<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Karpelleh</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@karpelleh</link>
        <description>کارپله مسیری از صفر تا حرفه‌ای شدن</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 01:25:21</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1350600/avatar/vDaGjp.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Karpelleh</title>
            <link>https://virgool.io/@karpelleh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آشنایی با عوامل سازمانی موثر بر استرس شغلی و راه‌های رفع آن</title>
                <link>https://virgool.io/@karpelleh/%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%B9%D9%88%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%AB%D8%B1-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%D8%B4%D8%BA%D9%84%DB%8C-%D9%88-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%81%D8%B9-%D8%A2%D9%86-nmhznblua59a</link>
                <description>· تا حالا پیش آمده شیفت و ساعت کاری شما تغییر کند و دچار استرس بشوید؟· تا حالا پیش آمده شرایط کاریتان، سبب اضطراب و نگرانی در شما بشود؟· تا به امروز شده به دلیل حقوق و مزایای نامناسب دچار تنش بشوید؟· تا حالا پیش آمده....؟پاسخ چند سوال بالا از جانب شما مثبت بود؟ آیا شما هم به دلایلی نظیر شیفت و ساعت کاری نامناسب، حقوق و مزایای کم، عدم امنیت شغلی یا نداشتن روابطت خوب با همکاران، استرس و نگرانی را در محل کار تجربه کرده‌اید؟ در مقاله آشنایی با استرس شغلی به مفهوم استرس شغلی، تاثیر آن بر رضایت شغلی و علائم آن آشنا شدید و دریافتید برای رهایی از استرس شغلی باید عوامل زمینه‌ساز بروز استرس و اضطراب در محل کار را پیدا و با آن‌ها مقابله کنید.همچنین، در مقاله عوامل فردی موثر بر استرس به دلایل و عوامل فردی استرس‌زا اشاره کردیم؛ ولی تحقیقات نشان داده شما در هر جایگاه شغلی که باشید، عوامل سازمانی بیشترین تاثیر را در بروز اضطراب و نگرانی در فرد ایجاد می‌کند.در این مقاله از سری مقالات استرس شغلی به بررسی دقیق عوامل سازمانی تاثیرگذار بر استرس شغلی خواهیم پرداخت و راه‌حل‌هایی را برای رفع عوامل استرس‌زا ارائه خواهیم داد. برای شناخت عوامل سازمانی استرس‌زا با کارپله همراه باشید.چه عوامل سازمانی باعث ایجاد استرس شغلی می‌شوند و چگونه می‌توانید با آن ها مقابله کنید؟شما بخشی زیادی از زمان خود را در محل کارتان سپری می‌کنید. در این بخش به مهم ترین عوامل سازمانی تاثیرگذار بر استرس شغلی اشاره کرده و برای رفع هر کدام از آن‌ها به شما راهکاری ارائه خواهیم داد.1. ابهام نقشتصور کنید در جایگاهی مشغول به کار بشوید که ندانید وظیفه شما در آن بخش دقیقا چیست؟ گاهی در یک شغل از شما چیزی بیش از آنچه گفته شده، می‌خواهند. بعضی وقت‌ها هم اینطور به نظر می‌رسد که شما اصلا نقش اساسی در شرکت ندارید. طبیعی است که وقتی نتوانید نقش و وظیفه خود را در محل کار به طور کامل بشناسید، دچار استرس شوید. گاهی هم پیش می‌آید که وظیفه محول شده به شما محدود به بازه زمانی شده که از توانایی شما خارج است! یا به طور کلی کاری که به شما سپرده شده، فراتر از توانایی‌های شماست و قادر به انجام آن نیستید.بنابراین زمانی که اطلاعات کافی و دقیق از وظایف خود نداشته باشید یا کارهایی که به شما محول شده از نظر زمانی و حجم کار با توانایی شما در تناقص است، به راحتی نمی‌توانید روی کار تمرکز کنید و کارها را به نحو احسن انجام دهید و در عین حال در برقراری ارتباط با همکاران‌ هم دچار مشکل می‌شوید.به طور کلی ابهام در نقش و وظایف کاری به مرور زمان اعتمادبه‌نفس و انگیزه شغلی را از بین می‌برد و باعث تنش و اضطراب در شما می‌شوند.اما چگونه استرس شغلی ناشی از ابهام نقش را برطرف یا آن را کنترل کنید؟اگر دلیل بروز استرس در شما به ابهام در نقش و جایگاه شغلی مربوط می‌شود، برای حل و رفع آن می‌توانید از چند راه‌حل استفاده کنید.اول از همه پیش از آن که مشغول به فعالیت در شغلی بشوید از مدیریت منابع انسانی بخواهید شرح وظایف شما را به طور کامل توضیح دهد و هر سوالی درباره نقش، میزان کار در طول روز، نحوه تحویل پروژه‌های محول شده و... دارید، از آن‌ها بپرسید؛ حتی می‌توانید از سرپرست خود بخواهید شرح وظایف شما را به طور مکتوب به شما بدهید تا از وظایف خود با جزییات کامل مطلع باشید و بتوانید برای آن‌ها برنامه‌ریزی کنید.اگر حین انجام وظایفتان دچار ابهام شدید، حتما با همکاران و سرپرست خود صحبت و تلاش کنید کارها و وظایفتان شفاف و واضح باشد. اگر وظایف ومسئولیت‌های محول شده به شما چه از نظر زمانی و چه کیفی با توانایی‌های شما سازگاری نداشت، موضوع را با کارفرمایتان مطرح کنید و تقاضای نیروی متخصص یا زمان بیشتر داشته باشید.2. ساعت و شیفت کاری نامناسباز جمله ویژگی‌های شغلی که در بروز استرس تاثیرگذار هستند، می‌توان به ویژگی‌هایی مرتبط با زمان و شیفت کاری اشاره کرد. برای مثال اگر ساعت کاری شما نامنظم باشد یا مجبور باشید حتی در تایم استراحت و پایان کار به کارفرما و سرپرستان خود پاسخگو باشید، شرایط بسیار تنش‌زا شده و باعث بروز استرس می‌شود. عوامل مرتبط به این مورد را می‌توانید به صورت زیر دسته‌بندی کنید:· آهنگ کارآهنگ کار به سرعت انجام وظایف بر اساس زمان در محیط کار تلقی می‌شود. اگر شما و همکارانتان قدرت تصمیم‌گیری و تمرکز بر سرعت و انجام پروسه کاری را نداشته باشید یا از شما سرعت بیشتری برای انجام کارها بخواهند، این شرایط باعث می‌شود فشار روانی زیادی تحمل کنید و این فشارها منجر به استرس و اضطراب در شما خواهد شد.· نوبت کارینوبت کاری یا شیفت از دیگر ویژگی‌های شغل است که در صورت خارج شدن از حالت عادی، زمینه‌ساز بروز استرس می‌شود. به طور مثال اگر شما به عنوان کارمند یک مجموعه ناچار شوید فراتر از ساعت کاری به کار بپردازید یا به اصطلاح اضافه‌کاری انجام دهید، فرصت کمتری برای استراحت پیدا می‌کنید. این موضوع علاوه‌بر آسیب‌های جسمی، به روان شما نیز آسیب می‌زند و منجر به بروز تنش و استرس در شما و همکاران‌تان می‌شود.اما چگونه استرس شغلی ناشی از ساعت و شیفت کاری نامناسب را برطرف یا آن را کنترل کنید؟پیش از انتخاب یک شغل از ویژگی‌ها، شخصیت و گرایش‌های شغلی به طور کامل مطلع شوید. برای این کار می‌توانید از مشاوران مسیر شغلی کمک بگیرید تا خود را بهتر بشناسید.وقتی کاملا خود را شناختید، پیش از انتخاب یک شغل، درباره آن تحقیق و بررسی کنید که ویژگی‌های شغل نظیر آهنگ کار، تکرار یا شیفت کاری برای شما مناسب است یا خیر؟ در این جایگاه شغلی به چه میزان و در چه ساعاتی باید پاسخگوی مدیران خود باشید؟ اگر به هر دلیلی ساعت کاری و شیفت کاری باعث استرس در شما می‌شود، آن را با مدیران خود مطرح کنید تا باهم فکری این مساله برطرف شود.3. روابط با همکارانیکی از عوامل و فاکتور‌های مهم در بروز استرس، عدم‌توانایی برقراری ارتباط خوب با همکاران (چه همکاران هم رده چه بالارتبه) است. نداشتن رابطه خوب با همکاران می‌تواند دلایل زیادی مثل بی‌اعتمادی، عدم‌صمیمت، رقابت ناسالم، خشک بودن فضای کاری و... داشته باشد که باعث می‌شوند در محیط کار با همکارانتان تعامل خوبی نداشته باشید. عدم تعامل سازنده و مثبت با همکاران باعث می‌شود نتوانید یکدیگر را حمایت یا با یکدیگر همدردی کنید. از جمله تعارضاتی که این عامل می‌تواند در محیط کار به وجود بیاورد، عدم‌توانایی حل و رفع مسائل و مشکلات شغلی به کمک همکاران است.برای مثال شما به هر دلیلی نمی‌توانید یک روز به موقع سر کار بیایید، زمانی که شما و همکارانتان رابطه خوبی نداشته باشید از کمک آن‌ها برای برعهده گرفتن وظایف شما در طول غیبتتان محروم می‌شوید و این موضوع می‌تواند موجب استرس شما شود.اگر شما دارای توانایی برقراری ارتباطات بین‌فردی باشید، کمتر با این مشکل مواجه می‌شوید؛ اما به طور کلی در شرایط خاص حتی با مهارت‌ترین افراد هم ممکن است در روابطشان به مشکل بخورند و استرس بگیرند. در صورتی که شما ناچار به مشارکت با یکی از همکارانتان باشید که مدام غر می‌زند یا با سرپرستی که کارهای شما را تایید نمی‌کند، کار کنید، کم‌کم در روابطتان دچار استرس می‌شوید.اما چگونه استرس شغلی ناشی از روابط با همکاران را برطرف یا آن را کنترل کنید؟همانطور که پیش‌تر اشاره کردیم تقویت مهارت بین‌فردی بسیار کمک‌کننده است. اول از همه هم باید از خودتان شروع و کم‌کم به دیگران کمک کنید تا روابط و مهارت‌هایشان را ارتقا دهند. بنابراین تمام تلاش‌تان را بکنید تا روابط مثبت و خوبی داشته باشید. می‌توانید چند ترفند انجام دهید تا روابط بهتری در محل کار داشته باشید:· شنونده خوبی باشید.· به همکاران خود در محل کار کمک کنید· از شایعات یا صحبت‌های منفی درباره شخص دیگر در محل کار خودداری کنید.· از دیگران قدردانی و تشکر کنید.· از مهارت و توانایی افراد در محل‌کار تعریف کنید.· و...اما درصورتی‌که با تمام این تلاش‌ها نتوانستید با همکار خود به هر دلیلی (تیپ شخصیتی متفاوت، وجود برخی حساسیت‌های خاص و...) رابطه خوبی برقرار کنید، سعی کنید قدرت پذیرش خود را افزایش دهید و همکار خود را همان‌طور که هست، بپذیرید. پس از آن تلاش کنید این تفاوت‌ها کمترین برخورد بین شما را به وجود آورد. به این ترتیب تنش‌های فضای کاری شما کمتر شده و دچار استرس نخواهید شد.4. تکنولوژیامروز با گسترش تکنولوژی و فن‌آوری‌های نظیر اینترنت، کامپیوتر، تلفن‌های هوشمند و... همه کارها سرعت بیشتری به خود گرفته است. به دلیل افزایش سرعت در انجام امور با ابزار و تکنولوژی‌های روز، کارفرمایان تمایل دارند شما و همکارانتان بتوانید یک تکنولوژی یا نرم‌افزار را بسیار سریع فرا بگیرید تا در کارها و وظایفتان از آن‌ها استفاده کنید. این انتظار که شما و همکارانتان بتوانید خیلی سریع یک فناوری را بیاموزید و آن را به کار بگیرید، باعث تنش شما می‌شود.البته تکنولوژی از جنبه دیگری نیز باعث بروز استرس می‌شود. تکنولوژی می‌تواند به عنوان ابزاری برای زیر نظر قرار گرفتن افراد تبدیل شود. این موضوع به تنهایی می‌تواند باعث نگرانی شما و همکارانتان باشد. زیرا افراد تمایلی ندارند که مدام رصد و شنود بشوند.اما چگونه استرس شغلی ناشی از تکنولوژی را برطرف یا آن را کنترل کنید؟برای اینکه تکنولوژی باعث تنش شما نشود، باید تلاش کنید دانش خود درباره تکنولوژی را به‌روز نگه دارید. برای این کار به شما توصیه می‌کنیم حتما در طول هفته زمانی را به آموزش و ارتقای دانش خود در زمینه تکنولوژی مربوط به شغلتان اختصاص دهید. شما می‌توانید برای این کار در کلاس‌های آموزشی شرکت کنید یا به صورت خودآموز آن‌ها را فرابگیرید.در راستای آگاهی از مهارت‌های موردنیاز هم می‌توانید از همکاران و مدیران خود بخواهید شما را نسبت به فناوری‌های روز مربوط به حوزه کاری مطلع کنند و اگر حضور در کارگاه آموزشی یا کلاس خاصی باعث پیشرفت در روند شغلی شما می‌شود، آن را به شما معرفی کنند.5. حقوق و مزایای نامناسببا وجود وضع اقتصادی فعلی، عدم‌هماهنگی درآمد با مخارج زندگی، بسیار طبیعی است و بسیاری از افراد این موضوع را تجربه کرده‌اند. وقتی حقوق‌ها افزایش چندانی نداشته، اما گرانی روند صعودی دارد، افراد مدام دچار استرس می‌شوند. در چنین شرایطی شاید شما هم سعی ‌کنید برای داشتن درآمد بیشتر کار بیشتری انجام دهید، اما حقوق و مزایای شما اصلا با وظایف‌تان هماهنگی نداشته باشد.به طور مثال، به شما مرخصی نمی‌دهند یا حقوق شما کافی نیست. همین عوامل می‌توانند باعث بروز بسیاری از مشکلات مالی شود که برای شما تنش ایجاد می‌کند. این مزایا نظیر مرخصی، حقوق مناسب و کافی، وام یا تسهیلات خاص از سوی سازمان‌ها تا حد زیادی در آرامش کارمندان تاثیر مثبت دارد و در صورت نبود آن‌ها ممکن است افراد استرس زیادی را تجربه کنند.اما چگونه استرس شغلی ناشی از حقوق و مزایای نامناسب را برطرف یا آن را کنترل کنید؟برای جلوگیری از این عامل زمینه‌ساز استرس پیش از اینکه در سازمانی شوید حتما نیازهای خود، وظایفتان و حقوق پیشنهادی سازمان را بررسی کنید. اگر از نظر شما حقوق نسبت به کار و مسئولیت‌های شما یا نیاز شما کمتر بود به فکر موقعیت شغلی دیگری باشید.همچنین توجه داشته باشید که علاوه‌بر حقوق ، مزایای شغلی خود را نیز کامل بررسی کنید. میزان مرخصی شما در ماه یا سال به چه صورت است؟ مزایا و تسهیلات دیگر چگونه و به چه میزان است؟ اگر شما از مزایایی همچون مرخصی محروم بودید یا میزان آن نامطلوب بود، شغل دیگری برای خود بیابید که کاملا مناسب شما باشد.گاهی هم پیش می‌آید شغلی را انتخاب کرده و در آن مشغول شوید، اما با مرور زمان نیاز شما یا حقوق و مزایای گفته شده، تغییر کند. درصورتی‌که این تغییرات چه در نیاز شما، چه در سطح سازمان با شرایط زندگیتان مناسب نبود، حتما سعی کنید با گفتگو با سرپرست خود گفتگو کرده و موضوع را مطرح و رفع کنید.به طور مثال ممکن است به مرور زمان مخارج شما افزایش بیابد و به حقوق بیشتری نیاز داشته باشید، مزایایی مانند مرخصی یا وام بخواهید یا سازمان افزایش حقوق قانونی شما را نادیده بگیرد. در همه این موارد شما احساس نارضایتی دارید. پس می‌توانید به مدیر خود مراجعه کنید و با حفظ آرامش و به‌کارگیری تکنیک‌های متقاعدسازی و تاثیرگذاری کلام او را مجاب کنید حقوق و مزایای شما را افزایش دهند.6. عدم پیشرفت شغلیبرخی از کارشناسان معتقد هستند اگر مدیران به مدت طولانی فعالیت‌هایی تکراری به شما بدهند، سبب می‌شود شما انگیزه خود برای پیشرفت شغلی را از دست بدهید و دچار تنش شوید. به عبارت دیگر دچار روزمرگی و در نهایت فرسودگی می‌شوید. به طور مثال تصور کنید هر روز صبح بیدار شوید، به سر کار بروید، پشت میز همیشگی خود بنشینید، کارهای همیشگی را انجام دهید و سر ساعت مقرر به خانه برگردید، چه حسی خواهید داشت اگر سالها همین برنامه شغلی را داشته باشید؟قطعا احساس می‌کنید هیچ‌گاه نمی‌توانید رشد و پیشرفت کنید یا توانایی خود را در کارهای مختلف و بزرگ‌تر به کار بگیرید و این حس انگیزه و تلاش بیشتر را از شما گرفته و باعث استرس شما بشود.اما چگونه استرس شغلی ناشی از عدم پیشرفت را برطرف یا آن را کنترل کنید؟اگر عامل استرس شغلی شما تکرار کار و عدم‌پیشرفت شغلی است، می‌توانید این موضوع را با سرپرست خود مطرح کنید و از آن بخواهید به شما مسئولیت جدید حتی کوچک بدهد تا توانایی شما را بسنجد. با مدیرتان مذاکره کنید تا در صورت توانایی غلبه بر چالش‌های کوچک، به شما ترفیع درجه بدهد یا مسئولیت‌های شغلی شما را گسترده‌تر کند.شما همچنین می‌توانید برای تجربه کاری جدید به صورت خودجوش و پویا، حرکت و گام جدیدی در راستای اهداف شرکت بردارید و بعد از به سرانجام رساندن آن به مدیران خود نتیجه را نشان دهید تا آن‌ها نیز از توانایی‌های شما مطلع شوند و مسئولیت‌های جدیدی به شما واگذار کنند تا از روزمرگی خارج بشوید.7. عدم امنيت شغلیاقتصاد امروزه وضعیت بسیار ناپایداری دارد و رقابت در عرصه کاری بسیار زیاد است. هر دو عامل بیان شده، شرکت‌ها را به سمت تصمیم‌گیری‌هایی برای کاهش هزینه‌های کسب‌وکارشان سوق می‌دهد. به همین دلیل کارفرمایان به تعدیل نیرو یا افزایش وظایف کارمندان و حجم‌کاری روی می‌آورند.همه شما می‌دانید هیچ شغلی دائمی و پایدار نیست، ولی ترس از دست دادن شغل باعث بروز استرس می‌شود. البته عدم‌امنیت شغلی فقط به از دست دادن شغل اطلاق نمی‌شود؛ از دست دادن جایگاه و تنزل رتبه یا عدم‌رشد هم گاهی عدم‌امنیت شغلی تلقی می‌شوند. در نتیجه ترس از دست دادن شغل و پاسخگویی به خواسته‌های زیاد باعث ایجاد فشار روانی و استرس شغلی در شما می‌شود.اما چگونه استرس شغلی ناشی از عدم امنیت شغلی را برطرف یا آن را کنترل کنید؟برای رفع این عامل مدیران باید تلاش بسیاری بکنند و با ارائه آموزش‌هایی زمینه پیشرفت برای کارمندان را فراهم کنند. برای مثال آن‌ها باید به عنوان پاداش قرارداد‌های آن‌ها را تمدید کنند یا از فرم قراردادی به استخدام رسمی تبدیل کنند8. عدم تشویق از سوی مدیرانزمانی که شما حتی با تلاش‌های فراوان نمی‌توانید توجه مدیران را جلب کنید یا با وجود تلاش‌های روزافزون و مضاعف مدیرتان از شما قدردانی نمی‌کند، شما دلسرد شده و انگیزه خود را از دست می‌دهید. البته توجه داشته باشید داشتن انگیزه و حفظ انرژی شما در پله نخست نیاز به یک محرکه درونی دارد، ولی همه کارمندان تمایل دارند در صورت پیشرفت از سوی سرپرست خود مورد تشویق و تحسین قرار بگیرند وقتی این اتفاق نمی‌افتد، شما انگیزه انجام کارهای جدید و پیشرفت را از دست می‌دهید.این دلسردی و عدم توجه مدیر باعث می‌شود نتوانید به میزان لازم دقت و توجه داشته باشید. ممکن است به دلیل بروز خطاهای گوناگون دچار نگرانی شوید و احساس رضایت شغلی نداشته باشید.اما چگونه استرس شغلی ناشی از دیده نشدن توسط مدیران را برطرف یا آن را کنترل کنید؟برای اینکه بتوانید توجه مدیر خود را به میزان پیشرفتتان جلب کنید، لازم است ابتدا از خود شروع و تلاش کنید انگیزه خود را حفظ کنید. زمانی که به یک موفقیت شغلی جدید دست پیدا کردید، هدیه‌ای بگیرید و به مدیر و همکارانتان بگویید به طور مثال برای اینکه توانستید پیشرفت خوبی در فروش این ماه داشته باشید، به عنوان تشویق، کتابی به عنوان هدیه‌ برای خود تهیه کرده‌اید.این کار علاوه‌براین که باعث حفظ انگیزه شما می‌شود، نظر مدیران و همکارانتان را هم به موفقیت‌های شما جلب می‌کند و باعث بروز واکنش‌هایی مانند تشویق، تحسین و... از جانب آن‌ها می‌شود. همچنین توانایی‌های شما را به آن‌ها یادآوری می‌کند.9. عکس العمل مدیران در برابر اشتباهات کارمندانحتما برای شما هم پیش آمده خطایی را در وظایف محول شده انجام دهید یا حتی اشتباهی کنید و به خاطر این مشکل دچار استرس شوید. گاهی ممکن است از نگرانی اینکه مبادا دچار خطا و مشکلی شوید، استرس بگیرید. دغدغه اینکه اگر شما خطایی کنید، مدیرتان چه واکنشی به خطا و اشتباهتان نشان خواهد داد، بسیار اذیت‌کننده است.البته توجه داشته باشید این عامل به حساسیت شغل شما هم وابسته است. مثلا شاید خطا در یک شغل مشکلات جدی در روند یک سازمان ایجاد نکند، اما در شغل دیگری باعث بروز یک فاجعه بشود.اما چگونه استرس شغلی ناشی از عکس العمل مدیران در برابر خطاها را رفع یا آن را کنترل کنید؟اگر شما به عنوان یک کارمند، خطا یا اشتباهی مرتکب شدید، در گام اول خونسردی خود را حفظ و سعی کنید دچار استرس نشوید، سپس موضوع را با سرپرست یا همکار خود مطرح کنید و درصدد پیدا کردن راه حلی برای جبران و رفع خطا باشید.حتی اگر از واکنش مدیر خود بیم دارید، خطا را پنهان نکنید؛ آن را بیان کرده، عذر خواهی کنید و مسئولیت اشتباهی را که مرتکب شده‌اید، به عهده بگیرید. سعی کنید به جای تصمیمات احساسی روی تفکر خود مسلط شوید و تمام تلاش خود را به کار بگیرید که با ارائه راه حل‌های کاربردی خطای خود را جبران کنید و از آن تجربه بگیرید که مجدد آن را تکرار نکنید.به طور کلی زمانی که مدیر شما شرمندگی و تلاش شما برای جبران مشکل را ببیند، از خطای شما چشم‌پوشی کرده و واکنش ملایم‌تری نشان می‌دهد.پله آخرهمانطور که خواندید، مسائل و عوامل سازمانی در بروز استرس شغلی بسیار موثر هستند. به یاد داشته باشید شما با شناخت و کنترل این عوامل می‌توانید به راحتی استرس و اضطراب خود و همکارانتان را کنترل کنید. اگر شما هم تجربه‌ای در زمینه بروز استرس به دلیل عوامل سازمانی داشته‌ و توانسته‌اید استرستان را مدیریت کنید، آن را با ما در کار پله به اشتراک بگذارید.</description>
                <category>Karpelleh</category>
                <author>Karpelleh</author>
                <pubDate>Sun, 12 Dec 2021 14:34:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آشنایی با عوامل فردی موثر بر استرس شغلی و راه‌های رفع آن</title>
                <link>https://virgool.io/@karpelleh/%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%B9%D9%88%D8%A7%D9%85%D9%84-%D9%81%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%AB%D8%B1-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%D8%B4%D8%BA%D9%84%DB%8C-%D9%88-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%81%D8%B9-%D8%A2%D9%86-k8uvlucgwbyx</link>
