<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محسن کدخداپور</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@kadkhodapour</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 22:36:07</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/7808/avatar/XNEQJW.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محسن کدخداپور</title>
            <link>https://virgool.io/@kadkhodapour</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چالش‌های فعالیت رسمی اتباع افغانستان</title>
                <link>https://virgool.io/@kadkhodapour/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D8%B1%D8%B3%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B9-%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-ndciutn9l2yq</link>
                <description>فاطمه جعفری از نسل جدید اتباع افغانستان که موفق شده اولین کافه افغانستانی را در تهران راه‌اندازی کند (منبع) چند روز پیش جلسه‌ای بود پیرامون سرمایه‌گذاری اتباع افغانستان و راه‌های رسمی کردن کسب‌وکارهای آنها. ۱۶۰هزار تبعه افغانستان که تقریباً ۱۰ درصد جمعیت استان را شامل می‌شود در یزد ساکن هستند. اتباع افغانستان به جز مشاغل محدودی در هیچ حوزه دیگری نمی‌توانند فعالیت رسمی داشته باشند و مجبورند به صورت زیرپله‌ای فعالیت کنند. ایده کلی این بود که به فعالیت این افراد رسمیت بیشتری داده شود.دو نفری که روبروی ما نشسته بودند افغانستانی بودند، عزیز و نورالله . عزیز که شروع به صحبت کرد، لهجه کاملاً یزدی داشت و فقط از چهره‌اش می‌شد فهمید که ایرانی نیست. گفت ۴۲ سال از سکونتش در یزد می‌گذرد. خیاطی شغل آباء و اجدادی‌شان در کابل بوده و زمانی که به یزد آمده همین کار را ادامه داده است. می‌گفت شیوه خاصی در دوخت دارد که در ایران مرسوم نیست. صنف خیاطان یزد از او خواسته که این سبک دوخت را به خیاطان یزدی هم آموزش بدهد. او با کمال میل قبول کرده بود ولی چندان موفق نبوده. نوبت به نورالله رسید، خیلی جوان‌تر به نظر می‌رسد. لهجه او هم کاملاً یزدی بود. بر خلاف عزیز از چهره‌اش هم نمی‌شد تشخیص داد که ایرانی نیست. یک مقدار از فعالیت‌‌اش در زمینه دوخت کیف و کوله و برنامه بلندپروازانه‌اش برای تبدیل یزد به قطب تولید کوله و کیف گفت. می‌گفت فعالا به صورت غیر رسمی و زیرزمینی در حال فعالیت هستیم ولی اگر بتوانیم رسمی شویم می‌توانیم تا ۱ میلیون کوله در سال تولید کنیم و به کشورهای همسایه صادر کنیم. هر دو آنها خیلی تمایل داشتند که فعالیت‌هایشان رسمی شود تا بتوانند کارهای بزرگ‌تری انجام دهند.قانون سرمایه‌گذاری خارجی را برای آنها شرح دادیم. از اجازه قانونی برای ثبت شرکت ایرانی توسط اتباع خارجی گفتیم. اینکه می‌توانند شرکت‌ ایرانی با مالکیت صد در صد خارجی تشکیل دهند. با این شرکت ایرانی مثل یک شخص حقوقی ایرانی رفتار خواهد شد و می‌‌توانند کلیه فعالیت‌های مجاز برای ایرانیان را انجام دهند. خرید و فروش کنند. به نام شرکت دارایی‌ بخرند و در کل همه فعالیت‌هایی که برای ایرانیان مجاز است را با این شرکت می‌توانند انجام دهند.