<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Nabroman</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ketab</link>
        <description>دانلود رمان های ایرانی و خارجی                             https://nabroman.com</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 14:30:11</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/52611/avatar/e4uTDm.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Nabroman</title>
            <link>https://virgool.io/@ketab</link>
        </image>

                    <item>
                <title>معرفی رمان در وجه لعل</title>
                <link>https://virgool.io/@ketab/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%88%D8%AC%D9%87-%D9%84%D8%B9%D9%84-xeb2eta94fmx</link>
                <description>نویسنده: بهار برادران ?ژانر: #عاشقانه ، #معمایی?خلاصه:لعل تاجیک دختر ۲۶ ساله که تنها زندگی میکنه و از طرف خانواده پدری به شدت تحت فشار و نفوذه. مادرش سالها پیش به اجبار اون رو ترک کرده و خارج زندگی میکنه. لعل از کار و دوست پسرش همزمان جدا میشه، برای مهلت گرفتن از طلبکاراش میره پیش پسر عمه‌ش امیرحسین ولی لعل امیرحسین رو در حالی می‌بینه که از مسابقه ای سنگین با وضعیت جسمی بد بیرون میاد و لعل اونو به بیمارستان میرسونه..شخصیت های اصلی:?امیرحسین:منطقی و باهوش، زود جوش،قوی ،مهربون،امیرحسین یه زمانی لعل رو اذیت کرده ولی خب الان همه چی فرق کرده چون دیگ اون امیرحسین قبلا نیست، برخلاف خانواده ی مادریش که متعصب و مذهبین راحتترع و مثل اونا نیست.?لعل:دوست داره در نظر بقیه دختری قوی و محکم و مستقلی باشه و تمام تلاش خودشو میکنه ولی پشت نقابی که برای خودش درست کرده دختری با روحیه ی حساس و ضعیف وجود داره.درونگراست و در اکثر مواقع که دیگران با حرفاشون آزارش میدن سکوت میکنه، ترسو نیست ولی چون میدونه کسی حرفشو قبول نداره سکوت میکنه .⚡️شخصیت های فرعی:ارسلان، آتنا(خواهر و برادرن و دوست امیرحسینن)،گلزار(دوست صمیمی لعل)،علی(شوهر گلزار).با بقیه شخصیت ها در طول داستان آشنا میشین??زاویه دید: از زبان لعل ?نوع قلم:قوی?، روان و ساده بود و نویسنده جوری احساسات و داستان رو تعریف کرده بود که نمیتونستی از رمان دل بکنی و جذبش میشدی.?داستان از جایی شروع میشه که خیلی یهویی لعل از شرکتی که کار میکنه اخراج میشه و فرشاد که دست بر قضا هم دوست پسرشه و هم از مدیران شرکته هیچکاری برای لعل نمیکنه و این کار فرشاد باعث میشه لعل رابطه ش را با او بهم بزند و برای پرداخت قسط های وام خونه ش به امیرحسین پسر عمه ی بداخلاقش رو بندازه و شبی که میره تا ازش پول قرض بگیره امیرحسین از مسابقه ای که داشته آش و لاش از باشگاه میاد بیرون و لعل اونو به بیمارستان میرسونه و....رفته رفته پای لعل به خونه ی عمه ش باز میشه...لعل از خانواده ی پدریش متنفر است چون از نظر اون اونا باعث اعدام شدن پدرش شدن و همه ی کاراشون تظاهره و برعکس، خاله ی خودش رو عاشقانه دوست داشت نه تنها خاله ش بود بلکه برای لعلی که از مادرشم دور بود حکم مادر روداشت.اما عمه ی لعل با بقیه ی اعضای اون خانواده فرق داشت برای لعل ... امیر حسین هم فرق میکرد و مثل هیچکدوم از اعضای خانواده ی پدربزرگش نبود....در ادامه ی رفت و آمد لعل با عمه ش و اخراجش از کار اتفاق عجیبی براش میوفته و درگیرش میکنه و کم کم سرنخ هایی از گذشته ی پدرش به دستش میرسه و حال باید دید لعل معمای گذشته را چگونه حل میکند و نقش امیرحسین در زندگی ش به کجا میرسد و چه میشود......  ⚠️رمان مثلث عشقی نداره لعل بعد از تمام کردن رابطه ش با فرشاد برخورد خاصی باهم ندارند و نقش امیرحسین پررنگتر است.عاشقانه های رمان زیاده یجورایی نه غلیظه و نه کم.</description>
                <category>Nabroman</category>
                <author>Nabroman</author>
                <pubDate>Fri, 01 Sep 2023 14:49:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی 5 کتاب که براساس آن ها فیلم ساخته شد (قسمت 2)</title>
                <link>https://virgool.io/@ketab/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-5-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%A2%D9%86-%D9%87%D8%A7-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%87-%D8%B4%D8%AF-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-2-jpkpzhb68x4r</link>
                <description>سلام 5 کتاب جدید معروف که فیلم براساسشون ساخته شده رو براتون آماده کردیمقبلا قسمت اول رو براتون آماده کردیم که در این صفحه موجوده  1. رمان بر باد رفته اثر مارگارت میچلمقدمهجنگ داخلی آمریکا از سال ۱۸۶۱ تا ۱۸۶۵ میان یازده ایالت جدا شده جنوبی  (به نام کنفدراسیون) به رهبری جفرسون دیویس و ۲۵ ایالت شمالی (به نام اتحاد  که به دولت فدرال ایالات متحده وفادار باقی مانده بودند) به رهبری آبراهام  لینکلن، درگرفت. علت اصلی و بنیادی جنگ، موضوع برده داری بود.وضعیت ایالات شمالی قبل از جنگ:ايالات شمالي با جمعيتي بالغ بر ۲۲ ميليون نفر، گروهي صنعتگر و روشنفكر  بودند كه با تجارت، بازرگاني و بانكداري امور خود را مي گذرانيدند. در اين  منطقه از آمريكا به دليل سرماي هوا و كمي زمين هاي كشاورزي، نه بردگان قدرت  زندگي داشتند و نه زميني بود تا بر روي آن كار كنند. نظام حاكم بر اين  قسمت نظامي كاملاسرمايه دار بود.2. کتاب دزیرهآن‌چه کتاب دزیره را خواندنی و جالب می‌کند، و پس‌از نیم‌قرن هنوز هم آن  را جزو پرخواننده‌ترین کتاب‌ها قرار می‌دهد، به‌طور حتم داستان زندگی  دزیره کلاری دختر حریرفروشی در مارسی نیست که به مقام ملکه‌ی سوئد و نروژ  رسید و نه این واقعیت تاریخی که خاندان سلطنتی فعلی سوئد فرزندان، یا  درواقع نوه و نتیجه‌های همان برنادوت، گروهبان ساده‌ی ارتش هستند.البته داستان زندگی او و خانواده‌اش خالی از لطف و گیرایی نیست و همچنین  قلم روان و شیوای آن‌ماری سلینکو، اما آن‌چه به این کتاب ارزش و اهمیت  خاصی می‌دهد، درواقع زندگی‌نامه‌ی یکی از بزرگ‌ترین و سرشناس‌ترین چهره‌های  تاریخ نه‌تنها فرانسه بلکه دنیاست، ولی نه به آن صورتی‌که در شرح‌حال‌ها و  زندگی‌نامه‌های گوناگون و بی‌شمار آمده است، و نه حتی به آن شکلی که در  خاطرات خود ناپلئون منعکس است.لحن ساده و صمیمی و داستان جذاب کتاب و نیز فیلم معروفی که با شرکت  مارلون براندو در نقش ناپلئون از آن تهیه شد، آن را جزو کتاب‌های پرخواننده  و پرفروش کرد، ولی باعث ارزش واقعی آن نشد. براساس این کتاب فیلم ساخته شده که البته کمی قدیمی هست3. آرزوهای بزرگاین کتاب ابتدا به صورت داستان دنباله‌دار از دسامبر ۱۸۶۰ تا اوت ۱۸۶۱ میلادی در هفته‌ نامه سراسر سال به چاپ رسید.این رمان توسط ابراهیم یونسی به فارسی برگردانده شدهو متن کوتاه شده آن نیز توسط مترجمانی چون مهدی سحابی و محسن سليماني به این زبان ترجمه شده است.وقایع این کتاب که به صورت زندگی‌ نامه از قول شخصیت اصلی داستان، کودکی یتیم موسوم به پیپ نگاشته شده‌ است،از سال ۱۸۱۲، هنگامی که او هفت سال دارد، تا زمستان ۱۸۴۰ اتفاق می‌افتد.آرزوهای بزرگ را می‌توان به نوعی زندگی‌ نامه خودنوشت شخص دیکنز نیز  دانست که همچون آثار دیگرش تجربیات تلخ و شیرین او از زندگی و مردم را  نمایان می‌سازد.خلاصه داستان کتاب آرزوهای بزرگ :پیپ هفت ساله، زندگی محقر و فروتنانه‌ای را در  کلبه‌ای روستایی، با خواهری بدخلق و سختگیر و شوهر خواهرش جو گارجری آهنگری  پرتوان اما مهربان و نرم‌خو، می‌گذراند.او که روزی برای سر زدن به قبر مادر و پدرش به گورستان می‌رود،به طور اتفاقی با یک زندانی فراری محکوم به اعمال شاقه به نام آبل مگویچ روبرو می‌شود.آن زندانی، داستانی ترسناک برای کودک سر و هم می‌کند4. هری پاترنام مجموعه‌ای هفت‌گانه از رمان های سبک خیال پردازی است که توسط  نویسنده انگلیسی،جوآن کتلین رولینگ نوشته شده‌است.  