                <description>در دنیای مدرن امروزی، استرس از بزرگ‌ترین معضلات زندگی بشر است. بخش بزرگی از این استرس را استرس شغلی تشکیل می‌دهد. شما بیشتر زمان خود را در محل‌ کار سپری می‌کنید و بخاطر دلایل و عوامل بسیاری با استرس شغلی درگیر هستید.در مقاله آشنایی با استرس شغلی با مفهوم استرس شغلی، تاثیر آن بر رضایت شغلی و علائم آن آشنا شدید و دریافتید برای رهایی از استرس شغلی باید عوامل زمینه‌ساز بروز استرس و اضطراب در محل کار را پیدا و با آن‌ها مقابله کنید.در این مقاله به بررسی دقیق عوامل استرس شغلی خواهیم پرداخت و راه‌حل‌هایی برای رفع عامل استرس‌زا به شما ارائه خواهیم داد. برای شناخت عوامل فردی استرس‌زا با کارپله همراه باشید.چه عوامل فردی باعث ایجاد استرس شغلی می‌شوند و چگونه می‌توانید با آن ها مقابله کنید؟در این بخش به مهم ترین عوامل فردی تاثیرگذار بر استرس شغلی اشاره خواهیم کرد و برای رفع هرکدام از آن‌ها به شما راهکاری ارائه خواهیم داد.1. عدم اعتمادبه‌نفساسترس شما در محل کار با اعتمادبه‌نفس شما رابطه مستقیم دارد. عزت نفس پایین می‌تواند منجر به اثرات روانی مخرب شود به طور مثال سبب می‌شود شما در موقعیت‌ها و شرایط استرس‌زا بیشتر مضطرب و حساس شوید.اگر شما به استرس مزمن دچار شوید، کم‌کم و با گذشت زمان اعتمادبه‌نفس‌تان را هم از دست می‌دهید. اعتمادبه‌نفس پایین باعث می‌شود کار بیشتری از آنچه که واقعا در توانتان هست، بپذیرید. همین مساله استرس شما در محل کار را تشدید می‌کند.اما چگونه استرس شغلی ناشی از کمبود اعتمادبه‌نفس را برطرف یا آن را کنترل کنید؟برای جلوگیری از این عامل استرس‌زا باید تلاش کنید با انجام تمرین‌های ساده اعتمادبه‌نفس خود را بالا ببرید. از جمله تمرین‌های ساده برای این کار تمرین نه گفتن است. شما می‌توانید با انجام تمرین‌های ساده یا مطالعه کتاب‌هایی در این زمینه اعتمادبه‌نفس، این احساس را تقویت کنید.البته اگر با راهکارهای ساده نتوانستید سطح اعتمادبه‌نفس خود را ارتقا دهید، حتما از یک مشاور یا روانشناس کمک بگیرید.2. حس مسئوليت‌پذیریشاید برایتان پیش آمده باشد که از جانب مدیریت مسئولیتی به شما محول شود که تناسبی با توانایی‌ها و مهارت‌های شما نداشته باشد. به طور مثال شما را به عنوان سرپرست یک بخش انتخاب بکنند یا مسئولیت مدیریتی به شما بدهند که ممکن است باعث اضطراب و فشار روانی شما شود.به‌طورکلی زمانی که شما مسئولیتی را قبول می‌کنید که توانایی انجام آن را نداشته یا نسبت به آن شک دارید، دچار استرس خواهید شد. هرچه ميزان مسئوليت شما در مقابل ديگران بيشتر شود، دقت و زمان بيشتری در انجام کارها یا برخورد با دیگران برای ارسال گزارش‌ صرف خواهید کرد. گاهی اوقات این موضوع زمینه‌ساز استرس در محیط کار می‌شود.البته ذکر این نکته حائز اهمیت است که مسئولیت و مسئولیت‌پذیری در نگاه افراد مختلف، معانی و برداشت‌های متفاوتی دارد. احتمال دارد همکاران شما که احساس مسئولیت‌پذیری چندانی ندارند، اصلا دچار استرس نشوند. در مقابل ممکن است شما که تمام تلاش و توانایی‌هایی‌تان را به کار گرفته‌اید تا مسئولیت محول شده به نحو احسن انجام شود، در پروسه انجام آن دچار استرس شوید.اما چگونه استرس ناشی از حس مسئولیت‌پذیری را برطرف یا آن را کنترل کنید؟به طور کلی اگر می‌خواهید مسئولیتی را بپذیرید، حتما از توانایی خود نسبت به انجام آن اطمینان حاصل کنید. اگر شک دارید که می‌توانید کار را به خوبی انجام دهید یا نه، از قبول آن بپرهیزید؛ چراکه استرس زیادی به شما وارد می‌کند.ولی اگر مجبور هستید کار یا مسئولیت را بپذیرید، از مدیرتان بخواهید کار و وظایف را بخش‌بندی کرده و در چند مرحله آن را به شما واگذار کنند تا درنهایت مسئولیت به طور کامل به شما محول شود. این کار علاوه‌بر کاهش استرس باعث می‌شود کار هم به نحو احسن انجام دهید.3. خطاها و اشتباهات کاریجمله معروفی است که می‌گوید «اگر يک پزشک اشتباه کند تنها يک نفر از بين می‌رود، اگر يک خلبان اشتباه کند، دست کم ۲۰۰نفر، اما اگر يک معلم اشتباه کند يک ملت از بين می‌رود.» این جمله تاکید بسیار زیادی روی تصمیم‌گیری نادرست در جایگاه‌های شغلی حساس دارد.بعضی از مشاغل به طور کلی به دلیل مسئولیت و ویژگی‌های ذات شغل باعث بروز استرس فعالان آن حوزه می‌شوند. برای مثال اگر شما در موقعیت‌های شغلی حساس مانند پزشکی، آتش نشانی و... مشغول فعالیت باشید، طبیعتا وظایف‌تان حساس و سخت است. اگر اشتباهی صورت بگیرد، ممکن است آسیب‌های جدی به افراد دیگر وارد شود. همین باعث می‌شود استرس زیادی هنگام تصمیم‌گیری و انجام امور تجربه کنید. به همین علت شما و همکارانتان در موقعیت‌های شغلی حساس تلاش می‌کنید تصمیم اشتباهی نگیرید که باعث بروز خسارات پرهزینه و جبران‌ناپذیری نشود.البته ترس از اشتباه و برخورد مدیر با شما به عنوان یک خطاکار، خود می‌تواند باعث بروز اشتباهات بیشتر و افزایش استرس شما در محیط کار شود. گاهی اوقات این استرس ممکن است که مدیرتان با خطای شما واکنش بسیار بدی نشان دهد، ممکن است باعث انجام خطاهای بزرگ‌تر هم بشود.اما چگونه استرس شغلی ناشی از خطا در تصمیم‌ گیری‌های کاری را برطرف یا آن را کنترل کنید؟برای اینکه بتوانید این عامل استرس‌زا را برطرف کنید، باید قبل از شروع کار همه جوانب کار را در نظر بگیرید و حین کار تمرکز و دقت خود را افزایش بدهید. حتی می‌توانید برای جلوگیری از این عامل استرس‌زا هنگام تصمیم‌گیری از افراد دیگر که تجربه بیشتری دارند، مشورت بگیرید و میزان خطای حاصل از تصمیم‌گیری را کاهش دهید.اما اگر تمام این امور را انجام دادید و دچار اشتباه یا خطا شدید، مسئولیت خطایی را که مرتکب شده‌اید، بپذیرید. سعی کنید آن را تکرار نکنید، از آن درس بگیرید و درصدد جبران آن باشید.در واقع خطاها و اشتباهات شما برایتان تجربه‌ می‌شوند. شما برای دفعات بعد می‌دانید در برخورد با اینگونه موانع چگونه آن‌ها را برطرف کنید.4. انگیزه کاریانگیزه کاری و استرس شغلی هر دو، عامل‌های مهم تاثیرگذار بر رضایت شغلی به حساب می‌آیند.به طور کلی عدم‌انگیزه در شما عدم‌علاقه به کار را سبب می‌شود. زمانی که شما به کار خود علاقه نداشته باشید، توجه و تمرکز روی کارتان را از دست می‌دهید و این پروسه بی‌دقتی می‌تواند باعث بروز خطا و استرس در شما و همکارانتان شود.بنابراین سعی کنید انگیزه شغلی خود را به درستی انتخاب کنید تا دچار اضطراب و خطا نشوید. اگر شما انگیزه شغلی خود را درست انتخاب کنید و شغلی را صرفا به خاطر درآمد آن انجام ندهید، کمتر دچار استرس شغلی می‌شوید  و رضایت شغلی بیشتری از کار خود دارید.اما چگونه استرس شغلی ناشی از انگیزه کاری را برطرف یا آن را کنترل کنید؟برای کنترل و مدیریت این عامل تاثیرگذار پیش از هر کاری باید خود و مسیر شغلی خود را بشناسید و انگیزه مناسب و درست را برای انجام شغل خود انتخاب کنید.اگر شما نتوانید منبع انگیزه خود را درست انتخاب کنید، علاوه‌بر اینکه دچار استرس و نگرانی می‌شوید، لذتی هم از انجام کار خود نمی‌برید. درصورتی‌که در پیدا کردن مسیرشغلی و انگیزه خود برای انجام آن دچار سردر گمی شدید، حتما از یک مشاور شغلی کمک و راهنمایی بگیرید.البته اگر انگیزه شغلی خود را پس از مدتی از دست دادید، حتما سعی کنید برای خود انگیزه و نقطه پیشرفت جدیدی تعریف کنید تا علاقه به کار به شما باز گردد.5. تربیت خانوادگیاز دیگر عوامل فردی تاثیرگذار بر استرس شغلی، تربیت خانوادگی است. شاید برایتان سوال پیش بیاید که این فاکتور چگونه می‌تواند باعث بروز استرس در محل کار شما بشود؟همه شما بر اساس تربیت خانوادگی خود روی بعضی مسائل حساسیت بیشتری دارید. به طور مثال شما در خانواده به نحوی تعلیم دیده‌اید که بسیار مرتب و منظم باشید، اما در محیط کار شما مجبور هستید با یک همکار شلخته همکاری کرده و پروژه‌های کاری را پیش ببرید. در این شرایط ممکن است به دلیل حساسیت بیشتری که روی نظم دارید، دچار استرس و اضطراب در محل کار بشوید؛ اما همکار شما چنین حسی را نداشته باشد.اما چگونه استرس شغلی ناشی از تربیت خانوادگی را برطرف یا آن را کنترل کنید؟گاهی حساسیت‌ها و تعالیم خانواده‌ها افراطی می‌شود و شما ناخواسته روی مسائل خاصی حساس می‌شوید. در صورت اختلال در روند مسائل موردنظر، نگرانی شما را فرا می‌گیرد. برای رفع این عامل باید تلاش کنید حساسیت‌های خود را در حد معمول و متعادل جامعه حفظ کنید تا در محیط کار دچار اختلال و استرس نشوید.اگر همکاران شما روی مسائل خاصی حساس هستند، تلاش کنید آن را بپذیرید و با آن کنار بیاید.6. قدرت پذیرشهر چقدر بتوانید دیگران را همانطور که هستند، بپذیرید و از آن‌ها توقع بی‌جا نداشته باشید، آرامش بیشتر و استرس کمتری را تجربه می‌کنید. به طور مثال حتما بین شما و همکارانتان تفاوت‌هایی هست که ممکن است برای شما آزاردهنده باشد یا زمینه بروز استرس را برای شما فراهم بکند.اما درصورتی‌که شما توقعی از همکارانتان نداشته باشید و بتوانید آن‌ها را همان‌طور که هستند، بپذیرید، دیگر این عامل باعث بروز استرس شما نمی‌شود.اما چگونه استرس شغلی ناشی از قدرت پذیرش را برطرف یا آن را کنترل کنید؟برای این کار شما باید تلاش کنید دیگران را همانگونه که هستند، بپذیرید. شاید در ظاهر این کار آسان به نظر برسد، اما هنگام انجام کاری بسیار دشوار خواهد بود.7. تسلط بر احساسات خوداز خصوصیت و ویژگی‌های فردی تاثیرگذار بر استرس شغلی می‌توان به توانایی تسلط براحساسات خود هنگام بروز مشکلات اشاره کرد. گاهی اوقات شما روی رفتار و اعصاب خود تسلط کافی ندارید و نمی‌توانید زمان بروز مشکل در محیط کار یا با هریک از همکارانتان مسئله را حل کنید. این موضوع در بیشتر مواقع باعث می‌شود شما هنگام بروز مشکل نتوانید سطح استرس خود را کنترل کنید و دچار استرس می‌شوید؛ چون در اینگونه مسائل شما نمی‌توانید مسائل را رفع کنید. در نتیجه این مسائل و مشکلات مدام تکرار می‌شوند، در روند کاری شما اختلال ایجاد می‌کنند و بر سلامت روح و جسم شما نیز تاثیر می‌گذارند.اما چگونه استرس شغلی ناشی از عدم توانایی کنترل خود را برطرف یا آن را کنترل کنید؟زمانی که مشکلی برای شما پیش می‌آید، تمرکز خود را روی یافتن راه‌حل‌های رفع این مشکل بگذارید و از قدرت تفکر خود استفاده کنید، زیرا این مشکل هم مانند تمام مشکلاتت دیگر حل می‌شود. پس زمان بروز مشکل روی احساسات خود تسلط داشته و تلاش کنید راه‌حلی برای آن بیابید.اگر نمی‌توانید روی احساسات خود تسلط پیدا کنید، از روانشناسان سازمانی مشاوره بگیرید تا به شما کمک کنند بهترین راه کنترل روی احساسات خود را پیدا کنید.8. مشکلات شخصی يا خانوادگیبیشتر مواقع دلیل بروز استرس به کار شما مربوط نیست، بلکه دلایل کاملا شخصی دارد. زمانی که شما به خاطر مشکلات شخصی نمی‌توانید وظایف محول شده را به خوبی و به موقع انجام دهید، دچار استرس شغلی خواهید شد. این دلیل را می‌توانید از رایج‌ترین دلایل استرس شغلی بدانید، چرا که در ایده‌آل‌ترین شرایط و موقعیت‌های شغلی هم ممکن است شما با یک مشکل شخصی درگیر باشید و نتوانید روی کار خود تمکرکز کنید و عملکرد خود را در کار از دست بدهید. همین باعث بروز استرس در محیط کار شما خواهد شد.اما چگونه استرس ناشی از مشکلات خانوادگی را برطرف یا آن را کنترل کنید؟زمانیکه مشکلات شخصی و خانوادگی باعث ایجاد تنش در شما می‌شود، شما احساس خستگی مفرط یا حتی افسردگی می‌کنید. این موضوع باعث می‌شود نتوانید از پس مسئولیت‌ها و وظایف شغلی خود بر بیایید. برای رفع این عامل استرس‌زا تلاش کنید اگر دچار مشکل شخصی یا خانوادگی هستید، آن را برطرف کنید و اگر تنهایی قادر به حل آن نیستید، از مشاور یا روانشناس بخواهید برای رفع آن به شما کنند تا هرچه زودتر مسائل برطرف و ذهنتان آسوده شود.اما درصورتی‌که مشکل شما قابل حل نیست و نیاز به زمان دارد، برای اینکه عملکرد شما در محل کار کاهش پیدا نکند باید تاثیر آن مشکل را کم کنید. برای این کار می‌توانید از تکنیک‌های افزایش تمرکز در محل کار استفاده کنید یا از ورزش کمک بگیرید.9. کمبود مهارت و توانایی برای انجام کارشما به عنوان بخشی از یک سازمان و مجموعه به طور کلی چالش‌های محیط کاری خود را دوست دارید. البته منظور از چالش انجام کار زیاد و خارج از توان شما نیست، بلکه محک توانایی شما در انجام امور است. چالش‌ها انگیزه شما را برای یادگیری و تسلط بر مهارت‌های جدید را ارتقا می‌دهند.زمانی که در چالش‌های محول شده، تعادل وجود داشته باشد، نه تنها باعث بروز استرس نمی‌شود بلکه باعث پیشرفت شما در مسیر شغلی می‌شود. در مقابل خروج چالش‌ها از حالت تعادل عملکرد شما در انجام چالش‌ها را دچار اختلال می‌کند.اما چگونه استرس ناشی از کمبود مهارت را برطرف یا آن را کنترل کنید؟برای رفع این عامل استرس‌زا بیشتر از هر کس، خود شما می‌توانید به خودتان کمک کنید؛ به شرط آن که تلاش کنید علم خود را افزایش دهید، مهارت‌هایتان را با کسب تجربه یا شرکت در کلاس‌های تخصصی گسترش دهید و علم خود را به‌روز نگه دارید.اگر شما زمان کافی برای شرکت در کلاس‌های تخصصی ندارید، می‌توانید روزی نیم ساعت برای ارتقا دانش و مهارت‌های خود زمان بگذارید. اینگونه دیگر این عامل باعث بروز استرس در شما نمی‌شود، بلکه از چالش‌ها استقبال هم می‌کنید.پله آخروجود استرس در زندگی باعث می‌شود نتوانید از زندگی فردی و شغلی خود رضایت داشته باشید. همچنین این استرس‌ها آسیب‌های جبران‌پذیری به شما وارد می‌کند. شما می‌توانید به راحتی با رفع مسائل بالا استرس شغلی خود را مرتفع کنید. اگر تجربه‌ای در زمینه عوامل فردی تاثیرگذار بر استرس شغلی و رفع آن‌ها دارید، آن را با ما در کار پله به اشتراک بگذارید.</description>
                <category>Karpelleh</category>
                <author>Karpelleh</author>
                <pubDate>Sun, 12 Dec 2021 14:28:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چه عوامل سازمانی بر رضایت شغلی تاثیرگذار است و چطور می توانید آنها را شناسایی کنید؟</title>
                <link>https://virgool.io/@karpelleh/%DA%86%D9%87-%D8%B9%D9%88%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D8%B6%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D8%BA%D9%84%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D8%A2%D9%86%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-q1jqcwmjcuvp</link>
                <description>فکر می‌کنید میزان درآمد شما چقدر در میزان رضایت شغلی‌تان موثر است؟ آیا ممکن است ساعت‌ها ماندن در ترافیک باعث شود نسبت به کار خود بی‌علاقه شوید؟ شاید با خود بیندیشید چه عوامل سازمانی و محیطی دیگری ممکن است باعث کاهش یا افزایش رضایت شغلی شما شود؟ اگر به شناسایی این عوامل علاقه‌مند هستید، تا انتهای این مقاله از کارپله با ما همراه باشید.عوامل سازمانیهر شرکت و سازمانی به عنوان یک اجتماع کوچک از افرادی تشکیل شده که برای یک هدف مشترک در تلاش هستند. این افراد هرکدام تحت‌تاثیر ویژگی‌های فردی ممکن است به نوعی با سازمان تعامل داشته باشند، اما بعضی عوامل سازمانی هم وجود دارد که ممکن است رضایت شغلی افراد را تحت‌تاثیر قرار دهند. در ادامه به معرفی این عوامل می‌پردازیم و به شما می‌گوییم چطور با آنها روبه‌رو شوید تا به حداکثر رضایت شغلی برسید. پس با این قسمت کارپله با ما همراه باشید.1. سیستم درآمد و پاداشفرض کنید برای مصاحبه شغلی به یک شرکت مراجعه کرده‌اید. فرد مصاحبه‌کننده از شما در خصوص میزان پرداختی موردنظرتان سوال می‌کند. پاسخ شما به این پرسش در میزان رضایت شغلی شما برای ادامه همکاری با این شرکت تاثیر بسزایی دارد. ممکن است برای به‌دست آوردن این موقعیت شغلی حقوق بسیار پایین‌تری از آنچه که واقعا استحقاق آن را دارید، پیشنهاد دهید.این کار ممکن است باعث شود آن شغل را به دست آورید، اما احتمالا با گذشت زمان کمی رضایت شغلی شما کم شده یا از بین خواهد رفت. مدیران آگاه با درنظر گرفتن حقوق مناسب و منصفانه برای هر شغل و همچنین پاداش‌هایی در قبال حسن انجام کار کارمندان، سعی می‌کنند رضایت آنها را به دست آورند. تحقیقات نشان می‌دهد اگر افراد رفتار سازمان در برابر درآمد و پاداش‌های شغلی را عادلانه بدانند، تعهد و رضایت شغلی بالایی از خود بروز می‌دهند.اگر نگاهی به شرکت‌های موفق دنیا بیندازید، می‌بینید این شرکت‌ها برای تشویق و انگیزه‌بخشی به کارکنان، از پاداش‌های گوناگونی استفاده می‌کنند. ممکن است بعضی از آنها مرخصی تشویقی برای کارمندان درنظر بگیرند یا مبلغی را به حقوق ماهانه اضافه کنند. بعضی سازمان‌ها بن‌های اقامت رایگان در شهرهای مختلف کشور را برای کارکنان درنظر می‌گیرند و برخی دیگر بیمه‌های سلامت را ارائه می‌کنند.هرکدام از این موارد می‌تواند به افزایش رضایت شغلی کارمندان یک سازمان کمک کند. هنگام انتخاب شغل می‌توانید هرکدام از این موارد را مدنظر قرار دهید.2. امنیت شغلیتحقیقات نشان داده است که میزان اضطراب شما در محل کار ارتباط نزدیکی با احساس امنیت شغلی‌تان دارد. هرچه در محل کار خود احساس اضطراب و استرس بیشتری داشته باشید، احساس عدم‌امنیت شغلی در شما بیشتر است. گاهی نیز نوع قراردادی که در بدو ورود به سازمان با شما بسته می‌شود، در میزان رضایت شغلی شما تاثیرگذار است. فرض کنید سازمان هر سه ماه قرارداد شما را تمدید کند. هر روز شما باید نگران این باشید که آیا سازمان قرارداد بعدی را با شما امضا خواهد کرد یا خیر. مشخصا نوع قراردادی که سازمان با شما می‌بندد، اعم از موقت، فصلی، نیمه وقت، تمام وقت، سالانه و ... در میزان رضایت شغلی شما موثر خواهد بود.ممکن است بخشی از اضطراب شما در کار واقعی نبوده و در مسائل شخصیتی شما ریشه داشته باشد. برای شناسایی این جنبه از شخصیت خود بهتر است به شناخت دقیق‌تری از خود برسید و سعی کنید مسائل و مشکلات درونی خود را به صورت ریشه‌ای شناسایی کنید. برای این کار می‌توانید از متخصصان رواشناسی و مشاوره کمک بگیرید. گاهی هم احتمال دارد احساس عدم‌امنیت شغلی شما ناشی از نحوه برخورد مدیرتان باشد. برای رهایی از این مساله چه باید کرد؟بهتر است این موضوع را با مدیر خود درمیان بگذارید و دلایل آن را شناسایی کنید. گاهی عدم‌رضایت مدیرتان از بخشی از کارهایی که به شما محول کرده، باعث ایجاد فضای منفی بین شماست. توصیه می‌کنیم این چالش‌ها را به صورت شفاف با مدیرتان مطرح کرده و سعی کنید برای هرکدام راه حلی بیابید. به این ترتیب به افزایش رضایت شغلی خود کمک خواهید کرد.3. تامین نیازهای اساسی پرسنلاین مولفه احساس خوشبختی، امنیت، آرامش‌خاطر، سلامت روحی و جسمی کارکنان، زندگی راحت و... را دربرمی‌گیرد. طبق نظریه سلسله مراتب مازلو، افراد زمانی به خودشکوفایی می‌رسند که اولیه‌ترین نیازهای آنها برآورده شده باشد. هرچه شغل شما در برآورده کردن این نیازها موفق باشد، میزان خودشکوفایی شما و به تبع آن رضایت شغلی‌تان بیشتر خواهد بود.اما اگر این مولفه در شغل شما کمرنگ بود یا وجود نداشت، باید چه کار کنید؟ بهترین راه این است در جلسات دوره‌ای که با مدیر خود دارید، این مسائل را مطرح کنید. به عنوان پیشنهاد برای بهبود عملکرد خود و همکارانتان از او بخواهید مواردی را که برای سازمان قابل فراهم کردن است، برآورده سازد. ممکن است با خود فکر کنید مطرح کردن این مسائل تغییری در روند کلی سازمان ایجاد نخواهد کرد. تحقیقات نشان داده بیان این مسائل در ساخت قدم‌های ابتدایی تغییرهای بزرگ بسیار اثربخش هستند.4. روحیات مدیر و نوع ارتباط شما با اویکی از مولفه‌های مهم میزان رضایت شغلی و همچنین تعهد شغلی، مدیر و سرپرستی است که شما با ایشان کار می‌کنید. در یک کار ایده‌آل رابطه‌ای که شکل می‌گیرد همکاری توام با احترام متقابل است. اگر شما مجبور باشید از صبح تا پایان ساعت کاری خود فردی عصبی، پرخاشگر و همواره ناراضی را تحمل کنید، ممکن است رضایت شغلی شما کم شود. شاید مدیر شما شخصیت بسیار خوبی داشته باشد، اما از نظر تیپ شخصیتی با شما متفاوت باشد. ممکن است این عدم‌هماهنگی موجب شود با او سخت ارتباط برقرار کنید.اگر به این عدم‌تطابق برخوردید، باید چه کار انجام دهید؟ گاهی شناخت ویژگی های شخصیتی خود و اطرافیانتان باعث می‌شود بهتر بتوانید با آنها ارتباط برقرار کنید. به عنوان مثال فرض کنید مدیر شما شخصیتی حسی داشته و به جزییات کار شما توجهی ندارد و تنها عملکرد شما در پایان کار برایش مهم است. حال آنکه شما با شخصیتی شمی، تمرکز زیادی بر کلیات و مسائل تئوری دارید. شاید در یک جلسه کاری شما بخواهید همه جزییات کاری خود را با مدیرتان مطرح کنید، اما مدیرتان علاقه‌ای به شنیدن این جزییات نداشته باشد و فقط عملکرد نهایی شما برایش مهم باشد. ممکن است شما از این وضعیت احساس ناامیدی کنید و رضایت شغلی خود را از دست دهید، اما با دانستن تفاوت تیپ‌های شخصیتی مدیران و همکارانتان، راحت‌تر می‌توانید آنها را بپذیرید و تعاملات خود را بر این اساس تنظیم کنید.5. سیاست‌های سازمان در خصوص قوانین ارتقا شغلیگاهی ممکن است در ذهن خود دورنمایی از کارتان را تصور کنید و با خود بگویید در پنج سال آینده موقعیت شغلی من در شرکت چقدر ارتقا پیدا کرده است؟ ده سال آینده چطور؟ انتظار ارتقا شغلی برای افراد با تیپ‌های مختلف شخصیتی متفاوت است. ممکن است بعضی افراد ترجیح دهند تا پایان بازنشستگی در پست فعلی خود باقی بمانند و کار ثابت و یکنواختی انجام دهند، اما تصور انجام همان کار برای فردی با تیپ شخصیتی کمال‌طلب دلهره‌آور باشد. اینکه شما چقدر به ارتقا شغلی علاقه‌مند باشید، مستقیما به تیپ شخصیتی و روحیه شما وابسته است. شغلی که انتخاب می‌کنید، باید به گونه‌ای باشد که انتظار شما از ارتقا شغلی را برآورده کند.تصور کنید تحت‌نظر مدیری کار می‌کنید که فردی قدرت‌طلب است و هیچ‌ اختیاراتی را به کارمندان خود تفویض نمی‌کند. چنین فردی با گذشت سال‌های متمادی کار صادقانه، هیچ‌ ترفیعی برای کارمندان خود در نظر نمی‌گیرد. ممکن است شما در چنین سازمانی به مرور زمان دچار یاس شوید و هیچ آینده شغلی برای خود متصور نشوید. در نتیجه به مرور رضایت شغلی خود را از دست می‌دهید.