<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های الهه دانش منش</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ketabname</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 15:11:25</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1107340/avatar/JGjXh2.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>الهه دانش منش</title>
            <link>https://virgool.io/@ketabname</link>
        </image>

                    <item>
                <title>وعده باغ بهشتی! انتهای به بن بست رسیدن!</title>
                <link>https://virgool.io/@ketabname/%D9%88%D8%B9%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%BA-%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D9%86-%D8%A8%D8%B3%D8%AA-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D9%86-u0jufdpzbqkr</link>
                <description>قاعده ۸ از چهل قاعده شمس تبریزی:هیچ‌گاه نومید مشو. اگر همه درها هم به رویت بسته شوند، سرانجام او کوره  راهی مخفی را که از چشم همه پنهان مانده، به رویت باز می‌کند. حتی اگر  هم‌اکنون قادر به دیدنش نباشی، بدان که در پس گذرگاه‌های دشوار باغ‌های  بهشتی قرار دارد. شکر کن! پس از رسیدن به خواسته‌ات شکر کردن آسان است.  صوفی آن است که حتی وقتی خواسته‌اش محقق نشده، شکر گوید.مولوی (جلال‌الدین محمد)،چهل قانون عشق ، الیف شفاک </description>
                <category>الهه دانش منش</category>
                <author>الهه دانش منش</author>
                <pubDate>Thu, 30 Sep 2021 11:24:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>طبقه پایین! انسان برابر</title>
                <link>https://virgool.io/@ketabname/%D8%B7%D8%A8%D9%82%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1-cnmm61war6os</link>
                <description>در سراسر تاریخ مکتوب، و شاید از پایان عصر نوسنگی، سه گونه آدم در دنیا بوده اند:بالا، متوسط، پایین... که هدف های این سه گروه کاملا سازش ناپذیر است.هدف طبقه بالا، اینست که سر جای خود بماند،هدف طبقه متوسط، این است که جای خود را با طبقه بالا عوض کند،هدف طبقه پایین، زمانی که هدفی داشته باشد، اینست که تمایزات را در هم شکسته و جامعه ای بیافریند که در آن همه انسان ها برابر باشند.خصلت پایدار طبقه پایین اینست که خرکاری چنان از پا درش می آورد که جز به تناوب، از آنچه بیرون از زندگی روزمره است آگاهی ندارد.? درباره «1984» اثر جورج اورول</description>
                <category>الهه دانش منش</category>
                <author>الهه دانش منش</author>
                <pubDate>Tue, 28 Sep 2021 19:54:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اندوه تلخ</title>
                <link>https://virgool.io/@ketabname/%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D9%87-%D8%AA%D9%84%D8%AE-adx2ajo5bpch</link>
                <description>جبران خلیل جبران از آن دسته شاعران و نویسندگانی به شمار می‌رود که به علت  اینکه در نوشته‎هایش عشق پاک و عارفانه همواره به چشم می‌خورد، معروف است.  جبران در مجموع آثارش هم به روی زندگی خندیده و هم گریسته، هم افسوس خورده  و هم رشک برده که همگی نشانه نگاه انسانی او به زندگانی و فراز و فرودهایش  است و شاید این همان راز جاودانگی و ماندگاری این هنرمند لبنانی باشد.گزیده ای از سخنان حکیمانه جبران خلیل جبران: &quot;تلخ ترین اندوه های ما، یادآوری شادی های گذشته ی ماست&quot;ارزش انسان به چیزی که به آن دست می یابد نیست ،بلکه به هدفی است که میل وصول به آن رادارد...جبران خلیل جبران</description>
                <category>الهه دانش منش</category>
                <author>الهه دانش منش</author>
