<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Alireza Karami</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@karami_alireza</link>
        <description>سال های زیادی رو برنامه نویس بودم و الان بیش از 7 ساله که به عنوان مدیر محصول در شرکت های خارجی فعالیت دارم. اینجام تا تجربه هامو با بقیه به اشتراک بگذارم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 02:41:22</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/34851/avatar/NvZp30.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Alireza Karami</title>
            <link>https://virgool.io/@karami_alireza</link>
        </image>

                    <item>
                <title>۲۰ ابزار هوش مصنوعی که هر مدیر محصول باید بشناسه</title>
                <link>https://virgool.io/product-management/%DB%B2%DB%B0-%D8%A7%D8%A8%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%B1-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%D9%87-wj9uvukxntdk</link>
                <description>هوش مصنوعی تقریبا به همه بخش‌های مدیریت محصول وارد شده. از نوشتن مستندات گرفته تا تحلیل داده‌ها و حتی برگزاری جلسه‌ها. اگه مدیر محصول هستید، آشنایی با این ابزارها باعث میشه هم بهره‌وری شما بالا بره، هم بتونید تیم رو بهتر هدایت کنید.۱. ChatGPTوب سایت: https://chat.openai.comChatGPT پرکاربردترین ابزار مدل زبانیه که دیگه تقریبا همه باهاش آشنا هستن و شاید خودتون هم هر روز ازش استفاده می‌کنید. می‌تونه هر چیزی رو بنویسه؛ از مستندات و PRD گرفته تا ایده‌پردازی برای فیچرها، آماده کردن FAQ یا حتی خلاصه‌کردن جلسه‌ها. وقتی لازم دارید متن حرفه‌ای و مرتب تولید کنید، ChatGPT یکی از سریع‌ترین راه‌حل‌هاست.۲. Grammarlyوب سایت: https://www.grammarly.comGrammarly ابزاریه که متن‌های انگلیسی شما رو از نظر املایی، دستوری و حتی لحن بررسی می‌کنه. اگه زیاد با مشتری خارجی یا ذی‌نفعان بین‌المللی در ارتباط هستید، این ابزار کمک می‌کنه متن‌هاتون همیشه حرفه‌ای باشه.۳. Dovetailوب سایت: https://dovetailapp.comDovetail مخصوص تحلیل مصاحبه‌های کاربریه. فایل‌های صوتی رو به متن تبدیل می‌کنه و کمک می‌کنه الگوها و بینش‌های مهم رو از دل گفتگوها دربیارید. اگه محصولتون نیازمند شناخت عمیق کاربره، این ابزار خیلی کاربردیه.۴. Notion AIوب سایت: https://www.notion.so/product/aiNotion AI داخل محیط نوتشن فعال میشه و می‌تونه خلاصه جلسه‌ها، چک‌لیست‌ها، PRD و هر مدل مستنداتی رو خودش بنویسه. با این ابزار میشه مدیریت دانش تیم رو سریع‌تر و مرتب‌تر انجام داد.۵. Miro AIوب سایت: https://miro.comMiro یه بُرد دیجیتال برای همکاری تیمیه که نسخه AI اون می‌تونه یادداشت‌های پراکنده رو تبدیل به فلوچارت یا دیاگرام کنه. اگه تیم شما نیاز به ایده‌پردازی بصری داره، Miro AI سرعت زیادی به کارتون میده.۶. Productboardوب سایت: https://www.productboard.comProductboard کمک می‌کنه نیازهای کاربر و بازخوردها رو یکجا جمع کنید، اولویت‌بندی کنید و برای توسعه محصول برنامه‌ریزی داشته باشید. این ابزار با تحلیل هوش مصنوعی مشخص می‌کنه کدوم فیچرها بیشترین تاثیر رو دارن.۷. Firefliesوب سایت: https://www.fireflies.aiFireflies جلسه‌های صوتی یا ویدیویی رو ضبط می‌کنه و متن کامل و خلاصه تصمیم‌ها رو تحویل میده. وقتی تیم شما ریموت یا چندبخشی باشه، این ابزار مستندسازی رو خیلی راحت می‌کنه.۸. Superhumanوب سایت: https://superhuman.comSuperhuman یک اپلیکیشن ایمیل پیشرفته است که با هوش مصنوعی پیام‌های مهم رو پیدا می‌کنه، جواب‌های آماده میده و مکاتبات رو پیگیری می‌کنه. اگه روزانه حجم زیادی ایمیل دارید، این ابزار زمان زیادی براتون ذخیره می‌کنه.۹. Tomeوب سایت: https://tome.appTome ابزاریه که با کمک AI اسلایدهای حرفه‌ای تولید می‌کنه. کافیه چند جمله بهش بدید، خودش تصاویر و متن و چیدمان رو آماده می‌کنه. اگه نیاز دارید Roadmap یا معرفی محصول رو سریع پرزنت کنید، خیلی کاربردیه.۱۰. Pendoوب سایت: https://www.pendo.ioPendo رفتار کاربر توی محصول رو تحلیل می‌کنه و نشون میده کدوم بخش‌ها باعث ریزش یا موفقیت میشه. می‌تونید براساس این داده‌ها تجربه کاربر رو بهینه کنید و فیچرها رو اولویت بدید.۱۱. Fathomوب سایت: https://fathom.videoFathom جلسه‌های آنلاین رو ضبط و متن‌نگاری می‌کنه و نکات مهم رو هایلایت می‌کنه. خروجی‌ها قابل جستجو و اشتراک‌گذاری هستن و کمک می‌کنه چیزی از قلم نیفته.۱۲. Copy.aiوب سایت: https://www.copy.aiCopy.ai متون بازاریابی، پیام‌های خوشامد یا اسکریپت‌های ایمیل رو با کیفیت بالا تولید می‌کنه. اگه تیم شما نویسنده اختصاصی نداره، این ابزار خیلی وقتتون رو آزاد می‌کنه.۱۳. Jasperوب سایت: https://www.jasper.aiJasper هم برای تولید محتوای بلاگ، تبلیغات و اسکریپت‌های ویدیویی طراحی شده. میشه باهاش متن‌های سئو شده و روان آماده کرد.۱۴. Coda AIوب سایت: https://coda.ioCoda ترکیبی از داکیومنت و پایگاه داده است. نسخه AI اون خلاصه‌ها، چک‌لیست‌ها و گزارش‌ها رو از دل اطلاعات خام تولید می‌کنه. برای مدیریت پروژه خیلی کمک‌کننده است.۱۵. Otter.aiوب سایت: https://otter.aiOtter قدیمی‌ترین ابزار تبدیل صدا به متنه. جلسه‌های آنلاین و حضوری رو ضبط می‌کنه، متن کامل میده و قابلیت جستجو توش هست. مستندسازی جلسه‌ها با این ابزار راحت‌تر میشه.۱۶. Airtable AIوب سایت: https://www.airtable.comAirtable یک دیتابیس ساده با ظاهر اکسل داره. نسخه AI کمک می‌کنه داده‌ها رو دسته‌بندی کنید و گزارش هوشمند بسازید. اگه حجم داده‌های زیادی دارید، انتخاب خوبیه.۱۷. Lumen5وب سایت: https://lumen5.comLumen5 متن‌های ساده رو به ویدئوی معرفی تبدیل می‌کنه. کافیه خلاصه محتوا رو بدید و خودش ویدئو می‌سازه. برای معرفی فیچرها یا کمپین‌های تبلیغاتی خیلی جذابه.۱۸. SurferSEOوب سایت: https://surferseo.comSurferSEO محتوا رو برای گوگل بهینه می‌کنه. کلمات کلیدی، چگالی متن و ساختار محتوا رو بررسی می‌کنه تا رتبه سایت بالاتر بره.۱۹. Beautiful.aiوب سایت: https://www.beautiful.aiBeautiful.ai اسلایدهای حرفه‌ای با چیدمان خودکار تولید می‌کنه. می‌تونید Roadmap یا گزارش‌ها رو سریع آماده کنید و زمان طراحی اسلاید رو نصف کنید.۲۰. Slack AIوب سایت: https://slack.comSlack AI گفتگوها رو خلاصه می‌کنه، جواب‌های پیشنهادی میده و اطلاعات مهم رو پیدا می‌کنه. اگر تیم شما از Slack استفاده می‌کنه، این ابزار باعث میشه سرعت و نظم بیشتری داشته باشید.منبع این مقاله اینجاست.</description>
                <category>Alireza Karami</category>
                <author>Alireza Karami</author>
                <pubDate>Sun, 27 Jul 2025 08:59:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رول بک کردن چیست و چه زمانی باید انجام شود؟</title>
                <link>https://virgool.io/product-management/%D8%B1%D9%88%D9%84-%D8%A8%DA%A9-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%D9%87-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D9%88%D8%AF-bxiivttyri69</link>
                <description>رول بک یعنی برگردوندن نرم افزار یا سیستم به وضعیت پایدار قبلی. وقتی فیچر یا آپدیتی منتشر می کنیم اما باعث مشکل جدی میشه (مثل اختلال در عملکرد، مشکلات امنیتی یا تجربه کاربری)، تیم تصمیم می گیره تغییرات رو لغو کنه تا سرویس به حالت قابل اعتماد برگرده.برخلاف تصور، رول بک نشونه ضعف نیست؛ بلکه یه ابزار حیاتی مدیریت ریسک محسوب میشه. تیم های حرفه ای همیشه این امکان رو پیش بینی و براش برنامه ریزی می کنن.چه زمانی باید رول بک کنیم؟رول بک نباید شتاب زده انجام بشه. قبل از هر تصمیم باید شدت مشکل رو بسنجید. این موقعیت ها نشون میدن رول بک اقدام مناسبیه:خطای بحرانی یا داون تایم کامل : اگر نسخه جدید باعث از کار افتادن کل سیستم شده، تاخیر در بازگردوندن ریسک بزرگی داره.آسیب به داده های کاربران یا از دست رفتن اطلاعات : اگر تغییر باعث فساد داده شده باشه، گاهی سریع ترین راه حل برگشت به نسخه سالم قبلیه.آسیب به امنیت یا لو رفتن اطلاعات : هر مشکل امنیتی باید فوری بررسی و در صورت نیاز تغییرات لغو بشه.تجربه کاربری غیرقابل قبول : اگر کاربران نمی تونن از قابلیت های اصلی استفاده کنن و رفع مشکل زمان بر باشه.قبل از تصمیم گیری چه چیزهایی رو باید بررسی کنیم؟قبل از اینکه دستور رول بک رو صادر کنید، چند نکته کلیدی رو چک کنید:شدت و دامنه مشکل : آیا فقط یک بخش از کاربران مشکل دارن یا کل سیستم؟امکان هات فیکس سریع : شاید بشه مشکل رو با یه اصلاح کوچک (hotfix) حل کرد و نیازی به برگشت کامل نباشه.تاثیر رول بک بر داده ها : اگر داده هایی بین نسخه جدید و قدیم ایجاد شدن، ممکنه در بازگردانی دچار ناسازگاری بشید.فرآیند مستندسازی : دلیل رول بک، زمان دقیق اجرا و اثراتش باید ثبت بشه تا در آینده از تکرار خطا جلوگیری بشه.آیا رول بک کردن کار بدیه؟رول بک ذاتا «بد» نیست؛ بلکه یه استراتژی استاندارد مدیریت بحران به حساب میاد. مشکل وقتی ایجاد میشه که:به دلیل تست ناکافی مجبور باشید مدام رول بک کنید.فرآیند مشخصی براش نداشته باشید و باعث تشدید بحران بشه.تیم نتونه دلیل مشکل و اثرات بازگردانی رو شفاف توضیح بده.اگر این فرآیند شفاف باشه و دلیلش به خوبی ثبت بشه، حتی میتونه باعث اعتماد بیشتر مدیران و مشتری ها بشه.اصول مهم برای انجام یک رول بک اصولیبرای اینکه رول بک خودش تبدیل به فاجعه دوم نشه، این اصول رو رعایت کنید:همیشه اسکریپت های رول بک آماده داشته باشید : نباید وقتی مشکل پیش اومده تازه به فکر بکاپ یا اسکریپت بیفتید.با تیم هماهنگ باشید : تیم های فنی، مدیر محصول و پشتیبانی همزمان از تصمیم مطلع بشن.اطلاع رسانی به ذینفعان و کاربران : اگر لازمه، پیام رسمی منتشر کنید تا کاربران بدونن مشکل در حال رفع شدنه.ثبت کامل جزئیات : چه چیزی باعث رول بک شد؟ کدوم نسخه بازگردونده شد؟ چه داده هایی احتمال آسیب دارن؟بعد از پایدار شدن، بلافاصله بررسی علت مشکل : بعد از اطمینان از پایداری سیستم، باید علت یابی و درس آموخته ها مستند بشه.جمع بندیرول بک یکی از ابزارهای مهم برای حفظ کیفیت و تداوم سرویسه. نه تنها عیب نیست، بلکه نشون میده تیم شما برای بحران ها آماده ست. کافی هست:از قبل براش برنامه ریزی کنید،موقع بحران منطقی تصمیم بگیرید،و بعد همه چیز رو مستند کنید.این کار باعث اعتماد بیشتر مشتری ها و افزایش بلوغ محصول شما میشه.منبع این مقاله اینجاست.</description>
                <category>Alireza Karami</category>
                <author>Alireza Karami</author>
                <pubDate>Tue, 01 Jul 2025 12:16:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیریت تیم فنی در زمان قطع اینترنت در شرایط بحرانی</title>
                <link>https://virgool.io/product-management/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%DB%8C%D9%85-%D9%81%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%82%D8%B7%D8%B9-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-un8fv51k2e5v</link>
                <description>وقتی در شرایط جنگی یا بحران های ملی دسترسی به اینترنت جهانی قطع می شه و فقط شبکه ملی یا اینترانت داخلی در دسترس است، مدیریت تیم فنی وارد فاز جدیدی می شه. دیگر خبری از ابزارهای روزمره نیست و مدیر محصول باید نقش هایی برای بقا، هم راستایی و تداوم حرکت تیم داشته باشه.۱. تعریف دوباره اولویت ها بر اساس شرایط موجودوقتی اتصال جهانی قطع می شه، خیلی از فیچرها و سرویس ها دیگه قابل استفاده نیستن. اونجاست که باید کل برنامه ریزی محصول رو بازبینی کنی و مطمئن بشی تیم داره روی کارهایی تمرکز می کنه که واقعاً قابل انجام هستن.چه کارهایی باید انجام بدیم؟همه فیچرهای مرتبط با API های خارجی، سرویس های مالی بین المللی یا دیتای آنلاین رو موقتاً از دستور کار خارج کنتمرکز رو بذار روی وظایف قابل اجرا در محیط اینترانت یا لوکال، مثل بهینه سازی فرم های داخلی، گزارش گیری آفلاین، یا ارتقاء تجربه کاربری در نسخه دسکتاپبرای اولویت بندی مجدد، از مدل هایی مثل RICE یا Impact vs Effort استفاده کن، اما با داده های فعلی و قابل اعتمادلیستی از وابستگی های خارجی تهیه کن تا بدونی کدوم بخش ها در شرایط قطع اینترنت به مشکل می خورن و زودتر جایگزین یا نسخه داخلی براشون پیدا کناز تیم فنی بخواه که برای سرویس های بحرانی، مسیر جایگزین یا fallback طراحی کنن، حتی اگر به صورت موقتی و ساده باشه۲. بازطراحی ارتباطات داخلی بدون ابزارهای بین المللیوقتی ابزارهایی مثل Slack، Gmail یا WhatsApp به خاطر قطع اینترنت در دسترس نیستند، باید به سرعت کانال های ارتباطی داخلی و قابل اعتماد تعریف بشن. نبود ارتباط مطمئن، حتی برای چند ساعت، میتونه کل فرآیند تصمیم گیری و همکاری تیم رو مختل کنه.چه می تونیم بکنیم؟از یک سیستم پیام رسان داخلی مثل Rocket.Chat یا Mattermost استفاده کنید که می تونه روی سرور داخلی شرکت نصب بشه و حتی در حالت بدون اینترنت جهانی کار کنهبه عنوان ابزار پشتیبان، در صورت اختلال در شبکه سازمانی، لیستی از شماره تماس اعضای کلیدی تیم تهیه بشه و در اختیار همه قرار بگیرهبرای اشتراک گذاری فایل ها، از راه اندازی یک NAS (شبکه ذخیره سازی محلی) یا حتی یک پوشه شیر شده در سرور داخلی استفاده کنیدایمیل داخلی (مثل نصب نسخه لوکال Zimbra یا Mailcow) میتونه برای اطلاع رسانی رسمی و مستندسازی ارتباطات به کار برهبرای مدیریت تسک و ارتباطات سازمانی، میتونید نسخه کرک شده یا لوکال شده ی ابزارهایی مثل Jira یا Redmine رو روی سرور داخلی شرکت نصب کنید. این سیستم ها امکان پیگیری تسک، ارتباط بین تیم ها و ثبت لاگ های کاری رو بدون نیاز به اتصال اینترنت فراهم میکنن. استفاده از این ابزارها با IP محلی انجام می شه و حتی در حالت آفلاین هم به خوبی قابل استفاده هستن.۳. برنامه ریزی و هماهنگی تیم در حالت آفلاین یا دسترسی محدودوقتی تیم به صورت ریموت یا در شهرهای مختلف کار می کنه، و دسترسی به اینترنت بین الملل قطع می شه، حفظ هماهنگی بین اعضا سخت تر می شه. مخصوصا اگر ابزارهای ابری از کار افتاده باشن یا تیم از قبل آمادگی چنین شرایطی رو نداشته باشه.چه کارهایی باید انجام بدیم؟یک تقویم کاری و برنامه وظایف روزانه به صورت لوکال یا آفلاین بین اعضای تیم توزیع بشه، مثلا با استفاده از فایل اکسل یا ابزارهای مدیریت وظیفه داخلیتقسیم وظایف به شکل مستقل و با حداقل وابستگی انجام بشه، به طوری که افراد بتونن وظایف خودشون رو بدون نیاز به تایید یا ارتباط لحظه ای پیش ببرنمسیرهای تحویل کار مشخص بشه، مثلا تعیین بشه که خروجی هر تسک در یک پوشه مشترک داخلی بارگذاری بشهوظایف با زمانبندی کوتاه (مثلا تسک های دو تا سه روزه) برنامه ریزی بشه تا در شرایط نبود ارتباط مداوم، مدیریت پیگیری ساده تر باشهاز اعضای کلیدی تیم بخواید در پایان هر روز یک گزارش متنی یا صوتی از پیشرفت خودشون تهیه کنن و داخل سیستم مرکزی (مثل سرور فایل شیر شده) آپلود کنن۴. مستندسازی و اشتراک دانش در نبود اینترنت جهانیدر این شرایط، یکی از مهم ترین چالش ها از بین رفتن دسترسی به مستندات، راهنماها و دانش فنی تیمه. وقتی مستندات فقط روی ابزارهای ابری مثل Notion، Google Docs یا Confluence باشن، در حالت اینترانت عملا غیرقابل دسترس می شن. این موضوع باعث می شه تیم نتونه به تصمیمات قبلی، راه حل های فنی یا حتی روندهای جاری دسترسی داشته باشه و دچار دوباره کاری یا سردرگمی بشه.چه کارهایی باید انجام بدیم؟از قبل یک نسخه آفلاین از تمام مستندات محصول، فنی و تجاری تهیه و روی یک سرور داخلی ذخیره بشهیک سیستم مدیریت دانش داخلی راه اندازی بشه تا همه بتونن به اطلاعات دسترسی داشته باشن حتی بدون اینترنتاعضای تیم آموزش ببینن که چطور مستندات جدید رو به این سیستم اضافه کنن و به روز نگه دارناز ساختار پوشه بندی منظم استفاده بشه تا پیدا کردن اطلاعات راحت باشهراهنمایی برای استفاده از سیستم مستندسازی آفلاین در اختیار اعضا قرار بگیرهبرای جایگزین Notion یا Confluence می تونید از ابزار متن باز Wiki.js استفاده کنید که هم رابط کاربری مناسبی داره و هم قابلیت نصب روی سرور محلی رو داره.ابزار BookStack هم گزینه سبکیه که برای مستندسازی فنی یا راهنمای محصول خیلی خوب کار می کنه.اگر قبلا از Markdown برای مستندات استفاده می کردید، می تونید از Docsify یا Docusaurus به عنوان سیستم مستندسازی لوکال استفاده کنید.برای ذخیره و دسترسی گروهی به فایل ها، می تونید از Nextcloud به عنوان فایل سرور داخلی استفاده کنید که امکان همکاری، ویرایش و اشتراک فایل بین اعضا رو فراهم می کنه.۵. ساخت و حفظ ریتم کاری تیم در غیاب ابزارهای آنلایندر نبود ابزارهای مدیریت تسک مثل Jira یا Trello، یکی از چالش ها اینه که تیم بدونه چه کاری در جریان هست، چه کاری قراره شروع بشه و چه کاری به اتمام رسیده. مدیریت محصول باید بتونه ساختاری تعریف کنه که اعضا در جریان کارهای یکدیگر قرار بگیرن و روند پیشرفت پروژه شفاف بمونه. اگه امکان نصب لوکال این نرم افزارها روی سرور داخلی رو ندارید شیوه زیر میتونه موثر باشه :یک فایل اکسل یا LibreOffice ساده روی سرور داخلی بساز که شامل ستون های تسک، مسئول، وضعیت، تاریخ شروع و تاریخ تحویل باشهوضعیت ها رو با ساختار ساده Kanban مشخص کن: ToDo، In Progress، Doing، Doneاگه تیم در یک فضای فیزیکی هست، یک تخته سفید یا شیشه با ستون های Kanban ایجاد کن تا وضعیت کارها به صورت دیداری نمایش داده بشهبرای تیم های ریموت، روزانه یک نفر مسئول به روزرسانی فایل تسک و ارسالش از طریق پیام رسان داخلی باشه (مثل Rocket.Chat یا Mattermost)هر هفته جلسه ای برای مرور پیشرفت، حذف موانع و تعریف کارهای جدید برگزار بشه تا ریتم تیم حفظ بشه۶. حفظ انسجام، انگیزه، سلامت روان و هدف تیم در روزهای سختدر شرایطی مثل قطع اینترنت ، بحرانهای امنیتی یا فضای جنگی، تیم فقط با ابزار کارش چالش نداره، بلکه فشار روانی شدیدی هم تجربه می کنه. از دست رفتن ارتباط با منابع خارجی، احساس انزوا، بی معنایی کار یا نگرانی درباره آینده، چیزهایی هستن که روی انگیزه، تمرکز و کیفیت همکاری تاثیر مستقیم دارن.مدیر محصول باید بتونه در کنار مدیریت اولویت ها و ابزارها، روحیه تیم رو هم حفظ کنه. این نه تنها وظیفه انسانیه، بلکه برای حفظ عملکرد تیم هم کاملاً ضروریه.چه کارهایی باید بکنیم؟تقویت گفت وگوی انسانی داخل تیم: فضایی برای گپ های غیرکاری ایجاد کن، مثلا یه زمان کوتاه آخر هر روز برای گپ آزاد یا گفت وگوی سبک.تأکید روی تأثیر واقعی کاری که انجام میدن: هدف پروژه ها رو شفاف کن و نشون بده چطور این کارها به کاربران کمک می کنه حتی در بحران.تسهیل تعامل انسانی در غیاب ابزارهای ارتباطی آنلاین: مثلاً اگر تیم در یک فضا کار میکنه، میزگردهای غیررسمی راه بنداز؛ و اگر دورکار هستن، زمان های هم خوان برای تماس داخلی تنظیم کن.پرهیز از فشار بیش از حد در شرایط سخت: بعضی تسک ها ممکنه باید رها بشن تا تیم از هم نپاشه.حتی اگه زیرساخت لوکال داری، یک اتاق دیجیتال برای استراحت تیم تعریف کن، مثلاً یک کانال غیررسمی در ابزار پیام رسان داخلی (مثل Mattermost).اگر تیم توی فضای فیزیکی نیست، یکبار در هفته یک تماس جمعی صوتی صرفا برای چکین و شنیدن دغدغه ها برقرار کن.یادتون باشه توی این شرایط، هیچ چیز طبق روال معمول پیش نمی ره. اما با داشتن ذهنیت سازگار، توان برنامه ریزی بر اساس محدودیت، و استفاده بهینه از ابزارهای داخلی و آفلاین، میشه همچنان پروژه رو پیش برد. مدیر محصولی که بتونه در چنین فضایی تیم رو هدایت کنه، نه تنها کارایی بالایی داره، بلکه پایه های فرهنگ تاب آور رو در تیم خودش می سازه.منبع این مقاله اینجاست .</description>
                <category>Alireza Karami</category>
                <author>Alireza Karami</author>
                <pubDate>Thu, 26 Jun 2025 16:13:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقش مدیر محصول در شرایط بحرانی</title>
                <link>https://virgool.io/product-management/%D9%86%D9%82%D8%B4-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-zszebbfbfrht</link>
                <description>در بحران هایی مثل جنگ، تحریم، قطع اینترنت یا حتی بلایای طبیعی، نقش مدیر محصول فراتر از برنامه ریزی فیچرها یا تعامل با تیم فنی می ره. این جا، مسئله بقا، تداوم خدمت رسانی و حفظ تیم مطرحه. توی چنین شرایطی، مدیر محصول باید بتونه همزمان چند جبهه رو مدیریت کنه: نیاز کاربر، محدودیت های فنی، فشارهای تجاری و دغدغه های انسانی.۱. حفظ تمرکز تیم روی اهداف حیاتیدر شرایط بحرانی، اعضای تیم ممکنه با ترس، اضطراب یا حتی موانع فیزیکی مثل قطعی اینترنت مواجه باشن. در چنین موقعیتی، نمی شه انتظار بهره وری کامل داشت. مدیر محصول باید با مهارت اولویت گذاری، فقط روی کارهایی تمرکز کنه که واقعا حیاتی ان.چه کارهایی باید در اولویت باشن؟لیست فیچرها و تسک ها رو بازبینی کنههر چیزی که جزو Nice to Have هست رو کنار بذارهفقط موارد Must Have (مثل حفظ امنیت، رفع باگ های حیاتی یا قابلیت استفاده آفلاین) رو در دستور کار بذارهمثال:در یک اپلیکیشن مالی، وقتی زیرساخت به خطر افتاده، افزودن دسته بندی جدید مهم نیست؛ اما اطمینان از امنیت داده های کاربران اولویت داره.۲. برقراری ارتباط شفاف با ذی نفعاندر بحران، عدم اطلاع رسانی درست ممکنه به گمانه زنی و کاهش اعتماد منجر بشه. تیم، مدیران، مشتری ها و حتی کاربران نهایی باید بدونن چه خبره.چطور باید اطلاع رسانی کنه؟در بازه های مشخص، حتی با حداقل اطلاعات، گزارش بدهاگر قطعی یا تاخیر در تحویل وجود داره، شفاف و بدون توجیه غیرواقعی اعلام کناز کانال های امن و پایدار استفاده کن؛ اگه Slack و Email قطع شدن، پیام رسان های جایگزین داشته باشهمثال:«به دلیل ناپایداری شبکه، آپدیت نسخه جدید به تعویق افتاده. تیم فنی در حال آماده سازی نسخه سبک تر برای ارائه آفلاینه.»۳. بازنگری در Roadmapرویدادهای غیرمنتظره می تونن باعث بشن کل برنامه چندماهه محصول نامعتبر بشه. مدیر محصول باید بتونه بدون تعصب نسبت به برنامه قبلی، تصمیم های جدید بگیره.چه تغییراتی لازمه اعمال بشه؟اولویت ها رو با توجه به شرایط جدید تعیین کنهبخش هایی از محصول که در کوتاه مدت تاثیر بالایی دارن، در اولویت توسعه قرار بگیرنانعطاف پذیری تیم و کاهش وابستگی به افراد خاص لحاظ بشهمثال:اگر در بحران، تیم طراحی دچار اختلال شده، توسعه فیچرهایی که وابسته به طراحی جدید هستن متوقف و تمرکز روی بهینه سازی فیچرهای فعلی قرار می گیره.۴. تمرکز روی تداوم کسب و کار (Business Continuity)یک مدیر محصول حرفه ای باید نگاه استراتژیک داشته باشه. در دل بحران، مهم ترین هدف اینه که «خدمات متوقف نشن» حتی اگر با کیفیت پایین تر.برای حفظ سرویس چه باید کرد؟با تیم DevOps و Backend، سناریوهای قطع برق، حمله سایبری یا مهاجرت سرور رو بررسی کنهسیستم باید در حداقل ظرفیت هم پایدار بمونهداده ها و سرویس های مهم بکاپ داشته باشنمثال:در یک پلتفرم فروش آنلاین، ممکنه دسترسی به سرورهای اصلی در یک کشور خاص قطع بشه. در این حالت، باید نسخه پشتیبان سایت از طریق CDN و سرورهای جایگزین فعال بمونه تا کاربران بتونن حداقل عملیات حیاتی مثل دیدن سفارش ها یا پشتیبانی چت رو انجام بدن.۵. تقویت حس معنا و هدف در تیمدر فضای جنگ، سانسور یا بحران اقتصادی، افراد ممکنه احساس بی معنایی بکنن. یک مدیر محصول، نقش مهمی در ایجاد حس هدف داری برای اعضای تیم داره.چطور میشه انگیزه تیم رو حفظ کرد؟جلسه های کوتاه انگیزشی برگزار کنهتاکید کنه که کاری که انجام می دن واقعا برای کاربرها ارزشمندهموفقیت های کوچک رو جشن بگیرهمثال:فرض کن تیم داره روی فیچری کار میکنه که به صاحبخونه ها اجازه میده در زمان بحران (مثلاً وقتی ارتباطات قطع شده یا حمل ونقل سخت شده) راحت تر اقامتگاه خودشون رو برای امدادگران یا افراد بیپناه موقتاً در دسترس بذارن. این فیچر شاید از نظر تجاری اولویت اول نباشه، ولی میتونه تأثیر واقعی روی زندگی آدمها بذاره. مدیر محصول باید بتونه این ارزش انسانی رو برای تیم پررنگ کنه: «ما داریم بستری می سازیم که آدم ها بتونن توی سخت ترین شرایط، یک سقف امن پیدا کنن.»۶. تصمیم گیری سریع اما حساب شدهدر شرایط بحرانی، وقت زیاد برای فکر کردن نیست. ولی تصمیم شتاب زده هم دردسرساز می شه.چطور تصمیم های درست و سریع بگیره؟برای هر تصمیم، هزینه و ریسک رو سریع بسنجبه جای دنبال کردن فرآیند کامل PRD، از الگوهای تصمیم گیری سریع استفاده کنبا متخصص فنی یا طراحی به صورت مستقیم مشورت کنمثال:برای تغییر سیستم لاگین از رمز عبور به کد پیامک به دلیل اختلال اینترنت، با تیم فنی طی یک جلسه سریع feasibility رو بررسی کن و تصمیم نهایی رو بگیر.در بحران ها، مدیر محصول نقش حیاتی در کنترل تنش ها، هدایت تیم و حفاظت از محصول داره. ممکنه نقشه راه بهم بریزه، منابع محدود بشن یا تیم آسیب ببینه؛ اما یک مدیر محصول خوب با انعطاف پذیری، تصمیم گیری هوشمند و ارتباط موثر، می تونه تیم رو از طوفان رد کنه. نه فقط برای بقا، بلکه برای ادامه دادن با معنا.منبع این مقاله اینجاست.</description>