از آنجا که اولین رمان  در تاریخ ۳۰ ژوئن ۱۹۹۷ با عنوان هری پاتر و سنگ جادو منتشر شد، کتاب  محبوبیت بسیار زیاد، تحسین فراوان و موفقیت تجاری را در جهان کسب کرد.تا  ژوئن ۲۰۱۱، کتاب ها درحدود ۴۵۰میلیون نسخه فروش داشته و به ۶۷ زبان دنیا  ترجمه شده است. و چهار کتاب پایانی این مجموعه به طور متوالی رکورد فروش  سریعترین کتاب های جهان را دارد. .هری پاتر یک مجموعه با چندین ژانر،  ازجمله فانتزی، گذرعمر که دارای بسیاری از معانی فرهنگی و این ارجاعات می  باشد.خلاصه داستان :داستان پیرامون کودک یتیم یازده ساله ای به نام هری که یک جادوگر است  می باشد. که در دنیای معمولی در کنار مشنگها (غیرجادوگران) زندگی می کند.  توانایی او ذاتی است و کودکانی مانند او برای آموزش لازم برای موفقیت در  دنیای جادوگری به مدرسه ای دعوت می شوند. هری به عنوان دانش آموز وارد  مدرسه سحر و جادوگری هاگوارتز می شود و اتفاقات داستان از آنجا شروع  میشود.. هری تا دوران رشد بلوغ در آنجا پرورش می یابد. و راه غلبه بر  مشکلاتی مواجه میشود مانند: جادوگری، روابط اجتماعی و عاطفی، چالش های  نوجوان عادی مانند دوستی و امتحانات و از همه مهمتر آماده سازی برای تقابل  با مشکلاتی که پیش رویش است.5. غرور و تعصببخشی از کتابروایت خانواده آقا و خانم بِنِت است که پنج دختر دارند که از لحاظ شخصیتی با یکدیگر متفاوت هستند.خانم بنت مشتاق است تا تمام دخترانش ازدواج کنند، به خصوص به این دلیل که کشیش ویلیام کالینز، هنگامی که آقای بنت بمیرد،املاک خانوادگی را تصاحب خواهد کرد.در مجلس رقص، چارلز بینگلی ثروتمند و تازه وارد به بزرگ‌ترین دختر خانواده بنت یعنی جِین زیبا و خجالتی علاقه‌مند می‌شود.در این بین، دوست او آقای دارسی و الیزابت در مهمانی دیگری یکدیگر را می‌بینند، آنها صمیمیت کمتری را نسبت به هم بروز می‌دهند.غرور رتبه خانوادگی، ثروت و تعصب در مقابل نابرابری اجتماعی خانواده الیزابت، دارسی را درهم می‌کوبد،در حالی که الیزابت نیز، غرور و تعصب خود را در برابر دارسی حفظ می‌کند.پس از آن کشیش کالینز مشتاقانه وارد ماجرا می‌شود، امید به ازدواج با یکی از دختران بنت.او به فکر الیزابت می‌افتد، ولی با جواب رد او مواجه می‌شود.کالینز سپس با دوست الیزابت، شارلوت لوکاس ازدواج می‌کند.</description>
                <category>Nabroman</category>
                <author>Nabroman</author>
                <pubDate>Sat, 11 Apr 2020 15:01:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی 5 کتاب که براساس آن ها فیلم ساخته شد (قسمت 1)</title>
                <link>https://virgool.io/@ketab/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-5-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%A2%D9%86-%D9%87%D8%A7-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%87-%D8%B4%D8%AF-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-1-yhfkvvtj0qqr</link>
                <description>1. نغمه آتش و یخ   رمان نغمه آتش و یخ که براساس آن سریال (got) ساخته شد و رکوردهای عجیبی از خود به جا گزاشتاز: جورج. آر. آر. مارتینمترجم: سحر مشیریمارتین از سال 1991 شروع به نوشتن کرد و در سال 97 جلد اول کتاب خود را چاپ کردتا به حال پنج جلد از آن به چاپ رسیده است.به اعتقاد بسیاری این کتاب از بهترین سری کتاب‌های فانتزی است که تا حال به 29 زبان ترجمه شده است.موقعیت این کتاب در یک دنیای خیالی ایجاد شده استکه بخش اصلی داستان در یک اقلیم هفت پادشاهی رخ می‌دهد.این کتاب روایت سوم شخصی دارد، که از 9 زاویه نقل می‌شود2.کتاب بینوایان اثر ویکتور هوگوکمتر کسی پیدا می‌شود که به طریقی با این کتاب آشنا نباشد. کتاب  بینوایان با عنوان اصلی Les Misérables شاهکار ویکتور هوگو است که در سال  ۱۸۶۲ منتشر شد. این رمان به معنای واقعی کلمه غذای کاملی برای روح انسان  است. کتابی که بدون تردید ازجمله ماندگارترین رمان‌هایی خواهد بود که به  عمر خود می‌توانید بخوانید.کتاب بینوایان به صورت سوم شخص روایت می‌شود و در آن نویسنده زمان به  جلو و عقب می‌کشد و ماجراهای مختلف را روایت می‌کند. این اثر هرآنچه را که  لازم است درباره فرانسه قرن نوزدهم بیان کرده و یک اثر تاریخی،  روانشناسانه، اجتماعی و عاشقانه محسوب می‌شود. ویکتور هوگو ۱۷ سال را صرف  نوشتن این اثر برجسته کرده استماجرای رمان با داستان زندگی مسیو بی‌ین وُنو میری‌یل، اسقف شهر دینی  آغاز می‌شود. پیرمرد ۷۵ ساله‌ای که ویکتور هوگو در وصف مهربانی و خوبی‌های  او تقریبا ۱۰۰ صفحه‌ای می‌نویسد. این اسقف به هر طریقی به افراد بینوا کمک  می‌کند، دستمزدی که از دولت می‌گیرد، پول مراسم‌ها و حتی خانه خود را نیز  وقف فقرا می‌کند.3.  رمان The Girl on the Trainبراساس این کتاب فیلم The Girl on the Train ساخته شد که بازیگران معروفی چون امیلی بلانت و ربکا فرگوسن در آن حضور داشتن4. رمان ناتور دشت اثر جی دی سلینجراگر به فهرست صد کتاب برتر جهان نگاه کنید، در رتبه‌ي هفتادودوم آن نام کتاب ناتور دشت را خواهید دید.کتابی پرطرفدار که هنوز بعد از گذشت شصت سال از اولین انتشار آن در آمریکا، در بین کتابخوان‌های سراسر جهان بسیار محبوب استو به بیش از سي‌وپنج زبان ترجمه شده است.تا به امروز چندین میلیون نسخه از ناتوردشت در سراسر جهان به فروش رفته و در سایت «گودریدز»، سایت معروف کتاب‌خوانی، بیش‌تر از دو میلیون نفر از پنج، به این کتاب امتیاز 3.8 را داده‌اند.این اثر شاخص و محبوب رازی از تنهایی، شکست بیچارگی، موفقیت و خوشبختی  را برای بزرگسالان و نوجوانان به زبانی ساده در ژانر رئال روایت می‌کند.5. کتاب Jane Eyre (جین ایر) اثر شارلوت برونتهکتاب Jane Eyre (جین ایر)، معروف‌ترین اثر شارلوت برونته درباره‌ی دختر یتیمی است که تنها دارایی‌اش چند فامیل بداخلاق و تحصیلاتش است. او موسیقی، نقاشی و فرانسه درس می‌دهد.محبوبیت جین ایر بخاطر ملودرام بودن داستان و کندوکاوی پرهیجان و تاثیر جین ایر بود.در داستان جین ایر می‌خوانید که تنها چیزی که به یاری این دختر تنها می‌آید؛تحصیلات و ذهن خلاقش است. این وضعیت تاسف‌بار و غم‌انگیز، زمانی طولانی از بخش‌های اول رمان را در برمی‌گیرد.جین ایر بسیار زود پدر و مادرش را از دست می‌دهد و پس از آنکه ایام  کودکی را در پرورشگاه دلگیر لوود سپری می‌کند، به عنوان مربی به خانه  روچستر میرود.آقای روچستر پس از اندک زمانی شیفته جین می‌شود. ولی جین درست وقتی که  می‌خواهد با او ازدواج کند، متوجه می‌شود که او قبلاً ازدواج کرده و همسر  او که حالا دیوانه است در طبقه بالا همان خانه زندگی می‌کند.</description>
                <category>Nabroman</category>
                <author>Nabroman</author>
                <pubDate>Sat, 04 Apr 2020 10:58:49 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی کتاب های نجیب محفوظ</title>
                <link>https://virgool.io/@ketab/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%AC%DB%8C%D8%A8-%D9%85%D8%AD%D9%81%D9%88%D8%B8-zf0yppvyk7ql</link>