متاسفانه این عامل از عوامل سازمانی را نمی‌توان تغییر داد یا کنترل کرد. زیرا سیاست‌های کلی یک سازمان را سران آن سازمان طراحی می‌کنند، اما با دانستن میزان تاثیرگذاری آن بر رضایت شغلی، می‌توانید با دید بازتری نسبت به آینده شغلی خود برنامه‌ریزی کنید.عوامل محیطیعوامل محیطی به گونه‌ای غیرمستقیم بر رضایت شغلی شما تاثیر دارد. به برخی از این عوامل که در رضایت شغلی شما موثر است، اشاره می‌کنیم.1. فاصله منزل تا محل کاریکی از مهم‌ترین عوامل محیطی که بر رضایت شغلی شما اثرگذار است، فاصله منزل تا محل کار است. ممکن است شما کار بسیار مناسبی پیدا کنید، اما دوری منزل تا محل کارتان باعث شود هر روز انرژی زیادی را در مسیر از دست دهید. این شرایط باعث افت عملکرد و رضایت شغلی‌تان می‌شود. اگر باید ساعت‌های طولانی را در ترافیک سپری ‌کنید تا به محل کار خود برسید، سعی کنید زمان‌هایی را انتخاب کنید که ترافیک کمتری دارد. همچنین بهتر است از وسایل حمل‌ونقلی استفاده کنید که این فاصله را کمتر کند. مثلا ممکن است در مسیر رفت‌وآمد با اتوبوس یک ساعت در مسیر باشید، این درحالی است که همان مسیر با قطار سریع‌السیر نصف شود.2. محیط‌هایی که کار در آنها سخت است (مانند معادن، بیمارستان و ...)محلی که شما در آنجا کار می‌کنید، با میزان رضایت شغلی شما ارتباط تنگاتنگی دارد. ممکن است شما به عنوان یک پرستار در بیمارستان مشغول کار باشید. طبیعی است که شب‌هایی در هفته به عنوان شیفت در محل کار خود حاضر شوید. ممکن است به عنوان مدیر پروژه مجبور باشید در ساختمانی در حال احداث حاضر شوید، اما به گرد و غبار حساسیت داشته باشید. همه این موارد در میزان رضایت شغلی شما بسیار موثر است. به همین خاطر قبل انتخاب شغل باید ویژگی‌های محیطی هر شغل را به خوبی بشناسید و بسنجید آیا می‌توانید آنها را بپذیرید یا خیر. چرا که ویژگی‌های محیطی یکی از مهم‌ترین عواملی است که تغییر آن دشوار و گاه نشدنی است. اگر شما به شغلی علاقه زیادی داشته باشید، می‌توانید طوری این عوامل محیطی را مدیریت کنید که در انگیزه و رغبت شغلی شما کمترین تاثیر را داشته باشد.حال آنکه ممکن است در اتاقی که در آن کار می‌کنید، تابستان‌های گرم و زمستان‌های سردی را تجربه کرده باشید. در چنین محیط‌هایی می‌توانید از مدیر خود بخواهید با قرار دادن سیستم گرمایش و سرمایش مناسب باعث بهبود عملکرد و رضایت شغلی شما شود.3. محیط‌هایی که کمترین جذابیت را دارندگاهی ممکن است در محیطی کار کنید که به نظرتان خسته کننده و یکنواخت باشد، همه چیز نامرتب و فضا خیلی کوچک به نظر برسد. در این چنین محیطه‌ایی چه باید کرد؟ یکی از کارهای مهمی که می‌توانید انجام دهید، اضافه کردن جزییاتی است که موجب بهبود عملکرد و رضایت شغلی شما شود. مثلا گاهی خرید چند گلدان کوچک، تابلوهای چشم نواز، وسایل رومیزی جذاب و... باعث می‌شود فضای کاری دلچسب‌تر باشد.پله آخرعوامل محیطی و سازمانی انعطاف کمتری نسبت در برابر تغییر دارند و شما در تغییر آنها نقش کمتری ایفا می‌کنید. اما با انجام همین تغییرات کوچک و هرچند جزیی می‌توانید این عوامل را مدیریت کرده و باعث افزایش رضایت شغلی خود شوید. اگر شما نیز در کار خود با این عوامل یا عوامل دیگری مواجه شده‌اید، می‌توانید تجربه‌های خود را با سایر کاربران کارپله به اشتراک بگذارید.</description>
                <category>Karpelleh</category>
                <author>Karpelleh</author>
                <pubDate>Sun, 12 Dec 2021 14:18:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چه عوامل فردی بر رضایت شغلی تاثیرگذار است و چطور می توانید آنها را شناسایی کنید؟</title>
                <link>https://virgool.io/@karpelleh/%DA%86%D9%87-%D8%B9%D9%88%D8%A7%D9%85%D9%84-%D9%81%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D8%B6%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D8%BA%D9%84%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D8%A2%D9%86%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-akv90ocf6tai</link>
                <description>در قسمت اول از سری مقالات رضایت شغلی به توضیح جامعی از آن پرداختیم و گفتیم عوامل زیادی در میزان رضایت شغلی شما تاثیرگذار هستند. یکی از این عوامل، عوامل فردی موثر بر رضایت شغلی است که ابعاد گسترده­ای را دربرمی­گیرد. ازآنجاکه عوامل فردی غالبا ثابت هستند و احتمال دارد تغییر آن‌ها نسبت به سایر عوامل کمی دشوارتر باشد، اهمیت زیادی دارند. در این مقاله سعی داریم هریک از عوامل فردی را به صورت جداگانه توضیح دهیم و بگوییم چطور می­توان آنها را شناسایی کرد. اگر مایل هستید این عوامل را در خود شناسایی کنید، بهتر است با این قسمت از کارپله با ما همراه باشید.1. تیپ شخصیتیهر فردی قبل انتخاب شغل باید از تیپ شخصیتی خود آگاه باشد. این مبحث که در نظریه­های روانشناسی به طور بسیار گسترده­ای به آن پرداخته شده، در میزان رضایت شغلی شما تاثیر قابل توجهی دارد. یونگ در نظریه روانشناسی تحلیلی خود می­گوید «تناسب شخص-شغل» مطابقت بین دانش، مهارت­ها و توانایی­های فرد و شغل است.هر یک از روانشناسان دسته­بندی­های مختلفی از تیپ شخصیتی ارائه داده‌اند. ما دسته­بندی را براساس نظریه مایرز-بریگز انتخاب کرده‌ایم.این آزمون یکی از معروف‌ترین و پرکاربردترین آزمون‌های روانشناسی و شناخت شخصیت است. براساس این دسته­بندی، چهار نوع تیپ شخصیتی وجود دارد که هر تیپ شخصیتی، برای بعضی از گروه‌های شغلی مناسب است.در این دسته­بندی چهار نوع تیپ شخصیتی وجود دارد:1. برون گرا یا درون گرا بودنبه طور کلی می­توان گفت برون گراها افرادی اجتماعی، اهل تعامل با دیگران، فعال و باانرژی، خوشبین و اهل تحرک و هیجان هستند. این افراد انرژی خود را از بودن با دیگران به دست می­آورند. در مقابل درون گراها افرادی محافظه‌کار، مستقل، علاقه­مند به کارهای انفرادی، خجالتی، تودار، متعادل و دوست‌دار تنهایی هستند. این افراد انرژی خود را از ارتباط با درون خود به دست می­آورند.2. حسی یا شمی بودنافراد حسی افرادی هستند که ترجیح می­دهند با استفاده از حواس پنجگانه به آنچه که اطرافشان می­گذرد، پی ببرند. آن­ها به هر آنچه که اطرافشان وجود دارد، توجه و آن را به خوبی درک می­کنند. در مقابل افراد شمی آن‌هایی هستند که با تمرکز بر پیوندها و ارتباطات موجود میان حقایق، اطلاعات را درک می‌کنند. آنها با درک و دیدن امکانات جدید (خلاقیت) و روش‌های مختلف انجام کارها، اطلاعات را جمع‌آوری می‌کنند.3. فکری یا احساسی بودنافراد احساسی اغلب در محیط­های کاری خیلی زودرنج هستند و در «موقعیت­های استرس­زا» به شدت دچار استرس می­شوند. در مقابل افراد فکری توان آنالیز موقعیت‌های حساس شغلی را دارند و درگیر عواطف آنی خود نمی­شوند. این افراد موقعیت را از خود جدا دانسته و به صورت بی­طرفانه و عینی آن را ارزیابی می­کنند. بنابراین اغلب، تصمیمات آنها کاربردی­تر است.4. داوری‌کننده یا ملاحظه‌کنندهافراد داوری­ کننده تابع قانون بوده و بر اساس آن برنامه خودشان را به طور دقیق مشخص می‌کنند. سپس بر انجام آنها در وقت تعیین شده پافشاری دارند. به عنوان مثال این افراد در انجام امور دفتری و کارهایی مانند منشی­گری رضایت شغلی بالاتری دارند. حال آنکه افراد ملاحظه‌کننده خودشان قوانین را تعیین می­کنند و از انجام کارهایی که از قبل پیش­بینی نشده یا فعالیت­هایی که به سرعت و واکنش فوری نیاز دارد، رضایت شغلی بالاتری دارند. این افراد در پست­های مدیریتی غالبا موفق بوده­ اند.شاید با خود فکر کنید که چطور بهترین کاری را که با تیپ شخصیتی‌تان همخوانی دارد، بیابید. باید بدانید هیچ بهترینی وجود ندارد و تنها هماهنگی است که می­تواند به شما کمک کند. بعد اینکه از ابعاد مختلف تیپ شخصیتی خود آگاهی پیدا کردید، بهتر است با کمی خلاقیت میان مشاغل جستجو کنید و ببینید کدام جنبه از آن‌ها با شخصیت شما بیشترین هماهنگی را دارد.بعنوان مثال فرض کنید بعد انجام آزمون تیپ شخصیتی موجود در سایت کارپله، توانستید تیپ شخصیتی خود را شناسایی کنید. برای اینکه به بیشترین انطباق شغل خود با تیپ شخصیتی و افزایش رضایت شغلی برسید، چه کار باید کنید؟ازآنجاکه هیچ یک از مواردی که در بالا گفتیم، به صورت محض در شما وجود ندارد، می‌توانید با شناسایی نکاتی که در شغلتان بیشترین همخوانی با تیپ شخصیتی شما را دارد، سعی کنید آن‌ها را بیشتر نیروی محرکه کار خود قرار دهید، چرا که همیشه امکان تغییر شغل وجود ندارد یا ممکن است شما از نظر مالی نیاز داشته باشید که کارتان را ادامه دهید. اما درصورتی‌که از وجوه دیگر به شغل خود بپردازید، می‌توانید نکات منطبق با شخصیت خود را پیدا کنید.از طرفی برای تغییر این ناهماهنگی‌ها می‌توانید از همکاران یا مدیر خود کمک بگیرید. برای مثال فرض کنید که شما شخصیت برونگرا دارید، اما درحال‌حاضر به دور از همکارانتان کار می‌کنید. می‌توانید مساله را با مدیر خود درمیان بگذارید و بعد میز خود را نزدیک همکارانتان قرار دهید. یا اگر این امکان وجود نداشت، زمان‌های استراحت خود را بیشتر با همکارانتان سپری کنید تا انرژی موردنیازتان را به دست آورید.بنابر مطالب گفته شده در بالا، شما باید همیشه تلاش کنید بیشترین سازگاری را بین تیپ شخصیتی و شغل خود برقرار کنید، چرا که به میزان زیادی در رضایت شغلی‌تان تاثیر دارد.2. تحصیلاتیکی از نواقصی که در نظام آموزشی فعلی ما وجود دارد، عدم انتخاب رشته مناسب و به طبع آن اشتغال به کار نامناسب دانش­آموزان و دانشجویان است.دانش­آموزان در نظام آموزشی فعلی، در مقطع دبیرستان و بعد کنکور باید فهرستی از رشته­هایی که با رتبه آن‌ها هماهنگی دارد، انتخاب کنند و در موارد بسیار زیادی این لیست تناسبی با مهارت­ها و علایق آن‌ها ندارد. بعد از اعلام نتایج دانشگاه­ها افراد چهار سال وقت و هزینه خود را صرف خواندن رشته­ای می­کنند که ممکن است علاقه­ای به آن نداشته باشند.مشکل زمانی سرباز می­کند که این فارغ­التحصیلان دنبال شغل می­گردند. با ورود به بازار کار تازه متوجه می‌شوند زمان زیادی را صرف مطالعه رشته­ای کرده­اند که تناسبی با علایق و استعدادهای آن‌ها ندارد، اما به دلیل مسائل مالی و مشکلاتی از این دست مجبور هستند شغلی را انتخاب کنند که کمترین علاقه­ای به آن ندارند. به همین ترتیب رضایت شغلی آنها به میزان زیادی کاهش پیدا می‌کند.بنابراین تناسب شغلی که انتخاب می­کنید با تحصیلات شما در میزان رضایت شغلیتان تاثیر بسیار زیادی دارد. تحصیلات را می­توان به دو دسته تقسیم کرد:الف- تحصیلات دانشگاهیاین بخش شامل دوره­های تخصصی­ است که شما بعد ورود به دانشگاه کسب می‌کنید. اینکه شما چه رشته­ تحصیلی را انتخاب می­کنید بسیار مهم است.باید دقت کنید قبل انتخاب رشته تحصیلی علایق خود را بررسی کنید و دقیقا بدانید بعد اتمام تحصیلات دانشگاهی خود چه حرفه­ای را دنبال خواهید کرد؟این کار باعث می­شود از اتلاف وقت و هزینه جلوگیری کنید. از طرفی انتخاب درست رشته تحصیلی به میزان زیادی رضایت شغلی شما را در آینده تامین می­کند.ب- تحصیلات غیردانشگاهیاین بخش شامل تمام آموزش­های غیررسمی است که شما قبل اشتغال به کاری کسب کرده­اید. به عنوان مثال فرض کنید پدر شما نجار بوده و شما از کودکی کنار ایشان کار کرده­اید. طی این سال‌ها ممکن است شما تخصص بسیار زیادی را کسب کرده باشید. بنابراین می­توان گفت کلیه مهارت‌هایی که شما طی سال‌ها کسب می­کنید، از کارهای تخصصی و فنی گرفته تا اموری همچون تایپ و... جز تحصیلات غیردانشگاهی قرار می‌گیرند.از نظر متخصصان، تحصیلات غیردانشگاهی گاهی ممکن است از تحصیلات دانشگاهی نیز مهم‌تر باشد. چراکه اغلب این تحصیلات در موقعیت واقعی مشاغل کسب می­شود و شخص در عمل ممکن است تخصص بیشتری نسبت به فردی که تنها در دانشگاه و به صورت تئوری در آن زمینه آموزش دیده، کسب کند.سوال مهمی ممکن است مطرح شود این است که اگر در مسیر انتخاب رشته خود اشتباه کرده باشید، چه کاری باید انجام دهید؟اگر به انجام کاری علاقه‌مند هستید، اما تخصص لازم آن کار را ندارید، باید با گذراندن دوره­های مرتبط با آن شغل، تا حدود زیادی مهارت­های لازم را در آن شغل کسب کنید. چراکه حتی اگر به شغلی علاقه‌مند باشید اما تخصصی در انجام آن نداشته باشید، به سرعت از آن دلسرد شده و به فکر تغییر شغل خود می‌افتید.3. تواناییقبل انتخاب شغل مناسب خود حتما باید به توانایی خود آگاه باشید.فاکتور توانایی در عوامل فردی، شامل کلیه امکاناتی است که شما در انجام یک کار دارید. این امکانات شامل وضعیت فیزیکی، وضعیت مالی، تخصص و مهارت، جنسیت، سن و... است.این عامل یکی از مهم‌ترین عوامل فردی تعیین‌کننده رضایت شغلی است. هر فردی باید قبل انتخاب شغل، توانایی خود در انجام آن کار را درنظر بگیرد.فرض کنید شخصی نابیناست و در ذهن خود رویای تبدیل شدن به یک نقاش برجسته را می­پروراند. باید درنظر داشته باشد که رسیدن به این رویا کاری بسیار سخت است. اگر خیلی رویاپردازانه وارد این رشته شود، ممکن است خیلی زود دچار یاس شده و علاقه خود را از دست دهد. البته هستند کسانی که با وجود نابینا بودن، تابلوهای بسیار زیبایی هم کشیده­اند، ولی باید خاطر نشان کرد که در عمل انجام این کار بسیار سخت و نیازمند تلاش بسیار است.برای آنکه از توانایی­های خود آگاه شوید، بهتر است قبل انتخاب شغل، یک ورق و کاغذ بردارید و همه آنچه که برای انجام شغل موردنظر نیاز دارید، یادداشت کنید.به عنوان مثال اگر قرار است برنامه­نویس شوید، باید کار با نرم­افزارهای مربوط به برنامه­نویسی را بدانید، توانایی مالی خرید رایانه را داشته باشید، اصول برنامه­نویسی را بدانید و به تبع آن توانایی مالی پرداخت هزینه دوره­ها را پیدا کنید و...بنابراین صرف علاقه شما به یک شغل برای تضمین رضایت شغلی شما در آینده کافی نیست و شما حتما باید توانایی­های لازم برای انجام آن شغل را نیز داشته باشید. البته در موارد بسیاری ممکن است شما امکان کسب آن توانایی را داشته باشید. به عنوان مثال بعد گذراندن دوره­های تخصصی مربوط به یک شغل بتوانید آن توانایی­ها را کسب کنید.اما گاهی این توانایی‌ها قابل کسب نیستند و به مولفه‌های دیگری نظیر گذشت زمان و کسب تجربه نیاز دارند. به عنوان مثال به کارگیری یک فرد کم سن و سال اما با تخصص در زمینه مربوطه، به عنوان سرپرست تعمیرگاهی که در آن چندین مکانیک خبره و باسابقه مشغول کار هستند، ممکن است انتخاب مناسبی به نظر نرسد. چراکه شاید کارکنان این تعمیرگاه فرد جوان را به رسمیت نشناسند و از مدیر جوان خود حرف­شنوی نداشته باشند. از طرفی بعضی مهارت‌های مدیریتی با افزایش سن و گذشت سال‌ها ممکن است در فرد ایجاد گردد و همین باعث شود یک شخص کم سن‌وسال مناسب این عنوان شغلی نباشد.هوشهوش معمولا به ‌عنوان توانایی‌ بالقوه عقلانی تعریف می‌شود. چیزی که با آن زاده می‌شوید، چیزی که قابل اندازه‌گیری و ظرفیتی که تغییر آن دشوار است.روانشناسان زیادی به مطالعه هوش پرداخته­اند. از جمله آن‌ها می‌توان به هاوارد گاردنر اشاره کرد.بر اساس نظریه هوش‌های چندگانه، انسان دارای هشت نوع هوش (استعداد) است که از دامنه کمتر تا بیشتر متغیر است. بر همین اساس هرکدام از ما پروفایل هوش متفاوتی داریم. این پروفایل براساس دو عامل وراثت و محیط بوده و هوش هر کس منحصربه‌فرد است.به دلیل اهمیت عامل هوش در میزان رضایت شغلی به توضیح مختصری درباره آن می‌پردازیم. اگر به اطلاعات بیشتر درباره آن علاقه‌مند هستید، به مقاله کارپله در خصوص هوش مراجعه کنید.دسته­بندی­هایی که گاردنر از هوش ارائه می­دهد، عبارت است از:هوش      تصویری-فضاییافرادی که از هوش تصویری-فضایی خوبی برخوردارند، در استفاده از تصاویر و تجسم فضایی بسیار قوی هستند. این افراد معمولا جهت­یابی خوبی دارند و با نقشه‌ها، نمودارها، عکس‌ها و تصاویر ویدیویی مشکلی ندارند.افراد دارای هوش تصویری-فضایی غالبا در مشاغلی مانند معماری، دریانوردی، مجسمه­سازی، اختراع و اکتشاف، طراحی داخلی و... موفق عمل می­کنند و و دنبال آن رضایت شغلی بالاتری دارند.هوش      کلامی-زبانیمنظور از این هوش توانایی به کار بردن زبان گفتاری و نوشتاری به صورتی مؤثر برای بیان اندیشه و احساس است. افرادی که هوش کلامی-زبانی بالایی دارند، به‌خوبی می‌توانند از کلمات هنگام نوشتن و حرف زدن، استفاده کنند. این افراد غالبا در نوشتن داستان، به خاطر سپردن اطلاعات و خواندن مهارت دارند. این گروه در مشاغلی همچون نویسندگی، روزنامه‌نگاری، وکالت، معلمی و... رضایت شغلی بالاتری دارند.هوش      منطقی-ریاضیاین هوش توانایی افراد را در استفاده از اعمال ریاضی و بررسی مسائل با استفاده از روش علمی نشان می‌دهد. پیدا کردن الگوها و استنتاج از دیگر توانایی‌های مربوط به این هوش است. این افراد به تفکر درباره مفهوم اعداد، روابط و الگوها علاقه‌مند هستند.این افراد معمولا مشاغلی همچون مهندسی، برنامه‌نویسی کامپیوتر، پژوهشگری و حسابداری را انتخاب می‌کنند.هوش      جسمی-حرکتی (اندامی-جنبشی)این هوش قابلیت استفاده از بدن برای بیان اندیشه و احساسات را نشان می­دهد. افرادی که هوش اندامی-جنبشی بالایی دارند، در حرکت‌های بدنی و انجام عملیات فیزیکی قوی هستند. این افراد مهارت بالایی در هماهنگ‌سازی چشم و دست دارند.این گروه اغلب مشاغلی همچون مربی ورزشی، معلم تربیت‌بدنی، رقصنده، هنرپیشه، آتش‌نشان، صنعتگر را انتخاب می­کنند.هوش      موسیقیایی (ریتمیک)این هوش توانایی افراد در فکر کردن به الگوها، ریتم‌ها و صداها را نشان می­دهد. افرادی که هوش موسیقیایی بالایی دارند، از موسیقی لذت می‌برند و معمولا در نواختن سازهای موسیقی و آهنگ‌سازی مهارت دارند. این افراد اغلب مشاغلی همچون موسیقی‌دان، آهنگ‌ساز، خواننده، معلم موسیقی، رهبر ارکستر را انتخاب می­کنند.هوش      برون‌فردیاین هوش، توانایی افراد در درک نیت‌ها، انگیزه و خواسته‌های دیگران را نشان داده و به افراد امکان تعامل و کار کردن بهتر با دیگران را می‌دهد. افراد دارای هوش برون‌فردی در سنجش هیجانات، انگیزه‌ها، تمایلات و منظور اطرافیانشان مهارت دارند.افرادی که در این قسمت از آزمون هوش گاردنر نمره بالایی کسب می­کنند، از انجام مشاغلی همچون روانشناس، فیلسوف، مشاور، فروشنده و سیاستمدار رضایت شغلی بالاتری دارند.هوش      درون‌فردیتوانایی افراد در شناخت، تفسیر و درک احساسات و انگیزه‌های درونی خود را هوش درون­فردی می­نامند. افرادی که هوش درون‌فردی بالایی دارند، آگاهی خوبی از وضعیت هیجانی، احساسات و انگیزه‌های خود پیدا می‌کنند. دیدن مسائل از نظر‌گاه دیگران (دیدگاه دوگانه)، گوش کردن، همدلی، درک خلق و احساسات دیگران، مشورت، همکاری با گروه، توجه به خلق‌وخو، انگیزه‌ها و نیت‌های مردم از ویژگی­های افرادی است که هوش درون­فردی بالایی دارند.افراد با این مدل هوشی در سمت‌هایی همچون فیلسوف، نویسنده، نظریه‌پرداز، دانشمند، مشاور و تاجر بسیار رضایت شغلی بالایی را از خود نشان داده­اند.هوش طبیعت‌گرااین هوش توانایی افراد در تشخیص و درک ارتباط آنها با طبیعت را نشان می­دهد. به گفته گاردنر افرادی که دارای هوش طبیعت‌گرای بالایی هستند، سازگاری بیشتری با طبیعت دارند و معمولا به پرورش، کشف محیط و یادگیری درباره موجودات علاقه‌مند می‌شوند.این افراد در مشاغلی همچون زیست‌شناس، ستاره‌شناس، حفاظت از محیط‌زیست، باغبان، مزرعه‌دار و... رضایت شغلی بالاتری دارند.حال شاید با خود بیندیشید دانستن مدل هوشی چه تاثیری در رضایت شغلی دارد؟ امروزه تحقیقات نشان داده بعضی از مشاغل نیازمند هوش بالایی است.مدیران منابع انسانی بیشتر از گذشته به انجام تست‌های هوشی تاکید دارند. این تاکید تنها به دلیل انتخاب افراد با ضریب هوشی بالا نیست، بلکه انتخاب فرد با مدل هوشی مناسب آن شغل است. باید خاطر نشان کرد که با آموزش می­توان هوش را تا حدودی ارتقا داد. بنابراین تناسب مدل هوشی شما با کاری که قرار است انجام دهید، در رضایت شغلی شما بسیار موثر است.به عنوان مثال، فرض کنید به تازگی در شغل بازاریاب استخدام شده­اید. باید در طول روز با شرکت­های مختلف تماس گرفته و آن‌ها را متقاعد کنید که محصول شما را خریداری کنند. حال آنکه در آزمون هوشی گارنر، نمره هوش کلامی-زبانی شما پایین ارزیابی شده است. مشخص است که بعد صرف زمان اندکی از این شغل خسته شده و رضایت شغلی شما به میزان چشمگیری افت می­کند.حال که موارد بالا را مطالعه کردید، شاید با خود فکر کنید چطور می‌توانید جنبه‌های مختلف هوش را در خود تقویت کنید و از آن در جهت افزایش کارایی شغلی و به تبع آن افزایش رضایت شغلی استفاده کنید. همان‌طور که می‌دانید هوش یک موهبت الهی است که میتوان آن را افزایش داد. فرض کنید برای کاری نیاز به هوش موسیقیایی دارید، می‌توانید از ابتدایی‌ترین امور آغاز کنید، به یادگیری ابتدایی‌ترین سازها بپردازید و به مرور مهارت هوشی خود را تقویت کنید. گاهی ممکن است برای انجام کاری به هوش زبانی-کلامی بالایی نیاز داشته باشید، اما در آزمون هوشی این مولفه در شما پایین است. می‌توانید با تمرین سخنرانی مقابل آینه، این مهارت را در خود افزایش دهید.5جهت­گیری شغلیآخرین و مهم‌ترین بخش از عوامل فردی تاثیرگذار در رضایت شغلی، جهت­گیری شغلی است. فروید در نظریه روانکاوی خود می­گوید:نیروی تکانه داخلی است که باعث می­شود فرد کاری را انجام دهد یا از انجام آن سرباز زند.