                <category>Alireza Karami</category>
                <author>Alireza Karami</author>
                <pubDate>Mon, 16 Jun 2025 17:03:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه یک محصول را کشف کنیم؟ هنر Product Discovery در مدیریت محصول</title>
                <link>https://virgool.io/product-management/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%D8%B4%D9%81-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-%D9%87%D9%86%D8%B1-product-discovery-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-ofaknabsuggx</link>
                <description>مقدمهبسیاری از محصولات شکست می خورن نه به خاطر اجرای ضعیف، بلکه به خاطر اینکه چیزی رو میسازن که اصلا کسی نمی خواد. نقش اصلی مدیر محصول، ساخت «چیزهای درست» است، نه فقط «ساخت درست چیزها». اینجاست که مهارت حیاتی Product Discovery وارد میشه.در این مقاله یاد می گیریم فرآیند کشف محصول چیه، چرا اهمیت داره و چگونه اون رو به درستی انجام بدیم.۱. Product Discovery چیست؟فرآیندی سیستماتیک برای یافتن اینکه چه چیزی را باید بسازیم و چرا. این فرآیند قبل از توسعه واقعی محصول یا ویژگی انجام می شود و شامل تحقیق، اعتبارسنجی، ایده پردازی و تست اولیه است.۲. چرا Discovery اهمیت دارد؟جلوگیری از ساخت ویژگی های بی فایدهصرفه جویی در زمان و هزینه توسعههماهنگی بین تیم های فنی، طراحی و بیزینسشناخت واقعی تر از مشکلات کاربرپایه گذاری یک فرهنگ محصول کاربرمحور۳. مراحل اصلی Product Discovery1. درک مشکلمصاحبه با کاربرانتحلیل داده های رفتاریمرور بازخوردهای پشتیبانی، فروش و کاربران فعلی ابزارهای مفید: Notion، Dovetail، Typeform2. تعریف فرضیهمثال: &quot;کاربران نمی توانند به راحتی ویژگی موردنظر را پیدا کنند، چون ساختار منوی ما پیچیده است.&quot; فرضیه باید قابل تست باشد و بتوان آن را رد یا تأیید کرد.3. ایده پردازی و راه حل سازیاستفاده از روش هایی مثل Crazy 8، Brainstormingهمکاری با طراحی و توسعه برای یافتن راه حل های ممکنتهیه وایرفریم یا نمونه اولیه ابزار: FigJam، Miro، Whimsical4. تست سریعاجرای تست های کاربردپذیرینمونه های اولیه با ابزارهایی مثل FigmaA/B Testing یا Fake Door Test5. جمع بندی و تصمیم گیریبررسی نتایج تستشناسایی راه حل مؤثرتهیه PRD یا مستندات محصول۴. تفاوت Discovery با Delivery۵. فرهنگ سازمانی مبتنی بر کشفسازمان هایی که Discovery را جدی می گیرند:قبل از ساخت سوال می پرسندتیم های کراس فانکشنال دارندبه بازخورد ارزش می دهنداشتباه را بخشی از یادگیری می دانندمثال واقعی از Product Discovery در اسپاتیفای: ویژگی &quot;Discover Weekly&quot;صورت مسئله (Problem)تیم اسپاتیفای متوجه شد که کاربران به دنبال کشف موسیقی جدید هستند، اما اغلب نمی دانند از کجا شروع کنند یا زمان و حوصله گشتن را ندارند. در عین حال، کاربران زیادی آهنگ هایی را دوباره گوش می دادند یا پلی لیست های تکراری استفاده می کردند، چون گزینه بهتری نمی شناختند.فرآیند کشف محصول در این ویژگی۱. تحقیق و مشاهدهتیم محصول و دیتا ساینس رفتار کاربران را بررسی کردند:چه آهنگ هایی را بیشتر گوش میدهند؟از چه پلی لیست هایی استفاده می کنند؟چه زمانی دنبال موسیقی جدید هستند؟ همزمان، مصاحبه هایی انجام شد تا بفهمند چرا کاربران کمتر آهنگ های جدید کشف می کنند.۲. تعریف فرضیهاگر هر هفته یک پلی لیست خودکار، شخصی سازی شده و تازه به کاربر ارائه دهیم، احتمال کشف آهنگ های جدید بالا می رود و نرخ تعامل افزایش می یابد.۳. ایده پردازیچند ایده بررسی شد:ارسال نوتیفیکیشن برای آهنگ های جدیدپلی لیست های دسته بندی شده بر اساس ژانرپلی لیست هفتگی اختصاصی بر اساس الگوریتم یادگیری ماشین۴. نمونه سازی و تستیک نمونه اولیه (MVP) ساخته شد که شامل یک پلی لیست خودکار به نام &quot;Discover Weekly&quot; بود. این نسخه برای گروه کوچکی از کاربران فعال منتشر شد تا رفتار آنها بررسی شود.۵. ارزیابی و تصمیم گیرینتایج اولیه نشان داد که:کاربران بیشتر از قبل آهنگ های جدید را گوش می دهندمیانگین زمان گوش دادن افزایش یافترضایت کاربران و وفاداری (retention) بیشتر شد بر همین اساس، ویژگی به صورت کامل برای همه کاربران منتشر شد.نکته مهم اینه که اسپاتیفای فقط یک ابزار پیشنهادگر نساخت، بلکه به یک نیاز واقعی کاربر پاسخ داد: «من دوست دارم آهنگهای جدید کشف کنم، ولی نمی دونم از کجا شروع کنم.»منبع این مقاله اینجاست.</description>
                <category>Alireza Karami</category>
                <author>Alireza Karami</author>
                <pubDate>Sat, 31 May 2025 10:07:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همه چیز درباره مدیر محصول فنی. شباهت ها و تفاوت ها با CTO, PM - مسیر رشد شغلی - رزومه</title>
                <link>https://virgool.io/product-management/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D9%81%D9%86%DB%8C-%D8%B4%D8%A8%D8%A7%D9%87%D8%AA-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-cto-pm-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%D8%B4%D8%BA%D9%84%DB%8C-%D8%B1%D8%B2%D9%88%D9%85%D9%87-u5kex9ssjtvz</link>
                <description>در تیم های تکنولوژی محور، نقش هایی مثل مدیر محصول (PM)، مدیر محصول فنی (TPM) و مدیر ارشد فناوری (CTO) گاهی با یکدیگر اشتباه گرفته می شوند. در حالی که این نقش ها نقاط اشتراک زیادی دارند، مسئولیت ها، چشم انداز و مهارت های موردنیاز هرکدام متفاوت است. شناخت دقیق این تفاوت ها برای ساخت تیم مؤثر و مسیر شغلی حرفه ای بسیار حیاتی است.تعریف نقش هاProduct Manager (PM)مدیر محصول مسئول هدایت استراتژی محصول، کشف نیازهای کاربران، اولویت بندی ویژگی ها و همکاری با تیم های طراحی و توسعه برای تحویل ارزش به کاربر است.تمرکز اصلی:نیاز کاربربازارتجربه کاربریارزش تجاریTechnical Product Manager (TPM)مدیر محصول فنی پل بین تیمهای فنی (توسعه دهنده ها، DevOps، معماران نرم افزار) و اهداف محصول است. او همچنان دید کاربرمحور دارد ولی با درک عمیق تری از تکنولوژی تصمیم گیری میکند.تمرکز اصلی:معماری فنی محصولمستندسازی فنیهماهنگی با تیم توسعه در سطح کدشناسایی ریسک های فنیترجمه نیازمندی های محصول به الزامات فنیChief Technology Officer (CTO)CTO مسئول استراتژی فناوری کل سازمان است. از استخدام و رهبری تیم های مهندسی گرفته تا انتخاب زیرساخت ها، تکنولوژی ها و طراحی ساختار فنی.تمرکز اصلی:چشم انداز فنی شرکتمعماری کلان سیستم هامقیاس پذیری، امنیت، عملکردجذب استعدادهای فنیتصمیم گیری های بلندمدت فناوریتفاوت های کلیدی بین این نقش هاشباهت ها بین TPM، PM و CTOهر سه درگیر ساخت محصول موفق هستندباید مهارت ارتباطی بالا داشته باشندنیاز به درک کاربر نهایی دارندباید توان تحلیل داده و نتیجه گیری داشته باشندنقش استراتژیک در رشد شرکت ایفا میکنندمهارت هایی که یک TPM باید داشته باشدمهارت های فنی:آشنایی با زبان های برنامه نویسی (مثل JavaScript، Python، یا Java)درک ساختار پایگاه داده و معماری نرم افزارآشنایی با REST APIs، CI/CD، Git، Docker و ابزارهای مشابهتوانایی تحلیل ترافیک، لاگ ها و معیارهای فنیمهارت های تحلیلی:توان تجزیه و تحلیل ویژگی های پیچیدهدرک اثرات تکنولوژیک روی کسب وکارارزیابی زمان و هزینه های توسعهمهارت های نرم:مهارت در نوشتن مستندات فنی و داستان های کاربر (user stories)تسلط به ابزارهایی مثل Jira، Confluence، Figmaمذاکره و تصمیم گیری بین منافع فنی و تجاریتفکر ساخت یافته و مدیریت پروژه در شرایط فشارمسیر رشد شغلی یک Technical Product Manager (TPM)یک TPM معمولاً از ترکیب دانش فنی و مهارت های محصول وارد مسیر شغلی می شه و به مرور زمان می تونه در هر دو بعد رشد کنه: رهبری تیم محصول یا جهت گیری فنی سطح بالا. در ادامه مراحل معمول این مسیر رو توضیح میدم:Junior / Associate Technical Product Managerورود به نقش TPM در تیم های کوچک یا به عنوان دستیار مدیر محصول فنیتمرکز بر نوشتن User Story، کمک در مستندسازی، ارتباط با تیم توسعهآشنایی تدریجی با فرآیندهای فنی (مثل تست، استقرار، معماری اولیه)Technical Product Manager (TPM)مسئولیت کامل روی یک بخش فنی از محصولتعامل مستقیم با توسعه دهنده ها، معمار سیستم و QAنوشتن Roadmap فنی، تخمین زمان توسعه، شناسایی ریسک های تکنیکیتبدیل نیازهای کسب وکار به الزامات فنی قابل اجراSenior TPMمدیریت چندین بخش از سیستم یا چند تیم فنی همزمانتصمیم گیری های فنی سطح بالاتر، مثل انتخاب تکنولوژی، تغییرات زیرساختیتعامل با ذینفعان غیر فنی (مثلاً فروش، مارکتینگ) برای ترجمه اهداف استراتژیک به ساختار فنی مربیگری و راهبری TPMهای دیگرLead TPM / Principal TPMتأثیرگذاری در مقیاس سازمانی، مثلاً طراحی کل سیستم لاجیک بک اند یا سیستم مقیاس پذیریمعماری محصول در هماهنگی با CTOحضور در تصمیم های استراتژیک محصولاغلب در شرکت های بزرگ این نقش معادل مدیر یا Staff-level به حساب میادDirector of Technical Product Managementرهبری چند TPM و نظارت بر تیم های محصول فنیهماهنگی بین مهندسی، طراحی و تیم اجراییتعیین استراتژی فنی برای چندین بخش یا کل محصولپاسخگویی به VP ProductVP of Productتدوین چشم انداز تکنولوژی سازمانتصمیم گیری درباره ابزارها، زبان ها، امنیت، مقیاس پذیریاستخدام، آموزش، رشد فنی و فرهنگی تیم های مهندسی و محصولنگارش رزومه برای یک TPMاگه قصد اپلای کردن برای شرکت های خارجی رو داری باید این نکات رو در نظر بگیریدمزایای استفاده از عنوان TPM (Technical Product Manager):شرکت های بزرگتر (مثل گوگل، آمازون، مایکروسافت، متا) به شدت دنبال TPM هستن چون این نقش ترکیب طلایی بین تکنولوژی و محصوله.اگر می خوای در آینده در شرکت های فناوری محور یا مقیاس پذیر مثل SaaS یا Cloud-based products کار کنی، TPM بودن یک مزیت رقابتیه.چون از مسیر فنی اومدی، TPM دقیقاً شخصیت حرفه ای تو رو نشون میده: کسی که با تیم dev راحت حرف میزنه و میدونه چطور محصول بسازه، نه فقط چه چیزی بسازه.ملاحظات:اگر برای شرکت هایی اپلای کنی که TPM ندارن (اغلب استارتاپ های کوچک یا B2C سنتی)، ممکنه رزومه ات به عنوان خیلی فنی و نه کافی کاربرمحور برداشت بشه.در اروپا به ویژه، نقش TPM رایجه ولی در برخی سازمان ها با عناوین مختلف مثل Product Owner با تخصص فنی معرفی میشه.جمع بندی:مسیر TPM یک مسیر ترکیبی از مدیریت محصول، تفکر سیستمی، و عمق تکنیکی است. بسته به علاقه، فرد می تونه بیشتر به سمت رهبری محصول یا تصمیم گیری های کلان فنی حرکت کنه.اگر کارت واقعاً شامل تعامل عمیق با توسعه دهنده ها، حل چالش های فنی و ترجمه نیاز به راه حل تکنیکی هست، عنوان TPM برای برند شخصی تو در بازار بین المللی کاملاً منطقیه — فقط باید بدونی کجا و چطور ازش استفاده کنی.منبع این مقاله اینجاست.</description>
                <category>Alireza Karami</category>
                <author>Alireza Karami</author>
                <pubDate>Sat, 31 May 2025 10:03:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از مشکل تا راه‌حل: فریم‌ورک Jobs To Be Done در مدیریت محصول</title>
                <link>https://virgool.io/product-management/%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84-%D8%AA%D8%A7-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%AD%D9%84-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D9%88%D8%B1%DA%A9-jobs-to-be-done-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-yjw4vthayya8</link>
                <description>کاربران محصول شما را نمی خرند فقط چون &quot;خوبه&quot; یا &quot;قیمت مناسبی داره&quot;. اون ها محصول شما رو استخدام میکنن تا &quot;کاری&quot; رو براشون انجام بده. این طرز فکر پایه ی فریمورک Jobs To Be Done (JTBD) هست. توی این مقاله یاد میگیریم چطور از JTBD برای شناخت عمیق تر نیاز کاربر و طراحی بهتر محصول استفاده کنیم.فریمورک JTBD چیه؟JTBD یعنی درک دقیق این که &quot;کاربر با محصول شما چه کاری رو میخواد انجام بده&quot;. به جای تمرکز روی ویژگی ها یا ویژگی های جمعیتی، تمرکز اصلی روی &quot;کار&quot; هست.مثال:کاربر Uber دنبال اپلیکیشن نیست، دنبال «رسیدن سریع و راحت به مقصد» هست. این &quot;کار&quot; اصلیه که محصول باید براش حل کنه.انواع Job ها در JTBDFunctional Job: کار منطقی و اصلی (مثل جابه جایی، پرداخت، ذخیره فایل)Emotional Job: حس هایی که کاربر در حین انجام کار تجربه میکنه (مثل امنیت، اعتبار، اعتماد به نفس)Social Job: کاری که بر تصویر اجتماعی فرد اثر میذاره (مثل استفاده از برند خاص در جمع)چطور JTBD رو در تیم محصول اجرا کنیم؟مصاحبه های JTBD-محوربه جای اینکه بپرسید &quot;از این قابلیت خوشتون اومد؟&quot;، بپرسید:آخرین باری که همچین کاری رو خواستید انجام بدید، چی شد؟چه چیزی باعث شد دنبال راهحل باشید؟چرا همین راهحل رو انتخاب کردید؟ساخت نقشه سفر از دید JTBDفریمورک JTBD به ما کمک میکند به جای تمرکز روی ویژگیهای محصول، بر فرآیند واقعی تصمیمگیری و &quot;استخدام&quot; محصول توسط کاربر تمرکز کنیم. نقشه سفر JTBD، این مسیر را به پنج مرحله کلیدی تقسیم می کند:۱. Trigger (محرک اولیه)در این مرحله، یک مشکل یا نیاز در زندگی کاربر به وجود می آید. او هنوز به دنبال محصول خاصی نیست، فقط متوجه شده که باید کاری انجام شود.مثال: حس می کنه که زمان زیادی در ترافیک تلف می کنه و باید راه جدیدی برای رفت وآمد پیدا کنه.نکته مهم: درک این لحظه به شما کمک می کنه پیام های بازاریابی و ترغیب اولیه رو بهتر تنظیم کنید.۲. Passive Looking (بررسی غیرفعال)کاربر هنوز به طور جدی دنبال راه حل نیست، ولی ناخودآگاه گزینه ها رو می بینه. شاید با تبلیغات، صحبت دوستان یا شبکه های اجتماعی مواجه بشه.مثال: وقتی از خستگی ترافیک میناله، یکی از دوستاش بهش از تجربه خوبش با سرویس تاکسی آنلاین می گه.نکته مهم: در این مرحله، حضور برند شما در ذهن مخاطب شکل می گیره؛ حتی اگر هنوز به شما فکر نکرده باشه.۳. Active Looking (جستجوی فعال)حالا کاربر جدی شده و داره راه حل ها رو مقایسه می کنه. سایت ها، اپلیکیشن ها، قیمت ها، نظرات و پیشنهادها رو بررسی می کنه.مثال: وارد سایت دو تا سرویس حمل ونقل آنلاین می شه، نظرات کاربران رو می خونه، اپلیکیشن ها رو دانلود میکنه، قیمت ها رو مقایسه می کنه.نکته مهم: اینجا ویژگی های محصول، تجربه کاربری و اطلاعات شفاف اهمیت بالایی دارند. محصولی که سریع تر پاسخ بده، احتمال انتخاب شدن بیشتری داره.۴. Decision (تصمیم گیری و انتخاب)کاربر یکی از گزینه ها رو انتخاب می کنه. دلایل انتخاب می تونه ترکیبی از عملکرد، احساس راحتی، توصیه دیگران یا حتی رابط کاربری باشه.مثال: سرویسی که ثبت نام راحت تری داره و اعتبار هدیه اولیه میده، انتخاب می شه.نکته مهم: دقت کنید که همیشه «بهترین راه حل» برنده نمی شه، بلکه «مناسب ترین راه حل» در لحظه تصمیم، برنده است.۵. Usage &amp; Post-Decision (استفاده و تجربه بعد از انتخاب)کاربر شروع به استفاده از محصول می کنه. اگر تجربه خوب باشه، اعتماد شکل می گیره، تکرار اتفاق میوفته و شما یک کاربر وفادار دارید.مثال: سرویس خوب کار می کنه، پشتیبانی خوبه، مسیرها دقیق هستن و پرداخت راحت انجام می شه. کاربر نه تنها ادامه میده بلکه به دیگران هم معرفی می کنه.نکته مهم: JTBD در این مرحله هم ادامه داره. چون ممکنه نیاز جدیدی شکل بگیره یا رضایت کاهش پیدا کنه و کاربر دنبال راه حل جایگزین باشه.با ترسیم این نقشه سفر، می تونید تصمیم گیری در طراحی ویژگی ها، بازاریابی، پشتیبانی و حتی استراتژی ورود به بازار رو دقیق تر و همدلانه تر انجام بدید. این دیدگاه به شما کمک می کنه تا محصولتون واقعاً در لحظه درست، برای «کار درست»، در اختیار کاربر قرار بگیره.مزایای استفاده از JTBDطراحی محصول دقیق تر بر اساس نیاز واقعیجداسازی بهتر از رقباتصمیم گیری اولویت ها بر اساس &quot;اهمیت کارها&quot;جلوگیری از ساخت ویژگی های بلااستفادهاشتباهات رایج در استفاده از JTBDتمرکز فقط روی کارکرد فنی و نه احساسیپرسیدن سوالات بسته یا جهتداراستفاده سطحی از نتایج و عدم تحلیل عمیقفراموش کردن اینکه JTBD رو باید به صورت مداوم آپدیت کرداگر می خوای محصولی بسازی که واقعاً در زندگی کاربر تأثیر داشته باشه، باید بدونی دقیقاً چه &quot;کاری&quot; رو قراره براش انجام بده. JTBD یه لنز عالی برای دیدن دنیای کاربره، نه فقط محصول.منبع این مقاله اینجاست.</description>
                <category>Alireza Karami</category>
                <author>Alireza Karami</author>
                <pubDate>Sat, 31 May 2025 09:55:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقش تست A/B در بهبود تجربه کاربری و تصمیم‌گیری محصول</title>
                <link>https://virgool.io/product-management/%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%AA%D8%B3%D8%AA-ab-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D9%87%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-ysvqb2zmznu7</link>
                <description>در مدیریت محصول، بسیاری از تصمیمات بر سر دوراهی بین چند گزینه هستند: کدام طراحی بهتر عمل میکند؟ کدام متن نرخ تبدیل بیشتری دارد؟ برای پاسخ دقیق به این سوالات، تست A/B یکی از مؤثرترین ابزارهایی است که میتوان استفاده کرد. در این مقاله به طور کامل با تست A/B، نحوه اجرا، مزایا و نکات کلیدی آن آشنا میشویم.1. تست A/B چیست؟تست A/B روشی است که در آن دو نسخه از یک ویژگی (نسخه A و نسخه B) به صورت تصادفی به گروههای متفاوتی از کاربران نشان داده میشود تا عملکرد هر نسخه مقایسه شود.۲. کاربردهای رایج تست A/B در مدیریت محصولطراحی صفحات فرود (Landing Pages)تغییر جای دکمه ها یا رنگهاتست عنوان یا پیاممقایسه الگوریتمها یا فرآیندهابررسی رفتار کاربر در مراحل مختلف قیف فروش یا ثبتنام۳. مراحل اجرای یک تست A/B موفقمرحله ۱: تعیین هدف تستمثال: افزایش نرخ ثبتنام در صفحه اصلیمرحله ۲: فرضیه سازی&quot;اگر متن دکمه را از &#039;شروع کنید&#039; به &#039;همین حالا عضو شوید&#039; تغییر دهیم، نرخ ثبتنام افزایش مییابد.&quot;مرحله ۳: طراحی نسخه هانسخه A: متن قبلی – نسخه B: متن جدیدمرحله ۴: تقسیم بندی کاربرانکاربران باید به صورت تصادفی و مساوی بین دو گروه تقسیم شوند.مرحله ۵: اندازه گیری و تحلیل دادههااز ابزارهایی مانند Google Optimize، Optimizely، VWO یا حتی GA4 استفاده کنید.مرحله ۶: نتیجه گیری و تصمیم گیریآیا تفاوت معنادار بود؟ کدام نسخه بهتر عمل کرد؟ اگر نسخه B موفق تر بود، آن را به عنوان نسخه نهایی پیاده سازی کنید.۴. نکات حیاتی در تست A/Bفقط یک متغیر را تغییر دهید (تست چندگانه نیست)اندازه نمونه کافی باشد تا نتایج معتبر باشندزمان اجرای تست را مناسب انتخاب کنید (مثلاً ۷-۱۴ روز)از آزمونهای آماری برای اطمینان از معنادار بودن نتایج استفاده کنید (مثل p-value)۵. اشتباهات رایج در تست A/Bپایان دادن زودهنگام به تستتقسیمبندی غیرتصادفی کاربراناندازه نمونه کوچکعدم تحلیل آماری درستنتیجه گیریتست A/B ابزار ضروری در جعبه ابزار هر مدیر محصول حرفه ای است. با استفاده درست از آن، میتوانید تصمیم های مبتنی بر داده بگیرید، تجربه کاربر را بهبود دهید و نرخ تبدیل را افزایش دهید — بدون حدس و گمان.منبع این مقاله اینجاست .</description>
                <category>Alireza Karami</category>
                <author>Alireza Karami</author>
                <pubDate>Sat, 31 May 2025 09:52:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهبود مستمر: قدرت چارچوب‌های داده‌محور در تحول فرایندها</title>
                <link>https://virgool.io/product-management/%D8%A8%D9%87%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%85%D8%B1-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA-%DA%86%D8%A7%D8%B1%DA%86%D9%88%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84-%D9%81%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87%D8%A7-mxcfgkivlyag</link>
                <description>در فضای رقابتی و پرشتاب امروز، بهبود مستمر نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت است. کسب وکارهایی که به صورت مداوم بهینه سازی را در دستور کار خود قرار می دهند، نه تنها بهره وری بالاتری دارند، بلکه تجربه بهتری نیز برای مشتریان خلق می کنند. یکی از مؤثرترین روشها برای دستیابی به این هدف، استفاده از چارچوبهای داده محور برای تصمیم گیری و حل مسئله است.چارچوب های داده محور چیستند؟چارچوب های داده محور مجموعه ای از تکنیکها و مراحل هستند که تصمیم گیری را به جای حدس و تجربه شخصی، بر پایه داده های واقعی و قابل سنجش قرار میدهند. این رویکرد به ما کمک میکند تا از نگاه سطحی عبور کرده و به عمق مشکلات و فرصتها برسیم.DMAIC: فرمول پنج مرحلهای برای بهبود فرآیندچارچوب DMAIC یکی از متدهای اصلی در بهبود فرآیندهاست که از پنج گام تشکیل شده:Define (تعریف): مشخص کردن مشکل، اهداف، منابع، دامنه و زمانبندی پروژه.Measure (اندازه گیری): جمع آوری داده های مرتبط برای تعیین وضعیت فعلی و پایه گذاری معیارهای موفقیت.Analyze (تحلیل): یافتن ریشه مشکلات و بررسی علل بروز آنها.Improve (بهبود): طراحی و اجرای راه حلهای مؤثر برای حل مشکلات.Control (کنترل): تثبیت تغییرات و نظارت مداوم بر فرآیند جدید برای جلوگیری از بازگشت به وضعیت قبلی.PDCA: چرخه ای برای آزمایش و بهینه سازیمدل PDCA (برنامه ریزی، اجرا، بررسی، اقدام) نیز چارچوبی مؤثر برای اجرای بهبودهای مستمر است. چهار مرحله این مدل عبارتند از:Plan (برنامه ریزی): شناسایی مسئله و تدوین راه حل های پیشنهادی.Do (اجرا): پیاده سازی یک راه حل منتخب.Check (بررسی): مقایسه نتایج با اهداف و تحلیل اثربخشی اقدام انجامشده.Act (اقدام): تثبیت راه حل موفق و اعمال اصلاحات نهایی برای بهبود بیشتر.فرض کنید در انبار یک شرکت، گونه ای از محصولات به فروش نمیرسد. پس از تحلیل داده ها، تصمیم گرفته میشود که جای نمایش محصول در وبسایت تغییر کند تا در دیدرس مشتری قرار گیرد. اگر فروش افزایش یابد، می توان نتیجه گرفت که راه حل مؤثر بوده و لازم است این رویه در مدیریت آینده موجودی نیز لحاظ شود.جمع بندیچه در محیط سازمانی و چه در مدیریت فردی، استفاده از چارچوب های ساختاریافته مانند DMAIC و PDCA به شما کمک میکند تا:مشکلات را به درستی شناسایی کنیدراه حلهای دقیقتری بیابیدفرایندها را به صورت پایدار بهبود دهیدمنبع این مقاله اینجاست.</description>