                <description>به احتمال زیاد اگر اهل کتاب باشید حتما یک کتاب هم شده از آثار این نویسنده شهیر مصری خواندید آثاری که دستاورد جایزه ادبیات نوبل را برای نجیب به همراه آورد 1 . دل شبکتاب « دل شب » فروپاشی خانواده های سنتی و تقابل میان سنت و مدرنیته را مورد بحث می گذاردو این موضوعی است که در روند گذار جوامع خصوصاً جوامع خاورمیانه به عنوان یک واقعیت مسلم مورد تأکید است.آیا آن چه نجیب محفوظ در دل شب می گوید شامل همان شرایطی می شود که امروز در اطرافمان در حال وقوع استو آیا با بازجوانی این کتاب می توان به شرایط امروز دسترس آسان تری داشت؟به نظر من همین طور است. نباید تاریخ را دوباره زندگی کرد بلکه باید آن را دوباره خواندو این در جذابیت های کتاب « دل شب » نجیب محفو ظ است.2.  کتاب میرامارمیرامار نام پانسیونی است که توسط پیرزنی به نام ماریانا اداره می شود و حوادث داستان در آنجا می گذرد.  مهمانان پانسیون دو پیرمرد سیاسی و 3 پسر جوان هستند و زهره خدمتکار بسیار زیبا و جوان پانسیون است همه مردها از زاویه خاص و با نیتی متفاوت عاشق زهره هستند و هر فصل از طریق یکی از آنها روایت می شود. داستانی عاشقانه در عین حال بیانگوی شرایط سیاسی و اجتماعی مصر…  نویسنده ی این کتاب نَجیب مَحفوظ عبدالعزیز ابراهیم احمد الباشا نویسنده و نمایشنامه‌نویس مصری و برندهٔ جایزه نوبل ادبیات سال ۱۹۸۸م است.3  کتاب رادوبیس دلداده فرعوننجیب محفوظ داستان‌نویس معاصر مصر در سال 1911 به دنیا آمد.نخستین مجموعه داستان کوتاه خود را در 1938 منتشر ساخت.با تألیف رمان‌های بسیاری از جمله الادُ حارتنا، بین القصرین و السُکّریة به اوج شهرت رسیدو به دریافت جوایز بسیاری نائل آمد. در سال 1957 جایزه‌ی ادبی دولت مصر را دریافت کردو در 1988 مفتخر به دریافت جایزه‌ی ادبی نوبل شد.رادوبیس که یکی از رمان‌های تاریخی‌-‌رمانتیک اوست برنده‌ی جایزه‌ی قُوت القُلوب مصر شده است. وی در سال 2006 چشم از جهان فروبست.”4 کتاب گداکتاب گدا، رمانی نوشته ی برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات، نجیب محفوظ است  که اولین بار در سال 1965 چاپ شد. با این که این رمان در ظاهر نسبت به سایر  آثار محفوظ، کمتر به مسائل سیاسی می پردازد، اما در اصل به بزرگترین مسئله  ی سیاسی تاریخ یعنی «معنای زندگی» توجه دارد. عمَر، وکیلی موفق، ثروتمند و  مورد احترام در قاهره استکه با بحران روانیِ میانسالی مواجه شده است. استیصال و جست و جوی عمر  برای یافتن معنا، او را از کار، خانواده و در نهایت دوستانش جدا می کند. او  که در دهه ی 1930، جوانی آرمان گرا و طرفدار تغییرات سوسیالیستی بود، به  نظر می رسد که اکنون از پوچی و بی معنایی بیش از هر چیز دیگری در هراس است.  با پیشروی داستان، عمر با دو دوست قدیمی ملاقات می کند که یکی اکنون  روزنامه نگاری موفق است و دیگری بیست سال از زندگی اش را در زندان گذرانده  است5 کتاب گذر قصرکتاب حاضر اولین کار از رمان های  سه گانه نجیب محفوظ است که وقایع آن حال و هوای قاهره را در اوایل قرن  بیستم به تصویر می کشد و دو رمان دیگر از این سه گانه (خیابان شکر ریزها) و  (قصر لذت) نام دارند که آنها نیز به زبان انگلیسی ترجمه شده اند. نویسنده  در آن کتاب ها زندگی افراد خانواده مورد بحث در کتاب حاضر را تا سه نسل و  تا اوایل روی کار آمدن جمال عبدالناصر دنبال می کند.محفوظ در هر فصل از کتاب حاضر استادانه صحنه ای تازه در پیش روی خوانده میٍ  گشاید و حکایت از زندگی روزمره یک خانواده سنتی نسبتا مرفه در یکی از محله  های نزدیک به مرکز قاهره دارد که در هنگام استعمار این کشور توسط انگلیسی  ها به لایه های پنهان جامعه ی مصر در آن هنگام می پردازد.در ابتدای داستان  با روایت داستان زنی تنها که به علت تعصبات بیجای همسرش اجازه خروج از خانه  را ندارد و سرنوشت او و فرزندانش می پردازد که نویسنده داستان این خانواده  و مسائل آن روزگار را روایت می کند.6 کتاب دزد و سگ‌ هادر این رمان که  می­توان آن را از جمله رمان­های سیاسی و واقع­گرایانه برشمرد محفوظ به  تصویر خیانت پیشگانی پرداخته که به اصول خود خیانت کرده­ اند و از صف توده­  های مردمی به دستگاه قدرت حاکمه _ یعنی طبقه ­ای که در گذشته با آن مبارزه  می­ کردند _ پیوسته­ اند.</description>
                <category>Nabroman</category>
                <author>Nabroman</author>
                <pubDate>Thu, 12 Mar 2020 20:32:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب هایی ایرانی که حتما دوستشان خواهید داشت (سری سوم)</title>
                <link>https://virgool.io/@ketab/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AD%D8%AA%D9%85%D8%A7-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%B3%D8%B1%DB%8C-%D8%B3%D9%88%D9%85-izr1xrjsijnf</link>
                <description>پس از معرفی سری اول و دوم کتاب ها با بخش سوم که خیلی معروف تر هستند با شم هستیم کتاب چایت را من شیرین می کنماز زهرا بلنددوستاین داستان اولین تجربه داستان نویسی زهرا بلنددوست است که چاپ شده است.داستانی که به گفته خود نویسنده 4 – 5 ماه از او وقت گرفته است.“چایت را من شیرین میکنم” داستان دختریست به نام سارا، ایرانی الاصل و مقیم آلمانبا پدری که سمپات سازمان مجاهدین خلق بوده و مادری که نقطه ی مقابل پدر قرار دارد.در میان دعواها و کشمکش های این دو که مادر از خدا می گفت و خوبی هایش و پدر از دغدغه های سازمان،نه خدا که از نظر او فقط نظاره گر کتک خوردن های مادر بودنه سازمان که همه چیز را فدای اهدافش می کرد، سارا و برادرش خلاء را انتخاب می کنند و پناه هم می شوند.ولی طی ماجرایی برادرش هم به اسلام گرایش پیدا کرده، وارد گروه داعش شده و ناپدید می شودکتاب اشکانه اثر ابراهیم حسن بیگینویسنده معتقد است همسران جانبازان جنگ غالبا شخصیتهایی هستند که عشقشان را بی پرده بیان نمی کنند.او در این رمان قصد نشان دادن این عشق را به شکلی عیان دارد.در واقع همسر جانبازی که او به تصویر می کشد قبل از هر چیزی یک عاشق است و بعد یک همسر.سید حسین، جانباز 70 درصدی است که قبل از جانباز شدنش عاشق دختری می شودو پس از مجروحیتش همان دختر – اشکانه – از او خواستگاری می کند.داستان شرحی از مشکلات فراوان زندگی این زوج است که باید با فقر،  جانبازی و بیماری ناشناخته سید حسین، توامان دست و پنجه نرم می کنند.در طول این زندگی کوتاه که در نهایت با شهادت سید حسین و مرگ فرزند او در شکم مادر به نوعی خاتمه پیدا می کند،کتاب من او اثر رضا امیرخانیقصه ماجرایی است عاشقانه از فرزند یکی از خانواده‌های اصیل و  قدیمی تهرانِ دهه 1310-1320 خورشیدی. عشق فرزند خانواده‌ای ثروتمند،  خانواده فتاح، به دختر خانواده‌ای که خدمتکاری این خانواده را می‌کنند.در اینجا نکته مهم این است که نگاه شخصیت اول داستان و کسی که او را تربیت کرده، ناشی از نگاه امیرخانی به اخلاق، بسیار انسانی است.امیرخانی باز هم نشان می‌دهد که ارزش انسان، خواه ثروتمند  مثل خانواده فتاح، یا مثل خانواده اسکندر، از نظر سطح مالی نسبتا فقیر، به  انسانیت اوستو نه میزان ثروتش و این باور را امیرخانی نه در قالب کلمات و  عبارات مستقیم که در رفتار و رویه خانواده فتاح به خواننده منتقل می‌کند.شخصیت‌های رمان‌های امیرخانی-مانند خود او- اغلب انسان‌هایی هستند مذهبی.اما این عقاید، نه خود امیرخانی و نه شخصیتهای قصه‌اش را به دام ریا نمی‌کشاند.آن‌ها هرچه که هستند، واقعی‌اند.مثل خود امیرخانی که هرچه هست، خودش است.در مورد نام کتاب منِ او، در نگاه اول به نظر می‌رسد با اسمی خاص و نشانگر مفهومی عمیق روبرو هستیم.امیرخانی اما به سادگی به جای اینکه بخواهد از موجی که می‌توانسته نام این کتاب ایجاد کند، استفاده کند،کتاب یک عاشقانه آرام اثر نادر ابراهیمیرمان یک عاشقانه آرام برجسته ترین اثر نادر ابراهیمی به حساب می آیدکه توسط انتشارات روزبهان بیش از 40 بار به چاپ رسیده است.نگارش این کتاب پر طرفدار به آذر ماه 1373 بر می گرددو امروزه پس از گذشت 25 سال هنوز هم به عنوان یک عاشقانه پر طرفدار در قفسه های کتابفروشی خودنمایی می کند.کتاب یک عاشقانه آرام در سه فصل روایت شده و نادر ابراهیمی برای هر فصل عناوین جذاب و متفاوتی را انتخاب کرده استاگر نسخه پی دی اف یک عاشقانه آرام را مقابل خود قرار دهید خواهید دیدکتاب بار دیگر شهری که دوست می‌داشتماثر نادر ابراهیمیهلیا دخترِ خان است و راوی داستان پسر کشاورزی‌ که از کودکی هم‌بازی  بوده‌اند. عاشق می‌شوند و تصمیم به ازدواج می‌گیرند اما خانواده‌هایشان  مخالفت می‌کنند و در نهایت به چمخاله می‌گریزند و آنجا زندگی را از سر  می‌گیرند.