<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های نشریۀ «کاغذ احوال»</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@kaghazahval</link>
        <description>شما می‌توانید از طریق سایت زیر به سایر محتواهای انجمن علمی دانشجویی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دسترسی پیدا کنید:
http://isccssa.ir</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 10:13:24</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2933403/avatar/94gGDt.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>نشریۀ «کاغذ احوال»</title>
            <link>https://virgool.io/@kaghazahval</link>
        </image>

                    <item>
                <title>پُل معنویت یا جهان مجازی</title>
                <link>https://virgool.io/@kaghazahval/yaddasht6-shomare11-z4ejj3zeowzd</link>
                <description>فضای مجازی، از منظر فلسفه‌ی دینی و الهیات، صرفاً یک بستر ارتباطی یا محمل انتقال اطلاعات نیست؛ بلکه می‌توان آن را به‌عنوان &quot;فضای میانجی میان حقیقت متعالی و ادراک انسانی&quot; دانست. این فضا از چارچوب‌های عادی زمانی و مکانی رها می‌شود و در عوض بستری را ایجاد می‌کند که در آن، انسان از قید محدودیت‌های تجربی فراتر رفته و به بازاندیشی در ساحت‌های بنیادین معنوی می‌پردازد. به تعبیر جان هیک، «فضای مجازی می‌تواند انسان مدرن را به بازگشت به پرسش‌های ازلی و بنیادی در باب معنا و هدف هستی وادارد»؛ عرصه‌ای که می‌تواند به پلی میان فرد و امر قدسی تبدیل شود و امکان مواجهه‌ی دوباره با حقیقت متعالی را فراهم آورد.از سوی دیگر، سید حسین نصر معتقد است که فضای مجازی، اگر به درستی از محتوای غنی و عمیق معنوی و الهی برخوردار باشد، می‌تواند به ابزاری برای تقویت معرفت و رشد دینی بدل گردد. نصر تأکید می‌کند که «این فضا می‌تواند محملی باشد برای تقویت باورهای دینی و همچنین بیداری روحانی، به‌ویژه در مواجهه با بحران‌های معنا در دنیای مدرن.». محتوای دیجیتال معنوی، از ویدئوهای آموزشی گرفته تا پادکست‌های دینی، با استفاده از زبان ساده اما عمیق، قادر است ادراک انسان را نسبت به مفاهیم اسلامی تعمیق بخشد و به فرد این امکان را دهد که به تجربه‌های عرفانی نزدیک‌تر شود و با مفاهیم توحیدی و اخلاقی پیوندی عمیق‌تر برقرار کند. این‌گونه محتوای معنوی، فضای مجازی را از صرف محیطی برای سرگرمی و مصرف روزمره فراتر برده و آن را به عرصه‌ای برای بازسازی هویت دینی و سلوک معنوی تبدیل می‌کند.از نگاه شهید مرتضی آوینی برای تبیین رویکردی تمدنی به فضای مجازی چنین تعبیر شده است که فضای مجازی می‌تواند در خدمت تمدن‌سازی اسلامی قرار گیرد، مشروط بر آن‌که از منظر توحیدی به آن نگریسته شود و هدف آن ایجاد شرایطی برای ترویج عدالت، معنویت و حقیقت الهی باشد. فضای مجازی، به‌واسطه‌ی ظرفیت‌های منحصر به فردی که برای خلق فرهنگ و هویت جدید دارد، می‌تواند به عنوان بستری برای احیای ارزش‌های اسلامی و تجلی تمدن نوین اسلامی در جهان معاصر عمل کند. این تمدن، از رهگذر فضای مجازی، می‌تواند ارزش‌هایی نظیر عدالت، کرامت انسانی و آزادی معنوی را نه تنها در سطح فردی، بلکه در سطح جمعی و اجتماعی نیز بازتعریف کند. به این ترتیب، مدیریت فضای مجازی بر مبنای اصول اسلامی و با تأکید بر رشد معنوی، می‌تواند ضمن پیوند فناوری و دین، فرد و جامعه را به سوی زیست معنوی و اجتماعی معنادار سوق دهد. تمدن نوین اسلامی، با بهره‌گیری از چنین فضایی، می‌تواند به گونه‌ای شکل یابد که فناوری نه ابزاری برای انحراف و سلطه، بلکه به واسطه‌ی تقویت بعد الهی و معرفتی خود، مسیری به سوی تحقق آرمان‌های توحیدی و تعالی انسان باشد. ✍🏼 یادداشت هسته‌ی فلسفه و تمدن به قلم علی منجی؛ مسئول هسته‌ی فلسفه و تمدن، انجمن علمی دانشجویی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات، دانشگاه امام صادق(ع) 🎙شما می‌توانید این یادداشت را با صدای گرم حامد اکرمی در کانال‌های انجمن علمی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات نیز بشنوید: ble.ir/isccssa eitaa.com/isccssa t.me/dawat_isu</description>
                <category>نشریۀ «کاغذ احوال»</category>
                <author>نشریۀ «کاغذ احوال»</author>
                <pubDate>Sun, 29 Dec 2024 08:39:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فضای مجازی، رکن مهم دیپلماسی فرهنگی</title>
                <link>https://virgool.io/@kaghazahval/yaddasht5-shomare11-oldcczhs3ylf</link>
                <description>امروزه شاهد توسعه و پیشرفت روزافزون فضای اینترنت و رسانه‌های مجازی در سطح بین‌الملل هستیم. این امر موجب سهولت در شناخت دیگر ملل، اقوام و به طور کل، فرهنگ‌ها شده است.رسانه‌های مجازی و اجتماعی، به کانون ارتباطات مردم با یکدیگر تبدیل شده که اگر در سطح کلان به موضوع نگاه کنیم، از فضای مجازی می‌توان به عنوان ابزاری برای &quot;ارتباطات میان‌فرهنگی&quot; نام برد. از آنجا که جهانیان در شبکه‌های اجتماعی فعالیت می‌کنند و این بستر به عنوان جزئی از زندگی روزمره‌ی آنها محسوب می‌شود، فرصت خوبی برای دیپلماسی فرهنگی و اصحاب آن به وجود آمده تا از همین رسانه‌ها بتوانند دیگر فرهنگ‌ها را بشناسند و با آنها ارتباط برقرار کنند. فضای مجازی بستری را فراهم کرده که به راحتی می‌توان با مردم سراسر جهان، با هر ملیت و قوم و مذهبی، ارتباط برقرار کرد، با سبک‌زندگی آنها آشنا شد و یا فرهنگ خود را برای‌شان معرفی نمود. حُسن این فضا، برقراری ارتباط با سرعت زیاد و هزینه و زمان کم است و مثل گذشته، حتما نیازی به سفر به دیگر کشورها یا برقراری ارتباط حضوری با دیگران، برای شناخت &quot;فرهنگ&quot; نیست. حُسن دیگر رسانه‌های اجتماعی عمومیت آن است؛ یعنی اقشار مختلف جامعه، با هر شغل و جایگاهی امکان استفاده از آن را دارند. همین مورد برای دیپلماسی فرهنگی قابل بهره‌برداری است. برای مثال جهانگردهایی که به شهر‌های مختلف سفر می‌کنند، در صفحات مجازی خود عکس، فیلم و متن‌هایی را برای معرفی آنجا منتشر می‌کنند و یا برخی بلاگرها که آداب و رسوم اقوام مختلف در داخل یا خارج از کشور را در صفحات خود به اشتراک می‌گذارند. این فعالیت‌ها از یک‌سو باعث معرفی فرهنگ‌های داخلی به مردم خودمان می‌شود که در عین حال، افراد خارج از کشور هم می‌توانند این اطلاعات را دریافت کنند و از سویی دیگر می‌توان با دیگر فرهنگ‌ها آشنایی پیدا کرد که اين مورد اگر کنترل نشود، می‌تواند به مسیری برای نفوذ و انتشار فرهنگ‌های ناپسند به دیگر ملل تبدیل شود. نکته‌ای که می‌توان، هم به عنوان نقطه‌ی قوت مطرح کرد، هم نقطه ضعف، دسترسی همه‌ی مردم به اطلاعات فضای مجازی است. نقطه‌ی قوت آن، معرفی و شناخت فرهنگ‌های گوناگون در سطح جهان است اما نقطه‌ی ضعف آن نیز اتفاقاً در همین امر نهفته است. از آنجا که همه‌ی مخاطبان شبکه‌های اجتماعی از دانش و سواد رسانه‌ای کافی برخوردار نیستند، این عمومیت می‌تواند به عنوان یک تهدید برای فرهنگ اصیل و داخلی، از طریق نشر فرهنگ‌های ناپسند غربی برای مردم باشد. ذات انسان، متمایل به زیبایی و جذابیت است که نمونه‌هایی از آن در شبکه‌های اجتماعی نیز وجود دارد؛ یعنی یک متن یا عکس طوری جذاب و گیرا کار می‌شود که مخاطب، ناخودآگاه به سمت آن می‌رود و تحت تأثیر قرار می‌گیرد. از دیگر آثار منفی شبکه‌های اجتماعی، آسان‌شدن امکان اشاعه و تبلیغ فرهنگ‌های غلط با بهره گرفتن از آن است. کافی‌ست مراجع و افراد شاخص شبکه‌های اجتماعی، اقدام به انتشار مسائل مختلفی همچون مد، لباس و سبک زندگی که فرهنگ‌ساز هستند نمایند، تا حتی اگر این اطلاعاتِ به اشتراک گذاشته شده غلط هم باشند، دنبال کننده‌‌های این افراد آنها را بپذیرند؛ چون این افراد شاخص، به عنوان الگو در ذهن دنبال کننده و مخاطب قرار گرفته‌اند. اگر به افرادی که از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند، آموزش‌های لازم داده شود تا آنها سواد استفاده از این بستر را داشته باشند و قدرت درک و تحلیل محتوای درون این فضا را پیدا کنند، &quot;فضای مجازی&quot; تبدیل به یکی از بهترین وسایل برای ارتباط با دیگر فرهنگ‌ها می‌شود، اما اگر مخاطب در این فضا رها شود، در میان انبوه اطلاعات کذب و مسائل نادرست غرق خواهد شد و این مسئله، می‌تواند خطر بزرگ شبکه‌های اجتماعی برای همه‌ی مردم باشد.✍🏼 یادداشت هسته‌ی ارتباطات و دیپلماسی به قلم علیرضا آل‌بویه؛ دانشجوی ورودی ۱۴۰۱ کارشناسی ارشد پیوسته، رشته‌ی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات، گرایش تبلیغ و دیپلماسی فرهنگی، دانشگاه امام صادق(ع)🎙شما می‌توانید این یادداشت را با صدای گرم امیرمحمد عرب‌پور در کانال‌های انجمن علمی دانشجویی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات نیز بشنوید:ble.ir/isccssaeitaa.com/isccssat.me/dawat_isu</description>
                <category>نشریۀ «کاغذ احوال»</category>
                <author>نشریۀ «کاغذ احوال»</author>
                <pubDate>Tue, 24 Dec 2024 09:06:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در این قبر مرده‌ای نیست، فاتحه نخوانید!</title>
                <link>https://virgool.io/@kaghazahval/yaddasht4-shomare11-ksemfgigwrrh</link>
