<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های جواد کامجو</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@javad-kamjoo</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 14:03:48</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/918294/avatar/beadVg.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>جواد کامجو</title>
            <link>https://virgool.io/@javad-kamjoo</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: پیرمرد و دریا</title>
                <link>https://virgool.io/@javad-kamjoo/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D9%88-%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7-peom4mglmee4</link>
                <description>پیرمرد و دریا! از نام کتاب مشخص است که قرار است ماجراجویی یک پیرمرد در دریای بی کران را بخوانیم اما این کتاب واقعا چقدر ارزش خواندن دارد؟رمان کوتاه پیرمرد و دریا داستان سه یا چهار روزه پیرمرد ماهیگیری است که از دار دنیا یک قایق و کلبه ای کوچک دارد و تنها کسی که دارد تا غمخوار و همدم او باشد، پسر کوچکی است که او هم به خاطر مشکلاتی نمی تواند با پیرمرد همکاری کند.متاسفانه زمانی که این کتاب را میخواندم، تمرکز زیادی نداشتم. به همین خاطر ممکن است خیلی از جزئیات را ندیده باشم و یا بخش هایی از کتاب را فقط خوانده باشم ولی چیزی نفهمیده باشم. با این حال، شرح حال و احوال و محیط در کتاب چنان خوب صورت گرفته که تمام احساسات پیرمرد را حس میکنید و با این کتاب می توانید خود را در هوای مرطوب و خنک روی دریا مجسم کنید. و همانطور که گفتم، این داستان چنان خوب روایت شده است که حتی با حواس پرتی هم کلی از آن لذت خواهید برد.همینگوی ماهی گیر نبود اما خیلی خوب افعال و افکار ماهیگیران را بازگو کرده است.طبیعتا در هر حرفه ای ترفند ها و نکات خاصی هست که به چشم غیر حرفه ای ها نمی آید اما جالب است که همینگوی تعدادی از این نکات را در مورد ماهیگیری بیان می کند و باعث می شود که شما حتی بیشتر از قبل خود را به جای پیرمرد بگذارید و همزاد پنداری قوی تری داشته باشید.خالی از لطف نیست اگر بگویم که این کتاب برنده جایزه پولیتزر شده است و نویسنده این کتاب یعنی ارنست همینگوی نیز مفتخر به دریافت جایزه نوبل ادبیات شده است. این می تواند به شما اطمینان دهد که از خواندن این کتاب پشیمان نخواهید شد.در داستان معنا پردازی های زیادی هم انجام شده است که بهتر است از آنها در اینجا چیزی نگویم و خودتان بروید و معنا های پنهان این داستان را پیدا کنید. من که صرفا با نگاه داستان خوانی این کتاب را خواندم و خیلی به معنا ها دقت نکردم.من این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنم؟من خواندن این کتاب را به همه کسانی که دوست دارند از این دنیای مدرن و تکنولوژی فاصله بگیرند و در دوران قدیم زندگی کنند پیشنهاد میکنم. آنهایی که زندگی مدرن، دلزده شان کرده است و به دنبال رهایی یافتن حتی برای چند ساعت هستند می توانند این چند ساعت را روی دریا به سر ببرند و از زندگی روزمره خود کمی فاصله بگیرند.نکته جالبی که درباره پیرمرد هست، افکار ساده اوست. فکر یک مرد خون گرم و مهربان که نه به دنبال فریب دادن دیگران است و نه میخواهد که از چیزی که هست بیشتر باشد. همین سادگی افکار پیرمرد است که باعث می شود مدتی دغدغه های زندگی معمولی را کنار بگذاریم و به عبارتی کمی استراحت کنیم.البته اگر کتاب های باخانمان و بی خانمان هکتور مالو را هم خوانده باشید، باز هم می توانم این را به شما پیشنهاد کنم و طبیعتا بر عکس! اگر از این کتاب خوشتان آمد می توانید این دو کتاب را هم بخوانید و از آنها لذت ببرید.من این کتاب را در برنامه طاقچه خواندم و برای چالش کتابخوانی طاقچه خوانده ام و اگر شما هم میخواهید که کتابتان همه جا همراهتان باشد، میتوانید همین کار را بکنید.شما میتوانید این کتاب را از لینک پایین دریافت کنید.https://taaghche.com/book/32728</description>
