<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های masih</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@jalilimasih1390</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 14:35:24</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4150920/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>masih</title>
            <link>https://virgool.io/@jalilimasih1390</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مکس ریشتر کلام بی کلام</title>
                <link>https://virgool.io/@jalilimasih1390/%D9%85%DA%A9%D8%B3-%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%A8%DB%8C-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-lhynpcbfiq7y</link>
                <description>وقتی استادمون گفت که آهنگ های  مکس ریشتر با بقیه آهنگ های بی کلام فرغ میکنه با خودم گفتم امکان نداره تا وقتی که یکی از آهنگ هایش را گوش کردم پس با این پست شمارو با یک پدیده بی کلام در موسیقی آشنا میکنم مکس ریشتر یه جورایی شاعر صداست. اون در سال ۱۹۶۶ در آلمان به دنیا اومد ولی بیشتر زندگیش رو در انگلستان گذروند. موسیقی کلاسیک خونده، اما هیچ وقت به اون حالت خشک و رسمی موسیقی کلاسیک بسنده نکرد. واسه همین شروع کرد به ترکیب موسیقی کلاسیک با صداهای الکترونیکی و فضای کمینه‌گرا. نتیجه‌اش شد قطعه‌هایی که هم ساده‌ان و هم خیلی عمیق به دل می‌شینن.انگیزه‌هاش برای ساختن موسیقیخاطره و رؤیا: خیلی وقتا الهامش رو از حافظه و خواب‌ها می‌گیره. واسه همین موسیقی‌ش پر از حس نوستالژی و یاد گذشته‌ست. مثل قطعه‌ی «ولادیمیرز بلوز» که خیلی کوتاهه، اما پر از حس خاطره.مسائل انسانی و اجتماعی: موسیقی رو ابزاری می‌دونه برای واکنش به جهان. مثلا در آلبوم «صداها» رفت سراغ اعلامیه حقوق بشر و تلاش کرد ارزش‌های انسانی رو یادآوری کنه.زندگی شتاب‌زده‌ی امروز: به نظرش دنیای امروز خیلی تند پیش می‌ره و ما وقت آرامش نداریم. واسه همین آلبوم «خواب» رو ساخت که هشت ساعت طول می‌کشه و برای آرامش و حتی خوابیدن طراحی شده. خودش می‌گفت: «این اثر، اعتراضی به سرعت بی‌رحم دنیای ماست.»احساسات انسانی: بارها گفته هدفش اینه که موسیقی رو به زبانی برای همدلی تبدیل کنه. نمونه‌اش قطعه‌ی «ماهیت روشنایی روز» که غم و امید رو با هم نشون می‌ده. چند تا از بهترین کارهاش با انگیزه‌های پشتش«ماهیت روشنایی روز» _ انگیزه: نشون دادن اندوه و امید در کنار هم.«نوامبر» _ انگیزه: ثبت خاطره و گذر زمان.«ولادیمیرز بلوز»_ انگیزه: ساده‌ترین بیان برای پیچیده‌ترین حس‌ها.«خواب»_ انگیزه: دعوت به آرامش و رهایی از شتاب‌زدگی زندگی مدرن.«اینفرا»_انگیزه: بازتاب زخم‌ها و بحران‌های روحی آدم‌ها. چیزی که کاراشو خاص می‌کنهاین نیست که بخواد مهارت موسیقیایی‌ش رو به رخ بکشه. اون دنبال اینه که شنونده رو وارد یه فضای درونی کنه؛ جایی که بیشتر شبیه مرور خاطره یا دیدن یه رؤیاست تا شنیدن یه آهنگ معمولی. برای همین موسیقی‌هاش خیلی وقتا مثل یه همراه نامرئی عمل می‌کنن: موقع فکر کردن، نوشتن، درس خوندن یا تنها بودن با خاطره هات</description>
                <category>masih</category>
                <author>masih</author>
                <pubDate>Sat, 16 Aug 2025 19:39:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور می‌فهمیم چیزی علت چیز دیگری است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@jalilimasih1390/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D9%81%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%85-%DA%86%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%B9%D9%84%D8%AA-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-fkchw0ktcltq</link>
