<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Jelly</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@jelly</link>
        <description>یک نویسنده ساده و تمام.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-19 01:49:05</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/113851/avatar/L8LVGP.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Jelly</title>
            <link>https://virgool.io/@jelly</link>
        </image>

                    <item>
                <title>سفر به سه خط طلایی شمال ایران</title>
                <link>https://virgool.io/eligasht/%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D9%87-%D8%AE%D8%B7-%D8%B7%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%A7%D9%84-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-ziwcommvetfd</link>
                <description>سفر با قطار دنیای مخصوص به خودش رو دارد، حرکت آروم و باحوصله از روی خطوط راه آهن و فرصت تماشای چشم اندازهای منحصر به فردی که پشت سر می گذاره شما را برای یک مدت کوتاهم که شده به دنیای خودش می بره. توی این فرصت میشه از همه نگرانی ها زندگی روزمره دور بشی و بیشتر و بیشتر همسفر قطار باشی.تو چند سال اخیر طرفداران سوار شدن به قطار به قدری زیاد شدن که قطارهای گردشگری شروع به فعالیت کرده اند. نمی دونم درباره قطارهای گردشگری چیزی شنیدید یا نه؟ این چند خط اول رو برای کسایی می‌ گم که شاید ندونند جریانش چیه! توی قطار گردشگری هدف رفتن و رسیدن نیست بلکه فقط رفتن و رفتنه. شما سوار قطاری که میشید مقصد نهاییش در واقع همون ایستگاه اوله. قطار گردشگری شمال (منظور از شمال این جا سوادکوه و استان مازندارن) اولین قطار گردشگری بود که تو کشور راه اندازی شد و از یک مسیر رویایی می گذره. شما صبح زود از ایستگاه راه آهن تهران سوارش میشین و حدود ۱۱ شب توی راه آهن تهران خواهید بود. اما در ادامه میخوام از تجربه سفر خودم با قطار تهران شمال که در واقع مسیرش با قطار تهران ساری مشترک است، بگم.نمایی از پل ورسکبعد از برنامه ریزی و هماهنگی با دوستان روز پنجشنبه حدود ۵:۳۰ صبح همگی در ایستگاه راه آهن بودیم. قطارهای گردشگری اغلب تنها روزهای پنجشنبه و جمعه فعالیت دارند. قطارهای این مسیر اتوبوسی هستن تا برای جمعیت زیاد مناسب باشند و تور لیدر بتونه توضیحات مناسب رو به همه مسافران بده. همین که وارد دشت ورامین شدیم صبحانه رو آوردن و می تونم بگم دلچسبترین صبحانه عمرم بود.نزدیک ساعت ۹ به اولین ایستگاه راه آهن (بن کوه) رسیدیم. تو این ایستگاه میتوانید ویژگی هایی که تو سال های اولیه راه آهن ایران به کار گرفته می شد رو ببینید. بعد از ۴۵ دقیقه توقف دوباره سوار قطار شدیم و از کبوتر دره، سیمین ‌دشت و فکر می کنم زرین ‌دشت گذشتیم. از تونل گدوک رد شدیم که هنوز طولانی ترین تونل ایرانه، طولش ۲۸۸۷ متره و عرضش هم ۶ متره که جزء عریض ترین تونل های راه آهن کشور محسوب میشه. یکی از ویژگی های خاص تونل اینه که هیچ پیچ و خمی ندارد و از همان هنگام ورود می تونید خروجی تونل و سوسوی نور سمت دیگر را ببینید.توقف بعدی ده شوراب بود، اونجا درباره تاریخ ساخت این خط راه آهن توضیحات کاملی دادن و بعدش هم توی یک بازار کوچیک کمی خوراکی و سوغاتی خریدیم. یک ساعت وقت دارید که در شوراب بگردین و حالا می رسیم به هیجان انگیزترین نقطه از سفر یعنی سه خط طلایی و پل ورسک!