<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سامانه کالک</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@kalk_ir</link>
        <description>اولین و بزرگترین سامانه مدیریت تشکل‌های دانشجویی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 06:07:14</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/926843/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سامانه کالک</title>
            <link>https://virgool.io/@kalk_ir</link>
        </image>

                    <item>
                <title>امام موسی صدر ،درخشش در لبنان و افول در لیبی</title>
                <link>https://virgool.io/@kalk_ir/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C-%D8%B5%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D8%B4%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D9%84%D8%A8%D9%86%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A7%D9%81%D9%88%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D9%84%DB%8C%D8%A8%DB%8C-e7lfwjbak7f3</link>
                <description>در تاریخ 19/8/1355 ساواک در تهران پذیرای میهمان ویژه‌ای بود. معاون جدید سرویس اسرائیل‌، آقای «کیمخی‌» به هنگام مذاکرات سّری و رد و بدل کردن اطلاعات به رئیس ساواک‌، ارتشبد نصیری می‌گوید: «پیشنهاد کوچکی دارم‌، موسی صدر کارش تمام است‌... برای شما فرصت مناسبی است‌.» در تاریخ 29/8/1355 نصیری دستور می‌دهد: « ...در مورد سید حسن شیرازی‌... یا شخص دیگری که واجد شرایط می‌باشد بررسی و نتیجه راساً از طریق آن اداره کل به عرض برسد».  متعاقب آن و در طی دو سال کمیسیونهای متعددی تشکیل گردید. البته ساواک از بدو ورود امام موسی صدر و آغاز فعالیتهای وی خصوصاً بعد از سال 1342 و حمایت او از حضرت امام خمینی (قدس سره‌) به طور متناوب و به صورتی کاملاً فعال در خصوص جانشینی فردی به جای امام موسی تلاش نمود ولی هرگز نتوانستند در مورد فردی‌، حتی به طور نسبی‌، به توافق رسیده تا به جانشینی وی انتخاب نمایند زیرا به راستی او مردی بی بدیل بود و آنان نیز بارها و بعد از نشست‌های طولانی به این عجز اعتراف نمودند. سیر وقایع و حوادث به گونه‌ای است که نشان می‌دهد ناپدید شدن ایشان با یک برنامه‌ریزی حساب شده و مورد توافق در سطوح مختلف بوده است‌. به راستی امام صدر چه نقشی را ایفا می‌کرد و به دنبال چه هدفی بود که این گونه در دل همگان هراس افکند و باعث شد که آنان به چنین عمل جنایتکارانه‌ای دست بزنند . انتخاب امام موسی صدر به رهبری و زعامت عالی شیعیان لبنان امری تصادفی و اتفاقی نبود بلکه معلول عوامل متعدد و دست به دست دادن یک سری شرایط داخلی و خارجی بود. از جمله عوامل بسیار مهم در انتخاب و موفقیت امام صدر سابقه خانوادگی او در لبنان بود که ما نیز رشته کلام خود را از همین نقطه آغاز می‌کنیم‌. آیت‌الله امام موسی صدر در 14 خرداد ماه سال 1307 ش در شهر مذهبی قم دیده به جهان گشود و دروس ابتدایی را در دبستان حیات قم گذراند. سپس وارد دبیرستان سنایی شهر قم شد و همزمان با دوره دبیرستان به تحصیل علوم اسلامی در حوزه علمیه قم مشغول گردید و از اساتید بزرگواری همچون آیت‌الله بروجردی‌، آیت‌الله محقق داماد، آیت‌الله سید احمد خوانساری‌، آیت‌الله سید محمد حجت کوه کمره‌ای‌، حضرت امام خمینی‌، آیت‌الله علامه سید محمد حسین طباطبایی و آیت‌الله سلطانی طباطبایی رحمهم‌الله، کمال استفاده را برد و به موازات تحصیلات حوزوی در دانشکده حقوق تهران در رشته اقتصاد به تحصیل پرداخت و جزو معدود کسانی بود که علاوه بر تحصیلات حوزوی به کسب مدارج عالی دانشگاه نیز نایل آمد. امام موسی صدر در سال 1334 ش پس از رحلت پدر بزرگوارش عازم عراق گردید و به مدت چهار سال تا 1337 ش در حوزه علمیه نجف اشرف از محضر اساتید و مراجع بزرگ همانند آیت‌الله سید محسن حکیم و آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی بهره‌مند گردید. دو سال از اقامت امام موسی صدر در شهر نجف اشرف می‌گذشت که برای نخستین بار در سال 1334 ش‌ برای دیدار سرزمین اجدادی عازم لبنان شد و با بستگان خویش در صور، شحور و معرکه دیدار نمود در آن زمان هنوز زعیم بزرگ شیعه و فقیه مجاهد آیت‌الله سید عبدالحسین شرف‌الدین در قید حیات بود و آیت‌الله سید موسی صدر به عنوان میهمان وارد منزل ایشان شد. در این ملاقات دو شخصیت بزرگ همدیگر را یافتند. آیت‌الله سید موسی صدر در این ملاقات شدیداً تحت تأثیر افکار بلند رهبر بزرگ اسلامی واقع شد و شیفته ادب‌، اخلاق‌، انسانیت و قدرت رهبری او گردید. و متقابلاً آیت‌الله شرف‌الدین نیز به نبوغ و قدرت علمی‌، طرز تفکر و سجایای اخلاقی او پی برد و وی را لایق‌ترین فرد برای رهبری آینده شیعیان لبنان دانست و حمایت خود را در هر فرصتی و در هر مجلسی و محفلی ابراز و سجایای اخلاقی و علمی او را برمی‌شمرد. آیت‌الله سید موسی صدر بعد از اقامت کوتاه مجدداً راهی نجف اشرف گردید.  آیت‌الله بروجردی زعیم عالیقدر تشیع به منظور فعالیتهای تبلیغی و ارشاد خود در خارج از کشور شخصیتهای برجسته و جامعی را از حوزه انتخاب و به کشورهای اروپایی اعزام می‌نمودند که امام موسی صدر نیز از جمله آنان بود و در همین رابطه نامه‌ای از طرف معظم‌له به سید موسی صدر در نجف ارسال داشتند و او را به عنوان نماینده تام‌الاختیار خود در ایتالیا نصب نمودند تا این که امور مذهبی‌، اجتماعی مسلمانان آن دیار را به دست باکفایت خود سامان‌دهی و اداره نماید. البته امام موسی صدر بنا به دلایلی از این مسئولیت عذرخواهی نمود. سید موسی صدر در اوایل زمستان سال 1337 ش عراق را به قصد ایران ترک کرد و مجدداً به حوزه علمیه قم مراجعت و تلاش و مبارزه جدیدی را آغاز نمود او سالها پیش با دوستان و همفکران خود در حوزه علمیه قم در مورد اصلاحات حوزه و نشر یک مجله حوزوی مذاکراتی داشت و در حقیقت انتشار چنین مجله‌ای در حوزه جزو آرمانهای او و سایر دانشمندان حوزه بود ولی از آنجایی که زمینه این گونه فعالیتها آن روزها در حوزه فراهم نبود و جو غالب بر خلاف این نوع اندیشه‌ها و حرکتها بود انتشار مجله‌ای از طرف حوزه در چنین شرایطی غیر ممکن به نظر می‌رسید. آیت‌الله سید موسی صدر وقتی که از نجف به قم مراجعت نمود زمینه انتشار آن مجله حوزوی را فراهم شده یافت و لذا با همکاری جمعی از فضلای بنام حوزه کار خود را آغاز نمود و در آذرماه 1337 ش نخستین مجله حوزه به نام مکتب اسلام انتشار یافت و نور امید را در دلهای دین باوران فروزان کرد. امام موسی صدر جزو اولین اندیشمندانی بود که با توجه به رویکرد و تحولات اجتماعی و تأثیر آن بر روی جوانان‌، به نقش حیاتی و ارزنده علوم جدید پی برد و در همین راستا در اقدامی متهورانه دست به تأسیس مدرسه‌ای به سبک جدید زد، تا جوانان علاوه بر کسب دانش روز از تربیت درست نیز برخوردار گردند . در اواخر سال 1338 ش‌ بعد از وفات آیت‌الله سید عبدالحسین شرف‌الدین طبق وصیت ایشان و به دعوت شیعیان لبنان امام موسی صدر به لبنان قدم نهاد و در شهر صور رحل اقامت افکند و بی‌درنگ بعد از ورود و از همان روزهای نخستین فعالیتهای همه جانبه خود را آغاز کرد و این فعالیتها آن قدر دامنه‌اش گسترده شد که حیات سیاسی‌، اجتماعی و اقتصادی جنوب لبنان و شیعیان را تحت تأثیر عمیق خود قرار داد به گونه‌ای که به جرأت می‌توان لبنان را به دو برهه تاریخی تقسیم نمود: بخش اول قبل از ورود امام موسی صدر و بخش دوم بعد از آمدن ایشان‌. کما این که کاردینال امام صدر به محض ورود به لبنان دست به اقدامات گسترده‌ای زد. وی از طرفی به وضعیت نابسامان اجتماعی شیعیان که در واقع آفت داخلی جامعه شیعه بود پرداخت و از طرفی با دشمنان بیرونی و قوانین ناعادلانه سیاسی لبنان و نظام طایفه‌ای به مقابله پرداخت تا یک بار و برای همیشه لبنان را از بحران خارج نماید . آقای صدر به محض ورود به لبنان و اعلام داشت که زنها نیز می‌توانند در ایام ماه مبارک رمضان به مسجد بیایند و جداگانه برای خویش مراسم نماز جماعت برپا دارند. خانمها با شور و اشتیاق زایدالوصفی در مراسم مذهبی شرکت جستند و در کنار مراسم فوق برنامه سخنرانی و وعظ نیز برای آنان ترتیب یافت و همین مسئله نقطه عطفی در مشارکت زنان مسلمان شد و از قبل آن مؤسسات فراوانی توسط بانوان تأسیس گردید که در همه این مؤسسات مسئله حجاب و آداب و معارف اسلامی شدیداً مورد توجه قرار گرفته و خود نمونه‌ای از یک اجتماع زنده‌، پرتحرک و نمونه دینی می‌باشد. یکی از مشکلات جامعه شیعه لبنان مسئله بیکاری و فقر بود که به چهره جامعه شیعه رنگ بدبختی و فلاکت کشیده بود و به گونه‌ای این مسئله نهادینه شده بود که شیعیان را عین بدبختی و بیکاری و فقر می‌دانستند. امام موسی صدر در جهت مقابله با این پدیده زشت اجتماعی ـ که ریشه‌ای بسیار دیرینه داشت و به سیاست گذاری‌های گذشته باز می‌گشت ـ انجمن نیکوکاران (جمعیة البر و الاحسان‌) را تأسیس کرد. این انجمن توسط یک هیئت مدیره و چند کمیسیون اداره می‌شد. یکی از کمیسیونها به نام کمیسیون خانواده‌، مأمور رسیدگی به چگونگی وضع درآمد سالانه خانواده‌های محروم‌، مستمند و درمانده بود. هدف این کمیسیون مبارزه با فقر و برانداختن تکدی‌گری از جامعه شیعیان لبنان بود. شعار جمعیت دو حدیث بود. «شیعتنا یموتون و لا یسئلون بالکف‌ّ، (شیعیان ما می‌میرند و دست گدایی به سوی کسی دراز نمی‌کنند) و «لا تحل‌ّ الصدقه لمتحرف و لالذی قوّة سوی قوی‌» (صدقه بر پیشه‌ور و کسی که دارای بنیه‌ای سالم و نیرومند است جایز نیست‌). اولین کار کمیسیون شناسایی گدایان حرفه‌ای و مستمندان حقیقی بود و سپس برای بهبود وضع هر دو گروه فعالیتهای پیگیری را آغاز نمود. و برای تمامی گدایان اعم از حرفه‌ای و حقیقی برنامه‌ریزی و مستمری معین کرد و فرزندان آنان را در هنرستان‌های صنعتی به تحصیل واداشت‌. امام موسی صدر با سخنرانی‌های مفصلی که ایراد کرد مردم را تربیت و از آنان درخواست کرد که به گدایان حرفه‌ای کمک نکنند و اعانات خویش را مستقیماً به صندوق‌های ویژه این کار واریز نمایند. سپس مؤسسه‌ای به نام «دارالایتام‌» ساخت و اطفال بی سرپرست را در آنجا نگهداری کرده‌، به تعلیم و تربیت آنان پرداخت‌. مؤسسه‌ای به نام «دارالعجزه‌» پدید آورد که معلولین و درماندگان را گرد آورده‌، علاوه بر پرداخت مخارج آنها، حرفه و فنی مناسب به آنان می‌آموخت‌. یک مدرسه حرفه‌ای بسیار مدرن تأسیس کرد و دانشجویان را در رشته‌های صنعتی آموزش داد که بعداً به عنوان مدرسه صنعتی جبل عامل معروف شد و تحت نظر شهید چمران قرار گرفت‌. امام موسی صدر با توجه به این نکته دانشجویان را به تحقیق در مسائل اسلامی و شیعی تشویق نمود تا خردمندانه درباره مسائل اسلامی به تجزیه و تحلیل پرداخته‌، نتایج