<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های جویان باقری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@jooyan</link>
        <description>جویان ینی جستجوگر... هر چیز که در جستن آنی، آنی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 13:54:31</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/519/avatar/tlMCAn.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>جویان باقری</title>
            <link>https://virgool.io/@jooyan</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چرا هرچی حالم بدتره کارم بهتره؟ کشف سی سالگی</title>
                <link>https://virgool.io/@jooyan/halam-badtare-cl8hd1qgxxlu</link>
                <description>داشتم به این فکر می‌کردم که من هرموقع حالم بد میشه، همه‌ی کار و برنامه‌هام رو تعطیل می‌‌کردم و می‌رفتم تو حال‌بدی.امروز، حالم از اتفاقی که دیشب افتاده بود خیلی بد بود. وجودم سرشار از دلخوری و کینه و خشم بود. و به محض اینکه چشمم رو باز کردم از خواب، تمام اتفاقات دیشب مرور شد.و اینطوری بود که هر فعالیتی می‌کردم، همچنان این احساسات در درونم در جریان بود و اصلا حواسم ازشون قابل پرت شدن نبود.بعد فکر کردم گفتم من که در هر صورت این احساسات درونم جریان داره، خب چرا برم سریال ببینم؟ یا بیوفتم؟ با همین احساسات فعالیتِ ضروری و ارزشمند امروزم رو انجام بدم. با همین حالِ بد. با بی حوصلگی. با اعصاب خراب.آره... عذاب آوره کار کردن وقتی بی حوصله‌ترین هستی...بعد شروع کردم به ادیت اپیزود ۴ از فصل علم عادت‌های پادکست «پروژه جویان»ادیت کردم ادیت کردم ادیت کردم... تا اینکه یهو احساس کردم « چی؟ مودم بالاتر اومده». یکم از فشار کم شده.داشتم این رو تجربه می‌کردم که یهو این Text یاس اومد بالا 🤔هرچی حالم بدتره، کارم بهتره...و بعدش به این فکر کردم که هر زمان حالم بد بوده، ولی با هزار زحمت و سختی، رفتم سراغ انجام اون کاری که برام ارزشمند بوده، بعد از مدت بسیار کوتاهی، حالم واقعا بهتر شده و اصن فشار کمتر شده برام.اگه در زمینه دوپامین مطالعه داشته بوده باشی، میدونی که این حس خوب برای دوپامینه.بعد داشتم فکر می‌کردم همیشه حالم بد بوده، و بهش بها دادم، و اینطور شده که مدت قابل توجهی همینطوری افتادم به اصطلاح و اون حالِ بد من رو از کارکرد انداخته.به این فکر کردم که اگر به عنوان یه مانیفست، هر زمان که حالم بده، مخصوصا برم سراغ انجام کاری که اصلا حالش نیست و سخته برام، خیلی سریع‌تر و راحت‌تر به اصطلاح Move On می‌کنم از اون حال بد.در ادامه یاد قصه‌ی موبونیوز(مهدی شجاری) افتادم. که تو پادکست می‌گفت «من شکست عاطفی سختی خوردم. حالم خیلی بد بود. دلم می‌خواست اینقد یادش نیوفتم. اینطور شد که موبونیوز رو شروع کردم.» و سالها بعد شد یکی از دو اینفلوئنسر اول ایران تو حوزه تکنولوژی و کلی پول به جیب زد.من تمام این سال‌ها، در دوره‌های طولانی افسردگیم، از کارکرد خودم رو انداختم. و نشستم افسردگی کردم.آره حواسم هست که افسردگی از یه حدی بیشتر، آدم رو از کار میندازه و زمین‌گیر میشه.ولی خب اگر این مدلی فکر می‌کردم، چه بسا یه سری از اون دوره‌ها اصلا به افسردگی ختم نمیشد و زودتر از این‌ها به داد خودم می‌رسیدم.🧩 جمع‌بندی نهاییدفعه بعدی که مودت پایین اومد؛ بی حوصله شدی؛ انرژیت پایین بود؛ این حرکت رو تست کن. ببین چه خروجی‌ای می‌گیری.بشین حساب کن اگر اغلب زمان‌هایی که مودت پایین بوده، به کار ارزشمندی می‌پرداختی، الان وضعیت مالیت، طبقه اجتماعیت و دستاورد‌هات چقدر متفاوت از الان بود؟ 🤯</description>
                <category>جویان باقری</category>
                <author>جویان باقری</author>
                <pubDate>Fri, 08 May 2026 16:21:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کسب و کار واقعی داری؟ یا یه استارتاپ محکوم به شکست!</title>
                <link>https://virgool.io/@jooyan/start-a-business-not-a-startup-io4zrbrf75oj</link>
                <description>سلام. من جویان باقری هستم و این بار میخوام گیر بدم به واژه استارتاپ و کمی درباره ش براتون بنویسم. تا به حال روی این واژه لاکچری دقیق شدی؟ استارتاپ! گونه‌ای خاص از یه کمپانی که توجه‌های زیادی رو به خودش جلب میکنه.انگار که استارتاپ یه جای جادوییه.جاییه که هزینه‌ها مُشکلِ یکی دیگه هستند. جاییه که واژه‌ی مزاحمِ  درآمد  هرگز یه مشکل نیست!جاییه که میتونی پول دیگری رو خرج کنی تا وقتی که بفهمی چطور خودت میتونی پول در بیاری.جاییه که به قوانین کسب و کار توجهی نمیشه.مشکل با این جای جادویی اینه که واقعیت نداره و خواب و خیاله!حقیقت ماجرا اینه که هر کسب و کاری، قدیمی یا جدید، با همون فشارهای بازار و قوانین اقتصادی اداره میشه! ینی درآمد میاد، هزینه‌ها میره.        یا سود میکنی یا دود میشی میری!انگار استارتاپ‌ها یا تلاش میکنند واقعیت رو ایگنور کنند؛ (بی توجهی کنند)یا توسط کسایی اداره میشن اجتناب می‌کنند از مرحله‌ی اصلی کسب و کارشون. مرحله ای اجتناب ناپذیر که کسب و کار دیگه نیازه حتما رشد داشته باشه، سودآور باشه و کم کم یه کسب و کار واقعی و پایدار بشه.هر کسی که با خودش میگه:  « حالا برای به سود رسیدن یه فکری میکنیم! » در واقع داره خودش و بقیه رو مسخره میکنه!عین اینه که یه راکت بخوای بسازی و بگی : « بیاید تصور کنیم جاذبه نیست! » یه کسب و کار بدون برنامه واقعی برای رسیدن به سود، کسب و کار نیست! بیشتر یه سرگرمیه...به جای استارتاپِ محکوم به شکست، یه بیزینس راه بنداز !پس بیا از چسبوندن برچسب استارتاپ به کسب و کار خودت، به عنوان عصا استفاده نکن! تا بتونی تا جایی که میشه آروم آروم حرکت کنی.به‌جاش یه بیزینس واقعی رو شروع کن.کسب و کارهای واقعی باید با مشکلات واقعی دست و پنجه نرم کنند.فراموش نکن که بیزینس‌های واقعی از روز اول نگران سوددهی هستند!بیزینس‌های واقعی روی مشکلات با گفتن « اشکالی نداره! ما استارتاپ هستیم. » ماله کشی نمی‌کنند!عین یه کسب و کار واقعی عمل کن تا به موفقیت بیشتری برسی!^ برگرفته از کتاب Reworkبه جای استارتاپِ محکوم به شکست، یه بیزینس راه بنداز !
</description>
                <category>جویان باقری</category>
                <author>جویان باقری</author>
                <pubDate>Mon, 31 Jan 2022 07:14:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کارآفرینی دیگه بسه! بیا شروع کننده باشیم</title>
                <link>https://virgool.io/@jooyan/enough-entrepreneurship-lets-be-starter-xutsbi1lgfhu</link>
                <description>سلام من جویان باقری هستم و در این مطلب قراره گیر بدم به واژه کارآفرینی ! بیا بیخیال این واژه بشیم. زیادی داره استفاده میشه! انگار که فقط آدم‌های ویژه و خاصی میتونن کارآفرین باشند. اما چیزی که در حقیقت باید بهش باور داشته باشیم اینه که:هر کسی باید تشویق بشه که کسب و کار خودش رو شروع کنه! نه یه عده‌ی خاص و کم‌یاب که اسم خودشون رو کارآفرین  میذارند.یه عده‌ گروه جدیدی اون بیرون هست که یه بیزینس رو دارند شروع می‌کنند؛ دارند پول در میارن و هرگز به خودشون به دید کارآفرین نگاه نمی‌کنند. حتی تعداد بسیار زیادی از اونا به خودشون به چشم مالک بیزینس هم نگاه نمی‌کنند. فقط دارند کاری که دوستش دارن رو انجام میدن و با باید-نباید های خودشون، پول در میارند.کلمه لاکچری کارآفرینپس بیا کلمه لاکچری کارآفرین رو با یه گزینه خاکی‌تر مثل شروع کننده | Starter جایگزین کنیم. هرکسی که یه بیزینس را میندازه استارتره. به مدرک MBA ، گواهی کارآفرینی یا یه دست کت شلوار یا یه کیف خفن نیازی نیست! حتی به صبر ایوب هم یا ریسک‌پذیری فضایی نیازی نیست! برای اینکه استارتر باشی: تو فقط به یه ایده نیاز داری + یکم اعتماد به نفس + یه هُل که شروع کنی!برگرفته از کتاب Rework https://virgool.io/@jooyanbagheri/jooyanbagheri-e6iofuabmueo من در شبکه‌های اجتماعی: https://zil.ink/jooyan </description>
                <category>جویان باقری</category>
                <author>جویان باقری</author>
                <pubDate>Wed, 26 Jan 2022 14:15:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کَـس نخارد پشت من... جز محصول خودم!</title>
                <link>https://virgool.io/@jooyan/scratch-your-own-itch-in-product-yiumvicm7z2p</link>
                <description>سلاممن جویان باقری هستم و در این مطلب میخوام از ساده‌ترین و سرراست‌ترین روش ممکن برای ساخت یک محصول / سرویس عالی صحبت کنم. تا حالا شده که درحال انجام یه کاری باشی یا درحال رفتن به جایی باشی؛ یا به چیزی نیاز داشته باشی و یهو یه جرقه‌ای در درونت روشن بشه که بگه:عه... اینو میشه اینطوری هم انجام داد! خیلی بهتر از روش‌های قدیمی هست... کاش یه نفر بود یه همچین راهی رو میساخت!این لحظه دقیقا جز لحظه‌‍‌های مهم زندگی هرکدوم از ماست که اگر به اهمیتش پی نبریم، فرصت‌های مهمی رو ممکنه از دست بدیم. صحبتِ من درباره اینه که بهترین و ساده‌ترین و سر راست‌ترین راه برای ساختن یک محصول / سرویس عالی، ساختن چیزیه که خودت بهش نیاز داری!چرا؟چون بهت این امکان رو میده که بدونی چه چیزی رو باید بسازی!و میتونی خیلی زود سریع بفهمی چیزی که ساختی، خوب کار میکنه یا نه.در کتاب Rework ، نویسنده از این موضوع حرف میزنه و تعریف میکنه که:ما در شرکت خودمون، نیاز داشتیم تا رصد کنیم با کیا حرف زدیم، چی گفتیم و میخواستم بدونیم بعدش باید چکار کنیم. به همین دلیل محصول Highrise رو ساختیم. نرم افزار مدیریت مخاطبین. با اینکار هیچ نیازی نبود به اتاق فکر، تحقیقات بازار و افراد واسطه. چون پشت خودمون میخارید و خودمون خاروندیمش!وقتی درحال ساخت یه محصول/سرویس جدید هستی، باید صدها تصمیم کوچیک در هر روز بگیری. اگر درحال حل کردن مشکل یکی دیگه باشی، عین اینه که تو یه اتاق تاریک دنبال یه وسیله هستی.اما وقتی داری مشکل خودت رو حل میکنی، دقیقا میدونی که جواب سوال‌ها چی هستند.یه داستان دیگه:داستان خالق چوب های درامز Vic Firth یه نوازنده به اسم Vic Firth  از چوب هایی که اون روزها توسط مغازه ها فروخته میشدن رضایت کافی نداشت. چون از نظر صدا و اندازه و جنس، اون نیازی که داشت رو برآورده نمیکردند. به همین دلیل شروع کرد به ساخت چوب های درامزی که خودش نیاز داشت. یه روز اتفاقی یک جفت چوب درامز که درحال ساختشون بود، از دستش افتاد. متوجه شد که هرکدوم صدای متفاوتی دادن. از اونجا بود که تصمیم گرفت جفت چوب های درامز رو، جوری بسازه که هرکدوم صدای مشابهی بدند. ینی چوب سمت راست با چوب سمت چپ، صدای یکسانی بدند. از همون موقع تصمیم گرفت نه تنها جفت چوب ها رو یکسان طراحی کنه؛ بلکه بیاد چوب ها رو براساس رطوبت، ضخامت و جنس، دسته بندی کنه.اصلا شعار The Perfect Pair یا جفتِ عالی دقیقا به همین دلیل توسط برندش انتخاب شده. امروز کمپانی Vic Firth روزانه 85 هزار چوب درامز تولید میکنه و سهم 68 درصدی از بازار فروش چوب های درامز در اختیار داره!از این مدل داستان ها بسیار زیاده! وقتی محصولی رو میسازی که بهش نیاز داری، کیفیتش رو سریع‌تر از بقیه میتونی ارزیابی بکنی.همچنین این اتفاق باعث میشه عاشق محصولی که درحال ساختش هستی باشی! چون مشکل و ارزش حل کردن اون مشکل رو به خوبی میفهمی. و در آخر چون احتمالا ساخت بعضی محصولات، سالها طول میکشه، پس چه بهتر که وقت و انرژی و پول خودت رو برای چیزی میذاری که واقعا بهش اهمیت میدی! https://virgool.io/@jooyanbagheri/jooyanbagheri-e6iofuabmueo من در شبکه های اجتماعی: https://zil.ink/jooyan </description>