                <category>جواد کامجو</category>
                <author>جواد کامجو</author>
                <pubDate>Sat, 22 Jul 2023 23:20:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: بیمار خاموش</title>
                <link>https://virgool.io/@javad-kamjoo/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4-wu35fbdiqqu4</link>
                <description>در میان کتاب های جالبی که تاکنون خوانده ام، می توانم به کتاب «بیمار خاموش» اثر «الکس مایکلیدیس» اشاره کنم. کتابی در غالب یک خاطره از یک روان درمانگر که در ژانر جنایی روایت می شود.در آغاز میلی به خواندن این داستان نداشتم. به عبارتی ابتدای داستان اصلا جالب نبود اما نویسنده با ترفند جالبی من را به خواندن ادامه کتاب ترغیب کرد. او در آغاز کتاب چند بار نهیب این را زد که علت سکوت بیمارش در آخر کتاب مشخص می شود و همه چیز را به آخر کتاب موکول کرد. همین کار او رغبت من را برای خواندن ادامه داستان بیشتر کرد و واقعا راضی هستم که این اتفاق افتاده است.یک اشکالی که می توانم از کتاب بگیرم، این است که داستان از سه موقعیت روایت می شود که به صورت نامنظم در فصل های کتاب پخش شده است. این موضوع کمی آزار دهنده است. به نوعی که من در «آخر» کتاب متوجه شدم که یکی از موقعیت ها، مربوط به گذشته است و نه حال. تا قبل از آن فکر می کردم که آن موقعیت، خارج از دفتر کار روان درمانگر است اما در اشتباه بودم زیرا این موقعیت، در واقع مربوط به گذشته او بوده.از اسپویل کردن خوشم نمی آید! در آغاز قصد داشتم که در ابتدای یادداشت، در یک خط اخطار دهم که این نوشته حاوی «اسپویل شدید» است که منصرف شدم اما نمیتوانم از این نکته چشم پوشی کنم که پایان این کتاب به هیچ وجه قابل پیش بینی نبود. آن طور که برای من کلیشه شده است نبود زیرا ... (واقعا نمی توانم چیزی بگویم زیرا داستان کتاب را لو می دهد.)اما بگذارید گوشه ای از آغاز کتاب را برایتان شرح دهم. داستان، روایت یک روان درمانگر درباره بیمارش آلیسیا است. آلیسیا در یک شب، شوهر خود را به صندلی می بندد و با پنج گلوله او را می کشد و از آن پس، دیگر هیچ گاه دهان باز نمی کند و هیچ سخنی به زبان نمی آورد.روان درمانگر ما، می خواهد پرده از راز این ماجرا بردارد. در جریان این اکتشافات، روان درمانگر ما به حقایق پنهانی درباره گذشته آلیسیا دست میابد. این که گذشته یک شخص، چقدر می تواند روی شخصیت او اثر بگذارد، و در نهایت به حقیقت دست می یابد و می فهمد که همسر آلیسیا واقعا چرا و چگونه کشته شده است!البته لازم نیست بگویم که تمام این اتفاقات در جریان یک شکست عشقی بوده است که در پایان داستان برملا می شود.خواندن این کتاب را به همه علاقمندان داستان های جنایی و روان شناسی توصیه می کنم اما واقعا پیشنهاد میکنم که به هر ژانری علاقه دارید، این کتاب را یک بار بخوانید. ای کاش می توانستم به پایان شگفت انگیز آن اشاره ای بکنم اما حیف که امکانش نیست.من این کتاب را از برنامه فوق العاده طاقچه دریافت کردم که به تازگی، یک آپدیت جدید منتشر کرده است. شما می توانید این کتاب را با فونت و سایز دلخواه خودتان بخوانید. البته این را هم بگویم که رنگ پس زمینه نیز قابل تغییر است.برای دریافت این کتاب زیبا می توانید از لینک زیر استفاده کنید.https://taaghche.com/book/61770</description>
