<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@karafarinisharif</link>
        <description>اگر در مسیرتان ناامید شده‌اید، به ندای درونتان اعتماد کنید؛ در این راستا به شما کمک می‌کنیم تا به رویایتان برسید  |  وبسایت: karafarini.sharif.ir  |  تلگرام و اینستاگرام: karafarinisharif@</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 00:42:11</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/162050/avatar/eeFl2T.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف</title>
            <link>https://virgool.io/@karafarinisharif</link>
        </image>

                    <item>
                <title>هشت نوع تیم: تیم‌ها به چه روش‌هایی سازماندهی می‌شوند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@karafarinisharif/%D9%87%D8%B4%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%B9-%D8%AA%DB%8C%D9%85-%D8%AA%DB%8C%D9%85%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%DA%86%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AF-xcfqmonxqx4p</link>
                <description>انواع مختلفی از تیم‌ها توسط دانشمندان علوم اجتماعی شناسایی شده‌اند. مدیران ممکن است هنگام مدیریت تیم‌های مختلف، با انواع مختلف چالش‌ها روبرو شوند. چالش‌های مرتبط با تیم‌های چند منظوره ممکن است متفاوت از یک تیم پراکنده از نظر جغرافیایی یا یک تیم مجازی باشد. این مقاله برخی از دسته‌ها و زیرگروه‌های مشترک تیم‌ها را بررسی می‌کند.تیم‌ها به روش‌های مختلف سازماندهی می‌شوند؛ تیم‌ها ممکن است برای اهداف مختلف مناسب باشند و می‌توانند براساس وابستگی، توانایی، مکان، هدف، زمان و بسیاری از ویژگی‌های دیگر طبقه‌ بندی شوند. اگر طبقه بندی کار تیمی را درک کنید، رهبر بهتر و بازیکن تیمی بهتری خواهید بود.1: تیم‌های مستقل و وابسته:تیم مستقل:تیم مستقل تیمی است که همه اعضای تیم قادر به انجام وظایف اساسی یکسانی باشند. آنها ممکن است بتوانند به یکدیگر کمک کنند، شاید با ارائه مشاوره یا حمایت معنوی، اما موفقیت هر فرد در درجه اول مرهون تلاش‌های خود هر فرد است. به عنوان مثال، بازیکنان شطرنج فقط به این دلیل که بقیه هم تیمی‌هایشان این پیروزی را کسب نکرده اند، در مسابقات خود پیروز نمی‌شوند و دانشجویان ریاضی نیز فقط به این دلیل که همسایگان آنها می‌دانند چگونه معادلات را حل می‌کنند ، در آزمون‌ها موفق نمی‌شوند.تیم وابسته:در یک تیم وابسته، هیچ کار مهمی بدون کمک و همکاری هیچ یک از اعضای انجام نمی‌شود. اعضای تیم معمولاً در کارهای مختلف تخصص دارند و موفقیت هر فردی به طور جدایی ناپذیری به موفقیت کل تیم بستگی دارد. یک تیم وابسته از طریق شناخت اجتماعی سایر اعضای تیم، اعتماد به یکدیگر و تسخیر چالش‌های مصنوعی سود می‌برد.2: تیم های رسمی و غیر رسمی:تیم های رسمی:تیم‌ها یا گروه‌های رسمی به طور عمدی توسط مدیرانی ایجاد می‌شوند که وظایف خاصی را برای کمک به سازمان در رسیدن به اهداف خود انجام می‌دهند. متداول‌ترین نوع گروه رسمی، تیم فرماندهی است که شامل یک مدیر و کلیه کارمندانی است که به آن مدیر گزارش می‌دهند. نوع دیگر تیم رسمی، کمیته است که به طور کلی، طولانی مدت است و با مشکلات و تصمیمات مکرر سر و کار دارد. برخی از تیم‌های رسمی موقت هستند. ممکن است به آنها گروه‌های ویژه یا تیم‌های پروژه گفته شود. این تیم‌ها برای مقابله با یک مشکل خاص ایجاد شده‌اند و معمولاً با اتمام کار یا حل مشکل منحل می‌شوند.تیم های غیر رسمی:تیم‌ها یا گروه‌های غیررسمی، هر زمان که افراد دور هم جمع می‌شوند و به طور منظم تعامل می‌کنند، پدید می‌آیند. چنین گروه‌هایی در ساختار سازمانی رسمی توسعه می‌یابند. اعضای تیم‌های غیررسمی تمایل دارند که برخی از نیازهای فردی خود را به کل تیم تابع کنند. در مقابل، تیم از آنها حمایت و محافظت می‌کند. فعالیت‌های تیم‌های غیر رسمی ممکن است منافع سازمان را بیشتر کند. به عنوان مثال بازی‌های صبح شنبه ممکن است روابط بازیکن را با یکدیگر تقویت کند.3: بر اساس هدف یا مأموریت:در این زمینه، تیم‌ها را می‌توان به تیم‌های کاری و تیم‌های بهبود تقسیم کرد.تیم های‌کاری:تیم‌های کاری در وهله اول به کارهای انجام شده توسط سازمان از جمله توسعه و تولید محصولات جدید، ارائه خدمات برای مشتریان و ... می‌پردازند. تمرکز اصلی آنها استفاده از منابع سازمان برای رسیدن به نتیجه به طور مؤثر است. تیم‌های کاری مسئول عمل واقعی ایجاد محصولات و خدمات ملموس هستند. کارگران واقعی در یک خط مونتاژ نمونه‌ای از یک تیم تولیدی هستند، در حالی که پیشخدمت‌های یک ناهارخوری نمونه‌ای از یک تیم خدماتی هستند.تیم‌های بهسازی:تیم‌های بهبود در درجه اول شکل گرفتند برای مأموریت افزایش اثربخشی فرآیندهایی هستند که توسط سازمان استفاده می‌شوند. به عنوان مثال، امروزه بیشتر شرکت‌ها تیم‌های با کیفیتی دارند که بر بهبود کیفیت عملیات در شرکت یا فرآیندها تمرکز دارند.4: بر اساس زمان:تیم به هر گروهی از افراد سازمان‌ یافته گفته می‌شود که با تحقق یک هدف و اهداف، به طور متقابل و مشترک با یکدیگر کار می‌کنند تا نیازهای مشتریان خود را برآورده کنند. تیم‌ها برای تعامل بلند مدت و کوتاه مدت ایجاد می‌شوند.تیم‌های کوتاه مدت:برخی از تیم‌ها فقط موقتی هستند و برای یک پروژه خاص با عمر محدود ایجاد شده‌اند. یک تیم توسعه محصول، یک تیم رهبری اجرایی و یک تیم اداری، گروه‌های برنامه ریزی و عملیاتی طولانی مدت هستند. تیم‌های کوتاه مدت ممکن است شامل یک تیم برای توسعه روند پردازش کارکنان، تیمی برای برنامه ریزی مهمانی سالانه شرکت یا تیمی برای پاسخگویی به یک مشکل یا شکایت خاص مشتری باشد.تیم های بلند مدت:از انواع دیگر تیم‌ها دائمی هستند و تا زمانی که سازمان فعالیت می‌کند می‌مانند. به عنوان مثال‌، تیم‌های متمرکز بر ارائه خدمات موثر به مشتری، بخش دائمی بسیاری از سازمان‌ها هستند.5: بر اساس ساختار مرجع:در برخی از سازمان‌ها، تیم‌ها ممکن است از واحدهای مختلف عملکردی (به عنوان مثال، بازاریابی، امور مالی، منابع انسانی و غیره) عبور کنند. چنین نظمی غالباً به دلیل ابهام در مورد اختیارات دشوار است. در مقابل، برخی از سازمان‌ها از تیم‌هایی استفاده می‌کنند که با توجه به ساختار موجود سازمان دست نخورده باشند. ساختار شرکت‌هایی مانند جنرال موتورز به گونه‌ای است که افراد دائماً روی کالاهای خاص با هم کار می‌کنند و تخصص خود را در طیف گسترده‌ای از محصولات اعمال نمی‌کنند.6: عملکردی ، چند متخصصه و خود مدیریتی:تیم‌های عملکردی یا دپارتمانی:گروه‌هایی از افراد از همان منطقه کاری یا شعبه، که به طور منظم برای تجزیه و تحلیل نیازهای مشتری، حل مشکلات، پشتیبانی از اعضا، بهبود مستمر و به اشتراک گذاشتن اطلاعات با هم ملاقات می‌کنند.تیم‌های چند متخصصه:گروهی از افراد که از بخش‌های مختلف یا کارکردهای شغلی دور هم جمع شده‌اند تا با یک محصول خاص، مسئله، مشتری، مشکل یا برای بهبود یک روند خاص روبرو شوند.تیم‌های خودگردان:گروه‌هایی از افراد که مسئولیت هدایت خود را در تمام جنبه‌های کار به عهده می‌گیرند، تیم‌های خودمدیریت نامیده می‌شوند.7: بر اساس ماهیت کار:تیم اجرایی:یک تیم اجرایی برای فعالیت‌ها برنامه ریزی می‌کند و سپس این فعالیت‌ها را هدایت می‌کند. به عنوان نمونه از یک تیم اجرایی، یک تیم ساختمانی می‌تواند نقشه‌های اولیه‌ای را برای یک ساختمان جدید طراحی کند و سپس با استفاده از این طرح‌ها، راهنمایی کند.تیم فرماندهی:هدف تیم فرماندهی ترکیب دستورالعمل‌ها و هماهنگی عمل است. به عبارت دیگر، تیم‌های فرماندهی به عنوان «مرد میانی» در کار عمل می‌کنند. به عنوان مثال، پیام‌رسان‌ها در محل ساخت و ساز، انتقال دستورالعمل‌های تیم اجرایی به سازندگان نمونه‌ای از تیم فرماندهی است.تیم های پروژه ای (چند منظوره):تیمی که فقط برای یک دوره زمانی مشخص و برای یک هدف جداگانه و کاملاً قابل تعریف استفاده می‌شود، اغلب به عنوان یک تیم پروژه‌ای شناخته می‌شود. مدیران معمولاً گروهی از افراد را بر اساس داشتن عملکرد مشترک، به عنوان «تیم» برچسب گذاری می‌کنند. اعضای این تیم‌ها ممکن است به گروه‌های مختلفی تعلق داشته باشند، اما در فعالیت‌های یک پروژه تعیین تکلیف می‌شوند، بنابراین به افراد خارجی امکان می‌دهد آنها را به عنوان یک واحد ببینند. از این طریق، ایجاد یک تیم علی‌الظاهر ساخت، ردیابی و تعیین تکلیف گروهی از افراد براساس پروژه در دست اجرا را تسهیل می‌کند. این گروه از تیم‌ها شامل زیرگروه‌های مذاکره، کمیسیون و تیم طراحی هستند. به طور کلی، این نوع تیم‌ها با استعداد بالا و متشکل از افراد با تخصص در زمینه‌های مختلف، با هدف استفاده از این ترکیب استعداد برای تولید راه حل‌های جدید و محصولات نوآورانه تشکیل شده‌اند. تیم‌های مذاکره برای اقناع خدمت می‌کنند، تیم‌های کمیسیون درباره موضوعات حساس قضاوت و تصمیم گیری با درایت می‌کنند و تیم‌های طراحی تولید استراتژی را به عهده دارند.تیم‌های مشاوره‌ای (موازی):تیم‌های مشاوره‌ای درباره محصول نهایی پیشنهاداتی ارائه می‌دهند. به عنوان مثال، یک گروه کنترل کیفیت در یک خط مونتاژ نمونه‌ای از یک تیم مشاوره‌ای است: آنها محصولات تولید شده را بررسی می‌کنند و در مورد چگونگی بهبود کیفیت اقلام ساخته شده پیشنهاد می‌دهند.تیم‌های اقدام(Action):تیم‌های اقدام تیم‌های کاملاً تخصصی و هماهنگی هستند که اقدامات آنها به شدت متمرکز بر تولید محصول یا خدمات است. تیم فوتبال NFL نمونه‌ای از یک تیم اقدام است. نمونه‌های دیگر ارتش، پیراپزشکی و حمل و نقل است.8: بر اساس مکان:تیم‌های مستقر:این تیم‌های سنتی هستند که در یک مکان مستقر شده و برای یک هدف مشترک کار می‌کنند.گروه‌های مجازی:تحولات فناوری‌های ارتباطی شاهد ظهور تیم کار مجازی بوده‌اند. یک تیم مجازی به گروهی از افراد گفته می‌شود که به طور متقابل و با هدفی مشترک در مرزها، مکان و زمان سازمان با استفاده از فناوری برای برقراری ارتباط و همکاری کار می‌کنند. اعضای تیم مجازی می‌توانند در یک کشور یا در سراسر جهان مستقر شوند، به ندرت رو در‌ رو ملاقات می‌کنند و اعضایی با فرهنگ‌های مختلف را شامل می‌شوند.گروه تولید محتوای مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریفمنبع: وبسایت TechnoFunc</description>
                <category>مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف</category>
                <author>مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف</author>
                <pubDate>Sat, 21 Nov 2020 14:03:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مالیات استارتاپ‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/@karafarinisharif/%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE%D9%87%D8%A7-mn3xsdhh3biq</link>
                <description>تعریف استارتاپ بر طبق قوانین موجودهیأت وزیران در تاریخ 01/03/1398 آیین‌نامه‌ای را با عنوان « آیین‌نامه حمایت از شرکت‌های نوپا»  به شماره۲۵۰۷۱/ت۵۴۹۹۱هـ تصویب کرد.در ماده ۱ این آیین‌نامه، استارتاپ یا شرکت نوپا این‌گونه تعریف شده است:هر شرکت خصوصی و تعاونی در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات که کمتر از سه سال از تاریخ ثبت آن گذشته است، مادامی که از تمام شرایط زیر برخوردار باشد.۱ـ حداکثر سرمایه ثبتی شرکت دو میلیارد و پانصد میلیون (2/500/000/000) ریال باشد.۲ـ درآمد شرکت در سال کمتر از پنج میلیارد (5/000/000/000) ریال باشد. این مبلغ در سال ۱۳۹۸ ملاک است و در سال‌های بعد بر اساس نرخ تورم اعلامی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران توسط کارگروه موضوع تبصره ماده (۱۰) این تصویب نامه تعدیل و اعلام خواهد شد.۳ـ مؤسسین و صاحبان سهام شرکت نسبت به توزیع سود اقدام نکنند و با رعایت قانون تجارت به حساب افزایش سرمایه شرکت منظور نمایند و دریافتی ماهانه آ‌ن‌ها از سه برابر حداقل حقوق و دستمزد سالیانه کارگران مشمول قانون کار بیشتر نباشد.۴ـ مشخصات شرکت در سامانه متمرکز درخواست خدمات سازمان فناوری اطلاعات ایران ثبت شده باشد.مالیات استارتاپ‌هامالیات از مسائل حقوقی مهم در دنیای کسب‌وکار است. متاسفانه بسیاری از افراد بدون آگاهی از قوانین مالیاتی کشور کسب‌وکار خود را آغاز می‌کنند. برخی به منظور فرار از مالیات تدابیری می‌اندیشند. عدم توجه به این مسأله مهم برای فعالیت‌های استارتاپی مشکل‌ساز خواهد شد. در مورد اخذ مالیات دو نوع رویکرد وجود دارد؛ جمعی مخالف اخذ مالیات یا حداقل معافیت مالیاتی هستند. این گروه به فعالیت‌های استارتاپی با نگاه حمایتی از کارآفرینی، نوآوری وایجاد ارزش نگاه می‌کنند. گروهی دیگر معتقد به پرداخت مالیات فعالیت‌های استارتاپی همچون سایر شرکت‌ها هستند. اعتقاد این گروه کسب درآمد از فعالیت‌های استارتاپی است.با توجه به قوانین مالیاتی کشور دفاتر مالیاتی باید خوانا و بدون خط‌خوردگی باشند. از طرفی شرکت‌های نوپا بدون اطلاع از نوع فعالیت اقدام به جذب نیرو می‌کنند. این در حالی است که بین کارگر و پیمانکار مستقل از لحاظ پرداخت مالیات تفاوت وجود دارد؛ به همین جهت وجود مدیر مالی یا مشاور مالیاتی امری ضروری است. شرکت‌ها پس از ثبت‌نام در سایت اداره مالیات کد اقتصادی دریافت می‌کنند. با دریافت کد اقتصادی شرکت‌ها ملزم به تحویل اظهارنامه مالیاتی در یک نوبت و تا پایان تیرماه هستند. پس از تسلیم اظهارنامه مالیاتی و دریافت دعوتنامه، حضور در اداره مالیات جهت تحویل اصل دفاتر مالیاتی الزامی است. در صورت عدم حضور در تاریخ معین، مالیات استارتاپ به صورت علل‌الرس محاسبه می‌گردد. این موضوع برای فعالیت استارتاپی جالب نیست.طرح نوآفرین ومعافیت مالی استارتاپ‌هاهیئت دولت در تاریخ 31اردیبهشت 98 طرحی تحت عنوان «نوآفرین» را تصویب کرد که قرار است مشکل‌گشای بسیاری از چالش‌های مالیاتی و بیمه‌ای استارتاپ‌ها باشد.در این طرح معافیت‌های مالیاتی و بیمه‌ای برای این کسب‌وکارها در نظر گرفته شده‌است.ویژگی‌های مدنظر در آیین‌نامه طرح نوآفرین:1- عمر استارت‌آپ باید کمتر از ۳ سال باشد، به عبارتی شرکت‌ها از زمان تاسیس تا سال سوم (به شرط داشتن سایر ویژگی‌ها) از معافیت‌هایی برخوردار می‌شوند؛2- سرمایه شرکت محدود باشد. (برای سال 98 این عدد ۲۵۰ میلیون تومان در نظر گرفته شده است) یعنی شرکتی اگر توانست سرمایه‌ای بیش از این مقدار جذب کند، دیگر شرکت بزرگ شده و لازم است مانند شرکت بزرگ با آن برخورد شود.3- درآمد شرکت در سال هم محدود باشد (برای سال98 عدد ۵۰۰ میلیون تومان در نظر گرفته شده است)؛ یعنی اگر درآمد استارت‌آپ بیش از این مقدار شود مشابه شرکت‌های بزرگ با آن‌ها برخورد خواهد شد.4- مالکان و موسسان آن اقدام به تقسیم سود نکنند و هرچه درآمد دارند، مجدد در شرکت سرمایه‌گذاری ‌کنند، به همین دلیل اگر شرکتی مستقیم یا غیرمستقیم (از طریق حقوق خارج از عرف) اقدام به تقسیم پول کند، مشخص می‌شود که خواسته است از طریق این آیین‌نامه راهی برای فرار از بیمه و مالیات پیدا کند و هدف او سرمایه‌گذاری بر ایده‌اش نیست.مشخصات شرکت در سامانه متمرکز درخواست خدمات سازمان فناوری اطلاعات ایران ثبت شده باشد.5- از ویژگی‌های ذکرشده، اگر هر کدام نقض شود، دیگر معافیت‌ها شامل حال آن شرکت نخواهد شد. تمامی این ویژگی‌ها بر اساس دولت الکترونیک و به‌صورت خودکار ارزیابی می‌شود و استارت‌آپ‌ها نیاز به پر کردن فرم‌ها و صف انتظار بررسی ندارند.علاوه بر این در مواد آیین‌نامه طرح «نوآفرین» به دیگر معافیت‌هایی که شامل حال استارت‌آپ‌ها می‌شود، اشاره شده است:1- درماده ۲ ذکر شده که این شرکت‌ها، به شرط تولید یک خدمت یا محصول، از مالیات معاف هستند.2-در ماده ۷ ذکر شده که اگر استارت‌آپ دارای تعدادی هم‌موسس باشد، این هم ‌موسسان نیاز به پرداخت بیمه ندارند.3-در ماده ۵ آمده که این شرکت‌ها می‌توانند برای مدت ۲ سال کارورز داشته باشند. از آنجا که بسیاری از استارت‌آپ‌ها با برخی از افراد وارد همکاری می‌شوند و این همکاری از انواع استخدام نیست تا پیش از این طبق مقررات چنین چیزی به رسمیت شناخته نمی‌شد و بیمه می‌توانست این رفتار را جریمه کند.در همان ماده ۵ قید شده که اگر فردی پلت‌فرمی ایجاد کند (مثلا صنایع‌دستی سفارش بگیرد و در پلت‌فرم به فروش برساند) نیازی به بیمه‌کردن آن‌ها نیست، به عبارتی رابطه پلت‌فرم با این افراد از جنس استخدامی نیست.4- در ماده ۱۰ این آیین‌نامه، فضاهای کاری اشتراکی و شتاب‌دهنده‌ها به رسمیت شناخته شده‌اند. به این ترتیب فضاهای کار اشتراکی می‌توانند چندین کد کارگاهی بیمه دریافت کنند؛ به‌عبارت‌دیگر اگر در یک فضای کار اشتراکی ۱۰ شرکت مستقر شده باشند، هر ۱۰ شرکت می‌توانند کد کارگاه خود را با همان آدرس دریافت کنند. به زبان ساده‌تر فضای کار اشتراکی مانند فضای کار خصوصی به رسمیت شناخته شده است.حکم مالیاتی آیین‌نامه برای حمایت از استارتاپ‌هاطبق ماده ۱۰ این آئین‌نامه:‌ در صورتی که شرکت‌های مورد حمایت ساکن مراکز رشد، فضاهای کاری اشتراکی و شتاب‌دهنده‌ها باشند، سازمان‌های امور مالیاتی کشور و تأمین اجتماعی مکلفند نسبت به تخصیص شناسه (کد)های مؤدی و کارگاهی اقدام نمایند. صدور هرگونه مفاصاحساب شناسه (کد)های مزبور با رعایت قوانین و مقررات مربوط خواهد بود.تبصره ـ فهرست مراکز رشد، فضاهای کاری اشتراکی و شتاب‌دهنده‌ها توسط کارگروهی مرکب از وزارتخانه‌های ارتباطات و فناوری اطلاعات و علوم، تحقیقات و فناوری و معاونت علمی و فناوری رییس ‌جمهور و سازمان‌های امور مالیاتی کشور و تأمین اجتماعی اعلام می‌شود.طریقه محاسبه مالیات استارتاپیک استارتاپ هنگام شروع فعالیت خود می‌تواند به دو صورت حقیقی و حقوقی شروع به کار کند. اولین قدم برای این راه ثبت شرکت و سپس  تشکیل پرونده مالیاتی است.بعد از ثبت شرکت و تشکیل پرونده، مطابق تبصره ماده ۴۸ قانون مالیات‌های مستقیم، شرکت نوپا ۲ ماه فرصت دارد که مالیات حق تمبر سرمایه شرکت را پرداخت کند؛ به‌طور مثال اگر سرمایه اولیه شرکت 10/000/000 ریال باشد، این عدد در ۰.۰۰۰۵ ضرب می‌شود و در نتیجه مالیات حق تمبر: 5/000 ریال می‌شود. گر هم شرکت به صورت حقیقی شروع به کار کرد، مطابق تبصره ۳ ماده ۱۷۷ همین قانون، ۴ ماه از تاریخ شروع به کار، برای تشکیل پرونده مهلت دارد.گروه تولید محتوای مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف</description>
                <category>مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف</category>
                <author>مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف</author>
                <pubDate>Sat, 07 Nov 2020 15:28:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ثبت برند</title>
                <link>https://virgool.io/@karafarinisharif/%D8%AB%D8%A8%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-asi0qbkcesr0</link>
                <description>ثبت برند تنها داشتن یک نام یا یک علامت نیست بلکه معیاری برای‌ معرفی شما در بازارهای ملی و جهانی است.انتخاب نام برندیکی از مهم‌ترین قسمت‌های مراحل ثبت برند انتخاب نام برند است؛ به‌گونه‌ای که نباید قبلاً ثبت شده باشد و قابلیت ثبت داشته باشد.پس حتماً باید استعلام برند را قبل از ثبت انجام بدهید و بعد از آماده کردن مدارک مورد نیاز وارد سایت مالکیت معنوی کشور می‌شوید و در بخش ثبت‌نام مشخصات خود را وارد می‌کنید. پس از بررسی اظهار‌نامه شما اگر پذیرفته شده باشد، به روزنامه رسمی ارسال می‌شود و در این مرحله حتماً باید هزینه روزنامه رسمی را برای آگهی درخواست ثبت برند بپردازید. اگر شخصی از ثبت برند شما اعتراضی نداشته باشد، اظهارنامه ثبت شده توسط کارشناسان بررسی می‌شود. پس از تایید، شما باید به اداره مالکیت معنوی بروید و پرونده تشکیل دهید و حق ثبت برند را پرداخت کنید. سپس برای بار دوم در روزنامه رسمی ثبت می‌شود؛ نه برای اطلاع عموم بلکه برای ثبت علامت تجاری در روزنامه و دوباره هزینه روزنامه رسمی را پرداخت می‌کنید و در آخر گواهی 10 ساله ثبت برند را دریافت می‌کنید.پس از 10 سال مالک برند یک فرصت 6 ماهه دارد تا تمدید شود و اگر تمدید رخ ندهد، برند مذکور می‌توان به نام شخص حقیقی یا حقوقی دیگری ثبت شود.مزیت‌های ثبت برندثبت برند باعث حفظ و تلاش برای بهبود کیفیت محصول می‌شود؛ به گونه‌ای که وقتی برندی ثبت می‌شود، طرفداران خاصی را به خود جلب می‌کند. رضایت مشتری در هر صنفی بزرگترین تبلیغ برای آن برند محسوب می شود؛ پس تلاش خود را برای بهتر شدن انجام می‌دهد. همچنین ثبت برند جهت دریافت وام و تسهیلات مالی برای شرکت مفید است و سرمایه‌گذاران تمایل بیشتری برای همکاری با شرکت پیدا می‌کنند .ایا اجباری در ثبت برند وجود دارد؟در قانون تجارت کشوربرای ثبت برند اجباری وجود ندارد به جز موارد زیر:1. ثبت برند لوازم آرایشی که به صورت مستقیم روی پوست استفاده می‌شود.2. داروهای مخصوص مورد استفاده پزشکان3. محصولات غذایی عرضه‌شده در بسته بندی یا ظروف مخصوص4. نوشیدنی‌ها و آب‌های گازدارچه برندی را نمی‌توان ثبت کرد:1. برندهایی که در آن‌ها از علائم رسمی کشور استفاده شده باشد مثل آرم هلال احمر و...2. برندهایی که قبلاً ثبت شده‌اند3. برندهای خلاف عفت عمومی یا نظم جامعه4. برندهایی که در آن‌ها عباراتی منسوب به ایران همچون انقلاب یا دولت و... وجود داشته باشد.5. برندهایی که عبارت به کار رفته در آن‌ها به صورت کلی یا عمومی باشد مانند پارچه و...گروه تولید محتوای مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف</description>