امروزه متخصصان، این نیروی تکانه داخلی را جهت‌گیری می­نامند. در واقع هدف از جهت­گیری شغلی توجیه این مساله است که چرا افراد مشاغل خاصی را انتخاب می­کنند؟ افراد چطور وظایف مربوط به یک شغل را انجام می­دهند؟برای روشن شدن جهت­گیری شغلی افراد پاسخ آنها به این سوال قابل تامل است که آنها چه اهداف و معیارهای شغلی را برای شغل خود مشخص کرده­اند و چه مسیرهایی را برای برآورده کردن آن‌ها انتخاب می­کنند؟متخصصان سه نوع جهت‌گیری شغلی را مطرح می­کنند؛الف) جهت‌گیری تبحریدر جهت‌گیری تبحری، شخص روی تقویت مهارت­ها، تسلط بر کاری که قرار است انجام دهد و یادگیری مهارت‌های جدید تمرکز می‌کند.سوال­هایی از قبیل «من چگونه می­توانم این کار را انجام دهم»اهداف تبحری را نشان می­دهد.در جهت‌گیری تبحری، هدف اصلی شخص یادگیری و فهم مهارت­های جدید ­است. در این نوع هدف، اشخاص بر رشد شایستگی خود از طریق تسلط بر امور و به­دست آوردن مهارت­های جدید تمرکز می­کنند و یادگیری را برای خود یادگیری دوست دارند. شایستگی در نظر این افراد، به معنی فائق آمدن بر مسائل چالش‌برانگیز و بالا بردن توانایی­ها و مهارت­ها است.ب) جهت‌گیری عملکرد-گرایشدر جهت‌گیری عملکرد-گرایش، فرد تلاش می­کند ارزشیابی‌های مطلوب خود را به بالاترین حد ممکن برساند، از سوی دیگر ارزشیابی‌های منفی از احساس کفایتش را به حداقل برساند.سوال­هایی از قبیل «آیا این کار را بهتر از دوستم انجام خواهم داد؟» هدف­های جهت‌گیری عملکرد-گرایش را نشان می­دهد. در این نوع جهت‌گیری، تمرکز اصلی شخص روی رقابت برای بهترین بودن میان همکاران و هم‌ردیفان و بدست آوردن قضاوت مطلوب دیگران است.این افراد خود را در برابر کارهای چالش‌بر­انگیز قرار نمی‌دهند و تلاش می‌کنند با صرف کمترین کوشش و هزینه به هدف اصلی خود یعنی برتری بر دیگران برسند. در نظر این افراد شایستگی معادل با کسب موقعیت بالاتر نسبت به سایرین است.ج) جهت‌گیری عملکرد-اجتنابدر جهت‌گیری عملکرد-اجتناب شخص به دلیل ترس از ارزشیابی منفی دیگران، مانند کم­هوش به نظر رسیدن، از انجام فعالیت­های شغلی خودداری می‌کند. افرادی که جهت‌گیری عملکرد-اجتناب دارند، در جهت اجتناب از نفهمیدن مطالب، شکست و خطا تلاش می‌کنند.این افراد دلواپس از دست دادن مهارت‌ها، توانایی یا حافظه خود هستند و شایستگی در این نوع هدف، به صورت دستیابی کامل به تکلیف تعریف می‌شود. به این ترتیب عقاید غیرمنطقی این افراد، مسیر شغلی آن‌ها را تحت تاثیر قرار داده و رضایت شغلی آنها را به پایین­ترین حد ممکن کاهش می­دهد.تحقیقات نشان می‌دهد جهت‌گیری تبحری و گرایشی می‌تواند رضایت شغلی و به دنبال آن انگیزش شغلی افراد را پیش­بینی کند. بنابراین شناسایی این بخش از عوامل فردی ممکن است کار آسانی نباشد و شما برای شناسایی آن احتیاج به متخصصان مشاوره شغلی نیاز داشته باشید. اگر شما نیز به یافتن جهت­گیری شغلی خود علاقه‌مند هستید، بهتر است با مشاورین شغلی کارپله در تماس باشید.پله آخرعوامل فردی که در بالا به توضیح آنها پرداختیم، از جمله مهم‌ترین عوامل تاثیرگذار در رضایت شغلی است. برای کسب و بالا بردن رضایت شغلی لازم است تمام عوامل را به طور کامل بشناسید و تاثیر آن‌ها در رضایت شغلی­ بیابید. اگر در زمینه رضایت شغلی و عوامل فردی، مواردی به ذهنتان رسید، می‌توانید آن را با کارپله در میان بگذارید.</description>
                <category>Karpelleh</category>
                <author>Karpelleh</author>
                <pubDate>Sun, 12 Dec 2021 14:11:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چه عوامل اجتماعی و فرهنگی بر رضایت شغلی تاثیرگذار است و چطور می توانید آنها را شناسایی کنید؟</title>
                <link>https://virgool.io/@karpelleh/%DA%86%D9%87-%D8%B9%D9%88%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%88-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D8%B6%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D8%BA%D9%84%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D8%A2%D9%86%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-ged3xbq02tso</link>
                <description>تا به حال برایتان پیش آمده که برای به دست آوردن شغلی بسیار تلاش کرده باشید، اما بعد رسیدن به آن، نظر یکی از دوستانتان باعث شود نسبت به شغل خود بی‌انگیزه شوید؟ یا بعد رسیدن به شغلی که همیشه آرزوی آن را داشتید، متوجه شوید از تعامل با همکارانتان احساس رضایت نمی‌کنید؟ در چنین وضعیت‌هایی چه باید کرد؟ اگر دوست دارید جواب سوال‌های بالا را بدانید، با این قسمت کارپله با ما همراه باشید.عوامل اجتماعیهمان طور که قبلا هم گفتیم، میزان رضایت شغلی در پیشرفت و اعتلای شرکت در حالت جز، و اعتلای کشور در حالت کلان نقش بسیار برجسته‌ای دارد. در مطلب پیش به این نیز اشاره کردیم که انسان به عنوان یک گونه اجتماعی به میزان زیادی در جریان اجتماعی شدن به دیگران وابسته است. بنابراین اهمیت عوامل اجتماعی موثر بر رضایت شغلی برهیچ کس پوشیده نیست.در واقع عوامل اجتماعی می‌تواند دامنه گسترده‌ای از عوامل رضایت شغلی را در برگیرد، از حقوق و مزایا تا تعامل بین کارکنان یک سازمان. در این مقاله می‌خواهیم به سه مورد از مهم‌ترین عوامل اجتماعی تاثیرگذار بر رضایت شغلی بپردازیم. پس اگر دوست دارید درباره این عوامل سه‌گانه بیشتر بدانید، با این مقاله کارپله همراه شوید.1. عقاید کارمنداناز این عامل می‌توان به عنوان مهم‌ترین عامل اجتماعی موثر در رضایت شغلی افراد یاد کرد. عقاید کارمندان همه اعتقادات و باورهای همکاران شما درباره درآمد و حقوق، جایگاه شغلی و میزان ارزشمندی پستی که شما در آن مشغول به کار هستید، دربرگیرد.فرض کنید همکار نزدیک شما باور دارد حقوقی که سازمان برای کارمندانش درنظر گرفته، بسیار پایین است و شرکت برای کارمندان ارزشی قائل نیست. او دائما این فکر خود را با شما در میان می‌گذارد. این کار باعث به وجود آمدن این فکر در شما می‌شود که مدیر من سعی می‌کند از من بیگاری بکشد! یا مثال‌های بسیار زیادی از این دست که در میزان رضایت شغلی شما تاثیر بسیار زیادی دارد.در چنین شرایطی شما باید چه کاری انجام دهید؟ چطور می‌توانید از اثرات منفی عقاید همکارانتان در رضایت شغلی خود کم کنید؟در یک سازمان شما به دلیل حفظ همبستگی سازمانی، نیاز دارید ارتباط خود را با همه همکارانتان حفظ کنید. اما برای کاهش تاثیر منفی اطرافیانتان، باید حدود روابط خود را مشخص کنید. برای این کار از وقت‌گذرانی بیش از حد با افرادی که نسبت به سازمان دیدگاه منفی دارند، خودداری کنید. وقتی در چنین موقعیت‌هایی قرار گرفتید، سعی کنید محیط را عوض کنید یا اگر قادر به انجام این کار نیستید، موضوع صحبت را تغییر دهید. از همه مهم‌تر اینکه با درک ویژگی‌های مثبت سازمان و شغل خود، می‌توانید اثرات منفی عقاید همکارانتان روی رضایت شغلی خود را کاهش دهید.2. مشارکت در تصمیم‌گیری‌های سازمانشاید شما نیز متوجه شده باشید که وقتی در تصمیم‌گیری‌های سازمان مشارکت می‌کنید، احساس مهم بودن و دیده شدن دارید. این احساس تعلق شما به سازمان، در میزان رضایت شغلی شما نقش بسیار مهمی دارد. گاهی مدیران کم تجربه از اهمیت این مولفه در میزان رضایت شغلی و همچنین کارآیی شغلی کارمندان خود غافل می‌شوند. این موضوع از بسیاری جهات اهمیت دارد که مهم‌ترین آن بهره‌مندی سازمان از نقطه نظرات متفاوت است. مدیران موفق افرادی هستند که سعی دارند به موضوعات مختلف از زوایای مختلف نگاه کنند. در این دیدگاه جدید چه کسی از کارمندانی که با چالش‌های شغل روبرو هستند، بهتر است؟فرض کنید در سازمانی مشغول به کار هستید که مدیر شما به این موضوع آگاه نیست. چه کار باید کنید؟سعی کنید فهرستی از موضوعات موردتوجه تهیه کنید و در یک جلسه خصوصی آن را با مدیر خود در میان بگذارید. شاید در شروع این امر برایتان بسیار دشوار باشد، اما بعد گذشت زمانی مدیر شما ممکن است به اهمیت این مساله پی ببرد و مشتاقانه‌تر به این مسائل بپردازد. در نتیجه سعی می‌کند نظر شما را در مسائل مختلف بداند. به این ترتیب می‌توانید در افزایش رضایت شغلی خود تلاش کنید.از سوی دیگر سعی کنید در دفتر یادداشت خود نکاتی که در طول یک هفته کاری با آن مواجه می‌شوید، یادداشت کنید تا در جلسات هفتگی حرفی برای گفتن داشته باشید.3. تعامل با همکاراناین مولفه شامل احترام به دیگران، کمک به حل مشکلات همکاران، روحیه تیمی بالا، ارتباط و تعامل با همکاران، صداقت و عواملی از این دست می‌شود. هرچه میزان تعامل شما با همکارانتان بهتر باشد، میزان رضایت شغلی شما بالاتر خواهد بود. چرا که تحقیقات نشان داده کارکردن در محیط‌هایی که جو مثبت دارند و کارمندان از روحیه همکاری و تعامل بالاتری برخوردارند، جذاب‌تر بوده و به همان میزان راندمان کار افراد بالاتر است.عوامل فرهنگیهمان‌طور که گفتیم، رضایت شغلی در اثر عوامل مختلفی شکل می‌گیرد و خود نیز بر عوامل گوناگون تاثیر می‌گذارد. یکی از عوامل تاثیرگذار و تاثیرپذیر در رضایت شغلی عوامل فرهنگی است.در بسیاری از کشورهای پیشرفته کودکان در بدو ورود به مدرسه با اهمیت مشاغل مختلف و همچنین ارزشمندی آنها در جامعه آشنا می‌شوند. مسئولان آموزشی در مدارس سعی می‌کنند هیچ برچسبی بر مشاغل نزنند و این طور به کودکان آموزش می‌دهند که همه مشاغل ارزشمندند. در نتیجه کودکان یاد می‌گیرند هر کدام می‌توانند به نوعی برای جامعه موثر باشند. در این گونه جوامع هر فرد بعد از ورود به شغل موردنظر خود همچنان احساس ارزشمندی و مفید بودن می‌کند و به تبع آن رضایت شغلی بالایی خواهند داشت.متاسفانه یکی از مواردی که امروزه در جامعه ما به چشم می‌خورد برداشت‌های نادرستی است که افراد قبل از ورود به یک شغل نسبت به آن دارند و این برداشت‌ها در عوامل فرهنگی ما ریشه دارد.در موقعیت‌های این چنینی شما به عنوان یک فرد مسئول چه کار باید انجام دهید؟هرکدام از شما به عنوان مبلغ یک شغل عمل می‌کنید. بنابراین اینکه چطور شغل خود را معرفی کنید در دید جامعه نسبت به آن شغل و همچنین فرهنگ جامعه بسیار تاثیرگذار است. اگر شما همواره فردی ناراضی باشید و در جمعی که قرار می‌گیرید به بیان معایب شغل خود بپردازید، این تصور را در جامعه شکل می‌دهید که شغل شما از ارزش کمی برخوردار است و جامعه به آن نیازی ندارد.در مرحله دوم باید سعی کنید تمرکز خود را از ارزش‌گذاری بیرونی به ارزش‌گذاری درونی سوق دهید. اجازه دهید موضوع را با ذکر مثالی شرح دهیم. ممکن است هریک از شما در کار خود، یکی از سه سبک تحسین را تجربه کرده باشید.1. شاید شما کارفرمای سختگیری داشته‌اید که به ندرت و با توجه به استانداردهای خیلی بالایی شما را تحسین کرده باشند. مثلا اگر همه وظایف محوله خود را عالی انجام دهید، آن زمان به تحسین شما می‌پردازند. در نتیجه به این خاطر که شما به اندازه کافی تحسین دریافت نکرده‌اید، به تحسین و تایید دیگران وابسته شده‌اید. پس برای اینکه رضایت کارفرمای خود را به دست آورید، روزها و ماه‌ها سخت تلاش کرده‌اید، بارسنگینی از کارها را برعهده گرفته‌اید و به مرور دچار فرسودگی شغلی شده‌ و رضایت شغلی خود را از دست داده‌اید.2. از سوی دیگر ممکن است شما کارفرمایی داشته باشید که خیلی زیاد و اغراق آمیز به تحسین شما بپردازد. مثلا کوچک‌ترین فعالیت شما را عمل بزرگی قلمداد کرده و با این کار باعث وابستگی شما به تحسین‌های دیگران شده‌اند. چرا که نمی‌توانید مورد توجه نبودن را تحمل کنید.3. در موقعیت‌های متعادل، افرادی قرار دارند که از تحسین به اندازه و مناسب برخوردار بوده‌اند و به همین خاطر وابستگی زیادی به تحسین دیگران ندارند. این افراد ارزش را در خود جستجو می‌کنند و اگر کسی آنها را تحسین کند، باعث افزایش انگیزه آنها می‌شوند. همچنین اگر کسی به تخریب آنها بپردازد، در روند پیشرفتشان خللی وارد نمی‌شود.با شناسایی هریک از دو سبک اول می‌توانید عوامل زمینه‌ای را در خود کشف و سعی کنید خود را به سبک سوم که متعادل‌تر است، نزدیک کنید. به این شیوه می‌توانید در کنترل عوامل فرهنگی که در میزان رضایت شما نقش بسزایی دارند، به صورت موثر وارد عمل شوید و اجازه ندهید افکار از پیش تعیین شده در کارایی و رضایت شغلی شما اختلال ایجاد کنند.پله آخرشاید شما در موقعیت شغلی خود با عوامل دیگری برای رضایت شغلی دست‌وپنجه نرم کنید که هرکدام از آنها از دیدگاه دیگری بر رضایت شغلیتان تاثیر گذار باشد. اگر چنین تجربه ای را داشته‌اید، می‌توانید آن را با ما در کارپله درمیان بگذارید.</description>
                <category>Karpelleh</category>
                <author>Karpelleh</author>
                <pubDate>Sun, 12 Dec 2021 14:00:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آشنایی با استرس شغلی و راه‌های مقابله با آن</title>
                <link>https://virgool.io/@karpelleh/%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%D8%B4%D8%BA%D9%84%DB%8C-%D9%88-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%A2%D9%86-iio2s3yhws1g</link>
                <description>هر شغلی چالش‌ها و استرس‌های خاص خودش را دارد. حجم کاری زیاد، زمان کم برای تحویل پروژه‌ها و کارها، نگرانی از پاسخگویی به مدیران ارشد و... همه‌وهمه استرس و اضطراب زیادی همراه خود دارد که می‌تواند تاثیرات جسمی و روانی بسیار شدیدی روی افراد داشته باشد. استرس شغلی می‌تواند مانند یک بیماری خاموش به تدریج همه وجود فرد را در بر گرفته و نشانه‌هایی مانند خواب ناآرام، دردهای جسمی، مشکلات گوارشی، عدم تمرکز کافی و... روی افراد به جا بگذارد. بنابراین نباید اضطراب ناشی از کار و اثرات مخرب آن را دست کم گرفت.در این مقاله از سری مقالات کارپله قصد داریم درباره استرس شغلی و راهکارهایی برای جلوگیری از آن صحبت کنیم. البته برای پیدا کردن راهکار باید اول از همه بدانید استرش شغلی دقیقا چیست؟ چه نشانه‌هایی دارد و چه عواملی باعث بروز آن می‌شوند تا بتوانید آن را کنترل و مدیریت کنید. پس تا انتهای مقاله با کار پله همراه باشید.وقتی صحبت از استرس شغلی می‌شود، منظور دقیقا چیست؟حتما برای شما هم پیش آمده که برای تحویل به موقع پروژه به کارفرما دچار استرس شده باشید یا مسائل محیطی و رابطه با همکارانتان باعث اضطراب در روند انجام وظایفتان شده باشد. اما منظور از استرس شغلی دقیقا چیست؟ چه استرسی را استرس شغلی می‌گویند؟«زمانی که در محیط کاری، وظایف و درخواست‌ها از سطح توانایی یا منابع کارمندان فراتر می‌روند؛ تا جایی که آن‌ها نمی‌توانند پاسخگو نیازهای شغلی خود باشند، دچار فشار عصبی می‌شوند. به این فشار عصبی که عوامل ایجاد آن وابسته به کار است، استرس شغلی می‌گویند.»البته باید توجه داشته باشید احساس استرس می‌تواند کاملا طبیعی باشد و از طرفی همه استرس‌های شما از نوع استرس بد و منفی نیستند؛ در واقع شما در زندگی دو نوع استرس را تجربه می‌کنید:· استرس مطلوباسترس مطلوب یا خوب، تاثیرات مثبت فراوانی برای شما دارد و شما را به انجام کارهای مختلف تشویق می‌کند. این نوع استرس باعث می‌شود شما بر چالش‌های کاری و فردی خود غلبه کنید. به طور مثال زمانی که شما امتحان دارید یا قرار است پروژه‌ای را تحویل دهید، استرس شما را وادار می‌کند سراغ درس یا کارتان رفته و روی آن تمرکز کنید.بنابراین، استرس مطلوب باعث افزایش بهره‌وری در محل کار شده و در نتیجه در راستای رشد و پیشرفت شغلی کمک‌کننده است.· استرس نامطلوباسترس نامطلوب یا بد که شما آن را پریشانی می‌خوانید؛ زمانی رخ می‌دهد که سطح استرس شما و همکارانتان در محل کار از حالت نرمال و عادی خود خارج می‌شود. به طور مثال استرس مانع تمرکز شما می‌شود و نمی‌توانید کارتان را به خوبی انجام دهید. استرس منفی بسیار بازدارنده است و تاثیر بدی روی سلامتی جسم و روان شما دارد. این نوع استرس از جمله آفت‌های نیروی انسانی در محل کار به حساب می‌آید ومانع بهره‌وری و رشد سازمان‌ها می‌شود.استرس شغلی چه تاثیری بر رضایت شغلی می‌گذارد؟شما به عنوان عضوی از منابع انسانی در هر سازمان و شرکتی، اهمیت زیادی دارید. شما تلاش می‌کنید شرکت یا سازمان‌­ به اهداف خود برسد و بر چالش‌های سخت دنیای کسب وکار غلبه کند؛ اما لازمه انگیزه و تلاش شما به عنوان کارمند، داشتن رضایت شغلی است. به‌طورکلی می‌توان گفت یکی از عوامل موفقیت سازمان‌ها، داشتن رضایت شغلی کارمندان آن‌ است. بنابراین شرکت‌ها باید تمام تلاش خود را کنند تا افراد از موقعیت شغلی خود رضایت کافی داشته باشند.اما یکی از عواملی که مانع رضایت شغلی می‌شود، استرس شغلی است. این استرس باعث می‌شود شما رضایت کافی از شغل و محل ‌کار خود نداشته باشید. عوامل زیادی در بروز استرس شغلی اثر دارند که سازمان‌ها و شرکت‌ها باید برای رفع این عوامل فکری کرده و راه‌حلی بیابند.پس برای جلوگیری از بروز استرس باید چنین عواملی را به خوبی شناسایی کنید. در ادامه به عمده عواملی که سبب بروز نارضایتی و استرس شغلی می‌شوند، اشاره می‌کنیم.چه عواملی باعث ایجاد استرس شغلی می‌شوند؟برای جلوگیری و مقابله با استرس در محل کار باید در وهله اول منشا و عامل استرس‌زا را شناسایی و راه‌حلی برای آن پیدا کنید. به طور کلی عوامل استرس‌زا در محیط‌کار به 4 دسته اصلی تقسیم می‌شوند:· عوامل فردیدر موارد زمینه‌ساز استرس شغلی، عوامل فردی مهم‌ترین منشا هستند که می‌توانند باعث بروز تنش و فشار عصبی در شما شوند. عوامل فردی شامل نوع شخصیت شما، نگرش شما به مسولیت‌پذیری، عکس‌العمل­تان در برابر خطاها و اشتباهات، مشکلات شخصی و خانوادگی‌تان و... می‌شود. در عوامل فردی بیش از هر چیز دیدگاه‌ شما به عوامل استرس‌زا ملاک است. برای مثال ممکن است بعضی فاکتورها از نظر شما استرس‌زا باشند؛ اما برای همکارتان اصلا باعث بروز استرس، نگرانی یا تنش نشوند. در نتیجه این عوامل را فردی می‌گویند ، چراکه ممکن است از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد.· اجتماعی و فرهنگیگاهی عامل استرس‌زا به مسائلی که ریشه در فرهنگ و اجتماع دارد، مرتبط می‌شود. به طور مثال ممکن است جایگاه شغلی‌تان در فرهنگ شما یا اطرافیانتان موردقبول نباشد، دید جامعه نسبت به شغل شما خوب نباشد یا به دلیل موقعیت و جایگاه شغلی موردتمسخر قرار بگیرید. بنابراین ممکن است گاهی دیدگاه اجتماعی و فرهنگی اطرافیان نسبت به شغل شما باعث بروز تنش و استرس شود.· عوامل سازمانیعوامل سازمانی از رایج‌ترین و تاثیرگذارترین فاکتورهای استرس‌ در محیط کار به حساب می‌آیند و به طور کلی به تمام ویژگی‌های شغل شما در یک سازمان مربوط می‌شوند. برای نمونه موارد بسیاری نظیر شرایط کاری، ابهام نقش، ویژگی‌های شغل، تعارضات شغلی، میزان و کیفیت روابط شما با همکاران‌تان، امنیت شغلی و... همگی زیرمجموعه عوامل سازمانی هستند. برای رفع این عوامل در وهله اول به شناخت دقیق شغل خود نیاز دارید.· عوامل محیطیآخرین دسته از عوامل استرس‌زا به عوامل محیطی مربوط می‌شود. عوامل محیطی به تمام فاکتورهای محیط کاری که باعث نارضایتی و تنش می‌شوند، گفته می‌شود.، مانند فاصله‌ محل سکونت شما تا محل کار، وسیله‌ای که با آن به محل کار می‌روید، نامناسب بودن صندلی، تجهیزات یا سیستم‌هایی که در محیط کاری در اختیار شما قرار می‌گیرد و بسیاری عوامل محیطی دیگر که باعث ایجاد اختلال در روند کاری می‌شوند. این عوامل در نهایت زمینه‌ساز بروز استرس در شما یا همکارانتان خواهد بود.بعضی مشاغل به صورت بالقوه در محیط­هایی هستند که باعث بروز استرس شغلی می­شوند. به عنوان مثال پرستاران و کادر درمانی یک بیمارستان ممکن است به دلیل قرار گرفتن در محیط بیمارستان نگران سلامتی خود یا اطرافیان‌شان باشند که این باعث بروز استرس شغلی می­شود. بنابراین یکی از عواملی که به کاهش استرس شغلی کمک می­کند، آشنایی با محیطی است که قرار است در آن کار کنید.علائمی که نشان می‌دهد شما دچار استرس شغلی شده‌ایدعلائم و آثار استرس در همه افراد به صورت یکسان بروز نمی‌کند و طبیعتا واکنش شما در برابر عوامل استرس‌زا با دیگران متفاوت است.علائم و نشانه استرس شغلی می‌تواند در سه نوع متفاوت و مختلف بروز کند. در صورت بروز و مشاهده هر کدام از عوامل به سرعت باید فکری به حال درمان و مقابله با استرس خود کنید، چراکه در صورت تداوم آن دچار استرس مزمن می‌شوید که تاثیرات و زیان‌های بسیاری روی جسم و روان شما می‌گذارد. توجه داشته باشید با بروز هریک از عوامل زیر به ویژه در مرحله مزمن، حتما به پزشک و مشاور مراجعه کنید و از آنها برای مقابله و رفع استرس‌ کمک بگیرید.نوع اول: نشانه‌های روانی· نارضايتی از شرایط کاری و زندگی· افسردگی· احساس خستگی مفرط·  اضطراب و تنش· سرزنش خود·  احساس ناکامی و نااميدی·  انزوا و گوشه‌گیری·  بيزاری از خود و شرایط· حواس‌پرتی و اختلال در تمرکز· عدم علاقه به کار· و...نوع دوم: نشانه‌های جسمانی· سردرد· بيماري‌های قلبی و عروقی·  انواع آلرژي‌ها· تنش‌های عضلانی· اختلال درخواب نظیر بی‌خوابی· ناراحتي‌های تنفسی·  عصبانيت در حد افراط· معده درد و مشکلات گوارشی· و بسیاری از بیماری‌هایی که منشا آن‌ها دلیل جسمی ندارد و مرتبط با فشار‌های عصبی است.