                <category>جواد کامجو</category>
                <author>جواد کامجو</author>
                <pubDate>Thu, 21 Oct 2021 14:01:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: سنت شکن</title>
                <link>https://virgool.io/@javad-kamjoo/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%B3%D9%86%D8%AA-%D8%B4%DA%A9%D9%86-jzxdemmw3oi0</link>
                <description>جلد اولمدتی به این فکر می کردم که من عاشق کتاب های فانتزی هستم اما بعد از مدتی، متوجه شدم که من از کتاب هایی خوشم آمده که شخصیت داستان، وارد یک دنیای ناشناخته میشود. همچون هری پاتر که هاگوارتز را یافت. مثل هابیت که کلا در جهانی دیگر بود. مثل سنت شکن که از خانه اش دور شد!نمی دانم باید این مجموعه سه جلدی را به چه نامی خطاب کنم؟ باید از نام جلد اولش استفاده کنم و بگویم سه گانه سنت شکن یا باید بگویم سه گانه سنت شکن، شورشی و هم پیمان؟! من دوست دارم این مجموعه را سنت شکن خطاب کنم پس در ادامه، هر کجا از سنت شکن استفاده کردم بدانید که منظورم کل این مجموعه بوده است.مجموعه سنت شکن که نوشته ورونیکا راف نویسنده آمریکایی است، در زمره پر فروش ترین کتاب های فانتزی جهان قرار گرفته است. همان طور که از عنوان نوشته معلوم است، شخصیت اصلی این داستان یک خانوم است و همین امر، باعث شد تجربه ای جدید در خواندن داستان به دست بیاورم.جلد دومجالب است بدانید که از روی این مجموعه، فیلمی نیز ساخته شده است که باید بگویم اصلا به درد نمیخورد! داستان فیلم به طرز فجیعی با کتاب تفاوت دارد، به این شکل که من در هنگام تماشای فیلم، در حال تحلیل حوادث و اتفاقات بودم و سعی می کردم که داستان را بفهمم. در حدی که پایان کتاب و فیلم کاملا دو پایان متفاوت شد. پس پیشنهاد من به شما این است که ابتدا کتاب را بخوانید و بعد، اگر خواستید به سراغ فیلم بروید.این کتاب را به شدت پیشنهاد می کنم چرا که هم یک کتاب داستانی در برابر شما است و هم یک کتاب انگیزشی! با تمام شدن این کتاب، به شکل ناخواسته و ناخودآگاه، باور می کنید که خواستن توانستن است. باور می کنید که اگر هر چیزی را بخواهید، می توانید آن را به دست آورید.با اینکه این کتاب، یک کتاب فانتزی است اما باید بگویم که شما یک کتاب عاشقانه نیز در مقابل خود دارد. عشقی که در طول کتاب رشد می کند و در پایان به یک عشق آتشین تبدیل می شود.جلد سومهمانطور که در ابتدا گفتم، در این کتاب شما وارد یک محیط جدید می شوید. از مکانی که در ابتدا خانه تان بوده است و در آن بزرگ شده اید، به مکانی می روید که هیچ شباهتی به خانه تان ندارد و شما باید برای تمام عمر، در آن زندگی کنید. این همان نکته کتاب بود که خواندن این کتاب را برایم زیبا و اجباری کرد.دوست دارم این را هم بگویم که من این کتاب را در سفر و از طاقچه بینهایت خواندم که دو تا از مزایای نرم افزار طاقچه را عنوان می کند. یک اینکه کتاب من همه جا با من است و دوم اینکه می توان کتاب های عالی را در طاقچه بینهایت یافت و با خرید یک اشتراک یک ماهه یا بیشتر، آن کتاب را تا آخر خواند.به عنوان کلام آخر باری دیگر تکرار می کنم که به هیچ وجه، قبل از کتاب فیلم را نبینید چون از هیجان و احساسات کتاب کاسته می شود و دیگر نمی توانید به آن شکل که باید از کتاب لذت ببرید.برای دانلود این کتاب می توانید از لینک زیر استفاده کنید.https://taaghche.com/book/1252</description>