                <description>مرثیه‌ای بر بی‌قانونی و افتخار بر بی‌قانونی فضای مجازیشورای عالی فضای مجازی در هفدهم اسفند سال ۱۳۹۰ با حکم مقام رهبری تشکیل شد. آیت‌الله خامنه‌ای ضمن دستور برای تشکیل شورای عالی فضای مجازی، اعضای حقوقی و حقیقی این شورا را برای مدت سه سال تعیین کردند. چهار سال بعد، با تأخیر، رهبر انقلاب در حکمی اعضای جدید شورای عالی فضای مجازی را برای یک دوره‌ی چهار ساله منصوب کردند. از سال ۱۳۹۸، با پایان یافتن حکم دوره‌ی چهار ساله‌ی اعضای شورای عالی فضای مجازی، تمدید رسمی عضویت آن‌ها صورت نگرفته و حکمی از سوی آیت‌الله خامنه‌ای برای اعضای جدید یا تمدید دوره‌ی قبلی‌ها صادر نشده است. این مسئله به معنای آن است که اعضای حقیقی و حقوقی این شورا، از نظر حقوقی در وضعیت بلاتکلیفی قرار گرفته‌اند.«مجلس در رأس همه‌ی امور است.» (امام خمینی، ۱۳ دی ۱۳۶۲). مجلس شورای اسلامی به عنوان تنها مرجع قانون‌گذاری در جمهوری اسلامی ایران، هنوز قانون جامع و مدونی برای مدیریت و نظارت بر فضای مجازی تصویب نکرده است. «طرح صیانت از حقوق کاربران در فضای مجازی و ساماندهی پیام‌رسان‌های اجتماعی»، که به اختصار «طرح صیانت» شناخته می‌شود، اولین تلاش و البته تلاشی ناتمام توسط مجلس برای قانون‌گذاری در حوزه‌ی فضای مجازی بود که البته بعد از کش و قوس‌ها و تغییرات فراوان کنار گذاشته شد. «همه‌ی کشورهای دنیا روی فضای مجازی خودشان دارند اِعمال مدیریّت می‌کنند و ما افتخار می‌کنیم به اینکه ما فضای مجازی را ول کرده‌ایم! در حالی که به هیچ وجه افتخار ندارد» (مقام رهبری، ۱ فروردین ۱۴۰۰). این جمله‌ی کوتاه، آینه‌ی تمام‌نمای عملکرد مجلس شورای اسلامی و شورای عالی فضای مجازی در دهه نود و شاید علت اصلی تمدیدنشدن احکام این شورای عالی‌‌ست. به نظر می‌رسد دغدغه‌مندان و دلسوزان فضای مجازی باید قبل از هرگونه بحث در مورد فضای مجازی، اهمیت قانون‌گذاری برای فضای مجازی را برای نخبگان، قانون‌گذاران و عموم مردم جامعه تبیین کنند. علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد. پاییز ۱۴۰۱ در ایران با رخدادهای گوناگونی از جمله درگذشت مهسا امینی، واکنش‌های گسترده‌ی اجتماعی رخ داد که منجر شد موجی از محدودیت‌ها و فیلترینگ گسترده در فضای مجازی کشور اعمال شود. پس از فیلترینگ گسترده، استفاده از فیلترشکن‌ها و VPNها به‌طور قابل توجهی افزایش یافت.به‌جای اعمال محدودیت‌های فوری و گسترده، سیاست‌گذاری‌های منطقی و گفت‌وگوی ملی می‌توانند راه‌حل‌های کارآمدتری برای پیشگیری از بروز بحران‌های مشابه ارائه دهند. برنامه‌ریزی دقیق و حمایت از فضایی که به گفتگو و تبادل نظر کمک کند، می‌تواند به کاهش نارضایتی‌ها و بازسازی اعتماد عمومی منجر شود.✍🏼 یادداشت هسته‌ی حکمرانی و سیاست‌گذاری به قلم علیرضا جوکار؛ دانشجوی ورودی ۱۳۹۸ کارشناسی ارشد پیوسته، رشته‌ی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات، گرایش سیاست‌گذاری فرهنگی، دانشگاه امام صادق(ع)🎙شما می‌توانید این یادداشت را با صدای گرم محمد براتی در کانال‌های انجمن علمی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات نیز بشنوید:ble.ir/isccssaeitaa.com/isccssat.me/dawat_isu</description>
                <category>نشریۀ «کاغذ احوال»</category>
                <author>نشریۀ «کاغذ احوال»</author>
                <pubDate>Wed, 18 Dec 2024 18:21:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هنر مصنوعی</title>
                <link>https://virgool.io/@kaghazahval/yaddasht3-shomare11-gsllyxzpn2cb</link>
                <description>دورنمای وضعیت هنر در دوران هوش مصنوعییکی از مباحثی که در عصر جدید پیرامون آثار هنری مطرح شد، از بین رفتن اصالت آنها بود. خلاصه‌ی حرف &quot;والتر بنیامین&quot; این بود که در دوره­‌ای که می­‌شود هر چیزی من جمله آثار هنری را روی یک خط تولید گذاشت و هزاران نسخه از آن را بازتولید کرد، آیا می­‌شود دیگر حرفی از &quot;خاص&quot; بودن یک کار هنری زد؟ آیا تابلوی مونالیزا دیگر برای شما &quot;هاله&quot;ی شگفت‌انگیزی دارد؟ چون آن را در لوور دیده­‌اید؟ نه، چون آن را هزاران بار این‌طرف و آن‌طرف دیده­‌اید.حالا اگر بنیامین در این دوره­‌ای که هوش مصنوعی دارد پا می­‌گیرد می‌بود، چه می‌گفت؟ اگر اجازه دهید اول بگویم اطلاعی ندارم! و بعد از آن حدس بزنم احتمالاً با وجود هوش مصنوعی، تولید یک اثر هنری در خیلی از موارد تسهیل شود. همین الآن‌ش هوش مصنوعی قابلیت خلق یک‌سری تصاویر خاص و بعضاً فانتزی را دارد. خودش شروع به ساخت ملودی و آهنگ نیز کرده است. همه‌ی این‌ها در کل باعث می­‌شود سرعت تولید یک اثر بالا برود.اما &quot;هنر&quot; یعنی تازگی؛ یعنی خلاقیت؛ یعنی تجلی مفاهیم. هوش مصنوعی خلاقیتش تا کجا می‌کشد؟ او معنای مفاهیم متعالی را چقدر می‌فهمد و چقدر می‌تواند خارج از الگوریتم­‌های کلیشه­‌ای، آن­ها را در قالب یک اثر بدیع بازآفرینی کند؟ بگذارید مثالی بزنم. چند شب پیش وسط انجام کاری، در چت جی‌پی‌تی نوشتم «پیروزی انقلاب اسلامی» و خواستم که به من عکسی بدهد. فکر می­‌کنید خروجی چه بود؟ چیزی شبیه تظاهرات­‌های ۵۷. موجی از جمعیت به همراه پرچم­‌های جمهوری اسلامی. همین!به نظر می­‌رسد هوش مصنوعی حالا حالاها از انسان عقب­‌تر بماند و حداقل در یکسری مفاهیم بزرگ و پر معنا که خود انسان هم نیاز به غور در آنها دارد، دست هوش مصنوعی خالی باشد؛ چون نمی‌تواند فرآوری فکری چندانی انجام دهد. می­‌گویید نه؟ امتحان کنید! بزنید یک تصویر در توصیف این جمله به من بده: «مبارزه با رفاه طلبی سازگار نیست.» بعد خروجی را با اثر «هرگز مبادِ» مرحوم استاد حبیب‌الله صادقی مقایسه کنید. بدرود!✍🏼 یادداشت هسته‌ی هنر و رسانه به قلم سید محمداحسان نجفی‌فر؛ دانشجوی ورودی ۱۳۹۸ رشته‌ی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات، گرایش سیاست‌گذاری فرهنگی، دانشگاه امام صادق(ع)🎙شما می‌توانید این یادداشت را با صدای گرم مهدی خاوری در کانال‌های انجمن علمی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات نیز بشنوید:ble.ir/isccssaeitaa.com/isccssat.me/dawat_isu</description>
                <category>نشریۀ «کاغذ احوال»</category>
                <author>نشریۀ «کاغذ احوال»</author>
                <pubDate>Wed, 11 Dec 2024 11:50:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهره‌ی مربی از فضای مجازی</title>
                <link>https://virgool.io/@kaghazahval/yaddasht2-shomare11-ojbunebyuy53</link>
                <description>می‌گویند مربّی و متربّی باید هر روز ارتباطی مستمر داشته باشند تا انس، الفت و الگوگیری در همه‌ی ساحات میان آن‌دو رقم بخورد. حال این امر چگونه ممکن خواهد بود، در حالی که هر دو نفر مشغله‌های خاص خودشان را دارند و فاصله‌ی مکانی به آنها اجازه‌ی این میزان از &quot;دیدار&quot; را نمی‌دهد!؟همین‌جاست که &quot;فضای مجازی&quot; به فضای دومی برای &quot;تربیت&quot; مبدل می‌شود. فعلاً کاری به حقیقی یا مجازی بودن این فضا و یا عوامل مخرب و آسیب‌زایی که آمارهای آن همیشه نقل مجالس است، ندارم. در ارتباطات میان مربی و متربی، &quot;فضای مجازی&quot; ابزار به شدت مفیدی است برای تربیت؛ البته به شرط آنکه افسارش در دست باشد و تغذیه‌ی آن مهیا.معتقدم فضای مجازی برای انتقال بعضی محتواها و پیام‌ها، می‌تواند مؤثرتر از ارتباط چهره به چهره عمل کند. برای مثال آنجایی که از نوجوان خطایی سر زده و نیاز به تلنگر دارد، فرستادن پیام از طریق شبکه‌های اجتماعی می‌تواند مفیدتر واقع شود؛ چرا که به مخاطب این اجازه را می‌دهد که پیش از نشان دادن واکنش و عکس‌العمل، در خلوت خود بیشتر به آن موضوع فکر کند و در آن مسئله عمیق‌تر گردد. این قاعده می‌تواند برای محتواهای انگیزشی، احساسی یا حتی موضوعاتی که نیاز به تفکر و تعمق بیشتری دارند نیز صدق کند. از آن طرف، نوجوان هم برای بیان بسیاری از مشکلات، مسائل و پرسش‌های خود، ترجیح می‌دهد از بستر پیام‌رسان‌ها استفاده کند.ناگفته نماند که فضای مجازی بستر مناسبی است برای حفظ ارتباط مستمر و الفت میان مربی و متربی،‌ انتشار اطلاع‌رسانی‌ها، بهره‌گیری از محتواهای صوتی و تصویری و ایجاد پویش‌ها و نشریه‌ها. فضایی مجازی حتی در فرایند جذب نوجوان‌ها به مسجد هم اثرگذار است و جذب آن نوجوانی که دسترسی‌ به فضای مجازی دارد، ساده‌تر است از نوجوانی که بی‌بهره یا حتی کم‌بهره‌تر است! برای مثال آن نوجوانی را که به فضای مجازی دسترسی دارد، به راحتی می‌توان در گروه‌ها و کانال‌های ارتباطی عضو کرد و با فرستادن اطلاعیه‌ها و انتشار گزارش برنامه‌های مسجد و فراهم کردن شرایط ارتباط‌گیری با باقی اعضا و هم‌سن‌وسالانش در گروه‌ها، در او شوقی برای حضور و فعالیت در مسجد ایجاد کرد.بنابراین می‌توان چنین نتیجه گرفت که پیام‌رسان‌های فضای مجازی، ظرفیت‌های خوبی برای گسترش ارتباط مربی و متربی و حتی مؤثرتر کردن آن فراهم کرده است که می‌توان به این ظرفیت‌ها، توجهی بیش از پیش نمود.✍🏼 یادداشت هسته‌ی تعلیم و تربیت به قلم محمدصادق کومالکی؛ دانشجوی ورودی ۱۴۰۱ رشته‌ی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات، گرایش مطالعات فرهنگ و تربیت، دانشگاه امام صادق(ع)🎙شما می‌توانید این یادداشت را با صدای گرم محسن قربانی در کانال‌های انجمن علمی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات نیز بشنوید:ble.ir/isccssaeitaa.com/isccssat.me/dawat_isu</description>