                <category>مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف</category>
                <author>مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف</author>
                <pubDate>Sat, 31 Oct 2020 13:16:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استراتژی برند برای تجارت‌های نو‌پا</title>
                <link>https://virgool.io/@karafarinisharif/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%D9%BE%D8%A7-ksmkatdaovnv</link>
                <description>یکی از مهم ترین مراحل شروع یک کسب‌وکار، توسعه برند تجاری‌ است؛ اینکه مشتریان چگونه شما را به یاد می‌آورند و چگونه در رقابت دوام می‌آورید، استراتژی است که هنگام ساختن برند خود باید به کار بگیرید. یافتن ایده مناسب اولین قدم در تلاش‌های شما برای شروع یک استارتاپ کوچک است. بخش چالش‎برانگیز، ساختن برند تجاری پیرامون ایده‌ای است که مردم آن را به یاد بیاورند. ایده عالی شما در رقابتی با ایده‌های عالی دیگر برای به دست آوردن توجه مصرف‌کننده قرار می‌گیرد.چگونه می‌توانید برند خود را به نحوی بسازید که در ذهن مصرف‌کنندگان باقی بماند؟استراتژی برند به عنوان یک برنامه بلندمدت برای شناسایی هویت کسب‌وکار شما با مشتریان و مخاطبان هدف تعریف می‌شود. استراتژی نام تجاری خوب، از طریق همه‌ی بخش‌های کسب‌وکار شما ارائه شده و در جهت اهداف خاصی کار می‌کند.چگونه استراتژی برند خود را توسعه دهیم؟با یک لوگوی مناسب شروع کنید:یک لوگو به شما کمک می‌کند که کسب‌وکار خود را از دیگر شرکت‌هایی که محصولات و خدمات مشابه دارند، متمایز کنید. ماهیت تصویری لوگوی شما هرچند که ظاهر کلمه در استایل خاصی باشد، به مشتریان کمک می‌کند که شما را به خاطر بسپارند و نیز شرکت شما را به عنوان یک شرکت تأسیس شده و یک کسب‌وکار کوچک معتبر به یاد بیاورند. لوگوی شما باید دارای ظاهری حرفه‌ای و تصویری مرتبط با صنعت خودتان باشد. تا وقتی که هنرمند نیستید یا مهارت زیادی در گرافیک ندارید، بهتر است لوگویتان را به طراح حرفه‌ای بسپارید. سایت‌های زیادی به صورت انلاین وجود دارند که این خدمات را با قیمت مناسب ارائه می‌دهند. پس از نهایی‌سازی لوگو حتماً ان را در تمام کانال‌های مرتبط با تجارت خود قرار دهید؛ در وب‌سایت، صفحه‌های اجتماعی، کارت ویزیت، سربرگ، پاکت‌نامه، برگه‌ها، هدایا و تبلیغات چاپی شما باشد. سعی کنید رنگ‌های موجود در آرم خود را به عنوان رنگ‌های برند تجاری خود نیز در نظر بگیرید و در هر جای مناسب از آن رنگ‌ها استفاده کنید (مانند وب‌سایت خود).یک شعار یا تگ‌لاین بسازید:شعارها (که به آن‌ها تگ‌لاین نیز گفته می‌شود) عبارات بسیار کوتاهی هستند که بیان می‌کند تجارت شما درباره چیست و مهمتر اینکه مشتریان شما از کسب‌و‌کار یا محصول چه نتیجه مفیدی می‌گیرند. وقتی یک شعار می‌سازید، باعث می‌شود تجارت خود را از دیگران متمایز و به یادماندنی‎تر کنید .به عنوان مثال شعار M&amp;M «در دهان ذوب می‌شود، نه در دست شما» یا نمونه دیگر شعار Bounty «بالابر سریع‌تر». در هنگام استفاده از لوگوی خود، از این شعار نیز استفاده کنید و در نظر داشته باشید نسخه‌ای از لوگوی خود ایجاد کنید که شامل این شعار هم باشد.آماده شتاب‌گیری باشید:آگاهی از برند، بازاریابی اولیه است؛ گرچه رسانه‌های اجتماعی و سایر اشکال بازاریابی دیجیتال، گزینه‌های جدیدی را به آن اضافه کرده‌اند اما هیچ تغییری در مفاهیم آن ایجاد نشده است. افرادی که بیشترین بازارگرمی را داشته باشند، بیشترین موفقیت را کسب خواهند کرد. برای شتاب گرفتن خود به دنبال تکنولوژی نباشید؛ همه چیز به شما بستگی دارد. بازاریابی آنلاین تنها یک کانال در بین تمام استراتژی‌های شبکه و آفلاین شماست. روش‌های بازاریابی حضوری و تلفن زدن  نیز همچنان کارایی دارند. همانطور که «مارک کوبان»، کارآفرین، می‌گوید: «مثل کسی کار کنید که 24 ساعت شبانه‌روز تلاش می‌کند تا همه چیز را از شما بگیرد.»از طرفداران نام تجاری خود استفاده کنید:لازم نیست تنها کسی باشید که تلاش می‌کند. شما به طرفداران فوق‌العاده‌ای نیاز دارید که برای شما هیجان‌زده شوند و به نوعی بازار گرمی کنند؛ در تبلیغات مدرن به آنها «مدافعان نام تجاری» گویند. شاید آن‌ها چنان تجربه‌ای عالی داشته‌اند که به صورت آنلاین با فالوورهای شبکه‌های اجتماعی بزرگ خود راجع به آن صحبت می‌کنند، آن‌ها را به مشتریان بالفعل تبدیل کنیئ و برای هر کسی که به سمت شما جذب می‌شود، محصول رایگان یا هزینه تبلیغ اختصاص دهید.طرفداران نام تجاری جدید پیدا کنید:آیا می‌دانید [A1] اوبر چگونه به قدرت رسید؟ این شرکت به دنبال نام تجاری تأثیرگذار در شبکه‌های اجتماعی بود و خدمات رایگان ارائه داد. شما ممکن است قدرت بازاریابی نداشته باشید تا کندال جنر یا نام بزرگ دیگری را در فضای رسانه‌های اجتماعی دعوت کنید اما با استفاده از بلاگر‌های محلی و منطقه‌ای که تعداد زیادی طرفدار دارند نیز موفق خواهید شد.از اینفوگرافی استفاده کنید:اینفوگرافیک‌ها را دیده‌اید این تصاویر پر از حقایق و سایر اطلاعات ارزشمند است. اگر تجارت شما در بخش مشاوره یا سایر مشاغل تخصصی یا نیمه‌تخصصی است، از موقعیت خود به عنوان یک متخصص استفاده کنید و یک اینفوگرافیک قابل اشتراک‌گذاری پر از حقایق و ارقام جالب توجه برای مشتری بالقوه‌یتان ایجاد کنید. از این مورد غافل نشوید و یک کارشناس برای طراحی آن به بهترین وجه استخدام کنید.یک ابزار طراحی کنید:آیا تاکنون یکی از آن تست‌های آنلاین را انجام داده‌اید؟ آنها سرگرم‌کننده، جذاب و قابل‌اشتراک‌گذاری هستند. اما لازم نیست که آزمون‌هایی از نوع «چه کسی همسر ایده‌آل شماست» باشد. این آزمون‌ها می‌تواند چیزی باشد که مشتری در رابطه با تجارت شما ارزشمند می‌داند. به‌عنوان‌مثال اگر در صنعت بام‌سازی فعالیت می‌کنید، می‌تواند یک تست برای ارزیابی میزان زمان باقی‌مانده جهت بازسازی و تعمیر [A2] منازلباشد که احتمالاً به یک برنامه نویس برای کمک در این زمینه نیاز خواهید داشت که آنقدرها هم که فکر می‌کنید، گران نیست.یک رویداد اجتماعی را حمایت مالی کنید:بسیاری از مشاغل کوچک آرم خود را در یک برنامه دبیرستان، در یک برنامه محلی یا یک رویداد مهم اجتماعی دیگر قرار داده‌اند؛ درحالی که مسأله این است که آرم شما به تنهایی کافی نیست. فقط اسپانسر این رویداد نشوید، خود را نشان دهید! اگر یک رویداد ورزشی است، آب بیاورید. به نوعی یک مسابقه تمام روزه را برگزار کنید و از همه مهمتر با مردم ملاقات کنید و ارتباط برقرار کنید.از تبلیغات رسانه‌های اجتماعی استفاده کنید:اگر می‌خواهید تجارت شما توسط مشتریان بالقوه دیده شود، باید تبلیغ کنید. اگر بودجه‌ای برای تبلیغات ندارید، احتمال جذب مشتری بسیار کم است. حتی ماهیانه 50 دلار برای تبلیغات در شبکه‌های اجتماعی از هیچ چیز بهتراست.با کسب‌وکارهای دیگر همکاری داشته باشید:مشاغل دیگر در داخل و خارج از فضای شما در تلاشند برند خود را در مقابل مشتریان خود حفظ کنند؛ راه‌های استراتژیک شراکت را کشف کنید. یک شرکت ساخت وب‌سایت می‌تواند با یک تولیدکننده ویدیو شریک شود و به تولید محتوا برای یکدیگر بپردازند. یا یک لوله‌کش و برق‌کار می‌توانند با هم، به عنوان یک راه حل کامل برای کسی که اقدام به بازسازی خانه می‌کند، تبلیغ کنند. تقسیم هزینه تبلیغات راهی ارزان برای معرفی نام تجاری شما به تعداد بیشتری از افراد، نسبت به حالت انفرادی خواهد بود.تبلیغات ایمیلی را به کار ببرید:گزارش اخیر منتشر شده در Adweek نشان داد که 49٪ از مردم هنوز ترجیح می‌دهند، با برندها از طریق پست الکترونیکی تماس بگیرند. می‌توانید از رسانه‌های اجتماعی، پیام‌کوتاه یا تماس تلفنی استفاده کنید اما همه‌ی این موارد تنها 22٪ از انتخاب اول افراد بود. برای شروع به Mailchimp یا یکی دیگر از سیستم عامل‌های بازاریابی ایمیلی نگاه کنید.ارسال نامه به سبک قدیمی را فراموش نکنید:احتمالاً فکر می‌کنید ارسال نامه به سبک قدیمی مرده است اما اشتباه می‌کنید. همان نظرسنجی نشان داد که 22٪ از مردم هنوز به کمپین‌های پست مستقیم پاسخ می‌دهند، به ویژه اگر آن‌ها 35 سال یا بیشتر داشته باشند. بسیاری از استراتژی‌های ذکرشده در بالا می‌تواند به عنوان یک کمپین پست مستقیم ساخته شود.پاسخگوی مشتریان خود باشید:متأسفانه ما در جهانی زندگی می‌کنیم که خدمات برجسته مشتری به جای یک قاعده معمول، به یک استثنا تبدیل می‌شود. نام تجاری شما از نظر مشتریانی سرآمد خواهد بود که مشتاقانه منتظر برخورد با شما باشند. Chick-Fil-A نه تنها با غذای عالی بلکه با خدمات به همان اندازه عالی مشتری، نیز برند خود را به دست آورده است. وقتی کسی برای شما در شبکه‌های اجتماعی چیزی نوشت یا ایمیلی فرستاد، بلافاصله پاسخ دهید. اگر تماس گرفتند، با آن‌ها تماس بگیرید. اگر ناراضی هستند، مسأله را رفع کنید حتی اگر کاملاً حق با انان نباشد. هر از گاهی کالای رایگان هدیه دهید و بخشی از جامعه باشید. به سادگی برند خود را به عنوان کمپانی دوستدار مردم پایه‌گذاری کنید.گروه تولید محتوای مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف</description>
                <category>مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف</category>
                <author>مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف</author>
                <pubDate>Sat, 24 Oct 2020 14:14:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مشکلات حقوقی استارتاپ‌ها و کسب‌و‌کارهای نوپا</title>
                <link>https://virgool.io/@karafarinisharif/%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE%D9%87%D8%A7-%D9%88-%DA%A9%D8%B3%D8%A8%D9%88%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%D9%BE%D8%A7-jvy6i3hj7qd4</link>
                <description>استارتاپ، یک شرکت نوپا با سرمایه‌ای اندک است که با تکیه بر انگیزه و توان بنیانگذارانش به دنبال ایده‌ی عرضه‌ی خدمت یا یک کالای منحصر‌به‌فرد جدید برای حل مشکل یا نیاز قدیمی و بدون پاسخ است.چه مشکلات حقوقی استارتاپ‌ها و کسب‌و‌کارهای نوپا را تهدید می‌کند؟غیرقانونی بودن فعالیت، گرچه اصولاً فعالیت‌های تجاری در هر کشور آزاد است اما به هر حال قوانینی در هر کشور وجود دارد که لازم است قبل از راه‌اندازی استارتاپ قوانین کشور خود را بررسی و با یک وکیل خوب مشورت کنید. برخی از این قوانین عبارتند از:1. هر گونه معامله‌ی کالاهایی که درشرع یا قانون ممنوع شده‌اندبه عنوان مثال در ایران خرید و فروش مشروبات الکلی و مواد مخدر، ویروس‌های اینترنتی، فیلتر شکن و.... ممنوع است.2. هرگونه معامله با اهداف نامشروع و غیر قانونیبه عنوان مثال اعمالی مثل قماربازی، شرط‌بندی، رشوه دادن و... غیر قانونی می‌باشد؛ اگر شخصی یک استارتاپ برای تسهیل اعمالی که گفته شد، راه‌اندازی کند کلیه قراردادهای که برای فروش این محصولات منعقد کرده است باطل تلقی شده و نه‌تنها نمی‌تواند حقوق خود رامطالبه کند بلکه احتمالا به جرم همکاری در ارتکاب جرم هم محکوم و مجازات خواهد شد.3. هرگونه فعالیتی که جرم تلقی می‌شودبه طور کل سه نوع مجوز جهت ایجاد کسب‌وکار لازم است:1. پروانه کسب: اگر کسب‌وکاری قرار است راه‌اندازی شود باید صنف مشخصی برای آن باشد وپیش از هر اقدامی باید دنبال پروانه کسب‌‌کار خود از صنف مربوطه باشید.2. نماد اعتماد الکترونیکبنابر تعریف ارائه شده توسط سایت ای نماد: این نماد نشانه‌ای است که منحصراً برای کسب‌وکارهای مجازی توسط مرکز توسعه تجارت الکترونیکی صادر می‌شود. با ارائه این نماد ساماندهی، احراز هویت و صلاحیت آن‌ها اعطا می‌گردد که پس از بررسی درگاه (وب سایت) احراز هویت و صلاحیت مالک را برای مدت یک سال صادر می‌نماید.3. مجوز ساماندهیوب‌سایت ساماندهی وابسته به مرکز توسعه فناوری اطلاعات و رسانه‌های دیجیتال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که مرجع احراز هویت مدیران تمام سایت‌ها و سامانه‌های اینترنتی را می‌باشد. مهم‌ترین مزیت ثبت‌نام در سایت ساماندهی و دریافت نماد طلایی را می‌توان جلوگیری از فیلترینگ سریع و بدون اطلاع دانست.4. عدم رعایت حقوق اشخاصگاهی ممکن است یک استارتاپ بنا و مبنای کار خود را بر پایه‌ای مستقر کند که متعلق به دیگران است. عدم رعایت حقوق مالکیت فکری اشخاص یکی از مسائل مهم در حوزه کسب‌وکار های نوپاست که ممکن است سبب زمین خوردن یک کسب‌وکار نوپا شود.5. مشکلات قانونی شریکدر مسیر رشد یک استارتاپ ممکن است یکی از هم‌بنیانگذاران دارای سوسابقه بوده و مشکلاتی را برای استارتاپ و سایرین ایجاد کند.6. عدم شفافیت حقوق و تعهدات بنیانگذرانیکی از مهم‌ترین اقدامات حقوقی برای راه‌اندازی یک استارتاپ تنظیم قرارداد هم‌بنیانگذران است. در شروع کار این مسأله شاید خیلی پررنگ نباشد اما از وقتی کسب‌وکار ارزش بیشتری پیدا می‌کند، ممکن است هم‌بنیان‌گذاران دچار اختلاف شوند، در این شرایط مهم‌ترین نقطه اتکا خود را که تیم کارآفرین است، از دست‌داده یا تضعیف‌شده می‌بیند.7. غیرمنصفانه بودن قرارداد‌های سرمایه‌گذاری استارتاپ‌هاقراردادهای سرمایه‌گذران از جمله مهم‌ترین قراردادهای مورد نیاز استارتاپ‌هاست که با افراد صاحب ثروت جهت تأمین سرمایه مورد نیاز برای رشد شرکت منعقد می‌گردد.گاهی سرمایه‌گذاران غیرحرفه‌ای با تصور این که بتوانند منافع مالی بیشتر از قرارداد سرمایه‌گذاری کسب نمایند، تلاش می‌کنند تا سهم بیشتر و شروط یک جانبه‌تری به نفع خود دریافت کنند. شاید چنین اقدامی در ابتدا به نفع صاحبان سرمایه بنظر برسد اما با کمی دقت می‌توان متوجه شد که سهم‌خواهی نامنصفانه سرمایه‌گذار موجب کاهش انگیزه هم‌بنیانگذاران و باعث محدودیت امکان جذب سرمایه در راندهای بعدی جذب سرمایه خواهد بود.8. مشکلات مالیاتی استارتاپ‌هااستارتاپ‌ها اصولاً به این موضوع بی‌توجه هستند اما عدم پرداخت مالیات نه تنها باعث معافیت نمی‌شود بلکه اداره مالیات حق گرفتن جریمه هم دارد.9. مشکلات بیمه و تأمین اجتماعی استارتاپ‌هاوقتی استارتاپی رشد می‌کند طبیعتاً به نیروی انسانی بیشتری نیاز دارد؛ حال اگر نیازهای آن‌ها تأمین نشود علاقه‌ی افراد برای انجام کار کم شود و مشکلاتی را به وجود می‌آورد.10. تجاوز به حقوق فکری استارتاپ‌هااسرار تجاری و اختراعات طرح‌های صنعتی، آثار ادبی و ... از جمله اموال فکری هستند که امروزه مهم‌ترین دارایی شرکت‌های بزرگ را تشکیل می‌دهند که باید مراقب این دسته از اموال خود باشید.11. مسئولیت اقدامات کاربراندر زمینه کسب‌وکارهای نوپا اگر صاحبان یک کسب‌وکار به موجب یک قرارداد صحیح صراحتاً روابط خود را با کاربرانشان شفاف نکرده و حقوق تعهدات خود و آن‌ها رادقیقاً مشخص نکنند ممکن است از سوی کاربران دیگر خود مورد تعقیب حقوقی یا کیفری قرار گرفته و به پرداخت خسارات مادی سنگین با مجازات‌هایی چون حبس جزای نقدی، شلاق و مشابه آن محکوم شوند.نکات حقوقی مفید برای راه‌اندازی یک استارتاپ:* در ابتدا بهتر است توافقات خود را کتبی بنوسید.* مطمئن شوید که فعالیتتان قانونی است و مجوزهای لازم را اخذ کرده‌اید.*  با شریکتان در مورد سرمایه وکار صحبت کنید و با استفاده از حقوق فکری خود با شرکا و همکاران خود قرارداد  NDAو عدم رقابت را ببندید.* برند خود و سایر موارد به نام شرکت ثبت کنید و عجله‌ای برای این کار نداشته باشید.* شفاف‌سازی کنید و نگذارید اطلاعات نزد خودتان یا شریکتان بماند. علاوه‎براین برای ایجاد علاقه بیشتر در هم‌بنیان‌گذارانتان سهام را یکجا به آنها ندهید و همیشه بخشی از سهام را برای کارکنان برتر بگذارید.*  برای پیشگیری از اختلافات می‌توانید در قراردادهایتان شرط داوری قرار دهید؛ یک یا سه نفر از اشخاص متخصص در حوزه حقوق استارتاپ که معتمد هر دو طرف هستند، به عنوان داور برگزینید.* تا حد ممکن از نمونه قراردادها استفاده نکنید. بهتر است بدانید با توجه به تخصصی بودن موضوع، تفاوت قوانین کشورهای مختلف و تفاوت نوع کسب‌وکارها معایب استفاده از نمونه قرارداد بسیار زیاد بوده و در آخر از وکلا و حقوقدان‌های متخصص کمک بگیرید.قوانینی نانوشته که هر استارتاپی در سیلیکون ولی باید بداندسیلیکون ولی یکی از پرجنب وجوش‌ترین صحنه‌های استارتاپی دنیا را دارد اما مانند هر اکوسیستم استارتاپی در دنیا، سیلیکون ولی نیز فرهنگ مخصوص به خود را دارد که عدم اطلاع از قوانین خاص بازی می‌تواند شانس بزرگ شدن در سیلیکون ولی را از هر استارتاپ وکارآفرینی بگیرد.1. پول سرمایه‌گذاری خود را هدر ندهید و این را بدانید که کسی دوبار روی شما سرمایه‌گذاری نخواهد کرد.2. یکی از اصلی‌ترین قوانین نانوشته این است که همواره استارتاپتان را برای عموم با منفعتی که برای جامعه دارد، بیان کنید نه میزان درآمدزایی.3. باززاریابان یا افراد کلیدی رقبایتان را برای استخدام جذب نکنید. شما در نهایت باید سیستم کسب‌وکارتان را به آن‌ها بیاموزید و آن‌ها تمایلی به وفاداری ندارند.4. هر ایده خوبی در عرض 18 ماه می‌تواند در سه شرکت کپی‌برداری شود اما به خاطر داشته باشید که یک پیاده‌سازی واقعی در سطح جهانی به شدت کمیاب خواهد بود و سایر تیم‌ها به گونه‌ای کار را سخت می‌کنند.گروه تولید محتوای مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف</description>
                <category>مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف</category>
                <author>مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف</author>
                <pubDate>Sun, 18 Oct 2020 12:11:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قوانین استارتاپی:چرا باید سیستم گردش کار و فرآیندهای کسب و کار را مشخص کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@karafarinisharif/%D9%82%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%B4-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D9%81%D8%B1%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%AA%D8%B9%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AF-sfnuwxdcff4n</link>