                <category>جواد کامجو</category>
                <author>جواد کامجو</author>
                <pubDate>Thu, 16 Sep 2021 18:07:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: بچه مثبت مدرسه</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%A8%DA%86%D9%87-%D9%85%D8%AB%D8%A8%D8%AA-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%87-g5ymonb0usto</link>
                <description>بچه مثبت مدرسه اثر یاسر عربتصور اینکه کتابی، به قدری کوتاه باشد که بتوان آن را در یک روز که نه، در چند ساعت خواند، این مفهوم را برایم تداعی میکند که قرار نیست غرق داستان شوم و قرار نیست همزاد پنداری ای اتفاق بیافتد.اما این فکر ها درباره «بچه مثبت مدرسه» اثر «یاسر عرب» صدق نکردند. این کتاب کوتاه بود اما با تمام شدنش، آن هم در ساعت چهار صبح فورا آن را به دوستانم معرفی کردم.مگر میشود کتابی که درباره خاطرات، اتفاقات و تفکرات یک دانش آموز است را به دیگر دانش آموز ها و دوستان پیشنهاد نداد؟از همه این ها بگذریم. یعنی هست کسی که دو ساعت زمان برای خواندن یک داستان کوتاه و جالب نداشته باشد؟ این کتاب آنقدر زیبا بود که حتی آن را به دو وعده هم نرساندم. یک نفس تا آخر خواندم و لذت بردم.خیلی یاد دوران مدرسه و کودکی ام افتادم. دوست داشتم همانند یاشار، بچه ی شوخی میبودم. من در دوران مدرسه، هم بچه انجمنی بودم که باعث نفرت دیگران میشد و هم در دوره ای این اتفاق نیافتاد و باعث نفرت من از انجمنی ها شد. واقعا که چقدر جالب است. تا هنگام نوشتن این مطلب، خیلی خوب به این موضوع فکر نکرده بودم.این کتاب که داستانی خیالی دارد را می توان با کمی نرم تر برخورد کردن، با بسیاری از واقعیت های حال تطبیق داد. چرا که خیلی از ایرادات والدین و نظام آموزشی دهه شصت، در این دوره نیز پابرجا هستند.یاشار پسربچه شیطونی بود و به همین خاطر، طبعی شوخ داشت. پس لازم نیست که بگویم با یک داستان طنز روبه رو هستید. از همان دست خنده هایی که در دوران مدرسه، باعث دل درد ما میشد.راستی دقت کرده بودید که بیشتر بچه ها، طرف بچه های شر را میگیرند؟ بله. در این داستان یک نمونه خنده دار از این مورد را هم میخوانید که واقعا لذت بخش است.آری! در این کتاب به بعضی ایرادات نظام آموزشی آن دوران هم اشاره میشود. مگر نه اینکه شخصیت اصلی داستان دانش آموز و است و باید به مدرسه برود؟ داستان کتاب، این را به ما یادآور میشود که نباید مدرسه به شکلی باشد که با تعطیلی شنبه، خوشحال شویم و بالا و پایین بپریم. نباید مسئولین مدرسه، اشخاصی باشند که نتوانیم حرف هایمان را به آنها بزنیم و نباید...در ضمن! اگر به جامعه شناسی هم علاقه دارید، می توانید با این کتاب، به اوضاع حاکم بر دوران دهه شصت یا حتی در مواردی همین الان هم دست پیدا کنید. مسائلی همچون وحشت از نبود بزرگ تر بالای سر و گرم نبودن پشت بچه ها به بزرگ تر ها. چیز هایی مثل اشتباهات و فکر نکردن به عواقب کار ها. مواردی که نمیتوان با زور، آنها را حل کرد.از مزیت های دیگر این کتاب، این است که به صورت الکترونیک عرضه می شود و می توان، شخصی سازی هایی را روی متن و پس زمینه آن انجام داد.خواندن این کتاب را به همه، مخصوصا دانش آموز ها پیشنهاد میکنم. زیاد وقت نمی گیرد و شاید مثل من گذر زمان را هم نفهمید.برای دریافت این کتاب، می توانید از لینک زیر استفاده کنید.https://taaghche.com/book/77677</description>