برای هر دو آنها این اختیارات قانونی جالب بود ولی در بین حرف‌های ما دو نکته برای آنها سؤال‌‌برانگیز شد. اول نسبت ۳ به ۱ کارگر ایرانی به خارجی و دوم مالیات بر حقوق کارگران خارجی. عزیز می‌گفت زمانی که به درخواست صنف خواستم هنرم را به یک شاگرد ایرانی یاد بدهم، شاگرد ایرانی بعد از ۲ سال گفت که می‌خواهد جدا شود. من هم به او گفتم که برای مستقل شدن هنوز آماده نیستی ولی از من جدا شد و مغازه زد. حتی با وجود اینکه در طی این دوره آموزشی به او حقوق هم داده بودم از من بابت عدم پرداخت حقوق شکایت کرد. در کل می‌گفت تجربه چهل ساله من نشان داده که هیچ ایرانی زیر دست یک افغانستانی کار نمی‌کند و فقط برای ما هزینه‌بر خواهد بود. اگر بخواهیم به ازای هر تبعه افغانستانی، سه ایرانی استخدام کنیم هزینه‌ها به قدری سرسام آور می‌شود که به طور قطع کار ما ضرر‌ده خواهد بود. مالیات بر حقوق هم معضل دیگر آنها بود. ۱۰۰۰ دلار حداقل حقوقی است که اداره مالیات بابت به کارگیری نیروی خارجی در نظر می‌گیرد و بر اساس آن مالیات را محاسبه می‌کند. این دو محدودیت قانونی شاید براس سرمایه‌گذار اروپایی که مدیرعامل یا چند نیروی خارجی دارند معضل چندانی نباشد ولی برای اتباع که می‌خواهند صرفاً کارشان را رسمی کنند و قرار است خودشان کار کنند مانع جدی است و به طور کلی مانع شکل‌گیری این مدل کسب و کارهای خرد می‌شود.کاش قانون به نحوی اصلاح می‌شد که می‌توانستیم پتانسیل‌های داخل کشور را بهتر به کار بگیریم. برای آدم‌هایی که دهه‌هاست در ایران زندگی می‌کنند و فرزندانشان در اینجا متولد شده‌اند و بیش از اینکه خارجی باشند ایرانی هستند، زمینه‌ای ایجاد می‌شد که می‌توانستند فعالیت اقتصادی رسمی و قانونی داشته باشند.</description>
                <category>محسن کدخداپور</category>
                <author>محسن کدخداپور</author>
                <pubDate>Sun, 22 Nov 2020 09:07:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سرمایه گذاری امن در بورس از طریق صندوق‌های سرمایه‌گذاری</title>
                <link>https://virgool.io/kash-kool-blog-ir/mutual-fund-ta3hw15kkc1m</link>
                <description>یکی از گزینه‌های کم‌خطری که به تازه‌واردان به بورس توصیه می‌شود صندوق‌های سرمایه‌گذاری است.  اما صندوق‌های سرمایه‌گذاری چه هستند؟ برای سرمایه‌گذاری در این صندوق‌ها چکار باید کرد؟ محدودیت‌های آنها چیست؟اگر بخواهیم بفهمیم صندوق‌های سرمایه‌گذاری چکار می‌کنند باید بگوییم آنها قرار است کاری که ما دوست داریم در بورس انجام دهیم را برایمان انجام می‌دهند. هر کس انتظار متفاوتی از بورس دارد. عده‌ای به دنبال آن هستند که سهمی را در بورس بخرند به امید آنکه قیمت آن افزایش پیدا کند و از این افزایش قیمت سود ببرند. عده دیگری صرفاً به دنبال حفظ ارزش دارایی‌های خود هستند و به دنبال سرمایه‌گذاری در دارایی‌های امنی مانند طلا می‌گردند. عده دیگر به دنبال کسب سود ماهانه از بورس هستند. متناسب با نیازهای مختلف سرمایه‌گذاران، صندوق‌های سرمایه‌گذاری سبدهای مختلفی از دارایی‌ها را تشکیل داده‌اند، بر اساس قوانین بورس ایران چهار دسته کلی از صندوق‌های سرمایه‌گذاری وجود دارند.انواع صندوق‌های سرمایه‌گذاریصندوق سرمایه‌گذاری درآمد ثابتاین صندوق‌‌ها بخش عمده‌ای از دارایی‌های خود را در اوراق با درآمد ثابت مانند اوراق بدهی و سپرده بانکی سرمایه‌گذاری می‌کنند و همانند بانک، جریان نقدینگی ثابت برای سرمایه‌گذاران تامین می‌کنند. برای دیدن صندوق‌‌های درآمد ثابت و مقایسه بازدهی آن می‌توانید به این لینک مراجعه کنید.