<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Kasra Nari</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@kasranarii</link>
        <description>(کسری ناری - تولید محتوای دیجیتال - داستان نویس) - (من میگویم آدم اگر کسی را دوست دارد باید با صدای بلند بگوید. #هوشنگ_گلشیری)</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-21 11:45:24</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/144120/avatar/37sAyE.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Kasra Nari</title>
            <link>https://virgool.io/@kasranarii</link>
        </image>

                    <item>
                <title>پیراهن مردانه خود را به درستی انتخاب کنید!!</title>
                <link>https://virgool.io/@kasranarii/%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-zjgfrwpwktdp</link>
                <description>پیراهن مردانهپیراهن های مردانه همیشه یکی از اجزای اساسی پوشش آقایان به شمار می روند. امروزه استفاده از پیراهن های مردانه کلاسیک، پیراهن های اسپرت و البته پیراهن های چهارخانه افزایش پیدا کرده، و جزء اصلی و دائمی ترندهای پوشاک می‌باشد.پیراهن های مردانه، به دلیل همه گیر بودن و راحتی استفاده از آن ها در هر شرایطی، به یکی از پوشش های اصلی برای آقایان تبدیل شده است. اما فراموش نکنید که انتخاب دقیق سایز و البته رنگ پیراهن متناسب با پوست و البته شلوار یا کت و شلوار شما از اهمیت بالایی برخوردار است.سایز پیراهن مردانهیکی از مهمترین نکاتی را که در هنگام خرید پیراهن مردانه باید رعایت کنید و در عین حال از اهمیت دو چندانی برخوردار است، انتخاب درست سایز پیراهن می باشد.دکمه یقه پیراهن خود را ببندید، اگر بتوانید دو انگشت خود را بین یقه پیراهن و پشت گردنتان قرار دهید، سایز پیراهن مناسب شماست.آستین پیراهن باید به اندازه کافی بلند باشد تا وقتی شما بازوی خود را خم می کنید، سرآستین پیراهن شما به دور مچ کشیده نشود.اندازه بودن سر آستین نیز از اهمیت برخوردار است. شما باید بتوانید بدون باز کردن دکمه های سرآستین، پیراهن خود را به تن کنید.پارچه پیراهن مردانهبا توجه به نیاز شما برای استفاده از پیراهن، انتخاب پارچه مناسب راحت تر اتفاق می افتد. اکثر آقایان پیراهن را برای فضاهای رسمی و یا سرپوشیده مانند محل کار استفاده می کنند. البته اگر پیراهن را برای یک مراسم و مهمانی می خرید هم نگران نباشید، پارچه ها مشخص می کنند که شما از پیراهن چه انتظاراتی دارید.پنبه ظریف: از الیاف بسیار سبکی درست شده اند و قابلیت تهویه و جذب رطوبت را دارند. و البته مهمتر از همه، بعد از اتو کشیدن پیراهنی با این نوع پارچه، ایستادگی خوبی در تن شما خواهد داشت.الیاف مصنوعی: نایلون و یا پلی استر، در این پارچه ها استفاده شده و به همین دلیل تهویه مناسبی ندارند. اما مهمترین ویژگی این نوع پارچه ها، مقاومت آن ها را در برابر چروک شدن است.لینن : یکی از انواع پنبه است که مناسب استفاده روزمره نیز می باشد.یقه پیراهن مردانهیقه در پیراهن مردانه انواع مختلفی دارد و انتخاب درست آن یکی از نکات مهمی است که در هنگام خرید پیراهن مردانه از اهمیت بالایی برخوردار است. انتخاب انواع مختلف یقه، با توجه به شکل صورت شما و تاثیری که بر روی شکل ظاهری، استایل و حتی صورت شما می گذارند، باید با دقت و البته با دانش کافی انجام شود.بالدار: این نوع یقه از رسمی ترین انواع یقه به حساب می آید که با کت و شلوار های مجلسی نیز هماهنگی خوبی دارد.کلاسیک: این مدل از یقه رایج ترین نوع یقه در بین پیراهن های مردانه است. این نوع یقه چون صورت را کشیده نشان می دهد برای افرادی که صورت گرد دارند، مناسب تر است.طرح و رنگ پیراهن مردانهدر نهایت بعد از بررسی سایز، پارچه و یقه استفاده شده در پیراهن، شما باید تصمیم بگیرید که در کجا و در چه موقعیتی می خواهید از پیراهن استفاده کنید. آیا یک مراسم رسمی؟ یا شاید برای محل کار؟ و یا حتی برای استفاده روزانه؟ بهتر است با توجه به موقعیت و زمانی که می خواهید از پیراهن استفاده کنید، رنگ پیراهن خود را انتخاب کنید.این نکته را هم در نظر داشته باشید که اگر می خواهید حتما از پیراهن رسمی استفاده کنید، باید پیراهن هایی را انتخاب کنید که بدون طرح باشند و از یک رنگ در آن ها استفاده شده باشد. به عنوان مثال اگر پیراهنی که انتخاب می کنید، جیب داشته باشد برای فضای رسمی بهتر و مناسب تر است.</description>
                <category>Kasra Nari</category>
                <author>Kasra Nari</author>
                <pubDate>Sat, 20 Jun 2020 15:18:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازگشت به گذشته</title>
                <link>https://virgool.io/@kasranarii/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA%D9%87-xfasngnp1myr</link>
                <description>بازگشت به گذشته!!!چرا بايد اين مقاله را خواند؟يكي از مهمترين و اساسي‌ترين نكته‌ها در دنياي مد و لباس امروز كه سرعت پيشرفت آن هر از گاهي از سرعت نور هم بيشتر مي‌شود، بازگشت به گذشته است. به اين معني كه هر چه جلوتر مي‌رويم، تمايل و خواسته‌ي دنياي مد و لباس به سمت عقب باز مي‌گردد و خواستگاه خود را در آنجا مي‌بيند. اين اتفاق را وقتي به شكل واقعي و فيزيكي مي‌بينيم كه ترندهاي پوشاك آقايان و خانم‌ها، به سمت مد دهه هاي 70، 80 و ابتداي 90 ميلادي بازگشته است.اگر براي يك لحظه لباس هايي را كه امسال آن‌ها را خريداري كرده ايد را نگاه كنيد، متوجه مي‌شوید كه انگار در دهه هاي قديمي‌تر زندگي مي‌كنيد، حالا تنها با چند تغيير مدرن‌تر و جديدتر روبرو شده‌ايد. كت و شلوار هاي امسال را با ترندهاي گذشته مقايسه كنيد، شباهت زيادي پيدا مي كنيد.ما اينجا قصد داريم تا به بررسي علت‌ اين اتفاقات و برخي از ترندهاي گذشته كه حالا دوباره از آن ها براي مد استفاده مي‌شود بپردازيم.تاريخچه طراحي مد و فشن؟اگر چه تا قبل از افتتاح شدن خانه‌ي مد پاريس، اطلاعات دقيقي از طراحان مد در دسترس نيست، اما با مطالعه در اين زمينه به اين نتيجه خواهيد رسيد كه قبل از افتتاح خانه‌ي مد پاريس، افراد ناشناخته اي بوده اند كه ايده هاي خود را طراحي مي كردند و در دسترس مشتري ها و مخاطبين خود قرار مي دادند. اما همه چيز بعد از افتتاح خانه ي مد پاريس اتفاق افتاد. آنجا مكاني بود براي طراحان مد و فشن، تا با آرامش خيال طرح ها و ايده هاي خود را در معرض نمايش عموم بگذارند. و البته اين نكته را فراموش نكنيد كه با ساخته شدن خانه ي مد پاريس،تاریخ غنی و جذاب طراحی لباس و مد و فشن پستي ها و بلندي هاي زيادي را به خود ديده است تا امروز در فضايي مدرن تر در حال فعاليت است.