                <category>جواد کامجو</category>
                <author>جواد کامجو</author>
                <pubDate>Tue, 03 Aug 2021 16:21:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: زایو</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D9%88-dl1rb0hogorh</link>
                <description>شاید یکی از سخت ترین لحظاتی که یک خواننده کتاب، ممکن است با آن روبه رو شود، انتخاب کتاب برای خواندن است. همیشه این حس بد بینی با من بوده است که آیا کتابی که می خواهم آن را بخوانم، جذاب خواهد بود یا خیر؟! آیا از خواندن آن یا دست کم از خواندن نیمی از آن رضایت خواهم داشت یا خیر؟!یکی از خوبی های معرفی کتاب توسط دیگران یا اگر دقیق تر بخواهم بگویم توسط آشنایان، این است که یک احساس اطمینان در شخص به وجود می آورد که این کتاب، جذابیت دارد و اگر توانسته است، شخصی را به وجد بیاورد، می تواند مرا نیز به وجد آورد.کتاب «زایو» را به توصیه یکی از نزدیکانم، در این دوران کرونایی خواندم. راستش را بخواهید، این کتاب به قدری جذاب بود که تا زمان نوشتن این یادداشت، نمی دانستم که نویسنده آن، آقای «مصطفی رضایی کلورزی» است. آری نمی دانستم اما نام نویسنده، قرار نبود مرا به خواندن وا دارد. مهم قلم نویسنده بود که باعث شد این کتاب را با شور و علاقه بخوانم.کتاب زایو، در سال 1420 شمسی اتفاق می افتد. یعنی بیست سال دیگر. جالب اینجاست که ویروسی که در این کتاب در جهان پخش می شود، در خیلی جا ها شبیه به ویروس کرونایی است که هم اکنون، گریبان همه ما را گرفته است اما نکته جالب تر اینجاست که این کتاب، در سال 1395 نوشته شده است. یعنی سه-چهار سال پیش از شیوع این بیماری منحوس!یکی دیگر از نکات مثبت کتاب، نثر ساده و روانش است. نگارش درست کتاب و نبود غلط املایی در آن، از نکات مهم یک کتاب است که می تواند خواندن آن را برای خواننده به یک رویا تبدیل کند و یا آن را، به یک کابوس که ممکن است به رها کردن آن کتاب و حتی تنفر از نویسنده آن بیانجامد، بدل کند.یکی از خوبی های این کتاب زیبا، این بود که در ما یک حس میهن دوستی به وجود می آورد. این باور را به ما تلقین می کرد که ایران هم می تواند همانند دیگر کشور های قدرتمند، جزو برترین ها در هر زمینه ای باشد. «فقط به کمی تلاش نیاز داریم.»در ضمن، اگر هنوز این کتاب را نخوانده اید، بهتر است همین جا به شما بگویم که منظور از «هوارو» در کتاب، ماشین های پرنده هستند. زمانی که برای اولین بار به این کلمه بر خوردم، توی اینترنت به دنبال معنی این واژه گشتم و برای مدتی معطل شدم.? این را گفتم که چنین اتفاقی برای شما نیافتد.?خواندن این کتاب را به تمام کسانی که به داستان های تخیلی ای که در آینده اتفاق می افتد علاقه دارند و یا کسانی که عاشق تکنولوژی هستند، توصیه میکنم.«هشدار! اگر هنوز این کتاب را نخوانده اید، این پاراگراف مناسب شما نیست.» یک نکته دیگر که این کتاب را برایم جذاب تر می کرد، این بود که در تمام طول داستان، انتظار یک خیانت را از یکی از شخصیت های کتاب، یا حتی گروه همراه دکتر پارسا داشتم اما چنین کلیشه ای در این کتاب اتفاق نیافتاد و شاید همین امر باعث شد که این کتاب را به تمامی شما پیشنهاد کنم.برای دریافت این کتاب، می توانید روی لینک زیر کلیک کنید.https://taaghche.com/book/23509</description>
                <category>جواد کامجو</category>