                <category>نشریۀ «کاغذ احوال»</category>
                <author>نشریۀ «کاغذ احوال»</author>
                <pubDate>Thu, 05 Dec 2024 17:09:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>صدای خاموش اقلیت</title>
                <link>https://virgool.io/@kaghazahval/yaddasht1-shomare11-y1p7su47mirp</link>
                <description>- مهاجرین افغان در ایران همواره با ترس اخراج به سر می‌برند./ D.W- مقام ایرانی: روزانه بیش از ۳۰۰۰ مهاجر را بازداشت کرده و به افغانستان باز می‌گردانیم./ صدای آمریکا- یک دهم جمعیت ایران، مهاجران افغان هستند./ تابناکافزایش فشار‌ها بر مهاجران افغان در ایران؛ ممنوعیت خرید نان با دستور دادستان/ BBCچرا سه کلید واژه‌ی «افغان»، «مهاجر» و «ایران» در ذهن ما همراه با &quot;اخبار منفی&quot; ثبت شده‌اند؟چرا احساس می‌کنیم موجی از خشم مردمی علیه مهاجرین افغان وجود دارد؟چرا کسی از حقوق مهاجرین قانونی افغانستانی سخنی به میان نمی‌آورد؟فضای مجازی به عنوان یک بستر ارتباطی نوین، تأثیرات عمیقی بر نحوه‌ی تعاملات اجتماعی و فرهنگی دارد. این فضا می‌تواند به نادیده گرفتن و حاشیه‌نشینی گروه‌های اقلیت منجر شود. گرامشی و استوارت هال معتقد بودند که قدرت و هژمونی فرهنگی در جامعه، به طور عمده از طریق روزنامه‌ها (الآن بخوانید &quot;رسانه‌های نوین&quot;) و فضاهای عمومی شکل می‌گیرد و این رسانه‌ها می‌توانند به تقویت یا تضعیف صدای گروه‌های مختلف کمک کنند.حال باید از خود بپرسیم آیا مهاجرین افغان بستری برای دفاع از خود دارند؟ آیا رسانه‌ای صدای دفاع آنان از حداقل حقوق‌شان را به گوش ما می‌رساند؟سؤال اینجا است که با وجود آزادی انتشارات اطلاعات در شبکه‌های اجتماعی، چرا صدای اقلیت‌ها شنیده نمی‌شود؟الگوریتم‌ها و سیاست‌های پلتفرم‌های شبکه‌ی اجتماعی، به طور طبیعی تمایل دارند محتوای پرطرفدار و غالب را برجسته کنند. این امر می‌تواند به نادیده گرفتن صدای گروه‌های اقلیت منجر شود. این پدیده به نوعی بازتولید هژمونی فرهنگی است که گرامشی و استوارت هال به آن اشاره می‌کردند.به عنوان مثال، در بحث حقوق مهاجرین افغان، بسیاری از رسانه‌ها به دلیل فشارهای اجتماعی یا سیاسی، محتوای مرتبط با این گروه را سانسور می‌کنند یا به حداقل می‌رسانند. در نتیجه، این گروه‌ها نمی‌توانند به راحتی تجربیات و چالش‌های خود را به اشتراک بگذارند و صدای آن‌ها در فضای عمومی نادیده گرفته می‌شود.علاوه بر این، گروه‌های اقلیت ممکن است به دلیل عدم دسترسی به منابع و امکانات لازم، نتوانند در فضای مجازی به طور مؤثر حضور داشته باشند. این نابرابری در دسترسی به فناوری و اطلاعات، به حاشیه‌نشینی بیشتر آن‌ها دامن می‌زند.در نهایت، فضای مجازی می‌تواند هم به عنوان ابزاری برای تقویت صدای گروه‌های اقلیت عمل کند و هم به نادیده گرفتن آن‌ها منجر شود. این دوگانگی نشان‌دهنده‌ی نیاز به بازنگری در سیاست‌های رسانه‌ای و الگوریتم‌های پلتفرم‌ها برای تضمین حضور و صدای همه گروه‌ها در جامعه است.✍🏼 یادداشت هسته‌ی علوم اجتماعی به قلم سیدمجتبی علوی‌منش؛ دانشجوی ورودی ۱۴۰۱ رشته‌ی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات، گرایش سیاست‌گذاری فرهنگی، دانشگاه امام صادق (ع)🎙شما می‌توانید این یادداشت را با صدای گرم امیرعباس گلستانی در کانال‌های انجمن علمی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات نیز بشنوید:ble.ir/isccssaeitaa.com/isccssat.me/dawat_isu</description>
                <category>نشریۀ «کاغذ احوال»</category>
                <author>نشریۀ «کاغذ احوال»</author>
                <pubDate>Wed, 04 Dec 2024 22:31:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اهمیت نوجوانان و برنامه‌های فرهنگی دولتی</title>
                <link>https://virgool.io/@kaghazahval/yaddasht6-shomare10-gacqrxpxujd3</link>
                <description>نوجوانی یک دوره‌ی حیاتی برای رشد فردی و اجتماعی است که در آن نو‌جوانان شروع به شکل‌دهی هویت و ارزش‌های خود می‌کنند. مشارکت‌دادن نوجوانان در فعالیت‌های فرهنگی، برای پرورش خلاقیت، مهارت‌های اجتماعی و احساس تعلق ضروری است. رویکرد مترقی دولت سوئد در سیاست‌گذاری فرهنگی برای این رده‌ی سنی خاص، به عنوان الگویی مطلوب برای دیگر کشور‌ها شناخته می‌شود. از این جهت به سه مورد از مهم‌ترین بخش‌های سیاست فرهنگی دولت سوئد در قبال نوجوانان می‌پردازیم:۱. دولت سوئد دسترسی به محصولات فرهنگی را در اولویت قرار می‌دهد و تضمین می‌کند که همه‌ی نوجوانان می‌توانند بدون در نظر گرفتن شرایط اجتماعی-اقتصادی خود، از آن استفاده کنند. این برنامه شامل ارائه‌ی دسترسی رایگان یا یارانه‌ای به موزه‌ها، تئاترها، کنسرت‌ها و باقی محصولات فرهنگی‌ست.۲. آموزش هنر یکی دیگر از ارکان اصلی سیاست‌گذاری فرهنگی دولت سوئد است. مدارس، آموزش هنر را در برنامه‌های درسی خود گنجانده‌اند و به دانش‌آموزان اجازه می‌دهند در کلاس‌های مختلف هنری از جمله: موسیقی، تئاتر، هنرهای تجسمی و... شرکت کنند. این رویکرد باعث پرورش خلاقیت و رشد استعداد‌های گوناگون در نوجوانان می‌شود.۳. دولت سوئد، همچنین بر اهمیت مشارکت جوانان در فرآیندهای تصمیم‌گیری فرهنگی تأکید دارد و بر حضور نوجوانان در عرصه‌های مهم فرهنگی و دولتی اصرار ویژه‌ای دارد. برای مثال: شوراهای جوانان اغلب در شهرداری‌ها ایجاد می‌شوند تا اطمینان حاصل شود که دیدگاه‌های جوانان در برنامه‌ریزی فرهنگی محلی در نظر گرفته می‌شود. این رویکرد مشارکتی نه تنها نوجوانان را توانمند می‌سازد، بلکه احساس مالکیت و تعلق نسبت به فرهنگ و کشورشان را نیز در آنها تقویت می‌کند.در نهایت لازم به ذکر است اگر حکومت ایران، برنامه‌های فرهنگی و حمایتی برای این رده‌ی سنی خاص طراحی نکند، ممکن است در بلندمدت آسیب‌های عمیق و جبران‌ناپذیری به خود و جامعه وارد سازد. سرمایه‌گذاری در فرهنگ و هنر برای نوجوانان نه‌تنها به رشد فردی و اجتماعی آن‌ها کمک می‌کند، بلکه آینده‌ای پایدار و سالم را برای جامعه و حکومت رقم می‌زند. بنابراین، توجه به نیازها و خواسته‌های این نسل، باید در اولویت سیاست‌گذاری‌های فرهنگی قرار بگیرد.✍🏼 یادداشت هسته‌ی حکمرانی و سیاست‌گذاری به قلم سیدمجتبی علوی‌منش؛ دانشجوی ورودی ۱۴۰۱ رشته‌ی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات، گرایش سیاست‌گذاری فرهنگی، دانشگاه امام صادق (ع)🎙شما می‌توانید این یادداشت را با صدای گرم مهدی خاوری در کانال‌های انجمن علمی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات نیز بشنوید:ble.ir/isccssaeitaa.com/isccssat.me/dawat_isu</description>
                <category>نشریۀ «کاغذ احوال»</category>
                <author>نشریۀ «کاغذ احوال»</author>
                <pubDate>Wed, 13 Nov 2024 21:04:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نوجوان چه می‌خواهد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@kaghazahval/yaddasht5-shomare10-rcjooeka1opc</link>
                <description>نقدی بر تولیدات رسانه‌ای ویژه‌ی نوجوان در تلویزیوننوجوان امروز، شاید به آن اندازه که پروپاگاندای رسانه‌ای علیه خود دارد، خطرناک نباشد. هجوم بسترهای مختلف سرگرمی، اعم از شبکه‌های اجتماعی، سینما و دنیای گیم، نوجوانی که غنی از انرژی، انگیزه و ذوق فعالیت است را جذب می‌کند و همراه با ایجاد جذابیت، فرهنگ مورد نظر خود را به او انتقال می‌دهد و این موضوع به آسانی قابل درک است و مشاهده‌ی آن در فضای جامعه ممکن!حال در این شرایط، وظیفه‌ی رسانه‌ی ملی و بسترهای تولیدات رسانه‌ای و فرهنگی در کشور که دغدغه‌ی هدایت نوجوان را دارند، چیست؟قطع به یقین، «ایجاد جذابیت، در بستر خلاقیت». همه‌ی ما به این نکته باور داریم که ایجاد جذابیت نباید به هر قیمتی باشد؛ زیرا در بعضی نقاط، جذابیت خود می‌تواند مانع وصول به هدف در راستای هدایت نوجوان باشد. اما نباید بگذاریم ساختارهای سنتی، که بعضاً سال‌هاست فراموش شده و از یاد رفته‌اند، مانع خلاقیت و توجه به ذائقه‌ی نوجوان شود. نسل نوجوان امروز، که به عنوان «نسل زد» شناخته می‌شوند، در پی به دست آوردن تفکر مستقل است. به دنبال سخن‌گفتن و شنیده‌شدنِ صدایش در جامعه است و اگر ما به این ویژگی نوجوان بی‌توجهی کنیم، بستر ابراز خویش را در محتوای تولیدی دیگر فرهنگ‌ها دنبال خواهد کرد. همچنین نوجوان امروز به دنبال ارتقاء سطح فکری خود است. یکی از مهم‌ترین ضعف‌های تولیدات رسانه‌ایِ ویژه‌ی نوجوان، بر سر همین موضوع است. جایی که شبکه‌ی امید، به عنوان طلایه‌دارِ تولیداتِ ویژه‌ی نوجوان در سازمان صدا و سیما، طی سال‌های اخیر در آن ناتوان ظاهر شده است. تولید برنامه‌هایی با موضوعاتی که دغدغه‌ی نوجوان و نیاز او نیست، گریبان‌گیر صدا و سیمای ماست. موضوعات زرد و کلیشه‌ای، مانند اعتماد به نفس، خودشناسی و... که حتی از نظر معنایی، مفهوم مشخصی ندارند، نیاز نوجوان امروز ما نیست. نیاز نوجوان ما در برنامه‌های تلویزیونی، پرداختن به مهم‌ترین دغدغه‌های اوست. شاید بتوان گفت برنامه‌ی «برو پی کارت» که اخیراً از شبکه امید پخش می‌شد و به راهنمایی نوجوانان در حوزه‌ی کنکور می‌پرداخت، یک شروع خوب برای تولید برنامه‌هایی باشد که به دغدغه‌های واقعی نوجوان می‌پردازند. همچنین در تولیدات سینمایی و سریالی، نیاز نوجوان ما، قصه و الگوست. الگوهایی که در تاریخ ایران و تاریخ اسلام، بی‌شمار وجود دارند و به آنها پرداخته نشده است. حتی بستر تخیل در این حوزه باید باز باشد؛ نقطه‌ای که در سینمای امروز ما، توان رقابت‌کردن با هالیوود را ندارد. نوجوان را دست کم نگیرید و سطحی بار نیاورید!✍🏼 یادداشت امیرعباس گلستانی؛ مسئول هسته‌ی هنر و رسانه‌ی انجمن علمی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات🎙شما می‌توانید این یادداشت را با صدای گرم سیدمجتبی علوی‌منش در کانال‌های انجمن علمی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات نیز بشنوید:ble.ir/isccssaeitaa.com/isccssat.me/dawat_isu</description>
