<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های جواد ترشیزی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@javadtorshizi</link>
        <description>اینجا از تجربیاتم در کسب و کار و زندگی و تجربه های هنری و ادبی می نویسم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 14:21:57</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/90078/avatar/7GOEhB.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>جواد ترشیزی</title>
            <link>https://virgool.io/@javadtorshizi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>اولین نرم افزار حسابداری ایران؛ قصه برندهای قدیمی  نرم افزاری ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@javadtorshizi/%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D9%86%D8%B1%D9%85-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%82%D8%B5%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D9%86%D8%B1%D9%85-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-jvxgcnc6hzcr</link>
                <description>اگر عباراتی مثل اولین نرم افزار ایرانی یا تاریخچه نرم افزار در ایران را سرچ کنید به پاسخ مشخصی نخواهید رسید. در نهایت یک سری سایت که برای بالا رفتن سئوی خودشان یک محتوای نه چندان صحیح را تکرار کرده اند تا بگویند خودشان از چه سالی شروع به کار کرده‏اند دستتان را خواهد گرفت. اما به واقع نرم‏افزارهای مدیریت اطلاعات که سرآمد آنها نرم‏افزار حسابداری است از چه تاریخی وارد مارکت نرم‏افزاری ایران شدند؟برای پاسخ به این سوال باید در ابتدا به تاریخچه پیدایش کامپیوتر در ایران نگاهی بیندازیم. اولین کامپیوتر شخصی در دنیا ( PC) توسط استیو جابز و به نامApple عرضه شد. در زمانی که هنوز اکسل توسط شرکت میکروسافت ابداع و طراحی نشده بود Dan Bricklin اولین نرم افزار صفحه گسترده را به اسم Visi Calcتولید و ارائه کرد که مخصوص کامپیوترهای اپل بودند.با ورود غول قدیمی کامپیوتر یعنی شرکت IBM به صنعت کامپیوترهای شخصی و ابداع سیستم عامل DOS توسط بیل گیتس در شرکت میکروسافت نسلی از کامپیوترهای شخصی به وجود آمد که در آن سال به کامپیوترهای سازگار با IBM (Compatible IBM) شناخته شدند. صفحه گسترده‏های تحت داس به مراتب بهتر و کاراتر بودند.در این زمان بسیاری از علاقه‏مندان به کامپیوتر در تمام دنیا و در ایران سعی در تدوین برنامه‏هایی برای محسابات مالی و عملیاتی بودند. این برنامه ها عموماً در سیستم عامل های داس قابل استفاده بودند و اطلاعات بر روی فلاپی دیسک ها ذخیره می‏شدند. تا این زمان بیشتر فعالیت ها به صورت آزمون و خطا و تحقیق و توسعه بود. مثلاً برخی سازمان های بزرگ و ادارات که کامپیوتر در اختیار داشتند برای مدون کردن اطلاعاتی نظیر موجودی کالاها یا کارکرد پرسنل دست به دامن نرم‎‏افزار نویسان شده بودند. ولی کماکان هیچ نسخه عملیاتی‏ای به عنوان نرم افزار لانچ نشده بود.شاید می‏بایست اولین نرم افزار حسابداری را باید نرم افزار ACCکه بر روی فلاپی دیسک قابل کپی بود و یک نسخه تقریباً یک مگابایتی رایگان بود و توسط آقای منصور بروجردیان طراحی و برنامه‏نویسی شده بود بدانیم. اما این نرم‏افزار شکلی بسیار ابتدایی داشت و چون توسعه‏ای برای آن داده نشد از آن عبور می‏کنیم و به شرکت‏های نرم‏افزاری می‏پردازیم.در سالهای میانی دهه شصت چند شرکت نرم افزاری در ایران تاسیس شدند که کماکان نیز پا به پای هم به رقابت می پردازند. اولین شرکت در سال 1366 با نام الگوریتم پویا در مشهد ثبت گردید و پس از آن در سال 1367 شرکت نماد ایران و در سال 1368 نیز شرکت همکاران سیستم در تهران ثبت رسمی شدند.شرکت الگوریتم پویا در ابتدا با انجام محاسبات سازه ای پروژه ساختمان دانشگاه علوم پزشکی بیرجند که بصورت فضائی و با استفاده از نرم افزارSAP80 در سال 1367 وارد بازار نرم افزاری ایران شد. این بدون تردید یکی از اولین نمونه های کاربردی نرم افزارهای مهندسی بود که در کشور پیاده سازی شده بود و در پروژه ساخت دانشگاه علوم پزشکی بیرجند به کار گرفته شد.اما موسسان شرکت الگوریتم پویا حوزه سیستم های مالی، اداری و صنعتی را حوزه مناسبتری برای کسب و کار خویش تشخیص دادند. از این رو بخش صنعت را به عنوان اولین بازار هدف خویش برگزیدند. در سال های نخستین فعالیت شرکت الگوریتم پویا هم از نقطه نظر سرمایه گذاری و هم به جهت نبود نیروی انسانی آشنا به کامپیوتر، کامپیوترهای PC به عنوان یک ابزار لازم سازمانی مورد توجه قرار نگرفته بود. بنابراین در دو سال اول فعالیت شرکت الگوریتم پویا اجرای سیستم حقوق و دستمزد برای کارخانجات فرآورده های غذائی مشهد (شیفته) و شرکت شهد ایران بود. اجرای موفق این سیستم با بیش از چهار هزار نفر پرسنل ظرفیتی را در شرکت الگوریتم پویا به وجود آورد که یکی از جسورانه ترین خدمات این شرکت یعنی اجرای سیستم حقوق کارکنان و بازنشستگان استان خراسان با بیش از هشتاد هزار نفر پرسنل طی مدت یکسال توسط این شرکت انجام شد.در ادامه و در سال 1369 شرکت الگوریتم پویا با عقد قراردادی با شرکت قطعات اتومبیل ایران بزرگترین واحد صنعتی مشهد در آن زمان، پای در راه طراحی و تولید و استقرار نرم افزار حسابداری با رویکرد استفاده توسط کاربرنهائی گذاشت. با تلاش تیم تحلیل و برنامه‏نویسی‏شان آنها توانستند مجموعه نرم افزاری خود شامل سه نرم افزار حسابداری مالی ، حسابداری انبار و حسابداری فروش در محل شرکت قطعات اتومبیل بر پایه فناوری DOS و با بانک اطلاعاتی FOX طراحی، تولید و عملیاتی شد. این سیستم از لحظه استقرار  بیش از 10 سال بصورت کاملاً عملیاتی مورد بهره برداری مجموعه شرکتهای گروه قطعات اتومبیل قرار گرفت و بعدتر جای خود را به نسخه ویندوزی همان نرم‏افزار داد.