                <author>جواد کامجو</author>
                <pubDate>Tue, 29 Jun 2021 23:08:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: کیمیاگر</title>
                <link>https://virgool.io/@javad-kamjoo/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%DA%A9%DB%8C%D9%85%DB%8C%D8%A7%DA%AF%D8%B1-rgpzsffrkdlo</link>
                <description>به خواندن و نوشتن داستان علاقه دارم. این نکته را یافته ام که برای جذاب تر شدن یک داستان، باید به آن پیچ و تاب داد و جزئیات را بیان کرد. باید نوعی همزاد پنداری به وجود آورد تا خواننده، خودش را به جای شخصیت داستان قرار دهد، اما هیچ گاه فکر نمی کردم که بتوان به صورت مستقیم کسی را نصیحت کرد و آن شخص، به حرف هایت گوش کند.همیشه فکر می کردم که اگر می خواهم نکته ای را به کسی بگویم، یا به عبارتی کسی را پند دهم، باید به صورت غیر مستقیم باشد اما حالا که کتاب «کیمیاگر» را خوانده ام، نظرم عوض شده است.نمی دانم که آیا کتاب صوتی، همان کتاب چاپی است که از رو خوانده شده است یا کم و زیاد هایی هم در خود دارد، اما باید در مورد کتاب صوتی کیمیاگر با صدای محسن نامجو بگویم که داستان جالبی داشت.کتاب در دریایی از پند و اندرز غوطه ور بود که فکر نمی کردم هیچ یک از نکات آن را به خاطر بسپارم. فکر می کردم که یک گوشم در می شود و دیگر ...بله دیگری هم دروازه می شود اما نکات زیادی از این کتاب آموختم. البته وقتی بیشتر فکر می کنم، به همان عقیده خودم می رسم که نکات را باید به صورت غیر مستقیم گفت.نمی دانم هدف نویسنده چه بوده است اما من یک پند از دل داستان یافتم. البته شاید نتیجه گیری من از آن بخش از داستان اشتباه باشد اما نکته ای که می گویم را درست میدانم. سانتیاگو، در آغاز، عاشق دختر بازرگان بود اما نمی دانم که چه شد که او، دختر بازرگان را به کل فراموش کرد و عاشق فاطمه شد. شاید نویسنده می خواسته به این نکته برسد که هر فکر و ایده ای که دارید، یا هر کاری که قصد انجام آن را دارید، باید سریع انجام شود.بار ها برایم پیش آمده است که مدتی به یک موضوع علاقه داشته ام، اما زمانی که آن را برای حتی چند روز عقب انداختم، علاقه ام را از دست داده ام و دیگر میلم به انجام آن کار را بوسیده و کنار گذاشته ام.یک نکته دیگر که شاید خیلی از شما ها همانند من بدانید، این است که اگر به موضوعی توجه نشود، آن موضوع از ذهن پاک می شود. نویسنده، این نکته را از طریق نگارش کتاب به خواننده می رساند. در تمام طول کتاب، به شخصیت اصلی داستان، جوان گفته می شد الا دو جا و آن هم، آغاز و پایان کتاب بوده است. آری در آغاز، یک بار نام جوان را گفت و در آخر هم دوباره آن نام را تکرار کرد. شاید میخواسته که به ما بگوید که اگر توجه نشود شاید شما کسی را که خود را به جای او تصور می کردید را هم نشناسید.در آغاز گفتم که خوبی یک داستان، به آب و تابش است، اما باید بگویم که این کتاب، آب و تاب زیادی ندارد که این امر، می تواند به خواست و یا بدون خواست نویسنده باشد. داستان این کتاب به صورتی پیش می رود که فقط موضوع اصلی آن حائز اهمیت است و به نکات فرع پرداخته نشده است.جدای از همه خوبی ها و بدی های این کتاب، خواندن آن را به همه شما توصیه می کنم. شاید شما هم نکاتی را یافتید که از دید من پنهان بوده است.?برای دریافت این کتاب، روی لینک زیر کلیک کنید.https://taaghche.com/audiobook/39659</description>
                <category>جواد کامجو</category>
                <author>جواد کامجو</author>