                <category>نشریۀ «کاغذ احوال»</category>
                <author>نشریۀ «کاغذ احوال»</author>
                <pubDate>Wed, 13 Nov 2024 10:42:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آینده‌ی استعمار و استعمار آینده</title>
                <link>https://virgool.io/@kaghazahval/yaddasht3-shomare10-jhs2wbbufrpv</link>
                <description>در گستره‌ی تاریخ، همواره تحولاتی رخ داده که تا قرن‌ها زندگی افراد را تحت تأثیر خود قرار داده است؛ این تحولات مهم نقاط عطف تاریخ را شکل می‌دهند. یکی از مهم‌ترین اتفاقاتی که در حدود قرن ۱۵ شروع شد و تا امروز اثرات آن کماکان باقی است، پدیده‌ی «استعمار» است. استعمار به معنای &quot;سلطه‌طلبی&quot; همواره حتی در تاریخ باستان هم حیات داشته اما پدیده‌ای که با رونق دریانوردی و شروع اکتشافات ماوراءِ بحار شکل گرفت را اصطلاحاً &quot;آغاز استعمار&quot; می‌نامند.استعمار در طول زمان باقی مانده است؛ تنها شکل و نحوه‌ی نفوذ و تسلط خود بر جوامع را تغییر داده. برای استعمار سه دوره‌ی کلی بر می‌شمرند؛ ابتدا &quot;استعمار قدیم&quot;، با حضور مستقیم و بی‌واسطه‌ی نیروهای سلطه‌طلب و غارت منابع مستعمره شکل گرفت. سپس به سبب مشکلات حکمرانی و مقاومت مردم بومی، &quot;استعمار نو&quot; شکل گرفت، که استعمار به واسطه‌ی عمال و مزدوران بومی و با حمایت غیرمستقیم استعمارگر ادامه پیدا کرد. این دوره تا اواخر قرن بیستم هم ادامه داشت و یکی از بزرگترین نمونه‌های آن، استعمار نوی فرانسه در غرب آفریقاست که به ظاهر استقلال کشورها به رسمیت شناخته شده است اما با وابستگی مالی و اقتصادی به سبب واحد پول استعماری CAF و حضور دیکتاتورهای وابسته و اجازه‌ی حضور نظامی نیروهای فرانسوی در منطقه، استعمار نو کماکان ادامه دارد. اما امروزه سطح دیگری از استعمار، به سبب شکل گرفتن جامعه‌ی شبکه‌ای و بعد از قوام یافتن سازمان‌های بین‌المللی و رشد کردن اَبَرشرکت‌های چندملیتی پدید آمده که آن را &quot;استعمار فرانو&quot; می‌نامند. این استعمار، به سبب نامحسوس بودن ردپای استعمارگر و کاملاً غیرمستقیم بودن پدیده‌ها، نیاز به دقتی فراتر از معمول دارد تا شناخته شود. شرکت‌های چند ملیتی مثل «متا» یا «آلفابت» با دسترسی به کلان‌داده‌ها، سازمان‌های بین‌المللی با تصویب سندهای بالادستی و ارائه به کشورها، و امپراتوری‌های رسانه‌ای مانند «نیوز کورپ» با تحت تأثیر قراردادن افکار عمومی، به شکل غیرمستقیم، سلطه‌ی خود را در کشورهای مختلف گسترش داده‌اند. با بررسی بیشتر اما، استعمارگرِ پنهانِ پشتِ تمامی قضایا، &quot;ایالات متحده‌ی امریکا&quot;ست!لکن استعمار به اینجا ختم نمی‌شود؛ همانطور که &quot;ادوارد سعید&quot; در شرق‌شناسی خود به خوبی نگاه استعماری غرب به شرق را تبیین می‌کند، همین زاویه‌دید در مورد نگاه به آینده هم وجود دارد. آینده‌پژوهان بحث می‌کنند که تصویر و رویای از آینده، رفتارها را جهت‌دهی می‌کند. حال اگر کسی بتواند رویا یا تصویر شما از آینده را تغییر دهد، می‌تواند جهت‌دهی رفتار شما تا آینده‌ی مورد نظر را تحت الشعاع قرار دهد. به این پدیده &quot;استعمار آینده&quot; می‌گویند. امروزه مهم‌ترین سرمایه‌ی هر جامعه‌ای، &quot;نوجوانان&quot; آن جامعه‌اند؛ چراکه آینده‌ی آن جامعه را همین نوجوانان خواهند ساخت. حال تصور کنید اگر بتوان رویای یک نسل را تغییر داد، آن وقت آینده آن جامعه متفاوت خواهد شد؛ چه حکمرانان آن جامعه بخواهند و چه نخواهند!فکر نمی‌کنم کسی اینکه نوجوانان امروزه ساعت‌ها در هفته، زمان خود را صرف بازی‌های ویدئویی، فیلم‌ها و انیمیشن‌ها می‌کنند، انکار کند! این ظرفیت عظیم کاملاً مناسب ارائه‌ی تصویر و دادن رویایی از یک آینده خاص به نوجوانان می‌باشد. حال هوش مصنوعی را هم به قضیه اضافه کنید! وقتی از هوش مصنوعی در مورد آینده بپرسید، معمولا یک نوع قرائت خاص از آینده به شما ارائه می‌دهد؛ آینده‌ای سراسر سایبرنتیکی و گره‌خورده با تکنولوژی، که راحت تصویر ما از آینده‌ی خودش را می‌سازد.در صورتی که آینده می‌تواند براساس یک رویکرد دیگر کاملاً مسیر متفاوتی را طی کند. این‌چنین &quot;استعمارِ آینده&quot; شکل می‌گیرد و &quot;آینده‌ی استعمار&quot; را می‌سازد...!✍🏼 یادداشت هسته‌ی فلسفه و تمدن به قلم امیرحسن سیفیان؛ دانشجوی ورودی ۱۴۰۰ رشته‌ی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات، گرایش تبلیغ و دیپلماسی فرهنگی، دانشگاه امام صادق (ع)🎙شما می‌توانید این یادداشت را با صدای گرم محمدسبحان گودرزی در کانال‌های انجمن علمی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات بشنوید:ble.ir/isccssaeitaa.com/isccssat.me/dawat_isu</description>
                <category>نشریۀ «کاغذ احوال»</category>
                <author>نشریۀ «کاغذ احوال»</author>
                <pubDate>Sun, 10 Nov 2024 23:58:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>طرح سؤال</title>
                <link>https://virgool.io/@kaghazahval/yaddasht4-shomare10-stk670wlndvs</link>
                <description>فرقی ندارد که در کجای دنیا زندگی می‌کنید. اگر نوجوان باشید یا با نوجوانان حشرونشر داشته باشید، می‌دانید که بلاتکلیفی هویتی نوجوان یعنی چه. &quot;بلاتکلیفی هویتی&quot; یک عبارت ذوقی است. چندان هم نیاز به توضیح ندارد. فقط فرض کنید در سن شانزده سالگی یا همین حدود، بعد از چند ساعت وقت‌گذرانی اجباری در یک مدرسه‌ی وابسته به دولت، به خانه برگشته‌اید. احتمالا در این شرایط به این پی خواهید برد که نقش شما به عنوان عضوی نوجوان از جامعه، پس از تعطیلی مدرسه، تمام شده است! دیگر هیچ کاری برای انجام نیست. هیچ انتظاری از شما وجود ندارد. نیازهای‌تان یا نادیده گرفته می‌شود یا به شکل مطلوبی پاسخ داده نمی‌شود. در واقع، گویی هیچ نقشی در دنیا برای شما تعریف نشده است.آنگاه شما در ناخودآگاه خود با یک علامت سوال بزرگ مواجه می‌شوید: &quot;من کیستم؟&quot; آیا من یک بچه مدرسه‌ای ساده هستم؟ نه من این را نمی‌خواهم! چرا هیچ‌کس من را به حساب نمی‌آورد؟ مگر من رشد نکرده‌ام؟ نکند یک موجود احمق و بی‌مصرف هستم؟ نه نباید اینطور باشد. من بی‌مصرف نیستم. چه کسی گفته من بی‌مصرفم؟ اصلا شما بزرگترها غلط می‌کنید برای من تعیین تکلیف می‌کنید!خلاصه اینکه وقتی برای نوجوانان نقشی در نظر گرفته نشود، نقشی که به نیازهای هویتی آنان پاسخ دهد، آنها بلاتکلیف می‌شوند و نمی‌دانند &quot;که&quot; هستند؟ یا &quot;که&quot; باید باشند؟ این نکته‌ی مهمی است. و مهم‌تر آنکه در صورت نادیده گرفته شدن، احتمالاً نوجوان دیگر اقبالی به همسویی با قواعد اجتماعی و فرهنگی مدنظر بزرگترهایش نخواهد داشت. نوجوانی که نتواند به نیازهای اجتماعی و هویتی خود در بستر فرهنگی مورد نظر سیاست‌گذاران و مروّجان فرهنگ پاسخ دهد، به آن فرهنگ وفادار نخواهد بود.در ابتدا نوشتیم که فرقی ندارد کجای جهان زندگی می‌کنید. نکته‌ی اساسی این یادداشت همین است. سیاست‌گذاران عرصه‌ی فرهنگ در جهان برای رفع این مشکل کارهایی کرده‌اند. البته منظورمان سیاست‌گذارانی است که مدت‌هاست به این مسئله پی برده‌اند. از  بهبود برنامه‌های آموزشی مدارس گرفته تا تغییر در یکسری پیش‌فرض‌ها راجع به نوجوانان. میزان موفقیت این اقدامات باید بررسی و مشخص شود ولی اگر حسابی سرانگشتی کنید، می‌فهمید که حتی اجرای طرح‌های پیشرو در این زمینه، تنها در کشورهای پیشرفته صورت گرفته است. تازه نه تمام مراکز آموزشی مرتبط با نوجوانان. حرف ما این است که مشکلات هویتی نوجوانان که معضلات بعدی را ایجاد می‌کند، در دنیا در جریان است.با این مقدمه، بیایید به یک مسئله مهم فکر کنیم. مسئله ما این است که پرداختن به نوجوانان در بُعد بین‌المللیِ آن چگونه است؟ این که رویکرد سیاستگذاری تبلیغ در جمهوری اسلامی باید معطوف به تمام مردم جهان باشد، بدیهی است. و صدالبته بخش مهمی از این جامعه جهانی را نوجوانان تشکیل می‌دهند. بنابراین تبلیغ و ارتباطات میان فرهنگی بر پایه‌ی مبانی انقلاب اسلامی، حتماً نوجوانان جهان را گروهی مهم از مخاطبان خود می‌داند. پس از برجسته‌کردن دغدغه‌ی ارتباط با نوجوانان جهان، نوبت به پرداختن به شناخت مبانی و صورت‌بندی سیاست‌های آن می‌رسد که چالش اصلی است. اینکه در چه قالب و روشی می‌بایست این ارتباطِ میان‌فرهنگیِ بسیار حساس صورت پذیرد؟ محتوای رسانه‌ای مورد نظر ما برای نوجوان خارجی دارای چه عناصری است که نیاز هویتی او را برطرف سازد؟این یادداشت به دنبال طرح مباحث نظری نبود. بلکه چند سطری را به نگارش در آورد تا تذکری راجع به اهمیت نسل نوجوان در سیاست‌گذاری بین‌المللی فرهنگ و دیپلماسی فرهنگی و رسانه‌ای داشته باشد.✍🏼 یادداشت هسته‌ی ارتباطات و دیپلماسی به قلم امیرمحمد عرب‌پور؛ دانشجوی ورودی ۱۴۰۱ رشته‌ی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات، گرایش تبلیغ و دیپلماسی فرهنگی، دانشگاه امام صادق (ع)🎙شما می‌توانید این یادداشت را با صدای گرم محمد براتی در کانال‌های انجمن علمی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات بشنوید:ble.ir/isccssaeitaa.com/isccssat.me/dawat_isu</description>
