند، می‌توانند بستری برای تغییرات مثبت نیز باشند. اینفلوئنسرها و مصرف‌کنندگان آگاه شروع به استفاده از حضور آنلاین خود برای حمایت از انتخاب‌های مد پایدار کرده‌اند. با ترویج برندهای اخلاقی، به اشتراک گذاشتن نکاتی در مورد تغییر کاربری یا صرفه‌جویی در لباس، و تشویق مصرف آگاهانه، رسانه‌های اجتماعی می‌توانند نقشی اساسی در تغییر نگرش ما نسبت به مد داشته باشند.شبکه‌های اجتماعی بدون شک نقش بسزایی در ظهور مد سریع و تأثیر نامطلوب آن بر محیط‌زیست داشته‌اند. قرارگرفتن دائمی در معرض استانداردهای دست‌نیافتنی مد، همراه با فریب لذت فوری، به فرهنگ مصرف بیش از حد و اتلاف دامن زده است. بااین‌حال، باقدرت ارتباط افراد در سراسر جهان، رسانه‌های اجتماعی نیز پتانسیل ایجاد تغییرات مثبت را دارند. با استفاده از این پلتفرم‌ها برای حمایت از شیوه‌های مد پایدار، می‌توانیم روایت را تغییر دهیم و به سمت صنعت مد آگاه‌تر و مسئولانه‌تر نسبت به محیط‌زیست حرکت کنیم. شاید زمان آن فرارسیده است که رسانه‌های اجتماعی نیروی خوبی برای شکل‌دادن به آینده‌ای پایدارتر باشند.</description>
                <category>جاوید مومنی</category>
                <author>جاوید مومنی</author>
                <pubDate>Tue, 20 Jun 2023 10:25:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ترجمه کلمات به معنا: تاثیر هوش مصنوعی بر ارتباطات انسانی</title>
                <link>https://virgool.io/@jaavid/%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-%DA%A9%D9%84%D9%85%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7-%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-zh2fpyvw0pz6</link>
                <description>برای قرن‌ها، انسان‌ها برای برقراری ارتباط موثر با یکدیگر تلاش کرده‌اند. ما از زبان برای انتقال افکار و احساسات خود استفاده کرده‌ایم، اما اغلب اوقات، پیام‌های ما در ترجمه گم می‌شوند. اما اگر راهی برای برقراری ارتباط وجود داشت که از موانع زبانی فراتر می‌رفت و به معنای آنچه واقعاً منظورمان بود، می‌رسید، چه می‌شد؟این تصویر هم توسط هوش مصنوعی (میدجرنی) برای این مقاله تولید شده است!آیا تا به حال احساس کرده‌اید که کلمات شما کاملاً معنای واقعی پشت آنها را بیان نمی‌کنند؟ مثل اینکه مردم واقعاً آنچه را که می‌خواهید بگویید متوجه نمی‌شوند؟یک پلتفرم رسانه اجتماعی جدید را تصور کنید که پیام شما را به معنای قابل درک توسط گیرنده ترجمه میکند، این ایده یک پلتفرم رسانه اجتماعی جدید تغییر دهنده بازی است که در حال حاضر  با انقلاب هوش مصنوعی قابل اجراست، هوش مصنوعی میلیاردها واژه را خوانده و ارتباطات بین آنها را میداند، با اطلاعات کمی که از ما دریافت می‌کند، بسیار بهتر از هر متخصص جواب میدهد، نه تنها یک متخصص بلکه با ترکیب دانش در حوزه‌های گوناگون که می‌توانند برای پیدا کردن جواب تاثیرگذار باشند. نحوه کار به این صورت است: کاربران به جای ارسال پیام پنهان در محتوا، مانند وقتی که برای بیان ناراحتی از یک ویدیو یا آهنگ غمگین استفاده می‌کنند به سادگی می‌توانند افکار یا احساسات خود را به زبان ساده تایپ کنند. سپس، هوش مصنوعی کار را به دست می‌گیرد و پیام را تجزیه و تحلیل می‌کند و آن را به مناسب‌ترین شکل بیان برای هر گیرنده جداگانه ترجمه می‌کند.به عنوان مثال، تصور کنید شما در بین حیوانات خانگی سگ‌ها را بیشتر دوست دارید؛ از یک دوست پیامی دریافت می‌کنید که می‌گوید &quot;من امروز زیباترین حیوان خانگی را دیدم!