<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های جواد آقاقدیری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@javadaghaghadiri</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 06:33:28</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/67138/avatar/wXSFN6.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>جواد آقاقدیری</title>
            <link>https://virgool.io/@javadaghaghadiri</link>
        </image>

                    <item>
                <title>رویای تنهایی!</title>
                <link>https://virgool.io/@javadaghaghadiri/%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-wjcc6d9ldskq</link>
                <description>به نام حضرت دوست که هرچه داریم از اوستنمیدانی چه بگوییبا که حرف بزنیمگر راهی وجود دارد که بخواهی درست و غلط راهی را تشخیص دهی؟چه برسد که بخواهی کسی ان را برای تو انتخاب کند!!نهگمان نمیکنمهمه در پارادوکس سردرگمی هستیم در واقع اسیریم!سردرگمی که تقریبا ناخودآگاه در ذهن ما آرمیدهجالبیش اینجاست که میدانیم ولی انگار میترسیم از آن سخن بگوییمشاید چون دگران میگویند کافر شده ایم!! هه :)اما چرا باز هم آن را نهی میکنیمچرا با آن روبرو نمیشویمگذشت هم چیز مناسبی نیستچرا ذهنت را سرکوب میکنی؟!گاهیآدم فکر میکند در این دنیا تنهاستجون همه از گفتن، از جمله درک و فهم حقایق بیم دارندمبادا خودشان، شانشان، و امثال این چیز های بیهوده و چرت خراب شود... خخیا که هنوز بلوغ فکری به معنای درستی بین آدمیان نرسیدهاصلا بلوغ فکری چه مسخره بازی است!تو چه میدانی درون یک کودک که سر به زیر است و دیگران آن را خجالتی و آرام می پندارند!!! چه میگذردآدم دلش میسوزدانگار همه ما اشتباهی هستیمچون هر کداممان یه جای کارمان میلنگد !خودمانی بگویم ، کم و کسری :) بیداد میکندو انگار تا آخر، انسان باید تاوان آن را بدهد آخر بخاطر چه خبطی(چه کشکی چه دوغی در اینجا نویسنده کمی مزاح کردند!)تنهایی خود ابهام است!دلیلش را میدانستی دیگر ادامه این مطلب را نمیخواندیسالها پیش، سوالی در ذهنم خطور کردموقعی بود که دلباخته شخصی شده بودم و دوست داشتم دنیایم را با او و برای او در میان بگذارم ...بگذریم؛آن سوال این بود که سرنوشت ما از پیش نوشته شده یا قلم تقدیر به دست خود ماست و ما باید آن(زندگی) را نگارش کنیم؟جواب مناسبی نیافتمنمیدانم، شاید تند میرومدر جواب گرفتن پرسش هایی که شاید هیچ جوابی نداشته باشند...متاسفانه باید بگویم آدم از تنهایی نمیمیرد، بلکه در رویاهایش اسیر میشود!آنچنان تنهایی اش فراگیر میشود که گویی دیگر به دنیای پیرامون خود و چیزهایی که اتفاق می افتد حس نداشته باشدحیرت زده نمیشودشادی واقعی را نمیچشدنمیداند خودش هنوز زنده است یا نهشاید چون حس میکند که دارد فراموش میشود دارد اینگونه ادا در میاورد؟و مدام این سوال را از خود میکند که آیا من زنده ام ؟زنده بودن مگر چه حسنی دارد؟اصلا برای چه زنده بشویم و بمیریم؟انسان یک مشکل اساسی نیز داردآن چه برایش راحتی را به ارمغان بیاورد و فراهم شودبا کمال میل میپذیرد بدون هیچ قید و شرطی !مخصوصا اگر آن چیز نو و تازه باشدآن موقع است که دیگر امکان ندارد نظرش عوض شودمگر با تلنگری سهمگین!مثلا انسان پول را بوجود آورد : ) تا بتواند مبادله کندپولی که انسان باید برای آن خود را .... کند تا آن را بدست آوردپس پول مشکل دارداگر غیر از این است چرا بصورت یکسان دست همه نیست!آیا نمیشد چیز دیگه ای را در نظر گرفت؟ بعنوان مثال محبت! گفتم بعنوان مثال!