هلیا دربرابر مشکلات دوام نمی‌آورد و درنهایت در جدال میان عقل و  احساساتش، برخلاف راوی داستان، عقل بر عواطفش چیره شده و به زادگاهش باز  می‌گردد؛درحالی‌که مرد داستان در ابتدا حاضر نیست تسلیم شود ولی سرانجام پس از ۱۱ سال دوری به شهرش باز می‌گردد؛به‌شهری که زمانی دوستش می‌داشت؛ به شهری که روزگاری از آنجا طرد شد.کتاب رویای نیمه‌شب اثر مظفر سالاریسالاری در این کتاب داستانی عاشقانه با زمینه‎ی مذهبی را روایت می‌کند.او در این اثر حکایت دلدادگی جوانی از اهل سنت به دختری شیعه مذهب را روایت می‌کند.راه وصال این دو جوان با موانع و اتفاقاتی تلخ و شیرین مواجه می‌شود.شخصیت محوری داستان پسری به نام هاشم است که پدربزرگ او کفالتش را بر عهده دارد.ابونعیم زرگر، تاجر بزرگ جواهرات است. ابوراجح حمامی دوست پدربزرگ هاشم است که دختری به نام ریحانه دارد.هاشم عاشق ریحانه می‌شود و داستان ادامه می‌یابد.کتاب دعبل و زلفا اثر مظفر سالاریرمان «دعبل و زلفا» سرگذشت شاعری معروف به نام دعبل استاثر روایتی عاشقانه از آشنایی و زندگی پر فراز و نشیب دعبل خزاعی، شاعر اهل بیت(ع) و همسر سازش ناپذیرش زلفاست؛در این کتاب، مقاطعی از زندگی دعبل در زمان امام موسی کاظم (ع) و امام رضا (ع) به صورت داستانی کنکاش شده است؛که زبانی تیز و صریح در حق‌گویی دارد.او در سفری، به عشق زلفا که کنیزی شیعه است و سیرت و صورتی زیبا دارد، گرفتار می‌شودکتاب کنج بهشت اثر تکین حمزه لوخلاصه: ماهک، در ظاهر به قصد فروش خانه پدری، اما در اصل به هدفی دیگر،پس از سال‌ها به ایران باز می‌گردد، و این سفر، سرآغاز اتفاقات جدیدی در زندگی اوستکتاب خواب باران از وجیهه سامانیرمان «خواب باران» به قلم وجیهه سامانی؛ با نثر و بیانی لطیف و روان، و  نگاهی واقع بینانه به مسائل اخلاقی اجتماعی جوانان، تلاش می کنددر پس قصه ای عاشقانه، تعریفی درست و واقعی از سرنوشت و قضا و قدر ارائه  کند و مرز باریک میان تردید و ایمان را به درستی به تصویر بکشد.کتاب فصل فیروزه از محبوبه زارعهیچ کس نمی داند اما این دو عاشق، کسی را جز یک دیگر نمی خواهند. حتی  اگر پسر چیزی جز همان حجره فیروزه تراشی را نداشت، باز هم دختر ثروتمندترین  تاجر نیشابور کسی جز او را انتخاب نمی کرد.این عشق عمیق و واقعی باطن جان هر دو دلداده زرتشتی را می سوزاند. یک  روز صبح اما ورق برمی گردد. پسر به همه چیز پشت می کند و عهد می شکند.می گویند کسی از نیشابور رد شده و دل از او برده است. دختر تا از زبان خودش نشنود، باور نمی کند..امید که خوشتون اومده باشه و استفاده کنید</description>
                <category>Nabroman</category>
                <author>Nabroman</author>
                <pubDate>Sat, 11 Jan 2020 19:37:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب هایی ایرانی که حتما دوستشان خواهید داشت (سری دوم)</title>
                <link>https://virgool.io/@ketab/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AD%D8%AA%D9%85%D8%A7-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%B3%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D9%85-u8l1faztm45d</link>
                <description>پس از سری اول معرفی کتاب ها امروز هم با معرفی چند کتاب باارزش ایرانی در ژانر رمان و داستان در خدمت شما هستیمبرای دیدن سری اول کلیک کنید1 . رمان ارثیه ابدی اثر Sun Daughter (سرو روحی)شاید بهترین رمان خانوم روحی از نظر ما ویلان باشه اما مطمئنا کتابی مثله ارثیه ابدی با اون تم اجتماعی و قلم روان نویسنده یکی از گزینه های اصلی این رمان  در این جاستالیاس پاکزاد دل در گرو دختر عمه ی چشم آبی اش…در عمارت پدر بزرگ اما پریچهر دانشجوی پزشکی که در شب نامزدی با الیاس با رامین پزشک و همکارش فرار می کندو در این سفر با رامین…2   رمان جدال پر تمنا (سجاده و صلیب) اثر هما پوراصفهانیاگر از من می پرسید و دنبال یک رمان هیجان انگیز با تم همخونه ایی عاشقانه در عین حال مذهبی می گردید مطمئنا این رمان رو بخونیدویولت دختری زیبا با چشمان افسانه ایی ، به تازگی از فرانسه با خانواده  فرانسوی خود به ایران بازگشته او که اصلیتی ایرانی دارد در دانشگاه با  خواهر و برادری آشنا میشودکه با ارگل ( خواهر ) دوست و با آراد ( برادر ) رقیب میشود ، ویولت مسیحی استو ارگل و آراد از یک خانواده مذهبی هستند ، کلّ کلّ بین ویولت و آراد اتفاقات زیبایی را رقم میزند و باعث میشود …3  رمان مرگ رنگ اثر بهاره غفرانیروایت‌‌گر زندگی دختری ساده، اما با اعتماد به‌نفس بالا و اجتماعی‌ست که گرفتار بیماری می‌شود،مسیر زندگی‌ و روحیاتش دستخوش تغییر و تحول می‌‌شود؛از سوی دیگر روایت زندگی پسری‌ست که در ناز و نعمت بزرگ شده و پدری مستبد دارد که اگر از فرمانش سرپیچی شود…4  رمان آشیانی بر باد و مه اثر مژگان زارعاحتمالا نام نویسنده برای رمان خوان ها با قاتل کیارش یادآور اون رمان بکر و معمایی بود اما الان باید ببینیم مژگان زارع آشیانی بر باد و مه چه چیز جدیدی برای ما آماده کرده سفری که امروز پیش می‏‌آید، برای امروز دلپذیر استو معلوم نیست سال‌های بعد یا تابستان آینده اصلاً لذتِ امروز را داشته باشد یا نه؟دیدار دوست یا فامیلی که برای همین هفته پا داده است،یا حتی کتاب شعری که تازگی‏‌ها برایمان رسیده همه و همه لذت‏‌های کوتاهی هستندکه برای ما پیش آمده و بعدها فرصتی سوخته خواهد بود.این جملات نهیبی بودند به تمامِ ما برای یادآوری آنچه می‏‌دانیم و عمل نمی‏‌کنیم،و تکمیل‏‌کننده‏‌اش قصه پیش رو است. شاید هر کتابی مثل همین فرصتِ امروز باشدکه قرار است از خواندنش لذت ببریم و کسبِ تجربه کنیم.تجربه‏‌ای که بی‏‌تردید به کارِ ما خواهد آمد… دیر یا زود.5   رمان تسلسل اثر شایسته بانواین بار نویسنده همسایه من اومده با تسلسلتسبیح عمر می گردانم هستم نیستم کیستم ! اگر هستم کیستم؟ اگر نیستم پس چیستم؟ نفس هست خواب هست عشق هست عشق نیست عشق نیست یقین ندارم که نفس می کشم یا خوابم یا عاشقم کیستم پس؟ ****** با این همه تسلسل بودن ….</description>
                <category>Nabroman</category>
                <author>Nabroman</author>
                <pubDate>Wed, 18 Dec 2019 12:59:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی 3 کتاب خارجی که در ایران چاپ شدند</title>
                <link>https://virgool.io/@ketab/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-3-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%86%D8%A7%D9%BE-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF-tcklbodptodc</link>
                <description>قبل از معرفی 3 رمان باید بگم دانلود رمان یا کتاب از وب سایت کتاب به صورت نیم بها برای ایرانیان عزیز محاسبه میشه پس به ما سر بزنیدمعرفی رمان یکی از ما دروغ می‌گوید اثر کارن ام. مک منسمترجم: فائزه ابراهیمیعناوین پرفروش نیویورک تایمز در سال 2017 است که داستان قتلی در دبیرستان توسط یک نوجوان را روایت می‌کند.این رمان یکی از معروف‌ترین آثار نویسنده امریکایی، کارن ام. مک منس (Karen M. McManus) به شمار می‌رودکه تا به حال به 37 زبان ترجمه شده و همچنین نامزد بهترین داستان ادبیات کودک و نوجوان گودریدز در سال 2017 میلادی نیز شده است.داستان  یکی از ما دروغ می‌گوید (One of us is lying) درباره سرنوشت پنج دانش‌آموز  مدرسه می‌باشد که با قتل پسری گوشه‌گیر به نام سایمون گره خورده است.بخشی از کتاب :«تو بی‌عرضه نیستی.» میو فقط لبخند می‌زد.میو یکی از باهوش‌ترین افرادی است که تا به حال دیده‌ام.اما تا سال اول دبیرستان، آن‌قدر ضعیف و بیمار بود که نمی‌توانست به مدرسه برود.وقتی هفت‌ساله بود، متوجه شدیم که سرطان خون دارد. تا دو سال پیش، وقتی چهارده سال داشت هم، هنوز بهبودی کامل پیدا نکرده بود.چند باری هم واقعاً داشت می‌مرد. یک‌بار وقتی کلاس چهارم بودم،شنیدم که کشیشی در بیمارستان به پدر و مادرم گفت بهتر است مقدمات را انجام دهند. منظورش را فهمیدم.چشمانم را بستم و دعا کردم: لطفاً اون رو از من نگیر.اگه بذاری زنده بمونه هر کاری می‌کنم. دختر خوبی می‌شم. قول می‌دم.