بازگشت به عقببا توجه به مطالعات و تحقيقاتي كه در اين زمينه صورت گرفته شده است، دليل اصلي بازگشت به عقب دنياي مد و فشن را &amp;quot;نوستالژي&amp;quot; تعريف مي كنند. بررسي استايل برخي از سلبريتي ها اين امكان را به ما مي دهند كه بتوانيم بيشتر روي اين موضوع تمركز كنيم و اطلاعات دقيق‌تري را به دست بياوريم. با توجه به استايل آقايان در امسال و مقايسه آن با گذشته نيز مي توانيم به مهم بودن موضوع بازگشت به عقب مد و فشن برسيم .نوستالژييكي از اصلي ترين دلايل بازگشت به عقب را علاقه ي آقايان و خانم ها به نوستالژي مي دانند. با توجه به گذشت سه الي چهار دهه از دهه هاي 70 و 80 ميلادي و بالطبع، علاقه و خاطره انگيز بودن آن دوران، و البته جذابيت آن براي جوان ها، طراحان مد و فشن، سعي كرده اند تا با استفاده از علايق مردم روند كاري خود را تغيير دهند و سرعت بازگشت به عقب مد و فشن را بيشتر كنند.بعد از حس نوستالژيك بودن، يكي ديگر از اصلي ترين دلايلي كه مي تواند سرعت این اتفاق را دو چندان كند، علاقه ي نسل جوان به گذشته است. اگر دقت كنيد، به اين نتيجه مي رسيم كه نه تنها در دنياي مد و فشن، بلكه حالا در دنياي موسيقي، سينما و ... نيز، علاقه ي نسل جوان به اتفاقاتي‌ست كه در گذشته افتاده و اين كاملا نشات گرفته از فضاي پست مدرني‌ست كه جوان هاي امروزي را خسته مي كند.جوان ها به دهه هاي 70، 80 و اوايل 90 ميلادي علاقه نشان مي دهند و دوست دارند كه فضاي آن دوران را نيز تجربه كنند.به همين دليل است كه، طراح هاي معتبر و مشهور دنياي مد و فشن، چند سالي‌ست فضاي كاري خود را با دهه هاي قديمي يكي كرده‌اند تا مخاطب بيشتري آن ها را دنبال كند.اشتراك ترندهاي گذشته و امروزاگر علاقه مند به خريد كردن هستيد و دنياي مد و فشن را مي پسنديد،1- استفاده كردن از لباس هاي گشاد و بزرگ‌تر را از ياد نبريد. ترندي كه از دهه هاي گذشته به امروز رسيده و دوباره استفاده ي از آن باب شده است.2-البته در كنار اين نوع شكل از لباس پوشيدن، براي ست كردن لباس هاي مردانه خود، مي توانيد دوباره از لباس هاي شبرنگ و يا رنگ هاي روشن استفاده كنيد.3-كت و شلوار هاي خود را يك رنگ انتخاب كنيد و حتما از مورد شماره 1 در آن استفاده كنيد و گشاد بودن كت و شلوار خود را امتحان كنيد.4-پيراهن هاي يقه بلند را كه مي توانيد دوباره استفاده كنيد و احساس كنيد كه در خيابان هاي تهران قديم قدم مي زنيد اما با اين تفاوت كه حالا سال 1398، 2020 است و خيلي اتفاقات ديگر نيز افتاده. اما فراموش نكنيد، از اين اتفاق و احساس لذت ببريد.5-شلوارهاي دمپا گشاد را امتحان كنيد. اين نوع از شلوار ها 30 سال غير قابل استفاده بودند و حالا دوباره جزء ترندهاي برتر امسال به شمار مي‌آيند.حرف آخربا توجه به تمامي نكته هايي كه در بالا ذكر كرديم و دليل اصلي اين اتفاق كه آن را نوستالژيك بودن مي نامند، شما مي توانيد به راحتي &quot;لباس هاي مورد نياز كمدتان&quot; را تهيه كنيد و طبق آخرين ترندهاي روز دنياي مد و فشن/پوشاك جلو برويد.</description>
                <category>Kasra Nari</category>
                <author>Kasra Nari</author>
                <pubDate>Sat, 06 Jun 2020 14:52:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی ترندهای مد و پوشاک</title>
                <link>https://virgool.io/@kasranarii/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF-%D9%88-%D9%BE%D9%88%D8%B4%D8%A7%DA%A9-tsahex4egtvr</link>
                <description>معرفی ترندهای مد و پوشاکبازگشت به گذشتهاین روزها همه ما با مباحث مد و نحوه‌ی استفاده از آن‌ها در تولید پوشاک آشنا هستیم و گاهی آن‌ها را دنبال می‌کنیم. این متن صرفا جهت آشنایی بیشتر شما با ترندهای روز دنیای مد و پوشاک است. مباحثی که تاثیر زیادی در نحوه‌ی خرید و پوشش ما می‌گذارند.اما مهمترین نکته‌ی ترندهای روز مد و پوشاک حال حاضر، برگشت سبک پوشش آقایان به دهه‌های 70 و 80 میلادی‌ستترند چیست ؟ترند یا روند مد، هر چیزی‌ست که در بازه‌ زمانی مشخصی فراگیر شود. در واقع این ترند‌ها در دنیای مد و پوشاک بسته به هر فصلی (هر سه ماه یکبار) تغییر می‌کنند.مد چیست ؟مد آن چیزی‌ست که در جریان است .  مد به تغییر سلیقه ناگهانی و مکرر همه یا بعضی از افراد یک جامعه اطلاق می‏شود و منجر به گرایش به انجام رفتاری خاص یا مصرف کالای به خصوصی یا در پیش گرفتن سبکی خاص در زندگی می‏شود.البته این موضوع را فراموش نکنید که مد یک کلمه فرانسوی‌ست.رنگ شتریاولین ترندی که امروز به آن می‌پردازیم، استفاده از رنگ شتری‌ در کت‌ها و پالتوهای شماست. رنگی که در زمستان امسال حتما به آن نیاز پیدا خواهید کرد. فقط این را از یاد نبرید، حتما پیراهن و شلوار خود را متناسب با کت و پالتوی خود انتخاب کنید.رنگ شتری شاید یکی از رنگ‌های مهم امسال(1399) باشد. رنگی که پیشنهاد می‌کنیم در کمد لباستان داشته باشید.شال گردن‌های طرح‌داراگر دوست دارید که در زمستان امسال یک استایل و تیپ منحصر به فرد داشته باشید استفاده از یک شال گردن طرح‌دار را فراموش نکنید؛ به خصوص اگر این شال‌گردن از جنس ابریشم باشد. استفاده از شال‌گردن، باعث می‌شود تا لباس‌هایتان بیشتر به چشم بیایند.کیف‌های دستی بزرگاستفاده از کیف‌های دستی بزرگ در رنگ‌های قهوه‌ای امسال روی بورس بوده است. کیف‌هایی که می‌توانید آن‌ها را برای محل کار خود استفاده کنید. البته نوع جنس کیف شما می‌تواند از اهیمت بالایی برخوردار باشد. اگر علاقه‌مند به فضای کلاسیک هستید، چرم و اگر طرفدار فضای غیر‌رسمی هستید، کیف‌های برزنتی را انتخاب کنید.مهمترین مزیت استفاده‌ی شما از کیف‌های دستی بزرگ می‌تواند حمل راحت‌تر وسایل ضروری شما باشد.کبریتی‌هاهمانطور که در بحث‌های قبل حرف از بازگشت به گذشته زدیم، استفاده دوباره از محصولات با پارچه‌های کبریتی نیز بازگشت به گذشته را به یاد ما می‌آورد. کت‌ها و شلوارهای کبریتی ترند شده‌اند و استفاده‌ی از آن‌ها می‌تواند در اولویت شما باشد تا طبق مد روز جلو بروید. .مهمترین مزیت شلوارهای کبریتی، گرمای بالای این نوع پارچه است. گرمایی که در این روزهای سرد زمستانی بیش از حد به آن نیاز پیدا خواهیم کرد.عینک‌های آفتابیعینک‌های آفتابی که با اسم “عینک آفتابی محافظ” بیشتر به گوش ما خورده‌اند؛ عینک‌هایی که انگار از آینده یا فیلم “بلید رانر” آمده‌اند. شما با این عینک‌ها می‌توانید در فصل‌های پیش‌رو (بهار و تابستان) از اشعه‌ی آفتاب در امان بمانید و البته استایل خاص خود را پیدا کنید.