وای که اگر این بود دنیا الان چه شکلی میشد!!انسان آنقدر روی چیزی مانور میدهد تا یا آن را یا نابود سازد یا به بی نهایت برساند که عملا امکان چنین چیزی وجود ندارد در نهایت دوباره آن را به نقطه صفر می رساند!بله، این سرشت و ذات و عطش سیراب نشدنی همواره با انسان بوده هست و خواهد بود(بی نهایت طلبی)البته...خواستم مبحث دیگری را باز کنم، گفتم شاید به مزاقتان خوش نیاید.در حین نوشتن این مطلب؛ مسئله ای دیگر در ذهنم خطور کردچرا ما تعصب داریم؟حتی رفتار و عملمان از دیگران الگو گرفته میشود از ساده ترین چیزها مانند سلام کردن!بعد، اسممان را میگذارند با شخصیت!آخر چطور میتوان اسم کسی را که مثل یک زندانی عقل و روانش را کنترل کرده اند(معمولا والدین) ، گذاشت با شخصیت! (تلخ ترین جوک تاریخ بشریت)اصلا مگر شخصیت در این عالم وجود دارد؟مگر شخصیتی جدید هر بار شکل میگیرد؟همه تقلید است و تقلید است و تقلیدآری،ما هیچ چیزی از خودمان نداریمپس آنقدر به آن ننازحتی به آن موبایل یا سیستمی که با آن داری این مطلب را میخوانیحتی اگر به این فکر میکنی که من چقدر آدم خاصی هستم که مطالعه میکنم و مثلا دارم وقت میزارم و اینهاپشیزی نمی ارزی اگر فکر میکنی از بقیه سرتر هستی یا پایین ترتو باید این را بپذیری که فقط یک نوع دیگر از انسان هستی و بقیه اتفاقاتی که برای تو رقم خوده یا خواهی زد، عملا بسته به چیزهایی است که معمولا در کودکی برای تو رقم میخورد...و شاید برایت جالب باشد که بدانی کسانی آینده ات را رقم میزنند که خودشان هم به صورت رندومایز به اینجایی که هستند رسیده اندبله درست فهمیدیدکاملا شانسی و اتفاقیزندگی وجود نداردما داریم خودمان را گول میزنیمخیلی ها هستند که اکنون در تیمارستان هستند!خود کلمه تیمارستان واقات اهانت به آن اشخاص( که در واقع نوعی از هم جنس خودشان(بشر) هست ) است!اما چرا همچین مکانی ساخته شد؟؟واقعا چرا؟چون چیزهایی که معمولا به فکر آنها رسیدهاکثرا ریشه اش تنهایی بوده و قابل درک برای دیگران نیستاگر هم گاهی مشکل عقلانی یا تندخویی در آنها مشاهده میکنید، از آنجایی که خودشان هم نمیتوانند تجزیه و تحلیل کنند خیلی از چیزها را این موارد بخصوص رخ میدهد...ما ادای آدم را درمیاوریمفکر میکنم منظور خداوند از اشرف مخلوقات چیز دیگری بودهخیلی خوب است که به خودمان نگیریم و همچنین خودمان را هم نگیریماین دو فرق دارند!این مطلب را در همینجا خاتمه میدهمزبانم دیگر قاصر است و هر چه مطلب گسترده تر شود نمیتوانم چلوی خودم را بگیرمو البته بگویم، خیلی چیزها را نمیتوان گفت، چون اگر سر رشته اش باز شود دنیا دنیا حرف وجود دارد و البته نظرات و انتقادهای ترسناک!#جواد_آقاقدیری</description>
                <category>جواد آقاقدیری</category>
                <author>جواد آقاقدیری</author>
                <pubDate>Mon, 07 Feb 2022 23:32:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خواب و مرگ زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@javadaghaghadiri/sleep-and-death-of-life-ju1ukhnw0qtp</link>