تحقیقات خود را به جامعه اسلامی عرضه نمایند. مرکز تحقیقات اسلامی «معهد الدراسات الاسلامیه‌» از کشورهای آفریقایی و خاورمیانه و خاور دور دانشجو می‌پذیرفت و در همین راستا امام موسی صدر به کشورهای مسلمان و غیر مسلمان آفریقایی مسافرت نمود و در جهت مبادله دانشجو و مبلغ دینی با مسئولان آنجا مذاکراتی به عمل آورد. ایشان مکرراً می‌گفتند : بر ما مسلمانان واجب است که قبل از آن که این قاره به جهان مسیحیت یا دنیای کمونیسم بپیوندد به کمک افریقای تشنه و نیازمند اعتقاد بشتابیم‌. امام موسی صدر تمامی مؤسساتی را که برای شیعیان لبنان تأسیس کردند برای عموم مردم و در خدمت تمامی افراد بود و سنیان و مسیحیان نیز از آن استفاده می‌کردند این حسن رفتار و برخورد خوش شیعیان با دیگر مذاهب موجب شده بود که پیروان مذاهب دیگر رسماً در مجالس و اعیاد و سوگواری‌های شیعیان شرکت کنند و برای متصدیان این مؤسسات هیچ فرقی نمی‌کرد که مراجعین آنان شیعه باشند یا غیر شیعه‌، کار اعتماد این فرقه‌های گوناگون نسبت به مؤسسات شیعیان به گونه‌ای شده بود که حتی بسیاری از سنیان و مسیحیان در امور قضایی به مراجع و محاکم شیعی رجوع می‌کردند و یقین داشتند که حتی اگر طرف دعوای آنان شیعه باشد مؤسسات شیعیان قضاوتی بر خلاف اخلاق و حق و حقیقت انجام نمی‌دهند. به طور کلی یکی از شعارهای استراتژیک امام موسی صدر آن بود که امکانات جمعیت به همه شهروندان و تمامی طوایف تعلق دارد. امام صدر تأکید داشت که ممکن است مردم از نظر رنگ ،دین و مذهب متفاوت باشند اما همه در برابر قانون انسانیت یکسان هستند. این برخورد باعث گردید که از همان ابتدا موج کمکهای نقدی و غیر نقدی مسیحیان به سوی جمعیت سرازیر شود. و حتی پزشکان مسیحی شهر صور به طور مجانی به درمان شیعیان پرداختند. امام موسی صدر اقدام به تاسیس پاره‌ای مؤسسات دیگر نمودند . مرکز تفریحات سالم برای جوانان (هیئت الشباب المسلم‌) باشگاهی در کنار دریای مدیترانه و الندوة اللبنانیه مؤسسه‌ای که فلاسفه و دانشمندان بزرگ و رؤسای کشورهای خاورمیانه عربی در آن شرکت کرده‌، به بحث می‌پرداختند و در سایه همین مجالس سازمان خدمات اجتماعی به نام (تحرک اجتماعی‌) پدید آمد که این سازمان با همکاری مسیحیان و شیعیان لبنان اداره می‌شد که علاوه بر احداث یک صد واحد بهداشتی درمانی در سراسر لبنان و پخش داروهای مورد نیاز خدمات قابل توجهی نیز به مردم ارائه می‌داد. مجموعه اقدامات فوق و همچنین شخصیت جذاب‌، پرنفوذ و اخلاق پیامبرگونه امام موسی صدر باعث گردیده بود که محبوبیتی غیرقابل تصور در بین مردم لبنان کسب نماید.  امام موسی صدر در راستای اهداف بلند خود علاوه بر فعالیت گسترده در لبنان و تماس مداوم با علمای قم و نجف (خصوصاً حضرت امام خمینی‌) و سفر به کشورهای حاشیه خلیج فارس و مراوده مستمر با مصر، الجزایر، لیبی در سال 1346 ش بنا به دعوت لبنانی‌های ساکن آفریقا به یک مسافرت پنج ماهه اقدام کرد و از کشورهای نیجریه‌، غنا، ساحل عاج‌، لیبریا، سیرالئون‌، سنگال و گامبیا دیدن نمود. که در همه این کشورها ملاقاتی با شخصیتهای برجسته به عمل آورد. امام موسی صدر با تجربیات به دست آمده از شیوه عملکرد مصلحانی همچون سید جمال‌الدین اسدآبادی محور فعالیت خود را فقط متوجه سران نکرده بلکه علاوه بر ارتباط گسترده و دایم با سران کشورهای مختلف و دیدارهای مکرر با جمال عبدالناصر و انورالسادات‌، حافظ اسد، فهد و امیر عبدالله و سران کشورهای حاشیه خلیج فارس‌ ، بومدین و همچنین پذیرفتن و دیدار با سفرای کشورهای اروپایی و آمریکایی رابطه خود را با مردم حفظ نموده و زیربنای تمامی حرکت و فعالیتهای خود را مردم می‌دانست و به صورت بسیار گسترده با مردم در ارتباط بود و این رمز جاودانگی و موفقیت امام موسی صدر در عرصه پر آشوب لبنان بود. وی در سفر به آفریقا در طی جلسات سخنرانی زمینه ارتباطات شیعیان و فعالیتهای اجتماعی و دینی آتی را مساعد نمود. امام موسی صدر پس از سالها کوشش و فعالیت در راستای اهداف اسلامی و خدمات اجتماعی که به پاره‌ای از آنان اشاره شد و همچنین سفر به کشورهای عربی‌، اسلامی‌، آفریقایی و اروپایی و شرکت در کنفرانسها و کنگره‌های اسلامی که در سطح جهانی تشکیل می‌گردید و تماس با مردم و رجال و بزرگان و اندیشمندان و مصلحان سراسر جهان و تحقیق و پژوهش پیرامون مظاهر حیات اروپایی و زندگی غربی و ایجاد ارتباط با مراکز فرهنگی‌، نهضتهای انسانی‌، اجتماعی و فرهنگی تجربیات با ارزشی را کسب نمود و با وقوف کامل بر اوضاع و احوال «طایفه شیعه‌» و امکانات بالفعل و بالقوه آنان و همچنین قوانین جاری لبنان‌، ضرورت تأسیس یک تشکیلات مادر که همه شئون شیعیان را زیر نظر داشته باشد پی برد. از آن پس تمامی مساعی خود را در این مسیر به کار گرفت تا یک بار و برای همیشه مشکل جامعه شیعه را از طریق قانونی حل و فصل نموده‌، دولت را در این مهم دخالت دهد تا در پناه آن‌، شئون و موقعیت شیعیان حفظ گردد. وی در ابتدا با برخی از رجال سیاسی شیعه و غیر شیعه تماس گرفت و منظور خود را با آنها در میان گذاشت‌. این تماسها و ملاقاتها سالها به طول انجامید و علی رغم کارشکنی‌ها و دشمنی‌ها و موانع گوناگونی که سر راه وی به وجود می‌آوردند از پای ننشست‌ . البته این مخالفتها و کارشکنی‌ها امری طبیعی به شمار می‌رفت چرا که امام موسی صدر علاوه بر مبارزه با جبهه خارجی و استیفای حق عمومی شیعیان به منافع افراد سودجو لطمه فراوانی وارد آورده و به سلطه فئودالها خاتمه بخشیده بود و لذا هر دو در مقابل امام موسی صدر به جبهه آرایی پرداختند ولی نتوانستند او را از عزم آهنین خود بازداشته بلکه او با گامهای استوار به سوی هدف مقدس خود پیش می‌رفت و در سال 1345 ش‌ در یک مصاحبه مفصل مطبوعاتی که در بیروت تشکیل شد آلام و دردها و رنجهای شیعیان را برشمرد و بر اساس آمار و ارقام به طریق علمی و محققانه و گویا، در معرض افکار عمومی قرار داد و انگیزه‌ها و موجبات نیاز به یک مجلس را به اثبات رسانید و به طور صریح هشدار داد که این مطلب مسئله‌ای ساده نبود. و به زودی به شکل یک درخواست عمومی و مربوط به همة شیعیان در سطح جامعه جلوه خواهد کرد. بالاخره کوششهای امام صدر به نتیجه رسید و نمایندگان شیعیان در مجلس یک طرح را تقدیم مجلس شورای ملی لبنان کردند و به امضا رئیس جمهور لبنان رسید. و بدین ترتیب شیعیان امکان یافتند تا مجلسی را تحت عنوان «المجلس الاسلامی الشیعی الاعلی‌» پایه‌گذاری نمایند تا بدین وسیله شئون طایفة شیعه را رهبری کرده‌، از حقوق حقه آنها ـ که سالها مورد تجاوز قرار گرفته بود ـ دفاع نمایند و امام موسی صدر به عنوان نخستین رئیس مجلس اعلای شیعیان برگزیده شد و بر طبق قانون تأسیس مجلس‌، مدت این ریاست 6 سال بود اما بعد نظر به این که ریاست مجلس طایفه‌های مذهبی مادام‌العمر مقرر گردیده بود، در سال 1354 ش‌ به اتفاق آرای هیئت رئیسه‌، ریاست مجلس تا سن 65 سالگی به امام موسی صدر واگذار گردید. اولین ماههای ریاست امام موسی صدر مصادف با حملات و تجاوزات اسرائیل به جنوب گردید. امام در این موقع شدیدترین حملات خود را به حکومت لبنان آغاز نمود. وی اعلام کرد که دولت جنوب را رها کرده و از حد و مرزهای جنوب و مردم شیعه دفاع و حفاظت نمی‌کند. و از مردم و دولت خواست تا روستاهای هم مرز با اسرائیل را مجهز نمایند تا از وطن و شرف خویش در برابر حملات اسرائیل متجاوز دفاع کنند. بالاخره دولت وقت مجبور شد تا طبق یک قرار قانونی گامی اساسی در جهت اهمیت دادن به اوضاع منطقه جنوب بردارد چرا که مشکل جنوب مشکل تنها ، شیعه نبود بلکه مردم لبنان و حکومت آن در ایام گذشته نیز به سختی می‌توانستند خود را مسئول جبل عامل بدانند و اساساً نمی‌خواستند در این باره به چیزی بیندیشند. همین امر مشکلات عظیمی را به وجود آورده بود که امیدی به اصلاح آن نمی‌رفت‌. مردم جنوب به طور مکرر مورد هجوم و حملات وحشیانه بودند و اسرائیل این مردم بی دفاع را چون برگ درختان بر زمین می‌ریخت‌. بدون آن که دولت لبنان درباره آنان عکس‌العملی نشان دهد نه به درد مردم می‌رسید و نه از آنان دفاع می‌کرد. امام موسی صدر همچنان به کوششها و تلاشهای خود در مناطق مختلف لبنان ادامه داد تا اینکه امکان یافت تحرک تازه‌ای در جامعه لبنان به منظور نجات جنوب ایجاد نماید. در سال 1349 ش‌ رژیم غاصب اسرائیلی به روستاهای جنوب حمله کرد و خسارتهای جانی و مالی فراوانی به جا گذاشت و حدود 50 هزار تن از اهالی 30 قریه مرزی آواره شدند ، امام موسی صدر از رؤسای مذاهب گوناگون و رهبران طوایف مختلف لبنانی در جنوب دعوتی به عمل آورد و با مساعدت آنان جمعیتی را به عنوان «هیئت یاری جنوب‌» تأسیس نمود ریاست این هیئت با امام موسی صدر و نائب رئیس آن «مطران انطیونیوس خریش‌» پیشوای طایفه مارونی‌ها بود. سپس امام موسی صدر مردم لبنان را به یک اعتصاب عمومی به منظور توجه به اوضاع اسفبار جنوب فراخواند. این اعتصاب به طور بی سابقه‌ای مورد استقبال تمامی اقشار لبنان قرار گرفت و به یکی از رویدادهای بزرگ و تاریخی کشور تبدیل شد. در این هنگام مجلس نمایندگان لبنان تحت فشار افکار عمومی یک طرح قانونی را تحت تأثیر اندیشه‌ها و برنامه‌های امام موسی صدر در دستور کار خویش قرار داد و قانونی را به تصویب رساند مبنی بر تأسیس مجلس جنوب وابسته به هیئت وزرا... بار دیگر امام موسی صدر پیشتاز دفاع از جنوب شد و اعلان کرد: « ما می‌خواهیم برای نجات لبنان تمام وسائل دفاعی جدید در اختیارمان گذاشته شود تا بتوانیم در مقابل تعدیات اسرائیل متجاوز از وطن خود دفاع نماییم‌» و از طرفی به دولتمردان حمله کرد و آنان را متهم نمود که مناطق محروم لبنان را مورد فراموشی و بی مهری قرار داده‌اند و از دولت درخواست نمود تا امتیازات طایفی را الغا کرده‌، قوانین مربوط به تعلیم و تربیت نسبت به همگان یکسان گردد. دولت سلیمان فرنجیه انتقادات امام موسی صدر را نادیده گرفت و حقوق قانونی مجلس اعلای شیعه و مقام ریاست آن را در زمینة احراز مقامات مملکتی مورد انکار قرار داد. امام موسی صدر در سال 1353 ش‌ طی اعلامیه‌ای معارضه و مبارزه خویش را به طور صریح اعلام کرد و صدای اعتراض خویش را به وسیله تظاهرات و راه‌پیمایی‌های فراوان بر ضد دولت لبنان و به منظور حمایت از محرومان بلند کرد که از مهمترین آنها تظاهرات بعلبک بود که متجاوز از 75 هزار فرد مسلح با امام خود هم قسم شدند. در پی تظاهرات موفقیت‌آمیز بعلبک و برای اثبات دروغین بودن ادعاهای کامل اسعد و جلوگیری از سوءاستفاده دولت از این ادعاها، امام موسی صدر تظاهرات شکوهمند صور را ترتیب داد که در آن متجاوز از یک صد و پنجاه هزار نفر شرکت کرده و مجدداً با رهبر خود پیمان بستند و با وجود آنکه دولت تمامی مساعی خود، همچون ریختن میخ و بستن جاده‌ها، تهدید و ارعاب مردم توسط مزدوران آدم کش و ... تا بتواند از تظاهرات صور جلوگیری کند، مراسم با ابهت و شکوه غیر قابل وصفی برگزار گردید. امام موسی صدر در سخنرانی خود تزویرها و خدعه‌های آنان را برملا ساخت و مردم با طنینی زیبا و توفنده فریادهای «الله اکبر و بالروح‌، بالدم نفدیک یا امام‌» در سالروز وفات حضرت فاطمة الزهرا (س‌) با امام خود تجدید عهد کردند و مردم با رهبر خویش هم قسم شدند تا آن گاه که مظلومی در لبنان باقی باشد به مبارزه خود ادامه دهند و در این راه سستی و یأس به خود راه ندهند.  