                <category>نشریۀ «کاغذ احوال»</category>
                <author>نشریۀ «کاغذ احوال»</author>
                <pubDate>Sat, 09 Nov 2024 19:53:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاریخ انقضا</title>
                <link>https://virgool.io/@kaghazahval/yaddasht2-shomare10-ic0ebnsnpfmq</link>
                <description>لحظه به لحظه از ایام زندگی برای‌مان معنایی دارد. هرکدام از ما گذشته‌ی غم‌انگیز یا خاطرات خوشی را به خاطر داریم. این‌ها بخشی از گذشته‌ی ما هستند که قرار است ما را تا مرگ همراهی کنند. یکی از دورانی که همگی تجربه‌اش کرده‌ایم، دوران «نوجوانی» است. ایامی که همراه خود تناقضات بسیار زیادی دارد. نوجوانی دوره‌ای پر از افراط و تفریط‌هاست. مملو از صفر و یک دیدن‌هاست.استوارت هال، نظریه‌پرداز فرهنگی، آن را دوره‌ی تناقض‌های ویرانگری می‌داند که فرد هم‌زمان تجربه‌شان می‌کند: «بیش‌فعالی و تنبلی، سرخوشی و افسردگی، خودمحوری و فداکاری، گستاخی و خجالت‌زدگی، دلسوزی و بی‌رحمی، رادیکالیسم و محافظه‌کاری».نوجوانی دوره‌ای است که در آن همه‌چیز «بحرانی» است. بحران‌هایی که برخلاف داستان‌های سینمایی، بیش از آنکه در جهان بیرون باشد، در جهانِ درونی نوجوانان در جریان است. این بحران ناشی از قرارگرفتن در وضعیتی ناگهانی است که نوجوان مجبور به &quot;تصمیم‌گیری&quot; می‌شود. او باید مشخص کند که در آینده می‌خواهد چه آدمی بشود؟ و چه شغلی را در پیش بگیرد؟ درحالی‌که در خود چنین تصمیم‌گیری‌های بزرگی را نمی‌بیند!اریک اریکسون، نوجوانی را دوره‌ی «بحران هویت» می‌دانست. مرحله‌ای که فرد می‌بایست به هویتی یکپارچه برسد، وگرنه در گردابِ «ابهام نقش» می‌افتد. اریکسون می‌گفت دلیل رفتارهای عجیب‌و‌غریب نوجوانان این است که آن‌ها &quot;در جست‌و‌جوی هویت خویش هستند.&quot;نوجوانی زمانه‌ی اولین تصمیم‌ها و اولین تجربه‌هاست؛ لحظه‌ی نگاه به خود در آینه‌هاست؛ قرار است نقاش شخصیت خویش شوی. درحالی‌که تا پیش از آن برای راه رفتن در خیابان، دستانت را به دیگران می‌سپردی‌! نوجوانی لحظه‌ای‌ست که قرار است ذره‌ذره مستقل شوی. و این مسیر را به تنهایی‌رفتن، بسیار دشوار خواهد بود...به نظرم مهمترین کمک ما به نوجوانان برای شکل‌گیری هویت آنها، &quot;الگوپردازی&quot; است؛ به طوری که آنها، آینده‌ی موفق خویش را در الگوی خود تماشا کنند.اما چه کسی قرار است نقش &quot;الگوی نوجوانان&quot; را ایفا کند؟در ابتدا به نظر می‌آید شخصیت‌های مطرح ورزشی و هنری، الگو و سرمشق نوجوانان قرار گرفته‌اند. اما مسئله پیچیده‌تر از این حرفهاست.در زمانه‌ای که با رشد تغییرات تکنولوژی روبه‌رو هستیم و به تبع آن، تغییرات اجتماعی بیش از پیش، با سرعت در حال رقم خوردن هستند، بزرگسالان به صرفِ سن بالا و تجربه‌ی بیشتر، نمی‌توانند الگوی مناسبی باشند.سرعت دنیا آن‌قدر زیاد شده است که مدام باید در حال به‌روزشدن باشی و اگر لحظه‌ای درنگ کنی، از قافله‌ی دنیا جا می‌مانی! در چنین شرایطی‌ست که دیگر، نوجوانان نه تنها بزرگسالان را الگوی خود قرار نمی‌دهند، بلکه آنان را موجوداتی «تاریخ مصرف گذشته» می‌دانند.و اینجاست که ظرافت نظریه‌ی اریکسون آشکار می‌شود: «نوجوانان، نسل‌های قبلی را تاریخ‌مصرف‌گذشته می‌دانند و به جای الگوگرفتن از آنها، به &quot;همسالان&quot; خود پناه می‌برند.»✍🏼 به قلم محمدحسام نجف‌طرقی؛ مسئول هسته‌ی علوم اجتماعی انجمن علمی دانشجویی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات🎙شما می‌توانید این یادداشت را با صدای گرم امیرمحمد عرب‌پور در کانال‌های انجمن علمی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات نیز بشنوید:ble.ir/isccssaeitaa.com/isccssat.me/dawat_isu</description>
                <category>نشریۀ «کاغذ احوال»</category>
                <author>نشریۀ «کاغذ احوال»</author>
                <pubDate>Fri, 08 Nov 2024 19:59:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اِکس، وایب، رِل، ریپیت!</title>
                <link>https://virgool.io/@kaghazahval/yaddasht1-shomare10-pzjnaupyvrc2</link>
                <description>تک چرخ زدن! از آن حرکت‌ قدیمی‌هاست که خیلی نیازی به شرح و توضیح ندارد... پسرکِ دُم‌درآورده‌یِ محله برای به‌دست‌آوردن دلِ دخترکِ گیس‌بُریده‌یِ همان محل، موتور آقاجانش را کش می‌رود و چند مرتبه‌ای با حالت موسوم به &quot;تک‌چرخ&quot;، می‌خواهد به اصطلاح &quot;مُخ‌زنی&quot; کند. موفق است یا نه؟ معلوم نیست! خیلی‌وقت‌ها خاطره‌ی شکست‌های این حرکت بود که طنز محافل دهه‌های قبل را پر می‌کرد.امروز اما نسل جدید اگر بخواهند تَهِ تَهَش به این جنس خاطره‌ها لطف کنند، در ژانر &quot;نوستالژی&quot; طبقه‌بندی‌اش می‌کنند و تمام... قضیه دیگر با این نمایش‌های دهه‌شصتی متفاوت شده. پسرکِ دُم‌درآورده امروز دست و دهانش آن‌قدر هرزه شده که لُپّ آماردان‌های نظام را سرخ کرده! دخترکِ گیس‌بریده امروز حرف‌زدنش از اِکس و رِل، نُقل چَتِ دوستانه‌اش با آن رفیقِ هفت تا پسر قورت‌داده‌اش شده.کلان‌تر از این قصه ببینیم. اگر روزی نَقلِ آمارِ بدبختیِ غربی‌ها در کنترل روابط جنسی، نُقلِ محافلِ غرب‌شناسیِ بچه‌انقلابی‌ها بود، شاید فردا &quot;ایران&quot;، نمونه‌ی مطالعاتیِ &quot;چگونگی تبدیل کشور حلال‌زاده‌ها به آن‌یکی‌ها&quot; باشد...اصل نیاز جنسی در نوجوان امری غیرقابل انکار است. نوجوان، گاه حتی به تعریف، همان کسی‌ست که به بلوغ جنسی رسیده و امروز به تقاضای درونش، دنبال یکی از جنس دیگر می‌گردد!حال سوال: اگر این نوجوان در روزگار جمهوری اسلامی زندگی کند، باید با این نیازِ خود چه کند؟ حالِ برخی‌ها بد نشد از بس پیشنهادهای مضحک‌شده‌ی کافور و دوشِ آبِ سرد را مطرح کردند؟! آیا اساساً آن‌چنان تجویز‌هایی، از سر نگاه به یک &quot;نیاز&quot; است یا یک &quot;بیماری&quot;؟!بحث از &quot;ازدواج موقت و دائم نوجوان&quot; هم که می‌شود، فرنگ‌زده‌های زبان‌دراز، لب می‌گزند و به فلان تعریفِ بین‌المللی از کودک‌همسری استناد کرده و پسر ریش‌درآورده‌یِ دومتریِ دبیرستانی را با حماقت، &quot;کودک&quot; می‌خوانند...این طرف هم آقایان و خانم‌ها چند دسته‌اند. از تطبیق‌گرایان ریشو گرفته تا فاتحه‌خوان‌هایِ اساسِ تمدنِ غرب. در انتهای این کوتاه‌نوشته روی سخنم فقط با یک دسته از همین این‌طرفی‌هاست! با آنان که تأکید می‌کنند مقدمات لازم و حتمیِ یک ازدواج اسلامی، فقط شامل بلوغ‌ جنسی نمی‌شود و اعم از بلوغ عقلانی، اقتصادی و... می‌باشد.آقایان و خانم‌های این‌چنینی؛ یک سوال! :در وضعیت کنونی، چه &quot;معروفی&quot; برای امر کردن به نوجوانِ &quot;تشنه&quot; دارید؟! ازدواج موقت؟ ازدواج دائم؟ کافور؟ یا چه؟!گیر کرده‌ایم بزرگواران! چند دقیقه‌ی دیگر انحراف ممکن است درِ خانه‌یِ فرزندانِ شما را هم بزند...✍🏼 یادداشت هسته‌ی تعلیم و تربیت به قلم شهروز حسامی؛ دانشجوی ورودی ۱۴۰۱ رشته‌ی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات، گرایش مطالعات فرهنگ و تربیت، دانشگاه امام صادق (ع)🎙شما می‌توانید این یادداشت را با صدای گرم امیرعباس گلستانی در کانال‌های انجمن علمی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات بشنوید:ble.ir/isccssaeitaa.com/isccssat.me/dawat_isu</description>
                <category>نشریۀ «کاغذ احوال»</category>
                <author>نشریۀ «کاغذ احوال»</author>
                <pubDate>Thu, 07 Nov 2024 22:50:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به افق فلسطین</title>
                <link>https://virgool.io/@kaghazahval/yaddasht5-shomare9-vvhmciebdvje</link>