شرکت نماد ایران  نیز از نسل اولی‏های نرم‏افزار در ایران است و با تکنولوژی DOSو زبان برنامه نویسی  c  همراه با  btrieve file manager  در کنار مجموعه کاملی از توابع کتابخانه ای که توسط شرکت طراحی و نوشته شد، زیر ساخت توسعه ماژولها را فراهم کرده بود. در این زمان مجموعه ماژولهای مالی و اداری نماد ایران شکل گرفت. این سیستمها تحت شبکه  Novel  ارائه شد و از همان ابتدا مفهوم  ACID  در سیستمهای مالی اداری شرکت لحاظ شده بود.در جایی دیگر اما رویکرد شرکت همکاران سیستم متفاوت بود. آن‏ها که کمی دیرتر شروع کرده بودند نیز دست به تولید نرم افزار حسابداری بر پایه فناوریDOSزدند و در سال 1371، تقریباً همزمان با رقبای خود نسخه اولیه نرم افزار حسابداری خود را ارائه دادند. و در سالهای 1372 و 1373 نیز زیرسیستم های انبار و خزانه داری و دارایی‏های ثابت را به این نرم افزار افزودند.پس از این سه شرکت و با روی کار آمدن سیستم عامل ویندوز شرکت‏های متعددی با محوریت نرم‏افزار پا به عرصه وجود گذاشتند و شروع به تولید نرم افزار حسابداری تحت ویندوز کردند. در ادامه نام محصولات دیگر شرکت‏هایی که در این سال‏ها پا به عرصه وجود گذاشتند و نسخه ویندوزی ارائه دادند را لیست خواهیم کرد:- نرم افزار حسابداري رافع ( تحت DOS هم داشته است )-  نرم افزار حسابداري حسابدار-  نرم افزار حسابداري حسابرس-  نرم افزار حسابداري تدبير  - نرم افزار حسابداري حسابگر  - نرم افزار حسابداري پيشرو  - نرم افزار حسابداري فراپيام  - نرم افزار حسابداري فراگستر- نرم افزار حسابداري توازن  - نرم افزار حسابداري نماد ايران ( تحت DOS هم داشته است )-  نرم افزار حسابداري طراح سيستم-  نرم افزار حسابداري حسابيار  - نرم افزار حسابداري رايين-  نرم افزار حسابداري هلو-  نرم افزار حسابداري سيماد-  نرم افزار حسابداري سياق ( تحت DOS هم داشته است )  - نرم افزار حسابداري نفيس  - نرم افزار حسابداري پازار-  نرم افزار حسابداري آسمان-  نرم افزار حسابداري سكه  - نرم افزار حسابداري پيوست  - نرم افزار حسابداري پاتريسبرخی از این نام‏ها امروز کم فروغ شده‏اند و برخی دیگر با رشد چشمگیری مواجه شده ‏اند. در حال حاضر شرکت الگوریتم پویا متمرکز بر ارائه سیستم‏های ERP و صنعتی  است، شرکت نماد ایران نیز ERP خود را بر پایه .NET توسعه داده است و شرکت همکاران سیستم با چندین شرکت اقماری خود در چند سطح به ارائه نرم‏افزارهای مالی و سازمانی می‏پردازد.#نرم_افزار #حسابداری </description>
                <category>جواد ترشیزی</category>
                <author>جواد ترشیزی</author>
                <pubDate>Wed, 22 Jan 2025 15:28:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهترین نرم افزار CRM چیست ؟ کامل ترین مقایسه بین نرم افزارهای سی ار ام ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@javadtorshizi/httpsvirgooliojavadtorshizi%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%86%D8%B1%D9%85-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%D8%B1-crm-rxizu70v9kdb</link>
                <description>نرم افزار CRM چیست؟سی آر ام مخفف عبارت Customer Relationship Management و به معنی مدیریت ارتباطات با مشتریان است. همینطور که از نام این نرم افزار مشخص است، نرم افزار CRM به ما این امکان را می دهد که ثبت، دسته بندی، تلخیص و گزارش گیری اطلاعات مشتریان و درخواستهایشان و همینطور بهبود شکل ارتباط با مشتریان را مدیریت کنیم.اگر بخواهیم سی آر ام را در یک جمله و به صورت خلاصه تعریف کنیم می توانیم بگوییم:نرم افزار سی آر ام ابزار دست تیم فروش است برای بالاتر بردن بازدهی فرایند فروش!خیلی از ما اسم سی آر ام را در دیالوگهای بیزینسی خود شنیده ایم اما کمتر کسی اطلاعات دقیقی راجع به این نرم افزار در اختیار ما گذاشته است. دراین مقاله قصد داریم زیر و درشت نرم افزار سی آر ام را برایتان بازگو کنیم.ویژگی های یک نرم افزار CRMخوب چیست؟با توجه به فراوانی توسعه دهندگان سی آر ام، برای انتخاب بهترین نرم افزار CRM لازم است ویژگی های یک نرم افزار خوب را بدانیم. مهمترین ویژگی یک سی آر ام خوب پویایی یا داینامیک بودن آن است. به زبان ساده تر هر چه سفارشی سازی و تنظیمات شخصی در سی آر ام ساده تر و در دسترس تر باشد، رتبه آن نرم افزار در بین رقبا بالاتر خواهد بود.دیگر ویژگی یک سی آر ام خوب ارتباط آسان با نرم افزارهای دیگر است. ما در دوره ای زندگی می کنیم که اکثر فعالیتهای سازمانی خود را با نرم افزارهای متفاوت مدیریت می کنیم. هاست های ایمیل، پیام رسان ها، نرم افزارهای مالی، نرم افزارهای اتوماسیون اداری و ... سی آر امی که به آسانی بتواند با سلوشن های مختلف یکپارچه شود و همگام سازی اطلاعات را در دسترس کاربر قرار دهد نیز از نمره خوبی برخوردار خواهد بود.از دیگر مزایای یک سی آر ام خوب می توان به پشتیبانی از زبان فارسی، تقویم شمسی، اینترفیس یا محیط گرافیکی جذاب، قابلیت تنظیم سطوح دسترسی، قابلیت ایجاد و انتشار گزارش های و دشبوردهای اختصاصی اشاره کرد.چرا و چه وقت به نرم افزار CRMاحتیاج داریم؟ورودی نرم افزار سی آر ام دیتابیس اطلاعات مشتریان است. چه مشتریان بالقوه که با نام سرنخ یا فرصت تجاری می شناسیم چه خریداران محصول یا خدمات ما که تحت عنوان مشتریان طبقه بندی می گردند. اما در دو موقعیت نیاز به سی آر ام در مجموعه بازرگانی شرکت به طور جدی حس خواهد شد؛یکی زمانی که تعداد مشتریان بالقوه و بالفعل یا تراکنش های مشتریان اینقدر زیاد شود که یک نفر نتواند همه آنها را به خاطر بسپارد و همه را به شیوه معقول مدیریت کند.