                <description>اگر شما در گذشته صاحب یک کسب‌وکار طولانی‌مدت یا حتی سرگروه یک حرفه‌ی رسمی در هر نوعی بودید، می‌دانید که وقتی بیشتر تصمیمات به دست کارمندان خودمختار سپرده می‌شوند، مسائل می‌توانند چقدر آشفته شوند. درحالی‌که خودمختاری می‌تواند نقش مثبتی در جهت پیشرفت رضایت کاری داشته باشد و همچنین به کارمندان کمک می‌کند تا تصمیماتشان را در راستای پیشرفت جمعی کسب‌وکار اتخاذ کنند. در بیشتر مواقع برای کمک به عملکرد سازمان دست کم یک سری قانون اساسی شناخته شده لازم است.«اگر وقت نداری کاری را درست انجام دهی ،حداقل باید وقت داشته باشی تا آن را تمام کنی.»_نویسنده ناشناسقوانین استارتاپی چه هستند؟قوانین استارتاپ، در ساده‌ترین تعریف قوانین راهگشایی هستند که فعالیت‌های کاری را تعریف (یا حتی تحمیل) می‌کنند. این قوانین برای کمک به سازمان جهت رسیدن به اهدافش طراحی شده است. سازمان‌هایی که قوانین تفهیم‌شده ندارند، با فضای کاری آشفته همراه با نتایج کاری متغیر، روحیه ضعیف کارمندان و مشتریان ناراضی روبرو خواهند شد.ایده قوانین استارتاپی دوران پیشرفت تکنولوژی نیست بلکه پیشرفت یا کشف این سری قوانین برای کسب‌وکارها، زاده تلاش مردم عادی و کارگر جامعه برای فراهم کردن بهترین راه ممکن جهت عملکرد بهتر کسب‌وکارشان بوده است اما قبول جدی این قوانین به عنوان یک ایده اصلی برای سازماندهی کارها تا اوایل سال 1990 اتفاق نیفتاد. از قوانین استارتاپ امروزه، به عنوان یک نیاز اصلی برای بیشتر سازمان‌ها یاد می‌شوند و اغلب برای آماده کردن یک خط مشی برای پیشرفت کسب‌وکارها استفاده می‌شوند.انجام درست قوانین وضع شده برای کسب‌وکار و تجارت‌ها باعث بازده بهتر کارها، ثبات در کسب‌وکار و همچنین پیش‌بینی وضعیت آینده و هزاران ویژگی دیگر می‌شود. این قوانین همچنین پیشرفت مناسب کارها را ضمانت می‌کند.نمونه‌هایی از قوانین استارتاپی:این قوانین می‌توانند از طریق راه‌های متنوعی وضع شوند اما نکته‌های یاد شده در پایین مثال‌های بسیار ساده و ابتدایی را برای کمک به درک مسأله موردبحث فراهم می‌کنند:· یک سلسله مراتب برای تصمیم‌گیری راجع به فاکتورها، به دلیل این که برخی فاکتور‌ها تعیین‌کننده این است که کدام مدیر انتخاب شود.· حساب کتاب برای اندازه‌گیری پتانسیل حق امتیاز و پرداخت برای پرسنل فروش.· یک سری سوال مهم و حیاتی جهت بررسی فروشنده مناسب· مجموعه‌ای از سوال‌ها و جواب‌ها برای مهمانی که در هتل، اتاق رزرو می‌کند؛ به این منظور که بتوان میزان دسترسی به هتل و نرخ آن را حساب کرد.چرا قوانین استارتاپ انقدر مهم‌اند؟قوانین استارتاپ تأثیرگذار کمک می‌کنند تا بتوانیم توقعات خود را به درستی تنظیم کنیم، همچنین یک سری راه‌های راهنما برای چگونگی پیشرفت کار در آینده مهیا می‌کنند.قوانین استارتاپ همچنین باید طوری تنظیم شوند که کسب‌وکارها را از نظر تبعیت از ملزومات قانونی منطقه، ایالت و اتحادیه‌ای که تحت نظر آن‌ها کار می‌کنند، پوشش دهند.مدیران سازمان‌ها معمولاً قدرت و نفوذ قوانین کسب‌وکارشان را روی موارد زیر متمرکز می‌کنند:برقراری امنیت برای کسب‌وکار، کاهش خطاها در مواقع وجود تعارض به سیستم و برای جلوگیری از نیاز به دادخواهی برای گرفتن حق شرکت.مشکل «دانش قبیله ای» در قوانین استارتاپ:اکثر شرکت‌ها دارای دانش قبیله‌ای که شامل یک سری اطلاعات، پروسه و قوانین طبقه‌بندی نشده هستند که فقط در ذهن یک سری از کارمندان وجود دارند. وقتی قوانین استارتاپ به صورت همگانی برای همه تفهیم نمی‌شوند و نانوشته می‌مانند باعث ناهماهنگی در تولید، پروسه کار، کیفیت محصول و تجربیات مشتری/کارمند می‌شوند.اساساً وقتی قوانین استارتاپ برای همه‌ی بخش‌های علاقه‌مند در دسترس قرار نگیرد، کسب‌وکار خودش را در معرض پسرفت می‌یابد.این مثال به خوبی نشان می‌دهد که دانش قبیله‌ای محدود به تعداد کمی نیست:§ سازمانی را تصور کنید که درآمد کسب‌وکارش به صورت فصلی پیشرفت می‌کند. این سازمان می‌تواند یک خرده‌فروش باشد که احتیاج به افزایش تعداد کارکنان فروشگاهش دارد و همچنین باید سیستم پشتیبانی از مشتری‌اش را ارتقا دهد یا حتی یک اداره مالیات باشد که احتیاج به نیروی اضافه برای گذراندن ماه‌های پیش‌رو تا پانزدهم ماه آپریل را دارد.§ کارآموزان شرکت شما کار می‌کنند تا تمام این مباحث را در یک بازه کوتاه آموزش ببینند و بتوانند پیشرفت کنند تا هر چه زودتر در پیشرفت سازمان سهیم باشند.§ توجه کنید که یک قانون در یک ایالت مشخص راجع به فروش یک محصول خاص فقط به کسانی که بالای 18 سال هستند، وجود دارد. این قانون را فقط کارمندان بخش نظارت که برای خرده‌فروشی آماده می‌شوند، میدانند و هرگز به کارآموزان در مورد این قانون هشداری داده نشده و به همین ترتیب کارکنان جدید فصلی شرکت از این قانون اطلاعی ندارند.§ این کسب‌وکار با وجود این کاستی در استانداردسازی و عدم انتقال اطلاعات به کارمندانش می‌تواند به راحتی مورد پیگرد قانونی جهت عدم پیروی درست از قوانین قرار گیرد، آن هم به دلیل این که کارمندان در پیگیری درست از مشتریانشان شکست خوردند.در این مثال، عدم وجود یک مرکز برای طبقه‌بندی و از همه مهم‌تر، اطلاع‌رسانی قوانین مشکل اصلی است. در بسیاری از موارد دیگر، مشکل این است که تنها یک نفر قانون را می‌داند و فرض می‌شود که آن فرد همیشه برای اطلاع رسانی قوانین و راهنمایی در دسترس هست.اما وقتی قوانین یک شرکت در شرایط بحرانی را تنها یک نفر می‌داند، اوضاع خطرناک‌تر هم می‌شود. این شرایط مانند سناریوی «اگر تو فردا با یک اتوبوس تصادف کنی، ما بدون تو چه کار کنیم؟» است.متاسفانه، تعداد غیرمنتظره‌ای خلا در تعداد کارکنان وجود دارد و برای کسب‌وکارها تبدیل دانش قبیله‌ای کارکنانشان به دانش طبقه‌بندی شده و تضمین این که قوانین برای همه شروع به جا افتادن کرده در شرایطی که باید تصمیمات بحرانی گرفته شود، خطرناک است.انواع قوانین استارتاپ:برای توضیح قوانینی که بیشتر شرکت‌ها و سازمان‌ها برای اداره کارهایشان به آن ها تکیه می‌کنند، دانستن چند ادعا مهم است:1. ادعای ساختاری زمانی اتفاق میفتد که یک حقیقت، برخی از قسمت‌های ساختار یک سازمان را نشان می‌دهد که شامل این است که تصمیم‌ها چگونه اتخاد می‌شوند.2. یک ادعای همراه با عمل، خلاصه‌ای از محدودیت‌ها یا مجموعه‌ای از شرایط را نشان می‌دهد که نوعی کنترل بر عملکردهای شرکت دارند.3. استخراج به سادگی یک عنصر اضافی از دانش است که از دانش کلیدی دیگر در مورد تجارت حاصل می‌شود.با توجه به ادعاهای توضیح شده در بالا،  قوانین به عنوان بخشی از یک فرآیند می‌توانند به سه صورت زیر تعریف شوند:· قوانین به منظور ایجاد هماهنگی: این قوانین ایجاد شده‌اند تا یک سری الزامات کلی برای پیشرفت کارها رعایت شوند. برای مثال قانون ساده‌ی «یک درخواست باید شامل کد صورتحساب بخش مربوطه باشد تا مورد بررسی قرار گیرد.» نمونه‌ای از این قوانین است. این قوانین کمک به رسیدگی زودتر به درخواست‌ها بدون نیاز به دوباره‌کاری می‌کنند.· قوانین صلاحیت/عدم‌صلاحیت: این سری قوانین هنگامی استفاده می‌شود که نیاز است برای دخالت یا عدم دخالت یک موضوع در یک فرآِیند تصمیم‌گیری شود.این قانون را می‌توانید مانند یک قانون منع‌کننده برای از دست رفتن مقدار زیادی زمان و تلاش در نظر بگیرید.· قوانین تصمیم‌گیری: قانون تصمیم‌گیری زمانی استفاده می‌شود که یک موضوع باید مورد ارزیابی قرار گیرد تا مرحله بعدی برای پیگیری آن تعیین شود. (به عنوان مثال تایید شود، رد شود یا برگشت داده شود تا اطلاعات بیشتری راجع به آن جمع‌آوری شود).قوانین استارتاپ فرآیندهای تجاری و اتوماسیون را تکمیل می‌کننددر بسیاری از موارد سازمان‌ها می‌توانند قوانین استارتاپشان را در یک پلتفرم وورک فلو[1] که تصمیمات و پیشنهادات نهایی را به عنوان بخشی از وورک فلو انجام می‌دهد، ادغام کنند. یک مثال بی نظیر از این سیستم در صنعت هتل‌داری است.وقتی یک مهمان به صورت آنلاین (یا حتی از طریق تماس تلفنی با هتل) اتاقی رزرو می‌کند، باید اطلاعاتی را در اختیار هتل قرار دهد تا بتواند اتاقی را که می‌خواهد، رزرو کند. این اطلاعات کلیدی معمولا مدت زمان اقامت، تعداد مهمانان و تاریخ روزهای ماندن مهمانان است.یکی دیگر از اطلاعات نه چندان مهم برای رزرو اتاق در هتل این است که آیا مهمان عضو باشگاه مشتریان هتل است یا نه. اگر پاسخ مثبت است سابقه قبلی آن‌ها در استفاده از باشگاه، رده‌ی کارت عضویتشان در حال حاضر و همچنین مقدار درصد کد تخفیف روی پکیجی که استفاده می‌کنند، روی رده اتاقی که می‌توانند رزرو کنند، تأثیر دارد.زمانی که سیستم رزرواسیون یک هتل تمام این اطلاعات را داشته باشد، بهتر می‌تواند سیستمی طبقه‌بندی شده از اتاق‌های در دسترس و هم‌چنین رده‌بندی آن‌ها را در دسترس قرار دهد. تمام این اطلاعات که میهمانان به هتل داده‌اند قوانین استارتاپ را برای این هتل تکمیل می‌کند.این قوانین ترکیب بی‌نظیری از چگونگی ترکیب تصمیمات و قوانین صلاحیت در یک سیستم به صورت موازی با قوانین هماهنگ‌کننده است به گونه‌ای که یک تصمیم‌گیری درست انجام شود.تلفیق قوانین استارتاپ در کسب‌وکار شمادر فضای کاری امروزی، به نظر می‌رسد هیچ محدودیتی در تکنولوژی برای پیشرفت خلاقیت و کارایی وجود ندارد، سازمان‌ها باید به یاد داشته باشند که تکنولوژی فقط بخشی از راه‌حل است.مهم‌تر از هرگونه تکنولوژی که شما به کار برده‌اید، کاری است که افراد و گروه‌ها باید برای همپوشانی با قوانین استارتاپ و فرآیندهایی که در واقع این تجارت را می‎چرخانند، انجام دهند. تنها زمانی که این قوانین و فرآیندها وضع و پذیرفته شدند، شما می‌توانید کسب‌وکارتان را به صورت دیجیتالی از طریق اتوماسیون تغییر دهید.[1] workflow automation platformگروه تولید محتوای مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریفمنبع: https://www.integrify.com/blog/posts/business-rules-explained/</description>
                <category>مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف</category>
                <author>مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف</author>
                <pubDate>Sat, 10 Oct 2020 13:29:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سرگذشت ۱۰ مورد از موفق‌ترین استارتاپ‌های دنیا</title>
                <link>https://virgool.io/@karafarinisharif/%D8%B3%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-%DB%B1%DB%B0-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-otqcyasnkkbf</link>
                <description>موفق‌ترین استارتاپ‌ها هرگز وقتی که واقعاً شروع به کار کردند خوب نبودند. در حقیقت، برای اکثر آن‌ها، محصول کاملاً متفاوت به نظر می‌رسید، نیاز دیگری را رفع می‌کرد و بازار دیگری را تأمین می‌کرد!ما امروز ۱۰ داستان از ۱۰ استارتاپ موفق را گردآوری کرده‌ایم. همه آن‌ها با یک ایده ساده و دید به این که کجا هستند شروع کردند.۱)   AirBnBاین یک داستان از ۳ پسر است و این که چگونه آن‌ها از اجاره کردن تشک‌ها به یک شرکت ۱۰ میلیارد دلاری رسیدند. سال ۲۰۰۷، طراحان برایان چسکی و جو گبیا نمی‌توانستند اجاره آپارتمان خود را در سان فرانسیسکو بپردازند. یک کنفرانس طراحی در سانفرانسیسکو برگزار شد و هتل‌های این شهر به طور کامل رزرو شدند، بنابراین آن‌ها به این فکر افتادند که سه تشک بادی در اتاق نشیمن خود را اجاره دهند و برای مهمانان خود صبحانه درست کنند. آن‌ها یک وبلاگ ساده راه اندازی کردند و تشک‌ها را به سه نفر (دو پسر، یک دختر) به قیمت ۸۰ دلار اجاره دادند. آن‌ها پس از موفقیت اندک در بازار، از  همسایه سابق خود که  فارغ التحصیل علوم کامپیوتر بود، ناتان بلوچارزیک کمک خواستند تا وب سایت را توسعه دهد و به این سرمایه گذاری بپیوندد.۲) Instagramاین داستان دو پسر است که در 8 هفته یک برنامه را ساخته اند. کوین سیستروم، فارغ التحصیل استانفورد که روی  Gmail و توسعه شرکت کار می‌کرد ، آخر هفته‌های خود را صرف ساخت برنامه‌ای کرد که امکان به اشتراک گذاری عکس از مکان  و نوشته را داشته باشد، آن را Burbn نامید. اینگونه شد که کوین با مایک کریگر، کاربر اولیه Burbn و بنیان‌گذار اینستاگرام ملاقات کرد. بعدا، Burbn فقط به انتشار عکس اختصاص داده شد و اینستاگرام نام گرفت.۳)Pinterestبن سیلبرمان که والدین پزشک داشت، فرض کرد که او نیز همان مسیر را طی خواهد کرد. او از سال ۱۹۹۹ در دانشگاه ییل حضور یافت و خیلی زود فهمید که نمی‌خواهد دکتر شود. وی پس از یک شغل موقتی به عنوان مشاور در واشنگتن دی سی، کار برای گوگل و یک اپلیکیشن ناموفق، ایده دیگری را ارائه داد. در سال ۲۰۰۹، بن و یكی از دوستان دانشگاهش، پاول شیارا به همراه ایوان شارپ شروع به كار كردن روی سایتی كردند كه در آن افراد می‌توانند مجموعه‌ای از چیزهای مورد علاقه خود را به یك فرمت تعاملی پین بورد نشان دهند. بن شخصاً به ۷۰۰۰ کاربر اول سایت شماره تلفن شخصی خود را داد و حتی با برخی از آن کاربران دیدار کرد. در شام روز شکرگزاری، دوست بن نامی برای آن پیشنهاد داد: Pinterest.۴) Angry Birdsبارها بنیان‌گذاران Angry Birds سعی در ساختن یک بازی موفق داشته‌اند. نکته‌ی اخلاقی داستان این است که حتی اگر ۵۱ بار شکست بخورید، فقط کافیست یک بار موفق شوید!۵) Linkedinدر اواخر سال ۲۰۰۲، رید هافمن تیمی از همكاران قدیمی SocialNet و PayPal را به خدمت گرفت تا روی یک ایده جدید كار كنند. در ماه مه ۲۰۰۳، رید Linkedin را از اتاق نشیمن خود راه اندازی کرد و از 350 مخاطب خود برای پیوستن به شبکه خود و ایجاد پروفایل‌های خود دعوت کرد. این تجارت در ابتدا با رشد آهسته شروع شد - حدود ۲۰ ثبت نام در برخی از روزها - اما تا پاییز، سرمایه گذاری از Sequoia Capital را توانست جذب کند.۶) Uberپس از یک کنفرانس در پاریس، تراویس کالانیک و گرت کمپ از بسیاری از چیزهای ناخوشایند که همه ما در زندگی با آن‌ها سر و کار داریم من جمله پیدا کردن یک تاکسی شکایت می‌کردند. این دو فکرشان را روی هم گذاشتند و به فکر ایجاد راه‌هایی برای یافتن اتومبیل در مکان مناسب، در زمان مناسب افتادند.۷) Snapchatاوان اسپیگل، رجی براون و بابی مورفی، سه دوست در کالج بودند که در حال آزمایش مهارت‌های کارآفرینی خود بودند. در طی یک گپ و گفت دوستانه رجی گفت: «ای کاش این عکس‌هایی که من برای این دختر ارسال می‌کنم ناپدید شوند». خیلی زود پس از آن، اوان آن را یک ایده میلیون دلاری نامید. آن‌ها روی اپلیکیشنی کار کردند و برنامه ای به نام Picaboo راه اندازی شدند. اما بعدا پس از درگیری با رجی، ایوان و بابی از او خواستند كه گروه را ترك كند و نام آن را به اسنپ چت تغییر دادند.۸) WhatsAppجان كوم و برایان آكتون، دو دوست و همكار در یاهو از ایده‌ی بودن تبلیغات زیاد در هر صفحه نا امید شدند. در سال ۲۰۰۷، هر دو یاهو را ترک کردند و یک سال طول کشید تا از این کار خارج شوند. هر دو برای کار در فیس بوک متقاضی بودند و شکست خوردند.آن‌ها پس از فراز و نشیب‌های فراوان، واتس اپ را در سال ۲۰۰۹ راه اندازی کردند، با این هدف روشن که خدمات آن‌ها قطعاً هیچ تبلیغاتی را انجام نمی‌دهد و تمرکز بی وقفه برای ارائه یک تجربه کاربری قابل اعتماد و بدون ناسازگاری را حفظ می‌کنند.۹) Twitterریشه‌ی اصلی پیدایش توییتر در یک جلسه طوفان فکری یک روزه که  توسط اعضای هیئت مدیره شرکت Odeo برگزار شد، قرار دارد. جک دورسی، که آن زمان دانشجوی کارشناسی دانشگاه نیویورک بود، ایده استفاده از سرویس پیام کوتاه برای برقراری ارتباط با یک گروه کوچک را معرفی کرد.https://youtu.be/NzRkszaGBbY۱۰) Facebookمارک زاکربرگ، یک پسر جوان ۱۹ ساله و دانشجوی سال دوم هاروارد، یک سایت شبکه اجتماعی داخلی برای دانشجویان هاروارد راه اندازی کرد. خیلی زود پس از محبوب شدن سایت در بین دانشجویان، دسترسی خود را به سایر دانشگاه ها گسترش داد. در سال ۲۰۰۴، این سایت پایه‌ی  عملیات خود را به پالو آلتو، کالیفرنیا منتقل کرد و اولین سرمایه گذاری خود را از بنیان‌گذاران پی پال، پیتر تیل دریافت کرد.https://youtu.be/PoUJQJB7jVcگروه تولید محتوای مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریفمترجم: نیوشا حجازیمنبع: https://arkenea.com/blog/how-successful-startups-started</description>
                <category>مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف</category>
                <author>مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف</author>
                <pubDate>Sat, 03 Oct 2020 13:31:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استراتژی‌های موفق برای رشد کسب و کار شما</title>
                <link>https://virgool.io/@karafarinisharif/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D9%85%D8%A7-pjav1az7ktij</link>
                <description>کارا دلووین، ریان گوسلینگ و دوشس کمبریج چه ارتباط مشترکی با تجارت آنلاین LoveCrafts  درجوامع صنایع دستی دارند؟این سه نفر عاشق بافندگی و قلاب‌دوزی هستند؛ فعالیت‌های هنری که به عنوان محبوب‌ترین سرگرمی‌جهان رتبه‌بندی می‌شود، سالانه 100 میلیارد دلار فروش از لوازم جهانی را دارند و بهLoveCrafts کمک می‌کنند تا بعد از تنها چهار سال به ابتکار جهانی تبدیل شود.با استفاده از پیشینه و تجربه ما در شناسایی مشاغل بالقوه‌ی رشد سریع، در اینجا شش راهکار برای کمک به توسعه کسب‌و‌کار شما ارائه می‌شود:1. یاد بگیرید که چگونه رشد سریع را مدیریت کنید.سرمایه گذاران از  due diligence برای تعیین پارامترهای اساسی مورد نیاز براییک شرکت جهت توسعه موفقیت آمیز استفاده می‌کنند. اولین مرحله آن این است که آن‌ها به دنبال تیم مدیریتی با کیفیت بالا هستند.تیم‌هایی که دارای یک رویکرد استراتژیک و تحلیلی قوی همراه با تجربه مرتبط هستند. توانایی دستیابی به رشد فروش سالانه، نیازمند موفقیت مدیریت بخش‌های متفاوت مشاغل از جمله استخدام استعدادهای جدید، مدیریت نیروی کار و ایجاد یک جامعه درگیربا رسانه‌های اجتماعی است.کاستی‌های مدیریت می‌تواند یک تجارت را مختل کند، بنابراین توانایی اثبات شده در مدیریت رشد از نظر افراد، سیستم‌ها و کنترل‌های مالی بسیار مهم است.2. دیجیتالی شویدشرکت LoveCrafts با ترکیبی از محتوا، تجارت و جامعه در حال ایجاد یک بازار دیجیتالی است؛ مقوله‌هایی که شاهد افزایش بودجه سرمایه‎گذاری بوده است زیرا شرکتهایی مانند  Deliveroo از سیستم عامل‌های پیشرفته فناوری دیجیتال برای ایجاد مدل‌های تجاری مختلف استفاده می‌کنند.سیستم عامل‌های دیجیتال می‌توانند نوآوران را برای دستیابی به بازیکنان سنتی قادر سازند تا به بازیکنان اصلی آنلاین تبدیل شوند. مشاغل دیجیتالی می‌توانند به هزینه کمتری در جذب مشتری دست پیدا کرده و یک برند جهانی را سریعتر و کم هزینه‌تر بسازند.3. یک تیم بااستعداد بسازیدسیستم عامل‌ها فناوری ارزان قیمت نیستند، بنابراین دسترسی به بودجه و استعدادهای دیجیتالی می‌تواند بر سرعت تجارت شما تأثیر بسیاری بگذارد.خروج انگلیس از اتحادیه اروپادر آینده نزدیک با توجه به اشتغال اتباع بیگانه که در حال حاضر 31درصد از کارکنان شرکت‌های فناوری دیجیتال در لندن و جنوب شرقی را تشکیل می‌دهند، عدم اطمینان ایجاد کرده است.بررسی Tech Nation 2017  از بیش از 2700 بنیانگذار فناوری دیجیتال نشان داد که بیش از نیمی ‌از کارفرمایان، یافتن کارمندان با مهارت‌های دیجیتال قوی را یک چالش بزرگ برای رشد می‌دانند. خلاصه اینکه اگر فاقد یک تیم بااستعداد باشد، چالش‌های سختی در کسب‌وکارتان خواهید داشت.4. برای حمایت از رشد خود بودجه تأمین کنیددر همین گزارش دسترسی به بودجه به عنوان یک چالش مهم برای بیش از40٪ مشاغل ذکر شده‍‍‌است. تحقیقات دانشکده‌های تجاری دانشگاه‌های آکسفورد و کمبریج مشخص می‌کند که مدیریت و بودجه به عنوان دو عامل مهم رشد شناخته می‌کنند.بهتر است سرمایه‌گذاری را قبل از منحنی رشد تأمین کنید تا بسترهای نرم‌افزاری، تحقق و لجستیک خود به اندازه کافی مستحکم برای پشتیبانی از افزایش فروش باشند.5. یک استراتژی توسعه ترسیم کنیدیک استراتژی، مقیاس‌پذیری معتبر اساسی است و شما باید بتوانید مهارت‌ها، حاکمیت، سیستم‌های اطلاعات مدیریت و مسیرهای بازار را بر اساس آن مورد بررسی قرار دهید. همچنین در نظر بگیرید که آیا بهتر است تجارت خود را به صورت ارگانیک، از طریق مشارکت یا از طریق کسب‌وکار به دست آورید.اگر دستیابی به بازارهای خارج از کشور به نفع تجارت شما باشد، بینالمللی کردن هیئت مدیره قبل از بین المللی کردن شرکت شما می‌تواند اقدامی‌زیرکانه باشد. همچنین اعضای هیئت مدیرهرا از بازارهای هدف خود با دقت انتخاب کنید.به عنوان مثال، تجارت جست‌وجوی مسافرتی Skyscanner حضور پررنگی در اروپا و آسیا پیش از ایالات متحده ایجاد کرد. یک استراتژی که آن را کاملاً در دیدگاه آژانس مسافرتی چینی Ctrip قرار داده است که این شرکت را برای بیش از 1 میلیارد پوند در سال 2016 به دست آورد.6. اهداف خود را تعیین کنیدتوسعه همیشه به معنای گسترش چند ملیتی نیست؛ ممکن است شامل گرفتن سهم بزرگتر از بازار داخلیو کسب یا سرمایه‌گذاری‌های مشترک باشد. آنچه مهم است تعیین اهداف و نقاط عطف قابل اندازه‌گیری است که ارزش افزوده‌ای به کسب‌وکار شما می‌دهد.تصویر بزرگتر را در نظر بگیرید: افزایش مقیاس ثروت، باعث ایجاد نوآوری و سرمایه‌گذاری می‌شود و از اشتغال پشتیبانی می‌کند. یک مطالعه Deloitte و Nesta پیش‌بینی کرده است که در صورت افزایش1درصدی مقیاس در انگلستان، منجر به ایجاد 150.000شغل جدید می‌شود و تا سال 2034 به میزان 225 میلیارد پوند به تولید ناخالص داخلی انگلیس اضافه می‌شود.رشد یک تجارت چالش برانگیز است. با استفاده از LoveCrafts به عنوان یک قیاس، باید یک تیم بااستعداد را با هم گره بزنید، بودجه حاصل از یک سرمایه‌گذار حامی و تأثیرگذار، یک استراتژی گسترش جاه‌طلبی اما قابل دستیابی، یک پلتفرم فناوری یا سرویس قوی و عملکردهای کارآمد را داشته باشید و سپس الگویی برای موفقیت خواهید داشت.گروه تولید محتوای مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف</description>
                <category>مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف</category>
                <author>مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف</author>
                <pubDate>Sat, 26 Sep 2020 13:54:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاریخچه استارتاپ: تعریف واقعی استارتاپ چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@karafarinisharif/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-xwtzlobhqkcz</link>
