<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های nralizadeh</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@job.nralizadeh</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 12:33:44</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/533157/avatar/pXuBKe.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>nralizadeh</title>
            <link>https://virgool.io/@job.nralizadeh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نامرتبط!اما داستان این روزها....</title>
                <link>https://virgool.io/@job.nralizadeh/%D9%86%D8%A7%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%B7%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%D8%A7-cpfavpclid3g</link>
                <description>کرونااینجا معمولا درباره دیجیتال مارکتینگ مینویسم هرچند که خیلی وقته از آخرین پستم میگذرهاما امروز میخوام درباره یه موضوع دیگه بنویسم که همه جهان درگیرش هستن. یک مسئله برای تمام جهانکرونا...ما خانوادگی دچار کرونا شدیم، علی رغم تمام رعایت ها، نصفه و نیمه رعایت کردن یک نفر کافی بود تا کل خانواده دچار بیماری بشن! اولین عضو خانواده که درگیر شد به خاطر تصور اینکه در اثر خستگی دچار ضعف شده دیر به پزشک مراجعه کرد که نتیجه اش شد درگیری ریه! روز ششم که اسکن داد چندتا لک دیده شد و در عرض دوروز رسید به 45درصد درگیری ریه! و از اون روز در به در دنبال دارو گشتن شروع شد!اول فاویپیراویر، که توی چندتا تا داروخانه پیدا نمیشد و با بدبختی و تلفن زدن به اینور و اونور تونستیم تهیه کنیم!اما خب اثر نداشت و بیماری داشت پیشرفت میکرد ضعف شدید، بی حالی، خواب آلودگی، افت اکسیژن و سرفه های شدید که در بهترین حالت با اکسیژن کمی مهار میشد، حالت تهوع شدید و بی اشتهایی که یکی از بدترین علائمه، درحال پیشرفت بودن. پس مجبور شدیم از پزشک و بیمارستان مجوز رمدسیویر رو بگیریم! خب داستان بعدی شروع شد!رمدسیویر رو هم با همون پروسه و گرفتاری که برای فاویپیراویر کشیدیم موفق شدیم پیدا کنیم ولی تازه شروع ماجرا بود. کمبود سرم به مشکلات اضافه شده بودن! دکتر سرم مینوشت چهارتا ولی داروخانه بیشتر از دوتا سرم نمیداد درحالی که باید هرروز سرم تزریق میشد تا بدن بیمار مایعات لازم رو دریافت کنه.نفر دوم 3 روز بعد از شروع علائم نفر اول علائمش شروع شد و من هم دوروز بعدتر! خوشبختانه خواهر کوچیکم با اینکه تستش مثبت بود علائم نداشت با این حال قرنطینه شد تا ویروس های زنده بیشتری از ما دریافت نکنه!یکی از تلخ ترین خاطرات زندگیم قطعا تو این چندروز رقم خورد. پدر رو به خاطر حال بد بردیم یک بیمارستان، منتهی به خاطر نبود دکتر عفونی مارو ارجاع دادن به بیمارستانی که مرکز کروناست! بیمارستان یافت آباد! شرایط اونجا به معنی واقعی کلمه افتضاح و شبیه شرایط جنگی بود که توی فیلما میبینیم!توی 5دقیقه ای که من رفتم صندوق حساب کنم و برگردم 3 نفر فوت کردن!گریه های همراهانشون هنوز جلوی چشممه!خدا میدونه چقدر شلوغ بود! توی راهروها تخت گذاشته بودن و مریض دراز کشیده بود حتی روی صندلی های انتظار هم مریض خوابیده بود! صادقانه بگم، من ترسیدم و عزیزامو برداشتم و فرار کردم...