دوم زمانی که تعداد کارشناسان فروش از یک نفر بیشتر باشد که در این صورت ممکن است اطلاعات و توافقاتی بین یک کارشناس با مشتریان صورت پذیرد که در صورت ارتباط ثانویه با کارشناس دیگر حتماً نیاز به مستندات ثبت شده در سی آر ام به وجود خواهد آمد.انواع نرم افزار CRM را بشناسیدنرم افزار سی آر ام از دو طریق قابل استفاده و در دسترس کاربران قرار می گیرد:· نرم افزار CRM ابری یا آنلاین· نرم افزار CRM نصبی بر روی سرور محلینرم افزار CRM ابری یا آنلایناگر از سی آر ام ابری یا آنلاین استفاده کنید نیازی به خریداری و نگهداری سرور فیزیکی (و حتی مجازی) نخواهید داشت. در این حالت نرم افزار فوق بر روی یک سرور ابری نصب شده و هر مجموعه دیتابیس و فضای ذخیره سازی اختصاصی دارند. مهمترین مزیت این نوع نرم افزارها صرفه جویی در هزینه های راه اندازی و نگهداری سرور است، همچنین در دسترس بودن همیشگی این نوع نرم افزارها. از نکات منفی این نوع سی آر ام می توان به محدودیت در تعداد کاربر و یا فضای ذخیره سازی اشاره کرد که برای مجموعه های بسیار بزرگ با نیاز به حجم ذخیره سازی بالای اطلاعات یا تعداد کاربران بسیار مناسب نخواهد بود.کدام نرم افزار CRM ابری (آنلاین) بهتر است؟توسعه دهنگان بسیاری در ایران سی آر ام ابری ارائه می دهند که هر کدام تفاوتهایی در پلن ارائه نرم افزار دارند؛ برای انتخاب بهترین نرم افزار سی آر ام می بایست ارائه دهندگان را از جنبه های مختلف آزمود و بررسی کرد. قیمت، میزان در دسترس بودن شبکه، سرعت شبکه، پشتیبانی 24 ساعته، رزومه معتبر، قابلیت آپدیت، قابلیت سفارشی سازی نرم افزار، همچنین ارتباط نرم افزار سی آر ام با سایر نرم افزارها از مهمترین پارامترهای بررسی یک نرم افزار سی آر ام ابری خوب است. از بهترین برندهای نرم افزاری فعال در زمینه ارائه سی آر ام آنلاین در ایران می توان به اورست، دیدار، سرو و روش اشاره کرد.بهترین نرم افزارهای سی آر ام ابرینرم افزار CRM نصبی بر روی سرور محلیاگر قصد دارید مالک نرم افزار خود بر روی سرور محلی باشید و محدودیتهایی مثل تعداد کاربر یا فضای ذخیره سازی دست و پای شما را نگیرد می بایست هزینه خرید و نگهداری سرور را به جان بخرید. در این صورت شما یک نسخه از سی آر ام را بر اساس ورژن های موجود بر روی سرور فیزیکی یا مجازی خود نصب می کنید و ارتقا این نسخه نیز منوط به شرایط خاصی است که ارائه دهنده برای شما تعیین می کند. با توجه به دیدگاه سنتی درباره امنیت اطلاعات، مادامی که تغییر خاصی در نگرش ما به نرم افزارهای آنلاین رخ ندهد، کماکان این شیوه استفاده از نرم افزارهای سازمانی از نظر مالکین کسب و کار ایرانی جذابتر است.کدام نرم افزار CRM نصبی (لوکال) بهتر است؟شرکتهای نرم افزاری ارائه دهنده نرم افزارهای محلی از قدمت بیشتری برخوردارند، زیرا سی آر ام لوکال پدیده قدیمی تری است و بیش از ده سال است که در ایران رواج داشته است. چه بسا اگر رزومه این شرکتها را مرور کنید با نام مشتریان بزرگی روبرو خواهید شد که شگفت زده تان خواهد کرد و ممکن است باور اینکه از سالیان گذشته شرکتهایی بزرگی چون اینها از سی آر ام استفاده می کرده اند برایتان آسان نباشد. از بهترین ارائه دهندگان نرم افزارهای سی آر ام محلی یا لوکال می توان به پرنیان پردازش پارس، سامانه های مدیریت، پارس ویتایگر و پیام گستر اشاره کرد.بهترین نرم افزارهای سی آر ام لوکالارتباط نرم افزار CRM با نرم افزارهای مالییکی از مهمترین مسائلی که باید در خرید سی آر ام در نظر داشت امکان ارتباط این نرم افزار با نرم افزارهای سازمانی دیگر علی الخصوص نرم افزار حسابداری مورد استفاده در مجموعه است. ثبت اطلاعات مشابه در دو نرم افزار سی آر ام و حسابداری، علاوه بر اتلاف وقت و انرژی، ممکن است در بسیاری از موارد باعث بروز خطاهای انسانی شود. برای خطاناپذیرسازی سیستم، همچنین صرفه جویی در منابع پیشنهاد می کنیم نرم افزار سی آر امی انتخاب کنید که با نرم افزارهای مالی یکپارچه باشد.نرم افزارهای سی آر ام یکپارچه با نرم افزار مالی، عمدتاً در موجودیتهایی چون نام و واحدهای اندازه گیری کالا، مشتریان، موجودی انبار، پیش فاکتور و فاکتور همچنین رسید دریافت وجه یکپارچه هستند و از طریق API یا وب سرویس اطلاعات را فراخوانی می کنند.البته نباید فراموش کرد که جای اطلاعات مالی سازمان در نرم افزار حسابداری است و جای اطلاعات مرتبط با فرایند فروش در نرم افزار سی آر ام و توقع اینکه همه کار در نرم افزار سی آر ام انجام شود توقع بیجایی است. بعضاً دیده می شود که افراد از امکان سفارشی سازی نرم افزارهای داینامیک استفاده می کنند و حتی رسید و حواله های انبار را هم در سی آر ام ثبت می کنند. بهترین شیوه اجرا سی آر ام این است که اطلاعات اختصاصی در نرم افزارهای مجزا ثبت شوند و با قابلیت یکپارچگی در نرم افزار هدف فراخوانی گردند.با یک جستجوی ساده می توانید لیست نرم افزارهای سی آر ام و مالی مرتبط با هم در اینترنت پیدا کنید.آیا نرم افزار CRM می تواند جایگزین BPMS باشد؟همانطور که در بند قبلی گفتیم باید توجه کرد که اطلاعات مورد نیاز در هر سطح فعالیتی سازمان می بایست در فضای مناسب ذخیره سازی شود. یکی از نیازهای نرم افزاری این روزهای سازمان نیاز اتوماسیون فرایندها و فرمهای سازمانی است. نرم افزارهای BPMS یا فرایندساز برای پاسخگویی به این نیاز طراحی شده و در دسترس هستند. یکی دیگر از خطاهای رایج در استفاده از سی آر ام، وارد کردن فرایندها در نرم افزار سی آر ام است.تصور اینکه نرم افزاری که قرار است عصای دست واحد فروش باشد و با نمودارها و دشبوردهای مختلف و متنوع راه را برای افزایش فروش فراهم کند و با فرمهای متعدد مرخصی و ماموریت و دیگر فرمهای جاری سازمان و گردش کارهای فراوان تبدیل به یک فضای شلوغ و غیرقابل استفاده شود، واقعاً وحشتناک است.در یک زمین فوتسال می توان بسکتبال بازی کرد به شرطی که دروازه ها را برداریم و بسکتها را جایگزین کنیم و خط کشی ها را تغییر دهیم. اما نمی شود همزمان که فوتسالیستها در زمین مشغول بازی هستند، بسکتبالیستها هم بیایند و قصد کنند توپ را درون سبد بیندازند.اگر احساس نیاز به ارتباط بین فرایندساز و سی آر ام را حس می کنید نیز می توانید از اراده دهنده نرم افزار سی آر ام بخواهید این ارتباط را برای شما فراهم کند و سعی کنید از آوردن فرایندهای غیر مرتبط با فروش در نرم افزار سی آر ام اجتناب کنید.</description>