                <description>به نام حضرت دوست که هرچه داریم از اوستسلام!مطلبی را که میخواهم با شما در میان بگذارم، شاید توانایی درک آن، از عهده هر کسی برنیاید و مورد تمسخر افرادی شوخ طبع قرار میگیرد.خب،گاهی اوقات خواب هایی را میبینیم،کم و زیاد، خوب یا بد و بعضاً واقعی و یا غیرقابل باور!بنظر من زمانیکه از دنیا میرویم حالتی رخ میدهد درست مانند موقعی که به خواب رفته ایمبارها و بارها، قطعاً شنیدید یا حتی خود شما به خودتون هم یادآوری کردید، که مرگ پایان کار هست و بحث های بعد از مرگ مثلاً برزخ و فلان و اینها...!صحبت من چیز دیگریست و با اینها کاری نداریم.یعنی اگر شما روزتان را با افکار و با کارهای درست گذرانده باشید، شاید حتی یک لحظه هم در خواب آن روز صحنه وحشتناکی را شاهد نباشید. (چه برسد به یک عمر زندگی با شرافت)| پس خواب به نوعی عالم پس از مرگ هست |بله،ما نتیجه عمل و نیّتمان را در زمان بیداری هم میبینیم، پس این امکان وجود دارد که ما در خواب هم تجربه اش کنیم.اگر یکبار به خواب رفتیم و دیگر بیدار نشدیم، احتمالاً(چون تجربه نکردم کلمه احتمالاً را بکار بردم) تا بی نهایت اسیر آن بشویم.اینجاست که وجدان آدمی خود واقعیش را به رخ میکشد.</description>
                <category>جواد آقاقدیری</category>
                <author>جواد آقاقدیری</author>
                <pubDate>Fri, 28 Jan 2022 21:52:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش نوشتن از سبک زندگی فریلنسینگ</title>
                <link>https://virgool.io/Freeland/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%84%D9%86%D8%B3%DB%8C%D9%86%DA%AF-xq2s2do8xmyb</link>
                <description>فری‌لنس، گونه‌ای قرارداد کاری است که بر پایهٔ آن فرد یا شرکتی قول انجام کاری را برای یک کارفرما در ازای دست‌مزدی مشخص را می‌دهد. فریلنسر کسی است که سرویس‌ها یا خدمات خود را بدون تعهد درازمدت به کارفرما ارائه می‌کند. آن‌ها معمولاً ساعتی، روزانه یا پروژه‌ای دستمزد می‌گیرند و اساساً یک کسب و کار یک‌نفره است.ساده‌ترین تعریف فریلنسر (Freelancer) این است که: یک نفر، بدون اینکه به یک سازمان یا کسب و کار و شرکت مشخص متعهد شود، فعالیت حرفه‌ای و تخصصی خود را برای مجموعه‌های مختلف انجام می‌دهد و بسته به نیاز و پروژه‌های در دسترس، کارفرمای خود را تغییر می‌دهد.زمینه‌هایی که در آن فریلنسینگ رایج است عبارتند از: موسیقی، چاپ، نویسندگی، برنامه‌نویسی، عکاسی، روزنامه‌نگاری، آرایشگری، ویرایش، طراحی گرافیک، طراحی سایت، مشاوره، راهنمای تور، برخی فعالیت‌های مهندسی معماری.عملکرد فریلنسرها با هم بسیار متفاوت است. بعضی از آن‌ها از مشتری می‌خواهند تا قرارداد امضا کند درحالی که بعضی دیگر کار را با یک موافقتنامه‌های شفاهی شروع می‌کنند. بعضی از فریلنسرها ممکن است هزینه کل پروژه را تخمین زده و بیعانه درخواست کنند.پرداخت به فریلنسرها نیز بسیار متفاوت است، فریلنسر ممکن است روزانه، ساعتی یا پروژه‌ای دستمزد بگیرد. یا به جای دریافت یک مبلغ مشخص بعضی از فریلنسرها از روش ارزش و قیمت‌گذاری مبتنی بر نتیجه کار برای مشتری استفاده می‌کنند، دریافت درصدی به صورت بیعانه. برای بعضی از پروژه‌های پیچیده به صورت فازبندی و در هنگام تحویل هر بخش از کار مبلغ آن قسمت را دریافت کنند.آیا شما مجموعه ای از مهارت ها را دارید که بی نظیر است و می تواند برای کسب درآمد به تنهایی از آن استفاده شود؟اگر می توانید به سؤال پاسخ مثبت بدهید ، پس تبریک می گویم. شما ممکن است آماده باشید تا به یک سفر هیجان انگیز و تحقق فریلنسر فکر کنید.مهارت و تخصص خودم در گرافیک کامپیوتری هست . گرافیک ‌کامپیوتری به تصاویر و فیلم هایی اطلاق می شود که با استفاده از کامپیوتر ساخته می شوند. این اصطلاح معمولاً به تصویر تولید شده توسط کامپیوتر اشاره دارد که به کمک سخت افزار و نرم افزار تخصصی گرافیکی ایجاد میشود.گرافیک ‌کامپیوتر یک حوزه گسترده و جدید در علوم کامپیوتر است.