نوع سوم: نشانه‌های رفتاری و تغییر رفتار· خودداری و غیبت از کار (در حالت شدید، رها کردن شغل به طور کامل)· گرایش به مصرف دارو و سیگار· پرخوری يا بی‌اشتهايی مفرط·  رفتار خشن با اعضای خانواده و دوستان· وسواس‌های عملی و فکری· اضطراب· عدم علاقه نسبت به ارتباط با دیگران· و...البته باید توجه داشته باشید علائم و نشانه‌های گفته شده رایج‌ترین علائمی هستند که ممکن است زمان بروز استرس تجربه‌ کنید.؛ اما نشانه‌ها و علائم استرس شغلی می­تواندبسیار بیشتر از این موارد باشد.مراحل مقابله با استرس شغلیبرای مقابله با استرس یا جلوگیری از آن لازم است گام‌های زیر را به ترتیب طی کنید:در پله اول باید منشا استرس خود را پیدا کرده و بدانید چه مواردی باعث ایجاد و بروز استرس در شما می‌شوند. تلاش کنید جلوی عوامل استرس‌زا را بگیرید. برای عملکرد بهتر دفترچه‌ای تهیه کنید و عوامل موثر بر استرس خود را در آن یادداشت کنید. حالا سعی کنید تا از این فاکتورهای استرس‌زا دوری کنید.در پله دوم اگر نتوانستید جلوی عامل استرس را گرفته و دچار استرس شدید، در صورت امکان عامل استرس‌زا را حذف کنید تا عامل بروز اضطراب و تنش شما از بین برود.در پله سوم اگر حذف عوامل امکان‌پذیر نبود، باید فکر حل مسائل و عوامل زمینه‌ساز تنش باشید. اگر خودتان نتوانستید راهکاری پیدا کنید، حتما از یک مشاور و روانشناس سازمانی کمک بگیرید تا بتوانید راه درست و کاربردی را بیابید.10 راهکار طلایی که از بروز استرس جلوگیری می‌کندگاهی رعایت نکات ساده اما مهم می‌تواند تاثیر شگرفی روی حال خوب شما بگذارد. در این بخش به نکاتی ساده اما طلایی اشاره کرده‌ایم که با کمک آن‌ها می‌توانید از بروز  استرس شغلی جلوگیری کنید. البته فراموش نکنید تداوم رعایت این نکات راز تاثیرگذاری آن‌ها است.1. همیشه رژیم غذایی سالم داشته باشید و از خوردن غذاهای ناسالم و مضر بپرهیزید.2. از مصرف سیگار اجتناب کنید، زیرا علاوه‌بر خاصیت اعتیادآوری برای سلامتی مضر است و استرس شما را تشدید می‌کند.3. حتما برای خود برنامه ورزش تنظیم کنید. به سلامت جسم خود اهمیت دهید. ورزش باعث می‌شود کمتر دچار استرس شوید.4. تنفس عمیق را تمرین کنید، زیرا در مواقع داشتن استرس شدید می‌تواند کمک‌کننده و موثر باشد.5. حتما برای زندگی شخصی و کاری خود برنامه‌ریزی کرده و الویت‌بندی را فراموش نکنید تا بتوانید زمان‌تان را به نحو احسن مدیریت کنید. اگر کاری به شما پیشنهاد شد، ولی شما زمانی برای پرداختن به آن در برنامه خود ندارید، از پذیرش آن اجتناب کنید.6. هیچ‌گاه به ذهن خود اطمینان نکنید، زیرا کمرنگ‌ترین قلم‌ها هم از بهترین حافظه‌ها قدرتمندتر هستند. بنابراین حتما تمام کارهای خود را یادداشت کنید تا کاری از قلم نیفتد.7. خوش‌بین باشید و نسبت به آینده دید مثبتی داشته باشید؛ چراکه به شما در رسیدن به آرامش کمک می‌کند.8. در طول کار تا حد امکان از شبکه‌های اجتماعی دور باشید؛ چراکه رسانه‌های اجتماعی شما را از وقایع استرس‌زا که برای افراد دیگر اتفاق می‌افتد، آگاه می‌کنند. هرچند ممکن است این مسائل هیچ تأثیری در زندگی شما نداشته باشند، اما شما دچار استرس خواهید شد.9. به اندازه کافی بخوابید، خواب کافی و خوب باعث می‌شود بدن و ذهن شما استراحت کند. بنابراین کارها را بهتر انجام خواهید دید و استرس کمتری تجربه کنید.10. خود را فقط و فقط با خودتان مقایسه کنید. به این ترتیب حس رقابت و سرخوردگی از شما دور شده و کمتر دچار استرس‌ می‌شوید.پله آخراین نکته را در نظر داشته باشید که استرس و اضطراب تاثیر زیادی بر کیفیت زندگی و رضایت شغلی شما دارد. اگر استرس شغلی شناسایی و کنترل نشود باعث بروز آسیب‌های جدی به سلامت جسم و روح شما خواهد شد. برای مقابله با استرس شغلی لازم است تمام عوامل را به طور کامل بشناسید و راه­های مقابله با آن‌ها را فرابگیرید.بنابراین تنها مطالعه درباره این موضوع کافی نیست و باید به تکرار و تمرین بپردازید. اگر شما هم تجربه‌ای از مدیریت استرس کاری دارید، آن را با مخاطبان کارپله به اشتراک بگذارید.</description>
                <category>Karpelleh</category>
                <author>Karpelleh</author>
                <pubDate>Sun, 12 Dec 2021 12:04:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آشنایی با رضایت شغلی و نکاتی برای رسیدن به آن</title>
                <link>https://virgool.io/@karpelleh/%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%B1%D8%B6%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D8%BA%D9%84%DB%8C-%D9%88-%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A2%D9%86-svysfusl17j0</link>
                <description>همه ما نگرش‌های مختلفی درباره شغل خود داریم و آن نگرش‌ها را با جمله‌های «از کارم راضی هستم» یا «اصلا کارم را دوست ندارم» و عباراتی مشابه این‌ها بیان می‌کنیم. این موارد عباراتی هستند که به صورت ناخودآگاه درباره میزان رضایت از شغل خود به زبان می‌آوریم.در این مقاله سعی داریم ماهیت رضایت شغلی و اهمیت آن را در میزان دستیابی افراد به کار موردعلاقه‌شان توضیح دهیم. البته باید یادآوری کرد افرادی که رضایت شغلی بالایی دارند، الزاما از همه جنبه‌های شغل خود به طور یکسان رضایت ندارند، بلکه این افراد طبق ارزیابی‌هایی که با ابزارهای سنجش رضایت شغلی صورت گرفته، علاقه بالایی نسبت به شغل خود نشان داده‌اند. شاید با خواندن این مطلب بخواهید میزان رضایت شغلی و مولفه‌های مهم شغلی را که تعیین‌کننده اندازه رضایت شغلی هستند، بسنجید. پس بهتر از تا پایان این مقاله با کارپله همراه باشید.رضایت شغلی چگونه تعریف می شود و منظور از آن چیست؟اما واقعا رضایت شغلی (Job Satisfaction) چیست؟ رضایت شغلی مفهوم پیچیده و گسترده‌ای است و ممکن است برای افراد مختلف معانی متفاوتی داشته باشد. شاید فردی با درآمد بالا، رضایت شغلی زیادی داشته باشد، این درحالی است که شخص دیگر درآمد بالا را کافی ندانسته و زمانی از شغل خود رضایت داشته باشد که امکان ارتقا شغلی پیدا کند.مام فورد تعریفی از رضایت شغلی ارائه می‌دهد که به درک ما از این مفهوم کمک می‌کند:«رضایت شغلی یعنی وجود یک نسبت مناسب و قابل قبول بین آن چیزی که فرد از شغل خود طلب می کند، مثل نیازهای شغلی، انتظارات و روحیات و آن چیزی که نیاز است برای شغل خود انجام دهد، مثل نیازهای سازمانی شغل که به تجربه او وابسته است.»در حالت کلی رضایت شغلی به چگونگی احساسات شخصی درباره شغل و جنبه‌های مختلف آن اشاره دارد. این احساسات و عواطف مجموعه عواملی را شامل می‌شود که می‌تواند باعث رضایت یا نارضایتی نسبت به کار شود.برای مثال اگر شما احساس کنید در سازمان از سایرین سخت‌تر کار کرده‌اید، اما پاداش کمتری گرفته‌اید، نتیجه این خواهد بود که نسبت به کارتان، مدیران و دیگر همکارانتان نگرش منفی پیدا خواهید کرد. پس می‌توان این طور نتیجه‌گیری کرد که رضایت شغلی، همان نگرش کلی فرد درباره کارش است.کسی که رضایت شغلی بالایی دارد، نسبت به شغل یا کار خود نگرشی مثبت خواهد داشت. در مقابل کسی که از کار خود راضی نیست (رضایت شغلی ندارد)، نسبت به شغلش نگرشی منفی دارد. مفهوم رضایت شغلی از نظر متخصصان روانشناسی صنعتی و سازمانی به این دلیل بسیار مهم و حائز اهمیت است که میزان آن در ادامه همکاری شخص با سازمان و به طور خاص‌تر در میزان تعهد سازمانی افراد بسیار تاثیرگذار است.چرا برای پیشرفت در شغل به رضایت شغلی نیاز داریم؟تصور کنید به عنوان یک ناظر در گوشه‌ای از سازمان ایستاده‌اید و کارمندان را می‌بینید که از زمان شروع ساعت کاری تا پایان آن به صورت اتوماتیک و ماشین‌وار در حال انجام کار هستند. افراد عواطف مثبتی نسبت به کار، محیط و همکاران خود ندارند و ساعت‌های کاری تنها برای رسیدن به پایان ساعت اداری می‌گذرانند.چیزی که ممکن است به چشم شما بیاید یک سازمان ایستا، بدون کوچک‌ترین پویایی است. احتمالا با بررسی سوابق سازمان متوجه می‌شوید این سازمان کمترین پیشرفتی نسبت به سال‌های قبل خود نداشته است. علت چیست؟مهم نیست شخص در مزرعه، در خط تولید، در یک شرکت یا به عنوان داور بسکتبال کار کند. بلکه مهم درک عناصری است که بر رضایت شغلی او اثر می‌گذارد. چراکه این عناصر در میزان موفقیت فرد تاثیر زیادی دارد. طبیعتا کارکنان راضی باید افراد سازنده و مفیدی باشند. دقیقا یکی از دلایلی که در سال‌های اخیر متخصصان روانشناسی صنعتی به اندازه گیری میزان رضایت شغلی علاقه‌مند شده‌اند، این است که اندازه آن رابطه تنگاتنگی با پیشرفت شغلی فرد دارد. همچنان که پیشرفت شغلی فرد منجر به پیشرفت سازمان و در سطح کلان منجر به پیشرفت کشور می‌شود.عوامل موثر بر رضایت شغلی و دستیابی به رضایتچه عواملی باعث می‌شود افراد شغل خود را دوست داشته باشند یا نسبت به آن بی‌علاقه شوند. قبل از خواندن ادامه مقاله از شما می‌خواهیم درباره این سوال بیندیشید و این عوامل را در خودتان شناسایی کنید. چراکه عوامل بسیاری ممکن است در میزان رضایت شغلی دخیل باشند، اما گاهی این عوامل از فردی به فرد دیگر تفاوت دارد. متخصصان دسته‌بندی‌های متفاوتی را از عوامل موثر بر رضایت شغلی معرفی کرده‌اند. ما در این مقاله از کارپله رایج‌ترین آن‌ها را معرفی کرده‌ایم.1. عوامل فردیاولین عامل تاثیرگذار در رضایت شغلی عوامل فردی است. این عوامل ابعاد گسترده‌ای از تیپ شخصیتی، تحصیلات، هوش، توانایی، سن و جهت‌گیری شغلی را شامل می‌شود. روحیات شما از یک سو و توانایی‌ها و امکانات شما از سویی دیگر به میزان زیادی در رضایت شغلی نقش دارند. به عنوان مثال با خود بیندیشید آیا کار در محیط در بسته را ترجیح می‌دهید؟ یا دوست دارید با سایر همکاران در یک سالن بزرگ و صورت یک تیم کار کنید؟ آیا کارهایی را ترجیح می‌دهید که با اشیا، ماشین‌آلات و نرم‌افزارها سروکار دارد، یا کارهایی که باید پاسخگوی تعداد بی‌شماری ارباب رجوع باشید؟ تمام این موارد ارتباط تنگاتنگی با میزان رضایت شغلی شما دارد.فرض کنید شما فردی برون‌گرا هستید و از بودن کنار افراد مختلف انرژی می‌گیرید. حال به دلیل شرایط کاری مجبور هستید از شروع ساعت کار تا پایان آن به صورت انفرادی و در اتاقی ساکت کار کنید. شاید هر چند دقیقه ساعت خود را نگاه کنید و منتشر پایان ساعت اداری باشید. بنابراین اینکه شما چه محیط کاری را انتخاب کنید، در میزان رضایت شغلی شما تاثیر دارد. اگر می‌خواهید تیپ شخصیتی خود را بشناسید، درباره انواع تیپ‌های شخصیتی مطالعه کنید.از سوی دیگر امکانات و توانایی‌های شما در میزان رضایت شغلی نقشی تعیین‌کننده دارند. فرض کنید برای انجام کار موردعلاقه خود نیاز به یادگیری نرم‌افزار خاصی دارید. اگر در تمام مدت کار نحوه استفاده از این نرم‌افزار را ندانید، به زودی خسته و کلافه و از کار خود دلسرد می‌شوید. در نتیجه میزان رضایت شغلی شما به کمترین حد خود می‌رسد. اگر به عوامل فردی تاثیرگذار در رضایت شغلی علاقه‌مند هستید، پیشنهاد می‌کنیم قسمت‌های بعدی مقاله‌های رضایت شغلی کارپله را مطالعه کنید.2. عوامل اجتماعیانسان به عنوان یک گونه اجتماعی به دیگران وابسته است. برای اینکه بتوانید در گروه‌های اجتماعی مقبولیت کسب کنید، لازم است هنجارهای گروهی را رعایت کنید. فرض کنید شما به عنوان یکی از اعضای گروه در یک کار تیمی مشارکت دارید. یکی از قوانین این گروه هم این است که سر ساعت در محل کار خود حاضر شوید و مسئولیت‌های مشخصی را انجام دهید. اگر این قانون را زیر پا بگذارید و به دلایل مختلف با تاخیر در کار خود حاضر شوید، به مرور مقبولیت خود را در گروه از دست خواهید داد.حتی ممکن است جریمه‌هایی مثل از دست دادن پاداش، کسر از حقوق و در موقعیت‌های بدتر از دست دادن شغل را تجربه کنید. علاوه‌براین تحقیقات اخیر نشان داده افراد به کارهایی علاقه‌مند هستند که در آن بخشی از نیاز انسانی خود به تعامل با دیگران را ارضا کنند. از این رو عوامل اجتماعی نقش تعیین‌کننده‌ای در میزان رضایت شغلی افراد دارد.3. عوامل فرهنگیفرهنگ یک سازمان یا شهر و در جایگاه کلان یک کشور یکی از عوامل تاثیرگذار در رضایت شغلی افراد است. نگرش‌ افراد، اعتقادات و ارزش‌های متداول در دیدگاه افراد نسبت به کارشان تاثیر زیادی دارد. به عنوان مثال فرض کنید عنوان شغلی x نزد اطرافیان شما از جایگاه و مقبولیت کمی برخوردار است. حتی گاهی دوستان شما این عنوان شغلی را موردتمسخر قرار داده‌اند.از طرفی شما بعد از مدت‌ها جستجو توانسته‌اید به این فرصت شغلی دست پیدا کنید. شاید در ابتدا تحت‌تاثیر این نظرات قرار بگیرید و علاقه خود را نسبت به این شغل از دست بدهید، رضایت شغلی‌تان کم شود و در نتیجه تصمیم به ترک این شغل را داشته باشید؛ اما بعد مشاوره شغلی، درک اهمیت این شغل برای جامعه و آگاهی از استعداد و توانایی‌تان در انجام این کار نظرتان تغییر کند.اینکه جامعه و اطرافیان چقدر به یک شغل بها دهند یا آن را کوچک بشمارند، روی رضایت شغلی نسبت به آن شغل تاثیر دارد.4. عوامل سازمانیاین فاکتور از رضایت شغلی طیف بسیار گسترده‌ای از عوامل تاثیرگذار را دربرمی‌گیرد. عوامل سازمانی شامل ساختارهای سازمان، روحیات مدیریت، سیاست‌های سازمان درباره قوانین ارتقای شغلی، تناسب فرد با شغل، ارتباطات کارکنان، همپوشانی سبک شخصیت فرد و ماهیت کار، روش رهبری سازمان، سیاست‌های سازمان درباره پرداخت حقوق و مزایای کارکنان و... می‌شود.5. عوامل محیطیاین قسمت از عوامل تاثیرگذار در رضایت شغلی ممکن است به صورت موزیانه‌ای عمل کند. خود را تصور کنید که شغلی با موقعیت مناسب، منطبق بر روحیات و تخصص خود با درآمد بالا بدست آورده‌اید. اما فاصله منزل شما تا محیط کارتان بسیار زیاد است و شما مجبور هستید صبح خیلی زود منزل را ترک کنید و شب دیر هنگام به منزل برسید.بعد گذشت مدتی احساس خستگی و کسالت خواهید داشت. تمام ساعات خود را صرف رفت و آمد بین محل کار و منزل کرده‌اید. به همین دلیل به مرور رضایت شغلی خود را از دست می‌دهید و قصد ترک کار خود را خواهید کرد. بنابراین عوامل محیطی یکی از مهم‌ترین عواملی است که زمان انتخاب شغل باید حتما به آن توجه شود.پله آخردر آخر شاید با شناخت ابعاد رضایت شغلی و درنظر گرفتن عوامل تاثیرگذار بر آن از اتلاف وقت، هزینه و هدررفت سرمایه‌های تخصصی کم شود. رضایت شغلی یکی از عوامل تاثیرگذاری است که متاسفانه در بستر فرهنگی خیلی به آن پرداخته نشده و ما امروزه شاهد از دست رفتن نیروهای تخصصی زیادی هستیم. اگر شما هم شرایط مشابهی را درباره رضایت یا عدم رضایت شغلی تجربه‌ کرده‌اید، نظر و تجربه خود را با مخاطبان کارپله درمیان بگذارید.</description>
                <category>Karpelleh</category>
                <author>Karpelleh</author>
                <pubDate>Sun, 12 Dec 2021 11:58:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برای هر یک از ما، یک شغل ایده‌آل وجود دارد...</title>
                <link>https://virgool.io/@karpelleh/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%A7-%DB%8C%DA%A9-%D8%B4%D8%BA%D9%84-%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A2%D9%84-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-kpxatl8wowps</link>
                <description>اگر به طور متوسط 30 یا 40 سال کاری را برای هر فرد در نظر بگیرید، متوجه می‌شوید بخش مهمی از واقعیت زندگی، هویت فردی و روابط شما را مسیر شغلی‌تان می‌سازد.طبیعتا اگر شغلی که به آن مشغول هستید، دلخواه‌تان باشد و در فضای آن احساس رضایت داشته باشید، این بخش مهم از زندگی را با حال خوشایندی سپری می‌کنید؛ اما اگر علاقه‌ای به شغل‌تان نداشته باشید و احساس کنید این شغل مناسب شما نیست، بخش مهمی از واقعیت زندگی‌تان را از دست می‌دهید که بسیار غم‌انگیز، ناامیدکننده و تلخ است.اما...لزومی ندارد مسیر حرفه‌ای و کاری خود را به این شکل نامطلوب سپری کنید.به شرط آن که...بتوانید شغل دلخواه‌تان را پیدا کنید، شغلی که مناسب‌تان باشد و شما را از احساس و حال منفی رها کند.اگر شغلی داشته باشید که باعث رضایت شغلی شما شود، باید:*به رفتن سرکار علاقه‌مند باشید.*از کاری که می‌کنید، انرژی بگیرید.*احساس کنید برای تلاش‌تان ارزش قائل هستند و به آن احترام می‌گذارند.*وقتی درباره کارتان به دیگران توضیح می‌دهید، احساس غرور و افتخار کنید.*از حضور کنار افرادی که با آن‌ها کار می‌کنید، لذت ببرید و برایشان احترام قائل باشید.*نسبت به آینده کاری و مسیر پیش‌رو خوش‌بین باشید.راه‌های رسیدن به رضایت شغلی بسیار متنوع هستند. یادتان باشد تنها یک شغل ایده‌آل در دنیا وجود ندارد که همه در جستجوی آن با هم رقابت کنند، بلکه برای هر یک از ما شغل ایده‌آلی وجود دارد که باید آن را پیدا کنیم.پس برای رسیدن به رضایت شغلی، پیش از هر کاری باید شغل مناسب خودتان را پیدا کنید.شاید بپرسید چطور برای پیدا کردن این شغل مناسب اقدام کنم؟اولین پله شناخت شرایط و ویژگی‌های خاص خودتان و پیدا کردن شغل مناسب با این ویژگی‌هاست. نیازها، خواسته‌ها، ارزش‌های شخصی، خصوصیات شخصیتی، استعدادها، علایق، توانمندی‌ها، مهارت‌ها و... در وجود شما، مواردی هستند که شغل‌تان را نیز در برمی‌گیرند. بنابراین باید از تک‌تک این ویژگی‌ها و میزان هماهنگی آن‌ها با شغل دلخواهتان مطلع شوید.دومین قدم بررسی بازار کار برای شغل موردنظرتان است.و مرحله سوم مسیر رسیدن به رضایت شغلی، رسیدن به جواب سوال‌های مختلفی مانند این است که چطور خود را بشناسید، چطور شغل مناسب‌تان را پیدا کنید، چطور مهارت‌های موردنیاز شغل دلخواهتان را کسب کنید، چطور در شغل خود پیشرفت کنید و...این یک شروع و پایان آگاهانه و خوشایند است با مسیری دلچسب و روشن.اگر شما بتوانید ویژگی‌های شخصیتی‌تان را به درستی بشناسید، با توجه به آن شغل مناسب خود را پیدا کنید، با بررسی نیاز بازار کار، نحوه ورود به این شغل و مهارت‌های مربوط به آن را پیدا کنید و حین انجام کار زیرنظر کاربلدهای آن شغل روزبه‌روز پیشرفت کنید،آن 50 سال شغلی را با موفقیت طی کرده‌اید.گروه کوچکی از آدم‌های خوشبخت یا خوش‌شانس اهمیت این موضوع را خیلی زود متوجه می‌شوند و این مسیر را به درستی طی می‌کنند، اما سایر افراد همیشه با یک علامت سوال بزرگ مواجه هستند که در انجام چه کاری مهارت دارند و از آن لذت می‌برند؟شاید شما هم مانند اغلب افراد نمی‌دانید چه چیزی شما را راضی می‌کند؟ و فقط می‌دانید چه چیزی را نمی‌خواهید یا از انجام آن لذت نمی‌برید!اکثر ما راست دستیم و برای انجام کارهایمان از دست راستمان استفاده میکنیم.روی یک تکه کاعذ یک بار اسم مان را با دست راست بنویسیم، همین اسم مان را بار دیگر با دست چپ مان بنویسیم.مشخص است که نتیجه اولی بهتر از دومی است.ما می توانیم با تمرین و ممارست نتیجه دومی را هم به خوبی اولی برسانیم ،اما این کار همانطور که گفتیم نیاز به تمرین و سختی کشیدن دارد.هرچند برای خیلی از افراد این حق مسلم، مثل یک رویای دست‌نیافتنی است؛ اما شما می‌توانید شغل مناسبی داشته باشید. شغلی که به شما احساس رضایت دهد و با انجام آن احساس کنید استعداد و توانایی‌هایتان در مسیر درستی قرار دارند. شغلی که با آن کارایی بالاتری، بدون صرف وقت و انرژی اضافه داشته باشید.یا اینکه شغلی داشته باشیم که برای رسیدن آن به نتیجه دلخواه به دلیل نا متناسب بودن با ما، وقت و انرژی زیادی را صرف کنیم و در آخر هم در آن زیاد دوام نمی آوریم.بهتر است برای داشتن زندگی شغلی مناسب راه درست را پیش بگیرید تا توانمندی‌های ذاتی و استعدادهایتان را بیهوده هدر ندهید.در کارپله،ما در طی این مسیرشغلی کنار شما هستیم تا به آنچه می خواهید و لایقش هستید برسید.</description>
                <category>Karpelleh</category>
                <author>Karpelleh</author>
                <pubDate>Sun, 12 Dec 2021 11:50:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پله سوم از نقشه راه حرفه ای شدن؛ چه توانایی هایی دارید؟</title>
                <link>https://virgool.io/@karpelleh/%D9%BE%D9%84%D9%87-%D8%B3%D9%88%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D9%82%D8%B4%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%AD%D8%B1%D9%81%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%DA%86%D9%87-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AF-jtao4zd62zhc</link>