                <category>Alireza Karami</category>
                <author>Alireza Karami</author>
                <pubDate>Sat, 31 May 2025 09:45:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انتخاب روش درست برای نظارت بر پیشرفت پروژه</title>
                <link>https://virgool.io/product-management/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D8%B1-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D8%B1%D9%81%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%88%DA%98%D9%87-wvyqzgqao0uj</link>
                <description>نظارت بر پیشرفت پروژه یا به اصطلاح Tracking Project Process یکی از وظایف مهم مدیر محصول بوده و بدین منظور میتوان از روشهای متنوعی استفاده کرد، اما اینکه کدام روش برای چه مدل پروژهای مناسبه نیازمند داشتن دانش ابتدایی در رابطه با هرکدام است. توی این مقاله قصد دارم مدلهای معروف رو بررسی کنم تا با اطمینان بیشری بتونید روش مناسب برای پروژه خودتون رو انتخاب کنید.Gantt Chartsگانت چارت یکی از محبوبترین روشهای ترکینگه که قابل استفاده برای هر نوع پروژهای هست. گانت چارتها عملا در دل محصول زندگی میکنن و در طی فرآیند تولید محصول مدام بروز میشن.گانت چارتها برای این موارد میتونن مفید واقع بشن :کمک به تیم برای اینکه روی برنامه زمانی خودش بمونهپروژههایی که تسکها، Milestoneها و وابستگیهای زیادی دارنپروژههایی با تیمهای بزرگ، چراکه مالکیتها و مسئولیتها به وضوح به صورت بصری قابل مشاهده هستندنرم افزارهای مدیریت پروژه متنوعی برای اینکار هست ولی پیشنهاد من به شما Monday.com و Asana هست که با توجه به امکانات موردنیاز و هزینه میتونید یکی رو انتخاب کنید. البته گوگل شیت هم ابزار مناسبی برای ایجاد گانت چارته و هزینهای هم نداره بنابراین اگه تصمیم گرفتید با اکسل و یا گوگل شیت گانت چارت خودتون رو بسازید من این دوتا قالب رو بتون پیشنهاد میکنم که خیلی جامع و کاربردی هستن. Google Sheets , Microsoft ExcelRoadmapsنقشه راه محصول یکی دیگه از روشهای مرسوم ترکینگه. درست مثل گانت چارت، نقشه راه، پیشرفت افراد و همچنین پروژه به سمت مایلاستونهارو دنبال میکنه، هرچندکه نقشه راه گزینه مناسب تری برای نظارت بر مایلاستونهای بزرگ در پروژه هست.نقشه راه برای موارد زیر مناسبه :نظارت سطح بالا روی مایلاستونهای بزرگ. نقشههای راه، محصول رو به صورت یک کل ترسیم میکنن و تصویری کلی از نکات کلیدی ارائه میدن.وقتی میخوایم به تیم و سهامداران کلیدی نشون بدیم که چطور یک محصول باید در طول زمان تکامل پیدا کنهبرای ساخت نقشه راه میتونید تو این وبسایت تمرین کنید و یا از این قالب استفاده کنید. همچنین بتون پیشنهاد میکنم این مطلب رو که قبلا نوشتم مطالعه کنید.Burndown chartsاین نوع نمودار اصولا توسط تیمهای اجایلی که از متودولوژی اسکرام استفاده میکنن بکار گرفته میشه و با نمایش میزان کار باقی مونده و مدت زمان باقی مونده برای تکمیل پروژه، سرعت تیم شمارو نشون میده.نمودار برندان (Burndown Chart) عمدتاً برای آگاه نگه داشتن تیم پروژه از تاریخهای هدفگذاری شده برای تکمیل پروژه و هشدار دادن به اونها در صورت بروز افزایش محدوده (Scope Creep) استفاده میشه. این نمودار باید بهگونهای نمایش داده بشه که همه بتونن اونو ببینن و بهطور منظم بروزرسانی بشه تا مؤثر باشه.نمودارهای برندان برای موارد زیر مفیدن:پروژههایی که نیاز به بررسی دقیق وظایف دارنپروژههایی که تمام کردن بهموقع اونها اولویت بالایی دارهنمودار برندان به شما بهعنوان مدیر محصول کمک میکنه تا بفهمید تیمتون چطور کار میکنه و چه عواملی بر توانایی اونها در تکمیل وظایف بهموقع تأثیر میگذاره. بهاین ترتیب، میتونید مسائل رو بلافاصله برطرف کنید، پیش از اونکه به مشکلات بزرگی تبدیل بشن. همچنین این نمودارها به شما کمک میکنه تا برای پروژه بعدی بهتر برنامهریزی کنید و نواحی مشکلساز بالقوه رو شناسایی کنید.برای تمرین بیشتر میتونید از این قالب استفاده کنید و نمودار ترسیم کنید.اگه تجربه استفاده از هرکدوم از موارد بالا رو دارید خوشحال میشم بام درمیون بذارید.منبع مطلب اینجاست.</description>
                <category>Alireza Karami</category>
                <author>Alireza Karami</author>
                <pubDate>Sat, 18 Jan 2025 12:31:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تعیین بودجه محصول</title>
                <link>https://virgool.io/product-management/%D8%AA%D8%B9%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D8%AC%D9%87-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-vcc3dkub2wt0</link>
                <description>تعیین بودجه برای محصول و یا فیچری که قراره به اون اضافه کنیم از وظایف اصلی مدیر محصوله و جزو یکی از بخش های اصلی Triple Constraint Model هست که شامل Time, Scope, Cost میشه (توی یه مطلب جداگونه مفصل راجع به این مبحث صحبت می کنیم)بودجه پروژه در واقع منابع مالی هست که برای رسیدن به اهداف پروژه نیاز هستند و در فاز معرفی و برنامه ریزی پروژه باید تعریف بشه. به عنوان مدیر محصول باید بودجه محصول رو به صورت مداوم در طول چرخه حیات محصول(PLC) بررسی کنید و بدونید که چیزی فراتر از هزینه های آشکار هست. وقتی بودجه تعریف میشه شما در برابر مواردی چون تشخیص نیازهای ذینفعان، بودجه هزینه های غافلگیر کننده، حفظ سازگاری، بررسی و پیشبینی مداوم در کل پروژه مسئولید.برای اینکه بهتر این مورد رو درک کنید در زیر چند نمونه از best practice هارو باهم مرور میکنیم :ارجاع به داده های قبلیممکنه پروژه شما شبیه به یکی از پروژه های قبلی باشه که توسعه دادید، برای همین مهمه که بررسی کنید چطور بودجه رو مدیریت کردید.جاهایی که به خوبی بودجه رو مدیریت کردید پیدا کنید و از اشتباهاتتون درس بگیرید.مشورت گرفتناز تیمتون، مدیرتون و یا سایر منتور ها در این رابطه مشورت بگیرید. همیشه از تیمتون بخواید که کار شمارو بازبینی کنن و اگه نکته ای به ذهنشون میرسه بتون منتقل کنن.تعیین بازه زمانیبرای بودجه خودتون بازه زمانی مشخص کنید. این کار به شما کمک میکنه تا هزینه هایی رو که برنامه ریزی کردید با هزینه های واقعی که در طول فازهای مختلف پروژه داره انجام میشه مقایسه کنید و در صورت نیاز تغییرات بودجه رو مدیریت کنید.بررسی مکررمطمئن بشید که بودجه شما دقیق و خالی از هرگونه نقصی هست. بودجه شما به احتمال زیاد به تایید سایر بخش ها مثل امور مالی و مدیران ارشد نیازمنده، بنابراین تمام تلاشتون رو بکنید که تا حد امکان درک اون ساده و محاسباتی که انجام دادید صحیح باشه.هزینه ها از انواع مختلفی تشکیل شدن برای همین باید همه جوانب رو درنظر بگیرید. به این منظور ما اونهارو به دو دسته هزینه‌های مستقیم و هزینه‌های غیر مستقیم تقسیم می کنیم تا مطمئن بشیم همه نیازمندی های سازمان و مشتری هامون رو در نظر گرفتیم.هزینه های مستقیم : هزینه هایی که برای تکمیل پروژه ضروری هستند.دستمزد و حقوق کارکنان و پیمانکارانهزینه مواد اولیههزینه تجهیزاتنرم افزارها و لایسنس هایی که نیازه تهیه بشههزینه‌های حمل و نقل و یا سفرهای مربوط به پروژهآموزش کارکنانهزینه های غیر مستقیم : این دسته از هزینه ها به طور مستقیم در تکمیل پروژه تاثیری ندارن اما برای اینکه تیم بتونه کارش رو به درستی انجام بده ضروریه. از این هزینه‌ها به عنوان هزینه های سربار هم یاد میشه.هزینه های اداریخدمات رفاهی مثل آب، برق، گاز، تلفنبیمهتجهیزات اداریتامین امنیتبودجه ای که در ابتدای پروژه تعیین میشه در واقع برآوردی از هزینه هاست که با اون پروژه را شروع میکنید و وقتی تاییدیه های لازم رو میگیره باید اون رو منتشر کنید و ازش به عنوان قیاسی برای میزان پیشرفت واقعی استفاده کنید. این به شما بینشی میده تا بفهمید بودجه شما کِی و چطور داره اختصاص داده میشه. خیلی مهمه که بودجه خودتون رو به صورت مداوم مانیتور کنید تا درصورت اعمال تغییرات ضروری آماده باشید. دقت کنید که اگه تغییری در بودجه انجام بشه احتمالا نیازه مجدد تاییدیه هارو بگیرید و شاخص های خودتون رو بروز کنید، مخصوصا اگه تغییرات زیاد باشه مثل وقتی که تغییر چشمگیری در Scope پروژه دارید.باید تمام ریسک های احتمالی برای پروژه را بررسی کنید و در صورت نیاز بخشی رو به عنوان بودجه روز مبادا در نظر بگیرید. این بخش ضروریه چراکه مواجه شدن با هزینه های جدیدی که انتظار اون رو نداشتید، در طول پروژه امری عادیه. همچنین هزینه کیفت رو هم باید در نظر بگیرید. این هزینه به تمام هزینه هایی که برای تحویل یک محصول با کیفیت متحمل میشید اشاره داره برای نمونه طراحی مجدد محصول به دلیل نقصی که داشته و میتونه شامل بازپرداخت وجه به مشتری، زمان و هزینه مورد نیاز برای ساخت یک محصول جدید و سایر هزینه های احتمالی که مشتری رو تحت تاثیر قرار میده باشه.در انتها براتون یکسری اصطلاح مرتبط رو میارم تا اگه خواستید بیشتر راجع به اون مطالعه کنید.الف. Projetc Budjet : برآوردی از منابع پولی مورد نیاز برای دستیابی به اهداف پروژه.ب. Milestone : نقطه ای مهم در زمانبندی پروژه که نشون دهنده پیشرفت هست و معمولا بیانگر تکمیل و یا تحویل یک فاز پروژه هست.ج. Forecast : پیشبینی در یک دوره زمانی به شما کمک میکنه تا هزینه ها را به درستی برای یک دوره خاص محاسبه کنید.د. Resource cost rates : به هزینه منابعی مانند نیروی کار، ابزار و تجهیزات، مواد اولیه و نرم‌افزار ها و... اشاره داره و باید تعیین کنید هزینه هریک از این منابع برای شرکت چقدره.ه. Reserve analysis : روشی برای بررسی منابع مالی باقی مانده که ارتباط نزدیکی با Contingency budget داره. و. Contingency budget : بودجه ای که برای پوشش رویدادهای غیرقابل پیشبینی که در برآورد هزینه لحاظ نشده در نظر گرفته میشه.(همون بودجه روز مبادا)ز. Cost of quality : هزینه هایی که برای جلوگیری از نواقص مربوط به محصولات، فرآیند ها و وظایف متحمل میشید مانند :Prevention costsAppraisal costsInternal failure costsExternal failure costsمنبع مطلب اینجاست.</description>
                <category>Alireza Karami</category>
                <author>Alireza Karami</author>
                <pubDate>Sat, 22 Apr 2023 14:15:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان یک ایده که آمد، رشد کرد و رفت، ولی اثری ماندگار در بازار بجا گذاشت</title>
                <link>https://virgool.io/product-management/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D9%87-%D8%A2%D9%85%D8%AF-%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D9%88-%D8%B1%D9%81%D8%AA-%D9%88%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D8%AB%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B4%D8%AA-i8huj223elmy</link>
                <description>توی این پست تصمیم دارم براتون از یه ایده بگم که منجر به یه استارتاپ شد، رشد کرد و در نهایت افول کرد ولی تاثیر خودش رو در بازار دست سازه های هنری ایران گذاشت و البته سعی دارم در جای جای اون از دید مدیریت محصول بش نگاه کرده و بررسیش کنم.اگه دوست دارید کسب و کار خودتون رو راه اندازی کنید و یا راه اندازی کرده و اول مسیر هستید این مقاله قطعا نکات ارزشمندی براتون داره.حوالی سال 92 بود و مدتی می گذشت که برنامه نویسی اندروید رو شروع کرده بودم و چنتایی اپ هم نوشته  بودم اما پس ذهنم میگفتم علیرضا هنوز چیزی نساختی که با اون تورو بشناسن. یکی از اپ هایی که اون زمان برام الهام بخش و جذاب بود دیوار بود و پیش خودم میگفتم باید یه چیزی این مدلی بنویسم که مردم رو درگیر خودش بکنه.چند سالی بود که یه سازمان مردم نهاد تو حوزه فناوری اطلاعات با دوستام ثبت کرده بودم و به واسطه اون شهرداری فضای نسبتا بزرگی در یکی از فرهنگسرا هاش در اختیارمون گذاشته بود و تقریبا یه چیزی مثل فضای کار اشتراکی که این روزا خیلی مد شده برای خودمون سرپا کرده بودیم و هر هفته دور هم جمع میشدیم و تازه های دنیای تکنولوژی رو بررسی و ایده پردازی می کردیم. اگه خاطرتون باشه اون سال ها هم تب برگزاری رویدادهای استارتاپی مثل استارتاپ ویکند و... داغ بود و اکثر کسایی که توی تِک میشناختم دنبال راه اندازی یک استارتاپ بودن، خود منم از این امر مستثنی نبودم و توی هر مکانی پا میذاشتم به چشم خریدار و از این منظر بش نگاه می کردم که چطور میتونم یه ایده خفن از توش در بیارم.از اونجاییکه علاقه زیادی به هنر و دست سازه های هنری داشتم زیاد به میدون نقش جهان و رویدادهای مرتبط سر می زدم. یکی از این رویدادها که مدتی بود راه افتاده بود و خوبم ازش استقبال می شد بازآرت بود که توی اون افراد میومدن یه میز اجاره میکردن و محصولاتشون رو می فروختن.یه روز که توی یکی از این رویدادهای بازآرت قدم میزدیم این ایده به ذهنمون اومد که چه باحال میشه یه اپ موبایل بزنیم که این محصولات رنگ و وارنگ هنری توش باشه و افراد بتونن اونجا کاراشون رو به نمایش بذارن و یه چیزی عین همین بازار رو در بستر موبایل شبیه سازی کنیم.بینگو!!! ایده اصلی که دنبالش بودم رو پیدا کردیمولی خب ایده خام بود و نیاز به بررسی بیشتر داشت. تازه هم با بوم مدل کسب و کار آشنا شده بودیم و یاد گرفته بودیم که باید ایده رو اعتبار سنجی کنیم. روزا و هفته های بعدی با هیجان به این ایده فکر می کردیم و توی جلساتی هم که داشتیم طوفان فکری راه می نداختیم که ببینیم چه کارایی برای عملی کردنش بکنیم. مثلا یکی از کارای جالبی که می کردیم این بود که مدت ها زمان میذاشتیم تا اسامی و عناوین جذاب برای بخش های مختلف اون پیدا کنیم، برای نمونه کلمات غرفه و هنرمند (کار داریم باشون :) ) از اینجا پیدا شدند.خلاصه، ایده نهایی که بش رسیدیم این بود که یه اپ موبایل به اسم بازآرت می سازیم و توش به هر دست فروش یه غرفه میدیم تا نمونه محصولاتی که قراره توی رویداد بعدی بازآرت بفروشه رو ثبت کنه. اینطوری مردم از قبل میتونستن محصولات رو ببینن و روز برگزاری برن و مستقیم از فروشنده خریداری کنن. ماهم هر ماه از غرفه هایی که قراره توی بازآرت اون ماه شرکت کنن پول میگیریم تا بشون یه غرفه آنلاین بدیم.همه چیز عالی و جذاب به نظر می رسید اما باید اعتبار سنجی می شد. واسه همین یه پرسشنامه آماده کردیم و توی رویداد بعدی رفتیم مستقیبم با تک تک دست فروش ها که حدود 100 تایی بودن صحبت کردیم. تا اونجایی که یادم میاد مضمون سوال ها اینطور بود:غیر از بازآرت کجا محصولات خودتون رو میفروشید؟واسه فروش محصولات با چه چالش هایی روبرو هستید؟تاحالا شده محصولی رو آنلاین بفروشید؟چقدر از فضای مجازی برای معرفی محصولاتتون استفاده میکنید؟و...همونطور که انتظار می رفت خروجی پرسشنامه ها هم نشون دهنده استقبال فروشنده ها از ایده بود. پس استارت کار رو زدیم و حالا باید مشخص میشد چه فیچرهایی رو باید توی MVP بذاریم، واسه همین مجدد شروع به همفکری و برگزاری جلسات طوفان فکری کردیم.قبل از هر چیز شروع به انتخاب درست اسامی کردیم که همون فضای فیزیکی تو اپ هم تداعی بشه واسه همین  اسم صفحه فروشنده رو گذاشتیم غرفه و بجای دست فروش هم اسم غرفه دار رو انتخاب کردیم. از اونجایی که غرفه های موجود در هر رویداد متفاوت بود تصمیم گرفتیم صفحه اول رو به معرفی رویدادها اختصاص بدیم که در بالای اون هم جدیدترین رویداد درج میشد و کاربرها می تونستن وارد رویدادها بشن و لیست غرفه هایی که توی اون رویداد حضور دارن رو ببینن، اینطوری اگه توی رویداد قبلی با یه غرفه آشنا شده بودن و اطلاعات تماس ازش نگرفته بودن میتونستن اون رو پیدا کنن. وارد هر غرفه هم که میشدیم معرفی اون و اطلاعات تماس غرفه دار و گالری تصاویرش بود که شامل عکس محصولاتش میشد و درواقع یه کاتالوگ آنلاین در اختیار هر غرفه دار می ذاشتیم. حسن اینکار این بود که کاربر میتونست لیست محصولات غرفه دار رو ببینه و انتخاب کنه و روز رویداد اون رو حضوری بخره.پس Customer Journey اصلی ما اینطوری بود که کاربر میاد توی اپ و در صفحه اول از بین رویدادها یکی رو انتخاب می کنه و لیست غرفه های داخل اون رو میبینه و غرفه مورد نظر رو انتخاب کرده و اطلاعات تماس و لیست محصولاتش رو میبینهیسری عکاس رسمی بودن که توی رویداد از بخش های مختلف و آدم ها عکس میگرفتن برای همین یه بخش دیگه هم به عنوان گالری تصاویر اضافه کردیم که عکس های جذاب روز برگزاری رویداد رو داخلش میذاشتیم اینطوری شرکت کننده ها هم با دیدن عکس خودشون توی اون بخش احساس صمیمیت بیشتری با برنامه میکردن و این باعث میشد بعد از رویداد هم به اپ سر بزنن تا عکس های خودشون رو توی اون ببینن و به اشتراک بذارن.یه بخشی هم برای ثبتنام گذاشتیم تا اطلاعات تماس کاربرهارو داشته باشیم. برای پیچیدگی کمتر غرفه هارو خودمون دستی ثبت می کردیم و دسترسی میدادیم تا غرفه دار محصولاتش رو داخلش ثبت کنه اینطوری از اون غرفه دارهایی که قرار بود توی رویداد بعدی باشن میتونستیم در ازای انتشار غرفشون ماه به ماه پول بگیریم.آخرین بخش هم مربوط به اخبار بود که از طریق اون میتونستیم اطلاع رسانی کنیم.بدین ترتیب فیچرهای MVP مشخص شد و وقتش رسیده بود استارت کار رو بزنیم ولی پول زیادی برای جذب نیروی فنی نداشتیم از طرف دیگه هم تنها فرد فنی تیم خودم بودم و باید چنتا کار رو باهم می کردم. تاحالا backend کار نکرده بودم و خب این یه اپ آنلاین بود واسه همین چند روزی زمان گذاشتم و یه چنتا منبع خوب پیدا کردم و در نهایت تونستم با PHP سرویس های مورد نیاز رو طراحی کنم.طراحی UIهم با خودم بود و چون از زمان دبیرستان کار با فتوشاپ رو شروع کرده بودم خوشبختانه دستم باز بود ولی یه وسواسی گریبان گیرم بود و اون وسواس زیبایی بود :) . همیشه زمان زیادی روی طراحی میذاشتم و عقیدم این بود که باید کار زیبا و با کیفیت تحویل کاربر بدی که از کار با اون لذت ببره مگه ما چیمون از خارجیا کمتره! واسه همین میرفتم اپ های مختلف رو بررسی می کردم و ازشون الهام می گرفتم جالبه بدونید مدل تایم لاین توی طراحی صفحه اول رو هم از یه اپ خارجی که کارش معرفی پروازها بود الگو گرفتم.خلاصه یک ماهی صبح تا شب کد زدم تا نسخه اولیه آماده بشه و بتونیم توی رویداد بعدی از اون پرده برداری کنیم. قبلا هم اشاره کرده بودم این اولین اپی بود که قرار بود به صورت آنلاین بزنم و پیچیدگی های خاص خودش رو داشت و موقع طراحی هم روی لوکال خودم تست می زدم و همه چیز عالی بود. رسیدیم به روز رویداد و با کلی هیجان و ذوق و شوق من سریع یه هاست خریدم و کدهارو آپلود کردم روش و اپ رو آوردم بالا و چون خودم مسافرت بودم اپ رو فرستادم واسه بچه ها که برن نسخه اولیه رو برای غرفه دارها پرزنت کنن تا نقاط قوت و ضعفش رو بفهمیم. و اما چشمتون روز بد نبینه اولین چالش اینجا خودنمایی کرد و اون این بود که اپ به زور بالا میومد و هر صفحه رو که می خواستیم باز کنیم 15الی 20 ثانیه طول می کشید. آخه چرااا :) ؟؟خلاصه به هر مصیبتی بود اونروز بچه ها کار رو پرزنت کردن و بازخورد خیلی خوبی هم از غرفه دارها گرفتن. منم شروع به تحقیق کردم تا بفهمم علت چیه. و در نهایت فهمیدم چه کد شِتی نوشته بودم و هیچکدوم از اصول Async و Pagination و کش کردن اطلاعات رو توش رعایت نکرده بودم. ولی خب هدف از MVP هم همین بود، تاکید بر یادگیری از طریق توسعه محصول. اینجا بود که برای اولین بار داشتم به صورت عملی با مفاهیمی که به صورت تئوری تو حوزه کسب و کار یاد گرفته بودم دست و پنجه نرم می کردمحدودا دوماهی طول کشید تا تونستم نسخه بتا رو آماده کنم، طوری که مشکلات قبلی رو نداشته باشه و قابل انتشار برای عموم باشه. خب تا اینجای کار ما یه ایده خوب پیدا کده بودیم، به کمک پرسشنامه فرضیه هایی که توی ذهنمون بود رو اعتبار سنجی کرده بودیم و متناسب با اون فیچرهای اصلی رو مشخص کرده و MVP محصول رو هم ساخته بودیم. وقتش رسیده بود که لانچش کنیم و در عمل ببینیم جواب میده یا نه.یکی از نکات مهمی که در بحث مدیریت محصول مطرحه اینه که در تمام مراحل چرخه حیات محصول باید اون رو زیر نظر بگیریم و در فاز معرفی محصول تیم باید کاملا هوشیار باشه چراکه اغلب مسیر کوتاهی برای تشخیص اینکه آیا محصول به درستی عمل نمی کنه و یا اینکه کلا باید کنار گذاشته بشه وجود داره. توی نسخه آلفا مشکل ما این بود که محصول به درستی عمل نمی کرد و حالا که اون نواقص رفع شده بود وقت اون رسیده بود که ببینیم آیا واقعا داریم نیازی رو رفع می کنیم و میتونیم از طریق اون پول در بیاریم یا نه!مدل درآمدی که بش رسیدیم این بود که هر ماه از غرفه دارهایی که توی اون رویداد هستن پول میگیریم و طی مذاکرات اولیه هم به این توافق رسیده بودیم که شرط کرایه غرفه توی بازآرت این باشه که غرفه دار حتما توی اپ   حضور داشته باشه و مبلغی هم بابتش پرداخت کنه. ولی وقتی اپ منتشر شد زدن زیر توافق اولیه و گفتن ما نمیتونیم غرفه دارهارو مجبور کنیم و خودتون باید اونارو قانع کنید تا توی اپ حضور داشته باشن و و ازشون پول بگیرید ماهم قدرت چونه زنی چندانی نداشتیم و پذیرفتیم.چندماهی گذشت و اوضاع اون طوری که فکر می کردیم پیش نرفت و پول زیادی هم کاسب نشدیم وقتش رسیده بود که یا بیخیال کار بشیم و یا pivot کنیم. اما چطوری؟!!توی یکی از همین روزا که توی میدون نقش جهان قدم می زدیم و از دیدن مغازه های صنایع دستی لذت می بردیم این فکر به ذهنمون زد که چرا نیایم این بستر رو برای همه راه اندازی کنیم و چرا خودمون رو محدود کردیم به یه رویداد!!اینجا بود که جرقه اصلی زده شد و دوباره موتور محرکه مغزمون به کار افتاد و شروع به ایده پردازی کردیم. این وسط باید اسممون رو هم تغییر میدادیم طوری که هم از کانال تبلیغی بازآرت بهره ببریم و هم مستقل باشیم. در یکی از همین لحظات عرفانی پرده از مقابل چشمام کنار رفت و اسم بازآرتچه با پرتوهای طلایی مقابل چشام ظاهر شد، در حالی که تو پس زمینه ذهنم این آهنگ سندی پخش میشد : اونجا تو تنگ کوچه پشت در بازآرتچه، عروسکی نشسته پشت درای بسته :)) . ایول عجب اسم نابی بود ترکیبی از بازارچه و Art (هنر) و معنی بازارچه هنری رو تداعی می کرد. چی بهتر از این!خب حالا باید تحقیقات بازار رو شروع می کردیم و میدیدیم آیا نمونه مشابهش وجود داره یا نه و کسی تاحالا سروقتش رفته! شروع به کنکاش فروشگاه های آنلاین داخلی کردیم ولی نمونه مشابه وجود نداشت. این وسط دوتا اپ دیوار و بازار خیلی برام الهام بخش شدن و به چیزی که توی ذهنم بود نزدیک بودن. خب توی بازار یسری برنامه نویس هستن که میان برنامه هاشون رو منتشر میکنن و از فروشش پول در میارن. توی دیوار هم، همه مردم میتونن بیان آگهی فروش بزنن اگه این دوتارو باهم ترکیب کنم چی میشه؟؟ اینجوری شد که ایده اصلی شکل گرفت. ما یه بستر برای هنرمندا فراهم می کنیم که بیان توی اون محصولات هنری خودشون رو به نمایش بذارن و بستر فروش آنلاین اون رو هم فراهم می کنیم و در نهایت از پورسانت فروش کسب درآمد می کنیم.آرمان اصلیمون هم اتصال مستقیم تولید کننده به مصرف کننده نهایی با حذف واسطه گری بود تا سهم بیشتری نصیب تولید کننده بشه و مصرف کننده هم محصول رو با هزینه نهایی تمام شده کمتری بخره.