                <category>جویان باقری</category>
                <author>جویان باقری</author>
                <pubDate>Thu, 20 Jan 2022 00:56:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور میتونم خلاقیت رو تحت کنترل خودم در بیارم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@jooyan/how-can-i-control-my-creativity-mctk1qgb6fw2</link>
                <description>قبل از شروع به خوندن این مطلب، فایل صوتی بالا رو پلی کن؛ صداش رو روی ولوم متوسط نگهدار و به خوندن ادامه بده... اگر دیدی تمرکز نمیتونی بکنی، اول مطلب رو بخون و در آخر موزیک رو پلی کن!یانی درباره قطعه Nostalgia می‌گه تقریبا ۴۰ سال پیش یه روز نشسته بودم پای پیانو که یه دفعه چند ثانیه‌ از یه قطعه کوتاه به ذهنم اومد و روی ساز اجراش کردم. به محض اجراش به شدت هیجان‌زده شدم و ذوق کردم که چه آهنگ باحالی. ولی اشتباهم اینجا بود که خیلی زود ذوق‌زده شدم!بعد از اون چند دقیقه هیجان‌انگیز سه روز تمام نشستم پای پیانو ولی هیچ خبری از تیکه‌های بعدی پازل نشد که نشد. هر چی تلاش می‌کردم چیزی به ذهنم نمی‌رسید و نمی‌تونستم قطعه رو کامل کنم.به عنوان آدمی که بک‌گراند تحصیلی روانشناسی داشتم ذهنم خیلی درگیر این شد که چی می‌شه که من بعضی‌ وقت‌ها می‌تونم توی یک دقیقه یه آهنگ بنویسم ولی گاهی هفته‌ها پای پیانو می‌شینم بدون اینکه بتونم حتی یه خط آهنگ بنویسم.مدت طولانی دنبال راهی می‌گشته که بشه باهاش خلاقیت رو تحت کنترل در آورد تا اینکه کم‌کم فهمیدم که کجای کار می‌لنگه. یانی می‌گه پارادوکس بزرگی که درباره خلاقیت وجود داره اینه که تا وقتی توش هستید نمی‌تونید ببینیدش و اگه تلاش کنید که ببینیدش نمی‌تونید توش باشید.خلاقیت مثل یه پروانه‌ است. به محض اینکه تلاش می‌کنی با دستت بگیریش، می‌میره. قضاوت، دشمن خلاقیته. پس باید بدونید که هیچ وقت نمی‌تونید قضاوت و خلاقیت، هر دو رو همزمان یکجا داشته باشید.  اگرچه که برای موفقیت به هر دوشون نیاز دارید.زمانی که آهنگ می‌ساختم گاهی ساعت‌ها پشت پیانو می‌شستم و فقط تلاش می‌کردم با همه وجودم به تاریکی و سکوت گوش بدم. همه نت‌ها از اونجا میان و فقط باید سعی کنید صداشون رو بهتر و شفاف‌تر بشنوید.مهم‌ترین چیزی که من تو همه این سال‌های آهنگ‌سازی یاد گرفتم اینه که هر چی بیشتر تلاش کنید و سعی کنید به ناشناخته‌های دنیای سکوت و تاریکی گوش بدید، پروانه برای دفعات بیشتری سراغ شما میاد و وقتی میاد، سعی کنید جاج کردن رو به کل بذارید کنار.سعی کنید فقط باهاش پرواز کنید و به هیچ عنوان قضاوتش نکنید که چرا  این قطعه‌ زیادی تنده یا کنده یا غمگینه یا هر چیز دیگه‌ای. این تنها راهیه که می‌تونید باهاش پروسه خلاقیت رو به دفعات و با فرکانس بیشتری تجربه کنید. اینکه بی هیچ محدودیتی بذارید هر کاری که می‌خواد با ذهن شما بکنه.این‌ها فقط درباره آهنگسازی نیست. هر کسی که می‌خواد داستانی بنویسه هم مشکل مشابهی با تک‌تک کلمات اثرش داره و یه نقاش هم با تک‌تک رنگ‌های رو بومش. می‌گه تمام آدم‌هایی که درگیر پروسه خلق هستند با همین چالش‌ها مواجهند و باید یاد بگیرند که به سبک خودشون باهاش کنار بیان.قطعه Nostalgia توی آلبوم Keys to Imagination توی سال ۱۸۹۶ یعنی ۳۶ سال پیش منتشر شده.برگرفته از رشته توییت علی  https://virgool.io/@jooyanbagheri/jooyanbagheri-e6iofuabmueo من در شبکه های اجتماعی: https://zil.ink/jooyan </description>
                <category>جویان باقری</category>
                <author>جویان باقری</author>
                <pubDate>Mon, 17 Jan 2022 15:11:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان موفقیت بی مزه ترین کمدین کشور!</title>
                <link>https://virgool.io/@jooyan/the-success-story-of-the-most-tasteless-comedian-nepr8dv9eums</link>
                <description>چطور باید  زنجیره عادت ها رو قطع نکنیم؟ هر نظمی محکوم به موفقیته!به یه کمدین میگن چی میشه که اینقد جوک های بامزه میسازی؟ ‌ میگه یه روز یه تقویم برداشتم و تصمیم گرفتم هر روز یه جوک جدید بسازم ‌ و با خودم عهد کردم فقط روی «هر روز» ساختنش تمرکز کنم! ‌ یک هفته گذشت و… در طول هفته هربار که میخواستم جوک بسازم، یه فکر منفی میومد سراغم… ‌ اینکه چقدر بی مزه هستم!  اینکه اجاره خونه عقب افتاده و دیگه کسی از من نمیخواد برنامه برم… ‌ با این وجود تلاش کردم زنجیره رو قطع نکنم و ادامه بدم… ‌ هفته دوم این فکرا میومدن و من جوکم رو میساختم!  نگرشم اینطور تغییر کرده بود که فکرا میومدن، ولی من بهشون میگفتم بذار جوک امروزم رو بسازم بعدش بهت فکر میکنم… ‌ هفته دوم گذشت و اواسط هفته سوم وقتی داشتم جوک رو میساختم، اولین باری بود که به جوک خودم از ته دل خندیدم!  و اتفاق عجیبی رو تجربه کردم!   حس کردم امیدی بهم هست و میتونم کمدین بامزه‌ای باشم! ‌ احساس دستاورد بقدری شیرین و امیدبخش بود که بی صبرانه منتظر فردا بودم و جوک جدید… ‌ تا خودِ شب بیش از ۵ جوک جدید بدون اینکه فکری بکنم به ذهنم رسید و همرو یادداشت کردم! ‌انگار در درونم موتور قدرتمندی روشن شده بود و این انرژی زیاد، داشت همه چیز رو تغییر میداد! ‌ در پایان ماه اول، من بیش از ۴۵ جوک جدید داشتم که بیش از ۱۰ عددشون، بامزه‌ترین جوک هایی بودند که دوستان من شنیده بودند! ‌ساختن جوک که سخت‌ترین کار برای من بود، تبدیل شده بود به زیباترین لحظه روزهای من درسته نزدیک به ۱۶ روز به سختی جوک ساختم و اغلب بی مزه و ناامید کننده بودند، اما با اولین دستاوردها، انگار اعتماد به نفس از دست رفته من برگشت و ایده‌های بامزه در درون من زنده شدند! ‌ اگر من این زنجیره رو شروع نمیکردم، هرگز به این موفقیت نمیرسیم!کمدین داستان ما به یکی از معروف ترین افراد در صنعت خودش تبدیل شد و بعده ها کلاس های آموزشی ساختن جوک های بامزه راه انداخت!نتیجه اخلاقی اینکه: ‌ اگر هدفی داری، به کمترین واحد قابل انجام تبدیلش کن و x دفعه در هفته(که قابل انجامه) تکرارش کن و اصلا به نتیجه فکر نکن! ‌ Just do it  و زنجیره رو قطع نکندوست داشتم ورزش کنم؛ اما میدونستم که کار بسیار سختی در پیش دارم… پس تصمیم گرفتم هقته ای ۲ روز برم باشگاه… ‌ اولش دهنم سرویس بود ولی بعدش بسیار لذت بخش شد اینکار… ‌ الان میخوام بکنمش هفته ای ۳ روز از ماه جدید…</description>
                <category>جویان باقری</category>
                <author>جویان باقری</author>
                <pubDate>Mon, 17 Jan 2022 09:49:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ماجرای مرد متاهل و دختر جوان !</title>
                <link>https://virgool.io/@jooyan/how-choose-good-emotional-partner-d89uj2up5mtg</link>
                <description>در این مطلب اول درباره اتفاقی که برای یکی از کاربران توییتر افتاده صحبت میکنم و در ادامه درباره اصالت بهتون میگم.سلام. من جویان باقری هستم و شما دارید یه قسمت دیگه از جویان تاک رو میخونید یا میشنوید.قراره درباره ماجرای یه پیشنهاد بیشرمانه که تلاش میشه عادی‌سازی میشه با شما صحبت کنم. امروز از یه کاربر توییتر توییتی خوندم که جرقه‌ای شد تا از این مطلب مهم بالاخره صحبت کنم. یکی از دخترای توییتر که نمیشناسمش این توییت رو منتشر کرد:خب... همونطور که فهمیدید، طرف زن داره و دلش میخواد یه دوست دختر یا حتی چند دوست دختر هم کنارش داشته باشه. وقتی که دختر جوانِ داستان بهش یادآوری میکنه که تو متاهلی لعنتی و درست نیست، شروع میکنه با عادی‌سازی و حرف‌های تحریک‌آمیز که این حس رو به دختر میده که داره چیز هیجان‌انگیزی رو از دست میده، تلاش میکنه نظرش رو عوض کنه.به اون قسمت که میاد نسخه میپیچه و تئوریش رو معرفی میکنه دقت کنید:دنیا ارزش تجربه کردن همه چیز رو داره! حالا به حرفم میرسی...نظر شما راجب این تئوری چیه؟ به نظرت آیا دنیا جاییه که باید هر چیزی رو تجربه کنیم؟ خب اگر اینطوره، پس اخلاق و چهار چوب چی میشه؟ اگر قرار باشه به هر فرصتی که بهمون میرسه، پا بدیم، پس اصالت چی میشه؟ دنبال یه فرصت مناسب بودم که یکم از اصالت باهاتون حرف یزنم. من خودم این با این مفهوم از سالهای اول بچگیم از طریق مامانم و بعدش خالم آشنا شدم.اصالت چیه؟به نظر من اصالت یعنی چهارچوبی که خودت برای خودت تعریف میکنی. اینکه به هرکاری تن ندی. با هر آدمی دمخور نشی. برای رسیدن به هدفت هر بهایی رو ندی! اصالت رو یا خودت باید بهش برسی و تعریفش کنی؛ یا از دیگران بهت برسه. مثلا پدر یا مادر. یا یه رفیق که رو زندگیت خیلی تأثیر داشته.هرکسی اصالت رو برای خودش یه جور تعریف میکنه. مجموعه‌ای از بایدها و نبایدها که چهارچوب زندگی رو تشکیل میده.بچه‌ها بی‌تعارف بهتون بگم، اگر چهارچوب نداشته باشید، خیلی اوضاع خراب میشه!اگر اصالت نداشته باشم چی میشه؟وقتی که برای زندگیت مرز و خط قرمز تعیین نکنی، و هرکاری که حس و حالت میگه و دلت میخواد انجام بدی، بعد از یه مدت میشی آدمی که کارهای اشتباه زیادی انجام داده! من بر این باورم که ما آدم‌ها میل به خوب بودن داریم. شاید ذاتاً. و همین باعث میشه مفهومی به اسم وجدان تعریف بشه.وجدان یعنی چی؟احساسی که تو بعد یا قبل از انجام یه کار بهت دست میده. افکاری که به شکل گفتگوی درونی به سراغ تو میان و وای به حال موقعی که این افکار سرزنش کننده باشند.فرض کن یه کار غیراخلاقی مثل کارِ همین آقای متأهل انجام بدی و بعد از انجامش مثلا برگردی پیش خانومت. آیا میتونی تو روش نگاه کنی؟ ممکنه هنوز اونقدر بی وجدان نشده باشی و بعد از انجام این کار، حس بد بیاد به سراغت. به این شکل که از زنت خجالت بکشی. احساس کنی که در حقش ظلم کردی. فرض کن زنت یه بانوی متعهد و دلسوز باشه و حسابی برای این زندگی زحمت کشیده باشه. مثل تو موقعیت‌های هوس‌انگیز زیادی براش پیش اومده باشه و همشون رو به خاطر تعهد به تو و علاقه‌ای که بهت داشته، رد کرده باشه. حالا در این شرایط هم باز اون خیانت دلنشین میمونه؟ من که میگم نه! تو بالاخره با خودت بی ریا و لُخت خواهی شد و وقتی با خودت طرف بشی تو خلوت، از کاری که کردی پشیمون میشی!حالا اگر اصالت داشته باشی، از ابتدا به این چیزا فکر میکنی و این کار اشتباه رو انجام نمیدی.به کَرات هممون دیدیم مرد و زن‌هایی که با هم زندگی مشترک دارند ولی به هم متعهد نیستند و گاهاً از خیانت همدیگه خبر هم دارند! ولی چون با خودشون میگن این رابطه و زندگی ارزش نداره، پس به خودشون اجازه میدند که این اشتباهات رو تکرار بکنند و انجام بدند.چطور وقتی رابطه‌ی بدی دارم، با اصالت برخورد کنم؟اول از همه خوبه که بدونی همه‌ی رابطه‌ها مشکل دارند. رابطه‌ای بدون چالش نیست. و یه چیز دیگه اینکه:رابطه‌ی عالی انتخاب کردنی نیست! رابطه‌ی عالی رو باید براش وقت صرف کنی؛ مطالعه کنی و انرژی بذاری تا از بد به عالی تبدیل بشه!اگر تو رابطه‌ای هستی که نیازهات رو برطرف نمیکنه و احساس میکنی که تمایل داری خیانت کنی؛ این قدم‌ها رو بهت پیشنهاد میدم:اگر رابطه و طرف مقابل برای تو ارزشمنده؛ میتونی به روانشناس زوج درمانگر مراجعه کنی. اگر زوج درمانگر خوب نمیشناسی، باید بگردی. و حتی دو سه تا دکتر عوض کنی تا به دکتر خوب برسی. تو روانشناسی هم کلی آدم هست که بلد نیستند و به جای کمک به تو، بدتر میکنند ماجرا رو. اسنپ دکتر میتونه بهت کمک کنه...