                <description>«انجام این کار از توانایی من خارج است.»چند بار تاکنون این جمله را از دوستان و اطرافیان خود شنیده‌اید یا خودتان گفته‌اید؟ اما واقعا منظور چیست؟ منظور توانایی جسمی است یا ذهنی؟ توانایی مالی است یا محیطی؟ اصلا توانایی چه مولفه‌هایی را در بر می‌گیرد و چطور تعریف می‌شود؟توانایی یکی دیگر از مفاهیم انتزاعی است که روانشناسان از دیرباز دنبال معرفی آن بوده‌اند، چرا که این مفهوم کنار سایر مفاهیمی که ویژگی‌ها و قابلیت‌های انسان را توضیح می‌دهد، بسیار پرکاربرد است. اگر بخواهید در شغل مناسب خود مشغول کار شوید، قطعا یکی از مهم‌ترین چیزهایی که باید مدنظر بگیرید، توانایی‌ انجام آن شغل است. در واقع بخش اعظم آنچه که برای موفقیت در شغل خود به آن نیاز دارید، در توانمندی‌های شما برای انجام آن شغل خلاصه می‌شود. این توانایی‌ها می‌تواند طیف گسترده‌ای را دربرگیرد، از توانایی‌های حرکتی گرفته تا توانایی سنی.فرض کنید در حال تماشای فوتبال، غرق در اندیشه هستید. در فکرتان خود را می‌بینید که بزرگ‌ترین دربازه‌بان دنیا شده‌اید، اما وقتی از رویای خود بیرون آمده و در دنیای واقعی پا به میدان می‌گذارید، می‌بینید بزرگ‌ترین مولفه برای دربازه‌بانی یعنی توانایی حرکتی و واکنش سریع را ندارید. چه کار باید کنید؟ آیا رویای خود را رها کنید و بپذیرید که این توانایی را ندارید؟ یا تلاش کنید حتی اگر برترین دربازه‌بان دنیا نشدید، «در حد توان خود» فرد موفقی در این زمینه شوید؟ اگر دنبال جواب سوال‌های بالا هستید، با این مقاله از کارپله همراه باشید.وقتی صحبت از توانایی می‌شود، منظور دقیقا چیست؟از دیرباز پژوهش‌های زیادی درباره تفاوت‌های فردی افراد صورت گرفته است. یکی از این تفاوت‌های فردی موردعلاقه محققان، پژوهش درباره توانایی است. افراد زیادی تلاش کرده‌اند توانایی را تعریف کنند. به طور کلی توانایی شامل کلیه امکاناتی است که برای انجام یک کار دارید. این امکانات شامل وضعیت فیزیکی، وضعیت مالی، تخصص و مهارت، جنسیت، سن، توانایی ذهنی و... است.توانایی کلمه‌ای است که معمولا در محاوره‌ها مترادف با مهارت به ‌کار می‌رود. افراد زیادی هنگام صحبت درباره به مهارت فردی، می‌گویند «آن فرد توانایی‌های زیادی دارد.» با این حال، کلمه توانایی هنگامی که در زمینه تفاوت‌های فردی به کار رود، معنای خصیصه یا ظرفیت کلی فرد است که به عملکرد او در انواع مهارت‌ها یا تکالیف ارتباط دارد.بنابراین می‌توان اینطور فرض کرد توانایی همه آن چیزهایی است که شما برای زندگی روزمره به آن‌ها نیاز دارید. در ادامه به دسته‌بندی انواع توانایی و اهمیت هرکدام می‌پردازیم.انواع توانایی و راه‌های تقویت آن‌ها در مسیر موفقیتهمانطور که قبلا هم گفتیم از دیرباز محققان برای مطالعه توانایی تلاش کرده‌اند و هرکدام طبقه‌بندی‌های مختلفی از آن ارائه داده‌اند. در زیر به معرفی کامل‌ترین این طبقه‌بندی‌ها می‌پردازیم.1. توانایی های حرکتیفرض کنید در کلاس اسکیت ثبت‌نام کرده‌اید. علاوه‌بر شما، چند نفر دیگر نیز حضور دارند. مربی در حال آموزش به اعضای کلاس است. در حالی که بعضی افراد نمی‌توانند با کفش‌های اسکیت قدم از قدم بردارند، شما اولین دور خود را با همان کفش‌ها می‌زنید. احتمالا مربی توانایی حرکتی شما را بسیار بالا ارزیابی کرده و بگوید اگر همین‌طور پیش بروید، در زمان اندکی در این رشته موفقیت‌های بزرگی کسب خواهید کرد.دلیل اینکه شما نسبت به سایر افراد کلاس بهتر عمل کردید، چیست؟ آیا شما با نوعی توانایی حرکتی ویژه به دنیا آمده‌اید که می‌توانید در هر کاری موفق باشید؟ یا شما در فعالیت‌های مختلف، تمرینات زیادی داشته‌اید؟ آیا روی همه فعالیت‌های بدنی مسلط هستید یا فقط برخی از آنها را خوب اجرا می‌کنید؟همچنین ممکن است در سرعت و کیفیت یادگیری با دیگران متفاوت باشید. اگر در یک کلاس عملی، به مبتدیان تدریس کنید، در اولین روزهای کلاس شاهد درجه‌های متفاوتی از موفقیت و شکست خواهید بود. برای نمونه، در یک کلاس گلف برای مبتدیان هنگام ضربه زدن، برخی از آنان وقت زیادی صرف می‌کنند تا فقط بتوانند باتون خود را با توپ تماس دهند، اما عده‌ای در انتهای دیگر دامنه توانایی قرار دارند و می‌توانند به خوبی به توپ ضربه بزنند. معمولا بقیه کلاس مابین پیوستار موفقیت قرار می‌گیرند.بی‌شک تفاوت‌های مشابهی را در موقعیت‌های دیگر فعالیت‌های بدنی، مانند کلاس‌های رانندگی و جلسه‌های توانبخشی دیده‌اید. هنگامی که افراد به کلاس‌های فوق یا موقعیت‌هایی شبیه به آن وارد می‌شوند، دامنه وسیعی از توانایی‌های حرکتی نشان می‌دهند.اما آیا شما حتما باید توانایی حرکتی بالایی داشته باشید تا در همه کارها موفق باشید؟ البته که خیر. مهم‌ترین کاری که شما باید انجام دهید، تطبیق توانایی‌های خود با شغل موردنظر است. ممکن است در آزمون توانایی شما توانایی حرکتی پایینی داشته باشید، اما از توانایی شناختی (ذهنی) بالایی برخوردار باشید. اگر بخواهید شغل انتخاب کنید، در مشاغلی که توانایی حرکتی کمتر اما توانایی شناختی بالاتری نیاز دارند (مانند سخنرانی و نویسندگی) موفق‌تر عمل خواهید کرد.شناسایی توانایی حرکتی در افراد دربرگیرنده مولفه‌های مختلفی است که ما در زیر به مهم‌ترین این موارد اشاره می‌کنیم.· زمان واکنش؛ توانایی پاسخگویی سریع به محرکی که پدیدار می‌شود.· سرعت حرکت؛توانایی حرکت سریع عضلات بزرگ.· کنترل شدت.توانایی تغییر سرعت و جهت پاسخ با زمانبندی دقیق، مانند تعقیب هدفی که مدام حرکت می‌کند.· چالاکی دستی؛ توانایی حرکت دست و بازوی ماهرانه و خوب هدایت شده.· هدفگیری؛توانایی هدفگیری دقیق یک شی کوچک در فضا.· هماهنگی دست وچشم یا دست و پا؛ توانایی اجرای مهارت‌هایی که به بینایی و استفاده دقیق از دست و پا نیازمند است.سنجش توانایی حرکتی ممکن است برای پیش‌بینی استعداد فرد در مهارت‌های خاصی مفید باشد. این پیش‌بینی‌ها به ویژه در زمینه‌های صنعت، نظامی‌گری و ورزش بسیار مفید است. چرا که تا حدود بسیار زیادی از اتلاف وقت و هزینه پیش‌گیری خواهد کرد. این پیش‌بینی همچنین فرض می‌کند که فرد انتخاب شده کار موردنظر را از افرادی که انتخاب نشده‌اند، بهتر اجرا خواهد کرد. اگر افراد مناسب، کارهای مناسب با خود را انجام دهند، علاوه‌بر صرفه‌جویی در وقت و هزینه، رضایت شغلی بیشتری خواهند داشت.به مثالی که در اول مقاله ارائه شد برگردیم. فرض کنید به دربازه‌بانی در فوتبال علاقه‌مند هستید. برای پیش‌بینی موفقیت شما در این حرفه نیاز است سرعت واکنش شما در هدفگیریکه در بالا به عنوان یکی از مولفه‌های توانایی حرکتی معرفی شد، اندازه‌گیری شود. حال اگر شما نمره خوبی در این ارزیابی به‌دست آورید، نشان‌دهنده آن است که یکی از مولفه‌های مهم موفقیت در این رشته را دارید.حال که به اهمیت توانایی حرکتی پی بردید، چطور می‌توانید آن را تقویت کنید؟اولین و مهم‌ترین مولفه در تقویت توانایی‌های حرکتی داشتن عضلات ورزیده و قوی است. اگر شما به کاری علاقه‌مند هستید که در آن توانایی حرکتی حرف اول را می‌زند، باید ساعت‌های مشخصی در روز را صرف ورزش کنید. از طرف دیگر برای تقویت توانایی‌های حرکتی داشتن بدن ورزیده و آماده کافی نیست. شما باید روی هماهنگی اعضای بدن خود با دستورات مغزتان نیز کار کنید. بنابراین باید برای داشتن ذهن آماده و هوشیار هم تلاش کنید. بازی‌های فکری و شطرنج به شما کمک می‌کند آمادگی ذهنی خود را تقویت کنید. در آخر نیز این را باید خاطر نشان کرد که خواب کافی در شبانه‌روز به شما کمک می‌کند در تقویت توانایی حرکتی موفق‌تر عمل کنید.2. توانایی‌های شناختیدر یک جلسه مدیرتان از شما خواسته گزارشی از کارکرد ماهانه خود ارائه دهید. در این گزارش باید به موانع پیش‌رو در شغلتان بپردازید و برای هر کدام راه‌حلی ارائه دهید. ساعت‌ها پشت میز خود می‌نشینید و به مغزتان فشار می‌آورید که چه بنویسم و از کجا شروع کنم. چند جمله می‌نویسید، کاغذ را مچاله می‌کنید. نمی‌توانید آنچه در ذهنتان می‌گذرد، روی کاغذ جاری کنید. نمی‌توانید روی موضوع متمرکز شوید و کلمات را کنار هم ردیف کنید. چرا؟توانایی شناختی نام دیگر ویژگی خدادادیی است که از آن به عنوان توانایی ذهنی یاد می‌کنند. به طور کلی توانایی شناختی شامل توانایی‌های استدلال، یادآوری، فهم زبانی و تعیین موقعیت است. توانایی شناختی نشان‌دهنده چگونگی اجرای صحیح کارها توسط افراد است. حال اگر بخواهیم توانایی شناختی را به طور دقیق تعریف کنیم باید گفت:توانایی شناختی یک اصطلاح است که به توانایی‌های فرد برای پردازش (افکار) اشاره دارد. توانایی شناختی در یک فرد سالم وجود دارد و به صورت «توانایی‌های یک فرد برای انجام فعالیت‌های مختلف ذهنی که بیشتر مرتبط با یادگیری و حل مسئله است» تعریف می‌شود.کلمه شناخت معمولا به مواردی همچون حافظه، توانایی یادگیری اطلاعات جدید، گفتار، درک مطالب نوشته شده و... اشاره دارد. همه شما از اوایل کودکی قادر به یادگیری مهارت‌های جدید هستید. هرچه این توانایی در شما بالاتر باشد، شما از توانایی شناختی بالاتری برخوردارید.آیا اطراف خود فردی را می‌شناسید که همه چیز را خیلی خوب به ذهن می‌سپارد و در زمان‌هایی که به آنها نیاز دارد، به سرعت آن‌ها را بازیابی می‌کند؟ افرادی که این ویژگی را دارند، اغلب در آزمون‌های مربوط به ارزیابی توانایی شناختی نمره بالایی دریافت می‌کنند. یک مثال خوب از چنین افرادی، کتابدار موفقی است که به سرعت و بدون نیاز به مراجعه به بانک داده‌ها، توانایی پیدا کردن کتاب‌های موردنیاز شما را دارد.از طرف دیگر اگر شما سخنران خوبی هستید. این نشان‌دهنده توانایی شناختی بالا در شماست. چون افرادی که در این حوزه عالی عمل می‌کنند، قابلیت بازیابی سریع کلمات و ساخت جملات با محتوا را دارند. احتمالا شما ذهن هوشیاری دارید و خیلی راحت می‌توانید جملات را از ذهنتان بر زبانتان جاری کنید.توانایی شناختی مهارت مهمی است که در موفقیت شغلی شما اثرگذار است. نه به این معنا که شما حتما باید نمره بالایی در این توانایی کسب کنید تا در شغل خود موفق شوید، بلکه باید شغل مناسب با سطح توانایی شناختی خود را پیدا کنید. پژوهشگران برای توانایی‌های شناختی دو دسته را درنظر گرفته‌اند.توانایی‌‌های شناختی رابط بين رفتار و ساختار مغز بوده و گستره وسـيعی از توانـایی‌هـا (برنامـه‌ريـزی، توجـه، بازداری پاسخ، حل مسئله، انجـام هـمزمـان تكـاليف و انعطاف‌پذيری شناختی) را در بر می‌گيـرد . ايـن مـوارد فقط شامل بخشی از توانایی‌های شناختی مـی‌شـود كـه پایه آن منطق است. اين توانایی‌‌ها شناخت سرد هستند. پايه بخشی ديگر از توانایی‌های شناختی كه به شناخت گرم معروف‌اند و در تجربـه پـاداش و گزنـد، تنظيم رفتارهای اجتماعی و تصميم‌گيری در حالت‌های هيجانی نقش دارند، خواسـته‌هـا، باورهـا و هيجـان‌هـا هستند.حال که به اهمیت توانایی شناختی پی بردید، چطور می‌توانید آن را تقویت کنید؟برای اینکه بتوانید توانایی شناختی خود را تقویت کنید، در ابتدا باید به فکر بهبود مهارت‌ها و توانایی‌های در زمینه حافظه، تمرکز، توجه، هوشیاری، ادراک، تصمیم‌گیری و حل مساله باشید. افرادی که از نظر شناختی تقویت شده‌اند، ضرورتا توانایی شناختی فوق‌العاده ندارند، بلکه همه افراد، چه سالم و چه بیماران مبتلا به اختلالات عصبی و روان‌شناختی می‌توانند از مزایای روش‌های مختلف تقویت شناختی، باری افزایش توانمندی‌های مغزی و ذهنی خود استفاده کنند. این مساله باعث بهبود سلامت روانی و جسمانی آن‌ها و ارتقای کیفیت زندگی آنان می‌شود. روش‌هایی که برای تقویت توانایی شناختی توصیه می‌شود به شرح زیر است:· تغییر ذهناگر دنبال تغییر ذهن خود هستید، باید به بهبود توانایی‌های درون‌فردی و برون‌فردی خود بپردازید. توانایی‌های درون‌فردی مانند هوش هیجانی، شناسایی دقیق هیجان‌ها و توانایی مدیریت آن‌ها، تقویت اعتمادبه‌نفس و مهارت‌های خود-مدیریتی را در برمی‌گیرد. توانایی‌های برون‌فردی مهارت‌هایی همچون برقراری ارتباط کلامی و غیرکلامی، گفتگو و مذاکره، ابراز وجود، حل تعارض، توانایی بروز احساسات عمیق درونی و... هستند.از سوی دیگر ممکن است مجموعه‌ای از باورهای مخرب در وجود شما باشد که بنای بسیاری از رفتارهای اشتباه شما را تشکیل دهد. به عنوان مثال باورهایی همچون «من هرگز نباید شکست بخورم.» باعث به وجود آمدن رفتارهایی می‌شود که در آن فرد تلاش می‌کند به هر قیمتی شده جلوی شکست خود را بگیرد. این رفتارهای مخرب می‌تواند از زیرآب‌زنی همکاران تا نپذیرفتن اشتباهات صورت گرفته در محیط کار را شامل شود. در مباحث روانشناسی از این قبیل باورها، با عنوان باورهای غیرمنطقی یاد می‌شود.چند نمونه از این باورهای غیرمنطقی به شرح زیر است:· من همیشه باید بهترین کارمند شرکت باشم.· من هرگز نباید بیمار شوم.· من باید در امتحانات خود بهترین نمره را کسب کنم.· من هیچ وقت نباید خطا کنم.· من باید بهترین مادر/پدر دنیا باشم.· فرزند من باید بین کودکان فامیل بهترین باشد.و تمام مواردی که کلماتی مانند باید، نباید، همیشه، حتما، بهترین، قوی‌ترین، باهوش‌ترین و... را دربرمی‌گیرد در همین باورهای غیرمنطقی دسته‌بندی می‌شود. برای جلوگیری از چنین باورهایی می‌توانید یک روز از صبح تا شب خود را در موقعیت‌های مختلف رصد کنید و ببینید تا چه حد از این جملات در رفتارهای روزمره خود تبعیت می‌کنید. سپس به خود یادآوری کنید شما به عنوان یک انسان ممکن است بیمار شوید، شکست بخورید، خطا کنید و...با انجام این تمرین به صورت روزانه خواهید دید ذهن شما از نتیجه کار به سمت مراحل انجام آن متمرکز می‌شود. این امر باعث افزایش بهره‌وری شما در کار خواهد شد که علاوه‌بر نتایج بهتر، درصورتی که با شکست روبره‌و شدید، بهتر می‌توانید با مساله کنار آمده و در صدد جبران آن برآیید.· هدفمند کردن ذهنیکی دیگر از کارهایی که به شما کمک می‌کند توانایی‌های شناختی خود را تقویت کنید، هدفمند کردن ذهن است. ممکن است این سوال برای شما به‌وجود آید که هدفمند کردن ذهن یعنی چه؟ به طور کلی می‌توان گفت هدفمند کردن ذهن یعنی توانایی متمرکز کردن آن در موضوعاتی که حائز اهمیت است. یعنی شما این توانایی را داشته باشید روی موضوعاتی که در هر لحظه برایتان مهم است، متمرکز شوید.حال آنکه به کمک فعالیت‌هایی مانند تصویرسازی ذهنی و تجسم خلاق می‌توانید ذهن خود را متمرکز کنید. برای تصویرسازی ذهنی یک داستان ذهنی با شروع و پایان برای خود در نظر بگیرید. سعی کنید در ذهنتان سناریو را تصور کنید. برای تجسم خلاق می‌توانید از کتاب‌های صوتی استفاده و تلاش کنید داستان در حال روایت را تجسم کنید. در ابتدا ممکن است متمرکز شدن و انجام این تمرین‌ دشوار باشد، اما با تمرین روزانه می‌توانید آنها را در خود تقویت کنید.· آموزش ذهن برای کنترل فشار روانی و تن‌آرامیهمه روزهایی را در زندگی و کار خود تجربه کرده‌اید که واقعا استرس‌زا و نگران کننده بوده‌اند. تحقیقات نشان داده جابه‌جایی در کار، تغییر شغل، ترفیع رتبه، کسر از حقوق و... موقعیت‌های استرس‌زایی را برای کارمندان به‌وجود می‌آورند. ممکن است بدون اینکه خودتان بدانید ساعت‌ها در روز این مسائل استرس‌زا را با خود مرور کرده باشید. این اتفاقات همچنین ممکن است باعث بروز تیک‌های عصبی مانند جویدن ناخن، کندن پوست صورت، کندن ابروها یا حتی مژه‌ها، تکان دادن پاها و... شوند.متاسفانه امروزه فشارهای روانی به دلیل دوره مدرنیته و پرهرج‌ومرج، زندگی بسیاری از افراد را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. به میزانی که این فشارهای روانی زیاد شوند و شما تسلطی روی آن‌ها نداشته باشید، ممکن است تمرکز و ذهن‌آگاهی خود را از دست دهید. روانشناسان از دیرباز در صدد یافتن راه‌هایی برای کاهش اثرات این فشارهای روانی بوده‌اند. فعالیت‌هایی مانند مراقبه، ذهن‌آگاهی و یوگا یکی از پرکاربردترین راهکارها هستند. شما می‌توانید با یادگیری این فعالیت‌ها علاوه‌بر کاهش فشارهای روانی روزانه، به افزایش تمرکز خود کمک کنید و به‌دنبال آن توانمندی بالایی در توانایی‌های شناختی خود کسب کنید.پایه همه این تمرینات براساس تجربه احساس شما در زمان حال و اکنون است که کمک می‌کند به احساسات خود در زمان حال آگاه شوید و سعی کنید با این احساسات ارتباط برقرار کنید.3. توانایی ارتباطی (رفتاری)اغلب شما در زندگی خود دوستان و همکارانی دارید که در برقراری ارتباط بسیار توانمندند، دیگران از هم‌صحبتی با آنها لذت می‌برند، در حفظ روابط بلندمدت بسیار موفق هستند و... . این افراد به سلاحی مجهز  هستند که از آن به عنوان توانایی ارتباطی یا رفتاری یاد می‌شود. توانایی‌های رفتاری تمام رفتارهایی را شامل می‌شود که برای برقراری ارتباط موثر، سودمند و هدفمند به آن نیاز دارید.هنگامی که بتوانیـد با همکاران و اطرافیان خود ارتبـاط مـوثر برقـرار کنیـد، آنها بـه شـما احتـرام مـی‌گذارنـد و اعتمـاد دارنـد. اگـر در برقــراری ارتبــاط چنــدان مــوثر عمــل نکنیــد، زنــدگی شخصی و کاری‌تــان را در یــک یــا چنــد بعــد نــاقص خواهیــد دیــد. ارتبــاط مــوثر زنــدگی را ثمــربخش مــی‌کنــد، امــا بــه شــرطی کــه توانایی‌های ارتباطی خود را شناسایی کنید، با شیوه‌های ارتباطی در مواجهـه بـا افـراد متفـاوت آشـنا شـوید و سـعی کنـید خطاهـای ارتبـاطی خـود را اصـلاح کنید. اولـین گـام در ایـن فراینـد شناسـایی احساسـات، عواطـف و توانمنـدی‌های خـود و سـپس گـروه یـا جامعه‌ای است کـه در آن زنـدگی می‌کنـید یـا مایـل بـه برقـراری ارتبـاط بـا آن هسـتید.گاهی ممکن است شما و افراد موفق جامعه از فرصت‌های یکسانی برخوردار باشید. اما افراد موفق آن‌هایی هستند که به «توانایی‌های ارتباطی» مجهز می‌شوند. چنین افرادی، قدرت بیان خوبی دارند؛ خود را به درستی مطرح می‌کنند و در شرایط مختلف با افراد مافوق، هم‌تراز و زیردست ارتباطی مناسب و مؤثر برقرار می‌کنند. بعضی‌ها چنان در برقراری ارتباط توانایی دارند که حتی می‌توانند سرنوشت جوامع بشری را تحت‌الشعاع قرار دهند. رهبرانی چون گاندی، نلسون ماندلا و... از این دست افراد هستند.اما ارتباط ممکن است در سه سطح اتفاق افتد:· ارتباط درون‌فردی: همان ارتباط با خود است و شامل فعالیت‌هایی مثل پرورش افکار، تصمیم‌گیری، خودنگری و... می‌شود.· ارتباط بین‌فردی: به ارتباط بین دو یا چند نفر گفته شده و فعالیت‌هایی مثل مصاحبه، مشاوره، تهیه نوشته یا مقاله را شامل می‌شود· ارتباط عمومی (جمعی): در این ارتباط پیام برای جمعی از مخاطبین ارسال می‌شود. این نوع ارتباط ممکن است مستقیم یا غیرمستقیم (رادیو، تلویزیون، مجله و ...) باشد.افرادی که از توانایی ارتباطی بالایی برخوردارند، اغلب در هر سه سطح از ارتباط موفق عمل می‌کنند.حال که به اهمیت توانایی رفتاری پی بردید، چطور می‌توانید آن را تقویت کنید؟ازآنجاکه توانایی رفتاری اولین اساس برقراری ارتباط است، همه شما ممکن است به صورت ناخودآگاه از هرکدام از موارد ذیل استفاده کنید. اما به دلیل اهمیت به‌کارگیری این مهارت ما در زیر چند راهکار برای بهبود و تقویت آن ارائه می‌دهیم.1. یک سلام همراه با لبخند ارائه کنید.سلام همراه با لبخند علاوه‌براینکه پذیرش فرد مقابل شما را برخواهد انگیخت، موجب برانگیختگی اعتمادبه‌نفس ما خواهد شد.2. به ارتباط غیرکلامی بها بدهید. گاهی با حرکات چشم یا تکان سر به مخاطب نشان دهید با او در ارتباط هستید و به سخنان او گوش می‌دهید.3. ابراز مشخص افکار و احساسات.مغز می‌تواند مقدار مشخصی اطلاعات را در یک زمان دریافت کند. در هر ثانیه با بمبارانی از پیام‌ها روبه‌رو هستید. به همین دلیل پیامی که به دیگران می‌رسانید، باید مشخص و واضح و مشخص‌کننده افکار و احساساتتان باشد.4. بپرسید.پرسش و طرح سوال بخش مهم و جدایی‌ناپذیر برقراری ارتباط است و ذهن شما را نسبت به موضوع روشن می‌کند.5. درك اصول ارتباطی. روند برقراری ارتباط عبارت است از: هدف، رمزگذاری پیام، انتقال پیام، دریافت پیام، رمزگشایی یا درک پیام دریافتی، ارائه بازخورد یا واکنش به فرستنده پیام.6. درجمع صحبت کنید. صحبت در جمع به شما کمک می‌کند توانایی بیشتری در برقراری ارتباط با دیگران پیدا کنید. این اقدام سبب افزایش اعتمادبه‌نفس شما می‌شود.7. از کنار بازخورد به آسانی نگذرید.بازخورد کلید برقراری ارتباط است. بازخورد به شما کمک می‌کند ارتباط شما با گیرنده یا فرستنده پیام سازنده باشد.8. صداقت و همرنگی داشته باشید. باید رابطه‌ای ایجاد کنید که صداقت و همرنگی جزء ارکان اصلی آن باشد. باید جوی به وجود آورید که اعتماد و اطمینان در آن حاکم باشد. این اطمینان را به مخاطب بدهید که این حرف‌ها هیچ گاه بر ملا نمی‌شود و اگر جایی هم بازگو شود، با اجازه اوست.9. مهارت همدلی را به خوبی بیاموزید. با همدلی می‌توانید از احساسات و شرایطی که دیگران تجربه می‌کنند، آگاهی کاملی پیدا کنید.10. از پیش‌داوری‌‌ها دوری کنید. در مورد وضعیت ظاهری، شخصیت، موقعیت و... فرد مقابل خود قضاوت نکرده وپیش داروری نکنید.4.  توانایی‌های کلیاین بخش از توانایی‌ها شامل کلیه امکانات و دارایی‌هایی است که ممکن است شما داشته یا نداشته باشید. توانایی‌هایی مانند جنسیت، سن، شرایط مالی، شرایط محیطی و... همگی در این دسته از توانایی‌ها قرار می‌گیرند. توانایی‌های کلی از این نظر که شما قادر به دخل و تصرف کمتری در آن هستید، باهم مشترک هستند.به عنوان مثال جنسیت چیزی نیست که شما بتوانید آن را انتخاب کنید، اما برخی از کارها براساس جنسیت طبقه‌بندی می‌شوند. بکار در معدن سخت و طاقت‌فرسا است و افراد غالبا برای این شغل دنبال مردان هستند تا زنان. همچنین شرایط محیطی کمتر تغییر می‌کند و شما نمی‌توانید انتخاب کنید در کدام شهر یا کشور به دنیا بیایید. نهایتا آنچه در توان شماست انتخاب محل جدید برای زندگی و کار است. به عنوان مثال مهاجران اغلب افرادی هستند که از توانایی محیطی کمتری برخوردارند. از سوی دیگر، گاهی مدیران برخی مشاغل دنبال استخدام نیروی جوان با توان بدنی بالاتر هستند. گاهی هم افراد دنبال استخدام نیروی باتجربه‌تری هستند و به همین دلیل افراد مسن را به افراد جوان ترجیح می‌دهند. ممکن است شما برای شروع به کاری نیاز به سرمایه‌ اولیه داشته باشید و توان مالی شما برای شروع آن کار کم باشد. همه مولفه‌هایی که ذکر شد، برای موفقیت شغلی شما مهم هستند، اما نه به این معنی که شما باید از تمام این توانایی‌ها برخوردار باشید، بلکه به این معنا که باشد شغل مناسب با توانایی‌های خود بیابید.توانایی یکی از مهترین ویژگی‌های فردی است که وجود آن در همراهی شما برای پیمودن مسیر موفقیت ضروری است. هر کدام از موارد بالا به عنوان سلاحی عمل می‌کنند که شما را به موفقیت نزدیک و نزدیک‌تر خواهند کرد. کنار شناسایی ویژگی‌های شخصیتی، هوش، استعداد و... حتما باید از توانایی‌های خود آگاه شوید تا بتوانید در کوتاه‌ترین زمان ممکن به بهترین نتیجه برسید. بنابراین هیچگاه از شناسایی توانایی‌های خود غافل نشوید. چراکه مانند شخصیت، توانایی‌ها نیز کاملا پویا هستند و در هر برهه‌ای از زمان ممکن است توانایی‌های جدیدی کسب کنید که خود از وجود آن غافل باشید.پله آخرتوانایی‌ها زیرساخت اصلی آینده کاری، روابط، زندگی شخصی و... را شکل می‌دهند. اگر شما نیز تجربه متفاوتی از توانایی‌های خود دارید، می‌توانید نظرات خود را با ما در کارپله درمیان بگذارید.</description>