                <description>گرد و غبار همه جای شهر را فرا گرفته است. تا چشم کار می‌کند خاک است و آجرهای تکه‌تکه شده. با زحمت از زیر آوار بیرون می آیم، آواری که می‌توانست جانم را بگیرد. بعد از موشکی‌ که درست بالای ساختمان منفجر شد، حالا دیگر صدای هیچ انفجاری به گوش نمی‌رسد. از در ساختمان که بیرون می‌زنم، صدایی آشنا به گوش می‌رسد ...«شنوندگان عزیز، توجه فرمایید، قدس آزاد شد!»بند سلاح را از گردنم بیرون می‌آورم. پرتوهای نور آفتاب، به آرامی گرد و غبار را کنار می‌زند و به شهر جانی تازه می‌بخشد. از هر طرف صدای تکبیر به گوش می‌رسد. در این میان چشمانم به گنبد مسجدالأقصی که می‌افتد، تحقق وعده‌های الهی را از هر زمان بیشتر احساس می‌کنم. ضربه‌ای به شانه‌ام می‌خورد و مرا تکانی می‌دهد. رزمنده‌ای با شور و اشتیاق از کنارم دوید و با صدایی خسته اما پر هیجان گفت: «چرا ماتت برده؟! زود باش! سید حسن چند دقیقه‌ی دیگه وسط میدون اصلی شهر با هلیکوپتر می‌شینه» ناخودآگاه شروع به دویدن می‌کنم. اشک از دیدگانم جاری شده. در تمام این چند ماه نبرد سهمگین با ارتش صهیونیست، تنها امید به نیروی الهی بود که ما را در میانه‌ی نبرد، استوار نگاه داشت.‌ روزی صدها هزار فلسطینی، عزادار خانواده‌های خویش بودند و امروز، بازماندگان خونخواران اسرائیلی باید بقایای کفتارهای خویش را از در و دیوار این شهر پایین بکشند و به همان جهنم‌دره‌ای برگردند که روزی قدم نحس‌شان را از آنجا به این دیار نهادند.به میدان اصلی شهر که می‌رسم، بالأخره پس از ساعت‌های طولانی می‌توانم جرعه‌ای آب بنوشم. این خرابه‌ها را می‌نگرم. خرابه‌هایی که می‌توانست نه بقایای بیت‌المقدس، بلکه بقایای تهران باشد! بعضی‌ها بدشان هم نمی‌آمد‌؛ همان کسانی که ندای &quot;نه غزه، نه لبنان&quot; سر می‌دادند و جان‌شان را هم فدای‌ ایران نکردند! این پیروزی، مدیون ایستادگی ملتی است که هر گوشه و کنارش با هر قومیتی، غمخوار مظلوم و دشمن اول ظالمین جهان است. زمان به صدا درآمدن طبل‌ها فرا رسیده است!!!✍🏼 یادداشتی از امیرعباس گلستانی؛ مسئول هسته‌ی هنر و رسانه‌ی انجمن علمی دانشجویی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق (ع)🎙شما می‌توانید این یادداشت را با صدای گرم مهدی خاوری در کانال‌های انجمن علمی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات بشنوید:ble.ir/isccssaeitaa.com/isccssat.me/dawat_isu</description>
                <category>نشریۀ «کاغذ احوال»</category>
                <author>نشریۀ «کاغذ احوال»</author>
                <pubDate>Sat, 05 Oct 2024 21:49:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قصه‌ی مقاومت</title>
                <link>https://virgool.io/@kaghazahval/yaddasht4-shomare9-ow5myd2puz2o</link>
                <description>ویلیام والاس: «اگر بجنگید ممکنه بمیرید؛ و اگر فرار کنید، زنده می‌مونید؛ دست‌کم برای مدتی... ولی چند وقت بعد در رخت‌خواب‌تان می‌میرید. کدام را انتخاب می‌کنید؟ حاضرید از امروز تا لحظه‌ی مرگ افسوس بخورید که چرا اینجا نماندید و این جمله را نگفتید که &quot;آنها می‌توانند جان‌مان را بگیرند، ولی آزادی ما را هرگز...&quot;؟»سکانسی از فیلم سینمایی شجاع‌دل - Braveheart انسان و زندگی دو واژه‌ی از هم جدا نشدنی‌اند. انسان برای انسان بودنش باید زندگی کند. زندگی کردن شرط ضروری انسان است. انسان بدون زندگی کردن معنایی ندارد. اما زندگی کردن یعنی چه؟ زندگی یعنی نفس کشیدن؟ یعنی خوردن و خوابیدن؟ به راستی &quot;زندگی&quot; یعنی چه؟برای من زندگی یعنی &quot;ایستادن و جنگیدن برای رؤیای خویش&quot;. انسانی که رؤیا ندارد ممکن است زنده باشد اما زندگی نمی‌کند. چه بسا &quot;موجود&quot; باشد ولی &quot;انسان&quot; هرگز.جنگیدن برای رویای خویش، یک مسیر است. مسیری پر پیچ و خم و دشوار که انسان با نقش‌آفرینی‌اش سعی می‌کند از آن عبور کند. من مسیرِ جنگیدن برای رویای خویش را «قصه یا داستان انسان» می‌نامم.انسان باید برای خود داستانی داشته باشد زیرا شرط انسان‌بودنش داستان است.در این ایام که شاهد مقاومت و ایستادگی مردم غزه در برابر جنایات هولناک رژیم صهیونسیتی هستیم، سوالاتی دائما در ذهنم تکرار میشوند. مردم غزه این مقدار از مقاومت را در برابر اسرائیل چطور کسب کردند؟ به گمانم آنها هر لحظه که به مرگشان نزدیک می‌شوند، زندگی‌کردن را بهتر تجربه می‌کنند. شاید درکش دشوار باشد اما با هم مرور می‌کنیم:انسان فلسطینی باید زندگی کند. برای رسیدن به رویای &quot;آزادی&quot; باید بجنگد. در مسیر تحقق رویایش، مرگ گریبانش را می‌گیرد. او در عین مواجهه با مرگ، &quot;زندگی‌کردن&quot; را تجربه می‌کند. بار دیگر دیالوگ ویلیام والاس در شجاع دل را به‌یاد‌ آوریم: «آنها می‌توانند جانمان را بگیرند ولی آزادی‌ ما را هرگز...»این عین زندگی کردن در لحظه‌ی مرگ است. و چقدر زیباست. هرچه به سوی مرگ می‌شتابند به زندگی نزدیکتر می‌شوند. که «بَل أَحياءٌ عِندَ رَبِّهِم يُرزَقونَ» شهادت راز مقاومت غزه است.سوال مهم‌تر آنکه چه نسبتی بین مردم ایران با مردم غزه برقرار است که باعث همدلی و همراهی می‌شود؟!برخلاف پاسخ‌هایی از جنس دشمن مشترک یا حتی منافع ملی، من معتقدم آنچه‌ باعث وحدت قلبی ایرانیان و مردم غزه شده، &quot;داستان و قصه‌ی مشترک&quot; است. در زمانه‌ای که تمام هستی و هویت انسان ایرانی زیر چرخ توسعه‌ی غربی خُرد می‌شد و به‌واسطه‌ی استعمار، هر آنچه که داشتیم به تاراج می‌رفت، انسان ایرانی برای هستی و دارایی‌اش ایستاد، جنگید و خون داد. انقلاب اسلامی نتیجه‌ی آن مقاومت‌کردن‌ها در برابر استعمار غربی و سرکوب‌گری رژیم پهلوی بوده است. روحِ انقلاب اسلامی ایران در داستانِ مقاومت فلسطینی متجلی شده است و این دلیلی است برای وحدت قلبی و همدلی مردم ایران با مردم فلسطین. زیرا که ایرانیان، داستانِ فلسطین را داستان خویش می‌دانند.اما در این نقطه‌ی تاریخی، برخی سعی دارند که &quot;قصه‌ی ایران&quot; را از &quot;قصه‌ی فلسطین&quot; جدا کنند. ایشان تلاش می‌کنند که نسبت ما را با مردم غزه مخدوش کنند. اما دریغ از آنکه نسبت‌شان جدایی‌پذیر نیست زیرا قصه‌ی‌شان، قصه‌ی واحدی است. قصه‌ی مقاومت...✍🏼 یادداشتی از محمدحسام نجف‌طرقی؛ مسئول هسته‌ی علوم اجتماعی انجمن علمی دانشجویی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق (ع)🎙شما می‌توانید این یادداشت را با صدای گرم امیرعباس گلستانی در کانال‌های انجمن علمی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات بشنوید:ble.ir/isccssaeitaa.com/isccssat.me/dawat_isu</description>
                <category>نشریۀ «کاغذ احوال»</category>
                <author>نشریۀ «کاغذ احوال»</author>
                <pubDate>Thu, 19 Sep 2024 22:54:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ناسیونالیسم و اقتصاد مدرن</title>
                <link>https://virgool.io/@kaghazahval/yaddasht3-shomare9-bbqr86q0xqoi</link>
                <description>تمدن غرب، در خود آموزه‌هایی دارد که درون طیف‌های مختلف فکری اروپای مدرن مشترک هستند و توانسته‌اند خودشان را در حوزه‌های مختلف تثبیت کنند. یکی از مهم‌ترین این آموزه‌ها، &quot;ناسیونالیسم&quot; است که از همان ابتدای رنسانس مطرح و سپس فراگیر شد، به طوری که اجتماعات غرب مدرن بر مبنای ملیت هستند.ناسیونالیسم یعنی شهروندان این اجتماعات، ارتباط خودشان با نظام سیاسی را برای خود هویت‌بخش می‌دانند.ارنست هاس &quot;ناسیونالیسم&quot; را شکلی از عقلانیت و تلاشی برای ایجاد انسجام در جوامعِ دستخوشِ نوسازی دانسته و معتقد است شکل خاصی از ناسیونالیسم، یعنی ناسیونالیسم لیبرال، بیشترین احتمال موفقیت در یکپارچه کردن جوامعِ دستخوشِ نوسازی را دارد و تنها شکل عقلانی‌شدن هم که احتمال دارد به اکثر نظام‌های سیاسی در تعاملات‌شان انسجام بدهد، همین ناسیونالیسم لیبرال است.عقلانی‌شدن یعنی یکپارچه‌کردن شیوه‌های مختلف درک امور و ادغام آنها در یک نگرش اجتماعی واحد و منسجم ساختن آن نگرش با مجموعه‌ای از نهادها در روند نوسازی، که شیوه‌ی خاص تجربه‌شده در غرب، نیل به عقلانی شدن امور است و طی آن جوامع با عبور از بحران‌های هویت، مشروعیت، مشارکت، توزیع و نفوذ، از سنت به مدرنیته منتقل می‌شوند.ملت و ملت‌سازی به طور خاص، به بحران هویت ارجاع دارد و ایجاد هویت ملی، فعالیتی حیاتی در عقلانی‌شدن است زیرا به حاکمان مجالس، مشروعیت می‌دهد و با اعطای مجموعه‌ای از نمادها به مردم باعث می‌شوند آنها هویت‌های محدود و محلی و جزئی‌شان را تابع هویت وسیع‌تر ملی ببینند.گرین فیلد با بررسی رابطه ناسیونالیسم با توسعه اقتصادی و نقش آن در ظهور سرمایه‌داری و تمدن اقتصادی جدید، آن را شکل بی‌نظیری از آگاهی اجتماعی می‌داند که در قلب این آگاهی، یک انگاره‌ی دربرگیرنده و اجبارآمیز از جامعه به عنوان ملت قرار دارد که دارای حاکمیت است و اعضای آن با هم برابر هستند.وبر با طرح اخلاق پروتستانی، نظریه‌های تک خطی و جبرگرایانه را به چالش کشید و اقتصاد مدرن و کاپیتالیستی را محصول عقل‌گرایی خاص فرهنگ غربی دانست که به همه حوزه‌ها سرایت کرد و در طی زمان، عقلانی شدن امور، مبنای نهادینه‌شدن امور شد. گرینفیلد هم ارتباط بین ناسیونالیسم و اقتصاد مدرن را به طور مستقیم از قضایای اخلاق پروتستانی می‌گیرد و نفع فردی عقلانی را به نفع جمعی و خیر عمومی پیوند می‌زند و ناسیونالیسم را به شکل سکولار جدید، آگاهی جمعی و سیستم جدیدی از استانداردهای اخلاقی تبدیل می‌کند و آن را روح سرمایه‌داری می‌نامد.✍🏼 یادداشتی از علی منجی؛ مسئول هسته‌ی فلسفه و تمدن انجمن علمی دانشجویی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق (ع)🎙شما می‌توانید این یادداشت را با صدای گرم امیرمحمد عرب‌پور در کانال‌های انجمن علمی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات بشنوید:ble.ir/isccssaeitaa.com/isccssat.me/dawat_isu</description>
                <category>نشریۀ «کاغذ احوال»</category>
                <author>نشریۀ «کاغذ احوال»</author>
                <pubDate>Tue, 17 Sep 2024 17:14:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ماجرای یک تبیین اشتباه!</title>
                <link>https://virgool.io/@kaghazahval/%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%D8%A8%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%87-ha0kvfdxgp6b</link>