در همین راستا سازمان سیاسی مذهبی «حرکة‌المحرومین‌» بر اساس مبادی و اصول ترسیم شده از سوی امام موسی صدر تولد یافت‌. وی سپس اجتماعاتی را با حضور شخصیتهای کشور و رؤسای طایفه‌ها و رهبران احزاب و نخبگان و متفکران لبنانی از مذاهب گوناگون بر پا ساخت که منجر به انعقاد وثیقه و قراردادی شد مبنی بر تأیید خواست‌های امام موسی صدر که 190 نفر از اندیشمندان و بزرگان‌، زیر آن را امضا کردند. این اقدامات موجب خشم و حقد و کینه بدخواهان گردید و از داخل و خارج انواع فشارها و تضییقات را علیه امام موسی صدر به وجود آوردند و رژیم پهلوی نیز که به واسطه کمک به اسرائیل در نوک تیز حمله امام موسی صدر قرار گرفته بود تمامی وعده‌های خود را مبنی بر کمک به شیعیان مظلوم لبنان منوط به خارج شدن امام موسی صدر از صحنه سیاسی لبنان نمود . امام موسی صدر در سال 1353 ش‌ ضمن خطابة پرشوری که به مناسبت سالگرد عاشورای حسینی ایراد نمود مردم لبنان را به تشکیل یک گروه مقاومت نظامی‌، در برابر تجاوزات رژیم اشغالگر قدس و توطئه‌های مزدوران دولت اسرائیل ـ به منظور بیرون راندن لبنانی‌ها از سرزمین‌های خویش ـ فرا خواند و 7 ماه بعد در یک کنفرانس مطبوعاتی به طور صریح تأسیس و ظهور و ولادت یک گروه مسلح را به نام «افواج مقاومت لبنانی‌» (امل‌) در حیات سیاسی مذهبی کشور لبنان اعلان نمود. مسیحیان و چپی‌ها هر دو مخالف بودند زیرا می‌دانستند اگر طرفداران صدر منظم و جنگنده شوند، دیگر کسی نمی‌تواند در مقابل قدرت آنان ایستادگی کند. چپی‌ها تا آن روز با آقای صدر کاری نداشتند... اما هنگامی که متوجه سازماندهی او و تعلیمات نظامی او شدند ترس و وحشت آنها بالا گرفت و شروع به کارشکنی و اذیت کردند... امام موسی صدر آمده بود که فقر فکری و ایدئولوژیک سیاسی و اجتماعی جنوب را برکَند و خلأ را پر کرده بود. دیگر بهانه‌ای و میدانی به دست حزب کمونیست نمی‌داد... امام موسی صدر همه حربه‌ها را از آنها گرفته بود و در عمل سیاسی حتی از آنها مقتدرتر بود لذا حزب کمونیست و احزاب چپ دیگر را خلع سلاح کرده بود... مسئولین حزب به کادرها می‌گفتند ما باید صدر را تصفیه کنیم ولی الان موقعیت مناسب نیست‌... چهار بار احزاب چپ و راست سعی کردند که امام صدر را ترور کنند. امام موسی صدر فتح را قرین سازمان امل قرار داد و با تأسیس حرکة‌المحرومین میان محرومان در وطن (شیعیان‌) و محرومان از وطن (فلسطینیان‌) صیغة اخوت خواند. آن گاه که اولین شراره‌های جنگ در سال 1354 ش‌ شعله کشید امام موسی صدر همه مساعی و تلاش خویش را در همه زمینه‌ها به کار گرفت تا آتش جنگ را خاموش کند. او که با نگرش عمیق و تیزبینی خود عمق توطئه را می‌دید، در یک پیام  عمومی مردم را از گرفتار شدن در دام توطئه‌های دشمن صهیونیستی و افتادن در غرقاب فتنه برحذر داشت و در همین حادثه بود که شخصیت جهانی و نفوذ او نمایان گردید، زیرا هر دو جنگ با ابتکار عمل و تلاشهای شخصی امام صدر ـ همچون اعتکاف در مسجد و دیدار با سران کشورها ـ پایان گرفت‌. دور اول جنگ در اردیبهشت سال 1354 ش آغاز شد و تا دی ماه همان سال به نفع فالانژیست‌ها ادامه یافت و در حالی که تمامی رهبران ملی و مسلمانان حاضر در کنفرانس عرمون از دخالت سوریه ناامید شده بودند، امام صدر به دمشق رفت و حافظ اسد را برای دخالت نظامی در لبنان متقاعد نمود. روز بعد نیروهای سوریه در قالب ارتش آزادی بخش فلسطین وارد لبنان شدند و به دنبال چند ساعت نبرد فالانژیست‌ها تسلیم و دور اول جنگ به پایان رسید. دور دوم جنگ که تا مهر سال 1355 ادامه داشت‌، قطعاً یکی از تلخ‌ترین مقاطع تاریخی لبنان به شمار می‌رود. در این دور از جنگ‌، گروه‌های فلسطینی و احزاب چپی لبنانی که از سوی برخی از کشورها من جمله مصر حمایت می‌شدند با نیروهای سوری درگیر شدند. متعاقب آن فالانژیست‌ها با سوءاستفاده از برادر کشی و غفلت جبهه اسلامی‌، مناطق مسلمان نشین و اردوگاه‌های فلسطینی را مورد تاخت و تاز قرار دادند. امام صدر با میانجی گری میان حافظ اسد و انور سادات موفق گردید تا این دو تن را به همراه دیگر رهبران لبنان‌، سازمان مقاومت فلسطین‌، عربستان سعودی و کویت در قالب کنفرانس محدود سران کشورهای عربی در ریاض و قاهره گرد هم آورد و بدین ترتیب به اختلافات مصر و سوریه پایان دهد. در نتیجه‌، جنگ داخلی دو ساله لبنان با دخالت نیروهای حافظ صلح عربی رسماً خاتمه یافت‌. امام صدر در سال 1356 ش‌ اعلامیه‌هایی را مبنی بر عمل به یک سلسله پیشنهادات اصلاحی سیاسی و اجتماعی و مبادی بنیادین جهت ساختن یک لبنان جدید در چهارچوب زندگی با حسن تفاهم و مسالمت‌آمیز فرقه‌های مختلف مذهبی منتشر ساخت‌. وی در اعلامیه مزبور، قرارداد جدیدی را به جای قرارداد قاهره در مسیر تنظیم روابط دولت لبنان و مقاومت فلسطین ضروری خواند. با توجه به عدم ورود نیروهای حافظ صلح به جنوب لبنان و رنج و محنتی که در اثر درگیری‌ها و تجاوزات اسرائیل به جنوب لبنان وارد می‌آمد، امام صدر در سخنرانی‌ها و مصاحبه‌های مطبوعاتی نسبت به فاجعه‌ای که در جنوب لبنان در شرف وقوع بود، خطر توطئه توطئه‌گران و اشغال این منطقه از طرف دولت غاصب و متجاوز اسرائیل را به شدت هشدار می‌داد و اعلام خطر می‌نمود. وی خواهان تحقق صلح در منطقه جنوب لبنان و بازگشت سلطه و نفوذ دولت مرکزی به آن سامان بود. در سال 1357 ش‌ که مرزهای جنوب لبنان توسط نیروهای اشغالگر قدس اشغال گردید. در این هنگام امام موسی صدر دور جدیدی از فعالیت‌های خود را آغاز کرد او در ملاقاتهای خود با سران و رؤسای کشورهای عربی واقعیت اسفبار جنوب لبنان را برشمرد. وی بدین منظور از کشورهای سوریه‌، اردن‌، پادشاهی سعودی و الجزایر دیدار کرد. در همین راستا در سال 1357 ش‌ وارد کشور لیبی شد و هرگز از آن جا خارج نشد. آن چه که تاکنون گفته شد در خصوص مسائل و نقش وی در جامعه لبنان و از لحاظ اجتماعی در عرصه سیاست بود ولی او فقیهی دارای سبک و روشن بین بود که در عرصه‌های فکر و اندیشه گوی سبقت را از دیگران ربوده بود. وی که مجتهدی مسلم و دین‌شناسی متبحّر و دارای نبوغی ذاتی بود، رسالت خود را چیز دیگری می‌دانست‌. او با دخالت دو عنصر زمان و مکان در اجتهاد، به آسیب‌شناسی دینی پرداخت و با عرضه اسلامی ناب‌، روحی تازه در کالبد مادی زده و لائیک لبنان دمید و به آن حیاتی معنوی بخشید. به گونه‌ای که جرج جرداق و سلیمان کتانی مکرراً گفتند :«اگر روحانیون مسلمان اسلام را همانند امام صدر عرضه می‌کردند اثری از مسیحیت و سایر ادیان باقی نمی‌ماند». امام موسی صدر همانند مصلحان بزرگ اسلامی اولین مشکل اسلام را تفرقه تشخیص داد و در صدد رفع این نقیصه برآمد و در اولین اقدام ضمن شرکت در کنفرانس‌های جهانی و ایراد سخنرانی و مصاحبه با مجلات اروپایی به تبیین نظریات صحیح اعتقادی شیعه در اصول و فروع پرداخت و دست مودّت و وحدت به سوی برادران اهل تسنّن دراز کرد . او توانست دیگر بزرگان جهان عرب و اندیشمندان اهل سنت را با خود همراه کند و با آنان ارتباطی تنگاتنگ برقرار سازد. برجستگانی چون محیی‌الدین حسن‌، شیخ شفیق یموت‌، شیخ محمد سلیم جلال‌الدین و شیخ احمد الزین در داخل لبنان و بزرگانی همچون شیخ محمدالغزالی‌، شیخ محمد ابوزهره‌، شیخ محمد عبدالرحمن بیصار شیخ حبیب‌المتساوی و دکتر محمد محمدالفحام در خارج از لبنان از دوستان و متحدین او به شمار می‌رفتند. امام موسی با حضور در کنفرانسهای اسلامی جهان عرب مانند کنفرانس‌های سالانه «الفکر الاسلامی‌» در الجزایر و «مجمع البحوث الاسلامیه‌» در مصر، شیعه را در سطح جهانی مطرح کرد; به گونه‌ای که روزنامه‌های الجزایر از سال 1352 به او لقب «نجم‌المؤتمر» دادند و دکتر محمد محمد الفحام رئیس وقت دانشگاه الازهر او را در زمره کسانی دانست که قرآن کریم در وصفشان فرموده : «و زاده بسطة فی العلم و الجسم‌» و عبدالناصر بعد از ملاقات با امام صدر در فروردین سال 1349 شمسی در حاشیه پنجمین اجلاس «مجمع البحوث الاسلامیه‌» مکرراً به علمای اهل سنت لبنان می‌گفت : «کاش الازهر رئیسی چون آقای موسی صدر داشت‌» . سخنرانی‌های وی در دیرها و کلیساها از سال دوم ورود به لبنان شروع شد; از دیرالمخلص در جنوب لبنان تا کلیسای کبوشیه در بیروت و از کبوشیه تا کلیسای مار مارون در شمال لبنان همه و همه به صورت مراکزی فعال و پویا برای معرفی اسلام راستین درآمدند و او به هر کجا پا می‌گذاشت درها به سویش باز می‌شد و با خود عالمی از نور و معنویت به ارمغان می‌برد و فضا را حال و هوایی دیگر می‌بخشید که برخی از بزرگان می‌گفتند : «روحانیتی که آقای صدر با یک ساعت وعظ در دیرهای ما می‌ریزد، بیش از روحانیتی است که خود ما طی 6 سال در این دیرها به وجود می‌آوریم‌. » در سال 1346 وقتی با پاپ ملاقات کرد زمان دیدار از 15 دقیقه به 120 دقیقه افزایش یافت‌. همانند ملاقات او با جمال عبدالناصر که در آن جا نیز زمان پیش بینی شده 15 دقیقه بود که به درخواست جمال عبدالناصر به بیش از دو ساعت افزایش یافت‌. این اولین دیدار امام صدر از واتیکان نبود در سال 1342 نیز همزمان با جشنهای انتخاب پاپ جدید با پاپ ملاقات داشت‌. و در ضمن ملاقات پاپ از وی در خصوص جریانات ایران سؤال می‌کند امام موسی صدر پاسخی در خور و قابل درک می‌دهد . آیت‌الله خویی در همان وقت اهمیت آن را بدین شرح گوشزد نمود: «آزادی امام خمینی از زندان‌، بیش از هر چیز مرهون این سفر آقای صدر بوده است‌». سخنرانی امام صدر در سال 1353 در کلیسای کبوشیه بیروت یکی از وقایع تاریخی است‌. در این مراسم که تمامی بزرگان مسیحیت از سرتاسر لبنان شرکت داشتند از امام صدر در بالاترین سطوح سیاسی و مذهبی طایفه مسیحی تقدیر به عمل آمد. پیش از سخنان امام صدر، شارل حلو رئیس جمهور پیشین لبنان‌، چند دقیقه‌ای در وصف ایشان سخن گفته‌، ادای احترام نمود. بعد از آن امام صدر پشت تریبون قرار گرفت‌. سخنان ایشان پیرامون گفتگو ادیان‌، حرکت‌المحرومین و ضرورت مقابله با تجاوزات اسرائیل بود. آن طوری که خبرنگار روزنامه النهار گزارش کرده است : «در تمامی مدت سخنرانی نفسها در سینه حبس شده بود. حاضرین با حالتی عاشقانه به سخنان امام گوش فرا می‌دادند! بعد از اتمام سخنرانی‌، و به دنبال دعوت اسقف اعظم از امام صدر برای ورود به سالن پذیرایی‌، ناگهان حاضرین هجوم آوردند! همه سعی داشتند خود را به امام برسانند تا با ایشان دست داده و مصافحه کنند.» برای درک عظمت این رخداد بایستی بگوییم درست همانند آن است که یک مسیحی برای مسلمانان خطبة نماز جمعه بخواند. و امام موسی صدر این چنین با درک روشن خود از اسلام در تمامی جوامع راه باز نمود و به معرفی اسلام ناب و تشیع پرداخت‌. در طول مبارزات حضرت امام خمینی (ره‌)، امام موسی صدر به عنوان پشتوانه‌ای قوی و مبلغی رسا در خارج از مرزها به فعالیت پرداخت و در کمال ظرافت به سازماندهی و تربیت انقلابیون همت گماشت و متقابلاً «امام خمینی‌» نیز همواره او را در کنف حمایت با کفایت خود نگه داشت و از هر گونه مساعدت و معاضدت و تأیید دریغ نفرمودند. اگر چه این رابطه به واسطه شرایط سخت آن روزگار همواره دور از انظار نامحرمان قرار داشت و همین مسئله زمینه ساز بسیاری از شایعات و اتهامات گردید و رژیم پهلوی نیز از این مطلب کمال بهره‌برداری را می‌کرد ولی خیلی زود خورشید حقیقت از پس ابرهای تیره بیرون آمد. امام موسی صدر در اوان انقلاب که بیش از هر زمان نیازمند شناسایی به جهانیان و دولتمردان و حکام کشورهای منطقه و جهان بود با مصاحبه‌، نوشتن مقاله و طی دیدارهایی که با سران داشت به ایفای این نقش ارزشمند و حیاتی پرداخت و از هر گونه مساعدتی در این زمینه دریغ نفرمود. وی در طی دیداری با امیر عبدالله گفت‌: «...