از اون روز فقط دارم به کسایی که توی بیمارستان ها کار میکنن فکر میکنم! به فشاری که تحمل میکنن به اینکه شجاعانه خودشون رو در معرض این ویروس قرار میدن تا یک عده دیگه حالشون بهتر بشه و برگردن به آغوش خانواده اشون، تا خانواده ای به عزای عزیزش نشینه، تا آرزویی زیرخاک نره....از اون روز هرکسی رو که میبینم رعایت نمیکنه، ماسک نمیزنه، تو وضعیت سیاه کرونایی سفر میره، مهمونی میره، مجلس روزه و وعزا میره و.... هرچی هرچی؛  سراسر وجودم پر میشه از خشم و نفرت....نمیدونم چطور میتونن اینقدر بی تفاوت باشن! چطور میتونن شبا راحت بخوابن درحالی که ممکنه دستشون به خون کسی آلوده باشه که با رفتارهای اونا بیمار شده و بدنش نتونسته رنج بیماری رو تاب بیاره و سرانجام تسلیم شده!سخن پایانیمیدونم تو روزای تاریک باید امید داد، باید حرفای خوب زد، ولی گاهی گفتن واقعیت از امید دادن هم موثرتر و واجب تره!با خودم فکر میکنم شاید کسانی که رعایت نمیکنن، ندیدن لمس نکردن از نزدیک دردی رو که یک بیمار و خانواده اش میکشن، برای همین تصمیم گرفتم از روزای تلخی که تجربه کردم بنویسم.از 20 و اندی روز که به جرات برام لحظه لحظه اش کابوس بود.... ترس از دست دادن عزیزانم، از رنج بیماری تلخ تر و دردناک تر بود... 20 روزی که هرشب ساعت میذاشتم و هر یک ساعت میرفتم و نفس عزیزامو چ میکردم که مطمئن شم خوبن..... هنوز نفس میکشن....مراقب باشید! برای خودتون و عزیزانتون، برای اینکه تموم شدن این بیماری کوفتی رو کنار هم جشن بگیریم نه که با حسرت از کسانی که رفتن و نتونستن کنارمون باشن صحبت کنیم...</description>
                <category>nralizadeh</category>
                <author>nralizadeh</author>
                <pubDate>Thu, 19 Aug 2021 23:59:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاکتیک گیره کاغذ در فروش!</title>
                <link>https://virgool.io/@job.nralizadeh/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%BA%D8%B0-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-tvfbqurp9d6h</link>
                <description>استراتژی گیره کاغذتاکتیک گیره کاغذ چیست؟همه چیز از خلاقیت یک کارگزار ساده بانک شروع شد؛ تِرنت، در یکی از بانک های کوچک کانادا به عنوان کارمند کار خود را شروع کرد، کسی انتظار پیشرفت یا رقم زد اتفاق فوق العاده ای را از او نداشت، چرا که هم او یک تازه کار بود و هم بانکی که در آن استخدام شده بود یک بانک بزرگ و مشهور نبود و طبیعتا مشتری های کمی داشت. اما یک خلاقیت و پایبندی به عادت، بازی را به نفع او تغییر داد!ترنت روی میز کار خود، دو شیشه قرار داد، یکی از آنها با 120 گیره کاغذ پر شده بود و دیگری خالی بود، هرروز که سرکار خود حاضر میشد به ازای تماس با هر مشتری یک گیره از ظرف پر، خارج و به ظرف خالی می انداخت و انقدر این کار را انجام میداد تا شیشه اول خالی شود! و این یعنی روزی 120 تماس! و در کمال تعجب پس از یکسال و نیم او توانست 75000دلار سرمایه به علاوه پیشنهادات کاری با حقوق اعجاب آور 200هزاردلاری از شرکت های دیگر به دست آورد!