حالا باید فیچرهای اون رو مشخص می کردیم و نسخه اولیه رو توسعه می دادیم. اول اومدیم کلا مفهوم هنر و محصولات هنری رو بررسی کردیم و اینکه چه شاخه هایی داره و چطور میتونیم توی Big Picture همش رو پوشش بدیم. و البته پاسخ به این سوال که جامعه هدفمون کیا هستن هم مهم بود.هنرمندایی که مغازه ندارن و توی خونه کار میکنن و به دنبال فروش محصولاتشون هستنهنرمندایی که مغازه دارن اما میخوان بازار فروششون رو توسعه بدنرویدادهای هنری که دوسدارن بیشتر دیده بشنکسایی که محصولات هنری دوسدارن و کلا هنرمندا و هنردوست هاکسایی که دنبال خرید هدیه هستن و...با این اوصاف ما چند نوع کاربر داشتیم: کاربر عادی، فروشنده محصولات هنری و برگزارکننده رویدادهای هنری که متناسب با پرسونای هریک باید اپ رو طراحی می کردیم. پس باید مواردی چون ثبتنام و لاگین، سطح دسترسی های مختلف، غرفه هنرمند، صفحه محصولات، صفحه رویداد و... رو در نظر می گرفتیم.نزدیک به 6ماه به طور متوسط روزانه بین 10 تا 14 ساعت کد زدم تا نسخه اولیه بازآرتچه منتشر شد و در این حین هم شبکه های اجتماعی اون رو راه اندازی کردیم تا با روش Audience Building پذیرندگان آغازین خودمون رو جذب کنیم.توی این مدت کلی از دیوار الهام گرفتم :) . برای بخش قوانین هیچ ایده ای نداشتیم واسه همین قوانین رو از دیوار کپی کردیم و متناسب با کارمون یسری تغییرات توش دادیم. قسمت لاگین و ثبت آگهی هم خوب بود و میتونستیم واسه بخش محصولات و رویدادها ازش استفاده کنیم مخصوصا روند انتشار آگهی ها که در حال بررسی، منتشر شده و حذف شده بود خیلی به کارمون اومد. یه فیچر دیگه که خیلی خوب بود زمان ثبت آگهی بود و مدل لیست وار نشون دادن آگهی ها که همین باعث میشد تعامل غرفه دارها با اپ بیشتر بشه و برای اینکه محصولشون بیشتر دیده بشه به صورت مداوم بیان و محصولاتشون رو ثبت کنن. اون شیوه نردبان هم که نگم براتون :) .خلاصه لحظه انتشار رسید و اپ رو منتشر کردیم و از اونجایی که چندوقت بود براش برنامه ریزی می کردیم یه کمپین راه انداخته بودیم و همین باعث شد استقبال هنرمندا از اپ خیلی خوب باشه و توی یک هفته نزدیک 100 تا غرفه توی اپ ثبت و منتشر شد. بخش رویدادها هم مورد استقبال قرار گرفته بود. تقریبا همزمان با انتشار بازآرتچه، تیوال هم شروع به کار کرد و یکی از رقبای ما تو حوزه رویدادهای هنری می شد.چون محصول ما داخل ایران novel (محصولی که اولین در رده خودش هست) به حساب میومد و برای اولین بار بود که یه مارکت پلیس برای خرید و فروش محصولات دست ساز هنری در بستر موبایل پیاده سازی شده بود مساله اصلی که باش روبرو بودیم بازار سازی بود چراکه باید ارزش محصول رو به کاربرها نشون میدادیم. در نتیجه تمرکز اصلی بر ایجاد آگاهی و اطلاع رسانی و معرفی مزایای محصول بود. از اونجایی که هنرمندا خیلی خوب استقبال کردن سعی کردیم اونها رو سکوی تبلیغاتی خودمون برای جذب کاربر کنیم برای همین هر هنرمند پس از ساخت غرفه توی بازآرتچه باید مارو داخل پیجش معرفی می کرد اینطوری میتونست مخاطب های خودش رو برای دانلود اپ دعوت کنه. یه کار باحال دیگه که کردیم و خیلی هم صدا کرد و برامون خوب شد مصاحبه با هنرمندها به صورت بیوگرافی طور بود. به این شیوه که توضیح بدن کارشون رو از کجا شروع کردن و چه سختی های پیش رو داشتن و … . این کار باعث شد محبوبیتمون بیشتر بشه و هنرمندهای بزرگ هم جذب بازآرتچه بشن و غرفه خودشون رو بسازن.یه روز از همین روزا کافه بازار بامون تماس گرفت و گفت که میخواد مارو توی تازه های برگزیده بذاره و کلی هیجان زده شدیم چون نزدیک به 15 روز صفحه اول بازار بودیم و میتونستیم دانلود زیادی بگیریم.و اینجا بود که با دومین چالش فنی روبرو شدیم. اپ رفت روی صفحه اول بازار و انقدر دانلود گرفت که سرور خوابید :)مارو بگو سنگ روی یخ شدیم. از طرفی کلی تبلیغ کرده بودیم که رفتیم صفحه اول بازار، از طرفی هم هرچی کاربرها اپ رو دانلود میکردن فقط لودینگ میدیدن. باید سریع مدیریت بحران می کردیم. سریع اول توضیحات توی صفحه دانلود اپ در بازار نوشتیم به یه اختلال جزیی خوردیم و به زودی رفع میشه، منم تحقیق کردم ببینم بهترین سرور چیه دیدم بازار اومده افرانت گرفته با اینکه خیلی گرون بود به ناچار سرور رو گرفتم و انتقال دادیم اونور و تا DNS ها اومد ست بشه تقریبا یه روز از دست رفت ولی به استرس و هیجانش میرزید چون کلی یوزر گرفتیم :)بعد از یه مدت دیدیم هنرمندهایی که iPhone دارن و مجبورن با گوشی اندرویدی غرفه هاشون رو بسازن رو به افزایش هستند برای همین سایتمون رو راه اندازی کردیم تا راحت تر در دسترس باشه.خلاصه با همین فرمون رفتیم جلو و رشد خوبی رو هم شاهد بودیم و رفته رفته وقتی مشخص شد بازار معتبری توی این حوزه وجود داره سر و کله رقبا پیدا شد که ازجمله اونا میتونم به پروانه آرت و آرت زی و هنری دات کام اشاره کنم که یا مستقیم یا غیر مستقیم رقیب ما محسوب میشدن.توی این مدت بخش رویدادهای هنری با این که خوب شروع شد اما هم مسیر با هدفی که انتخاب کردیم نبود و انرژی زیادی هم ازمون می گرفت برای همین از اپ برش داشتیم اما تصمیم گرفتیم زیرساختش رو برای برگزاری رویدادهای هنری تکمیل کنیم. تا قبل از اون از ایوند برای ثبتنام رویدادهای هنری استفاده می کردیم و بخش فروش بلیت رو به صورت Embed میذاشتیم و چون رفاقت نزدیکی با حمیدرضا احمدی داشتم و اون زمان جزو مشتری های پرفروشش بودیم هر مشکلی بود رو مستقیم بش منتقل می کردیم. اما از یه جایی به بعد دیگه بستر ایوند مناسب کارمون نبود و اومدیم یه سیستم فروش غرفه مبتنی بر مکان اون روی نقشه راه اندازی کردیم. فروش بلیت رو هم توی سایت خودمون گذاشتیم اینطوری نیاز نبود پورسانت اضافه به ایوند پرداخت کنیم :) . با اینکه این زیرساخت رو توسعه دادیم ولی فقط برای بازآرت و سایر زیر مجموعه ها و شعبش نگه داشتیم چون فروشش برای نگهداری این برنچ از پروژه کافی بود و دردسر نگهداری هم نداشت.بعد از گذشت مدتی یه روز یکی از بچه ها وارد دفتر شد و گفت این اپ رو دیدین! عین کاره مارو کرده. چی؟ کی؟ کجا؟! بله همون لحظه بود که با Etsy آشنا شدیم و فهمیدیم مرکز عالم ما نیستیم و خیلی قبل تر یکی این ایده رو زده، چقدر خفن هم زده ولی طبق معمول ایران تحریم بود. البته باز ما اولین نمونه داخلی بودیم و از سایر رقبا هم جلو بودیم. دیگه از اون روز نشستیم کامل زیر و روش کردیم و کلی الهام ازش گرفتیم و به قول معروف بومی سازیشون کردیم و توی نسخه بعدی اپ و سایت اونهارو پیاده کردیم.یکی از چیزایی که اون زمان خیلی صحبت راجع بهش میشد اما زیاد جدی گرفته نمیشد بحث داده ها بود. ما نشستیم یه سیستم کامل برای ردیابی رفتار کاربر طراحی کردیم و شروع به جمع آوری داده ها کردیم (البته سیاستش کاملا روشن بود و توی قوانین و شرایط استفاده هم ذکر شده بود) و یه داشبورد ساده هم براش نوشتیم که آنلاین بتونیم کار رو رصد کنیم، بدین ترتیب ما میتونستیم در تمام مراحل از برگزاری کمپین گرفته تا اضافه کردن یه فیچر تصمیم گیری مبتنی بر داده یا همون Data Driven Decision Making داشته باشیم.یکی از موارد دیگه ای که اینبار از کافه بازار الگو گرفتیم فیچر کلکسیون بود. توی بازار می دیدم که همیشه بنا به موضوعات مختلف میاد یسری اپ رو باهم دسته بندی و پروموت میکنه و خب ماهم میتونستیم اینکار رو بکنیم ولی نیاز به یه اسم زیبا داشت. از اونجایی که محصولات هنری عرضه می کردیم کلکسیون اسم با مسمایی براش بود و اینطور شد که این بخش رو توسعه دادیم و خیلی توی برگزاری کمپین های مختلف کمکمون کرد و فروش رو بالا برد. اینطوری تا یه مناسبتی نزدیک میشد یه فراخوان به هنرمندا میدادیم که میخوایم فلان کلکسیون رو بزنیم و اونا هم همکاری میکردن و تخفیفات ویژه روی محصولاتشون میذاشتن و یه تجربه برد برد برای همه بود.بعد از گذشت یکسال دیگه بازآرتچه به خوبی شناخته شده بود و از مجلات و روزنامه های مختلف بامون مصاحبه می کردن و توی چندتا رویداد کشوری هم مقام آورده بودیم و تونستیم به واسطه اون توی شهرک علمی تحقیقانی دانشگاه صنعتی اصفهان یه شرکت ثبت کنیم و توی مرکز رشد هنر مستقر بشیم. یادمه توی اولین دوره الکام استارز که شرکت کردیم دوتا استارتاپ دیگه که قبل تر هم اسمشون رو آروردم حضور داشتن و موسس هاشون اومدن گفتن شما چیکار دارید میکنید! هرکاری میکنیم بتون نمیرسیم و خب تمام اینها نتیجه روزها بی خوابی و شناخت درست محصول و بازار و توسعه محصول مطابق با نیاز مردم بود. دیگه اون دغدغه فکری که اوایل داشتم و همیشه میخواستم یه اپی بزنم که به واسطه اون منو بشناسن مرتفع شده بود ولی هنوز اول راه بودیم و چالش های مختلفی پیش رو بود که باید باش دست و پنجه نرم می کردیم. یه روز اینماد گیر میداد، یه روز دیگه فلان قانون که تصویب میکردن مشکل ساز میشد، ولی بدترین اونها افزایش زیاد هزینه پست بود که جلوتر بهش اشاره میکنم.اون زمان هنوز VC ها مثل الان زیاد نشده بودن و یسری سرمایه گذار بودن که در ازای سهامی که میخواستن پول نسبتا کمی می دادن برای همین هیچوقت سراغ سرمایه گذار نرفتیم و تمام هزینه هارو از جیب میدادم و چون یه شرکت تولید نرم افزار زده بودیم از اون طرف کسب درآمد داشتیم و به پروژه تزریق می کردیم. هر چند خود اینکار یکم از تمرکزمون کم میکرد. خب تا اینجای کار از خوبی ها گفتیم و به به و چه چه کردیم. اما چطور شد که اونی که نباید میشد، شد و بازآرتچه وارد فاز افول خودش شد.سال 95 رو میشه کابوس این کسب و کار دونست و چندتا عامل به صورت زنجیره وار دست به دست هم داد تا  ما وارد افول بشیم. من سعی میکنم به همش اشاره کنم چون میدونم قطعا نکات آموزنده ای براتون داره.یکی از مواردی که همیشه می گفتم این بود که بازآرتچه به لحاظ بسترهای موجود یکم از زمان خودش جلوتر بود. مشکل حمل و نقل یکی از مسائل جدی بود که باش دست و پنجه نرم میکردیم. ما مثل دیجی کالا سرمایه و انبار نداشتیم و باید کل زنجیره تامین از ثبت سفارش توسط مشتری، تولید و بسته بندی توسط تولید کننده و ارسال و تحویل به مشتری رو زیر نظر میگرفتیم. تازه بعضی اوقات زمان تحویل، مشتری خونه نبود و محصول مرجوع میشد یا از محصولی که دریافت کرده بود راضی نبود و این دوباره کاری ها بار زیادی به دوش ما میذاشت و خب 4 نفر نیرو از پس این موارد بر نمیومدن. اون زمان اسنپ، تپسی و الوپیک و... نبودن و معتبرترین بستر حمل و نقل پست بود. البته ایران گیت هم شروع به راه اندازی یه زیرساخت شیپینگ کرده بود که در اون یسری انبار مرکزی توی شهر های اصلی در نظر گرفته میشد و خودشون میرفتن محصول رو از مبدا تحویل میگرفتن و به مقصد می رسوندن. این مدل برای ما خیلی خوب بود اما در عمل اونقدری گسترش پیدا نکرد که ارزش آفرین باشه. پست هم به صورت ناگهانی هزینه های خودش رو به شدت بالا برد و ضرر زیادی به زنجیره تامین ما زد. چون محصولاتی که توی بازآرتچه بود یا هزینه پایینی داشت (مثل دستنبند و گردنبند) که در این صورت خود هزینه پست یا با کل مبلغ اون برابری می کرد یا مثلا یک سوم قیمت اون میشد که رقم چشم گیری بود و مردم حاضر نبودن بابتش هزینه کنن، و یا اینکه محصولات وزن بالایی داشتن که باز هم هزینه جابجایی اونا به صرفه نبود. کاری هم از دستمون بر نمیومد ولی خب اگه الان بود به راحتی میشد یه بستر یکپارچه به کمک این شرکت های فعال در حوزه حمل و نقل راه اندازی کرد طوری که کلیه مراحل رو از لحظه ثبت سفارش تا تحویل به مشتری اتوماتیک کنیم.مورد بعدی این بود که ما یک گوشه محدود از بازار رو انتخاب کرده بودیم و یکم دستمون بسته بود چراکه این گوشه از بازار مشتری و جامعه هدف خاص خودش رو داشت و بیشتر افرادی که دنبال خرید هدیه بودن یا میخواستن یه محصول هنری برای دکوراسیون خونشون بگیرن مشتری ما به حساب میومدن، در صورتی که میتونستیم زیرساخت رو توسعه بدیم و بجای تمرکز صرف روی دست سازه های هنری کل محصولات خانگی و کارگاهی و... رو وارد کار کنیم، اینوری میتونستیم نیاز های روزمره مردم رو هم پوشش بدیم.مشکل بعدی عدم توسعه یک زیرساخت حساب داری کامل و نبود مدل های پرداختی منعطف بود. مدل درآمدی ما اینطور بود که پورسانت از فروش بر می داشتیم، در نتیجه فروشنده باید صبر می کرد بعد از گذشت مدتی ما با اون تسویه کنیم و خب این برای کسب و کارهای کوچیک که مواد اولیه محدود تهیه میکنن و منتظر هستن محصولاتی که ساختن به فروش برسه و مجدد برن مواد اولیه بگیرن و تولید کنن سخت و مشکل ساز بود و این امر باز بر میگرده به همون موضوع جلوتر بودن از زمان چراکه هم بانک ها و هم استارتاپ هایی که توی حوزه فین تک الان فعالیت دارن بسترهایی رو فراهم کردن که میشه تسویه در لحظه داشت تا اینطوری هم پورسانت فروش کسر بشه و هم فروشنده سریع به پولش برسه.مورد بعدی نبود سرمایه گذار ریسک پذیر واقعی بود که بتونه در ازای سهامی که بر میداره سرمایه خوبی به پروژه تزریق کنه تا به واسطه اون ماهم بتونیم زیرساخت نرم افزاری خودمون رو تکمیل تر کنیم و حتی مسائل حمل و نقل رو حل کنیم. البته یکی دوتا سرمایه گذار پیدا شدن اما نه پول درست و حسابی می دادن نه درک درستی از سرمایه گذاری ریسک پذیر داشتن و به قول معروف کاسب بودن.و آخرین و مهم ترین عامل از دل تیم اصلی برخاست. یکی از مواردی که الان روش تاکید دارم و به تیم هایی که مشاوره میدم میگم، اینه که از ابتدای کار و به قول معروف از ب بسم الله، تمامی نقش هارو مشخص کنید و مسئولیت افراد رو تعریف کنید و الکی و از روی احساسات سِمَت به افراد تیم ندید و دقیقا مشخص باشه کی، چه ارزشی به تیم اضافه میکنه و متناسب با اون ارزشی که ایجاد میکنه - چه مالی و چه کاری - بهش سهم بدید. اگه ایده اولیه رو یک نفر داده نهایتا 3درصد سهم براش در نظر بگیرید و بخش عمده ای از سهم رو آزاد بذارید تا برای جذب سرمایه و نیروی متخصص ازش استفاده کنید. یکی از بزرگترین اشتباهات در بحث تقسیم سهم توی استارتاپ ها اینه که بیاید و به نسبت مساوی سهم رو بین موسسین تقسیم کنید. این مشکل از اول روی تیم ما سایه افکنده بود اما چون روابط دوستانه ای داشتیم خیلی نگرانش نبودیم، البته یکی از بچه های تیم که منطقی تر بود مدام به من متذکر میشد ولی من جدی نمی گرفتم تا اینکه بنا به یسری مسائل این روابط دوستانه کنار گذاشته شد و دیگه اونجا بود که وزن افراد و ارزشی که به کسب و کار رسونده بودن مساله اصلی بود و چون طی این سال ها قیاسی برای ارزش گذاری روی افراد مشخص نکرده بودیم و فقط یسری سمت برای خودمون تعریف کرده بودیم، ارزش ها در حاله ای از ابهام محو شده بود. بنا به دلایل شخصی با اینکه بازآرتچه رو بچه خودم میدونستم تصمیم گرفتم از تیم جدا بشم و سهامم رو هم به بقیه اعضای تیم واگذار کنم و دیگه نه زیرساخت رو توسعه بدم و نه حمایت مالی از اون داشته باشم و اصل سرمایم رو هم بدون دریافت سود خارج کنم. خود این تصمیم هم یکی از اشتباهاتی بود که بعدا بهش پی بردم و فهمیدم نباید عجولانه تصمیم می گرفتم و میتونستم صبر کنم و بعد از مدتی خیلی جدی و رسمی مسائل رو حل کنیم و کار رو پیش ببریم. خلاصه بعد از جدا شدن من از تیم، مسیر اصلی تیم هم تغییر پیدا کرد و تمرکزشون رفت روی اون جنبه تولید نرم افزاری شرکت و کم کم بازآرتچه رها شد و به خاطره ها پیوست.و اما چه کرد …بی شک بازآرتچه به عنوان اولین مارکت پلیس خرید و فروش دست سازه های هنری در داخل ایران ثابت کرد که یه بازار معتبر در این حوزه وجود داره و مسیر رو برای ورود سایر رقبا هموارتر کرد و هنوز با گذشت بیش از 5 سال میتونید ردپای ادبیات اون رو در سایت هایی که در این زمینه فعالیت می کنن ببینید، کلماتی مثل بازارچه، غرفه، غرفه دار و … گواهی بر این ادعاست و چه چیز زیباتر از اینکه ببینی آرمانی رو که زمانی در سر داشتی و میخواستی بستری فراهم کنی که تولید کننده رو بی واسطه به مصرف کننده متصل کنی هرچند خودت نتونستی به طور کامل عملیش کنی اما دیگران تونستن ادامه بدن و سکان رو به دست گرفتن.</description>
                <category>Alireza Karami</category>
                <author>Alireza Karami</author>
                <pubDate>Tue, 27 Jul 2021 10:47:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه یکی از انواع 18گانه MVP را برای توسعه محصول خود انتخاب کنیم</title>
                <link>https://virgool.io/product-management/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B9-18%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-mvp-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-kxuiqrjqkhmx</link>
                <description>اگر تجربه کار در شرکت های نرم افزاری را داشته و یا علاقه مند به حوزه استارتاپ ها باشید قطعا تا به حال کلمه MVP به گوشتان خورده است با این حال شاید فقط تعداد محدودی از انواع آنرا بشناسید. در این مقاله تمامی مدل های رایج و کاربردی MVP معرفی شده تا بتوانید نمونه درست، که بیشترین تطبیق با ایده شما دارد را برای توسعه محصولتان انتخاب کنید.کلمه MVP مخفف Minimum Viable Product و به معنی حداقل محصول قابل ارائه می باشد و هدف از بکارگیری آن، موارد زیر می باشد:تاکید بر یادگیری از طریق توسعه محصولحداکثر میزان یادگیری از مشتری با کمترین تلاشاعتبار سنجی ایده و محصولنظارت بر رفتار واقعی کاربرآگاهی از علایق مشتری بدون نیاز به توسعه کامل محصولبا استناد به موارد بالا با توسعه MVP شما می توانید با صرف کمترین هزینه نمونه اولیه محصول که تمامی نیازهای اصلی مشتری را برآورده می سازد، توسعه داده و دراختیار او قرار دهید تا حین استفاده از آن نقاط قوت و ضعف آنرا شناسایی کرده و با آنچه از رفتار کاربر یاد می گیرید محصول را تکمیل کنید. بدین صورت محصول مطابق با نیاز مشتری توسعه یافته و اگر ایرادی در برآوردهای اولیه شما باشد و ایده مطابق با نیاز مشتری نباشد آشکار شده و قبل از اینکه هزینه های سنگینی متقبل شوید می توانید از اعتبار یا عدم اعتبار ایده مطمین شده و در صورت نیاز Pivot کنید.گاهی اوقات MVP با MMF که مخفف کلمه Minimum Marketable Product یا حداقل محصول قابل فروش میباشد اشتباه گرفته می شود که تفاوت آنها را می توانید در تصویر زیر مشاهده کنیدتفاوت های MVP و MMFعلت اینکه اقلب MVP و MMF اشتباه گرفته می شوند این است که تیم ها به جای تمرکز بر انجام کار درست در راستای نیاز مشتری به دنبال این هستند که هرچه سریع تر چیزی را منتشر کنند.اهدافیکی از موارد مهمی که در MVP باید در نظر بگیریم این است که وقتی صحبت از Minimum می شود واقعا باید چقدر این محصول اولیه را حدقل و کمینه کنیم؟ در اصل این نکته بستگی به نوع محصول شما دارد اما باید بدانید که :در پیاده سازی MVP تاکید بیش از حد برجنبه Minimum می تواند از کیفیت مطلوب محصول نهایی بکاهد.تاکید زیاد بر جنبه Minimum به نسبت Viable موجب می شود محصول منتشر شده ارزیابی دقیقی از نحوه استفاده مشتری از محصول ندهد.جنبه Minimum بودن MVP به تیم کمک می کند حداقل کار ممکن را برای دریافت بازخورد مفید انجام دهد تا از توسعه محصولی که هیچ کس نمی خواهد جلوگیری کند.شما نیاز مشتری را شناسایی می کنید و محصولی را توسعه می دهید که نیاز مشتری را برآورده کند. سپس آن را در اختیار مشتری قرار می دهید تا بفهمید آیا مشتری برای رفع نیازش واقعا از محصول شما استفاده می کند یا نه و بر اساس همین استراتژی می توان فهمید که آیا توسعه محصول را ادامه داده یا Pivot کنیم. در نتیجه می توان اهداف زیر را برای استفاده از MVP متصور شد : با حداقل منابع یک ایده یا یک فرضیه در رابطه با محصول را آزمایش کنیمدر اسرع وقت محصول را به دست پذیرندگان آغازین برسانیمسنگ بنایی برای محصولات دیگر بگذاریمیادگیری را تسریع کنیمایجاد سریع برندبنابراین با توجه با آنچه تاکنون گفته شد یک MVP خوب باید شامل موارد زیر باشد :انواع MVPانواع مختلف MVP به دو دسته Low-Fidelity و High-Fidelity تقسیم می شوند و برای اینکه تشخیص دهیم کدام دسته را انتخاب کرده تا سریع تر و با دیدی بهتر به اهداف خود برسیم می توانیم از نکارت زیر استفاده کنیم. اگر به دنبال موارد زیر باشیم دسته Low-Fidelity پاسخ گوی کار ماست :درک بهتری از مشکلات مشتری کسب کنیمبررسی کنیم که راه حل ما برای این مشکل، چقدر برای مشتری ارزشمند استتحقیق کنیم که آیا این مشکل ارزش حل شدن دارد یا نهبفهمیم که چه نوع راه حلی برای مشتری موثر تر استو اگر موارد زیر مد نظرمان باشد، باید دسته High-Fidelity را انتخاب کنیم :بفهمیم که مشتریان چقدر مایل به پرداخت هزینه برای محصول ما هستندپذیرندگان آغازین که مشتریان اولیه ما هستند را شناسایی کرده و از آنها در راستای توسعه محصول بهره جوییمکمک به شناسایی و بهینه سازی استراتژی های بازاریابی مانند کانالهای ارتباطیشناسایی بهترین استراتژی های رشد بالقوهالبته باید در نظر داشته باشید که بسته به نوع ایده شما امکان استفاده از هر دو دسته نیز وجود دارد و می توانید مدل مخصوص خود را با انتخاب چند الگو در توسعه MVP ارائه دهید. بنابراین مطرح کردن سوالات زیر و پاسخ دادن به آنها با در نظر گرفتن هزینه، بازه زمانی و خطر می تواند در این مسیر شما را یاری رساند.با توجه به دسته بندی های مطرح شده انواع 18 گانه MVP را می توان مطابق با تصویر زیر تقسیم بندی کرد. در ادامه به معرفی ویژگی های اصلی هر کدام از موارد زیر می پردازیم تا با دیدی باز بتوانید الگو مورد نظر را انتخاب کنید.مصاحبه با مشتری روشی عالی برای کشف اطلاعات در رابطه با محصول و مشکلاتی که به دنبال حل آنها هستید می باشدبه فکر پرسیدن سوالاتی درباره قیمت، محصول، تبلیغات و رفتار خرید باشید تا درک کاملی از نیازهای مخاطب خود پیدا کنیدبرای اینکار می توانید از پرسشنامه های فیزیکی و یا آنلاین استفاده کنیدروشی آسان برای اعتبار سنجی ایده در بازار هدف با کمترین تلاش می باشدراه اندازی وبلاگ هزینه پایینی داشته و یک بستر ارتباطی دوطرفه با مشتری آینده شما فراهم می کندالبته نیاز هست بدانید که چطور ترافیک را به سمت وبلاگ خود بیاورید ولی به شما کمک می کند تا در مورد بهترین کانال ها برای بازاریابی محصول خود اطلاعات کسب کنیداگر به دنبال درک بهتری از مشکلات مشتری هستید تالارهای گفتگوی مرتبط با موضوع شما راهی عالی برای یادگیری از مشتریان بالقوه استمی توانید  در بین اطلاعات و داده هایی که قبلا مورد بحث قرار گرفته انجمن را زیر و رو کنید و یا اینکه عضو آن شده و مستقیما با مشتریان تعامل کنیدطراحی Landing page برای معرفی محصول گزینه مناسبی ایست چراکه اولین چیزی است که مشتری پس از کلیک روی لینک شما می بیندبهترین مکان برای معرفی ویژگی ها و مزایای محصول و اعتبار سنجی ارزش پیشنهادی شماست که ارتباط با برند شما را ثابت می کندیکی از نمونه های خوب برای این نوع MVP وبسایت Buffer است که یک پلتفرم مدیریت شبکه های اجتماعی بوده و به واسطه آن شما می توانید محتوای شبکه های اجتماعی خود را به صورت زمانبندی شده منتشر کرده و مدیریت نمایید. بافر برای اولین بار که تصمیم با پیاده سازی این ایده داشت یک Landing Page ساده طراحی کرد تا ببیند آیا تقاضایی برای آن وجود دارد یانه. آنها در این صفحه ایده اصلی خود را توضیح داده و بسته های قیمتی خود را معرفی کردن تا کاربران با توجه به نیاز یکی را انتخاب کنند. وقتی کاربرها روی یکی از گزینه های کلیک می کردند به صفحه دیگری منتقل می شدند که در آنجمله زیر نوشته شده بود “Hello, you caught us before we were ready”و از آنها خواسته شده بود تا اطلاعات تماس خود را وارد کنند تا به محض آماده شدن آنها را مطلع سازند. بدین ترتیب آنها می توانستند تشخیص دهند که اولا کاربران چقدر به این ایده علاقه مند هستند ثانیا کدام دسته برای آنها جذاب تر است درنتیجه با کمترین هزینه می توانستند ایده خود را اعتبار سنجی کرده و پذیرندگان آغازین خود را جذب کنند.