صندوق سرمایه‌گذاری مختلطاین نوع صندوق سرمایه‌گذاری عموماً بین حداقل ۴۰ و حداکثر ۶۰ درصد منابع خود را اوراق با درآمد ثابت و سپرده های بانکی نگه داری می‌کنند و مجاز هستند الباقی وجوه را تا سقف ۶۰ درصد در ترکیبی از سهام و حق تقدم سهام سرمایه گذاری نمایند. برای دیدن صندوق‌‌های مختلط و مقایسه بازدهی آن می‌توانید به این لینک مراجعه کنید.صندوق سرمایه‌گذاری طلااین نوع صندوق سرمایه‌گذاری می‌تواند جایگزین مناسبی برای خرید و فروش فیزیکی سکه باشد. بخش عمده سبد صندوق‌های طلا را گواهی سپرده سکه طلا تشکیل می‌دهد که به عنوان دارایی پایه صندوق در نظر گرفته شده است. با توجه به امیدنامه، این صندوق‌ها باید حداقل 70 درصد در اوراق گواهی طلا و حداکثر 20 درصد در ابزاهای مشتقه (بازار آتی سکه) سرمایه‌گذاری کنند؛ و مابقی را به صورت سپرده در بانک نگه‌داری کنند. برای دیدن صندوق‌‌های طلا و مقایسه بازدهی آن می‌توانید به این لینک مراجعه کنید.صندوق سرمایه‌گذاری سهامیعمده سبد دارایی صندوق سهامی را اوراق سهامی شرکت‌های بورسی تشکیل می‌دهد. ( حداقل ۷۰ درصد سبد دارایی صندوق سهامی، سهام و حق تقدم سهام پذیرفته‌شده در بورس تهران است). برای دیدن صندوق‌‌های سهامی و مقایسه بازدهی آن می‌توانید به این لینک مراجعه کنید.همانطور که مشخص است سه دسته اول بیشتر برای افرادی است که به دنبال سرمایه‌گذاری امن هستند ولی صندوق‌های سرمایه‌گذاری سهامی با تشکیل سبدی از سهام و مدیریت آن در عین حال که ریسک بالاتری دارند بازده‌ بالاتری هم می‌توانند کسب کنند. این مدل صندوق‌ها معمولاً به افرادی که می‌خواهند به تازگی وارد بورس شوند توصیه می‌شود.صندوق سرمایه‌گذاری سهامیبه عنوان مثال صندوق بورسیران که به عنوان یکی از قدیمی‌ترین صندوق‌های سرمایه‌گذاری سهامی ایران فعالیت می‌کند. در ابتدای سال ۱۳۹۸ قیمت صدور هر واحد سرمایه‌گذاری آن ۷/ ۲ میلیون تومان بوده و این عدد در انتهای سال به ۳/ ۱۱ میلیون تومان رسیده است. این به معنای این است که اگر کسی در این صندوق سرمایه‌گذاری کرده بود ارزش دارایی‌اش حدوداً ۱/ ۳ برابر شده بود. این میزان بازدهی تقریباً دو برابر بازده متعارف بازار سرمایه بوده است و برای هر فعال بازار سرمایه می‌تواند جذاب باشد. این بازدهی فوق‌العاده این سؤال را برای هر شخصی ایجاد می‌کند که چطور می‌توان در این صندوق‌ها، سرمایه‌گذاری کرد؟تغییرات یکساله واحدهای سرمایه‌گذاری صندوق سرمایه‌گذاری بورسیران (منبع)نحوه سرمایه‌گذاری در صندوق‌های سرمایه‌گذاریدو دسته کلی صندوق‌های سرمایه‌گذاری وجود دارد:صندوق‌های قابل معامله در بورس (ETF)صندوق‌های غیرقابل معامله در بورسصندوق‌های قابل معامله در بورس (ETF) صندوق‌هایی هستند که در بورس نماد دارند و برای خرید آن نیاز است که کد بورسی دریافت کرد و از طریق کارگزاری‌های مختلف اقدام به خرید و فروش آنها کرد. خرید و فروش آنها مانند سایر سهام‌های موجود در بازار بوده و تفاوت آن صرفاً در مورد نرخ کارمزد معامله آن است. در مورد نمادهای بورس مجموع کارمزد خرید و فروش حدود ۵/ ۱ درصد ارزش معامله است در حالی که در مورد صندوق‌های قابل معامله این کارمزد به مراتب پایین‌تر و حدود ۱۵ / ۰ درصد ارزش معامله است. برای پیدا کردن ساده صندوق‌های قابل معامله در بورس و مقایسه آن با سایر صندوق‌ها می‌توانید به سایت کاپا مراجعه کنید.