                <pubDate>Thu, 23 Sep 2021 11:39:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>محبوب من</title>
                <link>https://virgool.io/@ketabname/%D9%85%D8%AD%D8%A8%D9%88%D8%A8-%D9%85%D9%86-fmhzj4v6wdai</link>
                <description>محبوب من! سر به کجا بگذارم که یاد شما در آنجا نباشد. کدام هوا را تنفس کنم که هوای شما نباشد. در کدام غروب نقشی از صورت شما نیست. کدام خورشید در نگاه شما طلوع نمی‌کند. کجا بروم که شما آنجا نباشید. گیلاس‌های باغچهٔ خانهٔ پدری‌ام هنوز به خاطر شما می‌رسند و سیب‌ها به خاطر شما سرخ می‌شوند.              </description>
                <category>الهه دانش منش</category>
                <author>الهه دانش منش</author>
                <pubDate>Thu, 23 Sep 2021 11:17:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کرانه ی زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@ketabname/%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-vkvnquak7vx5</link>
                <description>برای هر کسی یک اسم در زندگی‌اش هستکه تا ابد هر جایی بشنودناخودآگاه بر می‌گردد به همان سمتْ،یا از رویِ ذوق،یا از روی حسرت و یا از روی نفرت...هاروکی موراکامی،چاپ چهاردهم از کافکا در کرانه</description>
                <category>الهه دانش منش</category>
                <author>الهه دانش منش</author>
                <pubDate>Thu, 23 Sep 2021 11:05:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>1984</title>
                <link>https://virgool.io/@ketabname/%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-i6xhadnvvgti</link>
                <description>جرج اورول کتاب ۱۹۸۴ را استادانه نوشته و موضوعات مختلف را بسیار زیبا به  همدیگر وصل می‌کند. پیش‌بینی‌های اورول بسیار جسورانه است و نوشته های او  در مورد دغدغه‌های فکری انسان، ترس، امید، وجه تاریک قدرت، جدال دروغ و  حقیقت، و… بسیار دقیق هستند.پاراگرافهایی از کتابوقتی  هیچ نوع اثر خارجی که بتوان برای به یاد آوردن گذشته ها به آن رجوع کرد  وجود نداشته باشد حتی مهمترین وقایع زندگی نیز از خاطر انسان می رود.تا هنگامی که به هوش نیایند نمی توانند دست به انقلاب بزنند و تا هنگامی که انقلاب صورت نگیرد، به هوش نخواهند آمد.آزادی، آزادی ابراز این حقیقت است که دو به اضافه دو چهار شود. اگر این حق اعطا شود، همه حقوق دیگر به دنبال آن تحصیل خواهد شد.هنگامی که انسان، زندگی انسانی ندارد مرگ و زندگی مشابه است.هیچ کس قدرت را به خاطر اینکه آن را از میان ببرد در دست نمی گیرد...? درباره «1984» اثر جورج اورول</description>
                <category>الهه دانش منش</category>
                <author>الهه دانش منش</author>
                <pubDate>Sun, 05 Sep 2021 14:02:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همه فن حریف!</title>
                <link>https://virgool.io/@ketabname/%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%81%D9%86-%D8%AD%D8%B1%DB%8C%D9%81-btrkdmjik45m</link>
                <description>رییس عزیز! این آدم‌ها یک رسم  جالبی دارند که وقتی قرار است بلایی برسد؛ مثلا زلزله بیاید یا جنگ شود، یا  قیمت دلار بالا برود، جهت رفع بلای مذکور سوار ماشینشان شده می‌روند در صف  بنزین می‌ایستند و بلا دور می‌شود!اگر  اتفاق بدی بیفتد؛ خوشحال می‌شوند که اتفاق بدتری نیفتاده و در وضعیتی که  اگر ما بیفتیم با دست خودمان سیاره‌مان را منفجر می‌نماییم اینها با دل  راحت می‌نشینند، شامشان را می‌خورند و امید می‌ورزند به اینکه حقوقشان  می‌رود بالا و قیمت‌ها می‌آید پایین...وسیله دفاعی بیولوژیک | پیمان قاسم‌خانی</description>
                <category>الهه دانش منش</category>
                <author>الهه دانش منش</author>