                <description>تاریخچه استارتاپ ( قسمت دوم )استارتاپ چیست؟ تعریف واقعی استارتاپ چیست؟تعرف استارتاپ اصلا کار آسانی نیست. من به تعدادی از مسائلی که حین تعریف استارتاپ به آنها برمی‌خوریم اشاره نموده‌ام. بعضی از مسائل، جزو مهم‌ترین مسائلی هستند که می‌توانست وجود داشته‌باشد. این‌بار قرار نیست درباره‌ی مشکلاتی کلی صحبت کنیم. بلکه قرار است مبدا این کلمه را جست‌‌و‌جو کنیم. اولین استارتاپ چه‌ بود؟ چقدر متفاوت بود؟ ریشه تاریخی این کلمه‌ واقعا چیست؟شما جواب این سوالات را خواهید یافت، همینجا!تعریفهمانگونه که قبلاً ذکر شد، تعریف واحدی برای استارتاپ وجود ندارد. یکی از مشهورترین تعاریف استارتاپ به شرح‌ زیر است:«استارتاپ نوعی ریسک کارآفرینانه و درواقع نوعی کسب‌و‌کار نوظهور است که با سرعت بالایی رشد می‌کند و با توسعه‌دادن یک محصول نو‌آورانه یا یک نوع سرویس، قصد دارد تا به بازار موردنظر خود دست پیدا کند. استارتاپ درواقع نوعی شرکت از قبیل کسب‌و‌کار کوچک، شراکت‌ یا سازمان است که با هدف توسعه سریع یک مدل مقیاس‌پذیر کسب‌و‌کار طراحی شده‌است. عموماً استارتاپ‌ها با ایده‌ای فناورانه پدید می‌آیند مثلاً اینترنت، تجارت الکترونیک، کامپیوتر‌ها، ارتباط از راه دور، رباتیک و ... . این شرکت‌ها عموماً درگیر طراحی و پیاده‌سازی روند‌های خلاقانه‌ی توسعه، اعتبارسنجی و تحقیق برای بازار‌های هدف هستند. علی‌رغم تمام استارتاپ‌هایی که در حیطه‌ی تکنولوژی فعالیت ندارند، این کلمه درحین حباب دات-کام در اوخر دهه 1990 میلادی که شرکت‌های اینترنت‌محور بیشتری تأسیس شده‌بودند، درسراسر جهان گسترش یافت.»همانگونه که قبلاً گفته‌ام، این تعریف که از ویکی‌پدیا گرفته‌شده‌است، کامل نیست بلکه عیب‌و‌نقص دارد. علت این است که هرچند این تعریف برای ایده‌دادن به شما درباره مفهوم اولیه استارتاپ کافی‌است اما ابزار‌های کافی را برای تشخیص اینکه یک برند استارتاپ هست یا خیر، دراختیار شما نمی‌گذارد. آنچه که درکنار مفهوم کلی استارتاپ دراختیار شما می‌گذارد، کمی از پس‌زمینه تاریخی استارتاپ است که درواقع یکی از مهم‌ترین بخش‌های تعریف استارتاپ است (اگر مهمترین قسمت آن نباشد.)بیایید با هم بیشتر به مفهوم استارتاپ نزدیک شویم!حباب دات-کامهمانطور که می‌بینیم، مبدا و سرچشمه‌ی کلمه‌ی استارتاپ ارتباط بسیار تنگاتنگی با «حباب دات-کام» دارد.حباب دات-کام (با نام‌های دات-کام بوم، حباب تکنولوژی، حباب اینترنت، فروپاشی دات-کام و حباب فناوری اطلاعات نیز شناخته می‌شود) حبابی فکری بود که در اواخر دهه 90 میلادی و اوایل هزاره‌سوم شکل‌‌گرفت. دلیل این نام‌‌گذاری، تأسیس شمار زیادی از شرکت‌های اینترنت‌محور در این دوره بود که با برند شرکت‌های «دات‌-کام» شناخته‌می‌شدند و پس از حباب‌ دات‌-کام ارزش سهام آن‌ها به‌سرعت افزایش پیداکرد.براساس اطلاعات ویکی‌پدیا، «ترکیبی از افزایش سریع ارزش سهام، اطمینان بازار به سوددهی این شرکت‌ها در آینده، گمانه‌زنی‌های شخصی افراد در بازار سرمایه و سرمایه‌گذاری‌های خطرپذیری که به‌نحوی گسترده در دسترس بودند، محیطی را ایجاد نمودند که درآن بسیاری از سرمایه‌گذاران معیار‌های سنتی سرمایه‌گذاری نظیر نسبت قیمت به درآمد را با تکیه بر پیشرفت‌های تکنولوژیک نادیده بگیرند. تا پایان سال 1990، بازار سهام نزدیک به نسبت قیمت به درآمد 200 رسید که این رقم خیره‌کننده، رکورد قبلی جهان در بازار سهام ژاپن (80) را پس از نردیک به یک دهه شکست.» که این به‌معنای یک انفجار است؛ یکی از بزرگترین انفجار‌های فکری در کل تاریخ.به‌علت این انفجار عظیم، سرمایه‌گذاران زیادی جذب شرکت‌های متعددی شدند. شرکت‌های جدیدی نیز شروع به ظهور و عرضه سهام اولیه نمودند. ارزش سهام آنها به‌طور لحظه‌ای بالا می‌رفت و همین امر سرمایه‌گذاران بیشتر و بیشتری را جذب می‌نمود و سرمایه‌گذاری‌های بزرگ آن‌ها، باعث ظهور شرکت‌های بیشتری می‌شد. این انفجار فکری آنقدر عظیم بود که در مواردی شرکت‌ها می‌توانستند به سادگی و تنها با افزودن پیشوند e(به معنای الکترونیکی) و یا پسوند دات‌کام به نام‌ خود، ارزش سهام خود را افزایش دهند.در طول این مدت، بسیاری از شرکت‌هایی که اکنون موفق هستند، تأسیس شدند. در همین دوران، کلمه‌ی «استارتاپ» در همه‌جا گسترده‌شد و معنای معمول خود را به‌دست آورد. همانطور که گفتم «استارتاپ نوعی ریسک کارآفرینانه و درواقع نوعی کسب‌و‌کار نوظهور است که با سرعت بالایی رشد می‌کند و با توسعه‌دادن یک محصول نو‌آورانه یا یک نوع سرویس قصد دارد تا به بازار موردنظر خود دست پیدا کند.» توجه داشته باشید که این توضیح، نمایانگر روش کاری اغلب شرکت‌های تأسیس‌شده در حباب دات-‌کام است.اولین استارتاپ‌هااینکه ظهور اولین استارتاپ‌ها را به‌طورکلی به حباب ‌دات-‌کام مرتبط سازیم، امری نادرست است. با اینکه در دوره‌ی حباب ‌دات‌-کام این کلمه (استارتاپ) گسترده شد اما اولین استارتاپ‌ها خیلی خیلی قبل‌تر از این دوره به وجود آمدند. قدمت برخی از آن‌ها به دوره‌ی رکود بزرگ اقتصادی آمریکا باز می‌گردد و برخی از آن‌ها از این هم قدیمی‌ترند.وقتی تعیین دقیق تاریخ شروع «عصر استارتاپ» ممکن است، بهتر است فرض کنیم که پیدایش این دوره، ارتباط شدیدی با ظهور اکوسیستم کسب‌وکاری سیلیکون‌ولی دارد. همچنین بهتر است فرض کنیم که اولین استارتاپ‌ها، شرکت‌های مستقر در سیلیکون‌ولی، به عنوان مثال IBM، بودند. IBM در سال 1911 تأسیس‌شد. از آن تاریخ، این شرکت[1]به یکی از بزرگترین تولیدکنندگان سخت‌افزار، میان‌افزار و نرم‌افزار مبدل گشته‌است. حتی اگر این شرکت اولین استارتاپ واقعی نباشد و نیز معیار‌های فوق‌الذکر در تعریف استارتاپ را نداشته‌باشد، باز هم برای اینکه آن را یکی از اولین‌ها درنظر بگیریم، مناسب است.شرکت اپل نیز مثالی عالی برای این موضوع است. حتی می‌توان به مایکروسافت نیز اشاره نمود. حتی مثالی بهتر از این‌‌ها، گوگل است، که از زمان پیدایش خود، یک جاویژه بزرگ را برای تمامی بازار ساخته‌است. گوگل در سال 1998 تأسیس‌شد. پایه و اساس موتور جست‌وجوی مشهور‌ آن، در سال 1997 و به‌عنوان جزیی از برنامه‌ی دکترای بنیان‌گذاران آن شکل گرفت. خیلی زود و پس از ارائه این ایده، بنیان‌گذاران گوگل پتانسیل‌های عظیم آن را یافتند و تصمیم به تأسیس شرکت گرفتند.چیزی که گوگل را به مثالی عالی برای استارتاپ تبدیل می‌کند، آن است که این شرکت آزمایشی شروع به‌کار کرد و رشد نمود تا اینکه امروز در بازار حرف‌ اول را می‌زند؛ دقیقاً همان‌ چیزی که هر آرزوی هر بنیان‌گذار استارتاپی است. نه‌تنها جاویژه بازار خود را یافت بلکه یک جاویژه جدید برای بازار ساخت. شرکت‌های زیادی وجود دارند که به بالاآمدن وبسایت‌ها در نتایج گوگل با استفاده از اصول سئو کمک می‌کنند. همچنین شرکت‌های زیادی وجود دارند که به ‌اموری از قبیل تبلیغات آنلاین و جمع‌آوری داده مشغولند که همگی از گوگل سود می‌برند.اگرچه تمامی این شرکت‌ها از حباب ‌دات‌کام سود می‌برند و برخی از آن‌ها نظیر گوگل در این دوره تأسیس شده‌اند اما هیچ‌کدام از آن‌ها به‌خودی‌خود یک کسب‌و‌کار دات‌-کام نیست. همه‌ی آن‌ها استارتاپ هستند که دامنه‌ی تعریف آن از شرکت دات‌کام وسیع‌تر است.نتیجه‌گیریمطالب زیادی را می‌توان درمورد استارتاپ‌ها گفت. مطالب زیادی نوشته ‌شده‌است. حتی مطالبی بیشتر در آینده نوشته خواهند‌شد. حقیقت این است که پوشش کامل موضوع غیرممکن است: مطالب زیادی درمورد پیشینه‌ی تاریخی وجود دارد که توضیف همه‌ی آنها ممکن نیست.به عنوان جمع‌بندی باید گفت: حباب ‌دات‌-کام را نمی‌توان نقطه‌ی آغازی برای دوره‌ی‌ استارتاپ‌ها درنظر گرفت. با این حال در این دوره کلمه‌ی استارتاپ بسیار گسترده و شایع شد چراکه بیشتر کسب‌و‌کارهای این دوره، بر اساس مدل واقعی استارتاپی شروع به‌کار کردند و تنها برخی از این کسب‌و‌کارها استارتاپ بودند.همچنین، گمانه‌زنی‌های زیادی درباره‌ی آنچه که من آن را «استارتاپ‌های حقیقی قبل از عصر استارتاپ» خواندم، وجود دارد. برخی کمپانی بریتانیایی هند شرقی را اولین استارتاپ واقعی می‌پندارند اما من به ‌این اندازه دور نمی‌روم. با وجود اینکه مدل کسب‌و‌کار استارتاپی در آن زمان وجود داشت، دیجیتالی‌شدن بود منجر به ایجاد توانایی توسعه و جهانی‌شدن به این مدل شد.[1] در واقع شرکت IBMکه از ادغام 4 شرکت بزرگ در زمان خود تشکیل شده‌بود، حتی در سال 1911 نیز شرکتی عظیم بود – بهتر است در این مقاله بیش از این به جزئیات نپردازیم.گروه تولید محتوای مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف</description>
                <category>مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف</category>
                <author>مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف</author>
                <pubDate>Sat, 19 Sep 2020 16:12:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استارتاپ چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@karafarinisharif/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-zspq24bxvq1o</link>
                <description>«استارتاپ» مثل یک شرکت معمولی نیست؛ در واقع، باید در وهله اول از خود بپرسیم آیا اصلاً می‌توان یک استارتاپ را به عنوان یک شرکت به شمار آورد؟استارتاپ تعاریف مختلفی دارد؛ اریک رایز آن را به عنوان «یک موسسه انسانی که برای ساخت یک محصول جدید یا ارائه خدماتی نوین در شرایط عدم‌ قطعیت بسیار زیاد طراحی شده است» تعریف می‌کند، درحالی‌که کاتارینا هلانیمی، آنالینا کورونین و ونلا واکوینن که همگی از فارغ‌التحصیلان رویداد اسلاش هستند، استارتاپ را بدین شکل تعریف نموده‌اند که: «استارتاپ یک شرکت نوپاست که هنوز درجست‌وجوی یافتن مدل کسب‌و‌کار است و در نظر دارد به رشد ‌بالایی برسد. استارتاپ‌ها معمولاً با هدف حل یک مسأله، نوع جدیدی از محصول یا خدمات را طراحی می‌کنند.»یک تعریف از استارتاپ که ما آن را مفید ارزیابی نمودیم، به شرح زیر است:«سری آزمایش‌هایی که به منظور یافتن پاسخ یک سوال و ساخت یک مدل‌ کسب‌و‌کار پایدار و مقیاس‌پذیر انجام می‌شوند.»استارتاپ یک شرکت معمولی نیست؛ چراکه هدف اولیه آن، یافتن یک مدل کسب‌و‌کار از طریق آزمایش و خطا است. استارتاپ مجموعه‌ای از آزمایش‌ها است که از طریق آن یک شرکت متولد می‌شود.این موضوع، ریسک استارتاپ را بالا می‌برد. سرمایه‌گذاری برای ایجاد یک استارتاپ چندان ارزشی ندارد مگر اینکه زمان زیادی را به آن اختصاص دهید و ریسک‌های آن را بپذیرید.چرا به استارتاپ‌ها نیاز داریم؟استارتاپ‌ها جذاب‌ترین نوع شرکت‌ها هستند؛ زیرا فرصت‌هایی تکرارنشدنی را برای رشد و تأثیرگذاری در مقیاس جهانی در اختیار ما قرار می‌دهند، فرصت‌هایی که مردم چند دهه پیش، آن‌ها را فقط درخواب می‌دیدند.فرهنگ استارتاپ دیدگاه‌های متفاوتی را به‌دنبال دارد. بعضی از مردم از شنیدن درباره استارتاپ‌ها به وجد می‌آیند و بعضی دیگر نمی‌توانند آن را تحمل کنند. استارتاپ‌ها عموماً هدفی مناسب برای استدلال‌های بی اساس‌اند. تبلیغاتی که درباره آن‌ها می‌شود، به تفکر امیدوارانه یا حتی دروغ شباهت دارد. این موضوع سبب ایجاد فرضیات نادرست زیادی درباره استارتاپ‌ها شده‌است.بخشی از این موضوع ناشی از آن‌ است استارتاپ‌ها با امید شکوفا می‌شوند. کارآفرینان حوزه استارتاپ‌ درباره‌ی آینده داستان‌سرایی می‌کنند و سعی می‌کنند که این خیالات و رویاها به واقعیت بپیوندد. آنها به شدت معتقدند که می‌توانند درجهان تأثیرگذار باشند و باور دارند کار‌هایشان می‌تواند جهان را به‌جایی بهتر برای زندگی تبدیل کند. در جهان استارتاپ‌ها، کسب‌و‌کاری که هنوز در مرحله ایده‌پردازی است، این توانایی را دارد که پنج سال بعد اثری قابل توجه داشته‌باشد یا حتی شاید حجم معاملات آن به میلیارد دلار برسد. این امید به عنوان یک تبلیغ درنظر گرفته می‌شود. تبلیغات غیرضروری زیادی به منظور جذب افراد به استارتاپ‌ها وجود دارد. کسانی که مدتی طولانی در استارتاپ‌ها کار کرده‌اند، اغلب درباره‌ی تبلیغاتی که درمورد استارتاپ می‌شود آزرده می‌شوند؛ چراکه آنان برای تأثیرگذاری در آینده جهان کار می‌کنند.تفاوت بین امید و تفکر امیدوارانهشالوده کار استارتاپ شکل دادن به آینده است، نه صرفاً پذیرش منفعلانه آنچه‌ که پیش‌ می‌آید. این نکته، تفاوت کلیدی میان امید و تفکر امیدوارانه است؛ یک ایمان حقیقی به آنچه انجام می‌دهید. آینده چیزی نیست که شما منتظر آن بمانید، بلکه چیزی است که ما آن را با کار‌ها، انتخاب‌ها و تصمیمات خود می‌سازیم.به‌عنوان‌ مثال، اخیراً هوش مصنوعی دنیا را به روشی پیش‌بینی‌نشده تغییر داده‌است. زمانی که ترس از هوش مصنوعی در بالاترین سطح خود بود، بسیاری از مردم در اروپا ترسیده بودند که هوش مصنوعی کنترل همه‌چیز را به دست خواهد گرفت، درحالی‌که کارآفرینان حوزه استارتاپ‌ در سیلیکون‌ولی نگرشی کاملاً متفاوتی داشتند که خلاصه‌ آن این است: «چرا باید از آینده‌ی هوش مصنوعی بترسیم؟ ما آن را ساخته‌ایم و ما تصمیم می‌گیریم که چگونه باشد.»شکست طبیعی است!امید مهمترین عامل در شکل‌گیری استارتاپ‌ها است و همین عامل می‌تواند به شکست نیز منتهی شود. این مسأله یکی از اصول تفکر استارتاپی است. استارتاپ ریسک‌های بزرگی را قبول می‌کند، بنابراین از شکست نیز ممکن است وجود داشته‌باشد اما با یادگیری از شکست‌ها، استارتاپ‌ها می‌توانند ارزش‌هایی را بسازند که هیچ سازمان دیگری قادر به ساخت آن نیست.دقیقاً به همین علت است که فرهنگ استارتاپ بر روی اهمیت شکست به‌عنوان یک فرصت برای یادگیری تأکید می‌ورزد. استارتاپ‌ها در بهترین حالت‌خود، ماشین‌هایی برای یادگیری بسیار سریع و تلاش برای یافتن پاسخ برای حل مسائل هستند. سرعت یادگیری استارتاپ‌ها به‌ اندازه‌ای است که دستیابی به آن در هر مجموعه‌ی دیگری بسیار سخت است.چرا استارتاپ مهم است؟پاسخ ساده است: استارتاپ‌ها یکی از بهترین راه‌ها برای یافتن راه‌حل مسائل و اجرای سریع آن‌ها در مقیاسی جهانی‌اند؛ چه مسأله، مسأله‌ای بزرگ و جهانی مانند تغییرات اقلیمی، نابرابری کشور‌ها و ... باشد و چه مسأله، مسأله‌ای ساده مانند حمل‌و‌نقل ارزان‌‌قیمت‌تر یا روش‌های بهتر پرداخت باشد. در بسیاری از موارد، استارتاپ‌ها بهترین سازمان برای حل مسائل هستند.مثال‌های زیادی وجود دارد از اینکه چطور استارتاپ‌ها می‌توانند چشم‌انداز کسب‌و‌کار را تغییر دهند. به‌عنوان مثال هیچ‌کدام از خودروسازان سنتی انتقال به خودروی برقی را قبل از تسلا انجام نداده‌اند. هیچ‌کدام از تولیدکنندگان موادغذایی کنونی، انتقال به منبع پروتئین جایگزین را تا قبل از شرکت «بیاند میت»، «ایمپاسیبل فود» و ... انجام نداده‌بودند.انتقادات می‌توانند مشکلاتی را که شرکت‌ها از آن‌ رنج می‌برند، مشخص کند. [A1] علی‌رغم اینکه تعداد زیادی از این شرکت‌ها و محصولاتشان مشکلاتی دارند، آن‌ها در بسیاری از جهات همانند استارتاپ‌ها عمل می‌کنند و بسیاری از خواص استارتاپ را دارا هستند، مانند یادگیری سریع، تکرار کردن، تلاش و آزمون‌وخطا برای یافتن پاسخ برای مسائل مهم که خود مبین آن‌ است که شکست نیز جزیی از کار است.کارآفرینان حوزه استارتاپ به جامعه کمک می‌کنند تا حرکت روبه‌جلوی خود را حفظ کند، درحالی‌که سازمان‌های سنتی بیشتر بر روی بیشینه‌سازی ارزش‌های کنونی تمرکز کرده‌اند. درهرحال جامعه به هر دو استارتاپ‌ها و سازمان‌های سنتی نیازمند است.گروه تولید محتوای مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف</description>
                <category>مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف</category>
                <author>مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف</author>
                <pubDate>Sat, 12 Sep 2020 13:49:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاریخچه استارتاپ: کسب و کار‌های نوپا چگونه شکل گرفتند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@karafarinisharif/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%D9%BE%D8%A7-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B4%DA%A9%D9%84-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86%D8%AF-zdxeh4zfkfgm</link>
                <description>قبل از ورود به دنیای کارآفرینی لازم است بدانیم که اولین نقطه‌ی شکل‌گیری استارتاپ‌ها کجا و چگونه است. اگر یک استارتاپ را شرکتی با تکنولوژی بالا(های‌تک[1]) و مقیاس پذیر با هدف رشد سریع، در نظر بگیریم (تعریف یک استارتاپ، در فصل بعد بیشتر مورد بررسی قرار خواهد گرفت)، می‌توانیم جست‌وجوی اولین استارتاپ تاریخ را آغاز کنیم.به عنوان مثال، شرکت ادیسون جنرال الکتریک (درحال حاضر GE) را می‌توان یکی از اولین استارتاپ‌ها دانست. مسیر دشوار رشد و پیروزی برای این شرکت، مشابه یک استارتاپ امروزی بود. بسیاری از شرکت‌هایی مانند نوکیا نیز می‌توانند در شروع کار خود به عنوان یک استارتاپ در نظرگرفته شوند. با این حال هیچکدام از این شرکت‌ها در حال حاضر، دیگر یک استارتاپ تلقی نمی‌شوند.ظهور سیلیکون ولیآغاز استارتاپ‌ها اغلب با ظهور سیلیکون‌ولی شناخته می‌شود. تجمع شرکت‌های فناوری در اطراف دانشگاه استنفورد از دهه 1970 تاکنون تأثیر زیادی در توسعه‌ی تکنولوژی جهان داشته است. اصطلاح سلیکون ولی برای اولین بار در سال 1971 در مجله‌ای به نام Electronic News به کار گرفته شد که به دوره‌ای بر می‌گردد که شرکت‌هایی در این منطقه نیمه‌هادی‌ها را تولید می‌کردند (که ماده اصلی آن‌ها سیلیکون بود). در دهه 1980 از اصطلاح سیلیکون‌ولی برای اشاره به کل منطقه پالو‌آلتو ، کوپرتینو، سانی‌ویل، مانتین ویو و ... استفاده شد.رونق گرفتن استارتاپ‌ها تقریباً از اواخر دهه 90 همزمان با رونق dot.com آغاز شد. باور به تکنولوژی و احتمال اینکه اینترنت می‌تواند جهان را تغییر دهد، بسیار رواج پیدا کرد. شرکت‌هایی مانند آمازون و نت اسکیپ راه را هموار کردند و این حس را ایجاد کردند که موفقیت در انتظار همه‌ی کسانی است که می‌دانند چگونه یک دامنه ثبت کنند اما اوضاع  از کنترل خارج شد و حباب dot.com ترکید و یکی از سخت‌ترین سقوط‌های اقتصاد جهانی را در دهه‌های اخیر به بار آورد. با اینکه حباب dot.comنشان داد که هر ایده‌ای، فقط به این دلیل که در اینترنت قرار دارد، ارزشمند نمی‌شود اما همچنان اعتقاد به تکنولوژی و اینترنت از بین نرفت.شرکت‌های تکنولوژی در دهه 2000بعد از حباب dot.com، جامعه استارتاپ‌ها از آن یاد گرفت، حرکت کرد و حتی بر سرعت پیشرفت خود افزود. اگر به شرکت‌های بزرگ فناوری آمریکایی مانند فیسبوک، اوبر، ایربی‌ان‌بی، توییتر، لینکدین، تسلا یا دراپ‌باکس نگاه کنیم، هیچکدام از آن‌ها 20 سال پیش وجود نداشتند. حتی از تأسیس گوگل نیز فقط 21 سال می‌گذرد. اینترنت و سایر فناوری‌های مدرن، فرصت‌های شغلی گسترده‌ای ‌ایجاد و امکان رشد سریع شرکت‌ها را فراهم کردند. تمام شرکت‌هایی که بالاتر از آن‌ها نام برده شد، تنها در عرض چند سال ارزش میلیارد دلاری پیدا کردند.این شرکت‌ها تأثیر اساسی در زندگی و جهان ما داشته‌اند؛ بزرگترین شرکت رسانه‌ای جهان، فیس‌بوک، به هیچ تولیدکننده محتوایی حقوق نمی‌دهد، بزرگترین هتل زنجیره‌ای دنیا، ایربی‌ان‌بی، صاحب هیچ هتلی نیست. بزرگترین شرکت تاکسیرانی جهان، اوبر، حتی یک تاکسی هم از خود ندارد. این شرکت‌ها بسیاری از صنایع را متزلزل کرده و بازار را به تسخیر خود در آورده‌اند.دنیای استارتاپ امروزپدیده‌ی استارتاپ‌ها دیگر فقط محدود به سیلیکون‌ولی یا حتی آمریکا نمی‌شود بلکه با تأسیس و توسعه مراکز رشد در سراسر جهان مانند استکهلم، برلین، لندن، هلسینکی، تل‌آویو، سنگاپو، پکن و توکیو به یک پدیده کاملاً جهانی تبدیل شده است؛ حتی بسیاری از کشورهای در حال توسعه نیز دارای مراکز رشد، انکوباتورها و شتاب‌دهنده‌های فعالی هستند که بستری ایده‌آل را برای رشد انواع ایده‌های کارآفرینی جدید فراهم می‌کنند.مشخصه‌ای که بین این مراکز به چشم ‌می‌خورد این است که همه‌ی بسترهای استارتاپی مشابه یکدیگر نیستند. به عنوان مثال، محیط استارتاپی در فنلاند توسط دانشجویان پایه‌گذاری شده است. در حدود سال 2009، همزمان با تأسیس دانشگاه آلتو، جمعی از دانشجویان انجمن کارآفرینی آلتو، AaltoES  را تشکیل دادند که یک عامل محرک در رشد فعالیت‌های استارتاپی فنلاند بود.این انجمن نگرش‌ها را تغییر داده و همچنین اسلاش (Slush) بزرگترین رویداد استارتاپ جهان و جانکشن (Junction)بزرگترین ‌هاکاتون در اروپا را ایجاد کرده است. محیط استارتاپی منطقه شمالی نیز در مقایسه با باقی مناطق متفاوت است. به عنوان مثال، تأکید بسیار بیشتری بر ارزش افزوده ما بر جهان دارد. نمونه دیگر، رشد سریع استارتاپ‌ها در آسیا است که در حال حاضر بسیاری از شهرهای آن به قطب‌های فعال استارتاپی تبدیل شده‌اند.از دهه 1970 که شرکت‌ها در حال تولید نیمه‌هادی‌ها در سیلیکون‌ولی بودند، تاکنون که دنیای استارتاپ‌ها کاملاً دگرگون شده است، با وجود ترکیدن حباب dot.com و رکود مالی سال 2008 ، اکوسیستم استارتاپی زنده و دائما در حال توسعه است.امیدواریم که روز‌به‌روز بر تعداد مراکز جدید راه‌اندازی استارتاپ در سراسر جهان افزوده شود تا پیشینه هرکس مانع حرکت در مسیر کارآفرینی او نشود.[1] High Techگروه تولید محتوای مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریفمنبع: https://starting-up.org/en/starting-up/introduction/startup-history</description>
                <category>مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف</category>
                <author>مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف</author>
                <pubDate>Sat, 05 Sep 2020 09:43:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یادآوری نکاتی درباره کسب‌و‌کار: برگرفته از کتاب «از ایده تا ثروت» نوشته حسین مجدفر</title>
                <link>https://virgool.io/@karafarinisharif/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DA%A9%D8%B3%D8%A8%D9%88%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D8%A7-%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%AC%D8%AF%D9%81%D8%B1-vnczfggbbabj</link>