                <category>جواد ترشیزی</category>
                <author>جواد ترشیزی</author>
                <pubDate>Mon, 15 Jun 2020 15:44:39 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بحران شیوع کرونا؛ تعطیلی یا کار؟ مسئله این است ...</title>
                <link>https://virgool.io/@javadtorshizi/%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B4%DB%8C%D9%88%D8%B9-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-%D8%AA%D8%B9%D8%B7%DB%8C%D9%84%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-h3jo1ivvqxcu</link>
                <description>کرونا چندین شهر مهم دنیا را به تعطیلی کشانده استما عاشق تطیلاتیم، یا بهتر بگویم عاشق کار نکردن. همچنین شکی وجود ندارد که ما ایرانی ها مردم با درایت و با برنامه ای نیستیم. در بهترین حالت می توانیم ادعا کنیم ما مرد روزهای سختیم و وقتی بلایی بر سرمان نازل می شود شروع می کنیم به ابداع راه حل. هر چند که در همین باور نیز جای شک و شبهه وجود دارد. بلومبرگ درباره بحران شیوع کرونا در ایران و نگرانی جامعه جهانی در مقاله ای نوشته بود: ایرانی ها هیچ چیزی از مدیریت نمی دانند؛ نه مدیریت راهبردی و استراتژیک و نه مدیریت بحران! که البته جای وارد دانستن ایراد به این مقاله وجود دارد.علاج واقعه پس از وقوعاساسا انسان در طول تاریخ ثابت کرده که در هنگام مشکلات توانایی های نهفته ذهنی و جسمی خود را آزاد می کند و به نحوی بهره وری خویش را بالا می برد. درباره موج جدید شیوه کرونا ویروس یا همان کووید 19 نیز این چنین است؛ اطرافتان را نگاه کنید! آدمهایی که تا دیروز دستشان تا آرنجش در بینی شان بود امروز 20 ثانیه تمام دستها را با آب و صابون می شویند و بعد هم دستگیره ضد عفونی شده را با دستمال می بندند!حاکمیت نیز مثالهای فراوانی در زمینه مدیریت – یا لااقل برون رفت از – بحران به نمایش گذاشته. قبول که نقد بر عملکرد مدیریتی دولت به عنوان قوه مجریه حاکمیت فراوان است اما باید پذیرفت که به هر لطایف الحیلی از بحرانها عبور کرده ایم و خواهیم کرد. حتی شده با دست به دعا شدن برای تغییر شرایط اقلیمی!این روزها که درخواست تعطیلی و دورکاری و تعلیق خیلی از مراسم و کارها وجود دارد و حتی برخی معتقدند باید شهرها و استانها قرنطینه شوند، مهمترین سوالی که ذهن من را مشغول کرده این است؛ کسب و کارهای خصوصی چه قدر از کرونا و تعطیلی پیش آمده ضرر کرده اند؟مردم از ترس تردد در مکانهای شلوغ عملا پا به بازارها و پاساژها نمی گذارند، کسی پیک موتوری نمی گیرد، مراجعه حضوری به شرکتها به صفر رسیده و تمام جلسات حضوری لغو شده اند یا به زمان دیگری موکول شده اند.قرنطینه محله ای در چیناینجاست که هر شخصی با توجه به نیاز کسب و کارش سعی می کند تغییری هرچند جزئی داشته باشد تا مشتریانش را دوباره به محل کار بکشاند. هر چند مشکل فقط مشتریان نیستند؛ بلکه کارکنان نیز در چنین اوضاعی سر ناسازگاری برمی دارند و به اصطلاح با نق نق در محل کار حاضر می شوند.از جمله تغییرات کوچک می توان به توزیع ماسک و لوازم بهداشتی بین کارکنان اشاره کرد، تا ضدعفونی کردن محیط کار. مثلا یک خانم که آرایشگاه زنانه داشت مدام در اینستاگرامش استوری می گذاشت و فیلمهایی از ضدعفونی کردن آرایشگاه به مخاطبان یا مشتریان بالقوه اش ارائه می داد. اما همه اینها تا چه حد می تواند موثر باشد؟قطعا تاثیر این رفتارها بسیار اندک و جزئی است. در مقابل کسی که هوشمندی می کند و مثلا از تیم فروشش می خواهد جلسات حضوری با مشتریان را کنسل نکنید بلکه از مشتریان بخواهید در جلسات آنلاین شرکت کنند برنده این بازی در ظاهر باخت باخت است؟ من در این هفته نزدیک به 10 تا جلسه رزرو کرده بودم. دو سه تای اول کنسل شد بی اینکه ایده ای داشته باشم برای برگزاری آنها. زمانی که در اتاق فکر محل کارمان به این نتیجه رسیدیم که می شود جلسه های کاری را آنلاین برگزار کرد، دست به کار شدیم. سریع چند تا فیلم آموزشی تهیه کردیم که قبل از جلسه برای طرف های مذاکره ارسال کنیم، اسکایپ و انی دسک و ادوب ای کانکت هم که دم دست همه هست ... و به یکباره فعالیت کاری احیا شد. جالبت اینجاست که ترس کرونا ما را از شر ترافیک و هزینه های حمل و نقل و بسیاری از دردسرهای دیگر مثل جای پارک خلاص کرده بود. عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد یا اگر انسان خواهد!نه اینکه بگویم ما کارمان خیلی درست است و این به فکر کسی نرسیده! خیر! می خواهم از مزایای کسب و کارهای آنلاین بگویم. فروشنده مغازه کوچکی در طبقه چندم یک پاساژ که در گذشته عوض بازی کردن با موبایلش یک فروشگاه اینترنتی یا فروشگاه اینستاگرامی راه انداخته و به هر سختی تاتی تاتی کنان با غولهای اینترنتی رقابت کرده، اکنون دستش از دیگر هم صنفانش جلوتر است.حسابداری که به جای کله شقی و اصرار بیهوده به نرم افزارهای سرور بیس از نرم افزارهای آنلاین استفاده کرده و تمام اطلاعات مالی شرکت را برده روی سرورهای ابری، الان بدون دغدغه می نشیند در منزل و حسابداری شرکت را انجام می دهد، بی اینکه بخواهد مرخصی بگیرد یا به مدیران شرکت التماس کند که کسب و کار را تعطیل کنند!به نظر من بعد از پشت سر گذاشتن این بحران وقتش است که یک تجدیدنظر اساسی روی محیط وب، فضای مجازی و کسب و کارهای آنلاین بشود. محیط اینترنت قدرت این را دارد که از راه دور تمام نیازهای ما را مرتفع کند ...</description>