&quot; هوش مصنوعی یک توله سگ زیبا را برای شما ارسال می‌کند، در حالی که یک گربه دوست ممکن است یک بچه گربه را ببیند، و شخصی که از حیوانات خانگی می‌ترسد ممکن است به جای آن یک شخصیت کارتونی شاد ببیند!این فناوری پیامدهای بزرگی برای مشاغل و افراد به طور یکسان دارد. شرکت‌ها می‌توانند پیام‌های بازاریابی را بفرستند که متناسب با تداعی‌های احساسی و ترجیحات مخاطبان هدف آنها باشد، در حالی که افراد می‌توانند در نهایت به روشی ارتباط برقرار کنند که واقعاً و بدون خطر سوء تفاهم منظورشان را منتقل کنند.فقط امکانات را تصور کنید. دنیایی که در آن صاحبان مشاغل می‌توانند با مشتریان در سطح عمیق‌تری ارتباط برقرار کنند، بدون توجه به اینکه در کجای جهان هستند. دنیایی که در آن دوستان صرف نظر از تفاوت‌های زبانی یا فرهنگی می‌توانند واقعاً یکدیگر را درک کنند و با آنها همدردی کنند. دنیایی که ارتباطات دیگر مانعی برای پیشرفت و تفاهم نیست.البته، برخی از ملاحظات اخلاقی مهمی وجود دارد که هنگام طراحی این نوع سیستم باید در نظر گرفته شود. بسیار مهم است که ترجمه‌ها دقیق باشند و به باورهای فرهنگی و شخصی افراد احترام بگذارند، و این پلتفرم فراگیر و به نیازهای کاربران حساس باشد.شاید اولین سوال این باشد که رسانه‌ها چگونه ما را میشناسند که به نسبت دوستان یا خانواده بتوانند درک بهتری از سلیقه ما داشته باشند؟ مطالعه‌ای در سال ۲۰۱۴ با همکاری دانشگاه کمبریج و استنفورد با عنوان «چه کسی مرا بهتر میشناسد؟ فیسبوک یا همسرم» انجام شد و در یک جامعه ۸۶هزار نفری بررسی شد، نتیجه خارق العاده بود :  فیسبوک سلیقه افراد را با این تعداد لایک بهتر شناسایی کرد با ۱۰ لایک : بهتر از همکارانبا ۷۰ لایک : بهتر از دوستانبا ۱۵۰ لایک‌ : بهتر از خواهر و برادربا ۳۰۰ لایک : بهتر از همسرتصور کنید اینستاگرام امروز شما را چگونه می‌شناسد.اما با رویکرد صحیح، یک پلتفرم رسانه اجتماعی مانند این می‌تواند یک تغییر بازی برای ارتباطات انسانی باشد. این پتانسیل این را دارد که موانع را از بین ببرد، مردم را از همه اقشار به هم متصل کند و در نهایت جهان را به مکانی با درک و همدلی تبدیل کند.بنابراین دفعه بعد که در یک شبکه اجتماعی در تلاش برای بیان احساس خود هستید، فقط آینده‌ای را تصور کنید که در آن زبان دیگر مانعی نیست، به لطف قدرت کامپیوترهایی که تمام دانش بشری موجود را مطالعه کرده و یاد گرفته‌اند.</description>
                <category>جاوید مومنی</category>
                <author>جاوید مومنی</author>
                <pubDate>Fri, 17 Mar 2023 09:31:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیریت ماهرانه استرس در یک کلاس یا جلسه مجازی</title>
                <link>https://virgool.io/hamava/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%A7%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3-%DB%8C%D8%A7-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%DB%8C-sjoka79mwdr0</link>
                <description>سامانه جلسات و کلاسهای مجازی در کارخانه نوآوری هم‌آوا ابزارهای کلاس مجازی مانند BigBlueButton که ما در هم آوا از آن استفاده میکنیم، به گونه‌ای طراحی شده است که آموزش آنلاین را آسان تر و موثرتر کنند. بعضی از آنها به لطف اوپن سورس بودن، در همه مرورگرها (دسکتاپ یا موبایل) بدون نیاز به دانلود یا نصب برنامه اضافه به خوبی کار می‌کنند. با استفاده از این نرم‌افزارها و قابلیت‌های فراوانی که در آن پیش بینی شده است، تقریباً هر درسی را می توانید با یک رسانه قوی به مخاطبان ارائه دهید. دانستن اینکه چگونه از فناوری موجود بهترین استفاده را بکنید، از بسیاری از موقعیت های استرس‌زا جلوگیری می‌کند و به شما این امکان را می‌دهد که بر تعامل با مخاطبان خود تمرکز کنید.