در ایران انقلابی در شرف وقوع است‌. این انقلاب را مرجعی رهبری می‌کند که نامش آیت‌الله خمینی است‌. این انقلاب اسلامی است‌. نه طایفی است و نه قومی‌. نه شیعی است و نه ایرانی‌. انقلابی است اسلامی که برای مسلمین جهان خیر و برکت به همراه دارد. پیروزی این انقلاب قریب‌الوقوع است و زمان زیادی نخواهد برد! از هم اکنون به شما سفارش می‌کنم و بر شماست که با آن رابطه‌ای سازنده و حسنه داشته باشید. فریب دسیسه‌های آمریکا را نخورید و در دام اختلافات واقع نشوید! »امام موسی صدر در سال1357  به همراه شیخ محمد یعقوب و خبرنگار معروف استاد عباس بدرالدین بنا بر دعوت دولت لیبی و در طی دیداری رسمی وارد لیبی شد و به عنوان میهمان دولت در هتل شاطنی اقامت گزید پنج روز از سفر گذشته بود در روز ششم ساعت دو بعد از ظهر امام صدر به همراه دو تن از همراهانش برای ملاقات با قذافی سوار اتومبیلهای دولتی می‌شود ولی از آن پس دیگر دیده نمی‌شود. بعد از انتشار اخبار مربوط به ناپدید شدن امام موسی صدر دولت لیبی رسماً اعلام کرد که امام موسی صدر در مورخه 31/8/1978 میلادی با یک هواپیمای ایتالیایی از غرب طرابلس به سوی ایتالیا پرواز کرده‌اند. سازمان قضایی کشور ایتالیا پس از یک تحقیق گسترده در مورخه 12/6/1979 میلادی اعلام کرد امام موسی صدر و دو همراهش هیچگاه وارد ایتالیا نشده‌اند. البته معاون دادستان کل ایتالیا در تاریخ 19/5/1979 میلادی به همین نتیجه رسیده بود که امام موسی صدر و همراهانش هرگز از مرزهای لیبی خارج نگشته‌اند. سپس دولت ایتالیا طی یک ابلاغ رسمی به هر یک از حکومتهای جمهوری عربی سوریه‌، جمهوری اسلامی ایران و همچنین به مجلس اعلای اسلامی شیعه لبنان اطلاع داد که : امام موسی صدر و همراهانش به خاک ایتالیا وارد نگشته و حتی به صورت ترانزیت هم از آن کشور عبور نکرده‌اند. مجلس اعلای اسلامی شیعه در اعلامیه‌ها و بیانیه‌های مکرر خویش و در کنفرانس مطبوعاتی که توسط نائب رئیس مجلس (آقای شیخ مهدی شمس‌الدین‌) در بیروت صورت پذیرفت‌، شخص سرهنگ قذافی را مسئول ربایش امام موسی صدر و همراهانش اعلام نمود . امام خمینی که بر نقش حیاتی امام موسی صدر به خوبی واقف بود و خلأ وجودی او را در عرصه انقلاب حس می‌کرد در جریان اشغال سفارت آمریکا در تهران بی درنگ پیشنهاد غسان توینی شخصیت برجسته مسیحی لبنان مبنی بر معاوضه گروگانها با امام صدر را پذیرفت‌ و به هنگام عزیمت حجت‌الاسلام سید کاظم خوانساری اولین سفیر جمهوری اسلامی ایران به لیبی به وی تأکید نمود : « هر وقت در مورد آقا موسی خبری به دست آوردید، مرا بلافاصله و بدون واسطه در جریان قرار دهید! در این مورد با هیچ کس دیگر صحبت نکنید! حتی با احمد! » و البته امام از همان زمانی که خبر ناپدید شدن امام موسی صدر به جهان مخابره گردید بلافاصله به یاسر عرفات و حافظ اسد پیغام فرستاد و از آنان درخواست پیگیری کار امام موسی صدر را کرد . و در گزارش حجت‌الاسلام سید هادی خسروشاهی سفیر پیشین جمهوری اسلامی ایران در واتیکان به حضرت امام خمینی (ره‌) آمده است‌: «...در مورد آقای موسی صدر که با پاپ حضوراً مذاکره کرده بودم پس از دو ماه به طور کتبی به اینجانب نوشته‌اند که نتیجه تحقیقات آنها با نتایج تحقیقات مقامات قضایی ایتالیا یکسان است و آن این که آقای صدر هرگز وارد ایتالیا نشده است ‌». و اکنون بعد از گذشت سال ها هنوز او در پرده اختفاست و به مثابه خورشیدی است در پشت ابر.منبع  موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی</description>
                <category>سامانه کالک</category>
                <author>سامانه کالک</author>
                <pubDate>Wed, 14 Jul 2021 14:36:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اصول اخلاق تشکیلاتی</title>
                <link>https://virgool.io/@kalk_ir/%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82-%D8%AA%D8%B4%DA%A9%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C-nawswxb7qmb9</link>
                <description>برای رسیدن یک تشکل به جایگاه رفیعش و برای اینکه تاثیر مثبتی در جامعه داشته باشد میتوان کارکرهای متفاوتی را تعریف کرد.در بین همه ی این کارها ترویج اخلاق تشکیلاتی را میشود یک گام بلند و از مهمترین گام ها در نظر گرفت که فراتر از اخلاق انسانی است چرا که باید روابط انسانی به گونه ای تعریف شود که فرد فعالیت و حضور فعالی داشته باشد یعنی یک فرد مومن، متخلق، آگاه و دلسوز در همه صحنه ها به خصوص در فضای تشکیلات باشد.اخلاق تشکیلاتی و فرهنگی یک سری اصول دارد که کمی به آنها بپردازیم خالی از لطف نیست:1_اولین اصل جذب نیرو است، در کار تشکیلاتی باید حداکثر جذب رو داشت چراکه وقتی در برابر دشمنی که به صورت تشکیلاتی کار میکند قرار میگیریم به تنهایی نمیشود مبارزه کرد. اولویت قران هم بیشتر بر مبنای کار جمعی است.عموما هم باید نیرویی جذب شود که بتوان با آن یکدل و یک هدف بود.2_مهربانی و رحمت از اصل های مهم اخلاق تشکیلاتی است امیرالمومنین میفرمایند که:&quot; رحمت را شعار دلت قرار بده.&quot;از این حیث منظورش این است که همانطوری که لباس زیر به بدن چسبیده است، محبت نسبت به خلق به خصوص افراد تشکیلات باید به دلمان بچسبد.اگر این محبت افراد به دلمان بچسبد، صبر و حوصله زیاد میشود که یکی از نیازمندی های موفقیت در تشکیلات است.خلق و خوی نیکو ویژگی یک رهبر موفقاست چرا که اخلاق در جذب ب شدت تاثیرگذار است به طوریکه با اخلاق خوب با ترویج و تبلیغ و دفاع از حقانیت زمینه سازی برای این کار انجام میگیرد.3_در تشکیلات تمام سعی باید بر این باشد که با لحنی نرم و مهربان پیش رفتو تا جایی که مقدور است از قهوه قهریه استفاده نشود مگر در جایی که نیاز باشد برای برقراری نظم و حفظ ساختار تشکیلات و ...استفاده کرد البته باید در این مورد هم خیلی دقت نظر داشت که خالی از توهین و برخوردی باشد که طرف را کاملا از فضای تشکیلات دور کند یعنی نباید به گونه ای رفتار کرد که باعث زدگی فرد از تشکیلات شد.</description>
                <category>سامانه کالک</category>
                <author>سامانه کالک</author>
                <pubDate>Sun, 11 Jul 2021 11:03:03 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اندیشه‌های شهید بهشتی راهی برای مقابله با تهدیدات منطقه‌ای</title>
                <link>https://virgool.io/@kalk_ir/%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D9%87%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82%D9%87-%D8%A7%DB%8C-il994gcvq6h8</link>
                <description>اندیشه‌های شهید بهشتی راهی برای مقابله با تهدیدات منطقه‌ایدر حال حاضر تهدیدهای منطقه ای مانند شبه طالبانی و شبه داعشی از مهمترین تهدیداتی است که بازگشت به اندیشه های شهید بهشتی موثرترین و کارآمدترین ابزار برای واکسینه کردن جامعه در برابر این تهدیدات است.فرشاد مومنی عضوهیات علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی چهارشنبه هفته گذشته درمراسم رونمایی از کتاب”آزادی مترقی اندیشه شهید بهشتی” در موسسه مطالعات دین و اقتصاد بتدا با بیان علل گرفتاریهای اقتصاد ایران و لزوم رفتن به سمت بازگشتی بنیاد گرایانه به عنوان راهی برای برون رفت از مشکلات بازار پول و … گفت: آنچه انقلاب اسلامی در زمینه های مشروع و قانونی وعده داده بود مانند عدالت اجتماعی، استقلال اقتصادی وهر یک از آرمانهای دیگر با زیر ذره بین قراردادن آنها ملاحظه می کنیم که اوضاع غیر قابل توجهی پیدا کرده ایم.وی با بیان اینکه برای بازگشت به بنیادها اندیشه نظام جمهوری اسلامی ایران بیش از هر کس دیگر تحت تاثیر اندیشه های آیت الله شهید بهشتی قرار دارد، افزود: برداشت ما این است اگر این بازنگری انجامشود می توانیم  متوجه شویم که در چه نقاطی از آن مسیر انقلاب اسلامی فاصله گرفته ایم.همچنین می توانیم مسیر اصلاح وبهبود را بر اساس چارچوب اندیشه ای شهید بهشتی پیدا کنیم.این بازگشت بازگشت یاست که نه تنها مارا به سمت بهبود و اصلاح رهنمون می کند بلکه می تواند ایران را دربرابر بسیاری از آفت ها و آسیب هایی که در طسح منطقه با آن روبرو هستیم، نجات دهد. به طور معلوم  تهدید اندیشای و عملی جریانهای شبه طالبانی، شبه داعشی و… در حال حاضر یکی از مهمترین تهدیدهای منطقه ای محسوب می شود که بازگشت به اندیشه های شهید بهشتی موثرترین و کارآمدترین ابزار برای واکسینه کردن این تهدید است و از آن مهمتر اینکه بنام داعش، طالبان و ..به بدترین شکل امروز در سطح جهان از اسلام دفاع می کند و آن عناصر گوهری و نورانی اسلام را می تواند از طریق اندیشه های شهید بهشتی به دنیا معرفی کنیم.مومنی اظهار داشت: با مطالعه مجموعه آثار شهید بهشتی متوجه می شویم با یک نظام حیات جمعی روبرو هستیم که این نظام حیات جمعی دو ویژگی داردکه یکی این است که اجزای آن کاملا با هم سازگارند و ویژگی دوم این است که اعتلا بخش است نه حذف کننده و سرکوب کننده. آن مساله ای که در آثار ایشان متوجه می شویم یک ترکیب خردمندانه از میان نظر و عمل مطرح شده است هر وقت میان نظر و عمل وقفه ایجاد شود هر دولطمه می بینند هم قابلیت برای فهم واقعیت ها و هم قابلیت اندیشه ها دچار اختلال می شود.شهید بهشتی روی اصولی تاکید داشتند و کوبنده ترین وقاطع ترین مرزبندی ها را با حیله شرعی می توان بطور استاندارد در آثار ایشان مشاهده کنیم که در این زمینه کتاب بانکداری اسلامی و مسائل ربا نمونه ای مثال زدنی است.