                <category>Karpelleh</category>
                <author>Karpelleh</author>
                <pubDate>Sun, 05 Dec 2021 14:10:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پله دوم از نقشه راه حرفه ای شدن؛ استعداد خود را کشف کنید</title>
                <link>https://virgool.io/@karpelleh/%D9%BE%D9%84%D9%87-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D9%82%D8%B4%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%AD%D8%B1%D9%81%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%D8%B4%D9%81-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-bfwmqnrlg9vn</link>
                <description>تاکنون برایتان پیش آمده که در حال تماشای یک فیلم سینمایی، با خود بیندیشید فلان بازیگر چه استعداد خوبی در بازی دارد؟ همه شما تا به حال به کررات این جمله را میان صحبت‌های دیگران شنیده‌اید که گفته‌اند من استعداد خوبی در آشپزی ندارم، یا استعداد کلامی من خیلی بالاست و خیلی راحت می‌توانم مطالب را به دیگران انتقال دهم. به نظر شما منظور از استعداد چیست؟ چطور می‌توانیم استعدادهای مختلف خود را شناسایی کنیم؟ چه راهکارهایی برای تقویت استعدادهای مختلف وجود دارد؟ هرکدام از این استعدادها به چه کاری می‌آیند؟ و سوال‌های بیشماری که ممکن است اکنون در ذهن شما شکل گرفته باشد. اگر دنبال جواب سوال‌های بالا هستید، با این قسمت از کارپله با ما همراه باشید.منظور از استعداد چیست و چطور می‌توان آن را تعریف کرد؟اگر کسی از شما بخواهد استعداد را تعریف کنید، احتمالا نمی‌توانید آن را به صورت دقیق تعریف کنید. استعداد نیز مانند دیگر مفاهیم انتزاعی روانشناسی تعریف دقیقی ندارد و به همین خاطر اغلب وقتی صحبت از استعداد به میان می‌رسد، کلمه هوش برایمان تداعی می‌شود.«هوش معمولا به عنوان توانایی‌های بالقوه عقلانی تعریف می‌شود. چيزی که ما با آن زاده می‌شویم، چيزی که قابل اندازه‌گيری است و ظرفيتی که تغيير آن دشوار، اما شدنی خواهد بود.»از سوی دیگر، متخصصان علم روانشناسی هرکدام تعاریف مختلفی از مفهوم استعداد ارائه کرده‌اند. جامع‌ترین تعریفی که تاکنون درباره استعداد تاکنون ارائه شده عبارت است از توانایی‌های فطری که به امر یادگیری کمک و آن را تسریع می‌کند. به بیان دیگر، استعداد نحوه و میزان یادگیری فرد را در زمینه های گوناگون در آینده پیش‌بینی می‌کند.»درحالت کلی می‌توان گفت که اگر استعداد را با هوش برابر بدانیم، می‌توان استعداد را نوعی هدیه الهی دانست که خداوند در وجود افراد قرار داده و تنها کاری که لازم این است که استعدادهای گوناگون را در خود بیابید و به تقویت و پرورش آن‌ها بپردازید.بعضی افراد بر این باور هستند که استعداد یک ویژگی ذاتی است، این درحالی است که برخی دیگر معتقدند علی‌رغم ذاتی بودن استعداد، انسان قابلیت پرورش آن را دارد. شما چه فکر می‌کنید؟ به شما توصیه می‌کنیم قبل از خواندن ادامه این مقاله اندکی درباره سوال بالا فکر کنید. چرا که پاسخ که به این سوال به میزان زیادی در نحوه به کارگیری استعدادتان در مسیر موفقیت تاثیرگذار است.اگر شما براین باور باشید که استعداد یک امر ذاتی است، فکر می‌کنید در کارهایی که نیاز به استعداد خاصی دارد، دست شما بسته است و به همین خاطر منفعلانه عمل کرده و برای پرورش آن استعداد تلاشی نمی‌کنید. در نقطه مقابل، اگر شما باور دارید استعداد یک ویژگی اکتسابی است، فکر می‌کنید در همه موارد امکان پرورش هر نوع استعدادی را دارید و بعد از مدتی تلاش ممکن است دچار سرخوردگی شوید.برخلاف دو دیدگاه بالا، رواشناسان میانه‌رو پاسخ مناسبی به سوال مطرح شده می‌دهند، چرا که آنها معتقدند انسان‌ها مجموعه‌ای از عوامل ژنتیکی و محیطی هستند و هر کدام از این عوامل به گونه‌ای با یکدیگر تعامل می‌کنند تا فرد را به هدف مشخصی برسانند. یعنی اگر شما استعداد خاصی را ندارید، می‌توانید تا حد قابل قبولی آن را در خود پرورش دهید. اما نباید محدودیت‌های خود را هم فراموش کنید و از خود توقع غیرواقعی داشته باشید.این را نیز باید خاطر نشان کنیم که هیچ فرد بی‌استعدادی در این جهان وجود ندارد، و همه افراد در خود استعدادهایی خدادادی دارند که شاید هیچ آگاهی نسبت به آنها نداشته باشند یا آگاهی کمی از آنها پیدا کنند. حتی گاهی ممکن است بدانید به عنوان مثال از هوش کلامی-زبانی خوبی برخوردار هستید، اما راه‌های تقویت آن را برای اینکه به احسن تبدیل شود، ندانید. به همین دلیل از این استعداد درونی خود به بهترین نحو استفاده نکنید. حال آنکه اگر مهارت‌های تقویت و پرورش استعدادهای مختلف خود را بدانید، می‌توانید به فرد برجسته و موفقی در آن زمینه تبدیل شوید. به همین دلیل ما در کارپله تلاش می‌کنیم شما را با اهمیت شناسایی استعدادهای فردی آشنا کنیم.تفاوت استعداد با مهارتبزرگ‌ترین تفاوت استعداد با مهارت در این است که استعداد از ابتدا در شما وجود دارد، اما مهارت توانایی است که از ابتدا در شما وجود ندارد و شما می‌توانید با تمرین آن را در خود ایجاد کنید. به همین دلیل وقتی صحبت از ارتقای توانمندی‌هاست، متخصصان به افراد آزمون‌های استعدادیاب را معرفی می‌کنند، این درحالی است که درباره مهارت آنچه ما می‌شنویم دوره‌های تخصصی یادگیری آن مهارت‌ها است.آشنایی با انواع استعداد و نحوه ارزیابی آن‌هابه طور کلی متخصصان علم روانسنجی، استعداد را به دو دسته عام و خاص تقسیم می‌کنند. آزمون‌هایی که تعیین‌کننده استعدادهای کلامی و عددی هستند، گاهی به آزمون‌های توانایی ذهنی شهرت دارند که می‌توان آن‌ها را آزمون استعداد تحصیلی نیز نامگذاری کرد. از سوی دیگر همان‌طورکه در بالا گفته شده، از آنجایی که غالبا استعداد با هوش یکسان در نظر گرفته می‌شود، ما نیز در اینجا همین رویکرد را پیش می‌بریم. ابعاد استعداد متفاوت است. براساس تحقیقات متعدد و تجزیه و تحلیل داده‌ها و اطلاعات به دست آمده، یک یا دو و گاهی تا 120 بعد برای استعداد تعیین شده است. اسپیرمن ضمن مطالعه و بررسی ابعاد هوش، عقیده دارد همه رفتارهای انسان منشعب از یک عامل کلی است که آن را عامل G می‌نامد. وی به عامل دیگری نیز اشاره کرده که بعدها آن را عامل خصوصی S نام‌گذاری کرد.در سالهای اخير دیدگاه‌های دیگری نسبت به هوش پدید آمده که از جمله آنها می‌توانیم به نظریه هوش چندگانه اشاره کنیم که هاوارد گاردنر، روانشناس دانشگاه هاوارد، آن را ارائه کرده است. بر طبق این نظریه، دیدگاه‌های روان‌سنجی سنتی نسبت به هوش، بسيار محدود و ضعيف است. گاردنر نظریه‌اش را نخستين بار در کتاب «قاب‌های ذهنی: نظریه هوش چندگانه»، در سال ١٩٨٣ ارائه کرد. از این نظریه این‌طور برمی‌آید که هر کدام از انسان‌ها از نظر هوشی با دیگری متفاوت هستند و به همین خاطر استعدادی که از خود بروز می‌دهند نیز متفاوت است. او در کتاب خود، هشت نوع مختلف هوش را معرفی کرده است. طبق نظریه گاردنر، برای به دست آوردن همه قابليت‌ها و استعدادهای یک فرد، نباید تنها به بررسی ضریب هوشی پرداخت و هوش افراد مجموعه‌ای از دیگر انواع هوش مانند هوش موسيقيایی، هوش درون‌فردی، هوش کلامی-زبانی و... است که به تفضیل به معرفی آنها می‌پردازیم.1. هوش تصویری-فضاییاگر شما هم جز افرادی هستید که به راحتی می‌توانید چشمان‌تان را ببنید و به تجسم تصاویر بپردازید، درحالی که محرک اصلی حضور نداشته باشد، شما از استعداد تصویری-فضایی خوبی برخوردارید. افرادی که این استعداد را دارند، اغلب در ساخت تصاویر ذهنی سه بعدی، حرکت دادن و چرخاندن آن تصاویر بسیار خوب عمل می‌کنند. این افراد خیلی راحت می‌توانند محتوای نقشه‌ها و نمودارها را دریابند. از طرفی این افراد در کارهایی مانند طراحی و نقاشی، ساختن پازل، جهت‌یابی و... بسیار عالی هستند. اگر به کارهای مجسمه‌سازی، طراحی داخلی و معماری، دریانوردی و... علاقه‌مند هستید، باید این استعداد را در خود بیابید.این استعداد صرفا مادرزادی نیست و مانند مهارت‌های نرم شما می‌توانید با تمرین آن را تا حد قابل قبولی در خود پرورش دهید. شاید با خود بیندیشید چطور؟ در ادامه ما راهکارهایی برای پرورش این هوش به شما ارائه می‌کنیم.1-1 استفاده از نقشه راه‌ها و تلاش برای یافتن جهت‌یابی مناسب براساس این نقشه1-2 بازی با پازل و جورچین و بازی‌هایی که توانمندی ذهنی بالایی می‌خواهند، مانند شطرنج1-3 یادگیری هنرهای تجسمی و طراحی1-4 استفاده از بازی‌های کامپیوتری در اوقات فراغت1-5 تماشای انیمیشن و فیلم‌های کارتونی2. هوش کلامی-زبانیآیا تا به حال برایتان پیش آمده که در یک سخنرانی، میخکوب سخنان سخنران شوید و هیچ عاملی نتواند لحظه‌ای تمرکز شما را معطوف خود کند؟ حتما در چنین موقعیتی با خود اندیشیده‌اید که این سخنران چقدر در بیان عبارات ماهر است. آنچه که بیانگر این استعداد در این افراد است، استعداد کلامی-زبانی است. این افراد توانایی بالایی در انتقال مفاهیم دارند و اگر در یک جمع لب به سخن بگشایند همه توجه‌ها را به خود جلب می‌کنند. اگر به مشاغلی همچون معلمی، سخنرانی، خبرنگاری، مشاور و وکالت هستید ابتدا باید این استعداد را درخود بیابید و تقویت نمایید. درواقع به میزانی که این استعداد در شما بیشتر باشد، توانایی شما در استفاده از لغات و کلمات و بیان آنها به صورت تاثیرگذار بیشتر خواهد بود.اگر علاقه‌مندید که این استعداد را در خود تقویت کنید باید:1-2 سعی کنید خیلی خوب گوش دهید. مهارت‌ گوش دادن فعال یکی از تاثیرگذارترین مهارت‌هاست که نباید آن را دست کم بگیرید.2-2 از وقایع روزانه یادداشت بردارید تا با افزایش دامنه لغات، بتوانید مهارت‌های مکمل این استعداد مانند نویسندگی را در خود پرورش دهید.3-2 از مطالعه غافل نشوید و تا می‌توانید کتاب و رمان بخوانید.4-2 سخنرانی‌های افراد موفق دنیا را دنبال کنید.5-2 در مقابل آینه به تمرین سخنرانی بدون تپق و مکث بپردازید.3. هوش منطقی-ریاضیممکن است شما نیز بین دوستان خود افرادی را بشناسید که بسیار واقع‌بین هستند و وقایع را خیلی دقیق بررسی می‌کنند. این افراد اغلب در برخورد با موانع و مشکلات به تحلیل منطقی درباره آن مشکل می‌پردازند و سعی می‌کنند با مهارت‌هایی همچون رد گزینه، بهترین راه حل را برای مشکلات بیابند. افرادی که این استعداد را به صورت برجسته دارند ،در مشاغلی همچون مهندسی، برنامه‌نویسی کامپیوتر، پژوهشگری و حسابداری بسیار موفق عمل می‌کنند. این استعداد نسبت به مواردی که قبل‌تر ذکر شده در مقابل آموزش و تمرین سخت‌تر است، اما شما می‌توانید از طریق زیر به پرورش آن هرچند جزیی بپردازید.1-3 سعی کنید در حساب و کتاب روزانه‌تان کمتر از ماشین حساب استفاده کرده و بیشتر ذهن‌تان را درگیر کنید.2-3 سعی کنید به مسائل و مشکلات دوستان و خانواده‌تان گوش دهید و برای آنها راه‌حل‌های عملی بیابید.3-3 بازی‌های هوشی و معماهای پیچیده را در برنامه روزانه خود قرار دهید.4-3 از فیلم‌های آموزشی مفاهیم ریاضی بیشتر استفاده کنید.5-3 سعی کنید بیشتر از گذشته مطالب را به خاطر بسپارید و به عنوان مثال شماره‌های تماس افرادی که روزانه با آنها سروکار دارید، حفظ کنید.4. هوش جسمی-حرکتی (اندامی-جنبشی)آیا تا به حال حرکات یک بندباز در سیرک را دیده‌اید؟ فکر می‌کنید چه استعدادی باعث می‌شود این شخص آنقدر با اطمینان حرکات نمایشی را اجرا کند؟ بله درست حدس زدید، استعداد جسمی-حرکتی. این افراد تسلط بسیار زیادی بر بدن خود دارند. اغلب در کارهایی همچون مربی ورزشی، معلم تربیت‌بدنی، رقصنده، هنرپیشه و آتش‌نشان بسیار موفق عمل می‌کنند. این افراد غالبا از یک‌جا نشستن خیلی زود خسته می‌شوند. از آنجایی که بدن و عضلات آن بسیار تعلیم‌پذیر است، شما می‌توانید به روش‌های زیر این استعداد را در خود پرورش دهید.1-4 ورزش روزانه را در دستور کار خود قرار دهید.2-4 کارهایی همچون کاردستی یا مواردی که نیاز به هماهنگی بدنی و ذهنی همزمان دارند، مانند رنگ‌آمیزی انجام دهید.3-4 ورزش‌هایی مانند ژیمناستیک، حرکات ریتمیک و پانتومیم انجام دهید.4-4 برای انجام کارهای روزمره خود پیاده‌روی کنید و کمتر از اتومبیل شخصی خود استفاده کنید.5. هوش موسیقیایی (ریتمیک)آیا تاکنون زندگینامه بتهوون را مطالعه کرده‌اید؟ فکر می‌کنید چه استعدادی در او باعث شد که تا این حد از قطعات او استقبال شود؟ بله درست است: استعداد موسیقیایی. افرادی که در این استعداد توانمند هستند اغلب در تشخیص اجزای یک موسیقی بسیار خوب عمل می‌کنند، صداهای آهنگین را تشخیص می‌دهند و در تولید صوتهای موسیقیایی بسیار قوی هستند. همه افرادی که در خوانندگی، آهنگ‌سازی، ترانه‌سرایی و... موفق عمل می‌کنند، از استعداد موسیقیایی خوبی برخوردارند. ممکن است این فکر به ذهنتان رسیده باشد که این استعداد مادرزادی است و دستیابی به آن بسیار دشوار است. باید به شما بگوییم که خیر این چنین نیست و شما می‌توانید از راه‌های زیر به تقویت این استعداد بپردازید.1-5 ساعت‌هایی از فراغت خود را در فضاهای باز همچون طبیعت سپری کنید و سعی کنید به صداهای اطراف نظیر پرنده‌ها، آب رودخانه، صدای زوزه باد و... گوش دهید.2-5 سعی کنید کارهای موسیقیایی مفاخر جهان را گوش دهید و دلیل تاثیرگذاری آنها را کشف کنید.3-5 به یادگیری یک ساز مشغول شوید.4-5 مبانی تئوری موسیقی را بیاموزید.5-5 سعی کنید نسبت به موسیقی که اطراف خود می‌شنوید، حساس شوید و درباره زندگی افراد برجسته تحقیق کنید.6. هوش برون‌فردیآیا در اطراف خود کسی را می‌شناسید که خیلی زود با دیگران ارتباط برقرار می‌کند و وقتی در یک جمع قرار می‌گیرد، به سرعت توجه‌ها را به خود جلب می‌کند؟ فکر می‌کنید چه استعدادی در او در ایجاد روابط انسانی موثر است؟ بله، استعداد برون‌فردی. افرادی با این استعداد اغلب خیلی خوب با دیگران همدلی می‌کنند و در مواقعی که دیگران نیاز به کمک دارند، بسیار حمایت‌کننده هستند. این افراد در انجام مشاغلی همچون روانشناس، فیلسوف، مشاور، فروشنده و سیاستمدار بسیار توانمند هستند. این استعداد تاحدود زیادی مادرزادی است، اما اگر در موقعیتی هستید که به این استعداد نیاز دارید، می‌توانید از راه‌های زیر به تقویت آن بپردازید.1-6 شنونده خوبی باشید.2-6  در مکان‌های اجتماعی خود را مجاب کنید با فردی که تاکنون نمی‌شناختید، سرصحبت را باز کرده و درباره یک مساله کلی مانند گرمی هوا صحبت کنید.3-6 سعی کنید زبان بدن خود را تقویت کنید و در جلب‌توجه مخاطبان‌تان از حرکت دست‌ها یا صورت و دیگر اجزای بدن خود استفاده کنید.4-6 دوستان جدید پیدا کنید و از برقراری ارتباط جدید غافل نشوید.5-6 از بین افراد برجسته جهان که توانسته‌اند مخاطبان زیادی پیدا کنند، برای خود الگو انتخاب کرده و کارهای آنها را دنبال کنید.7. هوش درون‌فردیآیا تاکنون شده است که در یک موقعیتی بسیار آشفته باشید، اما به منبع این آشفتگی آگاه نباشید؟ در چنین موقعیتی شما خودآگاهی کمی نسبت به احساسات و عواطف خود دارید. اگر چنین است شما در آزمون استعداد‌یابی در این قسمت یعنی استعداد درون فردی نمره پایینی کسب خواهید کرد! اما افرادی هستند که ساعت‌ها با خود خلوت کرده و به بررسی درون خود می‌پردازند. علت ناراحتی خود را به راحتی کشف می‌کنند و سعی در مدیریت آن دارند. این افراد اغلب فیلسوفان، نویسندگان، نظریه‌پردازان، دانشمندان، مشاوران و... هستند. این استعداد رابطه تنگاتنگی با شناخت شما از خودتان دارد. اگر می‌خواهید این استعداد را در خود تقویت کنید به شما پیشنهاد می‌کنیم:1-7 برای خود روزانه چند دقیقه وقت بگذارید و در یک فضای ساکت با خود خلوت کنید و احساسات خود در همان لحظه را بررسی کنید.2-7 سعی کنید علت پایین بودن مود خود در بعضی روزهای ماه را بررسی کنید و ریشه آن را بیابید.3-7 مهارت خودآگاهی و Mind Fullness را در خود تقویت کنید و در سمینارهای مربوط به آن شرکت کنید.4-7 از دوستان نزدیک خود بخواهید که ویژگی‌های فردی شما را برایتان لیست کنند.5-7 عکس‌العمل‌های خود را در موقعیت‌های مختلف بررسی کرده و نقاط ضعف و قوت خود را بیابید.8. هوش طبیعت‌گرااگر شما از گردش در طبیعت لذت می‌برید و به راحتی می‌توانید اسامی گونه‌های گیاهی را به ذهن بسپارید، به شناسایی، دسته‌بندی و درک موجودات مختلف موجود در طبیعت علاقه‌مندید، از استعداد طبیعت‌گرای بالایی برخوردارید. این افراد غالبا از اینکه اوقات فراغت خود را در مکان‌های طبیعی سپری کنند ،لذت می‌برند، از پرورش حیوانات خانگی بیمی ندارند، به نگهداری گل و گیاه در منزل و محیط اطراف خود علاقه‌مند هستند. این‌ها همان افرادی هستند که در مشاغلی همچون زیست‌شناس، ستاره‌شناس، حفاظت از محیط‌زیست، باغبان، مزرعه‌دار و... دیده شده‌اند. این استعداد تا حدود بسیار زیادی مادرزادی است. اما با این حال می‌توانید از طریق زیر به تقویت آن بپردازید:1-8 اوقات فراغت خود را در طبیعت سپری کنید.2-8 با پیاده‌روی در طبیعت سعی کنید گونه‌های گیاهی و حیوانی موجود در طبیعت را کشف کنید.3-8 به جزییاتی که در اطرافان هست بیشتر از قبل توجه کنید.4-8 بخشی از مطالعه روزانه خود را به مطالعه در خصوص طبیعت اختصاص دهید.هرکدام از موارد گفته شده در بالا ممکن است در شما وجود داشته باشد و می‌توانید یک یا چند استعداد ذکر شده را همزمان داشته باشید، ممکن است شما هم هوش کلامی-زبانی بالایی داشته باشید و هم هوش جسمی-حرکتی. هیچ کدام از این موارد در تناقض با دیگری نیستند و چه بسا اگر شما بتوانید با شناسایی دقیق مدل‌های هوشی خود ارزیابی دقیقی از استعدادتان به دست آورید، به فردی بسیار موفق تبدیل شوید.به عنوان مثال ممکن است شما برای تعمیر ماشینتان آن را به تعمیرگاهی ببرید و متوجه شوید کسی که قرار است ماشین شما را تعمیر کند بسیار ماهر است (هوش منطقی-ریاضی)، از سوی دیگر می تواند به خوبی مشکل ماشین تان را برای تان شرح داده و از هم‌صحبتی با او لذت ببرید و با خود بیندیشید او چقدر خوب منظور خود را می رساند (هوش کلامی-زبانی) و برایند این دو هوش در او باعث شود که شما و دیگر مشتریان، این تعمیرگاه را نسبت به همکاران او ترجیح دهید. شاید اگر رقیبان این تعمیرکار هم به اهمیت هوش کلامی-زبانی علاوه بر هوش منطقی-ریاضی در کار خود آگاه باشند، بتوانند در کار خود موفق‌تر عمل کنند.پله آخرهرکدام از استعدادهای گفته شده ممکن است در شما وجود داشته باشد. به همین دلیل شما مجموعه‌ای از استعدادهای الهی هستید که برای موفقیت تنها لازم است به شناسایی آنها بپردازید. اگر میخواهید بدانید کدام یک از این استعدادها در شما وجود دارد، به شما توصیه می‌کنیم که بعد انجام آزمون استعدادیابی در سایت کارپله، به تقویت آنها در خود بپردازید. همانطور که در بالا گفته شد، الزاما نیازی نیست شما همه این استعدادها را یک‌جا درخود داشته باشید، بلکه با تمرین‌هایی که در بالا به آنها اشاره شد، می‌توانید آنها را تقویت کنید. اگر شما تجربه‌ای در این باره دارید می‌توانید آن‌را با دوستان خود در کارپله به اشتراک بگذارید.</description>
                <category>Karpelleh</category>
                <author>Karpelleh</author>
                <pubDate>Sun, 05 Dec 2021 13:58:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اولین پله از نقشه راه حرفه ای شدن،رغبت شغلی خود را کشف کنید:</title>
                <link>https://virgool.io/@karpelleh/%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D9%BE%D9%84%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D9%82%D8%B4%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%AD%D8%B1%D9%81%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%B1%D8%BA%D8%A8%D8%AA-%D8%B4%D8%BA%D9%84%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%D8%B4%D9%81-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-p3rzqovpi4cu</link>