                <category>جواد ترشیزی</category>
                <author>جواد ترشیزی</author>
                <pubDate>Wed, 26 Feb 2020 21:25:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یادداشتی برای یک فرشته زمینی</title>
                <link>https://virgool.io/@javadtorshizi/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%81%D8%B1%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C-tpko81diardm</link>
                <description>هزار سال پیش بود که یک سریالی نشان می داد شیطان در نقش یک زنی درآمده بود به اسم فرشته. اگر اشتباه نکنم سحر قریشی نقش آن شیطان مجسم را بازی می کرد. در آن زمان اینکه یک نفر بدون هیچ ابایی اعمال شیطانی مرتکب شود اینقدر عجیب و غریب بود که ازش سریال ساخته بودند. چیزی شبیه وست ورلد! اما حالا که همه شیطانک های مونث و مذکریم من به چشم خودم حضور یک فرشته را روی زمین دیدم.توی تاکسی نشسته بودیم. من جلو کنار راننده ی عصبانی نشسته بودم و عقب یک مرد میانسال و یک زن بی خیال. از این زنهایی که هندزفری می گذارند توی گوششان تا صدای دنیا را نشنوند. این یکی اما کتاب دستش گرفته بود تا از دنیای آدمها خودش را کنده باشد. من هم سرم توی گوشی ام بود و راننده هم احتمالا حواسش به رانندگی اش. اما مگر می شد بی خیال صحبتهای مرد میانسال عقب تاکسی شد. داشت از مرگ قریب الوقوع دختر هشت ساله اش صحبت می کرد و از قضا خیلی هم جدی بود. با درد و غم داشت به آن طرف خط می گفت:« گفتن پول جور نشه عملش نمی کنیم به همین راحتی!»نمی دانم راننده تاکسی و زن بغل دستی مرد میانسال چه فکر می کردند اما من فکر می کردم این پولی که ازش صحبت می شود حداقل صد میلیونی هست. اما واقعیت این بود که این پول یا کسری این پول فقط هشتصد هزار تومان بود. کسی که آن طرف خط بود ظاهرا قول داده بود کاری بکند اما این قول آن قدر قرص و محکم نبود که گره ابروان مرد را باز کند. مرد دوباره از گوشی دکمه ای اش یک شماره گرفت و همین ها را تکرار کرد. آن قدر ساده و بی تکلف حرف می زد انگار نه انگار صندلی عقب تاکسی بود؛ انگار توی تخت اتاقش دراز کشیده بود، یا توی تخت بیمارستان کنار دخترش.راننده توجهی به حرفهای مسافر نداشت. من هم وانمود می کردم که نمی شنوم. اما زن سرش را از لای کتابش برداشت و شماره کارت مرد را گرفت. نمی دانم چه قدر پول زد به کارت مرد، اما بالاخره گره ابروی مرد مریض دار باز شد. من این ماجرا را از آینه بغل می دیدم که تصویر نیمه از از عقب ماشین نشان می داد. راننده هم لابد از آینه وسط. زن با بی خیالی محض رمز دومش را از بانکش تقاضا کرد و پول را زد به کارت مرد. بعد از راننده خواست که بزند بغل تا پیاده شود. مدتی معطل پول خرد الباقی کرایه اش شد و تمام این مدت مرد داشت قربانن صدقه اش می رفت و ازش تشکر می کرد.زن فقط چند جمله گفت: « این وظیفه من بوده، کاری نکرده ام. خدا امروز من رو سر راه تو قرار داده بود. وگرنه شاید باورت نشه ولی از مترو جا موندم. من هیچ وقت تاکسی نمی گیرم برای سر کار رفتن.»بعد رفت. من و راننده تاکسی و مرد میانسال هاج و واج مانده بودیم. او وقعا یک فرشته بود؛ یک فرشته زمینی!</description>
                <category>جواد ترشیزی</category>
                <author>جواد ترشیزی</author>
                <pubDate>Wed, 19 Feb 2020 16:13:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>امیدوارم روزگار شما را به رفتار خودتان محاکمه کند!</title>
                <link>https://virgool.io/@javadtorshizi/%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%B1%D9%88%D8%B2%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AD%D8%A7%DA%A9%D9%85%D9%87-%DA%A9%D9%86%D8%AF-fd9vhcvhsxuc</link>
                <description>شکایت از یک فروشنده نرم افزار سی آر اماین نفرین مودبانه جمله برجسته ای از یک نامه اشتباهی است. شاید فکر کنید در روزگار نامه های مکتوب و پستچی های دوچرخه سوار ممکن بود نامه ای به اشتباه به شخص دیگری برسد ولی در دوران سلطه اینترنت و نقشه های ماهواره ای دیگر چطور؟تفاوتی نمی کند. وقتی قرار باشد دست کسی رو شود فرقی نمی کند؛ نظام طبیعت همه چیز را ردیف می کند تا صدایی که باید شنیده شود. این نامه خطاب به مدیر عامل یک شرکت فروشنده سی آر ام ایرانی ارسال شده بود که به علت مشابهت اندکی اسمی، از قضا رسید به دست من که سرم درد می کند برای قصه آدمها. در تمام متن نامه نویسنده اشاره کرده بود اینها را خودتان می دانید و توجه نمی کنید، اما من می گویم. انگار غیرمسقیم داشت با شخص سومی که من باشم صحبت می کرد!هوشمندی شما فقط در گرفتن پول از ما بودنویسنده نامه که خودش را در نهایت ادب معرفی کرده بود، در ابتدا توضیح داده بود که ما 5 ماه پیش از شرکت شما به مبلغ 12 میلیون تومان نرم افزار سی آر ام خریدیم. (که برای این نرم افزار کمی خارج از عرف است) کارشناسان شما در زمان فروش از انواع شیوه های مدرن پیچاندن کلام و زبان بازی از دادن اطلاعات دقیق خودداری می کردند و فقط به واژه های هوشمند و هوشمند سازی اکتفا می کردند.مثلا وقتی از ایشان درباره افزونه فکس می پرسیدیم هر چند کلمه یکبار می گفتند هوشمند ولی در نهایت فیچری که تحویل ما شد حتی win fax نیز ابتدایی تر بود. یا زمانی که درباره افزونه کالرآیدی از همکاران شما پرسیدیم چرا برخی شماره ها توسط این افزونه نمایش داده نمی شود پاسخ داده شد به علت هوشمند سازی مخابرات این افزونه ممکن است بعضا خطا بدهد! درحالیکه کالر آیدی روی گوشی تلفن که به خط همان مخابرات وصل بود و اصلاً هم هوشمند نبود هیچ وقت خطا نمی داد!