برخی از مباحث مهم در گرافیک ‌کامپیوتری عبارتند از طراحی رابط کاربری، عناصرگرافیکی، گرافیک برداری، مدلسازی سه بعدی، سایه سازی، طراحی GPU ، تصویر سازی سطوح ضمنی به روش رهگیری پرتو، و همچنین بینایی ‌کامپیوتری استگرافیک ‌کامپیوتری وظیفه نمایش طرح و تصویر را به طور مؤثر و قابل فهم برای کاربر به عهده دارد. همچنین برای پردازش داده های تصویری دریافت شده از دنیای فیزیکی استفاده میشود. ابداع گرافیک ‌کامپیوتری، تأثیر بسزایی بر انواع رسانه ها داشته و بطور کلی موجب تحول انیمیشن، فیلم، تبلیغات، بازی های ویدئویی و طراحی گرافیکی شده است.نکات کلیدی درباره نحوه شروع کار فریلنسینگمهارت های بارز و قابل توجه خود را شناسایی و ارزیابی کنیدحالا زمان آن رسیده که نیازهای بازار را در نظر بگیریدوسایلی که برای شروع کار فریلنسینگ نیاز دارید را جمع آوری کنیدیک برنامه با اهداف معین برای خود ترسیم کنیدیک راهنما پیدا کنیدمقدمات یک برنامه ریزی روزانهمشخص کنید چطور یک روز خود را سپری می کنید.چند روز را برای این کار اختصاص دهید. دقت کنید که در طی روز چه کارهایی را انجام می دهید و مدت زمان آنها چقدر است.تمام کارهایی که انجام می دهید را یادداشت کنید.حتی به زمان های آزاد و اوقات فراغت خود هم توجه کنید.زمان هایی که برای رفت و آمد صرف می کنید را یادداشت کنید.ما زمان زیادی را در روز صرف رفت و آمد می کنیم.بنابراین زمان رفت و آمد را محاسبه و یادداشت کنید.این مورد چون ضروری است و ما نمی توانیم آن را حذف کنیم بنابراین زمان کافی را برای آن در نظر بگیریدزمان هایی ک در آن بیشترین بازدهی را دارید، مشخص کنید.در نحوه برنامه ریزی روزانه به اولویت بندی کارها توجه کنید.کارهای مهمی که نیاز به دقت و تمرکز بیشتر دارد را در زمانی که بیشترین بازدهی را دارید انجام دهید.به عادات روزانه خود توجه کنید.وقتی به کارهای روزانه و مدت زمان خود دقت می کنید، عدات روزانه را هم در نظر بگیرید و آنها را یادداشت کنید.بعضی از عادات در طی روز وقت گیر و برای ما مضر هستند.همچنین بعضی از عادات هم در برای ما ضروری هستند و باید آنها را رعایت کنیم.مهم است که بدانید عادات روزانه شما چگونه روی زندگیتان تاثیر می گذارد.عادت های آسیب رسان خود را پیدا کنید و سپس روش های بهتری را جایگزین کنید.وقت های تلف شده را کاهش دهید.بعضی از کارها برای ما وقت گیر هستند و به نظر هرکس اتلاف وقت است.برنامه ریزی روزانه خود را مورد بررسی قرار دهید و ببینید آیا امکان دارد برخی از کارهایی که باعث اتلاف وقت می شود را انجام ندهید.برخی کارها مانند رفت و آمد یا انجام کارهای اداری بسیار وقت گیر است اما چاره ای برای آن نیست.شما میتوانید کارهای ضروری جزئی خود را در این زمان ها انجام دهید.مثلا می توانید صبحانه خود را در طول مسیر رفتن به محل کار میل کنید.برنامه روزانه خود را شبِ قبل تنظیم کنید.این نکته در نحوه برنامه ریزی روزانه مهم است.بهتر است که برنامه ریزی خود را از پیش تعیین کنید.اگر در برنامه ریزی ضعیف عمل می کنید، نگران نباشید. به مرور زمان در برنامه ریزی خبره می شوید.وقتی شب برنامه روز بعد خود را تنظیم می کنید، امکان جا به جایی و انعطاف پذیری را هم در آن در نظر بگیرید.من همیشه می گویم راضی هستم اما قانع نیستم.#freeland #فریلند #freelancer #فریلنسر #freelancing #فریلنسینگ</description>
                <category>جواد آقاقدیری</category>
                <author>جواد آقاقدیری</author>
                <pubDate>Sat, 24 Aug 2019 15:35:48 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>