اگر رابطه‌ات ارزشمند نیست و میخوای تمومش کنی؛ حالا چه طلاق یا چه کات، خواهش میکنم بالغانه و به دور از دعوا یا دنبال بهونه بودن برای کات، رابطه رو هرچه زودتر تمومش کن.بعد از تموم شدن رابطه به خودت فرصت استراحت و ریکاوری ذهنی بده. دعواها، خاطرات و باقی‌مانده‌های رابطه‌ی تموم شده مثل مقداری دوغ تهِ یه لیوان میمونه که تا وقتی خالیش نکردی، هرچی آب بریزی طعم دوغ میده! پس لازمه دوران پس از جدایی رو حتما به مقدار کافی طی کنی. اینطوری ببین که پرونده‌ی قبلی باید بسته بشه. آرشیو بشه. و بهش به مدت کافی مراجعه نشه تا بتونی پرونده‌ی رابطه‌ی عاطفی جدیدی رو باز کنی!حالا که اماده‌ی شروع رابطه‌ی جدید هستی، لازمه که معیارهات رو مشخص کنی و تجربه‌های رابطه‌ی قبلی رو تو ذهنت داشته باشی و تلاش کنی با انتخاب بهتر، رابطه‌ی عاطفی مثبت‌تری رو نسبت به قبلی بسازی. اگر معیارهات رو نمیدونی، نوشته‌های من رو دنبال کن تا در آینده برات ازش بنویسم.تو حق نداری وقتی رابطه جدیدی رو شروع کردی، به نفر قبلی فکر کنی؛ بهش پیام بدی یا حتی جلوی طرف فعلی، از آدم قبلی صحبت کنی. این میشه یکی از موارد همون اصالت که بالا تعریفش کردم.بیا یکم گپ بزنیم...خب... دوست دارم برام از تجربه‌های این چنینی تعریف کنی و بگی که تو واکنشت چی بود؟ اگر تن دادی به اون رفتار اشتباه، الان احساست چیه؟ چه فکری میکنی؟از نظر تو اصالت یعنی چی؟ چطور برای خودت چهارچوب تعریف کردی؟ به من و بقیه بچه‌ها چه مواردی رو برای اصالت پیشنهاد میدی که به خط قرمزهای خودمون اضافه کنیم؟آیا به کارما و پس دادن نتیجه رفتارمون در همین دنیا اعتقاد داری؟ تجربه‌ای از ضرر کردن سر این اشتباهات داری؟ مثلا خیانت کرده باشی و بعد جوابش رو پس داده باشی و حس کنی این تاوان اون بوده؟ مشتاقانه بنویس حتما میخونم ?❤️ https://virgool.io/@jooyanbagheri/jooyanbagheri-e6iofuabmueo از وقتی یادمه راحت می‌نوشتم. یعنی نیازی نبود به خودم سختی بدم تا چیزهایی که در فکرم می‌گذشت رو به کلمه تبدیل کنم. به نوشتن درباره کسب و کار، روانشناسی و مسائل اجتماعی بسیار علاقه‌ دارم. سعی می‌کنم در نوشته‌هام اغلب خودِ خود واقعی باشم.آشنایی بیشتر با من: https://zil.ink/jooyan </description>
                <category>جویان باقری</category>
                <author>جویان باقری</author>
                <pubDate>Mon, 17 Jan 2022 07:40:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور یک شریک عاطفی خوب انتخاب کنم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@jooyan/how-choose-good-emotional-partner-b9ij7wu17m3d</link>
                <description>در این مطلب میخوام نکاتی که بلدم رو درباره مشخص کردن معیارها برای انتخاب دوست‌دختر دوست‌پسر یا همسر یادت بدم. چون بدون داشتن معیار، نمیشه انتخاب خوبی داشت!سلام رفیق. من جویان باقری هستم. قراره در این نوشته بهت چنتا سنگ محک بدم که بتونی در طرف مقابل ویژگی‌هایی که دوست داری رو شناسایی کنی و در آخر بتونی انتخاب خوبی داشته باشی. در این مطلب قراره کمکت کنم تا انتخابی بکنی که باهاش یه رابطه‌ی خوب و سالم و منطقی و اگر بخوای، آینده‌دار بسازی.چرا مهمه که قبل از انتخاب، معیارهای مشخص داشته باشم؟ببین عزیزم... اگر بخوای یه موبایل بخری، از قبل برای خودت نیازهات رو مشخص میکنی و مثلا میدونی که از موبایلت احتمالا دوربین باکیفیت انتظار نداری؛ اما برات ضروریه که رام بالایی داشته باشه تا بتونی در کارهای روزمره و زیادی که داری، درگیر هنگ کردن لگ زدن نشی.حالا انتخاب شریک عاطفی هم مثل همینه! اگر معیارهای مشخص در زمینه‌های مختلف نداشته باشی، نمیتونی تو این انبار کاه، به دنبال سوزنِ خوشگل خودت بگردیمعیارهای من باید در چه زمینه‌هایی باشه؟به نظر من، این یه چیز شخصیه. ولی من برات چنتا مثال از زمینه‌های مهم‌تر میزنم تا راه بیوفتی و باقیش رو خودت بری. مثلا در انتخاب پارتنر عاطفی باید حتما به ویژگی‌های ظاهری توجه کافی داشته باشی. چرا؟ چون معمولا اول از باقی معیارها تو ذهن میاد و اصن بیشتر فکر کنی میبینی آدم اولش از روی معیارهای ظاهری ممکنه اغلب دست بذاره رو کسی.معیارهای ظاهری شامل چه مواردی میشه؟فاکتورهایی که باید در زمینه‌ی ظاهر مدنظر داشته باشی شامل هرچیز کوچیک و بزرگی هست که برای تو مهمه! یعنی مثلا برای یکی صورت مهمه. فُرم دهان مهمه. برای کس دیگه قد و بالا مهمه! بذار اصن برات لیست بکنم چنتا مثال رو که قشنگ شفاف بشه:در صورت میتونه این موارد برات مهم باشه: فرم صورت - فُرم بینی - دهان - چشم‌ها - ابروها - پیشونی - چونه و...در پوست میتونه رنگش، کیفیتش، ناهنجاری‌ها مثل زخم و سوختگی یا حتی داشتن یا نداشتن خالکوبی و پیِرسینگ و...در قد و بالا میتونه بلندی یا کوتاهی قد، فرم بدن، پهنای بدن و...در دست‌ها میتونه شکل انگشتا، سایزشون، شکل ناخن و...الان احتمالا میگی ای بابا! چقدر سخت شد... نه عزیزم! شما هرچیزی که برات مهمه رو مینویسی. قرار نیس کل اعضای بدن رو که لیست کنی و تیک بزنی! حتما برات سوال میشه همه ی اینا باید باشه تو طرف؟ اینطوری که احتمال میاد پایین!!! نه... قرار نیست اینطوری برخورد کنی باهاش. در ادامه بهت میگم...☺️معیارهای شخصیتی شامل چه مواردی میشه؟در شخصیت، بحث یکم گسترده میشه. و نمیخوام خیلی عمیق بشم. در همین حد در توانم هست بهت بگم که باید ویژگی‌های مهم شخصیتی که برات ارزش محسوب میشن رو اولا بدونی و بعد لیستشون کنی.مثلا برای یکی صداقت، شفافیت، هیجان و انرژی، مهربونی، راحت بودن در بروز احساسات و عواطف مهمه. در دیگری رفیق‌باز نبودن، ساکت و آروم بودن، شیطون و بلا بودن مهم میتونه باشه.مهم اینه که بتونی به اینا فکر کنی و لیستشون کنی. یادت نره مهم‌ترین‌ها.معیارهای خانواده و فرهنگ چیا هستند؟مثلا شاید برات مهم باشه که پدر و مادرش اهل کدوم شهر باشند. چه فرهنگی رو داشته یا نداشته باشند. یا مثلا خانواده‌ی شلوغ یا خلوت دوست نداشته باشی. یا مثلا دوست داشته باشی یا نداشته باشی که خانواده طرفت نسبت به شما از سطح مالی و اقتصادی بالاتری برخوردار باشند. اینا همه میشه خانواده تربیت و فرهنگ.معیارهای جنسی شامل چیا میشن؟یکی از مهم‌ترین بخش‌ها، همین مورده. رفیق وقتی یکی رو میبینی، باید برات جذابیت داشته باشه از لحاظ جنسی. ینی دوست داشته باشی اکتشافش کنی و باهاش رابطه جنسی برقرار کنی. وقتی که رابطه جنسی برقرار کردی، باید از بوی بدن اون، حسی که از لمسش میگیری و کلا معاشقه، حس مثبتی بگیری.معیارهای جنسی میتونه شامل فانتزی‌های جنسی هم بشه. یکی دوست داره پارتنرش براش فلان حرکت جنسی رو انجام بده. مهمه که این رو در زمان مشخص به پارتنرت بگی یا ازش در این رابطه سوال کنی. ببینی چطوره با این حرکت.همچنین در ظاهر هم معیارهای جنسی مهمه. ظاهر ینی سایز و شکل و کیفیت اندام‌هایی که برای تو از لحاظ جنسی مهم و تحریک کننده و تعیین کننده هستند.حتی آدم داریم روی شکل دست و رنگ خاصی از پوست، تحریک جنسی داره. پس این آدم باید این رو معیار قرار بده.نکته مهم: آیا فانتزی‌های جنسی یا بعضا مواردی که از تماشای فیلم‌های پورن هوس میکنیم هم جز اینها هستند؟ این رو باید راجبش فکر کنی و خودت تصمیم بگیری! بعضی فانتزی‌ها متعلق به دنیای غیرواقعی و دنیای مدیا یا رسانه هستند. نمیشه در افراد معمولی جامعه که در این حوزه فعالیت ندارند، جستجو کرد. پس لازمه فانتزی‌های جنسی رو رنگ و بوی واقعیت بهشون بدی. و تلاش کنی که تمیز بدی از معیارهای دنیای واقعی خودت. ضمن اینکه گروهی از فانتزی‌های جنسی رو میشه در آینده با پارتنرت اجرایی کنی. و یا ازش بخوای اون شکل ظاهری رو موقتا بگیره. لذا زیاد به نظر من پیشنهادمه روشون متمرکز نشی. صرفا تفکیکشون کن.معیارهای اقتصادی و جایگاه اجتماعی چی هستند؟اینکه شما شغلت چیه؛ جایگاه اجتماعیت چیه؛ و در طرفت انتظار چه سطحی از اینها رو داری، دقیقا یه معیار مهم هستند. حتی در این حد باید ریز بشی و شفاف کنی که آیا برات مثلا مهمه پارتنرت اگر خانوم هست، کار بکنه؟ یا با کار کردنش مشکل داری؟ یا مثلا آیا برات مهمه در برنامه‌های مشترک، دست به جیب باشه و دَنگی دُنگی حساب کنید؟ همه‌ی اینا رو ینی اونایی که برات ضروری هستند، بنویس.معیارهای مرتبط به گذشته‌ی قبل از من چه مواردی هستند؟ببین عزیز جان، اینکه در گذشته‌ی شخص مقابل چی گذشته، به خودش مربوطه. اما اگر خیلی برات مهمه این مورد و مثلا روی موردی مثل داشتن یا نداشتن سکس قبل از تو، تاکید داری و برات ارزش هست، لازمه این مورد رو هم بنویسی و در انتخابت بهش دقت کنی. خجالت نکش و حتی ذکر کن که برام مهمه قبلا کسی رو مثلا بوسیده یا نه. اینا خیلی خیلی مهمه که برات شفاف باشه و تکلیفت براش مشخص باشه.معیارهام رو نمیتونم بنویسم؛ چکار کنم؟اگر برات سخته یا اصلا نمیتونی تشخیص بدی که معیارهات چی هستند، حتما باید کمک بگیری و از مشاور روانشناس بخوای در این مسیر کمکت کنه.نکته‌ی بسیار مهم: بعضی معیارها همونطور که در پادکست و مطلب ماجرای مرد متاهل و دختر جوان بهش اشاره کردم، از آدم‌های عزیز زندگی ما مخصوصا در سالهای اولیه زندگی به ما ارث رسیدند. و واقعا معیار ما نیستند. صرفا فکر میکنیم برامون مهم هستند. و وقتی عمیق میشیم متوجه میشیم میخوایم ناخودآگاه تایید اونا رو بگیریم. لذا این مورد رو هم باید به کمک درمانگر خودت، بهش رسیدگی کنی و تمیز بدی از معیارهای خودت. اصن خودِ این یه نشونه‌ی شخصیت مستقل و سالم هست. پس ازش غافل نشو. میتونی از خودت بپرسی آیا این معیار منه؟ یا معیار کس دیگه؟ اولین بار چه کسی بمن گفت؟ با این سوالا کمی میتونی عمیق بشی در معیاری که بهش شک داری.معیارها رو نوشتم؛ الان چه کنم؟خب. تبریک میگم! معیارهات رو تونستی بنویسی و این یه قدم عالی برای یه انتخاب مناسبه. حالا ممکنه برات سوال بشه که من که نمیتونم همه‌ی اینا رو باهم در یکی پیدا کنم. و اگرم پیدا بشه احتمالش خیلی کمه که اصن ما به پُست هم بخوریم. اینجاست که میرسیم به قسمت مهم‌تر:اولویت‌بندی در معیارهای انتخاب چطور و چگونه هست؟تو باید بعد از ساختن لیست معیارهات در زمینه‌های مختلف، شروع کنی 2 تا اولویت‌بندی رو انجام دادن.اولویت بندی بین زمینه‌های مختلف معیار. مثلا مشخص کنی معیار ظاهری در اولویت اول. بعد خانواده. بعد اقتصادی و...اولویت بندی در ریزمورد های هر زمینه. ینی در ظاهر کدوم موارد در اولویت هستند؟ قشنگ شماره بندی کنی.به کمک اولویت‌بندی میتونی انتخاب راحت‌تری داشته باشی.تا چه میزان معیارهای من باید تیک بخورند؟این واقعا چیزی نیست که برای همه بشه نسخه پیچید. پیشنهاد من اینه که اگر تا 60 درصد از معیارهات تیک خورد، رابطه رو ادامه بدی و برات جدی باشه.اگر کسی طبق معیارهای من نبود؛ چطور بدون درد و خون‌ریزی باهاش قطع ارتباط کنم؟اولا که باید خِشت اول رو درست بچینی. ینی از اول نگی وای عاشقتم وای باید با هم ازدواج کنیم و وعده وعید بدی بعدش که شناختی و خواستی کات کنی، یه جورایی رو قولت زده باشی.بهترین مدل شروع کردن یه رابطه‌ی عاطفی، شروع کردن با اشتیاق بالا ولی با قصد آشنایی هست.ینی به هم بگید که ما باید همو بشناسیم. ببینیم چقدر با معیارهای هم تطابق داریم. اره از هم خوشمون اومده. اره شیفته‌ی هم شدیم ولی بهتره فعلا تصمیمی درباره آینده نگیریم تا شناخت حداقلی بین‌مون اتفاق بیوفته. چقدر لازمه بشناسیم همو؟ اینو واقعا هیچکس نمیتونه بگه! بستگی داره چقدر همو بالا پایین کنید و بتونید زاویه‌های مختلف شخصیتی همدیگه رو بشناسید. بعضی مواقع آدم‌ها سخت هستند و نمیشه به اعماق شخصیت‌شون پِی بُرد.حرف آخر...خب... خوشحالم که تا آخر این مطلب رو خوندی. حالا نوبت توعه که حرف بزنی در نظرات و بگی که آیا معیارهای خودت رو شفاف کردی؟ لیست کردی؟ تا قبل از اینکه اینکارو بکنی چه اشتباهاتی رو منجر شدی در انتخابت؟ آیا معیارهای تو در گذر زمان تغییر کردند؟ چرا به نظرت این اتفاق افتاد؟ اگر الان تو رابطه هستی، تا چند درصد از معیارهای تو در طرف مقابل تیک خورده؟ آیا رضایت داری از انتخابت؟ چطور فکر میکنی درباره معیارهایی که تیک نخورده؟ آیا اذیتت میکنند؟ مشتاقانه منتظر نظر تو در پایین همین مطلب هستم ?❤️ https://virgool.io/@jooyanbagheri/jooyanbagheri-e6iofuabmueo از وقتی یادمه راحت می‌نوشتم. یعنی نیازی نبود به خودم سختی بدم تا چیزهایی که در فکرم می‌گذشت رو به کلمه تبدیل کنم. به نوشتن درباره کسب و کار، روانشناسی و مسائل اجتماعی بسیار علاقه‌ دارم. سعی می‌کنم در نوشته‌هام اغلب خودِ خود واقعی باشم.آشنایی بیشتر با من: https://zil.ink/jooyan </description>