واقعا با پوست و خونم حس می کردم چقدر فشار روی نویسنده نامه بوده. چون بعضا برای خودم نیز پیش آمده که پاسخگوی تلفن پشتیبانی بدون داشتن اطلاعات تخصصی یک هوایی زده و به خیال خوش که من متوجه نیستم تلفن را قطع کرده.در ادامه نویسنده نامه نوشته بود که همان زمان که 50 درصد از پیش پرداخت را داده بوده متوجه عدم وجود ساز و کار مناسبی در این شرکت شده اما هر قدر که تلاش کرده بودند قرارداد را فسخ کنند، فروشنده زیر بار نرفته. این بنده خدا هم پذیرفته تسویه حساب کند به امید اینکه محصول مورد نظر به دستش برسد اما زمان تحویل نرم افزار به آنها یک سی دی که بر روی آن نسخه ای ازپول را که پرداخت می کنند فروشنده دیگر پاسخگو نیستکارشکنی پس از دریافت وجهنویسنده نامه می گوید؛ همه ی این ماژول ها و نرم افزار مسخره و مزخرفی که به خاطر کلاهی که بر سرمان رفته بود و پیش پرداختی که داده بودیم و گفتید قابل فسخ نیست، را به جان خریدیم تا شاید نرم افزار سی آر ام، هر چند با ناخوشی، برای ما کار کند، که البته کار نکرد.هر روز ما در این 2 ماهی که نرم افزار شما روی سرور ما بود، از ترس اینکه فاکس و ایمیل و تماس مشتریان را از دست ندهیم، مجبور بودیم از اتاق دیگر دفتر به اتاق دیگر دفتر، فکس ارسال کنیم تا ببینیم، ماژول شما کار می کند یا خیر؟ معمولا هم کار نمی کرد و یک ساعتی باید سیستم را از طریق ریموت در اختیار کارمندان شما قرار میدادیم ( البته اگر نوبت به ما میرسید و بعد از ساعتها پشت خط ماندن ) تا شاید درست شود. و فردا دوباره همین آش و همین کاسه! ما از شما یک سرویس ارسال پیام خواستیم اینگونه ما را عذاب دادید؟ اسم خودتان را هم گذاشته اید ........... معلوم نیست چی را می خواهید گسترش دهید؟نرم افزار شما برای ما یک روز کار نکرد. هر روز از ما می خواستید که وقت بگذاریم تا نرم افزار شما قابلیت پیدا کند، نهایتا کلافه از این نرم افزار گفتیم، اصلا نمی خواهیم .همین می شود که بنده خدا سرویسی که این همه بابت خریدش هزینه کرده و از آن مهمتر ماهها خود و همکارانش زمان و انرژی با ارزششان را برای راه اندازی نرم افزار گذاشته اند به راحتی کنار گذاشته می شود. بگذریم از برندینگ منفی ای که برای فروشنده درست می شود، اتفاقاتی از این دست باعث می شود بی اعتمادی به اتوماسیون و مکانیزاسیون فرایندهای کسب و کار دیرتر و سختتر حل شود و کماکان به عنوان یک معضل باقی بماند.امیدوارم روزی ما هم یاد بگیریم مثل کشورهای پیشرفته به فروش به مثابه پایان راه ارتباطی با مشتری نگاه نکنیم و درک کنیم این یک تعامل پایدار است و حفظ مشتری به علاوه مزایای سودآوری مجدد آن، یک وظیفه انسانی است؛ ما در قبال پولی که از مردم می گیریم مسئولیم!</description>
                <category>جواد ترشیزی</category>
                <author>جواد ترشیزی</author>
                <pubDate>Sat, 15 Feb 2020 20:28:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در خدمت و خیانت واقعیت</title>
                <link>https://virgool.io/@javadtorshizi/%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%AF%D9%85%D8%AA-%D9%88-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C%D8%AA-txvtvmnuzxmh</link>
                <description>دیروز کارفرمای عزیز را ناراحت کردم. دلش را شکستم و گفتم من فلان کار را بلد نیستم. توقع نداشت لابد. کی تو این مملکت تا به حال گفته من بلد نیستم و نمی توانم که من دومی باشم؟ اینجا همه آدمها همه فن حریف و کارشناس اند. و خب طبق معمول من قرار نیست به خوبی همه باشم.یادم از زمانی می آید که عطرفروشی داشتم. از سختی های فروش عطر تنوع بالای رایحه ها و برندهاست و از آن سختتر شباهت بوها به یکدیگر. گرگهای زرنگ کارشان راحت است. همکارهای من اکثرا یکی دو تا عطر دم دستی داشتند هر کس هر اسمی می گفت یا بویی را توصیف می کرد به جد می گفتند این همان است. آنقدر از فنون فروش و بازاریابی استفاده می کردند که عطر تقلبی را به طرف قالب کنند. از شما چه پنهان رتبه فروشنده ها با توانایی شان در دروغگویی و اقناع مشتری بابت خرید چیزهای به درد نخور سنجیده می شود. وگرنه به قول خودشان کالای خوب و شناخته شده را که همه می خرند. فروشنده خوب اونه که جنس بنجل رو قالب کنه.ترفند من گفتن نمی دانم یا بلد نیستم بود و پیشنهاد امتحان کردن بقیه کالاهایی که من در فروشگاه موجود داشتم. نگاه ایده آلیستی ام هنوز هم ارضایم می کند. در دنیای دیگری من می توانستم یک عطرفروش منصف  و موفق باشم اما در دنیای خشن کنونی من یک عطرفروش ورشکسته ام که دهها میلیون تومان متضرر شد. ولی همکاران سابقش هنوز با ترفندهای فروششان سرپایند. حقیقت این است که انسانها از شنیدن دروغ بیزارند. اما واقعیت این است که مردم عاشق شنیدن دروغند. تبلیغات تلویزیونی را ببینید. در تمام تبلیغات طرف با یک قطره مایع ظرفشویی یک خروار ظرف را می شوید. این چیزی است که مردم دوست دارند ببینند و بشنوند نه واقعیت. </description>
                <category>جواد ترشیزی</category>
                <author>جواد ترشیزی</author>
                <pubDate>Thu, 30 Jan 2020 09:28:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آدمهای اشک و ناله ...</title>
                <link>https://virgool.io/@javadtorshizi/%D8%A2%D8%AF%D9%85%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B4%DA%A9-%D9%88-%D9%86%D8%A7%D9%84%D9%87-cmiglvw5ennb</link>