یک روش بسیار موثر برای اندازه گیری هرگونه تغییری که در محصول یا بازاریابی خود داده ایدابزارهای مختلفی در این راستا وجود دارد که به شما نحوه واکنش مخاطبان به تغییرات مختلف اعم از وب سایت، طراحی محصول، قیمت گذاری و... را نشان می دهداگر می خواهید دو نسخه از چیزی را باهم مقایسه کنید استفاده از این روش به شما کمک تا بفهمید کدام بهترین عملکرد را داردویدئویی ساده و کوتاه است که ویژگی ها و مزایای محصول شما و اینکه چرا مشتری بابت آن باید هزینه کند را توضیح می دهداین روش به یکی از محبوب ترین نمونه های MVP تبدیل شده و روشی بسیار موثر و ساده است تا مردم محصول شما را شناخته و در رابطه با آن اطلاعات کسب کنند https://youtu.be/7QmCUDHpNzE یکی از نمونه های معروف برای این مدل مربوط به DropBox می باشد. وقتی که موسسین دراپ باکس برای اولین بار می خواستند ایده خود را اعتبار سنجی کنند مستقیم وارد فاز توسعه نشدند و برای معرفی ایده خود یک ویدئو ساختند. این ویدئو با اینکه کمتر از 3 دقیقه بود ولی فرآیند همگام سازی فایل را از اول تا آخر نشان می داد، به گونه ای که یک کاربر فایل مورد نظر را در پوشه خود در دراپ باکس Drag-Drop می کرد و پس از اینکه تغییراتی روی آن اعمال می کرد می توانست این تغییرات را بر روی سیستم دیگر که با همان اکانت دراپ باکس لاگین کرده بود مشاهده کند. این ویدئو صدها هزار نفر را تقریبا یک شبه به سمت وبسایت آنها سوق داد و ثبتنام های اولیه را از 5000 به 75000 نفر افزایش داد.بجای اینکه وارد فرآیند طراحی و توسعه شویم میتوانیم از نمونه اولیه کاغذی که هزینه و پیچیدگی کمتری دارد استفاده کنیماین مدل روشی عالی برای آزمایش محصول شماست چراکه با کمترین هزینه می توانید طرح اولیه از UI/UX محصول را روی کاغذ پیاده سازی کرده و در صورت نیاز آن را اصلاح کنید. بدین ترتیب کاربر می تواند محصول شما را قبل از اینکه وجود داشته باشد تجربه کند روش مناسبی برای اجرای نظرسنجی های بازاریابی استبا استفاده از پلتفرم هایی مثل Facebook یا Google می توانید این نظر سنجی ها را برای جامعه هدف مورد نظر ارسال کنیدبا این روش می توانید Split Test ها را هم انجام دهیدروشی برای جلب توجه مشتری برای ثبتنام در محصول یا خدماتی است که در واقع در دسترس نیستکمک می کند تا میزان علاقه کاربران را باتوجه به تعداد افرادی که تمایل به دسترسی به آن دارند بسنجیددر این مدل از MVP کاربران را برای ثبت نام در محصول یا سرویسی که وجود خارجی ندارد ترغیب می کنید. بدین وسیله شما میزان علاقه آنها را به محصول خود از طریق تعداد افرادی که سعی می کنند اینکار را انجام دهند می سنجید. برای مثال شما می توانید یک Landing Page با یک دکمه که کاربر را ترغیب به فشردن آن می کند طراحی کنید و وقتی کاربر بر روی آن کلیک کرد صفحه جدیدی باز می شود که در آن پیام &quot;به زودی...&quot; یا هر پیام دیگری که بیانگر این باشد که شما به زودی این خدمت را در اختیار آنها قرار می دهید، نمایش داده می شود. تعداد افرادی که از این صفحه بازدید می کنند می تواند ایده ای درباره تعداد دانلود یا تعداد سفارش هایی که دریافت می کنید به شما بدهدبا ایجاد مخاطب قبل از ساخت محصول می توانید بینش خوبی درباره وجود علاقه یا تقاضا در مورد مشکلی که درصدد حل آن هستید کسب کنیدرویکردی بسیار ساده و کم هزینه بوده و اگر بازخورد خوبی بگیرید می توانید برای توسعه یک High-Fidelity MVP از مخاطب های فعلی استفاده کنید و آنها را در آزمایش ها، مصاحبه ها و پرسشنامه ها شرکت داده تا به شما در توسعه یک محصول با ارزش کمک کننددر این روش شما از طریق کانال های ارتباطی خود نظیر وبلاگ یا شبکه های اجتماعی جوامعی پیرامون خدمتی که می خواهید ارائه دهید، ایجاد می کنید. اگر تعداد کافی از علاقه مندان وجود داشته باشد می توانید قدم بعدی و سرمایه گذاری در تولید محصول را انجام دهید. این مدل MVP برای محصولات آنلاین بهترین عملکرد را دارد مخصوصا اگر مبتنی بر شبکه های اجتماعی باشد. اگر تیم شما محتوای زیادی را تولید کرده و یا می تواند تولید کند، این مدل ممکن است روشی نسبتا ارزان و آسان برای تایید برخی از مفروضات اساسی محصول شما باشد. این مدل همچنین برای برخی از مشاغل آفلاین مثل مشاوره، مطب پزشکان و... به خوبی کار می کند.برای مثال یک صفحه اینستاگرام ایجاد کرده و شروع به تولید محتوا پیرامون خدمت خود و معرفی آن می کنید اگر در زمان مناسب توانستید تعداد کاربران قابل قبول را جذب کنید این بدان معناست که این ایده برای کاربران جذاب بوده و می توانید در آن سرمایه گذاری کنید.این نوع نظر سنجی معمولا نرخ پاسخ بالاتری دارد چراکه اغلب فقط یک یا دو سوال داردبا کوتاه کردن نظر سنجی انتظار دریافت پاسخ های قابل اعتماد تری داشته باشیدمطمئن شوید که سوالات خاص، اما Open-Ended باشندبرای مثال فرض کنید وبسایتی دارید که امکان باز کردن Modal یا Pop-Up در آن دارید و میخواهید قابلیتی یا خدمت جدیدی به آن اضافه کنید اما هنوز آنرا اعتبار سنجی نکرده اید. در این صورت می توانید پرسشنامه کوتاهی برای رسیدن به اهداف خود طراحی کرده و در ازای پاسخ به آن نیز هدیه ای به کاربر بدهید.همانند Paper Prototypes بوده با این تفاوت که توسط ابزار دیجیتال و لایبرری های آماده تولید می شوند که موجب صرفه جویی در زمان و هزینه می شودمعمولا به صورت Wireframe و Mock-Up هستنداین MVP احساس حرفه ای تری به نمونه اولیه شما می بخشد اما هزینه اولیه شما را بالا می برداگر محصولی فیزیکی را تولید می کنید می توانید از این روش استفاده کنیدطراحی 3بعدی نمونه اولیه به شما کمک می کند تا پیش از صرف هزینه های سنگین برای ساخت نمونه فیزیکی جنبه های مختلف آن را مورد آزمایش قرار داده و محصول خود را راحت تر معرفی کنید تا کاربران و یا سرمایه گذاران بهتر با آن ارتباط برقرار کنند.پوسته ای ظاهری از محصول در اختیار کاربر قرار می دهید با این پیش فرض که کاربر احساس می کند محصول شما واقعا کار میکند و درحال تجربه چیزهای واقعیستزمان و هزینه بیشتری نیاز دارد اما روش موثری است تا قبل از ساخت متوجه شوید که آیا محصول یا خدمات مطلوبی داریددر این روش از یک نیروی انسانی برای انجام کاری که قرار است فناوری آن را انجام دهد استفاده می کنید. این کار به شما کمک می کند در عین پایین نگه داشتن هزینه های فنی، مطلوبیت محصول خود را ثابت کنیدخیلی از ایده های نوپا پیرامون خودکار سازی خدمات به ویژه سرویس های مبتنی بر یادگیری ماشین و هوش مصنوعی می چرخند. برای نمونه فرض کنید قرار است یک سرویس پیشنهاد دهنده هدیه به کمک هوش مصنوعی راه اندازی کنیم. کاربر چند جمله در رابطه با شخصیت و علایق گیرنده هدیه نوشته و سرویس ما بهترین هدیه متناسب با شخصیت فرد را از سایتهای فروشگاهی پیدا کرده و پیشنهاد می دهد. پیاده سازی این سرویس پیچیدگی بالایی دارد و شما نیز نمی خواهید قبل از اینکه بفهمید آیا کسی مایل به استفاده از خدمات شما هست یا نه زمان و هزینه بالا برای تولید محصول صرف کنید. اینجاست که این مدل MVP به کمکتان می آید.شما کافیست یک پوسته ظاهری طراحی کنید و پشت آن فردی با دریافت اطلاعات کاربر آنها را تحلیل کرده و متناسب با آن تعدادی محصول از سایت های فروشگاهی انتخاب و به کاربر پیشنهاد دهد(خروجی حتی می تواند در قالب یک ایمیل برای کاربر ارسال شود). در این حالت کاربر متوجه حضور عامل انسانی پشت سیستم نمی شود و فکر می کند فرآیند کاملا اتوماتیک است و با سیستمی هوشمند و تعاملی سروکله می زند. در اصل ما نمایشی صادقانه از خروجی نهایی محصول را با کمترین هزینه به کاربر نشان داده و می توانیم واکنش او را بسنجیم. نتایج به دست آمده قابل استناد برای اعتبار سنجی ایده می باشد چراکه کاربر اهمیت نمی دهد که پشت سیستم هوش مصنوعی بوده یا انسان! برای او فقط خروجی کار ارزشمند است و به این اهمیت می دهد که مشکلش با استفاده از سرویس ما حل شده است.اغلب با Wizard of Oz اشتباه گرفته می شودهمانند Wizard of Oz از یک منبع انسانی برای انجام کاری که به صورت الگوریتمی باید انجام شود استفاده می کنیم و مشتری نیز می داند که در حال دریافت خدمات انسانی استدر صورتی که از راه حل دقیق مطمئن نبوده و از درک خود از مشکلات مشتری نیز کاملا مطمئن نیستید باید از Concierge MVP استفاده کنید اما وقتی که درک دقیقی از راه حل داشته و قصد بررسی بازار را دارید باید از Wizard of Oz استفاده کنیدزیبایی این مدل در آن است که می توانید بدون ساخت محصول، فرضیه های محصول خود را آزمایش کنید. از آنجاکه فرآیند به صورت دستی انجام می شود شما می توانید با مشتری تعامل داشته و درک عمیقی از چیزی که با آن سروکار دارید بدست آورید. این امر به شما کمک می کند تا قدم های اولیه را محکم برداشته و از آنجایی که آزادی بیشتری در ارتباطات خود دارید احتمالا منجر به ایده پردازی بیشتر در راستای حل مشکلات مشتریان می شود.فرض کنید میخواهید یک سیستم مشاوره پزشکی مبتنی بر هوش مصنوعی پیاده سازی کنید اما مطمئن نیستید که کاربران بدون رفتن به مطب پزشک و معاینه حضوری میتوانند این فرآیند را بپذیرند یا نه. از طرف دیگر نیز فرضیه اطمینان یا عدم اطمینان به راهکارهای درمانی پیشنهادی توسط هوش مصنوعی مطرح است. پیاده سازی چنین سیستمی پیچیدگی بالایی دارد، در این حالت می توانید از این مدل MVP استفاده کنید. شما یک پوسته ظاهری می سازید تا از طریق آن از حال عمومی بیمار مطلع شوید و او نیز می داند راهکار مقابله با بیماری توسط پزشک ارائه می شود. بدین ترتیب اولین فرضیه را می توانید بررسی و اعتبار سنجی کرده و با توجه به نتایج حاصله پس از مدتی تصمیم به ادامه یا توقف ایده بگیرید.چیزی مابین Concierge MVP و Wizard of Oz MVP استاز ابزارها و سرویس های موجود برای ارائه محصولی کارآمد به مشتری استفاده می کنید که موجب صرفه جویی در وقت و هزینه می شودبرای پیاده سازی نمونه اولیه ایده در این روش به طور معمول از تعدادی از فناوری های موجود استفاده می کنید که اغلب به خوبی باهم ادغام نمی شوند در نتیجه برای مدیریت فرآیند به نیروی انسانی بیشتری نیاز داریدیک مثال کلاسیک برای این نوع MVP وبسایت Groupon می باشد که در واقع یک Marketplace برای اتصال فروشگاه های محلی، خرده فروشان، آژانس های مسافرتی و... به مشتریان و خرید گروهی هست (مثل تخفیفان خودمون). نمونه اولیه گروپان با یک وبسایت وردپرس برای فروش تیشرت شروع به کار کرد و تنها راه خرید از آن ارسال ایمیل بود. کوپن های خرید را هم توسط برنامه FileMaker ایجاد کرده و با اجرای یک اسکریپت آنها را به لیست ایمیل ها ارسال می کردند.مثل پیش خرید ایده شماست. به شما این امکان را می دهد که برای پیاده سازی ایده خود سرمایه اولیه را جمع کرده و در عین حال میزان تقاضا برای آن را نیز آزمایش کنیدبهترین مثال برای این مورد وبسایت www.kickstarter.com می باشد. دراین وبسایت شما محصول خود را برای کاربران معرفی می کنید و مبلغی که برای پیاده سازی آن نیاز دارید را اعلام می کنید. هرکس از ایده شما خوشش آمد بنا به خواست خود مبلغی برای کمک به پیاده سازی ایده به شما پرداخت می کند. در عوض شما نیز وقتی محصول را ساختید می توانید خدمات ویژه ای برای این افراد در نظر بگیرید. برای مثال می توانید با ارائه تخفیف ویژه و یا اشتراک رایگان از محصول برای مدتی خاص و یا درج نام آنها در صفحه حامیان از آنها قدردانی کنید.اغلب اگر یک ویژگی اساسی محصول را مورد آزمایش قرار دهیم خیلی موثر تر استتمرکز بر یک ویژگی خاص از ایجاد حواس پرتی در کاربران توسط سایر ویژگی ها جلوگیری کرده و موجب می شود تمرکز کاربر بر آن ویژگی خاص معطوف شود و این باعث می شود درک کاملا واضحی از مشکل و راه حل بدست آوریدمقرون به صرفه تر از محصولی با چند ویژگی است که کسی آنرا نمی خواهددراصل ایده کلیدی خود را توسعه می دهید و به قول معروف برگ آس خود را همان اول رو می کنید تا مشتریان آینده شما از همان ابتدا ارزش محصولتان را ببینند. در این حالت جلب توجه هدف شماره یک شماست. پس از دستیابی به آن به مشتریان خود اجازه دهید به شما کمک کنند تا محصول را به شکلی توسعه داده و پروبال دهید که آنها دوست دارند ببینند.توی این مقاله سعی کردم مرجع کاملی برای ساخت MVP تهیه کنم تا هر وقت نیاز به توسعه یک ایده یا اضافه کردن یک فیچر به محصول خودتون داشتین بتونید به اون رجوع کنید و ازش بهره ببرید. امیدوارم مفید باشه و خوشحال میشم اگه میدونید به درد کسی میخوره براش بفرستید.</description>
                <category>Alireza Karami</category>
                <author>Alireza Karami</author>
                <pubDate>Sat, 26 Jun 2021 07:58:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه مدیریت محصول در طراحی و بازتولید ERP برای یک مشتری خارجی</title>
                <link>https://virgool.io/product-management/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-erp-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%DB%8C-hisxhsce21l9</link>
                <description>طی چندماه گذشته به عنوان مدیر محصول مشغول طراحی و بازتولید ERP برای یک مشتری خارجی هستم که محصول اون بیش از 15 ساله در شرکت های چند میلیون دلاری استفاده میشه و حکم قلب تپنده اون مجموعه ها رو داره. توی این مدت با چالش های جذابی دست و پنجه نرم کردم که تو خیلی از موارد تجربه و دانش گذشته به کمکم اومد و خیلی جاها هم نیاز شد دوره های مختلف رو بگذرونم و مهارت های جدیدی کسب کنم. خوبی اینجور پروژه ها اینه که چالش های پیش روت و درس هایی که ازشون میگیری باعث میشه اون آدم سابق نباشی و در جایگاه مدیر محصول دقیق تر و پخته تر از قبل عمل کنی. به شخصه بهترین لحظات برام وقت هایی بوده که مشتری از خروجی راضی بوده و تیم تونسته نتیجه تلاش هاش رو ببینه. و اما نکاتی که بیشتر از همه باید توی اینجور پروژه ها بشون دقت کرد:ارتباطاتچراکه همه اعضای تیم دورکار هستن و باید بتونی از ابزارها و متدهای درست استفاده کنی و تیم رو بروز نگه داری و خلا عدم ارتباط حضوری رو پر کنی و کماکان اعضای تیم رو با انگیزه نگه داری و حلقه اتصال بین اعضا باشی.شفافیتبرای اینکه همه در جریان پیشرفت کار باشن و ارزش کار خودشون رو بدونن و اگه بنا به دلایلی نشد روی برنامه زمانی پیش بری به راحتی ریشه یابی و با مذاکره حلش کنی.درک درست محصول و نیاز های مشتریچون محصول اصلی در مرحله بلوغ خودش قرارداره، باید بتونی به درستی تمام جنبه های اونو بشناسی و متناسب با نیازهای مشتری و کاربران، اونو طراحی و بازتولید کنی.برنامه ریزیسعی کنید با برنامه باشید و با طراحی RoadMap, Gantt Chart و... پیشرفت پروژه رو زیر نظر بگیرید و از مسیر خارج نشید چراکه تحویل دیرهنگام سوختن بوجه و نارضایتی مشتری رو به همراه داره. پس باید کل اعضای تیم متعهد به برنامه زمانی باشه و حتی در صورت نیاز شب ها هم کار کنه.ایجاد مستنداتچون پروژه خیلی بزرگ هست و هر چقدر هم ذهن خوبی داشته باشید نمیتونید جزییات رو به خاطر بسپرید پس باید هم PRD برای بخش های مختلف آماده کنید هم برای کدها داکیومنت بسازید. وقتی نیازه برگردید به عقب یا نیروی جدید به تیم اضافه کنید یا شخصی رو جایگزین کنید اونوقته که ارزشش رو می فهمید.تکنولوژی و نیروی متخصصانتخاب درست تکنولوژی های مورد استفاده برای توسعه محصول و جذب نیروی متخصص که توانایی ها و تجاربش در راستای نیاز شما باشه از اهمیت ویژه ای برخورداره. چراکه اگه تکنولوژی اشتباه رو انتخاب کنید ممکنه پاسخگوی نیاز شما نباشه و اگه نیروی درستی جذب نکنید در روند توسعه به مشکل میخوردید و Technical Debt زیادی براتون به همراه میاره.تست محصولباید بتونید انواع مختلف تست از unit test گرفته تا تست تجربه کاربری و... را به درستی انجام بدید و کوچکترین نواقص را برطرف کنید چراکه وقتی محصول شما مورد استفاده قرار میگیره به خاطر ماهیت اون که در حال استفاده در شرکت های بزرگ هست دیگه مثل یک استارتاپ فرصت آزمون و خطا ندارید و به راحتی میتونید اعتماد و اعتبار چندین ساله رو خدشه دار کنید.شناسایی گلوگاه هاهرچیزی که باعث بشه کار به درستی پیش نره یک گلوگاهه و باید هرچه سریع تر رفع بشه. برای مثال وقتی میبینید اعضای تیم توی توسعه قسمتی با چالش روبرو هستن باید بتونید راه حل های جایگزین رو پیدا کنید و اون مشکل رو رفع کنید.خارج از چارچوب فکر کردنممکنه رویکرد فعلی که در نرم افزار وجود داره لزوما رویکرد درستی نباشه و در راستای درک درست محصول و شناخت مشتری باید بتونید با نگاهی نو به محصول نگاه کنید و بهترین رویکرد رو پیدا و جایگزین کنید. البته باید این رویکرد عملی باشه و به خوبی بتونید مشتری رو مجاب کنید که این بهتره و تایید اون رو برای جایگزینی بگیرید.جایگزینی افرادشاید مجبور باشید افرادی رو به صورت پاره وقت به پروژه اضافه کنید اما باید حواستون باشه اگه بعد از گذشت زمان فردی نتونست خودش رو با روند پروژه وفق بده و علی رقم تلاشی که برای راهنمایی و هماهنگی اون می کنید به جای پیشرفت کار ادامه همکاری باعث کند شدن روند توسعه میشه، باید بتونید به درستی اون رو جایگزین کنید.امیدوارم این تجارب به شما هم بتونه کمک کنه. خوشحال میشم اگه تجربه مشابهی داشتید یا نکته ای به ذهنتون میاد بام در میون بذارید.</description>
                <category>Alireza Karami</category>
                <author>Alireza Karami</author>
                <pubDate>Mon, 03 May 2021 17:40:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقش مدیر محصول از شکل گیری ایده تا اجرای یک محصول</title>
                <link>https://virgool.io/product-management/%D9%86%D9%82%D8%B4-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%DA%A9%D9%84-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D8%A7-%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-n9fqpqjankrc</link>
                <description>در این مقاله سعی کردم با یک مثال عینی نقش مدیر محصول از شکل گیری ایده تا پیاده سازیش را گام به گام توضیح بدم و در هر مرحله هم ابزارها و تکنیک هایی که به کار میاد را معرفی کنم. بدین منظور ابتدا یک صورت مساله مطرح میشه و کل مقاله حول اون پیش میره. اگه مدیر محصول یک استارتاپ تازه شکل گرفته هستید و یا قصد دارید یه ویژگی جدید به محصولتون اضافه کنید خوندن این مقاله رو بتون پیشنهاد میکنم.کلمات کلیدی:نقشه راه محصول، چرخه حیات محصول، MVP، بوم مدل کسب و کار، پرسشنامه محصول، اولویت بندی فیچرها، Value vs Complexity، Cross-Functional، استراتژی ورود به بازار، Product-Market Fit، متریک صورت مساله : فرض کنید شما مدیر‌‌محصول یک محصول جدید در حوزه‌ی کسب و کار خانگی هستید. هدف محصول شما این است که پلت‌فرمی برای عرضه محصولاتی باشید که افراد به صورت خانگی آن‌ها را تولید می‌کنند.فیچرهای لازم برای MVP این محصول را تعیین و آن‌ها را اعتبارسنجی کنید. فرض کنید یک تیم ۱۰ نفره در اختیار دارید و با این فرض، نقشه‌ی راه ۳ ماهه برای ریلیز MVP این محصول را طراحی کنید. به صورت کامل توضیح بدهید که بعد از ریلیز MVP، چطور و در چه زمانی تصمیم می‌گیرید که کار روی این محصول را ادامه ‌دهید یا آن را متوقف کنید؟مفروضات :محصول جدید بوده لذا می توان به نوعی آن را یک محصول novel دانست که نمونه داخلی نداشته و برای اولین بار است که به بازار معرفی می شود.از دید Product Lifecycle محصول در فاز معرفی (Introduction) قرار دارد.محصول قرار است به صورت Marketplace عرضه شود در نتیجه از دو وجه فروشنده و خریدار باید بررسی شود.برای نظارت بر مدل کسب و کار، اعتبار سنجی ایده و بررسی جنبه های مختلف آن از روش ها و ابزارهایی چون Business Model Canvas, MVP, Customer Interview استفاده می کنیم.تحلیل و برنامه ریزی :ابتدا مطابق با تصویر1 بوم مدل کسب و کار را طراحی می کنیم تا حین توسعه محصول و پس از انتشار آن بر مدل کسب و کار نظارت داشته باشیم تا در صورت لزوم pivot کرده و اصلاحات مورد نیاز را انجام دهیم.تصویر1 - بوم مدل کسب و کاریکی از وظایف اصلی مدیر محصول سنجش محصول از نظر Desirability, Feasibility, Viability می باشد. مهم ترین گام درک مطلوبیت محصول از نگاه مشتریست. همین امر سبب می شود تا صورت مساله درست را پیدا کرده و راه حلی درست برای آن پیدا کنیم.برای اینکه مشتری خود را بهتر بشناسیم و به درستی بتوانیم نیاز آن را درک کنیم بهترین کار استفاده از تکنیک مصاحبه با مشتری (Customer Interview) می باشد. به همین منظور پرسشنامه ای با سوالات زیر طراحی کرده و در اختیار آنها قرار می دهیم تا به درستی به نیاز آنها و چالش های پیش رو پی برده و نسخه MVP را مطابق با آن توسعه دهیم. برای این امر سوالات را در قالب یک فرم گوگل طراحی کرده و لینک آن را در اختیار مشتریان قرار می دهیم. از آنجایی که محصول دو جنبه خریدار و فروشنده دارد سوالات به گونه ای طراحی شده که هر دو را پوشش دهد. جامعه مورد مصاحبه نیز به گونه ای انتخاب می شود که شامل هر دو دسته باشد.سوالات فرم مصاحبه با مشتری :1- تمایل به استفاده از محصولات خانگی و دست ساز دارید؟ (هدف: سنجش علاقه مشتری)بلهخیر2- علت عدم تمایل شما چیست؟ (هدف: کشف صورت مساله)عدم اطمینان از کیفیت محصولتمایل به استفاده از محصولات معتبر و شناخته شدهعدم اطمینان به فرآیند سفارش گیری و دریافت محصولسایر3- اگر بستری فراهم شود که با اطمینان خاطر از کیفیت محصول و تضمین سفارش بتوانید کالای مورد نظر خود را از میان مجموعه ای متنوع از محصولات خانگی انتخاب کرده و سفارش دهید آیا مایل به استفاده از آن هستید؟ (هدف: شناسایی مشتریان احتمالی، این سوال مکمل سوال 2 بوده و در صورت پیدا کردن راه حل برای صورت مساله کاربر، می توان آنرا از بالقوه به بالفعل درآورد)بلهخیر4- در این صورت مایل به تهیه چه نوع کالای خانگی هستید؟ (هدف: شناسایی دسته های پر مخاطب)کالای مصرفی (خوراکی، بهداشتی و...)کالای کاربردی (تزئینی، دکوراسیون، مد و پوشاک، لوازم منزل و...)5- تا به حال تجربه خرید محصولات خانگی را داشته اید؟ (هدف: شناسایی مشتریان بالقوه)بلهخیر6- از کدام یک از طرق زیر محصول مورد نظر را تهیه کرده اید؟ (هدف: شناسایی بسترهای ارتباطی و همچنین کمک به فرآیند بازاریابی و تبلیغات در آینده)بازارهای محلیشبکه های اجتماعیدوستان و آشنایانسایر7- محصولاتی که تهیه کرده اید در کدام دسته بوده اند؟ (هدف: شناسایی دسته های پر مخاطب)کالای مصرفی (خوراکی، بهداشتی و...)کالای کاربردی (تزئینی، دکوراسیون، مد و پوشاک، لوازم منزل و...)8- هدف از تهیه محصول چه بوده؟ (هدف: شناسایی مخاطبان و همچنین کمک به فرآیند بازاریابی و تبلیغات در آینده)مصرف شخصیهدیه به دیگرانکمک به فروشندهسایر9- متوسط هزینه محصولاتی که تهیه کرده اید چقدر بوده است؟ ( هدف: محاسبه تقریبی Basket Size)کمتر از 100 هزار تومانبین 100 تا 300 هزار تومانبین 300 تا 600 هزار تومانبین 600 هزار تومان تا 1میلیون تومانبیش از 1 میلیون تومان10- تمایل که دارید، پس علت اینکه تاحالا خریدی نداشته اید چیست؟ (هدف: کشف صورت مساله)فرصت آن پیش نیامدهمحصولی مطابق با نیاز و سلیقه ام پیدا نکردمسایر11- ترجیح می دهید از کدام روش محصول مورد نظر را تهیه کنید؟ (هدف: شناسایی بسترهای ارتباطی و همچنین کمک به فرآیند بازاریابی و تبلیغات در آینده)بازارهای محلیشبکه های اجتماعیدوستان و آشنایانسایر12- تا چه مبلغی حاضرید برای خرید محصولات خانگی هزینه کنید؟ ( هدف: محاسبه تقریبی Basket Size)کمتر از 100 هزار تومانبین 100 تا 300 هزار تومانبین 300 تا 600 هزار تومانبین 600 هزار تومان تا 1میلیون تومانبیش از 1 میلیون تومان13- عوامل موثر در ترغیب شما به خرید محصولات خانگی چیست؟ (هدف: شناسایی شعارهای طنین انداز برای محصول و کمک به فرآیند بازاریابی و تبلیغات در آینده)نیاز به محصولکمک به معیشت تولید کنندهاصالت خانگی و دست ساز بودن محصولخاص بودن محصولسایر14- در روند جستجو و سفارش محصول با چه مشکلاتی مواجه بوده اید؟ (هدف: کشف صورت مساله و فیچرهای مورد نیاز)تنوع کم محصولاتتعداد کم تولید کنندگان در دسترسدشواری در روند سفارش دادن و پرداخت هزینهدر جریان نبودن از میزان پیشرفت کار از زمان سفارش تا تحویلنبود تضمین در استرداد وجه ویا محصول برای جلوگیری از سوء استفاده های احتمالیمشکل خاصی نداشتمسایر15- خودتان تولید کننده محصولات خانگی هستید؟ (هدف : شناخت مشتری)بلهخیر16- تا به حال اقدام به فروش محصولات خود کرده اید؟ (هدف : شناخت مشتری)بلهخیر17- چرا اقدام به فروش نکرده اید؟ (هدف: کشف صورت مساله)تمایلی به فروش محصولاتم ندارمتوانایی بازاریابی و فروش ندارمبه صورت جدی به فروش فکر نکردمسایر18- این کار را به صورت تفننی انجام می دهید یا به عنوان یک منبع درآمدی به آن نگاه می کنید؟ (هدف : شناخت مشتری)به صورت تفننی انجام می دهممنبع درآمدی من است19- از چه طریق محصولات خود را به مشتریان معرفی می کنید؟ (هدف: شناسایی بسترهای ارتباطی و همچنین کمک به فرآیند بازاریابی و تبلیغات در آینده)بازارهای محلیشبکه های اجتماعیدوستان و آشنایانسایر20- در این راه با چه مشکلاتی روبرو بوده اید؟ (هدف: کشف صورت مساله و فیچرهای مورد نیاز)جلب اطمینان مشتری برای سفارش دادنتهیه مواد اولیهنداشتن دانش کافی برای بازاریابی و فروش محصولحجم بالای سفارشات به نسبت توان تولیدمسایر21- اگر بستری فراهم شود که روال سفارش گیری را برای شما راحت تر کرده و محصول شما را در معرض دید مشتری قرار دهد مایل به استفاده از آن هستید؟ (هدف: شناسایی مشتریان بالقوه)بلهخیر22- اگر بستری فراهم شود که با اطمینان خاطر از کیفیت محصول و تضمین سفارش بتوانید کالای مورد نظر خود را از میان مجموعه ای متنوع از محصولات خانگی انتخاب کرده و سفارش دهید آیا مایل به استفاده از آن هستید؟ (هدف: شناسایی مشتریان بالقوه)بلهخیر23- ممنون که در این پژوهش همراه ما بودید. اگر تمایل دارید سریع تر از دیگران از نتایج آن مطلع شوید لطفا ایمیل یا شماره تماس خود را با ما به اشتراک بگذارید (هدف: کاربرانی که اطلاعات خود را در اختیار ما قرار می دهند بهترین early adopters ها برای ما هستند)برخی از سوالات عنوانی متفاوت با پاسخی یکسان دارند، علت آن نیز این است که با توجه به پاسخ کاربر مسیر پرسشنامه مطابق با نموداری که در تصویر2 قرار دارد تغییر می کند. در برخی سوالات گزینه ای با عنوان سایر وجود دارد تا اگر کاربر مورد دیگری را مد نظر داشت با ما درمیان بگذارد. نمونه آنلاین پرسشنامه را می توانید در اینجا مشاهده کنید.تصویر2 - روند پرسشنامه مشتری مطابق با پاسخ های کاربربرای اینکه صورت مساله را به درستی پیش ببرم پرسش نامه را در اختیار عده ای قرار دادم تا بدان پاسخ داده و مطابق با آن پیش رویم.پس از تحلیل پاسخ هایی که کاربران به پرسشنامه داده اند صورت مساله های اصلی که باید بدان پاسخ دهیم مشخص می شود و میتوان مطابق با آن فیچرهای مورد نیاز برای توسعه MVP را مشخص کرد. در این مسیر بهتر است جلسه طوفان فکری با اعضای تیم برگزار کرد و راه حل ها و فیچر های مطرح شده را یادداشت نمود تا برای اولویت بندی و پیاده سازی مورد استفاده قرار داد.نتایج حاصل از تحلیل پاسخ کاربران به پرسشنامه:70% از شرکت کنندگان تمایل به استفاده از محصولات خانگی داشته و 30% مابقی نیز در صورتی که بستری امن فراهم شود که با اطمینان خاطر از کیفیت محصول بتوانند ثبت سفارش کنند مایل به استفاده از محصولات خانگی بودند. جالب است که این دسته از کاربران به کالاهای تزئینی بیشتر از کالاهای مصرفی خانگی علاقه نشان می دهند که این خود توجیه کننده نگرانی آنها از عدم اطمینان از کیفیت محصول است و این امر جزو مسائلی است که باید مورد توجه قرار گیرد.کاربران به ترتیب از طریق شبکه های اجتماعی، دوستان و آشنایان و بازارهای محلی با محصولات خانگی آشنا شده و اقدام به تهیه آنها کرده اند.هر دو دسته کالاهای مصرفی و تزئینی به نسیت تقریبا یکسانی مورد استقبال کاربران بوده است.هدف از تهیه محصول نخست مصرف شخصی و در وحله بعدی به منظور هدیه دادن بوده است که ان امر برای کمپین های تبلیغاتی آتی سودمد بوده و می تواند مورد استفاده قرار گیرد.متوسط هزینه ای که کاربران برای خرید محصولات خانگی متقبل می شوند 100تا300 هزار تومان است. این دید هم به کمپین های آتی کمک می کند و هم می تواند نکته آموزشی خوبی برای فروشندگان باشد.(برای مثال هنگام راهنمایی برای راه اندازی فروشگاه می توان به فروشنده اینگونه مشاوره داد که اگر رنج قیمیتی محصولاتتان در این بازه باشد بیشتر مورد استقبال کاربران قرار می گیرد). از طرفی دیگر نیز می توان با تکیه برآن درآمد حاصله با توجه به سیاست درآمدی را تا حدودی پیش بینی کرد.اصالت خانگی و دست ساز بودن محصول، خاص بودن محصول و کمک به معیشت تولید کننده به ترتیب بیشترین تاثیر را در ترغیب کاربران برای استفاده از محصولات خانگی داشته که این خود بیانگر شعارهایی است که به خوبی طنین انداز شده و با تکیه بر آنها می توان کاربران را ترغیب به استفاده از پلتفرم ما برای تهیه محصولات خانگی کرد.طراحی ساختار کلی برنامه و فیچرهای مورد نیاز:به کمک جدول زیر میتوان مشکلات اصلی را شناسایی و راه حل های پیشنهادی برای آن مطرح کرد تا به کمک آن فیچرهای مورد نیاز برای برنامه را تعیین و اعتبارسنجی نمود چراکه بر اساس نیاز مخاطب در راستای حل مشکلات آنها شکل می گیرند.پس از بررسی نیازمندیهای کاربران و ارائه راه حل های پیشنهادی نوبت به انتخاب تکنیک مورد نظر برای پیاده سازی MVP می رسد. از آنجایی که به دنبال فهمیدن این هستیم که آیا مشتری حاضر به پرداخت وجه برای خرید محصولات عرضه شده در پلتفرم ما هست یا نه و قرار است مشتریان آغازین را جذب کرده و از آنها در راستای توسعه محصول بهره جوییم و استراتژی های بازاریابی و رشد درست را انتخاب کنیم، MVP ما در دسته High-Fidelity MVPs قرار گرفته که برای مورد ما بهترین گزینه انتخاب Single Featured MVP می باشد لذا فقط ویژگی های اصلی را انتخاب کرده و پیاده سازی می کنیم چراکه در این مرحله هدف اصلی یادگیری است نه خوشحال نگه داشتن مشتری.فیچرهای زیر را می توان برای محصول متصور شد که در ادامه به کمک روش Value vs Complexity آنها را اولویت بندی کرده و از میانشان فیچرهای اصلی که می خواهیم در MVP ما پیاده سازی شوند را انتخاب می کنیم.1- ثبتنام : فرآیند ثبتنام با تلفن همراه با ارسال کد تایید به منظور احراز هویت کاربر بوده و نام، نام خانوادگی، نام کاربری و رمز عبور نیز از کاربر دریافت می گردد.2- لاگین : تلفن همراه یا نام کاربری همراه با رمز عبور3- فراموشی رمز عبور: امکان ریست کردن رمز عبور از طریق احراز هویت با شماره تلفن همراه4- پروفایل کاربر: نمایش جزئیات پروفایل همراه با امکان ویرایش و تکمیل اطلاعات کاربری؛ نام، نام خانوادگی، جنسیت، تصویر پروفایل، استان و شهر، رمز عبور، ایمیل، نام کاربری5- راه اندازی فروشگاه: کاربر در صورتی که خود تولید کننده هست بتواند درخواست ثبت فروشگاه بزند؛ نام فروشگاه، متن معرفی، آی دی فروشگاه، تصویر لوگو فروشگاه، استان و شهر6- اطلاعات بانکی فروشگاه: شماره شبا، تصویر کارت ملی، تصویر شناسنامه، آدرس، کد پستی7- ثبت محصول: امکان ثبت، ویرایش و حذف محصول؛ عنوان محصول، جنس، ابعاد، وزن، رنگ، تصاویر محصول، موجودی، زمان ثبت سفارش را تا ارسال محصول، قیمت، درصد تخفیف، توضیحات، دسته بندی8- پنل مدیریتی تایید فروشگاه : لیست فروشگاه های ثبت شده با امکان تغییر وضعیت: تایید و انتشار، رد شده، حذف انتشار9- پنل مدیریتی تایید محصول : لیست محصولات ثبت شده با امکان تغییر وضعیت: تایید و انتشار، رد شده، حذف انتشار10- لیست سفارشات : مشاهده لیست سفارشات همراه با وضعیت هر یک؛ ثبت شده، درحال آماده سازی، ارسال شده، تحویل شده11- ارسال نوتیفیکیشن : ثبت سفارش(برای فروشنده)، تغییر وضعیت سفارش (برای مشتری)12- مدیریت اعلان ها : فعال یا غیر فعال کردن دریافت نوتیفیکیشن13- چت : ارسال پیام بین فروشنده و خریدار14- صندوق پیام ها : لیست چت های انجام شده15- صفحه جزئیات محصول : نمایش ویژگی های محصول، نمایش فروشنده، خرید محصول16- محصولات مشابه در صفحه جزئیات محصول(فاز نخست : ترکیبی از سایر محصولات فروشنده و محصولات هم دسته با عنوان محصولات پیشنهادی)17- امکان ثبت نظر و امتیاز دهی به محصول در صفحه جزئیات محصول18- صفحه فروشگاه : معرفی فروشگاه همراه با لیست محصولات19- مدیریت بنرها : امکان ثبت، ویرایش و حذف بنر؛ تصویر بنر، عنوان، نوع (رفتن به یک لینک، محصول، فروشنده، کمپین، دسته بندی)، وضعیت(منتشرشده، منتشر نشده)20- صفحه قوانین و شرایط استفاده، سیاست عودت وجه و استرداد کالا21- جستجو : امکان جستجو بر اساس عنوان، محدوده قیمت، استان و شهر، دسته بندی22- مدیریت کمپین : امکان ثبت، ویرایش و حذف کمپین؛ عنوان، توضیحات، امکان اضافه کردن محصول به یک کمپین و یا حذف آن23- حسابداری : مشاهده لیست تراکنش ها و وضعیت آنها و موجودی کیف پول24- صفحه نخست : بنرهای فعال و لیست تازه ترین محصولات25- صفحه دسته بندی ها : مشاهده لیست دسته بندی ها که با انتخاب هریک لیست محصولات موجود در دسته به ترتیب نزولی زمان انتشار نمایش داده می شود26- پشتیبانی : ارسال پیام به تیم پشتیبانی27- سبد خرید: برای کاهش پیچیدگی اجرا در هر بار سفارش فقط از محصولات یک فروشنده بتواند به سبد خرید اضافه کند.28- راه اندازی وبلاگ برای محتوای آموزشی29- پیاده سازی Firebase, Hotjar, Heatmap, Metabase, GA, Search Logs30- معرفی به دوستان: امکان به اشتراک گذاری محصول و فروشگاه با دیگران از طریق ارسال لینک31- پیاده سازی landing pageاولویت بندی فیچرها به کمک روش Value vs Complexity :همان طور که در ماتریس زیر (تصویر3) مشخص است اولویت بندی بدین گونه است که ابتدا فیچرهایی که در ناحیه بالا-چپ قرار دارند به دلیل اینکه ارزش بالا و پیچیدگی کمتری دارند پیاده سازی می شوند و پس از آن نوبت فیچرهای موجود در ناحیه بالا-راست قرار می گیرد که از ارزش بالا و پیچیدگی بالاتری برخوردارند و در آخر نیز فیچرهای موجود در ناحیه پایین-چپ پیاده سازی می شوند. ناحیه چهارم به دلیل ارزش پایین و پیچیدگی بالا در MVP پیاده سازی نشده و در آینده برای آن برنامه ریزی می شود این فیچرها برای محصول اصلی ارزشمند هستند اما از آنجایی که ما در فاز معرفی محصول به بازار هستیم و هنوز موفقیت محصول تضمین نشده و از پیچیدگی بالایی نیز برخوردارند لذا این امر از ارزش آنها در این فاز می کاهد.تصویر3 - اولویت بندی فیچرهاهمانطور که در تصویر4 (نقشه راه محصول) مشخص است اسپرینت ها به صورت 2 هفته ای در نظر گرفته شده اند. Design یک هفته جلوتر از تیم توسعه برنامه ریزی شده تا تیم منتظر طراحی نماند. هفته اول تیم توسعه نیز به طراحی زیر ساخت ها نظیر انتخاب استانداردها، طراحی دیتا مدل ها و پایگاه داده و... سپری می شود. هفته های آتی نیز مطابق با توضیحات بالا برنامه ریزی شده. هفته پایانی تیم توسعه برنامه ریزی نشده چراکه تجربه نشان داده بروز اتفاقاتی نظیر پیدا کردن خطا در روند تست و یا بروز مشکلاتی که رفع آنها زمان بر است، ممکن است بر سرعت توسعه تاثیر گذاشته و موجب تاخیر احتمالی شود وهمین کمک می کند از زمانبندی کلی عقب نباشیم. تقریبا هر دو هفته یکبار محصول توسط مدیر محصول تست شده تا اطمینان از روند توسعه حاصل شود و اگر محصول مشکلی دارد رفع گردد. در هفته دهم محصول تقریبا شکل گرفته و زمان مناسبی برای تست آلفا می باشد که این تست می تواند توسط اعضای تیم که بیشتر با محصول آشنایی دارند صورت گیرد. در اسپرینت پایانی نیز قبل از ورود محصول به بازار تست بتا را که درواقع pre-lunch محصول می باشد توسط گروهی منتخب از مشتریان انجام می دهیم.تصویر4 - نقشه راه محصولانتخاب اعضای تیم :از آنجایی که تیم به صورت Cross-Functional شکل می گیرد نقش های زیر در آن متصور می شود. چون در مرحله توسعه MVP هستیم و همانطور که قبلا اشاره شد هنوز تضمینی برای موفقیت محصول نیست برای کاهش هزینه ها و افزایش سرعت توسعه بهتر است از یک زبان Cross-Platform نظیر React Native یا Flutter برای توسعه محصول استفاده کنیم که با یکبار برنامه نویسی خروجی سایت، اندروید و ios را داشته باشیم. ساختار پیشنهادی برای تیم به صورت زیر می باشد.مدیر محصول (1نفر)2نفر توسعه دهنده BackEnd2نفر توسعه دهنده FrontEnd1نفر DevOps2نفر بازاریابی و پشتیبانی1نفر حسابداری1نفر طراح UI/UXتعیین استراتژی ورود به بازار(GTM) :از آنجایی که محصول جدید است و در فاز معرفی خود به سر می برد اصلی ترین چالش ایجاد تقاضاست در نتیجه تمرکز اصلی بر ایجاد آگاهی، اطلاع رسانی و معرفی مزایای محصول می باشد به گونه ای که مردم تمایل به استفاده از آن پیدا کنند. این وضعیت نقطه ای بحرانی در تایید تناسب بازار (Product-Market Fit) می باشد لذا اعتبار سنجی زمانی رخ می دهد که کاربران از محصول استفاده کرده و در آن به خرید و فروش بپردازند.هنگامی که کم کم محصول مورد استفاده قرار می گیرد، باید تشخیص دهیم که چه کسی واقعا در حال استفاده از محصول است و کدام یک از جنبه های محصول بیشتر مورد توجه قرار می گیرد. بر این اساس پرسوناها ممکن است تکامل یابند و اولویت های نقشه راه بر اساس همین داده های استفاده اولیه بدست آمده از کاربران واقعی تغییر کند.همانطور که از تحلیل داده های پرسشنامه مشخص شد بیشتر کاربران به ترتیب از شبکه های اجتماعی، دوستان و آشنایان و بازارهای محلی محصول خانگی مورد نظر را شناسایی و خریداری کرده اند. در نتیجه برای گام نخست باید فعالیت خود در شبکه های اجتماعی را آغاز کرده و با ترفندهایی مثل معرفی به دوستان و در نهایت شناسایی و حضور در بازارهای محلی جذب مخاطب را بیشتر کنیم. به همین منظور در هفته اول تیم مارکت صفحه محصول را در شبکه های اجتماعی ایجاد می کند. روند اولیه فعالیت در شبکه های اجتماعی در این سه ماه تولید محتوا، داستان سرایی در حوزه محصولات خانگی می باشد تا مخاطب هدف و مشتریان آغازین بالقوه جذب شوند. در این حین جدای از بحث تبلیغات می توان با ترفندهایی چون مصاحبه با هنرمندانان نیز تعداد مخاطبان را افزایش داد. پس از مدتی باید ذهنیت مخاطبان را با ایده کلی آماده کرد که پس از انتشار محصول پذیرای آن باشند به همین منظور بهتر است یک کلیپ ویدئویی با هدف معرفی محصول به گونه ای که نیاز هر دو مخاطب (فروشنده و خریدار) را مرتفع میسازد تهیه و منتشر شود و از کاربران خواسته شود برای کسب اطلاعات بشتر مارا دنبال کنند و یا آنها را به سمت landing page هدایت کنیم که در آن محصول معرفی اولیه شده و از کاربر بخواهیم اطلاعات تماسی خود را در اختیار ما قرار دهد تا در زمان انتشار محصول به او خبر دهیم. پس از انتشار محصول علاوه بر استفاده از این تکنیک ها برای افزایش آگاهی در رابطه با محصول و ایجاد تقاضا و به دنبال آن جذب مخاطب می توان در بازارهای محلی و نمایشگاه های مرتبط نیز شرکت کرد چراکه بازار هدف مناسبی برای جذب مخاطب بوده و از طرفی نیز هزینه جذب مشتری(Customer Acquisition Cost) را نیز کاهش می دهد. روش دیگر شناسایی تولید کنندگان خانگی و برقراری تماس با آنها با هدف معرفی محصول و ترغیب به ساختن فروشگاه در پلتفرم، ثبت محصولات در آن و معرفی آن در شبکه های اجتماعی می باشد تا دنبال کنندگان خود را برای خرید محصول به پلتفرم ما سوق دهند که این خود کانال تبلیغاتی موثری برای جذب مشتری می شود.مساله بعدی قیمت گذاریست، از آنجایی که به دلیل جدید بودن محصول رقابتی وجود ندارد دو سیاست پیش روست اینکه محصول را با بالاترین قیمت برای مشتریان آغازین عرضه کرد و یا اینکه برای جذب بیشتر مخاطب قیمت را پایین آورد. به دلیل اینکه محصول ما به صورت پلتفرم بوده و تولید کننده و خریدار را در کنار یکدیگر قرار می دهد این خود باعث تقویت اثر شبکه ای می شود و هرچه تعداد مشارکت کننده بیشتر باشد ارزش بیشتری خلق می شود. پس باید حواسمان به میزان باز بودن پلتفرم (Openness) باشد یعنی اینکه مسیر برای جذب مخاطبان بالقوه بیش از حد بسته نباشد. از آنجایی که تولید کنندگان داخلی بودجه بالایی ندارند لذا سیاست دوم بهتر بوده و دریافت 15درصد پورسانت به ازای هر فروش درنظر گرفته می شود.استراتژی های متنوعی برای مارکتینگ وجود دارد که وارد جزئیات نمی شویم فقط نکنه اصلی این است که ابتدا کانال های تبلیغاتی را شناسایی کرده و سپس آنها را تست کنیم و کانال هایی که بیشترین نرخ تبدیل را دارند ادامه داده و آنهایی که نرخ تبدیل پایینی دارند را رها کنیم. برای تست نیز باید سه پارامتر اصلی را در نظر بگیریم؛ کانالی که در آن تبلیغ می کنیم، مخاطبی که هدف قرار می دهیم و پیامی که به اشتراک می گذاریم.نظارت بر محصول پس از انتشار و تصمیم برای توسعه و یا توقف :و اما چگونه موفقیت یا شکست محصول خود را تشخیص دهیم. اصولا سال اول شروع هر استارتاپی سرشار از سرخوشیست و چیزهای زیادی برای جشن گرفتن وجود دارد اما باید داده ها به درستی بررسی شوند تا متوجه موقعیت کسب و کار خود شویم. صرف اینکه چند مشتری به محصول ما علاقه نشان داده و از آن خرید کرده اند بیانگر موفقیت نیست چراکه ما به مشتریان بلند مدت نیاز داریم و باید گلوگاه ها را شناسایی و رفع کنیم.عوامل زیر همه شاخص هایی هستند که نشان می دهند آیا در مسیر درستی قرار گرفته ایم و یا اینکه ایده ما با شکست روبرو شده است :تعداد کاربران ثبت نامی جدید: اگر با وجود تبلیغات تعداد کاربران ثبت نامی جدید سیر نزولی را طی کند یعنی اینکه یا کانال تبلیغاتی درستی را انتخاب نکرده ایم یا اینکه ایده ما تناسبی با بازار نداشته و در راستای رفع نیاز کاربر نبوده و درنتیجه جذابیتی برای او ندارد.نرخ ریزش مشتری: برای محاسبه نرخ ریزش مشتری راه های مختلفی هست. برای مثال از آنجایی که محصول ما به صورت اپلیکیشن موبایل هم ارائه می شود می توان از طریق تعداد حذف اپلیکیشن آن را به دست آورد که اگر افزایشی باشد این نشان دهنده عدم علاقه کاربر به محصول و ریزش مشتریست.(البته راهکارهای متنوعی برای کاهش نرخ ریزش مشتری وجود دارد مثلا اگر بدست آورده ایم که بازه ریزش مشتری 20روزه است می توانیم هر 15روز یکبار از آنها بازخورد گرفته و با محصول درگیرشان کنیم)عدم تقسیم مناسب ارزش: اگر ارزش به درستی تقسیم نشده باشد و یک طرف ارزش ناکافی بدست آورده باشد این خود زنگ خطری برای شکست است. اگر تولید کننده جذب پلتفرم شده و مداوم محصولات خود را بروز کند اما خریدار جذب نشده و خریدی انجام ندهد و یا برعکس در جذب تولید کننده به درستی عمل نکنیم و تنوع محصولات کم باشد در این صورت به درستی نتوانسته ایم تناسب را بین دو وجه رعایت کنیم.عدم انطباق تیم: اگر اعضای انتخابی تیم مهارت، اشتیاق و انگیزه کافی برای یادگیری و غلبه بر چالش ها را نداشته باشد تیم را به سمت سراشیبی سوق می دهند پس باید چه حین توسعه و چه پس از انتشار محصول این فاکتور را در نظر داشته باشیم.عدم تناسب محصول-بازار: پس از انتشار محصول نیز باید از مشتریان نظرسنجی کرد تا بفهمیم توانسته ایم به نیاز آنها پاسخ دهیم یا نه. اگر با توسعه محصول نتوانسته باشیم به نیاز مشتریان پاسخ دهیم باید pivot کنیم در غیر این صورت محصول ما محکوم به شکست خواهد بود.سیاست نادرست قیمت گذاری: اگر مدل درآمدی که انتخاب کردیم به درستی انتخاب نشده باشد و تولید کنندگان از آن استقبال نکنند باید آن را تغییر دهیم و اگر تغییر پاسخ گوی برآورده کردن هزینه ها نباشد این خود عاملی در مسیر شکست است.تناسب بین LTV و CAC: اگر هزینه جذب مشتری (Customer Acquisition Cost) و ارزش طول عمر مشتری (Lifetime Value) باهم متناسب نباشند ایرادی در کار ما وجود دارد. برای اینکه کسب و کار به سود رسیده و زیانده نباشد باید LTV بیشتر از CAC بوده و اگر کمتر باشد زنگ خطری برای عدم موفقیت است. اصولا در منابع موجود به نسبت 1:3 اشاره می کنند یعنی ارزش مشتری باید 3برابر هزینه های صورت گرفته برای جذب او باشد.بررسی نرخ تبدیل مشتری: نرخ تبدیل (Conversion Rate) بیانگر این است که ما چقدر توانسته ایم مشتریان محصول را به خریدار تبدیل کنیم. اگر نرخ تبدیل ما پایین باشد یعنی ایرادی در کار وجود داشته که این ایراد می تواند نشات گرفته از مدل کسب و کار ما باشد که به درستی پاسخگو نبوده و مشتری حاضر به پرداخت نیست و باید قیف فروش (Sales Funnel) را بررسی کنیم تا علت ریزش را بفهمیم و برطرف سازیم. تکنیک های زیادی برای افزایش CRO وجود دارد که وارد آن نمی شویم.مجموع عوامل بالا به ما کمک میکند تا پس از انتشار محصول بتوانیم آن را رصد کرده و میزان موفقیت آن را بسنجیم و بفهمیم که آیا در مسیر درست حرکت می کنیم و محصول مطابق با نیاز مشتری و متناسب با بازار توسعه داده شده یا خیر. تصمیم برای ادامه یا توقف محصول کار حساسی است و ابتدا باید مشکل اصلی را پیدا کرده و در صدد رفع آن برآییم اگر راه های مختلف را تست کنیم و به نتیجه نرسیم زمان آن می رسد که محصول را کنار بگذاریم یا pivot کنیم(که آن هم تکنیک های خاص خود را دارد). اگر کانال تبلیغاتی درست و پیام درست را شناسایی کرده و باز تعداد کاربران ثبتنامی جدید سیر نزولی دارد(لازم به ذکر است اگر در فاز بلوغ محصول بودیم این سیر نزولی نشانه اشباع بازار بود اما چون در فاز معرفی هستیم به معنی عدم استقبال کاربر است) و نرخ ریزش مشتری نیز رو به افزایش است و تولید کنندگان نیز فروشگاه خود را بروز نمی کنند و هزینه ها به ویژه هزینه جذب مشتری رو به افزایش بوده و بودجه رو به اتمام و ارزش طول عمر مشتری پایین آمده و تعداد خریدها و سود حاصله نیز رو به سقوط است و کمپین های تبلیغاتی پاسخگو نبوده و آمار بازدید روزانه پایین آمده و قیف فروش نیز ریزش زیادی داشته و اصلاحاتی که روی محصول انجام داده ایم و قابلیت های جدید نیز تاثیر چشمگیری بر این روند ندارد این شرایط نشان دهنده شکست محصول بوده و باید آن را رها کنیم.اما اگر تعداد کاربران ثبتنامی جدید رو به افزایش است و نرخ ریزش مشتری پایین بوده و هم تولید کنندگان جدید رو به افزایش بوده و زمان بروز رسانی فروشگاه ها کم بوده و تولید کنندگان به صورت مداوم در حال بروز رسانی محصولات بوده و آمار نصب و بازدیدها رو به افزایش بوده و کانال ها و کمپین های تبلیغاتی به خوبی مورد استقبال کاربران قرار گرفته شود و هزینه جذب مشتری کاهش یافته و نرخ تبدیل مشتری نیز بالا باشد و کاربران محصول را به اشتراک گذاشته و درآن پول مصرف کنند و نرخ نگهداری مشتری(Customer Retention Rate) مقدار قابل قبولی بوده و با کمپین ها و توسعه فیچرهای جدید قابل افزایش است می توان گفت که محصول ما کم کم وارد فاز رشد شده و پس از آن می توانیم استراتژی های مرتبط با فاز رشد را برای توسعه محصول در نظر گرفته و با قدرت پیش رویم.مقالات تکمیلی که میتونه بتون کمک کنه :نقشه راه محصول چیست؟چگونه بهترین فیچرها را برای توسعه محصول خود انتخاب کنیماصطلاحاتی که مدیران محصول باید با آن آشنایی داشته باشندامیدوارم که مطالب مطرح شده در این مقاله براتون مفید بوده باشه. خوشحال میشم اون رو به اشتراک بذارید و نظراتتون را بام درمیون بذارید.</description>
                <category>Alireza Karami</category>
                <author>Alireza Karami</author>
                <pubDate>Wed, 07 Oct 2020 12:13:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>متن قرارداد طراحی و توسعه نرم افزار برای شرکت ها و فریلنسرها</title>
                <link>https://virgool.io/Rocket/%D9%85%D8%AA%D9%86-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D9%86%D8%B1%D9%85-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%84%D9%86%D8%B3%D8%B1%D9%87%D8%A7-xacjhnkatuxn</link>