ماهیت فروشهمه ما میدانیم فروش یک کار شانسی و ناگهانی نیست و به ندرت پیش می آیدکه مشتری همان بار اولی که با شما برخورد میکند(مثل ملاقات شما، تماس با شما، دیدن وب سایت یا شبکه اجتماعی شما و ...) خرید کند، بلکه فروش به برنامه ریزی و تداوم احتیاج دارد. استفاده از تاکتیک گیره کاغذ در فروش-به عنوان یک کارشناس فروشاغلب کارشناسان فروش، به ازای فروش خود پورسانت دریافت میکنند بنابراین هرچه بیشتر بفروشید، بیشتر درآمد کسب میکنید. میتوانید بنا به ماهیت کارتان، مانند ترنت، تعداد مشخصی گیره کاغذ در یک ظرف قرار بدهید و به ازای هر تماس معرفی جدید، یک جلسه یا هرچیزی که در نهایت به فروش بیشتر و پورسانت بالاتر منجر میشود، یک گیره به ظرف خالیتان اضافه کنید.همواره به پیشرفت و توسعه توانایی های فکر کنید، سکون آب را هم به منجلاب بدل میکند چه برسد به انسان!خودتان را ارتقا دهیدبعد از مدتی که رسیدن به این تعداد تماس یا جلسه و ... برایتان آسان شد، گیره بیشتری به ظرفتان اضافه کنید و برای خودتان چالشی جذاب ایجاد کنید و به عنوان جایزه پورسانت بیشتری بگیرید-به عنوان یک مدیر فروشمسائل زیادی وجود دارند که شما به عنوان یک مدیر فروش باید به آنها رسیدگی کنید مثل تهیه گزارش از عملکرد کارکنان، بازبینی مدارک ارسالی و رسیدن بعه تارگت تعیین شده و ...شما هم میتوانید از این تاکتیک بهره ببرید. به عنوان مثال میتوانید به تعداد فروش هایی که برای رسید به تارگتتان احتیاج دارید؛ گیره کاغذ در یک ظرف بریزید و پس از ثبت هر فروش موفق یک گیره به ظرف خالی بیندازید با این کار هم شما میدانید چقدر تا پایان مسیر مانده و هم کارشناسانتان انگیزه کافی برای پر کردن این ظرف خواهند داشت به علاوه اینکه میتوانید برای پر شدن زودتر از موعد این ظرف یک تشویق برای کارشناسان درنظر بگیرید.2نکته مهم:فراموش نکنید که خلاقیت در اکثر مواقع کارآمد است و میتواند سکوی پرتاب شما باشد پس از آن غافل نشویدقطعا راه های جایگزینی برای گیره کاغذ وجود دارند که میتوانید از آنها استفاده کنید مثل تیک زدن روی کاغذ و ... بهترین روش را متناسب با شخصیت خودتان انتخاب کنید ولی از سرنخ های بصری جذاب برای تکرار و پیگیری یک عادت غافل نشوید و با احساس خوشایند مشاهده انجام یک قدم به سوی هدف، به ذهنتان جایزه دهید. </description>
                <category>nralizadeh</category>
                <author>nralizadeh</author>
                <pubDate>Fri, 29 Jan 2021 23:50:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور زمانم رو مدیریت کنم؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@job.nralizadeh/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%85-%D8%B1%D9%88-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D9%86%D9%85-ursvx8ahqcbt</link>
                <description>چطور زمانم رو مدیریت کنم؟من به شخصه، مدت ها درگیر پیدا کردن پاسخ این سوال بودم و مقاله ای که الان میخونید حاصل این جستجوها و پیاده سازی اونها در زندگی شخصی خودمه.چرا مدیریت زمان مهمه؟در قدم اول باید بدونیم اصلا مدیریت زمان چیه و چرا اینقدر مهمه!زمان، بی شک ارزشمندترین و شاید تنها دارایی واقعی هرکدوم از ما باشه، چرا که ما برای به دست آوردن هر دارایی دیگه، از زمانمون خرج میکنیم؛ مثلا برای پول درآوردن زمان میذاریم و کار میکنیم؛ برای یادگیری، زمان میذاریم و دوره و کلاس میریم؛ پس خیلی مهمه که یاد بگیریم چطور این دارایی ارزشمند اما محدود رو مدیریت کنیم.