                <description>فرض کنید هر روز صبح که بیدار می‌شوید، باید برای انجام کاری آماده باشید که اصلا علاقه‌ای به آن ندارید. در طول انجام کار، زمان برای شما به کندی می‌گذرد و برای پایان ساعات کاری لحظه‌شماری می‌کنید. در مقابل شرایطی را تصور کنید که به کارتان علاقه و رغبت دارید. گاهی صبح زودتر از زنگ ساعت از خواب برخاسته و برای رسیدن به شغل عزیزتان عجله می‌کنید. حتی متوجه پایان ساعت کاری هم نمی‌شوید. در طول روز انرژی خوبی دارید، حتی کم‌وکاستی‌ها هم به چشمتان نمی‌آید و سخت‌ترین مشکلات برایتان حل‌شدنی و ناچیز است.میزان رغبت یا همان علاقه شما به هر کاری می‌تواند نیرو محرکه‌ای برای انجام بهتر آن کار باشد. شغل‌تان هم از این قاعده مستثنا نیست. علاقه به شغل می‌تواند یکی از اولین پله‌ها برای طی نقشه راه حرفه‌ای شدن باشد. وقتی به شغل دلخواهتان مشغول باشید، برای پیشرفت بیشتر تلاش می‌کنید، کارتان را به بهترین شکل ممکن انجام می‌دهید، با سختی‌ها کنار می‌آیید، انگیزه بیشتری برای ادامه کار دارید و کنار لذت از کار هر روز رشد بیشتری دارید.در این مقاله از کارپله قصد داریم به نقش رغبت در انتخاب شغل و رضایت شغلی بپردازیم و راه‌های کشف این رغبت را در اختیارتان قرار دهیم. اگر می‌خواهید ببینید علاقه به کار چقدر در زندگی‌تان موثر است، همراه ما باشید.منظور از رغبت چیست؟رغبت همان عکس‌العمل‌های احساسی است که انسان در مواجه با محرک‌های گوناگون از خود نشان می‌دهد. وقتی به چیزی علاقه دارید، نسبت به آن رغبت و تمایل نشان می‌دهید و آن را دوست دارید. آن چیز اغلب موردتوجه‌تان است، می‌خواهید وقت بیشتری برایش صرف کنید، درباره‌اش بیاندیشید و از آن لذت ببرید. در اصل رغبت همان ترجیح‌ها و دوست داشتن‌های انسان در لحظه معینی از زمان است.در زمینه شغلی، رغبت به معنی آن است که از انجام چه کارهایی بیشتر لذت می‌برید و در نتیجه برای یادگیری مهارت‌ها و انجام آن شغل انرژی کمتری استفاده می‌کنید؟حال این سوال پیش می‌آید که چطور رغبت شغلی‌تان را پیدا کنید؟ برای پاسخ به این سوال ابتدا باید دسته‌بندی‌های مختلف رغبت‌ها را مورد بررسی قرار دهید و ببینید رغبت شغلی در هر دسته چه می‌تواند باشد؟1. رغبت بیان شدهمن این شغل را دوست دارم، از انجام این کار متنفرم، آنقدر غرق کار بودم که متوجه گذر زمان نشدم، برای نتیجه گرفتن باید بیش از اندازه تلاش کنم و...جمله‌های بالا برایتان آشناست؟ احتمالا مشابه آن‌ها را یا گفته‌اید یا شنیده‌اید. شما به آسانی می‌توانید آنچه دوست دارید یا آنچه موردعلاقه‌تان نیست، بر زبان بیاورید. رغبت‌های بیان شده همان‌هایی هستند که بر زبان جاری می‌کنید و معمولا با گذشت زمان تغییر می‌کنند. البته این بی‌ثباتی در کودکان و نوجوانان بیشتر است و در بزرگسالان رغبت‌ها ثبات بیشتری دارد. اگر از شما بپرسند چه شغلی را دوست دارید و شما بخواهید به صورت شفاهی پاسخ دهید، رغبت بیان‌شده‌ خود را در نظر گرفته‌اید؛ اما این موضوع به تنهایی ملاکی برای تصمیم‌گیری شغلی نیست، زیرا اعتبار علمی چندانی ندارد.2. رغبت نمایان شدهبا ذوق سراغ انجام کارهای کامپیوتری می‌روید، از فروختن چیزی به دیگران لذت می‌برید، برای کسب مهارت مربوط به شغل‌تان اشتیاق نشان می‌دهید و...کارها و فعالیت‌هایی که با میل و رغبت انجام می‌دهید، در دسته رغبت‌های نمایان شده شما می‌گنجند. رغبتی که به صورت یک عمل یا انجام یک کار و شغل ظاهر می‌شود. این رغبت می‌تواند منشا تصمیم‌گیری شغلی قرار گیرد. شما برای انجام چه فعالیت‌هایی از خود علاقه نشان می‌دهید؟3. رغبت آزمون شدهوقتی آزمون‌های رغبت‌سنج را انجام می‌دهید، متوجه می‌شوید رغبت اصلی شما در زمینه خاصی از مشاغل است. این شناخت رغبت‌ها از طریق آزمون‌های هنجار شده معین انجام می‌گیرند. رغبت نسبت به یک شغل در شما به وجود آمده و زمانی به مرحله عمل در می‌آید که اطلاعات شغلی مناسبی درباره آن در دسترس شما قرار گیرد. برای مثال اگر آزمون رغبت‌سنج استرانگ را انجام دهید، نتیجه آن میزان رغبت آزمون‌شده شما را مشخص می‌کند و می‌توانید در ادامه فرایند تصمیم‌گیری شغلی از این رغبت آزمون شده کمک بگیرید.4. رغبت فهرست شدهوقتی فهرستی از مشاغل متعدد در اختیارتان قرار می‌گیرد و شما آن‌ها را بر اساس علاقه‌تان درجه‌بندی می‌کنید، فهرستی از رغبت‌های شغلی دلخواه خود درست کرده‌اید. این نوع رغبت هم می‌تواند از طریق پاسخگویی شما به جدولی از مشاغل تعیین شود و هم اینکه کافی است بر حسب علاقه نام چند شغل را به ترتیب اهمیت روی کاغذ بنویسید. رغبت فهرست شده می‌تواند در راهنمایی شغلی، مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین شما هم می‌توانید یک کاغذ بردارید و لیستی حداقل با ده عنوان شغلی موردعلاقه خود را به ترتیب اولویت بنویسید تا رغبت شغلی فهرست شده مربوط به خود را تهیه کنید.رغبت‌ها همیشگی هستند یا متغیر؟رغبت‌های انسان همیشه در حال تغییر بوده و عموما ثابت نیستند. بعضی‌ افراد اعتقاد دارند رغبت‌ها آموختنی هستند و به گمان بعضی دیگر رغبت‌ها یک پدیده ذاتی محسوب می‌شوند که باید شناخته و کشف شوند. عده‌ای هم رغبت‌ها را به تناسب عوامل محیطی و تجارب زندگی قابل رشد می‌دانند و می‌گویند رغبت‌ها به مرور ،شکل خاصی به خود می‌گیرند.مهم این است که متوجه باشید تفاوت انسان‌ها در میل و رغبت روی انتخاب شغل تاثیر انکارناپذیری دارد. می‌توان این تنوع رغبت را به عنوان یک عامل انتخاب شغل در نظر گرفت. کافی است رغبت شغلی خود را کشف کرده و بر اساس آن به جستجوی شغل دلخواهتان بروید.آشنایی با رغبت‌سنج استرانگدر قسمت رغبت آزمون شده گفته شد یکی از راه‌های کشف رغبت شغلی که از لحاظ علمی در تصمیم‌گیری شغل دلخواه موثر است، رغبت‌های آزمون شده هستند. از مهم‌ترین و کاراترین آزمون‌های رغبت‌سنج شغلی می‌توان به آزمون رغبت‌سنج استرانگ اشاره کرد.به نظر استرانگ (1960) رغبت‌ زمانی به وجود می‌آید که شما از وجود یک شیء اطراف خود آگاه می‌شوید یا چیزی را مشاهده می‌کنید. در این لحظه اگر آماده پذیرش آن چیز باشید، به آن پاسخ مثبت می‌دهید. این موضوع به سادگی دوست داشتن یا رغبت شما را نشان می‌دهد. در مقابل اگر بخواهید هرچه زودتر از آن شی دور شوید، یعنی به آن راغب نیستید.بنابراین با توجه به اینکه رغبت بین دوست‌داشتنی‌ها و دوست‌نداشتنی‌ها تمایز ایجاد می‌کند، به نظر استرانگ مهم‌ترین عامل انتخاب شغل دلخواه به شمار می‌آید. به بیان دیگر رغبت نشان‌دهنده توجه فرد به دنیای مشاغل، ارزش‌ها، نیازها و انگیزش‌هاست.انواع فهرست‌های رغبت از طریق تجزیه و تحلیل پاسخ‌های افراد به مشاغل گوناگون تهیه شده است. فهرست رغبت شغلی استرانگ که برای اولین بار در سال 1927 میلادی تهیه شد، 400 سوال داشت. محتوای سوالات این آزمون به مشاغل تخصصی، دروس دانشگاهی، فعالیت تفریحی و خودارزیابی شخص پرداخته است. در این فهرست ترجیح‌های فردی که آزمون را پاسخ می‌دهد، با افراد موفق در مشاغل معین مقایسه شده است. البته در نظر داشته باشید معیار موفقیت شغلی از دیدگاه استرانگ درآمد سالانه معین و احساس رضایت شغلی است.این پرسشنامه در ایران هم انطباق و هنجاریابی شده است. آزمون استرانگ می‌تواند به شما در فهم رغبت‌های شغلی کمک کند و مشاغلی را که احتمالا در آن‌ها احساس راحتی دارد، به شما نشان دهد. در نمونه این آزمون مشاغل، فعالیت‌ها، زمینه‌های موضوعی و... فهرست‌بندی شده است. شما باید میزان علاقه‌مندی یا عدم‌علاقه خود را در قبال آن مشخص کنید. پیش از انجام این آزمون، یادتان باشد استرانگ آزمون سنجش توانایی‌های شما نیست و فقط از دیدگاه علاقه و رغبت باید به سوالات آن پاسخ دهید.نکته بسیار مهمی که به شما کمک می‌کند نتیجه صادقانه‌تری از آزمون استرانگ بگیرید، این است که نباید وقت زیادی را به فکر برای پاسخ به سوالات اختصاص دهید. حین پاسخگویی باید اولین چیزی را که به ذهن‌تان می‌رسد، انتخاب کنید و در عین حال هیچ سوالی را بدون پاسخ نگذارید.جزییات آزمون استرانگاین آزمون از شش قسمت تشکیل شده که باید به سوالات در بازه‌: «بسیار علاقه‌مندم، علاقه‌مندم، بی‌تفاوت، علاقه‌مند نیستم و اصلا علاقه‌مند نیستم» پاسخ دهید.قسمت اول؛ مشاغلدر این قسمت مشاغل متعددی ارائه شده که باید احساس خود را در برابر انجام هریک از آن‌ها مشخص کنید. حین پاسخگویی به سوالات این بخش به این فکر نکنید که آیا در این شغل موفق خواهید بود یا میزان درآمد آن چقدر است؟ تنها به این فکر کنید که چقدر دوست دارید در آن شغل مشغول به کار شوید.قسمت دوم؛ زمینه‌های موضوعیهمان‌طور که در قسمت مشاغل گفته شد، در این قسمت هم باید مشخص کنید که به زمینه‌های موضوعی ذکر شده در آزمون چقدر علاقه‌مند هستید؟ طبیعتا ممکن است به بعضی زمینه‌ها بیشتر علاقه‌مند باشید، صرف نظر از اینکه آن‌ها را مطالعه کرده باشید یا خیر. بنابراین بدون در نظر گرفتن این موضوع، تنها علاقه‌مندی‌هایتان را مشخص کنید.قسمت سوم؛ فعالیت‌هادر این قسمت میزان علاقه‌مندی به فعالیت‌های مختلف سنجیده می‌شود. بهتر است اولین پاسخی را که به ذهنتان می‌رسد، مدنظر قرار دهید.قسمت چهارم؛ فعالیت‌های تفریحیبا پاسخ به گزینه‌های این قسمت نشان می‌دهید به کدام یک از شیوه‌های گذراندن اوقات فراغت بیشتر علاقه‌مند هستید؟قسمت پنجم؛ افرادطبیعتا شما روزانه و به ویژه حین انجام شغل‌تان با افراد گوناگونی سر و کار خواهید داشت. از داشتن تماس‌های روزمره با کدام یک از افراد بیشتر لذت می‌برید؟قسمت ششم؛ ویژگی‌های شمادر این بخش از آزمون استرانگ هم ویژگی‌های کلی شخصیت و تمایلات شما در زمینه اشتغال بررسی خواهد شد.با انجام این آزمون می‌توانید به رغبت اصلی خود در زمینه اشتغال پی ببرید. شغلی که با ویژگی‌های فردی، سرگرمی‌ها، علاقه‌مندی‌ها و... شما هم‌خوانی کافی داشته باشد.پله آخربا توجه به اهمیت رغبت و علاقه در زمینه اشتغال، بهتر است پیش از انجام هر فعالیتی به علایق خود توجه کنید. ببینید به چه کاری بیشتر علاقه‌مند هستید و از انجام چه کارهایی لذت می‌برید. اگر شما هم تجربه‌ای درباره انجام کارهایی مطابق با خواسته‌ها و علایق خود دارید یا انجام شغل مخالف میل خود را تجربه کرده‌اید، نظرتان را با مخاطبان کارپله در میان بگذارید و تجربه احساسی خود حین انجام آن کار را بیان کنید.</description>
                <category>Karpelleh</category>
                <author>Karpelleh</author>
                <pubDate>Sun, 05 Dec 2021 13:49:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور با شناخت شغلی می‌توانید در مسیر شغلی مناسب قرار بگیرید؟</title>
                <link>https://virgool.io/@karpelleh/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D8%A7-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D8%B4%D8%BA%D9%84%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%B4%D8%BA%D9%84%DB%8C-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AF-pmpf9vc86pxa</link>
                <description>فکر می‌کنید برای پیدا کردن و رسیدن به شغل مناسب خود، اولین قدمی که باید بردارید، چیست؟ به جستجوی کار بپردازید؟چه کاری؟ چگونه آن را پیدا کنید؟ اصلا در این مسیر باید به چه نکاتی توجه کنید و اصلا چه شغلی مناسب شماست؟ بر اساس روند مشاوره شغلی می‌توان گفت بهترین حالت ممکن این است که ابتدا «شناخت فرد» و «شناخت نیازهای شغلی جامعه» بررسی شود تا درنهایت به هدف «قرار دادن افراد در شغل مناسب‌» دست پیدا کرد. بنابراین می‌توان گفت برای رسیدن به این هدف به نقشه راه برای حرفه‌ای شدن نیاز دارید و باید پله‌پله پیش روید. در مسیر این نقشه اولین پله شناخت شغلی خودتان است. با ما در کارپله همراه شوید تا خود را از دیدگاه شغلی بشناسید و بتوانید شغل مناسب‌تان را پیدا کنید.منظور از شناخت شغلی چیست؟کار کردن را می‌توان راهی برای صرف انرژی در راه مطلوب و برقراری روابط اجتماعی سالم با دیگران دانست. شما از طریق کار کردن تبدیل به عضو موثری در جامعه می‌شوید و این نشانه‌ای از بلوغ و قدم گذاشتن به دنیای بزرگسالی است.راه رسیدن به این هدف هم اول شناخت شغلی است. منظور از شناخت شغلی این است که شما به عنوان فردی در جستجوی شغل، ابتدا خودتان را بشناسید، البته این خودشناسی از نظر شغل و کار است.نکته جالب توجه اینکه فرمول واحدی برای رسیدن به شناخت شغلی وجود ندارد. این شناخت می‌تواند از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد. بنابراین به تعداد افراد دنبال کار، ممکن است راه‌های متفاوتی برای شناخت شغلی خود وجود داشته باشد. این تفاوت هم به دلیل تنوع شخصیت، استعداد، توانایی و مهارت‌های افراد در جامعه است. شما می‌توانید با شناخت ویژگی‌های خاص خود و عوامل متعددی که درباره شما به بررسی نیاز دارد، از یک سو، و شناخت ویژگی‌های مشاغل موردعلاقه‌تان از سوی دیگر، شغلی را برای آینده خود در نظر بگیرید که کاملا با شما و ابعاد مختلف شخصیتتان هماهنگی و سازگاری داشته باشد. در نهایت با انتخاب یک شغل درست، موفقیت و حال خوبی خواهید داشت.اهمیت شناخت شغلی در نقشه راه برای حرفه‌ای شدناگر تجربه کار کردن داشته باشید یا به افراد شاغل اطرافتان دقت کنید، متوجه این نکته می‌شوید که هر کاری مناسب هر فردی نیست. برای مشخص کردن این مناسب نبودن، مولفه‌های متعددی وجود دارد.شاید شما هم فردی را دیده باشید که با شخصیتی نسبتا کامل و بی‌عیب، توانایی‌ها و استعدادهای زیاد و مهارت‌های تخصصی به شغلی مشغول است که آرزوی خیلی‌هاست و جایگاه اجتماعی و درآمد مناسبی دارد؛ اما خود این فرد در شغلش موفق نیست، احساس رضایت نمی‌کند و پیشرفت چشمگیری نصیبش نمی‌شود.به نظرتان علت چیست؟اگر کمی موشکافانه به این قضیه نگاه کنید، متوجه می‌شوید این فرد علی‌رغم همه تواناهایی‌هایش با شغل موردنظر همخوانی ندارد. ساده‌ترین نکته هم توجه به مهارت‌های تخصصی اوست. ممکن است فردی مهارت‌های تخصصی بی‌شماری داشته باشد؛ ولی این مهارت‌ها با شغل او سازگار نباشد. به عبارت دیگر شغل او به مهارت‌های تخصی دیگری نیاز دارد که این فرد آن‌ها را کسب نکرده است.همین طور اگر ویژگی‌های شخصیتی این فرد با ویژگی‌های شغلش هماهنگ نباشد یا از همه مهم‌تر رغبت و علاقه‌ای به کارش نداشته باشد، به نتیجه دلخواه نخواهد رسید. این موارد نشان می‌دهد شناخت شغلی چه تاثیری انکارناپذیری در حرفه‌ای شدن دارد.اگر به عنوان فردی در جستجوی کار ابتدا به خودشناسی شغلی صحیح و کامل از خود برسید، می‌توانید با این شناخت شغلی و هماهنگی آن با نیازهای جامعه، شغل مناسبتان را پیدا کنید و گام بزرگی در پیش‌روی در مسیر حرفه‌ای خود بردارید.چه عوامل در شناخت شغلی موثر هستند؟برای خودشناسی شغلی باید با عواملی که نقش مهمی بر طرح‌ریزی شغلی شما دارند، آشنا شوید. این عوامل را می‌توانیم به شکل زیر مطرح کنیم.1. رغبت شغلیبه نظرتان اگر کاری را که انجام می‌دهید، دوست داشته باشید، چقدر در آن موفق هستید؟رغبت یعنی توجه و علاقه زیاد نسبت به چیزی! رغبت شامل ترجیح‌ها، علاقه‌مندی‌ها و دوست داشتن‌های شما در لحظه معینی از زمان است. رغبت شغلی همان علاقه شما به گروهی از مشاغل خاص است که مهم‌ترین عامل در انتخاب شغل به شمار می‌آید.به بیان دیگر رغبت شغلی منعکس‌کننده توجه فرد به دنیای مشاغل، ارزش‌ها، نیازها و انگیزش‌هاست. وقتی شغلی را دوست دارید، می‌توانید آن را به بهترین نحو ممکن به سرانجام برسانید، احساس خستگی غیرطبیعی نمی‌کنید، به پیشرفت در آن فکر می‌کنید و برای بالا بردن سطح دانش خود یا به روز نگه داشتن اطلاعاتت‌تان در آن زمینه شغلی تلاش می‌کنید. پس بهتر است در ابتدا رغبت شغلی خود را بسنجید تا شغل موردعلاقه‌تان را پیدا کنید.2. استعدادحتما در اطرافتان با افراد مختلفی برخورد داشته‌اید که یا استعداد و توانایی انجام کار خاصی را داشته و به آن مشغول هستند یا در انجام کارشان هیچ استعدادی ندارند. شغل فرد اول در مقایسه با دومی چقدر برایش راحت‌تر و رضایت‌بخش‌تر است؟اینکه شغلی پیدا کنید که با استعدادهایتان هماهنگی داشته باشد، از اهمیت بالایی برخوردار است. یادتان باشد مشاغل مختلف به میزان مشخصی از استعداد نیاز دارد و برای موفقیت در انجام هر شغل وجود چندین استعداد ضروری است.استعداد همان توانایی فطری شماست که به یادگیری موضوع خاصی کمک کرده و پیش‌روی در آن را سریع‌تر می‌کند. استعداد می‌تواند نوع و میزان یادگیری شما را در زمینه‌های گوناگون در آینده پیش‌بینی کند. شما می‌توانید با کشف استعدادهای خود و اولویت‌بندی آن‌ها به مشاغلی بپردازید که مناسب شما هستند. براساس شناخت استعدادهایتان در طول مسیر شغلی، می‌توانید آسان‌تر و کم دردسرتر پیش بروید.3. توانایی‌هافردی را در نظر بگیرید که مشکلات جسمی مختلفی دارد و دنبال شغلی مثل مربی بدنسازی است. نتیجه آن چه خواهد بود؟ هماهنگی بین توانایی‌های جسمی و شغل موردنظر، ساده‌ترین مثالی است که می‌توان برای شناخت توانایی‌های فرد و همخوانی آن با شغل موردنظر مطرح کرد.توانایی شامل همه مواردی است که باید وجود داشته باشند تا بتوانید شغل موردنظرتان را انجام دهید. توانایی جسمی، توانایی مالی، جنسیت، عوامل محیطی، مسائل اجتماعی، زمینه‌های خانوادگی و... موارد دیگری هستند که با بررسی آن‌ها می‌توانید بررسی کنید توانایی انجام چه شغلی را دارید؟4. شخصیتاگر از همکاری با دیگران لذت می‌برید، انرژی روانی خود را از محیط بیرون تامین می‌کنید، دوست دارید در طول ساعات کاری با افراد دیگر ارتباط داشته باشید، ولی در عوض تمام طول ساعات کاری را به تنهایی کار می‌کنید و با دیگران تعامل ندارید، در محیط کار چه اتفاقی برای‌تان خواهد افتاد؟شخصیت هر فرد مجموعه ویژگی‌های بی‌همتا و ویژه‌ای است که مختص او بوده و او را از دیگران متمایز می‌کند. بعضی افراد برای انجام برخی کارها مناسب نیستند، یعنی شخصیت آنان با ویژگی‌های شغل مشخصی هماهنگی و سازگاری ندارد. اگر شغلی را انتخاب کنید که با ویژگی‌های شخصیتی شما همخوانی داشته باشد، از انجام آن لذت می‌برید و برای رفتن سرکار لحظه‌شماری می‌کنید.هر یک از عوامل ذکر شده در شناخت شغلی تاثیر بسزایی در انتخاب شغل، پیشرفت و کسب رضایت شغلی دارند و مجموع این‌هاست که شما را به شناخت شغلی خود و درک خودتان در قبال مشاغل خاص راهنمایی می کند. البته لازم به ذکر است هستند افرادی که با صرف وقت و انرژی توانسته‌اند با تکیه بر یک یا دو مورد از این عوامل به اهداف شغلی خود برسند؛ اما این افراد استثناهایی هستند که باید تلاشی دوچندانی برای حرفه‌ای شدن در کارشان داشته باشند.چه زمانی برای بررسی شناخت شغلی مناسب است؟به نظرتان چه زمانی باید به بررسی رغبت شغلی، شخصیت‌شناسی شغلی و... بپردازید تا بهترین نتیجه را بگیرید؟برای مثال رغبتی که در دوران کودکی یا نوجوانی نسبت به یک شغل خاص از خود نشان می‌دهید، معتبر است؟ می‌تواند پایه و اساس خودشناسی شغلی شما قرار بگیرد؟ یا بررسی توانایی مالی و تحصیلی شما چه زمانی بر شناخت شغلی تاثیر دارد؟اگر شناخت شغلی را یک بردار در نظر بگیرید، دوران پیش از دبستان ابتدای این بردار و بازه زمانی انتخاب شغل انتهای آن است؛ ولی عملکردتان در طول این بردار به شما کمک می‌کند در شناخت شغلی موفق شوید.برای مثال اگر شما در دبستان از ضرورت وجود همه مشاغل مشروع برای ادامه زندگی و بقای جامعه اطلاع پیدا کنید، در دوران راهنمایی نسبت به استعدادها و خصوصیات خود آگاهی بیشتری خواهید داشت. همچنین اگر در دوره دبیرستان با توجه به نزدیک شدن به سن انتخاب شغل تا حد زیادی نقش شغلی به خود بگیرید، می‌توانید برای انتخاب رشته تحصیلی مرتبط با شغل موردعلاقه‌تان دقیق‌تر تصمیم بگیرید. در نتیجه هم تحصیلات مرتبطی خواهید داشت و هم رغبت شغلی‌تان روشن‌تر خواهد بود.بهتر است کودکان از همان سن دبستان به تدریج در معرض اطلاعات شغلی قرار بگیرند، لزوم اشتغال را درک کنند، استعدادهایشان در زمینه‌های مختلف بررسی شود و توانایی‌هایشان همسو با علایق آن‌ها رشد کند تا به نتیجه مطلوب یا همان انتخاب شغل مناسب نزدیک و نزدیک‌تر شوند.در ایران و با توجه به سیستم آموزشی بهتر است قبل انتخاب رشته تحصیلی سال دهم، رغبت، استعداد، توانایی و تیپ شخصیتی دانش‌آموزان مورد بررسی قرار بگیرد تا رشته تحصیلی مناسب خود را انتخاب کنند. این روند باید بعد کنکور و قبل انتخاب رشته دانشگاهی نیز دوباره تکرار شود، چراکه انتخاب رشته کنکور جزیی‌تر بوده و به شغل آینده فرد نزدیک‌تر است.و در آخر خودشناسی شغلی نهایی زمان انتخاب شغل و قبل ورود به بازار کار انجام می‌شود تا افراد بر اساس آن به طور کامل به هدف نهایی شناخت شغلی دست پیدا کنند. پس لازمه شناخت شغلی صحیح قرار گرفتن در مسیر درست از همان دوران دبستان تا انتخاب شغل است.اما در صورتی که در حال حاضر مشغول به کار هستید هم می‌توانید با بررسی عوامل موثر در شناخت شغلی و انجام آزمون‌های معرفی شده در بخش‌های بعدی، هماهنگی خودتان و شغل‌تان را مورد بررسی قرار دهید.پله آخربرای کسب پیشرفت و رضایت شغلی و قرارگیری در مسیر شغلی مناسب، ابتدا باید به شناخت شغلی برسید. بررسی کنید چه علایق، استعدادها، توانایی و تیپ شخصیتی دارید و شغل خود را بر اساس موارد ذکر شده انتخاب کنید تا گامی بلند برداشته و با کمترین اتلاف وقت و انرژی بتوانید در شغلتان موفق شوید.اگر مشغول به کار یا در جستجوی کار هستید، بررسی کنید شغل موردنظرتان چقدر با خودشناسی شغلی‌تان هماهنگ است و تجربه خود را از شناخت شغلی با کارپله در میان بگذارید. همچنین اگر هنوز برنامه‌ای برای خودشناسی شغلی ندارید، با کارپله در مقاله‌های بعدی همراه باشید تا بیشتر و دقیق‌تر بتوانید شغل موردنظر خود را کشف کنید.</description>
                <category>Karpelleh</category>
                <author>Karpelleh</author>
                <pubDate>Sun, 05 Dec 2021 12:25:32 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>