                <category>جویان باقری</category>
                <author>جویان باقری</author>
                <pubDate>Mon, 17 Jan 2022 07:02:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تو ذهن من همه ازدواج‌ها یه روزی شکست می‌خورن!</title>
                <link>https://virgool.io/@jooyan/in-my-mind-all-marriages-fail-one-day-z10xlvvqisaj</link>
                <description>سلامداشتم توییتر میچرخیدم که به این توییت رسیدم:من رو به فکر فرو بُرد! ینی چی؟ هیمنطور که داشتم فکر میکردم، یادم اومد لحظاتی از زندگی یه زوج سن و سال گذشته رو، که از همدیگه ناامید شده بودند. لحظاتی که باهم بحثشون شده بود و یکی راجب دیگری میگفت: من اشتباه کردم که با این ازدواج کردم! من جوون بودم و خام! اشتباه بعدیم این بود که بچه دار شدم…اون لحظه، سوالی که تو ذهنم ایجاد شد، این بود که چرا هیچوقت شهامت خاتمه دادن به این ازدواج رو پیدا نکرده بودند؟ هیچکدومشون…شاید به قول حمیده، فقط الکی ادامه میدادند!دارم به این فکر میکنم که چه زمانی یه ازدواج شکست میخوره؟ اون لحظه چی میشه که از اون روز به بعد، دیگه خیلی چیزها مهم نخواهند بود.شاید یه ازدواج روزی شکست میخوره که دیگه اعتمادی به طرف مقابل نداشته باشی… یا روزی شکست میخوره که دو نفر خودشون رو از هم جدا بدونند و مثل دو تا شریک کاری و غریبه با هم معاشرت و زندگی داشته باشند.بعضی از این زوج ها رو دیدی که هرکدوم پولی که در میارن جداست و از مسائل مالی هم کلا بی خبر هستند و از هم سوالی نمی کنند و هزینه ها رو هم اصن معلوم نیست با چه فرمولی تقسیم می کنند؟از این زوج ها که اگر زنه یا مرده یه پولی دستش بیاد، به جای اینکه فکر کنه ببینه همسرش نیاز مالی ای داره که بتونه کمک کنه، میاد میره برای خودش فلان هدیه یا وسیله رو میخره و کلا فکر طرف مقابلش نیست.به نظر من ازدواج در اون روزها شکست خورده!این همدلی و یک تیم بودن، اگر از بین بره، اون ازدواج شکست خورده.مثلا دیدی این پدرمادرا رو که مادره از پدره بد میگه پیش بچه ها و پدره برعکس. بچه ها قشنگ وسط دو تا سپاه جنگی دارند زندگی می کنند.به نظر من اینجا ازدواج شکست میخوره.وقتی یه ازدواج شکست میخوره که دو نفر دیگه تلاشی نکنند برای بهتر کردن مشکلات زندگی مشترکشون! ینی نخوان برن کمک بگیرند ا زمتخصص!حالا میدونی کدوم ازدواج قبل از شروع، شکست خورده تلقی میشه از نظر من؟ اون ازدواج هایی که معامله ای اتفاق میوفته! ینی من باهات ازدواج میکنم اگر ۲ دونگ از خونه‌ی پدریت به نام من باشه؛ من بات ازدواج میکنم اگر پدرت من رو جزیی از هیئت مدیره شرکتش بکنه!از این مجلس های خواستگاری که پدر عروس میگه دختر من باید مهریه ی ۵۰۰ سکه ای داشته باشه؛ باید خونه به نامش باشه و باید حق حضانت بچه داشته بشه؛ این ازدواج ها به نظر من قبل از شروع، شکست خورده محسوب میشن!امیدوارم هیچوقت چنین ازدواجی نکنم و مجبور نشم کسی که دوستش دارم رو به خاطر رد کردن این شکل ازدواج، از دست بدم.واقعا خودِ اون دختر فکر نمیکنه که داره معامله میکنه؟مثلا راجب حق حضانت فرزند، چطور ممکنه یکی از والدین، در آینده آدم مزخرف و بدی نشه؛ و صلاحیت بزرگ کردن بچه رو نداشته باشه؛ و از پیش وقتی حضانت رو میدی، اون بچه بدبخت نشه؟درسته قوانین کشورمون خیلی بدرد نخوره و نابرابری داره. ولی دارم کلی صحبت میکنم. چه برای مردها چه برای زن ها!به نظر من حق حضانت بچه نباید از پیش به هیچکدوم از پدرمادر داده بشه. باید در زمان مشخص، توسط قاضی عادل(که این روزا سخت پیدا میشه) ، دقیق و علمی بررسی بشه.به نظرم الکی ادامه دادن خیلی بده… کاش ما آدم ها شهامت این رو داشتیم که هرجا احساس کردیم دیگه نمیشه، همونجا کات بدیم و تمام!آره کار هرکسی نیست؛ ولی الکی ادامه دادن خیلی بده… https://virgool.io/@jooyanbagheri/jooyanbagheri-e6iofuabmueo از وقتی یادمه راحت می‌نوشتم. یعنی نیازی نبود به خودم سختی بدم تا چیزهایی که در فکرم می‌گذشت رو به کلمه تبدیل کنم. به نوشتن درباره کسب و کار، روانشناسی و مسائل اجتماعی بسیار علاقه‌ دارم. سعی می‌کنم در نوشته‌هام اغلب خودِ خود واقعی باشم. https://zil.ink/jooyan </description>
                <category>جویان باقری</category>
                <author>جویان باقری</author>
                <pubDate>Mon, 17 Jan 2022 06:54:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربیات مهم من برای صحبت درباره اولین حقوق کاری و مذاکره بر سر حقوق</title>
                <link>https://virgool.io/@jooyan/%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%B0%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D9%87-%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA-hoclpxrzvl2h</link>
                <description>در این مطلب قصد دارم به نکته‌ی دیگری از نکات مصاحبه شغلی اشاره کنم.خیلی وقت‌ها پروژه‌ها یا موقعیت های کاری، به شکلی هستند که شما باید حقوق ماه اول رو حتما پیش از شروع کار دریافت کنید.مثلا قراره ۱ ماه تحقیقات بازار انجام بدید. شما بهتره هزینه این ۱ ماه رو از پیش دریافت کنید.اگر ۱ ماه وقت گذاشتید و تحقیقات انجام دادید و بعد پروژه با شما کنسل شد، تکلیف چیه؟ شما وقت گذاشتید و مزدی از بابت این تحقیقات دریافت نکردید.معمولاً کارفرماها هزینه تحقیقات رو به شرکت‌ها میدند، اما به افراد استخدامی نمیدند. پس بهتره تحت عنوان حقوق ماه اول، این مبلغ رو دریافت کنید.توصیه من به شما اینه که دلیل این کار رو صراحتاً بگید. اصلا اشکالی نداره برای وقت و انرژی خودتون ارزش کافی قائل باشید.یه رفتار غلطی که کارفرماها بهش عادت کردند، اینه که عدد پیشنهادی شما رو بشکونند. این به این دلیله که بسیاری از مجری‌ها، شرط انصاف رو رعایت نمیکنن و عددهایی بالاتر از چیزی که واقعا مدنظر دارند، میگیرند.این باعث میشه در طولانی مدت، گروه کارفرماها به مجری‌ها بی اعتماد بشن و مجری‌ها هم عادت کنند بالاتر بگن تا بعد از شکوندن کارفرما، عدد واقعی توافق بشه.برای اینکه وضعیت درست بشه، باید همزمان دو طرف توافق‌نامه، تعهد بدن به خودشون که اعداد واقعی ارائه کنند. و روی اعداد با دلیل و منطق بحث کنند.اگر کارفرمایی خواست پایین‌تر از میانگین حقوق دریافتی کشور به شما بده، توصیه من اینه شما این سوالات رو قبل از رد یا قبول کردن پیشنهادش از خودتون بپرسید:آیا علاوه بر حقوق، مزایای دیگه‌‎ای این کار داره؟آیا با این عدد، احساس میکنم حقم خورده شده؟ یا عدد کافی ای هست؟آیا انگیزه من از دست نمیره با این عدد؟و..جواب این سوالات رو به خوبی روش فکر کنید و بعد مشخص میشه با اون عدد خوشحالید یا نه.برای مذاکره بر سرحقوق، نیاز دارید رزومه صادقانه‌ای داشته باشید. لازمه واقعا در حد و اندازه‌ی تجربیاتی که نوشتید، باشید.و اگر عدد واقعی‌‎ای دادید، کوتاه نیاید.شیوه‌های تغییر دریافتی هم میتونه مفید باشه.مثلا بخشی از پول رو تحت عنوان kpi یا شاخص عملکرد دریافت کنید. مثلا اهدافی رو با کارفرما ست کنید و اگر ۷۰ درصد اونا انجام شد، کل مبلغ kpi رو دریافت کنید.یا مثلا برای دوره‌های آزمایشی، میتونید بخشی از پول رو در پایان دوره مثلا ۶ ماهه، دریافت کنید. به این شکل که اگر کارفرما راضی بود، مابقی رو پرداخت کنه. اگر راضی نبود، چیزی لازم نباشه اضافه‌تر به شما بده.کلی شیوه‌ی خلاقانه‌ی دیگه ام میتونه باشه که شما رو در نهایت به عددی که خیالتون رو آسوده می‌کنه، نزدیک کنه.سعی کنید در مذاکرات، آروم باشید. توهین نکنید. مثلا نگید: شما میخوای حق منو بخوری! اینا طرف مقابل رو به سنگر خودش میبره. و وقتی طرف تو سنگر بره، فقط ازون سنگر بمب و خمپاره میاد بیرون.پس بهتره جوری مذاکره کنید که طرف مقابل گارد نگیره. یا در مقام دفاع نره.اگر در مذاکرات کاری ضعیف هستید، از کتاب هرگز سازش نکنید (اصول و فنون مذاکره) شروع کنید.همچنین استاد ما، محمدرضا شعبانعلی هم در رابطه با مذاکرات، فایل‌های صوتی و مقاله‌های متنی خوبی دارند. میتونید رادیومذاکره رو و یا بخش مذاکره از سایت متمم رو دنبال کنید. https://virgool.io/@jooyanbagheri/jooyanbagheri-e6iofuabmueo از وقتی یادمه راحت می‌نوشتم. یعنی نیازی نبود به خودم سختی بدم تا چیزهایی که در فکرم می‌گذشت رو به کلمه تبدیل کنم. به نوشتن درباره کسب و کار، روانشناسی و مسائل اجتماعی بسیار علاقه‌ دارم. سعی می‌کنم در نوشته‌هام اغلب خودِ خود واقعی باشم.من در شبکه های اجتماعی: https://zil.ink/jooyan مذاکره بر سر حقوقایلاستریشن از Mark Thomas</description>
                <category>جویان باقری</category>
                <author>جویان باقری</author>
                <pubDate>Thu, 04 Jun 2020 09:11:04 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>⭐️بررسی درست و منطقی میزان حقوق و دستمزد✅</title>
                <link>https://virgool.io/@jooyan/%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D9%88-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%85%D8%B2%D8%AF-j1oyx9vp8hwz</link>
                <description>یکی از اصلی‌ترین بخش‌های این فرآیند، اینه که بتونی ارزش خودت رو به خوبی بسنجی. در هر حوزه‌ای کار میکنی، باید بتونی خودت رو نسبت به بقیه معیارسنجی یا Benchmark بکنی.اینکه بفهمی در کدوم طبقه هستی و چقدر با کف و سقف این بنچ مارک، فاصله داری.مثلا در حوزه کاری من که دیجیتال مارکتینگ هست، من در موقعیت بین کارشناس دیجیتال مارکتینگ و مدیر دیجیتال مارکتینگ هستم.کارشناس دیجیتال مارکتینگ رو روش مسلطم و دارم به سمت تسلط کامل بر مدیریت دیجیتال مارکتینگ، حرکت میکنم.یکی از اتفاق‌های شیرین فضای وب فارسی، پدید اومدن وبسایت Iransalary هست. این سایت با اطلاعاتی که از شما میگیره، میاد میانگین پایه حقوق دریافتی شما رو نسبت به شهر و کشور، نشون میده.و میگه که حقوق مورد مطلوب شما، در چه موقعیتی از این نمودار قرار داره.به عکس زیر نگاه کنید:میانگین حقوق دریافتی یک دیجیتال مارکتر با سابقه کاری 3 تا 5 سال در شهر تهران 5 تا 6 میلیون تومان استمیانگین حقوق پایه متخصص دیجیتال مارکتینگ در سطح کشورمقایسه پایه حقوق شاغلین حوزه بازاریابی دیجیتال با سابقه‌های کاری مختلف و سنین متفاوتشما به کمک این سرویس، میتونید به خوبی دریافتی خودتون رو در هر حوزه‌ای که خواستید، بنچ‌مارک کنید.همچنین باید توجه داشته باشید که سلسله مراتب شغلی حوزه خودتون رو به خوبی بدونید.مثلا در حوزه بازاریابی آنلاین، سلسله مراتب کانال سئو، این چنینه:تقسیم بندی مسیر شغلی مشاور سئو، متخصص سئو و کارشناس سئو (منبع کندو)همونطور که میبینید، حوزه سئو به ۳ بخش: بازاریابی محتوایی، سئو تکنیکال و لینک سازی تقسیم بندی میشه.هرکدوم از این بخش‌ها، خودشون ۳ رتبه شغلی دارند.در نهایت کسی که در رتبه اول در این سه بخش مسلط باشه، بهش میگن کارشناس سئو.کسی که در رتبه دوم در این سه بخش مسلط باشه(در کنار رتبه اول)، میتونه به خودش بگه متخصص سئو.و کسی که هر سه رتبه رو تسلط داره، میشه مشاور سئو.شما باید برای حوزه کاری خودتون همین مسیر رو بدونید.قرار هم نیست که خودتون رو گول بزنید. https://virgool.io/@jooyanbagheri/jooyanbagheri-e6iofuabmueo از وقتی یادمه راحت می‌نوشتم. یعنی نیازی نبود به خودم سختی بدم تا چیزهایی که در فکرم می‌گذشت رو به کلمه تبدیل کنم. به نوشتن درباره کسب و کار، روانشناسی و مسائل اجتماعی بسیار علاقه‌ دارم. سعی می‌کنم در نوشته‌هام اغلب خودِ خود واقعی باشم.من در شبکه های اجتماعی: https://zil.ink/jooyan چقدر حقوق مناسب کار شماست؟</description>