                <pubDate>Mon, 21 Jun 2021 23:34:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: میدگارد</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-fsc5prvetogh</link>
                <description>میدگارد جلد اول   سلام دوستان. میخواهم در اینجا تجربه ام در خواندن کتاب «میدگارد» اثر «احمدرضا صالحی» را با شما به اشتراک بگذارم. این مجموعه که هم اکنون نیز در دست چاپ است و ما در انتظار جلد ششم آن هستیم، تا کنون در پنج جلد منتشر شده است که چهار جلد از آن در طاقچه قرار داده شده است. این کتاب در ژانر فانتزی نوشته شده و از آنجا که نویسنده کتاب ایرانی است، می تواند تجربه ای عالی برای علاقه مندان به این ژانر در ایران به ارمغان آورد.یکی از نکات جالب این کتاب، این است که حوادث زیاد، اما مرتبطی در آن اتفاق می افتد که بر جذابیت کتاب می افزاید. اگر کمی در اتفاق ها و سخن های کتاب دقیق شویم، به این نکته پی خواهیم برد که نویسنده، روزنه های زیادی برای ادامه دادن این داستان زیبا قرار داده است.قهرمان داستان، پسری است به نام آریا که در دوران خردسالی پدر و مادر خود را از دست میدهد و در پرورشگاه زندگی می کند. اما اتفاقاتی می افتد و او متوجه میشود که پدرش، انسان نبوده و ...میدگارد جلد دومکمی که به کتاب های مورد علاقه ام فکر کردم، به این نتیجه رسیدم که به کتاب هایی علاقه دارم که در آن ها، شخصی از جهان معمولی، وارد محیطی دیگر میشود. این کتاب هم نمونه ای از این سخن است. در این کتاب آریا، وارد سرزمین پدرش میشود و خانواده پدری خود را پیدا میکند و وارد حوادثی میشود که از پیش مقرر شده بوده.این کتاب را تا به حال دو بار خوانده ام و هر بار بیش از پیش لذت برده ام. زمانی که این کتاب را می خوانید، احساس می کنید که یک انسان خاص هستید. شخصی که همه امید ها به اوست و قدرتی دارد ورای دیگر قدرت ها.میدگارد جلد سومشخصیت های زیادی در این کتاب وجود دارد که هر یک از آنها، داستان های زیادی را در خود دارند. از پدر و مادر مرده آریا، تا دوستان و استادانش که همین امر، سبب میشود داستان جذابیت خود را حفظ کرده و راه را برای ادامه آن باز کند.در طول خواندن این داستان، روند رشد و پیشرفت یک نوجوان شانزده ساله را میبینم که چطور از شخصی بی دست و پا به انسانی قوی و نیرومند تبدیل میشود.اگر میخواهید این کتاب را بخوانید، باید یک خبر خوب را بدهم. از چهار جلد این کتاب که در طاقچه موجود است، جلد اول آن به صورت رایگان عرضه میشود. میتوانید آن را بخوانید. باید این مژده را نیز بدهم که اتفاقات خیلی جالبی در همان قسمت اول این مجموعه رخ میدهد که شما را ترغیب به خواندن ادامه داستان میکند.جدا از خود داستان،نکته مفید دیگر این کتاب فرمت و قالب کتاب است. این کتاب در قالب یک کتاب الکترونیک در طاقچه قرار داده شده که شما میتوانید، فونت، سایز، رنگ پس زمینه و ... را در آن تنظیم کنید و تجربه خواندن این کتاب را لذت بخش تر کنید.میدگارد جلد چهارمجا دارد همین جا از مسئولان طاقچه تشکر کنم که این کتاب را در طاقچه قرار داده اند. امیدوارم در آینده، جلد پنجم این مجموعه که به تازگی منتشر شده است را نیز در طاقچه قرار گیرد.برای دریافت جلد اول این مجموعه به صورت رایگان، روی لینک زیر کلیک کنید.https://taaghche.com/book/7138</description>
                <category>جواد کامجو</category>
                <author>جواد کامجو</author>
                <pubDate>Fri, 21 May 2021 20:46:17 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>