عینک‌های آفتابی همیشه جزء جذاب‌ترین اکسسوری‌های استفاده شده در دنیای مد و فشن هستند. عینک‌ آفتابی محافظ یکی از عینک‌هاییست که با توجه به شکل و ساختارش و شبیه بودن آن به عینک‌های فضایی، جایگاه ویژه‌ای در دنیای امروزی پیدا کرده است.شلوارهای “BOOT-CUT”بازگشت به گذشته. استفاده دوباره از شلوارهای دمپاگشاد در فضای مد و پوشاک ترند شده است. شلوارهایی که بیشتر در دهه 70 میلادی مورد استفاده آقایان قرار می‌گرفته و با توجه به بازگشت دوباره صنعت مد به سمت گذشته، روز به روز استفاده آقایان از شلوارهای دمپاگشاد بیشتر می‌شود.شلوارهای بوت‌کات یا همان شلوارهای دمپاگشاد. شلوارهایی که ما را یاد دهه‌های گذشته می‌اندازند. شلوارهای خوش دوخت و زیبایی که مهمترین دلیل استفاده دوباره از آن‌خها می‌تواند زنده نگه داشتن حس “نوستالژی” باشد.استفاده همزمان از چند لباساین روزها به دلیل ثابت نبودن دمای هوا، بهترین روش برای آماده شدن و مقابله کردن با دما استفاده از چند لباس به صورت همزمان است. یک تیشرت، پیراهن، یقه‌اسکی و یک کت روی هم بپوشید. این جالب‌ترین ترند مد و پوشاک این روزهاست. ترندی که باید با اعتماد به نفس کامل؛ به آن ورود کرد. البته فراموش نکنید که انتخاب درست و هماهنگ بودن لباس‌های شما شرط اول برای استفاده از این ترند است.کاپشن‌های تک رنگ و پفکیدوباره امسال (1399) استفاده از کاپشن‌های تک رنگ و پفکی ترند شده است. کاپشن‌هایی که شما را در روزهای سرد زمستانی گرم نگه می‌دارند و به استایل شما وجهه‌ی جذاب‌تری می‌دهند. نکته‌ی قابل توجه این کاپشن‌ها، وزن سبک آن‌هاست که باعث می‌شود شما احساس سنگینی نکنید.در این روز‌های سرد زمستانی، ترند کاپشن‌های پفکی، یکی از بهترین ترند‌های سال 98 لقب گرفته است. کاپشن‌هایی که با وزن سبک، گرمای لازم به شما می‌دهندفش کتانی در رنگ‌های روشنکفش‌هایی که امسال در رویدادهای متفاوت شاهد آن‌ها بودیم، بیشتر کفش‌های غیر رسمی و راحت بودند. امسال کفش‌های کلاسیک مثل مدل آکسفورد و یا مدل دربی، جای خود را به کفش‌های کتانی زیبا با رنگ‌هایی روشن و درخشان داده بودند.این یکی از جذابترین ترند‌های امسال(1399) است. پیشنهاد می‌کنیم شما هم این کفش‌ها را امتحان کنید.کفش‌های کتانی همه ساله بدون استثنا جزء همیشگی ترندهای روز دنیا بوده‌اند‌اند. کفش‌هایی که راحتی را برای شما به ارمغان می‌آورند و در به روزترین ترندهای اجرایی مد و فشن،  از کتانی‌هایی با رنگ‌های روشن استفاده می‌شود.</description>
                <category>Kasra Nari</category>
                <author>Kasra Nari</author>
                <pubDate>Sat, 30 May 2020 17:51:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قیمت لباس مردانه</title>
                <link>https://virgool.io/@kasranarii/%D9%82%DB%8C%D9%85%D8%AA-%D9%84%D8%A8%D8%A7%D8%B3-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-eqztsp4fqaku</link>
                <description>امروزه، خرید ست لباس مردانه جزء یکی از اساسی ترین نیازهای هر مردی به شمار می‌آید. اما آیا با توجه به افزایش قیمت تمامی لباس های برند و غیربرند، هنوز هم خرید لباس مردانه‌ برای تمامی آقایان، ممکن است؟آیا خرید لباس‌های برند امکان‌پذیر است؟ و اگر امکان پذیر است آیا برندهای ایرانی نسبت به قیمتی که بر روی لباس خود می‌گذراند، کیفیت و خدمات ارائه می‌دهند؟ این سوالی ست که شاید 1 الی 2 سال ذهنم را مشغول به خود کرده و هنوز به جواب دقیق و البته درستی نرسیده ام. این متن صرفا جهات استفاده از نظرات شما می‌باشد. پس اگر این متن را خواندید، برای دوستانتان به اشتراک بذارید، تا نظرات قشرهای مختلف جامعه را در کنار هم بررسی کنیم!!</description>
                <category>Kasra Nari</category>
                <author>Kasra Nari</author>
                <pubDate>Sat, 30 May 2020 12:19:06 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهنمای خرید کت و شلوار مردانه</title>
                <link>https://virgool.io/@kasranarii/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D8%AA-%D9%88-%D8%B4%D9%84%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-qaxyutpljy7u</link>
                <description>مدل کت و شلوار مردانهکت و شلوار مردانه؛ رسمی اما برای همه جاکت و شلوار مردانه جزء لباس هایی محسوب می شود که نه تنها از آن در مراسم های رسمی و مصاحبه های شغلی استفاده می شود، بلکه می توانید آن را در مکان ها و مراسم های عمومی بپوشید و در هر زمان و مکانی بدرخشید.خرید و انتخاب درست کت و شلوارهای مردانه، می تواند برای شما یک سرمایه گذاری باشد. سرمایه گذاری به این معنی است که شما با خرید  کت و شلوار مناسب خودتان، می توانید از آن برای مهمانی ها، جلسه های مهم کاری و … استفاده کنید و خوش پوش باشید. البته اگر در انتخاب کت و شلوار خود دقت کنید و با حوصله آن را خریداری کنید.سایز کت و شلوار مردانهیکی از مهمترین نکته هایی که در هنگام خرید کت و شلوار مردانه به آن دقت کنید، انتخاب سایز درست و متناسب با بدن شما است. انتخاب درست سایز دارای پارامترهایی‌ست که برخی از آن ها را در این قسمت بررسی کرده ایم. البته فراموش نکنید که قبل از انتخاب درست سایز، باید بدانید، کدام مدل کت و شلوارهای مردانه را برای خرید انتخاب کرده اید زیرا بسته به نوع و مدل کت و شلوار ها، سایزها تغییرات کوچکی خواهند کرد.آستین های کت بهتر است تا بالای مچ دست باشند.یقه پیراهنی که می پوشید با یقه کت در یک راستا باشد.وقتی دست‌های تان را در کنار بدن قرار می دهید، مچ های دست شما باید با دکمه‌های کت در یک راستا باشدموقعیتاز دیگر نکات مهم برای انتخاب درست یک کت و شلوار مردانه، توجه به موقعیت هاییست که شما می خواهید از آن استفاده کنید. موقعیت هایی که تا به حال شاید چندین بار در آن ها قرار گرفته باشید و بدون توجه به موقعیت، کت و شلوار خود را انتخاب کرده اید.موقعیت های رسمی مانند مصاحبه های کاری: در این نوع از موقعیت ها، ترجیح بر این است که از کت و شلوارهای ساده و تک رنگ استفاده کنید.مراسم ها مانند عروسی: در این مراسم ها با توجه به رسمی و یا غیر رسمی بودن آن ها، کت و شلوار خود را انتخاب کنید. اما فراموش نکنید که در این مراسم ها با داشتن یک دست کت و شلوار طرح دار (چهار خانه و یا کمباین) می توانید توجه همه را به خود جلب کنید.روزمره: اگر از کت و شلوار به عنوان لباس روزمره استفاده می کنید و هر روز با آن ها سر کار می روید، ما به شما پیشنهاد می کنیم که در هنگام خرید کت و شلوار به جنس آن توجه کنید. با توجه به حساسیت بالای کت و شلوارهایی که از جنس پشم هستند و نیاز به مراقبت دائم از آن ها، کت و شلوارهایی با جنس پلی استر بیشتر به کمک شما خواهند آمد.</description>