یک چک لیست بصری برای مخاطبان خود ایجاد کنید.آماده سازی خوب، راه دیگری برای جلوگیری از لحظات استرس زا در کلاس آنلاین شما است. این نه تنها در مورد شما به عنوان یک مدرس بلکه برای مخاطبان شما نیز صدق می‌کند. کمی قبل از اینکه درس برنامه ریزی شده شما برگزار شود، مطمئن شوید که چک لیستی را برای آنها ایمیل کرده‌اید تا بدانند شما از آنها چه انتظاری دارید. در مقابل وسوسه فهرست کردن موارد به عنوان متن در اکسل یا ورد مقاومت کنید، اما کمی وقت بگذارید تا همه چیز را به خوبی ارائه دهید.البته، به عنوان یک مدیر کلاس آنلاین، شما گزینه های خاصی را به دستور خود دارید، مانند روشن و خاموش کردن میکروفون خودتان. همچنین می‌توانید تصمیم بگیرید که کدام قابلیت ها و دسترسی ها را می‌خواهید قفل کنید تا به عنوان مثال، مخاطبان به‌طور تصادفی صدای خود را در حین ارائه‌تان فعال نکنند.می توانید از این چک لیست برای جلسات بعدی استفاده کنید. در صورت لزوم، بسته به مطالبی که قرار است آموزش دهید، نسخه های تطبیقی ​​ایجاد کنید. این کار باعث می‌شود که مخاطبان شما از لیست خارج نشوند زیرا قبلاً توصیه‌ها را دیده‌اند.یک خوش آمدگویی گرم...به هر دانش آموزی که شخصا وارد چت می شود خوش آمدید. یخ را با صحبت های کوچک بشکنید و به جزئیات کوچک توجه کنید: شخصی مدل موی جدیدی دارد، یا می توانید ببینید که خورشید به اتاق کسی میتابد. اگر پیوستن به راحتی انجام شد، آنها را تحسین کنید. قبل از شروع حتماً بررسی کنید که همه حضور داشته باشند.درس خود را به خوبی ساختار یافته نگه دارید.مخاطبان خواهان ساختار هستند و دوست دارند بدانند چه چیزی می‌توانند انتظار داشته باشند، بنابراین در ابتدا یک خط مقدم ارائه دهید، به خصوص اگر جلسه آنلاین شما بیش از یک ساعت طول بکشد. با بحث در مورد هدف یادگیری شروع کنید. که می تواند به افزایش تمرکز مخاطبان شما کمک کند.با فیلم ها، زمان کار، مکالمه، کار در گروه های کوچک و تکالیف انفرادی تنوع ارائه دهید. هر ویدیویی را مختصر و دقیق نگه دارید. بسته به سن و توانایی مخاطبان برای حفظ توجه، زمان باید بین 3 تا 15 دقیقه متغیر باشد. تمام فایل های مربوط به درس را با هم در یک پوشه نگه دارید. البته، هر ویژگی آفلاین نیز باید در دسترس باشد.در تماس باشید!با چشمان خود در تماس باشید. BigBlueButton یک عملکرد قدرتمند و در عین حال ساده دارد که به سرعت گروه بزرگی از دانش آموزان را به زیر گروه ها تقسیم می کند و در عین حال امکان چت یک به یک را حفظ می کند. این مشخصه سعی می‌کند همکاری دنیای واقعی را در قالب دیجیتال ترکیب کند و آن را به تجربه آنلاین جذاب‌تری برای مخاطبان تبدیل کند. بنابراین، از آن به نفع خود استفاده کنید. همچنین هر از گاهی ترکیب گروه ها را تغییر دهید.تجربه آنلاین را با بازی همراه کنید.مخصوصاً برای مخاطبان جوان‌تر، مهم است که هنگام آموزش به آنها یک عامل سرگرم کننده و عناصر بازی معرفی کنید. اگر مطالب نسبتاً پیچیده باشد، مخاطبان مسن‌تر نیز برای استراحت ارزش قائل هستند. عملکرد نظرسنجی BigBlueButton برای ایجاد آزمون‌های کوچک، احتمالاً در ترکیب با پاورپوینت و ابزارهایی مانند کاهوت یا اسلایدو عالی است! (گوگل جم‌برد را هم فراموش نکنید!) در حالی که سؤالات مسابقه را می‌پرسید، ممکن است میکروفون‌های همه را خاموش کنید تا از اشتباهات دیگران و گفتن پاسخ زودهنگام جلوگیری کنید.