                <pubDate>Sun, 05 Sep 2021 13:45:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اسفار کاتبان</title>
                <link>https://virgool.io/@ketabname/%D8%A7%D8%B3%D9%81%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%86-ergfdkosraqs</link>
                <description>اسفار کاتبان نخستین رمان از سه گانه ی ابوتراب خسروی است که داستان سعید  پسر مسلمان و اقلیما دختر یهودی است. این دو قرار است تحقیقی درباره ی  قدیسین و تاثیر آنها در رفتار های اجتماعی داشته باشند. انچه این رمان را  از دیگر آثار مشابه متفاوت می کند نحوه ی روایت آن است روایتی که ریشه در  ساختار ادبیات کلاسیک و کهن فارسی دارد ساخت داستان حرکت موازی چند روایت  به همراه یکدیگر است.پاراگرافی از کتاب&quot;به خانه که رسیدم، درِ بزرگِ خانه باز بود.  لنگه های در بر هم افتاده بود. در را باز کردم، محوطه ی باغ مثل همیشه  ساکت بود، هوا ساکن بود، ولی برگ های نارنج می لرزیدند. همه ی مسیر خیابانِ  وسطِ باغ را پیمودم تا به ایوان رسیدم. اقلیما را صدا زدم، چند بار. شکل  تو در توی اتاق ها طوری است که صدا در آن ها طنین برمی دارد، حتی فکر گردم  باید جوابی هم شنیده باشم. انگار صدایی شبیه به صدای اقلیما در هوا ایستاده  بود...&quot;«اسفار کاتبان» اثر ابوتراب خسروی</description>
                <category>الهه دانش منش</category>
                <author>الهه دانش منش</author>
                <pubDate>Sun, 05 Sep 2021 13:43:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دانه الماس جادویی</title>
                <link>https://virgool.io/@ketabname/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%A7%D8%B3-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C-qaujuz9lida2</link>
                <description>نمایش پرنده آبی اثر موریس مترلینگنخستین منزل سرزمین خاطرات است که، در آن، پدربزرگ و مادربزرگ و برادران  کوچک در گذشتۀ خود را باز مى‌بینند؛ زیرا مردگان هم زندگى مى‌کنند؛ آنان  تنها به خواب رفته‌اند و هربار که زندگان آنان را به یاد مى‌آورند بیدار  مى‌شوند: این راز ساده‌اى است که آدمیان از آن بى‌خبرند. سپس به درون کاخ  شب راه مى‌یابند که پر از عجایب است؛ سرانجام، در دل جنگلى‌اند که در آن،  به تحریک ماده‌گربه، درختان که دانۀ الماس به آنها چهره و آوا ارزانى داشته  و جانورانى که به کمکشان آمده‌اند مى‌کوشند تا تیل‌تیل را بکشند؛ لیکن  فداکارى سگ تیل‌تیل نجاتش مى‌دهد.سرزمین خاطرات | پرنده‌ی آبی | موریس مترلینگ</description>
                <category>الهه دانش منش</category>
                <author>الهه دانش منش</author>
                <pubDate>Sun, 29 Aug 2021 12:55:06 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شارون استون</title>
                <link>https://virgool.io/@ketabname/%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%88%D9%86-cbtli11ogob0</link>
                <description>مرد از زن که به شدت احساس زیبایی می‌کرد، پرسید:ـ ببخشید، شما «شارون استون» نیستین؟زن با عشوه گفت: نه ... ولی.و پیش از آن‌که ادامه بدهد، مرد گفت: بله، فکر می‌کردم. چون... زن حرفش را برید، ولی همه می‌گن خیلی شبیهشم. اینطور نیست؟مرد قاطع گفت: نه، همه اشتباه می‌‌کنن. به  خاطر این‌که «شارون استون»، زن خوشگلیه، ولی شما متأسفانه اصلا خوشگل  نیستین. به همین دلیل، من فکر کردم شما نباید «شارون استون» باشین.زن تازه فهمید که رو دست خورده، با عصبانیت فریاد کشید: بی‌شرف! مگه خودت خواهر و مادر نداری؟مرد آرام گفت: چرا. ولی اونها هیچ‌کدوم فکر نمی‌کنن که شبیه «شارون استون» هستن...? داستان کوتاه «سوفیا لورن» | سیدمهدی شجاعی</description>
                <category>الهه دانش منش</category>
                <author>الهه دانش منش</author>