                <description>دوستی داشتم به اسم رحمت که الان نروژ زندگی می کند. آن زمان که مثل سریش و کاغذ به یکدیگر چسبیده بودیم و لحظه به لحظه با هم بودیم کاری نداشتیم جز حرف زدن. مگر دو تا رفیق کار دیگری هم با هم دارند؟ فرندز را ببینید. دویست و چهل قسمت بیست دقیقه ای یک ریز با هم حرف می زنند و از حرفهای هم شادی و امید و غم و ترس و یک عالمه حس دیگر می گیرند. من در دوره های مختلف زندگی ام فرندهایی داشته ام که بیست و چهار ساعته با هم بوده ایم و حرف زده ایم و حرف زده ایم و حرف زده ایم تا چاقوی جدایی مثل یک خربزه دوستی مان را از وسط دو نصف کرده و هر تکه را انداخته گوشه ای از این دنیا. رحمت آن زمانِ کاغذ و سریشی می گفت تا به حال دکتر نرفته. باورش سخت بود ولی می گفت از بابام پول می گیرم می رم سیگار ماربورو می خرم به جای کنت و می گم رفتم دکتر آمپول زده گفته استراحت کن خوب می شی. به قول خودش دکترها کاری ازشان برنمی آید جز القای انگیزه برای ادامه. کار قرص و آمپولها هم همین است. خودش که هیچ برای بقیه هم همین بود. مجلس ختم هیچکس نمی رفت, در هنگام بیماری و مشکلات بقیه دلسوزی نمی کرد و نهایت حرفش این بود; قوی باش!لب کلامش این بود که وقتی اتفاقی مصیبتی یا فاجعه ای رخ می دهد نباید به یکدیگر سرسلامتی بدهیم. نباید از سر تحقیر دستی به سر یکدیگر بکشیم. باید اجازه دهیم جسم و روح خودشان را بازبیابند و بازسازی کنند.این روزها زیاد برمی خورم به آدم هایی که دوست دارند به دلیل مشکلات یا اتفاقات ناگوار ترحم اطرافیانشان را برانگیزند. از کسی که پدر یا مادرش را تازگی از دست داده و هر روز و هر شب از جای خالی اش استوری می گذارد یا کسی که عکس سرم یا داروهایش را در فضای مجازی فریاد می زند یا کسی که زیر بار امتحانات دارد له می شود یا کسی که در رابطه عاطفی اش به مشکل خورده و الخ.فکر می کنم اینها کسی را ندارند که بگوید قوی باش! و از ته دل برایشان آرزو کند که بتوانند از این مشکل سربلند بیرون بیایند. اینها فقط چند دوست دلسوز دارند که برایشان اشک بریزند. اینها آدم های اشک و ناله اند. اشک و ناله مداوم ...</description>
                <category>جواد ترشیزی</category>
                <author>جواد ترشیزی</author>
                <pubDate>Mon, 13 Jan 2020 08:54:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روی صحبتم با شما خانمهاست!</title>
                <link>https://virgool.io/@javadtorshizi/%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA%D9%85-%D8%A8%D8%A7-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B3%D8%AA-bqepirmm0t8s</link>
                <description>روی صحبتم با شما خانمهاست!همین اول کار بگویم اگر به فکر گذران وقت هستید بهتر است بی خیال خواندن این متن طولانی شوید و سعی کنید راه بهتری برای گذراندن اوقات فراغت پیدا کنید. پیگیری واکنش ها به موزیک جنتلمن و زیر و رو کردن استوری های مردم از باران و طوفان می تواند گزینه مناسبی باشد. ولی اگر دنبال درک یک پدیده عجیب و جدید در فضای اشتغال ایران هستید چند دقیقه ای با این متن همراه شوید تا عمق فاجعه را دریابید.1) من دوازده سال سابقه کارهای مختلف دارم. اواخر سال گذشته که بیکار شدم شروع کردم رزومه چند صفحه ای خودم را برای چند مجموعه درست و حسابی ارسال کردم اما با واکنش منفی شدید کارفرمایان روبرو می شدم. حرفشان این بود: کار ما اونقدرها هم خاص نیست. تو که روزمه ات اینه حتما حقوق خوبی هم می خوای؟ مجبور شدم رزومه ام را لاغر کنم تا تبدیل به یک نویسنده و تولیدکننده ی محتوای معمولی شوم که حقوق معمولی می خواهد.2) یکی از دیگر اعتراضهای کارفرمایان شبه محترم به بچه دار بودن من بود. سوالشان را به اشکال مختلف می پرسیدند. مثلا: عه, واقعا دو تا بچه داری؟ جاهای دیگه هم حق اولاد می گرفتی؟ و ...3) در اکثر آگهی ها کارفرمایان متقاضی استخدام نیروی خانم هستند. حتی یکی ناراحت بود از متصدی چاپ روزنامه و پشت تلفن داد می زد که من تاکید کردم بنویسند خانم, حتما اشتباهی شده. این یکی به نظرم مهمترین چالش این روزهاست. نه اینکه کار کردن خانمها بد باشد. اتفاقا خیلی هم پسندیده است هم به لحاظ اجتماعی هم به لحاظ اقتصادی. اما شکاف عمیقی در حال ایجاد است و تعادل اجتماعی عملا بر هم خورده. اگر اینطور پیش برود باید هشتاد درصد مردها را در آینده نزدیک بیکار تصور کنیم. وقتی خیالم راحت می شود که من را به عنوان یک غیرخانم هیچ وقت استخدام نخواهند کرد می نشینم به حرف زدن باهاشان. دلایل مختلفی قطار می کنند; از انعطاف پذیری خانمها گرفته تا دقت بالایشان در کار. اما وقتی صحبت گل بیندازد و پرده های تعارفات معمول فروبیفتند راستش را خواهید شنید: کارمندهای خانم بیمه نمی خواهند, حق اولاد نمی خواهند, حاضرند برای تصاحب شعل قید حق مسکن و بن کارگری را بزنند, هیچ وقت تقاضای وام نمی کنند, حداقل حقوق قانون کار از سرشان هم زیاد است چون فقط برای پول رژ و روسری و شام آخر هفته با دوستانشان می آیند سر کار. زنها محیط را زیبا و دوست داشتنی می کنند و از همه جالبتر اینکه اصلا یک عده از خانمها کار را برای حقوق انجام نمی دهند; آنها می آیند سر کار تا از خفقان خانه رهایی یابند و نصف حقوق قانونی را هم که بگیرند دست ما را ماچ خواهند کرد ...اینها خلاصه مذاکرات من با کارفرمایانی است که علاقه شدیدی به استخدام خانمها دارند. از بعضیهایشان می پرسم که پس مردها چی؟  