بعد از گذشت آن‌همه از عمر میو در داخل و بیرون بیمارستان، هیچ‌وقت یاد نگرفت که چطور به‌درستی با دیگران ارتباط برقرار کند.من به‌جای هردویمان این کارها را می‌کردم: عضو باشگاه‌های مختلف می‌شدم، مدال مسابقات مختلف را می‌بردمو از همه مهم‌تر، بهترین نمرات را می‌گرفتم تا بتوانم مثل پدر و مادرم به ییل بروم.این کارها پدر و مادرم را خوشحال می‌کرد و باعث می‌شد، میو کمتر خودش را به‌خاطر شرایطش سرزنش کند.معرفی رمان یک ازدواج آمریکایی اثر تایاری جونزمترجم: یاسمن ثانویتایاری جونز در  کتاب مشهور و پرفروش رمان یک ازدواج آمریکایی تصویری تکان دهنده از آثار یک  محکومیت اشتباه در زندگی مشترک و عاشقانه‌ی زوجی سیاه پوست را به نمایش  می‌گذارد.داستان درباره‌ی زوج جوان و سیاهپوستی استکه پس از گذشت حدود یک سال از ازدواجشان می‌خواهند برای دیدن والدین مرد به ایالتی دیگر بروند.آن‌ها شب را در یک متل محلی می‌گذرانند و آن‌جا مرد به همسرش می‌گویدشخصی که قرار است ببینند پدر واقعی او نیست و همین موضوع منجر به حوادث بعدی می‌شود.بخشی از کتاب :چرخیدم و از پنجره به درخت گردوی پیر ساکت آبا و اجدادی نگاه کردم.حتی وقتی او دستش را دور کمرم انداخت برنگشتم. گفت: “همسرم باش.”جواب  ندادم، مرا مثل یک تکه الوار چرخاند و سرش را به حفره‌ی بالای گلویم فشار  داد، دستش را روی پاهایم گذاشت. “بی‌خیال سلستیال، خیلی سال گذشته.”“ما وسیله حفاظتی می‌خوایم” سنگینی این کلمات رو در دهانم حس می‌کردم.دستم  را گرفت و بر روی بدنش بر روی جای زخم برجسته‌ای گذاشت و گفت: “تو زندان  یکی با دسته‌ی مسواکی که تیزش کرده بود به من ضربه زد. من هیچ کاری باش  نداشتم.حتی نگاهش هم نمی‌کردم. اما اون می‌خواست من رو بکشه.”دستم را از روی زخم کنار کشیدم.“تو داری منو می‌بینی. اما نمی‌دونی من چی‌کشیدم.اگه درک می‌کردی که چه چیزی رو از سر گذروندم، هرگز با من این‌جوری برخورد نمی‌کردی!”شانه‌ام را نوازش کرد.” لطفاً!”گفتم: “باید از وسیله محافظ استفاده کنیم.”گفت: “چرا سلستیال؟ چون من زندان بودم؟من می‌دونم که بی‌گناهم. اون شب که به اون زن تجاوز شد، من پیش تو بودم.تو می‌دونی من این کار رو نکردم. با من مثل یک تبهکار رفتار نکن سلستیال.تو تنها کسی هستی که منو می‌شناسی.پس خواهش می‌کنم با من طوری رفتار نکن که انگار بیماری واگیردار دارممعرفی رمان کاش کنارم بودی اثر رنه کارلینوکاش کنارم بودی اثر پرفروش و معروف رنه کارلینو، داستان واقعی و شوکه کننده‌ای‌ست که نشان می‌دهدچگونه یک اتفاق ساده، بزرگ‌ترین عاشقانه را پدید می‌آورد.کاش  کنارم بودی (Wish you were here) که جزو 10 رمان برتر گودریدز 2017 و  بهترین رمان عاشقانه‌ی آگوست 2016 به شمار می‌رود، روزگار زنی 80 ساله به  نام «شارلوت» را بازگو می‌کندکه زندگی‌اش را با سرگردانی و بی‌هدفی سپری کرده است.او حالا و در چنین موقعیتی به دنبال جرقه و یا شاید الهامی می‌گردد که به انگیزه و هدفی تازه برسد.بخشی از رمان :وقتی سز رو به من کرد، احساس کردم ساعت‌ها گذشته ‌است. «الان می‌برمت خونه.فکر کنم باید تنها باشی تا در این مورد فکر کنی. من به‌هیچ وجه در مورد تو قضاوتی نمی‌کنم.به نظر خیلی ناراحت می‌آی و انگار روز طولانی‌ای برات بوده.»پیشنهاد تنها بودن مرا ترساند و نمی‌دانستم آیا سز را ترسانده‌ام و او برای همین می‌رود؟در حقیقت می‌دانستم که این کار را کرده‌ام، از طرفی هم می‌خواستم تمام شب هیچ کاری نکنمجز خیره شدن به آن نقاشی.از جای‌مان بلند شدیم.نشانۀ کوچک عابر پیاده به ما اشاره می‌کرد که راه برویم.سز دستم را گرفت و من به دست‌هایمان نگاه کردم. و بعد به صورتش.او لبخند زد و گفت «من پسر خوبی‌ام. می‌برمت خونه چون نگرانتم.به نظر می‌آد خیلی پریشانی. شاید باید بهش تلفن بزنی، شارلوت. یه جوابی پیدا کن.ببین چرا هفت ماه بعد از دیدن تو این نقاشی دیواری رو کشیده.»گفتم «حق با توئه.» ولی نمی‌دانستم شماره‌اش را از کجا باید پیدا کنم.وقتی به خانه برگشتیم، سز ناگهان گفت «من از دخترهای پیچیده خوشم می‌آد.من از چالش خوشم می‌آد و آدم‌های بامزه رو دوست دارم.برای همین جذب پروفایلت شدم.اون شب هم مطمئن شدم.برای همین اینجام.ولی باید بفهمی چی اذیتت می‌کنه.نمی‌خوام کنجکاوی کنم.ما همدیگه رو خیلی نمی‌شناسیم و حس کردم امشب به حریمت تجاوز کردم.»«نه اصلاً این‌طور نیست، سز.نمی‌دونم اگر موقع دیدن نقاشی دیواری تنها بودم چه می‌کردم.ولی واقعاً احتیاج دارم که خونه باشم.»</description>
                <category>Nabroman</category>
                <author>Nabroman</author>
                <pubDate>Fri, 13 Dec 2019 13:52:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب هایی ایرانی که حتما دوستشان خواهید داشت</title>
                <link>https://virgool.io/@ketab/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AD%D8%AA%D9%85%D8%A7-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-dnnpxrwi7fo2</link>
                <description>معمولا کتاب های ایرانی با محوریت داستانی در کشور ما علاقه بیش تر ی دارند اما ما در سری دوم کتاب های ایرانی و محبوب غیر داستانی رو برای شما قرار میدیم  تعدد زیاد کتاب های خوب داستانی کار رو برای معرفی سخت کرد اما خب اون کتاب هایی که به نظرم بهتر بود گزاشتم مطمئنا این لیست کامل نیست و احتمال زیاد کتاب های مطرح زیادی جا می مونن1. رمان کسی پشت سرم آب نریخت اثر نیلوفر لاریقسمتی از متن :هنوز سرم پايين بود . ناگهان با لحن گرفته اي گفت :” ماندانا با من ازدواج مي كني ؟”دهانم از فرط تعجب باز ماند . دردرياي سبز و پر تلاطم نگاهمان عشق و  ترديد و تعجب موج مي زد . نتوانستم ديگر نگاه سنگينش را تحمل كنم از جا  برخاستم و با گامهاي بلند كلاس را ترك كردم .يعني بايد باور مي كردم . او از من تقاضاي ازدواج كرده بود ؟مادر هم باورش نمي شد .” راست ميگويي ؟ توي كلاس ؟”هيجانزده گفتم:” آره مادر . توي كلاس اما من هيچ جوابي بهش ندادم .” با تعجب و ناراحتي گفت :” چرا مگا ما همين را نمي خواستيم؟”با ترديد گفتم:” نمي دانم .مادر احساس مي كنم اگر به او جواب مثبت بدهم در حقش ظلم كرده ام . ”با تشر گفت:” به مظلوميت هيچكس فكر نكن . فقط به فكر خودت باش . اين بهترين موقيت است نبايد آن را از دست بدهي .”با ناراحتي گفتم :” ولي آخر مادر ! من…اگر او همه چيز را بفهمد چه ؟ آن وقت چطور مي توانم توي صورتش نگاه كنم ؟وقتي بفهمد ما فريبش داديم…” از ياد اوري ان لحظه خون در عروقم يخ زد .  نادر بي خودي تسلايم ميداد . خودش هم مي دانست ان روز در زندگي من وجود  خواهد داشت .” مهم نيست . شايد فقط يك سال از زندگي ات با تلخي و سردي بگذرد بعد از ان مجبور است به  زندگي با تو بسازد.” با بغض گفتم:” اگر روز بعد از عروسي خواست طلاقم بدهد  چه ؟ ”مادر كمي فكر كرد و گفت:” كاري مي كنيم كه فكر طلاق را از سرش بيرون كند  يا ينكه بعد از طلاق ما براي زندگي مشكلي نداشته باشيم …مهريه را سنگين  ميگيريم.” بعد با اين فكر لبخند بر لب آورد2 رمان دژکوب اثر مدیا خجستهخلاصه از رمان.بهراد ، مرد زخم دیده ایست که فقط به حرمت یک قسم آتش انتقام را روز به روز در  سینه بیشتر و فروزان تر میکند.. سرنوشت او را تا لبه ی پرتگاهی پیش میبرد  که در آن سوی آن چیزی جز تاریکی نیست..بی آنکه بداند این بار تاریکی همان روشنایی صبح زندگی اش بوده که حالا جای به شب داده…باز تلفن بازی؟ چیزی نیاز نداری پیارم برات؟ با نگاه چپ بهراد از جا  برخاست و همانطور که اشاره هایش اخم های بهراد را هر لحظه بیشتر در هم  میکرد از اتاق بیرون رفت. بهراد گوشی را از جیبش بیرون آورد و همانطور که  شماره ی شهناز را میگرفت با خنده زمزمه کرد:عیاشه بدبخت.. فکر کرده همه مثل خودشن!| صدای لوند شهناز که در گوشی پیچید ، بالش زیر سرش را دو تا کرد و رویش دراز کشید.چه عجب؟! شهناز قهقه بلندی زد و گفت:نمیتونی تیکه نندازی؟ _نه.. آخه عادت نداری شب که میشه گوشی جواب بدی.. برام جالب بود.