چطور زمانم رو مدیریت کنم؟خوشبختانه تکنولوژی به کمک ما اومده و این روزها، ابزارهای زیادی رو میتونیم پیدا کنیم که مسیر مدیریت زمان رو برای ما هموارتر میکنن.1. ابزار time logger:برای شروع این مسیر، اول باید ببینیم زمانمون رو چطور هزینه میکنیم؛ برای این کار میتونیم از ابزارهای time logger استفاده کنیم. میتونید یکی از این برنامه هارو روی گوشیتون داشته باشید و هر موقع که دارید کاری رو انجام میدید مدت زمانش رو ثبت کنید و در نهایت بعد از یک هفته متوجه میشید تا الان چطور زمانتون رو هزینه میکردید.time logger2. پیدا کردن زمان های از دست رفته: از روی گزارشی که نرم افزارtime logger بهتون میده میتونید زمان های از دست رفته خودتون رو محاسبه کنید.wasted time3.تهیه یک to do list: یکی از کارهایی که میتونه زندگی شمارو متحول کنه، استفاده از to do list هست حالا چرا؟ به این دلایل:to do listکارهاتون رو فراموش نمیکنید و درنتیجه هم توی محل کار و هم در زندگی شخصی، آدم دقیقتری خواهید بود.ذهنتون رو برای انجام کارهای دیگه باز میکنید و انرژی اون رو برای به خاطر داشتن این وظایف هدر نمیدید؛در نتیجه بهش اجازه خلاقیت و آزادی عمل بیشتری میدید.با نوشتن این لیست، شما میدونید قراره چه کارهایی انجام بدین و برنامه ریزی، 100 درصد راحت تر از زمانی خواهد بود که هزار نوع وظیفه مختلف رو در ذهنتون دارید و نمیدونید باید کدوم رو اول انجام بدین.خب حالا که کارهایی که باید انجام بدین رو میدونید، باید اونها با استفاده از ماتریس آیزن هاوِر دسته بندی کنید؛ کارها براساس ماتریس آیزن هاور به چهار دسته تقسیم میشن: مهم و فوری: کارهایی که باید فورا و شخصا انجامشون بدین مثل آماده کردن گزارش جلسه امروز.مهم و غیرفوری: کارهایی که باید شخصا اونهارو انجام بدین اما میتونید انجام دادنشون رو در الویت های بعدیتون قرار بدین مثل خواندن کتاب X غیرمهم و فوری: کارهایی غیرمهمی هستن که باید فورا انجام شن پس باید تا جایی که میتونید از دیگران کمک بگیرید یا اونهارو خودکارسازی کنید مثل پرداخت قبوض، اقساط و...کارهای غیرمهم و غیرفوری: کارهایی هستن که باید حتی الامکان از انجام دادن اونها پرهیز کنید مثل گشت و گذار بیهوده در اینستاگرام یا تلگرام.4.متمرکز بمونید: یکی از وسایل حواس پرتی ما، گوشی های موبایلمون هستن البته که خیلی از عوامل دیگه هم میتونن باعث حواس پرتی ما بشن؛ مثل شلوغی دورمون یا اتفاقاتی که درطول روز برامون افتادن و ما حالا داریم به اونها فکر میکنیم و دائما به خودمون میگیم چرا اینو نگفتم؟ چرا اونکارو نکردم؟؛ برای هریک از این دومورد یک راه حل وجود داره:از نرم افزار forest برای متمرکز موندن استفاده کنید، زمانی که شروع به تمرکز میکنید، یک درخت توی اپلیکیشن کاشته میشه و اگر از اپ، خارج بشید؛ درخت شما از بین میره.یک کاغذ بذارید کنار دستتون و هرزمان فکری اومد توی سرتون، اونو روی کاغذ بنویسید و به خودتون بگید بعدا دربارش فکر میکنم.بحث مدیریت زمان خیلی گسترده است و بیش از اونه که در یک مقاله بگنجه، اما امیدوارم از اونجایی که این مقاله، حاصل مطالعه و بعدهم تجربه خودم هست برای شروع این راه کمکتون کنه.