                <category>جویان باقری</category>
                <author>جویان باقری</author>
                <pubDate>Tue, 02 Jun 2020 01:33:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روانشناسی رابطه عاطفی: ?چهار نکته ی بسیار مهم که اگر بدونی، رابطه عاطفیت دگرگون میشه</title>
                <link>https://virgool.io/@jooyan/4-%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D8%B9%D8%A7%D8%B7%D9%81%DB%8C-p03fraiolr8h</link>
                <description>من در این مطلب میخوام درباره خاموش شدن یهویی آتیش رابطه صحبت کنم. اینکه چرا ماه عسل زود تموم میشه تو رابطمون؟همچنین درباره تفاوت های مرد و زن از نظر فکر و رفتار و واکنش نشون دادن در رابطه عاشقانه صحبت میکنم.آخر این مطلب شما نکات بسیار مهم و جدیدی درباره رابطه عاشقانه تون متوجه میشید و میتونید با دونستن همین نکات، رابطه تون رو بهتر کنید.?حوصله خوندن متن پایین رو نداری؟ به جاش اینترنت آزادت رو روشن کن و ویدیو ? رو ببین: https://www.youtube.com/watch?v=uGmFD75IIl8 ?ویدیو بهت نشون داده نمیشه؟ شاید به خاطر اینه که این صفحه رو  همینطوری میبینی. برو پروکسی(فیلترشکن) خودت رو روشن کن و دوباره صفحه رو باز کن!میشه بفهمی که زن و مرد با هم تفاوت دارند؟اغلب مشکلاتی که زوج ها با هم دارند، بر سر یه موضوع مهمه که هردو فراموش میکنند.اون موضوع مهم، اینه که اصولا زن و مرد با هم تفاوت دارند.مردا متفاوت از زنا صحبت میکنند؛ گوش میدن، واکنش نشون میدن و فکر میکنند.زنا هم متفاوت از مردها احساس میکنند و کلا دنیای این دو با هم خیلی فرق داره.پس همین الان بهتره تکلیف مون رو با هم روشن کنیم:بپذیر که تو با جنس مخالف خودت کاملا فرق داری!ماه عسل و عشق جادویی، زود آتیشش میخوابه!خب خب خب... موضوع بعدی یکم قراره حالتون رو بگیره. ولی خب بعدش که خوب درکش کنید، متوجه میشید اصلا چیز بدی نیست.میخوام به عرض تون برسونم که روزای اول و عشق زیاد و ماه عسلِ رابطه، یه هفته ، دو هفته، یه ماه یا دیگه خیلی طول بکشه، 6 ماه عمر میکنه.بعدش باید با رابطه ی واقعی دست و پنجه نرم کنید.تو دوران ماه عسل، اره دوست دارم اسمش رو همین بذارم. تو دوران مه عسل، همه نقاب میزنن. همه همو درک میکنن. همه تفاوت های هم رو نمیبینن. همه تلاش میکنن اشتراکات رو بزرگ ببینن.اما وقتی ماه عسل تموم بشه، این تویی که با دنیایی از اختلاف نظر و اختلاف رفتار و سلیقه مواجه میشی!پس از الان، خودت رو برای این دوره آماده کن. یا اگه این دوره رو سپری کردی، حواست باشه که اون یه دوره گذرا بوده و اگه الان مثل اون موقع نیستید، اصلا جای نگرانی نداره.ممکنه روزای اول طرف حسابی برات وقت بذاره. حسابی از کار و زندگی خودش رو بندازه و تلاش کنه بیشترین تایم رو باهات بگذرونه. اما حواست باشه که این طرفِ خوش شانس، بالاخره باید بره سراغ کار و زندگی خودش و قرار نیست تا ابد بتونه همه چیزش رو بذاره کنار و با تو فقط باشه!بخوای یکم آینده نگر هم باشی، اگر بخواید ازدواج کنید یا زیر یه سقف زندگی کنید، نیاز دارید از نظر شغلی و اجتماعی، به سطح خوبی رسیده باشید. به قول معروف، دستتون به دهنتون برسه برای تشکیل زندگی.یه جمله ی معروف هست که میگه:عشق سحرآمیز میتونه همیشگی باشه، به شرط اینکه متوجه تفاوت هامون باشیم و بهشون احترام بذاریم.آقای مشکل گشا و خانومِ اصلاح و تربیت!اغلب زنا و مردا دو تا شخصیت معروف دارند. این دو شخصیت در بین کلی شخصیت ها (بهتره بگیم رول های شخصیتی) دیگه قرار میگیرند و در زمان های مختلف، میان بالا و کنترل اتفاقات رو برعهده میگیرند.آقای مشکل گشا در مرداخانومِ اصلاح و تربیت در زناآقای مشکل گشا همونیه که تا میای باهاش حرف بزنی، از وسطای حرفت دنبال راه حل میره و دیگه کاری نداره میخوای ادامه بدی یا نه. ایشون تا وقتی راه حل نده و قضیه رو حل نکنه، ول کن داستان نیست.این آقا، کلا بر اساس حل کردن و بستن پرونده، قضاوت میکنه. اگه بتونه حل کنه، احساس خوبی بهش دست میده. اگه نتونه پرونده و مشکل رو حل کنه، کج خلق و بهم ریخته میشه.اصولا مردها به خاطر نوع ساختارشون، در تلاش هستند همه ی مشکلات رو حل کنند. وقتی یه مردی سراغ مرد دیگه میره، اونیکه داره میشنوه، باید بتونه راه حل ارائه بده. و الا اصلا مفید واقع نمیشه و انتخاب خوبی برای صحبت نبوده.اصولا در دنیای مردانه، صحبت کردن یعنی دعوت به مذاکره کردن. اگر مردی با مرد دیگه صحبت میکنه، یعنی خودش به نتیجه نرسیده یا میخواد درباره نتیجه، با شخص دیگه ای مشورت کنه.اون موقع هست که مرد دوم، میشه آقای مشکل گشا و شروع میکنه با تحلیل مسئله، راه حل پیشنهاد میده.باید بهتون بگم که خانوما اصلا این آقای مشکل گشا رو دوست ندارند! چرا؟ چون ساختار اونها متفاوت از آقایونه.اصولا خانوما وقتی که به سراغ کس دیگه میرن، هدف اصلیشون الزاما این نیست که راه حل دریافت کنند. اونا خیلی وقتا دوست دارند فقط صحبت کنند و تخلیه بشن.خانوما از راه صحبت کردن درباره موضوع و تفسیر و بزرگ نمایی اون موضوع، آرامش پیدا میکنند. اصولا خانوما غرق در یک مسئله میشن تا بتونن جزییاتش رو تماما ببینند.یه خانوم وقتی سراغ یه مرد میره، نیاز داره شنیده بشه. اگر مرد دانش رابطه عاطفی نداشته باشه، شروع میکنه به راه حل دادن و زن رو عصبی میکنه.پس دفعه بعدی که خانوم اومد سراغ شما تا درد دل کنه یا حتی غُر بزنه، فقط گوش بدید. بذارید تمام حرفاش تموم بشه. سعی کنید شنونده ی فعال باشید. واکنش نشون بدید به دیالوگ هاش و سعی کنید اون رو مشتاق کنید که بیشتر صحبت کنه. میدونم که این کار برای شما خیلی سخته. ولی راهش همینه.خانوما اگر زمانی به سراغ یک مرد رفتین و بعد از کمی صحبت، مرد شروع کرد به راه حل دادن، صحبتش رو قطع کنید و بگید که : عزیزم الان من دنبال راه حل نیستم. نیاز دارم تخلیه بشم. فقط گوش بده. آخرش با هم درباره راه حلش همفکری میکنیم.یا اگر تونستید، به راه حل هاش گوش بدید و بذارید اون مرد هم آروم بگیره و احساس مفید بودن بکنه. بعد دوباره به صحبت ادامه بدید.یه اشتباه دیگه ای که آقایون میکنند، اینه که وسط صحبت، میگن: این مسئله که اونقدر ها هم بزرگ نیست! بابا بیخیال این رو خیلی جدی گرفتی. بسه بابا ناراحت نباش. میشه این بحث رو تموم کنی؟حواستون باشه! خانوما خوششون نمیاد وقتی دارند درد دل میکنند یا غُر غُر میکنند، هی بگید بسه و جدی نگیر! یادتون نره که اونا موضوع رو بزرگ میکنند. درش غرق میشن تا آرامش پیدا کنند.یه آقا چطور مشکلاتش رو حل میکنه؟مردا اصولا وقتی مسئله ای رو بهش میرسن و درگیرش میشن، میرن تو خودشون. به اصطلاح میگن غار تنهایی. لازم دارند دورشون رو خلوت کنند و فقط به اون موضوع فکر کنند.اصولا مردا در این موارد 95 درصد فکرشون درگیر اون موضوع هست و با 5 درصد باقی، کارهای روزمره رو دست و پا شکسته انجام میدند. این درصد ها برای فهم بهتر موضوع هست و زیاد به اعدادش توجه نکنید.مردا از کسی کمک نمیگیرند، مگر نیاز داشته باشند. اگر زمانی به مردی کمک کردید و اون عصبانی شد، تقصیر شماست. چون اونو به خوبی درک نکردید و تلاش کردید با این کمک، کم ارزشش کنید.مردا دوست دارند سوپرمن دنیای خودشون باشند. دوست دارند مثل یک ابرقهرمان، مشکلات رو تنهایی حل کنند.زمانی به کار تیمی علاقه دارند که واقعا احساس نیاز کنند.پس اگر زمانی مردی، خلوت نیاز داشت؛ ساکت شد؛ یا حس کردید فکرش درگیره، بهش کاری نداشته باشید و فقط اعلام کنید اگر نیاز داشت، کنارش خواهید بود. بذارید خودش از غارش به موقع میاد بیرون و همه چیز به روال قبل برمیگرده.فراموش نکنید که این غار تنهایی، باید همیشگی نباشه و فقط در زمان های خاصی و به مدت کوتاه مثلا یک روز یا نهایتا دو روز، طول بکشه.خب... بریم سراغ خانومِ اصلاح و تربیت!خانوم اصلاح و تربیت رولی هست که اغلب خانوم ها میگیرند. این رول کارش اینه که عزیزان و دوستان نزدیک رو، بهتر و بهتر کنه. اصولا نیازی به درخواست کمک نیست و این رول خودکار احساس مسئولیت میکنه تا به دیگران برای آدم بهتری شدن، کمک کنه.خانوما عاشق این هستند که عزیزانشون رو بهبود بدند. اصولا یه خانوم وقتی به دیگری نقد میکنه یا پیشنهاد میده، خانوم دوم اغلب گاردی نمیگیره. چون کمک کردن در دنیای زنونه اصلا نشانه ضعف نیست. بلکه نشانگر محبت و صمیمیت و اهمیت دادنِ دو طرف هست.یه خانوم، بیشتر از همه، به معشوقه خودش کمک میکنه. یعنی دوست داره مردش رو بهتر کنه. اصولا مردا از این خوششون نمیاد. چرا؟ چون احساس کنترل شدن بهشون دست میده.حتما بارها تجربه کردید که مردی اعتراض کنه و بگه: ولم کن! اینقدر سعی نکن من رو تغییر بدی! یا بگه : ای بابا! چقدر تو غُر میزنی!اینجور وقتاست که مردا باید بدونن خانومشون از روی علاقه داره این پیشنهادات و انتقادات رو میده. و خانوم هم باید بدونه این پیشنهادات، تنها زمانی باید ارائه بشه که مرد از اون درخواست میکنه.اصولا مردا زمانی گاردشون برای تغییر بازه، که بهشون احساس ارزشمندی بدی. یه مرد یکی از درهای قلبش، ارزشمندی و تقدیرشدن هست.مردت رو ستایش کن، مردت رو ببین؛ اونوقت خواهی دید که چقدر میتونی بهبودش بدی!تو دنیای مردونه، تغییر، نشانه ضعفه! مردا تا وقتی چیزی خراب نشه، دست به تغییرش نمیزنند.اصولا زمانی یه مرد چیزی رو تغییر میده، که مطمئن بشه شکسته شده.وقتی مرد زندگیت رو تغییر میخوای بدی، این پیام رو داری بهش میدی که تو شکسته شدی. ارزشت کم شده. واسه همینه گارد میگیره.پس برای خلاصه باید بدونید:مرد رو به حال خودش رها کنیداگر از شما تقاضای کمک کرد، بهش کمک کنیداول ازش تقدیر و تشکر کنید. بعد بهش پیشنهاد تغییر بدید.همیشه حواستون باشه که بهتره آدما رو همونطور که هستند، بپذیرید.نظرت درباره این مطلب چی بود؟?بهت کمک کرد؟ مفید بود؟ جایی بود که ابهام داشته باشه؟ این پایین بنویس براماینا رو هم بد نیست بخونی: https://virgool.io/jooyantalks/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D8%AA%D8%B1%D8%B3%DB%8C-autxa02aigb7  https://virgool.io/@jooyanbagheri/%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88-%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D8%B9%D8%B2%D8%AA-%D9%86%D9%81%D8%B3-%D9%88-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%81%D8%B3-%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81-tlwelnyd3kqp </description>
                <category>جویان باقری</category>
                <author>جویان باقری</author>
                <pubDate>Fri, 17 Apr 2020 19:16:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انگیزشی: چطور از شکست هرگز نترسی</title>