خیلی بی انصافی بهراد.. آب در کوزه و تو تشنه لبان میگردی!| گوشه ی لبش بالا رفت و برای جلوگیری از بالا آوردن ، دستش را روی سینه اش کشید. زنگ نزدم آمار کار شریفت و بگیرم.برا فردا شب همه چی حله دیگه؟ خودت تو این مدت شناختیم. میدونی که کارام  أبکی و الکی نیست. همه چی اوکیه . تعداد دقیقشون و همراه اسماشون برام  بفرست. همین الان.. او کی؟او کی بد اخلاق.. تو فقط امر کن.. فعلا.. خواست گوشی را قطع کند که شهناز گفت:راستی.. یکی هم امشب رسیده دستم..فکر کنم مال قلاب نسیم بود.. قیافش داد میزنه این کاره ست..3. آخرین برف زمستان اثر فاطمه ایمانی (لیلین)خلاصه رمان :پایان یک زندگی مشترک شروع این داستانه و آیلین زنی که جسورانه بدون  اینکه حتی ذره ای حمایت خونواده واطرافیانش روداشته باشه دست به این کار می  زنهواز محمد مردی که همیشه براش مث یه کاغذ سفید، نانوشته وغیر قابل درک بوده جدا می شه.تا به دنبال دست پیدا کردن به خواسته ها وآرزو های بزرگ زندگیش بره.اون با پیش زمینه ی ذهنی بدی که از ازدواجش داشته نقطه ی پایان وطلاق رو خیلی آسون تو جریان زندگیش می پذیره.…پایان خوشنگفتی؟!با سوالش به خودم اومدم.ـ من عروس ایاز خانم.بااین حرف ایستاد وبه طرفم برگشت.احساس کردم چندان از شنیدن این حرف خوشحال نشدوبرخلاف دیگرون ازم استقبال نکرد.– خب؟!یه جورایی تو ذوقم خورده بود.واسه همین با تردید زمزمه کردم.ـ منو فرستادن ازتون دو کوزه ماست بگیرم……………………..چیزی نگفت وبه طرف خونه اش که با یه پله ی کوچیک ازحیاط فاصله داشت رفت.دمپایی های جلو بسته ی سبز رنگش رو مرتب رو پله در آورد ودرخونه اش رو باز کرد.ـ بیا تو.پرده ی گل دار جلوی در رو کنار زد ومن با تعارفش دستی به پالتوم کشیدم وبا  احتیاط وارد شدم.واسه عبور از در مجبور شدم سرخم کنم.سقف اتاق فوق العاده  کوتاه بود.4. رمان افسون سبز اثر تکین حمزه لوداستان درباره ی یه خانم دکتره که توی بیمارستان بعد از اشنایی با یکی  از همکارانش ازدواج میکنه و فکر میکنه که شوهر ایده آل و رویاهاش پیدا شده  غافل از اینکه…..افکارم مثل جنگلی تاریک پر از سوال و سیاهی شک و تردید بود. من نا خداگاه میان این سیاهی دست و پا می زدم.آنقدر سوال در ذهن داشتم که می دانستم تلاش برای پیدا کردن جواب درست  برابر است با دست و پا زدن در مردابی که فقط باعث پایین تر رفتن من میشود.این چه پیشانی نوشتی بود که داشتم؟یعنی از ابتدا و از روز اول سرنوشت هر کس مقدر شده و همه مجبور به بازی کردن نقش مان هستیم؟سوال… سوال… سوال!!!معده ام عجیب درد می کرد.دندانهایم را آنقدر روی هم فشار داده بودم که تا بیخ و بن تیر می کشید قلبم طپش بدی داشت.با هر غلتی که می زدم، از درد به خود میپیچیدم،تعجب می کردم که چه طور هنوز می توانم درد را حس کنم؟دیوار هایی که در دوران بچه گی و نوجوانی مرا در امنیتی زیبا، فرو می بردندحالا انگار بهم نزدیک شده بودند،آنقدر نزدیک که مرا در میانشان له می کردند.اتاق دور سرم می چرخید. چشمانم می سوخت. اما خوابم نمی برد.جلوی چشمانم ستاره های کوچکی سوسو می زد.مدام در رختخوابی که سالها با رویاهایی طلایی در سر و آرزو های معصومانه ای در دل، در آن به خواب می رفتم غلت می زدم،اما افسوس که دیگر یه رویایی در کار بود و نه معصومیتی، مدت ها بود که خواب از چشمانم فرار می کرد.افکار مختلفی به سرم هجوم می آورد. فردا چه می شد؟سرنوشت من چه بود؟ آیا واقعا سهم من از زندگی همین است؟این انصاف بود؟5. رمان بی ستاره اثر مریم ریاحیخلاصه ی رمان :زنی جوان با داشتن دو فرزند از طرف شوهرش خیلی مورد بی مهری و بی توجهی قرار گرفتهتا جایی که دیگه اعتماد به نفسی توی وجود این زن نمونده .با ورود همسایه ای جدیدو رفتار های همسایهباعث…قسمتی از متن :زهرا از حسادت به من مي چسبيد و يحيي از ناچاري و ضعف!!اما وقتي برايشان قصه مي گفتم گوش مي کردند… گاه زهرا در گفتن قصه همراهي ام مي کرد… و يحيي هم لبخند مي زد…چقدر لبخندشان زيباست! چقدر خوش حالم از بودنشان!! چقدر زجر کشيدن را دوست دارم اگر به قيمت لبخند فرزندم باشد!!آهي مي کشم و از جلوي اينه کنار مي ايم…نگاهي به عکس در دستم مي اندازم… نمي دانم چه حسي دارم… انگار سرشار از تهي ام… سرشار از خلاء…مثل کسي که از بلنداي برجي به پرتگاه بي انتهايي در حال سقوط است… !کي به زمين مي رسم؟!چه وقتي پاهايم سفتي و سختي زمين را حس خواهند کرد؟!کي پاهايم به من مي گويند که ما روي زمين سخت و محکم ايستاده ايم غمت نباشد؟!به اتاق بچه ها سري مي زنم نرم و لطيف در خوابند…با بوسه اي بر گونه هاي مرمري و لطيفشان تمام غم ها را رها مي کنم باشد که انها هم مرا رها کنند…به غريبه اي که اينجا به فاصله ي دست دراز کردني ارميده نگاه مي کنم…  اين غريبه همسر من است… چه بي دغدغه خوابيده استو چه خالي از عشق!!من هم پلک ها را روي هم فشار مي دهم پر از دغدغه و پر از عشق!!فردا روز بهتري است اگر خدا بخواهد…6.مهر و مهتاب اثر تکین حمزه لوداستان یک دختری بسیار مرفه و ازاد و تقریبا رها از دین  هست که با هم دانشگاهی اش که جانباز شیمیایی و مذهبی که تمام فامیل درجه  یک خود را در بمباران زمان جنگ در یک مهمانی از دست می دهدو به تنهایی زندگی می کند اشنا می شود و علیرغم مخالفت خانواده دختر با اصرار انها را راضی به ازدواج می کندولی خانواده بجز برادرش او را طرد می کنند رفتار بسیار شیرین و منطبق بر اخلاق پسر باعث می شودکه خانواده دختر و خودش متحول شوند و دست از کارهای ضد ارزش بردارند و.7. رمان بوی وانیل اثر الناز پاکپوراین خونه بوی کاج میداد..گاهی بوی قهوه تند و تلخ و بیشتر روزها بوی بودن…. به کاغذهای روی میز نظری انداختم…به تک تکشون…به استعدادی که تارا میگفت هست و محمدتایید میکرد…اعتقاد چندانی نداشتم..فقط یک جور پر کردن تنهایی بود که بود…عمیقبود…و با وجود تمام تلاش هایی که این سالها شده بود فقط انگار روش پر شده بود و اونچاله …8. رمان همسفر گریز اثر نغمه نائینیخلاصه ی رمان :همه چیز از یک قسمت از شعر شاملوی جان شروع شد :” و دریغا – ای آشنای خون ِ من، ای همسفر ِ گریز !-آنها که دانستند چه بی گناه در این دوزخ  ِ بی عدالتی سوخته امدر شمارهاز گناهان  ِ تو کمترند !”گاهی برای فرار از دردها هم همسفر لازمه؛ همسفری برای گریز !گریز از خود، از غم ، از هر چه هست و بودنش آزارت میده ؛ از هر چه نیست و نبودنش آزارت میده…9.رمان یاسمین اثر م.مودب پورخلاصه‌ای رمان:داستان درباره پسر دانشجویی به اسم بهزاده که عاشق دختری به اسم فرنوش میشود که پسر خاله اش خواستگار اوست اما…كاوه – چرا اينقدر طولش دادي پسر؟ترم تموم شد ديگه . حالا كو تا دوباره بچه ها رو ببينم . داشتم ازشون  خداحافظي مي كردم . تو چي؟ چرا سرت رو انداختي پايين و رفتي؟ يه خداحافظي  اي يه چيزي!كاوه – هيچي نگو ! من مخصوصاً رفتم يه گوشه قايم شدم ! به هر كدوم از اين  دخترا قول دادم كه مامانم رو بفرستم خواستگاري شون ! الان همشون مي خوان  بهم آدرس خ و نشون رو بدن !10.  رمان ویلان اثر Sun Daughterخلاصه:بنیامین بدیع ، سرگردون تر از این حرفهاست که بتونه برایزندگیش تصمیم درستی بگیره !همه چیز گره خورده …همه چیز گم شده …هویتش… اسمش… زندگیش…به بن بست رسیدن ساده تر از به مقصد رسیدنه!پایان خوشژانـر: #اجتماعی</description>
                <category>Nabroman</category>
                <author>Nabroman</author>
                <pubDate>Wed, 04 Dec 2019 22:13:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی چند کتاب با ارزش</title>
                <link>https://virgool.io/@ketab/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%86%D9%86%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4-uzwwyqxugl8r</link>