در مورد صندوق‌های غیرقابل معامله در بورس روش کلی مراجعه حضوری به صندوق سرمایه‌گذاری و پر کردن درخواست برای صدور یا ابطال واحد سرمایه‌گذاری است البته بعضی از صندوق‌ها کار را ساده کرده‌اند و از طریق ثبت‌نام اینترنتی و واریز وجه آنلاین واحد سرمایه‌گذاری صادر می‌کنند و یا اقدام به ابطال واحدهای سرمایه‌گذاری می‌کنند. برای آگاهی دقیق از روش صدور و ابطال حتما باید سایت صندوق را مرور کرد.در مورد صندوق‌های غیرقابل معامله در بورس کارمزد ثابت صدور و ابطال هر واحد سرمایه‌گذاری ۲ هزار تومان است. ولی مبلغ جریمه دیگری هم وجود دارد که کمتر مورد توجه قرار میگیرد و کمتر جایی در مورد آن گفته میشود. اگر بخواهید قبل از ۹۰ روز اقدام به ابطال واحد سرمایه‌گذاری خود کنید اغلب صندوق‌ها درصدی را به عنوان جریمه برای شما در نظر می‌گیرند. این درصد جریمه در اساسنامه صندوق‌ها مشخص می‌شود و برای آگاهی از آن حتماً اساسنامه و امیدنامه صندوق را مطالعه کنید. به عنوان مثال در مورد صندوق گنجینه رفاه جریمه ابطال قبل از ۹۰ روز مطابق جدول زیر است.جریمه ابطال واحدهای سرمایه‌گذاری صندوق گنجینه رفاه قبل از ۹۰ روز (منبع)کدام صندوق سرمایه‌گذاری را انتخاب کنیم؟تا به حال با صندوق‌های سرمایه‌گذاری و نحوه سرمایه‌گذاری در آنها آشنا شده‌ایم سوال مهمی که به وجود می‌آید این است که کدام صندوق برای سرمایه‌گذاری مناسب‌تر است. در لینک امکان مشاهده بازده صندوق‌های سرمایه‌گذاری سهامی و مقایسه آن وجود دارد ولی کمبود این پایگاه این است که اطلاعات تاریخی بلندمدت صندوق‌ها را در اختیار نمی‌گذارد و حداکثر نرخ بازده یکساله را نشان می‌دهد. برای به دست آوردن اطلاعات تاریخی باید به سایت هر یک از صندوق‌ها مراجعه کرد و اطلاعات عملکرد آنها از شروع فعالیت‌شان را به دست آورد. بررسی این اطلاعات تاریخی ۱۰ ساله نشان می‌دهد از ۶۴ صندوق سرمایه‌گذاری سهامی ۵۲ صندوق ضریب همبستگی بالاتر از ۹۰ درصد با شاخص کل دارند این مسأله به این معناست که با وجود اینکه صندوق‌های سرمایه‌گذاری سهامی می‌توانند تا چندین‌ برابر شاخص کل بازدهی ایجاد کنند ولی در صورتی که بورس دچار رکود شود بازده این صندوق‌ها همراه با شاخص کل نزول خواهد کرد و بازدهی آنها به شدت تابع بازدهی بازار سرمایه است. ضریب همبستگی بازدهی سالانه صندوق‌های سرمایه گذاری سهامی با شاخص کل از ابتدای فعالیت صندوق ها (منبع: محاسبات شخصی)محدودیت‌های صندوق‌های سرمایه‌گذاریاین حرکت چرخه‌ای صندوق‌های سرمایه‌گذاری به دلیل این است که حجم دارایی‌های تحت مدیریت این صندوق‌ها حجم عظیمی (بعضاً تا بیش از ۷۰۰ میلیارد تومان) است و محدودیت‌هایی از طرف قانون‌گذار برای این صندوق‌ها وضع شده که اعمال مدیریت کاملاً فعال را از این صندوق‌ها سلب می‌کند. از جمله قواعدی که صندوق‌ها در مدیریت سبد سهام خود باید اعمال کنند این است که باید ۸۵ درصد از سبد خود را به خرید سهام اختصاص دهند و حداکثر ۱۵ درصد از دارایی را می‌توانند به صورت پول نقد در بانک نگهداری کنند، این مورد سبب می‌گردد حتی در مواردی که نزول بازار را پیش‌بینی می‌کنند نتوانند دارایی‌های تحت مدیریت خود را به دارایی امن تبدیل کنند. از طرف دیگر حداکثر ۱۰ درصد از سرمایه آنها می‌تواند به یک نماد اختصاص یابد و حداکثر ۳۰ درصد از سرمایه تحت مدیریت می‌تواند به یک صنعت اختصاص یابد این دو مورد سبب سخت‌ شدن مدیریت سبدها شود و باعث می‌شود حتی در مواردی که نماد و یا صنعت خوبی هم برای سرمایه‌گذاری شناسایی شود امکان تخصیص آزاد دارایی صندوق در آن راستا وجود نداشته باشد. مجموع این عوامل باعث می‌گردد که بازده صندوق‌های سرمایه‌گذاری تابع حرکت کلی بازار سرمایه باشد.در مجموع می‌توان گفت با وجود اینکه سرمایه‌گذاری در صندوق‌های سرمایه‌گذاری یکی از شیوه‌های امن حضور در بازار سرمایه است ولی حرکت کلی صندوق‌های سرمایه‌گذاری تابع حرکت کلی بازار سرمایه است و این مسأله یکی از ریسک‌های مهم این صندوق‌هاست. با توجه به این محدودیت توجه به جهت‌گیری کلی اقتصاد و بازار سرمایه از الزامات سرمایه‌گذاری موفق در صندوق‌های سرمایه‌گذاری است.</description>