                <category>Kasra Nari</category>
                <author>Kasra Nari</author>
                <pubDate>Sat, 30 May 2020 11:27:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>7 راهکار برای ست کردن کت تک مردانه</title>
                <link>https://virgool.io/@kasranarii/7-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%DA%A9%D8%AA-%D8%AA%DA%A9-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-enbyysb5sle6</link>
                <description>کت تک مردانهنیاز امروز آقایاندر دنیای امروز، کت تک مردانه به یکی از ضروری‌ترین نیازهای آقایان تبدیل شده و تا حدودی توانسته است جای کت و شلوارها را مخصوصا برای نسل جوان بگیرد. اما به این معنی  نیست که اگر شما از نسل جوان نیستید، نمی‌توانید از کت تک های مردانه برای پوشش خود استفاده کنید. یکی از دلایلی که کت تک جای بخصوصی را در سبد خرید آقایان پیدا کرده است، توانایی بالای آن برای ست شدن با هر لباس دیگری‌ست. شما می توانید هر چه را که بخواهید با کت تک خود، با هر استایلی که آن را می‌پسندید ست کنید. البته توجه کنید که برای داشتن حق انتخاب بالا برای ست کردن، باید در انتخاب کت تک خود دقت کنید.شلوار جینیکی از انواع ست های مردانهSmart Casual نام دارد. ، این ست در واقع به عنوان ست روزمره شناخته می‌شود که می ‌توانید آن را برای موقعیت‌های مختلف استفاده کنید. یکی از بهترین راهکارها برای رسیدن به این ست، استفاده از شلوار جین به همراه کت تک است.شلوار پارچه ایالبته اگر شما شلوارهای جین را نمی‌پسندید، نگران نباشید. چون می‌توانید از شلوارهای پارچه ای برای آماده کردن یک ست کامل لباس مردانه استفاده کنید. یکی از مهمترین نکته هایی که می توان برای انتخاب و ست کردن کت تک به همراه شلوار پارچه ای استفاده کرد، انتخاب رنگ های متضاد است. کت تک خود را انتخاب کنید و سپس با توجه به آشنایی که با رنگ ها دارید، شلوار خود را متضاد رنگ کت تک خود انتخاب کنید تا بهتر و جذاب تر دیده شوید.پیراهنانتخاب یک پیراهن مناسب همیشه می تواند شما را به یک قهرمان تبدیل کند. کت تک خود را می توانید با پیراهن های کلاسیک و یا اسپرت ست کنید.یکی از پرکاربردترین انواع پیراهن ها که البته جزء ترندهای روز دنیای مد و پوشاک هم محسوب می‌شود، پیراهن های جیب دار هستند. رنگ پیراهنی که انتخاب می کنید، از مهمترین نکته هاییست که در هنگام ست کردن پیراهن و کت تک باید رعایت کنید.</description>
                <category>Kasra Nari</category>
                <author>Kasra Nari</author>
                <pubDate>Sat, 30 May 2020 11:21:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهنمای خرید پیراهن مردانه</title>
                <link>https://virgool.io/@kasranarii/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-qlas1rbmtgvw</link>
                <description>خرید پیراهن مردانهنیاز همه آقایان-خرید پیراهن مردانهپیراهن مردانه، جزء یکی از اساسی ترین نیازهای آقایان محسوب می شود و نقش موثری در استایل دارد. انواع پیراهن‌ مردانه، لباس هایی هستند که هر آقا حتما باید چند عدد از آن ها را در کمد لباس هایش داشته باشد تا با خیال راحت و با توجه به شرایط، آن ها را انتخاب کند. اما خرید پیراهن مردانه مناسب و درست، نیازمند اطلاعات کافی راجع به برخی موارد مهم و اثرگذار می باشد. فراموش نکنید که اگر پیراهنی را دیدید و در همان لحظه از آن خوشتان آمد، به این معنی نیست که انتخاب آن پیراهن، انتخاب دقیق و درستی است.ما در این مقاله سعی کرده ایم تا مهمترین و البته تاثیرگذارترین نکات و اطلاعاتی را که شما برای خرید یک پیراهن مردانه مناسب نیاز دارید را بررسی کنیم.سایز- خرید پیراهن مردانهیکی از مهمترین نکاتی را که در هنگام خرید پیراهن مردانه باید رعایت کنید و در عین حال از اهمیت دو چندانی برخوردار است، انتخاب درست سایز پیراهن می باشد.دکمه یقه پیراهن خود را ببندید، اگر بتوانید دو انگشت خود را بین یقه پیراهن و پشت گردنتان قرار دهید، سایز پیراهن مناسب شماست.آستین پیراهن باید به اندازه کافی بلند باشد تا وقتی شما بازوی خود را خم می کنید، سرآستین پیراهن شما به دور مچ کشیده نشود.اندازه بودن سر آستین نیز از اهمیت برخوردار است. شما باید بتوانید بدون باز کردن دکمه های سرآستین، پیراهن خود را به تن کنید.پارچه-خرید پیراهن مردانهبا توجه به نیاز شما برای استفاده از پیراهن، انتخاب پارچه مناسب راحت تر اتفاق می افتد. اکثر آقایان پیراهن را برای فضاهای رسمی و یا سرپوشیده مانند محل کار استفاده می کنند. البته اگر پیراهن را برای یک مراسم و مهمانی می خرید هم نگران نباشید، پارچه ها مشخص می کنند که شما از پیراهن چه انتظاراتی دارید.پنبه ظریف: از الیاف بسیار سبکی درست شده اند و قابلیت تهویه و جذب رطوبت را دارند. و البته مهمتر از همه، بعد از اتو کشیدن پیراهنی با این نوع پارچه، ایستادگی خوبی در تن شما خواهد داشت.الیاف مصنوعی: نایلون و یا پلی استر، در این پارچه ها استفاده شده و به همین دلیل تهویه مناسبی ندارند. اما مهمترین ویژگی این نوع پارچه ها، مقاومت آن ها را در برابر چروک شدن است.لینن : یکی از انواع پنبه است که مناسب استفاده روزمره نیز می باشد.یقه - خرید پیراهن مردانهیقه در پیراهن مردانه انواع مختلفی دارد و انتخاب درست آن یکی از نکات مهمی است که در هنگام خرید پیراهن مردانه از اهمیت بالایی برخوردار است. انتخاب انواع مختلف یقه، با توجه به شکل صورت شما و تاثیری که بر روی شکل ظاهری، استایل و حتی صورت شما می گذارند، باید با دقت و البته با دانش کافی انجام شود.بالدار: این نوع یقه از رسمی ترین انواع یقه به حساب می آید که با کت و شلوار های مجلسی نیز هماهنگی خوبی دارد.کلاسیک: این مدل از یقه رایج ترین نوع یقه در بین پیراهن های مردانه است. این نوع یقه چون صورت را کشیده نشان می دهد برای افرادی که صورت گرد دارند، مناسب تر است.طرح و رنگ - خرید پیراهن مردانهدر نهایت بعد از بررسی سایز، پارچه و یقه استفاده شده در پیراهن، شما باید تصمیم بگیرید که در کجا و در چه موقعیتی می خواهید از پیراهن استفاده کنید. آیا یک مراسم رسمی؟ یا شاید برای محل کار؟ و یا حتی برای استفاده روزانه؟ بهتر است با توجه به موقعیت و زمانی که می خواهید از پیراهن استفاده کنید، رنگ پیراهن خود را انتخاب کنید.این نکته را هم در نظر داشته باشید که اگر می خواهید حتما از پیراهن رسمی استفاده کنید، باید پیراهن هایی را انتخاب کنید که بدون طرح باشند و از یک رنگ در آن ها استفاده شده باشد. به عنوان مثال اگر پیراهنی که انتخاب می کنید، جیب داشته باشد برای فضای رسمی بهتر و مناسب تر است.</description>