&quot;فراموش نکنید&quot;هر جلسه آنلاینی که بیش از یک ساعت طول بکشد باید شامل وقفه های منظم باشد. دانش‌آموزان خود را تشویق کنید تا برای خوردن یا نوشیدن، کمی از رایانه خود فاصله بگیرند و در اطراف آن حرکت کنند. همچنین در مقابل میل به ماندن در صندلی خود مقاومت کنید. حرکت کنید! در نظر بگیرید که اگر در یک روز کاری ۸ ساعته در هر ساعت ۳ دقیقه ورزش نسبتاً شدید انجام دهید، در نهایت روزانه این میزان به نیم ساعت فعالیت می‌رسد. عملکرد قلب، ماهیچه ها و استخوان های شما را بهبود می بخشد. به طور غیرمستقیم، مغز شما را تحریک می کند - هر چه باشد، مغز برای آموزش حیاتی است!اگر همه چیز خراب شد!به بهترین ها امیدوار باشید، اما برای بدترین ها آماده باشید. علیرغم برنامه ریزی دقیق شما و حتی اگر نرم افزار کلاس درس عالی‌ای در اختیار داشته باشید، ممکن است هنوز هرج و مرج رخ دهد، ارتباط اینترنتی دچار مشکل شده یا سخت افزارها قاطی کنند! وقتی این اتفاق می افتد،خونسرد باشید و گزینه هایی را که در اختیار دارید به خاطر بسپارید:هنگام باز گذاشتن گفتگو یا اعلام دسترسی همه به تخته سفید، همه میکروفون‌ها را به جز میکروفون خود بی‌صدا کنید.یک ویدیوی اضطراری برای پخش در حالی که دانش‌آموزان منتظر هستند آماده کنید.اگر برای حل مشکل به کمی زمان نیاز دارید، دانش آموزان را در یک استراحت زودهنگام از رایانه خود دور کنید.Source : Skillfully Managing Stress In A Virtual Classroom</description>
                <category>جاوید مومنی</category>
                <author>جاوید مومنی</author>
                <pubDate>Sat, 06 Nov 2021 09:08:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فاجعه اتمی کپی رایت</title>
                <link>https://virgool.io/@jaavid/%DA%86%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%A8%DB%8C%D9%84-oz5udajq8sys</link>
                <description>چرنوبیل هزارتومانی در کافه بازار۶ اردیبهشت ۱۳۶۵ ، در نیروگاه اتمی چرنوبیل بدترین حادثه هسته‌ای تاریخ رخ داد که به ۵ میلیون نفر آسیب رساند، حادثه‌ای که پس از سی و سه سال با یک مینی سریال ۵ قسمتی به جایگاه اول محبوب ترین سریال های دنیا رسید، سریالی خوش ساخت و جذاب که روایتگر حادثه‌ی تاریخی مهمی است، حادثه‌ای که در دنیا بی نظیر بود و حتا گورباچف آن را یکی از مهمترین دلایل فروپاشی شوروی میدانست.انحصار گوگل و انحصار کافه بازارحالا امروز برنامه نویسان و توسعه دهندگان نرم افزارهای موبایلی ایرانی، در حال تجربه‌ی فاجعه‌ی دیگری هستند که برای آنها دست کمی از چرنوبیل ندارد، تحریم ها و انحصار طلبی شرکتهای بزرگی چون گوگل و اپل اجازه فعالیت برای ایرانی ها در منابع اصلی ارائه خدمات نرم افزاری را نمیدهد، ما هم مثل همیشه سر خم نمیکنیم و به جای گوگل پلی کافه بازار داریم، ابزاری ایرانی که به واسطه هزاران توسعه دهنده نرم افزارهای موبایلی ایرانی اپلیکیشنهای موبایلی را به ۴۰ میلیون نفر از مخاطبان خودش ارائه میکند، قوانین و دستورالعملها را هم به سادگی از رقبای خارجی که انگیزه‌ای برای فعالیت در ایران ندارند، کپی میکند و از آب گل آلود انحصارطلبی دیگران فضای انحصاری دیگری برای خودش ایجاد کرده است فضایی که میلیاردها تومان سود دربرداشته است.