اگر شفافیت نداشته باشیم یا آگاهانه واقعیت ها را مخدوش کنیم به خودمان لطمه وارد کرده ایم اینکه قادر نیستیم از مرحله آزمون وخطا خارج شویم به این دلیل است که آن جسارت برای روبرو شدن با واقعیت ها را از دست داده وابزارهای آنرا مخدوش کرده ایم. شهید بهشتی بر شفافیت و صدق ورزی تمرکز داشتند. بطوریکه می گفتند نجات در صدق است ونکته بسیار مهم دیگر بویژه از زاویه یک اسلام شناس بزرگ تمرکز و تاکیدی است که ایشان بر روی روش علمی برای فهم حل و فصل مسائل دارند. شهید بهشتی این را دون شان انسان مسلمان می داند که از غیر علم تبعیت کند.در حال حاضر مشاهده می شود که در سالهای اخیر بر سر کشور چه بلاهایی آمده است بواسطه اینکه ما روش علمی را قربانی مسائلی دیگر کردیم. و آخرین آنها که برای کشورخیلی سرنوشت ساز است طرز برخوردی است که کشور با برنامه میان مدت یعنی برنامه ششم  دارد و آن این است که هر نسبتی را می توان داشت بجز داشتن اعتبار علمی.خوب معلوم است که از این کشور چه انتظاراتی می رود . نکته سوم این که شهید بهشتی هم با یک ژرفای روش شناختی و هم سیره عملی روی آن تاکید داشتند مساله سودمند بودن و پاسخ به آن مسائل در عمل است.وی با اشاره به داشتن دانش ضمنی به عنوان کانون اصلی مزیت رقابتی کشورها، تصریح کرد:  اینکه کسانی فکر کنند تنها با موعظه و خطابه می توانند جامعه را اداره کنند چنین مساله ای وجود ندارد. چرا که وجه معرفتی این قضیه بدین گونه است که باید وقوف روش شناختی داشته باشیم. متاسفانه با مسائل بنیادی، سهل انگارانه برخورد می شود و اینکه میدان برای رانت و دلالی و ربا وقاچاق باز نشده، باعث شده است که فرهنگ کار در ایران به طرز وحشتناکی صدمه ببیند و این است که از دل فرهنگ کار، دانش ضمنی پیدا می شود. کانون اصلی مزیت رقابتی کشورها داشتن دانش ضمنی است. انباشت دانش ضمنی تدریجی است به صورت دوپینگی می توان مقالاتی که قابل انتشار نیست، به چاپ رساند اما این مقالات علمی پیشرفت ندارند و این بدین معنا است که در غیاب دانش ضمنی چاپ کردن  مقالات مناسب نیست.رشد علمی این است بتوانیم توان استقامت و رقابت اقتصاد را افزایش دهیم که ازطریق دانش ضمنی میسر می شود و ویژگی کلیدی دانش ضمنی این است که وارد کردنی نیست.این استاد دانشگاه با اشاره به اندیشه شهید بهشتی در رابطه با دانش ضمنی، ادامه داد: شهید بهشتی روی دانش ضمنی یک وقوف روش شناختی عرضه کردند که شاه بیت آن را در مراحل اساسی نهضت، آنجا که ایشان مخاطبانش را در معرض این قرار می دهد که اگر یک جامعه اسلامی برپا شود باید چه کارهایی انجام شود، نشان می دهد و این مساله سودمند بودن از نظر معرفتی، نیازمند دانش چگونگی است.وی با  بیان خاطره ای از شهید بهشتی که در کتاب “بانکداری ربا و مسائل مالی در اسلام” نوشته ایشان، نقل شده است، افزود: ایشان در این کتاب فرموده اند که افرادی از سر لطف به من تذکر می دهند که چرا با این منزلت اجتماعی هر جایی از کشور صنوق قرض الحسنه ایجاد می شود حضور پیدا می کنید و به عوامل آن جایزه می دهید؟ ایشان پاسخ می دهند که اگر قرار باشد روزی مناسبات اقتصادی اسلامی بنا کنیم به تمرین های عملی نیاز داریم و از این نظر است کهخود را موظف می دانم که از این افراد قدر دانی کنم. همچنین از شهید بهشتی اثری وجود دارد که متاسفانه هنوز منتشر نشده و یکی از جذابترین و افتخار آمیز ترین واریث از نظر اندیشگی که نشان می دهد قانون اساسی ایران روی چه ستون هایی از خرد ودانایی و تجربه بنا شده است.مومنی با بیان این مطلب گفت: در حال حاضر مد شده است هر کسی که می خواهد خودنمایی کند به قانون اساسی طعنه می زند در حالیکه در حیطه اقتصادی ایران تمام گرفتاری های اصلی و بحران ساز به واسطه دور زدن یا نادیده گرفتن قانون اساسی بویژه اصل 44 و 43 است که این اصول از پر افتخارترین، جامعترین و کارآمدترین اصول قانون اساسی کشور هستند. آن ترکیب خردورزانه که در اصول قانون اساسی اقتصاد ایران به آن اشاره شده است از سال 68 به بعد تحت عنوان خصوصی سازی کنار گذاشته شد که جای سوال دارد برآیند آن چه می تواند باشد؟ اسم آن خصوصی سازی بوده است اما از سال 1370 تا امروز میزان دخالت دولت در اقتصاد ایران هرگز از 60 درصد پایین نیامده است در دوره دولت قبلی از مرز 80 درصد هم عبور کرده است یعنی موضوعی که سوسیالیست های افراطی هم به ندرت تجربه کرده بودند در ایران تحت عنوان خصوصی سازی و آزاد سازی اتفاق افتاد. حال اگر نمی خواهیم از آن درس بگیریم  چون با منافع رانتی و ربوی منافات دارد که این مشکل جامعه بوده و مشکل قانون اساسی نسیت.عضو هیات علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به مساله آینده نگری بر اساس اندیشه شهید بهشتی به عنوان آخرین نکات قابل بحث خود، خاطر نشان کرد: شهید بهشتی آینده نگری و دورنگری را یکی از شاخصه های انسان مسلمان می داند که طبق این دیدگاه اگر جامعه ای بخواهد با موازین اسلامی اداره شود یکی از ارکان سنجش اسلامی بودنش داشتن آینده نگری است.اقتصاد سیاسی ایران که در حال حاضر دچار بحران شده که یکی از کانونهای کلیدی این بحران کوته نگری است که بدنبال این کوته نگری یک اتحاد سه گانه برای اقتصاد ایران فاجعه آفرینی می کند که تنها از طریق اسلوب اندیشه ورزی شهید بهشتی می توانیم  بر آن  غلبه  پیدا کنیم.دردوران حیات شهید بهشتی و دوران پس از شهادت ایشان همواره این احساس درونی وجود دارد که زمانی که با اندیشه های شهید بهشتی مواجه می شویم احساس غرور می کنیم و این احساس در خواندن آثار ایشان نیز پدیدار می شود چرا که مجموعه آثار ایشان بازگشت به آن اسلوب اندیشه ورزی و ترکیب خردمندانه است که می تواند نجات بخش جامعه ایران شود و می طلبد که همه قدر این ذخیره دانایی و بی بدیل را بدانیم و در این زمینه احساس مسئولتی کنیم.سید محمد رضا بهشتی فرزند شهید بهشتی نیز در این مراسم  ضمن تشکر از نویسنده کتاب “آزادی مترقی شهید بهشتی” و برگزار کنندگان مراسم رونمایی از این کتاب، افزود: در حال حاضر در زمانه ای بسر می بریم که بلحاظ فکری دوره بسیار پیچیده ای است و اگر به سه دهه گذشته ایران برگردیم به نظر می رسد از لحاظ فکری بر اساس یک چارچوب های نسبتا روشن تری می توانست در جامعه صورت گیرد. با یک نگاه در سطح جهانی به نظر می رسد که با عرصه هایی مواجه هستیم که عرصه های شفاهی هستند و آراء متفاوتی و لو در درگیری با یکدیگر در مسیر خود را طی می کنند. مدت ها است که با چنین وضعیتی روبرو هستیم و بسیار جای دارد که برروی  مسائل فکری، اندیشه ای و فرهنگی کشور اندیشیده شود. در حال حاضر با یک پدیده ای بنام اندیشه طالبانی، داعشی و .. روبرو هستیم و این موضوعی جدی است که نتوانسته ایم  در مورد آن به تحلیلی درست برسیم ودر مورد آن مباحث علمی ارائه دهیم. براستی این پدیده بلحاظ فکری و عملی چه پدیده ای است؟ در حالیکه جواب به آن برای جامعه ایران ضروری است.  حال این سوال وجود دارد که چرا ضروری است؟ در ابتدا باید نسبت خود را با آن مشخص کنیم که آیا در واقع آن طور که بیانیه ها، عواطف، احساسات و آن موضوعاتی که مطبوعات بیان می کنند فاصله زیادی با ابعاد این اندیشه ها داریم یا نه ممکن است زمانی که جستجو می کنیم می بینیم در یک جاهایی با آن روبرو هستیم. البته با یک پدیده خیلی دور و نا آشنایی نیست که روبرو می شویم واین سوال وجود دارد که آیا این اندیشه همان اندیشه ای است که در بیرون از درهای این سرزمین باقی مانده و یا ممکن است دیر یا زود بطور ملموس و غیر ملموس با اشکل مختلف با این پدیده سرشار از آسیب مواجه شویم؟فرزند شهید بهشتی با اشاره به مبحث دکتر فرشاد مومنی در خصوص بازگشت به سر آغاز ها ادامه داد: رجوع به سر آغازها کار آسانی نیست بلکه باید ارزیابی کنیم و نقاط قوت را در بیاوریم و در این مسیر با واقع بینی بتوانیم کاستی ها را هم استخراج کنیم. البته یک روحیه شرقی در جامعه ایران وجود دارد و آن این است که زمانی که یک مسیر طی می شود مشاهده می کنیم در قیاس شاخص های مختلف بین خواسته ها فاصله ایجاد شده است.وی با اشاره به چگونگی تشکیل نهضت اسلامی و برخورد شهید بهشتی در این خصوص گفت: علی رغم تمام موانعی که بر سر راه قرار داشت شهید بهشتی توانستند نهضت اسلامی را در فاصله کوتاهی تشکیل دهند که نه تنها سرزمین عربستان بلکه مناطق بزرگی از دنیای آن روز را در نوردید و توانست اندیشه ها و دلها را همراه کند و فرهنگ ساز شود.این استاد دانشگاه افزود: شهید بهشتی اسلام شناس بزرگی است که برروی روش عملی تاکید فراوان داشتند چرا که به نظر ایشان  روش عملی برای فهم و حل وفصل مسائل لازم است. البته گره  خوردن موضوع نظر و عمل در شخصیت ایشان قابل تحسین است چرا که ترکیب نظر و عمل در افراد تا به این اندازه وجود ندارد ومی بینیم که در دیدگاه شهید بهشتی هر دو این دیدگاهها وجود دارد.لازم به گفتنی است، کتاب” آزادی مترقی در اندیشه شهید بهشتی” حاصل پایان نامه ارشد مهدوی است که به مقوله آزادی به عنوان یکی از دغدغه های جامعه ایرانی بعد از قرن نهم پرداخته که با ادبیات جدیدی وارد ادبیات سیاسی ایران شده و  توانسته نظر و آراء سیاسیون را به خود جلب کند.منبع:https://www.beheshti.org/?p=7602</description>
                <category>سامانه کالک</category>
                <author>سامانه کالک</author>
                <pubDate>Sun, 27 Jun 2021 16:50:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شریعتی چه می گفت ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@kalk_ir/%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%DA%86%D9%87-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D9%81%D8%AA-fgvl3svw02n6</link>