                <category>Kasra Nari</category>
                <author>Kasra Nari</author>
                <pubDate>Sat, 30 May 2020 09:48:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خرید دستمال گردن مردانه متناسب!</title>
                <link>https://virgool.io/@kasranarii/%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%84-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%AA%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8-aw35yzppnrwa</link>
                <description>دستمال گردن مردانهاکسسوری در این روزها به عنوان یکی از به ضروری ترین و اساسی ترین وسایل مورد نیاز خانم ها و آقایان می‌باشد. با توجه به ترندهای روز دنیای مد و پوشاک و تغییر همیشگی آن با توجه به روند تغییرات موجود در دنیای امروزه، استفاده از اکسسوری ها می‌تواند ترکیب لباس‌های شما را کامل تر و البته متفاوت تر جلوه دهد. یکی از اکسسوری ها که امروزه استفاده از آن در بین آقایان رواج پیدا کرده است؛ دستمال گردن مردانه است. با خرید دستمال گردن مردانه مناسب می‌توانید در تابستان و زمستان خاص تر و البته جذاب تر دیده شوید. </description>
                <category>Kasra Nari</category>
                <author>Kasra Nari</author>
                <pubDate>Tue, 26 May 2020 16:52:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>این یک تبلیغ است. با ترس وارد شوید!!!</title>
                <link>https://virgool.io/@kasranarii/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%BA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D8%B4%D9%88%DB%8C%D8%AF-lc9lk7qhrvpc</link>
                <description>این کت تک مردانه نیست اصلا تا به حال به این فکر کردین که چرا ما آقایون دائما از کمبود لباس رنج می‌بریم؟ این مطلب اصلا تبلیغاتی نیست و نگران نباشید پس ادامه بدین به خوندن مطلب و ازش لذت ببرید. من سال‌های ساله که تو کتابفروشی ها و نشرهای مختلف کار می‌کنم و با همه جور آدمی سر و کله می‌زنم. اما این وسط چیزی که همیشه توجه من به خودش جلب می‌کنه، استفاده نکردن از کت تک مردانه بین آقایونه. این یعنی فاجعه. این تکه از لباس که جایگاه و خوب و درستی توی دنیا داره چرا نباید توی ایران هم یه جایگاه درست و حسابی داشته باشه و بتونه جلوه‌ی بصری شهر رو هم قشنگ کنه. حالا همه‌ی این حرفارو زدم تا بگم که یه مطلبی خودم توی یکی از سایت‌ها نوشتم و خوشحال می‌شم که بخونینش و نظرتون رو به من بگین. ممنون از شما. البته فراموش نکنید، یه سر به پروفایل من بزنید و داستان ملامحمد رو که تا امروز چهار قسمتش منتشر شده رو بخونید. خوشحالم از اینکه اینجا در کنار شما هستم.</description>
                <category>Kasra Nari</category>
                <author>Kasra Nari</author>
                <pubDate>Wed, 20 May 2020 10:03:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روح عتیق رحیمی در ملامحمد دمیده است! قسمت چهارم</title>
                <link>https://virgool.io/@kasranarii/%D8%B1%D9%88%D8%AD-%D8%B9%D8%AA%DB%8C%D9%82-%D8%B1%D8%AD%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AF%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-ui1rlq0ofnih</link>
                <description>صبح بود که از خواب مثل نوزادی چند روزه با چشم‌هایی گریان و دست‌هایی سرد پریدم. ملامحمد آنطرف‌تر از من در دنیای خودش خوابیده بود. لبخند روی صورت‌ش به پهنای دهان‌اش باز شده بود و چشم‌های نیمه بسته‌اش سردی دست‌هایم را بیشتر می‌کرد. ملامحمد تکانی به خودش داد و بدن‌اش را روی زمین چرخاند. تازه به هوش آمده بودم. با کمک دست‌های سرد و بی‌جانم خودم را جابه‌جا کردم. ملامحمد باید دقیقا کنار پیرزن خوابیده باشد. از روی زمین با هر سختی و تلاشی که بود بلند شدم. اتاق را برانداز کردم. خبری از همشهری‌ها نبود. کفش‌ها و وسایل‌شان هم سر جایشان نبود. دوباره نگرانی به جانم افتاد. ترس در رگ‌های دست‌ام می‌جوشید. با قدم‌هایی آهسته تر از یک لاکپشت 30 روزه به ملامحمد نزدیک شدم. تخته چوب‌ها به هم ریخته پشت سر ملامحمد افتاده بودند. ملامحمد دوباره روی زمین جابه‌جا شد و آهی از درون سینه‌اش کشید. می‌خواستم فرار کنم. حالا زمان خوبی بود تا از این شهر دور شوم. شاید دوباره به کابل برگشتم و همانجا کنار درخشان زندگی کنم. درخشان دختری بود که از 7 سالگی عاشق‌ش شدم. دختر خاله‌ام بود. وقتی که برای اولین بار در هفت سالگی در کوچه‌ای بن بست گرفتارش کردم، چشم‌هایم برق می‌زد. عشق را اولین بار در همان کوچه وقتی خورشید دقیقا مستقیم به روی سر و صورتمان می‌تابید تجربه کردم. کوچه‌‌ای که حالا در انتهای آن خانه‌ای کوچک میزبان درخشان است. آن روز در هفت سالگی، وقتی که چشم‌هایم برق می‌زد و درخشان ترسیده در خود پاهایش را تکان می‌داد؛ جلوه‌ای تازه از یک دختر را می‌دیدم. هر بار که بیشتر نزدیک می‌شدم صدای جیغ‌هایش برایم لذت بخش تر می‌شد. درخشان نمی‌دانی که چقدر دوست‌ات دارم. فرار می‌کنم و به کابل بر‌می‌گردم. شاید این بار درخشان از من بچه‌ای بیاورد. بچه‌ای به درخشانی و زیبایی خودش. با آن دست‌های تراشیده که وقتی به سرم دست می‌کشند، جان از بدنم خارج می‌شود. کاش زودتر از اینجا فرار کنم. پیرزن زیر تخته چوب‌ها نیست. همشهری را گورشان را گم کرده‌اند. کاش کابل فقط درخشان داشت. هزار درخشان داشت و من هزار خانه. دذ هر خانه‌ای درخشانم زندگی می‌کرد. پیرزنی نبود. می‌خندیدم و درخشان هر بار برایم جیغ می‌کشید. کاش دوباره به کابل برگردم. در این خیابان هر دختری که جیغ می‌کشد، چشم‌هایم را می‌بندم و درخشان را می‌بینم که با دست‌هایش محکم مرا گرفته و جیغ می‌کشد. درخشان حالا 30 ساله شده. آرام است و دیگر جیغ نمی‌زند. ملامحمد دوباره تکانی به بدنش داد و خوابیده بر زمین چشم‌هایش را باز کرد. تا مرا دید با لگدی محکم دورم کرد و چند فحش آب‌دار میهمانم کرد.