                <description>در باب شراکت و مشکلات آن· بداخلاقیچرا دوستان دیروز و شرکای امروز به دشمنان فردا تبدیل می‌شوند؟ مشکل در تعریف «دوستی» است یا در «تضاد منافع»؟ مگر افرادی که با هم شراکت می‌کنند، روز اول نمی‌دانستند که منافع حاصل از شراکت بین شرکا تقسیم می‌شود؟ در نهایت، می‌توان این‌چنین برداشت نمود که طرفین اجرای عدالت را در تقسیم «مساوی» نمی‌بینند بلکه نسبت به وزن اثرگذاری هر شریک سهم او را تعیین می‌کنند و اختلاف فکری در تعیین میزان این معیار با گفت‌وگو تعدیل می‌شود و لازم است طرفین کمی از مواضع خود کوتاه بیایند تا دیدگاهشان به هم نزدیک‌تر شود.· تعامل طرفین با همیکی از نتایج اختلاف فکری در شرکا جروبحث‌های متعدد است؛ درحالی‌که اگر هر دو طرف تمرین کرده باشند که تحمل شنیدن حرف مخالف خود را داشته باشند، سریع‌تر به یک توافق خواهند رسید.· گذشتواکنشی که در هنگام عصبانیت به یک حرف یا عمل نشان می‌دهیم، بیش از اینکه ناشی از تدبیر ما در برابر بروز یک مشکل باشد، نماینگر احساسات لحظه‌ای و قضاوت خطادار ماست. بنابراین، حتی اگر یک گفت‌وگو به نتیجه مشترک نرسید، تنها راه‌حل باقی‌مانده کوتاه آمدن یکی از طرفین است. دوست یا شریکی را که با هزار زحمت دستچین کرده‌اید، نباید به سادگی از دست داد؛ حتی اگر حق هم با شما باشد!· اشتباه در انتخاباگر احساس می‌کنید که همیشه بیشتر از شرکای دیگر کار می‌کنید اما سهمی مساوی آن‌ها دریافت می‌کنید، شما در انتخاب شریک خود دقت کافی نداشته‌اید. در عین حال، به این نکته نیز توجه کنید که در هیچ مدل کسب‌وکاری خانه‌های ماتریس وظایف به تساوی بین شرکا تقسیم نمی‌شود و اجتناب از این اثر امکان‌پذیر نیست.· همبستگیتأسیس یک شرکت نیازمند همبستگی است. اگر به هر دلیلی افرادی را به شراکت خود برگزیده‌اید، درست یا نادرست متعهدانه نسبت به تحکیم عقد همکاری که با هم بسته‌اید، همت بگمارید و میثاق مشترکتان را ارج بنهید. در فضای شراکت منت گذاشتن، هنگام کمک سایر شرکا توجیهی ندارد بلکه یک وظیفه است؛ چون سرنوشت ما هم به آن گره خورده است.· شرکای مکملهر فردی می‌خواهد خودش همه‌کاره باشد؛ در حالی که هر کسی باید نقش خودش را در کل فرآیند همکاری بازی کند و لازم نیست همه کارگردان باشند. برای انجام هر کاری در این دنیا «بهترین فرد» و یک «اندازه[A1] » وجود دارد.در باب مهندسان· رسالت مهندسانمهندس کسی است که توسط دانشگاه جهت استفاده از توانایی تجزیه و تحلیل و حل مسئله‌ی خود در زندگی روزمره تربیت می‌شود؛ به‌گونه‌ای که برای هر مشکل جدیدی بتواند راه‌حل مناسب پیدا کند. هر «دانشجو» که این توانایی را در صنعت عملی کند، «مهندس» به حساب می‌آید.· کارگران و مهندسانتقابل کارگران با مهندسان واحد تولیدی که کمتر از آن‌ها کارهای طاقت‌فرسا انجام می‌دهند ولی بیشتر از آن‌ها حقوق می‌گیرند، یک چالش همیشگی است. داشتن پیش‌زمینه ذهنی لازم، به مهندسان کمک می‌کند تا در محیط پرچالش تولیدی با همکاران خود بهتر تعامل کنند و تنش کمتری تجربه کنند.· زمان ارائه محصولمهندسان عزیز که محصولی بسیار باکیفیت اما با قیمت بالا تولید می‌کنند، لازم است بدانند که به احتمال زیاد موفق نخواهند بود؛ زیرا قیمت محصول برای مصرف‌کننده بسیار حائز اهمیت است. همچنین یک محصول جدید و پیشرفته‌تر معمولاً در آغاز ارائه به بازار، با نقص‌هایی همراه است که رفع آن‌ها به زمان نیاز دارد. بنابراین، راه‌حلی که دنیای تجارت برای جلوگیری از یک شکست تمام عیار پیش‌بینی کرده، «نسخه بتا» است.· شناخت نیاز بازارقبل از اختراع کردن، باید توجه کنید که مردم فقط از کالاها و خدماتی استقبال می‌کنند که به آن‌ها نیاز داشته باشند. هدف مهندسان حل کردن مشکلات مردم است و هدف از هر اختراعی راحت‌تر شدن زندگی.در باب ویژگی‌های یک طرح کسب‌و‌کار· نوآوری: جرقه‌ی کسب‌و‌کارنوآوری تبدیل فکر جدید به فرآیند، محصول یا خدمتی جدید است. جرقه‌ی یک کسب‌وکار جدید از ایده‌های جدید آغاز می‌شود و در صورت پرورش درست آن، به مرحله نوآوری خواهیم رسید. نگارش طرح تجاری، پلی از ایده به نوآوری است و بدون نگارش این طرح، در اجرای ایده‌ها با مشکل مواجه می‌شویم. از طرفی یک طرح تجاری پیش از ورود به کسب‌وکار، معایب ایده را به ما نشان می‌دهد و از بروز اشتباه جلوگیری می‌کند.· مدل‌‌های کسب‌و‌کاراز یک ایده خاص می‌توان مدل‌های متنوعی را در زمینه ایجاد کسب‌وکار ارائه نمود. برخی از مدل‌های کسب‌وکار عبارتند از: کسب‌وکار خانگی، کسب‌وکار اینترنتی، بنگاه کوچک و متوسط، بنگاه زودبازده، شرکت خدمات مهندسی، پیمانکار اجرایی، موسسه آموزشی و مشاوره‌ای، فروش دانش فنی، برندسازی و ... . نتیجه اینکه قبل از نگارش یک طرح کسب‌وکار باید به شناسایی انواع مدل‌های کسب درآمد پرداخت؛ به‌گونه‌ای که منجر به انتخاب بهترین مدلی که توانایی راه‌اندازی آن را داریم، شود.اما یک طرح کسب‌وکار به طور کلی باید حاوی چه موضوعاتی باشد؟1. چشم‌اندازچشم‌انداز، افق دید را مشخص می‌کند؛ نه راه و چگونگی رسیدن به آن. نخستین نکته در نوشتن چشم‌انداز، تصویرسازی در ذهن یا همان رویاپردازی است.2. مأموریتموفق‌ترین کارآفرینان کسانی هستند که به حل یک مشکل می‌اندیشند، برای آن یک راه‌حل اقتصادی می‌یابند، خود در اجرای آن به بلوغ می‌رسند، عده دیگری را نیز در خلال انجام کارشان آموزش می‌دهند، افرادی را بدان کار می‌گمارند و بعد از مدتی دوباره خودشان از چرخه خارج می‌شوند.3. اهدافاهداف شما باید قابل سنجش و ارزیابی باشد و زمان معینی را برای تحقق آن‌ها تصور کرده باشید.4. راهبردهالازمه‌ی رسیدن به اهداف، پایبندی به مجموعه‌ای از سیاست‌ها، ارزش‌ها، روش‌ها و فلسفه‌ها است. در نگارش راهبرد بهتر است به این سوال پاسخ مناسبی بدهیم که چگونه می‌توان عوامل موثر بر پیشرفت شرکت را تقویت و عوامل مزاحم را حذف کرد؟5. برنامه‌هایک برنامه شامل فهرست اقدامات اجرایی همراه با زمان انجام هر یک و متولی مربوط به آن‌ها است. در هنگام برنامه‌ریزی باید توازنی میان کارهای بنیادین و جزئی‌تر انجام پذیرد و نتیجه‌ی آن انجام زودتر کارهای دشوارتر باشد.در باب نگارش یک طرح کسب‌و‌کار· هدف طرحدر وهله اول باید بدانیم که طرح کسب‌وکار را برای چه کسی می‌نویسیم: سرمایه‌گذار، شریک، بانک، کارمند یا برای خودمان؟ درضمن در طرح کسب‌وکار باید همه اجزای کسب‌وکار را پیش‌بینی کرد.· خلاصه مدیریتیخلاصه مدیریتی به صورت چکیده‌ای از طرح برای کسانی است که حوصله خواندن کل طرح را ندارند (مخصوصاً سرمایه‌گذاران!). نکات مهمی که باید در خلاصه مدیریتی به آن بپردازید، عبارتند از :1. ارزشی که برای مصرف‌کننده فراهم می‌کنید2. مزیت رقابتی محصول یا خدمات شما3. بازار هدف شما4. مسائل حقوقی و قانونی، کلیات تیم مدیریت، تأمین‌کنندگان عمده مواد اولیه و در کل، نکات برجسته عملیاتی5. خلاصه نیازمندی‌ها و پیش‌بینی‌های مالی، نحوه مشارکت شرکا و در کل نکات برجسته مالی· توصیف کسب‌وکاردر این قسمت به انتخاب نام، علامت تجاری و تشریح فناوری و نوآوری موجود در طرح می‌پردازیم. همچنین شکل کسب‌وکار، مالکان، مدیران، شعار فروش، زمان شروع، محل کسب‌وکار و ... توضیح داده می‌شود.· تحلیل بازاردر این بخش باید به توضیح مواردی از جمله موارد زیر پرداخته شود:-راهبرد بازاریابی (شامل اندازه بازار، هزینه‌های ورود به بازار، وابستگی کالا به دیگر خدمات یا کالاها و  ...)،-تحلیل رقبا (شناسایی رقبای مستقیم و غیرمستقیم و نقاط قوت و ضعف آن‌ها)،-راهبرد قیمت‌گذاری (قیمت تمام‌شده و قیمت خرده‌فروشی، موقعیت‌گیری رقابتی، قیمت خطی یا چند قیمتی بودن و ...)،-اندازه بازار هدف (چگونگی جذب مشتریان با شناخت فرهنگ‌ها و ویژگی مردمی منطقه‌ای که قرار است محصول به فروش برسد)،-تقسیم بازار (با توجه به معیارهای جغرافیایی، جمعیت‌شناختی، روان‌شناختی و رفتاری)-تحلیل ریسک (چه تغییراتی خارج از کنترل شما می‌تواند کسب‌وکارتان را به مخاطره اندازد؟)· بازاریابیدر این بخش توجه به 5 اصل زیر ضروری است:1. مرور صنعت (بررسی کل افراد حاضر در این صنعت و موقعیت آن صنعت در بازار)2. راهبرد محصول (نوع ویژگی‌های فیزیکی محصول)3. راهبرد قیمت (بازه قیمت، تخفیفات و روش‌های نوع)4. راهبرد توزیع (نحوه فروش و عرضه در محل‌های مختلف)5. راهبرد ارتقا (شامل تبلیغ، مشوق‌های خرید، فروش حضوری و روابط عمومی)· منابع انسانیدر این بخش پس از ترسیم ساختار سازمانی شرکت، می‌توان به شرح هر یک از این موارد پرداخت:-تعداد نیروی انسانی مورد نیاز-نوع تخصص منابع انسانی-شیوه به‌کارگیری آن‌ها-منبع تأمین نیروها-برنامه حفظ و ارتقای شغلی پرسنل· برنامه اجراییدر این بخش باید به شرح مواردی از جمله وضعیت فعلی محصول یا خدمات، موانع موجود بر مسیر، فعالیت‌هایی که تاکنون انجام شده‌است و نحوه همکاری با تأمین‌کنندگان و ... پرداخته شود.· امور مالیدر این بخش باید تخمینی نزدیک به واقعیت و با دلایل کافی از بودجه آغازین، بودجه عملیاتی و هزینه‌های ثابت و متغیر بیان شود. همچنین ترازنامه و صورت‌حساب سودوزیان شرح داده شوند. همچنین نقطه سر‌به‌سر و دوره بازگشت سرمایه محاسبه شود. در انتها نیز باید برنامه زمان‌بندی کسب‌وکارتان پوشش داده شود.گروه تولید محتوای مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف</description>
                <category>مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف</category>
                <author>مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف</author>
                <pubDate>Mon, 31 Aug 2020 00:42:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>10 روش برای تامین مالی طرح‌های کسب و کار</title>
                <link>https://virgool.io/@karafarinisharif/10-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%B7%D8%B1%D8%AD%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-f3glkzsopzws</link>
                <description>یک ایده عالی، جرقه‌ی لازم برای شکل‌گیری استارت‌آپ‌هاست اما پول مانند سوختی است که آن‌ را شعله‌ور می‌کند.چه بخواهید به عنوان یک فریلنسر کار کنید یا شرکت خود را گسترش دهید، پول نقد چیزی است که قطعا به آن نیاز دارید. در این لیست 10 منبع را به شما معرفی می‌کنیم که برای کسب سرمایه لازم می‌توانید به سراغ آن‌ها بروید.جیب خودتانبدیهی‌ترین مکانی که می‌توانید به جست‌وجو برای تأمین بودجه در آن بپردازید، سرمایه شخصی خودتان است. استفاده از سرمایه شخصی مزایا و معایبی دارد. اگر کسب‌و‌کار خود را تنها با صرف پس‌اندازهای خود شروع کنید، 100 درصد مالکیت و کنترل آن را برای شما خواهد بود اما ریسک از دست رفتن تمام سرمایه نیز با خودتان است. درحای‌که اگر سرمایه‌گذار داشته باشید این ریسک بین چندین نفر تقسیم می‌شود و به همان میزان سود به‌دست آمده به اشتراک گذاشته می‌شود.دوستان و خانوادهروی‌آوردن به دوستان یا اعضای خانواده گزینه بعدی است. برخی از مردم در ازای دریافت یک توافق‌نامه ساده مبنی بر بازگشت پولشان زمانی که شرکت به سوددهی می‌رسد، به شما وام می‌دهند . برخی دیگر وام رسمی‌تر به همراه توافق برای پرداخت پول با بهره در برنامه مشخص تعیین می‌کنند. در هر صورت ، اطمینان حاصل کنید که همه‌ی افراد درگیر از شرایط آگاه باشند و بدانند چه چیزی را در چه زمانی باید انتظار داشته باشند. هم‌چنین شرایط را به صورت مکتوب درج کنید و از همه‌‌ی طرف‌ها بخواهید که اسناد را امضا کنند زیرا اختلاف نظر در مورد پول، می‌تواند حتی نزدیکترین روابط خانوادگی یا دوستانه را خراب کند.مشتریان، سرمایه‎گذاران آیندهاین گزینه عجیب یا شاید نشدنی به نظر می‌رسد اما شما می‌توانید مشتریان را به سرمایه‌گذارانی تبدیل کنید که می‌توانند به شرکت شما کمک کنند تا پا بگیرد. به عنوان مثال، در پروژه‌های آپارتمان سازی، غالباً قبل از شروع به کار ساخت‌و‌ساز، واحدها به صاحبان آینده پیش فروش می‌شوند.وقتی منابع مالی را در نظر می‌گیرید، به افرادی فکر کنید که از پیشنهادات شرکت شما استفاده می‌کنند و از آن‌ها سود می‌برند؛ چراکه ممکن است مایل باشند در ادامه‌ی موفقیت شما سرمایه‌گذاری کنند، به خصوص اگر دلیل روشن و نرخ معقولی از سوددهی سرمایه‌شان را به آن‌ها پیشنهاد دهید. همچنین به اشتراک گذاشتن ایده کسب‌وکار شما با این مشتریانی که سرمایه‌گذاران آینده‌اند، در مراحل برنامه‌ریزی می‌تواند سنگ محکی باشد که آن‌ها برای خدمات یا محصولات شما هزینه خواهند کرد یا نه.وام بانکیشعب محلی اکثر بانک‌ها مایل به تخصیص وام به مشاغل محلی هستند. قبل از اینکه به سراغ بانک بروید، بیزینس پلن خود را همراه با درخواست وام بانکی آماده نمایید و تعیین کنید که چه مقدار وام می خواهید، قصد دارید چگونه از آن استفاده کنید و چه زمان تسویه می‌کنید. همچنین، توجه داشته باشید که اکثر بانک‌ها وام نمی‌دهند مگر اینکه بتوانند وام را در برابر اموال با ارزش موسوم به وثیقه تضمین کنند.مزیت بزرگ دریافت وام بانکی این است که ضمن حفظ تمام سهام شرکت خود، بودجه کسب‌و‌کار به دست می آورید. وام‌های بانکی نیز بهره کمتری و مدت بازپرداخت طولانی‌تری نسبت به بسیاری از منابع سرمایه‌ی دیگر دارند. یکی از مشکلات آن این است که پرداخت وام باید به موعد مقرر انجام می شود حتی اگر کسب‌و‌کار شما در شرایط نابسامانی قرار داشته باشد.یک خط اعتباری تجاریاگر به همه‌ی سرمایه لازم برای شروع کسب‌و‌کارتان به صورت یکجا نیاز ندارید، از یک خط تجاری اعتباری استفاده کنید.خط اعتباری تجاری توافق نامه‌ای است از سوی یک موسسه مالی با شرکت شما  تا با افزایش مقدار اعتبار مشخصی که شرکت شما تقاضا می‌کند، برای حل مشکلات متفاوت مالی از آن استفاده کنید .با این خط اعتبارتجاری، فقط بهره پولی را که در طی دوره‌ی بین قرض گرفتن و بازپرداختش وام گرفته‌اید، پرداخت می‌کنید.اجاره تجهیزاتروش دیگر برای وام گرفتن از بانک‌ها به صورت اجاره تجهیزات است که می‌توانید برای به تهیه هر وسایلی از کامپیوتر، پرینتر و دستگاه‌های کپی گرفته تا تجهیزات ساخت، تراکتور و کامیون استفاده کنید. تمهیدات مالی شامل اجاره‌بها و ارتقاء تجهیزات است که تحت یک توافق نامه انواع تجهیزات را پوشش می دهد .مدت زمان این وام معمولاً با مدت اجاره یکسان است و بیشتر بانک‌ها قراردادهای لیزینگ خود را بر اساس تاریخچه تأسیس شرکت تنظیم می‌کنند.شرکایی با جیب پرپولبه نظر می‌رسد مانند یک ازدواج بهشتی بی‌عیب و نقص است: در یک طرف یک کارآفرین با یک ایده عالی اما بدون هیچ سرمایه‌ای و در طرف دیگر یک کارآفرین با جیب پرپول اما در جست‌وجوی یک ایده عالی. در واقعیت چنین همکاری‌هایی نیز سرانجام خوبی در انتظارشان است. در هرصورت اگر به فکر ایجاد مشارکت مالی به عنوان روشی برای به‌دست آوردن سرمایه مورد نیاز خود هستید، یک توافق‌نامه مقدماتی ایجاد کنید که تعیین کند شریک شما چه مقدار در تعیین استراتژی، برنامه‌ریزی و مدیریت کسب‌و‌کارتان اعمال نظر و کنترل خواهد داشت و اطمینان حاصل کنید که می‌توانید با تبعات آن کنار بیایید.سرمایه‌گذاران «خطرپذیر» و «فرشته»اگر وامی که بانک برای شما در نظر می‌گیرد، احتیاجات شما را برآورده نمی‌کند یا اگر برعهده گرفتن ریسک پرداخت این وام باعث نگرانی بیش از حد شما می شود، می‌توانید به سراغ سرمایه‌گذاران «خطرپذیر» یا «فرشته» بروید.سرمایه‌گذاران خطرپذیر، مديران دارايي حرفه‌اي هستند كه از طرف گروهی از سرمایه‌گذاران، به دنبال سرمايه‌گذاري در کسب‌و‌کار‌هایی هستند که پتانسیل بالایی برای رشد دارند. این سرمایه‌گذاران هنگامی که تحت تأثیر ایده یک کسب‌و‌کار قرار می‌گیرند و اطمینان دارند که تیم مدیریتی آن هرچیز را که برای موفقیت لازم است در نظر گرفته‌اند، مبلغ قابل توجهی می‌پردازند. در عوض آن‌ها می‌خواهند که نقش مهمی در کنترل کسب‌و‌کار شما داشته باشند یا مالک اصلی آن باشند و انتظار دارند در مدت زمان مشخصی بخش عمده‌ای از سرمایه‌گذاری آن‌ها بازپرداخت شود.فرشتگان، کارآفرینان موفق و ثروتمندی هستند که نه تنها با پول خود بلکه با تخصص و راهنمایی خود به کسب‌و‌کاری کمک می‌کنند. فرشتگان با توجه به اینکه به‌طور مستقل تصمیم می‌گیرند (در مقایسه با خطرپذیران) سریع‌تر به نتیجه می‌رسند که در کسب‌و‌کاری سرمایه‌گذاری کنند یا نه. هم‌چنین آن‌ها ریسک بیشتر سرمایه‌گذاری در کسب‌و‌کارهای نوپاتر و کوچک‌تر را می‌پذیرند.سرمایه‌گذاری جمعیدر سرمایه‌گذاری جمعی مبالغ کمی از مردم، معمولاً از طریق یک کمپین اینترنتی، برای تأمین بودجه هر چیزی از جبران خسارات بلایای طبیعی، موسیقی یا تولید فیلم تا شروع فعالیت‌های تجاری جمع می‌شود. اگر فاقد سابقه اعتباری لازم برای دریافت وام هستید و نمی‌توانید از خانواده و دوستان خود نیز کمک بگیرید از این روش استفاده کنید. دو پلتفرم معروف سرمایه‌گذاری جمعی kickstarter و indiegogo می‌باشد.گروه تولید محتوای مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریفمنبع: https://www.dummies.com/business/start-a-business/business-plans/10-ways-to-fund-your-business-plan/</description>
                <category>مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف</category>
                <author>مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف</author>
                <pubDate>Sat, 22 Aug 2020 15:35:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه یک مدل کسب‌ و کار عالی بنویسیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@karafarinisharif/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%AF%D9%84-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%85-idf0eyjb5aew</link>
                <description>مدل کسب‌وکار یک سند زنده و دارای روح است. در این مقاله توضیح می‌دهیم که چرا شما باید یک طرح تجاری (Business Plan) بنویسید و چه زمانی آن‌را به‌روزرسانی کنید.یکی از سنگ بناهای راه‌اندازی مشاغل جدید نوشتن یک طرح تجاری است. این طرح، نقشه راه رسیدن به اهداف شغلی است و مراحل دست‌یابی به آن‌ها را تشریح می‌کند. همچنین می‌توان این طرح را به عنوان نوعی رزومه برای تأمین بودجه به وام‌دهندگان، سرمایه‌گذاران و شرکا ارائه کرد. قبل از شروع ترسیم آینده خود، مهم است که در مورد همه مؤلفه‌های یک طرح تجاری خوب فکر کنید. همچنین باید دلایل خود برای تهیه یک طرح تجاری را تعیین کنید.برای اینکه با نحوه نوشتن یک طرح تجاری آشنا شوید، این مقاله:1. اهمیت نوشتن یک طرح تجاری را توضیح می‌دهد.2. درباره زمان مناسب برای تهیه طرح تجاری صحبت می‌کند.3. موضوعاتی که یک طرح تجاری باید پوشش دهد را بیان می‌کند.4. درباره انواع مختلف طرح تجاری و مخاطبان طرح شما صحبت می‌کند.5. درباره به‌روزرسانی طرح تجاری‌تان توضیح می‌دهد.چرا باید یک طرح تجاری بنویسید:در جامعه استارتاپ‌ها یک مکتب فکری وجود دارد که اشتباه کردن و یادگیری از آنها بدون وجود برنامه بلند مدت در کسب‌وکار برای یک تجارت مفید است، اما موارد خاصی وجود دارد که وجود یک طرح تجاری در آن یک ضرورت است. یکی از این موارد تأمین بودجه است.اگر برای کسب‌وکار خود به بودجه احتیاج دارید، باید بتوانید برای وام دهندگان یا سرمایه‌گذاران به طور شفاف تشریح کنید که پول آنها چگونه هزینه می‌شود و آنها چگونه بازپرداخت می‌شوند. با نرم‌افزار Palo Alto حدود 2877 صاحبان مشاغل بررسی شدند و از 995 نفر که طبق گفته آنها دارای طرح تجاری بودند، 36 درصد توانستند وام مورد نظر را بگیرند. تنها 18 درصد از مشاغلی که دارای طرح تجاری برای کسب‌وکار خود نبودند قادر به تأمین وام شدند. همین امر در مورد سرمایه‌گذاری صادق است. از بین کسب‌وکارهایی که طرح تجاری دارند، 36 درصد آنها موفق به جذب سرمایه‌گذار شدند. در حالی که تنها 18 درصد از کسب‌وکارهای بدون طرح تجاری توانستند برای کسب‌وکار خود سرمایه‌گذار جذب کنند. البته خود طرح تجاری صرفا ممکن است تنها عاملِ دخیل در این موفقیت نبوده باشد (برای مثال، مالکانی که طرح تجاری کسب‌وکار خود را تکمیل کرده‌اند بهتر می‌توانند سازماندهی شوند و این سازماندهی شدن در رشد آنها موثر خواهد بود). همچنین در این نظرسنجی مشخص شد که کسب‌وکارهایی که دارای طرح تجاری هستند، 64 درصد رشد اقتصادی را در مقایسه با 43 درصد کسب‌وکارهای بدون طرح تجربه کرده‌اند.داشتن یک طرح تجاری مطمئناً تنها شرط دریافت وام یا جذب سرمایه‌گذار نیست، اما راه خوبی برای دیده شدن بین دیگر کسب‌وکارها است. داشتن این طرح به ویژه برای کسب‌وکارهای نوپا که سابقه مالی یا اعتباری مد نظر اکثر وام‌دهندگان را ندارند بسیار مفید است. البته در درخواست‌نامه‌های سنتی وام اگر سابقه اعتباری بسیار ضعیفی داشته باشید حتی داشتن بهترین طرح تجاری نیز ممکن است به شما کمکی نکند.به هر حال، شما می‌خواهید بهترین شانس بقا را به تجارت خود بدهید. هنوز ریسک‌های بسیار زیادی وجود دارد و بسیاری از شرکت های جدید نمی‌توانند کسب‌وکار خود را ادامه دهند. طبق جدیدترین داده‌های ارائه شده توسط «دفتر آمار کار»، 56.3 درصد از شرکت‌های تشکیل شده در سال 2011 توانسته اند 5 سال بعد نیز مشغول کسب‌وکار باشند.یک طرح تجاری می‌تواند به شما برای ماندن در بیزینس و راه اندازی یک کسب‌وکار پایدار کمک کند. افرادی که طرح‌های تجاری رسمی را می‌نویسند 16 درصد شانس بیشتری دارند تا مشاغل پایدارتری نسبت به کارآفرینان سنتی و بدون طرح تجاری ایجاد کنند.تعریف هدف شما مکان خوبی برای شروع طرح تجاری شما است. شما همچنین باید مخاطبتان را برای طرح خود بشناسید و در نظر بگیرید تا بتوانید درباره موضوعاتی که می‌خواهید داخل طرح قرار دهید تصمیم گیرید. احتیاج شما به بودجه خارجی و میزان تجربه کسب‌وکار شما، در تصمیمات شما نقش دارند.زمان مناسب برای نوشتن یک طرح تجاریدر مورد زمان مناسب برای نوشتن یک طرح تجاری برای یک کسب‌وکار هیچ زمان مطلقی وجود ندارد. بسیاری از افراد از همان ابتدا طرحی را ایجاد می‌کنند تا به آنها برای پردازش ایده کسب‌وکار خود کمک کند. این کار برای اکثر کسب‌وکارها گزینه خوبی است، زیرا این طرح می‌تواند به شما کمک کند تا متوجه شوید که ایده شما پتانسیل عملی شدن و ماندن در تجارت را دارد یا نه. در هر صورت، آماده باشید تا مرتباً برنامه خود را مرور کنید.نوشتن یک طرح تجاری راهی آسان برای پی‌بردن به موضوعاتی است که شما نمی‌دانید و باید تحقیق کنید، از جمله درباره خود محصول، صنعتی که می‌خواهید وارد آن شوید و یا رقابت و بازاری که می‌خواهید در آن فعالیت کنید.