                <description>ابتدا از 4 اثر فلورانس اسکاول شین شروع می کنیمکتاب چهار اثر از فلورانس اسکاول شین یکی از کتاب هایی است که در ایران  بیش از 100 بار چاپ شده است و خوانندگان بسیاری را به خود جلب نموده است.همان‌طور که از نام کتاب مشخص است، این کتاب مجموعه‌ی چهار نوشته‌ی اسکاول ‌شین (Florence Scovel Shinn) است.این چهار کتاب عبارت‌اند از: بازی زندگی و راه این بازی، کلام تو، عصای معجزه‌گر توست، در مخفی توفیق و نفوذ کلامنویسنده‌ی آمریکایی این کتاب، سالیان بسیار در مقام هنرمند (نقاش) و خطیب، نامی بلندآوازه داشت.افراد بی‌شماری در کلاس‌هایش شرکت می‌جستند و از این طریق، پیام معنویت را به گروهی وسیع می‌رساند.بزرگ‌ترین راز موفقیتش این بود که همواره خودش بود: ساده و صمیمی و بی‌تکلف و شوخ‌طبع.هرگز نخواست قراردادی و ادیب مآب یا دارای نفوذی تحمیلی باشد.کتاب هوس‌ های سرخ اثر کوروش رستگاراین کتاب ، سعی دارد تا با مرور  پژوهش‌های انجام شده در حیطه‌ی روانشناسی جنسی، به بررسی چندین رفتار جنسی  در دو جنس و ارتباط آن‌ها با یکدیگر بپردازد.زنان، تغییرات و نوساناتی را در ترجیحات و رفتارهای جنسی‌شان و همگام با چرخه قاعدگی نشان می‌دهند.بدین صورت که در مراحل مختلف چرخه قاعدگی، از نظر جنسی، خصایص چهره‌ای، بدنی و رفتاری متفاوتی را در مردان، جذاب می‌یابند.این نوساناتِ مرتبط با چرخه قاعدگی، شامل احتمال خیانت زناشویی نیز می‌شود.از طرف دیگر، میزان انعطاف‌پذیری جنسی در زنان بیشتر است.بدین معنی که آن‌ها در شرایط زمانی و مکانی متفاوت،تغییرات بیشتری را در نگرش‌ها، ارزش‌ها و رفتارهای جنسی‌شان نشان  می‌دهند. مسائل جنسی با مسائل زیبایی شناختی ما آدمیان، پیوند گسست ناپذیری  خورده‌اند.در پایان بخش اول این کتاب، نویسنده، به بررسی مطلوبیت یا عدم مطلوبیت  نظام‌ها و سبک‌های مختلف ارتباطی بین دو جنس و هماهنگی آن‌ها با واقعیت‌های  روانی – زیستی دو جنس می‌پردازد.در بخش دوم کتاب، فصول متعددی قرار دارندکه هر یک، ارتباط یافته‌ها و نظریات روانشناسی تکاملی را با سایر  موضوعات و مفاهیم مهم اجتماعی، حقوقی، اخلاقی، روانشناختی و جنسی، با تمرکز  بر مسائل جنسی، مرور می‌کند.عشق، ازدواج، تعارضات و خیانت زناشویی، قانون، اخلاق، مذهب و فمنیسم از آن جمله‌اند.در فصل آخر، شما به تعدادی از دلایل هشیار و ناهشیاری که باعث بروز مقاومت در مانسبت به پذیرش حقایق علمی و از جمله یافته‌های روانشناسی جنسی تکاملی می‌شوند، پی می‌برید.همه فصول، به طور جذاب و روان نوشته شده‌اندو قطعاً هر کدام از آن‌ها، جواب تعدادی از سؤالات شما در زمینه‌های مختلف را می‌دهند.کتاب رازهای یک نابغه اثر منصور تقی زادهنویسنده روش‌هایی فوق العاده برای تقویت حافظه  ذکر می‌کندکه برای تبدیل شدن شما به یک ابر حافظه کاربرد دارد.هم چنین شما را با مغز و روش‌های بهبود آن آشنا می‌سازد.در این کتاب به بحث برنامه ریزی عصبی کلامی یا همان ان ال پی توجه  ویژه‌ای شده و روانشناسی مثبت (به شکل علمی آن و نه فقط به صورت لبخند  بزنید و شاد باشید!) آمده است.بخشی از کتاباگر شما حافظه‌تان را به طور کامل از دست می‌دادید باید مثل یک نوزاد از ابتدا شروع به یادگرفتن می‌کردید.(اگر درک حس فردی که حافظه‌اش را از دست داده برایتان جالب استمی‌توانید رمان «بیهوشی» نوشته «گردن‌کرمن» را مطالعه کنید).در چنان حالتی شما نمی‌دانستید چطور لباس بپوشید، ریش‌هایتان را بزنید  (اگر آقا هستید) یا آرایش کنید (اگر خانم هستید)، یا چه‌طور اتومبیل‌ خود  را برانید و حتی چگونه از قاشق یا چنگال استفاده کنید و… .همان‌طور که می‌بینید همه آنچه که ما به آن عادت کرده ایم در حافظه ما ذخیره شده است و به عبارت بهتر «عادت، حافظه است».واژه mnemonic به معنای کمک کردن به حافظه است و چیز عجیب و غریبی نیستجالب است بدانید واژه مذکور از اسم یکی از خدایان یونان Mnemosyne گرفته شده؛و روش‌های یادسپاری از مدت‌ها پیش در تمدن یونان یه کار بسته می‌شدند.چیز عجیب آن است که روش‌های آموزش و بهبود حافظه به جز توسط عده کمی از مردم فرا گرفته و به کار بسته نمی‌شوند.اغلب آن‌هایی که راز «کمک کردن به حافظه» را فرا گرفته‌اند نه فقط در افزایش توانایی خود در به خاطرسپاری شگفت زده شده‌اندبلکه ستایش‌هایی نیز که از سمت آشنایان و خانواده به طرف آن‌ها سرازیر شده است نیز موجب تعجب‌شان شده است.امیدوارم از معرفی این 3 کتاب لذت ببرید</description>
                <category>Nabroman</category>
                <author>Nabroman</author>
                <pubDate>Tue, 03 Dec 2019 12:42:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی  رمان یغمای بهار</title>
                <link>https://virgool.io/@ketab/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%DB%8C%D8%BA%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1-beodmlchwrgk</link>
                <description>رمان یغمای بهار اثر الف – کلانتریامروز پنجمین خرابکاریه، مراسم چهلم خراب شه دودمان همه رو به باد  می‌دم.صدای فریادش آن‌قدر گویا و رسا بود که صدا از هیچ‌کس در  نمی‌آمد.معمولاً از زمانی که برگشته بود..صدای فریادش آن قدر گویا و رسا بود که صدا از هیچ کس در نمی آمد.از زمانی کهًمعمولابرگشته بود، صدایش به گوش کسی نمی رسید و ذات کمحرفش با خارج رفتن هم عوض نشده بود.سر همه پایین بود و کسی آتش گرفتن خرمن گندم را گردن نمی گرفت.دندان قروچه ای کرد و نفرتش از این ملک و خان بودن را سر آن ها خالی کرد:_وای به روز کسی که بدونم تموم این خرمن سوزوندنا ،زیر سر اونه.نگاهش روی تک تک رعیت چرخید و بی حرف به طرف سررر سرررای خانهرفت.در آشپزخانه صدای دیگ های ُچدن و مس به هوا بود و هر کس مشغول کاریبود.چهلم هدایت خان بود و کل بزرگان دعوت بودند.به دلیل مرگ ناگهانی پدرش هدایت خان، با تلگرافی به ایران بازگ شت و جاییباید می ماند که برای رهایی؛ قید خان بازی و ثروت و زمین ها را زد و برایدرس خواندن به امریکا رفت.ماه منیر که پشت در اندرونی فالگوش ایستاده بود اما چیزی دستش را نگرفت،با لب هایی آویزان به سمت مطبخ رفت.منبع : کتاب</description>
                <category>Nabroman</category>
                <author>Nabroman</author>
                <pubDate>Mon, 04 Nov 2019 07:49:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عشقی به لطافت باران</title>
                <link>https://virgool.io/@ketab/%D8%B9%D8%B4%D9%82%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%84%D8%B7%D8%A7%D9%81%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-qemwiqusqm3o</link>
                <description>دانلود رمان عشقی به لطافت باران با لینک مستقیم و رایگاننویسنده:  نسرین قدیری ژانر:  عاشقانهخلاصه:باغ حسام چشم اندازی بسیار زیبایی داشت و با وجود نزدیکی به میدان تجریش ،از آب و هوای دگرگونه ای برخوردار بود .باغ در سراشیبی یکی از خیابان های فرعی دربند،در جعفر آباد واقع بود .سراسر ضلع جنوبی ان مجاور رودخانه ی بزرگ و عمیق میان سعد آباد و جعفر آباد قرار داشت..حسام شریفی ،با وجود کار و مشغله ی فراوانی که داشت ساعتهای متمادی  همراه با باغبانش در باغ بزرگ منزلش می پلکید و به گلها و گیاهان مورد  علاقه اش رسیدگی می کرد .او این باغ را با تمام درختان سرسبز و تنومندش و با تمام گلهای زیبا و عطر آگینش می پرستیدو به آن عشق می ورزید در وسط باغ عمارت اصلی قرار داشت که ساختمانی بزرگ و مجهز بود .دو سالن پذیرایی وسیع و مجاور هم که با پله های مفروش و پهن به اتاق  خوابهای بسیار شیک و متعدد که همگی چشم اندازهای قشنگی داشتند ،ختم می شد</description>
                <category>Nabroman</category>
                <author>Nabroman</author>
                <pubDate>Sat, 12 Oct 2019 15:17:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تنها یک بار پرواز کن</title>
                <link>https://virgool.io/@ketab/%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7-%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D9%86-bjtxdjdemsra</link>