ترس ذهن‌م را در خودش گم کرده بود. درخشان، پیرزن، ملامحمد، همشهری. کدام یک برای من اولویت دارد؟ سقلمه‌ای به ملامحمد زدم و پرسیدم: پیرزن کو؟ ملامحمد با صدایی که انگار از انتهای یک چاه با ارتفاع بلند صحبت می‌کند جواب داد: خونش. چه بدونم اول صبحی.خنده‌ای که تماما از ترس و عصبانیت درونم بود را تحویل ملامحمد دادم و دوباره پرسیدم: پیرزنه کو؟ همشهری‌ها نیستن. تخته چوبا هم که به هم ریختس. پیرزنه کو ملا؟ملا دوباره کشی به بدنش داد و زیرچشمی نگاهم کرد.چشم‌هایش را بست و گفت : گفتم که پیرزن خونشونه. دیوونه شدی اول صبحی؟ترس بلای جانم شده بود و قصد نداشت تا از من دور شود. ملامحمد را برای خودش تنها گذاشتم و دمپایی قرمزی را که همان پیرزن بیچاره به ما داده بود به پا کردم و به سمت در آهنی رفتم.مگر می‌شود؟ اگر الان پیرزن خانه نباشد و پسرش آنجا یقه مرا بچسبد چه حرفی دارم؟کاش می‌شد به کابل بر‌می‌گشتم و ترسم را در جان درخشان می‌ریختم.قسمت چهارم - ادامه دارد .....برای خواندن قسمت اول کلیک کنیدبرای خواندن قسمت دوم کلیک کنیدبرای خواندن قسمت سوم کلیک کنید</description>
                <category>Kasra Nari</category>
                <author>Kasra Nari</author>
                <pubDate>Tue, 19 May 2020 15:22:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روح عتیق رحیمی در ملامحمد دمیده است! قسمت سوم</title>
                <link>https://virgool.io/@kasranarii/%D8%B1%D9%88%D8%AD-%D8%B9%D8%AA%DB%8C%D9%82-%D8%B1%D8%AD%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AF%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%B3%D9%88%D9%85-o96rueothawi</link>
                <description>قسمت اول را اینجا بخوانید قسمت دوم را اینجا بخوانیدصدای در آهنی دوباره به صدا در آمد. ملامحمد همچنان می‌رقصید و در فکر خودش شکل جوان 20 ساله‌ای خوشحال بود از رنگ کردن چند تخته چوب پوسیده و قدیمی با خون پیرزنی که تا روز قبل در همسایگی ساختمان نیمه‌کاره زندگی می‌کرد. چند بار دیگر مشت‌های محکمی به در کوبیده شد. من زمین را نگاه می‌کردم و هر از گاهی پای ملامحمد را که از روبروی من عبور می‌کرد و به دور خودش می‌چرخید. مشت‌ها باز به در کوبیده شدند تا یکی از همشهری که در حیاط سیگار به دست نشسته بود از روی تیرآهن‌ها بلند شد و به سمت در آهنی رفت. از ترس چشم‌هایم را بسته بودم تا نکند اتفاقی بیفتد. حالا ترس در تمام وجودم رخنه کرده بود. اشک را در گوشه‌ی چشم‌م احساس می‌کردم. آرام؛ آرام و بدون اینکه کسی متوجه تکان خوردنم شود به سمت دیگری رفتم تا از جنازه سرد و سفید پیرزن دورتر باشم. کاش ملامحمد لحظه‌ای آرام می‌گرفت تا صدای همشهری و مشت پشت در آهنی به گوشم می‌رسید. اگر مامور نیروی انتظامی بود خودم را به خواب می‌زنم. اگر خانواده‌ی پیرزن بودند باز هم خودم را به خواب می‌زنم. کاش می‌شد ملامحمد لحظه‌ای آرام می‌گرفت. ترسیده بودم. صدایی آمد. خودش بود. کفش‌هایش را روی زمین می‌کشید. چهره‌اش در هم رفته بود و زیرچشمی نگاه‌م می‌کرد. کاش ملامحمد آرام می‌گرفت. صدای کشیده شدن کفش‌های نیمه پوشیده همشهری را به دقت گوش می‌کردم. سیگار در دست‌ش خاموش شده بود و هنوز به آن پک می‌زد. کاش ملامحمد آرام می‌گرفت. حالا که به هوای همشهری از جایم بلند شده بودم، با دست‌هایم جلوی دهن ملامحد را گرفتم تا زودتر آرام بگیرد. همشهری به اتاق که رسید شروع کرد به خندیدن. بلند بلند می‌خندید. سیگار دیگری از جیب‌ش درآورد و گوشه‌ی دهانش گذاشت. دست‌هایم به قدرت یک خرس قهوه‌ای دهان و دماغ ملامحمد را گرفته بودند و او آن زیر تقلا می‌کرد. کاش ملامحمد آرام می‌گرفت. یکی دیگز از همشهری‌هایی که در اتاق نشسته بود بلند شد و ملامحمد را از دست‌های مثل خرس قهوه‌ای من نجات داد. ملامحمد سفید شده بود و از ترس تمام بدنش می‌لرزید. فکر می‌کنم پیرزن را دوباره دیده بود. حالا ترس تمام وجود ملامحمد را گرفته بود. چرا هیچ‌کس نگاهش نمی‌کند؟ همشهری سیگار به دست داخل اتاق شد. اتاق ساکت بود. همشهری آرام آرام به سمت تخته چوب‌هایی می‌رفت که پیرزن در آن زیر مخفی شده بود. چشم‌هایم را بستم و فقط صحبت‌هایی را می‌شنیدم که معنی آن‌ها را نمی‌دانستم. صدای به هم خوردن تخته چوب‌ها به من اجازه داد تا دوباره چشم‌هایم را باز کنم. همشهری بالای تخته چوب‌ها ایستاده بود و نگاهمان می‌کرد. ملامحمد که هنوز بدنش می‌لرزید و عرق‌های روی پیشانی‌اش خشک نشده بود از روی زمین بلند شد و پرسید: چی می‌خوای همشهری؟ بعد از سوال ملامحمد آرام شدم. ملامحمد مرد خوبی بود که خدا می‌دانست چه شد تا آن بلای عجیب و بزرگ را بر سر پیرزن آورده بود. ملامحمد تقریبا 35 ساله بود. در کابل 5 پسر داشت. هر سال به افغانستان می‌رفت تا دیداری تازه کند و دوباره بعد از 2 ماه بر‌می‌گشت تا برای فرزند جدید پول جمع کند. کاش زودتر این ساختمان نیمه‌‌کاره آماده می‌شد. ملامحمد ایستاده بود و همشهری نگاهش می‌کرد. همشهری جواب داد: ساختمان بغلی چوب می‌خواد. حرفش را تمام نکرده بود که در حرفش پریدم و گفتم: این چوبا صاحب دارند.همشهری لبخندی زد و گفت: چوب صاحب داره؟ و تمام همشهری را خندیدند.با پا ضربه‌ای به ساق پای ملامحمد زدم تا او کاری کند. ملامحمد آنقدر خجالتی بود که وقتی برای خرید به جایی می‌رفت صحبت نمی‌کرد و بدون باز کردن دهانش و یا حرف زدن، خرید را بر‌می‌داشت و به سمت ساختمان می‌آمد. اما حالا او یک پیرزن را کشته و خوشحال است. چرا ملامحمد آرام نمی‌گیرد؟ در کابوس‌های خودم غرق بودم که دیدم همشهری‌ها دور تخته چوب‌های پوسیده و قدیمی ایستاده اند و با تعجب مرا نگاه می‌کنند.پایان قسمت سوم - ادامه دارد ........</description>
                <category>Kasra Nari</category>
                <author>Kasra Nari</author>
                <pubDate>Sun, 17 May 2020 16:58:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روح عتیق رحیمی در ملامحمد دمیده است! قسمت دوم</title>
                <link>https://virgool.io/@kasranarii/%D8%B1%D9%88%D8%AD-%D8%B9%D8%AA%DB%8C%D9%82-%D8%B1%D8%AD%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AF%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-tpoa5sm8us5u</link>