حتی اگر کسب‌وکار شما در حال فعالیت است، نوشتن طرح تجاری مزایایی دارد. یک طرح می‌تواند به شما کمک کند درباره آینده کسب‌وکارتان ایده‌پردازی کنید و به مراحل بعدی ارتقای کسب‌وکار خود در زمینه‌های محصولات، خدمات و یا فعالیت‌های بازاریابی فکر کنید. این همچنین یک راه مناسب برای تعیین اهداف بلند مدت و کوتاه مدت است. و مطمئناً، در صورت نیاز به رشد مشاغل خود یا رفع مشکلات جریان‌های مالی، برای جذب بودجه مفید است.با این حال، تجارت شما در یک محیط بسته فعالیت نمی‌کند. باید به طور مداوم کسب‌وکار خود را اصلاح و به‌روزرسانی کنید و علاوه بر آن با جمع‌آوری داده‌های جدید در پیش‌بینی‌های خود از روند پیشرفت کسب‌وکار تجدید نظر کنید. یک طرح تجاری باید جزئیات زیادی در توصیف یک سال آینده شرکت داشته باشد، اما باید بتواند به طور گسترده‌ای برای 5 سال آینده شرکت نیز جواب دهد.چه چیزی را در یک طرح تجاری قرار دهیدنوشتن یک طرح تجاری می تواند بسیار طاقت فرسا به نظر برسد و ممکن است بخواهیم برای ساده‌تر شدن پروسه، بخشی از جزئیات کسب‌وکار را از طرح حذف کنیم. شکل کلی طرح تجاری شما تا حد زیادی به مخاطبان شما بستگی دارد. به عنوان مثال، اگر طرح را برای جذب سرمایه‌گذار می‌نویسید همه چیز را مستند کنید. جریان‌های نقدی، هزینه‌ها، پیش‌بینی‌ها، ... . تا آنجا که ممکن است طرحی با جزئیات کامل تهیه کنید تا هم پشتکار خود برای رسیدن به موفقیت را نشان دهید و هم نگرانی‌های احتمالی مخاطب را کم کنید.اگر تصمیم گرفتید یک طرح تجاری برای کسب‌وکار خود بنویسید، آن را به گونه‌ای طراحی کنید که برای سناریوهای مختلف کار کند. برای سرمایه‌گذاران فرشته یک نسخه کوتاه‌تر و برای بانک یک نسخه طولانی‌تر تهیه کنید. و اگر قرار است با کارمندان درباره آینده کسب‌وکار صحبت کنید، مطمئن شوید اطلاعاتی که می‌دهید مربوط به آنها باشد. طرح تجاری شما باید به آسانی ارتباط بین مخاطب و کسب‌وکار را به تصویر بکشد و مخاطب را مجاب به برداشتن قدمی مثبت در راستای حرکت کسب‌وکار کند.چه موقع برنامه تجاری خود را به‌روز کنیدطرح تجاری یک سند زنده است. این بدان معناست که شما باید حداقل یک بار در سال برنامه خود را به‌روز کنید، اگرچه در اکثر موارد به‌روزرسانی آن در فواصل زمانی کمتر فایده بیشتری دارد. همچنین این طرح به شما کمک می‌کند موقعیت خود را در برنامه پنج‌ ساله کسب‌وکارتان و مسیر رسیدن به اهدافتان بررسی کنید. همچنین از این طرح می‌توانید به عنوان معیار بررسی میزان موفقیت یا ضعف‌های خود استفاده کنید. در هر صورت، همیشه طرح خود را قبل از ارسال به یک شخص جدید بررسی کنید.همچنین ممکن است بخواهید برنامه خود را تحت شرایط خاصی به‌روزرسانی کنید. برای مثال زمانی که رقبای شما قیمت محصولات و یا خود محصولاتشان را تغییر می‌دهند و شما مجبورید روی قیمت و محصولات خود تجدید نظر کنید. تغییرات ناگهانی در بازار، اقتصاد و مقررات جدید نیز می‌توانند یک کسب‌وکار را مجبور به تغییر پیش‌بینی‌های موجود در طرح تجاری خود کنند. مانند تغییرات روابط؛ یعنی شما یک فروشنده یا تأمین کننده جدید دارید یا شرایط و یا قراردادهای شما با فروشندگان و یا تامین‌کنندگان تغییر کرده است.البته دلیل اصلی تجدید نظر در طرح تجاری یک کسب‌وکار در مواقعی است که دنبال جریان مالی جدیدی برای درآمدزایی هستیم و یا آماده ترسیم یک دوره جدید برای شرکت خود هستیم.تهیه یک طرح تجاری با ملاحظه و با جزئیات دقیق اطمینان می‌دهد که شما یک ابزار مفید برای راه‌اندازی و یا حفظ یک کسب‌وکار موفق خواهید داشت و به‌روز کردن آن باید در طول زمان جاری باشد.گروه تولید محتوای مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف</description>
                <category>مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف</category>
                <author>مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف</author>
                <pubDate>Sat, 15 Aug 2020 14:13:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدل کسب و کار چیست؟ مزایا، معایب و انواع مدل کسب و کار</title>
                <link>https://virgool.io/@karafarinisharif/%D9%85%D8%AF%D9%84-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D8%B9%D8%A7%DB%8C%D8%A8-%D9%88-%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B9-%D9%85%D8%AF%D9%84-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-toz5culaegye</link>
                <description>مدل کسب و کار، برنامه‌ی یک شرکت برای رسیدن به سود است. این برنامه، محصولات یا خدماتی که کسب و کار می‌فروشد، بازار هدف و هزینه‌های پیش رو را مشخص می‌کند.یک شرکت تجاری تازه‌کار برای جذب افراد با استعداد و سرمایه‌گذاری و هم‌چنین برای انگیزه دادن به مدیران و کارمندان به مدل کسب و کار نیاز دارد. شرکت‌های پابرجا هم باید مدام طرح کسب و کارشان را بازنگری و به‌روزرسانی کنند تا بتوانند، با چالش‌ها و تغییرات جدید مواجه شوند. سرمایه‌گذاران نیز بایستی طرح کسب و کار شرکت‌هایی که نظرشان را جلب می‌کنند بررسی و ارزیابی کنند.یک مدل کسب و کار چگونه عمل می‌کند؟یک مدل کسب و کار، برنامه‌ای سطح بالا برای انجام تجارتی به‌خصوص در بازاری مشخص، همراه با سود است. یکی از مولفه‌های اصلی این برنامه، گزاره ارزش می‌باشد. گزاره ارزش، توصیفی از خدمات و منافع ارائه شده توسط شرکت است و دلایلی برای جلب نظر مشتری‌ها، به گونه‌ای که خدمات و محصولات آن‌ها را از رقبا متفاوت نشان دهد.مدل کسب و کار برای یک پروژه یا شرکت جدید، باید هزینه‌های شرکت نوپا و منابع مالی، پایگاه مشتریان موردنظر برای تجارت، استراتژی بازاریابی، ارزیابی رقبا و برنامه‌ریزی درآمدها و مخارج را در‌بر بگیرد.از اشتباه‌های متداول در طراحی مدل کسب و کار، دست‌کم گرفتن تامین هزینه‌های تجارت، تا پیش از رسیدن به سوددهی، است. در نظر گرفتن هزینه‌های یک محصول تنها تا هنگام معرفی آن، کافی نیست. یک شرکت باید بتواند تجارت را تا هنگامی که درآمد بیشتر از هزینه ها بشود، ادامه دهد.یک مدل کسب و کار می‌تواند فرصت‌هایی برای همکاری با دیگر شرکت‌های پابرجا ایجاد کند. به‌طور مثال، همکاری یک شرکت تبلیغاتی با یک شرکت چاپ، می‌تواند میزان مراجعه به هردوی آن‌ها را افزایش دهد.انواع مدل کسب و کاربه‌اندازه انواع کسب و کارها، مدل‌های کسب و کار وجود دارد. فروش مستقیم، دادن حق امتیاز، تبلیغات و فروشگاه‌ها همگی نمونه‌هایی از مدل‌های کسب و کار سنتی و معمول هستند. علاوه بر آن‌ها مدل‌های ترکیبی نیز وجود دارند. مانند شرکت‌هایی که فروش اینترنتی را با فروشگاه‌ها یا موسسات ورزشی مانند NBA ترکیب می‌کنند.در این دسته‌بندی‌های گسترده، هر روش منحصر‌به‌فرد است. صنعت اصلاح را در نظر بگیریم، کمپانی ژیلت دسته تیغ مدل  Mach3 را با قیمت کمتر یا مجانی می فروشد تا مشتری‌های دائمی برای تیغ‌های سودآورش به دست بیاورد. دراین مدل کسب و کار، دسته‌ها را مجانی می دهند تا به سود از فروش تیغ‌ها برسند. به این مدل کسب و کار، مدل تیغ و دسته تیغ گفته می شود، اما این مدل در هر شرکتی، در هر تجارتی که یک محصول را با تخفیف زیاد می‌فروشند تا محصول وابسته به آن‌را که قیمت بالاتری دارد به فروش برسانند، جوابگو است.مهم: در حین ارزیابی یک شرکت به عنوان سرمایه‌گذاری احتمالی، به شیوه‌ی درآمد‌زایی آن توجه کنید. این همان مدل کسب و کار شرکت است.مزایای مدل کسب و کارشرکت‌های موفق مدل‌های کسب و کاری را در پی گرفته‌اند که به آن‌ها اجازه می‌دهد نیاز‌های مشتری را با قیمت رقابتی و هزینه‌ای ثابت برطرف کنند. در گذر زمان، بسیاری از شرکت‌ها مدل کسب و کارشان را با توجه به تغییرات فضای تجاری و خواسته‌های بازار تغییر می‌دهند.یکی از راه‌هایی که تحلیلگران و سرمایه‌گذاران موفقیت یک مدل کسب و کار را بررسی می‌کنند، نگاه کردن به سود ناخالص شرکت است. سود ناخالص، درآمد کامل یک شرکت با کم کردن هزینه کالاهای فروخته شده است. مقایسه سود ناخالص یک شرکت با سود ناخالص رقبا یا صنعت‌اش، میزان تاثیرگذاری مدل کسب و کار آن شرکت را مشخص می‌کند.البته سود ناخالص به تنهایی می‌تواند گمراه کننده باشد. تحلیلگران در کنار آن می‌خواهند جریان نقدی یا درآمد خالص را نیز بررسی کنند. درآمد خالص، درآمد ناخالص با کم کردن هزینه‌های اجرایی است و سود واقعی شرکت را نشان می‌دهد.دو اهرم اولیه مدل کسب و کار، قیمت‌گذاری و هزینه‌ها هستند. یک شرکت می‌تواند قیمت‌ها را افزایش دهد و یا هزینه‌های تولید را کاهش دهد. هردوی این اعمال، سود ناخالص را افزایش می‌دهند.با این وجود بسیاری از تحلیلگران در بررسی مدل کسب و کار، سود ناخالص را مهم‌تر می‌دانند. سود ناخالصِ خوب، نشانه یک مدل کسب و کار مطمئن و دقیق است. اگر هزینه‌ها زیاد باشند، ممکن است مشکل از مدیریت باشد و مشکلات قابل حل باشند. براین‌اساس، بسیاری از تحلیلگران باور دارند شرکت‌هایی که مدل کسب و کار مناسبی دارند، می‌توانند به خوبی خود را اداره کنند.مثال‌هایی از مدل کسب و کارمقایسه‌ای از دو مدل کسب و کار رقیب را در نظر بگیرید. هردو شرکت در کار اجاره و فروش فیلم هستند. پیش از ظهور اینترنت هر دو شرکت 5 میلیون دلار درآمد داشتند و 4 میلیون دلار برای موجودی فیلم‌هایشان هزینه می‌کردند.این به این معنا است که هردو شرکت سود ناخالصی مبنی بر 5 میلیون دلار منهای 4 میلیون دلار، یعنی 1 میلیون دلار به دست می‌آورند. هردو حاشیه سود ناخالص برابری دارند که با تقسیم کردن سود ناخالص بر درآمد، 20% به دست می‌آید.پس از ظهور اینترنت، شرکت دوم تصمیم می‌گیرد فیلم‌هایش را به جای اجاره و فروش نسخه‌های فیزیکی، برای تماشای آنلاین در دسترس قرار دهد. این تغییر، مدل کسب و کار را به شیوه‌ای مثبت مختل می‌کند. هزینه‌های مجوز تغییری نمی‌کند اما هزینه نگه‌داشتن موجودی به صورت چشم‌گیری کمتر می‌شود. این تغییر، هزینه‌های انبار و توزیع را تا 2 میلیون دلار کم می‌کند. سود ناخالص جدید شرکت 5 میلیون دلار منهای 2 میلیون دلار، یعنی 3 میلیون دلار و حاشیه سود ناخالص جدید 60% است.در همین حال، شرکت اول با حاشیه سود ناخالص پایین‌تری مانده و فروش شرکتش به زودی کمتر می‌شود. این شرکت نتوانست مدل کسب و کار خودش را به‌روزرسانی کند. شرکت دوم فروش بیشتری ندارد ولی با ایجاد تغییرات بزرگی در مدل کسب و کارش، هزینه‌ها را به شدت کم کرده است.معایب مدل کسب و کارجوان مگرتا، ویراستار سابق مجله‌ی کسب و کار هاروارد، فکر می کند دو عامل مهم در تحلیل مدل‌های کسب و کار وجود دارد. او می‌گوید وقتی مدل کسب و کار جواب‌گو نیست، به این دلیل است که داستان بازی عوض شده و یا این مدل دیگر به‌صرفه نیست.صنعت هواپیمایی یکی از بارز ترین مثال‌ها برای مدل کسب و کاری که دیگر به‌صرفه نیست را نشان می‌دهد. شرکت‌های با این مشکل با ضرر‌های زیاد و حتی ورشکستگی رو‌به‌رو شدند.برای سال‌های زیادی، شرکت‌های بزرگی مانند امریکن ایرلاینز، دلتا و کانتیننتال تجارت‌شان را با پایه مدل قطب و اقمار که در آن تمام پروازها از چندین فرودگاه بزرگ صورت می‌گرفتند، شکل دادند. این مدل کسب و کار با پر بودن اکثر صندلی‌ها در بیشتر اوقات، سود زیادی به دنبال داشت.اما یک مدل کسب و کاری رقیب، نقطه عطف این تجارت‌ها را به نقطه ضعف‌شان تبدیل کرد. شرکت‌هایی مانند سوث‌وست و جت بلو، هواپیماهایشان را میان فرودگاه‌هایی کوچک‌تر با هزینه کمتر پرواز می‌دادند. آن‌ها ازبعضی از ناکارآمدی‌های عملیاتی مدل قطب و اقمار اجتناب کردند که هزینه نیروی کار را کاهش داد. به همین دلیل توانستند قیمت‌ها را کاهش دهند که خواسته‌ها برای پرواز‌های کوتاه میان شهرها را زیاد کرد.همان‌گونه که این رقیبان جدیدتر مشتری‌های بیشتری را به سمت خود می‌کشیدند، شرکت‌های بزرگتر باید شبکه‌های گسترده‌شان را با مسافران کمتری سرپا نگه دارند. این مشکل با کاهش سریع استفاده از سرویس‌های هوایی در 2001 بدتر شد. برای پر‌کردن صندلی‌ها، سرویس هواپیمایی مجبور شد تخفیف‌های بیشتری بدهد و مدل کسب و کار قطب و اقمار دیگر به صرفه نبود.از دیدگاه سرمایه‌گذاریاین برای یک سرمایه‌گذار به چه معناست؟ در هنگام بررسی یک شرکت به‌عنوان سرمایه‌گذاری احتمالی، سرمایه‌گذار باید بداند شرکت از چه راهی درآمد‌زایی می کند. این همان مدل کسب و کار شرکت است. البته مدل کسب و کار به شما تمام اطلاعات لازم درباره یک شرکت را نمی‌دهد. اما سرمایه‌گذاری که مدل کسب و کار را می‌فهمد، می‌تواند داده‌های مالی را بهتر متوجه شود.· مدل کسب و کار، استراتژی اصلی یک شرکت برای داشتن تجارتی سودآور است.· دو اهرم مدل کسب و کار، قیمت‌گذاری و هزینه‌ها هستند.· در هنگام بررسی مدل کسب و کار به عنوان یک سرمایه گذار، بپرسید که آیا این ایده منطقی است؟ و آیا به‌صرفه است؟گروه تولید محتوای مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریفمنبع: investopedia</description>
                <category>مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف</category>
                <author>مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف</author>
                <pubDate>Sun, 09 Aug 2020 16:36:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه کتاب «خلق مدل کسب‌وکار» نوشته الکساندر استروالدر: بوم مدل کسب‌و‌کارم را چگونه بنویسم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@karafarinisharif/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%84%D9%82-%D9%85%D8%AF%D9%84-%DA%A9%D8%B3%D8%A8%D9%88%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D9%84%DA%A9%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D9%85-%D9%85%D8%AF%D9%84-%DA%A9%D8%B3%D8%A8%D9%88%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%B1%D8%A7-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%85-rylzujjkqhlw</link>
                <description>این مطلب به‌صورت اختصاصی ترجمه، تهیه و منتشر شده است.الکس تقدیم می‌کند: مدل کسب‌وکارالکساندر استروالدر در خانه خود یک مهمانی با شکوه گرفته است. صف طولانی‌ای جلوی قصر او تشکیل شده است و میهمانان یکی یکی به داخل قصر دعوت می‌شوند. جلوتر که می‌روید، می‌بینید که در بالای درب ورودی سه سوال نوشته شده است:· آیا شما دارای روحیه کارآفرینی هستید؟  بله_____  خیر_____· آیا دائم در اندیشه ایجاد کسب‌وکارهای جدید هستید؟ بله_____  خیر_____· آیا دنبال راه‌های نوآورانه برای پیشبرد کسب‌وکار خود هستید؟  بله_____  خیر_____شما در ذهن خود به حداقل یکی از این سوالات پاسخ مثبت می‌دهید و همان لحظه نوری درخشان چشمان شما را می‌زند. الکس از آن هاله نور بیرون می‌آید، دست شما را می‌گیرد، به شما خوش‌آمد می‌گوید و شما را وارد میهمانی می‌کند.الکساندر استروالد کتاب خود را «یک رساله برای بصیرت‌بینان، بازیکنان قدرتمند و کلیدی و چالش‌جویانی که مدل‌های بیزینس قدیمی را به جنگ می‌طلبند و تشنه طراحی کسب‌وکارهای آینده هستند» معرفی می‌کند. جدای از توصیف اسطوره‌ای کتاب، استروالدر شیوه جدیدی برای منظم کردن اجزای کسب‌وکار معرفی می‌کند. این بیزینس تئوریسین 46 ساله سوییسی توانسته نظر مخاطبان زیادی را در سراسر جهان به ایده‌های خود جلب کند. در این کتاب ابتدا ایده اصلی ماجرا، یعنی «بوم کسب‌وکار» معرفی می‌شود، الگوهای کسب‌وکار بر اساس مفاهیم توسعه داده شده توسط متفکران این عرصه تشریح می‌شود، تکنیک‌ها و استراتژی‌های کمک به طراحی مدل کسب‌وکار بیان می‌شود و توسط «فرآیند»، تمامی این تفکرات به هم پیوند داده می‌شود.الکس کسب‌وکار شما را به تابلو می‌کشدزبانی مشترک برای توصیف، مصورسازی، ارزیابی و تغییر مدل‌های کسب‌وکارتعریف: یک مدل کسب و کار منطق یک شرکت در چگونگی خلق، ارائه و کسب ارزش را توصیف می‌کند.بهترین روش برای توصیف یک مدل کسب‌وکار از طریق 9 بلوک اصلی ساختار یک کسب‌وکار است که جابجایی مالی یک شرکت را نمایش می‌دهند. این 9 بلوک در حقیقت 4 حوزه اصلی یک کسب‌وکار را پوشش می‌دهند: مشتری، محصول، زیرساخت و سوددهی مالی. این مدل یک طرح اولیه برای رسیدن به ساختارها، فرایندها و سیستم‌های منظم‌تر است. یک بوم کسب‌وکار از این 9 بلوک تشکیل شده است:1. بخش مشتری‌هااین بلوک حاوی گروه‌ها و سازمان‌هایی است که یک کسب‌وکار قصد دارد به آنها خدمات و محصولات خود را ارائه دهد. برای ارائه خدمات بهتر، شرکت ممکن است مشتری‌های خود را بر اساس نیازها، رفتارها و یا المان‌های دیگر دسته بندی کند. یک مدل کسب‌وکار حاوی بخش‌های کوچک و بزرگی از مشتری‌ها است. شرکت باید تصمیم بگیرد که به کدام بخش اهمیت بیشتری دهد. انواع مختلفی از دسته‌بندی‌های مشتری وجود دارد که مشتریان مهم را نشان می‌دهند:1. بازار انبوه (تمایزی بین مشتری‌ها قائل نیستند و خدمات خود را به دسته بزرگی از افراد ارائه می‌دهند)2. بازار گوشه‌ای (نیازهای خاصی از مشتریان را رفع می‌کنند)3. بخش‌بندی شده (بین بخش‌های مختف بازار بر اساس نیازها، ویژگی‌ها و یا رفتارهای متفاوت تمایز قائل می‌شوند)4. متنوع (به چند گروه مشتری‌های کاملا متفاوت با نیازهای کاملا متفاوت، خدمات و یا محصولات کاملا متفاوتی ارائه می‌شود)5. پلتفرم‌های چند وجهی (گروه‌های متفاوت مشتری برخی نیازهای یکسان و به هم مرتبط دارند که به آنها رسیدگی می‌شود)بخش مشتری‌ها2. ارزش‌های پیشنهادیاین بلوک حاوی محصولات و خدماتی است که کسب‌وکار به یک گروه مشتری ارائه می‌دهد. دلیل مورد توجه مشتری قرار گرفتن و انتخاب شدن شرکت در این بلوک بیان می‌شود. هر ارزش پیشنهادی که در این بلوک آورده می‌شود شامل مجموعه‌ای از خدمات یا محصولات است که به نیازهای یک بخش از مشتری‌ها پاسخ می‌دهد. برای مثال عناصر زیر می‌توانند به خلق این ارزش‌ها کمک کنند:1. تازگی (بعضی از ارزش‌ها نیازهای کاملا جدیدی را برطرف می‌کنند که مشتری قبلا آنها را دریافت نمی‌کرد چون پیشنهاد مشابهی برای رفع آن نیازها وجود نداشت)2. عملکرد (همواره بهبود عملکرد محصول یا خدماتی که قبلا ارائه شده است راهی متداول برای ارزش‌آفرینی است)3. سفارشی سازی (برطرف کردن نیازهای اختصاصی و یا سازگار کردن محصول و خدمات با نیازهای شخصی مشتریان و یا با بخش‌های خاصی از مشتریان باعث ارزش‌آفرینی می‌شود)4. انجام کامل کار (به سادگی می‌توان با کمک کردن به مشتری برای انجام کامل کارهای خاصی ارزش‌آفرینی کرد)5. طراحی (برجستگی یک محصول به خاطر طراحی فوق‌العاده آن)6. برند (ممکن است مشتریان به یک برند خاص و معروف اهمیت بیشتری بدهند)7. قیمت (پیشنهاد دادن محصول یا خدمات مشابه با قیمت کمتر می‌تواند نظر مشتری‌های حساس به قیمت را جلب کند)8. کاهش هزینه (کمک به مشتریان برای کاهش هزینه‌های خود)9. کاهش ریسک (کاهش ریسکی که مشتریان هنگام خرید محصول یا خدمات مشابه متحمل می‌شوند)10. قابلیت دسترسی (ایجاد دسترسی به خدمات و یا محصولاتی که مشتری‌ها قبلا به آنها دسترسی نداشتند و یا آسان‌تر کردن این ارتباط نیز راهی برای ارزش‌آفرینی است)11. راحتی/قابلیت استفاده (آسان‌تر کردن و مناسب‌تر کردن راه‌های استفاده از یک محصول یا خدمات)ارزش‌های پیشنهادی3. کانال‌هابلوک کانال‌ها نشان دهنده چگونگی ارتباط شرکت با بخش‌های مشتری و ارائه ارزش‌های پیشنهادی است. کانال‌‎های ارتباطی، توزیع و فروش شرکت را به مشتری‌ها مرتبط می‌کنند. کانال‌ها نقطه اتصال مشتری‌ها هستند و نقش مهمی در تجربه مشتری ایفا می‌کنند.کانال‌ها 5 فاز مجزا دارند و هر کانال می‌تواند تعدادی یا همه این فازها را در بر گیرد. همانطور که می‌توانیم بین کانال‌های مستقیم و غیر مستقیم تمایز قائل شویم، تفاوت بین کانال‌های اختصاصی و اشتراکی را نیز می‌توانیم درک کنیم:1. آگاهی (چگونه مشتریان را از محصولات و خدمات خود آگاه می‌کنیم)2. ارزیابی (چگونه به مشتریان برای ارزیابی ارزش‌های پیشنهادی خود کمک می‌کنیم)3. خرید (چگونه مشتریان ما محصولات و یا خدمات ما را تهیه می‌کنند)4. انتقال (چگونه ارزش پیشنهادی را به دست مشتری می‌رسانیم)5. پس از فروش (چگونه از مشتری پس از خرید حمایت می‌کنیم)پیدا کردن اشتراکی مناسب از این کانال‌ها نقش مهمی در ارائه ارزش پیشنهادی ما به بازار و جذب مشتری دارد. یک شرکت می‌تواند انتخاب کند که از طریق کانال‌های اختصاصی خود، کانال‌های اشتراکی و یا ترکیبی از این دو به مشتریان خود مرتبط شود. کانال‌های اختصاصی می‌توانند مستقیم باشند (مانند وبسایت) یا می‌توانند غیر مستقیم باشند (مانند فروشگاه لوازم یدکی یا خورده فروشی). کانال‌های اشتراکی غیر مستقیم هستند و طیف وسیعی از امکانات را فراهم می‌کنند، مانند عمده فروشی، خرده فروشی و یا وبسایت‌های اشتراکی.کانال‌های مستقیم معمولا به شکل نیروی فروش و یا از طریق وبسایت و کانال‌های غیر مستقیم معمولا به شکل فروشگاه شخصی، فروشگاه اختصاصی و عمده فروشی هستند.کانال‌ها4. ارتباط با مشتریاین بلوک شامل شرح روابطی است که شرکت با یک یا چند بخش مشتری دارد. نوع ارتباطی که یک شرکت می‌خواهد با مشتری‌های خود داشته باشد باید مشخص باشد. گستره این روابط می‌تواند از ارتباط حضوری تا خدمات پشتیبانی خودکار را در بر گیرد. جذب مشتری، حفظ مشتری و افزایش میزان فروش می‌توانند انگیزه‌های توجه به این بلوک باشند.