<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Javad</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@javadz</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 06:57:10</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>Javad</title>
            <link>https://virgool.io/@javadz</link>
        </image>

                    <item>
                <title>هوش زیر انگشتان تشریح (2)</title>
                <link>https://virgool.io/@javadz/%D9%87%D9%88%D8%B4-%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%AD-2-t8r1gexzkq0w</link>
                <description>گروه اول: هوش تحلیل کننده ی نمادهادر طبیعیت چیزی به نام رادیکال 2 وجود ندارد، از کلمات هم خبری نیست. این صرفا یک قرار داد است که موجودی که دو بال دارد و پرواز میکند را پرنده بنامیم، قراردادی که در سایر زبان ها هم اعتبار ندارد. قواعد زبانی که با آن تکلم میکنیم، ریاضیات، فلسفه، مدل ها و فرمولهای فیزیک و بسیاری از علوم در واقع نمادهایی هستند که انسان ها برای فکر کردن و تبیین واقعیت از آنها استفاده میکنند، نمادهایی که در طبیعت وجود خارجی ندارند. بسیاری از افراد در درک، تحلیل و استفاده از این نمادها مهارت خاصی دارند .این مهارت ها دقیقا همان چیزی است که موفقیت های تحصیلی در مدارس و دانشگاه های امروزی را حاصل میکند به همین دلیل جامعه آن را هوش اصلی و شاید تنها گونه ی هوش میپندارد. این مهارت ها شامل دو دسته ی کلی زیر است .1- هوش سعدیالبته گاردنر آن را &quot;هوش زبان شناختی یا کلامی&quot; مینامد ولی احتمالا سعدی نمونه ی تمام عیاری از این هوش است. کسی که میتواند ایده های پیچیده را به خوبی بیان کند، در چینش کلمات، جمله بندی ها و استفاده از زبان ماهر است، زبان های خارجی را به سهولت و سرعت یاد میگیرد و به گفتگو علاقه مند است واجد هوش زبان شناختی طبقه بندی میشود. این افراد به اصطلاح با واژه ها به خوبی ور میروند.زیر پستهایشان کامنت های &quot;چه خوب نوشتین&quot;، &quot;مرحبا به قلمتون استاد&quot; و از این دست توصیفات درج میشود. در محاورات روزمره به &quot;آدم سر و زبان دار&quot; شناخته میشوند و با سخنرانی و داستان گویی راحت اند. حتی اگر حرف مهمی برای گفتن نداشته باشند یا منطق صحیحی در کلامشان نباشد با چرب زبانی و چرب نویسی توجهات را جلب میکنند.تنها مزیت این هوش نویسنده یا شاعر یا سخنور ماهر شدن نیست، وجود هوش سعدی کمک میکند در هر شغلی که به تعامل نیاز است موفقیت های مهمی کسب کنید. اگر فروشنده هستید در جلب نظر خریدار و اگر کارمند هستید در متقاعد کردن رئیستان موفق تر خواهید بود. این هوش در محیط های کاری آنقدر مهم است که به قول گاردنر کمک میکند حتی بدون تلاش هم موفق شوید !2- هوش دکارتیدکارت نمونه ای بی نقصی از هوشی است که گاردنر آن را &quot;هوش منطقی-ریاضی&quot; نامیده است. او هم در فلسفه و هم در ریاضیات یک نابغه ی مسلم بود. از عنوان این هوش پیداست که دو مهارت کلی را شامل میشود.هوش ریاضی توانایی تحرک آسان در دنیای اعداد و درک مدل های ریاضیاتی است. برای ریاضیدانان و حسابدارها این هوش از نان شب واجب تر است.هوش منطقی هم توانایی کشف روابط، تحلیل شرایط، حل مسئله، تقسیم بندی اطلاعات، ایجاد نظم در مفاهیم ذهنی، استفاده از زنجیره های استدلالی و فکر کردن ضابطه مند است. این مهارت ها برای مدیران، فیلسوفان، مهندسین و تحلیلگران ضروری است .