پل ورسک هنوز هم یکی از بزرگ ترین پل های راه آهن ایرانه! نکته جذابش اینه که با امکانت محدود سال ۱۳۱۵ پلی رو در ارتفاع ۱۱۰ متری از ته دره ساخته اند. این پل در طول تاریخ انقدر اهمیت پیدا کرد که زمان جنگ جهانی دوم نخست وزیر انگلیس، وینستون چرچیل به پل ورسک لقب پل پیروزی را اعطا کرد. جالبه بدونید که نامش در قسمت پل‌ های با ارتفاع بیش از ۶۱ متر کتاب رکوردهای گینس نیز ثبت شده است.میتونم بگم گذشتن از سه خط طلایی رویایی ترین بخش سفرم بود. این جا قطار سه بار دور کوه میچرخه تا ارتفاعش رو کاهش بده. اگر از جاده پایین کوه رد بشین و پل ها را تماشا کنید، اون ها رو شبیه به سه خط موازی خواهید دید. گفته میشه دلیل این طراحی کم کردن شیب و افزایش ضریب قدرت لوکوموتیوها بوده است. خطای دید در کنار اهمیت بالای راه آهن احتمالا دلیل انتخاب چنین عنوانی برای این قسمته!تصویر سه خط طلایی از جادهایستگاه بعدی ما در مسیر پل ورسک بود، که پیشنهاد می کنم حتما دوربین عکاسی با کیفیت همراه داشته باشید تا بتونین عکس های بیاد موندنی رو در این ایستگاه (و البته دیگر قسمت های مسیر) ثبت کنید. بعد از توقف به سمت ایستگاه نهایی سواد کوه (دو آب) حرکت کردیم و در این حال نهار که شامل جوجه کباب با کیفیت قابل قبول می شد، سرو شد.نزدیک به ساعت ۳ بعد از ظهر به سواد کوه رسیدیم و یک ساعت برای گشت و گذار در اون حوالی فرصت داشتیم که تونستیم کلی عکس های قشنگ بگیریم.از این جا به بعد وارد مسیر برگشت به تهران شدیم، تنها توقف ایستگاه سیمین دشت و به صرف عصرانه بود. نزدیک ساعت ۱۰ شب توی ایستگاه راه آهن تهران پیاده شدیم.سفر یک روزه ما این جا تموم شد و به نظر من واقعا فوق العاده بود. توی یک روز کلی خاطره خوب ثبت کردیم. اگه شما هم تمایل دارید با تورهای گردشگری به شمال سفر بروید پیشنهاد می کنم حتما دسته جمعی این مسیر ریلی رو امتحان کنید و البته در نظر داشته باشید که خدمات تور شامل قطار، پذیرایی صبحانه، نهار گرم، سه میان وعده، کارشناس گردشگری راه آهن، راهنما، نقشه و بیمه میشود.</description>
                <category>Jelly</category>
                <author>Jelly</author>
                <pubDate>Tue, 07 Jan 2020 10:42:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خاطرات سفر سه روزه من به استانبول</title>
                <link>https://virgool.io/eligasht/%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D8%B3%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87-%D9%85%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%A8%D9%88%D9%84-xn8bfm1ov2c5</link>
                <description>بارها توی جمع های دوستانه برام پیش اومده که همه از خاطرات سفرهاشون به خارج از کشور صحبت کردن و من هیچ وقت حرفی برای گفتن نداشتم. شنیدن اون همه جزییات و تجربه های متفاوت من رو بیش از همیشه کنجکاو می کرد و آرزوم بود که هرچه زودتر تجربه اش کنم، تا این که بالاخره هفته پیش برای یکی از دوستان یک مأموریت اداری پیش اومد و توی گروه رفقا اعلام کرد اگه کسی امکانش رو داره همراهیش کنه تا سفر هم فال باشه هم تماشا!