کلام آخر: در عین حالی که سفت و سخت، پای برنامه هاتون میمونید؛ با خودتون هم مهربون باشید و اگر روزی به هردلیلی، نتونستید به انجام کارهاتون برسید، نذارید عذاب وجدان، حال شمارو بد کنه و نسبت به روزهای آینده ناامید بشید؛ به جاش یه لیوان قهوه، چای یا هر نوشیدنی که حالتون رو بهتر میکنه خودتون رو مهمون کنید و با انرژی برید برای شروع یک روز و فرصت دوباره.</description>
                <category>nralizadeh</category>
                <author>nralizadeh</author>
                <pubDate>Sat, 16 Jan 2021 17:16:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>صفر تا صد اسپانسر شدن در پادکست</title>
                <link>https://virgool.io/@job.nralizadeh/%D8%B5%D9%81%D8%B1-%D8%AA%D8%A7-%D8%B5%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%B1-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-gdbvlcs51mqf</link>
                <description>اسپانسر شدن در پادکست هامقدمه:این مقاله که در ادامه خواهید خواند، حاصل تجربه ی واقعی پیاده سازی یک کمپین اسپانسرینگ در پادکست است.تمام سعی من بر اینه که به صورت خلاصه و ساده، اما مفید تمام چیزهایی که نیاز دارید بدونید رو در اختیارتون بذارم.اگر دارید این نوع کمپین رو برای اولین بار طراحی و اجرا میکنید؛ این مقاله برای شما مفیدتر خواهد بود.قدم اول: تعیین هدفدر ابتدا، درست مثل تمام کمپین ها و در راستای استراتژی محتوایی که قبلا تنطیم کردید؛ باید هدفتون رو از این کمپین، برای خودتون واضح کنید.اسپانسر شدن در پادکست ها، Brand awareness ایجاد میکنه و این یعنی آگاهی از برندِ شمارو در بین مخاطبان بیشتر میکنه؛ پس بهتره موقع تعیین هدف، این موضوع رو به یاد داشته باشید و بدونید، خواه ناخواه، این اولین و شاید اصلی ترین هدف شما خواهد بود.سوال: این یعنی ما نمیتونیم انتطار فروش بیشتر از طریق این نوع تبلیغات رو داشته باشیم؟پاسخ:هدف نهایی اکثر تبلیغات، فروش بیشتر هست و این مورد هم استثنا نیست؛ فقط بهتره هدف اصلیتون رو، فروش بیشتر و مستقیم از این کمپین قرار ندید. شما از طریق آگاهی از برندی که ایجاد میکنید، باعث میشید، مخاطبان بیشتری به وب سایت شما مراجعه کنند؛ اما این تازه اول مسیر قیف فروش شماست و موضوعات دیگه ای از جمله محصولاتی که ارائه میکنید، کاربر پسند بودن وبسایتتون و... روی میزان فروش شما تاثیرگذار هستند. قدم دوم: انتخاب پادکستسوالی که بعد از تعیین هدف، باید بهش پاسخ بدید، این هست که قصد اسپانسر شدن در کدام پادکست هارو دارید و این پادکست ها باید چه ویژگی هایی داشته باشند؟ برای پاسخ دادن به این سوال باید در ابتدا پادکست هایی که موضوعات اونها به حوزه کسب و کار شما مربوط هست رو پیدا کنید و یک لیست از اونها تهیه کنید.لیست شما باید حاوی اطلاعات زیر به تفکیک هر پادکست باشه:نام پادکست تعداد دانلودهاتعداد سابسکرایبر هاتعداد اپیزودهاتاریخ شروع به کار پادکستنکته: تحقیقات نشون دادن، اکثر ایرانی ها برای گوش کردن پادکست، از اپلکیشن Castbox استفاده میکنند؛ پس شماهم میتونید مبنای سنجش و کسب اطلاعاتتون رو، این اپلکیشن قرار بدید.