روابط شرکت با مشتری می‌توانند به چند دسته تقسیم شوند که یک شرکت برای تعریف ارتباط خود با مشتری میتواند از ترکیبی از این دسته‌ها استفاده کند:· همیار شخصی (این رابطه بر اساس ارتباطات انسانی است. مشتری با یک نماینده واقعی در ارتباط است تا از او حین خرید و پس از آن کمک گیرد)· همیار شخصی اختصاصی (به معنای اختصاص یک نماینده به فقط یک مشتری به صورت اختصاصی است. مانند بانک‌های خصوصی. این ارتباط معمولا برای مشتریان خاص در نظر گرفته می‌شود)· سلف سرویس (شرکت هیچگونه ارتباطی با مشتری پس از خرید نخواهد داشت و ابزار لازم برای رفع نیازهای مشتری در حین خرید محصول به او داده می‌شود)· خدمات خودکار (این رابطه شکل کامل‌تری از سلف سرویس را با فرآیندهای خودکار و اتوماتیک ترکیب می‌کند)· جوامع (به طور روز افزون، شرکت‌ها کلوپ‌های مشتری‌ها را بهبود می‌بخشند تا ارتباط نزدیک‌تری با مشتریان داشته باشند و مشتریان نیز بتوانند در این کلوپ‌ها با هم در ارتباط باشند. خیلی از شرکت‌ها باشگاه مشتریان اینترنتی دارند که باعث می‌شود مشتریان تجربه‌های خود را با هم به اشتراک بگذارند و مشکلات یکدیگر را حل کنند)· خلق مشترک (خیلی از شرکت‌ها ارتباط‌های مرسوم مشتری و فروشنده را کنار می‌گذارند تا بتوانند به همراه مشتری‌ها به خلق ارزش‌های خود بپردازند. بعضی از شرکت‌ها مشتریان را تشویق می‌کنند تا به آنها در طراحی محصولات و خدمات جدید کمک کنند)ارتباط با مشتری5. جریان‌های درآمدیبلوک جریان‌های درآمدی نشان دهنده درآمدی است که شرکت از هر بخش مشتری بدست می‌آورد. اگر مشتریان قلب یک کسب‌وکار باشند، جریان‌های درآمدی شریان‌های آن را تشکیل می‌دهند. یک شرکت باید از خودش بپرسد که مشتری برای دریافت کدام ارزش پیشنهادی حاضر است با کمال میل هزینه بپردازد؟ پاسخ درست به این سوال باعث تولید یک یا چند جریان درآمدی از هر بخش مشتری می‌شود. هر جریان درآمدی ممکن است مکانیسم قیمت‌گذاری متفاوتی داشته باشد، مانند قیمت ثابت، توافقی، مذاکره‌، مزایده، وابسته به بازار، وابسته به حجم، یا مدیریت بازده.راه‌های متفاوتی برای ایجاد جریان‌های درآمدی وجود دارد:· فروش دارایی (مرسوم‌ترین راه ایجاد جریان‌های درآمدی فروش حق مالکیت یک محصول فیزیکی است. مانند فروش کتاب یا خودرو)· حق استفاده (این جریان توسط استفاده از خدمات مشخصی تولید می‌شود. مشتری هرچقدر از این خدمات بیشتر استفاده کند، باید پول بیشتری بدهد. مانند هزینه تلفن یا هتل)· حق عضویت (این جریان توسط فروش حق دسترسی مداوم به خدمات بوجود می‌آید. مانند هزینه ماهیانه که به کتابخانه و یا باشگاه در ازای استفاده از کتاب‌ها و یا وسایل ورزشی آن میدهیم)· اجاره (این جریان توسط پرداخت هزینه در ازای استفاده از محصول یا خدمات به طور موقتی و در یک بازه زمانی مشخص ایجاد می‌شود. مانند شرکت اجاره خودرو Zipcar.com)· اعطای حق امتیاز (این جریان با دادن مجوز استفاده از یک دارایی تحت حفاظت به مشتری‌ها در ازای پرداخت هزینه تولید می‌شود. این جریان در کسب‌وکارهای رسانه‌ای رایج است که صاحبان اصلی محتوا، قانون کپی‌رایت را حفظ می‌کنند اما در عین حال مجوز استفاده از محتوا را به شخص ثالث می‌فروشند)· هزینه دلالی (این جریان از طریق انجام خدمات واسطه‌گری بین دو یا چند شخص بوجود می‌آید. مانند دلالان مسکن که جریان درآمدی‌شان پورسانتی و از طریق انعقاد قرارداد بین مشتری و فروشنده است)تبلیغات (این جریان با تبلیغ یک محصول، برند و یا خدمات مشخص بوجود می‌آید. به طور مرسوم، صنایع رسانه‌ای و برگزار کننده رویدادها از این جریان درآمدی استفاده می‌کنند)جریان‌های درآمدی6. منابع کلیدیبلوک منابع کلیدی، مهمترین دارایی‌های مورد نیاز یک مدل کسب‌وکار برای عملکرد صحیح را تشریح می‌کند. این منابع باعث می‌شوند یک تشکیلات بتواند به خلق و ارائه ارزش‌های پیشنهادی، نفوذ در بازار، حفظ ارتباط با بخش‌های مشتری، و بدست آوردن درآمد بپردازد. منابع کلیدی می‌توانند فیزیکی، مالی، معنوی و انسانی باشند. این منابع می‌توانند تحت مالکیت شرکت باشند، توسط شرکت اجاره شوند و یا توسط شرکای کلیدی تامین شوند.منابع کلیدی می‌توانند به دسته‌های زیر تقسیم‌بندی شوند:· فیزیکی (این بخش شامل منابع فیزیکی مانند امکانات تولیدی، ساختمان‌ها، وسایل نقلیه، ماشین‌آلات، سیستم‌ها، پایانه‌های فروش و شبکه‌های توزیع باشند)· معنوی (به طور روزافزون منابع معنوی مانند برندها، اطلاعات اختصاصی، حق اختراع و حق کپی‌رایت، شرکا و دیتاهای مشتریان بخش مهمی از یک مدل کسب‌وکار را تشکیل می‌دهند. این منابع معنوی ممکن است به سختی جمع‌آوری شوند ولی اگر به درستی تشکیل شوند ارزش قابل توجهی خواهند داشت)· انسانی (همه کسب‌وکارها نیاز به منابع انسانی دارند، اما در برخی شرکت‌ها نقش منابع انسانی بسیار برجسته‌تر است. برای مثال، منابع انسانی در شرکت‌های دانش بنیان و صنایعی که از خلاقیت استفاده زیادی میکنند بسیار تاثیرگذارند)مالی (برخی مدل‌های کسب‌وکار برای استخدام کارمندان کلیدی به منابع یا ضمانت‌های مالی، مانند پول نقد، خطوط اعتباری و یا حق خرید سهام نیاز دارند. مانند وام‌هایی که شرکت‌ها از بانک‌ها می‌گیرند)منابع کلیدی7. فعالیت‌های کلیدیبلوک فعالیت‌های کلیدی حاوی مهمترین کارهایی است که یک شرکت برای عملکرد صحیح کسب‌وکار خود باید انجام دهد. مانند منابع کلیدی، این فعالیت‌ها ملزم به ایجاد و یا ارائه یک ارزش پیشنهادی، نفوذ در بازار، حفظ ارتباط با مشتریان و درآمدزایی هستند. و همانند منابع کلیدی، هر شرکت بر اساس نوع مدل کسب‌وکار خود فعالیت‌های کلیدی منحصر به فردی دارد.فعالیت‌های کلیدی میتوانند به دسته‌های زیر تقسیم شوند:· تولید (فعالیت‌های مرتبط با طراحی، ساخت و ارسال یک محصول به تعداد یا مقدار قابل توجه و یا کیفیت بالا در این دسته جای می‌گیرند)· حل مساله (در این دسته فعالیت‌های مرتبط با رسیدن به راه‌حل‌های جدید برای مشکلات مشتریان قرار می‌گیرند. فعالیت‌های کلیدی مشاوران، درمانگاه‌ها و سایر شرکت‌های خدمات رسانی از این دسته است)· شبکه (ساخت و مدیریت شبکه‌ها، پلتفورم‌های تطبیقی (Matchmaking)، نرم‌افزارهای شبکه‌سازی و یا برندها از جمله فعالیت‌های این دسته هستند. فعالیت‌های کلیدی در این دسته مرتبط با مدیریت پلتفورم، تهیه خدمات و گسترش شبکه هستند)فعالیت‌های کلیدی8. شرکای کلیدیبلوک شرکای کلیدی شبکه‌ای از تامین کنندگان و شرکا را توصیف می‌کند که موجب عملکرد صحیح کسب‌وکار می‌شوند. شرکت‌ها به دلایل زیادی به شراکت با بقیه روی می‌آورند، و شراکت به سنگ بنای کسب‌وکارهای زیادی تبدیل شده است. شرکت‌ها برای خود شرکا و متحدانی تشکیل می‌دهند تا مدل کسب‌وکار خود را بهینه کنند، ریسک شرکت را کم کنند و یا منابع خود را افزایش دهند.4 نوع متفاوت از شراکت وجود دارد:1. شراکت استراتژیک بین شرکت‌هایی که رقیب نیستند2. همکاری شرکت‌ها با رقبای خود3. سرمایه‌گذاری و یا پروژه‌های مشترک برای خلق کسب‌وکارهای جدید4. روابط فروشنده-خریدار برای اطمینان حاصل شدن از وجود منابع قابل اطمینانسه انگیزه اصلی برای در نظر گرفتن شریک برای یک کسب‌وکار به شرح زیر است:· بهینه سازی و صرفه‌جویی‌های تولید انبوهاساسی‌ترین نوع شراکت برای بهبود تخصیص منابع و فعالیت‌ها طراحی شده است. غیر منطقی است که یک شرکت تمامی منابع مورد نیاز را در اختیار داشته باشد و یا تمامی فعالیت‌های مورد نیاز را خودش انجام دهد.· کاهش ریسک و عدم قطعیتشراکت می‌تواند به کاهش ریسک در یک محیط رقابتی کمک کند. بعضی شرکت‌ها ممکن است در یک محیط خاص، شراکت و همکاری استراتژیکی داشته باشند در حالی که در محیطی دیگر با هم رقیب اند.· حق مالکیت و یا استفاده از منابع و فعالیت‌هاتعداد شرکت‌های کمی هستند که تمامی منابع مورد نیاز را خودشان در اختیار دارند و یا تمامی فعالیت‌های مورد نیاز را خودشان انجام می‌دهند. معمولا شرکت‌ها ترجیح می‌دهند قابلیت‌های خود را با استفاده از منابع و یا فعالیت‌های به خصوص شرکت‌های دیگر گسترش دهند.شرکای کلیدی9. ساختار هزینهبلوک ساختار هزینه تمامی هزینه‌های مورد نیاز برای اجرای کسب‌وکار را شرح می‌دهد. تولید و ارسال ارزش‌های پیشنهادی، حفظ ارتباط با مشتریان و درآمدزایی، همه نیازمند اختصاص هزینه هستند. این هزینه‌ها به راحتی پس از تعیین شرکای کلیدی، منابع کلیدی و فعالیت‌های کلیدی قابل محاسبه هستند.به طور طبیعی، در هر مدل کسب‌وکار هزینه‌ها باید تا جای ممکن کاهش یابند. اما ساختارهای کم هزینه برای بعضی از مدل‌های کسب‌وکار از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند. بنابراین دانستن تفاوت بین دو کلاس اصلی ساختار هزینه کسب‌وکارها مفید است:· هزینه محوردر این ساختار، تا جای ممکن سعی بر کاهش هزینه‌ها می‌شود. از طریق ارائه ارزش‌های پیشنهادی کم هزینه، اتوماسیون کردن سیستم به حداکثر مقدار ممکن، و استفاده از منابع خارجی.· ارزش محوربعضی از شرکت‌ها نگرانی کمتری نسبت به هزینه‌ها دارند و بیشتر روی خلق ارزش تمرکز می‌کنند. ارزش‌های پیشنهادی ویژه و خدمات اختصاصی با کیفیت بالا نماینده مدل‌های کسب‌وکار ارزش محور هستند.ساختار هزینهبوم مدل کسب‌وکارحال آن 9 بلوک معرفی شده را در کنار هم قرار می‌دهیم و به یک ابزار کاربردی می‌رسیم، که به آن «بوم مدل کسب‌وکار» می‌گوییم و در شکل زیر نشان داده‌ایم. این ابزار نماینده یک بوم نقاشی است که به شما امکان ترسیم کسب‌وکار خود را می‌دهد. بهتر است این بوم در سایز بزرگ چاپ شود تا گروه‌های بزرگی از افراد بتوانند المان‌های این بوم را ترسیم کنند و درباره آنها بحث کنند. این بوم یک ابزار کاربردی و ساده است و می‌تواند فهم کسب‌وکار را راحت‌تر کند، فضای بیشتری برای بحث و گفت‌وگو درباره کسب‌وکار ایجاد کند، خلاقیت را افزایش دهد و محیط مناسب‌تری برای آنالیز کسب‌وکار ایجاد کند.حالا با دانستن این 9 بوم، تنها به سه چیز نیاز دارید: مقوا یا دستگاه چاپ، خودکار یا ماژیک، و تعدادی کاغذ یادداشت. و پس از چاپ و یا ترسیم بوم روی مقوا، اطلاعات کسب‌وکار خود را با توجه به توضیحات هر بلوک روی آن کاغذ‌های یادداشت وارد کرده و آن را به بلوک مخصوص خودش متصل می‌کنید. اینگونه می‌توانید کسب‌وکار خود را به شیوه‌ای قابل فهم برای خودتان، شرکا، سرمایه‌گذاران و حتی دختر پنج‌ساله‌تان(!) تشریح کنید. اما اینجا تازه ابتدای مسیر است. مهمانی الکس هنوز تمام نشده و شما تازه دارید متوجه می‌شوید تم مهمانی چیست. بنابراین پس از آنکه مانند بقیه مهمانانِ تازه‌وارد بوم کسب‌وکار خود را ترسیم کردید و با اشتیاق و ذوق فراوان آنرا به الکس نشان دادید، می‌بینید که درب سالن بعدی برای شما باز می‌شود، الکس با لبخندی کوچک شما را به طرف درب آن هدایت می‌کند، و به شما می‌گوید: «حالا باید یاد بگیری چگونه از این بوم استفاده کنی». و شما را وارد سالن «الگوها» می‌کند...گروه تولید محتوای مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریفمترجم و نویسنده: داریوش نصیریان</description>
                <category>مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف</category>
                <author>مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف</author>
                <pubDate>Sat, 01 Aug 2020 16:47:43 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چیستی و چگونگی خودشناسی: وقتی مردم می‌گویند «خودت را بشناس»، منظورشان چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@karafarinisharif/%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D9%88-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D9%85%DB%8C%DA%AF%D9%88%DB%8C%D9%86%D8%AF-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3-%D9%85%D9%86%D8%B8%D9%88%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D9%86-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-qkmwpkupgrvg</link>
                <description>6 عنصر اصلی برای دانش خودشناسی وجود دارد که به آن‌ها VITALS گفته می‌شود:· ارزش‌ها (Values)· تمایلات (Interests)· خلق‌وخوی (Temperament)· بیوریتم (Around-the-clock)· اهداف (Life Purpose)· مهارت‌ها (Strengths)هنگامی که به دنبال شناخت این عناصر می‌روید، چیزهای زیادی درباره خودتان کشف می‌کنید و اگر به آن‌ها عمل کنید، نیروی زندگی قوی‌تری برای خود ایجاد می‌کنید. و این کلمه اختصاری «VITALS» می‌تواند انعکاسی از شادی آینده شما باشد.بنابراین اکنون می‌دانید برای خودشناسی چه چیزی را جستجو کنید. اما چگونه در مورد علائم VITAL خود یاد می‌گیرید؟ و کجا می‌توانید آنها را پیدا کنید؟این روند می تواند تصادفی و غیرمترقبه باشد. شما ممکن است معلمی داشته باشید که به شما بگوید در ریاضی یا علوم قوی هستید و بذر یک ایده شغلی را در ذهن شما بکارد. ممکن است وقتی شاهد یک بی‌عدالتی باشید و یا آن را تجربه کنید، عصبانی شوید و تصمیم بگیرید که «هدف زندگی»تان اصلاح این بی‌عدالتی باشد. شما ممکن است یکی از معدود افرادی باشید که زندگی شاد خود را بر اساس علاقه‌ و اشتیاق‌ برجستة خود ساخته‌اند، مانند ستاره پاپ «گوئن استفانی» که می‌گوید: «وقتی من توانستم برای اولین بار آهنگ بنویسم، همان زمانی بود که من خودم را پیدا کردم».در حالی که شانس و ژن‌ها در خودشناسی شما موثر هستند، می‌توانید استراتژی‌های سنجیده‌ای را نیز برای کمک به یافتن «خود واقعی» خود به کار بگیرید. به جستجوی خود به چشم شکار یک گنج با سرنخ‌ها و مناطق خطرناک مختلف در طول مسیر نگاه کنید. در اینجا 10 استراتژی مفید برای استفاده آورده شده‌است.1. به تعاریف گوش کنید و به آن‌ها فکر کنیداگر تعریف دیگران از خود را رد می‌کنید و از مورد تعریف دیگران قرار گرفتن فاصله می‌گیرید، دست نگه دارید! درست است که برخی افراد ممکن است با تعریف کردن از شما بخواهند از شما سوء استفاده کنند و یا شما را بازیچه خود کنند، بسیاری دیگر ممکن است متوجه یکی از علائم VITAL شما شده باشند، چیزی که ممکن است خودتان از آن غافل باشید. معلم زبان انگلیسی یازدهم در بالای مقاله یکی از شاگردان خود نوشت: «دوست دارید یک نویسنده باشید؟ در این مقاله چیزهای زیادی وجود دارد که می‌گوید شما دوست دارید». اگرچه آن شاگرد مسیر شغلی دیگری را طی کرد، اما هیچ وقت این نظر را فراموش نکرد و هنوز به مقاله‌نویسی می‌پردازد. (ممنون ، هلن هلندر!)دانستن نقاط قوت خود یکی از پایه‌های اعتماد به نفس و همچنین خودشناسی است. به شخصی تبدیل شوید که «چیزهای خوب را درمی‌یابد»، به تعارفاتی گوش کنید که می‌تواند سرنخی برای پیدا کردن نقاط قوت شما باشد.2. به احساسات و «جریان احوال» خود گوش کنیدتا حالا شده غرق در کاری شوید و با لذت آن را انجام دهید بدون اینکه متوجه گذر زمان شوید؟ «جریان احوال» سرنخی برای پیدا کردن چیزی است که خود واقعی شما را خشنود می‌کند. احساسات مثبت مانند عشق، شادی و رضایت نیز می‌توانند سرنخ‌هایی داشته باشند.حتی احساسات منفی هم می‌توانند در جستجوی خودشناسی به شما کمک کنند. در بعضی مواقع ، احساساتی مانند عصبانیت، غم و ترس می‌توانند به شما بگویند که در زندگی خود باید با چه چیزهایی روبرو شوید، چه چیزهایی را باید قبول کنید و چه چیزهایی را باید تغییر دهید. در بعضی مواقع، همین احساسات ممکن است به مردم، مکان‌ها و یا چیزهایی اشاره کنند که باید آن‌ها را از زندگی خود دور کنید یا تا جای ممکن سعی کنید حداقل ارتباط با آن‌ها را داشته باشید تا از نفس و سلامت خود محافظت کنید.3. به افکار خود توجه کنیدبله، ذهن آگاه. می‌توانید با مراقبه و مدیتیشن به مشاهده افکار خود بپردازید. اما شما همچنین می‌توانید فقط به افکاری توجه کنید که به صورت دقیقه به دقیقه و در بازه‌های زمانی کوتاه به ذهنتان می‌آیند. این افکار شما را به سمت درک بهتری از خود راهنمایی می‌کنند. به عنوان مثال، دوست شما شما را ترغیب به خرید یک لباس خاص می‌کند. این خرید باعث پشیمانی می‌شود، نه شادی، زیرا آرزو می‌کنید که آن پول را پس‌انداز می‌کردید. اکنون متوجه هستید که در این لحظه برای پس‌انداز کردن بیشتر از دارایی‌های خود ارزش قائل هستید. یک نشانه VITAL؟4. با اشتباهات خود دوست شویدوقتی شما همواره در تلاشید که ذهن خود را رشد دهید، رسیدن به خودشناسی مسیر آسان‌تری خواهد بود. و برای اینکار باید به مشکلات سخت به چشم یک چالش نگاه کنید تا یک استرس. وقتی شما می‌دانید که کامل نیستید، می‌توانید اشتباهات خود را بپذیرید، متوجه شوید که اشتباهات شما می‌تواند منجر به یک تجربه جدید شود و از آن درس بگیرید، و بفهمید دفعه بعد در موقعیت مشابه چه کار دیگری را باید انجام دهید.حتی یک شکست بزرگ هر چقدر هم دردناک باشد می‌تواند منجر به موقعیت‌ها و مسیرهای جدید شود. تری گروس، مجری محترم برنامه «هوای تازه»، ابتدا معلم کلاس هشتم در یک مدرسه عمومی شهری در سال 1972 بود. او نمی‌توانست کلاس را کنترل کند و پس از 6 هفته اخراج شد. به تمام مصاحبه‌های شگفت‌انگیزی که مردم از دست میدادند فکر کنید اگر او در شغل معلمی خود با نارضایتی می‌ماند.5. یک دفترچه خاطرات تهیه کنید یا وقتی را صرف فکر کردن کنیدیک دفترچه خاطرات و یا ژورنال از لحظاتی که ممکن است سرنخ هویت شما باشد، نگه دارید. یکی از بهترین تمرین‌هایی که من شخصا به آن علاقه زیادی دارم، تمرین کلاسیک «سه چیز خوب» است: در پایان روز، به سه کار خوب که در آن روز انجام دادید یا سه اتفاق خوب که برای شما افتاد فکر کنید. تحقیقات نشان می‌دهد که این فعالیت باعث افزایش رضایت از زندگی و همچنین تقویت «نگرش قدردانی» شما می‌شود. همچنین این کار ممکن است لحظاتی از آن روز را به یاد شما بیاورد که احساس رضایتمندی یا اعتماد به نفس داشتید، و این لحظه ها می‌تواند سرنخ‌هایی از عناصر VITAL شما باشد. مثال: شما با خواهرزاده خود بازی می‌کنید و متوجه می‌شوید که چندین موقعیت دشوار را به خوبی اداره کردید. سرنخ؟6. به حرف دیگران گوش دهید، اما بر اساس تصمیمات خودتان زندگی کنیدبا فرض اینکه شما یک فرد بالغ هستید و زندگی پیچیده خودتان را دارید، فقط خودتان می‌دانید در زندگی‌تان چه چیزی برای شما بهتر است. وقتی تصمیمات خودتان را می‌گیرید، هر نتیجه‌ای هم که داشته باشند، شما راهتان را برای خودشناسی هموار می‌کنید. در کارهایی که «باید» انجام دهید تجدید نظر کنید. واقعا چه چیزی می‌خواهید؟7. با یک روانشناس یا مشاور صحبت کنیددر جست‌وجوی خود ممکن است توسط موانع مختلف داخلی و خارجی مسدود شوید، ناامید شوید و یا راه خود را گم کنید. یک درمانگر یا مشاور می‌تواند به رفع این موانع و یا به شما در کشف مسیرهای جدید و رشد در جهت‌های جدید کمک کند.8. تست‌های شخصیت‌شناسی را امتحان کنیدبا اینکه خودشناسی و تحلیل آن بهتر است زیر نظر یک متخصص روانشناس انجام شود، شما می‌توانید تست‌های مختلف و قابل اطمینان شخصیت‌شناسی و خلق‌وخوی شناسی را در اینترنت پیدا کنید. امتحان این تست‌ها ممکن است در مسیر رسیدن به خودشناسی بهتان کمک کند، اما باید به آن‌ها دو نکته زیر را به عنوان چاشنی اضافه کنید:نکته 1: برخی از آزمون‌ها در اینترنت اعتبار علمی ندارند. مواظب باش!نکته 2: به یاد داشته باشید نتیجه هیچ تستی پاسخ کامل و منبع موثق نیست. شما خودتان هستید!9. جسارت را تمرین کنیدشما ممکن است خودتان را بشناسید، اما آیا می‌توانید خودتانباشید؟هنگامی که احساسات، خواسته‌ها، نیازها و نظرات خود را به روشی مستقیم، صادقانه و مناسب بیان می‌کنید، شما فردی قاطع و مطمئن هستید. شما همچنین با جسور بودن درک خود از خودتان را تقویت می‌کنید. مثال: همسر شما نسبت به کاری که انجام داده‌اید بسیار حساس است و سر شما فریاد می‌زند. شما پاسخ می‌دهید: «با من اینطوری صحبت نکن. اگر مساله‌ای هست، من در مورد آن صحبت خواهم کرد. اما بدون فریاد زدن». اکنون یک چیز را می‌دانید: اینکه با شما با احترام رفتار شود برایتان مهم است. می‌توانید از خود دفاع کنید.10. با افرادی بگردید که شما را همانطور که هستید می‌پذیرند و رشد شما را تقویت می‌کنندبرخی از دوستان و نزدیکانتان به شما کمک می‌کنند تا بهترینِ خودتان شوید، در حالی که دیگران با رسیدنتان به خودآگاهی و «خود حقیقی بودن» مخالفت می‌کنند. با اینکه احتمالاً می‌توانید از همه آنها چیزی بیاموزید، ممکن است متوجه شوید که وقتی که بیشتر افرادی که با آن‌ها در ارتباط هستید به احساسات شما احترام بگذارند و اجازه دهند تا به ستاره‌های خودتان برسید، مسیر شما آسانتر می‌شود.خود حقیقی؟بعضی‌ها فکر می‌کنند هیچ چیز به عنوان «خود حقیقی» وجود ندارد. من مخالفم. وقتی زندگی و اعمال بیرونی شما با علائم VITAL درونی شما همخوانی دارد، شما یک احساس قوی و متمایز از خود را تجربه می‌کنید. زندگی هیجان‌انگیزتر و پرجنب‌وجوش‌تر می‌شود.اما درست است که ما با گذشت زمان تکامل می‌یابیم و «خود واقعی» ما دائماً در حال تکامل و گسترش است. خودشناسی یک فرآیند پویا است و نه ایستا. خود واقعی شما بیشتر شبیه یک فیلم است تا یک عکس.گروه تولید محتوای مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریفمنبع: https://www.psychologytoday.com/us/blog/changepower/201603/looking-your-true-self-10-strategies-self-knowledge?amp</description>
                <category>مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف</category>
                <author>مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف</author>