با یک کم بالا و پایین کردن برنامه های زندگی تونستم وقتم رو خالی کنم و بالاخره اولین بلیط پرواز خارجیم رو بخرم. ۱۰ روز تا سفر مونده بود و مجبور بودم همه کارها رو با عجله انجام بدم، از دریافت پاسپورت گرفته (که خودش یک هفته طول می کشه) تا خریدن ارز و سخت ترین کار برای یک دختر! انتخاب لباس و بستن چمدون!!بالاخره روز موعود فرا رسید و من از گیت پرواز رد شدم. بعد از گذشت حدود ۳ ساعت به استانبول رسیدم و کشف یک دنیای تازه شروع شد. هیچ وقت فکرش رو نمی کردم که از همون لحظه پیاده شدن از هواپیما همه چیز متفاوت به نظرم بیاید به طوری که دلم نمی آمد این زمان کمی که دارم رو توی هتل سپری کنم، اما به هر حال باید چمدون رو توی هتل قرار می دادیم و کمی استراحت می کردیم. پروازمون ساعت ۱۲ ظهر رسیده بود و از نظر زمان مشکلی برای چک این هتل نداشتیم. هوای استانبول تو پاییز سرد و بارونیه که ما البته فکر اینجاش رو هم کرده بودیم و ساکمون پر از لباس های گرم بود.تصویر از فرودگاه جدید استانبولخوشبختانه تور ما ترانسفر فرودگاهی داشت و نگرانی بابت رفتن به سمت هتل نداشتیم. اما درباره هتل باید بگم که ما هتل ۳ ستاره Vizon رو انتخاب کردیم که تو یکی از محله های خوب شهر قرار گرفته و دسترسی خوبی هم به مراکز خرید و جاذبه های شهر دارد! چیزی که همون اول سورپرایزمون کرد وجود یک خانم ایرانی در پذیرش هتل بود. اتاق های هتل کاملا تمیز بود و با توجه به درخواست ما هر روز نظافت انجام می شد. همه چیز تمیز و قابل قبول بود ولی نور و ویو خوبی نداشتیم که با توجه به علاقه بسیار زیادمون به گشت و گذار و اختصاص زمان کم به هتل اهمیتی هم برامون نداشت. از هتل تا ایستگاه مترو ۶۰۰ متر راه در پیشه که به خاطر بوتیک های رنگارنگ طی کردن چندین و چند بارش اصلا خسته امون نکرد.عصر رو با پیاده روی به سمت پارک ماچکا شروع کردیم. بعد از ۱ کیلومتر پیاده روی به تله کابین تقریبا کوتاهی رسیدیم که سمت دیگه اش به میدان دیدنی تکسیم منتهی می شد. از میدان وارد خیابان مشهور استقلال شدیم. داخل خیابان پر از مغازه ها و برندهای معروف مثل Mango بود و البته قطعا نمیشه در مقابل غذا فروشی های هیجان انگیزش مقاومت کرد.تله کابین پارک ماکاصبح روز دوم رو تنها بودم و با کمی ترس راهی بازار تاریخی استانبول شدم. بدون شک رستوران ها، کافه ها و ادویه های رنگارنگ و خوش بو بهترین قسمت بازدید از بازار استانبول بودند. نیازی به گفتن نیست که نباید باقلوا و راحت الحلقوم (Lokum) رو دست کم بگیرید.برای روز آخر سفرم به استانبول دوستم پیشنهاد کرد که به جزیره بویوک آدا از مجموعه پرنس بریم. از اون جایی که ساعت ۱۲ ظهر باید اتاقمون رو تحویل می دادیم اتاق رو خالی کردیم و وسایلمون رو داخل اتاق چمدان گذاشتیم، اتاق رو خالی کردیم و با خیال راحت سوار اولین کشتی شدیم که ساعت ۹:۳۰ حرکت می کنه و تا ساعت ۱:۱۵ دقیقه هم طول می کشه. مرغ های دریایی و مناظر فوق العاده برای عکاسی حسابی سرگرممون کرد. متاسفانه فرصت کمی داشتیم باید بر می گشتیم تا بعد از نهار با ترانسفر به فرودگاه بریم.سفر خیلی زودتر از اون چه که فکرش رو می کردم تموم شد و زمانی برای تماشای بسیاری از جاهای دیدنی استانبول نداشتم. امیدوارم در آینده ای خیلی خیلی نزدیک بتونم سفر حداقل یک هفته ای به استانبول دوست داشتنی رو تجربه کنم.</description>
                <category>Jelly</category>
                <author>Jelly</author>
                <pubDate>Wed, 01 Jan 2020 12:36:56 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>