                <description>شریعتی‌ روح‌ عصیان‌گر نسلی‌ بود که‌ از بود‌ها خسته‌ و به‌ دنبال‌ بایدها می‌گشتمقدمهبی‌شک‌ شریعتی‌ از پیچیده‌ترین‌ موضوعات‌ تاریخ‌ انقلاب‌ اسلامی‌ است‌ که ‌قضاوت‌ در مورد آن‌ بسیار مشکل‌ است‌ و این‌ مشکل‌ ریشه‌ در پیچیدگی‌ شخصیت شریعتی دارد. شریعتی‌ روح‌ عصیان‌گر نسلی‌ بود که‌ از بود‌ها خسته‌ و به‌ دنبال‌ بایدها می‌گشت؛ نسلی‌ که‌ از ماتریالیسم‌ بریده‌ شده‌ بود و به‌ دنبال‌ متافیزیکی‌ می‌گشت‌ که روحش را آرام‌ کند؛ نسلی‌ که‌ مارکسیسم‌ را در حزب‌ توده‌ و گروه‌های‌ چپ‌گرا تجربه کرده بود و از همه‌ ناامید به‌ دنبال‌ اسلامی‌ می‌گشت‌ که‌ انقلابی‌ بودن‌ خود را هم‌ حفظ کند؛ نسلی‌ که‌ از لیبرالیسم‌ و غرب‌ سخت‌ سرخورده‌ شده‌ بود و از سنت‌ سخت‌ وحشت داشت و به‌ دنبال‌ اسلامی‌ نو می‌گشت‌ تا هم‌ پاسخی‌ به‌ ندای‌ درونش‌ باشد و هم‌ به‌ نیاز برونش. شخصیت‌، گفتار و اعمال‌ شریعتی‌ مجموعه‌ای‌ از اضداد بود که‌ اگر کنهش‌ وارسی نشود، هم‌ می‌شود او را متجدد غرب‌گرا دانست‌ و هم‌ مسلمان‌ سنت‌گرایش‌ خواند، هم می‌شود در اثبات‌ سنی‌ بودنش‌ دلیل‌ آورد و هم‌ در تعصب‌ شیعی‌اش‌ استدلال‌ کرد.در کلامش ده‌ها دلیل‌ بر ضدیتش‌ با روحانیت‌ یافت‌ می‌شد و ده‌ها دلیل‌ به‌ هواداریش‌ از روحانیت و... به‌ همین‌ خاطر بود که‌ آیت‌الله‌ بهشتی‌ وی‌ را «یک‌ جستجوگر در مسیر شدن‌» می‌دانست‌. او دکتر را چنین‌ توصیف‌ می‌کرد: «دکتر از دید من‌، از اندیشه‌های‌ آمیخته‌ به مکتب‌های اروپایی‌ و نو، یا عرفان‌ ایران زمین و هند یا آمیزه‌های‌ دیگر همواره‌ به‌ سوی شناخت اسلام‌ زنده‌ی‌ سازنده‌ی‌ پیش برندۀ خالص‌تر حرکت‌ می‌کرد» و به‌ عبارتی دیگر «دکتر همواره‌ رو به‌ اصالت‌ اسلامی‌ پیش‌ می‌رفت‌.»رویکردها و نظراتشریعتی، در آثار و سخنان خود، رویکردها و آرای مختلفی داشته است؛ با این حال، عبدالحسین خسروپناه، دغدغه اصلی شریعتی را ابهام‌زدایی از معرفت دینی و کتاب و سنت دانسته است. برخی از موضوعات مورد توجه شریعتی و نظرات او عبارتند از:اسلام‌شناسی و اسلام ایدئولوژیکعلی شریعتی در سال‌های ۱۳۴۵-۱۳۴۶ شمسی، درس‌هایی با عنوان اسلام‌شناسی را در دانشگاه مشهد ارائه می‌کرد که بیشتر به زندگی پیامبر اسلام و برخی از اصحاب وی می‌پرداخت. او در سال‌های ۱۳۵۰-۱۳۵۱ش هم سلسله‌سخنرانی‌هایی با عنوان اسلام‌شناسی در حسینیه ارشاد تهران داشت که در آن، دیدگاه‌های محوری خود درباره اسلام را تبیین کرد.اسلام در نظر شریعتی، نه فقط وجوه فرهنگی آن و نه مجموعه علوم اسلامی از قبیل کلام، فقه و فلسفه است، بلکه به باور او، رسالت اصلی دین، آزادی، برابری، نجات توده‌ها و عزت‌بخشیدن به مستضعفان است. به نظر شریعتی، «مهمترین رویداد و درخشان‌ترین موقعیتی» که در روزگار او به دست آمده، تبدیل اسلام از فرهنگ به ایدئولوژی بوده است. شریعتی، بازگشت به اسلام به عنوان یک ایدئولوژی را آرزوی خود دانسته و خود را در جستجوی آن دانسته و اسلام ایدئولوژیک را تجدید تولد روحی و یک رنسانس فکری معرفی کرده، نه بازگشت به گذشته. ایدئولوژی، از نظر شریعتی، بینش، آگاهی ویژه‌ و عقیده‌ای است که جهت اجتماعی، شکل زندگی و وضع ایده‌آل فرد، جامعه و حیات بشری را تفسیر می‌کند و راه طی کردن فاصله میان وضع موجود و وضع مطلوب را نشان می‌دهد. به باور برخی محققان، ایدئولوژیک کردن دین، یکی از مهمترین دستاوردهای علی شریعتی بوده که نقش مهمی در پیروزی انقلاب اسلامی ایران داشته و بسیاری از احزاب و گروه‌های سیاسی، حتی پس از پیروزی انقلاب هم تحت تاثیر اندیشه‌های او بوده‌اند.پروتستانتیسم اسلامیبه باور شریعتی، روشنفکر باید به ایجاد یک پروتستانتیسم اسلامی بپردازد تا بتواند فورانی از اندیشه و حرکت تازه به جامعه ببخشد. او به پروتستانتیسم مسیحی اشاره می‌کرد که به گفته او، اروپای قرون وسطی را منفجر کرد و همه عواملی که اندیشه و سرنوشت جامعه را به نام دین متوقف کرده بود، از میان برداشت. شریعتی منتقد برداشتی از اسلام بود که به گفته او، «به ما تحرک نمی‌بخشد، بلکه به ما سکوت و سکون و قناعت می‌دهد و همه امیدها را به بعد از مرگ موکول می‌کند.»پروتستانتیسم اسلامی در نظر شریعتی، اصلاح مذهب از طریق مبارزه با خرافات، جمود و تعصب‌های کور است و نفی مطلق آن دسته از مفاهیم اسلامی و دینی که در توجیه نظام طبقاتی و استبدادی کاربرد دارند؛ به عبارت دیگر، بازگرداندن دین به سرچشمه اصلی و ایجاد نهضت و تحول فکری، اجتماعی و علمی، بر اساس قرآن و سنت.احمد نقیب‌زاده، استاد دانشگاه تهران، معتقد است شریعتی می‌خواست مارتین لوتر ایران باشد تا نوعی مذهب پروتستان ایجاد کند و همانطور که لوتر در مقابل کلیسا ایستاد، او نیز می‌خواست در مقابل روحانیت بایستد. نقیب‌زاده معتقد است شریعتی در این راه شکست خورد.روشنفکریعلی شریعتی، در سخنرانی‌ها و آثار خود، روشنفکران را انسان‌های آگاه و متعهد خوانده و بارها بر رسالت آنان تاکید کرده و وظایف متعددی برای آنها برشمرده است:ارتباط مستقیم با جامعه: به گفته شریعتی، روشنفکر نباید تنها بر نظریات و فرضیات علمی متکی باشد، بلکه باید جامعه خود را مستقیم بشناسد، با تاریخ آن آشنا باشد و با اجتماع مردم در تماس مستقیم باشد.آگاهی از جامعه، مذهب و فرهنگ اسلامی: به باور شریعتی، روشنفکر باید مواد و مصالح کارش را از جامعه و زمانه خود کسب کند و مخالفت روشنفکر با مذهب را موجب دور ماندن جامعه از آگاهی تلقی می‌کند. شریعتی با اتکا به آیه چهارم سوره ابراهیم، معتقد است کسی که بیداری و هدایت مردم را تعهد کرده، باید با زبان آنان سخن بگوید. او برای روشنفکران، نقش هدایت و رهبری قائل است و تاکید می‌کند که آشنایی با زبان مردم، یعنی آشنایی با فرهنگ، حساسیت‌ها، رنج‌ها، آرزوها و جوّ فکری و اجتماعی؛ نه فقط ارادت ورزیدن به مردم و تعیین تکلیف برای آنها.احیای دین اسلاماز نظر شریعتی، روشنفکر باید اسلام را مکتبی بداند که انسان و فرد و جامعه را احیا می‌کند و رسالت رهبری آینده بشریت را به عهده دارد. روشنفکر وظیفه دارد در جامعه‌ای که دچار جمود و انحطاط شده، به جامعه آگاهی بدهد و آن را بیدار کند.بازگشت به خویشتنشریعتی، حیاتی‌ترین رسالت روشنفکران کشورهای اسلامی را بازگشت به خویشتن و بازیافتن شخصیت خویش می‌دانست. به باور او، برای بازگشت به خویشتن، باید به قرآن، سیره پیامبر (ص) و اصحاب، و شخصیت امام علی (ع) و سخنان او، تاریخ اسلام و فرهنگ غنی آن رجوع کرد.شیعه‌شناسیعلی شریعتی، تشیع را حقیقت نخستین اسلام می‌داند و معتقد است تشیع علی (ع)، بر دو پایه امامت و عدالت استوار است. مذهب شیعه در نظر شریعتی، یک حزب کامل است که علاوه بر جهان‌بینی، جهتگیری‌های سیاسی و اقتصادی دارد و دارای پشتوانه ۲۵۰ ساله مبارزه امامان شیعه است. به باور او، تا ظهور دولت صفویه، تشیع رویکردی ضد ظلم داشته و عالمان، مجاهدان، واعظان، شاعران و مداحان شیعه، با تکیه بر اسلام اهل بیت، از آن پاسداری کرده‌اند. شریعتی معتقد است با ظهور صفویه، تشیع سرخ (انقلابی) به تشیع سیاه تبدیل شد و مذهب شهادت، تبدیل به مذهب عزا شد.شریعتی، عزاداری و سوگواری در مذهب شیعه را یک سنت مترقی و انقلابی در عصر اختناق حاکمان ظالم توصیف می‌کند و آن را پرورش‌دهنده ایمان می‌داند. با این حال از برخی تاثیرپذیری‌های عزاداری شیعیان از مسیحیت، انتقاد می‌کند. و به دنبال خرافه‌زدایی از دین است. او همچنین محدود کردن دایره امر به معروف و نهی از منکر را به مسائل فردی، مورد انتقاد قرار می‌دهد. رویکرد شریعتی به مفاهیم و آموزه‌های شیعی، مبتنی بر اسلام و تشیع انقلابی، و همچنین در بافت دنیوی کردن دین و اجرای پروتستانتیسم اسلامی دانسته شده است. برخی از این نظرات عبارتند از:امت و امامتبه باور شریعتی، امت و امامت تنها یک مقوله اعتقادی نیست، بلکه برجسته‌ترین ویژگی آن، وجه اجتماعی آن است؛ چرا که امت در پرتو هدایت امام، حرکت و جهت حرکت خود را تشخیص می‌دهد. او امام را یک انسان مافوق می‌داند، نه یک مافوق انسان. امت به باور او، جامعه‌ای انسانی است که همه افراد هدفی مشترک دارند و بر اساس یک رهبری مشترک به سوی ایده‌آل خود حرکت می‌کنند و نه‌تنها در فکر و عقیده و مذهب اشتراک دارند، بلکه در عمل هم همراه یکدیگرند.امامت در آثار شریعتی، یک نظام انقلابی محدود (از نظر زمانی) و با هدف انتقال یک جامعه جاهلی عقب‌مانده به جامعه‌ای دارای رشد فرهنگی، اعتقادی و سیاسی است. بر اساس نظریات شریعتی، جامعه پس از دوازده امام، به مرحله‌ای می‌رسد که احتیاجی به امام سیزدهم و چهاردهم ندارد و می‌تواند بر اساس بیعت، دموکراسی و شورا، رشد پیدا کند.عبدالحسین خسروپناه، معتقد است شریعتی، وجوه الهی و ولایت تکوینی مقام امامت را کنار گذاشته و امامت را به یک رژیم سیاسی فروکاسته است. خسروپناه همچنین به انکارهمیشگی بودن امامت و محدود شدن آن به دوازده امام در تفکر شریعتی انتقاد می‌کند و یادآوری می‌کند که امامت، نظامی همیشگی است که حتی بعد از شهادت امام زمان هم با بازگشت دیگر امامان، ادامه می‌یابد. به باور خسروپناه، نظریه شریعتی در باب امامت، به حذف ساحت‌های مختلف اسلام و اتکای صرف به وجوه انقلابی آن می‌انجامد.تشیع علوی و تشیع صفویبه باور شریعتی، تشیع، اعتراض علیه انحراف از اسلام حقیقی بوده است و خود تشیع هم دچار سرنوشتی شده که همه مذاهب در طول تاریخ به آن گرفتار شده‌اند و در کنار تشیع حقیقی علوی که اسلام راستین است، تشیعی دروغین به وجود آمده که آن را «تشیع صفوی» می‌خواند. تشیع علوی از نظر شریعتی، بر عدالت و ولایت و امامت امام علی (ع) متکی بود و خصومت آشتی‌ناپذیر با قدرت‌طلبی و ظلم داشت و به دنبال دفاع از طبقات ظلوم و ملت‌های محروم بوده است، اما تشیع صفوی، همراه و همکار سلاطین و پادشاهان بوده است.شریعتی، تشیع صفوی را زاییده دولت صفویه نمی‌داند و به باور او، تشیع صفوی همراه با تشیع علوی به وجود آمد، اما در دولت صفویه، رسمیت یافت. شریعتی، معتقد است که تشیع صفوی، با تبدیل مذهب تشیع به یک مذهب دولتی، آن را به یک نهاد و وسیله بردگی سیاسی کرده و از هدف اولیه‌اش که جستجوی عدالت و انجام وظایف مقدس است دور ساخته است.شریعتی اینگونه نظرات خود را در کتاب تشیع علوی و تشیع صفوی آورده است. نظریه‌ تشیع علوی و تشیع صفوی، به باور برخی محققان از جمله رسول جعفریان، منشأ ایجاد گروه فرقان (عامل ترور مرتضی مطهری) بوده است.شریعتی و روحانیتشریعتی در آثار خود، مواجهه‌های متفاوتی با روحانیت دارد؛ گاه به مخالفت شدید با آنان می‌پردازد و گاه با آنان همراهی می‌کند. برخی محققان معتقدند مخالفت شریعتی با روحانیت، نه زاییده احساسات و نگاه طبقاتی، و نه از باب مخالفت با اسلام و تشیع، بلکه ناشی از اعتقاد او به اسلام انقلابی است. شریعتی در کتاب «با مخاطب‌های آشنا» که حاوی نامه‌های او به افراد مختلف است، از اسلام منهای روحانیت سخن می‌گوید و بر این باور است که با مرگ روحانیت رسمی، اسلام نخواهد مرد. عبدالحسین خسروپناه، در کتاب آسیب‌شناسی دین‌پژوهی معاصر، این رویکرد شریعتی را عامل روحانیت‌ستیزی گروه فرقان و ترور چهره‌های روحانی مانند مرتضی مطهری و محمد مفتح دانسته است.به باور شریعتی، علمای شیعه در طول تاریخ اسلام برخلاف علمای اهل سنت، همواره در میان مردم بوده‌اند و از نزدیک شدن به قدرتمندان پرهیز داشته‌اند، اما در دوران صفویه، در کنار حکومت قرار گرفته‌اند و تشیعی که همواره بر ضد وضع موجود بوده را تبدیل به تشیع همراه با وضع موجود کرده‌اند.یکی از گلایه‌های شریعتی خطاب به روحانیت، این است که همه نبوغ و استعدادهای درون حوزه‌های علمیه، صرف فلسفه و کلام و فقه و اصول شده و رسالت حرف زدن با مردم و ابلاغ حقایق مذهبی و شناساندن سنت پیامبر و حکمت انقلاب کربلا، غالبا به افراد متفرقه‌ای واگذار شده که استعداد مجتهد شدن نداشته‌اند.