                <description>«آن فریب‌خوردگانی که یک روزی فریاد زدند «نه غزّه، نه لبنان»، آنها نه فقط جانشان را فدای ایران نکردند، حتّی حاضر نشدند راحتی خودشان و منافع خودشان را هم در راه کشور فدا کنند؛ آن کسی که جانش را فدای ایران کرد باز همین شهید سلیمانی‌ها بودند؛ اینها بودند که در زمانی که نیاز به دفاع از کشور بود، جان خودشان را کف دست گرفتند و به میدان جنگ رفتند از کشور دفاع کردند، از ایران دفاع کردند؛ ... با این نگاه، ما میتوانیم ملّت ایران را و معنویّات ملّت را و باطن ملّت را کشف کنیم. ... ملّت از هر جناح و حزب، از هر مجموعه، از هر قوم، از هر خصوصیّت جغرافیایی، در این جهت مثل همند؛ طرف‌دار انقلابند، طرف‌دار حاکمیّت اسلامند، طرف‌دار ایستادگی در مقابل ظلمند»این، بخشی از سخنان رهبری ایران است. ایشان بار دیگر هویت واقعی ملت ایران را به درستی تبیین می کنند. جامعه‌ی ایرانی، در کلام ایشان، ملتی حق‌خواه معرفی می‌شوند. ملتی که همواره نشان داده بر اساس فطرت پاک خود و همچنین آموزه‌های دین الهی اسلام، حق را انتخاب کرده است. در حقیقت، حق‌خواهی و نه گفتن به ظلم و ظالم، یک انتخاب ملّی برای ایرانیان است. هر چند که قصد ندارم در این نوشتار، به منشأ این پرسش شوم و غیرواقعی، یعنی «غزه یا سیستان؟» بپردازم، منتهی دغدغه‌ی اصلی‌ام، بررسی اشتباه تبیینی برخی افراد منتسب به جبهه‌ی انقلاب، در مقابل اقشار کم‌بصیرت جامعه است. به یاد می‌آورم که در جریان انتخابات مجلس شورای اسلامی، بسیج دانشجویی شهر تهران، به صورت روزانه، در میادین اصلی شهر، اقدام به برپایی کرسی‌های آزاداندیشی می‌کرد. هر چند که مسئله، انتخاب بین شرکت‌کردن یا شرکت‌نکردن در انتخابات بود، ولی گاه اتفاق می‌افتاد که برخی افراد، با انگیزه‌ی مخالفت، بحث فلسطین و حمایت جمهوری اسلامی از آن را به وسط می‌کشیدند. در این میان، یکی از پاسخ‌ها، تلاش برای کوروش‌سازی از رهبر انقلاب و نشان دادن این موضوع بود که ما همین حالا با سیاست‌های‌مان در منطقه، توانسته‌ایم امپراتوری ایران را احیا کنیم! این پاسخ، به شکل کاملاً واضحی غیرصادقانه می‌نمود و نه تنها قانع‌کننده نبود، بلکه خود موجب مقبولیت بخشی این دوگانه‌ی غیرواقعی در اذهان می‌شد.در نتیجه باید گفت که جبهه‌ی انقلاب باید بداند، تنها در صورتی امکان گفتگو با فضای عمومی جامعه را دارد که بتواند اندیشه‌ی واقعی و اصیل خود را تبیین کند. تلاش برای ایجاد نقاط مشترک غیرواقعی، تنها به دامن‌زدن دو قطبی‌های کاذب منجر خواهد شد.✍🏼 یادداشتی از محمدمهدی سهیلی؛ مسئول هسته‌ی ارتباطات و دیپلماسی انجمن علمی دانشجویی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق (ع)🎙شما می‌توانید این یادداشت را با صدای گرم حامد اکرمی در کانال‌های انجمن علمی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات بشنوید:ble.ir/isccssaeitaa.com/isccssat.me/dawat_isu</description>
                <category>نشریۀ «کاغذ احوال»</category>
                <author>نشریۀ «کاغذ احوال»</author>
                <pubDate>Mon, 16 Sep 2024 18:55:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مرز ما آزادگی است!</title>
                <link>https://virgool.io/@kaghazahval/yaddasht1-shomare9-miga04oc2svs</link>
                <description>انتخابات ۸۸ آخرین روزهای منتهی به رأی‌گیری را سپری می‌کرد. سایه‌ی سنگین دوقطبی بر فضای سیاسی کشور با وجود تزریق تحرک و پویایی در جامعه، آژیر خطر را برای برخی ارزش‌ها به صدا درآورده بود.رفته‌رفته شعارها رنگ و بوی رادیکالیسم می‌گرفت. در یک طرف ماجرا، تیر برخی از شعارها، ارزش‌هایی را نشانه گرفته بود که تا به امروز، بخشی از نقاط اشتراک بین جناح‌های سیاسیِ به‌رسمیت شناخته‌شده در جمهوری اسلامی را تشکیل می‌دادند. ارزش‌هایی که ارتباط آن با انقلاب اسلامی، شاید و به تعبیری، ماهیتی و وجودی‌ست. از بین آن شعارها، برخی حال و هوای متفاوتی داشتند. بوی نوعی &quot;ملی‌گرایی&quot; همراه با تلاش برای زدودن &quot;هویت جهانی انسان ایرانی&quot;، که پس از انقلاب اسلامی شکل تازه‌ای به خود گرفته بود، بسیار محسوس بود. هویتی که جدای از ریشه‌های قومی و ملّی، مرز خود را فراتر از آن و تا هر جا که آزاده و آزادگی یافت شود ترسیم کرده بود.&quot;نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران&quot;این یکی از پرتکرارترین شنیده‌هایی است که از ایام تبلیغات انتخابات ۸۸ توسط هواداران جنبش سبز تا به امروز، توسط برخی از گروه‌هایی که به بهانه‌های مختلف، از اقتصاد گرفته تا آزادی‌های مدنی، دست به اعتراض می‌زنند، شنیده می‌شود.در واقع همان‌طور که مشهود است، هدف اصلی این شعارها ساخت دوگانه‌ای کاذب بین منافع ملی و حفظ هویت ملی با نگاه جهانی و فراملی‌ای است که در انقلاب اسلامی و آرمان‌های او برای انسان‌سازی، ریشه‌ای بنیادین و جدانشدنی دارد.اما چه می‌شود که شهروندی ایرانی که حتی سابقه‌ی زیست در دوران فوران انگیزه‌های انقلابی را دارد، تن به بازگو کردن این شعار داده و عمل به آن را به عنوان راه‌حلی برای رهایی از مشکلات، اعم از اقتصادی، فرهنگی و ... می‌داند؟جدای از معضلات اقتصادی که تاثیر خود را بر این جنس کنش‌گری‌ها می‌گذارد، بدیهی است که باید با نگاه فرهنگی نیز این آسیب‌ها را واکاوی کرد.قبل از نوشتن این یادداشت در این فکر بودم که چگونه می‌شود به این امر، با وجود لکنت در سواد و قلم، با نگاهی سیاست‌گذارانه پرداخت. این‌طور به نظرم آمد که شاید طرح چند پرسش ساده ناظر به چرایی رخ‌دادن این‌گونه حوادث در سطح جامعه، در چنین شرایطی مناسب‌تر باشد:چرا با وجود گذشت چهل سال از انقلاب اسلامی و با در اختیار داشتن ابزار آموزشی و بسترهای مناسب، ایده‌های فراملی در کنار ساخت هویت ایرانی و ملّی افراد و متناظر با آن، نباید رشد کند؟ چرا باید کماکان این آرمان‌ها به سبب غبارآلود بودن افق‌های پیش‌روی آن، نزد افکار عمومی بعضاً مبهم و ناشناخته باقی بمانند؟ چرا با وجود در اختیارداشتن رسانه، در موقعیت های مناسب ارتباط مناسب بین ذهن و دل مخاطب با مفهوم مورد نظر برقرار نمی‌شود؟و چندین چرای دیگر که احتمالاً مخاطب‌های اصلی آن، نهادهای تصمیم‌ساز و حکمران، به ویژه در امور فرهنگی هستند...✍🏼 یادداشتی از امیرحسن نصیری‌پور؛ مسئول هسته‌ی حکمرانی و سیاست‌گذاری انجمن علمی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق (ع)🎙شما می‌توانید این یادداشت را با صدای گرم محسن رجبی در کانال‌های انجمن علمی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات بشنوید:ble.ir/isccssaeitaa.com/isccssat.me/dawat_isu</description>
                <category>نشریۀ «کاغذ احوال»</category>
                <author>نشریۀ «کاغذ احوال»</author>
                <pubDate>Sun, 15 Sep 2024 22:17:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هلو یا لولو؟</title>
                <link>https://virgool.io/@kaghazahval/yaddasht5-shomare8-i20fzrldxsv1</link>
                <description>در عصر ارتباطات و فناوری‌های ارتباطی، وحدت ملی را بیشتر از هر چیز &quot;رسانه&quot; تهدید می‌کند. رسانه‌ای که آن‌قدر قدرت دارد تا نگاه یک انسان را به مسئله یا شخصی در چند ثانیه تغییر دهد و نظر او را عوض کند. راهکار هم ساده است. به عنوان یک روش، کافی است بخشی از سخنان یک فرد مشهور را تقطیع کرده و در فضای مجازی پخش کنید تا نتیجه‌ی دلخواه خود را ببینید! اما در چنین فضایی، چگونه می‌توان از فریب خوردن انسان‌ها توسط رسانه جلوگیری کرد و تفرقه و دشمنی در جامعه را کاهش داد؟ روش‌هایی مانند فیلترینگ و... که تا امروز در عرصه‌ی حاکمیت به کار رفته است، نتوانسته این معضل را حل کند و بعضاً به آن سرعت و شدت هم بخشیده است. اما پاسخ چیست؟شاید هیچ پاسخ سریعی نتوان به این موضوع داد! فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی، چیزی نیست که بتوان آن را مدیریت کرد و اگر هم امکان‌پذیر باشد، بسیار سخت است. هر فرد امروزه دارای یک بستر اتصال به شبکه های اجتماعی است و نمی‌توان تک‌تک افراد جامعه را با محدودکردن کنترل کرد. پاسخ این مسئله آن است که فرایندی طراحی شود تا مردم در طی آن از لحاظ فکری رشد کنند و فریب نخورند. به عنوان مثال در جمهوری اسلامی، انتخابات یک بستر رشد است. بستری که در آن هر فرد با نتیجه‌ی انتخاب خویش روبه‌رو می‌شود و به رشد می‌رسد. شاید این فرایند زمان‌بر باشد و هزینه‌های بسیاری بطلبد، اما در طولانی‌مدت نتایجش آشکار می‌شود. یکی از مهم‌ترین معضلاتی که در انتخابات اخیر ریاست جمهوری با آن روبه‌رو بودیم، &quot;پوپولیسم انتخاباتی&quot; بود. بعضی نامزدهای ریاست جمهوری، با بیان کلیات عوام‌پسند و غرولندهای پوچ، به دنبال جمع‌آوری آراء مردم بودند تا به قدرت برسند. علاج این پوپولیسم انتخاباتی، چیزی جز رسیدن مردم به توان تشخیص نیست. تشخیص آن که یک نامزد باید با چه معیاری سنجیده شود تا صلاحیت وی برای ریاست جمهوری مشخص شود؟ رهبر معظم انقلاب در مسیر این فرایند برای رسیدن مردم به قوه‌ی تشخیص، به طور مداوم معیارهای مختلف سنجش مسائل را در اختیار مردم قرار می‌دهند تا آنها بتوانند با توجه به همین معیارها انتخاب کنند. در نتیجه، پاسخ به این مسئله از دریچه‌ی گفتمان‌سازی، ایجاد بستر رشد برای مردم و اعطای نگاه و معیار دقیق توسط بزرگان جامعه به آنها میسر است.✍🏼 یادداشتی از امیرعباس گلستانی؛ مسئول هسته‌ی هنر و رسانه‌ی انجمن علمی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق (ع)🎙شما می‌توانید این یادداشت را با صدای گرم حامد اکرمی در کانال‌های انجمن علمی بشنوید:ble.ir/isccssaeitaa.com/isccssat.me/dawat_isu</description>