                <description>سال های زیادی رو در زمینه سفارش گیری محصول نرم افزاری چه به صورت فریلنسر و چه در قالب شرکت هایی که داشتم گذروندم و با اطمینان بهتون میگم که بستن یک قرارداد کامل یکی از مهم ترین گام های پیشبرد درست کار هست چراکه شفافیت ابتدای کار باعث میشه هر دو طرف سفارش دهنده و سفارش گیرنده با اعتماد کار رو دنبال کنن. در این صورت هم سفارش گیرنده در حین توسعه محصول با آرامش خاطر کار رو جلو میبره و هم سفارش دهنده نگرانی بابت کم کاری در روند توسعه کار در مدت قرارداد نخواهد داشت. البته یکی از موارد مهم دیگه جلسات دوطرف در حین توسعه محصول هست تا تمامی ابهامات رفع و محصول مطابق با سفارش مشتری پیش بره که موضوع این مقاله نیست.در زیر متن قراردادی که طی این سال ها برای سفارش گرفتن محصول ازش استفاده کردم رو براتون نوشتم که میتونید بنا به نیاز تغییرات لازم رو روش بدید. این قرارداد تقریبا کامل هست و همه جوانب را طوری که به نفع دو طرف باشه در نظر گرفته.قرارداد طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی نرم افزارماده 1 : طرفین قرارداداین قرار داد فیمابین .................................. به نمایندگی آقای/خانم ..................................که از این پس در این قرارداد توسعه دهنده نامیده می شود از یک طرف، و ............................................... به نمایندگی آقای/خانم ................................... به کد ملی : ................................... به نشـانی : ........................................................کدپستی : ....................... موبایل :  ........................... و آدرس پست الکترونیـکی : ....................................که از این پـس در این قـرارداد مشتری نامیـده می شود از طرف دیگر، بشرح ذیل منعقد و طرفین متعهد به اجرای مفاد آن می باشند.ماده 2 : موضوع قراردادطراحی، پیاده سازی و پشتیبانی نرم افزار.................................................. که از این پس در این قرارداد برنامه نامیده می شود.ماده 3 : مدت قرارداد1-3 :  مدت اعتبار این قرارداد از تاریخ ......................... به مدت یکسال شمسی بوده و در سال های آتی با پرداخت مبلغ قابل پرداخت قرارداد قابل تمدید می باشد.2-3 : طراحی و پیاده سازی نرم افزار از تاریخ دریافت پیش پرداخت به مدت ........ الی ......... به طول خواهد انجامید.تبصره 1 : درخواست امکانات جدید مازاد بر قرارداد اولیه در مدت ذکر شده در بند 2-3 این قرارداد در پیاده سازی طرح در این مدت ترتیب اثر داده نخواهد شد و اعمال امکانات جدید مازاد بر قرارداد اولیه توسط توسعه دهنده در طراحی و پیاده سازی نرم افزار مطابق با تبصره 1 ماده 4 این قرارداد در زمانی پس از زمان اعلام شده در بند 2-3 این قرارداد و به تشخیص توسعه دهنده خواهد بود.ماده 4 : مبلغ کل قرارداد1-4 : مبلغ کل قرارداد به شرح جزئیات در جدول 1 درج می گردد.2-4 : هزینه پشتیبانی نرم افزار در سال نخست ........................ بوده و در سالهای آتی معادل ...... درصد کل قرارداد می باشد.تبصره 1 : بهای درخواست امکانات جدید مازاد بر قرارداد اولیه طی صورت حساب جداگانه ای توسط توسعه دهنده مشخص و برای مشتری ارسال می گیردد. بدیهی است پیاده سازی امکانات درخواستی پس از پرداخت هزینه های صورت حساب و تصفیه‌ حساب با توسعه دهنده انجام می پذیرد.تبصره 2 : کلیه هزینه های جانبی اعم از هاست و دامین برای نرم افزارهای آنلاین و ... برعهده مشتری بوده و جدای از هزینه طراحی و پیاده سازی برنامه باید به توسعه دهنده پرداخت گردد.جدول 1 (مبلغ کل قرارداد)ماده 5 : نحوه پرداخت1-5 : مبلغ ................................... (تومان) معادل 50درصد مبلغ کل قرارداد در ابتدای قرارداد و به عنوان پیش پرداخت باید توسط مشتری به توسعه دهنده پرداخت شود.2-5 : 50 درصد مابقی مبلغ کل قرارداد درهنگام تحویل نرم افزار باید توسط مشتری به توسعه دهنده پرداخت گشته و بدین ترتیب مبلغ کل قرارداد تصفیه گردد. بدیهی است سفارشات آتی مطابق با تبصره 1 ماده 4 این قرارداد پیگیری خواهند شد.تبصره 1 : زمان واریز پیش پرداخت توسط مشتری به حساب توسعه دهنده در تاریخ .................. می باشد.ماده 6 : مالیات و کسور قانونیپرداخت هرگونه ماليات(اعم از مالیات بر درآمد و مالیات بر ارزش افزوده و...) ، بيمه و عوارض كه طبق قانون به هر نحوي به اين قرارداد تعلق مي گيرد، بعهده مشتری بوده و از این بابت توسعه دهنده هیچگونه مسئولیتی نخواهد داشت.ماده 7 : تعهدات مشتری1-7 : مسئوليت کلیه متون و محتواي نرم افزار به عهده مشتری مي‌باشد و مشتری توسعه دهنده را از هرگونه ادعا، خسارت و يا شكايتي در اين ارتباط مصون و مبري مي‌دارد.2-7 : مشتری موظف به رعايت ضوابط، استانداردها و دستورالعمل‌هاي ابلاغي از سوي توسعه دهنده، كه به شكل كتبي به مشتری ابلاغ می شود، می باشد.3-7 : مشتری موظف به رعایت کلیه مفاد قانون حمايت از حقوق پديدآورندگان نرم‌افزارهاي رايانه‌اي مصوب 4/10/1379 مجلس شوراي اسلامي بوده و به توسعه دهنده حق تام جهت مطالبه حقوق توسعه دهنده به عنوان پدیدآورنده نرم افزار مطابق با این قانون را می دهد.4-7 : درج صفحه معرفی توسعه دهنده همراه با اطلاعات تماس و... در نرم افزار الزامی بوده و مشتری در طراحی و ثبت این صفحه در نرم افزار به توسعه دهنده اختیار تام داده و حق هیچ گونه اظهار نظری نخواهد داشت و سورس برنامه (کد برنامه) نیز متعلق به توسعه دهنده می باشد و در اختیار مشتری قرار داده نخواهد شد مگر اینکه مبلغ مطرح شده در تبصره 3 بند 10-7 از این قرار داد را پرداخت نماید.5-7 : مشتری متعهد می گردد موضوع قرارداد را در مدت تعیین شده به نحو مطلوب اجرا نماید .6-7 : مشتری متعهد می گردد کلیه اطلاعات و مستندات توسعه دهنده را کاملا محرمانه تلقی نماید.7-7 : مشتری متعهد می گردد برنامه جلسات درخواستی خود را به توسعه دهنده ارائه نماید و در کلیه جلساتی که درباره موضو ع قرارداد برگزار می گردد شرکت فعالانه داشته باشد.8-7 : مشتری متعهد می گردد کلیه مستندات و فایلهاي مورد نیاز نرم افزار را پیش از تاریخ درج شده در تبصره 1 ماده 5 این قرارداد در اختیار توسعه دهنده قرار دهد. بدیهی است مسئولیت هرگونه قصور در این رابطه با مشتری بوده و درصورتی که توسعه دهنده جهت پیشبرد طراحی و پیاده سازی نرم افزار نیازمند این مستندات و فایل ها باشد می تواند بنا به تشخیص، مدت ذکر شده در بند 2-3 این قرارداد را تمدید نماید و مشتری در این خصوص حق هرگونه اعتراضی را از خود اسقاط می نماید.9-7 : هرگونه پشتیبان گیری از اطلاعات ثبت شده در نرم افزار بر عهده مشتری بوده و مشتری حق هرگونه ادعا در این خصوص و در رابطه با خرابی و از دست رفتن اطلاعات به دلیل عدم پشتیبان گیری را از خود اسقاط می نماید.10-7 : مشتری متعهد به پرداخت مبلغ کل قرارداد مطابق با ماده 5 این قرارداد خواهد بود و کلیه عواقب ناشی از دیرکرد پرداخت را بعهده خواهد گرفت.تبصره 1 : مشتری باید به سن قانونی رسیده باشد و در هنگام امضای قرارداد کپی کارت ملی و شناسنامه برای اشخاص و شرکتها و کپی از روزنامه رسمی برای شرکتها را تحویل توسعه دهنده دهد.تبصره 2 : درصورتی که مشتری مبلغی معادل با .... برابر مبلغ کل قرارداد (جدای از مبلغ کل قرارداد) به توسعه دهنده پرداخت نماید امکان حذف صفحه معرفی توسعه دهنده از نرم افزار وجود خواهد داشت.تبصره 3 : درصورتی که مشتری مبلغی معادل با ........................ به توسعه دهنده پرداخت نماید سورس (کد برنامه) نیز در اختیار وی گذاشته می شود.ماده 8 : تعهدات توسعه دهنده1-8 : توسعه دهنده متعهد می گردد موضوع قرارداد را در مدت تعیین شده به نحو مطلوب اجرا نماید.2-8 : توسعه دهنده متعهد می گردد کلیه اطلاعات و مستندات مشتری را کاملا محرمانه تلقی نماید.3-8 : توسعه دهنده مکلف است پس از دریافت اعلام خرابی و یا بروز هرگونه مشکل بصورت کتبی و یا شفاهی از سوي مشتری در رابطه با موضوع قرارداد ، نسبت به رفع آن اقدام نماید.4-8 : توسعه دهنده تضمین می نماید که هیچ گونه کدي که امنیت نرم افزار را به مخاطره اندازد ، داخل نرم افزار قرار ندهد.5-8 : توسعه دهنده موظف است نسبت به تأمين نيروي كارشناس و متخصص، با كيفيت و توان لازم به تعداد كافي براي طراحی و پیاده سازی نرم افزار در مدت ذکر شده در بند 2-3 این قرارداد اقدام نماید.6-8 : توسعه دهنده متعهد می شود کلیه هزینه های طراحی و پیاده سازی نرم افزار در چارچوب این قرارداد را به صورت کامل در جدول 1 این قرارداد درج نموده و از این بابت بعداً حق درخواست اضافه پرداختي نخواهد داشت. ( به جز موارد مطرح شده در تبصره 1 ماده 3 و تبصره 1 ماده 4 این قرارداد که مشتری موظف به پرداخت صورت حساب جدید می باشد. )7-8 : در صورتی که زمان تحویل نرم افزار از مدت ذکر شده در بند 2-3 این قرارداد ( به استثنای مورد ذکر شده در بند 8-7 این قرارداد) تجاوز کرد توسعه دهنده موظف به پرداخت خسارت به مشتری خواهد بود. میزان خسارت مطابق با سود سپرده کوتاه مدت (روزشمار) مصوب بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران برای مبلغ کل قرارداد در ازای هر روز دیرکرد محاسبه خواهد شد.ماده 9 : محرمانه بودنکلیه اسناد، مدارک و داده های مبادله شده بین طرفین محرمانه بوده و هر یک از طرفین موظف به حفظ و نگهداری آنها می باشند. در صورت اثبات خلاف این امر، هریک از طرفین می تواند ادعاي خسارت نموده و در مراجع قانونی پیگیري قضائی نماید. طرفين مجاز نيستند بدون كسب مجوز كتبي از يكديگر، اطلاعات مربوط به انجام موضوع قرارداد را در اختيار ساير اشخاص حقيقي و يا حقوقي قرار دهند. البته اطلاعات و ارقام فني كه قبل از افشاء در اختيار همگان بوده و يا امكان كسب آن از منابع ديگري قابل اثبات باشد محرمانه تلقي نمي‌شود.ماده 10 : تعلیق قراردادتوسعه دهنده و يا مشتری در طی مدت قرارداد مي توانند با اعلام كتبي به يكديگر، با رعايت فاصله زماني یک هفته، در صورتی که ضروری تشخیص دهند تمام و يا بخشي از فعاليت‌هاي موضوع قرارداد را به حالت تعليق درآورده و طرف دیگر با دریافت اعلامیه رسمی تعلیق، موظف است فوراً موضوع قرارداد را به حالت تعلیق درآورد.ماده 11 : فسخ قرارداد1-11 : در صورت فسخ قرارداد از سوی مشتری در ماه اول، توسعه دهنده مجاز است 30% از مبلغ کل قرارداد را به عنوان خسارت از پیش پرداخت کسر کرده و مابقی را ظرف مدت حداکثر یک هفته پس از فسخ قرارداد به مشتری استرداد نماید و در این خصوص هرگونه حقی از مشتری صلب خواهد شد.2-11 : در صورت فسخ قرارداد از سوی مشتری پس از ماه اول، توسعه دهنده مجاز است کل مبلغ پیش پرداخت را به عنوان خسارت برداشت نموده و در این خصوص هرگونه حقی از مشتری صلب خواهد شد.3-11 :در صورت فسخ قرارداد از سوی توسعه دهنده، توسعه دهنده علاوه بر استرداد مبلغ پیش پرداخت به مشتری موظف به پرداخت خسارت به مشتری خواهد بود. میزان خسارت مطابق با سود سپرده کوتاه مدت (روزشمار) مصوب بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران برای مبلغ کل قرارداد در ازای تعداد روزهای سپری شده از تاریخ اعلام شده در تبصره 1 ماده 5 این قرارداد تا روز فسخ قرارداد توسط توسعه دهنده محاسبه خواهد شد.ماده 12 : حوادث قهریه و غیرمترقبه (فورس ماژور)هر گاه به عللي خارج از حيطه اقتدار و اراده طرفين از قبیل حوادث قهري و غير مترقبه هر يك از طرفين قرارداد نتوانند تعهدات خود را انجام دهند، عدم انجام تعهدات، نقض قرارداد تلقي نخواهد شد و قرارداد بقوت خود باقي خواهد ماند. جنگ اعم از اعلام شده يا نشده، انقلابات و اعتصابات عمومي، شيوع بيماريهاي واگير دار، زلزله، سيل و طغيانهاي غير عادي، خشكساليهاي بي سابقه و همچنين آتش سوزي هاي دامنه دار جزو حوادث قهري محسوب شده و در مورد خسارات ناشي از آنها بترتيب ذيل عمل خواهد شد.1-12 :  توسعه دهنده در صورت بروز شرايط فورس ماژور بايستي بلادرنگ موضوع را به اطلاع مشتری برساند. در این صورت توسعه دهنده به تشخيص خود و همفکري با مشتری تدابير لازم را اتخاذ خواهد نمود. در طول مدت تعذر طرفین موظف هستند حداكثر تلاش خود را در جهت حفظ اقدامات انجام شده و مدارك توليد شده به بهترين نحو مطلوب به عمل آورند.2-12 : چنانچه مدت فورس ماژور بيش از سه ماه گردد، در آن صورت هر يك از طرفين چنانچه تمايل داشته باشد، اختيار فسخ قرارداد را با ارائه يادداشت كتبي به طرف مقابل دارد. در این شرایط توسعه دهنده محق به دریافت هزینه هایی است که به طور واقعی تا لحظه وقوع فورس ماژور در ارتباط با عملیات موضوع قرارداد انجام داده است و مشتری نیز موظف به پرداخت هزینه درخواستی توسط توسعه دهنده ظرف مدت یک هفته از زمان درخواست خواهد بود.ماده 13 : حق واگذاری به غیرمشتری حق واگذاري موضوع قرارداد را تحت هيچ عنوان و شرايطي ولو به وكالت يا نمايندگي يا مشاركت و .... به غيررا ندارد . در غير اينصورت مكلف به جبران خسارات و ضرر و زيانهای وارده طبق تشخيص توسعه دهنده مي باشد.ماده 14 : حل اختلافکلیه اختلافات و دعاوی ناشی از این قرارداد و یا راجع به آن از جمله انعقاد، اعتبار، فسخ، نقض، تفسیر یا اجرای آن، در ابتدا از طريق مذاكره نمایندگان طرفین انجام و در صورت عدم توافق توسط هيأتي مركب از نمايندگان طرفین و كارشناس مرضي الطرفين بررسي و رأي هيأت براي طرفين لازم الاجراء مي‌باشد. در صورت عدم توافق جهت انتخاب كارشناس مرضي الطرفين و یا حل و فصل موضوع ظرف مدت يكماه، این امر می تواند توسط هر يك از طرفين به به مرکز داوری اتاق ایران ارجاع گردد که مطابق با قانون، اساس‌نامه و آیین داوری آن مرکز با رأی یک داور به صورت قطعی و لازم‌الاجرا حل و فصل گردد. داور علاوه بر مقررات حاکم، عرف تجاری ذی‌ربط را نیز مراعات خواهد نمود. شرط داوری حاضر، موافقت‌نامه‌ای مستقل از قرارداد اصلی تلقی می‌شود و در هر حال لازم‌الاجراست.ماده 15 : تغييراتهرگونه تغيير و يا اضافه شدن به موضوع قرارداد رسميت نخواهد داشت مگر آنكه به صورت مکتوب و صریح به امضاي طرفين برسد.ماده 16 : يكپارچگي قراردادقرارداد و پيوست هاي آن يك مجموعه جامع و يكپارچه را تشكيل مي دهند كه بين طرفين مورد توافق و تأیيد قرار گرفته است. قرارداد مذكور جايگزين كليه قراردادها، ترتيبات، مكاتبات و ارتباطات (چه شفاهي و چه كتبي) قبلي كه بين طرفين در ارتباط با موضوع قرارداد وجود داشته است،  مي گردد.ماده 17 : نافذ بودندر صورت وجود تناقض يا عدم سازگاري بين شرايط عمومي و اختصاصي قرارداد، شرایط اختصاصی نافذ می باشد.در صورت وجود تناقض یا عدم سازگاری بین مواد و تبصره های این قرارداد با موارد مطرح شده در پیوست های این قرارداد، مواد و تبصره های این قرارداد در اولویت می باشد.ماده 18 : تغيير نشاني طرفين قراردادهرگاه يكي از طرفين قرارداد نشاني قانوني خود را در مدت قرارداد تغيير بدهد بايد كتباً اين تغيير را به طرف ديگر ابلاغ كند و تا وقتي كه نشاني جديد به طرف ديگر اعلام نشده است، كليه نامه ها، اوراق و مكاتبات به نشاني قانوني ارسال و تمام آنها ابلاغ شده تلقي خواهد شد.ماده 19 : اختتامیهاين قرارداد از هر حيث تابع قوانين کشور جمهوري اسلامي ايران مي باشد.اين قرارداد شامل 19 ماده، 7 تبصره و ................ صفحه پیوست به عنوان مستندات مورد نیاز طراحی و پیاده سازی نرم افزار می باشد که درتاريخ ........................ در دو نسخه تنظيم و به امضاء طرفين قرارداد رسيده که هر يك از نسخه ها به تنهايي داراي اعتبار است.امیدوارم این متن قرارداد به کارتون بیاد و بتونید توی سفارش های آتی ازش استفاده کنید. خوشحال میشم نظراتتون رو بام در میون بذارید و اگه نکته ای در رابطه با اون داشتید مطرح کنید.</description>
                <category>Alireza Karami</category>
                <author>Alireza Karami</author>
                <pubDate>Fri, 26 Jun 2020 16:22:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تحلیل داده های ایوند در 6ماهه پایانی 98</title>
                <link>https://virgool.io/product-management/%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-6%D9%85%D8%A7%D9%87%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C-98-uutf04hgh4vd</link>
                <description>اگر با ایوند آشنایی داشته باشید باید بدانید که ابزاری آنلاین برای ساخت رویداد و مدیریت فروش بلیت ها همراه با ده ها قابلیت مدرن دیگر هست که به برگزار کننده کمک میکند با خیال راحت فرآیند ثبتنام رویدادش را مدیریت کند. در این مقاله تصمیم دارم داده های 6ماهه پایانی سال 98 رو تحلیل و تاثیر عواملی چون کرونا و قطعی اینترنت بر آن و همچنین تصمیماتی که در این برهه های خاص در تیم محصول برای گذر از آن گرفتیم را بیان کنم، چون معتقدم به اشتراک گذاری این تجربه ها میتونه مفید باشه و در شرایط مشابه در تصمیم گیری به علاقه مندان و فعالان این حوزه کمک کند. ایوند دو دسته کاربر اصلی دارد؛ برگزار کننده ها و شرکت کننده ها. از نظر من این تحلیل برای هر دو دسته و حتی برای سایرین میتونه جذاب باشه چراکه ایوند تقریبا بزرگترین جامعه آماری را در این زمینه دارد.در پاییز و زمستان 98 دو اتفاق بزرگ افتاد که تاثیر زیادی بر درآمد و خدمت رسانی کسب و کارهای آنلاین گذاشت اولی قطعی اینترنت و دومی که هنوز هم(در زمان تدوین این مقاله) گریبانگیر ماست شیوع ویروس کرونا بود. قطعی اینترنتصبح روز شنبه 25 آبان بود که زمزمه قطعی اینترنت به گوش میرسید و دسترسی ها هم محدود شده بود و پشتیبانی با حجم بالای تماس های برگزار کننده ها و کاربران مواجه شد که امکان دسترسی به سایت برایشان مقدور نبود بعد از مدتی که متوجه شدیم قضیه جدی هست و دسترسی به اینترنت جهانی محدود شده و فقط سایت های داخلی در دسترس خواهند بود باید اقدامی سریع می کردیم چراکه سرورهای ایوند خارج از ایران بود و کاملا از دسترس خارج می شد و انتقال به سرورهای داخلی زمان بر بود، بنابراین در تیم محصول تصمیم گرفتیم سرورها را با اولویت خدمت رسانی به کاربرها به داخل منتقل کنیم و این یعنی ابتدا بخش هایی چون ثبتنام در رویداد در دسترس کاربرها قرار می گرفت. مخلص کلام که این انتقال کامل حدود دو روز زمان برد و در این مدت اقداماتی صورت گرفت که شاید بازگویی آنها برای کسب تجربه بد نباشد. از آنجایی که برگزار کنندگان امکان خرید ابزار تبلیغاتی در ایوند دارند و یکسری از رویدادها نیز در همان برهه برگزار می شد، ابتدا لیستی از رویدادهایی که زمان برگزاری آنها یک هفته آتی بود تهیه و با برگزار کننده ها تماس گرفتیم تا در صورت عدم برگزاری به کاربرها اطلاع داده و ما هم بنا به وظیفه اجتماعی که به دوش داشتیم تبلیغاتی که خریداری کرده بودند را مرجوع یا مجددا برای آنها تمدید کردیم. قدم بعدی که پس از انتقال برداشته شد اطلاع رسانی سراسری به همه کاربران بود که ایوند در دسترس بوده و می توانید از خدمات آن مثل قبل استفاده کنید.شیوع ویروس کرونابه دنبال انتشار خبر ورود کرونا به ایران و انجام اقدامات پیشگیرانه در راستای جلوگیری از شیوع آن هفته اول اسفند ماه بود که کنسرت ها لغو و برگزاری بسیاری از رویدادها نیز کنسل شد. اینجا بود که موج دوم ضربه بر اقتصاد کسب و کارهای آنلاین به ویژه مواردی چون ایوند که با اجتماع مردم سروکار داشت صورت گرفت و امری اجتناب ناپذیر بود. اگر از ایوند استفاده کرده باشید می دانید که بخشی با عنوان برگزاری وبینار داشته که امکان ایجاد رویدادهای آنلاین را فراهم می کند. آمار گستره شیوع و ماندگاری این ویروس در چین حاکی از این بود که این مهمان ناخوانده تا چندین هفته آتی گریبان گیر ما بوده و باید تصمیمی برای مدیریت بحران در این برهه زمانی می گرفتیم لذا در تیم محصول تصمیماتی اخذ شد که نتایج آن را نیز در ادامه و از زبان آمار و داده ها خواهید دید. خب صورت مساله اصلی این بود که فعلا تا زمان نامعلوم برگزاری رویداد حضوری به شدت کاهش خواهد داشت و زمینه برای برگزاری رویدادهای آنلاین مهیا می باشد. لذا این بار نیز لیستی از رویدادهای حضوری پیش رو تهیه کردیم و با برگزار کننده ها تماس تلفنی برقرارکرده و امکانات ایوند برای برگزاری رویدادهای آنلاین را برایشان بازگو کردیم تا در صورت امکان رویدادهای خود را از حضوری به آنلاین تغییر دهند. همچنین لیستی از برگزار کنندگان بالقوه که اصولا رویداد آنلاین در ایوند برگزار می کردند تهیه کرده و با آنها تماس گرفتیم و موارد تشویقی چون کاهش 50درصدی هزینه ثبت رویداد آنلاین برایشان در نظر گرفتیم تا از این فرصت استفاده کنند. از طرفی دیگر نیز در صفحه اول ایوند گزینه‌ای برای مشاهده رویدادهای آنلاین پیش رو قرار دادیم تا کاربران به شرکت در این رویدادها ترغیب شوند و برای ادامه نیز اگر رویدادی در قالب حضوری ثبت می شد بخش پشتیبانی آن را منتشر نکرده و با برگزار کننده جهت علت عدم انتشار و نیز راهنمایی وی برای برگزاری آنلاین رویداد تماس گرفته می شد.تا به اینجای کار سعی کردم با بازگویی تصمیمات صورت گرفته در این دو مقطع زمانی مهم و به اشتراک گذاری تجربه شخصیم، مواردی رو بازگو کنم که پیش زمینه ذهنی براتون فراهم بشه تا شاید در آینده در تصمیم گیری های پیش رو به شما به عنوان یک مدیر محصول یا عضوی از تیم محصول، صاحب یک کسب و کار و یا حتی یک کاربر عادی کمک کند. سخن را کوتاه می کنم و مستقیم به سراغ داده ها میرم تا از زبون اونها باهم صحبت کنیم.بخش اول، بررسی آمار مرتبط با رویدادهانمودار 1 بر اساس مجموع هفتگی تعداد رویدادهای ثبت و برگزار شده ترسیم شده و همانطور که می بینید در هفته 9 به دلیل قطعی اینترنت کاهش 75درصدی در تعداد رویدادهای ثبت شده و همچنین کاهش 30 درصدی در رویدادهای برگزار شده و از هفته 23 به بعد به دلیل شیوع کرونا بیش از 60درصد کاهش در ثبت رویداد و بیش از 80 درصد نیز کاهش در برگزاری رویدادها مشاهده می شود. برای درک بهتر اینکه چرا اصولا تعداد رویدادهای برگزار شده در هر هفته بیش از رویدادهای ثبت شده است بهتر است بدانید که اصولا بین یک تا دو هفته فاصله بین ثبت تا برگزاری رویداد وجود دارد.نمودار 1مطابق با آنچه قبلا گفتم پس از شیوع کرونا تمهیداتی در راستای ترویج برگزاری رویدادهای آنلاین اندیشیدیم که نتیجه آن در نمودار2 قابل مشاهده بوده و رشد چشم گیر رویدادهای آنلاین را به دنبال داشته است.نمودار 2با بررسی نمودار 3 می توان به وضوح دید که در 3 هفته پایانی سال (به ویژه در هفته آخر) تعداد رویدادهای ثبت شده در دسته تحصیلی و علوم پایه رشد چشمگیری داشته و این امر نیز به دنبال تعطیلی مدارس و نیاز به برگزاری دوره های آموزشی آنلاین می باشد و همین امر موجب افزایش سهم دسته تحصیلی از مجموع رویدادهای آنلاین در نمودار4 شده است. نکته دیگری که با بررسی نمودار 3و4 می توان به آن پی برد، عطش جامعه برای رویدادهای کسب و کار، کارآفرینی و مالی بوده و این امر خود نشان دهنده شرایط اقتصادی جامعه و علاقه افراد به راه اندازی یک کسب و کار و به نحوی افزایش درآمد می باشد.بد نیست که بدونید تعداد رویدادهای آنلاین برگزار شده از 50 رویداد در بهمن ماه به 705 رویداد در اسفند ماه رسیده است.نمودار 3نمودار 4 نمودار 5 بخش دوم، بررسی آمار مرتبط با شرکت کنندگاننمودار 6 بر اساس مجموع هفتگی تعداد شرکت کنندگان آنلاین و حضوری ترسیم شده و همانطور که می بینید در هفته 9 به دلیل قطعی اینترنت کاهش 80 درصدی در تعداد شرکت کنندگان و در هفته 16 نیز به دنبال اتفاقات دیماه کاهش 40 درصدی در تعداد شرکت کنندگان مشاهده می شود. با بررسی نمودار6و7 درمی‌یابیم از هفته 23 به بعد به دلیل شیوع کرونا کاهش 100درصدی در تعداد شرکت کنندگان حضوری داشته و همچنین تعداد شرکت کنندگان آنلاین در اسفند ماه به نسبت بهمن ماه تقریبا 6 برابر شده است. نمودار 6نمودار 7به وضوح می توان در نمودار 8 دید که قطعی اینترنت در هفته 9 کاهشی 77درصدی در حجم فروش داشته و شیوع کرونا نیز موجب کاهش 60 درصدی در حجم فروش اسفندماه نسبت به بهمن ماه شده است.نمودار 8نمودار 9 و 10 و 11 به ترتیب سهم هر دسته از مجموع رویدادها، شرکت کنندگان و مبلغ پرداختی برای شرکت در رویداد را نشان می دهد که می توان میزان علاقه مندی کاربران را از آن فهمید. این امر اطلاعات مفیدی در اختیار برگزار کنندگان قرار می دهد تا با توجه به رویداد خود دسته بندی مناسب را انتخاب کنند. اگر دقت کنید متوجه می شوید با اینکه رویدادهای حضوری در دسته کسب و کار بیشتر اند اما کاربران بیشتر در رویدادهای حضوری که در دسته کارآفرینی ثبت شده شرکت کرده اند و یا اینکه هرچند تعداد رویدادهای حضوری ثبت شده در دسته تکنولوژی به نسبت فنی، مهندسی کمتر است اما استقبال کاربران از آن بیشتر بوده و حتی پول بیشتری نیز برای شرکت در این نوع رویدادها پرداخته اند. به همین ترتیب می توان این قیاس را در دسته های دیگر نیز انجام داد.نمودار 9 نمودار 10نمودار 11نمودار 12 قیاسی میان مجموع رویدادهای برگزار شده، مجموع شرکت کنندگان و مجموع مبالغ پرداختی ایجاد می کند. برای نمونه می توان دید با اینکه مجموع رویدادهای برگزار شده و شرکت کنندگان در اصفهان بیشتر از خراسان رضوی است اما رضوی ها بیشتر از اصفهانی ها برای شرکت در رویدادها هزینه کرده اند. از دیدی دیگر این نمودار به برگزار کننده ها کمک می کند تا ظرفیت استان خود در قیاس با سایر استان ها را دریابند.نمودار 12</description>