                <pubDate>Sun, 29 Aug 2021 12:24:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حکومت دیکتاتوری فاسد</title>
                <link>https://virgool.io/@ketabname/%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA-%D8%AF%DB%8C%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%81%D8%A7%D8%B3%D8%AF-bmc5tej5g91v</link>
                <description>سور بز | ماریو بارگاس یوسارمان سور بز اثر ماریو بارگاس یوسا، یکی از مهم‌ترین رمان‌نویسان و مقاله‌نویسان معاصر آمریکای جنوبی و از معتبرترین نویسندگان نسل خود است. یوسا که نویسنده کتاب‌های بزرگی مانند: سور بز – جنگ آخرالزمان – سال‌های سگی – گفتگو در کاتدرال و… است، در سال ۲۰۱۰ برنده جایزه نوبل ادبیات شد.خلاصه ای از کتاب:سور بز داستان زندگی تروخیو یکی از بدنام‌ترین و فاسدترین دیکتاتورهای آمریکای لاتین است. کسی که برای ۳۱ سال بر کشور دومینیکن حکومت کرد و هر نوع مخالفتی را سرکوب و از بین می‌برد. یکی از شخصیت‌های کتاب او را «از دستیاران باکفایت شیطان» می‌داند و شخصیتی دیگر او را شیطان می‌خواند.پاراگرافی از رمان:یعنی می‌شد که جمهوری دومینیکن بالاخره یک کشور عادی بشود، مملکتی با مطبوعات آزاد، حکومت منتخب مردم، و دستگاه عدالتی که واقعا لایق این اسم باشد؟ آنتونیو آهی کشید، برای رسیدن به‌این آرزو کلی جان کنده بود و هنوز نمی‌توانست به‌خودش امید بدهد. ( صفحه ۱۵۱)سور بز | ماریو بارگاس یوسا</description>
                <category>الهه دانش منش</category>
                <author>الهه دانش منش</author>
                <pubDate>Thu, 26 Aug 2021 15:59:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حقیقت عشق</title>
                <link>https://virgool.io/@ketabname/%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D8%B9%D8%B4%D9%82-buhueqkfoetd</link>
                <description>نخستین رمان کوندرا، با نام «شوخی» در فرانسه به چاپ رسید، و شهرتی جهانی برای او به ارمغان آورد و به خاطر نگارش این رمان جایزه اتحادیه نویسندگان چکسلواکی را دریافت کرد و رمانش به دوازده زبان ترجمه شد.«شوخی» درسال 1967، منتشر و کوندرا در آن به تقبیح ارزش‌های حاکم بر جامعه توتالیتر می‌پردازد.پاراگرافی از رمان:... از همان اول دقیقا می دانستم که این هوا و هوس نیست.از همین هم ترسیدم.می دانستم که احساسم نسبت به تو حقیقی است.تو حقیقت من بودی و هیچ کاریش نمی توانستم بکنم...شوخی. میلان کوندرا</description>
                <category>الهه دانش منش</category>
                <author>الهه دانش منش</author>
                <pubDate>Wed, 11 Aug 2021 09:50:42 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آنتیگونه</title>
                <link>https://virgool.io/@ketabname/%D8%A2%D9%86%D8%AA%DB%8C%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-phovqu7tveok</link>
                <description>نمایش‌نامة «آنتیگونه» اثر «سوفوکلس»، شاعر تراژدی‌نویس یونان قرن پنجم میلادی پراگرافی از کتاب:در یک جانب آنتیگونه، دختر جوان ایستاده است و در جانب دیگر گرئون، شاه قدرتمند و خودکامه و در میان این دو پیکر بی‌جان پولونیکس به دشمن میهن و برادر آنتیگونه، که شاه بر آن است تا خورش زاغانش سازد، اما خواهرش تصمیم دارد تا با مراسم دینی برادر را به خاک بسپارد. در این درام پیروزی بهرة هیچ‌یک از دو حریف نمی‌شود، زیرا آنتیگونه جان خویش را بر سر مهر خواهری می‌بازد و کرئون نیز شاهد فروپاشی خاندان خویش است.تراژدی آنتیگونه [Antigone] اثر سوفوکلس(سوفوکل)</description>
                <category>الهه دانش منش</category>
                <author>الهه دانش منش</author>
                <pubDate>Wed, 11 Aug 2021 09:30:03 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>