کپی رایت ایرانیبیست و دوهزار برنامه نویس ایرانی که برنامه های خود را برای ارائه و فروش در اختیار کافه بازار قرار میدهند، بایستی از قوانین کافه بازار پیروی کنند، بخشی از این قوانین مربوط به کپی رایت و رعایت حقوق مولفین است، کافه بازار به شدت در این خصوص سخت گیرانه عمل میکند، محتوای نوشتاری، صوتی، تصویری، گرافیکی و حتا آیکون هایی که در برنامه‌ها استفاده می‌شوند باید با رعایت کپی رایت تولید کننده باشند، این برنامه نویسان ایرانی اگر فونتی مانند ایران سنس در برنامه خود استفاده کنند بایستی حتما گواهینامه آن را خریداری کرده باشند و در غیر این صورت برنامه آنها برای کسی منتشر نمی‌شود.فاجعه اتمی کپی رایت ایرانی اینجاست که طبق معمول، قانون گذار از قوانین پیروی نمیکند، در همین کافه بازار سخت گیر، با پرداخت هزارتومان به ازای هر قسمت، میتوانید با کیفیت ترین نسخه سریال چرنوبیل، محبوب ترین سریال این روزها در دنیا را ببینید!مفاهیمی مانند کپی رایت در کشور ما به خصوص در فضای مجازی مفاهیمی نو و تازه هستند و عجیب نیست که در بازار بلبشوی ایران شرکتهایی چنین رفتارهای قیم مآبانه در پیش بگیرند و هم قانون گذار باشند و هم مستثنی از قانون، در وضعیت کنونی شاید وزیر جوان ارتباطات در مورد نقض توامان کپی رایت و حقوق مولفین و مصنفین، نظزات تازه‌ای داشته باشد که در پایان کار او خوشنود باشد و برنامه نویسان رستگار…شاید هم ما بدبین و سخت گیر شده‌ایم و کافه بازار طبق قوانین خودش از مجموعه تولید کننده چرنوبیل مجوز نمایش کل سریال با دریافت مبلغی کمتر از سی سنت را دریافت کرده باشد.** اگه مواردی قدیمی اینجا میبینید به خاطر اینه که این مطب را پارسال برای صبح گفتگو نوشته بودم که در گسترش نیوز هم منتشر شد.</description>
                <category>جاوید مومنی</category>
                <author>جاوید مومنی</author>
                <pubDate>Tue, 09 Jun 2020 11:05:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قلدر بازی مجازی: قاتل شاد</title>
                <link>https://virgool.io/ketabaz/%D9%82%D9%84%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%82%D8%A7%D8%AA%D9%84-%D8%B4%D8%A7%D8%AF-ktq52v53kf5d</link>
                <description>امیدوارم خاطرات تلخی از دوران تحصیل به خصوص در مدرسه نداشته باشید، خاطرات تلخ کودکی آسیب های سختی به روان آدم‌ها وارد میکنند که شاید سالها مخفی بمانند، روانشناسان در بررسی های مختلف منشا رفتارهای خشن، پرخاشگرانه و ضد اجتماعی افراد مختلف را در خاطرات کودکی آنها کشف کرده اند، حوادث وحشتناک تاثیراتی در روان آدم ها باقی می گذارند که به راحتی قابل کشف کردن نیست، تاثیراتی پس از یک تصادف، یک بلای طبیعی، یک ترس بزرگ یا یک زورگیری و قلدربازی…..کودکان در معرض خطربه خاطر کرونا و بدون آموزش و مراقبت، بسیاری از خانواده‌ها محدودیت هایی که برای کودکان در نظر گرفته بودند را برداشتند، خیلی از بچه‌ها که قبلا مجوز استفاده از سیم کارت نداشتند یا حتما با نظارت والدین از اینترنت استفاده می کردند، حالا بی محدودیت آنلاین هستند، مدرسه ها همچنان تعطیلند والدین به سر کار برگشتند و بچه‌ها در واتساپ با معلمان ارتباط دارند اما نصب کردن اینستاگرام هم کار سختی نیست، پیدا کردن فیلترشکن از آن هم ساده تر، در نهایت حجم زیادی از محتوای کنترل نشده و نامناسب بدون نظارت به بچه ها می رسد، قلدرهای مجازی هم همه جا هستند و دنبال سوژه‌های جدید میگردند.خودمان سوژه به دست قلدر دادیم !تا حالا عکس از کودکی منتشر کردید؟ به عکس یا ویدیو کودک بامزه ای خندیدید؟ دلتان برای کودک معصوم و فقیری سوخته؟  به کودکان سیل زده ترحم کردید؟ خنده‌های تلخ آنها را دیدید؟همین ها چند سال دیگر سوژه ای خواهد بود که با آن از قربانی باج میگیرند! تصور کنید نوه خانواده که الان دبستانی شده و در گروه خانوادگی از شیرین زبانی اش لذت می برید، هرشب از اینکه دوستانش و همکلاسی هایش به ویدئوی غذا خوردن چند سال پیش که در اینستاگرامتان منتشر کردید می خندند و مسخره اش میکنند، کابوس میبیند و هیچ حرفی نمیزند!