                <category>Alireza Karami</category>
                <author>Alireza Karami</author>
                <pubDate>Wed, 01 Apr 2020 10:21:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آمار بازدید مطالب من در سال ۹۸</title>
                <link>https://virgool.io/@karami_alireza/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B9%DB%B8-oghlzjenlxek</link>
                <description>اگر دستاوردی را نتوانم اندازه بگیرم، چیزی در دست ندارم.اشتباه نشود، این به معنای تمایل به بهترین بودن  و یا میل به اثبات چیزی نیست، اما تنها چیزی که می‌تواند برای بهتر شدن به من کمک کند یک نقشه راه است، از مسیری که طی کرده‌ام، تا بدانم چه اثری از خود به جا گذاشته‌ام. یک تصویر کلی که بتواند خیلی ساده نشانم دهد تلاش من چه اثری بر جامعه‌ام گذاشته است.ویدیوی آمار مخاطبین من را ببینید: https://cdn.virgool.io/annual-report/1398/ao9kkz6pdrka-EZwQj.mp4 دستاوردهای من در سال ۹۸در سال ۹۸، من در مجموع ۸ پست در ویرگول منتشر کردم و پست‌های من ۸۶ مرتبه لایک شدند و افراد ۱۷ بار نظرات خود را روی پست‌های من به اشتراک گذاشتند. امسال ۷۹ نفر در ویرگول من را دنبال کردند تا پست‌های بعدیم را بخوانند. اما چیزی که این دستاورد را ارزشمندتر می‌کند اثری است که این پست‌ها از خود به جا گذاشتند.اثر پروانه‌ای منطبق آمار ۲,۵۲۳ بار پست‌های من خوانده شدند و زمانی حدود ۶۰۲,۸۵۹ ثانیه صرف مطالعه آنها شده است، که با توجه به جمعیت ۷۲٬۹۴۰٬۰۰۰ نفری که در ایران به اینترنت دسترسی دارند، من توانستم حدود ۰/۰۰۸۲۶۵ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را بالا ببرم. عددی که با تمام کوچک بودنش، اثر بزرگ و ارزشمندی است.اما این عددها فقط توضیحی است از آنچه که برای مخاطبانم به ارمغان آورده‌ام، اثر ارزشمند‌تری که با نوشتن در ویرگول از خود به جا گذاشته‌ام، تلاش پنهانی بوده که برای حفظ محیط زیست کرده‌ام. من با انتشار پست‌های خودم در فضای ویرگول توانستم در مصرف کاغذ صرفه جویی کنم؛ یعنی اگر قرار بود پست‌هایم را چاپ  و به دست تک تک خوانندگان برسانم باید ۱۳,۴۸۰ کاغذ مصرف می‌شد.</description>
                <category>Alireza Karami</category>
                <author>Alireza Karami</author>
                <pubDate>Wed, 25 Mar 2020 20:21:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه بد محصول چه تاثیری بر کاربران می گذارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/product-management/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%DA%86%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%D8%AF-potex0skzilc</link>
                <description>یکی از وظایف اصلی مدیر محصول در چرخه حیات محصول نظارت دائمی بر عملکرد محصول بوده و باید دقت داشته باشد که هر قابلیتی در راستای توسعه محصول پیاده سازی می شود، به درستی و مطابق با Success Criteria تعریف شده باشد.ذهن بشر یک ماشین الگویابیست و همین موضوع سبب شده تا ما توانایی بالایی در ردیابی سرنخ های کوچک و ظریف و تبدیل آنها به روندهای مهم داشته باشیم که همین امر در دوران ماقبل تاریخ به ما کمک کرده تا منابع غذایی پیدا کنیم و از شکار شکارچیان دوری کنیم. امروزه نیز مشتریان شما از همین توانایی الگویابی استفاده می کنند تا تجربیات خوب و بد خود در استفاده از محصولتان را مستقیم به مجموعه شما و عملکرد کلی محصول مرتبط سازند لذا تیم محصول و توسعه دهندگان باید محصول را از دید کاربر بررسی کرده و آن را در استراتژی محصول خود بگنجانند.برای مثال شما باید به صورت متناوب سوالاتی در رابطه با تجربه محصول خود بپرسید :آیا محصول ما به اندازه کافی بصری است تا کاربران بتوانند به سرعت مسیر خود را پیدا کنند؟آیا ما مهم ترین ویژگی های محصول خود را درست در مقابل کاربر یا حداقل در منطقی ترین جایی که تصور می کنیم قرار داده ایم؟آیا ما کاربران را ملزم به انجام اقدامات غیر ضروری برای انجام کارهای مورد نظر خود می کنیم؟ آیا روند ورود به سیستم ما راحت و جذاب است؟وقتی قابلیت های جدیدی را منتشر می کنیم، آیا از اینکه همه کاربران ما در مورد آن و نحوه استفاده از آن اطلاع دارند اطمینان حاصل می کنیم؟در ادامه این مقاله اهمیت توسعه محصول باکیفیت و تاثیر مستقیم آن بر تجربه کاربر همراه با تجربه عینی ما در ایوند به عنوان مثالی عملی از این مبحث مطرح میشود تا ملموس تر بتوانید آنرا درک کنید. در انتها نیز اقدامات لازم برای زمانی که متوجه مشکلی در تجربه کلی محصول شدیم، بیان می شود.اتفاقی که پس از تجربه بد محصول برای مشتریان شما می افتدیک تجربه محصول بد - حتی یک ناراحتی جزئی از نحوه عملکرد نادرست در یک ویژگی - می تواند اثری مانند گوله برفی در مشتری داشته باشد.در وحله اول این امر باعث می شود کاربران نسبت به محصول شما باور منفی داشته باشند. سپس، این اعتقادات منفی می تواند بر نحوه استفاده مشتریان از محصول تأثیر گذاشته و منجر به بدست آوردن نتایج ضعیف مشتریان از آن شود.هر تعاملی با محصول شما منجر به یک تجربه محصول می شود که به سبب آن کاربران شما را در ذهن خود ثبت می کنند و گاهی این امر فارغ از یک تجربه خوب یا بد می باشد.به همین دلیل بسیار مهم است که تیم توسعه محصول، بهترین تجربه محصول ممکن را در زمانی که محصول جدید بوده و برای اولین بار به بازار معرفی می شود برای همه کاربران(پرسوناهای مختلف) ایجاد کند.چطور یک تجربه محصول می تواند باور کاربر به یک برند را تحت تاثیر قرار دهدبرای اینکه این مفهوم قابل درک تر بوده و بتوانم منظور خود از اینکه چطور یک تجربه منفی می تواند مثل یک گوله برفی عمل کرده و منجر به یک بهمن شود، مثالی از تجربه شخصی خودم در ایوند می زنم.اگر تاکنون رویدادی در ایوند ثبت کرده باشید حتما با بخش ابزار تبلیغاتی ایوند آشنا شده اید. یکی از ابزارهای پر استفاده در این بخش پیامک تبلیغاتی می باشد که برگزار کننده می تواند سفارش تبلیغ داده و رویداد خود را به کاربران با دسته بندی های مرتبط با رویداد خود معرفی کند. برای اینکه برگزار کننده ها ذهنیتی از قالب پیامک ارسالی داشته باشند ما تصویری نمونه از یک پیامک را در این بخش قرار داده بودیم. در گذشته پیش فرض تیم محصول بر این بود که همین تصویر موجب رفع ابهام شده و برگزار کننده ها می دانند که پیامک چگونه برای کاربران ارسال می شود.اما تجربه ای که با گذشت زمان حاصل شده بود خلاف این امر را نشان می داد. برگزار کننده ها با بخش پشتیبانی تماس می گرفتند و مدام از اینکه پیامک به چه شکل و شمایلی برای کاربرها ارسال می شود سوال می پرسیدند که این مورد موجب افزایش بار پشتیبانی شده بود.در راستای رفع این مورد در تیم محصول این تصمیم را گرفتیم که بجای نمایش یک عکس، بخشی به عنوان ارسال پیامک تست قرار دهیم. روال کار به این صورت بود که برگزار کننده متن مورد نظر را مثل قبل وارد می کرد و می توانست با زدن بر روی دکمه ارسال تست نمونه پیامکی که برای کاربر ارسال می شود را بر روی شماره خود دریافت کند.با این سناریو مشکل قبلی رفع و به نظر می رسد همه چیز حل شده و دیگر ابهامی برای برگزار کننده وجود نخواد داشت. اما پس از مدتی از انتشار این ویژگی تماس هایی مبنی بر عدم دریافت پیامک تست از برگزار کنندگان دریافت می کردیم و همین امر بیش از گذشته موجب عدم بی اعتمادی و نارضایتی برگزار کنندگان شده بود و این تصور برایشان به وجود آمده بود که عملکرد سیستم درست نبوده و کاربرها نیز این پیامک را دریافت نمی کنند، در ادامه بیشتر به این مثال می پردازم ولی در این بخش به وضوح می توان درک کرد که چگونه یک تجربه نادرست از محصول سبب نارضایتی و در نتیجه عدم اعتماد مشتری شده است.اعتقاد کاربراین قابلیت جدید کمک میکنه من قبل از سفارش بفهمم پیامک به چه صورتی برای کاربرها ارسال میشه و با اطمینان بیشتر سفارش تبلیغ بدم.تجربه محصولطبق تماس هایی که با واحد پشتیبانی می شد برگزار کننده ها اعلام میکردن که پیامک تست یا به دستشون نمیرسه یا دیر میرسه و نگران بودن برای کاربرها هم به همین منوال باشه.اقدامات کاربروقتی برگزارکننده پیام دریافت نمی کرد با پشتیبانی تماس میگرفت و ابراز نگرانی می کرد و تیم پشتیبانی مجبور بود روال و علت اینکه پیامک به دستش نرسیده رو بگه و بهش اطمینان بده پیامک برای کاربرها به درستی ارسال میشه.نتایجپیامک تست به دست برگزارکننده نمی رسید و به دنبال اون برگزار کننده به این ابزار تبلیغاتی به صورت کامل اعتماد نمی کرد و همین امر موجب تزلزل در تصمیمش برای ثبت سفارش می شد و بعضا هم از سفارش تبلیغ صرف نظر می کردند.نکته مهم : نتایج کاربران باید دقیقا شبیه به چیزی باشد که در وهله اول به کاربر ارائه می شود یعنی باید نزدیک به اعتقادات کاربر باشد اما همانطور که در این مثال دیدید نتایج با اعتقاد کاربر متفاوت بود یک تجربه محصول می تواند از چند طریق شکست بخوردراه های بسیاری برای شکست یک تجربه محصول وجود دارد و نداشتن قابلیت های کلیدی فقط یکی از آنهاست. شما همچنین باید مراقب مشکلات دیگر نظیر موارد زیر باشد:محصول باگ داشته و یا کند باشد.برنامه عملکرد اصلی را در بخش های مهم به درستی انجام ندهد.فایل راهنما به سؤالات کاربران جدید پاسخ سریع و آسان ندهد.عناوینی که برای قابلیت ها و بخش های مختلف گذاشتید قابل فهم نبوده و یا از ادبیات معمول کاربران در زمینه فعالیتی شما استفاده نمی کند.و بدین ترتیب محصول شما میتواند قابلیت های اصلی که کاربر روی آن حساب کرده است را از دست بدهد.همیشه به یاد داشته باشید که حتی مشکلات و تجربه های بدِ جزئی در محصول می تواند باعث ناامیدی کاربران شما شود. این ناامیدی می تواند به اعتقادات منفی در مورد محصولات شما منجر شده و به دنبال آن می تواند کاربران را در مقابل کل مجموعه شما قرار دهد. با توجه به این نکته ایجاد یک تجربه محصول مثبت - همراه با دقت به کوچکترین جزئیات - باید یک اولویت مهم در استراتژی کلی محصول شما باشد.اگر متوجه مشکلی در تجربه کلی محصول شدیم چکار کنیم؟مطابق با آنچه در بالا گفته شد اگر متوجه شدید قابلیت جدیدی که به محصول اضافه کردید به درستی کار نکرده و مطابق با Success Criteria تعریف شده پیش نمی رود چند راه پیش رو دارید:اگر عملکرد اصلی سیستم دچار اختلال شده و کاربرها به درستی نمی توانند از محصول شما استفاده کنند باید سریعا Rollback کنید. به این معنی که آن بخش از محصول را که درگیر شده به حالت قبل باز گردانید. بدین ترتیب گلوگاه از بین رفته و کاربران با روال قبلی کار را پیش می برند و شما مجددا فرصت دارید تا قابلیت جدید را بررسی کرده و معایب آنرا که از دیدتان جامانده پیدا و رفع کنید.اگر عملکرد اصلی سیستم دچار اختلال نشده و هراز گاهی پیام هایی مرتبط با درست عمل نکردن قابلیت جدیدی که اضافه کرده اید دریافت می کنید باید عینک گارآگاهی به چشم بزنید تا مشکل را بیابید. ممکن است هرچه بر روی سیستم خود تست می کنید به مشکل نخورید اینجا می توانید مستقیما با کاربری که مشکل داشته صحبت کنید تا علت را فهمیده و رفع کنید.البته در نظر داشته باشید که موارد بالا بااین پیش فرض مطرح می شود که شما از قبل Error monitoring tool‎s مناسب را برای سیستم خود پیاده سازی کرده و تست های نرم افزاری را نوشته اید چراکه بسیاری از مشکلات با همین موارد قبل از انتشار محصول کشف و بخش عمده ای نیز از بررسی لاگ ها و گزارش خطاهای ثبت شده قابل شناسایی و رفع است.برای مثال در مورد پیامک تست که پیش از این درباره آن صحبت کردیم و بعضا به دست برگزار کننده نمی رسید، بررسی های انجام شده نشان داد شماره موبایل برگزار کننده در لیست سیاه مخابراتی بوده و از آنجایی که با خط خدماتی نمی توان پیامک تبلیغاتی ارسال کرد، در نتیجه راهی برای ارسال پیامک تست برای او نبود. در اینجا دو راه پیش رو بود: راه اول درج راهنما که به برگزار کننده توضیح دهیم در صورت عدم دریافت پیامک ممکن است شماره شما در لیست سیاه مخابرات باشد و یا اینکه کلا این قابلیت را Rollback کنیم. که در این مورد خاص با توجه به سیاست های آتی که مد نظرمان بود و تغییرات کلی که قرار بود در آینده بدهیم تصمیم بر آن گرفتیم که Rollback کرده تا در آینده با توسعه سیستمی متفاوت مشکل را ریشه ای برطرف سازیم.حقیقت مهم در مورد تجربه محصول شماهرچه کاربر شما جدیدتر باشد، میزان آسیبی که یک تجربه بد محصول می زند بیشتر است.برای مثال مایکروسافت رو در نظر بگیرید، اون تونسته خودش رو در صنعت تولید نرم افزار ثابت کنه بنابراین اگر مشکلی در یکی از برنامه های آفیس دیدید خیلی حاد و نگران کننده نیست براتون چون میدونید اون رو برطرف میکنه. اما فرض کنید از محصول یک استارتاپ جدید استفاده می کنید، در این صورت اگر تجربه خوبی در استفاده از محصول نداشته باشید از اون ناامید شده و احتمال استفاده مجدد ازش براتون کمتره.با این حساب، هنگامی که تیم شما از طریق یک استراتژی جدید برای محصول شروع به تفکر می کند، باید سؤالاتی مانند اینها را در اولویت قرار دهید:چگونه می توانیم در اولین بازدید و استفاده از محصولمان توسط کاربر به سرعت اعتماد و اعتبار کسب کنیم؟آیا به لحاظ عملکردی نقطه ضعف رها شده ای داریم که به تجربه کلی محصول ما آسیب بزند؟آیا می شود این محصول را تا آنجا که می توانیم کاربر پسند کنیم؟</description>
                <category>Alireza Karami</category>
                <author>Alireza Karami</author>
                <pubDate>Wed, 26 Feb 2020 16:26:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا باید سعی کنیم عمر محصول بالغ خود را طولانی کنیم یا یک محصول جدید بسازیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/product-management/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%B3%D8%B9%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%B9%D9%85%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%BA-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%B7%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-%DB%8C%D8%A7-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D9%85-edgk4rmxpv3v</link>
                <description>مدیران محصول با چند راهی های مختلفی در مسیر رشد و موفقیت محصول روبرو می‌شوند و برای انتخاب بهترین مسیر همیشه نیاز به پاسخگویی به سوالات دشوار دارند. برای یک شرکت در مراحل اولیه یا یک محصول جدید ممکن است این سوال مطرح شود، چگونه می‌توانیم پیش از جذب مشتری ویژگی ها را اولویت بندی کنیم؟ و یا شرکت های در حال رشد با این سوال مواجه می‌شوند که آیا زمان توسعه تیم محصول فرا رسیده است؟در بعضی از مواقع بعد از تکامل محصول ممکن است با یک سوال فریبنده روبرو شوید که آیا باید چرخه عمر محصول بالغ را گسترش دهیم؟ و یا اینکه اجازه دهیم محصول وارد فاز افول گردد و تمرکز و منابع خود را به توسعه یک محصول جدید اختصاص دهیم؟قطعا پاسخ به این سوال کار دشواریست و شرایط پیش روی هر کسب و کار منحصر به فرد می‌باشد ولی در این مقاله سعی بر آن شده تا با مطرح کردن چند سوال اساسی و پاسخ به آنها راهنمایی برای تفکری استراتژیک فراهم گردد.آیا قضاوت شما تحت تاثیر تلاش و منابعی است که برای این محصول به کار بردید؟کارشناسان سرمایه گذاری یک درس استاندارد برای سرمایه گذاران تازه کار دارند: &quot;مبلغی که برای یک دارایی پرداخت کرده اید نباید تاثیری بر این داشته باشد که آیا اکنون وقت فروش آن رسیده و یا باید آن را نگه دارید&quot;البته از لحاظ روانشناختی ممکن است احساس دیگری داشته باشیم. برای مثال اگر سهمی از سهام را به مبلغ 10تومان خریداری کردیم و قیمت آن در حال حاضر 5تومان شده است، ما امروز فروش را (با 50% ضرر) دردناک می بینیم. بنابراین ممکن است سعی کنیم بجای فروش نگه داشتن سهام را معقول بدانیم. اما سوال واقعی اینجاست که چرا ما امروز قصد فروش سهام را داریم؟ اگر به این دلیل است که بازار یا کل اقتصاد درحال ریزش است و یا برای خرید یک چیز مهم نیاز به پول نقد داریم، شاید تصمیم به فروش سهام یک استراتژی هوشمند باشد.وقتی شما یک محصول بالغ دارید، باید تصمیم شما در مورد اینکه چه کاری انجام دهید فقط بر اساس گزینه های استراتژیک آینده نگرانه باشد و میزان زمان و منابعی که تیم شما برای ساخت و بازاریابی در اختیارتان قرار می دهد نباید بر روی تصمیم شما تاثیری داشته باشد چراکه این هزینه ها در اصطلاح هزینه های غرق شده هستند.در اقتصاد و تصمیم گیری در مورد تجارت، هزینه غرق شده یا sunk costs که به عنوان retrospective cost نیز شناخته می‌شود هزینه ای است که قبلا متحمل شده اید و قابل بازیابی نیست.شما باید فقط و فقط به این فکر کنید که محصول بالغ شما هنوز شانسی برای ادامه حیات دارد و یا حتی امکان رشد دوباره برای آن فراهم است یا خیر.برای افزایش طول عمر محصول به چه چیزی نیاز دارید و این امر منجر به سودآوری می شود؟اگر می خواهید عمر محصول خود و پتانسیل درآمدزایی آن را توسعه دهید راه های مختلفی پیش رو دارید:شما می توانید قابلیت های جدیدی را به محصول اضافه کرده تا بتوانید سهم بیشتری از بازار هدف خود را به دست آورید.شما می توانید کمپین های تبلیغاتی خود را بیشتر کرده و باعث افزایش آگاهی و علاقه در بازار موجود شوید.شما می توانید محصول خود را وارد بازارهای جدید کنید.نکته مهم: این روش می تواند به انتخاب یک یا دو تاکتیک معرفی شده در بالا بینجامد. ممکن است لازم باشد ویژگی ها و قابلیت های جدیدی به محصول خود اضافه کنید تا آن را برای یک بازار جدید جذاب کنید. همچنین برای معرفی محصول به بازار جدید باید به آن منابع تبلیغاتی اختصاص دهید.قبل از اینکه تصمیمی برای افزایش طول عمر محصول خود بگیرید تیم شما ابتدا باید فکر کند که کدام یک از گزینه های فوق استراتژیک ترین مفهوم را ایجاد می کند. بعد از آن باید تصمیم بگیرید که این رویکرد چه هزینه هایی(از نظر زمان، منابع و هزینه فرصت عدم اختصاص آن به چیز دیگری) دربر خواهد داشت و برآورد کنید که چه پتانسیل های بالقوه ای پیش رو دارید (مانند بازارهای جدید، درآمد بیشتر، آگاهی از برند و...) و در نهایت تعیین کنید که استراتژی اتخاذ شده دوام داشته و ارزش هزینه کردن دارد یا خیر.آگاهی از برند یا brand awareness اشاره به این دارد که مشتریان به چه میزان قادر به یادآوری یا شناختن یک برند هستند. آگاهی از برند یک نکته اساسی در رفتار مصرف کننده ، مدیریت تبلیغات ، مدیریت برند و توسعه استراتژی است.اگر محصول خود را در مرحله بلوغ به حال خود رها کنید حقیقتا چه اتفاقی می افتد؟همانطور که رومن پیلچر می گوید: &quot;بلوغ محصول زمانی فرار می رسد که رشد آن متوقف می شود&quot;، اما این به معنی ناتوان بودن محصول نیست. یک محصول می تواند در مرحله بلوغ با ارائه درآمد قوی و پایدار برای سالها پابرجا بماند.ممکن است تصمیم بگیرید که با انجام اقداماتی که در بالا توضیح داده شد کاری کنید که محصولتان از بلوغ خارج شده و دوباره به مرحله رشد برگردد. اما همچنین ارزش این را دارد که فکر کنید چه اتفاقی می افتد اگر محصول خود را رها کنید تا روزهای بلوغ خود را تا زمان ممکن سپری کند. بدین منظور مواردی که در زیر مطرح شده را باید مورد توجه قرار دهید:صرفا نگه داشتن محصول و انجام باگ فیکس های منظم و ارائه پشتیبانی، اما کار نکردن بر روی قابلیت های جدید و انجام ندادن کمپین های تبلیغاتی جدید، چقدر هزینه دارد؟داده های تاریخی چه می گویند؟ در این سطح از نگهداری می توانیم انتظار کسب درآمد از مشتریان موجود و آن بخشی از بازار که هنوز از محصول ما استفاده می کنند داشته باشیم یا نه؟این مقدار از درآمد را برای چه مدتی می توان انتظار داشت و چه زمانی باید انتظار سقوط آن را - که نشان دهنده ورود محصول به مرحله افول خود می باشد - داشته باشیم؟چه مقدار می توانیم با ورود به این استراتژی جدید (در زمان، منابع توسعه، بازاریابی، منابع پشتیبانی و...) صرفه جویی کنیم؟ و برای رسیدن به این صرفه جویی چه اقداماتی باید انجام دهیم؟آیا مجبور به انجام این کار هستیم و یا اینکه تصمیم به انجام این کار گرفته ایم؟به کوکاکولا فکر کنید. محصول پرچمدار آنها - نوشابه قوطی قرمز رنگ - به وضوح محصولی بالغ است. شرکت کوکاکولا برای نگه داشتن یک محصول بالغ و طولانی کردن عمر آن چه استراتژی پیش گرفت؟ در زیر به برخی از این موارد اشاره شده است:آن ها محصول را به مرحله رشد بازگرداندند      کوکاکولا به طور مداوم ویژگی های جدیدی را به نوشیدنی استاندارد کولا افزوده است و آن ها را به عنوان Cherry Coke, Vanilla Coke, Orange Vanilla Coke و... منتشر می کند.آن ها محصول را به بازارهای جدید معرفی کردند      کوکاکولا محتویات نوشیدنی نوشابه خود را مطابق با سلیقه خریدارانی که از لحاظ سلامت بهداشتی از سطح آگاهی بیشتری برخوردار هستند تنظیم کرد: Diet Coke, Coke Zero و... آنها محصولات جدیدی را توسعه داده اند (و خریداری کرده اند)      کوکاکولا آب بطری، آب معدنی، آب طعم دار، چای سبز و... را راه اندازی کرد.در مورد کوکاکولا آن ها به یک پاسخ واحد در رابطه با این سوال که آیا به کار بر روی یک محصول بالغ ادامه دهند و یا بر روی محصولات جدید تمرکز کنند بسنده نکرده و همه موارد را انجام دادند(رویکردی دوطرفه).البته شرکت شما احتمالا تیم یا بودجه ای به آن اندازه که در اختیار مدیران محصول کوکاکولا هست را ندارد. اگر ادامه دادن به اولویت بندی توسعه و ارتقاء محصول بالغ تمام منابع تیم شما را مصرف می کند پس باید یک مسیر را انتخاب کنید که در این صورت امیدوارم مطالب مطرح شده در بالا در اتخاذ این تصمیم به شما کمک کند.اما اگر شرکت شما دارای منابع لازم برای تامین این امر است و محاسبات شما این استراتژی را ملموس تر می‌کند ممکن است بخواهید رویکرد دو طرفه را - مانند کوکاکولا - امتحان کنید. زمان و منابع خود را بر روی شناسایی بازارهای جدید، ایجاد تقاضاهای جدید در مشتریان و همچنین جذب مشتری جدید - درست مانند کوکاکولا هنگام تولید آب بطری و چای سبز - متمرکز کنید. اما در عین حال خطوط ارتباطی را با بازار فعلی و بازارهای مجاور باز نگه دارید تا یاد بگیرید چگونه می‌توانید با اضافه کردن ارزش افزوده به محصول بالغ خود باعث رشد آن شوید.در پایان پیشنهاد می کنم این مطلب را هم مطالعه کنید: نقش مدیر محصول در هر مرحله از چرخه حیات محصول</description>
                <category>Alireza Karami</category>
                <author>Alireza Karami</author>
                <pubDate>Wed, 04 Sep 2019 16:03:06 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>