پ.ن:تا همین جا و در مورد این دو نوع کلی از هوش میتوان نمونه هایی را نشان داد که فاقد یکی از مهارت ها هستند اما در دیگری توانمند اند. شاید به همین دلیل باشد که وقتی با منطق به سراغ بسیاری از نوشتجات میرویم به رغم جذابیت صوری آنها، جوهره و کنه پیامشان اساسا صحیح نیست. شریعتی شاید نمونه ی خوبی برای این گروه از نویسنده ها در زبان فارسی باشد.خوب حرف زدن لزوما به معنای حرف خوب زدن نیست و حرف خوب زدن هم؛ خوب حرف زدن را تضمین نمیکند. چه بسا برعکس، مهارت در استفاده از تکنیک هایی که نوشتجات ادبی را جذاب میکند، مانند استعاره، اغراق، تشبیه و ... درست عکس بیان موشکافانه ی حقیقت عمل میکنند. دیدن یک شباهت کوچک و ندیدن دنیایی از تفاوت ها .بی دلیل نبود که نظامی هم به فرزندش گوشزد میکرد &quot;در شعر مپیچ و در فن او/ چون اکذب اوست، احسن او&quot;!https://goo.gl/vQC3jb https://goo.gl/P97qmwhttps://goo.gl/rkjkYZ https://goo.gl/v3rLCx https://goo.gl/FtHvEd  © منتشر شده در ویرگول با اجازه مولفمنبع مطلب</description>
                <category>Javad</category>
                <author>Javad</author>
                <pubDate>Thu, 22 Mar 2018 15:04:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هوش زیر انگشتان تشریح (1)</title>
                <link>https://virgool.io/@javadz/%D9%87%D9%88%D8%B4-%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%AD-1-khz1x6jmwpdu</link>
                <description>چرا آنها که تاکنون باهوش مینامیدیم لزوما خوشبخت نیستند؟ چرا بعضی ها گرایشات معنوی پر رنگتری دارند؟ چرا هیچ ورزشکاری فیلسوف بزرگی نشده و چرا پول زیاد مترادف با رضایت بیشتر از زندگی نیست؟ مدل هوش های چند گانه پاسخ های نسبتا راضی کننده ای برای این پرسش ها دارد.مدل هوش های چندگانه ی گاردنر به شدت برای آموزش مفید بوده، به سازمان ها برای درک بهتر توانایی نیروها کمک کرده و بسیاری مزایای مهم دیگر، اما و اما ... مهمترین ویژگی مدل گاردنر این است که  کمک میکند انسانها انسانی تر شناخته شوند، تجمیعی از ضعف ها و قوت هایشان .هوارد گاردنر از دانشمندان برجسته ی روانشناسی شناختی و استاد دانشگاه هاروارد، ما را با برداشت جدیدی از هوش مواجه کرده است، برداشتی که باعث میشود تفاوت های انسانی را به رسمیت بشناسیم، منصفانه تر خودمان و دیگران را ارزیابی کنیم و اهمیت تشریک مساعی را بهتر بفهمیم. این مدل که از سوی یونیسف به عنوان یک &quot;نظریه پایه ی و قابل کاربرد جهانی در آموزش&quot; معرفی شده کمک میکند وقتی فهم یک مسئله برای دیگری دشوار است و برای ما آسان، او را &quot;احمق&quot; و بی استعداد ندانیم. مدل او بخصوص در دورانی که در نگاه بسیاری هوش هم به لیست جذابیت های جنسی اضافه شده و در بحبوحه ی حذف مدارس تیزهوشان جالب تر خواهد بود .اما این مدل چه ویژگی هایی دارد و تفاوت آن با برداشت قبلی از هوش در چیست؟ایده هایی قدیمی که گاردنر با آنها مخالف کرد اینها بود :1- یک قابلیت کلی در تمام زمینه هاتا قبل از این عموما تصور میشد که هوش یک قابلیت کلی است، یعنی اگر مریم از ندا باهوش تر بود تقریبا هرکاری را بهتر از او انجام میداد. گاردنر نشان داد چنین نیست و ممکن است کسی که کاری را خیلی خوب انجام میدهد در کاری دیگر موفق نباشد . &quot;افراد در همه ی شرایط به یک اندازه باهوش یا کودن نیستند. بلکه شرایط متفاوتی وجود دارد که ممکن است در شرایط مختلف ارزشمند تلقی شده یا نادیده گرفته شوند.