خودکشی آماندا تاددر اوایل پاییز ۲۰۱۲ دختر بچه ۱۵ ساله کانادایی دست به خودکشی زد، قبل از خودکشی آماندا ویدئویی در یوتیوب منتشر کرده بود و حرف‌ها و داستانش را بر روی کاغذ نوشته بود و نشان میداد، آماندا در آخرین ویدئوی زندگی اش، حتی نمی توانست قصه تلخ خود را بیان کند، قصه تلخ اسکرین شات از یک ویدئو کال گروهی با دوستانش که ۲-۳ سال زندگی وی را لبریز درد و ترس کرده بود، عکس‌های عریان وی در اینترنت پخش شده بود و پس از چند سال زندگی با افسردگی، الکل و مواد مخدر طاقت نیاورد و دست به خودکشی زد!همه در معرض خطر هستیماصلا فکر نکنید که فقط کودکان در فضای نامناسب و خطرناک هستند، یا تصاویر عریان خطرساز می‌شوند؛خودتان چند بار در گفتگوهای آنلاین در گروه‌های خانوادگی، کاری، تخصصی و ….. تهدید شدید؟ یا به فرض محال کسی را تهدید کردید؟ در لابلای کامنت‌های پست اینستاگرامی تا حالا عصبانی شدید؟ تا حالا کسی خانواده، شخصیت، حرفه یا حتی خودروی شما را تهدید کرده؟ کسی به واسطه افکار و رفتار سعی در به خطر انداختن وضعیت روحی شما کرده؟ احساس کردید که مخاطب «روسیاهی به ذغال میماند» شما بودید؟ این ها همه قلدربازی مجازی است! خیلی از قلدرها هم ناآگاهانه این رفتار را از خودشان بروز میدهند ولی دردی در پیش دارد که به سادگی قابل درمان نیست،‌ قلدر مجازی از پیروز شدن در گفتگو شاد و خوشحال شده که «روی فلانی رو کم کردم» ولی این روکم کنی ها شلیک به زندگی و سلامت فرد و جامعه است.</description>
                <category>جاوید مومنی</category>
                <author>جاوید مومنی</author>
                <pubDate>Fri, 01 May 2020 09:12:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>«باکرونا» زندگی کنیم؛«پساکرونا» نمی‌آید</title>
                <link>https://virgool.io/@jaavid/%D8%A8%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%BE%D8%B3%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-%D9%86%D9%85%DB%8C%D8%A2%DB%8C%D8%AF-lxz0me42dvzn</link>
                <description>کی کجا بود که اولین بار کلمه‌ی پساکرونا رو اختراع کردن؟ کلمه‌ای برای امید ساختند، شاید واقعا ایمان داشته باشیم که روزهای پساکرونا میرسه ولی همه میدانیم که شنبه‌ی تمام شدن همه بدبختی‌ها هنوز نرسیده، حالا می دانیم به این سادگی ها و به این زودی هم خبری از آن روز موعود نیست.رهبران مختلف جهان، رفتار عجیبی دارند، هر روز رسانه ها از اخبار فعالیت های آنها پر می شود، حماقت های رئیس جمهور آمریکا یا فاکتور آنگلا مرکل برای چین، خبرخوان های منتظر روزهای خوب در خانه را متعجب میکند ولی مردم در دنیای دیگری زندگی میکنند،‌ دنیایی که از ویروس پر شده، کسب و کارها منتظر تفکرات رهبران هستند و اقتصاد در حال تجربه اتفاقات منحصر به فردی است.باکرونا زندگی کنیم.اگر به جای انتظار برای رسیدن پساکرونا بتوانیم باکرونا زندگی کنیم، دنیا شکل بهتری به خود میگیرد، میتوانیم از فناوری اطلاعات استفاده کنیم و دانش آموزان در سراسر کشور شاد باشند، فاصله اجتماعی داشته باشیم و فاصله‌ی معلم و دانش آموز را کم کنیم، از ماسک استفاده کنیم و در صف های مختلف در دو متری همدیگر بایستیم.اگر باور داشته باشیم که زندگی دیگر به شکل پیش از کرونا بر نمیگردد، امید واهی به دوست و آشنا و نزدیکان نمیدهیم، دست دادن را فراموش کنیم و احترام گذاشتن را بیاموزیم، راه درست استفاده از ابزارها، تکنولوژی و شبکه‌های اجتماعی را یاد میگیریم و بیشتر مراقب خودمان، اطرافیانمان، شهرمان و کشورمان خواهیم بود.من معتقدم دنیای بعد از کرونا نداریم! دیگر دنیای ما، دنیای باکرونا شده است و خواهد بود، روزی که دوباره در خیابان ها همدیگر را بی‌ترس در آغوش بکشیم و ببوسیم نزدیک نیست، مگر اصلا در گذشته‌هم همچین روزی داشتیم؟ اصلا مگر هرگز بی ترس بوسیدیم؟ بی‌ترس بغل کردیم؟ بی ترس رقصیدیم؟ بی ترس خندیدیم؟</description>