می گویند مردها اگر عرضه داشته باشند می توانند کارفرما و مدیر این همه خانم علاقه مند به کار باشند. این یعنی قید کار در حد یک کارشناس را باید بزنی. اگر مرد هستی و خرج زندگی می دهی یا بیل دستت می گیری و می روی سر گذر - که انصافا شرف دارد به بسیاری از کارها - یا باید بیایی نوک هرم شغلی و مدیریت کارمندهای خانم را به عهده بگیری. حتی سعی کردم به چند نفری حالی کنم من حاضرم با همان شرایط خانمها کار کنم ولی ظاهرا در حالی کردن مقصودم خیلی موفق نبودم. (حالی کردن منظور به کسی که نمی خواهد چیزی حالی اش شود اصولا از سخت ترین کارهای دنیاست)به هر حال این شرایطی است که خانمهای عزیز برای ما و خودشان ایجاد کرده اند. اگر از روز اول از حقوق خودشان کوتاه نمی آمدند الان تبدیل به کالای ارزان و لوکس مورد علاقه ی کارفرمایان نمی شدند. حتی اگر امروز کارمندهای مرد با پایین کشیدن استانداردهای خودشان در حد استانداردهای خانمها سعی در ایجاد برابری منفی داشته باشند باز هم شرایط بهبود نخواهد یافت. آن زمان کارفرمایان نامحترم خواهند گفت حالا که یه مرد که خرج خونه رو می ده با این حقوق کار می کنه پس خانمها باید با ماهی دویست سیصد هزار تومن کار کنن دیگه. و متاسفانه خواهیم دید که واقعا هستند کسانی که به دلایل شخصی و اجتماعی حاضرند به هر چیزی تن بدهند. روی صحبتم با شما خانمهاست. نه فقط به خودتان که به مردها هم ظلم می کنید با دست کم گرفتن خودتان و باج دهی به نامحترمان...</description>
                <category>جواد ترشیزی</category>
                <author>جواد ترشیزی</author>
                <pubDate>Tue, 31 Dec 2019 15:32:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اندر احوالات جهان بخش بودن</title>
                <link>https://virgool.io/@javadtorshizi/%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%AD%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-kbwl7krvqhyi</link>
                <description>اگر اهل فوتبال باشید محال است از رفتن ستاره ایرانی فوتبال هلند به لیگ برتر انگلیس که جزو با کیفیت ترین لیگ های فوتبال دنیاست به خودتان مباهات نکرده باشید. حتی بدبین ترین افراد هم این انتقال را رویایی می دانستند. مبلغ قرارداد جهانبخش تقریبا ده برابر گرانترین بازیکن لیگ ایران بود و هزار و یک اتفاق خوب دیگر با این انتقال رخ داده بود. اما دنیا یک مسیر صاف نیست. همیشه در اوج خوشی و ناخوشی روی دیگر سکه را برایمان نشان می کند. علیرضا جهانبخش در چند بازی ابتدایی فضل 19-20 لیگ جزیره به عنوان بازیکن جایگرین به میدان آمد و اصلا نمایشی در حد و اندازه یک مهاجم حرفه ای نداشت. هواداران که منتظر بودند آقای گل لیگ هلند کار خاصی برای تیمشان انجام دهند طوری از او ناامید شدند که بنرهایی به ورزشگاه آوردند به این مضمون: « تو حتی فوتبال هم بلد نیستی، چه برسد به گل زدن!» نارضایتی هواداران کار را به جایی رساند که علیرضا نه تنها در ترکی اصلی جایی پیدا نکرد که حتی روی نیمکت نیز نمی نشست. کادر فنی برایتون برای مدتی او را از ترکیب 18 نفره نیز حذف کردند!خود من برای علیرضا غصه می خوردم. چه طور از آن اوج به این حزیز سقوط کرد؟ ذات جهان سومی در این مقام شروع می کند به ناله کردن و مقصریابی و عیب گذاشتن روی دنیا و مافیها. علیرضا اما اسمش فقط ایرانی است. او بدون حتی یک مصاحبه یا ابراز گله مندی به تمرین پرداخت و در اولین بازی رسمی که از ابتدا در ترکیب اصلی قرار گرفته بود سریعترین گل تاریخ برایتون را در دقیقه 3 برای تیمش به ثمر رساند. این گل آنقدر برای خودش حس برانگیز بود که به جای شادی پس از گل گریه پس از گل کرد!اما جهانبخش بودن کار ساده ای نیست. اینکه در شرایطی که تمام دنیا بر علیه ماست آرام و سر به زیر به کار خودمان بپردازیم و سعی کنیم با تمرین و ممارست روز به روز بهتر شویم و شایستگی خود را نه در کلام که با عملمان نشان دهیم. </description>
                <category>جواد ترشیزی</category>
                <author>جواد ترشیزی</author>
                <pubDate>Sat, 28 Dec 2019 16:56:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>واقعیت ما را خدمتگذار خود خواهد کرد</title>
                <link>https://virgool.io/@javadtorshizi/%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%AE%D8%AF%D9%85%D8%AA%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-tt0cgewna20m</link>
                <description>وقتی یک نور, یک فلش یا یک چنین چیزی به صحنه می تابد و شبح واقعیت برای لحظه ای جان می گیرد, به درک عجیبی از آینده می رسیم. پیشگویی نیست, پیشبینی است. می فهمیم که خب بالاخره روزی واقعیت یقه ما را خواهد گرفت و از برج عاج خیال پردازی به زیر می کشدمان. آن روز است که با فک و پوز به زمین می خوریم و درمی یابیم که قطعا ابله بوده آن کس که در این برج خیال بالاتر نشسته چون فک و پوزش سختتر خواهد شکست. آن لحظه ای که زیر دست و پای واقعیت موجود در حال خردشدنیم یادمان می آید از آن نور و شبحی که روزگاری دیده بودیم. بله! منفی بافی نبوده, انرژی منفی یا هیچ چیز منفی ای در کار نبوده. صرفا واقعیتی بوده که مثل یک ابر گوشه آسمان ایستاده بوده و داشته آدامسش را می جویده و مترصد موقعیتی بوده تا بر سر ما ببارد. چرا باور نمی کردیم؟ چون طعم خیال شیرین تر است. چون می شود شبها رویاها را بغل کرد و به خواب رفت. چون چهار تا گاو به اسم روانشناس بهمان مدام گفته اند مثبت اندیش باش و فلان و فلان. اگر می گفتند واقع بین باش که کسی کتابهایشان را نمی خرید و در همایشهای مکش مرگ مایشان شرکت نمی کرد. اما اصل و اساس دنیا این جوری چیده شده که ما بالاجبار خدمتگذار واقعیت باشیم نه رویاها و آرمانهایمان. رویاها و آرمانها تاریخ انقضا دارند ولی زندگی مثل آب روان است; زهرآلودِ واقعیتِ مسموم. و هر لحظه ما را به مبارزه می طلبد. این چنین است که ما در نهایت به خدمت ارباب واقعیت درمی آییم.</description>
                <category>جواد ترشیزی</category>
                <author>جواد ترشیزی</author>
                <pubDate>Thu, 26 Dec 2019 12:26:39 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>