&quot;2- با آزمون قابل سنجش استگاردنر به موسیقی علاقه ی زیادی داشت و برای اینکه نشان دهد نتایج آزمون های هوش چقدر قابل اعتنا هستند کودکان را در طولانی مدت تحت آموزش پیانو قرار دارد. او همین روش را برای دانشجویان در زمینه ی مردم شناسی نیز تکرار کرد. نتیجه این بود که همبستگی معناداری میان نتایج آزمون هوش و موفقیت در فراگیری پیانو یا مردم شناسی مشاهده نکرد. او نتیجه گرفت آزمون های هوش پیشگویی کننده ی خوبی از موفقیت در زمینه های مختلف نیستند.3- افراد با مقدار معینی از هوش متولد میشوندباور عمومی این بود و شاید هست که هوش در ژن های ماست. گاردنر تاثیر ژنها را منکر نمیشود اما به نسبت قبل اهمیت بیشتری برای محیط و آموزش قائل است.گاردندر هوش را &quot;ظرفیتی زیستی-روان شناختی برای پردازش شکل های خاصی از اطلاعات به شیوه هایی معین&quot; تعریف می کند، نوعی توانایی یا مهارت در انجام اموری خاص. مدل پیشنهادی او ویژگی های بارزی دارد که میتوان از میان آنها به موارد زیر اشاره کرد :1- جامعه و فرهنگ تعیین میکند که چه کسی باهوش است !هوش هم مانند بسیار پدیده ها ماهیت اجتماعی-فرهنگی دارد. یعنی چه؟ &quot;برای اینکه از سوی جامعه هوشمند تلقی شویم نیاز است در زمینه هایی مهارت داشته باشیم که نتایج آن برای جامعه ارزشمند باشد.&quot; مثلا اگر هوش شما به کسب ثروت بیشتر یا مدارج دانشگاهی عالی تر کمک کند شما از نظر جامعه هوشمند تلقی میشوید اما اگر هوش شما منجر به قابلیتی شود که نتایج ملموس و مطلوب اجتماعی نداشته باشد کسی شما را هوشمند تلقی نخواهد کرد. گاردنر نمونه هایی از هر دو نوع آنها را به ما معرفی میکند.2- پیوند سخت افزار با نرم افزارکشفیات بسیاری در حوزه ی مغز مدیون حوادث یا سوانح خارق العاده بوده اند. مثلا وقتی میله ای فولادی از گونه ی گیج - یک کارگر راه آهن- فرو رفت و از جمجه اش بیرون آمد او به طرز معجزه آسایی با از دست دادن بخش هایی از مغزش زنده ماند اما مشخص شد خلقیات و شخصیت او به شدت تغییر کرده است. از همین جا معلوم شد بخش هایی از مغز در تعیین شخصیت ما نقش اساسی دارند.گاردنر هم در اثر چنین کشفیاتی معتقد است نواحی خاصی در مغز عهده دار هوش های مختلفی است که او معرفی کرده است. در واقع برای هر یک از انواع هوش ها یک جایگاه سخت افزاری در مغز قائل است . برای نمونه تعجب نکنید اگر کسی که نمیتواند کلمات را به درستی ادراک کند ممکن است بتواند موسیقی را بخوبی درک کند و بنوازد!او در ضمن معرفی مدل خود اعتراف میکند احتمالا این 8 یا 9 هوشی که وی تاکنون تشخیص داده تمام هوش های انسانی را شامل نمیشود و خط کشی دقیقی نیز میان آنها ممکن نیست.گاردنر انوع هوش را در این چهار دسته ی کلی قرار میدهد: هوش های تحلیل کننده ی نمادها، هوش های غیر رسمی یا غیرمتعارف، هوش های شخصی و هوش وجودی. https://goo.gl/P97qmwhttps://goo.gl/rkjkYZ https://goo.gl/v3rLCx https://goo.gl/FtHvEd © منتشر شده در ویرگول با اجازه مولفمنبع مطلب</description>
                <category>Javad</category>
                <author>Javad</author>
                <pubDate>Mon, 12 Mar 2018 20:33:21 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>