                <category>محسن کدخداپور</category>
                <author>محسن کدخداپور</author>
                <pubDate>Thu, 26 Mar 2020 22:38:37 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هراس من از مرگ نیست، از بیهوده‌ زیستن است</title>
                <link>https://virgool.io/@kadkhodapour/%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%B3-%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%DB%8C%D9%87%D9%88%D8%AF%D9%87-%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-pyegif4odiub</link>
                <description>   مدت‌هاست که به این فکر می‌کنم که اقتصاد ایران چه می‌خواهد؟ ریشه مشکلات اقتصادی ما چیست و چکار می‌توان انجام داد؟‌ یکی از جواب‌های ساده‌ای که به آن رسیده‌ام پرورش ندادن انسان‌های عاشق است. ما نتوانسته‌ایم فضا را به نحوی محیا کنیم که انسان‌های عاشق پرورش کنند. عاشق‌هایی که خوره و دیوانه کاری که انجام می‌دهند باشند. با عشق و علاقه از کاری که می‌کنند تعریف کنند. از بودن در کنارش و صحبت کردن در مورد علایقش به وجد بیایی. این افراد به دلیل عشقی که دارند هیچ وقت از کاری که می‌کنند دست نمی‌کشند جلو می‌روند حتی اگر صد بار شکست بخورند، حتی اگر صدها بار با بدی با آنها برخورد شود. امروز مصاحبه شرق با بهمن فرمان‌آرا را خواندم، با اینکه هیچ فیلمی از او ندیدم ولی همیشه از استایل و کلاهش خوشم می‌آمد :) این مصاحبه را که خواندم حس کردم دارم مصاحبه یک عاشق را می‌خوانم و برایم جالب بود. یک جا گفته بود: «هراس من از مرگ نیست، از بیهوده‌زیستن است.» به نظر من این جمله فلسفه زندگی آدم‌های عاشق است. جمله‌ای که ما مدت‌هاست در تربیت‌‌مان فراموش کرده‌ایم. سیستم آموزشی ما مدام آدم‌های متوسط و یک‌جور پرورش می‌دهد. می‌خواهد شما یک‌جور فکر کنی و در یک قالب مشخص حرکت کنی. هیچ وقت از شما نمی‌خواهد و به شما فرصت نمی‌دهد که عاشق باشی. به نظرم یکی از اشکالات اساسی ما در سیاست‌گذاری اجازه ندادن به بروز و ظهور این افراد است. با آدم‌های نسل قبل که صحبت می‌کنی این مسأله پررنگ‌تر بوده است. فضا به نحوی بوده که افراد می‌توانستند بیشتر به دنبال دوست‌داشتنی‌های خود بروند ولی نسل ما نسل آدم‌های یکجور بی‌مایه شده است. نسل آدم‌هایی که حرف اول و آخرشان پول است. این آدم‌های کوتوله هیچ وقت نمی‌توانند کارهای بزرگ انجام دهند و وقتی کار بزرگ انجام ندادی همه ضرر می‌کنیم و می‌شویم کشور توسعه نیافته. باید فضا را باز کرد و به افراد اجازه داد که عاشق باشند، در مورد عشق‌شان حرف بزنند، بدون آنکه مجبور باشند هزینه بپردازند و یا اینکه افرادی باشند که آنها را وادار به سکوت کنند. </description>
                <category>محسن کدخداپور</category>
                <author>محسن کدخداپور</author>
                <pubDate>Mon, 23 Jul 2018 12:30:50 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>