قدم سوم: بررسی و انتخابحالا که یک لیست دارید، وقتش شده اون رو بررسی کنید. ببینید که اون پادکست از زمان آغاز به کارش، چند اپیزود داده و در این مدت، چندبار شنیده شده، چندنفر اون رو دنبال میکنند و درنهایت براساس این پارامترها اونهارو به ترتیب الویت مشخص کنید. بعد از بررسی پادکست ها، نوبت به انتخاب میرسه؛ قاعدتا هرقدر، پادکستی، طرفداران بیشتری داشته باشه و تعداد دانلودهاش بیشتر باشه، عدد همکاری هم بالاتر خواهد بود؛ پس حالا خیلی راحت تر میتونید براساس یک حدس کوچیک و بودجه ای که درنظر گرفتید، تعدادی از این پادکست هارو انتخاب و باهاشون وارد مذاکره بشید. قدم چهارم: مذاکرهپادکستر ها، معمولا راه های ارتباطیشون مثل وب سایت و آدرس اینستاگرام و ... رو در پروفایل کانالشون در کست باکس و سایر اپلیکیشن های پخش پادکست قرار میدند و شما خیلی راحت میتونید از اون طریق باهاشون ارتباط بگیرید؛ البته که حرفه ای ترین حالت این هست که از طریق آدرس ایمیل، پیشنهاد خودتون، مبنی بر اسپانسر شدن در پادکست رو مطرح کنید؛ میتونید آدرس ایمیلشون رو از وب سایتشون پیدا کنید و یا ازشون بخواید ایمیلشون رو در اختیارتون قرار بدند تا شما پیشنهادتون رو براشون ارسال کرده و اطلاعات مدنظرتون مثل تعداد دانلود دو اپیزود آخر، هزینه به ازای هر هزار دانلود و ... رو هم ازشون درخواست کنید؛ در این حالت، اونها هم وقت کافی خواهند داشت تا پیام شمارو بررسی کرده و پاسخ بدند. قدم پنجم: نحوه همکاریمعمولا بهترین حالت همکاری، برای گرفتن نتیجه ای که مدنظرتون هست، اسپانسر شدن برای بیش از یک اپیزوده تا به این ترتیب تعداد دفعاتی که اسم و شعار شما شنیده میشه بیشتر بشه و مخاطبان بیشتری رو جذب کنید. میتونید یک قرارداد حاوی موارد مورد توافقتون، تهیه کنید و کار رو شروع کنید.چندنکته:متنی که مایلید به عنوان تبلیغ شما، در اپیزود گفته بشه رو بنویسید و از پادکستر بخواید، مطابق با شناختی که از مخاطبش داره، برای تاثیرگذاری بیشتر، پیشنهاداتش رو به شما ارائه بده.حتما از شعار مناسبتون استفاده کنید تا مخاطب، از هر کانال دیگه ای که اون رو شنید، به یاد شما بیفته، مثل: شکلات فرمند غنی شده با عشق!از کد تخفیف یا موارد مشابه استفاده کنید، به این ترتیب مخاطب شما، بیشتر ترغیب میشه که به وب سایت شما سر بزنه.سوال: یعنی ما برای اسپانسر شدن در پادکست، فقط باید بریم سراغ پادکست هایی که در حوزه کسب و کار ما فعالیت میکنند؟                                                                                                                             پاسخ: نه لزوما؛ بسته به اهداف شما، بودجه ای که تعیین کردید، مخاطبانتون و .... میتونید پادکست های مختلفی رو انتخاب کنید و من فقط بهینه ترین حالتش رو توضیح دادم.سخن پایانی:ممنونم که این مقاله رو خوندید و خوشحال میشم، اگر خوشتون اومد، اون رو با دوستانتون به اشتراک بذارید. همچنین باعث افتخارم خواهد بود اگر بتونم کمکی بهتون کنم.</description>
                <category>nralizadeh</category>
                <author>nralizadeh</author>
                <pubDate>Mon, 04 Jan 2021 16:01:53 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>