                <pubDate>Fri, 24 Jul 2020 11:28:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خودشناسی را از کجا آغاز کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@karafarinisharif/%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-kwfm201xx5xw</link>
                <description>بخش عمده‌ای از زندگی ما صرف یادگیری خود می‌شود. زندگی ما مانند یک سفر است. مدت زمان زیادی را صرف حرکت از جایی به جای دیگر می‌کنیم، ولی مهم است هرچند وقت یک‌بار بایستیم و ببینیم از کجا آمده‌ایم و به کجا می‌خواهیم برویم و ارزیابی دقیق‌تری از موقعیت خود داشته باشیم. درک و شناخت خود یکی از مهم‌ترین وسایلی است که بهتر است در طول سفر زندگی همراه خود داشته باشیم.آموخته‌های ما از موفقیت‌ها یا شکست هایمان، ادامه حرکت به جلو در مسیر زندگی و کسب اطلاعات بیشتر در مورد خودمان مانند یک کلید است که می‌توانیم با استفاده از آن کلید اهداف، ترس‌ها و جاه‌طلبی‌های خود را به‌خوبی بشناسیم و در نتیجه اطمینان و اعتماد به نفس بیشتری داشته باشیم.احتمالا این سوال برای شما مطرح می‌شود که چه قدم هایی را برای شناختن خود باید بپیماییم.پس در ادامه با ما همراه باشید تا ببینیم از کجا این فرایند را بهتر است شروع کنیم:فکر کنید، پردازش کنید، تأمل کنیدهمیشه به ما گفته‌اند که رمز موفقیت این است که خودتان باشید اما چگونه بدون شناخت خود می‌توانیم خودمان باشیم؟ اینجاست که اهمیت خودشناسی دیده می‌شود. کشف خود تنها پس از گذراندن زمانی در محیطی آرام برای فکر کردن و ارزیابی زندگی خود می تواند انجام شود. بسیاری از مردم زمانی را صرف این ارزیابی نمی‌کنند زیرا سکوت آنها را می‌ترساند. این افراد نیاز دارند که صلح را در سکوت پیدا کنند و زمانی را برای فکر کردن اختصاص دهند.تا زمانی که به خودتان اجازه ندهید تنها باشید ، نمی توانید خود را محک بزنید و با خود کاملاً راستگو باشید. بعد از آن است که شما واقعاً قادر خواهید بود همه جنبه های زندگی خود را ،چه خوب و چه بد ، ببینید.خود را فراموش نکنیددر حالی که ممکن است فکر کنید می‌دانید چه چیزی از زندگی می‌خواهید، مهم است که هر چند ماه یکبار نگاهی دوباره به خواسته‌ها و مهارت‌های خود داشته باشید و به دقت آن‌ها را ارزیابی کنید. دانستن اینکه به چه چیزی علاقه‌مند هستید و در چه چیزی استعداد دارید، کشف اهداف شما را بسیار آسان تر می‌کند. هنگامی که در نهایت متوجه شدید که چرا اهداف شما این چیزها هستند، می‌توانید فراتر بروید و رسالت زندگی خود را درجهان انجام دهید.همیشه به خاطر داشته باشید که خواسته‌ها و اهداف شما با گذشت زمان تغییر می‌کنند. این یک روند طبیعی است و نباید از آن بترسید. هرچه دراین مسیر جلوتر بروید اهداف و خواسته‌های شما وضوح بیشتری پیدا می‌کنند و ابهامات که مانند مه‌ای اطراف ذهن شما را پوشانده بودند محوتر می‌شوند و از بین می‌روند.کشف کنید که اشتیاق شما در زندگی چیستدنبال کردن  اشتیاق هرگز ایده بدی نبوده است. اگر فقط یک روز را مشتاقانه کار کنید مطمئنا چیزهایی بیشتری خواهید آموخت به جای اینکه یک سال را صرف کاری کنید که از آن متنفر هستید. یک چیزی که بیشتر مردم نسبت به آن بی‌توجه هستند این است که در هر جنبه‌ای از زندگی خواسته‌های خود را نیز در نظر بگیرند. این بدان معنی است که مردم سعی نمی کنند خواسته‌ها و اشتیاق خود را در دیگر زمینه‌های زندگی پیدا کنند.چه زمانی که در محیط کار هستید و چه زمانی که به خانه خود بر می‌گردید، داشتن انگیزه و اشتیاق در طول زندگی شما را به یک فرد شاد و سالم تبدیل می‌کند. اشتیاق تلاش را به همراه دارد و تلاش مداوم نتیجه را.درخواست کمک کنیدسوال از دیگران در مورد اینکه شما در چه چیزی خوب هستید، کمک می‌کند تا این روند خودشناسی ساده‌تر شود. اگرچه برخی از نظرات نباید مورد توجه واقع شود، بسیاری از آنها سرنخ هایی را به شما می‌دهند که ممکن است تا الان به آن توجه ای نداشته اید و به سادگی از کنار آن‌ها گذر کرده‌اید. بعضی اوقات مشاوره با کسانی که به شما نزدیک هستند، می‌توانند تصمیم‌گیری در مورد آنچه را که دنبال می‌کنید بسیار آسان‌تر و راحت‌تر کنند.گروه تولید محتوای مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریفمنبع: http://www.jobcast.net/simple-steps-to-self-discovery/</description>
                <category>مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف</category>
                <author>مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف</author>
                <pubDate>Sat, 11 Jul 2020 12:02:05 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا خودشناسی یک ضرورت است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@karafarinisharif/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-fshdobptak6c</link>
                <description>خودشناسی به چه معناست؟ خودشناسی آن چیزی نیست که امروزه در جامعه ی ما که به اجتماعی بودن بیش از هرچیزی بها می دهد، جا افتاده است. کسانی که اندکی بیشتر در این مفهوم تامل می‌کنند اغلب از آن چه می‌یابند شگفت‌زده می‌شوند.یکی از این افراد تیم برگلینگ، که معمولا به نام آویچی شناخته می‌شود، بود. هنرمند سوئدی نامزد جایزه گرمی. متاسفانه این هنرمند جوان در سن 28 سالگی تصمیم گرفت به زندگی خود خاتمه دهد و تنها یادداشتی از خود به جا گذاشت که در آن نوشته بود : &quot;نمی‌توانستم بیش از این ادامه دهم.&quot;. خانواده او می‌گفتند : &quot;تیم عزیز ما یک جستجوگر بود، یک روح هنرمند حساس که به دنبال پاسخی بر سوالات وجودی اش بود.&quot;واضح است که او به دنبال معنا و حقیقت بزرگتری از زندگی و دست یافتن به درک بهتری از آن بود، چیزی که اساس کارهای او را تشکیل می‌داد. افراد زیادی مانند تیم وجود دارند که مسیری مشابه او را در تاریکی و ابهام می‌پیمایند.ما انسان ها می‌خواهیم که درک کنیم و درک بشویم.ما انسان ها می‌خواهیم که درک کنیم و درک بشویم. احتمالا شما تا کنون حداقل یک بار در زندگی‌تان حمله ای مانند &quot;.. ای کاش کسی حرف من رو می‌فهمید&quot; گفته اید. اگرچه، من معتقدم که در ابتدا باید گفت &quot;ای کاش خودمان، خودمان را درک کنیم.&quot;در ادامه 4 دلیل برای بیان اهمیت خودشناسی آورده شده اند.1. خودشناسی به انسان هدف می‌دهدآیا تا به حال در موقعیتی بوده‌اید که با وجود این که تمام توانتان را به کار گرفته‌اید اما در انتهای روز خسته و بدون هیچ انگیزه ای برای ادامه دادن هستید؟ و این چرخه روز پس از روز، هفته پس از هفته تکرار می‌شود بدون هیچ نشانه ای از پایان یافتن، آیا این شرایط برایتان آشناست؟ اگر زندگی‌مان را بر اساس معیار هایی که برای دیگران باارزش اند برنامه ریزی کنیم، دیر یا زود با شکست و ناامیدی روبرو خواهیم شد. انرژی و وقت با ارزش مان را برای جلب رضایت دیگران صرف کرده ایم در حالی که توانی برای رسیدن به چیزهایی که واقعا برایمان مهم هستند نداریم.اگر خودمان را نشناسیم، مانند قایقی جداافتاده درون اقیانوس هستیم، بدون پارویی برای یافتن راه خود در آب های وسیع و بی‌کران. بعضی روزها بخت با ما یار است و جزیره ای زیبا با منابع فراوان پیدا می‌کنیم. سایر روزها روی این قایق خیره به افق می‌نگریم و به این می‌اندیشیم که چه چیزی در انتظارمان است. واقعیت این است که ما همگی، فارغ از این که در کجای مسیرمان قرار داریم، در لحظاتی با ترس و تردید روبرو می‌شویم. همه‌ی ما به خوبی با اگر ها آشنا هستیم. &quot;اگر شکست بخورم چی؟&quot;، &quot;اگر این تنها یک ایده ی احمقانه باشه چی؟&quot;، &quot;اگر الان وقتش نباشه چی؟&quot;...ما تنها کسانی هستیم که مسئولیت تصمیم هایمان را بر عهده داریمهنگامی که متوجه می‌شویم که ما تنها کسانی هستیم که مسئولیت تصمیم هایمان را بر عهده داریم، مقصر دانستن دیگران برای شکست هایمان را متوقف می‌کنیم. دیگر به دنبال تاییدیه دیگران برای اثبات ارزشمان نخواهیم بود و دیگر نگران اگر ها نیز نمی‌شویم. به جایش از خودمان می‌پرسیم &quot;من چی میخوام؟&quot;، شروع به تلاش برای رسیدن به اهدافی می‌کنیم که واقعا اهمیت دارند، به ندای درون خود گوش می‌دهیم. وقتی بدون قضاوت و ترس به نداهای درونی خود گوش دهیم، می‌توانیم شروع به گرفتن تصمیم هایی کنیم که برایمان بهترین و مناسب ترین هستند. شروع به پرسیدن می‌کنیم، &quot;چرا؟&quot;، &quot;چرا این کار رو انجام بدم؟&quot;، &quot;چرا اون کار رو انجام ندم؟&quot;. ما شروع به پیروی از خواسته های قلبی مان می‌کنیم. قدم به قدم، مسیری را در پیش می‌گیریم که ما را به سوی مقصدی که همواره می‌خواستیم برویم هدایت می‌کند.هر روز یا هر هفته یک لحظه را به این سوال اختصاص دهید &quot;چه چیزی در زندگی رو واقعا از ته دل میخوام؟&quot;. با دقت به ندای درونتان گوش دهید. چه چیزی می‌شنوید؟2. خودشناسی منجر به روابط سالم تر می‌شوداحتمالا شما تاکنون درون رابطه ای بوده اید که همزمان هم فوق العاده و هم عذاب آور بوده است، یا چیزی میان این دو حالت. در روزهای خوب شما احساس می‌کنید می‌توانید بلندترین قله ها را فتح کنید و هر مانعی که زندگی پیش رویتان قرار دهد را کنار بزنید، در روزهای بد، شما احساس می‌کنید یک بازنده به تمام معنا هستید و حتی توان ندارید چشم هایتان را باز کنید. شما اجازه داده اید که فرد دیگری حال فیزیکی و احساسی تان را دیکته کند.با وصل کردن خودمان به یک عامل خارجی، ما مجبور به تجربه کردن فراز و نشیب های فراوان هستیم، بدون هیچ اختیاری بر آن ها. وقتی کسی کاری انجام دهد که ما را اذیت کند یا چیز ناراحت کننده ای به زبان آورد ما عصبانی می‌شویم و واکنش منفی از خود نشان می‌دهیم. ما نیز خودمان را بر سر دیگران خالی می‌کنیم، همیشه به جای خودمان، دیگران را مقصر می‌دانیم. حقیقت این است؛ تنها مقصر واقعی خود ما هستیم، برای این که درک نکردیم واقعا چه چیزی از زندگی می‌خواهیم، برای این که هیچوقت دلایل دیگران را درک نکردیم و برای این که متوجه این موضوع نشدیم که هیچ کس بی نقص نیست. ما نمی‌توانیم از دیگران انتظار داشته باشیم که واقعا ما را برای خودمان بپذیرند اگر همواره ماسک شبکه های اجتماعی‌مان را، که برای همرنگ جماعت شدن به کار برده‌ایم، بر چهره داشته باشیم.تنها هنگامی که خودمان را بشناسیم و بدانیم که واقعا از یک رابطه چه میخواهیم است ک حرف ها و کارهایمان می‌توانند هدفمند تر باشند. در نتیجه ما این شجاعت را پیدا می‌کنیم که آن چه در ذهنمان می‌گذرد را به زبان بیاوریم و درک می‌کنیم که طرف مقابل ما نیز حق دارد که عقیده اش را به زبان آورد. کمتر قضاوت می‌کنیم، کمتر واکنش نشان می‌دهیم و احساساتمان تحت کنترل خواهند بود. ما دیگران را برای آن چه واقعا هستند می‌پذیریم، حرف ها و اعمال دیگران به همان اندازه اهمیت دارند که سخنان و کارهای ما برایمان ارزشمند اند. ارتباط برقرار کردن با اطرافیان سازنده، صادقانه و بامعنی خواهد شد. ما رقابت کردن را کنار می‌گذاریم و به جای آن به یکدیگر کمک می‌کنیم.آیا می‌توانید رابطه ای که بهترین خصوصیات شما و فرد دیگر را نمایان کند شناسایی کنید؟3. خودشناسی به شما کمک می‌کند توانایی های طبیعی تان را به کار بگیریدآیا تا به حال احساس کرده اید هر چقدر هم تلاش می‌کنید، همیشه از فرد خوش صحبتی که در مهمانی ها ورد زبان همه است عقب اید؟ آیا تا به حال از قرار گرفتن در موقعیتی که باید برای عده ای صحبت می‌کردید مضطرب شده اید؟احتمالا شما یک انسان درونگرا هستید که ترجیح می‌دهد احساسات و افکارش را قبل از به زبان آوردن تحلیل کند و شخصی که شما خودتان را با او مقایسه می‌کنید ممکن است دقیقا نقطه‌ی مقابل شما باشد، کسی که ترجیح می‌دهد ابتدا صحبت کند و افکار و احساساتش را برای بعد نگه دارد. واقعیت این است که ما همواره از افرادی که خودمان را با آن ها مقایسه می‌کنیم عقب خواهیم بود، چرا که در درجه‌ی اول ما خودمان رو خوب نمی‌شناسیم. هم‌چنین مقایسه کردن یک ماهی با یک پرنده منطقی نیست چرا که آن دو خصوصیات و نیاز های متفاوتی دارند گرچه هردو روی یک سیاره زندگی می‌کنند.برای آن که واقعا با خودمان و آنچه هستیم راحت باشیم، بایستی توانایی های طبیعی مان را درک کنیم. فقط آن زمان است که می‌توانیم برنامه ای واقع گرایانه و ایده آل برای یافتن زمینه و هدفی که با توانایی هایمان همخوانی دارد، پیدا کنیم. ما از سرزنش کردن خود برای نقاط ضعفمان دست برخواهیم داشت و یاد می‌گیریم بدون توجه به آن ها راه پیشرفت را در پی بگیریم.یکی از ابزار هایی که به من در مسیر خودشناسی کمک کرد، آزمون شخصیت مایرز - بریگز (MBTI) بود، این روش توسط یک مادر و دختر، کاترین بریگز و ایزابل بریگز مایرز، ابداع شده و بر مبنای تحقیقات کارل یونگ بر روی انواع شخصیت های روانشناسی است. منابع زیادی درباره MBTI وجود دارند و نمی‌خواهم اینجا زیاد راجب آن توضیح دهم. پس از انجام تست MBTI، شما یک پروفایل جامع راجب به نوع شخصیتتان دریافت می‌کنید که حاوی نکات ارزشمندی درباره شخصیت شماست، نکاتی که ممکن است حتی خودتان نیز برخی از آن ها را ندانید، چرا که دانش شما از خودتان به این بستگی دارد که در کجای مسیر خودشناسی قرار دارید. کتاب &quot;آن چه را که هستی انجام بده&quot; از پال تیگر راهنمای کاملی برای دستیابی به موفقیت شغلی و رضایت از زندگی با توجه نوع نوع شخصیت شما ارائه می‌دهد.4. خودشناسی اعتماد به نفس را افزایش می‌دهدآیا اشتیاقی دیوانه وار به تلاش کردن و کمک کردن دارید، اما نمی‌دانید چگونه باید این کار را انجام دهید؟ما انسان ها همگی لحظات پر از تردید و ترس را در زندگی خود تجربه می‌کنیم، ما به خودمان شک می‌کنیم، از شکست خوردن می‌ترسیم. این احساسات واقعی هستند. اگر امنیت کامل در زندگی می‌خواهیم، تنها کافیست به این ترس ها و تردید ها گوش دهیم و هرگز خودمان را به چالش نکشیم. این گونه ما تضمین می‌کنیم که هرگز از دایره‌ی راحتی خود خارج نشویم. هرگز اون پروژه ای که راجب بهش اطلاعات کامل نداریم را شروع نکنیم، هرگز با اون آدم متفاوت صحبت نکنیم، هرگز به جایی که برایمان ناشناخته است نرویم.تنها زمانی که این احساسات را بپذیریم و واقعیت آن ها – این که نفس‌مان دارد مانع از رسیدن به تمام پتانسیل و ظرفیت‌مان می‌شود –  را قبول کنیم است که می‌توانیم اعتماد به نفسی را به دست آوریم که به ما اجازه دهد از خواسته های قلب‌مان پیروی کنیم و در مقابل مشکلات و موانع مقاومت کنیم. ما به خوبی می‌دانیم کارهایی که انجام می‌دهیم تنها به خاطر خودمان نیستند، بلکه برای رسیدن به رویاهاییست که به آن ها باور داریم، رویا هایی که در آن ها همه چیز متفاوت است.اکنون می‌خواهم از تمامی شماهایی که این متن را می‌خوانید خواهش کنم تا در مسیر شناختن و دوست داشتن خودتان قدم بگذارید. متفاوت بودنتان را نشان دهید، خاص بودنتان را نشان دهید. برای این که خودتان باشید از کسی اجازه نگیرید. اکنون نوبت شماست و دنیا منتظر است تا ببیند چه چیزی برای گفتن دارید. درکنار یکدیگر ما می‌توانیم این دنیا را به جایی بهتر برای تمامی ساکنانش تبدیل کنیم.&quot;روزی از این دنیا خواهی رفت، پس جوری زندگی کن که هرگز از یادت نرود&quot;آویچیگروه تولید محتوای مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریفمنبع:https://intuitivehaven.com/4-reasons-why-self-understanding-is-essential/</description>
                <category>مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف</category>
                <author>مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف</author>
                <pubDate>Sat, 27 Jun 2020 14:45:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا یادگیری سرمایه‌گذاری برای همه ضروری است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@karafarinisharif/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-miyuyltabih7</link>
                <description>یادگیری سرمایه‌گذاری کردن ضروری است، چراکه سرمایه‌گذاری جزء بهترین راه‌ها برای کسب ثروت است.سرمایه‌گذاری کردن بسیار مهم است تا پول شما برای شما کار کند. شما برای پول سخت تلاش می‌کنید و پول شما هم باید برای شما سخت کار کند!سرمایه‌گذاری نکردن یا به درستی سرمایه‌گذاری نکردن می‌تواند به معنی سالهای بیشتری کار کردن باشد.زمانی که سرمایه گذاری کردن را جدی بگیرید؛ بازده حاصل از سرمایه گذاری، می‌تواند ثبات مالی را برای شما ایجاد کند.1. سرمایه‌گذاری، پول زیادی را برای شما به همراه می‌آوردسرمایه‌گذاری درآمد بیشتری نسبت به سپرده بانکی فراهم می‌آورد. شاید فراز و نشیب هایی در بازار سهام رخ دهد اما با گذشت زمان، بازده بسیار بیشتر از پس‌انداز خواهد بود و با این روش از تورم فرار می‌کنیم.2. یادگیری سرمایه گذاری در بورس برای مدیریت سهام عدالت ضروری استاگر جزء آن دسته از افرادی هستید که تصمیم گرفته‌اید مدیریت پرتفوی سهام عدالت خود را شخصا انجام دهید، یادگیری سرمایه گذاری در بورس برای جلوگیری از زیان و مدیریت مناسب آن ضروری است.3. تنوع دهی به داراییاحتمالا این جمله را شنیده اید که نباید همه تخم‌مرغ ها را در یک سبد بگذارید. در مورد سرمایه‌گذاری هم همین حرف درست است. سرمایه گذاری فقط باید بخشی از سبد دارایی باشد. نباید تمام پول خود را به صورت نقدی ، خانه یا خودرو نگه دارید.بنابراین به متنوع سازی دارایی نیاز است.سرمایه‌گذاری باید بخشی از دارایی باشد، نه همه آن. باید دارایی ها را بصورت پول نقد، املاک و مستغلات، خودرو و سرمایه‌گذاری در بازار سهام (بورس) متنوع کنید.4. سرمایه گذاری در بورس معاف از مالیات خواهد بودبنابر اظهار مقامات رسمی کشور سرمایه‌گذاری در بورس معاف از مالیات خواهد بود. یک بار در سال 25 درصد مالیات از شرکت ها گرفته می‌شود و قرار نیست مجددا مالیاتی اخذ شود.5. سرمایه گذاری در بورس با مقدار پول کمی امکان پذیر استاین روزها می‌توان تنها با داشتن 500 هزار تومان در بورس سرمایه‌گذاری کرد.6. قدرت سرمایه‌گذاری مداومتصور کنید که اگر به طور مداوم و پیوسته سرمایه‌گذاری کنید( نه به‌طور مقطعی)، ثروت خود را به میزان قابل توجهی افزایش خواهید داد.میزان سود دریافت شده از سرمایه‌گذاری در بازار سهام در ابتدا کم به نظر می‌رسد اما با گذشت زمان و بعد از چند سال بصورت انفجاری افزایش می‌یابد.7. یاد نگرفتن سرمایه‌گذاری خطر اشتباه کردن را افزایش می‌دهداگر اصول اولیه سرمایه‌گذاری را یاد نگیرید، ریسک اشتباه‌کردن با پولتان را افزایش داده‌اید. در نهایت امکان دارد پولتان را بطور کامل از دست بدهید.آیا می‌خواهید چند ده میلیون تومان را از دست بدهید؟نکته مهمی که باید به یاد داشته باشید این است که یادگیری سرمایه‌گذاری ساده است، بنابراین می‌توانید از انجام اشتباهات گران قیمت به سادگی خودداری کنید.8. افراد مشهور و ثروت‌مند این کار را انجام می‌دهندنکته اصلی این است که ما افراد مشهور را به عنوان الگویی برای سبک زندگی خود در نظر می‌گیریم پس چرا آنها را الگویی برای امور مالی خود ندانیم؟بسیاری از سرمایه‌گذاران برتر سرمایه‌گذاری خود را با پول کمی در جوانی آغاز کرده اند اما اکنون جزء ثروتمندان دنیا هستند. مانند وارن بافت.9. فرار از تورمبا این انتظارات تورمی شکل گرفته در اقتصاد ایران، یادگیری سرمایه‌گذاری کردن برای فرار از تورم یا گرفتن آن ضروری است.اگر سود سپرده‌های بانکی را در ایران 20 درصد فرض کنیم، با تورم 40 درصدی موجود در اقتصاد ایران شما با سپرده‌گذاری در بانک همواره سالانه 20 درصد از پولتان را از دست می‌دهید.10. زمانی مجبور می‌شوید که سرمایه‌گذاری کردن را یاد بگیریددر آینده روزی مجبور خواهیم بود که سرمایه گذاری کردن را یاد بگیریم پس چرا آن را زودتر یاد نگیریم؟11. هیچ کس به سادگی و یا رایگان به دیگری کمک نمی‌کندهر فردی در زندگی احتیاج دارد پس‌انداز کردن را یاد بگیرد و با پول پس‌انداز شده سرمایه‌گذاری کند. برای زندگی‌کردن در موقع بازنشستگی یادگیری سرمایه‌گذاری و داشتن سرمایه الزامی است.دوره آموزشی آنلاین آشنایی با سرمایه‌گذاری در بورسرسالت اصلی مرکزآفرینی دانشگاه صنعتی شریف، افزایش روحیه کارآفرینی در دانشجویان، اساتید و نیز فارغ‌التحصیلان دانشگاه و افزایش سطح معلومات  عمومی و تخصصی کسبوکار و استفاده بهینه از قابلیت‌ها و توانمندی‌های اعضای  جامعه دانشگاه صنعتی شریف جهت توسعه کسب و کار دانش‌بنیان است همچنین  همکاری نزدیک با سایر نهادهای فعال در حوزه کسب و کارهای دانش‌بنیان از  ویژگی‌های مرکز کارافرینی شریف است.در راستای رسالت اصلی مرکز، کارگاه‌ها و دوره‌های آموزشی متفاوتی برگزار می‌شود که دوره آموزشی آشنایی با سرمایه‌گذاری در بورس یکی از این اقدامات است.این دوره آموزشی آنلایم در روز چهارشنبه 4 تیر از ساعت 16 الی 19 در اتاق مجازی مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف در پلتفرم اسکای‌روم برگزار خواهد شد.لطفا جهت اطلاع از سایر جزئیات و سرفصل‌های دوره به صفحه دوره در ایوند مراجعه فرمایید.لینک دوره: https://evnd.co/mAXi4گروه تولید محتوای مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف</description>
                <category>مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف</category>
                <author>مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف</author>
                <pubDate>Wed, 17 Jun 2020 02:24:04 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>