                <link>https://virgool.io/@jooyan/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D8%AA%D8%B1%D8%B3%DB%8C-autxa02aigb7</link>
                <description>انگیزشی ترین کلیپ موفقیتتا حالا شده احساس کنید از شکست خوردن میترسید؟ تاحالا از اینکه یه سری کارها رو بکنید احساس ترس داشتید؟ این ویدیو به شما شهامت بسیار زیادی رو منتقل میکنه...اینترنت آزادت رو روشن کن و این ویدیو رو از یوتیوب ببین: https://youtu.be/B_5hz6VhXls ویدیو رو دیدی؟نظر خودت رو بنویس در بخش کامنت هاهمچنین عضو این انتشارات بشو برای ویدیو های جدید.</description>
                <category>جویان باقری</category>
                <author>جویان باقری</author>
                <pubDate>Sun, 12 Apr 2020 13:51:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ویدیویی تفاوت عزت نفس و اعتماد به نفس رو متوجه بشیم</title>
                <link>https://virgool.io/@jooyan/%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88-%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D8%B9%D8%B2%D8%AA-%D9%86%D9%81%D8%B3-%D9%88-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%81%D8%B3-%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81-tlwelnyd3kqp</link>
                <description>خیلی وقتها میشنویم که میگن اعتماد به نفس یکی بالاست.یا میگن عزت نفس فلانی پایینه!میخوام تو این ویدیو درباره این دوتا موضوع با زبان ساده با شما صحبت بکنم:???اینترنت آزادت رو روشن کن تا ویدیو نمایش داده بشه(یوتیوب) ???? https://youtu.be/RBPcKvpyBDU ویدیو رو دیدی؟ اگه ندیدی، برگرد ببین! متن پایین همش تو ویدیو گفته شده! از دستت میره...بزن بریم...عزت نفس و اعتماد به نفس در زبان انگلیسیبچه‌ها تو زبان انگلیسی به اعتماد به نفس میگن Self Confidence و به عزت نفس میگن Self Esteem.عزت نفس یعنیاحساس ارزشمندی‌ای که نسبت به خودمون داریم. این احساس اصلا وابسته نیست به انجام دادن کاری و بدست آوردن دستاوردی و هر چیز دیگه‌ای!عزت نفس یا حرمت نفس یعنی احساس ارزشمندی درونی.چیزی نیست که جنبه بیرونی داشته باشه و بگیم من با فلان کار میتونم عزت نفس بالایی داشته باشم. یکی احساس درونیه و خیلی وقت‌ها از اونجایی که خیلی درونیه طول میکشه بتونیم عزت نفس مون رو بالا ببریم.رضایت داشتن از خود در مفهوم عزت نفس به این معنی که ما باید 100 درصد از خودمون راضی باشیم و تلاشی نکنیم که خودمون رو تغییر بدیم.داشتن عزت نفس یعنی اینکه چقدر به خودت امتیاز مثبت میدی. و چقدر به خودت امتیاز منفی میدی.به قول یک شخصی که میگفت من وقتی میخوام عزت نفس رو به دیگران توضیح بدم، میگم:یک آیینه بگیر. بهش نگاه بکن. وقتی به خودت نگاه میکنی. آیا حس مثبتی به خودت داری؟ حس منفی ای داری؟ عزت نفس یعنی همین احساس. یعنی احساسی که نسبت به خودت داری.کسی که عزت نفس بالایی داره نیاز نداره چیزی رو به خودش یا دیگری اثبات بکنه.عزت نفس بالا یا عزت نفس پایین میتونه مستقیم یا غیر مستقیم تشکیل دهنده اصلی رفتارها یا تفکرات ما باشه.کسی که عزت نفس پایینی داره در اکثر زمینه های زندگیش، احساس رضایت از خودش نداره. همیشه حس میکنه که یه جای کار میلنگه.در حقیقت وقتی عزت نفس داری این موارد در شما وجود داره:از اون چیزی که هستی خوشحالیاز دستاورد ها و قدرتت آگاهی داریقادر به بیان احساساتت هستیبه خواسته‌هات توجه میکنیخودت رو دوست داریخودت رو سرزنش نمیکنیاحساس عذاب وجدان و احساس گناه نداریعزت نفس پایین یا بالای ما روی انعطاف پذیریمون و اینکه چقدر به دیگران و خودمون احترام میذاریم تأثیر مستقیم داره.عزت نفس بالا داشتن به معنی از خود راضی بودن یا داشتن غرور بالای بی مورد نیست.عزت نفس بالا داشتن یعنی اینکه به خودت احساس مثبت و خوبی داشته باشی.و حالا اعتماد به نفسبیشتر عامل بیرونی داره.اعتماد به نفس یعنی احساس رضایت و احساس مثبت درباره انجام یک کار یا یک رفتاری.وقتی میگن فلانی اعتماد به نفس بالایی داره در زمینه فوتبال، یعنی احساس خوبی داره از بازی کردن فوتبال و به خودش اطمینان و اعتماد داره میتونه اون کار رو درست انجام بده.یا وقتی میگن اعتماد به نفس یکی برای سخنرانی پایینه یعنی اونقدر به خودش مطمئن نیست که بتونه خوب عمل بکنه و جلوی جمع بتونه خوب صحبت بکنه.اعتماد به نفس وابسته به مهارت شماست.اشکالی نداره که تو بعضی زمینه ها اعتماد به نفس پایینی داشته باشیم ولی بهتره که تو کل زندگیمون احساس عزت نفس بالایی رو تجربه کنیم.عزت نفس اصولا چیزیه که خیلی به ما کمک میکنه و خیلی تأثیر گذاره و یک جنبه درونی بسیار مهم در شخصیت ماست.اینکه تلاش کنیم در زمینه های مختلف زندگیمون حتما مهارت داشته باشیم و احساس تسلط کنیم، نه تنها چیز خوبی نیست. بلکه بسیار چیز سخت و آزاردهنده ای برای شما میتونه باشه.پس اصلا نیازی نیست که شما تو اکثر زمینه های زندگیتون ماهر باشید و اعتماد به نفس بالایی داشته باشید.پس به طور خلاصهوقتی که میگیم اعتماد به نفس یک نفر بالا یا پایینه، یعنی اون نفر تو یک سری مهارت های خاص، از خودش راضیه. و باور داره اون مهارت ها رو به خوبی میتونه انجام بده.فراموش نکنید که قرار نیست هرکسی که اعتماد به نفس بالا داشت، حتما عزت نفس بالایی ام داشته باشه.حتی ما اگه تو یکسری زمینه‌ها اعتماد به نفس بالایی داشته باشیم ولی عزت نفس پایینی داشته باشیم، حتی از اون زمینه‌ها هم نمیتونیم لذت کافی ببریم.و به طور کلی نمیتونیم از زندگیمون اونطور که باید راضی و خوشحال باشیم.اعتماد به نفس رو میشه با عوامل بیرونی سنجید. و به راحتی میشه متوجه بشیم که یک نفر در یک زمینه ای مهارت و اعتماد به نفس بالایی داره.ولی آیا عزت نفس رو هم میتونیم به سادگی متوجه بشیم؟پاسخ منفیه!به سادگی نمیشه فهمید که یک نفر عزت نفس بالا یا پایینی داره. حتی افراد راجع به خودشون هم نمیتونن به سادگی این آگاهی رو داشته باشند.و باید بهتون بگم که عزت نفس رو بالا بردن اصلا کار ساده ای نیست.مطلب رو به خوبی یادگرفتی؟آیا تونستم به زبون ساده برات مطلب رو توضیح بدم؟کجا برات سوال ایجاد شد؟ تو کامنت‌ها بپرسنیاز داری مطلب دیگه ای در همین زمینه برات بسازم؟ ایدت رو کامنت کنیادت نره این مطلب رو لایک کنی.اگر بعدا میخوای دوباره سراغش بیای، رو آیکن پایین بزن و  ذخیره‌ش کن.</description>
                <category>جویان باقری</category>
                <author>جویان باقری</author>
                <pubDate>Mon, 06 Apr 2020 03:06:05 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کاری که خارج از ایران رفتن با آدم می‌کنه!</title>
                <link>https://virgool.io/@jooyan/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D9%87-ywbdkslcvky7</link>
                <description>وقتی تغییرات ایرانی‌هایی که از ایران رفتن رو دقت می‌کنم، متوجه نکته‌ای میشم.و اون اینه که:ایرانی‌ها وقتی از ایران خارج میشن و کار و حرفه‌شون رو در جای دیگه‌ای ادامه میدن، بسیار حرفه‌ای‌تر و اصولی‌تر از قبل میشن.مثلا تتلو رو نگاه کنید.ایران که بود:آهنگاش لیبل خاصی نداشت.پخش موزیک‌هاش تو تلگرام بود.موزیک ویدیو عموما نداشت.خارج از ایران که رفت:یه لیبل معتبر بهش اضافه شد.(آونگ)اکانت اسپاتیفای‌اش شد مرجع اصلی پخش موزیک‌هاش.موزیک ویدیو ساختو داره صاحب یه وبسایت خیلی خوب میشه. چیزی که خیلی مهمه برای یه هنرمند.تو ایران سطح پایینه. کمتر حرفه‌ای کار میشه. در نتیجه مخاطب هم سطح توقعش میاد پایین. و اینجوری میشه که سطح عمومی موزیک‌ها پایین میاد.من خودم علاقه دارم مقطعی از زندگیم رو حتما در خارج از ایران زندگی کنم. شما چطور؟</description>
                <category>جویان باقری</category>
                <author>جویان باقری</author>
                <pubDate>Fri, 14 Jun 2019 14:34:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من و تو آماتوریم؛ چطور ورزش کردن رو درست شروع کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@jooyan/%D9%85%D9%86-%D9%88-%D8%AA%D9%88-%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%85%D8%9B-%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D9%88%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%B1%D9%88-%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-sudvervyrdi8</link>
                <description>ورزش کردن برای خیلی از ما یه فعالیت طاقت‌فرسا  و نشدنیه.اما در این مطلب میخوام حاصل تجربه چند وقت خودم رو باهاتون به اشتراک بذارم.اثر Jake Pageاز کجا ورزش کردن رو شروع کنیم؟ورزش کردن رو باید از کم شروع کرد. باید از مقدار کم شروع کنید.خیلی از ما با نگاه کردن به ورزش کارهای حرفه‌ای تصور غلطی از شروع ورزش کردن داریم.واقعیت اینه که همه از کم شروع میکنند. هیچکس از اول حرفه‌‌ای ورزش نمیکرده. هیچکس از اول وزنه‌های سنگین نمیزده. همه از ابتدا شروع کردند.از کم شروع کنید!از کم و چطور ادامه بدیم؟اثر Alfrey Davillaبه شکل مستمر ادامه بدید.یعنی مثلا با روزی 5 دقیقه(اگه 5 دقیقه بیشترین حدی هست که در توانتون هست) پیاده‌روی شروع کنید.یا در بدنسازی، از وزنه های سبک شروع کنید. 2 - 5 یا 7 کیلو.چه زمان مقدار بیشتری ورزش کنیم؟اثر Olgaوقتی که به مدت خوبی یک میزان ورزش رو انجام دادید. مثلا یک هفته 5 دقیقه پیاده روی کردید.وقتی احساس کردید اون میزان براتون راحت شده و اذیت نمیشید، وقتشه کمی... فقط کمی مقدار ورزش رو بیشتر کنید.فراموش نکنید که کسی که کلاس اول دبستان هست، 12 ماه کلاس اول میمونه. و اینطور نیست بعد از دو سه روز بره کلاس دوم!وقتی شکست خوردیم؛ چکار کنیم؟خیلی وقتا ممکنه در روند ورزش کردن اختلال ایجاد بشه. مثلا دو روز ورزش نکنید. به هر دلیلی. مهم نیست!دوباره شروع کنید.هیچ روندی مطلق نیست!همیشه در طول مسیر توقف هست. شکست هست. مهم نیست. دوباره بلند بشو و ادامه بده.با چه ورزشی شروع کنیم؟آماتورها بهتره با پیاده‌روی و بعد دویدن شروع کنحالا نوبت شماست... https://media.giphy.com/media/p4sRGwWBaWGAfBJNos/giphy.gif شما چه تجربه‌های خوبی از شروع ورزش کردن و ادامه دادنش دارید؟با ما در میون بذار پایین همین پست در بخش نظرات منتظرت هستم...من کی هستم؟جویان باقریبه نوشتن خیلی علاقه‌دارم. بهم آرامش میده. مثل موسیقی و فیلم و سریال. از وقتی یادمه راحت می‌‍‌نوشتم. برام سخت نبود چیزی که تو فکرم میگذره رو با کلمات بیان کنم. تلاشم اینه خودسانسوری نکنم تا جایی که بدبخت نشم! ساده و شفاف بنویسم. هرجا نیاز باشه دستوری می‌نویسم و هرجا بخوام، شکسته و عامیانه. برای این دوگانه نوشتن هم، دلایل خودم رو دارم. گاهی عامیانه نوشتن، خیلی بهتر احساسات رو منتقل می‌کنه. گاهی رعایت دستور نگارش فارسی و دوری از شکسته‌نویسی، باعث میشه جدی بودنِ مطلب مشخص باشه. انتخاب خودم، اگه مجبور نباشم، عامیانه و شکسته نوشتـنه. ولی به اجبار در دستوری نوشتن هم، مهارت دارم.</description>
                <category>جویان باقری</category>
                <author>جویان باقری</author>
                <pubDate>Thu, 13 Jun 2019 17:34:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهترین قالب وردپرس برای وبلاگ نویسی شخصی شما چیه؟ نتیجه تحقیقی طولانی!</title>
                <link>https://virgool.io/@jooyan/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%BE%D8%B1%D8%B3-%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-jfualmbe63a0</link>