                <description>حالا کامیون به در ورودی نزدیک شده بود. ملامحمد سراسیمه دور اتاق می دوید و زیرچشمی پیرزن را نگاه می‌کرد. چرا هیچ‌کس نگاهش نمی‎کند؟ چند تخته چوب آنطرف‌تر در حیاط ساختمان نیمه‌کاره افتاده بود. چوب‌ها را به دقت و طوری که هیچ کس به شکل و شمایل آن شک نکند بر روی پیرزن گذاشتم. شبیه به میز شده بود. لکه‌های خون هنوز روی فرش مانده بود. حالا صدای بوق کامیون ملامحمد را در وسط اتاق نگه داشته بود. صدای ضربه زدن چند کارگر همشهری و فریادهای بلندشان، چشم‌های مرا به تخته‌هایی که پیرزن را بلعیده بودند دوخته بود. پیرزن دیگر در اتاق نبود، زیر تخته‌های نم‌دار و کهنه‌ای خوابیده بود. ملامحمد با چشمانی پر از لبخند به پیشواز همشهری‌ها رفت و در را باز کرد. برادرش اولین نفری بود که ملامحمد را در آغوش کشید. قسمتی از پیراهن ملامحمد هنوز خونی بود. ملااحمد نگاهی به برادرش ملامحمد انداخت و باز او را در آغوش کشید و بعد فریاد زد : همه بیاین پایین. درسته. خودشه. ملامحمدِ. ترس در تمام بدنم رخنه کرده بود. کاش مثل ملامحمد بیخیال بودم. چه چیزی؟ چه کسی او را به این حال انداخته بود؟ پیرزنی را بکشی و حالا پر از لبخند و آرامش؛ برادرت را به آغوش کشیده باشی. چرا هیچ کس نگاهش نمی‌کند؟ اتاق چند متری و کوچک حالا پر بود از همشهری‌هایی که نگاه‌مان می‌کردند و هر کس حرف خودش را می‌زد. ملا احمد چشم‌ش به تخته‌های چوب افتاد. پلک‌هایم می‌پرید. ترسیده بودم. ملامحمد اما آرام کنار تخته چوب‌ها نشسته بود و چای سیاه‌ش را هورت می‌کشید. چرا هیچ کس نگاهش نمی‌کند؟ تاریکی به طور کامل در خانه و حیاط ساختمان مهمان شده بود. چراغ کم نوری روشن کرده بودیم، آنطرف تر چند همشهری سیگار به لب در حال صحبت بودند. از این فاصله احساس کردم که راجع به موضوع مهمی حرف می‌زدند. پیرزن؟ پیرزن را فهمیده بودند؟ بوی خون در اتاق پیچیده بود. صحبت‌شان تمام شد. سیگارها را زیر پا دفن کردند و با حالتی کاملا رسمی و البته عصبانی به سمت من می‌آمدند. باز ترس در تمام وجودم رخنه کرده بود. کاش می‌شد پیرزن از زیر تخته‌های چوبی بلند شود و خون روی چشم‌هایش را پاک کند، بعد استکان کثیف و پر از تفاله‌ی چای را بلند کند، با فشاری که به زانویش می‌آورد از روی زمین بلند شود، خداحافظی کند و در آهنی ساختمان نیمه کاره را پشت سرش ببندد. بارها صدایم کرده بودند. صدایم کرده بودند و آخر با سقلمه‌ای که به شانه‌ی سمت چپم زدند از رویای پیرزن بیرون آمدم. باز ترسیدم که نکند در رویا بلند بلند حرف زده باشم و پیرزن را لو داده باشم؟! کابوس‌ها از امروز در بیداری هم میهمان ذهن‌ام شده‌اند. چرا هیچ کس نگاه‌ش نمی‌کند؟ چرا هیچ کس نگاه‌ش نمی‌کند؟ چرا؟ چرا؟ چرا؟ با سقلمه‌ی بعدی دوباره از رویا بیرون آمدم. نگاه‌م به نگاه همشهری‌هایم گره خورد. از من پرسید: چشات چرا غرق خون؟؟ ترسیده بودم. یک مرد افغان در تهران، پیرزن همسایه را کشته بود. ملامحمد که ترسی نداشت. ترس در وجود او تعریف نشده بود. اگر همسایه‌ها پیرزن را وقتی از سرش خون می‌چکیده دیده باشند، باید از شهر فرار کنم. اما ملامحمد چه؟ کاش این کابوس‌های بیداری دست از سرم بردارند. بدون اینکه به کسی جواب بدهم از روی کیسه‌های سیمان بلند شدم و به سمت اتاق راه افتادم. ملامحمد وسط اتاق در خال رقص بود. همشهری‌ها می‌خواندند و او می رقصید. چه حال خوبی دارد. می‌رقصد. می‌خندد و من از ترس می‌خواهم فریاد بزنم. ملامحمد از یک طرف اتاق به طرف دیگر می‌دوید و زیر چشمی تخته‌های پیرزن را نگاه می‎کرد که حالا کمی از خون پیرزن به آن‌ها پس داده بود. چرا هیچ کس نگاه‌ش نمی‌کند؟ پایان قسمت دوم - ادامه دارد ........قسمت اول را اینجا بخوانید </description>
                <category>Kasra Nari</category>
                <author>Kasra Nari</author>
                <pubDate>Sat, 16 May 2020 16:24:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روح عتیق رحیمی در ملامحمد دمیده است! قسمت اول</title>
                <link>https://virgool.io/@kasranarii/%D8%B1%D9%88%D8%AD-%D8%B9%D8%AA%DB%8C%D9%82-%D8%B1%D8%AD%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AF%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-viwgd931gjfl</link>
                <description>پرچم افغانستاندر گوشه‌ای از سالن نشسته بود و به دیوار روبرویش نگاه می‌کرد. آیا تا به امروز فکر قتل یک پیرزن از ذهن‌اش عبور کرده بود؟ هیچ کس در این اتاق تصور نمی‌کرد روزی کارگر افغانی ساختمان روبرو، ملامحمد دست به قتل پیرزنی بزند که دیوار به دیوار ساختمان نیمه‌کاره زندگی می‌کرد. تا خبر را شنیدم؛ ناخودآگاه به یاد داستانی از عتیق رحیمی افتادم؛ &quot;لعنت بر داستایوفسکی&quot;. عتیق رحیمی شخصیتی ساخته بود که بعد از خواندن جنایات و مکافات حالا تصمیم گرفته در کابل پیرزن همسایه را به قتل برساند. حالا اینجا خانه‌ی روبرو داستان را به واقعیت پیوند زده بود. چرا هیچ‌کس نگاهش نمی‌کند؟ جنازه پیرزن هنوز چند قدم آنطرف‌تر از ملامحمد غرق در خون روی زمین افتاده است. چرا هیچ‌کس نگاهش نمی‌کند؟ ملامحمد با چشم‌هایی خون‌آلود بر روی دو زانوی خود نشسته و پیرزن را نگاه می‌کند. لبخند رضایت بر روی صورت‌اش نقش می‌بندد و چشم‌هایش را از روی پیرزن بلند می‌کند و به سمت ساختمان نیمه‌کاره هل می‌دهد. چرا هیچ‌کس نگاه‌ش نمی‌کند؟خورشید غروب کرده بود و تاریکی حالا سایه‌ی سنگین‌تری را روی ما انداخته بود. جنازه‎ی از هم پاشیده پیرزن با چشم‌های نیمه‌باز نگاهمان می‌کرد. هفتاد یا شاید هفتاد و سه سال‌ش بود. چروک‌های صورت‌ش زیر چاله‌ای از خون پنهان شده بود. ملامحمد وسط اتاق می‌رقصید. مات و مبهوت نگاهش می‌کردم. دور خودش می‌چرخید و با افتخار از اتفاقی که چند ساعت قبل رقم زده بود، بدن‌ش را دور می‌داد و بلند بلند می‌خندید.عتیق رحیمی در روح ملامحمد رخنه کرده بود. از جایم بلند شدم و با صدایی بلند گفتم : ملا بس کن دیگر. حالا که وقت رقص نیست. گوش‌هایش را از دست داده بود. بلند بلند می‌خندید و می‌رقصید. چرا هیچ‌کس نگاهش نمی‌کند؟ ملا ناگهان بر روی زمین نشست و شروع به اشک ریختن کرد. صدای کامیون نزدیک می‌شد. کارگرهای کمکی آمده بودند. ملا محمد از روی زمین بلند شد و با صدایی آرام گفت : باید لباس نو و تمیز تنش کنیم. پاشین. زشته جلوی مرد غریبه اینطوری لخت باشه. به ملا نگاه کردم و پوزخند زدم. ملا محمد دوباره عصبانی شده بود. فریاد می‌کشید. چشم‌هایش را بسته بود و فریاد می‌کشید. چرا هیچ‌کس نگاه‌ش نمی‌کند؟ پایان قسمت اول قسمت دوم را اینجا بخوانید ....</description>
                <category>Kasra Nari</category>
                <author>Kasra Nari</author>
                <pubDate>Wed, 13 May 2020 15:59:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سیاه‌چاله‌ای به نام ادبیات</title>