                <category>نشریۀ «کاغذ احوال»</category>
                <author>نشریۀ «کاغذ احوال»</author>
                <pubDate>Sun, 11 Aug 2024 20:09:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>&quot;زیر یک چتر&quot;</title>
                <link>https://virgool.io/@kaghazahval/yaddasht4-shomare8-cvlcs124zsv6</link>
                <description>«دشمن دو نقطه‌ی اساسی را هدف گرفته: یکی وحدت ملی، یکی امنیت ملی. وحدت ملی مهم است؛ نگذارید وحدت را به هم ‌بزنند. وحدت یعنی چه؟ یعنی در مسائل اساسی کشور، آنجایی که پای منافع ملّت در میان است، اختلافات مذهبی، اختلافات ‌سیاسی، اختلافات گروهی، اختلافات قومی باید به کنار گذاشته بشود؛ همه باید در کنار هم باشند، اقوام مختلف در کنار هم، ‌مذاهب مختلف در کنار هم؛ آنجایی که یک جهت‌گیری مشخصی هست، این وحدت مهم است.»این بخشی از سخنان رهبر انقلاب در یک دیدار مردمی با اهالی سیستان و بلوچستان است و همان‌طور که از همین چند جمله‌ی منتخب ایشان برمی‌آید، خلاصه‌ی کلام این است که دَرِ منافع ملی بر پاشنه‌ی وحدت ملی می‌چرخد. آنچه باعث روشن‌تر شدن اهمیت ماجرا بیش از پیش می‌شود، مخاطبی است که آن روز در حسینیه‌ی امام خمینی(ره) حضور داشتند. سیستان و بلوچستان جایی است که از ابتدای انقلاب تاکنون به علت هم‌زیستی مذاهب و قومیت‌های مختلف کنار یکدیگر، حس طمع دشمنانِ وجودی ایران را تحریک کرده و همواره تحت هجوم اصحاب جنگ نرم آن‌ها بوده است. پس توجه به این نکات باید به اولویت‌بخشی ما به مسائل، چه در سطح عموم و چه در مقام سیاست‌گذار، جهت بدهد.اما در سطح حکمرانی باید چه رویکردی داشت؟ از چه مفاهیمی برای استحکام وحدت ملی باید استفاده کرد؟ آنچه در این یادداشت اختصاراً به آن می‌پردازیم، اهمیت توجه به مفهوم هویت ملی در سطح حکمرانی فرهنگی است.با نگاهی تاریخی به جغرافیای فرهنگی ایران، شاهد کثرت و تنوعی انبوه در اقوام و مذاهب هستیم؛ اما همه‌ی این تفاوت‌ها زیر یک چتر و تحت عنوان &quot;هویت ایرانی&quot; به وحدت می‌رسند. با این وجود، شاخصه‌ها و مؤلفه‌های این هویت چیست؟اندیشمندان غربی در نظریات و دسته‌بندی‌های مختلف سعی بر تعریف یک چهارچوب برای فهم بهتر این مسئله کرده‌اند اما برای شناخت بهتر هویت ایرانی باید این ویژگی‌ها را در بستر فرهنگ آن بررسی کرد.در مجموع هویت ملی ایران را می‌توان در سه بخش تعریف کرد: ۱. جغرافیا و سرزمین ۲. زبان ۳. دین«جغرافیای ایران» و حدود سرزمینی آن از شاخصه‌هایی هستند که اثر خود را به وضوح بر ادبیات هویتی ایرانیان گذاشته‌اند، تا حدی که بعضاً چه در ادبیات معاصر و چه در ادبیات کهن، ایران و ایرانی‌بودن به‌وسیله‌ی نمادهای جغرافیایی همچون دماوند، زاگرس و... شناسانده می‌شود. «زبان فارسی» نیز طی تطورات و چالش‌های تاریخی که در جغرافیای آن رخ داده و تأثیراتی که بعضاً از زبان‌های دیگر پذیرفته، حضورش در شکل‌دهی به هویت ایرانی مداوم و شاید مهم‌ترین مؤلفه‌ی حفظ آن بوده است. مؤلفه‌ی سوم یعنی «دین» نیز، در شکل‌دهی و ساخت هویت مشترک ایرانی، اثر پررنگ خود را حفظ کرده است. این تأثیر بعد از پذیرش اسلام در جغرافیای فرهنگی ایران بیش از پیش حس شد به‌طوری که امروز نیز در تاریخ معاصر خود، با انقلاب اسلامی برای ما قابل لمس شده است. حال نقشی که یک حکمران فرهنگی در تثبیت این مؤلفه‌ها ایفا می‌کند مورد توجه است. یک سیاست‌گذار باید در ابتدا با نیازسنجی و شناخت چالش‌هایی که ممکن است در قبال هر یک از شاخصه‌ها رخ بدهد سعی بر جانمایی آن‌ها در متن زندگی اعضای جامعه بکند. در این مسیر توجه به ابزارهای مهم فرهنگی به‌ویژه آن قسمت که مربوط ابزارهای کهن و به‌تعبیری، هویتی ما می‌شود، بسیار حائز اهمیت است.✍🏼 یادداشتی از امیرحسن نصیری‌پور؛ مسئول هسته‌ی حکمرانی و سیاست‌گذاری انجمن علمی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق (ع)🎙شما می‌توانید این یادداشت را با صدای گرم محسن رجبی در کانال‌های انجمن علمی بشنوید:ble.ir/isccssaeitaa.com/isccssat.me/dawat_isu</description>
                <category>نشریۀ «کاغذ احوال»</category>
                <author>نشریۀ «کاغذ احوال»</author>
                <pubDate>Sun, 11 Aug 2024 19:46:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وحدت در کنش، ارزش یا نگرش؟</title>
                <link>https://virgool.io/@kaghazahval/yaddasht3-shomare8-iiog8gvghke7</link>
                <description>وحدت ایرانی‌ها، نمونه‌ای مثال‌زدنی برای جهانیان محسوب می‌شود. ملتی تشکیل شده از اقوام مختلف با فرهنگ‌های متفاوت که در یک جغرافیای نسبتاً وسیع گرد هم آمده‌اند. اما چه شده که حال، ایجاد وحدت برای ما مسئله شده است؟ قضیه، به سال‌ها پیش بر می‌گردد. زمانی که رضاخان تصمیم گرفت کلاه پهلوی بر سر مردم بگذارد. او هم می‌خواست به نوعی در جامعه‌ی ایرانی وحدت ایجاد کند. اما اشتباه وی در کجا بود؟ برای رسیدن به پاسخ این پرسش، لازم است که در ابتدا منظورمان را از ایجاد وحدت مشخص کنیم. به عبارت دیگر، بهتر است این سوال را از خود بپرسیم که قرار است در کدام سطح از سطوح انسانی در جامعه، وحدت ایجاد کنیم؟غالباً انسان در سه سطح گرایش، بینش و کنش تعریف می‌شود. دانشمندان علم روان‌شناسی، در یک تقسیم بندی کلی، نظریات متفاوتی درباره‌ی انگیزه‌ی کنش و رفتار انسان ارائه کرده‌اند. از نظریات زیست‌شناختی‌ گرفته که غالب رفتارهای انسان را بر اساس سائق های بیولوژیکی تحلیل می‌کنند، تا نظریات شناختی که بر تاثیر باورها تکیه دارند. اما در یک مدل جامع، رفتارهای انسان در نسبت با مفهومی به نام &quot;نگرش&quot; سنجیده می‌شود. درباره‌ی مفهوم نگرش، تعاریف متعددی ارائه شده است. اما ریچارد پرلوف، دانشمند علم روان‌شناسی و ارتباطات، نگرش را این‌گونه تعریف می‌کند: ارزشیابی اکتسابی و کلی یک شیء (شخص ، مکان ، یا موضوع) که بر تفکر و عمل تاثیر می‌گذارد.¹نگرش، نزدیک‌ترین مفهوم به کنش محسوب می‌شود. نگرش، دارای ماهیتی احساسی است. به همین دلیل صورت‌دهنده‌ی تمایلات و گرایش‌های انسانی هست که در نهایت رفتار را تعیین و هدایت می‌کند. البته که برخی نگرش‌ها بر اساس آموزش و به صورت منطقی شکل می‌گیرند. بگذارید با یک مثال مفهوم نگرش را برای‌تان توضیح دهم. اینکه با نواخته‌شدن سرود ملی در بازی های جام جهانی، احساس غرور و افتخار یا به عبارتی دیگر، برانگیختگی می‌کنید، توضیح‌دهنده‌ی نگرش شما نسبت به سرود و تیم ملی کشورتان می‌باشد. همان‌طور که متوجه شده‌اید، این احساس غرور، به صورت مادرزادی به شما منتقل نشده و در جریان زندگی اجتماعی در شما نهادینه شده است. این مسئله، اکتسابی بودن نگرش را بیان می‌کند. البته که میزان این برانگیختگی در افراد متفاوت است که حتی می‌تواند جنبه‌ی فیزیولوژیکی نیز داشته باشد. ساختار نگرشنگرش، از یک سو با ارزش‌ها و از سویی دیگر، با باورها مرتبط است. ارزش‌ها، توضیح دهنده پنداشت‌های ما درباره‌ی فضیلت‌ها هستند. اینکه مفهوم آزادی برای یک جامعه یا فرد دارای مطلوبیت باشد، بیانگر ارزش آزادی است. ارزش‌ها ماهیتی درونی و مستحکم دارند و به راحتی قابل تغییر نیستند. در مقابل، باورها، بیانگر تحلیل افراد از پدیده‌های اجتماعی هستند. در کنار هم قرار گرفتن ارزش‌ها و باورها، نگرش را تولید می‌کند. به عنوان نمونه، در مسئله‌ی حجاب، عموم افراد جامعه‌ی ایرانی بر رعایت ارزش‌های ایرانی - اسلامی، تأکید دارند. اما در مواجهه با مسئله‌ی بی‌حجابی، باورهای متفاوتی وجود دارد. برخی آن را نتیجه‌ی فرهنگی اوضاع اقتصادی و برخی دیگر آن را نتیجه‌ی دل‌زدگی جامعه از دین می‌دانند. بر این اساس نگرش‌ها نیز به مسئله‌ی حجاب متفاوت می‌شود.اما نکته‌ی مهم آن است که اوضاع در عصر رسانه، کمی پیچیده می‌شود. با رسانه می‌توان بر نگرش‌های عموم افراد مستقیماً تأثیر گذاشت. اگر خانم‌های چادری در مجموعه‌های تلویزیونی، افرادی چاق، بداخلاق و بی‌سواد نمایانده شوند، در این صورت فارغ از ارزش‌های نهادینه‌شده در جامعه و باورها، می‌توان مستقیماً نگرش‌ها را به حجاب کامل تغییر داد و البته در باورها و ارزش‌ها نیز تردید ایجاد کرد. اما حفظ وحدت، در ابتدا، حفظ و تقویت ارزش‌های اساسی در جامعه است. باورها، اگر در تضاد با ارزش‌ها قرار نگیرند، موجب تعالی جامعه هستند و اختلاف سلایق را به وجود می‌آورند. در نتیجه، نگرش‌ها و در ادامه‌ی آن کنش‌ها در یک جامعه‌ی سالم، در عین کثرت، وحدت نیز در درون خود دارد. البته که باید در یک رابطه‌ی دوطرفه، هم اقدام به حفظ ارزش‌ها و هم تقویت نگرش‌های ملی نمود. 1. عوامل موثر بر اقناع (ریچارد ام پرلوف - زهرا ملک لی)✍🏼 یادداشتی از محمدمهدی سهیلی؛ مسئول هسته‌ی ارتباطات و دیپلماسی انجمن علمی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق (ع)🎙شما می‌توانید این یادداشت را با صدای گرم امیرعباس گلستانی در کانال‌های انجمن علمی بشنوید:ble.ir/isccssaeitaa.com/isccssat.me/dawat_isu</description>
                <category>نشریۀ «کاغذ احوال»</category>
                <author>نشریۀ «کاغذ احوال»</author>
                <pubDate>Sat, 10 Aug 2024 15:10:03 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>