                <category>جاوید مومنی</category>
                <author>جاوید مومنی</author>
                <pubDate>Fri, 01 May 2020 09:10:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>این دنیای شگفت انگیز جدید</title>
                <link>https://virgool.io/@jaavid/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-iqkwyao0pm5m</link>
                <description>دم در خانه‌هایمانکرونا تا دم در خانه‌هایمان آمده است، خیلی‌ها درهای خانه را بسته و برای حفظ جان خود و دیگران قرنطینه خانگی را برگزیده اند، راه‌حلی که از تمام دنیا اخبار آن با رسانه‌های اجتماعی به گوشمان میرسد و چشم انتظار اقدامات دولتمردان خودمان هستیم، مگر همینها نبودند که با کلی امید و آرزو ۲ اسفند به خاطر مال و جان و وطن و ناموس بهشان رای دادیم؟ ولی همین ها بودند که زودتر از همه چند بار تست دادند، از لایحه بودجه صرف نظر کردند ، مجلسشان را تعطیل کردند و شاید آنها هم راه حلی که قرون وسطایی خوانده میشد را انتخاب کردند.موبایل ها را بیشتر از همیشه در دست گرفته ایم و با ۱۰۰ گیگی که وزیر ارتباطات برایمان فرستاد به دنبال اخبار خوب می گردیم، نایاب ترین کالای این روزهایمان، گاهی در گروه‌های خانوادگی و دوستی که به زور پروکسی و فیلترشکن ها سعی میکنیم به امید لبخندی تلخ ویدیوهای خنده دار بفرستیم ولی از رقص و خنده و شادی اسفند هر سال انگار خبری نیست، حتی دیرین دیرین هم درگیر کروناست…ظرفیت شبکه پر شد.اینترنت کندتر و کندتر شد، برای ما کرمانی ها عجیب نیست، خیلی به صدقه وزیر ارتباطات بد و بیراه نمیگوییم، این اتفاق را دفعه‌ی قبل بعد از یک زلزله تجربه کرده بودیم، بعد از زلزله ظرفیت شبکه پر شد، تماس ها برقرار نمیشد و شهر به هم ریخت، ولی کاش الان هم زلزله بود، چند ثانیه می آمد و میرفت و بعد از چند ساعت شبکه باز به یاری ما می آمد ولی حالا قرار است روزها و هفته ها و شاید ماه ها منتظر بمانیم تا این کابوس شوم از ما، خانواده و عزیزانمان دور شود، این بار ظرفیت فروش آنلاین هم پر شد، دیجی کالا هم سفارشاتش را در تاریخ نامعلومی ارسال میکند، البته هنوز هم قانع نشدیم که همین دیجی کالا کمک حال ما بود یا خودش هم یکی از احتکار کنندگان ماسک و مواد بهداشتی؟پوشک تمام شد!وحشتناک ترین خبر در خانه شاید همین است، یکی باید بره خرید، پوشک بچه تمام شد، سیب زمینی نداریم، چند تا دونه پیاز بیشتر نمانده، ماکارونی داریم؟ بطری روغن هم در حال خالی شدنه…برمیگردیم سراغ همان موبایل، تبلیغ چند فروشگاه آنلاین قبلا به دستمان رسیده بود، اسم های بامزه‌ای داشتند، گلد هایپر، کوبیار، هایپرمن، هودی کلا، کیکی بازار و …..می گفتیم مگر کسی در کرمان هم آنلاین میوه میخرد؟ هایپر مارکت ها تخفیف داشتند و بعد از خرید با دیدن مبلغ تخفیف روی رسید ذوق میکردیم، چرا آنلاین خرید کنیم؟ به سراغ همان فروشگاه های آنلاین میرویم، اولی و دومی و سومی انگار تعطیل شدند ولی بالاخره یکی پیدا میکنیم، چقدر خوب و جذاب ! ولی وقت تکمیل سفارش همین فروشگاه آنلاین هم ناامیدمان می کند : ظرفیت ارسال پر شده است.