                <description>سلام. شاید خیلی از شما با خوندن این عنوان، انتظار داشته باشید که بهترین پیشنهاد ممکن رو به شما ارائه بدم و به جای دادن لیستی از بلاگ‌های مشهور، بهترین اونها رو بهتون معرفی کنم و خلاص کنم خودم و شما رو.اگه وبلاگ نویسی انجام میدید، قطعا نیاز به یک قالب وردپرس تمیز و مینیمال دارید! چون خواننده باید در اولین نگاه جذب ظاهر وبلاگ شما بشه و بعد دومین قدم، مطالبی هست که منتشر می‌کنید.من مدت‌ها(سالها) بود که به دنبال یک قالب وردپرس خوب برای وبلاگ نویسی شخصی می‌گشتم و نتیجه جستجوی من در مرجع Themeforest و گوگل رسید به این قالب وردپرس خیلی خوب:قالب وردپرس وبلاگ نویسی شخصی، وبلاگ نویسی فارسی و راست‌ به چپ رایتینگ | Writingقالب رایتینگ رو در نتیجه جستجوهای خودم بهش رسیدم و قطعا بهترین قالب وردپرس برای وبلاگ نویسی شخصی یا حتی بهترین قالب وردپرس برای وبلاگ نویسی شرکتی هست!این قالب بسیار تمیز، مینیمال و دوست با زبان فارسی هست.برای شروع، این ویدیو رو ببینیدنکاتی که درباره این قالب وردپرس بلاگ رایتینگ دوست دارم: طراحی مینیمالتایپوگرافی تمیز کدنویسی سئو محور بینظیر با کمک HTML5افزایش نرخ درگیری با اِلِمان‌های هوشمند شبکه‌های اجتماعیدارا بودن بیشتر از بیست و چهار آیکون شبکه اجتماعی از جمله تلگرامدکمه اشتراک‌گذاری در شبکه‌های اجتماعی تگ گراف فیسبوک ویجت‌ شبکه‌های اجتماعی استایل‌های مختلف بلاگ استایل کلاسیکاستایل جدول یا کاشی استایل فهرستیویرایش بسیار بسیار ساده توسط بخش شخصی‌سازی وردپرسرنگ‌های بی‌نهایتآمادگی‌پذیری برای ریسپانسیو و رتینا مناسب استفاده در دستگاه‌های لمسی فهرست ریسپانسیو موبایلپشتیبانی اختصاصی از زبان‌های راست به چپ مانند فارسیبعد از جستجو و دیدن این ویژگی‌ها رفتم از مرجع ThemeForest با عدد بسیار گرون 690 هزار تومان خریدمش!بهترین خرید زندگیم بوده و خیلی ازش راضی هستم.بعد به ذهنم رسید که این قالب رو بذارم برای شما تا ازش استفاده کنید و حالش رو ببرید.برای دانلود قالب وردپرس پیشنهادی من به این لینک برید.</description>
                <category>جویان باقری</category>
                <author>جویان باقری</author>
                <pubDate>Mon, 04 Mar 2019 20:12:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شافلی که خیلی زود با همه رفیق شد! بررسی نمونه‌ی موردی توییتر مارکتینگ بدون بودجه زیاد</title>
                <link>https://virgool.io/@jooyan/%D8%B4%D8%A7%D9%81%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AE%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%B2%D9%88%D8%AF-%D8%A8%D8%A7-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%B1%D9%81%DB%8C%D9%82-%D8%B4%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D9%85%D9%88%D9%86%D9%87%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%AA%D9%88%DB%8C%DB%8C%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D8%AC%D9%87-%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%AF-ymcus7gjgfw8</link>
                <description>شافل یه سرویس استریم موزیکه. چندین ماهی از فعالیتش می‌گذره و تونسته با استراتژی مشخصی، دوستای زیادی پیدا کنه.شافل | Shuffle نسخه‌ی ایرانی اسپاتیفای است.اگر مشترک سرویس مشهور اسپاتیفای باشید، باید بدانید که این سرویس در پلن رایگان خودش، پخش آهنگ‌ها رو در حالت شافل گذاشته. به این معنا که شما نمی‌تونی اسکیپ کنی.سوالی که پیش میاد اینه که پس از کجا موزیک مورد علاقه رو پلی کنیم؟پاسخ اینه که:اسپاتیفای با اِلِمان‌های لایک و دیس لایک و معیارهای دیگه‌، تشخیص میده شما از چه موزیک‌هایی خوشت میاد و همون‌ها رو برات پلی میکنه. این جادوی اسپاتیفای عه.شافل Shuffle دقیقا چطور کار می‌کنه؟شافل مجموعه‌ای از پلی‌ لیست‌های متنوع داره که درون اونها موزیک‌های مرتبط گذاشته شده. شما وقتی یکی از پلی لیست‌ها رو پلی می‌کنی، اگه دوستش داشتی، لایک می‌کنی. اگه دوست نداشتی، اسکیپ میکنی. یعنی میزنی میره موزیک بعد.شافل ادعا می‌کنه بعد از مدتی از طریق رفتارهای شما با هر موزیک، سلیقه موسیقی شما رو مشابه اسپاتیفای، متوجه میشه.من مدتی هست که این سرویس موزیک رو تست می‌کنم. در جواب من که پرسیدم چطور سلیقه ما رو متوجه میشی؛ پاسخ داد:اگه تا آخر موزیک رو گوش کنی، یک امتیاز مثبت داده میشه بهشاگه موزیک رو رد کنی، امتیاز منفی داره.اگه لایک کنی، امتیاز مثبت دوم ثبت میشه.شافل با مجموع این حالت‌ها و بعضی آیتم‌های مخفی دیگه، متوجه میشه شما چه موزیکی رو باهاش کیف می‌کنی.سرویس موسیقی شافل چه پلی لیست‌هایی داره؟شافل چطور با بازاریابی توییتر تونست دوست‌های زیادی پیدا کنه؟من از اول شافل رو دنبال می‌کردم و متوجه شدم اونها خیلی باهوش و خوش‌فکر هستند.استراتژی حضور شافل در توییتر، Awareness هست. یعنی خودش رو جاهایی که مرتبط با موزیک هست، جا می‌کنه.به این توییت‌ها نگاه کنید:فک میکنم با مثال‌های بالا قشنگ دستتون اومده باشه که شافل داستانش در توییتر چیه.من نمیدونم شافل داره با یه آژانس دیجیتال مارکتینگ داره کار می‌کنه یا خودش بلده این استراتژی کاربردی رو تو توییتر اجرا کنه. اما به هر تقدیر، داره انجامش میده و جوابم داده.</description>
                <category>جویان باقری</category>
                <author>جویان باقری</author>
                <pubDate>Wed, 06 Feb 2019 19:46:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خشم‌نامه چیه؟ خشم نهفته با تو چکار می‌کنه؟ چرا باید خشم‌ات رو درست تخلیه کنی؟</title>
                <link>https://virgool.io/@jooyan/879n-qtanyzxme2ms</link>
                <description>خشم‌نامه یک نامه‌ی خصوصیه که شما می‌نویسید و هیجانات خودتون رو به عاملی که اون هیجانات رو باعث شده، بروز میدید.مثلا اگه پدر شما باعث خشم‌تون شده، بلافاصله، خشم‌نامه‌ای می‌نویسید و بدون هیچ سانسوری خشم‌تون رو در خشم‌نامه به اون بروز می‌دید.خشم‌نامه چیه؟خشم‌نامه یک نامه‌ی خصوصیه که شما می‌نویسید و هیجانات خودتون رو به عاملی که اون هیجانات رو باعث شده، بروز میدید.مثلا اگه پدر شما باعث خشم‌تون شده، بلافاصله، خشم‌نامه‌ای می‌نویسید و بدون هیچ سانسوری خشم‌تون رو در خشم‌نامه به اون بروز می‌دید.خشم‌نامه چه ویژگی‌هایی داره؟خشم‌نامه کاملا خصوصیهبدون اجازه‌ی شما نباید توسط کسی خونده بشهباید موقع نوشتن کاملاً احساس امنیت داشته باشید. اصلا نباید نگران این باشید که کسی اونو هر زمانی بتونه بخونه.خود سانسوری نباید بکنید.هرجور که دلتون میخواد میتونید بنویسید. صحبت کنید.می‌تونید با یک شخص دومی هم صحبت بشید. مثلا برای شخصی مجازی صحبت کنید. مثلا از خودتون ماجرا رو بپرسید. یا برای خودتون تعریف کنید. یا مثلا خشم‌نامه رو یک شخص و شخصیت در نظر بگیرید. مشابه افرادی که دفتر خاطرات رو شخصیت در نظر میگیرند و براش وقایع زندگیشون رو تعریف می‌کنند.چرا باید خشم‌نامه بنویسیم؟چون خشمی که در طول روز تجربه می‌کنیم، حالمون رو خراب می‌کنه. اغلب نمی‌تونیم به شکل درستی اون رو تخلیه کنیم. یا باهاش مواجه بشیم. بهترین کار اینه اون خشم رو از یکم بالاتر بهش نگاه کنیم.به فکر کردن به افکار، میگن تفکر کردن.به خشم‌تون باید تفکر کنید.وقتی خشمگین میشید، انگار کله‌تون داغ می‌کنه و دیگه نمی‌فهمید چی میشه. پس بهتره که افکار رو بیرون بکشید و یکم از فاصله‌ی دورتر بهشون نگاه کنید.خشم‌نامه دقیقا همین کار رو انجام میده.علاوه بر تفکر، خشم‌نامه باعث میشه خشمی که هر عاملی ایجاد کرده، روی خودش تخلیه بشه.در نتیجه، وقتی پدرت، تو رو عصبی کرده، خشمت رو روی خودش خالی می‌کنی. و روی خودت یا شخص دیگری یا حتی خودِ حقیقیش خالی نمی‌کنی. اینطوری حجم بسیار زیادی از فشار‌های روزانه‌ای که تجربه می‌کنی کم میشه.ازنشر از روزمرگی با جویاننوشته‌های دیگر من: https://virgool.io/@jooyanbagheri/j3s2-hfsdrlwcrnkr </description>
                <category>جویان باقری</category>
                <author>جویان باقری</author>
                <pubDate>Sun, 28 Oct 2018 23:00:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور با استرس روزانه رفیق بشیم و بهمون صدمه نزنه؟ (حتی کمک‌مون کنه)</title>
                <link>https://virgool.io/@jooyan/j3s2-hfsdrlwcrnkr</link>
                <description>من باید یه اعترافی بکنم، اما اول از شما می‌خوام که شما هم یه اعتراف کوچیک بکنید . من فقط می‌خوام دستتون رو بالا ببرید،اگر شما در سال گذشته استرس نسبتا کمی رو تجربه کردید. کسی هست؟در مورد میزان متوسطی از استرس چطور؟چه کسی استرس خیلی زیادی رو تجربه کرده؟ بله، منم همین طور.من باید یه اعترافی بکنم، اما اول از شما می‌خوام که شما هم یه اعتراف کوچیک بکنید . من فقط می‌خوام دستتون رو بالا ببرید،اگر شما در سال گذشته استرس نسبتا کمی رو تجربه کردید. کسی هست؟در مورد میزان متوسطی از استرس چطور؟چه کسی استرس خیلی زیادی رو تجربه کرده؟ بله، منم همین طور.اما این اعتراف من نیست. اعتراف من اینه که : من یک روانشناس سلامت هستم، و وظیفه ی من کمک به مردم هست تا شادتر و سالم تر باشند. اما می‌ترسم چیزی که برای ده سال آموزش می‌دادم بیشتر زیان داشته تا سود، و اون راجع به استرس بوده. سال ها به مردم می‌گفتم، استرس شما رو بیمار می‌کنه. باعث افزایش ریسک همه چیز میشه، از یه سرماخوردگی معمولی گرفته تا بیماری های قلبی عروقی در واقع، من استرس رو به یه دشمن تبدیل کردم. اما بعد نظرم راجع بهش عوض شد، و امروز، می‌خوام نظر شما رو عوض کنم.اجازه بدید با تحقیقی که منو به تجدید نظر در مورد برخورد با استرس واداشت شروع کنم. این تحقیق سی هزار بزرگسال رو در امریکا برای هشت سال مورد برسی قرار داد، و اون ها با پرسیدن اینکه ” چقدر استرس در سال گذشته تجربه کردید؟ ” شروع کردند. و بعد پرسیدند، ” آیا باور دارید که استرس برای سلامتی شما زیان آور است؟ ” و بعد اون ها از آمار مرگ و میر استفاده کردند تا بفهمند چه کسی مرده.خب. اول خبرهای بد. افرادی که استرس خیلی زیادی رو درسال گذشته تجربه کرده بودند ۴۳ درصد افزایش خطر مرگ رو داشتند. اما این فقط برای کسانی بود که باور داشتند استرس برای سلامتی زیان آوره. (خنده) کسانی که استرس زیادی رو تجربه کرده بودند اما عقیده ای بر مضر بودن اون نداشتند دیگه احتمال مرگ و میرشون اونقدر نبود. در واقع، اون ها کمترین ریسک مردن رو داشتند میان تمام افراد حاضر در این تحقیق، حتی در بین کسانی که استرس نسبتا کمی رو داشتند.مطالعات امروز تخمین می‌زنند در هشت سالی که مرگ و میر ها رو پیگیری می‌کردند، ۱۸۲٫۰۰۰ امریکایی به صورت نابهنگام مرده اند، نه بخاطر استرس داشتن، بلکه به دلیل باور به اینکه استرس برای شما مضر است. (خنده) این برای بیش از ۲۰٫۰۰۰ مرگ در سال صدق می‌کنه . خب، اگه این ارزیابی درست باشه باور داشتن به بد بودن استرس برای شما، تبدیل میشه به پانزدهمین دلیل مرگ در امریکا، در سال گذشته و افراد بیشتری رو می کشه تا سرطان پوست ایدز و قتل.شما می‌تونید ببینید چرا این تحقیق من رو ترسوند! من اینجا کلی انرژی صرف می‌کردم که به مردم بگم استرس برای سلامتیشون زیان آوره.بنابراین این تحقیق من رو غافلگیر کرد: آیا تغییر عقیده نسبت به استرس شما رو سالم تر می‌کنه؟ و اینجاست که علم میگه بله. وقتی تو می‌تونی ذهنت رو راجع به استرس عوض کنی، می‌تونی پاسخ بدنت رو هم به استرس تغییر بدیحالا برای توضیح عملکردش من می‌خوام شما وانمود کنید که در یک مطالعه که برای استرس دادن طراحی شده شرکت می‌کنید. اسمش هست آزمون استرس جمعی شما به یک آزمایشگاه می‌آیید و به شما می‌گن که باید در پنج دقیقه یک سخنرانی بدون آمادگی قبلی در مورد نقاط ضعف شخصیتی تون داشته باشید در برابر یک هیئت متخصص ارزیابی که درست رو به روی شما نشستند، و برای اطمینان از اینکه فشار رو احساس می‌کنید، اونجا نورپردازی شده و یه دوربین روی صورت شما قرار داره یه چیزی شبیه این و تیم ارزیابی تعلیم داده شدن تا به شما بازخورد دلسرد کننده بدهند مثل اینالان به اندازه ی کافی روحیه تون رو باختید، وقت قسمت دوم شده: یک تست ریاضی. و بدون اطلاع شما، کسی که آزمون می‌گیره تعلیم داده شده تا شما رو حین انجام تست اذیت کنه. خب مامی‌خوایم این رو با هم انجام بدیم. جالب میشه. واسه من.خب. من می‌خوام همتون وارونه بشمارید از ۹۹۶ در بازه ی هفت شما با صدای بلند می‌شمرید به سریع ترین شکلی که می‌تونید، با ۹۹۶ شروع میکنید. برو! (حضار در حال شمارش) تندتر بشمار. تندتر لطفا”. خیلی آهسته می‌شمارید. ایست، ایست، ایست اون آقا اشتباه کرد. دوباره از نو می‌شماریم. (خنده) شما تو این کار خیلی ماهر نیستید، این طور نیست؟ خب، پس شما فهمیدید اوضاع چه جوریه. الان، اگر شما واقعا” توی این مطالعه بودید احتمالا” کمی استرس گرفته بودید. ممکن بود تپش قلب می‌گرفتید، سریع تر نفس می‌کشیدید، شاید شروع به عرق کردن می‌کردید. و طبیعتا ما این تغییرات جسمی رو به عنوان تشویش و اضطراب قلمداد می‌کنیم یا علائمی که نشون میدن ما خیلی خوب از عهده ی استرس بر نمی‌آیم.ولی در عوض، چی میشه اگه این علائم رو به عنوان نشانه هایی که بدن شما نیرو گرفته تا شما رو آماده کنه برای رویارویی با این چالش، در نظر بگیریم؟ این دقیقا چیزی بود که به شرکت کننده ها در تحقیقی که در دانشگاه هاروارد انجام شد، گفته شده بود. قبل از اینکه اون ها آزمون استرس جمعی رو انجام بدن آموزش دیده بودند که استرس شون رو به عنوان یه عامل مفید ببینند. اون تپش قلب داره آماده ات می‌کنه برای اقدام طوری نیست اگه سریع تر نفس می‌کشی. این باعث میشه اکسیژن بیشتری به مغزت برسه. و شرکت کننده هایی که یاد گرفته بودند چه طور به نشانه های استرس به عنوان عوامل مفید و کمک کننده برای اجراشون نگاه کنند، استرس کم تری داشتند، بی قراریِ کم تر، اعتماد به نفس بیشتر، اما چیزی که بیشتر از همه منو مجذوب خودش کرد اینه که چطور عکس العمل فیزیکی بدن اون ها به استرس تغییر کرد. در عکس العمل معمولی استرس، ضربان قلب شما اقزایش پیدا می‌کنه، و رگ های شما منقبض می‌شن. مثل این. و این یکی از پاسخ هاست وقتی استرس شدید با بیماری های قلب و عروق مرتبط هست. همیشه در این شرایط بودن برای سلامتی اصلا” خوب نیست. ولی در این تحقیق، وقتی شرکت کننده ها دیدشون رو نسبت به استرس به طور مثبت تغییر داده بودند، عروق خونی اون ها به این شکل آرام باقی ماند. قلبشون همچنان تند می‌تپید، ولی این وضعیت قلبی و عروقی خیلی سالم تر هست. در واقع اتفاقی که می‌اقته خیلی شبیه لحظاتی هست که لذت و شجاعت رو تجربه می کنیم. بیش از یک عمر تجربه استرس زا، همین یک تغییر بیولوژیک می‌تونه تفاوت ایجاد کنه بین یک حمله قلبی ناشی از استرس در سن پنجاه سالگی و سالم زندگی کردن تا نود سالگی. و این رو علم جدیدِ استرس آشکار کرده، که طرز فکر شما نسبت به استرس اهمیت داره.بنابراین هدف من به عنوان یک روانشناس سلامت تغییر کرده. دیگه قصد ندارم شما رو از شر استرس رها کنم، می‌خوام شما رو در مواجهه با استرس بهتر کنم. و الان یکمی انجامش دادیم. اگه شما دستتون رو بالا بردید و گفتید که استرس خیلی زیادی در سال گذشته داشتید، ما می‌تونیم زندگیتون رو نجات بدیم، چون خوشبختانه دفعه ی بعد که از استرس تپش قلب گرفتید، این سخنرانی رو به یاد می‌آورید و با خودتون فکر می‌کنید، این بدن منه… داره به من کمک می‌کنه که از پس این چالش بر بیام. و هنگامی که به استرس این نگاه رو داشته باشید، بدنتون شما رو باور می‌کنه، و پاسخ به استرس شما سالم تر خواهد بود.خب گفتم که بعد از داشتن ده سال استرس اهریمنی که باید خودم رو ازش رها کنم، پس ما یک عمل دیگه خواهیم داشت. می‌خوام راجع به یکی دیگه از ناشناخته ترین خصوصیت های واکنش به استرس براتون بگم، ایده اینجاست که : استرس شما رو اجتماعی می‌کنه.برای درک کردن این وجه استرس، باید راجع به هورمونی به نام “اکسیتوسین” صحبت کنیم، و می‌دونم که قبل از این به اکسیتوسین به عنوان یک هورمون به اندازه کافی توجه شده. یه اسم جالب دیگه هم داره : هورمون نوازش به خاطر اینکه وقتی کسی رو در آغوش می‌گیرید، میزانش افزایش پیدا می‌کنه اما این بخش کوچکی از کارایی اکسیتو سینˏ اکسیتوسین یک هورمون عصبی است. که غریزه ی اجتماعی بودن مغز شما رو تنظیم می‌کنه. شما رو تشویق میکنه که کارهایی رو برای تقویت روابط نزدیکتون انجام بدید. اکسیتوسین به شما تمایل برای ارتباط فیزیکی میده با دوستان و خانواده تون. همدلی شما رو با دیگران افزایش میده. حتی باعث میشه ترغیب بیشتری پیدا کنید برای کمک کردن و حمایت کسانی که براشون اهمیت قائل هستید. حتی برخی افراد پیشنهاد دادن که ما باید اکسیتوسین بکشیم (مثل نوعی مواد مخدر مصرف کردن) تا مهربان تر و دلسوزتر بشیم. اما اینجا چیزی که بیشتر مردم درمورد اکسیتوسین نمی‌دانند اینه که اکسیتوسین هورمون استرس است غده هیپوفیز شما اون رو بیرون می‌ریزه به عنوان بخشی از علائم پاسخ به استرس. مانند آدرنالین که باعث تپش قلب شما می‌شه اکسیتوسین در پاسخ به استرس شما سهم زیادی داره. و وقتی اکسیتوسین در پاسخ به استرس ترشح میشه، به شما انگیزه میده تا جویای حمایت بشید. پاسخ طبیعی بدن شما به استرس شما رو تحریک می‌کنه تا احساستون رو با یک نفر درمیان بگذارید بجای اینکه اونو توی خودتون بریزید. پاسخ استرس شما می‌خواد مطمئن بشه که وقتی یه آدم دیگه در زندگی شما، با مشکلات درگیره، شما متوجه می شید و بنابراین شما می‌تونید از هم حمایت کنید. وقتی زندگی دشوار است، پاسخ استرس شما می‌خواد شما در میان افرادی باشید که شما رو دوست دارند.پس دانستن این رفتار استرس چگونه باعث میشه شما سالم تر باشید؟ خب، اکسیتوسین فقط مغز شما رو تحت تاثیر قرار نمی‌ده. بلکه روی بدن شما هم تاثیر داره، و یکی از اصلی ترین اون نقش ها اینه که از سیستم قلب و عروق شما رو در برابر اثرات استرس محافظت می‌کنه. یک جور ضد التهاب طبیعی هست. همچنین کمک میکنه رگ های خونی شما در حین استرس داشتن آرام و عادی باقی بمونن. اما تاثیر مورد علاقه ی من درواقع اونی هست که روی قلب واقع میشه قلب شما گیرنده هایی برای این هورمون داره، و اکسیتوسین به احیاء کردن سلول های قلب کمک می‌کنه و هرگونه آسیب ناشی از استرس رو بهبود می‌بخشه. این هورمون استرس، قلب شما رو تقویت می‌کنه، و نکته ی جالب این هست که تمام این مزیت های فیزیکی اکسیتوسین به واسطه روابط اجتماعی و حمایت دیگران تقویت می‌شوند، بدین ترتیب که وقتی شما تحت استرس به دیگران می‌پیوندید، چه برای جستجوی حمایت و چه برای یاری رساندن به بقیه، هورمون بیشتری رو آزاد می‌کنید، پاسخ بدن شما به استرس سالم تر میشه، و درواقع سریع تر بهبود پیدا می‌کنه. به نظر من این فوق العاده س، که پاسخ استرس شما یک مکانیزم درونی برای انعطاف پذیر کردن استرس داره و اون مکانیزم روابط انسانی هست.می‌خوام با گفتن درمورد یک تحقیق دیگه صحبتم رو تمام کنم. توجه کنید، چون این تحقیق می‌تونه جون کسی رو نجات بده. این مطالعه حدود هزار فرد بالغ رو در امریکا در بر می‌گیره، اون ها بین ۳۴ تا ۹۳ سال سن دارند، و از اون ها پرسیده شده “چقدر استرس در سال گذشته تجربه کردید؟” همچنین “چقدر زمان رو برای کمک به دوستان، همسایگان و افراد درون جامعه تون سپری کردید؟” سپس اون ها از آمار رسمی در پنج سال بعد استفاده کردند تا بفهمند چه کسی مرده.خب، اول خبرهای بد : هر تجربه ی پر تنش در زندگی، مثل مشکلات مالی یا بحران های خانوادگی، خطر مردن رو ۳۰ درصد افزایش داده. اما — و امیدوارم که توقع یک “اما” رو الان داشتید — اما این آمار برای همه صدق نمی‌کرد. افرادی که به توجه و حمایت از دیگران وقت گذراندند هیچ افزایش خطر مرتبط با استرسی رو نشون ندادن. صفر. اهمیت و توجه به دیگران حالت انعطاف پذیری رو ایجاد کرد. بنابراین دوباره می‌بینیم که علائم مخرب استرس بر سلامتی شما اجتناب ناپذیر نیستند. این که چطور فکر می‌کنید و چطور عمل می‌کنید می‌تونه تجربه ی شما رو در قبال استرس دگرگون کنه. وقتی شما انتخاب می‌کنید که پاسخ به استرس تون رو مفید ببینید، شما یک مدل زیستی شجاعت می‌سازید. و وقتی شما انتخاب می‌کنید که هنگام استرس با دیگران ارتباط برقرار کنید، انعطاف پذیری به وجود می‌آورید. الان لزوما تجربیات پر استرس تری در زندگیم نمی‌خوام، اما این علم درک جدیدی برای قدردانی از استرس به من داده. استرس، به ما دسترسی به قلب هامون رو میده. قلب مهربانی که لذت و معنا رو در ارتباط با دیگران کشف می‌کنه و همین طور تپش فیزیکی قلب شما، خیلی سخت داره کار می‌کنه تا به شما انرژی و قدرت بده، و وقتی تو انتخاب می‌کنی که استرس رو این گونه ببینی، نه تنها در استرس مهارت پیدا می‌کنی، بلکه داری ادعای بزرگی می‌کنی داری میگی که اعتماد به نفس این رو داری که از پس چالش های زندگی بر بیای، و به یاد میاری که نباید تنهایی باهاشون مقابله کنی.کریس اندرسون: چیزی که داری به ما میگی خیلی شگفت انگیزه. به نظرم فوق العادس که باور درمورد استرس می‌تونه تغییر زیادی در امید به زندگی ایجاد کنه. چطور ممکنه به یک توصیه تبدیل بشه، مثل وقتی که کسی داره برای شیوه ی زندگی اش تصمیم می‌گیره بین مثلا یک شغل پر استرس و یک شغل کم استرس، آیا اهمیت داره چه انتخابی می‌کنند؟ آیا انتخاب شغل پر استرس به همون اندازه عاقلانه است وقتی تو این باور رو داری که میتونی یه جورایی از پسش بر بیای؟کلی مک‌گونیگال: بله، و چیزی که ما ازش مطمئنیم اینه که جستجوی یک مفهوم در زندگی برای سلامتی بهتره از تلاش برای دوری کردن از زحمت و دردسر. پس به نظر من این واقعا بهترین راه برای تصمیم گرفتن هست، اینکه بری دنبال چیزی که به زندگیت معنی میده بریم و بعد به خودت اعتماد داشته باشی که از پس استرس اون بر می‌آیی.کریس اندرسون: خیلی ممنون، کلی. خیلی جالبه.کلی: متشکرممنبع: TedTalk  مخلصجویان باقریبه نوشتن خیلی علاقه‌دارم. بهم آرامش میده. مثل موسیقی و فیلم و سریال. از وقتی یادمه راحت می‌‍‌نوشتم. برام سخت نبود چیزی که تو فکرم میگذره رو با کلمات بیان کنم. تلاشم اینه خودسانسوری نکنم تا جایی که بدبخت نشم! ساده و شفاف بنویسم. هرجا نیاز باشه دستوری می‌نویسم و هرجا بخوام، شکسته و عامیانه. برای این دوگانه نوشتن هم، دلایل خودم رو دارم. گاهی عامیانه نوشتن، خیلی بهتر احساسات رو منتقل می‌کنه. گاهی رعایت دستور نگارش فارسی و دوری از شکسته‌نویسی، باعث میشه جدی بودنِ مطلب مشخص باشه. انتخاب خودم، اگه مجبور نباشم، عامیانه و شکسته نوشتـنه. ولی به اجبار در دستوری نوشتن هم، مهارت دارم.این مطالب را قبلا نوشتم: https://virgool.io/@jooyanbagheri/ca29-ehtamsysihkl  https://virgool.io/@jooyanbagheri/d08r-rexvmfrs7mgf  https://virgool.io/education/550c-xz9pnc5qbr9i </description>
                <category>جویان باقری</category>
                <author>جویان باقری</author>
                <pubDate>Mon, 15 Oct 2018 21:59:02 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>