                <link>https://virgool.io/@kasranarii/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%87%DA%86%D8%A7%D9%84%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-yjpel8knijri</link>
                <description>چند سالی با هدف افزایش زمان کتابخوانی در ایران و البته بهتر کردن سلیقه‌ی کتابخوان ها به طور پی در پی در کتابفروشی‌ های تهران و البته چند شهرستان دیگر کار کرده‌ام. جمله اینجا تمام شد تا راحت تر و البته صریح‌تر به این نکته برسم که بی نتیجه است. آن دسته از طرفداران دروغین ادبیات که حالا با اسم های زیادی در سراسر کشور فعالیت می کنند، نام انتلکت را برای خود به عنوان نام اصلی انتخاب کرده اند، با شکل و شمایل جدیدی به فعالیت خود ادامه می دهند. البته نباید فراموش کرد که کافه داران و خیل عظیمی از افرادی که زمینه هنر و ادبیات فعالیت می کنند با شیوع این بیماری، سبک کاری و تجاری خود را نسبت به علاقه‌ی این عزیزان تغییر داده اند، تا به سرمایه بیشتری برسند.با وجود تمام این اتفاقات، امروز بعد از خواندن مقاله ای با عنوان بهترین رمان های عاشقانه و غیر عاشقانه کلاسیک در دیجیکالا مگ، تصمیم به انتشار این متن گرفته ام. در شروع این مقاله که از آن در پاراگراف بالا نام بردم، کتاب‌های جوجو مویز و الیف شافاک به عنوان بهترین کتاب های عاشقانه معرفی شده اند. حالا باید گفت آیا این مقاله برای فروش بیشتر این عناوین بوده؟ و یا نظر شخصی نویسنده است که بدون هیچ اطلاعات تخصصی و دقیقی شروع به معرفی کتاب برای جامعه ی بزرگتری به نام عامه ی مردم می کند. یکی از نکات منفی این اتفاق را می توان اینگونه نام برد : در واقع جامعه ی بزرگی از مردم ایران، دنبال کننده ادبیات نیستند. اما وقتی افراد حاضر در این جامعه با مقاله ای در یکی از سایت های مورد اعتمادشان، مواجه می شوند و در آن به مخاطب خوراک اشتباه و غلط داده می شود، مخاطب و علاقه مند احتمالی به ادبیات را به بی راهه می کشند. بی راهه ای که می تواند زندگی و تجربه کاربر را در ادبیات به یک تجربه غلط و اشتباه تبدیل کند. حالا امروز، با وجود فضای مجازی و گستردگی آن‌ها، خطر نزدیک شدن به سیاه چاله و یا همان سقوط آزاد ادبیات کشور، به ما نزدیک تر شده است. ادبیاتی که نویسنده های عجیب و غریب اینستاگرامی آن را گرفته اند و عمر طولانی نخواهد داشت. اما نباید این موضوع را فراموش کرد که این روزهای تاریخ ادبیات کشور، برای همیشه در ذهن ما و البته در کتاب های تاریخ ادبیات خواهد ماند و موجب شرمندگی ما خواهد شد. کسری ناری / 21 اردیبهشت 1399</description>
                <category>Kasra Nari</category>
                <author>Kasra Nari</author>
                <pubDate>Sun, 10 May 2020 15:10:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از قدم تا قدم</title>
                <link>https://virgool.io/@kasranarii/%D8%A7%D8%B2-%D9%82%D8%AF%D9%85-%D8%AA%D8%A7-%D9%82%D8%AF%D9%85-pu8jm6g11ucf</link>
                <description>از قدم تا قدم با منصداي قدم زدنِ كسي از دورترِ اين متن مي آمد ، كسي كه هنوز حتي به نزديكي اين كلمه ها نرسيده بود و آرام آرام قدم زدنش را به هيچ چيز نمي فروخت ، و اينجا نويسنده ي متن بود كه بيشتراز هر مردي روي اين زمين استرس را به صورت كاملا مستقيم و رو در رو تجربه مي كرد .صداي تيك و تاك ساعت هم خودش قصه اي جدا دارد ، اما اينبار ، در همين نزديكي ها ، در دفتري چند برگ ، در اتاقكي چند متري ، در ميزي كوچك تر از ناهارخوري ها ، در جوهرِ خودكارِ آبي رنگِ نويسنده اي خلاصه شده بود كه دائما از روي استرسِ قدم ها و شمارشِ قدم ها ، تيك و تاكِ ساعت اش را به بلندگويي وصل كرده بود تا هر ثانيه از رسيدنِ قدم هايي با خبر شود ، كه اگر به دفتر برسد و خودش را كنارِ خط هاي آبي و چارچوب بندي شده غرق كند ، داستان را زودتر از مردي كه پشت ميز ، پشت دفتر و پشت خودكار نشسته شروع مي كنيم . تغيير در نوشتار ، از هر نقطه اي به هر نقطه اي كه برسد طبق تمامِ  قانون هاي فيزيك ، با پيشرفتي همراه هست ، ولو اينكه كم و كم و كم باشد . آنقدر به نويسنده خيره شده بودم ، كه كاملا يادم رفته بود ، شخصيتِ داستان منم و كسِ ديگري نويسنده ي زندگي من ، با خجالتي كم ياب در خودم ، خودكار را پس دادم و زير زيركي ، چند برگه و خودكاري را براي خودم به يادگار ( براي كامل تر كردن داستانِ اين نويسنده ي خورده پا ) برداشتم . .( صداي پاره شدنِ برگه هايي مي آمد كه براي نوشتن شان زحمت كشيده بودم و سطرهاي بالا تماماً به خاطره اي خواهد پيوست كه اطميناني به او ندارم ) .( صداي سُر خوردن خودكار بر روي كاغذ ) ( تا صداي خودكار را شنيدم ، از قسمتِ مقدمه ي داستان پريدم و صفحه ي ٢٣٥ را انتخاب كردم ، آخرين صفحه اي بود كه از داستان اش سياه كرده بود ) .&quot; هنوز به مارال نگفته بودم كه حاضر نيستم هيچ كاري براش انجام بدم ، آخه هر دفعه كه مي ديدمش كلا بيخيالِ حرف هام مي شدم و فقط نگاهش مي كردم .- هيچ وقت به اندازه ي امروز آماده نيستم مادر - خوب چرا نميري پس ؟؟- خوب هنوزم زبونم بند مياد تا ببينم اش &quot;.( نويسنده باز خودكار را به زمين پرت مي كند ، جواب مي دهد : &quot; الان اومدم ، الان اومدم &quot; ..باز به تنهايي خوشايندي رسيدم كه دوست داشتن اش برايم مثلِ اكسيژن اجباري بود .چقدر بيشتر به هواي اين اتاق علاقه مند مي شدم ، روز به روز بيشتر ؛( نويسنده دوان دوان به سمت اتاق مي آمد ، دست پاچه بود و سر و صورت اش پر از عرق هاي شورِ شور ) ( صداي مادرش از دور تر مي آيد :&quot;- بدو ، الان مي رسن &quot; ) ( دفتر به سمتِ بالكن برد ، فندكِ آبي رنگ اش را به دست گرفته و از زيرترين قسمتِ دفتر ، شخصيت هاي داستان و مني را كه در صفحه ي ٢٣٥ گير كرده بودم به آتش كشيد تا دوباره شخصيتي از من خلق كند با روحيه ای شاد ) ..صداي قدم زدنِ كسي از دورتر از اين متن مي آمد ، كسي كه هنوز حتي به نزديكي اين كلمه ها نرسيده بود و آرام آرام قدم زدنش را به هيچ چيز نمي فروخت ، و اينجا نويسنده ي متن بود كه بيشتراز هر مردي روي اين زمين استرس را به صورت كاملا مستقيم و رو در رو تجربه مي كرد .( نويسنده ي ديگري شروع به نوشتن ام كرد و مرا خلق كرد تا بيشتر از امروز ، درگيرِ اتفاقاتِ تلخِ زندگي روزمره ام باشم . )#کسری_ناری</description>
                <category>Kasra Nari</category>
                <author>Kasra Nari</author>
                <pubDate>Wed, 04 Mar 2020 11:34:42 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>