چنانکه شریعتی در کتاب «با مخاطب‌های آشنا» آورده است، مخالفت او با روحانیت را می‌توان مخالفت با عملکرد تقیه‌گونه در برابر حاکمان، و ریاکاری در برابر عوام دانست. او گرچه به ستایش سید جمال الدین اسدآبادی، میرزای شیرازی، سید حسن مدرس، میرزا کوچک خان جنگلی، شیخ محمد خیابانی، سید محمود طالقانی و بالاخره آیت الله خمینی می‌پردازد، اما آنان را زاییده روح حاکم بر حوزه علمیه نمی‌داند.رسول جعفریان، رابطه شریعتی با روحانیت شیعه را ناشی از باور او به مفهوم تشیع علوی و تشیع صفوی می‌داند و معتقد است پایبندی شریعتی به این دوگانه مفهومی، باعث بدبین شدن شریعتی به روحانیت در زمان خود شده است. شریعتی گرچه از مرحوم کاشف الغطاء، آیت الله بروجردی و امام خمینی تجلیل کرده، در مقابل، چهره‌هایی مانند علامه مجلسی و آیت الله میلانی را مورد انتقاد قرار می‌دهد و عباراتی درباره آنها به کار می‌برد که از سوی محققان، تند و ناروا دانسته شده و برخی منابع، از او نقل کرده‌اند که برخورد تند خود درباره علامه مجلسی را پذیرفته است.منابع:وب سایت مرکز پژوهش­های سیاسیخسروپناه، آسیب‌شناسی دین‌پژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص ۲۶۷.شریعتی، مجموعه آثار، ج ۲۷، ص ۱۷۳.امام‌جمعه‌زاده و روحانی، «بررسی تحلیلی ایدئولوژیک‌کردن دین...»، در فصلنامه پژوهشنامه علوم سیاسی، زمستان ۱۳۸۶، ص ۷.شریعتی، مجموعه آثار، ج ۵، ص ۴۲، به نقل از خسروپناه،آسیب‌شناسی دین‌پژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص ۳۳۷.شریعتی، مجموعه آثار، ج ۲۶، ص ۴۷۲.«به تاریخ پیوست»، در مصاحبه با احمد نقیب‌زاده، در روزنامه اعتماد، ۲۹ خرداد ۹۵، ص ۱۰.«وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِیُبَیِّنَ لَهُمْ ؛ ما هیچ پیامبری را، جز به زبان قومش، نفرستادیم؛ تا (حقایق را) برای آنها آشکار سازد.» (بر اساس ترجمه مکارم شیرازی)شریعتی، مجموعه آثار، ج ۴، ص ۳۱۱-۳۱۲.شریعتی، مجموعه آثار، ج ۲۸، ص ۷۰.شریعتی، مجموعه آثار، ج ۲۰، ص ۳۷۶.شریعتی، مجموعه آثار، ج ۱۶، ص ۱۸۸.شریعتی، مجموعه آثار، ج ۲۹، ص ۱۴۴.شریعتی، مجموعه آثار، ج ۲۶، ص ۲۹۳-۲۹۵.خسروپناه، آسیب‌شناسی دین‌پژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص ۳۴۱.شریعتی، مجموعه آثار، ج ۲۹، ص ۱۴۴.شریعتی، مجموعه آثار، ج ۹، ص ۱۲-۱۵.شریعتی، مجموعه آثار، ج ۹، ص ۱۷۹.شریعتی، مجموعه آثار، ج ۹، ص ۱۷۰-۱۷۱.جعفری، «جایگاه دکتر علی شریعتی...»، در یادواره نهمین سالگرد هجرت...، ص ۴۵.خسروپناه، آسیب‌شناسی دین‌پژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص ۳۴۹.شریعتی، مجموعه آثار، ج ۳۶.شریعتی، امت و امامت، ص ۴۴.شریعتی، امت و امامت، ص ۷۴.شریعتی، مجموعه آثار، ج ۱۵، ص ۴۲-۴۵، به نقل از خسروپناه، آسیب‌شناسی دین‌پژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص ۳۵۶.شریعتی، امت و امامت، ص ۱۱۰.خسروپناه، آسیب‌شناسی دین‌پژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص ۳۶۹.خسروپناه، آسیب‌شناسی دین‌پژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص ۳۷۰.همان، ص 369 و  ۳۷۰.قریشی، «علی شریعتی و تحلیل دینی مناسبات اجتماعی»، در فصلنامه جغرافیا و برنامه‌ریزی، تابستان و پاییز ۱۳۸۴، ش ۲۱، ص ۲۵۳ و ۲۵۴.جعفریان، «فرقان؛ برکشیده نظریه تشیع علوی و صفوی»، در فصلنامه یادآور، ش ۶، ۷ و ۸.خسروپناه، آسیب‌شناسی دین‌پژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، صص458 تا ۴۶۰.شریعتی، مجموعه آثار، ج۲۱، ص۱۷، به نقل از خسروپناه، آسیب‌شناسی دین‌پژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص۴۵۸.شریعتی، مجموعه آثار، ج۱، با مخاطب‌های آشنا، ص۱۴.خسروپناه، آسیب‌شناسی دین‌پژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص۴۶۲.جعفریان، شریعتی و روحانیت، ۱۳۷۶ش، ص۱۵-۱۹.</description>
                <category>سامانه کالک</category>
                <author>سامانه کالک</author>
                <pubDate>Tue, 22 Jun 2021 11:21:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نسبت اخلاق و اخلاق تشکیلاتی</title>
                <link>https://virgool.io/kalk-ir/%D9%86%D8%B3%D8%A8%D8%AA-%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82-%D9%88-%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82-%D8%AA%D8%B4%DA%A9%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C-azoimr11kvf9</link>
                <description>نسبت اخلاق و اخلاق تشکیلاتیمقدمه:یکی از ضروری ترین مباحث موجود در هر تشکیلات اخلاق تشکیلاتی است که قرائت های گوناگونی از آن شنیده شده، تشکیلات مجموعه ای مستقل است که یکسری ماموریت های خاص دارد. یکی از موضوعاتی که باید در تشکل ها خیلی نسبت به آن حساسیت داشت و باید درون هر تشکیلاتی رعایت شود اخلاق تشکیلاتی است که متاسفانه آنگونه که باید در برخی تشکل ها رعایت نمیشود، که عمده این مشکل به عدم آموزش این مبحث برمیگردد.یکی از موضوعاتی که باید در تشکل ها خیلی نسبت به آن حساسیت داشت و باید درون هر تشکیلاتی رعایت شود اخلاق تشکیلاتی استاخلاق تشکیلاتی با اخلاق فردی در عین حال که نزدیکی های باهم دارند ولی تفاوت های زیادی دارند ک فقط درون کار بروز پیدا میکند برای همین موضوع است که برای داشتن یک تشکیلات اخلاقی صرف داشتن مدیران و نیروهای اخلاقی و صالح کفایت نمیکند چرا که اخلاق تشکیلاتی منحصرا با اخلاق فردی حاصل نمی شوددر این مقاله بنا داریم که به این موضوعات بپردازیم چه بسا مقداری مثمرالثمر باشد:تعریف اخلاقتعریف اخلاق تشکیلاتیکه برای داشتن یک تشکیلات اخلاقی صرف داشتن مدیران و نیروهای اخلاقی و صالح کفایت نمیکند چرا که اخلاق تشکیلاتی منحصرا با اخلاق فردی حاصل نمی شودتعریف اخلاقاخلاق یکی از شاخه های علوم انسانی است که حول فضائل و رذائل یک فرد میچرخد، درباره فضائل و رذائل یا خوب بودن و بد بودن تعریف های متعددی وجود دارد که خیلی از آنها مبنای اسلامی ندارند از همین جهت فقط به به بحث اخلاقی که مبنای اسلامی دارد میپردازیم.اخلاق اسلامی سه بخش اصلی دارد که شامل ارتباط با خدا، ارتباط با مردمو ارتباط با خود است.  درباره فضائل و رذائل یا خوب بودن و بد بودن تعریف های متعددی وجود دارد که خیلی از آنها مبنای اسلامی ندارند ارتباط با خدا که کارهایی است که افراد باید دربرابر خدا انجام بدهند مثل نماز و روزه و ادعیهارتباط با مردم هم برخورد فرد و رفتارهایش با مردم و دیگر اعضای جامعه است، مانند رفتار نقش‌های خانواده و دوستی و ... وقتی صحبت از اخلاق اسلامی میشود بیشتر این بخش را در نظر دارندرابطه با خود هم که به چارچوب برخورد فرد با خودش هست یعنی موارد ناصحیح را درون خدش اصلاح کند مثلا از بین بردن رذیله هایی مثل حسادت و دروغ و ...و خیلی از موارد دیگه ای که جای بحث در اینجا نیست و برای اینکه تکرار مکررات نشود از پرداختن به آنها خودداری میکنیم.اخلاق تشکیلاتیبه ساده ترین تعریف آن، چگونگی کار کردن در تشکیلات است. اولین چیزی که از یک تشکیلات به ذهن افراد میخورد یک مجموعه افرادی هست که برای رسیدن به یک هدف خاصی که مغفول مانده در یک مسیر و جهت خاصی حرکت میکنند که در این مسیر شرایط و اتفاقات گوناگونی را تجربه میکنند و مهم این است که این افراد همراهی و همگامی با یکدیگر را داشته باشند. در چنین حالتی که یکسری افراد در راستای یک هدف در یک جهت خاص حرکت میکنند ممکن است بسیاری از تشابهات را از نظر فکری و شخصیتی با همدیگر داشته باشند و مدیریت این فضا یک بخشی از اخلاق تشکیلاتی است که طبق نظر اسلام و بدون ورود خصایص رذیله به پیش بروند و سعی در کم کردن این رذائل در خود باشند اما چیزی که مشخص است این است که هیچوقت دو شخص از نظر فکری و شخصیتی تماما شبیه همدیگر نیستند و نمیتوانند به صورت صد در صد در همه مسائل هم عقیده باشند و یا تفکرات صد در صد شبیه به هم داشته باشند اینجاست که اخلاق تشکیلاتی نمود بیشتری پیدا میکند که چگونه برخورد میکند و چگونه تصمیم میگیرد و مهم این است که در تشکیلات افراد منیت ها و منفعت شخصی و خودمحوری را کنار بگذارند و به گونه ای رفتار کنند و تصمیم بگیرند که به پیشرفت تشکیلات در جهت رسیدن به آن هدف مشترک ختم شود. هیچوقت دو شخص از نظر فکری و شخصیتی تماما شبیه همدیگر نیستندادامه دارد...پژمان حسنیمسئول مدرسه کالک</description>
                <category>سامانه کالک</category>
                <author>سامانه کالک</author>
                <pubDate>Sun, 20 Jun 2021 14:48:37 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شریعتی، یک اندیشه پویا</title>
                <link>https://virgool.io/kalk-ir/%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%BE%D9%88%DB%8C%D8%A7-qxrdltfp50bu</link>
                <description>شریعتی، یک اندیشه پویادکتر شریعتی در یک نگاهشاید در تاریخ معاصر جهان اسلام هیچ شخصیت علمی نتوان یافت که در فرصت اندکی که به­ دست آورد، فضای فرهنگ دینی را بالاخص در میان قشر تحصیلکرده مدرسه­ای و دانشگاهی و نیز روحانیون روشن بین مانند دکتر شریعتی تحت تأثیر قرار داده باشد. دلیل روشن آن اینکه زمانی که تیراژ کتاب­ها اکثراً بین دو هزار تا سه هزار بود، برخی نوشته­های او تا تیراژ دویست هزار دست به دست می­شد. دوم اینکه شریعتی شاید تنها شخصیتی فکری و دینی بود که مخاطب او خود به سویش می­رفت و برای خواندن آثارش منتظر تایید شخصیتی دیگر نمی­ماند. همچنین با آنکه شیعه بود، بسیاری از آثار او به سرعت در کل جهان اسلام ترجمه و با اقبال فروان مواجه می­شد و خود عاملی برای وحدت نخبگان جهان اسلام شده بود. یکی از علل گیرایی سخنان دکتر شریعتی این بود که شجاعانه در مقابل برخی برداشت­های متحجرانه از دین می­ایستاد. به همین جهت تمام متحجرین را علیه خود می­شوراند. از سوی دیگر گروه­های روشنفکری غیر مذهبی و نیز گروهک­های ضد مذهبی که رویکرد سیل­ وار نسل جدید توسط آثار شریعتی به دین مشاهده می­کردند، در تهمت زدن به شریعتی با متحجرین همسو شدند و البته هر کدام به سبک خود. آنچه درباره دکتر باید همیشه منصفانه داوری بشود نقش مؤثر او در بازگشت نسل جوان به خویشتن و اسلام بود و اینکه این نسل بار دیگر هویت خود را باز یابد. شخصیت سیاسی، مذهبی دکتر شریعتیدکتر شریعتی یک قریحه سرشار، یک ذهن تیز و اندیشه پویایی بود که درباره انسان بیش از هر چیز دیگر اندیشیده بود و این اندیشه را در رابطه با اسلام و ادیان ابراهیمی و در رابطه با آنچه فلاسفه، جامعه‌شناسان، انسان‌شناسان و متفکرین دیگر آورده‌اند و گفته‌اند دنبال کرده بود و به نتایج مورد علاقه خود رسیده بود. دکتر شریعتی خودش تجلی یک پویش و یک حرکت بود، یک حرکت تند و تیز، یک حرکت پر نشیب و فراز، یک حرکت تحول‌دار و این تحول و نشیب و فراز در سخنانش، در نوشته‌هایش و در کتابهایش به خوبی احساس می‌شود. در عین حال یک قریحه سرشار و یک ذوق بدیع بود و نوشته‌های دکتر، کلماتش، جملاتش، طریق نگارش و کیفیت برخورد با مسائل و با جامعه خود از ابداع فراوان برخوردار بود. تازه‌آفرینی و نوآفرینی یکی از ویژگی‌های برجسته دکتر شریعتی بود. از آنجا که دکتر شریعتی یک پویش و حرکت بود طبیعی است که در اندیشه‌ها و کارهایش موارد متعددی هم وجود داشت که از دیدگاه صاحب‌نظران اسلامی مردود بود و یا حتی پایه‌های اصیلی نداشت، به همین دلیل هم در خیلی از موارد حساسیت‌هایی هم در مورد گفته‌ها و نوشته‌هایش ایجاد شد. نه از جانب کسانی که نگرش سطحی از اسلام دارند بلکه از نظر صاحب‌نظران ژرف‌نگر اسلامی. ولی آنچه درباره دکتر باید همیشه منصفانه داوری بشود نقش مؤثر او در بازگشت نسل جوان به خویشتن و اسلام بود و اینکه این نسل بار دیگر هویت خود را باز یابد. آن هم در اسلام. کارهای دکترشریعتی، یعنی بازگشت نسل جوان به خویشتن اسلامی خویش بسیار مؤثر بود. بسیاری از گروه‌ها و قشرها از مجرای گفته‌ها و نوشته‌ها و دیدگاه‌های او موفق شدند که خویشتن اسلامی خویش را بازیابند.