                <description>در این پست می‌خوام درباره‌ی یکی از مهم‌ترین و درعین‌حال پیچیده‌ترین پرسش‌های فکری حرف بزنم:چطور می‌فهمیم که یک پدیده، باعثِ پدیده‌ی دیگری شده؟ما در زندگی روزمره بارها فرض می‌کنیم که چیزی باعث چیز دیگری شده. مثلاً می‌گیم &quot;بی‌خوابی باعث خستگیه&quot; یا &quot;استرس باعث سردرد شده&quot;. ولی این فرض‌ها همیشه درست نیستن. پس چطور می‌تونیم از نظر منطقی، تجربی و انسانی، بفهمیم که واقعاً بین دو چیز رابطه‌ی علیت وجود داره؟ تفاوت علیت و همبستگیاول از همه باید فرق بین همبستگی و علیت رو بدونیم.همبستگی یعنی دو چیز معمولاً با هم اتفاق می‌افتن.علیت یعنی یکی باعثِ اون یکی می‌شه.همه‌ی روابط علی، همبستگی هم دارن، ولی همه‌ی همبستگی‌ها علّی نیستن.مثلاً دیدن همیشگی ماه در شب و هوای خنک‌تر، به این معنی نیست که ماه باعث خنکی هوا شده.نشانه‌های یک رابطه‌ی علّیبرای اینکه بفهمیم A علت B هست یا نه، باید چند شرط مهم بررسی بشه:۱. ترتیب زمانیآیا A قبل از B اتفاق افتاده؟اگر چیزی بعد از یه اتفاق بیاد، نمی‌تونه علتش باشه.۲. همراهی مکررآیا هروقت A اتفاق می‌افته، B هم به‌دنبالش میاد؟اگر این رابطه تکرارشونده باشه، احتمال علیت بالاتر می‌ره.پ۳. نبودن علت‌های دیگرآیا چیز سومی وجود داره که هر دو رو ایجاد کرده باشه؟مثلاً &quot;گرما&quot; ممکنه هم باعث خوردن بستنی بشه، هم باعث آفتاب‌زدگی. این یعنی بین بستنی و آفتاب‌زدگی رابطه‌ی ظاهری هست، ولی نه علّی.۴. تغییر در A، باعث تغییر در B می‌شه؟آیا اگر A رو حذف یا دستکاری کنیم، B هم تغییر می‌کنه؟اگه جواب مثبت باشه، نشونه‌ی مهمیه برای علیت. آزمودن علیت در عملدر علوم، علیت رو معمولاً با آزمایش کنترل‌شده بررسی می‌کنن.یک گروه چیزی رو دریافت می‌کنه (مثلاً دارو)، یک گروه دیگه نه.اگه تنها در گروه اول تغییر اتفاق افتاد، نشونه‌ی قوی‌ای از رابطه‌ی علّیه.اما در زندگی عادی، ما گاهی با مشاهده، تجربه، و آزمون‌وخطا جلو می‌ریم.مثلاً اگه فکر می‌کنی قهوه باعث بی‌خوابیته، چند شب قهوه نخور و ببین تغییری پیش میاد یا نه.جمع‌بندی:برای اینکه بفهمیم چیزی باعث چیز دیگه‌ای شده، باید با دقت بررسی کنیم:چه چیزی اول اتفاق افتاده؟آیا همیشه این دو با هم میان؟آیا دلیل سومی وجود داره؟آیا با تغییر یکی، اون یکی هم تغییر می‌کنه؟در نهایت، علیت یه قضاوت ساده و فوری نیست؛ یه تحلیل پیچیده‌ست که باید با فکر و دقت انجامش بدیم.بدیم.</description>
                <category>masih</category>
                <author>masih</author>
                <pubDate>Sun, 03 Aug 2025 21:35:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جنگ بین ارسطو و سوفیست ها</title>
                <link>https://virgool.io/@jalilimasih1390/%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%B7%D9%88-%D9%88-%D8%B3%D9%88%D9%81%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7-cg0p00ey1niw</link>
                <description>ارسطو و سوفیست‌ها مثل دو تا دوست قدیمی بودن که همیشه با هم بحث داشتن، ولی بحث‌شون چیزی فراتر از حرف‌های معمولی بود. ارسطو مردی بود که خیلی به دنبال حقیقت بود؛ اون نمی‌خواست فقط حرف بزنه، می‌خواست بفهمه که چرا دنیا این‌جوریه، چی پشت ماجراست، چی واقعاً درست و واقعی هست.از اون طرف، سوفیست‌ها آدم‌های خوش‌صحبت و باهوشی بودن که بلد بودن چطور با حرف زدن آدم‌ها رو قانع کنن. برای اون‌ها، مهم نبود حرف‌شون حتماً حقیقت باشه یا نه؛ مهم این بود که بتونن حرفشون رو طوری بیان کنن که همه باورش کنن. مثل یه نمایشگر حرفه‌ای که با فن بیانش چشم همه رو می‌گیره.وقتی این دو گروه کنار هم می‌نشستن و صحبت می‌کردن، فضای بحث پر می‌شد از شور و هیجان، گاهی هم دلخوری و ناراحتی. ارسطو حس می‌کرد که سوفیست‌ها دارن فقط بازی می‌کنن و به جای اینکه دنبال حقیقت باشن، دنبال این هستن که چطور حرف‌شون رو طوری بزنن که پیروز بحث باشن. این براش ناراحت‌کننده بود چون برایش خیلی مهم بود که حرف‌ها واقعاً درست باشن.سوفیست‌ها اما معتقد بودن که دنیا اونقدرها ساده نیست و حقیقت یه چیز ثابت و همیشگی نیست. به نظر اون‌ها، هر کسی می‌تونه حقیقت خودش رو داشته باشه و اینکه چطور بتونی با دیگران ارتباط برقرار کنی و اون‌ها رو متقاعد کنی، خودش یه هنر بزرگه.پس این دو تا، بیشتر از اینکه دشمن باشن، مثل دو تا آدم بودن که دارن از زاویه‌های مختلف به یه موضوع نگاه می‌کنن. ارسطو می‌خواست قوانین و اصولی پیدا کنه که بتونه دنیا رو توضیح بده، جایی که همه چیز منطقی و قابل فهم باشه. سوفیست‌ها اما می‌گفتن دنیا پر از پیچیدگی‌ها و آدم‌ها هست، و باید یاد گرفت چطور با این پیچیدگی‌ها کنار بیای.این جنگ بین‌شون، مثل یه چرخه بود که باعث شد مردم بیشتر فکر کنن، سوال بپرسن و دنبال جواب‌های بهتر باشن. و البته، همین اختلاف نظرها باعث شد فلسفه عمیق‌تر و پخته‌تر بشه.</description>
                <category>masih</category>
                <author>masih</author>
                <pubDate>Sun, 27 Jul 2025 20:23:11 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>