این ظرفیت لعنتی چرا هیچ وقت به نفع ما نبوده؟ این فروشگاه آنلاین که چند سالی در کرمان فعال است چرا به ظرفیت مناسبی نرسیده؟ چرا برای شب عید این ظرفیت لعنتی بیشتر نشده؟انگار به همین سادگی نیست.تلاش برای خرید آنلاین ناموفق بود، باید لباس رزم بپوشیم، با دعای خانواده و آخرین ماسک و دستکش‌های باقیمانده راهی خیابانهای خلوت و ترسناک شهر بشویم، اهالی خانه هم الکل و شوینده ها را آماده میکنند که خریدها را ضدعفونی کنند، عجب روزگار سورئالی شده است، پاکت سیگار را هم از ترس بیماری ریوی ضدعفونی میکنیم…در همین خیابانهای خلوت بیلبورد فروش آنلاین لوازم برقی نصب شده، آجیل فروشی خیابان بهمنیار که اسفند هر سال پر از شور و هیجان و شلوغی بود بسته است و آدرس وب سایت فروش آنلاین روی در به چشم میخورد.اینها انگار نمی دانند ظرفیت چیست! فروش آنلاین به همین سادگی نیست،‌ یک غول بزرگی به نام ظرفیت دارد، که از دیجی کالا هم زورش بیشتر است، این غول ها، چیلیوری که با ۳هزار رستوران در کل کشور قرارداد داشت را هم زمین زند و برای همیشه تعطیلش کردند، مگر در این شهر به اندازه کافی پیک موتوری یا وانت یا حتی تاکسی پیدا میشود؟ مگر به همین راحتی بانک ها اجازه فعال کردن پرداخت آنلاین به سایت ها میدهند. این هم غول دیگری است،‌ البته این یکی به نظرم خیلی قوی نیست، هر ماه وی پی ان فروش غیر قانونی، اکانت غیرمجاز مان را با پرداخت آنلاین به ما تحویل میدهد که بتوانیم در توییتر وزیر ارتباطات از بسته های جدید اینترنتی باخبر شویم، این یکی فقط برای آجیل فروشی ما قوی است، انگار وسط یک فیلم علمی تخیلی پر از غول و اتفاقات عجیب گیر کردیم.نگاه مصرف کننده، نگاه تولید کنندهفروشگاه آنلاین خودش هم یک محصول است، محصولی ترکیب شده از نرم افزار، ارتباطات، تامین کالا، انبارداری، توزیع و … حتما خیلی سخت تر از یک هایپر مارکت ساده است، غول های زیادی دارد، مجوزهای عجیب هم میخواهد…..برای تولید یک محصول باید از دید تولید کننده نگاه کنیم، از دید مصرف کننده فقط محصول را می‌بینیم، غول ها سراغ تولید کننده می‌آیند، ظرفیت، نیروی انسانی، انبارداری، تامین کالا، پرداخت آنلاین، همه این ها در کرمان ما هم سرسخت تر و بدقلق تر هستند.از آجیلی سر خیابان توقع نداریم از این فکرها کرده باشد، یا الکتریکی که روی بیلبورد تبلیغ فروش آنلاین کرده ولی دولتمردان و حاکمان حتما برای کارهایشان از مشاورین و فعالان استفاده میکنند، حتما خبر از آن غول های سرسخت دارند، ولی عجیب است که در خبرها میگویند میوه آنلاین برای شما موجود است، با پست هم ارسال میکنیم، پست؟ مگر پست کارت سوخت ما را دم در خانه تحویل داد که حالا برایمان میوه بیاورد؟ رفتیم و ساعتها در صف منتظر بودیم تا کارت سوخت گرفتیم.شاید اگر استاندار کمی از تولیدکنندگان هم سوال کند، شاید اگر وزارت صمت در کرمان از دردسرهای فروشگاه آنلاینی که بعد از چندین سال امروز که نیازش داریم بی ظرفیت شده، مشاوره بگیرد بتوانیم آنلاین خرید کنیم ولی به نظر میرسد که برای آنها صنعت آی تی به درد کلاس گذاشتن میخورد! برای اینکه به درد مردم بخورد باید از متخصصین آن استفاده کرد، متخصصینی که کار عملی هم کرده باشند و با غول ها هم سرو کله زده باشند.* شباهت اسمی به کتاب Brave New World نوشته آلدوس هاکسلی کاملا اتفاقی است</description>
                <category>جاوید مومنی</category>
                <author>جاوید مومنی</author>
                <pubDate>Fri, 01 May 2020 09:09:21 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>