ریشه تفکرات و موضع­گیری دکتر شریعتی در مورد فلسفه اسلامیدکتر شریعتی با آثار فلاسفه اسلامی از قبیل ابن سینا، ابن رشد، ملاصدرا، خواجه نصیر، میرداماد و نظایر اینها یک آشنایی سیستماتیک نداشت، یعنی ایشان این کتاب‌ها را به صورت درس نخوانده بود و حتی به صورت پیوسته هم مطالعه نکرده بود که حالا مثلاً چون آثار ملاصدرا را یا آثار بوعلی یا لااقل اشارات و شفای بوعلی را، اسفار ملاصدرا را یا نظرات میرداماد را یا حتی آثار ارسطو را که قبل از اسلام است یا آثار افلاطون را به صورت کسانی که در فلسفه مطالعه می‌کنند مطالعه نکرده بود، ولی از طریق نوشته‌های دیگر با اندیشه‌های این متفکران بزرگ اسلامی آشنا شده بود. در مطالعات جدیدش هم در مطالعه پیرامون آثار دانشمندان غرب با آثار آنها و افکار آنها آشنایی خوبی به دست آورده بود و در آن زمینه مطالعات ایشان مستقیم‌تر بود، یعنی بی‌واسطه‌تر بود. با قرآن و نهج البلاغه و با آثار اسلامی باز یک مقدار آشنایی مستقیم و یک مقدار از طریق کتاب‌های دیگر، و از این مجموعه در آن ذهن پر شعله خودش توانسته بود یک گداخته جدیدی به وجود بیاورد که دارای گرما و جاذبه و اثر خاصی بود. بعد هم کوشیده بود یک مقدار بافت‌های فرهنگی و اجتماعی جامعه اسلامی ایران را بشناسد و همچنین یک مقداری در مورد کل جامعه بشری بیاندیشد و باز از مجرای شعر و ادب با اندیشه‌های فلاسفه و عرفای اسلامی آشنایی خوبی به هم بزند و به هر حال از این طریق بتواند به تاریخ و به انسان در طول تاریخ و پهنه جغرافیا یک نگرش گسترده داشته باشد. این گستردگی در نگرش در آثار دکتر شریعتی مشهود استتاثیر دکتر شریعتی در انقلاب اسلامیدکتر شریعتی در توسعه و تقویت شور انقلابی جامعه به خصوص نسل جوان تأثیر فراوان داشت و توانست قلب ، احساس و ذهن جوانان را برای درک پیام‌های امام آماده‌تر و به فهم و پذیرش این پیامهای انقلابی نزدیک‌تر کند. توانست پیوند میان نسل جوان و روحانیت متعهد و مسئول را در یک راستای انقلابی، برای نسل جوان قابل فهم‌تر کند و به هر حال کار دکتر شریعتی به خصوص از سال‌های ۵۰-۴۹ تا ۵۷ چه در داخل ایران و چه در خارج از ایران برای جوان‌های ما اثر مثبت فراوان داشت.دکتر شریعتی و گروه­های منحرفدکتر شریعتی یک پویش ، یک حرکت و یک دگرگونی بود و در این دگرگونی‌ها هر انسانی این طور است دکتر شریعتی در این زمینه استثناء نیست. در دگرگونی‌ها، انسان مواضعش تغییر می‌کند. برخی از مواضعش مورد پسند بعضی از گروه‌ها می‌افتد، در صورتی که برخی دیگر از مواضعش ضد آن گروه‌ها است. این گروه‌ها می‌روند بعضی از مواضعی که مورد پسند خودشان است می‌گیرند و آن مواضعی که بر ضد موضع‌گیری‌های خودشان است نادیده می‌گیرند. گروه‌های خودمحور عموماً این طور هستند، که از هر شخصیت، از هر جریان، از هر چهره، از هر صاحب‌نظر، آن را که بر سود خودشان است بر آن تکیه می‌کنند و آن را که بر زیان خود می‌بینند دور می‌اندازند و نادیده می‌گیرند. دکتر هیچ‌وقت معتقد نبوده که هر چه گفته صحیح است. خودش گفته است مگر می‌شود یک آدمی هوشیار باشد، آگاه و اندیشمند باشد و بگوید هر چه من می‌گویم درست است. در کتاب یاد و یادآوران و در خیلی کتاب‌های دیگر صریحاً می‌گوید که من سال گذشته در عرفان درباره زیارت وارث یا زیارت عاشورایی که مردم آنجا می‌خواندند نظرم چی بود و حالا امسال نظرم چیست و این دو نظر ۱۸۰ درجه با هم فرق دارد و او این دگرگونی پیش‌رونده را برای خود کمال می‌دانست که آنچه سال گذشته می‌اندیشیده است امسال برای خودش قابل قبول نیست. اما این گروه‌ها می‌آیند مثلاً آنچه که سال گذشته برای او قابل قبول بوده و امسال رد می‌نماید، روی اندیشه سال گذشته آن تکیه می‌کنند بی‌آنکه به ردّ امسال آن اشاره‌ای بکنند.نقاط مثبت و منفی حرکت دکتر شریعتیدکتر شریعتی در برخی از برداشت‌هایش در زمینه آیات و روایات شیوه‌ای را دنبال می‌کرد که ما آن را شیوه اصحاب رأی می‌گویند، یعنی شیوه کسانی که می‌کوشند تا یک عبارت را با اندیشه دلخواه خودشان مطابق کنند. این شیوه را به طور کلی شیوه صحیحی نمی‌باشد. انسانی که می‌خواهد به سراغ اسلام‌شناسی برود، می‌تواند با آشنایی به اندیشه‌های گوناگون سراغ فهم قرآن برود، اما وقتی سراغ فهم قرآن رفت ببیند قرآن کدام اندیشه را تأیید می‌کند، بعد بگوید که اندیشه قرآنی اینست، ولو این اندیشه برای خودش از نظر استدلال و عقل قابل پذیرش نباشد. انسانی که می‌خواهد اسلام‌شناسی کند باید بدون پیش‌داوری به سراغ اسلام برود. این درباره همه مکتب‌ها صادق است و در اسلام که یک مکتب وحی است دقیق‌تر است. شهید بهشتی در مصاحبه ای به مناسبت درگذشت دکتر شریعتی در مورد این نکته میفرمایند: « در دیدارهای مأنوس‌کننده‌ای که با مرحوم دکتر شریعتی گهگاه داشتیم این نکات را با صراحت و صداقت و برادرانه با ایشان در میان می‌گذاشتم. در ایشان هم من هیچ‌گونه مقاومتی در این زمینه ندیدم. به عکس آنچه که خیلی‌ها درباره دکتر می‌گویند که دکتر یکدنده بود و روی آراء خودش پافشاری می‌کرد من همچنین چیزی ندیدم. به خصوص یکی دو بار یادم است مفصل صحبت کردیم و یک‌بار تنها بودیم ۲-۳ ساعت صحبت کردیم و ایشان پذیرا بودند. برادر عزیزمان آقای خامنه‌ای در یک مورد دیگر نقل کردند که با دکتر بحث کردیم درباره یک موضوعی که ایشان پذیرا بود. بنابراین یک انسان جستجوگر، یک انسان کاوشگر، یک انسان پوینده، واقعاً باید آماده پذیرش آن چیزی باشد که به پویش سالم او کمک کند. بنابراین این ضعف در کارهای دکتر بود، اما چنان نبود که ایشان در برابر تذکرات و یادآوری‌ها و بحث‌های بی‌غرضِ خالصِ روشنگری که می‌توانست به برطرف کردن این نقص کمک بکند مقاومت لجوجانه داشته باشد. من دکتر را هرگز این جور ندیدم، حتی یک‌بار هم این جور نیافتم.» بنابراین کسانی که آثار دکترشریعتی را مطالعه می‌کنند لازم است که به این نکته توجه داشته باشند، در موارد متعدد دکترشریعتی روی ذوق و قریحه خودش یک برداشت از آیات و روایات داشته و این روشی که دکترشریعتی داشت روشی بوده که آسیب و زیان نیز به همراه داشته است. صحیح اینست که وقتی انسان به سمت این می­رود که قرآن چه می‌گوید دقت کند و ببیند عبارت قرآن چه می‌گوید، صرف نظر از اینکه این برداشت از آن با برداشت دلخواه خودش یکی باشد، موافق باشد یا موافق نباشد. جنبه‌های کار مثبت دکترشریعتی خیلی زیاد است و درخششی بود در تاریخ انقلاب اسلامی.جامعه مخاطبین دکتر شریعتیدکترشریعتی مستقیماً روی تحصیل‌کرده‌ها اثر می‌گذاشت، مستقیم روی توده مردم اثر نمی‌گذاشت. اگر حاضران سخنرانی‌هایش را در سراسر تاریخ سخنرانی‌هایش در نظر بگیرید می‌بینید که دکترشریعتی در مجامع توده‌ای سخنرانی نداشت. حاضران در جلسات او تحصیل‌کرده‌‌‌‌‌‌‌ها بودند یا دانشجویان و طلّاب و قشرهای نخبگانی بودند. دکتر شریعتی در توده کارگری یا روستایی سخنرانی نکرده است ، ولی تحصیل‌کرده‌ها و طلّاب، جنبه‌های مثبتِ سازنده پویش دکترشریعتی را به توده‌ها کم و بیش منتقل می کردند.شیوه برخوردبا نظرات دکتر شریعتیمسأله‌ای مطرح است و آن اینست که در جامعه ما به جای استفاده بسیار مثبت از چهره‌ و سرمایه‌هایی مثل دکترشریعتی، برویم سراغ اَنگ‌زدن‌هایی که به این استفاده مثبت ضرر می‌رساند. از دکتر شریعتی و از بسیاری از سرمایه‌های فکری و علمی دیگر می‌توان استفاده مثبت و سازنده کرد و این نکته‌های ابهام را مانع استفاده سازنده قرار نداد. مطالعه‌گرانِ آثارِ دکترشریعتی باید توجه داشته باشند که دکتر یک «شدنِ» تند و تیز بود و خود دکتر شریعتی در دو تا از سخنرانی‌ها و نوشته‌هایش این مسأله را درباره عده‌ای از متفکران غیر اسلامی می‌گوید. می‌گوید وقتی می‌خواهید بگویید مارکس چه می‌گفت، باید بگویید مارکسِ چه زمانی، مارکسِ زمان نوشتن مانیفیست، مارکسِ زمان حضورش در انگلستان و تکمیل کتاب سرمایه، مارکسِ سنین ۲۰ سالگی، ۲۵ سالگی، ۴۰ سالگی، ۶۰ سالگی، کدام یکی از این زمان‌ها. بنابراین خود او هم روی این تکیه داشت که مارکس یک کسی است که وقتی می‌خواهند بگویند چه می‌گفت باید بگویند در چه وقتی چه می‌گفت، و روی دیگران نیز به همین ترتیب. این قضیه را در بعضی از فقها نیز می‌بینیم. مرحوم علامه حلی، مرحوم شیخ طوسی، از فقهای برجسته‌ای هستند که وقتی گفته می‌شود فتوا و نظر علامه حلی، باید گفت در چه سالی، در چه کتابی. چه بسا علامه حلی و یا شیخ طوسی در آثار ۵۰ سالگی خود نظر و فتوای خودش را که در ۳۰ سالگی داده بوده رد می‌کند و نفی می‌نماید. ذهن‌های تیز و تند که یک پویشِ با شتاب هستند این چنین­اند. بنابراین مطالعه‌گران آثار دکتر شریعتی باید بدانند که چه بسا خود دکترشریعتی برداشتی که از اسلام در سن ۳۰ سالگی داشته است در سن ۴۰ سالگی، ۴۵ سالگی رد کرده، نفی کرده و بی‌ارزش دانسته. پس نباید از این موضوع غافل باشیم.روش مطالعه آثار دکتر شریعتیمطالعه‌گران ما لازم است قبلاً با یک مجموعه فشرده تنقیح شده که انطباقش با تعالیم اسلامی روشن باشد آشنا بشوند، بخوانند، یک برداشت جمعی از اسلام داشته باشند و بعد بروند سراغ نوشته‌های پر از نشیب و فراز دکتر شریعتی  وگرنه ذهنیت‌شان گم می‌شود و دیگر نمی‌توانند به آسانی‌ به یک برداشت شکل یافته از اسلام برسند.منبع :پرتال امام خمینی www.imam-khomeini.irمصاحبه شهید بهشتی با نشریه امید انقلاب 30 خرداد 1360 به نقل از سایت مرکز پژوهش­های سیاسی</description>
                <category>سامانه کالک</category>
                <author>سامانه کالک</author>
                <pubDate>Sat, 19 Jun 2021 16:05:53 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>