                <description>دانلود رمان تنها یک بار پرواز کن با لینک مستقیم و رایگاننویسنده:  نسرین قدیریصفحات: 254خلاصه:داستان در مورد عشق یک مادر و دختر به یک مرد می باشد و اتفاقاتی که در این بین می افتدقسمتی از رمان:نگاه مات و سرگردانش را به صورت جوان و عاشق دخترش دوخته بود و نمی دانست چه پاسخی به او بدهد.دخترک با چشم های آرزومند و زیبایش که نم اشک آن را پوشانده بود،بی صبرانه مادرش را نگاه می کرد و منتظر واکنشی از سوی او بود.دریا که توان دید آن همه التهاب و هیجان را در فرزندانش نداشتو از ته دل نگران او بود،لبخندی ساختگی بر لب آورد و گفت : « هرچی بگی و هر کاری که بخوای برات انجام می دم.به شرطی که اونقدر خودتو اذیت نکنی و اینقدر عذاب نکشی،باشه؟»ماهان چشم های سیاه و نگرانش را به مادرش دوخت و دوباره پرسید : « مامان، میگی چکار کنم؟</description>
                <category>Nabroman</category>
                <author>Nabroman</author>
                <pubDate>Sat, 12 Oct 2019 15:15:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دانلود رمان سلام بر ابراهیم (جلد اول)</title>
                <link>https://virgool.io/@ketab/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%D8%AC%D9%84%D8%AF-%D8%A7%D9%88%D9%84-m2imxi2mhnre</link>
                <description>«سلام بر ابراهیم» کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی است.این کتاب زندگی‌نامه و خاطرات پهلوان بیمزار شهید ابراهیم هادی است.این کتاب علاوه بر زندگی‌نامه‌ای مختصر، ۶۹ خاطره از دوستان و اعضای خانواده این شهید بزرگوار و مفقودالاثر جمع‌آوری کرده است.این نوشتار حاصل بیش از پنجاه مصاحبه از خانواده، یاران و دوستان آن شهید استکه همگی نگارنده را در گردآوری این مجموعه ارزشمند یاری رساندنددر بخشی از این رمان می‌خوانیم:به همراه چند نفر از دوستان نشسته بودیم و در مورد ابراهیم صحبت  می‌کردیم. یکی از دوستان که ابراهیم را نمی‌شناخت تصویرش را از من گرفت و  نگاه کرد. بعد با تعجب گفت: شما مطمئن هستید اسم ایشون ابراهیمه!؟با تعجب گفتم: خُب بله، چطورمگه؟!گفت: من قبلاً تو بازار سلطانی مغازه داشتم. این آقا ابراهیم دو روز در  هفته سَر بازار می‌ایستاد. یه کوله باربری هم می‌انداخت روی دوشش و بار  می‌برد. یه روز بهش گفتم: اسم شما چیه؟گفت: من رو یدالله صدا کنید!گذشت تا چند وقت بعد یکی از دوستانم آمده بود بازار، تا ایشون رو دید با تعجب گفت: این آقا رو می‌شناسی!؟گفتم: نه، چطور مگه!گفت: ایشون قهرمان والیبال وکشتیه، آدم خیلی باتقوائیه، برای شکستن نفسش  این کارها رو می‌کنه. این رو هم برات بگم که آدم خیلی بزرگیه! بعد از آن  ماجرا دیگه ایشون رو ندیدم!منبع ناب رمان</description>
                <category>Nabroman</category>
                <author>Nabroman</author>
                <pubDate>Sun, 29 Sep 2019 17:13:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دانلود رمان عشق از سوی اجبار</title>
                <link>https://virgool.io/@ketab/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%A8%D8%A7%D8%B1-wwqdu7bemglx</link>
                <description>نویسنده:پریا.جتعداد صفحات:417سوزان دختریه که پدرش به زور مجبورش میکنه با پسری به اسم اردلان ازدواج  کنه ولی اون عاشق یکی دیگس و از اردلان متنفره سوزان بعد از مدتی متوجه  میشه که سام …قسمتی از رمانمن:سوسن نمي دوني اسمش چيهسوسن با تعجب به من نگاه کردسوسن:ي.يع.يعني تو اسمشو….‌.من:هه نه حتي اونم نمي دونم خنده داره نه چمدونمو برداشتم و به سرعت خودمو رسوندم به دربابا:خوووبببب اينو تو گوشت فرو کن تا وقتي که شوهرتو قبول  نداشته باشي حق نداري پاتو توي اين خونه بزاري دوباره بقضم گرفت ولي سريع  از خونه رفتم بيرون دم در يه آزاراي مشکي وايساده بود وايسادم تا بياد که  ازارا يه بوق برام زد هيچ توجهي نکردم که يکي اومد پايين زير چشمي نگاش  کردم خودش بود يعني از اين بچه متصلاس يا خودش خر پوله اصلا فکرشو نمي کردمپسره:به به خانم خودم چمدونو بده من و برو سوار شو با نفرت بهش نگاه کردم و چمدونمو از دستش کشيدممن:لازم نکرده چلاق نيستم خودم ميتونم و سريع رفتم سمت در عقب و سوار شدم اونم سوار شد-ميومدي جلو عزيزممن:من کيه تو باشم که بيام جلوو-ممممم وايسا فکر کنم خواهرمي نه دختراي ولگرد خيابوني نه آهاا يادم اومد زنمي ديگهمثلا ميخواست با اين حرفش خوردم کنه ولي غلط ميکنهمن:اااا نه بابا سندش کو اصلا سندو ول کن اسمت چيه هه من حتي اسمتم نمي دونم اقاي به نسبت خوش خيال-اهااااا عزيزم زود تر ميگفتي يعني سورن نگفته بهت اشکال نداره اسمم اردلانهمنبع : ناب رمان</description>
                <category>Nabroman</category>
                <author>Nabroman</author>
                <pubDate>Sun, 29 Sep 2019 17:08:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دانلود رمان تالار نحس</title>
                <link>https://virgool.io/@ketab/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%AD%D8%B3-d3tadkxqnsbb</link>
                <description> رمان تالار نحسنویسنده:الناز دادخواهتعداد صفحات:475خلاصه رمان :مگان دختري يتيمي كه به مدرسه شبانه روزي فرستاده ميشه كه اين مدرسه در گذشته محلي براي مبارزه با شياطين بوده.با ورود مگان و حضور ناخواسته اش به طبقه ممنوعه مدرسه حضوري شيطاني شروع به تعقيبش ميكنه…منبع : ناب رمان</description>
                <category>Nabroman</category>
                <author>Nabroman</author>
                <pubDate>Wed, 25 Sep 2019 09:21:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دانلود رمان فصل نرگس</title>
                <link>https://virgool.io/@ketab/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%B5%D9%84-%D9%86%D8%B1%DA%AF%D8%B3-m2ujz8fl9nmq</link>
                <description>گذر زمان، نمی‌تواند رد پای گذشته را از ساحل سرنوشت کسی پاک کند، فقط می‌تواند انسانرا با نگاه به آینده، اندکی از یاد گذشته غافل و به آینده معطوف سازد.انتظار برای بازگشت دلبند، چه نتیجه‌ای دارد؟ماجرای نوجوانیست که در راه بازگشت به خانه‌اش، با دختری برخورد می‌کند و در این دیدار کوتاه،اتفاقاتی رخ می‌دهد که موجب ماندگارشدن آن دختر در ذهن پسر می‌شودقسمتی از رمان  :ست در جیب شلوار جین مشکی‌اش فرو برد و به این فکر کرد که چه خوب است که می‌توانندفرم مدرسه را بپیچانند و با پیراهن‌ها و شلوارهای مورد علاقه‌شان بیایند و بروند و کسی همبه آن‌ها نگوید بالای چشمتان ابروست. کیف مشکی‌اش را روی یکی از صندلی‌های خالی ایستگاهانداخت و از جیب مخفی پشت کوله‌اش، موبایل و هندزفری‌اش را بیرون کشید. بلااستثنا تمام بچه‌هایمدرسه‌شان گوشی می‌آوردند و آن‌هایی هم که به نظر می‌آمد بچه‌های مثبت و قانونمندی هستند،ظاهر قضیه بودند و آن زیرزیرها کارهای خیلی‌خیلی خوبی می‌کردند.با همان لبخند روی لبش، درحالی‌که سیم را وصل می‌کرد و دنبال آهنگ مورد نظرش که دیشببرایش فرستاده بودند می‌گشت، به حرف‌های احسان گوش سپرده بود.– امروز چندتا رو حوصله دارین؟روی آهنگ I Like Me Better توقف کرد و لمسش نمود. صدای بی‌آزار موسیقی و خواننده درگوشش پخش شد، به موبایلش نگاهی انداخت که 32% شارژ داشت. در جیب راست شلوارشقرارش داد و روی همان صندلی پوسیده و بی‌رنگ‌وروی ایستگاه که کیفش را روی آن انداخته بود،نشست و درحالی‌که سرش را با ریتم ترانه آرام جلو و عقب می‌کرد، گوشه‌ی دماغش را کمی خاراندو باز حواسش متوجه کیان شد که در خطاب احسان می‌گفت:– من که اوضاع و احوالم داغونه، می‌خوام برم خونه.منبع: ناب رمان</description>
                <category>Nabroman</category>
                <author>Nabroman</author>
                <pubDate>Mon, 23 Sep 2019 22:46:41 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>